WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:05.019
‫<font color="#ffff80">ما به بچه ها بعد از مراجعه به پزشک
‫برچسب و آب نبات چوبی میدیم</font>

00:00:05.044 --> 00:00:07.112
.‫ حمله خرس ، پارک ایالتی لانگفلو

00:00:07.146 --> 00:00:08.580
.‫ من پیداش کردم. بازوی همسرش خرد شده

00:00:10.301 --> 00:00:11.049
‫ اسکات؟   اسکات؟

00:00:11.083 --> 00:00:12.784
!‫ اسکات

00:00:12.852 --> 00:00:15.719
‫<font color="#ffff80"> ما به خاطر چهره شجاعانشون
.‫بهشون تبریک میگیم</font>

00:00:15.744 --> 00:00:16.885
!‫ اسکات

00:00:18.457 --> 00:00:20.158
‫<font color="#ffff80"> سوزنهای داخل بازوهایشان</font>

00:00:20.192 --> 00:00:23.295
‫<font color="#ffff80"> غریبه هایی که برای یافتن علائم بیماری
.‫بدنهایشان را بازرسی میکنند</font>

00:00:23.629 --> 00:00:26.097
<font color="#ffff80"> بفرما چندتا آبنبات بچه جون
.‫ سعی کنی لبخند بزنی</font>

00:00:31.003 --> 00:00:33.004
‫<font color="#ffff80"> ما این کار را برای بزرگسالان
.‫هم انجام میدیم</font>

00:00:33.039 --> 00:00:34.198
‫ - تو هلم هستی؟
...‫ - آیا این

00:00:34.222 --> 00:00:35.593
‫ این دماغه، میتونی برسونیش به دکتر اوری ؟

00:00:36.409 --> 00:00:38.920
‫<font color="#ffff80">بی ادبانه تلقی میشه اگر
‫درمورد تشخیص سرطانتون</font>

00:00:38.945 --> 00:00:40.636
‫<font color="#ffff80">درطول یک مهمانی شام صحبت کنید</font>

00:00:44.091 --> 00:00:46.826
‫<font color="#ffff80"> شما باید لبخند بزنید و
‫گفتگوهای کوچک داشته باشید</font>

00:00:46.851 --> 00:00:49.141
‫<font color="#ffff80"> آبنبات چوبی نامرئیتون را مک بزنید</font>

00:00:52.800 --> 00:00:56.736
‫<font color="#ffff80">چون بنا به دلایلی، یکی مدتها
‫پیش تصمیم گرفته</font>

00:00:56.770 --> 00:00:59.105
...‫<font color="#ffff80"> که درد را بی‌ادبانه بخوانه</font>

00:01:00.307 --> 00:01:04.610
‫<font color="#ffff80">که پنهان کردنش، و پنهان شدن
.‫ ازش، منطقیتر باشه</font>

00:01:10.818 --> 00:01:12.051
‫<font color="#ffff80"> اینجوری نیست</font>

00:01:12.086 --> 00:01:13.353
‫<font color="#ffff80"> این یک دروغه</font>

00:01:13.378 --> 00:01:17.415
‫<font color="#ffff80"> دروغی که هم تسکینمون
‫میده و هم نابودمون میکن</font>

00:01:21.458 --> 00:01:23.065
‫ متی؟

00:01:23.397 --> 00:01:25.401
‫ میتونی برام یه سودا بیاری؟

00:01:31.651 --> 00:01:32.985
.‫- باشه باشه
.‫ - باشه

00:01:33.010 --> 00:01:34.244
.‫خیلی خب

00:01:35.906 --> 00:01:37.229
.‫باشه

00:01:40.154 --> 00:01:41.687
...‫میدونم که گفتید هیچ دارویی، اما

00:01:41.712 --> 00:01:43.813
‫ من با دکتر رایلی حرف میزنم

00:01:46.465 --> 00:01:49.643
‫ممکنه با آسیب شناسی برای
‫ گرفتن نتایج آزمایشگاه تماس بگیرید

00:01:49.668 --> 00:01:52.051
‫ میتونیم یه چیزی برای حالت تهوع
‫بهش بدیم ، لطفا؟

00:01:52.076 --> 00:01:54.371
...‫ ما علائم را سرکوب نمی کنیم

00:01:54.396 --> 00:01:55.535
‫ ما مطالعشان میکنیم

00:01:55.560 --> 00:01:56.760
.‫ باشه، اما اون داره زجر میکشه

00:01:56.785 --> 00:01:59.187
‫ زجر کشیدن بهتر از مردنه

00:01:59.212 --> 00:02:03.148
.‫ ما باید تشخیص بدیم دلوکا

00:02:03.173 --> 00:02:04.473
.‫ روش را ادامه بده

00:02:16.683 --> 00:02:20.081
<i>‫آناتومی گری
‫فصل 16 قسمت 14</i>

00:02:27.455 --> 00:02:30.815
‫<i>این قسمت
‫« یک تشخیص »</i>

00:02:32.675 --> 00:02:35.511
‫<i>لینک: لطفاً بذار بدونم که حالت خوبه</i>

00:02:37.171 --> 00:02:39.967
...‫ فکر کردم بچه ممکنه گشنش باشه

00:02:40.002 --> 00:02:41.811
‫ حتی اگر تو نباشی

00:02:47.013 --> 00:02:51.317
‫ تو مطمئنی که نمیخوای، یه دکتر
‫بفرستیم تا معاینت کنه؟

00:02:51.342 --> 00:02:52.585
‫یک پزشک زنان

00:02:52.619 --> 00:02:54.387
‫یک جراح ارتوپد؟

00:02:54.455 --> 00:02:56.784
‫ نه ، اما متشکرم

00:03:01.095 --> 00:03:02.495
‫ آملیا

00:03:02.563 --> 00:03:04.797
‫ مگی

00:03:05.194 --> 00:03:05.959
، همین اخیراً

00:03:05.984 --> 00:03:07.896
‫تو از یک مسئله‌ای عبور کردی

00:03:09.082 --> 00:03:11.250
‫ و در اتاقت مخفی شدی

00:03:11.505 --> 00:03:14.941
‫ و جفتِ غذا و همراهی را رد کردی

00:03:14.975 --> 00:03:18.010
‫ و ما همیشه هر روز میخواستیم که
‫تو را غرق در عشق کنیم

00:03:18.045 --> 00:03:20.016
...‫ اما تو در را قفل کردی و

00:03:21.315 --> 00:03:25.785
‫ و ما با بی میلی به خواستت برای
‫ حفظ حریم خصوصی احترام گذاشتیم

00:03:26.230 --> 00:03:28.154
‫ من از این بابت قدردانی کردم

00:03:29.176 --> 00:03:30.410
‫ لازمش داشتم

00:03:32.185 --> 00:03:33.185
.‫ خوب

00:03:33.210 --> 00:03:34.989
...‫نان تست را بخور

00:03:36.062 --> 00:03:37.825
‫تا بذارم راحت باشی

00:03:45.405 --> 00:03:47.106
‫هنوز آپارتمان مناسب پیدا نکردی؟

00:03:47.141 --> 00:03:49.075
‫ من بیخیال مناسب شدم

00:03:49.109 --> 00:03:52.131
.‫ الان به یه زمین و چهار تا دیوار راضیم

00:03:52.859 --> 00:03:55.726
‫ مگر اینکه تجدید نظر کرده باشی
.‫و بگذاری پیشت بمونم

00:03:56.169 --> 00:03:57.669
‫ فکر کردم از این گذشتیم

00:03:57.871 --> 00:04:00.305
‫درسته، همینطوره، پس من امشب
‫ یه نگاهی میندازم

00:04:00.330 --> 00:04:01.497
‫ تو میخوای بیای؟

00:04:01.522 --> 00:04:03.623
.‫ امشب؟ اوه ، من نمیتونم ، متاسفم

00:04:03.790 --> 00:04:05.791
‫ نمیتونی چون فکر میکنی من محتاجم

00:04:05.826 --> 00:04:07.927
...‫- و تو مخفیانه بالاتر از منی یا
‫- نه

00:04:07.961 --> 00:04:11.264
‫ ام، والدینم در شهرند درواقع

00:04:11.298 --> 00:04:13.114
‫ اوه

00:04:13.138 --> 00:04:14.739
‫ بالاخره میتونم ببینمشون

00:04:14.773 --> 00:04:16.441
‫ اوه نه، تو این را نمیخوای

00:04:16.475 --> 00:04:19.711
‫اونا فوق سختگیرند و
‫استانداردهای غیرممکن و خیلی بالایی دارند

00:04:19.745 --> 00:04:22.413
‫ اما موفق باشی
.‫ با اون آپارتمان

00:04:25.985 --> 00:04:27.952
‫ اشمیت برنامه داری امروز کاری کنی

00:04:27.987 --> 00:04:29.507
‫ یا فقط میخوای وایسی و خیره شی؟

00:04:31.264 --> 00:04:33.067
‫ صبح بخیر، جوئی

00:04:33.092 --> 00:04:34.959
‫آماده کمی فیریوتراپی هستی؟

00:04:34.994 --> 00:04:36.094
‫دوباره؟

00:04:36.128 --> 00:04:38.200
.‫هر هشت ساعت

00:04:38.234 --> 00:04:39.297
.‫ باشه

00:04:39.331 --> 00:04:40.651
‫بیا دامنه حرکتیت را بررسی کنیم

00:04:42.935 --> 00:04:44.936
.‫ باشه

00:04:47.862 --> 00:04:50.994
‫فاصله از مرکز 45 درجه
.‫ مثل دو روز گذشته

00:04:52.011 --> 00:04:53.644
‫ من واقعاً حس اینو ندارم

00:04:53.679 --> 00:04:54.762
‫ میتونیم فردا دوباره امتحان کنیم؟

00:04:54.786 --> 00:04:56.414
‫ جویی، اگر هرروز فیزیوتراپیت را انجام ندی

00:04:56.448 --> 00:04:58.449
‫ ممکنه هرگز نتونی دوباره حرکت کنی

00:04:58.517 --> 00:05:00.151
‫ باشه ، برای امروز کافیه

00:05:00.219 --> 00:05:02.220
‫ما بعداً بهت سر میزنیم، جوئی

00:05:02.454 --> 00:05:04.155
‫همین؟

00:05:04.223 --> 00:05:05.433
مشخصه ‫اون دلسرد شده

00:05:05.457 --> 00:05:07.325
‫ پس شما میخواید همینجوری
‫بذارید از زیر کار در بره؟

00:05:07.350 --> 00:05:10.051
‫ نه ، ما باید راهی پیدا کنیم که
‫ کمتر دلهره آور باشه

00:05:13.766 --> 00:05:16.501
‫ هی
‫  خبری از آملیا؟

00:05:16.535 --> 00:05:17.735
‫ نه

00:05:17.803 --> 00:05:19.237
‫ - الکس؟
‫ - نه

00:05:19.271 --> 00:05:21.672
‫دیشب یک حمله خرس بود، شنیدی؟

00:05:21.707 --> 00:05:23.351
‫ اوری بیرون از اردو بوده
...‫و این خرس یهویی

00:05:23.375 --> 00:05:25.676
‫سرو کله اش پیدا میشه و
‫دماغ این مرد را میکنه

00:05:25.711 --> 00:05:27.445
و شریان بازویی زنش را قطع میکنه

00:05:27.479 --> 00:05:29.781
‫ - اوه
‫ - آره

00:05:29.815 --> 00:05:32.417
‫ اما اینکه اینجوری نیست درسته؟

00:05:32.451 --> 00:05:34.425
‫ - چی چجوریه؟
‫- آملیا؟  الکس؟

00:05:34.492 --> 00:05:35.586
‫ من نمیفهمم

00:05:35.621 --> 00:05:37.455
‫ آیا ما خرس داریم لینک؟
‫و خودمون هم نمیدونیم؟

00:05:37.489 --> 00:05:39.424
‫ آیا ما پرسروصدا میخوابیم

00:05:39.458 --> 00:05:41.926
‫ و اونها یهو میپرن و
‫دماغهامون را پاره میکنن؟

00:05:41.960 --> 00:05:44.529
‫ الکس داره با خانوادش یه چیزی را
‫پشت سر میذاره

00:05:44.596 --> 00:05:47.231
‫ که درموردش بهت خواهد گفت
‫وقتی آماده باشه

00:05:47.266 --> 00:05:49.540
‫ چون اون مرد خوبیه و دوستت داره

00:05:49.721 --> 00:05:51.555
‫ و شما تازه ازدواج کردید

00:05:51.722 --> 00:05:53.857
.‫ درسته.  درسته

00:05:54.039 --> 00:05:55.973
‫ و آملیا هم گاهی از این کارها می کنه

00:05:56.008 --> 00:05:57.642
‫ چی؟

00:05:57.676 --> 00:05:59.377
‫صبر کن.  چی؟

00:05:59.445 --> 00:06:02.847
‫خوب ، اون با اووِن یکبار دعوا داشتن
‫ سر بچه دار شدن

