﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:49.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:50.765 --> 00:00:55.164
،اوایل سالهای دهه 80 متخصص الهیات، جان هال
بیناییش را از دست داد

00:00:55.165 --> 00:01:00.064
او شروع به ضبط یک خاطره صوتی کرد

00:01:03.365 --> 00:01:06.654
سلام، 1، 2، 3، امتحان میکنم

00:01:07.978 --> 00:01:14.978
صداهای فیلم از نوارهای اصلی و مصاحبه هایی
 با جان و همسرش، گرفته شده اند

00:01:18.845 --> 00:01:21.037
...بابایی... بابایی

00:01:21.531 --> 00:01:25.731
صداهایشان با لبهای بازیگران در صفحه نمایش
 همگام سازی شده است

00:01:36.045 --> 00:01:38.765
این نوار شماره یک، قطعه اوله

00:01:38.885 --> 00:01:40.683
دهم جولای 1983

00:01:41.965 --> 00:01:43.718
هنوز شروع نکردیم؟

00:01:43.845 --> 00:01:46.679
صداهای متفرقه... 23م فوریه

00:01:46.805 --> 00:01:49.274
از هرجایی صداشون میاد... 1983

00:01:49.405 --> 00:01:51.124
ناپدید میشن

00:01:53.965 --> 00:01:56.560
بخاطر نوار از شما خیلی ممنونم

00:01:56.685 --> 00:02:00.123
.همه چیز داشت محو میشد
.غرق در آب، ساکن

00:02:00.245 --> 00:02:02.362
...سلام، خوش آمدید به

00:02:04.565 --> 00:02:07.285
یک بحران مذهبی
...مرگ... مرگ

00:02:07.405 --> 00:02:09.476
میتونیم به عقب برگردیم؟

00:02:11.600 --> 00:02:17.600
شرح هایی از کوری

00:02:25.005 --> 00:02:27.042
خیلی وقت پیش بود، درسته؟

00:02:33.045 --> 00:02:35.640
چقدر سخته که جزئیاتو فراموش کنی

00:02:44.125 --> 00:02:46.321
...بیا فکر کنیم

00:02:48.405 --> 00:02:51.318
ما اول نوامبر ازدواج کردیم

00:02:51.445 --> 00:02:52.674
سال 79

00:02:54.325 --> 00:02:56.237
توام داشتی رانندگی میکردی

00:02:56.365 --> 00:02:59.358
قطعا تو رانندگی نمیکردی

00:02:59.485 --> 00:03:01.158
...داشتیم میرفتیم به

00:03:01.285 --> 00:03:04.722
رفتیم به چیچستر -
آره همون... خودشه -

00:03:04.845 --> 00:03:08.600
ماه عسلون کجا بود؟ -
...ساحل جنوبی -

00:03:08.725 --> 00:03:11.877
اسمش چی بود؟ -
.با س شروع میشد، سایرنسستر -

00:03:12.005 --> 00:03:14.520
.آره خودشه، سایرنسستر

00:03:14.645 --> 00:03:16.364
...راه طولانی ایه

00:03:24.365 --> 00:03:25.924
اون مسافرخونه ی وحشتناک

00:03:26.045 --> 00:03:28.640
بدترین جایی بود که ما توش مونده بودیم

00:03:28.765 --> 00:03:30.916
یادم نمیاد اونقدر بد بود

00:03:31.045 --> 00:03:33.924
.تختش خاک گرفته بود -
آره -

00:03:34.045 --> 00:03:36.480
مطمئنم ساس داشت  -
خب -

00:03:58.805 --> 00:04:01.240
یادته چجوری جزر و مد شد؟

00:04:03.765 --> 00:04:05.404
تا بالای سمت راست خیابون اصلی بود

00:04:34.205 --> 00:04:37.243
...اون یه شکلی از یه... از یه

00:04:37.365 --> 00:04:39.645
صفحه ی سیاه تیره داست

00:04:42.445 --> 00:04:46.883
که به آرومی از وسط زمینه دید پیشرفت میکرد

00:04:50.605 --> 00:04:52.562
خیلی آروم اتفاق افتاد

00:04:55.665 --> 00:04:59.954
دکتر گفت چشما به شدت آسیب دیدن

00:05:00.085 --> 00:05:02.998
از جراحی قبلی

00:05:06.165 --> 00:05:10.045
تمام کاری که میتونیم کنیم اینه که
از اون یه ذره بینایی محافظت کنیم

00:05:13.365 --> 00:05:15.641
البته هیچوقت باورش نمیکنی

00:05:17.885 --> 00:05:19.604
امیدوار میمونی

00:05:26.365 --> 00:05:28.925
اون آخرین عمل چشم بود

00:05:29.045 --> 00:05:30.274
.آره

00:05:40.365 --> 00:05:44.075
تو تازه از بیمارستان اومده بودی که
تام بدنیا اومد

00:05:45.845 --> 00:05:48.201
داره لبخند میزنه

00:05:51.925 --> 00:05:53.678
به تو لبخند میزنه

00:06:30.765 --> 00:06:33.599
هنوز اون یه ذره بیناییو داشتم

00:06:42.485 --> 00:06:45.796
میتونستم سوسوی سایه ایو ببینم

00:06:45.925 --> 00:06:48.156
وقتی تو وسط پنجره تکون میخوردی

00:06:48.285 --> 00:06:50.641
آره

00:06:52.445 --> 00:06:56.917
،اگه تو اتاق زیر نور مرکزی می ایستادم

00:06:57.045 --> 00:06:59.560
میتونستم بگم روشنه یا خاموش

00:07:04.925 --> 00:07:07.315
ستاره هارو نمیدیدم، ماهو نمیدیدم

00:07:09.365 --> 00:07:12.324
هنوز باید بتونم خورشیدو ببینم، نه؟

00:07:14.925 --> 00:07:17.360
 فکر نمیکردن این زیاد طول بکشه

00:07:21.525 --> 00:07:23.278
دوباره ما اینجاییم

00:07:23.405 --> 00:07:27.194
بخش دیگه ای از نوار ایموجن هال

00:07:27.325 --> 00:07:30.124
...بخش دوم. خب حالا من

00:07:30.245 --> 00:07:31.759
...ایموجن

00:07:34.165 --> 00:07:35.724
اون ذوق زده بود

00:07:35.845 --> 00:07:38.724
چون خواهر بزرگتر یه برادر کوچولوی
دوست داشتنی بود

00:07:41.885 --> 00:07:44.798
فکر کنم متوجه جریان نبود

00:07:49.565 --> 00:07:52.683
قطره کوچکی از پدر

00:07:52.805 --> 00:07:54.876
روی پیشانی کوچک عزیزت

00:07:58.765 --> 00:08:00.836
قطره کوچکی از پسر

00:08:01.805 --> 00:08:04.001
بر روی پیشانیت، عزیزم

00:08:06.125 --> 00:08:10.596
قطره ی کوچکی از روح، بر روی پیشانیت، عزیزم

00:08:12.205 --> 00:08:15.755
تو دانشگاه افراد زیادی نبودن

00:08:28.045 --> 00:08:30.355
صدای یکی از دوستامو میتونستم بشنوم که میگفت

00:08:31.925 --> 00:08:35.043
میدونستی جان هال قراره کاملا کور شه؟

00:08:39.805 --> 00:08:42.081
می ایستادم و میشنیدمش

00:08:48.445 --> 00:08:51.358
فکرای آشفته اومد تو سرم

00:08:54.645 --> 00:08:56.955
مطالعم چی میشه؟ تحقیقم؟

00:08:58.685 --> 00:09:01.245
تدریسم چی میشه؟

00:09:01.365 --> 00:09:02.845
چجوری درس بدم؟

00:09:02.965 --> 00:09:05.799
چجوری سخنرانی کنم؟
بدون هیچ یادداشتی

00:09:08.725 --> 00:09:11.479
به دفترم رفتم و اونجا نشستم

00:09:12.805 --> 00:09:15.525
دانشجوها تقریبا پنج هفته دیگه
قراره اینجا باشن

00:09:18.165 --> 00:09:19.804
...الان

00:09:21.445 --> 00:09:23.264
چجوری میخوام انجامش بدم؟

00:09:25.485 --> 00:09:28.956
یه مددکار اجتماعی راجع به همه چیزایی که
میتونستن فراهم کنن بهم گفت

00:09:29.085 --> 00:09:32.476
اولین عصای سفیدت

00:09:34.325 --> 00:09:37.921
خونه های تفریحی مخصوصی برای نابینایان بود

00:09:38.045 --> 00:09:39.923
...شاید دلم خواست یه سگ داشته باشم

00:09:40.045 --> 00:09:43.038
و اون گفت: باید یه کلاس حرکت بری

00:09:43.165 --> 00:09:46.158
اما من گفتم: نه اینکارو نمیکنم

00:09:46.285 --> 00:09:48.083
!وقت ندارم

00:09:49.445 --> 00:09:52.438
بیشتر افراد براش وقت میذارن

00:09:52.605 --> 00:09:55.598
من بخاطر انجام دادن همه کارا گرفتار بودم

00:09:56.605 --> 00:09:58.915
خب لجبازم بودی

00:10:03.525 --> 00:10:06.359
یه جورایی با عصبانیت انکار میکردی

00:10:11.325 --> 00:10:16.161
تنها چیزی که بهش علاقه داشتم این بود که بدونم
چجوری میتونم بعنوان یه محقق نابینا کار کنم

00:10:16.285 --> 00:10:17.605
که هیچکس نمیدونست

00:10:17.725 --> 00:10:19.205
...داریم

00:10:19.325 --> 00:10:20.805
سرسپردگی طولانی

00:10:20.925 --> 00:10:23.156
شیدایی پاییز

00:10:23.285 --> 00:10:27.245
من میخواستم بطور قابل قبولی
 کتابای باارزشیو ضبط کنم

