﻿WEBVTT

00:01:06.490 --> 00:01:07.780
دارين اونجا چکار ميکُنين؟

00:01:08.890 --> 00:01:13.800
با اين دست اون دست کردن
!که فيلم شروع نميشه

00:01:14.630 --> 00:01:17.030
من دارم از پُشتِ اين پرده يِ شفاف
.شما رو ميبينم

00:01:17.940 --> 00:01:23.680
اين طرف هم، همه درست به اندازه شما
!ديگه داره حالشون از منتظر موندن به هم ميخوره

00:01:25.040 --> 00:01:27.480
لابد تعجب کردين و فکر ميکُنين
.دارم شوخي ميکُنم

00:01:40.490 --> 00:01:42.930
ميدونين تفاوتِ بينِ
من و شما چيه؟

00:01:43.800 --> 00:01:48.430
،شما اجازه سيگار کِشيدن ندارين
.اما من دارم. من آزادم

00:01:50.930 --> 00:01:58.070
.ميدونين، نبايد زياد سخت بگيرين
.يه لحظه سعي کُنين فکرِتون رو آزاد کُنيد

00:01:58.970 --> 00:02:02.070
دستتون رو بذارين رويِ بدن کسي که
.صندليِ بغلي تون نشسته

00:02:03.010 --> 00:02:06.700
.ميبينيد؟! ادامه بدين
.زانوش رو نوازش کُنين

00:02:07.610 --> 00:02:12.830
.ولي اگر هم اين کارِتون جواب نداد، پريشون نشيد
.چون تويِ تاريکي هيچکس شما رو نميشناسه

00:02:14.390 --> 00:02:18.880
.منو هم هيچکس نميشناسه
.اسمِ من هيچوقت تويِ روزنامه ها چاپ نشده

00:02:20.070 --> 00:02:24.170
،من نه اسمي دارم و نه پولي دارم
.تازه، کثيف و ژوليده هم هستم

00:02:27.370 --> 00:02:30.960
مدتِ چندان زيادي نميگذره از وقتي که تويِ
.کارخونه شيريني پزيِ «گاليکو» کار ميکردم

00:02:31.760 --> 00:02:33.960
!اما کارِ اونجا ميريد به اعصابم
.واسه همين هم اونجا رو ترک کردم

00:02:34.300 --> 00:02:37.430
ميگن اگه يه شيريني بخورين، ميتونين
.واسه يِ دويدنِ نيم کيلومتر انرژي بگيرين

00:02:38.060 --> 00:02:45.090
،من يکي که ميتونستم خروارها خروار شيريني بخورم. و در عينِ حال
.دويدنِ يه مسافتِ نيم کيلومتري، واسم 17 ثانيه بيشتر طول نميکِشه

00:02:45.090 --> 00:02:46.480
.من تويِ بُرجِ ثور به دنيا اومدم

00:02:47.460 --> 00:02:49.550
.هيچکس نميدونه من کي هستم

00:02:51.430 --> 00:02:56.440
ميخواستم بوکسور بشم، اما ترسيدم و
.خيلي زود بعد از 3 روز جا زدم

00:02:57.310 --> 00:03:02.080
.هيچوقت نشده که به سر و وضعم برسم
!آخه من که از اين بچه سوسول ها نيستم

00:03:03.920 --> 00:03:06.740
.هيچکس نميدونه من کي هستم

00:03:08.240 --> 00:03:14.530
يادمه ديدمتون وقتي بعد از تماشايِ اون فيلمي که داخلش
... کِن تاکاکورا» عينهو شيطون مبارزه ميکرد از سينما اومديد بيرون»
[کِن تاکاکورا : هنرپيشه مشهورِ ژاپني]

00:03:14.810 --> 00:03:20.310
چنان سينه سپر کردين که انگار خودِ شما
!اون دو سه نفر رو ناکار کرده بودين

00:03:20.520 --> 00:03:21.880
!بله، شما

00:03:24.070 --> 00:03:25.810
اما خودِ من چطور؟

00:03:26.750 --> 00:03:29.740
.ميدونين، هيچوقت يادم نميره

00:03:32.250 --> 00:03:34.160
... من گرفتم همونجا نشستم و تنهايي

00:03:36.770 --> 00:03:38.720
تويِ تاريکيِ سالنِ سينما
.گريه کردم

00:03:39.940 --> 00:03:42.710
يه مدت تويِ يه رستورانِ ارزون قيمت
.کارم پاک کردنِ برنج بود

00:03:42.940 --> 00:03:46.030
يه روز ديدم يه مشتري، روزنامه اش رو رويِ ميز
: جا گذاشته، من هم برداشتم خوندمش

00:03:48.500 --> 00:03:52.300
".يک گلايدر در کانالِ «تسوشيما» سقوط کرد"
[گلايدر : هواپيمايِ تک سرنشينِ بدونِ موتور]

00:03:54.840 --> 00:03:59.400
در اين حادثه، جواني کره اي"
".بنامِ «لي هو گِن» کُشته شد

00:04:01.940 --> 00:04:04.510
اونقدر تحتِ تأثير قرار گرفتم
.که به آسمون نگاه کردم

00:04:05.110 --> 00:04:06.670
،آسمون ابري بود
.اما داشت صاف ميشد

00:04:08.030 --> 00:04:09.140
.همراه با رگبارِ پراکنده

00:04:10.780 --> 00:04:13.080
... اون کره ايِ ماجراجويِ بي باک

00:04:13.980 --> 00:04:17.390
،سوار بر اون بال هايِ سبکِ فلزي
.سعي کرده بود پرواز کُنه به سمتِ خونه اش

00:04:18.680 --> 00:04:22.650
من حتي به همون چند متري که شما
... پرواز ميکُنين هم حسادتم ميشه

00:04:23.660 --> 00:04:25.710
و هميشه به خاطرِ
... بي عرضگيِ خودم

00:04:27.490 --> 00:04:29.780
تويِ خلوت
.زار زار گريه ميکُنم

00:04:30.240 --> 00:04:35.700
من خودم يه "انسان بال دار" هستم. يه کارگرِ ريخته گرِ
.کارخونه فلزکاري، با دستمزدِ ماهي 28 هزار يِن در ماه

00:04:37.540 --> 00:04:39.350
.هيچکس نميدونه من کي هستم

00:04:40.610 --> 00:04:43.320
چون ساکنِ يه خيابونِ درب و داغون
.پُشتِ کارخونه هايِ زشت نما هستم

00:04:45.030 --> 00:04:50.110
اما از اين کُنجِ تنگ و ترشِ
... زندگيِ به فنا رفته ام

00:04:50.390 --> 00:04:51.920
رويِ ديوارِ خونه يِ
... پيرمرد پيرزن ها

00:04:52.650 --> 00:04:55.540
رويِ تخته سياه دانشگاهي
... که نتونستم واردش بشم

00:04:56.440 --> 00:04:57.900
... رويِ ديوارِ توالت عمومي ها

00:04:58.980 --> 00:05:04.000
هر جايِ خيابون ها که بشه، با خطِ خرچنگ قورباغه ام
.يادگاري و نشونه اي از خودم به جا ميذارم

00:05:04.550 --> 00:05:08.000
،بهتره اسمم رو به خاطر داشته باشين
.چون دو بار تکرارش نميکُنم

00:05:09.040 --> 00:05:10.090
... اسمِ من هست

00:05:11.580 --> 00:05:12.840
... اسمِ من هست

00:05:29.190 --> 00:05:34.760
«« کتاب هايتان را به دور افکنيد و به خيابان بريزيد »»

00:05:36.220 --> 00:05:40.540
محبوس ميسازي نفست را»
«... در سينه خويش

00:05:42.730 --> 00:05:46.560
«.زيرا که چيزي را در انتظاري»

00:05:49.900 --> 00:05:53.450
«... و من همچون جانوري وحشي»

00:06:02.610 --> 00:06:07.720
«.خواهم که در هم شکنم قفسِ خويش را»

00:06:09.290 --> 00:06:14.200
خواهم که با تمامِ قوايِ خويش»
«... فرياد کِشم به سويت

00:06:16.840 --> 00:06:20.810
«.خواهم که فرياد کِشم به سويت»

00:06:22.970 --> 00:06:27.870
خواهم که پيامي را»
«.فرياد کِشان به گوشَت رسانم

00:06:43.190 --> 00:06:47.090
«.آفتاب در حالِ غروب است»

00:06:50.880 --> 00:06:54.640
«.اما نميداني به کدامين مکان»

00:06:56.870 --> 00:07:01.740
«.صدايي به گوش فرا نمي آيد»

00:07:05.150 --> 00:07:09.330
!و اين فريبي بيش نيست»
«!آري اينچنين است

00:07:10.300 --> 00:07:15.660
.فکرِ مرا از سرِ خويش به در کُن»
«.به خود بيانديش که تنها راه نجاتت مرگ است

00:07:27.290 --> 00:07:34.250
،«آدرسِ پُستي : «اينوئوتوسه»، «روکونوهه
.«کاميکيتا»، حوزه اداريِ «آئوموري»

00:07:36.160 --> 00:07:39.920
: نام و نامِ خانوادگي
.«ايمئي کيتامورا»

00:07:41.630 --> 00:07:48.450
،متولدِ 11 اکتبرِ 1949
.«در «فوروماگي»، «روکونوهه

00:07:49.940 --> 00:07:52.000
ثبت شده در اداره ثبتِ احوال
... به تاريخِ 14 اکتبر

00:07:52.970 --> 00:07:57.320
.«به درخواستِ مادرِ طفل، «اينه

00:07:58.440 --> 00:08:01.460
.نامِ پدربزرگ «کامه کيچي»، فوت شده

00:08:04.210 --> 00:08:05.010
.«نامِ مادربزرگ «تومه

00:08:07.420 --> 00:08:08.980
.«نامِ پدر «ماساهارو

00:08:11.210 --> 00:08:13.090
.مادر، «اينه»، فوت شده

00:08:16.640 --> 00:08:17.930
.«نامِ خواهرِ کوچکتر «سِتسوکو

00:08:22.630 --> 00:08:27.880
اين گواهيِ تولد رو از پرونده موجود در اداره يِ
.ثبتِ احوالِ شهرداري، براتون قرائت کردم

00:08:29.870 --> 00:08:33.240
مادربزرگم جيب بُر و
.دله دزدِ مغازه هاست

00:08:34.080 --> 00:08:38.250
،پدرم يه سگِ تو سري خوره
.يه جنايتکارِ جنگي

00:08:38.980 --> 00:08:42.390
و خواهرم جنده ايه که
.از مردها متنفره

00:08:45.490 --> 00:08:51.100
،«پلاکِ منزلم : شماره 9-33 «توتسوکا
.«شينجوکوکو»

00:08:51.580 --> 00:08:52.940
.يه خوکدوني

00:08:54.020 --> 00:08:55.550
داري ميري بيرون؟

00:08:56.390 --> 00:08:59.450
.اگه داري ميري، يه زحمتي برات داشتم -
چي؟ -

00:09:00.350 --> 00:09:02.890
.واسم يه چيزي رو پُست کُن -
!لابد بليتِ بخت آزمايي؟ -

00:09:03.210 --> 00:09:06.170
باز هم تويِ مسابقه بخت آزمايي شرکت کردي؟
!سرِ پيري و معرکه گيري؟

00:09:08.390 --> 00:09:10.860
!جايزه اش سفر به جزايرِ هاوايي ه -
جزايرِ هاوايي؟ -

00:09:11.210 --> 00:09:14.800
.اگه برنده بشم، تو رو هم با خودم ميبرم
نظرت چيه؟

00:09:17.790 --> 00:09:21.270
،تو فقط اون 2 هزار يِنِ منو پَس بده
!سفرِ هاوايي پيشکش

00:09:21.620 --> 00:09:24.160
اون 2 هزار يِني که بهت قرض
.داده بودم رو بهم برگردون

00:09:25.480 --> 00:09:27.990
.واسه فردا نيازش دارم

00:09:30.460 --> 00:09:32.200
دوباره که مشروب خوردن رو
!شروع کردي؟

00:09:33.210 --> 00:09:34.600
!نبايد مشروب بخوري ها؟

00:09:35.330 --> 00:09:36.620
اگه تونستي اين معما رو
!جواب بدي

00:09:37.630 --> 00:09:38.640
... معما اينطوريه که

00:09:39.750 --> 00:09:45.430
اون چيه که هر وقت بخواي ازش استفاده کُني"
"اونو به کار نميبري؟

00:09:46.230 --> 00:09:47.760
!خُب 2 هزار يِنِ منه ديگه

00:09:48.040 --> 00:09:52.490
"و وقتي به کارش ميبري که نخواي ازش استفاده کُني؟"
ميتوني حدس بزني چيه؟

00:09:55.070 --> 00:09:57.500
پدرِ من، ميدوني بهت چه لقبي دادن؟

00:09:57.710 --> 00:10:00.040
!اون لقب رو جلويِ من به زبون نيار
!ناسلامتي من پدرت هستم ها

00:10:03.000 --> 00:10:03.940
.پدر

00:10:05.230 --> 00:10:10.350
!چرا تويِ دستشوييِ زنونه سَرَک ميکِشي؟ -
کي بهت همچين حرفي رو گفته؟ -

00:10:13.370 --> 00:10:15.710
!واي از دستِ اين تصوراتِ احمقانه تو

00:10:17.340 --> 00:10:20.720
.خواهرم «سِتسوکو» تو رو ديده -
سِتسوکو»؟» -

00:10:23.500 --> 00:10:24.720
.ديگه کافيه

00:10:26.640 --> 00:10:27.570
!گفتم ديگه کافيه

00:10:28.900 --> 00:10:29.910
کجا ميخواي بري؟

00:10:31.820 --> 00:10:33.770
کِي برميگردي؟

00:10:40.210 --> 00:10:41.390
اون بليتِ بخت آزمايي
!فراموشت نشه

00:10:46.860 --> 00:10:48.210
.اين پسر هميشه همينطوريه

00:10:50.090 --> 00:10:51.970
خانواده اش هيچ اهميتي
.واسش نداره

00:11:13.900 --> 00:11:16.370
!ايمئي»! صبر کُن»
!من هم باهات ميام

00:11:18.040 --> 00:11:20.860
: جوابِ اون معما ميشه
!سرپوشِ وانِ حمام

00:11:21.280 --> 00:11:24.620
!ايمئي» صبر کُن! من هم باهات ميام» -
!ديگه خيلي دير شده -

00:11:40.210 --> 00:11:42.440
!قدرتِ بشري! قدرتِ بشري

00:11:44.320 --> 00:11:47.560
!قدرتِ بشري! قدرتِ بشري
!بي نهايته

00:11:50.030 --> 00:11:52.320
.و من يه روزي پرواز ميکُنم

00:11:52.780 --> 00:11:54.240
!با نيرويِ خودم پرواز ميکُنم

00:11:55.280 --> 00:11:57.930
با همين پاهايِ قويِ خودم
!مي پَرم آسمون

00:12:06.560 --> 00:12:08.680
!به پدرم لقبِ هيز و چشم چرون دادن

00:12:12.510 --> 00:12:14.770
چون تويِ دستشوييِ زنونه
!سَرَک ميکِشه

00:12:15.570 --> 00:12:19.330
!پدرم يه پيرمردِ خرفتِ چرنده
!يه مفتخورِ بيکاره که طلبکارها دوره اش کرده ان

00:12:20.900 --> 00:12:25.250
!يه پيرمردِ کپک زده يِ پُر چين و چروکه
!ولي من بهشون نشون ميدم که ميتونم پرواز کُنم

00:12:27.580 --> 00:12:30.780
!من پرواز ميکُنم
!من آخرش پرواز ميکُنم

00:12:32.070 --> 00:12:33.950
!من پرواز ميکُنم
!من پرواز ميکُنم

00:12:34.230 --> 00:12:37.640
!من يه انسان بال دار هستم
!من پرواز ميکُنم! من پرواز ميکُنم

