﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.620 --> 00:00:22.900
‫فرشتگانِ گیتی

00:02:11.377 --> 00:02:15.277
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:15.377 --> 00:02:19.277
بلبل جان

00:02:29.277 --> 00:02:32.357
‫وقتی که مامانم من رو باردار بود،
‫خوابِ چهار رأس اسب رو می‌بینه.

00:03:13.014 --> 00:03:15.093
‫پال، برام قصّه می‌گی؟

00:03:15.214 --> 00:03:16.714
‫الان نه سوانا بعداً برات می‌گم.

00:03:17.074 --> 00:03:21.754
‫می‌خوای دربارۀ «اِگیلِ» که به نروژ حمله کرد
‫(اِگیل اِسکالاگریمسون یکی از معروفترین
‫جنگجویان و شاعرانِ وایکینگ‌ها بود.)

00:03:21.853 --> 00:03:25.273
‫هر چی غذا و نوشیدنی بود خورد
‫و آخر سر بالا آورد تو صورتِ کشاورزها، قصّه بگم؟

00:03:25.294 --> 00:03:25.993
‫آی، چه حال به هم‌زن...

00:03:26.293 --> 00:03:28.213
‫همه چی رو باید در مورد
‫اِگیل اِسکالاگریمسون بدونی.

00:03:28.273 --> 00:03:33.273
‫سه ساله بود که شروع کرد به مشروب خوردن.
‫شِش ساله بود که اولین شعرش رو سرود.

00:03:33.373 --> 00:03:38.093
‫و در هشت سالگی یه نفر رو کُشت
‫چون تو فوتبال به‌ش باخته بود!

00:03:40.272 --> 00:03:41.812
‫روزی روزگاری دو تا برادر بودن.

00:03:43.372 --> 00:03:46.312
‫اسم یکی‌شون خاک و اون یکی هم کِرم بود.
‫مردم به اونا کِرم خاکی می‌گفتن!

00:03:49.432 --> 00:03:50.672
‫- خُب که چی؟
‫- یکی دیگه بگو.

00:03:50.732 --> 00:03:51.372
‫خب همین دیگه.

00:03:56.032 --> 00:03:57.112
‫روزی روزگاری یه زنی بود.

00:03:59.421 --> 00:04:00.871
‫با صدایِ بلند پسرش رو صدا کرد و گفت:

00:04:02.932 --> 00:04:03.451
‫یِسی،

00:04:06.132 --> 00:04:08.151
‫یِسی، سریع بیا اینجا.
‫«یِسی: نام پدرِ حضرت داوود»

00:04:09.951 --> 00:04:12.211
‫بعدش پسره اومد و یه نگاه
‫به مادرش کرد و گفت:

00:04:13.771 --> 00:04:17.530
‫اسم من یِسی نیست، یِسوسه.
‫«یِسوس نام حضرت عیسی»

00:04:18.690 --> 00:04:20.190
‫یِسوس رو برای اینکه خلاصه کنن
‫یِسی صدا می‌کردن؟

00:04:21.190 --> 00:04:23.369
‫اوه، پال همه جور جوکی بلده.

00:04:25.130 --> 00:04:27.009
‫- ممنون.
‫- نوشِ جان.

00:04:35.350 --> 00:04:38.602
‫باید اقرار کنم که این روزها
‫تمومِ ذکر و فکرم پیشِ دَگنیه.

00:04:39.690 --> 00:04:41.590
‫روزی روزگاری، دختری در
‫دنیایِ واقعی زندگی می‌کرد.

00:04:42.270 --> 00:04:44.407
‫جایی که مردم خوشبخت و عاشق بودن.

00:04:49.030 --> 00:04:50.962
‫خونِ تو در رگ‌هایِ من جاریه.

00:04:54.258 --> 00:04:58.575
‫اگه می‌تونستم، کلّ اتاقم رو
‫با بوسه‌هات پُر می‌کردم،

00:05:00.390 --> 00:05:03.651
‫از داخل قُفلش می‌کردم
‫و کلیدش رو می‌انداختم دور.

00:05:07.277 --> 00:05:08.728
‫مثلِ شاعرها حرف می‌زنی.

00:05:09.567 --> 00:05:11.087
‫من شاعر بزرگی‌م.

00:05:12.287 --> 00:05:13.487
‫وایستا تا کشف بشم.

00:05:16.647 --> 00:05:17.466
‫من یه آدمِ معمولی نیستم.

00:05:19.847 --> 00:05:21.466
‫تو آسِمون دارم بال می‌زنم.

00:05:23.526 --> 00:05:25.147
‫تو این دنیا نیستی.

00:05:26.106 --> 00:05:28.706
‫دنیا؟ اون دیگه کجاست؟

00:05:33.486 --> 00:05:36.203
‫این قسمتی از واقعیته که به‌حساب نمی‌آد.

00:05:39.520 --> 00:05:42.539
‫وقتی که به «هِگِل» گفته شد
‫(فیلسوف آلمانی قرن ۱۸ میلادی)

00:05:42.630 --> 00:05:46.958
‫نظریه‌هاش در تضّاد با واقعیت هستن،

00:05:49.670 --> 00:05:55.781
‫در جواب گفت: «خب این برایِ واقعیت
‫خیلی بده».

00:05:57.964 --> 00:06:02.684
‫ولی مهم نیست.
‫نه تا وقتی که تو رو دارم.

00:06:18.603 --> 00:06:20.763
‫تو همه چیز رو فهمیدی.
‫دقیقاً می‌دونی که چی می‌خوای.

00:06:23.183 --> 00:06:24.003
‫من چی می‌خوام؟

00:06:25.283 --> 00:06:26.203
‫من می‌خوام وحشی‌گری

00:06:27.183 --> 00:06:28.403
‫و آشفتگیِ درونمون رو به تصویر بکشم.

00:06:29.263 --> 00:06:32.881
‫آتشفشانی و زلزله‌های روحی
‫هنگامِ عاشقی رو ثبت کنم.

00:06:33.942 --> 00:06:35.382
‫تو آخر سر نقاش مشهوری می‌شی.

00:06:36.902 --> 00:06:39.902
‫دیوونه اما مشهور، درست مثل «وَن‌گوگ و گوگِن».
‫(نقاشانِ قرن نوزدهم میلادی)

00:06:40.662 --> 00:06:40.992
‫خودت چی؟

00:06:42.302 --> 00:06:42.882
‫من؟

00:06:43.642 --> 00:06:45.601
‫من آخر سر یه دندانپزشک روستایی می‌شم
‫که بزرگ‌ترین لذتِ زندگیش،

00:06:45.991 --> 00:06:50.001
‫کشیدنِ دندونِ مردمیه که از نظر
‫سیاسی باهام مخالف هستن!

00:06:51.561 --> 00:06:54.221
‫احمقانه به‌نظر می‌آد، می‌دونم.

00:06:55.441 --> 00:06:57.881
‫ولی هیچ وقت باور نمی‌کردم
‫که بتونم تا این حد عاشق بشم.

00:06:58.621 --> 00:06:59.461
‫دَگنی معرکه‌ست.

00:07:01.520 --> 00:07:05.481
‫احمق نشو، جای تعجّبه که
‫چقدر می‌تونی بچّه باشی.

00:07:06.541 --> 00:07:07.900
‫دَگنی یه دخترِ از طبقه مرفّهه

00:07:08.860 --> 00:07:12.020
‫که سابقۀ خانوادگیش رو نادیده گرفته
‫و بالاخره یه روز سر عقل می‌آد.

00:07:13.000 --> 00:07:13.800
‫حالا ببین کِی گفتم.

00:07:14.260 --> 00:07:17.919
‫و اون موقع‌ست که دنیا
‫رو سرت خراب می‌شه.

00:07:19.879 --> 00:07:21.760
‫نه، من و دَگنی می‌خوایم
‫با هم دور دنیا رو بگردیم.

00:07:28.659 --> 00:07:28.998
‫دَگنی؟

00:07:30.559 --> 00:07:30.998
‫مامانمه، پا شو.

00:07:33.559 --> 00:07:35.118
‫الانه که عصبانی بشه.

00:07:37.198 --> 00:07:39.278
‫یه دقیقه وایستا مامان دارم می‌آم.

00:07:46.358 --> 00:07:47.478
‫مامان، این پال هستش.

00:07:50.287 --> 00:07:53.627
‫پال؟ اون وقت از کدوم خانواده هستی؟

00:07:54.037 --> 00:07:56.477
‫پدرم اسمش اولافه و
‫مادرم هم اسمش گودرونه.

00:07:58.297 --> 00:08:00.277
‫می‌تونم بپرسم شغلِ پدرت چیه؟

00:08:01.437 --> 00:08:02.697
‫راننده‌ست، تاکسی داره.

00:08:06.396 --> 00:08:08.457
‫دَگنی، یه دقیقه بیا بالا کارِت دارم.

00:08:12.137 --> 00:08:14.936
‫نباید به‌ش می‌گفتی که بابات راننده‌ست.
‫اون خیلی به پول اهمیت می‌ده.

00:08:15.696 --> 00:08:17.817
‫گفتم شاید از یه شرکتِ دیگه ماشین می‌گیره.

00:08:19.296 --> 00:08:20.896
‫هیچ وقت شرایط رو درک نمی‌کنی.

00:08:39.475 --> 00:08:41.995
‫«زندگی داستانی است که ابلهی آن را روایت می‌کند.»
‫(جملات مکبِث پس از شنیدنِ خبرِ مرگ همسرش)

00:09:13.273 --> 00:09:15.192
‫آیا از ستاره‌ها پرسشی کرده‌ام؟

00:09:16.273 --> 00:09:18.192
‫آیا باد خبری برایم آورده؟

00:09:19.593 --> 00:09:21.892
‫یه زمانی با لبخند به‌م خوشامد می‌گفت.

00:09:22.692 --> 00:09:24.912
‫یه زمانی جلوی در می‌ایستاد و می‌خندید.

00:09:32.731 --> 00:09:36.272
‫یادت باشه که غذات رو باید خوب بجویی.

00:09:36.871 --> 00:09:37.831
‫ترجیحاً ۳۶ بار.

00:09:39.401 --> 00:09:40.791
‫این چیزیه که «کیادرمانگر»‌ها می‌گن.
‫(یک نوع درمان توسطِ عواملِ طبیعی)

00:09:43.871 --> 00:09:47.130
‫سال‌هایِ زیادی برادرم هم اینجوری بود.

00:09:48.191 --> 00:09:50.210
‫اسکی می‌کرد و به مسافرت دور دنیا می‌رفت.

00:09:51.131 --> 00:09:52.750
‫فکر کردن به چیزی که می‌خوری
‫کارِ عاقلانه‌ایه.

00:09:56.000 --> 00:09:57.842
‫پال، قصّه برام نمی‌گی؟

00:09:58.611 --> 00:10:00.270
‫نه سرم خیلی درد می‌کنه.

00:10:01.230 --> 00:10:01.870
‫چیزی شده؟

00:10:02.130 --> 00:10:03.990
‫چیزی نیست. فقط این سر درد
‫داره من رو می‌کشه.

00:10:23.548 --> 00:10:27.789
‫یه چیزی در مورد روگنوالد عجیبه.
‫بیشتر حرف‌هاش درست از آب در اومد.