00:10:28.285 --> 00:10:32.518
مردم شناسی و جامعه شناسی چطوره؟

00:10:33.565 --> 00:10:36.717
،همه چیزی که تو بریتانیا تو دسترس بود

00:10:36.845 --> 00:10:39.565
رمانای کارآگاهی و داستانای خیالی عاشقانه بود

00:10:41.565 --> 00:10:45.445
من به مطالعه علوم اجتماعی معاصر علاقه دارم

00:10:47.165 --> 00:10:48.315
،نه، ببینید

00:10:48.445 --> 00:10:50.880
افراد نابینا کتابای بزرگو چجوری میخونن؟

00:10:51.965 --> 00:10:53.957
گفتن: اونا نمیخونن

00:10:57.485 --> 00:10:59.204
به هرحال یکاریش میکنم

00:10:59.325 --> 00:11:01.237
خیلی ممنون از مشاورتون

00:11:01.365 --> 00:11:02.799
اونا نمیخونن

00:11:06.245 --> 00:11:07.964
فقط همین

00:11:12.845 --> 00:11:14.598
خب من نخریدمش

00:11:20.525 --> 00:11:22.676
یه نوار ضبط صوت داشتم

00:11:25.165 --> 00:11:26.565
نوارایی داشتم

00:11:29.325 --> 00:11:31.123
این میکروفونه؟ آره

00:11:32.285 --> 00:11:33.639
روشنه؟

00:11:36.925 --> 00:11:39.121
فرقی میکنه مگه

00:11:41.365 --> 00:11:43.322
امتحان میکنم، امتحان میکنم، امتحان میکنم

00:11:44.405 --> 00:11:46.158
امروز سه شنبه است

00:11:46.285 --> 00:11:49.642
و من دارم میبینم این دستگاه ضبط میکنه یا نه

00:11:52.725 --> 00:11:55.160
امتحان میکنم، امتحان میکنم

00:11:55.285 --> 00:11:56.765
امروز سه شنبه است

00:11:56.885 --> 00:12:01.001
و من دارم میبینم این دستگاه ضبط میکنه یا نه

00:12:07.165 --> 00:12:10.317
اولین کاری کردم این بود که گروهی
،از افراد تشکیل دادم

00:12:10.445 --> 00:12:12.516
تا کتابارو برام ضبط کنن

00:12:14.445 --> 00:12:16.835
چجوری اینکارو کردی؟

00:12:16.965 --> 00:12:19.400
،دقیق یادم نمیاد

00:12:19.525 --> 00:12:21.960
.اما تبدیل به یه کسب و کار مستقل شد

00:12:23.245 --> 00:12:26.079
نزدیک 30 نفرشونو داشتم که تو یه صحنه
برام کار میکردن

00:12:27.405 --> 00:12:29.840
کتابا برمیگشتن رو نوار صوتی

00:12:31.165 --> 00:12:33.202
صدها نوار صوتی

00:12:34.405 --> 00:12:35.885
!صدها

00:12:37.765 --> 00:12:39.996
آره، دگرگون کننده بود

00:12:44.365 --> 00:12:46.800
پایین، تو این سطح
یک

00:12:48.085 --> 00:12:49.599
دو

00:12:49.725 --> 00:12:50.761
سه

00:12:50.885 --> 00:12:54.037
فکر میکنم دو سه سال بعدشو

00:12:54.165 --> 00:12:56.361
با یاد گرفتن اون ترفندای کوچیک گذروندم

00:13:00.085 --> 00:13:02.839
،با ابتکار و کمی هم کمک

00:13:02.965 --> 00:13:05.685
مشکلاتی که وجود داشتن میتونستن حل شن

00:13:05.805 --> 00:13:09.321
...منظور عملکردی ارادی است که

00:13:11.725 --> 00:13:15.321
،علارغم اینکه خیلی نابودکننده بود

00:13:15.445 --> 00:13:17.084
من ازش لذت میبردم

00:13:19.365 --> 00:13:21.721
کاملا مشغول شده بودم

00:13:26.765 --> 00:13:29.519
،تا لحظه آخر نبود

00:13:29.645 --> 00:13:32.035
اون ذره ی کوچیک حس نور

00:13:32.165 --> 00:13:34.361
کم کم از بین رفت

00:13:34.485 --> 00:13:36.875
که حال روحیم تغییر کرد

00:13:48.325 --> 00:13:51.397
اون روز تو شروزبریو یادته؟

00:13:51.525 --> 00:13:53.278
وقتی یه نظر ... رو دیدم

00:13:54.645 --> 00:13:57.001
منار کلیسا رو؟ -
آره -

00:14:00.965 --> 00:14:03.924
فکر کنم اون آخرین چیزی باشه که دیدی

00:14:08.445 --> 00:14:10.516
آره شاید همینطوره

00:14:24.610 --> 00:14:30.010
دو سال بعد

00:15:17.605 --> 00:15:18.721
بابا؟

00:15:22.325 --> 00:15:23.759
سلام

00:15:25.565 --> 00:15:26.999
یه خواب دیدم

00:15:28.365 --> 00:15:29.799
خواب دیدی؟

00:15:30.605 --> 00:15:32.005
...خواب دیدم

00:15:32.125 --> 00:15:33.957
یه شامی خوردم که

00:15:34.085 --> 00:15:38.762
چیزای خیلی خوبی توش نبود

00:15:38.885 --> 00:15:40.604
و دوباره گمش کردم

00:15:42.005 --> 00:15:43.598
واای

00:15:44.765 --> 00:15:48.202
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15:48.325 --> 00:15:50.860
اون درباره خوابی که دیده بود داره بهم میگه

00:15:55.965 --> 00:15:57.285
حالا

00:15:57.405 --> 00:16:00.364
کل غروب هوا ابری میشه

00:16:01.925 --> 00:16:04.235
و یه قطعه باد بزرگ روی

00:16:04.365 --> 00:16:06.197
تصویر ماهواره ای

00:16:06.325 --> 00:16:08.396
...داره میاد و بسیاری از

00:16:18.525 --> 00:16:19.800
حالا چی میشه؟

00:16:21.045 --> 00:16:22.845
بعدا چی؟

00:16:27.725 --> 00:16:30.081
یاد گرفتم بدون یادداشت چجوری سخنرانی کنم

00:16:32.485 --> 00:16:35.603
یاد گرفتم چجوری دانشجوهارو از رو صداشون
بشناسم

00:16:38.005 --> 00:16:41.521
،نوارا سریعتر از اونی که من بتونم بخونمشون
 پر میشدن

00:16:42.565 --> 00:16:44.318
همش تموم شده بود

00:16:49.645 --> 00:16:51.876
اونموقع بود که

00:16:52.005 --> 00:16:53.155
فهمیدم

00:16:55.205 --> 00:16:57.356
باید درباره کوری فکر کنم

00:17:00.285 --> 00:17:03.164
،چون اگه درکش نمیکردم

00:17:06.525 --> 00:17:08.118
شکستم میداد

00:17:37.965 --> 00:17:40.799
این نوار شماره یکه، قطعه اول

00:17:45.005 --> 00:17:47.236
شرحی از نابینایی

00:17:47.365 --> 00:17:52.156
امروز بیست و یکم ژوئنه

00:17:52.285 --> 00:17:54.163
سال 1983

00:18:08.325 --> 00:18:11.523
،بعد از گذشت حدود سه سال از نابیناییم

00:18:11.645 --> 00:18:15.036
فهمیدم که تصاویر

00:18:15.165 --> 00:18:17.122
،تو گالری ذهنم

00:18:17.245 --> 00:18:19.555
کمی محو شدن

00:18:20.845 --> 00:18:23.679
،افراد و جاهایی که دوسشون داشتم

00:18:25.565 --> 00:18:29.605
.خاطرات اوایل زندگیم که در استرالیا بودن

00:18:34.365 --> 00:18:37.403
بخاطر همین غم بزرگی اومد سراغم

00:18:37.525 --> 00:18:39.881
که دیگه نمیتونستم به راحتی بخاطر بیارم

00:18:40.005 --> 00:18:41.883
که همسرم چه شکلی بود

00:18:43.885 --> 00:18:47.003
یا دخترم ایموجن چه شکلی بود

00:18:50.645 --> 00:18:54.002
،فهمیدم که حافظه ی تصویری

00:18:54.125 --> 00:18:56.959
راح تتر تو یاد زنده میشه

00:19:04.445 --> 00:19:06.596
درمورد دخترم، ایموجن

00:19:06.725 --> 00:19:09.923
دامنه ی گسترده ای از خاطرات با اون دارم

00:19:20.205 --> 00:19:22.765
،از توماس که حالا نزدیک سه سالشه

00:19:22.885 --> 00:19:24.956
تصورات مبهم کمی دارم

00:19:25.085 --> 00:19:28.203
براساس شش یا نه ماه اول زندگیش

00:19:28.325 --> 00:19:30.715
قبل از اینکه تمام بیناییمو از دست بدم

00:19:36.645 --> 00:19:38.921
،و از الیزابت

00:19:39.045 --> 00:19:42.356
هیچ حافظه ی بصری ای ندارم و نداشتم

00:19:54.925 --> 00:19:56.518
فقط یک دقیقه

00:20:00.645 --> 00:20:02.841
علاقمندم

00:20:04.525 --> 00:20:06.437
که با نابینایی آشناشم

00:20:08.925 --> 00:20:10.757
معناشو پیدا کنم

00:20:13.525 --> 00:20:17.041
تا انسانیت کاملمو حفظ کنم

00:20:31.925 --> 00:20:35.919
باید بدونیم اون چه نوع نیازیه

00:20:36.045 --> 00:20:38.844
یه نیاز روانیه؟

00:20:38.965 --> 00:20:40.479
منطقیه؟

00:20:40.605 --> 00:20:42.995
یه نیاز تاریخیه؟

00:20:48.725 --> 00:20:50.478
شرحی از لبخند

00:20:52.045 --> 00:20:55.561
تقریبا هرباری که لبخند میزنم، از
لبخندم آگاهم

00:20:56.925 --> 00:20:59.645
یعنی از حرکاتم آگاهم

00:20:59.765 --> 00:21:02.644
حتی ممکنه اسمشو بذارین تلاش برای لبخند زدن

00:21:05.085 --> 00:21:08.761
فکر کنم دلیلش این باشه که هیچ لبخند متقابلی
 نیست

00:21:10.365 --> 00:21:13.358
فرد هیچوقت از لبخند خودش حسی نمیگیره

00:21:15.325 --> 00:21:17.442
مثل کسی میمونه که نامه ی برگشتی بفرسته

00:21:19.125 --> 00:21:22.357
در نتیجه میتونم حس کنم خودمو از
لبخند زدن منع میکنم

