﻿WEBVTT

00:00:00.093 --> 00:00:20.093
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:49.317 --> 00:00:53.619
راموئالد ژوبه از تئاتر اودئون

00:00:53.723 --> 00:00:55.693
"در نقش "ژان دیاز

00:01:23.493 --> 00:01:29.099
ماکسیم دژاندار از سبک کمدی های فرانسوی

00:01:29.200 --> 00:01:30.897
"در نقش "ماریا لازار

00:01:46.745 --> 00:01:52.487
"سورین مارس در نقش"فرانسوا لوران

00:02:07.370 --> 00:02:13.032
"آنجل گیزِ کوچک در نقش "آنجل

00:02:18.273 --> 00:02:24.210
"ماریس دووری در نقش "ادیث لوران

00:02:39.816 --> 00:02:45.090
در آن روز ها، مردم فرانسه هنوز
معنای کلمه ی "خوشی" را میدانستند

00:02:45.176 --> 00:02:49.089
یک جشن شبانه

00:02:57.554 --> 00:02:59.490
"یک صبح پر نور"

00:02:59.591 --> 00:03:01.389
"با قطار آمدم"

00:03:01.493 --> 00:03:03.463
"به همراه سه پادشاه"

00:03:03.562 --> 00:03:06.530
"که عازم سفری بودند"

00:04:06.506 --> 00:04:09.135
ژان دیاز، یک شاعر

00:04:09.242 --> 00:04:13.112
یک شخص باهوش
یک شخص افسرده

00:04:13.214 --> 00:04:16.344
کاملا مهربان
کاملا فرانسوی

00:04:24.068 --> 00:04:27.767
مادر عزیزش

00:04:59.504 --> 00:05:05.824
ادیث متاهله
انقدر توی گذشته زندگی نکن

00:05:53.576 --> 00:05:58.873
جغدی در زمان مراسم سنت جان، این یعنی
تحولی ناگهانی تا قبل از پایان سال رخ خواهد داد

00:08:37.800 --> 00:08:41.300
فرانسوا

00:08:43.645 --> 00:08:49.085
ماریا لازار، پدر ادیث
کهنه سرباز نبرد سال ۱۸۷۰

00:08:49.199 --> 00:08:52.953
رک و قاطع، مانند یک شمشیر

00:09:15.450 --> 00:09:18.683
برو بخواب

00:10:52.770 --> 00:10:56.173
"آلزاس و لورینِ من"
(آلزاس: منطقه ای در شمال شرقی فرانسه)
(لورین: استانی در فرانسه که ژاندارک در آنجا به دنیا آمد)

00:11:05.479 --> 00:11:09.463
مقام لژیونِ آقای ماریا لازار
(مقام لژیون بالاترین نشان افتخار کشور فرانسه است که ناپلئون بناپارت در نوزدهم می سال هزار و هشتصد و دو آن را بنیان گذاشت)

00:11:54.479 --> 00:11:57.473
:چیزی که ژان درحال نوشتنش بود

00:11:57.534 --> 00:12:00.098
"صلح طلبان"

00:12:36.800 --> 00:12:39.800
ژان.....ژان

00:12:52.450 --> 00:12:59.082
مادر. میخوام جدیدترین شعری که برای
آرامش و عشق نوشتم رو برات بخونم

00:12:59.165 --> 00:13:01.637
"به اسم "شعری برای خورشید

00:14:51.579 --> 00:14:55.009
در همان حین، آن شهوت رانِ مست

00:15:52.037 --> 00:15:56.339
و زمانی که روستای خوشحال به خواب میرفت

00:15:56.442 --> 00:15:59.105
ژان دیاز، زیر نور لامپش

00:15:59.211 --> 00:16:01.909
داستان ها و اشعار تابناکش را نوشت

00:16:09.906 --> 00:16:16.797
فاجعه، در‌ آن‌ لحظه
گویی در انتظار وقوع بود

00:16:40.179 --> 00:16:46.679
این زخم روی گردنت کار شوهرته. درسته؟

00:18:01.531 --> 00:18:03.898
راه بیفت

00:18:36.306 --> 00:18:43.806
یک‌ روز خوشبختی، از روستا روی برگرداند

00:19:13.248 --> 00:19:16.811
"یکشنبه، دوم ماه اوت"

00:19:38.241 --> 00:19:41.484
همه میگن جنگ‌ شده

00:19:44.585 --> 00:19:48.417
جنگ چیه؟

00:19:49.609 --> 00:19:52.938
نمیدونم

00:20:10.220 --> 00:20:15.391
دستور ارتش و نیروی دریایی برای"
"فرستادن جوان های توانا برای جنگ

00:20:38.032 --> 00:20:41.926
زنده باد فرانسه

00:21:47.713 --> 00:21:49.981
.بلاخره

00:21:53.800 --> 00:21:57.100
"صلح طلبان"

00:22:41.460 --> 00:22:43.529
"دستورات برای اعزام جوانان"

00:22:43.609 --> 00:22:45.505
"اعزام سرباز ژان دیاز"

00:22:45.586 --> 00:22:46.791
"طبق دستورات"

00:22:46.896 --> 00:22:49.815
شخص ژان دیاز موظف است تا چهلمین روز اعزام"
"جهت خدمت به کشور به دیگر جوانان بپیوندد

00:23:05.281 --> 00:23:17.360
برو از طرف خانم ادیث از ژان دیاز بپرس که قراره
فردا همراه بقیه ی دوستاش به جنگ اعزام شه؟

00:23:24.951 --> 00:23:28.752
من فردا میرم ادیثِ عزیز تر از جانم

00:24:19.257 --> 00:24:23.696
"به زودی میبینمت"

00:24:49.962 --> 00:24:54.025
با فرانسوا خداحافظی کن

00:25:04.879 --> 00:25:09.614
آقای ژان تا ماه دیگه نمیره

00:25:38.154 --> 00:25:41.454
در هر خانه ای از روستا

00:25:41.624 --> 00:25:46.996
فاجعه ی عظیم اعزام جوانانِ خانه
به جنگ، در حال وقوع بود

00:28:04.499 --> 00:28:07.197
هنگام عصر

00:30:04.612 --> 00:30:17.989
چند روز بعد، زمانی که دسته ی او قرار بود به یک ایستگاه نزدیک مراجعه کند، او از مافوق هاش این‌ اجازه را گرفت تا برای یکی دو ساعت در اورنوال باشد

