﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:10.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:11.027 --> 00:00:16.147
سفر به لیون

00:00:23.275 --> 00:00:26.107
هفتم جولای.
به سمت لیون حرکت می‌کنم.

00:00:30.567 --> 00:00:32.815
ب کاملا متعجب بود.

00:00:33.275 --> 00:00:37.647
او من را به ایستگاه رساند،
با دندان‌های به‌هم‌فشرده، بی هیچ کلامی.

00:00:40.187 --> 00:00:44.815
الزا آن‌قدر آرام خوابید که
دلم نیامد بیدارش کنم.

00:00:57.607 --> 00:01:00.487
من در راه هستم و با ‌این‌حال، ساکنم.

00:01:01.187 --> 00:01:04.395
محبوسم و با این‌حال
در قطار محفوظم.

00:01:10.027 --> 00:01:12.567
هیچ‌کس انتظاری از من ندارد.

00:04:48.687 --> 00:04:55.027
«هفتم جولای عجب روز خوشایندی است!
خداحافظ، لیون، خداحافظ.

00:04:55.275 --> 00:04:58.147
این شهر باید برای من مقدس بشود.

00:04:58.487 --> 00:05:04.775
به خودم قول می‌دهم که به این‌جا برنگردم،
مگر برای راه‌اندازی اتحادیۀ کارگری.

00:05:04.987 --> 00:05:10.935
یا برای سازمان‌دهی یک دولت موقت.

00:05:11.067 --> 00:05:14.187
در غیر این‌صورت، حق ندارم هرگز قدم به این شهر بگذارم.»

00:08:22.235 --> 00:08:27.315
هروقت به محل ناآشنایی پا می‌گذارم،
دلم می‌خواهد فورا آن‌جا را ترک کنم.

00:08:27.527 --> 00:08:32.527
دلم می‌خواهد پل‌های پشت سرم را خراب کنم.
یا آن‌طور که در این‌جا می‌گویند، پل‌های پشت سرم را بسوزانم.

00:08:35.235 --> 00:08:37.235
"تور دو فرنس".

00:08:37.355 --> 00:08:40.607
دفترچه خاطرات فلورا تریستان، مربوط به سال 1844

00:08:40.735 --> 00:08:46.107
وقتی که او کاملا درگیر
متحد کردن کارگران فرانسوی بود.

00:08:47.395 --> 00:08:50.187
On her trail in Lyon.

00:08:53.935 --> 00:08:56.855
هنوز، سکوت ب ناراحتم می‌کند.

00:08:57.067 --> 00:08:59.235
به چه چیز فکر می‌کند؟

00:08:59.607 --> 00:09:01.607
هیچ‌وقت افکارش را به زبان نمی‌آورد.

00:13:54.067 --> 00:13:55.487
چیزی می‌خوری؟

00:13:55.735 --> 00:13:57.395
بله، لظفا.

00:15:08.855 --> 00:15:10.527
متشکرم.

00:16:15.987 --> 00:16:17.775
این چیه، خانم؟

00:16:17.895 --> 00:16:19.687
کوفتۀ اردک ماهی.

00:16:20.235 --> 00:16:21.435
ببخشید؟

00:16:22.067 --> 00:16:24.295
اردک ماهی. ماهیه.

00:18:33.527 --> 00:18:37.895
بیمار در لیون.
چند ماه مانده به مرگش.

00:18:38.435 --> 00:18:42.435
دل‌درد، سردرد، تهوع، استفراغ

00:18:42.687 --> 00:18:45.487
نمی‌تواند هیچ غذایی بخورد.

00:18:46.487 --> 00:18:50.275
با شکمی خالی، از یک جلسه به جلسۀ دیگر در حرکت است.

00:18:50.567 --> 00:18:56.027
در رفت‌و‌آمد از پله‌های گذرگاه‌های مخفی لیون و محلۀ کروا روس

00:18:56.855 --> 00:18:59.527
چه صداهای غریبی...

00:19:00.275 --> 00:19:02.275
این زبان مال من نیست.

00:19:03.895 --> 00:19:10.027
به‌راحتی از آن استفاده می‌کنم
اما بااین‌حال از من می‌گریزد.

00:25:59.935 --> 00:26:01.935
دنبال کسی می‌گردی؟

00:26:02.735 --> 00:26:04.735
نه، اصلا.

00:26:57.815 --> 00:26:59.815
النور بلان، رختشوی.

00:27:00.235 --> 00:27:04.147
او و فلورا مثل یک روح در دو بدن بودند.
او 18 سال داشت.

00:27:05.487 --> 00:27:09.855
فلورا، پیش از مرگ، دفترچه خاطراتش را به النور سپرد.

00:27:10.355 --> 00:27:14.607
او در خانه‌ای در خیابان لوئیزرن زندگی می‌کرد.
در دفتر ثبت اراضی پیدایش کردم.

00:27:15.355 --> 00:27:18.395
حالا اسمش شده خیابان سرگرد مارتن.

00:27:18.855 --> 00:27:21.855
هیچ‌کس نمی‌تواند به من نشان دهد که خانۀ النور کجا بوده است

00:27:22.315 --> 00:27:25.815
و هیچ سرنخی هم نیست.

00:27:43.987 --> 00:27:49.687
من، تمام روز، زیر آفتاب داغ، مشغول گز کردن این محله بوده‌ام.

00:27:49.987 --> 00:27:53.647
کرکرۀ پنجره‌ها بسته است.
لیون خالی از مردم است.

00:27:53.855 --> 00:27:57.815
هیچ‌کس، بجز افراد پیر و کارگران خارجی، باقی نمانده است.

00:28:01.355 --> 00:28:06.275
پلس د ترو، میدانی که فلورا از پنجرۀ هتلش می‌دیده است،

00:28:06.395 --> 00:28:09.775
درست مثل میدان‌های تمام شهرهای بزرگ دیگر است.

00:28:10.187 --> 00:28:15.855
هتل د میلان سابق، حالا تبدیل به سینما زوم شده است.
سینمایی که فیلم‌های کاراته نمایش می‌دهد.

00:28:22.527 --> 00:28:26.775
او گفته بود که توانسته باهوش‌ترین کارگران فرانسوی را

00:28:26.895 --> 00:28:29.187
در این شهر بسته، این شهر کینه‌توز، پیدا کند.

00:28:29.435 --> 00:28:32.895
حتی نمی‌توانم یک نانوایی باز پیدا کنم.

00:29:04.647 --> 00:29:09.987
عذر می‌خوام خانم...
می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:29:10.987 --> 00:29:14.027
شما این‌جا ترسیم هم نگهداری می‌کنید؟

00:29:14.487 --> 00:29:18.987
برای دورۀ بین سال‌های 1830 تا 1849؟

00:29:20.647 --> 00:29:23.855
- فقط همون دوره؟
- بله.

