﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:10.100 --> 00:00:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:04.190 --> 00:01:11.500
«حرکت اشتباه»
[ قسمت دوم از سه‌گانه‌ی فیلم جاده ]

00:01:15.500 --> 00:01:20.500
«فیلمی از: «ویم وندرس

00:04:44.000 --> 00:04:46.132
‫می‌خوام از این‌جا بری

00:04:47.080 --> 00:04:52.790
سوپرمارکت رو می‌فروشم
و سهم‌ت رو بهت می‌دم

00:04:55.300 --> 00:04:56.266
‫نه...

00:04:57.900 --> 00:04:59.999
‫هیچی نگو، ویلهلم عزیزم

00:05:00.733 --> 00:05:03.332
‫صبر کن تا زمان‌ش برسه

00:05:05.533 --> 00:05:10.166
‫و اون بی‌تابی و نارضایتی‌ت
رو از دست نده

00:05:11.667 --> 00:05:13.966
‫برای نوشتن بهش احتیاج داری

00:05:16.900 --> 00:05:19.332
از این به بعد از زندگی لذت می‌برم

00:05:20.667 --> 00:05:23.632
‫وقتی از میدون رد می‌شم
سیگار می‌کشم

00:05:25.067 --> 00:05:29.532
‫تو هیدرهاف مارتینی می‌نوشم،

00:05:30.367 --> 00:05:32.066
‫و نامه‌های تو رو می‌خونم

00:05:39.000 --> 00:05:42.299
‫مارتینی رو این‌طوری سفارش می‌دم:
«با یخ، لطفاً»

00:07:05.767 --> 00:07:09.199
‫نااُمید نیستم،
فقط خشمگین و خسته هستم

00:07:10.167 --> 00:07:13.366
‫انگار که زبانی ندارم

00:07:14.267 --> 00:07:16.899
‫دو روزه که حرف نمی‌زنم

00:07:17.867 --> 00:07:20.966
‫فقط در خواب‌م حرف می‌زنم،
مادرم این رو می‌گه

00:07:22.200 --> 00:07:23.832
‫می‌خوام نویسنده بشم

00:07:24.233 --> 00:07:26.999
‫ولی چطور ممکنه،
وقتی از مردم خوشت نمیاد؟

00:07:32.833 --> 00:07:36.266
‫اگه فقط توانایی نوشتن
!داشته باشم. نوشتن

00:07:58.667 --> 00:08:01.299
خدافظ
‫برنامه‌ی شبونه داری؟

00:08:01.567 --> 00:08:02.699
‫نه

00:08:05.000 --> 00:08:05.966
‫جنین

00:08:06.667 --> 00:08:08.432
‫می‌خواستم دوباره ببینمت

00:08:11.000 --> 00:08:13.499
‫نمی‌تونم با اون سر و وضع بهت نگاه کنم

00:08:33.799 --> 00:08:35.266
‫یک چیزی اون‌جات هست

00:08:36.733 --> 00:08:38.199
‫نه، این‌جا

00:09:02.900 --> 00:09:04.832
‫در طول سالیان...

00:09:16.467 --> 00:09:21.299
‫وقتی من زادگاه‌م رو ترک می‌کردم
برای اولین بار زنده به نظر می‌رسید

00:09:21.600 --> 00:09:24.566
‫گرچه ترک کردن آدم‌هایی که
دوست‌شون داشتم ملال‌انگیز بود

00:09:25.367 --> 00:09:28.732
‫جنین و دردی رو که به خاطر
...سر و وضع‌ش تحمل می‌کرد رو

00:09:29.433 --> 00:09:30.966
‫تقریباً فراموش کردم

00:09:31.700 --> 00:09:33.766
‫مادر چمدون‌م رو بست

00:09:34.000 --> 00:09:35.866
‫روـش دوتا کتاب گذاشت:

00:09:36.100 --> 00:09:37.866
‫«زندگی یک انسان بی‌ارزش»
،«نوشته‌ی «ایشندروف

00:09:38.200 --> 00:09:40.499
‫و «تحصیلات عاطفی»
«اثر «فلوبر

00:09:41.700 --> 00:09:46.999
‫تصمیم گرفتم اگه
بازوـم رو کشید، پس نکشم

00:09:47.367 --> 00:09:50.532
‫همون‌طور که همیشه وقتی
کسی جلو می‌اومد این کار رو می‌کردم

00:09:52.500 --> 00:09:55.466
‫در تاکسی، اون ناگهان
،بهم گفت از این نترس

00:09:55.800 --> 00:09:59.970
اگه مردم بهت گفتن که
،یک دکتر یا نجار چقدر مفید هستن

00:10:00.100 --> 00:10:02.199
‫و زندگی تو چقدر بی‌هوده سپری شده

00:10:02.933 --> 00:10:07.899
‫آدم‌های با حرفه‌ی محدود
اون رو یاد حلزون‌های چروکیده می‌انداخت

00:10:09.400 --> 00:10:13.066
‫گوش می‌دادم،
اما ذهنم جای دیگه‌ای بود

00:10:16.367 --> 00:10:17.499
‫بلیطِ‌ ـت

00:10:19.933 --> 00:10:21.399
‫تو اون یکی دستم، مادر

00:10:25.500 --> 00:10:26.966
‫چرا بُن رو انتخاب کردی؟

00:10:27.867 --> 00:10:31.799
‫رُمانی رو که به تازگی
نوشتی با دقت خوندم

00:10:35.200 --> 00:10:39.132
‫من شیفته‌ی تو هستم، ویلهلم
خواهش می‌کنم فراموشم نکن

00:10:49.500 --> 00:10:53.432
‫من اون رو در سرنوشتی جا گذاشتم
که در خودم باور نداشتم

00:10:54.400 --> 00:10:58.032
‫راننده‌ی تاکسی رو تصور می‌کنم
که از اون می‌پرسه

00:10:58.333 --> 00:11:00.532
‫دوست داره به خونه برسونش یا نه

00:11:00.767 --> 00:11:02.966
‫اگه خودش تنها بود
از اتوبوس استفاده می‌کرد

00:11:03.200 --> 00:11:06.899
‫ناگهان خواستم موهام رو
در قطار شونه بزنم

00:11:07.200 --> 00:11:10.466
‫منتظر شدم که حرکت کنه

00:11:10.867 --> 00:11:14.532
‫بعداً اون رو بهتر به یاد میارم

00:11:14.867 --> 00:11:17.066
‫در جاهای دیگه

00:11:22.433 --> 00:11:25.532
‫خیلی زود همه چیز رو
در موردش فراموش کردم

00:11:25.833 --> 00:11:27.799
‫روز زیبا و آرامی بود

00:11:28.033 --> 00:11:31.832
‫مرغ‌های دریایی که کنار دریا
آواز می‌خوندن ساکت بودن

00:11:32.167 --> 00:11:36.099
‫همین‌طور یادم میاد
کانالی رو که ازش می‌گذشتیم

00:11:36.467 --> 00:11:38.599
‫شروع کردم به فکر کردن

00:11:38.833 --> 00:11:42.799
‫سعی کردم بیشتر
در مورد خودم بدونم

00:11:43.567 --> 00:11:47.499
‫در صندلی روبه‌رویی
بینی یک نفر خون اومده بود

00:13:34.000 --> 00:13:37.466
‫«زندگی انسان بی‌ارزش»
«نوشته‌ی «جوزف فون ایشنبورگ

00:13:41.033 --> 00:13:42.199
‫فصل اول:

00:13:43.000 --> 00:13:47.799
‫«چرخ آسیاب پدرم
،با نشاط حرکت می‌کرد

00:13:48.133 --> 00:13:50.432
‫و برف بر روی سقف می‌بارید،

00:13:50.700 --> 00:13:54.632
‫و گنجشکان چَهچَه می‌زدند
و خوش می‌گذراندند

00:13:55.167 --> 00:13:59.066
‫من در چارچوب دَر، نشسته بودم
و چشمان خواب‌آلودم را می‌مالیدم

00:13:59.967 --> 00:14:02.599
‫در زیر آفتاب گرم
احساس خوبی داشتم

00:14:03.433 --> 00:14:05.366
‫پدر از خانه بیرون آمد

00:14:05.633 --> 00:14:08.299
‫در آسیاب مشغول بود،

00:14:08.567 --> 00:14:12.199
‫و کلاه خوابش کج شده بود»

00:15:02.867 --> 00:15:03.799
‫هی، این دیگه چیه؟

00:18:16.800 --> 00:18:20.332
‫زنی که اون‌قدر تو رو
،شیفته‌ی خودش کرده بود

00:18:22.067 --> 00:18:23.799
‫«ترزه فارنر» هست

00:18:25.867 --> 00:18:27.332
‫هنرپیشه‌ست

00:18:30.433 --> 00:18:33.032
‫دوست داری بدونی که
چرا از دماغم خون میاد؟

00:18:34.733 --> 00:18:36.199
‫از یادآوری خاطراتم میاد

00:18:38.967 --> 00:18:42.899
‫شاید فردا صبح وقت صبحانه
در موردش باهات صحبت کردم

00:18:44.833 --> 00:18:47.732
‫داستان سینت ژانویارینوس رو می‌دونی...

