﻿WEBVTT

00:00:04.166 --> 00:00:24.166
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:06.190 --> 00:01:08.803
به بارسلونا خوش آمديد
امشب حدود 100 هزار نفر

00:01:08.830 --> 00:01:11.566
به ورزشگاه نيوکمپ آمدن

00:01:12.523 --> 00:01:15.643
جو اينجا واقعا فوق العاده اس

00:01:20.838 --> 00:01:25.037
سوالي که همه از خودشون ميپرسند
اينه که آيا دست تقدير

00:01:25.952 --> 00:01:29.214
به کمک منچستر يونايتد مياد يا نه. تيمي که
تا امروز با جسارت و ماجراجويي

00:01:29.292 --> 00:01:35.378
تقدير خودش رو ساخته.
اونا با کمي چاشني شانس تا اينجا

00:01:36.320 --> 00:01:40.591
رسيدن و حالا ميتونن تاريخ بسازند.
اين يه فرصت تاريخي ست

00:01:40.670 --> 00:01:43.456
فرصتي که تيم هاي انگليسي تا حالا نداشتن

00:01:43.483 --> 00:01:45.773
و شايد هيچ وقت به دست نيارن

00:01:58.240 --> 00:02:05.678
با مرور سال 1992 مي بينم که سال پر شور و نشاطي نبوده است

00:02:05.721 --> 00:02:08.059
يکي از خيابان هاي اصلي شهر منچستر که از مراکز
خريدش هم محسوب ميشه

00:02:08.086 --> 00:02:09.825
ناگهان به جهنم تبديل ميشه.
بمبي که در بوته هاي

00:02:09.862 --> 00:02:15.947
پشت فروشگاه زنجيره اي کندلز
جاسازي شده بود منفجر شده

00:02:19.220 --> 00:02:24.463
تظاهرکننده هارو ميزنن...
همه رو ميزنن

00:02:36.930 --> 00:02:39.920
تنها يه چيز مي تونم بگم: خوشحالم که برگشتم

00:03:36.288 --> 00:03:38.506
بازيکنان انگلستان مثل لشکري
شکست خورده به هتل برگشتند

00:03:38.549 --> 00:03:40.559
چند ساعت بعد، يک بار ديگه

00:03:40.586 --> 00:03:42.774
چهره سياه فوتبال انگليس رو ديديم

00:03:43.629 --> 00:03:47.900
امسال براي ما فاجعه بار بود

00:03:49.788 --> 00:03:55.138
از باشگاهيي به اين بزرگي
انتظار ميره که مقام بياره و قهرمان بشه

00:03:55.250 --> 00:03:58.369
در اين باشگاه همه چيز
آماده اس تا تيم خوب بازي کنه

00:03:59.286 --> 00:04:02.477
. خوب بازي کردن براي ما
يعني قهرماني در ليگ

00:04:02.522 --> 00:04:07.563
من هوادار يونايتد بودم بنابراين وقتي مربي شدم
برام خيلي مهم و خوشحال کننده بود

00:04:07.567 --> 00:04:11.838
وقتي سر الکس تيم رو به دست گرفت
همه فهميدن که ميخواد

00:04:11.846 --> 00:04:15.950
سيستم جديدي رو پياده سازي کنه.
اون به من گفت که ميخواد

00:04:15.987 --> 00:04:20.020
يک سيستم جوان و شاداب بسازه..
او خيلي رک

00:04:20.023 --> 00:04:24.222
و راحت و مثل عادت هميشه اش گفت
از سيستم جوانان باشگاه رازي نيست

00:04:24.267 --> 00:04:27.576
يادتون باشه فقط چند هفته يا يک ماه
از ورودش به باشگاه مي گذشت.

00:04:27.603 --> 00:04:30.723
من در جواب گفتم ولي ما
مارک هيوز رو به تيم اول داديم

00:04:31.539 --> 00:04:33.557
و سر الکس با نگاه دقيقش بهم نگاه کرد و گفت
اين کافي نيست. گفتم ميدونين

00:04:33.584 --> 00:04:35.668
منچسترسيتي چند تا استعداد ياب محلي داره؟
و ما چندتا؟ وقتي گفتم شوکه شد

00:04:35.680 --> 00:04:41.066
واقعا شکه شد و گفت بسپارش به من...

00:04:41.908 --> 00:04:45.277
و در عرض يه ماه، باور کنيد بدون اغراق
در عرض يک ماه سيستم استعداد يابي

00:04:46.118 --> 00:04:50.531
اونجارو متحول کرد. از اونجا بود که کم کم
شروع به دادن بازيکن به تيم اول کرديم

00:05:29.053 --> 00:05:35.103
نيکي بات يه جنگجوي واقعي بود
آره عجب بازيکني بود. بدون شک بات

00:05:35.245 --> 00:05:38.365
برايان رابسون دوم بود..
فکر کنم اسم خودشو گذاشته بود بات کله خراب

00:05:38.412 --> 00:05:41.473
مي گفت هميشه با کله توي صورت مردم مي زده

00:05:41.578 --> 00:05:43.987
بچه ها مي ترسيدن روش لقبي بذارن.
چون مي ترسيدن

00:05:44.014 --> 00:05:46.766
واکنشي نشون بده و ادبشون کنه

00:05:46.793 --> 00:05:48.829
بهتره کسي آزارش نده

00:05:49.894 --> 00:05:56.952
اسکولزي خيلي بازيگوش بود و همه رو اذيت ميکرد
ما اسمش رو شبح گذاشته بوديم چون يهو غيب مي شد

00:05:56.991 --> 00:06:00.046
آره اسکولزي خيلي شيطون بود و وقتي

00:06:00.073 --> 00:06:03.340
لباس زير کسي گم ميشد مي دونستيم کار خودشه

00:06:04.333 --> 00:06:06.622
اسکولزي از همه کوتاه تر بود

00:06:06.629 --> 00:06:12.750
و آسم داشت خيلي هم سريع نبود
اما بهترين بازيکني بود که تا حالا ديدم

00:06:13.866 --> 00:06:14.934
آره . واقعا عجيبه

00:06:18.111 --> 00:06:20.553
اولين باري که گيگزي رو ديدم

00:06:20.580 --> 00:06:23.117
يه پسر خيلي لاغر بود

00:06:23.156 --> 00:06:27.498
اصلا اهل خودنمايي نيست ميشه گفت
راحت ترين ستاره ي ورزشيه که تا الان ديدم

00:06:28.549 --> 00:06:34.528
بعضي وقتا جدي ترين آدم دنياست و يه جوري نگاه مي کنه
که انگار ميخواد طرف رو بکشه

00:06:34.568 --> 00:06:38.945
اما يه لحظه بعدش، ميره روي ميز و
مثل الويس پرسلي ميرقصه

00:06:39.857 --> 00:06:43.410
اولين چيزي که وقتي بکس رو ديدم برام جالب بود قيافه اش بود

00:06:43.437 --> 00:06:47.084
خوش قيافه تر از اوني بود که بخواد فوتباليست باشه
اصلا لقبش "پسرخوشگله" بود

00:06:47.129 --> 00:06:51.435
آدم فکر ميکرد از اون لندني هاست که اهل خودنماييه

00:06:51.512 --> 00:06:55.367
من بهش ميگفتم ملس. آره ملس. لقبش اين بود

00:06:55.375 --> 00:06:58.566
هنوزم مثل قبله. براي من همونيه که
با قورد اسکورت قرمز مکزيکيش مي اُمد باشگاه

00:06:58.785 --> 00:07:01.774
آره براي من همون آدمه

00:07:03.760 --> 00:07:07.923
برادراي گرفتار. مشغول يک و دو .
نويل هاي عصباني

00:07:07.969 --> 00:07:12.311
آره . گاهي توپ رو که ميگرفتن
عصباني مي شدن . هم گري هم فيل

00:07:13.188 --> 00:07:14.398
البته نه هميشه

00:07:14.442 --> 00:07:17.337
فک کنم فردي فيلينتاف توي مصاحبه هاش گفته

00:07:17.364 --> 00:07:20.657
بهترين روز زندگي اش روزي بوده
که فيل بازنشسته شده چون بعدش

00:07:20.704 --> 00:07:25.630
بهترين بازيکن لانک شاير ميشه
هميشه شاد و سرحاله

00:07:25.657 --> 00:07:28.869
اين يکي از فرق هاي ديگه ي اون و گزه

00:07:30.898 --> 00:07:35.205
گري عجيب و غريب بود . اينطور نيست؟
هميشه مشغول به انجام دادن کارها بود

00:07:35.248 --> 00:07:40.420
آره راستش هميشه درگير صداش مي کرديم

00:07:41.302 --> 00:07:44.528
همه بچه ها از کنارم رد ميشدن
و مي گفتن بيييزززز

00:07:47.703 --> 00:07:53.896
من در بري بزرگ شدم ما توي يه خونه تراس دار زندگي مي کرديم که روبه روش پارکي بود

00:07:53.932 --> 00:07:57.122
که کنسرت برگزار مي شد. تنها چيزي که از
بچگي يادمه فوتبال بازي کردنه و همينطور کريکت
(توي يه باشگاه محلي)

00:07:58.003 --> 00:08:03.210
يکي از بهترين خاطرات بچگي ام وقتي بود که با پدرم
به تماشاي بازي هاي يونايتد مي رفتيم . اولين بار

00:08:03.222 --> 00:08:07.385
که رفته بودم از خود بي خود شدم. هميشه فکر مي کرديم
سال بعد قهرمان ليگ مي شيم

00:08:07.431 --> 00:08:10.587
ولي سال هاي مي گذشت و اين اتفاق نمي افتاد
من هميشه مي خواستم فوتباليست بشم و

00:08:10.632 --> 00:08:15.710
تنها باشگاهي که ميخواستم توش بازي کنم
منچستر يونايتد بود

00:08:15.712 --> 00:08:21.905
گري از اون آدماست که اگه بشناسينش عاشقش ميشين
آره حرف نداره

00:08:21.940 --> 00:08:25.036
همه بهش علاقه دارن ولي اگه نشناسينش ، طوريه که
انگار آدم جالبي نيست. وقتي بچه بوديم

00:08:25.141 --> 00:08:29.448
ازش خوشم نمي اُمد و هر وقتي که با تيم محلي
بوديم ميخواستم بزنمش

00:08:29.491 --> 00:08:36.514
گري نويل از نظر تکنيکي به پاي بقيه نمي رسيد
از گفتنش هم ناراحت نمي شه

00:08:36.519 --> 00:08:40.790
هميشه فکر مي کردم بايد بيشتر از بقيه کار کنم

00:08:41.007 --> 00:08:43.794
فکر مي کردم بايد شرايط زندگي ام از بقيه بهتر باشه

00:08:43.821 --> 00:08:46.039
البته الانه که خودمو يه کم آزاد گذاشتم ولي

00:08:47.200 --> 00:08:51.328
وقتي 16 ساله شدم و مدرسه رو رها کردم با خودم
فکر کردم و به اين نتيجه رسيدم که ديگه

00:08:51.410 --> 00:08:56.381
نميتونم با دوستاي دوران مدرسه ام رابطه داشته باشم

00:08:56.524 --> 00:08:58.869
چون خيلي خوب مي دونستم که اگه اين کارو بکنم
به سمت کارهايي ميرم که هم سن هاي 16 يا 18 ساله مي کنن.

00:08:58.896 --> 00:09:01.698
و ميدونستم که نميتونم اين کارو بکنم.
چون نميخواستم بعد ها حسرت فرصت هامو بخورم

00:09:01.743 --> 00:09:08.031
گري ميخواست از خودش فوتباليست بسازه
من فوتباليستش نکردم همش کار خودش بود

00:09:10.163 --> 00:09:14.362
اريک هريسون روي من تاثير زيادي داشت
او در واقع همون چيزي بود که نياز داشتم

00:09:14.374 --> 00:09:20.388
باور کنين اصلا و اصلا ... نيست. اصلا

00:09:20.393 --> 00:09:23.583
يادمه يه روز همسرم داشت منو نگاه ميکرد
چون بعد تمرين قرار بود براي خريد به ترافورد بره

00:09:23.698 --> 00:09:28.811
وقتي سوار شدم اون توي ماشين بود گفت تو حال به هم زني.

00:09:28.847 --> 00:09:30.994
گفتم چرا؟ گفت با بچه خودت که اين کار هارو نمي کني؟ نه؟؟

00:09:31.909 --> 00:09:37.021
اريک کاري مي کرد که بچه ها متواضع باشن
روي رفتارشون کار ميکرد و بهشون يا مي داد که

00:09:37.059 --> 00:09:41.258
با مردم چطور رفتار کنن. اگر به بکس نگاه کنين
مي بينين با وجود اينکه يکي از بزرگترين ستاره هاي ورزشيه ولي متواضع است

00:09:41.373 --> 00:09:46.545
چون زير نظر اريک بوده
براي اينکه بچه ها موفق بشن ...

00:09:46.557 --> 00:09:50.555
اريک مجبور بود سخت بگيره. هر کسي که خودشو
با خواسته هاش تطبيق مي داد بازي مي کرد

00:09:50.593 --> 00:09:52.846
و کسايي که انجام نمي دادن ميرفتن کنار
خب فوتبال همينه

00:09:52.855 --> 00:09:55.915
کسي که از موفق نشدنش خيلي ناراحت بودم
رافائل برک بود اون خيلي با استعداد بود اما

00:09:55.916 --> 00:10:01.088
ايکاش ميتونست ذهنيت خودش رو عوض کنه
چون در اين صورت حتما بازيکن اول باشگاه مي شد

00:10:02.040 --> 00:10:06.239
تقصير خودم بود که سوخت شدم. من استعداد داشتم اما
مثل بقيه جدي نبودم و تعهدي نداشتم

00:10:06.390 --> 00:10:09.344
وقتي مردم مي پرسن بکس يا گيگز چطور بود؟
ميگم مهمترين ويژگي شون اين بود که

00:10:09.347 --> 00:10:11.458
حاضر شدن از خيلي چيزا بگذرن
اگر کسي بخواد براي موفق شدن شانس داشته باشه

00:10:11.677 --> 00:10:15.782
بايد مثل اونا باشه و تمرين کنه . تا از خيلي
چيزا نگذره ، نميتونه موفق بشه

00:10:16.758 --> 00:10:20.957
من گري رو کاپيتان تيم جوانان سال 92 کردم

00:10:21.003 --> 00:10:23.150
و اون کاپيتان فوق العاده اي بود

00:10:23.159 --> 00:10:26.006
گري يه رهبر بود. چون وقتي که

00:10:26.117 --> 00:10:30.186
مي ديدم بعد از تمرين ها توي زمين مي مونه
و براي بهتر شدن باز کار مي کنه

00:10:30.293 --> 00:10:34.599
با خودم فکر مي کردم اگه گري داره اين کارو مي کنه
پس من هم بايد کاري کنم

00:10:34.641 --> 00:10:39.753
آره ... گري کاپيتان تيم بود و براي همين
هميشه مراقب همه بود .

00:10:39.791 --> 00:10:44.939
به نظر من گري مثل چسب همه رو کنار هم نگه مي داشت

00:10:45.044 --> 00:10:49.173
نميتونم .. عمو گري برامون هر کاري که مي کنه... اينطوريه ديگه

00:10:49.220 --> 00:10:53.110
ما هر چند وقت با هم تلفني حرف مي زنيم
من هميشه ازش مي پرسم

00:10:54.195 --> 00:10:58.501
هنوز فوتبال رو کنار نذاشتي؟ آره؟ گري هم شروع
مي کنه به صحبت راجع به تيم ملي و اينکه اوضاع فيل هم بد نيست

00:10:58.509 --> 00:11:04.667
گري و فيل با هم تمرين مي کردن . براي هم
توپ مي انداختن و مي دوييدن

00:11:04.668 --> 00:11:09.010
بعد گري ميگفت : بچه ها استراحت کنين
هنوز يه ساعت تا شروع تمرين مونده . استراحت کنين

00:11:09.017 --> 00:11:13.181
ما اکثرا روي زمين دراز کشيده يا نشسته بوديم
نگاهشون مي کرديم و مي گفتيم دارن چيکار مي کنن؟

00:11:13.227 --> 00:11:19.206
ولي اونا به کارشون ادامه مي دادن
بعضي وقتا هم با هم حرف مي زدن

00:11:19.211 --> 00:11:23.589
چند وقت ديگه ، فينال جام حذفيه اونارو ببين
هنوز آماده نيستن ولي ما هستيم .

00:11:23.630 --> 00:11:27.521
تو آماده اي؟ من که آماده ام . آره . خوبه
هر دو آماده ايم

00:11:27.527 --> 00:11:30.825
اونها رو بي خيال. آره از بچگي اينطور بودن
هميشه روي کارشون

00:11:30.867 --> 00:11:33.014
تمرکز کامل داشتن  و ...

00:11:33.929 --> 00:11:34.937
موفق هم شدن

00:11:40.053 --> 00:11:45.368
من در جام جوانان دو تا تجربه بد داشتم اون موقع
هنوز مدرسه مي رفتم و در مرحله نيمه نهايي

00:11:45.376 --> 00:11:49.445
شکست خورده بوديم.  شکست در اون مرحله براي
کسي که سال اولي بوده که وارد آکادمي شده خيلي دردناکه.

00:11:49.481 --> 00:11:52.708
براي همين با وجود اينکه چند بار توي تيم اول هم بازي کرده بودم
ولي خيلي دوست داشتم توي اون رقابت ها قهرمان بشيم

00:11:54.874 --> 00:11:58.979
ما خوب فوتبال مي کرديم. بازي توي اون تيم
لذت بخش بود چون اکثر هفته ها

00:11:59.120 --> 00:12:03.010
بازي هامون رو 4 ، 5 يا 6 بر هيچ مي برديم

00:12:14.567 --> 00:12:17.865
يکي از چيزايي که يادمه
ضربه سر باتي بود

00:12:20.830 --> 00:12:23.926
توپ گل نشد ولي خيلي هيجان زده شده بود

00:12:24.101 --> 00:12:29.107
ما فقط دنبال يه نتيجه بوديم: برد
همه ميخواستن برنده بشيم

00:12:37.530 --> 00:12:44.968
اون بازي ها خيلي سخت بود و وقتي بازي تموم شد
و بچه ها قهرمان جام جوانان شدن و جام رو بالاي سر بردن

00:12:45.846 --> 00:12:46.950
بار بزرگي از دوشم برداشته شد
آره خيلي فوق العاده بود

00:12:53.119 --> 00:12:55.266
باشگاه خيلي وقت بود که

00:12:55.310 --> 00:12:58.335
براي قهرماني توي اون رقابت ها صبر کرده بود

00:13:01.677 --> 00:13:07.798
وقتي که به رختکن رفتيم ، بازيکن ها و سرمربي تيم اول باشگاه
و همينطور کادرفني و مديران باشگاه هم اونجا بودن

00:13:09.819 --> 00:13:15.027
معرکه بود . فوق العاده بود..
اون مدال براي من

00:13:15.073 --> 00:13:19.344
به اندازه تمام مدال هايي که گرفتم ارزش داره

00:13:19.352 --> 00:13:21.926
چون که وقتي آدم 16 يا 17 سالشه
اون مدال يکي از بزرگترين مدال هاي فوتباليه که

00:13:21.440 --> 00:13:26.552
ميتونه به دست بياره . روحيه تيمي ما فوق العاده بود
و بچه ها و مربي ها همه عالي بودن

00:13:26.554 --> 00:13:30.826
يونايتد خيلي وقت بود که قهرمان نشده بود ولي چه بهتر از اينکه
ما جام رو در اولدترافورد بالاي سر برديم

00:13:30.834 --> 00:13:35.769
اون موفقيت ، افتخار بزرگي بود ولي
بردن يک جام هيچ وقت کافي نيست

00:13:35.810 --> 00:13:39.144
خب باشه ، پس سال ديگه دوباره قهرمان مي شيم

00:13:45.413 --> 00:13:48.421
دوران حضورم در تيم جوانان از
بهترين روزهاي زندگي فوتبالي من بود

00:13:48.448 --> 00:13:51.570
وقتي که آدم فقط با دوستاش تمرين مي کنه
هيچ نوع نگراني نداره و فقط لذت مي بره

00:13:51.571 --> 00:13:54.632
ما مي دونستيم که تيم خوبي هستيم

00:13:54.667 --> 00:13:57.692
ما از اکثر تيم هايي که باهاشون بازي مي کرديم بهتر بوديم
راحت بگم که اون دوران بهترين روزهاي فوتبالم بوده

00:14:11.299 --> 00:14:16.649
ما سال اولي بوديم و تازه به تيم جوانان رسيده بوديم
اون موقع قديمي ترا حسابي تازه واردا رو اذيت مي کردن

00:14:17.805 --> 00:14:25.065
اسمش رو گذاشته بودن پاگشا و هر کاري که ميخواستن
بايد انجام مي داديم. خيلي هاشو نمي تونم جلوي دوربين بگم

00:14:25.077 --> 00:14:29.205
يک دوره از زندگي ما بود که داشت تموم مي شد

00:14:29.217 --> 00:14:34.258
بچه هاي بزرگتر براي اينکه مارو قبول کنن با اصطلاحا
پاگشا کنن

00:14:34.297 --> 00:14:37.238
براي اينکه محکم بشيم ، مارو توي شرايطي مي ذاشتن
که اصلا جالب نبود

00:14:37.266 --> 00:14:40.691
من رو انداختن توي يه ساک و درش رو قفل کردن

00:14:40.698 --> 00:14:46.748
و انداختنم توي يه اتوبوس. يه هفته بعد اين کارو با اسکولزي کردن
نيکي ريز جثه نبود ولي من چرا... راحت جا شدم

00:14:46.753 --> 00:14:49.943
تمام مدت خودمو به اينور اونور زدم و آخرش

00:14:49.988 --> 00:14:54.259
توي لباس شويي اولد ترافورد بيرونم آوردن

00:14:54.303 --> 00:14:58.431
موقع شام خوردن مي دونستيم حتما بزرگترا ميان و اذيتمون مي کنن

00:14:58.443 --> 00:15:06.688
براي همين هممون ميرفتيم يه جا قايم ميشديم
فک کنم توي يه سالن بزرگ سر پوشيده بود

00:15:07.664 --> 00:15:11.733
وقتي قرار بود بعدي هارو پاگشا کنيم ، اکثر مواقع
همش توي 15 يا 20 ثانيه تموم مي شد

00:15:12.012 --> 00:15:15.320
يه کار عجيب بهشون ميداديم و مي گفتيم شروع کنيد

00:15:15.347 --> 00:15:19.204
هر وقت هم تشويق مي کرديم
مي فهميدن تموم شده و ديگه کافيه

00:15:20.224 --> 00:15:24.388
اگه کسي نميخواست کاري رو که بهش گفتيم انجام بده

00:15:24.399 --> 00:15:28.527
يا درست تمومش نمي کرد اون موقع بود که توي دردسر مي افتاد

00:15:28.554 --> 00:15:31.650
يه دفعه اسکولزي رو انداختن توي ماشين لباس خشک کن
يادم نيست که روشن کردن يا نه ولي مي دونم درش رو بستن و

00:15:31.740 --> 00:15:36.746
اگه اشتباه نکنم يه لحظه روشنش کردن دوباره خاموش کردن .