00:21:25.165 --> 00:21:27.077
یا فکر میکنم میتونم

00:21:27.205 --> 00:21:31.597
باید از یکی از نزدیکانم بپرسم که آیا این
حقیقت داره یا نه

00:21:52.725 --> 00:21:55.797
شرحی از باخبر شدن توماس از نابیناییم

00:22:02.125 --> 00:22:05.323
اون با ناراحتی تو کوهستان پرسه میزد

00:22:05.445 --> 00:22:08.961
میدونست که هیچوقت نمیتونست تو چشمای زیبای

00:22:09.085 --> 00:22:10.758
راپونزل دوباره نگاه کنه

00:22:10.885 --> 00:22:14.162
توماس ازم پرسید: چرا اون نابینا شده؟

00:22:16.325 --> 00:22:18.635
چون چشماش ضعیف بودن

00:22:20.965 --> 00:22:22.285
چشمای منم ضعیفن

00:22:25.485 --> 00:22:29.081
با صدای جدی و کاوشگری ازم پرسید

00:22:30.725 --> 00:22:32.284
تو نابینایی؟

00:22:33.965 --> 00:22:35.399
آره

00:22:36.485 --> 00:22:38.238
چشمات بسته ان

00:22:39.565 --> 00:22:42.876
آره ولی حتی اگه چشمامو باز کنم
هنوزم نمیتونم ببینم

00:22:44.445 --> 00:22:46.482
عکسارو نمیتونی ببینی؟

00:22:46.605 --> 00:22:49.120
عکسارو میتونم ببینم

00:22:49.245 --> 00:22:50.964
چشمای تو ضعیف نیستن

00:22:52.925 --> 00:22:55.963
دستمو میذارم رو چشماش و چشماشو
بسته نگه میدارم

00:22:57.805 --> 00:22:59.762
گفتم: الان میتونی ببنی؟

00:22:59.885 --> 00:23:02.036
گفت نه

00:23:02.165 --> 00:23:03.281
الان چی؟

00:23:03.405 --> 00:23:05.124
آره الان میتونم ببینم

00:23:05.245 --> 00:23:06.998
آره چشمای من ضعیف نیستن

00:23:09.125 --> 00:23:12.436
،یادم افتاد با ایموجن ولز بودیم

00:23:12.565 --> 00:23:14.602
وقتی بهم گفت

00:23:16.005 --> 00:23:17.883
بابایی

00:23:18.005 --> 00:23:20.725
،اگه من گریه کنم و اشکام بریزن رو چشمت

00:23:20.845 --> 00:23:22.962
اونوقت میتونی دوباره ببینی؟

00:23:24.845 --> 00:23:27.917
مطئنم این فکرو از راپونزل گرفته بود

00:23:28.045 --> 00:23:31.322
و اونا برای همیشه به خوبی و خوشی زندگی کردن

00:23:42.325 --> 00:23:45.238
نوار شماره دو، قطعه دوم

00:23:45.365 --> 00:23:48.437
تجربه ی عجیبی از یک درمانگر اعتقادی

00:23:51.205 --> 00:23:52.878
غروب پنجشنبه

00:23:53.005 --> 00:23:56.282
ما به یه رستوران هندی تو خیابون بریستول
رفتیم

00:23:56.405 --> 00:24:00.365
این یه مثال عالی از اینه والدین
 بودن چه شکلیه، نیست؟

00:24:00.485 --> 00:24:04.274
امیدوارم همه چیز باب میلتون باشه

00:24:04.405 --> 00:24:05.839
میتونم؟

00:24:05.965 --> 00:24:09.800
حدس میزدم گارسونی بود که تو رستوران
کار میکرد

00:24:10.805 --> 00:24:13.798
ازم پرسید آیا کاملا نابینام یا نه

00:24:15.645 --> 00:24:17.921
چندوقته که نابینا شدم

00:24:18.045 --> 00:24:20.605
علت نابیناییم چی بود

00:24:20.606 --> 00:24:22.580
...خب

00:24:22.605 --> 00:24:24.517
فکر کنم من به یه روش یا روشای مختلفی

00:24:24.645 --> 00:24:28.559
بیشتر زندگیمو داشتم با نابیناییم میجنگیدم

00:24:29.525 --> 00:24:31.084
لطفا ادامه بدین

00:24:33.085 --> 00:24:34.599
،وقتی بچه بودم

00:24:34.725 --> 00:24:37.718
برای اولین بار بیناییمو از دست دادم

00:24:37.845 --> 00:24:40.360
انواع و اقسام عملای چشمو داشتم

00:24:40.485 --> 00:24:43.717
و بتدریج بیناییم به سادگی از بین رفت

00:24:45.805 --> 00:24:47.000
چرا میپرسین؟

00:24:47.125 --> 00:24:49.276
و حالا چیزی نمیبینین؟

00:24:50.565 --> 00:24:51.760
هیچی

00:24:51.885 --> 00:24:53.638
الان هیچی نمیبینم

00:24:53.765 --> 00:24:56.405
اما هنوزم عینک میزنین؟

00:24:58.125 --> 00:25:00.162
واقعا احمقانه است نه؟

00:25:00.285 --> 00:25:03.084
بدون عینکم حس میکنم لباس تنم نیست

00:25:05.285 --> 00:25:09.279
بهم بگین، هنوزم امیدوار هستین تا دوباره
 ببینین؟

00:25:09.405 --> 00:25:11.795
نه امید ندارم

00:25:11.925 --> 00:25:14.724
دکترا گفتن این کاملا غیرممکنه

00:25:16.165 --> 00:25:17.838
و شما حرفشونو باور میکنین؟

00:25:19.605 --> 00:25:24.634
اون از چنتا از درمانای عجیبی که حتی
برای سرطان انجام داده بود، بهم گفت

00:25:24.765 --> 00:25:27.519
بیناییم به ارادم بستگی داره

00:25:27.645 --> 00:25:30.080
و اون از طریق خواب درمانی

00:25:30.205 --> 00:25:31.958
کمک کرد تا اردمو دوباره بدست بیارم

00:25:33.605 --> 00:25:35.119
متوجهم

00:25:36.325 --> 00:25:39.443
میتونی پایی رو که تو یه صانحه رانندگی از
دست رفته برگردونی؟

00:25:40.525 --> 00:25:43.165
تو چشم نداری؟ از بین رفتن؟

00:25:49.725 --> 00:25:51.921
فقط یه توده ی ژله ایه

00:25:54.525 --> 00:25:56.721
قدرت ارده نمیتونه اونو برگردونه

00:25:59.805 --> 00:26:01.762
اون حرفی برای گفتن نداشت

00:26:01.885 --> 00:26:04.161
اون هیچ حرفی برای گفتن نداشت

00:26:04.285 --> 00:26:07.039
اما جان فکر نمیکنی به جایی رسیدی که

00:26:07.165 --> 00:26:10.283
واقعا نمیخوای بیناییتو برگردونی؟

00:26:10.405 --> 00:26:12.522
چی باعث شد اینو بگی؟

00:26:12.645 --> 00:26:15.035
خب بنظر میرسه تو همیشه خیلی خوشحالی

00:26:15.165 --> 00:26:17.441
بنظر میرسه خوب داری کار میکنی

00:26:20.365 --> 00:26:21.799
وای لیز

00:26:22.765 --> 00:26:24.882
ای کاش نیمی از حقیقتو میدونستی

00:26:26.645 --> 00:26:28.682
البته که میخوام بیناییم برگرده

00:26:30.085 --> 00:26:31.724
هرگز نمیپذیرم

00:26:33.125 --> 00:26:35.037
مرگ انسانها از نابیناییو

00:26:56.565 --> 00:26:58.841
هربار که بیدار میشم

00:26:58.965 --> 00:27:00.957
بیناییمو از دست میدم

00:27:06.645 --> 00:27:09.638
دیشب خواب دیدم بیناییم بهبود پیدا کرده

00:27:12.685 --> 00:27:16.759
واضح ترین تصویر از توماسو میدیدم

00:27:16.885 --> 00:27:19.764
که یه پسربچه ی دوست داشتنی بود

00:27:21.845 --> 00:27:24.155
تو خوابم به خودم گفتم

00:27:24.285 --> 00:27:26.083
این تویی، داری میبینی

00:27:26.205 --> 00:27:29.915
تو نور خوب هنوزم نسبتا خوب میتونی ببینی

00:27:38.125 --> 00:27:42.085
،انعکاس بیداریم اینه که زندگی رویاییم

00:27:42.205 --> 00:27:43.958
هنوزم داره واقعیتو انکار میکنه

00:27:47.965 --> 00:27:50.525
.برجستگی های بزرگی در صخره ها تجزیه شدند...