00:18:47.967 --> 00:18:50.966
‫که خونِ‌ش در کلیسای
ناپل نگه‌داری می‌شه؟

00:18:53.467 --> 00:18:56.799
‫سالی یک بار روان می‌شه

00:18:58.133 --> 00:19:00.066
‫در سالگرد مرگ‌ش

00:19:18.933 --> 00:19:20.399
‫کجا می‌ری؟

00:19:21.600 --> 00:19:22.566
بُن

00:19:39.167 --> 00:19:41.299
‫این فقط یک بلیط‌ ـه

00:19:43.367 --> 00:19:45.132
‫نه، نه، خواب نمی‌بینی

00:19:46.500 --> 00:19:48.266
‫دو تا بلیط گم شدن

00:19:49.467 --> 00:19:52.932
‫می‌تونی بلیط همراهان‌ت رو
در قطار بگیری

00:19:54.600 --> 00:19:58.732
‫امروز برای من
اتفاق وحشتناکی افتاد

00:20:00.067 --> 00:20:02.066
‫من فقط نصف پول دخترـه رو می‌دم

00:20:02.767 --> 00:20:04.299
‫خونه رو ترک کردم،

00:20:05.833 --> 00:20:09.466
‫و وقتی اومدم بیرون متوجه شدم...

00:20:09.800 --> 00:20:12.499
‫چترم رو فراموش کردم

00:20:12.800 --> 00:20:15.232
‫بازش کردم

00:20:15.567 --> 00:20:20.032
‫لکه‌های رنگی عجیبی
هم روش بود

00:20:20.400 --> 00:20:23.499
‫غیرقابل‌توصیف بود

00:20:24.067 --> 00:20:25.666
‫اصلاً بارون می‌اومد؟

00:20:27.133 --> 00:20:28.966
‫نه، ولی نکته این نبود

00:20:37.967 --> 00:20:39.966
‫اون سلام نظامی رو از
فیلم‌های خبری قدیمی یادم‌ـه

00:20:45.200 --> 00:20:48.666
‫یالا، از آقا به خاطر بلیط تشکر کن

00:21:46.000 --> 00:21:46.999
‫نه، نه

00:23:13.567 --> 00:23:15.232
‫چیزی انتخاب کردی؟

00:23:17.167 --> 00:23:21.099
‫فکر کردم شاید سه تیکه
گوشت گوساله، پوره و سالاد

00:23:24.100 --> 00:23:26.299
‫و یک آبجو و آب‌پرتقال

00:23:29.033 --> 00:23:31.899
‫ایشینگر کنترل‌چی
یادداشت رو بهم داد

00:23:32.133 --> 00:23:35.299
‫واگن 83، کوپه‌ 3
صندلی کنار پنجره

00:23:35.600 --> 00:23:36.766
‫فقط می‌تونه منظورش تو باشی

00:23:37.100 --> 00:23:38.432
‫مطمئنم من نیستم

00:23:39.167 --> 00:23:41.799
‫واگن 83، کوپه 3
(صندلی کنار پنجره)

00:25:18.233 --> 00:25:19.899
‫چه کاره‌ای؟

00:25:20.233 --> 00:25:22.532
‫من یه خواننده هستم

00:25:22.800 --> 00:25:25.766
‫و اون یک هنرمند ـه

00:25:36.500 --> 00:25:39.966
‫نویسنده

00:25:55.267 --> 00:25:56.232
‫شب بخیر

00:26:13.900 --> 00:26:16.366
‫دیدن اون زن
،بعدازظهر در قطار

00:26:16.600 --> 00:26:19.299
‫به نظر می‌رسید
ماجراجویی کافی برای من باشه

00:26:19.567 --> 00:26:24.232
‫فکر کردم اگر تعقیب‌ش نکنم
تا آخر عمرم احساس پشیمونی می‌کنم

00:26:26.767 --> 00:26:31.232
‫برای من 7270-06351 رو وصل کنید

00:26:37.467 --> 00:26:40.566
‫ولی حالا در این اتاق هتل
،با تشک پرش

00:26:40.867 --> 00:26:43.366
‫سطل زباله‌ی پلاستیکی
،و چراغ نئون بالای دست‌شویی

00:26:43.633 --> 00:26:46.099
‫به اندازه‌ی محیطم
کم‌بها شدم

00:26:46.967 --> 00:26:50.366
‫تمرین می‌کردم که
پشت تلفن چی بگم

00:26:50.600 --> 00:26:53.999
‫یه چیزی مثل:
از دوری‌ت دارم می‌میرم

00:26:55.000 --> 00:26:58.399
‫تصمیم گرفتم از میل‌م دست بردارم
و شروع به وراجی نکنم

00:26:58.700 --> 00:27:02.199
‫اگه اون چیزی نگفت
من هم چیزی نگم

00:27:03.167 --> 00:27:04.932
‫به میدان نگاه کردم

00:27:14.267 --> 00:27:17.066
‫ناگهان تصمیم گرفتم بنویسم

00:27:17.500 --> 00:27:20.199
‫این کار ذهنم رو از اون دور می‌کرد

00:27:21.233 --> 00:27:24.399
‫این فکر ترسم رو از
یک آدم تازه از بین می‌برد

00:27:24.700 --> 00:27:30.332
‫می‌خواستم صداش رو بشناسم
صدایی که امیدوار بودم مثل نگاه‌ش باشه

00:27:31.200 --> 00:27:34.732
‫سپس اون رو با جزئیات بنویسم

00:27:38.633 --> 00:27:41.066
‫«دو شب است که خوابی ندیدم

00:27:42.100 --> 00:27:45.032
‫نزدیک به یک هفته است
که ناخن‌هایم را نگرفته‌ام

00:27:46.200 --> 00:27:49.132
‫و یک ماه است که
یک کفش را می‌پوشم

00:27:50.433 --> 00:27:53.399
‫و سال‌هاست که فکر مُردن را نمی‌کنم

00:27:54.800 --> 00:27:59.166
‫همیشه فکر می‌کنم اوضاع بدون من
ادامه می‌یابد، درست مانند همیشه

00:28:01.433 --> 00:28:05.899
‫ولی از وقتی تو را ملاقات کردم
«فهمیدم که چه احساسی دارد

00:28:08.067 --> 00:28:10.066
‫نمی‌تونی یه آهنگ براش بسازی؟

00:28:12.633 --> 00:28:14.366
‫اگر اجازه بدی
شعر رو داشته باشم

00:28:19.533 --> 00:28:24.332
‫من داستانم رو خیلی زود
بهت می‌گم، شاید امشب

00:28:29.500 --> 00:28:33.799
‫فقط یه اشاره‌ی کوچک.
...من در المپیک 1936 برلین

00:28:35.400 --> 00:28:37.332
‫صد متر دویدم

00:28:37.867 --> 00:28:41.899
‫و با جسی اوونز دست ندادی
مثل رهبرت

00:28:43.500 --> 00:28:45.632
‫فقط به نیمه‌نهایی رسیدم

00:28:46.200 --> 00:28:47.132
‫ولى...

00:28:48.433 --> 00:28:52.399
‫احتمالاً دستانِ یک
سیاه‌پوست رو نمی‌فشردم

00:28:52.867 --> 00:28:53.832
‫حالا چی؟

00:28:56.933 --> 00:28:58.399
‫بهتره قدم بزنیم

00:29:26.833 --> 00:29:29.599
‫امروز قصد داشتم
نوشتن رو شروع کنم

00:29:30.867 --> 00:29:32.799
‫ولی زیاد خواب دیدم

00:29:33.033 --> 00:29:36.432
‫غیرممکن‌ـه در مورد
چیز دیگه‌ای بنویسی

00:29:38.400 --> 00:29:40.866
‫و فقط در مورد خوابت بنویسی

00:29:42.833 --> 00:29:45.666
‫دوست دارم توانایی نوشتن
یه چیز ضروری رو داشته باشم

00:29:46.233 --> 00:29:50.199
‫ضروری مثل یک خونه
یا یک لیوان شراب در بعدازظهر

00:29:51.467 --> 00:29:53.066
‫ضروری‌تر البته

00:30:20.000 --> 00:30:24.000
هی، برید کنار
از جلوی دوربین‌م برید کنار

00:30:36.600 --> 00:30:42.566
‫در مسیر اومدن به این‌جا دیدم که
آلمان هنوز هم چشم‌انداز داره

00:30:43.167 --> 00:30:45.599
‫می‌خواستم توقف کنم

00:30:47.067 --> 00:30:49.466
‫ولی سریع‌تر به رفتنم ادامه دادم

00:30:51.033 --> 00:30:55.632
‫دوست داشتم با تو
بیرون شهر قدم بزنم

00:30:56.467 --> 00:30:57.932
‫ما هم داریم می‌ریم همون کار رو بکنیم

00:32:27.800 --> 00:32:29.366
‫می‌خواستم باهات حرف بزنم

00:32:30.867 --> 00:32:32.999
‫در مورد چیز خاصی نه.
فقط حرف بزنیم

00:32:36.033 --> 00:32:37.432
‫ولی یک‌دفعه...

00:33:02.700 --> 00:33:04.832
‫دوست داری با من تنها باشی؟

00:33:05.433 --> 00:33:06.366
‫الان نه

00:33:08.367 --> 00:33:09.666
...‫خوبه

00:33:10.533 --> 00:33:13.999
‫در میان جمع بودن خوبه
وگرنه بدتر می‌شد

00:33:16.233 --> 00:33:19.199
‫اینطوری، احساس می‌کنم
یک رازی دارم

00:35:19.833 --> 00:35:22.699
‫می‌دونید درد چیه؟

00:35:24.133 --> 00:35:28.466
‫شما آدم‌های حریص
،از حمله‌ی یک هواپیمای بی‌موتور

00:35:29.000 --> 00:35:30.199
‫در مغزتون آگاه هستید؟

00:35:54.267 --> 00:35:56.066
‫- این‌جا
این طرف -

00:36:37.200 --> 00:36:42.166
‫من جوری رو که همه چیز
برات غریب‌ـه، دوست دارم

00:36:45.633 --> 00:36:48.066
‫وگرنه نمی‌تونی بنویسی

00:36:51.333 --> 00:36:53.599
‫چیزی که دوست ندارم این‌ـه که...

