﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:10.100 --> 00:00:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:31.491 --> 00:00:35.405
اگر کسی ازم پرسیده بود در دهه‌ی پنجم زندگیم
به چه ارزیابی‌ای از زندگی دست پیدا کرده‌ام

00:00:35.620 --> 00:00:40.649
بهش جواب می‌دادم به مرحله‌ای از تکامل
هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه‌ای رسیده‌ام

00:00:41.709 --> 00:00:43.905
مضاف بر اون بهش میگفتم
خیلی هم دلم نمیخواد توی زندگی گذشته‌ام سرک بکشم

00:00:44.045 --> 00:00:48.004
نه اینکه از برملا شدن نقاط تاریک شخصیتم
وحشتی داشته باشم

00:00:49.050 --> 00:00:53.203
اما همیشه دیدگاهم توی زندگی این بوده که اگر می‌بینی
یه چیزی به ظاهر داره درست کار میکنه ‌باهاش وَر نرو

00:00:53.429 --> 00:00:55.420
اسم من ماریون پست است

00:00:56.307 --> 00:01:00.460
من مدیر دروس دوره‌ی لیسانس در رشته‌ی فلسفه
در یه کالج خیلی خوب برای بانوان هستم

00:01:00.770 --> 00:01:05.480
هر چند که الان برای نوشتن
یک کتاب مرخصی گرفتم

00:01:05.858 --> 00:01:08.850
همسرم یک پزشک حاذق است
یک متخصص قلب

00:01:08.987 --> 00:01:13.902
کسی که چند سال پیش یه نگاهی به قلبم انداخت
و از چیزی که دیده بود خوشش اومد و بهم پیشنهاد ازدواج داد

00:01:14.242 --> 00:01:18.236
ازدواج دوم هردومون بود
اون یه دختر 16 ساله داره

00:01:18.496 --> 00:01:21.409
که با همسر سابقش زندگی میکنه
اما بیشتر اوقات به ما سر میزنه

00:01:22.375 --> 00:01:25.447
دختر خیلی خوبیه ولی بعضی وقت‌ها یه کمی
دست از پا خطا میکنه

00:01:25.587 --> 00:01:28.659
من هم تا جایی که بتونم
اون رو زیر پر و بال خودم میگیرم

00:01:29.758 --> 00:01:31.874
در ضمن یه برادر هم دارم
که ازدواج کرده

00:01:31.968 --> 00:01:35.962
مادرم اخیرا فوت کرد، اما پدرم هنوز زنده است
و در سلامت کامل به سر میبره

00:01:38.058 --> 00:01:41.176
دیگه چیزی واسه گفتن نمونده
جز اینکه من معمولا توی خونه می‌نویسم

00:01:41.311 --> 00:01:44.303
اما سروصدای ساخت و سازی که از خونه‌ی بغلی میاد
بدجوری وحشتناکه

00:01:44.481 --> 00:01:48.395
به همین خاطر من هم یه سوئیت تک‌اتاقه توی مرکز شهر
به عنوان دفتر کارم اجاره کردم

00:01:48.693 --> 00:01:52.527
نوشتن یه کتاب جدید
همیشه کاری طاقت‌فرسا است

00:01:52.739 --> 00:01:55.652
و من برای انجام این کار
نیاز دارم که خودم رو

00:01:55.826 --> 00:01:58.739
از همه چیز به جز کاری که دارم انجام میدم
فارغ کنم

00:03:04.687 --> 00:03:09.716
وقتی برای اولین روز کاری آماده شدم
اتفاق عجیبی رخ داد

00:03:13.070 --> 00:03:18.099
یه چیزی در مورد اون هست که انگار
به اعماق وجود من مربوط میشه

00:03:19.285 --> 00:03:24.280
این برای من... برای من تجربه‌ی بزرگی
در رابطه با مردی دیگر بود. اولین تجربه‌ی من

00:03:25.624 --> 00:03:30.573
هیچ‌وقت نتونستم اون رو از ذهنم پاک کنم
هنوز هم در موردش خیال‌پردازی میکنم

00:03:31.756 --> 00:03:33.872
یه جورایی دست از سرم برنمی‌داره

00:03:36.010 --> 00:03:39.002
منظورت از خیال‌پردازی چیه؟

00:03:39.180 --> 00:03:44.016
خب، مثلا بعضی وقت‌ها که خود ارضایی میکنم
یا وقتی که خب

00:03:45.394 --> 00:03:48.466
خب وقتی که دارم
دارم کار میکنم

00:03:50.608 --> 00:03:54.442
یه دفعه میبینم
که دارم به ژیل فکر می‌کنم

00:03:54.737 --> 00:03:58.651
البته این جوری نیست که به زنم
یا زن‌های دیگه تمایلی نداشته باشم

00:03:58.824 --> 00:04:03.978
منظورم اینه که هنوزم اینجوری هستم
از نظر جسمانی نسبت به زنم و زن‌های دیگه تحریک میشم اما

00:04:04.247 --> 00:04:09.083
فال گوش وایستادن کنار دفتر یه روانپزشک
وقتی بیمارها دارن اسرارشون رو بیان میکنن

00:04:09.418 --> 00:04:13.252
ممکنه برای بعضی‌ها سرگرم کننده باشه
اما وقتی من داشتم اینجا رو اجاره میکردم

00:04:13.464 --> 00:04:15.455
همچین فکری توی سرم نداشتم

00:04:15.550 --> 00:04:18.463
خب راستش

00:04:19.846 --> 00:04:23.805
من واقعا مجبور نیستم از اون به عنوان یه عامل
شهوت انگیز استفاده کنم

00:04:32.233 --> 00:04:36.147
تمام روز رو به سختی کار کردم
و کارم به کندی پیش می‌رفت

00:04:36.446 --> 00:04:39.359
شروع کردن یک کتاب همیشه برای من
سخت ترین قسمت کار بوده

00:04:39.532 --> 00:04:42.524
و نزدیک‌های شب که شد
حسابی خسته شدم

00:04:42.660 --> 00:04:46.699
سرم رو گذاشتم روی میز و چشمهام رو بستم
و فکر کنم که خوابم برد

00:04:47.916 --> 00:04:50.829
نمی‌دونم دقیقا چه مدت خوابم برد

00:04:51.002 --> 00:04:53.994
اما یکی از بالشت‌هایی که جلوی اون دریچه
گذاشته بودم حتما افتاده بود

00:04:54.130 --> 00:04:58.044
چون رفته رفته از صدایی که به گوشم میرسید
هوشیار شدم

00:04:58.218 --> 00:05:03.372
صدایی زنانه بود، غمزده و دردناک

00:05:03.765 --> 00:05:06.644
به طوری که دلتنگی و حزنش
کاملا من رو متاثر کرد

00:05:07.811 --> 00:05:12.681
فقط میدونم که
نیمه‌های شب بیدار شدم

00:05:14.985 --> 00:05:18.899
زمان گذشته بود
و سایه‌های عجیبی اونجا بودند

00:05:21.199 --> 00:05:24.237
فکرهای مشوش کننده‌ای در مورد زندگیم
شروع به شکل‌گیری کردند

00:05:25.579 --> 00:05:29.368
مثلا اینکه یه چیز غیرواقعی در مورد
زندگیم وجود داشته

00:05:30.792 --> 00:05:33.625
چیزی سرشار از فریب و نیرنگ

00:05:33.837 --> 00:05:36.670
و این... این فریب‌ها و نیرنگ‌ها

00:05:36.798 --> 00:05:39.870
زیاد و زیادتر شدند

00:05:40.135 --> 00:05:42.968
و الان بخش زیادی
از وجودم رو گرفته اند

00:05:43.096 --> 00:05:46.214
به طوری که الان حتی نمیتونم بگم
که کدومشون واقعی بودند

00:05:48.352 --> 00:05:51.265
یه دفعه شروع کردم
به عرق ریختن

00:05:52.481 --> 00:05:56.475
توی تختم نشستم
و قلبم به شدت میزد

00:05:56.818 --> 00:05:59.810
دنبال همسرم گشتم
که کنارم خوابیده بود

00:06:00.906 --> 00:06:04.820
ولی اون... اون یه مرد غریبه بود

00:06:06.161 --> 00:06:09.153
چراغ رو روشن کردم
و اون رو بیدارش کردم

00:06:09.414 --> 00:06:12.247
و ازش خواستم که بغلم کنه

00:06:15.462 --> 00:06:19.456
و بالاخره بعد از مدت زیادی که گذشت
تونستم به خودم مسلط بشم

00:06:20.759 --> 00:06:23.638
اما قبلش، برای یه لحظه

00:06:23.762 --> 00:06:26.880
حس میکردم که انگار
پرده‌ای پاره شده باشه

00:06:27.016 --> 00:06:30.008
و من میتونم از پشت اون
خودم رو به وضوح ببینم

00:06:31.145 --> 00:06:34.058
اما از چیزی که میدیدم
وحشت داشتم

00:06:36.317 --> 00:06:39.309
از چیزی که مجبور بودم
بهش نگاه کنم

00:06:40.487 --> 00:06:42.603
و متعجب بودم

00:06:43.699 --> 00:06:46.737
از تموم شدن همه چیز متعجب بودم

00:07:29.579 --> 00:07:31.490
خواهش میکنم
خواهش میکنم

00:07:31.581 --> 00:07:36.701
مخلوطی لذت بخش بودم اما بیشترش با
تشویش همراه بود

00:07:38.921 --> 00:07:41.993
و بدین وسیله اعلام میدارم
که توی بد مخمصه‌ای افتادم

00:07:47.263 --> 00:07:50.255
تا هفته‌ی پیش هم حالم خوب بود

00:07:51.309 --> 00:07:55.462
تا اینکه پسرم اومد بهم گفت، "هی بابا گزینه‌هات
"برای زندگی کردن شروع به تموم شدن نکردند؟

00:07:57.649 --> 00:07:59.720
خیلی بامزه است پسرم

00:08:04.030 --> 00:08:07.819
ماریون، امروز داشتم به لیدیا در مورد ماجراجویی
کوچیکی که شروع کردی میگفتم

00:08:08.034 --> 00:08:11.026
اوه، آره
دیوارهای این ساختمون‌های جدید مثل پوست پیاز می‌مونن

00:08:11.287 --> 00:08:14.245
نه این از اون خونه سنگی‌های قدیمیه
هیچ حریم خصوصی‌ای واسه آدم نمونده

00:08:14.374 --> 00:08:18.333
همین هفته‌ی پیش، صبح یکشنبه بود
من و لیدیا خونه بودیم

00:08:18.628 --> 00:08:21.541
مارک
دارم راستش رو میگم، لیدیا شروع کرد به ماچ کردن من

00:08:21.673 --> 00:08:24.791
مارک
خلاصه کار به اونجا کشید که خوابیدیم روی زمین

00:08:24.926 --> 00:08:28.715
زده به سرت؟ اون مسته
لیدیا رو خوابونده بودم روی کف آشپزخونه

00:08:28.888 --> 00:08:31.880
اتاق نشیمن بود
آره اتاق نشیمن

00:08:32.016 --> 00:08:35.134
باید قبول کنم، واقعا شگفت انگیز بود
مگه همین جوری نبود؟

00:08:35.311 --> 00:08:40.260
یهو در باز شد و مدیر ساختمون تشریف آوردن داخل
کلید خونه رو داره

00:08:40.608 --> 00:08:44.397
ای وای
یه جای لوله کشی ساختمون چکه می‌کرده

00:08:44.571 --> 00:08:46.642
حالا ما هم اونجا روی زمین ولو بودیم

00:08:46.740 --> 00:08:50.654
می‌دونین چی کار کرد؟ همونطوری لخت پاشد
وایستاد و گفت: آقای باندوچی

00:08:50.911 --> 00:08:53.824
اون چیزی که نیاز به تعمیر داره
لوله‌ها نیستند

00:08:53.997 --> 00:08:57.956
خیلی سریع اتفاق افتاد، کن. میتونی واسه همه چیز
انقدر سرعت عمل داشته باشی؟

00:08:58.251 --> 00:09:01.050
نه

00:09:01.213 --> 00:09:03.204
خنده‌اش گرفت؟
اوه نه

00:09:03.298 --> 00:09:06.290
سرخ و سفید شد و صلیب کشید

00:09:08.470 --> 00:09:09.665
حیوونی

00:09:13.850 --> 00:09:17.844
یکی از چیزهای خوب در مورد 50 ساله شدن اینه که لازم نیست دوباره اون 50 سال رو زندگی کنین

00:09:25.153 --> 00:09:26.268
می‌دونم

00:09:26.363 --> 00:09:31.199
لورا ست. دوباره با مادرش دعواش شده
میخواد بیاد خونه‌ی ما بخوابه

00:09:31.535 --> 00:09:33.492
واسه کتی منصفانه نیست

00:09:34.580 --> 00:09:38.574
خب خودت بهش بگو چون من نمی‌خوام یه بار دیگه
رابطه‌ام رو با دخترم به هم بزنم

00:09:38.834 --> 00:09:41.713
می‌دونم... میشه... یه لحظه گوشی دستت

00:09:41.962 --> 00:09:43.999
میشه با ماریون صحبت کنی؟
باشه

00:09:46.133 --> 00:09:49.046
لورا این اصلا عادت خوبی نیست

00:09:49.219 --> 00:09:53.213
خودت میدونی که مادرت آدم سرسختیه
الان هم فقط یه کمی ‌از کوره در رفته

00:09:53.432 --> 00:09:58.552
خب شاید از نظر تو منصفانه به نظر نرسه
اما کنار اومدن با این قضیه به خودت بستگی داره

00:10:00.731 --> 00:10:04.725
خب اگه اون نمیتونه
پس تو باید تلاشت رو بیشتر کنی

00:10:04.902 --> 00:10:08.020
باشه؟
فردا توی خونه‌ی پدریم میبینمت

00:10:08.155 --> 00:10:11.068
بعدا راجع بهش صحبت می‌کنیم

00:10:11.242 --> 00:10:13.074
خداحافظ

00:10:13.160 --> 00:10:16.312
اون به حرفت گوش میکنه چون که تو رو الگوی خودش میدونه
اما با من، هیچ سنخیتی نداره

00:10:16.497 --> 00:10:19.489
موقعیت وحشتناکیه

00:10:25.881 --> 00:10:27.792
هی

00:10:28.926 --> 00:10:30.917
یادت میاد؟

00:10:31.887 --> 00:10:33.878
خدایا، آره

00:10:45.443 --> 00:10:49.562
تا حالا شده به عشق بازی کردن با من کف اتاق نشیمن
فکر کرده باشی؟

