﻿WEBVTT

00:00:03.000 --> 00:00:07.211
گریم لان چینی در نقش شبح اپرا
به قدری ترسناک بود که

00:00:07.212 --> 00:00:10.236
تمامی تصاویر تبلیغاتی فیلم
پیش از آغاز اکران جمع‌آوری شدند

00:00:11.180 --> 00:00:13.736
اتفاقی که باعث شد بچه‌ها
دسته‌دسته برای تماشای فیلم صف بکشند

00:00:13.980 --> 00:00:18.235
مشتاق، ولی در عین حال مضطرب
چرا که تا اون زمان چنین چیزی ندیده بودند

00:00:18.236 --> 00:00:20.835
ادوارد ماونتین از کسانی‌ست که فیلم را در کودکی

00:00:20.836 --> 00:00:23.935
و در زمان اکران اولیه‌اش در سال 1925 تماشا کرده

00:00:23.936 --> 00:00:26.478
صحنه‌ای تو فیلم بود که

00:00:26.479 --> 00:00:29.127
مری فیلبین، ماسکِ روی صورت شبح
رو بر می‌داشت و

00:00:29.157 --> 00:00:32.670
یک دفعه همه‌ی صحنه پُر می‌شد از این چهره‌ی وحشتناک

00:00:32.671 --> 00:00:34.446
بار اول که رفتم فیلم رو ببینم

00:00:34.447 --> 00:00:36.488
چیزی نمونده بود که از سالن سینما فرار کنم

00:00:36.489 --> 00:00:39.968
بعدش با دوستم راسی مک‌کورد
مجدد برگشتم و یه‌بار دیگه فیلم رو دیدم

00:00:39.969 --> 00:00:44.019
و شروع کردم حس و حال صحنه‌ی معروف فیلم
رو برای راسی تعریف کردن

00:00:44.020 --> 00:00:46.930
اون نشسته بود روی صندلی و هر دو منتظر بودیم

00:00:46.931 --> 00:00:48.972
بعدش پرسید
چقدر دیگه مونده به اون صحنه برسه؟

00:00:48.973 --> 00:00:51.052
چقدر؟ داره می‌رسه؟ چقدر مونده؟

00:00:51.062 --> 00:00:53.583
و درست لحظه‌ای که می‌خواست اون لحظه نمایان بشه
راسی گفت

00:00:53.613 --> 00:00:55.692
«باید برم مامانم رو ببینم»
و سالن رو ترک کرد

00:01:03.103 --> 00:01:05.678
لان چینی بی‌تردید مردم رو می‌ترسوند

00:01:05.679 --> 00:01:07.432
برای خودش نابغه‌ای بود

00:01:07.456 --> 00:01:23.356
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:02.403 --> 00:02:05.792
«لان چینی: مرد هزار چهره»

00:02:07.241 --> 00:02:09.678
راوی: کنت برانا

00:02:17.885 --> 00:02:19.491
بهترین توصیف برای

00:02:19.492 --> 00:02:21.069
معرفی لان چینی

00:02:21.099 --> 00:02:24.984
اینه که بگیم او به واسطۀ نقش‌آفرینی‌هایش
باعث پالایش روانی مخاطب خودش می‌شد

00:02:25.014 --> 00:02:28.528
او موفق شده بود به ناخودآگاهِ جسم ما ورود کنه

00:02:28.529 --> 00:02:32.999
چینی موفق شده بود برخی از
ترس‌های نهان ما آدم‌ها رو

00:02:33.000 --> 00:02:35.325
شناسایی کنه و بر روی پرده به نمایش بگذاره

00:02:35.355 --> 00:02:38.909
به این امید به دیدن فیلم‌هاش می‌رفتیم که
از شدت ترس سکته کنیم

00:02:38.912 --> 00:02:40.849
و خب، اون اکثر مواقع در این زمینه موفق بود

00:02:40.850 --> 00:02:44.162
همیشه سعی می‌کردیم صندلی ردیف
جلو رو بگیریم

00:02:44.163 --> 00:02:47.577
این‌جوری تصویر رو بزرگ‌تر می‌دیدیم
و بیشتر می‌ترسیدیم

00:02:47.578 --> 00:02:50.623
با چینی که وقت می‌گذروندی
همیشه بگوبخند جریان داشت

00:02:50.624 --> 00:02:53.000
فکر می‌کنم مردم این روزها این نکته
رو فراموش کردن

00:02:53.001 --> 00:02:55.578
چون فقط صحبت از «هیولا»هایی که بازی کرد و

00:02:55.579 --> 00:02:57.352
گریم‌های ترسناکش می‌کنن

00:02:57.382 --> 00:03:01.678
اما واقعیت اینه که اون از نظر من مردی
شاد و خوشبخت بود

00:03:13.789 --> 00:03:15.495
«گوژپشت نوتردام»

00:03:15.496 --> 00:03:18.541
با اون گریم فوق‌العاده‌اش و

00:03:18.542 --> 00:03:22.727
فیزیک و سر و شکلی که داشت
من رو یاد رقاص‌ها می‌انداخت

00:03:22.728 --> 00:03:24.964
و با حرکات موزون گام برمی‌داشت

00:03:27.336 --> 00:03:31.932
چینی بی‌نظیر بود و تازه گریم نقش‌ها
رو هم خودش انجام می‌داد

00:03:31.933 --> 00:03:34.107
معتقدم اگر زنده می‌موند

00:03:34.108 --> 00:03:36.517
نقش (هیولای) فرانکنشتاین و

00:03:36.518 --> 00:03:39.765
دراکولا و دکتر جکیل و آقای هاید
رو هم بازی می‌کرد

00:03:39.865 --> 00:03:44.283
مسئله اینه که چینی چیزی فراتر از
یک گریمور ساده بود

00:03:44.284 --> 00:03:47.898
او بازیگری بود با قدرتی مثال‌زدنی
در نمایش

00:03:47.899 --> 00:03:50.410
احساسات و بیانگری در حیطۀ اجرا

00:03:50.411 --> 00:03:54.293
هیچ‌وقت تمجید و ستایشی که برازنده

00:03:54.294 --> 00:03:57.306
و در حد و اندازۀ او باشه، ندید

00:03:57.436 --> 00:04:00.422
کارنامۀ هُنریِ چینی فکر و ذهن
یک گریمور دیگر را هم به شدت درگیر کرده است

00:04:00.452 --> 00:04:02.039
سه جلد کتاب توسط یکی از

00:04:02.069 --> 00:04:05.573
متخصصان هنر گریم در هالیوود
دربارۀ چینی نوشته شده است

00:04:05.574 --> 00:04:09.350
این نویسنده، مایکل اف. بِلیک، بیست و پنج
سال صرف نوشتن این کتاب‌ها کرده است

00:04:09.998 --> 00:04:14.644
اولین تجربه‌ای که از دیدن چینی داشتم
مربوط می‌شه به

00:04:14.674 --> 00:04:18.263
نسخۀ رنگ و رو رفته‌ای از «سایه‌ها» که
از تلویزیون ملی پخش شد

00:04:18.264 --> 00:04:21.114
اون زمان دوازده سال داشتم

00:04:22.616 --> 00:04:25.159
چینی به طریقی تونست
توسط اون واژۀ شگفت‌انگیزی

00:04:25.160 --> 00:04:29.075
که بهش کاریزما و شیمیِ بازیگر
در مقابل دوربین می‌گیم

00:04:29.076 --> 00:04:34.129
خودش رو تو دل من جا کنه

00:04:34.130 --> 00:04:37.276
شگفت‌انگیزه که این روزها
مردم چینی رو فقط به عنوان

00:04:37.277 --> 00:04:39.586
یک بازیگر فیلم‌های ترسناک به یاد می‌آرن

00:04:39.587 --> 00:04:42.499
چنین چیزی واقعیت نداره

00:04:42.500 --> 00:04:44.138
او می‌تونست هر نقشی رو بازی کنه

00:04:44.139 --> 00:04:46.783
چینی اولین کاراکتر-اکتور
هالیوود بود

00:04:48.430 --> 00:04:52.503
«ببین، از من کله‌خر تر تو این‌جا پیدا نمی‌شه»

00:04:58.633 --> 00:05:02.472
«ولی نه، تو مثل این‌که دست منو هم از پشت بستی»

00:05:05.302 --> 00:05:07.303
چینی چنان عمق و جانی به نقش‌ها می‌داد و

00:05:07.304 --> 00:05:09.205
شخصیت‌ها رو جوری بازی می‌کرد

00:05:09.206 --> 00:05:12.211
که فیلم‌هاش از ملودرام صرف فاصله می‌گرفتند

00:05:12.311 --> 00:05:15.115
در فیلم «شوک» صحنه‌ای وجود داره

00:05:15.116 --> 00:05:17.284
که نشسته تو ویلچر و

00:05:17.285 --> 00:05:20.489
داره به این فکر می‌کنه که نکنه به
دوست‌دخترش آسیب زده باشه

00:05:20.490 --> 00:05:22.292
دختره رو دارن می‌برن

00:05:22.293 --> 00:05:25.663
و به قدری غم و اندوه در

00:05:25.664 --> 00:05:27.732
چهرۀ چینی می‌بینیم که

00:05:27.733 --> 00:05:30.437
نیازی به گفتن هیچ کلمۀ اضافه‌ای نیست

00:05:30.438 --> 00:05:33.941
با چهره‌اش اندوه، پشیمانی
و ترحم رو به ما نشون می‌ده

00:05:33.942 --> 00:05:37.947
بعد از دیدن این صحنه
نگاه من به هر معلولی، هر محنت‌زده‌ای

00:05:37.948 --> 00:05:42.320
تغییر کرد و اون‌ها برام عزیز شدن
و این به خاطر بازیِ لان چینی بود

00:05:49.300 --> 00:05:51.768
به نظرم تو این نقش تلاش می‌کرد

00:05:51.769 --> 00:05:55.407
نشون بده هرچقدر هم یک آدم بد باشه

00:05:55.408 --> 00:05:57.745
هرچقدر هم شرور باشه

00:05:57.746 --> 00:06:00.382
در نهایت مقداری نیکوصفتی در اون آدم
پیدا می‌شه

00:06:01.882 --> 00:06:03.885
یکی، دو تا از نقش‌آفرینی‌هاش
شاید الان

00:06:03.886 --> 00:06:05.621
کمی کهنه به نظر برسه

00:06:05.622 --> 00:06:07.924
اما اکثرشون مثل بازی‌های بوگارت
واقع‌گرایانه هستند

00:06:07.925 --> 00:06:10.061
این دو بازیگر به لحاظ چهره
هم شبیه هستند

00:06:10.062 --> 00:06:12.098
اما در نهایت چینی رو به عنوان

00:06:12.099 --> 00:06:13.834
کسی که مردم رو می‌ترسوند به یاد می‌آورند

00:06:15.738 --> 00:06:20.075
<i>اگر مراقب نباشی</i>

00:06:20.076 --> 00:06:23.091
<i>لان چینی می‌آد و می‌گیرتت</i>

00:06:28.790 --> 00:06:32.626
کلرادو اسپرینگز
این روزها یک شهر صنعتی مدرن به حساب می‌آد

00:06:32.627 --> 00:06:34.762
با جمعیتی سیصد هزار نفری

00:06:34.763 --> 00:06:38.469
روزی که «لئونیداس چِینی» در
سال 1883 در این مکان متولد شد

00:06:38.470 --> 00:06:42.008
فقط شش هزار نفر ساکن اینجا بودند

00:06:42.009 --> 00:06:45.346
در همین شهر معدنی سرزنده بود
که پدربزرگ او

00:06:45.347 --> 00:06:47.283
مدرسه‌ای مخصوص ناشنوایان تأسیس کرد

00:06:47.284 --> 00:06:48.919
این مدرسه هنوز مشغول به کار است

00:06:51.491 --> 00:06:53.357
پدر و مادر چینی کر و لال بودند

00:06:53.358 --> 00:06:55.328
پدرش فرانک با مادرش اِما

00:06:55.329 --> 00:06:57.531
زمانی که مشغول به کار در مدرسه بود آشنا شد

00:06:57.532 --> 00:06:59.467
و آن‌ها ازدواج کردند و همان‌جا ساکن شدند

00:06:59.468 --> 00:07:03.272
سال‌ها بعد زمانی که فرانک چینی
به لس‌آنجلس نقل‌مکان کرد

00:07:03.273 --> 00:07:05.442
ساکن خانه‌ای روبروی
مالکوم سباستین شد

00:07:05.443 --> 00:07:07.778
بازیگر کودک فیلم‌های کمدی صامت

00:07:07.779 --> 00:07:10.549
لان چینی عادت داشت به استودیو
برود و مالکوم را

00:07:10.550 --> 00:07:13.253
موقع کار تماشا کند چرا که
مالکوم با

00:07:13.254 --> 00:07:16.158
با نامادریِ چینی، زنی به
نام کورا که او هم کر و لال بود، دوستانه رفتار می‌کرد

00:07:16.159 --> 00:07:18.026
از اینکه مادرش رو ببینم خوشم می‌اومد

00:07:18.027 --> 00:07:20.196
زمانی شروع کردم به سر زدن به او که

00:07:20.197 --> 00:07:22.600
بقیه بچه‌ها جرأت این‌کار رو نداشتن

00:07:22.601 --> 00:07:24.436
از نامادری لان می‌ترسیدن

00:07:24.437 --> 00:07:27.674
می‌دونی اون یه‌جورایی
ببخشید که این‌طور می‌گم

00:07:27.675 --> 00:07:29.177
هیولا بود

00:07:29.178 --> 00:07:31.882
و بچه‌ها اون دور و بر می‌ایستادن و

00:07:31.883 --> 00:07:34.452
از کنار درخت‌ها به اون نگاه می‌کردن

00:07:34.453 --> 00:07:37.589
و از این‌جور چیزها

00:07:37.590 --> 00:07:39.626
من کنجکاو بودم

00:07:39.627 --> 00:07:41.161
رفتم دم ورودی خونه‌شون

00:07:41.162 --> 00:07:42.830


00:07:42.831 --> 00:07:44.433
نامادری‌اش رفت داخل و

00:07:44.434 --> 00:07:46.736
با یک شیرینی برگشت

00:07:46.737 --> 00:07:48.439
خیلی وقت‌ها پیش می‌اومد که
چینی هم اونجا بود و

00:07:48.440 --> 00:07:50.275
و با ما شیرینی می‌خورد و

00:07:50.276 --> 00:07:52.510
و همین باعث شد گرم بگیریم
و اونم بیاد استودیو دیدن من

00:07:52.511 --> 00:07:56.349
چون برای نامادری‌اش احترام قائل بودم

00:07:56.350 --> 00:07:58.486
لان چینی همیشه گفته است که

00:07:58.487 --> 00:08:00.688
کودکی به شدت شادی داشته

00:08:00.689 --> 00:08:03.025
اما او دوران سختی را سپری کرده

00:08:03.026 --> 00:08:04.728
خب، بخش اول زندگی‌اش

00:08:04.729 --> 00:08:06.430
تا او‌ن‌جایی که من می‌دونم

00:08:06.431 --> 00:08:08.066
مربوط می‌شد به مشکلاتی که از
خانواده به ارث برده بود

00:08:08.067 --> 00:08:09.801
چینی چند سال اول

00:08:09.802 --> 00:08:11.706
زندگی‌اش به کل حرف نمی‌زد

00:08:11.707 --> 00:08:14.042
دلیلش هم این بود که در دنیایی خاموش
بزرگ شده بود

00:08:14.043 --> 00:08:16.178
چون بچه‌ها

00:08:16.179 --> 00:08:18.515


00:08:18.516 --> 00:08:20.620
مشکل و مصیبتی از بابت

00:08:20.621 --> 00:08:22.621
شنوایی نداشتند

00:08:22.622 --> 00:08:27.194
به همین خاطر تنها صدایی که تو
خونه می‌پیچید، مربوط می‌شد به بچه‌ها

00:08:27.195 --> 00:08:29.432
والدین اون‌ها ساکت بودند

00:08:29.433 --> 00:08:32.970
تحصیلات چینی در مدرسۀ
لینکلن

00:08:32.971 --> 00:08:35.039
وقتی فقط نُه سال داشت
نیمه‌تمام ماند

00:08:35.040 --> 00:08:36.541
مادرش مریض شد

00:08:36.542 --> 00:08:38.845
خانوادۀ چینی در خانه‌ای در

00:08:38.846 --> 00:08:40.514
خیابان بی‌جو غربی زندگی می‌کردند

00:08:40.515 --> 00:08:42.950
و لان باید از خواهر و برادرش

00:08:42.951 --> 00:08:44.654
و البته بیش از همه مادرش، نگهداری
می‌کرد

00:08:44.655 --> 00:08:47.791
مادرش رماتیسم داشت و

00:08:47.792 --> 00:08:50.093
نه تنها به بستر افتاده بود، بلکه

00:08:50.094 --> 00:08:54.201
دیگه از دستانش هم نمی‌تونست
برای زبان اشاره استفاده کنه

00:08:54.202 --> 00:08:57.205
بنابراین تنها راه ارتباطی
اون‌ها چشم‌هاشون بود

00:08:57.206 --> 00:09:00.944
بزرگ شدن در خانواده‌ای ناشنوا احتمالاً

00:09:02.513 --> 00:09:05.384
بهترین زمینۀ تمرین برای چینی
رو فراهم کرده است

00:09:05.385 --> 00:09:09.156
همان‌طور که ناشنوایان می‌گویند
او «چهره‌ای به سان ناشنوایان» داشت

00:09:09.157 --> 00:09:12.228
از همۀ بدن خودت، از چهره‌ات

00:09:12.229 --> 00:09:13.664
از دست‌هات

00:09:13.665 --> 00:09:15.566
بهره می‌گیری تا با دیگران ارتباط
برقرار کنی

00:09:15.567 --> 00:09:18.270
چون نه می‌تونی بشنوی
و نه می‌تونی حرف بزنی

00:09:18.271 --> 00:09:19.738
برادرش در سالن اپرا

00:09:19.739 --> 00:09:21.373
دستیار صحنه بود و لان هم

00:09:21.374 --> 00:09:23.176
در سال 1902 به او پیوست

00:09:23.177 --> 00:09:24.545
همین‌جا بود که برای اولین‌بار

00:09:24.546 --> 00:09:26.715
بازیگری را آغاز کرد

00:09:26.716 --> 00:09:28.985
«به عنوان یک کمدین، مسحورکننده است»

