﻿WEBVTT

00:00:35.367 --> 00:00:38.007
اون پديده دهه بيست بود

00:00:38.036 --> 00:00:42.314
فکرش هم عجيبه که اون، اون زمان
...همون قدر معروف بود که ليندبرگ

00:00:42.340 --> 00:00:44.547
حيرت انگيزه

00:00:47.245 --> 00:00:50.886
..حکايت زندگي او، نمايانگر سرشت تمدن و

00:00:50.949 --> 00:00:52.895
ويژگي هاي دوران ماست

00:00:52.951 --> 00:00:55.955
... و در عين حال داستان زندگي يک مرد

00:00:56.054 --> 00:00:59.467
و تمامي رنگ مايه هاي فرهنگ ما
... در آن به چشم مي خورد

00:00:59.558 --> 00:01:02.300
دلاوري، مديريت و چيزهايي از اين دست

00:01:02.327 --> 00:01:06.207
... اما جالبه وقتي مي بينيم به رغم

00:01:07.832 --> 00:01:09.937
تاثيري که بر زمانه اش گذاشته

00:01:10.001 --> 00:01:13.107
چقدر زود از خاطره هاي محو شده

00:01:13.138 --> 00:01:16.449
با توجه به اين دستاورد عظيم

00:01:16.508 --> 00:01:18.954
البته او خيلي با مزه بود

00:01:19.010 --> 00:01:22.958
...اما در عين حال احساسات مردم رو هم برانگيخت

00:01:23.014 --> 00:01:28.464
شايد يه جوري که احتمالا مردم خيلي دوست ندارند

00:01:28.520 --> 00:01:31.933
حکايت غريبيه

00:01:38.237 --> 00:01:48.808
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:48.840 --> 00:01:52.811
...آمريکا دهه پررونقي رو پشت سر گذاشته

00:01:52.844 --> 00:01:54.414
و اينک از هم پاشيده

00:01:54.446 --> 00:01:56.585
و اسم دوره رو عصر جاز گذاشتند

00:01:56.648 --> 00:02:00.289
ريتم موسيقي اين دوره پر جنب و
جوشه و مشروبات الکلي ارزونند

00:02:00.352 --> 00:02:02.889
البته اگه گيرتون بياد

00:02:02.988 --> 00:02:08.404
...دوره دوره قهرمان هاي مختلف

00:02:08.426 --> 00:02:12.238
مشروب فروشي هاي غيرمجاز
و مهموني هاي پر شر و شوره

00:02:12.297 --> 00:02:15.073
...يکي از اين مهموني ها در ملک لانک آيلند

00:02:15.100 --> 00:02:18.445
متعلق به آقاي و خانوم هنري پورتر برگزار مي شه

00:02:18.503 --> 00:02:21.541
که از شهرگان مجالس و حاميان هنرند

00:02:21.606 --> 00:02:23.051
...سياست مدارها و شاعران

00:02:23.108 --> 00:02:26.055
.با افراد مشهور جامعه اشراف در کنار هم

00:02:26.111 --> 00:02:29.058
يکي از کسايي که تو اين مهموني بوده فيتزجرالده

00:02:29.114 --> 00:02:31.424
...اون تصويري از دهه بيست توصيف کرده

00:02:31.449 --> 00:02:33.759
که نسل هاي بعدي به اون رجوع خواهند کرد

00:02:33.818 --> 00:02:35.126
...اون در دفتر يادداشتش

00:02:35.220 --> 00:02:38.667
در باره مرد ريزنقش عجيبي مي نويسه
به نام ليون سلوين يا زلمان

00:02:38.723 --> 00:02:41.169
...که کاملا اشراف زاده به نظر مي رسه

00:02:41.226 --> 00:02:45.732
و همين طور که با افراد معروف مجلس صحبت مي کرد
توجه ثروتمندان رو به طرف خودش جلب کرده بود

00:02:45.764 --> 00:02:48.745
...اون با لحني محبت آميز و با لهجه طبقه مرفه بوستون

00:02:48.767 --> 00:02:51.577
از کوليج و حزب جمهوري خواه سخن مي گفت

00:02:51.636 --> 00:02:53.479
"يک ساعت بعد"
...فيتز جرالد مي نويسد

00:02:53.538 --> 00:02:56.485
...من شگفت زده شدم ،چون همان مرد را

00:02:56.541 --> 00:02:58.487
در حال صحبت با يکي از پيشخدمت ها ديدم

00:02:58.543 --> 00:03:01.319
...حالا ادعا مي کرد که دموکرات است

00:03:01.346 --> 00:03:06.193
و لهجه اش نامطبوع به نظر مي رسيد
گويي يکي از آدم هاي عادي مهماني است

00:03:06.284 --> 00:03:09.788
اين نخستين باري بود که اجمالا اشاره اي
به شخصيت لئونارد زليگ مي شد

00:03:09.821 --> 00:03:12.529
فلوريدا يک سال بعد

00:03:12.590 --> 00:03:14.467
...حادثه عجيبي

00:03:14.492 --> 00:03:17.473
در اردوي تمرين تيم نيويورک يانگز رخ مي دهد

00:03:17.495 --> 00:03:19.406
...خبرنگارها که هميشه مراقبند

00:03:19.431 --> 00:03:23.607
تا لحظه قهرماني بازيکن هاي بزرگ محلي
... را ضبط و جاودانه کنند

00:03:23.635 --> 00:03:25.615
...اون ها متوجه يک بازيکن جديد و عجيب مي شوند

00:03:25.637 --> 00:03:28.618
که پشت سر بيب راث منتظر نوبتش ايستاده

00:03:28.640 --> 00:03:30.745
...و در فهرست اسامي، به اسم لو زليگ ثبت شده

00:03:30.809 --> 00:03:34.279
ولي هيچ يک از اعضاي تيم او را نمي شناسند

00:03:34.312 --> 00:03:35.416
...بنابراين حراست را خبر مي کنند

00:03:35.447 --> 00:03:37.256
و او را به بيرون از ورزشگاه هدايت کردند

00:03:37.315 --> 00:03:42.355
اين ماجرا در روزنامه هاي روز بعد
به صورت گزارش کوتاهي درج شد

00:03:49.360 --> 00:03:51.840
شيکاگو ايلينوي
همان سال

00:03:51.863 --> 00:03:53.968
...در يکي از تالارهاي غيرمجاز

00:03:54.032 --> 00:03:56.842
در ساوت سايد مهماني اي برقرار است

00:03:56.868 --> 00:03:59.075
...آدم هايي از محترم ترين طبقات اجتماعي

00:03:59.137 --> 00:04:02.209
مي نوشند و مي رقصند

00:04:06.878 --> 00:04:11.327
آن شب کالوين ترنر پيشخدمت نيز حضور داشت

00:04:11.382 --> 00:04:14.363
يک عالمه گنگستر مي اومدن اون جا

00:04:14.385 --> 00:04:17.366
خوب انعام مي دادن و حسابي هواي ما رو داشتند

00:04:17.388 --> 00:04:19.766
و ما هي سعي مي کرديم هواي
مشتري ها رو داشته باشيم

00:04:19.791 --> 00:04:23.238
ولي اون شب به خصوص به اون ور يه نگاهي
انداختم و  آدم عجيبي رو ديدم که وارد شد

00:04:23.294 --> 00:04:25.069
اون رو قبلا هيچ وقت نديده بودم

00:04:25.096 --> 00:04:26.234
...بنابراين از يکي از پيشخدمت ها پرسيدم

00:04:26.297 --> 00:04:28.072
گفتم: جان اون يارو رو مي شناسي؟

00:04:28.099 --> 00:04:29.669
هيچ وقت ديديش؟
نگاش کرد

00:04:29.701 --> 00:04:31.442
نه. قبلا هيچ وقت نديدمش

00:04:31.503 --> 00:04:32.675
... نمي دونم کيه

00:04:32.704 --> 00:04:34.411
ولي چيزي که مي دونم آدم خشن
و سرسختي به نظر مي ياد

00:04:34.439 --> 00:04:36.180
بعد دوباره به طرفش نگاه کردم

00:04:36.207 --> 00:04:37.686
ولي مردک ناپديد شده بود

00:04:37.709 --> 00:04:40.019
نمي دونم کجا غيبيش زد

00:04:40.044 --> 00:04:42.524
...ولي همين موقع ها بود که موسيقي شروع شد

00:04:42.547 --> 00:04:44.686
و ارکستر شروع به زدن کرد

00:04:44.716 --> 00:04:48.721
نگاه کردم مردي رو ديدم. مردک سياه پوستي
که تو ارکستر نشسته بود ترومپت ميزد

00:04:48.753 --> 00:04:52.360
رفيق! اون داشت واقعا با ارکستر همراهي مي کرد
... و من نگاهي به طرف انداختم

00:04:52.423 --> 00:04:54.801
...و گفتم: اين که درست شبيه اون گنگستره است

00:04:54.826 --> 00:04:59.741
"فقط گنگستره سفيد بود و اين سياهه"

00:04:59.764 --> 00:05:02.768
پس نمي دونم چي شده و چه خبره

00:05:02.800 --> 00:05:07.010
نيويورک، چند ماه بعد

00:05:07.071 --> 00:05:10.985
...پليس در حال بررسي قضيه ناپديد شدن کارمندي

00:05:11.009 --> 00:05:12.488
به نام لئونارد زليک است

00:05:12.510 --> 00:05:14.820
...صاحبخانه و کارفرمايش

00:05:14.879 --> 00:05:16.654
گم شدن او را گزارش داده اند

00:05:16.681 --> 00:05:21.221
انها به پليس مي گويند که او
مردي ريز نقش و گوشه گير بوده

00:05:21.286 --> 00:05:24.324
فقط دو ردپا در آپارتمان گرينچ ويليچ زليگ پيدا مي شود

00:05:24.389 --> 00:05:29.964
...يکي عکسي از زليگ در کنار يوجين اونيل

00:05:29.994 --> 00:05:33.305
و يکي ديگر از او در هيبت پالياکي

00:05:36.334 --> 00:05:41.215
در پي گزارش، رد پاي او را دنبال کرده و از
محله چيني ها سر در مي آورند

00:05:41.239 --> 00:05:44.220
...و در آنجا، در پستوي يک مغازه چيني

00:05:44.242 --> 00:05:46.279
...به فردي زردپوست برمي خورند

00:05:46.311 --> 00:05:49.781
که مشخصاتش با لئونارد زليگ مي خواند

00:05:49.814 --> 00:05:53.318
کارآگاه ها به موضوع مشکوک شده و
سعي مي کنند تا نقاب از چهره اش بردارند

00:05:53.351 --> 00:05:57.800
ولي اين يک نقاب نيست. دعوايي در مي گيرد

00:05:57.822 --> 00:06:01.634
او را به زور از جايش بلند مي کنند و
به بيمارستاني در منهتن مي برند

00:06:01.659 --> 00:06:04.663
...در آمبولانس به زباني که چيني اصيل به نظر مي رسد

00:06:04.696 --> 00:06:07.176
.فحش مي دهد و داد و هوار به راه مي اندازد

00:06:07.198 --> 00:06:10.577
.او را با ژاکت مهارکننده مي بندند

00:06:10.602 --> 00:06:14.072
...وقتي بيست دقيقه بعد از اتومبيل بيرون مي آيد

00:06:14.105 --> 00:06:18.747
در کمال ناباوري ديگر يک چيني نيست
يک سفيد پوست است

00:06:18.776 --> 00:06:21.757
...انترن ها گيج و شگفت زده او را جهت بررسي در بخش

00:06:21.779 --> 00:06:23.759
اورژانس بستري مي کنند

00:06:23.781 --> 00:06:27.490
...ساعت هفت صبح دکتر يودورا فلچر روانکاو، ويزيت هاي

00:06:27.585 --> 00:06:30.794
خود را انجام مي دهد

00:06:30.822 --> 00:06:33.803
...وقتي خبر اين بيمار اورژانسي  رو که تازه آوردن شنيدم

00:06:33.825 --> 00:06:35.805
...فکر نمي کردم مورد خاصي باشه

00:06:35.827 --> 00:06:38.808
...ولي وقتي بار اول چشمم بهش افتاد

00:06:38.830 --> 00:06:44.872
يه خرده عجيب به نظر مي رسيد... چون
اونو به جاي دکتر عوضي گرفتم

00:06:44.902 --> 00:06:48.509
رفتار و کردارش خيلي حرفه اي به نظر مي رسيد

00:06:48.539 --> 00:06:50.416
...جوانترين روانکاو

00:06:50.441 --> 00:06:53.422
يودورا فلچر به شدت مجذوب لئونارد زليگ مي شود

00:06:53.444 --> 00:06:56.755
...او مديران محافظه کار بيمارستان را مجاب مي کند

00:06:56.814 --> 00:06:59.624
تا بررسي هايش را در مورد اين بيمار جديد ادامه دهد

00:06:59.717 --> 00:07:02.027
خب، چي کاره اي؟

00:07:02.053 --> 00:07:04.055
اوه! من؟ يه روانکاوم

00:07:05.390 --> 00:07:09.133
من بيشتر روي بيمارهاي پارانويايي هذياني کار مي کنم

00:07:09.160 --> 00:07:11.231
در باره اش برام توضيح بده

00:07:11.262 --> 00:07:12.741
خب، چيزي زيادي واسه گفتن ندارم

00:07:12.764 --> 00:07:15.244
...من بيشتر تو اروپا کار مي کنم

00:07:15.266 --> 00:07:18.247
...و چند تا مقاله در زمينه روان شناسي نوشتم

00:07:18.269 --> 00:07:21.079
با فرويد تو وين همکار بودم

00:07:21.105 --> 00:07:23.915
ولي يه مورد پيش اومد که ميونه مون به هم خورد

00:07:23.975 --> 00:07:27.980
چون فرويد حس مي کرد که اين
مورد فقط در مورد زن ها صادقه

00:07:28.012 --> 00:07:31.983
حرف هاش در واقع سر و تهي نداشت

00:07:32.016 --> 00:07:35.020
... معجوني بود از حرف هاي دوپهلوي روانشناسانه

00:07:35.086 --> 00:07:37.032
... که ظاهرا طوطي وار ياد گرفته بود...

