﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:35.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:37.601 --> 00:02:39.768
احتمالا همين روز ها بايد، غزل خداحافظي را بخونه

00:02:39.770 --> 00:02:41.637
اما بنظر خيلي سالم مي رسه

00:02:44.441 --> 00:02:46.341
آيا ميدونه ؟

00:03:12.502 --> 00:03:14.403
آقاي بروويک ؟ -
چيه ؟ چيه ؟ -

00:03:14.405 --> 00:03:17.706
ميشه همگي لطف کنيد و به دفتر بياييد
 آقاي سولنس تازه از خواب بيدار شده

00:03:17.708 --> 00:03:19.975
اوه مرسي، ممنونم

00:03:19.977 --> 00:03:23.412
نميدونم تا چند وقته ديگه ميتونم اينطوري روي پام وايستم ؟

00:03:23.414 --> 00:03:26.448
اوه خداي من، شما تمام بعد از ظهر را ، بي حال بوديد

00:03:26.450 --> 00:03:28.617
...اين

00:03:28.619 --> 00:03:31.553
فکر مي کنم شرايطم هر روز داره بدتر مي شه

00:03:31.555 --> 00:03:34.256
پدر، شايد الان زمان خوبي نباشه

00:03:34.258 --> 00:03:37.959
شايد...بهتر باشه بري خونه و کمي استراحت کني

00:03:37.961 --> 00:03:41.463
منظورت اينه که دراز بکشم و چُرت بزنم ؟

00:03:41.465 --> 00:03:45.734
وقتي دراز مي کشم
اون چيز شروع ميشه

00:03:48.271 --> 00:03:50.706
احساس خفگي

00:04:09.726 --> 00:04:12.627
خوب، حالا کودومتون با من کار دارين  ؟

00:04:12.629 --> 00:04:16.064
اووو...بله

00:04:16.066 --> 00:04:21.169
اون زوج جوان يه سَري به اينجا زدن

00:04:21.171 --> 00:04:25.107
ميدونين، همونايي که قصد دارن کنار درياچه ويلا بسازن

00:04:25.109 --> 00:04:29.177
اونها توي اين هفته چند بار به اينجا سر زدند

00:04:29.179 --> 00:04:31.947
خوب،بهتره کمي صبر کنند

00:04:31.949 --> 00:04:34.216
من زياد موافق طرح اونها نيستم

00:04:34.218 --> 00:04:37.052
خوب،اونها هم مدام دارن تکرار مي کنن که اين مسئله بسيار مهم ــه

00:04:37.054 --> 00:04:38.787
و اينکه بزودي طرح ويلا را آماده مي کنند

00:04:38.789 --> 00:04:41.723
اوه، جدي ميگي ؟

00:04:41.725 --> 00:04:45.026
... خوب راستش خيلي مشتاق هستند که

00:04:45.028 --> 00:04:47.796
به خونه خودشون نقل مکان کنند

00:04:47.798 --> 00:04:52.134
خونه
خونه اي که بتونن توش زندگي کنن

00:04:52.136 --> 00:04:56.037
اونجا اصلا شبيه به خونه نيست
ايا متوجه اين موضوع نيستن ؟

00:04:57.373 --> 00:04:59.374
خوب، از ديد اونا که خيلي هم جاي خوبيه

00:04:59.376 --> 00:05:02.310
اما اگه من کارشونو راه نندازم ، ميرن سراغ يکي ديگه
و دست منم خالي مي مونه

00:05:02.312 --> 00:05:06.348
اگه دوباره برگشتن بهشون بگو که برن سراغ يکي ديگه

00:05:06.350 --> 00:05:08.316
برن سراغ يکي ديگه ؟

00:05:09.252 --> 00:05:12.721
واقعا دارين جدي مي گين ؟

00:05:12.723 --> 00:05:15.857
خوب معلومه که دارم جدي مي گم

00:05:15.859 --> 00:05:18.093
اونا ميخوان منو وادار کنن که خيلي سريع
يک ساختمون براشون بسازم

00:05:18.095 --> 00:05:22.264
ولي نميدونن که يک خونه احتياج به زمان، صبر کافي  و يک طراحي عالي داره

00:05:22.266 --> 00:05:24.833
منظورم اينه که من حتي اين آدم ها رو درست نمي شناسم

00:05:24.835 --> 00:05:27.469
اوه،اونا خيلي آدم هاي خوبي هستند

00:05:27.471 --> 00:05:32.240
رگنار اونارو بخوبي مي شناسه
اون اغلب با اونها رفت و آمد داره

00:05:32.242 --> 00:05:34.810
،اينجا همه در لاو اِسترند

00:05:34.812 --> 00:05:38.914
آرزوشونه که من براشون يک خونه طراحي کنم

00:05:38.916 --> 00:05:42.918
خونه اي که عظمت و وقار خاصي داشته باشه

00:05:42.920 --> 00:05:47.556
راستش من ديگه از اين مسخره بازي ها خسته شدم
حال و حوصله سر و کله زدن با غريبه ها را هم ندارم

00:05:48.991 --> 00:05:51.893
بزار برن سراغ يک معمار ديگه
اصلا برام مهم نيست

00:05:56.966 --> 00:06:00.936
ميشه چند لحظه

00:06:00.938 --> 00:06:03.839
با هم در اين مورد خصوصي صحبت کنيم ؟

00:06:04.774 --> 00:06:06.374
البته

00:06:06.376 --> 00:06:08.543
عزيزم ميشه يک لحظه ما رو تنها بزاري
...من نميخوام

00:06:08.545 --> 00:06:12.280
خواهش مي کنم، رگنار
يه چند لحظه ما رو تنها بزار

00:06:12.282 --> 00:06:14.316
کايا، بيا

00:06:16.352 --> 00:06:21.323
...من
نميخوام بچه ها بفهمن که مريض هستم

00:06:22.225 --> 00:06:24.559
...آره،اين چند وقت اخير

00:06:24.561 --> 00:06:26.294
بسيار ضعيف شدي

00:06:26.296 --> 00:06:29.397
قرار نيست زياد زنده باشم

00:06:29.399 --> 00:06:32.000
و اين يک واقعيته

00:06:32.002 --> 00:06:34.903
هر روز يک چيزي را به نحوي از دست ميدم

00:06:34.905 --> 00:06:37.072
حافظه و قواي ذهنيم رو به تحليل رفتنه

00:06:37.074 --> 00:06:39.207
تمام انرژي منو گرفته

00:06:39.209 --> 00:06:40.876
بله

00:06:40.878 --> 00:06:46.047
... ميدوني چيزي که سنگينيش روي دوشم خيلي اذيتم ميکنه اينه که

00:06:46.049 --> 00:06:49.284
چه اتفاقي براي رگنار مي اُفته  ؟

00:06:49.286 --> 00:06:53.755
منظورم اينه که
اون ميتونه تا هر وقت که بخواد اينجا در کنار من باشه

00:06:53.757 --> 00:06:58.560
ميدوني،بنظرم،خودش هم ديگه مايل نيست اينجا بمونه

00:06:58.562 --> 00:07:00.862
داري چي ميگي ؟

00:07:00.864 --> 00:07:02.831
آيا اضافه حقوق مي خواد ؟

00:07:02.833 --> 00:07:05.267
نه

00:07:05.269 --> 00:07:08.403
....مسئله اينه که بزودي

00:07:08.405 --> 00:07:11.840
وقتي که بتونه کارو کاسبيه خودشو راه بندازه

00:07:11.842 --> 00:07:14.309
اوه، که اينطور

00:07:14.311 --> 00:07:17.579
...و بنظرت اون شايستگي

00:07:17.581 --> 00:07:21.917
ساختن خانه
درنهايت کيفيت، ظرافت و زيبايي رو داره ؟

00:07:25.655 --> 00:07:27.722
نه

00:07:27.724 --> 00:07:30.025
و همينه که خيلي منو اذيت ميکنه

00:07:30.027 --> 00:07:32.360
من بهش اميدي ندارم

00:07:32.362 --> 00:07:36.564
حتي خودم هم دارم کم کم، به توانايي هاش شک مي کنم

00:07:36.566 --> 00:07:42.470
اما تو تا حالا هيچ وقت حتي در حد يک کلمه کار اونو ستايش نکردي و ازش تعريف نکردي

00:07:42.472 --> 00:07:47.475
اما ايمان دارم که اون استعداد اين کارو داره

00:07:47.477 --> 00:07:51.746
اما هنوز بقدر کافي در کارش خِبره نشده
 و کارهاش را با نظم و ترتيب انجام نميده

00:07:51.748 --> 00:07:54.115
منظورم اينه که
اون ميتونه نقشه بکشه

00:07:54.117 --> 00:07:57.919
تو خودت هم وقتي براي من کار مي کردي

00:07:57.921 --> 00:08:00.055
زياد به نظم و ثبات اهميت نمي دادي

00:08:00.057 --> 00:08:04.526
... اما کسي يا چيزي جلوي

00:08:04.528 --> 00:08:06.294
پيشرفت تو رو نگرفت

00:08:11.100 --> 00:08:13.735
که از موقعيت هات بهترين استفاده رو نکني

00:08:13.737 --> 00:08:16.438
و باعث شدي همه را متحير کني
و تحسينت کنن

00:08:16.440 --> 00:08:20.775
...نه،اين خودت بودي که تونستي باد را اغوا کني و به سمت خودت بکِشونيش

00:08:20.777 --> 00:08:23.345
اونم زماني که، کار و کاسبي من سکه بود
و همچون بادباني در دريا برافراشته شده بود

00:08:23.347 --> 00:08:28.316
هيچ چيز نتونست جلوي تو رو بگيره، که آشنايان و دوستانتو دور نزني و ازشون سبقت نگيري

00:08:29.885 --> 00:08:32.087
بله،دقيقا همين اتفاق اُفتاد
اين طور نيست ؟

00:08:32.089 --> 00:08:34.990
اوه بله درسته

00:08:34.992 --> 00:08:37.292
کار هم بايد همينجوري انجام بگيره

00:08:46.769 --> 00:08:48.570
...واقعا، تو نميتوني

00:08:49.972 --> 00:08:53.141
تو نميتوني منو راهي گورستان کني

00:08:53.143 --> 00:08:55.443
.... تو حتي شانس اينو هم نداري که

00:08:55.445 --> 00:08:58.113
شاهد موفقيت کاري رگنار در آينده باشي

00:08:58.115 --> 00:09:00.315
او بايد ازدواج کنه

00:09:00.317 --> 00:09:02.617
آيا کايا هم همينو ميخواد ؟

00:09:03.619 --> 00:09:05.620
خوب

00:09:05.622 --> 00:09:09.958
شايد کايا يه خورده کمتر نسبت به رگنار
به اين موضوع علاقه نشون ميده

00:09:09.960 --> 00:09:13.561
اما رگنار تمام روز داره در مورد ازدواجش صحبت مي کنه

00:09:13.563 --> 00:09:15.697
او بايد حتما ازدواج کنه

00:09:15.699 --> 00:09:18.767
و من هم بايد کارهاي پسرم را ببينم

00:09:18.769 --> 00:09:21.669
....بله درسته، اما

00:09:21.671 --> 00:09:25.707
من نميتونم همينجوري از آسمون براش سفارش کار  بگيرم
و حتي نميتونم کارهاي اونو تاييد کنم

00:09:25.709 --> 00:09:29.711
اون همين الان هم يک سفارش کار عالي
 و خيلي خوب گرفته

00:09:29.713 --> 00:09:31.780
....در واقع

00:09:31.782 --> 00:09:34.983
بايد يک پروژه عالي رو بسازه
پروژه اي که ارزش وقت گذاشتن را داشته باشه

00:09:34.985 --> 00:09:37.652
بنظرت ميتونه ؟ -
آره از پسش بر مي ياد -

00:09:39.021 --> 00:09:42.123
اگه شما به من اجازه بدين

00:09:43.826 --> 00:09:46.094
و اون پروژه قراره چي باشه ؟

00:09:48.464 --> 00:09:51.399
اون ميتونه پروژه ساخت ويلا، درکنار درياچه را به عهده بگيره

00:09:52.435 --> 00:09:53.835
چي؟

00:09:55.404 --> 00:10:00.075
اما قراره من اون پروژه را تمام کنم

00:10:00.077 --> 00:10:03.478
اما تو ديگه اشتياقي براي ساخت اون عمارت نداري

00:10:03.480 --> 00:10:05.647
يعني چي ديگه اشتياقي ندارم ؟

00:10:05.649 --> 00:10:09.651
کي جرات کرده همچين حرفي به تو بزنه ؟

00:10:09.653 --> 00:10:13.755
...تو
تو خودت همين دو دقيقه پيش اين حرف را زدي

00:10:15.491 --> 00:10:19.294
اوه ، تو رو خدا بس کن
من داشتم شوخي مي کردم

00:10:25.067 --> 00:10:27.168
...اما جدا

00:10:27.170 --> 00:10:31.406
آيا رگنار ميتونه به خوبي من کار ها رو انجام بده ؟

00:10:31.408 --> 00:10:35.376
اوه، آره
اون خونواده رو خوب مي شناسه

00:10:35.378 --> 00:10:40.115
درواقع،براي سرگرمي يه چند تا طراحي هم کرده

00:10:40.117 --> 00:10:42.951
از اون طراحي که قصد داره باهاش خونه بسازه

00:10:42.953 --> 00:10:46.354
يه چند تا نقشه کشيده
و کمي حساب و کتاب براي تخمين زدن پروژه کرده

00:10:46.356 --> 00:10:50.525
و بنظر تو اون خونواده از اين طراحي ها راضي بودن ؟

00:10:50.527 --> 00:10:52.894
اوه،بله،بله

00:10:52.896 --> 00:10:55.997
،منظورم اينه که اگه شما بدون دردسر
موافقت خودتون را اعلام کنيد

00:10:55.999 --> 00:11:00.335
اونوقت آنها هم به رگنار اجازه خواهند داد که پروژه را تموم کنه

00:11:01.303 --> 00:11:03.271
خوب،اونا از نقشه خونه راضي هستن

00:11:03.273 --> 00:11:07.375
آنها از پيشنهاد اون خيلي خوشحال شدند

00:11:07.377 --> 00:11:10.278
گفتند که بنظرشون طرحي جالب و خاصه

00:11:10.280 --> 00:11:13.047
ايده اي که خيلي نو و جديده

00:11:13.049 --> 00:11:15.683
اوه که اينطور

00:11:15.685 --> 00:11:17.285
واقعا ايده ي جديديه

00:11:19.455 --> 00:11:23.124
.... و از اون دسته ساختمان هاي متداول و رايجي که

00:11:23.126 --> 00:11:25.260
من هميشه مي سازم نيست

00:11:25.262 --> 00:11:27.996
با نقشه و طرح سنتي

00:11:27.998 --> 00:11:29.631
ببين،ببين،ببين
....تو

00:11:29.633 --> 00:11:33.835
پس اونها درواقع براي ديدن رگنار به اينجا آمدند

00:11:33.837 --> 00:11:36.604
نه،نه
آنها براي ديدن شما آمدند

00:11:36.606 --> 00:11:38.973
واقعا بخاطر شما اومدند

00:11:38.975 --> 00:11:41.676
اوه

00:11:41.678 --> 00:11:45.947
آنها فقط ميخواستند بدوند که، آيا شما مايل هستيد که از ساختن پروژه صرف نظر کنيد

00:11:45.949 --> 00:11:48.750
ميخواي بگي کنار بِکشم؟
فقط در صورتي که طرح رگنار را قبول داشته باشيد

00:11:48.752 --> 00:11:51.186
،و در واقع منظورشون اينه که بخاطر رگنار
من بايد از اين پروژه انصراف بدم

00:11:51.188 --> 00:11:53.621
آنها عظمت و استادي شما را درک کرده اند

00:11:53.623 --> 00:11:56.524
،اوه نه
من متوجه منظور آنها هستم

00:12:00.162 --> 00:12:03.298
پس اون لحظه ي انتظار بالاخره سر رسيد

00:12:03.300 --> 00:12:08.469
و هالوارد سولنس قراره که بازنشست بشه

00:12:08.471 --> 00:12:11.940
و راه را براي جوان تر ها باز کنه

00:12:11.942 --> 00:12:13.575
اين خيلي عاليه

00:12:13.577 --> 00:12:15.877
...اما مطمئننا

00:12:15.879 --> 00:12:20.114
جا براي يک شخص ديگه هم باز مي باشد

00:12:20.116 --> 00:12:22.650
نه،نه،نه
واقعا اينطوري نيست

00:12:22.652 --> 00:12:26.721
نه،انقدري که تو فکر مي کني
جا براي کسي ديگه باز نمي باشد

00:12:30.392 --> 00:12:32.260
در هر صورت
....اين جور بحث کردن بي ربط مي باشد

00:12:32.262 --> 00:12:35.897
براي اينکه من کنار نمي کشم

00:12:40.502 --> 00:12:42.670
اوه

00:12:42.672 --> 00:12:48.977
...يعني قراره که من اين دنيا را ترک کنم بدون اينکه

00:12:51.747 --> 00:12:58.353
کمي خوشحالي تجربه کنم
...بدون هيچگونه

00:12:58.355 --> 00:13:02.790
منظورم اينه که
...من در حالي دارم مي ميرم

00:13:02.792 --> 00:13:06.461
که حتي نميتونم

00:13:06.463 --> 00:13:09.297
يکي از کارهاي پسرم را ببينم

00:13:11.000 --> 00:13:14.102
... تو در نهايت شرافت و متانتي که

00:13:14.104 --> 00:13:17.405
در وجودت داري

00:13:17.407 --> 00:13:21.943
اين دنيا را ترک خواهي کرد

00:13:31.820 --> 00:13:34.289
رَگنار

00:13:36.091 --> 00:13:38.326
چيه، پدر ؟

00:13:38.328 --> 00:13:40.461
همين الان ميريم

00:13:50.205 --> 00:13:51.773
من حواسم بهش هست

00:13:53.609 --> 00:13:56.811
راستش،خانم فاسلي نميتونه شما را همراهي کنه

00:13:56.813 --> 00:14:01.382
يک نامه هست، که بايد سريعا نوشته بشه
و من بابت اين موضوع خيلي متاسفم

00:14:20.469 --> 00:14:23.738
پس...نامه اي براي نوشتن دارين ؟

00:14:23.740 --> 00:14:25.840
نه

00:14:25.842 --> 00:14:28.409
البته که نامه اي در کار نيست

00:14:29.278 --> 00:14:31.512
کايا -
بله -

00:14:33.048 --> 00:14:35.049
بيا اينجا

00:14:35.051 --> 00:14:37.552
بهم بگو که چي ميخواي؟

00:14:37.554 --> 00:14:41.522
آيا تو همون کسي هستي که من بايد براي اين موقعيت پيش آمده ازش تشکر کنم ؟

00:14:42.291 --> 00:14:43.925
خواهش مي کنم،نيازي به اين کار نيست

00:14:43.927 --> 00:14:49.097
منظورم اينه که بنظر مي رسه
خيلي مشتاقي که ازدواج کني

00:14:51.200 --> 00:14:53.668
خوب، راستش

00:14:53.670 --> 00:14:58.806
من و رگنار الان نزديک به 4 يا 5 سالي ميشه
که نامزد هستيم

00:14:58.808 --> 00:15:00.408
جدا ؟

00:15:00.410 --> 00:15:03.378
خودش و همينطور پدرش در مورد اين ازدواج
مکررا صحبت مي کنند

00:15:03.380 --> 00:15:06.280
و بنظرم منم بايد به تدريج به خواسته ي آنها تن در بدم

00:15:06.282 --> 00:15:10.651
و البته اين واضحه که تو علاقه ي خاصي به رگنار داري ؟

00:15:12.054 --> 00:15:16.157
...قبلا بدجور ديوونه ي اين آدم بودم

00:15:16.159 --> 00:15:19.127
قبل از اينکه بيام و براي شما کار کنم

00:15:20.095 --> 00:15:22.630
اما يعني ديگه بهش علاقه نداري ؟

00:15:22.632 --> 00:15:26.634
من تنها فقط يک نفر برام مهمه

00:15:26.636 --> 00:15:29.370
و هيچ علاقه اي به بقيه مرد ها ندارم

00:15:29.372 --> 00:15:31.339
و هيچ وقت هم نخواهم داشت

00:15:31.341 --> 00:15:33.241
خوب از يک طرف تو اينطوري صحبت مي کني

00:15:33.243 --> 00:15:37.979
و از طرف ديگه بنظر مي رسه که قصد داري منو ترک کني، اينطور نيست ؟

00:15:38.947 --> 00:15:41.449
اما نميشه همينجا به کارکردن ادامه بدهم
... حتي اگه

00:15:41.451 --> 00:15:43.985
نه ، نه

00:15:43.987 --> 00:15:45.987
اينطوري نميشه ادامه داد

00:15:45.989 --> 00:15:49.157
اگه رگنار بخواد جدا بشه
و کارو کاسبيه خودشو شروع کنه

00:15:49.159 --> 00:15:51.859
اون به تو نياز خواهد داشت
چرا متوجه اين موضوع نيستي ؟

00:15:51.861 --> 00:15:55.329
خوب،منم فکر نميکنم که بتونم از شما جدا بشم

00:15:55.331 --> 00:15:56.831
اين امر غير ممکنه
...من فقط

00:15:56.833 --> 00:16:00.568
نميتوني اونو  قانع کني که همينجا بمونه ؟

00:16:02.438 --> 00:16:04.839
او در اينجا از موقعيت خوبي برخورداره

00:16:08.143 --> 00:16:12.680
....و کايا ، اين تنها راهي که منم ميتونم

00:16:12.682 --> 00:16:15.183
تو رو در کنار خودم نگه دارم

00:16:15.185 --> 00:16:18.219
کاياي کوچولوي عزيزم

00:16:18.221 --> 00:16:20.988
خيلي عالي ميشه اگه تو هم بتوني اون کارو انجام بدي

00:16:20.990 --> 00:16:23.391
براي اينکه
براي اينکه من نميتونم

00:16:23.393 --> 00:16:25.960
من نميتونم قبول کنم که تو مال من نيستي

00:16:25.962 --> 00:16:29.197
اوه، تو بايد با من باشي

00:16:29.199 --> 00:16:30.698
هر روز

00:16:30.700 --> 00:16:35.303
تو بايد با من باشي

00:16:35.305 --> 00:16:39.207
اوه، خدا، اوه خدا
...من بايد

00:16:43.546 --> 00:16:47.081
هالوارد ؟ -
بله عزيزم ؟ -

00:16:52.020 --> 00:16:54.889
بد موقع که مزاحمت نشدم ؟

00:16:54.891 --> 00:16:57.492
نه ، نه ، نه

00:16:57.494 --> 00:17:02.096
خانم فاسلي بايد يک نامه بنويسه
و بعدش بايد

00:17:04.099 --> 00:17:06.767
آلين، با من کاري داشتي ؟

00:17:06.769 --> 00:17:08.169
نه

00:17:09.204 --> 00:17:11.906
فقط خواستم بهت بگم که دکتر هردال اينجاست

00:17:11.908 --> 00:17:14.108
اومده اينجا که منو ببينه

00:17:14.110 --> 00:17:17.011
و همينطور ميخواست به تو سلامي عرض کنه

00:17:17.013 --> 00:17:18.980
اوه، چه خوب

00:17:18.982 --> 00:17:21.048
خوبه

00:17:27.490 --> 00:17:30.858
من احساس مي کنم همسرت راجع به من فکرهاي وحشتناکي مي کنه

00:17:30.860 --> 00:17:32.793
اوه نه، نه

00:17:32.795 --> 00:17:37.298
،مطمئن هستم

00:17:37.300 --> 00:17:39.267
اون هميشه اينطور بدبين بوده

00:17:41.336 --> 00:17:43.704
اما الان بهتره برگردي خونه

00:17:43.706 --> 00:17:45.907
الان وقت خوبيه که از اينجا بري

00:17:45.909 --> 00:17:48.142
بله

00:17:48.144 --> 00:17:49.277
بله

00:17:54.116 --> 00:17:57.752
اوه، نه، صبر کن، صبر کن

00:17:57.754 --> 00:18:00.855
طراحي هاي رگنار را برام بيار

00:18:01.390 --> 00:18:04.559
اوه، باشه

00:18:04.561 --> 00:18:06.227
واقعا کارش عاليه

00:18:06.229 --> 00:18:09.597
،منظورم اينه که
...کايا بخاطر تو هم که شده حداقل بايد

00:18:09.599 --> 00:18:12.133
بله، بله

00:18:12.135 --> 00:18:15.136
اوه، پس عصر بخير

00:18:18.841 --> 00:18:20.942
فکر هاي خوب در مورد من کن

00:18:20.944 --> 00:18:24.579
هميشه همينطوري بوده
کاياي عزيز و کوچولوي من
هميشه ، هميشه