00:15:36.890 --> 00:15:43.048
اسکولزي بدجوري ترسيده بود تا حدي که حالش بد شده بود
ماشيني که ميگم از اين ماشين هاي صنعتي بود

00:15:44.127 --> 00:15:50.379
امتحان رفتن به کاباره از همه بهتر بود
بچه ها بايد مي رفتن و با يه نفر حرف ميزدن

00:15:50.390 --> 00:15:55.740
يه دفعه تو مجبورم کردي اين کارو انجام بدم
که با يکي حرف بزني؟ آره اون موقع جرات حرف با دخترا رو نداشتم

00:15:56.583 --> 00:16:03.048
منو مجبور کردن همونطور که به تقويم کليتون بلک مور نگاه مي کنم رقص سکسي کنم
نه روي تخت؟ آره

00:16:03.925 --> 00:16:10.283
آره اون بدترين پا گشاي من بود . يه بارم سر و کارم به واکس افتاد
يه کم واکس گذاشتن روي قاشق

00:16:10.292 --> 00:16:15.571
گفتن که بخوريش؟ آره
کار کي بود؟ شک دارم نمي دونم کار کي بود

00:16:15.615 --> 00:16:21.772
آخه کي ميخواد اين کارو بکنه؟  تو بودي
فکرشم نکن . اصلا چرا اينجايي

00:16:22.713 --> 00:16:25.002
آره .. خب حالا چي شدين؟ من که خوشم نمياد
خواهش مي کنم

00:16:25.009 --> 00:16:28.864
تو وحشتناک بودي گيگزي . وحشتناک بودي

00:16:28.870 --> 00:16:32.061
اون کارا آدم رو قوي مي کرد باعث مي شد از اينکه کوچيک مي شيم نترسيم

00:16:32.107 --> 00:16:38.501
باعث مي شد از اينکه بخوايم جلوي بزرگترا
فرياد بزنيم ترسي نداشته باشيم

00:16:38.543 --> 00:16:43.514
براي همين ، با اينکه الان به اين کارا ميگن آزار و اذيت
ولي اون موقع پاگشا کردن تازه واردا بخشي

00:16:43.553 --> 00:16:49.983
از روند بازيکن شدن توي يونايتد بود
چون اگه يه بازيکن 20 ساله توي زمين مشکلي داشت

00:16:50.025 --> 00:16:57.226
جراتش رو نداشت که به بزرگتراي تيم بگه باهاشون مشکل داره .
اينطوري هيچ وقت بازيکن يونايتد نمي شد

00:16:58.306 --> 00:17:01.258
با اينکه از انجام اون کارا متنفر بودم و خيلي اذيت مي شدم
ولي به نظرم پاگشا جديدي ها يه سنت قديمي بود

00:17:01.286 --> 00:17:04.499
يه روش رشد کردن سخت و مشکل که بچه هاي
امروز انجامش نميدن

00:17:04.499 --> 00:17:09.576
خوشحالم که دوره ي مت وقتي رسيد
اين کارها رو ادامه نداد چون

00:17:09.614 --> 00:17:14.893
ما وتي بازيکن ذخيره هاي باشگاه شديم و نوبتمون شد که

00:17:14.903 --> 00:17:21.226
بچه هاي جديد تر رو پا گشا کنيم ، ديگه به اون کار ادامه نداديم
چون مي دونستيم اين کارها درست نيست

00:17:21.270 --> 00:17:23.322
بنابراين انجامش متوقف شد

00:17:36.891 --> 00:17:40.047
يادمه که دهه هاي 60 و 70 و 80 دوران اوج ليورپول بود

00:17:41.032 --> 00:17:48.293
چه در عرصه ي موسيقي و چه در فوتبال
اما فکر کنم که 20 سال گذشته

00:17:48.339 --> 00:17:53.582
دوران درخشش منچستريونايتد بوده چون گروهاي
روزز و اويسيس از منچستر به دنيا معرفي شدن

00:17:53.628 --> 00:17:58.740
و يونايتد بارها قهرمان ليگ برتر شده اما اين دو شهر شباهت زيادي به هم دارن
روجيه جنگندگي ، شرافت ، درستي

00:17:58.742 --> 00:18:01.862
خصوصيات مشترک مردم اين دو  و شايد فکر کنين
اين حرف من بوي تعصب ميده اما خب ، چه اشکالي داره؟

00:18:23.584 --> 00:18:25.766
اولين گلي که اينجا زدي ، به کدوم تيم بود؟
گالاتاسراي

00:18:25.811 --> 00:18:28.966
واقعا ؟ آره
هموني که به طرف نقطه کرنر فرار کردي؟ آره

00:18:28.977 --> 00:18:33.141
فرار خوبي بود.
گل اول تو کدوم بود اسکولزي؟ بايد فکر کنم

00:18:36.179 --> 00:18:41.600
اصلا يادت مياد که يه زماني فوتبال بازي ميکردي؟
هنوز هيچي نشده همه چيز رو يادت رفته؟

00:18:41.607 --> 00:18:45.735
من يادمه ، بازي با ليورپول در ژانويه فصل 1999 بود
جام حذفي؟ آره

00:18:45.782 --> 00:18:47.823
ما يک بر هيچ عقب نبوديم؟
آره

00:18:47.850 --> 00:18:51.832
مايکل گلشون رو زده بود .. نه؟
مايکل اوون

00:18:51.836 --> 00:18:55.905
آره .
که البته تقصير من بود

00:18:55.941 --> 00:19:01.363
توپ رو سانتر کردن ولي نتونستم به موقع ضربه سر بزنم . يادتونه؟
توپ مال تو بود و فکر کنم منو مقصر کردي . مثل هميشه

00:19:01.370 --> 00:19:04.324
گل هايي که خورديم و من باعثشون بودم رو کاملا يادمه

00:19:05.440 --> 00:19:10.588
که البته تعدادشونم کم نيست
راستش رو بخواين ، فضاي ورزشگاه توي اون بازي از گل

00:19:10.590 --> 00:19:15.833
از بازي هاي اون فصل بهتر بود ... آره آره ...
اون چند دقيقه آخر .. از همونجا شروع شد.

00:19:24.159 --> 00:19:26.377
وقتي فصل 98/99 شروع شد فکر نمي کردم

00:19:26.386 --> 00:19:30.549
با بقيه فصل ها فرقي داشته باشه . مي دونستيم
که تيم و بازيکناي خوبي داريم بنابراين انتظار داشتيم که خوب باشيم

00:19:31.431 --> 00:19:35.737
اول فصل ، گاهي خوب بوديم و گاهي بد

00:19:35.745 --> 00:19:39.980
خيلي وقت ها از سر هيجان گل مي خورديم
موقع حمله عالي بازي مي کرديم ولي

00:19:40.964 --> 00:19:44.962
توي بازي هاي ليگ زياد گل مي خورديم
تا کريسمس رسيد و در جام حذفي

00:19:45.209 --> 00:19:47.286
به مصاف ليورپول رفتيم. عجب بازي بود

00:19:48.271 --> 00:19:51.332
در واقع شروع داستان ما از اونجا بود

00:20:02.780 --> 00:20:06.849
ما يک گل عق بوديم و
چهار يا پنج دقيقه تا پايان بازي وقت بود

00:20:18.506 --> 00:20:22.705
ما يک بر هيچ عقب بوديم و گل مساوي رو زديم اما
بازي هنوز تموم نشده بود

00:20:28.805 --> 00:20:30.952
وقتي به بازي برگشتيم و اواخر بازي دو گل زديم

00:20:30.997 --> 00:20:36.039
کل روند که در طول فصل داشتيم عوض شد . اون بازي
شروعي بود که همه تيم ها بفهمن

00:20:36.181 --> 00:20:38.277
ما اگه عقب بيفتيم ميتونيم به بازي برگرديم
اين توي ذهن همه ي تيم هک شده بود که

00:20:38.096 --> 00:20:40.442
يونايتد هر چقدر هم که عقب بيفته

00:20:41.330 --> 00:20:44.592
ميتونه برگرده و جبران کنه

00:20:46.515 --> 00:20:53.882
همه مي دونستن منچستر يونايتد تيم بزرگي بوده و
بازيکنان بزرگي داشته

00:20:55.074 --> 00:21:01.195
براي همين آدم مي تونست وجودشون رو حس کنه

00:21:07.460 --> 00:21:11.564
يادمه وقتي توي راهرو هاي اولدترافورد
به سمت اتاق سرمربي مي رفتم

00:21:11.775 --> 00:21:14.835
مي تونستم بوي پيپ سر مت بازبي رو حس کنم

00:21:15.741 --> 00:21:20.012
همه ي ما مي دونستيم که مت بازبي
چه اسطوره ي بزرگي بوده

00:21:20.021 --> 00:21:24.019
تاثيري که توي باشگاه داشت اينقدر قوي بود که
آدم فکر مي کرد هنوز اونجاست

00:21:24.056 --> 00:21:25.589
در اتاقش هميشه باز بود . حالا که به اون روزا

00:21:25.616 --> 00:21:27.390
فکر مي کنم به خودم مي گم بايد بيشتر به ديدنش مي رفتيم

00:21:27.432 --> 00:21:32.473
و باهاش حرف ميزديم. ولي خب مي ترسيديم
چون سر مت براي ما مثل خدا بود

00:21:34.668 --> 00:21:38.832
اونا مثل دو تا کتاب بودن مهمترين کتاب هاي خانواده ي ما

00:21:38.878 --> 00:21:44.026
يکي شون مثل انجيل بود و اون يکي مثل يه آلبوم خانوادگي
آلبومي که عکس هاي سياه و سفيد بچگي مون رو توش مي ديديم

00:21:44.063 --> 00:21:49.175
خانواده ي بزرگي که فقط محدود به يک تيم نبود
بلکه کل يک منطقه رو در بر داشت

00:21:50.117 --> 00:21:54.316
اما بدون شک بزرگترين عکس اون آلبوم ، عکس تيم معروف
به بچه هاي بازبي بود

00:21:55.336 --> 00:22:02.810
در حاشيه ي يکي از فرودگاه هاي شهر مونيخ ، لاشه ي هواپيمايي
قرار داره هنوز ازش دود بلند ميشه . در اين حادثه 21 نفر جان باختند

00:22:03.756 --> 00:22:09.913
وقتي خبر رو شنيدم مدرسه مي رفتم . توي مدرسه
اينقدر گريه کردم که اشکي برم نموند

00:22:09.983 --> 00:22:15.096
اونقدر احساساتي شدم که معلم مجبور شد
منو به يه اتاق ديگه ببره

00:22:15.098 --> 00:22:21.421
ميگفتم امکان نداره مرده باشن ولي معلمم گفت
متاسفم اريک ولي اونا مردن

00:22:23.553 --> 00:22:29.710
فکر مي کنم وقتي در 17 يا 18 سالگي قهرمان جوانان شديم
مقايسه ما با تيم بچه هاي بازبي شروع شد

00:22:29.920 --> 00:22:39.102
اما اونا الگوهاي بزرگي بودن . جواناني که مي خواستن فوتبال بازي کنن
و مثل ما روياهاي زيادي داشتن

00:22:40.219 --> 00:22:45.462
ميراث اونا براي باشگاه ، خيلي بزرگه .
باشگاهي که شما مي بينيد بعد اون تراژدي و تحت تاثيرش

00:22:45.508 --> 00:22:47.769
و با اراده ي محکم سر مت بازبي براي ساختن
يه تيم ديگه شکل گرفته

00:22:47.796 --> 00:22:49.603
...jelas untuk membentuk
pasukan lagi,...

00:22:49.717 --> 00:22:51.829
براي برگشتن به زندگي و دوباره تلاش کردن

00:22:53.788 --> 00:22:58.059
ميراث سر مت بازبي در منچستريونايتد
راه رو هموار کرد تا

00:22:58.102 --> 00:23:05.398
سر الکس بتونه باشگاه رو توسعه بده . روند توسعه اي که
ما هم بخشي از اون بوديم . اين رو ميشه حس کرد

00:23:23.119 --> 00:23:28.161
من در کارديف به دنيا اُمدم .
پدرم بازيکن حرفه اي راگبي بود و با باشگاه سوينتون قرارداد بست

00:23:28.164 --> 00:23:33.312
و اينطوري بود که در 7 سالگي به منچستر امدم
توي محله ما همه طرفدار يونايتد بودن

00:23:33.348 --> 00:23:38.734
خونه ما در حوالي اسرتفورداند و يونايتد رود بود
من از همون موقع براي ديدن بازي هاي يونايتد به استاديوم مي رفتم با دوستام مي رفتيم سوار اتوبوس استاديوم که خط 26 بود مي شديم

00:23:39.611 --> 00:23:44.961
بعدم سعي مي کرديم از نرده ها بالا بريم تا بازيو مجاني ببينيم
آره من به عنوان طرفدار يونايتد هر کاري که بگيد کردم

00:23:45.804 --> 00:23:49.932
اولين باري که بازيش رو ديدم گفتم خدايا... عجب بازيکني

00:23:50.119 --> 00:23:54.247
گفتم اين الگوي منه ، بايد تلاش کنم که به سطح اون برسم
ولي راستش فکر مي کردم امکان نداره موفق بشم .. کارم تمومه

00:23:54.294 --> 00:23:57.556
بعدش برگشتم به خونمون در بري و با توپ خودم شروع کردم

00:23:57.564 --> 00:24:03.614
به بازي کردن با ديوار . فکر مي کردم امکان نداره به اون برسم
چون کارش واقعا بي نظير بود

00:24:08.872 --> 00:24:16.038
ما با اون قابل قياس نبوديم. ميدونين چي ميگم
واقعيت اينه که ما حتي به پاش هم نمي رسيديم

00:24:16.109 --> 00:24:18.326
همون روز قرارداد امضا کرد وقتي داشت

00:24:19.240 --> 00:24:22.574
مي رفت بيرون ، جورج گراهام امد به دفتر من

00:24:23.625 --> 00:24:27.623
به جرج گفتم يه بازيکن گرفتم

00:24:28.634 --> 00:24:33.877
گفت اسمش چيه؟ گفتم رايان ويلسون
چون اسم شناسنامه اش رايان ويلسونه

00:24:34.932 --> 00:24:42.134
چند سال بعد يه روز با جرج نشسته بوديم

00:24:42.239 --> 00:24:49.440
و داشتيم شراب مي خورديم . جرج گفت اون پسره رو يادته؟
همون که گفتي درجه يکه . الان کجاست؟ آخه اسمش هميشه توي ذهنمه

00:24:49.580 --> 00:24:55.701
گفتم اسمشو عوض کرده . گفت چي گذاشته؟ گفتم رايان گيگز .. گفت شوخي مي کني؟؟

00:24:55.738 --> 00:24:59.000
وقتي که من به منچستر امدم گيگز توي تيم بازي مي کرد

00:25:00.122 --> 00:25:05.294
آره ، من 15 سال پي فوتبال رو کنار گذاشتم اما اون هنوز بازي مي کنه

00:25:07.360 --> 00:25:08.428
خيلي جالبه

00:25:09.308 --> 00:25:15.465
اون روز که سرمربي توي رختکن هاي قديمي اولدترافورد
داشت اسامي بازيکن هارو اعلام مي کرد خيلي خوب يادمه

00:25:15.501 --> 00:25:19.878
من اونجا نشسته بودم و بهش گوش نمي کردم
راستش حواسم زياد نبود

00:25:19.885 --> 00:25:24.856
چون فکر نمي کردم به من بازي بده . گوش چپ
آخرين بازيکني بود که معرفي ميشد

00:25:24.999 --> 00:25:31.085
هيچ وقت يادم نميره . گفت رايان؟ تو امروز سمت چپ بازي مي کني

00:25:32.201 --> 00:25:38.489
گفتم الان اسم منو گفتين؟
آره از خوشحالي داشتم بال در مي آوردم

00:25:38.500 --> 00:25:42.771
براي همين وقتي داشتم مي رفتم بيرون کف دستام عرق کرده بود
اصلا باورم نمي شد . حس خيلي عجيبي داشتم

00:25:42.883 --> 00:25:44.935
Itu perasaan yang sama.