00:13:31.900 --> 00:13:36.390
".من قلبي دارم که در هر کجا سوت ميکِشد"
«ولاديمير ماياکوفسکي»
[شاعر و درام نويسِ قرنِ بيستمِ شوروي]

00:14:35.070 --> 00:14:38.200
هيچ فايده اي بر بازيِ فوتبال"
".مترتب نيست

00:14:39.320 --> 00:14:42.070
فوتبال بازي کودکانه ايست که"
".توسطِ مردانِ بزرگسال بازي ميشود

00:14:48.570 --> 00:14:53.660
.جنگي است که دارايِ قوانينِ خود ميباشد"
"!بازي ايست برايِ ساده لوحان

00:14:55.640 --> 00:15:00.270
،اما ماهيتِ واقعيِ فوتبال در زمين هايِ زيبايِ چمن"
"!بازي با جمجمه يِ انسان هاست

00:15:01.350 --> 00:15:06.640
!بچه ها، صابون رو رد کُنيد اين وَر -
کي صابون ميخواست؟ -

00:15:07.160 --> 00:15:11.160
بابام در عوضِ اينکه کتابِ «سرمايه» يِ
... کارل مارکس رو برام بفرسته

00:15:11.300 --> 00:15:16.660
«کتابِ «چگونه بدونِ تلاش کردن موفق شويد
!رو واسم فرستاده! ديگه خودتون ببينيد چه خريه

00:15:19.060 --> 00:15:20.040
!پس نظرت عوض شد

00:15:22.090 --> 00:15:26.580
.من هم ميخوام تويِ تيم، کنارِ بچه ها بازي کُنم -
.فعلاً واسه امروز که بازي تموم شده -

00:15:29.510 --> 00:15:31.730
ميتونم با بچه ها آشنا بشم؟

00:15:32.880 --> 00:15:34.870
!چرا که نه! همينجا صبر کُن

00:15:35.630 --> 00:15:37.610
قراره همه با همديگه
.بريم مشروب بزنيم

00:15:39.320 --> 00:15:40.780
مياي تويِ حمام؟

00:16:07.300 --> 00:16:08.350
.«آقايِ «اومي

00:16:09.110 --> 00:16:14.260
واقعاً راست ميگن که زمانِ جنگ، به جايِ توپ
با کله يِ آدم ها فوتبال بازي ميکردن؟

00:16:15.940 --> 00:16:17.810
آره، سربازها اينطوري
.فوتبال بازي ميکردن

00:16:18.680 --> 00:16:20.220
چرا اين سوال رو ميپرسي؟

00:16:22.030 --> 00:16:24.530
،آخه من هم دوست داشتم به جايِ توپ
!کله يِ آدم ها رو شوت ميکردم

00:17:02.290 --> 00:17:03.930
.«آقايِ «اومي

00:17:04.660 --> 00:17:05.670
شما دوست دختر ندارين؟

00:17:07.590 --> 00:17:09.050
واسه چي ميپرسي؟

00:17:10.790 --> 00:17:13.710
من فوتبال رو به اين خاطر بازي ميکُنم
.که توپش بزرگه

00:17:17.920 --> 00:17:22.270
بازيِ بيسبال از بازيِ پينگ پونگ مردونه تره
!چون توپش بزرگ تره

00:17:23.350 --> 00:17:25.270
اما توپِ فوتبال از توپِ بيسبال
.هم بزرگ تره

00:17:26.380 --> 00:17:28.400
،و چون توپش بزرگ تره
!بازيِ مردونه تري هم هست

00:17:58.990 --> 00:18:03.550
ميگويند سيگار کِشيدن»
«.با خود، صلح و آرامش مي آورد

00:18:06.020 --> 00:18:08.910
اما اين، صلح و آرامشي»
«!راستين نيست

00:18:27.670 --> 00:18:32.160
،من آنچه را خواهانم که راستين باشد»
«.من صلح و آرامشي راستين را خواهانم

00:18:37.030 --> 00:18:41.910
،من واقعيت را، واقعيت را، واقعيت را خواهانم»
«!من صلح و آرامشي واقعي را خواهانم

00:18:48.900 --> 00:18:53.530
آموزشِ مضراتِ موادِ مخدر"
"برايِ جوانان

00:19:52.450 --> 00:19:53.950
.اين وضعيت داره منو ديوونه ميکُنه

00:19:53.950 --> 00:19:58.580
نميدونم چرا، ولي خون
!جلويِ چشم هام رو گرفته

00:19:59.280 --> 00:20:04.290
،به نظرِ من شماها نبايد در مقابلِ اين وضع ساکت بمونيد
.اون هم در حالي که احساسِ تون چيزِ ديگه ايه

00:20:04.290 --> 00:20:09.060
واسه همين، من برايِ همه
.يه کيسه بوکس آورده ام

00:20:09.440 --> 00:20:11.910
من اين کيسه بوکس رو
... وسطِ خيابون آويزون ميکُنم

00:20:11.910 --> 00:20:16.990
تا همه بتونن بهش مُشت بزنن و
!دق و دليِ خودشون رو خالي کُنن

00:20:17.480 --> 00:20:20.440
به نظرِ من کُلِ «توکيو» بايد بيان اينجا
.و با مُشت زدن، خودشون رو تخليه کُنن

00:20:20.440 --> 00:20:24.090
اونقدر مُشت بزنن که اين کيسه بوکس
!مثلِ کندويِ زنبور، سوراخ سوراخ بشه

00:20:24.580 --> 00:20:27.780
اما نميدونم چرا پليس
!با اين قضيه مشکل داره

00:20:27.780 --> 00:20:32.310
چون هميشه ميگن : "شما نميتونيد کيسه بوکس رو
".همينطوري وسطِ خيابون آويزون کُنيد

00:20:32.510 --> 00:20:34.250
آخه من نميدونم، چرا نبايد
!اين کار رو کرد؟

00:20:34.290 --> 00:20:37.040
!روز بخير. شما پليس هستين؟

00:20:37.460 --> 00:20:38.850
نيستين؟ -
.نه، من پليس نيستم -

00:20:38.880 --> 00:20:42.330
پس چرا به من گفتين کيسه بوکس رو
از وسطِ خيابون بردارم؟

00:20:43.440 --> 00:20:44.700
!اصلاً چرا بيسيم دارين؟

00:20:54.370 --> 00:20:56.290
مگه آويزون کردنِ
!کيسه بوکس جرمه؟

00:20:57.540 --> 00:21:00.150
پس کيسه بوکس به چه دردي ميخوره؟ -
!نميدونم. من چيزي نميدونم -

00:21:01.230 --> 00:21:04.010
!کيسه بوکس، محضِ مُشت زدنه ديگه

00:21:05.680 --> 00:21:07.670
.معذرت ميخوام. ببخشيد
.من ديگه بايد برم

00:21:43.270 --> 00:21:46.160
... واسه يِ دانشگاه"
"!کي حاضره؟

00:21:46.410 --> 00:21:48.740
... واسه يِ گرمابه يِ عمومي"
"!کي حاضره؟

00:21:49.160 --> 00:21:51.660
... واسه يِ جنبشِ صلح"
"!کي حاضره؟

00:21:51.910 --> 00:21:54.580
... واسه يِ فيلمِ سوپر"
"!کي حاضره؟

00:21:54.790 --> 00:21:56.920
... واسه يِ هواپيما رُبايي"
"!کي حاضره؟

00:21:57.720 --> 00:22:00.080
... واسه يِ استمناء"
"!کي حاضره؟

00:22:00.360 --> 00:22:02.870
... واسه يِ ديناميت"
"!کي حاضره؟

00:22:04.290 --> 00:22:08.330
... واسه يِ آزادي"
"!کي حاضره؟

00:22:08.780 --> 00:22:14.320
... واسه يِ دستگير شدن"
"!کي حاضره؟

00:22:14.460 --> 00:22:19.440
!همه اش به خودتون بستگي داره"
"!همه اش به خودتون بستگي داره

00:22:25.870 --> 00:22:30.500
!همه اش به خودتون بستگي داره"
"!همه اش به خودتون بستگي داره

00:22:41.470 --> 00:22:42.690
.بگير. من خودم يکي ديگه دارم

00:22:43.000 --> 00:22:45.820
به نظرتون اندازمه؟

00:22:47.530 --> 00:22:49.300
.عادت کُن سرت رو بالا بگيري

00:22:53.340 --> 00:22:55.670
بزن بريم جايي که
!ازت يه مرد ميسازه

00:22:57.020 --> 00:22:59.770
اين کار درسته؟
!شک دارم ها؟

00:23:00.500 --> 00:23:02.900
!واسه بارِ اول، همه شک دارن

00:23:03.320 --> 00:23:05.860
ولي ... اتفاقي برام نميفته؟

00:23:06.380 --> 00:23:10.280
نترس بابا! قرار نيست جايي ببرمت
!که واست خطر داشته باشه

00:23:10.840 --> 00:23:13.970
... ولي آخه -
چيه؟ -

00:23:15.250 --> 00:23:16.720
.من يه پاپاسي هم ندارم

00:23:17.760 --> 00:23:20.580
.نگران نباش
.نسيه هم حساب ميکُنن

00:23:27.850 --> 00:23:30.350
... لباستون
!بويِ گند ميده

00:23:48.830 --> 00:23:49.840
!«آهاي «ميدوري

00:23:59.090 --> 00:24:00.380
.تو هم صدا بزن

00:24:34.370 --> 00:24:35.170
کيه؟

00:24:35.620 --> 00:24:36.660
.منم

00:24:38.440 --> 00:24:42.610
!يکي ديگه از بچه ها رو واست آوردم -
همين پسره ست؟ -

00:24:43.380 --> 00:24:46.370
.خيله خُب. بياييد بالا

00:24:48.000 --> 00:24:51.240
.فقط کافيه هر کاري که دختره بهت ميگه رو انجام بدي
!مابقيِ کارها رو خودش راست و ريس ميکُنه

00:24:51.240 --> 00:24:53.400
... ولي -
چيه؟ -

00:24:55.140 --> 00:24:57.290
بايد خودم تنهايي برم بالا؟

00:24:57.290 --> 00:25:01.120
معلومه ديگه! آخه کدوم خري مياد
!بشينه اونجا تماشاتون کُنه؟

00:25:03.310 --> 00:25:07.140
.من تويِ مشروب فروشيِ "جک" منتظرتم
!هر وقت مرد شدي بيا اونجا

00:25:10.480 --> 00:25:13.540
آهاي سلام! بارِ اولته؟

00:25:13.920 --> 00:25:16.810
ببينم، چت شده؟
!چرا سر تا پات داره ميلرزه؟

00:25:17.050 --> 00:25:21.890
!خودت تنهايي اومدي؟ بيا اينجا خودم بهت حال ميدم
.«من «توميکو» هستم، اهلِ «اوبِرون

00:25:22.130 --> 00:25:24.570
هر چند ظاهرم خشنه
!ولي قلبِ مهربوني دارم

00:25:25.300 --> 00:25:26.970
مگه نه اينکه اومدي دنبالِ زن هايي که
باهات مهربون باشن؟

00:25:28.220 --> 00:25:30.340
خُب، من هم خيلي
!مهربون هستم

00:25:31.740 --> 00:25:34.830
!بيا بغلِ خودم! چي ميگي، ها؟

00:25:35.010 --> 00:25:37.550
بيا اخم هات رو باز کُن و
!يه لبخندي بزن

00:25:38.380 --> 00:25:40.990
!نقص نداري ها
!واقعاً خيلي ناز هستي

00:25:41.860 --> 00:25:46.840
.کجا داري ميري؟ اون طرف کسي نيست
!بهتر از من پيدا نميکُني

00:26:10.560 --> 00:26:12.580
.بيا 100 يِن بده به من

00:26:17.450 --> 00:26:19.780
.تا فالت رو بگيرم

00:26:24.370 --> 00:26:26.700
.از ديروز تا حالا هيچي نخوردم

00:26:30.150 --> 00:26:32.650
!اوه، چه وحشتناکه

00:26:33.870 --> 00:26:37.910
.آتش، آب، مرض

00:26:38.950 --> 00:26:42.360
.تو به همين زودي ها ميميري -
.خانم، اون 100 يِنِ منو پس بدين -

00:26:42.880 --> 00:26:48.140
!اگه بهم دست بزني، حسابت با کرام الکاتبينه ها
!ميدم حسابت رو برسن! ميدم دخلت رو بيارن

00:26:48.550 --> 00:26:53.080
!هر کس به من دست بزنه، حسابش رسيده ست
.چون «هنريِ» من، يه تپانچه واقعي داره

00:26:53.250 --> 00:26:56.730
!يه تپانچه واقعي
!يه تپانچه واقعي

00:27:04.940 --> 00:27:06.370
بفرماييد؟

00:27:06.710 --> 00:27:08.450
!اوامري داريد؟

00:27:37.230 --> 00:27:38.890
!عضوِ جديدِ تيم هستي؟

00:27:40.110 --> 00:27:44.460
.لباست رو بذار اونجا
.خودم واست ميشورمش

00:27:49.780 --> 00:27:52.780
!اينقدر عصا قورت داده نباش
!خيلي استرس داري ها

00:27:54.830 --> 00:27:56.710
.بيا اينجا کنارم بشين

00:28:08.810 --> 00:28:12.500
من به هر کدوم از بچه هايِ تيم
!حداقل يه بار سرويس دادم

00:28:22.800 --> 00:28:25.690
.اينقدر استرس نداشته نباش
!بي خيال

00:28:26.910 --> 00:28:31.220
لابد تويِ همون اولين مسابقه ات، چشم بسته
!توپ رو شوت کردي داخلِ دروازه، درسته؟

00:28:31.600 --> 00:28:33.240
!آره ميدونم، همه همينو ميگن

00:29:01.140 --> 00:29:03.230
!اصلاً کاري نداره
!حالا خودت ميبيني

00:29:16.410 --> 00:29:17.770
!محکم فشار بده

00:29:23.160 --> 00:29:25.600
!واي که چه ناخن هايِ بلندي
.بايد کوتاهشون کُنم

00:29:41.560 --> 00:29:44.380
اسمِ شما «ميدوري»ه؟ -
.آره -

00:29:46.020 --> 00:29:47.310
ولي اسمِ واقعيم
.سِتسوکو» هست»

00:29:49.740 --> 00:29:51.760
.اسمِ خواهرِ من هم همينه -
!اوه، چه جالب -

00:30:11.620 --> 00:30:13.330
ميشه مشروب بخورم؟

00:30:36.010 --> 00:30:37.890
!معذرت! واسه فعلاً ديگه بسّه

00:30:42.480 --> 00:30:46.800
.پدرِ من رئيسِ اداره پُست-ه

00:30:47.530 --> 00:30:50.760
دوست داشتم واسه يِ جشنِ
.سالِ نو هم که شده، برميگشتم منزل

00:30:53.860 --> 00:30:57.620
!چه کمربندِ قشنگيه
کي اينو واست خريده؟

00:31:10.380 --> 00:31:11.430
!و حالا ميريم سراغِ شلوارت

00:31:20.750 --> 00:31:23.990
!حسابي خودت رو قنداق کردي ها

00:31:25.070 --> 00:31:26.110
!پسرِ بامزه اي هستي

00:35:59.420 --> 00:36:01.510
چي شد؟ -
!من ميرم خونه -

00:36:02.070 --> 00:36:03.740
آخه مگه چي شده؟

00:36:12.330 --> 00:36:13.340
.«من اينجا هستم، «سِتسوکو

00:36:15.040 --> 00:36:16.710
!زيرِ درختِ انار

00:36:17.340 --> 00:36:19.220
بيا با همديگه
!دکتر بازي کُنيم

00:37:02.500 --> 00:37:05.730
!آهاي! کفش هات رو فراموش کردي

00:37:14.090 --> 00:37:18.090
،برايِ دشمنانِ آزادي"
"!آزادي هرگز

00:37:19.930 --> 00:37:24.730
،برايِ دشمنانِ آزادي»
«!آزادي هرگز

00:37:29.360 --> 00:37:32.900
!بياييد همه با هم قسم بخوريم»
«!قسم بخوريم

00:37:33.220 --> 00:37:36.660
«!آزادي موهبتي است»

