﻿WEBVTT

00:00:01.727 --> 00:00:20.727
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:21.727 --> 00:00:31.163
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:00:38.197 --> 00:00:39.198
خب؟ -
.باشه -

00:00:39.231 --> 00:00:41.066
باشه؟ -
حتماً -

00:00:41.100 --> 00:00:42.534
آماده ایم؟ -
.باشه -

00:00:43.635 --> 00:00:54.313
.امروز نهم ژوئن هست
"ما تو یه مکان نامعلوم هستیم. داریم با "جیم آستربرگ
،(به معنی دلقک ها) "The Stooges" راجب

00:00:55.280 --> 00:00:59.851
،بزرگترین گروه راک اند رول
.مصاحبه میکنیم

00:01:02.554 --> 00:01:10.529
می دونین، یکی از چیزایی که من رو متحیر میکنه اینه که
.اونها به شیوه ی صنعت سرگرمی مشغول این کار نیستن
به عنوان مثال وقتی کسی

00:01:10.562 --> 00:01:18.770
اجرایی رو اعلام میکنه، احتمالاً 10 یا 15 دقیقه
طول بکشه تا قبل از اینکه اولین اجراشون رو
.شروع، و خودشون رو آماده و سازهاشون رو کوک بکنن

00:01:18.803 --> 00:01:25.577
.و به نظر، بچه ها اصلاً به این مسأله اهمیتی هم نمیدن
اونا به کوک کردن ساز هاشون گوش کرده و تماماً اونا رو
.نگاه کرده و به تست کردن بلندگوهاشون گوش میدن

00:01:25.610 --> 00:01:33.452
و به گمانم الانه که یه چیزایی شروع بشه. ما یه لحظه
با "باب والر" خداحافظی میکنیم و به صحنه میریم
"Iggy and the Stooges" تا به
.گوش بدیم

00:01:36.255 --> 00:01:39.391
* اون یه چشم تلویزیونی داره *

00:01:39.424 --> 00:01:43.162
* اون برا دید زدنم یه چشم تلویزیونی داشت *

00:01:43.195 --> 00:01:44.663
* نه *

00:01:55.774 --> 00:01:57.108
* !نه *

00:02:04.949 --> 00:02:07.319
!همین الان "ایگی" مستقیم به داخل جمعیت میره

00:02:07.352 --> 00:02:10.455
روی زمین -
ما صداش رو نداریم -

00:02:10.489 --> 00:02:13.925
باب والر" داخل جمعیت روی زمین افتاده"

00:02:13.958 --> 00:02:16.900
نمیدونم کجا، ولی
.بالاخره پیداش میکنیم

00:02:22.000 --> 00:02:34.000
با اینکه سه آلبوم پیشگام ،"The Stooges" در سال 1973 گروه
.و بدیع ارائه داده بود، به طور کلی از هم پاشید
،منتقدان، موسیقی آنها را عجیب و غریب، دیوانه وار
،بی مزه و بد ذائقه، اساساً توهین آمیز، فاسد، سطح پایین
ناشیانه، غیر خلاق و بچگانه توصیف کردند

00:02:34.200 --> 00:02:42.100
،"The Stooges" اکنون بعد از گذشت 4 دهه، گروه
.یکی از گروه های تأثیر گذار در تاریخ موسیقی راک اند رول میباشد
... ولی در سال 1973 آنها آشغال بودند

00:02:42.354 --> 00:02:43.788
.خیلی سخت بود

00:02:43.822 --> 00:02:49.694
ما یه دری وری هایی میگفتیم
و نهایتاً ناشر موسیقی هم به خودش دردسر نداد
.تا با ما همکاری بکنه

00:02:49.728 --> 00:02:59.904
،ولی ما مأمورین و مدیرهایی داشتیم
کسایی که میخواستن ببینن میتونن به
.شبکه ی به هم ریخته ی حرفه ی ما رخنه کنند یا نه

00:02:59.938 --> 00:03:06.745
.و بیشترشون به طرزی وحشتناک ترک کردند و رفتند
ما سرتاسر آمریکا به طرزی نامتعارف و
.آشفته ای میخوندیم و اجرا می کردیم

00:03:06.778 --> 00:03:13.652
ما رفته رفته کثیف و کثیفتر
و لاغر و لاغر تر
.دیده میشدیم

00:03:13.685 --> 00:03:20.225
.و وضعمان رفته رفته خرابتر میشد
ما به شدت در کنسرت های
.نسبتاً بی اهمیتی داشتیم غرق می شدیم

00:03:20.259 --> 00:03:26.565
.بعضی از مردم از ما خوششون میومد
،یه سری کنسرت هایی بودن که میتونستم برا خوندن فراهم کنم
.بعضیا هم بودند که نمیتونستم

00:03:26.598 --> 00:03:31.836
،بعضی از کنسرت ها بودن که سر وقت حاضر میشدیم
.یه سری هم بودن که نمی رسیدیم

00:03:31.870 --> 00:03:35.940
و هر جایی که میرفتیم، معمولاً هم به خاطر من
.مردم رو ناراحت میکردیم

00:03:42.281 --> 00:03:44.048
* آشغالهای کونی *

00:03:44.082 --> 00:03:45.584
* هرزه های کیری *

00:03:45.617 --> 00:03:48.019
* میخوام ساک بزنم و سکس کنم و دنیای خودمو به پا کنم  **

00:03:48.052 --> 00:03:52.357
وضع گروه در اون زمان
.به شدت خرابتر میشد

00:03:52.391 --> 00:03:56.361
ما یه کنسرت هایی رو اجرا میکردیم
.ولی اتفاق های همه جوره ای برامون رخ داد

00:03:56.395 --> 00:04:00.532
،"مثلاً ما مجبور بودیم با "استیو مک کی
.نوازنده ی درام، اجرا کنیم

00:04:00.565 --> 00:04:05.236
که واقعاً عجیب بود، چون "استیو" گفته بود
فقط درام میتونه بزنه
.ولی اون نمیتونست

00:04:05.270 --> 00:04:10.375
... و چون
،ما به شدت به پول نیاز داشتیم
.ولش نکردیم و گذاشتیم درام بزنه

00:04:10.409 --> 00:04:16.415
میخواین اون داستان رو براتون تعریف کنم؟
ایگی" میخواست ترانه ای رو بخونه"
.و من شروع کردم به نواختن

00:04:16.448 --> 00:04:22.754
و اون اومد و چوبک ها (چوب درام یا طبل) رو
.از دستم گرفت و رفت سمت "فلور تام" و شروع به ضربه زدن کرد
<c.colorff8000>یکی از طبل های درام که معمولاً بر روی سه پایه قرار میگیرد :Floor tom</c>

00:04:22.787 --> 00:04:28.427
سپس فهمیدم که چطور باید ضربه بزنم
.و بعدش ترانه رو تموم کردم
.اون همین کار رو با هر ترانه ای انجام میداد

00:04:28.460 --> 00:04:37.336
"و جمعیت روش بطری پرت میکردن و میگفتن، "زود باش ایگی
"بزار ببینیم بالا میاری، کثافت! مرده شورتو ببرن"
.و همه جور فحش که نثارش نمیکردن

00:04:37.369 --> 00:04:41.573
از کسی که این شیشه رو
.رو سرم پرت کرد واقعاً ممنونم

00:04:41.606 --> 00:04:46.844
.نزدیک بود منو بکشه، ولی بازم نتونستی
.پس مجبوری هفته ی دیگه بیای و دوباره سعیتو بکنی

00:04:47.278 --> 00:04:53.418
،افتاد Michigan Palace به خاطر اتفاقی که برای
،چیزی که من بهش رژه مرگ میگم
<c.colorff8000>یک کلوپ شبانه در شهر دیترویت :Michigan Palace</c>

00:04:53.452 --> 00:05:02.827
اونا تصمیم گرفتن
رو The Rock and Roll Farm یه کلوپی به نام
.برامون رزرو کنن. که بعداً معلوم شد بار موتورسوار هاست

00:05:02.861 --> 00:05:08.600
اینجاست که "ایگی" با حضاری
.مواجه میشه که فقط "ایگی" میتونست از عهده اش بر بیاد

00:05:08.633 --> 00:05:16.274
اون با یه شخصی مواجه میشه که اونو هل میده
.و کم مونده بود که بیهوش بشه
!مثل صدای بلند یک ضربه

00:05:18.977 --> 00:05:24.783
،نمیدونم چه تعداد از شما ما رو سال 1967
وقتی که شروع به کار کردیم دیده اید

00:05:24.816 --> 00:05:28.553
... ولی این زیاد
زیاد آسون نیست
!باشین "The Stooges" که بعضی اوقات

00:05:28.587 --> 00:05:29.954
!آره

00:05:29.988 --> 00:05:35.494
میدونین، بعد اون اجرا
،چیزی نداشتیم که بگیم
.مثل این بود که هممون خسته و نا امید شده باشیم

00:05:35.527 --> 00:05:43.467
.ما نمیتونستیم هزینه ی امرار و معاشمون رو داشته باشیم
مردم مدام سمتمون آشغال پرت میکردن
.و هممون دیگه خسته شده بودیم

00:05:43.531 --> 00:05:44.736
... و

00:05:44.769 --> 00:05:48.006
دو برادر برگشتن دیترویت
<c.colorff8000>گیتاریست گروه ،Ron Asheton درامر گروه و Scott Asheton</c>

00:05:48.039 --> 00:05:52.310
.جیم" هیچوقت برنگشت که بهم بگه دیگه تمومه"

00:05:52.343 --> 00:05:54.078
.خودم فهمیدم

00:05:54.112 --> 00:05:56.047
منی که رو زمین می خوابیدم

00:05:56.080 --> 00:05:59.484
.به این نتیجه رسیدم که دیگه تموم شد
.من کاملاً بی خانمان بودم

00:05:59.518 --> 00:06:01.252
من یه سِت درام داشتم

00:06:01.285 --> 00:06:05.724
اونو فروختم و یه بلیط برای
.مسیردیترویت خریدم

00:06:07.526 --> 00:06:10.328
آخر سر رفتم خونه ی مامانم

00:06:10.361 --> 00:06:12.564
،و گفتم
،مامان من بی سرپناهم

00:06:12.597 --> 00:06:15.266
.ورشکسته ام، گرسنه ام

00:06:15.299 --> 00:06:21.172
از هم پاشید "The Stooges" وقتی که
.واقعاً مثل یه سورپرایز بود

00:06:21.205 --> 00:06:27.211
،و درست مثل یه چرخه ی کامل میمونه
.یعنی برگردی خونه، پیش مادرت

00:06:27.245 --> 00:06:33.084
بعد اینکه داداشم برگشت خونه
.یادمه که احساسی مثل آرامش و خوشحالی داشتم

00:06:33.117 --> 00:06:35.687
با خودم گفتم
... آخیش

00:06:35.720 --> 00:06:41.359
.دیگه امنیت دارن
.این مهمترین چیزه
.اینکه برگردن خونه و هنوز زنده باشن

00:06:41.392 --> 00:06:45.229
اون زمانی بود که من برگشتم خونه
.به کاروان والدینم

00:06:45.263 --> 00:06:47.031
.من 24 سالم بود

00:06:47.065 --> 00:06:49.400
... و

00:06:49.434 --> 00:06:52.971
گروهمون به نوعی

00:06:53.004 --> 00:06:56.407
.از هم پاشیده بود

00:07:03.748 --> 00:07:06.050
" خطر رو بهم بده، ای غریبه ی کوچک "

00:07:21.866 --> 00:07:26.437
* خطر رو بده بیاد، ای غریبه ی کوچک *

00:07:26.471 --> 00:07:30.408
* من هم بهت یه چیزی میدم *

00:07:30.441 --> 00:07:34.746
* خطر رو بهم بده، ای غریبه ی کوچک *

00:07:34.779 --> 00:07:37.949
* تا همدردت شوم *

00:07:38.950 --> 00:07:42.787
* چیزی در رویاهایم وجود ندارد *

00:07:42.821 --> 00:07:47.458
* غیر از اندکی خاطرات زشت *

00:07:47.492 --> 00:07:51.496
* مرا ببوس، مثل نسیم اقیانوس *

00:07:51.530 --> 00:07:52.997
* هی *

00:08:15.587 --> 00:08:19.624
* اینک اگر معشوقه ام شوی *

00:08:19.658 --> 00:08:22.600
* مجنون وار خواهم لرزید *

00:08:22.800 --> 00:08:26.000
<c.colorff8000>خطر رو بهم بده</c>

00:08:37.175 --> 00:08:39.043
وقتی که تقریباً پنج سالم بود

00:08:39.077 --> 00:08:42.647
،ما یه تلویزیونی داشتیم
.رو نگاه میکردم "Howdy Doody" و من
<c.colorff8000>یک مجموعه ی تلویزیونی برای کودکان بود که از :Howdy Doody
پخش میشد NBC سال 1947 الی 1960 از شبکه ی</c>

00:08:42.681 --> 00:08:44.983
بافلو باب" توی تلویزیون خیلی شبیه"
<c.colorff8000>Howdy Doody میزبان برنامه ی :Buffalo Bob Smith</c>

00:08:45.016 --> 00:08:48.720
.تیموتی لیری برا بچه کوچولوها بود
<c.colorff8000>.روان‌شناس و نویسنده آمریکایی بود :Timothy Leary
او مدافع استفاده از داروهای روان‌گردان جهت مقاصد خاص
.و درمانی در شرایط کنترل شده بود</c>

00:08:48.753 --> 00:08:51.856
چه احساسی تو میانه های صبح داری، "کلیربل"؟

00:08:51.890 --> 00:08:53.825
زیاد خوب نیستی
یکم کسلی، درسته؟

00:08:53.858 --> 00:08:57.762
پس در اون صورت
!چیزی که لازم داری "آوالتین" هست
<c.colorff8000>نام برندی سوئیسی است که در زمینهٔ تولید :Ovaltine
طعم‌دهنده برای شیر خوراکی فعالیت می‌کند</c>

00:08:57.796 --> 00:09:00.599
و سر و صدایی که از ردیف های
سالن نمایش میومد یادمه

00:09:06.404 --> 00:09:12.343
اونا کاراکتری مثل
کلیربل دلقکه" داشتن که"
.ممکن بود هر کاری رو بکنه

00:09:12.376 --> 00:09:16.681
،شما نمیدونستین که قراره چیکار بکنه
.و همین منو مجذوب خودش کرده بود

00:09:16.715 --> 00:09:20.351
.اما مهمترینش "سوپی سیلز" بود
<c.colorff8000>بازیگر و کمدین آمریکایی :Soupy Sales</c>

00:09:28.960 --> 00:09:33.397
"برنامه ای بود به نام "موقع ناهار همراه سوپی
اون بچه هارو تشویق میکرد
که براش نامه بنویسن

00:09:33.431 --> 00:09:40.404
،ولی میگفت، "همیشه وقتی نامه مینویسین
"خواهشاً حداکثر 24 تا کلمه داشته باشن

00:09:40.438 --> 00:09:43.875
اینجور خوندن رو از کجا یاد گرفتی؟-
.تو کلاس سخنرانیم-

00:09:43.908 --> 00:09:45.944
... تو کلاس -
.درسته بابی -

00:09:45.977 --> 00:09:47.211
... تو کلاس -
مربیت کیه؟ -

00:09:47.245 --> 00:09:53.718
.و من همیشه اون روال رو حفظ کردم
وقتی که شروع کردم به نوشتن
،ترانه برای گروهمون

00:09:53.752 --> 00:09:59.090
با خودم گفتم، این روشمون هست
"سعی کن با 24 کلمه و یا کمتر تمومش کنی"

00:09:59.123 --> 00:10:03.762
من همچین احساسی نداشتم که مثل "باب دیلن" باشم
میدونین؟
ور، ور، ور، ور، ور

00:10:03.795 --> 00:10:10.402
با خودم گفتم، "ترانه ها خیلی کوتاه باشن
"و بدون اشتباه

00:10:11.435 --> 00:10:13.304
* بدون شوخی *

00:10:13.337 --> 00:10:15.139
* عزیز من *

00:10:15.173 --> 00:10:16.808
* بدون شوخی *

00:10:21.145 --> 00:10:25.349
آره، من با والدینم
.فیلم میدیدم

00:10:25.383 --> 00:10:29.353
و خیلی خوشایند بود که
.ما هم کاروانی شبیهش داشتیم

00:10:29.387 --> 00:10:34.592
داخل منزل، قسمتی از اثاثیه
و وسایل روشنایی
.توکار بودن

00:10:34.625 --> 00:10:39.931
.من یه اتاق خواب کوچکی داشتم
پهناش 4 یا 5 پایی میشد

00:10:39.964 --> 00:10:41.532
،طولش هم حدود 9 پا

00:10:41.565 --> 00:10:45.937
اتاقی که فقط یه پالت نقاشی کوچک
.و یه میز تحریر کوچولو جا میشد

