﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:12.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:15.144 --> 00:00:17.313
‫دریافت شد، می‌بینیمش جک.

00:00:17.355 --> 00:00:19.440
‫الان داریم می‌خونیم که

00:00:19.482 --> 00:00:23.486
‫شاخص اتصال منفی دو درجه است.

00:00:23.528 --> 00:00:28.616
‫میخوایم بدونیم دقیقا دوئه یا 1.9 یا 2.1؟

00:00:31.035 --> 00:00:33.913
‫نه، دقیقا منفی دوئه.

00:00:33.955 --> 00:00:41.379
‫کپ‌کام* به‌نظر میرسه آخرین چیزی که نیازه
‫تنظیم اکسیژن و هیدروژن در حد مطلوبه.

00:00:41.420 --> 00:00:42.630
‫بسیارخب.

00:00:42.655 --> 00:00:48.528
‫(کپ‌کام*: مسئول ارتباط با کپسول)

00:00:48.553 --> 00:00:50.722
‫13، یه کار دیگه هم باید بکنین،

00:00:50.763 --> 00:00:53.098
‫در اولین فرصت تانک سرمایش رو
‫تنظیم کنین.

00:00:54.392 --> 00:00:56.310
‫علاوه بر این، یه دسته جلوتونه...

00:00:56.352 --> 00:00:58.229
‫باشه!

00:00:58.270 --> 00:01:00.037
‫در بخش مرکزی، اگه لازم شد.

00:01:00.982 --> 00:01:02.567
‫باشه، آماده باش.

00:01:09.741 --> 00:01:12.243
‫هیوستون، ما به مشکل خوردیم.

00:01:12.284 --> 00:01:13.870
‫بیشتر از یه مشکل داریم.

00:01:13.912 --> 00:01:16.080
‫باشه، باشه رفقا گوش کنین!

00:01:16.121 --> 00:01:18.583
‫ما فشار پیل سوختی یک و دو رو از دست دادیم.

00:01:22.420 --> 00:01:24.756
‫هیوستون ما به مشکل خوردیم.

00:01:24.797 --> 00:01:26.758
‫آماده باشین!
‫به مشکل خوردن.

00:01:26.799 --> 00:01:28.676
‫ولتاژ بدنه‌ی اصلی بخش بی
‫ناکافیه.

00:01:28.718 --> 00:01:30.553
‫دریافت شد.
‫ولتاژ بخش بی ناکافیه.

00:01:31.637 --> 00:01:33.556
‫13 آماده باش!
‫داریم بهش رسیدگی میکنیم.

00:01:49.822 --> 00:01:51.824
‫ما یک انفجار خیلی بزرگ داشتیم.

00:01:51.866 --> 00:01:55.119
‫که همراه بود با روشن شدن
‫چراغ احتیاط و هشدار.

00:02:06.547 --> 00:02:08.925
‫چیزی که به ذهنمون رسید این بود که ...

00:02:08.967 --> 00:02:10.969
‫کلی از خونه دوریم.

00:02:12.595 --> 00:02:14.472
‫به یه چیزی خورده بودیم
‫که انتظارش‌رو نداشتیم.

00:02:14.513 --> 00:02:16.390
‫به چیزی خوردیم که حتی

00:02:16.432 --> 00:02:20.519
‫دربدترین تصورات و تفکراتمون هم
‫انتظارش‌رو نداشتیم.

00:02:23.064 --> 00:02:26.150
‫وضع اون اتاق لعنتی حسابی بهم ریخته بود.

00:02:28.903 --> 00:02:33.992
‫طول کشید تا به اون نتیجه برسم ولی
‫حقیقت داشت.

00:02:34.033 --> 00:02:36.953
‫و مطمئن نیستم که کنترل‌کننده‌ی ماموریت
‫دراون لحظه میدونست چکار کنه، یا نه.

00:02:38.454 --> 00:02:41.457
‫بهش گفتم: کریس، تو بد مخمصه‌ای افتادیم.

00:02:41.499 --> 00:02:46.504
‫ما هنوز در تلاش بودیم تا دامنه کلی
‫این مشکل رو درک کنیم.

00:02:46.545 --> 00:02:48.131
‫یکی از پیلهای سوختی‌مون از بین رفته بود.

00:02:48.171 --> 00:02:50.591
‫دومی‌ هم داشت نابود میشد.

00:02:50.633 --> 00:02:52.969
‫و از نقطه‌نظری همه چی‌
‫داشت نابود میشد.

00:02:53.011 --> 00:02:54.762
‫همچین احتمالی وجود نداره.

00:02:54.804 --> 00:02:58.141
‫یعنی موقعیتی نبود که بشه توش زنده موند
‫ولی خدمه زنده بودند.

00:03:00.342 --> 00:03:02.761
‫مساله‌ی کلیدی برای من زمان بود.

00:03:02.812 --> 00:03:04.563
‫وقت لازم داشتیم تا فکر کنیم.

00:03:05.815 --> 00:03:07.692
‫لازم بود تیم‌رو جمع کنیم.

00:03:07.733 --> 00:03:09.735
‫و کاری رو انجام بدیم که تا به
‫اون موقع انجام نشده بود.

00:04:32.610 --> 00:04:35.196
‫تیم پیک، همونطور که داری کارت‌رو میکنی

00:04:35.238 --> 00:04:37.322
‫اطراف اون دکل...

00:04:37.364 --> 00:04:38.616
‫با خیال راحت مسیر انتقال نیرو رو هم کنترل کن.

00:04:38.657 --> 00:04:40.284
‫و درمورد وضعیت یه کم اطلاعات بدست بیار.

00:04:40.325 --> 00:04:42.070
‫وقتی سعی دارم برای کسی توضیح بدم که

00:04:42.095 --> 00:04:43.955
‫کار و شغلم چیه
‫همیشه باید ازش بپرسم که

00:04:43.996 --> 00:04:46.290
‫تا حالا فیلم آپولو 13 رو دیدی؟

00:04:46.331 --> 00:04:48.375
‫همون اتاق گندهه که یه عده توش نشستن.

00:04:48.417 --> 00:04:50.795
‫منم اونجور جایی می‌شینم
‫و همون کارو میکنم.

00:04:50.836 --> 00:04:52.671
‫وقتی میخوای شغلت رو توضیح بدی،

00:04:52.713 --> 00:04:54.048
‫ازت میپرسن تو ناسا چکار میکنی؟

00:04:54.090 --> 00:04:55.507
‫بهشون میگم من مدیر پروازم.

00:04:55.549 --> 00:04:57.412
‫هاج و واج نگاهم میکنن،
‫و من میگم:

00:04:57.437 --> 00:05:01.472
‫بهشون میگم، از اون مردهایی که جلیقه تنشونه و
‫موهاشن رو مدل خیلی کوتاه میزنن، میشناسی؟

00:05:01.513 --> 00:05:04.475
‫من شانس دیدن چندتا از اون آدم‌هارو داشتم.

00:05:04.516 --> 00:05:07.812
‫واقعا برای سختی‌هایی که
‫تحمل میکنن و چیزهایی که

00:05:07.853 --> 00:05:09.521
‫تونستن بدست بیارن
‫تقدیرشون میکنم.

00:05:09.563 --> 00:05:11.816
‫فکر میکنم واقعا شگفت‌انگیزه که

00:05:11.857 --> 00:05:15.194
‫این موسسه‌ی بزرگ‌رو از هیچ ساختن.

00:05:15.236 --> 00:05:18.239
‫باشه، فهمیدم.
‫لوله‌ی تهویه وسط قرار گرفته.

00:05:18.281 --> 00:05:19.615
‫بدون دستاوردهای اون افراد

00:05:19.657 --> 00:05:22.285
‫و گامهایی که برداشتن

00:05:22.326 --> 00:05:24.453
‫تا ما رو در مسیر پروازهای فضایی انسان

00:05:24.495 --> 00:05:27.581
‫قرار بدن،
‫جایی که امروز هستیم نبودیم.

00:05:27.623 --> 00:05:29.583
‫باشه ما اونجا،
‫شما رو ترک میکنیم.

00:05:29.625 --> 00:05:31.043
‫باشه، دریافت شد.

00:05:31.085 --> 00:05:32.753
‫آدمهایی که تو ناسا کار کردن،

00:05:32.795 --> 00:05:35.173
‫و مخصوصا اونایی که در زمان آپولو بودن،

00:05:35.214 --> 00:05:37.508
‫توجه خاصی به این نشون میدن
‫که بیان و با ما حرف بزنن

00:05:37.549 --> 00:05:40.303
‫تا مطمئن بشن کاملا متوجه
‫کارمون هستیم

00:05:40.343 --> 00:05:42.305
‫و آماده‌ی پذیرش مسئولیت‌ا‌یم.

00:05:42.345 --> 00:05:44.723
‫اونها تجربه‌هاشون رو با ما
‫به اشتراک میذارن.

00:05:46.225 --> 00:05:49.645
‫بنابراین ما از همه‌ی بنیانگذاران
‫سپاسگزاریم.

00:06:16.255 --> 00:06:20.509
‫من تو تگزاس و اوکلاهوما بزرگ شدم.

00:06:20.551 --> 00:06:25.223
‫شبها می‌‌نشستم بیرون و
‫به ماه زل میزدم.

00:06:25.264 --> 00:06:27.933
‫هرگز به ذهنم خطور نمیکرد که...

00:06:29.768 --> 00:06:32.188
‫آدمها رو به ماه بفرستیم.

00:06:33.856 --> 00:06:37.360
‫هنوزم میرم بیرون و از
‫خیره شدن به ماه لذت میبرم.

00:06:37.400 --> 00:06:42.740
‫اما دیگه مثل وقتی که داشتم بزرگ
‫میشدم بهش نگاه نمی‌کنم.

00:06:42.781 --> 00:06:44.575
‫الان این یه ماه متفاوتیه برای من.

00:06:49.288 --> 00:06:52.166
‫کودکی من توسط پدری که مست بود
‫مدیریت میشد.

00:06:52.208 --> 00:06:56.254
‫اون زن‌باره و قمارباز بود.

00:06:58.547 --> 00:07:01.050
‫من از فیلادلفیا رو که
‫توش زندگی می‌کردیم رفتم.

00:07:01.092 --> 00:07:03.802
‫وقتی هجده ساله شدم.
‫گفتم : دیگه بسمه!

00:07:03.844 --> 00:07:06.097
‫از این جهنم میزنم بیرون.
‫رفتم و به ارتش ملحق شدم.

00:07:07.681 --> 00:07:09.100
‫اونها میون این همه چیز منو

00:07:09.141 --> 00:07:10.768
‫هواشناس کردن.

00:07:13.020 --> 00:07:15.231
‫سال آخر دبیرستان که بودم،

00:07:15.273 --> 00:07:17.608
‫تو آزمون استعدادیابی شرکت کردم

00:07:17.649 --> 00:07:22.905
‫گفتم من یا باید مدیر مراسم تشییع
‫جناره بشم یا مهندس.

00:07:22.947 --> 00:07:27.576
‫رفتم کتابخونه و یه کتاب گرفتم به
‫اسم" مهندسان چکار میکنند".

00:07:27.618 --> 00:07:30.662
‫اون واقعا تشویقم کرد و با خودم گفتم،

00:07:30.704 --> 00:07:33.707
‫این چیزیه که میخوام باشم
‫میخوام مهندس باشم.

00:07:36.627 --> 00:07:39.422
‫تو یه شهر کوچیک تو
‫پنسیلوانیا به دنیا اومدم.

00:07:39.463 --> 00:07:41.465
‫شهر معدن زغال‌سنگ.

00:07:41.506 --> 00:07:44.093
‫پدرم یه مدت برای
‫معدن‌های زغال‌سنگ کار کرد.

00:07:46.304 --> 00:07:49.598
‫بزرگتر که شدم واقعا
‫شیفته‌ی هواپیماها شدم.

00:07:49.640 --> 00:07:51.475
‫واسه همین یه عالم هواپیمای مدل ساختم،

00:07:51.516 --> 00:07:52.768
‫و از سقف آویزنشون کردم.

00:07:52.810 --> 00:07:54.270
‫هواپیماهای چوبی کوچیک خیلی سبک.

00:07:54.312 --> 00:07:56.772
‫یادگرفته بودم که چطوری دورشون کاغذ
‫بپیچم تا جمع و جورتر بشن.

00:07:56.814 --> 00:07:59.358
‫و میدونین، خیلی خوب بنظر میرسیدن.

00:07:59.400 --> 00:08:04.113
‫کارخانه های هوانوردی برای طراحی هواپیماهای
‫آینده به نیروی انسانی نیاز دارند.

00:08:04.155 --> 00:08:06.740
‫طی جنگ جهانی دوم رفتم ویرجینیا‌تک.

00:08:08.075 --> 00:08:11.662
‫مهندسی مکانیک میخوندم،

00:08:11.703 --> 00:08:15.374
‫ولی دلم میخواست بازیکن
‫بیسبال بشم نه مهندس.

00:08:16.500 --> 00:08:18.294
‫ولی میدونستم خیلی تو بیسبال خوب نیستم.

00:08:22.006 --> 00:08:24.216
‫فکر میکردم بازیکن بیسبال بزرگی میشم،

00:08:24.258 --> 00:08:25.426
‫که اینطور نبود.

00:08:25.468 --> 00:08:27.112
‫میدونین، داشتم راه‌رو غلط میرفتم.

00:08:29.848 --> 00:08:31.907
‫و بازاریابی خوندم.

00:08:27.137 --> 00:08:29.823
‫بهرحال یه دوره‌ی فوق
‫دیپلم تو دانشگاه گذروندم

00:08:31.949 --> 00:08:34.076
‫راستش تو دو سالی که اونجا گذروندم

00:08:34.101 --> 00:08:37.480
‫چیزی یاد نگرفتم.
‫حتی درمورد بازاریابی.

00:08:37.521 --> 00:08:40.107
‫یادگرفتم چطوری سیگار بکشم،
‫سیگار کشیدن

00:08:40.149 --> 00:08:44.153
‫ویسکی خوردن و دنبال دخترها راه افتادن
‫چیزی بود که یاد گرفتم.

00:08:44.195 --> 00:08:45.988
‫تو یاد گرفتن این چیزها خیلی کارم درست بود.

00:08:47.823 --> 00:08:49.992
‫و بعدش همه چیز عوض شد.

00:08:59.543 --> 00:09:02.713
‫در آسمان‌ها چیز تازه‌ای هست،

00:09:03.964 --> 00:09:07.134
‫چیزی که قبلا هرگز نبوده.

00:09:10.554 --> 00:09:14.058
‫هر 96 دقیقه یکبار دور زمین میچرخه.

00:09:17.353 --> 00:09:19.230
‫اسمش اسپوتنیکه.

00:09:21.065 --> 00:09:23.442
‫اسپوتنیک رو یادم میاد.

00:09:23.484 --> 00:09:26.237
‫تو یه کلاس انگلیسی بود.

00:09:26.278 --> 00:09:27.696
‫سخنرانها اومدن تو و

00:09:27.738 --> 00:09:30.199
‫مدیر اعلام کرد که چه اتفاقی افتاده.

00:09:30.241 --> 00:09:34.786
‫روسها یه فضاپیما یا یه شی‌ئی رو
‫فرستاده بودن فضا.

00:09:36.705 --> 00:09:38.790
‫یادمه داشتم تو خیابون رانندگی میکردم،

00:09:38.832 --> 00:09:40.209
‫که این خبرو شنیدم.

00:09:40.251 --> 00:09:42.664
‫و فکر کردم؟ چی؟

00:09:42.689 --> 00:09:44.336
‫این دیگه چیه؟

00:09:45.881 --> 00:09:47.799
‫گفتیم، جل الخالق!

00:09:47.841 --> 00:09:49.385
‫اونا از ما جلو زدن.

00:09:49.427 --> 00:09:52.263
‫اونها یه ماهواره‌ی ساخت دست بشر دارن.

00:09:52.304 --> 00:09:56.934
‫و یه مدت کوتاهی بعدش وقتی گاگارین
‫پرواز کرد،

00:09:56.975 --> 00:09:59.895
‫شاهکار تبلیغاتی سال اتفاق افتاد.

00:09:59.937 --> 00:10:02.814
‫و مشخصا میدونستیم
‫تو یه مسابقه‌ایم.

00:10:02.856 --> 00:10:05.817
‫پس از پرواز روسیه،
‫برنامه‌های آمریکا تسریع شد.

00:10:08.369 --> 00:10:10.150
‫به یک پرواز زیرمدرای ....

00:10:05.849 --> 00:10:08.344
‫فرمانده آلن بی‌شپرد برخلاف روسها،

00:10:10.180 --> 00:10:13.016
‫وقتی کندی این چالش رو مطرح کرد که

00:10:13.075 --> 00:10:16.287
‫بیاید طی ده سال بریم ماه و برگردیم،

00:10:16.328 --> 00:10:18.497
‫یادمه من حتی تو برنامه‌ی فضایی نبودم.

00:10:18.539 --> 00:10:21.708
‫اما فکر میکردم، یعنی میشه؟

00:10:21.750 --> 00:10:24.711
‫در این دوران هیچ پروژه‌ی فضایی‌یی

00:10:24.753 --> 00:10:27.005
‫برای بشر تاثیرگذارتر

00:10:27.047 --> 00:10:30.926
‫یا مهمتر از اکتشاف
‫دوردستهای فضا نخواهد بود.

00:10:30.968 --> 00:10:34.679
‫و هیچ کدوم انقدر سخت یا پرهزینه
‫نخواهد بود که قابل دستیابی نباشد.

00:10:34.721 --> 00:10:38.850
‫پرزیدنت کندی مسیر مارو ترسیم کرده بود.

00:10:38.892 --> 00:10:41.520
‫فرود انسان روی ماه.

00:10:42.938 --> 00:10:44.565
‫قبل از پایان دهه.

00:10:53.824 --> 00:10:58.412
‫ما در مورد رفتن به ماه چیزی نمی‌دونستیم،

00:10:58.454 --> 00:11:00.998
‫درمورد محیطی که میخوایم بریم...

00:11:01.039 --> 00:11:05.961
‫یا جنبه‌های مکانیکی‌ چیزی که
‫قرار بود از ما خواسته بشه.

00:11:07.963 --> 00:11:09.881
‫این چیزها واقعا پیچیده هستن.

00:11:11.216 --> 00:11:14.136
‫شاید امروز بنظر پیچیده نیان،

00:11:14.178 --> 00:11:16.514
‫اما اون موقعها خیلی پیچیده بودن.

00:11:24.522 --> 00:11:27.650
‫اصل کار در کنترل پرواز در واقع همون...

00:11:27.690 --> 00:11:33.572
‫چیزی بود که ما در ابتدا در آزمایشهای
‫پرواز انجام میدادیم، آزمایش هواپیماها.

00:11:35.449 --> 00:11:39.453
‫پایگاه نیروی هوایی ادواردز و ناسا
‫جایی که من کار میکردم،

00:11:39.495 --> 00:11:43.541
‫مسئول آزمایش اکس‌وان بودن.

00:11:43.582 --> 00:11:48.379
‫پس طبیعی بود که یکی رو
‫روی زمین داشته باشیم که

00:11:48.420 --> 00:11:57.548
‫به سیستمهای اکس‌وان از ب 29 نظارت کنه و
‫مطمئن بشه که آماده‌ی پروازه.

00:12:07.730 --> 00:12:13.571
‫و اونها نه تنها میتونستن عملکرد
‫ فضاپیما رو کنترل کنن،

00:12:14.821 --> 00:12:18.242
‫بلکه برعملکرد خلبان
‫آزمایشی هم نظارت میکردن.

00:12:23.788 --> 00:12:27.501
‫این تصور کلی من از تست پرواز بود،

00:12:27.543 --> 00:12:30.170
‫و تبدیل به تصور من از کنترل پرواز هم شد.

00:12:33.048 --> 00:12:36.218
‫خب، حالا این در پرواز فضایی
‫برای ما چه معنایی داره؟

00:12:36.260 --> 00:12:39.930
‫چگونه چنین سیستمی رو میسازیم که

00:12:39.971 --> 00:12:43.517
‫به ما امکان میده چنین اطلاعاتی رو
‫بدست بیاریم و با خدمه صحبت کنیم؟

00:12:43.559 --> 00:12:45.227
‫این کار خیلی سنگینی بود.

00:12:45.269 --> 00:12:48.063
‫نه ساختمان داشتیم نه رادار.

00:12:48.105 --> 00:12:49.772
‫مسافت‌سنج هم نداشتیم.

00:12:49.814 --> 00:12:52.901
‫هیچ ارتباط صوتی‌یی هم نداشتیم.

00:12:52.943 --> 00:12:56.447
‫در پایان گفتیم: اینها نیازهای ما هستن.

00:12:56.488 --> 00:12:59.241
‫بهشون گفتیم کامپیوتر میخوایم.

00:13:00.242 --> 00:13:01.577
‫کامپیوتر دیگه چه کوفتیه؟

00:13:01.619 --> 00:13:04.787
‫یعنی تقریبا در این حد چیزی نمی‌دونستیم.

00:13:06.123 --> 00:13:08.333
‫این چیزی نیست که ما یهویی
‫درموردش تصمیم گرفته باشیم،

00:13:08.375 --> 00:13:11.462
‫و بعد صاحب مرکز کنترل بشیم و
‫این ایستگاه‌ها رو بهمون بدن...

00:13:11.503 --> 00:13:13.171
‫و بعد هم پرواز کنیم.

00:13:13.213 --> 00:13:14.423
‫از این خبرها نبود.

00:13:15.840 --> 00:13:18.427
‫با گذر زمان توسعه پیدا کرد.

00:13:18.469 --> 00:13:20.845
‫یه تحول محسوب میشد.

00:13:23.348 --> 00:13:27.394
‫کریس خالق پست کنترل کننده‌ی
‫ماموریت محسوب میشه.

00:13:27.436 --> 00:13:30.855
‫صدای اون اولین صدایی بود که شنیدیم.