00:10:52.992 --> 00:10:55.871
دلت میخواد این کار رو بکنی؟

00:10:56.037 --> 00:10:58.950
نمی‌دونم. تو دلت میخواد؟

00:11:00.166 --> 00:11:02.157
نمی‌دونم

00:11:04.337 --> 00:11:08.376
راستش بهت نمیاد تو آدمی ‌باشی که اهل سکس
روی زمین سفت و چوبی باشی

00:11:08.549 --> 00:11:10.460
بهم نمیاد؟

00:11:14.639 --> 00:11:17.757
هی کن، داری اونجا چی کار می‌کنی؟
چیزی می‌خوری؟

00:11:17.934 --> 00:11:20.972
سلام لیدیا
تو زن من رو خوب میشناسی

00:11:21.145 --> 00:11:25.139
فکر میکنی آدمی‌ هست که از سکس کردن روی زمین
اتاق نشیمن لذت ببره؟

00:11:25.316 --> 00:11:28.274
کن
خدای من، می‌دونین بچه‌ها

00:11:28.403 --> 00:11:32.237
فقط دارم سر به سرت می‌ذارم
کار واقعا شرم آوری بود

00:11:32.407 --> 00:11:35.399
اما اگه خرده‌های چوب توی تنت فرو نره
بدک هم نیست

00:11:39.873 --> 00:11:44.743
فردا صبح پذیرفتم که به ملاقات برادرزنم برم
که خواسته بود من رو ببینه

00:11:44.961 --> 00:11:49.000
تا جایی که میتونستم منتظرش موندم
اما وقتی پیداش نشد. تصمیم گرفتم برم

00:11:49.340 --> 00:11:51.251
ماریون ببخشید
اوه هی

00:11:51.342 --> 00:11:56.132
توی ترافیک گیر کردم
اوه راستش رو بخوای بدجوری دیرم شده

00:11:56.473 --> 00:11:59.465
ببخشید ولی چند دقیقه بیشتر وقتت رو نمی‌گیرم
راستش رو بخوای حسابی از برنامه‌ام عقب افتادم

00:11:59.601 --> 00:12:02.593
گفتی ساعت 8 منم منتظرت موندم
ولی الان باید برم

00:12:02.771 --> 00:12:05.809
اتوبوس عوضی راه نمی‌رفت
بمونه واسه یه وقت دیگه

00:12:06.024 --> 00:12:11.736
من وقتی دارم مینویسم باید طبق برنامه پیش برم لین
وگرنه سر وقت تموم نمیشه

00:12:12.155 --> 00:12:17.070
یه کم پول واسه قرض میخوام. میدونی که
من و پاول داریم از هم جدا میشیم

00:12:17.410 --> 00:12:19.321
آره شنیدم. متاسفم

00:12:19.454 --> 00:12:22.526
واقعا متاسفی؟
چرا همچین حرفی میزنی؟

00:12:24.501 --> 00:12:27.698
چون که... تو هیچ‌وقت من رو کاملا نپذیرفتی

00:12:27.963 --> 00:12:30.637
خب من تو رو خیلی کم می‌شناسم

00:12:30.757 --> 00:12:32.907
این بخاطر کم کاری من نیست

00:12:33.927 --> 00:12:37.966
اوه ببین. من میدونم که این قضیه ممکنه خیلی
تو رو ناراحت کنه اما باید بدونی

00:12:38.140 --> 00:12:40.131
متاسفم

00:12:40.308 --> 00:12:44.142
اگه به پول احتیاج داشتی
چرا پاول ازم درخواست نکرد؟

00:12:44.396 --> 00:12:47.309
خب... نمیخواست

00:12:47.482 --> 00:12:49.678
چرا؟
قبلا که این کار رو کرده بود

00:12:49.776 --> 00:12:51.733
ماریون

00:12:51.820 --> 00:12:54.733
نمی‌دونی اون چه حسی نسبت بهت داره؟

00:12:54.906 --> 00:12:57.898
البته که میدونم. ما همیشه
رابطه‌ی نزدیکی با هم داشتیم

00:12:59.161 --> 00:13:02.119
داری سر خودت کلاه می‌ذاری

00:13:02.289 --> 00:13:06.044
البته از یه نظر اون از تو
واسه خودش یه بت ساخته اما

00:13:06.418 --> 00:13:09.297
ازت متنفر هم هست

00:13:12.466 --> 00:13:14.662
متاسفم
این حرف رو قبول ندارم

00:13:15.761 --> 00:13:19.834
تو زن باهوشی هستی
چطور نمیتونی احساس اون رو درک کنی؟

00:13:20.015 --> 00:13:22.848
ببین من... من دیرم شده و

00:13:22.976 --> 00:13:25.013
و

00:13:25.145 --> 00:13:31.016
راستش رو بهت بگم من همیشه سعی می‌کنم
وارد همچین مکالمه‌هایی نشم

00:13:31.402 --> 00:13:34.474
اینجور حرفها کاملا بی فایده هستند و آدم‌ها بعدا
در مورد حرفهایی که زدند عذرخواهی میکنن

00:13:34.613 --> 00:13:39.528
چرا فقط بهم نمیگی که چقدر نیاز داری و من و کن
راجع بهش با هم صحبت کنیم؟ باشه؟

00:13:44.957 --> 00:13:47.915
حرفهایی که با زن برادرم زدم
من رو کمی عصبانی کرد

00:13:48.168 --> 00:13:51.001
اما نذاشتم که این عصبانیت
به کارم لطمه‌ای بزنه

00:13:51.255 --> 00:13:55.169
روز پرباری رو داشتم
اما هر چی به عصر نزدیک می‌شدم

00:13:55.384 --> 00:13:58.297
بیشتر احساس اضطراب می‌کردم

00:14:03.642 --> 00:14:06.760
باورم نمیشه دارم این حرفها رو میزنم

00:14:08.981 --> 00:14:12.975
اخیرا احساسات عجیبی
راجع به ازدواجم داشتم

00:14:15.112 --> 00:14:18.230
مثلا حس میکنم
همه چیز داره از هم می‌پاشه

00:14:19.408 --> 00:14:23.367
و منم به طرق مختلف می‌خوام
که این حس رو انکار کنم

00:14:25.539 --> 00:14:27.576
باید قبول کنم که

00:14:27.708 --> 00:14:31.781
بعضی وقتها از خودم می‌پرسم
آیا انتخاب درستی انجام دادم

00:14:33.798 --> 00:14:35.994
بهتون گفته بودم که یه نفر دیگه
قبلا توی زندگی من بوده

00:14:37.176 --> 00:14:41.010
آخرین باری که دیدمش
مربوط به چند سال قبل میشه

00:14:41.180 --> 00:14:43.296
قبل از ازدواجم، توی یه مهمونی

00:14:56.946 --> 00:15:02.942
تمومش کن همین الان تمومش کن این کار دیوونگیه
من دارم با کن ازدواج میکنم

00:15:03.202 --> 00:15:07.116
چطور میتونی با کن ازدواج کنی؟ تو عاشق منی
من... چی؟ تو خیلی مغروری

00:15:07.457 --> 00:15:09.368
چی باعث شده فکر کنی من عاشقتم؟

00:15:09.459 --> 00:15:14.329
می‌دونم. بعضی چیزها هست که
آدم اطمینانشون رو حس میکنه

00:15:15.673 --> 00:15:19.746
خب... من... من... تو اشتباه میکنی
و اگر من باعث شدم به اشتباه بیفتی متاسفم

00:15:20.053 --> 00:15:23.762
این خودتی که داری خودت رو به اشتباه می‌اندازی
از تو تعجب می‌کنم

00:15:24.057 --> 00:15:26.970
منظورم اینه که
کن دوست نزدیک توئه

00:15:27.185 --> 00:15:31.975
من عاشق هر چیزی هستم که به تو مربوط میشه
ازت میخوام که بیای و با من زندگی کنی

00:15:32.357 --> 00:15:35.270
بس کن تمومش کن... همین الان

00:15:35.568 --> 00:15:38.401
ماریون میخوایم به سلامتی‌تون بنوشیم

00:15:38.571 --> 00:15:40.562
فقط برو

00:15:43.910 --> 00:15:47.665
به سلامتی عروسی کن و ماریون
در هفته‌ی آینده

00:15:48.873 --> 00:15:52.946
و به سلامتی کتاب جدید ماریون. فلسفه‌ی آلمانی
هرگز همچون گذشته‌اش نخواهد بود

00:15:53.253 --> 00:15:55.085
امیدوارم اینطوری نباشه

00:15:55.171 --> 00:15:59.130
تو برای همیشه به کارت ادامه خواهی داد
هیدگر قطعا به اون چیزی که لیاقتش هست می‌رسه

00:15:59.301 --> 00:16:01.497
دوست دارم که سلامتی
یه چیز دیگه‌ای هم بنوشیم

00:16:01.636 --> 00:16:04.469
به سلامتی
سلامتی و شادمانی

00:16:05.640 --> 00:16:08.678
نمی‌خوای به سلامتی ماریون بنوشی؟
البته. چرا که نه؟

00:16:08.810 --> 00:16:11.689
با تمام وجودم
به سلامتی ماریون می‌نوشم

00:16:11.980 --> 00:16:13.891
ای چاپلوس

00:16:31.792 --> 00:16:34.625
داشتم یه چیزایی رو برمی‌گردوندم

00:16:38.006 --> 00:16:40.122
اونجوری بهم خیره نشو

00:16:40.217 --> 00:16:43.016
من یه شبح نیستم

00:16:44.263 --> 00:16:48.257
ما توی این خونه سالها
با هم زندگی کردیم، بچه دار شدیم

00:16:49.393 --> 00:16:51.509
توقع داشتم قبلش تماس می‌گرفتی

00:16:51.603 --> 00:16:57.440
نمیخوام بمونم. هرچند که بعضی از کسانی که اینجا هستند
قبلا دوست من هم بودند

00:16:59.903 --> 00:17:01.974
یه نوشیدنی میخوای؟
کیتی

00:17:02.114 --> 00:17:04.947
نترس
دعوتش رو قبول نمی‌کنم

00:17:05.242 --> 00:17:09.998
اینا خرت و پرتهای روزهایی هستند که
متمدنانه تر با هم رفتار می‌کردیم

00:17:10.331 --> 00:17:13.449
فکر کنم بهتره اونا رو بذاری رو بری

00:17:13.709 --> 00:17:16.383
ماریون کدومتونه؟

00:17:16.629 --> 00:17:19.621
من هستم
کتی این کارت بدجوری توی ذوق می‌زنه

00:17:19.798 --> 00:17:22.711
اوه همسر سابق بنده
مدرک ذوق شناسی دارند

00:17:22.968 --> 00:17:27.838
بفرمائید ببینم نظر امیلی پست در مورد رابطه‌ی
نامشروع با یه پروفسور فلسفه

00:17:28.182 --> 00:17:32.062
توی یه مسافرخونه زمانی که همسر اون مَرد
برای درآوردن تخمدانش به بیمارستان رفته چیه؟

00:17:32.269 --> 00:17:35.227
خب دیگه کافیه حالا خواهش میکنم برو
اوه خدای من

00:17:35.356 --> 00:17:40.351
آزرده شدن تو رو درک میکنم
و اگر کار اشتباهی کردم ازت عذر میخوام

00:17:40.653 --> 00:17:43.645
من رو ببخش
سرزنشت رو قبول میکنم

00:17:50.913 --> 00:17:52.904
واقعا متاسفم

00:18:12.852 --> 00:18:15.890
چی بگم که حال و هوات عوض بشه؟

00:18:17.148 --> 00:18:19.981
واقعا متعجبم میکنی

00:18:20.151 --> 00:18:24.270
اون دوست توئه... اون فقط اون فقط
یه تجربه‌ی شرم آور داشته

00:18:25.323 --> 00:18:28.281
بله اون دوست منه و منم عاشقشم

00:18:28.576 --> 00:18:31.568
اما اون یه آدم خودنماست
سرد مزاجه و لجوج

00:18:33.831 --> 00:18:38.701
مگه ندیدی چی گفت؟
سرزنشت رو قبول میکنم. خدای من

00:18:40.046 --> 00:18:43.038
یه موقعیت سخت رو
به آرامی‌ حل و فصل کرد

00:18:43.174 --> 00:18:46.087
ولی زیادی با آرامش این کار رو کرد
همچین رفتاری رو دوست داری؟

00:18:46.344 --> 00:18:48.255
اون یه مغرور افاده‌ایه

00:18:48.429 --> 00:18:51.262
اون یه مرد معرکه‌ست

00:18:51.474 --> 00:18:54.387
و یه... یه پزشک فوق العاده

00:18:55.603 --> 00:18:58.561
تحصیل کرده و آبرومند

00:18:58.815 --> 00:19:01.728
...من عاشق اینم که باهاش باشم
من... من

00:19:01.985 --> 00:19:06.821
عاشق اینم که بشینم باهاش کتاب بخونم
و همش مربوط به این بالا میشه. همش اینجاست

00:19:07.157 --> 00:19:09.068
و یه مرد سکسیه

00:19:09.284 --> 00:19:13.164
رابطه‌ی نامشروع توی مسافرخونه؟
کارت اعتباریشون رو هم برده بودند؟

00:19:14.539 --> 00:19:17.497
اون هیچ‌وقت سعی نمی‌کنه
زیراب تو رو بزنه

00:19:19.544 --> 00:19:21.740
حتی اگه به طرز شهوت انگیزی
عاشق یه زن باشه؟

00:19:28.970 --> 00:19:31.086
شاید بهتر باشه بریم پیش بقیه

00:19:31.223 --> 00:19:34.181
شاید در موردت اشتباه میکردم

00:19:35.352 --> 00:19:39.346
شاید هردوتون سروته یه کرباسین
شاید تو زیادی شامپاین خوردی

00:19:39.689 --> 00:19:42.442
شاید این گفتگو داره تو رو میترسونه

00:19:42.609 --> 00:19:44.600
باید برم

00:19:45.570 --> 00:19:47.720
چرا این کار رو نمی‌کنی؟

00:19:56.081 --> 00:19:58.197
اغلب اوقات عشق واقعی
من رو متعجب میکنه

00:19:59.251 --> 00:20:03.245
یا شاید بهتره بگم که یه جورایی خودم رو از اینکه
بهش فکر کنم منع می‌کنم

00:20:04.506 --> 00:20:07.544
منظورم تجربه هایی نیست
که خودم داشتم

00:20:07.718 --> 00:20:12.633
اون عمیق‌تره خیلی عمیق‌تر
اون‌وقته که شروع می‌کنم به ترسیدن

