﻿WEBVTT

00:00:01.585 --> 00:00:53.584
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:54.485 --> 00:00:58.193
،اواسط قرن هفتم در چين
.سلسله‌ي "تانگ" در حال سقوط بود

00:00:58.360 --> 00:01:01.235
...امپراطوري، قصد داشت با برپا کردنِ يک حصار

00:01:01.401 --> 00:01:05.485
.از مرزهاي خود محافظت کند

00:01:05.651 --> 00:01:07.110
...دو قرن بعد

00:01:07.276 --> 00:01:11.443
،استان‌هايي که داراي حکومت نظامي بودند
.در وفاداريِ خود به امپراطوري، ترديد کردند

00:01:11.610 --> 00:01:15.901
بعضي از آنها، خود را از مناطق تحت
.کنترلِ امپراطور، جدا کردند

00:01:16.068 --> 00:01:21.674
در همان زمان، استانِ "ويبو"، مدعي شد
.که قدرتمندترين استانِ کشور است

00:01:44.590 --> 00:01:47.131
اين مرد، پدرِ خودش رو مسموم کرد

00:01:47.486 --> 00:01:49.445
.برادرِ خودش رو کشت

00:01:50.531 --> 00:01:52.198
بايد به سزاي اعمالش برسه

00:01:56.031 --> 00:01:59.656
ازت ميخوام که به طرز استادانه‌اي
.گلوشو ببُري

00:02:04.281 --> 00:02:06.948
.مثل بريدنِ گلوي پرنده‌اي در حال پرواز

00:03:44.865 --> 00:03:46.531
!مواظب باش، فشارش نده

00:03:57.198 --> 00:03:58.531
داره کجا ميره؟

00:04:01.740 --> 00:04:03.823
کجا پرواز ميکنه؟

00:04:07.656 --> 00:04:08.990
واقعا، يعني کجا ميره؟

00:04:15.323 --> 00:04:17.906
ميخوام بهش دست بزنم

00:04:23.240 --> 00:04:25.198
کجا داره ميره؟

00:04:27.115 --> 00:04:28.656
کجا داره ميره؟

00:04:32.323 --> 00:04:34.823
برو با توپ بازي کن

00:06:54.698 --> 00:06:57.156
چرا انقدر طولش دادي؟

00:06:58.281 --> 00:07:00.448
پسرِ حاکم اونجا بود

00:07:00.823 --> 00:07:02.865
نتونستم خودم رو راضي کنم که بکُشمش

00:07:05.281 --> 00:07:06.740
،دفعه‌ي بعد

00:07:07.240 --> 00:07:09.031
،اول عشقش رو بکُش

00:07:09.240 --> 00:07:10.906
.بعد خودش رو

00:07:25.240 --> 00:07:27.031
،توي شمشيرزني استاد شدي

00:07:27.281 --> 00:07:29.073
.ولي از روي احساسات تصميم ميگيري

00:07:29.448 --> 00:07:31.240
..."بايد بفرستمت "ويبو

00:07:31.448 --> 00:07:33.115
تا پسرعموي خودت رو بکُشي

00:07:33.740 --> 00:07:35.656
"تيان جيان"