00:10:29.149 --> 00:10:31.768
‫به‌نظر می‌دونه ناقوس‌ِ عزا در سوگِ
‫چه کسی به‌صدا در‌می‌آد.

00:10:31.829 --> 00:10:33.848
‫حتی ناقوسِ عزایی که برایِ
‫خودش به صدا در اومده رو هم شنیده.

00:10:59.706 --> 00:11:03.126
‫پال، بیا بیرون حرف بزنیم.

00:11:05.686 --> 00:11:08.406
‫نمی‌شه که کلِ روز خودت رو
‫تو اتاق زندونی کنی.

00:11:10.366 --> 00:11:11.426
‫رفتارت عجیب شده.

00:11:15.286 --> 00:11:18.366
‫تو روستایی که من زندگی می‌کردم،
‫یه معتکفی بود که از بقیه دوری می‌کرد.

00:11:18.426 --> 00:11:20.265
‫آخرش هم کارِش به دیوونگی کشید.

00:12:30.821 --> 00:12:32.621
‫اومدم به‌ت سر بزنم.

00:12:35.741 --> 00:12:36.420
‫هیچ وقت خونه نیستی.

00:12:37.781 --> 00:12:41.400
‫به‌ت گفته بودم که نمی‌خوام محدود باشم.

00:12:45.060 --> 00:12:50.320
‫دَگنی! نمی‌تونم تو رو از ذهنم پاک کنم.

00:12:52.540 --> 00:12:53.380
‫عاشقتم.

00:12:56.419 --> 00:12:57.260
‫حالم زیاد خوب نیست.

00:12:58.119 --> 00:13:01.819
‫می‌دونی که همه چی تموم شده
‫ولی هر جور شده این اطراف پرسه می‌زنی.

00:13:01.839 --> 00:13:03.079
‫هیچ وقت دست از سرم برنمی‌داری.

00:13:08.159 --> 00:13:09.619
‫ولی هنوز دوسِت دارم.

00:13:13.538 --> 00:13:14.639
‫می‌خوای برم؟

00:13:35.397 --> 00:13:38.437
‫من نمی‌فهمم چرا سرت درد می‌کنه.

00:13:40.837 --> 00:13:41.337
‫هیچی؟

00:13:43.196 --> 00:13:47.697
‫شاید دلیلش رنجشِ عشق باشه!

00:13:52.276 --> 00:13:54.457
‫دکتر پرسید که منشأ این سر درد
‫به‌خاطرِ رنجشِ عشقیت نیست؟

00:13:57.306 --> 00:13:58.536
‫فکر ‌کنم حق با اونه.

00:14:01.496 --> 00:14:08.006
‫دَگنی، فردا یه مجلس رقص برگزار می‌شه.
‫دوست دارم تو رو هم دعوت کنم.

00:14:10.815 --> 00:14:11.576
‫نه، من نمی‌خوام بیام.

00:14:13.295 --> 00:14:13.875
‫چرا نمی‌آی؟

00:14:15.475 --> 00:14:18.355
‫حوصلۀ رقصیدن ندارم، نمی‌خوام بیام.

00:14:21.215 --> 00:14:22.935
‫مهمونیِ خیلی بزرگیه.

00:14:25.215 --> 00:14:25.995
‫همه هستن.

00:14:26.095 --> 00:14:29.804
‫مهم نیست، نمی‌خوام بیام.
‫این جور چیزها حوصله‌م رو سر می‌بره.

00:14:32.874 --> 00:14:34.534
‫ولی می‌تونیم بریم سینما و فیلم ببینیم.

00:14:38.493 --> 00:14:41.614
‫جدّی؟ باشه. چه فیلمی می‌خوای ببینیم؟

00:14:43.253 --> 00:14:46.593
‫فکر کنم فیلمِ «روشنایی‌هایِ شهر» چارلز چاپلین
‫روی پردۀ سینمای دانشگاه باشه.

00:14:47.403 --> 00:14:47.913
‫عالیه.

00:15:59.829 --> 00:16:03.408
‫نمی‌تونی یه ذرّه صداش رو کم کنی؟

00:16:05.268 --> 00:16:06.649
‫آکاردئون نیست که!

00:16:08.748 --> 00:16:10.268
‫تو خیلی زودرنج شدی.

00:16:11.488 --> 00:16:13.088
‫ما که از کارهای تو سر درنمی‌آریم.

00:16:14.068 --> 00:16:15.448
‫نمی‌خواد که از کارهای من سر دربیارید.

00:16:16.408 --> 00:16:17.628
‫من از اینجا می‌رم.

00:16:28.327 --> 00:16:33.927
‫هِی، پال! اینقدر جدّی نگیر.

00:16:36.327 --> 00:16:37.907
‫همه شکستِ عشقی رو تجربه کردن.

00:16:42.927 --> 00:16:43.406
‫نگفتم؟

00:16:45.327 --> 00:16:47.006
‫مگه نگفتم یه روزی سرِ عقل می‌آد

00:16:47.366 --> 00:16:51.886
‫و دنیا رو سرت آوار می‌شه؟

00:16:53.086 --> 00:16:55.766
‫برایِ خودش یه بچّه پولدار پیدا می‌کنه.

00:16:56.726 --> 00:16:59.565
‫ولی نگران نباش، اون بیرون
‫دخترهای زیادی هستن.

00:17:00.485 --> 00:17:01.806
‫من فقط امیدوار بودم.

00:17:03.925 --> 00:17:04.225
‫می‌دونی...

00:17:11.765 --> 00:17:13.085
‫نمی‌تونم تحمّل کنم.

00:17:15.265 --> 00:17:17.485
‫من رو مجبور کرد اون بیرون
‫با دو تا بلیت وایستم.

00:17:18.644 --> 00:17:20.324
‫و تنها برم تو تاریکی بشینم.

00:17:22.084 --> 00:17:23.083
‫اون هم تو نمایشِ فیلم چاپلین.

00:17:25.104 --> 00:17:26.504
‫موضوع اینه که فیلمِ چاپلین بود.

00:17:28.364 --> 00:17:30.224
‫و موضوعِ ناراحت‌کننده‌ای داشت.

00:17:31.304 --> 00:17:34.283
‫اگه یه فیلم دیگه بود اینقدر بد نمی‌شد.

00:17:35.903 --> 00:17:37.303
‫یه فیلمی مثل سیّارۀ میمون‌ها.

00:17:39.223 --> 00:17:40.703
‫زن‌ها اینطورین.

00:17:43.563 --> 00:17:44.683
‫این رو ببین.

00:17:48.103 --> 00:17:49.402
‫چاقویِ باحالیه.

00:17:51.602 --> 00:17:53.003
‫اِگیل اِسکالاگریمسون اگه بود،

00:17:53.102 --> 00:17:55.862
‫برای خونمالی کردنِ این چاقو
‫هیچ وقت تردید نداشت.

00:18:04.742 --> 00:18:05.192
‫گارسون!

00:18:07.221 --> 00:18:09.151
‫یه نفر آبش رو ریخته تو غذام!

00:18:45.799 --> 00:18:48.299
‫- چرا هُل می‌دی؟
‫- چیزی گفتی؟

00:18:48.599 --> 00:18:50.749
‫من فقط گفتم که تو هم مثل بقیه
‫باید تو نوبت وایستی.

00:18:51.499 --> 00:18:53.499
‫«اما من مثل بقیه نیستم!»
‫(آهنگی از گروهِ راکِ انگلیسیِ The Kniks در دهۀ ۶۰)

00:19:15.838 --> 00:19:17.557
‫هیچ اتّهامی به تو وارد نیست.

00:19:18.598 --> 00:19:20.257
‫و تا خونه می‌رسونیمت.

00:19:21.557 --> 00:19:24.417
‫حواست به کارهایی که می‌کنی باشه.

00:19:25.457 --> 00:19:26.757
‫جدّی دارم می‌گم.

00:19:30.676 --> 00:19:32.237
‫یه نفر سعی داشت تا من رو از پا بندازه.

00:19:36.476 --> 00:19:38.237
‫یه نفر سعی داشت تا من رو از پا بندازه.

00:20:04.515 --> 00:20:07.635
‫نخیر ممنون. من نمی‌خوام با تو بخوابم.

00:20:08.995 --> 00:20:10.994
‫مهم نیست که چقدر تلاش بکنی.

00:20:18.874 --> 00:20:20.954
‫موقعِ غذا خوردن اینقدر ملچ و ملوچ نکن.

00:20:21.114 --> 00:20:22.313
‫من از خودم صدا در می‌آرم؟

00:20:23.274 --> 00:20:24.213
‫بله صدا در می‌آری.

00:20:24.373 --> 00:20:26.113
‫- چرا می‌زنیش؟
‫- خفه شو!

00:20:26.473 --> 00:20:27.433
‫تو دیوونه‌ای.

00:20:30.573 --> 00:20:32.433
‫تو که می‌دونی هارالد چقدر حساسه.

00:20:35.613 --> 00:20:36.873
‫مگه نگفتم خفه شو؟!

00:20:42.652 --> 00:20:45.112
‫این وضع نباید ادامه پیدا کنه
‫باید یه کاری کنیم.

00:20:47.212 --> 00:20:48.352
‫رفتارش عادّی نیست.

00:20:51.992 --> 00:20:54.291
‫پس می‌خوای بفرستیش تیمارستان؟

00:20:57.072 --> 00:20:57.671
‫چی به سرش می‌آد؟

00:21:00.631 --> 00:21:04.571
‫لباسِ دیوونه‌ها تنش می‌کنن و
‫کلّی دارو به خوردش می‌دن.

00:21:06.231 --> 00:21:07.231
‫بعدش مردم چی می‌گن؟

00:21:08.231 --> 00:21:09.331
‫داره همه رو اذیت می‌کنه.

00:21:12.191 --> 00:21:13.830
‫باید به فکر بچّه‌های دیگه‌مون هم باشیم.

00:21:32.749 --> 00:21:33.369
‫زنِ همسایه‌ست.

00:21:36.209 --> 00:21:37.269
‫این یکی رو دیگه تحمّل نمی‌کنم.

00:21:46.069 --> 00:21:48.858
‫تصمیم گرفته‌م که پیشنهادِ
‫رابطۀ جنسیت رو قبول کنم.

00:21:50.588 --> 00:21:52.168
‫قدمتون رویِ چشم‌هام.

00:21:53.328 --> 00:21:54.528
‫نگرانِ همسرتون نباشید.

00:21:55.748 --> 00:21:57.028
‫چون اون یه چیزِ ساختگیه.

00:21:59.028 --> 00:22:01.748
‫اگر مایل باشید قراردادی هم تنظیم کردم.

00:22:02.707 --> 00:22:04.227
‫ارادتمندِ شما، پال.

00:22:10.587 --> 00:22:12.647
‫والدینم می‌خوان باهام حرف بزنن.

00:22:13.307 --> 00:22:16.907
‫اون‌ها ازم می‌خوان که از اتاقم بیرون بیام
‫و یه چیزی باهاشون بخورم و حرف بزنیم.

00:22:16.927 --> 00:22:18.386
‫اون‌ها ازم خیلی چیزها می‌خوان.

00:22:19.546 --> 00:22:22.667
‫قسم می‌خورن که کاری نکنن
‫و قسم می‌خورن که چیزی نگن.

