﻿WEBVTT

00:02:29.504 --> 00:02:46.704
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:48.028 --> 00:02:49.678
‫پدرت اینجاست.

00:02:50.364 --> 00:02:52.014
‫پرونده بسته شد.

00:03:09.319 --> 00:03:11.219
‫فردا اعلامیه‌ی رسمیش رو بهم میدن.

00:03:11.244 --> 00:03:14.153
‫- داستان جدیدی درست نمیشه؟
‫- نگران نباش. دیگه تموم شد.

00:03:14.178 --> 00:03:16.580
‫بعد از شهادت دامادم دیگه همه‌چی حل شد.

00:03:16.605 --> 00:03:21.262
‫خب می‌دونی دیگه لاروک
‫شهادت قربانی و این حرف‌ها....

00:03:22.557 --> 00:03:24.457
‫قربانی نبود.

00:03:24.658 --> 00:03:27.338
‫منظورم قربانی بی‌مبالاتی خودشه خانم.

00:03:45.890 --> 00:03:48.239
‫باید حتماً نظر خودتون رو
‫توی روزنامه‌ی یکشنبه بیان کنین.

00:03:48.264 --> 00:03:50.428
‫نه. چیزی برای گفتن وجود نداره.

00:03:50.482 --> 00:03:53.146
‫حالا که پرونده بهم خورده
‫دیگه همه‌چیز مشخصه.

00:03:53.171 --> 00:03:56.172
‫خدا رو شکر که تونستیم
‫مطالب روزنامه‌ها رو کنترل کنیم.

00:03:56.197 --> 00:03:57.888
‫اون داستان درباره‌ی دخترها...

00:03:57.913 --> 00:04:00.397
‫سکوت، کتمان، این‌ها بهترین چیزاند.

00:04:00.422 --> 00:04:04.365
‫من هرکاری که لازم باشه انجام میدم
‫هر بهایی هم که داشته باشه

00:04:04.390 --> 00:04:07.989
‫اما محض خاطر خانواده هم که شده
‫باید همه‌ش رو لاپوشونی کنیم.

00:04:09.661 --> 00:04:11.061
‫دیگه وقتشه.

00:04:21.400 --> 00:04:24.301
‫تو به قدر کافی به این خانواده آسیب زدی.

00:04:50.129 --> 00:04:53.280
‫آزاد! چی بیشتر از این می‌تونم بخوام؟

00:04:54.769 --> 00:04:58.640
‫اولین حرفی که برنارد میزنه چیه؟
‫کسی که شهادتش من رو نجات داد.

00:04:59.883 --> 00:05:02.586
‫با اعتراف به چی باید شروع کنم؟

00:05:03.794 --> 00:05:06.512
‫دیگران چجوری از پسش برمیان؟
‫اونایی که گناه خودشون رو می‌دونن؟

00:05:07.597 --> 00:05:10.513
‫من هیچوقت نمی‌خواستم جرمی
‫که بهش متهم شدم رو مرتکب بشم

00:05:11.258 --> 00:05:13.454
‫هیچوقت نمی‌دونستم به
‫کدوم سمت دارم هدایت میشم

00:05:13.494 --> 00:05:16.023
‫به دست اون نیروی
‫مجنونی که در درون من

00:05:16.549 --> 00:05:18.666
‫و بیرونم وجود داشت.

00:05:24.876 --> 00:05:29.095
‫باید برگردم عقب تا برسم به زمان نوجوونی؟

00:05:33.051 --> 00:05:34.701
‫آنا....

00:05:40.053 --> 00:05:43.325
‫باید اول در مورد اون به برنارد بگم.

00:05:43.350 --> 00:05:46.870
‫تا بتونه همه‌چیز رو از اول ببینه.

00:05:48.637 --> 00:05:51.279
‫ولی همه‌چیز واقعاً از کی شروع شد؟

00:06:15.988 --> 00:06:19.228
‫آرژولوز* انگار در انتهای زمین قرار داره.
‫(روستایی در فرانسه)

00:06:20.917 --> 00:06:26.331
‫بعد از آرژولوز و تا اقیانوس
‫هیچ چیزی نیست به جز

00:06:26.356 --> 00:06:32.627
‫هشتاد کیلومتر مدام مرداب و تالاب
‫با درخت‌های کاج سوزنی

00:06:33.636 --> 00:06:35.621
‫و زمین.

00:06:37.152 --> 00:06:41.873
‫برنارد دسکیرو خونه‌ی کناری
‫ما رو از پدرش به ارث برده بود.

00:06:42.953 --> 00:06:44.851
‫به محض شروع شدن تعطیلات

00:06:44.898 --> 00:06:47.396
‫من روزهای طولانی‌ام رو اینجا می‌گذروندم.

00:06:47.421 --> 00:06:50.051
‫تحت مراقبت زنی پیر و ناشنوا

00:06:50.076 --> 00:06:51.732
‫عمه کلارا.

00:07:06.701 --> 00:07:09.904
‫من از اون بازی که آنا
‫همیشه می‌کرد، متنفر بودم.

00:07:09.929 --> 00:07:12.154
‫معصوم و بی‌گناه بودم.

00:07:12.911 --> 00:07:15.099
‫اما همونجا می‌موندم.

00:07:15.278 --> 00:07:17.614
‫چون که از حضورش سیر نشده بودم.

00:07:20.990 --> 00:07:23.216
‫دیگه هیچوقت اونقدر شاد بودم؟

00:07:23.278 --> 00:07:25.250
‫اونقدر بی‌غل و غش؟

00:07:26.694 --> 00:07:29.522
‫من پاک بودم. مثل یه فرشته.

00:07:30.278 --> 00:07:32.385
‫اما یه فرشته‌ی سرشار از اشتیاق.

00:07:49.110 --> 00:07:52.679
‫برای پاک بودن مثل آنا
‫که توی صومعه بزرگ شده بود

00:07:53.710 --> 00:07:57.731
‫من نه به اون همه روبان
‫احتیاج داشتم و نه اون همه پرهیز

00:07:59.263 --> 00:08:03.171
‫خلوص اون تا حد زیادی از روی نادونی بود.

00:08:03.996 --> 00:08:07.138
‫خانم‌های صومعه‌ی "ساکره‌کور"
‫هزار مدل مانع و حجاب

00:08:07.192 --> 00:08:10.081
‫بین دخترهای اونجا با واقعیت قرار می‌دادند.

00:08:21.526 --> 00:08:23.176
‫فردا هم میای؟

00:08:23.201 --> 00:08:24.851
‫نه بابا، هر روز که نه.

00:08:25.757 --> 00:08:28.157
‫دست آخر مریض میشم.

00:08:30.265 --> 00:08:33.666
‫خب هیچ باید و نبایدی در کار
‫نیست، فقط کاری رو بکن که دلت میگه.

00:08:34.611 --> 00:08:36.511
‫این رو می‌ذاری سرجاش؟

00:08:37.090 --> 00:08:40.176
‫- پرنده‌ها رو میخوای؟
‫- نه، نه. واسه خودت.

00:08:40.872 --> 00:08:42.653
‫خب برو دیگه پس.

00:08:45.590 --> 00:08:48.285
‫- این خالیه دیگه؟
‫- معلومه.

00:08:48.621 --> 00:08:52.847
‫چه حیف شد که تو شکار
‫دوست نداری. خیلی حال میده.

00:09:29.537 --> 00:09:33.438
‫ترز! خیلی دور نرو.
‫میخوایم سفره بندازیم

00:09:33.744 --> 00:09:36.144
‫برنارد...

00:09:36.777 --> 00:09:38.292
‫برنارد...

00:09:39.167 --> 00:09:42.143
‫چطور تونستم تو رو به این
‫دنیای آشفته‌ی خودم راه بدم؟

00:09:42.932 --> 00:09:47.868
‫تو که آدمی بودی که به شدت اهل سادگیه

00:10:01.941 --> 00:10:05.113
‫نمیشه گفت که "ترز" خوشگله

00:10:05.160 --> 00:10:07.371
‫اما به نظر که مهم نیست.

00:10:07.511 --> 00:10:09.511
‫جذابیت‌هایی داره که جاش رو بگیره.

00:10:09.789 --> 00:10:12.925
‫ثروتمندترین دختر منطقه‌ست.
‫نیازی به خوشگلی نداره.

00:10:13.808 --> 00:10:17.792
‫متاسفانه همیشه یه
‫سیگار هم گوشه‌ی لبشه.

00:10:17.908 --> 00:10:20.406
‫اما ذات خیلی درستی داره.

00:10:20.431 --> 00:10:22.635
‫صادق و راستگو.

00:10:22.751 --> 00:10:24.783
‫خیلی طول نمی‌کشه که
‫برگردونیش به زندگی سالم.

00:10:24.933 --> 00:10:27.834
‫نمیشه گفت عقدیه که
‫توی آسمون‌ها بسته شده

00:10:28.733 --> 00:10:33.094
‫پدرش لاروک، ایرادات خودش رو داره
‫اما خیلی ارتباطات خوبی هم داره.

00:10:33.879 --> 00:10:36.736
‫چیزی که بیشتر از همه در
‫مورد ترز من رو نگران می‌کنه،

00:10:36.760 --> 00:10:38.768
‫هوش زیادیه که داره.

00:10:39.143 --> 00:10:42.425
‫نگرانم که با ترز، برنارد تو هم شاید ...

00:10:42.779 --> 00:10:44.709
‫مثلاً آنا رو در نظر بگیر

00:10:44.734 --> 00:10:46.132
‫اون خیلی حساس‌تر و ظریف‌تره.

00:10:46.157 --> 00:10:50.715
‫ولی تو پدر آنایی، نه پدر برنارد.
‫تعصب داری.

00:10:50.740 --> 00:10:53.342
‫من بینی دو تا بچه‌ی
‫خودم تفاوتی نمی‌بینیم.

00:10:53.522 --> 00:10:56.322
‫به هرحال، برنارد به زودی
‫درسش رو توی پاریس تموم می‌کنه.

00:10:56.347 --> 00:10:58.395
‫یادت نره که تحصیلات شوهر
‫باید همیشه بیشتر از زنش باشه.

00:11:00.120 --> 00:11:02.306
‫این حرفیه که شوهر بیچاره‌م قبلاً می‌گفت.

00:11:02.798 --> 00:11:04.647
‫شوهر بیچاره‌ات ...

00:11:04.672 --> 00:11:06.578
‫الان دیگه منم.

00:11:08.030 --> 00:11:10.053
‫تو اونقدر هم بیچاره نیستی.

00:11:10.154 --> 00:11:12.194
‫می‌دونی همین زمستون چقدر
‫پول واسه اسب خرج کردی؟

00:11:13.466 --> 00:11:16.625
‫گاهی فکر میکنم نکنه
‫ازدواج مجددم اشتباه بود.

00:11:16.650 --> 00:11:20.218
‫برنارد معمولاً نامه‌ای هم نمی‌نویسه.
‫به ترز منظورمه.

00:11:20.710 --> 00:11:22.764
‫دیگه خیلی احساساتی میشه. مگه نه؟

00:11:22.789 --> 00:11:25.232
‫برنارد بازم صبر می‌کنه
‫اما تو که ترز رو می‌شناسی

00:11:25.257 --> 00:11:27.795
‫بدجوری هم برنارد رو میخواد.

00:11:27.820 --> 00:11:30.497
‫میخواستم که باهاش ازدواج کنم. درسته.

00:11:31.273 --> 00:11:35.433
‫شاید اولش بیشتر برای اینکه دلم
‫میخواست همسر برادر آنا بشم.

00:11:35.457 --> 00:11:37.187
‫مثل خواهر بشیم.

00:12:24.421 --> 00:12:26.071
‫آنا هم بود.

00:12:26.943 --> 00:12:29.844
‫اما برای چی خجالت بکشم؟

00:12:30.204 --> 00:12:33.516
‫2000 هکتار زمین برنارد
‫هم واسم بی‌اهمیت نبود.

00:12:34.790 --> 00:12:38.225
‫بدون شک، مالکیت برنارد
‫بر چنین جنگل بزرگی

00:12:38.250 --> 00:12:39.835
‫من رو وسوسه کرده بود.

00:12:42.099 --> 00:12:46.250
‫شاید هم داشتم از حس پنهانی
‫و عمیق‌تری پیروی می‌کردم

00:12:46.275 --> 00:12:51.354
‫که توی ازدواج نه به
‫دنبال تسلط بود و نه مالکیت

00:12:52.245 --> 00:12:54.072
‫بلکه دنبال پناه بود.

00:13:01.871 --> 00:13:04.284
‫مراقب ته‌سیگارهات باش ترز.