00:13:30.890 --> 00:13:34.311
‫اون بنیانگذار اتاق کنترل

00:13:34.351 --> 00:13:38.439
‫و ارتباط این اتاق با خدمه و خود پرواز بود.

00:13:38.489 --> 00:13:41.824
‫هیچوقت سوالی درمورد اینکه
‫مسئول این کار کی باشه، مطرح نمیشد.

00:13:41.866 --> 00:13:44.827
‫چون اون شخصیت و رفتار، سرعت عمل

00:13:44.869 --> 00:13:47.790
‫و مهارتهای روانی مورد نیاز برای

00:13:47.830 --> 00:13:50.083
‫دورهم جمع کردن این تیم رو داشت.

00:13:51.543 --> 00:13:55.380
‫اون کارش درست بود، یه
‫جورایی میتونست ببینه که

00:13:55.422 --> 00:13:58.175
‫چه اتفاقی داره میفته و چی لازمه و

00:13:58.216 --> 00:14:02.012
‫برای برطرف کردن اون نیاز
‫چیکار باید کرد.

00:14:02.053 --> 00:14:05.432
‫دو، یک، آتش!

00:14:18.903 --> 00:14:22.890
‫پروژه‌ی مرکوری، اولین
‫امریکایی‌ها را به فضا فرستاد.

00:14:24.868 --> 00:14:27.316
‫این منظره فوق العاده‌‍‌ست.

00:14:27.796 --> 00:14:31.997
‫پرتاب موشک و کنترل آن از کیپ کارناوال
‫در فلوریدا انجام شد.

00:14:34.618 --> 00:14:38.885
‫کِیپ هم شبیه یه
‫موتور بخار قدیمی بود

00:14:38.910 --> 00:14:40.651
‫بخاطر نمایشگرهاش.

00:14:40.676 --> 00:14:43.387
‫یه تعداد درجه داشتی...

00:14:43.428 --> 00:14:46.056
‫برای خوندن فشار، دما ...

00:14:46.097 --> 00:14:48.475
‫مقدار سوخت و چیزهایی نظیر این.

00:14:52.979 --> 00:14:56.233
‫وقتی هدفمون شد رفتن روی ماه،

00:14:56.274 --> 00:14:59.444
‫واقعا نسبت به پروژه‌ی مرکوری
‫قدم بزرگتری بود.

00:15:01.572 --> 00:15:05.950
‫بنابراین ساخت مرکز کنترل در هیوستون،

00:15:05.992 --> 00:15:10.163
‫تجهیزش برای عصر دیجیتال و
‫اینکه به اون شکل کارکنه،

00:15:10.205 --> 00:15:12.666
‫برای ما نسبت به کاری که درمرکز کنترل کیپ
‫ انجام داده بودیم،

00:15:12.708 --> 00:15:14.924
‫گام بزرگی بود.

00:15:17.588 --> 00:15:20.173
‫هزار و پانصد مایلی غرب کیپ کندی،

00:15:20.215 --> 00:15:22.300
‫قلب کل پروژه.

00:15:22.342 --> 00:15:26.638
‫مرکز فضاپیمای سرنشین دار
‫در هیوستون، تگزاس.

00:15:26.680 --> 00:15:30.308
‫و این ساختمان پشت سر من جاییه که در اون
‫تمام تصمیمات مهم در طول پرواز گرفته میشه.

00:15:30.350 --> 00:15:31.518
‫کنترل ماموریت.

00:15:33.520 --> 00:15:35.606
‫از زمان پرتاب تا فرود در آب،

00:15:35.647 --> 00:15:39.610
‫در این اتاق 17 مرد کلیدی که میانگین
‫سنی اونها فقط 30 ساله،

00:15:39.651 --> 00:15:42.571
‫ماموریت آپولو رو نظارت و کنترل میکنند.

00:15:42.613 --> 00:15:45.073
‫جریان مداوم اطلاعات به اونها

00:15:45.115 --> 00:15:47.117
‫در انجام وظایف‌شون کمک میکنه.

00:15:47.158 --> 00:15:50.328
‫اطلاعاتی که 24 ساعته از فضا

00:15:50.378 --> 00:15:52.631
‫و از ایستگاه‌های رهگیری
‫سراسر دنیا بهشون ارسال میشه.

00:15:52.664 --> 00:15:54.541
‫از طریق این پنل‌های پشت سر من،

00:15:54.583 --> 00:15:56.418
‫اونها میتونن همه چیزو جمع آوری کنن،

00:15:56.443 --> 00:15:58.670
‫از تصاویر تلویزیونی
‫زنده کیپ کندی

00:15:58.695 --> 00:16:00.105
‫یا کشتی بازیابی گرفته

00:16:00.130 --> 00:16:02.466
‫تا نقشه‌های ماه، مثل اون یکی،

00:16:02.507 --> 00:16:04.704
‫تا نمودار مدار کوچکترین ترانزیستور

00:16:04.729 --> 00:16:06.261
‫موجود در فضاپیما.

00:16:06.286 --> 00:16:08.646
‫به تک‌تک کنترل‌کننده‌های این اتاق توسط

00:16:08.671 --> 00:16:11.259
‫شش اتاق پر از تجهیزات پشتیبانی
‫کمک میشه.

00:16:13.560 --> 00:16:16.939
‫ما کلی آدم لازم داشتیم.

00:16:16.980 --> 00:16:21.318
‫و دنبال آدم‌هایی که قابلیت‌های
‫بخصوصی داشتن می‌گشتیم.

00:16:21.359 --> 00:16:24.780
‫قابلیتهای ریاضی، قابلیتهای سیستم

00:16:24.822 --> 00:16:27.073
‫قابلیتهای مخابراتی و این دست موارد.

00:16:28.784 --> 00:16:31.161
‫من کنترل کننده‌ی ترافیک هوایی شدم.

00:16:32.203 --> 00:16:33.580
‫یه روز تلفن زنگ زد

00:16:33.622 --> 00:16:36.500
‫و یه آقایی بود از هیوستون،

00:16:36.541 --> 00:16:38.168
‫و بهم گفت دارن هرمهندسی که

00:16:38.209 --> 00:16:41.045
‫بره اونجا رو استخدام میکنن.

00:16:41.087 --> 00:16:42.464
‫یهو دیدم که...

00:16:42.506 --> 00:16:45.968
‫تو ماشین اسپورت آستن‌هیلی‌م
‫دارم میرم هیوستون.

00:16:46.009 --> 00:16:49.012
‫همراه با تلویزیون سیاه‌سفیدم و لباسهام.

00:16:49.053 --> 00:16:51.640
‫<i>بیا و سفر کن</i>

00:16:51.682 --> 00:16:53.308
‫<i>با موشک فضاپیمای من</i>

00:16:53.350 --> 00:16:56.394
‫<i>بعداز ظهر خیلی خوبی خواهیم داشت</i>

00:16:56.436 --> 00:16:58.229
‫<i>دنیارو ببوس و خداحافظی کن</i>

00:16:58.271 --> 00:17:00.649
‫<i>ما به دوردستها پرواز میکنیم</i>

00:17:00.691 --> 00:17:02.901
‫<i>مقصدمون ماهه</i>

00:17:02.943 --> 00:17:04.987
‫<i>سفری به سرعت نور</i>

00:17:05.028 --> 00:17:06.780
‫<i>تا وقتی از دیدشون خارج بشیم</i>

00:17:06.822 --> 00:17:09.867
‫<i>زمین بشه عین یه توپ اسباب بازی</i>

00:17:09.908 --> 00:17:11.451
‫<i>هیجانش خیلی زیاده</i>

00:17:11.493 --> 00:17:14.371
‫<i>سوار شدن بر جت</i>

00:17:14.412 --> 00:17:17.875
‫من روی هواپیمای مک‌دانل کار کرده بودم
‫طراحی الکتریکی‌ش رو انجام داده بودم.

00:17:17.900 --> 00:17:19.712
‫بعد طی یه قرار ملاقات،

00:17:21.604 --> 00:17:23.361
‫برای ناسا کارکنم.

00:17:19.737 --> 00:17:21.579
‫فرم درخواست رو پر کردم تا

00:17:23.386 --> 00:17:25.429
‫حدودا سه ماه بعد،

00:17:25.454 --> 00:17:27.733
‫یه روز که اومدم خونه دیدم یه تلگراف

00:17:27.760 --> 00:17:28.633
‫زیر در اتاقمه.

00:17:28.677 --> 00:17:30.220
‫پیشنهاد کار بود.

00:17:31.847 --> 00:17:33.097
‫فکر کردم حالا که فرم پر کردم،

00:17:33.139 --> 00:17:34.850
‫احتمالا برای مصاحبه دعوت میشم.

00:17:34.892 --> 00:17:37.019
‫احتمالا! این چیزی بود که به زنم گفتم.

00:17:37.060 --> 00:17:39.980
‫وقتی تلگراف اومد دیدم پیشنهاده کاره،

00:17:40.022 --> 00:17:41.935
‫پیشنهاد  کار بود با حقوقی بیشتر از اونکه

00:17:41.975 --> 00:17:43.369
‫یه پسرشهرستانی تو عمرش دیده باشه...

00:17:43.400 --> 00:17:47.153
‫سالی 6770 دلار.

00:17:49.573 --> 00:17:53.744
‫اولین وظیفه‌ای که بهم محول شد
‫برگزاری تورهای کنترل ماموریت بود.

00:17:53.785 --> 00:17:58.040
‫و مرکز کنترل به تازگی با میزهای فرماندهی
‫تجهیز شده بود.

00:17:58.081 --> 00:17:59.833
‫از اونجایی که راهنمای تور بودم،

00:17:59.879 --> 00:18:01.850
‫شانس اینو داشتم که
‫اون مردهارو ببینم،

00:18:01.881 --> 00:18:04.677
‫مردهایی که پشت میزهای فرماندهی بودن.

00:18:04.713 --> 00:18:07.340
‫و میگم مردها چون هیچ زنی اونجا نبود
‫همه‌شون مرد بودن.

00:18:07.382 --> 00:18:11.718
‫اونها هدایت اون میزهای فرماندهی‌رو
‫بعهده داشتن و تصمیم‌گیری میکردن.

00:18:12.054 --> 00:18:13.638
‫و خیلیم هم وقت نداشتن...

00:18:13.680 --> 00:18:15.724
‫ولی اونقدری بود که بتونن بهم بگن
‫قراره چکار کنن.

00:18:15.766 --> 00:18:19.352
‫حداقل میگفتن که وظیفه ی اصلی
‫هر کدوم از اون شغلها چی بود.

00:18:19.394 --> 00:18:23.189
‫این میزهای فرماندهیه،
‫به این ردیف جلو در اینجا میگن سنگر.

00:18:23.231 --> 00:18:25.191
‫شاید به این خاطر که اینجا خط مقدمه.

00:18:25.246 --> 00:18:27.206
‫جایی که مردان موشکی ما می‌نشینند.

00:18:27.231 --> 00:18:28.957
‫وظیفه‌شون اینه که مراقب باشن

00:18:28.982 --> 00:18:30.648
‫و چک کنن که موتورهای فضاپیما

00:18:30.679 --> 00:18:32.799
‫درست کار میکنن و آپولو رو به

00:18:32.824 --> 00:18:34.553
‫مسیر درستی می‌رونن یا نه؟

00:18:34.578 --> 00:18:37.771
‫درست پشت این یکی،
‫جراح پرواز می‌شینه.

00:18:37.796 --> 00:18:40.924
‫میزش دارای دو مانتیور نرماله
‫مثل بقیه.

00:18:40.949 --> 00:18:42.951
‫اما اینجا، این وسط
‫روی این صفحه،

00:18:42.976 --> 00:18:45.394
‫اون میتونه وضعیت فیزیکی
‫فضانوردان رو کنترل کنه،

00:18:45.419 --> 00:18:47.672
‫لحظه به لحظه در طی پرواز.

00:18:47.697 --> 00:18:50.408
‫درست کنار اون
‫رابط کپسول می‌شینه.

00:18:50.433 --> 00:18:51.893
‫که خودش فضانورده

00:18:51.918 --> 00:18:54.796
‫او با خدمه آموزش دیده است و
‫با اصطلاحات فضانوردی صحبت می‌کنه،

00:18:54.821 --> 00:18:57.073
‫و در واقع نقش یه مترجم رو داره

00:18:57.098 --> 00:19:01.519
‫در زمانی که یک دستور دشوار باید
‫از کنترل پرواز به خدمه منتقل بشه.

00:19:01.770 --> 00:19:04.064
‫در کنارش پشت این میزهای فرماندهی،

00:19:04.089 --> 00:19:06.429
‫مردهایی هستن که تمام سیستم‌های

00:19:06.454 --> 00:19:07.484
‫فضاپیما رو چک میکنن.

00:19:07.525 --> 00:19:11.122
‫و پشت سر همه‌شون رئیس
‫قرارداره، خود مدیر پرواز.

00:19:11.571 --> 00:19:13.657
‫اون بین کار تک تک افراد
‫هماهنگی ایجاد میکنه.

00:19:13.698 --> 00:19:17.119
‫و از این هماهنگی در جهت تصمیم‌گیری‌های
‫دقیقه به دقیقه

00:19:17.160 --> 00:19:19.666
‫در ارتباط با وضعیت ماموریت
‫در طی پرواز، بهره می‌گیره.

00:19:20.367 --> 00:19:25.058
‫در ژوئن 1965، مرکز کنترل هیوستون
‫برای اولین ماموریت خود آماده بود.

00:19:39.850 --> 00:19:42.978
‫ما یه برنامه‌ی جدید دریافت کردیم
‫به اسم جمینی.

00:19:47.024 --> 00:19:48.764
‫چرا جمینی رو بهمون محول کردن؟

00:19:48.789 --> 00:19:51.530
‫خب، بین تمام کارهایی که برای
‫رفتن به ماه باید انجام میشد،

00:19:51.555 --> 00:19:54.156
‫گفتیم باید از
‫تست کردن شروع کنیم.

00:19:55.866 --> 00:19:59.410
‫باید کاری میکردیم و ثابت میکردیم که
‫می تونیم انجامش بدیم.

00:19:59.452 --> 00:20:03.957
‫پنج، چهار، سه، دو

00:20:03.999 --> 00:20:05.667
‫یک، آتش!

00:20:22.017 --> 00:20:25.687
‫یه مزیت جانبی هم داشت...

00:20:25.729 --> 00:20:28.356
‫که خیلی مهم هم بود.

00:20:28.398 --> 00:20:31.526
‫اینکه روی زمین یاد بگیرن چطور عملیات رو
‫انجام بدن.

00:20:31.568 --> 00:20:37.741
‫جمینی خودش تبدیل شد به اثبات
‫رویکرد کریس کرافت در کنترل ماموریت.

00:20:46.249 --> 00:20:51.337
‫بنابراین برای تیم در مرکز کنترل،
‫جمینی به یک گام بزرگ تبدیل شد.

00:21:04.809 --> 00:21:08.813
‫هر یک از ماموریت ها دارای مجموعه‌ی
‫تعریف شده‌ای از اهداف بود.

00:21:08.855 --> 00:21:11.524
‫اول از همه، اینکه بتونی توی فضا دووم بیاری.

00:21:11.566 --> 00:21:13.860
‫دوم اینکه، مدت زیادی اونجا بمونی.

00:21:15.078 --> 00:21:17.822
‫و بالاخره یک پهلوگیری فضایی و
‫راه‌پیمایی فضایی.

00:21:19.741 --> 00:21:21.826
‫راه‌پیمایی فضایی و اینجور کارها.

00:21:27.916 --> 00:21:30.376
‫در زمانی که ما از جمینی خارج شدیم

00:21:30.418 --> 00:21:35.966
‫ما یک گروه بسیار خوب آزمایش شده داشتیم.

00:21:36.007 --> 00:21:39.136
‫و وقتی نوبت آپولو رسید فقط
‫باید شلیک‌ش میکردیم به فضا.

00:21:39.177 --> 00:21:41.397
‫میدونی، فقط باید بزرگتر می‌بود.

00:21:43.069 --> 00:21:46.624
‫بنابراین، آماده بودیم تا سختی‌ها و مشکلاتی

00:21:46.656 --> 00:21:49.807
‫که آپولو پیش روی ما
‫قرار می‌داد رو تحمل کنیم.

00:22:10.220 --> 00:22:11.935
‫<i>سه مرد، آپولو
‫در ادامه</i>

00:22:11.960 --> 00:22:14.504
‫ماه اولین گام ضروری ما

00:22:14.545 --> 00:22:16.464
‫برای اکتشاف سیاره‌هاست.

00:22:16.506 --> 00:22:19.759
‫پرواز مردان به ماه و برگرداندنشان
‫در صحت و سلامت در طی این دهه،

00:22:19.787 --> 00:22:22.581
‫هدف پروژه‌ی ناسا یعنی آپولو است.

00:22:22.606 --> 00:22:24.489
‫اولین ماموریت‌های مرکوری،

00:22:24.514 --> 00:22:26.516
‫ تجربه‌ی جمینی،

00:22:26.557 --> 00:22:29.769
‫این کشور را به نقطه‌ی عطف مهم
‫بعدی رسوندن:

00:22:29.803 --> 00:22:32.639
‫نخستین پرواز آپولوی سه سرنشینه.

00:22:32.689 --> 00:22:35.066
‫اینها مردانی هستن که
‫میخوان ماموریت رو انجام بدن.

00:22:35.108 --> 00:22:37.401
‫خلبان فرمانده، ویرجیل گریسوم.

00:22:37.443 --> 00:22:40.071
‫من گاس گریسوم رو خیلی خوب میشناختم.

00:22:42.364 --> 00:22:45.076
‫اد وایت رو هم خوب می‌شناختم.

00:22:45.118 --> 00:22:47.954
‫ولی راجر چف رو اصلا درست نمی‌شناختمش.

00:22:49.413 --> 00:22:51.082
‫خوانواده‌هاشون رو هم می‌شناختم.

00:22:53.084 --> 00:22:55.879
‫توانمندی‌هاشون رو هم میدونستم.

00:22:55.920 --> 00:23:00.008
‫می‌دونستم چی فضانوردها رو میکشه
‫سمت این کار.

00:23:00.050 --> 00:23:02.927
‫موشک ساترن، فضاپیمای آپولو،

00:23:02.969 --> 00:23:06.848
‫و تمامی اجزاء اونها بارها و بارها
‫آزمایش شدن.

00:23:06.890 --> 00:23:09.517
‫همه چیز از جمله خدمه، تقریبا آماده هستن،

00:23:09.559 --> 00:23:13.021
‫برای اولین پرواز فضایی سه نفره در این کشور.

00:23:18.876 --> 00:23:20.429
‫27 ژانویه ی 1967

00:23:21.403 --> 00:23:25.449
‫در آپولو 1، ما سعی می‌کردیم اولین پرواز
‫سرنشین‌دار رو انجام بدیم...

00:23:25.491 --> 00:23:28.494
‫این یه هل بود به جلو.

00:23:28.536 --> 00:23:32.374
‫این معمولاً در آغاز
‫یک برنامه اتفاق می‌افته،

00:23:32.414 --> 00:23:34.667
‫و ما با فضاپیما هم مشکل داشتیم.

00:23:34.709 --> 00:23:37.587
‫میدونستیم که بعضی قسمتها کیفیتش بده.

00:23:37.628 --> 00:23:41.632
‫ما می دونستیم که سیم‌ها
‫بیرون هستن.

00:23:41.674 --> 00:23:43.718
‫معرفی من به برنامه آپولو

00:23:43.760 --> 00:23:45.511
‫پس از خروج از پروژه‌ی جمینی،

00:23:45.553 --> 00:23:49.557
‫وقتی بود که اونا داشتن یه
‫تست شبیه‌سازی برگزار میکردن

00:23:49.599 --> 00:23:52.936
‫با خدمه، در شرایط پرواز

00:23:53.670 --> 00:23:57.382
‫در فضای پرتاب موشکی که در کندی
‫شبیه‌سازی شده بود.

00:23:59.483 --> 00:24:02.695
‫اکثر اون فعالیتها به مدیریت کیپ انجام میشد.

00:24:02.737 --> 00:24:06.032
‫یعنی اونها مسئول امور بودن و ما فقط
‫ناظر بودیم.

00:24:06.074 --> 00:24:07.867
‫اما کیپ به واقع مسئول کار بود.

00:24:07.909 --> 00:24:11.788
‫نمیدونم اونها برای انجام اون تستها
‫تحت فشار بودن یا نه.

00:24:14.416 --> 00:24:18.211
‫نحوه طراحی دریچه، اونطور که از داخل
‫هواگیری می شد.

00:24:19.461 --> 00:24:21.756
‫اونا در فضاپیما محبوس میشدن

00:24:21.798 --> 00:24:25.676
‫با اکسیژن خالصی با فشار
‫شونزده پوند بر اینچ مربع.

00:24:25.718 --> 00:24:31.099
‫فکر نمیکنم هیچکدوم ما از میزان
‫جدی بودن خطری که خدمه رو

00:24:31.141 --> 00:24:32.809
‫در اون قرارداده بودیم، آگاهی داشتیم.

00:24:32.850 --> 00:24:35.519
‫اگر چیزی وجود داشته باشه که ممکن
‫باشه بسوزه یا اگه روزی آتش بگیره،

00:24:35.561 --> 00:24:37.439
‫در نوع خودش یه هولوکاست خواهد بود.

00:24:40.442 --> 00:24:44.988
‫نشسته بودم اونجا و همه‌ی دیتاهایی که
‫وارد میشد رو نگاه میکردم،

00:24:45.029 --> 00:24:49.075
‫گوش میدادم به دیالوگ‌ها، جذب
‫این چیزها می‌شدم و یاد میگرفتم.

00:24:49.117 --> 00:24:51.577
‫میرفتم دفترم به یه سری کارهای
‫اداری رسیدگی میکردم،

00:24:51.619 --> 00:24:55.081
‫و برمیگشتم اونجا می‌شدم مدیر پرواز.