00:09:28.986 --> 00:09:32.591
اولین نقدی بود که دریافت کرد
نقدی که از رقصیدن او هم تمجید کرده بود

00:09:32.592 --> 00:09:35.895
او نمایش‌های یک‌شبه
در ایالت‌های غرب‌میانه اجرا می‌کرد

00:09:35.896 --> 00:09:38.031
سال 1905 به اوکلاهما رسید و

00:09:38.032 --> 00:09:40.068
با خوانندۀ پانزده ساله‌ای آشنا شد که

00:09:40.069 --> 00:09:44.474
برای تست آمده بود و بعدها
تبدیل به همسر چینی شد

00:09:44.475 --> 00:09:46.676
کلیوا کریتون در اصل می‌خواست
رقاص شود اما

00:09:46.677 --> 00:09:48.211
نمی‌توانست برقصد

00:09:48.212 --> 00:09:50.014
و چینی تمام تلاش خود را برای
آموزش او کرد

00:09:50.015 --> 00:09:51.885
آن‌ها دو نفری به اجرای برنامه پرداختند

00:09:51.886 --> 00:09:53.620
پس از اندکی

00:09:53.621 --> 00:09:55.990
مجبور شدند به اوکلاهما برگردند

00:09:55.991 --> 00:09:58.193
چرا که کلیوا حامله شده بود

00:09:58.194 --> 00:10:00.899
و این‌طوری بود که پدربزرگ من

00:10:00.900 --> 00:10:02.368
کسی که

00:10:02.369 --> 00:10:04.570
مردم او را با نام «لان چینی جونیور» می‌شناسند

00:10:04.571 --> 00:10:06.606
اما اسم اصلی‌اش کریتون چینی است

00:10:06.607 --> 00:10:10.980
ده فوریۀ 1906 به دنیا آمد

00:10:10.981 --> 00:10:16.120
رسماً یک مُرده به دنیا اومدم
مرده‌ای که از شدت فشار سیاه شده بود

00:10:16.121 --> 00:10:19.291
پدرم موقع زایمان نقش قابله رو داشت

00:10:19.292 --> 00:10:25.900
مادر بیچاره‌ام من رو هفت‌ماهه زائید

00:10:25.901 --> 00:10:30.708
پدرم نمی‌دونست چیکار باید کنه

00:10:30.709 --> 00:10:33.213
من رو برداشت برد بیرون

00:10:33.214 --> 00:10:35.515
توجه کنید که داریم دربارۀ ماه فوریه
حرف می‌زنیم

00:10:35.516 --> 00:10:38.252
و هوا در اکلاهما در این فصل بی‌نهایت سرده

00:10:38.253 --> 00:10:40.656
من رو برد بیرون و

00:10:40.657 --> 00:10:43.660
کنار دریاچه و یخ رو شکست

00:10:43.661 --> 00:10:47.365
من رو گذاشت زیر یخ‌های دریاچه و
همین باعث شد به زندگی برگردم

00:10:47.366 --> 00:10:50.239
تا زمانی که بچه قدرت جسمانی کافی
را پیدا کند

00:10:50.240 --> 00:10:52.342
چینی شغلی در در مغازۀ
مبل‌فروشی پیدا کرد

00:10:52.343 --> 00:10:54.277
و پس از مدتی به صحنۀ تئاتر برگشت

00:10:54.278 --> 00:10:58.518
اون‌ها برای اجرای تورهای نمایشی
دور کشور عازم می‌شدند و

00:10:58.519 --> 00:11:02.189
گاهی به دلیل نبود مخاطب، چیزی
گیرشون نمی‌اومد

00:11:02.190 --> 00:11:06.495
به همین خاطر نه پولی بابت اجرا می‌گرفتند

00:11:06.496 --> 00:11:08.497
و نه حتی پولی داشتند که به خانه برگردند

00:11:08.498 --> 00:11:11.769
اون وقت‌ها اگر یک سکۀ پنج سنتی
همراهت بود، می‌تونستی

00:11:11.770 --> 00:11:15.007
یک لیوان آبجو بخری و در عین حال
یک ناهار رایگان هم

00:11:15.008 --> 00:11:16.843
با همون پول بخوری

00:11:16.844 --> 00:11:19.781
پدرم نوشیدنی رو سفارش می‌داد و

00:11:19.782 --> 00:11:22.582
من می‌رفتم زیر میزی که بساط
ناهار رو چیده بودن تا خوراکی جمع کنم

00:11:24.290 --> 00:11:27.559
قدم اون‌قدری بلند نبود که سرم از
بالای میز پیدا باشه

00:11:27.560 --> 00:11:29.995
مسئول سالن نمی‌تونست ببینتم

00:11:29.996 --> 00:11:33.200
پدر آبجو رو می‌گرفت
و به جای این‌که اون رو بنوشه

00:11:33.201 --> 00:11:35.202
باهاش بازی‌بازی می‌کرد

00:11:35.203 --> 00:11:37.206
و می‌اومد سمت میز ناهار مُفتکی

00:11:37.207 --> 00:11:40.044
و شروع می‌کرد به درست
کردن ساندویچ‌های خیلی بزرگ

00:11:40.045 --> 00:11:41.680
خیلی بزرگ

00:11:41.681 --> 00:11:43.984
بعد جوری فیلم بازی می‌کرد
که انگار می‌خواد ساندویچ رو بخوره

00:11:43.985 --> 00:11:46.787
اما اون رو می‌فرستاد پایین میز
که من بودم

00:11:46.788 --> 00:11:50.359
منم می‌ذاشتمش تو جیبم

00:11:50.360 --> 00:11:54.932
تا جایی که می‌شد این‌کار رو تکرار می‌کردیم
تا این‌که جیب من پُر می‌شد

00:11:54.933 --> 00:11:56.335
اون‌وقت می‌رفتیم

00:11:58.240 --> 00:12:01.509
چینی نه فقط بازی می‌کرد
که موقع کار

00:12:01.510 --> 00:12:03.143
مسئولیت لباس دیگر بازیگران
و رقص‌آرایی و

00:12:03.144 --> 00:12:05.848
مدیریت صحنه را هم بر عهده می‌گرفت

00:12:05.849 --> 00:12:10.454
کج‌خلقی‌های کلیوا باعث شده بود
ازدواج آن‌ها در معرض خطر جدایی قرار گیرد

00:12:10.455 --> 00:12:13.993
هر دوی اون‌ها لج‌باز بودند

00:12:13.994 --> 00:12:15.996
حسادت کلیوا بالا گرفته بود

00:12:15.997 --> 00:12:19.867
چون چینی مشغول آموزش

00:12:19.868 --> 00:12:22.203
بالرین‌ها بود و با بازیگران زن
کار می‌کرد

00:12:22.204 --> 00:12:23.439
مطمئنم که

00:12:23.440 --> 00:12:25.476
سوءتفاهم‌های بسیاری در اون
مقطع بین‌شون رخ داده

00:12:25.477 --> 00:12:28.513
وقتی هم که راهی
لس‌آنجلس شدند

00:12:28.514 --> 00:12:31.720
کلیوا همچنان با چینی
هم‌کاری و بازی می‌کرد

00:12:31.721 --> 00:12:34.356
اما به مرور کلیوا راه
خودش رو جدا کرد

00:12:34.357 --> 00:12:37.930
شغلی به عنوان خواننده در
یکی از کاباره‌های محلی در

00:12:37.931 --> 00:12:39.332
لس‌آنجلس پیدا کرد

00:12:39.333 --> 00:12:41.501
و به شدت محبوب و معروف شد

00:12:41.502 --> 00:12:43.805
به مراتب بیش از همسرش لان چینی

00:12:43.806 --> 00:12:45.942
و این باعث مشکلاتی شد

00:12:45.943 --> 00:12:47.844
چرا که به هر حال

00:12:47.845 --> 00:12:50.381
محبوبیت بین جماعت کاباره‌رو
یعنی این‌که

00:12:50.382 --> 00:12:52.785
اون زن باید سر هر میزی بنشینه و

00:12:52.786 --> 00:12:54.888
و با هرکس و ناکسی مشروب بنوشه

00:12:54.889 --> 00:12:57.391
و البته مردان خوش‌پوش بسیاری
به اون‌جا رفت و آمد داشتند

00:12:57.392 --> 00:12:59.727
و مدام می‌نوشیدند

00:12:59.728 --> 00:13:03.933
و متأسفانه همین باعث شد که کلیوا
به نوشیدن اعتیاد پیدا کنه

00:13:03.934 --> 00:13:06.036
وقتی چینی داشت آماده می‌شد که

00:13:06.037 --> 00:13:07.504
به همراه گروه نمایشی «کولب و دیل» عازم
سفر شود

00:13:07.505 --> 00:13:09.175
دعوای سختی بر سر این‌که

00:13:09.176 --> 00:13:10.443
چه کسی باید از فرزندشان
مراقب کند، در گرفت

00:13:10.444 --> 00:13:12.812
کلیوا حاضر نشد این مسئولیت را بپذیرد

00:13:12.813 --> 00:13:15.383
کلیوا داروهای متعددی مصرف می‌کرد

00:13:15.384 --> 00:13:17.986
که برای اعصاب تجویز شده بود

00:13:17.987 --> 00:13:19.658
و بعدش

00:13:19.659 --> 00:13:21.828
دیدن که نمی‌تونن این‌طوری ادامه بدن

00:13:21.829 --> 00:13:24.364
و برای مدتی از هم جدا زندگی کردن

00:13:24.365 --> 00:13:25.967
و سپس سعی کردن برگردن نزد همدیگه

00:13:25.968 --> 00:13:28.236
یک روز بعد از این‌که اجرای
کلیوا تموم می‌شه

00:13:28.237 --> 00:13:30.273
می‌ره به سالن مجستیک

00:13:30.274 --> 00:13:33.311
مرکز شهر لس‌آنجلس و

00:13:33.312 --> 00:13:35.713
کنار پردۀ تئاتر می‌ایسته و

00:13:35.714 --> 00:13:38.117
یک دفعه یک شیشه سَم جیوه رو
سر می‌کشه

00:13:38.118 --> 00:13:39.953
این اتفاق کلیوا رو نکشت

00:13:39.954 --> 00:13:42.156
ولی حرفه‌اش به عنوان یک خواننده پایان یافت

00:13:42.157 --> 00:13:45.862
در ماه مِی، پس از اینکه چینی

00:13:45.863 --> 00:13:48.431
مطمئن شد کلیوا زنده می‌مونه
اون‌ها از هم جدا شدند

00:13:48.432 --> 00:13:51.604
بعد از جدایی، در نهایت
طلاق گرفتند

00:13:51.605 --> 00:13:55.075
لان هیچ‌وقت دیگر نه کلیوا
را دید و نه با او حرف زد

00:13:55.076 --> 00:13:58.546
وقتی روزنامه‌ها خبر این رسوایی را منتشر کردند

00:13:58.547 --> 00:14:00.715
چینی دیگر نمی‌توانست در عالم
تئاتر به فعالیت خود ادامه دهد

00:14:00.716 --> 00:14:03.688
مجبور شد وارد صنعت
سینما شود

00:14:03.689 --> 00:14:06.925
برحسب اتفاق، در یکی
از اولین فیلم‌هایش

00:14:06.926 --> 00:14:08.627
نقش یک خبرنگار را بازی می‌کند

00:14:08.628 --> 00:14:12.436
که برای روزنامه‌ای تشنۀ حوادث
داغ، کار می‌کند

00:14:15.808 --> 00:14:17.709
او به کمک دختر خبرنگاری می‌آید که

00:14:17.710 --> 00:14:21.015
ناراحت است، چرا که باید
با چاپ خبری، آبروی زنی دیگر را ببرد

00:14:24.420 --> 00:14:26.589
چینی به او کمک می‌کند که از شر این ماجرا
خلاص شود

00:14:29.794 --> 00:14:32.396
اولین فیلم‌های او در اولین

00:14:32.397 --> 00:14:34.099
استودیویی که در هالیوود افتتاح شد، ساخته
شده‌اند

00:14:34.100 --> 00:14:35.935
استودیو «نستور» در سانست و گروور

00:14:35.936 --> 00:14:37.570
ابتدا به عنوان سیاهی‌لشکر کار خود را آغاز کرد

00:14:37.571 --> 00:14:40.174
اما به زودی نقش‌های مهم‌تری
نصیبش شد

00:14:40.175 --> 00:14:42.745
اینجا در کنار اگنس ورنون

00:14:42.746 --> 00:14:44.346
در یک سکانس تجاوز ایفای نقش می‌کند

00:14:44.347 --> 00:14:46.150
مضمونی جنجالی برای سال
1914

00:15:00.340 --> 00:15:03.910
استودیو «یونیورسال» به دره‌های
سن‌فرناندو نقل‌مکان کرد و

00:15:03.911 --> 00:15:07.347
در سال 1915، استودیویی
بسیار بزرگ‌تر افتتاح شد

00:15:07.348 --> 00:15:09.517
«یونیورسال سیتی»

00:15:09.518 --> 00:15:11.487
چینی یکی از صدها بازیگری بود

00:15:11.488 --> 00:15:12.956
که سعی می‌کرد نقشی پیدا کند

00:15:12.957 --> 00:15:14.557
اما او نسبت به بقیه شانس بیشتری داشت

00:15:14.558 --> 00:15:16.226
چرا که در زمینۀ چهره‌پردازی مهارت داشت

00:15:16.227 --> 00:15:18.931
این، کیفِ گریم اوست که در
یونیورسال استفاده می‌کرد

00:15:18.932 --> 00:15:20.834
یک ظرف ناهار ساده

00:15:20.835 --> 00:15:25.240
که توسط چینی تبدیل شده بود
به یک گالری دیدنی از ادوات گریم

00:15:25.241 --> 00:15:27.577
او عادت داشت از گریم‌های
خود عکس تهیه کند تا

00:15:27.578 --> 00:15:30.314
بعداً شرایط را بسنجد و ببیند
کدام یک برای نقش بازی کردن

00:15:30.315 --> 00:15:31.783
جلوی دوربین مناسب‌تر است

00:15:36.926 --> 00:15:39.628
این‌ها عکس‌هایی‌ست که چینی
برای برادرش فرستاده

00:15:39.629 --> 00:15:42.364
در برخی می‌توان او را شناخت

00:15:42.365 --> 00:15:45.769
و گاهی هم مجبور بود نقشی که بازی
کرده را مشخص کند چون چهره‌اش تغییر کرده بود

00:15:45.770 --> 00:15:48.774
«اینجا داشتم نقش یک آدم بدوی رو بازی می‌کردم»

00:15:50.847 --> 00:15:53.181
«این منم، اونی که زیر علامت ایکس ایستاده»

00:15:53.182 --> 00:15:55.585
«اینجا یک شاهزادۀ روس رو بازی می‌کنم»

00:16:01.450 --> 00:16:03.616
فیلم‌های اولیۀ کارنامۀ چینی

00:16:03.617 --> 00:16:06.018
تقریباً به تمامی توسط یونیورسال به
منظور بازیابی نقرۀ هر فیلم

00:16:06.019 --> 00:16:07.688
نابود شده است

00:16:07.689 --> 00:16:10.058
از بین صد و ده فیلمی که در این استودیو
بازی کرد

00:16:10.059 --> 00:16:12.626
فقط نسخۀ کامل چهار فیلم باقی مانده است

00:16:12.627 --> 00:16:14.962
همان کپی‌های باقی‌مانده
نیز اکثراً صدمه دیده‌اند

00:16:14.963 --> 00:16:17.898
به قدری که امکان اسکن، چاپ
و نمایش‌شان به سختی فراهم است

00:16:17.899 --> 00:16:22.503
آرشیویست‌ها و کلکسیونرها
تلاش می‌کنند هرچه را می‌توانند نجات دهند

00:16:22.504 --> 00:16:24.505
«آرشیو ملی فیلم لندن»

00:16:24.506 --> 00:16:25.840
این نمونه فیلم اولیه از کارنامۀ او را

00:16:25.841 --> 00:16:28.243
که دو نقش، هر دو گوژپشت

00:16:28.244 --> 00:16:29.711
را ایفا می‌کند، احیا کرده است

00:16:29.712 --> 00:16:32.279
یکی در رؤیا

00:16:32.280 --> 00:16:36.152
دیگری در واقعیت، در قالب یک
ماهی‌گیر

00:16:36.153 --> 00:16:38.990
کلکسیونری در انگلیس این

00:16:38.991 --> 00:16:41.692
فیلم را که شیوۀ نقش‌آفرینی
زیبای چینی را ثبت کرده است، نجات داده

00:16:41.693 --> 00:16:44.496
اگرچه بازیِ چینی تئاتری است

00:16:59.512 --> 00:17:02.614
این تنها فیلم باقی‌مانده از رقصیدن چینی
در عالم سینماست

00:17:02.615 --> 00:17:05.950
و البته بسیار کوتاه است

00:17:05.951 --> 00:17:09.655
چینی توسط کارگردانی به نام
جوزف دی‌گراس و همسرش

00:17:09.656 --> 00:17:13.425
آیدا مِی پارک، که او هم کارگردان بود
بیش از پیش کشف شد

00:17:13.426 --> 00:17:15.962
دی‌گراس چینی را تشویق کرد که
از توانایی خود برای

00:17:15.963 --> 00:17:17.730
ایفای نقش کاراکترهای عجیب‌و‌غریب
بهره ببرد

00:17:17.731 --> 00:17:20.666
این دو نفر در مجموع
در شصت فیلم هم‌کاری کردند

00:17:20.667 --> 00:17:24.105
در همین زمان بود که چینی
کارگردانی را هم شروع کرد

00:17:24.106 --> 00:17:26.139
و حتی فیلم‌نامه‌نویسی را نیز تجربه کرد

00:17:26.140 --> 00:17:28.308
البته به او اجازه نمی‌دادند ایده‌هایش
را بپروراند و خلاق باشد