00:25:48.972 --> 00:25:51.997
گيگز مارو به شوق مي آورد چون

00:25:51.999 --> 00:25:55.095
با خودمون مي گفتيم اگه مربي به اون شانسي داده تا بازي کنه

00:25:55.096 --> 00:25:57.385
پس حتما اين شانس رو به ما هم ميده

00:26:04.525 --> 00:26:08.867
هر وقت که اصلاح مي کردم قردا صبح سر تمرين

00:26:09.988 --> 00:26:14.021
فرگوسن نگاهم ميکرد مي گفت ديشب بيرون رفته بود؟
مي گفتم نه

00:26:14.023 --> 00:26:19.266
ولي ميگفت چرا و رفته بودي . چون هر وقت
ميري بيرون اصلاح مي کني

00:26:20.182 --> 00:26:24.488
از اونجا فهميدم هر وقت ميرم بيرون نبايد اصلاح کنم

00:26:27.592 --> 00:26:30.582
برزگ شدن در منچستر دهه 90 ، فوق العاده بود

00:26:30.585 --> 00:26:35.757
من هم دوره ي روزز ، مانديز ، کارپتز و بقيه گروه هاي عالي سبک هاوس بودم

00:26:35.804 --> 00:26:41.225
و منچستر جايگاه اصلي اين نوع موسيقي بود
آره اون دوران بي نظير بود

00:26:41.232 --> 00:26:45.300
هاسيندا ، بوردواک .. ما خيلي کنسرت مي رفتيم

00:26:45.337 --> 00:26:48.563
اون دوره خيلي جالب بود
يادمه يه بار کل تيم منچستريونايتد رفته بودن

00:26:48.573 --> 00:26:52.701
کنسرت هاسيندا . البته اين روزا خبرنگارا همه جا هستن
ديگه اينجور اتفاق ها نمي افته

00:26:52.748 --> 00:26:56.876
به ما يه کاغذ ميدادن که بهش مي گفتن بليط هاي بازيکن هاي يونايتد

00:26:58.768 --> 00:27:02.029
همه بازيکن هاي حرفه اي يکي از اونا داشتن
با اون بليط ها مجاني ميرفتيم کنسرت

00:27:02.977 --> 00:27:07.141
وقتي ميرسيديم اون بليط رو به دربان نشون مي داديم و ميرفتيم داخل

00:27:08.092 --> 00:27:11.283
يکي از چيزايي که باعث ميشه از گذروندن جواني ام
توي منچستر راضي باشم

00:27:11.328 --> 00:27:17.580
اينه که اون موقع همه هواي همديگه رو داشتن .
اگه آدم خوب رفتار مي کرد و خودشو نمي گرفت دربان هواش رو داشت

00:27:17.625 --> 00:27:24.826
انگار که کل شهر جادو شده بود
فضاي فوتبال و موسيقي شهر واقعا فوق العاده بود

00:27:24.967 --> 00:27:27.992
مگه آدم ديگه چي ميخواد؟
از اينم بهتر ميشه؟

00:27:28.202 --> 00:27:32.200
منچستر خودش رو از نو ساخت
منتظر اين نبود که

00:27:32.273 --> 00:27:37.516
يه رهبر بياد و شهر رو بسازه
منچستر وقتي ديد نخست وزير ، تاچر

00:27:37.527 --> 00:27:41.525
علاقه اي به شهر نشون نميده

00:27:41.563 --> 00:27:44.683
اينو حس کرد و خودش دست به کار شد

00:27:44.695 --> 00:27:48.858
اصلا نميشه راه رفت همه جا پر از سوسک و حشره است

00:27:49.009 --> 00:27:53.077
توي واحد هاي اين ساختمون؟

00:27:53.114 --> 00:27:59.199
آره توي اين آپارتمانا . بعضي ها ميان و از اينجا
به عنوان خانه فساد استفاده مي کنن همه جا پر از کثافته قابل تحمل نيست

00:27:59.342 --> 00:28:04.419
ما همه در دوران تاچر بزرگ شديم و بهمون ميگفتن بچه هاي تاچر
اعتراف مي کنم که

00:28:04.561 --> 00:28:08.760
در دوران تاچر بود که موسيقي رو شروع کردم
چون بعد از اينکه

00:28:08.806 --> 00:28:14.999
از دبيرستان فارغ التحصيل شدم بيمه بيکاري بهم دادن
اگه غير اين بود نمي تونستم ساز زدن ياد بگيرم

00:28:14.999 --> 00:28:23.339
بعضي از شهرهاي بزرگ در شمال مديون هيچ کسي نيستن هر چقدر هم وضعشون
خراب بشه به خودشون ميان و بازسازي ميشن . شکي نيست که تيم هاي فوتبال
مخصوصا يونايتد نمادش هستند

00:28:24.359 --> 00:28:29.602
شارپي خيلي دوست داشت بره بيرون و جشن بگيره و خوش باشه

00:28:29.647 --> 00:28:33.645
حس مي کردم با شارپي بيشتر جورم
آخه هم سن و سال هم بوديم

00:28:33.648 --> 00:28:37.017
توي شهر ، در کاباره ها با گيگزي و شارپ و بچه هاي يونايتد آشنا شدم

00:28:37.023 --> 00:28:40.986
بعضي وقتا مجبور مي شديم بهشون بگيم ديگه کافيه

00:28:41.024 --> 00:28:44.120
برين خونه و زود بخوابين

00:28:44.156 --> 00:28:48.462
چون بازي با ليورپول در پيشه

00:28:50.488 --> 00:28:56.741
البته لازم هم نبود اين کارو انجام بديم چون فرگوسن شبکه اي
داشت که افرادش توي شهر پخش مي شدن و حواسشون به بچه ها بود

00:28:57.829 --> 00:29:00.819
Pemandunya dah pergi,...

00:29:00.961 --> 00:29:03.843
به رئيس خبر داده بودن که من و شارپي داريم ميريم بيرون

00:29:03.918 --> 00:29:10.134
اون هم امد و درست وقتي خونه شارپي بوديم گيرمون انداخت

00:29:12.199 --> 00:29:14.417
و رئيس در زد و دوستم در رو باز کرد

00:29:15.365 --> 00:29:18.699
و منم درست توي ديدش بودم و نمي تونستم قايم بشم

00:29:19.680 --> 00:29:24.722
با يه آبجو توي دستم همونجا وايساده
بودم و تکيه داده بودم به يخچال

00:29:24.725 --> 00:29:29.138
رئيس قبلا مچمون رو گرفته بود ولي نه اينطوري
خلاصه دوست هامو و دخترا رو انداخت بيرون

00:29:30.988 --> 00:29:35.490
و گفت اون شارپي لعنتي کجاست؟
يکي از دوستم دوييد بالا و داد زد

00:29:35.517 --> 00:29:39.389
شارپي ... شارپي جلوي آيينه وايساده بود و داشت لباس مي پوشيد

00:29:39.512 --> 00:29:43.617
توي اتاق خواب ايستاده بود و لباسش رو مرتب مي کرد

00:29:44.592 --> 00:29:48.934
دوستم بهش ميگه رئيست اينجا ست . رئيست اينجاست
شارپي ميگه آره ميدونم اينجاست . آره اينجاست

00:29:48.975 --> 00:29:54.954
و به آماده شدن ادامه ميده و بعد رئيس رو ميبينه
که داره از پله ها بالا مياد

00:29:56.039 --> 00:30:01.354
چند تا از بچه هاي تازه وارد صداي رئيس رو مي شنون
و توي کمد

00:30:01.362 --> 00:30:06.368
و زير تخت قايم ميشن . حتي يکي شون از پنجره ميپره پايين

00:30:06.651 --> 00:30:11.894
بنابراين رئيس نميفهمه و گير نمي افتن
اما رئيس مچ من و شارپي رو

00:30:12.670 --> 00:30:15.766
سر بزنگاه گرفت . مارو نگه داشت و حسابي حالگيري کرد

00:30:15.801 --> 00:30:21.222
گفت شارپي برميگردي خوابگاه ... ديگه نميتوني
خونه داشته باشي خيلي فرصت دادم و خرابش کردي

00:30:22.168 --> 00:30:27.448
بعدش منو نگاه کرد و گفت اين کارش تمومه...
توام ميخواي مثل اين بشي؟

00:30:27.491 --> 00:30:31.418
از اون به بعد ديگه حواسم رو جمع کردم و سبک زندگي ام
عوض شد آخه قبلا اينطوري مچم رو نگرفته بود

00:30:36.677 --> 00:30:40.876
هيچ کدوم از دو باشگاه نمي خواستن بازي شون تکرار بشه
ولي حالا اين اتفاق افتاده

00:30:40.887 --> 00:30:46.059
يونايتد از حالا تا آخر ماه بايد هفته اي دو بازي انجام بده

00:30:46.106 --> 00:30:52.263
چون در اين صورته که ميتونن به بردن سه گانه فکر کنن
فراموش نکنيد آرسنال شانس دو جام رو داره

00:30:52.300 --> 00:30:54.482
يونايتد بايد در اين بازي خودش رو نشون بده

00:30:58.805 --> 00:31:03.953
فکر کنم 3 يا 4 روز قبل ، با هم بازي کرده بوديم
بازي با يوونتوس در پيش بود و اوضاعمون توي ليگ هم خوب بود

00:31:03.954 --> 00:31:08.059
بنابراين مربي تصميم گرفت توي تيم تغييرات ايجاد کنه
من در بازي اول که داور يکي از گل هامون

00:31:08.095 --> 00:31:14.454
رو مردود اعلام کرده بود بازي کرده بودم احساسمون اين بود که بايد
در اون بازي برنده مي شديم خيلي دلم ميخواست توي بازي دوم هم باشم
چون از اتفاقات بازي اول ناراحت بودم

00:31:15.472 --> 00:31:18.461
اون روزها ،

00:31:18.463 --> 00:31:23.706
آرسنال حريف اصلي ما بود ...
تيم آرسنال خيلي قوي بود. ميشه گفت اونا بهترين تيمي بودن که در

00:31:23.718 --> 00:31:30.006
بازي هاي داخلي باهاشون بازي کرده بوديم
يه تيم قوي و تهاجمي ، با سرعت بالا که بازيکناش هم تجربه و هم تکنيک بالايي داشتن

00:31:30.049 --> 00:31:33.003
آرسنال همه چيز رو با هم داشت و

00:31:34.120 --> 00:31:39.292
بازي در مقابلشون کار خيلي سختي بود

00:31:39.339 --> 00:31:43.444
مارتين کوون ملي پوش و ديويد سيمن توي آرسنال بازي مي کردن
بازيکن هاي اون تيم خوب بودن و من ازشون خوشم مي اُمد هر چند توي زمين از هم تنفر داشتيم

00:31:43.480 --> 00:31:49.768
بازي خسته کننده اي بود و ما يه گل جلو افتاديم ، بعد مساوي شد و

00:31:50.717 --> 00:31:55.865
آخر سر کيني اخراج شد . ما با يه بازيکن کمتر بازي مي کرديم و همه احساساتي بازي مي کردن

00:31:57.154 --> 00:32:01.258
فکر مي کنم بايد تعويض مي شدم چون از نظر جسمي و ذهني خسته شده بودم

00:32:01.259 --> 00:32:09.705
اون شب ، جو خيلي پر تنش و احساساتي بود همين هم باعث شد اواخر بازي کم بيارم
يادمه ري پارلر توپ و گرفت و امد سمتم. احساس کردم

00:32:10.689 --> 00:32:16.774
که خيلي داغونم . خوب يادمه وقتي پالر داشت مي اُمد سمتم
فکر مي کردم که مردم و نميتونم تکون بخورم

00:32:16.812 --> 00:32:21.154
اين بود که افتادم روي زمين اما با خودم فکر کردم بايد تکل برم چون خسته بودم

00:32:22.239 --> 00:32:28.218
تصميم اشتباهي گرفتم . وقتي داور پنالتي اعلام کرد احساس کردم

00:32:28.225 --> 00:32:32.388
زندگي ام به پايان رسيده

00:32:32.400 --> 00:32:38.652
ترجيح مي دادم بميرم ولي اون پنالتي گل نشه
توي اون لحظه به اين فکر کردم که اگه

00:32:38.697 --> 00:32:41.131
دنيس برگکمپ توپ رو گل کنه کار من

00:32:41.158 --> 00:32:43.030
توي منچستريونايتد تمومه

00:32:56.441 --> 00:33:01.898
من و فيل رفتيم تا با پيتر اشمايکل خوشحالي کنيم اما
پيتر هل مون داد و از محوطه جريمه پرتمون کرد بيرون

00:33:01.903 --> 00:33:06.000
لباسم رو گرفت و پرتم کرد اونور خط. اونجا بود که به خودم امدم

00:33:06.028 --> 00:33:09.129
بازي خيلي طولاني شده بود. اين بود
که مربي فکر کرد وقت خوبيه که

00:33:09.141 --> 00:33:15.394
من رو به ميدان بفرسته تا به عنوان يار تعويضي به تيم کمک کنم.
مربي بهم گفت فکر کنم دفاع راستشون خسته شده

00:33:16.308 --> 00:33:20.507
هر وقت تونستي بهش حمله کن .
برو داخل و يه کاري بکن

00:33:20.623 --> 00:33:24.751
ما 10 نفره بوديم و فکر مي کرديم بازي به پنالتي ميکشه

00:33:24.798 --> 00:33:30.006
ما در واقع داشتيم مقاومت مي کرديم و آرسنال پشت هم حمله مي کرد

00:33:30.017 --> 00:33:35.996
اما بعد گيگزي توپ رو گرفت... پاتريک ويرا توپ رو از دست داد
يادمه که گيگزي توپ رو گرفت و استارت زد

00:33:36.036 --> 00:33:40.449
وقتي من استارت مي زنم ، همه متوجه ميشن چون تمام بدنم حرکت مي کنه
و ظاهرم نشون ميده دارم سريع مي دووم

00:33:41.359 --> 00:33:47.445
اما گيگزي وقتي استارت ميزنه آدم فکر مي کنه داره با حرکت آهسته بهش نگاه مي کنه
چون روي چمن سُر مي خوره . انگار که پاهاش به زمين برخوردي نمي کنه

00:33:47.483 --> 00:33:50.888
وقتي که توپ رو گرفت من به عنوان دفاع چپ پشت سرش بودم

00:33:50.893 --> 00:33:53.388
و يادمه فرياد مي زدم گيگزي گيگزي دارم ميام

00:33:53.415 --> 00:33:56.127
چون ميخواستم برم و باهاش حرکت اورلپ داشته باشم

00:33:59.104 --> 00:34:03.173
اما گيگزي مدام دور تر مي شد و خيلي فاصله ازم گرفت

00:34:03.279 --> 00:34:10.575
گيگزي شروع کرد به زدن به خط دفاع حريف و حرکتي کرد
که شگردشه و از وقتي 15 ساله بودم اين کارو ازش ديده بودم

00:34:10.621 --> 00:34:15.769
سر جام خشکم زده بود. انگار داشتم به حرکت آهسته نگاه مي کردم

00:34:15.804 --> 00:34:21.047
مثل يه غزال بود . با حرکاتي خيلي با شکوه ...
بدنش رو حرکت مي داد

00:34:21.929 --> 00:34:26.306
اما به توپ ضربه اي نمي زد و اينطوري لي ديکسون و مارتين کيون رو گول زد

00:34:27.356 --> 00:34:31.368
ديدم که داره از  مدافعين رد ميشه و جلو ميره و فکر کنم

00:34:31.395 --> 00:34:35.459
اسکولزي بود که دويد و رفت به تير دوم ..
گفتم اسکولزي رو ببين ... اسکولزي رو ببين

00:34:35.462 --> 00:34:37.751
تنها کاري که بايد مي کرد اين بود که توپ رو به من پاس بده
با تمام وجود دويدم حدود 20 متر

00:34:37.794 --> 00:34:45.933
باهاش فاصله داشتم ولي داشتم با تمام سرعت مي دوييدم
رايان گيگز از وقتي توي خيابون هاي براوتون رود

00:34:46.110 --> 00:34:54.177
و ليتل تون رود و توي زمين تمرين کليف در کارينگتون بازي مي کرد همينطور بود

00:34:55.260 --> 00:34:56.434
اون لحظه ، لحظه درخشش گيگزي بود

00:35:23.477 --> 00:35:27.748
خودم رو رها کرده بودم و نمي دونستم دارم چيکار مي کنم

00:35:28.870 --> 00:35:31.979
اصلا يادم نيست به چي فکر مي کردم فقط يادمه خيلي خوشحال بودم

00:35:32.006 --> 00:35:35.054
يهو تصميم گرفتم پيراهنم رو دربيارم و توي هوا بچرخونم

00:35:35.934 --> 00:35:40.347
بچه هاي تيم داشتن مي اُمدن به سمتم ... هوادارا

00:35:40.352 --> 00:35:44.350
سر از پا نمي شناختن ... همه پريدن روم ... واقعا فوق العاده بود

00:35:45.292 --> 00:35:48.519
مگه آدم توي عمرش چند تا
از اين گل ها مي تونه ببينه؟

00:35:49.468 --> 00:35:55.969
به خصوص اگه اون گل توسط يکي از دوستاش زده بشه
اون بهترين گلي بود که تا حالا ديدم

00:35:56.009 --> 00:35:59.936
به خاطر اهميت گل ، به خاطر نوع به ثمر رسيدنش و
به خاطر بازيکناي بزرگي که گيگزي ازشون رد شده بود تا گل بزنه

00:36:00.150 --> 00:36:07.375
يک مدافع به بازيکن هاي تيمش يه جور ديگه اي نگاه مي کنه و
اونارو مثل قهرمان هاي خودش مي بينه قهرمان هايي که وقتي بهشون احتياج داره
در بهترين زمان مي رسن و نجاتش ميدن

00:36:08.256 --> 00:36:10.863
در طول اون فصل همه بچه ها عالي بودن.. تک تکشون
اما لحظه ي

00:36:10.890 --> 00:36:13.597
گل گيگزي بهترين لحظه ي اون فصل بود

00:36:13.753 --> 00:36:16.814
اگه آرسنال برنده شده بود
مساما دو جام رو ميگرفت ولي

00:36:17.650 --> 00:36:20.984
تا حالا فيلم اون گل رو ديدين؟
وقتي که گل ميزنه و اينطوري مي کنه

00:36:20.991 --> 00:36:26.139
فيلم رو نگاه کنين و ببينين اسکولزي چيکار مي کنه
رفتم توي گل...
احتمالا پيش خودش فکر مي کرده دارم چيکار مي کنم؟ تا حالا ديدينش؟

00:36:26.175 --> 00:36:30.303
آخه داشتم مي دوويدم و منتظر توپ بودم توپ رو بهم پاس بدي

00:36:30.420 --> 00:36:34.418
ولي تو توپ رو گل کردي و شروع کردي به خوشحالي
پيراهنت رو درآوردي و اينطوري کردي

00:36:36.648 --> 00:36:40.575
اگه موفق نمي شدم هم باز توپ گل مي شد اسکولزي . دقيقا کنارم بودي

00:36:40.579 --> 00:36:43.770
آره باز هم گل مي شد.. آره

00:36:43.815 --> 00:36:50.138
بعد از بازي توي رختکن ، فضا معرکه بود ، نه؟
ولي نمي تونستيم جشن بگيريم بازي بعدي در راه بود

00:36:50.148 --> 00:36:58.417
آره ...  آدم تا فصل درست و حسابي تموم نشه، نميتونم درست و حسابي
از پيروزي هاي توي فصل لذت ببره
مردم هميشه مي پرسن خودتون فکر مي کردين سه تا جام بگيرين؟

00:36:59.505 --> 00:37:03.136
وقتي فکر مي کنم مي بينم نه .. راستش حتي در موردش فکر هم نمي کرديم
شما به پيروزي احتياج داشتين ولي نمي خواستين 10 نفره به وقت اضافه بريد

00:37:03.163 --> 00:37:06.625
اين شرايط خيلي سخت بود ..

