﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:50.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:54.042 --> 00:00:56.751
،زیر باران، و خورشید سوزان

00:00:56.834 --> 00:00:59.167
،یک موجود افسرده

00:00:59.251 --> 00:01:02.917
،ماه ها در جنگل ها و سرزمین ها سفر میکنه

00:01:04.292 --> 00:01:06.667
، در قلب قاره ی سیاه

00:01:06.751 --> 00:01:11.542
ظاهرا نه جانوران و نه آدم خواران این مکتشف شجاع رو نمیترسونه

00:01:14.584 --> 00:01:19.959
...یه دسته مرد، که پارچه و مهره و تجهیزات علمی حمل میکنن

00:01:20.042 --> 00:01:23.667
.پشت سرش حرکت میکنن

00:01:23.751 --> 00:01:28.917
...این گروه شامل اعلیحضرت پادشاه پرتغال هم هست

00:01:29.001 --> 00:01:32.751
،یا حداقل،‌اراده ی اون مرد
،از برداشتی که از حکم سلطنتی میکنه

00:01:32.834 --> 00:01:37.626
کسی که از چیزی که همه موجودات بهش میگن "موجود" ، بالاتره

00:01:37.959 --> 00:01:41.209
و کسی که صداش در کتاب مقدس ساکنه

00:01:48.001 --> 00:01:51.334
،ولی با این که با اراده ای محکم حرکت میکنه

00:01:51.417 --> 00:01:52.751
،و با سربلندی و روحیه خدایی خودش

00:01:53.459 --> 00:01:58.459
...قلبش، جسورترین عضو بدنش

00:01:58.542 --> 00:02:01.709
، دلیل دیگه ای رو برای پیش روی
توی گوشش زمزمه میکنه

00:02:03.292 --> 00:02:06.001
!مرد بدبخت بیچاره

00:02:07.584 --> 00:02:11.459
این عضو هوس باز روی همه چی تسلط داره

00:02:11.542 --> 00:02:14.667
:پس اینجوری میشه فهمید دلیل اصلی این سفرش چیه

00:02:17.042 --> 00:02:19.834
،حرکت به سوی انتهای دنیا

00:02:19.917 --> 00:02:22.584
...دور شدن از جایی که

00:02:22.667 --> 00:02:26.959
،شاهد مرگ همسر عزیزش بود
انگار میتونست جلوی مرگ رو بگیره

00:02:29.584 --> 00:02:32.959
شجاعت داره، ولی اونم به خاطر بیچارگیه

00:02:34.001 --> 00:02:35.876
،کم حرف و افسرده ست

00:02:35.959 --> 00:02:39.542
،با صورت غم اندوهش، از زمین های غریب و نامهربان عبور میکنه

00:02:42.792 --> 00:02:45.376
...بر اساس اسرار ناشناخته

00:02:45.459 --> 00:02:52.001
،کسی که قلب این مرد به خاطرش التماس میکنه
گاهی از دور به دیدنش میاد

00:02:52.084 --> 00:02:56.459
در حالی که همون لباس وحشتناک رو پوشیده

00:02:56.584 --> 00:03:00.709
لباسی که هنگام مرگ همسرش اونو در آغوش گرفت

00:03:06.792 --> 00:03:10.834
،میتونی تا جایی که میتونی دور بشی
،تا هر زمانی که دلت بخواد

00:03:10.917 --> 00:03:13.376
ولی از قلبت نمیتونی فرار کنی

00:03:16.417 --> 00:03:17.792
پس میمیرم

00:03:20.667 --> 00:03:22.584
روح اندوهگین و پیچاره

00:03:59.501 --> 00:04:04.251
،یه تمساح در همون لحظه منتظره
غوطه ور در آب های تیره

00:04:05.626 --> 00:04:07.792
...مکتشف شجاع به خوبی اگاهه

00:04:07.876 --> 00:04:10.959
.که سرنوشت خودشو تو این رودخونه میبینه

00:04:11.917 --> 00:04:17.251
،افرادش شاهد این وحشت هستن
مرد با زندگی خداحافظی میکنه

00:05:10.042 --> 00:05:15.167
شب دشت رو فرا می گیره، جوری که انگار قراره تا هزار و یک شب دیگه باقی بمونه

00:05:17.459 --> 00:05:19.959
...تا الان

00:05:20.042 --> 00:05:24.167
با اینکه این موضوع ممکنه به نظر افراد منطقی
،احمقانه بیاد

00:05:24.251 --> 00:05:29.001
:بعضی ها قسم میخورن که این صحنه رو دیدن

00:05:29.917 --> 00:05:33.751
یه تمساح افسرده و غمگین

00:05:34.876 --> 00:05:37.751
،با یه زن که همیشه کنارشه

00:05:37.834 --> 00:05:41.751
،جفتی جدا نشدنی
که با یک عهد اسرار آمیز به هم پیوند خوردن

00:05:41.834 --> 00:05:43.876
و هیچوقت از هم جدا نمیشن

00:05:59.334 --> 00:06:05.626
قسمت اول: بهشت گم شده

00:06:07.626 --> 00:06:08.374
28 دسامبر

00:08:32.417 --> 00:08:34.667
بله؟

00:08:34.751 --> 00:08:36.459
سلام،‌خانوم آرورا

00:08:38.667 --> 00:08:40.084
بله

00:08:43.709 --> 00:08:45.126
بسیار خوب

00:08:46.876 --> 00:08:48.084
بسیار خوب

00:09:03.959 --> 00:09:05.334
بله سانتا؟

00:09:05.417 --> 00:09:07.876
خانم آرورا از کازینو زنگ زد

00:09:07.959 --> 00:09:11.292
،همه پولاشو باخته
پولی واسه قطار نداره

00:09:31.417 --> 00:09:34.792
حرفایی که چند ماه پیش با هم زدیم رو یادت میاد؟

00:09:34.876 --> 00:09:37.959
بهم گفتی دیگه برنمیگردی اینجا

00:09:38.042 --> 00:09:42.292
پیلار عزیزم، این دفعه فرق میکرد

00:09:42.376 --> 00:09:44.459
هیچ پولی برات مونده آرورا؟

00:09:45.626 --> 00:09:48.001
نه، عزیزم. همه ش تمومه

00:09:48.084 --> 00:09:49.959
پس هیچ فرقی نداشت

00:09:51.001 --> 00:09:55.251
نه، پیلار. فرق میکرد. این از یه رویا بود

00:09:59.709 --> 00:10:01.126
از یه رویا؟

00:10:02.501 --> 00:10:07.542
چند تا میمون بودن با بازو های خیلی پشمالو

00:10:09.001 --> 00:10:12.084
همه شون داشتن دعوا میکردن، همه شون

00:10:12.167 --> 00:10:15.209
...تو آشپزخونه، تو اتاق نشیمن، اتاق خواب

00:10:15.292 --> 00:10:17.709
.داشتن همو گاز میگرفتن

00:10:17.792 --> 00:10:21.126
حتی بهشون گفتم که برن بیرون، و با هم دوست باشن

00:10:21.209 --> 00:10:24.209
.ولی تنها کاری که میکردن گاز گرفتن بود
!عجب کابوسی

00:10:25.417 --> 00:10:28.876
باید به دخترم زنگ میزدم، که بهش بگم واسم یه وکیل بگیره

00:10:29.501 --> 00:10:31.959
!و بعدش یه چیز دیگه دیدم

00:10:33.209 --> 00:10:37.667
تو خونه یه دوست قدیمی که بیشتر از ده سال پیش مرده، بیچاره

00:10:38.667 --> 00:10:42.626
داشتیم نون و مربای کدوتنبل می خوردیم

00:10:43.709 --> 00:10:46.084
،و یکی از میمون ها میتونست حرف بزنه

00:10:47.459 --> 00:10:50.584
ولی بعضی مواقع، اون میمون شوهرش بود

00:10:51.626 --> 00:10:57.251
تا اونجا که یادم میاد، شوهر اون، مرد خیلی پشمالویی بود

00:10:57.876 --> 00:11:02.376
وقتی آستیناشو میزد بالا، میتونستی یه عالمه مو ببینی

00:11:03.876 --> 00:11:07.667
گاهی اوقات شوهرش بود، و گاهی هم یه میمون

00:11:08.709 --> 00:11:11.626
باید به دخترم زنگ میزدم، که ببینم میخواد بیاد یا نه

00:11:11.709 --> 00:11:14.667
و تنها چیزی که میدیدم میمونا بودن

00:11:19.917 --> 00:11:25.876
بعدشم، دخترم به ندرت میاد که منو ببینه

00:11:27.042 --> 00:11:28.959
،بیچاره نمیتونه

00:11:30.292 --> 00:11:32.751
مخصوصا حالا که تو کاناداست

00:11:39.376 --> 00:11:43.667
،ولی میدونی که رویا ها چجورین
...نمیتونیم بهشون دستور بدیم

00:11:43.751 --> 00:11:46.959
...شوهره یا میمونه

00:11:47.042 --> 00:11:50.959
،گفت که پول زیادی از ماشین کازینو گیرش اومده

00:11:51.042 --> 00:11:53.959
.تو کازینوی قدیمی، چون جدیده جای آشغالیه

00:11:54.834 --> 00:12:00.376
"همسرش جواب داد: "توی شرط بندی خوش شانس، ولی توی عشق بدشانس

00:12:01.376 --> 00:12:05.667
...و من فکر کردم این جمله رو گفت

00:12:05.751 --> 00:12:08.209
چون بهش خیانت کرده بود

00:12:09.292 --> 00:12:10.876
،اون مرده بود

00:12:10.959 --> 00:12:13.626
با مرده ها داشت بهش خیانت میکرد

00:12:14.959 --> 00:12:18.251
حتی با چندتا آدم مشهور

00:12:21.209 --> 00:12:24.626
شوهره اینو شنید و خیلی ناراحت شد

00:12:26.376 --> 00:12:29.167
باهاش سوار قطار شدم چون احساس تاسف میکردم

00:12:29.251 --> 00:12:33.834
بهش گفتم زنای صادق و فداکار دیگه هم هستن

00:12:33.917 --> 00:12:36.084
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:12:37.251 --> 00:12:42.334
وقتی بازرس بلیط اومد، شوهره وانمود کرد که یه میمونه

00:12:42.417 --> 00:12:46.251
 ،و از اون چیزی که مردم میگیرنش
آویزون شد

00:12:48.292 --> 00:12:53.209
من بلیطی نداشتم، واسه همین بازرش منو فرستاد که یکی بگیرم

00:12:53.292 --> 00:12:57.626
ولی ماشین بلیط، یه ماشین کازینو بود

00:12:59.709 --> 00:13:02.376
جلوش احساس اضطراب کردم

00:13:03.626 --> 00:13:08.542
مامور کازینو یه رنگ می گفت، منم رو بر عکس همون شرط میبستم و همیشه برنده می شدم