00:07:37.088 --> 00:07:39.329
يا از طريق خوندن کتاب باهاشون آشنا شده بود

00:07:39.390 --> 00:07:41.267
... ولي مساله حال اين بود که خيلي سليس و روان

00:07:41.292 --> 00:07:43.772
در باره شون صحبت مي کرد

00:07:43.795 --> 00:07:47.004
و کسي که تو اين زمينه زياد وارد نيست
با حرف هاش راحت مجاب مي شد

00:07:47.031 --> 00:07:50.012
اين لئونارد زليگي که همه جا تاثير و
تصورات متفاوت ايجاد مي کرد که بود؟

00:07:52.036 --> 00:07:56.041
...همه ي آنچه در باره او مي دانستند اين بود

00:07:56.107 --> 00:07:59.054
که او فرزند يک بازيگر يهودي به نام وريس زليگ بوده

00:07:59.110 --> 00:08:00.953
...که هنرنماييش در نقش پاک

00:08:01.012 --> 00:08:04.323
...در اجراي بنيادگرايانه از "روياي نيمه شب تابستان

00:08:04.349 --> 00:08:06.852
با استقبال سردي روبرو شد

00:08:06.884 --> 00:08:08.955
......دومين ازدواج زليگ پير همراه بود با

00:08:08.986 --> 00:08:12.695
...دعواي و مرافعه اي مداوم و خشن، طوري که

00:08:12.757 --> 00:08:15.704
به رغم آن که خانواده در بالاخانه يک
باشگاه بولينگ سکونت داشتند

00:08:15.760 --> 00:08:18.934
اين باشگاه بود که مدام از سروصدا شکايت مي کرد

00:08:18.963 --> 00:08:23.537
لئونارد در بچه گي مدام از
سوي ضديهودي ها آزار مي بيند

00:08:23.568 --> 00:08:26.549
...پدر و ماردش هيچ وقت از او دفاع نمي کنند

00:08:26.571 --> 00:08:30.576
و او را به خاطر همه چيز ملامت مي کنند
و طرف ضديهودها رو مي گيرند

00:08:30.608 --> 00:08:34.556
غالبا با حبس کردنش در گنجه تنبيهش مي کنند

00:08:34.579 --> 00:08:36.559
...و وقتي که واقعا از دست او عضباني مي شوند

00:08:36.581 --> 00:08:39.289
خودشون هم باهاش تو گنجه ميرن

00:08:39.317 --> 00:08:42.321
... موريس زليگ در بستر مرگ به پسرش مي گويد

00:08:42.387 --> 00:08:45.334
...که زندگي اش کابوسي پوچ  و مملو از درد و رنج بوده

00:08:45.390 --> 00:08:50.464
و تنها توصيه اش به او اين بود که زين اسب را بچسبد

00:08:50.495 --> 00:08:53.271
...با آن که برادرش جک دچار اختلال رواني شده

00:08:53.297 --> 00:08:56.642
و خواهرش الکلي شده و از
...مغازه ها جنس بلند مي کند

00:08:56.701 --> 00:09:00.114
لئونارد زليگ ظاهرا خودش را با زندگي وفق مي دهد

00:09:00.138 --> 00:09:02.982
و به نظر مي رسد به گونه اي با مشکلات کنار آمده

00:09:03.040 --> 00:09:08.547
ولي بعد ناگهان بيش ار پيش از خود
رفتاري نامتعارف بروز مي دهد

00:09:13.151 --> 00:09:16.098
... دکتر فلچر که به شدت مجذوب پديده زليگ شده

00:09:16.154 --> 00:09:19.658
ترتيب يک سلسله آزمايش را مي دهد و از
گردانندگان بيمارستان مي خواهد که شاهد آزمايش ها باشند

00:09:19.690 --> 00:09:25.538
زير نگاه دکتر، زليگ به يک روانکاو تمام عيار تبديل مي شود

00:09:25.563 --> 00:09:29.033
... وقتي دو مرد فرانسوي به ديدارش مي روند

00:09:29.066 --> 00:09:32.980
زليگ رفتاري و کرداري فرانسوي پيدا مي کند
او به فرانسه معقولي حرف مي زند

00:09:33.004 --> 00:09:35.985
... در کنار يک آدم چيني او نيز

00:09:36.007 --> 00:09:39.250
شکل و شمايل يک زردپوست را به خود مي گيرد

00:09:39.277 --> 00:09:42.747
... حال ديگر خبر به روزنامه ها رسيده

00:09:42.780 --> 00:09:45.784
...و مخاطبيني که تشته اخبار هيجان انگيز و تازه اند

00:09:45.817 --> 00:09:48.093
بلافاصله مجذوب مي شوند

00:09:51.122 --> 00:09:53.466
... جنجال به قدري بالا مي گيرد

00:09:53.491 --> 00:09:57.405
که دکتر آلن سيندل محبور به صدور بيانيه اي مي شود

00:09:57.428 --> 00:09:59.931
آنچه بايد بگويم بيسار مهم است

00:09:59.997 --> 00:10:03.103
رفته رفته با ابعاد چيزي پي مي بريم
...که احتمال دارد يک پديده بزرگ

00:10:03.134 --> 00:10:05.546
پزشکي عصر ما و شايد تمامي دوران باشد

00:10:05.603 --> 00:10:07.913
... گزارش هاي جديد هر روز در باره زليگ

00:10:07.939 --> 00:10:10.977
و وضعيت شگفت انگيزش منتشر مي شود

00:10:10.777 --> 00:10:14.748
... اگرچه پزشکان مدعي اند که اوضاع را تحت کنترل دارند

00:10:14.781 --> 00:10:18.194
ولي تشخيص هيچ يک از اين ها با هم نمي خواند

00:10:18.218 --> 00:10:20.721
...شکي ندارم که منشا آن غدد ترشحي است

00:10:20.787 --> 00:10:23.267
اگر چه در حال حاضر نشاني از هيچ گونه اختلالي وجود ندارد

00:10:23.290 --> 00:10:26.703
ولي مطمئنم که آزمايش هاي بعدي مشکلاتي
را در غدد ترشحي نشان خواهد داد

00:10:26.727 --> 00:10:30.004
من مطمئنم همه اين چيزها از غذاي
مکزيکي که خورده نشات گرفته

00:10:30.030 --> 00:10:32.510
نشانه هايي از خود بروز مي دهد همه
ريشه اي عصب شناختي دارند

00:10:32.532 --> 00:10:36.002
...حالا اين بيمار از تومور مغزي رنج مي برد

00:10:36.036 --> 00:10:40.951
و تعجبي نمي کنم اگر چند هفته ديگر بميرد

00:10:41.008 --> 00:10:44.956
... ولي هنوز موفق به پيدا کردن محل تومور نشده ايم

00:10:45.012 --> 00:10:46.855
اما همچنان دنبالش مي گرديم

00:10:46.913 --> 00:10:50.451
... دو هفته اي نگذشت

00:10:50.517 --> 00:10:54.465
که خود دکتر بريسکي از تومور مغزي مرد

00:10:54.521 --> 00:10:57.263
لئونارد زليگ خوب و سرحال است

00:10:57.424 --> 00:11:00.462
... يودورا فلچر طي آن هفته هاي

00:11:00.527 --> 00:11:02.370
...آزمايش و حدس ها و گمان ها

00:11:02.396 --> 00:11:04.876
... رفته رفته به اين نتيجه رسيد که بيمار بيشتر از يک

00:11:04.898 --> 00:11:06.878
... ناهنجاري رواني رنج مي برد

00:11:06.900 --> 00:11:09.380
.تا يک اختلال جسمي

00:11:09.403 --> 00:11:12.873
او اعلام مي مي کند که سرچشمه
... تغيير و تحولات جسمي زليگ

00:11:12.906 --> 00:11:14.886
به خوي و سرشت ناپايدارش برمي گردد

00:11:14.908 --> 00:11:19.880
شوراي پزشکان با نظر او مخالفند

00:11:19.913 --> 00:11:21.893
... آنها نتيجه مي گيرند که بيماري زليگ

00:11:21.915 --> 00:11:25.385
به خاطر بد چيده شدن مهره هاي ستون فقرات اوست

00:11:25.419 --> 00:11:28.093
... آزمايش ها خطا بودن اين نتيجه گيري را اثبات مي کنند

00:11:28.188 --> 00:11:31.135
و باعث بروز مشکلي زودگذر براي بيمار مي شود

00:11:32.826 --> 00:11:37.297
... حال ديگر مردم و مطبوعات مشتاقانه

00:11:37.331 --> 00:11:40.369
.تک تک اخبار مربوط به اين درام واقعي را دنبال مي کنند

00:11:40.400 --> 00:11:44.212
حکايت پر فراز و نشيب پديده عجيب منهتن ادامه دارد

00:11:44.237 --> 00:11:47.411
...پرشکان مي گويند امروز صبح آزمايش هايي انجام شده

00:11:47.441 --> 00:11:50.786
و تعدادي زن با شکل و شمايل مختلف
در مجاور بيمار قرار داده شدند

00:11:50.811 --> 00:11:52.722
...ولي چون تعييري ايجاد نشده

00:11:52.746 --> 00:11:54.555
... مقالات پزشکي نتيجه گرفتند

00:11:54.614 --> 00:11:56.423
اين پديده ها با زن ها سنخيتي ندارد و
در همنشيني با آنها پديدار نمي شود

00:11:56.450 --> 00:12:00.830
تا قبل از رسيدن شب پزشکان همين تجربه را با
يک کوتوله و يک مرغ انجام خواهند داد

00:12:07.294 --> 00:12:09.706
لئونارد زليگ همچنان پزشکان و دانشمندان را
.در بيمارستان منهتن شگفت زده مي کند

00:12:12.866 --> 00:12:15.210
... آزمايش هاي پزشکي راه به جايي نبردند

00:12:15.268 --> 00:12:17.976
و ماهيت اين پديده شگفت انگيز را مشخص نکردند

00:12:18.005 --> 00:12:20.986
... به درخواست پزشکان زليگ را

00:12:21.007 --> 00:12:23.487
با دو مرد چاق روبرو مي کنند

00:12:23.510 --> 00:12:25.990
...در حالي که دو مرد در باره چاقي صحبت مي کنند

00:12:26.013 --> 00:12:28.493
...زليگ که در ابتدا ساکت است، وارد بحث مي شود

00:12:28.515 --> 00:12:31.894
و 15کيلو چاق مي شود

00:12:31.918 --> 00:12:35.127
... سپس در حضور دو مرد سياهپوست

00:12:35.188 --> 00:12:38.431
زليگ بلافصله خودش ساهپوست مي شود

00:12:38.492 --> 00:12:41.166
بعد فکر مي کنند چه پيش خواهد آمد؟

00:12:43.163 --> 00:12:48.078
در همين حال مردم در چهارگوشه آمريکا
واکنش هاي خاص خود را دارند

00:12:46.349 --> 00:12:50.023
منم دلم مي خواست لئونارد زليگ باشم

00:12:50.048 --> 00:12:51.856
و مي تونستم تغيير کنم و آدم هاي مختلفي بشم

00:12:51.916 --> 00:12:54.156
شايد هم يک روز آرزوم برآورده بشه

00:12:54.217 --> 00:12:58.665
...لئونارد زليگ يکي از متين ترين آدم هايي است

00:12:58.719 --> 00:13:01.164
که در آمريکا وجود دارد

00:13:01.218 --> 00:13:04.664
مثل پيژاماي گربه ايه

00:13:04.686 --> 00:13:06.596
...دکتر فلچر روش ديگري را به کار مي برد

00:13:06.654 --> 00:13:09.691
او بيمار را هيپنوتيزم مي کند

00:13:09.755 --> 00:13:13.964
...خب بهم بگو چرا مشحصات فردي رو که با اوني

00:13:13.991 --> 00:13:15.970
به خودت مي گيري؟

00:13:15.990 --> 00:13:21.564
ـ چون اين طور راحت تره
ـ منظورت چيه که راحت تره؟

00:13:21.592 --> 00:13:24.572
...همرنگ جماعت بودن

00:13:24.593 --> 00:13:28.062
خوب و راحته

00:13:28.095 --> 00:13:32.065
تو مي خواي راحت و آسوده باشي؟

00:13:32.095 --> 00:13:35.075
دلم مي خواست دوستم داشته باشن

00:13:36.696 --> 00:13:38.174
...دکتر فلچر با کندوکاو در ضمير ناخودآگاه زليگ

00:13:38.198 --> 00:13:41.201
...رفته رفته موفق مي شود قطعه هاي پازل

00:13:41.265 --> 00:13:44.370
رفتار زليگ را کنار هم بچيند

00:13:44.400 --> 00:13:46.879
...وقتش را بين بيمارستان و کتابخانه خيابان چهل و دوم

00:13:46.900 --> 00:13:51.006
تقسيم کرده است

00:13:51.068 --> 00:13:53.513
...در جلسه اي غير علني، پزشکان

00:13:53.569 --> 00:13:58.108
به توضيجات دکتر فلچر گوش مي کنند که
زليگ را به عنوان فردي متلون المزاج معرفي مي کند

00:13:58.170 --> 00:14:01.116
...که براي محافظت از خود

00:14:01.170 --> 00:14:02.978
...مثل آفتاب پرست که خود را همرنگ محيط مي کند

00:14:03.005 --> 00:14:05.450
... اون هم مي تواند رنگش را عوض کند

00:14:05.506 --> 00:14:08.452
...و خود را همرنگ جماعتي مي کند

00:14:08.507 --> 00:14:10.543
که با آن ها سرو کار دارد

00:14:13.807 --> 00:14:16.753
دکترها گوش مي کنند ولي در صحت اين نتيجه گيري ترديد دارند

00:14:16.809 --> 00:14:19.015
غيرممکنه! آنها اعلام مي کنند
اين حرف ها احمقانه و نامعقولانه است

00:14:19.043 --> 00:14:22.023
... يکي از آنها با طعنه مي گويد: اگر او يک آفتاب پرست است

00:14:22.044 --> 00:14:25.024
ما هم نبايد پول بي زبان بيمارستان
...را صرف تغذيه او بکنيم

00:14:25.046 --> 00:14:27.616
بايد مثل مگس راحت در دامش بندازيم

00:14:37.049 --> 00:14:40.029
...خب اين بار مي بينيم که موضوع خوبي گيرمون اومده

00:14:40.050 --> 00:14:42.552
چون معجونيه که همه چي توش داره

00:14:42.617 --> 00:14:45.062
رمانس داشت، هيجان داشت

00:14:45.118 --> 00:14:48.098
و اين زليگ... بچه گي فقيرونه اي داشته

00:14:48.119 --> 00:14:50.098
... يادمه سردبير بخش حوادث پيشم اومد و گفت: تد

00:14:50.120 --> 00:14:54.568
ما مي خوايم اين قضيه رو هر روز صفحه اول ببريم

00:14:54.621 --> 00:14:58.591
اون روزا شما حاضر بودين هر کاري بکنين تا روزنامه تون بفروشه

00:14:58.622 --> 00:15:01.602
... واسه اين که گزارشتون بگيره پياز داغش رو زياد مي کرديد

00:15:01.623 --> 00:15:03.966
اغراق مي کردين و حتي با واقعيت بازي مي کردين

00:15:03.990 --> 00:15:06.799
اون يکي خودش حاضر و آماده بود. خود جنس بود

00:15:06.859 --> 00:15:09.634
فقط کافي بود تا واقعيت رو تعريف کني
و همين فروش روزنامه ها رو بالا مي برد

00:15:09.660 --> 00:15:11.502
همچين اتفاقي قبلا  نيفتاده بود

00:15:11.559 --> 00:15:13.504
...يکشنبه لئونارد زليگ

00:15:13.559 --> 00:15:16.129
... در همه جا به مهم ترين موضوع بحث ها تبديل شد

00:15:16.161 --> 00:15:19.164
همه با حيرت و سرخوشي در باره اش حرف مي زدند

00:15:19.195 --> 00:15:22.664
...هيچ گردهمايي بدون لطيفه "لئونارد زليگي" سر نمي شود

00:15:22.697 --> 00:15:25.677
و در دهه اي که تب رقص هاي محبوب
به جان همه افتاده بود

00:15:25.698 --> 00:15:27.608
چيز ديگري به جان ملت مي افتد

00:16:40.620 --> 00:16:43.566
اون چيه که قهوه اي و سفيد و زرد داره و چهارتا جشم هم داره؟

00:16:43.622 --> 00:16:46.625
لئونارد زليگ در ليگ ملت ها

00:16:46.656 --> 00:16:48.134
... ولي به هر حال مساله اين نبود

00:16:48.157 --> 00:16:50.693
...که همه مجذوب آفتاب پرست شده بودند

00:16:50.724 --> 00:16:52.600
... در بين افراطيون و متعصبين

00:16:52.625 --> 00:16:55.537
زليگ دم دست ترين نماد بي عدالتي بود

00:16:55.558 --> 00:16:59.937
اين جونور انسان نما مظهر يک آدم سرمايه دار است

00:17:00.026 --> 00:17:05.373
...موجودي که شکل و مشايل متفاوت مي گيرد تا به هدف خود

00:17:05.462 --> 00:17:10.968
که همانا استثمار نيرنگ بازانه کارگران است برسد

00:17:12.664 --> 00:17:15.667
...براي کوکلوس کلان ها

00:17:15.699 --> 00:17:18.679
...زليگ يهودي اي که مي توانست خود را

00:17:18.700 --> 00:17:22.237
تبديل به يک سياه پوست يا سرخ پوست کند
سه برابر بيشتر خطر داشت

00:17:22.267 --> 00:17:24.337
... در همين حال دکتر فلچر

00:17:24.367 --> 00:17:26.846
... با اطمينان به صحت داشتن يافته هايش

00:17:26.868 --> 00:17:29.347
فرصت مي خواهد تا با بيمارش تنها باشد

00:17:29.369 --> 00:17:32.110
تا فرضيه هاي خود را به اجرا بگذاريد

00:17:32.171 --> 00:17:34.707
... يادت مي ياد کي براي اولين بار شروع کردي

00:17:34.771 --> 00:17:38.343
که مثل آدم هاي اطرافت بشي؟

00:17:38.405 --> 00:17:41.851
...تو مدرسه. يکي از بچه هاي زرنگ ازم پرسيد

00:17:41.907 --> 00:17:44.887
ـ که موبي ديک رو خوندم
ـ و بعد؟

00:17:46.408 --> 00:17:49.877
منم خجالت کشيدم بگم هيچ وقت نخوندمش

00:17:49.910 --> 00:17:51.388
ـ و دروغ گفتي و وانمود کردي که خونديش؟
ـ آره

00:17:52.910 --> 00:17:56.379
کي اين تغييرات خود به خود شروع شد؟

00:17:56.411 --> 00:17:58.412
خيلي سال پيش

00:17:58.478 --> 00:17:59.922
عيد پاک بود

00:17:59.978 --> 00:18:02.753
سري زدم به يه بار

00:18:02.780 --> 00:18:05.817
سبز نپوشيده بودم

00:18:05.847 --> 00:18:07.848
يه تيکه هايي انداختن

00:18:07.914 --> 00:18:09.859
من هم ايرلندي شدم

00:18:09.915 --> 00:18:12.360
به اون ها گفتي ايرلندي هستي؟

00:18:12.416 --> 00:18:16.329
موهام قرمز شد، دماغم سربالا شد

00:18:16.417 --> 00:18:19.420
در باره قحطي بزرگ سيب زميني تو
ايرلند قرن نوزدهم حرف زدم