00:37:06.640 --> 00:37:11.088
مي دوني هيچ کس نمي دونه چه اتفاقي توي فوتبال مي افته
ممکن بود آخر سر همه چيز مثل آوار روي سرم خراب بشه

00:37:11.093 --> 00:37:16.100
ولي لحظاتي مثل اين رو نميشه فراموش کرد
طرفدارامون تا سال ها از اين بازي حرف مي زنن

00:37:16.138 --> 00:37:24.443
بازيکنان تيم هم همينطور .. اين يعني فوتبال
تلاش براي رسيدن به اوج و بالاي سر بردن جام در پايان فصل

00:37:24.453 --> 00:37:28.617
يعني همين کاري که ما مي کنيم . ما حالا به فينال رسيديم و
مي تونيم براي فتح يه جام ديگه تلاش کنيم

00:37:48.530 --> 00:37:54.651
من هميشه با کساني بازي مي کردم که 2 يا 3 سال ازم بزرگتر بودن
چه به عنوان دفاع وسط چه دفاع کنار و چه به عنوان هافبک

00:37:54.654 --> 00:37:58.481
هيچوقت در رده ي سني خودم بازي نمي کردم
اون موقع که هنوز بچه بودم با بزرگترا بازي مي کردم

00:37:58.508 --> 00:38:02.083
براي همين خيلي زود فهميدم که براي پيشرفت کردن
بايد مهارت زيادي داشته باشم

00:38:04.049 --> 00:38:07.679
مربي تيم ملي بهم مي گفت بايد تصميم بگيري و براي خودت
يه پست انتخاب کني

00:38:07.707 --> 00:38:11.380
چون اگه اين کارو بکني دوران حرفه اي بهتر و طولاني تري خواهي داشت

00:38:11.424 --> 00:38:18.649
ولي من پيش خودم مي گفتم اين مزخرف ترين حرفيه که توي عمرم شنيدم
مي گفتم الان 19 يا 20 سالمه

00:38:18.662 --> 00:38:22.731
ولي بازيکن ثابت منچستر يونايتدم

00:38:22.767 --> 00:38:28.153
چون اون موقع نياز داشتم که به خودم اعتماد به نفس بدم و
فکر کنم کارهايي که مي کنم و چيزهايي که بهشون معتقدم درست هستن

00:38:29.030 --> 00:38:35.495
فيل هميشه محبوب بود چون مي تونست با هر کسي بجوشه
فيل از اون آدما بود که

00:38:35.501 --> 00:38:41.516
توي رختکن هميشه خوش رفتار بود و آدم دلش ميخواست کنارش باشه
چون کاري مي کرد که اطرافياش راحت باشن

00:38:44.791 --> 00:38:47.533
يه مدافع پوششي بايد براي خودش يه حرکت خاص رو شگرد داشته باشه

00:38:47.561 --> 00:38:50.167
و شگرد من يه پا دو پا بود

00:38:52.028 --> 00:38:54.270
هر روز روش کار مي کردم

00:38:54.297 --> 00:38:56.262
و يک روز توي يک بازي در اولدترافورد اجراش کردم

00:38:56.273 --> 00:38:59.499
يه پا دو پا زدم ، رفتم به خط دوم و توپ رو سانتر کردم

00:39:00.414 --> 00:39:05.621
و چيزي نمونده بود تا گل بزنيم . وتي داشتم بر مي گشتم باتي ، بکس و کين رو ديدم

00:39:05.633 --> 00:39:11.790
دارن از خنده روده بر ميشن آره با تمام وجود مي خنديدن
ولي من نمي دونستم چرا دارن ميخندن؟

00:39:11.791 --> 00:39:16.169
اونا داشتن بهم مي خنديدن در حالي که من بهترين يه پا دو پاي
تاريخ باشگاه رو زده بودم

00:39:16.175 --> 00:39:23.198
پس دفعه بعد يک

00:39:23.237 --> 00:39:27.472
يه پا دوپاي دوبل زدم.. هوادارا تشويقم کردن
چون فکر کردن دارم ادا در ميارم

00:39:27.517 --> 00:39:31.823
ولي اون حرکت برام خيلي جدي بود

00:39:31.832 --> 00:39:34.892
و شش ماه روش کار کرده بودم

00:39:34.919 --> 00:39:37.953
يادمه اون حرکت رو در برابر ساوتهمپتون در اولدترافورد
اجرا کردم وقتي يه پا دوپاي دوبل زدم و

00:39:37.990 --> 00:39:41.779
برگشتم کين جلوم بود
برگشت و گفت مسخره بازي رو بزار کنار

00:39:41.806 --> 00:39:44.209
وقتي اون اتفاق مي افتاد خيلي خوشحال نمي شدم

00:39:46.201 --> 00:39:48.980
آخه داشتيم بازي مي کرديم ، پيش خودم فکر مي کردم ، عاليه

00:39:49.007 --> 00:39:51.470
بچه ها دارن همونطور که ميخوام بازي مي کنن اما چند ثانيه بعد

00:39:51.664 --> 00:39:56.706
فيل ، فيل ، فيل ... اعصاب آدم رو خراب مي کرد
وايسا وايسا.. درست نمي گم؟

00:39:56.847 --> 00:40:00.110
فيل؟ چرا خودت خوب مي دوني

00:40:00.137 --> 00:40:03.161
احتمالا کارم زياد خوب نبوده چون همه به خاطر اون حرکت
سر به سرم مي ذاشتن

00:40:06.242 --> 00:40:12.221
براي فرگوسن آکادمي و بازيکنان جوان خيلي مهم بود

00:40:13.340 --> 00:40:19.555
ولي اون نسل ، نسل فوق العاده اي بود و
همه مربي ها و هر کسي که

00:40:20.750 --> 00:40:23.906
دستي بر آتش داشت همين رو مي گفت . اون نسل
فوق العاده بود .

00:40:24.056 --> 00:40:25.064
براي همين طبيعي بود که مربي تيم

00:40:25.204 --> 00:40:28.917
به اون جوان ها بازي بده

00:40:29.066 --> 00:40:30.075
يادمه يک بار که براي تعطيلات

00:40:30.214 --> 00:40:34.378
به قبرس رفته بودم روزنامه رو برداشتم و ديدم راجع به ماها نوشته..

00:40:34.494 --> 00:40:35.502
با خودم گفتم اينجا چه خبره؟

00:40:35.642 --> 00:40:39.640
وقتي مطلب رو خوندم ديدم نوشته بونايتد بايد به جاي اين جوان ها چند بازيکن

00:40:39.747 --> 00:40:40.756
بزرگ و درست حسابي بخره

00:40:40.896 --> 00:40:45.760
شکي نيست که مربي مي خواست پيشرفت کنيم ولي بعيد مي دونم
کسي مي تونست پيش بيني کنه که

00:40:45.906 --> 00:40:46.914
مربي در نهايت چه ترکيبي رو به زمين مي فرسته

00:40:47.054 --> 00:40:52.096
اون موقع هيوز ، کانچلسکيس و اينس سه تا بازيکن بزرگ يونايتد بودن

00:40:52.169 --> 00:40:58.362
اگه بخوايم منصف باشيم بايد بگيم که رئيس پشت ما وايساد و
از مون حمايت کرد ... مگه نه؟ چون هر بازيکني مي خواست مي تونست بخره

00:40:58.363 --> 00:41:04.448
اون روزا تحت فشار بود . مگه نه؟
سه بازيکني که از تيم رفتن بزرگ بودن

00:41:04.486 --> 00:41:09.729
خيلي بزرگ .. اونا محبوب هوادار هم بودن

00:41:09.774 --> 00:41:15.932
فکر کنم من جاي اسپارکي رو گرفتم تو هم جاي اينس و تو هم جاي آندرس رو
من جاي پل پارکر رو گرفتم چون سبک بازيمون شبيه به هم بود

00:41:15.933 --> 00:41:20.168
ما همه جانشين بازيکناي بزرگ شديم مگه نه؟ ميدونين چي ميگم
ريسک بزرگي بود

00:41:23.414 --> 00:41:28.420
ولي رئيس مي دونيست داره چيکار مي کنه و حق با اون بود

00:41:28.597 --> 00:41:33.769
بازي کردن با اون نسل از بازيکنان و جزو تيمشون بودن و باهاشون موفق شدن

00:41:34.651 --> 00:41:37.950
برام تجربه ي فوق العاده اي بود

00:41:37.957 --> 00:41:41.112
کمک کردن به بازيکن هاي جوان و جديد تيم ، برام خيلي لذت بخش بود

00:41:41.992 --> 00:41:48.351
وقتي تمرين ها شروع شد ، فهميديم رئيس بازيکن جديد نخريده
تا به خودمون اُمديم ديديم فصل شروع شده و در اولين بازي مقابل استون ويلا هستيم
ما همه توي تيم بوديم

00:41:48.395 --> 00:41:53.543
در همون نيم ساعت اول 3 گل عقب افتاديم . واقعا فاجعه بود

00:41:53.544 --> 00:41:58.657
گل براي آستون ويلا .. اوضاع داره بدتر و بدتر ميشه

00:41:58.729 --> 00:42:03.972
بعد از بازي فکر مي کرديم که رئيس رو نا اميد کرديم
مربي اي که بهمون اعتماد کرده بود حالا هوادارا

00:42:04.122 --> 00:42:09.270
همه ازمون متنفر ميشدن چون ميگن داريم باشگاه رو نابود مي کنيم
بله ، اونا مشکل دارن ولي مشکلشون بزرگ و اساسي نيست

00:42:09.271 --> 00:42:14.443
خب ، سه تا بازيکن از باشگاه رفتن . اينجور مواقع باشگاه هاي قوي
معمولا بازيکن ميخرن . بنابراين فرگوسن هم بايد بخره

00:42:14.490 --> 00:42:21.584
با يه مشت بچه نميشه در هيچ رقابتي قهرمان شد کافيه به ترکيب امروز
يونايتد و استون ويلا نگاه کنين . وقتي امروز ساعت 2:15 دقيقه

00:42:21.622 --> 00:42:26.794
مربي ها فهرست بازيکن ها رو اعلام کردن استون ويلايي ها روحيه گرفتن .
نتيجه بازي دادن به بچه ها همينه فرگوسن بايد بازيکن بخره

00:42:27.851 --> 00:42:31.184
راستش رو بخواين وقتي اون شب برنامه مچ آف د دي رو نگاه کردم فکر کردم حق با هنسونه
چون ما توي بازي به اندازه کافي خوب نبوديم

00:42:31.191 --> 00:42:36.161
ما مي خواستيم به ايده ي سرمربي باور داشته باشيم و با تمام وجود
سعي مي کرديم موفق بشيم.

00:42:37.349 --> 00:42:40.339
راستش رو بخواين

00:42:41.350 --> 00:42:43.711
تيمي که 5 بازيکن جديد داره

00:42:45.804 --> 00:42:47.785
که از آکادمي اُمدن

00:42:49.700 --> 00:42:54.873
همشون 19 سال سن دارن
نميشه انتظار داشت که برنده بشن

00:42:55.998 --> 00:43:00.102
اون موقع هنوز اونقدر پخته نشده بودم که بگم

00:43:00.243 --> 00:43:02.461
اشکالي نداره

00:43:02.470 --> 00:43:07.618
لازم نيست نگران باشم ، نه.. نه اون موقع به اين مرحله نرسيده بودم
چون مطمئن نبودم با اون تيم موفق بشيم

00:43:07.654 --> 00:43:11.817
ستاره هاي بزرگي به تيم يونايتد اضافه ميشن اونا کول و گيگز رو دارن

00:43:11.829 --> 00:43:19.932
و کانتونا هم به زودي بهشون اضافه ميشه .. کانتونا و استيو بروس . هنوز کافي نيست
براي قهرماني بايد يه تيم قوي و با تجربه داشت ولي اونا ندارن

00:43:20.215 --> 00:43:25.387
ولي ما خيلي تلاش کرديم و اون جوان ها واقعا استثنايي بودن

00:43:25.398 --> 00:43:30.333
فرگوسن مطمئن بود که اونا خيلي زود ياد مي گيرن

00:43:31.557 --> 00:43:33.668
و اينطورم شد

00:43:35.593 --> 00:43:41.987
ما بعد از قهرماني در ليگ ، جام دوم رو هم بدست آورديم
هم ليگ برتر و هم جام حذفي

00:43:42.099 --> 00:43:46.227
وقتي دوران محروميت اريک تموم شد برگشت و عالي کار کرد
خيلي وقت ها يه تنه تيم رو بالا کشيد

00:43:46.274 --> 00:43:50.402
نميشه با يه مشت بچه قهرمان شد ، حق با اون بود
نميشد با يه مشت بچه قهرمان شد

00:43:50.415 --> 00:43:54.519
ما قهرمان شديم چون در تيمي بازي مي کرديم که روي کين داشت و

00:43:55.425 --> 00:43:59.767
همينطور بروس و پاليستر و بازيکن هاي با تجربه اي بي نظيري که
جوان تر هارو هدايت مي کردن

00:44:00.644 --> 00:44:03.835
و براي بهتر شدن کمکشون مي کردن

00:44:03.844 --> 00:44:08.044
در دهه 90 ، شروع کردن به ترکيب بازيکن هاي جوان و بازيکن هاي با تجربه

00:44:08.194 --> 00:44:14.208
بازيکن هايي مثل پل اسکولز ، ديويد بکهام و رايان گيگز

00:44:14.248 --> 00:44:17.582
اونها همه تازه شروع کرده بودن

00:44:17.588 --> 00:44:23.673
و در ترکيب با بازيکن هاي با تجربه تيمشون ، يک تيم فوق العاده شده بودن

00:44:23.816 --> 00:44:27.980
از اون موقع بود که منچستر يونايتد واقعي ظاهر شد

00:44:28.861 --> 00:44:31.957
و در رقابت هاي اروپايي درخشيد

00:44:31.958 --> 00:44:36.062
اون موقع درست نمي فهميديم که چه اتفاق منحصر به فردي رو تجربه مي کنيم

00:44:36.238 --> 00:44:41.350
چون همه توي تيم بوديم . بين ما هيچ حسادتي وجود نداشت و

00:44:41.352 --> 00:44:45.421
تنها نگراني مون اين بود که

00:44:45.458 --> 00:44:49.621
در ترکيب تيم باقي بمونيم و خوب کار کنيم
من در فينال 96 بازي نکردم

00:44:49.633 --> 00:44:54.010
توي فينال بايد با آرسنال بازي مي کرديم
اون روز ضبح امد بيرون اتاق من وايساد و شروع کرد

00:44:54.017 --> 00:44:59.058
کرد به سرفه کردن و وقتي اُمد توو گفت گري بازي نمي کنه
ولي باور کنين از ته راهرو هم مي شد صداي سرفه هاشو شنيد

00:44:59.061 --> 00:45:01.315
اگه مي دونستي که مي خواد کنار بذارتت اصلا درو وا نمي کردي

00:45:02.193 --> 00:45:09.560
چون اگه نمي تونست پيدات کنه ، نمي تونست خط بزنه .. مگه نه؟
بايد گم مي شديم . آره . ولي منتظر بودي که بياد سراغت و بگه بازي نمي کني نه؟
آره هميشه منتظر بود در اتاقش رو بزنه و بگه جزو 11 تا نيست

00:45:10.543 --> 00:45:16.902
يادمه يه روز اُمد پيشم فکر کنم 5شنبه ي هفته اي که شنبه اش بازي داشتيم

00:45:17.815 --> 00:45:20.911
و گفت روز شنبه بهت بازي نميدم پسرم

00:45:21.955 --> 00:45:26.262
ولي دو هفته ي ديگه شنبه به ميدان مي فرستمت

00:45:26.270 --> 00:45:30.541
پيش خودم گفتم يعني توي 4 بازي بعدي بازي نمي کنم؟

00:45:30.584 --> 00:45:34.617
گفت حواست باشه که خودت رو براي اون بازي آماده کني
توي اون بازي بهت احتياج دارم

00:45:35.664 --> 00:45:39.768
پيش خودم گفتم آره .. توي اون بازي بهم احتياج داره
ولي باز از خودم مي پرسيدم

00:45:40.743 --> 00:45:48.039
يعني توي 4 تا بازي بعدي بازي نمي کنم؟
يا اينکه الان بهم گفت کارم خوبه و براي اون بازي آماده بشم
واقعا نمي تونستم سر در بيارم

00:45:48.050 --> 00:45:55.382
بهترين بهانه اي که براي خط زدن تو آورده بود چي بود؟
هيجان زياد .. جدي ميگم گفت اسکولزي خيلي هيجان داره

00:45:55.426 --> 00:46:02.652
به من گفت شارپي هميشه توي ويلا پارک خوب کار کرده براي مين امروز به تو بازي نمي دم
يه با قبل از بازي با چلسي بهم گفت من رو به زمين نمي فرسته چون گفت

00:46:02.699 --> 00:46:07.005
چند تا هوادار متعصب کامبت 18 توي تماشاچي ها هستن و فکر مي کرد
من جونتر از اونم که کارهاشون رو تحمل کنم

00:46:07.048 --> 00:46:13.027
بهترين بهانه اي که براي من آورد اين بود که زمين اينجا خيلي با کيفيته
ولي تو فوتبال رو توي زمين هاي ناهموار ياد گرفتي

00:46:13.032 --> 00:46:18.240
اون فصل فقط يک ماه از نوامبر بازي کردم.. يک ماه در کل فصل

00:46:18.286 --> 00:46:23.529
نکته جالبي در مورد نيکي هست  و اون اينه که هر چقدر سنش ميره بالا

00:46:24.514 --> 00:46:31.775
قيافه اش مثل پسر بچه هاي شر و شور 10 يا يازده ساله ميشه
که ميخوان خرابکاري کنن

00:46:31.821 --> 00:46:35.011
سر الکس هميشه مي گفت : بات تو ميخواي شيطنت کني
هميشه همين رو ميگفت

00:46:36.030 --> 00:46:42.495
شيطنت هاي بچگانه مسخره
يه بار با يک قوري چاي با پيتر اشمايکل شوخي کردم

00:46:42.501 --> 00:46:49.798
فکرش رو بکنين با اون غول 2 متر و 3 سانتي..
وقتي امد توي رختکن ديد يه سيني پر از ساندويچ و يه قوري نقره اي پر از

00:46:49.808 --> 00:46:56.796
چايي يا قهوه روي ميزه . اون روز هوا خيلي سرد بود

00:46:56.940 --> 00:47:03.228
ما همه توي رختکن نشسته بوديم . اشماييکل رفته يه ساندويچ برداره و يه فنجان چاي بريزه
بدون اينکه روحش از چيزي خبر داشته باشه

00:47:03.239 --> 00:47:08.280
من رفتم و يک کتري خيلي داغ گذاشتم روي تخت

00:47:08.318 --> 00:47:13.633
جوري که وقتي اشماييکل بشينه باسنش بخوره به کتري
وقتي برگشتم ديدم همه بچه ها دارن مي خندن و منتظرن تا ببينن چي ميشه

00:47:13.677 --> 00:47:20.902
اما اشماييکل وقتي که رسيد اونجا يه چرخ کامل زد و از جلو خورد به کتري
يه صداي اينطوري امد : هيس سسس

00:47:20.913 --> 00:47:27.272
م هاج و واج مونده بوديم چون باورمون نمي شد اون اتفاق بيفته

00:47:27.280 --> 00:47:33.473
تنها چيزي که شنيدم اين بود که "آخ چيکار مي کنين" ؟
با تمام وجود داد زد

00:47:33.509 --> 00:47:38.788
مي خواست منو بکشه . من هم کتري رو انداختم و فرار کردم
همينطور که فرار مي کردم پام به کتري مي خورد

00:47:39.736 --> 00:47:43.971
و کتري هم اين طرف اون طرف پرتاب ميشد.
آخر سر ، يه تاول گنده نصيبش شد
نمي دونم چي توي سرش گذشت

00:47:44.851 --> 00:47:51.210
فقط اين رو مي دونم که يه پسر بچه شيطان و شر ، توي وجودش داشت
براي همين وقتي اون قوري داغ رو ديده بود با خودش گفته بود خب با اين چيکار ميشه کرد

00:47:51.253 --> 00:47:55.417
آها فهميدم . همين کار رو مي کنم
آره اونقدر شيطنت داشت که به چيز ديگه اي فکر نمي کرد

00:47:55.429 --> 00:47:59.497
اون اتفاق يکي از خنده دارترين چيزهايي بود که تا حالا ديدم. عالي بود

00:47:59.534 --> 00:48:03.662
منچستر واقعا فوق العاده بود. ما جواناني بوديم که براي يونايتد بازي مي کرديم

00:48:03.675 --> 00:48:07.909
خب معلومه که بايد خوشحال باشيم. مگه ميشد خوشحال نباشيم؟
ما پيراهني رو به تن مي کرديم که هميشه دلمون ميخواست و بازي هامون رو مي برديم

00:48:07.954 --> 00:48:17.302
اون روزها خوش بيني در فضا موج مي زد همه مي گفتن 6 تا
جوان از تيم اول باشگاه امدن و دارن به عنوان بازيکن ثابت براي يونايتد بازي مي کنن

00:48:17.348 --> 00:48:23.469
منچستر دنيايي بود که انگار براي جوان ها ساخته شده بود
اون روزها موزيک ، سياست و فوتبال در حال تغيير کردن بود
يه گروه موسيقي جوان از بارنيج

00:48:23.471 --> 00:48:29.687
به اسم اويسيس داشت در دنيا سروري مي کرد
اين اتفاق باعث شده بود فضا خوش بين باشه . ميشد در کل کشور حسش کرد

00:48:29.734 --> 00:48:35.950
تا قبل اون دوره زندگي در انگلستان طبق معمول در جريان بود
اما انگار اتفاقي ناگهاني افتاده بود و همه چيز داشت عوض مي شد

00:48:39.024 --> 00:48:44.481
يک موج فرهنگي ، يک طوفان فرهنگي داشت کشور رو در مي نورديد