00:30:21.767 --> 00:30:25.398
ادیث عزیز. باید دوباره ببینمت

00:30:25.505 --> 00:30:29.068
من عاشقتم
از طرف ژان دیاز

00:31:09.092 --> 00:31:15.192
این کار میتونه کاری کنه
که کارِت به دادگاه بکشه

00:31:30.518 --> 00:31:36.789
برای آقای "ژان لوران رو دو لاک" در والدهایم

00:31:42.466 --> 00:31:44.299
پدر و مادر عزیزم

00:31:44.402 --> 00:31:52.439
تا وقتی که از جنگ برگردم همسرم ادیث رو به
شما میسپرم. امیدوارم غیبتم زیاد طول نکشه

00:31:52.527 --> 00:31:53.722
از طرف پسرتون، فرانسوا

00:32:53.774 --> 00:32:56.998
او رفته است

00:34:15.121 --> 00:34:21.855
.....متهم میکنم

00:34:22.750 --> 00:34:25.849
فرانسوا معنی ترس را نمیدانست

00:34:54.234 --> 00:34:59.799
در همین حین در خانه، کهنه سرباز هایی که
روزی در میدان نبرد بودند، با هم وقت میگذراندند

00:35:32.481 --> 00:35:38.679
دخترتون پس از اتفاقات اخیر، در زمین های
دشمن، توسط دشمن ها اسیر شده

00:36:04.954 --> 00:36:12.590
خبر اسیر شدن ادیث به
سرعت در روستا پخش شد

00:36:37.761 --> 00:36:42.224
این حقیقت داره آقا؟
اون واقعا اسیر شده؟

00:36:42.334 --> 00:36:45.600
باید انتقامشو بگیرم؟
بهم بگید

00:37:06.643 --> 00:37:14.544
متهم میکنم

00:37:26.480 --> 00:37:34.469
در نتیجه، من خواهان تماس فوری
با خدمات و سرویس های فعال هستم

00:37:34.610 --> 00:37:37.133
از طرف ژان دیاز

00:37:50.933 --> 00:37:54.895
ادیث ناپدید شده. من دیگه
هیچ دلیلی برای موندن ندارم

00:37:55.005 --> 00:37:58.499
من به جبهه میرم

00:38:29.398 --> 00:38:35.780
فرانسوای عزیز
شجاع باش

00:38:35.889 --> 00:38:43.229
ادیث‌ توسط دشمن ها اسیر شده

00:42:31.161 --> 00:42:34.067
"آلزاس و لورینِ من"

00:43:51.242 --> 00:43:54.974
این احمقانه ست پدر زن عزیزم

00:43:55.079 --> 00:44:04.022
ادیث اینطوری صحنه سازی کرده تا بتونه با ژان باشه. ژان
کسی که یه جایی راحت لم داده، درحالی که ما در حال جنگیم

00:44:04.124 --> 00:44:07.027
ادیث، ژان و مادر ژان

00:44:07.128 --> 00:44:11.658
این دروغ بزرگ، نقشه ی
این سه نفر هستش

00:44:16.607 --> 00:44:21.324
مگه اونجا جای نامه نوشتنه؟

00:44:21.428 --> 00:44:27.495
میخوای کشته بشی احمق؟

00:45:08.153 --> 00:45:10.145
این احمقانه ست پدر زن عزیزم

00:45:10.255 --> 00:45:14.259
ادیث اینطوری صحنه سازی کرده تا بتونه با ژان باشه. ژان
کسی که یه جایی راحت لم داده، درحالی که ما در حال جنگیم

00:45:14.357 --> 00:45:15.640
ادیث، ژان و مادر ژان

00:45:15.717 --> 00:45:17.680
این دروغ بزرگ، نقشه ی
این سه نفر هستش

00:45:21.135 --> 00:45:28.341
ژان؟ این همه مدت، اون توی آموزشگاه
نظامی والرئاس، درحال تعلیم دیدن بوده

00:45:32.782 --> 00:45:38.155
آرامش قبل از طوفان

00:46:06.958 --> 00:46:12.557
داری گریه میکنی چون که
زنت برات نامه ننوشته؟

00:46:22.511 --> 00:46:27.712
ناراحت نباش خوش شانس

00:46:27.817 --> 00:46:33.450
زن من با یه بچه سوسول عوضی فرار کرد

00:46:37.671 --> 00:46:41.209
ستوان جدیدمون

00:47:43.443 --> 00:47:49.680
در همان حین‌ در خانه، جشن
گرفتن برای ستوان شدنِ ژان

00:48:11.777 --> 00:48:14.771
کاندیدا های قبول شده ی
آموزشگاه نظامی والرئاس

00:48:14.862 --> 00:48:17.065
نفر اول: ژان دیاز از اورنوال

00:48:37.180 --> 00:48:40.272
فرانسوا از هنگ ششم

00:48:41.234 --> 00:48:43.210
پدر زن عزیزم

00:48:43.282 --> 00:48:47.653
نمیتونم از ستوان جدید، یعنی
ژان راجع به زنم چیزی بپرسم

00:48:47.754 --> 00:48:51.192
اما مطمئنم که اون
یه چیزی میدونه

00:48:51.292 --> 00:48:54.923
سعی کنید از طریق
مادرش بفهمید چی میدونه

00:48:55.030 --> 00:48:57.684
و جوابشو برام بنویسید
از طرف فرانسوا

00:49:02.172 --> 00:49:07.545
مادر عزیزم، باید بفهمم
چی به سر ادیث اومده

00:49:07.646 --> 00:49:10.309
اما نمیتونم از فرانسوا بپرسم

00:49:10.415 --> 00:49:13.409
از آقای لازار بپرس چیزی میدونه یا نه

00:49:13.519 --> 00:49:16.251
و جوابشو برام بنویس
از طرف ژان

00:50:33.555 --> 00:50:41.530
از طریق اطلاعات زمینی، متوجه شدیم یکی از
انبار های مهماتِ دشمن در همین نزدیکی هستش

00:50:41.688 --> 00:50:49.623
شجاع ترین سربازت، یعنی فرانسوا لوران
رو بفرست تا اونجا رو چک کنه

00:50:50.000 --> 00:50:55.014
و بهش هشدار بده که شانس
کمی برای برگشت داره

00:51:28.391 --> 00:51:36.960
و ژان فهمید فقط خودش نبوده
که قلبا عاشق ادیث بوده

00:52:26.213 --> 00:52:30.275
فداکاریِ ژان

00:54:49.297 --> 00:54:54.499
فرانسوا از ماموریتش برگشته؟

00:55:43.764 --> 00:55:49.204
تو برای این کارِت و به خطر انداختن جون خودت
به جای فرانسوا که من‌ انتخابش کرده بودم