00:09:17.115 --> 00:09:18.781
،بانوي من

00:09:18.990 --> 00:09:21.240
،يک راهبه اومده

00:09:21.490 --> 00:09:25.698
ميگه که "اينيانگ" رو برگردونده

00:09:55.448 --> 00:09:58.281
...به عنوانِ بنده‌ي شما

00:09:58.948 --> 00:10:00.948
.تعظيم ميکنم، بانوي من

00:10:05.615 --> 00:10:07.448
تحصيلاتِ "اينيانگ" تموم شده

00:10:07.740 --> 00:10:09.573
امروز برميگرده

00:10:11.031 --> 00:10:12.948
.من ديگه مرخص ميشم

00:13:35.948 --> 00:13:38.781
،"قناريِ پادشاهِ "کوهان

00:13:39.490 --> 00:13:42.465
،براي سه سال نميتونست بخونه

00:13:43.615 --> 00:13:45.650
: تا اينکه يک روز ملکه گفت

00:13:45.698 --> 00:13:48.906
،پرنده‌ها فقط براي هم‌نوعِ خودشون ميخونن

00:13:49.115 --> 00:13:51.281
،قناري رو بگذاريد جلوي آينه

00:13:58.073 --> 00:14:00.115
.پادشاه به نصيحتِ ملکه عمل کرد

00:14:01.448 --> 00:14:03.365
،قناري تصوير خودش رو ديد

00:14:04.865 --> 00:14:07.273
،و از روي غصه و حزن، شروع به خوندن کرد

00:14:08.531 --> 00:14:10.156
،و رقصيد

00:14:12.365 --> 00:14:14.948
.تا وقتي که عمرش به پايان رسيد

00:14:30.698 --> 00:14:33.698
،"اينيانگ"
اين لباس‌ها براي تو هستن

00:14:33.906 --> 00:14:36.365
،وقتي که رفته بودي پيشِ راهبه

00:14:36.823 --> 00:14:39.490
مادرت، خودش اينا رو برات ميدوخت

00:14:39.906 --> 00:14:42.281
.هر بهار، و هر پاييز

00:16:26.948 --> 00:16:29.073
.عرض ادب و احترام، مادربزرگ

00:16:30.698 --> 00:16:32.865
.بلند شو

00:17:07.906 --> 00:17:09.948
.اين از طرف استادت ـه

00:17:10.656 --> 00:17:13.323
.از تاجرهاي چاي خواسته که بيارنش اينجا

00:17:29.698 --> 00:17:31.665
..."اين "یَشم
<c.color00CC99>نوعي سنگ قيمتي</c>

00:17:31.865 --> 00:17:36.573
.رو به شاهزاده "جياچنگ" داده بودن
.وقتي که مجبور شده بود با حاکمِ "ويبو" ازدواج کنه

00:17:37.490 --> 00:17:41.948
برادرش، امپراطور، اين رو به عنوان
.هديه‌ي خداحافظي بهش تقديم کرد

00:17:47.740 --> 00:17:49.115
...اين یشم

00:17:50.115 --> 00:17:52.448
.نمادِ جلوگيري از جدايي ـه

00:17:54.656 --> 00:17:57.406
...اعليحضرت، به خواهرش دستور داد

00:17:58.281 --> 00:18:02.365
،که قصر رو ترک کنه
.و از "ويبو" محافظت کنه

00:18:03.531 --> 00:18:05.490
..."و از حمله‌ي "ويبو

00:18:05.948 --> 00:18:08.490
.به سرزمينِ اعليحضرت جلوگيري کنه

00:18:16.781 --> 00:18:21.990
.اون سال، من و عموت، مسئولِ تشريفات بوديم

00:18:24.823 --> 00:18:26.573
...يادم مياد که

00:18:27.531 --> 00:18:31.490
.شاهزاده سوارِ کالسکه‌ي معموليِ خودش نشد

00:18:33.531 --> 00:18:35.990
اعليحضرت هم يک کالسکه‌ي
.شاهنشاهي از جنس طلا بهش داد

00:18:40.406 --> 00:18:42.490
،وقتي شاهزاده "جياچنگ" به "ويبو" رسيد

00:18:43.740 --> 00:18:47.031
،همه‌ي سنت‌هاي قديميِ خودش رو رها کرد

00:18:47.573 --> 00:18:50.365
.و با آداب و رسومِ "ويبو" خو گرفت

00:18:51.948 --> 00:18:57.023
بعد هم خدمتکاران و همراهاني که اعليحضرت براش
.استخدام کرده بود رو آزاد کرد

00:19:00.031 --> 00:19:02.115
،مقدار زيادي طلا و ابريشم بهشون داد

00:19:02.656 --> 00:19:06.615
.تا بتونن به آزادي زندگي کنن

00:19:08.865 --> 00:19:10.115
،از اون موقع

00:19:11.031 --> 00:19:13.365
،دربار راه خودش رو پيش گرفت

00:19:13.990 --> 00:19:16.115
.و "ويبو" هم راهِ خودش

00:19:20.198 --> 00:19:23.448
.شاهزاده جلوي جنگ و جدايي رو گرفت

00:19:30.740 --> 00:19:33.190
.وقتي که پسرش، "تيان جيان" بالغ شد

00:19:33.615 --> 00:19:35.823
.شاهزاده، یشم رو به دو قسمت مساوي تقسيم کرد

00:19:36.531 --> 00:19:38.573
.يکي براي پسرش، و يکي براي تو

00:19:40.323 --> 00:19:44.740
آرزو کرد که شما دو تا
.از فرمان‌هاي امپراطور پيروي کنيد