00:29:24.487 --> 00:29:28.395
فکر می‌کنم داشته باشیم... اجازه بدید یه نگاهی بندازم.
یه لحظه.

00:29:54.775 --> 00:29:56.855
این‌ها رو پیدا کردم.

00:29:57.435 --> 00:29:59.527
بفرمایید بشینید.

00:30:02.355 --> 00:30:03.647
ممنون.

00:30:08.647 --> 00:30:12.235
این‌ها پرتره‌های مربوط به اون دوره هستن...

00:30:13.187 --> 00:30:16.275
امیدوارم خوشتون بیاد...

00:30:16.815 --> 00:30:20.935
زیاد ازشون ندارم.
این‌یکی نمونۀ خوبیه.

00:30:23.107 --> 00:30:25.107
تصویر یه افسره؟

00:30:25.395 --> 00:30:27.395
عضو گارد ملی.

00:30:28.355 --> 00:30:31.607
صبر کن، این هم یه افسر شهر لیون.

00:30:35.315 --> 00:30:38.435
این هم تصویر یه کلیساست.

00:30:40.275 --> 00:30:42.275
به کارت نمیاد؟ باشه...

00:30:42.487 --> 00:30:44.487
چیزی مربوط به محلۀ کروا روس دارید؟

00:30:44.855 --> 00:30:47.687
متاسفانه، پوشه‌ش رو گم کرده‌م.

00:30:47.987 --> 00:30:51.607
همۀ ترسیمات هم توش بود.

00:30:52.435 --> 00:30:56.607
احتمالا توی یه پوشۀ دیگه باشه.

00:30:57.775 --> 00:31:02.567
اما یه چیزی مربوط به کروا روس دارم.

00:31:02.855 --> 00:31:04.147
یه کار بافندگی.

00:31:04.395 --> 00:31:08.315
با دستگاه نساجی مربوط به دورۀ امراتوری دوم بافته شده.
ایناهاش.

00:31:09.487 --> 00:31:13.027
خود ملکه رو تصور کن که مشغول بافتنه...

00:31:14.735 --> 00:31:16.775
اگرچه احتمالا زیاد چیزی نمی‌بافته.

00:31:16.935 --> 00:31:18.935
فقط همین‌ها رو دارید؟

00:31:19.355 --> 00:31:21.607
چیز زیادی ندارم...
این هم یکی دیگه.

00:31:22.607 --> 00:31:26.567
از یه دستگاه نساجی دیگه.
یه دستگاه ژاکار.

00:31:29.567 --> 00:31:32.527
ولی کارگاه‌ها به نظر خیلی بزرگ میان.

00:31:33.435 --> 00:31:36.687
ترسیم‌ها خیلی دقیق نیستن.

00:31:37.735 --> 00:31:41.395
مخصوصا توی اون دوره.
سعی می‌کردند کاری کنن که قشنگ به نظر برسه.

00:31:44.735 --> 00:31:47.315
میدون بلکور، احتمالا...

00:31:47.687 --> 00:31:50.395
میدان ترو؟ بله...

00:31:50.687 --> 00:31:53.467
ببخشید...
ایناهاش.

00:31:56.315 --> 00:32:00.395
این‌کی توش یه فواره هست
که دیگه وجود نداره.

00:32:00.647 --> 00:32:04.547
البته فوارۀ بارتولدی مربوط به دورۀ جدیدتریه.

00:32:05.735 --> 00:32:09.815
یکی دیگه: همون فواره و کالسکه‌ها.

00:32:10.487 --> 00:32:12.735
فقط یه طرف داره.

00:32:12.855 --> 00:32:15.815
همیشه قصر سن پیر رو نشون میده‌ن.

00:32:19.527 --> 00:32:21.647
-  و همینطور ساختمان شهرداری.
- چرا؟

00:32:21.855 --> 00:32:24.735
چون از اون سمت...
اینجا بهتر می‌تونی ببینی.

00:32:25.027 --> 00:32:29.067
خیلی پیش‌پاافتاده‌ست...
از نظر معماری.

00:32:29.487 --> 00:32:36.355
نمای جنوب غربی بهتره.

00:32:40.187 --> 00:32:43.607
آخرسر هم خیلی خوب از آب در نیومد.

00:32:46.107 --> 00:32:48.567
اهل لیونی؟

00:32:48.855 --> 00:32:52.235
نه، ولی مدت زیادی این‌جا بوده‌م.

00:32:53.315 --> 00:32:59.987
و می‌تونم بپرسم چه چیزی پاتو به این‌جا باز کرده؟
این‌جا درس می‌خونی؟

00:33:00.487 --> 00:33:04.187
مدت زیادیه که دیگه دانشجو نیستم.

00:33:05.275 --> 00:33:10.187
آها، مشغول تحقیقی؟

00:33:11.147 --> 00:33:13.815
نه، من تاریخ‌دان بودم، ولی...

00:33:14.187 --> 00:33:16.187
دیگه نیستم.

00:33:17.987 --> 00:33:21.567
دنبال ردّ یه زن‌ام که سال‌ها پیش مرده.

00:33:22.147 --> 00:33:25.895
اما دلم نمی‌خواد دنبال چیزهایی بگردم که همین حالا هم مشخص شده‌ن.

00:33:26.187 --> 00:33:29.735
به نظر کار سختی می‌آد.

00:34:15.567 --> 00:34:17.567
آمستردام. هرن‌گراخت.

00:34:18.487 --> 00:34:21.687
کتاب‌خانۀ تاریخ اجتماعی.

00:34:23.027 --> 00:34:28.775
دفترچه خاطرات فلورا را آن‌جا پیدا کردم.
دست‌نوشتۀ اصلی به نام "تور دو فرانس"

00:34:30.187 --> 00:34:32.607
نوشتاری آشفته.

00:34:32.935 --> 00:34:36.647
بدون هیچ فاصله‌ای بین خطوط درهم‌پیچیده.

00:34:38.435 --> 00:34:44.815
برای من بسیار روشن بود که بیشتر به اثری تصویری شبیه بود
تا به دست‌خطی که بشود از آن سردرآورد.

00:34:47.275 --> 00:34:49.275
"تور دو فرانس" در آمستردام

00:34:49.527 --> 00:34:52.195
خط سیری عجیب.

00:35:00.855 --> 00:35:05.027
فلورا به خاطر ابتلا به تیفوس در
بوردو درگذشت. در حال سفر.

00:35:05.855 --> 00:35:07.855
در 41 سالگی

00:35:08.735 --> 00:35:11.775
چهار ماه پس از آن که لیون را ترک کرد.

