﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:08.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:09.400 --> 00:00:15.000
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:16.500 --> 00:00:20.900
<b>افسانه‌ي موردو</b>

00:00:23.233 --> 00:00:25.902
بيا ديگه! بذار حدس بزنم

00:00:25.985 --> 00:00:29.698
تو ميخواي باهوش‌تر باشي؟ قدبلندتر باشي؟
فرزتر باشي؟ بتوني زير آب نفس بکشي؟

00:00:32.575 --> 00:00:33.868
بتوني پرواز کني؟

00:00:33.952 --> 00:00:36.287
ذهن بخوني؟

00:00:36.371 --> 00:00:37.872
قدرت زياد داشته باشي

00:00:37.956 --> 00:00:39.374
...که منو به ياد

00:00:39.457 --> 00:00:41.251
!شاهزاده! بهش بگو! بهش بگو

00:00:41.334 --> 00:00:43.878
آره! بذار يه افسانه‌اي برات بگم

00:00:43.962 --> 00:00:49.175
اما اين ديگه به خودت برميگرده
که از اون عبرت بگيري يا نه

00:00:49.259 --> 00:00:50.468
...در جايي نه خيلي دور از اينجا

00:00:51.261 --> 00:00:55.181
سرزمين آباد و پررونقي وجود داشت

00:00:55.306 --> 00:00:57.100
!پادشاهي باستاني! باستاني

00:00:57.183 --> 00:00:59.477
ميذاري تعريف کنم يا نه؟

00:01:00.854 --> 00:01:06.317
که توسط پادشاهي اداره ميشد که داناييش
با عشق به مردمانش برابري ميکرد

00:01:06.401 --> 00:01:08.820
آن پادشاه 4 پسر داشت

00:01:08.903 --> 00:01:11.948
هر کدام استعدادي داشتند

00:01:12.031 --> 00:01:14.075
کوچکترين پسر باهوش بود

00:01:14.159 --> 00:01:16.578
سومين پسر دلسوز بود

00:01:16.661 --> 00:01:19.497
پسر دوم عادل بود

00:01:19.581 --> 00:01:23.209
و بزرگترين پسر پادشاه، قوي بود

00:01:23.293 --> 00:01:28.339
اما او به اشتباه فکر ميکرد که قدرت زياد
شخصيت مي آورد

00:01:30.133 --> 00:01:33.720
در پاييزي دلگير، پادشاه بيمار شد

00:01:33.803 --> 00:01:38.975
در بستر مرگ، اعلام کرد که
تاج و تخت پادشاهي به پسر بزرگش نخواهد رسيد

00:01:39.058 --> 00:01:42.020
بلکه آن سرزمين را تقسيم کرد

00:01:42.854 --> 00:01:47.692
،تا شايد با بهره گيري از استعدادهاي متفاوت برادران
آن پادشاهي بزرگتر شود

00:01:49.569 --> 00:01:52.447
اما پسر بزرگتر احساس ميکرد که بهش توهين شده

00:01:54.115 --> 00:01:56.701
و فکر ميکرد که او به تنهايي بايد
وارث پادشاه باشد

00:01:57.577 --> 00:02:00.747
بذر خودخواهي در او رشد کرد

00:02:00.830 --> 00:02:02.207
.مثل يه سم

00:02:03.583 --> 00:02:08.379
او ادعايش را به برادرهايش اعلام کرد
و از آن‌ها خواست که فرمانبردار او باشند

00:02:10.673 --> 00:02:13.885
و پيوندهاي برادري بينشان را نابود کرد

00:02:16.888 --> 00:02:19.098
اين ادعاها سپس به جنگ تبديل شد

00:02:20.475 --> 00:02:22.352
برادر عليه برادر وارد جنگ شد

00:02:23.728 --> 00:02:28.233
و سرنوشت اين سرزمين بزرگ
براي هميشه عوض شد

00:02:42.705 --> 00:02:46.292
شاهزاده، ارتشي قدرتمند را فرماندهي ميکرد

00:02:46.376 --> 00:02:49.587
اما آن جنگ همچنان بدون پيروز بود

00:02:50.922 --> 00:02:55.593
شاهزاده که تشنه‌ي پيروزي بود
سرنوشتش را نفرين کرد

00:02:56.094 --> 00:02:57.929
او مخفيانه به جنگل رفت

00:02:58.012 --> 00:03:02.100
و بعد، در ميان حلقه‌اي از سنگ‌هاي باستاني استراحت کرد

