﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:31.124 --> 00:00:33.134
.فیلم "سرگیجه" رو در سال 1958 دیدم

00:00:33.209 --> 00:00:36.249
اونو در تالار موسیقی رادیوسیتی دیدم
.که هیچوقت فراموشش نمیکنم

00:00:37.255 --> 00:00:38.625
دستتو بده من

00:00:44.596 --> 00:00:46.966
.اون تاثیر باورنکردنی ای رو من گذاشت

00:00:47.098 --> 00:00:48.978
چیزی که درمورد "سرگیجه" خیلی جالبه

00:00:49.100 --> 00:00:51.020
...اینه که

00:00:51.102 --> 00:00:53.692
 اون راجع به اینکه یه کارگردان چیکار
میکنه، فیلم میسازه

00:00:53.772 --> 00:00:56.982
که معمولا این تصورات رمانتیکو میسازه

00:00:57.108 --> 00:01:00.488
باعث میشه که اول عاشقش شه
 بعدش اونو میکشه. اونم دوبار

00:01:00.570 --> 00:01:02.070
 این کاریه که ما به عنوان کارگردان
 انجام میدیم

00:01:02.155 --> 00:01:07.118
این زنان زیبا و این مردان قوی
و پرشور رو خلق میکنیم

00:01:07.202 --> 00:01:10.332
مخاطبان رو درگیر داستان خودشون میکنیم

00:01:10.413 --> 00:01:13.503
و از لحاظ عاطفی اونارو به
 فیلم متصل میکنیم

00:01:13.583 --> 00:01:17.053
و هیچکاک یه کاری ساخت که
خیلی برگرفته از کارای برکته

00:01:17.128 --> 00:01:19.378
اون نشون میده که حین انجام کار
 دقیقا داریم چیکار میکنیم

00:01:19.464 --> 00:01:22.304
و این چیزیه که کاملا منو مجذوب کرده

00:01:22.383 --> 00:01:24.973
از وقتی که "سرگیجه" رو دیدم

00:01:40.777 --> 00:01:42.107
من از همه کوچیکتر بودم

00:01:42.195 --> 00:01:44.445
تو نیوجرسی شمالی بدنیا اومدم

00:01:44.531 --> 00:01:46.491
،وقتی نزدیک 5 سالم بود

00:01:46.574 --> 00:01:51.294
به شهر حومه ای فیلادلفیا، درست در
سمت راست پایین خیابون اصلی رفتیم

00:01:51.371 --> 00:01:53.871
به یه خونه ی نسبتا خوب شهرکی

00:01:53.957 --> 00:01:57.667
پدرم یه جراح ارتوپدی خیلی موفق بود

00:01:57.752 --> 00:02:00.172
و مادرم به ما سه تا خیلی نزدیک بود

00:02:00.255 --> 00:02:02.665
اون زیاد به مدرسه میومد

00:02:02.757 --> 00:02:06.177
به تمرینات فوتبال و
فوتبال آمریکاییمون میومد

00:02:06.261 --> 00:02:11.061
پدرم معمولا به شهر میرفت و صبح زود
جراحی میکرد و تدریس میکرد

00:02:11.182 --> 00:02:13.812
وقتیم که شب میرسید خونه کتاباشو مینوشت

00:02:13.893 --> 00:02:17.063
بخاطر همین زیاد نمی دیدیمش

00:02:17.188 --> 00:02:21.148
و ارتباط زیادی باهاش نداشتیم

00:02:21.234 --> 00:02:23.654
من به یه مدرسه کواکر بنام فرندز سنترال رفتم

00:02:23.736 --> 00:02:26.316
و 12 سال به اون مدرسه رفتم

00:02:26.406 --> 00:02:29.276
خب، چیزی که بیشترین تاثیرو رو من گذاشت

00:02:29.367 --> 00:02:32.077
انجمن توی این مدرسه کواکر بود

00:02:32.203 --> 00:02:36.333
 ساکت می نشستیم و به
جنبه های اخلاقی زندگیمون فکر می کردیم

00:02:36.416 --> 00:02:40.036
و اگه چیزیو میخواستی با جمع در میون بذاری

00:02:40.128 --> 00:02:41.418
بلند میشدی و حرف میزدی

00:02:41.504 --> 00:02:44.514
آشفتگی زیادی تو خانواده ی من بود

00:02:44.591 --> 00:02:46.721
پدر و مادرم از بودن در کنار هم خوشحال نبودن

00:02:46.801 --> 00:02:50.141
  و من یه بار بلند شدم و

00:02:50.221 --> 00:02:55.691
...از مشکلاتی که تو خانوادم بود گفتم

00:02:55.768 --> 00:02:57.558
با دخترا خیلی صمیمی بودم

00:02:57.645 --> 00:02:59.265
و باهاشون خیلی راحت جور میشدم

00:02:59.355 --> 00:03:02.105
گاهی اوقات کارای احمقانه ای میکردم

00:03:02.233 --> 00:03:05.113
.مثل ضبط کردن کلاس آموزش جنسی دخترا

00:03:05.236 --> 00:03:07.776
تا اونجایی که اسمشو یادم میاد، دبی دمینگ
 بود که

00:03:07.864 --> 00:03:11.034
بهم جرئت انجام اون کارو داد و
البته که انجامش دادم

00:03:11.117 --> 00:03:15.287
و بعدش بهش گفتم و اون منو در آغوش گرفت

00:03:15.371 --> 00:03:19.751
برای خوندن فیزیک و ریاضی و
روسی، به کلمبیا رفتم

00:03:19.834 --> 00:03:21.424
اساسا یه خرخون طالب علم بودم

00:03:21.502 --> 00:03:23.762
منظورم اینه که خیلی به فیلم و این
چیزا علاقه نداشتم

00:03:23.838 --> 00:03:25.338
تا وقتی که به کلمبیا رفتم

00:03:25.423 --> 00:03:29.393
اونجا شور و هیجان زیادی بود چون جنگ بود

00:03:29.469 --> 00:03:31.099
و نگران اعزام به خدمت اجباری بودیم

00:03:31.179 --> 00:03:33.889
و موج جدیدی از این کارای فرانسوی و
 این فیلمای خارجی

00:03:33.973 --> 00:03:35.433
رو داشتیم که وارد میشدن

00:03:35.516 --> 00:03:37.306
بخاطر همین دوران خیلی هیجان انگیزی بود

00:03:39.270 --> 00:03:40.980
شبیه اون چیزی بود که تو دربارش گفتی

00:03:41.064 --> 00:03:42.364
مثل یه چیز جدید بود

00:03:42.440 --> 00:03:45.440
تو کلمبیا هیچ جایی نبود که بتونی فیلم بگیری

00:03:45.526 --> 00:03:50.616
من تو یه گروه سینمایی بنام
سینما 16 ثبت نام کرده بودم

00:03:50.698 --> 00:03:51.988
که توسط آمس وگل اداره میشد

00:03:52.075 --> 00:03:54.485
و اونا این فیلم کوتاه سینمایی آوانگارد
رو نشون میدادن

00:03:54.577 --> 00:03:56.367
و این.... اون چیزی بود که براش
ثبت نام کرده بودی

00:03:56.454 --> 00:03:59.624
من هرسال فیلمای کوتاهمو ارائه میدادم

00:03:59.707 --> 00:04:02.627
"تا اینکه سال سوم با فیلم "بیداری وتون
جایزه رو بردم

00:04:02.710 --> 00:04:04.840
# چیزی که میشنوی بیهودست #

00:04:04.921 --> 00:04:06.171
# شما باید اونو ببینید #

00:04:06.297 --> 00:04:10.547
# این است حماسه ی رچیچوسکی #

00:04:17.976 --> 00:04:20.596
ویل فینلی یکی از هم کلاسیام تو کلمبیا بود

00:04:20.687 --> 00:04:22.397
بخاطر همین شروع کردم به
نوشتن نمایشنامه هایی

00:04:22.480 --> 00:04:25.860
برای کاراکترای خاصی که اون
میتونست نقششونو بازی کنه

00:04:25.942 --> 00:04:28.492
"این بود منشاء تولید "بیداری وتون

00:04:28.569 --> 00:04:29.859
اون هرچیزیو بازی میکرد

00:04:29.946 --> 00:04:33.026
از شبح اپرا گرفته تا کینگ کونگ

00:04:33.116 --> 00:04:35.116
یه آگهی تولید فیلم

00:04:35.201 --> 00:04:37.831
برای یه پروژه ارشد
در سارا لارنس دیدم

00:04:37.912 --> 00:04:40.042
به خودم گفتم ایده ی خوبی بنظر میرسه

00:04:40.123 --> 00:04:43.793
بعد به سارا لارنس رفتم و وارد یه
نمایش دوره ارشد شدم

00:04:43.876 --> 00:04:47.376
این زمانی بود که ویلفرد لیچ رو
که خیلی تأثیرگذار بود دیدم

00:04:47.463 --> 00:04:51.133
 اون مثل معلمم بود، کارگردان
فوق العاده ای بود

00:04:51.217 --> 00:04:54.637
واقعا اون چیزی بود که باعث شد پیشرفت کنم

00:04:54.721 --> 00:04:57.271
و یاد بگیرم، همه ی چیزایی
رو که باید یاد میگرفتم

00:04:57.348 --> 00:05:00.178
برای اینکه کارگردان بشم

00:05:00.268 --> 00:05:03.268
اولین فیلم اصلی من از سارا لارنس اومد بیرون

00:05:03.354 --> 00:05:07.074
ما ویل رو آوردیم که کارو نظارت کنه

00:05:07.150 --> 00:05:10.780
و افراد زیادی از اون از آموزشگاه
سارا لارنس میومدن

00:05:10.862 --> 00:05:13.612
بابی در آموزشگاه سارا لارنس بود

00:05:13.698 --> 00:05:15.778
جیل در آموزشگاه سارا لارنس بود

00:05:15.867 --> 00:05:18.327
جنیفر سالت در آموزشگاه سارا لارنس بود

00:05:18.411 --> 00:05:20.661
خب این مثل عشق مجانی بنظر میرسه
اما خلوصش چی میشه پس؟

00:05:20.747 --> 00:05:23.037
جشن عروسی" فیلم اول دنیرو بود"

00:05:23.124 --> 00:05:25.844
بابی به جلسه انتخاب بازیگر اومد

00:05:25.918 --> 00:05:29.208
منو ویل تو یه اتاق حقیر تو خیابون برودوی
زندگی میکردیم

00:05:29.297 --> 00:05:32.677
اون مثل آخرین نفر توی اتاق میمونه

00:05:32.759 --> 00:05:34.589
و خیلی ساکت و خجالتی بود

00:05:34.677 --> 00:05:38.007
یدفعه گفت یه چیزی داره که
قبلا تو کلاس آمادش کرده

00:05:38.097 --> 00:05:41.727
بعدش رفت بیرون و من و ویل فقط
به هم نگاه میکردیم

00:05:41.809 --> 00:05:45.479
شب بود، تقریبا 20 دقیقه بعدش
فکر کردیم اون رفته

00:05:45.563 --> 00:05:47.403
که یهو پرید وسط چارچوب در

00:05:47.482 --> 00:05:51.612
و صحنه ای از نمایش کلیفورد اودتزو اجرا کرد

00:05:51.694 --> 00:05:55.534
"اعتصاب، من به اعتصاب تاکسیرانان فکر میکنم"

00:05:55.615 --> 00:05:56.865
...مثل این بود که

00:05:56.949 --> 00:06:00.909
انگار داشتی لی جی کاب رو میدیدی
که جلوی افراد انجمن لفاظی میکرد

00:06:00.995 --> 00:06:02.825
اون لحظه خیلی باورنکردنی بود

00:06:02.914 --> 00:06:04.604
تنها جایی که زندگی توش جریان داره، ساحله

00:06:04.624 --> 00:06:06.214
اسکله است یعنی جایی یه

00:06:06.292 --> 00:06:07.752
یه ارتباطی با خشکی داره

00:06:07.835 --> 00:06:10.295
و یعد قدم میزنی... شروع میکنی
به قدم زدن تو اطراف ساحل

00:06:10.421 --> 00:06:14.341
قضای بزرگ روزگار بود که ما با همکاری هم
جشن عروسی" رو کارگردانی کردیم"

00:06:14.425 --> 00:06:18.295
،دقیقا زمانی بود که من بیشتر از ویلفورد
کارگردانی تصاویر متحرکو میدیدم و بلد بودم

00:06:18.429 --> 00:06:22.229
 صحنه ای با ویل فینلی، باب دنیرو و
چارلی پلوگر داشتیم

00:06:22.308 --> 00:06:25.308
که دوتا پسر داشتن اونیکیو قانع
میکردن که ازدواج نکنه

00:06:25.436 --> 00:06:27.146
ما داشتیم اونو فیلمبرداری میکردیم و
من میدونستم که

00:06:27.230 --> 00:06:28.860
 هیچوقت نمیتونیم اون پلانو بسازیم

00:06:28.940 --> 00:06:30.530
به علاوه اون اصلا صحنه ی خوبی نبود

00:06:30.608 --> 00:06:33.778
چون ما داشتیم از سه نفر که جلوی
پرچین بودند فیلمبرداری میکردیم

00:06:33.861 --> 00:06:37.281
اونجا از حرکت دوربین هیچ چیز
مرغوبی بدست نمی آوردی

00:06:37.365 --> 00:06:40.945
و ویل اصرار داشت که ما اونو
اینجوری انجامش بدیم

00:06:41.035 --> 00:06:42.535
و بعدش یه جورایی اون نتیجه ای نگرفت

00:06:42.620 --> 00:06:44.460
،و من گفتم "بذار این نمایشو ببندم

00:06:44.539 --> 00:06:46.959
"چون این راه درستش نیست، باید راش بندازیم

00:06:47.041 --> 00:06:48.921
بخاطر همین با یه روش کاملا
متفاوتی اونو متوقفش کردم

00:06:49.001 --> 00:06:52.001
و کل کارو به یه دسته از پلانای کلی
 تقسیم کردم

00:06:52.088 --> 00:06:55.378
و... و کاری کردم که پلانا خوب از آب در بیان

00:06:55.466 --> 00:06:56.716
و اون اشتباه میکرد

00:06:56.801 --> 00:07:00.011
تو اون دوره مستندای زیادی ساختم
تا از خودم حمایت کنم

00:07:00.096 --> 00:07:01.506
،هنگامی که تو مدرسه ی فارغ التحصیلی بودم

00:07:01.597 --> 00:07:05.347
یه مستند درباره افتتاحیه هنرهای دیدگانی
در موزه هنر مدرن فیلمبرداری کردم

00:07:05.476 --> 00:07:06.886
.که خیلی موفقیت آمیز بود

00:07:06.978 --> 00:07:08.688
من فیلمبردار خیلی خوبی بودم

00:07:08.771 --> 00:07:10.481
و واقعا استعداد خیلی خوبی داشتم

00:07:10.565 --> 00:07:13.395
تو اینکه یه صحنه رو چجوری باید دنبال کنی و
ببینی که چه اتفاقاتی داره میفته

00:07:13.484 --> 00:07:17.074
خب خوبی این که همه کارو خودت انجام بدی
 اینه که من همه کار میکردم

00:07:17.155 --> 00:07:19.405
فهمیدم که به عالی ترین درجه رسیدم

00:07:19.490 --> 00:07:22.410
وقتی که مجبور نبودم تجهیزاتو
آخر روز جمع و جور کنم

00:07:22.493 --> 00:07:24.623
و اونا رو به خونه ی اجاره ای برگردونم

00:07:31.502 --> 00:07:34.882
"ویژگیای هیچکاکی زیادی در "قتل رایج
میتونید ببینین

00:07:34.964 --> 00:07:38.804
جنون وابسته به سبک زیادی در فیلم وجود داره

00:07:38.885 --> 00:07:40.485
مثلا صحنه ی جنیفرو داریم

00:07:40.511 --> 00:07:44.561
من سعی میکنم بهش بگم لباساشو
جلوی دوربین دربیاره

00:07:44.640 --> 00:07:46.980
این قراره سکسی باشه؟

00:07:47.059 --> 00:07:48.749
خب آره باید باشی

00:07:48.769 --> 00:07:50.609
یه جورایی برای ما باید لباساتو
دونه دونه دربیاری

00:07:50.688 --> 00:07:53.318
که خیلی شبیه صحنه ایه که

00:07:53.399 --> 00:07:54.899
من در "کوکب سیاه" انجام دادم

00:07:54.984 --> 00:07:56.904
که یه جایی دارم با یه بازیگر مصاحبه میکنم

00:07:56.986 --> 00:07:59.106
چند وقت اینجا زندگی کردی؟ -
دو سال -

00:07:59.196 --> 00:08:00.446
لهجت از بین رفته؟ -
بله -

00:08:00.531 --> 00:08:01.991
خب یه چیزای اینجوریو

00:08:02.074 --> 00:08:04.744
من شروع به نمایش دادن در "قتل رایج" کردم

00:08:04.827 --> 00:08:07.407
که خودمون باید پخشش میکردیم

00:08:07.538 --> 00:08:09.868
در خیابان دوم و کوچه ی دوازدهم

00:08:09.957 --> 00:08:13.127
به معنای واقعی مردم رو میکشوندم
اونور خیابون تا برن ببیننش

00:08:13.210 --> 00:08:15.250
،وقتی در آموزشگاه سارا لارنس
دانشجوی کارشناسی ارشد بودم

00:08:15.338 --> 00:08:17.588
یونیورسال پیکچرز شهریه ام رو پرداخت میکرد

00:08:17.673 --> 00:08:19.433
وقتی از سارا لارنس اومدم بیرون

00:08:19.550 --> 00:08:23.140
وارد یه برنامه استعدادیابی جدید
در یونیورسال شدم

00:08:23.220 --> 00:08:25.720
و دوباره یه چیزایی مینوشتم اما هیچوقت
کسی اونارو نمیخوند

00:08:25.806 --> 00:08:28.016
و من و چاک هرش خیلی ناامید شدیم

00:08:28.100 --> 00:08:30.230
و تصمیم گرفتیم که خودمون یه فیلم بسازیم

00:08:35.149 --> 00:08:38.149
# احوالپرسی، احوالپرسی، احوالپرسی #

00:08:38.235 --> 00:08:42.485
احوالپرسی" فیلمی با بیشترین"
تاثیر از گودارد بود

00:08:42.573 --> 00:08:45.660
البته اون زمان همه ی فیلمای گوداردو
تو فستیوال فیلم نیویورک میدیدیم

00:08:45.743 --> 00:08:48.123
اونا یکی پس از دیگری همشون الهام بودن

00:08:48.204 --> 00:08:51.624
"مخصوصا یادمه که "تعطیلات آخر هفته
  شگفت انگیز بود

00:08:51.707 --> 00:08:55.287
که خیلی از اوضاع سیاسی اون زمانم
تأثیر گرفته بودن

00:08:55.378 --> 00:08:56.978
دنبال جا برای چی میگردی؟

00:08:57.004 --> 00:08:59.804
دارم سعی میکنم وارد اون بخش فیزیکی
.پیش از ورودم شم

00:08:59.882 --> 00:09:02.082
،اگه میخواستی دور از جنگ بمونی

00:09:02.134 --> 00:09:04.054
،و یه بچه از طبقه متوسط بودی

00:09:04.136 --> 00:09:05.716
یه راهی پیدا میکردی که انجامش بدی

00:09:05.805 --> 00:09:10.135
آخر من مجبور شدم که برم و
یه نامه از دکتر بگیرم

00:09:10.226 --> 00:09:14.186
هرچیزی خوردم تا منو آلرژیک نشون بده
بخاطر همین سخت میتونستم نفس بکشم

00:09:14.271 --> 00:09:17.021
تمام شبو بیدار بودم و دور و اطراف میدویدم
و سینم خس خس میکرد

00:09:17.108 --> 00:09:19.498
ما اونو دو روزه بیدار نگهداشتیم
نمیتونیم بازم همینجوری نگهش داریم

00:09:19.527 --> 00:09:21.987
اونا مستقیم منو پیش روانپزشک بردن

00:09:22.071 --> 00:09:24.031
هی لوید تو روانپزشک باش

00:09:24.115 --> 00:09:27.485
باید درست به پیشونیش خیره میموندم

00:09:27.618 --> 00:09:30.658
و راجع به احساسات همجنس گرایانه ام
حرف میزدم

00:09:30.746 --> 00:09:32.096
فقط برو سمت راست پیش گروهبان

00:09:32.123 --> 00:09:33.673
نگاه میکنی، از سمت راست برو پیشش

00:09:33.749 --> 00:09:35.599
تا جایی که میتونی بهش نزدیک شو، و
مستقیم تو چشماش نگاه کن

00:09:35.626 --> 00:09:39.546
و اونو با مردمک چشمات اغوا کن
"بعد بگو "سلام

00:09:39.630 --> 00:09:42.590
من یه کمونیست بودم
یه همجنس گرا بودم

00:09:42.675 --> 00:09:44.175
احمق بودم

00:09:44.260 --> 00:09:49.100
فکر میکنم اون نامه از دکترم، منو
از جنگ نجات داد

00:09:49.181 --> 00:09:51.271
احوالپرسی" در دسامبر ساخته شد"

00:09:51.350 --> 00:09:53.350
و در روزنامه تایمز به نمایش گذاشته شده بود

00:09:53.436 --> 00:09:56.726
،خوشبختانه اتفاقی که افتاد
 این بود که انتقادات خیلی بد بودن

00:09:56.814 --> 00:10:01.284
یه نفر یه جوابی تو ساندی تایمز نوشت

00:10:01.360 --> 00:10:02.780
که خیلی بزرگ بود

00:10:02.862 --> 00:10:05.702
"میگفت: "این روشی بود که احوالپرسی کنیم؟

00:10:05.781 --> 00:10:08.081
بعد تو همون هفته

00:10:08.159 --> 00:10:11.909
انتقاد پولین کل تو روزنامه نیویورکر اومد

00:10:11.996 --> 00:10:14.826
و ناگهان فیلم به یه فیلم پربیننده تبدیل شد

00:10:14.915 --> 00:10:17.285
احساس خیلی شدیدی نسبت به
این فیلمای سیاسی دارم

00:10:17.376 --> 00:10:18.836
وقتی وارد اون حوزه میشم

00:10:18.919 --> 00:10:21.589
این... این به وضوح نشون میده که اون افسر

00:10:21.672 --> 00:10:23.632
جلو بوده و از جلو شلیک کرده

00:10:23.716 --> 00:10:26.506
با یه تفنگ 6.76 میلی متری
روسی، ببین

00:10:26.594 --> 00:10:28.974
که باعث یه زخم گردن روی گردن رئیس جمهور شده

00:10:29.055 --> 00:10:30.715
7/8م اینچ پایینتر از دکمه ی یقه

00:10:30.806 --> 00:10:33.426
و این خیلی ضدسازمانیه

00:10:33.517 --> 00:10:37.057
که معمولا در "احوالپرسی" و "سلام مامان" به
صورت کمدیه

00:10:37.146 --> 00:10:39.896
مثل این بود که به دور و ور نگاه بگی و
"بگی "این احمقانه است

00:10:39.982 --> 00:10:41.862
من دارم افرادو مطالعه میکنم

00:10:41.942 --> 00:10:43.902
...میدونی، وقتی کتابو برمیداشتی و همش

00:10:43.986 --> 00:10:46.156
عالی بود، خیلی زیبا بود

00:10:46.238 --> 00:10:48.698
و این چیزیه که من اسمشو
میذارم لحظه ی خصوصی

00:10:48.783 --> 00:10:50.533
و افرادو به این روش مطالعه میکنم

00:10:50.618 --> 00:10:52.348
خب، حالا... حالا فکر نمیکنی حشری شدی؟

00:10:52.369 --> 00:10:54.119
نمیخوای الان به تختخواب بری؟

00:10:54.205 --> 00:10:56.165
خستم -
آره خسته ای -

00:10:56.248 --> 00:10:57.888
خستم و میخوام برم -
.میخوای بری بخوابی -

00:10:57.917 --> 00:11:01.127
خب فکر نمکنی که باید لباستو دربیاری؟

00:11:01.212 --> 00:11:02.632
حتما، درش بیار
لباسم؟  -

00:11:02.713 --> 00:11:06.013
یادت باشه، این یه لحظه ی خصوصیه
و هیچکس نمیبینه

00:11:06.092 --> 00:11:09.802
بابی بعنوان فریبنده ترین بازیگر ظاهر میشد

00:11:09.887 --> 00:11:13.467
میگفتیم بیاین... فکر کنم باید اونو
یه جورایی کاراکتر اصلی میکردیم

00:11:13.557 --> 00:11:15.477
.این آدم فوق العادست

00:11:15.559 --> 00:11:18.939
بنابراین، این چیزی بود که
برای "سلام مامان" اتفاق افتاد

00:11:19.021 --> 00:11:21.231
که در واقع میشه گفت زاده ی "احوالپرسی"ه

00:11:21.315 --> 00:11:23.315
# داری تو خیابون قدم میزنی #

00:11:23.400 --> 00:11:25.650
# و هرکیو که می بینی #

00:11:25.736 --> 00:11:28.696
# ...قراره بره کنار #

00:11:28.781 --> 00:11:30.621
،"ایده ی کلی "عزیزم سیاه باش

00:11:30.741 --> 00:11:32.741
از نمایشنامه یه تئاتر محلی گرفته شد

00:11:32.827 --> 00:11:36.457
قرار بود اون یه بیداری نژادی
تو بیننده ایجاد کنه

00:11:36.539 --> 00:11:39.499
میخوایم که شما رو با تجربه های یه سیاهپوست
آشنا کنیم

00:11:39.583 --> 00:11:41.173
که شما تجربه میکنین که

00:11:41.252 --> 00:11:45.922
سیاهپوستای اواسط دهه 60 آمریکا
چی میکشن

00:11:46.006 --> 00:11:50.536
،فیلمایی مثل دیگه تو اوجش بودن
"پلنگ های سیاه"

00:11:50.761 --> 00:11:54.681
"و "بسوزان، سفیدپوست، بسوزان

00:11:54.765 --> 00:11:56.885
...این آدما اومدن روی کار
اونا خیلی ترسناک بودن

00:11:56.976 --> 00:11:59.346
:و خیلی شبیه اونایی بودن که میگفتن
توئه مادر*قحبه"

00:11:59.436 --> 00:12:02.056
"چی از روابط نژادی میفهمی؟

00:12:02.148 --> 00:12:03.938
 بعد تو میگی این امکان نداره

00:12:04.024 --> 00:12:05.994
بخاطر این اونارو با گروه تمرین نمیدادم

00:12:06.068 --> 00:12:08.648
وقتی سکانس توی اون آسانسور
،حمل بارو میگرفتیم

00:12:08.779 --> 00:12:11.869
بازیگرای دیگه اصلا اونارو تابحال ندیده بودن

00:12:11.949 --> 00:12:13.659
،زمانی که کار شروع میشه و مارو میبینن
شروع میکنن و

00:12:13.784 --> 00:12:16.374
گلوشو میگیرن و میندازنش پایین
و بهش تجاوز میکنن

00:12:16.453 --> 00:12:20.423
همه اینجوری میشن: "وای خدای من! این
"!انگار واقعیه

00:12:20.499 --> 00:12:22.289
!اون دوربین لعنتیو خاموش کن! خاموشش کن

00:12:22.376 --> 00:12:24.496
!بیارش پایین

00:12:24.587 --> 00:12:26.987
!اون دوربینو بیارش پایین

00:12:27.072 --> 00:12:29.012
بس کن لطفا

00:12:29.091 --> 00:12:30.401
دهنتو ببند

00:12:30.426 --> 00:12:32.086
!...موهام

00:12:34.972 --> 00:12:37.892
من با تهیه کنندم، چاک، پشت آسانسور بودم

00:12:37.975 --> 00:12:40.095
،و بهش نگاه کردم
وحشت زده بنظر میرسید

00:12:40.186 --> 00:12:41.806
و لبخندی به این عمیقی به صورت من اومد

00:12:41.896 --> 00:12:43.806
"!و گفتم: "واقعا داره جواب میده

00:12:45.691 --> 00:12:48.571
میخوام برم به همه دوستام بگم بیان

00:12:48.652 --> 00:12:50.742
اونا واقعا باید میومدن

00:12:50.821 --> 00:12:53.161
ولی اونا باید اسمشو میذاشتن

00:12:53.240 --> 00:12:55.240
چیز خوبی بود واقعا -
"تحقیر سفیدپوست" -

00:12:55.326 --> 00:12:57.786
"یا "تجاوز به سفیدپوست
اما تئاتر فوق العاده ای بود

00:12:57.870 --> 00:13:00.750
،بعد وقتی پیش برادران وارنر در هالیوود رفتم

00:13:00.831 --> 00:13:04.461
مارتی اونجا داشت "کاروان توپ پزشکی" رو
ویرایش میکرد