00:35:13.527 --> 00:35:17.275
در نوامبر...
در حال سفر از دنیا رفت.

00:35:18.067 --> 00:35:20.987
ده‌ هزار کارگر تابوتش را مشایعت کردند.

00:35:22.487 --> 00:35:26.647
دست‌نوشتۀ ناتمام به النور رسید.

00:35:27.815 --> 00:35:32.395
سعی کرد، اما نهایتا، پیش از آن که موفق بشود منتشرش کند از دنیا رفت.

00:35:33.147 --> 00:35:36.567
افراد دیگری هم بعدتر تلاش کردند، اما موفق نشدند.

00:35:37.355 --> 00:35:40.735
صد و بیست و نه سال مدفون و فراموش‌شده.

00:36:38.195 --> 00:36:43.815
"امروز سعی کردم بفهمم النور چه حسی نسبت به من داشته

00:36:43.858 --> 00:36:47.693
و این مکاشفه به من دست داد که
عشقی بااهمیت‌تر از

00:36:47.735 --> 00:36:50.895
هر آنچه تا کنون بوده است
خودش را بر انسان آشکار خواهد کرد.

00:36:51.855 --> 00:36:55.147
هنوز نمی‌دانم چه اسمی می‌توانم بر آن بگذارم.

00:36:56.355 --> 00:37:00.855
من عشق خدا به نوع بشر را کشف می‌کنم. آه! چقدر متعال!

00:37:01.027 --> 00:37:06.067
عشقی بدون جنسیت.
هیچ چیز ناخالص نمی‌تواند آلوده‌اش کند."

00:37:10.195 --> 00:37:14.647
رختشوی‌ها کارشان را در حالی انجام می‌دادند که تا کمر در آب بودند.

00:37:14.895 --> 00:37:16.395
روز به روز.

00:37:17.355 --> 00:37:22.815
سعی می‌کنم صدای شسته شدن لباس‌ها را که به سنگ‌ها کوبیده می‌شوند بشنوم.

00:37:23.487 --> 00:37:26.356
محل‌های شست‌وشو با پله‌های ساییده و کهنه.

00:37:26.398 --> 00:37:28.895
جریان آب، جریانی که همه چیز را با خود می‌برد.

00:37:29.195 --> 00:37:32.947
مطمئن نیستم که مکان درست را پیدا کرده باشم.

00:37:33.107 --> 00:37:36.355
سه جنگ بین فلورا و من فاصله است.
[احتمالا اشاره به سه جنگ فرانسه و آلمان در دوران مدرن: جنگ فرانسه و پروس، جنگ جهانی اول و دوم]

00:37:36.447 --> 00:37:41.067
یک خندق، یک گور دسته‌جمعی و یک لانۀ شیر

00:37:42.355 --> 00:37:45.815
"مرگ را فریفتن."

00:38:06.195 --> 00:38:09.815
می‌شه 2.40 فرانک.

00:38:21.195 --> 00:38:22.447
مرسی.

00:39:41.607 --> 00:39:42.898
در طی روز همه چیز خوب است.

00:39:42.940 --> 00:39:49.195
الزا را می‌برم که قدم بزنه و اردک‌ها و
نیلوفرهای آبی رو ببیند، یا از کنار موسسه رد بشود..

00:39:49.275 --> 00:39:54.775
امروز برای میزت شبدر چید.
و حالا دیگر می‌تواند خودش لباس بپوشد.

00:39:54.947 --> 00:39:57.815
هنوز نمی‌توانم باور کنم که تو، همین‌طور، گذاشتی و رفتی.

00:39:58.395 --> 00:40:03.395
نارضایتیت را درک می‌کنم
ولی باید یک هدف مشخص داشته باشی.

00:40:03.527 --> 00:40:07.027
خوب، بالاخره می‌فهمی چرا این مسئله این‌قدر برایت مهم است!

00:40:07.395 --> 00:40:11.067
اما این چطور به ما مربوط می‌شود؟
به الزا و من؟

00:40:11.315 --> 00:40:15.895
کم‌کم دارم فکر می‌کنم که آیا ما واقعا همدیگر را درک می‌کنیم یا نه.

00:40:16.067 --> 00:40:18.695
من هیچ وقت روی داشتن همچون رابطه‌ای اصرار نکردم.

00:40:18.775 --> 00:40:23.027
پس دوباره در آرامش به‌اش فکر کن و بعد تصمیم بگیر.

00:40:23.147 --> 00:40:26.607
که همه‌مان سر در بیاوریم که موقعیت‌مان کجاست.

00:40:26.895 --> 00:40:31.235
دیروز خانوادۀ ونگر برای شما مهمان‌مان بودند و از تو پرسیدند.

00:40:31.567 --> 00:40:35.147
من آدرس پروفسور یانین را هم ضمیمه کرده ام.

00:40:35.275 --> 00:40:38.567
از قبل به‌اش اطلاع داده‌ام که به دیدنش می‌روی.

00:40:38.695 --> 00:40:41.147
او حتما می‌تواند کمکت کند.

00:40:41.355 --> 00:40:45.815
حالا ممکن است با تصویر تو در ذهنم خوابم ببرد.

00:40:45.947 --> 00:40:48.067
موفق باشی، "ب"ی تو.

00:43:19.147 --> 00:43:21.695
می‌شه بازم برام تخم مرغ بیارید؟

00:43:24.735 --> 00:43:27.195
دوباره؟

00:44:28.235 --> 00:44:31.695
هیچ کدوم‌شون ارزش گریه کردن ندارن.

00:45:52.447 --> 00:45:55.487
برای یه دوستیه که بارداره.

00:45:56.607 --> 00:46:01.527
- مدت زیادی نیست که توی لیون هستید، نه؟
- بله. حداقل می‌شه گفت خوب نمی‌‌شناختمش.

00:46:06.195 --> 00:46:09.067
اهل لیون هستید؟

00:46:09.195 --> 00:46:11.775
من؟
من اهل پاریسم.

00:46:17.235 --> 00:46:19.895
1949, 59, 69...

00:46:20.275 --> 00:46:21.815
از اون موقع این‌جایید؟

00:46:21.855 --> 00:46:24.067
آره... تقریبا 40 ساله.

00:46:25.895 --> 00:46:29.147
موقع اگزود اومدیم.
(اشاره به کوچ دسته‌جمعی مردم فرانسه بعد از حملۀ آلمان نازی به کشورشون.)

00:46:29.735 --> 00:46:31.567
با خانواده‌تون؟

00:46:31.735 --> 00:46:33.735
با مادرم.

00:46:34.067 --> 00:46:39.275
پدرم با میز کارش رفت.
سوار یه کامیون گنده شد.