00:13:04.309 --> 00:13:07.694
‫ممکنه آتیش بگیره و توی
‫زمین‌ها هم به زور آب پیدا شه.

00:13:19.836 --> 00:13:22.737
‫درسته که میگن سرخس،
‫اسید پروسیک داره؟

00:13:22.934 --> 00:13:25.746
‫اسید هیدروسیانیک، آره مثل اینکه داره.

00:13:25.771 --> 00:13:27.748
‫اما یه مقدار خیلی خیلی کم.

00:13:28.165 --> 00:13:30.473
‫انقدر نیست که مسموم بشی؟

00:13:30.498 --> 00:13:32.398
‫میخوای بمیری؟

00:13:36.961 --> 00:13:40.112
‫هنوز چندتا فکر بد اینجا هست.

00:13:41.939 --> 00:13:44.339
‫خب نابودشون کن، برنارد

00:13:44.991 --> 00:13:48.030
‫هیچوقت به آرامش انقدر نزدیک نبودم.

00:13:48.350 --> 00:13:51.223
‫یا چیزی که فکر می‌کردم آرامشه.

00:13:51.762 --> 00:13:54.496
‫مثل یه جور چرت زدن بود.

00:13:54.948 --> 00:13:57.252
‫خواب‌آلودگی قبل از بیدار شدن.

00:14:09.841 --> 00:14:12.241
‫اون روز طاقت‌فرسای عروسی

00:14:14.005 --> 00:14:17.840
‫صبح همون روز بود که برای
‫اولین بار حس گمشدگی داشتم.

00:15:41.982 --> 00:15:43.632
‫کجا داری میری؟

00:15:43.657 --> 00:15:45.057
‫پاریس.

00:15:51.652 --> 00:15:53.681
‫شب ازدواج‌مون...

00:15:54.925 --> 00:15:56.764
‫وحشتناک بود.

00:15:58.254 --> 00:15:59.934
‫خب نه...

00:15:59.988 --> 00:16:01.835
‫نه اونجور وحشتناک.

00:16:03.527 --> 00:16:06.465
‫وقتی توی شب به یه منظره‌ای نگاه می‌کنیم...

00:16:06.535 --> 00:16:09.236
‫تصور می‌کنیم که توی روز چه شکلیه.

00:16:09.792 --> 00:16:12.045
‫من اینجوری عشق رو کشف کردم.

00:16:13.403 --> 00:16:15.690
‫خودم رو زدن به مردن.

00:16:31.526 --> 00:16:32.926
‫خب...

00:16:34.427 --> 00:16:37.624
‫می‌دونی مامان در مورد آنا چی نوشته؟

00:16:37.798 --> 00:16:40.025
‫عاشق اون پسر آزودو شده.

00:16:44.344 --> 00:16:47.594
‫می‌دونی دیگه. اون پسر ناخوشه.

00:16:47.619 --> 00:16:49.484
‫به نظر جدی میاد.

00:16:49.539 --> 00:16:51.859
‫تو سه تا نامه ازش داری.
‫پس زود سر در میاریم.

00:16:52.318 --> 00:16:54.460
‫میخوام به ترتیب بخونم‌شون.

00:16:54.680 --> 00:16:56.523
‫و به تو هم نشون نمیدم.

00:16:56.548 --> 00:16:59.422
‫ای بابا، تو همه‌چی رو پیچیده می‌کنی.

00:17:01.185 --> 00:17:03.571
‫امیدوارم خانواده‌ی دگلیوم ندونن.

00:17:03.703 --> 00:17:06.103
‫پسر اونا ممکنه خیلی بهم بریزه.

00:17:07.400 --> 00:17:09.780
‫گفته بود تا 18 سالگی صبر می‌کنه.

00:17:10.985 --> 00:17:12.311
‫خب پس...

00:17:12.336 --> 00:17:15.256
‫تو باید باهاش حرف بزنی و سر عقل بیاریش

00:17:17.315 --> 00:17:19.632
‫پدر و مادرم روی تو حساب کردن.

00:17:19.835 --> 00:17:21.606
‫تو تاثیر زیادی روش داری.

00:17:22.029 --> 00:17:23.616
‫درسته واقعاً.

00:17:23.641 --> 00:17:25.928
‫وقتشه که برگردیم خونه.

00:17:25.953 --> 00:17:30.043
‫یه تلگرام می‌زنم و دو تا صندلی
‫برای قطار جنوب رزرو می‌کنم.

00:17:34.946 --> 00:17:36.871
‫از قصد اینکار رو می‌کنی؟

00:17:37.474 --> 00:17:39.708
‫منتظر چی هستی که
‫نامه‌ها رو بخونی پس؟

00:17:39.733 --> 00:17:42.147
‫منتظرم که تو بری.

00:17:55.965 --> 00:17:58.866
‫وقتی که دیدمش باورم
‫نمیشد خودش باشه.

00:17:59.443 --> 00:18:02.539
‫دنبال سگش می‌دوید و داد می‌زد.

00:18:03.542 --> 00:18:05.729
‫من مطمئنم که اصلاً مریض نیست.

00:18:05.807 --> 00:18:07.527
‫فقط خیلی محتاطه.

00:18:08.018 --> 00:18:10.541
‫تو الان ببینی، نمی‌شناسیش.

00:18:10.724 --> 00:18:14.123
‫وقتی هوا سرد بشه
‫ژاکتش رو براش می‌برم.

00:18:28.126 --> 00:18:31.027
‫جای دیدبانی شکار رو یادته؟

00:18:31.109 --> 00:18:35.818
‫تو جاهایی رو انتخاب کردی که من
‫توشون شادی بی‌نهایتی رو احساس کردم.

00:18:36.469 --> 00:18:38.212
‫عزیزم من رو ببخش.

00:18:38.237 --> 00:18:42.305
‫جوری دارم از خوشبختی حرف می‌زنم
‫انگار که تو هیچوقت تجربه‌اش نکردی.

00:19:13.226 --> 00:19:15.126
‫اون چنین شادی و لذتی رو تجربه کرد.

00:19:16.684 --> 00:19:19.567
‫پس من چی؟ من؟

00:19:24.767 --> 00:19:26.182
‫ردیفش کردم.

00:19:26.207 --> 00:19:27.596
‫فردا راه می‌افتیم.

00:19:28.354 --> 00:19:31.901
‫واسه وعده‌ی آخر هم
‫گور بابای پول

00:19:31.926 --> 00:19:33.776
‫می‌برمت بالای برج ایفل.

00:20:14.408 --> 00:20:15.806
‫چی شده؟

00:20:15.852 --> 00:20:17.234
‫غذا نمی‌خوری؟

00:20:17.259 --> 00:20:19.861
‫حیفه که غذامون بمونه

00:20:19.886 --> 00:20:21.501
‫اونم با این قیمت!

00:20:24.075 --> 00:20:26.298
‫داشتم به آنا کوچولو فکر می‌کردم.

00:20:26.687 --> 00:20:29.039
‫چه بانمک. من کلاً یادم رفته بود.

00:20:29.064 --> 00:20:31.362
‫چون که تو همه‌چی رو
‫توی دست گرفتی دیگه.

00:20:32.863 --> 00:20:36.705
‫موندم که چرا پدر و مادرت
‫مخالف این ازدواج‌اند؟

00:20:36.730 --> 00:20:39.168
‫خانواده‌ی آزودو که
‫ثروتمندتر از دگلیوم‌ها هستن..

00:20:39.293 --> 00:20:41.595
‫تو که می‌دونی یهودی‌اند.

00:20:41.620 --> 00:20:43.845
‫مامان پدر آزودوها رو می‌شناخت.

00:20:43.870 --> 00:20:46.198
‫نذاشت بچه‌هاش رو غسل تعمید کنن.

00:20:46.223 --> 00:20:48.454
‫هرچی بیشتر بهش فکر
‫می‌کنم، کمتر متوجه میشم.

00:20:48.479 --> 00:20:50.019
‫حتی از نقطه نظر تو.

00:20:50.044 --> 00:20:52.325
‫چون می‌دونی که هیچکس
‫توی بوردو قدیمی‌تر از

00:20:52.350 --> 00:20:55.184
‫اون خانواده‌های یهودی پرتغالی نیست.

00:20:57.019 --> 00:21:00.958
‫آزودوها خیلی جلوتر بودن
‫از اجداد چوپان و بدبخت ما که

00:21:00.983 --> 00:21:04.384
‫لب باتلاق‌هاشون وایساده
‫بودن و از تب می‌لرزیدند.

00:21:04.416 --> 00:21:06.680
‫ترز، فقط واسه سرگرمی
‫خودت بحث راه ننداز

00:21:06.705 --> 00:21:09.337
‫همه‌ی یهودی‌ها خیلی
‫خودشون رو دست بالا می‌گیرند.

00:21:09.362 --> 00:21:11.428
‫اون‌ها خانواده‌ی مریضی‌اند
‫که بچه‌هاشون هم بیمار میشن.

00:21:12.493 --> 00:21:15.032
‫خب بابابزرگ تو از چی مرد؟

00:21:15.165 --> 00:21:17.859
‫یا اصلاً عمه کلارا. تا
‫حالا به اون نگاه کردی؟

00:21:17.884 --> 00:21:20.206
‫خیلی زیاده‌روی نکن ترز.

00:21:20.509 --> 00:21:23.476
‫نباید راجع به خانواده‌ی
‫خودمون جوک بسازی که.

00:21:23.501 --> 00:21:27.625
‫خانواده‌ی ما به چیزهایی که
‫نمی‌دونند یا نمی‌بینند،اهمیتی نمیدن.

00:21:27.799 --> 00:21:30.518
‫اون‌ها استاد لاپوشونی کردن همه‌چیزن.

00:21:30.543 --> 00:21:32.699
‫قایم کردن رازهای ناجورشون.

00:21:33.150 --> 00:21:36.158
‫بدون خدمتکارها ما هم چیزی نمی‌دونستیم.

00:21:36.189 --> 00:21:38.532
‫شانس آوردیم اون‌ها بودن.

00:21:40.895 --> 00:21:42.729
‫من جوابی ندارم.

00:21:42.754 --> 00:21:45.700
‫وقتی می‌افتی روی دور، دیگه
‫بهتره آدم بذاره حرفت تموم شه.

00:21:45.825 --> 00:21:47.608
‫ولی توی خونه کسی تحمل نمی‌کنه.

00:21:47.633 --> 00:21:50.354
‫دیگه در مورد تاریخچه‌ی
‫خانوادگی شوخی نکن.

00:21:56.839 --> 00:21:58.768
‫هی ترز!

00:21:58.987 --> 00:22:01.237
‫اینجوری قیافه نگیر.

00:22:01.276 --> 00:22:03.147
‫اگه خودت رو می‌دیدی...

00:22:05.044 --> 00:22:06.698
‫داشتم می‌خندیدم.

00:22:06.723 --> 00:22:09.149
‫خیلی خنگی عزیزم.

00:22:21.733 --> 00:22:24.202
‫خیال نمی‌کنند غریبه‌ها چه فکری می‌کنند؟

00:22:24.444 --> 00:22:25.850
‫چه خجالت آور!

00:22:26.154 --> 00:22:29.055
‫اونا هم همینجوری ما رو قضاوت می‌کنند.

00:22:32.089 --> 00:22:35.240
‫تعجب می‌کردم که این مرد
‫ماخوذ به حیا  همونی بود که

00:22:35.265 --> 00:22:40.161
‫شب‌ها باید صبورانه بخاطر ابتکاراتی
‫که به خرج میداد رنج می‌بردم.

00:23:39.609 --> 00:23:42.510
‫این دختره‌ی احمق، خیال
‫می‌کنه که خوشبختی واقعیت داره.

00:23:42.776 --> 00:23:46.677
‫اون همه لازم داره که مثل
‫من بفهمه اینطور نیست.

00:23:52.479 --> 00:23:54.893
‫حتی اگه هیچ چیز مشترکی
‫هم باهم نداشته باشیم

00:23:54.918 --> 00:23:56.807
‫حداقل این رو باید داشته باشیم دیگه

00:23:56.832 --> 00:23:58.380
‫تنهایی‌مون رو.

00:23:58.405 --> 00:24:01.082
‫و قطعاً عشق نه...

00:24:01.421 --> 00:24:03.343
‫عشق برای آنا نه...

00:24:03.420 --> 00:24:05.295
‫عشق نه.

00:24:08.120 --> 00:24:11.521
‫برنارد تا اینجای کار به حرف‌هام گوش میده؟

00:24:11.919 --> 00:24:15.531
‫وقتی به اینجایی رسیدم که الان هستم
‫باید به یادش بیارم ...

