﻿WEBVTT

00:01:23.330 --> 00:01:33.260
‫[جن زدگی در ونیز]

00:01:38.940 --> 00:01:42.970
‫[ونیز، ایتالیا،
‫۱۹۴۷]

00:01:43.500 --> 00:01:53.610
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:31.310 --> 00:02:34.660
‫آقای پوآرو،
‫شیرینی‌هاتون رو آوردم.

00:02:37.280 --> 00:02:39.740
‫تخم‌مرغ‌ها رسیدن آقا.

00:02:44.080 --> 00:02:45.770
‫- پوآرو!
‫- پوآرو!

00:02:45.770 --> 00:02:47.400
‫آقای پوآرو،
‫باید کمکم کنین.

00:02:47.400 --> 00:02:49.600
‫سال گذشته پدر و مادرم
‫به‌طرز مرموزی فوت شدن.

00:02:49.600 --> 00:02:51.690
‫مدت کوتاهی بعدش هم
‫برادرم فوت شد.

00:02:51.690 --> 00:02:53.230
‫دکترمون دلیلش رو نمی‌دونه.

00:02:53.920 --> 00:02:56.400
‫خواهش می‌کنم قربان،
‫می‌ترسم جونم توی خطر باشه.

00:02:56.400 --> 00:02:58.020
‫مردم میگن نفرین شدیم.

00:03:03.700 --> 00:03:05.100
‫چی بهت گفتم؟

00:03:05.100 --> 00:03:07.380
‫فقط یه بار دیگه ایشون رو لمس کنی
‫ دستت رو قلم می‌کنم.

00:03:07.380 --> 00:03:08.980
‫ببخشید قربان.

00:03:12.080 --> 00:03:15.690
‫آقای پوآرو،
‫کار ضروری باهاتون دارم، خواهش می‌کنم.

00:03:34.060 --> 00:03:35.840
‫آقای پوآرو...

00:03:36.320 --> 00:03:37.340
‫یه خانمی اومدن.

00:03:37.340 --> 00:03:39.630
‫میگن به خاطر یه موضوع ضروری
‫به ونیز اومدن.

00:03:39.630 --> 00:03:41.340
‫میگن یکی از دوستان‌تون هستن.

00:03:41.340 --> 00:03:42.460
‫من دوستی ندارم.

00:03:42.460 --> 00:03:44.160
‫گفته بودن این رو میگین...

00:03:44.160 --> 00:03:46.140
‫برای همین گفتن که
‫این رو بهتون بدم.

00:03:47.000 --> 00:03:48.520
‫نویسنده.

00:03:50.900 --> 00:03:53.610
‫سلام آقای جوان.
‫مادرتون خونه‌ان؟

00:03:53.860 --> 00:03:56.560
‫محافظم رو ببخش.
‫از من دستور می‌گیره.

00:03:56.560 --> 00:03:58.880
‫هیشکی جز شیرینی‌پز حق وارد شدن نداره،
‫اون هم روزی دوبار.

00:03:58.880 --> 00:04:00.440
‫روزی دوبار؟

00:04:00.440 --> 00:04:03.360
‫- من رو که می‌شناسین. تا شام فقط سیب می‌خورم.
‫- بله.

00:04:03.360 --> 00:04:05.980
‫خدایا،
‫چقدر خوبه.

00:04:06.260 --> 00:04:08.320
‫شکلات کوشول مشولو.

00:04:08.320 --> 00:04:11.850
‫هرکول پوآرو واقعاً صداش در نمیاد.

00:04:12.200 --> 00:04:14.640
‫خودش رو بازنشست کرده.

00:04:14.640 --> 00:04:15.960
‫کیک به‌جای پرونده.

00:04:15.960 --> 00:04:17.380
‫خیلی راضی‌ام.

00:04:17.380 --> 00:04:18.680
‫نه.

00:04:18.680 --> 00:04:21.520
‫به این میگن خوشحالی،
‫نه راضی بودن.

00:04:21.520 --> 00:04:23.230
‫یه نویسنده باید فرق‌شون رو بدونه.

00:04:23.470 --> 00:04:25.960
‫حتی اگه ونیز رو واسه مخفی شدن
‫انتخاب کرده باشه.

00:04:25.960 --> 00:04:28.800
‫یک یادگاری زیبا،
‫به آرومی توی دریا غرق میشه...

00:04:28.800 --> 00:04:30.940
‫درست مثل ذهن شما
‫که هیچ انگیزه‌ای نداره.

00:04:30.940 --> 00:04:33.480
‫حالا به‌خاطر طرز بیان هوشمندانه‌ام
‫دست کمم نگیرین.

00:04:33.480 --> 00:04:35.960
‫من بهترین نویسندۀ داستان‌های معمایی‌ام.

00:04:35.960 --> 00:04:36.980
‫یا میشه گفت که بودم.

00:04:36.980 --> 00:04:39.920
‫۲۷ تا از ۳۰ تا کتابم پرتیراژترین بودن.

00:04:39.920 --> 00:04:43.110
‫لعنت به اون منتقدای سه کتاب آخرم.
‫به هیچ کدوم‌شون اهمیت ندادم.

00:04:43.110 --> 00:04:46.230
‫آریادنی اولیور،
‫از دیدن‌تون خیلی خوشحال شدم.

00:04:46.450 --> 00:04:48.230
‫بیاین دنبالم.

00:04:48.230 --> 00:04:50.600
‫وقتشه یکم روح به زندگی‌تون برگردونیم.

00:04:50.600 --> 00:04:51.780
‫خب پس.

00:04:52.320 --> 00:04:54.160
‫مگه نشنیدین؟
‫کار ضروریه.

00:04:54.160 --> 00:04:58.460
شما تنها کسی نیستین که اومدین من رو
‫با یه پروندۀ وسوسه‌انگیز اغوا کنین.

00:04:58.460 --> 00:05:01.420
‫پرونده نیست.
‫شیک‌تر از یه پرونده‌اس.

00:05:02.590 --> 00:05:06.380
‫اصلاً تو باغ نیستین.
‫مگه نمی‌دونین امروز چه روزیه؟

00:05:07.440 --> 00:05:09.880
‫شیک‌تر یعنی چی؟

00:05:14.480 --> 00:05:17.190
‫هالووین مبارک!
‫آره!

00:05:17.190 --> 00:05:20.440
‫ما آمریکایی‌ها آهنگ‌های جلف
‫و شکلات‌های مزخرف وارد کردیم...

00:05:20.440 --> 00:05:22.340
‫اما هالووین رو هم برگردوندیم.

00:05:22.340 --> 00:05:24.320
‫امشب یه مهمونی واسه بچه‌ها برگزار میشه.

00:05:24.320 --> 00:05:27.280
‫سلام بچه‌ها!
‫آمریکا میگه، «هالووین مبارک!»

00:05:27.880 --> 00:05:30.830
‫هی!
‫هالووین مبارک! ایول!

00:05:32.660 --> 00:05:35.360
‫پوآرو، یه چیزی پیدا کردم.
‫یه کسی رو.

00:05:35.360 --> 00:05:36.610
‫نمیشه توضیح داد.

00:05:36.780 --> 00:05:40.390
‫از هر جنبه‌ای بهش نگاه کردم
‫اما چیزی دستگیرم نشد.

00:05:40.820 --> 00:05:43.800
‫یه چیزایی تو سرتونه دوست من.

00:05:45.080 --> 00:05:47.640
‫«خانم رینولدز نامقدس.»

00:05:48.560 --> 00:05:51.010
‫به گفتۀ رسانه‌ها
‫ یا احضارکنندۀ ارواحه...

00:05:51.010 --> 00:05:53.540
‫«جویس رینولدز که به تازگی
‫ از زندان آزاد شده...

00:05:53.540 --> 00:05:56.230
‫آخرین زنی بود که
‫بر اساس قانون مصوب ۱۷۳۵ مجلس

00:05:56.230 --> 00:05:58.960
‫به دلیل جادوگری زندانی شده بود.»

00:05:59.520 --> 00:06:03.740
‫من تاحالا یه میلیون از این مثلاً پیشگوها رو دیدم
‫که همه‌شون کلاه‌بردار بودن.

00:06:03.740 --> 00:06:05.020
‫اما اون فرق داره.

00:06:05.380 --> 00:06:06.760
‫شگفت‌انگیزه.

00:06:06.760 --> 00:06:09.760
‫وقتی که با این خانم رینولدز
‫توی جلسه احضار روح نشسته بودم...

00:06:09.760 --> 00:06:11.120
‫یه اتفاقاتی افتاد.

00:06:11.120 --> 00:06:11.920
‫کلک زده.

00:06:11.920 --> 00:06:14.660
‫من باهوش‌ترین کسی‌ام که تاحالا دیدم
‫و از کارش سر در نیاوردم.

00:06:14.660 --> 00:06:16.120
‫برای همین اومدم سراغ نفر دوم.

00:06:16.120 --> 00:06:19.200
‫می‌خوام کاراگاه پوآرو
‫دلیلی برای این قضیه پیدا کنه...

00:06:19.200 --> 00:06:21.540
‫وگرنه بلا به دور،
‫باور می‌کنم.

00:06:21.540 --> 00:06:22.800
‫این کلکی که میگی رو پیدا کنین.

00:06:22.800 --> 00:06:24.860
‫با هم بریم به این جشن هالووین یتیم‌ها.

00:06:24.860 --> 00:06:28.660
‫بعدش به اون جلسه اخضار روح دعوت میشیم.

00:06:29.510 --> 00:06:33.400
‫- هی بچه‌ها، یه جشن واسه هالووین گرفتن.
‫- می‌خوای دختره رو ببری سر قرار؟

00:06:34.970 --> 00:06:38.360
‫از مهمونی لذت ببرین بچه‌ها.
‫حالا حالاها مونده تا بترسین.

00:07:29.640 --> 00:07:31.350
‫ایناهاش.

00:07:31.820 --> 00:07:33.990
‫کاخ لاکریم دی جیوانی.

00:07:34.840 --> 00:07:36.700
‫توی ونیز میگیم...

00:07:36.980 --> 00:07:39.800
‫«تموم خونه‌ها جن‌زده...

00:07:39.800 --> 00:07:41.920
‫یا نفرین شده‌ان.»

00:08:00.600 --> 00:08:02.960
‫حاضرین بچه‌ها؟

00:08:02.960 --> 00:08:05.150
‫آره!

00:08:10.380 --> 00:08:11.980
‫خیلی وقت پیش...

00:08:12.560 --> 00:08:15.320
‫این قصر یه یتیم‌خونه بود.

00:08:16.410 --> 00:08:21.800
‫دکترها و پرستاران خوبی
‫از بچه‌های خوب نگهداری می‌کردن.

00:08:21.800 --> 00:08:24.270
‫تا این که طاعون اومد.

00:08:24.840 --> 00:08:27.700
‫طاعون مردم رو می‌ترسوند...

00:08:27.700 --> 00:08:32.120
‫و ترس باعث میشد مردم
‫کارهای وحشتناکی بکنن.

00:08:34.760 --> 00:08:37.460
‫برای بچه‌ها بیش از حد ترسناک نیست؟

00:08:37.460 --> 00:08:40.100
‫داستان‌های ترسناک
‫ترس زندگی رو کمتر می‌کنن.

00:08:42.560 --> 00:08:46.260
‫طولی نکشید که
‫بچه‌ها فهمیدن تنهان.

00:08:46.260 --> 00:08:49.120
‫زندانی شده بودن تا بمیرن....

00:08:49.120 --> 00:08:54.310
‫گرسنگی می‌کشیدن،
‫صدا می‌زدن، چنگ می‌زدن.

00:08:54.680 --> 00:08:58.280
‫بعضی‌ها میگن که اون بچه‌ها
‫هنوز توی قصر مخفی شدن...

00:08:58.280 --> 00:09:00.700
‫و می‌خوان که بچه‌ها بیشتری
‫برن پیش‌شون.

00:09:00.700 --> 00:09:02.520
‫پس مواظب باشین...

00:09:02.520 --> 00:09:05.720
‫چون می‌خوان از دکترها و پرستارانی که...

00:09:05.720 --> 00:09:08.790
‫اونا رو تنها گذاشتن تا بمیرن،
‫انتقام بگیرن.

00:09:08.790 --> 00:09:13.760
‫مراقب علامت «انتقام کودکان» باشین.

00:09:15.260 --> 00:09:17.460
‫کسی که اینجا دکتر نیست،
‫هان؟

00:09:17.460 --> 00:09:18.560
‫نه.

00:09:18.560 --> 00:09:19.800
‫یا پرستار؟

00:09:19.800 --> 00:09:21.560
‫- نه.
‫- نه؟

00:09:21.560 --> 00:09:26.400
‫پس به گمونم دیگه می‌تونیم
‫مهمونی رو شروع کنیم!

00:09:36.450 --> 00:09:37.990
‫نه!
‫ندوین.

00:09:55.360 --> 00:09:59.390
‫لئوپولد.

00:10:00.220 --> 00:10:03.880
‫یه مهمونی واقعی گرفتن
‫و تو همش سرت تو کتابه.

00:10:03.880 --> 00:10:06.400
‫گفتم شاید واسه یه بار هم شده
‫بخوای با بقیۀ بچه‌ها بازی کنی.

00:10:06.400 --> 00:10:08.680
‫بازی‌ها مسخره‌ان.

00:10:08.680 --> 00:10:10.810
‫هالووین دنبال داستان‌های ترسناکه.

00:10:10.810 --> 00:10:13.480
‫شما اینطوری فکر نمی‌کنین،
‫خانم اولگا؟

00:10:13.480 --> 00:10:15.690
‫حداقل یکم کیک بخور.

00:10:16.320 --> 00:10:18.620
‫واسه یتیم‌هاس.

00:10:21.580 --> 00:10:23.000
‫من برم یه سری به پدر بزنم.

00:10:23.000 --> 00:10:24.580
‫اصلاً اهل مهمونی نیست.

00:10:33.360 --> 00:10:35.650
‫راهبه اومد.

00:10:36.120 --> 00:10:40.940
‫خانم اولیور، خیلی خوشحالم که اومدین.
‫شما نویسندۀ موردعلاقمین.

00:10:40.940 --> 00:10:45.440
‫داستان‌های رازآلود شما به من اطمینان میدن
‫که حق اشرار کف دست‌شون گذاشته میشه.

00:10:45.440 --> 00:10:49.390
‫متاسفانه زندگی واقعی
‫مثل داستان‌های تخیلی کارآگاهی نیست.

00:11:03.860 --> 00:11:05.260
‫حالت خوبه؟

00:11:05.260 --> 00:11:06.380
‫خیلی بالاس.

00:11:06.380 --> 00:11:08.980
‫می‌فهمم.
‫اینجا خیلی تاریکه، مگه نه؟

00:11:14.660 --> 00:11:16.100
‫ایشون میزبان‌مونن؟

00:11:16.100 --> 00:11:19.440
‫- اینجا خونۀ منه.
‫- صدای زیرِ رُونا دریک.

00:11:19.440 --> 00:11:22.660
‫این جنجرۀ طلایی
‫چه زندگی باشکوهی می‌تونست داشته باشه.

00:11:22.660 --> 00:11:24.080
‫با این حال اینجا زندگی می‌کنه.

00:11:24.080 --> 00:11:26.040
‫پس اون همه پول چیشد؟

00:11:26.040 --> 00:11:29.580
‫هرکسی که تاحالا اینجا زندگی کرده
‫قربانی یه مصیبت شده.

00:11:29.580 --> 00:11:31.380
‫به‌هرحال این فقط یه افسانه‌اس.

00:11:31.380 --> 00:11:33.520
‫«انتقام کودکان.»

00:11:33.520 --> 00:11:37.320
‫یکی سایۀ یه بچه رو روی دیوار می‌بینه
‫و بعدش اتفاق وحشتناکی می‌افته.

00:11:37.320 --> 00:11:39.640
‫مثل قضیۀ پارسال دخترش.

00:11:40.820 --> 00:11:42.760
‫امشب می‌خوایم از زبون اون بشنویم.

00:11:42.760 --> 00:11:44.980
‫دختر گم‌شده از اون دنیا.

00:11:45.720 --> 00:11:48.480
‫من همچین چیزهایی رو باور نمی‌کنم.

00:11:48.480 --> 00:11:50.080
‫معلوم میشه.

00:11:50.080 --> 00:11:53.520
‫اوه عزیزم،
‫چیزی نمیشه.

00:11:55.160 --> 00:11:57.730
‫خانم رُونا،
‫باز هم داره چکه می‌کنه.

00:11:58.540 --> 00:12:00.020
‫بابا؟

00:12:00.940 --> 00:12:03.100
‫حالت خوبه بابا؟

00:12:06.560 --> 00:12:08.480
‫قرص می‌خوای؟

00:12:09.260 --> 00:12:11.020
‫نه.

00:12:11.760 --> 00:12:13.320
‫یکم نوشیدنی پانچ چی؟

00:12:13.320 --> 00:12:16.700
‫اگه بخوای می‌تونیم بریم.

00:12:16.700 --> 00:12:18.420
‫چیزی نیست.

00:12:18.420 --> 00:12:20.480
‫به رُونا قول دادم که می‌مونم.

00:12:21.120 --> 00:12:22.260
‫خوبه.

00:12:22.260 --> 00:12:25.300
‫خیلی مشتاق دیدن قصر بودم.

00:12:27.300 --> 00:12:31.140
‫شما لطف بزرگی در حق این بچه‌ها می‌کنین،
‫خانم.

00:12:31.140 --> 00:12:32.900
‫در حق بزرگ‌ترها هم همینطور.

00:12:32.900 --> 00:12:35.540
‫دوست داری بازی «سیب‌خوری» رو
انجام بدین آقای پوآرو؟

00:12:35.540 --> 00:12:37.240
‫بهش می‌خوره سرگرم‌کننده باشه.

00:12:37.240 --> 00:12:39.130
‫سرگرمیش واسه من نیست.

00:12:46.440 --> 00:12:48.140
‫خوشحالم.

00:12:48.140 --> 00:12:50.960
‫خیلی وقت بود که تو این خونه
‫صدای خنده نپیچیده بود.

00:12:50.960 --> 00:12:53.640
‫خب،
‫قصر چشمگیریه.

00:12:53.640 --> 00:12:55.650
‫قابل شما رو نداره.

00:12:56.260 --> 00:13:00.520
‫پول کافی برای تعمیرش ندارم
‫و تحمل ندارم اینطوری ببینمش.

00:13:00.520 --> 00:13:04.270
‫هیشکی هم به قیمت نمی‌خردش.
‫اون هم بعد از این که...

00:13:05.820 --> 00:13:08.480
‫تو رو خدا،
‫وای نه!

00:13:16.160 --> 00:13:18.480
‫من رو ببخشین.

00:13:19.320 --> 00:13:24.730
‫امیدوار بودم دیدن این چهره‌ها
‫دردی که دارم رو کمتر کنه.

00:13:25.680 --> 00:13:26.930
‫خانم رُونا؟

00:13:26.940 --> 00:13:27.600
‫بله؟

00:13:27.600 --> 00:13:29.320
‫مهمون‌تون اومدن.

00:13:32.380 --> 00:13:34.700
‫خدایا،
‫خیلی نگرانم.

00:13:36.580 --> 00:13:38.940
‫شما به پیشگویی اعتقاد دارین؟

00:13:41.520 --> 00:13:43.360
‫این خونه مجبورم کرده که باور کنم.

00:13:44.040 --> 00:13:45.700
‫صداهایی داخلش هست.

00:13:45.700 --> 00:13:47.560
‫پچ‌پچ‌ها.

00:13:47.560 --> 00:13:49.180
‫هق‌هق‌ها.

00:13:49.880 --> 00:13:52.810
‫دخترم عادت داشت
‫شب‌ها بیدار بمونه و حرف بزنه.

00:13:53.800 --> 00:13:56.650
‫فکر می‌کردم با عروسک‌هاش حرف می‌زنه.

00:13:56.650 --> 00:13:58.660
‫دخترم...

00:13:58.660 --> 00:14:00.850
‫برای این که یه بار دیگه صداش رو بشنوم...

00:14:01.680 --> 00:14:03.740
‫حتی یه کلمه...

00:14:04.820 --> 00:14:08.100
‫حاضرم هرچی دارم رو
‫به خانم رینولدز بدم.

00:14:46.740 --> 00:14:49.350
‫این یکی قراره خیلی غم‌انگیز باشه.

00:14:50.140 --> 00:14:52.120
‫خانم رینولدز.

00:14:53.220 --> 00:14:56.020
‫همه‌چیز داخل سالن براتون مهیاس.

00:14:56.020 --> 00:14:58.810
‫همونطور که دستیارتون گفته بودن.