00:20:14.766 --> 00:20:16.803
چون احساس می‌کنم خیلی

00:20:25.235 --> 00:20:27.351
هی، حالت چطوره؟
خوبم

00:20:27.488 --> 00:20:31.447
عالیه. اینجا واقعا خوبه
خیلی ازش خوشم میاد. حاضری؟

00:20:31.742 --> 00:20:33.699
البته
ببخشید مثل اینکه زود اومدم، آره؟

00:20:33.786 --> 00:20:37.620
نه
پس سروقت اومدم؟ خب پس خوبه

00:20:37.831 --> 00:20:42.860
می‌دونی که بابات نمیاد؟
آره باهاش حرف زدم. حالت خوبه؟

00:20:43.212 --> 00:20:44.122
من؟
آره یه جوری

00:20:45.005 --> 00:20:47.076
نه خوب خوبم
باشه

00:20:47.216 --> 00:20:52.131
خب پس بزن بریم
که ترافیک نخوریم

00:21:05.860 --> 00:21:10.058
یه تعدادی از دارایی‌ها و یادگاری‌های مادرت
رو جمع کردم

00:21:10.406 --> 00:21:13.125
عکس‌ها، نامه‌ها

00:21:13.284 --> 00:21:15.355
شاید دلت بخواد پیش تو باشن

00:21:15.494 --> 00:21:19.328
در خودم ندیدم که دور بریزمشون

00:21:19.540 --> 00:21:24.535
این چند ماه گذشته غیرقابل‌تحمل بوده؟
سعی کردم خودم رو سرگرم نگه دارم

00:21:24.879 --> 00:21:28.793
کاش اسباب‌کشی میکردی می‌اومدی توی شهر
همین‌جا راحتم

00:21:29.926 --> 00:21:34.921
کلارا میاد، مثل همیشه
تمیزکاری و آشپزی می‌کنه

00:21:35.264 --> 00:21:37.255
در نتیجه سختی‌ای برای من نمی‌مونه

00:21:37.391 --> 00:21:41.225
سالی دو بار با هیات مدیره‌ی اسمیتسون
ملاقات می‌کنم

00:21:41.521 --> 00:21:46.516
باعث میشه برم واشنگتن
و یه کمی‌ وقت بگذرونم

00:21:49.779 --> 00:21:52.737
مشکلی ندارم
همینجا جام خوبه

00:21:52.907 --> 00:21:56.946
اما میخوای دور و برت چیزی نباشه که تو رو
یاد مامان بندازه؟

00:21:57.245 --> 00:22:03.036
خب، بعضی وقتها هست که حتی یه مورخ هم
نباید به گذشته نگاهی بندازه

00:22:03.376 --> 00:22:06.368
فکر میکنین توی سن و سال شما می‌تونین کسی رو
ببینید و عاشقش بشین؟

00:22:06.629 --> 00:22:10.588
توی سن من فقط میشه یه آرزو داشت
و اونم آرزوی امنیت و آزادیه

00:22:13.761 --> 00:22:17.720
می‌دونین پاول و لین
دارن طلاق میگیرن؟

00:22:17.891 --> 00:22:22.806
از پاول هر کاری بگی بر میاد
ترجیح میدم خبری ازش نداشته باشم

00:22:23.146 --> 00:22:26.218
خوش شانس نبوده
اونم همون‌قدر که تو شانس داشتی، شانس داشته

00:22:27.358 --> 00:22:31.352
مشکلش اینه که جربزه‌اش رو نداشته که بچسبه
به یه کار درست و حسابی

00:22:31.654 --> 00:22:36.490
امیدوارم بازم بهش پول نداده باشی
نه از این خبرا نیست

00:22:36.826 --> 00:22:41.741
من از گندکاری‌های
مالی زیادی نجاتش دادم

00:22:41.998 --> 00:22:46.037
و خیلی بیشتر از اون چیزی که بخوام به تو بگم
براش پول خرج کردم

00:22:46.336 --> 00:22:52.093
بالاخره یه روزی توی اون گندکاری‌های اقتصادیش
سر یه نفر کلاه میذاره

00:22:52.384 --> 00:22:54.455
و می‌افته زندان

00:22:58.682 --> 00:23:02.596
سر شام متوجه شدم
که با سرزنش نگاهم کردی

00:23:03.895 --> 00:23:07.775
خب فکر نمیکنم که در شان تو باشه
که از پدر من بپرسی

00:23:08.066 --> 00:23:10.979
ممکنه توی سن و سال که داری
عاشق کسی بشه

00:23:11.111 --> 00:23:15.230
ولی اون برداشت بدی نکرد
نه ولی خیلی حرف مودبانه‌ای هم نبود

00:23:15.407 --> 00:23:18.320
اون پیر شده اما مجبور نیست که بهش یادآوری بشه
که یه پیرمرده

00:23:18.493 --> 00:23:20.404
متاسفم

00:23:20.537 --> 00:23:23.450
عیبی نداره... فقط

00:23:23.665 --> 00:23:26.578
مهم نیست

00:23:26.710 --> 00:23:28.781
این هم عکس‌ها

00:23:29.922 --> 00:23:32.960
این هم جواهرات مادرم
همونطوری که قبلا بودند

00:23:34.009 --> 00:23:37.047
اون‌ها هیچ‌وقت آدمهایی نبودند که به دارایی‌هاشون
تعلقات احساسی داشته باشن

00:23:38.263 --> 00:23:41.176
اینم کتاب مجموع اشعار ریلکه‌اش
"ریلکه، شاعر بزرگ آلمانی"

00:23:41.308 --> 00:23:45.427
می‌دونین، اون اولین کسی بود که شعر آلمان رو
به من معرفی کرد

00:23:46.563 --> 00:23:49.521
اینم یه عکس از خونه‌مون
توی فصل پاییز

00:23:49.650 --> 00:23:53.564
خیلی قشنگه
اوناهاش ما توی آشپزخونه‌ایم

00:23:53.779 --> 00:23:56.897
اینم کلارا
ببین چقدر جوون بودی کلارا

00:23:57.032 --> 00:24:01.902
تو خیلی با ما خوش رفتار بودی
هنوزم مزه‌ی کلوچه‌هایی رو که برامون می‌پختی یادمه

00:24:02.121 --> 00:24:06.240
وقتی از اون سرماخوردگی‌های ناجور می‌گرفتیم
همش کنارمون بودی. تو یه قدیس بودی

00:24:06.458 --> 00:24:11.453
اوه این هم منم. یه کم بزرگتر شدم
می‌رفتم توی انباری و ساعتها نقاشی می‌کشیدم

00:24:11.672 --> 00:24:14.630
وقتی نقاشی میکردم
زمان برام بی معنی می‌شد

00:24:14.800 --> 00:24:18.794
این هم منم و دوستم کلر
اون یه بازیگر شد

00:24:18.971 --> 00:24:22.885
دوستهای خیلی نزدیکی بودیم
اما الان سالهاست که ندیدمش

00:24:24.101 --> 00:24:28.220
این هم مادرم. عاشق این بود که قدم بزنه
و روی زمین بشینه

00:24:29.315 --> 00:24:33.388
عاشق همه‌ی چیزهای قشنگ بود
عاشق طبیعت، موسیقی، شعر

00:24:34.445 --> 00:24:37.403
این چیزها همه‌ی هستی اون رو
تشکیل می‌دادند

00:24:40.868 --> 00:24:45.658
پاول؟ میخواستم راجع به مسئله‌ای باهات حرف بزنم
بله پدر

00:24:45.998 --> 00:24:48.911
با برادرم بن حرف زدم

00:24:49.085 --> 00:24:53.204
قول داد که توی فصل آینده جایی هم واسه‌ی تو
توی مزرعه نگه داره

00:24:53.464 --> 00:24:56.183
من دلم نمیخواد توی کارخونه‌ی
تولید جعبه‌های مقوایی کار کنم

00:24:56.384 --> 00:25:01.504
اون کارخونه‌ی تولید کاغذ هست پاول، نه فقط جعبه سازی
یه بار امتحانش کردم واسه هفت پشتم بسه

00:25:01.806 --> 00:25:03.604
پاول

00:25:03.850 --> 00:25:07.639
الزاماتی هست که باید پذیرفته بشن

00:25:07.979 --> 00:25:10.858
امسال سال خوبی نبوده

00:25:11.107 --> 00:25:15.021
مادرت به سختی بیماره و من تصمیم گرفتم یه مقدار
وقتم رو آزاد کنم

00:25:15.319 --> 00:25:18.118
تا بتونم درسم رو توی
کنگره‌ی قاره‌ای به اتمام برسونم

00:25:18.239 --> 00:25:23.268
و این مسئله‌ی مهمیه که برای رفتن ماریون به کالج
پول کافی داشته باشیم

00:25:23.619 --> 00:25:26.657
من دلم میخواد که اون بورسیه‌اش رو بگیره
اون دختر خیلی بااستعدادیه

00:25:26.914 --> 00:25:28.712
اما من نقشه‌های دیگه‌ای داشتم

00:25:28.833 --> 00:25:32.827
مطمئنم که نقشه هات شامل
ورق بازی و اتلاف وقت هم میشه

00:25:33.004 --> 00:25:37.043
این منصفانه نیست
پاول نمرات تو در حد متوسط هستند

00:25:37.342 --> 00:25:42.212
اما دلیلش این نیست که به اندازه‌ی کافی باهوش نیستی
دلیلش اینه که از خودت مایه نمی‌ذاری

00:25:42.430 --> 00:25:45.263
بله می‌دونم
و ماریون هم نابغه است

00:25:46.434 --> 00:25:49.472
اون موقعیت این رو داره
که به برین مار بره

00:25:50.605 --> 00:25:53.563
دلت میخواد جلوش رو بگیری؟
نه

00:25:53.817 --> 00:25:58.766
اون یه چیزی میشه. مایه‌اش رو داره
هیچ چیزی جلودارش نیست

00:26:00.073 --> 00:26:05.102
فقط اگر بتونم جلوی خیالبافی‌هایی که
توی جنگل با آب‌رنگش انجام می‌ده رو بگیرم

00:26:16.756 --> 00:26:18.633
پاول

00:26:20.927 --> 00:26:21.997
چی شده؟

00:26:22.846 --> 00:26:25.964
داره مجبورم میکنه برم توی
کارخونه‌ی مقواسازی کار کنم

00:26:27.142 --> 00:26:30.055
خب، خودت چی میخوای؟
نمی‌دونم

00:26:30.312 --> 00:26:34.306
از این خونه بذارم برم، برم سفر
برم یه کار جذاب پیدا کنم

00:26:34.608 --> 00:26:37.441
هر کاری به جز کار کردن
توی کارخونه‌ی مقواسازی

00:26:38.570 --> 00:26:41.528
ازش متنفرم
از هردوشون

00:26:41.823 --> 00:26:44.656
اونا توی دنیای خودشون زندگی می‌کنن

00:27:07.891 --> 00:27:11.725
به اندازه‌ی کافی نزدیکه؟
آره قراره اسکات رو همین نزدیکی‌ها ببینم

00:27:12.020 --> 00:27:16.059
چرا تو هم نمیای؟ اون خیلی دوست داره تو رو ببینه
من کلی راجع به تو براش حرف زدم

00:27:16.358 --> 00:27:19.271
مرسی عزیزم
ولی خیلی خسته‌ام

00:27:20.195 --> 00:27:22.345
میشه بذاریمش واسه یه وقت دیگه؟
بیا دیگه، فقط واسه خوردن یه آبجو

00:27:22.489 --> 00:27:26.278
هنوز خیلی زوده و بابا هم
به این زودی‌ها نمیاد خونه

00:27:26.618 --> 00:27:28.655
کسی رو دیدی؟

00:27:28.746 --> 00:27:31.625
آره
کی؟

00:27:31.874 --> 00:27:36.869
فقط... یه آشنای معمولی
یه زنی که می‌شناسمش

00:27:39.214 --> 00:27:43.048
خب پس، خیلی ممنون
خیلی بهم خوش گذشت

00:27:43.344 --> 00:27:45.335
خداحافظ

00:29:05.635 --> 00:29:08.627
نصف دیالوگها رو امشب یادم رفت

00:29:09.931 --> 00:29:11.922
ماریون، من

00:29:12.016 --> 00:29:15.008
کلر
تویی... خودتی

00:29:15.937 --> 00:29:19.134
کلر؟ همین امروز داشتم راجع بهت حرف می‌زدم
جدی؟

00:29:19.399 --> 00:29:25.111
توی خونه‌ی پدری داشتم با یه سری عکس قدیمی
‌مرور خاطرات میکردم. تو اینجا چی کار می‌کنی؟

00:29:25.488 --> 00:29:29.447
دارم یه نمایش بازی میکنم. البته الان تعطیله ولى
داری یه نمایش بازی می‌کنی؟

00:29:29.743 --> 00:29:32.656
آره. فکر کنم قسمت مربوط به تئاتر رو
توی روزنامه نمی‌خونی

00:29:32.912 --> 00:29:35.791
خب چرا میخونم
ولی اصلا فکرشم نمی‌کردم

00:29:37.917 --> 00:29:41.911
ببخشید حواسم نیست. ببخشید
ایشون همسرم هستند، جک

00:29:42.172 --> 00:29:44.163
ماریون پست
از دیدنتون خوشوقتم

00:29:44.299 --> 00:29:48.258
اوه خدای من

00:29:48.428 --> 00:29:53.298
ما الان توی مونتری زندگی می‌کنیم
جدی؟ وقت دارین یه نوشیدنی با هم بخوریم؟

00:29:53.642 --> 00:29:57.636
متاسفم داریم ملاقات چندتا دوست
نه هنوز تا بخوایم بریم سر قرارمون وقت داریم

00:29:57.896 --> 00:30:00.729
وقت داریم؟
چه عالی. باید یه جایی همین اطراف بشه پیدا کرد

00:30:00.899 --> 00:30:04.779
از این طرف بیا. مستقیم
من فقط

00:30:11.284 --> 00:30:15.403
عفو بین الملل و ‌ای سی ال یو
هردوشون توی یه روز برگزار میشدند

00:30:15.705 --> 00:30:20.415
بذار ببینم حتما داری شوخی می‌کنی
منظورت اینه که

00:30:20.669 --> 00:30:24.708
هم عضو عفو بین‌الملل
و هم اتحادیه‌ی آزادی‌های مدنی آمریکا هستی؟

