﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:15.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:16.564 --> 00:00:24.316
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:00:25.317 --> 00:00:28.536
 اگه یه وقتی طرز صحیح نقاشی کشیدن رو آموختم

00:00:28.695 --> 00:00:32.039
. برای این باشه که میخوام دنیا رو دگرگون کنم

00:02:47.751 --> 00:02:49.594
این کار می کنه ؟

00:02:49.878 --> 00:02:53.756
رالف ما الان اینجا دقیقا داریم چیکار میکنیم ؟

00:02:53.757 --> 00:02:57.009
 نظر من اینه که برای ساخت یه فیلم سینمایی

00:02:57.010 --> 00:02:59.637
 یه فیلم ، یا یک مستند

00:02:59.638 --> 00:03:02.306
. در رابطه با یک هنرمند ایده ی عجیبیه

00:03:02.307 --> 00:03:04.975
. از یک طرف تا اندازه ای ایده ی خوبیه

00:03:04.976 --> 00:03:09.397
 ولی از طرف دیگه متعجب میشی چرا یک نفر میخواد همچین
. کاری بکنه

00:03:09.398 --> 00:03:13.025
 به غیر از این

00:03:13.026 --> 00:03:17.363
 خیلی به زندگی شخصیم مربوط میشه

00:03:17.364 --> 00:03:20.866
.  اگه به درون چیزهایی که حقیقت کارم و شخص خودمه تبدیل بشه

00:03:20.867 --> 00:03:23.619
 فکر کنم جذاب ترش میکنه

00:03:23.620 --> 00:03:26.706
. به خاطر اینکه شامل نکات خوب و بد میشه

00:03:26.707 --> 00:03:30.928
. شامل تمام جنبه ها و تمام ابعاد میشه

00:03:34.214 --> 00:03:38.968
 وقتی اون به دیدن ما اومد

00:03:38.969 --> 00:03:42.304
. تقریبا میدونستیم که چیکار میخوایم بکنیم
. با وجود اینکه نقشه ی از پیش تعیین شده ای نداشتیم

00:03:42.305 --> 00:03:45.099
 خیلی ساده فقط به کارمون ادامه میدادیم
 تا نتیجه ای حاصل بشه

00:03:45.100 --> 00:03:47.476
. اتفاقی بیفته که بعضی مواقع نمی افتاد

00:03:47.477 --> 00:03:49.562
 به واسطه ی همین به نظرم میاد که

00:03:49.563 --> 00:03:53.863
. خلق این اتفاق ارزش صرف کردن وقت رو داشت

00:04:01.783 --> 00:04:06.834
. از زمان امضای پوستر یادبود هانتر دیگه رالف رو ندیدم

00:04:06.955 --> 00:04:09.874
 مدتی گذشت و من جدا برای دیدنش

00:04:09.875 --> 00:04:13.549
. تو استودیوش در " لوز کورت " لحظه شماری میکردم

00:04:17.215 --> 00:04:19.308
. خیلی خب

00:04:21.678 --> 00:04:24.601
. میخوام یه تیکه کاغذ این پائین بزنم

00:04:25.015 --> 00:04:28.684
.نمیدونم چرا
. فکر کنم به خاطر اینه که شما تو اتاقین

00:04:28.685 --> 00:04:33.065
 اگه الان اینجا نبودین
. من داشتم استراحت میکردم

00:04:36.026 --> 00:04:37.318
حاضری ؟

00:04:37.319 --> 00:04:41.119
چون هم امکان داره خیلی خوب نشه
. امکانش هم هست که فوق العاده بشه

00:04:42.199 --> 00:04:44.872
. دوستش دارم

00:04:58.799 --> 00:05:00.883
. وقتی نمیدونم چیکار کنم

00:05:00.884 --> 00:05:02.593
. اینکارو انجام میدم

00:05:02.594 --> 00:05:07.056
 یک جور تقلبه ، چون نمیدونید

00:05:07.057 --> 00:05:10.392
 که آیا واقعا این کارو خودتون انجام دادین

00:05:10.393 --> 00:05:13.062
یا
. کار دیگه ای نمیتونید انجام بدید و هیچ چیزی تو ذهنتون نیست

00:05:13.063 --> 00:05:15.907
 یا اینکه انجامش دادید برای اینکه ممکنه شمارو به یه
. سمتی هدایت کنه

00:05:39.589 --> 00:05:41.841
. فوق العادست وقتی این اتفاق می افته

00:05:42.300 --> 00:05:45.644
. از الان میتونم یه اسب رو ببینم

00:05:56.898 --> 00:05:58.232
 نمیدونستم چی بود

00:05:58.233 --> 00:06:00.735
 " . یک دفعه به ذهنم خطور کرد " میدونم که چیه

00:06:01.236 --> 00:06:03.279
. یه حیوون خونگیه بد اومدنی

00:06:03.280 --> 00:06:06.574
. و واقعا باعث خجالته که من همچین چیزی کشیدم

00:06:06.575 --> 00:06:08.784
. چون ازش خوشم نمیاد

00:06:08.785 --> 00:06:11.120
. موجود بد هیبتیه

00:06:11.121 --> 00:06:14.999
اگه پابزاره تو اتاق نشیمن با یه اردنگی میندازمش
. بیرون

00:06:15.000 --> 00:06:16.458
. این یه تصویر ذهنیه

00:06:16.459 --> 00:06:18.961
 تمام کارهایی که من انجام دادم

00:06:18.962 --> 00:06:21.797
. قسمتی از یک تصویر ذهنیه که تو اون لحظه به ذهنم میاد

00:06:21.798 --> 00:06:24.221
. عجب چیزه وحشتناکیه

00:06:40.817 --> 00:06:44.403
. سال 1969 بود که اولین کتابم منتشر شد

00:06:44.404 --> 00:06:46.155
 مجموعه ای از کارهای گردآوری شده

00:06:46.156 --> 00:06:51.076
 از کارهای کارتونیم بود
. که از زمانی که این کار برام جدی شده بود انجام داده بودم

00:06:51.077 --> 00:06:53.579
. خیلی شگفت انگیزه

00:07:04.424 --> 00:07:07.676
این شروعش بود
. تور گردشگری

00:07:07.677 --> 00:07:10.012
 تموم طرح راجع به کسایی بود که برای اولین بار
. مهاجرت به یه کشور دیگه میکردن

00:07:10.013 --> 00:07:14.350
. مثل الان که میری ، متوجهی
. ما از تور گردشگری زدیم بیرون

00:07:14.351 --> 00:07:16.435
و همه چیز آروم و رضایت بخشِ
. بود

00:07:16.436 --> 00:07:20.814
 ولی اونا از اتوبوس پیاده شدن یه نگاهی به دور و اطراف کردن
. و دوباره برگشتن داخل

00:07:20.815 --> 00:07:24.902
 ( بعدش فکر کردم که وقتشه که از زدن " موزک " ( ساز زدن در جاهای عمومی
 . امرار معاش کنن

00:07:24.903 --> 00:07:27.696
 به همین خاطر اسم عکس رو گذاشتم
Down at the Old Bull and Bush

00:07:27.697 --> 00:07:29.365
یه پیرمرد بود و لیوان آب جو

00:07:29.366 --> 00:07:33.452
. و صدای موزک که از اسپیکر خارج میشه

00:07:33.453 --> 00:07:37.423
چون اونجا تنها کسی بود که از تمام این کارا
. به هیجان می اومد

00:08:00.146 --> 00:08:02.398
 قسمتی از ایده ی خنده دار من

00:08:02.440 --> 00:08:06.365
. اندکی دیوانه وار بود

00:08:13.368 --> 00:08:16.036
. اما تکبر و خودبینی توش غایب بود

00:08:16.037 --> 00:08:19.081
. وحشی گری توش غایب بود

00:08:19.082 --> 00:08:22.005
. صراحت و گستاخی توش غایب بود

00:08:22.127 --> 00:08:28.048
. اون گزندگی ای که من میخواستم رو نداشت
. گزندگی خیلی شدید

00:08:28.049 --> 00:08:31.428
. چیزی که باعث مفهوم تر شدن و واضح ترشدنش بشه

00:08:39.394 --> 00:08:42.773
. هنوز هم مثل قبل کاربرد داره

00:08:43.940 --> 00:08:47.444
. عالیه ، فوق العادست ، واقعا باور نکردنیه

00:08:49.696 --> 00:08:52.072
 دلیل اینکه من نقاشی رو یاد گرفتم

00:08:52.073 --> 00:08:55.617
فقط این نبود که توانایی این کار رو بدست بیارم و مردم بگن
. " این نقاشی خوشگله "

00:08:55.618 --> 00:08:59.839
ولی بهش برای اینکه به عنوان یه حربه ازش استفاده کنم
. نیاز داشتم

00:09:00.957 --> 00:09:04.131
. چیزی که خیلی بی رحمانه بود

00:09:05.587 --> 00:09:07.421
 مردم کارارو میبینن

00:09:07.422 --> 00:09:10.175
. و بهش فکر میکنن

00:09:16.806 --> 00:09:19.980
 به هر حال
. اون کتاب خوبی بود

00:09:20.894 --> 00:09:23.647
. من اون رو با خودم به آمریکا بردم

00:09:23.772 --> 00:09:26.024
. سال 1970 بود

00:09:48.046 --> 00:09:50.005
. اتوبوس برای نیویورک

00:09:50.006 --> 00:09:53.342
. هی شوفر نگه دار من میخوام سوار شم

00:09:53.343 --> 00:09:55.390
. وایسا ، مرد

00:09:56.096 --> 00:09:58.724
. باشه ، خیلی ممنون

00:09:59.724 --> 00:10:03.894
. ایدم رو از هزاران عکسی که از نیویورک داشتم شکل دادم

00:10:03.895 --> 00:10:05.187
 . . . خب

00:10:05.188 --> 00:10:07.272
. همون چیزی که برای نقاشی دنبالش میگشتم

00:10:07.273 --> 00:10:10.692
. نیویورک ، آسمون خراش ها و خیلی چیزای دیگه

00:10:10.693 --> 00:10:13.366
. اینجا شهر خود خداست ، مرد

00:10:13.488 --> 00:10:16.198
هی ، چطوری پسر ؟
. هی خوشتیپ شدی

00:10:16.199 --> 00:10:19.201
چیکارا واسه گیر آوردن 4 دلار ناقابل واسه خودت میکنی  ، داداش ؟

00:10:19.202 --> 00:10:21.537
. آره ، هی ، هی

00:10:21.538 --> 00:10:25.008
. فقط برو اونور مرد ، برو اونور خیابون بجنب مرد

00:10:25.583 --> 00:10:27.334
 فایده ای که برای من داشت

00:10:27.335 --> 00:10:29.378
. ثبت یه لحظست

00:10:29.379 --> 00:10:31.713
. وقتی که بهش فکر میکنم

00:10:31.714 --> 00:10:34.883
  پیش خودم فکر میکنم
" یا عجبا واقعا همچین اتفاقی افتاده ؟ "

00:10:34.884 --> 00:10:36.718
 میدونی این فقط چیزیه که

00:10:36.719 --> 00:10:40.764
. تو یه زمانی ثبت شده و در آینده تغییر میکنه

00:10:40.765 --> 00:10:43.142
. هیچی همونجور که هست باقی نمیمونه

00:11:07.167 --> 00:11:12.462
از دیدن آدم های بی خانمان که تو خیابون ها سرگردونن

00:11:12.463 --> 00:11:15.933
 و همیشه جلوت تلو تلو میخورن

00:11:16.301 --> 00:11:19.930
. تو رو با دستاشون میگیرن احساس ناراحتی میکردم

00:11:20.305 --> 00:11:25.058
 وقتی میگن " یه پول سیاه به من بده ، رفیق
" . اینجا برای مشغول به کار شدن شهر سخت گیریه

00:11:25.059 --> 00:11:28.187
. نا امید کنندست ، من هیچوقت نمیتونم اینکارو کنم

00:11:28.188 --> 00:11:29.396
. آره

00:11:29.397 --> 00:11:33.276
. میخواستم اون نوع نگاه ، اون چهره رو ثبت و ضبط کنم

00:11:57.800 --> 00:12:00.719
 من جلوی محله ی ولگردا شروع به نقاشی کردم

00:12:00.720 --> 00:12:07.148
 شبیه به موزه ای از بدبختی و محرومیت
. بود

00:12:10.480 --> 00:12:14.233
. فکر کنم این تصویری از یه آدم خانه بدوش و ولگرده

00:12:14.234 --> 00:12:16.401
. که شیر آتش نشانی رو تو دستش گرفته

00:12:16.402 --> 00:12:20.197
" و پیرزنی که میگه " چرا پا نمیشی و یه کار برای خودت دست و پا کنی ؟

00:12:20.198 --> 00:12:21.823
. میدونی ، یه همچین چیزی

00:12:21.824 --> 00:12:25.244
" . دروغ میگی که نمیتونی کار کنی "

00:12:25.245 --> 00:12:28.123
" . ولم کن خانم ، ولم کن "

00:12:36.130 --> 00:12:39.716
فکر کنم تجربه ای که تو نیویورک داشتم

00:12:39.717 --> 00:12:44.222
 اعتقاد راسخ و یقینی که

00:12:45.181 --> 00:12:49.151
. برای انجام کار تو زندگیم نیاز داشتم رو بهم داد

00:12:49.978 --> 00:12:55.075
. بهش نیاز داشتم تا از خودم خاطر جمع بشم وقت تلف نکردم

00:12:55.942 --> 00:13:02.239
 کار کارتون برای من بیشتر از کشیدن نقاشی های بامزه
. مفهوم داره

00:13:02.240 --> 00:13:07.462
. این عقیده که همه چیز رو برای بهتر شدن تغییر بدم

00:13:30.810 --> 00:13:32.732
تو نیویورک که بودم

00:13:33.104 --> 00:13:35.777
. یه تماس تلفنی داشتم

00:13:42.280 --> 00:13:43.447
الو ؟

00:13:43.448 --> 00:13:47.242
( برای رفتن و دیدن یکی از اعضای سابق هل آنجل ( گروهی از موتورسوارای آمریکایی
. که موهاش رو کوتاه کرده بود