00:18:22.752 --> 00:18:25.732
ما با نظريه هاي دکتر فلچر موافق نيستيم

00:18:25.753 --> 00:18:29.290
معتقديم که اين نظريه ها خيالات باطل اند

00:18:29.321 --> 00:18:32.301
... معتقديم که اگه قراره تغيير و تحولي در شرايط جسمي زليگ

00:18:32.322 --> 00:18:34.801
... به وجود بياد. از طريق برخي تجربيات دارويي

00:18:34.823 --> 00:18:36.301
به وجود خواهد آمد

00:18:36.323 --> 00:18:40.134
تجربياتي که اگرچه خطراتي در بردارند ولي
نشان داده اند که معجزه مي کنند

00:18:40.224 --> 00:18:43.227
... داروهاي جديدي به نام هيدرات سومادريل را

00:18:43.325 --> 00:18:45.429
را روي زليگ امتحان مي کند

00:18:45.460 --> 00:18:47.439
تعييرات شديدي در او ايجاد مي شود

00:18:47.461 --> 00:18:52.273
و تا چند روز از روي ديوار پايين نمي آيد

00:18:52.328 --> 00:18:54.364
...سپس

00:18:54.429 --> 00:18:57.875
... در حالي که دکتر فلچر در کنکاش هاي خود پيشرفت کنرده

00:18:57.930 --> 00:19:00.375
راث خواهر ناتني زليگ با مرخص کردن او از بيمارستان

00:19:00.431 --> 00:19:04.242
همه را شوکه مي کند و سرنوشت زليگ را چرخشي دراماتيک مي دهد

00:19:04.264 --> 00:19:08.234
او مي گويد که در خانه بهتر مي تواند به او رسيدگي کند

00:19:08.266 --> 00:19:10.745
...راث به اتفاق نامزدش مارتين گيست

00:19:10.767 --> 00:19:13.770
يک تاجر و مقاطعه کار کارناوالي سابق مي گويند

00:19:13.802 --> 00:19:16.782
که از زليگ مراقبت خواهند کرد

00:19:16.803 --> 00:19:19.783
...پزشک ها که حالا از شر پرونده اي عذاب دهنده راحت شده اند

00:19:19.803 --> 00:19:23.716
مقاومت چنداني از خود نشان نمي دهند

00:19:23.771 --> 00:19:27.718
فقط دکتر فلچر است که زليگ را يک موجود
بشري تلقي مي کند و نگرانش است

00:19:27.773 --> 00:19:30.582
او مستاصل تاکيد مي کند که زليگ
به مراقبت هاي مخصوص پزشکي نياز دارد

00:19:30.607 --> 00:19:32.483
ولي گوش شنوايي نمي يابد

00:19:32.508 --> 00:19:36.478
نه آقا! يکي شان حق و حقوق طبيعي و
قانوني اش را نسبت به زليگ پيش کشيده

00:19:36.508 --> 00:19:39.488
...منظورم اينه که خواهر ناتني و قيم اش بود

00:19:39.510 --> 00:19:42.547
ولي نامزد مشکوکي به نام مارتين گيست داشت

00:19:42.578 --> 00:19:46.582
که به خاطر تقلب توي کار زمين و ملک معروف بود

00:19:46.612 --> 00:19:49.490
يه تکه زمين رو چندين مرتبه به يه آدم مي فروخت

00:19:49.512 --> 00:19:51.491
و همين طور به يه عالمه آدم ديگه

00:19:51.513 --> 00:19:54.459
يعني راستش يه نماينده کنگره از منطقه دلاوير
يه تيکه زمين رو دو بار خريد

00:19:54.481 --> 00:19:56.460
...جمعيتي که در جاده ها صف کشيده اند

00:19:56.482 --> 00:20:00.952
تا نگاهي به آفتاب پرست انساني بيندازند
روزها ست که ترافيک را بند آورده اند

00:20:00.983 --> 00:20:03.986
او تبديل مي شود به منظره اي
...ديدني براي توريست ها و بچه ها

00:20:04.016 --> 00:20:07.258
مردم از چهارگوشه مملکت با تقلا
... براي خود جا باز مي کنند

00:20:07.284 --> 00:20:09.786
تا نظري به يکي از عجايب روزگار بيندازند

00:20:18.688 --> 00:20:20.689
...فروش يادگاري ها در حين نمايش گذاشتن برادر

00:20:20.722 --> 00:20:22.928
...سرآغازي است

00:20:22.990 --> 00:20:26.732
براي راث زليگ و مارتين گيست

00:20:26.791 --> 00:20:29.634
... قيمت بليط ورودي تماشاي نمايش هاي اعمال محيرالعقول

00:20:29.692 --> 00:20:31.796
به دوبرابر افزايش مي يابد

00:20:31.825 --> 00:20:33.804
... او سرخورده نمي شود

00:20:33.826 --> 00:20:36.806
و به درخواست مشتري شکل و
شمايلش را بارها عوض مي کند

00:20:36.827 --> 00:20:40.797
...يک شبه تبديل به يک سرگرمي، يک چيز جديد و يک

00:20:40.829 --> 00:20:43.468
موجود ناقص الجلقه مي شود

00:20:43.497 --> 00:20:47.638
اين فيلم که محصول سال 1935 بر اساس
زندگي زليگ ساخته شده

00:20:47.697 --> 00:20:50.677
...و با نام مرد متغير به نمايش درآمده

00:20:50.698 --> 00:20:52.699
به خوبي حال و هواي آن دوران را منعکس مي کند

00:20:52.732 --> 00:20:55.712
نمي تونيم به راحتي از زير بار
مراقبت از زليگ شونه خالي کنيم

00:20:55.733 --> 00:20:58.212
مي دونم اگه بهم فرصت بدن
مي تونم معالجه اش کنم

00:20:58.235 --> 00:21:01.408
فايده نداره. حتي وکيلمون هم
مي گه که تلاش ها بي فايده است

00:21:01.435 --> 00:21:04.313
واقعا دکتر فلچر... مي تونم شما رو يودورا صدا کنم؟

00:21:04.336 --> 00:21:06.315
... من بهتون مي گم پشت اون چهره خالي از احساس

00:21:06.337 --> 00:21:07.815
... و زامبي وار

00:21:07.837 --> 00:21:11.716
يه انسان واقعي نهفته و من مي تونم آشکارش کنم

00:21:11.738 --> 00:21:12.909
چه جوري؟

00:21:12.939 --> 00:21:14.884
...روش هاي جديدي پيدا مي کنم. يه تکنيکي

00:21:14.938 --> 00:21:18.510
هر چي هست بايد به هرحال شخصي باشه

00:21:18.540 --> 00:21:21.019
...قانونا نمي تونم کار زيادي بکنم. ولي

00:21:21.041 --> 00:21:23.520
اون ها بهش اهميت نمي دن
ازش سوءاستفاده مي کنن

00:21:23.542 --> 00:21:26.545
تمام اون چيزي که تو وجودش مي بينن
اينه که چطوري ازش پول بيشتري در بيارن

00:21:26.576 --> 00:21:29.488
نگاه کن، هنوز هيچي نشده دارن
عروسک زليگ رو مي فروشن

00:21:29.543 --> 00:21:31.488
فيلم اغراق نکرده بود

00:21:31.544 --> 00:21:34.956
...... نه فقط قلم و چيزاي شگوندار، که

00:21:35.045 --> 00:21:37.991
حتي ساعت و کتاب و اسباب بازي هاي زليگي وارد بازار شد

00:21:38.046 --> 00:21:41.254
و عروسک مشهور لئونارد زليگ

00:21:41.281 --> 00:21:42.884
... ساعت مارمولک شکل و يه بازي

00:21:42.948 --> 00:21:45.257
لئونارد زليگ وارد بازار شد

00:22:30.096 --> 00:22:33.235
... ترانه هاي عامه پسند زيادي

00:22:33.297 --> 00:22:37.108
با تم لئونارد زليگ ساخته شدند
آوازهايي که در چهارگوشه کشور زمزمه مي شدند

00:23:00.405 --> 00:23:03.146
... علاوه بر کالا و محصولات تجاري

00:23:03.173 --> 00:23:05.550
نمايش هاي زيادي نيز اجرا مي شود

00:23:05.574 --> 00:23:07.985
... در هاليوود خيلي طرفدار دارد

00:23:08.041 --> 00:23:10.646
و پيشنهاد بازي در يک فيلم به او داده مي شود

00:23:10.742 --> 00:23:13.688
کلارا باو او را براي ملاقاتي خصوصي
به ملکش دعوت مي کند

00:23:13.743 --> 00:23:16.484
و به او مي گويد که همه شخصيت هايش
را نيز به همراه خود ببرد

00:23:16.544 --> 00:23:20.320
در شيگاگو با جکي دمپسي قهرمان
سنگين وزن جهان ملاقات مي کند

00:23:20.345 --> 00:23:23.325
در اردوي تمرينش سر به سر هم مي گذارند

00:23:23.346 --> 00:23:25.655
... در واشينگتن او را

00:23:25.679 --> 00:23:28.716
کالوين کوليج و هربورت هوور معرفي مي کنند

00:23:28.748 --> 00:23:31.728
در فرانسه از او به عنوان مارمولک استقبال مي کنند

00:23:31.749 --> 00:23:35.321
او مجلس گرمکن تئاترهاي پاريسي مي شود

00:23:35.349 --> 00:23:38.329
هنرنمايي او مورد توجه خاص بسياري از روشنفکران
پيشتاز فرانسوي قرار مي گيرد

00:23:38.351 --> 00:23:42.162
که در او نمادي از همه چيز مي بينند

00:23:42.251 --> 00:23:44.856
...تبديل شدن او به يک خاخام

00:23:44.886 --> 00:23:47.365
... آن چنان واقع گرايانه است که فرانسوي ها

00:23:47.387 --> 00:23:51.163
پيشنهاد مي کنند که او را به جزيره شيطان بفرستند

00:23:54.089 --> 00:23:55.624
... در فولي برژر

00:23:55.656 --> 00:23:59.125
ژوزفين بيکر ، نسخه ي خودش از
رقص کاميليون را احرا مي کند

00:23:59.157 --> 00:24:01.067
... بعد به دوستانش مي گويد

00:24:01.090 --> 00:24:04.832
که زليگ خارق العاده است
و فقط کمي پريشان است

00:24:04.892 --> 00:24:08.134
... همه معمولا به کلوپ من مي اومدن

00:24:08.194 --> 00:24:10.639
منظورم از "همه" کساني اند
که واسه خودشون کسي بودند

00:24:10.694 --> 00:24:16.143
... و هر از گاه... کسي

00:24:16.196 --> 00:24:17.674
زليگ رو با خودش مي آورد

00:24:17.696 --> 00:24:22.144
... کال پورتر خيلي مجذوب ... لئونارد شده بود

00:24:22.198 --> 00:24:25.667
و زماني هم يک بند يکي از
ترانه هاش رو در باره اون گفته بود

00:24:25.698 --> 00:24:31.170
تو بهتريني، تو لئونارد زليگي

00:24:31.201 --> 00:24:35.910
ولي بعدش جمله اي رو که بتونه
با زليگ هم قافيه باشه پيدا نکرده بود

00:24:42.003 --> 00:24:44.539
بالا پرواز مي کنم

00:24:44.604 --> 00:24:47.812
بالا پرواز مي کنم چون حس مي کنم عاشق شده ام

00:24:47.839 --> 00:24:54.551
عاشق هيچ کس جز تو

00:24:54.607 --> 00:24:56.347
تو نظرمو جلب کردي

00:24:56.408 --> 00:24:59.911
حالا احساس مي کنم عاشق شدم

00:24:59.943 --> 00:25:04.413
اون حلقه رو به من نشون بده
و گرنه سر ضرب انگشت مي کنم

00:25:04.444 --> 00:25:08.050
عادت داشتم تنها سفر کنم

00:25:08.078 --> 00:25:11.354
... دل به دريا زديم

00:25:11.379 --> 00:25:15.918
حالا من به دنبال توام

00:25:15.948 --> 00:25:19.554
هي زليگ بايست

00:25:19.583 --> 00:25:22.893
بالا پرواز مي کنم چون حس مي کنم عاشق شده ام

00:25:22.950 --> 00:25:27.591
عاشق هيچ کس جز تو

00:25:29.052 --> 00:25:31.531
...اگر چه نمايش ها و مهماني ها

00:25:31.552 --> 00:25:35.055
...خواهر زليگ و نامزدش را ثروتمند و سرگرم مي کند

00:25:35.087 --> 00:25:37.566
زندگي زليگ يک زندگي گياهي است

00:25:37.588 --> 00:25:39.066
...او از فقدان شخصيت زنج مي برد

00:25:39.088 --> 00:25:43.558
و قابليت هاي بشريش از مدت ها قبل
در فراز و نشيب هاي زندگي از کف رفته است

00:25:43.590 --> 00:25:46.570
بي آن که حرفي بزند تنها مي نشيند
و به خلاء خيره مي شود

00:25:46.591 --> 00:25:51.562
تبديل به آدمي کم اهميت و کم ارزش شده
موجودي عجيب که فقط به کار نمايش مي آيد

00:25:51.592 --> 00:25:55.061
... کسي که مي خواست خودش را با جامعه تطبيق دهد

00:25:55.160 --> 00:25:59.073
که فردي از اين اجتماع باشد، که
دشمني نتراشد و دوستش بدارند

00:25:59.161 --> 00:26:02.471
... نه توانست خودش را تطبيق دهد

00:26:02.496 --> 00:26:06.773
نه تعلق خاطري به وجود آورد
و حالا دشمنانش بر او نظارت دارند

00:26:06.797 --> 00:26:11.336
هيات امناي بيمارستان همگي زليگ را
به دست فراموشي سپرده بودند

00:26:11.398 --> 00:26:14.867
فقط دکتر فلچر است که براي مراقبت
و سرپرستي او به مبارزه ادامه مي دهد

00:26:14.900 --> 00:26:18.437
دادگاه آخرين استيناف او را رد مي کند

00:26:18.501 --> 00:26:20.446
... در تمام دوره درگيريهاي قضايي خود

00:26:20.501 --> 00:26:24.676
غالبا وکيلش چارلز کاستلو او را همراهي مي کند

00:26:24.702 --> 00:26:27.011
... وکيل عاشق او مي شود

00:26:27.103 --> 00:26:30.106
و اصرار دارد با هم ازدواج کنند

00:26:30.204 --> 00:26:31.648
دکتر فلچر ترديد دارد

00:26:31.705 --> 00:26:34.150
...سرانجام او مجبور مي شود تمامي

00:26:34.205 --> 00:26:37.742
اميدهاي خود را براي بهبودي لئونارد زليگ رها کند

00:26:37.806 --> 00:26:42.584
تابستان آن سال گايست جايي براي
آنها در اسپانيا رزرو مي کند

00:26:42.608 --> 00:26:46.054
... اين آخرين تور اروپايي است

00:26:46.109 --> 00:26:48.088
که به شدت با استقبال روبرو شده

00:26:48.110 --> 00:26:51.090
...رابطه مارتين گايست و راث زليگ

00:26:51.110 --> 00:26:53.089
رفته رفته به تيرگي گراييده است

00:26:53.111 --> 00:26:56.091
...حوصله شان از دست يکديگر سر رفته

00:26:56.112 --> 00:26:57.590
و مدام جر و بحث دارند

00:26:57.613 --> 00:27:01.116
رابطه آنها وقتي بدتر مي شود که راث
با لوئيس مارتينز آشنا مي شود

00:27:01.147 --> 00:27:04.150
... گاوباز ناشي و ترسويي

00:27:04.248 --> 00:27:06.193
که راث عاشقش مي شود

00:27:07.449 --> 00:27:10.395
مارتينز با آن که مي خواهد جلوي راث
...خودي نشان دهد