00:24:15.647 --> 00:24:20.548
‫اون چند هفته‌ی اولی
‫رو که توی سنت کلر ،

00:24:20.573 --> 00:24:22.361
‫با خانواده‌ی جدیدم گذروندم.

00:24:42.275 --> 00:24:44.476
‫حواست رو بده به غذات.

00:24:52.334 --> 00:24:54.741
‫تو هم همینطور ترز. غذات رو بخور.

00:24:54.766 --> 00:24:56.896
‫توی شرایط تو، باید خوب غذا بخوری.

00:25:13.892 --> 00:25:16.454
‫اصلاً بهش توجهی نکن.

00:25:16.665 --> 00:25:19.063
‫من میخوام نازش رو
‫بکشم ولی خودش نمی‌خواد.

00:25:19.415 --> 00:25:21.681
‫با توجه به شرایطی که داره

00:25:21.706 --> 00:25:23.783
‫حالت تهوعش کاملاً قابل طبیعیه.

00:25:28.090 --> 00:25:30.512
‫یادمه وقتی سر تو حامله بودم

00:25:31.222 --> 00:25:33.822
‫هی باید یه توپ پلاستیکی بو می‌کردم.

00:25:33.847 --> 00:25:37.284
‫چون تنها راهی بود که
‫حالم رو رو به راه می‌کرد.

00:25:46.225 --> 00:25:47.876
‫این‌ها چه‌شون شده؟

00:25:47.901 --> 00:25:49.917
‫تمومه! آنا باید بره بیاریتز

00:25:49.947 --> 00:25:51.805
‫اونجا پیش خواهرم بمونه.

00:25:51.830 --> 00:25:53.072
‫در مورد پسر آزودو هم ...

00:25:53.097 --> 00:25:55.228
‫ترز سر عقل میارتش.

00:26:04.318 --> 00:26:05.875
‫ترز...؟

00:26:05.900 --> 00:26:08.300
‫کجا رفتی؟

00:26:08.488 --> 00:26:10.388
‫اینجام، روی نیمکت.

00:26:22.712 --> 00:26:24.362
‫بغلم کن ترز.

00:26:27.174 --> 00:26:28.824
‫ناراحتی عزیزدلم؟

00:26:31.394 --> 00:26:33.044
‫نه، امشب نه.

00:26:34.270 --> 00:26:37.671
‫می‌دونم بالاخره به هر
‫طریقی شده با اون خواهم بود.

00:26:38.676 --> 00:26:41.577
‫چیزی که مهمه اینه که
‫اون هم این رو می‌دونه.

00:26:42.053 --> 00:26:44.453
‫و تو قراره بهش بگی.

00:26:44.924 --> 00:26:47.190
‫توی این سفر تصمیمم رو گرفتم.

00:26:47.377 --> 00:26:50.256
‫وقتی برگردم دیگه با ژان خواهم بود.

00:26:52.994 --> 00:26:54.455
‫بهم گفت که

00:26:54.480 --> 00:26:56.742
‫تو تنها چیزی هستی که بخاطرش زندگی می‌کنم.

00:26:57.636 --> 00:26:59.472
‫یه بار دیگه هم گفت ...

00:27:00.425 --> 00:27:03.908
‫عشق‌مون تنها چیزیه که
‫این لحظه برام اهمیت داره.

00:27:08.111 --> 00:27:09.507
‫این لحظه...

00:27:11.487 --> 00:27:15.404
‫چی شده؟ فکر می‌کنی فقط در
‫مورد همون لحظه حرف می‌زده؟

00:27:16.570 --> 00:27:19.417
‫لازم نبود که از ناراحتیش بپرسم.

00:27:19.442 --> 00:27:22.249
‫می‌تونستم صدای رنج کشیدنش
‫رو از پشت سایه‌ها بشنوم.

00:27:22.578 --> 00:27:24.478
‫چرا باید دلم بسوزه؟

00:27:25.426 --> 00:27:27.645
‫حتماً خیلی قشنگه که عاشق باشی.

00:27:27.715 --> 00:27:29.676
‫که عاشقت باشن.

00:27:41.070 --> 00:27:43.220
‫داری گریه می‌کنی ترز؟

00:27:44.688 --> 00:27:46.588
‫بخاطر منه؟

00:27:49.604 --> 00:27:51.754
‫دوستم داری. مگه نه؟

00:28:03.209 --> 00:28:05.609
‫زیر سرم حرکتش رو حس می‌کنم.

00:28:06.271 --> 00:28:08.785
‫چند روزه که هی تکون می‌خوره.

00:28:10.518 --> 00:28:11.918
‫بچه رو میگی؟

00:28:15.390 --> 00:28:16.858
‫الان هم زنده‌ست.

00:28:43.343 --> 00:28:45.039
‫توی آرژولوز...

00:28:45.203 --> 00:28:47.359
‫بعد از رفتن آنا ...

00:28:47.398 --> 00:28:49.694
‫من باید با آزودو سر و کله می‌زدم.

00:28:50.486 --> 00:28:53.735
‫اولین علائم وسواس فکری برنارد
‫همون موقع خودش رو نشون داد.

00:28:53.760 --> 00:28:55.857
‫یه وسواس خیلی رایج بین آدم‌هایی مثل اون.

00:28:56.486 --> 00:28:58.115
‫ترسش از مرگ.

00:29:03.939 --> 00:29:05.431
‫چی شده؟

00:29:05.470 --> 00:29:06.900
‫حالت خوبه؟

00:29:07.290 --> 00:29:10.191
‫نمی‌تونی تصور کنی چی
‫دارم از سر می‌گذرونم.

00:29:11.674 --> 00:29:13.574
‫حسش می‌کنی؟

00:29:14.259 --> 00:29:16.311
‫ضربان قبل نامنظم.

00:29:17.332 --> 00:29:19.796
‫چرا برنمی‌گردی بوردو که یه چکاپ بدی؟

00:29:19.821 --> 00:29:21.503
‫نه نمی‌خواد.

00:29:21.590 --> 00:29:23.207
‫انقدر جدی نیست.

00:29:25.705 --> 00:29:28.065
‫دکتر پدمی گفت از اعصابه.

00:29:28.666 --> 00:29:31.781
‫خب پس...
‫اگه دکتر گفته هیچی نیست!

00:29:31.930 --> 00:29:34.039
‫نگفتش که هیچی نیست.

00:29:34.064 --> 00:29:36.386
‫گفت از اعصابمه.

00:30:28.958 --> 00:30:31.357
‫راجع به پسر آزودو فکر کردی؟

00:30:32.449 --> 00:30:33.978
‫قلب تو ...

00:30:34.285 --> 00:30:36.449
‫اصلاً درباره‌ی قلبم حرفی نزن.

00:30:36.474 --> 00:30:39.539
‫همین که بهش اشاره
‫می‌کنی دوباره شروع میشه.

00:30:39.693 --> 00:30:42.344
‫همین ثابت می‌کنه از اعصابمه.

00:30:43.849 --> 00:30:46.169
‫تو هم همین فکر رو می‌کنی؟

00:30:47.101 --> 00:30:49.116
‫شاید...

00:30:49.363 --> 00:30:52.924
‫پدرت هم بخاطر بیماری قلبی فوت کرد.

00:30:53.176 --> 00:30:55.059
‫توی همین سن!

00:30:56.672 --> 00:31:00.073
‫معلومه که قلب خانواده‌ی
‫دسکیرو، نقطه ضعف‌شونه.

00:31:00.098 --> 00:31:02.450
‫چی داری میگی؟

00:31:02.512 --> 00:31:04.996
‫بابابزرگم تا نود سالگی عمر کرد.

00:31:06.172 --> 00:31:07.951
‫خیلی بانمکی برنارد.

00:31:07.976 --> 00:31:09.679
‫با این ترسی که از مرگ داری.

00:31:10.112 --> 00:31:13.619
‫هیچوقت مثل من احساس درموندگی نکردی؟

00:31:15.495 --> 00:31:18.188
‫هیچوقت فکر نکردی که
‫زندگی ما همین حالا هم

00:31:18.213 --> 00:31:20.479
‫خیلی شبیه به مرگه؟

00:31:20.504 --> 00:31:22.972
‫چه حرف‌هایی می‌زنی!

00:31:22.997 --> 00:31:24.949
‫فکر کردی این جوابای
‫مسخره خیلی هوشمندانه‌ست؟

00:31:24.974 --> 00:31:27.686
‫تو به طور سیستماتیک فقط طرف
‫مخالف هر چیزی رو می‌گیری.

00:31:27.711 --> 00:31:30.088
‫خب آخه با من که نباید بحث کنی.

00:31:30.113 --> 00:31:32.612
‫بهتره انرژیت رو نگه داری
‫واسه وقتی آزودو رو می‌بینی.

00:31:33.721 --> 00:31:37.122
‫می‌دونی که اواسط اکتبر از ویلمجا میره.

00:31:38.876 --> 00:31:41.094
‫اواسط اکتبر...

00:31:41.119 --> 00:31:43.510
‫بعد از یه شب خیلی بد ...

00:31:43.984 --> 00:31:47.445
‫برنارد مستقیم به بوردو رفت تا معاینه بشه.

00:31:48.719 --> 00:31:52.370
‫اولین کبوترهای جنگلی
‫بالای سرمون پرواز می‌کردن.

00:31:53.624 --> 00:31:56.775
‫تصمیم گرفتم به اون نقطه‌ی
‫متروک دیدبانی برای شکار برم.

00:31:56.838 --> 00:32:00.019
‫برخلاف کاری که همیشه
‫توی فصل شکار می‌کردم.

00:32:00.044 --> 00:32:02.623
‫و من احتیاط لازم برای
‫رفتن به جنگل رو نداشتم.

00:32:02.648 --> 00:32:05.229
‫جایی هست که باید وایسی و سوت بزنی.

00:32:06.848 --> 00:32:09.153
‫وقتی یه سوت بلند در جواب تو زده بشه

00:32:09.178 --> 00:32:11.504
‫یعنی باید قایم شی.

00:32:21.488 --> 00:32:24.389
‫یه دسته پرنده لای
‫شاخه‌های بلوط پناه گرفتند.

00:32:51.686 --> 00:32:53.903
‫خوشحالم که بالاخره می‌بینم‌تون خانم.

00:32:53.928 --> 00:32:55.959
‫خیلی در مورد شما شنیدم.

00:32:55.984 --> 00:32:58.465
‫منم در مورد شما شنیدم.

00:32:58.863 --> 00:33:00.176
‫خیلی خیلی زیاد.

00:33:00.976 --> 00:33:03.302
‫از طرف آنا به گمونم.

00:33:03.327 --> 00:33:05.573
‫خواهر همسرتون.

00:33:05.598 --> 00:33:07.723
‫بله آقا. از طرف آنا.

00:33:09.973 --> 00:33:13.650
‫می‌دونی که دردسر زیادی برای
‫یه خانواده‌ی محترم درست کردی؟

00:33:14.469 --> 00:33:17.727
‫خیال می‌کنی هیچوقت
‫اجازه‌ی چنین وصلتی رو بدن؟

00:33:17.979 --> 00:33:20.603
‫پس شما فکر کردین من
‫میخوام باهاش ازدواج کنم؟

00:33:20.712 --> 00:33:22.984
‫که آرزوی چنین افتخاری رو دارم؟

00:33:23.235 --> 00:33:26.131
‫ازدواج کنم؟ من؟

00:33:26.156 --> 00:33:27.703
‫توی این سن؟

00:33:27.728 --> 00:33:29.430
‫فکرش رو هم نکنین خانم.

00:33:29.455 --> 00:33:31.602
‫ولی آنا بهش فکر کرده.

00:33:32.232 --> 00:33:34.484
‫هنوزم بهش فکر می‌کنه.

00:33:34.681 --> 00:33:37.582
‫اون غمگینه. اون هم بخاطر تو.

00:33:38.916 --> 00:33:41.066
‫غمگینه؟

00:33:41.829 --> 00:33:43.729
‫فوق‌العاده‌ست.

00:33:44.418 --> 00:33:47.114
‫من از آوازه‌ی شما خبر دارم خانوم.

00:33:47.160 --> 00:33:50.164
‫می‌دونم که چه چیزهایی در موردتون میگن.

00:33:51.090 --> 00:33:53.991
‫شما شبیه به آدم‌های این دور و بر نیستین.

00:33:54.961 --> 00:33:59.668
‫قبل از اینکه آنا چنین بحث‌های ناخوشایندی
‫رو توی خونه‌های قدیمی آرژولوز راه بندازه

00:34:00.565 --> 00:34:03.466
‫من بهش یه سری توهماتی منتقل کردم.