00:30:24.965 --> 00:30:27.844
ماریون همیشه رویای نجات بشریت توی سرش بود
مگه نه؟

00:30:27.968 --> 00:30:30.960
فقط یه سیل یا زلزله بهم بده ببین چی کارا که نمی‌کنم
کن هم همینطوریه

00:30:31.096 --> 00:30:34.214
چطوری واسه این کارا وقت پیدا می‌کنین؟
همه‌ی وقتم رو پر نمی‌کنه

00:30:34.516 --> 00:30:38.146
و رئیس دپارتمان فلسفه، غیرممکنه

00:30:38.353 --> 00:30:41.391
من دو سال فلسفه خوندم
توی دانشگاه شیکاگو

00:30:41.648 --> 00:30:46.438
دپارتمان خیلی خوبی دارند
بله خوب بود، البته قبل از اینکه اخراجم کنند

00:30:46.820 --> 00:30:49.778
کلر تو هیچ‌وقت راجع به این بخش از زندگیت
برام حرف نزده بودی

00:30:49.948 --> 00:30:52.827
فکر می‌کردم گفتم
ما دوستهای خیلی نزدیکی بودیم

00:30:52.951 --> 00:30:55.989
از همون روز اول معلوم بود که یه بازیگر مادرزاده
نه

00:30:56.246 --> 00:31:00.160
حرفش رو باور نکنین
از اول استعداد بازیگری توی خون‌ش بود

00:31:00.334 --> 00:31:04.293
فکر کنم با برنامه‌ی فشرده‌ای که دارین
زیاد وقت نمی‌کنین به تئاتر برین

00:31:04.588 --> 00:31:08.502
چرا شوهرم اپرا رو ترجیح میده
ولی اپرا خیلی کم اجرا میشه

00:31:08.801 --> 00:31:12.635
قدیما طرفدار مکتب برشت بودم
من چندتا کار از برشت روی صحنه بردم

00:31:12.805 --> 00:31:14.842
جدی؟
"آره مثلا "ننه دلاور

00:31:14.974 --> 00:31:18.012
اینجا که نبوده؟
چرا همینجا. اون نمایشنامه رو دیدن؟

00:31:18.269 --> 00:31:23.139
البته که دیدمش. یکی از بهترین اجراهایی بود که
تا حالا از اون نمایشنامه دیدم

00:31:23.482 --> 00:31:26.361
نظر لطفتونه
البته با ترجمه‌اش مشکل داشتم

00:31:26.485 --> 00:31:29.443
بعضی از دیالوگها
می‌تونست بهتر ترجمه بشه

00:31:29.572 --> 00:31:34.521
دقیقا. ترجمه‌اش یه مقدار خام‌دستانه انجام شده بود
اما شما کارتون حرف نداشت. واقعا عالی بود

00:31:34.785 --> 00:31:37.743
هی هی هی

00:31:37.955 --> 00:31:40.868
یه نگاهی هم به من بنداز
من زنتم نه اون

00:31:41.042 --> 00:31:42.032
هان؟

00:31:42.084 --> 00:31:45.122
از وقتی نشستیم اینجا واله و شیدای هر کلمه‌ای شدی
که از دهنش در میاد

00:31:45.379 --> 00:31:47.177
داری آبروی من رو می‌بری

00:31:47.298 --> 00:31:51.257
جک در مورد چیزهایی که ظاهرا من نمی‌تونم بهش بدم
به شدت تاثیرپذیره

00:31:51.427 --> 00:31:52.542
کلر سخت نگیر

00:31:52.595 --> 00:31:57.431
میخوای انکار کنی که
یک ساعته چشم ازت برنمی‌داره؟

00:31:57.642 --> 00:32:01.636
فکر کنم یک کلمه از حرفهایی که من زدم رو نشنیدی
تو الان یه مقدار مست هستی

00:32:01.854 --> 00:32:05.848
اگه ترجیح میدی باهاش تنها باشی
کلر بس کن. این حرفهای احمقانه چیه می‌زنی

00:32:06.025 --> 00:32:09.984
ما فقط یه گپ دوستانه انجام دادیم
نمیخواد قیافه‌ی آدمهای بیگناه رو به خودت بگیری

00:32:10.279 --> 00:32:12.236
این اولین بار نیست
بس کن

00:32:12.323 --> 00:32:15.236
منظورت چیه؟
بریم کلر. متاسفم ماریون

00:32:15.409 --> 00:32:17.366
ما قبلا هم توی همچین شرایطی بودیم

00:32:17.453 --> 00:32:21.526
وقتی که همینجوری کاملا از روی بیگناهی و معصومیت
باعث شدی من در مورد تمام زندگیم به شک و تردید بیفتم

00:32:21.749 --> 00:32:24.741
کلر بدجوری داری تئاتری برخورد می‌کنی

00:32:24.877 --> 00:32:26.914
نمی‌دونم داری راجع به چی حرف می‌زنی

00:32:27.797 --> 00:32:30.994
من و تو همینجوری خوش و خرم از هم جدا نشدیم
من خودم خواستم که دوستیم رو با تو بهم بزنم

00:32:33.177 --> 00:32:37.011
راجع به دیوید که حرف نمی‌زنی؟
پس بالاخره دوزاری‌ت افتاد

00:32:37.348 --> 00:32:41.421
می‌دونم که هیچ علاقه‌ای بهش نداشتم
اما می‌دونستی من چقدر براش مهم هستم

00:32:41.603 --> 00:32:47.440
من هیچ کاری به کارش نداشتم
و هیچ‌وقت چراغ سبز بهش نشون ندادم

00:32:47.817 --> 00:32:48.807
دروغ میگی

00:32:48.860 --> 00:32:54.776
مکالمه‌هاتون همیشه پر بود از لاس زدن‌های موزیانه
و نگاه‌های معنادار

00:32:55.158 --> 00:33:00.915
و اندکی هم تمایلات اغواگرانه

00:33:01.372 --> 00:33:04.171
اصلا اینطوری نیست

00:33:04.334 --> 00:33:06.325
و تو هم به این خاطر
اون رو با من بد کردی؟

00:33:06.419 --> 00:33:10.413
شیفتگی‌اش به تو کورـش کرده بود

00:33:10.715 --> 00:33:14.549
ما حتی یه لحظه هم با هم تنها نبودیم
من هیچ‌وقت هیچ کاری باهاش نکردم

00:33:14.719 --> 00:33:19.873
ولی به نظر من تو اون رو اغوا کرده بودی
هر وقت که دور و ورمون بود تو یه جورایی تحریکش میکردی

00:33:20.225 --> 00:33:22.978
شاید حتی خودتم نمی‌دونستی
که داری چی کار می‌کنی

00:33:23.144 --> 00:33:26.102
کلر موضوع بحث رو عوض کنید

00:33:26.314 --> 00:33:28.430
احتمالا بعد از اینکه تو رو دید
من دیگه براش مزه‌ای نداشتم

00:33:29.317 --> 00:33:34.437
همه اش چرنده. یه رابطه‌ی دوستانه رو بخاطر
خیالات از هم بپاشی؟

00:33:34.781 --> 00:33:37.580
مطمئنم خودم این بلا رو سر خودم آوردم
خیلی بهت افتخار می‌کردم

00:33:37.742 --> 00:33:43.658
تو بهترین دوستم بودی. خیلی تر و فرز و بذله گو
در عوضش من یه آدم خام و ساده لوح بودم

00:33:43.915 --> 00:33:47.067
باید هم دیوید گلوش پیش تو گیر می‌کرد
مرد استثنائی‌ای بود

00:33:47.335 --> 00:33:52.171
من بهش پشت کردم. بهش گفتم که تو و اون با هم هستید
و من دخلی به این رابطه ندارم

00:33:52.424 --> 00:33:56.304
اینجوری به چیزی که میخواستی رسیدی
مزخرف نگو

00:33:56.637 --> 00:34:00.551
واقعا باور میکنم که خودتم نمی‌دونستی داری
چی کار می‌کنی

00:34:00.724 --> 00:34:04.604
این دیگه غیر قابل تحمله
هیچ‌وقت دیگه نباید مشروب بخوری

00:34:04.770 --> 00:34:09.890
قسم میخورم هیچ‌وقت همچین چیزی توی ذهنم نبوده
چه آگاهانه چه ناخودآگاه

00:34:10.150 --> 00:34:15.065
بهش فکر کن. فقط بعضی وقتها بهش فکر کن
تو باید بازیگر میشدی

00:34:25.791 --> 00:34:30.627
وقتی رسیدم خونه کن خوابیده بود
دلم میخواست زودتر برم توی تختخواب

00:34:31.046 --> 00:34:34.835
بخاطر اتفاقی که با کلر افتاد
ناراحت و خسته بودم

00:34:35.009 --> 00:34:38.127
فکر کردم اگه کمی ‌مطالعه کنم
حالم جا میاد

00:34:38.387 --> 00:34:41.220
رفتم سراغ کتاب اشعار ریلکه
که مادرم داده بود

00:34:42.433 --> 00:34:46.552
وقتی 16 ساله بودم یکی از اشعار ریلکه رو که درباره‌ی
یک یوزپلنگ بود یادداشت کردم

00:34:47.605 --> 00:34:51.758
تصویری از چیزی که پوزپلنگ از پشت
میله‌های قفسش به اون خیره شده بود

00:34:51.942 --> 00:34:55.776
و اون تصویر تنها میتونست
تصویر مرگ باشه

00:34:57.990 --> 00:35:00.948
بعدش شعر مورد علاقه‌ی مادرم رو دیدم

00:35:01.285 --> 00:35:04.164
تندیس عتیق آپولو

00:35:06.332 --> 00:35:10.451
لکه‌های روی صفحه بود که به نظرم می‌رسه
جای قطرات اشک مادرم بوده

00:35:12.671 --> 00:35:15.584
آنها از سرتاسر آخرین مرز سقوط کردند

00:35:16.926 --> 00:35:20.885
اینجا را مکانی نیست که تو را نبیند

00:35:23.140 --> 00:35:26.098
تو باید مرز خود را تغییر دهی

00:35:29.355 --> 00:35:31.426
دیشب دیر اومدی

00:35:31.524 --> 00:35:34.437
رفته بودم پیش یه دوست قدیمی

00:35:34.610 --> 00:35:38.649
بعدش هم خوابم نبرد. فکر نمیکنم حتی ده دقیقه هم
چشم روی هم گذاشته باشم

00:35:38.823 --> 00:35:41.815
نمی‌دونم تو چطور خوابت نبرد
من که غش کردم

00:35:42.076 --> 00:35:44.909
امشب قراره با مارک و لیدیا بریم کنسرت

00:35:45.079 --> 00:35:48.868
با امروز مشکلی ندارم
ولی فردا باشه بهتره

00:35:50.084 --> 00:35:53.202
ولی فردا قراره با تام و النور شام بخوریم

00:35:53.379 --> 00:35:58.249
و جمعه مارک و لیدیا میخوام برای
سالگرد ازدواجمون ببرنمون بیرون

00:35:58.593 --> 00:36:02.507
سالگرد ازدواجمون شده؟
آره. زود می‌گذره، نه؟

00:36:05.850 --> 00:36:07.841
چی شده؟

00:36:07.977 --> 00:36:09.968
نمی‌دونم

00:36:11.147 --> 00:36:13.138
چیه؟

00:36:14.234 --> 00:36:17.272
خب فکر نمی‌کنی باید
سالگردمون رو تنهایی بگذرونیم؟

00:36:17.403 --> 00:36:22.193
مثلا می‌تونیم بریم به همون رستورانی که اولین شب
با هم بودنمون رو اونجا بودیم

00:36:22.534 --> 00:36:24.445
تو فیلادلفیا؟

00:36:28.832 --> 00:36:30.823
بغلم کن

00:36:33.962 --> 00:36:35.873
هی

00:36:38.049 --> 00:36:39.198
عزیزم

00:36:42.303 --> 00:36:44.419
هدیه‌ات رو قبلا خریدم

00:36:51.813 --> 00:36:55.647
من تو رو اغوا کردم
و باعث شدم از زنت جدا بشی؟

00:36:57.944 --> 00:37:00.857
من بودم که این کار رو کردم
مگه یادت نمیاد؟

00:37:02.032 --> 00:37:06.185
بعد هم به این فکر کردم که نکنه تحویلم نگیری
چون یه مرد متاهل بودم

00:37:08.455 --> 00:37:10.332
خب

00:37:10.457 --> 00:37:14.496
دیشب با لورا چه طور گذشت؟
می‌دونی که اون دختر از تو واسه خودش بت ساخته؟

00:37:14.711 --> 00:37:16.702
آره

00:37:17.714 --> 00:37:22.663
بهتره من دیگه برم. فکر کنم سر راهم به مرکز شهر
باید یه سری به کتابخونه بزنم

00:37:23.011 --> 00:37:24.888
باشه

00:37:44.950 --> 00:37:47.829
امروز ساکتی

00:37:47.995 --> 00:37:50.111
معمولا خوب حرف می‌زنی

00:37:52.207 --> 00:37:55.199
خب... من... حرفی ندارم بزنم

00:38:08.766 --> 00:38:11.804
چیزی واسه اطلاع دادن ندارم

00:38:15.272 --> 00:38:18.105
عصبانی هستی؟

00:38:19.443 --> 00:38:22.356
نه، چیزی نیست که
خودم متوجه اش باشم

00:38:22.530 --> 00:38:26.364
ولی حرفی برای گفتن نداری؟

00:38:26.659 --> 00:38:28.570
نه

00:39:36.396 --> 00:39:39.434
اون ما رو دید اسکات
بهت که گفته بودم در رو قفل کن

00:39:39.607 --> 00:39:41.723
خودت گفتی که میرن جنگل

00:39:41.818 --> 00:39:46.608
بابا گفت که از اینکه آخر هفته رو ما اینجا
باشیم حس خوبی نداره

00:39:46.948 --> 00:39:51.818
بعد هم من سعی کردم بهش توضیح بدم و اعتمادش رو جلب کنم
بهش گفتم که چیزی نمیشه و این

00:39:52.036 --> 00:39:55.188
بی خیال بابا. من مطمئنم اون زن غیرطبیعیه
تو ماریون رو نمی‌شناسی

00:39:55.498 --> 00:40:00.174
فکر می‌کردم گفته بودی که آدم بی خیال و راحتیه
آره اون... اون زن خیلی خوبیه اون