00:13:10.376 --> 00:13:12.834
 ،تا اینکه به ذهنم رسید
شاید اون راست میگه

00:13:12.917 --> 00:13:15.376
و من باید تصمیم میگرفتم

00:13:15.459 --> 00:13:20.292
که روی همون چیزی که اون میگه شرط ببندم یا برعکسش، که پولو برنده بشم

00:13:24.001 --> 00:13:25.792
قبل از اینکه تموم بشه بیدار شدم

00:13:27.876 --> 00:13:32.417
و تصمیم گرفتم بیام اینجا تا شانسمو امتحان کنم

00:13:35.251 --> 00:13:39.542
.چه احمقی هستم
زندگی مردم مثل رویا نیست

00:13:43.251 --> 00:13:46.209
ول اگه نیومده بودم، همیشه ذهنم مشغول میموند

00:13:57.251 --> 00:13:59.584
از دستم عصبانی هستی سانتا؟

00:14:07.042 --> 00:14:08.626
چه روز ملال آوری

00:14:11.042 --> 00:14:12.584
پیش بینی کرده بودن بارون میباره

00:15:08.209 --> 00:15:09.292
...مزخرفه

00:15:16.751 --> 00:15:19.876
من همه این میگو هارو نمیتونم بخورم، سانتا

00:15:20.542 --> 00:15:24.667
واسه شام تنهام، اون دختره نمیاد

00:15:25.709 --> 00:15:27.709
اینا برای تو و خانوم آرورا هستن

00:15:27.959 --> 00:15:30.251
ما شام خوردیم

00:15:30.334 --> 00:15:32.667
اینا اسراف میشن

00:15:32.751 --> 00:15:34.792
زیاد نگه داشتم

00:15:37.792 --> 00:15:39.501
ممنون، خانوم پیلار

00:16:46.959 --> 00:16:50.001
:چگونه تصمیم گرفتم دنیا را بگردم

00:16:50.084 --> 00:16:56.459
سال 1632 تو شهر یورک به دنیا اومدم

00:16:57.376 --> 00:16:59.626
در یک خانواده خوب

00:17:00.084 --> 00:17:07.834
پدرم بازنشسته شد
قبل از اینکه آدم ثروتمندی بشه

00:17:08.251 --> 00:17:11.501
و توی همین شهر موند

00:17:11.584 --> 00:17:14.334
با مادرم ازدواج کرده بود

00:17:14.417 --> 00:17:17.501
...گفته شده که این مکان

00:17:18.209 --> 00:17:23.042
پناهگاه مردم آفریقا بوده

00:17:25.084 --> 00:17:28.251
مردم آفریقا و روم

00:17:31.667 --> 00:17:33.876
این یک راه بوده

00:17:35.459 --> 00:17:38.084
به قلعه ی "ترا نووا" ها

00:17:38.834 --> 00:17:45.751
هر چیزی که بهتون میگم،‌چیزی بجز افسانه نیست

00:17:45.834 --> 00:17:49.459
در ضمن هیچ مدرکی هم وجود نداره

00:17:49.542 --> 00:17:52.959
ولی اگه باقیمانده هایی پیدا بشه،‌ ممکنه که راست باشه

00:17:53.626 --> 00:17:55.334
این طرف

00:17:55.917 --> 00:17:58.084
29 دسامبر

00:17:58.542 --> 00:18:03.751
یه نفر پرسید که خفاش ها وجود دارن؟
!البته

00:18:04.709 --> 00:18:09.834
نمیتونیم ببینیمشون، ولی میتونیم ببینیم آیا اینجا هستند یا نه

00:18:11.417 --> 00:18:13.292
،به مدت 23 سال

00:18:15.709 --> 00:18:19.542
من به وظیفه م با احترام و اهمیت، عمل کردم

00:18:21.626 --> 00:18:25.501
من 280 جنازه رو دفن کردم

00:18:26.792 --> 00:18:33.417
و اگه جنازه ی دیگه ای باشه، آماده م که کارمو انجام بدم

00:18:34.584 --> 00:18:37.709
مرد، تو چیزی جز مزخرفات بلد نیستی بگی؟

00:18:39.959 --> 00:18:43.292
...تاخت و تاز های جنگ جهانی دوم

00:18:43.376 --> 00:18:46.876
فقط کاتولیگ گرایی چند صد ساله رو قوی تر کرد

00:18:46.959 --> 00:18:51.459
چد صد ساله؟
هزار ساله، پیلار، هزار ساله

00:18:52.459 --> 00:18:55.751
 ،البته بیشتر از مکتب رومی به پاپ نزدیکتره
...اگه این چیزا رو دنبال میکنی

00:18:55.834 --> 00:18:57.584
.راستش نه

00:18:58.709 --> 00:19:05.917
.ببین، عزیزم
.از دست دادن مهمان اونقدر هم بد نیست

00:19:06.001 --> 00:19:08.126
!لعنتی

00:19:08.209 --> 00:19:13.751
همه شون شکماشونو با کیک و سیگار پر میکنن

00:19:13.834 --> 00:19:16.376
بعد از اینکه آواز مقدس رو خوندن
چه احمقانه -

00:19:19.792 --> 00:19:23.501
....حتی محکم ترین لوله هم

00:19:23.584 --> 00:19:28.042
،در مقابل مهمان نوازی دوست عزیز من، پیلار
نرم میشه

00:19:30.542 --> 00:19:34.459
 البته کیک هویجی رو که نظر بگیری،‌
اسراف نمیشه

00:19:35.542 --> 00:19:38.292
"یه تکه واسه کسی که اونو میخوره نگه داشته شده"

00:19:39.584 --> 00:19:44.292
،باید اعتراف کنم
همه این پیاده روی ها منو گرسنه کرده

00:19:46.001 --> 00:19:50.626
امروز نه، باید گزارشمو برای دادگستری تموم کنم

00:19:50.709 --> 00:19:54.876
نمیتونم تمرکز کنم، همه ش نگران مشکل همسایه م هستم

00:19:55.626 --> 00:19:57.792
درباره همه چی احساس نگرانی میکنی

00:19:58.376 --> 00:20:03.167
بعضی وقتا پشیمون میشم که هیچوقت پامو نزاشتم تو یه معدن زیرزمینی

00:20:03.251 --> 00:20:06.834
که توجه تو رو جلب کنم -
تو حتی جنگ هم نرفتی -

00:20:18.292 --> 00:20:20.751
همسایه ت چی؟

00:20:20.834 --> 00:20:24.084
.وقتی تنها میبینمش احساس تاسف میکنم

00:20:24.167 --> 00:20:26.042
به احتمال زیاد دیگه داره از کار میفته

00:20:26.126 --> 00:20:28.626
تو کریسمس دخترشو مدت خیلی کوتاهی دید

00:20:28.709 --> 00:20:31.001
به مدت سه یا چهار روز تو پرتغال بود

00:20:31.084 --> 00:20:33.292
و فقط 15 دقیقه واسه مادرش وقت گذاشت

00:20:34.042 --> 00:20:38.001
.واسش یه هدیه گذاشت و رفت خانواده شوهرشو ببینه

00:20:38.084 --> 00:20:39.959
به نظرت این قابل قبوله؟

00:20:44.709 --> 00:20:46.376
!میخوای من بمیرم

00:20:47.084 --> 00:20:49.251
!حق نشناس! تو میخوای من بمیرم

00:20:49.959 --> 00:20:53.167
!من همین الان خودمو میکشم -
بیاید خونه، خانم -

00:20:53.251 --> 00:20:56.751
!قرصامو بده، زن سیاه پوست

00:20:56.834 --> 00:20:59.792
هیچی نمونده، اگه میخواین باید از دخترتون بگیرن

00:20:59.917 --> 00:21:01.834
چطور جرات میکنی؟

00:21:01.959 --> 00:21:05.584
!تو دخترمو با من دشمن کردی، با جادوگری خودت

00:21:06.834 --> 00:21:09.584
!پیلار! درو باز کن، پیلار

00:21:12.417 --> 00:21:14.251
تو تنها دوست منی

00:21:17.251 --> 00:21:18.917
هیچکس به من اهمیتی نمیده

00:22:07.084 --> 00:22:10.709
دوست عزیزم، خدمتکارم منو تو اتاق زندانی میکنه"

00:22:10.917 --> 00:22:13.626
مطمئنم دخترم نمیدونه"

00:22:13.709 --> 00:22:16.126
...وگرنه پیداش میکرد و منو میبرد دکتر"

00:22:16.209 --> 00:22:18.834
تا بتونم قرصای خوابم رو به بگیرم "

00:22:19.709 --> 00:22:22.959
...میترسم خترم مسموم شده باشه"

00:22:23.042 --> 00:22:26.626
...بوسیله دروغ و جادو

00:22:26.709 --> 00:22:32.001
چون هیچوقت بهم گوش نمیکنه و فکر میکنه من دیوونه م"

00:22:32.834 --> 00:22:35.834
پیلار، من باید تو رو ببینم،‌ اضطراریه"

00:22:35.917 --> 00:22:38.751
...تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم"

00:22:38.876 --> 00:22:41.417
"دوست دار تو، آرورا

00:22:53.334 --> 00:22:57.167
پیلار، ما خیلی نگران شدیم

00:22:57.251 --> 00:23:01.417
حتما خیلی ناراحتی که اون دختر راهبه رو از دست دادی

00:23:01.501 --> 00:23:03.417
اومدیم یه سری بهت بزنیم

00:23:11.417 --> 00:23:13.751
!کیک خوشمزه ایه

00:23:13.834 --> 00:23:16.751
تنها کیکی هست که میتونم درست کنم -
واقعا خوبه -

00:23:18.001 --> 00:23:19.834
!اوه، یه نقاشی جدید

00:23:20.542 --> 00:23:23.042
مدرنه.... و عجیب غریب

00:23:27.167 --> 00:23:29.751
یه هدیه از طرف دوست نقاشم بود

00:23:29.876 --> 00:23:32.751
مرد خوبیه
ولی این بهترین کارش نیست

00:23:33.751 --> 00:23:35.584
فکر کردم امروز میاد

00:23:35.751 --> 00:23:39.084
،و نمیخواستم نا امیدش کنم
اگه روی دیوار نبود

00:23:40.126 --> 00:23:41.542
..ولی حالا که دیگه نمیاد

00:23:47.751 --> 00:23:52.542
سانتا، یه تکه دیگه بهم بده، دیگه شام نمیخورم

00:23:52.626 --> 00:23:56.459
خودتم یکم بخور، دیگه نمیخواد بعدا نگران باشی

00:23:56.542 --> 00:23:58.334
من میل ندارم ممنون

00:24:05.876 --> 00:24:09.542
من بعدا انجامش میدم،‌سانتا -
من این کارو دوست دارم -