00:22:24.346 --> 00:22:24.867
‫پال!

00:22:27.206 --> 00:22:29.586
‫ما داریم می‌ریم با ماشین یه دوری بزنیم.

00:22:38.105 --> 00:22:38.985
‫من هم باهاتون می‌آم.

00:22:50.665 --> 00:22:53.265
‫رنگِ اون خونه خیلی مسخره‌ست.

00:22:54.464 --> 00:22:55.945
‫آره همینطوره.

00:22:58.245 --> 00:22:59.484
‫دارید من رو مسخره می‌کنید؟

00:23:03.024 --> 00:23:04.604
‫رنگش دقیقاً هم‌رنگِ کُتِ چرمیِ منه.

00:23:28.602 --> 00:23:30.282
‫روزنامه از کجا فهمیده که من نقّاشم؟

00:23:31.582 --> 00:23:32.502
‫تو به‌شون گفتی؟

00:23:33.710 --> 00:23:35.942
‫چی؟ چرا من باید به‌شون گفته باشم؟

00:23:36.842 --> 00:23:37.361
‫تو نگفتی؟

00:23:38.962 --> 00:23:41.102
‫کیه که با یه دوربین دنبالم راه افتاده؟

00:23:42.462 --> 00:23:44.481
‫همه‌ش زیر سر توئه، می‌دونم.

00:23:45.821 --> 00:23:47.221
‫پلیس باهات حرف زده؟

00:23:48.201 --> 00:23:49.421
‫چی داری می‌گی، پال؟

00:23:50.621 --> 00:23:53.291
‫وانمود نکن که خبر نداری،
‫تو با اون عکاس‌ها و روزنامه‌نگارهات؟

00:23:56.280 --> 00:23:57.401
‫چقدر به‌شون دادی؟

00:24:02.980 --> 00:24:07.360
‫این مرد جوان می‌خواست که در ادارۀ پلیس
‫نمایشگاهی از کارهایش را برگزار کند.

00:24:14.820 --> 00:24:16.600
‫مارمولک‌ها و کروکودیل‌ها تعقیبم می‌کردن.

00:24:17.440 --> 00:24:19.399
‫هیولاها سعی می‌کردن خفه‌م کنن.

00:24:21.259 --> 00:24:25.759
‫بعدش خدا به‌م گفت که من آخرین مردِ
‫روی زمین هستم و بایستی که شروع به ساختن کنم.

00:24:26.279 --> 00:24:30.478
‫به‌همین دلیل اتاقم رو می‌بایست
‫تبدیل به یه کشتی کنم.

00:26:15.013 --> 00:26:16.252
‫تو هم سوار می‌شی؟

00:26:27.212 --> 00:26:30.332
‫پال، روگنوالد پشتِ خطه.

00:26:36.532 --> 00:26:38.311
‫به‌ش بگو چاقوش تو دریاچه‌ست.

00:26:59.750 --> 00:27:01.050
‫می‌بینی، چی به‌ت گفتم؟

00:27:01.249 --> 00:27:03.469
‫پال می‌خواد یه نگاهی به
‫کیفِ مدرسه‌ت بندازه.

00:27:03.629 --> 00:27:04.569
‫شما دو تا دیوونه شدید؟

00:27:08.529 --> 00:27:10.270
‫می‌بینی، چی به‌ت گفتم؟

00:27:10.830 --> 00:27:12.309
‫داخلِ کیفِ مدرسه‌ش تفنگ نگه می‌داره.

00:28:51.683 --> 00:28:52.643
‫من کجام؟

00:28:53.603 --> 00:28:54.993
‫«بیمارستان روانپزشکیِ کلِپ»
‫(آسایشگاهی روانی در رِیکاویک پایتختِ ایسلند)

00:28:57.523 --> 00:28:58.422
‫خودت چی؟

00:29:00.963 --> 00:29:02.563
‫تو هم اینجایی؟

00:29:03.063 --> 00:29:06.442
‫بله، اسمِ من برینیولفه.

00:29:07.722 --> 00:29:10.502
‫قراره که به این وضعیت سر و سامون بدیم.

00:29:12.662 --> 00:29:16.622
‫حالا از شانسِ خوبِ من،
‫برینیولف اونجا بود نه لودویک.

00:29:17.462 --> 00:29:18.922
‫برینیولف تحصیل‌کردۀ آمریکا بود.

00:29:18.982 --> 00:29:21.201
‫می‌دونست با کِسایی مثلِ من
‫چه جوری برخورد کنه.

00:29:23.202 --> 00:29:25.482
‫من به دنیایِ دیوونه‌ها تعلّق داشتم.

00:29:26.521 --> 00:29:30.991
‫من عاشق و مجنون بودم، پُر ماجرا و
‫پرخاشگر، عقلم رو از دست داده بودم.

00:29:32.361 --> 00:29:35.991
‫در آخرین ایستگاهِ ابدی،
‫یک گوشه‌گیرِ حرفه‌ای.

00:30:16.800 --> 00:30:18.379
‫پولی به جیب نزدی؟

00:30:20.838 --> 00:30:23.398
‫بابت اون همه ترانه‌ای که
‫برایِ «بیتلز» نوشته بودی؟
‫(گروهِ راکِ انگلیسی در دهۀ ۶۰ میلادی)

00:30:23.418 --> 00:30:25.377
‫نه، همه رو برای خودشون برداشتن.

00:30:27.737 --> 00:30:32.278
‫من تو تیمارستان زندانی‌م و ترانه‌ها رو
‫با تله‌پاتی براشون می‌فرستم.

00:30:35.478 --> 00:30:37.417
‫ولی گروهِ بیتلز دیگه با هم نیستن.

00:30:37.717 --> 00:30:38.737
‫مهم نیست.

00:30:39.797 --> 00:30:43.317
‫هنوز هم پیام‌هایِ تله‌پاتیِ من رو می‌گیرن
‫و ترانه‌هام رو منتشر می‌کنن.

00:30:44.336 --> 00:30:47.256
‫بیتلز هم شد گروه؟ بیتلز گروه چِرتیه.

00:30:49.417 --> 00:30:55.476
‫اون‌ها آدم‌هایِ ناکِسی هستن.
‫یه مُشت بچّه حمّالِ بی‌سوادن.

00:30:55.736 --> 00:30:58.156
‫هر چی باشه از هیتلر بهترن.

00:31:00.396 --> 00:31:01.956
‫اینجوری در مورد هیتلر حرف نزن.

00:31:04.116 --> 00:31:05.476
‫مثلِ نازی‌ها حرف می‌زنی.

00:31:06.496 --> 00:31:07.835
‫هیتلر می‌دونست چیکار داره می‌کنه.

00:31:08.395 --> 00:31:11.435
‫واسه همین هم بود که می‌خواست
‫دیوونه‌هایی مثل تو رو از بین ببره.

00:31:14.835 --> 00:31:16.635
‫چرا اینقدر طرفدار نازی‌هاست؟

00:31:18.255 --> 00:31:21.694
‫هر وقت می‌آد اینجا فکر می‌کنه که هیتلره.

00:31:23.155 --> 00:31:27.155
‫وقتی که تو انفرادی بود
‫فکر می‌کرد که تو زیر‌زمینِ هیتلره

00:31:27.454 --> 00:31:30.474
‫و برای خودش و «اِوا براون» درخواست
‫قرص سیانور می‌کرد.
‫(همسرِ هیتلر)

00:31:31.374 --> 00:31:33.614
‫برای تحصیل تو دانشگاه به
‫انگلیس رفت، خیلی پسرِ زرنگیه.

00:31:34.774 --> 00:31:37.754
‫اطّلاعاتِ خوبی در موردِ
‫پزشکی و ادبیات داره.

00:31:40.814 --> 00:31:42.074
‫خُب چرا هیتلر؟

00:31:43.273 --> 00:31:43.954
‫نمی‌دونم.

00:31:44.613 --> 00:31:49.553
‫هیچ وقت آدم‌هایی مثلِ
‫«بیسمارک» و ناپلئون رو ملاقات نکردم.
‫(نخستین صدر اعظم آلمان)

00:31:49.713 --> 00:31:52.672
‫فقط هیتلر و «کِنِدی».
‫(سی و پنجمین‌ رئیس‌‌جمهور امریكا)

00:31:54.613 --> 00:31:57.312
‫به شخصه، خیلی دوست دارم
‫که رئیس‌جمهور ایسلند بشم.

00:32:40.070 --> 00:32:41.270
‫پیتر! چرا؟

00:32:42.070 --> 00:32:42.770
‫آخه چرا؟

00:32:44.630 --> 00:32:47.149
‫پیتر به من نگاه کن.

00:32:57.930 --> 00:32:58.549
‫نگاش کن.

00:33:03.528 --> 00:33:04.868
‫چرا به این وضع افتادی؟

00:33:29.027 --> 00:33:31.307
‫یوهانا! یوهانا وایستا!

00:33:32.227 --> 00:33:32.667
‫یوهانا!

00:33:33.427 --> 00:33:35.127
‫یوهانا نرو!

00:33:35.567 --> 00:33:35.947
‫یوهانا نرو!

00:33:44.786 --> 00:33:46.666
‫می‌خوام با یوهانا حرف بزنم.

00:34:01.605 --> 00:34:07.265
‫به نوازندگیِ درام عادت کرده بودم.
‫الان به‌سختی می‌تونم چوب‌هاش رو بلند کنم.

00:34:09.004 --> 00:34:11.505
‫صدایِ کوبیدن به درام مثلِ صدایِ
‫پایِ نگهبان‌ها می‌مونه.

00:34:15.125 --> 00:34:17.844
‫اولِی، وقتی که یه پسر بچّه بودم،

00:34:19.704 --> 00:34:21.784
‫بیمارها با لباس فُرم‌هایی
‫رفت‌و‌آمد می‌کردن که شبیهِ

00:34:23.944 --> 00:34:24.784
‫کیسه‌هایِ برزنتی بود.

00:34:26.643 --> 00:34:28.623
‫خیلی سال پیش عوضشون کردن.

00:34:29.794 --> 00:34:36.283
‫سیاستِ الان اینه که تا حدّ ممکن
‫تیمارستان‌ها رو شبیهِ خونه‌هایِ معمولی کنن.

00:34:37.424 --> 00:34:38.303
‫چرا اینطور فکر می‌کنی؟

00:34:40.303 --> 00:34:45.603
‫چون خونه‌هایِ معمولی خیلی شبیهِ
‫تیمارستان‌ها شدن.

00:34:52.202 --> 00:34:55.002
‫همینه، گوش کن.

00:34:55.402 --> 00:34:56.502
‫این صدایِ طبلِ درامه.

00:34:58.602 --> 00:34:59.402
‫طبلِ درامِ زندگی.

00:35:01.542 --> 00:35:05.401
‫مثلِ موسیقیِ بلوز که بیش از این کسی
‫نمی‌تونه به‌یاد بیاره که در چه باره‌ای بود.

00:35:21.581 --> 00:35:22.301
‫برید اتاق‌هاتون.

00:35:23.200 --> 00:35:25.380
‫بله آقایِ مدیرِ هتل!
‫شمارۀ اتاقم رو یادت می‌آد؟

00:35:26.880 --> 00:35:31.220
‫خفه شو و اینقدر خاص بازی هم درنیار.