00:46:39.527 --> 00:46:42.275
نمی‌دونم چرا ما رو همراهش نبرد.

00:46:42.395 --> 00:46:44.735
من و مادرم زدیم به جاده.

00:46:45.895 --> 00:46:48.315
بالاخره رسیدیم.

00:46:49.315 --> 00:46:54.235
خسته بودیم.
یه کاهدونی پیدا کردیم.

00:46:54.447 --> 00:46:58.775
توی یونجه و علوفه خوابیدیم.

00:46:59.815 --> 00:47:02.895
و وقتی بیدار شدیم...

00:47:03.275 --> 00:47:06.567
کل ارتش آلمان رو دیدیم که دارن از کنارمون رد می‌شن.

00:47:06.775 --> 00:47:10.567
باز پریدیم توی یونجه‌ها و
دو روز منتظر موندیم.

00:47:11.695 --> 00:47:14.147
آلمانی‌ها هنوز اون‌جا بودند؟

00:47:14.275 --> 00:47:17.735
آره  رفته بودند. اول هم خوشتیپ‌های اتریشی.

00:47:17.855 --> 00:47:20.355
بعد رفتیم تو جاده‌های کوچکتر

00:47:20.487 --> 00:47:22.487
و ادامه دادیم.

00:47:22.695 --> 00:47:24.775
و حتی خبر نداشتیم
که آتش‌بس شده.

00:47:25.815 --> 00:47:29.355
همین شد که زودتر از اون‌ها به لیون رسیدیم.

00:47:29.527 --> 00:47:32.647
رسیدیم به منطقۀ آزاد و موندیم.
نمی‌دونم چرا.

00:47:33.107 --> 00:47:35.107
و دوباره پیداش کردید؟

00:47:35.315 --> 00:47:37.315
پدرمو؟ نه.

00:47:37.567 --> 00:47:40.567
احتمالا برای خودش یه زندگی جدید ساخته.

00:47:43.275 --> 00:47:45.647
هیچ وقت دنبالش نگشتید؟

00:47:45.895 --> 00:47:49.895
مادرم هم زندگیشو از نو ساخت.

00:47:50.195 --> 00:47:52.195
این‌جا، توی لیون.

00:47:52.315 --> 00:47:54.315
واسه همین من این‌جام.

00:47:54.567 --> 00:47:56.567
مادرتون چی؟

00:48:02.567 --> 00:48:07.275
- پس یعنی سال 1943 این‌جا بودید؟
- آره.

00:48:07.895 --> 00:48:12.107
من یه لوح توی خیابون دیدم...

00:48:13.195 --> 00:48:18.527
دربارۀ 80 تا یهودی که اون موقع بازداشت شده بودند.

00:48:19.895 --> 00:48:21.855
بازداشت نشده بودند.

00:48:21.947 --> 00:48:23.315
چه اتفاقی افتاده بود؟

00:48:23.395 --> 00:48:26.607
به همه‌شون شلیک کرده بودند.

00:48:28.775 --> 00:48:30.235
شما اون‌جا بودی؟

00:48:30.315 --> 00:48:32.147
آره، طبقۀ بالا.

00:48:32.735 --> 00:48:35.855
اجازه نداشتم بیرون برم.
فقط 16 سالم بود.

00:48:37.355 --> 00:48:39.735
گشتاپو اومد سراغشون.

00:48:41.815 --> 00:48:44.695
همه‌ی یهودی‌ها رو جمع کردند

00:48:45.775 --> 00:48:47.775
و بردندشون توی حیاط

00:48:48.447 --> 00:48:51.567
و به‌شون شلیک کردند.

00:48:52.447 --> 00:48:55.235
تعداد کمی فرار کردن.

00:48:55.395 --> 00:48:58.235
یکی‌شون هنوز مرتب میاد این‌جا.

00:48:58.987 --> 00:49:03.447
پرید روی سقف پشتی، روی توالت‌ها،

00:49:04.195 --> 00:49:08.107
بعد زد به چاک و قایم شد.

00:49:08.235 --> 00:49:10.487
تونست همین‌جا توی لیون قایم بشه؟

00:49:10.567 --> 00:49:13.527
البته. البته.
می‌دونی، من اصلا نمی‌دونم کجا...

00:49:14.607 --> 00:49:17.567
آخ، ببخش، خودمونی شدم...

00:49:18.195 --> 00:49:21.355
کل گشتاپو این‌جا بود.

00:49:22.487 --> 00:49:26.695
شبه نظامی‌های فرانسوی هم همین‌طور.
همه‌جا حرومزاده پیدا می‌شه.
(اشاره به شبه نظامی‌های فرانسوی که با کمک آلمان متشکل شده بودند تا عیله مقاومت فرانسه بجنگند.)

00:49:27.315 --> 00:49:30.235
آدم‌های بد توی هر کشوری پیدا می‌شن.

00:49:30.567 --> 00:49:33.355
زن هم بین‌شون بود؟

00:49:33.447 --> 00:49:37.695
زن، مرد، همه جور آدم.
فرقی نداشت...

00:49:39.695 --> 00:49:43.067
اون‌ها یهودی بودند. همین کافی بود.

00:49:44.447 --> 00:49:45.647
هشتاد نفر!

00:49:48.067 --> 00:49:51.235
من چیزی ندیدم، ولی حسش کردم.

00:49:52.895 --> 00:49:53.987
شنیدی؟

00:49:54.067 --> 00:49:56.315
بله، چجور هم!
شنیدم.

00:49:59.607 --> 00:50:01.315
توی فوریه بود؟

00:51:55.567 --> 00:51:58.067
اول او، پیش از مارکس، نوشت:

00:51:58.147 --> 00:52:01.855
"آزادی طبقه کارگر باید کار خود کارگران باشد."

00:52:02.355 --> 00:52:06.315
ترجیح می‌دادند کسی که این حرف را می‌زنه مرد باشد.

00:52:06.647 --> 00:52:08.195
او هم‌چنین نوشت:

00:52:08.395 --> 00:52:13.735
"تحت‌ستم‌ترین مرد هم‌چنان می‌تواند یک نفر را تحت ستم قرار دهد...همسرش را."

00:56:08.195 --> 00:56:10.567
یک پردۀ گوش و یک شبکیۀ چشم.

00:56:11.235 --> 00:56:15.855
ابزار‌های کوچک ضبط‌کنندۀ زمان.

00:56:16.395 --> 00:56:20.647
در غیر این‌صورت محکوم است به رقیق شدن، وارفتن،،

00:56:21.027 --> 00:56:25.695
دود شدن و هوا رفتن، محو شدن،
ذوب شدن، به نابودی.