00:18:26.048 --> 00:18:29.850
ديگه بيشتر از اين نميتونم دکتر را بيرون معطل نگه دارم

00:18:31.920 --> 00:18:34.055
خواهش مي کنم بفرماييد داخل

00:18:37.859 --> 00:18:40.728
خانم فاسلي، بالاخره نوشتن اون نامه تموم شد ؟

00:18:40.730 --> 00:18:42.830
نامه ؟

00:18:42.832 --> 00:18:47.335
خانم فاسلي، شما هم بهتره که برين خونه

00:18:49.938 --> 00:18:52.940
و لطف کنيد فردا سر وقت اينجا باشيد

00:18:52.942 --> 00:18:55.076
چشم
حتما

00:18:57.679 --> 00:19:00.247
اوه،عصرتون بخير خانم سولنس

00:19:04.152 --> 00:19:07.788
هالوارد،بايد بدوني که خيلي خوش شانسي که اين دختر جوون را براي خودت پيدا کردي

00:19:07.790 --> 00:19:10.858
اوه،آره خيلي کارها از دستش بر مي ياد
 و واقعا وجودش مفيده

00:19:10.860 --> 00:19:13.194
اوه بله، بنظر هم که اينطور مي رسيد

00:19:13.196 --> 00:19:16.230
آيا درقسمت نگهداري اسناد هم کارش خوبه ؟

00:19:16.232 --> 00:19:21.002
راستش تو دوسال گذشته تو دفترخونه
 خيلي تجربه بدي داشت
 و اصلا مناسب کار کردن در اونجا نبود

00:19:21.004 --> 00:19:24.171
خصوصيت ديگه اي هم که داره اينه که خيلي هم مهربونه

00:19:24.173 --> 00:19:27.708
اون در مواقع لازم
آماده ي انجام هر کاريـه

00:19:27.710 --> 00:19:32.947
پس،اينطوري هالوارد تو بايد خيالت خيلي راحت باشه

00:19:32.949 --> 00:19:35.383
بله، همينطوره، همينطوره

00:19:35.385 --> 00:19:37.118
همينطوره

00:19:37.120 --> 00:19:40.254
و خيلي وقته که دنبال همچين آدمي بودم

00:19:40.256 --> 00:19:44.058
که هميشه در دسترس باشه
و بتونه احتياجات منو برآورده کنه

00:19:44.060 --> 00:19:46.794
هالوارد چطور ميتوني همچين چيزي رو بگي؟

00:19:46.796 --> 00:19:51.098
اوه، آلين
لطفا منو ببخش

00:19:51.100 --> 00:19:53.701
لطفا ؟

00:19:53.703 --> 00:19:57.304
دکتر بعدا دوباره بر مي گرده که شام را با ما باشه

00:19:57.306 --> 00:19:59.674
به محض اينکه عيادت از مريض هام تموم شد
حتما بر مي گردم

00:19:59.676 --> 00:20:01.876
ميشه يک لحظه پيشم بموني ؟

00:20:05.047 --> 00:20:08.749
از همنشيني با تو لذت مي برم

00:20:10.419 --> 00:20:12.687
بله، حتما

00:20:16.725 --> 00:20:18.325
سپاسگزارم

00:20:19.594 --> 00:20:21.696
حالا گوش کن

00:20:21.698 --> 00:20:25.299
من ميدونم که تو آلين رو بهتر از هر کس ديگه اي
مي شناسي

00:20:26.768 --> 00:20:30.271
او خيلي وقت ها به من گفته که تو تنها دوستش هستي

00:20:32.441 --> 00:20:34.575
پس،ميشه يه درخواستي ازت بکنم

00:20:34.577 --> 00:20:39.480
آيا چيزي خاصي در رفتار اون مشاهده کردي

00:20:39.482 --> 00:20:42.083
که به من مربوط باشه ؟

00:20:42.085 --> 00:20:45.352
خوب، البته
 محض رضاي خدا

00:20:45.354 --> 00:20:49.323
منظورم،منظورم اينه که خيلي سخت ميشه فهميد که اون از درون چه احساسي داره

00:20:49.325 --> 00:20:51.392
جدا ؟
..خوب

00:20:51.394 --> 00:20:53.961
اون زياد شيفته خانم فاسلي نيست و فکر ميکنم
زياد ازش خوشش نمي ياد

00:20:53.963 --> 00:20:56.897
خوب، راستش اين مسئله آنقدر ها هم تعجب آور نيست

00:20:56.899 --> 00:20:59.133
... که اون به طور خاص از اين حقيقت

00:20:59.135 --> 00:21:02.369
که تو هر روز وقتتو با يک زن ديگه صرف مي کني

00:21:02.371 --> 00:21:06.440
خوب، راستش نميتونم تغييري در اين وضعيت بوجود بياورم

00:21:07.609 --> 00:21:09.677
خوب، براي چي نميتوني؟
نميتونستي براي خودت يک منشي مرد دست و پا کني ؟

00:21:09.679 --> 00:21:11.946
اوه
نه منظورم اينه که

00:21:11.948 --> 00:21:13.948
...اگه همسرت واقعا احساس کنه که خبرايي هست

00:21:13.950 --> 00:21:16.350
به معناي ديگه بايد بگم که اون خيلي حساسه

00:21:16.352 --> 00:21:21.021
و اين موضوع ، وجود اين دختر بدجوري اونو به هم ريخته
و طاقت ديدن اين وضعيت را نداره

00:21:21.023 --> 00:21:22.790
....منظورم اينه که اگه به اين دختر به چشم

00:21:22.792 --> 00:21:26.360
اوه محض رضاي خدا
خوب که چي ؟ به کسي چه مربوطه ؟

00:21:28.230 --> 00:21:31.565
خوب، البته براي منم مهمه
همسرم براي من مهمه

00:21:31.567 --> 00:21:35.169
اما..موقعيت همينه که هست

00:21:35.171 --> 00:21:37.204
يعني ميخواي بگي که هيچ راه حل ديگه اي براي اين مسئله وجود نداره ؟

00:21:37.206 --> 00:21:40.040
درسته
هيچ راه ديگه اي وجود نداره

00:21:40.042 --> 00:21:46.080
البته بايد بگم که برداشت خانم ها از اين جور وضعيت و موقعيت ها بسيار کلافه کننده و ازار دهنده اس

00:21:46.082 --> 00:21:47.848
جدا ؟

00:21:47.850 --> 00:21:50.384
... و در اين موقعيت وقتي که همسرت

00:21:50.386 --> 00:21:53.587
نميتونه حضور اين خانم فاسلي را در اينجا
و در خونه اش تحمل کنه

00:21:53.589 --> 00:21:57.892
بنظرت اون نميتونه حق داشته باشه که فکرايي کنه

00:21:57.894 --> 00:22:00.861
....براي اين جور ملاقات هاي

00:22:00.863 --> 00:22:04.131
که ميتونه از ديد اون خيلي آزار دهنده و تنفر انگيز باشه

00:22:04.866 --> 00:22:07.535
نه،نه،نه
اصلا اينطوري نيست

00:22:07.537 --> 00:22:11.705
...که اينطور،پس اصولا هيچ دليلي براي نگراني همسرت وجود نداره،به معناي ديگه

00:22:11.707 --> 00:22:14.542
بنظرم همسرت تنها درگير شک و ترديد هاي بي اساسه

00:22:16.545 --> 00:22:18.546
...البته

00:22:18.548 --> 00:22:21.482
البته ميدونم که در طول دوران زندگيت

00:22:21.484 --> 00:22:23.617
با زن هاي فوق العاده اي ارتباط داشتي

00:22:23.619 --> 00:22:25.085
درسته ؟

00:22:25.087 --> 00:22:27.388
و تو ترجيحا تنها به عده ي کمي از آنها دل بسته اي

00:22:28.858 --> 00:22:32.326
پس در اين مسئله خاص

00:22:32.328 --> 00:22:35.896
نه،نه،نه،نه
گفتم نه

00:22:37.165 --> 00:22:41.927
اما بايد بهم بگم که ميخوام در مورد يک مسئله بسيار مهمي باهات صحبت کنم

00:22:42.038 --> 00:22:46.974
ميخوام برات يک داستان خيلي عجيبي را تعريف کنم

00:22:46.976 --> 00:22:50.411
البته اگه حوصله شنيدنشو داشته باشي

00:22:50.413 --> 00:22:53.380
من هميشه آماده ي گوش دادن به
داستان هاي عجيب و غريبم

00:22:54.449 --> 00:22:56.584
خيلي خوب پس

00:22:57.853 --> 00:23:01.188
...مطمئنم که بياد مي آوري

00:23:01.190 --> 00:23:04.725
...که سال هاي قبل، هم نات بروويک و هم پسرش رو

00:23:04.727 --> 00:23:07.294
آوردم اينجا که برايم کار کنند

00:23:07.296 --> 00:23:10.631
وقتي اوضاع براي اون پيرمرد خيلي بد شد

00:23:10.633 --> 00:23:12.099
آره

00:23:12.101 --> 00:23:14.602
در يک زمان خاص

00:23:14.604 --> 00:23:16.904
سال ها بعد از اون قضيه

00:23:16.906 --> 00:23:21.508
رگنار يکدفعه با ايده اينکه ميخواد ازدواج کنه، پا پيش گذاشت

00:23:21.510 --> 00:23:25.946
و دفتر منو ترک کرد
تا دفتر و کار و کاسبيه خودشو راه بياندازه

00:23:27.282 --> 00:23:31.085
اما من در انجام کارها، به وجود رگنار نياز داشتم

00:23:31.087 --> 00:23:34.688
براي اينکه رگنار خيلي باهوش بود

00:23:34.690 --> 00:23:38.826
و حساب و کتاب رو خيلي دقيق انجام ميداد
و ارزش،مقدار وحجم  هر کالايي را براي هرکاري مي دونست

00:23:40.930 --> 00:23:43.230
و از تمام جزئيات ملال آور و کسل کننده کار خبر داشت

00:23:43.232 --> 00:23:46.333
خوب،همين مورد،مهمترين قسمت تجارت تو حساب ميشه
بله

00:23:46.335 --> 00:23:50.170
حالا گوش کنم ببين ميخوام چي بگم

00:23:50.172 --> 00:23:55.476
يک روز،يک خانم که من تاحالا نديده بودمش

00:23:55.478 --> 00:23:59.246
به دفتر اومد و ميخواست رگنار را ببينه

00:23:59.248 --> 00:24:03.450
و اون موقع بود که متوجه شدم اين خانم نامزد رگناره

00:24:03.452 --> 00:24:05.286
کايا فاسلي

00:24:05.288 --> 00:24:09.957
وقتي ديدم،اين دو زوج عاشق بدجور دلشيفته و ديوونه ي همديگه هستند

00:24:09.959 --> 00:24:11.959
.... اين ايده به سرم زد که اين خانم را

00:24:11.961 --> 00:24:13.894
اينجا استخدام کنم

00:24:13.896 --> 00:24:17.231
اگه مي تونستم اين دختر را تو دفترم مشغول به کار کنم

00:24:17.233 --> 00:24:19.533
اونوقت رگنار هم بخاطر اون اينجا مي موند

00:24:19.535 --> 00:24:21.101
که اينطور

00:24:21.103 --> 00:24:23.904
پس من بلند شدم ايستادم و به دختره خيره شدم

00:24:23.906 --> 00:24:27.641
کل دغدغه ام اين شده بود که چطور مي تونم اين دختر را قانع کنم تا بياد اينجا و کار کنه

00:24:27.643 --> 00:24:31.045
سپس رگنار ما را به هم معرفي کرد،اما هيچگونه حرف و صحبت خاصي با هم نزديم

00:24:31.047 --> 00:24:33.414
و بعدش هم اون رفت

00:24:33.416 --> 00:24:39.019
شب بعد، وقتي رگنار و برويک به خونه رفتند

00:24:39.021 --> 00:24:42.156
اون دختر دوباره به اينجا اومد

00:24:42.158 --> 00:24:46.360
و درست مثل اين بود که باهاش از قبل و بدون هيچگونه صحبتي قرار کار و استخدام کردنش گذاشته بودم

00:24:46.362 --> 00:24:51.632
اون در مورد شرايط کاري و وظايفش پرسيد

00:24:51.634 --> 00:24:55.235
و همچنين سوال کرد که آيا بايد درست روز بعد
شروع به کار کنه

00:24:55.237 --> 00:24:57.972
اما من تا اون لحظه هرگز  از او نخواستم که اينجا کار کنه

00:24:57.974 --> 00:24:59.707
خداي من

00:24:59.709 --> 00:25:01.909
و به محض اينکه براي من شروع به کار کرد

00:25:01.911 --> 00:25:04.111
بنظر مي رسيد که خودش را از رگنار دور مي کرد

00:25:04.113 --> 00:25:07.915
و ميخواي بگي گرايش به سمت تو پيدا کرد ؟

00:25:07.917 --> 00:25:11.352
ميخوام بگم که اين دختر حس قويي داره

00:25:11.354 --> 00:25:15.322
،وقتي داره راه ميره و من به پشتش نگاه کنم
اون متوجه اين موضوع ميشه

00:25:15.324 --> 00:25:17.458
و اگه به هر دليل بهش نزديک بشم

00:25:17.460 --> 00:25:21.695
اون شروع به لرزيدن مي کنه و بي قرار ميشه
به معناي واقعي کلمه شروع به لرزيدن مي کنه

00:25:21.697 --> 00:25:24.231
بنظرت چطور همچين چيزي ممکنه ؟

00:25:24.233 --> 00:25:29.269
خوب، بنظرم حتما بايد يک دليل علمي براي اينجور واکنش ها وجود داشته باشه

00:25:29.271 --> 00:25:31.538
نه

00:25:31.540 --> 00:25:33.407
منظورم اينه که

00:25:35.243 --> 00:25:39.079
اون چطور مي تونست ذهن منو بخونه؟
 من تنها در افکارم

00:25:39.081 --> 00:25:41.281
ميتوانستم راحت با او صحبت مي کردم

00:25:41.283 --> 00:25:45.552
چيزهايي که حتي در ذهنم هم
 خيلي آروم و يواش مي گفتم

00:25:45.554 --> 00:25:48.722
ميخوام بگم ،بنظر تو چطور همچين چيزي ممکنه ؟

00:25:48.724 --> 00:25:52.926
ميتوني اين مسئله را براي من توضيح بدي ؟

00:25:55.297 --> 00:25:59.867
من حتي نميخوام هيچگونه حدس و گماني در اين رابطه بزنم

00:25:59.869 --> 00:26:02.236
بله

00:26:02.238 --> 00:26:05.372
اين دقيقا همون جوابي بود که من انتظار شنيدنشو داشتم

00:26:07.642 --> 00:26:10.477
البته بايد بگم که وضعيت بسيار بدي
را براي من بوجود آورده بود

00:26:10.479 --> 00:26:14.381
هر روز که به سر کار مي آمدم
...بايد تظاهر مي کردم که

00:26:16.518 --> 00:26:19.286
واقعا تظاهر کردن براي من کاره سختي بود
اينکه بخوام چهره اي جدي و سخت گير در مقابل اين موجود زيباي کوچولو از خودم نشون بدم

00:26:19.288 --> 00:26:21.555
اما دست خودم نبود
نميتونستم جلوي خودمو بگيرم

00:26:21.557 --> 00:26:24.091
براي اينکه اگر يک وقت منو ترک مي کرد

00:26:24.093 --> 00:26:27.261
رَگنار هم همراش از اينجا مي رفت

00:26:27.263 --> 00:26:30.664
...پس تو گذاشتي که زنت باور کنه که تو واقعا

00:26:30.666 --> 00:26:32.666
بله

00:26:32.668 --> 00:26:34.501
اما چرا ؟

00:26:34.503 --> 00:26:36.103
خوب، راستش

00:26:37.939 --> 00:26:41.842
من لايق يکسري تنبيه هايي هستم

00:26:41.844 --> 00:26:45.579
که خودم بر خودم تحميل مي کنم

00:26:45.581 --> 00:26:48.082
همين که اجازه مي دهم آلين منو محکوم کنه و گناهکار خطابم کنه

00:26:48.084 --> 00:26:50.751
البته نبايد اين کار را انجام بده

00:26:52.554 --> 00:26:57.458
ميدوني، راستش من اصلا نميدونم راجع به چه چيزي داري حرف مي زني ؟

00:26:57.460 --> 00:27:00.727
خيلي خوب

00:27:00.729 --> 00:27:03.730
ببينم ميشه براي چند لحظه با هم رُک و راست صحبت کنيم؟

00:27:03.732 --> 00:27:06.200
تو چي فکر مي کني ؟

00:27:06.202 --> 00:27:09.369
....ببين، من دوست دارم که صادقانه بهم بگي

00:27:09.371 --> 00:27:12.406
فقط خيلي صريح و واضح بهم بگو

00:27:12.408 --> 00:27:16.143
در مورد هر چيزي که از من به دل گرفتي يا از دست من ناراحتي يا نگران وضعيت من هستي

00:27:16.145 --> 00:27:19.179
منظورت چيه ؟ -
خوب، من قبلا ديده ام -
 قبلا همه چيز را واضح مشاهده کردم

00:27:19.181 --> 00:27:20.981
ديدي؟
چيو ديدي ؟

00:27:20.983 --> 00:27:22.516
من متوجه شدم که تو منو زير نظر داري

00:27:22.518 --> 00:27:24.952
منظورت چيه، که تو رو زير نظر دارم ؟

00:27:24.954 --> 00:27:27.154
اوه،محض رضاي خدا

00:27:27.156 --> 00:27:30.124
بهم بگو

00:27:30.126 --> 00:27:34.161
آيا تو هم مثل آلين در مورد من فکر ميکني ؟

00:27:35.663 --> 00:27:37.564
چه فکري مي کنم ؟

00:27:38.466 --> 00:27:41.568
اون مدتي که فکر ميکنه
که به طريقي

00:27:41.570 --> 00:27:46.340
يا از جهاتي
من از لحاظ رواني مشکل دارم

00:27:46.342 --> 00:27:49.009
اوه ، چي داري ميگي؟
مشکل رواني ؟

00:27:49.011 --> 00:27:53.180
اون هيچوقت در اين مورد چيزي به من نگفته

00:27:53.182 --> 00:27:55.482
به ذهن منم همچين چيزي خطور نکرده

00:27:55.484 --> 00:28:00.521
من حتي براي يک لحظه هم فکر نکردم که تو از لحاظ روحي و رواني مشکل داشته باشي

00:28:00.523 --> 00:28:04.024
پس يعني تو هميشه به من، به چشم هالوارد سولمن هميشگي نگاه کردي ؟

00:28:04.026 --> 00:28:06.627
اين مرد خوشبخت که چيزي کم نداره

00:28:06.629 --> 00:28:10.497
و همه چيز برايش مهيا و آماده است

00:28:10.499 --> 00:28:14.234
...چطور ممکنه مردي به خوشبختي من

00:28:14.236 --> 00:28:16.436
از لحاظ رواني مشکل داشته باشه ؟

00:28:17.539 --> 00:28:20.307
پس منطقي اينه که بگم اينها يه سري توهماتي
که تو در سر مي پروراني ؟

00:28:20.309 --> 00:28:23.744
آيا تو واقعا خوشبخت نيستي؟

00:28:23.746 --> 00:28:26.313
از ديد من تو به يک ثروت عظيم رسيدي

00:28:26.315 --> 00:28:30.117
و خيلي خوب هم تونستي سرمايه هاتو گسترش بدي

00:28:30.119 --> 00:28:32.753
اينو ميدونم

00:28:34.956 --> 00:28:36.790
اون صداي چيه ؟

00:28:36.792 --> 00:28:38.859
کودوم صدا ؟

00:28:39.894 --> 00:28:42.763
کي داره اين صدا رو در مياره؟

00:28:42.765 --> 00:28:44.531
اينگريد داره چه اتفاقي مي اُفته ؟

00:28:44.533 --> 00:28:46.667
ضربان قلبش روي چهل و هشته
قلبش خيلي ضعيف و نا منظم کار مي کنه

00:28:46.669 --> 00:28:49.136
اينگريد، تو کيف من يک بطري آبي رنگه
که برچسب قرمز روش داره

00:28:49.138 --> 00:28:51.305
فکر کنم تو بيمارستان جا گذاشتم

00:28:51.307 --> 00:28:52.906
لطفا عجله کن

00:28:54.976 --> 00:28:57.277
سولنس ؟

00:28:58.680 --> 00:29:01.748
حالت خوبه ؟

00:29:01.750 --> 00:29:04.284
حالم خوبه ؟
معلومه که خوبم

00:29:04.286 --> 00:29:07.588
اما تو براي يک لحظه بدنت سرد شد

00:29:07.590 --> 00:29:09.223
داري چي ميگي ؟

00:29:09.225 --> 00:29:13.794
من اينجا نشسته بودم و داشتم به حرفات گوش ميدادم
داشتي مي گفتي که من مردي خوش اقبالي هستم

00:29:13.796 --> 00:29:15.762
لطفا ادامه بده

00:29:17.131 --> 00:29:20.300
خوب،راستش، منظورم اينه که -
لطفا جدي باش -

00:29:20.302 --> 00:29:22.402
..چي باعث شده که فکر کني

00:29:22.404 --> 00:29:26.340
که من بيش از اندازه خوشبخت هستم ؟

00:29:26.342 --> 00:29:29.076
،خوب منظورم اين بود

00:29:29.078 --> 00:29:32.713
اينجور که معلومه تو خيلي شانس تو زندگيت آوردي

00:29:32.715 --> 00:29:34.781
منظورم اينه که

00:29:34.783 --> 00:29:37.117
اون روزي که

00:29:37.119 --> 00:29:39.920
اون عمارت زشت و بدريخت فرو ريخت

00:29:39.922 --> 00:29:44.358
اونجا شبيه به قلعه دزد هاي،داستان هاي بچه ها شده بود

00:29:44.360 --> 00:29:47.194
اوه خواهش ميکنم،اونجا خانه ي خونواده ي آلين بود

00:29:47.196 --> 00:29:50.364
درسته، و مطمئنم که براي آلين هم اين مسئله خيلي ناراحت کننده بوده

00:29:50.366 --> 00:29:52.466
مطمئنم که خيلي دردناک بوده

00:29:52.468 --> 00:29:54.901
اوه،اون هيچوقت نتونست اون خونه را فراموش کنه

00:29:54.903 --> 00:29:57.604
سال هاي زيادي گذشته

00:29:57.606 --> 00:29:59.806
اما هنوز نتونسته با خراب شدن اون خونه کنار بياد

00:29:59.808 --> 00:30:02.442
و اتفاقي هم که بعد از اون افتاد خيلي وحشتناک بود

00:30:03.978 --> 00:30:05.946
بله

00:30:05.948 --> 00:30:09.516
اما،...آتش سوزي، واقعا

00:30:09.518 --> 00:30:11.318
واقعا براي تو خوش شانسي بود
 و اين مسئله به نفع تو بود

00:30:11.320 --> 00:30:15.856
ميخوام بگم که همين آتش سوزي بود که همه چيز را براي تو مهيا کرد،اينطور نيست ؟

00:30:15.858 --> 00:30:18.992
تو يک بچه فقير دهاتي بودي

00:30:18.994 --> 00:30:23.263
و حالا تو رشته  و تخصصت
براي خودت يک رهبر و بُت هستي

00:30:23.265 --> 00:30:24.898
واقعا هستي

00:30:24.900 --> 00:30:26.767
مي دونم

00:30:26.769 --> 00:30:28.702
و همين امر نيز باعث شد که من اينجا موندگار بشم

00:30:28.704 --> 00:30:32.739
توي ايالت بدي مثل اينجا
که هر روز درگير استرس و نگراني هستي

00:30:32.741 --> 00:30:35.742
استرس؟ براي اينکه خوش شانس بودي ؟

00:30:35.744 --> 00:30:37.344
بله

00:30:37.346 --> 00:30:41.548
اين استرس و نگراني از زماني که از خواب بلند ميشم همراهمه

00:30:41.550 --> 00:30:45.052
و تا زماني که در شب هنگام، بخواب نرفتم همينطور با منه

00:30:45.054 --> 00:30:49.022
براي اينکه ميدونم بزودي شانس رويش را از سمت من
بر مي گردونه

00:30:49.024 --> 00:30:51.825
و همه چيز عوض ميشه و
در خلاف جهت ميل من به پيش مي ره

00:30:51.827 --> 00:30:55.395
حالا، چرا به اين فکر اُفتادي ؟
چطور قراره که اين اتفاق بيافته ؟