00:13:04.543 --> 00:13:06.963
که در تئاتر ووداستاک نمایش داده میشد

00:13:07.046 --> 00:13:09.086
اونو به اطرافیانم معرفی کردم

00:13:09.173 --> 00:13:10.553
اول من و مارتی بودیم

00:13:10.633 --> 00:13:13.183
بعد جورج، فرانسیس و استیون هم اضافه شدن

00:13:13.260 --> 00:13:16.810
یه چیزی راجبه استیون! من فکر میکنم
اون اولین کسیه که دیدم

00:13:16.889 --> 00:13:18.349
که تلفن تو ماشینش داشت

00:13:18.432 --> 00:13:20.292
دارم سعی میکنم با برایان دی پالما
تو نیویورک تماس بگیرم

00:13:20.309 --> 00:13:24.099
سلام برایان! نانسی و امی و استیو هستیم

00:13:24.188 --> 00:13:25.648
سلام برایان -
سلام برایان -

00:13:25.731 --> 00:13:27.821
!روز شکرگزاری مبارک

00:13:27.900 --> 00:13:29.690
برایان سال 1976ه

00:13:29.777 --> 00:13:33.357
ما داریم اینو رو یه فیلم 8 میلیمتری صوتی
ضبط میکنیم

00:13:33.447 --> 00:13:34.837
و میخواستیم روز شکرگزاریو تبریک بگیم

00:13:34.865 --> 00:13:36.185
و متاسفیم که خونه نیستی تا ازش لذت بری

00:13:36.242 --> 00:13:38.452
اون زمان من و استیون خیلی نزدیک بودیم

00:13:38.535 --> 00:13:41.825
کل گروه جوون برادران وارنر این بود

00:13:41.914 --> 00:13:44.504
،شرادر هم اونجا بود
شرادر منتقد بود

00:13:44.583 --> 00:13:47.003
اون فیلمنامه "تاکسیران" رو برام آورد

00:13:47.086 --> 00:13:50.166
فکر نمیکردم تجاری باشه  ولی فوق العاده بود

00:13:50.256 --> 00:13:52.626
و فکر کردم بیشتر با سلیقه ی مارتی جوره

00:13:52.716 --> 00:13:54.176
و این گروه ما بود

00:13:54.260 --> 00:13:56.970
و ما هممون پشتیبان هم بودیم

00:13:57.054 --> 00:13:59.524
و فیلمنامه بین همدیگه رد و بدل میکردیم

00:13:59.598 --> 00:14:01.388
و فیلمای همدیگرو میدیدیم

00:14:01.475 --> 00:14:05.395
و کاری که ما در تولیدمون میکردیم
هیچوقت تکرار نخواهد شد

00:14:05.479 --> 00:14:08.819
ما میتونستیم به سیستم استودیو بریم

00:14:08.899 --> 00:14:14.359
و از همه چیز استفاده کنیم تا
بتونیم چنتا فیلم خیلی عالی بسازیم

00:14:14.446 --> 00:14:16.946
قبل از اینکه کاسبا باز اونجا رو بگیرن

00:14:17.950 --> 00:14:19.740
ولی اونموقع من داشتم فیلم
هالیوودیمو میساختم

00:14:19.827 --> 00:14:22.447
و با خودم فکر کردم که "خب، من
"تو دوران طلایی خودم هستم

00:14:22.538 --> 00:14:24.118
یه جورایی از روی هوسه

00:14:24.206 --> 00:14:26.956
وقتی یه نفر از گروه میره بیرون

00:14:27.042 --> 00:14:29.552
و تصمیم میگیره که زندگیشو تغیییر بده

00:14:29.628 --> 00:14:32.088
و یه تردست در برنامه تپ دنسینگ میشه

00:14:32.172 --> 00:14:35.342
تامی اسماترز به تازگی از کارش اخراج شده بود

00:14:35.426 --> 00:14:39.006
بخاطر اینکه این کارای ضدجنگیو میکرد
و طبع سیاسی داشت

00:14:39.096 --> 00:14:41.386
دولت ما از ما شهروندا میخواد که
بعنوان شهروند خوب

00:14:41.473 --> 00:14:46.233
به کشورای خارجی مسافرت نکنیم

00:14:46.312 --> 00:14:49.232
،خب باشه، شمایی که تو ویتنام هستین
پاشین بیاین خونه

00:14:49.315 --> 00:14:52.815
این یه جور فیلم ضدحکومتیه

00:14:52.943 --> 00:14:56.163
بعد میخواستم از اورسون ولز بعنوان مربی
تردستی تپ دنسینگ استفاده کنم

00:14:56.238 --> 00:14:58.988
فهمیدم که اورسون ولز دیالوگاشو حفظ نمیکرد

00:14:59.074 --> 00:15:00.704
برگه های یادآوری همه جای اون محل بودن

00:15:00.784 --> 00:15:02.754
و من قبلا با چنین چیزی روبرو نشده بودم

00:15:02.828 --> 00:15:06.828
،بهش نگاه کردم و گفتم: "این درست نیست
"!همه چی درهم برهمه

00:15:06.957 --> 00:15:10.287
و تا وقتی که دیالوگاشو حفظ کرد، من به
فیلمبرداری ادامه دادم

00:15:10.377 --> 00:15:14.717
اینقدر کار میکنی در حق خرگوشت ظلم میشه

00:15:14.798 --> 00:15:17.258
این برایان دی پالماست که با
اورسون ولز سر و کار داره

00:15:17.343 --> 00:15:20.393
من تو 20 سالگیم بودم و کارم
غیرقابل باور بود

00:15:20.471 --> 00:15:22.891
دارم به اورسون ولز میگم
باید اینکارو دوباره انجام بده

00:15:22.973 --> 00:15:25.063
.خیلی تعجب آور بود

00:15:25.142 --> 00:15:27.602
،وقتی روی فیلم کسی دیگه کار میکردم

00:15:27.686 --> 00:15:28.976
سعی میکردم سر و سامونش بدم

00:15:29.063 --> 00:15:33.613
سعی میکردم راهی پیدا کنم که کار با
همون سبکی که نوشته شده بود جواب بده

00:15:33.692 --> 00:15:38.742
اونو به سبک اون زمان خودم حالا هرچی که
بود، تغییر نمیدادم

00:15:38.822 --> 00:15:42.412
،سعی میکردم کارو به بهترین نحو
درک و اجرا کنم

00:15:42.493 --> 00:15:45.583
و اسماترز خیلی سریع ازش دلسرد شد

00:15:45.662 --> 00:15:48.502
،آخر از من بیزار شد
،از کار بیزار شد

00:15:48.582 --> 00:15:51.292
.و از سازمانی هم که براش کار میکرد بیزار شد

00:15:51.377 --> 00:15:53.837
دقیقا یه دفعه همه چیو ترک کرد

00:15:53.921 --> 00:15:56.301
تا چهار، پنج روز هیچکس نتونست پیداش کنه

00:15:56.382 --> 00:15:59.092
ما فیلمو تموم کردیم اما موفق نبود

00:15:59.176 --> 00:16:01.926
و من یه سری چیزا نوشتم تا درستش کنم

00:16:02.012 --> 00:16:05.182
" !و گفتم: "هی اگه این راه منه که شاهراهه

00:16:05.265 --> 00:16:07.555
و روز بعد به شاهراه رسیدم

00:16:07.643 --> 00:16:10.233
.من خورد شده بودم
.کارم تموم بود

00:16:10.312 --> 00:16:13.402
 که تو حرفه ام از این اتفاقات
غم انگیز زیاد پیش اومده

00:16:13.482 --> 00:16:16.862
،جایی که باید از صفر شروع میکردی
و کار من تموم بود

00:16:16.944 --> 00:16:19.954
بعد برگشتم به نیویورک و ساختن "خواهران" رو
شروع کردیم

00:16:23.492 --> 00:16:27.332
ایده ی "خواهران" رو از یه عکس
تو مجله ی زندگی گرفتم

00:16:27.413 --> 00:16:31.753
دو خواهر سیامی روسی دوقلو بنام
ماشا و داشا بودن

00:16:31.834 --> 00:16:33.794
که باهم رو یه کاناپه نشسته بودن

00:16:33.877 --> 00:16:35.917
که یکیشون خوشحال و شاد بنظر میرسید

00:16:36.046 --> 00:16:38.086
و اونیکی سرشو به سمتی آورده بود پایین

00:16:38.173 --> 00:16:40.343
و کاملا از لحاظ روانی بیمار بنظر میرسید

00:16:40.426 --> 00:16:45.136
و توضیح عکس این بود "اگرچه اونا از لحاظ
فیزیولوژیکی کاملا عادی هستن

00:16:45.222 --> 00:16:47.222
،وقتی به دوره ی بلوغ برسن

00:16:47.307 --> 00:16:49.937
".به مشکلات روانی مشخصی برمیخورن

00:16:50.060 --> 00:16:53.730
،دوقلوهای بهم متصل که سیامی بهشون میگن

00:16:53.814 --> 00:16:55.774
با اولین نفسشون زندگی رو به چالش کشیدن

00:16:55.858 --> 00:16:57.288
اون کار اصلا آسون نبود

00:16:57.317 --> 00:17:00.447
،با 150هزار دلار شروع کردیم
و وابسته به اتحادیه نبودیم

00:17:00.529 --> 00:17:01.949
در جزیره ی استاتن فیلمبرداری میکردیم

00:17:02.072 --> 00:17:03.532
بودجه های به این کمی داشتیم

00:17:03.615 --> 00:17:05.085
باید خیلی سنجیده کار میکردم

00:17:05.117 --> 00:17:07.997
برای کار با دخترا تمرین میکردم

00:17:08.078 --> 00:17:09.958
درواقع همه ی بازیگرایی که میشناختم بودن

00:17:10.080 --> 00:17:12.670
چارلی دورنینگ که تو "سلام مامان" بکار گرفتمش

00:17:12.749 --> 00:17:13.999
فیلم اولش بود

00:17:14.084 --> 00:17:16.924
فینلی، که قبلا فیلمای زیادی باهاش
کار کرده بودم

00:17:17.004 --> 00:17:18.554
...جنیفر سالت... مارگوت کیدر

00:17:18.630 --> 00:17:22.380
که دراصل تو انجمن تئاترم باهاشون کار میکردم

00:17:22.468 --> 00:17:24.848
شما خانوم خونه ای؟ -
بله هستم -

00:17:24.928 --> 00:17:26.678
تنها زندگی میکنی اینجا؟ -
بله -

00:17:26.763 --> 00:17:28.223
امروز صبح همراهی داشتی؟

00:17:28.307 --> 00:17:29.847
نه -
خب یه صفحه نمایش دوبخشی -

00:17:29.933 --> 00:17:35.023
که از "دیونیسس در 69" گرفتمش و برای شرح
داستان تو فیلم ازش استفاده میکردم

00:17:35.105 --> 00:17:38.935
و باب فیوری از درگیری بینندگان با

00:17:39.026 --> 00:17:40.896
با بازیگرا و نمایش، فیلمبرداری میکرد

00:17:40.986 --> 00:17:42.276
و من این ایده رو گرفتم که

00:17:42.362 --> 00:17:44.532
"خب، اونارو همزمان نشون بدیم"

00:17:44.615 --> 00:17:46.115
ویژگی فیلم اینه که

00:17:46.200 --> 00:17:49.370
شمایی که داری به بیننده میگی که چی ببینه

00:17:49.453 --> 00:17:52.003
وقتی یه چییو نشون میدی درئاقع
داری میگی: اوه

00:17:52.122 --> 00:17:55.752
یه اتفاق مهمی اینجا داره
!میفته، اینو ببین

00:17:55.834 --> 00:17:59.384
صفحه نمایش دوبخشی به بیننده
 این شانسو میده که

00:17:59.463 --> 00:18:02.513
دو تصویرو همزمان باهم ببینه

00:18:02.591 --> 00:18:04.381
و یه چیزایی تو سرش بوجود میاد

00:18:04.468 --> 00:18:08.758
شما بهشون یه تصویر جانبی میدین
 که در تضاد با اینه

00:18:08.847 --> 00:18:13.637
صفحه نمایش دوبخشی تکنیکیه که با تجربه
میتونید یاد بگیریدش

00:18:13.727 --> 00:18:16.647
مهم اینه که جای مناسبش کجاست

00:18:16.730 --> 00:18:18.770
که در "خواهران" خیلی خوب جواب داد

00:18:18.857 --> 00:18:20.397
تمیز کردن خون

00:18:20.484 --> 00:18:22.904
قبل از اینکه جنیفر با پلیس سر برسه

00:18:22.986 --> 00:18:24.236
حس فوق العاده ای در من ایجاد میکنه

00:18:24.321 --> 00:18:28.411
که ممکنه برای بیننده ی دیگه ای
کاملا غریب باشه

00:18:28.492 --> 00:18:30.452
که مثل یه برداشتی از "بری لیندون" میمونه

00:18:30.536 --> 00:18:33.326
که این صحنه های فیلمبرداری عظیم که
زوم میشنو می بینیم

00:18:33.413 --> 00:18:36.173
بار اول که فیلمو دیدم
اصلا ازش خوشم نیومد

00:18:36.250 --> 00:18:39.340
بعد از اینکه چندبار دیگه دیدمش، فهمیدم
کوبریک

00:18:39.419 --> 00:18:43.839
میخواد شما رو به اون دوره ی زمانی
که توش هستین ببره

00:18:43.924 --> 00:18:47.264
،برای اینکه مردم، اون قرنو درک کنن

00:18:47.344 --> 00:18:49.474
باید زمانو آهسته کنی

00:18:49.555 --> 00:18:51.305
مطمئنم که به نظر اون این راه
فوق العاده ای بوده

00:18:51.390 --> 00:18:53.230
،به یه نفر که تو خیابون راه میره

00:18:53.308 --> 00:18:55.598
بگی یه لحظه صبر کن

00:18:55.686 --> 00:18:58.186
"این اصلا شبیه فیلم نیست، پس چیه؟

00:18:58.272 --> 00:19:02.072
که خیلی اتفاق میفته... بعضی از
این تکنیکایی که من ساختم

00:19:02.192 --> 00:19:06.112
از راهی که خیلی منطقی بنظر میرسید
بوجود اومد

00:19:06.196 --> 00:19:09.526
برای نمایش دادن چیزی که میبینم
و احساس میکنم

00:19:13.078 --> 00:19:16.158
،وقتی داشتیم "خواهران" رو میساختیم
،ویراستارم، پاول هرش

00:19:16.248 --> 00:19:20.208
کارای زیادی از بنی از "روانی" رو
تو یه تمپ ترک گنجوند

00:19:20.294 --> 00:19:22.504
وقتی میدیدیمش خیلی خوب از آب دراومده بود

00:19:22.588 --> 00:19:25.128
بهم نگاه کردیم و گفتیم

00:19:25.215 --> 00:19:27.425
"برنارد هرمن کجاست که ببینه؟"

00:19:27.509 --> 00:19:31.759
بعد رفتیم اونو به نیویورک آوردیم تا
فیلمو ببینه

00:19:31.847 --> 00:19:35.977
بنی وقتی رسید با عصاش بود و

00:19:36.059 --> 00:19:40.359
کمرش خم شده بود و بخاطر سفر طولانی با
هواپیما خیلی کج خلق شده بود

00:19:40.439 --> 00:19:43.399
با آسانسور اومد به لابراتوار فیلم و گفت

00:19:43.483 --> 00:19:46.033
سلام آقای هرمن! باعث افتخاره اینجایین -
فیلم کجاست؟ -

00:19:46.111 --> 00:19:47.991
خب، رفتیم و کمکش کردیم بشینه

00:19:48.071 --> 00:19:51.531
 ما موسیقی برنارد هرمنو تو یه تمپ ترک
گذاشته بودیم

00:19:51.617 --> 00:19:54.537
...بعد به محض اینکه شنیدش

00:19:54.620 --> 00:20:00.920
،فراموش میکنم چی بود
"سایکو" بود یا "سرگیجه"

00:20:01.001 --> 00:20:03.501
وقتی موسیقیو شنید شروع کرد به فریاد زدن

00:20:03.587 --> 00:20:06.337
!میگفت: "پروژکتورو خاموش کن

00:20:06.423 --> 00:20:10.643
"!خاموشش کن! خاموشش کن! نمیخوام بشنومش

00:20:10.719 --> 00:20:13.849
!و من گفتم: وای خدای من
و پروژکتورو خاموش کردیم

00:20:13.930 --> 00:20:17.640
اون گفت: نمیتونم فیلمتو ببینم درحالی
!که اونو میشنوم

00:20:20.354 --> 00:20:24.324
بعد ما با عصبانیت تمپ ترکو دراوردیم

00:20:24.399 --> 00:20:27.069
و فیلم رو بصورت بیصدا براش پخش کردیم

00:20:27.152 --> 00:20:31.572
و هیچ موسیقی متنی برای فیلم نداشتیم
 که گوش کنه

00:20:31.657 --> 00:20:33.907
اما اون... خیلی ترسناک شده بود

00:20:33.992 --> 00:20:36.832
اونجا نکته به نکته پیش نمیرفتیم

00:20:36.912 --> 00:20:38.292
با سازنده یعنی همون بنی

00:20:38.372 --> 00:20:40.962
اون فقط... فیلمو دید

00:20:41.041 --> 00:20:42.711
بعد رفت خونه و انتقادشو نوشت

00:20:50.717 --> 00:20:54.717
در نتیجه بعد از سرو کله زدن با فیلمایی
،که بیننده نداشتن

00:20:54.805 --> 00:20:57.055
سعی کردم یه فیلم موفق بسازم

00:20:57.140 --> 00:20:59.310
که خوشبختانه موفقیت آمیز بود

00:20:59.393 --> 00:21:02.563
و تونستم به امریکن اینترنشنال بفروشمش

00:21:02.646 --> 00:21:09.066
# تو همیشه در خاطر ما باقی میمونی ادی #

00:21:09.152 --> 00:21:12.322
# با فداکاری ای که کردی #

00:21:12.406 --> 00:21:15.906
# نمیتونیم بهایی که پرداخت کردیو باور کنیم #

00:21:15.992 --> 00:21:18.332
# برای عشق #

00:21:18.412 --> 00:21:20.142
این قبل از نمایش راکی هارر بود

00:21:20.163 --> 00:21:21.963
حدود یکسال قبل از نمایش راکی هارر بود

00:21:22.040 --> 00:21:23.380
دوباره من این ایده رو گرفتم

00:21:23.458 --> 00:21:25.958
در اطراف پرسه میزدم و میدیدم

00:21:26.044 --> 00:21:28.304
که بازار کلی موسیقی چجوری بود

00:21:28.380 --> 00:21:30.300
در لس آنجلس زندگی میکردم

00:21:30.382 --> 00:21:32.512
به کلاب های راک میرفتیم

00:21:32.592 --> 00:21:34.552
اونجا شخصیت های متنفاوتی وجود داشتن

00:21:34.636 --> 00:21:38.176
ایده از موزاک در آسانسور گرفته شد

00:21:38.265 --> 00:21:41.305
وقتی تو موزاک تو آسانسور بودم آهنگ بیتلزو
شنیدم

00:21:41.393 --> 00:21:45.813
و به خودم گفتم تو میتونی یه چیز
خیلی بدیعو برداری

00:21:45.897 --> 00:21:49.187
و تبدیل به شهدش کنی و
"این کاملا تجاریه

00:21:49.276 --> 00:21:50.856
و ایده ی کلی سوان

00:21:50.944 --> 00:21:54.664
از موسیقی خیلی تازه ی فانتوم گرفته شده بود

00:21:54.740 --> 00:21:57.870
اول که میشنویش مثل رقص راک اند رول
دهه ی 50 میمونه

00:21:57.951 --> 00:22:01.291
بعد مثل مال پسران ساحله و
بعدشم یه راک ترسناکه

00:22:01.371 --> 00:22:03.061
در حقیقت زیاد فرقی نمیکنه

00:22:03.081 --> 00:22:06.671
شما فقط... شما همون موسیقیو به سه شکل
متفاوت میشنوین

00:22:06.752 --> 00:22:09.382
آقای پاول ویلیامز

00:22:12.758 --> 00:22:15.008
نمیدونم چجوری به پاول رسیدیم

00:22:15.093 --> 00:22:17.143
ایده بازی اون تو سوان رو دادیم

00:22:17.220 --> 00:22:19.350
چون اون شخصیت جالبی بود

00:22:19.431 --> 00:22:22.891
و قادر بود تقلیدای مضحک این شکلیو بنویسه

00:22:22.976 --> 00:22:25.266
# ...صدایی میشنوم # -
# ...صدایی میشنوم # -

00:22:25.395 --> 00:22:26.855
# ...صدایی میشنوم # -

00:22:26.938 --> 00:22:30.648
# فقط توی ذهن منه #

00:22:30.734 --> 00:22:31.994
نه، نه

00:22:32.068 --> 00:22:34.818
# یا شایدم کسی داره صدام میزنه #

00:22:34.905 --> 00:22:38.655
# کسیو که قال گذاشتم و پشت سر جاگذاشتم #

00:22:38.742 --> 00:22:40.792
اشتباه، بازم اشتباه

00:22:40.869 --> 00:22:45.869
# برای اینکه کار نتیجه بده اجازه میدم وارد شن #

00:22:45.957 --> 00:22:51.587
# همه ی آدمای خوب و آدمای بدی که من شبیهشون بودم #

00:22:51.671 --> 00:22:53.381
قشنگه ولی نه

00:22:53.465 --> 00:22:57.925
# همه ی شیاطینی که پریشونم کردن #

00:22:58.011 --> 00:22:59.851
# و همه ی فرشته ها #

00:22:59.930 --> 00:23:05.390
# که اونا رو یه جورایی شکستشون دادن #

00:23:05.477 --> 00:23:06.727
.نه

00:23:07.729 --> 00:23:14.689
# همین الان بیا پیش من #

00:23:14.778 --> 00:23:17.778
من همیشه ایده ی اینکه فینلی، فانتومو
 بازی کنه رو داشتم

00:23:17.864 --> 00:23:19.784
دوباره بگو

00:23:19.866 --> 00:23:21.906
فونیکس

00:23:21.993 --> 00:23:25.333
"و البته اونجور کاراکترو تو "بیداری وتون
هم بازی میکنه

00:23:25.455 --> 00:23:26.825
و بعد من باید فونیکس رو پیدا میکردم

00:23:26.915 --> 00:23:29.665
که اون از دانشجوهای سارا لارنس از آب دراومد

00:23:29.751 --> 00:23:31.551
و اون همون جاییه که جسیکا ازش اومد

00:23:31.628 --> 00:23:34.298
،یه چیز وحشتناک درباره "فانتوم" این بود
وقتی تمومش کردیم

00:23:34.381 --> 00:23:36.841
 1.2میلیون اینطورا خرجش کردیم

00:23:36.925 --> 00:23:41.465
و فاکس پیشنهاد 2 میلیون برای خریدش داد
و خیلی شگفت انگیز بود

00:23:41.555 --> 00:23:45.425
E&amp;O متاسفانه از بیمه ی
برداشت نکرده بودیم

00:23:45.517 --> 00:23:48.057
و بلافاصله با چهار دعوی دادگاهی
مواجه شده بودیم

00:23:48.144 --> 00:23:51.194
یونیورسال ادعا داشت که ما به "شبح اپرا"شون
تعدی کردیم

00:23:51.273 --> 00:23:53.693
من شرکتی داشتم بنام سوانگ سانگ رکوردز

00:23:53.775 --> 00:23:56.185
که نام یه شرکت ضبط واقعی بود

00:23:56.278 --> 00:23:58.108
اسم فیلممون فانتوم بود

00:23:58.196 --> 00:24:00.816
که بخاطر نقاشی_داستانای فانتوم
باید عوضش میکردیم

00:24:00.907 --> 00:24:02.367
تو لس آنجلس خیلی موفق بود

00:24:02.492 --> 00:24:04.952
تو کانادا خیلی موفق بود

00:24:05.036 --> 00:24:08.866
تو فرانسه حدود ده سال نمایش داده میشد

00:24:08.957 --> 00:24:11.327
اما مثلا تو نیویورک خیلی سریع کنار رفت

00:24:11.418 --> 00:24:14.838
یادم میاد که به تئاتر میرفتم و
.هیچکس اونجا نبود

00:24:14.921 --> 00:24:18.301
بیرون تئاتر، من و فینلی

00:24:18.383 --> 00:24:20.473
.منتظر صفی بودیم که هیچوقت تشکیل نشد

00:24:27.642 --> 00:24:31.652
بعد طرح کلی "وسواس" بوجود اومد وقتی

00:24:31.730 --> 00:24:34.440
فکرکنم مارتی داشت رو "خیابان های
 پایین شهر" کار میکرد

00:24:34.524 --> 00:24:36.744
و من داشتم کمک میکردم یکی از
اون صحنه ها رو تدوین کنن

00:24:36.818 --> 00:24:38.898
صحنه این بود که بابی وارد یه بار میشد

00:24:38.987 --> 00:24:41.197
بعد اون و هاروی توی اتاق پشتی
مشغول صحبت میشدن

00:24:41.281 --> 00:24:43.381
چقد داری؟ -
.چارلی هفته ی دیگه پولشو میدم -

00:24:43.408 --> 00:24:44.698
پولتو میخوام بدم

00:24:44.784 --> 00:24:47.144
کجای میخوای بری، تو کاری نمیکنی
الان چقد پول داری؟

00:24:47.162 --> 00:24:49.752
شرادر اومد و شروع کرد به ورق بازی کردن

00:24:49.831 --> 00:24:51.541
و شرادر یه پول قلنبه ای باخت

00:24:51.625 --> 00:24:53.305
،و من گفتم: بیا بریم
من بهت شام میدم

00:24:53.335 --> 00:24:56.085
و این زمانی بود که ما ایده ی انجام
وسواس" رو داشتیم"

00:24:56.171 --> 00:24:57.511
چون هردوتامون "سرگیجه" رو دیده بودیم

00:24:57.589 --> 00:25:00.589
چون اخیرا اونو تو موزه ی کاونتی لس آنجلس
نشون میدادن

00:25:00.675 --> 00:25:04.505
اولین باری بود که حدودا در 20 سال اخیر
نمایش داده میشد

00:25:04.596 --> 00:25:06.176
رفتم خونه و داستانشو نوشتم

00:25:06.264 --> 00:25:09.234
و شرادر گرفتش و فیلمنامه رو نوشت

00:25:09.309 --> 00:25:10.939
فیلنامه ی اصلی "وسواس" که

00:25:11.019 --> 00:25:13.309
دجا وو" نامیده میشد ، سه پرده داشت"

00:25:13.396 --> 00:25:15.106
و همچنین یه پرده کلی در آینده داشت

00:25:15.190 --> 00:25:16.980
بخاطر همین من پرده ی سومو حذف کردم

00:25:17.067 --> 00:25:19.567
که باعث شد شرادر  خیلی از دستم ناراحت شه

00:25:19.653 --> 00:25:22.573
خب، قسمت سختش بازیگر گرفتن بود تا
بتونیم برای کار بودجه بگیریم