00:10:45.970 --> 00:10:49.440
به همین خاطر، تنها جایی که میتونستم
.دستگاه درامم رو بذارم، اتاق نشیمن بود

00:10:49.473 --> 00:10:51.442
تمام تعطیلات آخر هفته

00:10:51.475 --> 00:10:53.277
و هر شب بعد مدرسه

00:10:53.311 --> 00:10:56.781
سِت درامم کل اتاق رو اشغال کرده بود

00:10:56.815 --> 00:10:59.350
،انرژی خیلی زیادی داشتم
.ساعت ها ضرب میزدم

00:10:59.383 --> 00:11:00.685
... بام، بام، بام

00:11:02.486 --> 00:11:04.654
.کل منزل تکون میخورد

00:11:06.524 --> 00:11:11.029
اونا هیچوقت گله ای نکردن
ولی کاری که نهایتاً کردند

00:11:11.062 --> 00:11:16.167
این بود که بعد یک سال
.اتاق خواب اصلی رو بهم دادن

00:11:18.202 --> 00:11:20.138
،اون موقع واقعاً شوکه شدم
!گفتم این معرکه است

00:11:20.171 --> 00:11:26.711
ولی الان میفهمم که احتمالاً
.به خاطر کمتر شدن مزاحمت های من بوده

00:11:26.745 --> 00:11:33.017
اونا یه تخت با اندازه ی معمولی رو
.تو یه اتاق کوچک جا کردند

00:11:33.051 --> 00:11:36.855
بدون هیچ میزی
.فقط به اندازه ای که بتونن از تخت بالا یا پایین بیان

00:11:36.888 --> 00:11:39.690
... و من یه

00:11:39.724 --> 00:11:44.095
تنها یه تخت و یه سِت درام داشتم ...
.که تمام اوقات تو اتاق خواب اصلی قرار داشت

00:11:44.128 --> 00:11:53.604
... من خیلی خوش شانس بودم
که تو یه محیط ساده ای، همراه ...
.پدر و مادرم زندگی میکردم

00:11:53.637 --> 00:11:58.943
.من باید والدینم رو درک میکردم
.واقعاً ثروت بزرگی برام بودن

00:12:02.213 --> 00:12:09.087
یادمه که وقتی بچه بودم، قطعات اسباب بازی
تینکر توی" و "لینکن لاگز" رو باز میکردم"
<c.colorff8000>نوعی از Lincoln Logs و Tinker toys
اسباب بازی ها بودند که با سرهم بندی و ترکیب قطعات ساخته می شدند</c>

00:12:09.120 --> 00:12:14.963
.و تکه های چوبی رو ور میداشتم
.و با یه چیز استوانه ای شکل یه درام میساختم

00:12:14.993 --> 00:12:22.033
بعدش وقتی که کلاس چهارم بودم مارو به یه
کارخونه ی مونتاژ تو شهر "ریور روژ" بردن
.که مال شرکت فورد موتور بود

00:12:22.066 --> 00:12:28.039
اونا یه دستگاهی داشتن که یک قسمت فلزی داشت
.و یه صفحه هایی رو پرس میکرد

00:12:28.072 --> 00:12:36.314
و هر بار که اون دستگاه پرس میکرد
... سر و صدا می کرد
.صدای تصادف بسیار بلند

00:12:36.347 --> 00:12:38.482
و
.من از این صدا خوشم می اومد

00:12:50.494 --> 00:12:53.764
* امروز من پیاده میرم *

00:12:53.798 --> 00:12:55.566
* به روزگار قدیم *

00:12:55.599 --> 00:12:58.269
"من یه گروه دبیرستانی داشتم به نام "ایگواناس
<c.colorff8000>یک نوع سوسمار که بومی آمریکاست :Iguanas</c>

00:12:58.302 --> 00:13:05.243
ما تو یه کلوب نوجوانانه یه کار پیدا کردیم
.و تمام وقت اجرا میکردیم
.به معنی دم اسبی) بود) The Ponytail اسم کلوب

00:13:05.276 --> 00:13:11.916
من به چیزهایی فکر میکردم
که توجهات زیادی رو جلب کنه
،واسه همین با خودم گفتم

00:13:11.950 --> 00:13:17.221
چی میشه اگه تو بالاترین جایی"
"که تا حالا کسی به خودش دیده، درام بزنم ؟

00:13:18.890 --> 00:13:26.764
من تو یه ارتفاع 16 پایی قرار داشتم
فقط خودم بودم و گروه، اون پایین
.نق میزد

00:13:26.797 --> 00:13:30.768
یه بد بخت بیچاره ای به نام "چاک" توی
صحنه بهم نزدیک شد و گفت

00:13:30.801 --> 00:13:36.474
به نظرم شماها خیلی عالی بودین"
مایلم که مدیرتون باشم و کمکتون کنم
".تا کنسرت های بیشتری داشته باشین

00:13:36.507 --> 00:13:41.012
برا همین ما یه اسکله رو برای یه شب
.اجاره کردیم تا کنسرتمون رو اجرا کنیم

00:13:41.045 --> 00:13:45.483
ما حضار زیادی داشتیم و
.موفقیت بزرگی کسب کردیم

00:13:49.053 --> 00:13:53.600
تا اینکه تو میانه ی اجرا، زمین
.شروع کرد به اجرای نمایش خودش

00:13:55.159 --> 00:13:59.130
هیشکی آسیبی ندید، فقط تقریباً
.اسکله رو ویران کردیم

00:14:00.498 --> 00:14:04.068
.این پایان پیشرفتمون بود

00:14:04.102 --> 00:14:09.807
،من تو دوره ی دبیرستان تو گروه "ایگواناس" بودم
.و یکراست بعد از اون، تو دوره ی نیمسال کالج

00:14:09.840 --> 00:14:13.811
بعدش کالج رو ول کردم
و دنبال کسی میگشتم
.که بهم یه شغلی بده

00:14:13.844 --> 00:14:18.716
از The Prime Movers و گروه
.اون پسرهای مسن ترک تحصیل کرده تشکیل شده بود
<c.colorff8000>یک گروه بلوز بود :The Prime Movers
که از سال 1965 تا 1970 فعالیت داشت</c>

00:14:18.749 --> 00:14:24.055
و اونا راجب تمام چیزهای
.موسیقی بلوز اطلاعات داشتن

00:14:24.088 --> 00:14:26.490
گروه "باتر فیلد" اومده بود شهرمون
<c.colorff8000>پال باتِرفیلد خواننده و نوازندهٔ سازدهنی بلوز اهل آمریکا بود</c>

00:14:26.524 --> 00:14:29.493
در پی راهی بود Prime Movers و گروه

00:14:29.527 --> 00:14:32.830
تا ببینه آیا امکان داره
.توسط اونا بتونه یه کارایی انجام بده

00:14:32.863 --> 00:14:38.436
من از "جروم آرنولد"، نوازنده ی گیتار بیس
گروه "باتر فیلد"، خواستم که نظرش چیه

00:14:38.469 --> 00:14:42.900
اونم بهم گفت، "وقتی آهنگی میزنی
"طوری بزن که واقعاً داری آهنگ میزنی

00:14:43.874 --> 00:14:50.381
من کاملاً داشتم پیشرفت میکردم ولی در یه مقطعی
.امیدم رو نسبت به گروه از دست دادم

00:14:50.414 --> 00:14:53.384
.و احساس کردم این گروه، خودش نیست

00:14:53.417 --> 00:14:58.589
واسه همین تصمیم گرفتم برم جایی که
.مردم جداً دارن یه کارایی میکنن

00:15:02.000 --> 00:15:05.000
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:15:09.567 --> 00:15:12.736
.کاملاً متفاوت
(بی هیچ شباهتی به آمریکای سفید (یعنی شهر های حاشیه ای آمریکا
<c.colorff8000>آمریکای سفید به شهرهایی از آمریکا اطلاق :White America
میشود که سفید پوستان همانند سایر نژادها کیفیت زندگی پایینتری دارند</c>

00:15:12.770 --> 00:15:21.479
من با یه افرادی همراه شده بودم و هر از گاهی ده دلار بهم میدادن تا
.توی تعدادی از کنسرت های خیلی بی اهمیتی مشارکت داشته باشم

00:15:21.512 --> 00:15:23.647
"یه بار با فردی به نام "جانی یانگ

00:15:23.681 --> 00:15:26.817
"یه بار هم با "والتر هورتون

00:15:26.850 --> 00:15:30.388
.وقتی که مجبور بودند برای سفید پوستا اجرا کنند

00:15:30.421 --> 00:15:34.891
.و این برام شورانگیز بود و خیلی چیزا یاد گرفتم

00:15:38.929 --> 00:15:40.498
.خیلی آرامش بخش بود

00:15:40.531 --> 00:15:42.600
.اونا بلد بودند که چطور خوش بگذرونند

00:15:42.633 --> 00:15:47.238
... و موسیقی
.خیلی مشخص و روشن بود

00:15:47.271 --> 00:15:53.577
من نگاهی گذرا به زندگی عمیق افرادی داشتم که
.در بزرگسالی، کودکیشون رو از یاد نبرده بودند

00:16:00.351 --> 00:16:06.991
من یه روز کنار رودخانه یه سیگاری بزرگ
.ماریجوانا کشیدم و متوجه شدم که من سیاه پوست نیستم

00:16:07.025 --> 00:16:12.997
متوجه شدم که دوست دارم
.برای هم نسلان خودم کار کنم

00:16:13.031 --> 00:16:17.999
کاری که نوازندگان خوب سیاه پوستی که
.دوستشون داشتم، برای هم نسل های خودشون انجام میدادن

00:16:21.705 --> 00:16:26.509
نهایتاً از اینکه تماماً ماتحت یکی رو
.ببینم که جلوم بخونه خسته شدم

00:16:27.145 --> 00:16:31.414
.اون ماتحت شما و دشنام شماهاست

00:16:32.083 --> 00:16:36.154
... بهترین ماتحتی که پشت اون
،بهترین ماتحت های که پشتشون نواختم

00:16:36.187 --> 00:16:44.495
.بود "Four tops" عبدول فکیر" از گروه کوارتت"
.اون بود که توی گروه باعث هماهنگی توی رقص بقیه بود
<c.colorff8000>کوارتت در موسیقی به معنای یک گروه اجرایی برای چهار خواننده میباشد</c>

00:16:44.528 --> 00:16:47.031
.اون مثل یه پرنده ی بزرگ بود

00:16:47.065 --> 00:16:50.368
و یکی دیگه، "مری وایس" از
.گروه "شنگری لاس" بود

00:16:50.401 --> 00:16:56.974
.اندام و چهره ای فوق العاده
.زنی رویایی و جذاب

00:16:57.007 --> 00:17:02.300
* اون دیگه با دار و دسته اش نمیپلکه *

00:17:02.500 --> 00:17:08.419
من متوجه شدم که درام زدن اون چیزی نیست که دوست
داشته باشم انجامش بدم به همین خاطر تصمیم گرفتم برگردم
(به "ان آربر" (شهری در ایالت میشیگان

00:17:08.452 --> 00:17:10.521
.ولی مجبور بودم برم خونه

00:17:10.554 --> 00:17:17.728
واسه همین به "ران" زنگ زدم
.و از قضا "اسکات ریچاردسون" هم یه ماشین داشت
.من "ران" رو ترغیب کردم که باهام کار کنه

00:17:17.761 --> 00:17:20.731
* چون میدون اون برام این کارو کرده *

00:17:20.764 --> 00:17:23.334
* نمیتونی ببینی؟ * میتونم ببینم *

00:17:23.367 --> 00:17:26.404
* هنوز تو خیابوناست *

00:17:26.437 --> 00:17:32.042
* دلش هنوز تو خیابوناست **

00:17:37.915 --> 00:17:40.551
.ران" اشتون یه نوازنده بود"

00:17:40.584 --> 00:17:43.954
از اون محدود اشخاصی بود
.که موهای بلندتری از من داشت

00:17:43.987 --> 00:17:54.365
اون هر از گاهی با گروهی
گیتار بیس میزد "The Chosen Few" به نام
.و واقعاً از سبک نواختنش خوشم میومد

00:17:54.398 --> 00:17:59.403
بعداً وقتی که در "دیسکانت ریکوردز" کار
.میکردم با برادرش، "اسکات" آشنا شدم

00:17:59.437 --> 00:18:10.148
."توی خیابان یه دراگ استوری بود به نام "مارشال
و "اسکات" و یه عده ای توش
.ول میشگتن بدون اینکه کاری بکنن

00:18:10.181 --> 00:18:14.918
.یه جوان بی پروا و تعدادی از دوستاش
.اسکات" شبیه "الویس" بود"
<c.colorff8000>الویس پرسلی" خواننده ی معروف آمریکایی"</c>

00:18:14.952 --> 00:18:20.591
خوش سیما و خوش هیکل
.یه پسر ناهنجار و کم حرف

00:18:20.624 --> 00:18:22.793
.اسکات" بعد از کلاس نهم مدرسه رو رها کرد"

00:18:22.826 --> 00:18:26.164
به گمانم سر کینه با کسی
.داشت و به خاطر همون بود

00:18:26.197 --> 00:18:31.769
بلا فاصله بعد از اون، حدود یک سال کلافه ام
.کرد تا یه چیزای در مورد درام حالیش کنم

00:18:31.802 --> 00:18:38.075
"من ازت میپرسیدم که در نت های "سه بخشی
از روش دوضرب استفاده میکنی؟

00:18:39.677 --> 00:18:42.580
میدونی، من راجبشون
... فکر میکردم تا ازت سوال کنم

00:18:42.613 --> 00:18:45.749
.میفهمم... ادامش بدی -
.تا راجبشون صحبت کنم -

00:18:45.783 --> 00:18:49.287
بدین ترتیب من مثلاً
.ضرب های 4 یا 5 تایی رو یادش میدادم

00:18:49.320 --> 00:18:53.457
Bo Diddley و Volt ،Stax بیشتر، کارهای
<c.colorff8000>Bo Diddley و Volt ،Stax
از درامر ها و نوازندگان سبک بلوز بودند</c>

00:18:53.491 --> 00:18:57.628
.اسم من اسکاتی اشتونه. به مدرسه ی "گارفیلد" میرم
.هشت سال و نیم هم سن دارم

00:18:57.661 --> 00:19:00.164
.اسم من رانی اشتونه

00:19:00.198 --> 00:19:03.434
.نه ساله هستم
.من به مدرسه ی "گارفیلد" میرم

00:19:03.467 --> 00:19:06.804
اونا پدرشون رو، به نظرم وقتی که
.ران" 14 ساله بود از دست دادند"

00:19:06.837 --> 00:19:13.444
پدرشون خلبان جنگنده در طول جنگ بود
.که بعد جنگ هم توی ارتش موند

00:19:13.477 --> 00:19:15.279
.اینها نقاط مشترکمون بود

00:19:15.313 --> 00:19:17.448
!دو، یک، صفر، فرود بیا ...