00:06:02.881 --> 00:06:04.682
‫ و بعد اون فقط غیبش زد

00:06:04.717 --> 00:06:06.361
‫ و در خانه دوست من استیفانی اردو زد

00:06:06.385 --> 00:06:10.452
‫و دیوونش کرد، اما اون نمیتونست چیزی
‫بهش بگه چون آملیا رئیسش بود ، پس

00:06:11.590 --> 00:06:12.657
‫ اوه

00:06:12.691 --> 00:06:17.439
‫ اما از حق نگذریم اون موقع یک ‫تومور
مغزی وجود داشته ‫که بعد از اون برداشته شده

00:06:17.464 --> 00:06:18.463
‫ فکر میکنی تومور مغزی برگشته؟

00:06:18.497 --> 00:06:20.331
.‫ میتونیم امیدوار باشیم

00:06:21.467 --> 00:06:24.869
‫ خوب، من قراره چیکار کنم؟ ‫ فقط صبر
کنم دنیا بیاد؟ ‫ از اوون و تدی دوری کنم؟

00:06:24.903 --> 00:06:27.004
‫ غذاتو قایم کن، زیپ چادرتو بکش؟

00:06:27.039 --> 00:06:28.973
‫ خیلی غم انگیزه؟

00:06:29.041 --> 00:06:30.508
.‫هرگز

00:06:37.583 --> 00:06:39.550
!‫ صبح بخیر ، دکتر وببر

00:06:39.585 --> 00:06:42.253
.‫این پزشکان به کمک شما احتیاج دارند

00:06:42.287 --> 00:06:45.556
‫ آنها به آموزش بیشتری احتیاج
.‫دارند، به آموزش شما

00:06:45.591 --> 00:06:49.227
‫  ام... ما رو ببخشید

00:06:49.261 --> 00:06:51.996
‫ آه ، آیا تو نگران منی

00:06:52.030 --> 00:06:54.599
‫ چون ازدواجم از هم پاشیده؟

00:06:54.633 --> 00:06:55.863
‫ ریچارد وبر

00:06:55.897 --> 00:07:01.439
تو هدیه ای داری برای کشف ‫استعدادهای
نوظهور و راهنماییشون تا بهترین شدن

00:07:01.473 --> 00:07:04.208
...‫ و بله ، ازدواج شما از هم پاشیده ، و

00:07:04.243 --> 00:07:06.577
.‫البته که من نگرانتم ریچارد

00:07:07.980 --> 00:07:10.781
.‫ من خوبم.  به هرحال متشکرم

00:07:10.816 --> 00:07:12.517
.‫باشه

00:07:12.551 --> 00:07:13.928
‫اما اگر خواستی این
...‫هفته بیا برای شام

00:07:13.952 --> 00:07:15.586
!‫خیلی خب، بیاید بریم

00:07:22.161 --> 00:07:23.761
‫ اسکات بورک دیشب پذیرش شده

00:07:23.829 --> 00:07:25.486
‫ برای پارگیهای سینه

00:07:25.521 --> 00:07:26.664
‫ هموتوراکس سمت چپ

00:07:26.698 --> 00:07:28.766
‫ و جراحات عمیق بافت نرم صورت

00:07:28.800 --> 00:07:30.501
‫ناشی از حمله خرس

00:07:30.536 --> 00:07:31.602
‫برو سر اصل مطلب

00:07:31.637 --> 00:07:33.638
‫ حیوان لعنتی دماغمو کند

00:07:33.672 --> 00:07:36.374
.‫ - و ما آن را داخل دستتون قرار دادیم
.‫ - خیلی خب، اسکات

00:07:36.728 --> 00:07:38.128
‫ آماده ای یه نگاهی بندازیم؟

00:07:38.877 --> 00:07:40.545
.‫ بخشی از زیبایی

00:07:40.579 --> 00:07:41.746
‫ اوه

00:07:42.507 --> 00:07:45.483
‫ پس، این قراره همینجوری اونجا بنشینه؟

00:07:45.517 --> 00:07:46.671
‫ برای چه مدت؟

00:07:46.706 --> 00:07:48.586
‫خوب، ما احتیاج داریم اول زخمهای
‫صورتت بهبود یابد

00:07:48.620 --> 00:07:49.954
‫ قبل از اینکه بتونیم دوباره متصلش کنیم

00:07:50.022 --> 00:07:51.255
‫ جریان خون بسیار خوبی

00:07:51.290 --> 00:07:53.491
‫ از شریان شعاعی وارد اینجا میشود

00:07:53.525 --> 00:07:55.993
‫ و این باعث میشه که تا وقتی
‫ آماده اتصال دوباره باشیم، باقی بمونه

00:07:56.028 --> 00:07:59.597
‫ و... همسرم ، ریچل؟

00:07:59.665 --> 00:08:01.966
‫ میتونم ببینمش؟

00:08:02.000 --> 00:08:04.202
‫باشه، میتونی انگشتهامو فشار بدی؟

00:08:04.236 --> 00:08:07.189
‫باشه، او هنوز در پخش اعصاب میانی ضعف داره

00:08:07.223 --> 00:08:08.639
‫ باشه ، ریچل

00:08:08.674 --> 00:08:10.575
‫ما دیشب شریانها را ترمیم کردیم

00:08:10.609 --> 00:08:14.184
‫ اما امروز باید برای جلوگیری
‫از عفونت یک شستشو انجام بدیم، باشه؟

00:08:14.680 --> 00:08:18.449
‫ ما ، اوه... ما تازه بیدار شده بودیم

00:08:18.474 --> 00:08:21.309
.‫ و اسکات می خواست قهوه درست کنه

00:08:21.334 --> 00:08:25.905
‫ و یهو سرو کله یک خرس پیدا شد

00:08:26.077 --> 00:08:28.312
‫ یک خرس بزرگ

00:08:28.553 --> 00:08:30.454
‫ و اس-اسکات پرید جلوی من

00:08:30.784 --> 00:08:32.530
‫ سعی کرد ازم محافظت کنه

00:08:32.564 --> 00:08:34.760
‫ او برای من پرید جلوی یک خرس

00:08:34.794 --> 00:08:36.841
‫آره
‫  و خبر خوب این که

00:08:37.092 --> 00:08:40.063
‫ما بینی او را پیدا کردیم و تونستیم
‫نجاتش بدیم، باشه؟

00:08:40.739 --> 00:08:43.040
‫ میخواید شما را به دیدنش ببریم؟

00:08:43.909 --> 00:08:45.341
‫ ریچ؟

00:08:45.877 --> 00:08:48.546
‫ اوه خدای من.تو خیلی منو ترساندی

00:08:50.682 --> 00:08:51.983
‫- حالت خوبه؟
‫ - آره

00:08:52.017 --> 00:08:53.184
‫عاشقتم

00:08:53.218 --> 00:08:54.518
.‫خیلی عاشقتم عزیزم

00:08:54.553 --> 00:08:56.053
‫خدایا

00:08:58.423 --> 00:09:00.258
‫ پرستار کارن

00:09:00.292 --> 00:09:02.203
‫هیچ نظری دارید که کنسول بازی
‫ویدیویی ممکنه کجا باشه؟

00:09:02.227 --> 00:09:04.362
‫ من یک بیمار دارم که نمیخواد
‫فیزیوتراپیشو انجام بده

00:09:04.396 --> 00:09:05.529
‫ و فکر کنم این شاید کمک کنه

00:09:05.564 --> 00:09:07.665
.‫- بگذار ببینم
.‫ - متشکرم

00:09:10.068 --> 00:09:13.271
نظری داشتی بری در تجارت بازی
‫وقتی تخصص کودکان را میگرفتی؟

00:09:13.296 --> 00:09:14.765
‫اگر میرفتم میتونستم بین
بچه هام خیلی محبوب شم

00:09:14.790 --> 00:09:16.983
‫ تنها کاری که آنها میخوان انجام
‫بدن بازی ویدیوییه

00:09:17.008 --> 00:09:19.967
فکر کنم ممکنه فقط بالای سرشون
را ببینم ‫تا وقتی 25 سالشون شه

00:09:19.992 --> 00:09:21.245
‫شما بچه ها رو چی کار میکنید؟

00:09:21.280 --> 00:09:23.170
‫ما داریم یک روز
‫برای جراحی رایگان

00:09:23.195 --> 00:09:26.284
‫روی افرادی که توانایی پرداخت
‫بیمه ندارند برگزار میکنیم

00:09:26.318 --> 00:09:27.473
‫ آه  خوبه

00:09:27.507 --> 00:09:31.922
‫اوه ،اونجا یک اتاق بازی در
‫طبقه چهارم وجود داره

00:09:31.957 --> 00:09:33.524
‫ چی، شبیه یک اتاق کامل
فقط برای فیزیوتراپی؟

00:09:33.592 --> 00:09:35.203
‫ خب، نه دقیقاً فقط یک اتاق برای اینکه

00:09:35.227 --> 00:09:36.771
‫هی، هی، تو فرد را یادته

00:09:36.795 --> 00:09:38.162
‫ اوه ، متاسفم ، فرانک... فرد مرسر؟

00:09:38.230 --> 00:09:39.607
‫ تو دو سال پیش روی اون اَپی کردی

00:09:39.631 --> 00:09:40.631
‫ یادت میاد؟

00:09:40.666 --> 00:09:42.767
‫یه جورایی وسط یه مکالمه بودیم رفیق

00:09:43.377 --> 00:09:44.710
‫<i>یه ثانیه بهم وقت بده</i>

00:09:44.939 --> 00:09:46.673
‫<i>تو باید کمی احترام یاد بگیری</i>

00:09:46.885 --> 00:09:48.485
‫ - تو ایتالیایی صحبت می کنی؟
‫ - تو ایتالیایی صحبت می کنی؟

00:09:49.741 --> 00:09:51.876
‫ - گفتی طبقه چهارم؟
...،‫  - آره ، اون

00:09:51.910 --> 00:09:53.542
‫ بین اتاق آبی و سبزه

00:09:53.566 --> 00:09:54.612
.‫ باشه.  متشکرم

00:09:54.646 --> 00:09:55.883
‫و ، اوه ، روی من حساب کنید برای اون

00:09:55.908 --> 00:09:57.119
‫ - روز جراحی رایگان باشه؟
!‫ - آره

00:09:57.143 --> 00:09:59.093
‫ - اونم وارد کن بله
‫- هی ، فرد مرکر ، باشه؟ با من بمان

00:09:59.117 --> 00:10:00.928
‫من داشتم برخی سخنرانیهایی
‫ که ارائه داده بودی را مرور میکردم

00:10:00.952 --> 00:10:02.453
‫ تو گفته بودی که او حساسیتهای
‫بعد از عمل داشت

00:10:02.521 --> 00:10:03.731
‫ و ناهنجاری های الکترولیتی

00:10:03.755 --> 00:10:06.123
‫ حالا من باید بفهمم که اگه  آپاندیس او
‫ تومور کارسینوئیدی داشته

00:10:06.158 --> 00:10:08.503
‫ چون تا الان دو تا علامت
‫مشترک با سوزان بریتلند داره

00:10:08.527 --> 00:10:10.305
‫ پس فکر می کنم ممکنه سوزان
‫ یک تومور کارسینوئیدی داشته باشد