00:19:45.781 --> 00:19:47.740
،و ثابت قدم باشيد

00:19:48.615 --> 00:19:52.531
و از صلحِ بين دربار امپراطوري و
.ويبو"، محافظت کنيد"

00:19:59.156 --> 00:20:01.406
.اعليحضرت چهار سال پيش از دنيا رفتند

00:20:02.448 --> 00:20:06.656
،يک سال پيش
.خواهرزاده و وارثِ ايشون هم فوت کردند

00:20:08.490 --> 00:20:13.198
،وقتي که پيکِ شاهنشاهي، خبر رو آورد

00:20:15.031 --> 00:20:17.240
،شاهزاده "جياچنگ" خون سرفه ميکرد

00:20:18.240 --> 00:20:20.490
...و مرواريدها و یشمها رو پرت کرد

00:20:21.781 --> 00:20:23.740
.روي زمين

00:20:26.656 --> 00:20:27.948
،اون سال

00:20:28.781 --> 00:20:33.323
گل‌هاي سفيدِ باشکوهي که
...شاهزاده از قصر آورده بود

00:20:34.906 --> 00:20:37.948
.نيمه شب، پژمرده شدن

00:20:45.365 --> 00:20:47.906
،شاهزاده فقط يک چيز ديگه براي نگراني داشت

00:20:51.573 --> 00:20:54.031
...از اينکه تو رو نا اميد کرده بود

00:20:58.823 --> 00:21:01.573
.قلبش شکسته بود

00:21:42.656 --> 00:21:43.656
،يک سال پيش

00:21:43.823 --> 00:21:46.490
...دربار، يک مامور به "چنگده" فرستاد
<c.colord2691e>از شهرهاي مرکزي چين</c>

00:21:46.781 --> 00:21:49.323
...تا به "وانگ چنزانگ" براي مرگِ پدرش

00:21:49.490 --> 00:21:51.865
.تسليت عرض کنه

00:21:52.115 --> 00:21:56.365
اون مامور، "وانگ" رو متقاعد کرد که
،به عنوان ماليات، به دربار آهن و نمک بده

00:21:56.573 --> 00:21:59.906
و دو استان رو به ما بده تا
.ترفيعِ رتبه بگيره

00:22:00.115 --> 00:22:04.448
،دربار، سريعاً توي اون دو استان مستقر شد

00:22:05.365 --> 00:22:07.198
."پادگانِ "بائوکسين

00:22:07.406 --> 00:22:10.115
،"سرورم "تيان
...شما يک مرد توي "چنگده" داريد که

00:22:10.406 --> 00:22:13.198
داره رابطه‌ي بينِ "وانگ" و
.شو چنگچائو" رو خراب ميکنه"

00:22:13.406 --> 00:22:17.823
اين مرد، به "وانگ" گفته که
.شو" معاملاتِ مخفيانه‌اي با دربار انجام ميده"

00:22:18.031 --> 00:22:20.073
...و "وانگ" رو تحريک ميکنه

00:22:20.615 --> 00:22:22.115
.تا "شو" رو دستگير کنه

00:22:22.323 --> 00:22:25.823
.و "شو" نتونه به ترفيعِ رتبه برسه

00:22:27.656 --> 00:22:30.100
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:30.200 --> 00:22:32.698
.اين نقشه بايد متوقف بشه

00:22:32.865 --> 00:22:37.281
،دربارِ امپراطوري
.در حال گسترش دادنِ قلمروي خودش ـه