00:35:33.980 --> 00:35:34.420
‫اولِی!

00:36:24.807 --> 00:36:26.576
‫چقدر دیگه باید اونجا بمونی؟

00:36:28.537 --> 00:36:29.256
‫نمی‌دونم.

00:36:30.657 --> 00:36:32.657
‫همین که حالت بهتر بشه برمی‌گردی خونه.

00:36:33.606 --> 00:36:33.936
‫آها.

00:36:34.897 --> 00:36:36.396
‫می‌دونم دوباره سرِ حال می‌شی، پال.

00:36:38.656 --> 00:36:40.456
‫پال یادمه وقتی کوچیک بودی

00:36:41.826 --> 00:36:43.936
‫و اون غریبه که بالدوینِ پیر صداش می‌زدن

00:36:44.596 --> 00:36:47.476
‫یه نگاه به کالسکه‌ت کرد و گفت:

00:36:47.735 --> 00:36:50.295
‫«فرشته‌ها از این پسر بچّه محافظت می‌کنن»

00:36:51.555 --> 00:36:53.275
‫بشین و این رو ببین.

00:37:02.095 --> 00:37:06.514
‫اینجا داخلِ کالسکه هستی‌
‫و اون یکی هم تو مزرعه‌ست.

00:37:07.874 --> 00:37:09.294
‫و همۀ عکس‌های مدرسه‌ت.

00:37:10.295 --> 00:37:11.814
‫یادته روزی که کارنامه به‌دست برگشتی خونه؟

00:37:12.853 --> 00:37:13.154
‫آره.

00:37:13.474 --> 00:37:14.414
‫خیلی بامزّه بود.

00:37:15.934 --> 00:37:16.373
‫آره.

00:37:19.173 --> 00:37:19.513
‫اُسکار.

00:37:21.373 --> 00:37:22.393
‫آره خودشه.

00:37:24.253 --> 00:37:28.433
‫پدرش مناظری رو نقّاشی می‌کرد که
‫پس‌زمینه‌شون بیمارستانِ کلِپ بود.

00:37:30.373 --> 00:37:33.553
‫و هیچکی نقّاشی‌هاش رو نمی‌خرید
‫چون تیمارستان داخلِ منظره‌هاش بود.

00:37:35.302 --> 00:37:37.133
‫مثلِ اینکه مردم از تیمارستان
‫خوششون نمی‌آد.

00:37:39.193 --> 00:37:42.953
‫- حالش خیلی خوب نیست.
‫- خُب قطعاً دچار افسردگی شده.

00:37:49.212 --> 00:37:51.611
‫برینیولف مسئولیتِ همۀ ما رو به‌عهده داره.

00:37:52.712 --> 00:37:54.012
‫مشکلاتِ ما مشکلاته اونه.

00:37:55.172 --> 00:37:58.791
‫به‌نظرم اون بیشترِ وقتش رو با ما
‫می‌گذرونه تا با مردمِ به ظاهر عادّی.

00:37:59.271 --> 00:38:01.971
‫گاهی احساس می‌کنم به ما بیشتر
‫احترام می‌ذاره تا اون‌ها.

00:38:02.231 --> 00:38:03.971
‫چون هر دو طرف نیاز به روانکاوی دارن.

00:38:21.570 --> 00:38:27.129
‫سوسن‌هایِ صحرا را بنگرید که چگونه نمو می‌کنند.
‫(انجیلِ متی، بابِ ۶ آیۀ ۲۸ تا ۳۰)

00:38:29.529 --> 00:38:34.009
‫نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند.

00:38:36.409 --> 00:38:41.428
‫به شما می‌گویم که حتّی سلیمان نیز
‫با همۀ شکوه و جلالش

00:38:43.509 --> 00:38:45.728
‫همچون یکی از آن‌ها آراسته نشد.

00:39:20.367 --> 00:39:22.826
‫چرا شما هم مثل بقیه آموزش حرفه‌ای
‫برای یه کاری نمی‌بینید؟

00:39:23.727 --> 00:39:26.326
‫که مثل یه پیرزن بافندگی کنم؟
‫نه ممنون.

00:39:27.326 --> 00:39:32.105
‫من تو زندگیِ قبلیم گوشم رو سوراخ نکردم
‫که الان بخوام تو تیمارستان جوراب ببافم!

00:39:32.506 --> 00:39:35.445
‫ما اینجا یه سری قوانین داریم
‫و تو هم باید پیروی کنی.

00:39:36.705 --> 00:39:38.725
‫تو فکر می‌کنی از بقیه سرتری.

00:39:39.016 --> 00:39:42.165
‫تو به چشم یه هنرمند به خودت نگاه می‌کنی
‫و خیلی به خودت می‌نازی.

00:39:42.226 --> 00:39:44.385
‫ولی اینجا تو هم مثل دیگران باید
‫نقش خودت رو ایفا کنی.

00:39:47.945 --> 00:39:52.724
‫من اگه زن بودم، تو نمی‌تونستی من رو
‫مجبور به عضویت در یه محفل زنونه بکنی.

00:39:53.925 --> 00:39:57.865
‫من تو جلساتِ صنایعِ دستی احساس می‌کنم
‫که تو یه محفل زنونه نشستم.

00:39:58.684 --> 00:39:59.784
‫در حالی که من زن نیستم.

00:40:01.444 --> 00:40:02.644
‫داری مزخرف می‌گی.

00:40:03.704 --> 00:40:05.583
‫نمی‌تونی یه دلیل بهتر برای عدم عضویتت بیاری؟

00:40:08.444 --> 00:40:13.403
‫یک مرد هفت تا زندگی داره
‫درست مثل تعداد روزهای هفته.

00:40:15.463 --> 00:40:19.303
‫خُب اینی که گفتی چه ربطی به بحثِ ما داره؟

00:40:24.963 --> 00:40:27.282
‫خُب زندگیِ فعلی من تو یکشنبه‌ست!

00:40:41.881 --> 00:40:44.241
‫ویکتور، داری چیکار می‌کنی؟

00:40:45.941 --> 00:40:47.961
‫سعی می‌کنم خودم رو به
‫ریشۀ دوم عددِ دو تبدیل کنم.

00:40:50.562 --> 00:40:55.401
‫بعدش اسراری که باعث نابودیِ
‫دنیا می‌شه رو به‌دست می‌آرم.

00:40:57.601 --> 00:40:59.101
‫مثلِ مگس له‌شون می‌کنم.

00:41:01.601 --> 00:41:03.081
‫بعدش محاکمه دوباره از سر گرفته می‌شه.

00:41:04.661 --> 00:41:07.340
‫فکر می‌کردم تحصیل‌کردۀ دانشگاهی باشی.

00:41:08.440 --> 00:41:09.540
‫اون‌ها اومدن و من رو با خودشون بُردن.

00:41:10.800 --> 00:41:14.020
‫می‌خواستم یه وامِ بانکی به اسمِ «فوهرِر» بگیرم
‫(پیشوای آلمان، لقبِ هیتلر)

00:41:15.240 --> 00:41:18.110
‫و با هیملِر داشتیم جشن می‌گرفتیم که اومدن.
‫(رئیسِ گشتاپویِ نازی‌ها)

00:41:20.379 --> 00:41:22.679
‫رئیسِ بانک چیزی در موردِ
‫اشتباه بودن امضا پیدا نکرد.

00:41:24.779 --> 00:41:28.299
‫اون زمان داروسازی می‌خوندم.

00:41:31.499 --> 00:41:33.459
‫پس هیتلر وام بانکی رو به جیب زد؟

00:41:47.518 --> 00:41:49.837
‫وقتی که از تیمارستان خارج می‌شی
‫به‌ت گواهیِ رسمی نمی‌دن.

00:41:51.997 --> 00:41:56.638
‫درهای تیمارستان بسته می‌شه
‫و واقعیت دوباره خودش رو نشون می‌ده.

00:42:18.596 --> 00:42:22.116
‫پال، این رو برای تو گرفتیم.

00:42:27.355 --> 00:42:29.395
‫بازگشت به خونه حسِ قشنگی داره، نه؟

00:42:30.555 --> 00:42:31.275
‫آره.

00:43:54.450 --> 00:43:57.230
‫پس می‌ره بانک و درخواست وام می‌کنه.

00:43:57.350 --> 00:44:01.350
‫ویکتور هم مثل اونه.
‫شخصیت خیلی پیچیده‌ای داره.

00:44:01.510 --> 00:44:04.270
‫و اون‌ها هم یه عالمه به‌ش وام می‌دن.

00:44:05.330 --> 00:44:09.309
‫بعد که به امضا نگاه می‌کنن
‫می‌بینن نوشته شده آدولف هیتلر!

00:44:09.649 --> 00:44:12.669
‫بلافاصله می‌گیرنش و می‌برنش تیمارستان
‫می‌فهمن یارو کاملاً دیوونه‌ست.

00:44:14.430 --> 00:44:15.389
‫سلام پال! یه فنجون قهوه می‌خوری؟

00:44:17.249 --> 00:44:17.869
‫نه نمی‌خورم.

00:44:21.988 --> 00:44:22.608
‫من هم باهات می‌آم.

00:44:32.408 --> 00:44:34.548
‫به نظرت مسیح از لحاظ روانی مریض بود؟

00:44:35.688 --> 00:44:40.588
‫نه، ولی این رو می‌دونم که اگه الان
‫ظهور می‌کرد، می‌بردنش تیمارستان.

00:44:44.307 --> 00:44:46.227
‫ـ کجا داری می‌ری؟
‫ـ می‌رم دیدنِ رئیس‌جمهور.

00:44:49.427 --> 00:44:50.147
‫اینقدر احمق نباش.

00:45:15.706 --> 00:45:18.525
‫می‌تونم رئیس‌جمهور رو ببینم؟

00:45:19.825 --> 00:45:20.645
‫برای چی می‌خوای ببینیش؟

00:45:22.345 --> 00:45:23.465
‫باید باهاش حرف بزنم.

00:45:24.125 --> 00:45:24.745
‫و اونوقت شما کی باشید؟

00:45:25.804 --> 00:45:26.245
‫اولِی.

00:45:27.704 --> 00:45:28.744
‫شغلت چیه اولِی؟

00:45:30.945 --> 00:45:31.995
‫ترانه‌سرا هستم.

00:45:33.165 --> 00:45:33.904
‫ایشون کی هستن؟

00:45:35.104 --> 00:45:37.224
‫اسمش اولِیه و می‌گه ترانه‌سرا‌ست!

00:45:39.244 --> 00:45:40.584
‫خب، دعوتشون کن بیان تو.

00:45:41.084 --> 00:45:44.263
‫هر روز که ترانه‌سرا نمی‌بینیم.

00:45:50.343 --> 00:45:53.044
‫خوش اومدی اولِی، لطفاً بیا تو.

00:45:56.543 --> 00:46:07.463
‫پس شغلِ دیگه‌ای برایِ خودت به جز نوشتنِ ترانه
‫اون هم به روشِ تله‌پاتی، متصّور نیستی؟

00:46:08.662 --> 00:46:11.462
‫بله واسه همینه که به دیدنِ شما اومدم.