00:40:00.420 --> 00:40:04.414
خیلی خوبه... اون... نمی‌دونم
فقط اون

00:40:05.633 --> 00:40:07.749
فقط یه کم راجع به آدم قضاوت میکنه

00:40:07.886 --> 00:40:13.677
می‌دونی چی میگم؟ از اون آدمایی که از بالا
به دیگران نگاه میکنن و راجع بهشون قضاوت می‌کنن

00:40:14.100 --> 00:40:17.092
خودم شنیدم که راجع به
برادرش چه حرفهایی می‌زد و

00:40:17.228 --> 00:40:21.187
همیشه فکر میکنم راجع به من هم اینطوری قضاوت میکنه
نمی‌دونم

00:40:21.358 --> 00:40:26.228
...من فقط
الان یه کم حس کم ارزش بودن میکنم

00:40:26.613 --> 00:40:28.524
کم ارزش؟
آره

00:40:28.657 --> 00:40:29.727
کم ارزش؟
آره

00:40:29.783 --> 00:40:32.616
به نظر من که خیلی رمانتیک بود
آره بود

00:40:32.786 --> 00:40:35.744
با این آتیش و مشروب و

00:40:36.039 --> 00:40:38.030
آره همینطور بود

00:40:40.210 --> 00:40:43.123
دیگه نتونستم اون روز کار کنم

00:40:43.296 --> 00:40:46.209
حس کردم به هوای تازه احتیاج دارم

00:40:47.300 --> 00:40:52.374
بی هدف توی خیابون قدم زدم و سعی کردم
افکار مغشوشم رو سروسامون بدم

00:40:53.557 --> 00:40:55.514
نمی‌دونم چه مدتی
همینطوری سرگردان بودم ولی

00:40:55.600 --> 00:40:59.594
وقتی به خودم اومدم دیدم
خیلی از دفترم دور شده ام

00:41:18.582 --> 00:41:20.573
چی شده؟

00:41:21.794 --> 00:41:23.785
نمی‌دونم

00:41:25.923 --> 00:41:28.836
خب پس اینجا چی کار می‌کنی؟

00:41:33.263 --> 00:41:37.222
پس حتما یه اتفاقی افتاده
اوه این حرف رو نزن

00:41:38.519 --> 00:41:42.433
ماریون معمولا
تو به شرکت من سر نمی‌زنی

00:41:43.565 --> 00:41:45.636
حتما به یه چیزی نیاز داری

00:41:45.734 --> 00:41:48.647
آره به یه چیزی نیاز دارم

00:41:48.779 --> 00:41:51.771
فقط دقیقا نمی‌دونم اون چیز چیه

00:41:52.992 --> 00:41:57.145
خب پس من چه کاری میتونم بکنم؟
میتونی با من روراست باشی پاول

00:41:58.247 --> 00:42:01.239
وقتی جوون بودیم
خیلی به هم نزدیک بودیم

00:42:03.627 --> 00:42:06.426
چجور روراستی‌ای ازم توقع داری؟

00:42:06.589 --> 00:42:11.584
امروز بود که یهو به خودم اومدم
و دیدم خیلی وقته با هم حرف نزدیم

00:42:11.802 --> 00:42:13.793
راستش

00:42:14.055 --> 00:42:19.004
از وقتی فهمیدم که حضور من مایه‌ی ناراحتی تو میشه
دیگه بی خیالت شدم

00:42:19.352 --> 00:42:23.107
حقیقت نداره
انکار نکن ماریون

00:42:26.442 --> 00:42:28.433
می‌دونی

00:42:29.445 --> 00:42:33.484
متوجه شدم که ناامیدت کردم

00:42:33.783 --> 00:42:38.619
بدتر از اون متوجه شدم که مایه‌ی شرمساری تو شدم
طرز زندگیم، ازدواجم و

00:42:39.997 --> 00:42:44.912
البته الان زندگیم داره از هم می‌پاشه
در نتیجه دیگه لازم نیست نگران این قضیه باشیم

00:42:45.253 --> 00:42:47.324
زنم ازم میخواد که
واسه پسرعمو اندرو کار کنم

00:42:53.469 --> 00:42:58.623
اما حق با اونه. چون که من هیچ‌وقت
درست و حسابی اون و بچه‌ها رو تامین نکردم

00:42:58.975 --> 00:43:02.684
کار کردن واسه اندرو خیلی وحشتناکه

00:43:04.939 --> 00:43:07.010
قدیما هم همین رو می‌گفتی

00:43:07.150 --> 00:43:10.142
میدونم میدونم که همین رو می‌گفتم

00:43:10.278 --> 00:43:14.158
زمونه عوض میشه
بله اونا هم حتما عوض میشن

00:43:15.366 --> 00:43:18.324
یادت میاد چند سال پیش

00:43:18.494 --> 00:43:23.443
یه چیزی نوشته بودم و آوردم نشونت دادم؟
یادته بهم چی گفتی؟

00:43:23.833 --> 00:43:27.827
نه یادم نمیاد. احتمالا سعی کردم که
باهات صادق باشم

00:43:29.005 --> 00:43:33.954
آره خب مطمئنم همینطوره
گفتی خیلی از موضوع دور شدی

00:43:34.302 --> 00:43:36.293
خیلی احساساتیه، ضعیفه

00:43:36.429 --> 00:43:42.345
رویاهات شاید برای خودت با معنی باشه
اما به عنوان یه مشاهده‌گر

00:43:42.727 --> 00:43:45.446
واقعا شرم آوره

00:43:45.814 --> 00:43:47.725
من این حرفها رو زدم؟

00:43:47.857 --> 00:43:50.690
دقیقا همین کلمات رو به کار بردی

00:43:52.988 --> 00:43:55.901
این شد که منم سعی کردم دیگه

00:43:56.032 --> 00:43:58.023
مایه‌ی شرمساری تو نشم

00:44:03.456 --> 00:44:05.447
باید برم

00:44:27.356 --> 00:44:31.315
تمام بعد از ظهر رو داشتم
به این فکر می‌کردم

00:44:31.485 --> 00:44:33.522
که برای جشن سالگردتون
به جای عالی پیدا کنم که ببریمتون اونجا

00:44:33.695 --> 00:44:36.733
مگه هتل فیلادلفیا خوب نیست؟

00:44:36.990 --> 00:44:40.904
همونجایی که اولین لحظات
عشق ممنوعه‌تون شکل گرفت؟

00:44:41.161 --> 00:44:45.075
می‌بینی؟ اونم مثل تو فکر میکنه
اون داره مست میکنه، فکر نمیکنه

00:44:45.249 --> 00:44:51.120
من باید مست کنم باید مست کنم. اگر قبلاها مست می‌کردم
به این کارا نمیگن مست کردن

00:44:51.505 --> 00:44:54.418
ببخشید که مزاحمتون میشم اما

00:44:55.467 --> 00:44:59.461
من بیست سال پیش
توی ورمونت شاگرد شما بودم

00:44:59.763 --> 00:45:02.642
سینتیا فرانک
احتمالا من رو یادتون نمیاد ولی

00:45:02.766 --> 00:45:04.757
بله یادمه
شما رو یادم میاد

00:45:04.893 --> 00:45:07.043
شما زندگی من رو تغییر دادین
من؟

00:45:07.146 --> 00:45:12.061
شما... ایشون الهام بخش همه‌ی زنهای
دپارتمان فلسفه بودند

00:45:12.401 --> 00:45:16.360
نظر لطفتونه
هنوزم اون سخرانی‌تون رو به وضوح به یاد دارم

00:45:16.655 --> 00:45:22.492
موضوع مشخصی بود
در باب مسئولیتهای اخلاقی و معنوی که

00:45:22.786 --> 00:45:28.623
خب، ایده‌های شما برای من فوق العاده بودند
و هنوز هم برام فوق العاده هستند

00:45:30.002 --> 00:45:32.994
ببخشید نمی‌خواستم مزاحمتون بشم
ولی دلم میخواست این حرفها رو بزنم

00:45:33.255 --> 00:45:38.125
قبلا هم شما رو اینجا دیده بودم ولی نتونسته بودم بهتون بگم
که شما زندگیم رو عوض کردین

00:45:38.344 --> 00:45:39.414
ممنونم

00:45:39.470 --> 00:45:43.225
هی بسیار خب بسیار خب
خیلی خوبه

00:45:43.432 --> 00:45:49.428
اون سخنرانی رو یادت میاد؟
...خیلی جالب بود که اون خانوم برگشت و این حرف رو

00:45:49.814 --> 00:45:51.805
خیلی تاثیر گذار بود

00:45:52.942 --> 00:45:57.971
شبی رو بدون خوابیدن سپری کرده بودم و روز بعدش هم
اثر این بی‌خوابی رو حس کرده بودم

00:45:59.073 --> 00:46:03.032
اصلا نمیتونستم بنویسم و همون یه ذره‌ای هم که نوشته بودم
از روی اجبار بود

00:46:03.369 --> 00:46:07.328
معمولا در طول روز نمیتونم بخوابم
ولی واقعا خسته بودم

00:46:07.582 --> 00:46:13.453
برای چند دقیقه چشمهام رو بستم و همون موقع که داشتم
به درون خواب و رویا قدم میگذاشتم

00:46:14.839 --> 00:46:17.831
نمی‌خوای چیزی بگی؟

00:46:20.052 --> 00:46:23.124
هیچی نگفتی
و زمانت هم داره به پایان میرسه

00:46:26.225 --> 00:46:29.138
باور نمی‌کنم که حرفی
برای گفتن نداشته باشی

00:46:31.481 --> 00:46:34.394
فکر می‌کنم بخاطر اینه که
عصبانی هستی

00:46:35.693 --> 00:46:38.606
خشمت جلوی زبونت رو گرفته

00:46:38.821 --> 00:46:40.858
چی تو رو عصبانی کرده؟

00:46:49.165 --> 00:46:51.156
زندگی

00:46:52.210 --> 00:46:56.363
زندگی؟
کل دنیا

00:46:56.673 --> 00:46:59.506
ظلم و بی عدالتی

00:46:59.717 --> 00:47:02.550
رنج بشریت

00:47:02.720 --> 00:47:05.838
بیماری، سالخوردگی... مرگ

00:47:05.974 --> 00:47:10.969
"همشون مفاهیم انتزاعی هستند. "بشریت
انقدر نگران بشریت نباش

00:47:11.354 --> 00:47:14.073
زندگی خودت رو بکن

00:47:14.357 --> 00:47:18.112
باشه
فردا این بحث رو ادامه میدیم

00:47:24.701 --> 00:47:27.693
به نظر شما از چی رنج میبره؟

00:47:27.913 --> 00:47:31.747
خودفریبی
خوبه. موضوع عمومی‌تریه

00:47:32.959 --> 00:47:36.918
اما فکر نمی‌کنم بتونه خودش رو از دروغ‌ها جدا کنه
نمی‌تونه؟ چه بد

00:47:38.256 --> 00:47:42.250
نه اینکه نخواد این کار رو بکنه
ظاهرا که نمی‌خواد

00:47:42.552 --> 00:47:45.385
وقتی که خودش بخواد
میتونه این کار رو بکنه

00:47:45.555 --> 00:47:48.513
همه چیز داره خیلی سریع پیش میره
پس من باید عجله کنم

00:47:48.683 --> 00:47:51.721
دارم سعی میکنم
جلوی اینکه خودش رو بکُشه بگیرم

00:47:52.771 --> 00:47:56.685
شما که فکر نمی‌کنین این کار رو بکنه؟
کارش رو قبلا شروع کرده

00:47:56.858 --> 00:47:58.974
واقعا؟
اوه نه خیلی متظاهرانه

00:47:59.111 --> 00:48:03.070
روشش اینجوری نیست. این کار رو به آرامی ‌و با قاعده
داره انجام می‌ده

00:48:03.240 --> 00:48:06.232
و از وقتی هم شروع شده
که خیلی جوان بوده

00:48:06.368 --> 00:48:09.406
حالا اگر من رو میبخشید
باید به بیمار بعدی‌م برسم

00:48:28.140 --> 00:48:30.256
حالا دیگه زندگیم داره

00:48:30.392 --> 00:48:33.305
توی یه چهاردیواری محبوس میشه

00:48:33.562 --> 00:48:35.553
فقط حسرت و پشیمانی برام مونده

00:48:36.690 --> 00:48:40.649
حسرت اینکه زنی که زندگیم رو
باهاش قسمت کردم

00:48:41.779 --> 00:48:44.771
زنی نبود که عمیقا عاشقش باشم

00:48:45.950 --> 00:48:51.070
حسرت اینکه عشقی بین من و پسرم وجود نداره
و همش تقصیر منه

00:48:52.373 --> 00:48:57.288
حسرت اینکه شاید خیلی با دخترم
سختگیرانه برخورد کردم

00:48:58.462 --> 00:49:03.582
و به اندازه‌ی کافی
بهش عشق و احساس ندادم

00:49:05.761 --> 00:49:08.674
اما از دست خودم
خیلی ناراحت بودم

00:49:08.806 --> 00:49:13.926
که توی اون درس‌های احمقانه تاریخ
خودم رو اسیر کردم

00:49:16.188 --> 00:49:20.307
حتی وقتی در حد خودم
به موفقیت‌هایی دست پیدا کردم

00:49:21.527 --> 00:49:24.440
از درون خودم خیلی کم باخبر بودم

00:49:26.657 --> 00:49:32.573
به یک‌باره رویا تغییر حالت داد
و خودم رو توی خیابونی یافتم که برام آشنا بود

00:49:32.955 --> 00:49:36.949
به نظر میرسید همونجایی بود
که کلر رو روبه‌روی تئاتر دیدم

00:49:50.640 --> 00:49:53.553
چه خبره؟
بیا داخل. چیزی نیست

00:49:54.894 --> 00:49:59.730
دلت میخواد تمرین نمایش رو ببینی؟
کلر واقعا بازیگر خوبیه

00:49:59.982 --> 00:50:02.895
اون نقش‌های زیادی رو بازی میکنه

00:50:03.069 --> 00:50:06.141
تا حالا به این فکر کردی که کف اتاق نشیمن
باهام عشق بازی کنی؟

00:50:06.406 --> 00:50:10.286
دلت میخواد این کار رو بکنم؟
نمی‌دونم تو دلت میخواد؟

00:50:10.576 --> 00:50:14.365
راستش بهت نمیاد تو آدمی ‌باشی که اهل سکس
روی زمین سفت و چوبی باشی

00:50:14.539 --> 00:50:18.498
نه این حرف واقعا توهین آمیزه

00:50:18.751 --> 00:50:23.700
این تویی که آدمی ‌هستی که فقط توی تختخواب
و با چراغ خاموش عشقبازی می‌کنی