00:13:47.243 --> 00:13:49.120
. هانتر اس تامپسون

00:13:51.581 --> 00:13:53.879
. هانتر ، اون همیشه نیمه شب ها باهاتون تماس می گرفت

00:13:53.958 --> 00:13:57.127
. ساعت حول حوش 3:00 ، 4:00 صبح بود
. متوجه میشدین که هانتره

00:13:57.128 --> 00:14:00.381
" . اون گفت " خدا لعنتت کنه
" . همیشه همینو می گفت " خدا لعنتت کنه

00:14:00.757 --> 00:14:03.592
 ". (  بیا بریم کنتاکی دربی ( مسابقه اسب سواری که هر سال انجام میشه "
. چهارشنبه یا پنج شنبه بود

00:14:03.593 --> 00:14:05.010
. کنتاکی دربی شنبه بود

00:14:05.011 --> 00:14:08.388
منم گفتم " خب ، باشه میخوای بریم کنتاکی دربی
" . خب میریم

00:14:08.389 --> 00:14:12.184
" گفت " خب عکاس چی  ؟
" . منم گفتم " یه نفرو پیدا میکنیم

00:14:12.185 --> 00:14:15.604
. وقت کم بود
. منم این یارو رالف استیدمن تو ذهنم بود

00:14:15.605 --> 00:14:19.066
. همون کارتونیست انگلیسی که کارهاش رو بارها دیده بودم

00:14:19.067 --> 00:14:21.943
 خیلی بد اندیش
. از اون آدمای گوشت تلخ

00:14:21.944 --> 00:14:25.739
 خوب ما هم اون رو کشوندیمش به کنتاکی

00:14:25.740 --> 00:14:30.410
 و اونا رسما در حالی که مواد و مشروب میزدن
. به توافق رسیدن ، جنون آمیز بود

00:14:30.411 --> 00:14:34.757
. دست آخر تبدیل شدن به قسمتی از داستان خودشون

00:14:39.921 --> 00:14:41.880
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:14:41.881 --> 00:14:45.425
 سی ساعت تا آغار مسابقه مونده بود
. منم کارت مطبوعاتی نداشتم

00:14:45.426 --> 00:14:48.637
 " و طبق گفته ی سردبیر بخش ورزشی نشریه ی " لوئیز کوریر

00:14:48.638 --> 00:14:50.811
. هیچ امیدی به گرفتنش هم نبود

00:14:52.809 --> 00:14:55.310
 بدتر اینکه من 2 تا میخواستم

00:14:55.311 --> 00:14:57.813
. یکی برای خودم و یکی برای رالف استیدمن

00:14:57.814 --> 00:15:00.399
 تصویرگر انگلیسی که کلی راه رو از لندن اومده بود

00:15:00.400 --> 00:15:02.698
. تا چند تا نقاشی از مسابقه بکشه

00:15:05.071 --> 00:15:09.866
 تمام چیزی که راجع به اون میدونستم
. این بود که اولین دیدارش از ایالات متحده بود

00:15:09.867 --> 00:15:13.912
 ولی نکته ای که بیشتر من رو به فکر فرو مبیرد
. بیشتر من رو می ترسوند

00:15:13.913 --> 00:15:16.248
 آیا او زیر شوک فرهنگی فجیعی که

00:15:16.249 --> 00:15:17.916
 خارج از لندن بهش وارد میشه تاب میاره

00:15:17.917 --> 00:15:22.513
 و میتونه تو محیط حاوی اراذل و اوباش مست در کنتاکی دربی
قاطی بشه ؟

00:15:23.714 --> 00:15:26.967
. مجبور بودیم که همدیگرو پیدا کنیم

00:15:26.968 --> 00:15:29.687
اوه خدا پس کجاست ؟

00:15:33.474 --> 00:15:39.646
. بالاخره این صدا رو شنیدم که داره پشت سرم میگه

00:15:39.647 --> 00:15:41.990
. ببخشید "

00:15:42.733 --> 00:15:46.407
شما . . . شما رالف استیدمن هستید ؟ "

00:15:54.245 --> 00:15:56.918
"گفت " نوشیدنی میخوای؟

00:15:57.665 --> 00:16:00.964
به هر حال ما این وضعیت عنان گسیختگی رو تا یه هفته
. ادامه دادیم

00:16:04.964 --> 00:16:07.757
. من یادداشت برمیداشتم و نقاشی میکردم

00:16:07.758 --> 00:16:13.054
. هانتر گفت " اخلاق گندتو اینجا هم آوردی ، عکسهای تیره ی بی ارزش

00:16:13.055 --> 00:16:16.354
" . اینجور جاها انجام این کار یه توهینه "

00:16:16.726 --> 00:16:20.526
 " گفتش " حال مزخرفی دارم بیا بریم بیرون

00:16:24.650 --> 00:16:29.280
 از اونجا بود که
. اون هفته تبدیل شده به یه کابوس شرورانه ی مستانه

00:16:31.073 --> 00:16:33.575
. هر دوی ما کاملا درب و داغون شدیم

00:16:33.576 --> 00:16:37.204
 و از اونجا بود که استیدمن بیچاره چاره ای نداشت
. ولی خوب این راهی بود که خودش انتخاب کرده بود

00:16:37.205 --> 00:16:40.083
. اون پشت سر هم دچار شوک میشد

00:16:44.587 --> 00:16:47.339
 هر جوری بود در کنار هم با تمام اتفاقاتی که افتاد
. به راهمون ادامه دادیم

00:16:47.340 --> 00:16:49.257
. و با هم به سازگاری رسیدیم

00:16:49.258 --> 00:16:52.093
. میدونی ، در کنار همدیگه

00:16:52.094 --> 00:16:54.346
" . همین کارو میکنیم ، میریم ببینیم چه اتفاقی می افته "

00:16:54.347 --> 00:16:57.225
من میکشم ، تو بنویس ، میدونی ؟ "

00:17:03.981 --> 00:17:07.906
این شد شروع گونزو
.  ( سبکی در ادبیات آمریکا مربوط به دهه ی 60 میلادی توسط هانتر اس تامپسون )

00:17:21.832 --> 00:17:23.875
. حالا از جایگاه خبرنگارا مسابقه رو نگاه میکنیم

00:17:23.876 --> 00:17:27.796
 من وسط علفزار سبز عظیمی که توسط مسیر مسابقه احاطه شده
. گیر کردم

00:17:27.797 --> 00:17:30.757
" گفتم " همش همین
 " لا به لای مردم گیر کردیم "

00:17:30.758 --> 00:17:34.010
. پنج هزار تا یا بیشتر ، اکثرشون از مستی تلو تلو میخورن "

00:17:34.011 --> 00:17:37.305
 صحنه ی خارق العاده ایه "
. هزاران نفر از مردم غش کردن

00:17:37.306 --> 00:17:42.312
گریه میکنن ، جماع میکنن ، همدیگرو لگد میکنن و با بطری های شکسته "
" . ویسکی با هم دعوا میکنن

00:18:00.663 --> 00:18:02.163
فکر کنم چیزی که اون می دید

00:18:02.164 --> 00:18:05.584
در ما مشترک بود
که یه کسی

00:18:05.585 --> 00:18:08.837
 همون چیزایی رو تو عکسا میبینه که اون تو نوشته هاش
. میدید

00:18:08.838 --> 00:18:12.882
. و به نظرم اومد که این باید بخشی از تاثیر متقابل عاطفی باشه

00:18:12.883 --> 00:18:16.136
. همین تاثیر متقابل بین ما امکان خلق گونزو رو فراهم کرد

00:18:18.347 --> 00:18:20.432
" . هانتر گفت " من باید چی پیدا کنم

00:18:20.433 --> 00:18:25.188
. این چهره ی حقیقی کنتاکیه"
" . چهره ی کنتاکی دربی

00:18:27.565 --> 00:18:31.526
. و همین روند تا پایان هفته ادامه داشت

00:18:31.527 --> 00:18:33.236
 همون چهره ای که ما دنبالش بودیم

00:18:33.237 --> 00:18:37.207
. خودمون بودیم که داشتیم از تو آینه خودمون رو میدیدیم

00:18:43.873 --> 00:18:46.796
. من دیگه کسی رو به جا نمی آرم -
. باشه -

00:18:56.302 --> 00:19:00.352
 در حقیقت
. کاری که من بدون اینکه به نتیجه برسه انجام دادم

00:19:00.556 --> 00:19:04.643
. زدن به قلب هدف بود -
. بار اول . . . - آره

00:19:04.644 --> 00:19:06.686
. تو اولین بازدیدم از آمریکا

00:19:06.687 --> 00:19:12.651
 منظورم اینه که
. من مردی رو ملاقات کردم که برای دیدن همچین مردی باید کل دنیا رو میگشتم

00:19:12.652 --> 00:19:17.077
. تو کل آمریکا ، تا باهاش کار کنم -
. آره -

00:19:24.038 --> 00:19:28.291
 وقتی برگشتم به هواپیما برای برگشت به انگلیس
. خیلی افسرده بودم

00:19:28.292 --> 00:19:30.960
 چون مجبور بودم برگردم تا

00:19:30.961 --> 00:19:35.340
. یه کار کارتون متداول رو کامل کنم

00:19:35.341 --> 00:19:40.347
. اون به شکل جدی من رو از سرخوشی اغنا نمی کرد

00:20:06.747 --> 00:20:09.290
. بزن بریم ، بِینی

00:20:09.291 --> 00:20:11.793
. آروم باش

00:20:32.857 --> 00:20:37.078
. یه خورده . . . خیلی راحت

00:21:35.503 --> 00:21:37.962
. یه تماس تلفنی گرفته شد ، هانتر بود

00:21:37.963 --> 00:21:39.923
. رالف ، من یه دست نویس دارم "

00:21:39.924 --> 00:21:44.469
میتونی همراهش تعداد زیادی نقاشی برامون بکشی ؟ "

00:21:44.470 --> 00:21:46.392
" . منم گفتم " خب سعی ام رو میکنم

00:21:52.436 --> 00:21:55.985
. خودم رو آماده ی انجام کار کردم

00:21:56.649 --> 00:21:58.817
. طبق معمول مقدار زیادی مشروب خوردم

00:21:58.818 --> 00:22:03.243
 چون به نظرم اومد برای انجام این کار باید یه خورده مست باشم
. میدونی

00:22:08.869 --> 00:22:11.496
. چند تا نقاشی کشیدم

00:22:11.497 --> 00:22:14.716
. اونا رو لول کردم و فرستادمشون

00:22:31.100 --> 00:22:34.435
. ما یه جایی نزدیک "بارستو " در کنار بیابون بودیم "

00:22:34.436 --> 00:22:36.771
. ( زمانی که مواد مخدر ریشه دار شده بود ( زیاد شده بود  "

00:22:36.772 --> 00:22:38.523
. یادم میاد همچین چیزی گفتم "

00:22:38.524 --> 00:22:42.026
" . یخورده سردرد دارم شاید بهتر باشه تو رانندگی کنی "

00:22:42.027 --> 00:22:44.904
 یهو یه صدای گوش خراش رو دور تا دورمون شنیدیم "

00:22:44.905 --> 00:22:48.408
 آسمون پر شد از چیزهایی که شبیه به خفاش های  "
. بزرگ بودن

00:22:48.409 --> 00:22:51.995
 چنگ میزدن و صدای گوش خراش ایجاد میکردن "
. و دور ماشین پرسه میزدن

00:22:51.996 --> 00:22:53.746
 بالا تا پائین لاس وگاس "

00:22:53.747 --> 00:22:57.467
 . که حدود 100 مایل در ساعت بود "

00:23:03.924 --> 00:23:05.925
. وقتی که ترس و نفرت در لاس وگاس بیرون اومد

00:23:05.926 --> 00:23:07.844
. فکر کنم مردم حیرت زده شدن

00:23:07.845 --> 00:23:10.138
. منظورم اینه که کسی تا به حال شبیهش رو ندیده بود

00:23:10.139 --> 00:23:13.725
. ضیافتی بود ، پر از زشت ترین شکل رفتار و کردار

00:23:13.726 --> 00:23:16.228
. . . و در کنارش خیلی هم

00:23:16.645 --> 00:23:22.026
. بامزه و خطرناک و وحشیانه و نامتعارف بود

00:23:23.068 --> 00:23:27.072
 به نظر میاد تبدیل به یکی از کارهای کلاسیک قرن 20 ام
. تو حوزه ادبیات بشه

00:23:36.165 --> 00:23:38.917
 پس میری طبقه همکف تا بلک جک ( قماربازی ) کنی

00:23:38.918 --> 00:23:41.796
. و پول شرط بندی شده رو افزایش بدی

00:23:43.380 --> 00:23:45.423
 وقتی که یکدفعه فرصت میکردی به بالا سر نگاه کنی

00:23:45.424 --> 00:23:47.383
اونجا ، درست بالای سرت رو

00:23:47.384 --> 00:23:49.302
یه دختر 14 ساله لخت رو میدیدی

00:23:49.303 --> 00:23:52.972
. که یه دِله ی خروشان تو هوا داره دنبالش میکنه

00:23:52.973 --> 00:23:57.393
 که ناگهان یک جنگ مرگبار ما بین 2 لهستانی نقره ای رنگ
. در میگیره

00:23:57.394 --> 00:24:00.396
. که از بالکن های مقابل تاب میخورن

00:24:00.397 --> 00:24:04.197
 و وسط زمین و هوا در حالی که گردن دِله تو
. دستاشونه به هم میرسن