00:36:55.167 --> 00:36:57.866
‫فکر می‌کنی فقط تو می‌تونی
اون جوری باشی

00:37:03.633 --> 00:37:05.599
‫بقیه هم می‌تونن.
حرفم رو باور کن

00:37:14.833 --> 00:37:15.966
‫من رو ببخشید

00:37:18.033 --> 00:37:21.666
‫امروز در هتل شنیدم که
داشتید شعری رو می‌خوندید

00:37:22.767 --> 00:37:26.799
‫من خودم شعر می‌نویسم
برای همین تعقیب‌تون کردم

00:37:27.133 --> 00:37:29.066
‫از اندیشه‌تون خوشم اومد

00:37:31.300 --> 00:37:33.099
‫می‌تونم یه چیزی بخونم؟

00:37:53.067 --> 00:37:55.032
‫«نیمه‌خواب، نیمه‌هوشیار
دراز کشیده بودم

00:37:55.267 --> 00:37:57.399
‫سپس صدای نواختن زنگ را شنیدم

00:37:58.267 --> 00:38:01.832
‫یک ضربه‌ی خیلی محکم
انگار که به من می‌زد

00:38:02.600 --> 00:38:06.066
‫و در بیچارگی پوست انداختم

00:38:06.767 --> 00:38:10.766
‫این احساس که در عالم وجود
،حتى طرحی هم نیستم

00:38:11.067 --> 00:38:12.632
‫وحشتناک بود

00:38:13.400 --> 00:38:16.799
‫احساس می‌کردم
،در حال چلانده شدن هستم

00:38:17.067 --> 00:38:19.832
‫در میان افلاک»

00:38:20.133 --> 00:38:21.632
‫کسی این‌جا ازت پذیرایی نمی‌کنه

00:38:26.800 --> 00:38:29.732
‫«طفلی به سوی من گام زد
مانند حلزون بر روی برگی

00:38:30.100 --> 00:38:33.032
‫از گیاهی فاسد و پوسیده

00:38:33.600 --> 00:38:38.532
‫آرزو کردم خودم را در راه آب بیفکنم

00:38:39.533 --> 00:38:44.932
‫احساس لرزش شفاف
گوشت چرخ‌شده را داشتم

00:38:46.067 --> 00:38:49.499
‫در آخرین رویا
،داخل یک دریچه افتادم

00:38:50.300 --> 00:38:55.199
‫و مانند یک گوشت خوب آویخته‌ شده
به قلاب آویخته شدم

00:38:56.433 --> 00:39:00.866
‫و یک مرد آویخته با امضای:
،«من یک خائن هستم»

00:39:01.167 --> 00:39:04.732
‫فشرده شده انگار که
خودم از درخت آلو هستم

00:39:05.133 --> 00:39:08.932
‫از عضو منقبض شده از ترس‌م
،که نطفه پرتاب می‌کرد

00:39:09.233 --> 00:39:11.699
‫و بر روی یک برگ سفید می‌چکاند

00:39:11.967 --> 00:39:15.132
‫از آن پس، زیر یک
ناقوس شیشه‌ای زندگی می‌کنم

00:39:15.433 --> 00:39:19.766
‫و اجازه می‌دهم
هوشیاری فاسدم شیشه را بخار کند

00:39:22.600 --> 00:39:27.232
‫چرا باید بین من و دنیا،

00:39:28.600 --> 00:39:31.032
‫فضای بی‌کرانی باشد؟»

00:39:52.033 --> 00:39:53.766
‫من باید خودم رو معرفی کنم

00:39:54.867 --> 00:39:59.166
‫اسم من برنارد لاندوست.
من یک اتریشی هستم

00:40:00.900 --> 00:40:02.866
‫هرگز زیاد بالغ نشدم،

00:40:04.733 --> 00:40:06.699
‫و امیدوارم همون‌طور هم بمونم

00:40:08.200 --> 00:40:11.132
‫سالی یک بار زخمی می‌شم

00:40:11.533 --> 00:40:14.399
‫امسال افتادم لبه‌ی یک صندلی،

00:40:14.767 --> 00:40:17.499
‫و گوشه‌ی دهانم رو بریدم

00:40:17.800 --> 00:40:19.266
‫الان دیگه خوب شده

00:40:22.067 --> 00:40:26.199
‫عموـم صاحب یک نانوایی بزرگ
و یک خانه‌ی ییلاقی هست

00:40:27.733 --> 00:40:29.666
‫ما همگی می‌تونیم با اون بمونیم

00:40:31.900 --> 00:40:34.032
‫اون می‌خواست که یک آهنگساز بشه،

00:40:34.267 --> 00:40:36.732
‫و هرازگاهی
از یک سرمایه‌دار بودن رنج ببره

00:40:37.533 --> 00:40:41.866
‫اما فکر می‌کنم آدم‌هایی همچون اون
از سرمایه‌دارهای واقعی هستن

00:42:14.467 --> 00:42:17.532
‫تفنگت رو بنداز کنار، عمو
وگرنه شلیک می‌کنیم

00:42:19.967 --> 00:42:22.932
‫من هستم، برنارد اهل وین

00:42:24.700 --> 00:42:26.266
‫چندتا از دوست‌هام رو آوردم

00:42:26.967 --> 00:42:28.799
‫دوست داریم شب رو بمونیم

00:42:35.433 --> 00:42:37.199
‫این عموی من نیست

00:42:39.500 --> 00:42:41.566
‫و این‌جا خونه‌ی اشتباهی هست

00:42:42.333 --> 00:42:44.299
‫زمان اشتباهی هم هست

00:42:45.133 --> 00:42:46.832
‫من در واقع شما رو نمی‌شناسم

00:42:48.033 --> 00:42:49.966
‫ولی خوشحالم که این‌جا هستید

00:42:52.433 --> 00:42:56.766
‫این‌جا، جا زیاد داره
هر چقدر دوست دارید بمونید

00:42:58.733 --> 00:43:00.966
‫من همین الان تفنگ رو
در دهانم فرو کرده بودم

00:43:02.167 --> 00:43:06.299
‫وقتی که صدای اتومبیل رو شنیدم و صبر کردم،
...امیدوار بودم که

00:43:07.300 --> 00:43:08.899
‫توقف کنه

00:43:11.600 --> 00:43:13.066
‫من این‌جا، تنهای تنها زندگی می‌کنم

00:43:14.100 --> 00:43:17.232
‫همسرم سه ماه پیش، خودش رو دار زد

00:43:18.800 --> 00:43:21.599
‫برای همین
همه‌ چیز به هم ریخته‌ست

00:43:22.267 --> 00:43:25.466
‫میخوام دوباره دکوراسیون کنم
همه چیز رو عوض کنم

00:43:30.667 --> 00:43:33.199
‫اون همیشه آرزوی ماشینی رو داشت که...

00:43:33.467 --> 00:43:36.732
‫همه‌ی زردپی‌های بدنش رو بکشه

00:43:38.600 --> 00:43:40.099
‫من نمی‌تونستم کمکش کنم

00:43:43.767 --> 00:43:46.199
‫آخر سر، حتی شروع کردم به دعا کردن

00:43:48.967 --> 00:43:51.199
‫من به اندازه‌ی کافی تنها بودم

00:43:51.433 --> 00:43:54.732
‫دوست دارم دوباره روزنامه بخونم

00:43:56.333 --> 00:43:57.532
‫برید داخل اتاق

00:44:36.500 --> 00:44:38.666
‫دوست دارم در مورد تنهایی صحبت کنم

00:44:40.600 --> 00:44:43.599
‫به وجودش باور ندارم

00:44:45.200 --> 00:44:50.166
‫بیشتر، یک احساس مصنوعی‌ـه
که از بیرون ایجاد می‌شه

00:44:52.433 --> 00:44:53.599
،یک بار

00:44:53.900 --> 00:44:58.032
‫در کمال حماقت،
در این اتاق تحصن کردم

00:44:59.133 --> 00:45:04.032
‫ته‌سیگارها از شب قبل،
توی جاسیگاری بودن

00:45:05.800 --> 00:45:08.466
‫برای همین، اون روز
بعدازظهر اون‌جا نشستم

00:45:09.400 --> 00:45:11.999
‫درست به حماقت امروز، فکر می‌کنم

00:45:14.400 --> 00:45:17.066
‫دیروز اونجا نشستم، امروز این‌جا

00:45:18.600 --> 00:45:20.532
‫و این نگرش من،

00:45:20.900 --> 00:45:26.366
‫خیلی زیاد تحت‌تاثیرم قرار می‌ده.
جوری که احساس دلجویی کردن از خودم رو دارم

00:45:27.633 --> 00:45:29.399
‫و بعدش، تنهایی بود

00:45:30.633 --> 00:45:34.832
‫من به تنهاییِ برانگیخته شده‌م،
افتخار می‌کردم

00:45:36.233 --> 00:45:38.199
‫در تنهایی غوطه‌ور شده بودم

00:45:42.333 --> 00:45:44.766
‫یک شب، تنهایی مشابه‌ای رو ترتیب دادم

00:45:45.333 --> 00:45:49.266
‫وقتی در تراس نشسته بودم

00:45:50.467 --> 00:45:56.532
‫یه بطری شراب خوردم
و زمان به آسانی سپری شد

00:45:59.533 --> 00:46:03.132
‫مردم در امتداد درخت‌ها قدم می‌زدن،

00:46:04.167 --> 00:46:05.866
‫و به من نگاه می‌کردن

00:46:07.933 --> 00:46:11.399
‫فکر کنم، به نظرشون
خیلی آدم تنهایی می‌اومدم

00:46:12.433 --> 00:46:14.732
‫فوراً دوباره در...