00:25:22.656 --> 00:25:24.026
و داشتیم تلاش میکردیم که یه جورایی

00:25:24.115 --> 00:25:26.735
یه هنرپیشه نقش اول که به سبک
هیچکاک نزدیکه، بگیریم

00:25:26.826 --> 00:25:29.326
در آخر موفق شدیم کلیف رابرتسونو بگیریم

00:25:29.412 --> 00:25:32.002
که انتخاب اولم نبود

00:25:32.082 --> 00:25:35.342
اما اون بهترین کسی بود که
میتونستیم تو فیلم داشته باشیم

00:25:35.418 --> 00:25:37.998
فکر میکنم نقطه ضعف فیلم کلیفه

00:25:38.088 --> 00:25:40.668
و نقطه قوت فیلم ژانویوه

00:25:40.757 --> 00:25:42.297
اون فیلمو به عمل میاره

00:25:42.384 --> 00:25:44.684
کار کردن با کلیف خیلی سخت بود

00:25:44.761 --> 00:25:48.851
و اون کارایی رو انجام داد که من
هیچوقت فکر نمیکردم ممکن باشن

00:25:48.932 --> 00:25:51.232
اون میدید که ژانویو فیلمو کنترل میکنه

00:25:51.309 --> 00:25:53.979
به نقطه ای رسیدیم که اون دوتا دیگه
نمیتونستن باهم کار کنن

00:25:54.062 --> 00:25:56.482
،چون اون رو بازیش تاثیر منفی میذاشت

00:25:56.606 --> 00:25:59.526
علاوه بر اینکه دیالوگاشو هم
.درست جواب نمیداد

00:25:59.609 --> 00:26:03.449
،عاشقتم، خیلی احساس شدیدی نسبت بهت دارم"
"...تو ارزشت بیشتر از

00:26:03.530 --> 00:26:07.490
همه چیو کلمه به کلمه میگفت
هیچی به کار اضافه نمیکرد تا جون بگیره

00:26:07.617 --> 00:26:10.247
فقط شروع میکرد اینجوری انجامش میداد

00:26:13.873 --> 00:26:16.253
پس اونو مثلا تو این سطح میدید

00:26:16.334 --> 00:26:17.794
بعد ویلموس عصبانی شد

00:26:17.877 --> 00:26:20.437
چون کلیف همیشه اون رنگ قهوه ایو
 استفاده میکرد

00:26:20.463 --> 00:26:23.473
که شبیه ... بود، اون کسی بود که
قرار بود شوکه شه

00:26:23.550 --> 00:26:26.470
با مرگ شوم همسرش

00:26:26.553 --> 00:26:28.053
قرار بود رنگ پریده باشه

00:26:28.138 --> 00:26:30.718
که اون چیزای قهوه ایو استفاده کرده بود

00:26:30.807 --> 00:26:32.927
یادمه یه بار ویلموس کشیدش

00:26:33.018 --> 00:26:36.308
و چسبوندش به یه دیوار ماهونی

00:26:36.396 --> 00:26:39.726
 !و بهش گفت: "تو همرنگ این دیواری

00:26:39.816 --> 00:26:42.236
"چجوری میتونم رنگتو روشن کنم؟

00:26:45.488 --> 00:26:49.528
ساعتها طول کشید تا اونو ماست مالی کنم

00:26:49.659 --> 00:26:51.909
حاضری به دادگاه الف قدیمی آمریکا برگردی؟

00:26:51.995 --> 00:26:54.745
تکنیکی که برای اینجور

00:26:54.831 --> 00:26:59.211
،اتفاقات تئاتری خاص که درمقابل شما میفته
چیه؟

00:26:59.294 --> 00:27:02.634
دیونیسوس" کل ایده ی صفحه نمایش دوبخشی"
رو به من داد

00:27:02.714 --> 00:27:07.144
بعد ایده ی دیوپتر دوبخشی رو از
صفحه نمایش دوبخشی گرفتم

00:27:07.218 --> 00:27:08.508
در واقع "دیونیسوس" رو ویرایش کردم

00:27:08.595 --> 00:27:12.095
دائما داشتم دوتا عکسو درمقابل هم
قرار میدادم

00:27:12.182 --> 00:27:14.452
و فکر کردم: خب چجوری میتونم این کارو توی یه
فیلم معمولی هم انجام بدم؟

00:27:14.476 --> 00:27:17.016
یه چیز خیلی بزرگیو تو پیش زمینه قرار میدی

00:27:17.103 --> 00:27:21.483
و اونو مخالف یه سری اطلاعات دیگه در
پس زمینه نشون میدی

00:27:21.566 --> 00:27:23.896
اینو در "کری" هم استفاده کردم، تو کلاس

00:27:23.985 --> 00:27:26.145
وقتی بیل داره شعرشو میخونه

00:27:26.237 --> 00:27:28.617
شما کریو که ته کلاسه رو میببنید

00:27:28.698 --> 00:27:32.078
و انگار دیوپتر صفحه رو از روی موی بیلی
 برش داده

00:27:35.497 --> 00:27:38.037
 سکانسای طولانی صامتی داشتم که باید
موسیقی میذاشتم روشون

00:27:38.124 --> 00:27:40.884
پس موسیقی های ارکستری بزرگی میخواستم

00:27:40.960 --> 00:27:43.090
خوشبختانه بخاطر اینکه بنی یه نابغه بود

00:27:43.171 --> 00:27:46.931
9/10امشونو داشتیم که فقط یه سری تغییرات
کوچیک نیاز داشتن

00:27:53.765 --> 00:27:57.725
دقیقا همون سالی بود که بنی با مارتی داشتن
روی "تاکسیران" کار میکردن

00:27:57.811 --> 00:28:01.441
اون موسیقیو آماده کرد، بعد
.برگشت به هتلش و فوت کرد

00:28:04.109 --> 00:28:06.739
من اونجا بودم

00:28:06.820 --> 00:28:09.820
...تقریبا کریسمس بود

00:28:12.033 --> 00:28:13.123
...بنی بهترین من بود

00:28:13.201 --> 00:28:14.871
یکی از بهترین نویسنده هایی بود که
 تابحال میشناختم

00:28:14.953 --> 00:28:16.663
بعد از یه سطح بالایی شروع کردم

00:28:16.746 --> 00:28:20.786
حالا باید یکیو پیدا میکردم که این
کار سستو از سر بگیره

00:28:20.875 --> 00:28:22.585
به اندازه ی کافی خوش شانس بودم
تا پینو رو پیدا کنم

00:28:22.669 --> 00:28:24.799
چون موسیقیش برای کار "حالا نگاه نکن" رو
دوست داشتم

00:28:30.552 --> 00:28:33.432
وقتی پیداش کردم در ونیز زندگی میکرد

00:28:33.513 --> 00:28:36.603
اونو وارد کار کردم و اولین موسیقی ای که
برام ساخت، برای "کری" بود

00:28:38.268 --> 00:28:41.558
و بعد از اون 8 فیلم دیگه ساختیم

00:28:41.646 --> 00:28:43.646
کری" و "وسواس" در یک سال"

00:28:43.773 --> 00:28:45.193
سال 76 سال مهمی بود

00:28:45.275 --> 00:28:47.315
"به غیر از "خرگوشت رو بشناس

00:28:47.402 --> 00:28:51.202
ده فیلم اول بلندی که ساختم، مستقلا
بودجه داشتن

00:28:51.281 --> 00:28:52.821
 مشکلات اورسون ولزو داشتم

00:28:52.907 --> 00:28:54.777
ایده های بزرگی داشتم

00:28:54.868 --> 00:28:57.118
و بسیاری از اون چیزا رو نیاز داشتم

00:28:57.203 --> 00:29:01.833
پس مجبور بودم برگردم به سازمان

00:29:01.916 --> 00:29:04.126
و تنها با "کری" موفق شدم دوباره انجامش بدم

00:29:04.210 --> 00:29:10.300
،کری" با من به حمام بخاری در خیابون 12م اومد"

00:29:10.383 --> 00:29:12.933
جایی که یکی از دوستام

00:29:13.011 --> 00:29:15.971
کتاب استیفن کینگ بنام کری رو پیشنهاد کرد

00:29:16.055 --> 00:29:17.965
فهمیدم که اون عضوه یونایتد آرتیستزه

00:29:18.057 --> 00:29:20.347
و مایک مداووی رئیس استودیو بود

00:29:20.435 --> 00:29:24.435
اون منو میشناخت و فیلمامو دوست داشت و
اینجوری بود که کارو گرفتم

00:29:24.522 --> 00:29:27.782
لری کوهن فیلمنامه رو نوشته بود و
سبک خیلی قشنگی داشت

00:29:27.859 --> 00:29:29.499
اما من فورا پرانتزارو حذف کردم

00:29:29.569 --> 00:29:32.819
،همش گفته شده بود
سو اسنل مورد بازجویی قرار گرفته بود

00:29:32.906 --> 00:29:35.326
و همه ی اتفاقات در فلش بک گفته میشد

00:29:35.408 --> 00:29:37.468
ما با یه بودجه ی 1.8 میلیونی  نیاز داشتیم
تا تولیدو شروع کنیم

00:29:37.493 --> 00:29:39.793
و اونا گفتن: ما 1.8میلیون
نمیتونیم بدیم

00:29:39.871 --> 00:29:42.501
".باید 1.6 میلیون باشه

00:29:42.582 --> 00:29:45.922
و گفتم دقیقا مثل تجربه ی "خرگوشت رو بشناس"مه

00:29:46.002 --> 00:29:51.262
،گفتم: آقایون، این ارزشش اینقدره
.1.8میلیونه

00:29:51.341 --> 00:29:53.051
و اونا گفتن باشه

00:29:53.134 --> 00:29:56.764
و شروع کردن اسباب و اثاثیه رو
از دفترم خارج کردن

00:29:56.846 --> 00:30:00.096
فیلم لغو شده بود

00:30:00.183 --> 00:30:02.893
بعد اون آخر هفته رفتم خونه و بهش فکر کردم

00:30:02.977 --> 00:30:04.977
بعد برگشتم و گفتم

00:30:05.063 --> 00:30:06.423
،میدونید... من دربارش فکر کردم"

00:30:06.439 --> 00:30:09.229
،اگه این کارو شروع کنیم و یکمی تغییرش بدیم

00:30:09.317 --> 00:30:12.107
".شاید بتونیم با 1.6 میلیون انجامش بدیم

00:30:12.195 --> 00:30:16.905
.و اونا گفتن: عالیه، تموم شدست

00:30:16.991 --> 00:30:19.701
و البته که اون 1.8 میلیون می ارزید

00:30:19.786 --> 00:30:23.286
من و جورج داشتیم بازیگران "کری" و "جنگ
ستارگان" رو همزمان تهیه میکردیم

00:30:23.373 --> 00:30:25.793
جورج انگار یه گزینش گروهی عظیم
راه انداخته بود

00:30:25.875 --> 00:30:29.205
چون اون به همه ی بازیگرای جوون در هالیوود
 توجه میکرد

00:30:29.295 --> 00:30:31.705
و من گفتم: جورج بیا باهم انجامش بدیم

00:30:31.798 --> 00:30:34.258
ما دنبال یه نوع بازیگر میگردیم

00:30:34.342 --> 00:30:36.842
فکر کنم امی خیلی به نقش پرنسس لیا نزدیک بود

00:30:36.928 --> 00:30:39.428
همه ی بانکای اطلاعاتی در آر2 هنوزم در امانن

00:30:39.514 --> 00:30:42.274
و انتخاب بازیگر این دو کار به این ترتیب بود

00:30:42.350 --> 00:30:45.020
یه بازیگر جوونی تو یه فیلمی دیدم که

00:30:45.103 --> 00:30:48.193
نوجوونی بود که حامله شده بود و
سقط میکرد

00:30:48.273 --> 00:30:50.943
و مطمئن بودم که اون برای نقش کری
فوق العاده است

00:30:51.025 --> 00:30:53.695
و من... باهاش خیلی سخت کار کردم

00:30:53.778 --> 00:30:55.878
چون باید همه ی این تستای انتخاب رو
فیلمبرداری میکردیم

00:30:55.905 --> 00:30:58.315
سیسی اومد و ازم خواهش کرد که
بتونه تو آزمون شرکت کنه

00:30:58.408 --> 00:31:02.158
چون سیسی رو از "فانتوم" میشناختم
،و چون دوست دختر جک فیسک بود

00:31:02.245 --> 00:31:04.655
و طراحی صحنه انجام میداد

00:31:04.747 --> 00:31:07.957
اما همون هفته ای که داشتیم این تستا رو
فیلمبرداری میکردیم، اون یه فیلم تجاری گرفت

00:31:08.042 --> 00:31:10.002
و گفت: من باید برم سر اون فیلم

00:31:10.086 --> 00:31:12.086
یا اینجا بمونم و آزمون بدم؟

00:31:12.171 --> 00:31:17.471
و من گفتم: سیسی من واقعا یه دختر دیگه برای
... این نقش میخوام و

00:31:17.552 --> 00:31:20.182
و استودیو حتی نمیخواست که از سیسی تست بگیرم

00:31:20.263 --> 00:31:23.063
اونا اعتقاد داشتن اون از لحاظ فیزیکی به
نقش نمیخوره

00:31:23.141 --> 00:31:26.141
و من... و سیسی گفت" نه، من آزمون میدم

00:31:26.227 --> 00:31:29.057
و البته وقتی که تست داد همه رو متعجب کرد

00:31:33.609 --> 00:31:37.109
نمیدونم ایده حرکت آهسته توی حمامو
از کجا گرفتم

00:31:37.196 --> 00:31:38.656
مشکل بزرگ برهنگی بود

00:31:38.740 --> 00:31:41.030
چون دخترا همشون خیلی خجالتین

00:31:41.117 --> 00:31:43.907
اما درحقیقت ما دو روز قبلش فیلمبرداری
کرده بودیم

00:31:43.995 --> 00:31:47.825
سیسی کاملا لخت بود و تمام نماهای نزدیکو
بازی کرد

00:31:47.957 --> 00:31:49.957
با خونی که میریخت

00:31:50.043 --> 00:31:52.133
...بعد اونا متوجه شدن که: سیسی میتونه انجامش بده

00:31:53.379 --> 00:31:54.929
.ما انجامش میدیم

00:31:56.091 --> 00:31:57.134
کمک کنید

00:31:57.216 --> 00:32:01.140
به من انتقادات زیادی میشه بخاطر
اینجور الحاقات

00:32:01.220 --> 00:32:03.310
اما بنظر من اونا خیلی منطقین

00:32:03.389 --> 00:32:05.849
اون تو دوره ی قاعدگیشه و آشفتست

00:32:05.975 --> 00:32:08.555
میره که کمک بگیره اما دخترا

00:32:08.644 --> 00:32:11.664
اونو یه گوشه ی حموم کتکش میزنن

00:32:16.152 --> 00:32:18.072
صحنه ی سختی برای ساختن بود

00:32:23.034 --> 00:32:24.354
این چیزیه که هیچکاک میگه

00:32:24.369 --> 00:32:27.369
همیشه تداوم نمایش برای اتفاقاتی"
"که میفته است که جالبه

00:32:27.455 --> 00:32:32.065
،که توی فیلمای من به وضوح میتونید ببینید
تداوم نمایش همچنان ادامه داره

00:32:33.378 --> 00:32:34.998
بله اونا انجامش دادن

00:32:35.088 --> 00:32:37.628
آره این عالیه

00:32:40.343 --> 00:32:42.983
بارها من نماهای خیلی پیچیده ای گرفتم

00:32:43.012 --> 00:32:45.432
که کسی نمیفهمید داشتم چیکار میکردم

00:32:45.515 --> 00:32:49.231
،اون طرح هشت نمایی که باهاش رای گیریو میبینین

00:32:49.310 --> 00:32:50.900
شمارو میکشونه به نقطه ای که

00:32:51.020 --> 00:32:55.648
میری بالای خون بعد برمیگردی رو سیسی
زوم میکنی و اون بلند میشه

00:32:55.733 --> 00:32:59.610
تامی راس و کری وایت رو به شما معرفی میکنم

00:33:01.739 --> 00:33:05.239
اون صحنه یه روز کامل طول کشید تا
فیلمبرداریش کردیم

00:33:05.326 --> 00:33:07.116
رئیس استودیو اومد پایین

00:33:07.203 --> 00:33:08.913
و ازم پرسید که چه غلطی دارم میکنم

00:33:09.038 --> 00:33:13.038
و گفت: میخوای اینو ضبط کنی؟ هرکاری میخوای
بکن

00:33:19.090 --> 00:33:22.220
.من توی اتاق عمل بزرگ شدم
خون زیاد دیدم

00:33:22.301 --> 00:33:24.471
پدرم جراح ارتوپدی بود

00:33:24.554 --> 00:33:27.434
و زیاد به بیمارستان میرفتم و اونو
موقع جراحی میدیدم

00:33:27.515 --> 00:33:31.225
نمیتونین تصور کنین که چقد خون تو اتاق عمل
اینور اونور میپاشه

00:33:31.310 --> 00:33:34.900
وقتی برش میزنن و تقلا میکنن

00:33:34.981 --> 00:33:36.941
 شبیه جراحی چشم نیست

00:33:37.066 --> 00:33:38.686
واقعا فیزیکیه

00:33:38.776 --> 00:33:43.406
خون فیلم ما همش شهد ذرت و رنگ بود

00:33:43.489 --> 00:33:45.319
که رنگ خون  تئاتری بود

00:33:45.408 --> 00:33:48.658
و شبیه خون واقعی نبود که مایل به قهوه ایه

00:33:48.744 --> 00:33:52.214
و وقتی که خشک میشه کاملا قهوه ای میشه

00:34:13.686 --> 00:34:16.396
وقتی کری شروع به کتک زدن همه میکنه

00:34:16.481 --> 00:34:18.401
رو من همشو تو صفحه نمایش دوبخشی ضبط کردم

00:34:18.483 --> 00:34:22.903
و چیزی که فهمیدم این بود که صفحه نمایش
دوبخشی برای اتفاقات هیجانی مناسب نیست

00:34:22.987 --> 00:34:27.157
بخاطر همین من و پاول هرش صفحه نمایشای
دوبخشی زیادیو حذف کردیم

00:34:27.241 --> 00:34:28.781
که خیلی کم میبینینش

00:34:28.868 --> 00:34:31.288
اما مناسب نیست برای

00:34:31.370 --> 00:34:33.540
کنش، واکنش، کنش، واکنش

00:34:33.623 --> 00:34:37.793
بیشتر بدرد اون سبک کارای فکری میخوره

00:34:37.877 --> 00:34:39.167
پایان ها بسیار مهم هستن

00:34:39.253 --> 00:34:40.883
و اون یکی از کارایی بود که پایان
عالی ای داشت

00:34:40.963 --> 00:34:44.053
تو یه صحنه وسیع که ترافیک توی
،خیابونو میبینیم

00:34:44.133 --> 00:34:47.553
اون داره تو پیاده رو قدم میزنه و
...بعدش وارد قبرستون میشه

00:34:47.637 --> 00:34:49.387
که ما از پشتش فیلمبرداری کردیم

00:34:49.472 --> 00:34:51.682
میخواستم خیلی عجیب و مرموز بنظر برسه

00:34:51.766 --> 00:34:55.016
بنظرتون یه چیزیش عجیبه ولی مطمئن نیستین که
 دقیقا چیه

00:34:55.144 --> 00:34:57.944
یه سکانس شبیه به این تو "رهایی" بود

00:34:58.022 --> 00:35:00.112
وقتی جان وویتز خواب میبینه که جسدا

00:35:00.191 --> 00:35:02.901
از جایی که دفنشون کرده بود میان بالا

00:35:02.985 --> 00:35:06.355
یادمه که یه لحظه ی کاملا... کاملا
شوکه کننده بود

00:35:08.157 --> 00:35:12.787
اما اون تنها چیزی بود که منو میتونست تو فکر

00:35:12.870 --> 00:35:16.170
دستی که از قبر بیرون میاد، ببره

00:35:32.098 --> 00:35:36.058
کارگردانای یونایتد آرتیستز خیلی عالی بودن

00:35:42.066 --> 00:35:43.726
اونا اون سال "راکی" رو ساختن

00:35:43.818 --> 00:35:46.898
و "کری" براشون مثله

00:35:46.988 --> 00:35:49.068
بود AIP فیلمای

00:35:49.198 --> 00:35:50.408
...مثل

00:35:50.491 --> 00:35:52.331
...خب، میدونید"

00:35:52.410 --> 00:35:55.120
ما پخشش میکنیم، اما
"بذار خیلی گندش نکنیم

00:35:55.204 --> 00:35:56.214
"کری"

00:35:58.457 --> 00:35:59.997
فیلم جدیدی از برایان دی پالما

00:36:00.084 --> 00:36:02.844
بعد تو هالوین اونو تو تئاترای زیادی گذاشتن

00:36:02.920 --> 00:36:05.010
و میخواستن تا یه هفته اینا نمایش داده شه

00:36:05.089 --> 00:36:06.969
که پول خیلی زیادی دراورد

00:36:07.049 --> 00:36:08.489
و اونا بیشتر جدیش گرفتن

00:36:08.509 --> 00:36:12.139
اما من مثل همیشه داشتم واسه پول بیشتری
برای کمپین میجنگیدم

00:36:12.221 --> 00:36:14.101
،و برخلاف همه ی نابرابری ها

00:36:14.223 --> 00:36:16.853
سیسی و پایپر جفتشون نامزد اسکار شدن

00:36:16.934 --> 00:36:20.104
نکته ی عالی درمورد "کری" اینه که
الان نسخه های زیادی ازش ساختن

00:36:20.229 --> 00:36:23.939
و تغییرات اشتباه زیادی توش ایجاد کردن که
خیلی باحاله ببینی چی میشه

00:36:24.025 --> 00:36:25.775
وقتی یه قطعه کارو برداشتن

00:36:25.860 --> 00:36:28.320
و مرتکب تمام اشتباهاتی که تو ازشون
دوری کرده بودی، شدن

00:36:29.322 --> 00:36:31.702
# کری #

00:36:31.782 --> 00:36:36.952
# چرا اونا همیشه انقدر با من بدرفتاری میکنن؟ #

00:36:37.038 --> 00:36:39.538
یه نسخه ی تلویزیونی سه ساعتی "کری" هست

00:36:39.623 --> 00:36:41.173
که دقیقا شبیه کتابه

00:36:41.250 --> 00:36:44.460
،بجای به دار کشیدن خانم وایت

00:36:44.545 --> 00:36:46.665
بهش سکته ی قلبی میدن

00:36:46.756 --> 00:36:48.586
و یادمه تو یه نشست فیلمنامه ای میگفتن

00:36:48.674 --> 00:36:50.054
این چیزی بود که اتفاق افتاد؟"

00:36:50.134 --> 00:36:52.604
اون قلبشو میگیره و میفته؟

00:36:52.678 --> 00:36:54.968
"!این خیلی نمایشیه

00:36:57.266 --> 00:36:59.596
من اونجا از ابزارای پرنده استفاده کردم

00:37:14.825 --> 00:37:17.745
خب بعدش یه استودیو فیلم دیگه ای
به من پیشنهاد شد

00:37:17.828 --> 00:37:20.158
شایدم دوتا... استودیوهای مختلف بودن

00:37:20.289 --> 00:37:22.459
و بهترینشونو که میتونستم بگیرم فیوری وبد

00:37:22.541 --> 00:37:24.291
که یدفعه یه بودجه ی عظیمی گرفت

00:37:24.377 --> 00:37:27.667
،حدود 5میلیون دلار اینطورا بود
بی سابقه بود

00:37:27.755 --> 00:37:29.795
و یدفه ما همه ی این ستاره های سینما
 رو داشتیم

00:37:29.882 --> 00:37:31.972
کاساوتیز، کرک داگلاس

00:37:32.051 --> 00:37:35.601
و گفتم: "بیاین انجامش بدیم، من
".تا حالا اینکارو نکردم

00:37:35.679 --> 00:37:38.099
به علاوه، یه دسته دختر خیلی جذاب
تو کار داشتیم

00:37:38.182 --> 00:37:40.772
و اگرچه که اون فیلمی نیست که

00:37:40.851 --> 00:37:43.601
بهترین کارت باشه که میسازیش

00:37:45.231 --> 00:37:47.651
چیزای زیادی توش بود که من واقعا دوست داشتم

00:37:47.733 --> 00:37:50.363
اون صحنه ای که امی روی پله هاستو دوست داشتم

00:37:50.444 --> 00:37:53.284
که جای زخم روی دست چارلی دورنینگو لمس میکنه

00:37:53.364 --> 00:37:57.034
بعد یادش میاد که رابین اونجا دنبال شده بود

00:37:57.118 --> 00:37:59.748
و از پنجره پرت شده بود بیرون

00:37:59.829 --> 00:38:02.079
همچنین عاشق موسیقی متن جانی ویلیامز بودم

00:38:02.164 --> 00:38:04.214
بنظرم جانی موسیقی فوق العاده ای ساخت

00:38:04.333 --> 00:38:06.543
اون موسیقی متن یکی از موسیقیای مورد علاقمه

00:38:08.254 --> 00:38:09.964
تو "فیوری" باید یه تعقیب و گریز ماشین
میساختم

00:38:10.047 --> 00:38:12.087
از تعقیب و گریز ماشین خوشم نمیاد

00:38:12.174 --> 00:38:14.144
بنظرم چیز حوصله سر برین

00:38:14.218 --> 00:38:15.758
من آدم ماشین دوستی نیستم

00:38:15.845 --> 00:38:19.305
فیلمبرداری از چرخش چرخا هیجان زدم نمیکنه

00:38:19.390 --> 00:38:21.560
،زاویه دید از شیشه ماشین

00:38:21.642 --> 00:38:25.692
...یا ماشین کوبیده میشه به
برای من هیچ معنایی نداره

00:38:25.771 --> 00:38:28.651
مجبوری که بخاطر فیلمنامه یه سری کارای مشخص
انجام بدی

00:38:28.732 --> 00:38:30.342
باید بفهمی چجوری میخوای انجامش بدی؟

00:38:30.359 --> 00:38:31.819
و چجوری میتونی جذابش کنی؟

00:38:31.902 --> 00:38:34.702
بعد از "ارتباط فرانسوی" دیگه هیچ
تعقیب و گریز ماشینی نیست

00:38:34.780 --> 00:38:37.280
حتی فکر کردن به ساختن یه تعقیب و گریز
ماشینی هم خنده داره

00:38:37.366 --> 00:38:40.536
،بهترین ایده تو دنیاست
مترو، ماشین در پایین

00:38:40.619 --> 00:38:43.159
منظورم اینه که ایده ای بهتر از اون نیست

00:38:43.247 --> 00:38:44.997
اما کاساوتیزو دوست دارم

00:38:45.082 --> 00:38:47.382
و کار کردن با اون برام جالب بود

00:38:47.460 --> 00:38:49.840
،اون از خیلی چیزایی که باید انجام میداد
متنفر بود

00:38:49.920 --> 00:38:53.260
تنها باری که جان واقعا عصبانی شد

00:38:53.382 --> 00:38:55.892
زمانی بود که باید از بدنش
فیلم میگرفتیم

00:38:55.968 --> 00:39:00.308
و برای انفجارش این چیزای چسبناک و چربو
بهش می چسبوندیم

00:39:00.389 --> 00:39:03.229
.اون ازش متنفر بود. دیوونش میکرد

00:39:03.309 --> 00:39:06.059
این رو کاغذه و این تویی که باید بفهمی
چجوری باید انجامش بدی