00:24:55.123 --> 00:24:58.876
‫گاس گفت: من برای رفتن آماده‌ام.

00:24:58.918 --> 00:25:01.296
‫البته بعد از اینکه مثل چی غرغر میکرد

00:25:01.338 --> 00:25:04.590
‫که صدای کسی رو نمیشنوه و
‫نمیتونه با کسی حرف بزنه.

00:25:04.975 --> 00:25:07.441
‫اگه نتونیم بین دو، سه تا ساختمون
‫با هم حرف بزنیم

00:25:07.488 --> 00:25:09.488
‫چطور خودمون رو برسونیم به ماه؟

00:25:10.596 --> 00:25:12.349
‫پس باید یه وقفه در روند کار ایجاد میکردیم.

00:25:12.398 --> 00:25:15.693
‫میخواستن ببینن میتونن مساله‌ی ارتباط رو
‫حل کنن.

00:25:15.726 --> 00:25:19.897
‫و چندنفری بلند شدن و رفتن بیرون.

00:25:19.939 --> 00:25:21.732
‫ولی نمیدونم چی شد که یه لحظه واستادم،

00:25:21.774 --> 00:25:24.235
‫یه کاری باید میکردم و هنوز
‫هدستم روی گوشم بود.

00:25:24.277 --> 00:25:25.527
‫و ناگهان،

00:25:26.696 --> 00:25:29.449
‫شنیدمش...آتیش!

00:25:33.577 --> 00:25:36.622
‫بعد یه سکوتی افتاد و بعد
‫سر و صدا بلند شد.

00:25:36.664 --> 00:25:38.582
‫فقط سر و صدا بود،
‫نمی‌فهمیدم چی شده.

00:25:38.631 --> 00:25:41.218
‫وای، همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.

00:25:41.252 --> 00:25:43.796
‫ما اونجا نشسته بودیم و صدای خدمه رو شنیدیم.

00:25:43.830 --> 00:25:45.748
‫صدای فریاد خدمه.

00:25:45.798 --> 00:25:47.342
‫خروج! خروج!

00:25:47.367 --> 00:25:49.952
‫گفتم: برگردین اینجا! یه خبرهاییه.

00:25:52.013 --> 00:25:54.432
‫و بعد اون... اتفاقی افتاد که

00:25:55.933 --> 00:25:58.061
‫نمیشد براش کاری کرد.

00:25:59.062 --> 00:26:00.730
‫البته...

00:26:01.939 --> 00:26:04.608
‫فقط شوکه میشی.

00:26:32.303 --> 00:26:34.055
‫چون مدت زیادی از زندگی‌ام،

00:26:34.097 --> 00:26:35.639
‫تو کار آزمایش پرواز بودم،

00:26:37.274 --> 00:26:38.901
‫اما نه اون شکلی.

00:26:35.681 --> 00:26:37.249
‫رخ دادن مرگ رو به
‫طُرق مختلفی دیده بودم،

00:26:41.229 --> 00:26:43.647
‫و بنابراین شما آن احساس گناه رو داشتین،

00:26:44.941 --> 00:26:46.984
‫احساس پشیمونی رو داشتی،

00:26:47.026 --> 00:26:51.739
‫و این احساس که خدای من
‫چرا گذاشتم همچین اتفاقی بیفته؟

00:26:56.480 --> 00:27:00.486
‫بنظر من ما اون سه نفرو کشتیم.

00:27:00.511 --> 00:27:01.924
‫تقریبا قتل بود.

00:27:13.886 --> 00:27:17.098
‫یه مدت کوتاه بعد از اینکه
‫این اتفاقات افتاد،

00:27:17.140 --> 00:27:21.680
‫ما رو به یک جلسه‌ی همه جانبه
‫تو سالن کنفرانس فراخوندن،

00:27:22.353 --> 00:27:24.481
‫و جین کرنز ما رو به اونجا دعوت کرده بود.

00:27:26.566 --> 00:27:29.026
‫گروهی از مهندسین جوون داشتیم.

00:27:29.068 --> 00:27:30.736
‫بیشترشون تازه کالج‌شون تموم شده بود.

00:27:30.778 --> 00:27:33.615
‫و هیچوقت اینجور تجربه هایی نداشتن.

00:27:35.116 --> 00:27:36.826
‫اولین کاری که میکنی،

00:27:36.867 --> 00:27:41.331
‫اینه که مشخص کنی سهم
‫خودت در این شکست چی بوده.

00:27:41.372 --> 00:27:43.749
‫و جین شروع کردن به گفتن اینکه

00:27:45.084 --> 00:27:48.712
‫ما همگی در مرگ خدمه مسئولیم.

00:27:51.048 --> 00:27:54.135
‫که وظیفه‌ی خودمون رو انجام ندادیم.

00:27:54.177 --> 00:27:56.429
‫می‌تونستیم پیش مدیر برنامه بریم و بگیم:

00:27:56.471 --> 00:27:58.306
‫ببین ما آماده نیستیم
‫ولی اینکارو نکردیم.

00:27:58.348 --> 00:28:01.725
‫بنابراین، تصمیم گرفتیم هرگز
‫این کارو دوباره انجام ندیم.

00:28:01.767 --> 00:28:05.687
‫تیم های ما در کنترل ماموریت با
‫دو کلمه شناخته میشن...

00:28:05.729 --> 00:28:10.067
‫بهمون گفت، ازتون میخوام
‫برگردین به دفترهاتون...

00:28:10.115 --> 00:28:13.369
‫و روی تخته سیاه، یا سفیدی که دارین

00:28:13.404 --> 00:28:16.366
‫بنویسین:
‫"سرسخت و لایق"

00:28:17.825 --> 00:28:20.911
‫و نمیخوام هیچوقت پاکش کنین.

00:28:20.953 --> 00:28:23.289
‫سرسخت: هرگز قرار نیست از زیر
‫بار مسئولیت شانه خالی کنیم

00:28:23.331 --> 00:28:26.167
‫چون همیشه مسئول
‫کاری هستیم که می‌کنیم.

00:28:26.209 --> 00:28:28.252
‫و یا درمورد آپولو 1،
‫کاری که نتونستیم بکنیم.

00:28:28.294 --> 00:28:31.339
‫لایق: هیچ چیزی رو مسلّم فرض نمی‌کنیم

00:28:31.381 --> 00:28:32.590
‫هیچوقت دست از آموختن برنمیداریم.

00:28:32.632 --> 00:28:35.426
‫و بعنوان یه تیم، از این به بعد
‫بی عیب و نقص خواهیم بود.

00:28:36.886 --> 00:28:40.682
‫فکر می کنم این کل نگرش ما رو نسبت به اینکه

00:28:40.723 --> 00:28:44.143
‫کی بودیم و چکار کردیم
‫تغییر داد.

00:28:44.185 --> 00:28:48.272
‫و روی پیشرفت آتی ما در پروازهای
‫فضایی تاثیر گذاشت.

00:29:09.544 --> 00:29:12.338
‫این هم نظر منه و
‫هم نظر خیلی‌های دیگه

00:29:12.380 --> 00:29:15.299
‫که اگه اون اتفاق نیفتاده بود،

00:29:15.341 --> 00:29:18.094
‫هرگز به ماه نمی‌رسیدیم.

00:29:20.137 --> 00:29:24.058
‫اون دوره‌ی موقت پس از آتش سوزی

00:29:24.100 --> 00:29:26.977
‫تنها چیزی بود که مارو از شکست نجات داد.

00:29:27.019 --> 00:29:31.259
‫چون تونستیم یه قدم بریم
‫عقب و بگیم:

00:29:31.284 --> 00:29:33.044
‫مشکل کار چیه؟

00:29:33.069 --> 00:29:35.744
‫برای حلش باید چکار کنیم؟

00:29:37.405 --> 00:29:43.620
‫و این ماجرا کل سازمان رو در ناسا
‫از بالا تا پایین دور هم جمع کرد.

00:29:45.820 --> 00:29:49.000
‫بدون تموم اون اتفاقات ما
‫هیچوقت به اونجا نمی‌رسیدیم.

00:29:56.132 --> 00:29:59.636
‫ما رهبرانی داشتیم، در واقع از بالا

00:29:59.677 --> 00:30:03.681
‫که به ما می‌گفتن، ترتیب کارو بده

00:30:03.723 --> 00:30:07.101
‫و سعی نمیکردن برای ما
‫انجامش بدن.

00:30:10.229 --> 00:30:14.858
‫ما برای آدمهایی کارمیکردیم
‫که رهبران بزرگی بودن.

00:30:14.900 --> 00:30:20.197
‫از کرافت شروع شد و بعدش گیلورث و اونها

00:30:20.239 --> 00:30:21.907
‫آدمهای خودشون رو هدایت میکردن،

00:30:21.949 --> 00:30:25.453
‫و تو هم یاد میگرفتی که آدمهای خودت رو
‫هدایت کنی وقتی که مدیر شدی.

00:30:28.468 --> 00:30:29.876
‫برای رهبر بودن

00:30:29.901 --> 00:30:33.084
‫باید خواهان پذیرش مسئولیت باشین

00:30:33.109 --> 00:30:35.022
‫مسئولیتی که شما رو ملزم
‫به مسئولیت‌پذیری میکنه.

00:30:36.341 --> 00:30:41.385
‫چیزی که آدم‌ها درمورد
‫مدیریت نمی‌دونن اینه که...

00:30:44.180 --> 00:30:47.433
‫اونها متوجه نیستن که
‫اینکار نیاز به تعهد داره.

00:30:48.434 --> 00:30:50.436
‫و اراده‌ی تو به مسئولیت‌پذیری.

00:30:53.690 --> 00:30:57.443
‫من برای گفتن اون چیزهایی
‫که فکر می‌کردم بدنام شدم.

00:30:58.695 --> 00:31:00.822
‫میخوام بشنوم چی میگی

00:31:00.863 --> 00:31:04.408
‫و اگه خوشم نیاد ممکنه بهت سخت بگیرم.

00:31:04.450 --> 00:31:05.951
‫کار سختیه.

00:31:05.993 --> 00:31:10.581
‫برو و با یه ایده‌ی دیگه برگرد،
‫که من خوشم بیاد.

00:31:10.623 --> 00:31:13.668
‫و من این نوع افکار را به افراد
‫ابراز می‌کردم.

00:31:13.710 --> 00:31:18.214
‫اونجا بود که من قدرت مدیریتم رو
‫بدست آوردم.

00:31:18.255 --> 00:31:19.716
‫آدمها خوششون اومد.

00:31:34.319 --> 00:31:37.566
‫در سال 1968،
‫پرواز سرنشین‌دار از سرگرفته شد.

00:31:39.312 --> 00:31:44.000
‫در اکتبر، آپولو 7 ماژول فرماندهی
‫بازطراحی شده را آزمایش کرد.

00:31:44.067 --> 00:31:48.053
‫قرار شد آپولو 8 در ماژول قمری در مدار زمین
‫قرار بگیرد.

00:31:58.087 --> 00:32:02.007
‫آپولو 8 قرار بود یک پرواز در
‫مدار زمین داشته باشه.

00:32:02.049 --> 00:32:06.929
‫قرار بود برای اولین بار
‫با ماژول قمری پرواز کنیم.

00:32:08.931 --> 00:32:13.770
‫مانورهای مختلفی در مدار زمین انجام میدادیم.

00:32:15.855 --> 00:32:19.817
‫ماژول قمری رو به کیپ تحویل دادن

00:32:19.859 --> 00:32:22.653
‫و اون یک قطعه‌ی سخت افزاری وحشتناک بود.

00:32:22.687 --> 00:32:25.940
‫نمی‌تونستن اون لعنتی رو بررسی کنن.

00:32:25.989 --> 00:32:28.284
‫در نتیجه خیلی از برنامه عقب افتادیم.

00:32:28.325 --> 00:32:32.413
‫و نمیشد برنامه ی ماژول فرماندهی و
‫خدماتی رو که خیلی خوب پیش میرفت،

00:32:32.455 --> 00:32:34.624
‫دیگه بموقع انجام داد.

00:32:40.379 --> 00:32:43.299
‫مدیریت ناسا به ان نتیجه رسید که

00:32:43.340 --> 00:32:47.470
‫بیاین از فرصت پروازی که داریم استفاده کنیم.

00:32:47.511 --> 00:32:52.892
‫فرض کنیم که می‌تونیم اصلاحات رو روی
‫ساترن5 اعمال کنیم.

00:32:52.934 --> 00:32:57.688
‫و اجازه بدین به دور زدن دور ماه فکر کنیم.

00:33:01.108 --> 00:33:04.236
‫من گفتم: خدای من این
‫یه پیشنهاد کاملا متفاوته.

00:33:04.278 --> 00:33:07.949
‫خطرات موجود در اون بسیار متفاوته.

00:33:09.742 --> 00:33:12.286
‫و اولین کاری که کردم این بود
‫که افرادم رو صدا کنم،

00:33:12.328 --> 00:33:16.373
‫کسایی که فکر میکردم برای نتیجه گیری درمورد
‫توانایی اجرا یا بالعکس، حضورشون الزامیه.

00:33:18.542 --> 00:33:21.545
‫همه دور هم جمع شدیم
‫هشت الی ده نفر بودیم.

00:33:21.587 --> 00:33:24.966
‫صحبت کردیم و بهشون گفتم داریم به
‫چی فکر می‌کنیم.

00:33:25.007 --> 00:33:28.177
‫با خودم گفتم باید واقعا
‫زده باشه به سرش.

00:33:28.218 --> 00:33:31.889
‫ما راه درازی داشتیم تا زمانی که
‫آماده‌ی انجامش بشیم.

00:33:34.366 --> 00:33:37.202
‫و گفتم حالا میخوام برین...

00:33:37.227 --> 00:33:39.355
‫به نظرم مشکلات ایناست.

00:33:39.396 --> 00:33:41.315
‫حالا میخوام برین و درموردش فکر کنین.

00:33:41.357 --> 00:33:42.859
‫و بگین مشکلاتمون چی‌ها هستن.

00:33:42.900 --> 00:33:44.610
‫و بگید که فکر میکنین
‫بتونیم انجامش بدیم یا نه.

00:33:47.655 --> 00:33:50.407
‫یه آخر هفته‌ی فشرده و پرفشاری بود.

00:33:50.449 --> 00:33:55.872
‫دوشنبه برگشتیم و گفتیم: بله، میتونیم
‫و این محدودیتها رو داریم.

00:34:12.095 --> 00:34:14.139
‫بنابراین از آپولو 7 خارج شدیم

00:34:14.181 --> 00:34:16.014
‫بعد از اینکه همه چیز
‫رو به پایان رسونده بودیم.

00:34:16.039 --> 00:34:18.268
‫و بنگ! همه جا پیچید و می‌پرسیدن

00:34:18.310 --> 00:34:20.521
‫میخواین چکار کنین؟

00:34:22.577 --> 00:34:25.162
‫میخوایم یه فضاپیما رو
‫توی یه مسیر پرتاب کنیم

00:34:25.192 --> 00:34:28.320
‫ولی فقط باید از فاصله‌ی
‫شصت مایلی ماه رد بشه.

00:34:31.574 --> 00:34:33.200
‫باور نکردنی بود.

00:34:35.578 --> 00:34:37.580
‫اگه همه چیز خوب پیش بره

00:34:37.621 --> 00:34:40.165
‫ده دقیقه به دوی بعد از ظهر شنبه

00:34:40.207 --> 00:34:42.292
‫که هشت صبح اینجاست،

00:34:42.334 --> 00:34:45.838
‫بورمن، لاول و اندرس اون تو میشینن
‫و یک دقیقه بعد پرتاب میشن به ماموریتی که

00:34:45.880 --> 00:34:50.217
‫نسبت به اون‌چیزی که آمریکایی‌ها تا
‫بحال از سر گذروندن خطرات بیشتری داره.

00:34:50.259 --> 00:34:53.009
‫اون هم با موشکی که فقط
‫دوبار از زمین پرواز کرده.

00:35:30.674 --> 00:35:32.676
‫آپولو 8 خوب بنظر میرسی.

00:35:32.718 --> 00:35:36.388
‫ما بنظرخوبیم.

00:35:49.026 --> 00:35:52.029
‫آپولو 8، هیوستون. میرین
‫برای مرحله‌ی بعد. تمام!

00:35:52.071 --> 00:35:53.322
‫دریافت شد.

00:36:01.038 --> 00:36:04.198
‫کاری که ما در مرکز کنترل انجام میدادیم

00:36:04.223 --> 00:36:07.545
‫واقعا حس باشکوهی داشت.

00:36:07.656 --> 00:36:09.345
‫هر عددی رو چهار بار بررسی میکردیم

00:36:09.396 --> 00:36:11.910
‫قبل از اینکه برای خدمه بفرستیمش.

00:36:11.935 --> 00:36:14.159
‫هیچکس با کس دیگه ای حرف نمیزد،

00:36:14.184 --> 00:36:15.517
‫اما با نگاه کردن به اطراف،

00:36:15.542 --> 00:36:17.125
‫می‌شد فهمید که

00:36:17.150 --> 00:36:20.862
‫آره، اونم داره به همون چیزی فکر میکنه
‫که من فکر میکنم.

00:36:20.887 --> 00:36:24.391
‫این دیگه شبیه‌سازی نیست، این واقعیه.

00:36:25.705 --> 00:36:27.898
‫آپولو 8، هیوستون

00:36:28.594 --> 00:36:29.873
‫بگو هیوستون

00:36:29.898 --> 00:36:32.705
‫آپولو8 . ما میریم برای تی ال آی، تمام.

00:36:32.730 --> 00:36:35.470
‫دریافت شد. متوجه
‫شدم ما میریم به تی ال آی.

00:36:35.683 --> 00:36:38.575
‫تی ال آی:
‫ورود به مدار انتقال ماه

00:36:38.617 --> 00:36:40.870
‫وقتی اینکارها رو انجام میدادن دیگه
‫میدونستی رفتی که رفتی.

00:36:40.911 --> 00:36:43.622
‫یعنی دیگه وقتی نبود برای برگشتن.

00:36:43.664 --> 00:36:45.875
‫جز اینکه برن ماه رو دور بزنن و برگردن.

00:36:48.952 --> 00:36:51.955
‫حالا شمارش آغاز میشه
‫دو...

00:36:51.980 --> 00:36:53.148
‫یک...

00:36:53.719 --> 00:36:55.165
‫<i>احتراق</i>

00:36:55.968 --> 00:36:59.138
‫این مارو در مسیر ماه قرار داد.

00:36:59.180 --> 00:37:02.599
‫25000 مایل در ساعت، تمام راه،

00:37:02.641 --> 00:37:05.144
‫و ما حقیقتا اگه میخواستیم
‫میتونستیم

00:37:05.169 --> 00:37:07.796
‫تموم راه رو تا ماه بریم.

00:37:09.732 --> 00:37:12.068
‫مسیر، هدایت، دینامیک پرواز،

00:37:12.109 --> 00:37:15.529
‫همه در ردیف جلو که بهش
‫میگن سنگر این مرکز کنترل

00:37:15.571 --> 00:37:18.074
‫میگن خوشحالن، این شامل پرتابگر هم میشد.

00:37:33.064 --> 00:37:35.056
‫آپولو 8، هیوستون
‫اوضاع‌تون به نظر خوبه.

00:37:35.081 --> 00:37:36.373
‫درست توی مسیری که باید هستین.

00:37:36.398 --> 00:37:37.923
‫دریافت شد آپولو 8.

00:37:46.143 --> 00:37:47.895
‫در ماموریت آپولو 8،

00:37:47.937 --> 00:37:50.710
‫من مستقیما درگیر نبودم.

00:37:51.982 --> 00:37:54.276
‫و این افتخار نصیبم شد،
‫و واقعا افتخاری بود...

00:37:54.317 --> 00:37:56.820
‫حس کردن احساساتی که

00:37:56.862 --> 00:38:00.282
‫مطمئنم همه‌ی بچه‌های نظارت
‫این حس بهشون دست داده بود.

00:38:02.627 --> 00:38:06.872
‫این حس که تمام مردم جهان دارن
‫تماشا میکنن،

00:38:06.914 --> 00:38:11.501
‫یعنی همه داشتن رفتن این گروه به ماه
‫و شرح تجربیات‌شون رو دنبال میکردن.

00:38:23.264 --> 00:38:26.600
‫و جای اینکه تمرکزم
‫روی رخداد بعدی باشه

00:38:26.642 --> 00:38:28.769
‫کار بعدی، فراخوان بعدی چه موقعه...

00:38:28.811 --> 00:38:31.272
‫میتونستم بگم، خدایا چقدر زیباست.

00:38:31.313 --> 00:38:34.766
‫منظورم اینه که در طول عمرم
‫نمی‌تونم به جایی فکر کنم که

00:38:34.806 --> 00:38:37.613
‫بیشتر از اتاق کنترل ماموریت

00:38:37.638 --> 00:38:39.670
‫دلم بخواد اونجا باشم.

00:38:41.433 --> 00:38:44.213
‫24 دسامبر 1968

00:38:46.411 --> 00:38:48.538
‫اینجا مرکز کنترل آپولو در هیوستونه

00:38:48.580 --> 00:38:52.084
‫68 ساعت و 52 دقیقه تا پرواز آپولو مونده.

00:38:52.126 --> 00:38:55.171
‫در این زمان، گلین لونی اتاق رو دور زده

00:38:55.212 --> 00:38:58.548
‫و با تیم کنترل پرواز وضعیت رو کنترل کرده.

00:38:58.590 --> 00:39:01.677
‫چشم انتظاریم و در حالت آماده باش.

00:39:01.718 --> 00:39:04.429
‫و اینجا کنترل آپولو در هیوستونه.

00:39:04.471 --> 00:39:06.348
‫برو بریم!

