﻿WEBVTT

00:00:03.051 --> 00:00:12.948
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.h

00:00:15.348 --> 00:00:20.843
Kumonosu-jo
(تخت خون ( قلعه تار عنکبوت

00:00:56.295 --> 00:00:58.263
بازيگران

00:00:58.397 --> 00:01:02.697
توشيرو ميفونه , يامادا ايسوزو

00:02:03.606 --> 00:02:13.482
کارگردان : آکيرا کوراساوا

00:02:25.465 --> 00:02:33.305
به اين خرابه ها نگاه کنيد

00:02:35.142 --> 00:02:42.072
خرابه هاي اين قلعه دست نيافتني

00:02:44.520 --> 00:02:49.184
....قلعه اي که با ارواح انسان هايي که

00:02:49.460 --> 00:02:52.190
در قتل عامي بزرگ در اين دشتها کشته شدند

00:02:53.630 --> 00:02:58.658
براي هميشه تسخير شده است

00:03:04.043 --> 00:03:11.541
تمام آن سربازاني که مُردند

00:03:15.556 --> 00:03:20.186
يا آروزهايي دفن شدند که هرگز به آنها نرسيدند

00:03:23.198 --> 00:03:30.332
و اين هرگز تغيير نميکند

00:03:32.342 --> 00:03:37.837
تا زماني که زندگي ادامه دارد , نوع بشر به همين منوال زندگي خواهد کرد

00:03:39.083 --> 00:03:46.081
اينجا قلعه تار عنکبوت است

00:05:10.856 --> 00:05:13.518
ژنرال فوجوماکي به قلعه شمالي حمله کرده

00:05:13.726 --> 00:05:18.925
اونها دارند به پادگانهاي نظامي چهارم و پنجم با آتش حمله ميکنند

00:05:19.032 --> 00:05:21.000
پادگان سوم چطور ؟

00:05:21.101 --> 00:05:24.662
سربازهاي پادگان سوم اصلا فرصتي براي آماده شدن نداشتند

00:05:24.772 --> 00:05:26.603
پادگان دوم چطور ؟

00:05:27.975 --> 00:05:32.969
سربازهاي پادگان دوم به فرماندهي ژنرال ميکي دارند دلاورانه مبارزه ميکنند

00:05:33.181 --> 00:05:36.048
اونها و سربازهاي پادگان سوم با هم متحد شدند

00:05:36.151 --> 00:05:37.675
پادگان اول چطور ؟

00:05:40.390 --> 00:05:43.382
وقتي پادگانهاي چهارم و پنجم به آتش کشيده شدند

00:05:43.594 --> 00:05:46.620
پادگان اول به فرماندهي ژنرال واشيزو

00:05:46.830 --> 00:05:50.926
... با 400 نفر از بهترين سربازهاش به ارتش ژنرال اينوئي که

00:05:51.036 --> 00:05:53.630
داشتند از مرزهاي شمالي وارد ميشدند , حمله کردند

00:05:53.838 --> 00:05:56.636
! پس نقشه ژنرال اينوئي اين بوده

00:05:56.742 --> 00:05:59.870
اوضاع ژنرال واشيزو فعلا چطوريه ؟

00:05:59.979 --> 00:06:01.606
خيلي بد

00:06:02.616 --> 00:06:04.846
به اين مرد رسيدگي کنيد

00:06:21.571 --> 00:06:23.266
... بهشون حمله کنيم يا

00:06:23.473 --> 00:06:26.408
تو قلعه آرايش دفاعي بگيريم ؟

00:06:46.299 --> 00:06:49.268
ما بايد همينجا بمونيم

00:06:50.604 --> 00:06:56.736
اگه بخوايم با نيروهاي باقي مونده حمله کنيم , آسيب بيشتري ميبينيم

00:06:58.013 --> 00:07:02.109
اول از همه بايد يکسري کماندار به حاشيه "جنگل تار عنکبوت" بفرستيم

00:07:02.652 --> 00:07:06.611
اينطوري اگه دشمن به اينجا رسيد مجبور ميشن سپاهشون را 2 قسمت کنند

00:07:06.823 --> 00:07:09.951
و ما ميتونيم تا جايي که ميتونيم بهشون صدمه بزنيم

00:07:10.160 --> 00:07:13.129
و بعد همينجا ميمونيم و دفاع ميکنيم

00:07:13.331 --> 00:07:16.027
اين استراتژيه منه

00:07:21.540 --> 00:07:22.507
وضعيت آذوقه چطوره ؟

00:07:25.645 --> 00:07:30.878
با وضعيت فعلي تا 3 ماه ميتونيم دووم بياريم

00:07:39.261 --> 00:07:40.523
خبر آوردم

00:07:40.629 --> 00:07:43.962
من پيام رسان پادگان دوم هستم

00:07:44.166 --> 00:07:46.066
بگذاريد بياد تو

00:07:47.804 --> 00:07:48.771
بگذاريد بياد تو

00:08:00.418 --> 00:08:03.546
عاليجناب , خبرهاي خوبي دارم

00:08:03.655 --> 00:08:04.417
چي شده ؟

00:08:08.027 --> 00:08:12.521
وقتي پادگان دوم به فرماندهي ژنرال ميکي در حال مبارزه بود

00:08:12.733 --> 00:08:16.692
ژنرال واشيزو از پادگان اول تونست خودش را از پشت برسونه

00:08:16.903 --> 00:08:19.235
و با تيرباران ارتش ژنرال اينوئي , ناحيه مرزي را دوباره پس بگيره

00:08:19.340 --> 00:08:20.496
ژنرال واشيزو اينکارو کرد ؟

00:08:20.497 --> 00:08:21.497
بله

00:08:21.042 --> 00:08:23.806
کار ژنرال واشيزو عالي بوده

00:08:23.912 --> 00:08:26.904
شجاعت ژنرال واشيزو همه چيز را عوض کرد

00:08:27.116 --> 00:08:30.142
حالا جنگ داره به نفع ما ادامه پيدا ميکنه

00:08:31.254 --> 00:08:36.556
عاليجناب , ارتش ژنرال ميکي و ژنرال واشيزو سپاه اينوئي را مجبور به عقب نشيني کردند

00:08:36.761 --> 00:08:38.422
حالا سپاه دشمن داره به سمت شمال عقب نشيني ميکنه

00:08:39.430 --> 00:08:40.522
عاليجناب

00:08:41.298 --> 00:08:42.094
عاليجناب

00:08:42.399 --> 00:08:45.857
در قلعه شمالي ژنرال فوجوماکي به دام افتاده

00:08:46.071 --> 00:08:47.936
! اون درخواست صلح داره

00:08:48.039 --> 00:08:50.132
! نه , هيچ صلحي در کار نيست

00:08:50.243 --> 00:08:51.801
نورياسو

00:08:54.147 --> 00:08:56.911
همين حالا با افرادت به قلعه شمالي برو

00:08:57.584 --> 00:08:59.347
! و اون فوجوماکي لعنتي را بکش

00:09:00.087 --> 00:09:05.457
استحکامات مرزهاي شمالي را سامان دهي کن و مطمئن شو اينوئي کامل عقب نشيني کرده باشه

00:09:05.660 --> 00:09:09.687
به ژنرال ميکي و ژنرال واشيزو بگو به ديدنم بيان , ميخوام شخصا ازشون تشکر کنم

00:09:22.747 --> 00:09:24.408
عجب روز مذخرفي بود

00:09:24.615 --> 00:09:26.776
تا حالا همچين آب و هواي مسخره اي نديده بودم

00:09:29.421 --> 00:09:32.982
زود باش , دوست دارم هر چه زودتر عاليجناب را ملاقات کنم

00:09:34.327 --> 00:09:35.794
باشه

00:10:21.448 --> 00:10:23.473
نه , اين درست نيست

00:10:23.917 --> 00:10:27.011
مطمئنا قبلا هم از اينجا رد شديم

00:10:27.121 --> 00:10:30.750
درسته , هنوز جاي سم اسبها روي زمين مشخصه

00:10:33.462 --> 00:10:34.895
داريم دور خودمون ميچرخيم

00:10:35.097 --> 00:10:37.429
الان تو جنگل تار عنکبوت هستيم ؟

00:10:37.633 --> 00:10:38.759
بدون شک

00:10:39.569 --> 00:10:42.333
پس قلعه بايد همين نزديکي باشه

00:10:43.907 --> 00:10:46.774
الان 2 ساعته داريم تو اين جنگل چرخ ميزنيم

00:10:46.977 --> 00:10:48.376
اما هيچ راهي پيدا نکرديم

00:10:50.381 --> 00:10:52.542
اين جنگل واقعا مثل تار عنکبوت ميمونه

00:10:52.751 --> 00:10:55.117
مثل تار عنکبوت پيچيده و بزرگه

00:10:55.320 --> 00:10:59.381
همينطوريه که ميتونه از قلعه در مقابل دشمن حفاظت کنه

00:11:00.760 --> 00:11:01.954
مسخره است

00:11:02.161 --> 00:11:06.894
ما اين جنگل را به خوبي ميشناسيم , بايد بتونيم ازش رد بشيم

00:11:21.116 --> 00:11:23.778
شنيدي ؟
صداي يه روح خبيث بود

00:11:24.187 --> 00:11:26.121
حتما يه روح شرير و بدذات بوده

00:11:28.692 --> 00:11:32.184
من به قدرت نيزه ام اطمينان ميکنم و از اين جنگل رد ميشم