00:50:24.048 --> 00:50:28.007
حالا کیه که داره توهین آمیز حرف می‌زنه؟
به نظر من بهتره لباست رو دربیاری و بری توی تختخواب

00:50:28.303 --> 00:50:30.214
خب ساعت یک نصف شبه

00:50:31.431 --> 00:50:37.268
بیا با هم صادق باشیم. دیگه هیچ کشش و جذابیتی
توی این ازدواج باقی نمونده، مگه نه؟

00:50:38.563 --> 00:50:41.476
واقعا اینطوری نیست؟ من که متوجه نشده بودم
خودت رو کنار نکش

00:50:41.649 --> 00:50:44.801
دارم سعی میکنم یه چیزی رو حالیت کنم
اینکه دیگه هیچ حس شهوت انگیزی بین ما نیست

00:50:45.070 --> 00:50:47.823
خب کلا مگه هیچ‌وقت همچین حسی به هم داشتیم؟
نداشتیم؟

00:50:48.907 --> 00:50:50.898
ماریون من خسته‌ام

00:50:51.034 --> 00:50:54.231
به ندرت با هم دیگه میخوابیم و وقتی هم این کار رو میکنیم
انگار داریم از روی یه نظم و قاعده‌ی خاصی این کار رو میکنیم

00:50:54.371 --> 00:50:59.161
همیشه یه جوره. میدونم که چطوری میخوای
سکس کنی و به چه حالتی

00:50:59.501 --> 00:51:04.450
درسته من و تو هردومون زاده‌ی زندگی روزمره و عادت شده هست
خب حالا دیگه میشه بگیریم بخوابیم؟ دیر وفته

00:51:04.756 --> 00:51:09.671
میشه لطفا موقع خواب وول نخوری
و توی خواب بلند بلند حرف نزنی؟

00:51:10.804 --> 00:51:15.799
دیشب همش میگفتی "لری". به نظرم رسید داری
خواب لری لوئیس رو می‌بینی

00:51:16.059 --> 00:51:18.209
وقتی اسم لری لوئیس به میون اومد

00:51:18.311 --> 00:51:23.181
احساسات عجیبی رو تجربه کردم. حسی شبیه به مالیخولیا
هوس و میلی شدید

00:51:24.401 --> 00:51:26.517
دلم میخواست توی خواب گریه می‌کردم

00:51:26.653 --> 00:51:29.566
اما اشک از چشمانم سرازیر نمی‌شد

00:51:30.699 --> 00:51:34.693
شما ازدواج کردین؟
آره. خودت میدونستی که من ازدواج کردم

00:51:36.872 --> 00:51:38.863
اوه آره

00:51:39.166 --> 00:51:41.123
آره شنیده بودم

00:51:41.251 --> 00:51:45.040
لری میخواد که ما برگردیم نیویورک
اما من نمیخوام

00:51:45.255 --> 00:51:47.405
ما روزگار خوشی رو در سانتافه داشتیم

00:51:48.509 --> 00:51:51.501
تو خوشحالی؟
خوشحالم

00:51:52.596 --> 00:51:56.635
چرا تنهاتون نمیذارم؟ مطمئنم که
حرف‌های زیادی دارین که به هم بزنین

00:52:01.897 --> 00:52:05.049
مقاله ات رو همین الان
توی مجله‌ها دیدم

00:52:06.193 --> 00:52:08.264
رمانم رو خوندی؟

00:52:08.362 --> 00:52:13.198
دارمش ولی شرمسارم از اینکه
بگم هنوز نخوندمش

00:52:13.534 --> 00:52:15.605
یکی از شخصیتهای رمانم رو
از تو الهام گرفتم

00:52:15.703 --> 00:52:17.694
اوه

00:52:18.581 --> 00:52:23.610
امیدوارم زیادی در موردم سختگیری نکرده باشی
نه. با عشقی عظیم درباره‌ی تو نوشتم

00:52:25.921 --> 00:52:27.912
زن دوست داشتنی‌ای داری

00:52:28.007 --> 00:52:30.999
آره. درست بعد از اینکه تو باهام وداع کردی
ملاقاتش کردم

00:52:31.177 --> 00:52:34.295
اسمش جنیفر
اونم نویسنده‌ی خوبیه

00:52:36.390 --> 00:52:38.461
بچه هم داری؟
آره

00:52:39.435 --> 00:52:41.426
یه دختر داریم

00:52:41.562 --> 00:52:45.556
اون بزرگترین و زیباترین تجربه‌ی زندگیمه

00:52:56.118 --> 00:52:58.234
اصلا شده که به من هم فکر کنی؟

00:52:58.371 --> 00:53:01.363
تو شده که بهم فکر کنی؟

00:53:01.540 --> 00:53:03.577
بعضی وقتها

00:53:05.670 --> 00:53:08.583
امیدوارم با کن خوشبخت باشی

00:53:08.798 --> 00:53:13.668
چند وقت پیش توی خیابون دیدمش
حتما بهت گفته

00:53:14.011 --> 00:53:16.924
بیشتر از "بعضی وقتها " بهت فکر میکنم

00:53:17.181 --> 00:53:22.096
اما بدون هیچ پشیمونی‌ای
خواهش می‌کنم بهم نگو که پشیمون هستی

00:53:22.437 --> 00:53:27.307
عزیزم یه لحظه بیا اینجا
میخوام یه غروب زیبا رو بهت نشون بدم

00:53:27.650 --> 00:53:30.483
کدوم شخصیت رو
توی رمانت از من الهام گرفتی؟

00:53:30.653 --> 00:53:33.691
هلینکا. یه اسم زیبا
برات انتخاب کردم، هلینکا

00:53:34.824 --> 00:53:36.895
زمان با هم بودنمون رو هم
توی زمان توصیف کردم

00:53:36.993 --> 00:53:39.872
خودت متوجه‌اش میشی

00:53:39.996 --> 00:53:42.112
حالا دیگه باید برم

00:53:42.206 --> 00:53:45.085
زنم بهم نیاز داره

00:53:52.592 --> 00:53:55.505
ماریون خواهش می‌کنم
گریه نکن

00:53:55.720 --> 00:53:58.678
هرچند که من دلم میخواد این صحنه‌ی
کوچیک نمایشمون تحرک داشته باشه

00:53:58.807 --> 00:54:02.687
دلم میخواد برم خونه
به خونه خواهی رفت

00:54:02.852 --> 00:54:06.846
فقط فکر کردم شاید دلت بخواد پایان پرده‌ی دوم
نمایشمون رو هم ببینی

00:54:07.190 --> 00:54:10.069
صحنه‌ی خودکشی اولین همسرت

00:54:10.360 --> 00:54:13.159
واقعا صحنه‌ی تاثیرگذاری است

00:54:13.321 --> 00:54:15.312
سم خودکشی نکرد

00:54:15.407 --> 00:54:19.446
از کجا می‌دونی؟
این اتفاق 15 سال بعد از طلاقتون رخ داد

00:54:20.745 --> 00:54:24.704
اون توی خواب و بخاطر
مخلوط شدن الکل و قرص مُرد

00:54:25.792 --> 00:54:27.783
من توى تشییع جنازه‌اش بودم

00:54:27.919 --> 00:54:30.911
خب خودت که میدونی
همیشه نقاط مبهمی ‌وجود دارند

00:54:31.089 --> 00:54:33.080
تنها، توی اتاق یه هتل

00:54:33.174 --> 00:54:35.245
افسرده

00:54:35.343 --> 00:54:38.256
سم مرد فوق العاده‌ای بود

00:54:39.431 --> 00:54:42.423
ما زمان دوست داشتنی‌ای رو
در کنار هم گذروندیم

00:54:43.727 --> 00:54:46.560
من خیلی چیزها ازت یاد گرفتم

00:54:46.730 --> 00:54:51.725
تو شاگرد معرکه‌ای بودی. به یقین جذابترین
فردی که در کلاسم حضور داشت

00:54:52.069 --> 00:54:54.060
حتی با وجود اختلاف سنی‌مون

00:54:55.030 --> 00:54:58.148
عاقلانه این بود که نباید تو رو اغوا می‌کردم

00:54:58.283 --> 00:55:01.241
باید جلوی وسوسه‌ام رو می‌گرفتم

00:55:01.453 --> 00:55:05.447
نباید تحسینم میکردی. اما شاگردی بودی که
حواست به این چیزا نبود

00:55:05.624 --> 00:55:08.537
وسوسه‌ی معرکه‌ای بود

00:55:08.710 --> 00:55:11.623
و من هم بهاش رو پرداخت کردم

00:55:11.838 --> 00:55:13.829
هردومون بهاش رو پرداخت کردیم

00:55:13.966 --> 00:55:18.881
به ناچار زمانی میرسه که یه شاگرد، چه دختر چه پسر
همه چیز رو به طرف خودش جذب میکنه و می‌مکه

00:55:20.097 --> 00:55:24.056
و چیزی که به چشم میاد شادمانی پایداری است
که از دانایی و آگاهی سرچشمه می‌گیره و

00:55:24.226 --> 00:55:26.297
تبدیل به خفقان میشه

00:55:27.354 --> 00:55:30.426
این چیزی بود که به طور استعاری
برای گواهی فوت من هم نوشتند

00:55:30.607 --> 00:55:32.598
خفگی

00:55:33.652 --> 00:55:35.643
اوه سم

00:55:35.738 --> 00:55:39.857
صبر کن یه صحنه‌ی مهم دیگه
بین تو و سم هنوز مونده

00:55:40.200 --> 00:55:42.032
نه

00:55:42.119 --> 00:55:44.110
دیگه نه

00:55:48.167 --> 00:55:51.205
اون شب ناهار دلچسبی رو که قرار بود همراه تام و النور بنکس
دکتر بنکس

00:55:51.378 --> 00:55:54.336
داشته باشیم برگزار کردیم

00:55:54.632 --> 00:55:59.502
همه سرشار از انرژی بودند و من هم
احتمالا زنی کسل‌کننده و خسته جلوه کردم

00:56:00.763 --> 00:56:04.836
نه تنها خسته بودم بلکه رویایی که داشتم
حسابی من رو از پا در آورده بود

00:56:12.233 --> 00:56:14.144
تام و النور آدمهای بامزه‌ای هستند

00:56:14.318 --> 00:56:18.232
همه‌ی حرفشون هم در باب ادراکات فرا حسی
و فرا روانشناسی است

00:56:18.531 --> 00:56:20.522
فکر می‌کنی آدمای قابل‌پیش‌بینی‌ای هستند

00:56:20.658 --> 00:56:24.697
بعدش که به این نتیجه میرسی که همه چیز
برات روشن شده یهو میبینی که ورق برگشت

00:56:24.954 --> 00:56:27.707
یه کمی ‌ناخوش بودی

00:56:27.873 --> 00:56:32.026
خیلی خسته بودم. توی شرایط سختی قرار داشتم
بعدش هم کی میدونه؟ شاید حق با اونا باشه

00:56:32.211 --> 00:56:36.125
شاید زندگی فراتر از اون چیزیه که با چشم میشه دید
چه می‌دونم

00:56:36.340 --> 00:56:42.131
اعتقاداتشون یه سور زده به تخته‌ی احضار ارواح
همه‌اش هم راجع به یونان ابراز فضل می‌کنن

00:56:42.513 --> 00:56:45.392
یه جوری راجع بهش حرف میزنن که شک می‌کنی
کسی جز خودشون تا حالا یونان رو دیده باشه

00:56:45.516 --> 00:56:48.668
اگر حرفهای تام و النور برامون توهین آمیزه
چرا باهاشون می‌ریم بیرون؟

00:56:48.936 --> 00:56:53.851
این فقط وقتیه که میرن سراغ یه موضوع خاص
حالا هفته‌ی دیگه راجع به نعلبکی‌های پرنده حرف می‌زنن

00:56:54.067 --> 00:56:59.938
حالا کلا چه دلیلی داره که ما هر شب با کسی باشیم؟
هیچ‌وقت نمیشه که ما تنها باشیم

00:57:00.323 --> 00:57:03.281
اینجوریا هم نیست
چرا هست. هر شب‌مون با رفقا سپری میشه

00:57:03.409 --> 00:57:07.243
دوستهای تو دوستهای من
آدمهایی که خیلی هم نمی‌شناسیمشون

00:57:07.538 --> 00:57:08.608
ما سالهاست که تام و النور رو می‌شناسیم

00:57:08.665 --> 00:57:11.498
و از بودن باهاش هم لذت نمی‌بری
البته که لذت میبرم

00:57:11.668 --> 00:57:15.582
کلی مسخره‌اش کردی
واسه اینکه رادیولوژیست‌ـه

00:57:15.797 --> 00:57:17.868
و تو رادیولوژی رو چیز مهمی ‌نمی‌دونی
شوخی می‌کردم

00:57:18.007 --> 00:57:21.921
نه اینطور نیست. شاید به ظاهر شوخی می‌کردی
اما در اصل جدی میگفتی

00:57:22.220 --> 00:57:27.056
ماریون نمی‌دونم چرا اصرار داری با من مشاجره کنی
چرا از اینکه با هم تنها باشیم می‌ترسیم؟

00:57:27.392 --> 00:57:30.430
من که فکر نمی‌کنم اینجوری باشیم
بخاطر اینه که دیگه حرفی واسه زدن به هم دیگه نداریم؟

00:57:30.562 --> 00:57:31.518
ما حرف می‌زنیم

00:57:31.604 --> 00:57:34.517
اصلا واسه چی واسه سالگرد ازدواجمون
با مارک و لیدیا میخوایم بریم بیرون؟

00:57:34.691 --> 00:57:38.525
اگر همه‌ی چیزی که داره آزارت میده اینه
خب باهاشون نمیریم

00:57:38.820 --> 00:57:42.814
اما دیگه لازم هم نیست که این همه راه رو بزنیم بریم فیلادلفیا
و بریم اون هتلی که اولین ملاقاتمون اونجا بوده

00:57:42.991 --> 00:57:46.985
این کار رو نکن. یه چیز رمانتیک و احساسی رو
تبدیل به یه چیز بچگانه نکن

00:57:47.203 --> 00:57:50.241
باشه اما این همون مرحله‌ی بلوغ
سکس کردن کف زمین‌ـه

00:57:50.457 --> 00:57:53.290
ما توی تخت هم سکس نمی‌کنیم
چه برسه به کف زمین

00:57:53.460 --> 00:57:57.419
باورم نمیشه داریم سر یه همچین جریانی بحث می‌کنیم
چرا از خوابیدن با من دست برداشتی؟