00:19:19.082 --> 00:19:20.984
.پدر من کهنه سرباز جنگ جهانی دوم بود

00:19:21.018 --> 00:19:26.224
تو مسافرت هاش، چیزای کوچکی
.مثل خنجر یا مدال میخرید

00:19:26.257 --> 00:19:33.697
.بعدش منم مجذوب این چیزا شدم و شروع به جمع آوری کردیم
.و این علاقه مثل چیزی بود که باعث بشه با پدرم باهم باشیم

00:19:33.731 --> 00:19:37.468
این چیزا ربطی به سیاست نداشتند
.و یا اینکه مظهر چیزی باشند

00:19:37.501 --> 00:19:42.540
این یکم عجیب بود که برای پسر 8 ساله ات
.وسایل نازی ها رو بخری

00:19:44.242 --> 00:19:46.210
.اسم من کتی اشتونه

00:19:46.244 --> 00:19:47.811
.من به مدرسه ی "گارفیلد" میرم

00:19:47.845 --> 00:19:49.813
.من کلاس دوم هستم

00:19:49.847 --> 00:19:51.415
،همین
.بچه ها

00:19:51.449 --> 00:19:58.822
من تو ایوان خونمون نشسته بودم که متوجه شدم
.یه آقایی با موهای بلند تو محله مون قدم میزنه

00:19:58.856 --> 00:20:03.494
،واسه همین به "اسکاتی" گفتم
"چرا سر راهش نمیری تا ببینی کیه؟"

00:20:03.527 --> 00:20:07.431
بعد "اسکاتی" براش سوت کشید و
.معلوم شد که "دیو الکساندر" هست

00:20:07.465 --> 00:20:12.670
"بعد به ترتیب "اسکاتی
.و "رانی" باهاش آشنا شدند

00:20:12.703 --> 00:20:22.280
و اونها کسایی بودند که به خاطر علائق مشترکشان
.نسبت به موسیقی بریتانیا جذب هم شده بودند

00:20:23.614 --> 00:20:25.949
.ران" سال آخر دبیرستان رو ول کرد"

00:20:25.983 --> 00:20:30.688
.دیو" موتورسیکلتش رو فروخت و با هواپیما رفت انگلیس"
.رو ببینن "The Who" اونا رفتند کنسرت
<c.colorff8000>نام یک گروه نامدار راک انگلیسی است :The Who
که در سال ۱۹۶۴ در لندن شکل گرفت</c>

00:20:30.721 --> 00:20:35.726
اونا به کلوب "مارکی" تو لندن رفتند
.و اونجا موندند تا اینکه پولاشون ته کشید

00:20:35.759 --> 00:20:38.562
.اون چیزی بود که منو تو مسیر قرار داد

00:20:38.596 --> 00:20:42.366
،چون وقتی برگشتم
سعی کردم برگردم مدرسه

00:20:42.400 --> 00:20:44.935
.که اصلاً باهام جور نبود

00:20:44.968 --> 00:20:48.739
و "ان آربر" هم هنوز شهر بچه های خشن
.و ناهنجار بود. آدمایی مثل ما زیاد نبودند

00:20:48.772 --> 00:20:55.379
حتی مشاور درسیم بهم گفت، "به نظرت بهتر نیست
"بقیه ی سال رو استراحت کنی و سال دیگه بیای؟

00:20:55.413 --> 00:20:56.747
.منم گفتم، آره خوبه

00:20:56.780 --> 00:20:59.383
...،ولی وقتی که سال بعد برگشتم
اصلاً بی خیال

00:20:59.417 --> 00:21:02.486
سال بعد میتونی برای موفقیت
.بیشتری برنامه ریزی کنی

00:21:02.520 --> 00:21:05.389
."باشه. ممنون خانم "اوانس

00:21:05.423 --> 00:21:07.791
.برنامه ریزی برای موفقیتی بیشتر

00:21:09.460 --> 00:21:11.429
،نوار داره میچرخه
...هروقت که شما آماده این

00:21:11.462 --> 00:21:14.998
اونا برای گروهشون یه نامی داشتند
"The Dirty Shames" با عنوان
(به معنی خجالت زده های پلید)

00:21:15.032 --> 00:21:20.771
و این بیشتر مثل چیزی بود که مردم توی
.پارتی یا همچین چیزایی بگن و باهاش کلاس بذارن

00:21:20.804 --> 00:21:23.774
"The Dirty Shames آره ما یه گروهی داریم به نام"

00:21:23.807 --> 00:21:27.244
"The Stooges" یه زمانی بود که
.بود "The Dirty Shames" نشانگر

00:21:27.277 --> 00:21:32.750
اون موقع ما تصمیم گرفتیم که یه گروه داشته باشیم
و به مردم میگفتیم که یه گروه موسیقی داریم

00:21:32.783 --> 00:21:36.587
.ولی در واقع هیچ کار یا اجرایی نکرده بودیم

00:21:36.620 --> 00:21:44.762
یه بار ما یه سفری به "نیویورک" داشتیم
و دخترهای جذاب و نوجوانی میدیدیم که

00:21:44.795 --> 00:21:48.466
جوونتر از ما بودند
.و میگفتند که اونا هم گروه موسیقی دارند

00:21:48.499 --> 00:21:54.037
ما به شهر پرینستون تو نیوجرسی رفتیم تا این
.دخترهایی که تو یه زیرزمین آهنگ میزدن رو ببینیم

00:21:54.071 --> 00:21:57.708
اونا با والدینشون زندگی میکردن

00:21:57.741 --> 00:22:02.680
.و خیلی هم کارشون خوب بود
.اونا از ما خیلی بهتر بودن

00:22:02.713 --> 00:22:06.616
.تو اون مرحله ما خیلی سرافکنده شدیم

00:22:10.821 --> 00:22:15.292
ما سعی کردیم یه تمرین هایی
.تو خونه ی "ران" و "اسکات" داشته باشیم

00:22:15.325 --> 00:22:17.327
...این "ران" بود که باعث شد بفهمم وقتی

00:22:17.361 --> 00:22:24.835
وقتی که با علف (ماریجوانا) آهنگ میزنم
.و تو حسم، احساس خیلی خوبی دارم

00:22:24.868 --> 00:22:30.007
من یه یارویی رو پیدا کردم که بهم میگفت
.کل گیاه ماریجوانا رو برام میفروشه

00:22:30.040 --> 00:22:36.647
.واسه همین گیاه رو آورد به کانکس والدینم
.تقریباً طولش 4 پایی میشد

00:22:36.680 --> 00:22:39.016
.روی ریشه هاش هنوز خاک وجود داشت

00:22:39.049 --> 00:22:43.086
من ماریجوانا دیده بودم. ولی این شبیه
چیزایی نبود که قبلاً دیده باشم

00:22:43.120 --> 00:22:45.723
"...مطمئنی این همونه"
".اونم گفت، "آره، آره

00:22:45.756 --> 00:22:47.357
،اون گفت
".ولی باید ترتیبش رو بدی"

00:22:47.391 --> 00:22:51.028
اون زمان یه دکان لباسشویی عمومی
.تو محل استقرار کانکس ها قرار داشت

00:22:51.061 --> 00:22:59.069
من دوتا سکه مینداختم داخل خشک کن، استارت
.رو میزدم و مینشستم و اونم شروع به گندیدن میکرد

00:22:59.102 --> 00:23:03.841
"!..با خودم میگفتم، "نه
.واقعاً میترسیدم، ولی هیشکی نمیومد

00:23:03.874 --> 00:23:07.177
میرفتم و تمام کیسه ی ماریجوانا رو خاک میکردم

00:23:07.210 --> 00:23:14.852
،ولی وقتیکه میخواستم تمرین کنم، زمین رو میکندم
.یه اتوبوس 45 دقیقه ای میگرفتم، و تا برگشتنم نیمروز میشد

00:23:14.885 --> 00:23:22.693
معمولاً پنج دقیقه تا نیم ساعت طول میکشید تا بتونم "ران" رو
.بیدارش کنم، بستگی به کارایی داشت که برای بیدار شدنش بکنم

00:23:22.726 --> 00:23:31.735
،سنگ پرت میکردم، شیلنگ آب میگرفتم. و در نهایت اگه شانس میاوردیم
.زودترین ساعتمون که 2:30 نصف شب باشه میرفتیم زیرزمین

00:23:31.769 --> 00:23:35.806
.ولی بیشتر اوقات، بعد از ساعت 3 مادرشون میومد

00:23:35.839 --> 00:23:38.742
من خونه هستم، سر و صداتون رو دیگه خفه کنین"

00:23:38.776 --> 00:23:41.479
،یکم آرامش میخوام
"!آستربرگ" هم یه روانیه"

00:23:48.619 --> 00:23:52.089
،من تو شهر "ان آربر" بودم
هیچ کدوم از شورشهای سال 1967 رو هم ندیدم
<c.colorff8000>اغتشاشات سال 1967 که در شهر دیترویت اتفاق افتاد</c>

00:23:52.122 --> 00:23:57.427
ولی تصور من چیزی مثل خونه های متروکه تو سراسر
.دیترویت بود. جایی که الان میتونیم راحت زندگی بکنیم

00:23:57.461 --> 00:24:04.568
از همین رو یه خبری شنیدم و با
.یه قرص مسکالین و یه بیلچه رفتم دیترویت
<c.colorff8000>مسکالین: نوعی ماده ی روانگردان و توهم زا</c>

00:24:04.602 --> 00:24:09.840
مسکالین رو خوردم و به "ران" و
.اسکاتی" گفتم که میخوام یه خونه بسازم"

00:24:09.873 --> 00:24:12.242
.یه خونه ای که بتونیم توش زندگی کنیم

00:24:12.275 --> 00:24:15.913
داری چی میسازی؟ -
خونمون رو. مگه نمیبینی؟ -

00:24:15.946 --> 00:24:18.749
چرا، ولی تو که هنوز تکمیلش نکردی؟

00:24:18.782 --> 00:24:26.256
... من چیزی در مورد طاق زدن و استحکام و
.در مورد اینجور چیزا هیچی نمیدونستم، ولی سعیمو کردم

00:24:26.289 --> 00:24:33.163
اینجا، جایی بود که برای اولین بار پاتوق کردیم و یه گروهی
.از افراد تشکیل دادیم که میخواست یه گروه موسیقی بشه

00:24:33.196 --> 00:24:38.101
هر ساعتی از شبانه روز یه فکری داشتی که با بقیه
.در موردش حرف بزنی، بنوازی و روی ترانه ها کار کنی

00:24:38.135 --> 00:24:42.439
تو یکی از اولین خونه هامون، جایی
که هیچوقت نتونستیم یه آهنگی بسازیم

00:24:42.472 --> 00:24:46.109
،و هیچ نظم و انضباطی نداشتیم
.پلیس دائماً مارو گیر مینداخت

00:24:46.143 --> 00:24:48.345
.ما کمونیست هایی به تمام معنا بودیم

00:24:48.378 --> 00:24:54.785
ما اصلاً سیاسی نبودیم
.ولی کمونیست هایی (اشتراک گرا) اصیل بودیم

00:24:54.818 --> 00:25:01.358
.ما تو یه خونه ی مشترک زندگی میکردیم
.غذایی که باهم میخوردیم عین هم بود

00:25:01.391 --> 00:25:05.963
.ما کاملاً به طور مساوی پولامون رو خرج میکردیم

00:25:05.996 --> 00:25:09.967
...وقتی شروع کردیم به ترانه نوشتن

00:25:10.000 --> 00:25:14.204
خوشبختانه ما خیلی نادان بودیم که بفهمیم
.یه خصوصیات روشنفکرانه ای در راهه

00:25:14.237 --> 00:25:16.506
.ما کارامون رو به اشتراک گذاشتیم

00:25:22.880 --> 00:25:31.254
میشیگان" محل تلاقی و راه میانی"
.سان فرانسیسکو" و "نیویورک" بود"

00:25:31.288 --> 00:25:39.863
و اگه جایی بود که مردم تو مسافرت هواییشان به خودشون
.زحمت بدن و توقف بکنن، اونجا "ان آربر" بود

00:25:40.000 --> 00:25:55.500
،در دهه ی 1960،  شهر "ان آربر" نه فقط در عرصه ی سیاست
بلکه در حوزه ی موسیقی بدیع و تازه نیز معروف به سرچشمه ی
رادیکالیسم (طرفداری از دگرگونی‌های بنیادی) بود. با اجرای
،هنرمندانی از قبیل، رابرت اشلی، کتی بربریان، لوسیانو بریو
،جان کیج و مورتون فلدمن در فستیوالی در دانشگاه میشیگان
.ان آربر" در صف مقدم انقلاب فرهنگی بود"

00:25:55.879 --> 00:26:03.286
در واقع من درمورد این افراد، چه توسط خودشون و چه توسط
.دیگران، یکم شنیده بودم و کمی هم راجبشون اطلاع داشتم

00:26:03.320 --> 00:26:06.456
(من همه چی داشتم. هرنوع صفحه ی (گرامافون
.که بشه تو فروشگاه های موسیقی پیدا کرد

00:26:06.489 --> 00:26:09.292
،بودم The Stooges من از گروه
کسی که میدونست "جان کیج" کیه

00:26:09.326 --> 00:26:13.030
یا "سان را" یا "کارل اورف" یا گروه
"یا "فارو ساندرز "The Ventures"

00:26:13.063 --> 00:26:16.266
"ویلرز"، "دوین ادی"، "لینک ری"
"The Velvet Underground" گروه

00:26:16.299 --> 00:26:19.202
."از "جان کولترین "A Love Supreme" آلبوم

00:26:19.236 --> 00:26:27.110
ما اینارو برا خودمون اجرا میکردیم و بیشتر آهنگ ها رو گوش میدادیم و یه
.کاری هم که میکردیم این بود که با ماریجوانا یا "ال اس دی" نشئه میکردیم
<c.colorff8000>ماده ای روانگردان و به شدت توهم زا :LSD</c>

00:26:27.144 --> 00:26:35.550
چراغ ها رو خاموش میکردیم و آهنگ های
.هری پارچ" رو میذاشتیم پخش بشه"
<c.colorff8000>آهنگساز نامتعارف آمریکایی :Harry Partch
بود که آهنگ هایش را از سازهای ابدائی خودش میساخت</c>

00:26:35.720 --> 00:26:36.720
...اینجور صداها

00:26:39.522 --> 00:26:42.425
.هری پارچ" شخص بزرگی برام بود"

00:26:42.459 --> 00:26:48.732
اون صداهای خاصی در میاورد و
.سازهای مخصوص خودش رو ابداع میکرد

00:26:48.766 --> 00:26:52.569
من دوست دارم کارهامو به عنوان
چیزی بصری و ملموس در نظر بگیرم

00:26:52.602 --> 00:26:55.999
.و دوست دارم سازهام توی صحنه زیبا باشند

00:26:57.607 --> 00:27:05.282
...همچنین میخوام آهنگسازها عضو فعالی باشند در

00:27:05.315 --> 00:27:10.120
.عنصر بسیار فعالی در کل پروژه ی ساخت باشند

00:27:10.153 --> 00:27:15.859
وقتی که ما ریف های اولیه مون رو
.میزدیم من سازهای موسیقی رو میساختم
<c.colorff8000>بخش کوتاهی از یک قطعه ی موسیقی که متناوباً بعد از :Riff
هر تغییر در آکورد ها یا هارمونی ها نواخته میشود</c>

00:27:15.893 --> 00:27:20.497
ما تم های به شدت ساده ای رو ابداع
.میکردیم و دوباره و دوباره اونو مینواختیم

00:27:20.530 --> 00:27:23.433
بعد یه استراحتی میکردیم
.و یه چیز دیگه رو مینواختیم

00:27:23.466 --> 00:27:27.037
اسکات" تو زیرزمین خونه"
.ست درام قدیمی من رو داشت

00:27:27.070 --> 00:27:33.977
.بعدش هم بشکه های نفت
.اون بشکه های نفت رو با چکش میکوبوند

00:27:35.879 --> 00:27:37.614
.ران" گیتار باس و یه آمپلی فایر داشت"

00:27:37.647 --> 00:27:43.220
تنها اجازه بده احساس به سمتت بیاد
.فقط با این صدای خارق العاده ای که میسازیم همراه شو

00:27:43.253 --> 00:27:49.960
و گاهی اوقات یه چیزی به ذهنم خطور میکرد
.گاهاً هم برای ساخت یه آهنگ به جون گیتارم می افتادم

00:27:49.993 --> 00:27:55.065
اونا سرو صدای فلز مانندی داشتند و هر سلسله از ضرب رو تا همان
.نت و تا نت می (نام یکی از نت‌های موسیقی) تنظیم میکردند

00:27:55.098 --> 00:27:58.101
.صدایی مثل تیک آف یک هواپیما

00:28:01.171 --> 00:28:03.874
ما یه مخلوط کن خانگی داشتیم

00:28:03.907 --> 00:28:12.082
"و یه چیز قیفی شکلی به نام "جیم-او-فون
.که سرش یه دهنه ای در حدود چهار یا پنج اینچ داشت

00:28:12.115 --> 00:28:15.852
...همینکه میکروفن رو تو دهنه میذاشتی یه صدایی مثل

00:28:17.855 --> 00:28:20.857
...یکمی هم که پایین میاوردیش صداش مثل

00:28:22.459 --> 00:28:25.999
و حتی صدایی مثل نت های اُکتاو
...صدایی مثل
<c.colorff8000>فاصلهٔ دو نت همنام متوالی :octave</c>

00:28:27.364 --> 00:28:30.667
.دیو" بعضی از این ابزارهارو به راه مینداخت"

00:28:30.700 --> 00:28:35.172
یکی از کارایی که دوست داشتم بکنم
...فرو بردن نفسم جلوی میکروفن بود

00:28:38.976 --> 00:28:42.112
و صدایی که میشنیدین صدایی
.مثل حمله ی آسم بود

00:28:45.715 --> 00:28:49.051
.این یه موسیقی ساختار شکن جالبی بود

00:29:01.564 --> 00:29:05.402
یه بار ما تمام شب رو با
.ال اس دی" بیدار موندیم"

00:29:05.435 --> 00:29:08.371
هممون تو اتاق "ران" بودیم که من گفتم

00:29:08.405 --> 00:29:10.407
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:29:10.440 --> 00:29:17.447
The Stooges ران" گفت، "بیاین اسمشو بزاریم"
"چون هیچ خطایی ازمون سر نمیزنه ولی همه بهمون گیر میدن
<c.colorff8000>Stooge = آلت دست، احمق</c>

00:29:17.480 --> 00:29:23.951
"Psychedelic Stooges" ولی ما
.احمق های توهم انگیز) خواهیم بود)

00:29:43.040 --> 00:29:46.076
اینجا بود که یه دسته ای از افراد
.بودن که حتی نمیتونستن آهنگ بزنن