00:34:03.995 --> 00:34:06.646
‫برای اینکه نذارم امیدش رو از دست بده.

00:34:07.325 --> 00:34:10.726
‫من باید از حرف‌های ژان
‫آزودو عصبانی می‌شدم،

00:34:10.751 --> 00:34:12.024
‫اما...

00:34:12.049 --> 00:34:13.916
‫اما ذهن باز و روشنی داشت

00:34:13.962 --> 00:34:15.931
‫که از دید من جدید بود.

00:34:16.633 --> 00:34:20.335
‫فکر کنین من بتونم از یه دختر
‫کوچولو توی پاریس مراقبت کنم!

00:34:20.360 --> 00:34:21.524
‫پاریس؟

00:34:21.797 --> 00:34:22.860
‫بله.

00:34:22.885 --> 00:34:24.960
‫من به دانشگاه دولتی رفتم

00:34:24.985 --> 00:34:27.858
‫و دارم مدرک فلسفه‌ام رو
‫از دانشگاه سوربن می‌گیرم.

00:34:30.044 --> 00:34:32.194
‫همه‌چی بستگی به خودم داره.

00:34:33.833 --> 00:34:35.800
‫می‌تونم تا خونه همراهی‌تون کنم؟

00:34:35.825 --> 00:34:37.460
‫البته اگه ناراحت نمی‌شین!

00:34:37.485 --> 00:34:39.385
‫نه اتفاقاً برعکس.

00:34:55.898 --> 00:34:57.992
‫اینجا خیلی حوصله‌م سر میره.

00:34:58.017 --> 00:35:00.590
‫روزشماری می‌کنم تا برم پاریس.

00:35:01.931 --> 00:35:04.263
‫ولی حس می‌کنم که
‫می‌تونم با شما صحبت کنم.

00:35:04.288 --> 00:35:07.326
‫کی دیگه این دور و بر هست
‫که بتونم باهاش در مورد...

00:35:07.351 --> 00:35:09.135
‫چخوف مثلاً حرف بزنم؟

00:35:10.435 --> 00:35:12.696
‫دارم نمایشنامه‌هاش رو دوباره می‌خونم.

00:35:12.721 --> 00:35:14.728
‫- از چخوف خوشتون میاد؟
‫- آره معلومه.

00:35:14.791 --> 00:35:16.305
‫نمایشنامه‌ی مرغ دریایی و

00:35:16.330 --> 00:35:18.149
‫خصوصاً باغ آلبالو.

00:35:18.249 --> 00:35:21.774
‫من فکر کنم که سه خواهر
‫رو به باغ آلبالو ترجیح میدم.

00:35:21.799 --> 00:35:25.135
‫فکر می‌کنم توی توصیفاتش عمیق‌تر میشه و

00:35:25.205 --> 00:35:29.771
‫و چیزهایی رو برانگیخته
‫می‌کنه که جفت‌مون می‌دونیم.

00:35:30.044 --> 00:35:32.945
‫شاید شما بهتر از من هم بدونین خانم.

00:35:36.232 --> 00:35:37.756
‫این روستا...

00:35:38.528 --> 00:35:40.428
‫این گرما...

00:35:42.700 --> 00:35:46.933
‫یه ولایت غیرقابل
‫تحمل که آدم رو له می‌کنه.

00:36:01.461 --> 00:36:04.112
‫من دارم از اکاترینبورگ
‫(شهری در روسیه) می‌رم.

00:36:06.190 --> 00:36:08.841
‫بالاخره می‌رم به مسکو.(پایتخت روسیه)

00:36:11.113 --> 00:36:14.014
‫منظورم اینه که دارم از آرژولوز میرم.

00:36:35.630 --> 00:36:38.468
‫- خب رسیدیم
‫- به همین زودی.

00:36:38.493 --> 00:36:40.441
‫لطف کردین که مسیرتون
‫رو به خاطر من دور کردین.

00:36:40.466 --> 00:36:42.801
‫نه اصلاً. از این طرف برمی‌گردم ویلمجا.

00:36:43.447 --> 00:36:45.189
‫و آنا چی؟

00:36:45.214 --> 00:36:46.930
‫در مورد آنا حرفی نزدیم.

00:36:46.955 --> 00:36:49.297
‫خب ما این مسئله‌ی کوچیک رو یادمون رفت.

00:36:49.322 --> 00:36:52.656
‫دیگه دست ما نیست که
‫بحث‌مون از کجاها سر در بیاره.

00:36:53.641 --> 00:36:56.694
‫اگه دوست داشته باشین می‌تونیم باز
‫هم رو ببینیم و در مورد آنا صحبت کنیم.

00:36:56.719 --> 00:36:58.001
‫کی وقت دارین ؟

00:36:58.026 --> 00:36:59.722
‫هرچه زودتر بهتر.

00:36:59.747 --> 00:37:01.471
‫ما باید یه تصمیمی در مورد آنا بگیریم.

00:37:01.496 --> 00:37:03.206
‫یه برنامه‌ای داشته باشیم.

00:37:03.230 --> 00:37:05.236
‫چهارشنبه خوبه؟

00:37:05.261 --> 00:37:07.090
‫همین ساعت؟ همینجا؟

00:37:11.055 --> 00:37:12.370
‫خداحافظ.

00:37:12.489 --> 00:37:13.639
‫بیا.

00:37:22.430 --> 00:37:26.313
‫ژان آزودو اولین مردی بود که می‌دیدم

00:37:26.414 --> 00:37:28.982
‫که عقل و دانش معنایی براش داره.

00:37:30.065 --> 00:37:33.216
‫چقدر زود اون پیاده‌روی تموم شد.

00:37:38.851 --> 00:37:41.508
‫تا داروخونه‌ها بازه سریع برو سنت کلر

00:37:41.533 --> 00:37:44.453
‫نگران نباشین آقا. کلی
‫نسخه‌ی دیگه هم دارم.

00:37:44.478 --> 00:37:45.829
‫عه بالاخره پیدا شد.

00:37:46.517 --> 00:37:48.417
‫من خوبم ترز.

00:37:48.442 --> 00:37:50.348
‫مردی مثل من ...

00:37:50.442 --> 00:37:52.831
‫خیلی کم‌خون که به نظر نمیام؟

00:37:52.887 --> 00:37:55.512
‫یه سری دارو واسم تجویز شده.

00:37:55.566 --> 00:37:58.426
‫شربت فاولر و آرسنیک هم هست.

00:38:23.166 --> 00:38:25.346
‫می‌دونی اتفاقی کی رو دیدم؟

00:38:25.371 --> 00:38:27.400
‫اون بالا دم دیدبانی؟

00:38:27.425 --> 00:38:29.399
‫پسرِ آزودو.

00:38:30.101 --> 00:38:31.843
‫حرفم زدین؟

00:38:32.320 --> 00:38:34.412
‫حرفم زدیم. آره. خیلی هم حرف زدیم.

00:38:34.437 --> 00:38:36.812
‫خب مشکلی هم در
‫مورد این مسئله داشت؟

00:38:36.859 --> 00:38:38.960
‫نه بابا.

00:38:39.030 --> 00:38:42.255
‫ژان آزودو اصلاً به ازدواج
‫با آنا فکر هم نکرده بود.

00:38:42.669 --> 00:38:44.778
‫فکر هم نکرده بود؟

00:38:44.803 --> 00:38:45.995
‫ژان آزودو؟

00:38:46.020 --> 00:38:48.995
‫هه، اینو!
‫شنیدی عمه کلارا؟

00:38:49.020 --> 00:38:50.590
‫پسر آزودو...

00:38:50.621 --> 00:38:54.779
‫به ازدواج با آنا حتی فکر هم نکرده بود.

00:38:54.804 --> 00:38:56.608
‫شانس آوردیم. نه؟

00:38:56.633 --> 00:38:58.210
‫شانس آوردیم. آره.

00:38:58.280 --> 00:39:01.178
‫همیشه می‌دونستم که
‫تو هیچ مشکلی نداری.

00:39:02.180 --> 00:39:05.469
‫یه آزودویی که نمی‌خواد
‫با آنا دلاتروا ازدواج کنه.

00:39:05.515 --> 00:39:07.034
‫دیوونه‌ای توام!

00:39:07.671 --> 00:39:10.070
‫خودش می‌دونه که هیچ شانسی نداره.

00:39:10.095 --> 00:39:12.636
‫چرا ریسک کنی وقتی که مطمئنی می‌بازی؟

00:39:12.812 --> 00:39:15.463
‫تو هنوز خیلی ساده‌ای عزیزدلم.

00:39:15.850 --> 00:39:18.101
‫بچه‌ها... شام آماده‌ست.

00:39:25.014 --> 00:39:27.915
‫بارهای دیگه‌ای هم ژان آزودو رو دیدم؟

00:39:29.063 --> 00:39:31.368
‫من فقط اون باری رو یادمه که باهم

00:39:31.445 --> 00:39:34.273
‫اون نامه رو برای آنای طفلکی نوشتیم.

00:39:34.298 --> 00:39:36.217
‫پسره‌ی ساده مثلاً
‫می‌خواست با چندتا کلمه

00:39:36.242 --> 00:39:38.396
‫با مهربونی اون رو از خودش برونه.

00:39:38.496 --> 00:39:42.059
‫اما من بدون اینکه چیزی بهش بگم می‌تونستم

00:39:42.136 --> 00:39:44.285
‫تمام بی‌رحمی توی اون نامه رو ببینم.

00:39:46.656 --> 00:39:48.055
‫خوبه.

00:39:50.367 --> 00:39:52.788
‫یه کار درست انجام شد.

00:39:52.813 --> 00:39:54.624
‫قدم بزنیم؟

00:40:07.493 --> 00:40:11.391
‫اون روزی گفتی که آدم همیشه باید خودش باشه.

00:40:11.416 --> 00:40:13.365
‫ولی ما ....

00:40:13.489 --> 00:40:16.116
‫فقط می‌تونیم چیزی باشیم
‫که از خودمون می‌سازیم.

00:40:16.141 --> 00:40:18.385
‫این چیزیه که من از فلسفه یاد گرفتم.

00:40:18.659 --> 00:40:22.388
‫کلمات پیندار که نیچه هم قبول داره
‫و دوبوس ازش نقل کرده

00:40:22.489 --> 00:40:24.388
‫تبدیل به کسی شو که هستی.

00:40:25.683 --> 00:40:29.386
‫و اگه محکوم به این باشی که تا
‫روز مرگ به خودت دروغ بگی چی؟

00:40:30.509 --> 00:40:32.548
‫تعداد کمی مقاومت می‌کنند.

00:40:32.573 --> 00:40:35.710
‫و مسائلی رو به وجود میارن
‫که خانواده‌ها لاپوشونی می‌کنند.

00:40:36.470 --> 00:40:39.836
‫همونطور که این دور و
‫بر میگن، باید سکوت کنی.

00:40:39.861 --> 00:40:41.595
‫بله.

00:40:41.696 --> 00:40:46.382
‫گاهی از خودم در مورد عمو یا
‫پدربزرگ و مادربزرگم می‌پرسم

00:40:46.669 --> 00:40:50.567
‫کسایی که عکس‌شون از
‫آلبوم خانوادگی حذف شده

00:40:51.474 --> 00:40:54.076
‫و هیچوقت هم هیچ جوابی نگرفتم

00:40:54.284 --> 00:40:55.954
‫به جز اینکه ناپدید شدن.

00:40:56.470 --> 00:40:58.869
‫ناپدیدشون کردن.

00:41:00.626 --> 00:41:04.743
‫ترز ما یه عالم پرنده گرفتیم. یه عالمه.

00:41:04.782 --> 00:41:07.342
‫ترز بیا ببین. چندتا برای تو آوردم.

00:41:07.367 --> 00:41:09.875
‫بیا ببین چقدر قشنگن.

00:41:15.193 --> 00:41:17.746
‫اولش روزمون خیلی بد شروع شد.

00:41:17.771 --> 00:41:20.122
‫در حدی که به بالیون گفتم واسه
‫این فصل دیگه خیلی دیر شده.

00:41:20.222 --> 00:41:23.870
‫گفتم دیگه پرنده‌ی مهاجری باقی نمونده.
‫ولی حول و حوش ساعت یازده...

00:41:26.406 --> 00:41:28.236
‫"خود" بودن.

00:41:29.367 --> 00:41:33.367
‫برنارد هیچوقت نمی‌تونه درک
‫کنه که من اون شب چه حسی داشتم.

00:41:33.392 --> 00:41:35.766
‫توی اتاق غذاخوری توی آرژولوز...