00:17:28.309 --> 00:17:30.546
به همین خاطر مجدد حرفۀ بازیگری
را پیشه کرد

00:17:30.547 --> 00:17:32.713
در «ماشین قرمز» که توسط

00:17:32.714 --> 00:17:34.583
دی‌گراس ساخته شده، چینی نقش

00:17:34.584 --> 00:17:36.718
کارمند جاافتادۀ بانکی را بازی می‌کند که
متوجه تقلب

00:17:36.719 --> 00:17:38.221
مالی همکارانش می‌شود

00:17:52.737 --> 00:17:54.437
چینی زمانی که یونیورسال بود با

00:17:54.438 --> 00:17:56.138
هیزل هیستینگز ازدواج کرد

00:17:56.139 --> 00:17:58.108
کریتون هم از مدرسۀ شبانه‌روزی به خانه
آمده بود

00:17:58.109 --> 00:17:59.509
تا با آن‌ها زندگی کند

00:17:59.510 --> 00:18:01.177
هیزل، چینی را متقاعد کرد
که از یونیورسال

00:18:01.178 --> 00:18:03.079
بخواهد دستمزدش را بالاتر ببرد

00:18:03.080 --> 00:18:06.950
چینی هم تقاضای هفته‌ای 125 دلار
و یک قرارداد پنج ساله کرد

00:18:06.951 --> 00:18:08.485
مدیر استودیو

00:18:08.486 --> 00:18:10.720
ویلیام سیستمروم، این پیشنهاد
را رد کرد

00:18:10.721 --> 00:18:12.623
و به او گفت، هیچ‌وقت نمی‌تواند جایی

00:18:12.624 --> 00:18:14.226
را پیدا کند که بیش از هفته‌ای 100 دلار
به او بپردازند

00:18:14.227 --> 00:18:17.527
چینی یونیورسال را ترک کرد و

00:18:17.528 --> 00:18:20.867
هفته‌ها بیکار ماند

00:18:20.868 --> 00:18:24.304
ستارۀ سینمای وسترن
ویلیام اس. هارت بود که

00:18:24.305 --> 00:18:27.974
با دادن نقشی مهم در فیلمی که
حالا از دست رفته، او را نجات داد

00:18:27.975 --> 00:18:32.347
این تنها صحنۀ باقی‌مانده از آن فیلم
است و در آرشیوی در مسکو پیدا شده است

00:18:36.184 --> 00:18:39.318
چینی مورد توجه مخاطبان واقع شد
و پیشنهادهای بیشتری دریافت کرد

00:18:39.319 --> 00:18:42.457
حتی یونیورسال هم او را
مجدد استخدام کرد

00:18:42.458 --> 00:18:43.925
و همین زمان بود که کارگردانی به نام
تاد براونینگ هم به آنجا آمد

00:18:46.429 --> 00:18:48.662
براونینگ از برجسته‌ترین فیلم‌سازان

00:18:48.663 --> 00:18:50.265
دورۀ صامت بود

00:18:50.266 --> 00:18:53.301
دادزن سابق کارناوال‌های نمایشی
که علاقۀ خاصی به

00:18:53.302 --> 00:18:54.970
موضوعات وحشت‌آور و نامأنوس داشت

00:18:54.971 --> 00:18:56.939
براونینگ درام‌های چالش‌برانگیز

00:18:56.940 --> 00:18:59.341
می‌ساخت و بیشتر سناریوها را
هم خودش می‌نوشت

00:19:02.180 --> 00:19:04.980
همکاری او و چینی در فیلمی آغاز
شد که

00:19:04.981 --> 00:19:06.950
حالا نسخه‌ای از آن باقی نمانده

00:19:12.525 --> 00:19:16.361
او دنیای تبهکاران را با خشونتی
بی‌پروا تصویر می‌کرد

00:19:16.362 --> 00:19:18.464
و اجازه نمی‌داد بازیگرانش چهره‌ای کلیشه‌ای
داشته باشند

00:19:20.936 --> 00:19:22.900
براونینگ اینجا در این صحنه به مخاطب
علامت می‌دهد که

00:19:22.901 --> 00:19:25.304
پریسیلا دین دارد
نقش یک فاحشه را بازی می‌کند

00:19:25.305 --> 00:19:28.806
که کفش‌هایش پایش را زده‌اند

00:19:28.807 --> 00:19:30.877
در ادامه یک معتاد را هم وارد صحنه می‌کند

00:19:41.922 --> 00:19:43.722
چینی و پریسیلا دین
کاراکترهایی سرسخت

00:19:43.723 --> 00:19:46.225
را بازی می‌کنند که قضاوت

00:19:46.226 --> 00:19:48.293
و تنفر مخاطب از شخصیت‌ها برای‌شان اهمیتی ندارد

00:19:48.294 --> 00:19:50.797
چنین رویکردی در فیلم‌سازیِ آن دوران
تکان‌دهنده بوده است

00:20:06.649 --> 00:20:09.218
فیلم «معجزه‌گر» بود که

00:20:09.219 --> 00:20:12.655
چینی را به عنوان برجسته‌ترین بازیگر
کاراکترهای هالیوودی مطرح کرد

00:20:12.656 --> 00:20:15.459
او نقش یکی از چهار تبهکاری را بازی می‌کند

00:20:15.460 --> 00:20:17.461
که قصد دارند «درمان تقلبی» را

00:20:17.462 --> 00:20:19.529
به مردم بیندازند و یک
دعانویس نابینا هم در میان‌شان است

00:20:19.530 --> 00:20:23.433
جرج تاکرِ کارگردان
به دنبال یک بندباز با بدنی منعطف بود

00:20:23.434 --> 00:20:26.035
اما هرکسی را پیدا می‌کرد، به درد
بازی کردن جلوی دوربین نمی‌خورد

00:20:26.036 --> 00:20:28.138
چینی به قدری در تست بازیگری
برای این نقش موفق ظاهر شد که

00:20:28.139 --> 00:20:30.574
لرزه بر اندام تاکر انداخت

00:20:30.575 --> 00:20:33.210
همه می‌گفتند چینی خودش
بندبازی‌ست با بدن منعطف یا

00:20:33.211 --> 00:20:35.345
شاید هم واقعاً بیماری «دومفصلی» دارد
ولی چنین چیزی حقیقت نداشت

00:20:35.346 --> 00:20:39.185
اگر خوب به سکانس درمان در فیلم نگاه کنید

00:20:39.186 --> 00:20:41.318
جایی که

00:20:41.319 --> 00:20:44.189
می‌آد و دستش یک‌دفعه این‌طوری برمی‌گرده

00:20:46.661 --> 00:20:49.398
یا مفصل خودش رو این‌شکلی تکون می‌ده

00:20:51.867 --> 00:20:53.399
همه‌اش بازی‌ست

00:20:53.400 --> 00:20:56.270
فقط داره بازی می‌کنه

00:20:59.176 --> 00:21:01.243
در سناریو، چینی نقش گدای

00:21:01.244 --> 00:21:03.045
معلول دروغین را بازی می‌کند

00:21:03.046 --> 00:21:04.979
که تحت درمان یک دعانویس و درمان‌گر قرار می‌گیرد

00:21:04.980 --> 00:21:07.317
همه‌اش صحنه‌سازی‌ست برای سرکیسه کردن
جماعت کودن

00:21:42.990 --> 00:21:45.993
اما بعد، واقعاً معجزه‌ای رخ می‌دهد

00:22:15.692 --> 00:22:17.825
«معجزه‌گر»
تبدیل به

00:22:17.826 --> 00:22:19.661
پرفروش‌ترین فیلم پارامونت در آن سال شد

00:22:19.662 --> 00:22:21.529
و این موفقیتی بزرگ برای چینی بود

00:22:24.701 --> 00:22:28.102
شهرت چینی باعث نشد نقش جوان اول
فیلم‌ها را بازی کند

00:22:28.103 --> 00:22:29.738
بلکه بیشتر کاراکترهای عجیب‌وغریب به او پیشنهاد می‌شد

00:22:29.739 --> 00:22:31.708
اینجا او نقش یک شکارچی کانادایی را بازی می‌کند

00:22:31.709 --> 00:22:33.644
که در کوهستان گم شده است

00:22:36.516 --> 00:22:38.349
چینی عاشق کوهستان بود

00:22:38.350 --> 00:22:41.353
و حضور در چنین لوکیشن‌هایی
عیش او را کامل می‌کرد

00:22:49.629 --> 00:22:53.299
در این فیلم کوچک
او نقش مقابل بتی بلایت را ایفا می‌کند

00:23:11.788 --> 00:23:14.154
«مجازات»
شاهکاری فراموش شده

00:23:14.155 --> 00:23:17.355
چنان خشونتی در خود داشت
که باعث واکنش و اعتراض در مطبوعات شد

00:23:17.356 --> 00:23:20.162
این فیلم اقتباسی بود از
رمانی نوشتۀ گاورنر موریس

00:23:20.163 --> 00:23:22.497
و حقیقتاً سنخیتی با آن نوع
از فیلم‌هایی که

00:23:22.498 --> 00:23:25.666
در «عصر معصومیت» به نمایش گذاشته می‌شد
نداشت

00:23:25.667 --> 00:23:27.568
سانسورچی‌ها سراغ فیلم آمدند و

00:23:27.569 --> 00:23:29.570
به تُندی هرچه را می‌توانستند قیچی کردند

00:23:29.571 --> 00:23:31.739
داخل فیلم یک معتاد دوآتیشه داشتیم و

00:23:31.740 --> 00:23:33.543
قتل و جنایت و

00:23:33.544 --> 00:23:35.244
مُدلی برهنه و

00:23:35.245 --> 00:23:37.246
این وسط کاراکتری هم بود که می‌خواست

00:23:37.247 --> 00:23:39.415
پای مرد دیگری را قطع کند و آن را

00:23:39.416 --> 00:23:41.584
به خودش پیوند بزند

00:23:41.585 --> 00:23:44.787
امروز که فیلم رو می‌بینیم با خود
می‌گوییم عجب فیلم قدرتمندی‌ست

00:23:44.788 --> 00:23:46.689
آن روزها «ورایتی» در نقد فیلم نوشت

00:23:46.690 --> 00:23:48.624
«اثری‌ست سرخوش، به همان اندازه که اعدام خوشایند است»

00:23:54.145 --> 00:23:57.589
«عجب پاهای برازنده‌ای داری»

00:24:02.701 --> 00:24:05.820
«من پاهام رو در راه علم از دست دادم»

00:24:08.781 --> 00:24:10.684
چینی نقش «بلیزارد» را بازی می‌کند

00:24:10.685 --> 00:24:13.820
گنگستری که در کودکی پاهایش توسط

00:24:13.821 --> 00:24:15.388
پدر این دختر قطع شده است

00:24:15.581 --> 00:24:20.335
«باید این هیولا رو مسموم کرد و از سر راه برش داشت»

00:24:24.867 --> 00:24:27.868
این نقش برای چینی که در این عکس
کنار گاورنر موریس دیده می‌شود

00:24:27.869 --> 00:24:31.771
به اندازۀ «معجزه‌گر» اهمیت داشت

00:24:31.772 --> 00:24:34.208
هرچه برایش تمرین کرده بود

00:24:34.209 --> 00:24:36.175
هرچه که در عمل نشان می‌داد

00:24:36.176 --> 00:24:38.880
هرچه در همۀ این سال‌ها آموخته بود

00:24:38.881 --> 00:24:40.283
در این نقش تجلی پیدا کرد

00:24:51.195 --> 00:24:54.664
چینی در حقیقت پاهای خود
را پشت کمر بسته بود و

00:24:54.665 --> 00:24:57.667
بر روی زانو راه می‌رفت

00:24:57.668 --> 00:25:01.603
و حاضر نشد از تکنیک مرسوم
برای این نحوه از راه رفتن استفاده کند

00:25:02.107 --> 00:25:04.474
این ژاکتی‌ست که در فیلم

00:25:04.475 --> 00:25:06.178
«مجازات»
پوشیده بود

00:25:06.179 --> 00:25:08.712
همون‌طور که می‌بینید قسمت پایینی آن

00:25:08.713 --> 00:25:11.949
به مراتب بلندتر از قسمت جلویی است

00:25:11.950 --> 00:25:13.883
و عرض بیشتری هم دارد

00:25:13.884 --> 00:25:15.554
این لباس طراحی شد تا چینی

00:25:15.555 --> 00:25:17.589
بتواند پاهای جمع شده‌اش را در آن مخفی کند

00:25:17.590 --> 00:25:21.860
و در عین حال طبیعی به نظر برسد
گویی واقعاً هر دو پایش قطع شده

00:25:21.861 --> 00:25:26.397
‌چینی پاهای جمع شده‌اش
را داخل این پوشش چرمی می‌گذاشت

00:25:26.398 --> 00:25:29.768
و بعد هم اون شلوار و ژاکت بلند

00:25:29.769 --> 00:25:31.204
به کمکش می‌اومد تا کار رو تکمیل کنه

00:25:31.205 --> 00:25:33.972
حرکت در این حالت به قدری دردناک بود که

00:25:33.973 --> 00:25:36.741
چینی می‌توانست آن‌ها را فقط برای

00:25:36.742 --> 00:25:39.177
ده الی بیست دقیقه بپوشد

00:25:39.178 --> 00:25:42.148
در نهایت «بلیزارد» دست به انتقام‌جویی می‌زند

00:25:42.149 --> 00:25:44.418
و نقشه‌ای می‌کشد که پاهای دکتر جوان را

00:25:44.419 --> 00:25:46.521
در یک اتاق عمل زیرزمینی قطع کند

00:25:58.671 --> 00:26:00.903
چینی به ساز و کار فکری تبهکاران
علاقه‌مند بود

00:26:00.904 --> 00:26:03.773
و حتی مقاله‌هایی در باب اصلاح وضعیت
زندان‌ها نوشت

00:26:03.774 --> 00:26:06.976
او حتی به صورت ناشناس به دنیای
آ‌ن‌ها نیز رفت‌و‌آمد داشت تا از نزدیک وضعیت را ببیند

00:26:06.977 --> 00:26:10.246
در این مسیر افسرانی چون ویلیام جی. برنز
او را همراهی می‌کردند

00:26:10.247 --> 00:26:12.414
برنز که برای ملاقات چینی و تاد براونینگ
سر صحنۀ

00:26:12.415 --> 00:26:15.017
فیلم «خارج از قانون» رفته بود در این
عکس دیده می‌شود

00:26:15.018 --> 00:26:18.954
فیلم «خارج از قانون» رو باید

00:26:18.955 --> 00:26:21.691
نقطۀ عطفی در کارنامۀ مشترک چینی و براونینگ دونست

00:26:21.692 --> 00:26:25.263
او نقش گنگستری به نام بلک مایک سیلوا
رو بازی می‌کنه

00:26:25.264 --> 00:26:27.632
شرور، بد سیرت و فاسد

00:26:27.633 --> 00:26:30.868
او همچنین ریزه‌کار‌ی‌های
جذابی

00:26:30.869 --> 00:26:33.703
به کاراکتر اضافه کرده بود

00:26:33.704 --> 00:26:36.910
یادم می‌آد یک‌بار با دوستی دربارۀ
این فیلم حرف می‌زدیم

00:26:36.911 --> 00:26:40.113
و او که فیلم را در کودکی دیده بود

00:26:40.114 --> 00:26:42.549
از من پرسید

00:26:42.550 --> 00:26:45.218
«هنوزم او صحنه‌ای که انعام رو از روی میز برمی‌داره تو فیلم هست؟»

00:26:45.219 --> 00:26:47.487
اشاره‌اش به صحنه‌ای‌ست که

00:26:47.488 --> 00:26:50.858
دارن نقشۀ قتل رو می‌کشن و

00:26:50.859 --> 00:26:54.127
موقع ترک محل، چینی که آخرین نفره

00:26:54.128 --> 00:26:56.863
یک لحظه مکث و سپس به میز نگاه می‌کنه

00:26:56.864 --> 00:26:59.032
انعام رو برمی‌داره و می‌گذاره تو جیبش

00:26:59.033 --> 00:27:02.001
واقعاً حرکتی فرعی و بی‌اهمیت به نظر می‌رسه

00:27:02.002 --> 00:27:03.838
مفهومی پشتش نیست

00:27:03.839 --> 00:27:05.774
اما به بازنمایی بهتر شخصیت کمک می‌کنه

00:27:05.775 --> 00:27:07.374
همچنین نگاه کنید به

00:27:07.375 --> 00:27:10.011
کاری که براونینگ با اون کاراکتر چینی
انجام می‌ده

00:27:10.012 --> 00:27:13.680
شخصیتی که او هم توسط چِینی که دو نقش در فیلم اجرا می‌کنه
بازی شده

00:27:13.781 --> 00:27:16.451
کاراکتر «اه وینگ» مردی اهل چین

00:27:16.452 --> 00:27:18.487
در پیش‌برد قصه نقشی نداره

00:27:18.488 --> 00:27:21.556
اما براونینگ فهمیده بود که
چنین تمهیدی خیلی خوب برای چینی جواب می‌ده

00:27:21.557 --> 00:27:24.560
اگر نقش‌آفرینی چِینی در نقش یک مرد چینی رو با

00:27:24.561 --> 00:27:27.097
با کسی که «لو چنگ» دیگر کاراکتر اهل چین رو بازی می‌کنه
مقایسه کنید

00:27:27.098 --> 00:27:28.731
او هم بازیگری سفیدپوست است

00:27:28.732 --> 00:27:31.335
اما چِینی نقش یک مرد چینی را

00:27:31.336 --> 00:27:34.873
طبیعی‌تر از هر سفیدپوست دیگه‌ای بازی می‌کنه

00:27:34.874 --> 00:27:37.442
ساخت چنین فیلمی در آن زمان

00:27:37.443 --> 00:27:40.645
که پیش‌داوری‌هایی علیه چینی‌ها برقرار بود
شجاعت زیادی می‌طلبید

00:27:40.646 --> 00:27:44.048
خیلی به اون‌ها فحش می‌دادن

00:27:44.049 --> 00:27:46.085
ازشون متنفر بودن

00:27:46.086 --> 00:27:48.454
و خیلی باهاشون بد رفتار می‌شد

00:27:48.455 --> 00:27:52.257
حتی اون‌ها رو وسط خیابون دار می‌زدن

00:27:52.258 --> 00:27:56.227
و امکانی برای اعتراض یا حتی گفتگو وجود نداشت

00:27:56.228 --> 00:27:58.797
حادثه‌ای برای یک کشتی در

00:27:58.798 --> 00:28:01.167
بندر اورکی در نیو انگلند پیش می‌آید و

00:28:01.168 --> 00:28:03.804
در بین بازماندگان آشپزی اهل چین هم حضور دارد

00:28:12.597 --> 00:28:15.749
«بیایید برای آرامش روح رفتگان دعا کنیم»