00:11:32.296 --> 00:11:35.595
منم با قدرت تير و کمانم از اين جنگل رد ميشم

00:12:12.009 --> 00:12:13.670
اين چيه ؟

00:12:14.244 --> 00:12:16.508
قبلا چنين کلبه اي ديده بودي ؟

00:12:16.714 --> 00:12:19.945
نه , همچين چيزي نديده بودم

00:12:21.987 --> 00:12:23.852
! حتما خونه يه روح خبيثه

00:12:24.056 --> 00:12:25.114
ممکنه

00:12:25.324 --> 00:12:28.725
! اسبها را ببين , آروم و قرار ندارن

00:12:38.606 --> 00:12:46.707
دنياي عجيبيه

00:12:47.417 --> 00:12:51.183
... چرا انسان ها اينقدر

00:12:51.287 --> 00:12:56.725
دنبال چيزهاي بيشتر و بيشتر تو دنيا هستند ؟

00:12:57.628 --> 00:13:02.531
زندگي انسانها هيچ مفهومي نداره

00:13:03.368 --> 00:13:06.997
مثل زندگي حشرات

00:13:08.474 --> 00:13:13.502
عجب حماقت بزرگي دارند

00:13:14.381 --> 00:13:20.013
که به خاطر هيچ اينقدر زجر ميکشند

00:13:23.758 --> 00:13:27.956
زندگي يک انسان

00:13:29.431 --> 00:13:32.400
به کوتاهي عمر يک گُله

00:13:33.636 --> 00:13:39.973
خيلي زود به پايان ميرسه

00:13:40.811 --> 00:13:45.976
و فقط توده اي گوشت و استخوان از اون به جا ميمونه

00:13:49.221 --> 00:13:53.555
هر انساني تلاش ميکنه

00:13:53.759 --> 00:13:58.128
تو تموم روزهاي زندگي اش

00:13:59.733 --> 00:14:05.501
تا به آروزهاش برسه

00:14:05.974 --> 00:14:10.809
و در اشتياق رسيدن به اونها ميميره

00:14:12.448 --> 00:14:18.444
... مرتب خودش را

00:14:18.555 --> 00:14:23.652
با دعا و مراسم مذهبي سرگرم ميکنه

00:14:25.830 --> 00:14:34.000
از هر دين و با هر مذهبي

00:14:36.910 --> 00:14:40.141
اما تنها چيزي که انتظار اونو ميکشه

00:14:40.647 --> 00:14:44.481
در پايان اين زندگي

00:14:44.585 --> 00:14:47.816
در پايان همه اين ماجراجويي ها

00:14:49.891 --> 00:14:54.851
تکه اي گوشت بدبو و در حال فساده

00:14:56.098 --> 00:15:01.001
اما بالاخره به گُلي تبديل ميشه

00:15:02.539 --> 00:15:09.036
که بوي اون فضا را عطرآگين ميکنه

00:15:09.247 --> 00:15:14.708
عطري بسيار خوشبو

00:15:16.555 --> 00:15:20.491
چقدر شگفت انگيزه

00:15:21.361 --> 00:15:28.894
زندگي انسان

00:15:30.771 --> 00:15:34.434
چقدر شگفت انگيزه

00:15:47.891 --> 00:15:48.721
تو کي هستي ؟

00:15:48.926 --> 00:15:51.793
تو يک انساني يا روحي از دنياي ارواح هستي ؟

00:15:52.964 --> 00:15:55.762
حرف بزن , اگه ميتوني آواز بخوني مطمئنا حرف هم ميتوني بزني

00:15:55.967 --> 00:15:57.559
درسته

00:15:58.903 --> 00:16:02.395
واشيزو تاکتوکي

00:16:02.975 --> 00:16:07.036
فرمانده پادگان اول

00:16:07.247 --> 00:16:09.738
چي ؟ تو منو ميشناسي ؟

00:16:09.950 --> 00:16:11.247
بله

00:16:12.453 --> 00:16:17.322
از امروز به بعد , تو فرمانده قلعه شمالي ميشي

00:16:17.425 --> 00:16:20.826
چي ؟ از امروز فرمانده قلعه شمالي ميشم ؟

00:16:21.664 --> 00:16:22.995
بله

00:16:23.766 --> 00:16:27.862
و در آينده تو فرمانده بزرگي خواهي شد

00:16:27.971 --> 00:16:30.098
فرمانده قلعه تار عنکبوت

00:16:33.778 --> 00:16:36.770
! چطور جرات ميکني , اين حرفهاي مسخره را تموم کن

00:16:37.481 --> 00:16:41.611
... چرا نسبت به پيرمرد ضعيفي مثل من

00:16:41.820 --> 00:16:46.621
اينقدر خشمگين و عصباني هستي ؟

00:16:46.826 --> 00:16:49.659
فرمانده بزرگ , تنها فرمانده قلعه خواهد بود

00:16:50.831 --> 00:16:55.666
حقيقتا که انسانها موجودات عجيبي هستند

00:16:56.870 --> 00:17:02.536
حتي از نگاه کردن به اعماق قلبشون هم هراس دارند

00:17:09.385 --> 00:17:10.784
صبر کن

00:17:11.722 --> 00:17:14.316
اين پيرمرد بايد يکي از ارواح جنگل باشه

00:17:14.524 --> 00:17:20.156
تير و کمان تو اثري روي اون نداره

00:17:20.698 --> 00:17:23.223
بگذار من ازش سئوال کنم

00:17:23.869 --> 00:17:26.337
به من جواب بده

00:17:28.841 --> 00:17:33.210
تو ميتوني آينده را به همين وضوحي که من الان دارم تو را ميبينم , ببيني ؟

00:17:33.413 --> 00:17:34.710
بله

00:17:36.016 --> 00:17:39.247
ميکي يوشياکي

00:17:40.054 --> 00:17:43.820
فرمانده پادگان دوم

00:17:44.426 --> 00:17:48.920
و از امروز به بعد , فرمانده پادگان اول

00:17:50.633 --> 00:17:53.397
چي ؟ از امروز فرمانده پادگان اول ميشم ؟

00:17:57.775 --> 00:18:00.539
بعد از اون به چه مقام و منصبي ميرسم ؟

00:18:02.313 --> 00:18:05.043
.... سرنوشت تو

00:18:05.250 --> 00:18:09.380
کوتاه تر اما باشکوه تر از فرمانده واشيزو خواهد بود

00:18:10.256 --> 00:18:11.086
چي ؟

00:18:11.824 --> 00:18:13.416
منظورت چيه ؟

00:18:14.628 --> 00:18:17.893
در آينده

00:18:18.098 --> 00:18:20.896
... پسر تو

00:18:21.002 --> 00:18:22.970
فرمانده قلعه تار عنکبوت خواهد شد

00:22:32.625 --> 00:22:34.855
خوب , قلعه اونجاست

00:22:35.595 --> 00:22:38.159
بالاخره از اين تار عنکبوت نجات پيدا کرديم

00:22:38.360 --> 00:22:39.561
بيا زودتر خودمون را به قلعه برسونيم

00:22:39.567 --> 00:22:41.228
نه , صبر کن

00:22:41.936 --> 00:22:46.430
! من خيلي خسته ام , اين زره هم خيلي سنگينه

00:22:47.576 --> 00:22:48.941
! تعجبي نداره

00:22:49.144 --> 00:22:52.341
الان 3 روزه که سوار اين اسبها تو اين جنگل سرگردونيم

00:22:52.548 --> 00:22:53.615
ميخواي استراحت کنيم ؟

00:22:53.616 --> 00:22:54.616
آره

00:23:06.931 --> 00:23:08.865
خيلي خوابم مياد

00:23:10.169 --> 00:23:13.996
تنها چيزي که الان آرزو ميکنم , يه خوابه راحت و طولانيه

00:23:14.397 --> 00:23:15.297
آره

00:23:16.977 --> 00:23:21.573
نميدونم چرا فکر ميکنم همه اون اتفاقات يه رويا بوده

00:23:22.517 --> 00:23:25.111
ديدن اون روح سرگردان

00:23:25.319 --> 00:23:28.152
شايد همش يه رويا بوده

00:23:28.356 --> 00:23:31.757
شنيدم که روياها آرزوهاي قلبي ما را بيان ميکنند

00:23:32.327 --> 00:23:37.788
واقعا کيه که آرزو نداشته باشه فرمانده يک قلعه شکست ناپذير باشه ؟

00:23:39.169 --> 00:23:43.071
به نظر ميرسه که قراره پسر تو فرمانده اون قلعه بشه

00:23:43.274 --> 00:23:48.268
! نه , اول قراره تو فرمانده اون قلعه بشي

00:23:52.317 --> 00:23:57.653
! اما اولش , بايد فرمانده قلعه شمالي بشم

00:23:57.857 --> 00:24:00.257
! و منم بايد فرمانده پادگان اول بشم

00:24:00.459 --> 00:24:02.249
مفتخرم عاليجناب
منم همينطور عاليجناب

00:24:11.406 --> 00:24:13.033
...با اينحال

00:24:13.876 --> 00:24:16.909
ميخواستي چي بگي ؟

00:24:16.910 --> 00:24:18.210
خودت چي ميخواستي بگي ؟

00:24:21.551 --> 00:24:25.510
اگه اون پيرمرد درست گفته باشه چي ؟

00:24:26.022 --> 00:24:28.820
اونوقت من فرمانده قلعه شمالي ميشم

00:24:29.026 --> 00:24:31.859
و تو هم فرمانده پادگان اول خواهي شد

00:25:03.299 --> 00:25:05.699
بهترين جنگجوي ارتش ما

00:25:05.903 --> 00:25:07.894
واشيزو تاکتوکي

00:25:19.318 --> 00:25:22.851
! از امروز به بعد , شما فرمانده قلعه شمالي خواهيد شد