00:24:11.575 --> 00:24:13.993
. چیزی که کسی تا به حال پیش از این ندیده بود

00:24:13.994 --> 00:24:16.997
. قطعا این تصویرسازی آمریکایی نیست

00:24:17.831 --> 00:24:20.541
. واقعیتش اون تصاویر دربردارنده ی یک داستان نبودند

00:24:20.542 --> 00:24:23.628
. ولی بازتابی از یک داستان بودند

00:24:23.629 --> 00:24:26.757
. که تو ذهن هانتر بود

00:24:34.807 --> 00:24:38.777
 ، صحنه ی کازینو ، با اون مارمولک ها
. . . ( هیچ هایکرها ( مسافرای مفتی کنار خیابون

00:24:39.103 --> 00:24:43.231
 منطورم اینه که اون موجودات یه زندگی برای خودشون دارن

00:24:43.232 --> 00:24:46.234
. چون اونا با دانش ادبی ای که اون داشت هماهنگ بودن

00:24:46.235 --> 00:24:49.821
 و تموم داستان هایی که با یه تصویر منحصر به فرد

00:24:49.822 --> 00:24:54.075
. یا تصویرهایی که با هر داستان بیان می شه

00:24:54.076 --> 00:24:57.170
. بسته به نقطه نظری داره که شما نگاه می کنید

00:25:01.959 --> 00:25:04.252
. میخواستم اون رو از سیستم ( روش ) خودم جدا کنم

00:25:04.253 --> 00:25:08.214
. اون شبیه به یک آتشفشانی بود که هر لحظه امکان داشت فوران کنه

00:25:08.215 --> 00:25:10.433
. به خاطر همین که اون یه خورده مریض احوال بود

00:25:14.888 --> 00:25:17.140
 اون عکسارو انداختم پائین

00:25:17.141 --> 00:25:20.393
. و جواب دادن چون اونا راجع به یک چیز به خصوص بودن

00:25:20.394 --> 00:25:24.939
. . . ولی آزادی تمام به من دادن تا اینکارو انجام بدم

00:25:24.940 --> 00:25:26.737
. به هر حال اون جایی بود که من توش بودم

00:25:34.908 --> 00:25:40.163
 احساس میکنی استفاده نکردن تو از مواد مخدر
 روی

00:25:40.164 --> 00:25:42.331
دوستی تو با هانتر ( که معتاد بود ) تاثیری داشت ؟

00:25:42.332 --> 00:25:44.625
. نه نه واقعیتش اون جوری بهتر بود

00:25:44.626 --> 00:25:47.378
. اینکه مثل پنیر و گچ بودیم خیلی بهتر بود
 ( یعنی کاملا با هم تفاوت داشتیم )

00:25:47.379 --> 00:25:52.476
منظورم اینه که
. خیلی مسخره میشه اگه شبیه به اون باشم

00:25:52.801 --> 00:25:55.053
! هانتر ، منم

00:25:55.054 --> 00:25:58.473
. چون اون یه آدم کاملا متفاوت بود

00:25:58.474 --> 00:26:01.434
. لزوما نیاز نبود چشم تو چشم بشیم

00:26:01.435 --> 00:26:06.189
. ما تجربه ی کاملا متفاوتی از زندگی داشتیم

00:26:06.190 --> 00:26:11.947
. تو نگاه اون من عجیب بودم اونم برا من عجیب بود

00:26:12.738 --> 00:26:15.115
. خوشحالم میبینمت

00:26:26.460 --> 00:26:28.962
یه لیوان آب بیارم ؟

00:26:30.422 --> 00:26:32.970
باشه ، حاضری ؟ -
. آره -

00:26:34.968 --> 00:26:37.011
. ازش خوشم میاد

00:26:37.012 --> 00:26:39.430
گرفتی ؟ -
. عالیه -

00:26:39.431 --> 00:26:42.725
. اوه خدا ، اونم دوست دارم

00:26:42.726 --> 00:26:44.769
. خب ، این صفحه ی کارتریجِ

00:26:44.770 --> 00:26:47.980
. کیفیتش خوبه ، خیلی ضخیم و مقاوم

00:26:47.981 --> 00:26:51.234
. اینم جوهر هندیه

00:26:51.902 --> 00:26:53.277
. . . من قلمو رو دوست دارم

00:26:53.278 --> 00:26:55.655
. برای یه همچین ضربه ای

00:26:55.656 --> 00:26:58.616
. برای مثال من نمیتونم با این یکی این کار رو انجام بدم

00:26:58.617 --> 00:27:01.744
. سبکه

00:27:01.745 --> 00:27:05.414
. ولی این یه کاری ازش برمیاد ، دوست داشتنیه

00:27:05.415 --> 00:27:07.633
. عاشقشم ، چیکار کرد

00:27:08.001 --> 00:27:09.710
. و میشه با یکی دیگه هم این پایین زد

00:27:09.711 --> 00:27:14.090
 اینجوری آروم میپاشم
. فقط باید یه ضربه ی آروم با مچ بزنی

00:27:14.091 --> 00:27:17.811
. یه جور نیم دایره ی قشنگ و کامله

00:27:18.220 --> 00:27:20.221
. اینم اینجا دارم ، میدونی

00:27:20.222 --> 00:27:24.443
. . . و میتونم یه مقدار هم از این بردارم و بکشم

00:27:27.354 --> 00:27:31.654
. . . بعد میتونم به عنوان نمونه اینکارو بکنم

00:27:34.987 --> 00:27:37.489
. یه چشم اینجاست

00:27:37.698 --> 00:27:41.200
. این ایده که یه چشم اینجاست رو هم دوست دارم

00:27:41.201 --> 00:27:46.252
 این حس ایجاد میشه که تقریبا یه چهره داره
. پدیدار میشه

00:27:48.792 --> 00:27:53.138
. بعد اینجوری فوت میکنم

00:27:57.384 --> 00:27:59.477
.و این اتفاقا می افته

00:28:19.364 --> 00:28:20.956
الان داری چیکار میکنی ؟

00:28:21.450 --> 00:28:26.421
. خب دارم ، گسو رو از زیر رنگ کنار میزنم

00:28:27.789 --> 00:28:32.043
 این جوری به نظر میاد ، میدونی
. واقعیتش هنر فقط تردستی و ترفنده

00:28:32.044 --> 00:28:34.503
 به هر حال
. من نمیدونم که چی اونجاست

00:28:34.504 --> 00:28:36.672
. . . منطورم اینه که این فقط یک

00:28:36.673 --> 00:28:42.637
 از یه خط سیاه رو کاغذ شروع میشه و تبدیل میشه به چیزی
. فراتر از اون

00:28:42.638 --> 00:28:46.267
. یه اتفاق ویژه رخ میده -
. آره -

00:28:46.767 --> 00:28:49.269
. اینجوری خیلی بهتر شد

00:28:50.812 --> 00:28:52.021
. فرانسیس بیکن " رو در نظر بگیر "

00:28:52.022 --> 00:28:56.776
 به نظر می اومد همیشه میخواست تا عکساش ( نقاشی ) شبیه یک
. اتفاق مهم باشه

00:28:56.777 --> 00:28:59.904
 حتی مواقعی که

00:28:59.905 --> 00:29:03.407
. از نظر کسی نیازی به این کار نبود

00:29:03.408 --> 00:29:10.331
 اما اون هیجانی رو وارد محیط نقاشیش میکرد که ظاهرا
. تو نگاه اول هیچی نیست

00:29:10.332 --> 00:29:14.877
. ولی من متوجه شدم که واقعا خیلی زیبا و شگفت انگیزه

00:29:14.878 --> 00:29:20.508
 آیا چیزی رو با استفاده از اموزش های اولیه یا هر نوع گرته برداری
انجام دادی ؟

00:29:20.509 --> 00:29:22.009
. آره ، انجام دادم

00:29:22.010 --> 00:29:28.266
ولی بعدش
. شانس و چیزی که من بهش میگم اتفاق غالب میشه

00:29:28.267 --> 00:29:33.938
 زمانی که هوشیارم
 نمیدونم چیکار میکنم

00:29:33.939 --> 00:29:36.190
 تو اون لحظه
 به چیزی فکر نمیکنم

00:29:36.191 --> 00:29:40.987
 ولی میدونم چقدر دستیابی به نتیجه
 . مایوس کننده و غیر ممکن میشه

00:29:40.988 --> 00:29:46.117
 یک دفعه یه چیزی پدیدار میشه که قریضه ی شما رو
 مورد حمله ی خودش قرار میده

00:29:46.118 --> 00:29:50.623
. برای یه لحظه میتونی شروع کنی به رشد دادن کارت

00:29:57.504 --> 00:30:00.506
. درحقیقت این کارش جلوگیریه

00:30:00.507 --> 00:30:05.344
 اگه رنگ بیشتری رو روش فوت کنم
. بعد اینو روش میمالم

00:30:05.345 --> 00:30:10.817
 و از رنگی شدن اون جلوگیری میکنه
. و کاغذ رو همونجا که هست ثابت نگه میداره

00:30:11.601 --> 00:30:14.524
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:30:17.983 --> 00:30:22.069
ولی در عین حال از اینکه ناقص بشه

00:30:22.070 --> 00:30:24.530
. و کاملا از دست بره نگرانم ، میدونی

00:30:24.531 --> 00:30:28.035
. حتما -
. فکر کنم بایستی یخورده به حال خودش ولش کنم -

00:30:34.458 --> 00:30:40.546
 اکثر هنرمندای کنجکاو و مرموز

00:30:40.547 --> 00:30:44.017
. که تا به حال زندگی کردن میخواستن مثل رامبرانت بشن

00:30:45.510 --> 00:30:48.888
 کسی که از چهره ی خودش استفاده میکرد

00:30:48.889 --> 00:30:51.265
. سلف پرتره پشت سلف پرتره

00:30:51.266 --> 00:30:54.519
. تو مراحل مختلف بالا رفتن سن

00:30:56.938 --> 00:30:59.565
. خیلی ایده ی ساده و غیر تجملی ای بود

00:30:59.566 --> 00:31:01.817
 از خودت نقاشی کنی

00:31:01.818 --> 00:31:04.741
. و پیر شدن خودت رو تماشا کنی

00:31:05.739 --> 00:31:10.117
 و به ما انیمیشن ( جان بخشی ) از سالخوردگیش
 بده

00:31:10.118 --> 00:31:15.044
 تو نقاشی های زیبا
. و سلف پرتره های فوق العاده

00:31:16.416 --> 00:31:21.587
 خردمندانه ترین کاری بود

00:31:21.588 --> 00:31:23.931
. که یه نفر میتونست تصور کنه

00:31:46.279 --> 00:31:47.947
حالا کاری که میخوام بکنم اینه که

00:31:47.948 --> 00:31:52.618
 به خاطر اینکه
. این ماسکینگ فلوید های دوست داشتنی روش هست

00:31:52.619 --> 00:31:54.495
 و این تنها چیزیه که میشه

00:31:54.496 --> 00:31:57.374
که میتونه "ماسکینگ فلوید "( مایع پوششی ) به خاطر اینکه سفت میشه رو
. از روش برداره

00:32:00.001 --> 00:32:02.128
این زیر چیه ؟

00:32:02.129 --> 00:32:05.473
. حالا داره میاد بیرون
میبینیش ؟

00:32:08.885 --> 00:32:14.016
 تعدادی از ماده ها موجودات تعدادی از

00:32:15.851 --> 00:32:20.857
. مکان ها آنسوی افق آسمان وجود دارن

00:32:22.858 --> 00:32:25.609
 احساس میکنم خیلی بامزست
. به خاطر اینکه جزئیات فوق العاده ای داری

00:32:25.610 --> 00:32:29.488
 ریزه کاریه زیادی تو کارت هست
. ولی هنوزم خیلی خیلی بازیگوش هستی

00:32:29.489 --> 00:32:32.491
. خب به خاطر اینه که من خیلی حرفه ای نیستم

00:32:32.492 --> 00:32:35.578
. من راه تبدیل شدن به حرفه ای بودن رو طی نکردم

00:32:35.579 --> 00:32:37.913
 من مسیرم رو برای تلاش کردن و ساختن
طی کردم

00:32:37.914 --> 00:32:42.835
 این برای من غیرمنتظره تر از کس دیگه ای
میدونی ؟

00:32:42.836 --> 00:32:44.963
. عالیه

00:32:50.719 --> 00:32:56.015
 فکر میکنم از همه مهمتر پیکاسوئه
. که بزرگترین آدم سرشناس دورانه

00:32:56.016 --> 00:33:02.521
به خاطر اینکه با استقامت تو زندگی روزانش
. دست به خلاقیت میزد

00:33:02.522 --> 00:33:08.119
. مسیری منطقی برای هر روز زندگیش ایجاد کرد

00:33:08.862 --> 00:33:12.907
 و این به من هدف میداد
. از یه راه عجیب غریب

00:33:12.908 --> 00:33:15.743
" و یک حس که  " خدایا ، چیز دیگه ای هم رو اون تیکه کاغذ هست ؟

00:33:15.744 --> 00:33:17.703
" چیز دیگه ای هم میتونست اونجا باشه "

00:33:17.704 --> 00:33:22.880
 و پیکاسو این رو هر روز و هر روز و هر روز ثابت
. میکرد

00:33:33.720 --> 00:33:38.265
 اون قانعم کرد که این کار رو میتونم انجام بدم

00:33:38.266 --> 00:33:41.268
 خیلی ساده با شروع کردن به نقاشی

00:33:41.269 --> 00:33:43.729
. به هر حال در آخر یه نتیجه ای میده

00:33:43.730 --> 00:33:46.524
 و من نمیخواستم بدونم که چیزی که در نهایت
. تشکیل میشه چقدر کاملِ

00:33:46.525 --> 00:33:49.443
. اما خیلی مجذوب کنندست

00:33:49.444 --> 00:33:52.788
. این عمل پیگیری رو ارزشمند میکنه

00:33:54.574 --> 00:33:57.076
 اگه میدونستم قبل اینکه شروع کنم چه اتفاقی می افته

00:33:57.077 --> 00:33:59.955
اونموقع چیکار میخواستم بکنم؟

00:34:01.748 --> 00:34:06.754
 اگه همیشه خودتون رو شگفت زده کنید
. واقعا میتونید مسیر ( سفر ) خوبی رو داشته باشید
( یا لذت ببرید )