00:37:38.300 --> 00:37:42.890
«!آزادي! آزادي»

00:37:44.870 --> 00:37:48.870
«.درد و رنج تغييري نميکُند، اميد است که تغيير ميکُند»
«آندره مالرو»
[نويسنده و متفکرِ فرانسويِ قرنِ بيستم]

00:37:48.980 --> 00:37:52.660
«!آزادي موهبتي است»
«!آزادي موهبتي است»

00:38:19.520 --> 00:38:22.860
«.آدمي مجبور به داشتنِ تاريخ است»
«اريش فروم»
[نويسنده و متفکرِ آلمانيِ قرنِ بيستم]

00:38:32.950 --> 00:38:36.260
".من قلبي دارم که در هر کجا سوت ميکِشد"
«ولاديمير ماياکوفسکي»
[شاعر و درام نويسِ قرنِ بيستمِ شوروي]

00:38:53.620 --> 00:38:56.050
" !اين غولِ «رودِس» است. از رويش بپريد"
غولِ رودِس : نام تنديسي است از هليوس خدايِ خورشيد]
که در وروديِ بندرِ شهرِ رودس در يونان قرار داشت و به
عنوانِ يکي از عجايبِ هفتگانه جهان بوده است. اين تنديس
[.در سالِ 226 قبل از ميلاد توسطِ زلزله اي عظيم تخريب گرديد

00:39:47.310 --> 00:39:51.730
من دنبالِ يه پارتنر ميگردم که
.رو راست و صادق باشه و اهلِ گپ زدن

00:39:52.150 --> 00:39:56.640
.آشپزيِ منزل رو هم خودم انجام ميدم
!همدمِ يه روزه به دردِ من نميخوره

00:39:56.840 --> 00:39:57.990
.«اسمِ من هست : «ايتاني گوتاندا

00:39:58.240 --> 00:40:00.810
من چيزهايي دارم که
.ميتونم براتون ارسال کُنم

00:40:01.510 --> 00:40:06.030
علائقِ من اين هاست : جمع آوريِ تمبرهايِ پُستي و
.عکس هايِ مردان در حالِ شکنجه يا با زيرپوش هايِ تنگ

00:40:07.320 --> 00:40:10.450
همچنين تعدادِ بيشماري عکس
.از مردانِ عريان دارم

00:40:10.900 --> 00:40:13.540
،ميتونم در صورتِ تمايل
.اونها رو براتون پُست کُنم

00:40:14.200 --> 00:40:15.800
.فوکوکا نارسيست» هستم»
نارسيست : در افسانه هايِ يونان، نارسيس جواني بود که]
عاشقِ تصويرِ خود در آب شد و در روانشناسي، اصطلاحِ
[.نارسيست برايِ اشخاصِ خودشيفته بکار ميرود

00:40:29.860 --> 00:40:34.900
.من دنبالِ يه برادر ميگردم، و ترجيحاً دانشجو
.سرگرميِ موردِ علاقه من تنيس-ه

00:40:35.630 --> 00:40:39.430
من تجربياتِ زيادي از اين دست ندارم، اما خيلي
.خوشحال ميشم اگه بتونم چنين تجربه اي کسب کُنم

00:40:40.120 --> 00:40:43.980
.ترجيح ميدم سنِ اون شخص، بالايِ 30 سال باشه
.لطفاً عکسِ تون رو هم داخلِ پاکتِ نامه بفرستين

00:40:44.510 --> 00:40:46.380
.«کاگاوا آدونيس»
آدونيس : در افسانه هايِ يونان، جوانِ‌ زيبايي كه‌ مورد]
[.علاقه يِ آفروديت‌ الهه عشقِ شهواني و زيبايي بود

00:40:46.380 --> 00:40:51.360
من دنبالِ لذتِ بُردن از مردها هستم. من ميتونم شما رو
.هم از نظرِ روحي و هم از لحاظِ جسمي ارضاء کُنم

00:40:51.360 --> 00:40:53.590
اين رو بصورتِ اختصاصي
.واستون تضمين ميکُنم

00:40:53.590 --> 00:40:57.940
اندازه هايِ من اينهاست : 11 اينچ سايزِ سينه، 6 اينچ
.سايزِ کمر و 10 اينچ سايزِ باسن

00:40:58.980 --> 00:41:01.240
لطفاً عکسِ تون رو هم
.داخلِ پاکتِ نامه بفرستين

00:41:01.760 --> 00:41:04.200
«نشانيِ من : «هائيم بانگو
.شماره 1002

00:41:04.750 --> 00:41:06.910
.من دنبالِ همسرِ گُمشده ام ميگردم

00:41:08.620 --> 00:41:11.500
خانمي 32 ساله
.با موهايِ نسبتاً مجعد

00:41:11.500 --> 00:41:16.930
،آخرين باري که ديده شده
.لباسِ گُلدار و دم پايي پوشيده بوده

00:41:18.850 --> 00:41:20.690
رويِ گونه يِ راستش هم
.يه خال هست

00:41:21.560 --> 00:41:24.450
خواهش ميکُنم در صورتِ مشاهده
.به نزديک ترين کلانتري خبر بديد

00:41:25.280 --> 00:41:26.190
.تاناکا توکيو» هستم»

00:41:39.680 --> 00:41:44.620
.من دنبالِ يه دوستيِ دراز مدت هستم
.سنِ من 42 ساله

00:41:45.250 --> 00:41:47.410
داشتنِ صداقت و وفاداري
.واسه من مهمه

00:41:48.140 --> 00:41:50.400
.دارايِ ثباتِ مالي هم هستم

00:41:51.410 --> 00:41:53.740
حاضرم با هر کس که راغب باشه
.عکس مبادله کُنم

00:41:54.260 --> 00:41:56.770
،ناگويا» هستم»
.يه پسرِ ترشيده و غمگين

00:41:57.040 --> 00:41:59.440
مايل هستيد با من ازدواج کُنيد؟

00:41:59.720 --> 00:42:01.850
تضمين ميکُنم شما رو
.خوشبخت کُنم

00:42:02.230 --> 00:42:07.930
،توکيو»، «سِتِگايا»، شماره 7-5-2»
.«کيوچي ياماموتو»

00:42:08.110 --> 00:42:12.770
من دنبالِ يه دوستيِ پايدار هستم
.که منتهي به ازدواج بشه

00:42:12.770 --> 00:42:16.000
.سنم 42 ساله

00:42:16.910 --> 00:42:19.070
.حقوقم 40 هزار يِن در ماهه

00:42:19.410 --> 00:42:21.570
.سرگرميِ هميشگيم پياده رويه

00:42:21.570 --> 00:42:23.480
تضمين ميکُنم که
.آدمِ قابلِ اعتمادي باشم

00:42:24.180 --> 00:42:26.410
.«باشگاه زنبقِ سفيد، «اوکاموتو

00:42:26.440 --> 00:42:30.650
.اين نامه ايست که پيام آورِ خوشبختي برايِ شماست
.آدرسِ من توکيو خيابانِ شماره 2317 هست

00:42:31.140 --> 00:42:35.730
اگر شما به محضِ دريافتِ اين نامه، در عرضِ
... مدتِ 24 ساعت متقابلاً بهش پاسخ بدين

00:42:35.910 --> 00:42:38.100
.خوشبخت خواهيد شد

00:42:38.380 --> 00:42:42.410
و اگر بهش پاسخ نديد، مرگ به زودي
.به سراغتون خواهد اومد

00:42:43.700 --> 00:42:48.220
«محضِ اطلاع بگم که آقايِ «نيکلسون» از «کانادا
!پاسخِ نامه رو نداد و يه ماشين ايشون رو زير گرفت

00:42:49.680 --> 00:42:52.570
پس پاسخِ نامه رو در عرضِ
.مدتِ 24 ساعت بديد

00:42:52.710 --> 00:42:54.100
.به آدرسِ توکيو خيابانِ شماره 2317

00:42:54.210 --> 00:42:57.610
.يوشيکو»، مشکل حل شده»
.برگرد خونه! از طرفِ پدرت

00:42:57.930 --> 00:42:59.740
.«يه دعوتنامه از طرفِ «باشگاه قهقهه

00:43:01.410 --> 00:43:02.590
... هر وقت تويِ دردسر افتاده باشين

00:43:06.000 --> 00:43:07.220
... هر وقت کسل و خسته شده باشين

00:43:08.710 --> 00:43:10.350
.بياييد تا با هم قهقهه بزنيم

00:43:11.500 --> 00:43:13.160
نيازي به ثبتِ نام و
.پرداختِ وجه اشتراک نيست

00:43:15.950 --> 00:43:17.940
"جنسِ درجه يک"

00:43:33.970 --> 00:43:35.970
.بچه ها بياييد اينجا

00:43:35.970 --> 00:43:38.980
!اين که همچين هم با حال نيست
!لابد تا حالا تلويزيون تماشا نکردي

00:43:38.980 --> 00:43:40.970
!اين ديگه چيه؟

00:43:42.980 --> 00:43:44.980
لهجه شمالي ها هم
!واقعاً ضايع ست ها

00:43:44.980 --> 00:43:45.980
برو يه دوش بگير، باشه؟

00:43:45.980 --> 00:43:47.990
تو چته؟ خسته اي يا
چيزِ ديگه ست؟

00:43:47.990 --> 00:43:50.990
يالا بچه ها! همه آماده اين؟

00:43:50.990 --> 00:43:52.990
حالا خودتون ميبينين
.که چقدر با حاله

00:43:52.990 --> 00:43:55.990
چطوري بايد روشنش کرد؟
اينطوريه؟

00:43:55.990 --> 00:43:59.000
اون يارو تويِ تلويزيون
.از همينجا روشنش ميکرد

00:43:59.000 --> 00:44:01.000
!چطور شد که يادم رفت

00:44:01.000 --> 00:44:03.000
!باشه بابا، خوش تيپ
!يالا ديگه

00:44:03.000 --> 00:44:06.990
!يالا ديگه -
!يه لحظه دندون رو جيگر بذارين -

00:44:18.020 --> 00:44:22.010
چي داره ميگه؟
به زبونِ ژاپني داره حرف ميزنه؟

00:45:30.100 --> 00:45:32.220
«... اي مادر، خاطرم است»

00:45:33.010 --> 00:45:34.160
که هميشه سرم را بر رويِ آن»
«... دامنِ بزرگِ گرمت ميگذاشتي

00:45:35.170 --> 00:45:36.770
«.و موهايم را مي شُستي»

00:45:37.010 --> 00:45:40.660
حباب هايِ کف، درونِ چشمانم ميرفت»
«.و من بر سَرت جيغ و داد ميکردم

00:45:40.900 --> 00:45:44.160
حال آنکه موهايِ سياهت»
«.از بخار خيس شده بودند

00:45:44.750 --> 00:45:50.030
گلبرگ هايِ گيلاس، شناور در دستانِ باد»
«.از پنجره حمام به درون مي آمدند

00:45:50.760 --> 00:45:55.660
«.اي مادر، چشمانم از اشک لبريزند»

00:45:56.950 --> 00:46:00.940
«... اي مادر! درست همچون داستان هايِ شارل پرو»
شارل پرو  : شاعر و داستانسرايِ قرنِ هفدهمِ]
فرانسه که سبکِ جديدي از قصه ها و افسانه هايِ
[.شاه پريان را در ادبيات بنيان نهاد

00:46:07.890 --> 00:46:13.130
،تو هميشه در حالِ آشپزي کردن، اُتو زدن»
«.رختشويي و شُستشو بودي

00:46:16.090 --> 00:46:17.650
«.آه، اي مادرِ گناهکار و زمختِ من»

00:46:18.140 --> 00:46:21.050
بزرگ ترين عشقِ من»
«.دخترکي کره اي بود

00:46:21.920 --> 00:46:23.830
«.و نيز لحظه يِ انزال»

00:46:24.220 --> 00:46:27.550
همان گريزِ سرخوشانه»
«.از دهانه اي تنگ

00:46:29.460 --> 00:46:31.650
«!آه، اي مادر»

00:46:32.520 --> 00:46:35.120
آه اي مادر که از»
«.هيچ کجا خبر نداري

00:46:35.570 --> 00:46:38.350
«.آه اي مادر که هيچ بويي نميبري»

00:46:40.400 --> 00:46:44.220
آه اي مادر که نميتواني»
«.هيچ چيز را پيش بيني کُني

00:46:55.230 --> 00:46:57.350
«!آه، اي مادرِ چاق و معصوم»

00:47:03.010 --> 00:47:04.890
اي آنکه هيچگاه از کلامي درشت»
«.به رنجه نمي آيي

00:47:10.480 --> 00:47:12.570
اي که بازوانِ سفيدِ پُر محبتت»
«.از اشتياق لبريز است

00:47:33.030 --> 00:47:38.900
«!اي مادر، من در حالِ ترکِ تو هستم»

00:47:47.440 --> 00:47:54.560
اي مادر، تو را با آن کپلِ پروار»
«.و شهوت انگيزت ترک ميگويم

00:47:54.980 --> 00:48:01.200
،اي مادر، تو را با آن پستان هايِ پُر غرور و هوس انگيزت»
«.که زبان را در کام ميکِشد، ترک ميگويم

00:48:02.280 --> 00:48:09.120
اي مادر، تو را با آن آرزوهايِ پنهانت که برايِ من»
«!پُخته اي ترک ميگويم. من آن آرزوها را انکار ميکُنم

00:48:10.200 --> 00:48:15.300
آه، اي مادر، من ديگر»
«!به خانه برنميگردم

00:48:47.280 --> 00:48:49.290
پس چرا خاموشش کردي؟

00:48:49.290 --> 00:48:51.690
!بريد گُم شيد بيرون، با همه تون هستم -
!چي شد؟ -

00:48:52.090 --> 00:48:53.480
!از اينجا گُم شيد بيرون

00:49:22.320 --> 00:49:25.380
به نظرِ شما نوه تون
مريض نشده؟

00:49:26.010 --> 00:49:28.890
شما اينطور فکر ميکُني؟ -
.خُب آره -

00:49:29.100 --> 00:49:33.210
چرا هميشه خرگوشش رو برميداره
مي بره اون دستِ ريلِ قطار؟

00:49:33.410 --> 00:49:37.660
خُب لابد به خاطرِ اينه که
.ميخواد ببرش هواخوري

00:49:39.880 --> 00:49:44.540
اما از اون طرف هم، جديداً ديگه با بقيه
.سرِ سفره نميشينه غذا بخوره

00:49:45.690 --> 00:49:47.570
.تلويزيون هم ديگه تماشا نميکُنه

00:49:47.740 --> 00:49:51.570
اگه اين دختر همينطوري ادامه بده، تنها غذاش
!ميشه کلم، درست مثلِ همون خرگوشش

00:49:51.710 --> 00:49:56.580
از اينکه تويِ کارِ منزل هم ديگه کمک نميکُنه، داره اعصابم
.ميريزه به هم. خونه کم کم داره بويِ گند ميگيره

00:49:56.820 --> 00:49:57.790
ببينم، مدرسه هم ميره؟

00:49:58.140 --> 00:50:01.900
نه، مدرسه رفتن
!واسه دخترها خوبيت نداره

00:50:02.420 --> 00:50:05.200
.صبح خير -
.اوه، سلام -

00:50:13.830 --> 00:50:18.490
اين هم همسرش ترکش کرده، واسه همين
.تا موقعِ ناهار ميگيره ميخوابه

00:50:23.560 --> 00:50:27.250
.ضمناً، من يه چيزي رو با چشم هايِ خودم ديدم -
چي ديدين؟ -