00:39:06.145 --> 00:39:08.015
اما در اصل از تو نیست

00:39:08.105 --> 00:39:11.065
شما داری ایده های یه نفر دیگرو هدایت میکنی

00:39:11.150 --> 00:39:13.570
و سعی میکنی بهترین کاری که
میتونیو انجام بدی

00:39:13.652 --> 00:39:17.622
اما فیلم با نمای دور از فیلمای مورد علاقه
من نیست

00:39:17.698 --> 00:39:21.328
من دنیس برد هستم، و
این زندگیه منه

00:39:21.410 --> 00:39:25.790
این ایده رو داشتم که آموزش فیلم

00:39:25.873 --> 00:39:28.583
در واقع میتونه راهی باشه برای ساختن یه
فیلم بلند با بودجه ی کم

00:39:28.667 --> 00:39:33.337
تصمیم گرفتم این ایده رو در سارا لارنس
امتحان کنم

00:39:33.422 --> 00:39:36.222
و ببینم میتونم به کلاسی درس بدم

00:39:36.300 --> 00:39:38.930
 که شامل کارهایی بود که برای

00:39:39.011 --> 00:39:41.931
تولید یه فیلم سینمایی بلند انجام میشن

00:39:42.014 --> 00:39:45.202
مدرسه ی فیلم به چه درد میخوره وقتی ندونی
چجوری میشه یه فیلم با بودجه ی کم ساخت؟

00:39:45.226 --> 00:39:47.616
چون این چیزیه که بالاخره بهش برمیخوری

00:39:47.645 --> 00:39:50.765
این ایده رو براساس داستانایی از
خانوادم گرفتم

00:39:50.856 --> 00:39:54.186
و با کلاس کم کم پیش بردیمش

00:39:54.276 --> 00:39:55.896
سلام بابا -
سلام -

00:39:55.986 --> 00:39:57.296
فکر میکردم قراره فقط همین باشه

00:39:57.321 --> 00:39:59.631
"...میریم به سارا لارنس و اینو درس میدیم و"

00:39:59.657 --> 00:40:01.237
خب اون مثل ساختن یه فیلم بود

00:40:01.325 --> 00:40:05.075
به اندازه ساختن فیلم خسته کننده بود

00:40:05.162 --> 00:40:08.002
!هی تو با دیدن فیلم خودت از هوش رفتی

00:40:08.082 --> 00:40:09.502
میفهمی این چقدر خطرناکه؟

00:40:09.583 --> 00:40:10.893
 باید درآمدو افزایش میدادیم

00:40:10.918 --> 00:40:12.168
و البته همونطور که میدونید

00:40:12.253 --> 00:40:14.233
،وقتی سرمایه رو برای فیلم مستقل
بالا بردیم

00:40:14.255 --> 00:40:17.215
دندونپزشکی که پناه مالیاتی بود تو ساعت نهم
.خودشو کشید بیرون

00:40:17.299 --> 00:40:19.429
و استیون و جورجو صدا کردم و گفتم

00:40:19.510 --> 00:40:21.640
شما دو نفر باید برای این کار کمک مالی کنید"

00:40:21.720 --> 00:40:25.640
"چون... دندونپزشکه خودشو کشید بیرون

00:40:25.724 --> 00:40:28.194
چند نفر پیشنهاد خریدشو دادن

00:40:28.269 --> 00:40:30.019
فقط 300000 دلار پولش بود

00:40:30.104 --> 00:40:31.924
سعی میکردم تا با یونایتد آرتیستز معامله کنم

00:40:31.939 --> 00:40:36.529
اما اون زمان سال کبیر فاجعه ی چیمونو بود

00:40:36.610 --> 00:40:40.160
آخر با اونا معامله کردیم و
تو خیابون 57ام به نمایش گذاشتنش

00:40:40.239 --> 00:40:42.909
انتقادات خوبی گرفت و تا دو هفته
رو پرده بود

00:40:42.992 --> 00:40:45.412
آگهی نیویورک تایمزو خریدم

00:40:45.494 --> 00:40:47.294
چیزی که درمورد تدریس فیلم ناامیدکنندست

00:40:47.371 --> 00:40:49.921
اینه که میدونی 99% اونا به جایی نمیرسن

00:40:49.999 --> 00:40:52.379
،حتی اونایی که شغل دارن
.این یه... یه معجزست

00:40:53.502 --> 00:40:55.922
در لباسی خیره کننده" فیلمنامه ی معرکه ای
داره"

00:40:56.005 --> 00:41:00.005
فیلمنامه رو یه میلیون دلار فروختم که خیلی
باورنکردنی بود

00:41:00.092 --> 00:41:01.512
همه چیزش عالی بود

00:41:01.594 --> 00:41:03.644
فیلمش، پیش نمایشش خوب بود

00:41:03.721 --> 00:41:05.971
یکی از اون فیلمایی بود که همه چیزش عالی بود

00:41:06.056 --> 00:41:08.726
بعضی وقتا این ایده ها رو دارم

00:41:08.809 --> 00:41:12.609
،که تا وقتی رو یه فیلم پیاده نشن
دو و ور میچرخن

00:41:12.688 --> 00:41:16.068
فیلمنامه ای براساس کتاب دریاگردی نوشتم

00:41:16.150 --> 00:41:18.190
که درآخر ویلی فریدکین آمادش کرد

00:41:18.277 --> 00:41:20.277
،و بعد از روزام تو کلمبیا

00:41:20.362 --> 00:41:23.412
که من و هم اتاقیم به موزه هنرهای معاصر
، میرفتیم

00:41:23.532 --> 00:41:25.702
و به عکسا و دخترای خوشگل نگاه میکردیم

00:41:25.784 --> 00:41:30.374
ایدمو از بلند کردن دخترا تو موزه هنرهای
.معاصر گرفتم

00:41:30.456 --> 00:41:33.206
 یه خانم خونه دار ناراضیه

00:41:33.292 --> 00:41:35.792
 که دور و بر داره دید میزنه
که بلندش میکنن

00:41:35.878 --> 00:41:37.958
...و فکر میکنم وقتی شکل گرفت که نهایتا رسیدم

00:41:38.047 --> 00:41:40.217
به کل بخش تراجنسیس

00:41:40.299 --> 00:41:43.179
و فکر اینکه: من یه زنم که تو بدن یه مرد
 زندگی میکنم

00:41:44.845 --> 00:41:47.675
...بین تراجنسا خیلی رایجه، میفهمی

00:41:47.765 --> 00:41:50.885
،"یه جورایی عالی بود، "خواهران

00:41:50.976 --> 00:41:53.096
نیمه ی خوب، نیمه ی بد داشت

00:41:53.187 --> 00:41:55.357
در حقیقت وقتی اون تحریک میشه

00:41:55.439 --> 00:41:58.569
معنیش اینه که آلتش داره بزرگ میشه
پس نمیتونه زن باشه

00:41:58.651 --> 00:42:00.941
بنظرت من جذابم؟

00:42:01.028 --> 00:42:02.948
البته

00:42:03.030 --> 00:42:04.280
دوست داری با من بخوابی؟

00:42:04.365 --> 00:42:05.815
و اون باید متوقف کنه

00:42:05.908 --> 00:42:08.368
هرچیزی رو که تحریکش میکنه

00:42:08.452 --> 00:42:11.412
که باعث میشه انژی رو به قتل برسونه

00:42:18.796 --> 00:42:20.956
یه جدالی سر "در لباسی خیره کننده" هست

00:42:21.048 --> 00:42:23.548
بخاطر جر و بحثم با هیئت مدیره ی رتبه بندی

00:42:23.634 --> 00:42:25.594
و اون تحت فشار قرار گرفت

00:42:25.678 --> 00:42:28.848
و اعتراضات خشنی بهم وارد شد

00:42:28.931 --> 00:42:32.101
بخاطر خشونت علیه زنان

00:42:32.184 --> 00:42:34.027
...نه

00:42:35.020 --> 00:42:37.230
اینم به سبک "روانی" ساخته شده

00:42:37.314 --> 00:42:41.944
شخصیت اصلی در 30 ،20 دقیقه ی اول فیلم
سر به نیست میشه

00:42:42.027 --> 00:42:43.527
،در صحنه ی آسانسور

00:42:43.612 --> 00:42:46.822
بدل مایکله که به انژی با چاقو ضربه میزنه

00:42:46.907 --> 00:42:48.777
میدونستم که شما نمیشناسینش

00:42:48.867 --> 00:42:51.497
با اون عینک دودی و کلاه گیس و همه چی

00:42:51.620 --> 00:42:54.420
و اونو نمیخواستم خیلی نشونش بدم

00:42:54.498 --> 00:42:57.038
و گفتم: چرا مایکل این لباسو بپوشه

00:42:57.126 --> 00:42:58.476
"وقتی واقعا قرار نیست ببینیدش؟

00:42:58.502 --> 00:43:01.842
کل کاراکتر کیث گوردون حاصل خودم و

00:43:01.922 --> 00:43:04.882
،و پروژه های نمایشگاه علمیم

00:43:04.967 --> 00:43:06.507
و دنبال کردن افراد بود

00:43:06.635 --> 00:43:08.845
پدرمو تعقیب میکردم

00:43:08.929 --> 00:43:10.559
وقتی به مادرم خیانت کرده بود

00:43:10.639 --> 00:43:12.139
ازش عکس گرفتم

00:43:12.224 --> 00:43:15.314
زنیو میدیدم که رفت و آمد میکرد

00:43:15.394 --> 00:43:18.370
،و همش توی دفترش اتفاق میفتاد
که خیابون پایینی خونمون بود

00:43:18.397 --> 00:43:23.737
من با کوبیدن مشتم تو در شیشه ای وارد
 به زور دفتر شدم

00:43:23.819 --> 00:43:25.699
...و حمل میکردم
و یه چاقو همراهم داشتم

00:43:25.779 --> 00:43:27.699
و تهدیدش کردم و
گفتم: اون کجاست؟

00:43:27.740 --> 00:43:29.320
و دفترو گشتم

00:43:29.408 --> 00:43:33.578
و در آخر تو یه کمد تو طبقه سوم پیداش کردم

00:43:33.662 --> 00:43:37.332
خب حداقلشو بخوایم بگیم، اون یکم
متعجب شده بود

00:43:37.416 --> 00:43:39.036
این منم

00:43:39.126 --> 00:43:41.296
که بخاطر مادرم، پدرمو تعقیب میکردم

00:43:41.378 --> 00:43:45.378
اون قاتلو تعقیب میکنه بخاطر اینکه
مادرش سر به نیست شده بود

00:43:45.466 --> 00:43:47.016
!آره

00:44:00.397 --> 00:44:02.187
انتظار خیلی مهمه

00:44:02.274 --> 00:44:04.904
چون باهاش میتونستی رو کار مسلط شی

00:44:04.985 --> 00:44:08.525
و بیننده ها با اینکه هرچی کجاست آشنا میشن

00:44:14.369 --> 00:44:16.539
خب بعد کل ایده ی روانپزشکو گرفتم

00:44:16.622 --> 00:44:18.752
،چون اون بر اساس روانپزشکی که داشتم بود

00:44:18.832 --> 00:44:20.962
،زمانی که اوایل با نانسی رابطه داشتم

00:44:21.043 --> 00:44:24.513
نانسی رو تو "کری" دیدم و رابطه عاشقانمونو
شروع کردیم

00:44:24.588 --> 00:44:26.588
دورانی که برای فیوری کار میکردم بود، فکر کنم

00:44:26.715 --> 00:44:28.625
بنظرم کارش تو "کری" خیلی خوب بود

00:44:28.717 --> 00:44:31.387
بعد یه بخشی براش تو "در لباسی
خیره کننده" نوشتم

00:44:31.470 --> 00:44:33.060
داستان این بود که به نقطه ای
رسیده بودم

00:44:33.138 --> 00:44:36.268
که بنظرم فیلم ساختن با همسرم کافی بود

00:44:36.350 --> 00:44:40.100
و اون داشت یه عادت میشد تو رابطمون

00:44:40.187 --> 00:44:42.477
اما جان کار کردن با اونو خیلی دوست داشت

00:44:42.564 --> 00:44:45.364
بعد وقتی "انفجار"و نوشتیم، اون گفت: بیا
با نانسی بسازیمش

00:44:48.070 --> 00:44:49.700
نظر اولیه برای "انفجار" این بود

00:44:49.780 --> 00:44:51.370
فیلم خیلی کم بودجه ای بود

00:44:51.448 --> 00:44:54.738
و یدفعه جان خواست انجامش بده
بعد کل فیلم تغییر کرد

00:44:54.827 --> 00:44:57.657
یه فیلم 5 یا 6 میلیون دلاری

00:44:57.746 --> 00:44:59.576
تقریبا به یه فیلم 20 میلیون دلاری نزدیک شد

00:45:06.046 --> 00:45:07.966
استدی کم ایده ی ویلموس بود

00:45:08.048 --> 00:45:10.128
ویلموس درباره این دوربین جدید میدونست

00:45:10.217 --> 00:45:11.967
و گفت: چرا امتحانش نمیکنی؟

00:45:12.052 --> 00:45:14.182
ما بصورت دستی فیلمبرداری میکردیم

00:45:14.263 --> 00:45:16.723
که هیچوقت از اون دوربینای لق خوشم نیومد

00:45:16.807 --> 00:45:18.557
،وقتی استدی کم وارد شد

00:45:18.642 --> 00:45:21.442
میتونستیم این فیلمبرداریای طولانیو
 انجام بدیم

00:45:21.520 --> 00:45:24.310
و میتونستی کاراکترارو به دور و بر ببری

00:45:24.398 --> 00:45:27.228
و چیزایی داشته باشی که باهاشون در تعامل
باشن

00:45:27.317 --> 00:45:31.277
وقتی داشتم "در لباسی خیره کننده" رو
میکس میکردم

00:45:31.363 --> 00:45:33.913
... صداگذار باید میرفت و

00:45:33.991 --> 00:45:35.451
من همش بهش میگفتم

00:45:35.534 --> 00:45:38.124
از اون صدای باد تو درختا خسته شدم

00:45:38.203 --> 00:45:40.293
میشه یه چیز بهتر برام بیاری؟

00:45:40.372 --> 00:45:43.042
بعد اون رفت بیرون تو باغچه ی پشتیش

00:45:43.125 --> 00:45:45.205
و چیزای جدید برام ضبط کرد

00:45:45.294 --> 00:45:48.464
بعد  این برداشت از اون که صدا ضبط میکرد

00:45:48.547 --> 00:45:52.127
و بعد ایده ی اینکه صدایی که ضبط میکرد

00:45:52.217 --> 00:45:55.677
کلید قتله، ترور کاندیدا

00:45:55.804 --> 00:45:59.184
که البته این "چاپاکوئیدیک" کوچیکم
توش داره

00:45:59.266 --> 00:46:01.306
فرماندار رانندگی میکرد؟
اون تحت کنترل بود؟

00:46:01.351 --> 00:46:03.231
کنترل؟ داره درباره مشروب تحقیق میشه، نه؟

00:46:03.312 --> 00:46:05.022
اون تحت هیچ کنترلی نبود -
تنها بود؟ -

00:46:05.105 --> 00:46:07.355
اون تنها بود تو ماشین؟ -
.خب، من کسیو ندیم -

00:46:07.441 --> 00:46:09.651
"کمی درباره ی "انفجار

00:46:22.497 --> 00:46:26.247
در کنار هم قرار دادن عکسایی که در
زاپرودر" دیدین"

00:46:26.335 --> 00:46:30.625
و همگام سازی اونا با صدا کاریه که ما تو
اتاق تدوین انجام میدیم

00:46:30.714 --> 00:46:33.764
خودم به شخصه فیلمای زیادیو همگام سازی کردم

00:46:33.842 --> 00:46:35.592
یه جورایی همه  اون چیزا باهم جور شدن

00:46:35.677 --> 00:46:40.477
و ایده ی کلی استفاده از تکنیک های فیلمسازی
در فیلمسازی رو داشتم

00:46:51.568 --> 00:46:52.818
خفش کن

00:46:52.903 --> 00:46:54.573
من به ترور  خیلی علاقمند بودم

00:46:54.655 --> 00:46:56.865
و همه ی کتابای راجع به ترورو میخوندم

00:46:56.948 --> 00:46:58.888
چیز جالب درباره ترور کندی

00:46:58.909 --> 00:47:01.869
اینه که پرتنش ترین بررسی ایه که
تابحال انجام شده

00:47:01.953 --> 00:47:06.333
در تاریخ جرایم هیچ قتلی تابحال اینطور
بررسی نشده بود

00:47:06.416 --> 00:47:09.876
اما "انفجار" به کسی میپردازه که سعی میکنه
 بفهمه

00:47:09.961 --> 00:47:13.091
که درحقیقت چه اتفاقی افتاده و
:نتیجه گیری من این بود

00:47:13.173 --> 00:47:15.633
حتی اگرم اونا میفهمیدن که کی رو تپه ی
،پوشیده از علف بوده

00:47:15.717 --> 00:47:17.047
.کسی دیگه اهمیت نمیداد

00:47:20.263 --> 00:47:24.393
با منظره ی فیلم 360 درجه میخواستم

00:47:24.476 --> 00:47:27.476
یه حس چرخش حلقه ی فیلم ایجاد کنم

00:47:27.562 --> 00:47:31.272
بخاطر همین دوربینو مثل چرخش تمام
حلقه های فیلم چرخوندم

00:47:31.358 --> 00:47:34.568
و هربار که یه دور دور اتاق میزدیم

00:47:34.653 --> 00:47:37.203
چیزای بیشتری پاک میشد

00:47:37.280 --> 00:47:39.990
،من و ویلموس به دستگاه چشم دوخته بودیم

00:47:40.075 --> 00:47:42.985
فیلمبردار دور و بر میچرخید

00:47:43.078 --> 00:47:47.368
و به دوربین نمای چرخشی 360 درجه میداد

00:47:47.457 --> 00:47:51.917
هیچکس فیلمو ندیده بود تا زمانی که تموم شد

00:47:52.003 --> 00:47:54.263
چون من از "در لباسی خیره کننده" قدرت
 زیادی داشتم

00:47:54.339 --> 00:47:58.389
وقتی پایانشو دیدن، از بین رفت

00:47:58.468 --> 00:48:01.348
هیچوقت فراموش نمیکنم، وقتی به
کارگردانا نشونش دادیم

00:48:01.430 --> 00:48:03.220
اونا فقط مثل وحشت زده ها بودن

00:48:03.306 --> 00:48:04.926
بسیاری از فیلمای من

00:48:05.016 --> 00:48:07.726
فاجعه های بزرگ زمان درنظر گرفته میشدن

00:48:07.811 --> 00:48:10.311
حالا هیچ فاجعه ای بزرگتر از "انفجار" نبود

00:48:10.397 --> 00:48:12.857
.همیشه سورپرایز کنندست
 فکر میکنی که اونا میان

00:48:12.941 --> 00:48:15.281
میان و فیلمتو میبینن

00:48:15.360 --> 00:48:18.660
ولی حتی اون تک و توک هم آخرا دیگه نمیان

00:48:18.739 --> 00:48:22.909
 یه تجربه ی احساسی خیلی سوزناکو
انتخاب میکنی

00:48:22.993 --> 00:48:27.503
مثل مرگ دختری که اون به خطر انداخته بودش

00:48:27.581 --> 00:48:31.461
و از غم و زاریش تو یه تصویر ترسناک
 پر زرق و برق استفاده میکنی

00:48:31.543 --> 00:48:33.843
گمان میکنم ایدشو گرفتم

00:48:33.962 --> 00:48:36.722
وقتی که حاشیه های صوتیو میبریدم و
گام برداری میکردم

00:48:36.798 --> 00:48:41.338
و همه ی پرکننده هارو بین نوارای آهنربایی
قرار میدادم

00:48:41.428 --> 00:48:45.348
،یه بار که پرکننده رو برداشتم
لالرنس از عربستان" بود"

00:48:45.432 --> 00:48:50.352
و گفتم: خدای من! "لارنس از عربستان" بعنوان
پرکننده استفاده میشه

00:48:50.437 --> 00:48:51.727
!ای آشغال

00:48:55.609 --> 00:48:57.939
حالا این یه جیغه! سطحش چطور بود؟

00:48:58.028 --> 00:49:00.028
اما همه ی اون عذاب

00:49:00.113 --> 00:49:05.203
به یه جیغ رو یه نوارصوتی تبدیل شده

00:49:05.285 --> 00:49:06.825
عالیه

00:49:06.912 --> 00:49:08.672
هر دفعه که میبینمش منو متأثر میکنه

00:49:08.705 --> 00:49:10.955
جوری که جان صحنه رو بازی میکنه

00:49:11.041 --> 00:49:14.171
.جیغ خوبیه. جیغ خوبیه

00:49:14.252 --> 00:49:15.502
.جیغ خوبیه

00:49:16.505 --> 00:49:17.585
.جیغ خوبیه

00:49:18.590 --> 00:49:22.050
.جیغ خوبیه. جیغ خوبیه

00:49:36.566 --> 00:49:38.486
!به دوست کوچولوم سلام کن

00:49:40.195 --> 00:49:42.355
بیشتر فیلمام درباره خود بزرگ بینین

00:49:42.447 --> 00:49:44.777
و افرادی که در جهان های مجزا
 زندگی میکردن

00:49:44.866 --> 00:49:48.246
و چیزای احمقانه ای که تو اون دنیاهای
 مجزاشون اتفاق میفتاد

00:49:48.328 --> 00:49:51.038
این چیزیه که همیشه منو مجذوب خودش میکنه

00:49:53.250 --> 00:49:55.250
مارتی برگمن اومد پیشم

00:49:55.335 --> 00:49:59.045
چون آل میخواست یه نسخه ای از "صورت زخمی" رو
بازی کنه

00:49:59.130 --> 00:50:03.340
و ایده ی اصلی "صورت زخمی"، تولید آل کاپون
در شیکاگو بود

00:50:03.426 --> 00:50:05.006
مارتی گفت اون و آل

00:50:05.095 --> 00:50:07.965
میخوان یه فیلمنامه با دیوید ریب بنویسن

00:50:08.056 --> 00:50:09.926
و من اخیرا با دیوید ریب کار کرده بودم

00:50:10.058 --> 00:50:12.188
،یه فیلمنامه طراحی کرده بودیم
"بنام "شاهزاده ی شهر

00:50:12.269 --> 00:50:16.439
،درمورد یه پلیس معتاد فاسد
که آخرم نرسیدم بسازمش

00:50:16.523 --> 00:50:18.863
ولی یکسال روی فیلمنامش کار کرده بودیم

00:50:18.942 --> 00:50:22.902
بخاطر همین با کار و روش ریب خیلی
آشنا بودم

00:50:22.988 --> 00:50:27.028
،دیوید، وقتی فیلمنامه رو شروع کردیم
گفت: من فیلمنامه رو مینویسم

00:50:27.117 --> 00:50:31.407
.اما نمیخوام با آل و برگمن کار کنم

00:50:31.496 --> 00:50:34.206
،با هم انجامش میدیم
همونطور که "شاهزاده ی شهر" رو انجام دادیم

00:50:34.291 --> 00:50:37.671
بعد آل اومد تا منو ببینه و ببینه که چه خبره

00:50:37.752 --> 00:50:39.422
و بهش توضیح دادم جریان چیه

00:50:39.504 --> 00:50:41.594
و بعدا همون شب یه تماس از برگمن داشتم

00:50:41.673 --> 00:50:43.383
و گفت که آل از فیلمنامه خوشش نیومده

00:50:43.466 --> 00:50:45.426
میخواد فردا یه جلسه با دیوید داشته باشه

00:50:45.510 --> 00:50:49.810
به مارتی برگمن گفتم اگه از دیوید بخوام
 به جلسه بیاد، کارو ول میکنه

00:50:49.890 --> 00:50:51.620
نتونستم قانعش کنم که دیوید میره

00:50:51.641 --> 00:50:53.481
پس زنگ زدم به دیوید و گفتم

00:50:53.560 --> 00:50:55.360
اونا میخوان فردا درمورد فیلمنامه یه جلسه
داشته باشیم

00:50:55.437 --> 00:50:56.687
و دیوید گفت: من میرم

00:50:56.771 --> 00:51:00.941
به دوره ای رسیده بودم که با نویسنده
شکست خورده بودم

00:51:01.026 --> 00:51:04.026
نویسنده که اخراج بشه، تو هم کارت تمومه

00:51:04.112 --> 00:51:06.742
نمیتونیم بگیم: بریم سه چهارتا نویسنده دیگه
بگیریم

00:51:06.823 --> 00:51:08.913
".که دوستشون داشته باشی

00:51:08.992 --> 00:51:11.202
روز بعدش به برگمن زنگ زدم

00:51:11.286 --> 00:51:13.406
!و گفت: متأسفم

00:51:13.496 --> 00:51:15.216
اما این کارو حل نمیکنه

00:51:15.248 --> 00:51:16.498
من نمیتونم فیلمو بسازم

00:51:16.583 --> 00:51:18.753
بعد اونا سیدنی و الیورو استخدام کردن

00:51:18.835 --> 00:51:21.625
و سیدنی و الیور اون صورت زخمی کوبایی

00:51:21.713 --> 00:51:24.673
که در فلوریدای جنوبی بود رو ارائه دادن

00:51:24.758 --> 00:51:26.928
اتفاق وحشتناک درمورد اون این بود

00:51:27.010 --> 00:51:29.760
که من فیلمنامه ی "شاهزاده ی شهر" رو
 تدوین کردم

00:51:29.846 --> 00:51:31.466
که بنظرم فیلمنامه ی فوق العاده ای وبد

00:51:31.556 --> 00:51:33.976
یه سال و نیمو با باب لوسی سپری کردم

00:51:34.059 --> 00:51:36.349
پلیسی که کل داستان حول اون میچرخه

00:51:36.436 --> 00:51:39.186
و بعد وقتی مت بهش علاقه مند شد

00:51:39.272 --> 00:51:42.732
خواست با یه نویسنده دیگه پروژه رو
انجام بده

00:51:42.817 --> 00:51:44.817
و افراد یونایتد آرتیستز مارو اخراج کردن

00:51:44.903 --> 00:51:48.280
چیز دیگه ای که فهمیدم این بود که مت و سیدنی
 داشتن فیلمو با یه نفر دیگه میساختن

00:51:48.365 --> 00:51:52.235
حس میکردم سیدنی فیلمو ازم دزدیده

00:51:52.327 --> 00:51:53.787
و مسخره بود چون

00:51:53.870 --> 00:51:57.710
سال بعدش فیلمی که سیدنی ساخته بودو
به من پیشنهاد دادن

00:51:57.791 --> 00:52:01.591
ما اول تو فلوریدا شروع کردیم بعد با
کوباییا ادامه دادیم

00:52:01.670 --> 00:52:03.250
اونا فقط مارو به خارج شهر بردن

00:52:03.338 --> 00:52:05.798
اونا از چیزی که تو فیلمنامه بود خوششون
 نمیومد

00:52:05.882 --> 00:52:08.972
فکر میکردن قراره از اون گانگسترای کوبایی
 بسازیم

00:52:09.052 --> 00:52:12.562
...ماه ها اونجا بودم
...فیلمنامه میخوندم و

00:52:12.639 --> 00:52:16.479
وقتی آخرسر مجبور بودیم کل فیلمو برگردونیم
کالیفرنیا

00:52:16.559 --> 00:52:19.939
و گفتم: میخوام این چهره ی استوایی
خیلی آکریلیکو داشته باشم

00:52:20.021 --> 00:52:22.611
اون گانگسترای "پدرخوانده" رو نمیخوام

00:52:22.691 --> 00:52:24.901
که همشون تو اتاق تاریکن

00:52:24.985 --> 00:52:26.435
و به سختی میتونی چیزی ببینی

00:52:26.528 --> 00:52:28.658
!این باید درخشان باشه. اینجا میامیه

00:52:28.738 --> 00:52:30.988
!و کت و شلوارای سفید، رنگای مختلف

00:52:31.074 --> 00:52:33.914
و ایده ی خیلی قوی ای داشتم درمورد اینکه
ظاهرش چجوری باید باشه

00:52:35.103 --> 00:52:37.583
وقتی داشتیم یه صحنه ی دزد و پلیسیو ضبط
 میکردیم، اتفاقی افتاد