00:34:36.491 --> 00:34:37.950
 تلفن زنگ خورد

00:34:37.951 --> 00:34:40.911
" . رالف ، هانترم "

00:34:40.912 --> 00:34:45.583
 به نظر میاد اونا از اثر کنتاکی دربی خوششون اومده "

00:34:45.584 --> 00:34:47.960
. ازمون میخوان یه کار دیگه انجام بدیم ، میدونی "

00:34:47.961 --> 00:34:51.088
ازمون میخوان بریم زئیر "

00:34:51.089 --> 00:34:53.507
. و مسابقه علی و فورمن رو پوشش بدیم "

00:34:53.508 --> 00:34:55.635
" غرش در جنگل "

00:34:55.677 --> 00:34:59.397
" . منم گفتم " باشه ، هانتر به نظر من که خیلی خوب میشه

00:35:05.186 --> 00:35:08.939
. از لندن پرواز کردم و رسیدم به زئیر

00:35:08.940 --> 00:35:11.984
 بعد از خارج شدن از هواپیما
 اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد

00:35:11.985 --> 00:35:13.532
. زبانه ی آتش بود

00:35:26.625 --> 00:35:28.375
اولین کاری که هانتر انجام داد

00:35:28.376 --> 00:35:30.711
 رفت بیرون و برای خودش

00:35:30.712 --> 00:35:34.216
. یه بسته ی بزرگ گراس ( ماری جوانا ) خرید

00:35:35.133 --> 00:35:39.012
 من با خودم فکر میکردم
" . من از این لذت نمیبرم "

00:35:46.895 --> 00:35:49.313
. باز تلفن زنگ خورد هانتر بود

00:35:49.314 --> 00:35:52.107
. رالف ، یه داستان عالی دارم "

00:35:52.108 --> 00:35:54.401
. " کاپ آمریکا تو " رود آیلند " رو پوشش میده

00:35:54.402 --> 00:35:57.906
" . من گفتم " خب ، من واقعا از قایق خوشم نمیاد

00:36:00.158 --> 00:36:01.659
 وقتی که رسیدیم اونجا

00:36:01.660 --> 00:36:05.790
 آب و هوا خیلی بد بود
. مسابقات به هم خورده بود

00:36:11.169 --> 00:36:13.922
 باهام تماس گرفت
 " رالف ، هانترم "

00:36:14.005 --> 00:36:16.678
" چه نظری راجع به یه داستان دیگه داری ؟ "

00:36:17.509 --> 00:36:19.802
. متاسفم " دکتر هانتر اس تامپسون

00:36:19.803 --> 00:36:22.388
. محافظ محموله ی ژنرال ، وودی کریک ، کولورادو "

00:36:22.389 --> 00:36:24.482
" . بیست و سه می سال 1980 بود

00:36:25.225 --> 00:36:26.266
. هانتر عزیز

00:36:26.267 --> 00:36:28.895
" . ما مایلیم برای پوشش مسابقات ماراتون " هونولولو " از تو دعوت میکنیم "

00:36:29.062 --> 00:36:32.564
 ما تمام خرج سفر و یک اجرت عالی "
" . به شما پرداخت میکنیم

00:36:32.565 --> 00:36:35.944
" . راجع به این موضوع فکر کن . این یک فرصت مناسب برای سفر تفریحی است "

00:36:36.486 --> 00:36:38.329
. حال میده

00:36:42.075 --> 00:36:43.867
 ایده این بود که

00:36:43.868 --> 00:36:46.036
. هانتر و من از قایق بیایم بیرون

00:36:46.037 --> 00:36:48.288
" شون به شونه "
. همینجوری نوشته بود

00:36:48.289 --> 00:36:53.465
. و مثل برق و باد بدوئیم
. مطمئنا مردم جا میموندن

00:36:54.087 --> 00:36:58.308
. و تو راه یه کامیون اجازه میده بریم بالا و باقی راه رو استراحت کنیم

00:37:00.844 --> 00:37:02.720
. جورج فورمن ، تموم بدنش رو سیاه و کبود میکنم

00:37:02.721 --> 00:37:05.347
 اگه ناک اوتش نکنم
. همه جای بدنش رو تیکه پاره میکنم

00:37:05.348 --> 00:37:08.067
. خراش و بریدگی تو تموم صورتش میندازم

00:37:09.185 --> 00:37:11.603
  " تو طبقه ی هشتم هتل " اینتر کنتیننتال

00:37:11.604 --> 00:37:14.903
 جورج فورمن با سگش قدم میزنه

00:37:22.490 --> 00:37:24.783
. من یه ایده دیگه به سرم زد

00:37:24.784 --> 00:37:28.370
. چرا نریم وسط 2 تا کشتی

00:37:28.371 --> 00:37:31.081
. " قایق گرتل و اینترپید "

00:37:31.082 --> 00:37:34.793
 میخواستم بغل یکی از قایقا
با اسپری یه چیزی بنویسم؟

00:37:34.794 --> 00:37:37.087
" اون گفت " چی میخوای بنویسی ، رالف ؟

00:37:37.088 --> 00:37:41.434
" . گفتم " خب فکر کردم بنویسم " لعنت به پاپ

00:37:46.598 --> 00:37:50.559
. منتظر آدمایی شدیم که اونموقع خسته و کوفته شده بودن

00:37:50.560 --> 00:37:53.279
. بعد ما باید مسخرشون میکردیم

00:37:55.190 --> 00:37:58.785
. بدو حرومزاده ، بدو ! داد میزدیم "

00:37:59.694 --> 00:38:04.656
! اونا از خط رد شدن گفتن " پست فطرت کثیف
" . جوونمردی تو وجودت نیست

00:38:04.657 --> 00:38:07.826
. ما رفتیم اونجا که مسابقه رو به گه بکشیم

00:38:07.827 --> 00:38:09.661
. کار خیلی بدیه

00:38:09.662 --> 00:38:13.757
. منطورم اینه که این یعنی چهره ی گونزو

00:38:18.463 --> 00:38:22.968
. " هانتر گفت " حاضری ؟ گفتم " آره

00:38:23.718 --> 00:38:27.721
 میدونی وقتی که یه قوطی اسپری رو برمیداری
. باید تکونش بدی

00:38:27.722 --> 00:38:29.723
. یه توپ کوچیک توش هست که این صدا رو میده

00:38:29.724 --> 00:38:31.058
" . . . کلیک کلیک کلیک "

00:38:31.059 --> 00:38:34.812
" شنیدم یکی گفت " شما اون پائین دارین چیکار میکنین ؟

00:38:34.813 --> 00:38:37.105
" . هانتر گفت . " خدایا ، خوکای کثیف

00:38:37.106 --> 00:38:39.817
" . شکست خوردیم ، باید بزنیم به چاک "

00:38:39.818 --> 00:38:42.903
. اون منور رو آورد بیرون

00:38:42.904 --> 00:38:46.865
 که فقط وقتی استفاده میشه که وسط یه اقیانوس
. گیر افتادی

00:38:46.866 --> 00:38:50.077
. اون تو لنگرگاه شلیک کرد

00:38:50.078 --> 00:38:54.879
. و بعضی هاش افتاد تو قایق ها و باعث شد آسیب ببینن

00:39:03.675 --> 00:39:06.218
" به هانتر گفتم " کی باید بریم واسه مبارزه؟

00:39:06.219 --> 00:39:10.064
.نمیریم ، رالف "
" بلیطا رو فروختم . " چی ؟

00:39:11.015 --> 00:39:14.852
. اون رفت استخر و گراس رو انداخت تو استخر

00:39:14.853 --> 00:39:17.401
. و مستقیم شیرجه زد توش

00:39:19.440 --> 00:39:20.816
. نمیتونستیم بریم و مبارزه رو ببینیم

00:39:20.817 --> 00:39:23.777
. تنها راهی که میتونستم برم و ببینم تو تلویزیون بود

00:39:23.778 --> 00:39:25.871
. که اینکارو تو بار انجام دادم

00:39:30.577 --> 00:39:31.952
. لحظه ای که مبارزه تموم شد

00:39:31.953 --> 00:39:35.998
. همه فقط میخواستن که از زئیر برن

00:39:35.999 --> 00:39:38.843
 . باید از اینجا بریم "
" . باید سریع بریم

00:39:44.340 --> 00:39:46.466
 راه خوبی برای انجام همچین موضوعاتیه
. همینجوری

00:39:46.467 --> 00:39:47.885
. یکی دیگه از عبارت هایی که هانتر به کار می برد

00:39:47.886 --> 00:39:52.812
" چرا داریم اینکار رو میکنیم ، هانتر ؟ "
" . همینجوری ( دلیل خاصی نداره ) ، رالف "

00:39:56.311 --> 00:39:58.395
به نظرم

00:39:58.396 --> 00:40:04.494
. به بخشی از دید داستان سرایی هانتر تبدیل شد

00:40:04.903 --> 00:40:07.279
. من به اون تجسم بخشیدم

00:40:07.280 --> 00:40:10.449
. شبیه شخصیت کتابهای کمیک بود

00:40:10.450 --> 00:40:15.037
. اون یه نگه دارنده ی سیگار داشت . مجبور بود داشته باشه
. اون جزئی از لباس و تیپش بود

00:40:15.038 --> 00:40:19.884
. خودش همه ی این چیزا رو داشت و همه رو داد به اون شخصیت

00:40:26.341 --> 00:40:28.216
 به خاطر این از ایده خوشش نیومد

00:40:28.217 --> 00:40:33.513
. تا کسی به هرشکل از اون ذکاوت بیشتری به خرج نده

00:40:33.514 --> 00:40:35.557
. . . میدونی ، اون

00:40:35.558 --> 00:40:40.063
 اون مسئول بود ، نویسنده بود
. من فقط یه هنرمند بودم

00:40:40.188 --> 00:40:41.480
. من ادواردم

00:40:41.481 --> 00:40:44.566
اون یه پرنده داره که اسمش ادوارده
. . . مثل یه شخصیت جادوییه

00:40:44.567 --> 00:40:46.026
. فکر کنم هانتر اذیتش میکرد

00:40:46.027 --> 00:40:48.528
 اما یه علاقه ی 2 طرفه بینشون بود

00:40:48.529 --> 00:40:49.655
. یا همچین چیزی

00:40:49.656 --> 00:40:52.454
ادوارد حرف بزن باهام ، نمیزنی ؟

00:40:52.825 --> 00:40:55.786
 هانتر ازش استفاده میکرد فکر کنم اون حرفهاش رو باهاش در میون میزاشت
. میدونی

00:40:55.787 --> 00:40:57.621
 ازش به عنوان یه جور مجرم استفاده میکرد
. میدونی

00:40:57.622 --> 00:41:02.376
 چیزی که وارد داستان کنه و ببینه چه احساسی راجع بهش
. داره

00:41:02.377 --> 00:41:03.460
. اون پرنده بود

00:41:03.461 --> 00:41:07.386
 تصور کنم تو همون وضعیت من هم به شکلی
. حکم اون پرنده رو داشتم

00:41:13.346 --> 00:41:15.393
. حالا

00:41:15.765 --> 00:41:19.485
 حالا باید با هم حرف بزنیم ادوارد
. حرف بزن باهام ، باشه

00:41:21.771 --> 00:41:24.064
. بعضی وقتا ادوارد رو دوست داره

00:41:24.065 --> 00:41:26.733
 ( احساس میکنم داغون که میشد ( حالش خراب میشد

00:41:26.734 --> 00:41:30.028
. کلی با من حرف میزد

00:41:30.029 --> 00:41:33.658
 منو مثل پرنده میگرفت دستش و من سعی داشتم
. تا با گاز گرفتن ( گول زدن ) از این وضعیت خلاص بشم

00:41:34.283 --> 00:41:36.877
. دوستیمون این شکلی بود

00:41:38.955 --> 00:41:42.959
. اون بد رفتار بود ، با منم همینطور بود

00:41:44.836 --> 00:41:47.796
 حرف بزن ادوراد حرف بزن ، حرف بزن
! دهنتو باز کن

00:41:47.797 --> 00:41:51.508
. میتونست یه حرومزاده ی واقعی باشه

00:41:51.509 --> 00:41:58.358
. بعضی مواقع منو تووضعیت درست رها میکرد

00:43:53.381 --> 00:43:55.966
 پایه ی رابطه ی رالف و هانتر

00:43:55.967 --> 00:43:59.803
. این بود که اونا روحشون رو تو همدیگه میدیدن
 ( مثل یه روح تو یه بدن بودن )

00:43:59.804 --> 00:44:02.430
 تفاوتشون این بود که

00:44:02.431 --> 00:44:06.606
. هانتر تشخیص داده بود که رالف دیوونه تر از اون بود

00:44:07.311 --> 00:44:10.438
. رالف میخواست تا بالا بالاها بره ولی هانتر این رو نمیخواست

00:44:10.439 --> 00:44:13.775
 شما فکر میکنین که هانتر کسی بود که

00:44:13.776 --> 00:44:15.569
 شنیع تر و بی ملاحظه بود

00:44:15.570 --> 00:44:17.946
اون میخواست تو موقعیت خطیر
. کار سخت رو انجام بده

00:44:17.947 --> 00:44:19.406
. ولی رالف کسی بود که در عمل این اتفاق براش افتاد

00:44:19.407 --> 00:44:21.825
. من درباره ی امنیت روانی حرف نمیزنم

00:44:21.826 --> 00:44:25.495
. من از یه جور، میدونی

00:44:25.496 --> 00:44:30.792
. روح ، اخلاق ، آرامش صحبت میکنم

00:44:30.793 --> 00:44:33.216
. این خطر رو با کار خودتون به امید رسیدن به نتیجه میکنید