00:22:37.490 --> 00:22:40.115
...قطعا دربار از اين کار ناراحت ميشه

00:22:40.406 --> 00:22:44.406
.و سربازانِ خودش رو به "ويبو" ميفرسته

00:22:44.615 --> 00:22:47.365
،استان‌هاي جديدشون به "ويبو" ملحق ميشن

00:22:47.615 --> 00:22:50.531
.و همينجا پادگانِ جديدشون رو برپا ميکنن

00:22:50.740 --> 00:22:55.031
دربار داره قدرت نمايي ميکنه
.تا ما رو بترسونه

00:22:55.281 --> 00:22:58.406
.ديگه وقت عمل ـه

00:22:58.615 --> 00:23:01.115
...دربار، ميتونه به همون راحتي که

00:23:01.365 --> 00:23:06.156
،استان‌هاي "ووشو" رو گرفت
.ويبو" رو هم بگيره"

00:23:08.656 --> 00:23:12.740
.تصرف کردنِ "ويبو" کار راحتي نيست

00:23:13.240 --> 00:23:15.490
.ما مثل "ووشو" نيستيم

00:23:17.823 --> 00:23:19.698
..."پادگانِ "ووشو

00:23:19.865 --> 00:23:23.323
.توسط دربار محاصره شده بود

00:23:23.615 --> 00:23:25.781
،حاکمانِ اونها، مستبدانه رفتار ميکردن

00:23:26.906 --> 00:23:32.115
.و به مردم هيچ اهميتي نميدادن

00:23:32.656 --> 00:23:33.556
،به خاطر همين

00:23:33.656 --> 00:23:37.948
.مردم بلافاصله به ارتشِ دربار، تسليم شدن

00:23:40.073 --> 00:23:42.323
.اصلا قابل مقايسه با "ويبو" نيست

00:23:42.698 --> 00:23:47.281
،تاريخِ پنجاه ساله‌ي ما
...رابطه‌ي دوستانه بينِ

00:23:47.948 --> 00:23:51.448
.حاکم و مردم رو ثابت ميکنه

00:23:51.823 --> 00:23:52.906
،گذشته از اين

00:23:53.115 --> 00:23:57.073
،حتي اگر "وانگ" و "شو" با هم درگير بشن

00:23:57.323 --> 00:23:58.865
.هنوزم با هم فاميل هستن

00:23:59.073 --> 00:24:01.906
.اختلاف ـشون، باعثِ هجوم به مرزها نميشه

00:24:02.740 --> 00:24:05.948
،"شو چنگچائو"
.ويبو" رو ميخواد"

00:24:06.198 --> 00:24:08.823
.و از همه‌ي دستوراتِ دربار هم پيروي نميکنه

00:24:09.740 --> 00:24:10.823
،سرورم

00:24:11.073 --> 00:24:14.740
،"برانگيخته کردنِ "وانگ" بر عليه "شو

00:24:15.031 --> 00:24:18.823
،دربار رو عصباني ميکنه
.و اونا هم سربازهاشون رو ميفرستن اينجا

00:24:20.031 --> 00:24:22.823
.موقعيتِ "ويبو" تو خطرِ بزرگي قرار ميگيره

00:28:25.448 --> 00:28:27.281
.ارباب "تيان" تشريف فرما ميشن

00:28:41.323 --> 00:28:43.406
.يه زنِ سياهپوش بود

00:28:43.656 --> 00:28:46.073
.پسرت، وقتي داشت بازي ميکرد، اونو ديد

00:28:47.531 --> 00:28:49.781
.به نظر نميومد بخواد آسيبي بهش برسونه

00:31:11.531 --> 00:31:13.073
...نگهبان گفت که

00:31:13.406 --> 00:31:15.406
.قراره برادرم تبعيد بشه

00:31:16.490 --> 00:31:18.740
.بله، به خاطر حرف‌هاي بي پرده و اهانت آميزش

00:31:22.573 --> 00:31:24.115
حالش چطوره؟

00:31:24.740 --> 00:31:26.765
.حمله‌ي قلبي بهش دست داد

00:31:36.990 --> 00:31:38.490
اينيانگ" برگشته"

00:31:38.698 --> 00:31:40.156
شنيدم

00:31:41.448 --> 00:31:44.240
.شاهزاده راهب" اونو برگردونده"

00:33:34.531 --> 00:33:36.365
.ارباب" تيان" اينجا هستن

00:34:58.615 --> 00:35:00.740
داري به اون زن فکر ميکني؟

00:35:10.990 --> 00:35:13.573
.تيان ژينگ" رو تبعيد ميکنيم"