00:27:50.645 --> 00:27:52.204
پنج تایشان در دریا ناپدید شدند

00:27:52.325 --> 00:27:54.681
سه تا از یک دسته و دوتا از دسته ی دیگر

00:27:54.805 --> 00:27:58.560
قابق های نجات سنن و پنله فراخوانده شده بودند
.تا به محض روشن شدن هوا، جستجو را آغاز کنند

00:27:58.685 --> 00:28:02.838
هلیکوپتر نیرو دریایی مجلل از کالدروز سرتاسر
.دریا را پرواز کرد

00:28:10.765 --> 00:28:12.836
.این صفحه ی 104ه

00:28:12.965 --> 00:28:16.356
،نظراتم... این متن مثال جالبی از انجیل

00:28:16.485 --> 00:28:19.444
.از محدودیت الهیات در بیناییه

00:28:21.925 --> 00:28:23.962
یه "م" بزن

00:28:24.085 --> 00:28:25.439
یه "ب" بزن

00:28:25.565 --> 00:28:26.999
یه "ا" بزن

00:28:27.125 --> 00:28:28.605
یه "ر" بزن

00:28:28.725 --> 00:28:30.125
یه "ر" بزن

00:28:30.245 --> 00:28:32.314
!کریسمس مبارک

00:28:32.645 --> 00:28:34.723
چون الان وقت جشن و شادیه

00:28:40.245 --> 00:28:41.599
ایمی

00:28:42.765 --> 00:28:44.784
یه دقیقه بیا اینجا

00:28:47.845 --> 00:28:50.917
ببین چی پیدا کردم

00:28:51.045 --> 00:28:52.843
یکی دیگه ازینا

00:28:54.045 --> 00:28:56.276
این چیه تام؟

00:28:56.405 --> 00:28:57.885
من میدونم این چیه

00:28:58.005 --> 00:28:59.280
چی؟

00:28:59.405 --> 00:29:01.874
وقتی تو نور نگهش میداری

00:29:02.005 --> 00:29:05.760
.میتونی همه رنگارو خوب و درخشان ببینی
قشنگه، ببین

00:29:05.885 --> 00:29:08.399
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:29:09.605 --> 00:29:13.679
،چیزی خیلی واضح از تو، تو اون سالا یادمه

00:29:13.805 --> 00:29:15.922
واقع بینی شگفت انگیزت بود

00:29:17.165 --> 00:29:19.600
تو هیچوقت اظهار پشیمونی نکردی

00:29:19.725 --> 00:29:21.956
فقط میرفتی سراغ چیزای بعدی

00:29:22.085 --> 00:29:23.883
قدم به قدم

00:29:25.685 --> 00:29:29.395
 من همیشه فکر میکردم جوری که انجامش
 میدادی، کاملا شگفت انگیزه

00:29:31.405 --> 00:29:34.557
تقدیم به تنها کسی که دوسش دارم
از مامانا و باباها

00:29:34.685 --> 00:29:37.644
# عزیزم وقتی خیلی ازت دورم #

00:29:37.765 --> 00:29:41.441
تصور کن" از جان لنونو برمیداری؟"
 یه انتخاب روشنه

00:29:41.565 --> 00:29:44.319
نه دیلن. تو حتما میخوای دیلنو انتخاب کنی

00:29:44.445 --> 00:29:48.405
خب میدونم اما اون اونجا کاملا گیر کرده

00:29:48.525 --> 00:29:50.994
میدونم تو چی انتخاب میکنی و
ما چی انتخاب میکنیم

00:29:51.125 --> 00:29:53.276
چی؟ -
ژاکلین دوپره -

00:29:53.405 --> 00:29:56.443
که ادگار شلو چی چیو میزنه؟ -
آره -

00:29:56.565 --> 00:29:59.444
خودشه -
فکر کنم توافق کردیم -

00:30:01.685 --> 00:30:07.522
 # عزیزم هشت شب قبل از اینکه بخوابی #

00:30:08.525 --> 00:30:14.442
# کمی دعا برای من زمزمه کن #

00:30:15.365 --> 00:30:21.157
 # و به همه ی ستاره هایی که اون بالان بگو #

00:30:22.045 --> 00:30:24.560
این تقدیم به کسیه که #

00:30:24.685 --> 00:30:25.675
# عاشقشم

00:30:25.805 --> 00:30:31.517
# هیچوقت نمیتونیم دقیقا شبیه اونی که میخوایم باشیم #

00:30:31.645 --> 00:30:38.231
# عشق نمیتونه دقیقا شبیه اونیکه ما میخوایم باشه #

00:30:38.365 --> 00:30:41.199
 # ...عشق هرگز نمیتونه #

00:31:30.965 --> 00:31:34.276
یه موج عظیم با قدرت زیاد اومد و مارو از هم
 جدا کرد

00:31:37.805 --> 00:31:42.755
آواری از اجناس شناور و اجساد باقیمونده بود

00:31:44.885 --> 00:31:49.004
با ناامیدی همه جا رو دنبالشون گشتم اما
پیداشون نکردم

00:31:53.125 --> 00:31:56.482
ناامیدکننده بود، اونا به سادگی ناپدید
شده بودن

00:32:21.445 --> 00:32:23.880
یه نفر به من یادآوری کرد

00:32:24.005 --> 00:32:26.964
که بخشی از مغز انسان

00:32:27.085 --> 00:32:29.759
مخصوص دریافت

00:32:29.885 --> 00:32:33.117
و پردازش اطلاعات بصریه

00:32:37.765 --> 00:32:41.759
الان من دوست دارم بدونم چه بلایی سر اون
قسمت مغز میاد وقتی

00:32:41.885 --> 00:32:44.445
وقتی تحریک وابسته بینایی متوقف میشه

00:32:48.685 --> 00:32:52.361
آیا این میتونه باعث حس دردی باشه که

00:32:52.485 --> 00:32:55.398
یک یا دوسال گذشته کشیدم

00:32:59.765 --> 00:33:04.999
احساسی که دارم توصیف میکنم یه حسی از گرسنگی
و خشکیه

00:33:09.845 --> 00:33:14.840
حسی که مغز فرد دنبال تحریک بینایی میگرده

00:33:14.965 --> 00:33:17.799
همونطور که بدن غذا میطلبه

00:33:22.685 --> 00:33:26.804
مغز خودش تشنه ی اون چیزیه که بهش عادت کرده

00:33:33.325 --> 00:33:35.840
بخشی از مغزم داره از بین میره

00:33:43.325 --> 00:33:45.635
!به مامان بگو کریسمس مبارک

00:33:45.765 --> 00:33:47.916
!کریسمس مبارک مامان

00:33:48.045 --> 00:33:52.597
!کریسمس مبارک عزیزم
بیا برای کریسمس همو بوس کنیم

00:33:52.725 --> 00:33:55.957
!این چیه؟ خدای من

00:33:56.085 --> 00:33:58.122
چی شده تام؟

00:34:00.365 --> 00:34:02.038
این چیه؟

00:34:02.165 --> 00:34:05.715
یه سازدهنی -
!خدای بزرگ -

00:34:05.845 --> 00:34:08.883
اون کریسمس خاص بدترین کریسمس بود

00:34:09.005 --> 00:34:12.999
بابا اینارو ببین -
این چیه؟ -

00:34:13.125 --> 00:34:14.115
این چیه؟

00:34:14.245 --> 00:34:17.682
نمیدونم، فک کنم احتمالا عطر حمامه

00:34:17.805 --> 00:34:20.479
بابانوئل حتما تورو خوشبو کرده

00:34:20.605 --> 00:34:22.995
کل راهو از قطب شمال اومده

00:34:24.125 --> 00:34:26.003
من گیر افتاده بودم

00:34:27.645 --> 00:34:29.876
نمیتونستم بلند شم و برم

00:34:31.365 --> 00:34:33.482
چجوری میتونستم روز کریسمس بیرون قدم بزنم؟

00:34:34.725 --> 00:34:36.876
...نه -
میدونی؟ -

00:34:37.005 --> 00:34:39.201
 ولی نمیتونستم بمونم هم

00:34:39.325 --> 00:34:42.443
منتظرم بمون. با اینا چطور بنظر میرسم؟

00:34:42.565 --> 00:34:46.400
فوق العاده بنظر میرسی
اینارو بابانوئل برات گذاشته؟

00:34:46.525 --> 00:34:48.482
راحتن؟  -
آره -

00:34:48.605 --> 00:34:50.244
گرمن؟

00:34:50.365 --> 00:34:52.834
آره -
واقعا؟ -

00:34:52.965 --> 00:34:55.639
چه رنگین؟

00:34:55.765 --> 00:34:58.075
خیلی قشنگن، نه؟

00:34:58.205 --> 00:35:00.083
خوب اندازتن

00:35:00.205 --> 00:35:03.277
دمپایی زمستونیای مخصوص

00:35:03.405 --> 00:35:05.556
برو خودتو تو آینه ببین

00:35:20.205 --> 00:35:22.674
اون زمانی بود که تو اومدی پیشم و گفتی

00:35:22.805 --> 00:35:25.877
خیلی بد بنظر میرسی
چرا به دفتر نمیری

00:35:28.565 --> 00:35:31.125
فقط برو سر کار

00:35:31.245 --> 00:35:33.476
فقط برو

00:36:07.365 --> 00:36:10.802
یه حس ناامیدی از محصور شدن داشتم

00:36:11.965 --> 00:36:14.560
مجبور بودم برم بیرون. باید برم بیرون

00:36:19.485 --> 00:36:21.920
حدود صد یارد فقط رفته بودم

00:36:22.045 --> 00:36:27.200
که متوجه شدم حسی از شک و ابهام داره
زیاد میشه

00:36:32.245 --> 00:36:34.680
کاملا متوجه این حقیقت بودم که

00:36:34.805 --> 00:36:37.036
داشتم از خلا رد میشدم

00:36:39.365 --> 00:36:41.641
از یه خلا بشدت سرد

00:36:43.165 --> 00:36:45.122
از رفتن به هیچجا

00:36:46.325 --> 00:36:48.123
از کاملا تنها بودن

00:36:55.885 --> 00:36:59.037
چرخیدم و برگشتم به سمت خونه

00:37:14.405 --> 00:37:16.715
حس میکردم سرم داره کوبیده میشه

00:37:16.845 --> 00:37:19.644
و بدنم پشت دیوار نابینایی

00:37:22.485 --> 00:37:25.159
نیاز مبرمی به گذشتن از این پرده داشتم

00:37:25.285 --> 00:37:28.323
و این چادری که منو احاطه کرده بود

00:37:28.445 --> 00:37:31.756
تا بیام بیرون به این دنیای روشن

00:37:42.885 --> 00:37:45.320
این چجوری تونست برای من اتفاق بیفته؟

00:37:47.285 --> 00:37:49.561
کی از من خواست که اینجوری شه؟

00:37:51.765 --> 00:37:56.360
چه کسی میتونست این حقو داشته باشه که منو
از دیدن بچه هام تو روز کریسمس محروم کنه