00:44:54.025 --> 00:44:56.484
 من فکر میکنم آمریکا جاییه که

00:44:56.485 --> 00:45:00.831
. تمام اشتباهات دنیا توش پرورش پیدا میکنه

00:45:04.118 --> 00:45:06.661
. . .  به آتش کشیدن ویتنام شمالی

00:45:06.662 --> 00:45:08.205
موافقی ؟ -
. کاملا -

00:45:08.206 --> 00:45:13.543
 اگه تا قبل انتخابات اتفاقی بیفته
. دوباره بمب میندازیم ، باور کن

00:45:13.544 --> 00:45:16.004
. گمون کنم اونا نیاز به تهاجم داشتن

00:45:16.005 --> 00:45:20.050
. کاری بود که باید بی برو برگرد انجام میدادن

00:45:20.051 --> 00:45:25.347
. به همین خاطر امر به من مشتبه شد که باید اینکارو بکنم

00:45:25.348 --> 00:45:28.558
. وظیفم بود تا دنیارو تغییر بدم

00:45:28.559 --> 00:45:31.311
. همیشه تو ذهنم بود که میخوام دنیا رو تغییر  بدم

00:45:31.312 --> 00:45:33.780
. حالا وقتش بود

00:45:47.119 --> 00:45:50.664
 رالف میخواست راجع به اتفاقاتی که برای هر کسی
. می افته اظهار نظر کنه

00:45:50.665 --> 00:45:53.875
 منظورم اینه که
روحیه ی ستیزه جویی داشت

00:45:53.876 --> 00:45:57.175
 و فقط میخواست حرفشو بزنه
. نمیخواست متوقف باشه

00:45:57.964 --> 00:46:01.513
. بدون شک این یک حس دیوانگی و جنون آمیزه

00:46:02.218 --> 00:46:06.179
 اینکه خودت بخوای
. میدونی از محدودیت هایی که بود عبور کنه

00:46:06.180 --> 00:46:08.598
 از محدودیت هایی فراتر از چیزی که بود و عقلانی بود عبور کنه

00:46:08.599 --> 00:46:10.225
. و تو این راه خطر هم مسلما هست

00:46:14.105 --> 00:46:18.191
. چون مردم باید بدونن که رئیس جمهورشون شیاد هست یا نه

00:46:18.192 --> 00:46:19.989
. خب ،من شیاد نیستم

00:46:23.447 --> 00:46:28.994
 من طنین صدای خودم رو حس کردم
. و دیگه از هیچی نمیترسیدم

00:46:28.995 --> 00:46:33.375
. ازش به عنوان یه حربه استفاده کردم

00:46:52.143 --> 00:46:55.145
 یه زندگی همیشه امیدوار کننده

00:46:55.146 --> 00:46:59.691
 که دست شمارو میگیره برای به جلو حرکت کردن

00:46:59.692 --> 00:47:01.776
. و شما باید بهترین کاری که از دستتون بر میاد انجام بدید

00:47:01.777 --> 00:47:04.904
به هر حال
. شما بیشتر تبدیل به یک آدم به ظاهر پارسا میشید

00:47:04.905 --> 00:47:09.409
 ولی به این نکته که در جهت هر چه بهتر کردن
شرایطی که به کلی اشتباهه

00:47:09.410 --> 00:47:11.912
. کوشش کردید افتخار میکنید

00:47:23.215 --> 00:47:25.759
از وقتی که استیدمن دائم در حال نقل مکان بود

00:47:25.760 --> 00:47:28.928
. مرتبا برای مجله ی رولینگ استون مطلب می نوشت

00:47:28.929 --> 00:47:31.389
 ثبت تعدادی از اتفاقات سیاسی مهم

00:47:31.390 --> 00:47:33.475
. و انتقاد از زندگی آمریکایی

00:47:33.476 --> 00:47:35.060
. خروجیش بسیار پر ثمر بود

00:47:35.061 --> 00:47:39.031
 اون حتی گهگاهی ستون های مربوط به باغبانی
. رو هم برای مجله ی رولینگ استونز مینوشت

00:47:39.732 --> 00:47:41.775
. آره ، فقط میخواستم بنویسم

00:47:41.776 --> 00:47:43.485
جدا ؟

00:47:43.486 --> 00:47:47.614
 " هانتر بهم میگفت " ننویس ، رالف

00:47:47.615 --> 00:47:50.742
 " تو باعث خجالت خانوادت میشی "

00:47:50.743 --> 00:47:54.247
 " همون منو تحریک میکرد و فکر میکردم که " برو بابا پست فطرت

00:47:57.208 --> 00:48:01.838
. اون عشقمه

00:48:03.089 --> 00:48:07.509
. اون زندگیمه

00:48:07.510 --> 00:48:12.639
. واقعا مایه ی تاسفه که اون همسر یکی دیگست

00:48:12.640 --> 00:48:16.940
. اون عشقمه

00:48:18.979 --> 00:48:22.107
 از تماستون ممنونم
. در حال حاضر خونه نیستم

00:48:22.108 --> 00:48:28.331
. مشغول نوشتن یه کتابم خودم بعدا با شما تماس میگیرم ، ممنون

00:48:51.512 --> 00:48:54.597
حقیقتش برای شروع جدی کارم
. به چند تا نوشیدنی نیاز دارم

00:48:54.598 --> 00:48:56.641
به هر حال الان ساعت چنده ؟

00:48:56.642 --> 00:48:58.314
. دوازده -
. باشه -

00:49:02.314 --> 00:49:05.900
 کاری که برای خودم در نظر گرفته بودم
 پر بود از چالش

00:49:05.901 --> 00:49:09.279
. ترسیده بودم از اینکه زیاد به دیوار دست بزنم

00:49:09.280 --> 00:49:12.365
 اون زمان به همچین ترسهای وخیمی چیره می شدم

00:49:12.366 --> 00:49:16.621
 و به خودم اجازه نمیدادم صفحه ی سفیدی که رو به روم هست
. رو از بین ببرم

00:49:23.043 --> 00:49:27.589
. شروع به نقاشی بر روی دیوار در تاریخ 6 ژوئن سال 1505 کردم

00:49:27.590 --> 00:49:30.889
. با صدای ضربه ای که ساعت 13 رو نشون میداد

00:49:30.968 --> 00:49:34.012
. هنگامی که قلمو رو به دیوار میکشیدم

00:49:34.013 --> 00:49:38.563
. آسمان ها تاریک شده بود و زنگ ها به صدا در آمده بود

00:49:40.394 --> 00:49:43.354
. لئوناردو داوینچی یه نابغه بود

00:49:43.355 --> 00:49:46.441
 در واقع زیگموند فروید دربارش گفته

00:49:46.442 --> 00:49:49.240
. او مردی بود که ما را از تاریکی رها کرد

00:49:53.365 --> 00:49:56.784
پیش خودم فکر میکردم
 من دانایی فهم همه چیز راجع به "

00:49:56.785 --> 00:49:59.662
" مردی مثل لئوناردو داوینچی رو دارم ؟

00:49:59.663 --> 00:50:01.915
 باید تعدای زیادی از آدم ها باشن
در همه جا

00:50:01.916 --> 00:50:04.209
. که کتابهایی راجع به داوینچی نوشته باشن

00:50:04.210 --> 00:50:08.838
 و تعدادی زیاده دیگه ای از مردم هم هستن که
. راجع به اون کتاب میخونن

00:50:08.839 --> 00:50:14.095
چطور میتونم کتابی بنویسم که متفاوت باشه ؟

00:50:14.762 --> 00:50:16.930
چند تا کتاب راجع به لئوناردو خوندی ؟

00:50:16.931 --> 00:50:19.307
. گمون کنم از 50 تا بیشتر بشه

00:50:19.308 --> 00:50:24.564
. من که آدم باهوشی نیستم
. من هیچی نمیدونم

00:50:26.357 --> 00:50:28.691
 وسط راه یهو با خودم فکر کردم

00:50:28.692 --> 00:50:31.903
" چی میشه اگه اسم کتابم رو بزارم " من ، لئوناردو " ؟ "

00:50:31.904 --> 00:50:34.406
. همونجوری شد که شد تبدیل شدم به  لئوناردو

00:50:37.660 --> 00:50:40.663
. شانزده دسامبر سال 1982 بود

00:50:41.580 --> 00:50:44.799
. جهت کتابم رو روی لئوناردو داوینچی قرار دادم

00:50:45.000 --> 00:50:48.379
. از نگاه اول شخص نوشتم

00:50:48.671 --> 00:50:51.890
. به اتفاقات از چشمان اون نگاه میکردم

00:50:52.132 --> 00:50:55.176
. فقط میخواستم بدونم اون چه احساسی داشته

00:50:55.177 --> 00:50:57.600
. که هیچ کارشناسی نتونه به من بگه

00:51:01.308 --> 00:51:03.643
 به من آزادی در کار هنری میده

00:51:03.644 --> 00:51:07.855
 و لذتی رو از گفتن داستان زندگیم میده

00:51:07.856 --> 00:51:12.827
 که بدون شک
. بیشتر با سرنوشت خودم هم همراه بود

00:51:25.165 --> 00:51:28.543
. دلیل اینکه لئوناردو رو به عنوان موضوع انتخاب کردم

00:51:28.544 --> 00:51:31.754
 به خاطر چیزی بود که اون میگفت

00:51:31.755 --> 00:51:35.304
. توانایی اون نابغه برای انجام کارهای ناممکن بود

00:51:37.720 --> 00:51:42.765
 به هر حال
. من چیزایی از خودم رو تو اون میدیدم

00:51:42.766 --> 00:51:49.649
. که منم سخت تلاش میکنم تا یه چیز ویژه تر باشم

00:51:49.815 --> 00:51:52.275
. چیز خودنمایانه ای در مورد اون نیست

00:51:52.276 --> 00:51:58.829
 فقط تلاشی بود تا تا حد امکان که میتونستم کاری انجام بدم

00:51:58.866 --> 00:52:03.121
. که در خدمت هدف باشه
. معنی دادن بهش

00:52:08.876 --> 00:52:13.046
 اون شیفته ی این بود که همه چیزی چطور کار میکنه

00:52:13.047 --> 00:52:15.506
. و با ترکیب کردن اونها با هم چه اتفاقی می افته

00:52:15.507 --> 00:52:20.888
هر چیزی که اون طراحی کرد و اختراع کرد

00:52:21.055 --> 00:52:26.061
. نتیجه ی طرز تفکرش راجع به زندگی خودش بود

00:52:28.103 --> 00:52:32.273
 فکر کنم مهم ترین کاری که لئوناردو انجام داد

00:52:32.274 --> 00:52:34.233
 که اون رو خیلی ویژه میکنه

00:52:34.234 --> 00:52:39.072
 این بود که اون به نتایجی از کارش رسید که احتمالا کسای دیگه
. رویای رسیدن بهش رو داشتن

00:52:39.073 --> 00:52:42.042
 و اون کار چطور پرواز کردن بود

00:52:45.162 --> 00:52:47.664
 من یه قلاب پروازی ساده ابداع کردم

00:52:47.665 --> 00:52:51.876
 تا از طریق خودم یا هر کس دیگه ای
. با میل خودش از اون استفاده کنه

00:52:51.877 --> 00:52:55.472
. تا از بلندی پرواز کنه

00:53:05.891 --> 00:53:09.060
 چتر توسط لئوناردو اختراع شده

00:53:09.061 --> 00:53:13.031
. همینجوری بوده میدونی ، مثلث شکل . . . شبیه به یک هرم

00:53:29.581 --> 00:53:34.177
 ولی اون با یه ایده ی هوشمندانه تر به نتیجه رسید
. که گلایدر بود

00:53:40.801 --> 00:53:42.218
 پرواز میکرد

00:53:42.219 --> 00:53:44.392
 اما من نمیتونم

00:53:51.437 --> 00:53:55.106
 میدونی خیلی از اون یاد گرفتم
 . . . خیلی یاد گرفتم

00:53:55.107 --> 00:53:56.566
. ( من اینطوری یاد گرفتم ( آموزش دیدم

00:53:56.567 --> 00:54:01.413
. قبل از اینکه این کارارو بکنم هیچ آموزشی ندیده بودم

00:54:02.823 --> 00:54:06.367
. و متوجهی چی میگم
. من از مدرسه با نمره ی صفر بیرون اومدم

00:54:06.368 --> 00:54:08.165
. آره

00:54:27.514 --> 00:54:29.640
. رفتم به مدرسه ی گرامر ابرگیل

00:54:29.641 --> 00:54:33.020
. مدیر مدرسه اسمش دی بی جونز بود

00:54:35.022 --> 00:54:38.617
. اون خیلی آدم محترم ، با شخصیتی بود

00:54:40.277 --> 00:54:45.865
 بعد از اینکه دی بی جونز بازنشسته شد
. یه مدیر جدید اومد بالا سرمون

00:54:45.866 --> 00:54:48.201
. دکتر هوبرت هیوز

00:54:48.202 --> 00:54:52.789
. مدیریت و اقتدار براش خیلی مهم بود

00:54:52.790 --> 00:54:55.292
. و ترکه برای پسرا

00:55:02.382 --> 00:55:07.386
 سرم پائینه به خاطر اینه که
 به یه دلیلی

00:55:07.387 --> 00:55:10.807
 احساس میکردم که اون مدرسه

00:55:10.808 --> 00:55:14.519
. بیشتر روال کارشون مستبدانه و زورگویانست

00:55:14.520 --> 00:55:17.104
 یه عبارتی که اون موقع ساختم این بود

00:55:17.105 --> 00:55:20.324
" . اختیار و قدرت نقابی برای خشونت است "