00:35:20.240 --> 00:35:23.073
.بين مقامات وحشت انداخته
.همشون از دربار حمايت ميکنن

00:35:24.323 --> 00:35:26.740
!بزدل ها، همشون بزدل هستن

00:39:27.365 --> 00:39:28.365
.اينيانگ" بود"

00:39:30.115 --> 00:39:31.115
.خودش بود

00:39:43.615 --> 00:39:44.740
.مطمئنم

00:39:49.031 --> 00:39:51.240
.ميخواست که من بشناسمش

00:39:54.031 --> 00:39:55.031
کي؟

00:39:55.198 --> 00:39:56.323
"اينيانگ"

00:39:57.031 --> 00:40:00.031
،ميخواست که من بشناسمش
.قبل از اينکه منو بکُشه

00:40:00.281 --> 00:40:02.490
.ميخواد که دليلِ اين کارش رو بدونم

00:40:33.031 --> 00:40:34.865
...اين یشم ها رو

00:40:36.781 --> 00:40:40.115
،وقتي که مادرم با خاندانِ "ويبو" ازدواج کرد
.بهش دادن

00:40:41.656 --> 00:40:43.323
،وقتي که من به سن بلوغ رسيدم

00:40:43.781 --> 00:40:47.406
،مادرم يکي از اونها رو داد به من
."و يکي رو داد به "اينيانگ

00:40:48.906 --> 00:40:50.323
.به هر کدوممون يک یشم داد

00:40:50.948 --> 00:40:52.948
.و ما رو نامزد اعلام کرد

00:40:55.990 --> 00:41:00.115
"مادرم قصد داشت که وقتي "اينيانگ
.پانزده ساله شد، با هم ازدواج کنيم

00:41:02.740 --> 00:41:03.698
،سالِ بعد

00:41:04.740 --> 00:41:07.990
،"يوان"، حاکمِ "مينگ"
.با "ويبو" متحد شد

00:41:08.490 --> 00:41:11.531
پدرم ميخواست که اين اتحاد رو
.با وصلت، محکم کنه

00:41:15.515 --> 00:41:19.800
،من حاصل همخوابيِ پدرم با يه زن ديگه بودم
.ولي مادرم منو به فرزندي قبول کرد

00:41:19.865 --> 00:41:22.573
.تا مطمئن بشه که حکومتِ "ويبو" رو به ارث ميبرم

00:41:24.365 --> 00:41:26.365
.مادرم به قولي که به "اينيانگ" داده بود، عمل نکرد

00:41:42.240 --> 00:41:43.865
،اون زمان

00:41:45.365 --> 00:41:48.240
.اينيانگ" توي جنگل زندگي ميکرد"

00:41:51.490 --> 00:41:53.073
!مثل يه سيمرغ

00:41:54.490 --> 00:41:56.448
.اون به کاخِ "يوان" نفوذ کرد

00:41:56.990 --> 00:41:58.698
.ولي نگهبان‌ها زخمي ـش کردن

00:42:00.323 --> 00:42:02.031
.ممکن بود بميره

00:42:06.740 --> 00:42:10.323
...مادر، از خواهرِ دوقلوي خودش، "جياچنگ"، خواست که

00:42:11.865 --> 00:42:14.906
.اينيانگ" رو از اونجا ببره"

00:42:37.490 --> 00:42:39.406
.دلم براي "اينيانگ" ميسوزه

00:43:04.990 --> 00:43:07.448
،وقتي که ده ساله بودم
.دچار يک تبِ شديد شدم

00:43:09.031 --> 00:43:11.115
.دردِ غير قابل ‌تحملي داشت

00:43:13.240 --> 00:43:15.073
.کاري از دست دکترها بر نميومد

00:43:15.656 --> 00:43:17.865
.يه تابوتِ کوچک هم برام آماده کرده بودن

00:43:20.281 --> 00:43:21.823
...پدرِ "اينيانگ" پيشنهاد داد که

00:43:22.031 --> 00:43:24.948
،حصيري از نيِ خيزران، دورِ من بپيچن

00:43:25.240 --> 00:43:27.240
.وبگذارن توي يک جاي خنک

00:43:27.906 --> 00:43:29.698
،بعد از سه روز و سه شب

00:43:29.906 --> 00:43:31.406
.حالم خوب شد

00:43:37.406 --> 00:43:39.073
،توي حالتِ خواب و بيداري

00:43:40.781 --> 00:43:42.781
.حضورِ يک نفر رو احساس کردم

00:43:43.615 --> 00:43:44.990
.اينيانگ" بود"