00:14:59.580 --> 00:15:01.780
‫خونه‌تون چقدر پر سر و صداس.

00:15:02.040 --> 00:15:04.820
‫قبل این که شروع کنیم
‫بچه‌‌ها میرن.

00:15:05.660 --> 00:15:07.650
‫چقدر زیاده...

00:15:07.650 --> 00:15:10.340
‫همه‌جا هست.

00:15:10.340 --> 00:15:13.080
‫خاطرات وحشتناک.

00:15:15.020 --> 00:15:17.990
‫اتاق دخترتون طبقۀ سومه.

00:15:18.790 --> 00:15:20.140
‫از کجا...؟

00:15:20.140 --> 00:15:22.560
‫میشه اونجا انجامش بدیم؟

00:15:22.560 --> 00:15:25.140
‫حتماً.

00:15:34.140 --> 00:15:36.040
‫آریادنه اولیور.

00:15:36.040 --> 00:15:37.520
‫دشمن خونیم.

00:15:37.520 --> 00:15:40.600
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.
‫خانم رینولدز نامقدس.

00:15:40.600 --> 00:15:42.520
‫اسمیه که مطبوعات از خودشون در آوردن.

00:15:42.520 --> 00:15:43.800
‫مطمئن نیستم ازش خوشم بیاد.

00:15:43.800 --> 00:15:48.690
‫شب‌بخیر خانم،
‫انتظار داشتم شما...

00:15:48.690 --> 00:15:50.070
‫دراماتیک‌تر باشم؟
‫مسخره‌تر باشم؟

00:15:50.140 --> 00:15:51.110
یه عجوزۀ پیر باشم؟

00:15:51.110 --> 00:15:53.920
‫بله،
‫مناسب‌ترین کلمه همینه.

00:15:53.920 --> 00:15:55.860
‫عجوزه.
‫عجوزۀ پیر.

00:15:55.860 --> 00:15:58.420
‫چیزی که الان هستم
‫خواستۀ خودم نبوده.

00:15:58.420 --> 00:16:01.320
‫از کلمه احضارکننده خوشم میاد،
‫به ارواح هم نزدیک‌تره.

00:16:01.320 --> 00:16:04.650
‫من نه کوچیکم و نه بزرگ.
‫اصلاً هم جالب نیستم.

00:16:04.650 --> 00:16:07.770
‫اما می‌تونم با مرده‌ها حرف بزنم.

00:16:07.770 --> 00:16:09.000
‫شما کی باشین؟

00:16:09.000 --> 00:16:11.020
‫من هرکول پوآرو هستم.

00:16:11.020 --> 00:16:12.550
‫هرکول پوآرو بودین.

00:16:12.550 --> 00:16:14.020
‫جناب کارآگاه.

00:16:14.020 --> 00:16:16.920
‫شما هرچیزی هستین جز احضارکننده.
‫نسبتاً مشهور هم هستین.

00:16:16.920 --> 00:16:19.500
‫پروندۀ نسبتا مشهور بعدی‌تون منم؟

00:16:19.500 --> 00:16:22.040
‫من از پرونده‌ها بازنشسته شدم.

00:16:22.040 --> 00:16:25.120
‫اما اومدین اینجا
‫تا من رو بدنام کنین.

00:16:25.120 --> 00:16:28.940
‫به همین دلیل نیست که نویسندۀ بزرگ
‫شما رو آورده اینجا؟

00:16:30.740 --> 00:16:33.070
‫اومدم اینجا تا یه خانم اولیور
‫لطفی بکنم...

00:16:33.070 --> 00:16:35.750
‫که علاقه زیادی به روش‌های الهی شما
‫دربارۀ پیشگویی داشتن.

00:16:35.750 --> 00:16:36.840
‫خانم،
‫باید بهتون بگم که...

00:16:36.840 --> 00:16:40.840
‫توی تمام زندگیم
‫تحت‌تاثیر امثال شما قرار نگرفتم.

00:16:41.150 --> 00:16:42.220
‫امثال من؟

00:16:42.220 --> 00:16:45.600
‫فرصت‌طلب‌هایی که از درمانده‌ها
‫سوءاستفاده می‌کنن، درست میگم؟

00:16:45.600 --> 00:16:48.760
‫شما به زنده موندن روح پس از مرگ
‫باور ندارین؟

00:16:48.760 --> 00:16:50.270
‫ایمانم رو از دست دادم.

00:16:50.270 --> 00:16:51.740
‫چه غم‌انگیز.

00:16:51.740 --> 00:16:54.740
‫بله، همینطور هم هست.
‫حقیقت غم‌انگیزه.

00:16:57.300 --> 00:16:58.480
‫لطفاً درک کنین خانم...

00:16:58.480 --> 00:17:00.580
‫من با آغوشی باز از هرگونه نشونه....

00:17:00.580 --> 00:17:04.480
‫از شیطان یا اهریمن یا شبح استقبال می‌کنم...

00:17:04.480 --> 00:17:06.900
‫چون اگه شبحی باشه،
‫یعنی روحی هست.

00:17:06.900 --> 00:17:09.500
‫اگه روحی باشه،
‫یعنی خدایی هست که خلقش کرده...

00:17:09.500 --> 00:17:11.720
‫و اگه خدا وجود داشته باشه،
‫یعنی همه‌چی داریم.

00:17:11.720 --> 00:17:13.900
‫معنا، نظم، عدالت.

00:17:13.900 --> 00:17:16.220
‫اما من دنیا دیده‌ام.

00:17:16.220 --> 00:17:18.440
‫هزاران جرم،
‫دوتا جنگ...

00:17:18.440 --> 00:17:22.900
‫زیان بی‌تفاوتی انسان‌ها رو دیدم،
‫پس جواب آخرم «نه» هست.

00:17:22.900 --> 00:17:24.460
‫نه خدایی هست
‫و نه شبحی.

00:17:24.460 --> 00:17:28.160
‫و با کمال احترام، نه احضارکننده‌ای
‫که بتونه باهاشون حرف بزنه.

00:17:39.460 --> 00:17:42.000
‫می‌گفتین؟

00:18:02.480 --> 00:18:04.720
‫حالا نه این که خیلی خونه تمیز بود.

00:18:04.720 --> 00:18:07.000
‫نباید بعد از تاریکی اینجا باشم.

00:18:07.000 --> 00:18:09.280
‫گمون نکنم اذیت‌مون کنن.

00:18:09.280 --> 00:18:11.520
‫کیا؟

00:18:12.600 --> 00:18:14.380
‫مگه بعد از تاریکی چی میشه؟

00:18:14.380 --> 00:18:16.780
‫خب،
‫هنوز هم میگین کلاه‌برداره؟

00:18:16.780 --> 00:18:21.340
‫سقف به‌خاطر آب آسیب دیده،
‫هرآن ممکن بود با تک تک قد‌م‌ها بیفته.

00:18:21.340 --> 00:18:24.770
‫لااقل بابت این زمان‌بندی تحسین‌شون کنین.

00:18:28.900 --> 00:18:31.850
‫اتاق خانم آلیسیا این بالاس.

00:18:33.300 --> 00:18:36.440
‫وقتی دوباره چراغ‌ها روشن بشن

00:18:36.440 --> 00:18:39.100
‫سرتاسر دنیا

00:18:39.100 --> 00:18:41.000
‫و...

00:18:45.380 --> 00:18:47.680
‫میشه لطفاً بگین
‫اون دخترخانم چطور فوت شدن؟

00:18:47.680 --> 00:18:49.760
‫از بالکن پرت شدن توی کانال آب.
‫غرق شد.

00:18:49.760 --> 00:18:50.800
‫خودکشی کرده.

00:18:50.800 --> 00:18:53.520
‫تقصیر اون نبوده.
‫تحت‌فشار گذاشتنش.

00:18:53.520 --> 00:18:54.940
‫خانم سمینوف،
‫خواهش می‌کنم.

00:18:54.940 --> 00:18:56.100
‫پس چی آقای دکتر؟

00:18:56.100 --> 00:18:59.760
‫شما که مراقبش بودین.
‫خودتون دیدین.

00:19:08.980 --> 00:19:11.810
‫صبر کنین لطفاً.

00:19:13.040 --> 00:19:14.800
‫امشب کی داخل اینجا بوده؟

00:19:14.800 --> 00:19:16.680
‫خانم رینولدز؟
‫دستیارشون؟

00:19:16.680 --> 00:19:19.080
‫هیچکس.
‫تنها کلیدش دست منه.

00:19:19.080 --> 00:19:22.520
‫از زمان مرگ خانم آلیسیا،
‫کسی جز من پاش رو اینجا نذاشته.

00:19:23.620 --> 00:19:25.650
‫اون هم برای گردگیری
‫و دیدن هری.

00:19:26.920 --> 00:19:29.700
‫هری کیه؟

00:19:31.660 --> 00:19:33.560
‫دوستش.

00:19:33.560 --> 00:19:36.600
‫همه‌چی رو بهش گفته.

00:19:36.600 --> 00:19:39.590
‫قبل این که بمیره حرف می‌زد.

00:19:40.020 --> 00:19:42.640
‫حالا فقط گریه می‌کنه.

00:19:44.900 --> 00:19:47.640
‫هیچ‌چیز بعد رفتنش تکون نخورده.

00:19:50.840 --> 00:19:54.650
‫خانم رُونا نذاشتن چیزی رو تکون بدم.

00:20:19.780 --> 00:20:21.960
‫اون و آلیسیا جدانشدنی بودن.

00:20:21.960 --> 00:20:23.740
‫- نمی‌‌تونی من رو بگیری!
‫- چرا، می‌تونم!

00:20:23.740 --> 00:20:26.740
‫این قصر جای دنج‌شون بود.

00:20:26.740 --> 00:20:30.320
‫بین سفرهاش برای اجرای اُپراش
‫یه هفته میومد خونه.

00:20:30.320 --> 00:20:33.440
‫اما اشباح همیشه کنار آلیسیا بودن.

00:20:34.680 --> 00:20:37.140
‫بزرگ شدنش خیلی قشنگ بود.

00:20:37.140 --> 00:20:41.520
‫بعدش با سرآشپزش مکسیم آشنا شد.

00:20:41.520 --> 00:20:44.360
‫خیلی زود نامزد کردند.

00:20:44.360 --> 00:20:46.440
‫عاشق هم بودن.

00:20:46.440 --> 00:20:49.520
‫بعدش با نامزدش دعواشون شد.

00:20:49.520 --> 00:20:52.020
‫برگشت اینجا توی قصر.

00:20:52.020 --> 00:20:54.940
‫از این موقع بود که بچه‌ها رو دید.

00:20:54.940 --> 00:20:57.840
‫بچه‌ها اون رو برای خودشون می‌خواستن.

00:20:57.840 --> 00:21:00.640
‫هفته‌های آخر توی تختش زجر می‌کشید...

00:21:00.640 --> 00:21:02.310
‫یه چیزهایی می‌دید.

00:21:02.310 --> 00:21:03.600
‫یه سایه‌هایی.

00:21:03.600 --> 00:21:06.140
‫می‌گفت بچه‌ها صداش می‌زدن.

00:21:06.140 --> 00:21:08.860
‫«می‌خوان پیش‌شون باشی.»

00:21:08.860 --> 00:21:11.690
‫دیوونه‌اش کردن.

00:21:12.960 --> 00:21:15.740
‫خانم رُونا هیچوقت تنهاش نذاشت...

00:21:15.740 --> 00:21:19.270
‫به ارواح التماس می‌کرد که ولش کنن.

00:21:19.690 --> 00:21:22.580
‫اما نکردن.

00:21:25.600 --> 00:21:27.460
‫از خودشون اثر به جا گذاشتن...

00:21:27.460 --> 00:21:29.660
‫اثر انتقام کودگان.

00:21:29.660 --> 00:21:32.150
‫پلیس گفت اون بریدگی‌ها
‫بر اثر سقوط بوده.

00:21:33.520 --> 00:21:35.520
‫پلیس...

00:21:35.520 --> 00:21:37.520
‫گوش می‌کنم.

00:21:37.520 --> 00:21:41.210
‫حالا هم این زنه اومده،
‫می‌خواد مزاحم روح آلیسیا شه.

00:21:41.440 --> 00:21:43.260
‫گوش می‌کنم.

00:21:43.260 --> 00:21:46.780
‫و مطمئن باشین آقا،
‫این اصلاً‌ درست نیست.

00:21:46.780 --> 00:21:49.660
‫این بر خلاف طبیعت
‫و ضد پروردگاره.

00:21:50.260 --> 00:21:52.820
‫یکی تاوانش رو میده.

00:21:52.820 --> 00:21:55.900
‫گوش می‌کنم.

00:21:57.360 --> 00:22:00.040
‫اینجا پر از اندوهه.

00:22:11.620 --> 00:22:13.570
‫بابا.

00:22:13.570 --> 00:22:15.610
‫آره.

00:22:15.610 --> 00:22:18.540
‫بابا خرگوشه.

00:22:29.270 --> 00:22:30.760
‫مکسیم،
‫نه.

00:22:30.760 --> 00:22:35.320
‫«مکسیم، ساعت 10 شب توی قصر باش،
‫خبرهای مهمی درمورد آلیسیا دریک هست.»

00:22:35.320 --> 00:22:36.640
‫- من دعوت شدم.
‫- اما من نکردم.

00:22:36.640 --> 00:22:38.430
‫همیشه می‌خوای من رو پرت کنی بیرون،
‫رُونا.

00:22:38.560 --> 00:22:39.960
‫هیچوقت هم فایده نداشته.

00:22:39.960 --> 00:22:42.060
‫اگه موضوعی برای شنیدن هست،
‫گوش می‌کنم.

00:22:42.060 --> 00:22:43.900
‫خب این رو به نامزد جدیدت بگو.

00:22:43.900 --> 00:22:46.400
‫بعد این که آلیسیا مُرد
‫شیش ماه تموم منتظر موند.

00:22:46.570 --> 00:22:47.860
‫شنیدم ثروث زیادی داره.

00:22:47.860 --> 00:22:50.560
‫ثروتش بابت زمین‌های اهدا شده
‫توسط شاه جُرجه.

00:22:50.560 --> 00:22:52.860
‫تو خیابون مدیسون
‫واسم یه کافه رستوران خریده.

00:22:52.860 --> 00:22:55.180
‫قراره یه نیویورکی باشم،
‫تازه از اون وضع‌خوباش...

00:22:55.180 --> 00:22:57.980
‫که البته نیویورکی‌ها همه‌شون وضع‌خوبن.

00:22:57.980 --> 00:23:00.000
‫بیا یه سری بزن.
‫واست یه هات‌داگ می‌خرم.

00:23:00.000 --> 00:23:00.960
‫پرتش کنم بیرون؟

00:23:00.960 --> 00:23:03.060
‫امتحان کن.

00:23:03.520 --> 00:23:05.820
‫یه بهونه برام جور کن.

00:23:05.820 --> 00:23:09.190
‫هرکاری دلت می‌خواد بکن مکسیم.
‫مثل همیشه.

00:23:10.660 --> 00:23:14.040
‫من هم عزادارم،
‫رُونا.

00:23:17.700 --> 00:23:20.240
‫چند نفریم؟
‫نُه یا ده؟

00:23:20.240 --> 00:23:22.520
‫نمی‌دونم.
‫به گمونم بهتره 12 تا صندلی برداری.

00:23:22.650 --> 00:23:23.880
‫خونه پرِ پره.

00:23:23.880 --> 00:23:28.570
‫جلسه احضار روح؟
‫احضارکننده آوردین؟ واقعاً؟

00:23:33.640 --> 00:23:35.800
‫ماشین تحریر.

00:23:35.800 --> 00:23:39.060
‫خبری از تختۀ احضار
‫یا گوی شیشه‌ای نیست؟

00:23:39.060 --> 00:23:42.240
‫من خودم رو بیشتر یه منشی می‌دونم.

00:23:42.240 --> 00:23:44.520
‫صداها حرف می‌زنن...

00:23:46.130 --> 00:23:48.140
‫و من هم می‌نویسم.

00:23:53.020 --> 00:23:56.570
‫لئوپولد،
‫بهتره بری تو کتابخونه کتاب بخونی.

00:23:56.570 --> 00:23:58.430
‫می‌خوام آلیسیا رو ببینم.

00:23:58.600 --> 00:23:59.940
‫دوست من هم بود.

00:23:59.940 --> 00:24:01.960
‫از اشباح نمی‌ترسی؟

00:24:01.960 --> 00:24:03.760
‫من اینجا همیشه با اشباح حرف می‌زنم.

00:24:03.760 --> 00:24:06.480
‫واقعاً؟

00:24:06.480 --> 00:24:09.150
‫میگن کلاه‌برداری.

00:24:23.920 --> 00:24:29.120
‫تا وقتی که از حالت خلسه در نیومدم
‫کسی بهم دست نزنه.

00:24:29.120 --> 00:24:31.280
‫آلیسیا دریک...

00:24:31.280 --> 00:24:35.880
‫مطمئنم تو بودی
‫که من رو صدا کردی.

00:24:42.120 --> 00:24:44.020
‫ارواح زیادی هست.

00:24:44.020 --> 00:24:48.110
‫این خونه پر از مردگانه.

00:24:48.110 --> 00:24:50.650
‫بعضی‌هاشون آرامش ندارن.

00:24:50.980 --> 00:24:52.730
‫ادامه بدیم خانم رینولدز؟

00:24:52.730 --> 00:24:54.260
‫آره.

00:24:54.260 --> 00:24:59.020
‫اگه قراره صدای کسی شنیده بشه،
‫باید بشنویمش.

00:24:59.020 --> 00:25:01.280
‫گوش می‌کنیم.

00:25:01.280 --> 00:25:06.030
‫ای ارواح، شما جیغ و فریاد می‌کنین
‫اما کسی نمی‌شنوه.

00:25:06.030 --> 00:25:08.340
‫اما حالا می‌شنویم.

00:25:08.340 --> 00:25:10.090
‫آلیسیا دریک...

00:25:10.090 --> 00:25:12.780
‫صدات رو پیدا کن.

00:25:13.480 --> 00:25:16.220
‫یهو هوا سرد شد.
‫کس دیگه‌ای احساس خنکی می‌کنه؟

00:25:16.220 --> 00:25:18.510
‫کسی اونجاس؟

00:25:24.340 --> 00:25:25.690
‫«آ».

00:25:25.690 --> 00:25:26.660
‫آره.

00:25:26.900 --> 00:25:28.580
‫به خدا به کلیدها دست نزد.

00:25:28.580 --> 00:25:30.620
‫حتماً زده.
‫اینقدر احمق نباشین.

00:25:30.620 --> 00:25:32.700
‫اشتباهه.
‫خیلی هم اشتباهه.

00:25:32.700 --> 00:25:35.720
‫کی اونجاس؟
‫آلیسیا دریک.

00:25:35.720 --> 00:25:37.600
‫گوش می‌کنم.

00:25:37.600 --> 00:25:39.390
‫ما اینجاییم.

00:25:39.390 --> 00:25:41.300
‫گوش می‌کنم.

00:25:41.300 --> 00:25:43.120
‫عید مردگانه.

00:25:43.120 --> 00:25:44.330
‫نزدیکیم.

00:25:44.330 --> 00:25:46.120
‫روحت نزدیکه...

00:25:46.150 --> 00:25:48.770
‫صدات بلنده.

00:25:50.480 --> 00:25:51.510
‫آلیسیا.

00:25:52.000 --> 00:25:53.240
‫«آ».
‫آلیسیا.

00:25:53.240 --> 00:25:56.090
‫آلیسا،
‫رنجت رو حس می‌کنم.

00:25:56.090 --> 00:25:59.390
‫درد داره؟
‫لطفاً‌ بهم بگو.

00:25:59.390 --> 00:26:01.200
‫کسی بهت صدمه زده؟

00:26:01.890 --> 00:26:03.470
‫- آره.
‫- نه!

00:26:03.700 --> 00:26:05.420
‫پوآرو،
‫بذار کارش رو تموم کنه!

00:26:05.420 --> 00:26:09.820
‫نه! بیاین اول با همدست پنهونیش
‫توی دودکش

00:26:09.820 --> 00:26:11.880
‫آشنا شیم.

00:26:12.520 --> 00:26:14.110
‫نیکولاس،
‫چیزیت که نشد؟

00:26:14.320 --> 00:26:15.170
‫خوبم.

00:26:15.170 --> 00:26:19.160
‫نیکولاس.
‫دستیار دوم.

00:26:19.160 --> 00:26:20.520
‫از دیدنت خوشحال شدم.

00:26:20.520 --> 00:26:24.560
‫با توجه به شباهت
‫و چشمای تیزبین سبز رنگت...