00:25:36.938 --> 00:25:38.769
ميکي يوشياکي

00:25:38.974 --> 00:25:42.205
خدمات شما قابل تحسين بودند

00:25:52.923 --> 00:25:55.323
... از امروز به بعد

00:25:55.426 --> 00:25:57.724
شما فرمانده پادگان اول خواهيد بود

00:27:12.248 --> 00:27:13.715
عجب  آرامش و سکوني

00:27:13.917 --> 00:27:16.545
اينجا مثل بهشت ميمونه

00:27:16.853 --> 00:27:19.981
فرمانده ما حالا ژنرال قلعه شمالي شده

00:27:20.191 --> 00:27:22.523
زندگي هميشه ميتونه بهتر بشه , درسته ؟

00:27:22.727 --> 00:27:25.218
واسه ما هم که بهش خدمت ميکرديم , خوب شد

00:27:25.430 --> 00:27:29.093
البته آقا و بانوي ما هم حتما خيلي خوشحال هستند

00:28:04.775 --> 00:28:07.471
حالتون بهتر شده ؟

00:28:07.679 --> 00:28:08.703
نه

00:28:09.914 --> 00:28:13.816
فقط کابوس ميبينم

00:28:14.653 --> 00:28:18.214
خواب اون روح پليد را ميبينم

00:28:18.692 --> 00:28:20.887
اما ديگه ترديدي ندارم

00:28:21.428 --> 00:28:25.455
به طور احمقانه اي توي خوابم آرزو دارم که خودم فرمانده قلعه تار عنکبوت باشم

00:28:25.666 --> 00:28:29.966
روياهاي شما احمقانه نيستند

00:28:30.438 --> 00:28:35.740
هر مردي با قدرتي مثل شما , ميتونه آروزي فرمانروايي قلعه تار عنکبوت را داشته باشه

00:28:35.944 --> 00:28:37.275
نه

00:28:39.682 --> 00:28:42.515
من واقعا ترجيح ميدم همينجا بمونم

00:28:43.353 --> 00:28:47.255
من به سرورم تو همين قلعه با وفاداري خدمت ميکنم

00:28:47.791 --> 00:28:50.783
برقراري صلح و آرامش بهترين کاريه که مردي مثل من ميتونه انجام بده

00:28:51.463 --> 00:28:53.818
اين اتفاق نمي افته

00:28:53.819 --> 00:28:54.819
چي ؟

00:28:55.534 --> 00:28:58.594
اگه ميکي يوشيدا حرف بزنه چي ؟

00:28:58.804 --> 00:29:03.738
اگه پيشگويي اون روح پليد را براي فرمانرواي بزرگ تعريف کنه , چي ؟

00:29:05.212 --> 00:29:08.545
اگه اينطور بشه , همگي خواهيم مرد

00:29:10.084 --> 00:29:14.384
اول از همه , فرمانرواي بزرگ قلعه ما را با سربازهاش محاصره ميکنه

00:29:14.589 --> 00:29:20.221
چون ميترسه پيشگويي که در مورد تو شده حقيقت داشته باشه

00:29:23.667 --> 00:29:27.068
سرورم , شما فقط 2 راه داريد

00:29:28.238 --> 00:29:32.641
همينجا بمونيد و صبورانه منتظر بمونيد تا فرمانرواي بزرگ شما را به قتل برسونه

00:29:33.377 --> 00:29:38.007
يا اينکه اول شما فرمانروا را بکشيد و حاکم قلعه تار عنکبوت بشيد

00:29:47.628 --> 00:29:51.189
کشتن فرمانرواي بزرگ خيانت بزرگي محسوب ميشه

00:29:51.398 --> 00:29:53.866
... مگه خود فرمانرواي بزرگ

00:29:54.069 --> 00:29:58.768
با کشتن رقيبانش , قدرت خودش را تثبيت نکرد ؟

00:29:58.873 --> 00:30:04.008
نه , اونها را کشت چون اونها ميخواستند فرمانروا را به قتل برسونند

00:30:06.048 --> 00:30:09.779
فرمانرواي بزرگ به من اعتماد داره

00:30:10.454 --> 00:30:12.786
اون نسبت به هيچکس ديگه جز من اينقدر سخاوتمند نبوده

00:30:12.990 --> 00:30:18.860
! فقط به خاطر اينه که اون نميدونه تو در اعماق قلبت چه آروزيي داري

00:30:20.266 --> 00:30:22.097
اعماق قلبم ؟

00:30:23.269 --> 00:30:25.760
من هيچ آرزوي پنهاني در اعماق قلبم ندارم

00:30:29.576 --> 00:30:30.907
اين يک دروغه

00:30:34.282 --> 00:30:35.613
مسخره است

00:30:36.250 --> 00:30:40.778
من کاملا از موقعيت خودم بعنوان فرمانده قلعه شمالي رضايت دارم

00:30:41.023 --> 00:30:44.151
حتي اگه حرفت حقيقت داشته باشه

00:30:44.359 --> 00:30:48.318
... فکر ميکني فرمانرواي بزرگ بعد از اينکه

00:30:48.531 --> 00:30:52.297
ميکي پيشگويي را براش تعريف کرد , بازم به تو اعتماد ميکنه ؟

00:30:52.299 --> 00:30:53.299
... ميکي

00:30:55.272 --> 00:30:57.263
... اما ميکي

00:30:57.474 --> 00:31:00.170
ميکي , بهترين دوست دوران کودکي من بوده

00:31:00.478 --> 00:31:02.343
غير ممکنه به من خيانت کنه

00:31:02.547 --> 00:31:05.607
....واسه رسيدن به قدرت

00:31:05.818 --> 00:31:10.346
والدين بچه هاشون را ميکشند و بچه ها هم والدينشون را

00:31:11.458 --> 00:31:17.488
! در اين دوران , اگه نخواي کشته بشي بايد بکشي

00:31:19.067 --> 00:31:25.165
بعيد نيست که تا حالا ميکي همه چيز را براي فرمانرواي بزرگ تعريف کرده باشه

00:31:25.674 --> 00:31:28.768
من واقعا نگران اين موضوع هستم

00:31:32.716 --> 00:31:35.981
آساژي , ديگه در مورد افکارت حرفي نرن

00:31:36.186 --> 00:31:37.551
عاليجناب

00:31:42.293 --> 00:31:46.020
حدود 300 سرباز از قلعه تار عنکبوت در حال حرکت به سمت قلعه ما هستند

00:31:46.022 --> 00:31:46.722
چي ؟

00:31:46.731 --> 00:31:48.897
اونها به آرامي پيشروي ميکنند

00:31:49.101 --> 00:31:51.569
عاليجناب

00:31:55.441 --> 00:32:00.845
تمام قلعه با سربازهاي فرمانروا محاصره شده , همگي مسلح هستند

00:32:01.048 --> 00:32:03.516
همه از قلعه تار عنکبوت هستند

00:32:03.718 --> 00:32:08.655
همگي نيزه و شمشير دارند و اسب هاشون به آرامي حرکت ميکنند

00:32:21.238 --> 00:32:24.264
خبر براي واشيزو , فرمانده قلعه شمالي

00:32:24.475 --> 00:32:27.103
! فرمانرواي بزرگ وارد ميشوند

00:32:30.349 --> 00:32:31.316
چي شده ؟

00:32:31.517 --> 00:32:34.611
عاليجناب , فرمانرواي بزرگ دارند وارد قلعه ميشن

00:32:34.821 --> 00:32:36.618
سربازها , همگي به صف بشيد

00:32:37.991 --> 00:32:39.686
! به صف بشيد

00:32:42.997 --> 00:32:44.692
زود باشيد , بيايد

00:32:44.899 --> 00:32:46.560
واشيزو , نيازي به اين کارها نيست

00:32:46.667 --> 00:32:49.397
فرمانرواي بزرگ براي شکار از قلعه خارج شدند

00:32:49.604 --> 00:32:53.199
نيازي به تشريفات رسمي نيست

00:33:46.971 --> 00:33:51.032
براي شکار فوق العاده تون تبريک عرض ميکنم

00:33:51.141 --> 00:33:54.702
نه , شکار فقط يه بهانه بود

00:33:57.482 --> 00:34:00.144
ميخوام سربازهام را براي حمله به اينوئي آماده کنم

00:34:03.623 --> 00:34:05.682
رفتار اينوئي ديگه قابل تحمل نيست

00:34:05.792 --> 00:34:08.590
ميدونستم اين اتفاق ميفته

00:34:08.795 --> 00:34:11.389
ميدونم اون و فوجيماکي عليه من با هم متحد شده بودند

00:34:11.766 --> 00:34:15.896
... براي همين من به اينجا اومدم تا بتونيم

00:34:16.337 --> 00:34:20.797
به طور مخفيانه بيرون از مرزهامون صف آرايي کنيم و در فرصت مناسب بهشون حمله کنيم