00:55:27.074 --> 00:55:29.492
 نمیتونستم زورگویی رو تحمل کنم

00:55:29.493 --> 00:55:31.244
اونا تعدادشون زیاد بود

00:55:31.245 --> 00:55:33.663
. و کسایی بودن که همیشه تو موضع قدرت بودن

00:55:33.664 --> 00:55:37.759
. میترسیدم که احساس کنم که واقعا غیرقابل بخششِ

00:55:40.003 --> 00:55:45.424
 میل به صدمه زدن هم راهی برای دوباره به دست آوردن
. قدرت و اختیاره

00:55:45.425 --> 00:55:48.724
 این عقیده که
" . آره ، تو به من بدهکاری "

00:55:48.804 --> 00:55:52.890
تو مثل یه بچه از زندگی روزانه کنار من میترسیدی

00:55:52.891 --> 00:55:58.062
. با این طرز رفتار بسیار بدت با بچه ها و مدرسه

00:55:58.063 --> 00:56:04.366
. سعی داشتم که به چیزی به من آسیب زده آسیب بزنم
. موافقی

00:56:07.698 --> 00:56:14.620
 این کلید باز کردن دری به درون روح تاریک منه

00:56:14.621 --> 00:56:16.163
 و نتیجش این میشه که

00:56:16.164 --> 00:56:19.458
بعضی ها نظرشون اینه که شریرانست

00:56:19.459 --> 00:56:23.296
. و خیلی اسم های دیگه یا حتی میگن تیزبینانست

00:56:23.297 --> 00:56:24.889
. درسته

00:56:25.132 --> 00:56:28.718
 انگار که یه فیلتر درون منه که

00:56:28.719 --> 00:56:32.346
که اجازه میده از اون خارج بشه و به صفحه انتقال پیدا
. کنه

00:56:32.347 --> 00:56:35.316
. و عصبانیت و ناراحتی رو بروز بده

00:56:35.434 --> 00:56:38.352
 اصلا مهم نیست که من یک لحظه سرخوشم

00:56:38.353 --> 00:56:41.564
. بعد یدفعه تلخ میشم

00:56:41.565 --> 00:56:44.363
. اینا همه با همن ، این عالیه

00:57:17.643 --> 00:57:20.353
 خب
این یه دفترچه ی کوچکِ که من

00:57:20.354 --> 00:57:22.730
  به مناسب برگزاری  50 امین سالگرد

00:57:22.731 --> 00:57:28.362
. اعلامیه ی حقوق بشر جمع آوری کردم

00:57:29.029 --> 00:57:32.624
. که توسط من تصویر سازی شده و مقدمش رو نوشتم

00:57:35.160 --> 00:57:36.869
. ماده 1

00:57:36.870 --> 00:57:40.706
تمامی انسان‌ها با کرامت و حقوقی یکسان به دنیا می‌آیند

00:57:40.707 --> 00:57:43.209
همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند

00:57:43.210 --> 00:57:47.546
. همگان باید نسبت به یکدیگر چونان برادر و خواهر رفتار کنند

00:57:47.547 --> 00:57:49.507
. ماده 2

00:57:49.508 --> 00:57:52.426
هرکس بدون هیچ‌گونه تمایزی در هر حقوق

00:57:52.427 --> 00:57:54.512
. و آزادی‌هایی که در این اعلامیه برشمرده شده‌است برخوردار است

00:57:54.513 --> 00:57:56.138
. ماده 3

00:57:56.139 --> 00:58:00.815
. هرکس حق حیات، آزادی و برخورداری از امنیت شخصی را دارد

00:58:00.894 --> 00:58:05.106
.ماده 4
. هیچ‌کس را نباید در بیگاری یا بردگی نگاه داشت

00:58:05.107 --> 00:58:09.694
. ماده 5
. هیچکس را نباید مورد ظلم و شکنجه و یا تحقیر قرار داد

00:58:09.695 --> 00:58:14.281
. ماده 6
 هرکس حق دارد که درهرکجا به‌عنوان شخص

00:58:14.282 --> 00:58:17.660
. در پیشگاه قانون به رسمیت شناخته شود

00:58:17.661 --> 00:58:19.412
. ماده 7

00:58:19.413 --> 00:58:21.080
همگان در پیشگاه قانون یکسان‌اند

00:58:21.081 --> 00:58:23.916
 حق دارند بدون هیچ‌گونه تبعیضی
. . . از پشتیبانی قانون برخوردارشوند

00:58:23.917 --> 00:58:29.296
همه حق دارند تا در برابر
 هرگونه تبعیضی که ناقض این اعلامیه باشد ونیز در برابر

00:58:29.297 --> 00:58:33.968
هرگونه تحریکی که به هدف چنین تبعیضی صورت گیرد

00:58:33.969 --> 00:58:36.187
. . . . از پشتیبانی یکسان قانون برخوردار شوند

00:58:58.994 --> 00:59:04.373
 قطعا مردم هدف دارند
. آینده نگری دارند

00:59:04.374 --> 00:59:07.460
. نسبت به ذات انسانی درک دارند

00:59:07.461 --> 00:59:12.131
میگیم" ما نمیخوایم فقط دربارش حرف بزنیم
" . به قلم میاریمش

00:59:12.132 --> 00:59:16.978
. بعد به خودمون یادآوری میکنیم که حقوق بشر چیه

00:59:26.063 --> 00:59:28.773
 دلیلی که به خاطرش این نقاشی هارو میکشم

00:59:28.774 --> 00:59:33.527
 به خاطر اینه که از این مردمی گول خوردن و کلاهشون برداشته شده
. عصبانی ام

00:59:33.528 --> 00:59:37.749
. اون دشمن منه ، اون هدف منه

00:59:37.783 --> 00:59:41.583
. هدف اعتراضم

00:59:44.539 --> 00:59:47.833
 من فقط میخواستم به عنوان یه هنرمند

00:59:47.834 --> 00:59:53.215
 که کارهای کارتونی جدی انجام میدم
. جدی گرفته بشم

01:00:00.555 --> 01:00:02.272
. معجزه ی عصر

01:00:02.474 --> 01:00:06.685
. جیبی ( کوچک ) ، تا شو ، کنترل الکترونیکی

01:00:06.686 --> 01:00:09.522
 موتور برقی
. دوربین تک لنزی بازتابی

01:00:09.523 --> 01:00:11.899
. کار کردن باهاش خیلی آسونه

01:00:11.900 --> 01:00:13.609
. بیارید یه خورده نزدیکتر

01:00:13.610 --> 01:00:17.865
 وضوح ، هدف رو نشانه گذاری کنید

01:00:18.073 --> 01:00:20.658
. دکمه الکتریکی دوربین رو فشار بدید

01:00:20.659 --> 01:00:22.627
. غیرممکن ها اتفاق می افتد

01:00:24.496 --> 01:00:29.251
 تو یک دقیقه
. شما یه عکس زیبای خیره کننده انداختید

01:00:32.671 --> 01:00:38.644
. همه ی اینا با تجربه ی دوربین پولاروید اس ایکس 70

01:00:39.553 --> 01:00:41.100
. آره ، بهتره

01:00:41.680 --> 01:00:43.682
حاضری ؟ -
. آره -

01:00:45.433 --> 01:00:48.310
. کار کرد -
. فیلم توش نیست -

01:00:48.311 --> 01:00:50.233
. میخوام دوباره اینکارو بکنم

01:00:57.529 --> 01:01:00.865
. رو منتشر کردم  With Nails تو سال 1996

01:01:00.866 --> 01:01:03.325
. که با استفاده از خاطرات فیلمی جمع آوری شده بود

01:01:03.326 --> 01:01:06.078
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

01:01:06.079 --> 01:01:09.415
. کاورها رو ببرم داخل کتاب هم پشت و هم جلوش

01:01:09.416 --> 01:01:14.420
 فکر میکردم که طرح خوبی میشه
. برخورد کنه  Withnail اگر رالف نمادین با

01:01:14.421 --> 01:01:17.923
 از رالف خواستم اگه میتونه با چند تا ایده یا نقاشی
. بهم کمک کنه

01:01:17.924 --> 01:01:22.270
" . اون در جواب گفت " میام و با هم اینکار دیوانه وار رو انجام میدیم

01:01:40.405 --> 01:01:42.281
اون عکس آدمای شناخته شده

01:01:42.282 --> 01:01:45.326
. یا شخصیت هایی مثل بلا لوگوسی یا جان تراولتا بر میداشت

01:01:45.327 --> 01:01:47.625
. بعد اونا رو چسبوند رو صورت من

01:01:49.372 --> 01:01:50.748
. اون جواب داد -
. آره -

01:01:50.749 --> 01:01:52.917
. خوب میریم سراغ یه کار دیگه

01:01:52.918 --> 01:01:55.586
. حالا اجازه بده تا یه دقیقه ای رو یکیشون کار کنم

01:01:55.587 --> 01:01:58.714
 و شروع کرد تا وقتی پولاروید هنوز گرمه روش کار کردن

01:01:58.715 --> 01:02:02.389
. و دور تا دور عکس رو دستکاری کرد بعد 2 تا عکس رو با هم ترکیب کرد

01:02:06.723 --> 01:02:08.724
. . . اونا مستقیما روی

01:02:08.725 --> 01:02:11.936
. روی عکس دوربین انجام شدن -
. آره درسته -

01:02:11.937 --> 01:02:14.521
 . . . همون لحظه ای که عکس گرفته شد

01:02:14.522 --> 01:02:19.735
. بعد از اینکه یه آدم واقعی گرفتم و اینکارو روش انجام دادم

01:02:19.736 --> 01:02:23.197
. فقط میخواستم یه تصویر خوب از کسی بگیرم

01:02:23.198 --> 01:02:25.032
. بعد کج و کولش میکردم

01:02:25.033 --> 01:02:27.956
. تا شبیه به یکی از نقاشی هام بشه

01:02:31.998 --> 01:02:34.541
 این عصاره ی کار من بود

01:02:34.542 --> 01:02:40.549
. که تصاویر رو از ریخت بندازم وبازم شکلش رو حفظ کنه

01:02:46.137 --> 01:02:50.224
 فکر کردم فوق العادست
. به همین خاطر تک تکشون رو دستکاری کردم

01:02:50.225 --> 01:02:56.021
 و اون اتفاق افتاد
. کاری کردم که گویا تر بشه

01:02:56.022 --> 01:03:00.025
 و پیش خودم فکر کردم
" .  خب ، مثل نقاشی هام باهام ارتباط برقرار میکنه "

01:03:00.026 --> 01:03:02.324
. میدونی ، این چیزیه که دوست دارم

01:03:02.529 --> 01:03:09.412
. به همین خاطر شروع کردم اینکارو با ملکه و پرنسس دایانا کردم

01:03:10.829 --> 01:03:15.040
 اون یکی هم فرگی بود
" . که فکر کردم " نتیجه ی خوبی میده

01:03:15.041 --> 01:03:18.002
 " به خودم گفتم " من به اندازه ی یه کتاب اینجا عکس دارم

01:03:18.003 --> 01:03:19.971
. پس شروع کردم ازش یه کتاب تهیه کردم

01:03:42.861 --> 01:03:44.820
 به هر حال
. همشون همچین نتیجه ای دادن

01:03:44.821 --> 01:03:47.574
. یکیشون بود ، این یکی

01:03:48.033 --> 01:03:52.870
. ما تو هتل جروم تو آسپن بودیم

01:03:52.871 --> 01:03:54.913
 به جور مهمونی بود

01:03:54.914 --> 01:03:58.667
. و دیوید هاکنی هم دعوت شده بود

01:03:58.668 --> 01:04:01.795
. منم دیوید رو تو بار دیدم

01:04:01.796 --> 01:04:04.214
رفتم پشتش

01:04:04.215 --> 01:04:08.677
 دوربین رو آماده کردم و گفتم
 " دیوید "

01:04:08.678 --> 01:04:11.055
"! اینجوری برگشت و من گرفتم " کلیک ، تق

01:04:11.056 --> 01:04:13.349
. انگار یه چیزی بهش خورد ، میبینی

01:04:13.350 --> 01:04:16.148
 اون گفت
 " این عکس نباید منتشر بشه ، میفهمی "

01:04:16.436 --> 01:04:18.937
. خدای من همه میشناسنش

01:04:18.938 --> 01:04:21.816
. واقعیتش یکی از بهترین عکسها شد

01:04:24.486 --> 01:04:26.488
میتونم شروع کنم ؟

01:04:33.870 --> 01:04:35.622
این صدا برات غیر عادیه ؟

01:04:37.832 --> 01:04:39.041
. آره

01:04:39.042 --> 01:04:41.293
. . . پرونده ی جنگ

01:04:41.294 --> 01:04:43.545
. ببخشید یه بار دیگه رالف

01:04:43.546 --> 01:04:48.017
. پرونده جنگ 1963 ، 2003

01:04:49.427 --> 01:04:55.057
 من معترضم من معترضم من معترضم
. من به این جنگ غضبناک معترضم

01:04:55.058 --> 01:04:57.267
. من به این جنگ بد معترضم

01:04:57.268 --> 01:05:01.313
 تو هر نقاشی ای که از سال 1960 کشیدم
. به فکر انجام این قضیه بودم

01:05:01.314 --> 01:05:05.526
 که به هر طریقی شده تا حماقت و نفهمی مسخرمون
. رو نشان بدم

01:05:05.527 --> 01:05:08.445
. به بعضی چیزا نرسیدم
. خیلی چیزا

01:05:08.446 --> 01:05:10.197
. میدونم هیچ چیز حل شدنی نیست

01:05:10.198 --> 01:05:13.542
 ولی من این کار رو برای شعور خودم و جهانی
. آرام و با آسایش انجام میدم

01:05:14.577 --> 01:05:19.002
 . رهبران ما فاقد عقل و شعور ، متکبر و مجنون هستند

01:05:35.098 --> 01:05:40.144
. چیزی که راجع به کار رالف وجود داشت انرژی بود ، عصبانیت بود