00:46:15.100 --> 00:46:18.732
‫تنهایی مصنوعی دست‌کاری شده‌ای
قرار گرفتم

00:46:19.700 --> 00:46:22.166
‫فقط یک حالت تئاتری هست که...

00:46:23.267 --> 00:46:30.032
‫وقتی تو در حالت تئاتری خودت غوطه‌ور می‌شی،
رخ می‌ده

00:46:31.533 --> 00:46:32.532
‫و باز هم...

00:46:33.033 --> 00:46:37.832
‫در چنین مواقع تنهایی ریاکارانه‌ای...

00:46:38.700 --> 00:46:40.366
‫احساس تولد دوباره می‌کنم

00:46:42.033 --> 00:46:44.566
‫تناقض تنهایی همین‌ـه

00:46:46.233 --> 00:46:51.066
‫احساس مضمحل‌کننده‌ی تنهایی رو...

00:46:52.500 --> 00:46:54.132
‫من در اون لحظه تجربه می‌کنم

00:47:11.133 --> 00:47:13.566
‫تو می‌خوای رازت رو برای ما فاش کنی

00:47:15.700 --> 00:47:20.166
‫خیلی خسته‌م.
بذاریمش برای فردا، موقع قدم زدن‌مون

00:47:21.500 --> 00:47:22.799
‫بیا، مینیون

00:47:30.967 --> 00:47:34.832
‫اسم اون مینیون‌ـه؟
هیچ‌وقت نمی‌دونستم

00:47:35.133 --> 00:47:36.599
‫هیچ‌وقت ازش نپرسیدی

00:47:37.667 --> 00:47:40.466
‫مدت‌هاست منتظرـه که ازش بپرسی

00:47:52.100 --> 00:47:53.232
‫ویلهم

00:47:56.967 --> 00:48:01.599
‫من الان می‌رم طبقه‌ی بالا.
میای؟

00:48:02.033 --> 00:48:03.466
‫می‌دونی که میام

00:48:04.967 --> 00:48:06.699
‫یه‌کم این پایین می‌مونم

00:48:08.233 --> 00:48:10.699
‫ناراضی‌م،
چون که امروز هیچی ننوشتم

00:48:14.433 --> 00:48:16.399
‫اون شعرش رو نوشته

00:48:19.133 --> 00:48:21.932
‫ولی من نمی‌خوام
ناراضی باقی بمونم

00:48:25.100 --> 00:48:26.366
‫بیا پیشم

00:48:27.667 --> 00:48:28.699
‫و من خوشحالم...

00:48:32.200 --> 00:48:34.132
‫که شماها رو پیدا کردم

00:48:46.300 --> 00:48:47.266
‫شب بخیر

00:49:33.767 --> 00:49:35.799
‫یک پرتره‌ی شخصی از همسرم

00:49:39.133 --> 00:49:41.066
‫فقط دوست دارم که یه ذره...

00:49:41.933 --> 00:49:45.866
‫در مورد تنهایی در آلمان صحبت کنم

00:49:48.233 --> 00:49:51.199
‫فکر می‌کنم سرپوشیده‌تر...

00:49:51.567 --> 00:49:56.199
‫و اندوه‌ناک‌تر از جاهای دیگه‌ست

00:49:58.467 --> 00:50:02.432
‫شاید سابقه‌ی اندیشه،
این‌جا مسئول‌ـه

00:50:04.033 --> 00:50:08.366
‫که مردم رو مجبور می‌کنه
دنبال راه و رسم زندگی برن

00:50:09.133 --> 00:50:11.732
‫که این می‌تونه بر فائق شدن
به ترس کمک کنه

00:50:14.067 --> 00:50:16.232
‫گسترش تقوا مثل...

00:50:16.500 --> 00:50:19.166
‫رشادت، پایمردی،

00:50:19.767 --> 00:50:22.232
‫کارش پرت کردن حواس آدم از ترس‌ـه

00:50:23.667 --> 00:50:26.732
‫بذار بگیم این‌طوری بود

00:50:28.333 --> 00:50:32.632
‫بیشتر از هر جای دیگه
...فلسفه می‌تونه به عنوان

00:50:33.067 --> 00:50:35.866
‫یک ایدئولوژی استفاده بشه

00:50:36.200 --> 00:50:39.732
‫به طوری که
...شیوه‌های جنایتکارانه‌ی مستلزمِ

00:50:40.033 --> 00:50:44.999
‫فائق آمدن بر ترس،
می‌تونن قانونی باشن

00:50:47.100 --> 00:50:50.299
‫ترس به عنوان یک چیز پوچ،

00:50:51.533 --> 00:50:53.332
‫و شرم‌آور مطرح می‌شد

00:50:56.800 --> 00:51:00.199
‫برای همین هست که تنهایی در آلمان،

00:51:00.500 --> 00:51:04.466
‫توسط همه‌ی اون‌هایی که
چهره‌های بی‌روح‌شون رو آشکار می‌کنن، پنهان شده

00:51:05.700 --> 00:51:10.299
‫سوپرمارکت‌های شلوغ،
،اماکن تفریحی

00:51:10.667 --> 00:51:13.766
‫مکان‌های پیاده‌روی

00:51:15.733 --> 00:51:19.799
‫روح‌های مُرده‌ی آلمان

00:51:21.733 --> 00:51:25.666
‫«پسر نباید بترسه»
.والدین‌م این رو می‌گفتن

00:51:27.200 --> 00:51:30.132
‫من از غلبه بر ترس‌م اجتناب می‌کردم

00:51:38.100 --> 00:51:41.566
‫امیدوارم از این‌جا لذت ببری

00:51:42.567 --> 00:51:47.132
‫جوری که به حرف‌هام گوش می‌دادی
خیلی تاثیر برانگیز بود

00:52:24.433 --> 00:52:27.999
‫شاید یک نفر بخواد بنویسه
بدون این‌که بدونه چی بنویسه

00:52:28.433 --> 00:52:32.432
‫درست همان‌طور که
می‌خواهی قدم بزنی

00:52:32.900 --> 00:52:35.566
‫خواستن نوشتن، یک نیازـه

00:52:36.500 --> 00:52:39.599
‫نه عشق‌ورزی،
بلکه خواستن عشق

00:52:41.067 --> 00:52:42.499
‫الان می‌رم طبقه‌ی بالا

00:55:05.100 --> 00:55:06.366
‫تو اون‌جایی؟

00:57:21.933 --> 00:57:23.866
‫خواب دیدم اسکیت‌بازی می‌کنم

00:57:31.300 --> 00:57:33.199
‫روی یک دریای یخ‌زده

00:57:36.433 --> 00:57:38.066
‫دریای شمال بود

00:57:43.467 --> 00:57:45.466
‫کاملاً در راه خروج بودم،

00:57:49.567 --> 00:57:51.332
‫و نمی‌تونستم برگردم

00:57:53.400 --> 00:57:58.332
‫و مستقیم
به اسکیت کردن ادامه می‌دادم

00:58:00.833 --> 00:58:02.432
‫خیلی ترسیده بودم

00:58:05.000 --> 00:58:07.066
‫بدتر از همه این بود که...

00:58:07.300 --> 00:58:09.766
‫یک دسته از دوندگان،

00:58:12.233 --> 00:58:14.399
‫روی یخ پشت سرم بود

00:58:18.800 --> 00:58:23.732
‫فکر می‌کنم این
بدترین خوابی بود که دیدم

00:58:39.533 --> 00:58:41.366
‫من خواب دیدم تو داری می‌میری

00:58:45.833 --> 00:58:48.499
‫چند ساعت قبل از این‌که
،وقت مرگ‌ت برسه

00:58:48.767 --> 00:58:51.899
‫داشتی می‌رفتی
...خودت رو برای آرامگاهی

00:58:53.133 --> 00:58:55.332
‫پایین خیابان اصلی آماده کنی

00:58:57.933 --> 00:59:01.232
‫یک بچه تو رو تا لحظه‌ی مرگ
همراهی می‌کرد

00:59:03.600 --> 00:59:05.266
‫بچه کنار تو ایستاده بود،

00:59:07.333 --> 00:59:10.932
‫و آرامگاه با یک تخته سنگ بزرگ
مهر و موم شده بود

00:59:15.600 --> 00:59:18.299
‫خواب دیدم تاریکی مطلق‌ـه،

00:59:20.800 --> 00:59:23.232
‫و داخلش بچه کنار تو ایستاده

00:59:25.367 --> 00:59:26.532
‫تا وقتی که مُردی.