00:57:57.714 --> 00:58:02.550
ما داریم یه دوره‌ی کم کُنش رو سپری می‌کنیم فقط همین
که البته چیز غیرمتعارفی هم نیست

00:58:02.802 --> 00:58:04.918
چرا؟
فقط میخوام بدونم چرا؟

00:58:06.014 --> 00:58:08.005
چرا تمومش نمیکنیم
و نمیریم توی رختخواب؟

00:58:08.099 --> 00:58:11.933
یه زمانی بود که واسه با هم بودن
جونمون در می‌رفت

00:58:13.313 --> 00:58:17.307
ماریون تو هنوزم
خواستنی‌ترین زنی هستی که می‌شناسم

00:58:17.609 --> 00:58:21.523
اما امشب هم عشق بازی نمی‌کنیم چون بهانه‌ای
برای انجام ندادن این کار موجود خواهد بود

00:58:24.741 --> 00:58:29.611
نفهمیدم چطوری کارمون
به اینجا کشیده شد

00:58:29.997 --> 00:58:34.912
من واقعا متاسفم. اگر اشتباهی
از من سر زده عذرخواهی می‌کنم

00:58:36.086 --> 00:58:39.078
سرزنشت رو می‌پذیرم

00:58:52.853 --> 00:58:54.844
تو شاگرد معرکه‌ای بودی

00:58:54.980 --> 00:59:00.817
به یقین جذابترین
فردی که در کلاسم حضور داشت. حتی با وجود اختلاف سنی‌مون

00:59:06.325 --> 00:59:07.395
عاشقتم

00:59:08.410 --> 00:59:10.447
منم عاشقتم

00:59:14.625 --> 00:59:16.775
تولدت مبارک
بهت که گفتم خودت رو به زحمت ننداز

00:59:16.919 --> 00:59:19.877
خودم میخواستم
بازش کن

00:59:24.093 --> 00:59:28.246
وقتی بیرون بودی نوشته‌ات رو خوندم
واقعا بی‌نظیر نوشتی

00:59:28.430 --> 00:59:33.266
کاری که تو داری میکنی بی نظیره و همینطور مهمتر از کار من
یه کار اصیل و مبتکرانه

00:59:34.645 --> 00:59:37.603
چی هست؟ مال تئاتر یا همچین چیزهایی‌ـه؟
آره

00:59:37.731 --> 00:59:40.803
اصل فرانسه‌ست
تولید لا جیوکاندا

00:59:41.736 --> 00:59:44.728
خیلی دوستش دارم
می‌دونستم خوشت میاد

00:59:44.864 --> 00:59:47.856
این تنها چیزی بود که از توی اون فروشگاه لوکس فروشی
قدرت خریدش رو داشتم

01:00:12.183 --> 01:00:17.974
فردای همون روز متوجه شدم که یادم رفته برای
سالگرد ازدواجون به کن هدیه بدم

01:00:18.356 --> 01:00:21.428
فکر می‌کردم کار آسونیه اما به طرز شگفت‌آوری
به طول انجامید

01:00:21.651 --> 01:00:25.406
راستش رو بخواید مساله این بود که واقعا نمی‌دونستم
از چه چیزی ممکنه خوشش بیاد

01:00:25.613 --> 01:00:29.686
بعد از اینکه یک ساعتی توی بازار چرخیدم
سر از یه آنتیک‌فروشی درآوردم

01:00:29.992 --> 01:00:33.701
اولش فکر کردم چیز خاصی نمی‌تونم
از اونجا براش پیدا کنم

01:00:33.871 --> 01:00:36.863
اما یه حسی من رو ترغیب کرد
که وارد فروشگاه بشم

01:00:37.125 --> 01:00:41.198
مکانی خالی و خاک گرفته بود و صدای موسیقی رادیو
از پشت فروشگاه به گوش میرسید

01:00:42.297 --> 01:00:47.292
پر از خرت و پرت‌های عجیب و غریب بود و منم
شروع کردم با اشتیاق به دیدن چیزهایی که اونجا بود

01:01:19.751 --> 01:01:22.743
ببخشید حالتون خوبه؟

01:01:25.215 --> 01:01:28.128
ممنونم خوبم

01:01:32.389 --> 01:01:34.460
کمکی از دستم برمیاد؟

01:01:36.518 --> 01:01:41.513
ببخشید نمیدونم چرا احساساتی شدم من

01:01:41.731 --> 01:01:43.722
ممنونم

01:01:43.900 --> 01:01:48.815
ممنونم. داشتم... داشتم به اون تصویری که
اونجاست نگاه می‌کردم و یهو

01:01:49.156 --> 01:01:51.113
بدجوری غمگین شدم

01:01:51.241 --> 01:01:54.154
اون اما این که یه نقاشی
بسیار خوش بینانه است

01:01:54.411 --> 01:01:59.167
می‌دونین من اصل این نقاشی رو دیدم
راستش اسم این اثر "امید" است

01:02:00.417 --> 01:02:05.412
به نظر من تمام نقاشی‌های این دوره‌ی کاری کلیمت
خیلی نگاه مثبت و امیدوارانه‌ای دارند

01:02:05.881 --> 01:02:08.634
من رو ببخشید

01:02:11.053 --> 01:02:13.010
شما هنرمند هستید؟

01:02:13.138 --> 01:02:16.130
بله، خب راستش وقتی جوون تر بودم
نقاشی می‌کشیدم

01:02:16.308 --> 01:02:19.300
در تمام دورانی که مدرسه میرفتم
عاشق نقاشی بودم

01:02:22.481 --> 01:02:27.317
جالبه. همین امروز صبح داشتم به این فکر می‌کردم
که نقاشی رو فراموش کردم

01:02:27.653 --> 01:02:30.611
دلم میخواد دوباره برگردم سراغ نقاشی
واقعا؟

01:02:33.992 --> 01:02:36.950
به نظر من ما هر چیزی رو که ممکنه وجود داشته باشه
در خیالمون تصویر میکنیم

01:02:38.163 --> 01:02:41.076
اما این قضیه مربوط به
خیلی وقت پیش میشه

01:02:42.334 --> 01:02:45.167
خب بگذریم

01:02:47.506 --> 01:02:50.578
الآن حالتون بهتره؟
بله فقط میخوام یه کم هوا بخورم

01:02:50.843 --> 01:02:55.519
با چه تکنیکی نقاشی می‌کردید؟
معمولا آبرنگ

01:02:57.850 --> 01:02:59.921
مغازه رو ترک کردیم
و شروع به قدم زدن کردیم

01:03:00.019 --> 01:03:02.977
دلم میخواست بدون اینکه بخوام بهش فشار بیارم
بیشتر بشناسمش

01:03:03.147 --> 01:03:07.141
راجع به هنر حرف زدیم و به نظر می‌رسید که
بحثمون باعث شده کمی ‌حالش بهتر بشه

01:03:08.235 --> 01:03:11.353
سری به یه گالری زدیم و زمانی رو با مجذوب شدن
نقاشی‌های اونجا سپری کردیم

01:03:11.489 --> 01:03:16.484
بعد هم شانسم رو امتحان کردم و به ناهار دعوتش کردم
از اینکه دعوتم رو پذیرفت هیجان زده شدم

01:03:16.827 --> 01:03:21.537
پیشنهاد داد به یه رستوران دنج
و دوست داشتنی بریم

01:03:21.874 --> 01:03:25.833
یه بطری مشروب سفارش دادیم، هرچند که اون
بخاطر باردار بودنش خیلی کم نوشید

01:03:26.128 --> 01:03:28.119
نتیجه این شد که
بیشتر مشروب رو من خوردم و

01:03:28.255 --> 01:03:34.046
با اینکه دلم میخواست بیشتر در مورد اون بدونم
خودم کسی بودم که بیشتر حرف می‌زدم

01:03:34.428 --> 01:03:36.419
50

01:03:37.557 --> 01:03:40.470
اصلا به اینکه روزی 30 ساله بشم
فکر هم نمی‌کردم

01:03:44.856 --> 01:03:46.927
همه گفتند یه روزی گرفتارش میشی

01:03:47.900 --> 01:03:50.892
بعدش گفتند پا به 40 سالگی
که بذارم شکسته می‌شم

01:03:52.071 --> 01:03:55.985
اما اشتباه میکردند
حتی بهش فکر هم نکردم

01:03:58.327 --> 01:04:02.321
بعدش گفتند وقتی 50 ساله بشم
روحم آزرده میشه

01:04:04.500 --> 01:04:06.616
این دفعه حق با اونا بود

01:04:08.880 --> 01:04:11.759
راستش رو بهت میگم

01:04:12.926 --> 01:04:16.840
فکر نمیکنم دیگه بعد از 50 سالگی بتونم
توازن زندگیم رو حفظ کنم

01:04:17.138 --> 01:04:19.129
ای بابا 50 سالگی که
پیر بودن حساب نمیشه

01:04:20.266 --> 01:04:22.337
نه میدونم که اینطور نیست ولی

01:04:24.354 --> 01:04:27.392
یهو سرت رو بالا میگیری
و میبینی که کجا وایستادی

01:04:27.607 --> 01:04:30.486
شما که در مکان خوبی ایستادید
مگه نه؟

01:04:32.779 --> 01:04:34.850
خب فکر می‌کردم همینطوره

01:04:37.033 --> 01:04:40.992
و بعدش میبینی شانس اینکه دوباره به عقب برگردی
دیگه وجود نداره

01:04:41.287 --> 01:04:44.006
خب مثلا مثل چی؟

01:04:44.249 --> 01:04:46.240
نمی‌دونم

01:04:50.547 --> 01:04:53.460
شاید داشتن فرزند خوب باشه

01:04:57.762 --> 01:04:59.799
واقعا اینطوری فکر می‌کنی؟

01:05:04.978 --> 01:05:06.173
آره

01:05:08.148 --> 01:05:11.266
تا حالا این رو به زبونم نیاورده بودم
ولی آره، اینطور فکر می‌کنم

01:05:13.528 --> 01:05:17.317
چقدر گستاخانه
چقدر خود محورانه و بی احساس

01:05:17.491 --> 01:05:18.686
بهت گفتم که من بچه نمی‌خوام

01:05:19.576 --> 01:05:21.647
منظورت چیه که بچه نمیخوای؟

01:05:21.787 --> 01:05:25.781
بخشی از اون مربوط به من میشد
به جز اینکه این زندگی منه که از مسیرش خارج میشد

01:05:26.041 --> 01:05:28.840
داغون شدم
تو به کارایی که میخوای میرسی

01:05:29.002 --> 01:05:33.041
و این منم که باید توقف کنم و بچه رو بزرگ کنم
اما مسئولیتش رو با هم تقسیم می‌کردیم

01:05:33.340 --> 01:05:36.298
خودت هم میدونی که بارـش روی دوش منه
من این بچه رو میخواستم

01:05:36.426 --> 01:05:40.420
بهت گفته بودم بچه‌دار شدن جزو نقشه‌های من برای زندگی نیست
اما این کار رو بدون مشورت با من کردی

01:05:40.639 --> 01:05:42.630
با تو مشورت کنم؟
اون بچه‌ی منه

01:05:42.724 --> 01:05:46.683
باید واسه هر کاری که میخوام بکنم
با تو مشورت کنم؟

01:05:46.979 --> 01:05:49.778
گفته بودی که دلت می‌خواد بچه دار بشی
گفته بودم اما الان بچه نمی‌خوام

01:05:49.982 --> 01:05:53.054
اما من دیگه آینده‌ی چندانی
پیش روی خودم نمی‌بینم

01:05:53.318 --> 01:05:57.198
گفتنش برای تو آسونه. چون تو کارهایی که می‌خواستی
رو انجام دادی ولی من تازه شروع کردم

01:05:58.157 --> 01:06:01.229
دارم سعی میکنم چیزی از خودم و از درونم به وجود بیارم
این منصفانه نیست که بچه دار بشم

01:06:01.493 --> 01:06:05.373
اما بدون اینکه از من بپرسی این کار رو کردی یا اینکه
حداقل در موردش باهام مشورت کنی

01:06:05.539 --> 01:06:10.659
من نمیخواستم در موردش باهات مشورت کنم
ما راجع به این موضوع خیلی حرف زده بودیم. اون بچه ناخواسته بود

01:06:11.045 --> 01:06:14.879
دلت میخواد یه بچه به این دنیا بیاری؟
واقعا میخوای؟

01:06:15.049 --> 01:06:17.848
تویی که از این دنیا متنفر هستی

01:06:17.968 --> 01:06:21.040
همیشه واسه من از بی هدف بودن هستی
سخنرانی می‌کنی

01:06:21.305 --> 01:06:24.184
ازت متنفرم
ولم کن، بس کن

01:06:24.308 --> 01:06:27.300
دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل کنم
ولم کن

01:06:27.478 --> 01:06:30.470
چقدر بی‌احساس شدی

01:06:30.689 --> 01:06:32.600
تو کجا از احساس من خبر داری

01:06:32.733 --> 01:06:34.724
در حالی که فقط
به احساسات خودت توجه می‌کنی

01:07:25.912 --> 01:07:29.746
یه مقدار... یه مقدار
احساس افسردگی می‌کنم

01:07:31.125 --> 01:07:34.038
امروز با زنی ملاقات کردم
که خیلی غمگین بود

01:07:35.171 --> 01:07:37.287
زنی که فکر میکنی همه چیز داره

01:07:37.382 --> 01:07:40.340
اما اینطور نیست، اون هیچی نداره

01:07:41.386 --> 01:07:43.582
و باعث شد که وحشت زده بشم

01:07:44.639 --> 01:07:46.596
چون حس میکنم

01:07:46.724 --> 01:07:49.716
حس می‌کنم اگر در سالهایی که پیش رو دارم
جلوی خودم رو نگیرم

01:07:49.852 --> 01:07:53.971
ممکنه من هم به این روز بیفتم

01:07:56.234 --> 01:07:59.147
اون نمیتونه به خودش
اجازه‌ی حس کردن رو بده

01:07:59.279 --> 01:08:03.159
نتیجه‌اش این شده که

01:08:03.491 --> 01:08:08.486
از لحاظ فکری زندگی سرد و خاموشی داره
و تمام اطرافیانش رو از دست داده

01:08:10.665 --> 01:08:13.578
خب راستش ما قبلا
در این مورد حرف زده بودیم

01:08:13.710 --> 01:08:16.907
اینکه من... اینکه من فقط چیزهایی رو میبینم و میشنوم
که خودم میخوام