00:56:25.947 --> 00:56:29.567
توان این که شهر را زیر و رو کند را از کجا می‌آورد؟

00:56:30.235 --> 00:56:36.107
از یک کارگاه بافندگی به دیگری.
کارگران را تشویق می‌کرد که به جنبش بپیوندند.

00:56:36.131 --> 00:56:51.731
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:56:59.607 --> 00:57:01.815
- می‌خواید تلفن بزنید؟
- نه.

00:57:02.067 --> 00:57:05.895
واسه این می‌پرسم که ما هم با تلفن کاری نداریم.

01:00:38.815 --> 01:00:46.815
در شهری ناآشنا، اتفاق می‌افتد که یک نفر را دو بار، در جاهای مختلف، ملاقات کنم.

01:00:48.067 --> 01:00:51.647
باید کارآگاه خصوصی می‌شدم.

01:01:35.147 --> 01:01:38.855
پل از پنجره معلومه.

01:01:39.647 --> 01:01:42.107
پل رو اون‌جا می‌بینید؟

01:01:42.195 --> 01:01:46.195
فکر کردند که داره فرومی‌ریزه...

01:01:46.567 --> 01:01:49.315
چون یه سری ترک توی ساختمانش دیدند.

01:01:49.647 --> 01:01:52.275
- من دوست دارم فروریختن پل‌ها رو ببینم.
- چرا؟

01:01:52.855 --> 01:01:57.027
یه بار توی شهر تور یه پلو دیدم که ریخت پایین.

01:01:57.647 --> 01:02:02.027
متوجه شدند که خیلی از پل‌ها...

01:02:03.395 --> 01:02:05.355
کهنه می‌شن...

01:02:05.447 --> 01:02:07.527
مثل یه بیماری مربوط به زمان می‌مونه.

01:02:10.447 --> 01:02:12.275
به هر حال، از اون روز که...

01:02:12.355 --> 01:02:15.067
اون پل فروریخت من اون طرف نرفته‌م.

01:02:15.315 --> 01:02:16.775
مونده‌م سمت جنوب.

01:02:16.987 --> 01:02:20.487
وقتی پل‌ها فرومی‌ریزن، من پیش می‌ره‌م.

01:02:20.647 --> 01:02:22.607
هیچ وقت برنمی‌گردم.

01:02:23.987 --> 01:02:25.775
این یکی هم فرو می‌ریزه.

01:02:26.195 --> 01:02:28.815
اگه یه تابلو بزنن که روش نوشته باشه:

01:02:29.355 --> 01:02:33.567
"منتظر بقیه بمونید و قدم‌رو و هم‌گام راه برید"...

01:02:34.647 --> 01:02:37.895
همه‌ی پل‌ها فرومی‌ریزند.

01:02:38.315 --> 01:02:41.647
ریتم حرکت روی پل به حالت قدم‌رو...

01:02:46.067 --> 01:02:49.235
ارتش‌ها هیچ‌وقت در حال قدم‌رو از روی هیچ پلی رد نمی‌شن.

01:02:49.775 --> 01:02:53.735
می‌دونن که اون ریتم سنگین راه رفتن...

01:02:53.947 --> 01:02:57.987
نه تنها روی سنگ،
بلکه روی سر هم اثر می‌ذاره.

01:02:58.147 --> 01:03:03.607
شما مراسم گناوه توی مراکش رو می‌شناسید؟ مراکش؟ نه؟

01:03:03.855 --> 01:03:06.695
- اسم‌تون چیه؟
- الیزابت

01:03:07.735 --> 01:03:10.815
توی مراکش مراسمی هست...

01:03:10.987 --> 01:03:13.695
که کل شب طبل می‌زنن

01:03:18.815 --> 01:03:21.695
این نه تنها روی بدن تاثیر می‌ذاره...

01:03:21.855 --> 01:03:25.647
...بلکه سر هم از هم می‌پاشه...
مث یه پل.

01:03:25.987 --> 01:03:30.235
آدم فراموشی به‌ش دست می‌ده و توی یه کرانۀ دیگه فرود میاد.

01:03:31.027 --> 01:03:34.527
- الیزابت...
- و اسم شما چیه؟

01:03:34.987 --> 01:03:36.987
فرنان.

01:03:41.315 --> 01:03:45.855
شما در زمینۀ ریتم‌ها تحصیل می‌کنید یا پل‌ها؟

01:03:47.067 --> 01:03:49.947
هنوز تصمیم نگرفته‌م.

01:04:56.647 --> 01:05:00.355
اسم واقعی‌تون فرنانه؟

01:05:02.147 --> 01:05:03.735
آره.

01:06:54.315 --> 01:06:59.695
یکی بود یکی نبود،
کودکی بود که غذایش را در حیاط می‌خورد،

01:07:00.107 --> 01:07:04.447
هر روز عصر یک وزغ همراهی‌اش می‌کرد.

01:07:04.895 --> 01:07:07.195
کودک همیشه غذایش را با وزغ تقسیم می‌کرد...

01:07:07.527 --> 01:07:12.027
وزغ هم در ازای آن به کودک سنگ‌های قیمتی و هدیه می‌داد.

01:07:12.487 --> 01:07:18.695
یک روز عصر، کودک با بازیگوشی به پشت وزغ زد و گفت:

01:07:18.947 --> 01:07:23.355
"از قسمت‌‌های بزرگ‌تر هم بخور!"

01:07:23.647 --> 01:07:27.067
مادر صدایش را شنید
و بعد وزغ را دید...

01:07:27.315 --> 01:07:29.107
و او را کشت.

01:07:29.567 --> 01:07:33.855
به‌زودی، کودک زرد شد و

01:07:34.027 --> 01:07:36.647
دیگر لب به غذا نزد.

01:07:36.775 --> 01:07:39.855
تنها دو هفته طول کشید تا

01:07:39.987 --> 01:07:44.607
مرغ مرگ آواز سر داد و
مادر مجبور شد فرزندش را به خاک بسپارد.

01:09:11.987 --> 01:09:16.487
احساس می‌کنم چیزی را دریافته‌ام که مدت‌ها از من می‌گریخت.

01:09:17.607 --> 01:09:20.607
گویی هرآنچه روزی با من سخن می‌گفت...

01:09:20.775 --> 01:09:24.355
حالا لب دوخته است.

01:09:24.487 --> 01:09:26.487
به ویولن‌ام فکر می‌کنم.

01:09:26.855 --> 01:09:31.195
ساختۀ اهالی وین.
در سال 1792.

01:09:31.655 --> 01:09:34.195
صدایی را با خود حمل می‌کنم...