00:50:27.600 --> 00:50:30.100
ديدم که «سِتسوکو» داشت
!با خرگوشش يه کارهايي ميکرد

00:50:34.730 --> 00:50:35.840
!امکان نداره

00:50:52.670 --> 00:50:54.930
دخترم، داري خرگوشت رو ميبري
!«پياده روي؟ هي «سِتسوکو

00:51:25.540 --> 00:51:28.040
«پسرم، لازمه که راجع به «سِتسوکو
.با هم حرف بزنيم

00:51:28.770 --> 00:51:31.350
!گوشِت با منه؟ -
!چي؟ با مَني؟ -

00:51:33.190 --> 00:51:36.670
به نظرت بايد با اين
!سِتسوکو» چکار کُنيم؟! ها؟»

00:51:37.470 --> 00:51:41.780
مگه چي شده؟ -
.همش به خاطرِ خرگوشه ست -

00:51:42.890 --> 00:51:46.470
کين» ميگه بايد»
.خرگوشه رو بکُشيم

00:51:46.750 --> 00:51:47.800
.شايد هم اينطور بهتر باشه

00:51:54.790 --> 00:51:58.330
اما من دلم واسه جُفتِ شون
.خيلي ميسوزه

00:51:59.800 --> 00:52:01.120
.اين هم درسته

00:52:22.500 --> 00:52:23.540
آقايِ «اومي» اينجاست؟

00:52:25.000 --> 00:52:29.430
.امروز هيچکس اينجا نيست -
جدي؟ تو همون نفرِ تازه وارد هستي؟ -

00:52:32.000 --> 00:52:35.590
سالِ اولي هستي، آره؟
!خُب، فعلاً

00:53:24.320 --> 00:53:26.480
عجب! مادرش رو
!با خودش نبُرد

00:53:33.900 --> 00:53:34.940
.«آقايِ «کين

00:53:38.810 --> 00:53:43.930
.تمامِ شب خوابم نبُرد. مدام از اين پهلو به اون پهلو ميشدم
!«همه اش هم به خاطرِ «سِتسوکو

00:53:45.490 --> 00:53:47.930
.اين قضيه داره عذابم ميده

00:53:49.010 --> 00:53:52.010
ميشه به خاطرِ من
خرگوشه رو بکُشي؟

00:53:53.680 --> 00:53:59.600
اونوقت نوه ام دوباره تنها ميشه
.و اينقدر از مردها دوري نميکُنه

00:54:01.060 --> 00:54:07.120
،واسه کُشتنِ خرگوشه، با پسرم هم صحبت کردم
.اما اون خيلي دل نازکه. دلش نمياد خرگوشه رو بکُشه

00:54:08.240 --> 00:54:11.760
،هر چند که تويِ جنگ
!آدم زياد کُشته

00:54:12.420 --> 00:54:13.570
پس ميخواين بکُشينش؟

00:54:13.950 --> 00:54:17.780
خُب آره همينطوره! راستش ديگه
.نميتونم خرگوشه رو تحمل کُنم

00:54:19.280 --> 00:54:25.300
،از وقتي که «سِتسوکو» خرگوشه رو آورده خونه
.حتي يه بار هم نشده توي کارهايِ منزل کمکم کُنه

00:54:26.560 --> 00:54:27.950
بعدش ميخواي با گوشتش
چکار کُني؟

00:54:28.160 --> 00:54:31.640
.کبابش ميکُنم، يا باهاش خورش درست ميکُنم
!اصلاً هر چي تو بخواي

00:54:32.410 --> 00:54:33.420
کِي بکُشيمش؟

00:54:33.770 --> 00:54:37.840
نوه ام قراره عصر
.بره حمامِ عمومي

00:54:55.540 --> 00:54:59.300
".آنچه نپايد، دلبستگي را نشايد"

00:55:22.700 --> 00:55:26.220
".آنچه نپايد، دلبستگي را نشايد"

00:55:49.910 --> 00:55:54.990
".آنچه نپايد، دلبستگي را نشايد"

00:55:59.270 --> 00:56:01.570
!«آهاي «ماساهارو
!«آهاي «ماساهارو

00:56:02.860 --> 00:56:04.850
!ميبيني خرگوشِ ما چه خوشگله؟

00:56:29.120 --> 00:56:30.340
!کارِ من نبود

00:56:32.120 --> 00:56:35.500
!من اين کار رو نکردم
!من اين کار رو نکردم

00:56:36.790 --> 00:56:40.200
!کارِ «کين» بود
!کين» اين کار رو کرد»

00:56:46.760 --> 00:56:48.770
!کافيه ديگه، مادر

00:56:48.770 --> 00:56:52.760
ببين! يه استخونِ کوچيکِ ديگه هم
!اينجا پيدا کردم

00:56:53.770 --> 00:56:55.760
.دستت درد نکنه

00:57:00.780 --> 00:57:04.770
... ببينم، شما ها ميدونين

00:57:08.760 --> 00:57:09.940
توتو» کجاست؟»

00:57:14.260 --> 00:57:16.840
.خرگوشت رو ميگي؟ کُشته شد -
!کُشته شد؟ -

00:57:18.160 --> 00:57:22.030
کارِ «کين» بود. من سعي کردم
.جلوش رو بگيرم

00:57:22.620 --> 00:57:24.400
.کين» کُشتش»

00:59:02.340 --> 00:59:07.010
بچه ها، نشستم جلويِ آيينه، درش آوردم
!گذاشتمش تويِ يه بطري و شروع کردم به زدن

00:59:07.910 --> 00:59:09.200
جواب داد؟

00:59:10.380 --> 00:59:15.820
ولي بهتر اينه که کره يا ژله بزني کفِ دستت
!و شروع کُني به مالوندنش

01:00:55.920 --> 01:00:57.660
چي ميخواي؟

01:00:59.540 --> 01:01:00.410
تو کي هستي؟

01:01:01.940 --> 01:01:05.460
.خرگوشم رفت
.خرگوشم مُرد

01:01:06.820 --> 01:01:08.180
... خرگوشم

01:01:09.400 --> 01:01:11.100
.خرگوشم مُرد

01:03:30.170 --> 01:03:32.170
!آهاي، باز کُنيد

01:03:32.170 --> 01:03:36.160
کي اونجاست؟

01:04:00.450 --> 01:04:04.910
،يه تيکه گوشتِ چرب و نرم از آسمون افتاده پايين
!داريم هر کدوم يه گاز ازش ميگيريم

01:04:08.370 --> 01:04:10.040
!اگه ميخواي تو نفرِ بعدي باش

01:04:12.880 --> 01:04:14.550
!خيلي سوسول هستي ها

01:07:57.990 --> 01:08:01.980
.گريه نکُن. بيا بريم

01:08:04.000 --> 01:08:05.990
ميتوني راه بري؟

01:08:09.000 --> 01:08:10.990
حالت خوبه؟

01:08:16.010 --> 01:08:18.000
.کفش هات رو پات کُن

01:08:21.010 --> 01:08:25.010
آروم ميريم. باشه؟

01:09:26.550 --> 01:09:31.330
«.آه، کِن، من عاشقت هستم»

01:09:33.200 --> 01:09:38.080
تو در تاريکيِ غمزده و بويناکِ»
«... سينمايِ محل مينشيني

01:09:43.830 --> 01:09:48.420
و در حالِ فيلم ديدن»
«... تنقلات ميخوري

01:09:50.380 --> 01:09:55.140
و من عاشقِ آنم که تماشا کُنم چگونه»
«.همگان را کُشته مُرده يِ خود ميسازي

01:10:25.710 --> 01:10:29.540
«... خاطره ات تنها»

01:10:30.340 --> 01:10:32.550
تا ستونِ فقراتم را»
«.به رعشه مي آورد

01:10:41.770 --> 01:10:47.270
.اما من همچون قهرمانانِ فيلم، کسي را نکُشته ام»
«.حتي کاردِ آشپزخانه اي را هم به دست نگرفته ام

01:10:53.110 --> 01:10:56.860
«.من بسيار از مردمان هراسانم»

01:10:58.660 --> 01:11:02.120
«.من آدمي بُزدل هستم»

01:11:04.330 --> 01:11:09.420
!آه که من، بيچاره اي فين فيني بيش نيستم»
«.پسري با حقوقِ 20 هزار يِني

01:11:09.830 --> 01:11:12.170
«.کسي که دوستي ندارد»

01:11:12.550 --> 01:11:15.340
«.کسي که شهامتي ندارد»

01:11:15.550 --> 01:11:17.840
«.کسي که خانه اي ندارد»

01:11:18.300 --> 01:11:21.510
«... کسي که دائماً در تاريکيِ»

01:11:23.810 --> 01:11:28.020
«.شب گونِ سينما، در خواب است»

01:11:56.340 --> 01:12:00.260
آه، که فکرِ تو، سر تا پايم را»
«.به لرزه مي افکند

01:12:01.930 --> 01:12:06.100
«.آه، کِن، من عاشقت هستم»

01:12:10.020 --> 01:12:13.440
،من در «کُره» به دنيا اومدم
.اما بزرگ شده يِ «ژاپن» هستم

01:12:15.690 --> 01:12:18.610
هميشه برايِ اينکه کلماتِ زبانِ ژاپني رو
... بدونِ لکنت ادا کُنم

01:12:19.570 --> 01:12:24.660
فقط کلماتي رو انتخاب ميکردم که
... تلفظ کردنِ اونها برام راحت بود

01:12:25.700 --> 01:12:29.830
و اون کلمات رو پُشتِ سرِ هم
.ريسه ميکردم

01:12:31.700 --> 01:12:35.040
به همين دليل، اغلبِ اوقات، ديگران
... چيزهايي از گفته هام برداشت ميکردن

01:12:37.380 --> 01:12:39.460
.که در واقع، منظورِ من نبود

01:12:41.880 --> 01:12:44.930
... وقتي مدرسه ابتدايي ميرفتم

01:12:48.260 --> 01:12:52.140
تويِ يکي از کتاب هايِ درسي مون
: اين بيت شعر نوشته شده بود

01:12:53.730 --> 01:12:57.810
".آفتاب را به سويدايِ قلبِ خويش آوريد"

01:12:59.520 --> 01:13:02.030
اما من نميتونستم کلمه يِ
.سويدا» رو تلفظ کُنم»

01:13:02.690 --> 01:13:08.450
."هي زور ميزدم و ميگفتم : "سو ... سو ... سو
.به همين خاطر بچه ها بهم «تُپق زن» لقب دادن

01:13:19.670 --> 01:13:24.170
يه بار هم که منو
... پيشِ دکتر بُرده بودن

01:13:26.180 --> 01:13:28.510
بعد از اينکه دکتر وادارم کرد
... نفس هايِ عميق بکِشم

01:13:31.140 --> 01:13:34.640
به والدينم گفت اگه من
... بطورِ مستمر آواز بخونم

01:13:36.810 --> 01:13:38.230
.لکنتِ زبانم درمان ميشه

01:13:38.440 --> 01:13:39.440
.و من 100 ها بار سعي کردم

01:13:46.240 --> 01:13:49.280
.لکنت داشتن، نوعي ايدئولوژيه

01:13:51.580 --> 01:13:54.250
... خورشيد لکنت داره

01:13:55.700 --> 01:13:58.000
وقتي که بينِ ساختمون ها
... طلوع ميکُنه

01:14:00.330 --> 01:14:04.550
... حتي سمفونيِ پنجمِ «بتهوون» هم

01:14:06.090 --> 01:14:07.550
.لکنت داره

01:14:11.300 --> 01:14:12.640
چطور ميشه کلمه صلح رو
... «در «ويتنام

01:14:14.350 --> 01:14:16.520
،در سرتاسرِ اون سرزمينِ سوخته در آتش
بدونِ لکنت به زبان آورد؟

01:14:19.270 --> 01:14:22.480
ابرهايِ سرگردانِ تويِ آسمون
.لکنت دارن

01:14:24.480 --> 01:14:25.780
... «چطور ميشه مرزِ بينِ دو «کُره

01:14:27.360 --> 01:14:28.650
آدم رو به لکنت نياندازه؟

01:14:30.360 --> 01:14:31.280
متوجه هستيد؟

01:14:33.490 --> 01:14:35.950
،کلماتي مثلِ : انضباط و اطاعت
.روان و سليس هستن

01:14:37.160 --> 01:14:39.420
.اما خورشيد ... لکنت داره

01:14:41.710 --> 01:14:44.340
.قلب ... لکنت داره

01:14:46.380 --> 01:14:48.800
.جنبش هايِ انقلابي ... لکنت دارن

01:14:49.970 --> 01:14:50.800
.لکنت دارن

01:14:52.760 --> 01:14:54.350
.لکنت دارن و فرياد ميکِشن

01:14:59.060 --> 01:14:59.730
... من

01:15:01.730 --> 01:15:07.820
.من يه الکنِ خجالتي هستم

01:15:16.790 --> 01:15:19.790
اما بخاطرِ داشتنِ همين
... لکنتِ زبانه

01:15:21.580 --> 01:15:26.000
که ميتونم مزه کلمات رو
... بطورِ کامل در دهانم

01:15:27.880 --> 01:15:29.050
.بچشم و احساس کُنم

01:15:31.340 --> 01:15:32.220
.کلماتِ خودم رو

01:15:38.930 --> 01:15:44.770
همونطور که قبلاً هم گفتم، موندنِ افرادِ مُسن تويِ خونه
.حتي برايِ خودشون هم مفيد نيست

01:15:45.440 --> 01:15:48.480
،شايد کمي بي رحمانه به نظر برسه
.اما براشون بهتره که برن خانه سالمندان

01:15:49.740 --> 01:15:54.700
تو از اين يارو خواستي بياد اينجا؟ -
!آخه منو چکار به اين کارها -

01:15:54.990 --> 01:15:59.660
يعني ميگي اين يارو، همينطور سر خود، بدونِ اينکه
!کسي ازش بخواد اومده؟ پس يه مهمانِ ناخونده ست

01:16:00.250 --> 01:16:01.290
!يه دزده

01:16:02.370 --> 01:16:05.580
مگه شما دوست نداريد با هم سن و سال هايِ
خودتون دمخور بشيد؟

01:16:07.250 --> 01:16:13.010
خانه يِ سالمندانِ ما، کاملاً
.به سبکِ آمريکايي اداره ميشه

01:16:13.470 --> 01:16:16.970
... در آمريکا -
!هي اينقدر نگو آمريکا! اصلاً ازش خوشم نمياد -

01:16:17.430 --> 01:16:21.560
،ولي حتي کساني هم که از آمريکا خوششون نمياد
... لوله کِشيِ آبِ گرمِ منزل

01:16:21.730 --> 01:16:26.110
ماشين هايِ مدل آمريکايي، سينمايِ هاليوود
.و استانداردهايِ بالايِ زندگي در اون کشور رو دوست دارن

01:16:28.020 --> 01:16:32.740
!ببينم، باز داري کجا ميري؟ -
.ميرم سيگار بخرم -

01:16:32.990 --> 01:16:36.530
هميشه تا يه دقيقه ميخوايم دو کلمه
!حرفِ جدي با هم بزنيم، يهو غيبت ميزنه

01:16:37.240 --> 01:16:41.910
تو دوست داري اين آقا
.منو با خودش ببره

01:16:42.580 --> 01:16:46.540
ولي آخه خانه يِ سالمندان که
!جهنم نيست ازش بترسين

01:16:46.750 --> 01:16:48.540
ما تويِ خانه يِ سالمندانِ مون
.امکاناتِ مختلفِ بسياري داريم

01:16:51.510 --> 01:16:55.630
.حتي حمام و توالتِ اختصاصي هم داريم

01:16:55.840 --> 01:16:59.050
!تويِ خونه! مگه همچين چيزي ميشه؟

01:16:59.260 --> 01:17:00.510
.خودم شما رو با ماشين ميرسونم

01:17:01.390 --> 01:17:05.600
!دست از اين مسخره بازيهات بردار
!من يکي، اونجا بيا نيستم

01:17:07.020 --> 01:17:10.360
،از همون لحظه اول که ديدمت
!يه استرسي به جونم افتاد