00:52:37.664 --> 00:52:40.294
،آل تفنگشو قاپید
اونو از لولش گرفت

00:52:40.375 --> 00:52:44.835
که از شدت داغی قرمز شده بود و دستشو سوزوند

00:52:44.921 --> 00:52:46.201
و باید به بیمارستان میرفت

00:52:46.256 --> 00:52:50.136
و تا دو هفته نمیتونستیم باهاش
 فیلمبرداری کنیم

00:52:50.218 --> 00:52:53.968
در نتیجه من دو هفته وقت داشتم تا از هرچیزی
بجز آل فیلم بگیرم

00:52:54.055 --> 00:52:57.765
لازم به گفتن نیست که به هر روش
ممکنی فیلمبرداری کردم

00:52:57.851 --> 00:52:59.351
یه نفر میتونست به یه نفر دیگه شلیک کنه

00:52:59.436 --> 00:53:02.476
اما من منتظر بودم ستارم برگرده

00:53:04.774 --> 00:53:07.114
استیون اتفاقی اومد اونجا و چنتا صحنه گرفتیم

00:53:07.235 --> 00:53:09.955
درمورد این چی میگی استیو؟
میتونیم یه دوربین دیگه اینجا بذاریم؟

00:53:09.988 --> 00:53:12.278
!چرا که نه

00:53:12.365 --> 00:53:14.405
همه داشتن شلیک میکردن

00:53:14.492 --> 00:53:16.622
همه به هم شلیک میکردن

00:53:18.496 --> 00:53:21.116
من بعنوان یه کارگردان تفسیری کار میکردم

00:53:21.249 --> 00:53:23.249
و الیور یه فیلم کارگردانی میکرد

00:53:23.334 --> 00:53:27.634
،و احساس کرد من اونجوری که اون میخواست
 انجامش نمیدادم

00:53:27.714 --> 00:53:31.304
و در آخر مجبور شدم بهش بگم مجموعه رو
ترک کنه

00:53:31.384 --> 00:53:33.344
چون داشت با بازیگرا صحبت میکرد

00:53:33.428 --> 00:53:34.548
نمیتونی بازیگری داشته باشی

00:53:34.637 --> 00:53:37.347
که دو نظر مختلف از دو فرد مختلف میگیره

00:53:37.432 --> 00:53:39.732
.فقط گیجشون میکنه
اونا فقط به نظر یه نفر احتیاج دارن

00:53:39.809 --> 00:53:42.019
فیلمنامه بر اساس اتفاقات واقعیه

00:53:42.103 --> 00:53:44.563
الیور تقریبا تحقیقات منسوخ انجام میداد

00:53:44.647 --> 00:53:46.397
افکر میکردن اون یه مامور مبارزه با
 مواد مخدره

00:53:46.483 --> 00:53:49.033
اون وارد حوزه ی واقعا خطرناکی شده بود

00:53:49.110 --> 00:53:51.450
و میخواستم این تو فیلم منعکس بشه

00:53:51.529 --> 00:53:55.409
در سطح خطرناکی از خشونت جنایتکاران بود

00:53:55.492 --> 00:53:58.042
که تابحال ندیده بودن

00:53:58.119 --> 00:54:01.869
از "احوالپرسی" به بعد همش با هیئت مدیره
رتبه بندی کشمکش داشتم

00:54:01.956 --> 00:54:05.876
که با "صورت زخمی" به نتیجه رسید

00:54:05.960 --> 00:54:09.880
سه بار اونو ارائه کردم و هربارم نمره ی بدی
میگرفت

00:54:09.964 --> 00:54:13.184
و گفتم: مطمئنا دیگه تغییرش نمیدم

00:54:13.301 --> 00:54:14.931
و همه از دستم خیلی ناراحت شدن

00:54:15.011 --> 00:54:17.311
و کاری که کردم همشونو عصبانی کرد

00:54:17.388 --> 00:54:20.518
و این جدال بزرگ همیشه سر "صورت زخمی" هست

00:54:20.600 --> 00:54:23.730
چون همه چیزو مثل قبل تغییر دادم

00:54:23.812 --> 00:54:27.902
چون فکر کردم اگه قراره برای نسخه سومم
نمره بد بگیرم

00:54:27.982 --> 00:54:31.032
.با نسخه اصلی میرم
!منکه در هر صورت نمره بد میگیرم

00:54:31.111 --> 00:54:35.121
اره برقی که گوشتو میبریدو نشون ندادم

00:54:35.198 --> 00:54:36.448
باید نشونش میدادیم

00:54:36.533 --> 00:54:39.333
اما به اینصورت بود که به محض اینکه
... اره برقی میرفت پایین

00:54:39.410 --> 00:54:40.830
دوربین با نمای چرخشی ازش دور میشد

00:54:40.912 --> 00:54:43.962
نصف بیننده ها خوششون اومد و نصفشون
 بدشون اومد

00:54:44.040 --> 00:54:45.750
.خیلی جدال آمیز بود

00:54:45.834 --> 00:54:48.384
حالا نوبت پاته، موافقی؟

00:54:48.461 --> 00:54:51.591
و همه فکر کردن "صورت زخمی" درباره هالیووده

00:54:51.673 --> 00:54:54.973
و واقعا ازش خوششون نیومد

00:54:55.051 --> 00:54:59.811
!فقط خوب بود... عالی نبود

00:54:59.889 --> 00:55:01.849
یه فیلم پربیننده ی منحصر بفرد نبود

00:55:01.933 --> 00:55:05.193
اما از نظر تجاری موفق بود

00:55:10.150 --> 00:55:11.780
،حدود یک دهه بعد

00:55:11.860 --> 00:55:14.530
با تولید هیپ هاپ مخاطب خودشو بدست آورد

00:55:14.612 --> 00:55:18.452
از اونجایی که طرفدار پرو پا قرص هیپ هاپ
نیستم، چیز زیادی ازش نمیدونستم

00:55:18.533 --> 00:55:20.543
تا اینکه مردم یه چیزایی درموردش بهم گفتن

00:55:20.618 --> 00:55:24.968
از یونیورسال اومدن پیشم و خواستن که
رضایت بدم

00:55:24.956 --> 00:55:29.636
یه موسیقی هیپ هاپ رو "صورت زخمی" بذارن و
!و من گفتم به هیچ وجه نه

00:55:37.385 --> 00:55:40.255
،این چیزیه که اول وارد فرهنگ موسیقی

00:55:40.388 --> 00:55:43.768
بعد فرهنگ هیپ هاپ و بعدشم وارد فرهنگ بازی
میشه

00:55:47.729 --> 00:55:51.229
.حالا من یه کارگردان موفق بودم
نمیدونم چرا

00:55:51.316 --> 00:55:52.896
واقعا اونقدرام درآمد نداشتم

00:55:52.984 --> 00:55:56.204
فیلمنامه ای بنام "نمایش غفلت" نوشتم

00:55:56.279 --> 00:55:58.359
که پارامونتو خیلی به وجد آورد

00:55:58.448 --> 00:56:01.028
و اینجوری بودم: "واو! اونا میخوان
".فیلمو بسازن

00:56:01.117 --> 00:56:05.537
بعد روز بعدش دان سیمپسون بهم زنگ زد و گفت

00:56:05.622 --> 00:56:07.252
یه  کلمه حرف باهات دارم

00:56:07.332 --> 00:56:09.542
گفتم: چی؟

00:56:09.626 --> 00:56:11.536
"و گفت:"فلش دنس

00:56:11.628 --> 00:56:13.588
گفتم: "فلش دنس" چیه؟

00:56:13.671 --> 00:56:15.761
بعد گفت: ما ازت میخوایم که "فلش دنس" رو
 بسازی

00:56:15.840 --> 00:56:17.470
گفتم: "نمایش غفلت" چی میشه پس؟

00:56:17.550 --> 00:56:19.720
...گفت: نه، نه، ما واقعا

00:56:19.802 --> 00:56:22.062
ازشون دلخور شده بودم

00:56:22.138 --> 00:56:26.938
و مجبورشون کردم که برای ساخت "فلش دنس" پول
زیادی بهم بدن

00:56:27.018 --> 00:56:29.908
 یه معامله ی خیلی بزرگ راه انداختم و
بعدم ولش کردم

00:56:34.275 --> 00:56:36.105
ایده ی "بدن دوگانه" رو داشتم

00:56:36.194 --> 00:56:38.244
و با کلمبیا یه قرارداد بستم

00:56:38.321 --> 00:56:40.161
.یه دفتر داشتم
.یه جای پارک داشتم

00:56:40.240 --> 00:56:43.280
ازدواجم بهم خورده بود بخاطر همین
تو کالیفرنیا زندگی میکردم

00:56:43.368 --> 00:56:46.578
پس بنظر میرسید انجامش خیلی باحال باشه

00:56:46.663 --> 00:56:48.923
اول شروع کردم کل

00:56:48.998 --> 00:56:52.128
ساختار داستان و عوامل بصری به زحمت
 درست کردم

00:56:53.628 --> 00:56:56.128
"یکمی از "در لباسی خیره کننده

00:56:56.214 --> 00:56:58.724
"یکمی از "پنجره ی پشتی

00:56:58.800 --> 00:57:00.510
"یکمی از "سرگیجه

00:57:00.593 --> 00:57:03.263
داستان راجع به قایم موشک بازی

00:57:03.346 --> 00:57:06.846
و قایم شدن پشت یخچاله

00:57:06.933 --> 00:57:10.403
خیلی از چیزای توی فیلم از چیزایی
گرفته شدن که من زندگیشون کردم

00:57:10.478 --> 00:57:12.858
من با داداشام قایم موشک بازی میکردیم

00:57:12.939 --> 00:57:14.819
و پشت یخچال پیدام میکردن

00:57:14.899 --> 00:57:16.859
،تو کلاسای بازیگری بودم

00:57:16.943 --> 00:57:19.953
جایی که میتونید ببینید افراد رو صحنه
شروع به گریه کردن میکنن

00:57:20.029 --> 00:57:23.949
وقتی معلم بازیگری سعی میکنه
احساساتشونو بروز بدن

00:57:24.033 --> 00:57:25.913
 روشی که شماها فیلم میسازین اینجوریه

00:57:25.994 --> 00:57:29.124
اول با کاراکتر شروع میکنین بعد
 ظواهرو میسازین

00:57:29.205 --> 00:57:31.575
من با ساختار شروع میکنم بعد پرش میکنم

00:57:31.666 --> 00:57:34.996
من با ایده های غیرواقع بینانه هدایت میشم

00:57:35.086 --> 00:57:37.376
باید بازیگر بگیرید تا استوارش کنید

00:57:37.505 --> 00:57:39.545
و سعی کنید واقعی بنظر برسه

00:57:39.632 --> 00:57:42.552
بعد بیننده هارو به بازیگر متصل میکنید

00:57:42.635 --> 00:57:45.045
...بعد کل کاراکتر هالی بادی

00:57:45.138 --> 00:57:48.388
من میخواستم از کسی استفاده کنم
که با برهنگی مشکلی نداشته باشه

00:57:48.516 --> 00:57:51.056
بعد گفتم: چرا از یه پورن استار استفاده
نکنیم؟

00:57:51.144 --> 00:57:55.694
و به آنت هیون خیلی نزدیک شدم

00:57:55.773 --> 00:57:57.283
که کاراکتر خیلی جذابی بود

00:57:57.358 --> 00:58:00.568
چون اون یه بازیگر و هنرمند باتجربه بود

00:58:00.653 --> 00:58:03.953
اساسا کل کاراکترو شبیه آنت ساختم

00:58:04.032 --> 00:58:06.832
البته اون هیچوقت تو زندگیش برای فیلم
تست نداده بود

00:58:06.909 --> 00:58:08.159
همه چی براش جدید بود

00:58:08.244 --> 00:58:10.584
تست گرفتن از آنت آبروریزی بزرگی بود

00:58:10.663 --> 00:58:13.536
چون آنت پورن استار بود و به
گوش رئیس استودیو رسید

00:58:13.624 --> 00:58:17.304
من داشتم تو استیج شماره 7 از یه پورن استار
 تست میگرفتم

00:58:18.713 --> 00:58:22.683
.بعد اونا بهم گفتن: نمیتونم اینکارو بکنم

00:58:22.759 --> 00:58:25.599
این زمانی بود که شرکت کوکاکولا
صاحب کلمبیا بود

00:58:25.678 --> 00:58:28.768
.و من گفتم: متأسفم چون دارم انجامش میدم

00:58:28.848 --> 00:58:30.478
و انجامش دادم و از اون و ملانی تست گرفتم

00:58:30.558 --> 00:58:33.638
واقعا نقشو نمیتونستم به کسی دیگه بدم
بازی کنه

00:58:33.728 --> 00:58:35.228
برهنگی زیادی داشت

00:58:35.313 --> 00:58:37.423
چیز بزرگی که از "بدن دوگانه" بیرون اومد
ملانی بود

00:58:37.440 --> 00:58:38.860
اون چیزی بود که همه دربارش نوشتن

00:58:38.941 --> 00:58:41.611
و آنت همه ی این چیزا رو
برام فراهم میکرد

00:58:41.694 --> 00:58:44.164
همه ی داستانا از آنت گرفته میشدن

00:58:44.238 --> 00:58:45.948
،من کارای حیوانی انجام نمیدم

00:58:46.032 --> 00:58:49.952
سادومازوخیسم یا هرچیز متفاوتی که به اون
،ربط داره انجام نمیدم

00:58:50.036 --> 00:58:51.786
،ورزشای آبیم همینطور

00:58:51.871 --> 00:58:53.461
،آلتمو شیو نمیکنم

00:58:53.581 --> 00:58:56.881
فیست فاکینگ نمیکنم و اومدن تو صورتم هم
.قطعا در کار نیست

00:58:56.959 --> 00:58:59.129
به این ترتیب اون آنتو مطالعه کرد

00:58:59.212 --> 00:59:01.512
ارزش آنتو پایین آورده بودیم و اون
تو مجموعه بود

00:59:01.589 --> 00:59:03.929
اون نقطه ی روشن فیلم بود

00:59:04.008 --> 00:59:05.928
و همه یه جورایی از بودنش خوشحال بودن

00:59:06.010 --> 00:59:09.140
بعد از سرکوب کردن من، تنها چیزی که میتونستن
دربارش صحبت کنن ملانی بود

00:59:10.139 --> 00:59:13.269
باید شاهد دیدن چیزایی که میخوای
 اونا ببینن باشی

00:59:13.351 --> 00:59:16.481
بهترین راه برای انجامش اینه که یه زنو
 لخت کنی

00:59:16.604 --> 00:59:18.944
و یه بار که اون فرد از یه جا داره نگاه
،میکنه

00:59:19.023 --> 00:59:20.783
 میتونی صحنه قتلو نمایش بدی

00:59:20.858 --> 00:59:24.198
تا اونو شاهد چیزی که میخوای ببینن بکنی

00:59:24.278 --> 00:59:26.068
میخواستم یه همگامی طولانی داشته باشم

00:59:26.155 --> 00:59:28.655
یه سکانس تعقیب طولانی

00:59:28.741 --> 00:59:33.961
یه جورایی مثل اون ضمیمه ی گردش تو موزه تو
 "در لباسی خیره کننده"

00:59:34.038 --> 00:59:37.538
فکر کنم "بدن دوگانه" طولانی ترین راهروی
رو تو کل سینما داره

00:59:40.211 --> 00:59:42.631
عاشق فیلمبرداری از زنانم

00:59:42.713 --> 00:59:45.513
شیفته ی راه رفتنشونم

00:59:45.633 --> 00:59:47.393
دوست دارم دنبالشون کنم

00:59:47.468 --> 00:59:53.098
عاشق اینم که بیننده هارو درگیر معماشون کنم

00:59:53.182 --> 00:59:56.352
اون دوره ای بود که یه آهنگ پاپ درج میکردی و
یه ویدیو میساختی

00:59:56.436 --> 00:59:58.976
این فیلمو ارتقاء میداد

00:59:59.063 --> 01:00:02.863
و من فکر کردم که: خب بهتره ویدیو رو
.وارد فیلم کنم

01:00:18.666 --> 01:00:21.086
باید متوجه شده باشین که من داشتم
فیلمو میساختم

01:00:21.169 --> 01:00:23.049
 هیچ کاری نمیتونستم بکنم

01:00:23.129 --> 01:00:24.379
اونا یه چیزی مثل ... بهم دادن

01:00:24.464 --> 01:00:27.514
یه اختیار تام داشتم برای اینکه فیلمو بسازم

01:00:27.592 --> 01:00:30.802
و همه چیز عالی بود تا وقتی که اونو دیدن

01:00:34.265 --> 01:00:37.225
هرگز جلوه های مطبوعاتی "بدن دوگانه" رو
فراموش نخواهم کرد

01:00:37.310 --> 01:00:41.310
رئیس روابط عمومی بهم زنگ زد و گفت

01:00:41.397 --> 01:00:43.147
.اونا فردا میخوان تو رو بکشن

01:00:43.232 --> 01:00:44.232
الو؟

01:00:49.322 --> 01:00:51.602
...متاسفم، نمیتونم صداتونو بشنوم، لطفا

01:00:54.577 --> 01:00:58.117
میشه نوع وضعیت اضطراریتونو  به من بگید؟

01:00:58.206 --> 01:01:00.706
.ببخشید صداتونو نمی شنوم

01:01:01.709 --> 01:01:03.129
حساسیتای گرافیکی من

01:01:03.211 --> 01:01:06.011
در گذشته گروه زنانو خشمگین کرده بود

01:01:06.088 --> 01:01:09.418
و اینجا من یه زنو سوراخ کردم

01:01:09.508 --> 01:01:11.758
با یه مته ی نسبتا بلند

01:01:11.844 --> 01:01:15.014
".اونا میخوان فردا تو رو بکشن"
هیچوقت اون تماس تلفنیو فراموش نمیکنم

01:01:15.097 --> 01:01:17.307
چرا سر مته انقدر بزرگ بود؟

01:01:17.391 --> 01:01:19.271
چون باید کاملا وارد زمین میشد

01:01:19.352 --> 01:01:21.312
ما جایی نمیبینیم که سر مته وارد بدن اون شه

01:01:21.395 --> 01:01:24.372
باید وارد کف اتاق میشد تا اون بتونه ببینتش
...درحالیکه داشت

01:01:24.398 --> 01:01:26.358
بنظر من خیلی فوق العاده بود

01:01:26.442 --> 01:01:29.652
ولی وقتی بعضی از این کارارو انجام میدی

01:01:29.737 --> 01:01:31.487
خیلی بنظرت عالی و منطقین

01:01:31.572 --> 01:01:33.372
و وقتی جلوی بیننده ها میذاریش

01:01:33.407 --> 01:01:37.117
میگن: طرف قاطی کرده، این خیلی
بیش از اندازست

01:01:37.203 --> 01:01:39.003
خب ولی اون بنظر من زیاد نبود

01:01:39.080 --> 01:01:40.330
فکر میکردم خیلی بی نقصه

01:01:40.414 --> 01:01:42.124
همیشه باید این واقعیتو بپذیرین

01:01:42.208 --> 01:01:46.458
که بخاطر مد روز از شما انتقاد میشه

01:01:46.546 --> 01:01:50.876
و وقتی مد عوض شه همه، همه چیزه اون کارو
فراموش میکنن

01:01:50.967 --> 01:01:55.097
همونطور که قبلا هم بهتون گفتم نمیدونم
الان چند نفر میان پیش من

01:01:55.179 --> 01:01:57.679
و درباره ی "بدن دوگانه" باهام صحبت میکنن

01:01:57.765 --> 01:02:01.095
و همه ی اون چیزایی که مردم داشتن دربارش
،اعتراض میکردن وقتی تازه ساخته شده بود

01:02:01.185 --> 01:02:02.595
انگار کاملا فراموش شده

01:02:02.687 --> 01:02:06.607
بذارین یه چیزو تو حرفه ی کارگردانا
 روشن کنم

01:02:06.691 --> 01:02:09.321
ما اونا رو برنامه ریزی نمیکنیم

01:02:09.402 --> 01:02:12.112
،پیش میاد که ما روی یک چیز کار میکنیم

01:02:12.196 --> 01:02:15.776
بعد یه چیز دیگه اتفاق میفته و
بعد یه چیز دیگه به تعویق میفته

01:02:15.866 --> 01:02:18.366
و ما کاراییو انجام میدیم که در زمان مقرر
.بتونیم تحویلشون بدیم

01:02:26.460 --> 01:02:28.000
جان لاندا رو میشناختم

01:02:28.087 --> 01:02:29.707
بروس اپرینگستین رو اداره میکرد

01:02:29.797 --> 01:02:32.087
جان اومد پیشم و گفت

01:02:32.174 --> 01:02:34.224
فکری داری که انجامش بدیم؟

01:02:35.636 --> 01:02:36.886
که من این ایده رو گرفتم که

01:02:36.971 --> 01:02:39.391
 این دخترو از وسط بیننده ها بکشه بیرون
 تا باهاش برقصه

01:02:39.473 --> 01:02:41.733
این جاییه که کورتنی کاکس پیداش شد

01:02:41.809 --> 01:02:44.019
،"بعد از فاجعه ی "بدن دوگانه

01:02:44.103 --> 01:02:46.523
به این فکر کردم که چیکار دارم میکنم

01:02:46.606 --> 01:02:49.686
و چرا دارم اینجور عکس العملا رو میگیرم

01:02:49.817 --> 01:02:53.737
و فکر کردم که باید یه چیز کاملا متفاوتی
 بسازم

01:02:58.117 --> 01:03:00.747
تا یه مدت طولانی هیچ کمدی ای نساخته بودم

01:03:00.828 --> 01:03:04.288
.و واقعا دنی دویتو رو دوست داشتم
.اون به فیلم اضافه شده بود

01:03:04.373 --> 01:03:06.043
،فیلم ساختن خیلی سخت بود

01:03:06.125 --> 01:03:09.495
.وقتی مدیریت استودیو اونو اصلا حمایت نمیکرد

01:03:09.587 --> 01:03:12.297
ما تمومش کردیم اما اونا اجازه ی پخششو
نمیدادن

01:03:12.381 --> 01:03:14.801
 پیش نمایشارو دوست نداشتن

01:03:14.884 --> 01:03:16.764
کل راهو کشمکش داشتیم

01:03:16.844 --> 01:03:19.354
دوسش داشتم، خیلی خنده دار بود
کمدی بامزه ای بود

01:03:19.430 --> 01:03:22.850
،نقدای خوبی داشت
بخاطر همین افراد زیادی دوسش داشتن

01:03:22.933 --> 01:03:24.313
نه، نه، دوست من

01:03:24.393 --> 01:03:26.523
متشکریم آقای آواکانو

01:03:26.604 --> 01:03:28.864
تو دهه 80 تمام وقت کار میکردم

01:03:28.939 --> 01:03:30.519
،فیلمنامه مینوشتم

01:03:30.608 --> 01:03:32.988
،کارارو میفروختم

01:03:33.069 --> 01:03:35.739
بعضیاشون ساخته میشدن، بعضیام نه

01:03:35.863 --> 01:03:39.283
بعد درگیر نوشتن "جاذبه مهلک" شدم

01:03:39.367 --> 01:03:41.907
،اونجوری که جریان فیلمنامه داشت پیش میرفت
بلیطا خوب فروش نمیرفت

01:03:41.994 --> 01:03:43.544
و گفتم: کارم تمومه دیگه

01:03:43.621 --> 01:03:47.041
خوشبختانه 24 ساعت بعد

01:03:47.124 --> 01:03:49.134
یه نفر در پارامونت

01:03:49.210 --> 01:03:51.340
پیشنهاد کرد که "تسخیرناپذیران" رو بسازم

01:03:54.006 --> 01:03:55.836
قبل از اینکه من برسم آرت فیلمنامه رو
نوشته بود

01:03:55.925 --> 01:03:59.255
و بعد از اون ما سه تا روی فیلمنامه
 کار کردیم

01:03:59.345 --> 01:04:01.925
اول از همه ما باید الیوت نس رو پپیدا
میکردیم

01:04:02.014 --> 01:04:03.524
و میخواستم از دان جانسون استفاده کنم

01:04:03.599 --> 01:04:05.309
چون دانو میشناختم

01:04:05.393 --> 01:04:07.733
"و حالا اون نقش پررنگی در "فساد میامی
داشت

01:04:07.812 --> 01:04:10.362
و آرت نظرش خیلی رو کوین بود

01:04:10.439 --> 01:04:13.529
،بعد به اسپیلبرگ زنگ زدم

01:04:13.609 --> 01:04:16.449
به لاری کاسدن که قبلا با کوین زیاد کار
کرده بود، زنگ زدم

01:04:16.529 --> 01:04:19.619
برای اینکه مطمئنم کنه اون شخص مسئولیت
کل فیلمو به عهده میگیره

01:04:19.699 --> 01:04:24.159
و اونا گفتن: اون قراره یه کارایی بکنه
خاطرجمع باشین

01:04:24.245 --> 01:04:27.535
و بعد باب هاسکین را برای بازی در آلکاپون
 داشتیم

01:04:27.623 --> 01:04:28.963
و بعدش شان وارد شد

01:04:29.041 --> 01:04:30.881
چون شان همیشه دنبال کارایی میگرده که

01:04:30.960 --> 01:04:33.880
اونو از اون کاراکتر جیمز باندیش دور کنه

01:04:33.963 --> 01:04:37.173
و بعد اندی گارسیا رو تو "8 میلیون راه برای
مردن" دیدم

01:04:38.718 --> 01:04:42.428
من با هیئت مدیرم شیکاگو بودم

01:04:42.513 --> 01:04:45.103
و بررسی میکردیم که قراره چجوری کارو
ضبط کنیم

01:04:45.182 --> 01:04:48.352
در همون حال، فکر میکردم ما این فیلمو گرفتیم

01:04:48.436 --> 01:04:52.356
...اما ما... برای من... مثل یه

01:04:52.440 --> 01:04:55.780
یه تئاتر بازیگری انگلیسی پیشرفته بود

01:04:55.860 --> 01:04:58.860
ما به یه بازیگر گانگستر آمریکایی احتیاج
 داریم

01:05:00.990 --> 01:05:03.280
چی تحسین منو بر می انگیزه؟

01:05:03.367 --> 01:05:05.687
اون چیه که باعث لذت من میشه؟

01:05:11.208 --> 01:05:12.878
.بیسبال

01:05:14.754 --> 01:05:17.044
زمان زیادی طول میکشه تا بابی تصمیم بگیره
کارارو چجوری انجام بده

01:05:17.089 --> 01:05:19.279
باهاش شام باید بری بیرون و درباره فیلمنامه
 صحبت کنی

01:05:19.300 --> 01:05:22.180
و چندین هفته طول کشید تا نهایتا گفت

01:05:22.261 --> 01:05:24.561
آره ، فکر کنم بتونم این کارو انجام بدم

01:05:24.638 --> 01:05:26.968
اما آخرین چیزی که بابی به من گفت این بود

01:05:27.057 --> 01:05:28.557
اما گرون درمیاد

01:05:28.642 --> 01:05:31.062
که فوق العاده هم گرون بود

01:05:31.145 --> 01:05:33.355
خب اون یه کمی با ستاره های فیلم ها فرق داره

01:05:33.439 --> 01:05:34.899
که تا حدودی متوجه شدین

01:05:34.982 --> 01:05:39.032
یه چیزی درمورد بابی اینه که اونو تقریبا
از کی، از اواسط دهه 60 میشناسمش

01:05:39.111 --> 01:05:43.241
در "تسخیرناپذیران" بابی دیالوگاشو حفظ
نمیکرد

01:05:43.324 --> 01:05:46.664
...و من رفتم پیشش تا
،وقتی گریمش انجام میشد

01:05:46.744 --> 01:05:51.334
دیالوگارو بارها و بارها باهاش تمرین میکردم
 تا اونارو حفظ کنه

01:05:51.707 --> 01:05:54.207
به علاوه اون برای بازی نقش آلکاپون باید
مقداری وزن اضافه میکرد