01:05:40.145 --> 01:05:42.521
. زهرش ( نفرتش ) رو به بیرون تراوش میکرد

01:05:42.522 --> 01:05:45.024
. و این چیزی بود که من دوست داشتم

01:05:53.283 --> 01:05:57.953
 ایکاش من توانایی درب و داغان کردن مثل کاری که رالف میکنه
. داشتم

01:05:57.954 --> 01:06:00.752
. در عین حال کنترلش هم میکردم

01:06:09.549 --> 01:06:12.509
 مشکلی که اعتراض ما داشت
 ما معترضا بودیم

01:06:12.510 --> 01:06:15.012
. که پیر و خسته شده بودیم

01:06:15.013 --> 01:06:18.140
. ما جیغ و فریاد میزدیم و تا اندازه ای دنیارو تغییر دادیم

01:06:18.141 --> 01:06:19.641
. ولی نه اونقدر که ما توقع داشتیم

01:06:19.642 --> 01:06:23.896
. و اون مارو به افسردگی و یک جور حس ناتوانی و عجیب سوق داد

01:06:23.897 --> 01:06:26.482
. که فکر کنم بعد از یه مدتی شروع به از پا در آوردنتون میکنه

01:06:26.483 --> 01:06:29.401
 متوجه تغییراتی که اعمال کردن میشین

01:06:29.402 --> 01:06:32.154
 و نسل تازه ای از مردم رو میبینین

01:06:32.155 --> 01:06:37.326
. که از سر و صداهایی که ما کردیم استفاده میکنن

01:06:37.327 --> 01:06:40.704
 اونا هیچ اهمیتی نمیدن
. براشون مهم نیست

01:06:40.705 --> 01:06:42.039
. میرن تو فروشگاه

01:06:42.040 --> 01:06:45.009
. واسه همین خیلی سخت میشه که بفهمی باهاش چیکار کنی

01:06:47.253 --> 01:06:50.506
. رالف نمیتونه توقف کنه
. فکر کنم منم نمیتونم

01:06:50.507 --> 01:06:54.176
 ما تا تو قبرمون هم شده داد و فریاد میزینیم و سر و صدا
 میکنیم

01:06:54.177 --> 01:06:56.679
. و کسی هم گوشش بدهکار نیست

01:07:03.603 --> 01:07:07.064
. برای جان دیلینجر امیدوارم که زنده و سلامت باشه

01:07:07.065 --> 01:07:12.662
 روز شکرگزاری
. نوامبر 28 سال 1986

01:07:14.447 --> 01:07:17.991
 سپاس برای بوقلمون ها و کبوترای وحشی

01:07:17.992 --> 01:07:19.743
 که مقدر شده تا هر جوری

01:07:19.744 --> 01:07:23.589
. به شادی و نشاط درونی آمریکایی گند بزنه

01:07:25.250 --> 01:07:29.380
. سپاس برای اقلیمی که چپاول و مسموم میکند

01:07:31.256 --> 01:07:37.229
 سپاس برای سرخپوست هایی که کمی خطر و ستیزه جویی
. فراهم کردند

01:07:38.930 --> 01:07:43.976
 سپاس برای گله های عظیمی از بایسون
. تا کشته بشن و پوستشون کنده بشه

01:07:43.977 --> 01:07:47.105
. لاشه هایشان بماند تا فاسد شوند

01:07:49.816 --> 01:07:54.162
. سپاس برای جایزه برای گرگ ها و کایوت ها

01:07:57.156 --> 01:08:01.326
 سپاس برای رویای آمریکایی که مخدوش میکند
. و زشت و زننده

01:08:01.327 --> 01:08:04.913
. احتمالا سال 1987، 88 همین حدودا

01:08:04.914 --> 01:08:10.252
. از ویلیام باروز خواستم که این صداهارو ضبط کنیم

01:08:10.253 --> 01:08:16.431
. خیلی با دنیای هانتر و رالف اشتراک داشت

01:08:16.718 --> 01:08:19.845
. البته رالف هم از وقتی شنیده بود شیفتش شده بود

01:08:19.846 --> 01:08:22.849
. اون شروع و مونتاژ کار رو دوست داشت

01:08:23.600 --> 01:08:27.320
 میدونی
. همه ی چیزایی بود که دنیا به خودش دیده بود

01:08:28.104 --> 01:08:31.574
 " سپاس برای " کشتن یک پرسشگر به خاطر مسیح

01:08:32.525 --> 01:08:36.029
. سپاس برای آزمایشگاهی به نام ایدز

01:08:38.156 --> 01:08:42.911
. ( سپاس برای منع و جنگ در برابر مواد مخدر ( الکل

01:08:44.829 --> 01:08:50.836
 سپاس برای کشوری که هیچ کس حق ندارد تا سرش در کار خودش
. باشد

01:08:51.669 --> 01:08:55.343
. سپاس برای یک ملت خبرچین

01:08:55.882 --> 01:09:00.177
 آره
. سپاس برای تمام خاطرات

01:09:00.178 --> 01:09:03.597
خیلی خب
. بزارید دستاتون رو ببینم

01:09:03.598 --> 01:09:06.266
شما همیشه سردرد داشتین

01:09:06.267 --> 01:09:09.441
. و همیشه کسل بودین

01:09:10.897 --> 01:09:14.066
سپاس برای آخرین و بزرگترین خیانت

01:09:14.067 --> 01:09:18.822
. به آخرین و بزرگترین رویای انسانها

01:09:22.950 --> 01:09:27.913
به خاطر نوع نوشته ها
 نوع نقاشی ها

01:09:27.914 --> 01:09:29.831
. از نظر من خیلی ستودنی بود

01:09:29.832 --> 01:09:33.502
 چون با اون چیزی که ما تو سرمون داشتیم
 تفاوت داشت

01:09:33.503 --> 01:09:36.129
. اما طوری نبود که ازش نشه لذت برد

01:09:36.130 --> 01:09:39.758
 این آدما ذهن هایی داشتن که

01:09:39.759 --> 01:09:42.594
. مال خودشون بود

01:09:42.595 --> 01:09:45.806
. منظورم اینه که به رالف به عنوان یه آدم نگاه کن

01:09:45.807 --> 01:09:49.309
 . . . تا به حال خونگرمتر ، بلندنظرتر از اون ندیدین

01:09:49.310 --> 01:09:52.609
. اون فقط تو نقاشی هاش خلاصه نمیشه

01:09:55.942 --> 01:09:57.150
. نمیدونم

01:09:57.151 --> 01:10:00.904
. اینجا همه چی هست جز سلاح -
سلاح ؟ -

01:10:00.905 --> 01:10:03.240
. اینجا همه چی هست جز سلاح

01:10:03.241 --> 01:10:05.960
. اون به سختی میتونه راه بره -
. آره -

01:10:07.120 --> 01:10:09.622
. باید تو ماشین باشه

01:10:12.500 --> 01:10:16.294
. ما جایی رو که اون تیراندازی میکنه پیدا کردیم
. تیراندازی رو دوست داشت

01:10:16.295 --> 01:10:19.005
. اونجا یه هدف گذاشتیم

01:10:19.006 --> 01:10:20.716
. شش

01:10:20.717 --> 01:10:23.510
 وقتی این قسمت خالی میمونه
یعنی خالیه ، میبینی ؟

01:10:23.511 --> 01:10:25.137
. آره درسته

01:10:25.138 --> 01:10:26.596
میفهمی ؟ -
. آره -

01:10:26.597 --> 01:10:29.099
. باشه -
. تقریبا -

01:10:41.362 --> 01:10:43.864
 اون اومد جلو

01:10:43.865 --> 01:10:46.658
. . . اینبار تا اندازه ای لرزان بود و

01:10:46.659 --> 01:10:49.745
 دو ، سه ، چهار

01:10:49.746 --> 01:10:52.840
. پنج ، شش ، هفت

01:10:56.043 --> 01:10:57.715
. من حاضرم

01:11:02.008 --> 01:11:04.510
. . . اون آماده شد

01:11:08.598 --> 01:11:12.318
 هر 6 تا گلوله رو خالی کرد
. متوجهی ، همچین چیزی

01:11:13.770 --> 01:11:16.021
. اینجارو ،  سرشو زدی

01:11:16.022 --> 01:11:20.108
. من گفتم " خب ، ویلیام نزدیش " میدونی

01:11:20.109 --> 01:11:24.409
 همه ی گلوله ها از گردنش رد شده بودن
 . . . اون گفت

01:11:27.450 --> 01:11:29.952
. اون مرده ، مرد

01:11:33.790 --> 01:11:35.290
یکی از مزایای کار کردن با

01:11:35.291 --> 01:11:39.878
 هانتر و ویلیام باروز

01:11:39.879 --> 01:11:42.631
این بود که با وجود اینکه خیلی خودسر بودن

01:11:42.632 --> 01:11:46.261
. در عین حال به طرز باورنکردنی ای صادق بودن

01:11:47.178 --> 01:11:49.763
 فکر کنم چیزی که من رو شیفته اونا میکرد

01:11:49.764 --> 01:11:53.099
. این نکته بود که نویسنده های صادق و شرافتمندی بودن

01:11:53.100 --> 01:11:55.185
راجع به حقایقی مینوشتن

01:11:55.186 --> 01:11:57.521
. که واقعا تجربه کرده بودن

01:11:57.522 --> 01:12:03.819
( به تعبیر دیگه میشه گفت که نویسنده های ژورنالیستی ( آگاهی رسان
. بودن

01:12:03.820 --> 01:12:07.449
. راجع به اتفاقاتی مینوشتند که به سرشون اومده بود -
. درسته -

01:12:09.033 --> 01:12:11.451
. ضایع نیست ؟ خیلی ضایست

01:12:11.452 --> 01:12:15.747
 ببین چطوری نگاه میکنم

01:12:15.748 --> 01:12:17.582
. دقیقا -
. اون من نیستم -

01:12:17.583 --> 01:12:20.210
چند تا نسخه از این بیرون دادی ؟

01:12:20.211 --> 01:12:22.713
. حول و حوش 4 میلیون

01:12:24.298 --> 01:12:26.508
. نه نه نه نه نه نه

01:12:26.509 --> 01:12:29.845
خدای من
. اون همیشه این کارای سخیف رو با من میکنه

01:12:29.846 --> 01:12:32.690
. یه دقیقه اینو خاموش میکنم چون اعصابم ریخت بهم

01:12:34.392 --> 01:12:39.479
 خب رالف
آخرین باری که هانتر رو دیدی تو مزرعه ی " اول فارم " بود ؟

01:12:39.480 --> 01:12:44.276
. آره ، آخرین بار بود
. ماهِ . . . اکتبر بود

01:12:44.277 --> 01:12:48.702
. سپتامبر یا اکتبر 2004

01:12:58.165 --> 01:13:00.417
امروز یه بار اینکارو کردم
 اینم

01:13:00.418 --> 01:13:01.626
! یه بار دیگه -
. بس کن ، نکن اینکارو -

01:13:01.627 --> 01:13:03.379
. . . میخوای به این کار ادامه بدی -
! بس کن -

01:13:03.713 --> 01:13:05.755
. اینکارو نکن -
. لطفا داد نزن -

01:13:05.756 --> 01:13:07.799
من خونه ی تو نمیام که از همه ی نقاشی هات کپی بگیرم

01:13:07.800 --> 01:13:09.634
میبرمشون جای دیگه تو هم میفتی دنبال من ؟

01:13:09.635 --> 01:13:10.969
. من که اینکارو نمیکنم

01:13:10.970 --> 01:13:15.307
! برو
! محض رضای خدا یه گوهی بخور

01:13:15.308 --> 01:13:18.937
. حرومزاده ی بدبخت
میخوای چه غلطی بکنی ؟

01:13:22.899 --> 01:13:26.109
! نشسته تو این اتاق کوفتی

01:13:26.110 --> 01:13:28.578
 فکر کنم رالف هانتر رو دوست داشت

01:13:28.905 --> 01:13:33.408
. و امیدوارد بود که هانتر کسی بشه که نمیتونست بشه

01:13:33.409 --> 01:13:36.578
  یخورده وظیفه شناس و با احتیاط

01:13:36.579 --> 01:13:38.456
. و با سخاوت

01:13:44.253 --> 01:13:47.839
روز اول
 هنرمند انگلیسی رالف استیدمن

01:13:47.840 --> 01:13:50.675
. فیلم به مقصد آسپن ، کلورادو  BBC همراه میشه با گروه

01:13:50.676 --> 01:13:52.010
. تا دوستی قدیمی رو ببینه

01:13:52.011 --> 01:13:54.471
. ترکیب گزارش ها فوقالعاده بود

01:13:54.472 --> 01:13:56.514
 میدونی شبیه به برادرای حسود

01:13:56.515 --> 01:13:59.643
. یا همکارهایی مثل کیت و میک یا یه همچین چیزی
. ( اعضای گروه رولینگ استون )

01:13:59.644 --> 01:14:03.523
. فقط شدیدتر بود

01:14:05.399 --> 01:14:09.653
 دلیلی که من به خاطرش خودم رو آماده کردم

01:14:09.654 --> 01:14:12.072
. این بود که آماده بشم تا به تموم مشکلاتت پاسخ بدم

01:14:12.073 --> 01:14:15.450
منم خیلی راحت قبول میکردم
. به خاطر اینکه تو کتاب رو تصویرسازی کردی

01:14:15.451 --> 01:14:19.162
 تنها دلیلش این نبود هانتر
. این نبود

01:14:19.163 --> 01:14:23.083
 هیچکس به خاطر اینکه من کتاب رو تصویر سازی کردم
. توجهش جلب نشده

01:14:23.084 --> 01:14:24.626
. هیچ کس

01:14:24.627 --> 01:14:26.461
 چی میگی رالف

01:14:26.462 --> 01:14:30.382
. . . ترس و نفرت در لاس وگاس چیز نبود

01:14:30.383 --> 01:14:31.758
. موفق بود

01:14:31.759 --> 01:14:34.344
اگه توسط تو تصویرسازی نمی شد به موفقیت میرسید ؟

01:14:34.345 --> 01:14:37.138
. آره ، آره دقیقا

01:14:37.139 --> 01:14:39.349
. آره واقعیتش اون یه داستانه

01:14:39.350 --> 01:14:42.936
 داستانی که تا حالا گفته نشده
. داستان دلخوری و ناخشنودی من بود