00:55:49.304 --> 00:55:58.074
لایق مقام لژیونی و ریاست
نگهبان خانه هستی

00:56:36.195 --> 00:56:39.792
قهوه آماده ست

00:57:55.058 --> 00:57:59.533
ژان. ازت یه سوال دارم
تو‌ هیچ خبری از ادیث نداری؟

00:58:14.081 --> 00:58:18.986
نه فرانسوا. تو چی؟
تو ازش خبری نداری؟

00:58:45.320 --> 00:58:52.592
فرانسوا. من رو به خاطر اینکه به همون اندازه ای که
تو دوستش داشتی، دوستش داشتم خواهی بخشید؟

00:58:54.631 --> 00:59:00.401
چرا انقدر رسمی حرف میزنی؟ اگه
ازم جواب میخوای ساده حرف بزن

00:59:02.240 --> 00:59:05.540
منو میبخشی فرانسوا؟

00:59:11.394 --> 00:59:15.964
ما همیشه به ادیث فکر میکنیم
مگه نه ژان؟

00:59:25.990 --> 00:59:33.354
انقدر حرف نزنین بچه ها. اونا دارن
گریه میکنن. چه صحنه ی بامزه ای

00:59:39.034 --> 00:59:42.855
پیرمرد پیشکسوت و کهنه سرباز

00:59:42.957 --> 00:59:48.329
با دستانی پیله بسته، نشان افتخار و
نشان مقام لژیونی او را، قاب میگیرد

00:59:48.430 --> 00:59:54.524
گویی که قلبش با اوست

01:00:59.707 --> 01:01:02.807
گلوله هامون تموم شدن

01:01:03.707 --> 01:01:07.042
برام مهم نیست

01:01:10.698 --> 01:01:15.189
.....اون روزی رو یادته که ادیث

01:02:14.536 --> 01:02:23.042
میدانم در دنیا به قدری زیبایی وجود دارد که هیچ کسی
به قدری ظالم نیست تا بتواند تمام زیبایی ها را از بین ببرد

01:02:23.153 --> 01:02:25.145
"نامه هایی از یک سرباز"

01:02:54.512 --> 01:02:59.733
پایان بخش اول

01:03:02.641 --> 01:03:07.852
"متهم میکنم"
ساخته ی آبل گانس
بخش دوم

01:03:11.296 --> 01:03:17.169
چهار سال بعد، جنگ در اوجش بود

01:03:17.269 --> 01:03:24.644
شیاطین آبی پوش، حالا
خاکستری و گل آلود هستند

01:03:24.745 --> 01:03:31.563
توپ ها شلیک میشوند و به طرز
عجیبی خرابی به بار می آورند

01:03:31.743 --> 01:03:42.632
شرارت در این جنگ، به عنوان وسیله ای
برای نجات کشور و جهان تلقی میشود

01:04:27.800 --> 01:04:31.100
ژان؟

01:04:51.886 --> 01:04:59.070
این، پنجمین بیهوشیم توی این
هفته هستش. به خاطر خستگیه

01:05:08.965 --> 01:05:15.377
پدر زن عزیزم. به مادرِ ژان بگید تا
برای ژان نامه ای بنویسه و بهش بگه

01:05:15.494 --> 01:05:21.641
که بره تست پزشکی شورای معافی رو بده

01:05:21.758 --> 01:05:25.922
همونطور که دکتر ها
بهش پیشنهاد کردن

01:05:26.013 --> 01:05:29.775
وضع سلامت اون به شدت در معرض خطره

01:05:29.875 --> 01:05:32.433
......اون ممکنه بمیره

01:06:02.231 --> 01:06:08.910
فکر کردم یه جغد دیدم
به خاطر تبَمه

01:06:41.174 --> 01:06:44.196
پدر زن عزیزم. به مادرِ ژان بگید تا
برای ژان نامه ای بنویسه و بهش بگه

01:06:44.234 --> 01:06:46.890
که بره تست پزشکی شورای معافی رو بده

01:06:46.937 --> 01:06:48.383
همونطور که دکتر ها
بهش پیشنهاد کردن

01:06:48.436 --> 01:06:50.927
وضع سلامت اون به شدت در معرض خطره
......اون ممکنه بمیره

01:07:10.042 --> 01:07:16.075
فرانسوای عزیز. به ژان بگو
که مادرش به شدت مریضه

01:07:16.184 --> 01:07:21.556
ژان با شنیدن این موضوع، ممکنه
متقاعد بشه که درخواست مرخصی بکنه

01:07:21.657 --> 01:07:24.757
من دارم این نامه رو پنهانی مینویسم

01:07:24.864 --> 01:07:29.931
چون که اون (مادرِ ژان) نمیخواد فرانسه
به خاطر مریضیش به خطر بیفته

01:07:29.954 --> 01:07:33.731
خودش این حرفا رو میزنه

01:08:07.479 --> 01:08:15.788
کاری که وضع سلامتش نتوانست انجام دهد
وظیفه اش به عنوان یک فرزند انجام داد

01:08:15.890 --> 01:08:20.192
و ژان معاف شد و به خانه برگشت

01:09:01.279 --> 01:09:06.049
برو بخواب. امشب حالم بهتره

01:11:22.318 --> 01:11:25.615
سلام مامان

01:12:08.708 --> 01:12:11.803
ژانِ من. ژانِ کوچولوی من

01:12:11.912 --> 01:12:17.199
چه قدر تغییر کردی
توئم مریضی. آره؟

01:12:48.691 --> 01:12:51.354
خیلی خستم

01:12:51.460 --> 01:13:00.567
تنها چیزی که میخوام اینه که بخوابم و به صدای تو
که یکی از شعر هایی که نوشتی رو میخونی گوش بدم

01:13:25.528 --> 01:13:27.520
اون شعرم راجع به مزارع؟

01:13:27.638 --> 01:13:29.631
راجع به سکوت؟

01:13:29.772 --> 01:13:31.965
"شعری برای خورشید؟"

01:13:38.618 --> 01:13:42.637
و مانند چهار سال پیش
دوباره همان کار ها را کرد

01:15:10.531 --> 01:15:12.296
او مُرد

01:15:12.359 --> 01:15:19.557
در همان بخش از شعر که شب جشن، با آن
به خواب رفت، این بار به خواب ابدی رفت

01:15:32.381 --> 01:15:39.983
حالا میتوانست با شعری
از نور، راهی گور شود

01:15:40.209 --> 01:15:44.814
ژان میخواست شعرش را تمام کند

01:15:58.489 --> 01:16:04.522
اما تمام چیزی که نصیبش شد
غمِ شب‌ افسرده بود

01:16:04.631 --> 01:16:09.593
که توسط روح پاک ادیث
تسخیر شده بود

01:17:06.239 --> 01:17:10.750
جنگ همانطور که فرزندان را
میکُشد، مادر ها را هم میکُشد