00:39:06.389 --> 00:39:08.809
‫من برای قرار گرفتن در مدار ماه
‫سر پستم بودم

00:39:08.851 --> 00:39:11.728
‫و شروع کردیم به پایین رفتن به سمت ماه،

00:39:11.770 --> 00:39:14.690
‫و شروع کرد به افزایش یافتن.

00:39:14.731 --> 00:39:16.358
‫دور ماه یه مدار دو ساعته هست.

00:39:16.399 --> 00:39:18.110
‫وقتی میری پشت ماه،

00:39:18.135 --> 00:39:20.155
‫حدودا 50 دقیقه از جایی که نمیتونین

00:39:20.241 --> 00:39:22.741
‫فضاپیما رو ببینین
‫فاصله دارین.

00:39:23.056 --> 00:39:25.634
‫خب، این یک احساس بسیار وهم‌آور بود.

00:39:25.659 --> 00:39:28.329
‫منظورم اینه که ما داشتیم میرفتیم ماه،

00:39:28.370 --> 00:39:33.334
‫تموم راه با خدمه حرف میزدیم.

00:39:33.375 --> 00:39:34.918
‫و بعد یهو سیگنال‌ها رو از دست دادیم.

00:39:34.960 --> 00:39:37.587
‫تماس از دست رفت و دیگه نمی‌شد
‫باهاشون حرف زد.

00:39:38.418 --> 00:39:39.964
‫آپولو 8، هیوستون

00:39:40.052 --> 00:39:42.618
‫یک دقیقه مونده تا از بین رفتن سیگنال،
‫از کار افتادن تمام سیستم‌ها.

00:39:43.350 --> 00:39:45.876
‫سفر بسلامت رفقا!

00:39:47.406 --> 00:39:49.426
‫تشکر از تمام نیروها.

00:39:49.451 --> 00:39:52.390
‫اون طرف می‌بینمتون.

00:39:53.854 --> 00:39:59.109
‫کنترل ماموریت گفت، در فلان زمان
‫ارتباطتون‌رو با ما از دست خواهید داد،

00:39:59.151 --> 00:40:02.526
‫و بعدش در جایی هستی که ارتباطت از دست رفته.

00:40:17.627 --> 00:40:23.008
‫توی مرکز کنترل اگه یه سوزن میفتاد زمین
‫می‌تونستی صداش رو بشنوی.

00:40:23.050 --> 00:40:26.887
‫اولین باری بود که میرفتیم پشت ماه.

00:40:26.929 --> 00:40:29.973
‫نمیتونین ببینیدش و ما هم همینطور.
‫هیچ دیتایی هم ندارین.

00:40:30.015 --> 00:40:33.476
‫بنابراین در پشت ماه بسیار وابسته به
‫عملکرد بی عیب و نقصه فضاپیما هستین.

00:40:33.518 --> 00:40:37.064
‫چون ممکنه از پشت ماه به هرجایی بره.

00:40:37.089 --> 00:40:39.883
‫حتی ممکن بود بره به سطح ماه.

00:40:39.908 --> 00:40:41.743
‫یا اینکه بره سمت فضای بی‌انتها.

00:40:41.768 --> 00:40:44.230
‫اگه موتور خراب میشد
‫یا کامپیوتر از کار میفتاد.

00:40:46.240 --> 00:40:47.950
‫واسه همین بشدت عصبی بودم.

00:40:57.667 --> 00:40:59.836
‫باید یک مانور در پشت ماه انجام می‌دادن.

00:40:59.878 --> 00:41:03.006
‫تا سرعت رو پایین بیارن و توی
‫مدار اطراف ماه بمونن.

00:41:03.048 --> 00:41:04.758
‫اگه این مانور رو انجام میدادن

00:41:04.800 --> 00:41:09.221
‫در یه زمانی در دید زمین قرار میگرفتن.

00:41:09.263 --> 00:41:12.849
‫اگه انجامش نمیدادن، در یه زمان دیگه
‫در دید زمین قرارمیگرفتن.

00:41:12.891 --> 00:41:15.727
‫و ما دو تا تنظیم برای شمارش  معکوس داشتیم.

00:41:15.769 --> 00:41:18.063
‫و میتونستیم براساس هر دوی اونها
‫شمارش معکوس رو انجام بدیم.

00:41:28.282 --> 00:41:30.117
‫کنترل آپولو هیوستون،

00:41:30.159 --> 00:41:33.078
‫یک دقیقه تا زمان پیش‌بینی شده.

00:41:35.885 --> 00:41:38.038
‫آپولو، هیوستون، تمام!

00:41:41.378 --> 00:41:43.297
‫کنترل آپولو هیوستون،

00:41:43.339 --> 00:41:47.217
‫جری‌کار تماس گرفته، ما منتظریم.

00:41:47.259 --> 00:41:50.049
‫هنوز پیغامی نگرفتیم ولی منتظریم.

00:42:04.269 --> 00:42:06.162
‫آپولو8، هیوستون، تمام!

00:42:13.702 --> 00:42:15.537
‫پیام رو گرفتیم. گرفتیم.

00:42:15.578 --> 00:42:20.042
‫آپولو8 الان در مدار ماهه.

00:42:25.881 --> 00:42:28.050
‫مطمئن بودیم که بزودی جواب میدن.

00:42:28.091 --> 00:42:31.094
‫مانور خوب پیش رفته بود، روی مدار بودن.

00:42:31.136 --> 00:42:33.389
‫تو این اتاق شادی برپا شد.

00:42:33.430 --> 00:42:35.265
‫اینجا کنترل آپولو
‫هیوستون الان

00:42:35.307 --> 00:42:37.559
‫صدای جیم لاول رو می‌شنوین.

00:42:38.914 --> 00:42:40.141
‫مانور کامل شد.

00:42:40.166 --> 00:42:44.559
‫موقعیت مداری‌مون
‫116.9 در 60.5

00:42:45.503 --> 00:42:47.570
‫آپولو 8، اینجا هیوستونه
‫دریافت شد.

00:42:47.595 --> 00:42:49.055
‫خوشحالیم که صدات رو می‌شنویم.

00:42:53.658 --> 00:42:55.369
‫نفس راحتی کشیدیم.

00:42:55.411 --> 00:42:58.080
‫فهمیدیم لااقل همه چیز پایداره.

00:42:58.105 --> 00:43:01.551
‫حالا مساله این بود که آیا میتونیم
‫از مدارخارجشون کنیم؟

00:43:03.419 --> 00:43:04.753
‫میتونم بگم که همه‌مون،

00:43:04.794 --> 00:43:06.838
‫کل روزی رو که در مدار ماه بودیم

00:43:06.863 --> 00:43:09.282
‫تو مرکز کنترل گذروندیم.

00:43:10.217 --> 00:43:11.718
‫همه به‌شدت درگیر بودن.

00:43:13.512 --> 00:43:17.558
‫وقتی داشتیم به پایان روز میرسیدیم،

00:43:17.599 --> 00:43:21.937
‫فرانک بورمن اومد و گفت
‫اونها یه چیزی میخوان بگن.

00:43:24.259 --> 00:43:26.799
‫داریم به طلوع ماه نزدیک میشیم.

00:43:27.399 --> 00:43:30.975
‫برای تموم آدمهای روی زمین

00:43:31.000 --> 00:43:32.494
‫خدمه ی آپولو 8

00:43:33.297 --> 00:43:35.931
‫پیامی داریم که براتون بفرستیم.

00:43:37.504 --> 00:43:40.673
‫فقط داشتم نگاه میکردم که
‫تو فضاپیما داره چی میگذره.

00:43:40.698 --> 00:43:42.325
‫همه چیز نمادین بود.

00:43:44.340 --> 00:43:47.676
‫و بعدش ...
‫فرانک بورمن،

00:43:47.712 --> 00:43:50.799
‫گفت که در آغاز...

00:43:53.313 --> 00:43:55.413
‫" خداوند آسمان و زمین را آفرید."

00:43:57.274 --> 00:44:00.034
‫و زمین بی شکل بود و تهی،

00:44:00.705 --> 00:44:03.298
‫و تاریکی براعماق سایه افکنده بود.

00:44:08.024 --> 00:44:10.478
‫انگار یه تن آجر روی سرم ریختن.

00:44:11.111 --> 00:44:13.947
‫و برای تموم افرادی که تو مرکز
‫کنترل ماموریت بودن هم، همینطور.

00:44:13.989 --> 00:44:17.951
‫حالا با ایمان بودن یا نه
‫ولی عین یه تن آجر بود براشون.

00:44:17.993 --> 00:44:20.870
‫باعث شد موهای روی گردنم سیخ بشه.

00:44:28.666 --> 00:44:32.052
‫و روح خدا برروی آب‌ها حرکت کرد.

00:44:32.975 --> 00:44:35.642
‫و خدا گفت: بگذار نور باشد.

00:44:51.943 --> 00:44:55.572
‫لحظه‌ی عجیبی بود.

00:44:56.865 --> 00:44:59.576
‫هیچکدوم از ما نمیدونستیم
‫قراره این اتفاق بیفته.

00:44:59.618 --> 00:45:04.122
‫و بدون هیچ شرمساری اعتراف میکنم
‫که داشتم گریه میکردم.

00:45:06.470 --> 00:45:08.943
‫و خدا گفت: بگذار آب‌های زیر آسمان‌ها

00:45:08.973 --> 00:45:11.062
‫همه در یکجا گرد هم آیند.

00:45:11.087 --> 00:45:14.715
‫روی همه تاثیر گذاشت.

00:45:14.757 --> 00:45:16.759
‫اگه چهل سال هم بهش فکر کنی،

00:45:16.801 --> 00:45:20.639
‫و از خودت بپرسی، از این بهتر
‫ چی میتونست بگه

00:45:20.667 --> 00:45:22.918
‫پاسخ دیگه‌ای پیدا نمیکردی.

00:45:22.943 --> 00:45:24.987
‫و خدا دید که خوب است.

00:45:25.012 --> 00:45:28.390
‫ما مهندسها، شاعر نیستیم.

00:45:28.480 --> 00:45:31.024
‫تو این کار خوب نیستیم ولی...

00:45:31.049 --> 00:45:33.569
‫میخوام بگم تاثیر خیلی عمیقی رومون گذاشت.

00:45:33.622 --> 00:45:35.969
‫روی تموم کسانی که تو مرکز کنترل بودن.

00:45:39.050 --> 00:45:40.977
‫از طرف خدمه‌ی آپولو8

00:45:41.570 --> 00:45:43.177
‫با شب بخیر حرفمون‌رو
‫تموم میکنیم.

00:45:43.770 --> 00:45:44.790
‫موفق باشید.

00:45:45.390 --> 00:45:46.543
‫کریسمس مبارک!

00:45:47.023 --> 00:45:48.583
‫خدا همگیتون‌رو حفظ کنه.

00:45:49.117 --> 00:45:50.950
‫همه‌ی شمارو روی زمین خوب.

00:46:09.688 --> 00:46:13.567
‫یک فیلمنامه نویس هم
‫نمی‌تونست بهتر از این کار کنه.

00:46:13.609 --> 00:46:18.905
‫سال 1968 در امریکا، یک سال پر از فاجعه،

00:46:18.947 --> 00:46:23.034
‫بخاطر جنگ ویتنام، انتخابات،

00:46:23.068 --> 00:46:26.488
‫شورشها و کشته شدن دو تن از افراد برجسته.

00:46:29.490 --> 00:46:35.787
‫خاتمه دادن به این سال با رفتن دور ماه در شب
‫قبل از کریسمس،

00:46:36.797 --> 00:46:40.135
‫همه چیزو سروسامون داد.

00:46:46.182 --> 00:46:48.477
‫اسپایدر گامدراپ، می‌تونم جت‌هات رو
‫ببینم که شعله میکشن.

00:46:48.518 --> 00:46:50.145
‫خیلی روشن و واضح.

00:46:50.742 --> 00:46:56.126
‫آپولو 9 بالاخره ماژول
‫قمری را آزمایش کرد.

00:46:59.214 --> 00:47:05.111
‫آپولو 10، آن را به دور ماه برد.

00:47:08.657 --> 00:47:13.737
‫تمرینات مدام سخت و سخت‌تر می‌شدند.

00:47:16.546 --> 00:47:20.509
‫دیوونه‌وار کار می‌کردیم.

00:47:20.550 --> 00:47:25.846
‫در روز ده دوازده بار پرتاب
‫رو شبیه‌سازی می‌کردیم.

00:47:25.888 --> 00:47:27.557
‫و این واقعا طاقت فرسا بود.

00:47:27.599 --> 00:47:29.643
‫خیلی درگیر این پروازها بودیم،

00:47:29.685 --> 00:47:32.354
‫تمرینشون میدادیم و این چیزها.

00:47:32.395 --> 00:47:37.317
‫انقدر که زمان کافی برای
‫اینکه قدر اون لحظات‌رو بدونیم، نداشتیم.

00:47:37.359 --> 00:47:39.820
‫این نوع کار به خونواده آسیب وارد میکنه.

00:47:39.860 --> 00:47:41.488
‫ما خیلی خونه نبودیم.

00:47:41.530 --> 00:47:44.366
‫همسران‌مون همه چیزرو بعهده میگرفتن
‫و انجام میدادن.

00:47:44.407 --> 00:47:46.785
‫اونها قبضها رو پرداخت میکردن.

00:47:46.827 --> 00:47:48.537
‫همه کارو انجام میدادن.

00:47:48.578 --> 00:47:51.373
‫اگه برگردم و از اول شروع کنم،

00:47:51.414 --> 00:47:53.082
‫اون کارو نمیکنم.

00:47:54.793 --> 00:47:57.212
‫تاثیر خیلی زیادی روی خونواده‌م گذاشت.

00:47:58.963 --> 00:48:01.675
‫ناسا تموم وقت منو میگرفت.

00:48:13.978 --> 00:48:16.272
‫تیم شبیه‌سازی یه اتاق خیلی کوچیک داشت

00:48:16.314 --> 00:48:17.733
‫درست جلوی مرکز کنترل.

00:48:17.774 --> 00:48:20.736
‫با پنجره‌هایی که اونها میتونیتن مارو ببینن.

00:48:20.777 --> 00:48:25.448
‫وقتی ما شبیه سازی میکردیم که یه جور
‫تمرین آموزشی بود،

00:48:25.490 --> 00:48:29.311
‫و شامل مرکز کنترل،
‫و خدمه میشد،

00:48:29.336 --> 00:48:33.056
‫چون خدمه‌ی واقعی خودشون
‫توی شبیه‌ساز بودن.

00:48:33.089 --> 00:48:37.301
‫و از نظر دیتا و صدا، همه به هم متصل بودیم.

00:48:41.130 --> 00:48:45.343
‫بنابراین واقعا راهی برای بررسی تمام
‫سیستم‌های زمینی،

00:48:45.385 --> 00:48:48.597
‫و پیشرفت روند کار بود.

00:48:48.638 --> 00:48:52.004
‫چون اگه با شبیه ساز درست انجام نمیشد
‫در وضعیت واقعی هم انجام نمیشد.

00:48:59.691 --> 00:49:01.777
‫به بچه‌های شبیه‌سازی پرتاب می‌گفتم:

00:49:01.818 --> 00:49:05.071
‫اونایی که اون بیرون میخوان ما رو بگیرن.

00:49:05.113 --> 00:49:08.199
‫اونها فقط دائم مشکلات‌رو مینداختن سمت ما.

00:49:08.241 --> 00:49:11.286
‫سعی میکردن به چالشمون بکشن
‫و ببینن چکار میکنیم.

00:49:13.789 --> 00:49:18.376
‫در نیمه‌های شبیه‌سازی فرود بودیم،

00:49:20.211 --> 00:49:22.631
‫و این هشدار برنامه‌رو
‫در کامپیوتر دریافت کردیم.

00:49:23.799 --> 00:49:25.759
‫1201،1202

00:49:25.801 --> 00:49:28.969
‫همه مونده بودن که این 1201، 1202
‫دیگه چه کوفتیه؟

00:49:30.889 --> 00:49:34.768
‫هشدارهای برنامه راهی بود که
‫کامپیوتر به ما می گفت،

00:49:34.810 --> 00:49:36.561
‫"دارین از من زیاد کار می‌کشین."

00:49:36.603 --> 00:49:39.272
‫میدونین برای ما خیلی ناآشنا بود.
‫لااقل برای من.

00:49:40.565 --> 00:49:42.358
‫با اتاق پشتیبانی‌م تماس گرفتم،

00:49:42.400 --> 00:49:48.907
‫جک گارمن متخصص برنامه‌های کامپیوتر بود ولی
‫نمیدونست یعنی چی.

00:49:48.949 --> 00:49:49.876
‫بنابراین گفتم:

00:49:49.901 --> 00:49:54.011
‫پرواز یه چیزی شده ولی نمیدونم چیه.

00:49:54.036 --> 00:49:55.292
‫ناتمام رها کنید!

00:49:56.748 --> 00:49:58.708
‫در کنترل ماموریت، وقتی ما قوانین
‫ماموریت‌رو مینوشتیم،

00:49:58.750 --> 00:50:01.670
‫دو نشانه لازم دشتیم برای
‫ناتمام رها کردن ماموریت.

00:50:01.711 --> 00:50:04.255
‫وقتی جلسه‌ی توجیه و بررسی رو
‫شروع کردیم،

00:50:04.297 --> 00:50:06.549
‫ناظر شبیه‌سازی اومد تو و گفت:

00:50:06.591 --> 00:50:08.844
‫شما یه نشونه داشتین،
‫نشونه‌ی دیگه‌تون چی بود؟

00:50:10.303 --> 00:50:13.431
‫و کل اتاق در سکوت محض بود.

00:50:13.473 --> 00:50:16.434
‫وقتی توجیه و بررسی تموم شد،

00:50:16.476 --> 00:50:20.104
‫جین گفت، میخوام تیم رو جمع کنی

00:50:20.146 --> 00:50:24.526
‫و به من بگین با کدوم هشدارها ادامه
‫میدین و با کدومها نه.

00:50:24.567 --> 00:50:26.945
‫واسه همین گفتم، جک
‫ام‌آی‌تی رو دور هم جمع کن.

00:50:26.987 --> 00:50:30.114
‫آدمهایی که این کامپیوترو ساختن
‫و هر کسی دیگه‌ای که میتونی.

00:50:30.156 --> 00:50:33.284
‫فهرست رو بیار
‫و برام  توضیح بده.

00:50:33.326 --> 00:50:34.995
‫و این چیزیه که ما بعنوان قانون مینویسیم

00:50:35.035 --> 00:50:36.663
‫و جک هم دقیقا همینکارو کرد.

00:50:37.856 --> 00:50:40.214
‫<i>هدف ماه</i>

00:50:41.960 --> 00:50:47.089
‫برج های رویایی کیپ کندی، سکوهای پرتاب
‫برای ایده‌های بلندپروازانه.

00:50:55.264 --> 00:50:57.392
‫کالینز، آرمسترانگ و آلدرین

00:50:57.433 --> 00:51:00.436
‫سه مردی که برای تاریخی‌ترین
‫ماموریت نوع بشر انتخاب شدن،

00:51:00.478 --> 00:51:03.940
‫که به دنیای تازه برسن و
‫با دستی پر از خاک برگردن.

00:51:03.982 --> 00:51:06.568
‫داشنمندان خیلی خوشحال نبودن.

00:51:06.609 --> 00:51:09.529
‫چون هرچیزی که میخواستن رو انجام ندادیم.

00:51:09.571 --> 00:51:11.907
‫بهشون گفتم،

00:51:11.948 --> 00:51:16.703
‫ببینین، دیگه به هرچی شماها میخواین
‫گوش نمیدم.

00:51:16.745 --> 00:51:18.872
‫گفتم: ما داریم میریم ماه.

00:51:18.914 --> 00:51:20.415
‫روی ماه فرود میایم.

00:51:20.456 --> 00:51:22.959
‫و هر چه سریعتر از اونجا برمیگردیم.

00:51:23.001 --> 00:51:25.461
‫و تازه تو همین فرصت چند تا نمونه هم
‫براتون میاریم.

00:51:25.503 --> 00:51:28.464
‫مطمئن باشین فضاپیما آماده‌ی پروازه
‫و ما داریم برمیگردیم.

00:51:28.506 --> 00:51:30.592
‫چون میخوایم به خودمون ثابت کنیم که

00:51:30.617 --> 00:51:32.749
‫همه‌ی چیزهایی که بهشون فکر میکردیم،

00:51:32.779 --> 00:51:35.946
‫پرواز به اونجا و بازگشت به زمین
‫به درستی و خوبی انجام شده.

00:51:38.707 --> 00:51:40.440
‫20جولای 1969

00:51:47.275 --> 00:51:50.695
‫نوبت آپولو 11 بود.

00:51:50.737 --> 00:51:54.741
‫مرکز کنترل سرشار از احساسات بود.

00:51:54.783 --> 00:51:56.659
‫تیم خیالشون راحت بود.

00:51:56.701 --> 00:52:01.330
‫تیم راضی بود از اینکه همه کارو انجام داده،
‫کارهایی که میدونستیم چطور انجام بدیم،

00:52:01.372 --> 00:52:05.085
‫تا مطمئن بشیم این پرواز تا حد ممکن
‫در امنیت انجام میشه.

00:52:06.962 --> 00:52:09.129
‫ما یه نگهبان داشتیم.

00:52:09.171 --> 00:52:11.883
‫اون مرد خیلی پرانرژی بود.

00:52:11.916 --> 00:52:15.335
‫میاد و میگه آقای کرنز، امروز فرود میایم؟

00:52:15.386 --> 00:52:17.722
‫و یهو همه چیز فرق کرد.

00:52:17.764 --> 00:52:20.475
‫اتاق از قبل داشت پر میشد.