00:27:10.450 --> 00:27:13.726
باز همان بي جربزگي هاي هميشگي اش را نشان مي دهد

00:27:13.751 --> 00:27:16.060
...ولي اين بار شانس مي آورد

00:27:16.086 --> 00:27:18.463
چون گاو با زدن سرش به ديوار
دچار ضربه مغزي مي شود

00:27:18.485 --> 00:27:20.964
... ماتينز مرگ گاو را به پاي خودش مي گذارد

00:27:20.987 --> 00:27:23.296
... و گوشش را مي برد

00:27:23.354 --> 00:27:26.129
و با غرور و افتخار به معشوقه اش تقديم مي کند

00:27:26.155 --> 00:27:28.464
...آن شب مارتين گايست

00:27:28.489 --> 00:27:31.367
... که از حسادت و خشم خون جلو  چشم هايش را گرفته

00:27:31.390 --> 00:27:33.494
به اتاقش برمي گردد و با راث زليگ درگير مي شود

00:27:33.557 --> 00:27:36.594
از راث مي خواهد که گوش گاو را به او بدهد

00:27:36.658 --> 00:27:38.034
راث زير بار نمي رود

00:27:38.058 --> 00:27:41.038
گايست اصرار مي کند که بايد
گوش گاو را بگيرد

00:27:41.059 --> 00:27:43.834
... آنها دعواي سختي مي کنند و

00:27:43.860 --> 00:27:45.998
سرو کله ي مارتينز از توي گنجه پيدا مي شود

00:27:46.061 --> 00:27:48.006
گايست هفت تيري بيرون مي کشد
و به طرف او تيراندازي مي کند

00:27:48.061 --> 00:27:51.507
سپس هفت تير را به سوي ناخواهري زليگ
گرفته و او را مي کشد

00:27:51.563 --> 00:27:53.838
و بعد خودکشي مي کند

00:27:53.863 --> 00:27:56.502
... خشونتي که از رشک و حسادت ريشه گرفته

00:27:56.565 --> 00:27:59.568
زندگي زليگ را زير و رو مي کند

00:28:15.444 --> 00:28:19.652
در همان لحظات نخست، خبر
در سراسر دنيا بازتاب مي يابد

00:28:19.710 --> 00:28:21.915
... سپس در يک چشم بر هم زدن

00:28:21.944 --> 00:28:24.821
مردمي که در اين زمينه آن همه از خود
اشتياق نشان مي دادند، دلزده مي شوند

00:28:24.845 --> 00:28:27.449
رسوايي هاي  جديدي آشکار مي شوند

00:28:27.513 --> 00:28:30.458
و عنوان نحست روزنامه ها را به خود اختصاص مي دهند
حوادث عصر جاز... به سرعت جايگزين يکديگر مي شوند

00:28:30.514 --> 00:28:32.549
مثل رد گراج

00:28:32.613 --> 00:28:37.082
مردمي که از سرگرمي هاي مختلف اشباع شده اند
خيلي زود همه چيز را فراموش مي کنند

00:28:37.114 --> 00:28:39.683
... دهه بيست با بحران اقتصادي به اوج خود رسيد

00:28:39.715 --> 00:28:42.717
ولي هنوز در هيچ کجا خبري از لئونارد زليگ نبود

00:28:47.616 --> 00:28:52.495
دکتر يودورا فلچر بيهوده به دنبالش مي گردد

00:28:52.518 --> 00:28:54.996
... هنگامي که رد پاها به جايي نمي رسد

00:28:55.018 --> 00:28:57.656
سرخورده دست از جست و جو مي کشد

00:28:57.719 --> 00:28:59.492
حس کردم حيفه که از دستش بدم

00:28:59.520 --> 00:29:01.498
... چون اين جا با قضيه اي روبرو بودم

00:29:01.520 --> 00:29:04.362
که مي تونستم باهاش به شهرت برسم

00:29:04.386 --> 00:29:07.365
يعني در واقع فکر نمي کردم بتونم حالش رو خوب کنم

00:29:07.387 --> 00:29:10.366
... ولي اگه مي تونستم باهاش تنها بمونم

00:29:10.388 --> 00:29:13.856
... راه خودم رو پيدا مي کردم و با يک کم اعتبار و خلاقيت

00:29:13.955 --> 00:29:16.900
... حس مي کردم اگه فرصتش در اختيارم گذاشته بشه

00:29:16.955 --> 00:29:19.559
مي تونم زندگيش رو عوض کنم

00:29:27.958 --> 00:29:31.904
...سيصد هزار نفر از مومنان در انتظار پاپ پل يازدهم

00:29:31.958 --> 00:29:34.266
ميدان سنت پيتر را به اشغال خود درآورده اند

00:29:34.292 --> 00:29:36.395
... پدر مقدس بر روي تختي که 12 ملازم بر دوش گرفته اند

00:29:36.460 --> 00:29:39.405
... به سوي بالکن کليسا حمل مي شود

00:29:39.461 --> 00:29:41.405
در همان جاست که پاپ براي
...همه مردم رم و سراسر دنيا

00:29:41.461 --> 00:29:44.804
طلب آمرزش مي کند

00:29:44.861 --> 00:29:47.396
... در 63سال گذشته اين نخستين بار است که

00:29:47.462 --> 00:29:52.409
...اين آيين اجرا مي شود و آيين و تشريفات مذهبي

00:29:52.463 --> 00:29:54.441
عيد پاک را به اوج خود مي رساند

00:29:54.464 --> 00:29:57.909
!اون جا چه خبره؟ آشوب و درگيري در کنار پدر مقدس؟

00:29:57.964 --> 00:29:59.942
يکي اون بالا هست که قاعدتا نبايد باشه

00:29:59.963 --> 00:30:01.941
... در ميانه درگيري نگهبان ها را صدا مي زنند

00:30:01.964 --> 00:30:03.942
...پل يازدهم سعي دارد

00:30:03.965 --> 00:30:06.944
تا با عصاي خود متجاوز را تار و مار کند

00:30:06.966 --> 00:30:08.944
مومنان در صحنه باورشان نمي شود

00:30:08.967 --> 00:30:11.104
!بله! خودشه!: زليگ

00:30:11.167 --> 00:30:13.611
...مقامات ايتاليايي او را به

00:30:13.667 --> 00:30:16.077
... ايالات متحده برمي گردانند

00:30:16.101 --> 00:30:19.205
و در آنجا در بيمارستان منهتن بستري مي شود

00:30:19.268 --> 00:30:22.406
از اين فرصت استفاده کرده و
... حالا که زليگ به بيمارستان

00:30:22.469 --> 00:30:26.916
منتقل شده به مداواي او مي پردازم

00:30:26.970 --> 00:30:30.415
از هيات امناي بيمارستان که اين فرصت رو
در اختيار من قرار داده اند ممنونم

00:30:30.470 --> 00:30:33.449
... صادقانه اميدوارم  او را به عنوان شهروندي مفيد

00:30:33.472 --> 00:30:35.450
... و با اعتماد به نفس و نه صرفا موجودي کنجکاو

00:30:35.472 --> 00:30:39.441
به جامعه تحويل بدم

00:30:39.473 --> 00:30:43.283
حالا ديگر دکتر فلچر فرصت فکر کردن به ازدواح را ندارد

00:30:43.306 --> 00:30:46.183
تمام توجهش بايد به لئونارد زليگ معطوف باشد

00:30:46.208 --> 00:30:50.154
او در نظر دارد زليگ را به خانه ييلاقي اش منتقل کند

00:30:50.175 --> 00:30:53.985
و محيطي طبيعي و عادي به دور
از جامعه برايش به وجود آورد

00:30:54.077 --> 00:30:58.490
... دکتر در آنجا اميدوار است روش هاي تازه و بديعي

00:30:58.576 --> 00:31:01.350
براي پرده برداشتن از بيماري منحصر به فرد او بيابد

00:31:01.377 --> 00:31:04.379
... يودورا فلچر که بر اهميت

00:31:04.411 --> 00:31:07.390
کارش آگاهي دارد، طوري برنامه ريزي مي کند
...تا فرآيند گفت و گوها و آزمايش ها با زليگ

00:31:07.412 --> 00:31:09.390
بر روي فيلم ضبط شود

00:31:09.412 --> 00:31:13.381
...براي همين با پسرعمويش پل ديگي

00:31:13.413 --> 00:31:17.120
مخترع و عکاس تماس مي گيرد

00:31:17.146 --> 00:31:21.923
...بهم گفت "مي خوام براي نسل هاي آينده و دنياي علم

00:31:21.948 --> 00:31:24.927
"فرآيند کارم روي اين پرونده رو ضبط کنم

00:31:24.949 --> 00:31:26.927
"ولي مي خوام دوربين سرو صدا نکنه"

00:31:26.948 --> 00:31:31.417
"منم گفتم:"خب چرا خيلي راحت يه دفتر
برنمي داري و يادداشت نمي کني؟

00:31:31.517 --> 00:31:33.461
... اون گفت:"پل وقتي يه مرد

00:31:33.517 --> 00:31:37.429
"ظاهر خودش رو تعيير مي ده، تو دلت مي خواد اون رو ببيني

00:31:37.518 --> 00:31:39.462
نمي توني راجع بهش بخوني

00:31:39.518 --> 00:31:42.190
"گذشته از اين ها مي خواهم يه کاري کنم که تاريخ سازه

00:31:42.219 --> 00:31:45.323
... اتاق سفيد را با دقت و وسواس

00:31:45.352 --> 00:31:47.330
طوري تزئين کردند که آرامش بخش باشد

00:31:47.353 --> 00:31:50.821
... اين در واقع اتاق کوچک دکتر فلچر است

00:31:50.855 --> 00:31:52.833
که وسايل اندکي در آن چيده شده

00:31:52.855 --> 00:31:56.824
... پروژکتورهايي که به طور ناشيانه اي به ديوار نصب شده اند

00:31:56.855 --> 00:32:00.528
تا فضاي اتاق رو با نور کافي روشن کنند

00:32:00.623 --> 00:32:04.068
ميکروفن هايي در جاهاي به
خصوصي در اتاق تعبيه شده اند

00:32:04.089 --> 00:32:07.364
... دوربين از وراي شيشه در ورودي

00:32:07.391 --> 00:32:09.528
صحنه را مي گيرد تا حضورش احساس نشود

00:32:09.558 --> 00:32:12.400
تنها مشکلي که وجود دارد صداي موتور دوربين است

00:32:12.458 --> 00:32:16.905
و آن را هم با يک روکش و هر چه
به دم دستشان مي رسد خفه مي کنند

00:32:16.959 --> 00:32:18.903
... پل ديگي عکاس

00:32:18.960 --> 00:32:20.801
...جلسات معروف اتاق سفيد را که مستندي است

00:32:20.861 --> 00:32:23.305
...درخشان در تاريخچه روان درماني

00:32:23.359 --> 00:32:27.567
فيلمبرداري خواهد کرد

00:32:27.595 --> 00:32:29.334
... در مقايسه با پيشرفت هايي که

00:32:29.362 --> 00:32:33.365
به دست آمده، جلسات اتاق سفيد
خيلي بدوي به نظر مي رسد

00:32:33.396 --> 00:32:36.864
... و با اين وجود در پديد آوردن

00:32:36.897 --> 00:32:40.365
... ارتباط شخصي بين دکتر و بيمارش

00:32:40.398 --> 00:32:42.376
تاثير زيادي داشتند

00:32:42.465 --> 00:32:45.876
...اين مساله که آيا زليگ اصولا يک روانپريش بوده

00:32:45.898 --> 00:32:48.877
... يا صرفا فردي بسيار عصبي

00:32:48.900 --> 00:32:52.368
... مقوله ايست که ما دکترها صحبتش را

00:32:52.399 --> 00:32:54.377
زياد کرده ايم

00:32:54.400 --> 00:32:59.370
... ولي خب من يکي حس مي کردم

00:32:59.402 --> 00:33:02.244
،احساساتش با احساسات يک آدم معمولي
... يعني احساسات فرد نرمالي که

00:33:02.302 --> 00:33:03.904
...جايگاه خودش را در جامعه پيدا کرده تفاوتي نداشت

00:33:03.936 --> 00:33:06.244
... فقط براي نرمال جلوه کردن

00:33:06.304 --> 00:33:08.782
... به صورتي افراطي و به گونه اي فراتر از حد معمول

00:33:08.803 --> 00:33:10.781
عمل مي کرد

00:33:10.803 --> 00:33:13.782
... من خودم اون رو نمونه غائي

00:33:13.804 --> 00:33:17.716
يک "دنباله رو" تلقي مي کنم

00:33:21.306 --> 00:33:24.308
لئونارد مي دوني واسه چي اينجا هستي؟

00:33:26.307 --> 00:33:28.285
که در باره روانگاوي صحبت کنم. درسته؟

00:33:28.307 --> 00:33:30.285
تو يه دکتري؟

00:33:30.308 --> 00:33:32.286
اره دکترم

00:33:32.309 --> 00:33:34.787
... شايد آخرين مقاله ام رو در باره

00:33:34.809 --> 00:33:36.787
پارنوياي توهمي خونده باشي

00:33:36.809 --> 00:33:39.788
نتيجه مي گيرم که همه چي به
روحيه و به ذهن برمي گرده

00:33:39.809 --> 00:33:45.314
حالا فرض کن بهت بگم که تو دکتر نيستي

00:33:45.345 --> 00:33:50.816
منم جوابتونو مي دم که
دارين سر به سرم مي ذارين

00:33:50.845 --> 00:33:53.824
راستي اين جا هميشه اين قدر روشنه؟

00:33:53.846 --> 00:33:57.815
اگه مانعي نمي بيني راستش
داريم اين جلسات رو فيلم مي گيريم

00:33:57.847 --> 00:33:59.324
يه نفر اون پشت وايستاده، نه؟

00:33:59.347 --> 00:34:02.189
درسته. يه دوربينه

00:34:03.749 --> 00:34:06.694
چرا با هم روراست نباشيم؟

00:34:06.748 --> 00:34:08.692
تو يه دکتر نيستي

00:34:10.216 --> 00:34:13.195
تو يه مريضي و منم دکترم

00:34:13.217 --> 00:34:18.688
خب... اگه جاي شما بودم اين
رو به آدم هاي ديگه نمي گفتم

00:34:18.751 --> 00:34:21.229
لئونارد تو يه دکتر نيستي

00:34:21.251 --> 00:34:24.230
فکر مي کنين درسته که من
اون رو به حال خودش رهاش کنم؟

00:34:24.252 --> 00:34:27.720
من بايد برگردم شهر

00:34:27.753 --> 00:34:30.231
... من يه پرونده جالب دستم دارم

00:34:30.254 --> 00:34:32.732
دارم يه جفت دوقلوي سياهپوست رو معالجه مي کنم

00:34:32.754 --> 00:34:34.231
با شخصيت هاي چندگانه

00:34:34.254 --> 00:34:35.993
پول هشت تا مريض رو بهم مي دن

00:34:36.054 --> 00:34:39.431
"...هفته اول چندان رضايت بخش نبود"

00:34:39.455 --> 00:34:41.933
... دکتر فلچر در دفتر يادداشتش مي نويسد

00:34:41.957 --> 00:34:43.935
"... لئونارد با من همذات پنداري مي کند

00:34:43.957 --> 00:34:46.959
"و اطمينان دارد که يک دکتر است

00:34:46.990 --> 00:34:49.059
حالت تدافعي دارد و مشکوک است

00:34:49.090 --> 00:34:51.967
جنبه خيلي جذابي هم دارد

00:34:51.991 --> 00:34:53.969
حاضرجواب و پرانرژي است

00:34:53.991 --> 00:34:57.801
شايد عجز و درماندگي اوست که
مرا تا اين حد تحت تاثير قرار مي دهد

00:34:57.860 --> 00:35:01.829
بايد انعطاف خودم رو حفظ کنم و به حرف هاش گوش کنم

00:35:03.852 --> 00:35:05.851
امروز چطوري لئونارد؟

00:35:07.353 --> 00:35:11.799
خوبم. بايد زود برگردم شهر

00:35:11.853 --> 00:35:14.296
... من توي انسيتو

00:35:14.353 --> 00:35:17.797
در زمينه خودارضايي درس مي دم

00:35:19.353 --> 00:35:21.296
... من يه دکترم

00:35:21.353 --> 00:35:23.330
منظورت همون احساس گناه بعد از خودارضاييه؟

00:35:23.353 --> 00:35:26.331
نه... نه... ربطي به احساس گناه
نداره، من بعدش رو درس مي دم