00:43:46.198 --> 00:43:48.656
.هيچکس نتونسته بود اونو از پيش من ببره

00:44:59.698 --> 00:45:00.823
،ببخشيد، سرورم

00:45:01.031 --> 00:45:02.865
.نگهبان حرفي براي گفتن داره

00:45:03.115 --> 00:45:04.490
.خب حرف بزن

00:45:10.740 --> 00:45:12.031
،جناب شهردار

00:45:12.240 --> 00:45:15.490
.يک قاتل وارد کاخِ ارباب "تيان" شده

00:45:15.698 --> 00:45:18.365
.نگهبان‌ها دارن دنبالش ميگردن

00:45:18.823 --> 00:45:20.281
وضعيت چيه؟

00:45:20.823 --> 00:45:22.198
.هنوز چيزي قطعي نيست

00:45:28.698 --> 00:45:30.740
.من مرخص ميشم

00:45:41.323 --> 00:45:44.406
نبايد به راهبه اجازه ميداديم که
.اينيانگ" رو از اينجا ببره"

00:45:48.198 --> 00:45:50.031
.چاره‌ي ديگه‌اي نداشتيم

00:45:51.448 --> 00:45:54.340
.بايد هر جوري بود، جونش رو نجات ميداديم

00:45:59.198 --> 00:46:00.990
نميفهمي چي شده؟؟

00:46:04.781 --> 00:46:06.115
...اينيانگ" برگشته"

00:46:06.281 --> 00:46:08.948
،تا به دستورِ استادش
.ارباب "تيان" رو بکُشه

00:46:31.948 --> 00:46:33.615
،جناب شهردار

00:46:34.073 --> 00:46:36.073
.يک پيک اومده

00:46:36.323 --> 00:46:41.115
ارباب "تيان" خواستند که فوراً
.به حضورشون برسيد

00:47:46.823 --> 00:47:48.906
.سرورم، جناب شهردار تشريف آوردند

00:47:49.281 --> 00:47:51.115
.اداي احترام، سرورم

00:47:54.281 --> 00:47:56.156
،فرستادم دنبالت

00:47:56.698 --> 00:48:02.406
چون ميخوام که فرمانده"تيان ژينگ" رو
.تا لب مرز همراهي کني

00:48:05.698 --> 00:48:07.740
.مطئن شو که به سلامت به مقصد ميرسه

00:48:15.615 --> 00:48:16.948
،سرورم

00:48:17.990 --> 00:48:19.906
.تيان ژينگ" ديروز رفت خونه"

00:48:20.115 --> 00:48:22.031
.حمله‌ي قلبي بهش دست داده بود

00:48:24.698 --> 00:48:27.198
.دروغ ميگه، وانمود ميکنه

00:48:31.490 --> 00:48:32.698
.هر طور شما دستور بديد

00:48:34.656 --> 00:48:40.031
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:48:42.240 --> 00:48:44.240
.آماده‌ي هر چيزي باش

00:48:46.823 --> 00:48:51.115
سه سال پيش، فرمانده‌ي سابق رو
.گرفته بودن و زنده به گور کرده بودن

00:48:51.698 --> 00:48:53.198
.اين اتفاق نميتونه دوباره رخ بده

00:49:04.448 --> 00:49:06.031
..."اينيانگ"

00:49:07.115 --> 00:49:09.365
.ديروز برگشت خونه

00:49:19.365 --> 00:49:21.365
.ديشب با هم رو در رو شديم

00:50:23.990 --> 00:50:25.656
،همونطور که بانوي من حدس زده بودن

00:50:25.865 --> 00:50:29.940
!الکي گفته بود که پريود شده
.از خون مرغ استفاده کرده بود