00:34:21.010 --> 00:34:25.106
تا اونموقع با هيچکس راجع به اين موضوع حرفي نزنيد

00:34:27.284 --> 00:34:28.876
واشيزو ؟
بله قربان

00:34:28.985 --> 00:34:31.078
ميکي ؟
بله قربان

00:34:31.455 --> 00:34:33.514
... من به خاطر همه شجاعتهايي که داشتيد ميخوام

00:34:33.624 --> 00:34:34.682
! مقامتون را ارتقا بدم

00:34:35.059 --> 00:34:38.222
واشيزو فرمانده کل ارتش ميشه و ميکي هم فرمانده گارد قصر تار عنکبوت

00:34:38.330 --> 00:34:39.319
بله قربان

00:34:53.047 --> 00:34:54.537
آساژي

00:34:56.184 --> 00:34:59.620
حالا ديگه قلب پر از شک و ترديد تو بايد بتونه آروم بگيره

00:35:03.025 --> 00:35:06.483
سرور بزرگ به من اعتماد داره

00:35:07.663 --> 00:35:13.533
حتما در اون قسمت قلبت که باعث شد به ميکي بدگمان باشي , اون روح پليد پنهان شده بوده

00:35:13.737 --> 00:35:16.069
من باهاتون موافق نيستم

00:35:18.776 --> 00:35:21.404
پس هنوز شک داري ؟
گوش کن

00:35:22.548 --> 00:35:26.348
سرور بزرگمون بيشتر از همه به من اعتماد داره

00:35:27.353 --> 00:35:31.881
اون مقام والاي فرماندهي کل ارتش را به من داده

00:35:32.092 --> 00:35:34.686
اين مقام فرماندهي کل ارتش

00:35:34.895 --> 00:35:38.194
فقط باعث ميشه بيشتر از بقيه در معرض کشته شدن قرار بگيري

00:35:45.907 --> 00:35:48.705
سرور بزرگ به زيرکي يک روباهه

00:35:49.045 --> 00:35:52.845
خيلي راحت تو را فريب داد تا فرمانده قلعه شمالي بشي

00:35:53.282 --> 00:35:56.080
اما در واقع به ميکي اعتماد داره

00:35:56.286 --> 00:36:00.416
ميکي را دور از همه خطرها بعنوان فرمانده گارد سلطنتي قصر تار عنکبوت گماشته

00:36:01.493 --> 00:36:05.452
و تو را بعنوان بدترين دشمن خودش در صف اول جنگ

00:36:09.902 --> 00:36:13.360
...  از بالاي بلندي هاي قصر تار عنکبوت

00:36:13.607 --> 00:36:18.909
وقتي که تو داري آخرين نفس هات را ميکشي , ميکي لبخند ميزنه

00:36:33.263 --> 00:36:35.697
کي اونجاست ؟
ما از سربازان قلعه هستيم

00:36:36.833 --> 00:36:40.735
در اين قسمت سرور بزرگ در حال استراحت کردن هستند

00:36:40.971 --> 00:36:43.098
نميتونيد از اين قسمت عبور کنيد

00:36:43.207 --> 00:36:45.505
ما نميخوايم به خوابگاه ايشون بريم

00:36:45.711 --> 00:36:48.241
اومديم تا درهاي راهرو پُلُمپ شده را باز کنيم

00:36:48.980 --> 00:36:50.004
راهرو پُلُمپ شده ؟

00:36:51.183 --> 00:36:55.142
همونجايي که فرمانده قبلي " فوجيماکي" خودکشي کرد

00:36:56.055 --> 00:36:59.081
به هيچ وجه نميشه خون کف راهرو را پاک کرد

00:36:59.293 --> 00:37:01.955
و براي همين ورودي اون راهرو هميشه بسته است

00:37:02.062 --> 00:37:04.758
حالا چرا امشب ميخوايد درهاي اون راهرو را باز کنيد ؟

00:37:05.900 --> 00:37:08.630
عاليجناب بايد در اتاق مخصوص فرماندهان استراحت کنند

00:37:08.837 --> 00:37:10.702
براي همين بايد درهاي اون راهرو را باز کينم

00:37:11.207 --> 00:37:14.973
به خاطر زحمتي که ميکشيد , ممنون
ميتونيد بريد

00:38:09.607 --> 00:38:11.234
خيلي عجيبه

00:38:12.777 --> 00:38:17.840
با اينکه من جنگ و خونريزي هاي خيلي زيادي ديدم

00:38:18.584 --> 00:38:22.384
ديدن اين خون هنوز هم لرزه به بدنم ميندازه

00:38:29.163 --> 00:38:31.131
! چون اين خون يگ سگه

00:38:31.332 --> 00:38:34.768
خون يک خائن و يک احمق واقعي

00:38:34.970 --> 00:38:37.370
کسي که وقتي نقشه خيانتش فاش شد

00:38:37.573 --> 00:38:42.135
! براي زندگي اش به عاليجناب التماس ميکرد , خائن بدبخت ترسو

00:38:56.127 --> 00:39:00.427
! لعنت , حتي پرنده ها هم از نحسي اينجا شکايت دارند

00:39:11.311 --> 00:39:15.338
تو منو متهم به اين ميکني که آدم خيلي شکاکي هستم

00:39:15.884 --> 00:39:18.478
اما قلبم با تمام وجود بهم ميگه

00:39:18.686 --> 00:39:23.020
که پيشگويي اون روح سرگردان درست بوده

00:39:24.159 --> 00:39:27.458
چشمهاتو باز کن تا حقيقت را ببيني

00:39:28.231 --> 00:39:31.098
... تمام جزئيات اون پيشگويي

00:39:31.301 --> 00:39:36.534
دارند به حقيقت ميرسند , بدون اينکه تو هيچ کاري کرده باشي

00:39:39.378 --> 00:39:42.438
هنوز نفهميدي ؟

00:39:43.382 --> 00:39:48.843
عاليجناب مثل يه پرنده به سمت تو پرواز کرده

00:39:50.556 --> 00:39:56.188
اگه امشب کاري نکني ديگه محالي فرصتي بهتر از اين به دست بياري

00:40:07.109 --> 00:40:08.201
... اما اينطوري

00:40:09.345 --> 00:40:11.575
! من مرتکب بالاترين درجه خيانت ميشم

00:40:11.782 --> 00:40:15.343
اينطوري همه فرماندهان بر عليه من متحد ميشند

00:40:15.552 --> 00:40:18.715
با اينکه عاليجناب به تو اعتماد کامل دارند

00:40:18.923 --> 00:40:24.691
اما باز هم سربازهاي نورياسو دارند ازشون مراقبت ميکنند , اين بهترين فرصت ماست

00:40:25.965 --> 00:40:30.402
ميتونيم توي نوشيدني اونها داروي خواب آور بريزيم

00:40:30.603 --> 00:40:34.733
وقتي نگهبانها خوابيدند تو ميتوني عاليجناب را به قتل برسوني

00:40:35.141 --> 00:40:39.009
اينطوري مسئوليت قتل عاليجناب به عهده نورياسو و سربازهاش ميشه

00:40:50.426 --> 00:40:54.123
صداي اون پرنده چه چيزي را تو ذهنت تداعي ميکنه ؟

00:40:58.769 --> 00:41:01.101
حاضري دست به چنين ريسک بزرگي بزني ؟

00:41:01.638 --> 00:41:04.766
اين چيزيه که من فکر ميکنم

00:41:11.784 --> 00:41:14.753
يک مرد با آروزي جاه طلبي ساخته ميشه

00:41:14.988 --> 00:41:17.252
از داخل قلعه اي که تو فرمانده اون خواهي شد

00:41:17.457 --> 00:41:22.053
ميتوني به کل دنيا فرمانروايي کني , صداي اون پرنده از بهشت بود