00:59:31.500 --> 00:59:32.966
‫بچه‌ی من بود

00:59:36.033 --> 00:59:39.699
‫من خواب دیدم روی تختم
توی اتاقم، دراز کشیدم

00:59:41.567 --> 00:59:45.332
‫تمام مدت دارم
دیواری با یک در رو می‌بینم

00:59:47.567 --> 00:59:49.266
‫بیدار شدم،

00:59:50.467 --> 00:59:54.399
‫و واقعاً دیوار
و در رو جلوی خودم دیدم

00:59:56.600 --> 01:00:00.632
‫خوابم برد
و دوباره خوابش رو دیدم

01:00:01.367 --> 01:00:06.299
‫درست همون‌جوری که
واقعاً دیده بودمش

01:00:09.167 --> 01:00:13.366
‫به جز این‌که این‌دفعه
نزدیک‌تر بود

01:00:16.533 --> 01:00:17.966
‫حالم بهم خورد

01:00:31.867 --> 01:00:36.799
‫متاسفم. الان روزـه.
نمی‌تونم خوابم رو به یاد بیارم

01:00:38.467 --> 01:00:41.932
‫ولی فکر می‌کنم
...وقتی قندون رو برداشتم

01:00:42.833 --> 01:00:45.932
‫شروع شد.
این رو تقریباً یادم میاد

01:00:48.933 --> 01:00:51.032
‫به نظر خیلی مهم می‌اومد

01:00:55.167 --> 01:00:56.399
‫تو چی، مینیون؟

01:01:01.500 --> 01:01:03.699
‫اون به نظرش
خواب دیدن مسخره میاد

01:01:43.567 --> 01:01:47.166
‫«مردی دیوانه‌وار سرم داد کشید:

01:01:48.167 --> 01:01:51.332
‫«حالا گیرت انداختم، روزنتال!»

01:01:53.267 --> 01:01:56.699
‫با یک گردن‌بند دستگیرم کرد

01:01:57.033 --> 01:02:00.332
‫و چهارتا دندونش رو بهم زد

01:02:00.633 --> 01:02:03.632
‫بعد اون مرد تُف کرد توی صورتم

01:02:04.100 --> 01:02:07.099
‫با خودم فکر کردم:
«کی اهمیت می‌ده؟»

01:02:07.533 --> 01:02:10.232
‫من حتى اسم‌ـم روزنتال نیست

01:02:11.200 --> 01:02:14.132
‫واقعاً برام مهم نبود

01:02:15.367 --> 01:02:18.699
‫کِی وقت مُردن من‌ـه

01:02:19.633 --> 01:02:22.832
‫با روی خوش وارد تابوت می‌شم

01:02:23.733 --> 01:02:26.132
‫و به خاطر این‌که
دوست‌های زیادی دارم

01:02:27.200 --> 01:02:29.799
‫اون‌جا وارونه می‌خوابم

01:02:31.667 --> 01:02:34.599
‫شکم‌ـم رو کاملاً ساکن نگه می‌دارم

01:02:35.633 --> 01:02:38.732
‫و به هر چه دوست دارم،
فکر می‌کنم

01:02:39.733 --> 01:02:42.499
‫شاید یک نفر بیاد
یه سلامی هم بکنه

01:02:43.967 --> 01:02:46.999
‫برام اهمیتی نداره»

01:03:15.433 --> 01:03:19.366
‫یک نفر که از سیاست جداست
می‌تونه بنویسه؟

01:03:21.900 --> 01:03:25.366
‫اگر بتونه شرح بده که
غربت چطور اتفاق می‌افته

01:03:26.467 --> 01:03:28.899
‫نبایستی طبیعی ظاهر بشه

01:03:30.167 --> 01:03:32.632
‫تاریخ دنیای وسترن این‌ـه

01:03:33.300 --> 01:03:34.432
‫البته!

01:03:40.333 --> 01:03:44.899
‫وقتی که می‌نویسم
سیاست واقعاً فراری‌م می‌ده

01:03:47.167 --> 01:03:51.266
‫سعی کردم سیاسی بنویسم
و فهمیدم چیزی برای گفتن ندارم

01:03:51.600 --> 01:03:54.699
‫کلمات معنایی برام نداشتن

01:03:55.233 --> 01:03:59.332
‫به نظرم، قسمتی از من نبودن

01:04:01.533 --> 01:04:03.966
‫جوری که سیاست‌مداران مترقی
حرف می‌زدن، می‌نوشتم

01:04:04.833 --> 01:04:05.799
‫فقط...

01:04:06.367 --> 01:04:10.299
.‫کم‌رمق‌تر و کنایه‌آمیزتر
چون‌که من فعال نبودم

01:04:11.167 --> 01:04:13.166
‫این نقطه‌ی ضعف‌ـه

01:04:13.433 --> 01:04:16.699
‫یک دلیل خوب برای این‌که
،از لحاظ سیاسی فعال باشی

01:04:18.067 --> 01:04:19.599
‫و یک‌سَره بنویسی

01:04:20.433 --> 01:04:23.032
‫ولی این نوشتن بود که
...باعث شد متوجه بشم

01:04:23.967 --> 01:04:27.099
‫نمی‌تونم نیازهام رو
از لحاظ سیاسی تنظیم کنم

01:04:28.133 --> 01:04:31.566
‫سیاست‌مداران هیچ‌وقت تحریک‌شون نمی‌کنن،
فقط شاعران هستن

01:04:35.233 --> 01:04:39.866
‫نیازهای شخصی تو در دنیا چیه؟

01:04:41.567 --> 01:04:44.232
‫هر کسی نیازهای شخصی‌ای داره
اون‌ها واقعی هستن

01:04:44.500 --> 01:04:47.966
‫برای من همه‌ش همین‌ـه

01:04:49.100 --> 01:04:50.766
‫ولی اون‌ها تحقق‌پذیر نیستن

01:04:52.400 --> 01:04:56.166
‫مقایسه‌ش می‌کنم با نیازهایی که
سیاست بهش رسیدگی می‌کنه

01:05:05.167 --> 01:05:06.099
‫اگه...

01:05:07.933 --> 01:05:10.566
‫اگه فقط سیاست و شعر،

01:05:11.633 --> 01:05:13.099
‫می‌تونست متحد بشه

01:05:16.900 --> 01:05:20.832
‫معنی‌ش پایان اشتیاق و دنیا بود

01:05:31.800 --> 01:05:34.599
‫هنگام شب دیدمت

01:05:35.767 --> 01:05:39.699
‫کف اتاق دراز کشیده بودی
با یه جور شلاق توی دستت

01:05:40.900 --> 01:05:42.499
‫شکنجه‌ی خودت بابت چیه؟

01:05:47.433 --> 01:05:49.232
‫وقتش‌ـه داستان تو رو بشنویم

01:05:55.500 --> 01:06:00.266
‫چند لحظه‌ی پیش، روی تراس
یک آواز یهودی خوندم

01:06:03.133 --> 01:06:04.066
‫دوست‌ـت بود؟

01:06:05.067 --> 01:06:06.266
‫من کُشتم‌ـش

01:06:09.800 --> 01:06:12.266
‫اون سلامی رو که کنترل‌چی،

01:06:13.500 --> 01:06:16.299
‫توی قطار وقتی از پیش‌ـم می‌رفت،
بهم داد، یادته؟

01:06:18.567 --> 01:06:20.532
‫اون آجودان من تو ویلنا بود

01:06:23.367 --> 01:06:27.066
‫من چند تا یهودی رو نجات دادم.
اون‌هایی که به لحاظ حرفه‌ای ماهر بودن

01:06:38.333 --> 01:06:39.566
‫می‌تونی شنا کنی؟

01:06:40.733 --> 01:06:42.766
‫از کجا می‌دونی نمی‌تونم؟

01:06:44.800 --> 01:06:46.199
‫امیدوار بودم

01:06:53.600 --> 01:06:56.899
‫احساس می‌کنم
پوتین‌های جادویی پام‌ـه

01:06:59.767 --> 01:07:03.099
‫من حتى تنفر تو از سیاست رو
می‌فهمم، ویلهلم

01:07:07.900 --> 01:07:11.699
‫زندگی برای من طبیعت‌ـه

01:07:17.367 --> 01:07:19.832
‫باعث می‌شه فراموش کنم
که تا حالا چی بوده

01:07:22.367 --> 01:07:24.666
‫اون آتش‌بازی‌های
معصومانه‌ی جوونیِ من

01:07:26.000 --> 01:07:29.932
‫آینده رو پیش‌گویی می‌کردیم

01:07:31.033 --> 01:07:33.999
‫اون‌جوری که با خنده و بدون ترس
از روی آتش می‌پریدیم

01:07:36.667 --> 01:07:40.632
‫با سیب‌زمینی‌های ذغالی
حال می‌کردیم

01:07:42.733 --> 01:07:44.832
‫در حقیقت بچه‌های فاسد امروزـه،

01:07:45.467 --> 01:07:51.432
،‫فکر می‌کنن کباب کردن بچه خوک
توی باغ والدین‌شون خیلی ماجراجویی‌ـه

01:09:05.466 --> 01:09:08.732
‫سعی می‌کنم خواب‌هام یادم بیاد

01:09:12.267 --> 01:09:14.266
‫می‌دونم در مورد عموـم هست

01:09:21.633 --> 01:09:25.099
‫الان به فکر یک شعر کوتاه افتادم

01:09:26.833 --> 01:09:28.299
‫یه جور هایکو
[ شعر کوتاهِ ژاپنی ]

01:09:30.000 --> 01:09:33.532
‫در نوشتن، مشاهده بهتر از الهام‌ـه

01:09:33.867 --> 01:09:35.699
‫دوست داری بشنوی‌ش یا نه؟

01:09:37.033 --> 01:09:39.166
‫من الان به فکر یک داستان افتادم

01:09:40.367 --> 01:09:41.566
‫بهمون بگو

01:09:43.500 --> 01:09:45.099
‫تو اول شعرت رو بگو

01:09:46.970 --> 01:09:48.970
‫اسمش هست: «محبت‌آمیز»

01:09:52.730 --> 01:09:54.600
‫«محبت‌آمیز.