00:26:24.560 --> 00:26:27.480
‫تو رو برادر ناتنتی دستیار اول
‫درنظر می‌گیرم.

00:26:28.080 --> 00:26:30.690
‫سوییچ مغناطیسی.

00:26:32.420 --> 00:26:34.920
‫این هم از ماشین تحریر سخن‌گو.

00:26:34.920 --> 00:26:35.700
‫یعنی الکیه؟

00:26:35.700 --> 00:26:38.560
‫خانم سمینف، تعهدتون به خانه‌داری
‫می‌تونه بهتر بشه.

00:26:38.560 --> 00:26:40.080
‫گفتین هیشکی جز شما
‫توی این اتاق نبوده...

00:26:40.080 --> 00:26:42.640
‫با این حال ردپای دوست جدیدمون
‫توی شومینه به جا مونده.

00:26:42.640 --> 00:26:46.440
‫خراش مشخص روی سوراخ کلید هم
‫نشون میده که قفل به تازگی باز شده.

00:26:46.440 --> 00:26:48.680
‫خانم اولیور،
‫باید یه موضوع جدید واسه کتاب‌تون پیدا کنین.

00:26:48.680 --> 00:26:50.600
‫خانم دریک،
‫بهتون تسلیت میگم...

00:26:50.600 --> 00:26:53.860
‫اما این وحی‌ها همش الکیه.

00:26:55.480 --> 00:26:58.060
‫نه!

00:27:17.160 --> 00:27:18.440
‫بابا کجاس؟

00:27:18.440 --> 00:27:19.100
‫آلیسیا.

00:27:19.100 --> 00:27:21.520
‫تو برش داشتی؟
‫تو بودی؟

00:27:21.520 --> 00:27:22.800
‫من به هیچی دست نزدم.

00:27:29.690 --> 00:27:31.940
‫آلیسیا.

00:27:31.940 --> 00:27:33.560
‫مامان.

00:27:36.140 --> 00:27:39.560
‫مامان؟

00:27:39.560 --> 00:27:41.960
‫تشنمه.

00:27:41.960 --> 00:27:44.920
‫خیلی تشنمه.

00:27:44.920 --> 00:27:47.520
‫آلیسیا؟

00:27:49.700 --> 00:27:51.760
‫درد دارم.

00:27:51.760 --> 00:27:53.770
‫چرا تنهام گذاشتی؟

00:27:53.770 --> 00:27:55.520
‫نه.

00:27:55.520 --> 00:27:57.800
‫نمی‌خوام...

00:27:57.800 --> 00:28:00.010
‫نمی‌خوام بمیرم.

00:28:00.010 --> 00:28:01.770
‫چه اتفاقی داره می‌‌افته؟

00:28:01.770 --> 00:28:03.440
‫آلیسیا...

00:28:03.440 --> 00:28:04.900
‫داره نشونم میده.

00:28:04.900 --> 00:28:06.280
‫می‌بینمش...

00:28:06.440 --> 00:28:07.850
‫روی بالکنه.

00:28:07.850 --> 00:28:09.230
‫تنها نیست.

00:28:09.230 --> 00:28:10.920
‫اون نپریده.

00:28:10.920 --> 00:28:13.480
‫قاتل!

00:28:13.480 --> 00:28:16.320
‫تو من رو کشتی.
‫تو من رو کشتی.

00:28:16.320 --> 00:28:18.480
‫کی؟

00:28:18.480 --> 00:28:19.400
‫نشونم بده.
‫کی؟

00:28:21.140 --> 00:28:23.780
‫تو من رو کشتی!
‫تو من رو کشتی!

00:28:23.780 --> 00:28:26.230
‫- تو من رو کشتی!
‫- کی بهت آسیب رسونده؟

00:28:26.420 --> 00:28:27.810
‫تو من رو کشتی!

00:28:27.810 --> 00:28:29.760
‫- تو من رو کشتی!
‫- نشونم بده!

00:28:29.800 --> 00:28:31.090
‫تو من رو کشتی!

00:28:31.100 --> 00:28:32.470
‫کی بهت آسیب رسونده؟

00:28:32.470 --> 00:28:34.780
‫چیشد؟

00:28:34.780 --> 00:28:37.140
‫قتل!

00:29:00.230 --> 00:29:01.980
‫زنیکه شیطان‌صفت.

00:29:01.980 --> 00:29:04.520
‫واقعاً نامقدسه.

00:29:04.520 --> 00:29:06.860
‫صدای آلیسیا بود.

00:29:07.100 --> 00:29:09.220
‫حتماً یکی اون رو کشته.

00:29:09.220 --> 00:29:10.940
‫نمیشه ثابت کرد
‫که این اتفاقات واقعی بوده.

00:29:10.940 --> 00:29:12.730
‫- پس جی بوده؟
‫- نقش بازی کردن.

00:29:12.730 --> 00:29:14.380
‫تئاتر.
‫که همه‌مون رو بترسونه.

00:29:14.610 --> 00:29:16.420
‫تو رادیو که برنامۀ «جنگ دنیاها» رو
‫ پخش نکرده بودن.

00:29:16.420 --> 00:29:18.820
‫درها یهو باز شدن.
‫من که توجیهی براش پیدا نمی‌کنم.

00:29:18.820 --> 00:29:20.500
‫اما من می‌کنم.

00:29:20.500 --> 00:29:21.960
‫اون دختر من بود.

00:29:24.320 --> 00:29:25.620
‫وای نه.

00:29:25.620 --> 00:29:27.850
‫جرات نداری بدون این که بگی
‫از اینجا بری.

00:29:27.850 --> 00:29:30.220
‫هرچی من دیدم رو دیدی
‫و چیزی که تو دیدی...

00:29:30.220 --> 00:29:30.940
‫الکی بود.

00:29:30.940 --> 00:29:33.940
‫واقعی بود.
‫اون زن مدرکه. یه مدرک زنده.

00:29:34.390 --> 00:29:35.760
‫عنوان کتابم هم انتخاب کردم.

00:29:35.760 --> 00:29:38.770
‫مطمئن باش که موضوع کتاب بعدیمه
‫و مطمئن باش که می‌ترکونه.

00:29:38.770 --> 00:29:40.580
‫کتاب محشری میشه.

00:29:40.580 --> 00:29:43.100
‫وای خدا،
‫باید از همین حالا شروعش کنم.

00:29:43.100 --> 00:29:45.100
‫زنی که هرکول پوآرو را هاج و واج کرد.

00:29:45.100 --> 00:29:49.420
‫قبول دارم که همین حالا نمی‌تونم از تموم روش‌هاش
‫ سر در بیارم اما مطمئن باش که میارم.

00:29:49.420 --> 00:29:49.950
‫نمیاری.

00:29:49.950 --> 00:29:52.000
‫بیخیال،
‫باید نفس راحت بکشی.

00:29:52.000 --> 00:29:56.120
‫باور کردن و دونستن این که
‫دنیا راز و سِر داره، شگفت‌انگیره.

00:29:56.120 --> 00:29:59.240
‫خدایی که اونقدر براش اهمیت داره
‫تا ارواح ابدی رو بعد از مرگ

00:29:59.240 --> 00:30:01.500
‫- بیافرینه...
‫- بعد مرگ هیچی نیست.

00:30:01.500 --> 00:30:03.840
‫یه چیزی هست.

00:30:04.280 --> 00:30:08.340
‫اگه خدایی در کار بود،
‫به‌خاطر اون قوانینش رو دور نمی‌زد.

00:30:15.880 --> 00:30:18.640
‫حالت خوبه.

00:30:18.640 --> 00:30:20.760
‫امیدوارم فردا برگردی.

00:30:20.760 --> 00:30:24.080
‫رُوِنا ازم قول گرفته
‫تا فردا باز احضار روح کنم.

00:30:28.980 --> 00:30:32.980
‫خانم اولیور هم میگن
‫که باید خودم رو برای شهرت آماده کنم.

00:30:32.980 --> 00:30:35.960
‫- دکتر، یه قایق پیدا می‌کنم.
‫- مرسی.

00:30:35.960 --> 00:30:39.700
‫این ارواح واقعاً‌ وحشی بودن.

00:30:39.700 --> 00:30:42.880
‫نشست‌های احضار
‫همیشه یه قیمتی دارن.

00:30:42.880 --> 00:30:45.590
‫که مطمئنم شما هم دارین.

00:30:45.590 --> 00:30:49.080
‫شما یه کلاه‌بردارین،
‫از اون با استعدادهاش.

00:30:49.080 --> 00:30:51.580
‫کاش کلاه‌بردار بودم.

00:30:51.580 --> 00:30:54.180
‫دردش کمتر بود.

00:30:54.180 --> 00:30:57.040
‫فکر کنم شما هم یه چیزایی ازش بدونین.

00:30:57.040 --> 00:30:59.730
‫یه نفر که می‌میره
‫ما به اطرفیانش تسلیت میگیم...

00:30:59.730 --> 00:31:02.580
‫اما از رازهاش خبر داریم.

00:31:02.580 --> 00:31:05.960
‫هردو آفریده شدیم
‫به نمایندگی مُردگان حرف بزنیم...

00:31:05.960 --> 00:31:10.140
‫که به گمونم مردگان رو هم
‫خیلی خوب می‌شناسیم.

00:31:10.140 --> 00:31:16.060
‫تصور کنین یه پرستار توی جنگ هست
‫که صداش اشباح رو می‌شنوه...

00:31:16.060 --> 00:31:19.600
‫و دورش پر از جیغ و فریاده.

00:31:19.600 --> 00:31:21.140
‫توی اتاقش...

00:31:21.140 --> 00:31:23.360
‫توی ذهنش.

00:31:23.360 --> 00:31:28.440
‫هرروز انبوهی از مردم می‌مردن.

00:31:28.440 --> 00:31:32.060
‫و تنها چیزی که این درد رو آروم می‌کنه...

00:31:32.060 --> 00:31:34.660
‫گفتن عزاداری‌هاییه که شنیده.

00:31:34.660 --> 00:31:39.060
‫تا اونجایی که می‌تونم
‫دردش رو آروم می‌کنم.

00:31:39.900 --> 00:31:41.400
‫شما ناراضی‌این؟

00:31:41.400 --> 00:31:45.800
‫کاری کردین که یه مادر باور کنه
‫ روح دخترش در عذابه.

00:31:45.800 --> 00:31:47.280
‫سخاوتمندانه نیست.

00:31:47.280 --> 00:31:48.740
‫خوشایند و متواضعانه نیست.

00:31:48.740 --> 00:31:49.640
‫دردش رو حس کردم.

00:31:50.020 --> 00:31:51.620
‫شاهد یه قتل بودم...

00:31:51.620 --> 00:31:53.780
‫دیدین که کی
‫آلیسیا دریک رو کشته؟

00:31:53.780 --> 00:31:56.040
‫مشخص نبود.
‫شاید فردا بشه.

00:31:56.040 --> 00:31:57.370
‫یه بهونه دیگه
‫واسه پول بیشتر.

00:31:57.370 --> 00:31:59.960
‫- واسه چی...؟
‫- بچه‌ها رو به وحشت انداختین،‌خانم رینولدز.

00:31:59.960 --> 00:32:02.700
‫شاید بهتر باشه ازشون یاد بگیرین.

00:32:02.700 --> 00:32:04.860
‫بچه‌ها هم زجر می‌کشن...

00:32:04.860 --> 00:32:06.860
‫به اندارۀ‌ همون یتیم‌ها...

00:32:06.860 --> 00:32:11.030
‫و با این حال می‌تونن بخندن و بازیگوشی کنن
‫و سیب‌بازی کنن.

00:32:11.030 --> 00:32:12.460
‫اون‌ها زنده‌ان.

00:32:12.940 --> 00:32:14.140
‫اما تو...

00:32:14.140 --> 00:32:17.040
‫هرجا رفتی آدم‌هاش
‫رو به نفرین مرگ دچار کردی!

00:32:17.040 --> 00:32:19.660
‫تمام طولِ عمرت.

00:32:19.660 --> 00:32:21.940
‫سربازها...

00:32:21.940 --> 00:32:25.060
‫دوست‌ها،

00:32:25.060 --> 00:32:28.440
‫کاترین،

00:32:30.420 --> 00:32:32.280
‫این آخرین دیدار ما بود.

00:32:34.160 --> 00:32:36.760
‫شما اصرار دارید که
‫حرف‌هاتون واقعیت داره.

00:32:36.760 --> 00:32:40.260
‫گیریم که واقعیت نداره؛
‫به کی آسیب رسوندم؟

00:32:40.260 --> 00:32:43.140
‫هیچ سحر و جادویی اگه آدم از ته قلب‌ش نخواد

00:32:43.140 --> 00:32:46.860
‫سر و کله‌ش پیدا نمی‌شه.

00:32:54.300 --> 00:32:57.060
‫سخت نگیر بابا.

00:32:57.060 --> 00:33:00.020
‫شاید خوشت اومد!

00:33:00.020 --> 00:33:03.440
‫می‌خواستم بگم فراموشم نکن،

00:33:03.440 --> 00:33:06.300
‫اما مطمئنم نمی‌کنی!

00:34:25.080 --> 00:34:27.120
‫سخت نگیر!

00:35:12.160 --> 00:35:13.980
‫آقای پوآرو!

00:35:15.140 --> 00:35:16.980
‫آقای پوآرو!

00:35:19.120 --> 00:35:21.700
‫آقای پوآرو، صدام رو می‌شنوید؟

00:35:21.700 --> 00:35:23.840
‫کی این‌کار رو باهاتون کرده؟

00:35:23.840 --> 00:35:27.580
‫پیشِ خانم رینولدز بودم که...

00:35:28.220 --> 00:35:30.860
‫اومدم بازی سیب‌ها رو انجام بدم.

00:35:33.080 --> 00:35:37.360
‫ماسک‌ام رو دادم بالا.

00:35:37.360 --> 00:35:40.800
‫ماسک اون بود.

00:35:40.800 --> 00:35:44.100
‫خانم رینولدز کجاست؟

00:35:47.640 --> 00:35:48.720
‫چی شده؟

00:35:48.720 --> 00:35:49.810
‫- صدای چی بود؟
‫- چه‌خبر شده؟

00:35:49.810 --> 00:35:51.140
‫- صدای اون بود؟
‫- چی شده؟

00:35:53.850 --> 00:35:54.860
‫چی شده؟

00:36:22.440 --> 00:36:24.590
‫زنگ می‌زنم به پاسگاهی که قبلاً توش کار می‌کردم.

00:36:24.590 --> 00:36:26.540
‫مسئول اون‌جا رو می‌شناسم.

00:36:29.180 --> 00:36:30.770
‫مگه کابینت‌ها خالی نبودن؟

00:36:30.770 --> 00:36:33.620
‫نه، این چایی باقی مونده از مهمونی‌ـیه.

00:36:33.620 --> 00:36:36.540
‫عسل‌ هم توی کمد لباس‌ها بود.

00:36:36.540 --> 00:36:37.360
‫ممنون.

00:36:37.360 --> 00:36:39.650
‫من ویتاله پروفولیو هستم.

00:36:40.800 --> 00:36:42.680
‫الان چیکار کنیم؟

00:36:42.680 --> 00:36:45.160
‫اون واسطه‌مون بود.

00:36:45.520 --> 00:36:47.690
‫بدون اون می‌ریم.

00:36:47.690 --> 00:36:49.780
‫قول می‌دم.

00:36:49.780 --> 00:36:51.920
‫هیچ‌کدوم‌تون کسی رو
‫توی راه‌پله‌ها ندید؟

00:36:51.920 --> 00:36:53.580
‫یه‌چیزایی وجود دارن که
‫نمی‌شه دیدشون.

00:36:53.580 --> 00:36:55.460
‫شاید خودش پریده!

00:36:55.460 --> 00:36:56.640
‫همچین کارهایی ازش بعید نبود.

00:36:56.640 --> 00:36:59.420
‫نه، نه. خانم رینولدز
‫اصلاً اهل این کارها نبود.

00:36:59.420 --> 00:37:00.880
‫راجع به یه قتل صحبت می‌کرد.

00:37:00.880 --> 00:37:01.970
‫حتماً یه‌چیزی می‌دونسته.

00:37:01.970 --> 00:37:03.760
‫هنوز فکر می‌کنی
‫حرف‌هاش واقعیت داشتن؟

00:37:03.760 --> 00:37:06.640
‫بی‌خیال. اون داستان‌ها رو از خودش
‫در آورده بود تا توجه نویسنده‌ها رو جلب کنه

00:37:06.640 --> 00:37:08.600
‫و بتونه پول در بیاره!

00:37:08.600 --> 00:37:10.520
‫- پس چرا الان مُرده؟
‫- قانون جاذبه!

00:37:10.520 --> 00:37:12.690
‫با صدای آلیسیا حرف می‌زد.

00:37:12.690 --> 00:37:15.940
‫اینطوری نگاهم نکنید. اون لحظه
‫خانم نویسنده‌تون داشت بازجویی‌ام می‌کرد

00:37:15.940 --> 00:37:18.030
‫ازش بپرسید.
‫اصلاً چرا از آقای دکتر نمی‌پرسید کجا بوده؟

00:37:18.030 --> 00:37:20.150
‫اون مرتیکه مریض قبلاً
‫هم آدم کشته!

00:37:20.150 --> 00:37:22.690
‫هیچکس مقصر نیست!
‫همه می‌دونیم قضیه از چه قراره!

00:37:22.980 --> 00:37:25.280
‫موجودات خبیثی توی این
‫خونه زندگی می‌کنن.

00:37:25.280 --> 00:37:29.620
‫اون احضارـشون کرد و اون‌ها
‫دست رد به سینه‌ش نزدن!

00:37:29.620 --> 00:37:32.400
‫توی جنگ، قبل از این‌که
‫توانایی‌هاش رو کشف کنه!

00:37:32.400 --> 00:37:33.940
‫خانم رینولدز تو ارتش بریتانیا بوده.

00:37:33.940 --> 00:37:36.600
‫تو یکی از اردوگاه‌های «مالت»
‫خدمت می‌کرده.

00:37:36.600 --> 00:37:38.720
‫- اون یه پرستار بود.
‫- پرستار؟

00:37:38.720 --> 00:37:40.880
‫انتقام کودکان!

00:37:42.700 --> 00:37:44.000
‫می‌گن تو این آب و هوا خطرناکه!

00:37:44.000 --> 00:37:46.110
‫تا وقتی طوفان آروم نشه نمی‌تونن
‫قایقی بفرستن.

00:37:46.110 --> 00:37:47.040
‫یعنی کِی؟

00:37:47.040 --> 00:37:48.440
‫پلیس که نمی‌دونه خانم.

00:37:48.440 --> 00:37:50.740
‫منکه نمی‌تونم اینجا
‫بشینم و دست رو دست بذارم.

00:37:50.740 --> 00:37:53.860
‫هیچ‌وقت شب این‌جا نموندم
‫و الان هم نمی‌مونم.

00:37:55.650 --> 00:37:57.020
‫چی شده؟

00:37:57.020 --> 00:37:59.900
‫- حق ندارید این‌کار رو بکنید!
‫- نمی‌تونین ما رو این‌جا زندانی کنین!

00:37:59.900 --> 00:38:00.660
‫چیکار می‌کنی؟

00:38:00.660 --> 00:38:03.040
‫نمی‌تونی این‌جا
‫زندانی‌مون کنی.

00:38:05.320 --> 00:38:08.560
‫یکی ادعا می‌کنه شاهد یه قتل بوده
‫و بعدش می‌میره!

00:38:08.560 --> 00:38:10.300
‫یکی از شما احساس خطر کردید!

00:38:10.300 --> 00:38:12.120
‫کَشتینش و سعی داشتین
‫من هم بکشین!

00:38:12.220 --> 00:38:14.360
‫تا وقتی مشخص نشه کار کی بوده
‫کسی از این‌جا خارج نمی‌شه!

00:38:14.360 --> 00:38:16.750
‫کمیسر، این‌جا بایست و اجازه نده
‫کسی درها رو باز کنه.

00:38:16.820 --> 00:38:18.960
‫آقای جرارد، شما هم همون‌جا بمونید
‫و حواس‌تون به کمیسر باشه.

00:38:18.960 --> 00:38:20.660
‫به منم شک داری؟
‫ من‌ خودم قبلاً پلیس بودم!

00:38:20.660 --> 00:38:22.380
‫واسه همین از همه مشکوک‌تری!

00:38:22.380 --> 00:38:23.630
‫ناسلامتی یکی رو این‌جا به قتل رسوندن.

00:38:23.630 --> 00:38:25.400
‫به همه‌تون فرصتِ صحبت داده می‌شه.

00:38:25.400 --> 00:38:27.200
‫دوباره به پلیس زنگ بزن.