01:05:54.293 --> 01:05:56.673
و موهاشو تا پشت سر میتراشید

01:05:56.754 --> 01:05:59.554
اون لباس زیر ابریشمی ای رو که آلکاپون
میپوشید، اونم میپوشید

01:05:59.632 --> 01:06:01.552
شما هیچوقت اونو نمیبینید
ولی اون میپوشیدش

01:06:11.477 --> 01:06:14.897
راسین 1634

01:06:15.022 --> 01:06:17.902
من یه دوستی داشتم که اونجا زندگی میکرد

01:06:18.025 --> 01:06:20.605
خوبیه یه سکانس برای آهنگساز

01:06:20.694 --> 01:06:25.164
اینه که بهش این شرایطو میدی تا
موضوع رو بصورت سینمایی تقویت کنه

01:06:25.241 --> 01:06:29.911
که با چیزای احساسی در موسیقی
 خیلی خوب نتیجه میده

01:06:30.037 --> 01:06:35.037
بهش زمان و فضای کافی میدین تا اون چیزو
در موسیقی تقویت کنه

01:06:35.125 --> 01:06:36.915
که واقعا با بیننده هارو ارتباط برقرار میکنه

01:06:37.044 --> 01:06:38.044
!نه

01:06:38.087 --> 01:06:39.557
موریکون مثل یکی از اون آهنگسازاییه

01:06:39.588 --> 01:06:42.168
که دسترسی بهشون غیرممکنه و من برای
رسیدن بهش خیلی خوش شانس بودم

01:06:50.724 --> 01:06:51.984
اون فیلمو نگاه کرد

01:06:52.059 --> 01:06:55.729
بعد به استودیو برگشتیم و فقط
چهار آهنگ تکراریو پخش کرد

01:06:55.813 --> 01:06:58.903
که هر چهارتا درست و دقیق بودن

01:06:58.983 --> 01:07:01.573
...و پنجمی هم بگم

01:07:01.652 --> 01:07:04.112
برام 6، 7، 8 یا 9 نسخه فرستاد

01:07:04.196 --> 01:07:05.446
!قبل از اینکه بگم: آهان خودشه

01:07:05.531 --> 01:07:08.161
:فکر کنم اون چیزی تو این مایه ها بود
...دادل لان دان دان

01:07:15.666 --> 01:07:19.546
معمولا وقتی اون سکانسا رو با موسیقی و
،همه چیشون تنظیم میکنم

01:07:19.628 --> 01:07:23.128
خیلی تأثیرگذار میشن و نتیجه میدن

01:07:27.177 --> 01:07:29.217
،سکانس پلکان اودسا تموم شد

01:07:29.305 --> 01:07:32.515
چون ممت قبول نکرد تا چیزه دیگه ای بنویسه

01:07:32.600 --> 01:07:34.890
بعد از اینکه توانایی مالی انجام
.تعقیب قطارو نداشتیم

01:07:34.977 --> 01:07:37.647
به اریک، مدیر لوکیشنم، گفتم

01:07:37.730 --> 01:07:39.110
یه پلکان برام پیدا کن

01:07:39.189 --> 01:07:40.979
رزم ناو پوتمکین" یادم بود"

01:07:41.108 --> 01:07:43.188
که کل ایده ی کالسکه بچه ای

01:07:43.277 --> 01:07:45.607
که از میون تیراندازی به پایین پلکان
 میرفت رو از اون گرفتم

01:07:45.696 --> 01:07:48.336
و فقط همونطور که ادامه میدادم اونو ساختمش

01:07:51.952 --> 01:07:54.912
!بچم

01:08:02.630 --> 01:08:05.340
سکانسا برای آهنگسازو الهام بخشن

01:08:05.424 --> 01:08:07.894
اگه میخواین جلوه های صوتیو کم کنین

01:08:07.968 --> 01:08:11.758
و فقط از اونا برای اهمیت دادن به
چیزای معینی استفاده کنین

01:08:11.847 --> 01:08:14.387
چون حالا 97 قطعه موسیقی دارین

01:08:14.475 --> 01:08:17.475
،وقتی این چیزارو رو فیلم میذارین
.به سوی موسیقی میره

01:08:17.561 --> 01:08:22.021
خیلی بندرت پیش میاد آهنگسازا فرصت پرورش
موضوعی رو از طریق موسیقی داشته باشن

01:08:22.149 --> 01:08:27.449
که همیشه متناقض با دیالوگا و جلوه ها نیست

01:08:34.745 --> 01:08:38.785
من دائما این تکنیکارو تو سرم دارم

01:08:38.874 --> 01:08:40.464
و دارم سعی میکنم بفهمم

01:08:40.542 --> 01:08:45.512
خب، میتونم اینجا ازش استفاده کنم؟
این بهترین روش استفاده از اونه؟

01:08:45.589 --> 01:08:47.509
اینا تکنیکای ایجاد ترس قدیمیه

01:08:47.591 --> 01:08:49.801
نمای دید دوربین که یه نفرو در اطراف
دنبال میکنه

01:08:49.885 --> 01:08:51.845
حسی که من نسبت به پوشش دارم اینه

01:08:51.929 --> 01:08:55.179
،یه منظره ی وسیع بگیرید
شخص به سمت خونش میره

01:08:55.265 --> 01:08:59.265
،شخص از پنجره عبور میکند
شخص پشت ویکترولا پنهان میشود

01:08:59.353 --> 01:09:01.443
!و میگی: پسر این جالبه

01:09:01.522 --> 01:09:03.152
من همیشه دارم تلاش میکنم راهی پیدا کم

01:09:03.232 --> 01:09:07.952
تا کارو از لحاظ بصری مهیج کنم

01:09:11.506 --> 01:09:13.696
آیا اون فقط شبیه یه ایتالیایی تبار نیست؟

01:09:15.744 --> 01:09:17.624
چاقویی را برای یه جنگ با هفت تیر میاورد

01:09:22.292 --> 01:09:24.462
!از اینجا گمشو بیرون، حرومزاده ی داگو

01:09:26.338 --> 01:09:27.918
!برو، تن لشتو از اینجا ببر

01:09:39.518 --> 01:09:41.448
خب من همه ی این اصابتارو برای شان گذاشتم

01:09:41.478 --> 01:09:43.728
اون خیلی از دستم عصبانی بود

01:09:43.814 --> 01:09:45.694
قبلا تا بحال تجربه هیچ ضربه ای به خودش
 نداشت

01:09:45.774 --> 01:09:48.614
!گفتم: تو جیمز باندیو تا بحال بهت شلیک نشده؟

01:09:48.694 --> 01:09:51.704
،نه! و مقداری گرد تو چشماش رفته بود

01:09:51.780 --> 01:09:53.420
اونو فورا به بیمارستان بردند

01:09:53.490 --> 01:09:58.330
و من مجبور بودم بهش التماس کنم تا برگرده و
برداشت دومو انجام بدیم

01:09:58.412 --> 01:09:59.662
ازش متنفر بود

01:10:00.122 --> 01:10:04.462
ما خیلی نگران بودیم چون برای علاقمندی
چند عدد بد داشتیم

01:10:04.543 --> 01:10:06.093
و اینکه سر و کله کی قرار بود پیدا شه

01:10:06.170 --> 01:10:09.130
،و رقابت بزرگ ما اون قسمت فیلم بود

01:10:09.256 --> 01:10:12.836
که جان لیتگو با یه چیزایی مثل هیولا
تو خونه زندگی میکنه

01:10:12.926 --> 01:10:14.756
"همه فکر کردن "هری و هندرسون

01:10:14.845 --> 01:10:16.135
قراره بزرگ بشه

01:10:16.263 --> 01:10:18.933
و ما یجورایی هفته اول تصورات همه رو
خراب کردیم

01:10:19.016 --> 01:10:22.436
تسخیرناپذیران" یکی دیگه از اون فیلمای"
.جادویی بود

01:10:23.437 --> 01:10:26.107
که تو حرفه ات خیلی کم پیش میاد

01:10:27.524 --> 01:10:30.364
بعد اونارو برای ساخت فیلمی آماده کردم که
هیچکس دلش نمیخواست بسازد

01:10:30.444 --> 01:10:34.204
!اونم هست گروهبان
اون خوشگل ترینشونه

01:10:34.281 --> 01:10:35.741
خوشگلرو انتخاب کن

01:10:35.824 --> 01:10:37.744
"من همیشه حس میکردم "تلفات جنگ

01:10:37.826 --> 01:10:40.616
بهترین داستان درباره جنگ ویتنامه

01:10:40.704 --> 01:10:42.664
اون یه قطعه ی بزرگ روزنامه نگاری بود

01:10:42.748 --> 01:10:45.538
یه چرخش دوربین دایره وار واقعا دراماتیکی
 داشت

01:10:45.626 --> 01:10:48.626
حسی که بهم میداد شبیه حسی

01:10:48.712 --> 01:10:52.512
نسبت به اینجور جنگایی بود که واردش میشیم و
هیچکس نمیدونه چرا

01:10:52.591 --> 01:10:54.511
برای من یه استعاره از چیزیه که داریم انجام
میدیم

01:10:54.593 --> 01:10:56.393
ما این کشورارو داریم ویران میکنیم

01:10:56.470 --> 01:10:57.720
این یه اسلحه است

01:11:02.768 --> 01:11:04.018
این یه تفنگه

01:11:04.103 --> 01:11:06.773
بعد یه حادثه واقعیو دارین

01:11:06.855 --> 01:11:10.225
که به یه بی گناه تجاوز میشه و کشته میشه

01:11:10.317 --> 01:11:13.277
این چیزیه که ما داریم انجام میدیم و
هیچوقتم نمیخوایم بهش اعتراف کنیم

01:11:13.362 --> 01:11:15.202
هیچکس

01:11:15.322 --> 01:11:17.532
ما این افرادو هیچوقت درک نمیکنیم

01:11:17.616 --> 01:11:19.656
فرهنگشونو درک نمیکنیم

01:11:19.743 --> 01:11:24.333
یه سری وردای نامفهومی برامون خونده میشه
از اینکه این خیلی مهمه

01:11:24.414 --> 01:11:27.584
برای منافع کشورمون که اونجا باشیم

01:11:27.668 --> 01:11:31.258
،که ابدا هیچ معنی ای نداره

01:11:31.338 --> 01:11:33.298
و جای تعجبی نیست که

01:11:33.382 --> 01:11:38.552
این سربازا تلاش میکنن کار درستو انجام بدن و
.دیوونه میشن

01:11:38.637 --> 01:11:41.677
افرادی سعی کردن "تلفات جنگ" رو بسازن

01:11:41.765 --> 01:11:43.425
از اوایل دهه 60

01:11:43.517 --> 01:11:45.557
یکی از اون ابزارای صحنه ای بود که خریداری
،شده بود

01:11:45.644 --> 01:11:48.114
اصلاح شده بود، تو یه قفسه قرار گرفته بود

01:11:48.188 --> 01:11:50.148
خریده شده بود، اصلاح شده بود، تو یه قفسه
 قرار گرفته بود

01:11:50.232 --> 01:11:52.822
خوشبختانه دان از پارامونت رفته بود

01:11:52.901 --> 01:11:54.441
و رئیس کلمبیا شده بود

01:11:54.528 --> 01:11:59.028
و دنبال یه پروژه پر از افراد مشهور میگشت

01:11:59.116 --> 01:12:01.786
دان قبلا شرکت مایکل جی فاکسو اداره میکرد

01:12:01.869 --> 01:12:04.449
و اون مایکلو برای بازی نقش اریکسون
داشت

01:12:04.538 --> 01:12:06.558
که تنها راهیه که فیلم تونسته ساخته بشه

01:12:06.582 --> 01:12:09.882
ببین این افراد اینجا خودشونو گرفتار میکنن

01:12:09.960 --> 01:12:11.270
اونا کنگن یا کنگ نیستن؟

01:12:11.295 --> 01:12:15.375
شان این مرد بروکلینی نرینه رفتارو
 پیشنهاد کرد

01:12:15.465 --> 01:12:17.215
اون واقعا گروهبان بود

01:12:17.301 --> 01:12:21.141
با بقیه بازیگرا طوری رفتار میکرد انگار
 عضو جوخه خودشن

01:12:21.221 --> 01:12:22.471
هیچوقت با مایکل حرف نزد

01:12:22.556 --> 01:12:25.116
دیدش نسبت به اون مثل حسی بود که تو فیلم
 بهش داشت

01:12:25.142 --> 01:12:26.702
اریکسون نمیخوای به ویتنامی نزدیکی کنی

01:12:26.768 --> 01:12:28.058
چطور مگه؟ -
.نمیدونم -

01:12:28.145 --> 01:12:29.935
!اون یه ترسوئه -
همینه؟ -

01:12:30.022 --> 01:12:31.482
اریکسون مشکلت اینه؟

01:12:31.565 --> 01:12:33.725
مایکل مرد خوش طینتیه

01:12:33.817 --> 01:12:36.027
و اون خیلی احساس غریبی میکرد

01:12:36.111 --> 01:12:38.361
بخاطر شان و افرادش

01:12:38.447 --> 01:12:39.947
اما تو فیلم خیلی خوب جواب داد

01:12:43.327 --> 01:12:47.407
یه صحنه تو فیلم بود که مایکل، کلارکو با
بیل میزد

01:12:47.497 --> 01:12:49.627
و شان بهش متلک میندازه مسخرش میکنه

01:12:49.708 --> 01:12:51.998
با نگاه عاقل اندر سفیهی که داشت

01:12:52.085 --> 01:12:53.415
و ما چنتا برداشت گرفتیم

01:12:53.503 --> 01:12:57.423
بعد شان به سمت مایکل جی رفت و
اونو کوبوند به زمین

01:12:57.507 --> 01:13:00.637
فقط کوبوندش به زمین

01:13:00.719 --> 01:13:03.219
من فکر کردم مایکل میخواد بکشتش

01:13:03.305 --> 01:13:04.555
بعد ما صحنه رو فیلمبرداری کردیم

01:13:07.559 --> 01:13:09.349
یه بلایی سر مایکل آورد

01:13:09.436 --> 01:13:12.936
که...  به سختی میتونست بلند شه

01:13:13.023 --> 01:13:14.273
اون که اول به شدت عصبانی بود

01:13:14.358 --> 01:13:17.608
بعد شان فقط اونو به اوجش رسوند

01:13:17.694 --> 01:13:19.784
بعد یه چیزی براش زمزمه میکنه و
اونجارو ترک میکنه

01:13:19.863 --> 01:13:21.413
درباره انتقام

01:13:21.490 --> 01:13:24.160
!فکر کنم یه بار در گوشش گفت: بازیگر تلویزیون

01:13:29.957 --> 01:13:32.327
شان خوب قدیمی. کار کردن باهاش خیلی
هیجان انگیزه

01:13:32.459 --> 01:13:35.709
،فیلم خیلی سختی برای ساختن بود

01:13:35.796 --> 01:13:37.456
با اون هوا و گرما

01:13:37.547 --> 01:13:41.467
برای درک ویتنام باید اون زمینو بشناسی

01:13:41.551 --> 01:13:42.931
باید گرماشو تجربه کنی

01:13:43.011 --> 01:13:44.681
وقتی یه بار گرماشو تجربه کنی

01:13:44.763 --> 01:13:47.523
نمیتونید تصور کنید چقدر روی طرز فکرتون
تأثیر میذاره

01:13:47.599 --> 01:13:50.809
بعد برای تایلند کل دکور جنگلو ساختم

01:13:50.894 --> 01:13:54.904
بخاطر اینکه تو جنگل سه قدم که برمیداری
 ممکنه به ناکجا برسی

01:13:54.982 --> 01:13:57.072
چون تو جنگل هیچ جهت گیری ای نیست

01:13:57.150 --> 01:13:58.940
بخاطر همین گفتم: بیاین یه صحنه ی جنگل
بسازیم

01:13:59.027 --> 01:14:01.277
و فقط درختارو به اطراف منتقل کنید

01:14:01.363 --> 01:14:03.533
و داون کل راهو تا اونجا اومد

01:14:03.615 --> 01:14:06.825
و فکر کنم پنج ساعتی اونجا بود و
سوار هواپیما شد و رفت خونه

01:14:06.910 --> 01:14:08.910
وحشتناک بود

01:14:12.541 --> 01:14:14.081
میخواستم اون حسارو داشته باشم

01:14:14.167 --> 01:14:17.297
که اگه شما فکر میکردین اتفاقات بدی
،روی زمین داره میفته

01:14:17.379 --> 01:14:20.419
باید ببینین زیر زمین چه خبره

01:14:20.507 --> 01:14:23.757
و تنها راه انجامش این بود که جرثقیل
فیلمبرداریو مستقیم به سمت پایین میبردم

01:14:23.844 --> 01:14:26.474
،و یه نمای عرضی از تونل

01:14:26.555 --> 01:14:30.305
،و فرد آویزونی که وسطش داره حرکت میکنه
مثل یه کلنی مورچه رو نشون میدادم

01:14:32.310 --> 01:14:34.770
خب کلمبیا از من خواست که فیلمو
 پیش نمایش کنم

01:14:34.855 --> 01:14:37.515
اما پیش نمایشا هیچوقت کمکی نمیکنن

01:14:37.607 --> 01:14:39.357
کل فشار کارو قبول میکنی

01:14:39.443 --> 01:14:41.533
و در نگاهی به گذشته به شدت ازش پشیمون میشی

01:14:41.611 --> 01:14:43.241
"و پایان "تلفات جنگ

01:14:43.321 --> 01:14:45.451
چنتا صحنه بازجویی گرفتم

01:14:45.532 --> 01:14:47.202
...مخصوصا اون که اونا

01:14:47.284 --> 01:14:50.584
اونا با خشونت مایکلو توسط یه وکیل مدافع
رو یه سکو مورد انتقاد قرار میدن

01:14:50.662 --> 01:14:51.972
این حقیقت داره کاری که
رفتی بیرون انجامش بدی

01:14:51.997 --> 01:14:54.767
این بود که بفهمی چجوری از این اتفاق استفاده
 کنی تا گورتو از پیاده نظام گم کنی

01:14:54.791 --> 01:14:56.171
اعتراض دارم -
...میتونید بفهمید -

01:14:56.251 --> 01:14:57.541
و من اونو حذف کردم کردم

01:14:57.627 --> 01:14:59.957
و دست آخر تو نسخه اصلاح شده برگردوندمش

01:15:00.047 --> 01:15:04.587
چون اگه چیزی بکار ببری که بیننده
،بیش از حد واکنش نشون بده

01:15:04.676 --> 01:15:05.966
.بهت میگن که حذفش کنی

01:15:06.053 --> 01:15:08.223
فیلمای من مردمو خیلی میرنجونه

01:15:08.305 --> 01:15:11.805
پس میتونین چیزایی که اونا میخواستن
از فیلمام حذف کننو تصور کنین

01:15:11.892 --> 01:15:13.562
و من باید با چنگ و دندون باهاشون میجنگیدم

01:15:14.811 --> 01:15:18.821
پیش نمایش از این فیلم واقعا هیچی به
شما نمیگه

01:15:18.899 --> 01:15:23.239
جنس فیلم خیلی احساسی و غم انگیزه

01:15:23.320 --> 01:15:24.910
یه پیش نمایش چی میخواد به شما بگه؟

01:15:24.988 --> 01:15:27.448
.نمیخوام فیلمو ببینم
خیلی مضطربم میکنه

01:15:27.574 --> 01:15:29.414
نمیدونم به دوستام چی بگم

01:15:29.493 --> 01:15:31.243
برای خودم کار سختیه که ببینمش

01:15:31.328 --> 01:15:35.038
وقتی مربوط به جنس باشه، خیلی
برای آدم مایه ی دل شکستگیه

01:15:35.123 --> 01:15:38.383
و باید بری یه میکس انجام بدی و
کارو بارها و بارها دوباره ببینی

01:15:38.460 --> 01:15:40.000
،"بهترین سالهای زندگیمون"

01:15:40.087 --> 01:15:41.587
روز بعدش تو تلویزیون پخش شد

01:15:41.671 --> 01:15:43.431
یه ساعت اون آدمای بیچاره نمایش داده میشدن

01:15:43.507 --> 01:15:45.427
که فقط سعی میکردن خودشونو با جایی
که هستن وفق بدن

01:15:45.509 --> 01:15:47.639
چجوری اون فیلمو تماشا میکنین؟

01:15:47.719 --> 01:15:49.429
،خیلی ناراحت کنندست
.فکر کن اونو بخوای بسازیش

01:15:49.513 --> 01:15:52.313
"اون حسیه که من نسبت به "تلفات جنگ
داشتم

01:15:52.390 --> 01:15:54.480
پاولین یه نقدنامه ی عالی نوشت

01:15:54.601 --> 01:15:58.061
اما تأثیر زیادی نذاشت و نقدنامه های
جورواجور زیادی وجود داشت

01:15:58.146 --> 01:15:59.556
و کسی برای دیدنش نرفت

01:15:59.648 --> 01:16:04.988
،بعد از اون کار ناامیدی وحشتناکی بود
و کار زیادی بود

01:16:07.155 --> 01:16:08.665
اون اینجاست -
اون اینجاست -

01:16:08.698 --> 01:16:11.448
!بیاین بریم

01:16:11.535 --> 01:16:13.785
مردم هیچوقت فکر نمیکردن من در کتاب
سررشته داشته باشم

01:16:13.870 --> 01:16:15.500
کتابو کاملا درک میکردم

01:16:15.622 --> 01:16:18.672
برادران وارنر با "آتش غرور" اومدن پیشم

01:16:18.750 --> 01:16:20.710
و این شانس بزرگی برای برگشت به نیویورک بود

01:16:20.794 --> 01:16:22.384
...تا یه استودیو فیلم بزرگ بسازم و

01:16:22.462 --> 01:16:25.172
بعضی وقتا فقط باید کار کنی و
مجبور نیستی فکر کنی

01:16:25.257 --> 01:16:27.627
مشکلم با "اتش غرور" این بود که

01:16:27.717 --> 01:16:30.797
اون باید شبیه فیلم "خانواده اشرافی امبرسون" میشد

01:16:30.887 --> 01:16:33.637
شرمن مککوی واقعا یه کودنه

01:16:33.723 --> 01:16:36.693
،"خیلی شبیه به کاراکتر اصلی "خانواده امبرسون

01:16:36.768 --> 01:16:40.478
که همه چیو بخاطر غرورش خراب میکنه

01:16:40.564 --> 01:16:42.694
و این، طوری بود که فیلم باید میبود

01:16:42.774 --> 01:16:44.534
،اما بعد با تام هنکس قرارداد بستیم

01:16:44.651 --> 01:16:47.491
.و گفتم: قمار میکنم و اونو مهربونتر میکنم

01:16:47.571 --> 01:16:48.631
فقط نمیخوام کار احمقانه ای کنم

01:16:48.655 --> 01:16:51.485
اگر آرامش خودمونو حفظ کنیم، کاملا خوب میشیم

01:16:51.575 --> 01:16:53.085
!یا عیسی مسیح، شرمن

01:16:53.118 --> 01:16:54.828
ما وسط منطقه جنگی لعنتی ایم

01:16:54.911 --> 01:16:57.001
!اونوقت تو نگران انجام کار درستی؟

01:16:57.080 --> 01:16:59.420
:همش اینجور فکرا تو سرم بود

01:16:59.499 --> 01:17:01.669
.اون فیلم بزرگ و پر هزینه ایه

01:17:01.751 --> 01:17:04.461
میدونستم چی ممکنه براش مشکل ساز باشه

01:17:04.546 --> 01:17:06.966
میتونست مثل فیلم ولز باشه

01:17:07.048 --> 01:17:09.838
،یا میتونست مثل "بوی خوش موفقیت" باشه

01:17:09.926 --> 01:17:12.006
بهترین فیلمی که مکندریک تابحال ساخته

01:17:12.095 --> 01:17:13.815
که درواقع با اون از کار خدافظی کرد

01:17:13.847 --> 01:17:16.447
چنتا جوک مبتذل زننده میخوای بشنوی؟ -
اونا رو حفظ میکنی، نه؟ -

01:17:16.516 --> 01:17:19.806
آتش" باید همینقدر منفی و همینقدر خشک"
.میشد

01:17:19.895 --> 01:17:23.055
،فقط گفتم: اگه من این فیلمو بسازم
.پایان دهنده ی کار من خواهد بود

01:17:23.148 --> 01:17:26.818
،مثل ولز، مثل مکندریک

01:17:26.902 --> 01:17:28.952
منم یه جورایی قراره بیکار شم

01:17:29.029 --> 01:17:31.319
از قضا اون هنوز موفق نبود

01:17:31.406 --> 01:17:33.196
باید خشن تر و خشک تر میشد

01:17:33.283 --> 01:17:35.793
هرکی که کتابشو خونده از فیلم متنفر بود

01:17:35.869 --> 01:17:38.329
مشکل کار کردن در سیستم هالیوود

01:17:38.413 --> 01:17:40.083
اینه که به افراد  پول زیادی داده میشه

01:17:40.165 --> 01:17:42.165
تا کاری که میخوانو انجام بدی

01:17:42.250 --> 01:17:43.880
.به این دلیل اون شغلارو دارن

01:17:43.960 --> 01:17:45.670
،و ممکنه راه خودتو گم کنی

01:17:45.754 --> 01:17:48.224
.و با عقیده ی اونا کنار بیای

01:17:48.298 --> 01:17:53.548
هیچوقت اون دسته های یادداشت استودیو
رو نمیدیدم

01:17:53.637 --> 01:17:56.767
!فقط میتونستم بگم: واو

01:17:56.848 --> 01:18:01.058
من خیلی سازش کردم و این فاجعه بود

01:18:01.144 --> 01:18:05.324
و جولی سالامون هر حرکتیو توش نوشت

01:18:05.398 --> 01:18:09.028
من فکر میکنم فیلم خودش به تنهایی، خیلی
رضایتبخشه

01:18:09.110 --> 01:18:11.320
،هیچ مشکلی نداره
.فقط کتابو نخونید

01:18:11.404 --> 01:18:16.374
با جوابی به "آتش غرور"، رتبه گرفته بودم

01:18:16.451 --> 01:18:19.661
فاجعه بود! وقتش بود که شهرو ترک کنم

01:18:19.871 --> 01:18:22.041
،بعدش ازدواج کردم

01:18:22.123 --> 01:18:23.463
،بچه دار شدم

01:18:23.541 --> 01:18:25.631
و به ژانری برگشتم

01:18:25.752 --> 01:18:29.092
.که تو دهه 70 ساخته بودم

01:18:31.883 --> 01:18:33.133
متأسفم

01:18:34.552 --> 01:18:36.222
متأسفم

01:18:39.474 --> 01:18:42.194
همسرم با یونیورسال توافقی کرد

01:18:42.269 --> 01:18:45.479
که ما با هم یه فیلم بسازیم

01:18:45.563 --> 01:18:47.403
درواقع دو ایده داشتم

01:18:47.482 --> 01:18:50.822
.یکیش یه کاراکتر چند شخصیتی بود

01:18:50.902 --> 01:18:52.492
،سالها قبل

01:18:52.570 --> 01:18:55.820
با زنی که متأهل بود رابطه داشتم

01:18:55.907 --> 01:18:59.197
و اون بعد از کار میومد پیش من

01:18:59.286 --> 01:19:01.496
و عشقبازی میکردیم

01:19:01.579 --> 01:19:03.339
و چون خسته بود خوابش میبرد

01:19:03.373 --> 01:19:05.333
و یادم میاد وقتی خواب بود، نگاش میکردم
و فکر میکردم