00:41:52.064 --> 00:41:53.361
کي اونجاست ؟

00:41:54.033 --> 00:41:56.467
اقامتگاه شما براي خواب آماده است

00:42:00.908 --> 00:42:02.773
کارتون خوب بود

00:42:04.878 --> 00:42:08.609
سربازهاي عاليجناب دارند چي کار ميکنند ؟

00:42:08.850 --> 00:42:12.183
دارند نگهباني ميدن , بايد کل شب را بيدار بمونند

00:42:12.387 --> 00:42:14.514
! بايد هم اينکارو بکنند

00:42:16.192 --> 00:42:19.525
پس بهتره کمي براشون "ساکي" ببريد

00:48:57.055 --> 00:48:59.546
! دشمن , دشمن

00:49:08.334 --> 00:49:09.596
! مسلح بشيد

00:49:13.740 --> 00:49:16.368
فرمانرواي بزرگ در خطر قرار دارند

00:49:29.159 --> 00:49:30.922
خيانتکار

00:50:11.574 --> 00:50:13.558
بگذاريد برم

00:50:13.559 --> 00:50:14.437
شما بايد به خودتون مسلط باشيد

00:50:14.444 --> 00:50:17.436
اول از همه بايد به قلعه برگرديد , پرنس

00:50:17.648 --> 00:50:19.206
بگذاريد برم

00:50:19.916 --> 00:50:22.009
مطمئنا کار واشيزو بوده

00:50:22.220 --> 00:50:24.518
اگه الان فرار کنيم فکر ميکنند خيانت کرديم

00:50:24.622 --> 00:50:26.886
به من گوش بديد , پرنس

00:50:27.092 --> 00:50:28.719
آدم مرده نميتونه از خودش دفاع کنه

00:50:28.827 --> 00:50:32.388
بگذاريد برم , بگذاريد برم

00:50:42.276 --> 00:50:46.144
فقط نورياسو دشمن ماست , کاري به بقيه نداشته باشيد

00:50:46.915 --> 00:50:49.816
نورياسو کجاست ؟
تقريبا اونو گرفته بوديم

00:50:49.918 --> 00:50:52.478
اما تونست فرار کنه

00:50:52.689 --> 00:50:55.590
اون با پرنس به سمت قلعه فرار کرد

00:50:55.958 --> 00:50:58.552
با پرنس رفت به سمت قلعه ؟

00:50:58.761 --> 00:51:01.594
خداي من , الان ميکي فرمانده قلعه تار عنکبوته

00:51:01.799 --> 00:51:03.426
... اگه اون دو تا خائن را پناه بده

00:51:03.634 --> 00:51:06.569
داره به روح عاليجناب توهين ميکنه

00:51:07.906 --> 00:51:08.998
حرکت کنيد

00:51:31.333 --> 00:51:33.460
بريد دنبالشون

00:51:40.944 --> 00:51:43.139
تير و کمان هاتون را آماده کنيد

00:53:00.669 --> 00:53:02.500
لعنت به اونها

00:53:09.913 --> 00:53:11.073
پيام براي فرمانده ميکي

00:53:12.249 --> 00:53:15.844
فرمانرواي بزرگ که در حال آماده شدن براي نبرد با اينوئي بودند , ديشب به قتل رسيدند

00:53:16.054 --> 00:53:19.546
اون هم درست در قلعه اي که فرمانرواي اون واشيزو بوده

00:53:19.657 --> 00:53:22.148
من , نورياسو به همراه پرنس به اينجا اومديم

00:53:22.261 --> 00:53:26.357
اومديم تا اينجا به ما پناه بديد

00:53:27.367 --> 00:53:29.096
سريعا دراوزه ها را باز کنيد

00:53:30.103 --> 00:53:31.468
دروازه ها را باز کنيد

00:53:32.839 --> 00:53:33.897
فرمانده ميکي

00:53:34.008 --> 00:53:35.771
واشيزو داره ما را تعقيب ميکنه

00:53:36.844 --> 00:53:38.835
دروازه ها را باز کنيد

00:53:40.015 --> 00:53:43.212
دروازه ها را باز کنيد

00:54:02.707 --> 00:54:04.231
ميکي , چطور جرئت ميکني ؟

00:54:04.476 --> 00:54:05.909
پرنس

00:54:24.667 --> 00:54:26.134
فرمانده , بريم دنبالشون ؟

00:54:27.403 --> 00:54:28.563
لازم نيست

00:54:30.439 --> 00:54:33.237
بگذاريد بريم و نابودشون کنيم , فرمانده

00:54:35.512 --> 00:54:37.241
نه , لازم نيست

00:54:44.957 --> 00:54:48.222
تا وقتي نفهميديم نقشه ميکي چيه نبايد حرکتي بکنيم

00:54:48.527 --> 00:54:50.154
حالا که فرمانده بزرگ مُردند

00:54:50.363 --> 00:54:52.923
ممکنه ميکي بخواد تاج و تخت را براي خودش تصرف کنه

00:54:53.132 --> 00:54:56.761
! در اينصورت دشمن بعدي ما خود ميکي ميشه

00:55:11.354 --> 00:55:12.685
فرمانده

00:55:17.394 --> 00:55:18.361
فرمانده

00:55:18.562 --> 00:55:20.427
پيامي از طرف بانو آوردم

00:55:20.697 --> 00:55:21.823
چيه ؟

00:55:21.932 --> 00:55:24.332
اگه ميکي دروازه ها را باز نکرد

00:55:24.535 --> 00:55:27.698
تابوت عاليجناب را براش ببريد

00:55:28.473 --> 00:55:29.497
فهميدم

00:55:48.497 --> 00:55:50.465
دروازه ها را باز کنيد

00:55:51.199 --> 00:55:53.292
فرمانده بزرگ برگشتند

00:55:55.004 --> 00:55:56.403
دروازه ها را باز کنيد

00:55:57.940 --> 00:56:02.741
من , فرمانده واشيزو , با تابوت عاليجناب آمدم

01:00:28.920 --> 01:00:32.014
همسر عاليجناب کجا هستند ؟

01:00:32.324 --> 01:00:34.451
ايشون به زندگي خودشون پايان دادند

01:00:36.562 --> 01:00:41.329
نميتونستند ببينند که قلعه به تصرف دشمن در بياد

01:01:34.963 --> 01:01:39.730
! مطمئنا پيشگويي اون روح خبيث توي جنگل درست بوده

01:01:41.938 --> 01:01:47.137
حالا که عاليجناب مُردند , حتما اينوئي با تمام قوا به ما حمله ميکنه

01:01:47.912 --> 01:01:50.039
! اونها با همه قوا بهمون حمله ميکنند

01:01:50.314 --> 01:01:54.978
تو ميتوني به تنهايي از اين قلعه دفاع کني

01:01:55.654 --> 01:02:00.717
من از حق تو در مقابل بقيه فرماندهان ارتش دفاع ميکنم

01:02:21.617 --> 01:02:24.677
بايد در اين خصوص بعدا بيشتر با هم حرف بزنيم

01:03:00.495 --> 01:03:02.395
پادگان کجاست ؟

01:03:04.065 --> 01:03:06.795
تو دامنه اون کوه هاست , ميبيني ؟

01:03:08.371 --> 01:03:11.807
از اين بالا چقدر کوچک و ضعيف به نظر ميرسه

01:03:12.843 --> 01:03:17.007
زندگي هميشه ميتونه بهتر بشه , درست نميگم ؟

01:03:17.214 --> 01:03:21.844
اگه عاليجناب وارثي داشتند , الان وضعيت خيلي بهتري داشتيم

01:03:30.397 --> 01:03:33.628
... فکر نميکنم بتونم کاري بکنم که تو

01:03:33.833 --> 01:03:38.167
تصميمت را براي جانشين کردن پسر ميکي بعد از خودت فراموش کني ؟

01:03:39.974 --> 01:03:42.135
توي جلسه فرماندهان

01:03:42.343 --> 01:03:45.278
اون خيلي از موقعيت من دفاع کرد

01:03:46.448 --> 01:03:50.282
من موقعيتم را کاملا به فداکاري اون مديونم

01:03:50.820 --> 01:03:52.879
من بايد محبتهاي اون را جبران کنم

01:03:53.089 --> 01:03:55.819
اين اصلا درست نيست

01:03:56.026 --> 01:04:00.793
ميکي به خاطر دوستي اش با تو بهت کمک نکرده

01:04:01.165 --> 01:04:04.931
مطمئنا خودت هم اينو خوب ميدوني

01:04:05.637 --> 01:04:07.571
ديگه در موردش حرف نزن

01:04:08.640 --> 01:04:10.471
ميکي مرد خيلي شجاعيه

01:04:10.676 --> 01:04:12.803
يک فرمانده خيلي باهوش و زيرکه

01:04:13.312 --> 01:04:17.578
وجود اون ترسي براي دشمن و نور اميدي براي دوستانشه

01:04:18.719 --> 01:04:21.483
اگه من پسرش را بعنوان جانشين خودم معرفي کنم

01:04:21.689 --> 01:04:24.954
اون هم در مقابل هميشه بهم کمک ميکنه

01:04:26.894 --> 01:04:28.259
گوش کن

01:04:28.464 --> 01:04:32.992
در مهماني امشب من ميخوام موفقيت خودم را جشن بگيرم

01:04:34.169 --> 01:04:36.933
ميخوام رفتارت با ميکي و پسرش مناسب باشه

01:04:38.842 --> 01:04:42.710
... من دستاي خودم را به خون آلوده نکردم تا

01:04:43.481 --> 01:04:47.349
! پسر فرمانده ميکي به تاج و تخت برسه

01:04:51.523 --> 01:04:54.048
بدون وارث حکومت من نميتونه دوام بياره

01:04:55.261 --> 01:04:57.889
براي همين بايد پسر ميکي را جانشين کنم

01:04:58.364 --> 01:05:01.060
اگه به پيشگويي اون روح پليد اعتقاد داري

01:05:01.268 --> 01:05:03.998
اين تنها کاريه که ميتونيم بکنيم
! اينطور نيست

01:05:04.738 --> 01:05:07.002
! اما ما فرزندي نداريم

01:05:07.242 --> 01:05:10.040
بالاخره بايد يک روز جانشين خودم را تعيين کنم

01:05:12.614 --> 01:05:14.377
... اما من

01:05:15.785 --> 01:05:17.480
! حامله هستم

01:05:19.188 --> 01:05:20.883
حامله اي ؟

01:05:22.025 --> 01:05:23.014
بله

01:05:49.223 --> 01:05:50.053
! فوگي

01:05:52.494 --> 01:05:53.927
داريد چي کار ميکنيد ؟

01:05:55.163 --> 01:05:57.688
اين اسب از صبح تا حالا ديوانه شده

01:05:58.668 --> 01:06:00.795
افسارش را پاره کرده و نميگذاره روش زين بندازيم

01:06:00.903 --> 01:06:02.200
و مدام فرار ميکنه

01:06:04.508 --> 01:06:08.205
! پدر , اين نشونه خيلي بديه , ما نبايد امشب به قصر بريم