01:17:25.181 --> 01:17:28.737
متهم میکنم

01:17:34.552 --> 01:17:37.349
آن شب باران آمد

01:17:46.455 --> 01:17:49.448
پدر عزیزم‌. امشب به خانه ی ژان دیاز بیا

01:17:49.558 --> 01:17:53.023
من آنجا خواهم بود
از طرف ادیث لوران

01:18:26.371 --> 01:18:29.352
مادر دیاز

01:19:01.164 --> 01:19:08.617
مرگ از دری خارج می شود
.و زندگی از دری دیگر وارد

01:19:19.601 --> 01:19:23.388
پدر عزیزم‌. امشب به خانه ی ژان دیاز بیا

01:19:23.491 --> 01:19:26.733
من آنجا خواهم بود
از طرف ادیث لوران

01:19:53.961 --> 01:19:56.525
ای کاش اون بر میگشت

01:20:51.180 --> 01:20:54.276
توضیح بده چی شده

01:20:59.558 --> 01:21:04.259
وقتی سرباز های دشمن
روستا رو اشغال کردن

01:21:04.364 --> 01:21:09.269
من توی طویله قایم شدم
ولی سرباز ها پیدام کردن

01:21:37.038 --> 01:21:40.440
اونا خیلی زیاد بودن

01:22:08.526 --> 01:22:18.185
با خودت فکر نکردی که فرانسوا اگه
اون بچه رو ببینه اونو میکُشه؟

01:22:24.412 --> 01:22:27.941
میدونستم که فرانسوا نیست

01:22:28.050 --> 01:22:35.084
و با خودم فکر کردم که
مادر دیاز از بچم مراقبت کنه

01:22:35.192 --> 01:22:37.531
امکانش هست ژان؟

01:22:45.279 --> 01:22:50.218
"متهم میکنم"

01:23:29.458 --> 01:23:35.296
غیب شدن پدرم نگرانم میکنه

01:23:35.399 --> 01:23:38.234
اون خلق و خوی تندی داره

01:23:38.336 --> 01:23:41.519
میرم سمت خونه
بر میگردم

01:24:44.684 --> 01:24:48.952
دختر عزیزم. شرف و آبرو همیشه
همراه خانواده ی ما بوده

01:24:49.056 --> 01:24:52.926
من میخوام انتقام این
بی آبرویی بزرگ رو بگیرم

01:24:53.027 --> 01:24:57.796
در غیر این صورت نمیتونم
اون بچه رو تحمل کنم

01:24:57.900 --> 01:25:00.267
ژان کمکت میکنه تا
به آرامش برگردی

01:25:00.369 --> 01:25:02.767
خداحافظ
از طرف ماریا لازار

01:25:43.522 --> 01:25:49.224
اگه تو هم مثل پدرم بری
کی از دخترم محافظت میکنه؟

01:25:49.329 --> 01:25:53.495
فرانسوا به هیچ وجه
نباید حقیقتو بفهمه

01:25:53.601 --> 01:25:57.062
فهمیدی ژان؟ چون که مطمئنم
اگه بفهمه،‌بچمو میکُشه

01:26:54.709 --> 01:26:58.044
بهت یاد میدم چه طور
فرانسوی باشی

01:26:58.158 --> 01:27:04.280
در‌ این صورت خودت متوجه خواهی شد
که پدرت سزاوار چه تنبیه بزرگیه

01:27:37.438 --> 01:27:44.805
مگه چه قدر دوستم داره که حاضره غم
خودش رو فراموش کنه تا به غم من توجه کنه؟

01:28:08.273 --> 01:28:13.097
اولین درس فرانسوی

01:28:16.800 --> 01:28:17.800
م

01:28:17.800 --> 01:28:18.800
مت

01:28:18.800 --> 01:28:19.800
مته

01:28:19.800 --> 01:28:20.800
متهم

01:28:20.800 --> 01:28:21.800
متهم م

01:28:21.800 --> 01:28:22.800
متهم می

01:28:22.800 --> 01:28:23.800
متهم میک

01:28:23.800 --> 01:28:24.800
متهم میکن

01:28:24.800 --> 01:28:25.800
متهم میکنم

01:28:25.800 --> 01:28:27.100
"متهم میکنم"

01:28:52.653 --> 01:28:55.095
من به خونه برگشتم

01:28:55.196 --> 01:28:58.099
بهم از مرخصی بعدیت خبر بده

01:28:58.200 --> 01:29:01.888
با عشق، از طرف ادیث

01:29:14.640 --> 01:29:21.472
هی آشپز. برای فردا یه
غذای فوق العاده آماده کن

01:29:21.579 --> 01:29:24.860
زن من‌ برگشته

01:30:27.911 --> 01:30:31.456
شجاعتِ بی اراده

01:31:19.101 --> 01:31:23.944
آنها میدانستند که شانس، ممکن
است ازشان روی برگرداند

01:32:06.800 --> 01:32:09.300
ادیث؟

01:32:19.302 --> 01:32:23.630
اون....... حتما رفته بیرون‌
قدم بزنه...... شکی نیست

01:32:27.654 --> 01:32:30.201
چرا اون‌ خفاشای پیر

01:32:30.310 --> 01:32:34.896
با چشمای غمگین نگاهم میکنن؟

01:32:57.800 --> 01:33:00.800
آقای ماریا لازار

01:33:05.214 --> 01:33:08.548
شبی که ادیث برگشت اون رفت

01:33:08.651 --> 01:33:12.111
و از اون موقع‌ هیچ
خبری ازش نداریم

01:34:18.300 --> 01:34:20.800
ادیث؟

01:34:21.862 --> 01:34:25.472
اون اینجا نیست فرانسوا

01:35:03.613 --> 01:35:08.896
یکی از فامیل های خیلی دورم
آنجل رو..... گذاشته پیش من

01:35:08.998 --> 01:35:14.128
قراره حواسم بهش باشه تا
...وقتی که..... تا وقتی که

01:35:32.512 --> 01:35:35.100
اینجاها یکی‌ داره گریه میکنه

01:35:56.213 --> 01:36:01.247
بهت اطمینان میدم که
چیزی نیست فرانسوا

01:37:29.020 --> 01:37:32.325
پس از چهار سال فداکاری

01:37:32.427 --> 01:37:36.954
یک حیوان هم میتواند انسان شود
حتی شاید برابر با ژان دئاز