00:10:10.329 --> 00:10:12.045
‫ و میدونی، ما فقط نمیتونیم ببینیمش

00:10:12.079 --> 00:10:13.798
.‫ باشه

00:10:13.832 --> 00:10:16.100
‫تو در حال مرور متن سخنرانی های قدیمی منی؟

00:10:16.134 --> 00:10:18.012
‫ خب آره، من دارم متن سخنرانی
.‫  همه را مرور میکنم

00:10:18.036 --> 00:10:20.671
‫آخرین بار کِی خوابیدی اندرو؟

00:10:20.706 --> 00:10:22.373
‫ این چه ربطی داره؟

00:10:22.398 --> 00:10:24.699
‫ تو نمیتونی به سوزان کمک کنی اگر خسته باشی

00:10:24.724 --> 00:10:26.859
.‫ تو سه روز پیش داروهای سوزان را قطع کردی

00:10:26.884 --> 00:10:28.251
‫ - اوهوم
‫ - به خودت استراحت دادی؟

00:10:28.276 --> 00:10:31.244
‫ ببین میتونی فقط... به سؤال
جواب بدی، لطفا؟

00:10:33.062 --> 00:10:35.863
‫من فکر کنم حساسیت

00:10:35.888 --> 00:10:37.956
‫ سندرم تزریق پروپوفول بود

00:10:37.981 --> 00:10:39.181
.‫  تزریق پروپوفول... باشه

00:10:39.358 --> 00:10:40.868
.‫ - تو میتونی سعی کنی یک CgA بگیری
.‫  - متشکرم

00:10:40.892 --> 00:10:42.293
‫لازم نبود انقدر سخت باشه

00:10:42.327 --> 00:10:44.895
‫ دلوکا ، بیوپسی پریکارد

00:10:44.963 --> 00:10:47.765
.‫ برای سرطان منفی برگشت

00:10:47.799 --> 00:10:49.047
.‫ باشه.  متشکرم

00:10:49.082 --> 00:10:50.601
.‫ببخشید

00:10:50.635 --> 00:10:53.104
‫هیچ پیشرفتی داشته؟

00:10:53.138 --> 00:10:55.406
.‫ هرچیزی که رد می کنم یک پیشرفت است

00:10:55.440 --> 00:10:56.774
‫ آیا در شیفتها کار میکنید؟

00:10:56.808 --> 00:10:58.609
‫ چون اون به نظر خیلی داغون میاد

00:10:58.643 --> 00:11:01.946
‫ تا من بخوام یکی دیگر را به سرعت بیارم

00:11:01.980 --> 00:11:04.915
.‫ممکنه سوزان بمیره،و دلوکا، اون یک ماشینه

00:11:04.950 --> 00:11:08.018
.‫ اون یک ماشین نیست
.‫  اون یک رزیدنته

00:11:08.086 --> 00:11:09.464
‫ و او به نظر میاد که میتونه از
.‫یه استراحت استفاده کند

00:11:09.488 --> 00:11:10.621
‫ اون وسواس شده

00:11:10.646 --> 00:11:13.354
‫ من بهش تکیه کردم

00:11:13.388 --> 00:11:16.550
‫ و زندگی سوزان ممکنه به این
‫ بستگی داشته باشه

00:11:28.101 --> 00:11:29.555
.‫ سام علیک، من زنگ زدم گفتم مریضم

00:11:29.580 --> 00:11:30.446
‫ چی؟

00:11:30.481 --> 00:11:32.548
‫من فکر کردم ما معامله کردیم

00:11:32.583 --> 00:11:34.046
.‫ من از معاملمون کناره می گیرم

00:11:34.081 --> 00:11:36.430
‫ ببین
‫ من از فضا دادن ممنون بودم

00:11:36.454 --> 00:11:38.631
‫ چون من تک فرزند بزرگ شدم

00:11:38.699 --> 00:11:41.601
‫ و من در حل کردن مشکلات به تنهایی بهترم

00:11:41.635 --> 00:11:44.137
‫ اما تو در
‫گله گرگها بزرگ شدی

00:11:44.171 --> 00:11:47.941
‫و گرگها فقط وقتی از گله جدا
‫میشن که بخوان برند و تنها بمیرند

00:11:47.975 --> 00:11:50.443
‫ پس، من از معاملمون کناره میگیرم

00:12:01.159 --> 00:12:02.529
‫ خب، تنها روشی که تا به حال دیدم

00:12:02.553 --> 00:12:04.157
خودت را از یک مارپیچ واقعاً
‫عمیق نجات بدی

00:12:04.191 --> 00:12:07.393
‫ اینه که با هیاهو بپری داخلش
‫ تا زمانی که روی چیزی بیافتی

00:12:07.418 --> 00:12:10.253
‫که این از هر چیزی که درون سرت
.‫اتفاق می افته، سالم تره

00:12:14.869 --> 00:12:18.531
‫ به عنوان یه تک فرزند
‫ تو یک خواهر عالی هستی

00:12:25.040 --> 00:12:26.245
!‫ سلام

00:12:26.313 --> 00:12:30.583
‫شوهر شما ، می خواد شما را ببینه

00:12:30.617 --> 00:12:32.885
‫... من باید برم ، درسته؟

00:12:32.920 --> 00:12:35.188
‫ منظورم اینه که من میرم؟

00:12:35.222 --> 00:12:36.657
اون برای من پرید جلوی یک خرس

00:12:36.681 --> 00:12:38.381
.‫ عزیزم

00:12:38.459 --> 00:12:39.936
‫تو باید دیر یا زود بهش بگی

00:12:39.960 --> 00:12:41.828
‫ - اوه ،خدا
‫ - هلم

00:12:41.862 --> 00:12:43.629
‫ من دوستش دارم باشه؟

00:12:43.664 --> 00:12:46.399
‫ اون شوهرمه، و من دوستش دارم

00:12:46.433 --> 00:12:49.168
‫اما من دیگر عاشقش نیستم

00:12:49.203 --> 00:12:51.337
...‫ من... عاشق برایان هستم و

00:12:52.172 --> 00:12:54.240
ما با هم به دبیرستان میرفتیم

00:12:54.308 --> 00:12:56.075
‫... اوه

00:12:56.110 --> 00:12:57.577
‫ ما دوباره اینترنتی ارتباط برقرار کردیم

00:12:57.611 --> 00:12:59.946
‫ و خب، یک چیز، منجر به چیز دیگری شد

00:13:00.014 --> 00:13:00.947
‫ من قرار بود به اسکات بگم

00:13:00.981 --> 00:13:03.449
‫ در سفر کمپینگ

00:13:03.474 --> 00:13:06.142
...‫من فکر کردم که طبیعت ج

00:13:06.167 --> 00:13:09.102
...‫ برای او دلگرم کننده باشه، و بعد

00:13:09.127 --> 00:13:11.361
‫ و بعد اون پرید جلوی یک خرس برای تو

00:13:11.386 --> 00:13:12.753
‫باید چیکار کنم؟

00:13:12.778 --> 00:13:14.425
‫ منظورم اینه که... چی باید بگم؟

00:13:14.450 --> 00:13:16.504
‫ در حال حاضر هیچ یک از شما
‫به استرس بیشتری احتیاج نداره

00:13:16.529 --> 00:13:18.230
‫ پس ما فقط... بهش اطلاع میدیم

00:13:18.255 --> 00:13:19.623
.‫ که داریم برای جراحی آمادت میکنیم

00:13:19.647 --> 00:13:21.415
‫هلم ، او را برای جراحی آماده کن

00:13:21.440 --> 00:13:23.608
‫ و زبانتو گاز بگیر

00:13:26.422 --> 00:13:28.723
‫ ما زخمهایش را تمیز میکنیم تا
‫به بهبودش کمک کنه

00:13:28.748 --> 00:13:30.081
‫ اما اون خوب میشه

00:13:30.106 --> 00:13:32.641
‫ اما میتونم قبل از اینکه ببریدش
‫ ببینمش؟

00:13:32.666 --> 00:13:34.901
‫روی ویلچر میشینم ، مراقبت میکنم

00:13:34.926 --> 00:13:36.136
‫هرچی که بخواید

00:13:36.160 --> 00:13:39.095
یعنی من نمیدونم چرا که نه

00:13:39.120 --> 00:13:40.721
‫ نه ، من... متاسفم

00:13:40.746 --> 00:13:43.748
‫ اتاق های عمل امروز یک برنامه فشرده دارند

00:13:43.773 --> 00:13:45.908
‫ ام ، اما میتونیم دوباره وقتی
‫کارمون تموم شد خبرتون کنیم

00:13:48.295 --> 00:13:50.463
‫ بهش میگید که من دوستش دارم؟

00:13:55.693 --> 00:13:57.727
.‫ همسرش عاشق یک نفر دیگه است

00:13:58.705 --> 00:14:00.973
.‫ فهمیدم.  باشه

00:14:00.998 --> 00:14:02.665
.‫همسرش عاشق یه نفر دیگه است

00:14:02.690 --> 00:14:04.858
‫ من الان در حالی بهش دروغ گفتم
‫ که یک بینی داخل دستش داره

00:14:04.883 --> 00:14:06.784
‫ چون اون را از یک خرس نجات داده

00:14:06.809 --> 00:14:10.011
‫خیلی خب، خب گاهی اوقات مراقبت از بیمار

00:14:10.036 --> 00:14:11.736
‫ پیچیده است

00:14:14.903 --> 00:14:16.280
‫ سلام خرگوش کوچولوها

00:14:16.305 --> 00:14:17.739
‫ - این مامانه
‫ - اوه ، صبر کن

00:14:17.764 --> 00:14:19.030
‫ این یه کاری میکنه

00:14:19.393 --> 00:14:21.199
...‫خیلی خوب ، خب  ما ، اوه

00:14:21.234 --> 00:14:22.372
‫ ما بسیاری از موارد بد را رد کردیم

00:14:22.396 --> 00:14:23.630
‫ که نشانه خوبیه

00:14:23.655 --> 00:14:25.157
‫ اما باید خون بیشتری بگیرم

00:14:25.181 --> 00:14:26.549
‫ برای چند آزمایش دیگر

00:14:26.574 --> 00:14:27.841
‫چیزی هم براش مانده؟

00:14:27.866 --> 00:14:29.067
‫ هادلی

00:14:29.102 --> 00:14:30.619
‫ بیخیال

00:14:30.644 --> 00:14:32.395
.‫من به سختی انرژی کافی برای این کار دارم

00:14:32.420 --> 00:14:33.587
‫ متاسفم

00:14:33.612 --> 00:14:35.145
‫باشه ، گرفتمش

00:14:35.170 --> 00:14:36.537
.‫ - بیا دوباره انجامش بدیم
.‫ - باشه

00:14:36.562 --> 00:14:37.996
.‫باشه

00:14:38.021 --> 00:14:40.056
‫سلام خرگوش کوچولوها، این منم

00:14:40.081 --> 00:14:41.220
‫من فقط اومدم تا مطمئن بشم

00:14:41.244 --> 00:14:43.074
‫ که شما همه هویجهاتون
...‫را میخورید و

00:14:43.099 --> 00:14:45.033
‫نه ، صبر کن این این یه کاری با دهانت میکنه

00:14:45.058 --> 00:14:46.692
‫- هاه؟
‫ - چی؟

00:14:46.717 --> 00:14:47.850
.‫اوه خدای من

00:14:47.875 --> 00:14:49.509
‫اوه خدای من.  دهانش داره خون میاد

00:14:49.534 --> 00:14:51.468
‫ چی؟  چی؟

00:14:51.493 --> 00:14:53.327
.‫دهانت را من باز کن، سوزان

00:14:53.352 --> 00:14:54.952
.‫ نه نه نه نه نه نه نه

00:14:54.977 --> 00:14:56.711
‫- چه اتفاقی می افته؟
.‫ - من مطمئن نیستم

00:14:56.736 --> 00:14:58.803
‫ اوه

00:14:58.828 --> 00:15:01.693
‫ تعداد پلاکت ها از 250 شد 5
‫تعداد تمام سلول هاش کاهش یافته

00:15:01.718 --> 00:15:03.156
‫ - خب، این یعنی چی؟
!‫ - الان که گفتم نمیدونم، باشه ؟