00:24:12.584 --> 00:24:15.709
به نظرت خانم آرورا این اواخر یکم عصبی نیست؟

00:24:15.792 --> 00:24:19.376
میگه نمیتونه بخوابه -
صبح زود بیدار میشه -

00:24:20.667 --> 00:24:24.626
،خانم آرورا به خصوصه
تمایل به اغراق آمیزی داره

00:24:24.709 --> 00:24:27.959
تصورات خیلی واضحی داره -
درسته -

00:24:28.042 --> 00:24:32.751
،ولی به نظرم حالش خوش نیست
باید یه کاری بکنیم

00:24:32.834 --> 00:24:35.001
خانم، من کاری رو میکنم که بهم میگن

00:24:37.501 --> 00:24:40.167
من فکر میکنم که کم کم داره شکسته میشه

00:24:40.251 --> 00:24:43.626
به دارو نیاز داره، نه اینکه تصور بشه که دیوونه ست

00:24:43.709 --> 00:24:45.751
دخترش رییسه

00:24:45.834 --> 00:24:50.167
!ولی دخترش اهمیت نمیده
نمیبینی سانتا؟

00:24:52.751 --> 00:24:54.542
معذرت میخوام خانم

00:25:22.667 --> 00:25:24.876
یه فکر خیلی خوب دارم

00:25:24.959 --> 00:25:29.167
چطوره واسه تولد سانتا یه کیک درست کنی؟

00:25:29.251 --> 00:25:31.584
به پیلار گفتی؟

00:25:32.251 --> 00:25:34.126
یه مهمونی تو خونه من میخواد بگیره

00:25:34.209 --> 00:25:36.292
و چند تا از آشنا هاشو دعوت کنه

00:25:37.417 --> 00:25:39.167
اونجوری خیلی بهتر شد

00:25:40.751 --> 00:25:45.042
یه افرادی به ما هدیه هایی میدن که اصلا برامون مناسب نیستن

00:25:45.126 --> 00:25:48.501
نیت اونا خوبه، ولی سلیقه ما رو نمیدونن

00:25:51.667 --> 00:25:55.334
اینو می بینی؟
یه هدیه از طرف دخترمه

00:25:56.542 --> 00:25:59.251
 ،خیلی نرمه
و برای من هم کاملا مناسبه

00:26:00.501 --> 00:26:06.584
یه نقش ماهی اینجا داره، و چند تا عکس از وال هایی که اونجا درباره شون درس میخونه

00:26:08.251 --> 00:26:11.042
اینجوری، اون میدونه که من فراموشش نمیکنم

00:26:43.126 --> 00:26:46.042
،پدر ما که در بهشت هستی
،نامت مقدس باد

00:26:46.126 --> 00:26:48.667
اراده ات محقق باد روی زمین

00:26:48.751 --> 00:26:52.876
،چنانکه گویی در بهشت محقق میشود
روزی امروز را به ما عطا کن

00:26:53.001 --> 00:26:57.459
،و ما را بخاطر اشتباهاتی که انجام دادیم ببخش
همانطور که ما اشتباه دیگران را میبخشیم

00:26:57.542 --> 00:27:00.501
،ما را به سمت وسوسه هدایت نکن
و از شیطان نجاتمان بده

00:27:00.584 --> 00:27:02.001
آمین

00:27:07.792 --> 00:27:11.542
،خدایا، لطفا مراقب خانم آرورا باش
،که خیلی بی قرار شده

00:27:12.417 --> 00:27:14.667
بهش آرامش بده

00:27:29.792 --> 00:27:30.540
سی ام دسامبر

00:27:38.376 --> 00:27:41.376
سانتا توی این املا اصلا اشتباه نداشت

00:27:41.459 --> 00:27:45.709
اون پیشرفت خیلی بزرگی کرده و یه الگو واسه همه ی ماست

00:27:46.751 --> 00:27:51.334
فکر کنم دلیلشو میدونم

00:27:52.501 --> 00:27:57.376
سانتا به من گفت که داره یه کتاب میخونه

00:27:57.459 --> 00:28:00.709
درسته سانتا؟ -
بله -

00:28:00.792 --> 00:28:02.834
چه کتابی؟

00:28:04.959 --> 00:28:07.001
Robinson Crusoe

00:28:08.084 --> 00:28:10.209
!شگفت انگیزه

00:28:12.042 --> 00:28:14.167
کتاب درباره چیه؟

00:28:18.376 --> 00:28:22.251
،کارش خیلی زیاده سانتا
،دیگه این کارو نمیکنم

00:28:23.292 --> 00:28:26.542
یه پیرزن مثل من به این چیزا نیاز نداره

00:28:27.126 --> 00:28:29.209
زندگی همینه، خانم آرورا

00:28:31.834 --> 00:28:33.876
پولی واسه من داری سانتا؟

00:28:34.084 --> 00:28:38.376
،نه، همه پول رو تو کازینو خرج کردین
باید از دخترتون بخواین

00:28:55.876 --> 00:28:57.709
،من میرم بیرون
خیلی دیر نمیکنم

00:28:57.792 --> 00:29:01.792
اون کت رو که گرو نمیزارین؟
!چقدر مردم آزار -

00:29:01.876 --> 00:29:04.042
دخترتون عصبانی میشه

00:29:04.126 --> 00:29:07.126
،اگه بدون اون کت بیاین خونه
.مثل دفعه قبل

00:29:07.959 --> 00:29:09.459
!هیولا

00:29:10.542 --> 00:29:13.084
!من زندانی یه هیولا هستم

00:29:26.209 --> 00:29:30.251
خانم آرورا چطوره؟ -
دراز کشیده -

00:29:30.376 --> 00:29:33.917
،سانتا، اینجوری نمیتونه پیش بره
باید به دخترش زنگ یزنیم

00:29:34.001 --> 00:29:35.876
شماره شو بهم بده

00:29:35.959 --> 00:29:40.209
،من اجازه ندارم شماره شو به کسی بدم
باید از خانم آرورا بخوای

00:29:40.292 --> 00:29:42.709
این شیوه ی رفتار کردن با یه نفره؟

00:29:42.834 --> 00:29:45.376
نمیتونی ببینی اون به کمک نیاز داره؟

00:29:46.417 --> 00:29:49.709
چرا باید درباره مشکلات دیگران دخالت کنی؟

00:29:50.709 --> 00:29:53.751
کیه سانتا؟ -
خانم پیلار -

00:29:54.626 --> 00:29:56.042
مارو تنها بزار سانتا

00:30:02.542 --> 00:30:07.292
.دوست من، خیلی خوشحالم که تو اینجایی
باور نمیکنی چه اتفاقی داره میفته

00:30:07.376 --> 00:30:09.876
اونا میخوان که من بمیرم -
آروم باش، خانم آرورا -

00:30:09.959 --> 00:30:13.251
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:30:13.334 --> 00:30:17.001
من میدونم، ولی کس دیگه ای نمیدونه

00:30:18.292 --> 00:30:22.542
!پیلار، خواهش میکنم به آنتونی مقدس دعا کنی

00:30:23.251 --> 00:30:26.709
تو خیلی مهربونی، مثل کس دیگه ای نیستی

00:30:26.792 --> 00:30:29.376
اون به تو گوش میکنه

00:30:29.459 --> 00:30:31.959
من دعا میکنم، ولی اون بهم گوش نمیده

00:30:33.584 --> 00:30:35.959
و من میدونم چرا -
...خانم آرورا -

00:30:36.042 --> 00:30:40.001
تو بیشتر از اون خوبی که گناهان بقیه رو ببینی

00:30:40.126 --> 00:30:42.959
وحشتی که از اعترافش شرم دارم

00:30:43.042 --> 00:30:45.459
میدونم که دارم تاوان اونا رو پس میدم

00:30:46.834 --> 00:30:49.834
...این زن سیاه پوست فرستاده شده توسط یه

00:30:51.251 --> 00:30:54.001
چون من زندانی اونم

00:30:54.084 --> 00:30:56.876
سانتا علیه همه ی ما داره جادوگری تمرین میکنه

00:30:57.084 --> 00:31:01.376
،همینطور بر علیه تو پیلار
چون اون خیلی وحشتناکه

00:31:01.459 --> 00:31:04.209
ولی در مقابل تو قدرتی نداره

00:31:04.292 --> 00:31:09.042
.فقط در برابر من
چون من دستم به خون آلوده ست

00:31:09.126 --> 00:31:12.292
.دخترم هم تحت طلسم اون قرار داره

00:31:12.417 --> 00:31:18.042
،شبا بوی دود رو حس میکنم
ولی نمیتونم بلند شم

00:31:19.626 --> 00:31:21.209
خیلی میترسم

00:31:23.167 --> 00:31:27.042
به آنتونی مقدس دعا کن، پیلار

00:31:27.126 --> 00:31:29.167
برای من و دخترم

00:31:30.376 --> 00:31:32.751
تنها امیدم به توئه

00:31:37.459 --> 00:31:40.001
این به ایمان ربطی نداره

00:31:40.084 --> 00:31:43.959
علم مدرن احتمال اینجور پدیده ای رو قبول میکنه

00:31:44.042 --> 00:31:46.959
یه گروه از افراد که به چیز یکسانی فکر میکنن

00:31:47.042 --> 00:31:51.292
،باهم، هم زمان
میتونه موقعیت رو عوض کنه

00:31:51.376 --> 00:31:55.459
،مربوط به فراروانشناسیه
چیز فراطبیعی وجود نداره

00:31:55.542 --> 00:32:00.626
،با فرض کردن اینکه یه نفر هست
بسیاری از مردم برای جشن سال نو میرن سفر

00:32:02.417 --> 00:32:05.959
آره، فقط فکرشون به آتیش بازیاست

00:32:06.042 --> 00:32:08.334
میشه یه خودکار سبز بهم بدین لطفا؟

00:32:08.417 --> 00:32:10.751
خودکار سبز، پیلار

00:32:10.834 --> 00:32:15.667
.آینده فقط پراکندگی جغرافیاییه
گروه های کوچیک اطراف دنیا

00:32:15.751 --> 00:32:18.417
.همه به طور همزمان
قانون همزمانی اینه

00:32:20.167 --> 00:32:25.084
،پیلار، خودکار زرد رو دادری به من
من خودکار سبز رو میخوام