00:52:20.516 --> 00:52:25.521
‫نه تنها در کنترل ماموریت که کارکنانی که
‫شیفت‌شون بود داشتن میومدن سر کار،

00:52:25.563 --> 00:52:28.608
‫بلکه، بازدیدکننده‌هایی داشتیم که
‫داشتن از اتاق بازدید میکردن،

00:52:28.650 --> 00:52:33.237
‫و پر شده بود از مدیران ناسا که

00:52:33.279 --> 00:52:36.032
‫اصلا هیچ ربطی به آپولو نداشتن.

00:52:38.534 --> 00:52:42.747
‫مضطرب بودم، این اتفاق بزرگی بود.

00:52:42.789 --> 00:52:46.626
‫حسابی روی کار تمرکز کرده بودم
‫و واقعا هیجان‌انگیز بود.

00:52:46.668 --> 00:52:50.005
‫به این معنی که امروز همون روزه
‫ما انجامش میدیم.

00:52:56.120 --> 00:52:57.870
‫دریافت شد،
‫ایگل منفصل شد.

00:52:58.151 --> 00:53:00.328
‫- اوضاع چطوره؟
‫- ایگل* بال داره. (عقاب)

00:53:00.353 --> 00:53:01.843
‫دریافت شد.

00:53:17.814 --> 00:53:20.088
‫به نظرم ماشین خوشگلی
‫اونجا روی هوا دارین ایگل.

00:53:20.113 --> 00:53:21.739
‫فارغ از اینکه چپه‌ست.

00:53:23.561 --> 00:53:25.278
‫یه نفر چپه‌ست.

00:53:29.618 --> 00:53:31.202
‫همه چیز طبق برنامه بود.

00:53:31.236 --> 00:53:34.157
‫ما به طور کامل، مطابق با
‫ برنامه‌ی پرواز بودیم.

00:53:35.257 --> 00:53:38.553
‫یک کنفرانس خصوصی داشتیم،

00:53:38.594 --> 00:53:41.848
‫که فقط برای افراد اتاق کنترل امکان
‫حضور وجود داشت.

00:53:41.890 --> 00:53:45.476
‫دنیای بیرون نمیتونستن بشنون
‫مدیران نمیتونستن بشنون.

00:53:46.519 --> 00:53:47.979
‫اون فقط با ما حرف میزد.

00:53:49.189 --> 00:53:50.815
‫اساسا من اینو میگم همیشه

00:53:50.857 --> 00:53:53.776
‫که معتقدم ما به دنیا اومدیم برای
‫این روز.

00:53:53.801 --> 00:53:55.386
‫ما قرار بوده که اینجا باشیم.

00:53:57.530 --> 00:54:01.534
‫ما با آماده‌سازی این ماموریت
‫کار بزرگی انجام دادیم.

00:54:01.592 --> 00:54:06.722
‫و بعدش گفتم: پشت هر تصمیمی که بگیرین هستم.

00:54:06.748 --> 00:54:10.459
‫ما بعنوان یه تیم اومدیم تو این اتاق
‫و بعنوان یه تیم هم اینجارو ترک میکنیم.

00:54:14.839 --> 00:54:20.511
‫اون روز رو طوری یادمه
‫که انگار یک ثانیه پیش بود.

00:54:20.553 --> 00:54:24.390
‫همه‌ی کلمات رو یادمه.
‫میتونم بخاطر بیارم چی گفت.

00:54:24.432 --> 00:54:26.935
‫و از اونجا به بعد همه‌چیز فرق کرد.

00:54:33.315 --> 00:54:37.277
‫و گفتم: مامور کنترل زمینی،
‫برو توی حالت آماده باش.

00:54:37.319 --> 00:54:40.364
‫بعدش رفت و اتاق کنترل‌رو قفل کرد.

00:54:40.406 --> 00:54:46.412
‫و درها دیگه تا زمان فرود، سقوط یا
‫لغو ماموریت باز نمی‌شد.

00:54:49.707 --> 00:54:51.500
‫اینجا کنترل آپولو،

00:54:51.542 --> 00:54:56.005
‫102 ساعت و 12 دقیقه تا پرواز آپولو یازده.

00:54:56.047 --> 00:55:00.635
‫دو ساعت و 53 ثانیه تا ثبت مجدد سیگنال
‫از فضاپیما باقی مونده.

00:55:00.676 --> 00:55:02.511
‫21 دقیقه و 23 ثانیه

00:55:02.553 --> 00:55:06.057
‫از ابتدای فرود نیرومندانه به سطح ماه.

00:55:09.421 --> 00:55:11.173
‫کنترل مناسب در وضعیت مانور.

00:55:11.198 --> 00:55:12.241
‫دریافت شد.

00:55:13.773 --> 00:55:15.517
‫هیوستون، ایگل.
‫وضعیت چطوره؟

00:55:15.542 --> 00:55:18.318
‫سیگنال مناسب، ایگل.
‫منتظر گزارش مانورتون هستیم. تمام.

00:55:19.428 --> 00:55:23.515
‫اینجا ماهه و اینم مداری که توش هستی.

00:55:23.540 --> 00:55:27.544
‫پی‌دی‌آی، آغاز فرود قدرتمند.

00:55:29.122 --> 00:55:32.875
‫کرانز میرفت جاهای مختلف و می‌پرسید:
‫مجاز یا غیرمجاز؟

00:55:32.917 --> 00:55:35.419
‫باید می‌گفتین "مجاز" وگرنه
‫مانور رو شروع نمی‌کردیم.

00:55:35.461 --> 00:55:37.130
‫- افسر موشک اضافی؟
‫- مجاز.

00:55:37.172 --> 00:55:38.089
‫- افسر دینامیک پرواز؟
‫- مجاز

00:55:38.131 --> 00:55:39.048
‫- افسر راهنما؟
‫- مجاز.

00:55:39.090 --> 00:55:39.966
‫- افسر کنترل؟
‫- مجاز.

00:55:40.008 --> 00:55:40.842
‫-  مخابرات؟
‫- مجاز.

00:55:40.883 --> 00:55:41.974
‫- هدایت، ناوبری و کنترل؟
‫- مجاز.

00:55:41.999 --> 00:55:43.178
‫- امنیت و ارتباطات؟
‫- مجاز.

00:55:43.219 --> 00:55:46.306
‫کپ‌کام، آماده‌ی ادامه‌ی پی‌دی‌آی هستیم.

00:55:46.346 --> 00:55:47.932
‫چالش اصلی این بود که،

00:55:47.974 --> 00:55:51.727
‫وقتی میخوایم فرود بیایم،اطلاعات
‫کافی رو کسب کردیم؟

00:55:51.769 --> 00:55:55.148
‫مجبور بودیم اطلاعات
‫کامپیوتر رو بروزرسانی کنیم،

00:55:55.190 --> 00:55:57.483
‫از لحاظ ارتفاع از سطح ماه.

00:55:59.252 --> 00:56:00.753
‫خیله‌خب، دیتا رو گرفتیم.

00:56:00.778 --> 00:56:02.071
‫رادار، پرواز خوب بنظر میاد.

00:56:02.113 --> 00:56:03.405
‫دریافت شد.

00:56:03.430 --> 00:56:04.723
‫خبر خوبی بود.

00:56:04.748 --> 00:56:08.502
‫رادار فرود از 39000 پایی
‫سیگنال میگیره.

00:56:08.527 --> 00:56:10.863
‫فکر کردم مشکل بزرگی که
‫در طی روز داشتیم تموم شد.

00:56:12.123 --> 00:56:14.750
‫ولی متاسفانه تازه شروع شده بود.

00:56:15.670 --> 00:56:16.730
‫هشدار برنامه!

00:56:17.712 --> 00:56:19.088
‫آماده باش!

00:56:19.739 --> 00:56:20.992
‫دوزاده صفر دوئه!

00:56:21.759 --> 00:56:22.599
‫1202

00:56:22.800 --> 00:56:27.513
‫1202، خدای من یکی از اون کدهایی
‫که قبلا هم طی شبیه‌سازی پرتاب داشتیم.

00:56:27.538 --> 00:56:30.624
‫شبیه‌سازی دقیقا این شکلی نبود
‫ولی خیلی نزدیک بود.

00:56:30.683 --> 00:56:34.812
‫دیوونه‌وار سعی میکردم یادم بیاد
‫این کدوم کده.

00:56:34.854 --> 00:56:37.690
‫وقتی اون هشدار اومد با خودم
‫فکر کردم که به فنا رفتیم.

00:56:38.341 --> 00:56:40.021
‫12... هشدار 1202

00:56:43.154 --> 00:56:45.073
‫آره، عین همون قبلی.

00:56:47.269 --> 00:56:49.989
‫اطلاعات هشدار 1202 رو بهمون بده.

00:56:50.953 --> 00:56:53.789
‫بهمون اطلاع دادن که میگه هشدار 1202.

00:56:54.874 --> 00:56:56.542
‫ولی من داشتم تلاش میکردم یادم بیاد.

00:56:56.584 --> 00:57:00.796
‫جک گارمن داد زد: استیو اون تو
‫فهرستت هست.

00:57:00.838 --> 00:57:03.341
‫و در نهایت یادم اومد که باید برم
‫فهرستم‌رو ببینم.

00:57:03.383 --> 00:57:08.054
‫چند ثانیه قبل از این بود که
‫گفتم،

00:57:08.096 --> 00:57:09.555
‫پرواز رو ادامه میدیم.

00:57:09.597 --> 00:57:11.431
‫با وجود هشدار؟

00:57:11.456 --> 00:57:13.590
‫دریافت شد، با وجود هشدار ادامه میدیم.

00:57:13.650 --> 00:57:16.020
‫اگه دوباره ظاهر نشه
‫میریم.

00:57:16.062 --> 00:57:19.648
‫و تمام اینها شاید 20 ثانیه طول کشید.

00:57:19.690 --> 00:57:23.444
‫ولی همچین چیزی وسط فرود
‫به اندازه‌ی یه عمر طول میکشه.

00:57:23.485 --> 00:57:26.155
‫بیلز میدونست که ماشین هنوز در حال پروازه،

00:57:26.197 --> 00:57:28.699
‫و ما هنوز داشتیم میرفتیم.

00:57:28.733 --> 00:57:31.736
‫دلتا اچ خوب بنظر میاد.

00:57:31.786 --> 00:57:33.913
‫خیله‌خب، همه‌ی کنترل‌کننده‌های پرواز
‫سرجاشون بمونن.

00:57:33.955 --> 00:57:35.373
‫باید خیلی زود سرعتتون رو کاهش بدین.

00:57:35.398 --> 00:57:37.031
‫سر وقت کاهش میدیم.

00:57:38.459 --> 00:57:40.502
‫خیله‌خب، تمام کنترل کننده‌های پرواز
‫آماده‌ی عملیات فرود.

00:57:40.544 --> 00:57:41.462
‫- موشک اضافی؟
‫- مجاز.

00:57:41.503 --> 00:57:42.504
‫- دینامیک؟ راهنما؟
‫- مجاز، مجاز.

00:57:42.546 --> 00:57:43.547
‫- کنترل؟
‫- مجاز.

00:57:43.589 --> 00:57:44.465
‫- ارتباطات؟
‫- مجاز.

00:57:44.506 --> 00:57:46.134
‫- هدایت، ناوبری و کنترل؟
‫- مجاز.

00:57:46.175 --> 00:57:48.094
‫کپ‌کام، میریم برای فرود.

00:57:48.443 --> 00:57:51.016
‫ایگل، هیوستون. میرید که
‫فرود بیاین. تمام.

00:57:53.379 --> 00:57:55.785
‫دریافت شد. فهمیدم. آماده ی فرود.
‫ 3000فوت.

00:57:55.826 --> 00:57:56.946
‫ما هشدار دریافت کردیم.

00:57:57.439 --> 00:57:58.146
‫1201

00:57:58.433 --> 00:57:59.146
‫1201

00:57:59.179 --> 00:58:00.159
‫دریافت شد هشدار 1201

00:58:00.249 --> 00:58:01.732
‫همون قبلیه!
‫به پرواز ادامه میدیم.

00:58:01.774 --> 00:58:02.942
‫باشه ادامه میدیم.

00:58:02.984 --> 00:58:04.684
‫میریم. همون قبلیه. میریم.

00:58:05.111 --> 00:58:07.863
‫و بعد وقتی خواست فرود بیاد

00:58:07.905 --> 00:58:10.532
‫یه تخته سنگ بزرگ اونجا بود
‫و نتونست بشینه.

00:58:10.557 --> 00:58:11.184
‫2000 پا

00:58:11.601 --> 00:58:13.361
‫سیستم راهنمای لغو، 47 درجه.

00:58:13.453 --> 00:58:16.331
‫اونجا دهانه‌هایی وجود داشت
‫و سنگهای بزرگ.

00:58:17.900 --> 00:58:19.166
‫منطقه‌ی صخره‌ایه.

00:58:19.459 --> 00:58:22.544
‫یک نفر گفت که آرمسترانگ
‫فکر می‌کنه شانسش پنجاه پنجاهه.

00:58:22.586 --> 00:58:25.131
‫یا باید فرود میومدن یا ماموریت لغو میشد.

00:58:28.092 --> 00:58:31.887
‫فکر میکنم اون باحال‌ترین یاری بود
‫که اون روز داشتیم.

00:58:31.929 --> 00:58:36.809
‫و او صد بار یا بیشتر در موردش
‫فکر کرده بود، در مورد اون فرود.

00:58:37.029 --> 00:58:38.782
‫600فوت.
‫پایین در 19.

00:58:39.603 --> 00:58:41.189
‫باید ارتفاعش رو کم میکرد،

00:58:41.230 --> 00:58:46.861
‫و بعد بصورت افقی پرواز میکرد
‫تا از منطقه‌ی صخره‌ای رد بشه.

00:58:46.902 --> 00:58:50.614
‫این خودش کلی سوخت اضافه لازم داشت.

00:58:50.656 --> 00:58:54.618
‫همونطور که پایین می‌اومدیم،
‫سنسور سطح پایین خاموش شد،

00:58:54.660 --> 00:58:57.163
‫گفت اگه سوخت از این نقطه پایینتر بیاد...

00:58:57.205 --> 00:58:58.098
‫کاهش ارتفاع.

00:58:58.125 --> 00:58:59.072
‫کاهش ارتفاع.

00:58:59.290 --> 00:59:01.417
‫دیگه داشتیم تقریبا بدون سوخت پرواز میکردیم.

00:59:01.459 --> 00:59:02.751
‫بحران سوخت.

00:59:02.793 --> 00:59:04.670
‫کورنومتر رو روشن کردم.

00:59:04.695 --> 00:59:08.591
‫در ارتفاع کم با یک جی* روی ماه در حال حرکتیم.
‫(شتاب ناشی از گرانش در ماه)

00:59:08.616 --> 00:59:10.176
‫میدونم چقدر سریع سوخت
‫مصرف میکنه،

00:59:10.218 --> 00:59:12.553
‫و میدونم چند ثانیه باقی مونده.

00:59:13.169 --> 00:59:15.072
‫ایگل اوضاع عالیه، میتونی بری.

00:59:15.097 --> 00:59:20.561
‫داشتم مدام وضعیت کنترل ماموریت رو
‫گزارش میدادم.

00:59:20.602 --> 00:59:23.147
‫دیک اسلیتون سمت راستم نشسته بود.

00:59:23.189 --> 00:59:25.483
‫اون مدیر عملیات خدمه‌ی پرواز بود.

00:59:25.525 --> 00:59:27.402
‫زد به پهلوم و

00:59:27.443 --> 00:59:31.739
‫گفت: خفه شو چارلی بذار فرود بیاد.

00:59:31.780 --> 00:59:33.380
‫فکر کنم بهتره آروم باشیم

00:59:33.669 --> 00:59:35.023
‫400 فوت، پایین در ارتفاع 9.

00:59:35.048 --> 00:59:37.467
‫باشه، از این بعد تنها
‫تماس‌هامون درمورد سوخته.

00:59:39.914 --> 00:59:42.666
‫باشه، باب. منتظر تماس‌هاتون هستم.

00:59:42.708 --> 00:59:43.959
‫روی کورنومتر من،

00:59:44.001 --> 00:59:45.878
‫یه تیکه‌ی کوچیک نوار چسب
‫گذاشتم و گفتم

00:59:45.920 --> 00:59:48.839
‫از این لحظه به بعد فقط 60 ثانیه مونده.

00:59:48.881 --> 00:59:51.967
‫یه کمی بعد فقط 30 ثانیه باقی مونده بود.

00:59:52.009 --> 00:59:54.887
‫یه کمی بعدشم شد صفر.

00:59:54.929 --> 00:59:59.392
‫برنامه ریزی کاملا دقیق بود
‫و فضانورد میدونست

00:59:59.434 --> 01:00:00.851
‫وقتی به یک نقطه‌ای برسه

01:00:00.893 --> 01:00:04.605
‫یا باید فرود بیاد یا ماموریت لغوه.

01:00:04.646 --> 01:00:09.277
‫متقاعد شدم که در 100 پایی ماه

01:00:09.318 --> 01:00:12.654
‫اگر هم بهش بگم لغو ماموریت،
‫بازم به فرودش ادامه میده.

01:00:12.738 --> 01:00:15.668
‫75 فوت، اوضاع خوب به نظر میاد.
‫از نصف پایین‌تر.

01:00:15.693 --> 01:00:16.663
‫دریافت شد.

01:00:16.688 --> 01:00:18.369
‫- شصت.
‫- شصت ثانیه.

01:00:18.953 --> 01:00:20.240
‫شصت ثانیه.

01:00:20.788 --> 01:00:23.665
‫اتاق کنترل ساکت شده بود.

01:00:26.668 --> 01:00:32.716
‫انگار همه به میزهای فرماندهی‌شون
‫چسبیده بودن و نفسشون رو حبس کرده بودن.

01:00:32.758 --> 01:00:36.887
‫10الی 12 ثانیه ی آخر
‫اون فرود حسابی سخت بود.

01:00:36.929 --> 01:00:39.390
‫فرود میایم یا نه؟

01:00:39.616 --> 01:00:41.076
‫پایین‌تر میریم تا دو نیم جی.

01:00:41.809 --> 01:00:43.227
‫داشتم به ارتفاع نگاه میکردم

01:00:43.269 --> 01:00:44.770
‫و با خودم فکر کردم
‫نمیتونیم انجامش بدیم.

01:00:44.812 --> 01:00:47.773
‫راهی نبود. ارتفاع برای
‫فرود خیلی زیاد بود.

01:00:47.815 --> 01:00:51.527
‫اما نمیدونستم در یک
‫دهانه‌ی گودال قرار داریم.

01:00:51.569 --> 01:00:54.450
‫و وقتی رسیدن لبه‌ی دهانه...

01:00:54.490 --> 01:00:55.417
‫رسیدن به اینجا،

01:00:55.463 --> 01:00:57.032
‫و داره همچین ارتفاعی به من نشون میده،

01:00:57.074 --> 01:01:00.035
‫وقتی رسیدن به بخش مسطح،

01:01:00.077 --> 01:01:01.703
‫بنگ...ارتفاع یه پرش پله‌ای کرد.

01:01:02.382 --> 01:01:03.109
‫به طرف جلو

01:01:03.422 --> 01:01:04.202
‫به طرف جلو

01:01:05.207 --> 01:01:08.669
‫یه کم بعد باز گفت: گرد و غبار می‌بینم.

01:01:08.710 --> 01:01:11.255
‫یه نفس راحتی کشیدیم.

01:01:11.297 --> 01:01:13.633
‫داریم پایین میایم.
‫دو و نیم.

01:01:13.674 --> 01:01:15.510
‫یه مقدار خاک بردار.

01:01:15.551 --> 01:01:16.733
‫سه فوت.

01:01:16.794 --> 01:01:18.174
‫دو و نیم تا پایین.

01:01:20.181 --> 01:01:21.723
‫چهار به جلو.

01:01:21.765 --> 01:01:23.684
‫چهار به جلو.
‫یه کم میدمش به راست.

01:01:23.725 --> 01:01:25.894
‫سی ثانیه و نیم.

01:01:25.936 --> 01:01:26.937
‫سی ثانیه.

01:01:34.695 --> 01:01:36.197
‫برخورد آرام.

01:01:38.157 --> 01:01:39.617
‫موتور خاموش!

01:01:39.659 --> 01:01:42.036
‫ای‌سی‌ای خارج از فرود.

01:01:42.077 --> 01:01:43.199
‫آماده‌ی خاموش کردن.

01:01:44.455 --> 01:01:48.000
‫روی کورنومتر 18 ثانیه وقت داشتیم.

01:01:48.042 --> 01:01:50.002
‫دریافت شد ایگل.

01:01:50.044 --> 01:01:53.214
‫باشه، آماده برای تی‌1.

01:01:55.174 --> 01:01:58.135
‫اینجا "پایگاه آرامش"
‫ایگل فرود اومد.

01:01:58.177 --> 01:02:01.472
‫دریافت شد "آرامش".
‫پیام شما رو در زمین دریافت کردیم.

01:02:01.514 --> 01:02:03.474
‫بچه ها از بس نفش نکشیدن
‫داشتن کبود میشدن.

01:02:03.516 --> 01:02:05.100
‫نفسمون اومد بالا
‫خیلی ممنون!

01:02:07.895 --> 01:02:09.647
‫متشکرم.

01:02:09.689 --> 01:02:12.149
‫وضعیت بنظر خوب میاد.

01:02:12.191 --> 01:02:14.443
‫یه دقیقه‌ای سرمون شلوغه.

01:02:28.332 --> 01:02:29.709
‫یهو دوزاریمون افتاد که

01:02:29.750 --> 01:02:31.711
‫ما روی ماه فرود اومدیم.

01:02:34.463 --> 01:02:38.217
‫از فرود توی فرودگاه یا
‫همچین چیزی حرف نمی‌زنیم.

01:02:38.259 --> 01:02:40.469
‫داریم از فرود روی ماه حرف میزنیم.

01:02:40.511 --> 01:02:43.097
‫حرفها تو همین اتاق بمونه.

01:02:45.392 --> 01:02:47.602
‫پشت سرمون تو اتاق کنترل همه داشتن کف میزدن.