00:15:03.180 --> 00:15:04.780
‫ من فقط... من-متاسفم

00:15:04.805 --> 00:15:06.606
.‫ متاسفم

00:15:06.631 --> 00:15:08.799
‫میشه یکی دکتر رایلی را پیج کند، لطفاً؟

00:15:08.824 --> 00:15:11.359
‫ما باید برای بیوپسی مغز استخوان
.‫آماده بشیم همین الان

00:15:14.935 --> 00:15:17.670
‫ میتونم پروندشو داشته باشم؟
‫   بله

00:15:19.040 --> 00:15:21.041
‫ اوه   دکتر گری؟

00:15:23.144 --> 00:15:25.712
.‫- سلام
.‫ - سلام

00:15:25.737 --> 00:15:27.072
‫من میدونم تو نگرانشی درسته؟

00:15:27.096 --> 00:15:29.130
‫ بله ، مدت زیادیه تا الان

00:15:29.250 --> 00:15:30.517
.‫آره اون خسته است

00:15:30.542 --> 00:15:32.076
‫ رایلی جوری ازش کار میکشه

00:15:32.101 --> 00:15:33.701
‫ مردیت ، من آمدم سیاتل

00:15:33.726 --> 00:15:36.094
‫ چون اندرو الان در همان سنیه که پدرمون بود

00:15:36.119 --> 00:15:38.020
‫ - وقتی که علائمش شروع شد
‫   - اوه

00:15:38.045 --> 00:15:40.113
‫... این در خانواده میچرخه

00:15:42.010 --> 00:15:43.844
.‫ منظورم اینه که اون خوب بود

00:15:43.878 --> 00:15:46.313
‫  فقط این بیمارش خیلی وخیمه

00:15:46.347 --> 00:15:47.781
‫ او نمیتونه کشفش کنه

00:15:47.815 --> 00:15:49.082
‫ و همه ما در این مرحله بودیم

00:15:49.117 --> 00:15:50.574
گرچه این فقط برای این بیمار نیست

00:15:50.599 --> 00:15:53.888
اون قبلاً هم علائم هشدار دهنده
داشته ‫بالای بالا، پایینِ پایین

00:15:53.913 --> 00:15:55.155
‫وقتی را یادته که سام رفت

00:15:55.189 --> 00:15:57.157
‫ و اون نمیتونست از مبلتون بیرون بیاد؟

00:15:57.191 --> 00:15:59.126
‫و بعد رفت و خودشو انداخت تو آتش

00:15:59.160 --> 00:16:00.367
‫  اتاق عمل دکتر وبر

00:16:00.391 --> 00:16:02.963
‫اون خیلی پایین بود و ناگهان برعکس شد

00:16:02.997 --> 00:16:04.932
‫ خب اون مسائل را خیلی عمیق احساس میکنه

00:16:04.966 --> 00:16:10.170
‫عدم درک یا در نظر گرفتن درستِ
عواقب اقدامات یکی از نشانه های جنونه

00:16:10.204 --> 00:16:12.339
‫ او یک رابطه سلطه جویانه با
‫رئیسش برقرار کرده

00:16:12.373 --> 00:16:13.774
‫ اون جرم تو را به گردن گرفت

00:16:13.808 --> 00:16:15.175
...‫ و بعدش رفت

00:16:15.209 --> 00:16:16.343
‫ به زندان

00:16:16.377 --> 00:16:18.245
‫ آماده شد تا حرفه پزشکیش را از دست بده

00:16:18.279 --> 00:16:21.048
‫ منظورم اینه که، همه ما وقتی
‫عاشقیم، یه کم دیوونه میشیم

00:16:21.082 --> 00:16:23.784
بله، اما تو کل سابقه خانوادگیش را نمیدونی

00:16:23.818 --> 00:16:25.752
‫ اون نمیخوابه، اون نمیخوره

00:16:25.787 --> 00:16:28.722
‫ باشه، پس چطور فرق یک وسواس
‫ سالم را از جنون بهش میگی؟

00:16:28.756 --> 00:16:31.325
‫ اون یک رزیدنته و شما رئیس
‫جراحی عمومی هستید

00:16:31.359 --> 00:16:34.841
‫  حتی به پرسیدن این سؤال فکر
‫میکردی اگر عاشقش نبودی ؟

00:16:40.080 --> 00:16:45.866
‫کانال تلگرام
‫ greysfans‏@

00:16:49.849 --> 00:16:51.684
‫ بیلی یک ثانیه وقت داری؟

00:16:53.653 --> 00:16:55.254
‫ تو خوبی؟

00:16:55.288 --> 00:16:57.223
‫من دارم یائسه میشم گری

00:16:57.257 --> 00:16:58.558
‫ میدونی این یعنی چی

00:16:58.592 --> 00:17:00.184
‫ من در حالی ‫به تخت میرم که دارم یخ میزنم

00:17:00.209 --> 00:17:02.428
‫ و بعد نصف شب در حال سرخ شدن
‫ از خواب بیدار میشم

00:17:02.462 --> 00:17:04.764
‫من کل شب با لحافم در نَبَردم

00:17:04.831 --> 00:17:06.632
‫ من خوشحالم، بعدش ناراحتم، بعدش میخندم

00:17:06.666 --> 00:17:09.769
‫ و بعد میخوام این پنکه را پرت کنم به دیوار

00:17:09.803 --> 00:17:10.636
‫من خوبم؟

00:17:10.671 --> 00:17:13.639
‫ منظورم اینه که، زنان 51٪ از جمعیت هستند

00:17:13.673 --> 00:17:15.141
‫ و تک تک آنها

00:17:15.209 --> 00:17:17.276
‫باید این لذت را تجربه کنند

00:17:17.310 --> 00:17:19.178
‫ در برهه ای از زندگی خود

00:17:19.246 --> 00:17:21.888
پس این طبیعیه حدس میزنم که فقط خوبم

00:17:21.913 --> 00:17:23.180
‫ صحبت کن

00:17:23.850 --> 00:17:26.519
‫من نگران رئیس رزیدنتهامونم

00:17:30.490 --> 00:17:31.801
‫ منتظری که من این پنکه را بگذارم کنار؟

00:17:31.825 --> 00:17:33.325
‫  چون این اتفاق نخواهد افتاد گری

00:17:33.360 --> 00:17:35.694
‫ بنشین
.‫  بیشتر بگو

00:17:35.729 --> 00:17:37.596
‫باشه، خب تو با این مورد آشنایی

00:17:43.702 --> 00:17:45.370
‫تو داری کنارهاشو میگری

00:17:45.395 --> 00:17:46.996
‫ به من گیر نده

00:17:47.021 --> 00:17:48.889
‫ نوک مریلند باید سمت پایین باشه

00:17:48.913 --> 00:17:50.080
‫ درسته دکتر وببر؟

00:17:52.651 --> 00:17:53.612
‫ اوه ، این چیست؟

00:17:53.647 --> 00:17:55.281
...‫ نوک باید به سمت پایین باشد

00:17:55.306 --> 00:17:56.407
‫ انبرهای مریلند؟

00:17:56.432 --> 00:17:57.499
‫ اوه آره، آره

00:17:59.352 --> 00:18:00.753
‫  آیا این یک بازی ذهنیه؟

00:18:00.787 --> 00:18:03.322
‫ شاید او همه چیز را نمیدونه

00:18:08.445 --> 00:18:10.830
‫ تو همیشه انقدر درگیر بیماران میشی؟

00:18:10.864 --> 00:18:12.665
‫ بیشتر بیماران به این مشکلی نیستن

00:18:12.699 --> 00:18:15.234
‫آره فقط موارد جالبشون

00:18:17.504 --> 00:18:20.952
‫ پس، تو هنوزم با رئیست قرار میزاری؟

00:18:22.003 --> 00:18:25.311
‫ من مردم را خیلی دقیق مشاهده
‫می کنم چون مجبورم

00:18:25.378 --> 00:18:27.780
‫ به عنوان یک پزشک و به عنوان یک آدم

00:18:27.848 --> 00:18:31.417
‫ و نحوه مجادله افرادی که با هم خوابیدند

00:18:31.451 --> 00:18:33.766
‫خیلی با افرادی که این کار را نکردند
‫متفاوت است

00:18:33.800 --> 00:18:37.423
.‫بدن آنها زبانی کاملاً متفاوت دارد

00:18:37.448 --> 00:18:39.148
‫ما هنوز قرار میزاریم فکر کنم

00:18:39.173 --> 00:18:41.974
‫ هوم این میتونه نگرانی او را توضیح بده

00:18:41.999 --> 00:18:43.825
‫نگرانی؟ چی، اون به شما چیزی گفته؟

00:18:45.198 --> 00:18:48.000
‫ فقط میخواست مطمئن بشه که
‫از کار نکشمت

00:18:48.034 --> 00:18:49.735
.‫ خیلی قشنگ بود

00:18:53.907 --> 00:18:55.441
‫می بینی، جویی؟ از این آسان تر نمیشه

00:18:55.466 --> 00:18:57.600
‫دقیقاً مثل تمرینات فیزیوتراپیه
‫ پس ادامه بده

00:18:57.625 --> 00:18:58.887
‫- امتحانش کن
.‫- نه ممنون

00:18:58.912 --> 00:19:00.346
.‫- فقط امتحانش کن
‫- نه

00:19:00.380 --> 00:19:02.848
‫ جویی، تو میتونی توانایی استفاده
.‫ از بازویت را از دست بدی

00:19:02.883 --> 00:19:04.650
!‫ من نمیتونم بازی ویدیویی کنم

00:19:07.133 --> 00:19:08.667
‫ من اینجا با بازی های ویدیویم

00:19:08.692 --> 00:19:10.560
‫ و مردم دارند ازم مراقبت میکنن

00:19:10.585 --> 00:19:13.020
‫ من در یک تخت گرم میخوابم و هیچ نظری ندارم

00:19:13.045 --> 00:19:15.346
‫ که خواهر و برادرام خوبن

00:19:15.371 --> 00:19:17.673
‫ یا جای امنی هستند یا ترسیدند

00:19:18.176 --> 00:19:20.466
‫ شما فقط نگران بازومید

00:19:20.500 --> 00:19:22.034
‫ اما من میلرزم

00:19:22.068 --> 00:19:23.836
‫ ببین من خیلی براشون ترسیدم، من میلرزم

00:19:23.870 --> 00:19:25.704
‫ چرا هیچ کس اهمیتی به این نمیده؟

00:19:26.071 --> 00:19:28.172
‫ چرا کسی سعی نمیکنه این را درست کنه؟

00:19:31.350 --> 00:19:33.718
‫ باشه، شستوشوی بیشتر

00:19:35.081 --> 00:19:37.583
‫ چی میشد اگه

00:19:37.608 --> 00:19:40.676
‫ میفهمیدی که بچه آملیا مال تو هست؟

00:19:40.701 --> 00:19:42.135
‫ چی؟

00:19:43.022 --> 00:19:43.938
‫چرا اینو میگی؟

00:19:43.972 --> 00:19:46.692
‫این فرضیه

00:19:46.717 --> 00:19:48.951
.‫ این چیزی نیست که بخوام در نظر بگیرم

00:19:48.976 --> 00:19:49.971
‫ چرا که نه؟

00:19:49.996 --> 00:19:52.097
‫آیا این چیزی را بین تو و تدی تغییر میده؟

00:19:52.165 --> 00:19:53.766
‫ کارو، چرا اینو ازم میپرسی؟

00:19:53.800 --> 00:19:56.068
‫ الکس رفته خانه در آیووا

00:19:56.102 --> 00:19:57.342
‫ و من خیلی کم ازش شنیدم

00:19:57.370 --> 00:19:59.872
‫ و بدترین حالت سناریوی من الان جلوی رومه

00:19:59.906 --> 00:20:01.774
‫ چون این بیمار داره به شوهرش خیانت میکنه

00:20:01.808 --> 00:20:04.910
‫ درست زیر دماغش، که الان داخل دستشه

00:20:04.945 --> 00:20:05.945
...‫ و تو فکر میکنی الکس داره

00:20:05.979 --> 00:20:08.267
‫ این زن با دوست سابق
‫دبیرستانیش دوباره ارتباط برقرار کرده