00:32:25.167 --> 00:32:26.876
عجب احمقیم

00:32:29.417 --> 00:32:31.876
سرم توی ابراست

00:32:31.959 --> 00:32:34.417
مشکلا توی ابرا نمیتونن حل بشن

00:32:48.792 --> 00:32:52.626
...هم اکنون برنامه رو عوض میکنیم

00:32:52.709 --> 00:32:57.792
خواهشا تابلو ها رو برای یک دقیقه سکوت پایین بیارید

00:32:57.876 --> 00:33:04.959
لطفا شمع هایی که بهتون داده شده رو روشن کنید

00:33:05.042 --> 00:33:09.959
و بیارین بالا، وقتی روشنش کردین،‌بیارینشون بالا

00:33:18.917 --> 00:33:21.501
به آنتونی مقدس دعا کن، پیلار

00:33:21.626 --> 00:33:23.001
!سکوت

00:33:25.876 --> 00:33:30.751
،اگر که برای معجزه دعا کنی، مرگ، گناه، هر فاجعه ای

00:33:30.834 --> 00:33:35.542
،مرض ها و شیاطین، همه محو میشوند
و سلامتی، بر بیماری غلبه میکند

00:33:35.626 --> 00:33:40.584
،دریا تسلیم میشود و موانع میشکند
و اعضای مرده دوباره احیا میشوند

00:33:40.667 --> 00:33:44.959
،وقتی گنج های گم شده دوباره پیدا میشوند
.وقتی پیر و جوان از تو کمک میخواهند

00:33:45.042 --> 00:33:49.834
،همه خطر ها در دعای تو ناپدید میشوند
و هوس ترسناک به سرعت میگریزد

00:33:49.917 --> 00:33:54.292
اجازه بده آنهایی که قدرتت را میشناسند اعلام کنند، به "پادوان"ها اجازه بده بگویند: اینها مال شماست

00:33:54.376 --> 00:33:58.542
درود روح مقدس تا ابد بر پدر و فرزندش

00:33:58.626 --> 00:34:02.251
پدر ما، که در بهشت هستی نامت مقدس باد

00:34:02.334 --> 00:34:06.709
اراده ات محقق باد بر روی زمین، جنانکه گویی در بهشت محقق میشود

00:34:41.084 --> 00:34:41.832
سی و یکم دسامبر

00:35:14.417 --> 00:35:17.001
سلام سانتا -
سلام خانم پیلار -

00:35:17.917 --> 00:35:21.042
تولدت مبارک -
ممنون خانم پیلار -

00:35:23.709 --> 00:35:25.126
کیک هویجی درست کردم

00:35:27.042 --> 00:35:28.709
عالیه

00:35:52.251 --> 00:35:55.042
!لعنتی -
چیه؟ -

00:35:55.126 --> 00:35:58.376
اون زن پرتغالی که باید میرفتم پیشش

00:38:59.959 --> 00:39:03.417
لذت بردی؟
خیلی -

00:39:03.501 --> 00:39:05.667
سال دیگه بیشتر هست

00:39:05.751 --> 00:39:09.209
کشمشاتو حاضر کردی؟ -
من کشمش دوست ندارم -

00:39:09.292 --> 00:39:12.959
کفر آمیزه، عیسی، مریم، جوزف

00:39:13.751 --> 00:39:15.792
سال نو مبارک

00:39:16.501 --> 00:39:18.417
سال نو مبارک، پیلار

00:39:21.501 --> 00:39:24.376
.میدونی، من درباره تو فکر کردم

00:39:27.334 --> 00:39:32.001
...دوستی تو، یه پرتو نوره که

00:39:32.084 --> 00:39:38.126
 ،تاریکی رو سوراخ میکنه

00:39:38.751 --> 00:39:41.209
.این دوست فداکار تو

00:39:42.084 --> 00:39:47.459
آیا این هیولا لیاقت این رفتار ظریف و ارزشمند رو داره؟

00:39:51.001 --> 00:39:52.459
نه

00:39:53.542 --> 00:39:55.001
جواب نده

00:39:57.542 --> 00:39:59.917
نقاشی روی دیوار خوب به نظر میرسه؟

00:40:00.001 --> 00:40:01.292
خیلی خوب

00:40:25.334 --> 00:40:29.751
یکی دیگه؟ -
بگیرش، اینو با فکر تو نقاشی کردم -

00:40:31.084 --> 00:40:33.126
نباید اینکارو میکردی

00:40:33.209 --> 00:40:38.709
 .خطم خوب نیست
دستم خشنه ولی روحم حساسه

00:40:56.417 --> 00:40:57.029
یکم  ژانویه

00:41:14.167 --> 00:41:18.334
.خدایا منو ببخش که گاهی مثل یه احمق عمل میکنم

00:41:23.334 --> 00:41:27.334
ازت خواهش میکنم که مراقب سلامتی سانتا و آرورا باشی

00:41:56.209 --> 00:41:58.251
خانم حالش خوب نیست

00:42:12.501 --> 00:42:14.959
اوه، پیلار تو اینجایی؟

00:42:15.042 --> 00:42:16.792
یکم چایی میخوای؟

00:42:17.709 --> 00:42:19.959
سانتا، ببین از کلوچه ها چیزی مونده؟

00:42:20.084 --> 00:42:22.542
مشکلی نیست خانم آرورا، من میل ندارم

00:42:22.626 --> 00:42:27.376
!دوست من
من باید بلند شم،‌ ولی خیلی خسته م

00:42:27.459 --> 00:42:29.834
،افریقا جای خیلی قشنگیه

00:42:29.917 --> 00:42:34.667
ولی این وقت سال،‌ گرما واقعا روت اثر میزاره

00:42:34.751 --> 00:42:38.126
خانم آرورا شما توی بیمارستان هستین -
!چه بد -

00:42:38.209 --> 00:42:41.459
خوب، شاید بهتره قرصامو بگیرم

00:42:41.542 --> 00:42:46.792
اگه بخوابم بیدارم میکنی؟ -
.نگران نباش، خیلی طول نمیکشه -

00:42:47.709 --> 00:42:52.001
همونجا وانستا، سانتا
باید زود به زود تمساح رو چک کنی

00:42:52.084 --> 00:42:54.001
کدوم تمساح؟

00:42:54.834 --> 00:42:57.959
بعضی وقتا فکر میکنم داری باهام شوخی میکنی

00:42:58.042 --> 00:42:59.917
چندتا تمساح داریم مگه؟

00:43:00.834 --> 00:43:06.459
!برو چکش کن قبل از اینکه دوباره بره تو خونه ی اقای ونتورا

00:43:06.542 --> 00:43:08.709
کاملا بهش اعتیاد پیدا کرده

00:43:08.792 --> 00:43:13.459
باید یکم استراحت کنی خانم آرورا

00:43:14.292 --> 00:43:16.001
...چطوری میتونم؟ وقتی اون تمساح لعنتی

00:43:16.084 --> 00:43:20.417
همیشه سعی میکنه بره تو خونه جیان لوکا

00:43:20.542 --> 00:43:22.501
اگه انگشتشو قطع کنه چی؟

00:43:24.084 --> 00:43:27.292
،اگر که برای معجزه دعا کنی، مرگ، گناه، هر فاجعه ای،

00:43:27.376 --> 00:43:30.917
مرض ها و شیاطین، همه محو میشن
،و سلامتی، بر بیماری غلبه میکنه

00:43:31.001 --> 00:43:34.334
دریا تسلیم میشود و موانع میشکند
،و اعضای مرده دوباره احیا میشوند

00:43:34.417 --> 00:43:39.084
...وقتی گنج های گم شده دوباره پیدا میشوند

00:43:49.709 --> 00:43:50.959
V...

00:43:57.584 --> 00:43:58.834
E...

00:44:07.292 --> 00:44:08.542
N...

00:44:14.292 --> 00:44:15.751
T...

00:44:22.292 --> 00:44:23.709
U...

00:44:30.042 --> 00:44:31.501
R...

00:44:39.459 --> 00:44:40.959
A...

00:44:56.376 --> 00:44:58.334
سلام سانتا -
ساتم خانم پیلار -

00:44:58.459 --> 00:45:02.001
اینجاست؟ -
نه،‌ وقت ملاقات امروز تموم شده -

00:45:02.084 --> 00:45:04.417
دکتر چی گفت؟ -
به من چیزی نگفت -

00:45:04.501 --> 00:45:06.584
دخترش چی؟ -
.جواب نمیده -

00:45:06.667 --> 00:45:09.959
باید این آقایی رو که خانم میخواد ببینه رو پیدا کنید

00:45:15.334 --> 00:45:18.084
ولی باید عجله کنین، خانم داره میمیره

00:45:38.376 --> 00:45:40.501
شما یهودی هستین؟

00:45:40.584 --> 00:45:43.042
من کاتولیک هستم -
منم همینطور -

00:45:44.084 --> 00:45:45.834
میتونم کمکتون کنم؟

00:45:46.917 --> 00:45:49.834
،این شاید به نظر عجیب بیاد

00:45:49.917 --> 00:45:52.917
ولی احیانا اینجا آقای ونتورا زندگی میکنه؟

00:45:53.001 --> 00:45:54.917
خودمم

00:45:55.001 --> 00:45:58.209
جیان لوکا ونتورا؟

00:45:58.292 --> 00:46:00.917
یه پیرمرده. تو خونه ی خودش

00:46:01.001 --> 00:46:02.834
پدر شماست؟

00:46:02.917 --> 00:46:06.209
عموی بزرگم، چند سال پیش اینجا زندگی میکرد

00:46:06.292 --> 00:46:08.126
.باید باهاش حرف بزنم

00:46:08.251 --> 00:46:11.667
،یعنی، یکی از دوستام میخواد باهاش حرف بزنه
یکی ازدوستای عموی شماست

00:46:13.001 --> 00:46:15.751
بیاین تو، راحت باشین

00:46:18.501 --> 00:46:21.751
 ،این سگا بی آزارن
از بچه ها خوششون میاد

00:46:21.834 --> 00:46:24.751
ول من که بچه نیستم

00:46:24.876 --> 00:46:27.001
ولی مهربونین

00:46:27.084 --> 00:46:29.459
سگا اینو میفهمن، مثل منو شما

00:46:33.501 --> 00:46:36.334
نمیدونستم عموم دوستی هم داره

00:46:36.417 --> 00:46:40.667
من دیروز درباره ش شنیدم حتی فکر نمیکردم وجود داشته باشه

00:46:41.917 --> 00:46:45.292
بله، وجود داره، ولی دیوونه شده

00:47:28.126 --> 00:47:29.751
جیان لوکا ونتورا

00:47:58.417 --> 00:48:00.501
آره، خودمم سانتا

00:48:00.584 --> 00:48:03.334
همراه اقا ونتورا دارم میام بیمارستان

00:48:13.792 --> 00:48:15.542
بله

00:48:15.626 --> 00:48:17.959
به این زودی انتظارشو نداشتم

00:48:34.959 --> 00:48:35.571
سوم ژانویه

00:51:08.834 --> 00:51:13.751
اقای ونتورا، قبل از اینکه برید خونه، با ما قهوه میل میکنید؟