00:48:44.487 --> 00:48:48.651
موجي که داشت به جريان غالب تبديل مي شد و
توجه دنيا رو به خودش جلب مي کرد

00:48:51.828 --> 00:48:59.089
يک گيتار با نقش پرچم بريتانيا خريدم و فرستادم که برام امضاش کنه
ولي اي کاش اون کار رو نمي کردم چون وقتي پسش فرستاد

00:48:59.100 --> 00:49:04.142
ديدم نوشته براي گري ، مي دوني لياقت چند تا بازي ملي رو داري؟
بذار من بگم : هيچي

00:49:04.179 --> 00:49:08.248
با عشق فراوان ، گلگر .. در من همه جاي گيتار هم نوشته بود ام سي اف سي

00:49:11.590 --> 00:49:17.711
چند سال قبل از اون دوره همه حس مي کردن که روحيه ي جمعي مردم از بين رفته

00:49:17.714 --> 00:49:23.907
چون در يک دوره ي طولاني فرديت و خودخواهي حرف اول رو زده بود و عملا چيزي
به عنوان جامعه وجود نداشت بنابراين

00:49:23.943 --> 00:49:29.222
ما با تمام وجود مي خواستيم از يه جور ايده آليسم طرفداراي کنيم

00:49:31.284 --> 00:49:36.634
در اون 17 سال دردناک ، هميشه روياي اين رو مي ديديم
که حزب کارگر دوباره قدرت رو به دست بگيره

00:49:40.539 --> 00:49:43.694
من خيلي خوب مي دونستم که جوان هستم. چون واقعا جوان بودم

00:49:43.739 --> 00:49:50.965
يادمه اولين روزي که به داوونينگ استريت اُمدم ، وقتي ميخواستم
با رئيس خدمات اجتماعي صحبت کنم متوجه شدم که با کسي
روبه رو هستم  که نسبت به من خيلي مسن تره

00:49:50.977 --> 00:49:58.273
مي تونين تصور کنين ، يکي از اون روساي نوعي دستگاه اداري بريتانيا
اون آقا به من نگاه کرد و گفت آفرين ، خب حالا چي؟

00:49:58.318 --> 00:50:04.677
اگه اون دوره رو تجربه نکرده باشين ، نمي تونين متوجه بشين که
اون روز ها چقدر مهم بود و ما چقدر خوش شانس بوديم که در اون روزها در اينجا زندگي مي کرديم

00:50:04.720 --> 00:50:14.008
حس و حالي که اون بازيکن هاي جوان داشتن ، به شکلي عجيب در
فرهنگ ، هنر و سياست هم بازتاب داشت

00:50:14.009 --> 00:50:17.200
وقتي به اون روزها فکر مي کنم و مي بيم که تونستيم در مجلس اعيان
چه تغييراتي به وجود بياريم اينکه عضويت موروثي رو لغو کرديم

00:50:17.245 --> 00:50:25.514
تيولداري اسکاتلند رو از بين برديم و اولين پارلمان اسکاتلند رو تشکيل داديم و
روند صلح رو در ايرلند شمالي شروع کرديم ، خيلي خوشحال ميشم

00:50:25.527 --> 00:50:29.250
بعضي وقت ها فکر مي کنم ، مهمترين ويژگي حال و هواي اون دوره ،

00:50:29.277 --> 00:50:32.894
ويژگي اي که با تحليل عقلاني نميشه بررسي اش کرد
روح دوران باعث شده بود همه حس کنيم هر چيزي ممکنه و

00:50:32.937 --> 00:50:37.908
و ميشه به هر چيزي رسيد

00:50:38.121 --> 00:50:46.496
روح اميد به همه چيز دميده شده بود . اون روزها واقعا فوق العاده بودن
روزهاي تغيير ، اون دوره خيلي شاد بود . يادش بخير

00:50:49.499 --> 00:50:53.662
سکو هاي استرت فورد اند رو خراب کردن و يهو ديديم در محل اولدترافورد
يه استاديوم بزرگ و جديد ساختن

00:50:53.709 --> 00:51:00.875
در همه جاي دنيا استاديوم هاي جديد ساخته مي شد که بزرگتر و بهتر بودن
همه چيز داشت بزرگتر و بهتر مي شد

00:51:00.876 --> 00:51:08.137
فوتبال کاملا عوض شد . نگاه مردم به فوتبال هم عوض شد
نحوه پخش بازي ها هم عوض شد دستمزد ها بيشتر شد و پول بيشتري در مي اُمد

00:51:08.391 --> 00:51:15.521
فوتبال انگلستان به بخش مهمي از هويت ما تبديل شد
فوتبال ناگهان از فعاليتي که با سياست ارتباط نداشت

00:51:15.559 --> 00:51:20.636
به پديده اي تبديل شد که براي سياست ورزس ، فوق العاده مهم بود

00:51:20.674 --> 00:51:27.139
ميشه گفت ما به نوعي در يک انقلاب شرکت داشتيم
اگر بخوايم يک فوتباليست رو انتخاب کنيم که

00:51:27.145 --> 00:51:29.257
نماد اصلي اين تغييرات بوده ، شک ندارم که بايد نام
ديويد بکهام رو انتخاب کنيم

00:51:43.880 --> 00:51:50.903
من در شرق لندن بزرگ شدم البته در ليتون استون به
دنيا اُمدم

00:51:51.118 --> 00:51:59.328
و حدود 10 سال  ليتون استون نزديک پيست سگ دواني زندگي کردم
بعدش خانواده ما به چينگ فورد نقل مکان کرد که يکي از محله هاي شيک نشين بود

00:51:59.329 --> 00:52:07.775
تا وقتي که 15 سالم شد  به منچستر رفتم ، همونجا زندگي مي کرديم
پدرم طرفدار پر و پا قرص منچستريونايتد بود و مدام درباره ي

00:52:07.819 --> 00:52:14.035
يونايتد حرف مي زد . فوتباليست محبوب پدرم بابي چارلتون بود اسم دوم من
رابرت جوزفه . اسم روبرت رو

00:52:14.046 --> 00:52:22.315
به خاطر چارلتون برام گذاشتن . جوزف هم اسم پدربزرگم بوده .
پدربزرگم طرفدار تاتنهام بود و براي 50 سال ،
هر فصل بليط هاي کل بازي هاي تاتنهام رو خريده بود

00:52:23.406 --> 00:52:31.651
هر سال کريسمس ، پدرم برام يه دست لباس يونايتد مي خريد. لباس جديدش رو
پدربزرگم هم هميشه برام لباس تاتنهام مي خريد

00:52:31.860 --> 00:52:38.954
وقتي قرارداد امضا کردي چه حسي داشتي؟
اوه معرکه بود . از همون لحظه ي اول همه چيز فوق العاده بود

00:52:38.993 --> 00:52:47.238
وقتي رسيديم اونجا فوق العاده بود . وقتي مدارک رو امضا مي کردم
باورم نمي شد اين اتفاقاتي که مي افته واقعيه

00:52:47.239 --> 00:52:52.446
وقتي بکس به يونايتد امد قيافه اش مثل عروسک نماد باشگاه بود چون همه گرمکن ها ،
دستمال سر ها ، کلاه ها و

00:52:52.492 --> 00:52:55.826
نشان هاي بابي چارلتون رو داشت . آره بکس هوادار متعصب يونايتد بود

00:52:55.833 --> 00:52:59.938
براي ما بچه هاي منچستر خيلي عجيب بود که مي ديديم

00:53:00.843 --> 00:53:07.036
مي دونين ، يه پسر لندني بيشتر از ما اطلاعات درباره يونايتد داره
حتي ميشه گفت مايه ي خجالت بود

00:53:07.141 --> 00:53:09.359
سر الکس فرگوسن به خونه ما زنگ مي زنه

00:53:10.342 --> 00:53:15.419
مادرم گوشي رو بر مي داره و ميبينه يه نفر با لهجه غليظ اسکاتلندي

00:53:15.421 --> 00:53:19.763
ميگه خانم بکهام ، من الکس فرگوسن هستم
مادر و پدرم ميگن اين امکان نداره

00:53:20.849 --> 00:53:26.934
بعد پدرم مياد پاي تلفن

00:53:26.938 --> 00:53:33.153
و يه کم صحبت مي کنه.. سر الکس ميگه مي دونين
وضعيت ديويد چطوره؟ مي دونين هفته پيش چيکار کرده؟

00:53:33.166 --> 00:53:37.270
و پدرم طبق معمول ميگه کارش خوب بود ولي مي تونه بهتر هم بشه
آخه پدرم هميشه همين رو ميگفت

00:53:37.307 --> 00:53:42.550
بروسي و روبو بلافاصله شروع کردن به مسخره کردنش و گفتن خداي من
اين حتما بايد فوتباليست بشه

00:53:42.560 --> 00:53:49.761
وگرنه توي رختکن يونايتد چيکار مي کنه؟
مي رفتم به رختکن و به نورمن کمک مي کردم تا لباس ها ، جوراب ها

00:53:49.797 --> 00:53:56.262
و شورت هاي کثيف رو جمع کنه . اين کارو با علاقه مي کردم
چون اونجا منچستريونايتد بود و اونها بازيکناش بودن

00:53:56.269 --> 00:54:00.397
که شورت هاشون رو روي زمين انداخته بودن . مي رفتم برشون مي داشتم و
مي انداختم توي سبد لباس چرک ها

00:54:00.444 --> 00:54:02.556
يکي از خصوصياتشکه ازش خوشم مي اُمد اين بود که

00:54:03.540 --> 00:54:07.538
که با همه يه جور برخورد مي کرد از رئيس باشگاه تا مسئول لباس شويي

00:54:07.541 --> 00:54:15.051
با همه دقيقا يک جور برخورد مي کرد .

00:54:15.058 --> 00:54:18.177
به همه توجه مي کرد

00:54:19.093 --> 00:54:25.487
چون با اين ارزش ها بزرگ شده بود

00:54:25.496 --> 00:54:32.554
دلت براي خونه تنگ نمي شه؟
چرا ، دلم يه کم تنگ ميشه ولي من اينجا دارم کاري رو مي کنم که دوست دارم

00:54:33.602 --> 00:54:37.766
يکي از خصوصيات ديويد که هميشه تحسينش مي کردم قدرت ذهني -رواني اش بود

00:54:37.777 --> 00:54:44.029
کساني که ديويد رو نمي شناسن ، خيلي چيزا راجع بهش ميگن ولي به نظرم
ديويد از نظر قدرت ذهني ، يکي از بزرگ ترين آدم هاي دنياست

00:54:48.215 --> 00:54:52.414
ما همه با شرکت هوندا قرارداد امضا کرده بوديم

00:54:52.425 --> 00:54:59.756
و بنابراين همه ماشين هاي هوندا پرليود داشتيم...
ماه ها و سال ها زيادي بود که منتظر اون ماشين بودم
چون همه بازيکن هاي قبل از من ماشين داشتن

00:54:59.801 --> 00:55:05.959
فکر کنم بايد 21 بازي مي کرديم تا بهمون ماشين بدن

00:55:05.960 --> 00:55:13.220
اون موقع 6 يا 7 ماه از پيوستنم به باشگاه مي گذشت و فکر کنم 18 يا 19
بازي کرده بودم يعني خيلي نزديک بودم و همين داشت منو مي کُشت

00:55:15.458 --> 00:55:19.420
رفتم به دفتر هوندا ، ماشينم رو سفارش دادم و با هوندا پرلود خودم برگشتم

00:55:19.459 --> 00:55:23.587
بيرون . خيلي خوشحال بودم

00:55:23.600 --> 00:55:28.915
بکس يه هونداي سياه داشت و پول بيشتري داده بود تا
صندلي هاي ماشينش چرمي بشه
پاداش جام حذفي ام خرج صندلي چرم کردم .

00:55:29.897 --> 00:55:34.061
همه ي پولم رو...
براي يک سري آلياژهاي خاص ، پول بيشتري داده بود

00:55:34.072 --> 00:55:39.387
فروشنده بهم گفت مي دوني که يک سال بعد بايد ماشين رو برگردوني؟

00:55:39.535 --> 00:55:43.426
من هم گفتم آره آره .. اشکالي نداره
ما ماشين هاي همديگه رو سوار مي شديم

00:55:43.466 --> 00:55:46.693
البته بهتر بگم هر روز سوار ماشين بکس مي شديم
چون صندلي چرمي داشت و

00:55:46.702 --> 00:55:51.910
اون هم عصباني مي شد.. چون با کفش هاي فوتبال سوار مي شديم و
ماشينش رو کثيف مي کرديم . مي اُمد ميگفت

00:55:51.956 --> 00:55:57.199
بچه ها ، بچه ها ، هر کاري مي کنين فقط چرم ماشين رو خط نندازين
راستش يادم نيست اين رو گفته باشم ولي

00:55:58.149 --> 00:56:04.402
بعيد هم نيست که گفته باشم
بعد از اينکه اون حرف رو زد ، هر روز بيرون ماشينش مي ايستاديم و مي گفتيم آماده اي بکس؟

00:56:04.447 --> 00:56:10.662
مي خوايم سوار ماشينت شيم بکس . همه  شيرجه ميزديم توي ماشين و  صندلي هارو خراب مي کرديم چون بالاخره پاي يکي مي خورد به صندلي و ميخ کفش ، خرابش مي کرد

00:56:11.684 --> 00:56:15.848
آخر سر به خاطر ماشين جريمه ام کردن ولي تا وقتي داشتمش

00:56:15.860 --> 00:56:19.086
ظاهرش واقعا معرکه بود

00:56:20.173 --> 00:56:24.171
گلي که به ويمبلدون زد ، روي حرکتي بود که هر روز تمرينش مي کرد

00:56:24.210 --> 00:56:30.604
آره هر روز تمرين مي کرد . روي خط وسط زمين مي ايستاد و توپ رو
سمت دروازه شوت مي کرد

00:56:30.611 --> 00:56:33.636
ضربه اي که به توپ مي زد واقعا فوق العاده بود

00:56:38.996 --> 00:56:41.252
من توي اون بازي مصدوم بودم .

00:56:41.279 --> 00:56:44.975
يکي از رفقام گفت بکس الان از وسط زمين گل زد

00:56:44.982 --> 00:56:47.307
پيش خودم گفتم داره يه کم اغراق مي کنه

00:56:47.346 --> 00:56:53.290
احتمالا از فاصله ي 40 متري يا همين حدود گل زده

00:56:58.794 --> 00:57:02.684
يادمه کانتونا سرش رو تکون مي داد . به خودم گفتم

00:57:02.691 --> 00:57:08.147
اين اريک کانتوناست معلومه که به نظرش گل خوبي زدم
اما مربي برگشت و گفت شانس آوردي که گل شد

00:57:09.197 --> 00:57:14.275
ولي با اين اوصاف ، فکر مي کردم گل خوبي زدم
حتي اگه اون توپ گل نمي شد ...

00:57:16.330 --> 00:57:19.355
باز هم خوب هدفگيري کرده بود

00:57:20.435 --> 00:57:26.651
وقتي اون گل رو ديدم ماتم برد. شهرت بکس بعد از اون اوج گرفت
همه پيش خودشون مي گفتن

00:57:26.733 --> 00:57:30.862
امکان نداره ، اين ديگه کيه . آخرين نفري که از اون فاصله هدف گيري کرده بود پله بود
ولي حتي اون توپ هم گل نشده بود

00:57:30.873 --> 00:57:37.089
مي دونين ، ديويد مي خواست ستاره باشه . اون موقع که صندلي ماشين هاي ما
پارچه اي بود اون صندلي چرمي سفارش داده بود

00:57:38.145 --> 00:57:45.691
مي خواست بهترين بلندگو ها رو توي ماشينش بذاره تا موسيقي رو
با بهترين کيفيت بشنوه . ميخواست از فوتبال فرا تر بره. مُد براش مهم بود

00:57:46.530 --> 00:57:50.765
موسيقي براش مهم بود ، اينکه علاوه بر فوتبال بازي کردن کارهاي ديگه اي هم بکنه براش مهم بود

00:57:53.837 --> 00:57:59.009
بکس ستاره ي بزرگي بود که روز به روز ، بزرگ و بزرگ و بزرگتر مي شد

00:57:59.021 --> 00:58:02.283
اما با اين حال .. توي رختکن ،

00:58:02.396 --> 00:58:05.515
چيز زيادي عوض نشده بود و بکس همون بکس بود

00:58:05.527 --> 00:58:10.498
سرش خيلي شلوغ بود و خيلي بهش توجه مي شد
در مقابل ويمبلدون اون گل رو زده بود و داشت با ويکتوريا آشنا مي شد

00:58:10.503 --> 00:58:14.702
ماجراي آنها روي بورس بود و بکس هر کاري مي کرد تحت فشار قرار مي گرفت

00:58:15.686 --> 00:58:22.045
موفقيت هايي که ديويد بدست آورده بود و شهرتش در سراسر دنيا واقعا فوق العاده است
بکهام يه پديده است . اون حالا ديگه فوتباليستي

00:58:22.993 --> 00:58:26.219
نيست که مي تونه خوب شوت بزنه

00:58:26.230 --> 00:58:29.385
در ژاپن به ديدن يه مدرسه کوچک دور افتاده رفتم

00:58:29.430 --> 00:58:33.558
و وقتي رفتم داخل و به شاگرد هاي مدرسه معرفي شدم ديدم که

00:58:35.554 --> 00:58:41.770
درست و حسابي نمي دونن کي هستم . راستش رو بخواين فکر مي کنم اگه

00:58:41.921 --> 00:58:44.875
ازشون مي پرسيدن ، نمي دونستن بريتانيا کجاي دنياست

00:58:45.087 --> 00:58:49.251
آخر سر ، از روي نا اميدي دو کلمه ي ديويد بکهام از دهنم بيرون اومد

00:58:49.298 --> 00:58:56.499
اما يکدفعه ديدم سر و صدا بلند شد و همه ديويد رو مي شناسن و همين
يک نقطه باعث شد بين ما رابطه برقرار بشه

00:58:56.639 --> 00:59:02.653
بکس هيچ وقت با اين موضوع مشکل نداشته حتي از روز هاي اول
من اوايل با اين وضعيت

00:59:02.657 --> 00:59:05.956
مشکل داشتم چون فکر مي کردم داره روي فوتبالم تاثير مي ذاره

00:59:05.963 --> 00:59:15.276
اما بکس طوري باهاش کنار اومده بود که روي فوتبالش تاثير نذاشته از شانس خوبم ،
فشار از روي دوش من برداشته شد

00:59:15.323 --> 00:59:22.416
و بکس همچنان در اوج بود
پيش خودم فکر مي کردم اون چطور مي تونه
با اين وضعيت کنار بياد ولي اون هميشه موفق بود

00:59:22.525 --> 00:59:24.532
با اين حال من به عنوان دوستش هميشه نگران بود که

00:59:24.559 --> 00:59:26.822
که نکنه اين شهرت روي فوتبالش تاثير بذاره

00:59:30.736 --> 00:59:33.926
ما خيلي خوب بازي مي کرديم . عالي بازي مي کرديم

00:59:36.164 --> 00:59:40.292
يادمه که از پشت ضربه خوردم .

00:59:41.278 --> 00:59:43.330
ولي واکنش زيادي نشون دادم

00:59:44.583 --> 00:59:49.731
پام رو بلند کردم و يه حرکت مسخره انجام دادم

00:59:49.768 --> 00:59:54.916
به محض اينکه اون کار رو کردم فهميدم که اخراجم قطعيه

00:59:55.891 --> 00:59:59.153
مي دونستم که اشتباه بزرگي کردم

01:00:03.163 --> 01:00:07.267
اوه ، کارت قرمزه .. اوه ، نه

01:00:08.312 --> 01:00:15.644
اون موقع نمي دونستم که بعدش چه اتفاق هايي مي افته و اصلا
فکر نمي کردم که مجبور شم باهاش سر و کله بزنم

01:00:16.802 --> 01:00:24.063
يادمه وقتي بچه ها اومدن توي رختکن ، فهميديم که حذف شديم

01:00:26.022 --> 01:00:27.794
هيچ کدوم از بازيکن ها ، حتي يه کلمه باهام حرف نزدن

01:00:27.821 --> 01:00:31.337
فقط گري و اسکولزي که از يونايتد بودن باهام حرف زدن

01:00:35.591 --> 01:00:41.605
بعدش توني آدامز اومد طرفم و دستش رو انداخت دورم و گفت

01:00:41.645 --> 01:00:44.871
مي دوني چيه پسر ، همه اشتباه مي کنن
فراموشش کن

01:00:45.959 --> 01:00:53.160
يادمه وقتي بيذونم اومدم پدر و مادرم رو ديدم که اونجا وايسادن
اون موقع 21 سالم بود... 21 يا 22 ساله

01:00:53.300 --> 01:00:59.588
يادمه خودم رو انداخت بغل بابام و سال ها بود

01:01:00.537 --> 01:01:03.728
اونجوري هق هق گريه نکرده بودم .