01:09:34.487 --> 01:09:37.447
که دو قرن قدمت دارد،
و متعلق به هیچ‌کس نیست.

01:09:38.447 --> 01:09:40.275
صدایی که خود تاریخ است.

01:09:40.907 --> 01:09:44.315
به صدای قدم‌هایم گوش کردم.

01:09:44.567 --> 01:09:48.735
به پیش رفتم و انعکاس صدای قدم‌هایم به گوش رسید.

01:09:49.607 --> 01:09:51.987
گام‌هایم به گام‌های او بدل شدند.

01:09:52.447 --> 01:09:56.155
طنین گام‌های فلورا، 150 سال بعد.

01:09:56.907 --> 01:09:59.107
پژواکی از عبور او.

01:09:59.607 --> 01:10:02.570
به یاد ابزارهای افتادم که از مادون‌قرمز استفاده می‌کنند.

01:10:02.612 --> 01:10:07.607
که چیزهایی را ثبت می‌کنند که دیگر حاضر نیستند... چیزهایی که پیش‌تر ناپدید شده‌اند.

01:10:08.735 --> 01:10:10.855
به کلمات فلورا اندیشیدم:

01:10:11.855 --> 01:10:14.027
"من می‌خواهم جهانی را تغییر بدهم که در حال تباه شدن است

01:10:14.487 --> 01:10:17.815
کاری ناممکن به نظر می‌رسد. اما...

01:10:18.815 --> 01:10:22.907
من تنها به اعتقادم، به عشقم و به قدرت اراده‌ام گوش فرا می‌دهم"

01:10:25.195 --> 01:10:27.987
فلورا به‌قدری محبوب بود که...

01:10:28.155 --> 01:10:32.775
وقتی بیمار بود
کسی پیدا شد و در خیابان جلوی خانه‌اش حصیری پهن کرد...

01:10:32.907 --> 01:10:37.407
تا صدای کالسکه‌های در حال عبور را ملایم‌تر کند.

01:11:26.987 --> 01:11:31.027
مشغول چه کاری هستید؟

01:11:31.947 --> 01:11:36.235
یه کمک‌حافطه برای اتفاقاتیه که در حال وقوعند.

01:11:36.527 --> 01:11:38.527
کی؟ امروز؟

01:11:38.695 --> 01:11:41.275
دیروز، امروز.

01:11:41.775 --> 01:11:43.655
اتفاقی که افتاده اینه که...

01:11:43.735 --> 01:11:46.655
یه پیرمرد مرده...

01:11:47.695 --> 01:11:51.195
ولی اتفاقات دیگه‌ای هم هم‌زمان افتادند...

01:11:52.907 --> 01:11:55.695
یه معمار ناشناس همون روز مرد...

01:11:56.027 --> 01:11:58.567
من نمی‌شناختمش.

01:11:59.527 --> 01:12:01.275
این یکی رو همه می‌شناختیم.

01:12:02.527 --> 01:12:04.527
همه‌شون مرده‌ن؟

01:12:04.655 --> 01:12:06.987
نه، ولی من متوجه شدم که...

01:12:07.907 --> 01:12:10.407
خیلی‌‌ها هم‌زمان مردند.

01:12:10.815 --> 01:12:13.027
پنجاه نفر لبنانی...

01:12:14.607 --> 01:12:18.527
این به اندازۀ اون‌ها مهم نیست.

01:12:19.315 --> 01:12:24.607
- این مهمه.
- آره، اون مهمه.

01:12:25.195 --> 01:12:28.607
اون احتمالا مرد خوبی بوده...

01:12:30.235 --> 01:12:32.907
که سعی می‌کرده عاقل باشه...

01:12:34.407 --> 01:12:37.907
اما از چه چیزی جلوگیری کرد؟

01:12:39.775 --> 01:12:44.195
همونه که با بزرگترین حروف نوشته شده؟

01:12:44.567 --> 01:12:46.907
بله، پاپ، خودشه.

01:12:47.487 --> 01:12:50.607
ولی اون به خاطر کهولت سن مرد.

01:12:51.655 --> 01:12:55.775
بقیه، این‌ها این‌جا...

01:12:59.067 --> 01:13:02.735
اون از چی جلوگیری کرد؟

01:13:04.735 --> 01:13:08.947
باعث می‌شه به فکر فرو برم، دیدن تمام این‌ها در کنار هم...

01:13:10.235 --> 01:13:15.735
دیدن روزنامه‌های متعدد مربوط به همون روز...

01:13:16.275 --> 01:13:20.155
و تمام چیزی که یکباره سر دنیای ما اومد.

01:13:20.695 --> 01:13:25.815
قضیه مشابه خوندنِ مقاله‌ها پشت سر هم نیست.

01:13:28.275 --> 01:13:31.567
آره، ولی شما می‌گید که این دنیای ماست

01:13:32.107 --> 01:13:38.195
ولی اون درواقع دنیای سرخط‌ها،وقایع و اخباره.

01:13:38.487 --> 01:13:42.355
ولی من از این طریق می‌فهمم توی دنیامون چه اتفاقاتی می‌افته.

01:13:43.067 --> 01:13:46.855
این کار، همچنین به ما کمک می‌کنه به یاد بیاریم.

01:13:47.315 --> 01:13:50.655
من هم همین‌طور،

01:13:51.987 --> 01:13:59.355
من دارم سعی می‌کنم که به یاد بیارم...
یه زنو به خاطر بیارم.

01:14:09.947 --> 01:14:13.275
آخ درسته! یک زن فراموش شده.

01:14:17.655 --> 01:14:21.907
اما عبارت "کمک‌حافطه"...

01:14:23.107 --> 01:14:27.275
...آیا آدم باید به حافظه‌ش کمک کنه؟

01:14:27.567 --> 01:14:32.235
بله، حافظۀ من نابسنده‌س.

01:14:32.447 --> 01:14:37.315
مثلا، برای این که بتونیم تامل کنیم

01:14:38.567 --> 01:14:41.775
باید از همه چیز آگاه باشیم.

01:14:41.987 --> 01:14:46.067
اما این ممکن نیست. این فقط بریده‌ای از تمام چیزهاییه که امروز اتفاق افتاده.

01:14:47.567 --> 01:14:53.155
فقط یه قسمت کوچک، اما تمام چیزی که من ازش آگاهم همینه.
خیلی چیزها وجود دارن.

01:14:53.447 --> 01:14:57.735
اگه آدم از همه چیز آگاه باشه، می‌تونه به تامل بشینه؟

01:14:58.155 --> 01:15:00.355
آدم زیر اون بار له می‌شه.