01:08:17.922 --> 01:08:20.960
این دقیقا همون کاریه
که اون زن می‌کنه اون

01:08:21.092 --> 01:08:25.006
اون مدت زمانی طولانی
تظاهر کرده که همه چیز داره

01:08:25.347 --> 01:08:28.385
اما میتونی به وضوح ببینی
که چقدر گمگشته است

01:08:31.519 --> 01:08:35.558
سالها پیش یه سقط جنین انجام داده
که بخاطرش پشیمونه

01:08:35.815 --> 01:08:37.772
کاری که کرده رو
به طرق مختلف توجیه می‌کنه اما

01:08:37.901 --> 01:08:42.930
من فکر میکنم حقیقتش اینه که اون از احساسی که
بعدا به بچه‌اش خواهد داشت ترسیده بوده

01:08:44.991 --> 01:08:47.983
و اون زن خیلی باهوش
و تحصیل کرده‌ایه

01:08:48.286 --> 01:08:54.202
اما مثل من... اونم... میدونی هیجانات و احساسات همیشه
من رو دستپاچه میکنه

01:08:55.544 --> 01:08:58.457
من همیشه از مردهایی که حس میکنم من رو تهدید میکنن
و میترسونن فرار کرده‌ام

01:08:58.630 --> 01:09:02.624
چون که شدت احساسات و هیجانات اون‌ها
فقط باعث ترس من میشه

01:09:05.012 --> 01:09:10.007
حس میکنم نمیتونی همیشه جلوی غلیان
احساسات عمیقت رو بگیری، می‌دونی

01:09:10.350 --> 01:09:16.062
دلم نمیخواد وقتی همسن اون شدم سرم رو بالا بگیرم
و ببینم زندگی تهی و خالی‌ای دارم

01:09:25.866 --> 01:09:27.857
هر چند

01:09:27.951 --> 01:09:32.741
وقتی داشتیم ناهار میخوردیم
اتفاق خیلی غیرمنتظره‌ای رخ داد

01:09:33.123 --> 01:09:38.038
وسط صحبت‌هامون
اون دوستش لیدیا رو دید

01:10:23.174 --> 01:10:25.165
ماریون

01:10:26.302 --> 01:10:28.373
دیر کردی

01:10:28.471 --> 01:10:31.384
برات یه هدیه
واسه سالگرد ازدواجمون خریدم

01:10:31.599 --> 01:10:35.433
میدونم که سالگردمون فرداست
اما چطوره که همین الان بازش کنی؟

01:10:40.775 --> 01:10:42.891
من نمیدونستم چه کادویی برات بخرم

01:10:49.325 --> 01:10:52.283
قبلا هم بهت گفتم
من همیشه از اپرا خوشم میاد

01:10:57.542 --> 01:10:59.613
سالگردمون مبارک

01:11:00.628 --> 01:11:02.744
یالا پاشو لباس بپوش

01:11:05.925 --> 01:11:07.996
من جایی نمیام

01:11:08.886 --> 01:11:11.002
چی داری میگی؟

01:11:14.267 --> 01:11:19.182
امروز تو و لیدیا رو توی رستوران دیدم
شما متوجه‌ی حضور من نشدید اما

01:11:20.481 --> 01:11:22.597
من داشتم هردوتون رو نگاه می‌کردم

01:11:24.777 --> 01:11:29.533
بعدش رفتم چند ساعتی قدم زدم
تا آروم بشم

01:11:32.869 --> 01:11:35.861
راستش رو بخوای
اگر درک درستی داشتم

01:11:37.123 --> 01:11:40.115
از همون اول باید
به این رابطه مشکوک می‌شدم

01:11:40.376 --> 01:11:46.247
چون من و تو زمانی که با کتی ازدواج کرده بودی
ماه‌ها با هم رابطه‌ی نامشروع داشتیم

01:11:47.550 --> 01:11:50.508
اون یه موقعیت کاملا متفاوت بود

01:11:51.638 --> 01:11:53.709
فکر نمی‌کنم اینطور بوده باشه

01:11:59.187 --> 01:12:04.182
فکر نمی‌کنم اگه بهت بگم که "می‌گذره " چندان حرفم
برات اهمیتی داشته باشه

01:12:07.320 --> 01:12:09.470
اما هیچ‌وقت رابطه‌ی جدی‌ای نبوده

01:12:10.490 --> 01:12:14.449
و کاملا بخاطر حماقت من
و لیدیا شکل گرفته

01:12:16.705 --> 01:12:22.701
برات احساس تاسف میکنم کن. راهی که در پیش گرفتی
باعث میشه که مثل من احساس تنهایی کنی

01:12:26.256 --> 01:12:29.089
ما تنها بودیم؟

01:12:31.511 --> 01:12:34.469
حداقل من این موضوع رو درک کردم

01:12:39.686 --> 01:12:42.724
روزهای بعد هیچ کاری انجام ندادم

01:12:42.940 --> 01:12:46.774
بیشتر اوقات توی خیابون قدم میزدم
و فقط به زندگیم فکر می‌کردم

01:12:46.944 --> 01:12:49.015
و سعی میکردم همه چیز رو روبه‌راه کنم

01:12:49.154 --> 01:12:51.987
احساس کردم که نیاز دارم
با برادرم پاول حرف بزنم

01:12:52.115 --> 01:12:56.109
کسی که اون هم تصمیم مهمی‌
برای زندگیش گرفته بود

01:12:56.537 --> 01:13:00.371
عجیبه. من و لین همیشه بین‌مون شکراب بود
و الان داریم با هم زندگی می‌کنیم

01:13:00.582 --> 01:13:03.574
تو و کن هیچ‌وقت با هم مشاجرهای نداشتین
و حالا دارین از هم جدا میشین

01:13:05.671 --> 01:13:08.868
تو از اون خونه میری یا اون میره؟
اوه نه من میرم

01:13:10.092 --> 01:13:12.971
دلم میخواد یه شروع تازه داشته باشم

01:13:13.137 --> 01:13:16.129
دلم میخواد خیلی چیزها رو تغییر بدم

01:13:17.141 --> 01:13:20.259
و این شامل رابطه‌ی من و تو هم میشه

01:13:21.520 --> 01:13:25.354
دلم میخواد زمان خیلی بیشتری رو
با تو و لین بگذرونم

01:13:25.649 --> 01:13:28.562
دلم میخواد همه رو بیشتر بشناسم

01:13:29.862 --> 01:13:32.741
البته اگر از نظر تو مشکلی نداشته باشه

01:13:48.422 --> 01:13:51.414
اشتباه از بابا بوده؟
اون کار اشتباهی کرده؟

01:13:51.550 --> 01:13:53.700
اوه هردومون اشتباه کردیم

01:13:53.844 --> 01:13:56.836
منظورم اینه که منم به اندازه‌ی هر کسی دیگه‌ای
مستحق سرزنش هستم

01:13:57.890 --> 01:14:00.803
شاید هم بیشتر از بقیه
خب این خیلی بده

01:14:02.103 --> 01:14:07.018
فقط میخواستم مطمئن بشم که این شوکی که
بهت وارد میشه تاثیر بدی روت نذاره

01:14:07.358 --> 01:14:10.271
...خب... من
اگه راستش رو بخوای

01:14:10.403 --> 01:14:14.442
خیلی هم شوکه نشدم فقط جا خوردم، می‌دونی
منظورم اینه که

01:14:15.741 --> 01:14:20.736
اگه بخوام صادقانه بگم همیشه احساس می‌کردم
چیزی که بین شما دوتا بود

01:14:21.122 --> 01:14:26.913
نمی‌دونم، شاید زیادی راحت بود... نه کلمه‌ی درستش
این نیست. نمی‌دونم

01:14:27.295 --> 01:14:30.094
می‌دونی یه چیز خاصی بود

01:14:31.257 --> 01:14:35.296
خب راستش امیدوارم این قضیه تاثیری
روی رابطه‌ی ما نداشته باشه

01:14:35.511 --> 01:14:37.548
من واقعا برای دوستی با تو
ارزش قائل هستم

01:14:37.638 --> 01:14:40.471
آره منم همینطور

01:14:51.152 --> 01:14:54.190
بله
سلام. من همسایه‌ی بغلی‌تون هستم

01:14:54.322 --> 01:14:58.316
و فکر کردم که باید یه مورد عجیب در مورد مسائل شنوایی
و استراق سمع رو به اطلاعتون برسونم

01:14:58.660 --> 01:15:02.369
من صدای همه‌ی بیمارهاتون رو به وضوح میشنوم
واقعا؟

01:15:02.539 --> 01:15:07.659
خب ازتون ممنونم ترتیبش رو میدم
قبلا هم این مشکل رو داشتم. میدونم چطوری باید درستش کنم

01:15:07.961 --> 01:15:12.751
گذشته از این حرف‌ها، شما یه بیمار دارین که زن جوونی‌ـه
و حامله هم هست

01:15:13.091 --> 01:15:16.083
میخواستم بدونم میشه بهم بگین
چطوری میتونم باهاش تماس بگیرم؟

01:15:16.261 --> 01:15:19.174
اوه بله
اون درمانش رو متوقف کرده

01:15:21.308 --> 01:15:26.382
گذاشته رفته. راهی رو برای برقراری تماس باهاش نمی‌دونم
متاسفانه بیشتر از این نمیتونم توضیحی بدم

01:15:29.733 --> 01:15:32.566
برگشتم سر کارم و کار هم
به خوبی پیش می‌رفت

01:15:32.736 --> 01:15:35.728
و دیگه هم بخاطر مسائل مزاحم خارجی
حواسم پرت نمی‌شد

01:15:35.864 --> 01:15:38.982
نوشتن خوب پیش می‌رفت
و من هم سرشار از انرژی بودم

01:15:39.159 --> 01:15:42.072
یه صبح آفتابی بود، کارم رو قطع کردم
تا یه استراحتی بکنم

01:15:42.245 --> 01:15:47.160
فکر کردم یه نگاهی به رمان لری لوئیس بندازم
رمانی که اصلا چیزی ازش نخونده بودم

01:15:47.375 --> 01:15:52.449
در مورد شخصیت هلینکا کنجکاو بودم
کاراکتری که شایعه شده بود از روی شخصیت من نوشته شده

01:15:52.798 --> 01:15:55.597
کتاب رو باز کردم، ورق زدم

01:15:55.717 --> 01:15:59.631
و همینطور که روی صندلی می‌نشستم
چشمم به اسمش افتاد

01:16:07.187 --> 01:16:10.259
هلینکا و من به طور اتفاقی
همدیگه رو ملاقات کردیم

01:16:10.440 --> 01:16:13.478
زمانی که هر دومون داشتیم
برای کنسرت بلیط تهیه می‌کردیم

01:16:13.610 --> 01:16:18.400
من می‌شناختمش چون اون معشوقه‌ی مردی بود که
به خوبی باهاش آشنایی داشتم

01:16:18.657 --> 01:16:23.652
اخیرا تصمیم به ازدواج گرفته بودند و این برای من
مصیبت بزرگی به حساب میومد

01:16:23.996 --> 01:16:28.832
چون از زمانی که اون رو به معرفی کرده بود
عاشقش شده بودم

01:16:30.043 --> 01:16:33.035
متقاعدش کردم که
یه نوشیدنی با هم بخوریم

01:16:33.213 --> 01:16:37.252
از زمانی که ملاقاتش کرده بودم این اولین باری بود
که با هم تنها می‌شدیم

01:16:37.468 --> 01:16:41.507
زنی دوست داشتنی بود و من هم
تند و سریع پرحرفی می‌کردم

01:16:41.805 --> 01:16:44.684
چون از اینکه اون بخواد احساسم رو
نسبت به خودش بفهمه شرمنده بودم

01:16:44.808 --> 01:16:47.721
مشخص بود که به شدت
احساس درد و اندوه می‌کنم

01:16:49.855 --> 01:16:53.974
اطراف سنترال پارک قدم زدیم
و راجع به خیلی چیزها صحبت کردیم

01:16:54.276 --> 01:16:59.225
راجع به کتابی که قصد داشتم برای نوشتنش برنامه ریزی کنم
و نقل مکان کردنم به غرب براش حرف زدم

01:16:59.448 --> 01:17:02.440
اون هم با شوق از ازدواجی که
پیش رو داشت برام گفت

01:17:02.743 --> 01:17:05.462
اما حس کردم زیادی مشتاقانه داره
در این مورد حرف می‌زنه

01:17:05.579 --> 01:17:09.618
انگار بیشتر از من سعی داشت
خودش رو برای این کار متقاعد بکنه

01:17:10.793 --> 01:17:12.909
بارون گرفت

01:17:13.879 --> 01:17:17.873
به زیر یه پل پناه بردیم
تا گرفتار رگبار نشیم

01:17:18.175 --> 01:17:21.133
به یاد میارم که به اینکه
چقدر زن فوق‌العادیه فکر می‌کردم

01:17:21.303 --> 01:17:25.137
و اینکه چقدر در اون لحظه
زیبا به نظر می‌رسید

01:17:25.433 --> 01:17:30.348
و من میخواستم خیلی چیزها بهش بگم
چون احساساتم در حال غلیان کردن بودند

01:17:30.688 --> 01:17:34.682
و به این فکر کردم که همه چیز رو می‌دونه
و همین قضیه اون رو ترسونده

01:17:34.859 --> 01:17:39.729
و یه حس درونی بهم میگفت اگر اون رو ببوسم
به نیازم پاسخ میده

01:17:43.201 --> 01:17:46.114
بوسه‌اش سرشار از میل و شهوت بود

01:17:46.329 --> 01:17:51.165
و من میدونستم که نمیتونم اون احساس رو
با کس دیگه‌ای شریک بشم

01:17:54.545 --> 01:17:58.584
به یک‌باره حصاری سر برآورد

01:17:58.758 --> 01:18:03.787
اما دیگه خیلی دیر شده بود. چون الان میدونم که اون
توانایی اشتیاق و شهوت فراوانی رو در درونش داشت

01:18:04.180 --> 01:18:07.935
البته اگر زمانی در آینده به خودش این اجازه رو بده
که اون اشتیاق رو احساس کنه

01:18:10.269 --> 01:18:15.389
کتاب رو بستم و احساس عجیبی به سراغم اومد
مخلوطی از اشتیاق و امید

01:18:17.485 --> 01:18:22.434
و به این فکر کردم که خاطره چیزی است که
یا از آن توست و یا اون رو از دست داده‌ای

01:18:22.866 --> 01:18:27.656
برای اولین بار بعد از مدت‌ها
احساس آرامش کردم

01:18:30.000 --> 01:18:40.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:18:40.100 --> 01:18:50.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.