00:52:10.876 --> 00:52:13.001
توی آفریقا یه مزرعه داشت

00:52:16.959 --> 00:52:18.126
ببخشید؟

00:52:29.876 --> 00:52:34.042
"آرورا توی آفریقا یه مزرعه داشت تو دامنه های کوه "تابو

00:52:39.334 --> 00:52:41.167
هیچوقت مادرشو ندید

00:52:41.959 --> 00:52:45.126
،اون بعد از زایمان مرد
...با تاسف برای زمانی که توی یه اتاق

00:52:45.209 --> 00:52:48.751
 ،در بسته برای فرار از دست پشه ها
تلف میشد

00:52:48.917 --> 00:52:52.959
 ،اونجا داستان های رمانتیک میخوند
و با سردرد مزمن خودش کنار میومد

00:52:55.876 --> 00:52:57.959
،پدرش، یه مرد خشن

00:52:58.042 --> 00:53:02.126
...چون از سلطنت منطقه خسته شده بود

00:53:02.209 --> 00:53:04.709
.یه کارخونه پشم رو ول کرد و رفت

00:53:05.584 --> 00:53:09.292
تو آفریقا ساکن شد، و همونجا دوباره به موفقیت دست پیدا کرد

00:53:09.376 --> 00:53:13.792
،صادرات بالش پر شتر مرغ در سطح جهانی

00:53:13.876 --> 00:53:16.376
.که به نرمی و ظرافت مشهور بودن

00:53:20.626 --> 00:53:23.084
 ،اگه به خاطر اعتیاد به شرط بندی نبود

00:53:23.167 --> 00:53:25.584
آرورا یه دارایی بزرگ رو به ارث میبرد

00:53:25.709 --> 00:53:32.251
قسمت دوم: بهشت

00:53:43.084 --> 00:53:48.042
آرورا با شأن اجتماعی خودش بزرگ شد

00:53:48.126 --> 00:53:51.626
.با معلم خصوصی و خدمتکاران سیاهپوست

00:53:54.459 --> 00:53:57.042
...ولی زیبایی شعر خوندنش

00:53:57.126 --> 00:53:59.876
.اونو از زیاده روی تو عادت های بد نگه نداشت

00:53:59.959 --> 00:54:02.126
،که بعضیا اونو به دلیل نفوذ شیطان میدونستن

00:54:02.959 --> 00:54:06.334
و بقیه تلخی های یه دوران کودکی بر باد رفته رو میدیدن

00:54:10.042 --> 00:54:15.459
،پدرش تا قبل از اینکه سکته کنه، به شاهکار های دخترش افتخار میکرد

00:54:15.542 --> 00:54:19.042
.که نشونه های یه فطرت قوی بود

00:54:22.001 --> 00:54:25.959
.مرگ پدرش اونو بیشتر به یه رویاپرداز و درون گرا تبدیل کرد

00:54:26.042 --> 00:54:32.376
...استعداد اون در زمینه شکار، که به خاطرش در دنیا معروف شد

00:54:32.459 --> 00:54:35.126
.تحت تاثیر پدرش بود

00:54:36.084 --> 00:54:38.459
،تو یه فیلم مشاور شکار بود

00:54:38.542 --> 00:54:42.167
"It Will Never Snow Again
Over Kilimanjaro"

00:54:42.251 --> 00:54:49.459
یه شکست توی گیشه فروش، که باعث شد تهیه کننده خودشکشی کنه

00:54:52.584 --> 00:54:57.042
آرورا براش مهم نبود، سینما اونو خسته میکرد

00:55:00.334 --> 00:55:03.209
...موقع شکار فیل، شیر یا پلنگ

00:55:03.292 --> 00:55:06.667
اون واقعا خاطره پدرشو زنده میکرد

00:55:06.792 --> 00:55:11.792
 ،گاهی اوقات وقتی تو دشتای وسیع میدوید
بیشتر احساس زندگی میکرد

00:55:24.917 --> 00:55:29.917
این انعطاف پذیری شخصیت آرورا، تو درساش هم تاثیر گذاشت

00:55:30.001 --> 00:55:36.334
تو یه دانشگاه انگلیسی، زبون آلمانی درس خوند

00:55:37.751 --> 00:55:41.209
تو مراسم رقص پایان تحصیل شوهرشو ملاقات کرد

00:55:42.501 --> 00:55:47.626
رفتار با اعتماد به نفسش واقعا اونو به خود ش جلب کرد

00:55:47.709 --> 00:55:50.917
درست به اندازه توانایی رقصیدنش

00:55:56.084 --> 00:56:00.876
.اونا روی شیب دامنه غربی کوه "تابو" یه خونه جور کردن

00:56:01.876 --> 00:56:05.292
اون تپه ی افسانه ای نسبت به همه بخشنده بود

00:56:06.334 --> 00:56:12.292
اونجا آب و هوای خیلی خوبی برای محصول چای
شوهر آرورا داشت

00:56:12.417 --> 00:56:16.917
،فرهنگ، امید یافتن مهد انسانست

00:56:17.001 --> 00:56:20.542
.و بومی ها و افسانه های محلی اونها

00:56:21.834 --> 00:56:26.167
،بومی ها، توی بخاری که هنگام گرگ و میش هوا فرود میومد

00:56:26.251 --> 00:56:30.334
روح انتقام اجداد خودشون رو میدیدن

00:56:34.501 --> 00:56:37.417
هیچکدوم از اونا ذهن آرورا رو به خودش مشغول نکرد

00:56:37.501 --> 00:56:39.917
.اون شوهرشو دوست داشت و شاد بود

00:56:48.584 --> 00:56:51.584
،ولی روحیه ش برای ماجراجویی داشت خاموش میشد

00:56:51.667 --> 00:56:54.792
...به وسیله هدیه هایی که به زندگی روزمره ش

00:56:54.876 --> 00:56:57.834
حیات میبخشید،‌بی حس شده بود

00:57:05.584 --> 00:57:08.792
...بزارین برم سر حوادثی که

00:57:08.876 --> 00:57:11.959
باعث شد خونه ی پدرم در غنا رو ترک کنم

00:57:23.334 --> 00:57:27.709
،با یه کشتی تجاری از جنوب اقیانوس گذشتم

00:57:27.792 --> 00:57:31.209
تو بندرگاه های غریبه لنگر انداختم

00:57:31.292 --> 00:57:34.042
و یه زندگی ملال آور توی پاریس رو تجربه کردم

00:57:34.126 --> 00:57:37.917
با یه دختر اشراف زاده مجارستانی، بدبختانه یکی که ازدواج کرده بود

00:57:38.542 --> 00:57:41.792
.اون زمان دل خیلیا رو شکونده بودم

00:57:41.876 --> 00:57:47.209
برام سودی نداشت، به خاطرش خوشحال هم نمیشدم

00:57:50.751 --> 00:57:53.959
.راحت پول در میاوردم و راحت خرجش میکردم

00:57:55.584 --> 00:58:01.001
،یه شب توی لیسبون، ماریا رو دیدم
.یه کشیش دانشجو

00:58:02.709 --> 00:58:05.001
،یه خارجی عین من

00:58:05.084 --> 00:58:08.209
داشت ترک کردن منطقه اسقف نشین رو جشن میگرفت

00:58:09.126 --> 00:58:11.626
و اینکه اومده بود واسه تعطیلات

00:58:13.376 --> 00:58:16.959
،خیلی با احساس درباره ریشه هاش تو آفریقا حرف میزد

00:58:17.042 --> 00:58:19.042
جایی که میخواست برگرده اونجا

00:58:22.126 --> 00:58:27.001
،حرفای اون رو من تاثیر گذاشت
...پس به رفیقم گفتم

00:58:27.084 --> 00:58:29.959
که میخوام سرزمینشو ببینم

00:58:34.126 --> 00:58:40.126
،آفریقا، جدا از اون حرفا که درباره خارجیا و یه زندگی راحت درباره ش هست

00:58:40.209 --> 00:58:42.792
درهایی به یه دنیای جدید باز کرد

00:58:42.876 --> 00:58:46.084
.خالی از قرض مالی و دردسر های حاصل از عشق

00:58:51.876 --> 00:58:57.001
تازه اونجا رسیده بودم، که بهم یه کار تو یه کارخونه بهم دادن

00:58:57.084 --> 00:58:59.542
از ساعت نه تا ساعت پنج

00:59:03.501 --> 00:59:07.834
یه شرکت معدن سازی کوچیک  ،"Santos e lrmao"

00:59:08.001 --> 00:59:10.834
شهرت خوبی واسه کارمندا داشت

00:59:10.917 --> 00:59:13.251
علاوه بر توجهی که به کارمندای سفید پوست میشد

00:59:18.459 --> 00:59:21.167
...نداشتن جاه طلبی

00:59:21.251 --> 00:59:25.292
باعث شد به سرعت معاون رییس بشم

00:59:37.251 --> 00:59:39.751
،ماریو، معروف به کشیش

00:59:39.834 --> 00:59:43.501
،کلانتر، آفریقایی، و رییس

00:59:43.667 --> 00:59:46.292
تو کارهاش و علایقش استعداد زیادی داشت

00:59:46.959 --> 00:59:50.751
،پدربزرگش، پیشگام اجتماعی و رهبر معنوی

00:59:50.834 --> 00:59:53.792
برای همیشه به اونجا فرستاده شده بود

00:59:53.876 --> 00:59:56.626
وقتی منطقه مهاجر نشین درواقع یه زندان مستعمراتی بود

01:00:01.709 --> 01:00:06.584
،ماریو همیشه صلیب پدربزرگشو مینداخت دور گردنش

01:00:06.667 --> 01:00:10.542
...شاید واسه اینکه نمیتونست آرزوی پدربزرگش، که میخواست اون یه کشیش بشه رو

01:00:10.626 --> 01:00:12.376
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

01:00:13.959 --> 01:00:18.376
صدای ماهرانه ش، جوونای آفریقایی رو به شوق آورد

01:00:19.376 --> 01:00:26.126
 ،و ماریو، که از نفس خودش به خوبی بهره میبرد
گروه "ماریو" رو بناگذاری کرد

01:00:27.251 --> 01:00:30.292
دخترا عاشق دلربایی اون بودن

01:00:30.376 --> 01:00:33.917
و دوست من برتری خودش رو برای محلی ها نشون داد

01:00:35.001 --> 01:00:37.792
اون با یکی از اونها، صاحب فرزندی میشد

01:00:37.876 --> 01:00:43.542
و هر ازگاهی یادش می بود که پسرشو یکشنبه ها ببره بیرون