00:28:32.204 --> 00:28:37.803
«یا شروع کن به دعا کردن، یا اینجا رو ترک کن. همۀ ساکنان این شهر معتقد هستند - ما هیچ کافری را نمی‌پذیریم»

00:28:41.680 --> 00:28:44.180
یادم می‌آد لان چینی به طور

00:28:44.181 --> 00:28:46.282
کامل داخل نقش فرو رفته بود

00:28:46.283 --> 00:28:48.952
نحوۀ راه رفتنش رو یادم می‌آد

00:28:48.953 --> 00:28:50.956
جوری گام برمی‌داشت انگار
پاهاش رو بستن

00:28:50.957 --> 00:28:52.756
حقیقتاً

00:28:52.757 --> 00:28:54.325
به نقش تشخص داده بود و

00:28:54.326 --> 00:28:57.961
و نحوۀ راه رفتنش

00:28:57.962 --> 00:28:59.498
خاص بود

00:28:59.499 --> 00:29:01.967
و البته واضحه که چهره‌اش به خاطر گریم

00:29:01.968 --> 00:29:03.903
شبیه چینی‌ها شده بود

00:29:03.904 --> 00:29:07.638
ولی زبان بدنش، اون تحقیری که تحمل می‌کرد

00:29:07.639 --> 00:29:12.880
و خمیدگی قامتش در این نقش

00:29:12.881 --> 00:29:17.216
اصلاً نیازی به دیالوگ نداشت
نیاز نبود چیزی بگه

00:29:17.217 --> 00:29:20.322
شما همه‌چیز رو حس می‌کردید
حضورش رو حس می‌کردید

00:29:20.323 --> 00:29:22.323
باد شولبرگ زمانی که به پشت‌صحنۀ
فیلم رفت

00:29:22.324 --> 00:29:24.024
پسربچه‌ای هشت ساله بود

00:29:24.025 --> 00:29:26.594
فیلم را تام فورمن که در این عکس نشسته
کارگردانی کرده و

00:29:26.595 --> 00:29:28.498
توسط بی‌. پی. شولبرگ

00:29:28.499 --> 00:29:30.232
پدر باد شولبرگ تهیه شده است

00:29:30.233 --> 00:29:33.369
اگرچه فروش آن در گیشه
خارق‌العاده نبود

00:29:33.370 --> 00:29:35.138
اما در سال 1922 به

00:29:35.139 --> 00:29:37.041
عنوان یکی از بهترین فیلم‌های سال انتخاب شد

00:29:40.212 --> 00:29:43.144
برای اون زمان فیلم شجاعانه‌ای بود

00:29:43.145 --> 00:29:47.249
حتی ساختش در این دوران
هم نیازمند جسارت زیاد است

00:30:06.049 --> 00:30:10.630
«خجالت بکشید. اون برادر ماست. مسیح به خاطر امثال او جان خودش رو فدا کرد»

00:30:18.288 --> 00:30:22.456
چینی به قدری هم‌دلی مخاطب رو در
ایفای این نقش به دست آورد

00:30:22.457 --> 00:30:26.961
که موفق شد رابطه‌ای عاطفی

00:30:26.962 --> 00:30:30.897
بین تماشاچی‌هایی که ممکن بود با
سوءنیت قبلی و به قصد

00:30:30.898 --> 00:30:33.933
تنفر از کاراکتر مرد چینی به سینما آمده بودند
ایجاد کند

00:30:33.934 --> 00:30:35.570
و آن‌ها سالن رو

00:30:35.571 --> 00:30:37.540
در حالی ترک می‌کردند که نظرشون دربارۀ این نژاد
عوض شده بود

00:30:37.541 --> 00:30:41.507
و به این درک می‌رسیدند که مردمان اهل چین هم آدمی‌زاد هستند

00:30:41.508 --> 00:30:44.311
برای من دیدن این بازیگر

00:30:44.312 --> 00:30:46.681
که کلاه و کُت و کراوات می‌پوشید

00:30:46.682 --> 00:30:49.819
و حالا یک‌دفعه در قامت یک مرد چینی ظاهر شده بود

00:30:49.820 --> 00:30:52.455
خیلی جالب بود

00:30:52.456 --> 00:30:55.392
منتقدی در دهۀ بیست در مورد چِینی نوشته بود

00:30:55.393 --> 00:30:57.862
«واقعاً کاری هست که از عهدۀ این آدم خارج باشه؟»

00:31:02.435 --> 00:31:04.636
نقش فاگین در «الیور توئیست» نیز

00:31:04.637 --> 00:31:06.738
به شکل خودکار به لان چینی رسید

00:31:06.739 --> 00:31:09.606
نقش الیور را هم جکی کوگان بازی کرد

00:31:09.607 --> 00:31:13.379
چینی رو استخدام کردیم که «فاگین» رو بازی کنه

00:31:13.380 --> 00:31:18.082
بازیگر محشری بود

00:31:18.083 --> 00:31:21.051
هم می‌تونست هر نقشی رو بازی کنه

00:31:21.052 --> 00:31:24.490
و هم می‌تونست قیافه‌اش رو به هر نقشی که می‌خواد
در بیاره

00:31:24.491 --> 00:31:27.927
وقتی اومد که فیلم را باهم بازی کنیم

00:31:27.928 --> 00:31:30.563
یک دوشنبه صبحی بود که برای

00:31:30.564 --> 00:31:32.366
اولین‌بار دیدمش و

00:31:32.367 --> 00:31:34.168
شروع کردیم به تمرین صحنۀ

00:31:34.169 --> 00:31:35.970
مربوط به جیب‌زنی

00:31:35.971 --> 00:31:38.839
اون‌جایی که فاگین به الیور نحوۀ دزدی
رو یاد می‌ده

00:31:38.840 --> 00:31:43.179
پدرم بهم گفت
مراقب لان چینی باش

00:31:43.180 --> 00:31:45.014
اون خودش هم دزده! و

00:31:45.015 --> 00:31:47.349
در نهایت توجه مخاطب داخل سکانس رو به نفع
خودش می‌دزده

00:31:47.350 --> 00:31:49.118
مراقب شیوۀ بازی‌اش باش

00:31:49.119 --> 00:31:52.957
خلاصه تمرین کردیم
و در همون برداشت اول کار گرفته شد

00:32:02.836 --> 00:32:05.002
تنها حرفی که به من زد

00:32:05.003 --> 00:32:09.940
بعد از اینکه اون صحنه تموم شد، این بود که

00:32:09.941 --> 00:32:12.743
«هِی پسر، کارت خوبه»

00:32:12.744 --> 00:32:15.546
چینی در نفش فاگین معرکه بود

00:32:15.547 --> 00:32:18.015
اما این صفت را نمی‌توان در مورد این یکی فیلم
به کار برد

00:32:18.016 --> 00:32:19.518
اثری که با عنوان

00:32:19.519 --> 00:32:21.051
«قلب گرگ»

00:32:21.052 --> 00:32:22.988
با بهترین عوامل ساخته شد

00:32:22.989 --> 00:32:25.590
خود چینی و همچنین اروینگ تالبرگ
در نوشتن سناریو هم‌کاری داشتند

00:32:25.591 --> 00:32:28.728
تالبرگ رئیس جوان بخش تولیدات یونیورسال بود

00:32:28.729 --> 00:32:31.163
اما کمپانی موقع استخدام کارگردان
خساست به خرج داد

00:32:31.164 --> 00:32:33.066
و یک کارگردان کارنابلد را استخدام کرد

00:32:33.067 --> 00:32:37.203
چینی همیشه به نیاز خود به حضور یک کارگردان
خبره سر صحنه اذعان داشت

00:32:37.204 --> 00:32:38.806
او اگرچه تجربه کافی داشت

00:32:38.807 --> 00:32:43.642
اما بدون حضور یک کارگردان کاربلد
خطر اغراق در بازی پیش می‌آمد

00:33:04.835 --> 00:33:07.870
عنوان فیلم به «دام» تغییر کرد

00:33:07.871 --> 00:33:10.072
این اولین فیلمی بود که در آن از

00:33:10.073 --> 00:33:11.475
شعار تبلیغاتی معروف زیر استفاده شده بود

00:33:11.627 --> 00:33:14.281
«مرد هزار چهره می‌آید»

00:33:14.413 --> 00:33:16.880
سپس فیلم «شوک» در یونیورسال ساخته شد

00:33:16.881 --> 00:33:19.016
اما نقدهای شدیدی به آن وارد شد

00:33:19.017 --> 00:33:22.154
اروینگ تالبرگ از مدیر استودیو کارل لملی
نامه‌ای دریافت کرد

00:33:22.155 --> 00:33:24.490
که در آن لملی از سرخورده شدن خود پس از

00:33:24.491 --> 00:33:26.525
تماشای «شوک» و «دام» گفته بود

00:33:26.526 --> 00:33:30.996
«اروینگ، باید بگم که نگران آینده‌ام»

00:33:30.997 --> 00:33:34.300
«دوست ندارم دیگه ببینم فیلمی ناموفق و شکست‌خورده تولید می‌کنی»

00:33:40.474 --> 00:33:42.307
این تصور بین مردم جا افتاده که

00:33:42.308 --> 00:33:44.376
ایدۀ اصلی ساخت «گوژپشت نوتردام» برای

00:33:44.377 --> 00:33:46.045
اروینگ تالبرگ بوده است

00:33:46.046 --> 00:33:48.148
اما مایکل بلیک کشف کرده
که بنا به دست‌نوشته‌های آلفرد گرسو

00:33:48.149 --> 00:33:50.284
مدیر برنامه‌های چینی

00:33:50.285 --> 00:33:52.852
واقعیت چیز دیگری‌ست

00:33:52.853 --> 00:33:56.122
تاریخ هالیوود به نحوی بازنویسی شده

00:33:56.123 --> 00:33:59.393
لان چینی هم مثل بسیاری از ستاره‌های
اون دوران

00:33:59.394 --> 00:34:02.130
خودش دنبال منبع اقتباسی برای بازی و ساخت می‌گشته

00:34:02.131 --> 00:34:04.297
او حتی به دنبال خرید حق ساخت
«گوژپشت نوتردام»

00:34:04.298 --> 00:34:06.232
بود و تلاش می‌کرد

00:34:06.233 --> 00:34:09.105
بودجۀ کافی برای ساخت فیلم جور کند

00:34:09.106 --> 00:34:11.240
در نهایت تالبرگ از این موضوع خبردار شد و

00:34:11.241 --> 00:34:12.976
کارل لملی را مجاب کرد که روی این فیلم
سرمایه‌گذاری کند

00:34:12.977 --> 00:34:15.411
نقش و میزان تأثیر چینی در
به ثمر رسیدن این پروژه

00:34:15.412 --> 00:34:17.446
پیش‌تر مغفول واقع شده

00:34:17.447 --> 00:34:20.117
نکاتی چون انتخاب کارگردان، نویسنده

00:34:20.118 --> 00:34:22.718
و بازیگر نقش ازمرالدا برخی از این جزئیات است

00:34:22.719 --> 00:34:25.688
تالبرگ به تازگی تجربۀ ساخت فیلم
فیلم‌های پرخرج را از سر گذرانده بود

00:34:25.689 --> 00:34:28.861
شروع سخت و دشوار او فیلم «همسران احمق» بود

00:34:28.862 --> 00:34:32.663
که برای ساختش اریک فن‌اشتروهایم دکور «مونته کارلو» را
به کل بازسازی کرد

00:34:32.664 --> 00:34:34.866
و فیلم‌برداری به قدری طول کشید که هزینه‌اش

00:34:34.867 --> 00:34:37.569
نزدیک به یک میلیون دلار شد

00:34:37.570 --> 00:34:39.871
در بین دکورهای این فیلم پرخرج
کازینویی وجود داشت که

00:34:39.872 --> 00:34:43.374
به لحاظ اقتصادی منطقی بود از آن
برای کلیسای «نوتردام» در فیلم چینی استفاده کنند

00:34:43.375 --> 00:34:45.276
قرار بود این دکور با یک ماکت ترکیب شود تا نماهای
مورد نظر ساخته شوند

00:34:45.277 --> 00:34:47.146
و مخاطب را شگفت‌زده کنند

00:34:47.147 --> 00:34:49.013
چینی هم قرار بود مخاطب را

00:34:49.014 --> 00:34:52.951
با گریم بی‌نقص خود به نحوی دیگر شگفت‌زده کند

00:35:00.263 --> 00:35:02.762
منبع الهام چینی یکی از نسخه‌های
تصویری رمان

00:35:02.763 --> 00:35:04.565
ویکتور هوگو بود

00:35:04.566 --> 00:35:06.602
چنین گریمی به آن مفهوم بود
که او باید همۀ بدن خود را در اختیار نقش قرار می‌داد

00:35:06.603 --> 00:35:09.571
گریم او روزی سه ساعت طول می‌کشید

00:35:09.572 --> 00:35:11.373
و تحمل آن به شدت سخت بود

00:35:13.676 --> 00:35:16.745
نقش ازمرالدا را پتسی روت میلر بازی کرد

00:35:16.746 --> 00:35:19.880
حس می‌کردم چینی از تحمل اون همه رنج

00:35:19.881 --> 00:35:21.351
داره لذت می‌بره

00:35:21.352 --> 00:35:24.954
نقشی که بهش حسی
رو که می‌خواست می‌داد

00:35:24.955 --> 00:35:27.456
موجودی رنجور

00:35:27.457 --> 00:35:31.326
واضحه که موقع بازی
سختی زیادی رو تحمل می‌کرد

00:35:31.327 --> 00:35:36.499
اما بسیاری از افسانه‌های
شکل گرفته پیرامون چینی

00:35:36.500 --> 00:35:38.501
فقط افسانه هستند، نه واقعیت

00:35:38.502 --> 00:35:41.103
اینکه او سویه‌های مازوخیستی داشته
حقیقت ندارد

00:35:41.104 --> 00:35:43.405
چینی به کارش افتخار می‌کرد

00:35:43.406 --> 00:35:45.842
و مثل یک حرفه‌ای تمام‌عیار با شغلش برخورد می‌کرد

00:35:45.843 --> 00:35:48.912
به همین خاطر هیچ‌وقت امکان نداشت
ریسک خطر فیزیکی

00:35:48.913 --> 00:35:52.018
و مصدومیتی عمیق که منجر به
بازنشستگی‌اش بشه رو بپذیره

00:35:52.019 --> 00:35:54.488
واقعاً هم مضحکه

00:35:54.489 --> 00:35:57.856
مردم می‌گفتند قوزی که با لاستیک
برای او ساخته شده سی کیلوگرم وزن داره

00:35:57.857 --> 00:35:59.624
اما این واقعیت نداره

00:35:59.625 --> 00:36:04.030
اولاً نُه کیلو بیشتر نبود
ثانیاً از جنس گچ بود

00:36:04.031 --> 00:36:07.199
و تازه این قطعه روی یک زین
جداگانه نصب می‌شد

00:36:07.200 --> 00:36:10.737
چیزی شبیه کوله‌پشتی‌ای
که دور کمر می‌بندند

00:36:10.738 --> 00:36:14.741
ناحیۀ بالایی اطراف سینه هم

00:36:14.742 --> 00:36:17.979
طناب‌هایی تعبیه شده بود

00:36:17.980 --> 00:36:21.781
و از این طریق با گره زدن و خم شدن
می‌تونست

00:36:21.782 --> 00:36:23.986
با قوز و به شکل خمیده راه بره

00:36:30.826 --> 00:36:33.828
چینی دوست خود والاس وُرسلی
را به عنوان کارگردان سر پروژه آورد

00:36:33.829 --> 00:36:35.697
وُرسلی «مجازات» و همچنین

00:36:35.698 --> 00:36:37.731
سه فیلم دیگر چینی را ساخته بود

00:36:37.732 --> 00:36:40.769
درسته که وُرسلی کارگردان فیلم به حساب می‌اومد

00:36:40.770 --> 00:36:43.039
اما به نظر من

00:36:43.040 --> 00:36:46.845
چینی بیش از وُرسلی در کارگردانی اثر نقش داشت

00:36:51.117 --> 00:36:53.117
یکی از چیزهایی که از او

00:36:53.118 --> 00:36:56.052
دربارۀ بازیگری یاد گرفتم این بود که

00:36:56.053 --> 00:36:59.890
لازم نیست حتماً احساسات شخصیت رو خودت
هم شخصاً حس کنی

00:36:59.891 --> 00:37:04.995
تا اون حدی که واقعاً گریه‌ات بگیره
یا خودت رو به آب و آتش بزنی

00:37:04.996 --> 00:37:06.797
به نظرم نمی‌تونست با مکتب بازیگری مدرن

00:37:06.798 --> 00:37:08.733
و «متد» که بعدها مُد شد کنار بیاد

00:37:08.734 --> 00:37:10.703
مدام به من می‌گفت

00:37:10.705 --> 00:37:15.873
«یادت نره. تو بازیگری و وظیفه‌ات اینه که به مخاطب حس بدی»

00:37:15.874 --> 00:37:19.243
«مهم نیست خودت از درون این حس رو تجربه کنی»

00:37:19.244 --> 00:37:21.680
«مهم اینه مخاطب رو به وجد بیاری و اگر نتونی»

00:37:21.681 --> 00:37:23.382
«معنی‌اش اینه که نقش رو بد بازی می‌کنی»

00:37:40.705 --> 00:37:43.941
با اینکه موقع تماشای فیلم فقط سه سال داشتم
ولی بازی‌اش من رو متقاعد کرد

00:37:43.942 --> 00:37:47.043
که یک «گوژپشت» درون من هم وجود داره

00:37:47.044 --> 00:37:49.678
من بچه‌ای سالم و معمولی بودم ولی

00:37:49.679 --> 00:37:51.848
سایۀ این شخصیت در من نفوذ کرده بود

00:37:51.849 --> 00:37:55.820
بی‌اندازه با او هم‌ذات‌پنداری می‌کردم

00:37:55.821 --> 00:37:57.555
به قدری که موقع تماشا شروع کردم به گریه کردن

00:37:57.579 --> 00:38:15.279
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:38:24.353 --> 00:38:26.554
هرچه چراغ و منبع نور در هالیوود موجود بود