00:38:27.200 --> 00:38:30.800
‫و بگو هرکول پوآرو خودش
‫این پرونده رو پیگیری می‌کنه.

00:38:47.160 --> 00:38:48.800
‫این‌جا همون جاییه که اون...

00:38:50.740 --> 00:38:53.610
‫زمانِ اقدام به قتل من حدوداً...

00:38:53.610 --> 00:38:56.300
‫دو دقیقه بعد از به صدا در اومدن
‫زنگِ نیمه‌شب بود.

00:38:56.300 --> 00:38:59.620
‫تو اولین نفری بودین که جسد رو...

00:38:59.620 --> 00:39:02.300
‫این‌طوری مثل مظنون‌های قتل
‫بهم نگاه نکن لطفاً.

00:39:02.300 --> 00:39:04.030
‫ما دوست‌های قدیمی هستیم.

00:39:04.030 --> 00:39:06.480
‫همه‌ی قاتل‌ها دوستِ قدیمی یکی‌ان.

00:39:06.550 --> 00:39:10.140
‫اما تو داستان‌های زیادی نوشتی و می‌دونی
‫در حضور من نباید کسی رو کشت.

00:39:10.140 --> 00:39:14.520
‫و سرآشپز تائید کرده که در زمان وقوع قتل
‫شما اون‌جا نبودید...

00:39:14.520 --> 00:39:17.620
‫پس برای همین ازت می‌خوام توی این پرونده
‫دستیار من باشی.

00:39:17.620 --> 00:39:18.390
‫کی شروع می‌کنیم؟

00:39:18.390 --> 00:39:21.400
‫هروقت بری خانم میزبان رو بیاری.

00:39:25.660 --> 00:39:27.190
‫می‌دونستم هنوزم همون آدمی.

00:39:27.190 --> 00:39:29.640
‫فقط یه جنازه نیاز بود و نگاه‌ش کن...

00:39:29.640 --> 00:39:33.040
‫دوباره همون هرکول پوآرو معروف!

00:39:37.300 --> 00:39:39.420
‫بابا خرگوشه؟

00:39:39.420 --> 00:39:41.040
‫پـوآرو؟

00:39:41.040 --> 00:39:43.760
‫چطوری آخه؟

00:39:51.880 --> 00:39:53.860
‫بابا خرگوشه؟

00:39:53.860 --> 00:39:56.260
‫مطمئنین؟

00:39:56.260 --> 00:39:58.190
‫زیر اون نقاشی‌های قدیمی بود؟

00:39:58.360 --> 00:40:00.780
‫وقتی که خانم رینولدز به قتل رسید شما...

00:40:00.780 --> 00:40:02.400
‫ما تـوی اتاق موسیقی بودیم.

00:40:02.400 --> 00:40:03.860
‫دقیقاً کی؟

00:40:03.860 --> 00:40:07.080
‫حدود نیمه‌شب، قبل از وقوع قتل.

00:40:07.080 --> 00:40:09.620
‫بعدش اومدین سمت سالن؟

00:40:09.620 --> 00:40:12.820
‫می‌شه بدونم بالای این بالکن چه‌خبره؟

00:40:15.840 --> 00:40:18.860
‫این باغچه مخفی‌گاهمون بود.

00:40:19.740 --> 00:40:22.520
‫مکان مورد علاقه دخترم...

00:40:22.520 --> 00:40:25.540
‫دیگه این‌جا رو ول کردیم به حال خودش.

00:40:25.540 --> 00:40:28.190
‫زنبورهامون...

00:40:28.520 --> 00:40:30.560
‫عسل درست می‌کردیم.

00:40:30.560 --> 00:40:33.320
‫دخترم همیشه مسخره‌ام می‌کرد...

00:40:33.320 --> 00:40:36.380
‫می‌گفت این همه مرارت برای
یه قاشق چای‌خوری عسل گل وحشی

00:40:36.380 --> 00:40:40.020
‫که با شیش لیره می‌شه خریدش.

00:40:40.020 --> 00:40:42.730
‫فکر می‌کردم هنوز زنده باشن...

00:40:45.100 --> 00:40:47.020
‫بیچاره‌ها.

00:40:47.740 --> 00:40:50.920
‫چطوری شد که خانم رینولدز رو
‫به خونه‌تون دعوت کردید؟

00:40:50.920 --> 00:40:52.860
‫نظرتون چیه بریم داخل خونه حرف بزنیم؟

00:40:52.860 --> 00:40:55.980
‫بی‌خیال بابا، بذار از این باغ مخفی لذت ببریم.

00:40:55.980 --> 00:40:58.360
‫راستش توی مجله‌ها اسمش رو دیده بودم.

00:40:58.660 --> 00:41:00.800
‫توجه خاصی بهش نکرده بودم.

00:41:00.800 --> 00:41:03.540
‫بعدش، یه‌روز دیدم برام نامه فرستاده!

00:41:03.540 --> 00:41:04.980
‫نامه‌ای از طرف یه غریبه.

00:41:04.980 --> 00:41:07.480
‫اما احتمالاً شما رو از اُپرا می‌شناخته نه؟

00:41:07.480 --> 00:41:09.840
یه اسم برد که توجه‌ام رو جلب کرد

00:41:09.840 --> 00:41:13.680
‫می‌گفت «اَسپزیا» بهش گفته بیاد پیش من!

00:41:13.680 --> 00:41:17.400
‫دخترم همیشه من رو با اسم «اسپزیا»
‫صدا می‌کرد.

00:41:17.400 --> 00:41:21.030
‫اسپسیا، معشوقه معروفِ
‫پادشاه «پونتوس»

00:41:21.030 --> 00:41:22.040
‫در نمایشِ «مُدریتاته».

00:41:22.040 --> 00:41:23.440
‫اولین قطعه رسمی «موزات».
‫[ آهنگ‌سـاز معروف ]

00:41:23.440 --> 00:41:25.780
‫و اولین نقشِ اصلی من در اُپرا.

00:41:25.780 --> 00:41:30.700
‫آلیسیا دو ماه قبل از نمایش به دنیا اومد،

00:41:30.700 --> 00:41:34.480
‫و من به واسطه اون صدام رو کشف کردم.

00:41:36.980 --> 00:41:39.450
‫و از اون موقع تا حالا...

00:41:39.940 --> 00:41:43.440
‫نتونستم بدون آلیسیایی که همیشه توی
‫اتاق گریم منتظرم بود، آواز بخونم.

00:41:45.940 --> 00:41:47.000
‫هنوزم نمی‌تونم.

00:41:47.030 --> 00:41:49.580
‫یعنی دیگه هیچوقت اجرا نمی‌کنید؟

00:41:49.580 --> 00:41:52.280
‫بدون اون، هیچ آوازی در کار نیست.

00:41:53.580 --> 00:41:58.650
‫من پیشنهاد ازدواج چه مردهایی رو
‫که بدون ذره‌ای درنگ رَد نکردم.

00:41:58.650 --> 00:42:02.180
‫اون به اولین مردی که از راه رسید
‫جواب مثبت داد.

00:42:02.180 --> 00:42:04.900
‫به سرآشپز دل‌فریب، ماکسیم جرارد.

00:42:04.900 --> 00:42:09.120
‫اون یه عوضیه که قرار بود با پول‌دار ترین
‫خانواده‌ای که در عمرش می‌بینه وصلت کنه.

00:42:10.800 --> 00:42:13.920
‫وقتی نامزد کردن...

00:42:13.920 --> 00:42:15.580
‫تک تک گل‌های باغ رو کَندم،

00:42:15.780 --> 00:42:18.320
‫و سوارِ یه قایق به سمت استانبول شدم.

00:42:18.320 --> 00:42:22.620
‫بعدش حتماً فهمیده بود که اونقدری هم
‫که فکر می‌کرده پولدار نبودیم.

00:42:22.620 --> 00:42:26.300
‫وقتی اون مرتیکه گفت از یکی دیگه خوشش اومده

00:42:26.300 --> 00:42:28.750
‫و نامزدی رو به‌هـم زد،
‫بهترین روزِ عمرم بود.

00:42:30.980 --> 00:42:34.090
‫اما از همون روز، بدترین دوران
‫زندگی‌ام شروع شد.

00:42:34.090 --> 00:42:36.160
‫بیماری آلیسیا...

00:42:36.160 --> 00:42:38.610
‫انگار که دیوونه شده بود.

00:42:41.320 --> 00:42:44.620
‫مثل یه دختر بچه کوچیک...

00:42:48.080 --> 00:42:50.160
‫ممنونم خانم دریک.

00:42:50.160 --> 00:42:51.980
‫خانم اولیور؟

00:42:57.940 --> 00:43:00.300
‫من خدمتکارِ افتضاحی‌ام.

00:43:00.300 --> 00:43:02.600
‫اما تنها کسی بودم که حاضر بود بیاد اینجا.

00:43:02.600 --> 00:43:04.880
‫به این شهر خرافات‌پرست.

00:43:04.880 --> 00:43:06.800
‫اما شما هم انسانِ خرافاتی‌ای هستید.

00:43:06.800 --> 00:43:11.100
‫این عمارت از نظر شما تسخیر شده‌ست،
‫اینطور نیست؟

00:43:11.100 --> 00:43:14.220
‫ممکن خانم رووینا مالک اینجا باشه،
‫اما این‌جا در اصل متعلق به ارواح‌ـه.

00:43:14.220 --> 00:43:16.840
‫خب وقتی که این ارواح خبیث می‌خواستن...

00:43:16.840 --> 00:43:20.980
‫خانم «جویس رینولدز» رو با خودشون ببرن
‫شما کجا بودین دوشیزه سمینف؟

00:43:20.980 --> 00:43:23.900
‫یه راست برو سر اصل مطلب دیگه!

00:43:23.900 --> 00:43:26.440
‫اصلاً چرا این سوال‌ها رو ازم می‌پرسین؟

00:43:26.440 --> 00:43:27.700
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.

00:43:27.700 --> 00:43:30.780
‫روند کارش اینطوریه.
‫یعنی اینطوری بوده.

00:43:30.850 --> 00:43:34.080
‫منم دارم کمکش می‌کنم،
‫برای یه مدت کوتاه برگشته سرکارش.

00:43:34.860 --> 00:43:36.180
‫جای نگرانی نیست.

00:43:36.180 --> 00:43:38.340
‫کارـتون دقیقاً چیه؟

00:43:38.340 --> 00:43:40.080
‫کارم چیه؟

00:43:41.480 --> 00:43:43.380
‫وقتی جنایتی صورت می‌گیره...

00:43:43.380 --> 00:43:47.020
‫من می‌تونم با استفاده از
‫طریقت و روش به‌خصوص خودم

00:43:47.020 --> 00:43:49.690
‫و همچنین توانایی آزمون‌وخطا هماندم مغزم‌ام...

00:43:49.690 --> 00:43:52.900
‫بدون هیچ شک و تردیدی مجرم رو شناسایی کنم.

00:43:52.900 --> 00:43:53.980
‫درست مثلِ داستان‌های شما

00:43:54.460 --> 00:43:56.590
‫اون کاراگاه مسخره‌ی فنلاندی...

00:43:56.590 --> 00:43:59.660
‫داره لیست درست می‌کنه.

00:43:59.660 --> 00:44:02.590
‫از نوشته‌های خانم نویسنده
‫الهام گرفتی؟

00:44:03.080 --> 00:44:06.840
‫می‌شه بی‌زحمت بگین زمان وقوع قتل
‫دقیقاً کجا بودین؟

00:44:06.840 --> 00:44:08.000
‫برای لیست لازم داریم.

00:44:08.000 --> 00:44:10.310
‫پیش خانم رووینا توی اتاق موسیقی.

00:44:10.310 --> 00:44:13.660
‫یعنی دقیقاً وقتی نیمه‌شب شد اومدن پیش شما؟

00:44:13.660 --> 00:44:15.700
‫مطمئنـین؟

00:44:15.700 --> 00:44:19.070
‫حواسم به ساعت بود و خوشبختانه دقیقاً
‫سر ساعت 12 سر و کله‌شون پیدا شد.

00:44:19.070 --> 00:44:22.280
‫شما اصلاً به اون پیش‌گو
‫اعتماد نداشتین!

00:44:22.280 --> 00:44:26.950
‫یادم میاد بهش می‌گفتین «زنیکه شیطان‌صفت».

00:44:26.950 --> 00:44:30.640
‫آدم رو یاد بخشی از کتاب «شموت» می‌اندازه

00:44:30.640 --> 00:44:34.120
‫جز 22، آیه 18

00:44:36.640 --> 00:44:39.660
‫«به جادوگران اجازه زندگی ندهید»

00:44:39.660 --> 00:44:41.840
‫کتاب مقدس با دلیلی موجه
‫در این‌باره هشدار داده.

00:44:41.840 --> 00:44:45.050
‫یه جادوگر تو مراسمِ هم‌نشینی با شیطان

00:44:45.050 --> 00:44:47.710
‫یا باید غرق بشه، یا باید سوزونده بشه...

00:44:47.900 --> 00:44:49.220
‫شاید هم باید از بالکن پرت بشه پایین؟

00:44:49.220 --> 00:44:50.430
‫من اهل این کارها نیستم.

00:44:50.430 --> 00:44:51.920
‫اما دستورِ کتاب مقدس‌تون
‫رو به خوبی حفظ بودید.

00:44:51.920 --> 00:44:54.210
‫اونم به زبان کاملاً عامیانه لاتین!

00:44:54.480 --> 00:44:58.100
‫این‌جور چیزها رو توی مدرسه عادی
‫تدریس نمی‌کنن اما...

00:44:58.100 --> 00:45:02.120
‫شاید مال صومعه باشه...

00:45:05.880 --> 00:45:10.380
‫از دوران کودکی‌ام دلم می‌خواست
‫یه راهبه باشم.

00:45:10.380 --> 00:45:15.040
‫نه سال توی صومعه «پیتا» خدمت می‌کردم.

00:45:20.060 --> 00:45:21.980
‫همون‌جا با همسرم آقای «سمینف» آشنا شدم.

00:45:21.980 --> 00:45:24.230
‫اومده بود سقف رو تعمیر کنه.

00:45:26.960 --> 00:45:28.430
‫کار خداست دیگه!

00:45:28.430 --> 00:45:30.180
‫عاشق که می‌شی،
‫خدا رو فراموش می‌کنی.

00:45:30.180 --> 00:45:32.610
‫نه، به این سادگی‌ها نیست.

00:45:32.610 --> 00:45:34.040
‫سوال آخر.

00:45:34.040 --> 00:45:35.640
‫برای لیست‌مون یعنی.

00:45:51.060 --> 00:45:54.820
‫ببخشید، یه‌لحظه فکرکردم
‫یه صدایی شنیدم.

00:45:54.980 --> 00:45:57.780
‫شما که اینقدر از ارواح و شیاطین می‌ترسید...

00:45:57.780 --> 00:46:01.240
‫چرا باید تو یه جلسه احضار روح شرکت کنید؟

00:46:01.240 --> 00:46:06.100
‫از این‌جا بی‌زارین اما شبانه
‫تو همچین عملِ شنیعی شرکت کردید!

00:46:07.020 --> 00:46:10.150
‫من فقط به یک نفر جواب می‌دم!

00:46:11.680 --> 00:46:14.850
‫و اون شخص شما نیستید.

00:46:26.120 --> 00:46:28.160
‫پوآرو؟

00:46:36.460 --> 00:46:41.730
‫خانم «اولگا سمینف»، زمانی که راهبه بودین
‫اسم مقدس‌تون چی بود؟

00:46:41.730 --> 00:46:43.880
‫ماریا.

00:46:52.000 --> 00:46:55.860
‫با این پای شکسته‌ت نمی‌تونی
‫زیاد از این‌جا دور بشی.

00:47:01.280 --> 00:47:05.080
‫یه شیء تیز، البته نه خیلی.

00:47:05.080 --> 00:47:06.860
‫مثلاً ناخن.

00:47:06.860 --> 00:47:08.520
‫چیز دیگه‌ای روی بدنش نیست.

00:47:08.520 --> 00:47:11.100
‫به‌جز اون قسمتی که همه می‌بینین.

00:47:18.660 --> 00:47:22.040
‫مورد غیرطبیعی دیگه‌ای
‫به چشم‌تون نخورد؟

00:47:22.040 --> 00:47:25.120
‫همین که به سیخ کشیده شده
‫کافی نیست؟

00:47:25.120 --> 00:47:27.360
‫دست چپ‌شون چی؟

00:47:27.360 --> 00:47:29.580
‫اون زخم رو نادیده گرفتین...

00:47:29.580 --> 00:47:32.300
‫همینطور زمانِ دقیق مرگ‌شون رو.

00:47:41.860 --> 00:47:44.440
‫یادم رفت.

00:47:46.070 --> 00:47:47.900
‫چرا بهم زل زدین؟

00:47:49.800 --> 00:47:51.880
‫کافیه.

00:47:51.880 --> 00:47:53.820
‫فکر می‌کنین من دیوونه‌ام؟

00:47:53.820 --> 00:47:55.690
‫دیوونه نیستم!

00:47:55.690 --> 00:47:57.750
‫بابا!

00:47:59.520 --> 00:48:01.320
‫حالت خوبه؟

00:48:01.820 --> 00:48:04.000
‫آره.

00:48:04.000 --> 00:48:07.260
‫اگه کمک نیاز داشتی
‫من این بالام.

00:48:12.980 --> 00:48:15.970
‫ای کاش ازم نخواسته بودین
‫جسد رو بررسی کنم.

00:48:15.970 --> 00:48:19.360
‫زخم‌های جنگ همیشه روی بدن نمایان نیستن.

00:48:20.180 --> 00:48:21.600
‫تو ارتش بودی؟

00:48:24.840 --> 00:48:28.240
‫15 آپریل سال 1945.

00:48:28.240 --> 00:48:30.570
‫قرار بود جنگ تموم بشه.

00:48:31.460 --> 00:48:33.660
‫از رودخانه «رین» عبور کرده بودیم.

00:48:33.660 --> 00:48:37.200
‫داشتیم می‌رفتیم سمتِ بریل.

00:48:37.800 --> 00:48:40.360
‫تا رسیدیم به کمپ «برگن بلسن».

00:48:40.360 --> 00:48:41.800
‫خدای من...

00:48:41.800 --> 00:48:43.920
‫کمپ رو آزاد کردیم.

00:48:43.920 --> 00:48:48.920
‫از یه مشت اسکلت پرستاری کردیم
‫تا دوباره جون بگیرن!

00:48:48.920 --> 00:48:53.190
‫دو نفر رو توی دو روز اول با شیر به کشتن دادیم.
‫خبر نداشتیم.

00:48:54.060 --> 00:48:56.980
‫بعدش هم تیفوس شیوع پیدا کرد.

00:48:56.980 --> 00:49:00.390
‫جز آسپرین و تریاک هیچی نداشتیم.

00:49:02.000 --> 00:49:05.020
‫اون‌هایی که بیمار بودن
‫رو آتیش زدیم.

00:49:08.080 --> 00:49:10.780
‫برای لئو نامه نوشتم.

00:49:12.600 --> 00:49:15.620
‫و بعد به سینه‌ام شلیک کردم.

00:49:19.940 --> 00:49:22.460
‫وقتی برگشتم خونه بهم گفتن
‫باید پزشکی رو کنار بذارم.

00:49:22.460 --> 00:49:26.660
‫با این‌حال پارسال به وضعیت
‫یه بیمار رسیدگی کردی.

00:49:27.060 --> 00:49:29.780
‫آلیسیا دریک!

00:49:29.780 --> 00:49:32.220
‫رووینا ازم درخواست کرد.

00:49:33.900 --> 00:49:35.980
‫بقیه دکترها حتی نزدیک‌ش نمی‌شدن.

00:49:35.980 --> 00:49:37.690
‫تازه اونم این‌جا.

00:49:38.600 --> 00:49:41.310
‫برای مدت‌ها پزشک خانوادگی‌شون بودم،
‫اما نباید قبول می‌کردم.

00:49:41.310 --> 00:49:44.740
‫بر سر دوراهی گیر کرده بودی.

00:49:44.740 --> 00:49:47.600
‫چون تو عاشقِ رووینا دریکی!

00:49:47.600 --> 00:49:51.560
‫همین که تونستم تو زندگی‌ش باشم
‫باید کلاهم رو بندازم هوا.

00:49:51.560 --> 00:49:55.570
‫می‌دونم که...

00:49:59.140 --> 00:50:04.300
‫می‌دونم اوضاع به اندازه کافی سخت هست،
‫اما به‌نظرتون...

00:50:04.300 --> 00:50:07.210
‫ممکنه آلیسیا دریک به قتل رسیده باشه؟

00:50:07.210 --> 00:50:09.750
‫آلیسیا چیزهایی که دیده بود
‫رو برام تعریف کرد.