01:19:05.417 --> 01:19:08.627
چی میشه اگه بذارم کل شبو بخوابه؟

01:19:08.712 --> 01:19:11.172
چجوری میخوای اینو به شوهرت توضیح بدی؟

01:19:11.256 --> 01:19:13.506
!وای خدای من

01:19:13.591 --> 01:19:17.261
اما مشکل این بود که داستان لولیتا داویدوویچ

01:19:17.345 --> 01:19:20.305
،باید اولین داستان در "ریزینگ کین" میشد

01:19:20.390 --> 01:19:22.180
نه داستان جان لیتگوی

01:19:22.267 --> 01:19:26.227
!با بچه دزدی و شخصیتای متعدد

01:19:26.313 --> 01:19:28.233
.اون چیزی بود که بعدا باید نشون داده میشد

01:19:28.315 --> 01:19:31.815
اینجوری باید شروع میشد: وقتی رفته خرید
تا ساعتارو بخره

01:19:31.901 --> 01:19:33.651
استیون باورو میبینه

01:19:33.737 --> 01:19:36.067
،اما وقتی فیلمو داشتم تدوین میکردم

01:19:36.156 --> 01:19:39.366
...مسائل جان لیتگو خیلی افراطی بودن، یه جورایی

01:19:39.451 --> 01:19:41.831
،حدس میزنم میگین داستان عشقی صابون اپرا

01:19:41.911 --> 01:19:44.251
.عنصر اصلی اون نبود

01:19:44.331 --> 01:19:48.671
و من باید تمام مسائل جان لیتگو رو
میکشوندم تو فیلم

01:19:48.752 --> 01:19:53.262
بخاطر این یه غریبی خاصی تو فیلمه

01:19:53.340 --> 01:19:55.970
چون به اون صورتی که تصور شده بود، تدوین
 نشده بود

01:19:56.051 --> 01:19:59.051
نمیدونم چرا همیشه جان لیتگو رو آدم بده
داستان میکنم

01:19:59.137 --> 01:20:03.477
مثل همون دلیلیه که بیلی ویلدر، همیشه
فرد مک موری رو آدم بده انتخاب میکنه

01:20:03.558 --> 01:20:06.728
درحالیکه بقیه اونو بعنوان استادی برای
فلابر" میخواستن"

01:20:06.853 --> 01:20:08.983
و اون کلش در محوطه ی پشتیمون ضبط شده بود

01:20:09.064 --> 01:20:13.234
همه ی لوکیشنا اطراف نقطه ای که ما
زندگی میکردیم، بودن

01:20:13.318 --> 01:20:15.318
من و گیل خونه هامون بالای اونجا بود

01:20:15.403 --> 01:20:17.073
لولیتا دخترم، به دنیا اومده بود

01:20:17.155 --> 01:20:20.445
و ما از خونمون میرفتیم بیرون و ضبط میکردیم

01:20:20.533 --> 01:20:23.203
اون از لحاظ مالی یکی از موفق ترین
 فیلمام بود

01:20:23.286 --> 01:20:26.826
چون من حدود 10% از کل پول اولیه رو داشتم

01:20:26.915 --> 01:20:30.245
الان که فیلمو نگاه میکنم خیلی جالبه
چون مثل یه آلبوم خانوادگی میمونه

01:20:30.335 --> 01:20:32.165
بابایی کجاست؟

01:20:32.253 --> 01:20:34.963
،بابایی اینجا نیست عزیزم
اون رفته یه جای دور

01:20:35.048 --> 01:20:38.508
.بابایی اینجاست -
.نه اون نیست -

01:20:38.593 --> 01:20:40.553
بیا عزیزم باید برگردیم

01:20:40.637 --> 01:20:42.957
بیا بغل مامان

01:20:50.063 --> 01:20:52.733
من و گیل تو یه دوره زمانی خاصی از
زندگیامون دوباره بهم رسیدیم

01:20:52.816 --> 01:20:57.276
بعد به زندگیایی برگشتیم که
تمومشون نکرده بودیم

01:20:57.362 --> 01:21:03.492
و تو این جریان این دختر فوق العاده رو
...داشتیم پس

01:21:05.412 --> 01:21:08.372
با اینکه عجیب غریب بنظر میرسید اما
همه چی نسبتا خوب بود

01:21:09.999 --> 01:21:12.709
اون زمانی بود که فیلمنامه "راه کارلیتو" رو
گرفتم

01:21:15.088 --> 01:21:18.168
و فکر کردم: پسر، بزن بریم

01:21:18.258 --> 01:21:22.548
آلپاچینو با گانگسترا اسپانیایی حرف میزد

01:21:22.637 --> 01:21:25.427
،اما فیلمنامه خیلی خوب بود
سرانجام که خوندمش

01:21:25.515 --> 01:21:28.225
گفتم: میدونم اینو چجوری به یه فیلم عالی
 تبدیل کنم

01:21:30.145 --> 01:21:33.645
دیک سیلبرت یکی از طراحای تولید برجسته است

01:21:33.731 --> 01:21:35.941
یه آدم شگفت انگیز برای باهم کار کردنه

01:21:36.025 --> 01:21:37.985
،ایده ی اینکه کلاب شبیه قایق باشه

01:21:38.069 --> 01:21:41.609
،از اولین لوکیشن خارجی ای که پیدا کردیم
گرفته شد

01:21:41.698 --> 01:21:45.788
که یه کلاب شبانه به شکل یه قایق بود

01:21:45.869 --> 01:21:48.999
بعد دیک داخلو طراحی کرد تا با ظاهرش
همخونی داشته باشه

01:21:49.080 --> 01:21:52.000
البته اتفاقی که افتاد این بود که ما اون
لوکیشنو گم کردیم

01:21:52.083 --> 01:21:54.633
و اون ظاهر قایقی رو نداشتیم

01:21:54.711 --> 01:21:58.551
ولی بعدا اون برای کارلیتو تبدیل به تصویری
از رفتن به دریای کارائیب شد

01:21:58.631 --> 01:22:01.681
،شان با اون بلایی که سر موهاش آورده بود
همه رو شوکه کرده بود

01:22:01.759 --> 01:22:05.719
درباره اینکه اون قراره با اون موهای وز و
به عقب تراشیده برگرده، هیچ نظری نداشتم

01:22:05.805 --> 01:22:10.185
!قیافشو ببین
واقعا تو زندگیت مسخره تر از این نمیشی

01:22:10.268 --> 01:22:13.058
نمیدونم این تجربه رو با بازیگرا داشتین
یا نه

01:22:13.146 --> 01:22:15.316
اما یه صحنه است که اونا روش متمرکز میشن

01:22:15.398 --> 01:22:17.778
و اون صحنه بیمارستان در "راه کارلیتو"ئه

01:22:17.859 --> 01:22:21.449
داشتیم اون صحنه رو برای روز ضبط بازنویسی
میکردیم

01:22:21.529 --> 01:22:23.619
که اونا هنوز ازش راضی نبودن

01:22:23.698 --> 01:22:28.078
آروم باش دیو، رفیقتم

01:22:28.161 --> 01:22:30.041
ما باید از همه ی فوت و فنای

01:22:30.121 --> 01:22:31.751
این فیلمسازی از استفاده میکردیم

01:22:31.831 --> 01:22:33.461
تا بازیگرا بتونن بازی کنن

01:22:33.541 --> 01:22:36.291
اگر چیزیو ببینم که حواس کسیو پرت میکنه

01:22:36.377 --> 01:22:39.377
یا باعث میشه اونا تمرکزشونو از دست بدن

01:22:39.464 --> 01:22:41.634
باید بهش رسیدگی کنید و اونو از سر راهشون
بردارید

01:22:41.716 --> 01:22:44.086
کارگردان بودن مثل تماشاچی بودن میمونه

01:22:44.177 --> 01:22:47.927
از لحاظ اینکه ضمیرای زیادی تو اتاق داری

01:22:48.014 --> 01:22:51.394
و باید ببینی که چجوری باهمدیگه تعامل میکنن

01:22:51.476 --> 01:22:54.096
چون وقتی سر یه صحنه ای، در اصل داری
 تمرکز میکنی

01:22:54.187 --> 01:22:57.647
رو اینکه در لحظه چه اتفاقی داره میفته و
باید همه چیزو ببینین

01:22:57.732 --> 01:23:00.192
وقت نداری بگی: قهوه چطوره؟

01:23:00.276 --> 01:23:03.356
یا اینکه: دیشب شب خوبی داشتی؟

01:23:03.446 --> 01:23:06.366
کار شما بعنوان یه کارگردان اینه که
فیلمو بسازین

01:23:06.449 --> 01:23:08.789
اگر کسی از کوره در رفت

01:23:08.868 --> 01:23:12.158
،یا شما از کوره در رفتی
همه چیز متوقف میشه

01:23:23.675 --> 01:23:25.175
اون تعقیبی که فیلمبرداری کردیم

01:23:25.260 --> 01:23:28.010
تو اوج تابستونه

01:23:28.096 --> 01:23:32.306
و من داشتم سعی میکردم این صحنه رو
.از قطار تا قطار بگیرم

01:23:32.392 --> 01:23:35.522
و آل هم اون کت چرمی خیلی سنگینو
پوشیده بود

01:23:35.603 --> 01:23:36.853
...و الان

01:23:36.938 --> 01:23:41.818
 وسط تابستون تو مترو، هوا 110 درجه است

01:23:41.901 --> 01:23:43.821
و من تو یه قطارم

01:23:43.903 --> 01:23:46.913
و سعی میکردم از اون فیلم بگیرم درحالیکه
تو قطار دیگه ای به سرعت میدوید

01:23:46.990 --> 01:23:48.450
و توسط این افراد تعقیب میشد

01:23:48.533 --> 01:23:50.213
و باید از قطاری به قطار دیگه میرفتیم

01:23:50.285 --> 01:23:52.285
و همه سر کارشونن

01:23:52.370 --> 01:23:55.620
و شما... قطارت به اندازه کافی تندتر میره

01:23:55.707 --> 01:23:59.587
تا اونو تو یه نما نگه داری؟ یا اینجوری میشه

01:23:59.669 --> 01:24:02.959
 ما واقعا کل شبو سعی کردیم این صحنه رو
 بگیریم

01:24:03.089 --> 01:24:05.549
و آل بالا و پایین این قطار میدوید

01:24:05.633 --> 01:24:08.473
،تا اینکه نهایتا، نمیدونم حدود 4 صبح بود

01:24:08.553 --> 01:24:13.353
ناگهان قطاری که آل توش بود شروع به حرکت کرد

01:24:13.433 --> 01:24:15.993
و ناپدید شد

01:24:16.769 --> 01:24:20.769
و من به دستیار کارگردانم، کریس، گفتم چی شد؟

01:24:20.857 --> 01:24:24.437
و اون گفت: آل با مترو رفت خونه

01:24:27.572 --> 01:24:31.372
اون فکر میکنه تو دیوونه ای، نمیدونه"
".داری چیکار میکنی

01:24:31.451 --> 01:24:36.121
بخاطرهمین باید سوار قطار خودم میشدم و
میرفتم به جایی که قطار آل بود

01:24:36.205 --> 01:24:40.125
و به تریلر آل رفتم و اون
قرمز شده بود

01:24:40.209 --> 01:24:43.249
چون ساعتها با اون کتش عرق کرده بود

01:24:43.338 --> 01:24:46.508
و گفت: چیکار داری میکنی؟

01:24:51.763 --> 01:24:54.353
باید با اتفاقاتی که تو طول روز میفته
کنار بیاین

01:24:54.432 --> 01:24:56.892
و البته دیدتونو تنظیم کنید

01:24:56.976 --> 01:25:00.806
و چیزی رو که واقعا جواب میده یا شایدم
چیزی که بهتره رو ارائه بدین

01:25:00.897 --> 01:25:06.027
فیلمنامه ی تصویری کل این تیراندازی رو
پله برقی رو بزحمت ساخته بودم

01:25:06.152 --> 01:25:08.712
که تو مرکز جهانی تجارت بودن و اومده بودن
 پایین به سمت مترو

01:25:08.780 --> 01:25:12.780
هفته ها و هفته ها رو صرف عکاسی کردم

01:25:12.867 --> 01:25:15.657
و یه برنامه معماری داشتم

01:25:15.745 --> 01:25:18.115
و جایگاه همرو تعیین کردم

01:25:18.206 --> 01:25:21.416
و بعد، چند روز قبل  از اینکه قرار بود
بریم برای ضبط

01:25:21.501 --> 01:25:24.251
اونجارو منفجر کردن. اولین حمله ی تروریستی
 بود

01:25:24.337 --> 01:25:26.317
بعد همه گفتن: باید چیکار کنیم؟

01:25:26.339 --> 01:25:29.629
و گفتم: فرض کنید اون به ایستگاه مرکزی بزرگ
میره

01:25:29.717 --> 01:25:31.837
و سوار یه قطار میشه تا به فلوریدا بره

01:25:31.928 --> 01:25:34.388
.پس تو ایستگاه مرکزی بزرگ انجامش میدیم

01:25:34.472 --> 01:25:38.432
بعد اون صحنه ی استدی کم فوق العاده پیچیده
 با آل رو گرفتم

01:25:52.115 --> 01:25:53.615
هی وینی

01:25:53.700 --> 01:25:55.450
وینی صبر کن

01:26:01.457 --> 01:26:03.707
چیزی که درمورد برداشت طولانی
باید یاد بگیرین

01:26:03.793 --> 01:26:09.923
اینه که میتونید احساسات اون لحظه ی واقعیو
که سر فیلمبرداری اتفاق میفتنو مستند کنید

01:26:10.007 --> 01:26:11.877
،و زمانی که چیزارو تکه تکه میکنید

01:26:11.968 --> 01:26:15.298
ریتم عاطفی چیزارو از دست میدین

01:26:15.388 --> 01:26:18.018
اون این بالا نیست، بیا بریم پایین
زود باش

01:26:18.099 --> 01:26:21.119
،روش کلی که فیلم حول فلش بک مرگی ساخته شه

01:26:21.144 --> 01:26:22.404
یه ایده بود

01:26:22.478 --> 01:26:26.148
از 28000 عکس نوآری که تابحال دیده بودم

01:26:26.232 --> 01:26:28.572
اون نمای آغازین بشدت مکرآمیز بود

01:26:28.651 --> 01:26:31.991
که برای انجامش باید کمی آماده سازی
 تدبیر میکردیم

01:26:32.071 --> 01:26:34.411
ممکنه یه بار مسیر اشتباهی بری

01:26:34.490 --> 01:26:37.370
 اونطوری که همیشه چیزارو
 اداره میکنی نیست

01:26:37.452 --> 01:26:40.582
باید بارها انجامش میدادیم تا درست شه

01:26:40.663 --> 01:26:43.883
میخواستم به صحنه های مشابهی برگردم

01:26:43.958 --> 01:26:46.168
بدون اینکه بیننده اینو بفهمه

01:26:46.252 --> 01:26:47.732
میخواستم یه کار کلی انجام بدم

01:26:47.754 --> 01:26:49.714
تو جاییه که اون کل راهو برمیگرده و به
نقطه شروع مییرسه

01:26:49.797 --> 01:26:52.927
اما شما متوجه نمیشید که تو اون صحنه این
تا وقتی که نصف راهو بگذرونین

01:26:53.009 --> 01:26:54.779
!و میگین: وای خدای من
من قبلا اینجا بودم

01:27:05.646 --> 01:27:07.896
دوباره اینم داشت نقدنامه های جورواجور
:میگرفت

01:27:07.982 --> 01:27:11.152
"ژانر خسته ی گانگسترها"

01:27:11.277 --> 01:27:13.277
و من تقریبا خیلی ناامید بودم

01:27:13.362 --> 01:27:16.242
چون یادمه وقتی به برلین رفتم

01:27:16.324 --> 01:27:19.164
و بعد از اینکه فبلم اومد، داشتم تو برلین
تماشاش میکردم

01:27:19.285 --> 01:27:21.155
و تو ایالات متحده هم خوب بود

01:27:21.287 --> 01:27:23.617
:یادمه وقتی تو برلین تماشاش میکردم گفتم
...من نمیتونم

01:27:23.706 --> 01:27:25.706
نمیتونم فیلمی بهتر از این بسازم

01:27:38.721 --> 01:27:41.809
دوباره موضوع بودن در مکان درست، در
زمان درسته

01:27:41.891 --> 01:27:43.811
مایک اویتز باهام تماس گرفت و گفت

01:27:43.893 --> 01:27:46.903
علاقه ای به انجام "مأموریت غیرممکن" با
تام کروز داری؟

01:27:46.979 --> 01:27:50.439
!من گفتم: داری شوخی میکنی؟ معلومه

01:27:50.525 --> 01:27:53.895
چون من... من مطمئن بودم فیلم پربیننده ی
عظیمی میسازم

01:27:53.986 --> 01:27:55.526
گفتم: با تام کروز؟

01:27:55.613 --> 01:27:57.323
مأموریت غیرممکن؟ من آمادم

01:27:57.406 --> 01:28:01.656
این موقعیتی بود که تام هرچی میخواست

01:28:01.744 --> 01:28:04.084
انجامش میدادن، مهم نبود چی باشه

01:28:04.163 --> 01:28:06.793
اونا فقط میخواستن تام کروز تو "مأموریت
غیرممکن" باشه

01:28:06.874 --> 01:28:10.004
از طرف دیگه تام هم میخواست برای تولید اولین
فیلم سینماییش

01:28:10.086 --> 01:28:11.666
همه چی دقیق و درست باشه

01:28:11.754 --> 01:28:13.634
بعد من میخواستم با دیوید کوپ ارتباط
داشته باشم

01:28:13.714 --> 01:28:16.054
تا فیلمنامه رو بنویسه، اون همون کسی
بود که "راه کارلیتو" رو نوشت

01:28:16.133 --> 01:28:18.643
،وقتی فیلمنامه ی دیوید کوپ رو  بررسی کردیم

01:28:18.719 --> 01:28:21.259
...همه فیلمنامه رو دوست داشتن، اما تام

01:28:21.347 --> 01:28:23.927
،مشکل داشت
 مشکلات کاراکتری که آزارش میدادن

01:28:24.016 --> 01:28:25.846
اون ازشون راضی نبود

01:28:25.935 --> 01:28:28.395
و گفتم: تام تو باید با من به دفتر شاری بیای

01:28:28.479 --> 01:28:31.319
و بگی که میخوای این فیلمو بسازی
!یا اینکه کاری نمیکنیم

01:28:31.399 --> 01:28:35.949
،و در آخر ازش بله رو گرفتم
...اون میسازه

01:28:36.028 --> 01:28:37.608
اون این فیلمنامه رو میسازه

01:28:37.697 --> 01:28:41.907
تماس تلفنی بعدی که صبح روز بعد داشتم
تماسی از پاولا بود

01:28:41.993 --> 01:28:44.503
و گفت: خبر خوب اینه که ما فیلم میسازیم

01:28:44.579 --> 01:28:47.119
خبر بد اینه که دیوید کوپو داریم اخراج
میکنیم

01:28:47.206 --> 01:28:49.576
و رابرت تاونو میاریم

01:28:49.667 --> 01:28:52.627
تام فکر کرد تاون میتونه چیزای کاراکتری
بهش اضافه کنه

01:28:52.712 --> 01:28:57.552
خب چه جوری اینو میفهمی نسبت به... رفیق؟

01:28:59.302 --> 01:29:03.312
دیو خبر خوب اینه که ما داریم فیلمو میسازیم

01:29:03.389 --> 01:29:06.119
خبر بد اینه که تو اخراجی

01:29:06.934 --> 01:29:10.154
،ما داریم فیلمو میسازیم
.اما من همچنان با دیو ارتباط داشتم

01:29:10.229 --> 01:29:12.109
کل جریانو بهش میگفتم

01:29:12.189 --> 01:29:14.439
 از کاری که باب تاون انجام میداد، راضی
نبودم

01:29:14.525 --> 01:29:17.945
نظر تاون این بود که کل فیلمنامه رو
از اول بنویسه

01:29:18.029 --> 01:29:19.609
.که اشتباه بود

01:29:19.697 --> 01:29:21.907
و من به جایی رسیده بودم که
داشتیم صحنه ای رو میساختیم

01:29:21.991 --> 01:29:24.041
که نمیدونستم تو فیلم هستن یا نه

01:29:24.118 --> 01:29:27.788
چیزی که در آخر اتفاق افتاد این بود که
براشون کاملا روشن کردم

01:29:27.872 --> 01:29:30.922
که ما نمیتونیم با فیلمنامه تاون پیش بریم

01:29:31.000 --> 01:29:33.380
دیو باید میومد و فیلمنامه رو بازنویسی میکرد

01:29:33.461 --> 01:29:36.211
در واقع من یه فیلمنامه نویس تو یه هتل داشتم

01:29:36.297 --> 01:29:40.177
و یه فیلمنامه نویس دیگه تو یه هتل دیگه
که همزمان مینوشتن

01:29:40.259 --> 01:29:44.309
هیچوقت تو تاریخچه فیلمسازیم این
برام اتفاق نیفتاده بود

01:29:44.430 --> 01:29:47.270
در اصل "مأموریت غیرممکن" تو آمریکا بود

01:29:47.350 --> 01:29:50.690
تام این "مأموریت غیرممکن"ه

01:29:50.770 --> 01:29:52.270
میتونیم سرتاسر دنیا بریم

01:29:52.355 --> 01:29:55.035
ستاره های فیلم مشهوری تو این کشورا هستن

01:29:55.066 --> 01:29:56.316
که خودشونو میکشن تا تو این کار باشن

01:29:56.442 --> 01:29:58.902
"چون تام میخواست ستاره ی "مأموریت غیرممکن
باشه

01:29:58.986 --> 01:30:00.526
"و چون "مأموریت غیرممکن

01:30:00.613 --> 01:30:03.623
،اساسا کار یه تیم متخصصه

01:30:03.699 --> 01:30:06.079
ما باید اونو به یه فیلم تام کروز تبدیل
میکردیم

01:30:06.160 --> 01:30:09.370
،پس گفتم: اولین کاری که باید انجام بدیم
.اینه که کل تیمو نابود کنیم

01:30:15.169 --> 01:30:18.509
تام کروزو تو سه صحنه ی شگفت انگیز دیدم

01:30:18.589 --> 01:30:21.009
بیشتر فیلمای هیجانی جاسوسی، هیجانی جنایین

01:30:21.092 --> 01:30:23.802
که صحنه های کاراکتر جالب زیادی دارن

01:30:23.886 --> 01:30:26.926
که یه جورایی انگار داری پیازو باز میکنی

01:30:27.014 --> 01:30:29.144
پوشش، یه پوشش دیگه، اوه
و میفهمین

01:30:29.225 --> 01:30:30.535
...بعد میرین اونجا و میفهمید

01:30:30.559 --> 01:30:31.809
...اوه، اما اون واقعا

01:30:31.894 --> 01:30:33.524
.و اینجور چیزا

01:30:33.604 --> 01:30:34.864
اما این ضرورتا

01:30:34.939 --> 01:30:40.359
چیزی نیست که بتونید به یه صحنه بصری
مجزای عالی تبدیلش کنید

01:30:40.486 --> 01:30:41.856
منظورم ایده ی کلی مک گافینه

01:30:41.946 --> 01:30:44.336
که هیچ فرقی نمیکنه که اونا دنبال چی دارن
میرن

01:30:44.365 --> 01:30:47.785
او نیمی از یک لیستغیررسمی سازمان سیا
.را به سرقت برده است

01:30:47.868 --> 01:30:50.908
گزارشی از تمام مامورهای پوشش گسترده ما
...که در ... شرقی کار میکنن

01:30:50.997 --> 01:30:53.327
گنج کوچولوی ما اینجا یه شکم پر از
 میکروفیلم داره

01:30:53.416 --> 01:30:55.136
.قبل از اینکه بتونیم اونارو حرکت بدیم...

01:30:55.167 --> 01:30:56.497
کوه راشمور

01:30:56.585 --> 01:30:58.185
چه حای فوق العاده ای برای گرفتن
یه صحنه تعقیب!

01:30:58.254 --> 01:31:00.174
چجوری اونارو به کوه راشمور ببرم؟

01:31:00.256 --> 01:31:02.126
یه ایده ی بصری خیلی عالی میگیری

01:31:02.216 --> 01:31:03.676
بعد نویسنده رو میاری

01:31:03.759 --> 01:31:06.219
یا خودت، تا با اونجا آشنا شی و
پرش کنی با کاراکترایی

01:31:06.303 --> 01:31:08.433
که باهات به کوه راشمور میان

01:31:08.514 --> 01:31:13.354
 من این ایده رو دادم که وارد سازمان سیا شیم
و سکانسای صامتی از

01:31:18.899 --> 01:31:21.189
،خارج کردن لیست غیررسمی از کامپیوتر

01:31:24.238 --> 01:31:27.238
گرفتن قطره عرق، و این چیزا داشته باشیم

01:31:38.127 --> 01:31:41.127
،این سکانس پایانی خیلی دقیقو

01:31:41.213 --> 01:31:44.883
،با هلی کوپتری که قطارو تو تونل تعقیب میکرد
کار کرده بودم

01:31:44.967 --> 01:31:47.847
و تاون نظرش این بود که اون باید

01:31:47.928 --> 01:31:54.058
با درآوردن نقابها تو اتاق واگن باری عوض شه

01:31:54.143 --> 01:31:57.063
و ما داشتیم وارد یه ... بزرگ میشدیم

01:31:57.146 --> 01:31:59.686
چی میتونم اسمشو بذارم؟ تضاد بر سر اون

01:31:59.774 --> 01:32:01.864
گفتم: نمیتونی "مأموریت غیرممکن" رو
 تموم کنی

01:32:01.942 --> 01:32:05.452
با افرادی که نقاباشونو تو یه واگن باری
درمیارن

01:32:05.571 --> 01:32:07.821
:و بعد تاون فکر کنم گفت

01:32:07.907 --> 01:32:11.117
پس قراره چی باشه؟ هلی کوپترایی که تو تونل
!پرواز میکنن یا همچین چیزی؟

01:32:11.202 --> 01:32:14.412
همه ی این نمایشای درخشانو رد میکرد

01:32:14.497 --> 01:32:18.327
و مثل چنتا سکانس هیجانی بی ارزش حساب میکرد

01:32:18.417 --> 01:32:22.167
که هیچ نیروی شخصیتی یا عاطفی نداشت

01:32:22.254 --> 01:32:26.014
و واقعا یه جورایی داشتیم جلوی تام
جر و بحث میکردیم

01:32:26.091 --> 01:32:28.551
که آخر گفتم: باشه بچه ها

01:32:28.636 --> 01:32:31.056
!واگنای باری، عاشقشونم

01:32:31.138 --> 01:32:33.848
بیاین انجامش بدیم، نقابایی که کنده میشن

01:32:33.933 --> 01:32:39.773
من نظرم عوض شد... دیگه نمیخوام از هلیکوپتر
و تونلا و قطارا فیلم بگیرم

01:32:39.855 --> 01:32:43.275
و فقط این صحنه ی سه کاراکتری خارق العاده
رو تو واگن باری داریم

01:32:43.359 --> 01:32:45.779
!بی نظیر میشه
و من یه جورایی رهاش کردم

01:32:45.861 --> 01:32:49.321
و تام تصمیم گرفت

01:32:49.406 --> 01:32:53.486
و  فکر کرد که رویداد آخر فیلم

01:32:53.619 --> 01:32:55.499
میتونه بهتر از واگن باری باشه

01:32:55.621 --> 01:32:58.921
پس ما یه صحنه ی کوتاه شده ای تو
واگن باری داشتیم

01:32:58.999 --> 01:33:02.749
و بعد رفتیم بالای قطار و سکانس
پایانیو گرفتیم

01:33:02.837 --> 01:33:04.257
،سه تا ماشین ساختیم

01:33:04.338 --> 01:33:06.798
و کل صفحه سبزه

01:33:06.882 --> 01:33:09.012
،اونجا بودن ILM و همه ی افراد
(نام شرکت آمریکایی جلوه های بصری)

01:33:09.093 --> 01:33:11.433
.و رو همه چی علامت میزدن

01:33:11.512 --> 01:33:14.052
ساختنش خیلی راحت بود چون من این
.پیش زمینه های فنیو داشتم