00:46:11.622 --> 00:46:16.582
‫داشتم به این فکر می‌کردم که
‫شما وقتی بازنشست بشید،

00:46:16.702 --> 00:46:19.402
‫من می‌تونم به جاتون رئیس‌جمهور بشم؟

00:46:22.902 --> 00:46:28.262
‫خب چرا که نه. به‌نظرم، شما
‫رئیس‌جمهورِ معرکه‌ای می‌شید.

00:46:30.981 --> 00:46:35.400
‫می‌تونم همین الان ماشینتون
‫رو با خودم ببرم؟

00:46:37.741 --> 00:46:40.201
‫آره فکر کنم بتونی.

00:47:19.038 --> 00:47:21.438
‫دیگه دارم از شرِ اون داروهایِ
‫ لعنتی خلاص می‌شم.

00:47:28.657 --> 00:47:31.257
‫حالش خیلی بهتر شده.

00:47:33.538 --> 00:47:35.518
‫مصرفِ داروهاش رو هم قطع کرده.

00:47:36.897 --> 00:47:38.837
‫می‌بینی برایِ مردم چه کارهایی می‌کنن؟

00:47:48.377 --> 00:47:50.216
‫خب راحت شدیم دیگه، آره؟

00:47:50.387 --> 00:47:51.857
‫مثلِ این می‌مونه که تو «مایورکا» باشی!
‫(یکی از جزایر خوش آب‌و‌هوای اسپانیا)

00:47:53.016 --> 00:47:54.836
‫این روزها خیلی سرحال به‌نظر می‌رسی.

00:47:55.696 --> 00:47:57.506
‫یه جوری که می‌تونم دورِ دنیا رو بگردم!

00:47:59.256 --> 00:48:02.775
‫کار چی می‌شه؟ نمی‌خوای مشغول به کار بشی؟

00:48:05.015 --> 00:48:08.016
‫- چرا، تو فکرِ نوشتنِ یه کتابم.
‫- کتاب بنویسی؟

00:48:11.175 --> 00:48:13.495
‫فقط اینکه نمی‌تونم هالدور لَکنِس رو تصور کنم
‫(نویسندۀ ایسلندیِ برندۀ جایزۀ نوبلِ ادبیات در ۱۹۵۵ میلادی)

00:48:13.505 --> 00:48:15.335
‫که تو باغچه نشسته و داره مجلّۀ پورن می‌خونه!

00:48:15.355 --> 00:48:17.535
‫لَکنِس؟ اون دیگه کیه؟

00:48:31.774 --> 00:48:33.174
‫یه مقدار پول می‌خوام.

00:48:34.304 --> 00:48:35.534
‫یه قِرون هم گیرت نمی‌آد.

00:48:36.754 --> 00:48:37.773
‫چی گیرم نمی‌آد؟

00:48:41.833 --> 00:48:42.553
‫نشنیدی چی گفتم؟

00:48:44.313 --> 00:48:47.353
‫پول لازم نداری. پول می‌خوای چیکار؟

00:48:48.553 --> 00:48:50.532
‫- می‌خوام مسافرت برم.
‫- تو پول لازم نداری.

00:48:56.772 --> 00:48:58.612
‫اگه پول به‌م ندی می‌کُشمِت.

00:48:59.672 --> 00:49:02.532
‫بسه دیگه! زنگ می‌زنم پلیس و بیاد ببردت.

00:49:02.632 --> 00:49:04.712
‫- تو به هیچ جا زنگ نمی‌زنی.
‫- پس رفتارت رو درست کن.

00:49:05.572 --> 00:49:08.691
‫غذا و سرپناهِ مجّانی داری ولی نمی‌تونی
‫هر وقت دلت خواست پول بگیری.

00:49:09.572 --> 00:49:10.112
‫چی رو نمی‌تونم؟

00:49:13.731 --> 00:49:16.411
‫- یه کم پول به‌م بده!
‫- چقدر می‌خوای؟

00:49:16.872 --> 00:49:17.371
‫چقدر داری؟

00:50:26.767 --> 00:50:27.307
‫تو هم می‌آی؟

00:50:30.207 --> 00:50:31.427
‫- کجا؟
‫- آمریکا.

00:50:34.287 --> 00:50:35.407
‫اون وقت چیکار کنم اونجا؟

00:50:38.167 --> 00:50:39.767
‫می‌تونی یه برنامۀ رادیویی اجرا کنی.

00:51:14.405 --> 00:51:15.165
‫ولش کن!

00:52:04.162 --> 00:52:05.761
‫پال پسرم، امیدوارم بتونی این رو بخوری.

00:52:14.681 --> 00:52:16.441
‫چه بلایی سرش آوردید؟

00:52:17.640 --> 00:52:18.680
‫منظورت چیه؟

00:52:20.740 --> 00:52:23.321
‫اینقدر به‌ش دارو دادید که
‫حتی نمی‌تونه حرف بزنه.

00:52:24.081 --> 00:52:25.660
‫عیدِ پاکه و بیشتر کارمندها به مرخصّی رفتن.

00:52:27.260 --> 00:52:30.880
‫مجبوریم به‌شون آرام‌بخش بزنیم و گر ‌نه
‫نمی‌تونیم به کارهامون برسیم.

00:52:58.538 --> 00:52:59.978
‫اومدم که نابغه رو با خودم ببرم.

00:53:09.998 --> 00:53:10.357
‫سلام روگنوالد.

00:53:13.077 --> 00:53:15.938
‫اومدم دیدنت. به‌م اجازه دادن که
‫با ماشین بریم یه دور بزنیم.

00:53:42.396 --> 00:53:43.215
‫چه جوریاست اونجا؟

00:53:44.576 --> 00:53:44.935
‫خوبه.

00:53:46.805 --> 00:53:49.315
‫درست مثلِ شغل‌هایِ دیگه‌ست.

00:53:50.715 --> 00:53:52.075
‫با این فرق که اینجا حقِ اعتصاب نداری.

00:53:55.755 --> 00:53:57.615
‫پس آخرش کار خودت رو کردی
‫و دندانپزشک شدی.

00:53:59.184 --> 00:54:01.034
‫ولی کاش به جای اون روانپزشک می‌شدی.

00:54:02.154 --> 00:54:02.594
‫اوه، چرا؟

00:54:04.014 --> 00:54:05.715
‫شاید می‌تونستی من رو درمان کنی.

00:54:08.334 --> 00:54:10.674
‫همین که بتونم گلیمم رو
‫از آب بیرون بکشم، هنر کردم!

00:54:12.814 --> 00:54:15.913
‫نه روگنوالد، من هیچ آدمی
‫رو نمی‌شناسم که سالم‌تر از

00:54:16.314 --> 00:54:19.374
‫یه دندانپزشکِ پولدار باشه
‫که داره شاسّی بلند می‌رونه.

00:54:20.673 --> 00:54:23.254
‫حداقل جای اون‌ها تو تیمارستان نیست.

00:54:25.913 --> 00:54:29.333
‫تیمارستان فقط اونجایی نیست
‫که تو فکر می‌کنی.

00:54:36.953 --> 00:54:40.353
‫هر جور به قضیه نگاه می‌کنم می‌بینم
‫که روانپزشک‌ها شبیهِ بقیۀ مردم نیستن.

00:54:43.352 --> 00:54:43.712
‫کیش.

00:54:46.792 --> 00:54:48.071
‫خُب، شیفتِ من داره تموم می‌شه.

00:54:49.192 --> 00:54:49.512
‫ولی بازیمون تموم نشده.

00:54:51.671 --> 00:54:52.451
‫باشه پس بازی رو تموم می‌کنیم.

00:54:57.431 --> 00:54:57.771
‫کیش...

00:55:00.231 --> 00:55:00.631
‫...و مات.

00:55:02.231 --> 00:55:03.230
‫بله، البته.

00:55:05.611 --> 00:55:06.471
‫پس فعلاً خداحافظ.

00:55:09.311 --> 00:55:10.910
‫آدمِ خوبیه این مراقبِ جدید.

00:55:12.770 --> 00:55:13.670
‫کاملاً با اون ویلیِ دیوونه فرق داره.

00:55:26.470 --> 00:55:27.469
‫کجا تشریف می‌برید؟!

00:55:28.629 --> 00:55:30.469
‫شیفتم تموم شده.
‫می‌شه در رو باز کنی؟

00:55:32.670 --> 00:55:35.949
‫- شیفت که خیلی وقته تموم شده.
‫- زود باش، از اتوبوس جا می‌مونم.

00:55:37.109 --> 00:55:38.509
‫پس من باید باور کنم که تو اینجا کار می‌کنی؟!

00:55:39.169 --> 00:55:40.069
‫بله، تازه شروع به‌کار کردم.

00:55:41.868 --> 00:55:44.028
‫همه همین رو می‌گن!
‫بیا بریم بچّه جون.

00:55:58.508 --> 00:56:01.468
‫من تمومِ دنیا رو گشتم و
‫همۀ رنگ‌هایِ دنیا رو دیدم.

00:56:02.287 --> 00:56:03.997
‫به چین رفتم و رسالۀ دکترام رو اونجا نوشتم.

00:56:04.017 --> 00:56:07.267
‫ویکتور، حداقل از مزخرفاتی که تو می‌خونی بهتره.

00:56:08.067 --> 00:56:09.887
‫رساله‌م در موردِ «شیلِر»ه.
‫(شاعر و نمایشنامه‌نویس آلمانی در قرن ۱۸ میلادی)

00:56:09.900 --> 00:56:11.687
‫دارم به چین زنگ می‌زنم که یه نسخه برام بفرستن.

00:56:12.436 --> 00:56:14.167
‫ولی هیچ کس حرف‌هات رو باور نمی‌کنه
‫تا وقتی که اینجوری هستی.

00:56:14.266 --> 00:56:16.426
‫و تو هم اینجوری هستی چون
‫هیچ کسی حرف‌هات رو باور نمی‌کنه.

00:56:17.187 --> 00:56:23.347
‫شما بچّه‌ها خیلی جاها سفر کردید.
‫من از «کِفلاویک» دورتر نرفتم.
‫(شهری در جنوبِ غربیِ ایسلند)

00:56:23.886 --> 00:56:25.426
‫چینی‌ها خیلی به شیلِر علاقه دارن؟

00:56:25.526 --> 00:56:27.916
‫بله طرفدارهایِ زیادی اونجا داره.

00:56:27.996 --> 00:56:30.266
‫هیچ چیزی تو چین ناچیز شمرده نمی‌شه.
‫تو که از اون‌ها بهتر نیستی.

00:56:30.296 --> 00:56:32.786
‫تو به من هم باور نداری.
‫فقط حرف‌هایِ خودت رو قبول داری.

00:56:32.945 --> 00:56:36.865
‫دلیل نمی‌شه هر وقت یه چیزی بگی
‫چون تو گفتی، از حرف‌هایِ من بهتر باشه.

00:56:39.425 --> 00:56:43.285
‫شاید «اِل اِس دی» مغزش رو زیر و رو کرده!
‫(نوعی روان گردانِ بسیار قوی)

00:56:44.885 --> 00:56:49.644
‫من که نتونستم سر در بیارم!
‫خب این چیزی رو تغییر می‌ده؟

00:56:52.504 --> 00:56:54.065
‫مغزش درگیرِ چینه.

00:56:54.225 --> 00:56:56.664
‫دلیلش اینه که مغزِ بزرگی داره.

00:57:03.584 --> 00:57:07.323
‫من پرواز کردم. واقعاً پرواز کردم.