00:38:02.685 --> 00:38:05.803
تصویری که اغلب تو

00:38:05.925 --> 00:38:08.645
،روزهای اولیه نابیناییم به فکرم میومد

00:38:08.765 --> 00:38:11.234
با چنین قدرتی دوباره برگشت پیشم

00:38:12.645 --> 00:38:16.434
تو یه   کامیون کوچیک زغال سنگ تو معدن بودم

00:38:16.565 --> 00:38:19.763
که بیشتر و بیشتر به عمق معدن می غلتیدم

00:38:23.285 --> 00:38:25.436
کنترلش از دستمون در رفته بود؟

00:38:25.565 --> 00:38:28.034
کسی تو موقعیتش بود که بتونه متوقفش کنه؟

00:38:28.165 --> 00:38:30.077
اون میخواست فقط بره و بره؟

00:38:30.205 --> 00:38:33.039
،باید میرفتم بیرون، باید میپریدم بیرون
و به عقب میدویم

00:38:33.165 --> 00:38:34.565
اما نه

00:38:34.685 --> 00:38:38.759
اون بیرحمانه بیشتر و بیشتر و بیشتر منو
به عمق معدن میکشوند

00:39:04.725 --> 00:39:08.685
فکر کنم دلیل رفتن تو به دنیایی که

00:39:08.805 --> 00:39:11.240
...من نمیتونستم بیام این بود که

00:39:11.365 --> 00:39:13.243
...خیلی وحشتناک بود، اون

00:39:21.965 --> 00:39:25.720
منم باید چشمامو دربیارم؟
باید با تو بیام به اون دنیا؟

00:39:30.325 --> 00:39:34.604
حس میکنم اگه قبولش میکردم

00:39:34.725 --> 00:39:38.162
،و اگه رضایت میدادم

00:39:38.285 --> 00:39:40.083
...میمردم

00:39:43.965 --> 00:39:47.276
،چون مثل این بود که تواناییم برای مقاومت

00:39:47.405 --> 00:39:49.801
و ارادم برای مقاومت، از بین برن

00:39:56.885 --> 00:40:01.676
از طرف دیگه نپذیرفتنش بی فایده بود

00:40:01.805 --> 00:40:05.435
،چون چیزی رو که شخص نمیخواد قبولش کنه

00:40:05.565 --> 00:40:07.204
.یه واقعیته

00:40:12.645 --> 00:40:15.717
،و حالا چیزی که باید باهاش مواجه شم

00:40:17.605 --> 00:40:19.995
فکر اینه که هیچ راه فراری وجود نداره

00:40:21.765 --> 00:40:24.280
فکر اینکه من باید اینجوری ادامه بدم

00:40:25.525 --> 00:40:28.836
20یا 30 سال باقیمونده ی زندگیو

00:40:54.805 --> 00:40:58.355
با بکار گرفتن ترفندای کوچیکی میتونی باهاش
 بجنگی

00:41:00.885 --> 00:41:02.877
،آشنایی، پیشبینی پذیری

00:41:03.005 --> 00:41:06.476
موارد مشابهین، مثل حرکات کوچیک مشابه دست

00:41:10.165 --> 00:41:13.317
اون باید محیطی بسازه

00:41:13.445 --> 00:41:16.438
،یه تحقیق، یه اتاق، یه جاده، یه گذرگاه

00:41:16.565 --> 00:41:19.763
تا یه قلمرو برای خودش بسازه

00:41:25.205 --> 00:41:27.197
من مخصوصا وقتی

00:41:27.325 --> 00:41:29.317
سرکارم متوجه نابیناییم نیستم

00:41:30.485 --> 00:41:33.842
وقتی سرکارم، همه ی دانشجوهام میان به دنیای

00:41:33.965 --> 00:41:36.241
عقاید و نظرات و زبان من

00:41:37.005 --> 00:41:41.397
خب، بیاین با قدیمی ترین و کهن ترینشون
شروع کنیم

00:41:41.525 --> 00:41:44.836
این اولین اختلاف بزرگه: مذهب

00:41:44.965 --> 00:41:47.844
،ماهیت اون چیز برنامه ریزی

00:41:47.965 --> 00:41:51.639
ابتکارات و مشارکت فعالانه است

00:41:52.245 --> 00:41:55.716
...لحظه ای که تو بی فعالیتی و بی ربطی غرق میشم

00:41:55.845 --> 00:41:58.025
بعدش  شکست میخورم

00:42:00.765 --> 00:42:03.803
فردا به اندازه کافی هوا آفتابیه

00:42:03.925 --> 00:42:07.362
به اندازه کافی سرد، به اندازه کافی گرم، به
 اندازه کافی همه چی

00:42:07.485 --> 00:42:09.716
در حقیقت من اصلا نمیدونم

00:42:09.845 --> 00:42:11.962
و به پایان اخبار رسیدیم

00:42:38.525 --> 00:42:42.814
صدایی درباره شنیدن بارش باران

00:42:47.445 --> 00:42:51.758
امروز غروب از در جلویی خونه اومدم بیرون که
داشت بارون میومد

00:42:55.765 --> 00:42:59.042
چند دقیقه ای ایستادم، مات زیباییش شده بودم

00:43:01.765 --> 00:43:04.837
بارون یه محیط مرئی از چیزایی

00:43:04.965 --> 00:43:07.480
که اطرافته ایجاد میکنه

00:43:09.485 --> 00:43:13.365
و توش یه پوششی از صدای

00:43:13.485 --> 00:43:17.877
متمایز و خاص نشون میده

00:43:20.285 --> 00:43:23.596
که میتونست کل محیط شنواییو پر کنه

00:43:49.405 --> 00:43:53.558
اگه چیزی میتونست معادل بارش بارون
،در داخل باشه

00:43:56.525 --> 00:44:01.316
.اونوقت کل اتاق شکل و بعد میگرفت

00:44:05.765 --> 00:44:08.997
،بجای اینکه باطنا مجزا، جدا

00:44:09.125 --> 00:44:11.765
و از پیش مسکون شده باشن

00:44:13.125 --> 00:44:15.162
یه دنیایی بهت داده شده

00:44:18.765 --> 00:44:21.678
به این دنیا مربوط شدی

00:44:21.805 --> 00:44:24.081
برای دنیایی در نظر گرفته شدی

00:44:30.645 --> 00:44:34.798
چرا این پیشامد باید به یه نفر با زیبایی آسیب بزنه؟

00:44:37.085 --> 00:44:38.997
ادراک زیباست

00:44:40.045 --> 00:44:42.082
شناختن زیباست

00:44:50.885 --> 00:44:53.241
خب من باید دوباره از ما تشکر کنم

00:44:53.365 --> 00:44:54.640
بخاطر نوارتون

00:44:54.765 --> 00:44:56.484
از همه ی شما

00:44:56.605 --> 00:44:59.074
از تو توماس و لیزی

00:44:59.205 --> 00:45:00.719
و همچنین ایموجن

00:45:00.845 --> 00:45:04.122
چیکار دارین میکنین؟
مشتاقیم یه بار شمارو ببینیم

00:45:05.165 --> 00:45:07.999
نمیفهمیم زمان چطوری میگذره

00:45:09.365 --> 00:45:11.038
به هرحال بازم ممنونم

00:45:11.165 --> 00:45:14.636
امیدوارم وقت داشته باشین تا بیاین
و مارو ببینین

00:45:20.805 --> 00:45:23.240
سلام مامان بزرگ و بابابزرگ

00:45:23.365 --> 00:45:26.142
امیدوارم خوب باشین چون اینجا
همه چی برای ما عالیه

00:45:26.265 --> 00:45:29.644
به بقیه فامیلا تو استرالیا سلام برسون

00:45:32.525 --> 00:45:35.677
حالا وقت کنسرت صبحگاهیه

00:45:38.525 --> 00:45:43.442
# ستاره ی غروب بدرخش، میبینم که اونجایی #

00:45:44.745 --> 00:45:49.795
# بالای سرزمین ما میشینی و زل میزنی #

00:45:50.725 --> 00:45:53.399
# ستاره ی درخشان #

00:45:53.525 --> 00:45:56.040
# با نور سفید میدرخشه #

00:45:56.205 --> 00:46:02.202
# فکر کنم صدای منو امشب بشنوی #

00:46:05.045 --> 00:46:06.161
قشنگ بود

00:46:06.285 --> 00:46:09.164
خوب بود ایمی، واقعا خیلی خوب بود

00:46:12.845 --> 00:46:15.644
!یکیشونو برداشتم

00:46:15.765 --> 00:46:17.279
قشنگ بود

00:46:17.405 --> 00:46:20.682
خوب بود ایمی، واقعا خیلی خوب بود

00:46:23.685 --> 00:46:25.244
خب مامان و بابا

00:46:25.365 --> 00:46:29.279
امیدوارم ازش بعنوان یه محصول
کوچولوی واقعی کودکانه لذت ببرین