00:20:08.292 --> 00:20:09.922
‫ و بعدش یک چیز به چیز دیگری منجر شده

00:20:09.947 --> 00:20:10.783
‫ پس اگر اون فقط

00:20:10.817 --> 00:20:13.052
‫پریده باشه سمت یکی از دوست
‫دخترهای قدیمی دبیرستانش

00:20:13.086 --> 00:20:14.887
‫ و یک چیز به چیز دیگری منجر شده باشه چی؟

00:20:14.912 --> 00:20:16.255
‫ باشه.  آماده بستن

00:20:19.326 --> 00:20:22.795
‫ جو ، مدت زمان زیادی طول کشید
‫ تا به این مرحله از زندگیم با تدی برسم

00:20:22.829 --> 00:20:24.701
.‫ میدونی، دقیقاً مثل تو و کارو

00:20:25.938 --> 00:20:27.939
‫من حاضر نیستم به هیچ دلیلی خرابش کنم

00:20:28.547 --> 00:20:30.068
‫ و شوهر تو هم همینطور

00:20:34.887 --> 00:20:37.255
‫ رئیس، اگر این میتونه صبر کنه لطفاً
...‫من باید

00:20:37.280 --> 00:20:40.815
‫ دکتر دلوکا، همه جراحان
گاهی بیمارانی دارند

00:20:40.840 --> 00:20:42.207
‫ که باعث وسواسشان میشوند

00:20:42.232 --> 00:20:43.665
...‫- چی ، اوه
...‫ - اما

00:20:43.690 --> 00:20:44.857
.‫ نه نه نه

00:20:44.882 --> 00:20:46.382
‫اون چی بهت گفته؟

00:20:46.407 --> 00:20:48.274
‫ که من دارم اشتباه میکنم؟
‫ چون نمیکنم

00:20:48.299 --> 00:20:52.627
‫مریدیت گری مراقبت از سوزان
‫بریتلند را به عهده خواهد گرفت

00:20:52.652 --> 00:20:55.721
‫ تمام آزمایشات، تمام معالجات
‫توسط او تأیید میشوند

00:20:55.996 --> 00:20:57.162
‫ اون بیمار منه

00:20:57.197 --> 00:20:59.402
.‫ او بیمار بیمارستان است

00:20:59.899 --> 00:21:01.433
.‫ و تو باید کمی استراحت کنی

00:21:01.468 --> 00:21:03.736
‫ پس نقشه شما چیه؟
‫اصلاً نقشه ای دارید؟

00:21:05.325 --> 00:21:07.259
‫ من به دکتر گری دستور دادم

00:21:07.284 --> 00:21:10.019
‫ تا دوباره داروهای سوزان بریتلند
‫ را برگرداند

00:21:10.044 --> 00:21:11.098
‫ -در حالی که او به
.‫ - نه ، نه

00:21:11.122 --> 00:21:12.120
‫  جستجوی برای تشخیص بیماری ادامه میده

00:21:12.145 --> 00:21:13.612
.‫ پس نقشتون اینه که او را بکشید

00:21:13.647 --> 00:21:16.682
‫دکتر دلوکا، لازمه یادآوری کنم که
‫ دارید با کی صحبت میکنید؟

00:21:16.716 --> 00:21:17.727
‫ فقط چون هنوز کار نکرده

00:21:17.751 --> 00:21:19.295
‫ به این معنی نیست که دیگه نمیکنه، باشه؟

00:21:19.319 --> 00:21:20.619
‫ ما در آستانه یک چیزی هستیم

00:21:20.654 --> 00:21:22.621
‫ من این را میدونم،  من میتونم
‫حسش کنم، لطفاً

00:21:22.656 --> 00:21:25.157
‫مریدیت گری رئیس جراحی عمومیه

00:21:25.191 --> 00:21:26.525
‫تو باید سپاسگزار باشی

00:21:26.559 --> 00:21:28.794
‫که او به پرونده تو علاقه مند شده

00:21:28.828 --> 00:21:29.962
‫ کمی بخواب

00:21:29.996 --> 00:21:31.276
‫ لطفا دکتر بیلی

00:21:31.311 --> 00:21:32.831
‫ دلوکا ، همین الان برو

00:21:32.866 --> 00:21:34.967
‫ قبل از اینکه چیزی بگی
که بعداً پشیمان بشی

00:21:46.129 --> 00:21:47.296
‫ دکتر بیلی

00:21:47.321 --> 00:21:49.039
‫ من داشتم روی جویی فیلیپس کار میکردم

00:21:49.232 --> 00:21:51.466
‫ اوه، بذار حدس بزنم
‫ اون نمیخواد فیزیوتراپی کنه

00:21:51.491 --> 00:21:52.825
‫ چطور میدونی؟

00:21:52.850 --> 00:21:54.818
‫ چون اون زیاد نمیخواد هیچ کاری انجام بده

00:21:54.843 --> 00:21:57.370
‫آره خب، بچه بیچاره در خیابان ‫زندگی
میکرده قبل از اینکه به اینجا بیاورندش

00:21:57.394 --> 00:21:58.725
‫ من دوست دارم یه راهی پیدا کنم
‫که بشه بهش کمک کرد

00:21:58.749 --> 00:22:00.683
‫ فکر کردی من نمیخوام بهش کمک کنم؟

00:22:00.717 --> 00:22:02.585
‫ منظورم اینه که میدونی، همه فکر من اینه که

00:22:02.610 --> 00:22:04.471
‫ چه اتفاقی میافته وقتی او آماده
‫ مرخص شدن بشه؟

00:22:04.495 --> 00:22:05.636
‫ بعدش چی؟

00:22:05.661 --> 00:22:07.562
‫آیا ما او را برمیگردانیم به خیابان ؟

00:22:07.587 --> 00:22:08.755
‫ و...... باشه، و بعدش بیا بگیم

00:22:08.779 --> 00:22:11.448
‫ او موفق میشه به جایی برای زندگی پیدا کنه

00:22:11.473 --> 00:22:13.487
‫ دبیرستان را تمام کنه، به دانشگاه بره

00:22:13.511 --> 00:22:16.513
‫ خب کی او را در آخر هفته والدین
‫ملاقات میکنه؟

00:22:16.547 --> 00:22:17.758
‫ برای عید شکرگذاری کجا میره؟

00:22:17.782 --> 00:22:20.183
‫ کی زمان فارغ التحصیلیش ظاهر میشه

00:22:20.217 --> 00:22:22.719
‫ با علامتهای خجالت آور و یه شیپور بوقی؟

00:22:22.753 --> 00:22:24.487
...‫ ام

00:22:24.522 --> 00:22:28.156
‫ من درواقع به انقدر جلوتر فکر نمی کردم

00:22:28.626 --> 00:22:31.351
‫ بیشتر به این فکر میکردم که
.‫ چطور میتونم امروز بهش کمک کنم

00:22:31.376 --> 00:22:32.595
‫ مطمئنا، باشه... اوه

00:22:32.630 --> 00:22:34.947
‫ اون دوست داره با خواهر برادراش صحبت کنه

00:22:34.972 --> 00:22:36.773
‫ کسی را می شناسید که بتونیم
‫باهاش تماس بگیریم؟

00:22:41.372 --> 00:22:43.740
خب ، اون سالمه

00:22:44.942 --> 00:22:47.243
.‫- و این مثل یک معجزه است
‫ - مم

00:22:47.268 --> 00:22:50.804
‫ و در حال حاضر اندازه یک کلم است

00:22:50.968 --> 00:22:55.939
‫که یعنی من در مقایسه با آنچه
.‫فکر می کردم فراترم

00:22:55.964 --> 00:23:00.000
‫ پس، بچه ممکنه مال اوون باشه

00:23:00.245 --> 00:23:01.345
‫ نه لینک

00:23:02.106 --> 00:23:03.593
‫ ممکنه باشه یا هست؟

00:23:04.655 --> 00:23:05.722
‫ ممکنه

00:23:05.747 --> 00:23:07.514
.‫ ام ، من نمیدونم

00:23:07.539 --> 00:23:10.574
‫ زمان زیادی وجود نداشت

00:23:10.599 --> 00:23:12.833
‫ بین جدایی و چسبندگی

00:23:16.574 --> 00:23:18.208
‫ لینک و من واقعاً با هم خوب هستیم

00:23:18.242 --> 00:23:23.313
‫ بیشتر مثل خوب دردناک

00:23:24.588 --> 00:23:26.189
‫ میدونی مثل اینه که

00:23:26.214 --> 00:23:28.949
‫ این چیزیه که جفتمون از
‫ این زندگی به دست آوردیم

00:23:30.041 --> 00:23:33.879
...‫این تصادفی بود و عالی بود و

00:23:37.239 --> 00:23:38.495
.‫ و الان اینطور نیست

00:23:39.053 --> 00:23:41.698
‫ چون اون میخواد بدونه پدر واقعی بچه کیه؟

00:23:41.723 --> 00:23:42.756
، ‫ چون اوه

00:23:42.781 --> 00:23:45.783
‫ مطمئن نیستم که میخواد با من باشه

00:23:45.808 --> 00:23:47.694
‫ اگر بچه مال او نباشه

00:23:48.706 --> 00:23:51.541
‫ و این باعث میشه من خیلی مطمئن نباشم

00:23:51.575 --> 00:23:52.776
‫ که میخوام با او باشم

00:23:52.810 --> 00:23:56.746
‫ اگر بچه مال او باشه

00:24:00.651 --> 00:24:02.986
تو و اوون رابطه پیچیده ای دارید

00:24:03.020 --> 00:24:04.054
‫

00:24:04.121 --> 00:24:05.211
‫ - آره
‫ - آره

00:24:05.245 --> 00:24:07.463
.‫ ام ، اونم همین را گفت

00:24:07.531 --> 00:24:12.671
‫ اما من میخوام او به حدی دوستم داشته باشه
‫ که این مهم نباشه

00:24:12.696 --> 00:24:15.698
‫ من تو را بیشتر از خواهران تنیم دوست دارم

00:24:15.733 --> 00:24:18.002
‫ زیست شناسی اهمیتی نداری

00:24:18.369 --> 00:24:20.450
‫ عشق مهمه

00:24:21.572 --> 00:24:23.406
.‫ باشه

00:24:23.441 --> 00:24:24.981
،‫و هنوز

00:24:26.390 --> 00:24:29.226
‫اگر من جای لینک بودم خیلی وحشت میکردم

00:24:30.915 --> 00:24:33.561
‫ من وحشت میکردم که بچه مال اوون باشه

00:24:34.472 --> 00:24:37.556
‫و اگر اینطور باشه، ممکنه
‫این ارتباط و هرچیزی که

00:24:37.581 --> 00:24:40.793
‫هنوز هم بین تو و اوون
‫وجود داره دوباره شکل بگیره

00:24:40.958 --> 00:24:44.793
‫اگر جای لینک بودم
منم‫ میخواستم بدونم

00:24:46.190 --> 00:24:49.349
‫و این قضیه هیچ ارتباطی
‫با اینکه چقدر دوستت دارم نداشت

00:24:52.817 --> 00:24:56.052
‫باشه، اما میتونی از گذاشتن خودت
‫به جای لینک دست برداری؟

00:24:58.709 --> 00:25:00.709
‫ میتونی یک دقیقه خودت را
بگذاری به جای من ؟

00:25:02.353 --> 00:25:05.121
‫ باشه، باشه، باشه

00:25:05.246 --> 00:25:07.681
.‫باشه

00:25:07.706 --> 00:25:10.241
...‫باشه ، اگر جای تو بودم

00:25:12.656 --> 00:25:16.827
‫تصور این که هورمونها در
‫کل بدنم در حال چرخشند

00:25:16.852 --> 00:25:18.696
‫میتونه خیلی فشار آور باشه

00:25:21.031 --> 00:25:23.466
‫ آنها ممکنه منطق را تحت فشار قرار بدند

00:25:23.501 --> 00:25:26.085
‫ و من ممکنه فقط بخوام در آغوش کشیده بشم

00:25:27.771 --> 00:25:31.574
...‫... و ، عشق بگیرم مهم نیست که  چی

00:25:34.178 --> 00:25:36.646
‫و مطمئن بشم که تنها نیستم

00:25:38.682 --> 00:25:40.750
.‫ هی من عاشقتم

00:25:40.784 --> 00:25:42.852
‫من دارمت   من دارمت

00:25:42.887 --> 00:25:45.321
‫ تو قرار نیست تنها بشی

00:25:46.724 --> 00:25:48.314
.‫ دوستت دارم

00:25:58.669 --> 00:26:00.103
‫اوه هی چه خبرا؟

00:26:01.005 --> 00:26:02.739
‫اوه ، عالی

00:26:02.806 --> 00:26:03.806
‫آره تو؟

00:26:03.841 --> 00:26:05.208
‫اوه ، تدی هنوز آنفولانزا داره

00:26:05.242 --> 00:26:08.011
‫ پس من در حالت پدر تنها هستم
.‫ اما نمیتونم شکایت کنم