00:03:06.271 --> 00:03:08.857
گوي‌هاي نوراني آرزوها پديدار شدند

00:03:08.940 --> 00:03:11.901
...و او رو به سمت

00:03:11.985 --> 00:03:14.487
لبه‌ي درياچه و کلبه‌ي کوچکي

00:03:14.571 --> 00:03:17.991
که در ساحل آنجا بود، راهنمايي کردند

00:03:18.283 --> 00:03:21.578
در آنجا موجودي ناياب زندگي ميکرد

00:03:21.661 --> 00:03:27.333
ساحري زيبا
باوقار و فريبنده

00:03:27.417 --> 00:03:31.379
سمبل بي‌مانند دلربايي و شکوه

00:03:31.462 --> 00:03:32.463
!دست بردار

00:03:33.256 --> 00:03:34.465
يک جادوگر

00:03:35.967 --> 00:03:40.305
او از جادوگر درخواست کرد
که طلسمي بسازد که سرنوشتش را تغيير بدهد

00:03:40.972 --> 00:03:43.141
او به دنبال قدرت ده مرد بود

00:03:43.224 --> 00:03:46.394
و در ازايش، انگشتري‌اش را براي
ترغيب کردن جادوگر، پيشنهاد داد

00:03:49.564 --> 00:03:54.152
جادوگر از پشت نقاب پرهيبت شاهزاده
روح زخم خورده‌اش را ميديد

00:03:54.360 --> 00:03:58.448
بهمين خاطر طلسمي ساخت
که به او فرصت انتخاب ميداد

00:03:58.990 --> 00:04:01.576
که آرزوهاي تيره و تاريکش را برآورده کنه

00:04:01.659 --> 00:04:05.413
يا پيوندهاي خانوادگي
که نابود کرده بود، را احيا کند

00:04:07.457 --> 00:04:12.003
شاهزاده با دروغ برادرهايش را جمع کرد
و ادعاي پادشاهي کرد

00:04:12.670 --> 00:04:14.255
در برابر اعتراض برادرهايش

00:04:14.339 --> 00:04:17.884
ايستاد و آن طلسم را نوشيد

00:04:20.678 --> 00:04:23.348
در همان لحظه، طلسم اثر کرد

00:04:23.431 --> 00:04:25.850
و به او قدرت ده برابري داد

00:04:25.934 --> 00:04:28.227
...اما در کمال شگفتي

00:04:28.811 --> 00:04:32.231
در شکل يک خرس سياه بزرگ

00:04:34.108 --> 00:04:37.779
اما هنوز باطل کننده‌ي آن طلسم بود
که جادوگر به او داده بود

00:04:37.862 --> 00:04:43.034
براي زماني که او تصميم بگيرد که پيوندهايي
که در اثر غرور گسسته شده را ترميم کند

00:04:44.786 --> 00:04:48.164
در عوض او انتخاب کرد
که به شکل هيولا باقي بماند

00:04:49.332 --> 00:04:51.292
و برادرانش را شکست داد

00:04:53.378 --> 00:04:57.757
و برگشت تا سپاهيانش را رهبري کند
اما آن‌ها فقط يک هيولا ديدند

00:05:00.218 --> 00:05:02.261
و دربرابرش مبارزه کردند

00:05:02.345 --> 00:05:04.430
او بسياري را به قتل رساند

00:05:04.722 --> 00:05:07.809
و بقيه از ترس از آن سرزمين فرار کردند

00:05:11.062 --> 00:05:13.731
...با شکست سپاهيان برادران

00:05:13.815 --> 00:05:16.067
آن سرزمين به ورطه‌ي نابودي کشيده شد

00:05:16.609 --> 00:05:20.488
و نفرين "موردوي" سياه بزرگ

00:05:20.571 --> 00:05:22.573
در کل سرزمين پراکنده شد

00:05:23.825 --> 00:05:27.870
موردو که به جاي پيوندهاي خانوادگي
در پي قدرت بود

00:05:27.954 --> 00:05:30.832
 براي هميشه سرگردان شد

00:05:30.915 --> 00:05:35.670
و روحش براي هميشه در کالبد
زخمي و زجرديده اش دفن شد

00:05:38.464 --> 00:05:40.675
سرنوشتي شوم

00:05:40.758 --> 00:05:41.926
حالا تو چي؟

00:05:42.010 --> 00:05:44.053
تو با سرنوشتت مبارزه ميکني؟

00:05:46.097 --> 00:05:48.766
!من ... من فقط يه ذره آب ميخواستم

00:05:51.102 --> 00:05:53.271
!بذار برم بيرون! نه! خواهش ميکنم

00:05:56.107 --> 00:05:59.110
عزيزم، بايد در رو به سمت خودت بکشي نه اينکه هلش بدي

00:05:59.944 --> 00:06:01.404
آ... متشکرم

00:06:04.407 --> 00:06:05.992
از صحبت باهات خوشحال شدم

00:06:07.160 --> 00:06:08.369
برگرديم به چوب تراشي

00:06:11.800 --> 00:06:16.800
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:06:43.400 --> 00:06:55.400
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.