01:00:45.959 --> 01:00:50.626
،تو 15 سالگی، ماریو مرگ رو به چشمش دیده بود

01:00:53.334 --> 01:00:57.251
"یه سفر غم انگیز به کوه "تابو

01:00:57.334 --> 01:01:00.001
که با مرگ چند تا جوون تموم شد

01:01:00.084 --> 01:01:06.792
،‌مداخله ی شوهر آرورا جون دوستمو نجات داد

01:01:08.959 --> 01:01:14.084
،از اینکه چجوری اون اتفاق افتاد، یا اون مرد چیکار کرد، خبر ندارم

01:01:14.167 --> 01:01:18.626
ولی معتقدم هر دوتاشون اون عهد و پیمانی که اون روز به وجود اومد رو نگه داشتن

01:01:23.001 --> 01:01:25.417
،اون یه برنامه آموزشی خیلی موثر ابداع کرد

01:01:25.501 --> 01:01:28.334
و به عنوان دستیار استاد انتخاب شد

01:01:28.417 --> 01:01:33.751
تو دپارتمان جغرافی دانشکده هنر کلمبیا

01:01:33.376 --> 01:01:35.542
،اون هیچوقت سفر نکرد

01:01:35.626 --> 01:01:39.501
،نقشه هایی که طراحی کرده بود بینهایت زیبا بودن

01:01:39.584 --> 01:01:41.876
ولی بعدا اثبات شد که وابسته به علمه

01:04:20.167 --> 01:04:20.667
اکتبر

01:05:41.876 --> 01:05:45.167
،با وجود زندگی کنار مزرعه ی آرورا

01:05:45.251 --> 01:05:50.167
.ما دو تا ماه ها بعد از رسیدن من همدیگه رو دیدیم

01:06:11.084 --> 01:06:14.459
...همسایه های من دنبال تمساح کوچولولی بودن

01:06:14.542 --> 01:06:19.542
.که از دریاچه ای که آرورا توی مزرعه ش ساخته بود، فرار کرده بود

01:06:22.459 --> 01:06:25.167
،من توی باغچه م پیداش کردم

01:06:25.251 --> 01:06:29.626
.و نصف بعد از ظهر رو صرف تماشای حرکت اون توی وان حموم کردم

01:08:12.251 --> 01:08:15.709
،آرورا وقتی تمساحش برگشت خوشحال بود

01:08:20.376 --> 01:08:23.126
،از اونجایی که شوهرش واسه کار رفته بود سفر

01:08:23.209 --> 01:08:25.917
،شربت لیمو سفارش داد که بیارن تو حیاط مزرعه

01:08:26.001 --> 01:08:29.126
،با آداب و رسوم معمول

01:08:35.084 --> 01:08:40.292
وسط حرف، ازش درباره اسم حیوون پرسیدم

01:08:40.376 --> 01:08:42.959
اون جواب داد که هنوز اسمی براش نذاشته

01:09:50.001 --> 01:09:53.376
،آرورا خدمتکارای زیادی داشت

01:09:53.459 --> 01:09:56.917
ولی یکی واقعا عجیب بود: آشپز

01:09:57.001 --> 01:10:01.042
که چند دهه واسه خانواده شوهرش خدمت کرده بود

01:10:01.126 --> 01:10:04.834
یه مرد عاقل و دانا با شهرت فراوان در زمینه آشپزی

01:10:06.417 --> 01:10:08.751
یه جادوگر هم بود

01:10:08.876 --> 01:10:10.834
،و آینده رو پیش بینی میکرد

01:10:10.959 --> 01:10:14.542
از احشاء و امعاء حیوونای که می پخت

01:10:20.667 --> 01:10:24.209
،یه روز از ماه اکتبر، بعد از بارون صبحگاهی

01:10:24.292 --> 01:10:29.709
،اون با اطمینان گفت که از ارواح شنیده

01:10:29.792 --> 01:10:32.417
که خانم حامله ست

01:10:32.501 --> 01:10:35.334
و اینکه آخر عمرش غمگین و توی تنهایی خواهد بود

01:10:40.209 --> 01:10:42.917
ولی یکی از خدمتکارا بهش خیانت کرد

01:10:43.001 --> 01:10:46.042
.و یکی از پیش بینی ها به گوش آرورا رسید

01:10:50.917 --> 01:10:55.459
،با عصبانیت اخراجش کرد

01:10:55.542 --> 01:10:58.376
...با این ادعا که دیگه نمیتونه این تشریفات

01:10:58.459 --> 01:11:01.626
زننده و مفسد رو تحمل کنه

01:11:04.667 --> 01:11:08.876
به هر حال، زمان، اولین پیشگویی رو ثابت کرد

01:11:08.959 --> 01:11:11.334
،آرورا حامله بود

01:11:11.417 --> 01:11:16.001
،و شوهرش، که در امید یه وارث بود

01:11:16.084 --> 01:11:18.626
.درباره به دنیا اومدن اولین فرزندش خوشحال بود

01:11:20.126 --> 01:11:21.792
این واقعه رو جشن گرفت

01:11:21.876 --> 01:11:24.459
و توجهش رو به همسرش دو برابر کرد

01:11:29.084 --> 01:11:36.501
بعد از اون جشن اول، آرورا بیشتر احتیاط میکرد

01:11:36.584 --> 01:11:40.084
و درباره موضوع احساساتی نمیشد

01:11:40.917 --> 01:11:42.376
نوامبر

01:11:42.459 --> 01:11:48.251
،شوهرش تصور کرد این یه بخشی از استرس حاصل از زایمانه

01:11:48.334 --> 01:11:55.084
و یه دوقطبیتی کم که تو همسرش متوجه شده بود

01:13:18.584 --> 01:13:22.709
،یه حیوان کمیاب،‌که تصور میشد منقرض شده

01:13:22.792 --> 01:13:26.376
،چند هفته تو تپه ها صداش میومد

01:13:26.459 --> 01:13:30.626
از جایی که انعکاس صداهای غرش آزاردهنده ای میومد

01:13:33.292 --> 01:13:38.584
،خیلیا دنبالش کردن، ولی ماریو اونو گرفت

01:13:38.667 --> 01:13:43.001
،برای دومین بار به قله ی ترسناک کوه "تابو" رفت

01:13:43.084 --> 01:13:47.209
و تونست اون حیوونو تو یه قفس بگیره

01:13:50.084 --> 01:13:54.667
بعدش یه خلیفه عربی اونو خرید

01:13:55.251 --> 01:13:58.584
،و اولین بخش پول رو به دوست من داد

01:13:58.667 --> 01:14:03.876
پولی که هیچوقت کاملش دریافتش نکرد

01:14:06.126 --> 01:14:09.292
جامعه گرایان خلافت رو کنار گذاشتن

01:14:14.459 --> 01:14:19.459
،با نا آگاهی از انقلاب و با فرض اینکه پولشو کامل دریافت میکنه

01:14:19.542 --> 01:14:25.167
،پول زیادی قرض کرد و پولاشو واسه هوی و هوس خرج کرد

01:14:25.251 --> 01:14:29.501
که شامل ضبط یه ترانه با گروهش بود

01:14:31.167 --> 01:14:36.292
امروز اون اهنگ بین عاشقای موسیقی یه مرجع تقلیده

01:14:36.376 --> 01:14:38.959
،به خاطر کمیابی و سادگیش

01:16:21.167 --> 01:16:21.711
دسامبر

01:17:14.959 --> 01:17:19.709
،نزدیک کریسمس، تمساح دوباره گم شد

01:17:19.792 --> 01:17:25.042
.و آرورا میدونست کجا دنبالش بگرده

01:18:03.626 --> 01:18:09.126
.بعدا تمساح رو پیدا کردیم که زیر یه قفسه قایم شده بود

01:18:15.001 --> 01:18:17.917
،بعد از اون روز مهم

01:18:18.001 --> 01:18:22.459
،آرورا مخفیانه واسه تمساح یه اسم رمانتیک انتخاب کرد

01:18:24.209 --> 01:18:25.626
دندی

01:18:45.584 --> 01:18:50.459
،خبر اینکه تیر آرورا به خطا رفته بود جنبش زیادی به وجود آورد

01:18:50.542 --> 01:18:57.834
 ،تفنگ اون حتی یه گلوله خطا هم تا اون روز شلیک نکرده بود

01:18:57.917 --> 01:19:00.834
ژانویه

01:19:00.917 --> 01:19:04.917
 گفته شده بود که بارداری به محیط اطراف ربط داره

01:19:05.001 --> 01:19:10.167
و اینکه مادر شدن این قدرتو داشت که روحیه مردانه رو لطیف تر کنه

01:19:11.459 --> 01:19:14.126
اون قرار بود آخرین شکار آرورا باشه

01:19:27.834 --> 01:19:32.917
،شایعاتی درباره قتل عام و کشتار به گوش میرسید

01:19:33.001 --> 01:19:37.042
.بوسیله سیاه پوستا، تو یه جای دیگه از منطقه

01:19:39.376 --> 01:19:42.292
،توی اون سکوت جامعه ی ما

01:19:42.376 --> 01:19:47.251
اخبار معمولا با اغراق و غیرواقعی به نظر میرسید

01:19:53.626 --> 01:19:59.751
،یه افسر ارتشی حکم تایید رو آورد

01:19:59.834 --> 01:20:04.209
حکم مستقیم از جلسه ی دولت

01:20:06.501 --> 01:20:10.167
،مردم سفید پوست هم انجمن نظامی تشکیل دادن

01:20:10.459 --> 01:20:16.001
،تو منطقه نگهبان گذاشتن و تمرین تیراندازی کردن

01:20:16.126 --> 01:20:18.751
البته همراه با چای و کلوچه

01:20:33.459 --> 01:20:37.292
،بدون اهمیت دادن به سرنوشت امپراطوری

01:20:37.376 --> 01:20:41.501
،فرصت جدیدی پیدا کرده بودم که کنارش باشم

01:20:41.584 --> 01:20:46.542
با این که حضور شوهرش جدیدا یه اضطراب تو من ایجاد کرده بود

01:22:05.501 --> 01:22:06.045
فوریه

01:22:33.459 --> 01:22:36.959
...نمیدونم کسی میتونه لحظه ای که

01:22:37.042 --> 01:22:39.917
یه نفر از عشق به زندگی حرکت میکنه رو درک کنه یا نه

01:22:42.042 --> 01:22:44.084
...فکر کنم قبلا هم گفتم

01:22:44.167 --> 01:22:47.126
،گذشته من از لذت بی بهره نبود

01:22:47.251 --> 01:22:50.667
مخصوصا در مورد ارتباط با خانوم ها

01:22:52.251 --> 01:22:55.626
...با وجود علاقه و احساسات شدیدم

01:22:55.709 --> 01:23:00.626
،رها کردن یه زن و رفتن سراغ یکی دیگه اصلا واسم مشکلی نداشت