00:26:08.045 --> 00:26:10.313
‫ همه چیز خوبه؟ دیوونه نشدی؟

00:26:11.472 --> 00:26:13.206
‫سعی میکنم نشم

00:26:13.317 --> 00:26:16.886
‫ آملیا...چی، اون در نیمه راه است، درسته؟

00:26:16.921 --> 00:26:19.155
‫ آره، یه چیز تو همین مایه ها

00:26:19.190 --> 00:26:20.200
‫ متوجه شدم که او چند روز نیامده

00:26:20.224 --> 00:26:22.292
...‫ همه چیز خوبه؟ مشکلی وجود نداره یا

00:26:23.627 --> 00:26:25.862
‫اوضاع که واقعاً پیچیده است

00:26:25.896 --> 00:26:27.463
.‫ اما... بچه سالمه

00:26:27.498 --> 00:26:28.498
‫ خب خوبه

00:26:28.532 --> 00:26:30.466
.‫این خوبه

00:26:33.204 --> 00:26:34.704
‫آره ، وقتی تدی باردار بود

00:26:34.738 --> 00:26:36.973
‫ یادمه بیشتر اوقات احساس
.‫به درد نخوری میکردم

00:26:36.998 --> 00:26:39.132
‫ قطعاً به درد نخوری را حس کردم

00:26:39.157 --> 00:26:40.257
‫آره چطور میتونی نباشی؟

00:26:40.344 --> 00:26:41.711
‫ منظورم اینه که زنان یه چیزی را میگذرانند

00:26:41.745 --> 00:26:42.946
‫که ما هرگز نمیتونیم درک کنیم

00:26:43.013 --> 00:26:45.715
‫ بهترین کاری که میتونیم بکنیم
‫ فقط گوش دادن ، همدردی

00:26:45.749 --> 00:26:48.484
‫ و ادامه دادن به سعی در کمک

00:26:48.552 --> 00:26:51.121
‫... حتی اگر مطمئن نیستی که چطور

00:26:58.495 --> 00:27:01.864
‫ من کسیم که از پرونده افتاده بیرون نه تو

00:27:01.899 --> 00:27:04.934
‫تو میتونی بمونی، پس بمان‫ لطفاً
مشورت بده

00:27:04.969 --> 00:27:06.269
‫مشورت بدم؟

00:27:06.303 --> 00:27:09.819
‫رئیس جراحی شما دستورى داده
‫كه همه چیز را خنثی كنن

00:27:10.188 --> 00:27:11.874
...‫ من بودم

00:27:11.942 --> 00:27:13.810
.‫ما در حال پیشرفت بودیم

00:27:13.844 --> 00:27:18.548
‫ اما اکنون واقعاً باعث شدیم که آن
‫ زن بیچاره برای هیچی رنج بکشه

00:27:21.485 --> 00:27:22.885
‫ فقط گزارش کالبد شکافی را برای من ایمیل کن

00:27:22.920 --> 00:27:25.620
‫ و شاید بعدش بتونیم بفهمیم
‫که چه اتفاقی افتاده

00:27:27.611 --> 00:27:29.713
‫ - اصلاً به من گوش میدی؟
‫ -  این نتایج مغز استخوان سوزانه

00:27:29.737 --> 00:27:31.905
‫این یه چیزی را به اسم
‫هموفاگوسیتوز نشان داده؟

00:27:31.930 --> 00:27:33.378
‫ تو در این باره شنیدی؟

00:27:37.468 --> 00:27:41.270
.‫ این MAS است، سندرم فعال سازی ماکروفاژ

00:27:42.606 --> 00:27:45.729
‫ سلولهای سفید او دارند سلولهای
.‫ خونی دیگر را میخورند

00:27:45.763 --> 00:27:46.724
‫باشه باشه

00:27:46.749 --> 00:27:48.388
‫این یکی از پیچیده ترین
‫ بیماریهای خودایمنیه که  دیدم

00:27:48.412 --> 00:27:49.847
‫ من قبلاً شخصاً این را ندیدم

00:27:49.871 --> 00:27:52.240
‫ - MAS یا خودایمنی؟
‫- هردو

00:27:52.265 --> 00:27:53.865
‫ این بسیار نادره

00:27:53.951 --> 00:27:56.252
‫ باشه ، خب... پس همینه؟
‫  ما... ما پیداش کردیم؟

00:27:56.287 --> 00:27:57.754
‫ آره

00:27:58.194 --> 00:27:59.822
‫ اما وقت زیادی نداریم

00:27:59.857 --> 00:28:01.268
‫ - قبل از، از بین رفتن اندامهاش
‫ - آره  درسته

00:28:01.292 --> 00:28:03.324
.‫باشه بیا بریم بیا بریم.  بیا

00:28:04.795 --> 00:28:06.229
‫او چند هفته استراحت نیاز داره

00:28:06.297 --> 00:28:07.664
‫ و کمی فیزیوتراپی

00:28:07.698 --> 00:28:09.872
‫ اما او حتماً بهبودی کامل پیدا میکنه

00:28:14.071 --> 00:28:16.337
‫من قبلاً آدمها را قضاوت میکردم

00:28:17.041 --> 00:28:21.477
‫ افرادی که مثل منن، خانه خراب کن

00:28:21.512 --> 00:28:24.814
‫ من هرگز یک میلیون سال هم
...‫فکر نمیکردم که این کارو بکنم

00:28:24.848 --> 00:28:26.716
‫ که بتونم

00:28:26.750 --> 00:28:28.251
‫ چی شد؟

00:28:28.285 --> 00:28:29.819
‫چرا کردی؟

00:28:30.643 --> 00:28:33.156
‫زندگی وارد شد و بهم یاد داد
‫که دیگران را قضاوت نکنم

00:28:33.190 --> 00:28:36.759
.‫ زندگی اومد، وارونم کرد و تکونم داد

00:28:38.996 --> 00:28:42.765
‫ من آنقدر عاشقشم که اهمیتی
‫ نمیدم کی صدمه میبینه

00:28:42.800 --> 00:28:45.968
‫ من فقط نمیخوام که این من باشم

00:28:46.826 --> 00:28:48.638
‫ببین الان میدونم که چه شکلی به نظر میاد

00:28:48.706 --> 00:28:50.673
‫ اما من آدم وحشتناکی نیستم

00:28:50.708 --> 00:28:52.642
.‫ من از والدینم مراقبت می کنم

00:28:52.676 --> 00:28:54.837
.‫ من شاگردانم را راهنمایی میکنم

00:28:55.646 --> 00:28:56.979
‫ آخر هفته ها درخت میکارم

00:28:57.014 --> 00:28:59.349
‫ و برای افراد بیخانمان
مواد غذایی میخرم

00:28:59.383 --> 00:29:02.285
‫ من آدم وحشتناکی نیستم

00:29:03.787 --> 00:29:06.089
‫ من فقط شخصیم که به شدت عاشق شده

00:29:12.863 --> 00:29:14.430
.‫ ایست قلبی

00:29:14.465 --> 00:29:15.932
‫ چه جهنمی اتفاق افتاد؟

00:29:15.966 --> 00:29:16.733
‫ اون داشت صحبت میکرد

00:29:16.767 --> 00:29:18.601
‫ و درست جلو چشمون کد شد

00:29:18.626 --> 00:29:20.685
‫ لوله سینه ای حدود 400
‫سی.سی خون از او خارج کرد

00:29:20.710 --> 00:29:21.763
‫ او در سینه اش خونریزی داره

00:29:21.787 --> 00:29:22.849
‫ خوب، من دارمش
.‫حرکت کن هلم، متشکرم

00:29:22.873 --> 00:29:25.742
‫باشه ، شارژ به 120. و... روشن

00:29:26.877 --> 00:29:28.644
‫ هنوز ایست قلبی. خیلی خب
‫ یک واحد دیگه اپی تزریق کنید

00:29:28.679 --> 00:29:30.680
‫ شارژ 200

00:29:30.714 --> 00:29:32.048
‫ باشه و روشن

00:29:32.082 --> 00:29:33.483
!‫ بیا ، اسکات!   بیا دیگه

00:29:33.517 --> 00:29:34.961
.‫- من میخوام سینه اش را باز کنم
‫ - کجا؟ اینجا؟

00:29:34.985 --> 00:29:36.352
.‫آره اینجا

00:29:36.387 --> 00:29:37.600
‫خیلی خب، بریم

00:29:37.624 --> 00:29:38.721
‫بتادین

00:30:00.031 --> 00:30:02.466
...‫ هی   ام

00:30:02.501 --> 00:30:04.869
‫ برایان، میتونی به ما یک دقیقه زمان بدی؟

00:30:04.903 --> 00:30:07.048
، ‫من باید با ریچل صحبت کنم
...‫و فکر می کنم بهتر باشه من

00:30:07.072 --> 00:30:09.140
‫ چی شده؟   آیا این... اسکاته؟

00:30:09.207 --> 00:30:11.842
‫اون فهمیده؟   آیا برایان را دیده؟

00:30:11.877 --> 00:30:13.786
‫ نه

00:30:15.080 --> 00:30:16.981
.‫ نه اون برایان را ندید

00:30:19.284 --> 00:30:21.786
...‫ متاسفم.  اسکات ، او

00:30:21.820 --> 00:30:24.655
.‫ خونریزی عمده ای در سینه داشت

00:30:24.689 --> 00:30:27.558
‫ ما سعی کردیم او را احیا کنیم
اما نتونستیم

00:30:27.592 --> 00:30:28.793
.‫ او درگذشت

00:30:28.827 --> 00:30:31.061
‫چچچی؟

00:30:31.096 --> 00:30:32.163
...‫ عزیزم ، من

00:30:32.197 --> 00:30:34.064
‫... نه... به من دست نزن

00:30:34.132 --> 00:30:35.466
...‫ ریچل ، من

00:30:37.702 --> 00:30:40.037
.‫ لطفا

00:30:40.105 --> 00:30:41.872
.‫لطفا لطفا

00:30:44.142 --> 00:30:46.177
.‫لطفا ،تو باید بری لطفا

00:31:06.765 --> 00:31:08.442
‫<i>با الکس کارو تماس گرفتید
.‫ پیغام بگذارید</i>

00:31:08.466 --> 00:31:09.967
‫ هی ، الکس

00:31:10.001 --> 00:31:11.936
...‫ من

00:31:11.970 --> 00:31:13.804
‫من نیاز دارم که باهام تماس بگیری

00:31:13.839 --> 00:31:15.773
‫ نیاز دارم صداتو بشنوم

00:31:15.807 --> 00:31:17.341
‫ نیار دارم بدونم چی شده؟

00:31:17.375 --> 00:31:19.543
‫ هرچی که هست

00:31:23.148 --> 00:31:25.950
.‫ هرچیزی که هست من نیاز دارم که بدونم

00:31:26.017 --> 00:31:27.451
‫ میخوام که بدونم

00:31:27.485 --> 00:31:28.953
...‫چون

00:31:28.987 --> 00:31:31.822
.‫چون من حاضرم بخاطرت بپرم
جلوی یک خرس الکس

00:31:33.758 --> 00:31:35.993
.‫ لطفا باهام تماس بگیر

00:31:42.267 --> 00:31:44.268
‫سلام ، جوئی

00:31:44.302 --> 00:31:46.388
‫ فکر کردیم شاید بتونی از چندتا
‫همراه کوچولو استفاده کنی