00:30:57.632 --> 00:30:59.900
،خوب

00:30:59.902 --> 00:31:04.371
جوان تر ها شروع به کار مي کنند

00:31:04.373 --> 00:31:05.939
مي دونم

00:31:05.941 --> 00:31:08.642
نه، بايد بگم که اين فکر، کاملا احمقانه ســت

00:31:08.644 --> 00:31:12.079
هيچکس از اون جوون ها نميتونه

00:31:12.081 --> 00:31:16.049
از من درخواست کنه که کنار بکشم و کاري نکنم

00:31:16.051 --> 00:31:18.919
و منظور تمام حرف هام هم همين بود

00:31:18.921 --> 00:31:22.322
ميدوني اونا چي مي گن

00:31:22.324 --> 00:31:27.394
يک روز بالاخره نسل جوان سرو کلش پيدا ميشه
و در خونتو مي زنه

00:31:30.866 --> 00:31:32.866
خوب،مگه چه عيبي داره ؟

00:31:32.868 --> 00:31:35.535
چه عيبي داره ؟

00:31:35.537 --> 00:31:40.807
خوب اين به معناي پايان کار معمار بزرگ، سولنس مي باشد

00:31:40.809 --> 00:31:43.210
همينو ميخواستم بگم

00:31:43.212 --> 00:31:47.614
اين به معناي پايان دوران حرفه اي معمار بزرگ
سولنس مي باشد

00:31:47.616 --> 00:31:49.383
اين تمام چيزيه که ميخوام بگم

00:31:49.385 --> 00:31:51.451
سولنس

00:31:51.453 --> 00:31:53.587
اينگيرد، من به اون بطري آبي رنگ احتياج دارم

00:31:55.857 --> 00:31:57.457
سولنس

00:32:01.562 --> 00:32:04.464
سولنس ؟
سولنس

00:32:06.667 --> 00:32:09.369
ميدوني اونا چي ميگن؟

00:32:09.371 --> 00:32:14.941
يک روز بالاخره نسل جوان سرو کلش پيدا ميشه
و در خونتو مي زنه

00:32:14.943 --> 00:32:19.012
خوب،مگه چه عيبي داره ؟

00:32:19.014 --> 00:32:23.350
خوب اين به معناي پايان کار معمار بزرگ، سولنس مي باشد

00:32:23.352 --> 00:32:25.085
اين تمام چيزيه که ميخوام بگم

00:32:32.960 --> 00:32:35.962
بــيـــا تـــو

00:32:41.102 --> 00:32:42.736
سلام

00:32:42.738 --> 00:32:44.171
سلام

00:33:00.087 --> 00:33:04.624
داشتم تقريبا به اين نتيجه مي رسيدم -
که ديگه منو يادت نمي ياد
اوه ، نه ، نه -

00:33:04.626 --> 00:33:07.260
....البته بايد اينو هم بگم که در حال حاضر

00:33:07.262 --> 00:33:09.196
ولي من قطعا تو را مي شناسم -

00:33:09.198 --> 00:33:11.565
اوه، تو هستي -
بله خودم هستم -

00:33:11.567 --> 00:33:15.402
بله، ما همديگرو توي يکي از هتل هاي بالاي کوهستان ملاقات کرديم

00:33:15.404 --> 00:33:18.939
من هميشه برام سوال بوده که چه اتفاقي براي اون گروه خانم ها اُفتاد؟

00:33:20.274 --> 00:33:24.311
اوه،اونها به دلايلي نامعلومي از اون هتل خارج شدن

00:33:24.313 --> 00:33:27.447
بنظرم زياد از صحبت کردن ما تو اون بعد از ظهر که خيلي سرو حال بوديم،راضي نبودند

00:33:27.449 --> 00:33:30.517
نه واقعا با ما حال نمي کردند

00:33:30.519 --> 00:33:35.455
حالا،بنظرم وقت خوبيه که اعتراف کني که همه ي ماها رو سرکار گذاشتي، اينطور نيست ؟

00:33:35.457 --> 00:33:38.592
درسته
تو داشتي همه ي ماها رو بازي ميدادي

00:33:38.594 --> 00:33:41.394
خوب، راستش اينجوري بيشتر حال ميده

00:33:41.396 --> 00:33:45.298
تا اينکه بخوام کنار چند تا خانم بشينم
و براي زمستون جوراب بافتني بدوزم

00:33:45.300 --> 00:33:47.834
متوجه هستم
متوجه هستم

00:33:47.836 --> 00:33:51.371
خوب حالا
بزار حدس بزنم

00:33:51.373 --> 00:33:56.209
نکنه همين عصري ،تازه به شهر رسيدي ؟

00:33:56.211 --> 00:33:59.846
راستش من همين الان رسيدم

00:33:59.848 --> 00:34:02.382
و آيا خانم وَنگل،شما تنها اومديد؟

00:34:02.384 --> 00:34:04.651
بله درسته

00:34:04.653 --> 00:34:07.020
وَنگل؟
اسم شما ونگل ــه؟

00:34:07.022 --> 00:34:09.656
اگه اشتباه نکنم بله اسمم همينه

00:34:09.658 --> 00:34:13.393
.... يعني ممکنه که شما دختر

00:34:13.395 --> 00:34:16.830
دکتر منطقه ي بالا شهر سَنگرلي باشيد ؟

00:34:16.832 --> 00:34:19.366
مگه ميتونم دختر شخص ديگه اي هم باشم ؟

00:34:19.368 --> 00:34:21.101
....پس ما همديگر را اون بالا

00:34:21.103 --> 00:34:23.069
در تابستاني  که مهمان شما بودم
ملاقات کردم

00:34:23.071 --> 00:34:27.107
و برج اون کليساي قديمي رو هم ساختم

00:34:27.109 --> 00:34:28.742
بله

00:34:29.644 --> 00:34:31.845
بله اون موقع بود که ما همديگر را ملاقات کرديم

00:34:31.847 --> 00:34:34.247
خوب،زمان زيادي از اون وقت گذشته

00:34:36.050 --> 00:34:37.851
ده سال پيش بود

00:34:37.853 --> 00:34:42.822
ده سال پيش
يادمه که يه بچه کوچولو بودي

00:34:44.659 --> 00:34:47.360
خوب، اون زمان من 12 سال داشتم

00:34:47.362 --> 00:34:50.363
خانم وَنگل،آيا اين اولين باري ـه که از شهر ما
ديدن مي کنيد ؟

00:34:50.365 --> 00:34:53.900
بله همينطوره -
پس در واقع هيچکس را اينجا نمي شناسيد -

00:34:53.902 --> 00:34:57.370
نه فقط شما

00:34:57.372 --> 00:34:59.673
اوه، شما و همسرتون

00:34:59.675 --> 00:35:01.041
همسر منو ميشناسي ؟

00:35:01.043 --> 00:35:02.976
خيلي خوب نمي شناسمشون
اما بله درسته

00:35:02.978 --> 00:35:05.111
ما چند روز با هم به چشمه ي آب معدني رفتيم

00:35:05.113 --> 00:35:06.880
اون بالا -
 بله -

00:35:06.882 --> 00:35:11.184
اون از من خواست اگه گذرم به شهر افتاد
 حتما يه سري بهش بزنم

00:35:12.921 --> 00:35:17.357
يه جورايي تعارف کردن و من هم اين تعارف را براي حضور در اينجا جدي گرفتم،اينطور نيست ؟

00:35:17.359 --> 00:35:22.262
خوب اون هيچوقت در مورد اين چيز ها
با من يکي که صحبت نميکنه

00:35:22.264 --> 00:35:25.732
راستش ميخواستم ازتون درخواست کنم که اگه زحمتي براي شما نيست امشب را اينجا بمونم

00:35:25.734 --> 00:35:30.170
خوب،بنظرم صاحب اختيار هستيد

00:35:30.172 --> 00:35:33.506
براي اينکه اينجا هيچ لباسي همراه خودم ندارم

00:35:33.508 --> 00:35:35.575
منظورم بجر اينايي که بر تن دارم

00:35:35.577 --> 00:35:39.412
و همچنين چند تا لباس زير هم توي کوله پُشتيم دارم
که البته همشون هم کثيف هستند

00:35:41.416 --> 00:35:43.450
که خيلي وقته که نشستمشون

00:35:43.452 --> 00:35:47.087
بنظرم بتونيم يه کاري هم واسه اون لباس هاي زير
انجام بديم

00:35:47.089 --> 00:35:49.756
اوه، من پس من برم يه سري به مريض هام بزنم
....و بعدش

00:35:49.758 --> 00:35:51.625
بله دقيقا
و بعدش شما به اينجا باز مي گرديد

00:35:51.627 --> 00:35:54.594
درست حدس زدي
من بر مي گردم

00:35:54.596 --> 00:35:56.763
آلين

00:35:56.765 --> 00:35:59.733
ميشه لطف کني و بياي اينجا ؟

00:35:59.735 --> 00:36:03.970
خانم وَنگل اينجاست
که فکر مي کنم ايشون رو مي شناسي

00:36:10.711 --> 00:36:13.647
اوه، خودت هستي ؟

00:36:13.649 --> 00:36:16.950
پس بالاخره يه سري هم به شهر ما زدي

00:36:16.952 --> 00:36:20.920
بله،در واقع خانم وَنگل همين الان به شهر رسيدن

00:36:20.922 --> 00:36:24.424
ايشون داشت مي پرسيد که ميتونه امشبو اينجا بمونه

00:36:24.426 --> 00:36:27.027
تو خونه ي ما

00:36:27.029 --> 00:36:30.830
اوه، حتما
خيلي هم خوشحال ميشيم

00:36:30.832 --> 00:36:34.668
ميدوني بايد يه کمي به خودش برسه

00:36:34.670 --> 00:36:37.103
من تمام تلاشم را مي کنم که شما اينجا راحت باشيد

00:36:37.105 --> 00:36:41.708
" مهمان ناخوانده وظيفه اي مقدسه "

00:36:41.710 --> 00:36:43.510
عمه تيا هميشه اين جمله رو مي گفت

00:36:43.512 --> 00:36:48.014
فکر کنم چمدون هاتون هم به زودي برسن

00:36:48.016 --> 00:36:51.718
،نه
من چيزي همراه خودم نياوردم

00:36:51.720 --> 00:36:54.087
اوه
خيلي هم خوب

00:36:54.089 --> 00:36:56.990
مطمئنم همه چيز براي شما آماده و مهيا خواهد بود

00:36:56.992 --> 00:37:00.060
خوب،بنظرم ، متاسفانه بايد يه چند دقيقه اي
با همسرم گَپ بزنيد

00:37:00.062 --> 00:37:05.198
تا من هم بتونم اتاقتون را آماده کنم

00:37:05.200 --> 00:37:08.234
خوب،چطوره اتاق يکي از بچه ها رو براشون آماده کنيم ؟

00:37:08.236 --> 00:37:10.503
اون اتاق ها کاملا آماده و مرتب هستند

00:37:10.505 --> 00:37:12.639
بله

00:37:12.641 --> 00:37:15.709
ما مطمئننا اتاق هاي زيادي اون بالا داريم

00:37:18.345 --> 00:37:20.246
...پس

00:37:20.248 --> 00:37:24.651
شما اتاق هاي زيادي براي بچه ها داريد ؟

00:37:24.653 --> 00:37:27.120
اوه، بله
ما سه تا اُتاق بچه در کنار هم داريم

00:37:27.122 --> 00:37:29.222
خيلي هم زياد نيستند

00:37:29.224 --> 00:37:31.858
پس فکر مي کنم شما
بايد بچه هاي بيشتري داشته باشيد ؟

00:37:31.860 --> 00:37:34.961
نه،نه
ما بچه نداريم

00:37:34.963 --> 00:37:38.531
اما امشب ، شما مي تونين بچه ي ما باشين

00:37:43.003 --> 00:37:44.571
بله

00:37:44.573 --> 00:37:48.475
من امشب بچه شما خواهم بود

00:37:48.477 --> 00:37:52.812
اما قول ميدم نيمه شب گريه نکنم و مثل يک تکه سنگ تمام شب را  آرام و بي صدا بخوابم

00:37:52.814 --> 00:37:55.715
خوب، من مطمئن هستم که شما بايد خيلي خسته باشيد

00:37:55.717 --> 00:37:58.084
نه اصلا

00:37:58.086 --> 00:38:02.922
اما دوست دارم روي تخت دراز بکشم و بخوابم و رويا ببينم

00:38:04.191 --> 00:38:08.027
خوب بگو ببينم، معمولا چه ساعتي ميخوابي؟
و چه مدت يک بار رويا مي بيني ؟

00:38:08.029 --> 00:38:10.997
بله
راستش هميشه

00:38:10.999 --> 00:38:13.533
و بيشتر وقت ها روياهات در مورد چيه ؟

00:38:16.170 --> 00:38:18.037
نميتونم بهتون بگم

00:38:19.273 --> 00:38:21.508
شايد يک زماني بهتون بگم -
اوه -

00:38:30.185 --> 00:38:32.152
آيا شما

00:38:32.154 --> 00:38:34.087
بدنبال چيزي هستيد
...يا اينکه

00:38:34.089 --> 00:38:37.957
اوه نه، من فقط دارم به اشيا خونه نگاه مي کنم

00:38:37.959 --> 00:38:40.994
نبايد اين کارو کنم ؟
اوه نه، خواهش مي کنم، راحت باشيد

00:38:54.375 --> 00:38:56.543
آيا شما توي اين دفتر کُل مطلب مي نويسيد ؟

00:38:56.545 --> 00:38:58.912
اوه ، نه

00:38:58.914 --> 00:39:01.080
حسابدار تو اون دفتر کُل مطلب مي نويسه

00:39:01.082 --> 00:39:02.615
که اينطور

00:39:02.617 --> 00:39:05.385
آيا اين حسابدار شما بر حسب اتفاق خانم مي باشند ؟

00:39:05.387 --> 00:39:08.188
بله، درسته

00:39:08.190 --> 00:39:12.425
معمولا خانم ها رو اينجا استخدام مي کنيد ؟

00:39:12.427 --> 00:39:14.460
بله

00:39:15.996 --> 00:39:18.398
آيا اين خانوم ازدواج کردند ؟

00:39:18.400 --> 00:39:20.033
نه

00:39:21.368 --> 00:39:23.703
که اينطور

00:39:23.705 --> 00:39:28.842
اما فکر مي کنم بزودي قراره ازدواج کنه

00:39:31.278 --> 00:39:33.580
پس خوش بحالش
مگه نه ؟

00:39:34.682 --> 00:39:37.283
اما اين ازدواج زياد براي من خوشايند نيست

00:39:37.285 --> 00:39:40.587
براي اينکه بعدش من اينجا تنها ميمونم و کسي نيست
که تو کارها کمکم کنه

00:39:42.189 --> 00:39:45.725
آيا نميتونيد شخص ديگري را که در حد اون خوب باشه پيدا کنيد ؟

00:39:45.727 --> 00:39:47.727
خوب

00:39:47.729 --> 00:39:52.932
شايد اگه تو مايل باشي که اينجا بموني
اونوقت تو هم ميتوني مطالب را وارد دفتر کُل کني

00:40:02.409 --> 00:40:04.043
بله

00:40:08.082 --> 00:40:10.283
اوه،خيلي ممنون

00:40:10.285 --> 00:40:13.586
اين چيزيه که هيچ وقت اتفاق نمي اُفته

00:40:13.588 --> 00:40:16.890
براي اينکه من اينجا يکسري کار دارم که بايد انجام بدم

00:40:16.892 --> 00:40:20.426
و هيچ ربطي هم به شغل حسابداري نداره

00:40:20.428 --> 00:40:24.597
درست مي گم ؟ -
اوه بله ، دقيقا -

00:40:24.599 --> 00:40:27.667
بنظرم براي شروع بهتر باشه

00:40:27.669 --> 00:40:32.138
که يک سري به فروشگاه هاي اينجا بزنيد و چند دست لباس مناسب براي خودتون تهيه کنيد

00:40:32.140 --> 00:40:34.974
نه،فکر کنم اين کارو انجام ندم

00:40:34.976 --> 00:40:37.176
اوه ؟

00:40:37.178 --> 00:40:39.946
براي اينکه مي ترسم تمام پولم را خرج کنم

00:40:39.948 --> 00:40:41.881
متاسفانه همه ي پولامو خرج کردم

00:40:41.883 --> 00:40:45.818
پس اينطور که بنظر مي رسه

00:40:45.820 --> 00:40:49.555
شما نه چمدوني همراه خودتون داريد
و نه پولي براي خرج کردن

00:40:49.557 --> 00:40:51.291
درسته

00:40:51.293 --> 00:40:53.259
اما به قول معروف
" به گور سياه "

00:40:55.463 --> 00:41:00.500
اوه عزيزم
ميدوني اين رفتارت تو رو خيلي شبيه به من مي کنه ؟

00:41:00.502 --> 00:41:04.504
اوه،يعني تنها وجه اشتراکمون همين طرز رفتارمونه

00:41:06.040 --> 00:41:09.542
نه،اتفاقا برعکس تو بعضي چيز ها ما با هم تفاهم داريم

00:41:10.744 --> 00:41:15.114
آيا پدر شما هنوز در قيد حياته ؟

00:41:17.484 --> 00:41:19.652
بله

00:41:19.654 --> 00:41:21.821
... اما داشتين فکر مي کردين که

00:41:21.823 --> 00:41:26.259
به شهر ما بياين و در اينجا مشغول به درس خوندن بشيد ؟

00:41:27.461 --> 00:41:31.064
نه راستش هرگز به اين موضوع فکر نکرده بودم

00:41:31.066 --> 00:41:34.567
... پس شما براي يک بازديد طولاني مدت آمده ايد يا

00:41:42.843 --> 00:41:45.912
استاد معمار ،سولنس -
بله -

00:41:45.914 --> 00:41:48.681
بنظرت آدم فراموش کاري هستي ؟

00:41:49.984 --> 00:41:52.986
نه اينطور فکر نمي کنم

00:41:52.988 --> 00:41:58.057
يعني نميخواي راجع به اتفاقاتي که اون بالا اُفتاده به من چيزي بگي ؟

00:41:58.059 --> 00:42:00.493
منظورتون بالاي سانگرليه ؟

00:42:00.495 --> 00:42:04.163
خوب راستش چيز زيادي براي گفتن نيست،اينطور نيست ؟

00:42:04.932 --> 00:42:07.200
چرا اينطوري صحبت مي کنين؟

00:42:07.202 --> 00:42:10.570
خوب بهم بگو که منظورت چيه

00:42:26.620 --> 00:42:30.356
وقتي که کار اون برج کليساي قديمي تمام شد

00:42:30.358 --> 00:42:32.325
ما يک جشن بزرگ در شهر به راه انداختيم

00:42:32.327 --> 00:42:35.194
اوه،هنوز يادمه

00:42:35.196 --> 00:42:38.464
واقعا هيچ وقت نميتونم اون روز باشکوه را فراموش کنم

00:42:38.466 --> 00:42:42.435
جدا ؟
اين خوبي تو رو مي رسونه،لطف داري

00:42:42.437 --> 00:42:44.804
خوب،ما در حياط کليسا موسيقي داشتيم

00:42:44.806 --> 00:42:46.606
و صد ها نفر از مردم اونجا بودند

00:42:46.608 --> 00:42:49.942
و تمام ما دختر ها لباس سفيد پوشيده بوديم

00:42:49.944 --> 00:42:51.778
و پرچم هاي کوچکي در دستانمان داشتيم

00:42:51.780 --> 00:42:53.980
آره،اون پرچم ها رو يادمه

00:42:53.982 --> 00:42:58.184
و شما از اون داربست ها بسمت برج هاي کليسا
شروع به بالا رفتن کردين

00:42:58.186 --> 00:43:00.853
و به بالاي نوک برج رفتين

00:43:00.855 --> 00:43:03.489
و همينطور که در حال بالا رفتن از برج بوديد
تاج گُلي را نيز به همراه خودتون داشتين

00:43:03.491 --> 00:43:06.292
و بعدش اون تاج گَل را به بادنماي برج کليسا وصل کرديد

00:43:06.294 --> 00:43:08.461
اوه،بله،بله
 من قبلا زياد از اين کارا مي کردم

00:43:08.463 --> 00:43:11.130
آخه مي دونيد اين يک رسمه خيلي قديميه

00:43:11.132 --> 00:43:13.199
" مراسم جشن گُل گذاري "

00:43:13.201 --> 00:43:16.869
واقعا هيجان انگيز و دلهره آور بود

00:43:16.871 --> 00:43:18.571
وقتي داشتيم از اون پايين شما را تماشا مي کرديم

00:43:18.573 --> 00:43:20.706
فقط يک لحظه فکر کن،تصور کن اگه اون پسر از اون بالا پرت ميشد پايين

00:43:20.708 --> 00:43:23.443
چي ميشد اگه معمار بزرگ از اون بالا پرت ميشد پايين

00:43:23.445 --> 00:43:27.046
راستش احتمالش هم کم نبود

00:43:27.048 --> 00:43:30.750
شايد بخاطر دعاي خير يکي از اون فرشته هاي سپيد پوش بوده که من پرت نشدم پايين

00:43:30.752 --> 00:43:34.787
.... يکي از اون شيطون هاي کوچولو

00:43:34.789 --> 00:43:36.856
همش سرم داد ميزد و مي گفت

00:43:36.858 --> 00:43:39.392
" کارت عاليه،آفرين استاد معمار"
بله

00:43:39.394 --> 00:43:43.262
و از اون پايين پرچم تو دستشو
خيلي سريع و تُند تکون مي داد

00:43:43.264 --> 00:43:45.731
و وقتي من نگاهم به اون و پرچمش اُفتاد
يک لحظه اتفاقي افتاد

00:43:45.733 --> 00:43:47.700
سرم گيج رفت

00:43:52.539 --> 00:43:54.173
ببين

00:43:58.512 --> 00:44:00.847
بله

00:44:00.849 --> 00:44:03.249
درسته، خودت بودي

00:44:11.291 --> 00:44:14.093
من واقعا نميتونستم باور کنم که يک انسان توي
...اين کره ي خاکي بتونه

00:44:14.095 --> 00:44:16.729
چنين برج بلندي درست کنه

00:44:16.731 --> 00:44:21.467
و همون معمار و سازنده برج
بتونه روي نوک برج وايسته

00:44:21.469 --> 00:44:24.370
و حتي يک لحظه هم دچار سر گيجه نشه

00:44:24.372 --> 00:44:26.873
خوب

00:44:29.543 --> 00:44:31.878
درست همون وقت بود که اون اتفاق افتاد

00:44:33.680 --> 00:44:36.582
کودوم اتفاق ؟

00:44:36.584 --> 00:44:40.419
خوب راستش مجبور نيستم اون قسمت ماجرا را برايت تعريف کنم يا بخوام بيادت بيارم

00:44:41.321 --> 00:44:44.157
متاسفم
....لطفا، من

00:44:49.263 --> 00:44:52.698
يادته يک مهمونيه بزرگ به افتخار تو در کلوب گرفتند ؟

00:44:52.700 --> 00:44:54.333
اوه ، بله، البته

00:44:54.335 --> 00:44:57.870
و بعد از مراسم جشن،شما براي صرف چاي به خونه ي ما دعوت شديد

00:44:57.872 --> 00:44:59.939
بله درسته

00:44:59.941 --> 00:45:01.774
خانم وَنگل، بايد بگم که

00:45:01.776 --> 00:45:05.077
.... واقعا حيرت اوره که شما تمامي اين ماجرا را

00:45:05.079 --> 00:45:08.014
با تمامي جزئياتش بياد داريد

00:45:08.016 --> 00:45:10.650
جزئيات بي معني

00:45:10.652 --> 00:45:13.553
شما واقعا بامزه هستيد،اينطور نيست ؟

00:45:13.555 --> 00:45:17.690
آيا بنظرت وقتي که تنها وارد اتاق من شدي

00:45:17.692 --> 00:45:21.827
و منو اونجا ديدي،تمامي اون جزئيات
براي شما بي معني بود؟

00:45:21.829 --> 00:45:23.429
آيا شما ؟

00:45:24.798 --> 00:45:28.467
فکر نمي کنم که شما منو شيطون کوچولو خطاب کرديد

00:45:29.636 --> 00:45:31.537
منم مطمئنم که شما را شيطون خطاب نکردم

00:45:31.539 --> 00:45:34.740
شما گفتيد که من توي اون لباس سفيد بسيار زيبا شده ام

00:45:34.742 --> 00:45:36.442
زيبا

00:45:36.444 --> 00:45:41.547
مثل يک پرنسس کوچولو
شما اينو گفتيد

00:45:42.716 --> 00:45:45.718
خانم وَنگل، من مطمئن هستم که شما شبيه
به پرنسس ها بوديد