01:01:04.573 --> 01:01:09.745
آره خودم رو حسابي خالي کردم

01:01:13.167 --> 01:01:18.315
رئيس صدام کرد و گفت نگران نباش پسر.. تموم شده

01:01:19.186 --> 01:01:22.520
دوباره بر ميگردي... تو بازيکن منچستريونايتدي
ما هوات رو داريم

01:01:23.361 --> 01:01:29.755
اينجا همه ازت حمايت مي کنن . نگران هيچي نباش
برو چند هفته تعطيلات و استراحت کن

01:01:29.868 --> 01:01:34.032
اما وقتي برگشتي بدون که توي منچستريونايتد همه ازت حمايت مي کنن

01:01:35.991 --> 01:01:41.104
ديويد اولين ملي پوش انگلستان بود که به خاطر اشتباهش توي زمين

01:01:41.280 --> 01:01:45.479
اون همه مورد آزار و اذيت قرار گرفت

01:01:46.290 --> 01:01:50.703
منزجر کننده و زننده بود.. بعضي از اذيت و آزارهايي که ديويد تحمل کرد رو
حتي مي شد به عنوان عمل مجرمانه تعقيب کرد

01:01:51.752 --> 01:01:58.846
چند بار تهديد به مرگ شدم . برام با پُست فشنگ مي فرستادن

01:01:58.850 --> 01:02:04.058
توي بسته هايي که آدرس نداشت و توي صندوق پُستي ام پيدا ميشد

01:02:04.069 --> 01:02:09.241
همون اتفاق 2 سال بعد ، در سال 2000 براي برادرم پيش اومد
برادرم توي بازي با روماني پنالتي رو از دست داد

01:02:09.288 --> 01:02:12.657
خيلي اذيت شدم . رسانه ها خيلي

01:02:13.463 --> 01:02:17.663
آزارم دادن . برام خيلي

01:02:17.709 --> 01:02:19.207
سخت بود

01:02:19.234 --> 01:02:24.969
يک روز که همسرم از سر کار برميگرده خونه مي بينه که در ورودي رو
آتش زدن و يک پرچم انگليس روي در نصب شده

01:02:25.015 --> 01:02:31.208
يه بار ديگه همسرم رو براي خوردن يک شام رومانتيک برده بودم بيرون
قبل از شام رفتم دستشويي

01:02:31.312 --> 01:02:38.573
اما اونجا اومدن سراغم و من هم رفتم دست زنم رو گرفتم و بردمش خونه
چند تا خبرنگار رفته بودن سراغ پدربزرگم و بهش گفته بودن

01:02:39.698 --> 01:02:45.856
مي دوني نوه ات چيکار کرده؟ وقتي اينو شنيدم

01:02:46.030 --> 01:02:50.063
بيشتر از هر وقت ديگه اي ناراحت شدم

01:02:50.136 --> 01:02:54.300
راستش رو بخواين آزار و اذيتي که من تجربه کردم

01:02:54.346 --> 01:02:57.371
حتي 10 درصد ماجراهاي ديويد هم نبود

01:02:57.398 --> 01:02:59.589
ولي همون روي من خيلي تاثير گذاشت و اعتماد به نفسم رو از بين برد
بايد کاري مي کردم که دوباره از فوتبال و

01:02:59.599 --> 01:03:04.570
زندگي ام لذت ببرم . براي همين قبل از بازي ها دعا مي کردم

01:03:04.575 --> 01:03:10.791
دعا مي کردم که همسرم ، بچه هام ، پدر و مادر و خواهر

01:03:10.838 --> 01:03:14.100
و برادرم وقتي بازي رو ميبينن بهم افتخار کنن

01:03:16.057 --> 01:03:21.264
آره تا آخرين روز فوتبالم ، هر هفته قبل از بازي ها ايتطوري دعا مي کردم

01:03:21.276 --> 01:03:23.494
بکهام وقتي در بازي انگلستان اخراج شد ماجراهايي رو تجربه کرد که

01:03:23.502 --> 01:03:29.552
من وقتي در بازي با کريستال پالاس اخراج شدم گذروندم

01:03:29.591 --> 01:03:31.773
و باشگاه با هر دوي ما يک جور برخورد کرد

01:03:31.784 --> 01:03:35.888
من اون موقع در تيم ملي فرانسه بازي مي کردم

01:03:35.923 --> 01:03:39.019
اما منچستريونايتد ازم درخواست تمديد قرارداد کرد

01:03:39.055 --> 01:03:41.166
با اينکه 9 ماه محروميت داشتم

01:03:41.178 --> 01:03:43.159
اما مسئولين تيم فرانسه

01:03:43.370 --> 01:03:47.474
نظر ديگه اي داشتن

01:03:47.475 --> 01:03:51.402
برگشتم به منچستريونايتد و همه چيز به روال عادي برگشت

01:03:51.442 --> 01:04:00.861
وقتي آدم بازيکن منچستريونايتد باشه و با تيم تمرين کنه رابطه اش با
اتفاق هايي که در بيرون از باشگاه مي افته

01:04:00.870 --> 01:04:06.042
کاملا قطع ميشه .. چون آدم مي دونه که نه خبري به بيرون درز مي کنه و
نه ماجراهاي بيرون به داخل باشگاه کشيده ميشه.

01:04:06.055 --> 01:04:07.158
چون آدم مي دونه که سرمربي ازش حمايت مي کنه

01:04:07.203 --> 01:04:12.518
کي به آقاي بکهام اجازه دادين تا راجع به حادثه اي که
در جام جهاني اتفاف افتاد صحبت کنه؟

01:04:12.526 --> 01:04:20.665
لازم نيست راجع به چيزي صحبت کنه . اون بازيکن يونايتده و
مي تونه راجع به يونايتد حرف بزنه

01:04:20.737 --> 01:04:23.762
ما در فرانسه ميگيم

01:04:27.069 --> 01:04:31.269
بعضي وقت ها براي آدم اتفاقات بد مي افته ، ولي بايد از اون استفاده کرد

01:04:31.314 --> 01:04:39.654
اگه آدم بتونه ازشون خوب استفاده کنه ، ممکنه به نفعش تمام بشه

01:04:45.928 --> 01:04:51.942
پيراهن هاي جديد... روز غم انگيزيه . نه .. نيست

01:04:51.946 --> 01:05:00.500
اين پيراهن جديده؟ اسکولزي آخرين بار چند وقته که اينجا نبوديم؟
20 سال... ولي گيگز هنوز اينجاست

01:05:00.506 --> 01:05:04.540
مال اشلي يانگه ...
بايد بشينم همون جايي که هميشه مي نشستم؟

01:05:04.576 --> 01:05:11.908
شماها سر جاهاي خودتون نشستين؟
آره .. نشستن سر جاهاشون.. زودتر از من جنبيدن
نشستي کنار دروازبان . مگه نه گز؟ آره

01:05:23.260 --> 01:05:33.617
اتفاق هايي که در 2 هفته آينده مي افته ، اگه موفق بشيم .. 10 روز آينده
فوق العاده ترين روزهاي تاريخ باشگاه ميشه

01:05:33.664 --> 01:05:37.291
شايد حتي در تاريخ تمام تيم هاي انگليسي

01:05:37.318 --> 01:05:40.165
چون براي فتح ليگ قهرمانان ، جام حذفي و ليگ برتر شانس داريم و

01:05:40.171 --> 01:05:42.187
مي تونيم هر سه رو بدست بياريم

01:05:42.223 --> 01:05:47.300
آره ، بازي با تاتنهام اولين فينال از سه فينالي بود که بايد توش بازي مي کرديم

01:05:47.337 --> 01:05:52.580
ما بايد در 10 روز در سه بازي به ميدان مي رفتيم و اگر برنده مي شديم
تاريخ ساز مي شديم ..

01:05:52.591 --> 01:05:55.580
ممکنه ساده به نظر بياد ولي اصلا ساده نبود

01:05:55.618 --> 01:05:58.738
فکر کنم اينکه بايد تاتنهام رو شکست مي داديم

01:05:58.785 --> 01:06:02.984
براي من از اکثر بازيکن هاي ديگه مهم تر بود

01:06:02.994 --> 01:06:07.266
<i>اولين جام يعني ليگ برتر .. در دسترسشونه</i>

01:06:07.274 --> 01:06:10.370
<i>منچستر سونايتد حالا با رقيب اصلي خودش فاصله ي خيلي کمي داره.</i>

01:06:10.371 --> 01:06:16.421
<i> بايد ديد آيا تاتنهام مي تونه فرصت قهرماني رو به آرسنال تقديم کنه؟</i>

01:06:16.459 --> 01:06:22.617
در همون نيمه اول ، مي تونستم 3 ، 4 ، 5 گل بزنم
فرصت هاي زيادي داشتم ولي همشون رو خراب کردم

01:06:22.618 --> 01:06:30.092
البته يونايتد طبق معمول بايد با سختي موفق ميشديم
ولي اصلا انتظار اين نتيجه رو نداشتيم
به خودمون مي گفتيم چي شده؟

01:06:30.133 --> 01:06:36.254
روي يه ضربه ي سر شانس عالي داشتم ولي توپ رفت به آسمون
کم کم داشتيم به اين نتيجه مي رسيديم ، روز ...

01:06:36.257 --> 01:06:39.483
روز ما نيست .. و قراره در آخرين بازي فصل ، همه چيز رو خراب کنيم

01:06:39.527 --> 01:06:45.720
اين جور مواقع آدم دنبال يه قهرمان مي گرده
تاتنهام باعث شده بود بکس با تمام وجود بازي کنه ديويد هميشه گل هاي فوق العاده ميزد

01:06:45.720 --> 01:06:52.008
در هر استاديومي ، در هر نقطه ي دنيا وقتي توپ به بکس مي رسيد به خاطر تمرين هاي
زيادي که کرده بود ، آدم مي دونست

01:06:52.018 --> 01:06:56.147
با همون تکنيک هميشگي و با همون کيفيت هميشگي کار مي کنه

01:06:56.158 --> 01:07:01.306
گيگز به اسکولز

01:07:01.481 --> 01:07:06.653
توي دروازه .. يک يک .. ديويد بکهام

01:07:07.536 --> 01:07:11.735
گل فوق العاده اي بود . يک گل فوق العاده تکنيکي
همون چيزي که از ديويد انتظار ميرفت

01:07:11.746 --> 01:07:14.973
بکس به خاطر بعضي از گل هايي که زده اونطور که بايد تحسين نشده

01:07:14.982 --> 01:07:20.024
در نيمه نهاي جام حذفي .. به خاطر گلي که من زدم

01:07:20.061 --> 01:07:25.233
همه گل ديويد رو فراموش کردن .. ضربه ي کات داري که از 22 متري زد و
ديويد سيمن نتونست کاري کنه

01:07:25.280 --> 01:07:29.408
گلي که به تاتنهام زد .. از اون گل هاست که

01:07:29.421 --> 01:07:32.378
فقط بکس مي تونه بزنه

01:07:32.405 --> 01:07:34.771
يک گل شلاقي .. که واقعا معرکه بود

01:07:34.814 --> 01:07:39.927
بعد تو گل زدي .. آره
درست قبل از نيمه اول .. اون گل همه چيزو عوض کرد

01:07:39.963 --> 01:07:42.953
من هم يک عالمه فرصت رو از دست دادم
ما خيلي فرصت داشتيم ، مگه نه؟

01:07:42.990 --> 01:07:49.420
من 4 يا 5 تا فرصت داشتم .. واقعا؟
آره فرصت هاي عالي
يادمه بين دو نيمه مربي ها بهم غر ميزدن و مي گفتن

01:07:49.427 --> 01:07:53.461
چند تا فرصت ديگه بايد گيرت بياد تا گل بزني؟
انگار همه چيز بر عليه ما دست به دست هم داده بود

01:07:53.498 --> 01:07:55.574
اسکولزي چند تا فرصت خوب داشت

01:07:55.586 --> 01:07:59.714
قبل از اون هيچ وقت نشده بود که توي اولدترافورد قهرمان بشيم

01:07:59.761 --> 01:08:02.987
تو پاس گل رو دادي گز؟
آره با پاي چپ..

01:08:02.997 --> 01:08:04.941
عجب پاسي بود

01:08:04.980 --> 01:08:07.127
يه پاس تر و تميز ، درست در مسير حرکتش

01:08:07.136 --> 01:08:11.099
پاس پاي چپ من افتاد جلوي کولي و اون هم گلش کرد

01:08:11.103 --> 01:08:13.285
آره ، يه پاس خيلي بلند بود مگه نه؟
يه توپ شانسي..

01:08:13.330 --> 01:08:17.494
اگه اسکولزي يا بکهام اون پاس رو داده بودن تا آخر دنيا راجع بهش حرف مي زدن

01:08:18.514 --> 01:08:21.539
بايد يه جشن بزرگ بگيري

01:08:21.541 --> 01:08:25.705
راستش قبل از اينکه پاس بدم اصلا نگاه نکردم

01:08:25.716 --> 01:08:29.915
ولي پاس معرکه اي بود .. عين پلاتيني شده بودم

01:08:29.927 --> 01:08:34.198
يه شوت نوک پا که افتاد در مسير حرکت کول و اون هم با يه ضربه آروم گلش کرد

01:08:34.241 --> 01:08:41.371
با اون گل 2 بر 1 جلو افتاديم و به خودمون گفتيم حالا به بازي برگشتيم

01:08:41.373 --> 01:08:51.837
البته اواخر بازي داشتيم دفاع مي کرديم چون به برد احتياج داشتيم
يادمه وقتي داور سوت زد ، در دايره وسط  بودم زانو زدم و دستامو بالا بردم

01:08:51.846 --> 01:08:56.188
باتي اومد و پيراهنم رو کشيد و بلندم کرد و با هم شادي کرديم
اون لحظه ها برام خيلي لذت بخش بود

01:08:56.230 --> 01:09:03.396
هر چند مي دونم پدربزرگم از دستم خيلي حرص خورد ولي من از اينکه مي دونستم قهرمان ليگ
شديم  خيلي خوشحال بودم

01:09:03.397 --> 01:09:07.501
مي دونم پدربزرگم حتي از من خوشحال تر بوده

01:09:07.538 --> 01:09:12.745
چون يا ما قهرمان مي شديم يا آرسنال و چون پدربزرگم هوادار تاتنهام بود

01:09:12.791 --> 01:09:15.887
از اينکه منچستر يونايتد قهرمان شده بود حتما خوشحال بوده

01:09:15.888 --> 01:09:21.131
وقتي بکس اون گل رو زد ، وضعيت نسبت به اول فصل
که حاشيه هاي مربوط به جام جهاني اش ،

01:09:21.177 --> 01:09:25.376
حسابي تحت فشار گذاشته بودش کاملا تغيير کرد .

01:09:25.421 --> 01:09:32.515
بکس خيلي خوب کار کرد و آخر سر هم  با اون گل مهم که قهرماني مارو
در ليگ قطعي کرد ، فصل رو به پايان برد

01:09:32.554 --> 01:09:35.650
حالا يه جام رو برده بوديم و دو جام ديگه در پيش داشتيم

01:10:00.632 --> 01:10:07.833
من در جايي به اسم لانگلي در ميدلتون بزرگ شدم
يک محله پُر از خانه هاي سازماني که خيلي خشن بود

01:10:07.869 --> 01:10:15.307
البته اون موقع به نظر من خشن نبود ولي فکر کنم کساني که از بيرون مي اُومدن
محله ما به نظرشون خشن مي رسيد خلاصه جاي خيلي خوبي نبود

01:10:15.315 --> 01:10:18.304
اما چون من اونجا بزرگ شده بودم و اونجارو محله ي خودم مي دونستم ، کلي کيف مي کردم

01:10:18.342 --> 01:10:25.744
انتهاي خيابون ما يک ميدانگاه کوچک بود که يه فنس خيلي بزرگ از کنارش مي گذشت
من تمام روز جلوي فنس مي موندم و توپم رو بهش شوت مي کردم

01:10:25.753 --> 01:10:34.022
تا اينکه همسايه ها سعي کردن جلوم رو بگيرن . حتي يادمه همسايه ديوار به ديوارمون
و بعضي همسايه هاي ديگه با پدرم بحث مي کردن که جلوي بازيم رو بگيره

01:10:34.069 --> 01:10:42.479
کار به اونجا رسيد که يه تابلو ي توپ بازي ممنوع اونجا نصب کردن
من هم ديگه اجازه نداشتم اونجا بازي کنم ، از محله زدم بيرون
از اون به بعد هر جا که ميشد فوتبال بازي مي کردم

01:10:42.489 --> 01:10:47.566
توصيف اسکولزي کار سختيه چون ميشه گفت سه يا چهار شخصيت مختلف داره

01:10:47.568 --> 01:10:56.952
اسکولزي هميشه آروم بود ، شوخ نبود و جک هاش هميشه يه خطي بودن
وقتي تمرين تموم ميشد ، يکراست مي رفت خونه ما شروع مي کرديم به جک گفتن

01:10:56.962 --> 01:11:01.031
تا اينکه يکي مي گفت اسکولزي کجاست؟
اونقدر بي سر و صدا مي رفت که حتي متوجه رفتنش نمي شديم

01:11:01.068 --> 01:11:07.426
برمي گشت به اتاقش که حکم غار تنهايي اش رو
داشت با آدامس ها و اسمارتيزهاي ام اند امش

01:11:07.470 --> 01:11:09.546
مشغول مي شد و تلويزيون تماشا مي کرد

01:11:09.558 --> 01:11:14.599
وقتي آدم براي ديدن پل اسکولز به اتاقش مي رفت
اين رو بگم که اتاقش خيلي بامزه بود

01:11:14.637 --> 01:11:18.944
چون آدم هر ساعت روز که مي رفت به ديدنش ، ميديد که اتاقش کاملا تاريکه

01:11:18.986 --> 01:11:26.353
پرده ها هميشه کشيده بود و شورت به پا روي تخت دراز کشيده بود و تلويزيون هم روشن بود

01:11:26.363 --> 01:11:33.623
به عنوان فوتباليست ازش خوشم مي اومد
اما شخصيتش از اون هم برام جالب تر بود بيرون زمين اهل جارو جنجال نبود

01:11:33.635 --> 01:11:36.731
توي زمين خيلي خوب بود ولي بعد از بازي ، نمي شد پيداش کرد

01:11:36.766 --> 01:11:44.833
از اسکولزي خيلي خوشم مي اومد چون اينکه يه نفر به شهرت و حاشيه هايي که مشهور شدن با خودش مي آره ، کاملا بي توجه باشه به نظرم خيلي رمانتيک بود

01:11:44.838 --> 01:11:50.153
اسکولز به همه ي اون حاشيه ها بي توجه بود
فقط مي خواست بازي کنه و زندگي آرومي داشته باشه

01:11:50.196 --> 01:11:53.292
فکر کنم خيلي از ماها مي تونيم با چنين آدمي همذات پنداري کنيم

01:11:53.327 --> 01:11:59.485
خيلي ها ازم مي خوان باهاشون مصاحبه کنم ولي مجبور به انجامش که نيستم
چون به نظرم مصاحبه کردن لازم نيست

01:11:59.486 --> 01:12:07.861
تنها چيزي که مي خواستم اين بود که فوتبال بازي کنم و راستش هيچ وقت
به رويه ي ديگه ي زندگي فوتباليست ها توجه نکردم

01:12:07.906 --> 01:12:12.213
هيچ چيز قشنگ تر از اين نيست که پل اسکولز وارد فضاي خالي پشت

01:12:12.220 --> 01:12:17.191
محوطه ي جريمه ميشه توي محوطه شلوغه و همه
با هم درگيرن اما پشت محوطه ي جريمه

01:12:17.196 --> 01:12:22.403
يه فضاي خالي هست که پل اسکولز داره بهش وارد ميشه

01:12:24.502 --> 01:12:29.817
ديدن پل اسکولز که در فضاي خالي به توپ مي رسه تا يه شوت غير قابل مهار بزنه
واقعا لحظه ي لذت بخشيه

01:12:29.826 --> 01:12:34.060
من فکر مي کردم بهترين چيز اينه که آدم هر کاري رو به ساده ترين شکل ممکن انجام بده

01:12:34.105 --> 01:12:40.393
چون وقتي آدم سعي مي کنه کارهايي بکنه که نمي تونه و خوب بلد نيست

01:12:40.402 --> 01:12:44.531
مثلا دريبل زدن و رد شدن از بازيکن هاي حريف ، اينطوري فقط وقتش رو هدر ميده

01:12:44.543 --> 01:12:48.671
اگه کسي اسکولزي رو مي شناخت ، هيچوقت بهش پشت نمي کرد

01:12:48.718 --> 01:12:55.849
ما موقع تمرين ، اگه خيلي احتياج پيدا کي کرديم مي رفتيم پشت بوته ها و خودمونو
راحت مي کرديم ، ولي مي دونستيم که

01:12:55.851 --> 01:13:02.174
نبايد به اسکولزي پشت کنيم .. ما از همون دوران تيم جوانان فهميده بوديم که هيچوقت
نبايد به اسکولزي پشت کنيم چون مي دونستيم ...