01:37:37.063 --> 01:37:42.359
و فرانسوا در سکوت رنج میبرد، زیرا
ادیث متوجه این موضوع نشده بود

01:37:51.360 --> 01:37:55.128
راز نگهداری، بدشانسی می آورد

01:38:26.224 --> 01:38:30.788
تو همین الان یه بچه رو بوسیدی

01:38:36.503 --> 01:38:39.838
آره. آنجل کوچولو بود

01:38:39.941 --> 01:38:44.589
همونی که یکی از فامیل های دور
ژان دیاز بهش سپردتش

01:38:44.660 --> 01:38:47.105
مگه کار بدی کردم؟

01:39:00.748 --> 01:39:05.502
.....کار بدی نکردی. ولی
همسایه ها دارن شایعه پراکنی‌ میکنن

01:39:05.606 --> 01:39:10.807
اونا میگن که تو هر روز
میای تا‌ اون بچه رو ببوسی

01:39:10.912 --> 01:39:14.660
این موضوع یه ذره برام دردسر سازه

01:39:24.573 --> 01:39:27.772
ادیث طفلی من. ازت ممنونم

01:39:27.877 --> 01:39:30.676
نمیدونم چه طوری بگم

01:39:30.780 --> 01:39:34.939
قلب من خیلی تاریک شده
منو ببخش

01:40:00.483 --> 01:40:05.718
بدشانسی در کمین بود

01:40:05.789 --> 01:40:07.687
و یک روز

01:41:25.007 --> 01:41:28.811
اوه. داشت یادم میرفت بهت بگم

01:41:28.866 --> 01:41:33.284
یه اتفاق خیلی بدی افتاده

01:41:36.795 --> 01:41:41.798
آنجل کوچولو. اون بچه ای که
اون روز توی خونه ی ژان بوسیدیش

01:41:45.178 --> 01:41:53.019
زمانی که داشت بازی میکرد افتاد
توی رودخونه و غرق شد

01:41:56.525 --> 01:41:59.792
داری راست میگی؟

01:42:01.594 --> 01:42:06.761
اعتراف کن زنیکه
اون بچه، بچه ی تو بود؟

01:42:15.205 --> 01:42:19.803
مُرده. مُرده. آره. اون مُرده

01:42:28.488 --> 01:42:34.523
مُرده. اون مُرده
اوه. اون مُرده

01:44:02.659 --> 01:44:08.101
کمکم کن. فرانسوا فهمیده
که من مادر آنجلم

01:44:08.211 --> 01:44:11.876
اون داره میاد..... کمکم کن

01:44:52.049 --> 01:44:56.430
تو‌ اسیر نشده بودی
همش دروغ بود

01:44:56.455 --> 01:45:04.164
تو خودت و حاصل گناهت رو مخفی کرده بودی
و اون از مریضی سوءاستفاده کرد تا بیاد پیشِت

01:45:04.281 --> 01:45:10.709
اعتراف کن‌ هرزه
یا ثابت کن که بی گناهی

01:45:22.429 --> 01:45:30.014
سکوتت به این معنیه که
تو پدر این بچه هستی؟

01:46:10.848 --> 01:46:15.289
اون دختر منه
ولی‌ ژان پدرش نیست

01:46:15.399 --> 01:46:19.167
ژان رو ول کن
اونو نکُش

01:47:09.473 --> 01:47:12.151
مدرک‌ داری؟

01:47:22.080 --> 01:47:28.854
گواهی تولد
تاریخ تولد: پانزده ژوئن سال ۱۹۱۵
پدر: ناشناس

01:48:09.995 --> 01:48:13.519
حق با توئه ژان. نباید این کارو کنم

01:48:13.628 --> 01:48:18.966
بهتره فورا برم تا از
وقوع یه جنایت جلوگیری کنم

01:48:19.067 --> 01:48:24.741
یه عالمه دشمن هستن که میتونم
به جای‌ اون بچه بکُشمشون

01:48:53.830 --> 01:48:57.268
زمان رفتن نزدیک بود

01:49:30.705 --> 01:49:36.773
ژان........ رفتن از اینجا با دونستن اینکه
تو اینجا، نزدیک اون هستی کار سختیه

01:49:36.888 --> 01:49:41.899
تو مقصر نیستی، میدونم
ولی باید درکم کنی

01:49:41.985 --> 01:49:44.078
قلبم داره نابود میشه

01:49:47.622 --> 01:49:52.866
نمیتونم برم و توی
آشوب زندگی کنم

01:49:52.891 --> 01:49:57.567
نظرت چیه‌ با هم یه
راه حل پیدا کنیم؟

01:50:08.985 --> 01:50:15.790
آقای دیاز عزیز. به عنوان یک افسر سابق
که به دلایل مشکلات سلامتی معاف شدید

01:50:15.892 --> 01:50:28.636
ازتون درخواست میکنم فورا با دسته ی بنده به
عنوان یک سرباز درجه دو به میدان نبرد برگردید

01:50:28.740 --> 01:50:34.497
زیر نظر گروهبان فرانسوا لوران

01:50:45.560 --> 01:50:48.497
زمان رفتن

01:51:32.118 --> 01:51:37.615
ما باید این جنگ رو تموم کنیم
شجاع باش

01:52:06.153 --> 01:52:08.403
اشکالی نداره. همدیگه رو بغل کنید

01:52:43.505 --> 01:52:48.437
پایان بخش دوم

01:52:52.637 --> 01:52:58.635
"متهم میکنم"
ساخته ی آبل گانس
بخش سوم

01:54:59.753 --> 01:55:03.724
به دعوت‌ انتقام جوی راه عدالت

01:55:03.749 --> 01:55:07.244
قلب ها ناگهان شهامت خود را باز یافتند

01:55:07.271 --> 01:55:12.005
و اجساد گل آلود و نحیف
مانند تانک به سمت او رفتند

01:55:14.823 --> 01:55:17.922
او میدانست چه طور
با آن ها صحبت کند

01:55:18.030 --> 01:55:28.559
از روش ارائه دادن تصاویری ذهنی که شهامت را باز میگردانند و کاری میکند آنها دوباره تفنگ به دست بگیرند

01:55:52.502 --> 01:55:59.142
همیشه یک گال همراه فرانسوی هاست
(موجودی افسانه ای)

01:56:24.595 --> 01:56:28.761
من کسایی که خواب
هستن رو متهم میکنم

01:56:37.994 --> 01:56:42.366
یه‌ کم‌ دیگه طاقت بیارید بچه ها

01:56:42.388 --> 01:56:47.600
پیروزی در انتظار شماست

01:56:47.706 --> 01:56:50.040
اینا رو "گال" بهم گفت

01:57:08.876 --> 01:57:14.790
شجاع باشید پسرا
گال" همراهمونه"