01:14:42.937 --> 01:14:46.731
. دلخوری آتشین از روی ناچاری -
توضیحش زیاده ، اینطور نیست ؟ -

01:14:46.732 --> 01:14:48.324
. آره

01:14:50.903 --> 01:14:53.196
. فکر کنم هانتر قلبا رالف رو دوست داشت

01:14:53.197 --> 01:14:55.665
. رالف براش مثل برادر بود

01:14:55.825 --> 01:14:58.702
 اونا 2 تا کاراکتر فوق العاده بودن

01:14:58.703 --> 01:15:01.621
. که همکاری و دوستی عالی ای داشتن

01:15:01.622 --> 01:15:05.291
ولی خوب گاهی اوقات احتمال داشت که
 . بهم بزنن

01:15:05.292 --> 01:15:07.752
 به خصوص وقتی که شما شخصیت های تندخویی دارین

01:15:07.753 --> 01:15:11.047
 و زمانی که شما
 میدونید

01:15:11.048 --> 01:15:15.598
 هانتر
. مشکل مواد و الکل داشت

01:15:17.388 --> 01:15:20.983
برات مهم نیست ؟ -
. صد در صد مهمه -

01:15:21.308 --> 01:15:27.397
 خودتم میدونی هانتر
. اما به هزار دلیل دوره ی سخت و تخمی بود

01:15:27.398 --> 01:15:30.651
میخوای بازم اون وضع رو ادامه بدی ؟ -
. لعنت بر شیطون -

01:15:31.986 --> 01:15:36.406
. ول کن ، من میخوام اینکارو متوقف کنم
. چون دیگه نمیتونم اینجوری باهات حرف بزنم

01:15:36.407 --> 01:15:38.575
. آره ، بزن به چاک -
چی ؟ -

01:15:38.576 --> 01:15:41.750
. دارم احساس دیوونگی میکنم
. یا مسیح -

01:15:48.127 --> 01:15:50.795
. چیزی که اون فهمیده بود شوخی مرگ بود

01:15:50.796 --> 01:15:53.298
. جنبه ی شوخی دیگه ای در کار نبود

01:15:57.261 --> 01:15:59.763
. و این فکر که میره خونه ی سالمندان

01:15:59.764 --> 01:16:02.390
. هانتر اس تامپسون  تو خانه ی سالمندان

01:16:02.391 --> 01:16:04.313
میتونی تصور کنی؟

01:16:08.898 --> 01:16:11.566
 میگفت
. تحمل این فکر رو ندارم ، رالف "

01:16:11.567 --> 01:16:14.819
 این تصویر وحشتناک رو تو ذهنم دارم "

01:16:14.820 --> 01:16:18.615
" . که نشستم رو یه ویلچر "

01:16:18.616 --> 01:16:20.658
 اونا بستنش رو ویلچر
. نمیتونه از جاش تکون بخوره

01:16:20.659 --> 01:16:22.911
. اونا بستنش به ویلچر

01:16:22.912 --> 01:16:24.662
. و نمی تونه حرکت کنه

01:16:24.663 --> 01:16:26.581
 و میتونه با گوشه ی چشمش

01:16:26.582 --> 01:16:28.750
. یه عجوزه ی پیر زشت رو ببینه

01:16:28.751 --> 01:16:32.170
. که آروم آروم از جلوی اتاقش رد میشه

01:16:32.171 --> 01:16:34.339
. از پیش میدونست

01:16:34.340 --> 01:16:37.559
. که اون میاد تخماش رو مالش میده

01:16:43.516 --> 01:16:46.351
 همسرش آنیتا رفت به یک انجمن سلامتی

01:16:46.352 --> 01:16:48.561
 زنگ زد و گفت
 " سلام عزیزم "

01:16:48.562 --> 01:16:52.607
. صدا قشنگ از دور میومد

01:16:52.608 --> 01:16:56.069
. دیگه نیاز نبود تلفن رو خیلی به دهنش نزدیک کنه

01:16:56.070 --> 01:16:59.280
. همون موقع تفنگ رو گذاشت تو دهنش و ماشه رو کشید

01:16:59.281 --> 01:17:00.365
. به همین راحتی

01:17:00.366 --> 01:17:03.701
 پسرش فکر میکرد شنیده که یه کتاب افتاده زمین

01:17:03.702 --> 01:17:06.296
. چون همچین اتفاقی می افته

01:17:09.458 --> 01:17:13.128
. وقتی بهش فکر میکنی به نظر خیلی خنده داره
. آره -

01:17:13.129 --> 01:17:16.089
. . . آره خب اون یه جور

01:17:16.090 --> 01:17:19.092
آره منم که رفتم تا باهاش مصاحبت داشته باشم

01:17:19.093 --> 01:17:24.722
 مردی بود که خیلی امر و نهی میکرد
. میخواست زندگیه خودش رو بکنه

01:17:24.723 --> 01:17:27.559
. قطعا تو زندگیش خیلی آدم زورگویی بود

01:17:27.560 --> 01:17:28.977
. آره -
. اینکارم کرد -

01:17:28.978 --> 01:17:31.606
. دقیقا اینکارو کرد ، آره -
. . . خب -

01:17:32.398 --> 01:17:34.992
. واقعا ناراحت کنندست -
. خیلی -

01:17:42.825 --> 01:17:44.993
. من هانتر رو دوست داشتم

01:17:44.994 --> 01:17:49.624
. و خیلی دلم براش تنگ شده

01:17:51.584 --> 01:17:54.419
. حقیقتش ، یه چیزی بیشتر از خیلی

01:17:54.420 --> 01:18:00.592
 به خاطر اینکه اون با خودش برد
وقتی که اینکارو با خودش کرد

01:18:00.593 --> 01:18:02.969
علت اصلی

01:18:02.970 --> 01:18:08.522
. کاری که با هم انجام میدادیم رو با خودش برد

01:18:09.226 --> 01:18:11.102
. دیگه دوباره اتفاق نیفتاد

01:18:11.103 --> 01:18:15.106
آخرین بار بود

01:18:15.107 --> 01:18:20.659
. که شاید شوک آورترین قسمتش برای من همینه

01:18:21.447 --> 01:18:24.782
. این واسه همه چی اتفاق می افته

01:18:24.783 --> 01:18:28.207
. که بالاخره ناپدید میشه

01:18:39.006 --> 01:18:42.717
. خیلی از آدما میخوان اثری هنری از رالف داشته باشند

01:18:42.718 --> 01:18:45.511
 و رالف اکثر کارهای اورژینالش رو پیش
. خودش نگه داشته

01:18:45.512 --> 01:18:48.731
. چون اون فقط نمیخواد که اون کارارو بده برن

01:18:49.350 --> 01:18:54.481
و اینجوری هر کسی میتونه یه اثر هنری اورژینال از رالف
. رو داشته باشه

01:18:58.359 --> 01:19:00.777
 آره اونا اورژینالن
. تک تکشون

01:19:00.778 --> 01:19:04.197
 تک تکشون اورژینالن
. چون من هر کدوم رو جداگانه امضا میکنم

01:19:04.198 --> 01:19:08.451
. و هر سری رو شماره میزنم

01:19:08.452 --> 01:19:09.911
. اینجوری تبدیل میشه به یه سری

01:19:09.912 --> 01:19:15.384
 و هر سری میتونه خیلی از لحاظ مالی
. ارزش داشته باشه

01:19:37.648 --> 01:19:41.818
من یه پوستر فروشم که پوستر میفروشم

01:19:41.819 --> 01:19:45.323
 میدونی
. کلکسیونر کارهای رالف تو کل دنیا

01:20:04.842 --> 01:20:07.427
. به من امیدواری میده

01:20:07.428 --> 01:20:10.221
که میتونم کارهای اورژینال رو پیش خودم نگه دارم

01:20:10.222 --> 01:20:13.521
. و همیشه ازش کسب در آمد کنم

01:20:19.273 --> 01:20:23.985
 ولی به هر حال
. فکر نکنم خیلی برای من خوب باشه

01:20:23.986 --> 01:20:27.822
. روح من رو در خود خفه میکنه

01:20:27.823 --> 01:20:31.951
 باطنم رو
. تا نقاشی های دیگه بکشم

01:20:31.952 --> 01:20:35.705
 فکر کنم چیزی در موردش وجود داره

01:20:35.706 --> 01:20:39.542
. که شاید من دوستش ندارم

01:20:39.543 --> 01:20:45.214
 اینکه من فقط یه نقاشی رو یه بار امضا نمیکنم

01:20:45.215 --> 01:20:47.008
. یا 2 بار

01:20:47.009 --> 01:20:49.802
. یا یه نقاشی رو 2 بار انجام بدم

01:20:49.803 --> 01:20:54.149
. نزدیک 800 تاشون رو امضا میکنم

01:21:03.525 --> 01:21:06.369
 گونزو نمیمیره

01:21:06.779 --> 01:21:10.531
رالف ادامش میده تا اسم هانتر رو زنده نگه داره

01:21:10.532 --> 01:21:13.326
. هانتر هم رالف رو زنده نگه داره

01:21:13.327 --> 01:21:15.829
. میدونی 2 نفری با هم
. آره -

01:21:20.250 --> 01:21:22.752
. نور خورشید داره میاد تو

01:21:23.337 --> 01:21:25.505
درسته ، داره میاد داخل ؟

01:21:25.506 --> 01:21:27.428
. آزمایش میکنیم ، آزمایش میکنیم

01:21:27.466 --> 01:21:29.884
. یک دو سه چهار

01:21:29.885 --> 01:21:33.889
خب ، رالف حالت چطوره ؟

01:21:34.348 --> 01:21:40.901
. نمیدونم فکر کنم یه جورایی حالم بده ، آره

01:21:42.189 --> 01:21:45.400
. دلواپسی ، اضطراب

01:21:45.401 --> 01:21:46.818
. . . و نمیدونم که

01:21:46.819 --> 01:21:50.539
. تا اندازه ای به پیر شده ربط داره میدونی

01:21:51.031 --> 01:21:55.627
. نمیدونی چقدر . . . چقدر دیگه مونده

01:21:56.203 --> 01:21:59.997
 نمیدونم
 نصف شب از خواب بیدار شدم

01:21:59.998 --> 01:22:02.750
تا برم به دستشویی

01:22:02.751 --> 01:22:06.551
. . . و احساس کردم

01:22:08.841 --> 01:22:13.812
 نمیدونم
. یخورده احساس پوچی کردم

01:22:15.222 --> 01:22:18.057
. مشکل رو پیدا کردم

01:22:18.058 --> 01:22:21.978
. چیزایی که یخورده بی معنی و پوچه

01:22:21.979 --> 01:22:25.773
 اینکه چرا خودم رو تو دردسر انداختم

01:22:25.774 --> 01:22:28.067
تا کاری کنم ؟ -
. درسته -

01:22:28.068 --> 01:22:32.539
چرا تلاش کردم که دنیارو تغییر بدم ؟

01:22:33.490 --> 01:22:35.992
. . . ولی این

01:22:37.828 --> 01:22:42.674
 کاری بود که باید میکردم
. میدونی دگرگون کردن دنیا

01:22:49.339 --> 01:22:52.550
 من رالف رو با ذهنی مخشوش از

01:22:52.551 --> 01:22:56.637
. حجم عظیمی از یک عمر ایده و خاطره و تصویر ترک کردم

01:22:56.638 --> 01:23:02.736
 متعالی شده و الهام بخش
. از هنرمندی که سعی داره تا دنیا تغییر بده

01:23:07.149 --> 01:23:08.733
 ببین
 تو اومدی اینجا

01:23:08.734 --> 01:23:11.903
 اینو پرسیدی اونو پرسیدی
. هر چی میخواستی پرسیدی

01:23:11.904 --> 01:23:14.822
بعد که من اینا رو بررسی کردم
 یهو متوجه شدم

01:23:14.823 --> 01:23:17.116
. کلی کار تو زندگیم انجام دادم

01:23:17.117 --> 01:23:19.994
جدا
دلیل همه ی اینکارا چی بود ؟

01:23:19.995 --> 01:23:21.954
 دیگه نیاز به کاری نیست

01:23:21.955 --> 01:23:24.123
. یا شاید باید کارای بیشتری کنم

01:23:24.124 --> 01:23:26.792
و واقعا فکر نمیکنم فکر خوبی باشه

01:23:26.793 --> 01:23:31.506
. چون تبدیل به آلودگی میشه
. میدونی یه آلودگی دیداری

01:23:31.507 --> 01:23:34.009
اون چطوره ؟

01:23:45.437 --> 01:23:49.316
. هنوز نتونستم ثابت کنم که یه هنرمندم

01:23:49.900 --> 01:23:53.402
 به هر حال تو دید بعضی ها من یه کارتونیستم
. . . و همین

01:23:53.403 --> 01:23:55.905
. کارتونیست

01:25:12.941 --> 01:25:16.777
 شگفت انگیزه دیدن هنرمندی که
. وارد ناشناخته ها میشه

01:25:16.778 --> 01:25:19.280
. دست به کارهای غیر ممکن میزنه

01:25:21.158 --> 01:25:23.909
. اشتباه نکن ، رالف

01:25:23.910 --> 01:25:26.370
. تو یه آدم الهام بخشی

01:25:26.371 --> 01:25:28.873
. ( بدون دلیل خاصی ( همینجوری

01:25:41.345 --> 01:25:43.054
خوبه ؟

01:25:43.055 --> 01:25:45.432
. آره ، عالیه

01:25:45.433 --> 01:25:55.433
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:25:56.055 --> 01:26:59.432
 بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>