01:13:02.218 --> 01:13:11.400
هميشه سعي مي کردم شوت کنم به پشت سر بچه ها .. البته نه عمدي
باشه ، اعتراف مي کنم يه کم عمدي بود . اگر کسي حواسش جمع نبود نشونه مي گرفتمش

01:13:11.438 --> 01:13:17.867
که اسکولزي با شوت هاي جوندارش هدف مي گيردمون
راستش ، اينقدر اينکارو ميکرد که نميشد گفت تصادفيه

01:13:17.909 --> 01:13:25.003
خلاصه اگه کسي تازه وارد بود ، مثلا بازيکن هاي خارجي ، خيلي زود مي فهميدن

01:13:25.007 --> 01:13:30.179
وقتي که ميرن پشت بوته ها نبايد به اسکولزي پشت کنن

01:13:30.226 --> 01:13:36.514
يه روز فيل نويل رو با يه شوت قشنگ هدف گرفتم ، يه شوت 50 و چند متري از اونطرف زمين
فکر کنم بعد از تمرين داشت تنهايي مي دوييد

01:13:36.524 --> 01:13:46.881
چند تا از بچه ها نشسته بودن وقتي تو رو شوت کردم ، قشنگ خورد به سرش و
فيل با صورت افتاد روي چمن و هممون نشسته بوديم

01:13:46.927 --> 01:13:52.313
روي زمين و خودمون رو زده بوديم به اون راه . فيل بيچاره نمي دونست کار کي بوده

01:13:52.354 --> 01:13:55.379
آره از اون شوت هاي معرکه بود

01:13:55.417 --> 01:14:00.589
ولي همونطور که گفتم من اون کارو به عنوان تمرين پاس هاي بلند مي کردم

01:14:07.873 --> 01:14:14.125
فينال جام حذفي براي من و فکر کنم براي خيلي از شماها

01:14:14.170 --> 01:14:19.212
از بچگي بازي اي بود که خيلي براش هيجان داشتيم .. برج هاي دوقلوي ومبلي

01:14:19.216 --> 01:14:23.838
يه روز کامل فوتبالي.. آخه اون روز صبح از ساعت 9 که بيدار مي شديم
فقط به فوتبال فکر مي کرديم

01:14:23.865 --> 01:14:26.690
مهم نبود فينال بين کدوم تيمه ، اون روز براي من مهم ترين روز فوتبالي سال بود
آره ، وقتي بچه بودم فينال جام حذفي

01:14:26.731 --> 01:14:33.536
برام بزرگترين اتفاق فوتبالي بود و اگه اون موقع يکي بهم مي گفت

01:14:33.563 --> 01:14:38.073
يک روز خودت در يک يا چند فينال بازي مي کني ، خنده ام مي گرفت

01:14:38.073 --> 01:14:45.274
اگه به معلمم مي گفتم که يه روز در فينال جام حذفي بازي مي کنم
احتمالا اونقدر ميخنديد که از حال مي رفت

01:14:45.311 --> 01:14:50.483
<i> فينال جام حذفي ، حُسن ختام تاريخي و با ارزش فصل رقابت هاي فوتبال انگلستانه</i>

01:14:50.494 --> 01:14:54.729
<i>
اما اگه منچستريونايتد امروز بتونه دومين جام بزرگ فوتبال انگلستان رو به دست بياره
اونوقت مي تونه با فتح </i>

01:14:54.774 --> 01:14:58.937
<i>ليگ قهرمانان اروپا  به موفقيتي تاريخي دست پيدا کنه.
</i>

01:14:58.949 --> 01:15:06.245
فينال جام حذفي روز شنبه برگزار مي شد . ما مي خواستيم فضا آروم باشه
قرار بود با نيوکاسل بازي کنيم و

01:15:06.291 --> 01:15:09.160
مي خواستيم فضا بي تنش باشه
ولي فينال جام حذفي هيچوقت آروم و بي حاشيه نيست

01:15:09.187 --> 01:15:12.614
اون بازي هميشه حساس و پُر تنشه

01:15:12.658 --> 01:15:15.469
ولي اون بازي راحت از کار دراومد

01:15:15.475 --> 01:15:20.683
ما در نيمه ي اول خيلي خوب بازي کرديم و البته بعد از حدود 20 دقيقه
کيني رو از دست داديم که ضربه ي سختي بود

01:15:20.694 --> 01:15:28.062
بعد تدي به زمين اومد اما به قول اون ضرب المثل که ميگه شر باعث موفقيت شد
يار تعويضي برامون گل زد

01:15:41.745 --> 01:15:48.068
اسکولزي همون کاري رو کرد که هميشه مي کرد. زدن گل هاي مهم در بازي هاي بزرگ

01:15:48.982 --> 01:15:52.874
بازي کردن در فينال جام حذفي و گل زدن در اون

01:15:52.901 --> 01:15:56.278
بازي ، بهترين اتفاق فوتبالي بوده که برام پيش اومده

01:15:56.289 --> 01:15:58.471
شرينگهام .. اسکولز
گل دوم

01:15:58.515 --> 01:16:04.565
باز هم معتقدم اسکولزي به خاطر اون گل اونقدر که بايد تحسين نشد

01:16:04.569 --> 01:16:06.716
فکر کنم اسکولزي از اينکه اون بازي بين دو بازي بزرگ قرار گرفته بود خوشحال بود

01:16:06.761 --> 01:16:12.004
پل گل پيروزي بخش مارو زده بود نه تنها در فينال جام حذفي ، گل پيروزي بخش زده بود

01:16:12.015 --> 01:16:16.083
بلکه عکسش در صفحه اول تمام روزنامه ها چاپ شده بود و تا آخر تابستون در معرض ديد بود

01:16:16.086 --> 01:16:22.206
اما اون گل در کوران شادي 7 روز قبل و 3 روز بعد از فينال جام حذفي گم شد

01:16:22.244 --> 01:16:25.435
ولي اسکولزي اصلا ناراحت نشده بود چون شخصيتش اينطوري نبود

01:16:25.480 --> 01:16:30.628
کسي که در فينال جام حذفي ، گل پيروزي بخش تيمش رو زده بود بعد از بازي

01:16:30.629 --> 01:16:34.971
برگشت خونه با بچه هاش بازي کرد ، يه آبجو خورد و
همين پايان داستان بود

01:16:36.857 --> 01:16:43.287
يکي از چيزهايي که اون دوره و اون بچه ها براي ما به ارمغان آوردن

01:16:43.294 --> 01:16:52.583
فهم اين نکته بود که با اينکه ما در دوران اوج گيري فرديت زندگي مي کنيم
اما هنوز روحيه جمعي و کار گروهي

01:16:52.618 --> 01:16:55.608
ميشه کارهاي بزرگي رو به سرانجام رسوند

01:16:55.611 --> 01:17:02.005
ما فکر مي کرديم داريم با رفقامون فوتبال بازي مي کنيم
مي دونم که اين حرفم يه

01:17:02.986 --> 01:17:08.337
کم احمقانه به نظر ميرسه و حتما دارين پيش خودتون ميگين
بي خيال شما توي يونايتد بازي مي کردين ولي ما خيلي خوش شانس بوديم

01:17:08.380 --> 01:17:11.369
چون اولا در کنار همديگه داشتيم خوب بازي مي کرديم و در ثانيا
در بزرگترين باشگاه دنيا بازي مي کرديم

01:17:11.407 --> 01:17:18.774
ما هواي همديگه رو داشتيم و دوست هاي صميمي بوديم
با همديگه بيرون مي رفتيم و تفريح مي کرديم حتي با دوست دخترهامون گروهي بيرون مي رفتيم

01:17:18.783 --> 01:17:22.710
ما 6 تا مرد جوان بوديم که با همديگه از زندگيمون لذت مي برديم

01:17:22.750 --> 01:17:25.003
آره . واقعا مثل رويا بود

01:17:25.046 --> 01:17:31.298
اصلا مهم نبود که کي اهل کجاست ، کي توي چه خانواده اي بزرگ شده
يا کي از طريق تيم الف ، تيم ب يا

01:17:31.309 --> 01:17:37.323
تيم هاي ذخيره باشگاه بالا اومده . همه هواي همديگه رو داشتيم

01:17:37.363 --> 01:17:41.705
درسته که من و فيل بردار بوديم ولي تنها برادرهاي اون جمع نبوديم
چون همه بچه ها با هم مثل برادر بودن

01:17:41.712 --> 01:17:47.870
چه بچه هايي که از رده ي پايين باشگاه بالا اومده بودن و چه بازيکن هاي خارجي
همه هواي همديگه رو داشتن

01:17:47.870 --> 01:17:53.149
اگه کسي مصدوم مي شد ، سعي مي کرديم هر طور شده کاري کنيم که به تيم برگرده

01:17:53.159 --> 01:17:56.255
البته معمولا نيکي اين کارو مي کرد

01:18:06.658 --> 01:18:13.752
من در گورتون بزرگ شدم و از اين بابت خيلي خوشحالم ، اونجا
يه محله ي کارگري واقعي بود و من هميشه پيش رفقام بودم

01:18:13.792 --> 01:18:17.196
اونجا هواي همديگه رو داشتن آدم هر جا مي رفت در خونه ها به روش باز بود

01:18:17.201 --> 01:18:26.490
باتي اهل گورتونه ، فکر کنم همون جاييه که فيلم شيم لس رو توش ساختن
اين رو گفتم تا يادتون بياد از چه جور جايي حرف مي زنم

01:18:26.526 --> 01:18:32.719
اما باتي به جايي که توش بزرگ شده افتخار مي کنه
فکر کنم از اولين ماشين هاش ، يه اوريون بود

01:18:32.719 --> 01:18:36.787
يادمه يه بار سوار شدم ، وقتي زير پام رو نگاه کردم ديدم
يه زنجير به اين کلفتي اونجاست

01:18:37.799 --> 01:18:43.042
گفتم باتي ، اين چيه؟
گفت آره آره ، جايي که من زندگي مي کنم ، آدم بايد اين جور چيزا همراهش باشه

01:18:43.087 --> 01:18:49.445
هادت داشت اون زنجير رو دور دسته دنده و فرمان بپيچه
زنجير خيلي ضخيمي بود مثل زنجير لنگر کشتي ها

01:18:49.454 --> 01:18:54.495
بعضي وقت ها تعجب مي کردم که ماشينش چطور مي تونه وزنش رو تحمل کنه
و باتي فقط براي احتياط مي ذاشتش توي ماشين

01:18:54.500 --> 01:19:00.693
باتي آدم سر سختي بود . از اون بچه هاي باحال خيابون
آدم وقتي به مشکل بر مي خورد مطمئن بود

01:19:00.727 --> 01:19:05.140
که اگه اين طرف و اون طرفش رو نگاه کنه ، باتي پيداش ميشه و ترتيب کارارو ميده

01:19:05.146 --> 01:19:08.100
فکر کنم چند باري هم پشت گري دراومده باشه

01:19:08.103 --> 01:19:11.402
آدم وقتي از زيرگذرها رد مي شد ، بد نبود که چند نفر باهاش باشن ، مگه نه؟

01:19:11.443 --> 01:19:16.556
باتي خيلي گنده نبود ولي تکنيک کارو بلد بود و
مي دونست چطور بايد طرف رو سر جاش بشونه

01:19:16.558 --> 01:19:18.575
مي دونين چي ميگم ، مي دونست چطور بايد بزنه

01:19:18.611 --> 01:19:22.739
در تيم جوانان ، نيکي بهترين بازيکن تيم بود .

01:19:22.751 --> 01:19:28.872
اون خلق و خوي عجيبي داشت و مي تونست
توي هر رقابتي در هر سطحي ، بازي کنه و نترسه

01:19:31.241 --> 01:19:36.413
کم کم به اين فکر افتاديم که اون فصل برامون يه فصل جادوييه
چون بعد از فينال جام حذفي ، همه راجع به 3 جام حرف مي زدن

01:19:36.460 --> 01:19:44.670
ولي ما هيچ وقت راجع بهش حرف نزديم البته فکر کنم
همگي توي دلشون بهش فکر مي کردن ولي هيچ کس چيزي به زبون نمي آورد

01:19:44.706 --> 01:19:52.038
ما يه مشک بزرگ داشتيم چون کين و اسکولز محروم بودن و نمي تونستن در
فينال جام اروپا بازي کنن

01:19:52.047 --> 01:19:56.151
<i>اسکولز تکل ميره</i>

01:19:56.152 --> 01:20:01.194
<i>اوه ، داور .. کارت زرد نشونش ميده
حالا اگه يونايتد به فينال بره ، اسکولز در فينال نيست</i>

01:20:01.233 --> 01:20:06.654
همونجا فهميدم که نمي تونم در فينال ليگ قهرمانان بازي کنم

01:20:06.660 --> 01:20:08.712
ولي هيچ کاري از دستم بر نمي اومد

01:20:08.713 --> 01:20:13.755
مي دونين که منظورم چيه .. خب شکي نبود که ناراحت بودم
وقتي اومديم به رختکن

01:20:13.793 --> 01:20:16.983
يه کم ناراحت بودم ولي مهمترين چيز اين بود که به فينال رسيده بوديم

01:20:18.003 --> 01:20:22.274
فکر کنم بزرگترين ناراحتي مون اين بود که روي در فينال نيست
چون در نيمه نهايي اونقدر خوب بازي کرده بود که

01:20:22.283 --> 01:20:26.482
نبودش مي تونست در فينال برامون مشکل بزرگي باشه

01:20:26.492 --> 01:20:30.848
بازي در ليگ قهرمانان روياي هر فوتباليسته

01:20:30.875 --> 01:20:33.515
همه دوست دارن در اون رقابت ها بازي کنن و به فينال برسن

01:20:33.521 --> 01:20:37.720
چون رسيدن به فينال کار سختيه

01:20:37.766 --> 01:20:40.956
بعد اگر قهرماني به دست بياد ، ديگه چه بهتر از اين

01:20:40.967 --> 01:20:44.686
ما به کسي احتياج داشتيم که با تمام وجود بخواد به جنگ بايرن مونيخ بره

01:20:44.713 --> 01:20:48.405
نيکي بات بهترين کسي بود که مي تونست اين نقش رو به عهده بگيره

01:20:48.412 --> 01:20:52.516
چون آدم نترسيه ....
اگه خواستين برين به جنگ حتما نيکي بات رو با خودتون ببريد

01:20:52.553 --> 01:20:58.532
سرمربي بهش گفت فراموشش کن . تو. قراره در فينال ليگ قرمانان بازي کني

01:20:58.537 --> 01:21:00.755
من نمي تونم توي چنين بازي اي ريسک کنم

01:21:00.799 --> 01:21:07.051
خيلي گيج شده بودم کاملا به هم ريخته بودم چيزي نمونده بود به سرمربي بگم که نه ،

01:21:07.096 --> 01:21:12.244
اين هم مثل فينال جام حذفيه ..ولي ته دلم مي دونستم اگه موفق بشيم ،
چه براي خودم و چه براي باشگاه موفقيت بزرگي محسوب ميشه

01:21:13.219 --> 01:21:17.561
نيکي تنها هافبک مرکزي خوب تيم بود

01:21:17.569 --> 01:21:21.673
براي همين بايد فشار زيادي رو تحمل مي کرد ..
علاوه بر اين ما بايد با يه تيم خيلي خوب بازي مي کرديم

01:21:23.797 --> 01:21:31.784
حالا بچه ها دارن شخصيتشون رو نشون ميدن . بعد از پيروزي بر ليورپول در جام حذفي
روحيه ي تيمي ما عالي بود

01:21:31.811 --> 01:21:37.215
تاکيد ما در حال حاضر روي تسليم نشدن ، روحيه ي تيمي و اراده ي پولادينه

01:21:37.227 --> 01:21:40.488
خيلي ناراحت بودم ، چون
مجبور شده بودم لامبرتام رو بفروشم

01:21:40.532 --> 01:21:44.423
اون موتور برام عزيزترين چيزي بود که داشتم

01:21:44.429 --> 01:21:50.681
بازي روز چهارشنبه بود و من روز دوشنبه ، لامبرتاي خودمو فروختم
بعد براي يه تعطيلات يک هفته اي رفتيم به سالو

01:21:50.727 --> 01:21:58.130
و بليط بازي رو به قيمت 400 پوند خريديم . با اون جمعيتي که براي تشويق يونايتد اومده بودن
همه چيز براي موفقيت بچه ها آماده بود

01:22:02.173 --> 01:22:05.400
نيوکمپ يکي از بهترين استاديوم هاي دنياست

01:22:05.409 --> 01:22:08.399
اون موقع نه خيلي مدرن بود و نه خيلي قديمي

01:22:08.436 --> 01:22:15.803
وقتي که از تونل رد مي شديم ، ديوارهاي بتوني لخت لخت بودن
سمت راست يه اتاق کوچک بود که حکم يه کليساي کوچک رو داشت

01:22:15.813 --> 01:22:19.074
و مي شد رفت توش و دعا خوند . آدم حس مي کرد قبل از اينکه بکشنش بهش

01:22:19.084 --> 01:22:22.073
وقت مي دن تا آخرين دعاش رو بخونه . بعد از اون به انتهاي تونل
و براي وارد شدن به نيوکمپ بايد

01:22:22.075 --> 01:22:26.239
از پله ها بالا مي رفتيم

01:22:26.285 --> 01:22:30.449
وقتي که از پله ها بالا اومديم ، تنها چيزي که مي شد ديد استاديوم بالاي سرمون بود

01:22:30.496 --> 01:22:34.659
"منچستريونايتد اولين باشگاه انگليسي بوده که جام باشگاه هاي اروپا رو بالاي سر برده"

01:22:34.671 --> 01:22:39.712
"ولي نه منچستريونايتد و نه هيچ تيم انگليسي ديگه اي تا حالا نتونسته در يک فصل
سه جام به دست بياره ."

01:22:39.716 --> 01:22:41.827
"امشب برگي از تاريخ رقم مي خوره"

01:22:41.873 --> 01:22:47.116
تعداد تماشاچي هاي يونايتد در مقايسه با تماشا چي هاي بايرن مونيخ قابل مقايسه نبود
طرفداراي ما سه چهارم سکو هارو اشغال کرده بودن

01:22:47.126 --> 01:22:53.319
مي دونستيم که داريم در يک بازي خيلي بزرگ بازي مي کنيم
توي جمعيت دنبال خانواده هامون گشتيم و براشون دست تکون داديم و بعد
بازي شروع شد

01:22:53.319 --> 01:22:57.388
اون لحظه همه چيز دست ما بود . بعد از اون بازي

01:22:57.426 --> 01:22:59.608
يا اسطوره هاي منچستريونايتد مي شديم و يا

01:22:59.652 --> 01:23:02.914
با قهرماني در ليگ و جام حذفي فصل رو تموم مي کرديم

01:23:02.923 --> 01:23:07.894
اما بازي از اول خوب پيش نرفت

01:23:07.933 --> 01:23:12.132
اونا تيم قوي و با تجربه اي بودن

01:23:12.143 --> 01:23:17.458
يه چيزي پشت ذهنمون بود که مي گفت تا اينجا خوب اومديم ولي ديگه زورمون نمي رسه

01:23:17.501 --> 01:23:23.622
پيش خودمون مي گفتيم يعني شانس ازمون رو برگردونده؟ يعني چي کم داريم؟
در اون زمان حساس....