00:50:10.020 --> 00:50:13.050
‫گفت بچه‌ها دارن اذیت‌ش می‌کنن.

00:50:13.050 --> 00:50:14.280
‫من باور نکردم.

00:50:14.280 --> 00:50:17.360
‫دیوانگی‌ش رو گذاشتم پای
‫شکست عشقی‌ای که خورده.

00:50:18.980 --> 00:50:20.960
‫آلیسیا به کمک نیاز داشت.

00:50:22.240 --> 00:50:24.400
‫من بهش آرامبخش دادم بخوره!

00:50:25.340 --> 00:50:28.900
‫مثل کسی که گشنه‌ست
‫و بهش شیر می‌دن.

00:50:28.900 --> 00:50:32.120
‫چیزی به اسم عارضه‌های
روانی ‫وجود نداره.

00:50:32.380 --> 00:50:35.680
‫فقط درد روانی‌ـیه.

00:50:35.680 --> 00:50:39.120
‫یه روانی مثل من باید تشخیص می‌داد.

00:50:42.280 --> 00:50:44.320
‫تموم شد؟

00:50:52.020 --> 00:50:55.040
‫ممنون دکتر فریر.

00:52:08.320 --> 00:52:10.610
‫بعید می‌دونم من توی لیست‌تون باشم.

00:52:11.780 --> 00:52:13.530
‫لیست کسایی که بازجویی‌شون می‌کنی.

00:52:14.720 --> 00:52:17.260
‫منتظر می‌مونم قربان.

00:52:17.260 --> 00:52:20.440
‫«ادگار الن پـو وحشتناک»

00:52:20.440 --> 00:52:22.470
‫توی این سنت، بهتر نیست...

00:52:22.470 --> 00:52:25.470
‫کتاب‌های چارلز دکنز رو بخونی؟

00:52:25.470 --> 00:52:29.650
‫چالز دکنز خیلی مُضحک‌ـه.
‫شما اینطور فکر نمی‌کنید؟

00:52:30.720 --> 00:52:33.200
‫بابای منم مثل شما عصبیه.

00:52:33.200 --> 00:52:37.120
‫بهش می‌گن روان‌نژندی بعد از مرگ،
‫یا همون «رزم رنجوری».

00:52:37.120 --> 00:52:39.160
‫واقعاً ناعادلانه‌ست.

00:52:39.160 --> 00:52:41.200
‫اون خسته‌ نیست...

00:52:41.200 --> 00:52:43.740
‫از درون خُرد شده!

00:52:43.740 --> 00:52:47.160
‫زمان وقوع قتل پیش من بود،
‫اگه براتون سواله!

00:52:47.160 --> 00:52:49.060
‫راستش برام سوال بود.

00:52:49.060 --> 00:52:51.370
‫پس زمان وقوع قتل پیش تو بود نه؟

00:52:51.370 --> 00:52:54.300
‫توی آشپزخونه، منتظر خانم رووینا بودیم.

00:52:54.300 --> 00:52:55.860
‫می‌خواست بهشون شب‌به‌خیر بگه!

00:52:55.860 --> 00:52:57.200
‫درسته.

00:52:57.200 --> 00:53:01.960
‫دستیارانش بعدِ از خودش اومدن،
‫فکرکنم بهتره باهاشون یه صحبتی بکنی.

00:53:01.960 --> 00:53:04.860
‫همه رو توی لیستم نوشتم!

00:53:04.860 --> 00:53:07.880
‫شیر رو نبستی.

00:53:13.700 --> 00:53:17.570
‫متاسفم، امشب نمی‌دونم چـم شده!

00:53:17.570 --> 00:53:19.190
‫یه‌چیزایی اومدن سراغت!

00:53:20.400 --> 00:53:22.720
‫صداهایی می‌شنوی.

00:53:22.720 --> 00:53:25.660
‫به‌خاطر هالووین‌ـه.

00:53:25.660 --> 00:53:28.490
‫تو این شب مرده‌ها از هر زمانی بیشتر
‫به ما نزدیک‌ می‌شن.

00:53:30.200 --> 00:53:33.040
‫شما هم مُرده بودید قربان...

00:53:33.040 --> 00:53:36.340
‫حتی اگه چند ثانیه بوده باشه.

00:53:36.340 --> 00:53:39.000
‫الان دیگه شما رو جزو خودشون
‫محسوب می‌کنن.

00:53:39.020 --> 00:53:42.320
‫اگه کسی چیزی می‌دونه،
‫بهتره بیاد شخصاً به خودتون بگه.

00:53:43.540 --> 00:53:45.630
‫مثل خانم رینولدز حرف می‌زنی!

00:53:45.630 --> 00:53:48.660
‫اون تظاهر می‌کرد که
‫همه‌چی رو می‌دونه.

00:53:48.660 --> 00:53:50.620
‫تعجبی نداشت که افتادن دنبالش!

00:53:50.620 --> 00:53:52.810
‫چه خوب مُرده‌ها رو می‌شناسی.

00:53:52.810 --> 00:53:54.640
‫با بعضی‌هاشون دوستم.

00:53:57.120 --> 00:53:59.280
‫ببخشید.

00:54:00.500 --> 00:54:02.200
‫ممنونم آقای لئوپولد.

00:54:02.200 --> 00:54:04.480
‫خواهش می‌کنم.

00:54:05.620 --> 00:54:08.410
‫هرکول!

00:54:10.230 --> 00:54:11.280
‫چه آشفته.

00:54:11.280 --> 00:54:14.200
‫نیکولاس و دزدمونا آماده‌ان.

00:54:16.360 --> 00:54:18.070
‫می‌تونیم منتظر پلیس بمونیم‌ها.

00:54:18.070 --> 00:54:19.580
‫مگه من هرکول پوآرو نیستم؟ نه؟

00:54:19.610 --> 00:54:20.880
‫- نه، یعنی چرا.
‫- خب پس!

00:54:21.690 --> 00:54:23.730
‫اگه پلیس پرونده‌ای رو حل کنه
‫که من نتونستم،

00:54:23.730 --> 00:54:25.170
‫خودم رو از همون بالکن پرت می‌کنم پایین!

00:54:25.170 --> 00:54:26.980
‫الان شدی همون هرکول پوآرو قدیمی!

00:54:26.980 --> 00:54:28.260
‫نظرت چیه تا این‌جا؟

00:54:28.280 --> 00:54:29.460
‫من می‌گم کار اون خدمتکاره‌ست.

00:54:29.460 --> 00:54:31.720
‫سلیقه‌ش توی کتاب حرف نداره؛
‫اما خیلی آدم متعصب‌ـیه!

00:54:31.720 --> 00:54:34.120
‫رووینا دریک هم که به حضور خانم رینولدز
‫احتیاج داشته.

00:54:34.120 --> 00:54:36.000
‫اون پسر بچه هم...

00:54:36.000 --> 00:54:38.030
‫یه‌خورده رو عصابه!

00:54:38.030 --> 00:54:38.960
‫شاید، شاید.

00:54:38.960 --> 00:54:42.570
‫تا وقتی که تمام شواهد رو کنار هم نچیدیم؛
‫نمی‌شه رفت سمت تئوری‌سازی.

00:54:42.570 --> 00:54:43.730
‫طریقت و روش به‌خصوصم!

00:54:43.730 --> 00:54:45.030
‫- و تهیه لیست.
‫- تهیه لیست!

00:54:45.030 --> 00:54:47.280
‫باید بریم سراغ کسایی که بیشتر از
‫همه می‌شناختنش، دستیارهاش.

00:54:47.280 --> 00:54:49.230
‫به‌نظرت می‌تونن انگیزه خاصی
‫داشته باشن؟

00:54:49.230 --> 00:54:50.300
‫دستیارها همیشه یه انگیزه‌ای دارن...

00:54:50.300 --> 00:54:53.740
‫اولیش هم اینه‌ که بدشون میاد
‫بهشون می‌گی دستیار!

00:54:57.380 --> 00:54:58.420
‫بازم این!

00:54:58.420 --> 00:55:00.500
‫این دوتا خلافکار اصلاً
‫مورد اعتماد نیستن!

00:55:00.500 --> 00:55:03.140
‫خلافکار؟ اون بچه‌ها رو می‌گی؟
‫چرا زودتر نگفتی؟

00:55:03.140 --> 00:55:05.160
‫الان دارم می‌گم دیگه!

00:55:12.300 --> 00:55:14.280
‫نمی‌شد هم‌زمان با خواهرم
‫ازم بازجویی کنید؟

00:55:14.280 --> 00:55:16.980
‫خواهرت جاش امنه
‫و منتظرته.

00:55:16.980 --> 00:55:18.020
‫برادرم کجاست؟

00:55:18.020 --> 00:55:19.860
‫ جاش امنه و منتظرته.

00:55:19.860 --> 00:55:22.310
‫دزدمونا و نیکولاس هالند.

00:55:22.310 --> 00:55:23.540
‫پاسپورت‌هامون جعلیه.

00:55:23.940 --> 00:55:25.230
‫آره و اصلاً هم
‫خوب جعل نشدن.

00:55:25.300 --> 00:55:27.560
‫قبل اسم‌هامون هروات و دورنیا نیپکین بوده.

00:55:28.360 --> 00:55:29.660
‫تو مجارستان به‌دنیا اومدیم.

00:55:29.660 --> 00:55:32.280
‫روستایی که توش زندگی می‌کردیم
‫سوخت و از بین رفت.

00:55:32.280 --> 00:55:34.480
‫همینطور کل خانواده‌مون.

00:55:34.480 --> 00:55:36.690
‫ما یه‌جوری زنده موندیم.

00:55:36.690 --> 00:55:37.910
‫هوای هم رو داشتیم.

00:55:37.910 --> 00:55:41.650
‫زمان وقوع قتل، یواشکی رفته بودیم
‫تو آشپزخونه مشروب بخوریم.

00:55:41.780 --> 00:55:43.130
‫پسر عجیب‌غریبه هم اون‌جا بود.

00:55:43.130 --> 00:55:45.170
‫گفت شما یه ساعت بعد
‫از نیمه‌شب اومدین!

00:55:45.170 --> 00:55:46.300
‫اشتباه کرده.

00:55:46.300 --> 00:55:48.510
‫چند وقت دستیار خانم رینولدز بودین؟

00:55:48.510 --> 00:55:50.200
‫- یه سال و خورده‌ای.
‫- مطمئنی؟

00:55:50.200 --> 00:55:51.390
‫بهترین سال زندگی‌مون!

00:55:51.390 --> 00:55:54.100
‫وقتی پیشش شروع به‌کار کردیم،
‫دیگه خبری از شب گرسنه خوابیدن نبود.

00:55:54.100 --> 00:55:55.720
‫واقعاً نمی‌دونم اگه اون نبود
‫چه بلایی سرمون می‌اومد.

00:55:55.720 --> 00:55:58.260
‫- قبل اون یه‌جوری سر می‌کردیم.
‫- آره خب دزدی می‌کردید.

00:55:58.260 --> 00:55:59.960
‫دزد بودیم، قاتل که نبودیم!

00:55:59.960 --> 00:56:01.650
‫برای این‌که از جنگ جون سالم
‫به‌در ببریم هرکاری می‌کردیم.

00:56:01.650 --> 00:56:02.680
‫یه‌چیزایی می‌دونست.

00:56:02.680 --> 00:56:05.030
‫اگه می‌گفته آلیسیا دریک به قتل رسیده...

00:56:05.280 --> 00:56:06.440
‫حقه‌باز ماهری بود.

00:56:06.460 --> 00:56:08.400
‫خیلی خاص بود!

00:56:08.400 --> 00:56:11.380
‫خب توی این جلسات احضار روح
‫که شرکت می‌کردین...

00:56:11.380 --> 00:56:12.440
‫همه‌ش الکی بود! الکی!

00:56:12.690 --> 00:56:14.440
‫- الکی؟ ملاقات با ارواح و این‌ها الکی بود؟
‫- همه‌ش!

00:56:14.440 --> 00:56:16.360
‫- تمام اون جلسه‌ها؟
‫- چیزی جز یه نمایش نبود.

00:56:16.360 --> 00:56:18.480
‫نمایش بوده و الکی.
‫عجیبه!

00:56:18.480 --> 00:56:20.240
‫اینم جادویی‌ـیه؟

00:56:20.240 --> 00:56:22.200
‫کنترلِ ماشین‌تحریر سخنگوـتون؟

00:56:22.800 --> 00:56:24.680
‫یه‌سری حُقه‌های مخفی بلد بودیم.

00:56:24.680 --> 00:56:27.540
‫برای این‌که تواناهایی‌هاش
‫رو به همه اثبات کنیم.

00:56:27.540 --> 00:56:30.080
‫جوری بهم دستور می‌داد
‫که انگار بانوی عمارته!

00:56:30.080 --> 00:56:32.730
‫دائم هم با نیکولاس لاس می‌زد
‫تا کاملاً در اختیارش باشه.

00:56:32.860 --> 00:56:34.640
‫بدتر از این‌هاش رو پشت سر گذاشتیم.

00:56:34.640 --> 00:56:37.420
‫بدون اون می‌ریم.

00:56:37.420 --> 00:56:39.160
‫کجا می‌خواستین برین؟

00:56:39.160 --> 00:56:41.620
‫- قرار بود بریم میزوری!
‫- میزوری.

00:56:41.620 --> 00:56:42.920
‫میزوری؟

00:56:42.920 --> 00:56:45.940
‫مدت‌ها توی جنگل «ماردهارت» قایم
‫شده بودیم.

00:56:45.940 --> 00:56:48.840
‫وسط بوته‌ها زندگی می‌کردیم
‫و موش می‌خوردیم.

00:56:48.840 --> 00:56:50.740
‫یه مشت آمریکایی از «هیلبورن»
‫سر و کله‌شون پیدا شد

00:56:50.740 --> 00:56:52.740
‫با خودمون گفتیم کارمون ساخته‌ست.

00:56:52.740 --> 00:56:55.040
‫اما بهمون رقصِ «لیندی هاپ» یاد دادن.

00:56:55.040 --> 00:56:57.600
‫مثل‌شون ندیده بودیم...

00:56:57.600 --> 00:57:01.080
‫رنگ پوست‌های متفاوت،
‫با صداهای متفاوت.

00:57:01.980 --> 00:57:04.000
‫یه ملافه وصل کردن روی دیوار،

00:57:04.000 --> 00:57:07.040
‫پرژکتور فیلم داشتن،
‫اما فیلم‌شون نصفه بود.

00:57:07.040 --> 00:57:12.380
‫به مدت یک‌ماه، هرشب روی
‫یه ملافه ارتش...

00:57:12.380 --> 00:57:15.390
‫فیلم «مرا در سنت‌لوئیس ملاقات کن»
‫رو نصفه تماشا می‌کردیم.

00:57:15.390 --> 00:57:18.780
‫بارها و بارها تماشاش کردیم.

00:57:18.780 --> 00:57:20.570
‫هنوزم نمی‌دونم آخرش چی می‌شه.

00:57:20.570 --> 00:57:23.110
‫پایان خوشی داره.

00:57:24.380 --> 00:57:26.530
‫«سنت‌لوئیس، میزوری»

00:57:27.900 --> 00:57:30.900
‫خواهرم با رویاپردازی درباره زندگی
‫توی اون‌جا خوابش می‌برد.

00:57:30.900 --> 00:57:33.680
‫رنگ خاصش...

00:57:33.680 --> 00:57:35.660
‫آدم‌های به‌شدت مهربونش!

00:57:35.660 --> 00:57:37.840
‫می‌دونین، هیچکس مریض نبود

00:57:37.840 --> 00:57:42.280
‫هیچکس گرسنه نبود
‫یا نمی‌مُرد.

00:57:42.280 --> 00:57:44.690
‫خیابان کنسینگتون، پلاک 5135.

00:57:46.300 --> 00:57:48.940
‫می‌خواستیم بریم اون‌جا زندگی ‌کنیم.

00:57:48.940 --> 00:57:51.200
‫رویای خواهرمه،
‫رویای منم هست.

00:57:51.200 --> 00:57:55.740
‫باید خانم رینولدز رو تحمل می‌کردیم
‫تا بتونیم برای رفتن پول کافی دربیاریم.

00:57:55.740 --> 00:57:57.900
‫یه شروع دوباره داشته باشیم.

00:57:57.900 --> 00:58:00.180
‫رویاپردازی کردن کار احمقانه‌ایه.

00:58:00.180 --> 00:58:04.580
‫از این‌که به رویاتون نمی‌رسیدید خسته
‫شده بودین و تصمیم گرفتین ازش دزدی کنید.

00:58:04.580 --> 00:58:06.650
‫یه مدت جواب داد، اما لو رفتین!

00:58:06.650 --> 00:58:08.230
‫نه! ما ازش دزدی نکردیم!

00:58:08.400 --> 00:58:09.860
‫برادرتون اعتراف کرد که دزدی می‌کردید.

00:58:09.860 --> 00:58:10.680
‫احمق!

00:58:10.680 --> 00:58:12.540
‫خواهرتون اعتراف کرد که دزدی می‌کردید.

00:58:12.540 --> 00:58:14.450
‫جرئت نداشتیم از خانم رینولدز دزدی کنیم.

00:58:14.450 --> 00:58:17.520
‫شاید فهمیده دزدی می‌کردین
‫و تهدیدتون کرده.

00:58:17.520 --> 00:58:19.480
‫شاید می‌دونستین که پلیس رومانی...

00:58:19.480 --> 00:58:22.190
‫چه رفتار ظالمانه و وحشتناکی با
‫اتباع غیرقانونی داره

00:58:22.360 --> 00:58:25.360
‫و برای این‌که از کشور اخراج نشین یا
‫اتفاق بدتری نیفته، کُشتینش!

00:58:25.360 --> 00:58:26.660
‫توسط شما، دستیارهای مورد اعتمادش.

00:58:30.960 --> 00:58:32.090
‫نیکولاس!

00:58:32.090 --> 00:58:33.900
‫نیکولاس، کجایی؟

00:58:37.160 --> 00:58:40.480
‫اگه من نمی‌تونم از این‌جا برم،
‫تو هم نمی‌‌تونی!

00:58:46.940 --> 00:58:48.440
‫دلیل نمی‌شه من کشته باشمش!

00:58:48.440 --> 00:58:50.280
‫جوری فرار کرد که انگار اون کُشتتش!

00:58:50.280 --> 00:58:52.800
‫انگیزه مشخصی داشتن،
‫کسی هم زمان وقوع قتل ندیدتشون!

00:58:52.800 --> 00:58:53.860
‫حدس‌ام رو ایناست.

00:58:53.860 --> 00:58:57.760
‫ممکنه. آره. آره.

00:58:57.760 --> 00:59:00.570
‫باز هم داری وانمود می‌کنی که انگار
‫از همه بیشتر بارته!

00:59:00.570 --> 00:59:04.100
‫هنوز چیزی نمی‌دونم، حقیقت
‫بدون زحمت پدیدار نمی‌شه.

00:59:05.060 --> 00:59:08.280
‫بالا سر خرسی که از خواب بیدار کردن
‫غر نمی‌زنن!

00:59:08.280 --> 00:59:09.900
‫این اصطلاح تو هیچ زبانی
‫وجود خارجی نداره.

00:59:09.900 --> 00:59:11.720
‫ادامه می‌دیم.

00:59:22.020 --> 00:59:24.400
‫تو هم می‌شنوی؟

00:59:24.400 --> 00:59:26.420
‫این صدایی که داره میاد.

00:59:26.420 --> 00:59:29.300
‫من‌که چیزی نشنیدم.

00:59:29.300 --> 00:59:31.980
‫به‌نظر می‌رسه حال کاراگاهتون زیاد خوب نیست.

00:59:33.620 --> 00:59:37.980
‫پوآرو، بهتره به‌خاطر ضربه‌ای که به
‫سرت خورده امشب رو استراحت کنی.

00:59:37.980 --> 00:59:41.070
‫یه‌نفر دیگه این‌جا حضور داره.

00:59:42.580 --> 00:59:45.060
‫تو هم شنیدی؟

00:59:45.060 --> 00:59:47.080
‫آره.

00:59:47.080 --> 00:59:48.820
‫پس تنها نیستم!

00:59:50.360 --> 00:59:52.360
‫دارم گوش می‌دم.

00:59:54.940 --> 00:59:57.900
‫وایسا.

01:00:13.400 --> 01:00:16.040
‫هنوز خرابه.

01:01:00.400 --> 01:01:03.580
‫چیزی نیست. می‌تونی بیای بیرون.

01:01:10.960 --> 01:01:14.400
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

01:01:14.400 --> 01:01:17.000
‫نیازی نیست بترسی.