00:29:46.109 --> 00:29:50.747
اونا تو سالن "گرندی بالروم" اجرا میکردن
.و تماشاگرا هم، همینطور خیره میموندن

00:29:50.780 --> 00:29:55.085
تصور کنین "ایگی" با گریم
.سفید رنگش با جاروبرقی ور میره

00:29:55.118 --> 00:29:59.289
یه گریم سفید رنگی به چهره داشتم
.و یه کلاه گیس آفریقایی آلومینیومی

00:29:59.322 --> 00:30:03.660
من یه روپوش زایمان پوشیده بودم
.که بعدش رویدادها پدید میومدن

00:30:03.693 --> 00:30:08.131
مثلاً چیزایی رو پرت میکردیم تا یه صداهایی
.درست کنیم. مثلاً یه کیک پرتاب میکردم

00:30:08.165 --> 00:30:13.270
من گروه رو متقاعد کردم تا نسخه ای
.از یه ترانه ای رو بازخوانی کنیم

00:30:13.303 --> 00:30:20.377
،چی میتونه برای نوازندگی گروه ساده
.خوندنش هم برا من آسون، و ضرباهنگش هم خوب باشه

00:30:20.410 --> 00:30:26.649
این یه تجربه ی وحشتناکی بود ولی ما ترانه ی "اون گریه کرد" رو از
.امتحان کردیم "Jay and the Americans" گروه

00:30:31.654 --> 00:30:33.891
* وقتیکه من بهش گفتم *

00:30:33.924 --> 00:30:36.626
* دیگه دوستش ندارم *

00:30:36.659 --> 00:30:38.361
* اون گریه کرد *

00:30:38.395 --> 00:30:40.230
.ترانه تا اون حدی بود که از عهده اش بر بیایم

00:30:40.263 --> 00:30:44.234
.به نظر خیلی خوب اومد
.همین الان هم انجامش میدم

00:30:44.267 --> 00:30:51.841
یه تمرین به خصوصی بود وقتی که به "ران" یه گیتار دادم و
."بهش گفتم، "تو بزنش من تو بخش موسیقی زیاد خوب نیستم

00:30:51.875 --> 00:30:54.244
.دیو هم رفت سر گیتار بیس

00:30:54.277 --> 00:31:01.351
مدیر موزیکمون اومد خونه و من بالبداهه یه ترانه خشم آلودی
.رو خوندم و دوباره از اول شروع به خوندنش کردم

00:31:01.384 --> 00:31:06.990
من هیچ راهی برای ابراز خشمم نسبت به این
.یارو که اصلاً ازش خوشم نمیومد نداشتم

00:31:07.024 --> 00:31:13.496
من بالا و پایین میپریدم، درست مثل
شامپانزه ها که قبل از مبارزاتشون میکنن

00:31:13.530 --> 00:31:19.402
،و به محض اینکه شروع کردم به اون کارا
.اشتون ها" هم (اسکات و ران) رفتن تو حس"

00:31:19.436 --> 00:31:21.604
* تمام شب *

00:31:21.638 --> 00:31:26.543
* تا اینکه از نشئگی شنگول بشم *

00:31:26.576 --> 00:31:28.845
* احساس خوبی دارم *

00:31:28.878 --> 00:31:31.548
* احساس خوبی دارم *

00:31:31.581 --> 00:31:42.125
اون لحظه اولین باری بود که میدیدم این دو برادر به شدت
.توسط چیزی تهییج میشدن که تقلیدی از یه کس دیگه نبود

00:31:42.159 --> 00:31:43.994
.یه چیزی که مال خودشون بود

00:31:45.228 --> 00:31:48.965
من تو این دو برادر انسان بدوی رو کشف کردم

00:31:54.437 --> 00:31:55.605
!اوه

00:32:04.081 --> 00:32:10.620
برادران و خواهران بالاخره وقتشه که به این موضوع پرداخته
.بشه، ای برادران وقتشه که گواهی بدین میخواین بدونین

00:32:10.653 --> 00:32:14.057
برای گواهی دادن آماده این؟
آماده هستین؟

00:32:14.091 --> 00:32:16.659
.من گواهینامه رو در اختیارتون میذارم

00:32:16.693 --> 00:32:21.628
"MC5"
<c.colorff8000>یک گروه موسیقی راک که در سال 1964 تشکیل شد :MC5</c>

00:32:31.274 --> 00:32:34.511
* عشق مثل گل رز رونده است *

00:32:34.544 --> 00:32:45.088
،"فرد اسمیت" با "کیتی اشتون" قرار میذاشت. "اسکات"
من و "ران" هم با "کیتی" میرفتیم تا به تماشای گروه
.بریم، وقتی که هنوز یه گروه بازخوانی بودند"MC5"

00:32:45.122 --> 00:32:53.630
با ادا و اطوار فراوان به تماشاگرا نگاه مینداختن
(و آهنگاشون متأثر از موسیقی "آر اند بی" (ریتم اند بلوز
.راک" و "سول" انگلیسی بود"

00:32:56.233 --> 00:33:02.805
یه شبی یادمه که هر سه تامون روندیم به طرف "دیترویت" تا ببینیم
.امکانش هست که یه جایگاهی رو تو افتتاحیه شون داشته باشیم یا نه

00:33:02.839 --> 00:33:14.999
اونا یه محل با یه در کلفت برای تمریناشون داشتن و منو "ران" و
اسکات" تو سرمای سوزان وایساده بودیم بیرون و از میان در به"
...ترانه ی "مرباهارو بنداز بیرون" گوش میکردیم. درست مثل

00:33:20.390 --> 00:33:24.461
.ترانه خیلی ساده بود و خیلی هم گیرا

00:33:24.494 --> 00:33:26.996
.باید یه همچین چیزایی گیرمون بیاد

00:33:30.567 --> 00:33:40.310
ما همینطوری برای هیچ، همراهشون تو زیرزمین
کلیساها و مراکز جوانان اجرا میکردیم، و بعضی
.از برنامه هاشون تو سالن رقص رو هم افتتاح میکردیم

00:33:40.343 --> 00:33:43.980
.ما تقریباً به سیرکشون ملحق شده بودیم

00:33:50.453 --> 00:33:54.557
.از ما هم کمونیست تر بودند (MC5 همان گروه) The Five

00:33:54.591 --> 00:33:58.828
.سرکرده مون هم "جان سینکلر" بود
<c.colorff8000>نویسنده، شاعر و فعال سیاسی آمریکایی که با گروه از
سال 1966 تا 1969 مباشرت میکرد. تحت تأثیر او بود که گروه
سیاست های انقلابی جمعیت "حزب پلنگ سفید" را در آغوش گرفتند</c>

00:33:58.861 --> 00:34:04.501
حمله ای به تمام معنا به فرهنگ که شامل
.موسیقی راک اند رول، مواد مخدر و جماع در خیابانها میشود

00:34:04.534 --> 00:34:12.842
ما باور داریم که ساختار اجتماعی
.دنیای غرب داره متلاشی میشه

00:34:12.875 --> 00:34:22.219
و الان وقتشه که حملات به
...این فرهنگ رو افزایش بدیم و

00:34:22.252 --> 00:34:32.529
تحت لوای ابر سازمان "سینکلیر" بود که ابتدا منجر به شاخه
.و بعد مرکز "انرژی های فرا مهری" شد ،"MC5" دادن
<c.colorff8000>یک مرکز همدردی در :Trans-Love Energies
دیترویت بود که افراد برای تسکین و آرامش از ماریجوانا استفاده میکردند</c>

00:34:32.562 --> 00:34:43.373
بعد اونا داشتند سیاسی تر میشدند و میخواستند شبیه "حزب پلنگ سیاه" باشند
.و شروع کردند به تشکیل "حزب پلنگ سفید" که جداً خیلی خنده دار بود
<c.colorff8000>یک سازمان چپ‌گرای :Black Panther Party
سیاه‌پوست در ایالات متحده بود که برای دفاع از حق سیاهان مبارزه
می‌کرد. "حزب پلنگ سفید" هم در حمایت از این حزب تأسیس شد</c>

00:34:43.406 --> 00:34:51.714
ما سعی میکردیم که از این مسئله فرار کنیم. یعنی از
همه چیز فرار کنیم. و به گمانم به خاطر این مسئله
.بود که مدام واژه ی "هیچ انگار" رو راجبمون میشنیدین

00:34:51.748 --> 00:35:09.629
ولی درنهایت جان (سینکلر) صراحتاً ازمون خواست، تو
اجراهای گروه در همایش حزب دموکرات در شیکاگو، گروه
.رو همراهی کنیم که نهایتاً منجر به شورش های خونین شد
<c.colorff8000>شورش هاي سال 68 در شيکاگو که به دليل ترور
مارتين لوتر کينگ جونيور" اتفاق افتاد"</c>

00:35:10.367 --> 00:35:14.504
* تنهای تنها نشسته ام **

00:35:14.537 --> 00:35:16.273
.که من همچین چیزی نمیخواستم

00:35:16.306 --> 00:35:23.580
لحظه ای بود که فقط دوتا راه داشتیم. یا با اونا بودی و یا
.اینکه علیهشون بودی. که من تمایلی به هیچکدوم نداشتم

00:35:23.613 --> 00:35:31.988
با این همه چیزی هم نگفتم. شروع کردم
.به پشتک زدن تو اتاق. واکنشم همین بود

00:35:32.021 --> 00:35:43.600
.نمیتونستم به چیزی فکر کنم. نمیدونم چرا
.ولی اصلاً نمیتونستم نه بگم. گرچه بله هم نمیگفتم

00:35:43.633 --> 00:35:52.300
در نهایت از اتاق رفت بیرون. اون لحظه رو یادمه. ما
.همونایی نبودیم که قبلاً بودیم، و این مسئله کاملاً مشخص بود

00:35:55.678 --> 00:36:04.454
از اون روز زیاد نگذشته بود که ما تو جمع دانشجویان میشیگان
.اجرا میکردیم و یه استعدادیاب اومده بود تا اونارو ببینه

00:36:04.487 --> 00:36:09.992
.که اینو "وین کرامر" پیشنهادش رو داد
"بهتره گروه برادر کوچکمونو چک کنی"

00:36:10.026 --> 00:36:12.495
اون "وین کرامر" بود
.اینو هیچوقت فراموش نمیکنم

00:36:12.529 --> 00:36:21.971
،اون گفت، "به نظرم ازمون خوشت میاد. اگه ازمون خوشت بیاد
"ما یه گروه برادر کوچکی داریم که از اون هم خوشت میاد

00:36:22.004 --> 00:36:26.643
...اون نسبت به این مسأله کاملاً آگاه بود
"من گفتم، "... کی؟

00:36:26.676 --> 00:36:28.745
.بود "Iggy And The Stooges" اون

00:36:28.778 --> 00:36:34.751
من گفتم، "خب، کی میتونم ببینمشون؟" گفت، " اونا
."امروز بعد از ظهر تو محوطه دانشگاه میشیگان کنسرت دارن

00:36:34.784 --> 00:36:42.492
من از خیابون که رفتم و پله هارو هم بالا رفتم،  موسیقی
.حیرت انگیزی رو میشنیدم که داشت از راهرو غرش میکرد

00:36:42.525 --> 00:36:48.030
.با حیرت به خودم گفتم خیلی محشره
.من محو موسیقی شده بودم

00:36:48.050 --> 00:36:56.500
مردم ازم میپرسن، اولین بار کی "ایگی" رو دیدی؟
.ولی من بار اول اونارو ندیدم بلکه اول صداشون رو شنیدم

00:37:06.749 --> 00:37:12.289
بعدش "ایگی" رو دیدم، اون خواننده ی
"اصلی بود. با خودم گفتم، "این خیلی بی نقصه

00:37:13.390 --> 00:37:17.360
ما قبلنا صدای آمپلی فایرها رو بلند
.میکردیم و اکوی این اتاق هم بلند میشد

00:37:17.394 --> 00:37:20.630
مثل اینکه صدا برگرده و
.بتونین دوباره صداشو بشنوین

00:37:20.663 --> 00:37:23.633
تصور بکنین صدای مارشال
.آمپلی فایر) 10 برابر بشه)

00:37:23.666 --> 00:37:29.906
.اینجا جاییه که "دنی فیلدز" مارو کشف کرد
.ما اجرامون رو تو صحنه تموم کردیم

00:37:29.939 --> 00:37:35.712
محل پر بود شده بود، تصور کنین اواخر
دهه ی شصته. مثلاً  1968

00:37:35.745 --> 00:37:38.381
اون از روابط عمومی شرکت
.الکترا رکوردز" بود"

00:37:38.415 --> 00:37:43.486
،ما از صحنه اومدیم پایین و اون گفت
"دوست دارین ستاره بشین؟"

00:37:43.520 --> 00:37:46.956
.ما هم گفتیم، حتماً، چرا که نه
.از اینجا گم شو. در حالی که اون جدی بود

00:37:46.989 --> 00:37:51.728
،من با رئیس "الکترا رکوردز" تماس گرفتم و گفتم
"همین الان شاهد دوتا گروه بسیار عالی بودم"

00:37:51.761 --> 00:37:58.234
یکیشون این اطراف خیلی مطرح هستن و طرفدارای"
".زیادی دارن. اونا جلوی دو یا سه هزار نفر اجرا داشته اند

00:37:58.267 --> 00:38:02.071
"و گروه دیگه هم تو پله های اول ترقی هستن"

00:38:02.104 --> 00:38:07.810
جک" هم فقط گفت، " فقط ببین اون گروه بزرگه میتونه"
"بیست هزار نفر، و گروه کوچیکه پنج نفر رو جذب کنه؟

00:38:07.844 --> 00:38:14.250
.هر دو گروه اون روز قرارداد بستند
.اون روز آخر هفته، 22 سپتامبر 1968 بود

00:38:14.283 --> 00:38:28.798
صنعت سرگرمی محل مساعدی نیست. و باید بگم از
تمام کسایی که برای گروهمون دست یاری دراز کردن، احتمالاً
.بیشترین نیت خالصانه رو تو این زمینه داشته "MC5" گروه

00:38:28.831 --> 00:38:33.336
،به محض اینکه قرارداد رو بستیم
.بیشتر احساس حرفه ای بودن کردیم

00:38:33.370 --> 00:38:38.107
ما به این نتیجه رسیدیم که دیگه نیاز نیست
.باشیم "Psychedelic Stooges"

00:38:38.140 --> 00:38:39.476
.باشیم "The Stooges" قراره همین

00:38:39.509 --> 00:38:44.847
به همین خاطر ران،  "مو هاوارد" رو
.دعوت کرد تا ببینه مشکلی وجود نداره
<c.colorff8000>از بازیگران :Moe Howard
"اصلی سری فیلم های "سه کله پوک</c>

00:38:47.750 --> 00:38:54.700
ران: سلام، میشه با آقای "هاوارد" صحبت کنم؟ -
مو: بنده آقای "هاوارد" هستم، چی میخوای؟ -

00:38:54.800 --> 00:39:03.000
"ران: من "ران" هستم. از میشیگان، شهر "ان آربر
"تماس میگیرم. ما یه گروهی داریم به نام "کله پوک ها
برامون سوال بود که آیا مانعی نداره از این نام استفاده کنیم؟

00:39:03.100 --> 00:39:07.700
،مو: تا وقتی که اسمش "سه کله پوک" نیست
.به تخمم هم نیست که اسم گروهتون چیه

00:39:08.600 --> 00:39:11.000
ران: عالیه. الان دیگه
.هستیم "The Stooges"

00:39:11.340 --> 00:39:19.849
اون یکی از بهترین اوقات"ران" بود. که
.ماه های بعدش دوتا ریف فوق العاده ای ساخت

00:39:19.882 --> 00:39:22.685
یکیش ترانه ی "میخوام سگت باشم" و
"اون یکی "بدون شوخی

00:39:22.719 --> 00:39:34.497
به هر حال برای مدتی ما میرفتیم و اجرا میکردیم و یه
"بار یادمه که تو این دوتا ترانه و ترانه ی "بدون شوخی
"اعضای گروه تعجب کرده بودن و میگفتن "عجب ریف محشری

00:39:48.930 --> 00:39:53.800
عازم نیویورک The Stooges

00:39:59.489 --> 00:40:04.193
.ما عاشقش شدیم
.تمام گروهمون عاشق نیویورک شدن

00:40:04.226 --> 00:40:10.967
یه چیزایی اونجا بود که برای یه فرد جوان
.تو ایالت های غرب میانه وجود نداشت

00:40:13.803 --> 00:40:18.007
* تو اتاقم میخوام که پیشم باشی **

00:40:21.844 --> 00:40:28.718
"من به یکی از ترانه های گروه "ولوت آندرگراوند
.گوش میکردم که واقعاً خیلی عالی بود. و ساده هم بود