01:06:08.412 --> 01:06:09.436
مسخره است

01:06:10.314 --> 01:06:14.546
ما مهمان هاي افتخاري امشب هستيم , بايد بريم

01:06:26.700 --> 01:06:27.962
پدر

01:06:30.471 --> 01:06:32.234
همونطور که قبلا هم گفتم

01:06:32.440 --> 01:06:34.931
من براي افتخاري که قراره نصيبم بشه خيلي خوشحالم

01:06:35.143 --> 01:06:36.235
پس چرا شکايت ميکني ؟

01:06:36.444 --> 01:06:38.469
نه , من شکايتي ندارم

01:06:39.515 --> 01:06:42.109
... اما من دوست ندارم که

01:06:42.317 --> 01:06:44.751
به پيشگويي يه روح سرگردان اعتماد کنم , مسخره است

01:06:44.954 --> 01:06:46.683
مسخره است ؟

01:06:47.857 --> 01:06:50.257
من با چشمهاي خودم اونو ديدم

01:06:50.861 --> 01:06:54.126
هر چي در مورد واشيزو گفته بود کاملا به حقيقت پيوست

01:06:55.332 --> 01:06:56.458
... براي من , امشب

01:06:56.668 --> 01:07:00.160
حرفاتون نشون ميده کاملا تحت تاثير قرار گرفتيد

01:07:00.372 --> 01:07:04.536
... اون روح پليد شما را فريب داده تا باور کنيد

01:07:04.744 --> 01:07:09.477
پيشگويي هاش درست هستند و حالا شما باور کرديد , اين عاقلانه است ؟

01:07:10.250 --> 01:07:12.878
تو ميتوني اونها را باور نکني

01:07:15.223 --> 01:07:16.622
با اينحال

01:07:17.759 --> 01:07:23.197
چه واقعيت باشه و چه دروغ , واشيزو ميخواد تو را بعنوان وارث تاج و تخت معرفي کنه

01:07:23.399 --> 01:07:25.230
خوب گوش کن

01:07:27.336 --> 01:07:30.863
تو ميتوني فرمانده و ارباب اين قصر باشي

01:07:33.076 --> 01:07:36.739
اونم بدون هيچگونه درگيري و خونريزي و آدم کشي

01:07:44.089 --> 01:07:46.819
ديديد اون اسب چقدر عجيب رفتار ميکرد

01:07:47.025 --> 01:07:48.049
ببينيد چقدر زخمي شدم ؟

01:07:48.261 --> 01:07:50.889
! اينقدر واسه چند تا زخم کوچک ناله نکن

01:08:02.043 --> 01:08:03.567
اون دوباره برگشت

01:08:45.327 --> 01:08:48.296
فرمانده ميکي کجاست ؟

01:08:48.597 --> 01:08:50.656
حتما عاليجناب خيلي عصباني هستند

01:08:50.866 --> 01:08:53.130
چنين گستاخي از ميکي بعيد بود

01:08:53.236 --> 01:08:58.401
خدايان بايد به من کمک کنند تا بتونم اين داستان را تعريف کنم

01:08:58.609 --> 01:09:02.841
داستاني که از زمان هاي قديم در اين سرزمين شنيده ميشده

01:09:03.047 --> 01:09:06.016
داستان فرمانروا چيکيتا و شجاعت هاش

01:09:06.117 --> 01:09:09.884
که در نهايت با ناجوانمري به قتل رسيد

01:09:10.723 --> 01:09:15.422
وقتي که نوکر خيانت کار و بزدلش

01:09:15.795 --> 01:09:18.855
که آروزي سلطنت کردن داشت

01:09:18.966 --> 01:09:24.836
با ناجوانمري اون را به قتل رسوند

01:09:25.039 --> 01:09:28.600
و اين خيانت بدين گونه رخ داد

01:09:28.843 --> 01:09:31.835
! کافيه , ديگه لازم نيست ادامه بدي

01:09:33.816 --> 01:09:34.783
قربان

01:11:06.323 --> 01:11:08.484
لعنت به تو , ميکي

01:11:11.095 --> 01:11:12.960
! چنين گستاخي قابل بخشش نيست

01:11:17.335 --> 01:11:18.962
! از اينجا برو

01:11:19.805 --> 01:11:20.931
! از اينجا برو

01:11:22.842 --> 01:11:24.241
عاليجناب

01:11:26.313 --> 01:11:27.803
چيزي نيست

01:11:28.014 --> 01:11:30.608
ايشون خيلي مشروب خوردند

01:11:33.654 --> 01:11:38.751
اخيرا وقتي بيش از حد مشروب ميخوره اينطوري ميشه

01:11:39.361 --> 01:11:44.799
شکي نيست که مرگ دردناک عاليجناب قلب ايشون را خيلي جريحه دار کرده

01:12:10.731 --> 01:12:12.858
حتما خيلي مست شدم

01:12:17.071 --> 01:12:17.696
مشکل چيه ؟

01:12:21.176 --> 01:12:23.804
يعني شماها تا حالا مست نکرديد ؟

01:12:24.747 --> 01:12:25.509
بيايد جشن بگيريم

01:12:47.973 --> 01:12:51.272
چرا فرمانده ميکي اينقدر دير کرده ؟

01:12:55.649 --> 01:12:59.312
شايعاتي شنيدم مبني بر اينکه اينوئي بين ما جاسوس داره

01:13:00.654 --> 01:13:02.849
اميدوارم اشتباه فهميده باشم

01:13:22.780 --> 01:13:24.372
! دوباره اومد

01:13:44.071 --> 01:13:48.269
اگه اينقدر از دست من ناراحتي , بيا و با من مبارزه کن

01:13:50.946 --> 01:13:52.914
! ميتونم دوباره تو را بکشم

01:14:03.560 --> 01:14:05.084
عاليجناب

01:14:06.464 --> 01:14:08.091
بهشون توجهي نکنيد

01:14:08.566 --> 01:14:11.763
حتما بيش از حد مست شدند

01:14:11.970 --> 01:14:15.133
خواهش ميکنم اين اتفاقات را ناديده بگيريد

01:14:15.341 --> 01:14:17.775
خواهش ميکنم فعلا مجلس را ترک کنيد

01:14:41.871 --> 01:14:43.338
! برو بيرون

01:15:11.740 --> 01:15:14.265
چقدر عالي

01:15:14.809 --> 01:15:18.438
فرمانده بزرگي که آرزوي سلطنت کردن به دنيا را داره

01:15:18.647 --> 01:15:22.208
با يک شبح خيالي تا حد مرگ ميترسه و کنترلش را از دست ميده

01:15:22.918 --> 01:15:24.215
کي اونجاست ؟

01:15:58.794 --> 01:16:01.661
اين سر فرمانده ميکي هست , قربان

01:16:09.406 --> 01:16:10.134
کافيه

01:16:12.976 --> 01:16:14.603
برو بيرون

01:16:16.281 --> 01:16:18.010
صبر کن ببينم

01:16:18.116 --> 01:16:21.779
پس پسر فرمانده اينوئي چي ؟

01:16:25.291 --> 01:16:26.315
پسرش چي شد ؟

01:16:28.795 --> 01:16:33.061
من تونستم اونو زخمي کنم اما اون سوار اسبش شد و فرار کرد

01:16:33.266 --> 01:16:35.234
چي ؟ اون فرار کرد ؟

01:16:36.137 --> 01:16:38.162
خواهش ميکنم منو ببخشيد

01:18:09.578 --> 01:18:11.307
باد خيلي سختي داره ميوزه

01:18:11.581 --> 01:18:14.482
داره کل قصر را از پايه ميلروزنه

01:18:16.018 --> 01:18:17.747
پايه هاي اين قصر

01:18:17.955 --> 01:18:21.482
قبل از اينکه باد شروع بشه هم شروع به لرزيدن کرده بودند

01:18:21.892 --> 01:18:25.692
اين روزها , حتي فرماندهان پادگان ها و قرارگاه ها

01:18:25.897 --> 01:18:29.697
که هر روز براي دادن گزارش به قصر ميومدند هم ديگه به اينجا نميان

01:18:29.902 --> 01:18:32.336
! بگذار اون سگهاي کثيف باز هم دروغ بگن

01:18:32.538 --> 01:18:33.937
... دو فرمانده بزرگي که

01:18:34.139 --> 01:18:37.939
عاليجناب بهشون اعتماد داشتند , يکي شون مرده و اون يکي هم مثل ديوانه ها شده

01:18:38.144 --> 01:18:43.013
خيلي مشکل بشه باور کرد که جاسوس هاي اينوئي تونسته باشند ميکي را بکشند

01:18:44.218 --> 01:18:45.879
... من شنيدم که

01:18:46.087 --> 01:18:51.525
پسر ميکي به سپاه اينوئي پناهنده شده

01:18:51.793 --> 01:18:55.229
فقط يک احمق ممکنه به قاتل پدرش پناه ببره و اون يک احمق نبود