00:35:26.353 --> 00:35:29.331
من اون جا دکتر اسم و رسم داري هستم

00:35:29.353 --> 00:35:31.830
لئونارد با چشمات حرکت اين قلم رو دنبال مي کني؟

00:35:31.853 --> 00:35:35.491
فقط نفس عميق بکش

00:35:35.553 --> 00:35:37.154
راحت باش

00:35:37.187 --> 00:35:39.323
معلومه که مي خوان من رو هيپنوتيزم کني

00:35:39.353 --> 00:35:42.331
ـ دلت نمي خواد؟
ـ معلومه که نه. من يه دکترم

00:35:42.353 --> 00:35:44.330
تو يه دکتر نيستي

00:35:44.353 --> 00:35:46.330
من دکترم

00:35:46.354 --> 00:35:47.830
راحت باش

00:35:47.853 --> 00:35:49.830
نمي تونم... بايد برگردم شهر

00:35:49.853 --> 00:35:51.830
کلاس خودارضايي دارم

00:35:51.852 --> 00:35:54.796
اگه نرم بدون من کلاس خودارضايي رو شروع مي کنن

00:35:54.854 --> 00:35:56.853
... با گذشت هفته ها

00:35:56.954 --> 00:35:59.898
دکتر فلچر بيش از پيش نااميد و سرخورده مي شود

00:35:59.954 --> 00:36:02.761
...لئونارد کماکان اصرار دارد که يک دکتر است

00:36:02.787 --> 00:36:06.231
او مي نويسد: و حتي به من احازه نمي دهد
که او را به خواب مصنوعي ببرم

00:36:06.287 --> 00:36:09.265
... معتقدم تجربه و حواذث سال گذشته

00:36:09.287 --> 00:36:12.094
بيش از پيش به او حالت تدافعي داد

00:36:12.120 --> 00:36:13.494
"اين مساله خيلي نااميد کننده است"

00:36:13.521 --> 00:36:15.429
دکتر فلچر به شدت تحت فشار بود

00:36:15.487 --> 00:36:18.431
اين رو کاملا مي شد حس کرد، بداخلاق و عصبي شده بود

00:36:18.487 --> 00:36:23.194
زليگ حالش بد نبود، روي صندلي مي نشست و چرت مي زد

00:36:23.221 --> 00:36:26.199
عادت داشت که خودش رو دکتر زليگ معرفي کنه

00:36:26.220 --> 00:36:28.788
و کتاب هايي در زمينه روانشناسي بخونه

00:36:28.820 --> 00:36:32.287
بهش گفتم يه روز به خودت مرخصي بده و استراحت کن

00:36:32.320 --> 00:36:34.797
خيلي داره بهت فشار مي ياد

00:36:34.820 --> 00:36:36.558
... دکتر فلچر به توصيه

00:36:36.587 --> 00:36:39.121
...پل ديگي، زليگ را ترک کرد

00:36:39.186 --> 00:36:43.290
و به اتفاق نامزدش ساعتي را به فراغت مي گذراند

00:36:43.322 --> 00:36:47.392
... به برادوي مي روند و سپس به يک کلوپ شبانه معروف

00:36:47.421 --> 00:36:49.796
...در آن جا به رغم نمايشي پرشور و سرزنده

00:36:49.820 --> 00:36:52.297
دکتر فلچر آشفته است و آرام وقرار ندارد

00:36:52.321 --> 00:36:56.232
دل سپردگي دکتر به فلچر به
بيمارش توي ذوق نامزدش زده است

00:36:56.288 --> 00:36:59.289
... حال و هوايي که بين او و نامزدش برقرار است

00:36:59.320 --> 00:37:03.697
ناراحت و عصبي اش کرده

00:37:03.720 --> 00:37:07.164
... در همان حال و هواي دودآلود و

00:37:07.220 --> 00:37:10.460
... پرسروصداي کلوپ شبانه است

00:37:10.521 --> 00:37:13.692
... که نقشه بديع و درخشاني به ذهن دکتر فلچر مي رسد

00:37:13.720 --> 00:37:16.721
اين نقشه نقطه عطف مهمي را در اين پرونده رقم خواهد زد

00:37:24.221 --> 00:37:26.698
دکتر زليگ؟

00:37:26.721 --> 00:37:30.689
از خودم مي پرسم مي توني به من کمک کني
مشکلي رو حل کنم يا نه؟

00:37:30.720 --> 00:37:32.697
خب... من سعي ام رو مي کنم

00:37:32.721 --> 00:37:35.221
ولي البته نمي تونم قول بدم

00:37:35.253 --> 00:37:40.722
...هفته پيش با يه عده آدم به اصطلاح عالم و فرهيخته بودم

00:37:40.754 --> 00:37:43.732
که در باره رمان موبي ديک صحبت مي کردند

00:37:43.753 --> 00:37:48.755
و من مي ترسيدم اعترام کنم که کتاب رو نخوندم
بنابراين دروغ گفتم

00:37:51.754 --> 00:37:55.221
... مي دوني اين قدر دلم مي خواست

00:37:55.254 --> 00:37:59.256
تا من رو جزو خودشون بدونند
و دوستم داشته باشند

00:38:04.653 --> 00:38:08.154
اين قدر در باره اش پياز داغش رو زياد کردم
تا بالاخره تونستم قاطي جماعت بشم

00:38:11.655 --> 00:38:17.101
شما يه دکترين، خودتون بايد بهتر بدونين
چه جوري از عهده اين مشکل بر بياين

00:38:17.154 --> 00:38:20.132
...نه، ولي واقعيت اينه

00:38:20.155 --> 00:38:23.656
من يه دکتر واقعي نيستم

00:38:26.155 --> 00:38:28.154
نيستين؟

00:38:29.654 --> 00:38:33.121
... من وانمود مي کردم که يه دکترم

00:38:33.154 --> 00:38:35.631
تا تو جمع دوستام پذيرفته بشم

00:38:35.654 --> 00:38:37.653
مي دوني؟ دوستاي من دکترن

00:38:42.688 --> 00:38:44.164
اين ديگه واقعا يه مشکله

00:38:45.688 --> 00:38:49.656
ولي تو يه دکتري و مي توني کمکم کني

00:38:49.688 --> 00:38:51.665
بايد کمکم کني

00:38:51.688 --> 00:38:55.155
فکر نمي کنم واقعا بتونم

00:38:55.188 --> 00:38:59.156
تمام زندگي... من ... فقط يه دروغه

00:38:59.187 --> 00:39:03.530
پشت هم وانمود مي کردم . يه روزي يه چيز و
روز ديگه يه چيز ديگه بودم

00:39:03.587 --> 00:39:05.530
شما به کمک احتياج دارين خانم

00:39:05.587 --> 00:39:09.031
ديشب خواب ديدم افتادم توي آتيش

00:39:09.088 --> 00:39:11.031
معنيش چيه؟

00:39:11.087 --> 00:39:13.030
وحشتناکه، نمي دونم

00:39:13.087 --> 00:39:17.829
خواهش مي کنم دکتر. من يه بيمار پيچيده ام

00:39:17.889 --> 00:39:20.025
ـ حالم زياد خوب نيست
ـ از چي رنج مي برم؟

00:39:20.087 --> 00:39:23.065
از کجا بايد بدونم؟ من که دکتر نيستم

00:39:23.087 --> 00:39:24.563
نيستين؟

00:39:24.587 --> 00:39:27.565
ـ نه؟
ـ پس کي هستي؟

00:39:27.588 --> 00:39:30.566
منظورت چيه؟ ... اين ها سوالات سختي هستند

00:39:30.587 --> 00:39:32.063
لئونارد زليگ؟

00:39:32.088 --> 00:39:34.065
قطعا! ولي لئونارد زليگ کي هست؟

00:39:34.088 --> 00:39:35.564
تو

00:39:35.588 --> 00:39:37.565
من کسي نيستم. چيزي نيستم

00:39:37.588 --> 00:39:39.587
منو بگيرين... دارم مي افتم

00:39:40.920 --> 00:39:42.726
... دکتر فلچر با استفاده از اختلال هويتي

00:39:42.788 --> 00:39:44.731
...زليگ موقتا او را به بازي گرفته

00:39:44.788 --> 00:39:46.560
و سمت و سوي ذهني اش را به هم مي ريزد

00:39:46.588 --> 00:39:51.091
دکتر فلچر که حالت تدافعي زليگ را از او گرفته
به سرعت هيپنوتيزمش مي کند

00:39:51.188 --> 00:39:53.062
... حالا دکتر فلچر

00:39:53.088 --> 00:39:56.532
قادر است هر گاه بخواهد زليگ را به خواب مصنوعي ببرد

00:39:56.588 --> 00:39:59.566
برادرم منو مي زنه

00:39:59.587 --> 00:40:03.555
خواهرم برادرمو مي زنه

00:40:03.733 --> 00:40:09.201
پدرم خواهرمو و برادرمو و منو مي زنه

00:40:09.231 --> 00:40:12.697
... مادرم خواهرمو

00:40:12.732 --> 00:40:16.699
منو و پدرمو و برادرمو مي زنه

00:40:16.732 --> 00:40:19.709
همسايه ها خانواده ما رو مي زنن

00:40:19.731 --> 00:40:26.837
آدم هاي سر کوچه، همسايه ها و خانواده ما رو مي زنن

00:40:26.931 --> 00:40:29.737
من دوازده سالمه

00:40:29.764 --> 00:40:32.741
... مي دوم مي رم توي کنيسه

00:40:32.764 --> 00:40:37.231
از خاخام معني زندگي رو مي پرسم

00:40:37.263 --> 00:40:41.230
... اون معناي زندگي رو برام مي گه

00:40:41.263 --> 00:40:44.240
ولي به زبان عبري مي گه

00:40:44.263 --> 00:40:47.729
من زبون عبري بلد نيستم

00:40:47.763 --> 00:40:52.504
بعد 600 دلار به خاطر درس عبري ازم مي خواد

00:40:52.529 --> 00:40:57.235
روش درماني دکتر فلچر در دو جبهه پيش مي رود

00:40:57.329 --> 00:41:01.239
... در حالت خلسه شخصيت زليگ را عميقا مي کاود

00:41:01.329 --> 00:41:03.134
و سپس بازسازي مي کند

00:41:03.162 --> 00:41:05.138
... در حالت هوشياري

00:41:05.161 --> 00:41:07.637
...دکتر فلچر به طور مثبت و بي قيد وشرط

00:41:07.662 --> 00:41:09.660
عشق و عاطفه در او مي دمد

00:41:33.693 --> 00:41:35.669
تو کاملا صادقانه جوابم رو مي دي

00:41:35.692 --> 00:41:37.668
تو توي يه خلسه کامل فرو رفتي

00:41:37.693 --> 00:41:42.661
تو تبديل به اون چيزي که فکر مي کني
من مي خوام تبديل بشي، نخواهي شد

00:41:42.691 --> 00:41:44.667
بلکه تبديل به خودت مي شي

00:41:44.692 --> 00:41:47.692
حالا بهم بگو اين جا بهت خوش مي گذره؟

00:41:50.192 --> 00:41:52.668
حالم بده

00:41:52.691 --> 00:41:55.167
من از ييلاق متنفرم

00:41:55.191 --> 00:41:58.657
از علف و بيشه بيزارم

00:41:58.691 --> 00:42:01.167
... آشپزي

00:42:01.257 --> 00:42:03.563
آشپزيت افتضاحه

00:42:03.591 --> 00:42:05.567
... پنکيک هات

00:42:05.591 --> 00:42:10.036
وقتي نگاهت اون وره من پنکيک هات
رو مي اندازم توي سطل آشغال

00:42:11.590 --> 00:42:14.567
بعد با اون جوک هات که زور مي زني بگي

00:42:14.590 --> 00:42:19.057
فکر مي کني با مزه اند، ولي طولاني و بي مزه اند

00:42:19.090 --> 00:42:21.566
تمومي هم ندارند

00:42:21.589 --> 00:42:23.565
مي دونم

00:42:23.589 --> 00:42:25.565
خب ديگه چي؟

00:42:25.589 --> 00:42:29.590
مي خوام باهات بخوابم

00:42:32.589 --> 00:42:35.589
... اين باعث تعجب منه

00:42:35.621 --> 00:42:38.598
فکر نمي کردم زياد از من خوشت بياد

00:42:38.620 --> 00:42:40.596
دوستت دارم

00:42:42.621 --> 00:42:45.097
واقعا؟

00:42:45.122 --> 00:42:47.098
... تو خيلي ماهي

00:42:47.123 --> 00:42:51.590
چون اون طورها هم که فکر مي کني باهوش نيستي

00:42:51.620 --> 00:42:58.089
... قاطي کردي، عصبي هستي و بدترين آشپز دنيايي

00:42:58.120 --> 00:43:00.596
... با اون پنکيک هات

00:43:00.621 --> 00:43:02.961
دوستت دارم

00:43:03.019 --> 00:43:06.462
دلم مي خواد ازت مواظبت کنم

00:43:06.520 --> 00:43:08.518
تو رو خدا ديگه پنکيک درست نکن

00:43:17.019 --> 00:43:18.824
... اول سعي داشتم

00:43:19.018 --> 00:43:21.995
از لئونارد استفاده کنم با به واسطه
اون به شهرت برسم

00:43:22.019 --> 00:43:25.986
ولي بعد احساس کردم که
احساس عاطفي شديدي بهش دارم

00:43:26.019 --> 00:43:28.495
هيچ وقت فکرش رو هم نمي کردم
که جذابيتي هم دارم

00:43:28.518 --> 00:43:30.494
هيچ وقت تو زندگي ام يه رابطه عاطفي واقعي وجود نداشت

00:43:30.518 --> 00:43:33.495
... چارلز کاسلو از همان تيپ مردهايي بود

00:43:33.517 --> 00:43:36.016
که مادرم مي گفت بايد باهاش ازدواج کنم

00:43:40.352 --> 00:43:44.023
دکتر فلچر که بيش از پيش احساس قوي تري نسبت به بيمارش

00:43:44.051 --> 00:43:47.028
...پيدا کرده بود، يک روز بعد از ظهر اون رو

00:43:47.050 --> 00:43:51.358
خونه خواهرش نزديک تينک مي برد

00:43:51.417 --> 00:43:53.518
... مريل فلچر خلبان هواپيماست

00:43:53.551 --> 00:43:55.527
آن هم يک خلبان حرفه اي

00:43:55.551 --> 00:43:58.528
... يودورا فلچر خلباني آماتور است

00:43:58.550 --> 00:44:01.026
... و بعد از ظهر رو به استراحت و تعريف

00:44:01.049 --> 00:44:03.855
خاطرات قديمي پروازشان پرداختند

00:44:05.448 --> 00:44:07.390
... با گذشت هفته ها

00:44:07.449 --> 00:44:10.892
... زليگ را تشويق مي کند که سفره ي دلش را بيشتر باز کند

00:44:10.950 --> 00:44:12.892
و عقايد خودش را به زبان آورد

00:44:12.949 --> 00:44:15.926
کسي که در ابندا به زور کلامي از دهانش خارج مي شد
به زودي به آدمي حراف و سرخوش تبديل مي شود

00:44:15.948 --> 00:44:20.450
از نامادري ام منتفر بودم، و برام مهم نيست
که همه از اين موضوع با خبر باشند

00:44:22.482 --> 00:44:23.957
عاشق بيسبالم

00:44:23.981 --> 00:44:26.457
اجباري نيست که حتما معنايي داشته باشه

00:44:26.481 --> 00:44:28.980
فقط مساله اينه که آدم از ديدنش لذت ببره

00:44:31.148 --> 00:44:35.456
من يه دموکراتم، هميشه يه دموکرات بودم

00:44:36.981 --> 00:44:41.949
ناراحت نمي شي اگه در مورد اون
صحنه باهات موافق نباشم؟

00:44:41.980 --> 00:44:43.956
البته که نه

00:44:43.979 --> 00:44:48.151
مي دوني، منظورم اينه که ... براي من
يه خرده زيادي احساساتيه

00:44:48.180 --> 00:44:50.952
... تو بايد خودت باشي

00:44:51.046 --> 00:44:53.488
وقتي به شجاعت واقعي احتياج هست

00:44:53.546 --> 00:44:56.489
انتخاب هاي اخلاقي خودت رو انجام بده

00:44:56.547 --> 00:45:00.685
و گرنه مثل يه روبوتي، يا مثل يه مارمولک

00:45:00.745 --> 00:45:03.347
واقعا مي خواي با اون وکيله ازدواج کني؟

00:45:03.379 --> 00:45:05.878
من واقعا ... دلم مي خواست اين کار رو نمي کردي

00:45:07.500 --> 00:45:08.974
من موافق نيستم

00:45:08.999 --> 00:45:11.998
فکر مي کنم اين يارو موسولينيه، بازنده است

00:45:13.998 --> 00:45:17.770
کي مي تونيم عشق بازي کنيم؟

00:45:17.799 --> 00:45:19.432
... سه ماه گذشته

00:45:19.500 --> 00:45:22.476
و بيمارستان مايل است بيمار را مورد آزمايش قرار دهد

00:45:22.497 --> 00:45:26.440
دکتر فلچر مي گويد هنوز زليگ آمادگي
ندارد خانه ييلاقي اش را ترک کند