01:09:56.110 --> 01:09:57.820
،چه محبت‌آمیز است

01:09:58.190 --> 01:10:00.030
...نگاه مادر

01:10:00.320 --> 01:10:02.860
«.به غذا خوردن بچه‌هایش

01:10:05.110 --> 01:10:07.450
‫شعری از برنارد لاندو

01:10:08.900 --> 01:10:09.866
‫خیلی خوب بود

01:10:13.033 --> 01:10:15.999
‫داستان من تقریباً
:این‌جوری شروع می‌شه

01:10:18.633 --> 01:10:21.599
‫«او بالاخره وقتش را پیدا کرد،
.که به آن زن بگوید دوستت دارم

01:10:22.733 --> 01:10:25.332
‫درست در لحظه‌ای که گفت:
،«دوستت دارم»

01:10:25.967 --> 01:10:29.899
‫آن زن تصادفاً از یک خلال دندان استفاده کرد.
«.آن مرد از آن لحظه به بعد از او متنفر شد

01:10:30.567 --> 01:10:32.132
‫اون‌وقت، باهاش ازدواج کرد؟

01:10:32.500 --> 01:10:35.499
‫البته، از وقتی که
بهش گفت دوستت دارم

01:10:37.367 --> 01:10:39.966
‫باید این رو داخل داستان بگنجونی.
این داستان رو کامل می‌کنه

01:10:41.867 --> 01:10:44.166
‫وگرنه، فقط مثل یک
خط داستانی می‌مونه

01:10:44.667 --> 01:10:47.099
‫پس دوباره،
من براشون اسم می‌ذارم

01:10:48.400 --> 01:10:50.332
‫آن زن و آن مرد،

01:10:52.100 --> 01:10:53.899
‫فقط دو تا تیپ خنده‌دار هستن

01:10:54.467 --> 01:10:55.632
‫چه اسم‌هایی؟

01:10:56.133 --> 01:10:57.399
‫آنتون و مارتا

01:11:01.500 --> 01:11:05.966
‫«آنتون بالاخره وقت این را پیدا کرد
«که به مارتا بگوید دوستت دارم

01:11:07.333 --> 01:11:09.299
‫این نشونه‌ی یک رمان‌ـه

01:11:54.900 --> 01:11:56.699
‫تو دنبال من نبودی

01:11:58.500 --> 01:12:00.566
‫چرا، دنبال تو بودم

01:12:06.000 --> 01:12:10.666
‫چهره‌ت خیلی آرومه.
واقعاً غمگینی

01:12:12.500 --> 01:12:13.432
‫بله

01:12:15.033 --> 01:12:16.632
‫نگو داری به چی فکر می‌کنی

01:12:19.333 --> 01:12:21.232
‫تو حرف‌های زیادی برای گفتن داری

01:12:29.800 --> 01:12:31.799
‫می‌خوام امروز باهات تنها باشم

01:12:32.700 --> 01:12:35.299
‫دیگه نمی‌ترسم

01:12:38.000 --> 01:12:41.766
‫اون خواب در مورد اسکی کردن رو
از خودم ساختم

01:12:43.100 --> 01:12:44.699
‫فقط اون‌جوری احساس کردم

01:12:45.400 --> 01:12:49.866
‫وقتی داشتی می‌گفتی فهمیدم

01:12:52.700 --> 01:12:55.832
‫اون پرها رو توی راه دیدی؟

01:12:56.400 --> 01:12:58.266
‫آره، چطور؟

01:12:59.200 --> 01:13:00.666
‫متوجه چیزی نشدی؟

01:13:02.100 --> 01:13:03.699
‫با دقت نگاه نکردم

01:13:04.467 --> 01:13:06.566
‫یک منقار زرد هم بود

01:13:09.633 --> 01:13:12.099
‫خیلی چیزها بود که دقت نکردی

01:13:14.167 --> 01:13:18.099
‫درسته، معمولاً باید
دقت بیشتری بکنم

01:13:18.867 --> 01:13:21.899
‫همه بیشتر از من
متوجه جزئیات می‌شن

01:13:24.367 --> 01:13:26.599
‫هنوز هم میخوای که
یک نویسنده بشی؟

01:13:28.267 --> 01:13:31.699
‫می‌دونم که من همچین به اصطلاح
قدرت مشاهده‌ای ندارم

01:13:33.333 --> 01:13:34.566
‫ولی باور دارم که من،

01:13:37.400 --> 01:13:40.299
‫یک جور چشم بصیرت اروتیک دارم

01:13:41.267 --> 01:13:43.832
‫یک‌دفعه متوجه چیزهایی می‌شم
که همیشه از دست می‌دادم

01:13:44.200 --> 01:13:47.666
‫و نه‌تنها می‌بینمش،
بلکه احساس‌ش می‌کنم

01:13:49.133 --> 01:13:51.066
‫برای همین بهش می‌گم
چشم بصیرت اروتیک

01:13:52.600 --> 01:13:55.732
‫بعد چیزی رو که تجربه کردم، می‌نویسم

01:13:56.033 --> 01:13:58.532
‫نه فقط مشاهداتم رو

01:14:00.167 --> 01:14:03.632
‫برای همین می‌خوام
یک نویسنده بشم

01:14:48.433 --> 01:14:50.666
‫یک اتقاقی باید بیفته

01:14:53.500 --> 01:14:55.666
‫همه چیز خیلی مبنی بر واقعیت‌ـه

01:14:57.267 --> 01:14:59.532
‫انجام شده. بسته.

01:15:03.667 --> 01:15:05.732
‫دیگه حوصله‌ی قدم زدن ندارم

01:15:07.300 --> 01:15:11.466
‫حس می‌کنم باید چیزهامون رو دربیاریم.
یک کاری بکنیم

01:15:27.600 --> 01:15:29.532
‫تا حالا خواستی کسی رو بکُشی؟

01:15:30.133 --> 01:15:31.099
‫نه

01:15:34.900 --> 01:15:35.866
‫من خواستم

01:15:38.233 --> 01:15:40.932
‫مثل یک بچه، تشنه‌ی خون هستم

01:15:43.733 --> 01:15:46.199
‫همین الان هم این حس رو دارم

01:15:48.267 --> 01:15:53.366
.‫نیازی به اسلحه ندارم
فقط با دست‌های خالی‌م

01:15:56.767 --> 01:15:57.832
‫منظورت چیه؟

01:16:01.700 --> 01:16:03.299
‫می‌دونم منظورت چیه

01:16:08.533 --> 01:16:10.499
‫یه لحظه فکر خواب‌م افتادم

01:16:11.900 --> 01:16:14.332
‫صاحب‌خونه‌مون داشت
کنار ساحل می‌دوید

01:16:14.967 --> 01:16:18.299
‫یک فیلمبردار دنبالش می‌کرد.
:صاحب‌خونه‌مون فریاد زد

01:16:18.900 --> 01:16:21.666
«‫»زنده باد دنیایی که توده‌ی مردم را استثمار می‌کند!

01:16:23.433 --> 01:16:27.399
‫بعد پرید اون طرف
و در آب غوطه‌ور شد

01:16:29.100 --> 01:16:30.566
‫تا دور دستش دریا بود

01:16:31.133 --> 01:16:33.332
‫- باید به عنوان شاهد فیلم رو ببینم...
بریم -

01:16:33.633 --> 01:16:35.732
‫بریم.
من می‌ترسم

01:16:38.500 --> 01:16:40.766
فیلمبرداری که از
...غوطه‌ور شدن فیلم گرفته بود

01:19:08.533 --> 01:19:10.632
،گاهی بدون این‌که به چیزی نگاه کنم

01:19:11.667 --> 01:19:13.766
به فضا خیره می‌شم

01:19:15.300 --> 01:19:17.099
‫بعد چشم‌هام رو می‌بندم،

01:19:17.867 --> 01:19:21.066
‫و فقط متوجه چیزی می‌شم
که پیش روـم هست

01:19:21.467 --> 01:19:23.399
‫به وسیله‌ی باقیمانده‌ی هاله‌ی اثرِ
چیزی که دیده بودم

01:19:24.367 --> 01:19:28.266
‫وقتی که می‌نویسم هم همین‌طور
...چشم‌هام رو می‌بندم و چیزهایی رو می‌بینم که

01:19:28.633 --> 01:19:31.132
‫نمی‌تونم با چشم‌های بازـم ببینم

01:20:25.500 --> 01:20:28.932
‫بعد از خودکشی کارخانه‌دار
که حضورش تهییج‌م می‌کرد

01:20:29.233 --> 01:20:31.299
‫به نظر می‌رسید که
ما مسیرمون رو گم کردیم

01:20:32.033 --> 01:20:33.499
‫سفری در طول آلمان...