01:18:55.431 --> 01:18:58.594
... منم شنيدم که نورياسو و پرنس هم

01:18:58.801 --> 01:19:01.770
به سپاه اينوئي پناهنده شدند

01:19:02.072 --> 01:19:04.370
يعني آخرش چي ميشه ؟

01:19:04.842 --> 01:19:10.075
در هر صورت ديگه نميتونيم به غير قابل نفوذ بودن اين قصر اعتمادي داشته باشيم

01:19:10.949 --> 01:19:13.417
شنيدم که فرمانده گروه ديده بان هاي قصر گفته

01:19:13.618 --> 01:19:18.112
يک گروه از موشها را ديده که از زمين هاي اطراف قصر فرار ميکردند

01:19:19.325 --> 01:19:21.054
هميشه گفتند که

01:19:21.261 --> 01:19:26.494
قبل از اينکه يک خونه آتش بگيره موشها از اونجا فرار ميکنند

01:19:44.888 --> 01:19:46.515
حالشون چطوره ؟

01:19:47.124 --> 01:19:48.489
حال بانو چطوره ؟

01:19:48.693 --> 01:19:50.923
حالش چطوره ؟

01:19:53.131 --> 01:19:53.995
حرف بزن

01:19:55.033 --> 01:19:57.160
چرا حرف نميزني ؟

01:19:58.637 --> 01:20:03.267
بايد منو به خاطر حرفهايي که ميخوام بزنم عفو کنيد

01:20:05.078 --> 01:20:08.536
بانوي من فرزندشون را به دنيا آوردند اما بچه خيلي زود به دنيا آمده بود

01:20:08.749 --> 01:20:11.847
چي ؟ زود به دنيا آمده بود ؟

01:20:12.387 --> 01:20:18.053
بچه از همون روزهاي اول در شکم بانو مُرده بود

01:20:18.259 --> 01:20:23.492
نميتونم مطمئنا باشم که بانو سلامتي شون را به دست بيارند

01:20:30.373 --> 01:20:31.431
عاليجناب

01:20:51.398 --> 01:20:52.695
عاليجناب

01:21:31.912 --> 01:21:33.539
احمق

01:21:38.586 --> 01:21:40.315
احمق

01:22:06.685 --> 01:22:08.619
عاليجناب

01:22:14.261 --> 01:22:16.024
عاليجناب

01:22:18.265 --> 01:22:20.460
يک پيک از پادگان اول رسيده

01:22:20.668 --> 01:22:21.862
چي ؟

01:22:28.677 --> 01:22:30.008
چي شده ؟

01:22:30.212 --> 01:22:33.978
سپاه اينوئي از مرز گذشته اند و پادگان اول را تصرف کردند

01:22:34.384 --> 01:22:38.878
نورياسو با يک ارتش از سمت شرق وارد شدند , اون قسم خورده انتقام پدر پرنس را بگيره

01:22:40.992 --> 01:22:43.927
پادگان دوم محاصره شده

01:22:44.128 --> 01:22:46.187
پسر فرمانده ميکي اونها را رهبري ميکنه

01:22:50.302 --> 01:22:53.396
پادگام اول و دوم هر دو سقوط کردند

01:22:53.606 --> 01:22:55.437
دشمن داره با تمام قوا

01:22:55.541 --> 01:22:57.099
به سمت پادگاه سوم ميره

01:23:34.420 --> 01:23:35.387
ترسوها

01:23:35.921 --> 01:23:41.223
فقط دو ساعت از زماني که تشکيل جلسه دادم ميگذره , چطور چنين اتفاقي بدون اينکه ما بفهميم رخ داد ؟

01:23:58.448 --> 01:23:59.676
کافيه

01:23:59.882 --> 01:24:04.683
نيازي به نصيحت ترسوهايي که با ديدن آتش و نيزه از حال ميرند , ندارم

01:24:21.974 --> 01:24:24.442
اسبم را بياريد
اسبم را بياريد

01:24:35.557 --> 01:24:37.218
بيا جلو

01:24:37.760 --> 01:24:39.694
روح خبيث

01:24:40.562 --> 01:24:43.030
روح خبيث

01:24:48.506 --> 01:24:51.168
بيا جلو , روح خبيث

01:25:02.622 --> 01:25:05.250
بيا جلو , روح خبيث

01:25:05.458 --> 01:25:06.755
بيا جلو

01:25:16.404 --> 01:25:18.463
خودت را نشون بده , بايد چيزي را ازت بپرسم

01:25:43.268 --> 01:25:45.634
کي اومده اينجا ؟

01:25:46.406 --> 01:25:50.968
اين همون فرمانده بزرگ قلعه تار عنکبوت نيست ؟

01:25:51.945 --> 01:25:54.778
لعنت به تو , زود باش به سئوال من جواب بده

01:25:54.982 --> 01:25:58.509
اين حقيقت داره که پسر ميکي فرمانده قلعه تار عنکبوت ميشه ؟

01:25:59.187 --> 01:26:01.747
اينطور که ميبينم

01:26:03.158 --> 01:26:08.221
بالاخره به انتهاي آرزوها و جاه طلبي هات رسيدي

01:26:09.866 --> 01:26:12.426
کارت را خوب انجام دادي

01:26:14.004 --> 01:26:15.869
کارت را خوب انجام دادي

01:26:16.773 --> 01:26:18.434
لعنت به تو . جوابم را بده

01:26:18.643 --> 01:26:22.306
اگه قدرتش را داري بهم بگو آخر اين نبرد چي ميشه

01:26:31.725 --> 01:26:35.491
لازم نيست اينقدر نگران باشي

01:26:37.298 --> 01:26:42.201
تو شکست نخواهي خورد مگر اينکه

01:26:43.404 --> 01:26:48.842
... تمام درختان جنگل تار عنکبوت

01:26:49.044 --> 01:26:55.381
به سمت قلعه اي که تو فرمانرواي اون هستي , حرکت کنند

01:26:58.422 --> 01:27:01.858
درختها , به طرف قلعه حرکت کنند ؟

01:27:04.896 --> 01:27:07.364
چنين چيزي امکان نداره

01:27:10.570 --> 01:27:13.767
اين يعني , امکان نداره من در اين نبرد شکست بخورم

01:27:18.545 --> 01:27:22.208
اگه مسير قتل و خونريزي را انتخاب کردي

01:27:23.251 --> 01:27:28.348
پس در اين مسير به بالاترين قله هاي شيطاني و خباثت صعود کن

01:27:29.425 --> 01:27:34.328
.. نورياسو , پرنس و حتي پسر ميکي

01:27:34.530 --> 01:27:36.589
قسم ميخورم که همشون را بکشم و نابود کنم

01:27:40.537 --> 01:27:43.938
اگه تصميم گرفتي کوهي از جنازه هاي دوستان و دشمنانت بسازي

01:27:44.141 --> 01:27:48.077
! اون را به اندازه بزرگترين کوه هاي دنيا بساز

01:27:51.416 --> 01:27:56.450
من بزرگترين کوه دنيا را از بدن ها و استخوان هاي دوستان و دشمنانم خواهم ساخت

01:27:59.225 --> 01:28:02.194
اگه تصميم گرفتي خون دشمنانت را بريزي

01:28:02.396 --> 01:28:05.923
! بگذار رودخانه اي از خون اونها جاري بشه , نه , اقيانوسي از خون بساز

01:28:06.634 --> 01:28:12.430
چنان خوني به راه بندازم که کل برگهاي درختان اين جنگل را قرمز کنه

01:28:14.944 --> 01:28:16.741
بيا نورياسو

01:28:16.946 --> 01:28:18.538
برو با اينوئي متحد بشو

01:28:18.748 --> 01:28:20.773
! با پرنس و پسر ميکي به جنگ من بيا

01:28:20.984 --> 01:28:24.317
! ميتوني همه سربازهاي پادگان هاي اول و دوم را هم با خودت بياري

01:28:24.755 --> 01:28:26.655
! ده هزار , ده ها هزار سرباز بيار

01:28:27.025 --> 01:28:31.018
! هر تعداد سربازي که ميتوني با خودت به قلعه تار عنکبوت بيار

01:29:21.587 --> 01:29:22.554
مراقب باشيد

01:29:24.658 --> 01:29:27.024
جنگل تار عنکبوت

01:29:27.227 --> 01:29:29.661
پر از راه ها و مسيرهاي فرعي و پيچيده است

01:29:32.433 --> 01:29:35.664
مراقب باشيد از گروه جدا نشيد و به مسيرهاي اشتباهي نريد

01:29:35.870 --> 01:29:37.462
از راه هاي فرعي دوري کنيد

01:29:37.673 --> 01:29:42.076
وقتي داخل جنگل رفتيم فقط به سمت جلو حرکت کنيد

01:29:42.277 --> 01:29:44.245
فقط به سمت شمال حرکت کنيد

01:30:33.737 --> 01:30:37.696
چي ؟ نيروهاي مخفي من در جنگل به دشمن تسليم شدند ؟

01:30:39.143 --> 01:30:40.235
ترسوها

01:30:43.248 --> 01:30:44.909
اينها چه سربازهايي هستند که اينطوري تسليم شدند

01:30:45.117 --> 01:30:48.575
!بدون اينکه حتي يک تير به سمتشون پرتاب شده باشه

01:30:48.922 --> 01:30:52.881
دشمن ما نورياسو اين جنگل ها را به خوبي ميشناسه , نميتونيم اونو فريب بديم