00:38:26.555 --> 00:38:28.589
برای نوردهی به صحنه‌های شبِ فیلم
مورد استفاده قرار گرفت

00:38:33.196 --> 00:38:37.431
کوازیمودو  و ازمرالدا در کلیسا محاصره شده بودند و

00:38:37.432 --> 00:38:40.269
به جمعیت خشمگین پاریسی
لحظه لحظه افزوده می‌شد

00:39:07.465 --> 00:39:09.568
مردم قبلاً چنین

00:39:09.569 --> 00:39:12.070
صحنه‌هایی رو ندیده بودند

00:39:12.071 --> 00:39:15.873
پاریس قرون وسطی رو داشتیم با اون
دکورها و جمعیت زیاد و

00:39:15.874 --> 00:39:18.210
کاراکتر گوژپشت و

00:39:18.211 --> 00:39:20.445
مخاطب داشت با این شخصیت که نمی‌تونست

00:39:20.446 --> 00:39:22.447
به دختر دلخواهش برسه هم‌ذات‌پنداری می‌کرد و
عمیقاً با او همراه می‌شد

00:39:22.448 --> 00:39:25.183
و بعد اون سکانسی رو داریم که
در حال مرگ شروع می‌کنه زنگوله‌ها رو به حرکت در می‌آره

00:39:25.184 --> 00:39:27.786
و در واقع داره ناقوس مرگ خودش رو می‌نوازه

00:39:27.787 --> 00:39:29.989
نقش‌آفرینی‌اش بی‌نظیر بود

00:39:45.373 --> 00:39:47.641
فیلم «گوژپشت نوتردارم» چینی را به

00:39:47.642 --> 00:39:50.310
ستاره‌ای درخشان که می‌توانست نقش‌های
چالشی را بازی کند در هالیوود تثبیت کرد

00:39:50.311 --> 00:39:53.614
پس از اعلان متواضعانه‌اش مبنی بر ایفای نقش
در «گوژپشت نوتردام» فیلمی

00:39:53.615 --> 00:39:56.416
در استودیو پارامونت کار کرد و

00:39:56.417 --> 00:39:58.218
سپس برای یک کمپانی جدید

00:39:58.219 --> 00:40:00.824
یعنی مترو گلدوین که استودیو «گولدوین» سابق

00:40:00.825 --> 00:40:01.958
در کالور سیتی را خریداری کرده بود
فیلمی بازی کرد

00:40:01.959 --> 00:40:03.392
مسئول واحد تولید آن‌جا

00:40:03.393 --> 00:40:06.329
اروینگ تالبرگ بود

00:40:06.330 --> 00:40:09.300
ام‌جی‌ام اصرار به استفاده از
تبلیغات گسترده و متفاوت داشت

00:40:09.301 --> 00:40:11.935
اما چینی در این زمینه مردد بود

00:40:11.936 --> 00:40:14.737
رویکرد چینی نسبت به مقولۀ تبلیغات این بود که

00:40:14.738 --> 00:40:17.742
«اگر هیچ‌کاری نکنم و هیچ‌چیزی نگم، به جای اینکه در تصاویر»

00:40:17.743 --> 00:40:20.809
«تبلیغاتی حضور داشته باشم و لبخند بزنم
تأثیر بیشتری خواهد داشت»

00:40:19.410 --> 00:40:20.844


00:40:20.845 --> 00:40:24.480
یکی از نمونه‌های این قضیه
فیلم تبلیغاتی استودیو ام‌جی‌ام در سال 1925 است

00:40:24.481 --> 00:40:26.083
که برای سهام‌داران

00:40:26.084 --> 00:40:28.419
شرکت لوئوز که صاحب ام‌جی‌ام بود
ساخته شده

00:40:28.420 --> 00:40:30.788
و در آن تمام ستاره‌های ام‌جی‌ام رو جلوی

00:40:30.789 --> 00:40:33.890
اتاق گریم و استراحت استودیو
به خط کرده‌اند

00:40:33.891 --> 00:40:36.193
دوربین پَن می‌کنه و شما
نورما شیرر رو می‌بینید

00:40:36.194 --> 00:40:38.261
و جان گیلبرت و خلاصه همۀ ستاره‌های بزرگ

00:40:38.262 --> 00:40:40.365
و بعد، وقتی به اواخر این صف می‌رسیم

00:40:40.366 --> 00:40:43.067
مردی رو می‌بینیم که پشت به دوربین ایستاده

00:40:43.068 --> 00:40:44.836
و مشغول یک مکالمۀ کاریکاتوری‌ست

00:40:44.837 --> 00:40:47.738
و برای لحظه‌ای کوتاه برمی‌گرده

00:40:47.739 --> 00:40:49.610
و می‌تونید چهره‌اش رو ببینید

00:40:49.611 --> 00:40:51.045
و بعد مجدد روی خودش رو برمی‌گردونه
این مرد لان چینی‌ست

00:40:51.046 --> 00:40:52.880
او شیوۀ تبلیغاتی متفاوتی را برای

00:40:52.881 --> 00:40:55.281
فیلم «گوژپشت» راه انداخت

00:40:55.282 --> 00:40:56.984
و این پسر را وقتی که عکسش در روزنامه‌ها چاپ شد

00:40:56.985 --> 00:40:58.920
هیجان‌زده کرد

00:40:58.921 --> 00:41:00.721
چینی در مجموع از مصاحبه فراری بود

00:41:00.722 --> 00:41:03.992
و مطبوعات او را «مردی مرموز» می‌خواندند

00:41:03.993 --> 00:41:05.927
او عادت داشت بگوید

00:41:05.928 --> 00:41:08.563
«در فاصلۀ میان فیلم‌ها [و در زندگی روزمره] چیزی به اسم لان چینی وجود ندارد»

00:41:08.564 --> 00:41:12.499
از نظر من چینی مردی بود در دنیای خودش

00:41:12.500 --> 00:41:14.435
منظورم این نیست که

00:41:14.436 --> 00:41:18.674
اهل معاشرت نبود
در حقیقت آدم بسیار دلنشینی بود

00:41:18.675 --> 00:41:23.612
اگر سر کیف و حوصله بود
خیلی راحت می‌شد باهاش گپ زد

00:41:23.613 --> 00:41:26.449
به خصوص وقت‌هایی که فکرش درگیر نقش نبود

00:41:26.450 --> 00:41:30.684
اما به هر حال عادات معمول هالیوودی‌ها رو نداشت

00:41:30.685 --> 00:41:33.856
یادم نمی‌آد هیچ‌وقت تو هیچ مهمونی‌ای شرکت کرده باشه

00:41:33.857 --> 00:41:36.093
و کم‌تر کسی دربارۀ

00:41:36.094 --> 00:41:37.959
زندگی خصوصی‌اش خبر داشت

00:41:37.960 --> 00:41:40.964
زندگی شخصی‌اش، خصوصی بود

00:41:40.965 --> 00:41:43.135
تعداد اندکی عکس شخصی از او باقی مانده

00:41:43.136 --> 00:41:45.537
حتی این تصاویر که به خداحافظی او از

00:41:45.538 --> 00:41:48.741
همسرش هیزل و پسرش کریتون مربوط می‌شود
هم در خلال تور تبلیغاتی «گوژپشت» گرفته شده است

00:41:48.742 --> 00:41:50.608
تصاویری از او در حال مسخره‌بازی در کنار
والاس بی‌یری

00:41:50.609 --> 00:41:52.711
موجود است

00:41:52.712 --> 00:41:56.348
و تعداد محدودی عکس از او حین گذراندن
تعطیلات در کوهستان

00:41:56.349 --> 00:41:58.386
او کلبه‌ای در جنگل‌های «بیگ پاین» ساخته بود

00:42:00.587 --> 00:42:02.857
و مقداری فیلم خانوادگی که توسط دوستانش

00:42:02.858 --> 00:42:05.559
خانوادۀ دانفی، گرفته شده

00:42:05.560 --> 00:42:08.261
اینجا، چینی سر به سر همسرش هیزل می‌گذارد

00:42:08.262 --> 00:42:10.196
آن مرد دیگر ویلیام دانفی‌ است

00:42:18.040 --> 00:42:21.410
چیز زیادی دربارۀ هیزل نمی‌دانیم
اما آن‌ها زوجی پایبند و وفادار بودند

00:42:24.313 --> 00:42:26.546
چینی به قدری به فیلم‌سازی علاقه داشت که

00:42:26.547 --> 00:42:29.585
یکی از اولین دوربین‌های شانزده میلی‌متری موجود
در بازار را خریداری کرد

00:42:29.586 --> 00:42:32.723
این تصویر تنها سند باقی‌مانده
از او حین ساخت فیلم است

00:42:32.724 --> 00:42:36.359
متریالی که فیلم‌برداری کرده مفقود شده

00:42:36.360 --> 00:42:38.493
چینی فردی منزوی نبود

00:42:38.494 --> 00:42:41.633
اینجا او را کنار هری کری ستارۀ سینمای وسترن می‌بینیم

00:42:41.634 --> 00:42:44.635
اینجا کنار کلارنس براون، کارگردان سینما

00:42:44.636 --> 00:42:48.005
و اینجا در کنار بازیگر نوظهور گرتا گاربو

00:42:48.006 --> 00:42:49.808
چینی منافع گروه و کسانی

00:42:49.809 --> 00:42:51.476
که با او کار می‌کردند را لحاظ می‌کرد

00:42:51.477 --> 00:42:53.712
و همواره از دو جنبۀ کمک مالی و مشورتی
دریغ نمی‌کرد

00:42:53.713 --> 00:42:56.913
بوریس کارلوف یکی از افرادی‌ست که
از مشاورۀ چینی بهره برده است

00:42:56.914 --> 00:43:01.819
در نهایت بهترین پیشنهاد عمر پدرم رو

00:43:01.820 --> 00:43:03.688
لان چینی بهش داد

00:43:03.689 --> 00:43:07.960
روزگاری پدرم بازیگری ناشناخته بود و

00:43:07.961 --> 00:43:09.862
در کار خود دست و پا می‌زد

00:43:09.863 --> 00:43:12.331
و از این حرفه دلسرد شده بود

00:43:12.332 --> 00:43:15.734
روزی چینی او رو سوار ماشین می‌کنه تا
برسونتش خونه

00:43:15.735 --> 00:43:19.641
پدرم تو ماشین از چینی کمک فکری می‌خواد

00:43:19.642 --> 00:43:21.275
و جواب می‌شنوه که

00:43:21.276 --> 00:43:23.710
«بهترین پیشنهادی که می‌تونم بهت بدم اینه که»

00:43:23.711 --> 00:43:27.914
«بری سراغ جنبه‌ای از کار که از عهدۀ دیگران بر نمی‌آد»

00:43:27.915 --> 00:43:31.987
«و به بهترین شکل ممکن همون کار رو انجام بدی»

00:43:31.988 --> 00:43:34.088
«این‌طوری تأثیر و آوازه‌ای طولانی‌مدت در سینما خواهی داشت»

00:43:34.089 --> 00:43:36.658
چینی ستارۀ اول استودیو ام‌جی‌ام

00:43:36.659 --> 00:43:38.526
در اولین فیلم این کمپانی که توسط

00:43:38.527 --> 00:43:40.862
کارگردان سوئدی ویکتور شوستروم
ساخته می‌شد، بود

00:43:40.863 --> 00:43:42.599
او در این فیلم کنار نورما شیرر

00:43:42.600 --> 00:43:44.833
و جان گیلبرت بازی می‌کرد

00:43:49.942 --> 00:43:53.908
چینی نقش دلقکی را بازی می‌کند
که از مردی که به او خیانت کرده انتقام می‌گیرد

00:43:53.909 --> 00:43:55.745
تالی مارشال نقش کونت

00:44:02.020 --> 00:44:04.320
و مارک مک‌درموت نقش بارون را ایفا کردند

00:44:04.321 --> 00:44:08.290
چینی در این فیلم که اقتباسی
از نمایش‌نامۀ لئونید آندری‌یف است

00:44:08.291 --> 00:44:10.495
نقش دانشمندی را بازی می‌کند که
یافته‌هایش توسط حامی مالی او، بارون

00:44:10.496 --> 00:44:12.797
سرقت می‌شود

00:44:22.691 --> 00:44:28.588
«همۀ دستاوردهای علمی من رو به نام خودت برای اون‌ها افشا کردی - اما بهشون نگفتی این‌ها حاصل تحقیقات من بوده»

00:44:57.380 --> 00:45:00.884
این دانشمند کارش را ر‌ها می‌کند
و به سیرک ملحق می‌شود و سیلی خوردن را به عنوان اکت نمایشی انتخاب می‌کند

00:45:03.272 --> 00:45:07.350
«آقایان محترم، امشب قصد دارم به شما ثابت کنم که زمین گرده»

00:45:23.577 --> 00:45:25.410
دلقک قصه بارون را اتفاقی

00:45:25.411 --> 00:45:27.513
میان تماشاچی‌ها می‌بیند

00:45:35.799 --> 00:45:36.843
...اون

00:45:42.677 --> 00:45:43.954
...اون

00:45:48.568 --> 00:45:50.704
در این حین عاشق سوارکار سیرک می‌شود

00:45:50.705 --> 00:45:52.207
که نورما شیرر نقشش را بازی می‌کند

00:45:52.208 --> 00:45:54.276
وقتی به دختر ابراز علاقه می‌کنه

00:45:54.277 --> 00:45:56.044
دخترک خیال می‌کنه دلقک داره شوخی می‌کنه
و یک سیلی به او می‌زنه

00:45:59.316 --> 00:46:00.581
دلقک از درون ویران می‌شه و

00:46:00.582 --> 00:46:02.416
قلب مخاطب هم می‌شکنه

00:46:02.417 --> 00:46:04.820
شما با خودتون می‌گویید خدای من چه اتفاق وحشتناکی
و برای دلقک دل می‌سوزونید

00:46:04.821 --> 00:46:07.757
و این اعتباری مضاعف برای اوست

00:46:07.758 --> 00:46:10.159
این‌که می‌تونه هم‌دلی و

00:46:10.160 --> 00:46:12.095
دلسوزی مخاطب رو متوجه خودش بکنه

00:46:20.805 --> 00:46:22.640
فیلم‌های لان چینی گره خورده با

00:46:22.641 --> 00:46:26.744
مجموعه‌ای از عشق‌های نافرجام یک‌طرفه

00:46:26.745 --> 00:46:29.545
فیلم پُشت فیلم

00:46:29.546 --> 00:46:32.249
اون حسی رو در شما زنده می‌کنه

00:46:32.250 --> 00:46:35.653
که ازش ترس دارید. ترس از این‌که دیگران شما رو
دوست نداشته باشن

00:46:35.654 --> 00:46:38.054
و هیچ‌وقت هم در آینده به شما عشق نورزند

00:46:38.055 --> 00:46:41.628
شما می‌ترسید که تکه‌ای از وجودتون

00:46:41.629 --> 00:46:44.965
زشت و ناخوشایند باشه
و دنیا روی خودش رو از سمت شما برگردونه

00:46:44.966 --> 00:46:47.565
معتقدم همین کیفیت در بازی چینی‌ست که

00:46:47.566 --> 00:46:51.038
او رو از همۀ ستاره‌های هم‌دوره‌اش
در جایگاه بالاتری قرار می‌ده

00:46:51.039 --> 00:46:53.974
در «سه سنگ‌دل» دختری که

00:46:53.975 --> 00:46:55.644
چینی عاشق او می‌شود مطابق قولی که داده

00:46:55.645 --> 00:46:57.177
بر می‌گردد

00:46:57.178 --> 00:46:58.980
و البته چینی او را تشویق به رفتن می‌کند

00:46:58.981 --> 00:47:00.580
و او قدردان این محبت است و

00:47:00.581 --> 00:47:02.751
در نهایت به سراغ مردی می‌رود که
واقعاً عاشقش است

00:47:10.719 --> 00:47:12.953
خداحافظ، رفیق قدیمی

00:47:34.120 --> 00:47:37.655
تاد براونینگ برای ساخت و بازاریابی
فیلم در ابتدا مشکلات بسیاری داشت

00:47:37.656 --> 00:47:39.291
اما در نهایت این اثر به یکی

00:47:39.292 --> 00:47:41.026
از موفق‌ترین فیلم‌های سال تبدیل شد

00:47:41.027 --> 00:47:43.328
و باعث شد براونینگ اعتبار خود را بازیابد

00:47:43.329 --> 00:47:46.131
و به جهانی که با آن مأنوس بود رجعت کند

00:47:46.132 --> 00:47:49.569
دنیای کارناوال‌ها، ناقص‌الخلقه‌ها و
نمایش‌های عجیب‌و‌غریب سیرک

00:47:49.570 --> 00:47:51.903
فیلم‌نامه را والدمار یانگ که

00:47:51.904 --> 00:47:55.642
هشت فیلم از آثار چینی/براونینگ را اقتباس کرده بود، نوشت

00:47:55.643 --> 00:47:58.043
چینی در اوج نبوغ خود بود

00:47:58.044 --> 00:48:01.912
و نقش «اکو» را بازی می‌کند
که متخصص صحبت با دهان بسته به جای عروسک‌هاست

00:48:13.261 --> 00:48:15.062
«سه سنگ‌دل»

00:48:15.063 --> 00:48:16.630
اکو با بازی چینی

00:48:16.631 --> 00:48:18.533
مرد تنومند با بازی ویکتور مک‌لاگلن

00:48:18.534 --> 00:48:19.970
کوتوله با هرنمایی هری ارلز

00:48:19.971 --> 00:48:22.005
این سه قادرند جنایتی بی‌نقص را رقم بزنند

00:48:22.006 --> 00:48:25.340
آن‌ها مغازۀ پرنده‌فروشی را به عنوان پوششی
بر کارهای خود افتتاح می‌کنند

00:48:25.341 --> 00:48:27.043
مغازه را خانم اوگریدی می‌گرداند

00:48:27.044 --> 00:48:28.344
این پیرزن و آن کودک

00:48:28.345 --> 00:48:30.179
قرار است حسی دلگرم‌کننده از یک اتمسفر خانوادگی
را تداعی کنند