01:23:00.709 --> 01:23:04.084
چون همه شون به شدت زیبا به نظر میرسیدن

01:23:07.126 --> 01:23:11.042
.آرورا به طور ناگهانی زندگی منو تغییر داد

01:23:11.167 --> 01:23:14.667
.دقیقا نمیدونم کی و به چه دلیلی

01:23:15.626 --> 01:23:19.751
نمیتونستم این حقیقت که آرورا بچه ی یه مرد دیگه رو داشت حمل میکرد، رو نادیده بگیرم

01:23:19.834 --> 01:23:21.876
،بچه ی شوهر قانونمندش

01:23:21.959 --> 01:23:28.792
و با اون بودن به معنی دست زدن به یه حماقت خیلی بزرگ بود

01:23:28.876 --> 01:23:31.667
که تا آخر زندگیم ازش پشیمون میشدم

01:23:33.542 --> 01:23:36.626
..ولی توی آغوشش

01:23:36.709 --> 01:23:39.834
آینده یه مفهوم خیلی مبهم و احمقانه به نظر میرسید

01:25:09.792 --> 01:25:15.626
زمانی که بقیه مشغول جنگ بودن، ما مخفیانه همدیگه رو ملاقات میکردیم

01:25:21.917 --> 01:25:25.751
،خطر اینکه گیر بیفتیم زیاد بود

01:25:25.834 --> 01:25:33.209
ولی برنامه ریختن واسه مخفی کردن این خیانت واسه من کاری نداشت

01:25:39.417 --> 01:25:42.417
:اصلی ترین چیزی که وجود داشت این بود

01:25:46.584 --> 01:25:51.792
آرورا درون من عین وجود خودم داشت بزرگ میشد

01:25:52.417 --> 01:25:52.917
مارچ

01:27:24.876 --> 01:27:31.167
ناراحتی من توی یه مهمونی تو خونه ویلایی به اوج خودش رسید

01:27:33.542 --> 01:27:38.959
شاید فضای غم انگیز اونجا باعث شد بیقراری من بیشتر بشه

01:27:41.001 --> 01:27:48.042
مهمونی های اونجا شهرت خودشونو مدیون خانواده های عجیبی بود که اونجا زندگی میکردن

01:27:48.584 --> 01:27:54.792
،یه زن از خونه اومده بود بیرون، و پسر و شوهرشو سپرده بود دست هم

01:27:54.876 --> 01:27:57.834
،پسره با اعصاب ضعیف متولد شده بود

01:27:57.917 --> 01:28:02.959
،و بعدش بعد از یه اقامت طولانی تو شهر مارسل، آشفتگیش بیشتر شد

01:28:03.042 --> 01:28:05.834
،جایی که با دنیای مرده ها درگیر شده بود

01:28:05.959 --> 01:28:09.126
،و تو بکس فرانسوی استاد شده بود

01:28:10.126 --> 01:28:14.876
،موقع احساس خطر، مبارزه رو میبرد تو یه عالم دیگه

01:28:14.959 --> 01:28:19.209
و، درست مثل "دون کیشوت" با دشمنان نامرئی مبارزه میکرد

01:28:21.167 --> 01:28:27.209
،پدر، زیر اون شنل براق مهربانی، یه نا امیدی مهلک رو نگه میداشت

01:28:28.501 --> 01:28:33.584
،یه روز تو جشن سال نو، بعد از یه بطری ویسکی

01:28:33.667 --> 01:28:38.626
،در اتاق نشیمن رو بست
،یه گلوله گذاشت توی تفنگش

01:28:38.959 --> 01:28:42.834
گذاشت روی شقیقه ش، و زندگی رو به مبارزه طلبید

01:28:42.917 --> 01:28:46.501
بعدا به همین علت جونشو از دست داد

01:28:50.626 --> 01:28:55.167
مهمونی هاش معمولا با شلیک گلوله تموم میشد

01:28:55.334 --> 01:28:57.751
که موجب ترسیدن مهمونا میشد

01:30:03.834 --> 01:30:07.042
،بنابه عشق مخفی که داشتم

01:30:07.126 --> 01:30:10.876
چند هفته آخر رو از ماریو دور بودم

01:30:18.584 --> 01:30:23.251
.نمی دونستم چجوری به راز من واکنش نشون میده

01:30:44.042 --> 01:30:46.417
ماریو دعا میکرد

01:30:46.501 --> 01:30:51.084
معتقد بود که مشیت الهی به کمک من اومده بود

01:30:52.834 --> 01:30:54.376
یه نامه بهم نشون داد

01:30:54.459 --> 01:30:57.167
از یه خواننده معروف از بریتانیا

01:30:57.251 --> 01:30:59.542
که از گروهمون خوشش اومده بود

01:31:02.001 --> 01:31:07.626
یه دعوت نامه بود برای اجرا تو یه هتل توی پایتخت، به مدت چند ماه

01:31:10.376 --> 01:31:13.209
دو روز بعد، رفتم اونجا

01:31:41.292 --> 01:31:42.667
آپریل

01:31:42.751 --> 01:31:44.792
،بانوی عزیزم "

01:31:44.876 --> 01:31:50.501
،لحظه های خوشی که در هفته های گذشته باهم سپری کردیم

01:31:50.584 --> 01:31:54.501
باعث میشه از آینده خودم بترسم، و بیشتر از همه آینده تو"

01:31:55.751 --> 01:32:00.209
،حس عمیقی که وقتی کنار تو هستم حس میکنم ""

01:32:00.334 --> 01:32:04.709
منو تو یه موقعیت هراس آور قرار میده "

01:32:05.792 --> 01:32:08.709
نمیتونم کار هامو توجیه کنم "

01:32:09.709 --> 01:32:12.292
،قلبم التماس میکنه که این کارو نکنم "

01:32:12.376 --> 01:32:15.209
،ولی تصمیم نهایی خودم رو گرفتم"

01:32:16.167 --> 01:32:19.667
،دیگه نباید تو رو ببینم"
،به نظرم این تنها راهه

01:32:20.542 --> 01:32:22.792
،برای تموم کردن این گناه وحشتناک"

01:32:24.084 --> 01:32:28.917
...خوشبختانه، سرنوشت واسه من و دوستام "

01:32:29.001 --> 01:32:32.584
 ،یه قرارداد واسه اجرای سه ماهه تو یه هتل معروف بخشیده "

01:32:33.751 --> 01:32:38.292
 ،عزیزم، لطفا به خودت فکر کن، به شوهرت "

01:32:38.376 --> 01:32:41.167
،به بچه ای که تو شکمت داره بزرگ میشه "

01:32:41.876 --> 01:32:44.834
،با اندوه بی پایان ازت خداحافظی میکنم "

01:32:44.917 --> 01:32:46.876
،برای همیشه از آن تو "

01:32:46.959 --> 01:32:48.584
"جیان لوکا ونتورا

01:32:53.834 --> 01:32:55.209
،عزیزم "

01:32:55.376 --> 01:32:59.376
،شهرت تو باعث شد راحت بتونم آدرست رو پیدا کنم"

01:33:00.626 --> 01:33:04.751
...نامه ی تو"

01:33:04.834 --> 01:33:07.084
،باعث شد برای چند روز زجر بکشم "

01:33:08.251 --> 01:33:11.042
،نجابت رفتار تو"

01:33:11.167 --> 01:33:14.917
،باعث میشه حتی بیشتر دوستت داشته باشم "
،بعضی وقتا نمیتونستم باور کنم

01:33:16.042 --> 01:33:18.834
،که نجیب زاده بودن، در هر حال، باعث بدبختی منه "

01:33:19.834 --> 01:33:22.459
،همیشه فکر میکردم انسان خوشحالی هستم"

01:33:22.584 --> 01:33:25.876
،از دست دادن شادی که تو به من میدادی "

01:33:25.959 --> 01:33:28.501
،منو بدبخت ترین زن روی زمین میکنه "

01:33:31.001 --> 01:33:35.542
،اگه میتونی منو فراموش کن"
"چون من همیشه ازآن تو خواهم بود

01:33:35.626 --> 01:33:37.084
"آرورا"

01:33:39.667 --> 01:33:41.709
...آرورای عزیز و مهربانم "

01:33:42.834 --> 01:33:44.501
ـ می ـ

01:33:44.584 --> 01:33:48.376
...این تویی که باید منو فراموش کنی، چون من برای همیشه

01:33:48.459 --> 01:33:51.209
،یه آدم پست و بدذات هستم "

01:33:51.292 --> 01:33:54.542
،هیچوقت فکر نمیکردم، با اینهمه جرمی که مرتکب شده م"

01:33:54.626 --> 01:33:58.126
،بزرگترین جرمم عاشق شدن باشه "

01:33:58.209 --> 01:34:01.834
،اگه بگم بهت فکر نمیکنم دروغ گفته م "

01:34:03.126 --> 01:34:08.042
،اگه بعضی از افکار ذهن منو ببینی، میترسی "

01:34:08.626 --> 01:34:14.626
،اینا نتیجه ی یه نوجوون ولگرد با هیچ برنامه ای برای آینده ست "

01:34:15.917 --> 01:34:17.917
،دیگه نباید چیزی بگم"

01:34:18.001 --> 01:34:23.167
و بهت التماس میکنم، همونطور که به خدا التماس میکردم، اگه بهش اعتقاد داشتم "

01:34:23.251 --> 01:34:25.751
،که دیگه برای من نامه ننویسی "

01:34:25.834 --> 01:34:27.542
"جیان لوکا ونتورا"

01:34:32.709 --> 01:34:34.126
،جیان لوکای عزیزم"

01:34:34.876 --> 01:34:38.792
،کسانی که ادعا میکنن زمان همه زخم هارو التیام میبخشه، تا بحال به اندازه من عاشق نشدن "

01:34:38.876 --> 01:34:42.084
،باید این بی عاطفگی رو به تو اعتراف کنم"

01:34:42.167 --> 01:34:47.334
،نه شوهرم، نه نوزاد متولد نشده م، نه حتی خدا "

01:34:47.417 --> 01:34:51.626
،منو از لحظه هایی که با هم داشتیم پشیمون نمیکنه "

01:34:51.709 --> 01:34:54.792
،اگه اون روزی رو که تو رو دیدم نفرین کنم"

01:34:54.876 --> 01:34:58.376
،به خاطر اینه که روز جدایی ما رو به دنبال داشت "

01:34:59.542 --> 01:35:03.542
،تصوری که از من داری، اصلا اصلا بیانگر واقعیت نیست "

01:35:03.667 --> 01:35:09.959
،بزرگترین شرم من، عشق به یک مرد، و حمل کردن بچه ی یه مرد دیگه ست "