00:45:45.720 --> 00:45:48.421
و بعدش گفتيد که زماني که من بزرگ شدم

00:45:48.423 --> 00:45:50.590
ميتونم پرنسس شما باشم

00:45:50.592 --> 00:45:53.125
من گفتم ؟ -
 بله -

00:45:53.127 --> 00:45:55.361
بله شما گفتيد

00:45:55.363 --> 00:45:58.798
و وقتي از شما پرسيدم که چقدر بايد صبر کنم
...که شما برگردين

00:45:58.800 --> 00:46:01.367
شما گفتيد که تا 10 ساله ديگه بخاطر من بر مي گرديد

00:46:01.369 --> 00:46:04.704
و شبيه به مخلوقي نيمه انسان
که در کوه ها زندگي مي کند

00:46:04.706 --> 00:46:07.139
من را تسخير خواهي کرد
و مرا خواهي دزديد

00:46:07.141 --> 00:46:10.176
تو من را مي ربايي و به اسپانيا مي بري

00:46:12.914 --> 00:46:16.616
و اون موقع هم قول داديد

00:46:16.618 --> 00:46:19.352
براي من تخت پادشاهي فراهم خواهيد کرد

00:46:19.354 --> 00:46:22.188
من براي شما تخت پادشاهي فراهم کنم ؟

00:46:22.190 --> 00:46:25.191
بله،بله

00:46:25.193 --> 00:46:27.560
خوب، بعد از ضيافت

00:46:27.562 --> 00:46:30.596
با تمام چيز هاي خوشمزه خوردني و نوشيدني

00:46:30.598 --> 00:46:34.867
هيچکس به فکر خريد غذاهاي ارزان قيمت نبود

00:46:36.703 --> 00:46:39.305
اوه، خدا من، آيا من تمام اين چيز ها را به شما گفتم ؟

00:46:39.307 --> 00:46:41.340
بله گفتيد

00:46:44.978 --> 00:46:47.880
شما همچنين اسمي هم براي تخت پادشاهي من
انتخاب کرديد

00:46:47.882 --> 00:46:49.982
اوه، بهم بگيد

00:46:49.984 --> 00:46:51.951
پادشاهي آب پرتغال

00:46:53.186 --> 00:46:56.389
خوب، اينکه بنظر خيلي خوشمزه مي ياد

00:46:56.391 --> 00:46:59.892
،خوب من که خوشم نيومد
 در واقع حس کردم که ميخواهيد منو مسخره کنيد

00:46:59.894 --> 00:47:03.129
راستش من قصدي براي ازار دادن
و بهم ريختن احساسات شما ندارم

00:47:03.131 --> 00:47:05.097
نه، منظورتونو فهميدم

00:47:05.099 --> 00:47:08.567
اصلا فکرشو هم نمي کردم که اون کار را انجام بديد

00:47:08.569 --> 00:47:12.371
مگه چي کار کردم ؟

00:47:16.476 --> 00:47:18.911
الان جوري صحبت مي کنيد و تظاهر مي کنيد
که انگار همه چيز يادتون رفته و فراموش کرديد

00:47:20.314 --> 00:47:21.981
من متاسفم

00:47:21.983 --> 00:47:23.582
نه،نه

00:47:24.985 --> 00:47:27.787
اين خاطرات هيچ وقت از ذهن آدم پاک نمي شه

00:47:27.789 --> 00:47:29.822
لطفا، متاسفم

00:47:29.824 --> 00:47:32.024
تو منو در آغوش گرفتي

00:47:32.026 --> 00:47:34.160
معمار بزرگ سولنس، شما من را بوسيديد -
 واقعا -

00:47:34.162 --> 00:47:36.262
بله شما منو بوسيديد

00:47:36.264 --> 00:47:39.398
شما منو ناگهاني در آغوش گرفتيد
و بازوهاي خود را دور من حلقه کرديد

00:47:39.400 --> 00:47:43.069
و در حالي که مرا مي بوسيديد، خيلي محکم ،مرا در آغوش گرفته بوديد

00:47:43.071 --> 00:47:44.937
نه، نه

00:47:44.939 --> 00:47:47.707
نه،شما نميتوانيد منکر اين کار شويد

00:47:47.709 --> 00:47:50.743
نه، من هرگز همچين کاري نکردم

00:47:53.380 --> 00:47:55.448
نه،نه

00:47:55.450 --> 00:47:57.917
گوش کن، اين داستاني که تو براي من گفتي

00:47:57.919 --> 00:48:00.686
آيا به روياهاي شبانه اي که ميبيني، ارتباط نداره؟

00:48:00.688 --> 00:48:04.557
روياهاي که خيلي به واقعيت نزديک هستند
....يا اينکه

00:48:04.559 --> 00:48:06.792
يا، يا خيلي خوب
خيلي خوب

00:48:06.794 --> 00:48:10.696
شايد اينکار را انجام داده باشم
 شايد در آن لحظه حس مي کردم
که بايد اين کار را انجام بدهم

00:48:11.565 --> 00:48:13.432
حتما شهوت بدجوري من را گرفتار خودش کرده بوده است

00:48:13.434 --> 00:48:16.235
و همچنين تاثيرات مشروبات الکلي

00:48:16.237 --> 00:48:18.571
اوه بله
خيلي خوب

00:48:18.573 --> 00:48:22.308
بله، بله، بله، بله

00:48:22.310 --> 00:48:25.778
من اين کار را انجام دادم
اين اتفاق افتاد

00:48:25.780 --> 00:48:29.415
پس الان رخ دادن اين اتفاق را قبول مي کنيد ؟ -
اوه بله -

00:48:29.417 --> 00:48:31.817
شما من را در آغوش گرفتيد

00:48:31.819 --> 00:48:34.887
و دستان خود را بسيار محکم به دور من حلقه زديد -
اوه بله -

00:48:34.889 --> 00:48:38.624
و شما به سينه ي من فشار بسيار زيادي وارد کرديد
و بسيار محکم به يکديگر چسبيديم

00:48:38.626 --> 00:48:41.293
و همينطور پشت سر هم، من را مي بوسيديد

00:48:41.295 --> 00:48:42.862
درسته

00:48:46.199 --> 00:48:47.900
پس متوجه هستيد که

00:48:49.603 --> 00:48:52.805
که من با اندکي اغوا گري توانستم
 حيوان درون شما را بيدار کنم

00:48:54.541 --> 00:48:56.375
و اون حيوان را به صورت شهوت از شما خارج کردم

00:48:56.377 --> 00:48:58.544
بله،خيلي عجيبه

00:48:58.546 --> 00:49:02.148
خيلي عجيبه که همچين خاطره اي را فراموش کرده بودم

00:49:02.150 --> 00:49:05.551
،من مطمئن هستم در طول زندگي
دختران زيادي را بوسيده ايد

00:49:05.553 --> 00:49:07.219
به ياد آوردن اون همه لحظه هاي خوب
و بوسيدن ها خيلي سخته

00:49:07.221 --> 00:49:10.122
اينجوري نگين

00:49:10.124 --> 00:49:11.757
اينو نگين

00:49:14.327 --> 00:49:16.929
اما بعدش چي
بعدش چي شد

00:49:16.931 --> 00:49:18.964
بعدش چه اتفاقي افتاد ؟

00:49:23.003 --> 00:49:26.105
همونطور که خودتون هم خيلي خوب ميدونيد
بعش هيچ اتفاقي نيفتاد

00:49:26.107 --> 00:49:28.474
براي اينکه تمام مهمون ها وارد اتاق شدند

00:49:28.476 --> 00:49:30.075
اوه بله

00:49:31.044 --> 00:49:33.112
اوه

00:49:33.114 --> 00:49:38.117
اوه خيلي عجيبه که اين قسمت را هم فراموش کردم

00:49:39.853 --> 00:49:41.754
شما هيچ چيزي را فراموش نکرديد

00:49:41.756 --> 00:49:44.023
شما فقط يه کم

00:49:44.025 --> 00:49:47.059
از اون کاري که کرديد شرمسار هستيد

00:49:48.695 --> 00:49:51.197
آدم ها لحظاتي اين چنين رو هيچ وقت فراموش نمي کنند

00:49:51.199 --> 00:49:56.202
بله درسته در واقع غير ممکنه که فراموش بشن
و از ذهن آدم پاک بشن

00:50:00.875 --> 00:50:04.743
شايد تنها اون روز بخصوص را فراموش کرده باشيد ؟

00:50:04.745 --> 00:50:07.713
چه روزي بود
چه روزي بود ؟

00:50:07.715 --> 00:50:09.482
بله،واقعا چه روزي بود

00:50:09.484 --> 00:50:12.318
روزي که تاج گُل را بر روي نوک برج گذاشتيد

00:50:12.320 --> 00:50:14.386
چه روزي بود ؟
بهم بگو

00:50:14.388 --> 00:50:17.623
منظورتون چيه ؟
آيا منظورتون همون روزه باشکوــه

00:50:17.625 --> 00:50:22.194
من فقط يادمه که اين ماجرا در حدود 10 سال پيش بود

00:50:22.196 --> 00:50:25.598
آخراي تابستان بود
بله 10 سال پيش بود -

00:50:25.600 --> 00:50:27.533
نوزدهم ماه سپتامبر بود

00:50:27.535 --> 00:50:30.436
در واقع همون حول و حوش بود

00:50:30.438 --> 00:50:34.807
خداي من
پس شما اينو هم يادتونه

00:50:38.378 --> 00:50:40.513
يک لحظه صبر کنيد

00:50:42.215 --> 00:50:45.351
امروز هم نوزدهم سپتامبر هست،اينطور نيست ؟

00:50:45.353 --> 00:50:49.255
امروز  نوزدهم سپتامبر هست

00:50:49.257 --> 00:50:51.490
و درست 10 سال گذشته

00:50:51.492 --> 00:50:54.860
و شما همونطور که قول داده بوديد
هيچ وقت به ديدار من نيامديد

00:50:54.862 --> 00:50:56.829
من قولي دادم ؟

00:50:56.831 --> 00:51:00.466
اوه بله، من شما را تهديد کردم که به ديدارتون خواهم آمد
اينطور نيست ؟

00:51:00.468 --> 00:51:02.501
من اين کار شما را تهديد نميدونم

00:51:02.503 --> 00:51:05.070
خوب يک جورايي براي خنده اينطور گفتم

00:51:05.072 --> 00:51:09.008
اوه، واقعا دارين اين کارو مي کنين؟
منو دست انداختين ؟

00:51:09.010 --> 00:51:12.578
راستش داشتم مزاح مي کردم
 داشتم باهات کمي شوخي مي کردم

00:51:12.580 --> 00:51:14.246
نميدونم
يادم نمي ياد

00:51:14.248 --> 00:51:17.283
خداي من
پس همه ي اينها فقط يک شوخي و بازي بچه گانه بوده

00:51:17.285 --> 00:51:19.718
براي اينکه شما هم اون زمان بچه اي بيشتر نبوديد

00:51:19.720 --> 00:51:22.187
نميدونم
 چقدر و تا چه حدي بچه بودم

00:51:22.189 --> 00:51:25.624
مطمن باشيد از ديد شما من اون دختر بچه کوچولوي مظلوم نبودم

00:51:25.626 --> 00:51:27.593
منظورت چيه ؟

00:51:29.629 --> 00:51:31.897
...ميخواي بگي

00:51:31.899 --> 00:51:34.600
که واقعا 10 ساله که منتظر مني

00:51:34.602 --> 00:51:38.571
تا به سنگرلي برگردم؟

00:51:38.573 --> 00:51:42.841
بله البته
دقيقا منتظر شما بودم

00:51:42.843 --> 00:51:47.279
که بيام به خونتون و تو را با خودم ببرم ؟

00:51:47.281 --> 00:51:50.716
مثل يک موجود نيمه انساني
 که تو کوهستان ها زندگي مي کنه

00:51:51.985 --> 00:51:55.054
و تو را پرنسس و همسر خودم بکنم

00:51:56.523 --> 00:51:58.857
اين قولي بود که شما به من داديد

00:52:00.427 --> 00:52:04.163
و اينکه بهت يک عمارت بزرگ و شاهانه هديه بدهم ؟

00:52:04.165 --> 00:52:06.332
خوب چرا که نه ؟

00:52:07.934 --> 00:52:12.104
لازم نيست که شبيه به عمارت هاي معمولي باشه

00:52:12.106 --> 00:52:17.109
فقط شبيه به جايي به زيبايي اينجا هم باشه، کافيه

00:52:17.111 --> 00:52:19.278
بله

00:52:19.280 --> 00:52:23.515
اگه از اينجا هم قشنگتر و زيباتر هم باشه
باز هم مورد قبول منه

00:52:23.517 --> 00:52:25.517
بعد از اين همه مدت

00:52:25.519 --> 00:52:29.355
اگه شما تونستيد بزرگترين برج کليساي جهان را بسازيد

00:52:29.357 --> 00:52:32.658
...مطمئننا با خلاقيتي که دارين مي تونين خونه اي

00:52:32.660 --> 00:52:36.929
شبيه به قصر شاهانه هم درست کنين

00:52:39.032 --> 00:52:43.502
آيا واقعا متوجه هستي که من
اصلا منظور حرف هاي تو را نمي فهمم؟

00:52:43.504 --> 00:52:45.404
متوجه نميشيد ؟

00:52:45.406 --> 00:52:47.006
واقعا

00:52:48.141 --> 00:52:50.042
من که دارم خيلي ساده و شمرده صحبت مي کنم

00:52:50.044 --> 00:52:53.379
راستش اصلا هم ساده صحبت نمي کني

00:52:53.381 --> 00:52:56.849
... براي اينکه نميتونم بفهمم که با اين حرف هات قصد داري مطلبي مهم و جدي را به من بگي

00:52:56.851 --> 00:52:59.218
يا اينکه منو سر کار گذاشتي

00:52:59.220 --> 00:53:01.420
منظورت اينه که شما را بازيچه قرار دادم ؟

00:53:01.422 --> 00:53:03.856
جوري که تو منو به سخره گرفتي

00:53:05.125 --> 00:53:06.759
و

00:53:06.761 --> 00:53:08.761
در ضمن

00:53:08.763 --> 00:53:12.398
...آيا توي تمام اين سال ها متوجه نشدي که

00:53:12.400 --> 00:53:14.967
من ازدواج کردم ؟

00:53:16.202 --> 00:53:19.271
خوب البته که مي دونستم
چرا اين سوال را از من مي پرسيد ؟

00:53:22.342 --> 00:53:24.276
...نميدونم،من فقط ميخوام

00:53:27.947 --> 00:53:29.815
ببين

00:53:29.817 --> 00:53:31.950
لطفا صادقانه بهم بگو

00:53:31.952 --> 00:53:34.019
چرا به اينجا اومدي ؟

00:53:35.188 --> 00:53:36.955
به اينجا اومدم تا قصر شاهانه ام را پس بگيرم

00:53:36.957 --> 00:53:39.091
الان 10 ساله که گذشته

00:53:45.131 --> 00:53:48.801
قصر شاهانه من را بدهيد
جناب معمار بزرگ، همين حالا

00:53:48.803 --> 00:53:52.071
نه، جدا، بهم بگو ، بهم بگو

00:53:52.073 --> 00:53:55.908
چرا به اينجا اومدي؟
دقيقا اينجا چي کار داري ؟

00:53:55.910 --> 00:53:58.043
چي ميخوام ؟

00:54:00.180 --> 00:54:03.382
خوب،قبل از هر چيز

00:54:03.384 --> 00:54:06.852
ميخواهم نگاهي به تمامي عمارت هايي که در اين اطراف ساخته ايد ، نگاهي بياندازم

00:54:06.854 --> 00:54:08.721
خوب

00:54:10.925 --> 00:54:13.492
بايد براي ديدن همشون،خيلي به اين طرف و آن طرف برويد

00:54:13.494 --> 00:54:16.128
بله ميدونم
شما واقعا پروژه هاي فوق العاده اي انجام داده ايد

00:54:16.130 --> 00:54:21.867
بله درسته،مخصوصا در اين چند سال گذشته

00:54:22.869 --> 00:54:25.437
آيا شما برج هاي زيادي مثل اون برج کليسا ساخته ايد ؟

00:54:25.439 --> 00:54:27.039
که به اندازه اون يکي بسيار بلند باشند ؟ -
 اوه نه -

00:54:27.041 --> 00:54:29.708
من ديگه برج نمي سازم

00:54:29.710 --> 00:54:32.244
پس چيکار مي کنيد ؟

00:54:32.246 --> 00:54:34.046
من خونه مي سازم

00:54:34.048 --> 00:54:38.117
خونه، براي سکونت آدم ها

00:54:38.119 --> 00:54:40.519
تعجب مي کنم

00:54:40.521 --> 00:54:45.424
آيا ديگه نميتونيد برجي
 ....شبيه به اون پروژه کليسا

00:54:45.426 --> 00:54:47.993
بر روي خانه هاي مردم بسازيد؟

00:54:47.995 --> 00:54:51.497
خداي من، واقعا چشمگير و استثنايــه

00:54:51.499 --> 00:54:54.099
...ميدونيد، براي اينکه من اين کار را بيشتر از

00:54:54.101 --> 00:54:56.101
هر پروژه ي ديگري مي پسندم

00:54:56.103 --> 00:54:59.705
چرا ديگه برج نمي سازيد ؟ -
براي اينکه ديگه مردم علاقه اي به برج ندارند -

00:54:59.707 --> 00:55:02.407
واقعا باورنکردنيه

00:55:02.409 --> 00:55:04.009
واقعا علاقه اي ندارن ؟

00:55:04.011 --> 00:55:06.044
خداي من، بنظر من که خيلي عالي هستند

00:55:06.046 --> 00:55:11.083
اما حالا سرگرم ساخت يک خانه براي خودم و آلين درست در جلوي محوطه اين خانه هستم

00:55:11.085 --> 00:55:14.186
واقعا ؟ -
بله، و تقريبا ديگه کارش تموم شده -

00:55:14.188 --> 00:55:18.624
و روي پشت بام خانه
يک برجک ساختم

00:55:18.626 --> 00:55:20.859
يه برج بلند ؟ -
 اوه بله -

00:55:20.861 --> 00:55:22.427
از اون بلند هاش؟
باور کن

00:55:22.429 --> 00:55:26.465
مردم اينجا ميگن که خيلي بلنده

00:55:29.302 --> 00:55:35.274
خوب بگو ببينم
اسمت چيه ؟

00:55:38.812 --> 00:55:40.412
شما نميدونين

00:55:42.549 --> 00:55:46.885
شما بياد نمي يارين که اسم من هيلد ــه

00:55:48.321 --> 00:55:50.289
اوه،هيلدي

00:55:50.291 --> 00:55:52.124
البته

00:55:52.126 --> 00:55:55.427
شما 10 سال پيش منو با اين اسم صدا مي زدين -
جدا ؟ -

00:55:55.429 --> 00:55:58.263
" در واقع بهم مي گفتين " هيلدي کوچولو
که من هم زياد از اين اسم خوشم نمي آومد

00:55:58.265 --> 00:56:01.867
اوه واقعا ؟
واقعا از اينکه من تو رو هيلدي کوچولو صدا مي کردم
ناراحت ميشدي؟

00:56:01.869 --> 00:56:04.469
نه، ناراحت نمي شدم
...اما دوست داشتم

00:56:04.471 --> 00:56:08.140
منو پرنسس کوچولو صدا مي کردين

00:56:08.142 --> 00:56:11.043
دقيقا

00:56:13.246 --> 00:56:14.780
اوه، هيلدي

00:56:14.782 --> 00:56:20.752
خيلي خوشحالم که الان توي اين وضعيت به ديدن من اومدي

00:56:20.754 --> 00:56:23.555
واقعا ؟

00:56:23.557 --> 00:56:25.991
براي اينکه من تمام وقت
 توي خونه در حال استراحت کردن هستم

00:56:25.993 --> 00:56:29.394
و کاملا هم احساس تنهايي مي کنم

00:56:29.396 --> 00:56:35.033
و با نااميدي و احساس پوچي به همه چيز نگاه مي کنم

00:56:35.035 --> 00:56:36.869
...و نکته خنده دار اينه که

00:56:36.871 --> 00:56:40.806
جوون ها منو خيلي اذيت مي کنند

00:56:40.808 --> 00:56:43.475
چطور مگه ؟

00:56:43.477 --> 00:56:45.477
جوون ها ؟

00:56:45.479 --> 00:56:47.479
منو خيلي ناراحت مي کنند

00:56:47.481 --> 00:56:51.550
به طوري که مجبورم در را به روي خودم قفل کنم
 و خودم را اينجا زنداني کنم

00:56:51.552 --> 00:56:54.853
ميدوني، ميترسم يک وقت وارد اتاقم بشن

00:56:54.855 --> 00:56:57.022
و در اتاق منو به صدا در بيارن

00:56:57.024 --> 00:56:58.924
و بعدش بخوان بزور وارد اتاقم بشن

00:57:00.560 --> 00:57:05.931
خوب،بنظرم بهتره خودتون در را به رويشون باز کنين و اجازه بدهيد که داخل شوند

00:57:09.002 --> 00:57:11.236
در را به روشون باز کنم ؟ -
 بله -

00:57:11.238 --> 00:57:13.372
بله

00:57:13.374 --> 00:57:19.878
تا بتونن خيلي مودبانه و آرام داخل شوند

00:57:19.880 --> 00:57:23.048
و شايد اين کار به نفعتون باشه

00:57:23.050 --> 00:57:26.685
در را باز کنم ؟ -
ميتونيد اين کار را انجام دهيد ؟ -

00:57:26.687 --> 00:57:31.523
معمار بزرگ،آيا شما مي تونيد در جايي منو استخدام کنيد
يه جايي که بتونم براي شما مفيد واقع بشم

00:57:33.060 --> 00:57:36.361
ببينم،شما دو تا هنوز در حال صحبت کردن هستيد

00:57:36.363 --> 00:57:40.132
خوب راستش يه موضوعي براي صحبت با هم پيدا کرديم

00:57:40.134 --> 00:57:41.733
بله، و واقعا هم موضوع جالبيه

00:57:41.735 --> 00:57:43.902
...براي اينکه استاد معمار سولنس

00:57:43.904 --> 00:57:45.671
واقعا حافظه ي خيلي خوبي دارن

00:57:45.673 --> 00:57:49.741
ايشون خيلي سريع قادر هستن کوچکترين جزئيات يک خاطره را هم بياد بياورند

00:57:52.712 --> 00:57:56.348
خانم وَنگل،اتاق شما کاملا آماده و مهيا شده است

00:57:57.417 --> 00:58:00.786
اوه،يکي از همون اتاق هاي بچه ها ؟

00:58:00.788 --> 00:58:03.322
بله اتاق وسطي
اما

00:58:03.324 --> 00:58:07.459
پس..هيلدي قراره تو اتاق بچه ها بخوابه

00:58:07.461 --> 00:58:09.294
هيلدي ؟

00:58:09.296 --> 00:58:14.433
بله اسم کوچک خانم وَنگل، هيلدي ــه

00:58:14.435 --> 00:58:16.201
... و آيا ميدونستي که

00:58:16.203 --> 00:58:19.871
من هيلدي رو از زماني که بچه بوده مي شناسم

00:58:19.873 --> 00:58:23.308
واقعا ؟
هالوارد راست ميگي ؟

00:58:59.612 --> 00:59:01.213
سلام

00:59:05.385 --> 00:59:07.552
فقط خواستم بهت بگم که من اينجا هستم

00:59:07.554 --> 00:59:09.621
خوبه، خوبه

00:59:12.759 --> 00:59:14.893
حال و روز براويک پير اين روز ها چطوره ؟

00:59:14.895 --> 00:59:16.728
زياد خوب نيست

00:59:16.730 --> 00:59:19.598
اون از من خواست که بهت بگم که خيلي متاسفه

00:59:19.600 --> 00:59:22.000
اما مجبور بود تمام روز رو تو تختش باشه

00:59:22.002 --> 00:59:25.437
اوه البته
اون بايد استراحت کنه

00:59:25.439 --> 00:59:29.107
،خيلي خوب،اگه ميخواي ميتوني بري به کارات برسي

00:59:31.677 --> 00:59:33.245
بعدا مي بينمت

00:59:44.024 --> 00:59:46.525
...پس نفر بعدي که قراره بميره

00:59:46.527 --> 00:59:50.529
در حال حاضر در بستر مرگ ــه

00:59:50.531 --> 00:59:53.432
اونم هم در حال مرگه ؟
اين يعني چي ؟

00:59:53.434 --> 00:59:55.333
براويک پير

00:59:55.335 --> 00:59:57.836
اون قطعا به زودي مي ميره

00:59:57.838 --> 01:00:01.406
بايد خودمونو هر لحظه آماده مرگش کنيم

01:00:02.241 --> 01:00:04.476
آلين، عزيزم

01:00:05.912 --> 01:00:08.613
ميشه براي مدتي از خونه بري بيرون

01:00:08.615 --> 01:00:10.749
يا به پياده روي بري يا چيزي توي اين مايه ها

01:00:10.751 --> 01:00:12.651
آره، حتما

01:00:12.653 --> 01:00:15.687
واقعا هم به اين پيادروي خارج از خونه نياز دارم

01:00:25.832 --> 01:00:29.067
آيا اون هنوز خوابه ؟

01:00:29.069 --> 01:00:31.069
تو به فکر  خانم وَنگل هستي؟

01:00:31.071 --> 01:00:33.071
آره براي يک لحظه بيادش اُفتادم

01:00:33.073 --> 01:00:35.040
مطمئنم که خيلي وقته که از خواب بلند شده

01:00:35.042 --> 01:00:36.608
جدا ؟

01:00:36.610 --> 01:00:38.777
وقتي رفتم تو اتاق تا يه نگاهي بهش بندازم

01:00:38.779 --> 01:00:43.248
داشت وسايلشو مرتب مي کرد

01:00:43.250 --> 01:00:47.919
خوبه حداقل از اتاق هاي بچه ها
 بالاخره يه استفاده اي شد