01:17:10.520 --> 01:17:16.240
ژاپني اي که سيگارِ خارجي ميکِشه و خاکسترش رو
!همه جا پخش ميکُنه! به حقِ چيزهايِ نديده و نشنيده

01:17:17.240 --> 01:17:18.490
!برو پِي کارِت ببينم

01:17:19.240 --> 01:17:22.290
ولي پسرتون از من خواست
.بيام اينجا

01:17:22.790 --> 01:17:26.750
!ماساهارو»؟ محاله»

01:17:27.830 --> 01:17:32.420
،من اونو از وقتي بچه بود بزرگ کردم
.اون هم دست تنها

01:17:32.630 --> 01:17:35.590
اگه من نبودم، عمراً نميتونست
.گليمِ خودش رو از آب بکِشه بيرون

01:17:36.220 --> 01:17:37.680
.يه لحظه صبر کُنيد

01:17:52.770 --> 01:17:54.690
اين نامه، دستخطِ کيه؟

01:18:05.660 --> 01:18:07.580
ماساهارو»، پس کارِ تو بود؟»

01:18:13.340 --> 01:18:16.210
ماساهارو»، پس يعني تو بودي»
که اين کارو کردي؟

01:18:17.420 --> 01:18:20.010
آره، برايِ کِشيدنِ اين نقاشي
.خيلي زحمت کِشيدم

01:18:22.390 --> 01:18:25.810
ولي من به اون خوشگلي
.که تو کِشيدي نيستم

01:18:26.270 --> 01:18:29.100
.ديگه سن و سالي از من گذشته

01:18:39.360 --> 01:18:42.320
اين مادري ست که پس از مُردن، براي رفتن به آن دنيا
.مجبور به عبور از رودخانه يِ مرگ است

01:18:42.530 --> 01:18:45.410
.بياييد، همه تون بياييد

01:18:45.790 --> 01:18:48.500
قصه يِ اينجا ديگه با اون قصه هايِ
.دنيايِ شما فرق داره

01:18:49.120 --> 01:18:51.960
برايِ گذر به جهانِ باقي، بايد از
.اين مرداب هايِ جهنم عبور کُنيد

01:18:52.920 --> 01:18:56.210
ولي اينجا ديگه لازم نيست بخاطرِ گيسِ سفيدِتون
... زانويِ غم به بغل بگيريد

01:18:56.380 --> 01:19:00.130
اينجا ديگه لازم نيست زندگي تون رو با شمردنِ
... چين و چروک هايِ صورتتون تلخ کُنيد

01:19:01.300 --> 01:19:06.430
پس بهتره ناقوسِ مرگ رو به صدا دربياريد، و يا بذاريد
.کلاغ ها قار قار کُنن که حُکمِ همون ناقوسِ مرگ رو داره

01:19:09.060 --> 01:19:11.440
.اينجا سرزمينِ اشباح و مُردگانه

01:19:11.770 --> 01:19:17.690
پيرمردان و پيرزنانِ چروکيده
... به اين مُرداب وارد ميشن

01:19:18.280 --> 01:19:22.700
و در حالي که پوستِ چروکيده شون از تنِ شون جدا شده
.و پوستِ جواني جايِ اون رو گرفته از اين آب بيرون ميان

01:19:26.080 --> 01:19:31.670
در قعرِ اين مُرداب، پوست هايِ چروکيده يِ
.انسان هايِ بيشماري وجود داره

01:19:32.080 --> 01:19:35.960
مثلاً اون پوستِ چروکيده يِ
!کَنده شده رو ته آب ببينيد

01:19:38.510 --> 01:19:43.260
مالِ مرديه به اسمِ «يوهي»، که تويِ مغازه يِ
.فروشِ لباس هايِ دستِ دوم، کار ميکرده

01:19:43.970 --> 01:19:49.020
.و امسال 75 ساله شده

01:20:14.790 --> 01:20:18.500
.و اين نو عروس هم 102 ساله ست

01:20:48.990 --> 01:20:53.620
.اين زن و شوهر هم 95 ساله هستن

01:21:03.670 --> 01:21:04.630
!مادر

01:21:06.640 --> 01:21:07.550
!مادر

01:21:14.520 --> 01:21:18.610
.لابد عوضي گرفتين
.من اصلاً بچه اي ندارم

01:21:21.690 --> 01:21:27.070
تويِ ايامِ قديم، همه بهم احترام ميذاشتن
.و هوايِ منو داشتن

01:21:28.570 --> 01:21:30.950
.مخصوصاً پسرم

01:21:37.210 --> 01:21:38.080
!پدر

01:21:40.670 --> 01:21:42.250
پدرم کجاست؟

01:21:45.670 --> 01:21:48.010
شما ميدونيد پدرم کجاست؟

01:21:50.470 --> 01:21:51.810
پدر، اونجا هستي؟

01:22:08.530 --> 01:22:10.820
!همه آماده هستن ها؟

01:22:11.030 --> 01:22:13.740
باشه، الان لباس پوشيدنم
.تموم ميشه

01:22:21.630 --> 01:22:24.960
.من نميخوام عکس بگيرم

01:22:27.300 --> 01:22:29.180
.بيا اينجا کنارِ خودم، مادر

01:22:40.900 --> 01:22:42.060
!لبخند بزنيد

01:22:59.690 --> 01:23:01.770
!حتماً چشمِ ديدنِ منو نداري، آره؟

01:23:03.550 --> 01:23:04.640
واسه چي؟

01:23:07.320 --> 01:23:11.410
چون دست رو دست گذاشتم
.و هيچ کاري نکردم

01:23:16.080 --> 01:23:17.980
هنوز هم تو فکرِ اون
خرگوشه هستي؟

01:23:19.020 --> 01:23:25.630
آره. هميشه هر وقت خرگوشه رو بغل ميگرفتم
.با پاهاش به سينه هام لگد ميزد

01:23:27.700 --> 01:23:30.420
به سينه هات؟ -
.آره، درست همينجا -

01:23:31.440 --> 01:23:32.870
!درست همينجا رو

01:23:35.300 --> 01:23:39.070
هميشه وقتي از خرگوشت حرف ميزني
.چشم هات از خوشحالي ميدرخشه

01:23:44.100 --> 01:23:48.760
ميخواي بريم رستوران غذا بخوريم؟
!من امروز يه خورده پول همراهم دارم ها؟

01:23:53.750 --> 01:23:55.350
نظرت چيه بريم يه رستوران
به سبکِ غربي؟

01:23:57.160 --> 01:23:58.940
من طرزِ غذا خوردنِ
.اونجا رو بلد نيستم

01:23:59.310 --> 01:24:01.710
.اشکالي نداره. خودم بهت ياد ميدم

01:24:02.970 --> 01:24:08.710
من اشيايِ ماديِ خويش را"
".در آن غار پنهان نمودم

01:24:09.530 --> 01:24:12.120
پس از آنکه جايِ مناسبي يافتم"
".دراز کِشيده و به خواب رفتم

01:24:14.090 --> 01:24:16.090
و در خوابِ عميقي که بر من"
".چيره شد، رويايي ديدم

01:24:17.170 --> 01:24:18.950
در رويا، پيرمردي را ديدم که"
".عصايي چوبين در دست داشت

01:24:19.880 --> 01:24:24.010
.او به ناگهان از درونِ تاريکي سر برآورده بود"
".در دستِ ديگرش يک کتاب بود

01:24:25.480 --> 01:24:31.310
کمرش در زيرِ سنگينيِ بار و بنه اش"
".خميده گشته بود

01:24:33.720 --> 01:24:35.010
"!به او خيره گشتم"

01:24:35.990 --> 01:24:38.610
پيرمرد کتابش را گشود و شروع به"
".خواندن و گريستن نمود

01:24:39.550 --> 01:24:42.000
".سراپايش بي وقفه ميلرزيد"

01:24:43.670 --> 01:24:47.580
.دستِ آخر، نتوانست جلويِ خويش را بگيرد"
": با صدايي پُر درد شروع به فرياد کِشيدن نمود

01:24:48.860 --> 01:24:51.410
برايِ بهبودِ زندگي، آيا چه کاري"
"از من ساخته است؟

01:24:51.860 --> 01:24:53.050
داري چي ميخوني؟

01:24:53.740 --> 01:24:59.140
اين کتاب در موردِ اينه که کتاب ها چطور ميتونن
.تأثيري عميقاً رهايي بخش بر رويِ انسان داشته باشن

01:25:25.750 --> 01:25:27.160
چي سفارش ميديد؟

01:25:28.670 --> 01:25:31.430
نظرت چيه؟ -
.هر چي خودت سفارش دادي -

01:25:43.010 --> 01:25:44.790
.اين يکي -
.بسيار خُب، همين الساعه -

01:25:55.070 --> 01:25:57.060
به اين ميگن قاشق، که واسه خوردنِ
.سوپ استفاده ميشه

01:25:57.600 --> 01:26:00.030
وقتي بخواي سوپي که
... تويِ بشقابت هست رو بخوري

01:26:02.070 --> 01:26:08.070
،بايد قاشق رو اينطوري بگيري
.اينطوري پُرش کُني و بخوري

01:26:12.790 --> 01:26:18.800
،بعدش که نوبت به خوردنِ غذايِ اصلي رسيد
.بايد از چاقو و چنگال استفاده کُني

01:26:19.270 --> 01:26:24.160
چنگال رو اينطوري ميگيري
.و با چاقو غذا رو بُرش ميدي

01:26:26.810 --> 01:26:28.710
بعدش غذا رو اينطوري
.ميذاري تويِ دهنت

01:26:29.100 --> 01:26:31.090
.من نميتونم اينطوري غذا بخورم

01:26:31.610 --> 01:26:34.050
.کاري نداره! ساده ست -
ساده ست؟ -

01:26:35.580 --> 01:26:37.400
اگه دو سه بارِ ديگه بياييم اينجا
.ياد ميگيري

01:26:37.960 --> 01:26:41.620
ولي نميدونيم کِي فرصت ميشه
.دوباره با همديگه بياييم اينجا

01:26:46.200 --> 01:26:50.330
خُب، به نظرم واسه جشنِ تولدِ بعديت
.بيارمت همين رستوران

01:27:01.460 --> 01:27:03.130
اينها رو ميشناسي؟

01:27:03.320 --> 01:27:04.850
اشکال نداره اينجا بشينيم؟

01:27:12.550 --> 01:27:14.730
دوست دخترته؟ -
.نه. خواهرمه -

01:27:15.010 --> 01:27:17.760
.بذار معرفيتون کُنم. اين «ره ايکو»ئه -
حالِ تون چطوره؟ -

01:27:18.130 --> 01:27:19.460
شما زياد مياييد اينجا؟

01:27:19.840 --> 01:27:22.870
آقايِ «اومي» دو سه بار
.منو آوردن اينجا

01:27:25.010 --> 01:27:29.670
.روست بيف» و شراب، لطفاً»
روست بيف : گوشتِ گاوِ]
[کباب شده به سبکِ غربي

01:27:30.700 --> 01:27:32.900
تو چي ميخواي؟ -
.من هم «روست بيف» ميخورم -

01:27:35.460 --> 01:27:38.850
خُب، پس اين دختر خانم
.خواهرته

01:27:40.850 --> 01:27:42.730
.خيلي به هم شبيه هستين

01:27:45.800 --> 01:27:47.690
سرِ تمرينِ آخري
حضور نداشتي؟

01:27:49.660 --> 01:27:51.390
.حواسم نبود تمرين داريم

01:27:52.090 --> 01:27:55.840
،و حتي انسان هايي که چه از نظرِ ظاهري و چه از نظرِ باطني"
"... از يکديگر بکُلي متفاوت هستند

01:27:56.310 --> 01:27:59.440
اگر طرزِ فکرِ ايشان"
"... بوسيله خواندنِ فقط يک کتاب

01:28:00.970 --> 01:28:05.620
با يکديگر همخوان ميگرديد، قادر ميگشتند به زمينه اي مشترک"
".دست يابند، و همين، امکانِ ارتباط را برايشان فراهم مينمود

01:28:05.620 --> 01:28:07.280
".موضوعِ موردِ بحثِ ما نيز همين است"

01:28:09.090 --> 01:28:13.820
"... ميتوان گفت که کتاب"

01:28:20.520 --> 01:28:24.210
هر چند اين غذاها واقعاً خوشمزه هستن
.ولي به نظرم خوردنشون خيلي مشکله

01:28:24.860 --> 01:28:28.320
.با تمرين درست ميشه
.خودت غذايي که من سفارش دادم رو ببين

01:28:28.770 --> 01:28:30.730
.ولي اين بايد خوردنش سخت باشه

01:28:31.320 --> 01:28:33.450
برايِ آمريکايي ها هيچ چيز آسون تر از
.خوردنِ اين غذا نيست

01:28:34.120 --> 01:28:36.900
برايِ اونها خيلي سخته که تصور کُنن
.انجام دادنِ يه کار مشکله

01:28:37.750 --> 01:28:41.220
اگه استرس دارين
.کمي براندي بخوريد، بچه ها

01:28:41.620 --> 01:28:44.090
.زياد سخت نگيريد
.سرِ سفره راحت باشيد

01:28:47.040 --> 01:28:49.150
.جوون بايد از زندگيش لذت ببره

01:28:50.300 --> 01:28:52.410
.اخيراً در اروپا، گرايشِ جديدي مُد شده

01:28:53.010 --> 01:28:54.940
جوون ها، به نوعي زندگيِ
.خانه به دوشي، رو آورده ان

01:28:54.940 --> 01:28:58.900
اونها پدر و مادرشون رو ترک ميکُنن و در گروه هايِ
.کوچکِ پنج نفري با همديگه زندگي ميکُنن

01:29:00.910 --> 01:29:03.560
اينطوري در کنارِ هم زندگي ميکُنن
.و خودشون، پدر و مادرِ خودشون هستن

01:29:03.560 --> 01:29:06.390
دنبالِ زندگيِ پُر زرق و برق
.و پُر ريخت و پاش نيستن

01:29:06.390 --> 01:29:08.780
: و چيزهايي که دارن رو به
.اين مالِ منه و اين مالِ توئه، تقسيم نميکُنن

01:29:09.400 --> 01:29:11.680
.چه غذا باشه و چه لباس. فرقي براشون نداره
.تمامِ دارايي هاشون رو با هم تقسيم ميکُنن

01:29:12.770 --> 01:29:14.450
.درست مثلِ يک کُمون
[کُمون : جامعه اشتراکيِ انسانِ بدوي]

01:29:14.780 --> 01:29:16.960
.حتي زن و دخترها هم -
... اما -

01:29:17.620 --> 01:29:20.900
... درست مثلِ ورزشکاري که

01:29:20.900 --> 01:29:24.580
.تويِ يک تيم عضو ميشه و سرپناه خودش رو اونجا پيدا ميکُنه
.به همين خاطره که بهت اصرار ميکُنم تو هم به تيم ملحق بشي

01:29:24.820 --> 01:29:27.790
يعني اونجا حسادت هم وجود نداره؟ -
حسادت؟ -

01:29:30.800 --> 01:29:33.800
.بزرگترين مشکلِ آدم، حسادت کردنه

01:29:35.630 --> 01:29:42.300
"... اگر فردا پايانِ دنيا باشد"

01:29:48.480 --> 01:29:52.940
".درختِ سيبي خواهم کاشت"

01:29:56.150 --> 01:29:58.990
.«گئورگيو»

01:30:01.070 --> 01:30:06.290
در آگوستِ 1970 صاحبِ»
«.فرزندي گرديدم

01:30:08.080 --> 01:30:11.880
«.فرزندِ من نامشروع بود»

01:30:16.210 --> 01:30:21.430
در آگوستِ 1970 صاحبِ»
«.فرزندي گرديدم

01:30:23.180 --> 01:30:28.360
«.نامش را "جنلا" گذاردم»

01:30:30.640 --> 01:30:34.020
«.فرزندِ من نامشروع بود»