01:57:53.954 --> 01:58:00.055
و آن تصاویر ذهنی خیلی چیز های
دیگر هم به آن ها گفتند

01:58:00.162 --> 01:58:04.624
چیزهایی ژرف و دردناک

01:58:04.734 --> 01:58:11.693
پس نباید به خاطر آن تصاویر
به خود امید بیهوده بدهند

01:58:11.941 --> 01:58:19.848
زیرا چشم هایشان خیلی از قلبشان که باید
برایشان تصمیم بگیرد دور تر شده اند

01:58:29.795 --> 01:58:32.226
در همین‌ حین در خانه

02:00:14.687 --> 02:00:19.605
ادیث از هر طریقی که
ممکن بود زجر میکشید

02:00:19.705 --> 02:00:25.977
به عنوان همسر فرانسوا، به عنوان
معشوقه ی ژان، به عنوان دخترِ ماریا لازار

02:00:26.080 --> 02:00:28.152
به عنوان مادر آنجل

02:00:35.148 --> 02:00:42.556
صلیب فداکاری، خلاصه ی
تمام دردهای زنان فرانسوی

02:00:54.815 --> 02:00:58.309
اگر میخواهی اعتصاب کن
اما اگر میتوانی یک اتاق برای خودت اجاره کنی

02:00:58.419 --> 02:01:00.320
"لامارتین"
(نویسنده ی فرانسوی)

02:01:09.654 --> 02:01:13.039
صبحِ نبرد

02:01:22.015 --> 02:01:28.253
آنها میدانند گردان محکوم به فناست

02:01:28.356 --> 02:01:36.163
چیزی‌ نمیگویند. تنها کاری که میکنند
دوباره خواندن آخرین نامه هایشان است

02:01:41.338 --> 02:01:48.907
هوا معتدل و صبح بی حس است

02:01:49.014 --> 02:01:58.119
مردگان بهار را به تاخیر نمی اندازند
(نامه های یک سرباز)

02:02:11.975 --> 02:02:18.178
اگر این نامه ها به کسی میرسن امیدوارم
صادقانه روی اون شخص تاثیر بذارن

02:02:18.284 --> 02:02:22.950
میترسم با مرگم، اسم کسایی که
مسئول این جنگ‌ هستن بدنام بشه

02:02:23.056 --> 02:02:25.510
(نامه های یک سرباز)

02:02:31.934 --> 02:02:38.307
مادر عزیز تر از جانم
دیگه میلی به زندگی ندارم

02:02:38.408 --> 02:02:42.540
زمانی که شرایط خیلی سخت میشه

02:02:42.646 --> 02:02:49.248
به بدبختی و بیچارگی قانع میشم
البته گزینه ی دیگه ای هم ندارم

02:02:49.355 --> 02:02:52.257
(نامه های یک سرباز)

02:02:56.931 --> 02:02:58.593
مامان عزیزم

02:02:58.700 --> 02:03:02.468
اگر بعد از این نامه، دیگه از طرفِ
من نامه ای به دستت نرسید

02:03:02.571 --> 02:03:08.705
به خودت بگو که پسرت دیگه
خیلی خیلی از‌ این دنیا دور شده

02:03:08.812 --> 02:03:13.435
و‌ به دنیایی رفته که پستچی ای نداره
تا بتونه دوباره برات نامه بفرسته

02:03:13.576 --> 02:03:19.708
اما اون هر ۲۴ ساعت بهت فکر میکنه

02:03:36.501 --> 02:03:38.971
ژان از ترس خطرات جدی

02:03:39.049 --> 02:03:43.078
چندین نامه برای ادیث آماده کرد

02:03:43.187 --> 02:03:46.784
و زمان نوشته شدن نامه ها رو
چندین ماه جلو تر ثبت کرد

02:03:46.892 --> 02:03:52.861
تا در صورت مرگش، ادیث تا
حد امکان از موضوع خبردار نشه

02:04:21.368 --> 02:04:25.170
ادیث عزیزم

02:04:51.108 --> 02:04:57.647
اگر من مُردم، از ادیث
و دخترش مراقبت کن

02:04:57.787 --> 02:05:02.610
تو کسی هستی که اون عاشقشه

02:05:09.476 --> 02:05:13.107
هیچی نگو. فهمیدی؟

02:05:13.214 --> 02:05:15.912
بهم قول بده ژان

02:05:16.018 --> 02:05:20.252
اون بچه رو بزرگ کن
تو کسی هستی که باید اینکارو بکنه

02:05:20.357 --> 02:05:23.714
اگه من بودم میکشتمش

02:05:35.575 --> 02:05:38.136
تو چی ژان؟

02:05:38.245 --> 02:05:43.344
اگر تو زنده نموندی حرفی هست
که بخوای بزنی؟

02:05:58.566 --> 02:06:03.441
نه. نه. حرفی ندارم

02:06:11.485 --> 02:06:17.554
میدونم که تو هم اندازه ی
من عاشق اونی

02:06:49.332 --> 02:06:57.800
سکانس های بخش "سنت میهل" با همکاری نیروهای
فرانسوی و آمریکایی فیلمبرداری شده است

02:06:57.909 --> 02:07:01.972
به ویژه لشکر بیشت و هشتم
(متعلق به ایالات متحده)

02:07:02.081 --> 02:07:08.197
"در‌ روستا های "هاتونچتل
"سیسپری" و "موسک

02:07:43.432 --> 02:07:50.136
اگر من توی جنگ مُردم، هر ماه به ترتیبِ
روی نامه ها یکی از نامه ها رو بفرست

02:07:50.240 --> 02:07:55.805
تا اون نفهمه من مُردم
فهمیدی؟

02:07:55.914 --> 02:07:59.294
قول میدی متیو؟

02:09:14.409 --> 02:09:19.145
فهمیدی متیو؟ یه کلمه هم
به فرانسوا نمیگی

02:09:19.249 --> 02:09:23.084
این نامه ها رو به ادیث بفرست

02:09:23.187 --> 02:09:25.885
ادیث نباید از غم دق کنه

02:09:25.990 --> 02:09:31.413
و مهم تر از همه، یه کلمه هم
به فرانسوا نگو

02:09:50.454 --> 02:09:58.454
هی.‌ دکتر ها اینجان؟ ژان باید
معاف بشه. اون دیوونه شده