01:00:47.921 --> 01:00:49.855
اينطور نيست آلين ؟

01:00:51.224 --> 01:00:53.558
بله درسته بالاخره به يه دردي خوردن

01:00:53.560 --> 01:00:57.529
بنظرم ايده خوبيه که اتاق ها را خالي نگذاريم

01:00:57.531 --> 01:00:59.464
هالوارد، کاملا حق با توئه

01:01:00.333 --> 01:01:03.268
اتاق هاي خالي فقط محل حضور اشباح شده اند

01:01:07.507 --> 01:01:10.842
همه چيز درست ميشه ، عزيزم

01:01:10.844 --> 01:01:12.444
باور کن

01:01:12.446 --> 01:01:14.479
همه چيز رو به راه ميشه

01:01:14.481 --> 01:01:17.582
همه چيز براي ما بهتر و زيباتر ميشه

01:01:17.584 --> 01:01:20.886
بنظرت همه چيز بر وفق مراد ما پيش ميره ؟

01:01:20.888 --> 01:01:22.587
آلين،بهم اطمينان داشته باش که اينطور خواهد شد

01:01:22.589 --> 01:01:24.823
منظورت بخاطر اين دختره است که ديشب اينجا اومده

01:01:26.660 --> 01:01:29.294
...نه داشتم راجع به اين حقيقت صحبت مي کردم که

01:01:29.296 --> 01:01:33.532
بزودي من و تو به خونه ي جديدمون مي ريم

01:01:33.534 --> 01:01:35.567
واقعا هالوارد اينقدر اميدواري ؟

01:01:35.569 --> 01:01:38.470
آيا مطمئني که همه چيز به نفع ما پيش ميره ؟

01:01:38.472 --> 01:01:40.605
حتي براي يک لحظه هم شکي ندارم

01:01:40.607 --> 01:01:43.074
منظورم اينه که، تو هم مثل من فکر ميکني، مگه نه ؟

01:01:43.076 --> 01:01:44.976
نه

01:01:44.978 --> 01:01:49.047
براي اينکه وقتي به خونه ي جديد فکر مي کنم هيچ چيز به ذهنم خطور نمي کنه

01:01:49.049 --> 01:01:51.650
و واقعا هيچ احساس خاصي ندارم

01:01:54.320 --> 01:01:57.722
آلين،عزيزم وقتي تو اينطوري حرف ميزني
من خيلي رنجيده خاطر ميشم

01:01:57.724 --> 01:02:01.593
...براي اينکه من
..تو تمام دليل و انگيزه

01:02:01.595 --> 01:02:05.163
اين خونه هستي
 من اين خونه را تنها بخاطر تو ساختم

01:02:05.165 --> 01:02:08.266
تو زيادي در حق من لطف مي کني

01:02:10.503 --> 01:02:14.739
...ميخوام بگم که
 هنوز هم ميخوام بهت بگم

01:02:14.741 --> 01:02:17.909
من را دوباره صحيح و سالم خواهي ديد

01:02:17.911 --> 01:02:19.744
و همه چيز دوباره زيبا و قشنگ خواهد شد

01:02:19.746 --> 01:02:22.948
و همين طور همه چيز براي تو مثل گذشته زيبا و قشنگ خواهد بود

01:02:22.950 --> 01:02:24.716
...وقتي که به اون خونه ي جديد بريم

01:02:24.718 --> 01:02:27.185
که از ديد من زيباست
.... بله، همه چيز

01:02:27.187 --> 01:02:29.421
براي اينکه اونجا همه چيز براي تو مهيا شده

01:02:29.423 --> 01:02:31.723
...و قراره اين خونه ي جديد

01:02:31.725 --> 01:02:33.858
خاطرات خونه ي پدريم را زنده کنه

01:02:33.860 --> 01:02:36.628
... يعني قراره دوباره اون خاطرات تلخ

01:02:36.630 --> 01:02:38.763
آتش گرفتن خونه ي پدريمو ،به يادم بياره

01:02:38.765 --> 01:02:41.600
آلين عزيزم -
آيا متوجه نيستي -

01:02:41.602 --> 01:02:45.770
که ميتوني تا آخر عمرت در رفاه کامل باشي
.....هالوارد

01:02:45.772 --> 01:02:50.508
.اما تو هيچوقت نميتوني اون خونه اي را بهم بدي که کاملا احساس خوبي نسبت بهش داشتم
ديگه هيجا مثل اون خونه نميشه

01:02:50.510 --> 01:02:53.578
خوب پس محض رضاي خدا

01:02:53.580 --> 01:02:57.015
بيا ديگه راجع به اين موضوع صحبت نکنيم

01:02:58.517 --> 01:03:00.919
خيلي خوب پس ما ديگه راجع بهش حرف نمي زنيم

01:03:00.921 --> 01:03:03.088
منظورم اينه که از موضوع اجتناب کردي -
من از موضوع اجتناب کردم ؟ -

01:03:03.090 --> 01:03:04.723
من از موضوع اجتناب کردم ؟

01:03:04.725 --> 01:03:06.458
چرا من بايد همچين کاري بکنم؟

01:03:06.460 --> 01:03:08.393
هالوارد، منو تو رو خوب مي شناسم

01:03:08.395 --> 01:03:11.663
تو حاضري هر کاري بکني که من راحت باشم
 و از سنگيني بار دوشم کم کني

01:03:11.665 --> 01:03:13.598
تو همچنين ميخواهي منو ببخشي

01:03:13.600 --> 01:03:16.201
ببخشمت ؟ -
 بله درسته -

01:03:16.203 --> 01:03:17.535
دوباره شروع کردي ؟

01:03:19.772 --> 01:03:24.809
اما هيچ چيز نميتونست جلوي خراب شدن

01:03:24.811 --> 01:03:27.946
خونه ي پدر و مادرم را بگيره
قسمت اينطور بوده

01:03:27.948 --> 01:03:32.317
وقتي مشکل،درد، بلا از آسمون نازل ميشه
تو هيچ کاري از دستت بر نمي ياد

01:03:32.319 --> 01:03:33.885
البته

01:03:33.887 --> 01:03:35.920
اما چيزي که وحشتناکه بعد از پايان سوختن خونه هست

01:03:35.922 --> 01:03:38.390
اون چيزي که خيلي دردناکه
اون، اون اون
آلين

01:03:38.392 --> 01:03:40.825
آلين،آلين

01:03:40.827 --> 01:03:45.530
تو به من قول داده بودي که ديگه هيچوقت
اين حرف ها رو نزني

01:03:45.532 --> 01:03:47.999
من قول دادم؟
من بخاطر تو اينطوري گفتم که ناراحت نشي

01:03:48.001 --> 01:03:51.736
او خداي من
اين وضعيت خيلي نا اميد کننده ــس
اين وضعيت خيلي نا اميد کننده ــس

01:03:51.738 --> 01:03:54.472
هيچ باورقه ي از اميد ديده نميشه

01:03:54.474 --> 01:03:57.108
هيچ باورقه ي از اميد ديده نميشه

01:03:57.110 --> 01:04:03.048
هرگز يک لحظه آرامش و روي خوش
در اين خونه ديده نخواهد شد

01:04:03.050 --> 01:04:05.750
هالوارد
اينجا اصلا شبيه به خونه نيست

01:04:07.687 --> 01:04:09.387
درسته

01:04:10.756 --> 01:04:12.424
خيلي خوب

01:04:13.993 --> 01:04:15.960
اينجا شبيه به خونه نيست
نه

01:04:19.499 --> 01:04:21.900
آلين بيا جدي باشيم

01:04:21.902 --> 01:04:24.069
آيا تو فکر ميکني

01:04:24.071 --> 01:04:27.372
که احتمالا من رفتارم نسبت به تو عوض شده است

01:04:27.374 --> 01:04:28.973
....و تو به دنبال

01:04:28.975 --> 01:04:31.976
پيدا کردن نقطعه ضعفي در من هستي
....و فکر مي کني که من دارم

01:04:31.978 --> 01:04:34.846
باحرف هام و کارهام چيزي را از تو مخفي ميکنم ؟

01:04:34.848 --> 01:04:36.381
چي؟
من دارم چي کار مي کنم ؟

01:04:38.051 --> 01:04:41.052
نه،اين موضوع کاملا قابل درکه
آلين

01:04:41.054 --> 01:04:42.620
جدي دارم مي گم
برام کاملا قابل درکه

01:04:42.622 --> 01:04:45.056
...واقعا چاره ي ديگه اي هم نداري که بخواي جوري متفاوت

01:04:45.058 --> 01:04:47.726
،با مردي که از لحاظ رواني مشکل داره
در اين خانه سر کني ؟

01:04:47.728 --> 01:04:50.962
از لحاظ رواني

01:04:51.964 --> 01:04:54.165
آيا تو از لحاظ رواني بيمار هستي ؟

01:04:54.167 --> 01:04:57.135
بهتره از واژه بيمار و مريض استفاده نکنيم

01:04:57.137 --> 01:04:59.104
بيا بجاش بگيم کمي درهم ريختگي

01:04:59.106 --> 01:05:02.440
اوه خداي من، هالوارد
تو فقط يه کم غير طبيعي شدي

01:05:04.544 --> 01:05:07.512
اما، اما داري اشتباه مي کني

01:05:08.547 --> 01:05:11.750
تو و دکتر هر دوتون دارين اشتباه مي کنين

01:05:11.752 --> 01:05:14.986
براي اينکه من کاملا حالم خوبه و مشکلي ندارم

01:05:14.988 --> 01:05:18.656
من خودم  هم ميدونم که تو مشکل رواني نداري
خوب پس ديگه براي چي ناراحتي؟

01:05:19.325 --> 01:05:21.159
ناراحت ؟

01:05:21.161 --> 01:05:22.894
آيا بنظرت من ناراحت و غمگين هستم ؟

01:05:25.297 --> 01:05:29.868
فکر مي کنم از اين عذاب وجداني که بر روي دوش هام سنگيني کرده ناراحت هستم

01:05:30.970 --> 01:05:32.937
من هيچکاري انجام ندادم

01:05:32.939 --> 01:05:34.906
ولي با اين وجود

01:05:34.908 --> 01:05:38.676
..اما توسط همين عذاب وجدان که دليلش

01:05:38.678 --> 01:05:41.679
احساس گناه مي باشد،به خاک سياه نشستم

01:05:44.350 --> 01:05:45.850
از طرف من ؟

01:05:45.852 --> 01:05:48.253
بله، بله
از طرف تو عزيزم

01:05:48.255 --> 01:05:51.189
خوب پس حالا فهميدم

01:05:51.191 --> 01:05:53.291
که واقعا حالت خوب نيست
و مريض هستي

01:05:53.293 --> 01:05:54.859
واقعا مريضي

01:05:54.861 --> 01:05:58.430
خوب بنظرم بايد بخاطر محيط باشه

01:06:01.200 --> 01:06:05.603
اوه،حداقل اين باعث ميشه که ذره اي نور اميد به درون من وارد بشه  اينطور نيست،  آلين ؟

01:06:05.605 --> 01:06:07.739
صبح بخير
استاد معمار

01:06:07.741 --> 01:06:10.041
آيا تونستي خوب بخوابي ؟ -
بله ، آقا واقعا عالي بود -

01:06:10.043 --> 01:06:13.011
درست مثل اين بود که توي گهواره به آرامي تکان ميخوردم

01:06:13.013 --> 01:06:17.649
روي تخت دراز کشيدم
و مثل يک پرنسس خوابيدم

01:06:17.651 --> 01:06:19.918
خيلي راحت و با وقار

01:06:21.888 --> 01:06:24.689
آيا کم و بيش رويا هم ديدي ؟

01:06:24.691 --> 01:06:26.925
بله، ولي بيشتر شبيه به کابوس بود

01:06:26.927 --> 01:06:29.828
خواب ديدم که از يک صخره بسيار بلند به پايين پرت شدم

01:06:29.830 --> 01:06:31.930
آيا تا بحال شبيه به اين خواب ديدي؟ -
 بله -

01:06:31.932 --> 01:06:33.665
آره بعضي وقت ها مي بينم

01:06:33.667 --> 01:06:35.733
خيلي وحشتناکه اما در عين حال خيلي هم هيجان انگيزه

01:06:35.735 --> 01:06:38.837
اون طوري که هر لحظه داري به سمت پايين سقوط مي کني

01:06:38.839 --> 01:06:43.141
يک جور احساس کِرخت بودن و سردي
و بي حرکتي بهت دست ميده

01:06:43.143 --> 01:06:46.845
بله ، آيا وقتي که در خواب در حال سقوط هستي سعي ميکني که پاهاتو جمع کني ؟

01:06:46.847 --> 01:06:49.214
دقيقا تا بالاي سينه هام پاهامو جمع مي کنم
بله بله

01:06:49.216 --> 01:06:53.384
هالوارد من الان دارم ميرم به شهر

01:06:53.386 --> 01:06:56.054
من

01:06:56.056 --> 01:06:58.857
برم ببينم ميتونم لباسي براي تو پيدا کنم يا نه

01:06:58.859 --> 01:07:01.793
،و همچنين يکسري وسايل ديگه
 که واقعا بهشون احتياج داري

01:07:01.795 --> 01:07:04.295
خانم سولنس عزيز من واقعا از شما ممنونم
واقعا اين خوبي شما را مي رسونه

01:07:04.297 --> 01:07:05.797
شما با من خيلي مهربان هستيد

01:07:05.799 --> 01:07:09.501
اين حداقل کاريه که ميتونم به عنوان يک وظيفه براي مهمونم انجام بدم

01:07:09.503 --> 01:07:11.669
من اصلا آدم مهربوني نيستم

01:07:14.006 --> 01:07:16.074
اوه، منظورم اينه که

01:07:16.076 --> 01:07:20.478
من خودم به تنهاي ميتونم به شهر برم و چيزهايي که لازم دارم را تهيه کنم

01:07:20.480 --> 01:07:24.782
اگه بخوام باهات رُک صحبت کنم، از اين موضوع مي ترسم که احتمالا توجهت،به سمت چيزي يا کسي جلب بشه
و نتوني جلوي خودتو بگيري

01:07:25.618 --> 01:07:27.719
توجه ؟

01:07:30.523 --> 01:07:32.257
واقعا

01:07:35.061 --> 01:07:37.729
به کسي توجه کنم  ؟
واقعا؟

01:07:37.731 --> 01:07:40.098
خوب ، شايد هم اينجوري بهم خوش بگذره
اينطور نيست ؟

01:07:40.100 --> 01:07:42.500
اما بعدش

01:07:42.502 --> 01:07:46.271
ممکنه مردم فکر کنن که تو هم خُل و چل هستي

01:07:46.273 --> 01:07:48.039
ديوونه ؟
براي چي اينجور فکر مي کنند ؟

01:07:48.041 --> 01:07:51.409
آيا افراد ديوانه ي زيادي توي اين شهر هستند ؟

01:07:51.411 --> 01:07:54.379
خوب بله همينطوره

01:07:54.381 --> 01:07:56.247
اوه

01:07:56.249 --> 01:07:58.316
لطفا ديگه ادامه نديد
ديگه ادامه نديد

01:08:04.557 --> 01:08:09.093
آيا ميخواي بگي که هنوز متوجه اين موضوع نشدي ؟ -
 نه، معلومه که نه -

01:08:10.429 --> 01:08:11.896
منظورم اينه که

01:08:12.898 --> 01:08:15.567
منظورم اينه که ، نه
شايد، مي دونيد

01:08:15.569 --> 01:08:18.536
شايد تنها يک مورد بخصوص

01:08:18.538 --> 01:08:20.104
الين، شنيدي چي گفت ؟

01:08:20.106 --> 01:08:23.675
خوب،بگو ببينم اون ديوونه اي که ملاقات کردي کي بوده ؟ -
نه من نميتونم اسمشو بگم -

01:08:23.677 --> 01:08:26.344
زود باش بهمون بگو -
نه، آيا شما فکر مي کنيد من ديوانه هستم ؟ -

01:08:26.346 --> 01:08:30.615
من مطمئنم وقتي شما دو تا تنها باشيد
هالوارد اون به تو  اسم اون آدم ديوونه رو مي گه

01:08:30.617 --> 01:08:33.017
واقعا؟ تو اينطور فکر مي کني ؟ -
بله دقيقا -

01:08:33.019 --> 01:08:36.087
براي اينکه از زمان بچگي

01:08:36.089 --> 01:08:38.222
اونو بخوبي مي شناسي

01:08:39.625 --> 01:08:41.793
مطمئنم که اينو بهم گفتي

01:08:48.000 --> 01:08:49.667
...پس

01:08:56.609 --> 01:08:58.309
...پس

01:09:01.113 --> 01:09:04.949
آيا همسرت از من خوشش نمي ياد ؟

01:09:07.052 --> 01:09:08.519
..من متاسفم
...من

01:09:08.521 --> 01:09:10.188
منظورم اينه که

01:09:11.223 --> 01:09:13.958
توي اين چند سال اخير

01:09:15.828 --> 01:09:20.298
آلين خيلي گوشه گير و منزوي شده

01:09:20.300 --> 01:09:22.834
از برخورد و معاشرت با آدم ها
احساس شرمندگي و خجالت مي کنه

01:09:22.836 --> 01:09:24.769
بله

01:09:24.771 --> 01:09:28.239
اگه در کنارش وقت بگذروني

01:09:28.241 --> 01:09:30.108
اون واقعا

01:09:30.110 --> 01:09:33.978
زن بسيار خوبيه

01:09:34.513 --> 01:09:36.848
اگر اينقدر مهربونه

01:09:36.850 --> 01:09:39.984
چرا اونطوري در مورد وظيفه
و وظيفه شناسي صحبت مي کرد ؟

01:09:40.653 --> 01:09:42.387
وظيفه ؟

01:09:42.389 --> 01:09:43.988
بله

01:09:43.990 --> 01:09:47.058
اون گفت بخاطر وظيفه و از روي اجبار مجبوره بره براي من مقداري وسايل بخره

01:09:47.060 --> 01:09:51.696
خداي من، من از اين کلمه متنفرم

01:09:51.698 --> 01:09:53.464
" وظيفه "

01:09:53.466 --> 01:09:56.134
ميخوام بگم اکه اينقدر خوبه که تو داري ميگي

01:09:56.136 --> 01:09:58.503
چرا بايد از اون کلمه استفاده کنه ؟

01:09:58.505 --> 01:10:03.274
اما بنظرت مگه بايد چه جور کلمه هايي استفاده مي کرد؟

01:10:03.276 --> 01:10:06.511
خوب،بهتر بود مي گفت
که داره ميره براي من يک سري وسايل بخره

01:10:06.513 --> 01:10:10.048
براي اينکه منو خيلي دوست داره
و خودش مايل بوده که اين کارو انجام بده

01:10:10.050 --> 01:10:12.050
ميتونست اينطوري بهم بگه

01:10:12.052 --> 01:10:14.752
چيزي گرم و لطيف که از ته قلبش بگه

01:10:17.956 --> 01:10:21.859
آيا انتظار داشتي آلين اينطوري صحبت کنه ؟

01:10:23.996 --> 01:10:27.331
آيا شما تمامي اين طراحي ها رو انجام داده ايد ؟ -
نه -

01:10:28.734 --> 01:10:30.735
....اين طراحي ها کار

01:10:30.737 --> 01:10:33.237
يکي از همکار هاي جوان منه که در انجام پروژه ها به من کمک مي کنه

01:10:33.239 --> 01:10:34.939
اوه

01:10:34.941 --> 01:10:37.675
آيا شما به اون آموزش داده ايد ؟ -
 بله -

01:10:37.677 --> 01:10:40.678
يه طراح حرفه اي و خَلاق ؟

01:10:40.680 --> 01:10:44.849
آيا تو تنها با نگاه کردن به طراحي ها ميتوني اين همه اطلاعات راجع به اون بدست بياري ؟

01:10:44.851 --> 01:10:46.684
نه

01:10:46.686 --> 01:10:49.721
منظورم اينه که اگه کار آموز و زير دست شما بوده باشه مطمئننا تو کارش خيلي موفق ميشه

01:10:49.723 --> 01:10:51.556
باور کن

01:10:51.558 --> 01:10:54.092
افراد زيادي در اطراف من هستند که
توسط خودم آموزش ديده اند

01:10:54.094 --> 01:10:57.295
و نتونستن تو کارشون زياد موفق باشند

01:10:57.297 --> 01:11:00.098
چرا اين همه کار آموز به خدمت مي گيري ؟
من که متوجه نميشم

01:11:00.100 --> 01:11:02.300
،خوب
بنظرم اين خيلي مزحک و مسخره است

01:11:02.302 --> 01:11:05.002
تو نبايد تمام فوت و فن هايي که بلدي رو
 به شاگرد هات ياد بدي

01:11:05.004 --> 01:11:09.140
تو تنها کسي هستي که بايد خانه بسازي
 و تمام پروژه هاي ساختماني تنها بايد با دستان تو
ساخته شوند

01:11:09.142 --> 01:11:10.842
هيلدي -
چيه ؟ -

01:11:10.844 --> 01:11:13.111
هيلدي،اين حرف خيلي زشت و زننده ــست

01:11:14.614 --> 01:11:16.814
صبر کنم ببينم، اين همون خونه جديده است ؟

01:11:16.816 --> 01:11:20.251
کودوم؟ همون که کنار معدن سنگه ؟
بله -

01:11:20.253 --> 01:11:21.719
خيلي بزرگه

01:11:21.721 --> 01:11:23.955
بله

01:11:26.525 --> 01:11:31.062
آيا اون خونه هم اتاق هايي براي بچه ها داره ؟

01:11:31.064 --> 01:11:32.630
بله

01:11:34.167 --> 01:11:36.567
اتاقي براي بچه ها
ولي بچه اي وجود نداره

01:11:36.569 --> 01:11:38.402
بله همينطوره

01:11:38.404 --> 01:11:41.806
پس، من زياد هم اشتباه فکر نمي کردم

01:11:41.808 --> 01:11:43.407
منظورت چيه ؟

01:11:43.409 --> 01:11:46.978
ميخوام بگم که يه خورده ديوونه هستي

01:11:46.980 --> 01:11:51.182
آيا واقعا منظورت همين بود

01:11:51.184 --> 01:11:53.050
بله

01:11:53.052 --> 01:11:56.187
من داشتم راجع به تمام  اتاق هاي خالي متعلق به بچه ها فکر مي کردم

01:12:00.058 --> 01:12:02.293
خوب، هيلدي

01:12:03.762 --> 01:12:07.131
ميدوني، من و آلين چند تا بچه داشتيم

01:12:08.467 --> 01:12:12.804
دو تا پسر کوچولوي دوقولو

01:12:12.806 --> 01:12:16.007
اين قضيه مربوط مي شه به خيلي وقت پيش

01:12:17.976 --> 01:12:20.011
... و هر دو تاشون هم

01:12:20.946 --> 01:12:23.047
راستش
...ما فقط

01:12:23.049 --> 01:12:25.850
اونها رو کمتر از سه هفته داشتيم

01:12:25.852 --> 01:12:28.119
و بعدش مُردند

01:12:31.256 --> 01:12:33.691
اوه،هيلدي

01:12:33.693 --> 01:12:38.095
خيلي خوشحالم که به اينجا آمدي

01:12:39.364 --> 01:12:43.034
خيلي احساس خوبيه که آدم يک هم صحبت داشته باشه

01:12:43.869 --> 01:12:46.571
يعني تو با همسرت نميتوني صحبت کني و حرف دلتو بزني ؟