00:46:31.205 --> 00:46:33.436
 اینم باید اضافه کنم که

00:46:33.565 --> 00:46:36.160
شاید ما نتونیم به استرالیا بیایم

00:46:38.525 --> 00:46:42.804
،چون حس میکنم کمبود تحرک و فعالیت

00:46:44.525 --> 00:46:47.563
برام سخته که بتونم باهاش کنار بیام

00:46:53.765 --> 00:46:55.802
مطمئنم درک میکنین

00:47:01.245 --> 00:47:03.123
مامانی

00:47:04.965 --> 00:47:07.764
خب من الان باید اینو خاموشش کنم
و براتون بفرستمش

00:47:07.885 --> 00:47:10.719
عشق زیادی از طرف ما تقدیم به همه شما
فعلا خدافظ

00:47:25.525 --> 00:47:27.596
بخونش

00:47:28.885 --> 00:47:31.081
چمنا و گیاهان

00:47:31.205 --> 00:47:33.436
...و اونجا

00:47:33.565 --> 00:47:36.034
اون علامت کوچولو معنیش چیه؟

00:47:36.165 --> 00:47:38.396
دوباره رو دستم نشونش بده

00:47:38.525 --> 00:47:39.845
...اینجوریه

00:47:41.005 --> 00:47:42.075
...با یه

00:47:42.205 --> 00:47:43.798
اینجوری؟

00:47:44.965 --> 00:47:46.240
آره

00:47:47.405 --> 00:47:48.680
این یه ویرگوله

00:47:48.805 --> 00:47:51.365
معنیش چیه؟ -
یعنی وقفه -

00:47:51.485 --> 00:47:54.080
کجا اونو گذاشته؟

00:47:55.685 --> 00:47:58.120
،یه شب که توماسو میخواستم بخوابونم

00:47:58.245 --> 00:48:00.919
یه بحث طولانی  و کاملی باهاش داشتم

00:48:01.045 --> 00:48:02.764
درباره نابیناییم

00:48:04.085 --> 00:48:06.361
گفت: همیشه نابینا میمونی؟

00:48:07.485 --> 00:48:09.238
آره همیشه

00:48:10.645 --> 00:48:12.876
دکترا نمیتونن خوبش کنن؟

00:48:13.925 --> 00:48:15.917
دکترا سعی کردن

00:48:17.445 --> 00:48:19.562
درمورد شبکیه براش  توضیح دادم

00:48:19.685 --> 00:48:23.474
و اینکه چجوری گاهی اوقات اشک میاد و
از پشت چشم میره پایین

00:48:25.445 --> 00:48:27.437
اونا چی گفتن؟

00:48:28.445 --> 00:48:32.598
خب اونا میگفتن: متاسفیم آقای هال، کار
 دیگه ای نمیتونیم براتون انجام بدیم

00:48:35.645 --> 00:48:37.443
خدا چرا کمکت نمیکنه؟

00:48:38.965 --> 00:48:40.922
،خدا کمکم میکنه

00:48:41.045 --> 00:48:42.479
به روشای مختلفی

00:48:43.725 --> 00:48:45.045
چجوری؟

00:48:46.205 --> 00:48:49.004
خب اون منو قوی میکنه و بهم شجاعت میده

00:48:50.725 --> 00:48:53.559
اما کمکت نمیکنه چشماتو دوباره داشته باشی

00:48:55.965 --> 00:48:57.524
(پدرمان)

00:48:57.645 --> 00:48:58.874
(کسی است که در آسمان است)

00:48:59.005 --> 00:49:01.076
(نامت درخشان باد)

00:49:01.205 --> 00:49:02.605
(پادشاهی شما آمده است)

00:49:02.725 --> 00:49:04.239
(مال شما تمام میشود)

00:49:04.365 --> 00:49:06.516
(روی زمین همانطور که در آسمان است)

00:49:06.645 --> 00:49:08.841
(روزی امروز و روزانه مارا بده)

00:49:09.885 --> 00:49:14.118
آره بارها شده که از دست خدا عصبانی شدم

00:49:16.525 --> 00:49:18.835
فکر کنم بدون منطق بودن

00:49:22.725 --> 00:49:25.604
گاهی اوقات احساسات آدم لبریز میشه

00:49:28.445 --> 00:49:30.721
اما من ایمانو جوری درنظر نمیگیرم که

00:49:32.205 --> 00:49:35.994
سپری در مقابل فراز و نشیب زندگی انسان باشه

00:49:39.045 --> 00:49:41.241
چرا نباید برای من اینجوری میشد؟

00:49:47.725 --> 00:49:50.081
،خب الان نهایتا به این مشکل بزرگ

00:49:51.565 --> 00:49:53.602
یعنی این سوال رسیدیم

00:49:56.205 --> 00:49:58.800
مشکل درک متقابل

00:50:00.805 --> 00:50:04.515
چجوری افراد بینا و نابینا همدیگرو واقعا
 درک کنن؟

00:50:06.045 --> 00:50:08.560
مردا چجوری میتونن زنارو درک کنن؟

00:50:08.685 --> 00:50:12.235
پولدارا چجوری میتونن فقیرارو درک کنن؟

00:50:12.365 --> 00:50:15.961
سالمندا چجوری میتونن جوونارو درک کنن؟

00:50:17.765 --> 00:50:20.439
میتونیم به باطن افراد دیگه بصیرت داشته
باشیم؟

00:50:22.285 --> 00:50:27.838
این سوال بزرگیه که وحدت بشریت بهش مردده

00:50:40.445 --> 00:50:44.724
دوروز گذشته خیلی آروم خوشحال بودیم

00:50:46.725 --> 00:50:49.035
دو روز طولانی با مریلین

00:50:49.165 --> 00:50:53.079
یکی از بهترین وقتایی بود که با
 بچه هام بازی میکردم

00:50:53.205 --> 00:50:54.958
بالای یه درخت

00:50:55.085 --> 00:50:56.599
وای آره توماس

00:50:56.725 --> 00:50:58.637
نمیفتی که نه؟

00:50:59.525 --> 00:51:03.439
سلامتیم بهتر از دوران کریسمس بود

00:51:15.645 --> 00:51:18.683
با همه ی این حرفا شاید نابینایی نمیخواد
از من جدا شه

00:51:31.365 --> 00:51:35.996
من میخواستم تو واقعیت زندگی کنم یا دلتنگی؟

00:51:39.165 --> 00:51:42.158
بعد از گذشت هفته ها یا شایدم ماه ها

00:51:42.285 --> 00:51:45.005
تصمیمم قطعی شد

00:51:47.005 --> 00:51:49.964
نمیخواستم با دلتنگی زندگی کنم

00:51:50.085 --> 00:51:52.554
میخواستم تو واقعیت زندگی کنم

00:51:54.525 --> 00:51:56.403
میخواستم نابینا باشم

00:52:23.365 --> 00:52:25.004
وای اینو ببین

00:52:25.125 --> 00:52:26.923
این واقعا سقوط طولانی ایه

00:52:27.045 --> 00:52:28.684
آره

00:52:28.805 --> 00:52:31.479
...اون ذره اون وسط چیه؟اون

00:52:34.965 --> 00:52:38.037
خوبی عزیزم؟ -
آره -

00:53:14.885 --> 00:53:18.435
میخواستم خانوادم منو بعنوان یه فرد نابینا
بشناسن

00:53:21.445 --> 00:53:24.358
میخواستم منو بشناسن

00:53:25.285 --> 00:53:26.639
و قبولم کنن

00:53:29.125 --> 00:53:31.959
هرسال ما میرفتیم و آلوچه میچیدیم

00:53:32.085 --> 00:53:33.314
و میاوردیمشون خونه

00:53:33.445 --> 00:53:36.005
مادر مربای آلوچه ی فراوونی درست میکرد

00:53:37.485 --> 00:53:40.000
ردیفای زیاد مربا رو میتونم به یاد بیارم

00:53:43.845 --> 00:53:47.555
بگو سلام مامان بزرگ -
سلام مامان بزرگ -

00:53:47.685 --> 00:53:51.440
اونا با بچه ها خوشحال بودن

00:53:51.565 --> 00:53:53.602
اما فکر کنم بهت زده بودن

00:53:55.725 --> 00:53:58.240
!کاملا وحشتناک بود

00:53:59.285 --> 00:54:01.481
مثل این بود که

00:54:01.605 --> 00:54:04.677
دوباره از اول منو باید میشناختن

00:54:07.845 --> 00:54:10.679
عکس قشنگیه -
آره -

00:54:12.285 --> 00:54:16.962
یه عکس از هممون که تو حیاط پشتیمون، تو
اون ماشین نشستیمه

00:54:17.085 --> 00:54:18.804
درسته

00:54:21.165 --> 00:54:25.159
چقدر عجیب عکسای رنگی محو میشن

00:54:31.245 --> 00:54:34.955
 انگار یه شاعر حرفه ای همشو چیده

00:54:36.485 --> 00:54:38.761
شعرای برای مادرم

00:54:38.885 --> 00:54:41.036
...برای مادرم

00:54:41.165 --> 00:54:43.361
نه برای مادر و پدرم

00:54:43.485 --> 00:54:45.954
جالبه -
برای مادرم -

00:54:49.565 --> 00:54:52.683
هیچوقت با پدرم رابطه ی نزدیکی نداشتم

00:54:56.205 --> 00:54:59.004
نمیدونم چچه فکری راجبش میکرد

00:55:01.245 --> 00:55:03.840
باهاش تا مغازه ها رفتم

00:55:06.725 --> 00:55:09.115
رفتیم کره و نون خریدیم

00:55:10.925 --> 00:55:14.043
تو اون دیدار اولین باری بود که لمسش میکردم

00:55:16.685 --> 00:55:19.245
و از اینکه انقدر ضعیف شده بود، تعجب کرده
 بودم

00:55:21.365 --> 00:55:23.800
چقدر آهسته در کنارم حرکت میکرد

00:55:28.365 --> 00:55:31.085
،و هنگامی که باهم میرفتیم

00:55:31.205 --> 00:55:34.084
اون آرنج پسر نابیناشو گرفته بود

00:55:36.845 --> 00:55:39.201
با خودم فکر میکردم چی تو سرش داره میگذره

00:55:39.325 --> 00:55:41.044
اما دربارش حرف نزدیم

00:55:44.045 --> 00:55:46.162
ای کاش میدونستم

00:55:46.285 --> 00:55:48.038
ای کاش فهمیده بودم

00:56:18.525 --> 00:56:19.720
حتی بابا بزرگ

00:56:22.485 --> 00:56:24.556
برو بابابزرگ

00:56:35.325 --> 00:56:37.885
چیز عجیبیه جان

00:56:38.005 --> 00:56:40.156
این که پدرت انگلیسی بود

00:56:40.285 --> 00:56:42.561
و با دختر استرالیایی ازدواج کرد

00:56:42.685 --> 00:56:45.723
تو تو استرالیا بدنیا اومدی و با یه
 دختر انگلیسی ازدواج کردی