00:40:28.751 --> 00:40:36.493
و سادگی و کمی هم یکنواختی و بعضی از حالت هایش
تأثیر بزرگی رویمان گذاشت. میدونین منظورمو؟

00:40:41.097 --> 00:40:46.469
به این ترتیب وقتی که اونا جان کیل رو برامون
.پیشنهاد دادن ما گفتیم که عالیه
<c.colorff8000>"جان کیل: از اعضای بنیانگذار گروه "ولوت آندرگراوند</c>

00:40:46.503 --> 00:40:55.177
ضبط اون آلبوم رو اگه تو نیویورک و برای اون
.شخص اجرا نمیکردیم، اون حس و حالو نمیداد

00:40:55.211 --> 00:40:57.079
.ما براش آهنگ زدیم

00:40:57.113 --> 00:41:03.853
یادمه که یه ردای مشکی بزرگ تنش بود، مثل شخصیت
."زی من" تو فیلم "آنسوی دره ی عروسک ها"

00:41:05.154 --> 00:41:07.123
"اون چند بار "نیکو
.خواننده ی آلمانی) رو هم آورد)

00:41:07.156 --> 00:41:11.861
.واقعاً شبیه "مورتیشیا" و "گومز" بودن
<c.colorff8000>مادر و پدر :Morticia و Gomez
"خوانواده در سریال "خانواده ی آدامز</c>

00:41:11.894 --> 00:41:12.762
آماده

00:41:12.795 --> 00:41:21.671
وقتی که آهنگ رو ضبط کردیم، اونا نتونستن یه ترک
.آبرومندانه ای داشته باشند، تا اینکه من رقصیدم

00:41:26.175 --> 00:41:34.884
من بدون هیچ میکروفن یا چیز دیگه ای تو اتاق وایساده
.بودم و فقط میرقصیدم و جست و خیز میکردم

00:41:34.917 --> 00:41:37.486
.هر کاری رو میکردم تا یه برداشت داشته باشیم

00:41:42.158 --> 00:41:53.803
،استودیو که بالای "شهر فرنگ"، تو میدان "تایم" قرار داشت
یه اتاق باریک و ریزی بود با آمپلی فایرهای کوچک که استودیوی
.سبک های " آر اند بی" بود و توسط "جری رگووی" اداره میشد

00:41:53.836 --> 00:41:58.307
.بعدش با آمپلی فایر های مارشالمون اومدیم و همه ترسیدن

00:41:59.876 --> 00:42:04.013
"مجری برنامه میگفت، "ولی "جری رگووی" همینو دوست دارن

00:42:04.046 --> 00:42:09.318
جری رگووی" دهن سرویس"
.برام مهم نیست، تو ملتفت نیستی

00:42:13.022 --> 00:42:17.894
کیل" نهایتا مارو متقاعد کرد که ولوم آمپلی فایر"
.رو بچرخونیم روی نه. این نوعی مصالحه بود

00:42:25.301 --> 00:42:31.273
.ما چهار تا ترانه داشتیم
."سگ"، "شوخی"، "69" و "ان"

00:42:31.307 --> 00:42:37.413
و قصدمون هم این بود که هر ترانه قسمتی برای
.آواز خوندن داشته باشه که دو دقیقه طول بکشه

00:42:37.446 --> 00:42:41.851
بعدش حدود ده دقیقه برای بداهه
.نوازی های ریف وجود داشته باشه

00:42:41.884 --> 00:42:48.925
،وقتی که ما اونو از رو نوار شنیدیم، با خودم گفتم
.سه دقیقه ی اول این ترانه ها عالیه

00:42:48.958 --> 00:42:57.366
و بعد از گذشت این سه دقیقه، مشغول این فکر شدم که
آیا گوش کردن به هفت دقیقه ی بعدش هم میتونه خوب باشه؟

00:42:57.399 --> 00:42:59.201
.ولی هیچی نگفتم

00:42:59.235 --> 00:43:06.175
"و بعدش سر از ناشر موسیقی به نام "جک هولزمن
.در آورد که خیلی آدم منطقی ای بود

00:43:07.009 --> 00:43:08.277
نه، نه، نه، نه

00:43:08.310 --> 00:43:11.580
.اون گفت، "نمیتونم اینو کنار بزارم
".ترانه های زیادی نداریم

00:43:11.614 --> 00:43:13.916
میدونین؟
.میدونستم که حق با اونه

00:43:15.351 --> 00:43:19.588
ما ترانه های زیادی داریم. فقط یه
.جلسه ی دیگه ای برامون ترتیب بده

00:43:21.423 --> 00:43:24.393
* اون  *

00:43:24.426 --> 00:43:26.562
* خوب نیست *

00:43:26.595 --> 00:43:28.064
* یه چیزی میخوام *

00:43:28.097 --> 00:43:30.833
* امشب یه چیزی میخوام *

00:43:30.867 --> 00:43:40.910
"نصف این ترانه ها ویا بیشترشون تو هتل "چلسی
.نوشته شده بودن. درست یه روز قبل از رفتنمون به استودیو

00:43:40.943 --> 00:43:53.790
و آهنگ "خوب نیست" رو تقریباً نزدیم. اولین باری
.که موزیک ترانه رو زدیم همون بار اولی بود که ضبطش کردیم

00:43:57.393 --> 00:44:00.830
* همیشه *

00:44:00.863 --> 00:44:03.032
* همیشه همینطوره *

00:44:11.808 --> 00:44:17.612
...شری رام
<c.colorff8000>به معنی خداوندگار رام
(هفتمین آواتار ویشنو در آیین هندو)</c>

00:44:24.253 --> 00:44:33.394
،دیو "الکساندر" بهمون گفت
"چرا ما آهنگی با یه ترانه ی "اُم" نسازیم؟"
<c.colorff8000>اُم: یک مانترا و واژه عرفانی
سانسکریت مربوط به دین هندوئیسم</c>

00:44:39.235 --> 00:44:44.741
یادم نیست من بودم یا "ران"، یکی
...از ماها، ترانه رو ملودی وار کردیم

00:44:44.774 --> 00:44:46.709
مممم

00:44:46.743 --> 00:44:51.180
...شری رام ...

00:44:51.213 --> 00:44:52.681
...جا

00:44:54.050 --> 00:44:58.054
...رام، جا، جا، رام

00:45:00.689 --> 00:45:02.925
* ..امشب *

00:45:02.959 --> 00:45:11.100
اگه ما تو اون آلبوم، اون ترانه رو نداشتیم، فقط
.یه مشت ترک مشابه داشتیم، با یه نوع سبک و تم

00:45:11.133 --> 00:45:16.372
...رام، چا، چا، رام

00:45:16.405 --> 00:45:21.010
* من خودمو محکم گرفتم *

00:45:21.043 --> 00:45:23.946
...شری رام

00:45:23.980 --> 00:45:29.886
اون باعث شد یه بیانیه ای با این موضوع نوشته
.بشه که ما شبیه گروه های دیگه ای نیستیم

00:45:29.919 --> 00:45:33.422
چا، چا، رام ...

00:45:34.957 --> 00:45:37.193
* من نخواهم جنگید *

00:45:37.226 --> 00:45:39.728
.دیو" سابقمون رو متحول کرد"

00:45:43.732 --> 00:45:46.268
* من نخواهم جنگید *

00:45:46.302 --> 00:45:50.072
...رام، چا، چا

00:45:50.106 --> 00:46:03.719
با خودم فکر میکنم اون به نوعی یه ترانه ی
...شسته و رفته، موجز، با ساختار خوب، دقیق، ملایم و

00:46:03.752 --> 00:46:08.657
.من واقعاً به فصاحت و وضوح ترانه ها افتخار میکردم

00:46:08.690 --> 00:46:15.297
* باد های شبانگاهی در انتهای زمان فرود می آیند *

00:46:16.999 --> 00:46:23.906
نیکو زیباترین و باهوش ترین زن، هم از لحاظ هنری
.و هم از لحاظ فرهنگی هست که تا حالا دیدم

00:46:23.940 --> 00:46:31.347
اون 10 سال از من بزرگتر بود و تقریباً از همه چیزایی که
.به هنر مربوط میشد مطلع بود. من به ترانه هاش گوش میدادم

00:46:31.380 --> 00:46:38.087
من تحت تأثیرش قرار میگرفتم و یکمی هم دیوونه تر
.میشدم. به گمونم یه چند هفته ای پیشمون موند

00:46:38.120 --> 00:46:41.757
.اونا از اینکه یه دختری تو خونمون باشه متنفر بودند

00:46:41.790 --> 00:46:44.626
.ابتدا، ما از اینکه پیشمون بود، متنفر بودیم

00:46:44.660 --> 00:46:46.428
!میگفتیم، لعنتی

00:46:46.462 --> 00:46:54.370
"...اونا مدام به خودشون میگفتن، "هیچ تفریحی در کار نیست
.و بدتر از همه اومدنش به اتاق تمرین بود

00:46:54.403 --> 00:46:57.106
نه دیگه
زن یا دوست دختر تو اتاق تمرین ممنوع

00:46:57.139 --> 00:47:03.012
.نیکو اونجا نشسته و نگاه میکرد و نقد میکرد
"این یکی خیلی خوبه"...

00:47:03.045 --> 00:47:10.152
به گمونم هنگام برگشتنش از کاری، همراه
.لو رید" بود، که مدام به "لو" طعنه میزد"
<c.colorff8000>"خواننده ی گروه "ولوت آندرگراوند :Lou Reed</c>

00:47:10.186 --> 00:47:17.293
.هر موقع که یه کاری میخواست، من انجامش میدادم
"اونم میگفت، "تو خیلی بهتر و با استعدادتر از "لو" هستی

00:47:17.326 --> 00:47:24.898
بنا براین ما شروع کردیم به گردش رفتن و یه استراحتی
.براش دادیم. چون یه فرد جالب و خوبی بود

00:47:27.000 --> 00:47:37.000
<c.colorff8000>اولین آلبوم گروه بازتاب متوسطی در میان ایستگاه های
رادیویی شهر دیترویت داشت. ولی به دلیل حمایت
کم شرکت، تبدیل به یک شکست تجاری تمام عیار شد</c>

00:47:29.605 --> 00:47:34.343
ما رفتیم و تو غرفه ی نمایشگاه
،بین المللی در منطقه ی کوینز نیویورک

00:47:34.376 --> 00:47:39.882
"نزدیک همونجایی که اعضای گروه "ریمون
بزرگ شده بودند همین کارهارو به عنوان افتتاحیه ی
.کنسرت "جو کاکر" اجرا کردیم

00:47:39.916 --> 00:47:42.251
میدونین که
...خوانندگی "جو کاکر" مثل

00:47:42.284 --> 00:47:46.522
* ...تو خیلی زیبا هستی *

00:47:46.555 --> 00:47:48.257
...و بعدش همه

00:47:48.290 --> 00:47:52.828
...دیوونه میشدن
خودشه
...و بعدش ما هم مثل

00:47:58.800 --> 00:48:00.669
...و فقط

00:48:03.205 --> 00:48:12.081
.در دهه ی 50 اونا فهمیدن که چطور روح "راک اند رول" رو بمکن
از یه طرف دیگه اونا "فابیان" رو جایگزین "الویس" کردن

00:48:12.114 --> 00:48:16.718
و البته همزمان ما هم به خاطر اونا
.پری کومو" رو به امان خدا گذاشتیم"

00:48:16.752 --> 00:48:19.688
.این دوباره اتفاق می افتاد

00:48:19.721 --> 00:48:27.229
موسیقی "راک اند رول" تو اون برهه ی زمانی توسط
ترکیب پیچیده ی سیاسی-صنعتی نوازندگان فاسد
.و مدیران و صاحبان شیطان صفت موسیقی ترکیب شده بود

00:48:27.263 --> 00:48:35.271
کسانی که فکر میکردن هر محصولی که به نظرشون درست
.میاد، همون محصول، بهترین محصول هست براشون

00:48:35.304 --> 00:48:39.808
.در هر صورت، ما هم اینارو میخوروندیم تو حلق لعنتی شون

00:48:39.841 --> 00:48:46.582
.اونا سرزمین و مردم خودشونو طرد کردند
.این یک خیانت فرهنگی بود

00:48:48.417 --> 00:48:59.761
بیشتر چیزایی مثل برنامه های "امریکن آیدل" و
نمایش های استعداد یابی سخیفی بود که به خورد
.مخاطب آمریکایی میدادن تا با اینجور چیزا راضی بشن

00:48:59.795 --> 00:49:02.464
...همشون
...میدونین

00:49:04.633 --> 00:49:07.236
* قطار سریع السیر مراکش *

00:49:07.269 --> 00:49:12.308
* نمیدونستی ما سوار قطار سریع السیر مراکش هستیم؟ *

00:49:12.341 --> 00:49:20.649
یکی باید بگه که بعضی از بزرگترین
...فعالیت های عشق و صفا در کالیفرنیا

00:49:20.682 --> 00:49:28.957
عشق های طولانی مدت و
.پنج ساله،... در همایش ها تشکیل میشد

00:49:30.059 --> 00:49:36.665
،و بوی دردسر میدادند
.و هنوزم میدن

00:49:55.700 --> 00:50:02.950
استوجز" عازم لس آنجلس"

00:50:12.834 --> 00:50:18.807
"ما برای اولین بار سال 1970 از ایالت "میسیسیپی
گذشتیم تا آلبوم "خانه ی سرگرمی" رو ضبط کنیم

00:50:18.840 --> 00:50:25.081
.و هر روز حوالی ظهر میرفتیم استودیو و تمام روز رو ضبط میکردیم

00:50:25.114 --> 00:50:31.987
.هر روز مثل این بود که روز استراحتمونه
.و همون روز هم بود که کارامونو انجام میدادیم

00:50:32.020 --> 00:50:35.391
و روزی هم بود که برای
.خیابان گردی و غیره و... بود

00:50:35.424 --> 00:50:39.728
،بعدشم یه چند روز میکس آهنگ ها
.اون هم کمتر از دو هفته

00:50:39.761 --> 00:50:46.602
ما بعد از "استوجز" موسیقی پرتکاپو
.و حجیم تری رو تجربه میکردیم

00:50:46.635 --> 00:50:52.541
"با آلبوم "لا بیچز برو" توسط "مایلز دیویس
...ما امیدوار میشدیم

00:50:52.574 --> 00:50:57.746
و آهنگ هایی که "جیمز براون" با همکاری
.فرد وسلی" و "میسیو پارکر" انجام میداد"

00:50:57.779 --> 00:51:02.351
همچنین کارهایی از "استیو" میدیدم که با
.گروهش به نام "کارنال کیچن" اجرا میکردند

00:51:02.384 --> 00:51:05.887
.خدای من، مردک عجب شیپور های میزد

00:51:05.921 --> 00:51:10.526
"اون آلبوم های "1970" و "فان هاوس
.خانه ی سرگرمی) رو کار کرده بود و فقط منو کم داشتن)

00:51:10.559 --> 00:51:18.965
،و وقتی که به آلبوم "فان هاوس" رسیدیم بهم گفت
"درست مثل "میسیو پارکر" وقتی که "ال اس دی" زده، آهنگتو بزن"

00:51:22.838 --> 00:51:25.774
ما تو اون مدت محدود کارهای جالبی ساختیم

00:51:25.807 --> 00:51:37.119
...کارهای خیلی مینیمال و ساده
.ضرب های درام چهارتایی ولی با سَنکُپ هایی در اوج
<c.colorff8000>آهنگ بین دو ضرب ضعیف و قوی :Syncope</c>

00:51:45.961 --> 00:51:50.299
و گاهاً هم گیتار لیدهای دوتایی و قوی
.ولی بدون گیتار ریتم

00:51:50.332 --> 00:51:58.771
.این کارها به طور معمول در راک اند رول انجام نمیشد
.مثلاً قرار بود خیلی بازاری باشه

00:52:04.780 --> 00:52:08.350
استودیوی "الکترو" خیلی استودیوی
.خارق العاده ای بود

00:52:08.384 --> 00:52:11.787
،فقط یه اتاق بود
.بدون هیچ اتاق دیگه ای

00:52:11.820 --> 00:52:15.924
اتاق خیلی صمیمانه بود و به اندازه ای
.بود که بتونی وسایلت رو یه جایی بذاری

00:52:15.957 --> 00:52:21.463
.یه قالیچه ی قشنگی هم داشت
.من آمپلی فایر های خودمو به کار میبردم

00:52:21.497 --> 00:52:26.935
من نمیخواستم استودیو همون صداهایی
.رو بسازه که تو آلبوم اول داشتیم

00:52:26.968 --> 00:52:29.505
پایه ی نُت رو میخوای؟ -
چی؟ -

00:52:29.538 --> 00:52:31.973
پایه ی نُت رو میخوای؟ -
.نه، همینطوری خوبه -

00:52:32.007 --> 00:52:35.211
.ران میگه باید بیسش رو بالا ببره -
.قبلاً بالا برده -