01:12:47.840 --> 01:12:50.808
نه منظورم اونطوري نبود
...من ميخوام با يکي حرف بزنم

01:12:50.810 --> 01:12:53.110
من احتياج به هم صحبت دارم

01:12:53.112 --> 01:12:55.980
منظورم اينه که من به راحتي نميتونم
در اين مورد با اون حرف بزنم

01:12:55.982 --> 01:12:58.449
و يا حتي در مورد خيلي چيز هاي ديگه
واقعا مي گم

01:13:00.752 --> 01:13:04.355
آيا براي همين بود که ديروز به من گفتي که بهم احتياج داري؟

01:13:05.724 --> 01:13:08.993
....آيا فقط به خاطر همين موضوع بود، يا

01:13:17.669 --> 01:13:19.270
ببين

01:13:20.072 --> 01:13:22.340
اونجا
بالاي اون زمين

01:13:22.342 --> 01:13:25.076
جايي که ميتوني خونه هاي نو ساز را مي بيني

01:13:26.778 --> 01:13:30.882
اونجا جايي بود که من و آلين براي اولين بار زندگي مي کرديم

01:13:32.050 --> 01:13:34.752
براي اينکه اون زمان اونجا فقط يک خونه قديمي بود

01:13:34.754 --> 01:13:37.855
..... که متعلق به مادرش بود  و

01:13:37.857 --> 01:13:43.160
اون خونه به همراه يک باغ بزرگ در اطرافش به ما هديه داده شده بود

01:13:43.162 --> 01:13:45.663
آيا اون خونه برج هم داشت ؟

01:13:45.665 --> 01:13:47.798
اوه، نه

01:13:47.800 --> 01:13:49.333
اصلا شبيه به خونه هاي برج دار نبود

01:13:49.335 --> 01:13:52.236
برعکس
از بيرون

01:13:52.238 --> 01:13:56.240
... خونه درواقع بيشتر شبيه به

01:13:56.242 --> 01:14:01.045
به يک اتاق بزرگ و تاريک و غم انگيز بود

01:14:01.047 --> 01:14:04.882
اما داخل خونه بسيار جاي دِنج و راحتي بود

01:14:04.884 --> 01:14:07.251
و اونجا جايي بود که ما زندگيمون را شروع کرديم

01:14:07.253 --> 01:14:10.254
وقتي دوقلو ها به دنيا آمدند

01:14:10.256 --> 01:14:12.990
وقتي براي اولين بار وارد اين جهان شدند

01:14:12.992 --> 01:14:15.760
خيلي سالم و قوي بودند

01:14:15.762 --> 01:14:19.230
هر روز بزرگتر مي شدند
و  واقعا مي شد اينو حس کني

01:14:19.232 --> 01:14:22.600
بله،تو همون روز هاي اوليه
اونها خيلي سريع در حال بزرگ شدن بودند

01:14:22.602 --> 01:14:26.671
و ديدن آلين که در کنار بچه ها دراز کشيده بود

01:14:26.673 --> 01:14:30.641
زيباترين صحنه اي بود که  تو مي تونستي در تمام عمرت ببيني و شاهد باشي

01:14:31.910 --> 01:14:34.812
اما يک شب،آتش سوزي شد

01:14:34.814 --> 01:14:37.048
آتش سوزي ؟

01:14:37.050 --> 01:14:39.383
چه اتفاقي اُفتاد ؟

01:14:39.385 --> 01:14:41.953
راستش، شب خيلي وحشتناکي بود

01:14:42.955 --> 01:14:46.123
صداي زنگ و آژير،هرج و مرج، داد و فرياد

01:14:46.125 --> 01:14:48.993
اون شب همه توي اون هواي سرد، ديوانه وار

01:14:48.995 --> 01:14:52.396
از خونه هاشون مي زدن بيرون و بي هدف بدون اينکه کاري از دستشون ساخته باشه،مي دويدند

01:14:52.398 --> 01:14:55.967
آلين و بچه ها رو هم از تخت خارج کرديم

01:14:55.969 --> 01:14:58.035
... بعدش آلين

01:14:59.171 --> 01:15:01.839
دچار ترسي دائمي شد
بشدت مي لرزيد

01:15:01.841 --> 01:15:05.910
و در آخر
ترس به درونش رخنه کرد

01:15:05.912 --> 01:15:08.612
و در عوض اين ترس بر روي شيرش تاثير منفي گذاشت

01:15:08.614 --> 01:15:12.616
او اصرار داشت که خودش به تنهاي از بچه ها مراقبت کنه
و به اونا غذا بده

01:15:12.618 --> 01:15:14.418
اصلا اهميت نمي داد که چقدر حالش بده
و درواقع به مريضي اش فکر نمي کرد

01:15:14.420 --> 01:15:18.389
اون مدام مي گفت که نگهداري از بچه وظيفه خودشه

01:15:18.391 --> 01:15:22.026
بعدش،دوقلو ها مريض شدند

01:15:22.028 --> 01:15:24.562
و در نهايت هردوتاشون مُردند

01:15:24.564 --> 01:15:27.198
يعني بخاطر شير مادر بود که از دنيا رفتند ؟

01:15:27.200 --> 01:15:29.266
نه، چرا درسته

01:15:30.335 --> 01:15:33.437
واقعا اين موضوع براي شما خيلي سخت بوده

01:15:33.439 --> 01:15:34.905
و خيلي هم دردناک

01:15:34.907 --> 01:15:36.407
بله

01:15:36.409 --> 01:15:39.877
آلين 10 برابر من بيشتر زجر کشيد

01:15:39.879 --> 01:15:42.446
منظورم اينه که
... ميتوني باور کني که

01:15:42.448 --> 01:15:46.250
چنين اتفاقاتي در اين دنيا خيلي راحت به وقوع مي پيوندد؟

01:15:46.252 --> 01:15:51.622
از روزي که پسر هايم را از دست دادم
 از ساختن هر بناي کليسا متنفر شدم

01:15:51.624 --> 01:15:54.558
و حالا ديگه هچوقت همچين ساختمون هاي نمي سازم

01:15:54.560 --> 01:15:56.927
فقط خونه مي سازم
خونه ي که آدم ها بتونن در اون زندگي کنن

01:15:56.929 --> 01:15:59.196
خونه هايي براي زندگي مردم

01:15:59.198 --> 01:16:02.600
خونه هاي با برج هاي بلند و نوک تيز

01:16:02.602 --> 01:16:06.070
بايد اعتراف کنم که
ترجيح ميدهم خونه هارو اينطوري بسازم

01:16:07.372 --> 01:16:08.773
بگذريم

01:16:08.775 --> 01:16:12.276
.. ميدوني،اون قضيه آتش سوزي باعث شد

01:16:12.278 --> 01:16:14.945
که من استادي بزرگ در معماري بشم

01:16:14.947 --> 01:16:18.749
...براي اينکه تقريبا  هر قطعه از زمين هاي خالي را

01:16:18.751 --> 01:16:21.018
تبديل به خونه مي کردم

01:16:21.020 --> 01:16:24.455
و البته تمامي اون خونه ها رو هم خودم ساختم

01:16:24.457 --> 01:16:28.225
و بعد از مدتي همه چيز بر وقف مراد من پيش مي رفت
 شانس با من يار بود

01:16:29.661 --> 01:16:32.897
شما بايد آدم خيلي خوشحالي باشيد که دنيا و کار ها بر طبق ايده آل هاي شما قدم برداشته است

01:16:32.899 --> 01:16:37.201
حالا تو هم دقيقا مثل بقيه مردم، همينو به من مي گي

01:16:37.203 --> 01:16:39.236
خوب بايد هم خوشحال باشي
 و به خودت افتخار کني

01:16:39.238 --> 01:16:40.871
...فکر مي کنم تو بايد

01:16:40.873 --> 01:16:44.975
اگه فقط بتوني اون حادثه تلخ را به دستان فراموشي بسپاري

01:16:44.977 --> 01:16:46.444
...حادثه و غم از دست دادن بچه هايت را

01:16:46.446 --> 01:16:48.746
ميدوني،هيلدي
...منظورم اينه که آيا اونا هنوز

01:16:48.748 --> 01:16:53.002
بعد از اين همه سال، باز هم  غم از دست دادن عزيزانت جلوي تو قد علم ميکنند و تو را اسير نگراني و ناراحتي مي کند؟

01:16:53.019 --> 01:16:57.021
اما انگار متوجه نيستي که با وجود اينکه موقعيت هاي کاري بسيار خوبي برايم پيش آمد

01:16:57.023 --> 01:16:58.722
که بتونم براي مردم خانه بسازم

01:16:58.724 --> 01:17:01.792
اما در قبال اين همه خوشبختي و خوش شانسي
 بايد در عوض چيزي را از دست مي دادم

01:17:01.794 --> 01:17:04.562
و اون چيز، آرزوي داشن خانه اي براي خودم بود

01:17:05.864 --> 01:17:09.834
منظورم آرزوي داشتن خانه اي که پدر و مادري داشته باشه که در کنار فرزندانشون زندگي کنن

01:17:12.771 --> 01:17:14.939
....منظورت اينه که،بخاطر

01:17:14.941 --> 01:17:16.841
از دست دادن عزيزانم قيمتي بود براي

01:17:16.843 --> 01:17:20.845
بدست آوردن تمامي اين ثروت و مقام
.که مردم دائما درباره اش صحبت مي کنند

01:17:21.947 --> 01:17:23.848
...و هنوز

01:17:23.850 --> 01:17:25.850
تو خونه مي سازي

01:17:25.852 --> 01:17:27.885
با اتاق هايي براي بچه ها

01:17:31.957 --> 01:17:33.624
هيلدي

01:17:35.060 --> 01:17:36.727
....آيا تا حال متوجه شدي

01:17:38.296 --> 01:17:42.199
که بعضي وقت ها چيز هاي غير ممکن

01:17:43.401 --> 01:17:46.170
ميتونن به طريقي تو رو وسوسه کنند

01:17:46.172 --> 01:17:48.572
ميتونه تو رو به فرياد زدن وا داره

01:17:49.441 --> 01:17:51.442
پس تو هم اين تجربه رو داشتي، مگه نه ؟

01:17:51.444 --> 01:17:53.711
بله هيلدي، داشتم

01:17:53.713 --> 01:17:56.147
... خوب راستش داري شبيه به

01:17:56.149 --> 01:17:59.150
يک موجودي شبيه به انسان که در کوهستان زندگي مي کنه،صحبت مي کني

01:17:59.152 --> 01:18:02.086
چيزي در درونت بسيار بي تاب و بي قراره

01:18:02.088 --> 01:18:04.555
بله، شايد

01:18:04.557 --> 01:18:09.593
اما ميدوني هميشه ميتونيم توازن و تعادل را برقرار کنيم

01:18:10.996 --> 01:18:14.365
به معناي ديگه
هر کاري که تا حال انجام دادم
به هر چيزي که دست پيدا کردم

01:18:14.367 --> 01:18:16.767
بايد ميان آنها يک جور توازني برقرار بشه

01:18:16.769 --> 01:18:18.736
بايد هزينه اين دست آورد ها رو پرداخت کني

01:18:19.905 --> 01:18:22.473
با وجود اينکه پيش قسط را دادي

01:18:22.475 --> 01:18:25.376
بايد، کل مبلغ را هم  پرداخت کني

01:18:25.378 --> 01:18:30.112
و واحد پولي که بايد هزينه ها رو پرداخت کني

01:18:30.116 --> 01:18:32.116
پول کاغذي نيست

01:18:32.118 --> 01:18:34.351
بلکه معيار پرداخت، خوشحالي و سعادت انسان مي باشد

01:18:34.353 --> 01:18:40.057
و اين ثروت عظيم من نميتونه به تنهايي
خوشحالي را براي من بخره

01:18:40.059 --> 01:18:43.727
بلکه بايد بهاي اين خوشحالي را با ساخت خانه هاي جديد براي مردم پرداخت کنم

01:18:45.030 --> 01:18:47.665
ميدوني، هر روز

01:18:47.667 --> 01:18:49.633
وقتي از خواب بلند ميشم

01:18:49.635 --> 01:18:53.304
تمام روز بايد، بهاي راحت بودنم را پرداخت کنم

01:18:53.306 --> 01:18:55.606
در تمام طول روز

01:18:58.109 --> 01:19:01.045
بنظرم داري در مورد همسرت صحبت مي کني

01:19:01.047 --> 01:19:02.813
بله

01:19:02.815 --> 01:19:06.217
اما،هيلدي بايد بدوني که

01:19:06.219 --> 01:19:07.918
آلين

01:19:07.920 --> 01:19:10.387
آلين هم استعداد خيلي خوبي داره

01:19:12.224 --> 01:19:15.559
استعداد خوبي در ساختن و شکل دادن

01:19:15.561 --> 01:19:17.661
به روح  و شخصيت بچه هاي خرد سال

01:19:17.663 --> 01:19:20.798
اون بخوبي ميتونست در کمال آرامش، مهرباني،شکيبايي

01:19:20.800 --> 01:19:24.702
بچه هامونو بزرگ کنه

01:19:26.071 --> 01:19:28.572
هنوز هم آلين سرشار از استعداد تربيت فرزند
و بزرگ کردن بچه مي باشد

01:19:28.574 --> 01:19:31.542
استعداي نهفته که ميتونست همچون انفجاري عظيم
 براي تربيت بچه هامون به کار گرفته بشه

01:19:31.544 --> 01:19:33.244
اما حالا اون استعداد با از بين رفتن بچه هامون
کاملا بي مصرفه

01:19:33.246 --> 01:19:34.778
بله،ولي حتي اگه اين موضوع حقيقت داشته باشه

01:19:34.780 --> 01:19:37.314
خوب حقيقت داره
حقيقت داره، من آلين رو خوب مي شناسم

01:19:38.350 --> 01:19:43.020
اما نکته مهم اينه که تو هيچ تقصيري نداري

01:19:43.022 --> 01:19:45.990
هيچ کودوم از اين اتفاقات شوم تقصير تو نبوده

01:19:45.992 --> 01:19:47.358
جدا ؟

01:19:47.360 --> 01:19:48.859
اما يه سوال اين وسط ميتونه مطرح بشه؟

01:19:48.861 --> 01:19:51.528
براي اينکه من فکر مي کنم که همه چيز تقصير من بوده

01:19:51.530 --> 01:19:53.330
چي ؟

01:19:53.332 --> 01:19:55.399
منظورت آتش سوزي ــه ؟

01:19:55.401 --> 01:19:58.302
بله تمامي اون ماجرا

01:19:58.304 --> 01:20:00.871
هر اتفاقي که افتاده، مقصرش من هستم

01:20:00.873 --> 01:20:02.873
استاد معمار

01:20:02.875 --> 01:20:05.075
وقتي اينطوري صحبت مي کني

01:20:05.077 --> 01:20:08.445
واقعا شبيه به بيمار هاي رواني ميشي

01:20:08.447 --> 01:20:09.980
...خوب

01:20:09.982 --> 01:20:11.982
ببخشيد

01:20:14.552 --> 01:20:20.090
اوه، خواهش ميکنم بفرماييد داخل
تا بتونيم اين ماجرا را تموم کنيم

01:20:20.092 --> 01:20:22.359
بله، اين خيلي عاليه

01:20:26.164 --> 01:20:30.801
شنيديم اوضاع پدرت خيلي وخيمه

01:20:30.803 --> 01:20:35.072
نه، اون وضعيتش هر لحظه رو به وخامت بيشتري ميره

01:20:37.742 --> 01:20:40.644
براي همين اينجا اومدم تا از شما درخواستي کنم

01:20:44.082 --> 01:20:46.583
لطفا

01:20:46.585 --> 01:20:49.553
ميشه لطف کنين و روي طراحي هاي من چند کلمه اي از خودتون نقل قول کنيد؟

01:20:49.555 --> 01:20:52.890
هر چيزي که مايل باشيد
 تا اون قبل از مرگش بتونه خونه

01:20:52.892 --> 01:20:56.927
رَگنار ميشه لطف کني و ديگه راجع به اون طراحي ها با من صحبت نکني ؟

01:20:58.563 --> 01:21:00.964
چرا
اصلا شما بهشون نگاه کردين ؟

01:21:00.966 --> 01:21:02.766
اوه، بله، البته

01:21:02.768 --> 01:21:04.435
...خوب پس

01:21:05.770 --> 01:21:09.707
شايد زياد مورد توجه شما قرار نگرفتن

01:21:09.709 --> 01:21:11.742
...يا شايدم

01:21:11.744 --> 01:21:13.711
... شما فکر نمي کنيد که من هنوز در کارم

01:21:13.713 --> 01:21:17.381
رَگنار
لطفا اينجا بمون

01:21:17.383 --> 01:21:20.818
و به کارکردن با من ادامه بده

01:21:20.820 --> 01:21:23.687
تو در اينجا  همه چيز در اختيار خواهي داشت

01:21:23.689 --> 01:21:26.623
تو ميتوني با کايا ازدواج کني

01:21:26.625 --> 01:21:29.593
تو  بدون استرس و نگراني زندگي کني

01:21:29.595 --> 01:21:32.396
و شايد هم اينطوري خوشحال و راضي تر هم بشي

01:21:32.398 --> 01:21:34.365
تو فقط بايد اين فکر ها رو از کَلت بيرون کني

01:21:34.367 --> 01:21:36.600
که بخواي براي خودت يک معمار بشي

01:21:42.674 --> 01:21:44.141
خيلي خوب

01:21:45.510 --> 01:21:48.011
باشه

01:21:48.013 --> 01:21:50.647
پس

01:21:50.649 --> 01:21:53.450
من به خونه مي رم و به پدر ميگم

01:21:55.186 --> 01:21:57.588
خوبه
خوبه ..پس

01:21:58.823 --> 01:22:03.894
براي اينکه بهش قول دادم دقيقا هر چيزي را که شما گفتيد،بهش بگم

01:22:03.896 --> 01:22:07.998
و اين آخرين حرفيه که شما ميخواين قبل از مرگ بهش بگين ، درسته ؟

01:22:08.000 --> 01:22:11.001
خوب،محض رضاي خدا
هر چيزي که ميخواي بهش بگو

01:22:11.003 --> 01:22:13.804
بهترين کار اينه که اصلا هيچ چيز بهش نگي

01:22:15.273 --> 01:22:17.307
پس ميشه طرح هامو همراه خودم بببرم ؟

01:22:17.309 --> 01:22:19.777
بله حتما -
نه بزارشون همينجا باشه -

01:22:19.779 --> 01:22:22.446
براي چي بزارمشون اينجا ؟
که چي بشه ؟

01:22:22.448 --> 01:22:24.615
براي اينکه ميخواهم يه نگاهي بهشون بندازم

01:22:24.617 --> 01:22:26.450
...اما شما که گفتيد

01:22:28.286 --> 01:22:30.487
باشه

01:22:30.489 --> 01:22:32.790
پس بزارشون همينجا

01:22:32.792 --> 01:22:36.593
رَگنار نبايد از من چيزي رو درخواست کني
 که نميتونم بهت بدم

01:22:36.595 --> 01:22:39.463
البته
البته

01:22:40.732 --> 01:22:43.033
ببخشيد

01:22:52.911 --> 01:22:55.379
اين کار واقعا بي رحمانه بود
من، من، من

01:22:55.381 --> 01:22:57.347
اوه اينطور فکر مي کنيد ؟

01:22:57.349 --> 01:22:59.750
بله و اون هم دقيقا همين فکر را کرد

01:22:59.752 --> 01:23:02.586
شما خيلي خشن باهاش برخورد کرديد
واقعا برخورد بدي باهاش داشتيد

01:23:02.588 --> 01:23:05.756
..... تو گفتي که من تنها

01:23:05.758 --> 01:23:07.624
کسي هستم که بايد خانه بسازم

01:23:07.626 --> 01:23:09.359
بله من اينو گفتم

01:23:09.361 --> 01:23:11.161
تو نبايد اينو مي گفتي

01:23:11.163 --> 01:23:13.564
هيلدي
...اگه من نتونم

01:23:13.566 --> 01:23:17.401
يک لحظه ارامش دروني در زندگيم داشته باشم

01:23:17.403 --> 01:23:21.205
پس حداقل بهم اجازه بده که جايگاه و مقام خودم را در اين دنيا حفظ کنم

01:23:21.207 --> 01:23:24.675
چرا نميتونيد يک لحظه آرامش دروني داشته باشيد ؟

01:23:24.677 --> 01:23:27.678
خيلي خوب،بهت مي گم

01:23:30.849 --> 01:23:33.050
ببين،هيلدي

01:23:33.052 --> 01:23:37.788
توي اون خونه ي قديمي
جايي که زندگي مي کرديم

01:23:37.790 --> 01:23:40.023
هموني که تبديل به خاکستر شد

01:23:43.127 --> 01:23:44.862
يک اتاق زير شيرواني داشتيم

01:23:46.764 --> 01:23:49.600
و اغلب اوقات به اونجا مي رفتم

01:23:51.636 --> 01:23:54.838
و يک روز که در اتاق زير شيرواني بودم

01:23:54.840 --> 01:23:57.941
متوجه يک ترک در لوله ي دودکش شدم

01:23:59.878 --> 01:24:02.546
و هر وقت که به اون بالا مي رفتم

01:24:02.548 --> 01:24:05.449
هميشه چک مي کردم که ببينم
 اين تَرک هنوز وجود داره يا نه

01:24:05.451 --> 01:24:09.286
و هميشه اون تَرک وجود داشت
براي اينکه هيچکس جز من از اون اطلاعي نداشت

01:24:09.288 --> 01:24:12.689
و شما هم هيچوقت به کسي چيزي نگفتيد؟ -
 نه هيچوقت -

01:24:12.691 --> 01:24:15.425
تَرک لوله ي دودکش بسيار خطرناکه

01:24:15.427 --> 01:24:17.494
آيا هرگز سعي نکرديد که اون ترک را درست کنيد ؟

01:24:17.496 --> 01:24:19.229
بله سعي داشتم

01:24:19.231 --> 01:24:22.366
،اما هروقت که مخواستم اونو درست کنم
يک چيزي جلوي من را مي گرفت

01:24:22.368 --> 01:24:26.270
مثل اينکه يک دستي از غيب سر مي رسيد
و جلوي منو مي گرفت

01:24:26.272 --> 01:24:29.439
و من همش با خودم مي گفتم
" مشکلي نيست،فردا درستش مي کنم "

01:24:29.441 --> 01:24:31.542
پس اون تَرک هيچ وقت تعمير نشد

01:24:32.610 --> 01:24:34.578
و شما هر روز اون رو انکار مي کرديد
و از درست کردنش سرباز مي زديد

01:24:36.214 --> 01:24:38.782
چطور تونستي اين کارو بکني ؟

01:24:38.784 --> 01:24:43.887
براي اينکه هميشه در حال فکر کردن به اون تَرک کوچک بودم

01:24:43.889 --> 01:24:48.759
شايد ميتونستم به عنوان استاد معمار
از طريق اون ترک کوچک

01:24:48.761 --> 01:24:52.930
به سمت قله هاي موفقيت پرواز کنم

01:24:54.566 --> 01:24:58.001
واقعا روياي هيجان انگيزي بود

01:24:58.903 --> 01:25:00.871
.... ميبيني، من همينطور به فکر کردن به

01:25:00.873 --> 01:25:03.173
اين داستان کوچک ادامه دادم

01:25:04.776 --> 01:25:06.610
و همه اينها براي من مثل واقعيت بود

01:25:06.612 --> 01:25:09.179
بنظر خيلي ساده و آسون مي رسيد

01:25:09.181 --> 01:25:13.183
همه چيز به طور طبيعي در هنگام زمستان قبل از ناهار،به وقوع پيوست

01:25:13.185 --> 01:25:17.387
و من و آلين هم بيرون از خانه بوديم و قرار بود او رابه جايي ببرم

01:25:19.091 --> 01:25:21.158
البته کساني که در خانه مانده بودند

01:25:21.160 --> 01:25:23.827
اجاق هاي بخاري شان تا آخرين حد روشن کرده بودند

01:25:23.829 --> 01:25:28.498
بله، براي اينکه اون روز بشدت هوا سرد بود

01:25:28.500 --> 01:25:33.437
پس هنگامي که داشتيم به خانه باز مي گشتيم شعله هاي آتش را ديديم که در حال زبانه کشيدن بود

01:25:33.439 --> 01:25:35.105
اولش فقط دود ديده ميشد

01:25:35.107 --> 01:25:37.341
از خانه دود بلند شده بود

01:25:37.343 --> 01:25:41.612
اما همانطور که به محوطه باغ نزديک تر مي شديم

01:25:41.614 --> 01:25:46.183
ما ديديم که تمام خانه در حال آتش گرفتنه

01:25:46.185 --> 01:25:49.319
درست مثل اين بود يک جعبه چوبي بزرگ،در حلقه ي از آتش