00:41:35.928 --> 00:41:38.490
‫بعد از رفتن ژان آزودو.

00:41:38.514 --> 00:41:54.614
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:42:04.255 --> 00:42:06.250
‫برای سلامتیم.

00:42:44.439 --> 00:42:47.064
‫ترز قهوه نخور دیگه.

00:42:47.157 --> 00:42:49.595
‫برای بچه خوب نیست که.

00:42:56.310 --> 00:42:58.394
‫از چشم این خانواده ...

00:42:58.419 --> 00:43:00.592
‫فقط بچه‌ای که براشون میاوردم مهم بود.

00:43:01.294 --> 00:43:03.784
‫شک ندارم اگه موقع زایمان
‫کار به جاهای باریک می‌کشید

00:43:03.809 --> 00:43:06.340
‫من رو بخاطر بچه قربانی می‌کرد.

00:43:06.730 --> 00:43:10.339
‫داشتم وجود مستقل خودم
‫رو از دست می‌دادم.

00:43:35.289 --> 00:43:37.138
‫شب بخیر آقا.

00:43:37.163 --> 00:43:38.452
‫شب بخیر خانم.

00:43:38.477 --> 00:43:39.823
‫خوب بخوابین.

00:43:39.848 --> 00:43:41.905
‫ممنون بالیونته.

00:44:32.930 --> 00:44:37.578
‫چجوری می‌تونم اون شب
‫اکتبر رو از خاطراتم خط بزنم؟

00:44:55.182 --> 00:44:56.789
‫اون کجاست؟

00:45:01.510 --> 00:45:03.003
‫چجوری اومدی اینجا؟

00:45:03.028 --> 00:45:05.305
‫دیگه بلدم خودم تنهایی سوار قطار شم.

00:45:06.276 --> 00:45:08.675
‫خب آره. از بیاریتز فرار کردم.

00:45:08.708 --> 00:45:09.946
‫ژان کجاست؟

00:45:09.971 --> 00:45:12.379
‫پاریس. مگه نمی‌دونی؟
‫فکر کردم برات نامه نوشته.

00:45:12.404 --> 00:45:14.803
‫اون نامه ...

00:45:15.839 --> 00:45:17.747
‫حرفت رو باور ندارم.

00:45:17.785 --> 00:45:20.252
‫قرار بود تا عید مقدسات اینجا بمونه.

00:45:20.277 --> 00:45:22.556
‫داری دروغ میگی. مثل
‫همیشه که دروغ گفتی.

00:45:22.581 --> 00:45:24.221
‫این انصاف نیست.

00:45:24.246 --> 00:45:25.511
‫من همه کار کردم.

00:45:25.573 --> 00:45:27.151
‫بهم خیانت کردی که مثلاً نجاتم بدی.

00:45:27.377 --> 00:45:30.025
‫تو دقیقاً هم به درد همین خانواده می‌خوری.

00:45:30.229 --> 00:45:33.296
‫از روزی که ازدواج
‫کردی تو هم مثل بقیه شدی.

00:45:33.467 --> 00:45:35.116
‫کجا داری میری؟

00:45:35.381 --> 00:45:37.078
‫خونه‌ی ژان توی ویلمجا.

00:45:37.364 --> 00:45:39.815
‫بهت که گفتم الان یه هفته‌ست رفته.

00:45:39.840 --> 00:45:41.489
‫حرفت رو باور ندارم.

00:46:32.245 --> 00:46:34.394
‫فردا خودم میرم پاریس.

00:46:34.419 --> 00:46:36.568
‫توی پاریس پیداش می‌کنم.

00:47:17.478 --> 00:47:19.266
‫باورنکردنیه.

00:47:20.631 --> 00:47:22.897
‫پس چیزی که شنیدم درسته؟

00:47:24.232 --> 00:47:26.264
‫تو اینجا چیکار می‌کنی نصفه شبی؟

00:47:26.598 --> 00:47:28.997
‫چرا از بیاریتز برگشتی؟

00:47:30.774 --> 00:47:32.178
‫من بهت توضیح میدم.

00:47:32.203 --> 00:47:34.461
‫اون خسته‌ست. باید استراحت کنه.

00:47:36.361 --> 00:47:37.867
‫دیگه از حد گذرونده.

00:47:37.892 --> 00:47:40.185
‫خانوم واسه من فرار کرده.

00:47:40.210 --> 00:47:44.264
‫اون وقت به من که برادرشم،
‫یه توضیح هم نباید بده؟

00:47:44.766 --> 00:47:46.454
‫جواب من رو بده.

00:47:46.479 --> 00:47:48.023
‫صدام رو می‌شنوی؟

00:47:51.069 --> 00:47:52.550
‫بلند شو ببینم.

00:47:52.575 --> 00:47:54.974
‫این کارها یعنی چی؟

00:47:58.293 --> 00:47:59.839
‫خیلی‌خب!

00:47:59.893 --> 00:48:02.292
‫جواب نده، بلند نشو.

00:48:03.853 --> 00:48:06.321
‫خودم به حرف میارمت.

00:48:20.590 --> 00:48:22.489
‫تا فردا زبون باز می‌کنی.

00:48:22.514 --> 00:48:24.120
‫فهمیدی چی گفتم ها؟

00:48:24.214 --> 00:48:26.074
‫شیرفهم شدی؟

00:48:27.798 --> 00:48:30.439
‫تا آخر ماه دسامبر

00:48:30.837 --> 00:48:33.259
‫باید توی این تاریکی زندگی میکردم.

00:48:35.346 --> 00:48:39.233
‫بعد برم گردوندن شهر.
‫به خونه‌ی سنت کلر.

00:48:40.391 --> 00:48:43.040
‫هرچقدر که اون مدت عذاب کشیدم ...

00:48:43.576 --> 00:48:48.740
‫ولی روز بعد از زایمان بود که
‫دیگه طاقت زندگی کردن رو نداشتم.

00:48:56.861 --> 00:48:59.406
‫از بیرون هیچ نشونه‌ای وجود نداشت.

00:48:59.431 --> 00:49:01.976
‫هیچ ماجرایی بین من و برنارد نبود.

00:49:02.642 --> 00:49:04.843
‫قسمت غم‌انگیز هم همین بود.

00:49:04.868 --> 00:49:07.719
‫هیچ دلیلی برای جدایی هم نداشتیم.

00:49:09.604 --> 00:49:12.284
‫با چنین تفاوت‌هایی که بین ما وجود داشت

00:49:12.309 --> 00:49:14.448
‫معمولاً جبهه‌ای برای جنگیدن هم وجود داره.

00:49:14.767 --> 00:49:17.220
‫من هیچوقت خیلی خواهان برنارد نبودم.

00:49:18.185 --> 00:49:20.109
‫پدر و مادرش که از اون هم کمتر.

00:49:20.361 --> 00:49:24.479
‫ترز، توی سایه راه برو.
‫آفتاب برات خوب نیست.

00:49:25.844 --> 00:49:29.242
‫حرف‌هاشون واسم مهم نبود.

00:49:29.912 --> 00:49:32.707
‫از وقتی که بچه بدنیا اومده

00:49:33.020 --> 00:49:35.301
‫ آنا هم به زندگی برگشته.

00:49:35.370 --> 00:49:37.353
‫حتی با ترز هم آشتی کرد که

00:49:37.378 --> 00:49:39.224
‫بتونه بیشتر پیش بچه باشه.

00:49:40.325 --> 00:49:43.223
‫ولی از اون دوستی قدیم‌شون
‫دیگه چیزی باقی نمونده.

00:49:43.324 --> 00:49:46.473
‫چقدر خوشگله، ماری کوچولوی ما.

00:49:48.817 --> 00:49:50.716
‫بیا بریم پیش مامان بزرگ.

00:49:51.265 --> 00:49:54.240
‫وای عزیزم! داره می‌خنده.

00:49:54.265 --> 00:49:56.239
‫وقتی بغل منه همیشه می‌خنده.

00:49:56.264 --> 00:49:59.163
‫من رو بیشتر از مادرش می‌شناسه.

00:49:59.193 --> 00:50:02.841
‫جوری من رو ترجیح میده که
‫یکم خجالت می‌کشم.

00:50:04.033 --> 00:50:06.932
‫آنا اشتباه می‌کرد که خجالت می‌کشید.

00:50:07.541 --> 00:50:10.109
‫توی اون لحظه از زندگی...

00:50:10.134 --> 00:50:12.040
‫من نه به دخترم دلبستگی داشتم

00:50:12.065 --> 00:50:14.214
‫و نه به هیچ چیز دیگه.

00:50:16.701 --> 00:50:19.100
‫میخواستم از اون جهان برم بیرون.

00:50:19.959 --> 00:50:21.522
‫اما چجوری؟

00:50:22.653 --> 00:50:24.410
‫و کجا برم اصلاً؟

00:50:26.674 --> 00:50:29.323
‫اون سال چه اتفاق‌هایی افتاد؟

00:50:30.467 --> 00:50:34.295
‫فقط یادم میاد که روز عید مسیح

00:50:34.320 --> 00:50:37.372
‫بیشتر از همیشه از شوهرم بیزار بودم.

00:51:12.852 --> 00:51:16.546
‫مردم قایم می‌شدن تا مجبور
‫نشن کلاه‌شون رو از سر بردارن

00:51:16.571 --> 00:51:18.243
‫یا زانو بزنن.

00:51:19.371 --> 00:51:23.269
‫برنارد ولی مردی که بود
‫که پشت دسته راه می‌رفت.

00:51:23.347 --> 00:51:26.637
‫داشت وظیفه‌اش رو انجام میداد.

00:51:31.409 --> 00:51:34.807
‫هفته‌ها گذشت بدون
‫اینکه قطره‌ای بارون بباره.

00:51:36.852 --> 00:51:40.250
‫برنارد با وحشت آتیش
‫گرفتن جنگل زندگی می‌کرد.

00:51:43.160 --> 00:51:48.187
‫این لحظه‌ای بود که من با کاری
‫که انجام دادم رو به رو شدم.

00:51:50.224 --> 00:51:52.623
‫چی می‌تونم بگم برنارد؟

00:51:54.337 --> 00:51:56.485
‫چاره‌ای نیست جز اینکه

00:51:56.510 --> 00:51:58.710
‫قدم به قدم

00:51:58.735 --> 00:52:01.116
‫مرور کنیم که چه اتفاقی افتاد.

00:52:03.603 --> 00:52:07.353
‫همون روز آتیش سوزی بزرگ مانو بود.

00:52:19.686 --> 00:52:21.275
‫چه خبر؟

00:52:21.300 --> 00:52:23.597
‫هنوز خیلی از سنت‌کلر دوره.

00:52:23.729 --> 00:52:26.948
‫ولی خیلی از زمین‌ها قراره بسوزه.

00:52:28.189 --> 00:52:30.588
‫و شهردار هم که اینجا نیست.

00:52:31.554 --> 00:52:33.586
‫آقا... ناقوس هشداره.

00:52:33.640 --> 00:52:35.248
‫مسئله جدیه؟

00:52:35.890 --> 00:52:38.539
‫بهتره خودم برم و یه نگاهی بندازم.

00:53:16.815 --> 00:53:18.580
‫نزدیک مانوئه.

00:53:19.260 --> 00:53:21.877
‫- باد از کدوم طرف میاد؟
‫- شمال شرق.

00:53:21.931 --> 00:53:23.868
‫همین فکر رو می‌کردم.

00:53:23.893 --> 00:53:25.587
‫خطری نیست.

00:53:34.740 --> 00:53:37.639
‫خیلی سیگار می‌کشی. این چیزها سمه.

00:53:41.615 --> 00:53:45.184
‫حق با تو بود، جای نگرانی نیست.

00:53:46.072 --> 00:53:48.235
‫آتیش همون سمت مانوئه.

00:53:48.767 --> 00:53:50.916
‫خطری واسه کاج‌های من نیست.

00:53:51.782 --> 00:53:53.681
‫داروم رو خوردم؟

00:54:17.126 --> 00:54:20.524
‫من نمی‌خواستم که همینجور دهنم رو ببندم.

00:54:24.061 --> 00:54:25.944
‫ولی اون شب...

00:54:26.303 --> 00:54:29.942
‫وقتی که دکتر پدمی در
‫مورد اتفاقات روز ازم پرسید

00:54:30.842 --> 00:54:34.084
‫هیچی در مورد صحنه‌ای
‫که سر ناهار دیدم نگفتم.

00:54:34.372 --> 00:54:37.096
‫کار خیلی سختی برام نبود که توجه دکتر رو

00:54:37.121 --> 00:54:40.020
‫به سمت شربت آرسنیکی
‫که برنارد می‌خورد ببرم.