00:57:11.183 --> 00:57:13.743
‫بیرون پریدم چون می‌دونستم
‫می‌تونم پرواز کنم.

00:57:18.343 --> 00:57:22.403
‫از پنجره بیرون پریدم و پرواز کردم.

00:57:26.583 --> 00:57:28.202
‫ولی سقوط کردم.

00:57:34.662 --> 00:57:35.262
‫هِی، پیتر.

00:57:39.082 --> 00:57:45.821
‫باید از مراقبِ جدید بخوایم تا ما رو به
‫دانشگاه ببره تا نظریه‌ت رو آزمایش کنیم.

00:57:51.381 --> 00:57:53.301
‫مطمئنم که رساله‌ت رو فرستادن اونجا.

00:57:56.101 --> 00:57:58.220
‫دخترت رو هم می‌تونیم ببینیم.

00:58:03.880 --> 00:58:05.380
‫تو «اِسکیزوفرنی» داری
‫(نوعی بیماری روحی شدید همراه با توهّم و اختلال فکر)

00:58:05.480 --> 00:58:08.560
‫و من معتقدم این بیماری ریشه در
‫شخصیتِ ایسلندیِ تو داره.

00:58:09.620 --> 00:58:14.339
‫یه نگاه به این همه باورِ غلط از جمله
‫کوتوله، شبح، غول و هیولا بنداز.

00:58:15.499 --> 00:58:16.539
‫همۀ این‌ها دلیلی برای اثباتِ اِسکیزوفرنیه.

00:58:18.609 --> 00:58:19.900
‫این «ناتو» بود که من رو دیوونه کرد.
‫(سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)

00:58:22.059 --> 00:58:24.379
‫روزی که ایسلند به ناتو پیوست،
‫من به‌دنیا اومدم.

00:58:26.139 --> 00:58:28.578
‫هر ساله کومونیست‌ها علیهِ تولّدِ من
‫تظاهرات برگزار می‌کنن.

00:58:31.138 --> 00:58:33.259
‫به‌نظرت یه مقدار قضیه رو بزرگ نکردی؟

00:58:33.498 --> 00:58:35.298
‫نه، همه‌شون مثلِ هم هستن.

00:58:35.998 --> 00:58:37.298
‫چه تیمارستان چه جامعه.

00:58:39.258 --> 00:58:39.618
‫چی؟

00:58:40.678 --> 00:58:41.978
‫کافیه بری متنِ پیمانِ ناتو رو بخونی.

00:58:43.938 --> 00:58:45.518
‫دغدغۀ من نبوده.

00:58:46.878 --> 00:58:49.298
‫نه تو هیچ وقت دغدغۀ این چیزها رو نداشتی.

00:58:49.898 --> 00:58:52.278
‫به ما دارویِ آرامبخش می‌دید
‫تا بتونید کنترلمون کنید.

00:58:52.297 --> 00:58:56.737
‫دوزهایِ بالا برای خنثی کردن اثراتِ جنون
‫که باعثِ از بین رفتنِ پروتئین می‌شه

00:58:56.797 --> 00:58:58.457
‫و اثراتِ مخربی بر رویِ سیگنال‌هایِ
‫ارسالی به مغز داره.

00:58:59.237 --> 00:59:02.617
‫ولی جوامع برایِ دفاع از خودشون در برابرِ
‫بیماری‌هایِ روانی از سلاح استفاده می‌کنن.

00:59:04.197 --> 00:59:06.357
‫پس دنیا از لحاظِ ذهنی، بیماره

00:59:07.017 --> 00:59:09.957
‫و از یه نوع فروپاشیِ شخصیتی و
‫بیماریِ مزمنِ روانی رنج می‌بره.

00:59:10.136 --> 00:59:12.176
‫واسه همینه که میگم وقتی
‫ایسلند به ناتو پیوست،

00:59:12.196 --> 00:59:14.336
‫ آشوبِ داخلِ سرِ من توسطِ دولت تصدیق شد.

00:59:18.096 --> 00:59:20.135
‫تو باید یه کتاب بنویسی و
‫ایده‌هات رو عموم کنی.

00:59:23.296 --> 00:59:24.275
‫شاید این کار رو کردم.

00:59:28.775 --> 00:59:33.255
‫خب بگو ببینم، نظرت در مورد
‫سوسیس‌هایِ جنوبی (SS) چیه؟

00:59:36.455 --> 00:59:39.634
‫منظورت همون اِس اِس یا هات داگه؟

00:59:40.195 --> 00:59:42.614
‫بله درسته خودشه اِس اِس.

00:59:44.654 --> 00:59:48.574
‫به‌نظرت، برای بزرگترین تولیدکنندۀ
‫گوشت تو ایسلند شرم‌آور نیست

00:59:48.614 --> 00:59:52.573
‫که محفّفِ اسمش شبیهِ
‫ارتشِ سرّیِ هیتلر باشه؟

00:59:58.734 --> 01:00:02.613
‫اگه همین جوری بخوای ادامه بدی
‫باید جامون رو عوض کنیم!

01:00:09.893 --> 01:00:13.093
‫تو و پیتر اجازه دارید که همراه با
‫اِیستِین به شهر برید.

01:00:35.612 --> 01:00:36.331
‫دخترمه.

01:00:39.931 --> 01:00:41.491
‫تو که می‌دونی نباید این اطراف باشی.

01:00:45.651 --> 01:00:49.891
‫اگه دوباره این اطراف ببینیمت
‫زنگ می‌زنم به پلیس.

01:00:53.731 --> 01:00:54.730
‫بیا از نعلبکی استفاده کن.

01:00:57.170 --> 01:01:00.610
‫داستانِ «مارکوپولو» و نعلبکی رو شنیدین؟
‫(بازرگانِ ونیزی که از جادّۀ ابریشم به آسیا آمد)

01:01:01.760 --> 01:01:06.369
‫وقتی که با چینی‌ها دیدار کرد، دید که
‫یه تعلبکی رویِ فنجونِ چای می‌ذارن.

01:01:07.630 --> 01:01:09.369
‫منطقی هم بود، چون باعث می‌شد
‫چایِ‌شون گرم بمونه.

01:01:11.169 --> 01:01:15.049
‫تو دریا، کشتی اینقدر تکون خورد
‫که کاسه افتاد زیر فنجون

01:01:16.649 --> 01:01:19.729
‫و این شد که از اون روز نعلبکی زیر فنجونه.

01:01:20.928 --> 01:01:23.189
‫خیلی چیزها تو فرهنگِ ما
‫بر اساسِ کج‌فهمی شکل گرفتن.

01:01:54.200 --> 01:01:55.266
‫همینجا منتظرم بمونید.

01:02:16.710 --> 01:02:18.587
‫نتونستن چیزی پیدا کنن.

01:02:57.470 --> 01:02:57.970
‫پیتر!

01:03:11.590 --> 01:03:12.339
‫کمک!

01:03:15.402 --> 01:03:15.922
‫کمک!

01:03:24.830 --> 01:03:26.987
‫- اون یکی ابله کجا رفته؟
‫- نمی‌دونم...

01:03:27.300 --> 01:03:30.701
‫خفه شو! داشتید فرار می‌کردید.
‫ابله‌ها!

01:03:37.710 --> 01:03:39.701
‫همینجا بمون و تکون نخور.

01:03:48.510 --> 01:03:49.858
‫- فرار کرده.
‫- می‌دونم.

01:03:57.710 --> 01:03:58.310
‫پلیس.

01:04:54.830 --> 01:04:56.356
‫نریم مراسمِ خاکسپاری؟

01:04:57.896 --> 01:04:59.036
‫من که نمی‌آم.

01:05:02.115 --> 01:05:02.736
‫چرا؟

01:05:05.655 --> 01:05:07.235
‫اونجا بیام چیکار؟

01:05:09.190 --> 01:05:11.579
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫خاکسپاریه بزرگیه.

01:05:12.870 --> 01:05:15.862
‫پیتر دوستمون بود.
‫دلم براش تنگ شده.

01:05:17.830 --> 01:05:19.155
‫خب که چی؟

01:05:20.630 --> 01:05:23.355
‫اگه هر دفعه که یکی از بیمارهایِ
‫اینجا می‌میره، بخوای به مراسمش بری

01:05:23.880 --> 01:05:25.755
‫بقیۀ عمرت رو باید تو کلیسا بگذرونی.

01:05:28.950 --> 01:05:30.349
‫از این گذشته، خاکسپاری
‫حوصله‌م رو سر می‌بره.

01:05:37.870 --> 01:05:40.020
‫نمی‌شه که هر کاری دلت خواست بکنی.

01:05:40.470 --> 01:05:43.940
‫من نمی‌آم. واسه من یه بیمار فقط کم شده.

01:05:45.590 --> 01:05:46.819
‫اونجوری حرف نزن.

01:05:47.750 --> 01:05:50.053
‫ما همه در پیشگاهِ خداوند برابریم.

01:05:51.973 --> 01:05:53.473
‫حتّی اگه مریض باشیم.

01:05:54.590 --> 01:05:55.629
‫ما فرشته‌ایم.

01:05:58.032 --> 01:05:59.472
‫فرشتگانِ گیتی.

01:06:03.510 --> 01:06:06.229
‫خدا به ما یا بقیه اهمیتی نمی‌ده.

01:06:10.350 --> 01:06:14.469
‫اون مُرده. «نیچه» کُشتَتِش!
‫(فیلسوفِ آلمانیِ قرنِ نوزدهمِ میلادی)

01:06:17.550 --> 01:06:20.349
‫- چطور این کار رو کرده؟
‫- با یه تک جمله.

01:06:22.670 --> 01:06:25.822
‫فقط گفت که: «خدا مُرده».

01:06:28.550 --> 01:06:30.637
‫و مردم فهمیدن که موضوع این بوده.

01:06:34.390 --> 01:06:39.100
‫من می‌دونم که پیتر ما رو دوست داشت.
‫با هم دوست بودیم.

01:06:40.950 --> 01:06:49.504
‫مزخرفه! دوست بودن خودش نشونۀ
‫اینه که هیچ دوستی نداریم.

01:06:56.670 --> 01:06:58.183
‫ولی ما انسان هم هستیم.

01:06:59.830 --> 01:07:01.389
‫سیاستمدارها رو ببین.

01:07:04.589 --> 01:07:06.268
‫آدم‌هایی مثلِ اون‌ها زیادن.

01:07:08.029 --> 01:07:10.866
‫ولی آدم‌هایی مثلِ ما رو فقط
‫تو تیمارستان می‌تونی پیدا کنی.

01:07:12.790 --> 01:07:13.825
‫این مزخرفات رو تموم کن.

01:07:15.630 --> 01:07:20.181
‫آدم؟ حال به‌هم زن‌تر از
‫این کلمه چیزی نداریم.

01:07:23.270 --> 01:07:25.068
‫ما آدم نیستیم!

01:07:25.670 --> 01:07:26.899
‫پس چی هستیم؟

01:07:28.990 --> 01:07:30.389
‫ارواحِ سرگردان!

01:07:32.470 --> 01:07:35.542
‫مرگ! تو در موردِ مرگ حرف می‌زنی!

01:07:38.030 --> 01:07:42.661
‫خاکسپاری! دوستی!
‫همه‌ش مزخرفه!