01:15:00.487 --> 01:15:04.195
اما مگه آدم می‌تونه بدون آگاهی به تفکر بپردازه؟

01:15:04.355 --> 01:15:09.655
اگه آدم غلط فکر بکنه، اون‌وقت هیچ‌چیز تغییر نمی‌کنه...

01:15:12.315 --> 01:15:15.567
رخدادهای گذشته، از نو، رخ می‌دن.

01:15:16.775 --> 01:15:20.355
یا حتی بدتر از قبل می‌شن،

01:15:22.855 --> 01:15:26.235
دوتا وکیل اهل پاریس یه جنبش رو شروع کردند،

01:15:26.447 --> 01:15:30.447
برای حق دفاع،
که در اصل یه پس‌رفت محسوب می‌شه.

01:15:31.027 --> 01:15:35.487
آنچه در اختیارمون هست همیشه موجود نبوده.
بلکه به دست آورده شده.

01:15:36.907 --> 01:15:40.315
سنگریه که فتح شده.

01:15:42.987 --> 01:15:46.567
حالا باید ازش دفاع کرد.

01:15:46.855 --> 01:15:48.855
در غیر این‌صورت، می‌شه عقب‌نشینی.

01:15:50.447 --> 01:15:54.155
و تمام این‌ها داره هم‌زمان اتفاق می‌افته.

01:15:55.195 --> 01:15:58.695
که به نوبۀ خودش سوالات جدیدی رو ایجاد می‌کنه.
سوالاتی که قبلا برای من مطرح نبودند.

01:16:03.775 --> 01:16:09.235
دارم فکر می‌کنم که چرا پاپ...

01:16:10.195 --> 01:16:16.735
هیچ وقت فکر نکرد باید جلوی آدم‌هایی مثل...

01:16:18.407 --> 01:16:22.907
پینوشه یا فرانکو رو بگیره...
[دیکتاتورهای شیلی و اسپانیا]

01:16:23.815 --> 01:16:27.855
تا ادعای مذهبی بودن نکنند.

01:16:28.315 --> 01:16:33.987
یا اون نازی قدیمی که می‌گه دموکرات مسیحیه.

01:16:34.235 --> 01:16:37.775
جوابش رو نمی‌دونم.
سوالش همین الان به ذهنم رسید.

01:16:39.735 --> 01:16:42.735
جالب می‌شه اگه آدم هرروز این کارو بکنه،

01:16:42.855 --> 01:16:47.235
که همۀ اطلاعات رو به‌طور هم‌زمان تصور کنه،

01:16:48.355 --> 01:16:51.855
ولی فقط با چشم، نه با ذهن.

01:16:52.275 --> 01:16:54.907
فرق می‌کنه.

01:16:55.735 --> 01:16:59.027
غیرممکنه. این فقط یه قسمت کوچکه...

01:17:01.815 --> 01:17:04.987
یه تقلّا، برای این که بفهمیم چه اتفاقی افتاده،

01:17:05.315 --> 01:17:08.655
هم‌زمان یه مرد جوون

01:17:09.107 --> 01:17:14.407
به مدت شش ماه، در حالی که حافظه‌شو از دست داده بوده، گم شده بود.

01:17:18.107 --> 01:17:23.407
یا مثلا، هیچ‌کس از بین ما این زن رو که واقعا وجود داشته به خاطر نمی‌آره.

01:19:42.107 --> 01:19:45.907
"برولیه له پیست"
محو شدنِ ردّ و نشان

01:19:46.407 --> 01:19:51.447
در زبان فرانسوی به اتاق انتظار می‌گویند:
"تالار قدم‌های گم‌شده"

01:19:53.487 --> 01:19:56.655
درختی که جنگل را پنهان می‌کند.

01:19:56.987 --> 01:20:00.407
درختی که از پشت آن نمی‌شود جنگل را دید.

01:20:01.155 --> 01:20:05.315
به‌خاطر وجود درخت‌ها نمی‌شود جنگل را دید.

01:20:07.275 --> 01:20:12.735
توی لیون در مورد چی تحقیق می‌کردید؟

01:20:22.607 --> 01:20:24.607
این.

01:20:53.407 --> 01:20:55.527
معنیش چیه؟

01:20:58.195 --> 01:21:01.027
صدای قدم‌هایی رو ضبط کرده‌م.

01:21:01.275 --> 01:21:03.275
که شاید اون شنیده بود.

01:21:05.487 --> 01:21:08.607
با این که همون کفش‌ها پای من نبوده.

01:21:09.235 --> 01:21:11.195
به نظر سخت میاد، ولی...

01:21:11.315 --> 01:21:15.447
چه ربطی به تاریخ داره؟

01:21:16.567 --> 01:21:18.235
شما اون زنو می‌شناسید؟

01:21:18.407 --> 01:21:20.315
چیزی در موردش می‌دونید؟

01:21:20.487 --> 01:21:22.155
فلورا تریستان، بله.
اما نه خیلی.

01:21:22.407 --> 01:21:25.275
در حوزۀ تخصص من نیست.

01:21:27.735 --> 01:21:30.567
شما واقعا دنبال چی هستید؟

01:21:32.155 --> 01:21:36.567
دنبال این که تصور کنم اون چی شنیده و دیده...

01:21:38.067 --> 01:21:40.067
چه بویی به مشامش رسیده...

01:21:40.947 --> 01:21:44.155
رنگ‌ها، صداها، تمام این‌ها...

01:21:44.567 --> 01:21:48.907
در لیون، شهری که اون ...
مدت زیادی درش ساکن بود.

01:21:49.775 --> 01:21:52.907
من دارم پا جای ردّ پای اون می‌ذارم.

01:21:54.855 --> 01:21:59.155
کتابخونۀ من، تحقیقات آرشیوی من...

01:21:59.695 --> 01:22:01.695
کتاب‌هایی که خونده‌م...

01:22:03.527 --> 01:22:04.907
برام کافی نیستن.

01:22:05.695 --> 01:22:10.067
خیلی سخته که آدم خودش رو توی یه عصر دیگه قرار بده.

01:22:10.815 --> 01:22:14.527
شما هویت خودتون رو تا حد زیادی در فلورا پیدا می‌کنید.

01:22:14.735 --> 01:22:19.407
نه، من متوجهم که یک فرد جدا هستم.

01:22:20.407 --> 01:22:23.027
اما دیگه چطور یک نفر می‌تونه به یاد بیاره؟

01:22:23.695 --> 01:22:27.527
با استفاده از اسناد و افراد گذشته.

01:22:28.775 --> 01:22:35.907
تلاش تاریخ‌دان اینه که خودش رو پشت افرادی که پیدا می‌کنه محو کنه.

01:22:36.275 --> 01:22:41.107
اجازه بده اون‌ها صحبت کنن.
ردّ زندگی‌شونو دنبال کنه.