00:45:26.498 --> 00:45:28.973
دکترهاي مي پذيرند همان جا ملاقاتش کنند

00:45:28.996 --> 00:45:31.972
براي چهار روز بعد... تاريخ تعيين مي شود

00:45:31.997 --> 00:45:33.972
... اگر روند بهبودي رضايت بخش تشخيص داده نشود

00:45:33.996 --> 00:45:35.993
دکتر فلچر از ادامه پيگيري اين پرونده محروم خواهد شد

00:45:38.095 --> 00:45:41.537
...خيلي عصبي بودم...چون تو اوقات هوشياري

00:45:41.596 --> 00:45:44.538
... چيزي از وضعيت خواب مصنوعي به ياد نمي آورد

00:45:44.595 --> 00:45:47.036
... و مونده بودم چطور مي شه اين دو وضعيت

00:45:47.096 --> 00:45:49.537
رو در هم ادغام کرد

00:45:49.593 --> 00:45:52.034
... و بعد هم مقداري نگران بودم

00:45:52.092 --> 00:45:55.034
...نکنه موقع برخورد با اشخاص با شخصيت قوي

00:45:55.095 --> 00:45:57.297
شخصيت خودش رو از دست بده

00:45:57.326 --> 00:45:59.631
ظهر يکشنبه دکترها به خانه فلچر مي روند

00:45:59.693 --> 00:46:02.066
... و از طرف يودورا فلچر و زليگ

00:46:02.125 --> 00:46:06.068
مورد استقبال قرار مي گيرند و
همراه آنها گشتي در اطراف خانه مي زنند

00:46:06.126 --> 00:46:09.068
دکتر فلچر نگران است و دلش شور مي زند

00:46:09.125 --> 00:46:12.067
ولي لئونارد زليگ آرام و بي خيال است

00:46:12.124 --> 00:46:15.566
... با اين که اطرافش را دکترها گرفته اند

00:46:15.624 --> 00:46:18.065
اما خودش تبديل به دکتر نمي شود

00:46:18.122 --> 00:46:21.064
... ملاقات آنها يک موفقيت بزرگ از کار درمي آيد

00:46:21.123 --> 00:46:23.564
..." به خصوص دکتر "هنري ميرسن

00:46:23.623 --> 00:46:27.566
بي آن که منظوري داشته باشد در باره آب و هوا حرف مي زند و
مي گويد عجب روز خوبي است

00:46:27.621 --> 00:46:31.063
زليگ به دکتر ميرسن مي گويد که قبول ندارد

00:46:31.121 --> 00:46:33.596
که روز خوبي است

00:46:33.621 --> 00:46:35.596
دکتر ميرسن از اعتماد به نفس

00:46:35.620 --> 00:46:38.027
و لحن محکم زليگ يکه مي خورد

00:46:38.054 --> 00:46:43.021
وي اشاره مي کند که خورشيد مي درخشد و هوا معتدل است

00:46:43.053 --> 00:46:46.518
زليگ که ياد گرفته عقايد شخصي اش
را بدون واهمه اي ابراز کند

00:46:46.553 --> 00:46:48.528
حالتي تهاجمي پيدا کرده

00:46:48.552 --> 00:46:52.518
...زيادي روي جنبه ديگر شخصيتش کار شده

00:46:52.553 --> 00:46:54.528
...زيادي خودراي و يکدنده شده

00:46:54.552 --> 00:46:58.495
و تحمل مخالفت با عقايد خودش را نداره

00:46:58.516 --> 00:47:01.981
زيادي در مسير مخالف انداخته بودمش

00:47:02.050 --> 00:47:05.026
... زليگ دکتر ميرسن و يه تعداد ديگر از اعضاي هيات مديره

00:47:05.050 --> 00:47:06.524
رو با شن کش  کتک زد

00:47:06.551 --> 00:47:08.526
... البته اين چيزي نبود که دنبالش بودم

00:47:08.551 --> 00:47:10.924
ولي به هر حال احساس مي کردم
کم کاري هم  نکرده ام

00:47:10.950 --> 00:47:13.983
...احساس مي کردم اگه فقط دو هفته ديگه اون رو داشته باشم

00:47:14.048 --> 00:47:16.489
... مي تونم تغيير مهمي تو شخصيتش به وجود بيارم

00:47:16.549 --> 00:47:19.650
و لئونارد زليگ رو به حالت اصلي اوليه اش برگردونم

00:47:30.080 --> 00:47:33.454
... دکتر يودورا  فلچر

00:47:33.480 --> 00:47:35.477
قهرمان عصر ماست

00:47:35.547 --> 00:47:37.920
... اين روانکاو جوان و زيبا

00:47:37.946 --> 00:47:40.421
... هرگز پايه ي اعتماد به نفسش متزلزل نشد

00:47:40.445 --> 00:47:42.420
...و قاطعانه معتقد بود که زليگ انساني است

00:47:42.443 --> 00:47:44.418
که از يک اختلال رواني رنج مي برد

00:47:44.444 --> 00:47:45.884
به اتفاق پسرعمويش

00:47:45.945 --> 00:47:48.511
...پل ديگي فيلمبردار، دکتر فلچر موفق شد

00:47:48.545 --> 00:47:50.520
...سندي حياتي از کل آموزش ها و تجربياتش

00:47:50.546 --> 00:47:53.920
و از جمله فيلمي کمياب از جلسات
خواب مصنوعي زليگ تهيه کند

00:47:53.942 --> 00:47:56.975
بيمار و شفادهنده اش در فرآيند کار  دوست و صميمي شده اند

00:47:59.043 --> 00:48:01.917
و حتي ساعت استراحتشان را نيز با هم مي گذرانند

00:48:01.975 --> 00:48:04.917
...نتيجه پافشاري بر عقيده اي که طرفدار نداشته

00:48:04.975 --> 00:48:07.041
براي روانشناسي پيروزي بزرگي محسوب مي شود

00:48:07.074 --> 00:48:10.278
چه کسي مي گويد که زن ها
فقط به درد کار خياطي مي خورند؟

00:48:10.307 --> 00:48:11.713
... حالا در مقابل عمارت شهرداري هستيم

00:48:11.773 --> 00:48:13.714
... در اين جاست که کليد شهر را

00:48:13.774 --> 00:48:15.442
به مشاهير جديد شهر تقديم مي کنند

00:48:15.475 --> 00:48:17.381
...افتخار داريم که اين کليد رو

00:48:17.407 --> 00:48:20.281
از سوي شهر نيويورک
به دو تن از شهروندان تقديم کنيم

00:48:22.905 --> 00:48:25.881
.. جيمي واکر هم مايل بود امروز بعدازظهر اين جا باشد

00:48:25.906 --> 00:48:30.407
و ترانه لئونارد مارمولک رو براي شما بخونه
ولي خوب سرش خيلي شلوغ بود

00:48:33.271 --> 00:48:35.371
... پس از مراسم شهرداري، يودورا فلچر

00:48:35.404 --> 00:48:37.811
... نابغه اي زيبا که زليگ را از وضعيتي بيرون کشيد

00:48:37.870 --> 00:48:39.811
... که دنياي علم رو به چالش کشيده بود

00:48:39.869 --> 00:48:43.812
از سوي همکارانش در هتل والدورف مورد تقدير قرار گرفت

00:48:43.870 --> 00:48:46.846
... در اين مراسم مشاهيري از سراسر دنيا

00:48:46.869 --> 00:48:49.845
...نه تنها در زمينه روانشناسي

00:48:49.868 --> 00:48:52.844
بلکه در رشته هاي فيزيک، زيست شناسي، رياضيات
و هر رشته که بگوييد حضور داشتند

00:48:52.867 --> 00:48:55.672
اين جا و آن جا او را در حال رد و بدل کردن
فرضيه هايي با نيل آندرسن

00:48:55.702 --> 00:48:58.200
پدر بيماري خوني معاصر مشاهده مي کنيم

00:48:58.268 --> 00:49:00.766
...اواخر همون هفته دکتر فلچر از سوي مهم ترين شهر دنيا

00:49:00.800 --> 00:49:03.708
مورد تجليل و استقبال قرار مي گيرد

00:49:03.734 --> 00:49:06.642
... در نخستين مراسم نامگذاري کشتي اش شرکت مي کند

00:49:06.699 --> 00:49:08.230
حکايت موفقيت غريب دختري که در منطقه ي
دورافتاده اي از آمريکا به دنيا آمده بود

00:49:12.199 --> 00:49:13.673
...من از خانه خانم کاترين فلچر

00:49:13.698 --> 00:49:16.299
با شما صحبت مي کنم

00:49:16.332 --> 00:49:19.308
ايشون مادر دکتر يودورا فلچر هستند

00:49:19.331 --> 00:49:22.307
همان روانکاو معروفي که اين روزها
در اخبار مدام صحبت از اوست

00:49:22.330 --> 00:49:26.296
...و حالا مني خوام از خانم فلچر خواهش کنم

00:49:26.330 --> 00:49:29.306
... به ما بگن بزرگ کردن يه نابغه

00:49:29.330 --> 00:49:32.306
چه احساسي داره؟

00:49:32.329 --> 00:49:35.305
و اين که حتما از خودگذشتگي هاي زيادي انجام دادين

00:49:35.328 --> 00:49:38.736
تا دخترتون رو به مدرسه پزشکي بفرستين

00:49:38.795 --> 00:49:41.236
و اگه امکان داره مستقيم توي ميکروفون صحبت کنيد

00:49:41.294 --> 00:49:43.326
از خودگذشتگي زيادي در کار نبود

00:49:43.395 --> 00:49:46.735
... جان کارگزار بورس بود و يه عالمه پول داشت

00:49:46.794 --> 00:49:49.269
و خود من هم بچه ي يه خانواده
پولدار اهل فيلادلفيام

00:49:49.293 --> 00:49:53.100
... خب من مطمئنم که دختر شما هميشه

00:49:53.127 --> 00:49:55.227
از وقتي که يادش مي ياد مي خواسته دکتر بشه

00:49:55.293 --> 00:49:57.268
فکر نمي کنم

00:49:58.705 --> 00:50:02.171
...هميشه فکر مي کردم اون مثل خواهرش مي خواد

00:50:02.200 --> 00:50:05.177
...يه هوانورد بشه، شوهر کنه و بچه دار بشه

00:50:05.195 --> 00:50:07.171
اما اون خيلي دمدمي مزاج بود

00:50:07.192 --> 00:50:10.169
...ولي با اين حال يه مادر هميشه آرزو داره تا بچه اش

00:50:10.187 --> 00:50:12.663
مثل دختر شما موفق بشه

00:50:12.683 --> 00:50:15.159
خيلي بچه بدقلقي بود

00:50:15.181 --> 00:50:17.157
در باره همسرتون توضيح بدين

00:50:17.177 --> 00:50:18.651
تا اون جا که من مي دنم يه تاجر ساده است

00:50:18.675 --> 00:50:20.651
... اون الان بايد خيلي خوشحال باشه

00:50:20.672 --> 00:50:24.674
و از اين که دخترش به همچين موفقيتي
رسيده سر از پا نشناسه

00:50:24.699 --> 00:50:28.165
جان مشکل داشت، افسردگي روحي داشت، مشروب مي خورد

00:50:28.194 --> 00:50:31.171
... خب خيلي ممنون خانم فلچر

00:50:31.189 --> 00:50:34.064
که امروز با ما صحبت کرديد

00:50:42.038 --> 00:50:44.537
... اين جا سن سيمون، قلمرو رويايي رندولف هرست

00:50:44.569 --> 00:50:47.171
...ميلياردري که صاحب ده ها نشريه و روزنامه است

00:50:47.230 --> 00:50:51.266
مشاهيري از طبقات محتلف جامعه
آفتاب مي گيرند و يا بازي مي کنند

00:50:51.325 --> 00:50:54.200
مري درسلر به اتفاق خانم هرست ديده مي شود

00:50:54.221 --> 00:50:57.221
... خانم درسلر از مهمانان هيمشگي سن سيمون است

00:50:57.249 --> 00:51:01.217
يکي از طرفدارانش شاخه گلي به او تقديم مي کند

00:51:01.243 --> 00:51:04.152
ماريون ديويس نيز در کتار او ديده مي شود

00:51:04.172 --> 00:51:07.638
... خانم ديويس هنگام کار بسيار جدي است

00:51:07.668 --> 00:51:10.144
...اما اين جا، در اين تفريگاه با شکوه

00:51:10.163 --> 00:51:13.163
حنبه بامزه ي شخصيتش را به معرض نمايش مي گذارد

00:51:13.226 --> 00:51:16.760
... در اين جا او را با (خودتان مي شناسيدش) چارلي چاپلين

00:51:16.820 --> 00:51:18.853
...که هيمشه در حال شوخي کردن است

00:51:18.918 --> 00:51:22.020
...با آن که نيويورک سي هزار مايلي با اين جا فاصله دارد

00:51:22.045 --> 00:51:25.921
اما جيمي واکر خودش رو به دروازده هاي
ملک سحرآميز آقاي هرست رسانده

00:51:25.939 --> 00:51:29.508
...نيويورکي ديگري که به اين جا آمده

00:51:29.602 --> 00:51:31.543
...لئونارد زليگ است که در اين جا با تام ميکس

00:51:31.597 --> 00:51:34.039
کابوي مورد علاقه ي همه شوخي مي کند

00:51:34.094 --> 00:51:36.035
توني حسوديش نمي شه؟

00:51:36.090 --> 00:51:38.794
... توني اسم اسب تامه

00:51:38.820 --> 00:51:41.763
و ما هميشه فکر مي کرديم
هر جا مي رن با هم هستن

00:51:41.782 --> 00:51:44.054
...چارلي چاپلين، آدولف منجر، و يکي از مهمانان

00:51:44.078 --> 00:51:46.645
به طرف دوربين ادا درمي آورند

00:51:46.674 --> 00:51:50.915
... گلر ويندزور و دولوس درل هم اون جا هستند

00:51:50.968 --> 00:51:53.535
... و يودورا فلچر که

00:51:53.564 --> 00:51:56.541
... با ستاره جديد هاليود جيمز کاگني

00:51:56.561 --> 00:51:58.537
گپ مي زند

00:51:58.556 --> 00:52:01.032
حالا اين ديگه کيه؟

00:52:01.052 --> 00:52:04.086
بله! خانم زيبايي به نام کارول لمبارد

00:52:04.181 --> 00:52:06.521
... و در اين جا زليگ و دکتر فلچر رو مي بينيم

00:52:06.578 --> 00:52:10.990
که به اتفاق جونز در زمين گلف آقاي هرست بازي مي کنند

00:52:11.072 --> 00:52:15.017
فقط در صورتي روي بابي
...شرط مي بندم که لئونارد دست به دامن

00:52:15.065 --> 00:52:20.011
شخصيت کاميليوني اش نشه و به يک گلف باز حرفه اي تبديل نشه

00:52:20.058 --> 00:52:23.058
ولي اگر بهشان خوش بگذره
چه کسي به اين مساله اهميت مي دهد؟

00:52:28.345 --> 00:52:33.381
لئونارد زليگ! دلت مي خواهد به
بچه هاي اين سرزمين توصيه اي بکني؟

00:52:33.438 --> 00:52:36.881
معلومه که دلم مي خواد، بچه ها بايد خودتون باشيد

00:52:36.932 --> 00:52:38.838
مي دونم که چون فکر مي کنين
...بعضي ها همه چي رو مي دونند

00:52:38.863 --> 00:52:41.772
نمي تونين اداي اون ها رو در بيارين

00:52:41.826 --> 00:52:45.896
ياد بگيرين آقاي خودتون باشيد و حرف دلتون رو بزنيد
و اون چيزي رو که تو ذهنتون مي گذره به زبون بياريد

00:52:45.918 --> 00:52:48.895
البته مي ئونم که مردم توي يه کشور
ديگه آزادي اين کار رو ندارن

00:52:48.915 --> 00:52:50.891
ولي راه و روش آمريکايي اينه

00:52:50.912 --> 00:52:54.880
...چون قبلا جزو خانواده ي خزنده ها بودم

00:52:54.905 --> 00:52:56.903
و حالا ديگه نيستم

00:53:41.466 --> 00:53:44.932
زليگ ديگر يه کاميليون نيست
حالا ديگر آقاي خودش است

00:53:44.963 --> 00:53:48.406
... ديدگاهش به سياست، هنر ، و عشق

00:53:48.458 --> 00:53:51.435
صادقانه و رک و راست است

00:53:51.454 --> 00:53:54.920
...اگر چه خيلي ها سليقه اش را عاميانه تلقي مي کنند

00:53:54.947 --> 00:53:56.923
ولي به هر حال به خودش تعلق دارد

00:53:56.944 --> 00:53:59.921
سرانجام روي پاي خودش ايستاده و يک انسان شده است

00:53:59.942 --> 00:54:02.851
ديگر به خاطر همرنگ جماعت شدن و
...پناه بردن به فضاي امن