00:48:30.180 --> 00:48:32.248
هیچ‌کس نمی‌تواند حدس بزند این انسان‌های نجیب

00:48:32.249 --> 00:48:34.518
قاتل یا دزد هستند

00:48:46.498 --> 00:48:48.466
در این سکانس که متیو بتز
نقش کارآگاه را بازی می‌کند

00:48:48.467 --> 00:48:50.067
حالت چهرۀ چینی به

00:48:50.068 --> 00:48:52.636
تعلیق صحنه می‌افزاید

00:48:52.637 --> 00:48:54.571
چرا که جواهرات سرقت شده

00:48:54.572 --> 00:48:57.307
داخل فیلِ اسباب‌بازی جاگذاری شده است

00:50:16.476 --> 00:50:22.142
از این‌که کسی سر به سر بچه‌ها بگذاره خوشم نمی‌آد

00:50:33.782 --> 00:50:37.417
این لان چینی است
در یک فیلم پروپاگاندا محصول 1918 که

00:50:37.418 --> 00:50:39.886
در آن روپرت جولین نقش قیصر را بازی می‌کند

00:50:39.887 --> 00:50:43.156
جولین چنان در نقش یک افسر پروسی
فرو رفت که تا سال‌ها بعد

00:50:43.157 --> 00:50:45.460
حتی زمانی که قرار بود

00:50:45.461 --> 00:50:48.228
فیلم «شبح اپرا» را کاگردانی کند
هم از این ژست و اداها دست نکشیده بود

00:50:48.229 --> 00:50:51.534
شایعاتی مبنی بر ناسازگاری میان جولین و چینی به گوش می‌رسید

00:50:51.535 --> 00:50:53.336
اما چنین چیزی صحت داشته؟

00:50:53.337 --> 00:50:55.236
بله، من می‌دونم که مشکلات بین

00:50:55.237 --> 00:50:57.374
این دو نفر حقیقت داشته

00:50:57.375 --> 00:51:01.110
چارلز ون‌انگر فیلم‌بردار کار به من گفته

00:51:01.111 --> 00:51:03.247
که چینی و جولین از همدیگه متنفر بودن

00:51:03.248 --> 00:51:06.082
جولین انتظار یک نقش‌آفرینی متفاوت رو داشت

00:51:06.083 --> 00:51:10.153
و البته برداشت چینی از کاراکتر چیز دیگری بود

00:51:10.154 --> 00:51:14.025
و جولین که سرمست از غرور ناشی
از جانشینیِ فن‌اشتروهایم

00:51:14.026 --> 00:51:15.993
در فیلم «چرخ و فلک» بود

00:51:15.994 --> 00:51:19.094
خودش رو کارگردانی مهم
هم‌تراز فن‌اشتروهایم، و حتی

00:51:19.095 --> 00:51:20.599
بهتر از او می‌دانست

00:51:20.600 --> 00:51:24.835
و به این ترتیب رابطۀ چینی و جولین

00:51:24.836 --> 00:51:27.072
خیلی سریع شکرآب شد

00:51:27.073 --> 00:51:30.508
با این حال جولین کارش را عالی انجام داد

00:51:30.509 --> 00:51:33.980
کاراکتر شبح در ابتدا فقط
از طریق سایه‌اش دیده می‌شود

00:51:37.451 --> 00:51:39.987
مردم می‌گفتند «یونیورسال» دیوانه شده

00:51:39.988 --> 00:51:42.425
واقعاً این همه پول به چینی دادند
که نقش یک سایه را بازی کند؟

00:51:45.896 --> 00:51:47.594
اما شما در هر صورت می‌تونستید چینی رو تشخیص بدید

00:51:47.595 --> 00:51:49.330
مهم نبود گریمش سنگین باشه

00:51:49.331 --> 00:51:52.067
با دیدن شیوۀ به کارگیری دست‌هاش، می‌تونید بفهمید
که چینی داره نقش رو بازی می‌کنه

00:51:52.068 --> 00:51:54.236
حرکات دستانش موزون و آهنگین بود

00:52:24.304 --> 00:52:27.537
برخی از سکانس‌های فیلم به شیوۀ رنگی نمایش داده شده است

00:52:27.538 --> 00:52:30.043
با استفاده از تکنی‌کالر و سیستم رنگ هَندشیگل

00:52:30.044 --> 00:52:32.879
در همۀ فیلم‌های چینی سکانس‌هایی

00:52:32.880 --> 00:52:35.415
پر زرق و برق و تماشایی وجود داشت
که متمایز از سایر فصل‌های فیلم بود

00:52:35.416 --> 00:52:38.217
مثل اون‌جایی که نیمه‌های شب بالای سالن

00:52:38.218 --> 00:52:40.554
اپرا ایستاده و زوج عاشق که خیال می‌کنند

00:52:40.555 --> 00:52:42.689
از شر «شبح» خلاص شدند هم اونجا هستند

00:52:42.690 --> 00:52:45.159
اما چینی، در حالی که باد هم می‌وزه، بالای سر اون‌هاست

00:52:53.203 --> 00:52:56.504
یا اون سکانسی که «شبح» از پله‌ها پایین می‌آد

00:52:56.505 --> 00:53:00.009
و جمعیت حاضر در بالماسکه رو با «نقاب مرگ سرخ» شگفت‌زده می‌کنه

00:53:09.386 --> 00:53:11.419
و همچنین در پایان فیلم، جایی که

00:53:11.420 --> 00:53:14.088
بالاخره «شبح» با مردم مواجه می‌شه و یک لحظه

00:53:14.089 --> 00:53:15.824
دستش رو به سمت عقب می‌بره

00:53:15.825 --> 00:53:18.626
و جمعیت تصور می‌کنه نارنجک یا

00:53:18.627 --> 00:53:20.731
چیزی شبیه اون در دستش هست

00:53:20.732 --> 00:53:23.399
و «شبح» با مُشت گره کرده
اون‌ها رو تهدید می‌کنه

00:53:23.400 --> 00:53:25.303
و مردم هم ابتدا می‌ترسند

00:53:31.612 --> 00:53:34.945
اما بعد دستش رو باز و شروع می‌کنه به خندیدن

00:53:34.946 --> 00:53:37.849
و نشون می‌ده که او‌نها رو با «هیچی» ترسونده

00:53:37.850 --> 00:53:42.220
این می‌تونه استعاره‌ای از کارنامۀ چینی باشه

00:53:42.221 --> 00:53:44.922
او همیشه داشته شما رو

00:53:44.923 --> 00:53:46.825
با مُشت‌هایی بسته می‌ترسونده

00:53:46.826 --> 00:53:49.029
و شما هم خیال می‌کردید حتماً پای چیزی وحشتناک در میان بوده

00:53:49.030 --> 00:53:50.964
و بعد در انتهای زندگی‌اش

00:53:50.965 --> 00:53:52.565
مُشت خودش رو باز می‌کنه و

00:53:52.566 --> 00:53:54.866
و می‌بینید هیچ‌چیز او‌ن‌جا نبوده

00:53:54.867 --> 00:53:57.637
و ترس شما ریشه در «هیچ» داشته

00:53:57.638 --> 00:53:59.473
بر اساس قرارداد چینی

00:53:59.474 --> 00:54:02.308
تمام تصاویری که چهرۀ «شبح» در آن‌ها
نمایان بود باید جمع‌آوری می‌شد

00:54:02.309 --> 00:54:05.646
تا از این طریق موقع تماشای فیلم
بیشترین تأثیر ممکن بر مخاطب گذاشته شود

00:54:09.720 --> 00:54:13.187
خیلی‌ها می‌گن گریم چینی در این فیلم

00:54:13.188 --> 00:54:16.293
باعث می‌شد سختی و درد زیادی رو تحمل کنه
ولی این حقیقت نداره

00:54:16.294 --> 00:54:20.964
راز این گریم در این جعبۀ کوچک چرمی نهفته است

00:54:24.269 --> 00:54:27.305
این جعبۀ مخصوص گریم لان چینی‌ست

00:54:27.306 --> 00:54:31.842
برای بسیاری از گریمورها، این جعبه
حکم «جام مقدس» رو داره

00:54:31.843 --> 00:54:33.511
با همین ابزارها بود که

00:54:33.512 --> 00:54:37.649
هزار چهرۀ مختلف برای خودش طراحی کرد

00:54:37.650 --> 00:54:42.554
چینی اولین‌بار سال 1919 از این ادوات استفاده کرد

00:54:42.555 --> 00:54:47.659
و تا زمان مرگ در سال 1930 از این ابزار بهره می‌برد

00:54:47.660 --> 00:54:49.294
این در حقیقت یک کیف ابزار

00:54:49.295 --> 00:54:51.663
مکانیکی است

00:54:53.968 --> 00:54:55.834
با همین لوازم ساده

00:54:55.835 --> 00:54:58.137
چینی توانست وحشتناک‌ترین چهره‌هایی را

00:54:58.138 --> 00:55:00.076
که عالم سینما به خود دیده، خلق کند

00:55:00.077 --> 00:55:02.177
او بیشتر طرح گریم‌هایش را

00:55:02.178 --> 00:55:04.045
بر روی این مدل مومی از سر خود

00:55:04.046 --> 00:55:07.849
و با استفاده کتان و محلول کلودیون اجرا می‌کرد

00:55:07.850 --> 00:55:11.353
برای حالت دادن به دماغ هم از باریکه‌ای
از پوست ماهی که

00:55:11.354 --> 00:55:13.388
شفاف و روشن است استفاده می‌کرد

00:55:13.389 --> 00:55:17.257
و اون رو با محلول صمغ می‌چسبوند اینجا

00:55:17.258 --> 00:55:21.430
و به این ترتیب دماغ خودش رو تا هرچقدر که می‌خواست
می‌تونست به سمت بالا بکشه

00:55:21.431 --> 00:55:23.533
تا بالاترین قسمت ممکن

00:55:23.534 --> 00:55:27.337
یعنی زیر جمجمه و به این شکل چهره‌ای که می‌خواست
رو می‌تونست خلق کنه

00:55:44.965 --> 00:55:49.954
خوب تماشا کن و حظ کافی ببر - روح و ذهنت را با دیدن چهره‌ی نفرین شده‌ی من سیراب کن

00:55:50.599 --> 00:55:53.966
هیچ‌کس فکر نمی‌کرد چینی بتونه گریمی بهتر از این ارائه بده

00:55:53.967 --> 00:55:57.270
از معدود کسانی که فرآیند گریم او را از نزدیک دیده‌اند

00:55:57.271 --> 00:55:59.506
ویلارد شلدون، دستیار کارگردان، است

00:55:59.507 --> 00:56:03.076
شلدون شاهد خلق گریم چینی برای نقش

00:56:03.077 --> 00:56:04.944
یک مرد چینی کهنسال به نام «آقای وو» در فیلمی از ام‌جی‌ام بود

00:56:04.948 --> 00:56:07.280
چینی سوار

00:56:07.281 --> 00:56:10.049
تراموای شهری شد

00:56:10.050 --> 00:56:13.554
و رفت نشست صندلی عقب

00:56:13.555 --> 00:56:15.688
تا آخر خط

00:56:15.689 --> 00:56:17.725
همون‌جا نشست

00:56:17.726 --> 00:56:19.090
براش مهم نبود داره به کدوم سمت می‌ره

00:56:19.093 --> 00:56:21.662
در طول مسیر

00:56:21.663 --> 00:56:25.198
حتی یک نفر هم متوجه نشد که او

00:56:25.199 --> 00:56:27.200
یک پیرمرد چینی شاغل در رختشوی‌خانه نیست

00:56:27.201 --> 00:56:30.103
هیچ‌کس به او شک نکرد و همه خیال کردند او
واقعاً اهل چین است

00:56:30.104 --> 00:56:31.873
در فیلم

00:56:31.874 --> 00:56:34.843
او نقش یک مرد چینی صد ساله را بازی می‌کند

00:56:41.954 --> 00:56:44.222
او همچنین در همین فیلم
نقش نوه‌های خودش را هم ایفا می‌کند

00:56:44.223 --> 00:56:46.825
یکی جوان و دیگری میان سال

00:56:48.526 --> 00:56:50.695
پدربزرگم برامون تعریف می‌کرد که

00:56:50.696 --> 00:56:53.331
پدرش، لان چینی، می‌رفت تو اتاق
و خودش رو حبس می‌کرد

00:56:53.332 --> 00:56:55.933
و بعد هر از گاهی صداش می‌کرد و می‌گفت

00:56:55.934 --> 00:56:57.835
«این یکی گریم چطوره؟»

00:56:57.836 --> 00:57:00.938
او واقعاً برای این‌که نقش رو

00:57:00.939 --> 00:57:04.076
بی‌عیب و نقص بازی کنه، زحمت زیادی می‌کشید

00:57:04.077 --> 00:57:07.044
اینکه چه‌طور از دل این جعبۀ کوچک

00:57:07.045 --> 00:57:09.346
تونست هزاران چهره خلق کنه و خودش
رو به هر شکلی در بیاره

00:57:09.347 --> 00:57:12.552
خارق‌العاده است

00:57:28.903 --> 00:57:31.339
سپس چینی در فیلم
«به سربازان نیروی دریایی بگو»

00:57:31.340 --> 00:57:33.641
در کنار ویلیام هینز بازی کرد

00:57:33.642 --> 00:57:37.678
این فیلم ثابت کرد چینی بدون گریم هم

00:57:37.679 --> 00:57:39.716
بازیگر قابلی‌ست

00:57:39.717 --> 00:57:42.017
و می‌تونه در گیشه هم پول‌ساز باشه

00:57:42.018 --> 00:57:43.519
چینی در این فیلم

00:57:43.520 --> 00:57:45.954
فوق‌العاده است

00:57:45.955 --> 00:57:49.292
همون کاراکتری رو بازی می‌کنه که بعدها
در فیلم‌هایی مثل

00:57:49.293 --> 00:57:51.461
«به سمت سواحل تریپولی»
«شن‌های ایوجیما»

00:57:51.462 --> 00:57:53.263
نمونه‌اش رو دیدیم
یک تکاور دریایی سرسخت

00:57:53.264 --> 00:57:57.767
که می‌خواد یک ژیگولوی حاضرجواب رو

00:57:57.768 --> 00:57:59.968
به یک تفنگدار دریایی واقعی تبدیل کنه

00:57:59.969 --> 00:58:01.905
و برخلاف ظاهر سخت و

00:58:01.906 --> 00:58:04.273
رفتار خشنی که داره

00:58:04.274 --> 00:58:07.042
قلبی مهربان در او نهفته

00:58:07.043 --> 00:58:09.379
النور بوردمن نقش پرستاری را بازی می‌کند

00:58:09.380 --> 00:58:11.115
که به هر دو مردِ قصه علاقه‌مند است

00:58:11.116 --> 00:58:14.553
و البته گروهبان عشق خود را مخفی نگه می‌دارد

00:58:21.987 --> 00:58:25.309
کاش اونم مثل تو بود

00:58:43.586 --> 00:58:46.187
همه فیلم رو تحسین کردند

00:58:46.188 --> 00:58:48.089
همۀ نقدهایی که برای فیلم نوشتند

00:58:48.090 --> 00:58:50.358
بسیار مثبت و خوب بود و

00:58:50.359 --> 00:58:55.095
و فکر می‌کنم بهترین نقدی که گرفت مربوط می‌شد به

00:58:55.096 --> 00:58:58.566
«نشریۀ مخصوص تفنگداران نیروی دریایی»

00:58:58.567 --> 00:58:59.933
اونجا نوشته بود

00:58:59.934 --> 00:59:02.771
«در بازیِ اصیل چینی، ما توانستیم»

00:59:02.772 --> 00:59:05.341
«تصویر درستی از گروهبان‌هایی که می‌شناسیم را ببینیم»

00:59:05.342 --> 00:59:07.777
او موفق شده بود به این گروهبان

00:59:07.778 --> 00:59:09.746
جوری جان ببخشه و طبیعی بازی کنه که

00:59:09.747 --> 00:59:12.116
نیروی دریایی

00:59:12.117 --> 00:59:14.184
عاشق بازی‌اش شد

00:59:14.185 --> 00:59:18.489
و چینی به این ترتیب اولین

00:59:18.490 --> 00:59:20.791
بازیگری بود که عضو افتخاری

00:59:20.792 --> 00:59:22.595
نیروی دریایی ارتش آمریکا شد

00:59:38.445 --> 00:59:41.314
به گفتۀ همسرش، این فیلم اثر
محبوب چینی میان همۀ آثارش بوده

00:59:41.315 --> 00:59:43.648
او و هیزل که به ندرت

00:59:43.649 --> 00:59:47.619
جلوی دوربین ظاهر می‌شدند
برای اکران این فیلم به سینما رفتند

00:59:49.791 --> 00:59:52.057
لوسیل له‌سر ستارۀ جدید ام‌جی‌ام که

00:59:52.058 --> 00:59:54.362
اینجا در کنار طراح مطرح «اِرته» دیده می‌شود

00:59:54.363 --> 00:59:57.397
برای ایفای نقش در فیلم «ناشناخته» انتخاب شد

00:59:57.398 --> 01:00:01.003
اسم او بعدها به جون کرافورد تغییر کرد

01:00:01.004 --> 01:00:04.539
چینی در این فیلم بار دیگر
به دوست قدیمی‌اش تاد براونینگ ملحق شد

01:00:04.540 --> 01:00:07.877
و این فیلم، تبدیل به یکی
از عجیب‌ترین پروژه‌های مشترک آن دو شد

01:00:07.878 --> 01:00:10.978
کرافورد نقش نانون را بازی می‌کند

01:00:10.979 --> 01:00:12.748
دختر صاحب سیرکی در اسپانیا

01:00:12.749 --> 01:00:15.618
چینی هم «آلونزو بی‌دست» که چاقوانداز
سیرک است را ایفا می‌کند