01:02:47.643 --> 01:02:50.229
‫ولی ما باید کاملا متمرکز باقی می‌موندیم.

01:02:50.271 --> 01:02:53.774
‫یعنی یکی دو دقیقه اونجا
‫موندن خطری داره یا نه؟

01:02:53.815 --> 01:02:55.817
‫فضاپیما ممکنه یه وقت سقوط کنه
‫یا واژگون بشه؟

01:02:55.859 --> 01:02:57.695
‫بیفته تو دهانه و ما هم
‫سربخوریم تا تهش؟

01:02:57.737 --> 01:02:59.697
‫کلی سوال داشتیم که باید می‌پرسیدیم.

01:02:59.739 --> 01:03:02.950
‫خب، تی 1، بمونن یا نمونن؟
‫افسر موشک اضافی؟

01:03:02.991 --> 01:03:03.825
‫- بمونن.
‫- دینامیک پرواز؟

01:03:03.867 --> 01:03:05.077
‫- بمونن.
‫- راهنما؟

01:03:05.119 --> 01:03:07.747
‫یادمه کرانز هی میپرسید،
‫بمونن، نمونن؟

01:03:07.788 --> 01:03:09.624
‫البته که نمیشد بگه برن یا نرن؟

01:03:09.665 --> 01:03:12.251
‫فقط میتونست بپرسه بمونن یا نه
‫و همه گفتیم بمونن.

01:03:16.464 --> 01:03:18.758
‫درست بعد از این بحث نهاییه
‫موندن یا نموندن،

01:03:18.799 --> 01:03:20.801
‫یه نفر از پشت شونه‌هام‌رو گرفت

01:03:20.842 --> 01:03:23.178
‫بالا رو نگاه کردم و گفتم
‫خدای من،

01:03:23.220 --> 01:03:27.725
‫کریس کرافت مسئول نرم‌افزار هم بود.

01:03:27.767 --> 01:03:30.436
‫نرم‌افزار کامپیوتر.

01:03:30.478 --> 01:03:33.855
‫قبل از اولین پرواز آپولو
‫مدیریتش با اون بود.

01:03:33.897 --> 01:03:36.734
‫اون میدونست چه اتفاقی
‫میتونست بیفته.

01:03:36.776 --> 01:03:38.694
‫قوانین رو خیلی خوب میدونست.

01:03:38.752 --> 01:03:42.380
‫و خب این خیلی...خیلی چیز محشری بود.

01:03:51.332 --> 01:03:54.627
‫اینکه بالاخره رسیدن و اونجا بودن...

01:03:54.669 --> 01:03:58.035
‫اولین بار بود در تاریخ بشر که

01:03:58.422 --> 01:04:00.424
‫کسی یه همچین کاری میکرد.

01:04:02.050 --> 01:04:04.720
‫انگار کل تیم اینکارو کرده بودن.

01:04:07.389 --> 01:04:09.057
‫خیلی تاثیرگذار بود.

01:04:09.099 --> 01:04:12.311
‫این دیگه، نهایته، نهایته، نهایته

01:04:12.353 --> 01:04:15.063
‫آزمایش تیمها در کنترل ماموریت و

01:04:15.105 --> 01:04:16.776
‫فرهنگی بود که در اونجا ایجاد شده بود.

01:04:18.734 --> 01:04:20.861
‫بالاخره شیفت رو عوض کردیم،

01:04:25.499 --> 01:04:26.950
‫واسه صبحونه.

01:04:22.363 --> 01:04:25.474
‫و من وایستادم تا یه چیزی بگیرم بخورم.

01:04:26.992 --> 01:04:30.621
‫رفتم و یه روزنامه خریدم.

01:04:30.663 --> 01:04:32.498
‫روزنامه سه اینچ قطرش بود.

01:04:32.540 --> 01:04:35.417
‫فکر کنم هنوزم روزنامه‌ش رو داشته باشم.

01:04:35.459 --> 01:04:39.296
‫نشستم پشت کانتر

01:04:39.338 --> 01:04:43.217
‫و نیمرو سفارش دادم
‫داشتم قهوه میخوردم.

01:04:43.241 --> 01:04:47.830
‫در همون حال داشتم میخوندم که
‫روی ماه فرود اومدیم و این چیزها.

01:04:47.888 --> 01:04:50.447
‫دونفر اومدن تو و کنارم نشستن.

01:04:50.472 --> 01:04:53.185
‫یکیشون به اون یکی گفت:

01:04:53.210 --> 01:04:58.457
‫میدونی من روز دی* تو ساحل نرماندی فرود اومدم.
‫(ششم ژوئن 1944، روز ورود متّفقین به نُرماندی)

01:04:58.482 --> 01:05:00.668
‫حالا منم دارم گوش میکنم.

01:05:00.693 --> 01:05:03.529
‫و بعدش گفت:

01:05:03.571 --> 01:05:07.074
‫هیچوقت بیشتر از دیروز از اینکه
‫امریکایی هستم احساس غرور نکردم.

01:05:07.115 --> 01:05:08.617
‫ما روی ماه فرود اومدیم.

01:05:10.118 --> 01:05:12.872
‫تازه اونجا فهمیدم ما چکار کردیم.

01:05:17.972 --> 01:05:20.164
‫اینجا انسانهایی از سیاره‌ی زمین

01:05:20.189 --> 01:05:21.849
‫برای اولین بار روی ماه قدم گذاشتن.

01:05:23.520 --> 01:05:25.660
‫ما برای صلح برای نوع بشر آمدیم.

01:05:27.280 --> 01:05:29.087
‫جولای 1969

01:05:29.773 --> 01:05:30.507
‫میلادی

01:06:07.468 --> 01:06:09.553
‫مردی که امشب انتخاب شد

01:06:09.595 --> 01:06:12.389
‫برای دریافت این جایزه دستاورد گروهی

01:06:12.431 --> 01:06:15.935
‫از طرف تموم 400000
‫نفری که هرکدوم به شیوه‌ای

01:06:15.976 --> 01:06:20.648
‫به موفقیت برنامه کمک کردن
‫یه مرد جوونه.

01:06:20.689 --> 01:06:24.234
‫استیو بیلز وقتی بنظر میومد
‫کامپیوترها مغشوش شدن

01:06:24.276 --> 01:06:26.612
‫و وقتی میتونست بگه
‫کافیه،

01:06:26.654 --> 01:06:29.490
‫یا وقتی میتونست بگه
‫صبر کنید، گفت ادامه بدین.

01:06:30.658 --> 01:06:31.784
‫متشکرم آقای رئیس جمهور.

01:06:45.589 --> 01:06:46.799
‫آپولو 12...

01:06:50.093 --> 01:06:52.137
‫مثل بقیه‌ی ماموریتها کارش شروع شد.

01:06:52.179 --> 01:06:56.767
‫شمارش معکوس برای آپولو 12
‫هنوز در این زمان ادامه داره.

01:06:56.809 --> 01:07:00.312
‫مسئولان پروژه همچنان این جبهه‌ی
‫ آب و هوایی را زیر نظر دارن که

01:07:00.354 --> 01:07:05.484
‫با سرعتی بیشتر از پیش‌بینی اوایل صبح
‫امروز به منطقه وارد شده.

01:07:05.526 --> 01:07:08.069
‫من یه جایزه‌‌ی "آگاهی پرواز" بردم.

01:07:09.446 --> 01:07:11.866
‫رفتم برای تماشای پرتاب.

01:07:11.907 --> 01:07:14.785
‫تی منفی 20.

01:07:14.827 --> 01:07:17.245
‫زیر بارون نشسته بودم.

01:07:17.287 --> 01:07:19.039
‫در فاصله‌ی سه مایلی.

01:07:19.080 --> 01:07:21.792
‫راهنمای داخلی داریم.

01:07:21.834 --> 01:07:25.629
‫ده، نه، هشت...شروع توالی احتراق.

01:07:25.671 --> 01:07:31.886
‫شش، پنج، چهار، سه، دو، یک، صفر

01:07:31.927 --> 01:07:34.638
‫همه‌ی موتورها در حال کار هستند.
‫شروع پرتاب.

01:07:34.680 --> 01:07:38.893
‫در ساعت 11:22 صبح، به وقت شرق
‫پرتاب انجام شد.

01:07:40.728 --> 01:07:44.231
‫ساترن 5 وسیله‌ی قدرتمندی بود.

01:07:44.272 --> 01:07:47.902
‫وقتی موشک شعله میکشه،
‫لباس‌هات شروع میکنه به لرزیدن.

01:07:47.943 --> 01:07:49.319
‫سکوی پرتاب خالیه.

01:07:49.449 --> 01:07:52.605
‫چرخش افقی و عمودی درسته،
‫و این خوشگله داره خوب پیش میره.

01:07:52.738 --> 01:07:54.909
‫احساس شهامت دارم.

01:07:54.950 --> 01:07:57.995
‫اولین باره که مدیر اصلی پروازم.

01:07:58.037 --> 01:07:59.830
‫یه مدیر پرواز، میدونین.

01:07:59.872 --> 01:08:02.374
‫پیت کنراد گزارش گردش و شیب
‫رو میده،

01:08:02.416 --> 01:08:04.418
‫تا آپولو 12 رو در مسیر مناسب قرار بده.

01:08:04.459 --> 01:08:07.421
‫سی یا سی‌وچندثانیه بعد پرواز.

01:08:07.512 --> 01:08:08.832
‫چرخش کامله.

01:08:08.881 --> 01:08:10.716
‫دریافت شد پیت.

01:08:12.836 --> 01:08:15.756
‫دیدم که دو تا رعد و برق درست اومدن
‫به دو طرف فضاپیما.

01:08:16.889 --> 01:08:19.266
‫وای، خدمه زنده موندن.

01:08:19.858 --> 01:08:22.131
‫همین الان پلتفرم رو از دست دادیم.

01:08:22.158 --> 01:08:23.517
‫نمیدونم چه اتفاقی افتاده.

01:08:23.542 --> 01:08:24.931
‫هرچی داشتیم از دست رفت.

01:08:24.980 --> 01:08:27.900
‫همه ی اطلاعات پرید.

01:08:30.754 --> 01:08:32.279
‫تموم چراغهای میز من روشن شدن.

01:08:27.942 --> 01:08:30.729
‫عین یه درخت کریسمس.

01:08:33.423 --> 01:08:34.322
‫نگاه کردم به جان
‫جان همونجا نشسته بود.

01:08:34.364 --> 01:08:36.283
‫یادم نمیاد با اتاق پشتیبانی حرفی بزنه.

01:08:36.617 --> 01:08:38.437
‫سه تا پیل سوختی روشن‌اند.

01:08:38.491 --> 01:08:39.424
‫و بدنه‌ی ای‌سی روشنه،

01:08:39.451 --> 01:08:40.817
‫یک از پیل‌های سوختی
‫قطع شده.

01:08:40.842 --> 01:08:42.718
‫بدنه‌ی ای‌سی یک و دو رو
‫اشباع کرده.

01:08:42.743 --> 01:08:44.623
‫بدنه‌ی اصلی ای و
‫بدنه‌ی اصلی بی از دور خارج‌اند.

01:08:45.125 --> 01:08:47.127
‫اولین فکری که کردم این بود که

01:08:47.168 --> 01:08:50.923
‫اولین کسی هستم که
‫مجبورم ماموریت رو لغو کنم.

01:08:52.758 --> 01:08:54.175
‫به دیتام نگاه کردم...

01:08:54.217 --> 01:08:56.428
‫همینجور به دیتا خیره شده بود
‫و خیره شده بود.

01:08:56.457 --> 01:08:57.821
‫شاید فقط شاخص اینجوری نشون میده؟

01:08:57.846 --> 01:09:01.058
‫گفتم: جان با اتاق پشتیبانی حرف بزن.

01:09:01.100 --> 01:09:02.684
‫و جان من‌رو نادیده گرفت.

01:09:02.709 --> 01:09:03.729
‫وضع بدنه‌ی اصلی چطوره؟

01:09:03.769 --> 01:09:05.062
‫و ناگهان،

01:09:05.104 --> 01:09:08.440
‫یه سری چیزها و الگوهایی روی صفحه ظاهر شد.

01:09:08.482 --> 01:09:11.568
‫اولش مطمئن نبودم اونها چی هستن.

01:09:11.610 --> 01:09:14.655
‫اما بعدش با خودم گفتم،
‫من این‌ها رو قبلا دیدم!

01:09:14.696 --> 01:09:16.949
‫بنگ! من اینارو قبلا دیدم.

01:09:16.991 --> 01:09:19.827
‫و معلوم شد که بخاطر یه آزمایش زمینی
‫که قبلا انجام داده بود

01:09:19.868 --> 01:09:21.996
‫متوجه شده بود که این دیتاها چی هستن.

01:09:22.037 --> 01:09:23.664
‫یهو دوزاریمون افتاد...

01:09:23.705 --> 01:09:26.207
‫سیگنال تجهیزهات تهویه، اس‌سی‌ای.

01:09:26.318 --> 01:09:28.025
‫اون اس‌سی‌ایه؟

01:09:28.050 --> 01:09:29.835
‫نمیدونم جان. ولی شبیه اونه.

01:09:29.860 --> 01:09:32.430
‫ایکام* اس‌سی‌ای رو آکس کنین.
‫(سیستمهای الکترونیکی، امنیتی و ارتباطی پرواز)

01:09:32.455 --> 01:09:37.177
‫بعد جان آرون گفت: پرواز، بهشون بگو
‫اس‌سی‌ای رو آکس کنن.

01:09:37.228 --> 01:09:38.395
‫اس‌سی‌ای رو آکس کنین!

01:09:38.420 --> 01:09:39.748
‫تجهیزات کمکی، پرواز.

01:09:39.779 --> 01:09:41.185
‫اس‌سی‌ای رو آکس کنین، کپ‌کام.

01:09:41.682 --> 01:09:44.184
‫و جری کار گفت: چی؟

01:09:44.225 --> 01:09:45.393
‫این دیگه چیه؟

01:09:45.435 --> 01:09:47.813
‫جان اومد بالای سر هردومون و گفت:

01:09:47.855 --> 01:09:50.983
‫" سیگنال تجهیزهات تهویه به تجهیزات کمکی"

01:09:51.025 --> 01:09:52.734
‫رفته بود به سمت فضاپیما.

01:09:52.759 --> 01:09:56.358
‫آپولو 12، هیوستون.
‫اس‌سی‌ای رو آکس کن، تمام.

01:09:56.689 --> 01:09:58.755
‫ان‌سی‌ای آکس بشه؟

01:09:58.865 --> 01:10:00.359
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

01:10:00.384 --> 01:10:02.539
‫اس‌سی‌ای...اس‌سی‌ای آکس بشه

01:10:02.577 --> 01:10:05.372
‫آل بین میدونست سوئیچ کجاست.

01:10:05.413 --> 01:10:06.790
‫دستش رو برد پایین و فشارش داد.

01:10:06.832 --> 01:10:10.169
‫و همینکه اینکارو کرد، سورپرایز!
‫همه چیز برگشت.

01:10:10.210 --> 01:10:12.004
‫اطلاعات برگشت
‫پرواز بنظر خوب میاد.

01:10:12.046 --> 01:10:13.421
‫باشه.

01:10:13.463 --> 01:10:16.967
‫تبدیل اس‌سی‌ای به آکس مشکل‌رو حل کرد.

01:10:17.009 --> 01:10:21.680
‫اس‌سی‌ای به آکس چیزی بود که بهم
‫اجازه داد دیتا رو پس بگیرم.

01:10:21.722 --> 01:10:23.724
‫اما چیزی که چشمم رو ازش برنمیداشتم

01:10:23.765 --> 01:10:27.769
‫مسیر بود که روی یک نمایشگر بزرگ جلومون
‫نمایش داده میشد.

01:10:27.811 --> 01:10:29.270
‫و اون درست بود.

01:10:32.501 --> 01:10:33.774
‫درسته، همگام شد.

01:10:37.576 --> 01:10:39.115
‫حالا که مشکلاتمون داره حل میشه
‫باید بگم

01:10:39.140 --> 01:10:40.827
‫نمیدونم چه اتفاقی افتاد.

01:10:40.852 --> 01:10:43.099
‫مطمئن نیستم که رعدوبرق بهمون خورده باشه.

01:10:43.869 --> 01:10:46.413
‫و اون موقع بود که به جری گفتم:

01:10:46.454 --> 01:10:49.332
‫ببین! خودت‌رو انقدر تحت فشار نذار.

01:10:49.374 --> 01:10:53.087
‫مجبور نیستیم همین امروز بریم به ماه.

01:10:53.128 --> 01:10:56.194
‫میتونیم فقط چند تا آمازیش انجام بدیم
‫مثلا سه تا،

01:10:56.315 --> 01:10:58.501
‫برگردیم خونه و بعد یه بار دیگه انجامش بدیم.

01:10:58.884 --> 01:11:02.470
‫و تموم چیزی که واقعا گفت این بود:
‫خود دانی!

01:11:02.512 --> 01:11:04.347
‫گفتم: این وظیفه‌ی توئه.

01:11:04.389 --> 01:11:08.060
‫شماها بهتر می‌دونین باید
‫چیکار کنین.

01:11:08.102 --> 01:11:12.022
‫فقط میخوام بدونین مجبور نیستین
‫تحت فشار باشین.

01:11:12.064 --> 01:11:15.776
‫یا تحت فشار یه تصمیم بد بگیرین.

01:11:15.817 --> 01:11:17.444
‫پس یه تصمیم خوب بگیرین.

01:11:18.695 --> 01:11:21.156
‫منم قبولش میکنم.

01:11:21.198 --> 01:11:24.785
‫ولی ما به کنترل همه چی ادامه دادیم
‫و مطمئن شدیم.

01:11:24.826 --> 01:11:28.747
‫همه چی روبراه بود و
‫گفتیم بریم برای تی‌ال‌آی.

01:11:28.789 --> 01:11:31.458
‫و رفتیم.

01:11:31.499 --> 01:11:35.623
‫و بعد از همه‌ی این ماجراها،
‫ماموریت...

01:11:35.670 --> 01:11:37.596
‫یکی از بهترین‌هایی بود که داشتیم.

01:11:40.135 --> 01:11:41.461
‫دارم میرم پایین به محل فرود.

01:11:42.668 --> 01:11:43.768
‫هورا!

01:11:43.895 --> 01:11:45.871
‫این شاید برای نیل کوتاه باشه،

01:11:45.965 --> 01:11:47.872
‫ولی برای من خیلی بلنده.

01:11:48.516 --> 01:11:51.436
‫و ما یه مهمونی بترکون داشتیم،
‫خوب یادمه.

01:11:59.527 --> 01:12:01.863
‫بعد از فرود در آب،

01:12:01.911 --> 01:12:04.622
‫می‌رفتیم بار "سینگینگ ویل" و همه با هم
‫آبجو می‌زدیم.

01:12:04.658 --> 01:12:07.035
‫پارتی گرفتیم و خیلی خوش گذروندیم.

01:12:10.289 --> 01:12:12.916
‫پارتیهای بعد از فرود در آب.. آه...

01:12:12.958 --> 01:12:18.713
‫پر بود از شوخی و دست انداختن
‫تخصص‌های همدیگه.

01:12:18.755 --> 01:12:21.967
‫مثلا: پسر امروز تو فلان کار گند زدی.

01:12:22.009 --> 01:12:25.720
‫چشم تو چشم، بهم با انگشت اشاره میکردیم
‫و برای هم مشت تکون میدادیم.

01:12:25.762 --> 01:12:27.788
‫مشتی رد و بدل نمیشد،
‫همه با هم دوست بودن.

01:12:27.813 --> 01:12:29.729
‫شکی توش نبود.

01:12:29.754 --> 01:12:31.589
‫توی این کار همه با هم بودیم.

01:12:38.692 --> 01:12:40.861
‫کلی آبجو خورده بودم.

01:12:40.902 --> 01:12:43.363
‫واقعا محشر بود.

01:12:45.365 --> 01:12:47.617
‫بنظرم، این باعث شد همه‌مون تیم بهتری بشیم.

01:13:08.217 --> 01:13:11.263
‫13 آوریل 1970

01:13:14.895 --> 01:13:16.688
‫رفتم مرکز کنترل.

01:13:16.730 --> 01:13:20.025
‫شیفتم  یکساعت بعد شروع میشد.

01:13:20.067 --> 01:13:22.236
‫همه چی روبراه بود.

01:13:22.383 --> 01:13:24.676
‫ما خدمه‌ی آپولو 13

01:13:24.709 --> 01:13:28.057
‫برای همه آرزوی بعدازظهر خوبی رو داریم.

01:13:28.089 --> 01:13:30.673
‫آماده‌ایم که تموم کنیم

01:13:30.698 --> 01:13:33.197
‫سرکشیمون رو از آکواریوس
‫و برگردیم

01:13:33.247 --> 01:13:35.242
‫برای یک بعد از ظهر دلنشین به اودیسه.

01:13:35.267 --> 01:13:36.534
‫شب بخیر!

01:13:37.961 --> 01:13:39.387
‫متشکرم، 13.

01:13:40.254 --> 01:13:44.091
‫طبیعتا در ساعت آخر یه شیفت هشت ساعته،

01:13:44.132 --> 01:13:46.843
‫خدمه رو باید برای زمان خوابشون آماده کنیم.

01:13:46.885 --> 01:13:50.425
‫یه سری چیزها تو چک‌لیست‌مون
‫هست که باید انجام بشه.

01:13:51.098 --> 01:13:55.476
‫یکی از اونها به تنظیم کردن سرما،
‫اکسیژن و هیدروژنه.

01:13:55.518 --> 01:13:57.520
‫ایکام‌رو راه‌اندازی کنین!

01:13:57.562 --> 01:13:59.106
‫شروع کن کام.

01:13:59.147 --> 01:14:01.942
‫اکسیژن رو تنظیم کردین؟

01:14:01.983 --> 01:14:03.985
‫ما سرما رو تنظیم کردیم.