00:50:32.990 --> 00:50:35.031
.ارباب "تيان" تشريف فرما شدند

00:50:48.240 --> 00:50:52.365
.به پرستار بگو که بره پسرها رو بياره

00:51:05.573 --> 00:51:08.156
.جيانگ"، خودتو نشون بده"

00:51:16.281 --> 00:51:20.156
.ديروز، دستور دادم که "تيان ژينگ" بره

00:51:20.656 --> 00:51:22.781
.الان يه پست جديد داره

00:51:23.948 --> 00:51:27.490
،ولي موقته
...به شهردار "ني فنگ" دستو دادم

00:51:27.740 --> 00:51:30.740
.که همراهيش کنه

00:51:33.448 --> 00:51:36.490
،اتفاقي که سه سال پيش افتاد

00:51:36.990 --> 00:51:38.781
!نبايد تکرار بشه

00:51:41.823 --> 00:51:42.948
.ميفهمم

00:51:47.781 --> 00:51:50.156
.شنيدم که ديشب يه متجاوز داشتيم

00:51:50.365 --> 00:51:52.323
همون زنِ سياهپوش بود؟

00:51:55.240 --> 00:51:57.031
!درست به اطلاعت رسوندن

00:54:22.073 --> 00:54:23.490
سفر به سلامت

00:55:41.990 --> 00:55:43.781
.شيائوميان" رو بياريد اينجا"

00:55:55.323 --> 00:55:56.656
،استاد

00:55:57.198 --> 00:55:59.448
.دقيقا همونطوري شد که بانو حدس زده بودن

00:55:59.656 --> 00:56:01.115
.هوجي" باردار ـه"

00:56:01.323 --> 00:56:05.115
،با استفاده از خونِ مرغ
.وانمود کرده بود که پريود شده

00:56:36.031 --> 00:56:40.698
،وقتي هوا تاريک شد
.فرمانده "تيان ژينگ" حرکت ميکنه برو دنبالش

00:57:17.490 --> 00:57:18.156
چي شد؟

00:57:18.365 --> 00:57:20.948
.تيان ژينگ" استراحتگاه رو ترک کرده"

00:57:40.240 --> 00:57:42.698
.دارن از راه فرعي ميرن

00:57:42.906 --> 00:57:43.990
فرمانده "تيان" هم باهاشونه؟

00:57:44.198 --> 00:57:45.656
.مطمئن نيستم، خيلي تاريک بود

00:57:45.865 --> 00:57:47.490
.يکي از افرادمون داره تعقيب ـشون ميکنه

00:59:09.800 --> 00:59:19.800
<c.color008080>Xenox</c>

01:06:20.156 --> 01:06:25.073
.نبايد اجازه ميداديم که راهبه تو رو ببره

01:15:31.823 --> 01:15:35.531
.شاهزاده "جياچنگ" به من نواختنِ "سيتارا" رو ياد داد
<c.color008b8b>نوعي ساز قديمي، مثل چنگ</c>

01:15:36.698 --> 01:15:39.406
.داستاني در مورد رقصِ قناري بهم گفت

01:15:47.573 --> 01:15:50.073
.اون قناري، خودِ شاهزاده بود

01:15:52.906 --> 01:15:57.490
.اون به تنهايي، قصر رو به مقصد "ويبو" ترک کرد

01:15:59.698 --> 01:16:01.865
.توي "ويبو" هيچکس شبيهِ اون نبود

01:24:45.990 --> 01:24:47.656
!بياين کمک

01:24:54.448 --> 01:24:55.698
!"هوجي"

01:25:23.281 --> 01:25:25.031
.هوجي" باردار ـه"

01:27:09.573 --> 01:27:11.490
.اينو توي سرسرا پيدا کردم

01:27:23.990 --> 01:27:27.365
،پدرم، کمي قبل از اينکه بميره
.يکي از اينا رو بهم نشون داد