01:32:06.878 --> 01:32:08.641
! عجب احمق هايي هستند

01:32:19.326 --> 01:32:20.293
سربازها

01:32:21.695 --> 01:32:23.526
خوب به من گوش بديد

01:32:24.198 --> 01:32:26.894
در يک نبرد , مهم فقط پيروز شدنه

01:32:27.402 --> 01:32:29.370
بقيه چيزها اصلا اهميتي نداره

01:32:30.573 --> 01:32:32.006
قوي باشيد

01:32:32.207 --> 01:32:34.266
من , واشيزو , به شما اعتماد دارم

01:32:34.476 --> 01:32:38.310
به هيچ وجه امکان نداره من در اين نبرد شکست بخورم

01:32:48.993 --> 01:32:52.656
اگه باور نميکنيد , ميتونم براتون علتش را بگم

01:32:59.606 --> 01:33:04.236
اين اتفاق زماني رخ داد که من هنوز فرمانده پادگان اول بودم

01:33:04.812 --> 01:33:09.306
بعد از شکست دادن فوجيماکي خائن , داشتم به قصر برميگشتم

01:33:10.051 --> 01:33:12.611
من روح پليدي را در جنگل تار عنکبوت ديدم

01:33:12.821 --> 01:33:14.982
بنا به پيشگويي اون روح پليد

01:33:15.190 --> 01:33:18.250
همون شب قرار بود فرمانده پادگان شمالي بشم

01:33:18.461 --> 01:33:20.759
و بعدها فرمانده اين قلعه

01:33:21.230 --> 01:33:23.425
و اين سرنوشت من بود

01:33:23.634 --> 01:33:27.536
اون روح سرگردان پيشگويي درستي کرده بود

01:33:29.874 --> 01:33:32.035
و حالا امروز

01:33:35.147 --> 01:33:37.809
من دوباره به جنگل رفتم

01:33:38.017 --> 01:33:41.350
تا يک بار ديگر در مورد آينده خودم از اون روح خبيث سئوال کنم

01:33:44.157 --> 01:33:45.522
خوشحال باشيد

01:33:46.092 --> 01:33:50.654
هيچکدام نميتوانند من را  شکست بدهند , حتي اگر با آسمان و زمين متحد بشوند

01:33:51.932 --> 01:33:53.957
اون روح سرگردان به من گفت

01:33:54.169 --> 01:33:58.663
... تا زماني که درختان جنگل تار عنکبوت بر عليه من

01:33:58.874 --> 01:34:01.468
به پا نخيزند من شکست نخواهم خورد

01:34:04.714 --> 01:34:05.840
سربازها

01:34:06.282 --> 01:34:09.911
بهم بگيد , تا حالا شنيديد درختها حمله کنند ؟

01:34:19.297 --> 01:34:21.561
اونهايي که به سرنوشت من ايمان دارند

01:34:21.667 --> 01:34:23.191
نيزه هاشون را بلند کنند

01:34:56.340 --> 01:34:58.069
نميتونم چيزي ببينم

01:35:17.131 --> 01:35:21.158
يعني دشمن چه نقشه اي تو سرش داره ؟

01:35:38.956 --> 01:35:40.821
ميخوان چي کار کنند ؟

01:35:44.530 --> 01:35:48.830
مطمئنا دارند براي خودشون سنگر و پناهگاه ميسازند

01:36:10.493 --> 01:36:12.825
حتي فرمانده نورياسو قدرتمند هم

01:36:13.362 --> 01:36:17.059
نميتونه با ديوارهاي قدرتمند اين قلعه مبارزه کنه

01:36:18.402 --> 01:36:21.667
اونها نميتونند به هيچوجه داخل قلعه را ببينند

01:36:22.407 --> 01:36:24.841
در مقابل ما ميتونيم همه حرکات اونها را زير نظر داشته باشيم

01:36:26.177 --> 01:36:28.236
اگه اونها بهمون حمله کردند

01:36:28.447 --> 01:36:31.814
بگذاريد نزديک بشند و بعد اونها را با تير بزنيد

01:36:44.966 --> 01:36:46.524
چي شده ؟

01:36:50.706 --> 01:36:52.435
اين صداي چيه ؟

01:37:09.027 --> 01:37:10.392
چي شده ؟

01:37:15.568 --> 01:37:16.899
! يک نفرين نحس

01:37:22.009 --> 01:37:25.137
فرمانده ترسوها دوباره لرزيد و ترسيد

01:37:26.781 --> 01:37:29.272
چرا فکر نميکني اين يک طالع خوش يمن باشه ؟

01:37:30.351 --> 01:37:35.118
چطور  به خودت اجازه ميدي ديدن يک طالع خوش يمن تو را اينطور سراسيمه کنه ؟

01:38:12.200 --> 01:38:13.690
بانوي من

01:38:17.974 --> 01:38:19.498
بانوي من

01:39:29.289 --> 01:39:31.553
پاک نميشه

01:39:33.427 --> 01:39:36.225
عجب رنگ قرمز و بدشگوني داره

01:39:42.738 --> 01:39:45.036
مهم نيست چقدر دستهام را بشورم

01:39:45.240 --> 01:39:48.767
چرا اين خون از روي دستهام پاک نميشه ؟

01:39:52.916 --> 01:39:56.113
دستهام هنوز بوي خون ميدند

01:39:59.156 --> 01:40:03.616
چرا نميتونم اين خون را از روي دستهام پاک کنم ؟

01:40:06.866 --> 01:40:08.163
آساژي

01:40:10.803 --> 01:40:13.601
چرا اين خون از روي دستهام پاک نميشه ؟

01:40:16.210 --> 01:40:20.037
چرا نميتونم اين خون را از روي دستهام پاک کنم ؟

01:40:23.051 --> 01:40:25.178
مهم نيست چقدر دستهام را بشورم

01:40:25.721 --> 01:40:27.848
اونها را ميشورم و دوباره ميشورم

01:40:28.691 --> 01:40:32.787
باز هم دستهام بوي خون ميدهند

01:40:41.973 --> 01:40:43.531
آساژي

01:40:44.008 --> 01:40:46.340
چرا اين خون از روي دستهام پاک نميشه ؟

01:41:24.088 --> 01:41:25.055
احمق ها

01:41:25.423 --> 01:41:28.358
براي چي داريد به سمت دروازه ها حرکت ميکنيد ؟

01:41:29.360 --> 01:41:30.418
آروم باشيد

01:41:31.063 --> 01:41:32.860
آروم باشيد

01:41:33.232 --> 01:41:35.223
! فرمانده , درختها

01:41:35.334 --> 01:41:37.029
درختهاي جنگل تار عنکبوت

01:41:37.137 --> 01:41:40.868
مگه چي شدند ؟
! اونها دارند به سمت قلعه حرکت ميکنند

01:41:43.377 --> 01:41:44.571
مسخره است

01:41:44.779 --> 01:41:48.613
چنين چيزي امکان نداره , چطور ممکنه جنگل حرکت کنه ؟

01:43:38.877 --> 01:43:40.276
چي شده ؟

01:43:40.479 --> 01:43:42.174
بريد سر پستهاتون

01:43:54.729 --> 01:43:56.253
زود باشيد بريد

01:43:56.364 --> 01:43:58.195
بريد سر پستهاتون

01:44:14.885 --> 01:44:16.079
ترسوها

01:44:16.286 --> 01:44:17.480
حالا ميفهمم

01:44:17.689 --> 01:44:21.489
! ميخوايد منو بکشيد تا وقتي تسليم شديد سر منو بهشون هديه بديد

01:44:39.547 --> 01:44:40.809
! خائن ها

01:44:41.215 --> 01:44:44.446
کشتن فرمانرواي بزرگ خيانت بزرگي محسوب ميشه

01:44:44.553 --> 01:44:47.815
! و چه کسي آخرين فرمانده بزرگ ما را کشت , خائن

01:47:29.911 --> 01:47:32.812
اونها ميتونند تمام حرکات ما را از قلعه زير نظر بگيرند

01:47:33.014 --> 01:47:35.107
اول گروه هاي جلويي را بفرستيد

01:47:35.316 --> 01:47:37.648
خودتون را پشت شاخه ها پنهان کنيد

01:47:38.988 --> 01:47:43.322
کاملا پشت شاخه ها حرکت کنيد و مراقب باشيد ديده نشيد

01:48:10.224 --> 01:48:15.787
به اين خرابه ها نگاه کنيد

01:48:17.732 --> 01:48:22.601
خرابه هاي اين قلعه دست نيافتني

01:48:24.507 --> 01:48:30.605
....قلعه اي که با ارواح انسان هايي که

01:48:31.348 --> 01:48:37.548
در قتل عامي بزرگ در اين دشتها کشته شدند

01:48:39.157 --> 01:48:45.323
براي هميشه تسخير شده است

01:48:47.400 --> 01:48:51.166
تمام آن سربازاني که مُردند

01:48:52.873 --> 01:48:58.675
يا آروزهايي دفن شدند که هرگز به آنها نرسيدند

01:48:59.214 --> 01:49:04.242
اينجا قلعه تار عنکبوت است

01:49:19.576 --> 01:49:29.576
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.