00:52:35.244 --> 00:52:38.879
،چراغ های قرمز رو روشن کردیم
.هر موقع که شما آماده باشین

00:52:40.582 --> 00:52:49.791
.ما تو مسافرخانه ی "تراپیکانا" منزل کرده بودیم
(یه روز "وارهول"(هنرمند معروف پاپ آرت
.در اتاقشو نیمه باز گذاشته بود و من رفتم تو تا یه سلامی بکنم

00:52:49.825 --> 00:52:59.668
اون بهم پیشنهاد کرد، "چرا شماها ترانه هایی با موضوعات
"روزنامه ها نمیسازید؟ ترانه هایی با الهام از مطالب روزنامه ها

00:52:59.701 --> 00:53:04.540
هنوز این کارو نکردم
.ولی این ایده ی اون بود

00:53:04.573 --> 00:53:10.145
"وقتی که ما اونجا بودیم، تو سوئیت کناریم "اد سندرز
.شاعر و نویسنده ی آمریکایی) ساکن بود)

00:53:10.178 --> 00:53:17.586
.کسی که کتاب "خانواده" رو مینوشت
.من همیشه علاقه مند به ظاهر و چهره ای تازه بودم

00:53:17.619 --> 00:53:24.326
،اونجا تو خیابون "سانتا مونیکا" یه فروشگاه حیوانات خانگی بود
.Bowser Boutique مخصوص سگ ها به نام
...یه روز کنار فروشگاه رفتم و

00:53:24.360 --> 00:53:31.533
،یه قلاده ی سگ قرمز رنگی دیدم و گفتم
عجب تیپ محشری میشه اگه یه قلاده ی سگ داشته باشم" نه؟"

00:53:31.567 --> 00:53:37.000
به هر حال من اون قلاده ی سگ رو خریدم
،و هر روز تو راهم به استودیو می پوشیدمش

00:53:37.030 --> 00:53:41.343
،اد سندرز" هم بهم نگاه میکرد و میگفت"
"تو نمیدونی معنی اون چیه، مگه نه؟"

00:53:41.377 --> 00:53:44.680
!میدونین، من هنوزم نمیدونم معنی اون چیه

00:53:44.713 --> 00:53:46.915
...میدونین، ولی اون شبیه -
.خیلی جالب بود -

00:53:46.948 --> 00:53:54.523
یه روز، تو خیابون "سانتا مونیکا" رفتم بیرون
برای قدم زنی و داشتم از مسافرخونه فاصله میگرفتم

00:53:54.556 --> 00:54:06.201
به گمونم یه گوشه ای از کالج "وست مونت" بود، که
.یه کادیلاک مشکی با سرعت، سراشیبی رو میومد پایین
.منم نزدیک جدول راه میرفتم  که مجبور شد محکم ترمز بکنه

00:54:06.234 --> 00:54:10.238
اون بهم نگاه کرد و گفت
.من مطمئن بودم که "جان وین" (بازیگر هالیوود) بود

00:54:10.272 --> 00:54:12.441
"!خدا لعنتت کنه"

00:54:12.474 --> 00:54:18.780
من چهل سال میشد که کنترلمو از دست نداده بودم، ولی تو
.مسبب دردسر زیادی شدی. احتمال داشت یکی کشته بشه

00:54:18.814 --> 00:54:27.289
بعدش از جلوم پیچید و مستقیماً از سمت اصلی
.رستوران "دان تانا" سرعت گرفت و رفت

00:54:27.323 --> 00:54:30.091
،و این هم کلوب شبانه ی معروف دنیا
Whisky a Go Go

00:54:30.125 --> 00:54:38.465
محل رقصی فوق العاده برای جوان ها و
.ستارگان سینما که میخواهند خوش بگذرونند
.بیاین یه سری بزنیم، ببینیم امشب چه خبره

00:54:40.101 --> 00:54:48.410
اون واقعاً یه تجربه ی کالیفرنیایی بود و در عوضش
.بهمون گفتن که دو شب رو تو کلوب اجرا کنیم

00:54:48.444 --> 00:54:53.114
تو لس آنجلس Whiskey a Go-Go کلوب
.تو سانفرانسیسکو Fillmore و دو شب هم تو کلوب

00:54:53.148 --> 00:55:01.457
،که همه رو شوکه میکرد. هر بار، هر جایی که اجرا داشتیم -
.هیچ کسی چیزایی مثل کارای مارو نشنیده بودن -

00:55:01.490 --> 00:55:06.728
* یه صفحه ای با یه آهنگ زیبا رو بر میدارم *

00:55:08.864 --> 00:55:13.268
* حالا دارم مستقیم از جهنم، واست پخشش میکنم *

00:55:13.301 --> 00:55:29.851
به محض برگشتنمون به ایالت های مرکزی، تو فستیوال ها
،و رویدادهای مهم تری اجرا میکردیم و وضعمون هم بهترمیشد
.چون کارهای آلبوم "فان هاوس"، فوق العاده خوب و گیرا بود

00:55:29.885 --> 00:55:35.323
* من از اینکه برقصم احساس خوشایندی دارم عزیزم *

00:55:36.992 --> 00:55:42.398
* من از اینکه یک برگ لرزان باشم احساس خوبی دارم *

00:55:44.032 --> 00:55:47.135
* من از اینکه برقصم احساس خوشایندی دارم عزیزم *

00:55:47.168 --> 00:55:59.381
فستیوال ها که بزرگتر میشدند، ما هم شروع کردیم
توجهات  بیشتری رو درست بعد از اتمام آلبوم
.فان هاوس"، تو تابستون سال 1970  جلب کنیم"

00:55:59.415 --> 00:56:09.558
از آنجایی که معمولاً هنرمندا کل کاراشونو اجرا
میکنن، ما میرفتیم و آلبوم "فان هاوس" رو اجرا میکردیم
.بدون اینکه اشاره ای به آلبوم اولمون بکنیم

00:56:09.591 --> 00:56:21.369
،یادمه که یه نقل قولی از "جانی رامور" خوندم
وقتی که اومده بود تا مارو ببینه و ظاهراً از اینکه آهنگ های
.زیادی بودند که ازشون خبر نداشت، اعصابش بهم خورد

00:56:24.139 --> 00:56:31.513
"از لحظه ای که ارتباطمون قطع شد، "ایگی
.سه بار رفت میان جمعیت و دوباره برگشت

00:56:31.547 --> 00:56:36.916
.انگار هم اونها و هم خودش از این کار خوششون میاد

00:56:44.225 --> 00:56:54.736
گروهمون از فن نمایش های متظاهرانه تو لحظه های
.اجرا آگاه بودند و اصلاً از جاشون تکون نمیخوردن

00:56:54.770 --> 00:57:03.645
،تو کل 40 دقیقه، درامر اصلاً سرشو بالا نمیبرد
.و اون دوتای دیگه هم شاید یک یا دو قدم تکون میخوردند

00:57:03.679 --> 00:57:15.824
.ما هیچوقت نمیفهمیدیم داره چه اتفاقایی میوفته
.ما تو صحنه اجرا میکردیم بدون اینکه قطعه آوازی داشته باشیم

00:57:15.857 --> 00:57:26.067
میدونین، طرف میرفت اون بیرون وسط جمعیت، بدون اینکه
.آوازی بخونه. ما هم همینطوری ادامه میدادیم
.تا وقتیکه اون شروع نکرده بود ما هم هیچ کاری نمیکردیم

00:57:26.101 --> 00:57:35.176
.تا اینکه اون میومد بالا و شروع میکرد به خوندن
میدونین، همش مثل این بود که با همدیگه
.همکاری کنیم تا یه برنامه ای رو اجرا بکنیم

00:57:35.210 --> 00:57:42.751
کارایی که اون تو کنسرت میکرد، بهت یادآوری میکرد
.که بهترین و مهمترین قسمت زندگی همین لحظه ی حال هست

00:57:42.784 --> 00:57:48.790
،ولی لحظاتی که اون پایین بود خیلی سخت بودن
.چون احساسی مثل یک مستخدم متشنج رو داشتی

00:57:48.824 --> 00:57:52.961
،باید اوامر همه رو رسیدگی میکردی
شما چیپس میخواین؟"
"شما کافه گلاسه میخواین؟

00:57:52.994 --> 00:57:56.732
.اون تو ذهنش تصمیم میگرفت که بره داخل جمعیت

00:57:59.501 --> 00:58:05.941
.این مهم بود که تو ارتباط باشیم
.من تو هر برنامه ای احساسش میکردم

00:58:05.974 --> 00:58:13.281
Mothers of Invention ما مراسم افتتاحیه ی گروه
رو اجرا میکردیم که به عقیده ی من بهترین گروهی
.هست که تا حالا افتتاحیه اش رو انجام دادیم

00:58:13.314 --> 00:58:20.288
،تو آخرای اجرامون
،درست یادم نیست تموم کرده بودیم یا نه

00:58:20.321 --> 00:58:26.628
،یه چند تا دختر بودن، از اون بزرگها
که اومده بودن بالا رو صحنه

00:58:26.662 --> 00:58:31.667
و به پشت لم داده بودند و خیلی میخواستند
.خودشونو راحت و ریلکس بکنند

00:58:31.700 --> 00:58:38.874
منم رفتم لبه ی صحنه و همون کاری رو کردم که تو بچه های کوچولو
.دیده بودم. کاری که برای جلب توجه والدینشون انجام میدن

00:58:38.907 --> 00:58:47.883
تصمیم گرفتم که رو به جلو بیفتم تا اونا منو بگیرن
...که اونا هم جا خالی دادن. منم

00:58:47.916 --> 00:58:53.755
دندان جلویی من که بخاطرش
.رفتم ترمیم، مستقیم گیر کرد تو لبم

00:58:53.789 --> 00:58:57.593
.بعضی وقتها  کار پر حادثه ای بود
...گاهاً هم

00:58:57.626 --> 00:59:03.832
من یه جوونی تو یه گروه راک بودم که میخواست
.تابستون زیبایی رو تو ایالت های مرکزی بگذرونه

00:59:03.865 --> 00:59:09.705
به همین خاطر بعضی وقتها می رفتم اون پایین تا چندتا دختر
"ببینم و بگم،"هی، شماره تلفنت چنده؟

00:59:09.738 --> 00:59:16.578
...هر وقت صدات کنم پیشم میای
.منم از این کار خیلی لذت خواهم برد...

00:59:16.612 --> 00:59:23.619
من فیلم های زیادی راجب فراعنه
.و خدمتکاراشون دیده بودم

00:59:23.652 --> 00:59:27.222
.به نظرم میشه گفت تصویرنگاری مصری

00:59:27.255 --> 00:59:31.526
،و این که فرعون ها بندرت پیراهن می پوشیدند
.منو متأثر میکرد

00:59:31.559 --> 00:59:33.028
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:59:33.061 --> 00:59:42.270
...تو پایان این اعلام ها
ما قراره یه مراسم بزرگی بگیریم. بعدش مخ دختر ها رو بزنیم
.و ماریجوانامون رو دود کنیم و جشن بگیریم

00:59:47.676 --> 00:59:50.311
* هی مامان الان بهت میگم *

00:59:50.345 --> 00:59:52.247
* من داشتم میمردم *

00:59:55.416 --> 01:00:05.393
اون فیستیوال منحصر به فرد، همزمان با اتفاق های عجیب و
غریبی مثل عشق و عاشقی های آزاد، بی بندو باری ها و
،ولگردی های بی حد و مرز گروه های اجتماعی تو دیترویت

01:00:05.426 --> 01:00:10.231
همه شروع به جوش و خروش تو بستر
.گذرای مواد مخدر کرده بودند

01:00:10.265 --> 01:00:12.233
.ما هممون خیلی نشئه میشدیم

01:00:16.504 --> 01:00:29.751
من تو یه چادر با یه عده دیوونه بودم و
مقدار زیادی مواد زدم. چیزی که قبل از اینکه
.فراموشی بگیرم فکر میکردم کوکائین هست

01:00:29.785 --> 01:00:34.756
.فراموشی همراه با نقص عمودی تو بینایی ام

01:00:34.790 --> 01:00:41.863
،درست مثل دوره ای که تصویر تو تلویزیون ها
.هی غلت میزد و  بالا و پایین میرفت

01:00:41.897 --> 01:00:49.000
،نمیتونستم به یاد بیارم که کی هستم، و نهایتاً
.به یاد آوردم که یه کاری هست که باید انجامش بدم

01:01:08.990 --> 01:01:12.694
* تو فراموشی کامل، روز شنبه شب *

01:01:12.728 --> 01:01:16.631
* سال 1970 جلوی چشام میچرخه *

01:01:16.664 --> 01:01:24.672
دیو" کل اون شبو بیرون بود" -
اون قبل از کنسرت بشدت مست -
.کرده بود و نمیتونست آهنگ هارو بزنه

01:01:24.706 --> 01:01:32.748
یکی از خدمه های کنسرت رفت و کل ولوم
آمپلی فایرش رو خاموش کرد. "دیو" هم شروع میکرد به
.نواختن بدون اینکه حتی بفهمه آمپلی فایرش روشن نیست

01:01:32.781 --> 01:01:39.354
.ما آگهی ها و پیشنهای های خوبی داشتیم
دنی" اشخاص مهمی رو"
.از نیویورک آورده بود تا مارو ببینن

01:01:39.387 --> 01:01:43.224
"ما تو همون آگهی بودیم که "راد استوارت
.و گروه "فیسیس" توش بودن

01:01:43.258 --> 01:01:46.862
.ما میخواستیم کارامون خوب باشه
.اونجا که رفتیم دیدیم بیس زنمون نیست

01:01:46.895 --> 01:01:57.005
.من به شدت عصبی شدم
سعی کردم از حصار برم بالا
.که جلوم رو گرفتن

01:01:57.038 --> 01:02:02.110
اونجا یه گودال بود
.و یه پلیس اسب سوار

01:02:03.378 --> 01:02:07.849
!منم شروع کرده بودم میگفتم، "یالا
".حصار رو پاره کنید

01:02:07.883 --> 01:02:10.585
،به گمونم گفتم
".حصار رو خراب کنید"

01:02:12.487 --> 01:02:17.926
.خواننده ی گروه "استوجز" قاطی کرده -
.به نظرم حصار یه چندتایی ضربه خورد -

01:02:17.959 --> 01:02:22.463
اون از بالای حصار پرید
.و ما هم برق آمپلی فایر هارو از دست دادیم

01:02:22.497 --> 01:02:31.139
.بازداشت شدنمو یادم نمیاد
فقط یادم میاد که بعد از کنسرت، کاملاً خسته
"و بی حوصله نشسته بودم و داشتم "رانی وود

01:02:31.172 --> 01:02:36.111
و "راد استوارت" رو که داشتند برای
آماده شدن تو کنسرتشون ماتوس
.نوعی مشروب) میخوردن تماشا میکردم)

01:02:36.144 --> 01:02:39.780
.این انتخاب اونا از مواد سکرآور بود

01:02:48.423 --> 01:02:55.931
ایگی" اونو اخراج کرد، ولی اینطور نبود که واقعاً بخواد"
.اونو اخراج کنه، چون "دیو" خودش میخواست که بره

01:02:55.964 --> 01:03:06.441
من احساس بدی داشتم ولی همچنین این احساس رو
داشتم که فایده ای نداره بخوای کسیو تو گروه داشته باشی
.که جدی نیست و اصلاً دوست نداره که تو گروه باشه

01:03:07.843 --> 01:03:12.378
ما بعد از اون
.رفیق باقی موندیم

01:03:18.453 --> 01:03:25.493
والدینش بهم زنگ زدن گفتن اون
.بخاطر التهاب لوزالمعده تو بیمارستانه

01:03:26.794 --> 01:03:37.839
اون میتونست زنده بمونه ولی وقتی که اونا بهش
آمپول میزنن اون مقاومت میکنه و بجاش
.میخواست بره خونه و یه آبجویی بخوره

01:03:39.307 --> 01:03:49.817
به همین خاطر اونا بهش مسکن میزنن، تا جاییکه
اون بیهوش میشه و وقتی هم که بی هوش میشه
.اون ذات الریه میگیره و ذات الریه اونو میکشه

01:03:53.654 --> 01:04:02.630
اون دوتا آلبوم بیرون داد و عضو
.یه گروه راک اند رول معروف شد

01:04:02.663 --> 01:04:09.004
اون کارایی که دوست داشت انجام بده
.رو به سرانجام رسوند. اون آماده ی رفتن بود

01:04:09.037 --> 01:04:11.706
* احساسش میکنی؟ *

01:04:15.500 --> 01:04:20.500
"شادروان "دیو
1947-1975

01:04:24.852 --> 01:04:26.854
* اینجا یه آتیشی به پاست *

01:04:27.000 --> 01:04:36.000
باقی سال 1971، گروه
،دو نوازنده ی گیتار بیس را جایگزین "دیو" کرد
"ابتدا"زک زکنر" و سپس "جیمی رکا