01:00:15.619 --> 01:00:18.522
کسی که سخت عاشق نانون است

01:00:21.159 --> 01:00:24.561
نانون از این‌که بدنش توسط مردان لمس شود می‌ترسد

01:00:24.562 --> 01:00:26.629
نورمن کری که نقش «مالابار قدرتمند» را ایفا می‌کند

01:00:26.630 --> 01:00:30.866
متوجه عدم تمایل نانون به خود نمی‌شود

01:00:30.867 --> 01:00:34.303
نانون کنار آلونزو که دست ندارد، راحت است

01:00:34.304 --> 01:00:37.340
در این صحنه، بدل‌کاری که واقعاً فاقد دست بوده

01:00:37.341 --> 01:00:40.845
دارد با پاهای خود سیگار را کنترل می‌‌کند

01:00:49.190 --> 01:00:51.290
آلونزو تا پیش از آن‌که

01:00:51.291 --> 01:00:53.960
رازش برملا شود، مردی مقبول به نظر می‌رسد

01:01:25.428 --> 01:01:27.730
اما او در حقیقت قاتلی‌ست تحت تعقیب

01:01:27.731 --> 01:01:29.063
او دست‌هایش را مخفی می‌کند

01:01:29.064 --> 01:01:30.699
چرا که نقصی مادرزادی دارد و

01:01:30.700 --> 01:01:32.634
به سرعت هویتش لو می‌رود

01:01:32.635 --> 01:01:37.371
و حالا نانون به این نکته که یکی
از دست‌های او دو تا شست دارد پِی می‌برد

01:01:41.147 --> 01:01:43.882
آلونزو به سراغ یک جراح می‌رود و او را تهدید و وادار

01:01:43.883 --> 01:01:45.217
به قطع دستانش می‌کند

01:01:59.220 --> 01:02:03.920
خوشحالم که برگشتی آلونزو. حالا دیگه ما می‌تونیم ازدواج کنیم

01:02:15.684 --> 01:02:18.317
زمانی با برت لنکستر در پروژه‌ای همکاری داشتم
و صحبت

01:02:18.318 --> 01:02:21.221
به لان چینی رسید

01:02:21.222 --> 01:02:23.356
و لنکستر گفت

01:02:23.357 --> 01:02:25.992
«اون صحنه‌ای که چینی می‌فهمه دست‌هاش رو به خاطر»

01:02:25.993 --> 01:02:29.230
«هیچ و پوچ قطع کرده»

01:02:29.231 --> 01:02:31.767
«احساسی‌ترین و گیراترین بازی»

01:02:31.768 --> 01:02:33.802
«یک بازیگر است که به عمرم دیدم»

01:02:33.803 --> 01:02:35.338
واقعاً هم همین‌طوره

01:02:35.339 --> 01:02:38.374
دقت که کنید می‌بینید این نما

01:02:38.375 --> 01:02:40.344
مدیوم کلوز-آپ گرفته شده و

01:02:40.345 --> 01:02:43.412
و چینی از دست‌هاش استفاده‌ای نمی‌کنه
و فقط چهره‌اش درگیره

01:02:43.413 --> 01:02:46.849
و شما می‌تونید غلیان احساسات رو

01:02:46.850 --> 01:02:48.619
از اعماق وجود چینی حس کنید

01:02:58.454 --> 01:03:02.110
یادته قبلاً چقدر از دست‌هاش می‌ترسیدم؟

01:03:28.533 --> 01:03:33.055
آلونزو داره به این می‌خنده که چه‌طور همه‌چیز خوب جور شد

01:03:51.816 --> 01:03:55.197
نسخه‌ای از فیلم «لندن بعد از نیمه‌شب» باقی نمانده است

01:03:55.227 --> 01:03:57.350
بین همۀ آثار از دست رفتۀ چینی
این فیلم بیش از بقیه مورد توجه است

01:03:57.561 --> 01:04:02.572
من «لندن بعد از نیمه‌شب» رو زمان اکران دیدم
لان نقش کارآگاهی رو بازی می‌کرد

01:04:04.467 --> 01:04:07.405
که به پوشش یک خون‌آشام در می‌اومد

01:04:07.406 --> 01:04:11.041
و این خون‌آشامی که می‌گم خیلی وحشتناک بود

01:04:11.042 --> 01:04:13.578
یک خندۀ گنده به پهنای صورت داشت

01:04:13.579 --> 01:04:16.215
و موهای بلند و کلاه سیلندری سرش بود

01:04:16.216 --> 01:04:19.018
و یک‌جورهایی به جای راه رفتن

01:04:19.019 --> 01:04:21.355
انگار داشت می‌خزید

01:04:21.850 --> 01:04:25.162
مطمئنم گروچو مارکس فیلم رو دیده و

01:04:26.145 --> 01:04:28.598
الگوی راه رفتنش رو بر اساس ژست چینی در
این فیلم برداشته

01:04:28.623 --> 01:04:30.968
با اون قوز و نحوۀ حرکتش

01:04:31.412 --> 01:04:37.685
اگر «لندن بعد از نیمه‌شب» رو امروز کسی ببینه
می‌گه چینی داره ادای گروچو رو در می‌آره

01:04:38.213 --> 01:04:42.938
یادمه به نحو مرموزی تو سقف

01:04:42.939 --> 01:04:45.387
اتاق به حرکت در می‌اومد و می‌پرید

01:04:45.388 --> 01:04:47.400
تا مردم رو بترسونه

01:04:47.401 --> 01:04:49.514
فیلم، فانتزی بود

01:04:49.515 --> 01:04:53.170
خیلی غیرواقعی بود اما گریم چینی محشر بود

01:04:53.171 --> 01:04:56.491
سیم‌های نازکی کنار چشم‌هاش قرار داشت

01:04:56.492 --> 01:04:57.562
که می‌تونست از اون طریق

01:04:57.563 --> 01:04:59.005
این نگاه خیرۀ هیپنوتیزم‌کننده رو داشته باشه

01:04:59.006 --> 01:05:00.180
برای فک‌های بالا و پایین هم

01:05:00.181 --> 01:05:01.924
دندون‌های مصنوعی خاصی ساخته بودند

01:05:01.925 --> 01:05:03.669
در قسمت بالایی سیمی تعبیه شده بود که

01:05:03.670 --> 01:05:06.049
کناره‌های لب چینی رو از این طریق بازتر می‌کرد

01:05:06.050 --> 01:05:07.291
و به این ترتیب یک

01:05:07.292 --> 01:05:09.203
لبخند مداوم روی صورتش نقش می‌بست

01:05:09.204 --> 01:05:10.543
همه‌اش همین بود
به اضافۀ یک کلاه‌گیس

01:05:10.544 --> 01:05:12.489
و البته شیوۀ نقش‌پردازی شخصیت

01:05:12.490 --> 01:05:15.243
معمولاً اشتیاق زیادی برای تماشای
فیلم‌های از دست رفته وجود داره

01:05:15.244 --> 01:05:17.790
اما فکر می‌کنم مردم اگر «لندن بعد از نیمه‌شب» رو

01:05:17.791 --> 01:05:20.407
تماشا می‌کردن، سرخورده می‌شدن

01:05:20.408 --> 01:05:25.035
من که اصلاً به اندازۀ «شبح اپرا» ازش خوشم نیومد

01:05:25.036 --> 01:05:28.524
زیادی تخیلی و غیر واقعی بود

01:05:28.525 --> 01:05:31.442
جوری بود که نمی‌تونستی فیلم رو جدی بگیری

01:05:31.443 --> 01:05:33.890
سازنده‌ها که قطعاً چنین کاری نکرده بودند

01:05:33.891 --> 01:05:36.708
اما جالب اینجاست که فیلم متهم شد به این‌که
باعث وقوع یک جنایت شده است

01:05:36.709 --> 01:05:40.063
مردی در هاید پارک زنی را به قتل رساند و

01:05:40.064 --> 01:05:43.182
در دفاع از خود گفت که تحت تأثیر لان چینی بوده
و در عالم خلسه چنین کرده

01:05:43.183 --> 01:05:45.765
دفاعیۀ این مرد رد شد

01:05:51.500 --> 01:05:57.273
«بخند دلقک، بخند»
بار دیگر چینی را به نقش یک دلقک به نام تیتو نشان می‌دهد

01:05:57.274 --> 01:05:58.976
داستان بی‌شباهت به «پالیاچی» نبود

01:05:58.977 --> 01:06:03.415
و کارگردان باتجربه هربرت برنون آن را ساخت

01:06:03.416 --> 01:06:05.688
تیتو نمایشی خطرناک را اجرا می‌کند

01:06:17.743 --> 01:06:20.245
این صحنه‌ها توسط بدلکار اجرا می‌شد

01:06:27.724 --> 01:06:31.663
گفته می‌شود این تیپ شخصیتی
همان چیزی‌ست که چینی می‌پسندید

01:06:31.664 --> 01:06:36.271
دلقک عاشق دختری‌ست
و دختر عاشق شخصی دیگر

01:06:41.180 --> 01:06:43.514
تیتو این دختر را در کودکی پیدا کرده

01:06:43.515 --> 01:06:45.351
و با خود به سیرک آورده

01:06:45.352 --> 01:06:48.221
هربرت برنون فیلم‌ساز متعهدی بود

01:06:48.222 --> 01:06:50.091
و اینجا داشت با بازیگر زن بی‌تجربه‌ای

01:06:50.092 --> 01:06:53.430
که نخستین نقش اول خود را ایفا می‌کرد، کار می‌کرد

01:06:53.431 --> 01:06:58.106
لورتا یانگ چهارده ساله که اسم واقعی‌اش گرچن بود

01:06:58.107 --> 01:07:01.310
برنون یکی رو می‌خواست که کاسه‌‌کوزه‌ها رو سرش بشکنه

01:07:01.311 --> 01:07:03.748
واضحه که من رو به عنوان آسیب‌پذیرترین عضو گروه

01:07:03.749 --> 01:07:05.116
انتخاب کرد

01:07:05.117 --> 01:07:07.887
صدا زد و گفت
«گرچن، بیا اینجا»

01:07:07.888 --> 01:07:09.690
رفتم اونجا و گفت

01:07:09.691 --> 01:07:11.693
«نمی‌دونم اصلاً کی به تو گفته که»

01:07:11.694 --> 01:07:13.730
«می‌تونی بازیگر بشی و بازی کنی»

01:07:13.731 --> 01:07:16.200
همه‌اش گیر می‌داد و اذیتم می‌کرد

01:07:16.201 --> 01:07:18.303
حداقل هفته‌ای دو بار این کار رو انجام می‌داد

01:07:18.304 --> 01:07:21.009
اما هروقت لان چینی سر صحنه بود، دست می‌کشید

01:07:21.010 --> 01:07:22.944
و می‌گفت

01:07:22.945 --> 01:07:24.915
«خب، خب، گرچن»

01:07:24.916 --> 01:07:26.851
«حالا برو تو اتاق گریم و آماده بشو»

01:07:26.852 --> 01:07:28.452
تا زمانی که چینی اون دور و بر بود

01:07:28.453 --> 01:07:30.290
برنون هم مراقب رفتارش بود

01:07:30.291 --> 01:07:33.460
و من البته واقعاً هیچ‌چیز راجع به بازیگری نمی‌دونستم

01:07:33.461 --> 01:07:36.432
به هر حال، چینی متوجه شد و

01:07:36.433 --> 01:07:38.035
از اون به بعد همیشه موقعی که من بازی داشتم
سر صحنه حاضر می‌شد

01:07:38.036 --> 01:07:40.439
و اون‌جا رو ترک نمی‌کرد

01:07:40.440 --> 01:07:43.511
می‌شه گفت اون بود که من رو کارگردانی کرد

01:07:43.512 --> 01:07:47.218
به قدری با ظرافت این کار رو انجام می‌داد
که از دست شخص دیگه‌ای بر نمی‌اومد

01:07:47.219 --> 01:07:49.589
به نظرم برنون اصلاً حالی‌اش نبود که چه خبره

01:07:52.360 --> 01:07:54.362
در کنار تراژدی

01:07:54.363 --> 01:07:57.436
معمولاً جنبه‌های کُمیک هم در نقش‌های چینی وجود داشت

01:08:22.308 --> 01:08:25.645
در این فیلم او نقش فروزو را بازی می‌کند
شعبده‌بازی که عاشق همسرش است

01:08:25.646 --> 01:08:28.348
و وقتی همسرش او را برای پیوستن به کرین با بازی

01:08:28.349 --> 01:08:32.754
لایونل بری‌مور ترک می‌کند، از درون فرومی‌پاشد

01:08:49.987 --> 01:08:52.755
همسرش در نهایت برمی‌گردد، اما فوت می‌کند

01:08:52.756 --> 01:08:55.561
و فروزو را با دخترش تنها می‌گذارد

01:08:55.562 --> 01:08:57.029
فروزو هم دختر را در بدنام‌ترین

01:08:57.030 --> 01:08:58.464
فاحشه‌خانه‌های آفریقا بزرگ می‌کند

01:08:58.465 --> 01:09:00.969
چرا که می‌داند این دختر او نیست و فرزند کرین است

01:09:04.175 --> 01:09:06.478
نقش دختر را مری نولان ایفا می‌کرد

01:09:09.317 --> 01:09:12.253
فروزو نمایش سیرک خود را مجدد

01:09:12.254 --> 01:09:13.822
به خاطر کرین

01:09:13.823 --> 01:09:15.826
که از سال‌ها قبل آن را به یاد داشته، اجرا می‌کند

01:09:38.834 --> 01:09:43.089
ولی رفیق سر این یکی بدجوری گند زدی

01:09:46.811 --> 01:09:50.249
فروزو به کرین می‌گوید که این دختر، فرزند اوست

01:10:07.614 --> 01:10:10.754
پدرش تویی، نه من! دختر خودته. خودت

01:10:27.576 --> 01:10:29.510
چینی از منتهی‌الیه یک سمت

01:10:29.511 --> 01:10:31.647
که سرخوشی جنون‌آمیزی رو تجربه می‌کنه

01:10:31.648 --> 01:10:34.418
ناگهان به طیف مخالف تغییر جهت می‌ده

01:10:34.419 --> 01:10:37.691
وقتی با این حقیقت وحشتناک که دختر متعلق به خود اوست

01:10:37.692 --> 01:10:39.194
مواجه می‌شه

01:10:53.985 --> 01:10:56.285
اشک بر چشم‌هایش جاری می‌شه

01:10:56.286 --> 01:10:58.089
و بر گلوی خودش چنگ می‌زنه

01:10:58.090 --> 01:11:00.124
اگرچه با فیلمی صامت سر و کار داریم

01:11:00.125 --> 01:11:03.130
ولی نالۀ چینی رو می‌تونید بشنوید و حس کنید

01:11:27.907 --> 01:11:30.709
«وقتی که شهر می‌خوابد»
متمرکز بر روی تحلیل شخصیت

01:11:30.710 --> 01:11:32.948
کارآگاهی‌ست در آستانۀ بازنشستگی

01:11:43.132 --> 01:11:44.699
چینی در هر نقشی که بازی می‌کرد

01:11:44.700 --> 01:11:47.435
نشون می‌داد خبره و آشنا به جزئیات است

01:11:47.436 --> 01:11:50.206
جوری نقش کارآگاه رو بازی می‌کنه

01:11:50.207 --> 01:11:53.044
انگار این کاراکتر سال‌هاست که واقعاً کارآگاهه

01:11:53.045 --> 01:11:55.116
چینی نقش مأمور رو واقع‌گرایانه

01:11:55.117 --> 01:11:56.819
شبیه به زندگی روزمره

01:11:56.820 --> 01:11:58.757
و نه خیالی و قهرمان‌پردازانه به سبک سایر فیلم‌ها، بازی می‌کند

01:12:03.031 --> 01:12:05.366
این کاراکتر بدون آن‌که بگوید عاشق دختری‌ست

01:12:05.367 --> 01:12:06.835
که انیتا پِیج نقش او را بازی می‌کند

01:12:06.836 --> 01:12:09.739
کارآگاه سعی می‌کند فاصلۀ خود را
با دختر حفظ کند و رفتاری پدرانه از خود نشان دهد

01:12:09.740 --> 01:12:12.111
این تضاد را چینی در این صحنه بسیار خوب نشان داده

01:12:51.408 --> 01:12:53.744
فیلم‌های گنگستری بعد از

01:12:53.745 --> 01:12:57.049
موفقیت «دنیای زیرزمینی» محصول پارامونت
مورد توجه قرار گرفتند

01:12:57.050 --> 01:12:59.753
ام‌جی‌ام هم سعی کرد با این فیلمِ چینی

01:12:59.754 --> 01:13:01.923
صحنۀ تیراندازی بهتری نسبت به آثار مشابه بسازد

01:13:49.302 --> 01:13:53.040
آخرین فیلم صامت چینی «تُندر» نام داشت

01:13:53.041 --> 01:13:55.276
این فیلم هم مانند بسیاری از آثار او گم شده است

01:13:55.277 --> 01:13:57.780
اینجا چینی نقش گرامپی اندرسون

01:13:57.781 --> 01:13:59.717
مکانیک قطار کهنه‌کاری را بازی می‌کند که

01:13:59.718 --> 01:14:01.686
تحت هر شرایطی وسیله‌اش نباید از حرکت بازایستد

01:14:01.687 --> 01:14:03.623
او راضی نمی‌شود یک خوانندۀ کاباره

01:14:03.624 --> 01:14:05.460
را سوار واگن اختصاصی حمل بار کند

01:14:05.461 --> 01:14:08.330
به همین خاطر دختر، به همراه پسرِ گرامپی، در قسمت سکوی راننده مستقر می‌شوند

01:14:11.347 --> 01:14:15.067
همه سوار بشن! همه‌چیز در عرشۀ سواریِ جناب متفرعن روبرواهه

01:14:29.379 --> 01:14:32.497
این یارو بدعنقه کیه؟

01:14:35.129 --> 01:14:36.858
!سلام باباجون

01:14:41.152 --> 01:14:42.919
برای این‌که کاراکتر رو واقعی‌تر در بیاره

01:14:42.920 --> 01:14:44.654
رفت یک دست شلوار کار

01:14:44.655 --> 01:14:47.059
از مکانیک پیری که این لباس رو به تن داشت

01:14:47.060 --> 01:14:48.962
گرفت و بهش گفت

01:14:48.963 --> 01:14:50.765
«اگر این لباس کهنه رو بهم بدی، یک دست نو برات می‌خرم»

01:14:50.766 --> 01:14:52.234
«بهش نیاز دارم تا توی فیلم بپوشمش»