01:07:44.790 --> 01:07:47.748
‫مرگِ ما، فقط به معنیِ صرفه‌جویی
‫در نظام سلامته.

01:07:49.710 --> 01:07:53.863
‫اگه می‌خوای یه لطفی در حقِ مالیات‌دهنده‌ها
‫بکنی، برو و خودت رو دار بزن!

01:07:57.666 --> 01:08:01.185
‫تو یه نازیِ دوآتیشه‌ای!

01:08:03.705 --> 01:08:05.985
‫می‌دونم که آدولفِ پیر دیوونه‌ها رو می‌کُشت.

01:08:07.605 --> 01:08:11.783
‫ولی فراموش نکنیم که اون کاری رو کرد
‫که بیشترِ مردم به‌ش فکر می‌کردن.

01:08:31.310 --> 01:08:34.189
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- نه، داریم حرف می‌زنیم.

01:08:36.830 --> 01:08:38.741
‫می‌شنیدم داشتین چی می‌گفتین.

01:08:39.230 --> 01:08:42.143
‫حتی وقتی دارم ترانه‌هام رو می‌نویسم
‫می‌شنوم مردم چی می‌گن.

01:08:44.902 --> 01:08:49.548
‫ویکتور، من فقط یه چیزی به‌ت بگم.
‫درسته که زیاد کتاب خوندی

01:08:50.470 --> 01:08:53.667
‫ولی این دلیل نمی‌شه که عاقل‌تر هم باشی.

01:08:55.550 --> 01:08:58.588
‫من بیشتر از دو خط نمی‌تونم بخونم.
‫زود خسته می‌شم.

01:08:59.190 --> 01:09:01.101
‫ولی می‌دونم که بودا گفته:

01:09:04.550 --> 01:09:09.226
‫«داشتنِ دانشِ کم دربارۀ متونِ مقدّس
‫و زندگی کردن با آن‌ها»

01:09:10.150 --> 01:09:13.461
‫«بهتر از دانستنِ زیاد در مورد آن‌ها
‫و زندگی نکردن با آن‌هاست.»

01:09:15.550 --> 01:09:16.904
‫آفرین اولِی!

01:09:17.550 --> 01:09:18.699
‫مزخرفه.

01:09:18.899 --> 01:09:21.699
‫تمومِ چیزی که لازم داری، عشقه!
‫(ترانه‌ای از گروهِ بیتلز که جان لِنون آن را نوشته)

01:09:22.899 --> 01:09:26.799
‫تمومِ چیزی که لازم داری، عشقه، عشق!
‫عشق، تمومِ چیزیه که لازم داری!

01:09:28.190 --> 01:09:30.340
‫تو هم با اون بیتلزهایِ احمقت.

01:09:31.230 --> 01:09:33.540
‫ما همه‌مون به مراسمِ خاکسپاری می‌ریم، ولی

01:09:35.270 --> 01:09:39.059
‫به این معنی نیست که واقعاً
‫نیازی به حضور در اون مراسم داریم.

01:09:40.030 --> 01:09:43.386
‫نه به این خاطر که پیتر دوستِ ما نبوده،

01:09:46.270 --> 01:09:48.944
‫ما فقط نمی‌خوایم رفیقِ نیمه‌راه باشیم.

01:09:58.830 --> 01:10:00.582
‫به قولِ حماسه‌های ایسلندی:

01:10:01.630 --> 01:10:03.667
‫«یک غافلگیریِ تمام‌عیار بود».

01:10:04.270 --> 01:10:06.386
‫تا مدّت‌ها پس از اون هم،
‫رفتنِ به شهر قدغن بود.

01:10:07.310 --> 01:10:09.540
‫باید تأکید کنم که به شما اعتماد کردیم.

01:10:10.950 --> 01:10:13.472
‫ولی من مطمئن نیستم که بخوایم
‫از خیرِ این یکی بگذریم.

01:10:18.510 --> 01:10:21.901
‫می‌تونید بدونِ مراقب به خاکسپاری برید.

01:10:27.750 --> 01:10:30.310
‫دوباره تأکید می‌کنم که به‌تون اعتماد کردیم.

01:10:33.710 --> 01:10:36.304
‫ولی باید جواب این اعتماد رو به‌خوبی بدید.

01:10:40.750 --> 01:10:44.709
‫- می‌تونیم به یه کافه بریم.
‫- عالی می‌شه.

01:10:45.270 --> 01:10:46.759
‫به نظرم بریم رستوران.

01:10:49.270 --> 01:10:49.959
‫کدوم یکی؟

01:10:50.470 --> 01:10:52.381
‫رستورانِ هتل ساگا.

01:10:52.870 --> 01:10:55.339
‫تنها غذاخوری مناسب شهر همونه.

01:10:56.590 --> 01:11:00.060
‫- من که پولش رو ندارم.
‫- من هم همینطور.

01:11:00.510 --> 01:11:01.944
‫مهمون منید.

01:11:02.670 --> 01:11:05.469
‫اون سربندهای احمقانه رو باز کنید،
‫همه چی درست می‌شه.

01:11:48.510 --> 01:11:50.706
‫بفرمایید.

01:12:02.450 --> 01:12:05.059
‫مثلِ اینکه ویکتور خیلی اینجا اومده.

01:12:08.510 --> 01:12:09.707
‫همه چی روبراهه.

01:12:10.210 --> 01:12:14.307
‫به گارسون‌ها گفتم شما از اقوامِ منید
‫و از یه جایِ دور تو شمال اومدید.

01:12:14.550 --> 01:12:15.979
‫- اون‌ها هم باور کردن؟
‫- آره.

01:12:17.190 --> 01:12:18.843
‫به‌شون گفتم که شما خیلی کم به شهر می‌آید

01:12:19.110 --> 01:12:21.406
‫و من تو فروختنِ زمین‌هاتون کمکتون کردم.

01:12:21.430 --> 01:12:22.865
‫ازت نپرسیدن چیکاره‌ای؟

01:12:23.870 --> 01:12:27.127
‫نه، ولی من گفتم که تو کار
‫خرید و فروش املاک هستم.

01:12:32.830 --> 01:12:34.025
‫میزتون آماده‌ست، بفرمایید.

01:13:03.530 --> 01:13:04.826
‫شما به فکر غذا باشید.

01:13:06.670 --> 01:13:07.856
‫من خودم شراب رو انتخاب می‌کنم.

01:13:08.550 --> 01:13:10.927
‫هر چی خودت بخوری
‫من هم همون رو می‌خورم.

01:13:12.987 --> 01:13:15.987
‫آره، من هم به‌ت اعتماد می‌کنم ویکتور.

01:13:24.150 --> 01:13:28.223
‫با شاه میگو به‌عنوانِ پیش‌غذا
‫شروع می‌کنیم.

01:13:29.910 --> 01:13:30.939
‫واسه غذایِ اصلی هم...

01:13:34.010 --> 01:13:35.299
‫...گوشتِ گردنِ گوساله سفارش می‌دیم.

01:13:36.515 --> 01:13:37.446
‫عالیه.

01:13:38.825 --> 01:13:39.545
‫شگفت‌انگیزه.

01:13:41.450 --> 01:13:45.368
‫اولِی، مثلِ شام خوردن با رئیس‌جمهور می‌مونه.

01:13:45.910 --> 01:13:51.519
‫با پیش‌غذا، شرابِ «مارکویز دِ ریسکال» می‌خوریم.
‫(نوعی شرابِ قدیمیِ اسپانیایی)

01:13:54.684 --> 01:13:58.606
‫و با غذایِ اصلی شرابِ «فونتاریش دِ ژور».
‫(نوعی شرابِ فرانسوی)

01:14:10.810 --> 01:14:12.393
‫خب همه چی روبراهه آقایون.

01:14:13.264 --> 01:14:15.003
‫همیشه باید همینجوری باشه.

01:14:33.360 --> 01:14:34.125
‫عالیه.

01:15:00.580 --> 01:15:02.520
‫فکرش رو بکن اگه الان تیمارستان بودیم،

01:15:03.790 --> 01:15:07.806
‫بهترین چیزی که انتظارمون رو می‌کشید،
‫سوسیس و سالادِ سیب‌زمینی بود.

01:15:08.870 --> 01:15:10.623
‫به این چیزها که فکر می‌کنم، بالا می‌آرم.

01:15:21.250 --> 01:15:22.786
‫به‌سلامتیِ پیتر.

01:15:23.289 --> 01:15:23.979
‫به‌سلامتی.

01:15:24.779 --> 01:15:25.379
‫به‌سلامتی.

01:15:26.150 --> 01:15:28.890
‫می‌شه گفت یه نوع دعایِ شبِ مُرده‌ست.

01:15:30.150 --> 01:15:31.629
‫آره، دعایِ شبه.

01:15:34.230 --> 01:15:36.107
‫اینجوری به دوستمون بدرود می‌گیم.

01:15:37.230 --> 01:15:39.460
‫اون رفته و دیگه برنمی‌گرده.

01:15:41.990 --> 01:15:43.867
‫ولی ما اینجا نشستیم و
‫یادش رو گرامی می‌داریم.

01:15:44.430 --> 01:15:45.659
‫به‌سلامتی.

01:15:56.390 --> 01:15:58.779
‫نمی‌شه بگیم بطریِ شراب رو همینجا بذاره؟

01:15:59.510 --> 01:16:02.423
‫نه، رسم نیست. هر بار به‌ش می‌گیم پُرِش کنه.

01:16:04.750 --> 01:16:07.229
‫اگه می‌خواین من چند تا قرصِ خواب‌آور دارم
‫می‌تونیم با کُنیاک بخوریم.

01:16:07.350 --> 01:16:10.468
‫- نه ممنون، من بستنی رو ترجیح می‌دم.
‫- موافقم باهات.

01:16:22.190 --> 01:16:24.940
‫لطفاً اگه ممکنه برایِ این زمین‌دارهامون

01:16:27.895 --> 01:16:30.975
‫قهوه و کُنیاک،

01:16:32.875 --> 01:16:35.215
‫همراه با بهترین بستنی‌ای که دارید، بیارید.

01:16:35.310 --> 01:16:36.380
‫با کمالِ میل، آقا.

01:16:39.550 --> 01:16:41.985
‫و چند تا سیگارِ برگ به‌همراهِ صورتحساب.

01:16:44.750 --> 01:16:45.525
‫کُنیاک یادت نره!

01:17:01.450 --> 01:17:02.290
‫اینجا رو ببین!

01:17:06.310 --> 01:17:07.380
‫صورتحسابِ زیادیه.

01:17:10.310 --> 01:17:11.880
‫ولی نه برای مردمی که از دولت کمک می‌گیرن.

01:17:12.510 --> 01:17:13.510
‫نه.

01:17:36.430 --> 01:17:38.421
‫من نمی‌تونم ازتون چک بگیرم.

01:17:39.270 --> 01:17:41.261
‫ما از تیمارستانِ کلِپ اومدیم.

01:17:42.310 --> 01:17:44.950
‫لطفاً خیلی سریع به پلیس خبر بدید.

01:17:46.870 --> 01:17:48.543
‫شامِ بی‌نظیری بود.

01:17:49.470 --> 01:17:51.700
‫حتماً دفعۀ بعد هم به اینجا سر می‌زنیم.

01:17:59.090 --> 01:17:59.810
‫گارسون!