01:04:37.000 --> 01:04:48.000
"آنها همچنین یک نوازنده ی گیتار دیگری به نام "بیل چیتمن
به گروه اضافه کردند. کسی که هر از گاهی در کنسرت ها
.مشارکت مینمود که در نهایت با "جیمز ویلیامسون" تعویض شد

01:04:51.146 --> 01:04:59.587
.من قبلاً از مواد روانگردان استفاده میکردم
.اونا احتمالاً به وسیله ی مواد دیگه ای رقیق تر میشدند

01:05:01.923 --> 01:05:05.226
!خدایا، نه
!نه! نه! نه

01:05:05.260 --> 01:05:09.864
.من تو کنترل اعصابم به مشکل برخوردم -
.منو از این جای وحشتناک ببرین بیرون -

01:05:09.897 --> 01:05:17.872
"این درست زمانی بود که یه نفر به نام"جان آدامز
که خونه ی ما زندگی میکرد و کار
...مهمی هم تو زندگیش نداشت انجام بده

01:05:17.905 --> 01:05:19.975
اینجا رو نگاه

01:05:20.008 --> 01:05:24.379
تصمیم میگیره که به هروئین اعتیاد پیدا کنه

01:05:24.412 --> 01:05:26.914
اچ" چیه؟" -
هیس! یواش تر -

01:05:26.948 --> 01:05:35.490
.که منم درگیر این مسئله میشم
.همانطور که اعضای دیگر گروه هم درگیرش میشن

01:05:37.492 --> 01:05:46.601
همه چیز داغون شد. اینکه بچه ها رو ببینی که
زندگیشون به منجلاب کشیده شده و کل دنیات از هم
.پاشیده بشه، در حالی که تماماً تقصیر تو هم نباشه

01:05:46.634 --> 01:05:49.404
بعد اون دیگه نه سراغ مواد رفتم و نه
.خواستم که سراغش برم

01:05:49.437 --> 01:05:57.678
گذشته از ما که کاملاً غیر قابل اطمینان
بودیم، یه روز"اسکاتی اشتون" که
،یه کامیون باری با ارتفاع دوازده پایی میروند

01:05:57.712 --> 01:06:05.286
.با پلی به فاصله ی مجاز ده یا یازده پا تصادف میکنه

01:06:05.320 --> 01:06:15.863
پل، کامیون و کل تجهیزاتی که
گروه اجاره کرده بود داغون شد. و این اتفاق
.یه استعاره ای بود از اوایل دوان گروه

01:06:23.838 --> 01:06:30.645
...اونا قربانی کارهای خود بودند
.فقدان حرفه ای گری ...

01:06:30.678 --> 01:06:35.216
* تو وسط خیابون، جایی که چهره ها همه برق میزنن *

01:06:35.250 --> 01:06:41.722
ولی اونا همچنین قربانی قدرت ها و فشارهای دیگری هم
.بودند که میشه آنتی-آرت (ضد هنر) اطلاقشون کرد

01:06:44.759 --> 01:06:55.136
استوجز" آلبوم "فان هاوس" رو بیرون داده بود"
و به همین دلیل ما در مرحله ای بودیم که استودیوی "الکترا" باید
.تصمیم میگرفت که گزینه ای برای آلبوم سوم داشته باشه یا نه

01:06:55.170 --> 01:07:04.345
"با "ویلیام هاردی" باهم رفتیم شهر "ان آربر
و از اونجا هم سالن گروه. اونا هم ترانه هایی که
.قرار بود تو آلبوم جدیدشون باشه رو اجرا کردند

01:07:04.379 --> 01:07:11.219
با خودم گفتم آره، این همونه. "موسیقیش همونیه که
"من دوست دارم و اکثرشون باب میل منه

01:07:11.252 --> 01:07:17.092
اونا از اونچه که شروع کرده بودند با شتاب بیشتری داشتند
.پیشرفت میکردند و این مسئله هیچ فرقی به حال اون نمیکرد

01:07:17.125 --> 01:07:23.331
،ما سوار ماشین کرایه ایمون شدیم
...،برگشتیم هتل و سوار آسانسور که شدیم ازش پرسیدم

01:07:23.364 --> 01:07:29.104
"بیل، بالاخره نظرت چیه؟"
"اونم گفت، "من که چیز خاصی نشنیدم

01:07:29.137 --> 01:07:34.666
،از آسانسور که برگشتیم و در آسانسور بسته شد
"بهشون زنگ زدم و گفتم، "شماها اخراج شدین

01:07:35.276 --> 01:07:40.014
،"من چیز خاصی نشنیدم"
.فقط همینو گفت

01:07:40.750 --> 01:07:44.300
من چیز خاصی نشنیدم

01:08:01.236 --> 01:08:07.875
اونا از روز اول چیز بخصوصی نشنیدن. اونا بزرگترین
.گروه دنیا رو تو دستشون داشتن و متوجه چیزی نشدن

01:08:07.908 --> 01:08:12.412
.و این چیزی بود که مردم میگفتند

01:08:13.481 --> 01:08:23.224
.به نظرم اینطور نبود که اونا جداً بخوان منو برکنار بکنن
اونا گفتن، "بیا این دوربین "نیکون" رو
"به عنوان هدیه بگیر و برای مدتی پیدات نشه

01:08:23.258 --> 01:08:30.598
به همین خاطر من با عجله بساط رو جمع کردم
.و برای مدتی گروه رو تعطیل کردم

01:08:30.631 --> 01:08:47.615
،یه داروسازی بود که والدنیم باهاش خیلی صمیمی بودند
کسی که کاملاً غیر قانونی و بدون نسخه، یه شیشه
.شربت "متادون" برای مصرف روزانه ام تجویز کرد
<c.colorff8000>یک مخدر صنعتی :Methadone
برای درمان اعتیاد به هروئین</c>

01:08:47.648 --> 01:08:53.087
،کانکس ما از اونجا یه چند مایلی فاصله داشت
"تو حاشیه ی "ان آربر

01:08:53.120 --> 01:09:03.764
منم معمولاً هر روز صبح پیاده میرفتم اونجا
تا یه مقدار کمی رو که داروساز
.خوانوادگیمون شخصاً بهم میداد، تحویل بگیرم

01:09:03.798 --> 01:09:09.500
من به مرحله ای رسیدم که میتونستم
.چند روزی رو بدون هیچ موادی ادامه بدم

01:09:12.340 --> 01:09:17.044
و این درست موقعی بود که
"من رفتم "نیویورک

01:09:17.077 --> 01:09:25.653
ایگی و من نشسته بودیم تو تخت من. ما
روی چندتا لباس محلی سیاه و سفید
،خوابمون گرفته بود که "لیسا" بهم تلفن زد و گفت

01:09:25.686 --> 01:09:33.894
"ایگی اونجاست؟" من گفتم، "آره اینجاست"
اون گفت، "من تو کلوب "ماکس" همراه
".دیوید بویی" هستم. اون جداً میخواد "ایگی" رو ببینه"
<c.colorff8000>خواننده ی مشهور انگلیسی :David Bowie</c>

01:09:33.928 --> 01:09:45.473
من رفتم اونجا و با "دیوید" که خیلی آدم
.باحالی بود و با مدیرش "تونی دفریز" ملاقات کردم

01:09:45.506 --> 01:09:48.643
"اونا برمیگشتن "انگلیس
"منم بر میگشتم "دیترویت

01:09:48.676 --> 01:09:59.320
و یه تفاهمی هم داشتیم بر این اساس که قراره
.روزهای بعدی باهام هماهنگ بشن تا برای ضبط برم لندن

01:10:06.761 --> 01:10:21.442
اونا به نحوی و به طریقی باعث قراردادم
،با چیزی شدن تا با استفاده از اون
.در ازای خدمات من بتونن از شرکت کلمبیا یه پولی به جیب بزنن

01:10:21.476 --> 01:10:30.050
همونطور که اون دختره، "پبلز" با گروه "تی ال سی"، یا
.لو پرلمن" با گروه پسرانه ی "انسینک"، قرارداد بست"

01:10:30.084 --> 01:10:39.126
اینا از اون نوع قرارداد ها بودند. دعوت به کارهای
.احمقانه و تقسیم ثروت مسخره و ناعادلانه

01:10:39.159 --> 01:10:46.601
من کلاً نفهمیدم صاحب قرارداد
.و طرف قراردادم با کیه

01:10:46.634 --> 01:10:55.476
...من دیگه توی دنیای کثیفی قرار داشتم و دیگه
.اون نوجوان کمونیست نبودم

01:10:55.510 --> 01:11:12.627
،این رفیقمون "تونی دفریز"، کسی که فکر میکردم مؤثر واقع بشه
در واقع سبک مدیریتی گیرا و سینمایی و پر زرق و برقی، متأثر از
کلنل تام پارکر" داشت. با سیگارهای بزرگ و کلاه گیسهای آفریقایی و کت خز"
<c.colorff8000>استعداد یاب :Colonel Tom Parker
"و مدیر موسیقی "الویس پرسلی</c>

01:11:12.660 --> 01:11:25.673
ولی در این فاصله من تصمیم گرفتم، هویت
،دیترویتی خودمو حفظ کنم و از قبل بهشون بگم
"شما باید "جیمز ویلیامسون" رو پیشم بیارید"

01:11:35.049 --> 01:11:44.191
به گمونم اون میخواست حالت و رفتار منو
.به دست بگیره. حالت و رفتاری که من در ابتدای کار داشتم

01:11:44.224 --> 01:11:50.598
.من کلاً برای هیچی چارچوبی نداشتم
.میدونین؟ من هنوز بیست سالم هم نشده بود

01:11:50.631 --> 01:11:56.937
من هیچ مهارتی هم نداشتم. و تمام
.کاری که میتونستم انجام بدم، گیتار زدن بود

01:11:56.971 --> 01:12:12.553
.من کاملاً پیش خواهرام زندگی میکردم
،تا اینکه "ایگی" بهم زنگ میزنه و میگه
"برای فردا یه بلیط هواپیما برات تهیه کردیم برای مسیر لندن"

01:12:12.587 --> 01:12:20.795
به همین خاطر منم گیتارمو بر میدارم و فلنگو
.میبندم. و حتی خواهرام هم نمیدونستن کجا رفتم

01:12:20.828 --> 01:12:28.803
،دوست دخترم زنگ میزنه و خواهرم میگه
"من نمیدونم اون کجاست"
،"اونم میپرسه، "گیتارش اونجاست؟

01:12:28.836 --> 01:12:33.007
،"خواهرم هم میگه، "نه
".اونم میگه، "بسیار خوب، حتماً رفته

01:12:33.040 --> 01:12:44.719
"به این ترتیب منو جیمز میریم فرودگاه "هیترو
،و پلیسا که بهمون یه نگاهی میندازن با خودشون میگن
"مطرود و بی پول. شماها اینجا چیکار میکنین؟"

01:12:44.752 --> 01:12:49.356
.منظورتون چیه؟ شماها هیچ جایی نمیرین"
".شماها به هلفدونی میرین

01:12:49.390 --> 01:12:56.597
و کمی بعدش ما با "تونی دفریز" تماس میگریم
.و اون میاد پیشمون و از طرف ما امضا میکنه

01:12:56.631 --> 01:13:05.840
.به نظرم اینطور نبود که اون خواسته باشه ما اونجا بریم
،به نظرم این "دیوید بویی" بود که علاقه مند بود با هنرمندای آمریکایی
.کسایی که اون زمان تحسینشون میکرد، همکاری کنه

01:13:05.873 --> 01:13:09.510
همچنین فکر میکنم یه کمی هم تهاجم
.آمریکایی برنامه ریزی شده وجود داشت

01:13:09.544 --> 01:13:21.856
"نهایتاً اونا فکر میکردن که مارو در اختیار دارن تا "دیوید بویی
تهیه کنندگیمون رو به عهده بگیره. کسی که دستی تو تهیه کنندگی
.داره و همزمان تهیه کنندگی آلبوم "لو رید" رو هم کرده

01:13:21.889 --> 01:13:33.434
این چیزی نبود که من بخوام انجامش بدم. من میتونستم در مورد
موزیسین های پشتیبان رفتار خوبی داشته باشم ولی اسامی ای که
.رد و بدل شدند همونایی بودند که قبلاً تو گروه "پینک فریز" بودند

01:13:38.739 --> 01:13:48.816
وقتی در مورد گروه "پینک فریز" تحقیق کردم
به نظرم رسید که ایده های گروه، ترکیبی است از آنچه که قبلاً
.توسط گروه "ام سی فایو" و "آلیس کوپر" استفاده شده

01:13:48.849 --> 01:13:59.059
با خودم گفتم این مناسب ما نیست. من باهاشون در مورد
.آوردن دو عضو دیگه ی "استوجز" از آمریکا صحبت کردم

01:13:59.200 --> 01:14:04.000
اشتون" ها عازم لندن"

01:14:11.706 --> 01:14:13.641
* من گشنمه *

01:14:18.145 --> 01:14:20.180
* من گشنمه *

01:14:20.214 --> 01:14:27.855
ما یه ایده هایی داشتیم و با جدیت تمام
شروع کردیم به تمرین کردن تو یه
.زیرزمین کثیف که خیلی تنگ و کوچک بود

01:14:27.888 --> 01:14:36.997
ترانه نویسی هنوز شروع نشده بود
.ولی انگیزه و انرژی وجود داشت

01:14:37.031 --> 01:14:42.102
بعضی از ترانه ها رو که قبلا نوشته
،بودیم و اونجا آورده بودیم اینا بودند
"منم یه حقی دارم"

01:14:42.136 --> 01:14:43.538
"یکم از پوستتو نشونم بده"

01:14:43.571 --> 01:14:49.677
و "زیر شلواری تنگ" که در نهایت
تحت عنوان "جذبه ی جنباندن" تو آلبوم
.قدرت بالقوه" دیده شد"

01:14:49.710 --> 01:14:59.319
ما هشت تا ترک کوچک رو تو دوره های آزمایشی با تجهیزاتی که
"آر.جی. جونز" نام داشت تو منطقه ی "ویمبلدون"
.لندن اجرا کردیم. و دوره های آزمایشی خوبی بودند

01:15:09.997 --> 01:15:22.342
بعد از اون ما دوره های رسمی تری رو تو استودیوی
المپیک" همراه "کیث هاروود" ترتیب دادیم. کسی که"
.اون موقع مهندس صدای گروه "رولینگ استون" بود

01:15:22.376 --> 01:15:32.000
.و این ترانه ی "من یه حقی دارم" بود که خیلی محبوب شد
.تا آنجایی که خیلی همه گیر شد و خیلی هم ترکوند

01:15:38.559 --> 01:15:41.495
* هر وقت عشقم بکشه، من این حقو دارم که بجنبونم *

01:15:41.528 --> 01:15:43.798
* هیچ مهم نیست اونا چی میگن *

01:15:45.800 --> 01:15:48.836
* هر وقت عشقم بکشه، من این حقو دارم که بجنبونم *

01:15:48.869 --> 01:15:51.038
* هیچ مهم نیست اونا چی میگن *

01:15:53.040 --> 01:15:56.443
* من این حقو دارم، این حقو که بجنبونم *

01:15:56.476 --> 01:15:59.714
* هر جایی که دلم خواست، هر جایی*

01:15:59.747 --> 01:16:15.763
در واقع بیشترین تلاش ما این بود که آهنگ های پرفروشی
داشته باشیم. ما میخواستیم آهنگ های خوبی بسازیم ولی حقیقت
.این بود که درک ما از اینکه چی محبوبه خیلی اشتباه بود

01:16:15.796 --> 01:16:19.033
،چون تمام چیزی که ما بهش توجه میکردیم
.چیزایی بودند که ازشون خوشمون میومد

01:16:19.066 --> 01:16:30.377
بعضی اوقات، یادم نیست اواخر پاییز بود یا نه، ولی
بالاخره یکی میدونه... ما دومین مجموعه ی ترانه هامون
.که قرار بود آلبوم "قدرت بالقوه" بشه رو نوشتیم

01:16:30.410 --> 01:16:39.787
و در نهایت اونا همشون مشغول "دیوید بویی" شدن و
ما رو تو استودیو تنها گذاشتن چون ما یه آلبومی
.رو به شرکت "سی بی اس" بدهکار بودیم
.و اینطوری بود که آلبوم "قدرت بالقوه" تهیه شد

01:16:39.820 --> 01:16:49.820
،و ما کاملاً،... من اینو قبلاً هم گفتم
.ما رو بدون نظارت افراد با تجربه و بزرگتر ولمون کردند
.منظورم اینه که ما فقط کار خودمونو کردیم