01:01:17.000 --> 01:01:20.550
‫همراه بقیه بچه‌ها اومدی درسته؟

01:01:20.980 --> 01:01:24.760
‫تمام این مدت خودت رو مخفی کرده بودی.

01:01:30.680 --> 01:01:33.060
‫فهمیدی اون زن از بالای بالکن سقوط کرده؟

01:01:37.120 --> 01:01:39.030
‫اون صحنه رو دیدی؟

01:01:40.740 --> 01:01:42.240
‫کسی هلش داد؟

01:01:43.900 --> 01:01:45.440
‫با کی حرف می‌زنی؟

01:01:45.440 --> 01:01:46.520
‫یه بچه!

01:01:50.960 --> 01:01:52.220
‫واقعاً صداش رو نشنیدی؟

01:01:54.100 --> 01:01:56.860
‫این یکی رو شنیدم.

01:02:03.640 --> 01:02:04.480
‫ول‌مون کنید!

01:02:04.710 --> 01:02:06.920
‫آزادمون کن حروم‌زاده!

01:02:06.920 --> 01:02:08.740
‫نمی‌‌تونی ول‌مون کنی به امون خدا!

01:02:12.340 --> 01:02:15.000
‫- صدا رو شنیدین! همه شنیدین...
‫- احتمالاً از لوله‌هاست.

01:02:15.000 --> 01:02:16.310
‫لوله؟ مثل صدای ترکیدن بمب بود!

01:02:16.350 --> 01:02:18.390
‫این همه سال که اینجا بودم،
‫هرگز همچین صدایی نشنیدم.

01:02:18.390 --> 01:02:20.230
‫من شنیدم.
‫وقتی عصبانی‌ان این صدا میاد.

01:02:20.230 --> 01:02:21.350
‫عصبانی‌شون کردیم!

01:02:21.350 --> 01:02:23.770
‫چطوری عصاب‌شون رو آروم کنیم حالا؟

01:02:23.770 --> 01:02:24.860
‫گوش کنید.

01:02:30.000 --> 01:02:33.120
‫صدا از زیرزمین میاد.

01:02:34.560 --> 01:02:36.720
‫این‌جا زیرزمین نداره!

01:03:02.460 --> 01:03:06.040
‫دکتر! دکتر!
‫انتقام کودکان!

01:03:06.040 --> 01:03:07.380
‫می‌خوای بری پایین؟

01:03:30.560 --> 01:03:34.520
‫- بابا؟
‫- بچه‌ها برگشتن خونه‌شون!

01:03:48.380 --> 01:03:52.440
‫این بچه‌ها رو این‌جا زندانی کردن
‫تا زنده زنده جون بدن.

01:03:52.440 --> 01:03:54.690
‫ولش کن.
‫حمله عصبی بهش دست داده.

01:03:54.690 --> 01:03:56.640
‫لعنت بهش فریر!
‫الان وقتش نبود!

01:03:56.640 --> 01:03:58.080
‫به خودت بیا.

01:03:58.080 --> 01:03:59.360
‫به پسرت فکرکن!

01:04:02.420 --> 01:04:04.340
‫- بس کن!
‫- بابا؟

01:04:04.340 --> 01:04:05.500
‫ولش کن! ولش کن!

01:04:13.140 --> 01:04:15.100
‫صدای طوفانه،
‫نه ارواح!

01:04:15.640 --> 01:04:17.350
‫- توروخدا بس کن!
‫- ولش کن!

01:04:18.640 --> 01:04:19.730
‫بابا!

01:04:26.320 --> 01:04:27.570
‫ولش کن!

01:04:32.450 --> 01:04:33.450
‫بابا بس کن!

01:04:33.450 --> 01:04:34.780
‫خوبی؟ حالت خوبه؟

01:04:36.030 --> 01:04:37.330
‫بابا. توروخدا بس کن

01:04:37.330 --> 01:04:38.950
‫بابا خواهش می‌کنم.

01:04:46.460 --> 01:04:48.920
‫بابا؟ بابا؟

01:04:50.470 --> 01:04:52.980
‫بابا منم!

01:04:52.980 --> 01:04:54.260
‫منـم.

01:04:55.800 --> 01:04:57.260
‫من همینجام.

01:05:01.660 --> 01:05:03.900
‫تو پیشِ منـی.

01:05:04.820 --> 01:05:06.220
‫می‌بینی منو؟

01:05:06.220 --> 01:05:07.760
‫من رو می‌بینی؟

01:05:22.320 --> 01:05:23.960
‫چیزی نیست.

01:05:23.960 --> 01:05:25.290
‫می‌دونم.

01:05:32.720 --> 01:05:34.900
‫آروم باش بابا.

01:05:37.310 --> 01:05:39.020
‫چیزی نیست بابا.

01:05:39.680 --> 01:05:40.930
‫فقط باید استراحت کنی.

01:05:42.270 --> 01:05:43.310
‫مگه نه بابا؟

01:05:43.780 --> 01:05:45.730
‫من باید ازت مراقبت کنم، نه تو.

01:05:46.020 --> 01:05:48.080
‫همینطورم هست.

01:05:55.320 --> 01:05:56.940
‫استراحت کنید آقا.

01:05:57.540 --> 01:05:59.220
‫باید به حرفت گوش می‌کردم.

01:05:59.220 --> 01:06:00.690
‫با چشم‌های خودم دیدم.

01:06:00.860 --> 01:06:02.780
‫اهریمن‌ها و شیطان رو دیدم...

01:06:02.780 --> 01:06:05.440
‫این خونه پُر شده از این موجودات.

01:06:05.440 --> 01:06:10.980
‫من و تو، مثل همدیگه‌ایـم.

01:06:10.980 --> 01:06:13.110
‫هرکجا که بریم...

01:06:13.880 --> 01:06:15.400
‫مرگ سایه به سایه دنبالِ ماست.

01:06:15.400 --> 01:06:18.570
‫حتماً یه دلیل منطقی
‫برای همۀ این اتفاقات وجود داره.

01:06:18.570 --> 01:06:21.380
‫توی زیرزمین، زنبور بود.

01:06:21.380 --> 01:06:24.080
‫طبقۀ بالا،
‫یه قاتل داره راست راست می‌چرخه.

01:06:24.080 --> 01:06:25.360
‫نه.

01:06:26.380 --> 01:06:27.610
‫گوش کن.

01:06:29.680 --> 01:06:31.100
‫ایمان داشته باش.

01:06:43.280 --> 01:06:45.360
‫حالا می‌تونه
‫توی اتاق موسیقیـم استراحت بکنه.

01:06:45.360 --> 01:06:48.400
‫تقریباً دیوارش عایق صداست.

01:06:50.440 --> 01:06:52.800
‫به خاطر امنیت خودش،
‫باید درش رو قفل کنیم.

01:06:53.240 --> 01:06:56.610
‫اما لطفاً بخاطر ما،
‫این کلید پیش شما بمونه.

01:06:58.640 --> 01:07:00.300
‫مرسی.

01:07:05.240 --> 01:07:07.220
‫بریم لئوپولد.

01:07:07.220 --> 01:07:08.480
‫وقتِ کیک خوردنـه، مگه نه؟

01:07:08.480 --> 01:07:09.660
‫خیلی خوردم.

01:07:09.660 --> 01:07:11.340
‫خب من که نخوردم.

01:07:18.700 --> 01:07:20.960
‫معلومه که همچین حرفی می‌زنه.

01:07:20.960 --> 01:07:24.780
‫از نظرِ اون، آره من قاتلِ آلیسیام.

01:07:24.780 --> 01:07:27.900
‫رووینا هرچیزی که دلـش بخواد
‫رو باور می‌کنه.

01:07:27.900 --> 01:07:31.420
‫یه احضارکننده پیدا شده که می‌گه آلیسیا به قتل رسیده،
‫حتماً هم باید من رو قاتل جلوه بده.

01:07:31.420 --> 01:07:33.610
‫قبول ندارید که ماشین تحریرِ خانم رینولدز...

01:07:33.610 --> 01:07:37.900
‫وقتی که از سمتِ روح مرحومۀ شما
‫حرف «م» رو تایپ کرد...

01:07:38.780 --> 01:07:40.280
‫منظورش اول اسمـتون «ماکسیم» بود؟

01:07:40.280 --> 01:07:42.280
‫این خونه تسخیرشده؟

01:07:42.280 --> 01:07:45.570
‫ملت انقدر بیکار شدن که از
‫بدبختی‌هاشون داستان‌سرایی می‌کنن...

01:07:45.570 --> 01:07:47.680
‫و همینـم رنج و اندوهـشون رو مضاعف می‌کنه.

01:07:48.190 --> 01:07:51.570
‫چرا از همه‌چیز داستان می‌سازید؟

01:07:51.570 --> 01:07:55.650
‫اون نوری که توی عکس خونوادگیـشون بود هم
‫پس حتماً روح پدربزرگه‌ست.

01:07:55.650 --> 01:07:58.190
‫آلیسیا از لحاظ روانی بیمار بوده.

01:07:58.480 --> 01:08:00.130
‫همین از پا درآوردش.

01:08:00.130 --> 01:08:01.480
‫لزومی نداشت همچین اتفاقی بیفته.

01:08:01.480 --> 01:08:04.690
‫اگه یه دکتر دست و حسابی درمانش می‌کرد،
‫نه یه مشنگِ بی‌خاصیت.

01:08:05.150 --> 01:08:07.400
‫لعنتی!

01:08:12.570 --> 01:08:16.130
‫عسل واسه بُریدگی خوبه.
‫قبلاً به عنوان ضدعفونی کننده استفاده می‌شد.

01:08:22.030 --> 01:08:24.030
‫ گل وحشی نیست.

01:08:25.380 --> 01:08:26.660
‫نمی‌دونم.

01:08:34.190 --> 01:08:36.400
‫آلیسیا دریک.

01:08:36.400 --> 01:08:40.280
‫عجب چهرۀ شادابی.

01:08:41.860 --> 01:08:43.650
‫پاره شده.

01:08:43.650 --> 01:08:47.980
‫اون شبی که رابطه‌ـمون رو تموم کردم،
‫آلیسیا توی اتاقـش پاره‌ـش کرد.

01:08:49.360 --> 01:08:51.780
‫آخرین باری بود
‫که با همدیگه صحبت کردیم.

01:08:51.780 --> 01:08:55.180
‫پس واقعاً خودت نامزدیت رو به هم زدی.

01:08:55.940 --> 01:08:58.670
‫شنیدی دیگه.
‫به اندازۀ کافی پولدار نبود.

01:08:58.900 --> 01:09:02.610
‫عکسش رو توی جیبت نگه می‌داری.
‫امشب تا احضارت کردن، خودت رو رسوندی.

01:09:02.610 --> 01:09:06.320
‫به نظرم که آلیسیا دریک رو
‫بیشتر از پول دوست داشتی.

01:09:06.320 --> 01:09:07.960
‫و با این حال، ترکـش کردی.

01:09:07.960 --> 01:09:10.900
‫ازدواج با بعضی دخترها
‫مساویـه با حضورِ همیشگیِ مادرشـون.

01:09:10.900 --> 01:09:12.780
‫پس مادرش تاییدت نمی‌کرد.

01:09:12.780 --> 01:09:15.020
‫مادرش پاپ رو هم تایید نمی‌کنه.

01:09:15.940 --> 01:09:19.070
‫رووینا نمی‌دونست
‫چطوری تنهایی زندگی کنه.

01:09:19.070 --> 01:09:21.230
‫با این حال باغچه رو نابود کرد،
‫و رفت خارج از کشور.

01:09:21.230 --> 01:09:24.480
‫آلیسیا انقدر درگیر عذاب وجدان بود که
‫می‌خواست کل دنیا رو دنبالـش بره.

01:09:24.480 --> 01:09:30.060
‫و بالاخره اونجا بود که فهمیدم
‫هرگز اولویتِ این دختر نخواهم بود.

01:09:30.060 --> 01:09:32.150
‫بخاطر همینـم نامزدیتون رو به هم زدی
‫و قلبـش رو شکستی.

01:09:32.150 --> 01:09:34.610
‫فقط بخاطر اینکه
‫یه زن تحقیرت کرد.

01:09:35.320 --> 01:09:37.600
‫به ونیز برگشتم...

01:09:37.600 --> 01:09:40.010
‫تا التماسش رو کنم
‫برگرده پیشـم.

01:09:42.300 --> 01:09:44.300
‫وقتی شنیدم که مریض شده...

01:09:45.030 --> 01:09:47.220
‫رووینا اجازه نمی‌داد که ببینمش.

01:09:47.920 --> 01:09:50.260
‫نامه‌هامم بهش نشون نداد.

01:09:52.020 --> 01:09:55.060
‫دفعۀ بعدی که آلیسیا رو دیدم،
‫توی تابوت بی‌جون افتاده بود.

01:10:01.540 --> 01:10:03.680
‫شاید تقصیر من بوده.

01:10:07.660 --> 01:10:11.140
‫اگه مشکلی نداره،
‫دعوتنامه‌اتـون رو بدید لطفاً.

01:10:16.620 --> 01:10:17.820
‫خانم آلیور.

01:10:21.940 --> 01:10:24.480
‫- یه یادداشتِ ساده‌ست.
‫- به زبان خاصی نیست.

01:10:24.480 --> 01:10:28.930
‫تحریرش ساده‌ست.
‫واضحه که با ماشین تحریر نوشته شده.

01:10:28.930 --> 01:10:29.580
‫[ساعت 10 شب بیا عمارت]
‫[خبر مهمی درمورد آلیسیا دریک داریم.]

01:10:29.580 --> 01:10:31.610
‫به طرز حرفه‌ای خودش رو ناشناس حفظ کرده.

01:10:39.400 --> 01:10:44.360
‫[سیب]

01:10:46.860 --> 01:10:48.940
‫خب بسـه. دیگه بسه. بیا بریم.

01:11:02.640 --> 01:11:05.480
‫بازپرسیش تموم نشد.

01:11:05.480 --> 01:11:08.140
‫تهش می‌خواستی دروغ‌هایی
‫که گفت رو برملا کنی...

01:11:08.140 --> 01:11:10.340
‫احتمالاً هم متهمش کنی
‫به اینکه مخفیانه توی ویشی‌ـه.

01:11:10.340 --> 01:11:13.060
‫بعد اونـم تهدید به کشتنت می‌کرد.
‫تلاش‌هامـون بی‌ثمر می‌شد.

01:11:13.060 --> 01:11:13.980
‫حالش خوبه؟

01:11:13.980 --> 01:11:16.380
‫به یه دردی بخور نگهبان،
‫یه صندلی براش بیار.

01:11:16.380 --> 01:11:18.460
‫آره، صندلی خوبه.

01:11:19.000 --> 01:11:22.070
‫خوبه که یه دوستی پیشم هست.

01:11:22.400 --> 01:11:24.540
‫چند وقتـه که همدیگه رو می‌شناسیم؟

01:11:24.940 --> 01:11:28.150
‫از پروندۀ قتل گرمابه‌های شهرداریِ
‫جادۀ کنینگ.

01:11:28.150 --> 01:11:31.420
‫با عنوان تحقیقاتـم درمورد یک کتاب
‫تونستم راهـم رو برای مشاهدۀ فعالیت‌هات باز کنم.

01:11:31.420 --> 01:11:32.940
‫نوشتم دستِ پوآرو رو شد.

01:11:32.940 --> 01:11:35.140
‫به چشم بقیه اومد،
‫و معروف شدی.

01:11:35.140 --> 01:11:37.110
‫بدنام شدی.

01:11:37.560 --> 01:11:40.540
‫ببخشید. ممنونـم.

01:11:42.180 --> 01:11:46.120
‫ممنونـم. برای من نیست.
‫برای شماست.

01:11:47.220 --> 01:11:49.050
‫می‌خواین بازجوییم کنین؟

01:11:49.050 --> 01:11:49.960
‫ولـش کن.

01:11:49.960 --> 01:11:52.660
‫یهویی شروع کردی،
‫داری به خودت آسیب می‌رسونی.

01:11:52.660 --> 01:11:56.360
‫بیخیال این یکی شو.
‫بذار صبح بشه.

01:11:58.740 --> 01:12:00.650
‫نزدیک بود اینجا...

01:12:00.960 --> 01:12:02.440
‫بمیرم.

01:12:04.080 --> 01:12:05.820
‫این قصر...

01:12:06.840 --> 01:12:08.560
‫حقه و کلک سوار می‌کنه.

01:12:09.520 --> 01:12:13.200
‫هی پشت‌سرهم چیزهای زیادی
‫رو سَر راهـم قرار می‌ده.

01:12:14.410 --> 01:12:15.720
‫سیب.

01:12:15.720 --> 01:12:16.880
‫حقۀ ذهنـه.

01:12:16.880 --> 01:12:20.520
‫و بعدش ذهنـم می‌خواد
‫یه چیزی بهم بفهمونه.

01:12:21.060 --> 01:12:23.780
‫چطور شد که پلیس شدی؟

01:12:23.780 --> 01:12:26.360
‫ای کاش بیخیال این قضایا می‌شدی.

01:12:26.360 --> 01:12:28.730
‫مشکلی نداره. جواب می‌دم.

01:12:29.300 --> 01:12:30.570
‫پدرم پلیس بوده.

01:12:31.120 --> 01:12:32.980
‫اساساً شغل خونوادگیـمون بوده.

01:12:33.380 --> 01:12:34.480
‫مهارتِ دیگه‌ای نداشتم.

01:12:34.480 --> 01:12:37.780
‫با این حال، زود بازنشسته شدی.
‫همین پارسال.

01:12:37.780 --> 01:12:39.150
‫درسته.

01:12:39.540 --> 01:12:41.540
‫دیگه این شغل خونوادگی
‫به دردم نمی‌خورد.

01:12:41.540 --> 01:12:43.640
‫شاید از همون اولـم
‫مناسب من نبود.

01:12:43.640 --> 01:12:46.140
‫توانـش رو داشتم، ولی بی‌تجربه بودم.

01:12:47.140 --> 01:12:51.460
‫وقتی بی‌خوابی به سرم می‌زد مشروب می‌خوردم
‫و دیگه اصلاً بعدش خوابم نمی‌بُرد.

01:12:52.800 --> 01:12:55.020
‫خودت یه زمانی مامور پلیس بودی.

01:12:55.020 --> 01:12:56.780
‫می‌تونی درک کنی.

01:12:56.780 --> 01:12:58.800
‫یه روزی یه پرونده میاد زیر دستت...

01:12:58.800 --> 01:13:02.610
‫و می‌فهمی که دیگه طاقتت طاق شده
‫و دیگه نمی‌تونی ادامه بدی.

01:13:03.100 --> 01:13:04.830
‫واسه تو چه پرونده‌ای بود؟

01:13:06.940 --> 01:13:11.650
‫چرا درمورد اینکه قبلاً اینجا بودی،
‫دروغ گفتی؟

01:13:12.000 --> 01:13:16.220
‫دقیقاً می‌دونستی که کجا باید
‫تلفن مخفی شده رو پیدا کنی.

01:13:18.340 --> 01:13:20.640
‫پروندۀ رقت‌باری بود.

01:13:20.640 --> 01:13:23.180
‫این خونواده باید
‫حریم خصوصیـشون حفظ می‌شد.

01:13:23.180 --> 01:13:27.480
‫ولی تو در حال انجام وظیفه بودی که...

01:13:27.480 --> 01:13:30.280
‫جسد آلیسیا دریک پیدا شد.

01:13:30.960 --> 01:13:32.720
‫بله.

01:13:32.720 --> 01:13:35.740
‫خودم از آب بیرون کشیدمش.

01:13:37.660 --> 01:13:39.280
‫روز بعدش بازنشسته شدم.

01:13:39.310 --> 01:13:43.280
‫بعدش شدی محافظِ خِبره و
‫اژدهای نگهدارِ من...

01:13:43.660 --> 01:13:46.760
‫که هرگز به کسی اجازۀ ورود ندادی.

01:13:46.760 --> 01:13:50.110
‫ولی امروز صبح، مزاحمم شدی...

01:13:50.110 --> 01:13:53.600
‫تا بپرسی می‌دونم زنی که
‫سیب داره کیه یا نه.

01:13:54.070 --> 01:13:56.520
‫چند ماهی می‌شد که
‫آرامش خاطر داشتم...

01:13:56.520 --> 01:14:00.200
‫بخاطر اینکه نذاشتی کنجکاویم گل کنه
‫یا مردانِ دیگه...

01:14:00.200 --> 01:14:03.110
‫مزاحمم بشن.

01:14:03.620 --> 01:14:05.700
‫ولی آدریادنه اولیور...