00:56:45.845 --> 00:56:48.314
آره عجیبه

00:56:51.445 --> 00:56:53.641
اون پدر خوبیه

00:56:57.765 --> 00:57:00.200
یادم میاد اون کنارم نشسته بود

00:57:00.325 --> 00:57:02.362
خیلی نزدیک کنارم نشسته بود

00:57:02.485 --> 00:57:05.239
و گفت: جان من باید الان کاملا بهت نزدیک شم

00:57:05.365 --> 00:57:08.836
چون راه دیگه ای برای ارتباط برقرار کردنمون
 نیست، نه؟

00:57:10.085 --> 00:57:13.283
گفتم: آره مادر اما اشکالی نداره

00:57:22.125 --> 00:57:24.799
مادر پیر عزیز

00:57:24.925 --> 00:57:26.723
تو چه حسی دربارش داری؟

00:57:34.725 --> 00:57:36.398
!لیزی؟

00:57:42.805 --> 00:57:44.034
صبر کن

00:57:55.525 --> 00:57:57.357
چیزی نیست

00:57:59.965 --> 00:58:01.001
آسیب دیده؟

00:58:01.125 --> 00:58:03.560
خیلی بد بود نه؟ عزیزم

00:58:03.685 --> 00:58:05.165
چی شد؟

00:58:05.285 --> 00:58:08.198
دستش لا در گیر کرده

00:58:08.325 --> 00:58:10.999
یادم میاد دست کوچولوشو گرفتم

00:58:19.285 --> 00:58:21.845
برای بچه دردناک بود اما واقعا
صدمه ندیده بود

00:58:21.965 --> 00:58:23.240
دختر خوب

00:58:23.365 --> 00:58:26.324
سعی کن یذره انگشتاتو باز کنی

00:58:26.445 --> 00:58:27.925
خوب میشه عزیزم

00:58:29.165 --> 00:58:31.441
اون لحظه وحشتناک بود

00:58:34.205 --> 00:58:37.835
فهمیدن اینکه بدرد نخوری اصلا کشف جالبی نیست

00:58:39.565 --> 00:58:42.034
برای هیچ پدری

00:58:48.965 --> 00:58:51.036
تو حالت خوبه؟ -
آره -

00:58:56.925 --> 00:58:58.678
...فقط بنظر میرسه یکم

00:58:59.645 --> 00:59:01.045
یکم آب میخوری؟

00:59:01.165 --> 00:59:02.838
نه خوبم

00:59:02.965 --> 00:59:10.604
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:00:13.365 --> 01:00:17.041
کی میاد؟ -
چی کی میاد؟ -

01:00:17.165 --> 01:00:18.804
صدای صحبت

01:00:18.925 --> 01:00:21.997
عزیزم این حرف نمیزنه، مثل تلفن نیست

01:00:22.125 --> 01:00:25.596
نمیتونم صداتو بشنوم -
میدونی این چیه؟ -

01:00:25.725 --> 01:00:29.435
دستگاه ضبط صوت
اونی که اونجا میچرخه رو میبینی؟

01:00:29.565 --> 01:00:32.319
داره ضبطای کوچیکی انجام میده

01:00:32.445 --> 01:00:34.835
و صدای تو و صدای من توشن

01:00:34.965 --> 01:00:38.800
بگو سلام سلام سلام -
سلام سلام -

01:01:31.485 --> 01:01:34.762
میدونستم که این اولین باری بود که اونو دیدم

01:01:37.125 --> 01:01:39.685
با تجعب بهش خیره شدم

01:01:41.325 --> 01:01:43.635
همه ی جزئیات صورتشو نگاه کردم

01:01:48.045 --> 01:01:50.844
فکر کردم این اونه

01:01:50.965 --> 01:01:52.399
این خودشه

01:01:55.565 --> 01:01:58.637
اینا اون چشمای قهوه ایه درخشان دوست داشتنین

01:01:59.805 --> 01:02:02.798
این اون لبخندیه که همه دربارش حرف میزدن

01:02:13.845 --> 01:02:15.802
همه چی دوباره سیاه شد

01:02:19.805 --> 01:02:22.003
 هوشیار شده بودم

01:02:24.925 --> 01:02:26.723
و نابینا بودم

01:02:28.205 --> 01:02:30.242
و با شوک فهمیدم که

01:02:32.165 --> 01:02:34.077
اون خواب بود

01:02:39.575 --> 01:02:43.009
از ضبط این یکی خسته شدم بخاطر همین
متوقفش کردم

01:03:19.885 --> 01:03:21.399
آخرین باری که اینجا بودم

01:03:22.245 --> 01:03:24.635
تعداد زیادی از جاهایی که بهتر از همه
 یادم بود

01:03:26.485 --> 01:03:27.885
حالا داشتن محو میشدن

01:03:38.565 --> 01:03:39.885
...تقریبا

01:03:41.645 --> 01:03:44.638
توقع داشتم اونجا ملبورن باشه

01:03:49.165 --> 01:03:50.804
احمقانه است نه؟

01:03:55.565 --> 01:03:56.794
یکم نزدیکتر شو

01:03:57.525 --> 01:03:58.959
یکم نزدیکتر شو

01:04:03.245 --> 01:04:05.396
میخواستی بچه هاتو برداری و بگی

01:04:05.525 --> 01:04:07.960
این ساحلیه که قبلا میومدیم

01:04:13.445 --> 01:04:16.165
جاییه که قبلا فوتبال بازی میکردیم

01:04:19.965 --> 01:04:21.604
این مدرسه ایه که من میرفتم

01:04:26.325 --> 01:04:28.442
اما... هیچی نبود

01:04:31.605 --> 01:04:33.722
فقط صداها و دستای مردم بودن

01:04:36.765 --> 01:04:38.757
حس حرکت ماشین تو جاده

01:04:41.045 --> 01:04:42.638
و البته باد

01:04:43.605 --> 01:04:46.643
از میان جایی راه میرفتم که اصلا نمیدونستم کجاست

01:04:49.605 --> 01:04:51.642
اینا تمام چیزاییه که بود

01:04:57.805 --> 01:04:59.603
من توقعشو نداشتم و

01:05:00.765 --> 01:05:02.518
پیش بینیش نمیکردم

01:05:04.125 --> 01:05:05.984
نمیدونم چرا

01:05:14.885 --> 01:05:16.524
!تام

01:05:16.645 --> 01:05:18.682
بیا اینجا! چیکار داری میکنی؟

01:05:32.885 --> 01:05:34.444
خونه، خودش

01:05:39.925 --> 01:05:41.325
چه شکلی بود؟

01:05:50.565 --> 01:05:52.045
کجا میخوابیدم؟

01:06:02.325 --> 01:06:03.918
زیاد یادم نمیاد

01:06:21.565 --> 01:06:24.319
خیلی سخته

01:06:29.245 --> 01:06:30.804
یادم نمیاد

01:06:34.725 --> 01:06:36.045
عجیب نیست؟

01:06:42.205 --> 01:06:43.924
من فقط یادم نمیاد

01:06:51.165 --> 01:06:52.963
دقیقا همون لحظه است که

01:06:55.965 --> 01:06:57.115
دنیا گم شده

01:07:07.245 --> 01:07:11.922
و فقط ملبورنی که میشناختم گم نشده بود

01:07:13.685 --> 01:07:15.483
من خودمم گم شده بودم

01:07:19.525 --> 01:07:22.040
من بشدت ترسیده بودم از اینکه

01:07:23.365 --> 01:07:27.245
ممکن بود یه چیزی بین ما شکسته شه که
هیچوقت نتونه درست شه

01:07:34.085 --> 01:07:38.364
 تو داشتی تو یه دنیایی ناپدید میشدی
که من نمیتونستم دنبالش کنم

01:07:57.285 --> 01:08:00.039
همه چیز داشت داغون میشد

01:08:20.365 --> 01:08:22.880
ما میدونستیم که نمیتونیم به عقب برگردیم درسته

01:08:31.085 --> 01:08:33.520
هیچوقت دوباره اینکارو نمیکنیم

01:09:05.525 --> 01:09:09.883
با یه احساس آرامش زیادی برگشتم خونه

01:09:13.045 --> 01:09:17.324
تا دوباره تو یه خونه ی آشنا که
از خانواده پر شده، باشم

01:09:23.445 --> 01:09:25.277
تا یه تصویر روانی تو ذهنم بسازم

01:09:25.405 --> 01:09:29.285
از محیط توی خیابون و شهر اطرافم

01:09:30.725 --> 01:09:34.321
مثل این بود که دوباره دنیا برام زنده شده بود

01:09:36.365 --> 01:09:37.594
سه

01:09:40.165 --> 01:09:41.394
دو

01:09:43.445 --> 01:09:44.401
یک

01:09:44.525 --> 01:09:46.437
آماده باشی یا نه الان میام

01:10:03.045 --> 01:10:05.355
حالا... بذار ببینم

01:10:05.485 --> 01:10:09.764
هیچوقت شستن ظرفارو با چنین شادی ای
 انجام نداده بودم

01:10:09.885 --> 01:10:12.957
امروز صبح بیدار شدم و برای مرلین یه
 فنجان چای درست کردم