01:18:05.710 --> 01:18:07.942
‫ممکنه یه پارچ آبِ سرد بیارید؟

01:18:49.990 --> 01:18:50.847
‫ببریمشون پاسگاه؟

01:18:51.987 --> 01:18:57.087
‫نه، با رئیس حرف زدم،
‫گفت مستقیم ببرینشون تیمارستان.

01:18:57.790 --> 01:18:59.019
‫خُب غذا چطور بود، بچّه‌ها؟

01:19:01.350 --> 01:19:04.820
‫- عالی.
‫- تا به‌حال همچین غذایی نخورده بودم.

01:19:05.750 --> 01:19:08.139
‫- شراب هم خوردید؟
‫- بله.

01:19:08.670 --> 01:19:10.502
‫- سیگار چی، کشیدید؟
‫- بله.

01:19:12.550 --> 01:19:14.746
‫سیگارِ برگ، مخصوصِ خودِ «کاسترو».
‫(دیکتاتورِ سابقِ کوبا)

01:19:15.550 --> 01:19:17.188
‫هر کاری دلتون خواسته کردید.

01:19:34.770 --> 01:19:38.783
‫خب پس، فکر کردید خیلی زرنگید؟

01:19:40.190 --> 01:19:42.981
‫مدیرِ هتل به‌م زنگ زد و همه چی رو گفت.

01:19:43.950 --> 01:19:46.066
‫این ماییم که تو دردسر افتادیم نه شما.

01:19:46.870 --> 01:19:49.929
‫ویکتور! بیا اینجا!

01:19:55.370 --> 01:19:57.690
‫لایق یه دست کتکِ مفصّل هستید.

01:20:00.030 --> 01:20:03.548
‫در موردِ خاکسپاری دروغ گفتید
‫و پلیس شما رو با این وضع برگردونده.

01:20:03.570 --> 01:20:06.962
‫مست و پاتیل همۀ غذاهایِ خوبِ
‫رستوران رو سفارش دادید

01:20:07.150 --> 01:20:08.498
‫و هیچ پولی هم نداشتید که بدید.

01:20:09.470 --> 01:20:11.036
‫دلیلی نمی‌بینم توضیحی برات بدم.

01:20:12.710 --> 01:20:14.683
‫پس واسه کی می‌خوای توضیح بدی؟

01:20:16.900 --> 01:20:18.444
‫- برینیولف.
‫- برینیولف؟

01:20:19.860 --> 01:20:22.280
‫شاید دفعۀ بعد می‌خواید
‫اون رو هم با خودتون ببرید؟

01:20:23.420 --> 01:20:26.181
‫خیالت راحت، تو رو دعوت نمی‌کنم.

01:20:27.110 --> 01:20:30.624
‫خوکِ احمق!
‫تو چیزی به‌جز یه خوک نیستی!

01:20:33.750 --> 01:20:35.388
‫کمک! کمکم کنید!

01:20:40.310 --> 01:20:41.832
‫یه آرامبخش به این حرومزاده بزنید!

01:20:48.790 --> 01:20:53.382
‫اون دست از دنیا کشیده بود
‫و من هیچ وقت جدّیش نگرفتم.

01:20:54.290 --> 01:20:56.440
‫از این گذشته حاضر به مرگ نبودم.

01:20:57.850 --> 01:21:02.686
‫اون واقعاً یه دوستِ خوب بود
‫که هرگز من رو فراموش نکرد،

01:21:02.970 --> 01:21:06.947
‫حتّی وقتی که داخلِ تیمارستان زندانی بودم

01:21:07.230 --> 01:21:09.866
‫و همه از بودنِ من در اونجا خوشحال بودن.

01:21:20.230 --> 01:21:21.322
‫کاری نداره پال.

01:21:23.678 --> 01:21:24.622
‫کافیه پات رو تا ته بذاری رویِ گاز...

01:21:33.230 --> 01:21:34.504
‫روگنوالدِ بیچاره!

01:21:37.350 --> 01:21:39.023
‫همه چیز براش خوب پیش می‌رفت.

01:21:41.190 --> 01:21:46.469
‫خونه، ماشین و یه زنِ دوست داشتنی
‫با یه بچّۀ سالم داشت.

01:21:48.710 --> 01:21:50.587
‫چطور تونسته این کار رو باهاشون بکنه؟

01:21:55.150 --> 01:21:57.307
‫آره روگنوالد، همه جا پُر از دیوونه‌ست.

01:21:58.190 --> 01:22:01.337
‫فقط مختّصِ تیمارستان یا که هتل نیست.

01:22:01.615 --> 01:22:05.815
‫یه تارِ عنکبوته که اونقدر خوب بافته شده
‫که کسی نمی‌بیندش،

01:22:06.236 --> 01:22:09.995
‫نه یه امپراتور نه یه بچّه.
‫و نه من و نه تو.

01:22:30.893 --> 01:22:32.014
‫بهتره که برم.

01:22:42.030 --> 01:22:46.882
‫امثالِ من نباید رویایِ پیشرفت و رسیدن
‫به مراتبِ بالا در جامعه رو داشته باشن.

01:22:47.333 --> 01:22:50.733
‫نهایتاً بتونن با کمکِ دولت یه واحد
‫تو آپارتمان‌هایِ دولتی اجاره کنن.

01:23:17.910 --> 01:23:20.204
‫شاید یه روز این دیوارها فرو بریزه

01:23:20.870 --> 01:23:23.669
‫ولی دیوارهایِ بینِ من و دنیا
‫هیچ وقت فرو نمی‌ریزن.

01:23:25.731 --> 01:23:30.974
‫اون‌ها ثابت و محکم هستن و حتّی کسی
‫با چشمِ غیرِمسلّح هم نمی‌تونه ببیندشون.

01:23:51.150 --> 01:23:53.949
‫تو مواظبِ فرشته‌هات نبودی.

01:24:11.910 --> 01:24:12.910
‫بارون می‌باره.

01:24:19.568 --> 01:24:23.247
‫چه خبر از تیمارستان؟

01:24:24.470 --> 01:24:29.943
‫خیلی وقته که دیگه اونجا نیستم.
‫دیگه مثلِ گذشته نیست.

01:24:35.150 --> 01:24:38.620
‫دیگه کسی رو بستری نمی‌کنن،
‫مگر اینکه سالم و تندرست باشه!

01:24:40.150 --> 01:24:44.842
‫پس باید با پایِ خودت و آزادانه به اونجا بری
‫که کمتر کسی این کار رو می‌کنه.

01:24:49.950 --> 01:24:52.339
‫پس وقتی بیمار باشی جا نیست که بری؟

01:24:54.190 --> 01:24:56.900
‫این روزها فقط یه عدّه کارمندهاش اونجان.

01:25:06.685 --> 01:25:07.504
‫کجا می‌ری؟

01:25:09.864 --> 01:25:10.805
‫بیرون، زیرِ بارون.

01:26:07.130 --> 01:26:08.579
‫به همبرگرم دست نزن!

01:26:11.201 --> 01:26:11.941
‫تو به‌م بدهکاری!

01:26:13.351 --> 01:26:14.381
‫از کِی تا حالا؟

01:26:16.090 --> 01:26:17.639
‫بدهکاری دیگه. به‌ت پول قرض دادم.

01:26:19.590 --> 01:26:22.340
‫دروغ می‌گی.
‫چیزی به تو بدهکار نیستم.

01:26:24.070 --> 01:26:25.430
‫۵ هزار تا به‌م بدهکاری!

01:26:26.200 --> 01:26:29.280
‫نه، دروغ می‌گی!

01:26:30.350 --> 01:26:31.309
‫همبرگرم رو پس بده!

01:26:33.459 --> 01:26:34.440
‫گرسنمه! پسش بده!

01:26:36.430 --> 01:26:37.859
‫نمی‌بینی دارم می‌خورمش؟

01:26:40.119 --> 01:26:41.379
‫شاید هم کوری؟

01:26:43.790 --> 01:26:44.964
‫- پول همراهت داری؟
‫- نه.

01:26:46.070 --> 01:26:47.265
‫البته که داری.

01:26:48.950 --> 01:26:50.861
‫اون باقیموندۀ مُستَمریمه.

01:27:32.110 --> 01:27:34.966
‫دی‌جِی کانی هستم از برنامۀ شبانه.
‫همین الان تماس بگیرید.

01:27:35.090 --> 01:27:42.968
‫خیلی خوبه که این موقعِ شب حرف بزنیم
‫و آهنگِ مورد علاقه‌تون رو پخش کنم.

01:27:44.630 --> 01:27:46.701
‫کانی؟ من پال هستم.

01:27:48.270 --> 01:27:50.910
‫من رو می‌شناسی.
‫قبلاً باهات حرف زدم.

01:27:54.390 --> 01:27:55.824
‫الان از شهر دارم می‌آم.

01:27:57.530 --> 01:28:02.389
‫دو نفر به‌م حمله کردن
‫و تمومِ پولم رو دزدیدن.

01:28:05.190 --> 01:28:08.745
‫همبرگرم رو گرفتن و خوردن.

01:28:10.910 --> 01:28:12.389
‫من ناتوانم و از طرفِ بهزیستی حمایت می‌شم.

01:28:13.993 --> 01:28:16.794
‫ولی هنوز صدمه‌ای ندیدم.

01:28:21.850 --> 01:28:27.259
‫کاری به‌جز صبر کردن
‫و زنگ زدن به تو نمی‌تونم بکنم.

01:28:27.793 --> 01:28:31.212
‫چیزی که گفتی خیلی ناراحت‌کننده‌ست.
‫چی می‌خوای برات پخش کنم؟

01:28:33.270 --> 01:28:34.893
‫- صدایِ من داره پخش می‌شه؟
‫- بله.

01:28:37.953 --> 01:28:40.472
‫آهنگِ «شیوۀ من» رو پخش کن.
‫(آهنگِ My Way از فرانک سیناترا)

01:28:40.632 --> 01:28:44.152
‫این منم.

01:28:44.030 --> 01:28:45.668
‫و با همۀ این‌ها به شیوۀ خودم زندگی کردم.

01:30:59.590 --> 01:31:02.150
‫سرایدار گفت وسایلش همین‌هان.

01:31:24.750 --> 01:31:25.820
‫«رویا»:

01:31:27.950 --> 01:31:32.501
‫«در اعماقِ آن‌هاست که درکِ بی‌رحمانۀ
‫واقعیت ما را فرا می‌گیرد.»

01:32:26.310 --> 01:32:29.029
‫نه من نمُرده‌ام.

01:32:31.910 --> 01:32:33.583
‫در دریا گیر کرده‌ام.

01:32:34.510 --> 01:32:37.343
‫از خانۀ پدری به سمتِ
‫امواجِ آبی، بادبان می‌پراکنم.

01:32:38.390 --> 01:32:41.303
‫در سرزمینِ مُردگان، هیچ محدودیت نیست.

01:32:50.270 --> 01:32:53.342
‫اینجا، در این اعماقِ سردِ ابدّیت،
‫تنها به‌خواب رفته‌ام و

01:32:54.750 --> 01:32:56.707
‫صدایِ خِش‌خِشِ برگِ درختان را می‌شنوم.

01:33:19.050 --> 01:33:23.050
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:33:23.250 --> 01:33:27.050
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.