01:33:22.481 --> 01:33:25.401
،اینجا... اینجا الان یه اتفاق بدی داره میفته

01:33:25.484 --> 01:33:29.034
.در رابطه با این سکانسای اکشن

01:33:29.113 --> 01:33:33.283
و به همین دلیله که اونا تو بسیاری از این
فیلمای بزرگ، خیلی کسل کننده ان

01:33:33.367 --> 01:33:36.197
.چون اونا از قبل متجسم شدن

01:33:36.287 --> 01:33:40.957
وگرنه ما تعقیبو داریم، ماشینو داریم، و
دایناسور میپره روشون

01:33:41.041 --> 01:33:45.301
 ILM و بقیشو میذارن به عهده ی
یا هرکس دیگه ای که انجامش میده

01:33:45.379 --> 01:33:48.969
و افراد اونو از قبل برای شما مجسم میکنن

01:33:49.049 --> 01:33:51.299
چون این پلانا خیلی گرونن

01:33:51.385 --> 01:33:54.965
و اونا همشو تو کامپیوتراشون دارن
خب میخواین اینجوری به چی برسین

01:33:57.892 --> 01:34:00.772
!کلیشه های بصری فراوون

01:34:00.853 --> 01:34:04.773
یه چیزی منفجر میشه و مستقیم میاد سمت دوربین

01:34:04.857 --> 01:34:07.607
اونا همه ی این چیزای کوچیکو تو
کامپیوتراشون دارن

01:34:07.693 --> 01:34:09.703
مأموریت غیرممکن" مثله "تسخیر ناپذیران"ه"

01:34:09.778 --> 01:34:11.528
.یعنی انگار... خیلی خوب بود

01:34:11.614 --> 01:34:13.824
،در لباسی خیره کننده" خیی خوب بود"
.همه چی خیلی خوب بود

01:34:13.908 --> 01:34:15.578
همه ازشون بیش از حد لذت میبردن

01:34:15.701 --> 01:34:17.751
همه میدونستن اون قراره یه فیلم پرفروش
بزرگ باشه

01:34:17.828 --> 01:34:20.328
و واقعا مارو تنها رها کردن

01:34:20.539 --> 01:34:22.539
پرفروش ترین فیلم حرفه ایم بود

01:34:22.625 --> 01:34:25.875
اما متاسفانه از همسرم جدا شدم

01:34:25.961 --> 01:34:29.011
،و خبر روزنامه ها شده بود
پس من خودمو پنهان میکردم

01:34:29.089 --> 01:34:31.759
و از اونجا، در نیویورک

01:34:31.842 --> 01:34:34.472
شروع کردم به دادن ایده ی

01:34:34.553 --> 01:34:36.143
چشمان مار" به دیوید"

01:34:36.221 --> 01:34:38.271
من همیشه میخواستم یه کاری تو کازینو بسازم

01:34:38.349 --> 01:34:41.599
یه زندگی کاملا منزوی و یه دنیای فاسده

01:34:41.727 --> 01:34:43.727
...ببین وقتی این دیدارای کوچیکو داریم

01:34:43.812 --> 01:34:46.732
...بهت اجازه میدم، فرصت میدم

01:34:46.815 --> 01:34:49.145
 بهت فرصت میدم تا به سزای

01:34:49.234 --> 01:34:51.494
همه ی اون کارای پلیسی اضافه ای که درست
.کردی، برسی

01:34:51.570 --> 01:34:54.700
و انجام یه نمای استدی کم فوق العاده
پیچیده که

01:34:54.782 --> 01:34:57.282
 نمیدونم 16 یا 18 دقیقه ادامه داشت، بود

01:34:57.368 --> 01:35:00.158
با همه ی اون برشای پنهان شده و
.چرخشای ضربتی دوربین

01:35:00.245 --> 01:35:03.615
بعد یه حسی از جهانی که اون پادشاهشه
می گیرید

01:35:03.749 --> 01:35:07.499
.قبل از اینکه منشی به قتل برسه

01:35:07.586 --> 01:35:11.046
ما یه جورایی این ایده ی راشومونی رو داشتیم
.که همیشه میخواستم انجامش بدم

01:35:11.131 --> 01:35:14.181
باید اونو از سه جهت مختلف ببینیم

01:35:14.259 --> 01:35:17.009
.که این همیشه چیزیه که فردو مجذوب خودش میکنه

01:35:17.096 --> 01:35:19.556
دوباره این کارم خیلی شبیه کار هیچکاکه

01:35:19.640 --> 01:35:23.020
این ایده رو داشتم که: مشتزنیو فقط از

01:35:23.102 --> 01:35:25.852
دید نیک کیج نشون بدم و هیچوقت مبارزه رو
نمایش ندم

01:35:25.938 --> 01:35:27.388
همه صداشو میشنون

01:35:27.872 --> 01:35:29.192
!درسته

01:35:29.274 --> 01:35:30.904
!اره -
-

01:35:30.985 --> 01:35:33.635
همه بهش واکنش نشون میدن

01:35:36.699 --> 01:35:38.239
اما هیچوقت نمی بیننش

01:35:38.325 --> 01:35:40.445
الو؟ چی؟

01:35:40.536 --> 01:35:43.286
تو کی هستی؟ کجا؟

01:35:43.372 --> 01:35:44.922
عدد شانسم؟

01:35:46.333 --> 01:35:47.843
چی؟

01:35:56.301 --> 01:35:58.301
باید جای همه چیزو بدونین

01:35:58.387 --> 01:35:59.967
...و... و وقتی که

01:36:00.055 --> 01:36:02.425
...دفعات زیادی کسی شلیک میکنه

01:36:02.516 --> 01:36:04.846
...و کسی میفته

01:36:04.935 --> 01:36:06.805
مثل این میمونه بگی: همه کجان؟

01:36:06.895 --> 01:36:10.225
چقدر نزدیکن؟
خطر چقدر نزدیکه؟

01:36:10.315 --> 01:36:12.565
.من تو این موضوع وسواسیم

01:36:12.651 --> 01:36:16.531
عقیده ی من، و عقیده ای که من و دیو داشتیم

01:36:16.613 --> 01:36:19.583
،اینه که وقتی با همچین فسادی سر و کار داری

01:36:19.658 --> 01:36:22.288
خدا رو احتیاج داری تا بیاد پایین

01:36:22.369 --> 01:36:24.709
.و... و... همشو از بین ببره

01:36:24.830 --> 01:36:26.830
این تنها چیزیه که جواب میده

01:36:26.915 --> 01:36:29.415
این بود کل ایده ی موج

01:36:29.501 --> 01:36:31.341
!خدای بزرگ

01:36:40.095 --> 01:36:42.305
متاسفم عزیزم، من سعیمو کردم

01:36:44.349 --> 01:36:46.639
!مواظب باش -
...یا عیسی مس -

01:36:48.187 --> 01:36:49.437
!مواظب باش

01:37:07.873 --> 01:37:11.495
و کسی فکر نمیکرد اون خوب باشه
 بخاطر همین یه کار دیگه کردیم

01:37:11.585 --> 01:37:14.875
که من مخصوصا فکر میکردم اونم مثل
ایده ی اصلی خوب نیست

01:37:20.761 --> 01:37:22.891
تموم کردن سخته، همیشه کار سختیه

01:37:22.971 --> 01:37:26.811
تو حرفه تون اگه بتونید دو یا سه پایان عالی
،برای فیلماتون داشته باشید

01:37:26.892 --> 01:37:29.312
شما... کارتون شگفت انگیزه

01:37:29.394 --> 01:37:30.984
اون واقعا مایه ی ناامیدی بود

01:37:31.063 --> 01:37:33.273
انتقادای خوبی نگرفت

01:37:33.357 --> 01:37:35.857
چشمان مار" اونقدرا گرون نبود"

01:37:35.943 --> 01:37:40.453
فکر نکنم بیشتر از حدود 30 یا 40 میلیون
 هزینه برداشت

01:37:40.531 --> 01:37:43.201
مأموریت به مریخ" خیلی گرون بود"

01:37:43.534 --> 01:37:46.510
شرایط دیگه ای هست که اونا یه کارگردان
برای گمأموریت به مریخ" گرفتن

01:37:46.537 --> 01:37:49.827
که یه بودجه ی 115 میلیون دلاری میخواست

01:37:49.915 --> 01:37:52.415
و گفتن نه اونا نمیوتن با اونقدر بسازنش

01:37:52.501 --> 01:37:55.841
بعد من رفتم سر اون فیلمی که همه
استخدام شده بودن

01:37:55.921 --> 01:37:57.881
به معنای واقعی پرسنل کاملی اونجا حضور داشتن

01:37:57.965 --> 01:38:01.925
و من فورا شروع کردم به تهیه فیلمنامه ی
مصور از صحنه های مجزای بزرگ

01:38:02.010 --> 01:38:03.430
وو یه جورایی بی وقفه بود

01:38:03.512 --> 01:38:07.102
چون پلانای واقعا پیچیده ی زیادی داشت

01:38:07.182 --> 01:38:09.232
و باید فکری بحال همه این سکانسا میکردم

01:38:09.309 --> 01:38:10.639
تقریبا پولمون تموم شده بود

01:38:10.727 --> 01:38:12.687
پلانا خیلی پرهزینه بودن

01:38:12.771 --> 01:38:14.651
روز  اول یکی از اون پلانارو گرفته بودیم

01:38:14.731 --> 01:38:16.321
و هرهفته اونو میدیدیم

01:38:16.400 --> 01:38:19.490
چون اونا یه چیز اضافی بهش اضافه میکردن

01:38:19.570 --> 01:38:21.990
و تقریبا تا یک سال به همین منوال پیش رفت

01:38:22.072 --> 01:38:24.832
من همیشه متعجب بودم از این کارایی
که افرادی مثل

01:38:24.950 --> 01:38:26.910
،استیون یا زمکیس میساختن

01:38:26.994 --> 01:38:31.054
خدای من! تکرار نامتناهی بود

01:38:32.166 --> 01:38:35.205
اما باید باهاش بمونید، همش این
فشار روتونه

01:38:35.294 --> 01:38:37.844
در واقع هرکسی داره تلاش میکنه تا
 خودشو نجات بده

01:38:37.963 --> 01:38:39.173
،وقتی خیلی بزرگ میشه

01:38:39.256 --> 01:38:42.126
کسی نمیخواد مسئول این کار بزرگ باشه

01:38:42.217 --> 01:38:45.757
،و اگه نتیجه ی خوبی نداد، رؤسا عوض میشن

01:38:45.846 --> 01:38:48.636
اگرچه بعضی از کارایی که توش انجام دادمو
دوست داشتم

01:38:48.724 --> 01:38:50.374
اونموقع میگی: من اینجا دارم چیکار میکنم؟

01:38:50.392 --> 01:38:54.192
،من سعی کردم بودجه رو بشکنم
...برنامه ریزی کردم با چیزایی که

01:38:54.271 --> 01:38:56.191
من وارد مسیری شدم که توان تحملشو نداشتم

01:38:56.273 --> 01:39:01.533
چون یه حجم بالایی از کار برای همچین مدت
 طولانی ای داشتم

01:39:01.612 --> 01:39:05.282
بعد میگی: آیا واقعا دارم ازش لذت میبرم؟

01:39:05.365 --> 01:39:07.985
تازه 60 سالم شده بود

01:39:09.578 --> 01:39:12.748
این... این... کاریه که من میخوام
 انجامش بدم؟

01:39:12.831 --> 01:39:16.671
سیستم هالیوودی که ما توش کار میکنیم
کاری بجز نابودیمون نمیکنه

01:39:16.752 --> 01:39:19.552
هیچ خوبی ای از نظر خلاقیت نداره

01:39:19.630 --> 01:39:23.010
پس با سیستم پردردسری مبارزه میکنین

01:39:23.091 --> 01:39:27.681
...و تمام ارزشای سیستم مخالفن با

01:39:27.763 --> 01:39:31.023
چیزایی که باعث ساخت یه فیلم خوب واقعی میشن

01:39:31.099 --> 01:39:32.679
وقتی اون فیلمو تموم کردم

01:39:32.768 --> 01:39:34.608
زمانی بود که سوار هواپیما شدم و
به پاریس رفتم

01:39:34.686 --> 01:39:36.976
گفتم: دیگه نمیخوام فیلمای مثل این بسازم

01:39:37.064 --> 01:39:38.524
"بخاطر همین "مأموریت به مریخ

01:39:38.607 --> 01:39:41.277
.آخرین فیلمی بود که تو آمریکا ساختم

01:39:41.360 --> 01:39:44.030
،این جنبه ی مثبت تنها بودنه
بیشتر وقتا

01:39:44.112 --> 01:39:47.412
.ناگهان میتونی بگی: این کار خوبی نیست

01:39:49.243 --> 01:39:50.793
من عاشق ساختن فیلماییم

01:39:50.869 --> 01:39:56.119
،که بر اساس ایده های سینمایی خالص
خلق شده باشن

01:39:56.208 --> 01:39:59.458
زن افسونگر" همش درباره یه ساختار بصری"
تو داستان پردازیه

01:39:59.544 --> 01:40:01.424
من یه شخص خیلی قطبنده ام

01:40:01.505 --> 01:40:05.215
و منتقدین فکر کردن من فقط نا امید و
 شکست خورده بودم

01:40:05.300 --> 01:40:06.800
بعد منتقدایی هستن که

01:40:06.885 --> 01:40:08.595
که تا حدودی متوجه شدن دارم چیکار میکنم

01:40:08.679 --> 01:40:10.139
.حداقل حس کردم که متوجه میشن

01:40:10.222 --> 01:40:14.062
اینکه اونا فیلمامو دوست نداشتن هیچوقت اذیتم
.نکرد

01:40:14.142 --> 01:40:15.892
...چون اونا

01:40:15.978 --> 01:40:20.108
یا بنظر نسبت به زنا بی عاطفه یا خیلی
...خشنن یا

01:40:20.190 --> 01:40:21.950
من فقط حس کردم بنظرم همیشه اینطور بنظر
 میرسید

01:40:21.984 --> 01:40:23.864
.که کار درستو برای مصالح درست انجام بدم

01:40:23.944 --> 01:40:25.544
،حقیقتی که پاولین منو دوست داشت

01:40:25.612 --> 01:40:28.242
باعث میشد مردم دائما درموردم بحث کنن

01:40:38.917 --> 01:40:44.007
من یه روش خیلی پیچیده و ظریف
 برای دیدن اشیا دارم

01:40:44.089 --> 01:40:48.589
من باید خودمو مجبور کنم تو خطوط
خیلی مستقیمی کار کنم

01:40:48.677 --> 01:40:52.597
،چون وقتی کار میاد تو دستم
باور کنید

01:40:52.681 --> 01:40:55.231
شروع میکنه به پیچیده شدن

01:40:55.309 --> 01:40:59.899
.و از میان واکنشا و شکستای نور دیده میشه

01:41:01.523 --> 01:41:03.193
خلق مقدار زیادی تعلیق

01:41:03.275 --> 01:41:07.445
باعث ایجاد حواس پرتی از تراژدی مشرف الوقوع
 میشود

01:41:07.529 --> 01:41:08.839
مثل یه حقه ی جادوگری میمونه

01:41:08.864 --> 01:41:10.204
،ازشون میخواین تا به این دست نگاه کنن

01:41:10.282 --> 01:41:12.082
.در حالیکه دست دیگه داره کارایی میکنه

01:41:12.159 --> 01:41:16.659
پس باید یه بافت کلی بسازین

01:41:16.747 --> 01:41:20.247
که حواس بیننده رو پرت کنه از خرگوشی

01:41:20.334 --> 01:41:22.134
که از کلاه دارین میکشینش بیرون

01:41:42.272 --> 01:41:44.022
کوکب سیاه" مثالی بود "

01:41:44.149 --> 01:41:46.569
،"که توش برخلاف "آتش غرور

01:41:46.651 --> 01:41:49.361
گفتم من میخوام "کوکب سیاه" رو همون طوری
 بسازم

01:41:49.446 --> 01:41:51.316
که "کوکب سیاه" هست

01:41:51.406 --> 01:41:53.986
و شبیه همه ی اون کارای رمزآلود داشیل همته

01:41:54.076 --> 01:41:56.236
که کسی کامل نمیتونه اونو بفهمه

01:41:56.328 --> 01:41:59.498
!گفتم: فکر میکنم این بخشی از این ژانره

01:42:00.999 --> 01:42:03.629
گفتم: من دارم سعی میکنم رمان اصلی

01:42:03.710 --> 01:42:06.300
.و همه ی پیچیدگیاشو دنبال کنم

01:42:06.380 --> 01:42:09.050
:که البته همه در مورد "کوکب سیاه" میگن

01:42:09.174 --> 01:42:10.474
.نمیتونن هیچیو دنبال کنن

01:42:11.676 --> 01:42:14.886
من شروع به آماده سازیش نو لس آنجلس یعنی
جایی که اتفاق میفتاد، کردم

01:42:14.971 --> 01:42:16.221
بعد به آلمان رفتیم

01:42:16.306 --> 01:42:19.176
بعد تصمیم گرفتیم به ایتالیا بریم و
اونجا آمادش کردیم

01:42:19.267 --> 01:42:20.977
بعد تصمیم گرفتیم به بلغارستان بریم

01:42:21.061 --> 01:42:25.151
جایی که ما درآخر اون بخش نهایی سرمایه رو
گرفتیم تا فیلمو بسازیم

01:42:25.232 --> 01:42:29.072
اگر من بخوام کسیو تو موقعیت خطرناکی بذارم

01:42:29.194 --> 01:42:32.664
ترجیح میدم دنبال یه دختر برم تا یه پسر

01:42:32.739 --> 01:42:34.409
این ویژگی این ژانره

01:42:34.491 --> 01:42:35.911
زنی با لباس تو خونه ای

01:42:35.992 --> 01:42:38.292
که با یه شمعدان در اطراف خونه قدم میزنه

01:42:38.370 --> 01:42:39.960
رو تو بسیاری از فیلمام میبینین

01:42:40.038 --> 01:42:42.958
...ناتوانی کاراکتر برای جلوگیری از این

01:42:43.041 --> 01:42:45.211
این حماقت جاری رو میبینین

01:42:45.293 --> 01:42:48.423
من تو خانواده ای پر از آدمای خودخواه عجیب
بزرگ شدم

01:42:48.505 --> 01:42:50.045
که خیلی بی حس بنظر میرسیدن

01:42:50.132 --> 01:42:52.972
نسبت به آسیبی که به همدیگه میزدن

01:42:53.051 --> 01:42:55.931
اما برادر وسطیم خیلی حساسه

01:42:56.012 --> 01:42:59.722
حس نمیکردم اونقدر قوی باشه که بتونه این
جبرو تحمل کنه

01:42:59.808 --> 01:43:02.768
همیشه از اون محافظت میکردم

01:43:02.853 --> 01:43:05.613
اونجور جنگجویی ای که من دارمو اون نداره

01:43:05.689 --> 01:43:08.109
و اینجوری بود که این بچه کوچیک سعی میکرد
 بگه

01:43:08.233 --> 01:43:10.653
!داد نزن! تقصیر اون نیست

01:43:10.735 --> 01:43:12.295
و هیچکس بهم توجه نمیکرد

01:43:12.320 --> 01:43:13.860
و من در واقع بی تأثیر بودم

01:43:13.947 --> 01:43:16.237
و بخاطر اون خیلی خشک شدم

01:43:16.324 --> 01:43:17.584
!آهسته برو! سرعتشو کم کن

01:43:17.659 --> 01:43:19.079
هی، هی، هی -
!آهسته برو -

01:43:19.161 --> 01:43:20.681
"داستان "غیرقابل انتشار

01:43:20.704 --> 01:43:22.424
در اصل داستان "تلفات جنگ"ه

01:43:22.456 --> 01:43:24.346
درمورد این چیزایی که برای شما هیچ معنایی
،ندارن

01:43:24.374 --> 01:43:28.214
مثل: چرا ما تو ویتنامیم؟
یا چرا ما تو عراقیم؟

01:43:28.295 --> 01:43:31.045
و ما نگران سلاحای کشتار جمعی عراقیم

01:43:31.131 --> 01:43:35.221
بعد از اینکه ماارتششونو تو جنگ قبلی
کاملا نابود کردیم

01:43:35.302 --> 01:43:37.262
اونا هیچ نیروی هوایی ندارن

01:43:37.345 --> 01:43:40.685
ما برای یه دهه یا بیشتر به اونا گشنگی دادیم
 تا بمیرن

01:43:42.142 --> 01:43:44.772
خب زهرا نقش دخترو بازی کرد

01:43:44.853 --> 01:43:47.523
که تو "غیرقابل انتشار" بهش تجاوز میشه

01:43:47.606 --> 01:43:50.356
و اون یه پناهنده بود که تو عمان زندگی میکرد

01:43:50.442 --> 01:43:52.782
اما من با فرهنگی سرو کار دارم
که باهاش آشنا نیستم

01:43:52.861 --> 01:43:56.201
پس وقتی ازش خواستم این کارو انجام بده

01:43:56.281 --> 01:43:58.031
مثلا سربازایی که تظاهر میکنن دارن بهش
،تجاوز میکنن

01:43:58.116 --> 01:44:01.616
نمیدونم دارم حد چه عرف فرهنگی ای رو
رد میکنم

01:44:01.703 --> 01:44:03.963
اما چون زهرا خیلی فهمیده بود

01:44:04.039 --> 01:44:06.959
کارایی که من ازش میخواستمو انجام میداد

01:44:07.042 --> 01:44:10.302
و من حس کردم که اون الان داره پا رو یه
حدی میذاره

01:44:10.378 --> 01:44:12.878
اینا چیزایی بود که خانوادش با دیدن فیلم

01:44:12.964 --> 01:44:14.224
ازش وحشت زده شده بودن

01:44:14.299 --> 01:44:20.389
اون از فرهنگ کامل خودش طرد شده بود

01:44:20.472 --> 01:44:24.232
اما اون یه بازیگره و حس کرد که این
کار درسته

01:44:24.309 --> 01:44:26.479
و من واردش کردم

01:44:26.561 --> 01:44:28.101
چون من کسیم که اونو راهنماییش کردم

01:44:28.188 --> 01:44:32.568
و بعد بجای رها کردن اون با یه آینده ی
 خیلی نامعلوم

01:44:32.651 --> 01:44:36.111
و بخاطر اینکه یه دختر خیلی بااستعداد
،و یه دختر عالی بود

01:44:36.196 --> 01:44:38.616
اونو آوردم اینجا و بردمش به مدرسه

01:44:38.698 --> 01:44:41.408
تا بتونه رویاشو، هرچی که بود رو دنبال کنه

01:44:44.579 --> 01:44:47.619
خب من فکر میکنم دارم برمیگردم به اون
 فیلمایی که شما بچه ها دارین میسازین

01:44:47.707 --> 01:44:49.037
شما دارین با سیستم سازگار میشین

01:44:49.125 --> 01:44:53.915
اگه بخواین فیلمای شخصی با ایده های شخصی
 بسازین

01:44:54.005 --> 01:44:56.795
باید با یه بودجه معین بسازینش

01:44:56.883 --> 01:44:58.553
شما یه نوع فیلم خاص میسازین

01:44:58.635 --> 01:45:01.135
چون اون طوریه که همه چیزو میبینید

01:45:01.221 --> 01:45:06.141
و این تصاویر تو فیلماتون بارها و بارها
تکرار میشن

01:45:06.226 --> 01:45:08.576
و این چیزیه که تعیین میکنه شما کی هستین

01:45:14.651 --> 01:45:16.951
مردم همیشه درباره هیچکاک حرف میزنن

01:45:17.028 --> 01:45:19.408
چون خیلی تأثیرگذاره

01:45:19.489 --> 01:45:22.079
افراد زیادیو ندیدم که

01:45:22.158 --> 01:45:25.038
که مکتب هیچکاکو دنبال کنن، بجز خودم

01:45:25.120 --> 01:45:29.368
اون فردیه که این ابزارای بیان داستان پردازی
 بصری عجیبو گسترش داد

01:45:29.457 --> 01:45:31.327
که اینا یه جورایی با مرگ خودش از بین میرن

01:45:31.418 --> 01:45:36.919
و من مثل یه کاروری بودم که همه چیزایی که
اون توشون پیشقدم شده بودو انجام میدادم

01:45:37.007 --> 01:45:40.797
و اونارو به شکلای مختلف سبکی که
خودم داشتم کاملش میکردم میساختم

01:45:40.885 --> 01:45:43.465
مثل یه فرم مدرن کلی که اون ساخت میمونه

01:45:43.555 --> 01:45:45.265
کارگردانای زیادی رو مطالعه کردم

01:45:45.390 --> 01:45:49.640
و تا الان یعنی 70 سالی که زندگی کردم

01:45:49.728 --> 01:45:52.268
میبینم که الان در کمال خلاقیتم هستم

01:45:52.397 --> 01:45:54.727
مال بیشتر کارگردانا تو دهه ی سی سالگیشون

01:45:54.816 --> 01:45:57.236
 40سالگیشون یا 50 سالگیشونه

01:45:57.319 --> 01:45:59.739
اونا، بطور واضح اونا میتونن ادامه بدن

01:45:59.821 --> 01:46:03.071
و 20 فیلم یا 10 فیلم دیگه بسازن

01:46:03.158 --> 01:46:05.988
اما احتمالا شما  فقط درمورد فیلمایی که

01:46:06.077 --> 01:46:09.287
تو 30سالگی، 40 سالگی یا 50 سالگیشون
ساختن، حرف میزنین

01:46:09.414 --> 01:46:12.504
من همیشه فکر کردم هیچکاک مثال خیلی عالی ایه

01:46:12.584 --> 01:46:16.764
"چون بعد از "سرگیجه" و "روانی

01:46:16.838 --> 01:46:19.918
و "پرندگان" که هرچقدر بخواین میتونین
 راجع بهش حرف بزنین

01:46:20.008 --> 01:46:21.888
و همه ی فیلمای دیگه ای که بعد از اون ساخت

01:46:21.968 --> 01:46:25.888
و بعد  درنهایت سازمان انتقادی بهش رسید

01:46:25.972 --> 01:46:29.562
و شروع کردن به نوشتن درمورد اینکه
اون چه نابغه ایه

01:46:29.643 --> 01:46:31.483
اما اون فیلما به اندازه ی

01:46:31.561 --> 01:46:36.581
 اونایی که تو 30سالگی، 40 سالگی
و 50 سالگیش ساخت، خوب نیستن

01:46:39.319 --> 01:46:43.319
باید از لحاظ فیزیکی آدم قدرتمندی باشین تا
انجامش بدین

01:46:43.448 --> 01:46:46.528
هیچ شکی توش نیست که
اون از لحاظ فیزیکی از پا درتون میاره

01:46:46.618 --> 01:46:48.618
فک کنم ویلیام ویلدر گفت

01:46:48.703 --> 01:46:51.003
وقتی نمیتونی دیگه راه بری مجبوری متوقف شی

01:46:52.332 --> 01:46:53.712
یه نکته درباره فیلمسازی اینه که

01:46:53.792 --> 01:46:56.542
هر اشتباهی که مرتکب شی اونجا تو صفحه نمایشه

01:46:56.628 --> 01:47:00.298
،هرچیزی که رفعش نکردی
،هر میانبری که زدی

01:47:00.382 --> 01:47:02.432
.تو بقیه زندگیت می بینیش

01:47:02.509 --> 01:47:07.099
پس مثل ثبت چیزایی میمونه

01:47:07.180 --> 01:47:09.470
که تمومش نکردی درحقیقت

01:47:11.810 --> 01:47:16.310
افراد زندگیتون ممکنه با تمرکز زیاد شما و

01:47:16.398 --> 01:47:19.438
 غرق شدن تو کاری که انجام میدین
.تو خطر قرار بگیرن

01:47:19.526 --> 01:47:21.946
همسر واقعی من فیلممه نه تو

01:47:21.970 --> 01:47:46.970
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.