00:54:41.595 --> 00:54:43.994
‫اما ساکت موندم.

00:54:49.148 --> 00:54:51.763
‫این کارم موقع ناهار

00:54:51.788 --> 00:54:53.755
‫که اصلاً نمی‌دونستم در من وجود داره

00:54:55.068 --> 00:54:57.826
‫شروع کرد به خوردن و آزار دادن من از درون.

00:54:58.574 --> 00:55:00.806
‫همچنان هیچ شکلی نداشت اما

00:55:00.831 --> 00:55:04.363
‫شروع کرد به تیره کردن وجدان من.

00:55:10.978 --> 00:55:12.679
‫امروز برنارد چطوره خانم؟

00:55:12.704 --> 00:55:15.070
‫خدا رو شکر خیلی بهتره.

00:55:15.095 --> 00:55:17.711
‫پس یه ناخوشی کوچیک بوده.

00:55:23.738 --> 00:55:28.197
‫اصلاً این احساس رو نداشتم که
‫دستخوش یه وسوسه‌ی وحشتناک شدم.

00:55:29.689 --> 00:55:33.877
‫من فقط میخواستم یه میل
‫کنجکاوی یکم خطرناک رو ارضا کنم.

00:55:56.415 --> 00:55:58.171
‫روز اول...

00:55:58.196 --> 00:56:00.366
‫قبل از اینکه برنارد بیاد توی خونه

00:56:00.459 --> 00:56:03.179
‫چند قطره از محلول فاولر
‫رو توی لیوانش ریختم.

00:56:03.509 --> 00:56:05.657
‫یادم میاد که به خودم می‌گفتم

00:56:06.047 --> 00:56:07.556
‫فقط همین یه باره.

00:56:07.581 --> 00:56:08.868
‫اونم محض اطمینان

00:56:09.786 --> 00:56:12.217
‫که بدونم همین باعث مریضی‌اش شده.

00:56:12.242 --> 00:56:14.101
‫فقط همین یه بار.

00:56:14.156 --> 00:56:16.183
‫و بعد دیگه تمومه.

00:56:17.413 --> 00:56:19.301
‫اتفاقی که بعدش افتاد رو

00:56:19.334 --> 00:56:21.356
‫برنارد هم به خوبی من خبر داره.

00:56:22.340 --> 00:56:24.814
‫عود کردن دوباره و یهویی بیماریش.

00:56:39.085 --> 00:56:42.483
‫- خداحافظ دکتر
‫- خداحافظ خانم.

00:56:58.288 --> 00:57:00.177
‫دکتر پدمی همینجوری مونده.

00:57:00.202 --> 00:57:02.647
‫هیچ ایده‌ای نداره که چه بلایی سرش اومده.

00:57:02.998 --> 00:57:05.419
‫باید یه دکتر بهتر از بوردو بیاریم.

00:57:06.381 --> 00:57:07.864
‫طفلک بیچاره...

00:57:07.889 --> 00:57:09.981
‫خیلی از مردن می‌ترسه.

00:57:10.879 --> 00:57:13.502
‫اگه متخصص بیاریم بالا
‫سرش ممکنه از ترس تموم کنه.

00:57:13.527 --> 00:57:14.676
‫ترز...

00:57:24.701 --> 00:57:28.599
‫برنارد که امیدوار بود تا وقت
‫شکار پرنده‌های جنگلی بهتر بشه

00:57:28.624 --> 00:57:31.523
‫برگشت به آرژولوز.

00:57:38.933 --> 00:57:40.449
‫من تنها بودم...

00:57:40.482 --> 00:57:43.053
‫اون هم موقع رد شدن
‫از تاریک‌ترین بخش تونل.

00:57:43.620 --> 00:57:46.782
‫من نیاز داشتم تا از
‫شر اون تاریکی رها بشم

00:57:46.807 --> 00:57:49.549
‫و بتونم به هوای تازه و آزاد برسم.

00:57:52.593 --> 00:57:54.312
‫شروع ماه دسامبر...

00:57:54.346 --> 00:57:57.818
‫یه بحران تازه و شدیدتر
‫از بار قبل پیش اومد.

00:57:57.927 --> 00:58:00.143
‫سکته‌ی قلبی.

00:58:02.269 --> 00:58:04.206
‫یه پزشک متخصص رو

00:58:04.894 --> 00:58:06.716
‫از بوردو خبر کردیم.

00:58:16.062 --> 00:58:19.499
‫گفتین بیدار شد و نتونست
‫پاهاش رو تکون بده؟

00:58:19.687 --> 00:58:21.380
‫لرز هم داشت. بله قربان.

00:58:21.405 --> 00:58:23.561
‫نبضش تند می‌زد و

00:58:23.586 --> 00:58:26.438
‫و دمای بدنش هم خیلی پایین اومده بود.

00:58:47.103 --> 00:58:50.312
‫مایلین که بیاید دستاتون
‫رو بشورین آقای دکتر؟

00:58:53.085 --> 00:58:56.561
‫اگه ایرادی نداشته باشه مایلم
‫که با دکتر پدمی تنها صحبت کنم.

00:58:57.161 --> 00:59:01.059
‫آها، بله. که اینطور...

00:59:01.768 --> 00:59:04.252
‫بفرمایین از این طرف آقای دکتر.

00:59:24.088 --> 00:59:26.487
‫نگران کننده‌ست.
‫خیلی نگران کننده‌ست.

00:59:26.512 --> 00:59:28.052
‫داستان وحشتناکیه.

00:59:28.077 --> 00:59:29.981
‫شما چطور متوجه شدی؟

00:59:30.066 --> 00:59:33.168
‫دارکی، داروسازم رو میگم

00:59:33.214 --> 00:59:37.124
‫دارکی دو روز پیش دو تا
‫نسخه‌ی جعلی بهم نشون داد.

00:59:37.742 --> 00:59:40.756
‫توی اولیش، یه نفر به غیر از من...

00:59:40.781 --> 00:59:43.342
‫محلول فاولر هم اضافه کرده بود.

00:59:43.440 --> 00:59:45.436
‫من برای آقای دسکیرو
‫قبلاٌ تجویز کرده بودم

00:59:45.460 --> 00:59:48.119
‫ولی وقتی که تپش قلب داشت.

00:59:48.144 --> 00:59:50.214
‫و اون یکی نسخه چی؟

00:59:50.776 --> 00:59:54.946
‫همون هم بود که باعث شد مشکوک بشم.

00:59:54.971 --> 01:00:00.571
‫دوزهای بالایی از کلروفرم،
‫دیژیتال و دونه‌های آکونیت بود.

01:00:00.596 --> 01:00:03.807
‫میشد کل اهل خونه رو باهاش مسموم کرد.

01:00:03.883 --> 01:00:07.570
‫با وجود احترام زیادی
‫که برای این خانواده قائلم

01:00:07.679 --> 01:00:10.544
‫وظیفه‌ی خودم دونستم که گزارش بدم.

01:00:10.569 --> 01:00:14.967
‫چنین اشتباهاتی میتونه عواقب
‫خیلی خیلی سنگینی داشته باشه.

01:00:20.403 --> 01:00:22.895
‫لازمه که سریعاً بیمار رو جابه‌جا کنیم.

01:00:22.920 --> 01:00:25.965
‫یه آمبولانس صبح زود میاد دنبالش.

01:01:26.606 --> 01:01:29.099
‫چند روز بعد از رفتن برنارد

01:01:29.780 --> 01:01:32.724
‫من رو به دادگاه احضار کردن.

01:01:37.285 --> 01:01:40.683
‫حالا که دیگه نزدیکه که برنارد رو ببینم

01:01:41.691 --> 01:01:44.915
‫داستانی که انقدر با دقت بازسازیش کردم

01:01:44.940 --> 01:01:47.391
‫یکهو فرو می‌ریزه.

01:01:47.416 --> 01:01:50.509
‫این تمام چیزیه که از این
‫اعتراف آماده شده باقی می‌مونه.

01:01:57.273 --> 01:01:59.382
‫حرفی برای دفاع از خودم ندارم.

01:02:00.225 --> 01:02:03.381
‫با نزدیک شدن به این مرد
‫هر ذره امیدی هم که داشتم

01:02:03.406 --> 01:02:07.202
‫برای توضیح کارم، برای
‫اعتراف، کاملاً گم شد.

01:02:15.792 --> 01:02:19.376
‫برنارد حتی کوچکترین حرکتی هم نمی‌کنه.

01:02:19.401 --> 01:02:23.299
‫چی میشد اگه بدون هیچ سوالی
‫دست‌هاش رو واسم باز می‌کرد؟

01:02:23.603 --> 01:02:25.252
‫پرونده بسته شد.

01:02:30.882 --> 01:02:32.781
‫تقدیر همین بوده.

01:03:53.897 --> 01:03:55.296
‫برنارد...

01:03:57.107 --> 01:03:59.006
‫بذار من برم برنارد.

01:03:59.747 --> 01:04:03.351
‫چی؟ جرئت می‌کنی واسه من نظر بدی؟

01:04:11.055 --> 01:04:14.935
‫تو فقط باید گوش کنی.
‫دستوراتم رو بشنوی.

01:04:23.115 --> 01:04:25.264
‫چی از من میخوای؟

01:04:27.636 --> 01:04:30.762
‫من تحت تاثیر ملاحظات شخصی قرار نمی‌گیرم.

01:04:30.938 --> 01:04:33.337
‫دهنم رو بسته نگه می‌دارم.

01:04:33.362 --> 01:04:35.761
‫چون این خانواده تنها
‫چیزیه که اهمیت داره.

01:04:36.259 --> 01:04:38.392
‫بخاطر آبروی خانواده‌ام قبول کردم که

01:04:38.486 --> 01:04:41.259
‫به سیستم قضایی کشورم دروغ بگم.

01:04:41.530 --> 01:04:43.125
‫خدا من رو ببخشه.

01:04:45.365 --> 01:04:47.935
‫شک ندارم که می‌بخشه.

01:04:48.201 --> 01:04:50.654
‫در مورد قدرت شخصیتی حرف نمی‌زنم‌ها.

01:04:51.182 --> 01:04:53.331
‫ازم اطاعت می‌کنی وگرنه...

01:04:53.356 --> 01:04:55.135
‫وگرنه چی؟

01:04:55.457 --> 01:04:58.504
‫اومدی از من دفاع کردی.
‫نمی‌تونی حرفت رو پس بگیری که.

01:04:58.604 --> 01:05:01.253
‫خودت به شهادت دروغ محکوم میشی.

01:05:01.331 --> 01:05:03.698
‫همیشه ممکنه مدارک جدیدی پیدا بشه.

01:05:03.775 --> 01:05:07.002
‫شکر خدا این حق واسه‌مون باقی مونده.

01:05:07.675 --> 01:05:09.831
‫چیزی که برای خانواده مهمه اینه که

01:05:09.886 --> 01:05:11.750
‫همه فکر کنن ما همچنان باهمیم.

01:05:12.342 --> 01:05:16.240
‫و جوری به نظر بیاد که کسی
‫شکی به بی‌گناهی تو نداشته باشه.

01:05:17.005 --> 01:05:20.292
‫در ضمن میخوام تا جایی که
‫می‌تونم خودم رو هم نگه دارم.

01:05:21.494 --> 01:05:23.801
‫از من میترسی برنارد؟

01:05:23.826 --> 01:05:25.069
‫بترسم؟

01:05:25.924 --> 01:05:29.322
‫نه. شوکه شدم.

01:05:33.344 --> 01:05:37.992
‫سریع انجامش میدیم و
‫دیگه واسه همیشه تموم میشه.

01:05:38.343 --> 01:05:41.242
‫نمی‌خوام عمه‌ی مریضت
‫دیگه اینجا زندگی کنه.

01:05:41.950 --> 01:05:45.008
‫ از فردا بالیونته تمام وعده‌های غذایی‌ات رو

01:05:45.033 --> 01:05:47.740
‫میاره به اتاق خودت.

01:05:48.660 --> 01:05:52.808
‫رفتنت به هر اتاق دیگه‌ای توی خونه ممنوعه.

01:05:58.798 --> 01:06:02.196
‫یکشنبه‌ها با هم می‌ریم عشای ربانی.

01:06:02.468 --> 01:06:04.867
‫مردم باید دست توی دست من ببیننت.

01:06:05.819 --> 01:06:06.968
‫ماری چی؟

01:06:07.334 --> 01:06:09.716
‫ماری فردا میره خونه‌ی مادرم.