01:14:52.235 --> 01:14:53.836
برای همین لباسش کهنه و

01:14:53.837 --> 01:14:56.908
کارکرده به نظر می‌رسه

01:14:56.909 --> 01:14:59.144
مجدد، اینجا هم چینی به نقش

01:14:59.145 --> 01:15:00.947
نزدیک می‌شه

01:15:00.948 --> 01:15:04.586
جوری که انگار همین الان از لوکوموتیو بخاری پیاده شده

01:15:04.587 --> 01:15:06.290
پس از حادثه‌ای

01:15:06.291 --> 01:15:08.192
گرامپی اندرسون به بخش کارگاه تراش‌کاری فرستاده می‌شه

01:15:08.193 --> 01:15:13.898
و از شغل قبلی بازنشسته‌اش می‌کنند. اون‌جا با قطعات باقی‌مانده از قطارش مواجه می‌شه

01:15:24.555 --> 01:15:27.758
فیلم «تُندر» پروژه‌ای طاقت‌فرسا برای چینی بود

01:15:27.759 --> 01:15:29.559
وقتی از کالیفرنیای گرم و مطبوع به

01:15:29.560 --> 01:15:32.298
گرین‌بِی برفی در

01:15:32.299 --> 01:15:33.702
ویسکانسین رفت

01:15:36.240 --> 01:15:38.576
دچار سرماخوردگی شد، ولی به کارش ادامه داد

01:15:38.577 --> 01:15:40.412
انتظار دیگری هم از چینی نمی‌رفت

01:15:40.413 --> 01:15:44.050
سرماخوردگی تبدیل به ذات‌الریه شد

01:15:44.051 --> 01:15:45.852
یک روز صبح از خواب بیدار شد

01:15:45.853 --> 01:15:49.159
و خیلی دیر سر صحنه اومد و شرمنده بود

01:15:49.160 --> 01:15:52.698
هیچ‌کس نمی‌دونست که چینی مریض شده

01:15:52.699 --> 01:15:56.704
و در نهایت، اواخر فیلم‌برداری

01:15:56.705 --> 01:16:01.077
مجبور شد چند روزی استراحت کنه

01:16:01.078 --> 01:16:03.882
و پروژه متوقف شد

01:16:03.883 --> 01:16:06.354
درست یادم نیست چه مدت

01:16:06.355 --> 01:16:07.990
حدود دو یا سه هفته

01:16:07.991 --> 01:16:11.862
و بعد دوباره فیلم‌برداری شروع شد

01:16:11.863 --> 01:16:15.301
ولی واقعاً هیچ‌کس از عوامل

01:16:15.302 --> 01:16:18.206
متوجه نبود که او چقدر مریض و بدحال شده

01:16:18.207 --> 01:16:20.609
خب، همه ساکت لطفاً

01:16:20.610 --> 01:16:22.312
بعد از صدای زنگ شروع می‌کنیم

01:16:22.313 --> 01:16:25.585
صدا وارد عالم سینما شده بود و چینی در برابرش مقاومت می‌کرد

01:16:25.586 --> 01:16:27.119
او می‌گفت حاضر نیست در فیلم‌های ناطق صحبت کند

01:16:27.120 --> 01:16:29.056
چرا که رازآلودگی شکل‌گرفتی پیرامونش ممکن است نابود شود

01:16:29.057 --> 01:16:31.827
ام‌جی‌ام موزیکالی با همۀ ستاره‌هایش

01:16:31.828 --> 01:16:33.930
به غیر از گرتا گاربو و لان چینی ساخت

01:16:33.931 --> 01:16:36.635
اما جالب آن‌که یکی از قطعات موزیکال فیلم در وصف چینی سروده شده بود

01:16:46.117 --> 01:16:49.588
<i>اگر مراقب نباشی</i>

01:16:49.589 --> 01:16:54.498
<i>لان چینی می‌آد و می‌گیرتت</i>

01:16:56.337 --> 01:16:58.203
فیلم «شبح اپرا» مجدد اکران شد

01:16:58.204 --> 01:17:00.039
این‌بار نسخه‌ای صدادار

01:17:00.040 --> 01:17:03.011
اما «شبح» در آن حرف نمی‌زد

01:17:03.012 --> 01:17:06.817
یونیورسال فوراً برای ایفای نقش «دراکولا» به او پیشنهاد داد

01:17:06.818 --> 01:17:10.623
ام‌جی‌ام پاداش مالی زیادی به او داد تا قرارداد جدیدی امضا کند

01:17:10.624 --> 01:17:14.730
و در نهایت اروینگ تالبرگ نخستین پروژۀ ناطق او را برگزید

01:17:14.731 --> 01:17:17.134
بازسازی «سه سنگ‌دل» به عنوان

01:17:17.135 --> 01:17:20.071
اولین فیلم ناطق چینی

01:17:20.072 --> 01:17:22.642
و در واقع انتخاب خوبی هم به نظر می‌رسید

01:17:22.643 --> 01:17:25.213
چرا که این شانس رو به چینی می‌داد که تبدیل بشه به

01:17:25.214 --> 01:17:27.716
«مردی حنجره طلایی با بی‌شمار صدای مختلف»

01:17:27.717 --> 01:17:30.287
«پروفسور اکو»

01:17:30.288 --> 01:17:31.956
ممنونم، دکتر. متشکرم

01:17:31.957 --> 01:17:34.026
خب، دوستان، حالا اگر لطف کنید و کمی بیاید جلوتر

01:17:34.027 --> 01:17:35.762
یه‌کم دیگه جلوتر

01:17:35.763 --> 01:17:38.065
خوبه، دوستان. خوبه

01:17:38.066 --> 01:17:40.037
حالا لطفاً سکوت رو رعایت کنید

01:17:40.038 --> 01:17:42.006
بگذارید ببینم می‌تونم از این پسر کوچولو بخوام که چیزی بگه

01:17:42.007 --> 01:17:44.075
چینی مجبور شد سوگندنامه‌ای رو امضا کنه مبنی بر این‌که

01:17:44.076 --> 01:17:46.048
هر پنج صدای داخل فیلم متعلق به خود اوست

01:17:46.049 --> 01:17:48.351
و نه صداپیشه‌ای دیگر

01:17:48.352 --> 01:17:50.822
او به جای یک دختر

01:17:50.823 --> 01:17:52.557
و حتی یکی طوطی هم حرف می‌زند

01:17:52.558 --> 01:17:55.829
در مورد کاراکتر خانم اوگریدی، او تلاشی برای صداسازی نکرد

01:17:55.830 --> 01:17:59.735
فقط کمی ملایم‌تر سخن گفت و کلمات را با احتیاط به کار برد

01:17:59.736 --> 01:18:01.439
اوه، رُزی

01:18:01.440 --> 01:18:04.376
می‌شه یک لحظه بیای اینجا؟

01:18:04.377 --> 01:18:05.577
باشه

01:18:11.689 --> 01:18:14.025
بیا رُزی

01:18:22.807 --> 01:18:24.507
چه نقشه‌ای داری؟

01:18:24.508 --> 01:18:27.546
الان دیگه مشکلت چیه؟

01:18:29.117 --> 01:18:30.951
داری برای اون یارو دلبری می‌کنی

01:18:30.952 --> 01:18:32.487
بیخیال

01:18:32.488 --> 01:18:34.490
فقط ازش خوشم می‌آد چون منو می‌خندونه

01:18:34.491 --> 01:18:36.361
نه بابا؟ اگر ادامه بدی کاری می‌کنم که بفهمی خندیدن

01:18:36.362 --> 01:18:37.597
یعنی چی. حالی‌ات شد؟

01:18:37.598 --> 01:18:39.400
در دادگاه

01:18:39.401 --> 01:18:42.605
خانم اوگریدی زیر فشار بازجویی قرار دارد

01:18:42.606 --> 01:18:45.042
پس یعنی خانم اوگریدی

01:18:45.043 --> 01:18:48.781
شما هیچ‌چیز رو به یاد نمی‌آری
غیر از چیزی که خودت می‌خوای

01:18:48.782 --> 01:18:50.551
درسته؟

01:18:50.552 --> 01:18:52.421
یه‌کمی سر درد دارم

01:19:01.234 --> 01:19:03.036
متأسفم خانم اوگریدی

01:19:03.037 --> 01:19:04.439
...اگر سرتون درد می‌کنه

01:19:04.440 --> 01:19:06.007
بله، ممنونم

01:19:06.008 --> 01:19:08.078
نمی‌خواستم شما رو مضطرب کنم

01:19:08.079 --> 01:19:10.115
ممنونم، الان بهترم

01:19:10.116 --> 01:19:12.685
می‌دونید که من فقط می‌خوام حقیقت رو کشف کنم

01:19:12.686 --> 01:19:14.053
بله، متوجه هستم

01:19:14.054 --> 01:19:16.523
...خب، خانم اوگریدی

01:19:16.524 --> 01:19:18.594
می‌بینید عالیجناب؟ طرف شیاده

01:19:18.595 --> 01:19:21.264
نظم دادگاه رو رعایت کنید

01:19:21.265 --> 01:19:23.302
و بعد می‌رسیم به پایان

01:19:23.303 --> 01:19:25.907
پایان‌بندی کار دوباره فیلم‌برداری شد

01:19:25.908 --> 01:19:28.712
ابتدا مثل نسخۀ صامت تموم می‌شد

01:19:28.713 --> 01:19:33.119
و چینی برمی‌گشت به سیرک و اجرای نمایش

01:19:33.120 --> 01:19:35.221
رُزی می‌اومد و می‌گفت

01:19:35.222 --> 01:19:38.660
«اومدم به تعهدی که دادم عمل کنم»

01:19:38.661 --> 01:19:42.066
و اکو متوجه می‌شه که رُزی واقعاً عاشق هکتور شده

01:19:42.067 --> 01:19:44.002
برای همین می‌گه
«نه، برو»

01:19:44.003 --> 01:19:47.306
و رُزی داره می‌ره که عروسک می‌گه

01:19:47.307 --> 01:19:49.144
«خداحافظ، رفیق قدیمی»

01:19:49.145 --> 01:19:50.782
رُزی برمی‌گرده

01:19:50.783 --> 01:19:52.350
و عروسک رو می‌بینه که روی پای اکو نشسته

01:19:52.351 --> 01:19:54.319
و اکو داره دستش رو تکون می‌ده

01:19:54.320 --> 01:19:57.892
در حالی که رُزی داره می‌ره، عروسک تو آغوش چینی آروم می‌گیره

01:19:57.893 --> 01:20:00.196
اونم سرش رو می‌گذاره پایین و شروع می‌کنه به گریه کردن

01:20:00.197 --> 01:20:02.064
من با مردی که

01:20:02.065 --> 01:20:04.235
برحسب اتفاق کارمند ام‌جی‌ام بود حرف زدم

01:20:04.236 --> 01:20:08.708
و او که موقع ضبط این صحنه در استودیو حاضر بوده

01:20:08.709 --> 01:20:11.513
به من گفت که چینی واقعاً داشت گریه می‌کرد

01:20:11.514 --> 01:20:12.916
جوری که باور نمی‌کردید

01:20:19.430 --> 01:20:21.164
صحنۀ پایانی در نسخۀ ناطق

01:20:21.165 --> 01:20:22.733
متفاوت است

01:20:22.734 --> 01:20:24.536
اکو در ایستگاه قطار با هکتور

01:20:24.537 --> 01:20:28.509
که الیوت نیوجنت بازی‌اش می‌کرد
و رُزی با بازی لایلا لی، خداحافظی می‌کند

01:20:28.510 --> 01:20:31.480
چینی می‌دانست که به سرطان ریه مبتلا شده

01:20:31.481 --> 01:20:34.083
خب، فکر کنم رُزی دلش می‌خواد باهات حرف بزنه

01:20:34.084 --> 01:20:36.154
از من خداحافظ

01:20:36.155 --> 01:20:37.823
خداحافظ، پسر. موفق باشی

01:20:37.824 --> 01:20:39.359
کنایی‌ترینِ کنایه‌ها

01:20:39.360 --> 01:20:41.495
اینه که ما با مردی مواجه هستیم که

01:20:41.496 --> 01:20:44.299
به گفتۀ هری ارلز، به سختی سر کار حاضر می‌شد

01:20:44.300 --> 01:20:46.169
چون سرطان ریه داشت

01:20:46.170 --> 01:20:48.374
بعضی روزها انرژی کافی برای به پایان رسوندن

01:20:48.375 --> 01:20:50.810
کار رو نداشت

01:20:50.811 --> 01:20:52.981
و حالا کاراکتر هکتور، به نشانۀ قدردانی

01:20:52.982 --> 01:20:55.083
یک جعبه سیگار بهش هدیه می‌ده

01:20:55.084 --> 01:20:56.720
برات یه جعبه سیگار آوردم

01:20:56.721 --> 01:20:58.387
اوه، چقدر عالی

01:20:58.388 --> 01:20:59.991
ممنونم، پسر

01:20:59.992 --> 01:21:03.242
نمی‌دونم باید بخندم یا گریه کنم

01:21:06.405 --> 01:21:09.908
خب، چرا هر دو تاش رو انجام نمی‌دی؟

01:21:09.909 --> 01:21:12.646
اون ضرب‌المثل قدیمی رو که یادته

01:21:12.647 --> 01:21:15.349
«زندگی همه‌اش همینه»

01:21:15.350 --> 01:21:19.556
«کمی خنده، کمی گریه»

01:21:19.557 --> 01:21:23.330
برات کارت پستال می‌فرستم

01:21:23.331 --> 01:21:25.333
تصویر به سیاهی فِید می‌شه

01:21:25.334 --> 01:21:26.969
«پایان»

01:21:26.970 --> 01:21:31.341
و این آخرین نقش‌آفرینی لان چینی بر پردۀ نقره‌ای بود

01:21:31.342 --> 01:21:33.979
هفت هفته بعد از اکران فیلم

01:21:33.980 --> 01:21:35.916
چینی می‌میرد

01:21:35.917 --> 01:21:38.420
در زمان مرگ چهل و هفت سال داشت

01:21:38.421 --> 01:21:40.723
یادم می‌آد

01:21:40.724 --> 01:21:44.630
پدرم روی تابلوی اعلانات عمومی خبر رو دیده بود

01:21:44.631 --> 01:21:47.768
چون واقعاً خبر مهمی به حساب می‌اومد

01:21:47.769 --> 01:21:52.074
اومد و به ما هم خبر رو داد

01:21:52.075 --> 01:21:57.151
من واقعاً نمی‌تونستم هضمش کنم

01:21:57.153 --> 01:22:01.458
چینی دیگه نبود. و این یعنی پایان دنیا

01:22:01.459 --> 01:22:04.196
روزی که مُرد، روزی که من ده سال داشتم

01:22:04.197 --> 01:22:05.932
روزی بود که جهان به پایان رسید

01:22:05.933 --> 01:22:11.006
با خودم گفتم خدایا، لان چینی 1930 مُرده و منم

01:22:11.007 --> 01:22:13.610
که فقط ده سال دارم

01:22:13.611 --> 01:22:17.048
اگر امکان مردن برای چنین آدمی وجود داره

01:22:17.049 --> 01:22:18.485
دیگه نمی‌شه به هیچی اطمینان داشت

01:22:18.486 --> 01:22:20.720
اگر این مرد بزرگ

01:22:20.721 --> 01:22:24.227
که از همۀ ساختمون‌های دنیا بلندتر بود

01:22:24.228 --> 01:22:26.630
کسی که تجسم همۀ مردم دنیا بود

01:22:26.631 --> 01:22:29.067
اگر مرگ می‌تونه زندگی چنین آدمی رو بگیره

01:22:29.068 --> 01:22:31.772
پس در این صورت منم آسیب‌پذیر هستم

01:22:31.773 --> 01:22:34.042
و این واقعاً حس خیلی بدی بود

01:22:34.043 --> 01:22:35.810
مراسم ختم در

01:22:35.811 --> 01:22:37.582
مرکز «کانینگ‌هام و اوکانر» در

01:22:37.583 --> 01:22:40.485
مرکز شهر لس‌آجلس برگزار شد

01:22:40.486 --> 01:22:42.422
سخنران ختم کشیش مخصوص

01:22:42.423 --> 01:22:45.094
نیروی دریایی سن‌دیه‌گو بود

01:22:52.808 --> 01:22:57.047
هیزل چینی در مرز فروپاشی قرار داشت

01:22:57.048 --> 01:23:00.920
همۀ استودیوها کار خودشون در آن روز رو متوقف کردند

01:23:00.921 --> 01:23:04.058
و به نشانۀ احترام لحظه‌ای رو به سکوت گذراندند

01:23:04.059 --> 01:23:05.928
در ام‌جی‌ام

01:23:05.929 --> 01:23:08.833
رژه‌ای نظامی از سوی نیروی دریایی برگزار شد و

01:23:08.834 --> 01:23:12.772
در حالی که افسران پرچم رو نیمه‌افراشته می‌کردند

01:23:12.773 --> 01:23:14.942
شیپور خاموشی نواخته شد

01:23:19.217 --> 01:23:20.817
چینی در

01:23:20.818 --> 01:23:23.023
قبرستان «فارست لاون» در گلندل به خاک سپرده شد

01:23:28.966 --> 01:23:31.366
هیچ‌کس دلیلش را نمی‌داند

01:23:31.367 --> 01:23:34.205
ولی روی قبر او، هیچ نامی نوشته نشده

01:23:35.108 --> 01:23:38.546
«لان چینی جاودانه شد»

01:23:38.547 --> 01:23:41.284
این چیزی بود که یکی از مجله‌های سینمایی در آن زمان نوشت

01:23:41.285 --> 01:23:43.554
هیچ بازیگر زن یا مردی

01:23:43.555 --> 01:23:46.025
نتوانسته قلب عموم مردم را

01:23:46.026 --> 01:23:48.495
به اندازۀ چینی تسخیر کند

01:23:48.496 --> 01:23:50.866
هیچ بازیگری نبوده است که هر حرکتش

01:23:50.867 --> 01:23:57.276
حس و ظرافتی که چینی داشت را تداعی کند

01:23:57.277 --> 01:24:00.181
فقدان او قطعاً احساس خواهد شد
و نه فقط توسط تهیه‌کنندگان

01:24:00.182 --> 01:24:03.688
که توسط میلیون‌ها نفری که او را در قلب خود جای داده‌اند

01:24:03.712 --> 01:24:20.112
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:24:20.136 --> 01:24:36.536
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.