01:30:38.320 --> 01:30:43.700
در آگوستِ 1970 صاحبِ»
«.فرزندي گرديدم

01:30:45.480 --> 01:30:50.470
«.از زني که او را آبستن نموده بودم»

01:30:52.750 --> 01:30:56.500
«.فرزندِ من نامشروع بود»

01:31:00.420 --> 01:31:04.430
در آگوستِ 1970 صاحبِ»
«.فرزندي گرديدم

01:31:07.610 --> 01:31:12.760
«.به فکر افتادم تا برايش نامي برگُزينم»

01:31:15.080 --> 01:31:18.550
«.فرزندِ من نامشروع بود»

01:31:31.790 --> 01:31:35.960
.بيا تا بهت يه رقصِ جديد ياد بدم
!بيا با من برقص

01:31:38.170 --> 01:31:42.720
!واي که چقدر اين مملکت خسته کُننده ست
.هيچکس حوصله رقصيدن نداره

01:31:43.050 --> 01:31:44.930
گفتي ميخواي ازم چند تا سوال بپرسي؟
!خُب بفرما بپرس ديگه

01:31:47.510 --> 01:31:50.810
بهترين کتابي که تا به حال خوانده ايد چه بوده است؟ -
يه بارِ ديگه تکرار کُن؟ -

01:31:51.310 --> 01:31:55.730
بهترين کتابي که تا به حال خوانده ايد چه بوده است؟ -
.خُب معلومه ديگه! کتابِ مقدس -

01:31:56.310 --> 01:31:59.320
هنگامي که به حمام ميرويد، اول کدام قسمت
از بدنتان را شستشو ميکُنيد؟

01:32:00.150 --> 01:32:03.700
خُب، اولش وانِ حمام رو
.ميشورم و تميز ميکُنم

01:32:04.490 --> 01:32:06.620
آيا بدنِ شما پُر مو است؟ -
چي؟ -

01:32:06.780 --> 01:32:09.530
آيا بدنِ شما پُر مو است؟ -
.خُب آره، بعضي از قسمت هاش پُر مو هستن -

01:32:09.950 --> 01:32:11.790
مجله محبوبِ شما کدام است؟

01:32:13.660 --> 01:32:15.580
.«به گمونم «پلي بوي
پلي بوي : مجله آمريکايي که شاملِ مقالاتِ مرتبط با مُد، عکس‌هايِ]
مانکن‌هايِ زن و برخي افرادِ مشهور به صورتِ عريان و همچنين
[.مقالاتي در موردِ مسائلِ جنسي با موضوعيتِ روابطِ جنسي است

01:32:16.080 --> 01:32:18.500
آيا شما آدمِ غمگيني هستيد
يا آدمِ شوخي هستيد؟

01:32:18.630 --> 01:32:23.010
!يه خورده سوالاتت رو با روح تر بخون
!تو که همه اش داري فقط روخواني ميکُني

01:32:23.670 --> 01:32:26.840
آيا ميتوانيد به زبانِ انگليسي بخنديد؟ -
به انگليسي؟ -

01:32:27.140 --> 01:32:29.890
خنديدن که تويِ تمامِ زبان ها يه جوره
!و هيچ فرقي نداره

01:32:30.260 --> 01:32:35.190
شما هر چند وقت يک بار به دستشويي ميرويد؟ -
!بي خيال بابا! اينو ديگه فقط خدا ميدونه -

01:32:35.640 --> 01:32:37.980
تا به حال چند مرد را فريب داده ايد؟

01:32:38.150 --> 01:32:42.150
!هي! يه دقيقه صبر کُن ببينم
!اينش ديگه به شما ربطي نداره! جدي ميگم ها

01:32:42.440 --> 01:32:45.780
کتاب چه تأثيراتِ منفي اي
ميتواند بر رويِ انسان داشته باشد؟

01:32:46.030 --> 01:32:46.860
تأثيراتِ منفي؟

01:32:47.110 --> 01:32:52.910
خُب، رابطه داشتن با مردهايي که از اين
.آشغال ها ميخونن خيلي پيچيده ست

01:32:53.500 --> 01:32:55.830
بهترين کتابي که در دستشويي
ميتوان خواند کدام است؟

01:32:56.920 --> 01:33:01.130
!احتمالاً کتابِ مقدس
!من که دارم هر روز همونجا ميخونمش

01:33:01.380 --> 01:33:05.170
وقتي عريان ميشويد کدام قسمتِ بدنتان را ميپوشانيد؟ -
.يعني وقتي لخت ميشم؟ هيچ کجايِ بدنم رو -

01:33:05.630 --> 01:33:11.010
آيا تا به حال ستاره ها را شمرده ايد؟ -
!بعضي شب ها. هر چند وقتش رو ندارم -

01:33:11.810 --> 01:33:14.980
پس کِي ميشماريدشون؟

01:33:15.310 --> 01:33:16.430
ستاره ها رو؟

01:33:16.940 --> 01:33:21.440
.شب ها وقتي چراغ ها خاموش ميشن

01:33:21.650 --> 01:33:24.150
اونوقته که ميشه تا حدي
.ستاره ها رو ديد

01:33:24.280 --> 01:33:27.230
نظرِ شما درباره کتابِ «سرمايه» اثرِ «کارل مارکس» چيست؟ -
يه بارِ ديگه تکرار کُن؟ -

01:33:27.240 --> 01:33:30.490
نظرِ شما درباره کتابِ «سرمايه» اثرِ «کارل مارکس» چيست؟ -
!تا حالا اسمش هم به گوشم نخورده -

01:33:32.410 --> 01:33:34.950
آهاي تو! داري اونجا چکار ميکُني؟

01:33:36.200 --> 01:33:40.780
.خودت که داري ميبيني
.دارم کوفته برنجي ميخورم

01:33:40.790 --> 01:33:41.840
خانواده اي هم داري؟

01:33:43.090 --> 01:33:46.850
.آره، ولي نميخوام برگردم خونه

01:33:46.850 --> 01:33:48.170
چرا نميخواي؟

01:33:50.470 --> 01:33:52.470
چون تويِ بليتِ بخت آزمايي
.برنده شدم

01:33:54.010 --> 01:33:55.890
.تويِ مسابقاتِ مليِ بخت آزمايي

01:33:56.810 --> 01:34:00.980
بليت رو از کيوسکِ روبرويِ ايستگاه
.ايکه بوکورو» خريدم»

01:34:01.310 --> 01:34:07.650
من 5 ميليون يِن برنده شدم، اما هيچکس رو
.ندارم که اين پول رو براش ارث بذارم

01:34:11.160 --> 01:34:13.910
.من از اين سيگار ژاپني ها نميکِشم

01:34:15.830 --> 01:34:17.910
.آره، يه پسر داشتم

01:34:18.120 --> 01:34:20.670
.اما بعدش مُرد

01:34:21.370 --> 01:34:25.920
.و حالا ديگه تنهايِ تنها هستم

01:34:31.720 --> 01:34:37.600
اين 5 ميليون رو ميدم به هر کسي
.که باهام مهربون باشه

01:34:40.390 --> 01:34:42.940
ميدمش به هر کسي که
.خوب ازم مراقبت کُنه

01:34:43.940 --> 01:34:48.570
ميدمش به هر کسي که حاضر باشه
.از پيرزني مثلِ من نگهداري کنه

01:34:51.200 --> 01:34:56.120
آخه از همون بدوِ تولدم تا به حال
.نشده هيچکس باهام مهربون باشه

01:34:57.080 --> 01:35:02.920
اين 5 ميليون يِن رو ميدم به هر کسي که باهام
.خوش رفتاري کُنه و از صميمِ قلب دوستم داشته باشه

01:35:18.720 --> 01:35:22.140
!تو کجا بودي؟ همه در به در دنبالت ميگردن -
چي شد؟ شما ايشون رو ميشناسيد؟ -

01:35:22.350 --> 01:35:23.440
ولي اين که ميگه هيچ خانواده اي نداره؟

01:35:23.730 --> 01:35:27.400
دروغ گفته. اين خانم
.يه پسر و دو تا نوه داره

01:35:28.400 --> 01:35:29.360
!هيچ هم اينطور نيست

01:35:31.360 --> 01:35:33.700
!من اصلاً اين يارو رو نميشناسم

01:35:33.820 --> 01:35:37.910
!دست از اين مسخره بازي ها بردار
.من «کين» هستم ديگه! همسايه تون

01:35:39.370 --> 01:35:42.620
!من اصلاً اين بابا رو نميشناسم

01:35:42.660 --> 01:35:45.630
ميگه 5 ميليون يِن تويِ مسابقه يِ
.بخت آزمايي برنده شده

01:35:47.540 --> 01:35:50.670
داريد شوخي ميکُنيد! يه بار اين پيرزن
.منو وادار کرد يه خرگوش رو بکُشم

01:35:50.880 --> 01:35:55.470
هميشه عادتشه که هر وقت کسي بهش محل نذاره و باهاش
.حرف نزنه، شروع ميکُنه به دروغ گفتن و حتي دزدي کردن

01:35:57.180 --> 01:36:02.850
بارِ اولي که دست به دزدي زد و گير افتاد، رفتيم
.کلانتري وثيقه گذاشتيم تا از اون تو درش بياريم

01:36:03.690 --> 01:36:07.480
اما خودش با اين قضيه خيلي حال کرد! به همين خاطر
!از اون روز به بعد، دزدي کردن شده کارِ هميشگيش

01:36:07.690 --> 01:36:13.070
دائماً در حالِ دزديدنِ پارچه، کفش هايِ زنونه
.و لباس هايِ بچه گونه ست

01:36:14.780 --> 01:36:19.120
اتفاقاً همين چند روز پيش بود
.که دوباره دزدي کرده بود

01:36:19.200 --> 01:36:21.200
!اين کارها خوبيت نداره، ننه بزرگ

01:36:22.580 --> 01:36:26.460
!عينهو چوپانِ دروغگو شدي
.ديگه هيچکس حرفت رو باور نميکُنه

01:36:26.750 --> 01:36:32.010
!پس اين بار هم يه داستانِ ديگه از خودش درآورده؟
!ميگه اين پول ها رو تويِ بخت آزمايي برنده شده؟

01:36:34.760 --> 01:36:38.300
!اين پيرزن، به دردِ هيچي نميخوره
!مفتش هم گرونه

01:36:52.190 --> 01:36:58.450
!آهاي، يه مُشت استخونِ پوسيده ميفروشيــــــم
!يه ننه بزرگِ به درد نخور ميفروشيــــــم

01:37:04.910 --> 01:37:10.460
!آهاي، يه ننه بزرگِ به درد نخور ميفروشيــــــم
!يه مُشت استخونِ پوسيده ميفروشيــــــم

01:37:25.180 --> 01:37:29.350
.نميخوام برگردم خونه
.نميخوام برگردم خونه

01:37:38.430 --> 01:37:40.680
گفتي دکه يِ نودل فروشي؟ -
.آره، همينطوره -

01:37:41.390 --> 01:37:43.060
به چه دردت ميخوره؟

01:37:43.560 --> 01:37:46.230
ميخوام باهاش بابام رو
.برگردونم سرِ کار

01:37:47.020 --> 01:37:48.060
با دکه يِ نودل فروشي؟

01:37:48.860 --> 01:37:53.820
خُب آره. چون قبلاً يه دکه داشت
.که توش نودلِ چيني ميفروخت

01:37:54.860 --> 01:37:57.950
دوست دارم دوباره
.مشغولِ يه کاري بشه

01:38:00.330 --> 01:38:03.410
خيلي راحت ميشه يه دکه يِ
.ارزون قيمت گير آورد

01:38:04.000 --> 01:38:06.580
معلومه پدرت رو
... خيلي دوست داري

01:38:07.420 --> 01:38:10.380
که ميخواي از پولِ خودت
.براش يه دکه بخري

01:38:10.800 --> 01:38:12.960
از رويِ عشق و علاقه نيست
.که اين کار رو ميکُنم

01:38:14.800 --> 01:38:18.510
تنها هدفم اينه که پدرم
.خودش پولِ خودش رو دربياره

01:38:18.930 --> 01:38:22.720
از اينکه مدام سربارِ من باشه
.ديگه خسته ام شده

01:38:26.770 --> 01:38:29.650
،تو برو داخل منتظر بمون
.من همين الان کارم تموم ميشه

01:38:29.860 --> 01:38:31.360
ميتونم برم دوش بگيرم؟

01:38:34.440 --> 01:38:36.360
عليرغمِ اينکه اينطور ميگي، ولي باز هم از رويِ
عشق و محبت اين کار رو ميکُني، مگه نه؟

01:38:37.280 --> 01:38:39.120
تو مثلِ من نيستي که هيچ ارتباطي
.با خانواده ام ندارم

01:38:40.200 --> 01:38:42.700
من حتي قيافه هاشون رو هم
.ديگه يادم نمياد

01:38:45.410 --> 01:38:50.000
سابقاً، زماني که خانواده دارايِ کارکردِ
.متفاوتي بود، هنوز برايِ خودش معنايي داشت

01:38:51.210 --> 01:38:54.510
،چون امورِ اقتصادي، نظامِ سلسله مراتبي
... آموزش و پرورش

01:38:55.590 --> 01:38:59.840
،سرگرمي سازي، تأمين و حمايت
.و مذهب رو سازماندهي ميکرد

01:39:01.050 --> 01:39:05.100
اما امروزه ديگه تمامِ اين کارکردها
.بر عهده يِ دولت و جامعه ست

01:39:05.560 --> 01:39:07.730
پس تنها چيزي که باقي مي مونه
.عشق و علاقه ست

01:39:09.310 --> 01:39:14.070
،اما هنوز هم روابطِ خوني
.در مرکزيتِ تمامِ چيزهاست

01:39:16.610 --> 01:39:18.360
خون در روابطِ قومي-قبيله اي
.بالاترين اهميت رو داشته

01:39:19.740 --> 01:39:21.740
شايد هم هنوز کفگيرِ عشق و علاقه ام
!به تهِ ديگ نخورده باشه

01:39:22.370 --> 01:39:24.790
شايد هنوز هم برايِ پدرم
.روياهايِ زيادي در سر داشته باشم

01:39:26.620 --> 01:39:28.710
،تو فقط نياز به زمان داري
.همين و بس

01:39:36.210 --> 01:39:37.170
چيه؟

01:39:38.670 --> 01:39:40.510
.هيچي
... ولي راستش

01:39:42.220 --> 01:39:44.970
،به شما حسوديم ميشه
.«آقايِ «اومي

01:40:27.850 --> 01:40:31.140
.تو هم بيا جلو
!بيا با هم سه ترکه بريم

01:40:31.640 --> 01:40:33.440
!آره، تو هم بيا

01:41:39.500 --> 01:41:41.380
.اين يه هديه ست -
واقعاً؟-

01:41:42.050 --> 01:41:44.340
.با اين ميتونيم دو نفري پرواز کُنيم -
ميخواي باهاش کجا بري؟ -

01:41:44.550 --> 01:41:46.390
اون دور دورها. ولي به
.آقايِ «اومي» چيزي نگين

01:41:48.100 --> 01:41:52.640
.من قبلاً هم اين هواپيما رو رونده ام
.قبلاً هم باهاش پرواز کرده ام

01:41:53.640 --> 01:41:56.770
ولي حتي يه کلمه هم به
.آقايِ «اومي» نگين

01:41:58.610 --> 01:42:01.900
!اين که پرواز نميکُنه -
!چرا! پرواز ميکُنه -

01:42:02.110 --> 01:42:04.400
!دروغگو! دروغگو
!دروغگو! دروغگو

01:42:23.050 --> 01:42:27.050
حتي اگر صابوني نيز
.به دستم ميداديد راضي بودم

01:42:33.620 --> 01:42:37.790
کدامين کس حوله اي به من خواهد داد؟

01:42:39.070 --> 01:42:41.140
!هيچکس نيست جوابِ آدم رو بده

01:42:42.240 --> 01:42:45.190
!اصلاً معلومه کجا رفتن؟
... اي کاش يکي پيدا ميشد

01:42:46.760 --> 01:42:51.560
،يه دانشمند، يه پسرِ خوشگل، يه وکيل
!يه راننده ... اصلاً هر کس که شد