01:06:09.755 --> 01:06:12.732
‫و تا هفته‌ی دیگه هم خودم می‌برمش بولیو.

01:06:14.245 --> 01:06:17.222
‫خیال نمی‌کردی که تو قراره نگهش داری؟

01:06:17.331 --> 01:06:19.230
‫اون به محافظت نیاز داره.

01:06:19.385 --> 01:06:23.033
‫اگه من مرده بودم دخترم توی 21
‫سالگی همه‌ی املاک رو به ارث می‌برد.

01:06:23.058 --> 01:06:25.219
‫فکر کردی بخاطر زمین‌هاست که من...

01:06:25.244 --> 01:06:27.305
‫خب معلومه.

01:06:27.406 --> 01:06:30.601
‫بخاطر زمین‌ها دیگه. پس چی؟

01:06:33.282 --> 01:06:35.165
‫باقیش دیگه مهمم نیست.

01:06:35.773 --> 01:06:38.427
‫علاقه‌ای به شنیدن ندارم.

01:06:42.785 --> 01:06:44.842
‫تو هیچی نیستی.

01:06:46.190 --> 01:06:51.088
‫تنها چیزی که حالا وجود
‫داره اسمیه که از من گرفتی.

01:06:51.946 --> 01:06:55.969
‫چند ماه بعد وقتی مردم باور
‫کردن که رابطه‌ی ما با هم خوبه

01:06:56.070 --> 01:06:58.969
‫و آنا هم با پسر دگلیوم‌ها عروسی کرد

01:06:59.319 --> 01:07:02.218
‫دگلیوم‌ها الان به شک افتادن. خبر داری که؟

01:07:02.481 --> 01:07:06.129
‫فقط اون موقع‌ست که می‌تونم برگردم سنت کلر.

01:07:06.154 --> 01:07:08.331
‫ولی تو اینجا می‌مونی.

01:07:08.356 --> 01:07:10.428
‫میگیم که ...

01:07:10.490 --> 01:07:13.340
‫افسرده شدی یا همچین چیزی.

01:07:14.314 --> 01:07:16.213
‫مثلاً دیوونه شدم؟

01:07:16.978 --> 01:07:19.978
‫نه. اینجوری واسه ماری خوب نیست.

01:07:20.195 --> 01:07:23.843
‫ولی می‌تونیم کلی بهونه‌ی
‫موجه واسش پیدا کنیم.

01:07:24.616 --> 01:07:25.765
‫همین!

01:07:33.145 --> 01:07:36.543
‫فکر کردی میتونی با زور من رو نگه داری؟

01:07:37.317 --> 01:07:39.200
‫این رو بدون

01:07:39.406 --> 01:07:43.705
‫تنها راهی که از اینجا بری
‫بیرون اینه که دستبند به دستت باشه.

01:07:44.995 --> 01:07:46.894
‫من هنوز پدرم رو دارم.

01:07:46.919 --> 01:07:48.584
‫پدرت؟

01:07:48.676 --> 01:07:50.862
‫اون هم اتفاقاً کاملاً با من موافق بود.

01:07:51.192 --> 01:07:54.620
‫اون هم بالاخره کار خودش رو داره
‫برنامه‌های خودش رو داره.

01:07:55.018 --> 01:07:57.951
‫فقط میخواد که این رسوایی رو لاپوشونی کنه.

01:07:58.635 --> 01:08:02.200
‫اگه دادگاه سریع پرونده‌ات
‫رو جمع کرد به لطف پدرته.

01:08:03.056 --> 01:08:06.728
‫حداقل قدر کاری که واست کرده رو بدون.

01:08:48.287 --> 01:08:52.246
‫آرژولوز... تا روز مرگ.

01:09:27.712 --> 01:09:30.923
‫این مدرکی که برنارد خیال میکنه دستش داره...

01:09:31.469 --> 01:09:34.321
‫توی این خونه‌ای که هیچوقت نمی‌اومدیم

01:09:34.346 --> 01:09:38.171
‫چطور ممکن بود سمی که
‫من قایم کرده بودم رو پیدا کنه؟

01:14:08.184 --> 01:14:10.630
‫خانم کلارا مرده.

01:14:10.692 --> 01:14:13.622
‫توی تختش. با لباس.

01:14:43.383 --> 01:14:46.763
‫حتی الکی هم ادای گریه کردن در نمیاره.

01:14:46.796 --> 01:14:50.329
‫حالا کی گفته دوباره کار خودش نیست؟

01:15:00.966 --> 01:15:05.786
‫توی مراسم ختم عمه کلارا
‫جایگاهم رو حفظ کردم.

01:15:09.170 --> 01:15:11.170
‫یکشنبه‌ی بعدش

01:15:11.318 --> 01:15:13.735
‫توی کلیسا کنار برنارد دیده شدم.

01:15:14.307 --> 01:15:16.953
‫از هر طرف محاصره بودم

01:15:16.978 --> 01:15:20.361
‫جلوی من فقط گروه کر وایساده بود.

01:15:21.885 --> 01:15:25.783
‫اون فضای خالی بین دو تا پسربچه

01:15:25.980 --> 01:15:28.761
‫جایی که مرد با ردای بلندش وایساده

01:15:28.948 --> 01:15:30.974
‫زیرلب زمزمه می‌کنه

01:15:31.125 --> 01:15:33.164
‫دست‌هاشو رو به آسمون بلند کرده.

01:16:49.407 --> 01:16:52.533
‫طفلکی رو نمیشه سرحال آورد.

01:16:52.574 --> 01:16:56.472
‫نمی‌خواد کسی رو ببینه و
‫دکتر هم گفته باهاش بحث نکنین.

01:16:58.204 --> 01:17:00.601
‫برنارد خیلی هواش رو داره.

01:17:00.626 --> 01:17:03.446
‫اما طفلکی ترز کامل روحیه‌اش رو باخته.

01:17:16.255 --> 01:17:18.021
‫خداحافط جناب برنارد

01:17:18.046 --> 01:17:20.049
‫سفر خوبی داشته باشین.

01:17:31.133 --> 01:17:35.432
‫بعد از تموم شدن این نمایش
‫مثل هر مسئله‌ی دیگه‌ای...

01:17:35.457 --> 01:17:38.106
‫برنارد سفرهای کاریش رو شروع کرد.

01:17:39.608 --> 01:17:42.865
‫من توی خونه‌ی دسکیروها

01:17:43.390 --> 01:17:45.797
‫حبس شده بودم.

01:17:45.973 --> 01:17:48.581
‫محکوم به تنهایی.

01:19:31.535 --> 01:19:36.713
‫کتاب‌ها و صفحاتی که قرار
‫بود از بوردو برام برسه کجاست؟

01:19:36.916 --> 01:19:38.752
‫جناب برنارد سفارش‌تون رو لغو کرد.

01:19:38.777 --> 01:19:40.338
‫گفت اصلاً لازم نیست.

01:19:40.377 --> 01:19:43.383
‫تنها چیزی که واسه‌تون
‫میاد ذخیره‌ی سیگارتونه.

01:19:43.712 --> 01:19:46.243
‫فکر نمی‌کنین به قدر کافی
‫سخاوت به خرج دادن؟

01:21:58.436 --> 01:22:01.335
‫نه از تختش میاد بیرون
‫نه لب به غذا می‌زنه.

01:22:01.360 --> 01:22:03.788
‫ولی همه بطری‌های شراب رو خالی کرده.

01:22:05.116 --> 01:22:07.255
‫اگه همینجوری بهش شراب بدم
‫اونم همیجوری همه رو سر می‌کشه.

01:22:07.280 --> 01:22:09.694
‫حتی ملافه‌ها رو هم با سیگار سوزونده.

01:22:09.749 --> 01:22:11.755
‫آخر سر کل اینجا رو به آتیش می‌کشه.

01:22:11.780 --> 01:22:13.858
‫زنیکه‌ی لعنتی.

01:22:20.813 --> 01:22:22.712
‫تا حالا این مدل زندگی دیده بودی؟

01:22:23.019 --> 01:22:26.638
‫من حرفی ندارم که اتاقش رو
‫جارو کنم یا تختش رو مرتب کنم

01:22:26.663 --> 01:22:30.061
‫ولی زنیکه‌ی تنبل حتی از جاش هم بلند نمیشه.

01:22:59.753 --> 01:23:01.659
‫میگی من چیکار کنم؟

01:23:01.684 --> 01:23:05.154
‫آقای برنارد تا یه هفته دیگه میاد خونه.

01:23:07.705 --> 01:23:09.854
‫اون موقع مجبوره از جاش بلند شه.

01:25:25.064 --> 01:25:27.463
‫این یکی‌ها رو نسوزون دیگه.

01:26:44.362 --> 01:26:47.448
‫برنارد نامه نوشت که خبر بده داره برمیگرده.

01:26:47.473 --> 01:26:50.164
‫که بگه خوشحاله که از بالیتونه‌ها
‫که مدام بهش گزارش دادن

01:26:50.189 --> 01:26:53.192
‫شنیده که توی آرژولوز همه‌چی روبراهه.

01:26:54.383 --> 01:26:59.031
‫خوشحال نشدی که خانم آنا با پسر
‫دگلیوم‌ها توی بولیو عروسی کرده؟

01:26:59.602 --> 01:27:02.208
‫اگه خانوم می‌تونست فقط یکم
‫خودش رو جمع و جور کنه

01:27:02.247 --> 01:27:04.928
‫خیلی طول نمی‌کشید که بتونی
‫باز روی پای خودت وایسی.

01:27:05.522 --> 01:27:07.938
‫یه تلاشی بکن آخه خانم.

01:27:07.963 --> 01:27:09.382
‫خواهشاً!

01:27:09.475 --> 01:27:12.228
‫آقا تا 4 روز دیگه برمی‌گردن.

01:27:12.253 --> 01:27:13.937
‫همه‌شون قراره بیان.

01:27:13.962 --> 01:27:16.610
‫پسر دگلیوم‌ها و بقیه.

01:27:17.079 --> 01:27:20.193
‫من خودم یه مرغ خیلی
‫خوشمزه واست می‌پزم.

01:27:20.218 --> 01:27:21.867
‫من گرسنه نیستم.

01:28:22.481 --> 01:28:23.926
‫آقا اینجاست.

01:28:24.012 --> 01:28:26.207
‫با خانم آنا و مادرش.

01:28:26.232 --> 01:28:28.203
‫خانم آنا و دوماد جدید.

01:28:41.818 --> 01:28:44.217
‫نباید پسره رو بترسونم.

01:29:31.483 --> 01:29:34.632
‫توقع نداشته باش ببوسمش. نمی‌تونی
‫چنین چیزی از مادرت بخوای.

01:30:18.602 --> 01:30:21.831
‫برو یه سر به ترز بزن. شاید حالش بد باشه.

01:30:32.442 --> 01:30:35.091
‫صدای پاش داره میاد.

01:31:20.814 --> 01:31:24.415
‫خیلی ساده‌ست. هوا که
‫بده یعنی نمی‌تونم برم بیرون.

01:31:24.440 --> 01:31:27.519
‫اشتهام رو از دست دادم
‫به زور بتونم چیزی بخورم.

01:31:31.745 --> 01:31:34.894
‫بهتره آدم لاغر بشه تا چاق.

01:32:00.298 --> 01:32:01.890
‫حواست بهش باشه.

01:32:01.915 --> 01:32:04.798
‫نذار توی آشپزخونه یا غذاخوری تنها بمونه.

01:32:04.879 --> 01:32:06.668
‫من رو می‌ترسونه.

01:32:06.883 --> 01:32:08.992
‫شرایطش من رو هم می‌ترسونه.

01:32:09.866 --> 01:32:11.515
‫برگردین تو.

01:32:19.997 --> 01:32:22.396
‫فردا ماشین رو می‌فرستیم.

01:32:29.506 --> 01:32:33.707
‫واقعاً که! باورنکردنیه.
‫قیافه‌اش رو دیدین؟

01:32:33.732 --> 01:32:36.523
‫آقا بهتون اطمینان میدم
‫که خوب ازش مراقبت شده.

01:32:37.311 --> 01:32:41.049
‫ما درست مثل یه خانوم باهاش رفتار کردیم.

01:32:41.074 --> 01:32:43.512
‫پس فکر میکردی چیه؟

01:32:44.440 --> 01:32:46.067
‫حالا وایسین ببینم.

01:32:49.134 --> 01:32:52.033
‫خیال کردن واسه این خدمات
‫میخوام بهشون مدال بدم.

01:32:52.058 --> 01:32:53.207
‫این رو بخور.

01:32:53.636 --> 01:32:55.868
‫شراب اسپانیاییه. سرحالت میاره.