01:25:49.321 --> 01:25:52.522
در حال سوختن بود

01:25:52.524 --> 01:25:56.059
حلقه هاي آتش به سرعت در حال زبانه کشيدن
و شعله ور تر شدن بود

01:25:57.261 --> 01:25:58.962
که اينطور

01:26:01.666 --> 01:26:03.934
بهم بگو، آيا تو

01:26:03.936 --> 01:26:06.970
.....واقعا مطمئني که دليل آتش سوزي بخاطر

01:26:06.972 --> 01:26:09.640
اون ترک کوچک در لوله ي دودکش بوده ؟

01:26:09.642 --> 01:26:11.408
اوه،نه، نه، نه

01:26:11.410 --> 01:26:15.245
نه، در واقع مطمئن هستم که اون تَرک روي لوله هيچ ربطي

01:26:15.247 --> 01:26:17.214
به آتش سوزي نداشته است

01:26:17.216 --> 01:26:18.915
چي ؟

01:26:18.917 --> 01:26:21.351
اوه، نه
بعدا مشخص شد که دليل اصلي آتش سوزي

01:26:21.353 --> 01:26:25.722
کمد لباس ها در قسمت ديگر خانه بوده است

01:26:25.724 --> 01:26:29.059
خوب ، پس چرا داري اينا رو به من ميگي ؟

01:26:29.061 --> 01:26:31.528
خوب راستش ميتونم برات توضيح بدم

01:26:31.530 --> 01:26:35.732
هيلدي ميتونم برات توضيح بدم
هيلدي برات توضيح بدم

01:26:35.734 --> 01:26:37.868
برات توضيح ميدم

01:26:37.870 --> 01:26:40.737
ببين، خوب به من گوش کن

01:26:41.606 --> 01:26:43.674
بايد درخواستي ازت بکنم

01:26:43.676 --> 01:26:45.776
...آيا ممکنه که با من هم عقيده باشي

01:26:45.778 --> 01:26:49.980
که افراد بخصوصي در اين جهان هستند

01:26:49.982 --> 01:26:53.617
يک سري افراد خاص و مشخص

01:26:53.619 --> 01:26:55.752
که يکسري لطف و اقبال شامل حال آنها شده است

01:26:55.754 --> 01:26:57.988
و داراي قدرت و يا مهارت خاصي هستند

01:26:57.990 --> 01:27:01.258
...که هر چيزي را که طلب کنند

01:27:01.260 --> 01:27:05.028
به طور کامل و با تمام وجود بدست مي آورند

01:27:05.663 --> 01:27:09.066
خوب اگه همچين آدم هايي وجود داشته باشند

01:27:09.068 --> 01:27:12.135
بالاخره يک روز متوجه خواهيم شد
 فرض کن من هم يکي از اون آدم ها هستم

01:27:14.472 --> 01:27:16.139
اما ببين هيلدي

01:27:16.141 --> 01:27:19.576
يک شخص به تنهاي نميتونه

01:27:19.578 --> 01:27:22.312
به تمامي چيز هاي که آرزويش را داره، برسه

01:27:22.314 --> 01:27:26.883
ببين، در اين دنيا يک سري نيرو و جاذبه وجود دارد

01:27:26.885 --> 01:27:30.353
که در خدمت مردم هستند
و به مردم کمک مي کنند

01:27:31.756 --> 01:27:34.558
و براي اينکه آمال يک شخص به حقيقت بپيونده

01:27:34.560 --> 01:27:36.993
آن نيرو و جاذبه بايد در آنجا حضور داشته باشه

01:27:36.995 --> 01:27:38.929
هيلدي،اين نيرو و جاذبه همينطوري و خود به خود
پديدار نمي شوند

01:27:38.931 --> 01:27:40.997
يک نفر بايد اين نيرو را فرا بخواند

01:27:40.999 --> 01:27:44.634
و اين فراخواندن نيرو ها، تنها با انرژي دروني و مصمم بودن
از درون پديدار خواهد شد

01:27:44.636 --> 01:27:47.904
و من اين کار را انجام دادم
من اين نيرو و انرژِي ها را از درون فرا خواندم

01:27:47.906 --> 01:27:51.274
من آنها را فراخواندم،سپس آنها پديدار شدند و به من کمک کردن تا به تمام چيز هاي که ميخواستم برسم

01:27:51.276 --> 01:27:55.178
و براي همينه که ميگم مرگ بچه هام تقصير من بوده است

01:27:55.180 --> 01:27:59.883
و آلين ديگه هيچوقت نتونست اون آلين قبلي بشه

01:27:59.885 --> 01:28:02.986
استاد معمار
...من در تعجبم که

01:28:02.988 --> 01:28:06.990
اگر شما  خيلي ساده با

01:28:06.992 --> 01:28:11.461
، وجداني بسيار حساس و بيدار متولد مي شديد
آنوقت چي ميشد ؟

01:28:12.597 --> 01:28:14.264
منظورت چيه ؟

01:28:14.266 --> 01:28:18.668
ميخوام بگم که وجدان شما بسيار ظريف،لطيف و حساسه

01:28:18.670 --> 01:28:20.904
و درواقع خيلي ضعيفه

01:28:20.906 --> 01:28:23.707
و با رخ دادن هر حادثه اي حتي بزرگ
اين وجدان شما درهم ميشکنه

01:28:23.709 --> 01:28:27.210
که اينطور
پس به نظر تو وجدان من بايد چه شکلي باشه ؟

01:28:27.212 --> 01:28:30.514
من دوست دارم وجدان شما قوي بنيه ،محکم
و استوار باشه

01:28:30.516 --> 01:28:34.918
به طوري که بتونه مسائل دردناک را تحمل کنه و باهاشون کنار بياد و سنگيني اين بار احساسي را تحمل کنه

01:28:41.125 --> 01:28:45.996
...مي دوني تو تموم کتب قديمي مردم اسکانديناوي

01:28:45.998 --> 01:28:49.366
آيا تا بحال اي کُتب قديمي را مطالعه کردي ؟

01:28:49.368 --> 01:28:51.768
اوه ،بله، البته

01:28:51.770 --> 01:28:54.871
خوب، توي اون کتاب ها همش راجع به قوم واکينگ ها صحبت مي کنند

01:28:54.873 --> 01:29:01.211
هميشه توي اين کتاب ها سفر هاي دريايي اين قوم را به جاهاي ناشناخته توصيف مي کنند

01:29:01.213 --> 01:29:03.713
آنها مزارع و خانه ها را آتش ميزدند

01:29:03.715 --> 01:29:08.018
و هر چيزي که دم دستشون بود، را به غارت مي برند
و آدم ها را به حد مرگ مي زدند

01:29:08.020 --> 01:29:10.554
زن ها را به غنيمت مي گرفتند
و با خوشان مي بردند

01:29:10.556 --> 01:29:13.256
و همراه خوشان سوار کشتي هايشان مي کردند

01:29:14.058 --> 01:29:15.859
...خوب، اين قوم واکينگ ها

01:29:15.861 --> 01:29:19.029
داراي وجداني قوي و محکم بودند

01:29:19.031 --> 01:29:22.165
و خيلي راحت با وجدانشان کنار مي آمدند

01:29:24.468 --> 01:29:27.938
ميدوني، در بسياري از اين داستان ها

01:29:27.940 --> 01:29:30.140
تعداي از زن هايي که به گروگان و غنيمت گرفته شده بودند

01:29:30.142 --> 01:29:35.145
آنها به مردانشان بسيار وابسته بودند و نمي توانستند
دوري از آنها را تحمل کنند

01:29:35.147 --> 01:29:38.148
هيلدي، آيا اين وقايع براي تو معني خاصي داره؟

01:29:38.150 --> 01:29:41.585
براي من کاملا قابل درکه

01:29:41.587 --> 01:29:46.189
پس اگه جاي آنها بودي تو هم اينطور خشن و به قول خودت با وجداني محکم و استوار برخورد مي کردي ؟

01:29:46.824 --> 01:29:49.059
چرا که نه ؟

01:29:49.061 --> 01:29:54.364
تو داراي قدرت انتخاب کردن هستي که بماني و با همسرت زندگي کني

01:29:54.366 --> 01:29:57.968
و يا اينکه او را ترک کني و به سمت کسي بري که به تو آزار و اذيت رسانده است

01:29:57.970 --> 01:30:01.238
اگر او را دوست داشته باشم
قطعا اين کار را خواهم کرد

01:30:01.240 --> 01:30:02.939
اوه ، هيلدي

01:30:02.941 --> 01:30:06.343
هيلدي ، تو شبيه به يک پرنده وحشي هستي
که در جنگل سکونت داري

01:30:07.880 --> 01:30:10.280
نه من اينطور نيستم

01:30:10.282 --> 01:30:13.650
براي اينکه هچوقت فرار نخواهم کرد
و خود را در بوته زار پنهان نخواهم کرد

01:30:13.652 --> 01:30:15.819
بله

01:30:15.821 --> 01:30:19.356
شايد بيشتر شبيه به يک پرنده شکاري باشي

01:30:21.059 --> 01:30:24.828
شايد واقعا شبيه به اين دسته از پرنده ها باشم

01:30:24.830 --> 01:30:27.163
چرا که نباشم ؟

01:30:27.165 --> 01:30:31.334
چرا نبايد به دنبال شکار خود باشم ؟

01:30:31.336 --> 01:30:36.039
چرا نبايد جايزه اي را که حقمه را به چنگ نيارم

01:30:36.041 --> 01:30:39.643
ميدوني من فکر مي کنم تو واقعا شبيه به چي هستي؟

01:30:39.645 --> 01:30:43.413
تو يک پرنده بسيار عجيب هستي
مطمئن بودم که که ميخواي همينو بگي

01:30:43.415 --> 01:30:46.816
هيلدي تو شبيه به سحر گاه هستي

01:30:46.818 --> 01:30:51.655
وقتي به تو نگاه ميکنم
مثل اينه که دارم به طلوع آفتاب نگاه مي کنم

01:30:53.625 --> 01:30:55.659
بله

01:30:57.161 --> 01:30:59.462
اينجا
داري چي کار مي کني ؟ -

01:30:59.464 --> 01:31:01.064
اينارو بگير

01:31:01.066 --> 01:31:04.100
چرا من بايد تمام روز را به اين طراحي ها نگاه کنم

01:31:04.102 --> 01:31:06.770
بله، مي دونم
و حالا بايد براش روي اين طراحي ها چيزي بنويسي

01:31:06.772 --> 01:31:09.139
اوه، هيلدي
صد سال سياه اين کار را انجام نمي دم

01:31:10.441 --> 01:31:13.576
نه الاني که اون پيرمرد در بستره مرگ ـه

01:31:13.578 --> 01:31:16.246
نزديک مرگ قراره گرفته ؟

01:31:16.248 --> 01:31:20.450
منظورم اينه که،نميتوني براي يک لحظه هم که شده

01:31:20.452 --> 01:31:22.452
اون پبرمرد و پسرش را خوشحال کني ؟

01:31:22.454 --> 01:31:24.654
قبل از اينکه مرگ آنها را از هم جدا کند

01:31:25.656 --> 01:31:28.391
حتي اگه واقعا طرح هاي اونو قبول نداري

01:31:28.393 --> 01:31:31.661
مطمئننا ميتوني يک دروغ مصلحتي بگي

01:31:31.663 --> 01:31:33.630
حالا ديگه از من ميخواهي که دروغ هم بگويم؟

01:31:33.632 --> 01:31:38.401
و اگه ميخواي دروغ بگي
يک سري چيز هاي قشنگ و اميدوار کننده براش بنويس

01:31:38.403 --> 01:31:41.905
شايد با توصيه نامه هاي تو بتونه
 بالاخره به کار ساختن خونه مشغول بشه

01:31:41.907 --> 01:31:44.274
يعني نوشته هاي من باعث ميشه
که اون سفارش کار بگيره ؟

01:31:44.276 --> 01:31:46.676
هيلدي
چرا متوجه اين موضوع نيستي ؟

01:31:46.678 --> 01:31:50.447
،اون هم تنها به همين دليل اينجا اومده
 که بتونه به واسطه توصيه نامه هاي من کار بگيره

01:31:50.449 --> 01:31:51.982
تا بتونه سفارش کار بگيره

01:31:51.984 --> 01:31:53.950
براي اينکه بتونه از اعتبار من استفاده کنه

01:31:53.952 --> 01:31:55.585
ديگه بسه

01:31:55.587 --> 01:31:57.854
بس کن

01:31:57.856 --> 01:31:59.489
بس کن

01:32:00.925 --> 01:32:04.427
شايد به خاطر پدر مريض احوالش
يه چيزي براش بنويسم

01:32:04.429 --> 01:32:08.999
براي اينکه در گذشته
زماني که من در حال پيشرفت کردن بودم

01:32:09.001 --> 01:32:11.801
اون پيرمرد را به پايين کشيدم
 و درواقع اونو نابود کردم

01:32:11.803 --> 01:32:14.371
واقعا ؟
اون رو هم نابود کردي ؟

01:32:17.441 --> 01:32:20.377
و حالا رَگنار به دنبال پيشرفته

01:32:20.379 --> 01:32:23.480
،بله
اما اگه اين جوون استعداد کافي نداشته باشه

01:32:23.482 --> 01:32:26.649
و اگه اين پسر پيشرفت کنه

01:32:26.651 --> 01:32:28.952
من سقوط مي کنم

01:32:28.954 --> 01:32:31.621
اوه، بله
اوه، بله

01:32:31.623 --> 01:32:35.492
،من همونطوري که پدرش را نابود کردم
 اونم منو نابود مي کنه

01:32:36.560 --> 01:32:38.228
اوه

01:32:38.230 --> 01:32:40.530
يعني اون واقعا توي اين کار استعداد داره ؟

01:32:40.532 --> 01:32:43.533
اوه بله، همينطوره
هيچ شکي در اين مورد ندارم

01:32:43.535 --> 01:32:46.936
خيلي استعداد داره
خيلي استعداد داره

01:32:46.938 --> 01:32:48.905
...و من مي ترسم

01:32:48.907 --> 01:32:53.543
اون انرژي که در دنيا در خدمت مردم ـه
و بهشون کمک مي کنه

01:32:53.545 --> 01:32:57.180
ديگه به خواسته و آرزوهاي من گوش نخواهد داد

01:32:58.115 --> 01:33:01.217
پس بايد خودت هرچه زودتر کنار بکشي

01:33:02.153 --> 01:33:04.521
اين تمام کاري ــه که بايد انجام بدي

01:33:04.523 --> 01:33:07.023
بدون هيچگونه کمکي ؟

01:33:07.025 --> 01:33:09.125
هيلدي، اين وضعيت خيلي نا اميد کننده است

01:33:10.694 --> 01:33:13.596
سعي داري چي کار کني ؟

01:33:13.598 --> 01:33:16.900
آيا سعي داري زندگي منو از بين ببري

01:33:16.902 --> 01:33:20.570
چيز هاي که از خود زندگي کردن براي من مهم تر بوده؟

01:33:20.572 --> 01:33:24.374
وقتي که بالاي اون برج بلند ايستاده بودي

01:33:24.376 --> 01:33:29.245
و تاج گَلي نيز در دست داشتي

01:33:29.247 --> 01:33:31.281
پس، بنويس

01:33:31.283 --> 01:33:34.084
بنويس

01:33:34.086 --> 01:33:38.521
چيز هاي خوبي

01:33:38.523 --> 01:33:41.091
براي اين رَگنار بيچاره بنويس

01:34:00.544 --> 01:34:03.746
حالا، هيلدي يه چيزي بهم بگو

01:34:05.883 --> 01:34:08.518
آيا تا بحال عاشق شده اي ؟

01:34:10.287 --> 01:34:13.556
منظورت شخص ديگه اي هست ؟

01:34:19.697 --> 01:34:21.698
هر شخص ديگه اي ؟

01:34:26.604 --> 01:34:29.439
البته کم و بيش از مردان ديگر خوشم اومده

01:34:30.174 --> 01:34:31.975
البته براي مدت کوتاهي

01:34:31.977 --> 01:34:36.079
مخصوصا زماني که از دست تو عصباني بودم و همش از خودم مي پرسيدم پس اين مرد کي ميخواد بياد

01:34:38.283 --> 01:34:40.717
من مطمئنم هستم که تو متوجه هستي

01:34:42.554 --> 01:34:45.755
خانم وَنگل،من اين چيز هاي کوچک را بهمراه خودم اورده ام

01:34:45.757 --> 01:34:49.392
و اون چيز بزرگ به زودي ارسال خواهد شد

01:34:49.394 --> 01:34:51.294
اين نهايت خوبي شمارو مي رسونه

01:34:51.296 --> 01:34:53.029
اين حداقل کاريه که ميتونم انجام بدم

01:34:53.031 --> 01:34:55.765
آلين ؟

01:34:55.767 --> 01:35:00.170
آيا حسابدار را در خيابون ديدي ؟

01:35:00.172 --> 01:35:02.005
البته
اون هم داخل شهر بود

01:35:02.007 --> 01:35:04.674
داشت مدارکشو تحويل مي داد

01:35:04.676 --> 01:35:07.744
مثل هميشه با همون ادا اطوار هميشگي در اطراف شهر مشغول پرسه زدن بود

01:35:07.746 --> 01:35:11.447
ميرم اونو بيارم -
نه بزار خودم افتخار اين کار را داشته باشم -

01:35:12.983 --> 01:35:16.519
ميشه دوباره بگي اسمش چي بود ؟
اسمش خانم فاسلي ــه -

01:35:17.521 --> 01:35:19.789
واقعا خيلي بي معني ـه
منظورم اسم کوچيکشه

01:35:22.193 --> 01:35:25.461
اسمش کايا هست

01:35:26.030 --> 01:35:28.164
کايا

01:35:28.166 --> 01:35:32.335
لطفا سريعا بياين داخل
معمار بزرگ ميخوان شما را ببينن

01:35:47.117 --> 01:35:49.085
جدا ؟

01:35:49.087 --> 01:35:52.689
کايا ميشه اينها رو همين الان بري
 معمار بزرگ چيز هاي مختلفي روي آنها نوشته

01:35:54.124 --> 01:35:57.026
...پس
 هر چه زودتر

01:35:57.028 --> 01:36:00.630
اين ها رو ببر بده به براويک پير

01:36:03.767 --> 01:36:05.602
باشه حتما

01:36:05.604 --> 01:36:10.306
پس حالا ديگه رَگنار شانس اينو داره که بتونه براي خودش
و با نام خودش چيزي بسازه

01:36:11.075 --> 01:36:12.976
....بنظرت بهتر نيست

01:36:12.978 --> 01:36:16.045
که خودش شخصا به اينجا بياد
و از معمار بزرگ سپاسگزاري کنه ؟

01:36:16.047 --> 01:36:19.382
اوه، نه، نه
متاسفم

01:36:19.384 --> 01:36:22.552
من ،احتياجي به تشکر و قدرداني ندارم

01:36:23.354 --> 01:36:24.921
... بنظرم بهتره

01:36:24.923 --> 01:36:28.591
تو بري و سلام منو بهش برسوني
 و شخصا اين ها رو بهش بگي ؟

01:36:30.694 --> 01:36:33.596
باشه، حتما

01:36:33.598 --> 01:36:36.633
...و همچنين بهش بگو

01:36:36.635 --> 01:36:39.936
که از اين به بعد لازم نيست براي من کار کنه
و  نيازي هم بهش ندارم

01:36:41.071 --> 01:36:42.739
...و اينکه

01:36:42.741 --> 01:36:45.475
به تو هم احتياجي ندارم

01:36:51.048 --> 01:36:52.649
به من احتياجي ندارين ؟

01:36:52.651 --> 01:36:58.054
خوب مطمئننم که تو هم دغدغه هاي زندگي خودتو داري

01:36:58.056 --> 01:37:00.456
که بايد راجع بهشون فکر کني
 و  براي زندگيت تصميم بگيري

01:37:00.458 --> 01:37:03.359
خوب فکر کن
و مواظب خودت هم باش

01:37:06.765 --> 01:37:11.334
بنظرم بهتره باشه هرچه سريعتر به خونه بري

01:37:11.336 --> 01:37:13.069
و طراحي ها رو هم با خودت ببري

01:37:16.874 --> 01:37:18.741
هر چه زودتر بري بهتره

01:37:20.644 --> 01:37:23.012
بنظرت بهتر نيست که ديگه بري ؟

01:37:28.619 --> 01:37:30.153
بله

01:37:30.155 --> 01:37:31.821
حتما

01:37:35.292 --> 01:37:36.926
خانم سولنس

01:37:58.282 --> 01:38:01.084
آيا واقعا ميخواهيد اونها رو اخراج کنيد ؟

01:38:01.086 --> 01:38:03.086
اوه ، بله

01:38:04.588 --> 01:38:08.024
اما نميخوام تو فعلا راجع به اين چيز ها فکر کني

01:38:10.562 --> 01:38:14.097
..من فقط ميخوام به اين واقعيت فکر کني

01:38:14.099 --> 01:38:17.734
که بزودي قراره  بريم به خونه ي جديدمون

01:38:19.503 --> 01:38:24.440
و من ميخوام اسباب کشي خيلي زود انجام بشه

01:38:25.442 --> 01:38:29.679
بايد همين امروز دسته گُل را اون بالا آويزون کنيم

01:38:30.314 --> 01:38:32.348
بايد تاج گل را بالاي خونه نصب کنيم

01:38:32.350 --> 01:38:34.417
درست بالاي برج

01:38:34.419 --> 01:38:36.319
نظرت راجع به خانم هيلدي چيه ؟

01:38:36.321 --> 01:38:39.322
واقعا غير منتظره و هيجان انگيز خواهد بود
که دوباره تو را بالاي برج ببينيم

01:38:39.324 --> 01:38:40.957
من ؟ -
نه، نه -

01:38:40.959 --> 01:38:44.060
خداي من، خانم وَنگل اصلا نبايد راجع به اين ايده ها
صحبت کني

01:38:44.062 --> 01:38:47.730
همسر من دچار سرگيجه ي بسيار بدي مي باشد

01:38:47.732 --> 01:38:50.266
همسر شما سرگيجه داره ؟

01:38:50.268 --> 01:38:53.703
نه اون سرگيجه نداره -
 چرا داره -

01:38:53.705 --> 01:38:57.440
اما من با چشم هاي خودم ايشون رو بالاي اون برج بلند کليسا ديدم

01:38:57.442 --> 01:38:59.609
مردم در اين باره زياد صحبت مي کنند

01:38:59.611 --> 01:39:01.944
و واقعا ايشون کاري غير ممکن انجام داده

01:39:01.946 --> 01:39:04.480
،اوه، درسته
 واقعا کاري غير ممکن بود

01:39:04.482 --> 01:39:07.483
...و درسته من

01:39:07.485 --> 01:39:09.485
واقعا بالاي اون برج بودم

01:39:09.487 --> 01:39:12.989
هالوارد چطور ميتوني چنين چيز هايي بگي ؟

01:39:12.991 --> 01:39:16.526
تو حتي نميتوني به بالکون طبقه ي بالا بري

01:39:16.528 --> 01:39:18.594
و هميشه هم اينطوري بودي

01:39:18.596 --> 01:39:22.365
خوب شايد امروز شانس اينو داشته باشي

01:39:22.367 --> 01:39:25.001
که يک جنبه ي ديگر از توانايي هاي منو ببيني

01:39:25.003 --> 01:39:26.469
نه،نه،نه

01:39:26.471 --> 01:39:28.404
خدا منو از دست تو برداره

01:39:28.406 --> 01:39:30.306
من اصلا دوست ندارم چنين صحنه اي را ببينم

01:39:30.308 --> 01:39:33.543
براي اينکه همين الان ميخوام براي  دکتر يک نامه مي نويسم

01:39:33.545 --> 01:39:36.112
و از اون ميخوام که تو رو متقاعد کنه که اين کار رو انجام ندي

01:39:36.114 --> 01:39:37.713
اوه آلين
نه، نه، نه

01:39:37.715 --> 01:39:40.016
براي اينکه خيلي شبيه به آدم هاي مريض حرف مي زني

01:39:40.018 --> 01:39:41.717
تو هالوارد هستي

01:39:41.719 --> 01:39:44.220
تنها توضيح موجه همين ميتونه باشه
تو بيمار هستي

01:39:49.326 --> 01:39:50.693
...پس

01:39:53.997 --> 01:39:55.965
آيا حقيقت داره ؟

01:39:55.967 --> 01:39:57.867
چي ؟

01:39:57.869 --> 01:40:01.170
که از جاهاي بلند متنفرم ؟

01:40:01.172 --> 01:40:02.972
که سر گيجه مي گيرم؟

01:40:04.274 --> 01:40:05.942
بله

01:40:42.145 --> 01:40:45.848
خانم وَنگل،آيا سري به محوطه باغ زده ايد ؟

01:40:49.420 --> 01:40:51.954
يه کمي محوطه را ديده ام

01:40:51.956 --> 01:40:55.224
مي بينم که چند تا گُل هم پيدا کرده ايد

01:40:55.226 --> 01:40:56.993
اوه، بله، درسته

01:40:56.995 --> 01:41:01.197
يک عالمه از اين گلها اون پايين ميان اون بوته ها
رشد کرده اند