00:31:46.413 --> 00:31:47.909
‫ من فقط میخوام تنها باشم

00:31:47.934 --> 00:31:49.301
‫از این بابت مطمئنی؟

00:31:52.911 --> 00:31:54.388
!‫- شما بچه ها اینجاید ؟
‫ - مراقب بازوت باش

00:31:54.412 --> 00:31:55.613
!‫ نمیتونم باور کنم

00:31:55.647 --> 00:31:58.949
‫ خوب ، دکتر بیلی چند تا تماس
‫ گرفت، چندتا آشنا پیدا کرد

00:32:00.185 --> 00:32:01.752
‫شما بچه ها حالتون خوبه؟

00:32:01.786 --> 00:32:02.830
‫ والدین جدید پرورشگاهتون چطورین؟

00:32:02.854 --> 00:32:05.422
‫ من یک خانم خیلی خوب دارم که
‫پنکیک درست میکنه

00:32:05.457 --> 00:32:07.558
‫مال ما هم واقعاً مشکلی نداره

00:32:07.592 --> 00:32:09.460
‫ میدونم که بهمون گفتی کمک نگیریم

00:32:09.527 --> 00:32:11.762
‫ اما من ترسیده بودم، و متاسفم

00:32:11.830 --> 00:32:13.998
‫ نه هی، اشکالی نداره

00:32:14.032 --> 00:32:15.114
‫ شما کار درستی کرید

00:32:15.148 --> 00:32:16.700
.‫من خوشحالم که شما همگی خوبید

00:32:16.735 --> 00:32:18.402
‫ من اتاق خودم را دارم
‫با یک تخت بنفش

00:32:18.436 --> 00:32:20.137
‫ آه ، آره؟

00:32:20.205 --> 00:32:21.472
‫ حالا، اونا نمیتونن کل شب را بمانند

00:32:21.506 --> 00:32:23.641
.‫ اما میتونن این اطراف یک پیتزا بگیرن

00:32:23.675 --> 00:32:24.708
‫
‫- آره! - اوه

00:32:24.733 --> 00:32:28.438
‫ و بازی های ویدئویی، به این دلیل که
‫ فیزیوتراپی غیر قابل مذاکره است

00:32:39.806 --> 00:32:40.624
‫ پرز؟

00:32:40.659 --> 00:32:42.536
‫چی قرار نبود شما با دکتر وبر باشید؟

00:32:42.560 --> 00:32:44.094
‫اون گفت میتونیم زودتر بریم

00:32:44.129 --> 00:32:46.830
‫ شب بخیر رئیس بیلی
‫  شما نمونه اید

00:32:49.100 --> 00:32:51.101
!‫  حتی ساعت 5 نشده

00:32:56.508 --> 00:32:57.741
‫ سلام ، سوزان

00:32:57.776 --> 00:33:00.177
‫ دکتر دلوکا دارید چی کار میکنید؟

00:33:00.211 --> 00:33:02.346
‫سوزان ، شما بیماری خود ایمنی داری

00:33:02.380 --> 00:33:04.148
‫این نادره، واقعاً نادر

00:33:04.182 --> 00:33:06.042
.‫کمتر از یک میلیون نفر آن را دارند

00:33:06.076 --> 00:33:07.257
‫ دكتر دلوكا ، دارید چي كار ميكنيد؟

00:33:07.281 --> 00:33:09.530
.‫ وقت ندارم دکتر گری
‫ وقت ندارم ازتون اجازه بخوام

00:33:09.554 --> 00:33:12.256
‫برای درمان بیماری که مدتها تحت نظرم بوده

00:33:12.290 --> 00:33:15.375
‫ دلوکا، از IV دور شو لطفاً

00:33:16.728 --> 00:33:18.662
‫ اون الان چیکار کرد؟
!‫ چی بهش دادی ؟

00:33:18.730 --> 00:33:20.531
‫ سوزان ،هیچ درمانی برای بیماری
‫ خودایمنی وجود نداره

00:33:20.565 --> 00:33:21.832
‫ اما میشه کنترلش کرد

00:33:21.900 --> 00:33:22.866
‫ و من الان بهت دوز بالای استروئید دادم

00:33:22.901 --> 00:33:24.902
‫ و اگر درست بگم، تو باید شروع
‫کنی به بهتر شدن

00:33:24.970 --> 00:33:26.837
‫ تقریبا بلافاصله ، باشه؟

00:33:26.871 --> 00:33:28.505
‫ دکتر دلوکا ، در راهرو بیرون ، لطفا؟

00:33:28.540 --> 00:33:30.240
‫ صبر کن، اگر شما اشتباه کنی چی؟

00:33:30.275 --> 00:33:31.575
‫- نمیکنه. - نمیکنم

00:33:31.609 --> 00:33:36.146
‫اندرو ، ما نمیتونستیم قبل از
‫انجام این کار مکالمه کنیم؟

00:33:36.181 --> 00:33:37.181
!‫ اندرو

00:33:42.487 --> 00:33:44.655
‫ خب ، اگر اشتباه کنید
.‫استروئیدها میتونند او را بکشند

00:33:44.689 --> 00:33:45.889
‫ من اشتباه نمیکنم

00:33:45.957 --> 00:33:48.692
‫ تو اشتباه کردی که پروندمون را ازمون گرفتی

00:33:48.727 --> 00:33:50.227
‫ اون رزیدنتمه

00:33:50.261 --> 00:33:51.762
.‫ من سرپرست او هستم

00:33:51.796 --> 00:33:53.530
‫ تو همینطور دوست دخترشم هستی

00:33:53.565 --> 00:33:55.599
‫این آشفته است

00:33:55.633 --> 00:33:57.301
‫ اون زن نیاز به مراقبت داره

00:34:09.191 --> 00:34:11.191
‫... خوابت گرفت

00:34:11.999 --> 00:34:13.433
‫تو انگار یک آدم جدید شدی

00:34:13.467 --> 00:34:14.767
‫همین احساس را دارم

00:34:14.802 --> 00:34:16.502
‫ خدایا ، حس میکنم دوباره زندم

00:34:16.570 --> 00:34:18.604
‫ پس آیا اون آپاندکتومی بود

00:34:18.639 --> 00:34:19.849
‫ که بهش بیماری خودایمنی داده؟

00:34:19.873 --> 00:34:21.774
‫ اوه ، نه، ما گمان میکنیم که
‫او قبلاً این را داشته

00:34:21.809 --> 00:34:23.286
‫ علائم آنفلوانزا و خستگی

00:34:23.310 --> 00:34:24.343
‫ که همه بخشی از اینه

00:34:24.411 --> 00:34:27.269
‫اوه و من فکر میکردم فقط
‫از تعقیب کردن بچه هام خستم

00:34:27.303 --> 00:34:29.615
‫ سیستم ایمنی بدن شما در حال تغییر بوده

00:34:29.650 --> 00:34:31.017
‫ و استروئیدهای با دوز بالا

00:34:31.051 --> 00:34:32.518
‫ آن را به حالت عادی باز میگردانند

00:34:32.553 --> 00:34:34.053
‫ اما شما نمیتونی برای همیشه
‫از اونها استفاده کنی

00:34:34.088 --> 00:34:35.054
‫ پس بعدش چی میشه؟

00:34:35.089 --> 00:34:37.123
‫ ما قصد داریم براتون یک وقت با
‫متخصص روماتولوژی تنظیم کنیم

00:34:37.157 --> 00:34:39.358
‫ افراد مبتلا به بیماری خودایمنی
‫میتونند زندگی خیلی کاملی داشته باشند

00:34:39.426 --> 00:34:41.506
‫ ما فقط باید براتون داروی مناسب تجویز کنیم

00:34:42.196 --> 00:34:44.030
‫ میتونی یه قرار با فرزندانم تنظیم کنی؟

00:34:44.064 --> 00:34:46.699
،‫ آره، حالا که تعداد سلولهات بالا رفته
‫ این کار بعدی در لیسته

00:34:46.767 --> 00:34:49.135
‫ نمیدونم چطور از همه این جریان
.‫سر در آوردید، اما متشکرم

00:34:49.169 --> 00:34:51.204
‫البته. اجازه بدید من برم
‫ تا کارهاتون را انجام بدم

00:34:51.238 --> 00:34:52.505
.‫ ببخشید

00:34:56.276 --> 00:34:57.406
‫تو باید میومدی اونجا

00:34:57.431 --> 00:34:58.855
.‫ - و میذاشتی ازت تشکر کنن
.‫  - من خوبم

00:34:58.879 --> 00:35:00.356
‫تو چرا نمیری اونجا و اعتبارشو نمیگیری؟

00:35:00.380 --> 00:35:02.225
‫ تو پرونده را گرفتی، درسته؟
‫  این بیمار شماست

00:35:02.249 --> 00:35:04.383
.‫ اندرو ، این یک تشخیص شگفت انگیز بود

00:35:04.418 --> 00:35:05.551
‫ تو زندگی اونو نجات دادی

00:35:05.586 --> 00:35:07.453
‫آره، نه با تشکر از شما

00:35:08.055 --> 00:35:10.723
‫ اندرو ، اما اگر اشتباه کرده بودی

00:35:10.757 --> 00:35:13.860
‫اون استروئیدها میتونستن
‫کل مغز استخوانشو از بین ببرند

00:35:13.894 --> 00:35:15.528
‫ اگر اشتباه کرده بودی

00:35:15.562 --> 00:35:17.063
‫ تصمیم تو برای خودسرانه عمل کردن

00:35:17.097 --> 00:35:19.031
‫ میتونست به قیمت کل حرفه ات برات تموم بشه

00:35:19.066 --> 00:35:22.679
‫ باشه، اگر من برای تجویز اون استروئیدها
ازت اجازه خواسته بودم آیا ‫قبول میکردی؟

00:35:22.703 --> 00:35:24.170
‫ من چندتا سؤال می پرسیدم

00:35:24.238 --> 00:35:25.782
‫ بله، و او میتونست بمیره تا وقتی تو بپرسی

00:35:25.806 --> 00:35:27.283
‫ باشه گوش کن اندرو، تو
‫زندگیش را نجات دادی

00:35:27.307 --> 00:35:29.075
‫ کسی سعی نداره که این را از تو بگیره

00:35:29.109 --> 00:35:31.377
من فقط دارم میگم که‫ تو میتونستی
یک لحظه زمان بدی

00:35:31.411 --> 00:35:33.880
‫تا  فقط بهم بگی که داری چی بهش میزنی

00:35:33.914 --> 00:35:35.348
‫ چون در آن زمان

00:35:35.415 --> 00:35:37.283
‫ تو در حالت صحیح ذهنی

00:35:37.317 --> 00:35:38.851
‫برای تصمیم گیری در مورد زندگی یا مرگ نبودی

00:35:38.886 --> 00:35:41.320
‫ تصمیم درست،‫ تصمیم نجات دادن زندگیه مر

00:35:41.388 --> 00:35:44.190
...‫ اندرو، تو نمیخوابی، تو نمیخوری

00:35:44.224 --> 00:35:46.692
‫ -چی؟
‫- تو مثل خودت رفتار نمیکنی

00:35:46.760 --> 00:35:49.061
‫ تو باور نکردنی هستی

00:35:49.096 --> 00:35:51.107
‫تو چه آدم ریاکاری هستی
‫همه... همه... همه قوانین

00:35:51.131 --> 00:35:53.068
‫باید برای همه اعمال بشه
غیر از خودت، همینه؟

00:35:53.779 --> 00:35:56.199
‫<i>- تو باید آروم بشی
‫- سرت به کار خودت باشه</i>

00:35:56.224 --> 00:35:57.503
‫ باشه ، هیز ، مشکلی نیست ما خوبیم

00:35:57.538 --> 00:35:58.571
‫من زندگیشو نجات دادم

00:35:58.605 --> 00:36:00.072
‫ من این کار را کردم، باشه؟

00:36:00.107 --> 00:36:03.509
‫برخلاف تمام احتمالات، این یک
!‫تشخیص یک در میلیونی بود

00:36:03.577 --> 00:36:05.689
‫ من کارهایی را که باید انجام میشد
!‫ را انجام دادم