01:20:33.733 --> 01:20:36.732
‫سفری که احساس می‌کردم
یک‌جور ماجراجویی و کارـه

01:20:37.033 --> 01:20:38.366
‫لغو شد

01:20:38.633 --> 01:20:41.599
‫و ما وارد یک وحشت ابلهانه شدیم

01:20:42.567 --> 01:20:47.432
‫برنارد در کافه‌ی بین راه
بدون هیچ توضیحی ناپدید شد

01:20:48.367 --> 01:20:51.999
‫بقیه‌مون به همدیگه نزدیک‌تر شدیم،
ولی به نظر می‌رسید داریم از هم جدا می‌شیم

01:20:59.667 --> 01:21:03.132
‫هنوز می‌تونی به تندی المپیک بدوی؟

01:21:49.700 --> 01:21:52.566
‫سر شب، رسیدیم تانوس

01:21:52.800 --> 01:21:56.032
‫جایی که ترزه
آپارتمانی در طبقه‌ی دَهُم داشت

01:21:58.233 --> 01:22:00.199
‫توی لابی، مدفوع ریخته شده بود

01:22:00.400 --> 01:22:03.332
‫و سرتاسر آسانسور
نمادهای جنسی کشیده شده بود

01:22:03.600 --> 01:22:04.999
‫و روی چوب‌ها کنده‌کاری شده بود

01:22:05.200 --> 01:22:08.299
‫ترزه گفت تازه اومده

01:22:08.900 --> 01:22:11.532
‫دیوارهای آپارتمان‌ش
هنوز گچ‌کاری شده بود

01:22:11.800 --> 01:22:14.332
‫من می‌خواستم باهاش بخوابم

01:22:15.000 --> 01:22:16.999
‫ولی شاید فقط یک میل بود،

01:22:17.233 --> 01:22:20.566
‫برای فهمیدن چیزها

01:22:21.400 --> 01:22:24.632
‫خشم بی‌اراده‌ی من
معطوف به پیرمرد بود

01:22:24.933 --> 01:22:27.532
‫گذشته‌ی اون رو
عذری برای خودم می‌دیدم

01:23:17.533 --> 01:23:19.466
‫اون دیگه بچه نیست

01:23:20.900 --> 01:23:21.866
‫می‌دونم

01:23:24.033 --> 01:23:24.999
‫چی؟

01:23:26.400 --> 01:23:27.566
‫چی رو می‌دونی؟

01:23:29.533 --> 01:23:31.999
‫همه چیز.
می‌تونم همین حالا بهت بگم

01:23:34.900 --> 01:23:36.366
‫مهم نیست

01:23:40.967 --> 01:23:42.732
‫من بهت حسودی‌م می‌شه، ویلهلم

01:23:48.333 --> 01:23:49.266
‫من؟

01:23:51.333 --> 01:23:54.499
‫تو معمولاً زحمتی
برای چیزی نمی‌کشی

01:24:04.100 --> 01:24:06.032
‫می‌دونم که برات ناخوشایند ـه

01:24:07.600 --> 01:24:10.066
‫ولی من نمی‌تونم مثل تو باشم

01:24:12.600 --> 01:24:13.566
‫چرا؟

01:24:17.200 --> 01:24:18.299
‫متاسفم

01:24:26.433 --> 01:24:28.366
‫می‌دونی به نظر من
چی مسخره‌ست؟

01:24:30.933 --> 01:24:33.866
‫همین حالا که
ته‌ریش‌ت خراش‌م می‌داد

01:24:36.700 --> 01:24:39.532
‫و نفس کشیدن لب‌هات رو
روی شونه‌م احساس می‌کردم

01:24:42.900 --> 01:24:45.632
‫و حالا که اون چهره‌ی جدی رو
به خودت گرفتی

01:24:50.800 --> 01:24:52.266
‫تو خیلی...

01:24:53.500 --> 01:24:56.432
‫ژست‌ت خیلی مسخره‌ست،
می‌دونی

01:25:09.533 --> 01:25:12.732
‫به جای مایوس شدن،
گیج‌تر شدم

01:25:13.000 --> 01:25:16.166
‫پس من پیش آدم‌های واقعاً مایوس
فقط خیلی احمق به نظر می‌رسم

01:25:16.900 --> 01:25:21.866
‫ولی باز هم، مثل یک قهرمان که
غم دنیا رو بر دوش می‌کشه، حرکت کردم

01:25:36.667 --> 01:25:39.099
‫باید 20 مارک اضافه بپردازم؟

01:25:39.300 --> 01:25:42.032
‫غیرممکن‌ـه

01:25:42.300 --> 01:25:45.266
‫- بله
بله -

01:25:45.500 --> 01:25:47.632
‫اون همه مشق.
حالم ازشون بهم می‌خوره

01:25:47.867 --> 01:25:52.266
‫ریاضی...
...انشای دو صفحه‌ای

01:26:00.667 --> 01:26:03.999
‫نمی‌تونم بفهمم که چطور
،اون همه آدم توی سوپرمارکت‌ها

01:26:04.300 --> 01:26:07.566
‫توی تفریحگاه‌ها،
،پشت پنجره‌های طبقات بالا

01:26:07.867 --> 01:26:11.499
‫در این کشور، نه فقط در این کشور،
زندگی رو تحمل می‌کنن

01:27:55.367 --> 01:27:57.299
‫داری جمع و تفریق یاد می‌گیری؟

01:27:57.500 --> 01:27:59.132
‫خیلی حوصله‌سربرـه

01:27:59.867 --> 01:28:03.732
‫مبلغ «یک» به اضافه‌ی مبلغ «دو»
«می‌شه مبلغ «سه

01:28:04.433 --> 01:28:06.932
‫من یک دوستی
توی طبقه‌ی سوم دارم

01:28:07.200 --> 01:28:08.766
‫خودم طبقه‌ی هشتم هستم

01:28:09.000 --> 01:28:12.532
‫قبلاً یک دوستی در «پنت‌هاوس» داشتم
[واحدی در بالاترین طبقه مسکونی مجتمع‌های آپارتمانی]

01:29:27.267 --> 01:29:30.099
‫همه چیز برای من چرند ـه

01:29:35.200 --> 01:29:39.232
‫زود سعی می‌کنم
نقش خودم رو در نمایش یاد بگیرم

01:29:41.267 --> 01:29:43.032
‫وقتی این جعبه‌ی کبریت رو می‌بینم،

01:29:44.733 --> 01:29:48.366
‫و تعجب می‌کنم که در نمایش
چی‌کار می‌کنه هم همین‌طور

01:29:50.667 --> 01:29:52.432
‫خیلی مصنوعی‌ـه که...

01:29:53.300 --> 01:29:56.732
‫یک نفر رو با حرف‌های
بقیه‌ی مردم توصیف کنی

01:29:57.167 --> 01:29:59.632
‫فقط وقتی سعی می‌کنم
،به یاد بیارم

01:30:01.233 --> 01:30:03.999
‫متن می‌تونه یک جرقه‌ای ایجاد کنه

01:30:06.433 --> 01:30:08.232
‫چون که من،

01:30:10.000 --> 01:30:12.332
‫تمرین می‌کنم
...یک چیز مشابه به چیزی که

01:30:14.167 --> 01:30:15.732
‫فراموش کردم رو به یاد بیارم

01:30:16.333 --> 01:30:18.666
‫اگر به یاد بیارم،

01:30:18.967 --> 01:30:22.432
‫می‌تونم بدون اون احساس خفه‌کننده
بازی کنم

01:30:22.733 --> 01:30:25.666
‫احساسی که همیشه دارم

01:30:29.267 --> 01:30:33.232
‫بعد از این کار حافظه،
از ایفای نقش‌م لذت می‌برم

01:30:34.200 --> 01:30:36.232
‫و خوشحالم

01:30:36.733 --> 01:30:41.232
‫بیشتر وقت‌ها نمی‌تونم
مثل یک روبات به یاد بیارم و بازی کنم

01:30:46.233 --> 01:30:50.166
‫توی آخرین نمایش
یک‌دفعه گیج شدم

01:30:52.200 --> 01:30:54.999
‫گمان می‌کردم متن رو کاملاً بلدم

01:30:57.433 --> 01:30:59.666
‫و «سوفلور» هم داشت یواش می‌خوندش
[شخصی که کلمات رو به بازیگر موقع بازی یادآوری می‌کنه]

01:31:03.167 --> 01:31:06.299
‫تکرار طوطی‌وار تحقیرآمیزـه

01:31:07.533 --> 01:31:09.232
‫همیشه این فکر رو می‌کنم

01:31:10.533 --> 01:31:11.832
‫گوش می‌دی؟

01:31:12.900 --> 01:31:16.032
‫تکرار طوطی‌وار تحقیرآمیزـه

01:31:26.833 --> 01:31:29.266
‫کمکم کن یا ترکم کن، ویلهلم!

01:31:32.300 --> 01:31:35.566
‫خیلی منزجرکننده‌ست که
همه چیز برای تو سرد و بی‌تفاوت‌ـه

01:31:36.633 --> 01:31:38.932
‫دیروز بهم حسودی می‌کردی

01:31:45.733 --> 01:31:48.199
‫ولی امروز حالم رو بهم می‌زنی

01:31:50.133 --> 01:31:52.132
‫می‌تونم...

01:31:52.833 --> 01:31:53.966
‫من رو بکُش

01:31:55.367 --> 01:31:56.466
‫زود باش

01:31:58.000 --> 01:31:59.766
‫شاید بتونم یک چیزی ازت یاد بگیرم

01:32:02.167 --> 01:32:03.766
‫تا سر حد مرگ، کُتک‌م بزن

01:32:42.833 --> 01:32:46.766
‫نوشته‌هام رو نابود کردی

01:33:00.033 --> 01:33:03.332
‫تو در مورد خودت و سختی‌های کار کردن حرف زدی،
...و متوجه نبودی که

01:33:03.667 --> 01:33:05.466
‫من واقعاً داشتم کار می‌کردم

01:33:06.833 --> 01:33:10.132
‫بعدش من از تو و جعبه‌ی سیگاری که
توی متن نیست، خوشم اومد

01:33:10.400 --> 01:33:14.199
.‫و نمی‌تونم به نوشتن ادامه بدم
...چون که احساس می‌کنم

01:33:18.967 --> 01:33:22.832
‫چیزی که تو به تازگی گفتی
باید تو نوشته‌های من ظاهر بشه

01:33:24.500 --> 01:33:28.099
‫برای همین،
من رو به حال خودم بذار

01:33:29.500 --> 01:33:30.966
‫تو حتی گوش نمی‌کردی

01:33:31.233 --> 01:33:36.199
‫گوش می‌کردم، ولی همه‌ش فکر می‌کردم
دارم زمان نوشتن‌م رو از دست می‌دم

01:33:41.433 --> 01:33:42.732
‫تو یه آشغالی!