01:23:23.625 --> 01:23:30.921
منچستريونايتد همونطور که بارها و بارها در اين دوره ي جام باشگاه هاي اروپا نشون داده
در همه ي بازي ها کارو براي خودش سخت مي کنه

01:23:31.905 --> 01:23:36.177
يادمه بين 2 نيمه سرمربي نشسته بود و باهامون صحبت مي کرد
باور کنيد...

01:23:36.219 --> 01:23:40.217
اعصاب همه از کادر فني گرفته تا بازيکن ها خراب بود

01:23:40.221 --> 01:23:46.580
بهمون گفت فکر کنين اگه مجبور بشين از کنار جام قهرماني رد بشين

01:23:46.623 --> 01:23:49.743
اما نتونين بهش دست بزنين و بلندش کنين چه حسي پيدا مي کنين؟

01:23:50.659 --> 01:23:52.676
اون موقع مي دونين که نتونستين جام رو بدست بيارين

01:23:52.677 --> 01:23:58.027
پس اگه خسته اين يا حس مي کنين ديگه نمي تونن بدويين ،

01:23:58.070 --> 01:24:04.429
فقط به اين فکر کنين ... به اين که بايد از کنار جام رد بشين ولي نميتونين بلندش کنين
نمي تونين بهش دست بزنين يا ببوسيدش

01:24:05.481 --> 01:24:11.531
تنها وقتي که به پيروزيمون شک کردم در نيم ساعت فينال ليگ قهرمانان بود

01:24:11.570 --> 01:24:13.823
چون بايرن مونيخ همچنان داشت روي دروازمون موقعيت درست مي کرد

01:24:13.831 --> 01:24:16.927
حتي چند بار به تير دروازه زدن ...

01:24:16.927 --> 01:24:20.996
ولي ما خوب بازي نمي کرديم

01:24:20.998 --> 01:24:26.278
هر کاري مي کرديم بازيمون نمي گرفت . سانتر نمي کرديم . من اورلپ نمي کردم
گيگزي دريبل نميزد

01:24:26.322 --> 01:24:34.460
يورک و کول با حرکات ترکيبي جلو نمي رفتن
اينا کارهايي بود که در طول سال ، بارها انجام داده بوديم ولي در اون لحظات بازيمون نمي گرفت

01:24:34.463 --> 01:24:40.621
اما در 15 دقيقه ي آخر .. بکس اومد کنار و در سمت راست قرار گرفت
چند تا تغيير در تيم به وجود اومد

01:24:40.657 --> 01:24:44.964
توي وارد زمين شد . اولي هم همينطور
يهو ديديم آره ،

01:24:45.006 --> 01:24:46.950
بازيمون شروع شد

01:24:48.103 --> 01:24:52.171
عدم حضور کين براي باشگاه فاجعه بود . براي خوش هم همينطور

01:24:52.208 --> 01:24:57.380
ولي شايد خدا اينطور خواست که اين بازي ، فرصت نيکي بات باشه

01:24:57.392 --> 01:25:01.770
اگر کسي به ارزش باتي شک داشت ، بازي اون شب به همه نشون داد که چه بازيکن خوبيه

01:25:01.811 --> 01:25:07.932
چون اون شب واقعا فوق العاده بود

01:25:07.969 --> 01:25:13.117
معرکه بود . من اونجا بودم
عجب پسري .. گورتون .. آفرين

01:25:13.119 --> 01:25:17.153
نيکي اهل منچستره و مي دونه منچستري بودن يعني چي
مي دونين که منظورم چيه

01:25:17.190 --> 01:25:23.655
اصل ماجرا اين بود که ما به حرکت رو به جلو و به حمله کردن ادامه داديم و
پشت هم کرنر به دست آورديم

01:25:23.661 --> 01:25:34.825
و با حضور بازيکني مثل بکس توي زمين که مي تونست توپ هارو به اون خوبي روي دروازه بفرسته و قدرت تهاجمي و قدرت سرزني که داشتيم خيلي ها منتظر بودن اتفاقي بيفته
همه مي دونستيم دير يا زود گل ميزنيم

01:25:34.865 --> 01:25:38.234
تيم هاي منچستر يونايتد زير نظر الکس فرگوسن هميشه تا لحظات آخر مي جنگيدن . هميشه

01:25:38.239 --> 01:25:43.387
چون هميشه فکر مي کرديم براي رسيدن به هدف تا جايي که ممکنه بايد تلاش کرد
چون فکر مي کرديم تا لحظه ي آخر براي گل زدن وقت هست

01:25:43.424 --> 01:25:48.430
سه دقيقه مونده .. نگران نباشيد .. هنوز فرصت هست

01:25:48.608 --> 01:25:51.704
"سه دقيقه وقت اضافه "
"ديويد بکهام"

01:25:51.809 --> 01:25:53.790
"حالا گري نويل"

01:25:54.940 --> 01:25:57.858
"سانتر نويل برمي گرده"
"يه کرنر ديگه"

01:25:57.863 --> 01:25:59.873
"يعني منچستريونايتد ميتونه گل بزنه؟"

01:25:59.900 --> 01:26:01.124
"اونا هميشه گل مي زنن"

01:26:01.134 --> 01:26:09.545
يادمه به طرف نقطه ي کرنر دويدم .. حس خوبي داشتم چون مي دونستم اون شب
خيلي خوب بازي کردم

01:26:09.589 --> 01:26:14.492
وقتي توپ رو گذاشتم روي نقطه ي کرنر ، خوب يادمه

01:26:14.519 --> 01:26:17.620
فاصله ي تماشاچي ها با نقطه ي کرنر کم بود و مي تونستمصداي طرفداراي يونايتد رو بشنوم

01:26:17.625 --> 01:26:23.046
ولي چيزي که توجهم رو خيلي جلب کرد ديدن پيتر اشمايکل بود که
از دروازه اش بيرون اومده بود

01:26:23.054 --> 01:26:28.060
و به طرف درواز ي حريف مي دوييد
از وقتي که در تيم جوانان بازي مي کردم ميدونستم

01:26:28.098 --> 01:26:31.289
وقتي دروازبان ها از دروازه بيرون ميان اصلا دوست ندارن توپ از دست بره

01:26:31.300 --> 01:26:39.782
مي دونستم اگه توپ رو بد سانتر کنم اشمايکل دمار از روزگارمون در مياره
آره . فکر کنم بازي در دوران تيم جوانان ، منو براي اينجور لحظات آماده کرده بود

01:26:39.789 --> 01:26:44.830
" اشمايکل نقش مهاجم رو بازي مي کنه"
قبلا يک گل زده

01:26:44.869 --> 01:26:49.559
"بکهام توپ رو مي فرسته . دفع ميشه . گيگز شوت ميکنه"

01:26:49.586 --> 01:26:51.018
"شرينگهام"

01:26:54.332 --> 01:27:00.584
وقتي دوباره به بازي برگشتيم همه داشتن جشن مي گرفتن
همه مي گفتن وقت اضافه هم ديگه تمام شده

01:27:00.595 --> 01:27:05.743
ولي وقتي به بچه ها نگاه کردم ، به بازيکن هايي که باهاشون بزرگ شدم

01:27:05.779 --> 01:27:11.937
توي چشم هاشون ديدم که اونا هم مثل من فکر مي کنن که بازي هنوز تموم نشده

01:27:14.095 --> 01:27:21.462
گفتم لعنتي ، دوباره وقت اضافه
بايد دوباره بدوام. براي همين حدود 45 متر رو با سرعت دوييدم و برگشتم

01:27:21.506 --> 01:27:25.670
سعي کردم هر چي قدرت دارم جمع کنم و به پاهام برسونم
بعد از اونکه مساوي شديم

01:27:26.760 --> 01:27:32.952
ذهنيتم کلا عوض شد . گفتم با اين وضعيت توي وقت اضافه مي تونيم ببريمشون
آره ذهنيتم بلافاصله اينقدر تغيير کرد. حالا فکر کردم مي تونيم ببريم

01:27:32.952 --> 01:27:41.222
باور کنين نميتونم بگم که در يک و نيم دقيقه ي بعدي چه اتفاقي افتاد
چون حس مي کردم بدنم ديگه مال خودم نيست

01:27:42.208 --> 01:27:46.407
دوباره توپ رو گرفتيم و به جلو حرکت کرديم و يه کرنر گرفتيم
همين حالا که بهش فکر مي کنم ، مو به تنم سيخ ميشه

01:27:46.418 --> 01:27:49.407
چون مي تونم حسش کنم .

01:27:49.445 --> 01:27:53.787
خوب يادمه وقتي پشت کرنر وايسادم چه حسي داشتم

01:27:53.828 --> 01:27:57.862
چون مي دونستم دوباره يه کرنر خوب مي فرستم

01:28:01.066 --> 01:28:05.301
و بعدش استاديوم يهو منفجر شد

01:28:05.346 --> 01:28:06.755
" توپ به شرينگهام ميرسه"

01:28:06.783 --> 01:28:09.893
"و سولشر گل ميزنه"

01:28:17.627 --> 01:28:20.723
اين اتفاقي بود که بايد مي افتاد

01:28:20.724 --> 01:28:23.950
هيچي بهتر از گل زدن و در آخرين دقيقه بردن بازي نيست

01:28:23.994 --> 01:28:30.187
آره من ازدواج کردم و بچه دار شدم ، با اين حال ميگم هيچ چي توي دنيا بهتر از
تجربه کردن اين لحظه نيست

01:28:30.187 --> 01:28:34.422
راستش رو بخواين سوت پايان بازي رو يادم نيست
چون وقتي توپ گل شد فکر مي کردم بازي تموم شده

01:28:37.355 --> 01:28:47.747
به محض اينکه سوت آخر بازي به صدا دراومد خيالم راحت شد
هيجان زده و خوشحال بودم . هر حس خوبي که فکر کنيد داشتم
زانو زدم و شروع کردم به گريه کردن

01:28:47.793 --> 01:28:53.072
يادمه روي زمين دراز کشيده بودم و به آسمون نگاه مي کردم و بغض توي گلوم بود
با خودم فکر مي کردم خداي من

01:28:53.082 --> 01:28:55.099
الان چه اتفاقي افتاد؟

01:28:55.100 --> 01:29:01.387
رفتم پيش گري .. چراغ ها روشن بود ولي هيچ کس اونجا نبود
چشم هاش برق مي زد و مردمک چشمهاش داشت دو دو ميزد

01:29:01.397 --> 01:29:05.703
وقتي چشمام رو باز کردم اولين کسي که ديدم داره به سمتم مياد رئيس بود

01:29:05.746 --> 01:29:07.858
بلند شدم و بغلش کردم

01:29:07.869 --> 01:29:11.867
اون شب آدم حس مي کرد دلش ميخواد همه رو بغل کنه و ديگه هيچ وقت رهاشون نکنه

01:29:11.870 --> 01:29:16.069
حس و حال اون شب ، بهترين حسي بود که توي زمين هاي فوتبال تجربه کرده بودم

01:29:16.080 --> 01:29:17.183
بهترين حسي که تجربه کرده بودم

01:29:17.228 --> 01:29:23.313
امروز بهترين روز زندگي منه . هضم کردن اتفاقي که افتاده برام سخته

01:29:23.352 --> 01:29:27.516
"گري نويل 24 ساله ، فيل نويل 22 ساله ، ديويد بکهام 24 ساله ، "

01:29:27.527 --> 01:29:31.560
"نيکي بات 24 ، رايان گيگز 25 "

01:29:31.598 --> 01:29:38.859
"شک دارم در آينده اونا هر چقدر هم که پيشرفت کنن
بتونن موفقيت امشب رو به دست بيارن"

01:29:38.869 --> 01:29:43.140
"منچستريونايتد يک بار ديگه قهرمان اروپا ميشه"

01:29:43.184 --> 01:29:47.182
يادمه فکر کردم اسکولزي هم بايد توي زمين با ما باشه

01:29:47.220 --> 01:29:51.454
تصويري که خيلي دوست دارم وقتيه که همه براي اسکولز و کيني يه تونل درست کرديم

01:29:51.499 --> 01:29:54.595
و اون ها با جام قهرماني اروپا اومدن و ازش رد شدن

01:29:54.596 --> 01:29:59.744
آخه اون دو نفر در تمام موفقيت هايي که بدست آورده بوديم نقش اساسي داشتن

01:29:59.781 --> 01:30:05.060
خودم ترجيح ميدادم که مي رفتم به رختکن و منتظر بچه ها مي موندم و
اونجا باهاشون جشن مي گرفتم

01:30:05.068 --> 01:30:11.356
ولي خب بچه ها خيلي بهمون لطف داشتن و من و روي

01:30:11.401 --> 01:30:15.505
با شرمندگي رفتيم توي زمين

01:30:23.927 --> 01:30:28.090
هيچ وقت فراموشش نمي کنم بعد از اون همه سال صبر کردن ، وقتي آدم ميبينه

01:30:28.102 --> 01:30:33.250
که تيم محبوبش در ليگ قهرمانان اروپا به قهرماني مي رسه
لحظه ي فوق العاده ايه

01:30:33.286 --> 01:30:39.407
راستش نتونستم گل پيروزي رو ببينم چون مثل يه بچه داشتم گريه مي کردم
بعد ار گل اول اونقدر گريه کردم که

01:30:39.445 --> 01:30:45.697
نتونستم گل پيروزي رو ببينم . روي صندلي ام وا رفته بودم
احساسات چنان بهم غلبه کرده بود که خودمو گم کرده بودم

01:30:45.742 --> 01:30:49.208
من هيچوقت از خود بي خود نشده بودم

01:30:49.235 --> 01:30:54.082
ولي اون شب واقعا از خودم بي خود شدم

01:30:54.092 --> 01:30:58.197
آره خيلي هيجان زده بودم و در عين حال ، احساس غرور مي کردم

01:31:00.459 --> 01:31:08.598
اينکه گل رو در آخرين دقايق زدن ، اينکه تا آخرين لحظه تسليم نشدن
و تونستن موفق بشن خيلي خيلي مهم بود

01:31:08.601 --> 01:31:14.817
تيم معروف به بچه هاي بازبي ،

01:31:14.864 --> 01:31:21.223
تيم خيلي با استعداد و آينده داري بود که در يک
تراژدي عظيم يکدفعه نابود شده بود

01:31:21.231 --> 01:31:24.256
اما بازبي باز تونسته بود منچستريونايتد رو بسازه و سرپا نگه داره

01:31:24.258 --> 01:31:31.590
. ده سال بعد ، يونايتد قهرمان اروپا شده بود . براي همين وقتي بعد از 30 سال انتظار
منچستريونايتد يک بار ديگه قهرمان اروپا شد ،

01:31:31.635 --> 01:31:34.731
به نظرم اتفاق خيلي مهمي بود

01:31:36.818 --> 01:31:43.034
ما اون شب خيلي خوب مي دونستيم که چه چشم هايي بهمون دوخته شده
ما تاريخ باشگاه رو مي دونستيم

01:31:43.046 --> 01:31:49.370
در اون لحظه صحبت از تاريخ يک باشگاه بزرگ در ميان بود
اون شب

01:31:49.414 --> 01:31:54.586
يکي از شب هاي تاريخي يونايتد بود

01:31:57.694 --> 01:32:04.919
قهرماني در جام باشگاه هاي اروپا براي همه اتفاق بزرگي بود ولي وقتي آدم با بچه هايي
جام رو بالاي سرش مي بره که باهاشون بزرگ شده

01:32:04.966 --> 01:32:12.369
شيريني اش دو چندان ميشه . ما عکس هاي خوبي داريم که هر 6 نفرمون رو با جام
باشگاه هاي اروپا نشون ميده . بعضي از ماها از 12 سالگي همديگر رو ميشناختيم

01:32:13.491 --> 01:32:22.709
من هيچوقت به گذشته فکر نمي کنم . دوست ندارم به گذشته فکر کنم
دلم مي خواد به آينده نگاه کنم اما اه بهم مي گفتن مي توني 10 روز زندگي ات رو انتخاب کني و
دوباره زندگي شون کني حتما اون 10 روز رو انتخاب مي کردم

01:32:24.972 --> 01:32:27.855
فوق العاده اس . ديگه بهتر از اين نميشه

01:32:30.991 --> 01:32:36.271
آره . رمانتيکه . آره . فقط ورزشه که مي تونه احساسات رو اينطوري تحريک کنه

01:32:36.280 --> 01:32:42.496
وقتي 100 سال بعد تاريخ فوتبال رو مرور کنن ، سه جامي که ما
در سال 99 فتح کرديم

01:32:42.543 --> 01:32:44.619
هيچوقت فراموش نميشه

01:32:44.665 --> 01:32:50.917
بعضي لحظات خاص تاريخي هست که در اونها همه چيز دست به دست هم ميده
تا يک اتفاق بزرگ بيفته .

01:32:50.928 --> 01:32:56.207
مثلا وقتي يه سري جوان که  در خانواده هاي متوسط بزرگ شدن ،

01:32:56.251 --> 01:33:02.195
و افتخارهاي بزرگي به دست ميارن

01:33:02.235 --> 01:33:09.531
افتخار هايي به شکل بي سابقه و تاريخي بدست مياد

01:33:09.542 --> 01:33:16.007
آدم هميشه اميدواره که اينجور اتفاق ها دوباره تکرار بشه

01:33:16.014 --> 01:33:21.127
ولي آيا ممکنه يه بار ديگه 6 تا جوان که از بچگي طرفدار باشگاه بودن
و از 12 يا 13 سالگي با هم بزرگ شدن

01:33:21.163 --> 01:33:26.205
بيان و سه جام بزرگ فوتبال اروپا رو بدست بيارن
من بعيد ميدونم

01:33:26.208 --> 01:33:30.407
راستش من بعيد ميدونم دوباره اين اتفاق بيفته . چون اين روزا فوتبال
در مسيري قرار گرفته که فقط نتيجه مهمه . اونم نتيجه فوري .

01:33:30.453 --> 01:33:36.442
براي همين بعيد ميدونم در فوتبال بريتانيا
شش يا هفت جوان بتونن

01:33:36.469 --> 01:33:40.774
با هم بزرگ بشن و در بالا ترين سطح بازي کنن

01:33:40.787 --> 01:33:44.951
حتما روياتون اينکه که براي منچستريونايتد بازي کنين . مگه نه؟ ولي

01:33:45.066 --> 01:33:48.365
واقعيت اينه که اين اتفاق براي اکثر آدم ها نمي افته

01:33:48.372 --> 01:33:52.405
ما آدماي خوش شانسي بوديم که اين اتفاق برامون افتاد

01:33:52.407 --> 01:33:57.615
ما اين شانس رو داشتيم که از تيم هاي جوانان باشگاه با هم بازي کنيم و
با همديگه به تيم اول يونايتد وارد بشيم

01:33:57.662 --> 01:34:04.863
اين اتفاق خيلي جاها نمي افته . اگه بپرسين به نظرم اين اتفاق باز تکرار ميشه؟
بايد بگم بعيد مي دونم

01:34:07.160 --> 01:34:13.318
اخيرا نشستم و ويديو ها و عکس هاي اون زمان رو نگاه کردم

01:34:13.319 --> 01:34:18.491
و به اون دوره فکر کردم تا ببينم بر من و بچه هايي که

01:34:18.538 --> 01:34:23.650
باهاشون بزرگ شدم چي گذشته و ما چطور تونستيم
اون افتخارات بزرگ رو بدست بياريم

01:34:23.687 --> 01:34:27.921
وقتي برميگردم و گذشته رو نگاه مي کنم گري رو ميبينم که پشت سرم وايساده
وقتي که به کناره هاي زمين نگاه مي کنم

01:34:27.932 --> 01:34:32.001
اسکولزي ، باتي و گيگز رو ميبينم و همينطور وقتي به عقب نگاه مي کنم

01:34:32.002 --> 01:34:38.159
فيل رو ميبينم. اين خاطره ها

01:34:38.300 --> 01:34:44.588
از تمامي اتفاقاتي که در زندگي شخصي و
ورزشي ام افتاده مهم تره

01:34:44.612 --> 01:34:56.612
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:34:56.636 --> 01:35:08.636
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.