01:27:30.740 --> 01:27:34.490
،وقتي که پادشاه، نيمه شب ناگهاني مُرد

01:27:35.198 --> 01:27:37.365
.يکي از اينا کنارِ تخت ـش پيدا شد

01:27:38.073 --> 01:27:40.490
.پدر شک کرد که شاهزاده "جياچنگ" توطئه کرده

01:27:40.740 --> 01:27:44.615
.و تا يه معبد در جنوب، تعقيبش کرد

01:27:46.615 --> 01:27:48.656
،شاهزاده، پدر رو به خاطر بدگماني مقصر ميدونست

01:27:48.906 --> 01:27:51.615
،ميگن که اون به خدايان خدمت ميکرد
.نه به ارواحِ شيطاني

01:27:51.823 --> 01:27:55.781
و چنين جادوي سياهي، فقط
.افرادِ ساده‌ لوح رو ميترسونه

01:27:57.781 --> 01:27:59.573
،از نظر شاهزاده

01:28:00.156 --> 01:28:02.531
.پادشاه، از ترس مُرد

01:28:03.281 --> 01:28:05.406
.خودش رو تا سر حدِ مرگ، ترسوند

01:29:31.323 --> 01:29:32.990
.ارباب "تيان" تشريف آوردند

01:29:34.115 --> 01:29:35.990
.بياين اينجا، پسرها

01:30:36.990 --> 01:30:38.448
بشين

01:30:40.740 --> 01:30:42.448
.همتون بشينيد

01:30:58.948 --> 01:31:00.448
!بلند شيد

01:31:11.073 --> 01:31:12.781
.اينجا رو مرتب کنيد

01:31:46.656 --> 01:31:47.615
،سرورم

01:31:47.906 --> 01:31:49.823
.فرمانده "تيان" به مقصد رسيدن

01:31:50.031 --> 01:31:52.615
.و شهردار "ني" هم در حال بهبودي ِ جراحتشون هستن

01:31:52.865 --> 01:31:58.073
کمي ضعف دارن، ولي فردا خودشون
.بهتون گزارش ميدن

01:31:59.281 --> 01:32:00.406
،سرورم

01:32:00.615 --> 01:32:02.823
"وانگ چنزانگ"
...هم 200 سواره‌نظام براي

01:32:03.073 --> 01:32:06.740
.دستگير کردن "شو چنگچائو" فرستاده

01:32:08.198 --> 01:32:09.365
،سرورم

01:32:09.573 --> 01:32:11.615
،اگر متجاوزانه رفتار کنيم

01:32:11.990 --> 01:32:14.615
،و نيروهاي دربار رو نابود کنيم

01:32:14.823 --> 01:32:17.865
..."دربار، بر عليه "ويبو

01:32:18.031 --> 01:32:19.698
.آماده‌ي جنگ ميشه

01:32:19.906 --> 01:32:23.781
پيشنهاد ميدم که
...افرادِ دربار رو با غذا و شراب

01:32:24.198 --> 01:32:26.406
.گمراه کنيم

01:32:26.615 --> 01:32:28.573
،در همين زمان
...با "وانگ" گفتگو ميکنيم تا

01:34:32.281 --> 01:34:35.781
،اگر "تيان جيان" بميره
،در حالي که هنوز پسرهاش به سن بلوغ نرسيدند

01:34:36.073 --> 01:34:37.656
.توي "ويبو" هرج و مرج ميشه

01:34:40.281 --> 01:34:42.906
.براي همين تصميم گرفتم که نکشمش

01:34:46.198 --> 01:34:48.640
.راه و رسمِ شمشير، راه و سمِ بي رحمي ـه

01:34:48.656 --> 01:34:51.156
.فضائلِ مقدس، اينجا نقشي ندارن

01:34:52.323 --> 01:34:54.406
،مهارت‌هاي تو بي همتاست

01:34:56.073 --> 01:34:59.365
.ولي ذهنت اسيرِ احساساتِ انساني ـه

01:38:10.365 --> 01:38:11.565
!"اينيانگ"

01:38:34.615 --> 01:38:35.156
!ببين

01:38:35.323 --> 01:38:37.990
.اون زن جوان به قولش عمل کرد

01:38:38.281 --> 01:38:40.656
.گفته بود که برميگرده

01:38:41.656 --> 01:38:42.990
.زنِ قابل اعتمادي ـه

01:38:43.198 --> 01:38:45.781
.قراره اونو تا سرزمينِ "شينرو" همراهي کنه

01:40:09.500 --> 01:43:21.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.