02:11:00.561 --> 02:11:03.377
متهم میکنم

02:11:35.561 --> 02:11:38.777
ادامه بدید

02:12:21.378 --> 02:12:24.246
تا آخرین قطره ی خون

02:13:19.307 --> 02:13:22.245
متهم میکنم

02:13:33.651 --> 02:13:36.986
پس از تصرف روستا

02:13:59.747 --> 02:14:03.841
پس از نبرد

02:14:40.563 --> 02:14:42.571
و همانطور که زندگی اش نابود میشد

02:14:42.649 --> 02:14:46.718
آخرین افکاری که در سرِ داغ از تب و
بیماری اش داشت راجع به ادیث بود

02:14:46.774 --> 02:14:50.725
او عاشق ادیث بود
اما ادیث این را نمیدانست

02:14:50.774 --> 02:14:55.229
حتی شاید همان لحظه
در حال خندیدن به موضوعی بود

02:14:55.290 --> 02:14:58.680
در نور ملایم روستا

02:15:08.938 --> 02:15:17.684
و فرانسوا میخواست برای آخرین بار
با سگ عزیزش خداحافظی کند

02:16:14.498 --> 02:16:18.928
باید چه کسی رو از وضع
جسمانیتون خبردار کنیم؟

02:16:35.516 --> 02:16:39.500
هر یه ماه یه بار این‌ نامه
ها رو به این آدرس بفرستید

02:16:39.516 --> 02:16:44.800
و هیچ اشاره ای به
اتفاقاتی که افتاده نکنید

02:18:15.245 --> 02:18:20.452
یک روز صبح در اورنوال

02:18:30.908 --> 02:18:33.605
عشق من. من حالم خوبه

02:18:33.711 --> 02:18:39.084
اگر جوابی ازم نگرفتی نگران نشو

02:18:39.185 --> 02:18:42.091
به زودی به خونه میام
از طرف ژان

02:19:29.496 --> 02:19:34.663
به من یه ماموریت مخفی
و سخت داده شده

02:19:34.769 --> 02:19:39.862
من باید از وضع سلامت روانی
مردم کشور با خبر بشم

02:19:46.600 --> 02:19:49.661
پیِر؛ پسر آهنگر در چه وضعیه؟

02:19:55.411 --> 02:19:58.558
و‌ جنی. اون لباس شوئه

02:20:13.033 --> 02:20:21.698
اون روز عصر، ژان دیاز به طرز عجیبی توی
روستا قدم میزد و اطلاعیه ای پخش میکرد

02:20:47.876 --> 02:20:52.838
آن عصر عظیم

02:20:52.982 --> 02:21:01.753
ادیث با نگرانی سعی در درک رفتار عجیب و غریبی
که ژان از زمان برگشتش بروز میداد داشت

02:21:17.444 --> 02:21:20.472
فرانسوا کجاست؟
اون‌ در چه حالیه؟

02:21:20.582 --> 02:21:24.318
یه ماه شده که نامه ای از
طرف اون به دستم نرسیده

02:21:37.670 --> 02:21:41.369
.....کابوس ها......رویا ها
......زندگی.........جنگ

02:21:41.468 --> 02:21:46.042
مرده ها.........و زنده ها
دیگه چیزی نمیدونم. متهم میکنم

02:22:13.463 --> 02:22:20.302
برای خبر گرفتن از عزیزاتون که از دستشون دادید
امشب ساعت ده به خونه ی ادیث‌ لوران بیاید. متهم‌ میکنم

02:22:36.797 --> 02:22:40.166
آره. من گفتم بیاید
بیاید داخل. بیاید داخل

02:22:46.603 --> 02:22:50.200
اون شب، من مشغول نگهبانی بودم

02:22:50.308 --> 02:22:55.043
همه ی مرده‌ هاتون اونجا بودن.  همه ی
عزیزاتون که کشته شده بودن. همشون

02:23:35.325 --> 02:23:38.859
بعدش یه معجزه ی عجیب اتفاق افتاد

02:24:17.982 --> 02:24:20.642
.....یکی از مرده ها

02:24:44.715 --> 02:24:50.154
دوستان. وقت‌ این رسیده ‌که بفهمیم
مرگمون بیهوده بوده یا ارزشی داشته

02:24:50.255 --> 02:24:55.490
بیاید به خونه هامون بریم و ببینیم آیا کسایی که به خاطرشون کشته شدیم، ارزش این فداکاری رو داشتن یا نه. بیدار شید

02:25:07.476 --> 02:25:10.879
و مرده ها اطاعت کردن

02:25:18.554 --> 02:25:22.196
قسم میخورم که اطاعت کردن

02:25:33.241 --> 02:25:35.233
دوستانم

02:25:35.343 --> 02:25:39.593
بلند شید
بلند شید

02:26:40.607 --> 02:26:44.909
اونا صورت های کثیفی داشتن و
در چشمانشون حسی دیده نمیشد

02:26:45.012 --> 02:26:49.348
اونا از اعماق گور با دسته ها و
گروه های بیشمار به راه افتادن

02:26:53.456 --> 02:26:59.419
مثل زنده هایی که با موسیقی
رژه میرفتن بودن

02:27:13.380 --> 02:27:18.376
....مرده های گمنام
.....همه ی مرده ها

02:27:18.487 --> 02:27:23.188
مرده های بزرگ و مهم هم
با این رژه همراه شدن

02:27:52.795 --> 02:27:57.750
من جلو تر از این دسته ی
غیرقابل شمارش دویدم

02:27:57.776 --> 02:28:01.035
.و‌ اومدم اینجا تا بهتون هشدار بدم
اونا دارن میان

02:28:01.138 --> 02:28:09.478
اگر بفهمن مرگشون بیهوده نبوده
با خوشحالی به خواب ابدی میرن

02:28:33.845 --> 02:28:37.749
اون صحنه شفاف و حماسی بود

02:28:37.858 --> 02:28:40.124
همه ی مرده ها داشتن حرکت میکردن

02:28:40.220 --> 02:28:45.092
و به قدری زیاد بودن که زمین
زیر پاهاشون میلرزید

02:29:29.356 --> 02:29:34.412
صبر کنید. تا وقتی حرفام تموم نشدن
نمیتونید برید

02:29:34.519 --> 02:29:41.052
اگر به مُرده هاتون وفادار بوده باشید
چیزی برای ترسیدن ندارید

02:29:49.839 --> 02:29:54.278
تو‌ امیلی. شوهرت برای تو مُرد

02:29:54.378 --> 02:29:58.401
زمانی که اون نبود چیکار میکردی؟

02:30:12.400 --> 02:30:14.631
متهم میکنم

02:30:26.817 --> 02:30:30.910
و تو پیِر. کسب و کار پدرت رو
درست مدیریت کردی؟

02:30:51.581 --> 02:30:54.415
متهم میکنم

02:31:10.137 --> 02:31:12.936
و‌ تو برث. تو لوسیل
تو ماری

02:31:13.040 --> 02:31:19.641
شماهایی ‌که خیلی ناجوانمردانه از مرگ شوهر هاتون
برادرهاتون و بچه هاتون سوءاستفاده کردید. متهم میکنم