01:22:41.567 --> 01:22:43.735
...و خودشو توی قاب اصلی قرار نده

01:22:44.027 --> 01:22:46.195
از این راهه که آدم سعی می‌‌کنه...

01:22:46.315 --> 01:22:48.567
سردربیاره که...

01:22:49.355 --> 01:22:55.155
اون افراد، دقیقا، چطور، در اون زمان، زندگی کرده‌ن، مرده‌ن،
غذا خورده‌ن و عشق ورزیده‌ن.

01:22:57.607 --> 01:23:02.907
از خودم می‌پرسم که آیا هم‌ذات‌پنداری
با درد، رنج...

01:23:04.275 --> 01:23:08.155
با احساسات زنان در گذشته...

01:23:08.527 --> 01:23:11.695
می‌تونه تنبدیل به عمل بشه؟

01:23:13.487 --> 01:23:17.775
درغیراین‌صورت فقط به عنوان
یه ادراک بی‌ثمر باقی می‌مونه.

01:26:47.355 --> 01:26:52.987
آلوزرد آرام‌بخش‌تره!

01:26:54.315 --> 01:26:56.315
نه، نه، نه، حال من عالیه!.

01:26:58.235 --> 01:27:02.607
تو چی می‌خوری؟
آدم باید تا وقتی می‌تونه از زندگی لذت ببره.

01:27:05.855 --> 01:27:08.855
من یه سوسیس گنده می‌‌خورم.

01:27:09.107 --> 01:27:10.775
بدک نیست.

01:27:10.987 --> 01:27:13.735
با سیب‌زمینی آب‌پز.

01:27:14.155 --> 01:27:16.607
با یه استیک درست‌حسابی خوش‌مزه می‌شه.

01:27:55.487 --> 01:27:58.695
سلام.
چی؟

01:28:01.235 --> 01:28:03.607
آقای فالوسی اون‌جا هستند؟

01:28:06.275 --> 01:28:07.907
بله؟

01:28:09.987 --> 01:28:12.947
بله، ایشون اون‌جا زندگی می‌کنند.

01:28:14.815 --> 01:28:17.567
نه، الان دو هفته می‌شه که اون‌جا هستند.

01:28:19.275 --> 01:28:21.275
بله، با دخترش.

01:28:24.947 --> 01:28:26.947
دوباره سعی کنید.

01:28:36.947 --> 01:28:38.947
آها... خیله خب.

01:28:40.275 --> 01:28:42.275
کی برمی‌گردن؟

01:28:47.527 --> 01:28:49.527
به‌شون بگید که...

01:28:50.947 --> 01:28:52.947
هیچی، دوباره زنگ می‌زنم.

01:28:56.315 --> 01:29:00.027
نه، متشکرم. ترجیح می‌دم بعدا زنگ بزنم.

01:29:18.987 --> 01:29:21.315
یه‌خرده ماهی خوردم.

01:29:21.907 --> 01:29:24.655
به‌به. سرخ شده بود؟

01:29:25.027 --> 01:29:27.607
- گریل‌شده، گریل‌شده.
- چجوری درستش کردی؟

01:29:28.155 --> 01:29:30.155
با سس بشامل؟

01:29:31.315 --> 01:29:34.107
سس بشامل و فِر.

01:29:35.567 --> 01:29:40.315
من یه سری میگوی خیلی خوش‌مزه خوردم.

01:29:42.107 --> 01:29:47.567
من هم یه برۀ عالی خوردم.

01:29:50.027 --> 01:29:54.527
به خودم هم جایزه دادم...
با نخود سبز...

01:41:17.607 --> 01:41:22.067
"دلم می‌خواهد به نقطه‌ای بازگردم که برای تمام‌مان عزیز است...

01:41:23.855 --> 01:41:28.195
سرنوشت زنان،
به‌ویژه زنان کارگر.

01:41:29.607 --> 01:41:34.027
آنچه انقلاب سال 1789 برای کارگران به همراه آورد...

01:41:34.487 --> 01:41:37.487
باید به‌زودی برای زنان رخ بدهد.

01:41:38.027 --> 01:41:43.235
اما، متاسفانه، ما حتی امروز،
در سال 1844، هم‌چنان از آن بسیار دور هستیم.

01:41:46.775 --> 01:41:53.067
حاکمان و پلیس تحمل من را ندارند، زیرا من در کنار کارگران ایستاده‌ام...

01:41:53.275 --> 01:42:00.355
و کارگران به من اعتماد ندارند،
زیرا من یک زن هستم و برای حقوق زنان مبارزه می‌کنم.

01:42:03.195 --> 01:42:05.936
باید اعتراف کنم که احساس نمی‌کنم چنان صبری داشته باشم.

01:42:07.083 --> 01:42:11.195
از کارگران انتظار دارم که آنچه فهمش
برای من 20 سال به درازا کشید را...

01:42:11.355 --> 01:42:15.067
طی شش ماه دریابند.

01:42:15.447 --> 01:42:19.775
واضح است که 7 یا 8 سال نیاز است تا تمام ایده‌های من...

01:42:19.947 --> 01:42:23.315
اشاعه پیدا کنند و مردم آن‌ها را تماما جذب کنند."

01:42:52.355 --> 01:42:56.315
- .ضیافتی در مارسِی
- برای بزرگداشتش

01:42:56.607 --> 01:42:58.907
دویست و پنجاه کارگر شرکت می‌کنند.

01:42:59.235 --> 01:43:01.355
او نمی‌تواند چیزی بخورد.

01:43:02.275 --> 01:43:05.107
دومین و سومین ویراست "اتحادیۀ کارگران" منتشر شده...

01:43:05.907 --> 01:43:08.735
کارگران هزینه‌های چاپ را بر عهده می‌گیرند.

01:43:09.355 --> 01:43:14.195
پس از مرگش، کارگران به مدت 4 سال پول جمع می‌کنند
تا هزینۀ سنگ مزاری را در شهر بوردو تامین کنند...

01:43:14.527 --> 01:43:17.355
که روی آن نوشته شده:
آزادی، برابری، برادری

01:46:57.187 --> 01:47:01.395
"و با این‌همه، قلب میرای من،
همچون قلب دیگر مردمان، شاید بتواند...

01:47:01.775 --> 01:47:05.275
آن کناره‌گیری خاموش و محتوم را تاب بیاورد،

01:47:05.395 --> 01:47:11.187
ولی روح من هرگز نخواهد توانست، با وجود آرزوهایش،
از این جهان رخت برکشد، و تا همیشه بر فراز زندگی سرگردان خواهد بود.

01:47:11.211 --> 01:47:27.411

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:47:27.435 --> 01:47:43.435
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.