01:14:06.346 --> 01:14:08.556
‫و جهنمی بپا شد.

01:14:08.581 --> 01:14:10.621
‫خب  هیوستون، اینجا به مشکل خوردیم.

01:14:10.658 --> 01:14:12.660
‫مشکل دیتا چیه، ایکام؟

01:14:12.702 --> 01:14:14.704
‫بیشتر از یه مشکل داریم.

01:14:14.746 --> 01:14:16.373
‫باشه، گوش کنین
‫کوش کنین رفقا!

01:14:16.415 --> 01:14:19.876
‫ما فشار پیل سوختی اول
‫و دوم رو از دست دادیم.

01:14:19.918 --> 01:14:22.212
‫فشار تانکر دوم اکسیژن‌رو هم از دست دادیم.

01:14:22.254 --> 01:14:23.797
‫میخوای به جی‌ان‌سی یه نگاهی بندازی؟

01:14:23.822 --> 01:14:25.635
‫هیوستون ما مشکل داریم.

01:14:25.660 --> 01:14:27.870
‫باشه، آماده باشین
‫اونها مشکل دارین.

01:14:28.225 --> 01:14:30.560
‫دراصل، کلی مشکل بهم گزارش شد.

01:14:30.595 --> 01:14:33.015
‫مونده بودم از کدومشون حرف بزنم.

01:14:33.215 --> 01:14:36.484
‫یه انفجار داشتیم که چراغ‌های
‫هشدار و احتیاط

01:14:36.509 --> 01:14:38.313
‫بعدش روشن شد.

01:14:38.338 --> 01:14:40.298
‫به گوش باشین 13،
‫بررسی‌اش می‌کنیم.

01:14:41.022 --> 01:14:42.941
‫برگشتم و فهمیدم چی شده.

01:14:42.983 --> 01:14:45.208
‫نشسته بودم نزدیک جین.

01:14:45.485 --> 01:14:49.030
‫اولین عکس‌العملم این بود که چک کنین
‫ببینین شاید مشکل الکتریکی داریم.

01:14:49.072 --> 01:14:52.909
‫که روی تله‌متری و ابزارهای
‫دیگه تاثیر گذاشته.

01:14:52.951 --> 01:14:55.703
‫ایکام، افت ولتاژ در بدنه‌ی ای‌سی می‌بینین؟

01:14:55.745 --> 01:14:57.122
‫منفی، پرواز.

01:14:57.164 --> 01:14:58.915
‫ما ممکنه مشکل ابزاری داشته باشیم، پرواز.

01:14:58.957 --> 01:14:59.961
‫دریافت شد.

01:15:00.283 --> 01:15:01.303
‫گفتم:

01:15:01.328 --> 01:15:04.414
‫من فکر می کنم ما یک مشکل
‫با ابزار دقیق پرواز داشتیم.

01:15:04.981 --> 01:15:07.473
‫بزرگترین دست کم گرفتن در

01:15:07.498 --> 01:15:09.009
‫تاریخ پروازهای فضایی بشر.

01:15:09.050 --> 01:15:12.137
‫نمیشد اشتباهی از این بزرگتر بکنم.

01:15:12.179 --> 01:15:14.639
‫خب پیشنهادی اگه دارین ارائه بدین،

01:15:14.681 --> 01:15:16.266
‫اگه ایده‌ی بهتری سراغ دارین.

01:15:18.893 --> 01:15:23.599
‫طبیعتا، یه مقدار وحشت کرده بودم.

01:15:23.982 --> 01:15:27.652
‫می‌دونین وقتی اینجوری اضطراب
‫میاد سراغ‌تون احساس خفگی بهتون دست میده.

01:15:27.694 --> 01:15:31.531
‫یعنی وقتی به نقطه‌ی جنگ یا گریز میرسی.

01:15:31.572 --> 01:15:35.567
‫یه فکر زودگذر به ذهنم
‫رسید که بلند شم و برم خونه.

01:15:35.592 --> 01:15:40.347
‫و البته این جزو انتخابها
‫نبود و منم میدونستم.

01:15:41.958 --> 01:15:44.044
‫میشه وضعیت رو بررسی کنیم رفقا؟

01:15:44.085 --> 01:15:46.587
‫و ببینیم در وضعیت موجود
‫اوضاع چطوره؟

01:15:46.629 --> 01:15:49.575
‫به نظرتون چه نکات مثبتی در فضاپیما
‫وجود داره؟

01:15:49.999 --> 01:15:52.418
‫به گوشم پرواز!

01:15:52.469 --> 01:15:54.595
‫بعد از اینکه آروم گرفتم،

01:15:54.637 --> 01:15:55.687
‫گفتم:

01:15:55.787 --> 01:15:58.980
‫به‌نظر میرسه که ما در واقع دو پیل رو
‫از دست دادیم

01:15:59.028 --> 01:16:01.354
‫و من واقعاً نمی‌دونم چرا.

01:16:06.607 --> 01:16:08.151
‫نمیدونستیم چه اتفاقی افتاده.

01:16:09.652 --> 01:16:11.863
‫تا وقتی به پنجره نگاه نکردم،

01:16:13.114 --> 01:16:15.700
‫نفهمیده بودم تو چه وضعیت وخیمی هستیم.

01:16:16.079 --> 01:16:18.087
‫اینجور که معلومه
‫یه چیزی داره از دریچه...

01:16:18.112 --> 01:16:20.220
‫میریزه بیرون.

01:16:21.610 --> 01:16:24.543
‫یه چیزی داره از فضاپیما
‫میریزه تو فضا.

01:16:29.839 --> 01:16:32.633
‫اون موقع بودم که دیدم اکسیژن
‫داره دفع میشه.

01:16:32.675 --> 01:16:36.346
‫متوجه شدم فقط اکسیژن نیست،

01:16:36.388 --> 01:16:39.266
‫بلکه جریان برق و سیستم محرکه هم هست.

01:16:41.246 --> 01:16:43.220
‫دریافت شد،
‫متوجه بیرون‌ریزی شدیم.

01:16:45.188 --> 01:16:48.775
‫تو مرکز کنترل نزدیک طلوع آفتاب بود که

01:16:48.816 --> 01:16:52.819
‫به این نتیجه رسیدیم که شاید این یه
‫مشکل جدیه

01:16:52.846 --> 01:16:54.953
‫و قرار نیست حل بشه.

01:16:56.783 --> 01:16:59.411
‫پرواز، فشار میره روی صد

01:16:59.436 --> 01:17:01.479
‫تا یک‌ساعت و 54 دقیقه‌ی دیگه.

01:17:03.248 --> 01:17:04.802
‫دیگه اونجا تمومه.

01:17:06.293 --> 01:17:11.965
‫و اینجا بود که اصولا چارچوب ذهنی
‫من تغییر کرد به حالت بقاء.

01:17:12.006 --> 01:17:13.841
‫کنترل کننده‌ها رو صدا کردم و گفتم:

01:17:13.883 --> 01:17:16.010
‫خیله‌خب، همه‌تون آروم باشین و
‫از حدس زدن دست بردارین

01:17:16.052 --> 01:17:17.912
‫بیاین روی این مشکل کار کنیم.

01:17:19.347 --> 01:17:22.317
‫خیله‌خب، همگی آروم باشین

01:17:22.683 --> 01:17:24.684
‫بیایید مطمئن بشیم
‫که هیچ کاری انجام نمی‌دیم،

01:17:24.737 --> 01:17:27.855
‫که منجر به انفجار بین
‫جریان برق و باتری‌ها بشه.

01:17:27.897 --> 01:17:30.817
‫یا اینکه موجب بشه پیل سوختی
‫شماره‌ی دو رو هم از دست بدیم.

01:17:33.820 --> 01:17:36.781
‫ما سیستم ماژول فرمان رو داریم،

01:17:36.823 --> 01:17:40.118
‫بنابراین اگر لازم باشه به خونه برگردیم
‫در وضعیت خوبی هستیم.

01:17:40.160 --> 01:17:44.289
‫بیاین مشکل رو حل کنیم ولی
‫با حدس زدن بدترش نکنیم.

01:17:47.917 --> 01:17:50.086
‫این بولتن خبریه ای‌بی‌سی است.

01:17:50.128 --> 01:17:54.424
‫فضاپیمای آپولو 13 یک نقص جدی
‫در منبع تغذیه داشته،

01:17:54.466 --> 01:17:57.636
‫که میتونه باعث بشه
‫ماموریت فرود روی ماه زودتر خاتمه یابد.

01:18:02.265 --> 01:18:05.101
‫به محض اینکه شنیدیم همه اومدیم،

01:18:05.143 --> 01:18:06.811
‫تا هر چه در توان داشتیم
‫برای کمک کردن انجام بدیم.

01:18:06.853 --> 01:18:11.358
‫مردم از همه جا اومده بودن،
‫از همه جای کشور.

01:18:11.399 --> 01:18:16.633
‫وقتی رسیدم رفتم اتاق پشتیبانی
‫و دیدم چه بل‌بشوییه.

01:18:16.658 --> 01:18:20.241
‫هنوز داشتن تلاش می‌کردن خودشون رو
‫جمع و جور کنن.

01:18:20.283 --> 01:18:22.390
‫شروع کردن به تشکیل گروه.

01:18:23.620 --> 01:18:25.788
‫حتی هدست هم نذاشته بودم.

01:18:25.830 --> 01:18:28.375
‫فقط رفتم نشستم پشت میز فرماندهی.

01:18:28.416 --> 01:18:32.379
‫به صداهاشون گوش میکردم ببینم
‫هرکدوم به چه مشکلی رسیدگی میکنن.

01:18:32.420 --> 01:18:35.340
‫اون اتاق لعنتی حسابی شلوغ‌پلوغ بود.

01:18:37.425 --> 01:18:40.803
‫یه مدت طول کشید که به اون نتیجه رسیدن
‫ولی درست بود.

01:18:45.141 --> 01:18:49.437
‫برای یه مدت طولانی در اون دوره از زمان

01:18:49.479 --> 01:18:51.481
‫ممکن بود که شکست گزینه‌ی ما نبوده باشه،

01:18:51.523 --> 01:18:55.860
‫اما اون بیرون در کمین بود
‫میون آسمون تاریک.

01:18:55.902 --> 01:19:00.990
‫فقط انگار منتظر بود یه اشتباهی بکنیم.

01:19:03.207 --> 01:19:05.054
‫13، اینجا هیوستونه.

01:19:05.087 --> 01:19:08.099
‫بنظر میرسه که داریم اکسیژن از دست میدیم.

01:19:08.124 --> 01:19:09.959
‫از پیل سوختی شماره 3.

01:19:11.167 --> 01:19:14.212
‫آروم آروم داشتن جریان برق رو از دست میدادن.

01:19:14.254 --> 01:19:17.882
‫و خیلی طول نمی‌کشید که تموم
‫پیل‌های سوختی آفلاین بشن،

01:19:17.917 --> 01:19:20.857
‫بعدش ما می‌موندیم و باتری.

01:19:21.844 --> 01:19:24.389
‫رفتم نشستم کنار ایکام.

01:19:24.439 --> 01:19:26.941
‫سای لیبرگات اونجا بود
‫بهش گفتم:

01:19:26.974 --> 01:19:31.020
‫سای، این مشکلی نیست که بتونی حلش کنی.

01:19:32.879 --> 01:19:35.257
‫بهش گفتم: باید ماژول فرمان رو خاموش کنی.

01:19:38.737 --> 01:19:41.406
‫میشه تصور کرد چقدر
‫نسبت به این کار بی میل بودیم.

01:19:41.448 --> 01:19:42.699
‫پرواز، ایکام.

01:19:42.741 --> 01:19:43.780
‫ادامه بده،ایکام.

01:19:43.805 --> 01:19:47.203
‫فشار در مخزن O2 به 297 رسیده.

01:19:47.245 --> 01:19:50.039
‫بهتره به حالت ال‌ام بریم یا از
‫سیستمهای ال‌ام استفاده کنیم.

01:19:55.211 --> 01:19:57.672
‫دچار مشکل خیلی خیلی جدی‌یی شده بودیم.

01:19:57.705 --> 01:20:02.543
‫تنها راهی که ممکن بود نجات‌مون بده

01:20:02.594 --> 01:20:04.345
‫استفاده از ماژول قمری بود.

01:20:06.199 --> 01:20:07.365
‫13، هیوستون.

01:20:07.412 --> 01:20:09.705
‫شروع کنین به حرکت به سمت ماژول قمری.

01:20:11.498 --> 01:20:14.352
‫فرد و جیم در ماژول قمری هستن.

01:20:15.315 --> 01:20:17.942
‫در حالت عادی وقتی میرین سمت ماه

01:20:17.992 --> 01:20:22.830
‫می‌چرخین و موتور بزرگ رو روشن می‌کنین و
‫مستقیم برمی‌گردین به زمین.

01:20:22.863 --> 01:20:25.825
‫ولی موتور بزرگ مشکل حادی داشت.

01:20:25.866 --> 01:20:27.285
‫و ما نمی‌دونستیم که وضع تا چه حد بده.

01:20:27.327 --> 01:20:30.079
‫فقط می‌تونستیم یه مانور مداری
‫بزرگ انجام بدیم

01:20:30.121 --> 01:20:33.500
‫با استفاده از موتور نزولی روی ماژول قمری.

01:20:33.558 --> 01:20:36.728
‫زمان زیادی برای دور زدن دور ماه
‫باقی نمونده بود.

01:20:36.753 --> 01:20:39.714
‫من به این نتیجه رسیدم که بهتره فورا
‫"بازگشت آزاد" داشته باشیم.

01:20:41.116 --> 01:20:47.378
‫در فرایند "بازگشت آزاد" از جاذبه‌ی ماه برای
‫پرتاب فضاپیما به سمت زمین استفاده می‌شود.

01:20:49.223 --> 01:20:51.351
‫اینجا کنترل آپولو، هیوستون

01:20:51.392 --> 01:20:55.896
‫اینجا در کنترل ماموریت،
‫ما بدنبال یک ماموریت جایگزین هستیم.

01:20:55.938 --> 01:21:01.653
‫چرخش در اطراف ماه و استفاده
‫از سیستم های قدرت ماژول قمری.

01:21:01.695 --> 01:21:04.864
‫به‌دلیل وضعیتی که امروز
‫عصر اینجا ایجاد شده.

01:21:07.867 --> 01:21:11.996
‫مجبور بودم مانور بدم تا به ارتفاعی برسم که

01:21:12.038 --> 01:21:13.707
‫کنترل ماموریت محاسبه کرده بود.

01:21:15.082 --> 01:21:18.169
‫و اونجا یه چیز خیلی مهم یاد گرفتم.

01:21:18.211 --> 01:21:22.590
‫چون ماژول قمری،
‫طوری طراحی نشده بود که

01:21:22.632 --> 01:21:29.430
‫همراه با ماژول خدمات فرماندهی
‫متصل بهش، مانور بده،

01:21:29.472 --> 01:21:33.059
‫پس به معنای واقعی کلمه باید
‫در زمان کوتاهی یاد میگرفتم که

01:21:33.100 --> 01:21:35.812
‫چطور با فضاپیما مانور بدم.

01:21:35.854 --> 01:21:40.358
‫ولی از یه تکنیکی استفاده کردم،
‫موتور ماژول قمری رو روشن کردم

01:21:40.400 --> 01:21:43.653
‫و این برمون می‌گردوند به مسیرِ
‫بازگشت آزاد.

01:21:56.791 --> 01:22:00.002
‫هفتاد ساعت از خانه فاصله داریم.

01:22:00.044 --> 01:22:04.131
‫و برنامه‌ای داریم برای اجرای باقی ماموریت.

01:22:04.173 --> 01:22:08.177
‫ولی هیچ استراحتی در کار نخواهد بود.

01:22:08.219 --> 01:22:10.722
‫از همین حالا تا هر وقت
‫که فرود در آب طول بکشه.

01:22:10.764 --> 01:22:16.269
‫نمیدونستم چه حد واکنش دریافت کرده بودیم

01:22:16.310 --> 01:22:18.271
‫از دنیای بیرون.

01:22:18.312 --> 01:22:24.151
‫یه مدت بعد بود که فهمیدم  همه چقدر
‫به این سه نفر

01:22:24.193 --> 01:22:26.195
‫احساس نزدیکی می‌کردن.

01:22:26.237 --> 01:22:29.449
‫میدونین، اونها حتی اسم اون
‫افراد یا چیزای دیگه‌رو نمیدونستن

01:22:29.490 --> 01:22:34.370
‫اما بنظر میرسید تموم دنیا یکپارچه شدن

01:22:34.412 --> 01:22:37.498
‫در این زمینه که این کار بخوبی تموم بشه.

01:22:37.540 --> 01:22:40.126
‫وضعیت بی نهایت بحرانیه

01:22:40.167 --> 01:22:41.961
‫و ما هر لحظه در حال نظارت بر اون هستیم.

01:22:42.002 --> 01:22:44.380
‫ساعت دوزاده و نیم با گزارشی دیگر
‫برمیگردیم.

01:22:44.422 --> 01:22:47.508
‫و در ساعت یک، تحلیلی کامل از اتفاقاتی
‫که داره میفته خواهیم داشت.

01:22:55.809 --> 01:22:57.435
‫همه‌مون داشتیم سیگار یا پیپ میکشیدیم.

01:22:59.145 --> 01:23:03.316
‫و وقتی میگم داشتیم چیزی دود می‌کردیم،
‫یعنی واقعا حسابی داشتیم دود می‌کردیم.

01:23:03.357 --> 01:23:05.777
‫وقتی میرفتی اتاق کنترل و
‫میرسیدی به اون در کناری

01:23:05.819 --> 01:23:07.779
‫و درو باز میکردی،

01:23:07.821 --> 01:23:09.697
‫یه ابری از دود میزد بیرون.

01:23:09.739 --> 01:23:11.407
‫یعنی میخوام بگم اینقدر دود وجود داشت.

01:23:13.910 --> 01:23:18.623
‫آپولو 13، چیزهای جالبی رو آشکار کرد.

01:23:18.665 --> 01:23:22.293
‫چون اینجوری نبود که شیک
‫و پیک کنی و بیای سرکار

01:23:22.335 --> 01:23:23.878
‫و پیراهن بپوشی و کراوات ببندی،

01:23:23.920 --> 01:23:27.089
‫و دندون‌هات رو مسواک کنی و خوش‌بوکننده
‫زیر بغلهات بزنی.

01:23:27.131 --> 01:23:28.967
‫همه‌اش بدو بدو بود.

01:23:29.008 --> 01:23:32.345
‫35 ساعت اونجا بودیم.
‫یکسره.

01:23:32.386 --> 01:23:36.140
‫فکر کنم سه، چهار، پنج روزی
‫یک دست لباس تنم بود.

01:23:36.182 --> 01:23:38.685
‫من کف اتاق اس‌اس‌آر می‌خوابیدم.

01:23:40.102 --> 01:23:42.062
‫زیر یه میز میخوابیدم.

01:23:42.104 --> 01:23:44.524
‫خیلی گند بود.

01:23:44.565 --> 01:23:47.735
‫نه خواب معنی داشت نه تغییر شیفت.

01:23:47.777 --> 01:23:49.946
‫مشکلات شخصی هم معنی نداشتن.

01:23:49.988 --> 01:23:53.240
‫تو اون 48 ساعت فقط یه چیز وجود اشت.

01:23:53.290 --> 01:23:58.546
‫کل تیم به رهبری کنترل‌ ماموریت
‫به این فکرمیکردن که

01:23:58.579 --> 01:24:02.208
‫بچه‌ها نتونستن مشکلشون‌رو
‫توی فضا حل کنن.

01:24:02.249 --> 01:24:05.336
‫توی ذهنشون فقط یه چیز بود.

01:24:07.005 --> 01:24:09.716
‫اینکه اون بچه‌ها رو برگردونن خونه.

01:24:09.757 --> 01:24:11.592
‫ما طوری آموزش دیده بودیم که
‫فکر کنیم.

01:24:11.634 --> 01:24:15.054
‫و تا وقتی انتخابهایی وجود داره تسلیم نشیم.

01:24:15.095 --> 01:24:16.556
‫و هیچوقت بدون انتخاب نمی‌مونیم.

01:24:16.597 --> 01:24:18.975
‫توقف توی کار تیم نبود.

01:24:19.017 --> 01:24:23.062
‫کل روز افراد به راههای جدید فکر میکردن.

01:24:23.103 --> 01:24:25.690
‫ابداعات و راههای جدید برای انجام امور.

01:24:27.901 --> 01:24:33.197
‫مسئله داشتن این توانایی باورنکردنیه

01:24:33.247 --> 01:24:36.375
‫که اصولا از چیزهایی که تقریبا
‫فراتر از

01:24:36.409 --> 01:24:38.995
‫درک ما بودن، سر در بیاریم.

01:24:39.037 --> 01:24:41.379
‫و قطعه‌های گم شده رو پیدا کنیم و

01:24:41.404 --> 01:24:42.999
‫کنار هم بچینیم‌شون.

01:24:43.041 --> 01:24:44.876
‫و شروع کنیم به حل کردن این پازل.

01:24:53.384 --> 01:24:57.179
‫با دیدن اینکه که زمین داره
‫بزرگ و بزرگتر میشه

01:24:57.221 --> 01:25:01.559
‫پی بردیم که باید دستوالعملهایی داشته باشیم

01:25:01.601 --> 01:25:05.688
‫در مورد بهترین راه تقویت ماژول فرماندهی.

01:25:07.523 --> 01:25:10.693
‫و من دائم خیلی مودبانه میپرسیدم:

01:25:10.735 --> 01:25:12.946
‫شما دستوالعملهایی دارین؟

01:25:12.987 --> 01:25:16.282
‫و اونها میگفتن: داریم روش کار میکنیم،
‫داریم روش کار میکنیم.