01:42:52.390 --> 01:42:54.920
ولي اينجا حتي صاحبخونه هم
!همجنس بازه

01:42:56.830 --> 01:42:59.080
!واي چه وحشتناک

01:42:59.090 --> 01:43:02.170
!آهاي، يکي بياد زير بغلم رو با تيغ بتراشه
!يکي بياد زير بغلم رو با تيغ بتراشه

01:43:10.100 --> 01:43:12.850
!آهاي تو، شيطونکِ جنايتکار

01:43:12.860 --> 01:43:14.450
!هي شيطونکِ جنايتکار
!با تو هستم ها

01:43:15.090 --> 01:43:16.680
!بيا اينجا زير بغلم رو با تيغ بتراش

01:43:35.620 --> 01:43:40.120
،شماره يِ 699
.شماره يِ 700

01:43:46.540 --> 01:43:49.130
.من تيغ ندارم

01:43:49.980 --> 01:43:51.150
.پس از موچين استفاده کُن

01:43:53.440 --> 01:43:55.720
موچين رو هم معلوم نيست کجا
!گم و گور کرده ان

01:43:58.150 --> 01:44:02.220
!طفلکِ بيچاره خودم
پس حالا بايد چکار کُنيم؟

01:44:03.530 --> 01:44:05.140
شايد بهتر باشه
!کلاً بي خيالش بشي

01:44:06.160 --> 01:44:07.950
خودت که ميدوني، کارِ من
.اينجا آشپزي کردنه

01:44:14.010 --> 01:44:17.440
!حرفِ آشپزي کردنت رو جلويِ من نزن
!همون کتابت رو بخوني بهتره تا آشپزي کُني

01:44:17.440 --> 01:44:20.840
!«کتابخانه يِ کُتبِ کلاسيکِ «ايوانامي -
ايوانامي»؟» -

01:44:20.840 --> 01:44:23.130
.اتفاقاً دارم کتابِ «سفيد برفي» رو از دوباره ميخونم
سفيد برفي : افسانه اي آلماني و کتابي]
 [نوشته يِ برادرانِ گريم در قرنِ نوزدهم

01:44:23.850 --> 01:44:27.170
!اوه آره! اين بيشتر بهت مياد

01:44:27.180 --> 01:44:35.000
،اي آينه، اي آينه يِ رويِ ديوار"
"به من بگو چه کسي از همه زيباتر است؟
[.جمله اي از کتابِ سفيد برفي]

01:44:35.580 --> 01:44:37.570
"!آري، خودِ من"

01:44:40.190 --> 01:44:44.920
،حالا خودت راستش رو بگو ببينم
چه کسي اينجا از همه خوشگل تره؟

01:44:45.310 --> 01:44:50.320
: مگه خودت بهم قول نداده بودي و نگفتي
زيرپوش هايِ قشنگت رو برات ميشورم"؟"

01:44:51.180 --> 01:44:52.710
پس چرا نشُستي؟

01:44:53.200 --> 01:44:57.200
اين صاحبخونه يِ آفتِ ماست که دوباره داره
!حشره کُش ميزنه؟ عجب حرومزاده يِ بوگندوييه

01:45:01.240 --> 01:45:06.050
.دوباره داره حشره ها رو ميکُشه
!چقدر غم انگيزه

01:45:10.620 --> 01:45:16.220
هر گاه که اندامم را در وانِ پُر از کفِ صابون فرو ميبرم
!حس ميکُنم بدنم با تابشي خيره کُننده ميدرخشد

01:45:16.230 --> 01:45:19.220
.کاريش نميشه کرد

01:45:19.230 --> 01:45:23.220
ولي من هميشه حسابِ ماهي هايي که
.سُرخ ميکُنم رو پيشِ خودم نگه ميدارم

01:45:24.040 --> 01:45:26.610
... و تا الان من

01:45:27.560 --> 01:45:30.490
دقيقاً 700 تا ماهي رو
!سُرخ کرده ام

01:45:37.930 --> 01:45:40.240
.دوباره يکي داره زنگ ميزنه

01:45:48.260 --> 01:45:53.830
شايد هم ... يه مشتري باشه؟

01:45:58.270 --> 01:46:00.260
!عجب ضدِ حالي

01:46:01.040 --> 01:46:04.760
!اين بچه با اين سنِ کمش هم شد مشتري؟
حالا ميگي چکارش کُنيم؟

01:46:04.760 --> 01:46:08.270
چکارش کُنيم؟
!بهش بگو بياد اينجا ديگه

01:46:18.890 --> 01:46:21.880
اصلاً خودش هم ميدونه
!کجا اومده؟

01:46:22.380 --> 01:46:26.120
اميدوارم فکر نکُنه اينجا
!آموزشگاه يا مدرسه ست

01:46:26.770 --> 01:46:30.110
!حتماً از دستِ دنيا خسته ش شده

01:46:30.110 --> 01:46:33.950
يعني به نظرت اومده اينجا
!تا بهش يه حالِ اساسي بديم؟

01:46:33.950 --> 01:46:35.920
ببين چشم هاش کم مونده
!از حدقه بزنه بيرون

01:46:37.220 --> 01:46:38.550
!چقدر هم با نمکه

01:46:41.810 --> 01:46:44.030
در حالِ حاضر اينجا
.نه زن هست نه مرد

01:46:44.040 --> 01:46:46.170
!خودت تنهايي کافي هستي

01:46:48.330 --> 01:46:50.080
!پس برو که رفتيم

01:47:35.150 --> 01:47:37.480
!«سِتسوکو»
سِتسوکو» اينجايي؟»

01:47:38.400 --> 01:47:40.610
.يه خرگوش واست آوردم

01:47:41.280 --> 01:47:43.120
.من ديگه خرگوش نميخوام

01:47:44.620 --> 01:47:46.490
ولي تو که هميشه ديوونه يِ
خرگوش ها بودي؟

01:47:47.080 --> 01:47:50.620
.من ديگه بچه نيستم -
!ولي آخه اين، 1200 يِن پام آب خورد -

01:47:52.040 --> 01:47:53.920
.برو بيرون. ميخوام لباس عوض کُنم

01:47:56.090 --> 01:47:58.170
!گفتم برو بيرون
!در رو هم پُشتِ سرت ببند

01:48:15.610 --> 01:48:18.480
«... اکنون که من روسپي گشته ام»

01:48:22.360 --> 01:48:26.580
«... با پولم برايِ پسري که عاشقش هستم»

01:48:28.620 --> 01:48:33.420
«.قالبِ بزرگِ صابوني خواهم خريد»

01:48:49.680 --> 01:48:55.150
حال که من بزرگ شده»
«... و تبديل به يک روسپي گشته ام

01:48:56.440 --> 01:49:00.610
«... در را باز خواهم گذارد»

01:49:03.030 --> 01:49:07.780
تا مُرغان دريايي»
«.به اتاقم پناه آورند

01:49:27.550 --> 01:49:30.350
... تا امروز چند وقت ميشه

01:49:31.810 --> 01:49:33.230
که مادربزرگ از پيشمون رفته؟

01:49:34.600 --> 01:49:35.940
حالا چرا زانويِ غم
بغل گرفتي؟

01:49:37.310 --> 01:49:40.360
مادربزرگ کجا رفته؟ -
فردا مسابقه فوتبال داري، درسته؟ -

01:49:41.610 --> 01:49:45.280
بايد بيام سرِ تمرينات
.از نزديک فوتبالت رو ببينم

01:49:45.990 --> 01:49:48.200
دل داشته باش! تنها چيزي که
!تويِ فوتبال مهمه، همينه

01:49:49.530 --> 01:49:50.410
... پدر

01:49:52.540 --> 01:49:54.750
نميخواي دوباره دکه يِ
نودل فروشي راه بندازي؟

01:49:55.210 --> 01:49:57.500
تو چکار به کارِ من داري؟
!برو نگرانِ خودت باش

01:50:02.000 --> 01:50:08.010
اگه نميخواي بري مدرسه
.بايد بري سرِ کار

01:50:10.720 --> 01:50:16.140
نميرم! تو هم اون 2 هزار يِني که
.ازم قرض گرفته بودي رو بهم پس بده

01:50:16.560 --> 01:50:17.690
!ميخوايش چکار؟

01:50:18.730 --> 01:50:21.900
.ميخوام باهاش شلوار بخرم

01:50:23.360 --> 01:50:24.480
: مگه نشنيدي که ميگن

01:50:25.240 --> 01:50:29.660
".آنچه نپايد، دلبستگي را نشايد"
!شلوار هم همين طوريه

01:50:30.700 --> 01:50:35.580
منو بگو که خيال کردم ميخواي با اون پول
!يه کالايِ فرهنگي بخري

01:50:36.450 --> 01:50:39.500
،ولي آخه شلوار! خيلي احمقانه ست
!قبول داري؟

01:50:44.340 --> 01:50:45.260
حالا داري کجا ميري؟

01:51:11.580 --> 01:51:13.580
هنوز هم واسه اون دختره
نامه عاشقانه ميفرستي؟

01:51:13.620 --> 01:51:15.590
!اونو که خيلي وقته ترتيبش رو دادم -
خيلي وقته؟ -

01:51:15.620 --> 01:51:16.550
!جدي ميگم

01:51:16.590 --> 01:51:18.590
اگه اينطوريه پس چرا هنوز
براش نامه مينويسي؟

01:51:18.620 --> 01:51:19.560
!واسه دل خوش کنکش

01:51:19.590 --> 01:51:22.590
منظورت چيه؟ -
.الان با يکي ديگه دوست هستم -

01:51:22.630 --> 01:51:24.560
!عجب مادر جنده اي هستي ها -
!آره ديگه -

01:51:24.600 --> 01:51:26.600
بايد با اين تيکه ها
!بزن در رو کار کرد

01:51:27.340 --> 01:51:28.720
راستي، قضيه يِ
چيکارا» رو ميدوني؟»

01:51:30.300 --> 01:51:31.760
.نه -
مگه نشنيدي؟ -

01:51:32.470 --> 01:51:34.470
.يه شايعاتي راجع بهش ميگن

01:51:35.680 --> 01:51:37.140
.پليس اومده بردتش

01:51:37.850 --> 01:51:40.270
چرا؟ مگه چکار کرده بوده؟

01:51:41.190 --> 01:51:43.100
.کارِ سياسي کرده بوده

01:51:43.810 --> 01:51:46.820
يه سربازِ آمريکايي رو
.زخمي کرده بوده

01:51:47.030 --> 01:51:51.030
!پس کارش زاره
!ديگه فاتحه اش خونده ست

01:51:55.660 --> 01:51:59.700
آقايِ «اومي» هستن؟ -
.نه، منزلشه -

01:52:18.220 --> 01:52:25.220
شهر، کتابي گشوده است. بر حاشيه هايِ بي نهايتش"
"!هر آنچه دلِ تنگتان ميخواهد بنويسيد

01:52:53.770 --> 01:52:56.310
ببينم، تو چند بار
با پدرت حرفت شده؟

01:52:57.520 --> 01:53:02.200
تا حالا سعي کردي واسه پدرت
يه کاري جور کُني؟

01:53:02.460 --> 01:53:03.130
چي؟

01:53:03.140 --> 01:53:08.150
من اگه بخوام برايِ پدرم کاري جور کُنم
.واسش يه دکه کنارِ خيابون راه مي اندازم

01:53:08.150 --> 01:53:13.410
بعد از اتمامِ جنگ، پدرم يه دکه يِ نودل فروشي
.باز کرد، اما بعد تعطيلش کرد

01:53:13.410 --> 01:53:17.140
و حالا هم دست رويِ دست گذاشته
.هيچ کاري نميکُنه

01:53:17.140 --> 01:53:21.840
از اون طرف، يکي از دوست هام يه دکه يِ ارزون قيمت داره
.که ميخواد بفروشدش، من هم تصميم گرفتم اون دکه رو بخرم

01:53:21.840 --> 01:53:24.930
اينطوري ميتونم پدرم رو دوباره
.سرِ کارِ سابقش، نودل فروشي برگردونم

01:53:26.010 --> 01:53:27.600
.نقشه ام اينه

01:53:29.460 --> 01:53:33.140
،با وجودِ اينکه يه دکه يِ کوچيک بيشتر نيست
... اما به گمونم اگه کارش بگيره

01:53:33.140 --> 01:53:37.310
پدرم دلگرمي پيدا ميکُنه
.و همه چيز رو به راه ميشه

01:53:37.310 --> 01:53:40.620
،اگه ارزون فروشي کُنه
.مردمِ زيادي ميان و مشتري ميشن

01:53:40.620 --> 01:53:41.990
نظرت چيه؟

01:53:42.730 --> 01:53:44.840
!خيلي با اطمينان حرف ميزني

01:53:45.290 --> 01:53:47.170
!شما دو تا داريد کجا ميريد؟

01:53:48.590 --> 01:53:50.010
!چه قيافه خوشحالي داريد

01:53:51.100 --> 01:53:54.430
!جلوتر نريد، خانم
!ارزشِ ديدن نداره

01:53:55.060 --> 01:53:55.890
!چي ميگيد، ها؟

01:54:02.150 --> 01:54:05.030
شما داريد کجا ميريد؟ -
منظورت چيه؟ -

01:54:05.280 --> 01:54:08.950
پايينِ اين خيابون
!هيچي واسه تماشا نيست

01:54:25.090 --> 01:54:29.890
!ببينم، به چي زُل زدي؟
!مگه تا حالا آدم نديدي؟

01:54:34.350 --> 01:54:38.890
با اون زيرپيرهنِ سُرخي که تنش کرده بود
!قيافه اش عينهو کُس خُل ها شده بود

01:54:58.460 --> 01:55:00.620
!اين يکي احمقه رو باش

01:55:03.500 --> 01:55:05.670
داره با زن و بچه اش کجا ميره؟

01:55:07.670 --> 01:55:10.630
،چه شاد، چه غمگين
!همه تون احمق هستين

01:55:11.010 --> 01:55:16.470
من اينقدر چشم و دلم سيره
!که لازم نيست مثلِ شما ها جايي برم

01:55:17.310 --> 01:55:18.770
ولي عقلِ شماها
!به اين چيزها قد نميده

01:55:20.020 --> 01:55:23.150
!عقلِ شماها به هيچ چيز قد نميده

01:55:45.260 --> 01:55:47.860
کيه؟ -
.من هستم -

01:55:48.670 --> 01:55:49.720
چه اتفاقي افتاده؟

01:55:50.260 --> 01:55:51.300
.چيزِ خاصي نيست

01:55:55.180 --> 01:55:56.510
پس چي ميخواي؟

01:56:00.520 --> 01:56:03.730
.من ديگه نميتونم به اين وضع ادامه بدم -
معلوم هست چي داري ميگي؟ -

01:56:06.820 --> 01:56:07.940
از منزل فراري شدي؟

01:56:11.490 --> 01:56:12.450
با پدرت کتک کاري کردي؟

01:56:14.570 --> 01:56:16.740
يا سرِ مادربزرگت رو کلاه گذاشتي؟

01:56:18.740 --> 01:56:20.700
نه، حق با توئه. جز اينکه از اون
.خونه بري، راه ديگه اي نداري

01:56:22.620 --> 01:56:27.170
مگر اينکه اون خوکدوني رو
!يه آب و جارويِ حسابي بکِشي

01:56:32.840 --> 01:56:35.340
.«من ميخوام برم «آمريکا

01:56:37.890 --> 01:56:43.270
«واسه رفتن به «آمريکا
چقدر پول لازمه؟

01:56:44.140 --> 01:56:46.730
تويِ «آمريکا» هم ميتوني
.اون دکه يِ نودل فروشي رو راه بندازي