01:14:05.700 --> 01:14:07.520
‫تونست ازت عبور کنه.

01:14:07.820 --> 01:14:09.480
‫چرا؟

01:14:11.700 --> 01:14:13.920
‫چون باهم هم‌دست بودید.

01:14:15.570 --> 01:14:17.800
‫نویسنده و نگهبانی...

01:14:17.800 --> 01:14:20.960
‫که به طور مخفیانه،
‫با احضارکننده دستـشون تو یه کاسه بود.

01:14:21.580 --> 01:14:22.980
‫تظاهر به تحقیر کردن...

01:14:22.980 --> 01:14:27.060
‫و با دسیسه و توطئه من رو
‫به جلسۀ احضار ارواح کشوندن تا گولـم بزنن.

01:14:27.920 --> 01:14:29.380
‫دیگه خیلی نگرانتـم.

01:14:29.380 --> 01:14:33.180
‫جزئیاتِ مرگ و زندگی آلیسیا دریک...

01:14:33.180 --> 01:14:36.600
‫رو پلیسی که در صحنۀ مرگش
‫حضور داشت، ارائه داد.

01:14:36.600 --> 01:14:40.580
‫فالگیرتون درمورد من
‫اطلاعاتی نداشت...

01:14:40.580 --> 01:14:42.280
‫بلکه شما بهش کمک کردید.

01:14:42.280 --> 01:14:44.430
‫و توی مراسم احضار،
‫وقتی که احضارکننده توی کانون توجه بود...

01:14:44.430 --> 01:14:47.900
‫شما دستتــون باز بود.
‫مخفیانی هم‌دستی کردید...

01:14:47.900 --> 01:14:51.380
‫تا غیرممکن‌ها باورم بشه.

01:14:53.530 --> 01:14:55.220
‫با احضارکننده و جادوگری.

01:14:55.220 --> 01:14:57.320
‫ارواح و خدایان.

01:14:57.320 --> 01:14:58.620
‫شهرتِ احضارکننده...

01:14:58.620 --> 01:15:00.320
‫برات مزیت به حساب می‌اومد...

01:15:00.320 --> 01:15:02.490
‫و جایگاه ادبیت به حالت سابق برمی‌گشت.

01:15:02.490 --> 01:15:05.560
‫«زنی که هرکول پوآرو را هاج ‌و واج کرد.»

01:15:05.560 --> 01:15:09.220
‫جویس رینولدز نبود
‫بلکه آریادنه اولیور بود.

01:15:15.500 --> 01:15:16.630
‫من رو نمی‌بخشی؟

01:15:16.630 --> 01:15:18.800
‫ظاهراً بخشندگی واسه خداست.

01:15:19.720 --> 01:15:21.080
‫پس دردسرساز شده.

01:15:21.080 --> 01:15:23.860
‫حالا بیاید کشف کنیم
‫که چطوری کارت رو پیش بردی.

01:15:23.860 --> 01:15:25.340
‫- بابا؟
‫- احسنت.

01:15:25.340 --> 01:15:27.640
‫دعوتنامۀ نامزدِ دختره چی؟

01:15:27.640 --> 01:15:32.030
‫با این حرکت شلوغ‌کاری رو شاخش بود.
‫سه بار زمین خوردم، باید یه بُرد می‌کردم.

01:15:32.720 --> 01:15:34.200
‫ما دوستِ همدیگه بودیم.

01:15:34.200 --> 01:15:36.660
‫تو هیچ دوستی نداری،
‫همه طرفدارهاتن.

01:15:36.660 --> 01:15:38.920
‫و فقط هم بخاطر حضور من
‫این همه طرفدار داری.

01:15:38.920 --> 01:15:40.500
‫من از تو با عنوان یه نابغه داستان‌سرایی کردم...

01:15:40.500 --> 01:15:42.980
‫چرا نباید واسه فروشِ کتاب‌هام
‫ازت استفاده کنم؟

01:15:42.980 --> 01:15:46.520
‫تو احمق و خودخواهی نابغه.

01:15:46.520 --> 01:15:49.800
‫ابر سیاهی که مرگ رو به سمتِ خودش می‌کشونه.

01:15:49.800 --> 01:15:51.710
‫و خودت هم خبر داری.
‫بخاطر همینـم هست که استعفا دادی.

01:15:51.710 --> 01:15:53.880
‫بخاطر همینـه که جویس رینولدز رو کشتی؟

01:15:53.880 --> 01:15:56.010
‫نه. کار من نبود.

01:15:56.010 --> 01:15:58.320
‫کتابت تبدیل به یک افسانه شده.

01:15:58.320 --> 01:15:59.880
‫بی‌خیال، دیگه داری طفره می‌ری.

01:15:59.880 --> 01:16:01.340
‫با هم هم‌دست شدید...

01:16:01.340 --> 01:16:02.160
‫اینطور نیست.

01:16:02.160 --> 01:16:04.150
‫...تا یه قتل رو لاپوشونی کنید!

01:16:04.640 --> 01:16:06.120
‫کلید رو بیارید، یالا بیاید!

01:16:06.120 --> 01:16:07.180
‫یه نفرِ دیگه اونجاست!

01:16:07.180 --> 01:16:09.160
‫عجله کنید! بدویید بیاید!

01:16:09.160 --> 01:16:10.260
‫پوآرو!

01:16:10.260 --> 01:16:11.960
‫چیه؟ چی شده؟
‫چش شده؟

01:16:11.960 --> 01:16:14.300
‫نمی‌دونم.

01:17:01.040 --> 01:17:03.160
‫چرا باید تنها می‌بود؟

01:17:05.420 --> 01:17:07.240
‫این اتاق فقط همین یه در رو داره.

01:17:07.900 --> 01:17:09.500
‫کلید دستِ شما بود.

01:17:09.500 --> 01:17:11.900
‫ممکن نیست.

01:17:14.680 --> 01:17:16.020
‫نه.

01:17:16.020 --> 01:17:19.030
‫نه، من که درست جلوت وایساده بودم!

01:17:19.710 --> 01:17:22.020
‫داشت سرِ یکی داد و بی‌داد می‌کرد.

01:17:24.240 --> 01:17:26.500
‫ازش متنفر بودم
‫ولی راضی به مرگشم نبودم.

01:17:26.500 --> 01:17:28.940
‫بابا بچه داره‌ها.

01:17:28.940 --> 01:17:31.100
‫به هر حال، من بیرون بودم...

01:17:31.100 --> 01:17:33.360
‫با بقیه سعی داشتیم وارد بشیم.

01:17:33.360 --> 01:17:34.760
‫راست می‌گه.

01:17:34.760 --> 01:17:36.900
‫دکتر اینجا تنها بود.

01:17:36.900 --> 01:17:38.780
‫تنها نبود.

01:17:38.780 --> 01:17:40.780
‫توی این خونه از این خبرها نیست.

01:17:40.780 --> 01:17:43.220
‫یه دکتر.

01:17:43.220 --> 01:17:47.140
‫یه پرستار و یه دکتر،
‫انتقام کودکان.

01:17:47.140 --> 01:17:48.740
‫دیگه هیچ راهی واسه
‫ورود به این اتاق وجود نداره.

01:17:48.740 --> 01:17:50.340
‫من نمی‌فهمم.

01:17:50.340 --> 01:17:54.140
‫اگه این اتاق امن نباشه،
‫یعنی هیچ اتاقِ دیگه‌ای هم امنیت نداره.

01:17:54.140 --> 01:17:57.020
‫هیچ‌کدوم از ما در امان نیستیم.

01:17:57.020 --> 01:18:00.080
‫چنین کاری از دستِ یه آدم برنمیاد.

01:18:00.080 --> 01:18:03.060
‫«تنها ما هستیم که باید
‫به اثبات برسونیم چنین پدیده‌های غیرممکنی...

01:18:03.060 --> 01:18:05.140
‫در واقعیت، اینگونه نیستند.»

01:18:05.140 --> 01:18:06.440
‫ولش کنید، بیاید بریم.

01:18:06.440 --> 01:18:08.880
‫بذارید کارآگاه کارش رو بکنه.
‫خودش از همه‌چیز خبر داره.

01:18:08.880 --> 01:18:10.620
‫به زودی جواب همۀ این اتفاقات رو پیدا می‌کنه.

01:18:10.620 --> 01:18:12.240
‫بیاید.

01:18:12.860 --> 01:18:17.150
‫برای یک بار هم که شده توی زندگیت اقرار کن
‫که با چیزی فرای توانایی‌های خودت طرفی.

01:18:18.180 --> 01:18:20.160
‫سوالی که پرسیدی...

01:18:22.100 --> 01:18:25.690
‫ازم پرسیدی چرا وقتی که اون
‫ارواح رو احضار کردن، منـم موندم.

01:18:26.540 --> 01:18:30.410
‫سلامتیِ آلیسیا با دیوونه شدنـش داشت بدتر می‌شد.

01:18:31.460 --> 01:18:33.820
‫خانم رووینا شبانه روزی...

01:18:33.820 --> 01:18:35.220
‫کنارش می‌موند.

01:18:35.220 --> 01:18:38.320
‫یه روز، اصرار کردم
‫که یه استراحتی کنه.

01:18:39.880 --> 01:18:41.820
‫قول دادم که بالاسرش بمونم.

01:18:42.840 --> 01:18:45.050
‫بعد از تاریک شدن هوا، خوابش برد.

01:18:45.050 --> 01:18:46.760
‫نصفه شب شده بود...

01:18:46.760 --> 01:18:49.030
‫که یه صداهایی می‌شنیدم...

01:18:49.840 --> 01:18:51.780
‫از جمله صدای راه رفتن.

01:18:52.720 --> 01:18:55.390
‫آلیسیا خیلی آروم خوابیده بود.

01:18:55.390 --> 01:18:58.240
‫حتماً بعد از رفتنـم،
‫از خواب بیدار شده بود.

01:18:59.880 --> 01:19:01.820
‫روی بالکن رفت.

01:19:01.820 --> 01:19:04.600
‫و می‌خواستی از روحش طلب بخشش بکنی.

01:19:06.040 --> 01:19:08.260
‫من اون دختر رو دوست داشتم.

01:19:09.960 --> 01:19:11.780
‫بخاطر...

01:19:12.680 --> 01:19:15.790
‫حماقت و ترسو بودنِ من،
‫جونـش رو از دست داد.

01:19:56.080 --> 01:19:58.660
‫چرا جواب این مسئله رو پیدا نکردی؟

01:19:59.760 --> 01:20:02.120
‫تو همیشه جواب همه‌چیز رو می‌دونی.

01:20:33.020 --> 01:20:35.340
‫- اصلاً نباید به اینجا می‌اومدم.
‫- صبر کن.

01:20:35.340 --> 01:20:39.080
‫همه‌ـتون باید از اینجا برید
‫و پشت‌سرتونـم نگاه نکنید.

01:20:42.240 --> 01:20:45.420
‫دست رو دست نمی‌ذارم تا نفر بعدی باشم.

01:20:48.120 --> 01:20:50.320
‫امشب...

01:20:51.480 --> 01:20:53.840
‫همگیِ ما ترس برمون داشته.

01:20:53.840 --> 01:20:57.440
‫دو قتل غیرممکن رخ داده.

01:20:57.440 --> 01:21:01.770
‫ظاهراً هرکدوم از این قتل‌ها
‫فقط به دستِ یک موجود فراطبیعی ممکنه...

01:21:01.770 --> 01:21:04.860
‫انگار که مُردگان این افراد رو کشتن.

01:21:04.860 --> 01:21:07.020
‫ظاهراً؟ معلومه یه چیزی می‌دونی.

01:21:07.020 --> 01:21:08.570
‫می‌دونید کی پدرم رو کشته؟

01:21:08.570 --> 01:21:11.800
‫باید دستیارهای خانم رینولدز رو به حساب بیارم.

01:21:11.800 --> 01:21:14.000
‫بازمانده‌ها درمونده و احساس خطر کردن.

01:21:14.000 --> 01:21:16.500
‫هر دفعه که کمیسر سابق پلیس توی این خونه بوده...

01:21:16.500 --> 01:21:18.950
‫هر بارش یه قتلی رخ داده.

01:21:18.950 --> 01:21:23.750
‫نویسنده‌ای که مصمم و توانا،
‫و شدیداً زیرکـه.

01:21:23.750 --> 01:21:26.140
‫فرشتۀ انتقامجوی ما، اولگا سمینف...

01:21:26.140 --> 01:21:28.860
‫بسیار علاقمنده که به روشِ خودش
‫به عدالت برسه.

01:21:28.860 --> 01:21:32.020
‫معشوق سابقی که
‫از دستِ دکتر شاکی بوده...

01:21:32.020 --> 01:21:35.320
‫و تنها نیمی از عکسی رو داره...

01:21:36.140 --> 01:21:39.430
‫که یادآورِ خوشبختیـشونه.

01:21:43.140 --> 01:21:45.460
‫ولی...

01:21:45.460 --> 01:21:50.070
‫قتل سومی وجود داره که
‫دو تای دیگه رو توجیه می‌کنه.

01:21:50.070 --> 01:21:53.650
‫مرگِ آلیسیا دریک...

01:21:53.650 --> 01:21:56.240
‫که به دستِ...

01:21:59.920 --> 01:22:01.650
‫مادرش رخ داده.

01:22:02.320 --> 01:22:04.500
‫قاتلِ دخترش.

01:22:05.840 --> 01:22:10.020
‫مادری که فرزندِ خودش رو کشته و حالا جونِ
‫دو نفر دیگه رو برای مخفی کردنِ گناهِ وحشتناکش گرفته.

01:22:10.020 --> 01:22:11.520
‫چطور جرات می‌کنی!

01:22:11.520 --> 01:22:16.380
‫بعد از همۀ درد و رنج‌هایی که کشیدم،
‫من رو متهم به آسیب رسوندن به دختر کوچولوم می‌کنی؟!

01:22:16.380 --> 01:22:18.240
‫دختر کوچولوی شما بزرگ شده بود.

01:22:18.240 --> 01:22:20.240
‫چشم دیدنِ اینکه پیشِ
‫کسِ دیگه‌ای جز شما بره رو نداشتید.

01:22:20.240 --> 01:22:20.260
‫با همین خشم و عصبانیت باغچۀ خودتون
‫که پُر از گل‌های رنگارنگ بود رو نابود کردید.
‫چشم دیدنِ اینکه پیشِ
‫کسِ دیگه‌ای جز شما بره رو نداشتید.

01:22:20.260 --> 01:22:23.520
‫با همین خشم و عصبانیت باغچۀ خودتون
‫که پُر از گل‌های رنگارنگ بود رو نابود کردید.

01:22:23.520 --> 01:22:25.280
‫گل؟ دیگه خیلی از موضوع اصلی دور شدی.

01:22:25.280 --> 01:22:28.560
‫ولی دوباره توی باغچه‌ـتون گل کاشتید.
‫گل‌های رنگارنگ نه، بلکه فقط یک رنگ و یک دست.

01:22:28.560 --> 01:22:33.030
‫تنها رنگی که می‌تونست چیزی که بدون اون
‫نمی‌تونستید زنگی کنید رو بهتون برگردونه.

01:22:34.020 --> 01:22:37.900
‫تموم شب چیزهایی می‌بینم و می‌شنوم
‫که اصلاً واقعی نیستن.

01:22:37.900 --> 01:22:42.360
‫کم کم حضور غیرممکنِ ارواح،
‫ داره باورم می‌شه.

01:22:42.360 --> 01:22:46.610
‫درحالیکه در اصل با یک سم توهم‌زا...

01:22:47.580 --> 01:22:49.290
‫چیزخور شدم.

01:22:49.290 --> 01:22:51.140
‫مگه کابینت‌ها خالی نبودن؟

01:22:51.140 --> 01:22:53.760
‫عسل‌ هم توی کمد لباس‌ها بود.

01:22:56.120 --> 01:23:00.780
‫گل «خرزۀ هندی» سمی درش وجود داره.

01:23:00.780 --> 01:23:03.040
‫بیشترین غلظتش در شهد گلش وجود داره...

01:23:03.040 --> 01:23:07.560
‫و وقتی هم که زنبورها ازش عسل می‌سازن،
‫غلظتش بیشتر می‌شه.

01:23:07.560 --> 01:23:10.940
‫این همه مرارت برای یه قاشق
چای‌خوری عسل گل وحشی

01:23:10.940 --> 01:23:12.780
‫که با شش لیر می‌شه خریدش.

01:23:12.780 --> 01:23:15.110
‫گل وحشی نیست.

01:23:16.160 --> 01:23:17.400
‫نمی‌دونم.

01:23:17.400 --> 01:23:19.910
‫توی ترکیه وقتی که رشد می‌کنه،
‫بهش «زهر عسل» می‌گن.

01:23:19.910 --> 01:23:23.660
‫جایی‌که رووینا با خشم و اندوه،
‫به تنهایی سفر کرد.

01:23:23.660 --> 01:23:27.250
‫عسلِ دیوانه‌کننده.
‫مصرف یک قاشق چای‌خوری از این عسل...

01:23:27.250 --> 01:23:30.080
‫مسبب ضعف، تب و توهم می‌شه.

01:23:30.080 --> 01:23:35.380
‫باغت رو پُر از این گل سمی کردی
‫که عسل سمی تولید می‌کنه.

01:23:35.380 --> 01:23:38.970
‫چنین کاری از من برنمیاد.
‫اصلاً حاضر نیستم چنین کاری بکنم.

01:23:39.340 --> 01:23:41.480
‫دختر شما تسخیر نشده بود.

01:23:42.690 --> 01:23:43.760
‫بلکه مسموم شده بود...

01:23:43.760 --> 01:23:46.820
‫توسط مادری که دل نداشت
‫دخترش به دنبال زندگی خودش بره.

01:23:46.820 --> 01:23:50.040
‫مقدارِ دقیقی از این عسل سمی رو...

01:23:50.040 --> 01:23:53.380
‫توی چایش ریختی.

01:23:53.380 --> 01:23:55.900
‫به اندازۀ کافی بیمار نگه‌ـش داشتی...

01:23:55.900 --> 01:23:58.340
‫که مبادا دوباره به معشوق پشیمانش برگرده.

01:23:58.340 --> 01:24:02.860
‫دوباره مثل یه بچه ضعیف و درمانده شده بود.

01:24:02.860 --> 01:24:04.500
‫دوباره مال تو بود.

01:24:04.500 --> 01:24:06.660
‫تا که یک اشتباه رخ داد.

01:24:06.660 --> 01:24:10.420
‫خانم سمینف درحالیکه شما به خواب رفتی،
‫مراقب آلیسیا بود.

01:24:10.420 --> 01:24:15.520
‫شب شد و وقتی که آلیسیا از خواب بیدار شد،
‫اولگا ترس برش داشت...

01:24:15.520 --> 01:24:18.160
‫مطمئناً دوباره اذیت شده بود.

01:24:18.160 --> 01:24:20.460
‫اما باید چیکار می‎‌کرد؟

01:24:20.460 --> 01:24:23.680
‫و بدون اینکه بدونه داستان از چه قراره...

01:24:23.680 --> 01:24:28.460
‫اولگا سمینف کاری رو کرد که
‫باور داشت شما انجام می‌دادی...

01:24:28.460 --> 01:24:33.740
‫و به آلیسیا چای آرامبخشی
‫که با عسل شیرین شده بود، داد.

01:24:34.820 --> 01:24:37.100
‫ولی زیادی شیرین شده بود.

01:24:37.100 --> 01:24:41.660
‫من خبر نداشتم.

01:24:41.980 --> 01:24:46.190
‫آلیسیا دریک برای ارتکاب به خودکشی
‫به سمت بالکن خونه نرفت.

01:24:47.160 --> 01:24:50.280
‫بلکه با اون سم مسموم شده بود.

01:24:50.280 --> 01:24:53.760
‫و توی خواب دچار ایست قلبی شد.

01:24:53.760 --> 01:24:56.620
‫بعد که از خواب بیدار شدید...

01:24:56.620 --> 01:24:59.440
‫مُرده روی تخت افتاده بود.

01:25:00.520 --> 01:25:03.120
‫و بعدش...

01:25:03.120 --> 01:25:05.300
‫تصمیم بی‌رحمانه‌ای گرفتید.

01:25:05.300 --> 01:25:07.780
‫نشونۀ انتقام کودکان رو روش گذاشتی.

01:25:08.850 --> 01:25:13.650
‫بدنش رو خراشیدی، توی آبراهه انداختیش،
‫خودکشیش رو صحنه‌سازی کردی.

01:25:14.980 --> 01:25:18.580
‫قربانیِ افسانۀ ارواح شد.

01:25:18.580 --> 01:25:21.840
‫دکتر دل‌باخته و ناتوان شما...