01:10:13.085 --> 01:10:14.963
آیا اون...؟

01:10:15.085 --> 01:10:17.042
تشکر میکنه؟

01:10:17.165 --> 01:10:18.155
...نه

01:10:18.285 --> 01:10:22.120
آزادانه میتونستم حرکت کنم، میدونستم
،جای همه چی کجا بود

01:10:22.245 --> 01:10:24.237
که میتونستم بازی کنم

01:10:24.365 --> 01:10:26.402
اون پشت پرده است؟

01:10:27.885 --> 01:10:29.365
نه اونجام نیست

01:10:29.485 --> 01:10:33.479
که میتونستم از اون سرزمین تاریک سکون
 بیام بیرون

01:10:34.165 --> 01:10:35.724
کجا میتونست باشه؟

01:10:36.565 --> 01:10:39.956
و دوباره برم به سمت زندگی و کارای شخصی

01:10:41.645 --> 01:10:43.557
گرفتمت

01:11:12.205 --> 01:11:15.562
بیست و دوم سپتامبر سال 1985

01:11:21.805 --> 01:11:23.956
عاشق بوی اونم

01:11:25.605 --> 01:11:29.485
 میتونم حس کنم اون الان
داره نگام میکنه

01:11:32.805 --> 01:11:36.640
 همچنین دوست دارم بینی کوچولوشو حس کنم
و پاشو نگه دارم

01:11:39.405 --> 01:11:42.876
،عاشق نگهداشتن دستاش و گذاشتن دستام

01:11:43.005 --> 01:11:45.236
.روی گرمای سرشم

01:11:46.965 --> 01:11:49.878
عاشق احساسیم که وقتی رو شونم نگهش میدارم

01:11:58.205 --> 01:12:00.845
ساعت هفت صبحه و وقت رادیو هشته

01:12:00.965 --> 01:12:03.958
و من مجری ایمی هال هستم

01:12:04.085 --> 01:12:06.042
امروز بارون نم نم میباره

01:12:06.165 --> 01:12:09.761
...با طلوع گهگاه خورشید
...بقیه ی روز

01:12:09.885 --> 01:12:14.516
دو یا سه روز تو این هفته توماسو بردم مدرسه

01:12:14.645 --> 01:12:16.841
یا شاید بهتره بگم اون منو برده

01:12:17.685 --> 01:12:21.964
،اون داره یاد میگیره منو راهنمایی کنه
اگرچه که قابل اطمینان نیست

01:12:23.885 --> 01:12:26.164
درسته بذار نگات کنم

01:12:26.285 --> 01:12:29.995
همچنین ما یه روشی برای خدافظی داشتیم

01:12:30.125 --> 01:12:32.037
که معادل دست دادنه

01:12:33.045 --> 01:12:36.595
،درحالیکه که از وسط زمین بازی میدوید

01:12:36.725 --> 01:12:38.125
با صدای بلند میگفت: خدافظ

01:12:38.245 --> 01:12:39.201
خدافظ

01:12:39.325 --> 01:12:41.044
و منم با صدای بلند میگفتم خدافظ

01:12:41.165 --> 01:12:42.121
خدافظ

01:12:42.245 --> 01:12:43.201
خدافظ

01:12:43.325 --> 01:12:45.442
و ما ادامه میدادیم

01:12:45.565 --> 01:12:47.955
این آهنگو تکرار میکردیم -
خدافظ -

01:12:48.085 --> 01:12:50.805
تا وقتی که صداش ضعیف میشد

01:12:53.965 --> 01:12:55.365
خدافظ

01:12:55.485 --> 01:12:57.044
خدافظ

01:12:58.045 --> 01:12:59.525
عاشقشم

01:13:14.925 --> 01:13:18.919
به خودم گفته بودم که من یاد میگیرم
با نابیناییم زندگی کنم

01:13:19.045 --> 01:13:20.843
اما هیچوقت نمی پذیرمش

01:13:27.125 --> 01:13:33.076
الان میفهمم که یه نوع تغییر عجیبی
در حالت مغز من بوجود اومده

01:13:39.605 --> 01:13:43.599
الان انگار من یه محرک انکار شده
برای دنیای بیرونیم

01:13:44.525 --> 01:13:46.915
اون چیز برگشته به درون خودش

01:13:47.045 --> 01:13:49.357
تا منابع درونیو پیدا کنه

01:13:57.325 --> 01:13:59.442
بعضی اوقات غروبا میرم خونه

01:13:59.565 --> 01:14:02.558
و حس میکنم که مغزم تقریبا داره میترکه

01:14:02.685 --> 01:14:05.681
با ایده های جدید و افق های جدید

01:14:09.125 --> 01:14:10.957
متوجه میشم که دارم بیشتر ارتباط
،برقرار میکنم

01:14:11.085 --> 01:14:12.155
،بیشتر به خاطر میارم

01:14:12.285 --> 01:14:13.799
پیوندهای بیشتری در ذهنم میسازم

01:14:14.805 --> 01:14:18.242
بین چیزای مختلفی که تو کل زندگیم خوندم و
 یاد گرفتم

01:14:21.805 --> 01:14:23.797
،الان حس میکنم خیالم راحتتر

01:14:23.925 --> 01:14:25.439
،هیجان زده تر

01:14:25.565 --> 01:14:28.399
ماجراجوتر، و با اعتماد بنفس فکری بیشتر

01:14:28.525 --> 01:14:30.437
از چیزی که تو کل زندگیم حس کردم، هستم

01:14:40.165 --> 01:14:44.000
بینایی یه چیز کاملا پالاینده است

01:14:44.125 --> 01:14:47.641
که شخص ممکنه نابود یا احیا شه

01:14:52.805 --> 01:14:55.559
بصیرت شما تخلیه شده

01:15:04.765 --> 01:15:07.803
،و همچنین خاطرات گذشتتون، علایقتون

01:15:08.405 --> 01:15:10.317
،درک شما از زمان

01:15:13.205 --> 01:15:14.719
.و خود مکان

01:15:16.565 --> 01:15:18.079
!و خود جهان

01:15:26.445 --> 01:15:28.402
شخص باید زندگیشو از نو بسازه

01:15:32.925 --> 01:15:34.564
خوشبختانه درمورد من

01:15:35.285 --> 01:15:38.915
یه هسته ی مرکزی داشتم تا دوباره بتونم
از نو بسازمش

01:15:43.405 --> 01:15:45.044
اون شانس خوبم بود

01:16:25.045 --> 01:16:26.798
تو حالت خوبه جان؟

01:16:27.405 --> 01:16:28.998
چیزی هست که بتونم کمکت کنم؟

01:16:29.125 --> 01:16:31.003
نه خوبم

01:17:19.885 --> 01:17:22.400
کل مکان داشت می لرزید

01:17:24.645 --> 01:17:27.524
نیمکتا هم با اون میلرزیدن

01:17:32.485 --> 01:17:35.284
ناگهان قویترین احساسو داشتم

01:17:38.245 --> 01:17:40.362
که خدا داشت بهم نزدیک میشد

01:17:46.965 --> 01:17:51.437
و من اون حس بسیار روشنو داشتم

01:17:52.525 --> 01:17:54.084
از حضور الهی

01:17:59.725 --> 01:18:04.424
الان یه جورایی اون با سرعت اومده پایین

01:18:05.125 --> 01:18:09.244
.و حالا رفته بالا برای یه کار بزرگ
یه راه بین کهکشانی داره

01:18:09.365 --> 01:18:12.278
این خنده داره عزیزم

01:18:12.405 --> 01:18:14.840
خب این جوریه که بنظر میرسه

01:18:14.965 --> 01:18:16.877
اون یه ملاقات ویژه داشت

01:18:23.645 --> 01:18:25.876
و یه عبای سیاه انداخت رو من

01:18:33.845 --> 01:18:34.901
و بعد

01:18:37.045 --> 01:18:39.799
جالبترین چیز این بود که

01:18:41.765 --> 01:18:44.041
اون نرفت، نتونست بره

01:18:44.845 --> 01:18:46.564
اونجا فقط منتظر موند

01:18:50.525 --> 01:18:52.517
و من گفتم: من خوبم

01:18:53.365 --> 01:18:55.243
نگران من نباش

01:19:03.045 --> 01:19:05.241
و تو اون وقفه من یه حسی از

01:19:08.405 --> 01:19:09.885
این موهبت الهی داشتم

01:19:14.485 --> 01:19:15.885
و فکر کردم

01:19:16.005 --> 01:19:18.361
.همینه، این یه هدیه است

01:19:20.725 --> 01:19:22.125
هدیه ای که من میخواستمش نیست

01:19:23.085 --> 01:19:25.759
هدیه ای نیست که بخوام بچه هام داشته باشنش

01:19:25.885 --> 01:19:27.001
اما یه هدیه است

01:19:34.125 --> 01:19:35.525
پس سوال این

01:19:37.285 --> 01:19:38.799
 نیست چرا باید بگیرمش؟

01:19:40.405 --> 01:19:42.442
اینه که میخوام باهاش چیکار کنم؟

01:19:59.666 --> 01:20:06.367
در سال 1990 خاطرات صوتی جان تحت عنوان
لمس صخره" رونویسی و منتشر شدند"

01:20:06.910 --> 01:20:18.010
،در سال 2012 از نوشته های جان، درباره نابینایی
با جایزه دستاورد زندگی، توسط موسسه ملی
.مجلل ویژه نابینایان، قدردانی شد

01:20:49.024 --> 01:20:53.177
جان در جولای سال 2015 درگذشت

01:20:53.778 --> 01:20:56.845
.او توسط مریلین و 5 فرزندش بقا یافته است

01:21:02.842 --> 01:21:09.042
،افراد نابینا و بینا همدیگر را نیاز دارند
.تا بتوانیم انسانیت کاملمان را حفظ کنیم
(جان م. هال 2015-1935)

01:21:09.066 --> 01:22:14.066
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.