01:33:54.133 --> 01:33:57.599
‫این حرف رو نزن، ترزه

01:34:09.467 --> 01:34:10.699
‫یک چیزی بگو

01:34:12.300 --> 01:34:14.366
‫وقتی ساکتی،
برآشفته به نظر می‌رسی

01:34:18.567 --> 01:34:20.432
‫چی می‌نویسی؟

01:34:23.767 --> 01:34:27.566
‫دارم داستان مردی رو می‌نویسم
که آدم خوش‌قلبی‌ـه

01:34:29.200 --> 01:34:33.099
‫ولی عاجز از هر نوع احساس ترحم‌ـه

01:34:33.500 --> 01:34:37.299
‫هدفم این‌ـه که ثابت کنم
مهربانی و بی‌رحمی در کنار هم‌دیگه میان

01:34:39.033 --> 01:34:41.066
‫فکر می‌کنم سیاسی از آب در میاد

01:34:42.900 --> 01:34:45.866
‫این اطراف کجا می‌تونی
بری قایق‌سواری؟

01:34:48.067 --> 01:34:48.999
‫روی دریا

01:34:50.367 --> 01:34:54.166
‫در این‌صورت، فردا می‌ریم قایق‌سواری
و پیرمرد رو هم با خودمون می‌بریم

01:34:55.700 --> 01:34:56.866
‫مینیون رو این‌جا، جا می‌ذاریم

01:34:57.933 --> 01:35:00.399
‫باید به تنهایی عادت کنه

01:35:05.133 --> 01:35:07.099
‫اون خودکشی کرد

01:35:08.133 --> 01:35:13.099
‫اون خودش رو در اتاقی
پشت آپارتمان کشیش، به دار آویخت

01:35:13.467 --> 01:35:15.199
‫پایان هولناکی بود

01:35:16.867 --> 01:35:19.466
‫من نتونستم به ترزه کمک کنم

01:35:19.733 --> 01:35:21.299
‫کار من تنها یک بهانه بود

01:35:22.090 --> 01:35:25.500
به خوبی می‌دونستم
،اگه همون موقع پذیرای ترزه نبودم

01:35:25.510 --> 01:35:28.430
واقعاً نمی‌شد
اسمش رو گذاشت کار کردن

01:35:28.500 --> 01:35:31.732
‫فقط می‌تونستم جلوی اون
نقش بازی کنم

01:35:35.367 --> 01:35:36.999
‫این‌جا پارو می‌‌زنیم؟

01:35:45.833 --> 01:35:47.299
‫ویلهلم

01:35:49.667 --> 01:35:51.466
‫من از اون موقع تا حالا
خیلی عوض شدم

01:35:55.000 --> 01:35:57.466
‫فقط به خاطر این نیست
که روی زمین لخت خوابیدم

01:35:58.133 --> 01:35:59.999
‫فقط در این لحظه،
کمر درد دارم

01:36:02.500 --> 01:36:04.532
‫این دفعه فرق می‌کنه

01:36:07.300 --> 01:36:08.866
‫باید متوجه باشی

01:36:21.233 --> 01:36:26.166
‫ما متمایز هستیم، مثل تو،
بین طبیعت و سیاست

01:36:27.267 --> 01:36:30.532
‫و طبیعت‌مون در مقابل سیاست،
،مبارزه می‌کنه

01:36:30.833 --> 01:36:33.032
‫تا به سیاستی بی‌رحمانه برسه

01:36:47.967 --> 01:36:49.566
‫مطمئنی نمی‌تونی شنا کنی؟

01:36:49.833 --> 01:36:50.932
‫ویلهلم!

01:36:52.833 --> 01:36:54.932
‫خواهش می‌کنم، ویلهلم!

01:36:57.133 --> 01:37:00.632
‫بذار زندگی کنم، ویلهلم!

01:37:01.467 --> 01:37:04.566
.‫ویلهلم، می‌دونم که تو می‌خوای بری دنبال کار خودت
من رو با خودت ببر

01:37:04.900 --> 01:37:06.366
‫من می‌تونم ادای حیوانات رو در بیارم

01:37:09.167 --> 01:37:12.099
‫و من یک آشپز خوب هم هستم.
جگر سرخ‌کرده، ماهی هالیبوت

01:37:12.990 --> 01:37:16.330
‫«حالا گیرت انداختم، روزنتال!»

01:37:16.733 --> 01:37:18.666
‫ویلهلم! ویلهلم!

01:37:30.900 --> 01:37:33.966
‫آب این‌جا قبلاً پاک و خالص بود،
درسته؟

01:38:16.133 --> 01:38:18.566
‫گربه اون روزها یک جور دیگه بود

01:38:50.200 --> 01:38:51.799
‫کِی می‌ری؟

01:38:52.933 --> 01:38:53.966
‫فردا

01:38:55.933 --> 01:38:57.366
‫از کجا فهمیدی؟

01:39:00.933 --> 01:39:03.399
‫این اواخر داشتی اشتباه می‌کردی

01:39:05.533 --> 01:39:08.999
‫این باعث شد که بفهمم
فکرت جای دیگه‌ست

01:39:11.433 --> 01:39:12.899
‫کجا می‌ری؟

01:39:16.167 --> 01:39:21.300
‫تازگی‌ها عکسی از «تسوگ‌اشپیتسه» رو توی روزنامه دیدم
[ بلندترین کوه رشته‌کوه‌های وتراشتاین و کشور آلمان ]

01:39:21.400 --> 01:39:25.299
‫تا حالا به کوه‌ای به اون ارتفاع نرفتم

01:39:26.900 --> 01:39:29.066
‫یک خط آهنی هست
که می‌ره تا اون بالا

01:39:35.033 --> 01:39:36.966
‫اگه ازت بخوام بمونی چی؟

01:39:57.867 --> 01:40:00.632
‫می‌دونم که یک روزی
خیلی زیاد دوستت خواهم داشت

01:40:01.867 --> 01:40:02.799
‫ترزه

01:40:07.733 --> 01:40:10.599
‫مینیون، من فردا می‌رم

01:40:12.000 --> 01:40:14.132
‫تو باید خودت تصمیم بگیری
که می‌خوای چی‌کار کنی

01:40:15.200 --> 01:40:17.366
‫تصمیم‌گیری دوستانِ‌ت دیگه تموم شد

01:40:27.933 --> 01:40:29.399
‫خب، حالا چطور از هم جدا بشیم؟

01:40:31.267 --> 01:40:32.966
‫یک جایی در بین جمعیت

01:40:42.733 --> 01:40:43.832
‫جمعیت کجاست؟

01:40:45.933 --> 01:40:47.799
‫من هم نااُمید شدم

01:40:48.633 --> 01:40:50.599
‫فکر می‌کردم این‌جا خیلی شلوغ‌ـه

01:40:51.067 --> 01:40:53.366
‫نمی‌تونیم کنار هم‌دیگه راه بریم

01:40:56.367 --> 01:40:57.899
‫می‌تونیم دوباره هم‌دیگه رو ببینیم؟

01:40:58.800 --> 01:41:00.266
قطعاً

01:41:25.067 --> 01:41:29.532
‫«والدین شماره‌ی 37 که کودک‌ خود را
،در شیرخوارگاه گذاشتند

01:41:29.867 --> 01:41:33.466
‫لطفاً برای تحویل گرفتن کودک خود
«تشریف بیاورند

01:41:33.767 --> 01:41:38.666
‫«والدین شماره‌ی 37 که کودک‌ خود را
،در شیرخوارگاه گذاشتند

01:41:39.000 --> 01:41:41.266
‫لطفاً برای تحویل گرفتن کودک خود
«تشریف بیاورند

01:42:15.633 --> 01:42:17.799
‫به ترزه گفتم که
قصد دارم در آلمان بمونم

01:42:18.067 --> 01:42:21.499
،‫چون که برای نوشتن
چیزهای خیلی کمی می‌دونم

01:42:21.833 --> 01:42:23.766
‫این فقط یک بهانه بود

01:42:23.967 --> 01:42:28.532
‫من واقعاً فقط دلم خیلی می‌خواست
زندگی احمقانه‌م رو به تنهایی انجام بدم

01:42:29.333 --> 01:42:32.799
‫من منتظر تجربه کردنِ
یک چیزی مثل معجزه بودم

01:42:33.300 --> 01:42:35.032
‫ولی هیچ کولاک برفی وجود نداشت

01:42:35.800 --> 01:42:39.499
‫چرا باید فرار می‌کردم.
چرا با بقیه برنمی‌گشتم؟

01:42:39.800 --> 01:42:43.766
‫چرا پیرمرد رو ترسوندم،
به جای این‌که به قصه‌ش گوش بدم؟

01:42:44.100 --> 01:42:46.399
‫احساس می‌کنم به طریقی
،یک چیزی رو از دست دادم

01:42:46.667 --> 01:42:50.599
‫و هنوز هم با هر حرکت تازه
یک چیزی رو از دست می‌دم

01:42:50.667 --> 01:42:52.950
«حرکت اشتباه»
[ قسمت دوم از سه‌گانه‌ی فیلم جاده ]

01:42:53.000 --> 01:42:58.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:42:58.100 --> 01:43:10.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.