01:25:17.951 --> 01:25:20.119
‫تهیه‌ی سند اصلی تقویت نیرو

01:25:20.160 --> 01:25:24.874
‫توسط من و جان آرون روی تخته سیاه
‫شروع شد.

01:25:24.924 --> 01:25:28.510
‫یه چیزهایی رو تخته طراحی می‌کردیم
‫یه سری  ایده‌های خام،

01:25:28.544 --> 01:25:31.798
‫و اون آغاز تهیه‌ی سند بود.

01:25:31.839 --> 01:25:36.010
‫من اصولا می‌دونستم که برای انجام یک
‫عملکرد خاص باید چه تجهیزاتی داشته باشیم.

01:25:36.052 --> 01:25:38.137
‫سپس کل فرآیند شروع شد.

01:25:38.178 --> 01:25:42.308
‫در مورد نحوه‌ی ساخت تمام سوئیچ ها
‫و جزئیات قطع کننده‌های مدار،

01:25:42.349 --> 01:25:44.560
‫و اینکه با چه ترتیبی باید اینکارو کرد.

01:25:44.602 --> 01:25:46.145
‫البته همه بصورت خیلی فشرده.

01:25:46.186 --> 01:25:48.856
‫از اونجا شروع کرد به توسعه یافتن و

01:25:48.898 --> 01:25:55.113
‫و هرکسی یه تیکه از کار رو بسته به
‫حیطه‌ی تخصص خودش به دست گرفت.

01:25:55.154 --> 01:25:58.449
‫و هرتشکیلاتی چیزی رو می‌خواست.

01:25:58.491 --> 01:26:00.576
‫خب این باید به سند اضافه میشد

01:26:00.618 --> 01:26:02.120
‫و درواقع از طریق من و جان بود و
‫ما با خودمون می‌گفتیم:

01:26:02.161 --> 01:26:06.290
‫ما اصلا قدرت قضاوت و تشخیص
‫همچین چیزی رو داریم؟

01:26:06.332 --> 01:26:09.919
‫روی تمام اشکالات کار کردیم،
‫روی تمام مراحل،

01:26:09.952 --> 01:26:12.185
‫و سند نهایی در ابتدا تایید شد

01:26:12.219 --> 01:26:14.199
‫و بعد برای خدمه قرائت شد.

01:26:16.134 --> 01:26:18.552
‫فردا صبح به وقت شرق،

01:26:18.594 --> 01:26:21.597
‫فضاپیما نزدیک زمین میشه
‫و اینطوری بنظر میرسه.

01:26:21.639 --> 01:26:23.641
‫اون الان اینطوری بنظر میاد.

01:26:23.683 --> 01:26:27.103
‫حدود پنج ساعت قبل از رسیدن به جو زمین،

01:26:27.145 --> 01:26:28.825
‫افراد در ماژول فرماندهی

01:26:28.850 --> 01:26:31.298
‫این قسمت که اینجاست رو پرت می‌کنن،

01:26:31.357 --> 01:26:33.097
‫که اسمش هست ماژول فرمان...
‫ماژول خدماتی.

01:26:33.137 --> 01:26:35.153
‫و اون در فضا شناور میشه.

01:26:35.194 --> 01:26:37.905
‫و این دو قسمت فضاپیما باقی می‌مونن.

01:26:37.947 --> 01:26:41.492
‫ال‌ام اینجا و ماژول فرماندهی اینجا.

01:26:45.659 --> 01:26:48.446
‫یک قسمت کامل از فضاپیما
‫از دست رفته.

01:26:50.401 --> 01:26:52.195
‫درست از ناحیه‌ی آنتن
‫پهنای متمرکز...

01:26:52.228 --> 01:26:53.555
‫که پنل منفجر شده.

01:26:53.588 --> 01:26:56.450
‫تقریبا از پایین تا موتور.

01:26:57.991 --> 01:26:58.944
‫دریافت شد.

01:27:00.931 --> 01:27:02.498
‫واقعا چه وضعیه.

01:27:04.807 --> 01:27:07.476
‫یادم نمیاد گفته باشیم:
‫هی رفیق، انجامش دادیم.

01:27:07.518 --> 01:27:10.270
‫چون هنوز انجامش نداده بودیم. خیله خب؟

01:27:10.312 --> 01:27:13.191
‫هنوز متغیرهای زیادی دخیل بودن.

01:27:13.232 --> 01:27:16.986
‫و من فقط امیدوار بودم کاری که
‫انجام میدیم، درست باشه.

01:27:17.011 --> 01:27:22.307
‫نمیدونستیم انفجاری که رخ داده،
‫که الان ازش خبر داریم...

01:27:23.868 --> 01:27:27.246
‫چه تاثیری روی ماژول فرماندهی گذاشته.

01:27:29.082 --> 01:27:32.459
‫نمی‌دونستیم سپرهای حرارتی
‫خراب شدن یا نه،

01:27:32.501 --> 01:27:35.378
‫و آیا هر کاری که برای نجات خدمه انجام دادیم

01:27:35.432 --> 01:27:38.311
‫مفید فایده خواهد بود؟

01:27:42.390 --> 01:27:43.703
‫همه‌ی ما در اینجا

01:27:43.728 --> 01:27:45.554
‫میخوایم از تمام شما اون پایین

01:27:45.579 --> 01:27:47.126
‫برای عملکرد خیلی خوب‌تون تشکر کنیم.

01:27:49.447 --> 01:27:51.123
‫تصدیق میشه جو.

01:27:52.000 --> 01:27:54.700
‫بهتون بگم که...ما هم همه
‫اوقات خوبی داشتیم.

01:28:18.422 --> 01:28:21.968
‫تو تمام پروازهای بازگشت،

01:28:22.009 --> 01:28:23.636
‫اتفاقی میفته که بهش میگیم بیهوشی.

01:28:28.348 --> 01:28:31.811
‫یه مدتی بیهوش میشن.

01:28:31.852 --> 01:28:34.438
‫بخاطر یونیزاسیون و گرما.

01:28:34.480 --> 01:28:36.107
‫و تو این مدت نمیتونی
‫با بقیه در ارتباط باشی.

01:28:36.149 --> 01:28:38.267
‫نمیتونن باهات حرف بزنن و
‫نمیتونی باهاشون حرف بزنی.

01:28:42.947 --> 01:28:44.907
‫در این مرحله از برنامه‌ی فضایی،

01:28:44.949 --> 01:28:47.856
‫میتونیم حساب کنیم که کی بیهوشی شروع میشه

01:28:47.881 --> 01:28:49.909
‫و چه موقع و در طی چند ثانیه تموم میشه.

01:28:49.954 --> 01:28:51.135
‫هیچوقت هم خطا نمی‌کنیم.

01:28:51.164 --> 01:28:54.333
‫این مورد درست سر وقت
‫شروع شد

01:28:54.374 --> 01:28:58.212
‫و وقتی زمان به هوش اومدن فرا رسید،

01:28:58.254 --> 01:29:00.256
‫کسی به هوش نیومد.

01:29:00.735 --> 01:29:01.915
‫خب باید...

01:29:02.982 --> 01:29:04.748
‫باید الان از بیهوشی در بیان.

01:29:05.241 --> 01:29:06.181
‫می‌بینی‌شون؟

01:29:06.954 --> 01:29:07.868
‫منفی.

01:29:09.015 --> 01:29:11.851
‫میدونی با خودم فکر کردم:
‫خدای من!

01:29:11.892 --> 01:29:15.771
‫این همه کار کردیم که برشون گردونیم خونه،

01:29:15.821 --> 01:29:19.950
‫ولی یه اتفاقی برای سپرهای حرارتی افتاده.

01:29:19.984 --> 01:29:24.113
‫فکری که اون زمان از ذهنم گدشت
‫این بود که اونا مردن.

01:29:24.155 --> 01:29:27.616
‫زنجیره‌ی مدیریتی یه نگرانی‌هایی داشتن

01:29:27.658 --> 01:29:29.493
‫و زمزمه هایی بود که ممکنه سپر حرارتی

01:29:29.535 --> 01:29:31.245
‫صدمه دیده باشه و این چیزها،

01:29:31.287 --> 01:29:32.519
‫و این جایی بود که...

01:29:32.544 --> 01:29:34.414
‫فکر میکنم این برای
‫هر کنترل کننده‌ای ممکنه،

01:29:34.456 --> 01:29:37.793
‫شما باید چیزهایی که روش کنترل ندارین رو
‫از ذهنتون دور کنین.

01:29:37.835 --> 01:29:40.129
‫نگرانش نباش،
‫اینم بخشی از بازیه.

01:29:40.171 --> 01:29:42.006
‫حالا که اینطوره، بذار باشه.

01:29:43.705 --> 01:29:46.146
‫شبکه، هنوز تماس راداری برقرار نشده؟

01:29:46.171 --> 01:29:47.469
‫تا حالا که نه، پرواز.

01:29:47.494 --> 01:29:48.930
‫با بخش رادار تماس داشتین؟

01:29:48.955 --> 01:29:49.763
‫تایید میشه.

01:29:49.788 --> 01:29:50.829
‫بسیار خب.

01:29:51.515 --> 01:29:53.684
‫ما اونجا نشستیم و نشستیم
‫و نشستیم.

01:29:53.726 --> 01:29:56.478
‫نمیدونم چه مدت طول کشید.

01:29:56.520 --> 01:29:59.732
‫کپ‌کام، چرا یه امتحانی نمیکنی و
‫باهاشون تماس نمی‌گیری؟

01:30:02.296 --> 01:30:05.474
‫و ناگهان این خبر رو از یک هواپیمای
‫با برد پایین دریافت کردیم که

01:30:05.499 --> 01:30:07.751
‫که رادارشون یک سیگنال دریافتی داشته.

01:30:07.776 --> 01:30:09.069
‫بنگ!

01:30:09.094 --> 01:30:12.097
‫تقریبا از روی صندلی‌ها افتادیم زمین.

01:30:12.122 --> 01:30:14.331
‫یهو، زنده شدن.

01:30:15.576 --> 01:30:16.911
‫بهشون بگو آماده باشن.

01:30:16.936 --> 01:30:18.989
‫اودیسه، هیوستون. آماده باش! تمام.

01:30:19.835 --> 01:30:23.130
‫و بعدشم ناو هواپیمابر تماس
‫راداری رو گزارش کرد.

01:30:23.172 --> 01:30:25.174
‫بعدش گزارش دادن که صدای غرش
‫شنیدن.

01:30:25.216 --> 01:30:28.566
‫و گفتیم پسر، دوباره کارمون با اون
‫عوضی شروع شد.

01:30:28.591 --> 01:30:30.221
‫خیله‌خب، جو!

01:30:30.495 --> 01:30:31.663
‫خدمه داشتن حرف میزدن.

01:30:31.688 --> 01:30:33.918
‫بالاخره خیالمون راحت شد که

01:30:33.943 --> 01:30:34.950
‫اونها خوب هستن.

01:30:34.975 --> 01:30:37.357
‫و وقتی باهاشون تماس گرفتیم،

01:30:37.382 --> 01:30:38.586
‫صداشون‌رو شنیدیم.

01:30:38.611 --> 01:30:40.480
‫مستقیم ارتباط برقرار کردیم.

01:30:41.313 --> 01:30:42.793
‫تماس تصویری، پرواز.

01:30:47.944 --> 01:30:50.385
‫ادیسه، هیوستون.
‫همه داریم تصویرتون رو می‌بینیم.

01:30:50.410 --> 01:30:51.904
‫واقعا معرکه‌ست.

01:30:58.749 --> 01:31:02.753
‫نمای دوربین تلویزیون بود.

01:31:02.795 --> 01:31:06.173
‫داشت به بالا نگاه میکرد به فضاپیما.

01:31:06.215 --> 01:31:08.884
‫از عرشه‌ی ناوبر.

01:31:08.926 --> 01:31:14.021
‫و بعد این سه تا چتر نجات بزرگ رو دیدیم.

01:31:16.142 --> 01:31:19.145
‫زیباترین صحنه‌ای بود که تابه‌حال دیدم.

01:31:50.217 --> 01:31:53.679
‫مساله‌ی اصلی اینه که وقتی
‫خدمه میرن روی عرشه‌ی ناو،

01:31:53.720 --> 01:31:56.974
‫ما مسئولیت رو از بخش کنترل ماموریت
‫تحویل بگیریم

01:31:57.016 --> 01:31:59.810
‫و به فرمانده‌ی گروه ضربت
‫ناو هواپیمابر واگذار کنیم.

01:31:59.852 --> 01:32:01.519
‫و وقتی اینها انجام شد،

01:32:01.561 --> 01:32:03.897
‫اون موقع میتونیم جشن بگیریم.

01:32:03.939 --> 01:32:06.150
‫اونها اینجا هستن.

01:32:06.192 --> 01:32:09.362
‫جیمز لاول، جان سوایگرت و فرد هیز.

01:32:09.403 --> 01:32:13.324
‫و جشن همیشه سه مرحله داشت.

01:32:13.366 --> 01:32:15.284
‫سیگارهای تشریفاتی‌مون‌رو روشن میکنیم.

01:32:15.326 --> 01:32:17.370
‫سیگار روشن رو ردیفی دست به دست
‫می‌کنیم.

01:32:19.205 --> 01:32:21.123
‫و درهای اتاق کنترل رو باز میکنی،

01:32:21.165 --> 01:32:23.959
‫تا کنترل کننده های اتاق پشتیبانی
‫بیان و به ما ملحق بشن.

01:32:24.001 --> 01:32:26.045
‫اونها قهرمان‌های واقعی 13 هستن.

01:32:26.086 --> 01:32:28.714
‫چون اونها در واقع کسانی بودن که
‫به ما جواب‌ها رو میدادن.

01:32:28.755 --> 01:32:31.133
‫در هر سه مرحله‌ی جشن

01:32:31.175 --> 01:32:33.219
‫پرچم آمریکا رو بین کنترل‌کننده‌ها
‫توزیع می‌کنن.

01:32:33.260 --> 01:32:36.430
‫این سنتیه که جری باستیک شروعش کرد.

01:32:36.472 --> 01:32:40.017
‫اون موقع که ما آمریکایی‌ها اولین
‫گزارش پرواز فضایی رو ارائه دادیم

01:32:40.059 --> 01:32:42.061
‫و دو فضاپیما رو به فضا فرستادیم.

01:32:43.986 --> 01:32:47.865
‫در پایان ماموریت، در عین
‫خستگی محض،

01:32:47.900 --> 01:32:51.404
‫یه شاهکار بزرگ اتفاق افتاده،
‫یه سرخوشی بی حد و حصر.

01:32:51.445 --> 01:32:53.531
‫که آره، خدمه رسیدن خونه.

01:32:53.571 --> 01:32:56.325
‫صحیح و سالم‌اند و ما کاری
‫که قرار بود بکنیم رو کردیم.

01:33:26.730 --> 01:33:31.151
‫بعد پرواز، حین گفتگو با
‫افراد اتاق کنترل،

01:33:31.193 --> 01:33:32.213
‫گفتم،

01:33:32.238 --> 01:33:36.648
‫خب، ما فکر کردیم تعمدا باهاتون حرف نزنیم،

01:33:36.673 --> 01:33:40.932
‫که چه بسا بعدا بشه یه فیلم خوب
‫ازش ساخت.

01:33:57.761 --> 01:34:01.557
‫سه، دو، یک، احتراق.

01:34:01.599 --> 01:34:03.309
‫راه افتادیم هیوستون.

01:34:06.920 --> 01:34:11.378
‫پس از آپولو 13، چهار فرود موفقیت‌آمیز
‫بر روی ماه اتفاق افتاد

01:34:11.403 --> 01:34:13.942
‫که آخرین‌شان آپولو 17 بود.

01:34:18.088 --> 01:34:19.675
‫پس از آن، "اسکای‌لَب".

01:34:23.176 --> 01:34:26.750
‫آپولو-سایوز

01:34:28.840 --> 01:34:31.381
‫شاتل

01:34:32.558 --> 01:34:35.225
‫ایستگاه فضایی بین‌المللی

01:34:36.488 --> 01:34:39.580
‫امروزه، کنترل ماموریت هنوز هم براساس
‫اصولی که در زمان آپولو

01:34:39.605 --> 01:34:41.663
‫بنیان‌گذاری شد، عمل می‌کند.

01:34:42.139 --> 01:34:44.016
‫پس از آتش‌سوزی آپولو 1،

01:34:44.057 --> 01:34:49.855
‫"سرسخت و لایق" تبدیل به شعار
‫تیم کنترل پرواز شد.

01:34:49.896 --> 01:34:55.444
‫این دوکلمه هنوز هسته‌ی اصلی قواعد و
‫بنیان‌هایی هستن که ما ازشون پیروی می‌کنیم.

01:34:55.486 --> 01:34:58.780
‫فکر نمی‌کنم اصلا از بین رفته باشه.

01:34:58.822 --> 01:35:01.867
‫بچه‌ها، چک‌لیست تون رو باز کنین و
‫برین صفحه‌ی هفت.

01:35:01.908 --> 01:35:03.118
‫در حالت پایان سفر قرار داریم.

01:35:03.160 --> 01:35:04.828
‫اولویت‌های اصلی‌مون همیشه

01:35:04.870 --> 01:35:07.747
‫امنیت خدمه، امنیت فضاپیما،
‫موفقیت در ماموریت هستند.

01:35:07.789 --> 01:35:09.833
‫و اینا تغییر نمی‌کنن،

01:35:09.875 --> 01:35:13.379
‫ولی موفقیت در ماموریت چیزیه که
‫در طی زمان تغییر میکنه.

01:35:14.796 --> 01:35:17.841
‫اون‌هایی که در اولین پروازها
‫حضور داشتن،

01:35:17.883 --> 01:35:19.051
‫استانداردها رو تعیین کردند.

01:35:19.092 --> 01:35:21.928
‫به‌خاطر ما از دل آتیش گذشتن.

01:35:21.970 --> 01:35:29.536
‫ما هم هرروزه تلاش می‌کنیم
‫در همون سطح بسیار عالی اون‌ها عمل کنیم.

01:35:46.953 --> 01:35:48.788
‫شگفت‌انگیزه.

01:35:48.830 --> 01:35:52.876
‫به نظرم شگفت‌انگیزه که نه تنها
‫ما به لحاظ تکنیکی تونستیم انجامش بدیم،

01:35:52.918 --> 01:35:54.794
‫بلکه کشور هم گذاشت ما
‫اینکار رو بکنیم.

01:35:54.836 --> 01:35:59.633
‫عموم مردم و کنگره و اولیای امور و
‫کاخ سفید.

01:35:59.692 --> 01:36:02.653
‫همه‌چیز به درستی جفت و جور شد.

01:36:12.521 --> 01:36:14.671
‫می‌تونستم حس کنم که چه معنایی داره،

01:36:14.696 --> 01:36:17.401
‫که داریم تاریخ رو رقم می‌زنیم.

01:36:17.443 --> 01:36:19.528
‫فکر می‌کنم همه‌مون اینکارو کردیم.

01:36:22.806 --> 01:36:24.572
‫اضافه می‌کرد.

01:36:19.570 --> 01:36:22.781
‫و فهمیدن این، یک حس غروری
‫به کاری که می‌کردیم

01:36:25.783 --> 01:36:30.830
‫و یک حس قدرشناسی عظیم که
‫به موقع احساسش کردم.

01:36:32.249 --> 01:36:35.628
‫جزئی از این کار بودن،
‫یک فرصت طلایی بود.

01:36:39.839 --> 01:36:42.800
‫نمی‌دونم چجوری ولی
‫وقتی جمع شدیم،

01:36:42.842 --> 01:36:45.803
‫از مجموع بخش‌هایی که توش کار می‌کردیم
‫هم عظیم‌تر شدیم.

01:36:48.014 --> 01:36:50.850
‫این توانایی رو بدست آوردیم

01:36:50.892 --> 01:36:56.315
‫که کاری رو انجام بدیم که در اکثر
‫موارد غیرممکن محسوب میشه.

01:36:56.356 --> 01:36:59.443
‫از چیزی که انتظار میرفت هم بهتر بودیم.

01:36:59.485 --> 01:37:02.488
‫از چیزی که انتظار میرفت،
‫موفق‌تر بودیم.

01:37:05.468 --> 01:37:08.199
‫تونستیم تک‌تک خدمه رو
‫به خونه برگردونیم.

01:37:02.529 --> 01:37:05.443
‫و واقعا به جز اون حادثه‌ی بدِ
‫شبیه‌سازی پرتاب که استثنائاً رخ داد،

01:37:11.163 --> 01:37:12.623
‫ما فضانوردها،

01:37:12.673 --> 01:37:15.509
‫ما همیشه نوک پیکان بودیم.

01:37:15.542 --> 01:37:20.964
‫ولی کنترل ماموریت یه جورایی مثل
‫پرهای این پیکان بود.

01:37:21.006 --> 01:37:24.926
‫به مسیر درست هدایت‌مون می‌کرد.

01:37:24.968 --> 01:37:28.930
‫اطمینان پیدا میکردن که ما به جایی که
‫مقرر شده می‌رسیم،

01:37:28.972 --> 01:37:32.559
‫و به‌سلامت به خونه برمی‌گردیم.

01:37:36.021 --> 01:37:39.941
‫افتخار میکنم به آدم‌هایی که دخیل بودن.

01:37:41.276 --> 01:37:43.278
‫هیچوقت نا امیدم نکردن.

01:37:43.320 --> 01:37:45.739
‫هیچوقت سیستم رو نا امید نکردن،
‫هیچوقت ناسا رو نا امید نکردن.

01:37:45.781 --> 01:37:47.741
‫هیچوقت کشور رو نا امید نکردن.

01:37:47.783 --> 01:37:52.412
‫اگه دنبال میهن‌پرست می‌گردین،
‫اونا میهن‌پرست‌ واقعی هستند.

01:37:55.047 --> 01:37:56.424
‫تک‌تک‌شون.

01:37:56.448 --> 01:38:08.448
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:38:08.472 --> 01:38:20.472
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.