01:25:21.840 --> 01:25:25.280
‫توی معایناتـش هیچ چیزِ مشکوکی پیدا نکرد.

01:25:25.280 --> 01:25:28.480
‫پلیس هم که مستعد پذیرش خرافات بود،
‫به راحتی اظهاراتتون رو قبول کرد.

01:25:28.480 --> 01:25:31.760
‫ظرف عسل سمی‌ای که خدمتکار حواس‌پرتت
‫توی کمد لباس‌ها جا گذاشته بود.

01:25:31.760 --> 01:25:34.880
‫از قتل فرزند خودت قسر در رفتی...

01:25:34.880 --> 01:25:38.800
‫تا اینکه خانم اولیور توجه‌ام
‫رو به چیزی جلب کرد.

01:25:38.800 --> 01:25:41.230
‫اون همه پول چی شد؟

01:25:42.340 --> 01:25:43.550
‫پول کافی برای تعمیرش ندارم.

01:25:43.550 --> 01:25:46.510
‫معمولاً همیشه یه جوابی هست.

01:25:46.780 --> 01:25:47.860
‫اخاذی.

01:25:47.860 --> 01:25:50.700
‫شک کردم که یکی از این داستان بو بُرده.

01:25:50.750 --> 01:25:52.940
‫و تو هم بهش حق السکوت دادی.

01:25:52.940 --> 01:25:55.120
‫بارها و بارها، بهش پول دادی.

01:25:55.120 --> 01:25:58.360
‫اما حالا که کل ثروتت رو از دست دادی
‫و این خونه رو با هیچ قیمتی ازت نمی‌خرن...

01:25:58.360 --> 01:26:01.070
‫چاره‌ای نداشتی جز اینکه از
‫شرِّ این باجگیر خلاص بشی.

01:26:01.070 --> 01:26:03.280
‫ولی کارِ کی ممکنه باشه؟

01:26:03.280 --> 01:26:05.360
‫مشخصاً به دکتر فریر شک کردی.

01:26:05.360 --> 01:26:07.500
‫احتمالاً خیلی هم شاهدِ ساده‌لوحی نبوده.

01:26:07.500 --> 01:26:11.520
‫احتمال داره که بالاخره
‫نشونه‌های مسمومیت رو شناسایی کرده باشه.

01:26:11.520 --> 01:26:14.840
‫و بعدش نامه‌ای از
‫خانم رینولدز نامقدس به دستتون رسید...

01:26:14.840 --> 01:26:17.300
‫که مدعی بوده پیامی از
‫سمتِ دختر از دست‌رفته‌ات داره.

01:26:17.300 --> 01:26:19.540
‫جزئیاتِ بسیار زیادی وجود داشت...

01:26:19.540 --> 01:26:23.800
‫که اشاره داشت از جنایت شما باخبره
‫و مبلغ هنگفتی رو طلب می‌کنه.

01:26:23.800 --> 01:26:25.760
‫قطعاً باجگیرتون همین شخص بوده.

01:26:25.760 --> 01:26:27.620
‫باید جلوش رو می‌گرفتید.

01:26:27.620 --> 01:26:31.400
‫هم باید جلوی خانم رینولدز و هم دکتر فریر
‫رو می‌گرفتید. ولی چطوری؟

01:26:31.400 --> 01:26:35.230
‫یه مراسم احضار توی
‫یه خونۀ تسخیر شده توی مراسم هالوین.

01:26:35.480 --> 01:26:40.620
‫بهترین زمان برای مخفی کردنِ قتلِ
‫افرادی بود که به اخاذیـشون شک کرده بودی.

01:26:40.620 --> 01:26:43.360
‫پشتِ خرافات، افسانه‌ها و ترس مخفی شدید.

01:26:43.360 --> 01:26:45.560
‫زنگ ساعت که به صدا درمورد

01:26:47.300 --> 01:26:49.140
‫تو هم وارد عمل شدی.

01:26:49.680 --> 01:26:54.060
‫اما توی این گیر و دار،
‫ماسکی که زدی رو به اشتباه انتخاب کردی.

01:26:54.060 --> 01:26:56.750
‫با خلاص شدن از دستِ من،
‫هدفت رو پیدا کردی.

01:27:06.180 --> 01:27:08.680
‫من نیمه‌شب پیش خانم سمینف بودم.

01:27:08.680 --> 01:27:10.480
‫همینطوره.

01:27:10.480 --> 01:27:12.220
‫من ساعت رو دیدم،
‫پیش همدیگه بودیم.

01:27:12.220 --> 01:27:15.720
‫شما ساعتِ توی اتاق موسیقی رو دیدی...

01:27:15.720 --> 01:27:18.320
‫جایی که ازت خواسته بود منتظر بمونی.

01:27:18.320 --> 01:27:20.140
‫اتاقی که عملاً عایق صداست.

01:27:20.140 --> 01:27:21.960
‫که البته عایق کردنـش کار خودش بود.

01:27:21.960 --> 01:27:25.400
‫و همینطور که خودش
‫ساعت رو دستکاری کرده بود...

01:27:25.400 --> 01:27:29.440
‫اتاقی که حتی صدای واقعیِ
‫ساعت نیمه‌شب رو نمی‌شه شنید.

01:27:29.440 --> 01:27:31.820
‫نیمه‌شب بود که واقعاً...

01:27:31.820 --> 01:27:35.320
‫بعد از مرگِ جویس رینولدز.

01:27:35.320 --> 01:27:39.070
‫شواهد غیرقابل‌انکار با یک حرکتِ
‫جادویی ناپدید شده بودن.

01:27:39.070 --> 01:27:40.740
‫فریر چی؟

01:27:40.740 --> 01:27:42.180
‫اصلاً نزدیکش نشده بود.

01:27:42.180 --> 01:27:45.960
‫درواقع، الکی وانمود کرد که درِ اتاق رو قفل کرده،
‫و بعدش کلید رو به من داد.

01:27:45.960 --> 01:27:51.100
‫ولی کار درستی نبود که
‫دکتر فریر رو با چاقو بکشی.

01:27:51.100 --> 01:27:54.140
‫آلت قتاله‌ـت سیم تلفن بود.

01:27:54.140 --> 01:27:57.620
‫درسته که سیم تلفن بخاطر طوفان،
‫از بیرون قطع شده بود...

01:27:57.620 --> 01:27:59.100
‫اما خط داخلی همچنان کار می‌کرد.

01:27:59.100 --> 01:28:02.180
‫نمی‌شد از بیرون با خونه تماسی برقرار کرد.

01:28:02.180 --> 01:28:03.940
‫ولی از داخل مشکلی نداشت.

01:28:03.940 --> 01:28:06.140
‫ایشون توی اتاق غذاخوری بود.

01:28:06.140 --> 01:28:08.420
‫دکتر هم توی اتاق موسیقی حبس شده بود.

01:28:08.420 --> 01:28:10.440
‫می‌دونم که تو داشتی ازم اخاذی می‌کردی.

01:28:10.440 --> 01:28:14.440
‫همه‌چیز رو پیشش اعتراف کردی.
‫گفتی که قاتل جویس رینولدزی.

01:28:14.440 --> 01:28:17.000
‫گفتی که خودکشی دختر خودت رو صحنه‌سازی کردی.

01:28:17.000 --> 01:28:18.100
‫امکان نداره.

01:28:18.100 --> 01:28:19.940
‫و بعدش تهدیدش کردی.

01:28:19.940 --> 01:28:21.840
‫دقیقاً همون کاری که می‌گم رو انجام بده.

01:28:21.840 --> 01:28:23.900
‫تهدیدش کردی که پسرش رو می‌کشی...

01:28:23.900 --> 01:28:27.460
‫نه! نه، ولش کن. کاریش نداشته باش.

01:28:27.460 --> 01:28:30.780
‫...تنها دلیلِ زندگیـش...

01:28:30.780 --> 01:28:33.930
‫...اگه کاری که بهش گفتی رو انجام نمی‌داد...

01:28:33.930 --> 01:28:37.020
‫و چیزی که بهش گفتی انجام بده...

01:28:37.400 --> 01:28:39.810
‫این بود که چاقو رو برداره و...

01:28:47.040 --> 01:28:48.780
‫پدرم رو کشته؟

01:28:48.940 --> 01:28:50.320
‫همچنین خانم رینولدز.

01:28:50.320 --> 01:28:53.160
‫- و آلیسیا.
‫- نه.

01:28:53.220 --> 01:28:55.490
‫امکان نداشت که آسیبی بهش وارد کنم.

01:28:55.820 --> 01:28:58.230
‫اتفاقی اینجوری شد.

01:28:58.230 --> 01:28:59.880
‫تموم زندگیِ من بود.

01:28:59.880 --> 01:29:02.290
‫- تو مسمومش کردی.
‫- برای محافظت از خودش بود.

01:29:02.290 --> 01:29:05.880
‫- برای کنترل کردنش بود!
‫- برای اینکه از شرِّ تو حفظش کنم.

01:29:26.100 --> 01:29:28.400
‫نمی‌تونستم بذارم از پیشم بره.

01:29:29.700 --> 01:29:32.070
‫دخترِ من بود.

01:30:36.380 --> 01:30:38.610
‫بهترین اتفاقِ زندگیم بود.

01:30:40.100 --> 01:30:44.800
‫و اگه روحی وجود داشته باشه،
‫شما آرامش رو براش به ارمغان آوردید.

01:31:10.160 --> 01:31:10.860
‫ممنون.

01:31:10.860 --> 01:31:12.980
‫دکتر.

01:31:14.460 --> 01:31:17.760
‫مرگ خانم دریک رو خودکشی اعلام می‌کنن.

01:31:17.760 --> 01:31:21.850
‫مگر اینکه شما بخواید
‫اظهارات متفاوتی داشته باشید.

01:31:22.360 --> 01:31:25.160
‫می‌شه حداقل قبل از اینکه به عنوان...

01:31:25.160 --> 01:31:28.320
‫شیّاد تحویلـم بدی، تا خونه همراهیت کنم؟

01:31:29.740 --> 01:31:31.960
‫توی روز روشن...

01:31:31.960 --> 01:31:33.980
‫نیازی به هیچکدومـشون نیست.

01:31:34.540 --> 01:31:37.740
‫در نهایت این شما هستی که
‫داری از من محافظت می‌کنی دکتر.

01:31:45.450 --> 01:31:46.580
‫بریم دیگه لئوپولد.

01:31:46.830 --> 01:31:48.290
‫بذار دکمۀ بالاییت رو ببندم.

01:31:48.290 --> 01:31:49.620
‫می‌بندم خانم اولگا.

01:31:49.620 --> 01:31:50.790
‫خیلی باهوشی.

01:31:51.250 --> 01:31:53.080
‫- من پالتو نمی‌خوام بپوشم.
‫- سردت می‌شه.

01:31:53.080 --> 01:31:54.170
‫سردم نیست.

01:31:54.170 --> 01:31:56.130
‫می‌دونم هوا آفتابیـه،
‫ولی بازم سرده.

01:31:56.130 --> 01:31:57.960
‫- حالا خیلی بهتر شد.
‫- من سردم نیست خانم اولگا.

01:31:57.960 --> 01:31:59.280
‫- خیلی خوشتیپ شدی.
‫- ممنون.

01:32:01.180 --> 01:32:02.900
‫خانم.

01:32:02.900 --> 01:32:07.360
‫با من و آقای سمینف و هری زندگی می‌کنه.

01:32:08.820 --> 01:32:11.280
‫مثل پسر خودمون بزرگش می‌کنیم.

01:32:11.290 --> 01:32:14.920
‫خوشی و شادی رو به زندگیش برمی‌گردونیم.

01:32:15.240 --> 01:32:17.740
‫درکت بیشتر از سنته پسرجون...

01:32:17.740 --> 01:32:21.760
‫که بخاطر نیازت به توجه،
‫خودت رو سرزنش می‌کنی.

01:32:21.760 --> 01:32:25.680
‫یه چیزهایی راجع بهش می‌دونم.

01:32:25.680 --> 01:32:29.280
‫نباید بخاطر اتفاقاتی که توی این خونه رخ داده
‫خودت رو سرزنش بکنی.

01:32:29.280 --> 01:32:29.620
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟
‫نباید بخاطر اتفاقاتی که توی این خونه رخ داده
‫خودت رو سرزنش بکنی.

01:32:29.620 --> 01:32:31.720
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟

01:32:31.720 --> 01:32:34.100
‫ولی همه‌ـش تقصیر منه.

01:32:34.820 --> 01:32:37.920
‫اون پول رو برای خودت نمی‌خواستی.

01:32:37.920 --> 01:32:39.860
‫قصدت کمک به پدرت بوده.

01:32:41.440 --> 01:32:43.740
‫بابام نمی‌تونست کار بکنه.

01:32:43.940 --> 01:32:46.970
‫فقط برای پرداختِ قبض‌هامون
‫به اون پول نیاز داشتیم.

01:32:47.500 --> 01:32:49.810
‫اصلاً نمی‌دونستم با
‫باقیش باید چیکار بکنم.

01:32:49.810 --> 01:32:55.190
‫رووینا دریک فکر می‌کرد اون باجگیر
‫یا احضارکنندۀ قلابی بوده یا دکتر خونوادگی...

01:32:55.360 --> 01:32:57.160
‫درحالیکه هیچکدوم نبودن.

01:32:57.160 --> 01:32:59.760
‫فقط پسر دکتر بود
‫که سر از حقایق درآورد.

01:32:59.760 --> 01:33:02.820
‫از یادداشت‌های بابا مشخص بود.

01:33:02.820 --> 01:33:04.620
‫مسمومیتِ ناشی از عسل دیوانه‎کننده بود...

01:33:04.620 --> 01:33:07.420
‫درست مثلِ میتریدیت اُپرا.

01:33:07.420 --> 01:33:09.960
‫پادشاهِ زهرها.

01:33:09.960 --> 01:33:13.100
‫توی یکی از کتاب‌های کتابخونه‌اش
‫راجع بهش خوندم.

01:33:14.060 --> 01:33:17.800
‫و برای همینـم،
‫این فرضیه رو آزمایش کردم.

01:33:17.800 --> 01:33:21.650
‫و براش نامۀ باج‌گیری فرستادی.

01:33:23.280 --> 01:33:25.260
‫و به این کار ادامه دادی.

01:33:31.280 --> 01:33:34.780
‫احتمالاً یه راهی برای استفاده از
‫پولی که توی تشکِ‌ـت گذاشتی باشه.

01:33:36.440 --> 01:33:39.610
‫برای اینکه پشیمونی‌ات رو جبران کنی.

01:33:41.080 --> 01:33:45.520
‫قبل از خانم رینولدز زندگی می‌کردیم.
‫حالا زندگیِ بهتری رو در پیش داریم.

01:33:45.520 --> 01:33:47.780
‫قول می‌دم که حتماً
‫خودمون رو به آمریکا برسونیم.

01:33:47.780 --> 01:33:50.400
‫شما دو تا، همراهـمون بیاید.

01:33:51.300 --> 01:33:53.560
‫ادارۀ پلیس؟

01:33:53.560 --> 01:33:58.600
‫ما که می‌ریم خونه، شمام می‌رید آمریکا دیگه.
‫گمونم مقصدتون میزوری باشه.

01:33:58.600 --> 01:34:01.550
‫فکر کنم بتونم در حدِ دو تا بلیط
‫کمکـتون کنم.

01:34:12.620 --> 01:34:15.420
‫ممنونم.

01:34:18.220 --> 01:34:20.000
‫ممنون، خیلی ممنونم.

01:34:20.000 --> 01:34:22.200
‫واسه لئوپولد هم جا نگه دارید لطفاً.

01:34:27.400 --> 01:34:29.150
‫پرونده رو حل کردین.

01:34:29.610 --> 01:34:31.480
‫ولی کمک گرفتی...

01:34:31.480 --> 01:34:32.860
‫مگه نه؟

01:34:33.940 --> 01:34:35.580
‫صداش رو شنیدی.

01:34:36.680 --> 01:34:38.780
‫موفق باشی دوستِ من.

01:34:38.780 --> 01:34:40.520
‫نگران نباش...

01:34:40.520 --> 01:34:44.340
‫همۀ افرادی که توی این خونه زندگی می‌کنن
‫یه روزی سروکله‌ـشون پیدا می‌شه.

01:34:44.340 --> 01:34:46.760
‫دوباره می‌بینمـشون.

01:34:54.580 --> 01:34:57.440
‫به زودی می‌بینمت بابایی.

01:35:23.480 --> 01:35:25.700
‫عذرخواهی نمی‌کنم.
‫تو کتابـم رو نابود کردی.

01:35:25.700 --> 01:35:27.900
‫دیگه هیچ مدرکی واسه داستانـم نمونده.
‫باید همه‌چیز رو از سر بنویسم.

01:35:27.900 --> 01:35:29.720
‫تا وقتی‌که مربوط به من نباشه،
‫مشکلی نیست.

01:35:29.720 --> 01:35:31.730
‫دیگه نمی‌خوام چیزی ازت بشنوم.

01:35:31.730 --> 01:35:34.320
‫حالا دیگه یه خونۀ معمولیـه.
‫همه‌چیز لو رفته.

01:35:38.880 --> 01:35:41.400
‫اما چشم‌هات یه چیز دیگه می‌گن.

01:35:41.400 --> 01:35:42.620
‫جدی می‌گم.
‫یه چیزهایی دیدی.

01:35:42.620 --> 01:35:45.260
‫من تحت تاثیر دارو بودم.

01:35:45.260 --> 01:35:49.690
‫ضمیر ناخودآگاهم جوری اتفاقات رو
‫درک می‌کرد که برای منطقـم عجیب بود.

01:35:51.300 --> 01:35:53.840
‫تو یه چیزی دیدی.

01:35:53.840 --> 01:35:55.860
‫خبر داری.

01:35:59.160 --> 01:36:04.340
‫در همین حد می‌دونم که
‫نمی‌تونیم از ارواحِ خودمون مخفی بشیم.

01:36:04.340 --> 01:36:07.200
‫حالا چه واقعی باشن یا که نه...

01:36:10.000 --> 01:36:11.880
‫باید باهاشون مسالمت‌آمیز پیش بریم.

01:36:13.380 --> 01:36:15.700
‫و یه جوری زندگی...

01:36:15.700 --> 01:36:17.120
‫رو پیش ببریم.

01:36:18.320 --> 01:36:21.100
‫چطوری می‌خوای زندگی بکنی؟

01:36:26.110 --> 01:36:31.110
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:37:03.900 --> 01:37:06.820
‫آقای پوآرو؟

01:37:07.260 --> 01:37:09.500
‫آقای پوآرو؟

01:37:09.720 --> 01:37:13.460
‫پدر و مادر شما
‫یکی پس از دیگری فوت شدن.

01:37:13.460 --> 01:37:15.300
‫بعدشـم، برادرتون به رحمت خدا رفتن.

01:37:15.300 --> 01:37:18.560
‫دکتر مورداعتمادتون
‫یکی از دوستانِ نزدیکِ خونواده‌ـتونه.

01:37:18.560 --> 01:37:23.240
‫برادرتون هم مثل شما مجرد بوده.
‫دیگه هیچ فامیلی هم ندارید.

01:37:23.240 --> 01:37:25.440
‫خونواده‌ـتون نفرین نشده.

01:37:25.440 --> 01:37:28.840
‫شدیداً به این موضوع شک دارم
‫که برادرتون بعداً به وصیت‌نامه‌اش اضافه کرده...

01:37:28.840 --> 01:37:30.280
‫که اگه همۀ اعضای خونوادۀ شما...

01:37:30.280 --> 01:37:33.260
‫از دنیا برن،
‫پزشکـتون وارث قانونی خواهد بود.

01:37:33.260 --> 01:37:36.070
‫حالا معتقدم که
‫پزشکتون با ادعای مرگـشون به دلایل طبیعی...

01:37:36.070 --> 01:37:38.260
‫همه‌ـشون رو به قتل رسونده.

01:37:38.260 --> 01:37:41.760
‫و حالا نفرِ بعدی شمایید و جونـتون در خطره.
‫شاید بهتر باشه که بشینید.

01:37:53.400 --> 01:37:55.240
‫بفرمایید.

01:37:56.660 --> 01:38:01.170
‫حالا، اگه اشتباه می‌کنم بهم بگو آقا،
‫دکترتون از دوستان خوانوادگیـتون بوده؟

01:38:01.230 --> 01:38:04.630
‫این موضوع واضح و مبرهنـه
‫که در کودکی هم‌بازیِ هم بودید.

01:38:04.630 --> 01:38:08.430
‫- با این حال، مادرتون به شما نزدیک‌تر بود درسته؟
‫- بله.

01:38:08.454 --> 01:38:18.454
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.