00:54:02.869 --> 00:54:06.369
،و بي دعدعه ي محيط پيرامونش
حاضر به وادادن شخصيتش نيست

00:54:06.399 --> 00:54:08.375
سليقه اش زياد هم بد نبود

00:54:08.395 --> 00:54:11.372
...از اون جور آدم هايي بود که تماشاي بيسبال رو

00:54:11.389 --> 00:54:13.365
... به خوندن موبي ديک ترجيح مي دن

00:54:13.387 --> 00:54:16.853
...و همين مساله اون رو متمايز کرده بود

00:54:16.949 --> 00:54:18.890
يا مي گن که کرده بود

00:54:18.946 --> 00:54:21.388
بيشتر مقوله نمادگرايي در بين بود

00:54:21.441 --> 00:54:24.384
براي مارکسيست ها نماد يه چيزي بود

00:54:24.437 --> 00:54:26.879
... کليساي کاتوليک به خاطر اتفاقي که توي واتيکان افتاد

00:54:26.934 --> 00:54:28.374
اون رو هيچ وقت نبخشيد

00:54:28.430 --> 00:54:29.870
... مردم آمريکا

00:54:29.927 --> 00:54:33.370
... که با بحران اقتصادي دست و پنجه نرم مي کردند

00:54:33.425 --> 00:54:36.368
... در او نمادي در زمينه امکان خودسازي

00:54:36.420 --> 00:54:38.794
و خودکامبخشي ديدند

00:54:38.815 --> 00:54:41.792
و البته حالا فرويدي ها مي تونستن به زليگ ارجاع بدن

00:54:41.811 --> 00:54:45.277
مي تونستند به هر روشي که دوست دارن اون رو توجيه کنند

00:54:45.304 --> 00:54:47.280
... قضيه نمادگرايي در بين بود

00:54:47.303 --> 00:54:51.407
ولي هيچ دو روسنفکري رو هم نمي تونستين
پيدا کنين که بر سر معناش با هم توافق داشته باشن

00:54:51.430 --> 00:54:53.997
نمي دونم آيا مي شه از اين قضيه به منزله
پيروزي روانشناسي نام برد يا نه

00:54:54.026 --> 00:54:57.003
چون به نظرم پيروز ميدان غرايز زيباشناسانه است تا چيز ديگه

00:54:57.019 --> 00:54:59.495
چون تکنيک هاي دکتر فلچر ذره اي
...وام دار مکاتب روان درماني

00:54:59.517 --> 00:55:01.925
آن دوران نبود

00:55:02.133 --> 00:55:05.598
ولي حس کرد که به چيزي نياز داره
و اون رو تامين کرد

00:55:05.625 --> 00:55:07.600
... و اين مساله به خودي خود

00:55:07.622 --> 00:55:09.654
دست آورد بديع و درخشاني بود

00:55:09.685 --> 00:55:12.251
... وقتي فکرش رو مي کنم به نظرم مقدار زيادي

00:55:12.282 --> 00:55:15.747
... نمايانگر تجربه زندگي اقليت ها در آمريکاست

00:55:15.776 --> 00:55:20.243
تمايل شديد به جلو رفتن و
جايي براي خود در جامعه باز کردن

00:55:20.268 --> 00:55:23.267
سپس قاطي فرهنگ حاکم شدن

00:55:23.296 --> 00:55:25.965
اون ديوانه وار مي خواست همرنگ جماعت بشه

00:55:33.646 --> 00:55:36.747
اين تجربيات، زندگي يودورا فلچر رو نيز تغيير داد

00:55:38.270 --> 00:55:41.246
براي اون، شهرت و قدرشناسي از زحماتش
... پاداش تو خالي است

00:55:41.266 --> 00:55:44.731
... و جاي روياهاي دوران جواني اش را نمي گيرد

00:55:44.759 --> 00:55:46.995
روياهايي که انگيزه اي براي بلندپروازي هاي
بعدي او شده بودند

00:55:47.023 --> 00:55:49.965
... اين دو عاشق هم شده اند

00:55:50.017 --> 00:55:52.959
...تعجبي هم ندارد که دکتر فلچر  وکيل نوکيسه اش

00:55:53.012 --> 00:55:54.952
...را رها مي کند و اعلام مي کند که

00:55:55.009 --> 00:55:58.144
خيال دارد با زليگ ازدواج کند

00:56:52.347 --> 00:56:56.450
با هم ديدن لئونارد زليگ و خواهرم فوق العاده بود

00:56:56.473 --> 00:56:59.938
خواهرم از اون انرژي مي گرفت

00:56:59.968 --> 00:57:04.379
... خيلي همديگه رو دوست داشتند

00:57:04.458 --> 00:57:08.869
و سال ها بود که اون قدر شاد و خوشحال نبود

00:57:08.952 --> 00:57:14.397
...يادمه تصميم گرفتن که بهار ازدواج کنن

00:57:14.441 --> 00:57:18.442
ولي بعد خانه بر سرشان خراب شد

00:57:19.966 --> 00:57:21.998
... دو هفته قبل از ازدواجشان

00:57:22.029 --> 00:57:25.335
...رقاصه اي به نام ليتا فاکس

00:57:25.358 --> 00:57:28.823
وارد ميدان شد و ادعا کرد که همسر زليگ است

00:57:28.852 --> 00:57:32.317
او ضمنا ادعا مي کند از او بچه اي نيز دارد

00:57:32.346 --> 00:57:35.345
رسوايي ديري نمي پايد

00:57:38.502 --> 00:57:40.534
يک سال قبل با هم ازدواج کرديم

00:57:40.600 --> 00:57:45.045
بهم گفت بازيگره، همون طوري هم به نظر مي رسيد

00:57:45.091 --> 00:57:47.066
خوب من هم توي دنياي سرگرمي کار مي کنم

00:57:47.090 --> 00:57:50.066
بنابراين رفتيم بالتيمور و با هم ازدواج کرديم

00:57:50.082 --> 00:57:52.819
و مدرکي هم دارم که اين رو اثبات مي کنه

00:57:52.879 --> 00:57:56.321
زليگ وقتي با ليتا فاکس ازدواج کرده
که شخصيت ديگري داشته

00:57:56.373 --> 00:57:58.814
...هنگامي که خبر ازدواجش رو

00:57:58.869 --> 00:58:00.809
...با يودورا فلچر تو روزنامه مي خونه

00:58:00.865 --> 00:58:04.307
تصميم مي گيره عليه اون شکايت کنه

00:58:04.325 --> 00:58:07.233
... زليگ مي گه در دادگاه از خودش دفاع خواهد کرد

00:58:07.287 --> 00:58:11.527
ولي افکار عمومي رفته رفته  از اون رو برمي گردانند

00:58:11.580 --> 00:58:15.718
وکلاي مدافع ليتا فاکس را زني مظلوم و رها شده توصيف مي کنند

00:58:15.776 --> 00:58:20.187
و بچه را فقير و بي پدر و فراموش شده

00:58:20.198 --> 00:58:23.140
...زليگ داستان زندگي اش را به مبلغ هنگفتي

00:58:23.161 --> 00:58:25.568
به هاليوود فروخته است

00:58:25.589 --> 00:58:27.621
... وقتي رسوايي علني مي شود

00:58:27.653 --> 00:58:30.128
استوديوي فيلمسازي مي خواهد پولش را پس بگيرد

00:58:30.149 --> 00:58:33.455
زليگ فقط مي تواند نصف پول رابرگرداند
چون بقيه پول را در اين مدت خرج کرده

00:58:33.477 --> 00:58:36.919
استوديوها نيز که به خشم آمده اند
نصف زندگي اش را برمي گردانند

00:58:36.937 --> 00:58:38.912
آنها بهترين لحظاتش را براي خودشان نگه مي دارند

00:58:38.935 --> 00:58:43.437
و فقط اوقات خواب و خرابش را تحويل جماعت مي دهند

00:58:43.463 --> 00:58:47.930
زليگ از اين رسوايي تکان خورده، ولي اين تازه آغاز ماجراست

00:58:48.019 --> 00:58:49.959
حالا زن ديگري وارد ميدان مي شود

00:58:50.016 --> 00:58:54.154
...هلن گري متصدي يک مغازه کادوفروشي در ويسکانسين

00:58:54.207 --> 00:58:57.649
ادعا مي کند که زليگ پدر دوقلوهاي اوست

00:58:57.704 --> 00:59:02.581
وي به وکلايس مي گويد که زليگ
خودش را شکارچي جا زده بود

00:59:02.630 --> 00:59:05.071
...زليگ چيزي را به ياد نمي آورد، ولي اذعان مي دارد

00:59:05.122 --> 00:59:09.066
وقتي تحت آن شرايط به خصوص زندگي مي کرده
اين ماجرا مي توانسته اتفاق بيفتد

00:59:09.117 --> 00:59:11.217
اين علامتي است براي باز کردن دريچه آب بند
و سيلي که مي رفت تا راه بيفتد

00:59:11.247 --> 00:59:14.849
اون با من تو يکي از کليساهاي هارلم ازدواج کرد

00:59:14.906 --> 00:59:17.711
بهم گفت برادر دوک الينگتونه

00:59:17.735 --> 00:59:21.200
اون مردي بود که ماشين من رو داعون کرد

00:59:21.296 --> 00:59:23.236
نوي نو بود

00:59:23.293 --> 00:59:26.235
بعد مچ مادرم رو پيچوند

00:59:26.288 --> 00:59:31.233
مادرم مسنه و از مچش خيلي استفاده مي کنه

00:59:31.280 --> 00:59:34.188
اون با يه رنگ زشني خونه من رو رنگ زد

00:59:34.206 --> 00:59:36.681
بهم گفت نقاشه

00:59:36.704 --> 00:59:39.441
نتيجه کارش افتضاح بود

00:59:39.467 --> 00:59:42.068
بعدش هم ناپديد شد

00:59:42.094 --> 00:59:44.091
... همين که امکان داشت زليگ مسئول

00:59:44.157 --> 00:59:47.099
...رفتار يک شحخصيت هايي بوده باشد

00:59:47.152 --> 00:59:49.787
که در جلدشان فرو مي رفته، به معناي ده ها شکايتي بود
که عليه او تسليم دادگاه مي شد

00:59:49.849 --> 00:59:52.290
... زليگ را به خاطر دو زنه بودن، فساد اخلاقي

00:59:52.344 --> 00:59:55.286
...تصادفات اتومبيل، دزدي ادبي، خسارت هاي خانوادگي

00:59:55.339 --> 00:59:57.940
... بي توجهي، آسيب رساندن به اموال مردم

00:59:57.967 --> 01:00:01.535
و کشيدن غيرضروري دندان سالم مشتري ها تحت تعفيب قرار مي دهند

01:00:02.057 --> 01:00:05.088
من مي خوام از همه معذرت بخوام

01:00:05.116 --> 01:00:08.090
من خيلي متاسفم که با اين همه زن ازدواج کردم

01:00:08.110 --> 01:00:10.083
من... فقط ... نمي دونم

01:00:10.106 --> 01:00:13.080
مساله اين بود که پيش مي اومد

01:00:13.099 --> 01:00:16.073
و بعد مي خواستم از اون آقايي
...که آپانديسش رو بيرون کشيدم

01:00:16.090 --> 01:00:18.563
معذرت خواهي کنم. نمي دونم واقعا چي بگم

01:00:18.586 --> 01:00:20.559
... حالا اگه باعث تسلي خاطرتون مي شه

01:00:20.581 --> 01:00:23.077
فکر مي کم هنوز يه جايي تو خونه داشته باشمش

01:00:23.108 --> 01:00:27.572
بيشترين معذرت خواهي رو بايد از خانواده
ترکمن اهل ديترويت بکنم

01:00:27.599 --> 01:00:31.061
...من قبلش هيچ بچه اي رو به دنيا نياورده بودم

01:00:31.089 --> 01:00:36.496
و فکر مي کردم با گازانبرهاي
گاز خونگي اين کار رو مي کنند

01:00:36.545 --> 01:00:40.314
حرفه قضا، در آمريکا با راه گريزها
... و مفرها شکوفا شده

01:00:40.335 --> 01:00:43.968
حال که پرونده هاي نان و آب داري به دستش افتاده

01:00:44.027 --> 01:00:45.965
زليگ را بزهکار قلمداد مي کنند و مجرم مي شناسند

01:00:46.022 --> 01:00:48.962
... با وجود اصرار دکتر فلچر که زليگ را نمي توان

01:00:49.015 --> 01:00:52.614
... به خاطر اعمالي که در وضعيت کاميليوني اش مرتکب شده

01:00:52.641 --> 01:00:54.079
مسئول شناخت، ولي دادگاه زير بار نمي رود

01:00:54.104 --> 01:00:58.239
لئونارد زليگ تاثير اخلاقي بدي روي افراد جامعه مي ذاره

01:00:58.293 --> 01:01:01.290
آمريکا کشوري به شدت پايبند به اخلاق و خدا ترس است

01:01:05.044 --> 01:01:11.747
ما رسوايي ها را ناديده نمي گيرم
رسوايي هاي تقلب و چند همسري را

01:01:11.796 --> 01:01:18.499
براي حفظ کردن جامعه مان از پليدي، من معتقدم
بايد اين مردک رو لينچ کرد

01:01:19.579 --> 01:01:21.517
... در تمامي آن دوران خفت بار

01:01:21.575 --> 01:01:26.176
يودورا فلچر شجاعانه در کنار مردي که دوست دارد مي ايستد

01:01:26.195 --> 01:01:28.168
... وي در خلوت به دوستانش مي گويد

01:01:28.193 --> 01:01:31.190
که بابت وضعيت روحي و احساس زليگ نگراني هايي دارد

01:01:31.252 --> 01:01:34.192
...و به نظر مي رسد که حال و روز زليگ

01:01:34.244 --> 01:01:37.547
به خاطر فشار افکار محافظه کارانه
روز به روز بدتر مي شود

01:01:37.571 --> 01:01:40.477
...زليگ جلو افکار عمومي سعي دارد حفظ ظاهر کند

01:01:40.529 --> 01:01:42.398
و اين مساله بيش از پيش برايش مشکل مي شود

01:01:42.426 --> 01:01:45.525
.. .مشخصا دارد از هم مي پاشد

01:01:45.551 --> 01:01:49.013
و وقتي با يودورا فلچر در رستوراني يوناني غذا مي خورد

01:01:49.044 --> 01:01:54.109
ديگر نمي تواند جلوي خودش را بگيرد و
شروع مي کند به يوناني شدن

01:01:59.086 --> 01:02:02.026
... او يک بار ديگر مستاصلانه آرزو دارد که

01:02:02.049 --> 01:02:04.989
دوستش داشته باشند، در جامعه جا بيفد

01:02:05.006 --> 01:02:08.275
هياهوي عمومي در باب نقائص اخلاقي زليگ به اوج مي رسد

01:02:08.301 --> 01:02:11.275
...و در شب اعلام حکمش

01:02:11.293 --> 01:02:13.527
لئونارد زليگ ناپديد مي شود

01:02:20.471 --> 01:02:24.172
... من تامس ديويد بازرس پليس هستم

01:02:24.196 --> 01:02:26.760
که از شبکه راديويي سراسري با شما صحبت مي کنم

01:02:26.789 --> 01:02:28.762
لئونارد زليگ ناپديد شده

01:02:28.785 --> 01:02:31.258
... درست در شب قبل از اعلام محکوميتش

01:02:31.279 --> 01:02:34.378
به خاطر يک سري جرم و بزهکاري
...که از چند همسره بودن

01:02:34.439 --> 01:02:37.242
تا تقلب را در برمي گيرد، ناپديد شده

01:02:37.268 --> 01:02:39.241
... دنبال رد پا مي گرديم

01:02:39.261 --> 01:02:41.734
... و ممنون خواهيم شد

01:02:41.756 --> 01:02:45.560
اگر کسي اطلاعاتي در اختيار ما بگذارد
که منجر به دستگير شدنش شود