01:35:11.751 --> 01:35:14.667
"همیشه ازآن تو، آرورا "

01:35:29.917 --> 01:35:32.209
،جیان لوکا"

01:35:32.292 --> 01:35:36.876
،جواب ندادن تو، باعث میشه فکر کنم که منو فراموش کردی "

01:35:37.001 --> 01:35:39.917
 ،تو کاری رو که باید، انجام میدی "
،و کاش میتونستم بگم

01:35:40.001 --> 01:35:41.751
،که این منو خوشحال میکنه "

01:35:42.792 --> 01:35:44.917
،من باید باشم "

01:35:45.001 --> 01:35:47.751
،چون اون زندگی که دارم حمل میکنم، به این کار من بستگی داره "

01:35:47.834 --> 01:35:51.876
 ،یه زندگی معصوم"
...با وجود بدبختی که دارم

01:35:53.042 --> 01:35:57.959
،برای همیشه ازت وداع میکنم "
،عزیزترین دوست من

01:35:58.042 --> 01:36:02.084
،اینو در حالی میگم "

01:36:02.167 --> 01:36:04.042
،که اگه زمانی تو از من بخواهی "

01:36:04.126 --> 01:36:08.001
،تو در آوردن قلبم از سینه م تردید نمیکنم "

01:36:08.084 --> 01:36:09.917
،قلبی که همیشه مال توست "

01:36:10.001 --> 01:36:11.542
"آرورا"

01:37:31.126 --> 01:37:31.626
ژوئن

01:39:26.001 --> 01:39:28.792
جولای

01:39:28.876 --> 01:39:33.959
.چند هفته ی بعدی، شغلمو ول کردم و از دوستام هم دوری کردم

01:39:38.167 --> 01:39:38.667
آگوست

01:40:54.251 --> 01:40:59.501
اون طرز ملایمی که ماریو ازم خواست که دیگه ادامه ندم، باعث ارامش خاطرم نمیشد

01:41:01.667 --> 01:41:07.834
اینقدر میشناختمش که سنگینی حرف زدنشو تشخیص بدم

01:41:16.917 --> 01:41:18.542
زدیم به جاده

01:41:22.501 --> 01:41:26.959
با وضعیتی که آرورا توش قرار داشت
نیاز به مراقبت داشت

01:41:27.042 --> 01:41:28.792
ولی نزدیکی مون به مرز

01:41:28.876 --> 01:41:32.584
ارزش خطر رو داشت، که یه شب رو توی بوته ها بگذرونیم

01:41:49.667 --> 01:41:52.584
تو یه خونه متروکه ایستادیم

01:41:52.667 --> 01:41:57.501
و شروع کردیم به دیدن نشونه های سرنوشت توی آتیش

01:43:48.751 --> 01:43:51.959
رفتیم به یکی از دهکده های نزدیک اونجا

01:44:01.584 --> 01:44:04.667
آرورا اصلا هیچ حرفی نمیزد

01:44:04.751 --> 01:44:08.626
فقط از شدت درد جیغ می کشید

01:44:10.209 --> 01:44:13.959
درست بعد از مرگ ماریو بچه ش خواست به دنیا بیاد

01:44:14.042 --> 01:44:17.292
بردنش توی یه کلبه که من اجازه ورود بهش رو نداشتم

01:44:17.376 --> 01:44:22.292
بر اساس قوانین رییس قبیله

01:44:27.584 --> 01:44:31.584
امیدوار بودم از این کابوس مزخرف بیدار شم

01:44:34.542 --> 01:44:40.126
قبول دارم که خودمو تو شهرت و ذلت غرق کرده بودم

01:44:40.876 --> 01:44:44.584
،ولی با وجود همه ی دیوانگیم

01:44:44.667 --> 01:44:48.084
هنوز کمی وجدان برام باقی مونده بود

01:44:48.167 --> 01:44:51.584
،میدونستم که جون معشوقه م در خطر بود

01:44:51.667 --> 01:44:57.126
و اینکه جرم ما آینده مون ،رو معلوم کرده بود

01:44:57.209 --> 01:45:01.042
،به یه پسر گفتم که شوهر آرورا رو بیاره

01:45:01.834 --> 01:45:06.501
...واسه همین فرارمون رو انکار کردم، و آماده بودم که اعتراف کنم

01:45:06.584 --> 01:45:10.667
اعتراف به دزدیدن همسرش و قتل ماریو

01:45:12.876 --> 01:45:16.209
آماده برای حبس شدن، برای بقیه زندگیم

01:45:16.292 --> 01:45:19.876
یا کشته شدن، با گلوله ی شوهر فریب خورده

01:45:19.959 --> 01:45:22.292
چشم انداز های خوبی بودن

01:45:22.417 --> 01:45:26.959
در مقایسه با بن بستی که توش قرار داشتم

01:45:37.001 --> 01:45:39.459
تولد یه دختر اعلام شد

01:45:40.834 --> 01:45:45.542
خبر ها تو دهکده پخش شد

01:45:45.626 --> 01:45:48.501
،آرورا و دخترش

01:45:48.584 --> 01:45:52.167
،که مطمئنا برای همه خوشحال کننده بودن

01:45:52.251 --> 01:45:54.167
برای من غیرقابل تحمل بودن

01:45:54.251 --> 01:45:57.626
درست عین تصور مرگ ماریو

01:45:58.917 --> 01:46:03.209
،در کل، فقط منتظر بودم پایانش برسه

01:46:03.292 --> 01:46:05.001
هر پایانی که باشه

01:48:19.834 --> 01:48:21.251
،روز بعدی

01:48:21.334 --> 01:48:25.376
،یه اطلاعیه رسمی درباره مرگ ماریو منتشر شد

01:48:25.459 --> 01:48:29.917
که امروزه به عنوان یه بهانه برای جنگ مستعمراتی  شناخته میشه

01:48:31.542 --> 01:48:34.751
...جنبش آزادی خواه،‌ مسئولیت مرگ این

01:48:34.834 --> 01:48:40.667
...عضو مجاهد رو به عنوان یک

01:48:40.751 --> 01:48:42.709
اعلان جنگ میدونه

01:48:42.792 --> 01:48:47.376
،این شهید جنبش سفید

01:48:47.459 --> 01:48:50.917
در دهکده ی موکانجو بهش شلیک شد

01:48:54.126 --> 01:48:58.667
...جایی که در حال جاسوسی

01:48:58.751 --> 01:49:05.167
...از موقعیت استراتژیک

01:49:05.251 --> 01:49:11.501
نیروهای انقلاب ستم پیشه ی آفریقا، دستگیر شد

01:49:12.376 --> 01:49:17.042
،نیروهای مردمی ما، به این نبرد ادامه خواهند داد

01:49:17.126 --> 01:49:22.417
تا آزادی کامل مردم و کشورمون

01:49:40.917 --> 01:49:41.529
سپتامبر

01:49:46.751 --> 01:49:52.751
،دو روز بعد، آفریقا و زندگی آرورا رو برای همیشه ترک کردم

01:49:52.834 --> 01:49:54.917
بعد از گرفتن آخرین نامه ش

01:49:59.501 --> 01:50:02.709
...ده سال بعدش، تو هندوستان

01:50:02.792 --> 01:50:05.042
خبر مرگ شوهرشو شنیدم

01:50:06.084 --> 01:50:10.209
این یکی از پیچ های عجیب زندگی من بود

01:50:10.292 --> 01:50:13.834
که با یه نفر دوست بودم که اونو میشناخت

01:50:16.417 --> 01:50:21.751
اون دوست به من گفت که آرورا برگشته به لیسبون

01:50:21.834 --> 01:50:24.959
و با دخترش داره زندگی میکنه

01:50:28.334 --> 01:50:31.292
تصمیم گرفتم توی پرتغال هم ساکن بشم

01:50:31.376 --> 01:50:34.917
و آدرس خودمو بهش بشناسونم

01:50:38.542 --> 01:50:40.209
هیچوقت جوابی نگرفتم

01:50:40.292 --> 01:50:45.209
و با وجود عشق در حال مرگم، تصمیم گرفتم که دیگه دنبالش نگردم

01:50:49.126 --> 01:50:52.209
این اولین باریه که من این حقایق رو به زبون میارم

01:50:52.917 --> 01:50:57.417
من به گفته ی اون احترام گذاشتم و نامه ی آخرشو نابود کردم

01:51:02.751 --> 01:51:04.876
جیان لوکا، عشق من"

01:51:04.959 --> 01:51:07.584
،ضرورت داره که بری

01:51:07.667 --> 01:51:10.709
و این سرزمین نفرین شده رو پشت سر بزاری "

01:51:10.792 --> 01:51:13.917
و خاطره ی اون وحشتی که تو اینجا تجربه کردی"

01:51:14.001 --> 01:51:15.959
دیگه چیزی تو رو اینجا نگه نمیداره"

01:51:17.042 --> 01:51:19.292
،زنی که تو عاشقش بودی الان مرده"

01:51:19.376 --> 01:51:22.501
و توی این تپه های آروم و بی صدا مدفون شده"

01:51:25.001 --> 01:51:28.917
مثل اونا، تو شاهد مرگ من بودی"

01:51:29.001 --> 01:51:31.209
و چیزی نخواهی گفت"

01:51:32.209 --> 01:51:35.001
،چون اگه خاطره ی انسان ها محدود باشه"

01:51:35.084 --> 01:51:39.292
،دنیا جاودانه ست و کسی نمیتونه ازش فرار کنه"

01:51:41.084 --> 01:51:43.334
،اگه ما باهم مرتکب جرمی شدیم"

01:51:43.417 --> 01:51:47.084
دست داشتن تو قابل مقایسه با من نیست "

01:51:48.001 --> 01:51:50.001
،تو نادان بودی و متوجه نشدی"

01:51:50.084 --> 01:51:54.334
تو چند هفته ی آخر رو با یک زن دیوونه سپری کردی"

01:51:54.417 --> 01:52:00.042
کسی که میتونه اون لحظاتی رو گرامی بداره که بقیه به عنوان شرارت وحشتناک میدیدنش"

01:52:02.626 --> 01:52:06.001
،التماست میکنم که این نامه رو بسوزونی"

01:52:06.084 --> 01:52:09.917
،آخرین نامه ای که من مینویسم
و نامه ای که تو بهش جوابی نخواهی داد

01:52:10.001 --> 01:52:12.667
و ازت میخوام که دیگه تو زندگی من آشکار نشی"

01:52:12.751 --> 01:52:15.917
زندگی که یادگاری گناهانیه که با هم مرتکب شدیم"

01:52:16.001 --> 01:52:27.584
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:52:37.585 --> 01:53:45.585
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>