00:36:05.714 --> 00:36:08.090
!‫ اندرو ، به خودت گوش کن

00:36:08.115 --> 00:36:09.715
‫ صدات مثل پدرت شده

00:36:12.486 --> 00:36:15.688
‫ فقط لطفا، میتونی بری
‫خانه و کمی بخوابی؟

00:36:15.722 --> 00:36:18.024
‫تو فقط نیاز داری کمی بخوابی

00:36:18.058 --> 00:36:21.327
‫ من به این نیاز ندارم و به تو هم
.‫نیاز ندارم

00:36:22.596 --> 00:36:24.897
‫ پس ما تمومیم

00:36:24.932 --> 00:36:26.098
‫ من تمومم

00:36:31.338 --> 00:36:33.512
تو باید گزارشش بدی گری
‫این اوکی نیست

00:36:33.537 --> 00:36:35.338
‫آره، ممنون

00:36:47.287 --> 00:36:49.655
‫ بهت که گفتم نیاز ندارم چکم کنی

00:36:49.690 --> 00:36:51.791
‫ و من نیاز ندارم که رزیدنتهام زودتر بروند

00:36:51.825 --> 00:36:54.527
‫ چون  "به اندازه کافی برای
‫روز انجام دادند"

00:36:57.442 --> 00:36:59.551
.‫ من این را در خودم ندارم بیلی

00:37:00.000 --> 00:37:02.001
...‫ منظورم اینه که این مجموعه

00:37:02.035 --> 00:37:03.636
‫ آنها کارمندان گری-اسلون نیستن

00:37:03.670 --> 00:37:05.487
‫ آنها نباید اینجا باشند

00:37:06.206 --> 00:37:09.113
‫ منظورم اینه که در اقیانوس-آرام
‫سعی در آموزش دادن به آنها

00:37:09.138 --> 00:37:10.476
.‫مثل یک چالش بود

00:37:10.510 --> 00:37:11.577
...‫ اما این

00:37:11.612 --> 00:37:15.148
.‫این مثل مجازاته

00:37:15.282 --> 00:37:18.017
‫این احساسو را میده که کاترین برنده شده

00:37:18.051 --> 00:37:21.587
‫ و هرروز داره بینی من را به خاک میماله

00:37:21.655 --> 00:37:25.257
‫ میدونم که این زمان راحتی نیست

00:37:26.126 --> 00:37:28.194
‫ اما من میخوام کمک کنم

00:37:28.228 --> 00:37:29.962
‫ بهم بگو چطور بهت کمک کنم

00:37:32.866 --> 00:37:34.516
‫ من فقط خستم

00:37:35.769 --> 00:37:38.037
‫فقط به شدت خسته

00:37:39.273 --> 00:37:42.374
‫ خوب ، این به نظر مثل افسردگیه

00:37:45.412 --> 00:37:47.246
‫ من از این نگرانی سپاسگزارم

00:37:50.017 --> 00:37:51.350
‫ من خوب میشم

00:37:59.226 --> 00:38:00.326
!‫ من انجامش دادم

00:38:00.394 --> 00:38:02.395
‫من جویی را مجبور کردم
‫فیزیوتراپیشو انجام بده

00:38:02.429 --> 00:38:04.897
‫ چون من یک دکتر عالی هستم

00:38:07.467 --> 00:38:09.268
‫و من میخوام با خانوادت ملاقات کنم

00:38:09.303 --> 00:38:11.337
‫ لازم نیست حتماً یک شام کامل باشه

00:38:11.405 --> 00:38:14.040
...‫ من فقط میتونم برای دسر
یا قهوه ببینمشون

00:38:14.074 --> 00:38:15.675
‫ لطفا از این مشکل نساز

00:38:15.742 --> 00:38:18.210
‫تو مامان رو مخی منو دیدی

00:38:18.245 --> 00:38:21.414
‫تو دایی سائولم را دیدی در حالی
‫که داشت آخرین نفسش را میکشید

00:38:21.448 --> 00:38:26.185
...‫ - تو خاله گرتیم را دیدی
‫- لیوای، بهت که گفتم، اونا خیلی سختگیرند

00:38:26.253 --> 00:38:29.488
‫ خبر جدید، من بلدم چطوری
سختگیری را بپذیرم

00:38:29.523 --> 00:38:31.357
‫ کل زندگیم انجامش دادم

00:38:32.926 --> 00:38:36.062
‫ اگر فکر کنند من به اندازه کافی خوب
‫نیستم، میتونم باهاش کنار بیام

00:38:36.096 --> 00:38:38.964
‫ نه، آنها نسبت به من سختگریند همیشه

00:38:38.999 --> 00:38:43.064
‫ مهم نیست چیکار کنم، و به
‫همین علتم، من بهشون نگفتم

00:38:44.404 --> 00:38:46.305
‫ درمورد من؟

00:38:48.809 --> 00:38:50.209
‫که همجنسگرام

00:38:52.346 --> 00:38:53.679
‫ من بهشون نگفتم

00:38:53.714 --> 00:38:55.514
...‫ ام

00:38:55.549 --> 00:38:57.516
‫ تو... تو به من میگفتی بچه گی

00:38:57.551 --> 00:38:59.618
‫ تو گفتی که نمیخوای بخشی از
‫مارپیچ شرم من بشی

00:38:59.653 --> 00:39:01.973
...‫ - تو گفتی
...‫ -میدونم من میدونم چی گفتم من

00:39:05.158 --> 00:39:07.360
.‫الان باید برم شام

00:39:07.385 --> 00:39:13.468
‫<font color="#ffff80"> یک مطالعه نشان داده یک فردبزرگسال
"‫ 14 بار در هفته میگوید "من خوبم</font>

00:39:17.871 --> 00:39:21.340
‫<font color="#ffff80"> اما کمتر از یک در هر پنچ مورد آنها
‫ این حس را دارند</font>

00:39:21.475 --> 00:39:23.843
‫<font color="#ffff80"> حالت عادی ما اینه که یک نقاب
‫  شجاعانه بزنیم</font>

00:39:23.877 --> 00:39:26.579
‫تو اصلاً خبری ازش داری؟

00:39:26.613 --> 00:39:28.314
‫ من واقعاً نگرانم

00:39:28.348 --> 00:39:32.785
.‫آره من... ازش... خبر دارم

00:39:32.819 --> 00:39:34.620
.‫ اون خوبه لینک

00:39:34.688 --> 00:39:36.455
‫ اون خوبه

00:39:36.490 --> 00:39:38.891
‫ اون فقط نمیخواد با من حرف بزنه

00:39:38.959 --> 00:39:41.827
‫او فقط نمیخواد به من بگه
‫که این آزمایش چی میگه

00:39:41.862 --> 00:39:43.129
‫ اون نمیدونه که چیه

00:39:43.163 --> 00:39:44.507
‫ او نتایج آزمایش را نگرفته

00:39:44.531 --> 00:39:46.031
‫ و قصدشم ندارم

00:39:48.802 --> 00:39:50.469
‫ اون اینجا بود

00:39:50.504 --> 00:39:52.171
‫ ببخشید دروغ گفتم

00:39:52.205 --> 00:39:55.606
<font color="#ffff80"> اما گاهی اوقات پذیرفتن اینکه
چیزی اشتباه است شجاعانه تره</font>

00:39:59.179 --> 00:40:01.414
‫ من  درحال پرورش یک انسان کامل
‫در داخل بدنم هستم

00:40:01.481 --> 00:40:04.450
‫ و من میخوام او را با کسی بزرگ
‫کنم که دوستش داشته باشه

00:40:04.484 --> 00:40:07.253
‫ و برام مهم نیست که آزمایش خون چی بگه

00:40:09.356 --> 00:40:12.892
و معلوم شد که
اون خواهرانم هستند

00:40:14.528 --> 00:40:17.031
‫و من میخوام دفعه دیگه که غمگین
‫بودی بیشتر هلت بدم

00:40:17.056 --> 00:40:20.032
‫ چون تو تک فرزند بزرگ شدی
‫ اما دیگه یکی از اونها نیستی

00:40:20.066 --> 00:40:23.536
‫ تو تمام چیزی هستی که من
‫هرگز نمیدونستم احتیاج دارم

00:40:24.438 --> 00:40:26.405
‫- آملیا
‫- آملیا

00:40:29.042 --> 00:40:30.309
‫ برو خونه لینک

00:40:32.279 --> 00:40:33.904
‫ ما تمومیم

00:40:41.188 --> 00:40:43.389
‫من واقعاً فکر کنم ‫این
بخاطر هورمون ها است

00:40:43.457 --> 00:40:46.625
‫ آیا او قصد داره به اوون بگه که
‫بچه ممکنه مال اون باشد؟

00:40:46.660 --> 00:40:48.561
‫ به نظر نمیاد

00:40:48.595 --> 00:40:50.229
‫ باشه

00:40:50.297 --> 00:40:51.564
...‫ام ، من

00:41:04.578 --> 00:41:06.512
‫<font color="#ffff80"> چون تظاهر به این که همه چیز خوبه</font>

00:41:06.580 --> 00:41:08.714
‫<font color="#ffff80">آخرش به خودتون برمیگرده</font>

00:41:08.748 --> 00:41:11.450
‫ من نباید تو را در جنگل تنها میگذاشتم

00:41:11.485 --> 00:41:12.852
‫ نباید دور میشدم

00:41:12.886 --> 00:41:14.887
‫ من نباید این کار را می کردم

00:41:14.955 --> 00:41:16.589
‫ و من یه عذرخواهی بهت بدهکارم

00:41:16.656 --> 00:41:20.192
‫که خیلی مغرور بودم برای انجامش

00:41:20.227 --> 00:41:23.095
.‫ پس من عذرخواهی میکنم، مگی

00:41:24.931 --> 00:41:26.632
‫ به علاوه حق با تو بود
‫اونجا خرس داشت

00:41:28.468 --> 00:41:29.902
.‫ متشکرم

00:41:29.970 --> 00:41:30.970
.‫خواهش میکنم

00:41:45.700 --> 00:41:45.986
‫

00:41:45.987 --> 00:41:46.272
‫<i>ک</i>

00:41:46.273 --> 00:41:46.559
‫<i>کج</i>

00:41:46.560 --> 00:41:46.845
‫<i>کجا</i>

00:41:46.846 --> 00:41:47.131
‫<i>کجای</i>

00:41:47.132 --> 00:41:47.418
‫<i>کجایی</i>

00:41:47.419 --> 00:41:47.704
‫<i>کجایی؟</i>

00:41:47.705 --> 00:41:47.991
‫<i>کجایی؟ </i>

00:41:47.992 --> 00:41:48.277
‫<i>کجایی؟ ل</i>

00:41:48.278 --> 00:41:48.564
‫<i>کجایی؟ لا</i>

00:41:48.565 --> 00:41:48.850
‫<i>کجایی؟ لاز</i>

00:41:48.851 --> 00:41:49.137
‫<i>کجایی؟ لازم</i>

00:41:49.138 --> 00:41:49.423
‫<i>کجایی؟ لازمت</i>

00:41:49.424 --> 00:41:49.709
‫<i>کجایی؟ لازمت </i>

00:41:49.710 --> 00:41:49.996
‫<i>کجایی؟ لازمت د</i>

00:41:49.997 --> 00:41:50.282
‫<i>کجایی؟ لازمت دا</i>

00:41:50.283 --> 00:41:50.569
‫<i>کجایی؟ لازمت دار</i>

00:41:50.570 --> 00:41:52.278
‫<i>کجایی؟ لازمت دارم</i>

00:41:55.698 --> 00:41:56.913
‫الکس

00:41:57.446 --> 00:41:57.694
.

00:41:57.695 --> 00:41:57.971
..

00:41:57.996 --> 00:41:58.284
...

00:41:58.309 --> 00:41:58.601
.

00:41:58.626 --> 00:41:58.944
..

00:41:58.982 --> 00:42:00.403
...

00:42:01.034 --> 00:42:03.051
<font color="#ffff80">و وقتی برگرده</font>

00:42:05.405 --> 00:42:08.474
‫<font color="#ffff80">بهتره امیدوار باشید که بتونید آسیبی
‫را که وارد شده تعمیر کنید</font>

00:42:09.405 --> 00:42:29.474
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