01:33:10.252 --> 01:33:13.946
‫فکر کنم توی اتاق غذاخوری بهتر
‫بتونی غذا بخوری تا اتاق خودت.

01:33:14.783 --> 01:33:18.250
‫صندلیت رو از قبل آماده کردم.

01:33:23.059 --> 01:33:25.958
‫- خیلی زیاد نیست؟
‫- گفتم هر سه روز یه بار.

01:33:26.083 --> 01:33:28.543
‫خیلی از زن‌ها بیشتر از این‌ها
‫هم خودشون رو وزن می‌کنن.

01:33:28.568 --> 01:33:30.802
‫برای سلامتی و اینجور حرف‌ها.

01:33:30.910 --> 01:33:34.972
‫توام بیشتر از هرچیزی به همین فکر کن.

01:33:36.753 --> 01:33:38.111
‫به سلامتی‌ات.

01:33:42.946 --> 01:33:45.312
‫و سیگار هم دیگه تعطیل.

01:33:45.337 --> 01:33:48.805
‫می‌تونی بعد از هر وعده غذا یه نخ بکشی.

01:33:49.235 --> 01:33:52.251
‫گاهی اوقات هم برو یه قدمی بزن.

01:33:54.328 --> 01:33:59.476
‫حالا به یه جور برنامه و توافقی می‌رسیم.
‫دوتایی با هم.

01:34:11.581 --> 01:34:14.480
‫دوست دارم تا عروسی آنا صبر کنی.

01:34:14.770 --> 01:34:17.158
‫بعد از اون دیگه آزادی.

01:34:17.314 --> 01:34:18.713
‫آزاد؟

01:34:18.926 --> 01:34:20.325
‫آزاد!

01:34:20.372 --> 01:34:22.112
‫طلاق نمی‌گیریم. رسمی نه
‫یه جدایی معمولی.

01:34:22.137 --> 01:34:23.676
‫دلیلی نداره همه‌چیز رو پیچیده کنیم.

01:34:23.701 --> 01:34:25.682
‫میگیم واسه سلامتیته

01:34:25.727 --> 01:34:28.649
‫فقط وقتی سفر می‌کنی حالت خوب میشه.

01:34:28.674 --> 01:34:31.573
‫و خب طبیعتاً هر سال هم ...

01:34:31.598 --> 01:34:34.231
‫من مخارجت رو پرداخت می‌کنم.

01:34:35.132 --> 01:34:36.452
‫البته.

01:34:38.564 --> 01:34:40.713
‫می‌تونی بری پاریس.

01:34:41.830 --> 01:34:43.729
‫پاریس؟

01:34:43.754 --> 01:34:45.295
‫می‌تونم برم پاریس؟

01:34:45.320 --> 01:34:47.219
‫آره خب.

01:34:47.244 --> 01:34:49.174
‫چرا که نه!

01:34:51.176 --> 01:34:53.526
‫وقتی برم پاریس ...

01:34:53.551 --> 01:34:55.321
‫توی یه هتل زندگی می‌کنم.

01:34:56.667 --> 01:34:58.522
‫شایدم یه آپارتمان کوچیک...

01:34:58.547 --> 01:35:01.068
‫اینجوری مناسب‌تره.

01:35:10.438 --> 01:35:13.337
‫دیگه از آرژولوز نمی‌ترسیدم.

01:35:13.931 --> 01:35:16.860
‫انگار که کاج‌ها با هر تکونی

01:35:17.307 --> 01:35:20.323
‫به من می‌گفتن که وقت رفتن رسیده.

01:35:45.015 --> 01:35:47.914
‫می‌ترسی که پیاده‌رو رو آتیش بزنی؟

01:36:01.217 --> 01:36:02.616
‫ترز...

01:36:04.117 --> 01:36:06.266
‫یه سوالی ازت دارم...

01:36:11.717 --> 01:36:13.428
‫می‌خوام بدونم که ...

01:36:14.177 --> 01:36:16.624
‫به خاطر این بود که ازم متنفر بودی؟

01:36:17.754 --> 01:36:19.653
‫حالت رو بهم می‌زدم؟

01:36:22.429 --> 01:36:25.255
‫مگه نمی‌دونی چشمم دنبال زمین‌هات بود؟

01:36:25.795 --> 01:36:29.595
‫آره. میخواستم زمین‌ها رو از چنگت در بیارم.

01:36:29.620 --> 01:36:31.436
‫باورم نمیشه.

01:36:31.494 --> 01:36:33.022
‫هیچوقت باورم نشده.

01:36:35.297 --> 01:36:37.446
‫چرا اینکار رو کردی؟

01:36:38.121 --> 01:36:40.020
‫الان میتونی بهم بگی.

01:36:42.328 --> 01:36:46.070
‫شاید فقط می‌خواستم یه
‫رگه‌هایی از نگرانی رو ببینم.

01:36:46.478 --> 01:36:48.439
‫شاید هم کنجکاوی.

01:36:48.486 --> 01:36:50.712
‫یا وحشت توی چشم‌هات.

01:36:51.725 --> 01:36:54.480
‫یا هرچیزی که ممکن
‫بود توی لحظه‌ی آخر ببینم.

01:36:54.584 --> 01:36:57.264
‫پس برنامه داشتی تا آخر بری؟!

01:36:57.289 --> 01:37:00.498
‫واقعاً؟ آخه چرا؟

01:37:03.910 --> 01:37:05.839
‫مردی مثل تو برنارد

01:37:05.864 --> 01:37:09.111
‫همیشه دلیل هرکارش
‫رو می‌دونه مگه نه؟

01:37:09.136 --> 01:37:10.186
‫البته.

01:37:10.525 --> 01:37:12.712
‫قطعاً، به گمونم.

01:37:14.585 --> 01:37:18.454
‫خیلی دوست داشتم که
‫تو تصویر کامل رو ببینی.

01:37:18.479 --> 01:37:23.757
‫بالاخره یه روزی بوده که
‫تصمیم به این کار گرفتی.

01:37:24.820 --> 01:37:26.372
‫آره.

01:37:26.397 --> 01:37:28.720
‫روز آتیش‌سوزی مانو.

01:37:30.169 --> 01:37:32.480
‫توی آشپزخونه بودیم.

01:37:32.505 --> 01:37:34.277
‫داشتی سرپا غذا می‌خوردی.

01:37:35.605 --> 01:37:39.577
‫سرت رو چرخونده بودی سمت مردهایی
‫که داشتن در مورد آتیش‌سوزی حرف می‌زدن.

01:37:39.602 --> 01:37:42.751
‫یادت رفت تعداد قطره‌هایی که
‫می‌ریختی توی لیوان رو بشماری.

01:37:44.455 --> 01:37:48.353
‫و همینجوری یهو بهت الهام شد ها؟
‫از طریق روح القدوس؟

01:37:48.938 --> 01:37:53.532
‫گوش کن برنارد، من نمی‌خوام
‫تو رو متقاعد کنم که بی‌گناه بودم.

01:37:55.284 --> 01:38:00.198
‫با همچین سر سختی و صراحتی،
‫قصد خودم رو دنبال کردم.

01:38:00.925 --> 01:38:03.777
‫به این وظیفه‌ی وحشتناک تن دادم.

01:38:03.802 --> 01:38:06.234
‫آره. واسم مثل وظیفه شده بود.

01:38:06.259 --> 01:38:08.244
‫اینا همه حرفه.

01:38:08.269 --> 01:38:11.243
‫بهم بگو نیت واقعیت چی بود؟

01:38:11.268 --> 01:38:13.839
‫جرئت داشته باش، حرف بزن.

01:38:13.864 --> 01:38:15.718
‫من نمی‌خواستم نقش بازی کنم.

01:38:15.799 --> 01:38:19.040
‫ادا در بیارم و دیالوگ‌هام رو از حفظ بگم.

01:38:19.962 --> 01:38:22.797
‫یا مدام بخوام ترزی رو انکار کنم که ...

01:38:28.450 --> 01:38:32.848
‫چرا هر حرفی که به تو می‌زنم
‫انگار اشتباه از آب درمیاد؟

01:38:35.512 --> 01:38:40.410
‫حالا برنارد، حس می‌کنم ترزی که دوست
‫داشت تعداد درخت‌های کاجش رو بشماره

01:38:41.481 --> 01:38:44.308
‫یا ترزی که افتخار می‌کرد که
‫با خانواده‌ی دسکیرو وصلت کرده

01:38:44.333 --> 01:38:47.184
‫و جایگاه خودش رو بین خانواده‌های
‫سرشناس روستا به دست آورده

01:38:47.910 --> 01:38:51.741
‫اون ترز هم همون اندازه واقعیه که
‫دیگران هستن. همون اندازه زنده‌ست.

01:38:53.998 --> 01:38:57.487
‫دلیلی وجود نداشت که
‫اون رو فدای دیگران کنم.

01:38:57.512 --> 01:38:58.661
‫کدوم دیگران؟

01:39:10.417 --> 01:39:15.438
‫لازمه که من گاهی هم بتونم
‫برگردم. بخاطر اموالم. یا بخاطر ماری.

01:39:15.463 --> 01:39:19.326
‫کدوم اموال؟ من مالک همه چیزم.

01:39:19.428 --> 01:39:22.461
‫ما که نمی‌تونیم برگردیم
‫به توافق‌های قبلی. درسته؟

01:39:24.424 --> 01:39:26.756
‫تو جایگاهت رو توی تمام
‫مناسبت‌های رسمی داری.

01:39:26.780 --> 01:39:28.774
‫هرجایی که لازم باشه
‫کنار هم دیده بشیم!

01:39:28.799 --> 01:39:35.011
‫توی خانواده‌هایی مثل ما همیشه
‫یه عالم ختم و عروسی در کاره.

01:39:35.788 --> 01:39:40.015
‫برای شروع مثلاً: بعید می‌دونم
‫عمو مارتین تا پاییز بتونه دووم بیاره.

01:39:40.953 --> 01:39:42.625
‫اینم یه مناسبته دیگه.

01:39:42.664 --> 01:39:45.366
‫ولی فکر کنم تو دیگه به قدر
‫کافی این چیزها رو تحمل کردی.

01:39:50.639 --> 01:39:52.394
‫12:20 دقیقه شد.

01:39:52.419 --> 01:39:55.636
‫وقتشه که برگردم هتل.

01:40:06.623 --> 01:40:08.842
‫اگه برنارد بهم می‌گفت

01:40:08.959 --> 01:40:10.748
‫بخشیدمت.

01:40:10.921 --> 01:40:12.731
‫بیا با هم باشیم

01:40:13.582 --> 01:40:17.277
‫بلند می‌شدم و دنبالش می‌رفتم

01:40:18.333 --> 01:40:19.732
‫اما...

01:40:27.181 --> 01:40:30.514
‫میخوام برای بار آخر بهت بگم متاسفم برنارد.

01:40:31.640 --> 01:40:33.789
‫دیگه بحث رو عوض کن.

01:40:36.296 --> 01:40:38.945
‫اگه من مرده بودم برای تو بهتر بود.

01:40:40.369 --> 01:40:42.388
‫نگران من نباش.

01:40:42.413 --> 01:40:45.741
‫همه‌ی نسل‌‌های دسکیرو
‫یه پسر بزرگ داشتن.

01:40:46.998 --> 01:40:49.834
‫تنها حسرت من اینه که ما فقط یه دختر داریم.

01:40:50.568 --> 01:40:53.465
‫اسم این خانواده بعد از من از بین میره.

01:41:00.859 --> 01:41:02.258
‫بلند نشو.

01:41:10.653 --> 01:41:14.051
‫یادت باشه من همه چیز
‫رو هم برات حساب کردم.

01:41:43.575 --> 01:41:45.253
‫آزاد...

01:41:45.278 --> 01:41:47.679
‫دیگه بیشتر از این چی می‌تونم بخوام.

01:41:49.440 --> 01:41:52.165
‫این شهر سنگی نیست که من دوستش دارم

01:41:52.190 --> 01:41:54.807
‫بلکه این جنگل همیشه زنده
‫و در حال دست و پا زدنه

01:41:55.390 --> 01:41:58.989
‫شهری که غرق در شور و
‫اشتیاقاتی شدیدتر از طوفانه.

01:42:01.396 --> 01:42:05.340
‫ناله‌ی باد بین کاج‌های آرژلوز
‫روی من تاثیر می‌ذاشت

01:42:05.590 --> 01:42:08.489
‫چون که خیلی شبیه
‫صدای هیاهوی انسان بود.

01:42:15.590 --> 01:42:31.889
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:42:31.913 --> 01:42:48.413
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.