01:02:45.613 --> 01:02:48.519
خواهرم به معناي واقعي در هم شکست

01:02:48.542 --> 01:02:53.506
... اون سعي کرد حفظ ظاهر کند

01:02:53.530 --> 01:02:56.003
ولي به هم ريخته بود

01:02:56.022 --> 01:02:57.995
...خواهرم مثل آدم هايي نبود

01:02:58.019 --> 01:03:00.993
...که راحت احساسات خودشون رو بروز مي دهند

01:03:01.011 --> 01:03:03.450
مگه مواقعي که پاي لئونارد به ميون مي اومد

01:03:06.699 --> 01:03:09.901
دکتر فلچر و پليس هر روز ملاقات و تبادل نظر مي کنند

01:03:11.985 --> 01:03:14.925
...و از مردم مي خواهند اگر خبري

01:03:14.979 --> 01:03:17.418
... از زليگ دارند، پليس را مطلع سازند

01:03:17.476 --> 01:03:19.277
گذشته از تعدادي خبر تلفني ساختگي
کمتر پاسخي به اين درخواست داده مي شود

01:03:19.305 --> 01:03:22.744
ماه ها مي گذرد و از زليگ خبري نمي شود

01:03:22.761 --> 01:03:24.233
ماشين ها را مي گردند

01:03:24.256 --> 01:03:27.059
از همه طرف اطلاعات غلط سرازيز مي شود

01:03:27.086 --> 01:03:29.582
کت زليگ را در تگزاش پيدا مي کنند

01:03:29.645 --> 01:03:32.585
جست و جو در آن ايالت هيچ نتيجه اي ندارد

01:03:32.639 --> 01:03:35.942
خبر مي رسد که در کاليفرنيا يا شيکاگوست

01:03:35.964 --> 01:03:39.802
...در اين عکس با کسي روبرو هستيم که به نظر مي رسد

01:03:39.821 --> 01:03:42.317
در يک ارکستر مارياچي مي نواخته و به او شباهت داشته

01:03:45.808 --> 01:03:48.805
جست و جوهاي دکتر فلچر براي يافتن زليگ ادامه مي يابد

01:03:48.901 --> 01:03:51.841
ولي  هر روز اميد يافتنش بيشتر رنگ مي بازد

01:03:51.894 --> 01:03:55.333
...فکر و ذکرم لئونارد بود

01:03:55.385 --> 01:03:58.325
و اين که چقدر دلم براش تنگ شده
و اين که چقدر دوستش دارم

01:03:58.378 --> 01:04:01.250
و فقط به فکر دوران فوق العاده اي بودم
که با هم گذرونده بوديم

01:04:01.305 --> 01:04:04.938
براي من دوران مشقت باري بود

01:04:04.996 --> 01:04:09.495
يک سالي مي گذرد و خبري از زليگ نمي شود

01:04:12.813 --> 01:04:15.286
فقط ماتم گرفته بودم و گريه مي کردم

01:04:15.309 --> 01:04:18.283
...و يه شب بعد از گذراندن يک روز بد

01:04:18.300 --> 01:04:20.773
... خواهرم مريل به من گفت

01:04:20.793 --> 01:04:23.767
"بيا بريم يه شام بخوريم، بعدش به کنسرت بريم"

01:04:23.787 --> 01:04:27.751
من گفتم:"نه. نمي تونم." و اون اصرار کرد

01:04:27.779 --> 01:04:31.116
با هم رفتيم بيرون. از يه سينما سردرآورديم

01:04:31.138 --> 01:04:34.771
ما"گراند هتل" رو ديديم و همراهش يه فيلم خبري رو

01:04:44.607 --> 01:04:47.604
...آدولف هيتلر و حزب ناسيناليست

01:04:47.635 --> 01:04:50.632
در برلين بحران زده جا پاي خود را قرص و محکم مي کند

01:04:50.692 --> 01:04:52.961
... نازي ها با مردود شمردن پيمان ورساي

01:04:52.988 --> 01:04:56.723
... روحيه ملي گرايي را در مردم آلمان زنده مي کنند

01:04:56.779 --> 01:05:00.617
آن چه به نمايش درآمد يودورا فلچر را شوکه مي کند

01:05:00.670 --> 01:05:02.539
... بين سربازان پيراهن قهوه اي

01:05:02.599 --> 01:05:05.539
فردي را مي بيند که امکان دارد زليگ باشد

01:05:06.653 --> 01:05:10.084
بله. ولي اين واقعه معنادار هم بود
کاملا هم معنادار بود

01:05:10.138 --> 01:05:13.071
... چون اگرچه مايل بود دوستش داشته باشن

01:05:13.124 --> 01:05:15.057
... آروز داشت دوستش داشته باشند

01:05:15.115 --> 01:05:17.548
... ولي چيزي هم در وجودش بود

01:05:17.605 --> 01:05:21.662
که مي خواست... توي توده مردم
حل بشه، گمنام و ناشناس باشه

01:05:21.687 --> 01:05:24.982
و فاشيسم چنين فرصتي را در اختيار زليگ قرار مي داد

01:05:25.005 --> 01:05:29.459
...مي توانست با تعلق به جنبش گسترده و فراگيري مثل فاشيستم

01:05:29.485 --> 01:05:34.143
آدمي گمنام از خودش بسازد

01:05:34.161 --> 01:05:37.649
هفته بعد دکتر فلچر راهي اروپا شد

01:05:37.715 --> 01:05:40.648
ده روز بعد وارد برلين شد

01:05:40.702 --> 01:05:45.134
آلمان کشوري است که با بحران شديد
اقتصادي دست و پنجه نرم مي کند

01:05:45.180 --> 01:05:48.668
نظامي گري و آشوب در فضا موج مي زند

01:05:48.698 --> 01:05:51.222
او همه جا را زير پا مي گذارد
... و اطلاعات جمع مي کند

01:05:51.254 --> 01:05:52.745
ولي خبري از زليگ به دست نمي آورد

01:05:52.781 --> 01:05:54.181
... پس از گذشت سه هفته

01:05:54.241 --> 01:05:56.674
مقامات دولتي به دکتر فلچر مشکوک مي شوند

01:05:56.730 --> 01:05:58.198
و او را تحت نظر مي گيرند

01:05:58.223 --> 01:06:01.586
،وقتي از هتلش خارج مي شود
اتاقش را مورد جست و جو قرار مي دهند

01:06:01.640 --> 01:06:03.573
چهارمين هفته آغاز مي شود

01:06:03.632 --> 01:06:05.997
دکتر فلچر دست از پا درازتر
... قصد بازگشت به آمريکا را دارد

01:06:06.020 --> 01:06:10.474
خبر يک گردهمايي نازي ها در مونيخ
نظرش را جلب مي کند

01:06:10.502 --> 01:06:12.470
... شايع مي شود که اين ميتينگ

01:06:12.491 --> 01:06:15.458
بزرگ ترين ميتينگ و گردهمايي نازي ها خواهد بود

01:06:15.479 --> 01:06:17.777
...و يودورا فلچر روي اين مساله حساب مي کند

01:06:17.802 --> 01:06:23.026
که زليگ نيز در اين ميتينگ شرکت کند

01:06:23.046 --> 01:06:27.670
اميد دارد اگر با زليگ روبرو شود، احساس عاطفي شديد زليگ
نسبت به او، دوباره در وجودش زنده شود

01:06:27.724 --> 01:06:30.214
ابندا به نظر نمي رسيد اميدي براي يافتن او باشد

01:06:30.245 --> 01:06:32.213
جمعيت عظيم و بي شمار است

01:06:32.304 --> 01:06:35.826
و ظاهرا غيرممکن است چهره به خصوصي را
در اين آن جمعيت رديابي کرد

01:06:50.621 --> 01:06:53.554
...سپس ناگهان فردي که کنار صدراعظم ايستاده

01:06:53.607 --> 01:06:55.268
توجه يودورا فلچر را به خود جلب مي کند

01:06:55.300 --> 01:06:59.924
در پشت سر هيتلر، سمت راستش
يودورا زليگ را تشخيص مي دهد

01:06:59.978 --> 01:07:03.933
با جنبش و تقلاي فراوان بالاخره موفق مي شود
توجه زليگ را به خود جلب کند

01:07:03.994 --> 01:07:08.483
زليگ همچون آدمي که از خوب بيدار شده
باشد متوجه يودورا مي شود

01:07:08.507 --> 01:07:12.961
در چشم به هم زدني به خود مي آيد و
همه چيز را به خاطر مي آورد

01:08:11.062 --> 01:08:13.620
اصلا شبيه اون چيزي که تو فيلم مي بينيم نبود

01:08:13.650 --> 01:08:18.207
وقتي لئونارد از جايگاه پايين اومد
نمي دونستن چي فکر کنن

01:08:18.229 --> 01:08:20.254
اصلا باورمون نمي شد

01:08:20.287 --> 01:08:22.255
نطق هيتلر ضايع شده بود

01:08:22.279 --> 01:08:26.074
...اون مي خواست يه جوکي در باره لهستان بگه ولي بعد

01:08:26.096 --> 01:08:30.550
...زليگ وارد ماجرا شد

01:08:30.574 --> 01:08:34.529
و هيتلر خيلي خيلي عصباني شد

01:08:34.555 --> 01:08:40.450
...افسراي اس اس خواستن زليگ رو بگيرن

01:08:40.496 --> 01:08:43.463
... ولي اگه اون به چنگ شون مي افتاد

01:08:43.481 --> 01:08:46.448
... احتمالا شکنجه اش مي کردند

01:08:46.469 --> 01:08:48.936
يا مي کشتنش

01:08:48.958 --> 01:08:50.426
... به هر حال تو اون شلوغ پلوغي

01:08:50.453 --> 01:08:53.907
...فلچر و زليگ از طريق يه در کناري از عمارت

01:08:53.935 --> 01:08:55.903
خارج شدن

01:08:55.927 --> 01:08:59.381
يه ماشين گرفتند و با سرعت از اون جا دور شدند

01:08:59.410 --> 01:09:02.173
اس اس  هم به دنبالشون. به طرفشون تيراندازي مي کردند

01:09:03.228 --> 01:09:05.218
...در يک فيلم خبري کمياب آلماني

01:09:05.253 --> 01:09:08.243
لحظاتي از اين فرار ثبت شده است

01:09:22.243 --> 01:09:25.176
من داشتم هواپيما رو هدايت مي کردم، محشر بود

01:09:25.228 --> 01:09:27.661
و بعد يه دفعه يه اتفاقي افتاد

01:09:27.717 --> 01:09:30.150
وخشت برم داشته بود، کنترل هواپيما رو از دست دام

01:09:30.206 --> 01:09:32.139
و هواپيما به طرف پايين شيرجه رفت

01:09:32.197 --> 01:09:36.390
... لئونارد اون قدر ترسيده بود که شخصيتش جلو من تغيير کرد

01:09:36.413 --> 01:09:40.368
... و چون من خلبان بودم

01:09:40.393 --> 01:09:42.588
اون هم تبديل به يک خلبان شد

01:09:42.651 --> 01:09:45.380
زليگ کنترل هواپيما رو به دست مي گيره

01:09:45.438 --> 01:09:47.371
... و حالا به عنوان خلبان

01:09:47.432 --> 01:09:49.956
شجاعانه با هواپيما کلنجار مي رفت

01:09:50.017 --> 01:09:54.006
پانزده دقيقه طول کشيد تا آلماني هاي
...مات و متحير به خودشون بيان

01:09:54.099 --> 01:09:56.895
و به تعقيب طعمه شون بپردازند

01:09:56.921 --> 01:09:59.014
...با از هوش رفتن يودورا فلچر

01:09:59.078 --> 01:10:02.011
...زليگي که قبلا هرگز در زندگي اش خلباني نکرده بود

01:10:03.033 --> 01:10:05.453
... نه تنها از دست آلمان ها فرار کرد

01:10:05.507 --> 01:10:09.419
بلکه رکوردي از پرواز يکسره از اين سو
تا آن سوي آقيانوس

01:10:09.468 --> 01:10:10.951
اطلس بر جا مي گذارد. آن هم وارونه

01:10:31.891 --> 01:10:34.311
... همراه با هلهله و فوراني از نوار کاغذي و پولک

01:10:34.334 --> 01:10:37.116
...نيويورک از فلچر و زليگ کاميليون انساني

01:10:37.140 --> 01:10:39.753
استقبال مي کند

01:10:39.781 --> 01:10:43.750
کار اعجاز آميزش در هدايت هواپيما
... ملت را سر شوق آورده

01:10:43.777 --> 01:10:46.390
و باعث مي شود از طرف رئيس جمهور مورد عفو قرار بگيرد

01:10:46.418 --> 01:10:48.070
...در حالي که عروس پردل و جراتش کنارش نشسته

01:10:48.102 --> 01:10:51.020
جمعيتي بخشنده و دلرحم به ديدارش شتافتند

01:10:51.075 --> 01:10:53.089
سفر پيروزمندانه شان به شهرداري ختم مي شود

01:10:53.122 --> 01:10:56.097
...مهم ترين مدال افتخار شهر نيويورک

01:10:56.125 --> 01:10:59.077
مدال شجاعت" از طرف کارتر دين" به زليگ اهدا مي شود

01:10:59.099 --> 01:11:03.936
... شما الهام بخش جوانان اين سرزمين هستيد

01:11:03.951 --> 01:11:06.405
جواناني که بزرگ خواهند شد

01:11:06.431 --> 01:11:09.383
و پزشکان و بيماران بزرگي خواهند گرديد

01:11:17.325 --> 01:11:19.283
اين ماجراي بزرگ و هيجان انگيزي بود

01:11:19.306 --> 01:11:22.258
خوشحالم که زنده مونديم تا
اين روز رو به چشم خودمون ببينيم

01:11:22.280 --> 01:11:25.232
... خوب من هيچ وقت توي رندگي ام پرواز نکرده بودم

01:11:25.250 --> 01:11:28.202
و اين نشون مي ده اگه يه
...روان پريش تمام عيار باشين

01:11:28.253 --> 01:11:30.211
چه کارهايي که نمي تونين بکنين

01:11:35.024 --> 01:11:37.411
... اين قضايا پرتناقض بود

01:11:37.467 --> 01:11:40.880
چون اتفاقا آن چه توانايي انجام
اين کار محيرالعقول رو بهش داده بود

01:11:40.933 --> 01:11:44.506
قابليت اون براي تغيير دادن خودش بود

01:11:44.532 --> 01:11:49.460
بنابراين، بيماريش سرچشمه نجات و رستگاريش هم شد

01:11:49.487 --> 01:11:53.422
...و فکر مي کنم جالبه مساله رو از اين زاويه ببينيم

01:11:53.449 --> 01:11:59.505
که اين بيماري و اختلالش بود
که از اون يک قهرمان ساخت

01:11:59.558 --> 01:12:02.510
قضيه يه جورايي پوچ و احمقانه بود

01:12:02.561 --> 01:12:05.513
...منظورم اينه که اون خصلت عجيبي

01:12:05.535 --> 01:12:07.323
يه ويژگي غريبي داشت

01:12:07.350 --> 01:12:09.804
...و بعد براي مدتي همه دوستش داشتند

01:12:09.826 --> 01:12:12.280
و بعد مردم ديگه دوستش نداشتند

01:12:12.301 --> 01:12:15.253
...و بعد اون اين کار عجيب رو کرد

01:12:15.275 --> 01:12:17.729
و همه دوباره عاشقش شدند

01:12:17.751 --> 01:12:20.703
دهه1920 همين طوري ها بود

01:12:20.723 --> 01:12:24.396
و خب، وقتي فکرش رو مي کنين از خودتون مي پرسين
آمريکا خيلي تغيير کرده؟

01:12:24.453 --> 01:12:26.376
فکر نمي کنم

01:12:26.435 --> 01:12:31.003
... پس از حل و فصل مشکلات قانوني متعدد

01:12:31.024 --> 01:12:34.460
لئونارد زليگ و يودورا فلچر با هم ازدواج مي کنند

01:12:34.527 --> 01:12:38.732
مراسم ساده مي گيرند که
روي يک فيلم خانوادگي ضبط شده

01:13:01.438 --> 01:13:04.051
اسکات فيتزجرالد نوشت

01:13:04.109 --> 01:13:07.185
او که آرزو داشت دوستش داشته باشند
خود را تا حد عير قابل باوري تغيير داد

01:13:07.212 --> 01:13:13.132
شجاعتش را داشت تا حرف دلش را بزند و تظاهر نکند
...اين پرسش مطرح مي شود که چه مي شد اگر از همان ابتدا

01:13:13.224 --> 01:13:16.267
... در نهايت نه تاييد اين و آن

01:13:16.300 --> 01:13:21.103
"بلکه عشق يک زن بود که زندگي اش را تغيير داد"

01:13:25.368 --> 01:13:35.419
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.