01:17:06.013 --> 01:17:07.748
* من یه یوزپلنگ وحشی فاحشه هستم *

01:17:07.782 --> 01:17:10.785
* با قلبی آکنده از بمب آتشزا *

01:17:12.219 --> 01:17:16.356
* من پسر فراری از نسل بمب اتمی ام *

01:17:18.859 --> 01:17:21.762
* من پسر فراموش شده ی دنیا هستم *

01:17:21.796 --> 01:17:25.599
* کسی که جستجو و تخریب میکنه *

01:17:25.632 --> 01:17:34.842
.جیمز" به عنوان یک گیتاریست فضاهای خالی ترانه رو پر میکرد"
.درست مثل سگ مواد یابی که بیاد خونتون رو بگرده

01:17:34.875 --> 01:17:49.990
و اون هر گوشه ای از آهنگ فرضی و هر بخشی از فضا
.و زمان رو پیدا میکرد و با جزئیات پرش میکرد

01:17:50.024 --> 01:18:00.466
این یک فرایندی بشدت پیچیده بود و حقیقتاً
خیلی سخت بود که فضایی پیدا کنی و با چیزی
.پرش کنی که قبلاً راجبش فکر نکرده باشی

01:18:01.001 --> 01:18:04.504
* یکی باید روحمو نجات بده *

01:18:04.538 --> 01:18:07.274
* عزیز من به مغزم نفوظ میکنه *

01:18:11.078 --> 01:18:15.182
* من پسر فراموش شده ی دنیا هستم *

01:18:16.751 --> 01:18:21.655
* کسی که جستجو و تخریب میکنه *

01:18:21.688 --> 01:18:29.997
سبک بیس زدن "ران" به نوعی فرز و چابک بود که به
.جیمز" و من کمک میکرد تا فراتر بریم"

01:18:30.030 --> 01:18:41.075
من بایستی از نت های اُکتاو آلبوم "فان هاوس" هم فراتر
.میرفتم تا فضایی رو تصرف کنم که "جیمز" تصرفش نکرده بود
<c.colorff8000>فاصلهٔ دو نت همنام متوالی :octave</c>

01:18:41.108 --> 01:18:47.500
اسکاتی با اعتراف هایی که از
.درام بیچاره میگرفت مشکل رو حل کرد

01:18:49.116 --> 01:18:54.121
* عزیزم مراقب باش، چون من از تکنولوژی استفاده میبرم **

01:18:54.154 --> 01:18:59.593
علاوه بر خود ترانه ها، بیس زن و
.درامر، مهم ترین چیز تو گروهمون بود

01:18:59.626 --> 01:19:05.966
میدونین،... وقتیکه این بچه ها با همدیگه
.بودند مثل یه دستگاه هماهنگ و پر هیجان بودند

01:19:06.000 --> 01:19:16.609
این خیلی خوب بود... واقعاً خیلی خوب بود. متأسفانه شما
تو آلبوم "قدرت بالقوه" به اندازه ی کافی صدای بیس رو
.نمیشنوین. ولی اونجا وجود داشت و خیلی هم خوب بود

01:19:34.862 --> 01:19:46.740
گروه از اواخر 1971 تا اوایل 1972، زمانی که
با شرکت "مین مَن" قرارداد بستیم ، یا هر وقت که
میرفتیم لندن و باهاشون شروع به کار کردیم، تا اوایل سال 73

01:19:46.773 --> 01:20:03.157
زمانی که علناً ما رو اخراج کردند ولی بطور خصوصی بهم گفتن که
به خاطر فساد اخلاقی که آبروی شرکتشون رو میبره بطور موقت
.بیکارم میکنند، همواره از برگزاری کنسرت برامون امتناع میکردند

01:20:03.190 --> 01:20:11.431
ما به اندازه ی کافی معروف بودیم تا اونجایی که
میتونستیم بریم و اکثر طرفدارامون رو
.جمع کنیم. ولی اونا بهمون اجازه نمیدادند

01:20:11.465 --> 01:20:22.943
.شرایط دوباره ضعف سابقمون رو برگردوند
بهمون گفته شد که قراره تو هالیوود
.تو خانه های دوستانه و ثابتی زندگی کنیم

01:20:22.977 --> 01:20:30.117
.ما نمیتونیم از عهده ی این شرایط بر بیایم
.جیمز ویلیامسون" بدرفتاری میکنه"
.ایگی پاپ" بد رفتاری میکنه"

01:20:30.150 --> 01:20:43.998
.اسکات اشتون" فقط قماربازی میکنه"
ران اشتون" هم نا امید میشه و دست از کار میکشه"
.و پای گروه به مواد مخدر کشیده میشه

01:20:44.031 --> 01:20:51.205
.و دوباره این مسئله هممون رو معذب میکنه
.دفریز" یه روز با خودروی لیموزین اومد شهر"

01:20:51.238 --> 01:20:57.978
به گمونم اون میخواست راجب همکاریشون
.با من، بدون مشارکت اعضای دیگه صحبت کنه

01:20:58.012 --> 01:21:04.418
تا تو سرمایه گذاریش روی من
.یه چرخش مثبتی داشته باشه

01:21:04.451 --> 01:21:12.726
،اون منو به داخل لیموزینش کشوند و بهم گفت
"جیمز، میخوام راجب کاری که میخوایم بکنیم برات بگم"

01:21:12.759 --> 01:21:20.234
ما تو رو میبریم "نیویورک"، به تئاتر "برادوی" و
.تو هم قراره نقش "پیتر پن" رو بازی کنی

01:21:20.267 --> 01:21:26.500
* اگه میتونم تنهایی خوشحال بشم *
* پس همه ی دلایل موجه برای وجود داشتن رو دارم **

01:21:27.541 --> 01:21:42.089
،و من هم با کمال صداقت
..اینو جدی میگم
"گفتم، "نه، نه، نه، تونی... من باید "منسون" باشم
<c.colorff8000>قاتل معروف آمریکایی :Charles Manson</c>

01:21:42.122 --> 01:21:52.532
ما باید یه همچین فیلمی بسازیم. اون منو
از ماشین بیرون انداخت و درست چند روز بعد از
.اون بود که هممونو از خونه پرت کردن بیرون

01:21:52.566 --> 01:22:01.108
دو برادر برگشتند دیترویت. بعدش من
.و "ایگی" تصمیم گرفتیم یه چیزی امتحان کنیم

01:22:01.141 --> 01:22:06.646
و یه چیزی ساختیم که بعدش
.آلبوم "شهر کشتار" نام گرفت

01:22:06.680 --> 01:22:12.286
ما شانس آوردیم که یه دوستی داشتیم
.به نام "جیمی وب" که تو خونش یه استودیو داشت

01:22:12.319 --> 01:22:20.227
و این خیلی جالب بود که شما افرادی مثل
آرت گارفانکل" داشته باشین که بیان به"
.جلسات ضبط و باز نواخت ترانه ها رو گوش بدن و بعد برن
<c.colorff8000>خواننده، شاعر و بازیگر آمریکایی :Art Garfunkel</c>

01:22:20.260 --> 01:22:27.550
،و بدون اینکه کسی از آلبوم حمایت بکنه
ما اسمشو گذاشتیم استعفا دادن
(یعنی دیگه بیخیال کار شدیم)

01:22:28.168 --> 01:22:36.676
..جیم" با "دیوید بویی" رفت اروپا"
منم تو یه استودیو مشغول کار شدم

01:22:36.710 --> 01:22:48.922
و هرچه زودتر به این مسئله پی بردم که تو دنیا فقط یک کار
بدتر از نواختن تو گروهیه که دوستش نداری و اون ضبط کردن
.هر روزه ی پنج یا ده گروه هست که نتونی تحملشون کنی

01:22:48.955 --> 01:22:57.431
واقعیتش این بود که من برای این کار ساخته نشده بودم
ولی چیزای زیادی یاد گرفتم و همزمان
.یه علاقه ای به رشته ی الکترونیک رو در من تحریک کرد

01:22:57.464 --> 01:23:05.339
اون زمان دوران اولیه و ابتدایی کامپیوترهای شخصی بود و
.به همین خاطر رفتم و نحوه ی کارکرد همه ی اینا رو فرا گرفتم

01:23:05.372 --> 01:23:15.999
،اینو هم بگم، وقتی رفتم دنبال تحصیل در حوزه ی مهندسی
،پرش از "استوجز" به طرف حساب دیفرانسیل و انتگرال
.یک فاصله ی بزرگ ذاتی داشت

01:23:19.353 --> 01:23:32.500
بنابراین من رفتم "سیلیکون ولی" و در صنعت الکترونیک مشغول به
.کار شدم. و از اون موقع اونجا بوده ام. یعنی به مدت 27 سال
<c.colorff8000>منطقه ای در کالیفرنیا که بسیاری :Silicon Valley
از شرکت‌های مطرح انفورماتیک جهان را دارا میباشد</c>

01:23:42.376 --> 01:23:52.376
"بعد از فروپاشی "استوجز"، ران به گروه "نیو اردر
ملحق شد و بعد همراه گروه "نیاگرا" گروه
.دیستروی آل مانسترز" رو تشکیل دادند"

01:24:16.743 --> 01:24:24.518
"من پنج سال همراه "فرد اسمیت" تو گروه "سونیکس راندیوو بند
.بودم. اون با "پتی اسمیت" ازدواج کرد

01:24:24.551 --> 01:24:28.455
.و این اتفاق همزمان شد با انحلال گروه

01:24:28.488 --> 01:24:37.797
پنج سالی گذشت و من با "اسکات مورگان" بدون حضور
.فرد" برای روزی 30 یا 40 دلار همکاری کردم"

01:24:37.831 --> 01:24:41.701
.سه نوبت در شب

01:24:41.735 --> 01:24:50.377
من برای گذران زندگی مجبور به انجام بعضی مشاغل شدم
،مثلاً انبارداری
محوطه سازی

01:24:50.410 --> 01:24:57.451
.به مدت دو سال راننده ی تاکسی بودم
.فقط مشاغل ناخوشایند و نکبتی

01:25:02.356 --> 01:25:08.061
به عقیده ی من "استوجز" دنیای
.موسیقی ای که ما میشناسیم رو متحول کرد

01:25:08.094 --> 01:25:16.670
،اگه موسیقی "استوجز" رو به عنوان پایه در نظر بگیریم
،اعضای "رامونز"، گروهی که جزو گروه های محبوب منه

01:25:16.703 --> 01:25:26.780
،اینطور نبود که از همدیگه خوششون بیاد و گروه تشکیل بدن
بلکه به این دلیل بود که تو کلاسشون
.تنها چهار نفری بودند که از "استوجز" خوششون میومد

01:25:26.813 --> 01:25:31.785
من یه یوزپلنگ وحشی فاحشه هستم *
* با قلبی آکنده از بمب آتشزا

01:25:31.818 --> 01:25:35.389
من پسر فراری *
* از نسل بمب اتمی ام

01:25:37.291 --> 01:25:39.459
* من پسر فراموش شده ی دنیا هستم *

01:25:39.493 --> 01:25:42.262
* کسی که جستجو و تخریب میکنه **

01:25:55.008 --> 01:26:02.000
...به نظرت برای کسی تاثیر گذاشته ای توی
.به گمونم تو محو کردن دهه ی شصت کمک کردم

01:26:05.219 --> 01:26:09.823
شما فقط یه ترک دارین
.چون من یه عوضی تنبلم

01:26:12.826 --> 01:26:14.661
.و این ترک "بدون شوخی" هست

01:26:28.442 --> 01:26:31.811
* بدون شوخی عزیزم *

01:26:31.845 --> 01:26:35.014
* بدون شوخی *

01:26:35.048 --> 01:26:38.352
* بدون شوخی عزیزم *

01:26:38.385 --> 01:26:40.520
* بدون شوخی *

01:26:42.188 --> 01:26:45.425
* تنهای تنها... *

01:26:45.459 --> 01:26:48.528
* تنها خودم هستم *

01:26:48.562 --> 01:26:57.604
* نمیخوام تنها خودم باشم *
* و عاشق هیچ کس دیگه نباشم *

01:26:59.205 --> 01:27:10.000
،اگه تفاوت بین هنر آپولویی و هنر دیونیسوسی رو متوجه شده باشید
.این جنبه ای دیونیسوس گونه داره
<c.colorff8000>در اساطیر یونان :Dionysus
ایزد شراب، شهوت و حاصلخیزی
ایزد خورشید، هنر و موسیقی :Apollo</c>

01:27:27.401 --> 01:27:31.605
* الان میخوام سگت باشم *

01:27:31.638 --> 01:27:35.809
* الان میخوام سگت باشم *

01:27:59.850 --> 01:28:14.500
گروه "استوجز" نه تنها روی نسلی از موزیسین های جوان
تأثیر گذاشت، بلکه بعد از چند دهه از منحل شدنشان، تأثیرشان
به فرهنگ نیز رخنه کرد. در دنیای مد، هنر های زیبا و سینما
تأثیر "استوجز" انکار ناپذیر است

01:28:18.652 --> 01:28:22.255
* آره منظورم تو هستی *

01:28:22.288 --> 01:28:25.091
* اون یه چشم تلویزیونی داره *

01:28:25.124 --> 01:28:35.268
فیلمی بود به نام "معدن طلای مخملی" که
توش یه نفر بود که ترکیبی بود از "ایگی" و
."تو یه گروهی میخوند به نام "رتس

01:28:35.301 --> 01:28:44.844

اونا "استیو شلی" رو چون اهل "میدلند" بود همراه
رانی" میفرستند بره "نیویورک" و اونم ترانه هارو"
.مینویسه و میاد "نیویورک"، ما هم باهاش ترانه هارو ضبط میکنیم

01:28:44.878 --> 01:28:52.285
من و "ترست" هم باید کنارش میبودیم. یکی هم
.قرار بود "چشم تلویزیونی" رو آهنگسازی بکنه
.اون میتونست رهبری کنه و ما هم کنارش آهنگمونو بزنیم

01:28:52.318 --> 01:29:01.495
وضعیت پیچیده میشه و من که 42 سالم بود
.ناخوش میشم و این بیماری نزدیک بود بکشتم

01:29:01.528 --> 01:29:08.100
اونا مجبور شدن برام نسخه بنویسن و به این خاطر نتونستم
بیس بزنم. از زمان سیزده سالگیم این اولین بار بود که از
.آهنگ زدن دست کشیده بودم

01:29:08.160 --> 01:29:11.871
.و وقتیکه برگشتم بدنم تحلیل رفته بود و کاملاً سست شده بودم بود

01:29:11.905 --> 01:29:22.816
با خودم میگفتم تو نباید یه همچین چیزایی رو از دست بدی به همین
"خاطر مضطرب شدم و شروع کردم به نواختن آهنگ های "استوجز
.تا راه بیفتم. و برای اینکار مجبور شدم با چندتا گروه کار کنم

01:29:22.849 --> 01:29:29.188
.آکورد ها چندان تغییری نداشت، فقط حسش اونطوری نبود
..."عروسک کوچک"، "عروسک کوچک"

01:29:29.222 --> 01:29:36.162
تو ساحل باختری یه اجرا با "پرک" و "پیتر" از
گروه "پورنو فور پایروز" داشتم، و تو شرق هم
.با "جی" و "مورف" از گروه "دایناسور" کار کردم

01:29:36.195 --> 01:29:41.835
جی" آلبوم شخصیش رو تهیه میکرد و ازم"
.خواست که تو کنسرت هاش همکاری کنم

01:29:41.868 --> 01:29:48.007
"اون بهم گفت، "برام سخته که هر ترانه ای رو هر شب بخونم
!چرا تو ترانه های "استوجز" رو اجرا نکنی
".درست مثل همون کنسرت هایی که قبلاً داشتیم

01:29:48.041 --> 01:29:54.681
،و وقتیکه اومدیم "ان آربر" بهم گفت
...تو رانی رو میشناسی" بخاطر"
.من شمارشو داشتم

01:29:54.714 --> 01:30:01.020
"من بهش زنگ زدم و اومد تو استودیوی  "بلایند پیگ
.و "استوجز" رو با ما ترکیب میکنه
"!جی" میگه، "خب بیاین دیگه برا کنسرت"

01:30:01.054 --> 01:30:05.191
،دو سوم اول کنسرت کارهای من"
"و اون ثلث آخری هم کارای استوجز

01:30:05.224 --> 01:30:13.132
بعد سال 2002 شد و "ترستون" میخواست کنسرت
"آل تومارو پارتی" رو تو دانشگاه "یوسی‌ال‌ای"
"برگزار بکنه. اون بهم گفت، "ما چرا اسکاتی رو نمیاریم؟

01:30:13.166 --> 01:30:18.772
اون تو کامیونش زندگی میکرد. بنابراین ما هم
"یه ست درام کرایه کردیم و اون میاد پیشمون و منو "جی
.و برادرای "اشتون" با همدیگه آهنگ میزنیم

01:30:18.805 --> 01:30:24.377
...ما چندتا کنسرت تو اروپا برگزاری کردیم
.و بنظرم این موقع بود که خبرش به گوش "ایگی" میرسه