02:31:25.589 --> 02:31:28.651
و تو دارمونت
برنارد شانتونین

02:31:28.760 --> 02:31:34.878
همه ی شماهایی که به خاطر طمع، با
کلاهبرداری از این جنگ سود کردید

02:31:36.469 --> 02:31:39.029
نمیتونید بشنوید؟ صدایی که شب ها
همراه باد شمالی میاد رو نمیشنوید؟

02:31:39.139 --> 02:31:44.306
:صدای میلیون ها نفر که با ناله داد میزنن
"متهم میکنم، متهم میکنم"

02:33:06.800 --> 02:33:09.100
ماریا لازار

02:33:34.100 --> 02:33:36.800
فرانسوا

02:33:39.419 --> 02:33:41.912
باشد که یک مراسم تشبیع جنازه ی
باشکوه شما را رهسپار دنیای بعدی کند

02:33:42.023 --> 02:33:47.190
و این گریه ها برای شخص نیست
برای زندگی از دست رفته اش است

02:33:47.296 --> 02:33:51.997
باور کنید، بعضی ها طوری میمیرند که
نمیتوان به دیگر مردگان، نام مرده داد

02:33:52.101 --> 02:33:55.095
پِیر کورنی
(تراژدی نویس فرانسوی)

02:34:00.512 --> 02:34:07.682
مرده ی بزرگ، زیر نور ماه
چیز های خیلی بیشتری گفت

02:34:07.788 --> 02:34:14.454
حرف هایی مرموز از آینده که زنده ها
توانایی درک آن را ندارند

02:34:14.560 --> 02:34:21.050
با این حال، حرف ها سرشار
از صلح و شادی بودند

02:34:38.225 --> 02:34:45.531
با صدا زدنشون آزارشون ندید
بذارید برن

02:34:45.634 --> 02:34:53.455
نگاه ‌کنید. اونا دارن ازتون
میخوان که شجاع باشید

02:35:24.248 --> 02:35:29.381
اونا از دوباره دیدنتون خوشحالن

02:35:29.487 --> 02:35:36.022
و میخوان به خواب آروم
و ابدیشون ادامه بدن

02:35:36.130 --> 02:35:40.973
و حالا میدونن که شما
ارزش مرگشون رو داشتید

02:35:41.130 --> 02:35:45.973
و بیهوده زندگیشون رو فدا نکردن

02:36:14.693 --> 02:36:22.889
آنها‌ دوباره صلیب هایی که روی قبرشان نصب میشوند را برداشتند و صلیب ها این بار روی شانه هایشان سبکی میکردند

02:37:48.057 --> 02:37:50.564
اینا خواب بودن؟

02:37:50.640 --> 02:37:54.207
اینا یه خواب ترسناک بودن؟

02:37:54.252 --> 02:37:57.861
خیالات بودن؟

02:38:05.478 --> 02:38:12.716
و آن بچه به جای ژان شعرنویسی را آموخت
تا بتواند زندگی اش را در قالب شعر بنویسد

02:38:15.800 --> 02:38:20.800
م

02:38:20.800 --> 02:38:29.800
مت

02:38:29.800 --> 02:38:33.800
مته

02:38:40.800 --> 02:38:45.800
متهم میکنم

02:39:18.000 --> 02:39:21.267
اون‌ دیوونه شده

02:39:45.729 --> 02:39:48.706
روز بعد

02:40:03.800 --> 02:40:06.300
ژان

02:40:31.800 --> 02:40:33.800
ژان

02:40:43.300 --> 02:40:45.800
"صلح طلبان"

02:41:24.655 --> 02:41:27.785
سرباز درون ژان، شاعر درونش را کُشت

02:41:27.893 --> 02:41:30.158
و او به اشعار احمقانه اش خندید

02:41:30.262 --> 02:41:37.365
اشعاری که زمانی خودش راجع به صلح و
خورشید و زیبایی های زندگی نوشته بود

02:41:45.782 --> 02:41:48.616
شعری در وصف خورشید

02:42:08.309 --> 02:42:13.776
صبر کن خورشید. صبر کن تا بین مرده ها"
"در‌ این شب غمگین ناپدید نشوم

02:42:13.883 --> 02:42:17.407
"و اگر دستم را به پنجره چسباندم"

02:42:17.538 --> 02:42:23.030
یعنی هوا دلگیر است و من"
"مرگ را ترجیح میدهم

02:42:23.107 --> 02:42:26.990
"مرگ‌ در جایی که در آن آواز میخوانم"

02:42:31.695 --> 02:42:35.146
من به عنوان یک شاعر"
"خوش ذوق و خوشبین به آنجا رفتم

02:42:35.308 --> 02:42:39.278
"لبخند، همواره روی صورتم بود"

02:42:39.419 --> 02:42:43.206
به عنوان یک سرباز برگشتم"
"یک انسان بی روح، یک شبح

02:42:43.284 --> 02:42:47.134
از‌ درون مزارم گریه میکنم"
"و سنگ قبرم را کنار می دهم

02:42:47.245 --> 02:42:50.547
"انگار زمین صدایم را میشوند"

02:43:06.714 --> 02:43:10.914
صدای من را به جای کسانی که"
"ازت سوءاستفاده کردند بشنو

02:43:11.019 --> 02:43:14.889
آیا ترسیده ای؟"
"سرخ شده ای؟

02:43:14.991 --> 02:43:19.225
من زمانی ژان دیاز بودم"
"اما خودم را عوض کردم

02:43:19.329 --> 02:43:23.665
نام زیبایم دیگر از بین رفته است"
"و نامم شده است متهم میکنم

02:43:23.768 --> 02:43:27.069
"و من تو را متهم میکنم‌ ای خورشید"

02:43:28.774 --> 02:43:31.802
"متهم به نور انداختن به این دوران ترسناک"

02:43:31.912 --> 02:43:36.044
"به صورت ساکت، بی تفاوت و ناراضی"

02:43:36.150 --> 02:43:40.053
مانند یک صورت زیبا که"
"زبانش بریده شده است

02:43:40.154 --> 02:43:46.316
متهمت میکنم به بی تفاوت بودن"
"و تماشا کردن همه چیز از بالا

02:43:46.340 --> 02:43:56.340
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:43:56.364 --> 02:44:08.364
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.