01:56:51.400 --> 01:56:52.440
.خواهش ميکُنم در رو باز کُنيد

01:56:54.860 --> 01:56:56.740
پولِ خريدِ دکه رو
.براتون آورده ام

01:56:58.120 --> 01:57:02.410
.اگه اصرار داري، در رو باز ميکُنم
!ولي شوکه نشي ها؟

01:57:03.960 --> 01:57:07.130
واسه چي؟ -
.آخه خانم آوردم -

01:57:10.630 --> 01:57:14.630
اگه قضيه فقط اينه که
.از قبل ديگه واسم عادت شده

01:57:19.680 --> 01:57:20.640
.«آقايِ «اومي

01:57:25.060 --> 01:57:26.140
.در رو باز کُنيد

01:57:28.020 --> 01:57:30.360
.خيله خُب، بيا تو

01:57:38.160 --> 01:57:39.740
اينجا چه خبره، «سِتسوکو»؟

01:57:40.620 --> 01:57:42.700
قراره از حالا به بعد
.اينجا زندگي کُنم

01:57:45.000 --> 01:57:47.120
آره، خودش گفت که ميتونم
.اينجا زندگي کُنم

01:57:48.710 --> 01:57:53.010
.سوپِ «پوتوفو» هم ياد گرفتم درست کُنم
پوتوفو : نوعي سوپِ فرانسوي که]
[.مخلوطي از گوشت و سبزيجات است

01:57:53.800 --> 01:57:55.510
حالا ديگه هر غذايي رو
.بلدم بپزم

01:58:01.430 --> 01:58:05.520
،پس اون يکي دختره «ره ايکو» چي ميشه -
آقايِ «اومي»؟ مگه ديگه دوستش ندارين؟
!چرا! اون رو هم دوست دارم -

01:58:07.350 --> 01:58:09.810
بيا بريم خونه. اون داره ازت
.سوءِ استفاده ميکُنه

01:58:11.020 --> 01:58:12.270
!يالا ديگه

01:58:13.980 --> 01:58:15.030
!داري اشتباه ميکُني ها

01:58:15.990 --> 01:58:17.610
!اعصابم رو خورد نکُن

01:58:18.740 --> 01:58:19.660
.ما داريم ميريم خونه

01:58:21.030 --> 01:58:23.200
!خودت برو! خودت برو

01:58:24.580 --> 01:58:25.750
!دست از سرم بردار

01:58:31.460 --> 01:58:35.340
"پدر، تاريخ به چه دردي ميخورد؟"

01:58:36.800 --> 01:58:38.220
".برايم توضيح بده"

01:58:39.720 --> 01:58:42.180
.کتاب اينطوري شروع ميشد

01:58:44.140 --> 01:58:45.350
کدوم کتاب؟

01:58:47.640 --> 01:58:48.810
!سر به سرم نذارين

01:58:49.650 --> 01:58:52.810
زندگيِ ما از طريقِ اونچه که
... انجام ميديم تعريف ميشه

01:58:53.190 --> 01:58:56.860
.از طريقِ اَعمالِ مون تعريف ميشه

01:58:58.570 --> 01:58:59.910
.دير وقت شده بود

01:59:01.780 --> 01:59:04.700
من خودم رو تويِ
.دستشوييِ سينما مخفي کردم

01:59:06.240 --> 01:59:08.120
.يه پليس منو پيدا کرد

01:59:08.960 --> 01:59:13.750
تويِ اون تاريکي، با نورِ چراغ قوه
.راهش رو باز کرد و منو پيدا کرد

01:59:14.590 --> 01:59:18.090
من ديگه نميخواستم
.به اون خونه برگردم

01:59:22.970 --> 01:59:24.600
... اما انگار يه چيزي در ذهنم جرقه زد

01:59:25.890 --> 01:59:27.720
و ناگهان يه چيزي رو
.به خاطر آوردم

01:59:28.230 --> 01:59:32.100
پيراهنِ نويِ خودم رو تويِ
.خُشک کُنِ منزل جا گذاشته بودم

01:59:34.110 --> 01:59:39.070
«قرار بود برايِ رفتن به کارخانه «تاناکا
.اون پيراهن رو بپوشم

01:59:40.900 --> 01:59:44.320
،اگه به خواستِ اونها بود
.من يه کارگر شده بودم

01:59:45.120 --> 01:59:48.620
تبديل شده بودم به کسي که زندگيش
.بينِ منزل و کارخونه تعريف ميشد

01:59:50.870 --> 01:59:55.790
،داريم به پايانِ اين فيلم نزديک ميشيم
.و من به زودي از خاطره ها خواهم رفت

01:59:56.840 --> 01:59:57.670
... وقتي فيلم تمام بشه

01:59:59.170 --> 02:00:00.880
تنها چيزي که باقي مي مونه
.يه پرده يِ سفيده

02:00:04.890 --> 02:00:06.430
.يه پرده يِ سفيد

02:00:11.890 --> 02:00:17.110
کي بود که ميگفت : "هر کسي ميتواند در عرضِ
"مدتِ 15 دقيقه در تمامِ دنيا مشهور شود؟

02:00:17.860 --> 02:00:23.320
تنها چيزي که برام باقي مونده، همين ده دوازده آدمي هستن
.که اونها هم با اتمامِ اين فيلم، برايِ شما محو و ناپديد ميشن

02:00:25.030 --> 02:00:27.490
و بعد اين پرده يِ سفيد
.که همه جا رو ميپوشونه

02:00:29.290 --> 02:00:31.080
.من هيچ خونه اي ندارم

02:00:31.750 --> 02:00:33.000
.من هيچ کشوري ندارم

02:00:33.710 --> 02:00:36.420
.برايِ من دنيايي وجود نداره

02:00:37.090 --> 02:00:39.340
از همون اولش هم هيچکدام
.از اينها برام وجود نداشتن

02:00:41.050 --> 02:00:46.050
من تک و تنها هستم، بدونِ هيچ خانواده اي، و تنها چيزي
.که از اون آدمها برام باقي مونده عکس هاشونه

02:00:46.720 --> 02:00:51.520
: رويِ يکي از عکس هايي که دستم دارم نوشتم
".اين قافله يِ عمر عجب ميگذرد"

02:00:52.560 --> 02:00:53.810
".اين قافله يِ عمر عجب ميگذرد"

02:01:10.120 --> 02:01:13.960
يه بار وقتي مدرسه ميرفتم، تويِ پارک
.يه بچه مارمولک شکار کردم

02:01:17.790 --> 02:01:23.550
بچه مارمولک رو تويِ يه بطريِ نوشابه کوکاکولا گذاشتم
.و اون همونجا شروع به بزرگ شدن کرد

02:01:25.720 --> 02:01:27.970
يه بچه مارمولک تويِ يه
!بطريِ نوشابه کوکاکولا

02:01:29.220 --> 02:01:31.390
يه بچه مارمولک تويِ يه
!بطريِ نوشابه کوکاکولا

02:01:32.640 --> 02:01:38.940
ما ژاپني ها هم توانِ بيرون اومدن
!از اين وضعيت رو نداريم

02:01:39.690 --> 02:01:41.020
!مگه نه، ژاپني ها؟

02:01:41.940 --> 02:01:45.990
نوعي تحقيرِ مدام، از مقايسه خودمون با
!کشورهايِ ديگه در دل هامون ميجوشه

02:01:46.570 --> 02:01:49.870
آيا اين مملکت ارزشِ اين رو داره که
به خاطرش جانِ خودمون رو فدا کُنيم؟

02:03:35.330 --> 02:03:36.330
اينجا چه خبره؟
دارين چکار ميکُنين؟

02:03:36.360 --> 02:03:39.330
دارين چکار ميکُنين؟

02:03:40.560 --> 02:03:44.110
!برين کنار ببينم
!اين دکه مالِ منه

02:03:47.820 --> 02:03:52.490
اين دکه مالِ منه! خودم اون رو
!با پولِ پس اندازم خريدم

02:04:03.790 --> 02:04:07.210
!دارم بهتون ميگم اين دکه مالِ منه -
!ما خوب ميدونيم که تو اين دکه رو دزديدي -

02:04:11.130 --> 02:04:15.260
!ما ميدونيم که تو اين دکه رو دزديدي
!ميتونيم ثابت کُنيم که اين دکه، دزديه

02:04:32.030 --> 02:04:35.620
!پدر، تو رفتي گفتي که اين دکه دزديه؟
!عجب پفيوزي هستي

02:05:05.310 --> 02:05:07.810
!پفيوز هايِ ديوث

02:05:09.730 --> 02:05:13.490
!ولم کُنيد پفيوز ها
!بذاريد برم

02:05:27.330 --> 02:05:29.290
!پفيوز ها! پفيوز ها

02:07:04.770 --> 02:07:06.190
.چراغ ها رو روشن کُنيد

02:07:09.570 --> 02:07:10.980
.فيلم همينجا تموم ميشه

02:07:12.280 --> 02:07:14.490
.حالا نوبتِ منه که صحبت کُنم

02:07:16.110 --> 02:07:20.080
... وقتي فکرش رو ميکُنيد

02:07:21.950 --> 02:07:24.960
ميبينيد فقط تويِ تاريکيه
.که فيلم ميتونه زندگي کُنه

02:07:25.500 --> 02:07:28.080
زماني که چراغ ها
... اينطوري روشن ميشن

02:07:28.540 --> 02:07:31.750
.جهانِ فيلم، محو و تار ميشه

02:07:33.720 --> 02:07:37.760
تويِ اين فيلم، من رويايِ اينو داشتم
.که يه انسان بال دار بشم

02:07:39.930 --> 02:07:44.230
بعد از اتمامِ فيلمبرداري
... وقتي با خودم خلوت کردم

02:07:45.270 --> 02:07:47.440
... شروع کردم به گريه و زاري

02:07:48.060 --> 02:07:49.440
... و به خواب رفتم

02:07:51.980 --> 02:07:54.360
.و خوابِ يه انسان بال دار رو ديدم

02:07:56.030 --> 02:07:57.030
.خودم هم نميدونم چرا

02:07:57.820 --> 02:08:03.370
ولي هر چقدر خوابم ادامه پيدا ميکرد، کم کم
.مرزِ بينِ زندگيِ واقعي و جهانِ فيلم هم از بين ميرفت

02:08:04.750 --> 02:08:07.080
ديگه خودم هم نميدونستم
.کجايِ کار هستم

02:08:07.670 --> 02:08:09.460
... و تويِ خوابم

02:08:10.170 --> 02:08:12.960
... همينطور داشتم سقوط ميکردم

02:08:13.800 --> 02:08:16.170
.خودم هم نميدونم چرا

02:08:16.880 --> 02:08:21.760
حتي اگر هم علتش رو ميدونستم
.باز هم سقوط کردم

02:08:24.220 --> 02:08:26.640
و وقتي داشتم سقوط ميکردم
: با خودم اينطور فکر کردم

02:08:26.890 --> 02:08:32.440
".چيزي وجود نداره که بتونم بهش چنگ بزنم"
.به همين علت بود که سقوط کردم

02:08:35.990 --> 02:08:40.410
تويِ صحنه اول، اين بازيگرها
: نقش آفريني کردن

02:08:41.450 --> 02:08:44.620
،«کوميناتو»، «هيرانائي»

02:08:44.830 --> 02:08:48.250
،«هيگاشي»، «تسوگارو»، «آئوموري»
.«ايمئي ساساکي»

02:08:49.250 --> 02:08:53.710
اما قبلش، وقتي کلاکِت زدن و فرمانِ شروع
.داده شد، من شروع به صحبت کردم

02:08:55.170 --> 02:08:58.880
من حرف هايي رو گفتم که ديگران نوشته بودن
.و به من گفتن که بايد اونها رو بگم

02:09:00.640 --> 02:09:06.640
و گفتن که بايد جلويِ دوربين
.آقايِ «سايتو» رو "پدر" خطاب کُنم

02:09:08.100 --> 02:09:12.610
اما کم کم يه جورايي
.انگار همه چيز واقعي شد

02:09:13.150 --> 02:09:16.650
و آقايِ «سايتو» واقعاً برام
.حُکمِ "پدر" رو پيدا کرد

02:09:16.860 --> 02:09:19.700
"!و بعد يه نفر گفت : "کات

02:09:21.110 --> 02:09:22.910
"!صحنه يِ بعدي"

02:09:23.490 --> 02:09:25.950
"!آماده! حرکت"

02:09:26.370 --> 02:09:31.290
خلاصه به اين ترتيب، ما به صحنه بعدي
.و بعد به صحنه هايِ بعدي رفتيم

02:09:31.540 --> 02:09:34.250
صحنه هايِ بعدي هم پُر از
!يه مُشت دروغِ ديگه بود

02:09:34.750 --> 02:09:36.920
دروغ پُشتِ سرِ دروغ بود
!که رديف ميشد

02:09:37.710 --> 02:09:39.800
... و بينِ هر "کات" با صحنه بعدي

02:09:40.340 --> 02:09:45.890
من زيرِ آسمونِ سردِ ماه فوريه
.مينشستم و فکر ميکردم

02:09:46.140 --> 02:09:49.730
تا اينکه تخيلات کم کم
.منو به چنگ گرفت

02:09:53.440 --> 02:09:58.610
و متوجه شدم که ديگه نميتونم
.اين پرده رو وِل کُنم و برم خونه

02:10:00.360 --> 02:10:05.570
،دنيايِ «پولانسکي»ها، «ناگيسا اوشيما»ها
... و «آنتونيوني»ها رو

02:10:07.280 --> 02:10:12.330
و تمامِ اين دنيا با روشن شدنِ چراغ ها
.محو و ناپديد ميشه

02:10:13.790 --> 02:10:18.340
پس شما سعي کُنيد
... فيلم ها رو در نورِ روشنِ روز

02:10:18.840 --> 02:10:20.510
رويِ ديوارِ ساختمون ها
.نمايش بدين

02:10:22.630 --> 02:10:23.680
.خداحافظ

02:10:25.590 --> 02:10:27.100
.من ديگه برنميگردم

02:10:28.680 --> 02:10:32.140
و اين خانواده که در عرضِ 28 روز فيلمبرداري
.با هم بوديم هم همينطور

02:10:32.520 --> 02:10:35.940
!يه خانواده يِ 28 روزه

02:10:37.190 --> 02:10:39.320
!يه پدرِ 28 روزه

02:10:40.530 --> 02:10:43.860
!خشم و سرخوردگي بعد از  28 روز

02:10:44.700 --> 02:10:47.580
!مدتِ 28 روز خاکستر و آرزو

02:10:49.370 --> 02:10:54.290
حالا ديگه بايد اين لباس رو از تنم دربيارم
.و برم دنبالِ زندگيِ خودم

02:10:55.920 --> 02:10:58.420
!يه انسان بال دارِ 28 روزه

02:10:59.750 --> 02:11:02.050
!«يه زندگيِ 28 روزه در «توکيو

02:11:07.220 --> 02:11:09.140
!من عاشقِ «همفري بوگارت» هستم

02:11:30.530 --> 02:11:32.040
!من عاشقِ سينما اسکوپ هستم

02:11:33.700 --> 02:11:34.620
!من عاشقِ فيلمبرداري تويِ شهر هستم

02:11:36.040 --> 02:11:37.920
!من عاشقِ تک تکِ صحنه ها هستم

02:11:39.540 --> 02:11:41.250
«من عاشقِ آقايِ «سوکيتا
!فيلمبردارمون هستم

02:11:42.510 --> 02:11:45.760
،و آقايِ «تِراياما» کارگردان
.و آقايِ «اوسويي» دستيارش

02:11:45.930 --> 02:11:49.550
.من عاشقِ تمامِ اون دنيايي هستم که خلق کرديم
!ولي ديگه از سينما خوشم نمياد

02:11:54.730 --> 02:11:55.770
.خداحافظ

02:11:57.230 --> 02:11:58.650
!خداحافظ سينما

02:11:59.730 --> 02:12:00.940
.خداحافظ

02:12:07.941 --> 02:12:18.041
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.