01:41:01.199 --> 01:41:03.266
واقعا ؟ هنوز هم اون پايين رشد مي کنند

01:41:03.268 --> 01:41:07.470
خوب، ميدونين
من ديگه خيلي وقته که به اون پايين نرفتم

01:41:07.472 --> 01:41:09.138
نرفتين ؟ واقعا ؟

01:41:09.140 --> 01:41:12.174
بهتر نيست حداقل روزي يکبار اون پايين بدويد ؟

01:41:12.176 --> 01:41:16.145
بايد بگم، که دويدن ديگه از من گذشته

01:41:17.881 --> 01:41:22.084
بهتر نيست هر از گاهي برين اون پايين و به چيز هاي زيباي اونجا سلامي کنيد ؟

01:41:22.086 --> 01:41:24.086
نه

01:41:24.088 --> 01:41:27.356
تا اونجايي که براي مهمه
 اون منطقه ديگه براي من آشنا نيست
 و تبديل به جايي ناشناخته شده

01:41:27.358 --> 01:41:31.160
واقعا احساس بدي پيدا مي کنم وقتي اون پايين ميرم

01:41:32.829 --> 01:41:36.032
يعني نسبت به  باغ خودتون حس بدي داريد؟ -
 اون ديگه باغ من نيست -

01:41:36.767 --> 01:41:38.768
...ديگه اون باغ مثل گذشته نيست

01:41:38.770 --> 01:41:40.703
ديگه بعد از درگذشت پدر و مادرم
اون باغ برام جذابيتي نداره

01:41:40.705 --> 01:41:44.206
بيشتر قسمت هاي باغ از بين رفته و اين خيلي اَسف باره

01:41:44.208 --> 01:41:46.442
حدس بزن که اونا چي کار کردن ؟

01:41:46.444 --> 01:41:48.277
اونها زمين هاي باغ را براي خونه سازي تفکيک کردن

01:41:48.279 --> 01:41:51.814
و براي غريبه ها توي اون زمين ها خونه ساختند

01:41:51.816 --> 01:41:54.584
خونه هايي براي کساني که من حتي اونارو نمي شناسم

01:41:54.586 --> 01:41:56.786
ميدوني، و اين غريبه ها

01:41:56.788 --> 01:41:59.889
جلوي بالکون پنجره شون ميشينن
و به من خيره ميشن

01:41:59.891 --> 01:42:02.725
بنظرت اين مسئله دردناکي نيست ؟

01:42:10.400 --> 01:42:13.069
خانم سولنس ؟

01:42:13.071 --> 01:42:16.672
اشکالي نداره براي مدتي اينجا در کنار شما بشينم ؟

01:42:19.042 --> 01:42:22.912
خيلي هم دوست دارم
اگه خودت اينطور ميخواي

01:42:40.464 --> 01:42:43.899
اينجا جاي خوبيه براي نشستن و آفتاب گرفتن

01:42:46.036 --> 01:42:49.071
اين خوبيه شمارو ميرسونه که اينجا در کنار من بشينيد

01:42:49.073 --> 01:42:52.141
من فکر مي کردم که ترجيح ميدي بري داخل اتاق و پيش همسرم باشي

01:42:52.143 --> 01:42:54.644
بنظرتون من بايد چه کاري با شوهر شما داشته باشم ؟

01:42:54.646 --> 01:42:57.713
بنظرم براي اينکه کمک دستش باشي -
 نه، لطفا -

01:42:58.548 --> 01:43:00.149
بهرحال، اون هم داخل اتاقش نيست

01:43:00.151 --> 01:43:02.485
او رفته به ديدن کساني که قصد دارن خونه هاي جديد بسازن

01:43:02.487 --> 01:43:04.186
اوه

01:43:04.188 --> 01:43:07.390
از روي حالت صورتش ميشد فهميد که خيلي عصباني و خطرناک به نظر مي رسه

01:43:07.392 --> 01:43:10.393
من واقعا شجاعت حرف زدن با او را ندارم

01:43:10.395 --> 01:43:12.261
واقعا اينطوريه ؟

01:43:12.263 --> 01:43:14.930
....اما ميدونستي که همسرم واقعا تنهاي کسيه که

01:43:14.932 --> 01:43:18.234
توي اين دنيا مرام و مَنشي با وقار و مهربون داره؟

01:43:19.336 --> 01:43:21.237
واقعا ؟

01:43:21.239 --> 01:43:24.373
ميدونين خانم وَنگل، شما هنوز بطور کامل
همسر منو نشناخته ايد

01:43:37.387 --> 01:43:41.290
آيا شما خوشحال هستيد از اينکه دارين به خونه ي جديدي نقل مکان مي کنيد؟

01:43:41.292 --> 01:43:46.062
بايد خوشحال باشم
براي اينکه اون دوست داره منو حوشحال ببينه

01:43:46.064 --> 01:43:48.497
فکر نمي کنم تنها دليل خوشحالي شما، اين خونه باشه، اينطور نيست ؟

01:43:48.499 --> 01:43:50.332
اوه، بله همينطوره

01:43:50.334 --> 01:43:55.271
خانم وَنگل، اين جور رفتار کردن جزئي از وظايف زندگي منه

01:43:55.273 --> 01:43:57.239
بايد مطيع و تسليم خواسته هاي اون باشم

01:43:57.241 --> 01:44:00.042
،اما در بعضي مواقع
واقعا مطيع بودن کاره سختيه

01:44:00.044 --> 01:44:03.813
زماني که مجبور باشي پا به روي خواسته ات بزاري
و درونتو سرکوب کني
فقط براي اينکه خواسته ي يکي ديگرو براورده کني

01:44:03.815 --> 01:44:06.816
اوووم، بله
واقعا بايد سخت باشه

01:44:06.818 --> 01:44:10.519
بله سخته
براي کسي که در حد و اندازه من خوب نباشه

01:44:10.521 --> 01:44:13.355
خانم سولنس

01:44:13.357 --> 01:44:18.127
...منظورم اينه که وقتي يک نفر مثل شما دوران خيلي سختي را گذرونده باشه

01:44:18.129 --> 01:44:20.963
تو از کجا ميدوني که من دوران سختي رو
پشت سر گذاشتم؟

01:44:20.965 --> 01:44:23.065
همسرتون اينطور گفت

01:44:23.067 --> 01:44:24.500
اوه

01:44:24.502 --> 01:44:28.471
البته چيز زيادي در اين باره به من نگفته
اما بله ، اين واقعيت داره

01:44:28.473 --> 01:44:32.441
بله درسته
 من دوران سختي را در دوره اي از زندگيم پشت سر گذاشتم

01:44:33.710 --> 01:44:37.279
خانم سولنس عزيز
اول اينکه همه چيز در آتش سوخت و از بين رفت

01:44:37.281 --> 01:44:39.315
بله هر چه که داشتم

01:44:39.317 --> 01:44:41.083
و بعدش

01:44:41.852 --> 01:44:43.586
اتفاقات خيلي بدي رخ داد

01:44:43.588 --> 01:44:45.221
اتفاقات بدتر ؟

01:44:47.124 --> 01:44:49.658
مگه چه اتفاق بدتري بجز آتش سوزي براي من رخ داده ؟

01:44:49.660 --> 01:44:51.660
منظورت چيه ؟

01:44:51.662 --> 01:44:53.863
...منظورم اين بود

01:44:53.865 --> 01:44:55.831
از دست دادن پسر هايتان

01:44:55.833 --> 01:44:58.801
اوه اون موضوع را ميگي

01:44:59.269 --> 01:45:00.936
...خوب

01:45:02.205 --> 01:45:06.308
اون اتفاق جزئي از سرنوشت و تقدير من بود

01:45:06.310 --> 01:45:09.545
و آدم بايد خودشو تسليم اين سرنوشت کنه

01:45:09.547 --> 01:45:12.181
و حتي شايد هم بايد شکرگزار باشه

01:45:13.116 --> 01:45:15.618
آيا شما اين کار را انجام ميدين ؟ -
نه هميشه، براي اينکه مي ترسم -

01:45:15.620 --> 01:45:18.888
اما اينو ميدونم که من وظيفه اي دارم

01:45:18.890 --> 01:45:21.157
که بايد اين وظيفه را به نحو احسن انجام بدم

01:45:21.159 --> 01:45:24.627
اما بعضي وقت ها هم کم مي يارم

01:45:24.629 --> 01:45:26.495
بنظرم حرفتون کاملا قابل درکه

01:45:26.497 --> 01:45:31.333
هميشه به خودم ميگم
که اون اتفاق براي من نوعي مجازات بود

01:45:32.002 --> 01:45:34.136
متوجه منظورتون نميشم

01:45:34.138 --> 01:45:38.774
خواهش ميکنم خانم وَنگل
لطفا در مورد دوقلو هاي کوچولو ديگه صحبت نکنيد

01:45:38.776 --> 01:45:41.677
چرا نبايد الان براي اونها خوشحال باشيم

01:45:41.679 --> 01:45:44.480
براي اينکه مطمئننا در جاي بهتري هستند

01:45:44.482 --> 01:45:46.348
جايي بسيار بسيار خوب

01:45:46.350 --> 01:45:48.751
...و

01:45:48.753 --> 01:45:53.322
معمولا چيز هاي کوچک هستند که در زندگي بدجور شما را آزرده خاطر مي کنند

01:45:53.324 --> 01:45:56.458
وقتي اون چيز هاي کوچک را از دست بدهيد

01:45:56.460 --> 01:46:01.497
چيزهايي کوچکي که از ديدي بقيه مردم بسيار بي ارزش هستند

01:46:02.866 --> 01:46:05.434
خانم سولنس عزيز

01:46:05.436 --> 01:46:07.403
ميشه لطفا به من بگين

01:46:07.405 --> 01:46:10.306
براي اينکه نميدونم

01:46:10.308 --> 01:46:12.408
چه چيز هايي کم اهميت هستند

01:46:14.711 --> 01:46:20.015
تمام عکس هاي خانوادگي روي ديوار

01:46:20.684 --> 01:46:23.619
....همه ي آنها در آتش سوختند و

01:46:24.554 --> 01:46:28.686
تمام،لباس هاي ابريشمي

01:46:28.693 --> 01:46:32.228
ميدوني اون دسته لباس هايي که براي مدت طولاني درخانواده وجود داشتند

01:46:32.230 --> 01:46:34.730
...خوب
همشون در آتش سوختند

01:46:34.732 --> 01:46:39.668
و همينطور تمام لباس هاي بافتني که توسط مادر و مادربزرگم دوخته شده بودند

01:46:39.670 --> 01:46:42.037
همشون  يکباره
در آتش از بين رفتند

01:46:44.475 --> 01:46:47.910
ميتوني سرنوشت جواهرات رو تصور کني ؟

01:46:49.412 --> 01:46:51.080
اوه

01:46:53.583 --> 01:46:56.285
و تمامي عروسک ها

01:46:57.220 --> 01:46:58.954
عروسک ها ؟

01:47:00.557 --> 01:47:04.360
من 9 تا عروسک خوشگل داشتم

01:47:05.328 --> 01:47:08.998
اونها هم سوختند ؟ -
بله همشون -

01:47:09.000 --> 01:47:11.634
و اين حادثه خيلي دردناک بود

01:47:11.636 --> 01:47:14.370
واقعا دردناک بود

01:47:15.205 --> 01:47:17.006
پس

01:47:17.008 --> 01:47:20.643
شما در جواني عروسک جمع مي کردين ؟

01:47:20.645 --> 01:47:23.012
نه ديگه عروسک جديدي نداشتم
فقط نگهشون داشته بودم

01:47:23.014 --> 01:47:26.048
اونارو بيرون ننداختم
.... فقط نگهشون داشه بودم و

01:47:26.050 --> 01:47:29.285
گاهي باهاشون بازي مي کردم يا نگاهشون مي کردم

01:47:29.287 --> 01:47:32.288
حتي زماني هم که بزرگ شدين اين اخلاقتونو داشتين ؟ -
آره هيمشه -

01:47:32.290 --> 01:47:35.424
حتي بعد از اينکه ازدواج کرديد ؟ -
 اوه ، بله -

01:47:38.029 --> 01:47:40.930
، وقتي که همسرم منو نميديد و تنها بودم
 با عروسک هام بازي مي کردم

01:47:42.500 --> 01:47:44.500
اما بعدش، در آتش سوختند

01:47:45.835 --> 01:47:48.237
اون چيز هاي کوچولوي بي زبون،آتش گرفتند

01:47:48.239 --> 01:47:52.308
و هيچکس هم سعي نکرد که انها را از آتش بيرون بياره

01:47:55.278 --> 01:47:56.779
... خداي من، اين موضوع

01:47:56.781 --> 01:47:59.281
واقعا تصور اون آتش سوزي دردناکه

01:48:05.555 --> 01:48:07.456
به من نخند

01:48:07.458 --> 01:48:09.124
من نميخندم

01:48:09.126 --> 01:48:13.963
،براي اينکه حس مي کردم عروسک هام جون دارن
 و زنده هستن

01:48:13.965 --> 01:48:16.198
اونا رو توي بغلم مي گرفتم

01:48:16.200 --> 01:48:18.200
مثل بچه هاي کوچک

01:48:18.202 --> 01:48:21.170
البته نه شبيه به بچه ايي که تازه متولد شده اند

01:48:35.218 --> 01:48:37.619
خوب

01:48:37.621 --> 01:48:39.822
پس خانم سولنس

01:48:39.824 --> 01:48:44.693
پس شما داخل اين اتاق باد گير مي نشينيد و سعي داريد که سرما بخوريد، انطور نيست ؟

01:48:44.695 --> 01:48:48.063
نه
اينجا هم زيباست و هم گرمه

01:48:48.065 --> 01:48:49.665
خوب فکر کنم همينطور باشه

01:48:49.667 --> 01:48:52.735
اما شما براي من يک نوشته فرستادين
.... آيا اتفاقي اُفتاده يا اينکه

01:48:57.841 --> 01:49:00.009
من بايد با شما در مورد چيزي صحبت کنم

01:49:00.011 --> 01:49:01.510
خيلي خوب

01:49:01.512 --> 01:49:05.080
مي بينم که امروز لباس کوهنوردي پوشيدين

01:49:05.082 --> 01:49:06.882
بله همينطوره

01:49:06.884 --> 01:49:09.985
البته امروز قصد کوهنوردي ندارم
 و همينطور نميخوام گردنم را هم بشکنم

01:49:09.987 --> 01:49:14.323
من و شما قراره توي طبقه همکف بمونيم و همديگرو نگاه کنيم،اينطور نيست دکتر ؟

01:49:14.325 --> 01:49:16.959
و در اين فکر هستم که بايد چي تماشا کنيم ؟

01:49:16.961 --> 01:49:19.495
محض رضاي خدا
ديگه راجع به اين موضوع صحبت نکن

01:49:22.799 --> 01:49:27.603
لطفا،خواهش مي کنم اين فکرو از سرش بيرون کن

01:49:28.772 --> 01:49:31.974
خانم وَنگل ، فکر مي کنم ما بتونيم دوستاي خوبي براي هم باشيم

01:49:31.976 --> 01:49:34.143
بنظرتون ميتونيم با هم دوست باشيم ؟

01:49:34.145 --> 01:49:36.712
اگه اينطور بشه ، که خيلي عاليه

01:49:48.825 --> 01:49:50.526
...آيا تا بحال متوجه شدي

01:49:50.528 --> 01:49:54.963
،که زماني که وارد جايي ميشم
همسرم اونجا رو ترک مي کنه ؟

01:49:54.965 --> 01:49:57.966
درواقع من متوجه شدم لحظه اي که شما وارد اتاق ياهر جاي ديگه اي  ميشين

01:49:57.968 --> 01:49:59.735
همسرتون رابه زور بيرون مي کنيد

01:49:59.737 --> 01:50:02.805
اوه،شايدم هم همينطور باشه

01:50:02.807 --> 01:50:06.942
اما راستش اصلا دست خودم نيست

01:50:06.944 --> 01:50:08.877
بهم بگو

01:50:08.879 --> 01:50:10.979
چرا الان به اينجا اومدي ؟

01:50:10.981 --> 01:50:13.048
که شما رو ببينم

01:50:13.050 --> 01:50:17.820
،مطمئننا ديدي که من در کنار او هستم
خوب من ميدونستم که اون ما رو تنها مي زاره

01:50:17.822 --> 01:50:22.224
آيا ناراحت نميشي وقتي ميبيني اون اينجوري از دستت فرار مي کنه ؟

01:50:22.226 --> 01:50:25.360
بعضي وقت ها اين باعث ميشه زندگي آسون تر بشه

01:50:26.729 --> 01:50:29.531
تو احساس بهتري داري،وقتي اون کنارت نيست

01:50:31.535 --> 01:50:35.003
و اينجوري مجبور نيستي که زجر کشيدن شو تماشا کني

01:50:35.005 --> 01:50:36.538
درسته

01:50:49.419 --> 01:50:52.588
آيا حرف زدنتون باهم زياد طول مي کشه؟

01:50:55.458 --> 01:50:58.594
آيا مکالمه بين شما طولانيه ؟

01:50:59.696 --> 01:51:01.897
هيلدي ؟

01:51:01.899 --> 01:51:03.866
اون درباره چي حرف مي زد ؟

01:51:05.735 --> 01:51:07.503
آلين بيچاره

01:51:07.505 --> 01:51:10.606
مطمئنم که به پسر ها اشاره کرد

01:51:12.075 --> 01:51:14.543
او هرگز با اين حادثه تلخ کنار نمي ياد
اون هرگز نميتونه فراموش کنه

01:51:14.545 --> 01:51:15.978
من ميخوام برم

01:51:15.980 --> 01:51:18.180
بري ؟ -
 بله -

01:51:18.182 --> 01:51:21.283
خوب تو نميتوني -
خوب پس ،قراره اينجا چي کار کنم ؟ -

01:51:21.285 --> 01:51:23.852
هيلدي، فقط اينجا بمون

01:51:23.854 --> 01:51:26.922
محض رضاي خدا هم که شده
وضعيت اينجوري نميمونه

01:51:26.924 --> 01:51:28.924
جدا ؟

01:51:28.926 --> 01:51:32.060
من نميتونم در حق کسي که مي شناسم
کار بدي انجام بدم

01:51:32.062 --> 01:51:35.330
شايد اگر فردي کاملا غريبه بود و من نميشناختمش
قضيه فرق مي کرد

01:51:35.332 --> 01:51:37.399
اما من به اين شخص نزديک شدم و اونو ديگه ميشناسم

01:51:37.401 --> 01:51:39.401
نه، من، من نميتونم
متاسفم،من بايد برم

01:51:39.403 --> 01:51:42.671
و بعدش قراره چه اتفاقي براي من بيوفته ؟

01:51:42.673 --> 01:51:45.741
چرا بعد از رفتن تو، من بايد به زندگي کردن ادامه بدم ؟

01:51:45.743 --> 01:51:48.310
تو نبايد نگران اين موضوع باشي

01:51:48.312 --> 01:51:50.913
براي اينکه تو يک چيزي داري

01:51:50.915 --> 01:51:55.284
تو دِيني داري که بايد ادا کني
 و وظيفه ات رو براي به همسرت انجام بدي

01:51:55.286 --> 01:51:56.885
ميتوني با اين چيز زندگي کني

01:51:56.887 --> 01:51:58.220
نه

01:51:58.222 --> 01:51:59.955
نه،هنوز دير نشده

01:51:59.957 --> 01:52:02.291
براي اينکه آلين مُرده

01:52:02.293 --> 01:52:05.594
به خاطر من مُرد

01:52:05.596 --> 01:52:09.198
تمام خون هاي درون بدنش خالي شده

01:52:09.200 --> 01:52:11.600
، و حالا من در حالي که به زنجير کشيده شده ام
...مجبورم

01:52:11.602 --> 01:52:14.403
با کسي که شبيه به آدم هاي زنده نيست، زندگي کنم

01:52:14.405 --> 01:52:18.974
اما من هنوز فرصت تجربه هاي شيرين دارم
من هنوز مستحق شادي و لذت هستم

01:52:18.976 --> 01:52:21.977
کمکم کن
کمکم کن

01:52:21.979 --> 01:52:23.912
من هنوز زنده هستم

01:52:39.495 --> 01:52:42.064
چي داري ميگي ؟ -
بنظرم  اين خيلي احمقانه ست

01:52:42.066 --> 01:52:43.899
که شجاعت اينو نداشته باشي
...که به دنبال

01:52:43.901 --> 01:52:47.269
شادي باشي و درواقع انقدر جربزه نداري
که شادي را براي خودت فراهم کني

01:52:47.271 --> 01:52:48.870
فقط به دنبال ماديات زندگي هستي

01:52:48.872 --> 01:52:51.573
براي اينکه يکنفر وجود داره که
اتفاقا تو اونو خيلي خوب مي شناسي

01:52:51.575 --> 01:52:54.776
کسي که حق نداري تنهاش بزاري
شايد اين حقيقت نداشته باشه

01:52:54.778 --> 01:53:00.048
شايد حقيقت اينه که تو هميشه کاره درست رو انجام ميدي

01:53:00.050 --> 01:53:02.618
..اما بعدش

01:53:04.388 --> 01:53:06.922
خدا

01:53:10.660 --> 01:53:12.294
اوه

01:53:13.763 --> 01:53:17.032
اوه خدا
اي کاش ميشد که به خواب مي رفتيم

01:53:17.034 --> 01:53:21.303
....اي کاش بخواب مي رفتيم و همه ي اين قضايا

01:53:22.272 --> 01:53:24.473
..... و همه ي اين قضايا ميتونست شبيه به

01:53:33.816 --> 01:53:36.451
استاد معمار، من ميدونم پروژه بعدي شما چيه

01:53:36.453 --> 01:53:39.354
جدا ؟ -
خوب چيه ؟ -

01:53:41.291 --> 01:53:44.293
قراره يک کاخ بسازيد

01:53:44.295 --> 01:53:47.763
هيلدي بهم بگو که چطور حدس زدي ؟

01:53:47.765 --> 01:53:51.833
قصر من قراره بالاي تپه ساخته بشه و خيلي هم بلنده

01:53:51.835 --> 01:53:53.935
و هيچ چيز هم در اطرافش وجود نداره

01:53:53.937 --> 01:53:58.774
و اينطوري ميتونم تا دوردست ها را ببينم

01:54:00.343 --> 01:54:03.211
و مطمئنم هستم که يک برج بر روي آن خواهم ساخت

01:54:03.213 --> 01:54:05.514
بله، اوه، بله

01:54:05.516 --> 01:54:08.684
ميدوني عظمت و بلندي اين برج ما را
به وحشت و ترس مي اندازه

01:54:08.686 --> 01:54:11.453
و درست در بالاي اون برج

01:54:11.455 --> 01:54:15.757
يک بالکون وجود داره که سرتاسر برج را احاطه کرده

01:54:15.759 --> 01:54:19.728
و بيرون بالکون،من آنجا خواهم ايستاد

01:54:19.730 --> 01:54:21.263
اوه خداي من

01:54:21.265 --> 01:54:23.398
اينکه شما بخوايد اونجا بايستيد

01:54:23.400 --> 01:54:25.300
جايي به بلندي و وحشتناکي اونجا

01:54:25.302 --> 01:54:28.503
در حالي که سرتون به شدت گيج ميره

01:54:28.505 --> 01:54:32.874
من درست آنجا خواهم ايستاد
 و تو هم ميتواني به من ملحق بشي

01:54:32.876 --> 01:54:37.079
آيا استاد معمار اين اجازه را به پرنسس خودش خواهد داد ؟

01:54:37.081 --> 01:54:39.348
بله، البته

01:54:40.750 --> 01:54:44.386
اما شايد اين ديگه آخرين چيزي باشه که اون بتونه بسازه
استاد معمار بيچاره

01:54:44.388 --> 01:54:47.155
نه
او باز سازه خواهد ساخت

01:54:47.157 --> 01:54:49.424
ميدوني،براي اينکه

01:54:49.426 --> 01:54:52.094
من و تو از همين الان شريک همديگر هستيم

01:54:53.162 --> 01:54:55.831
اما هيلدي بنظرت چي بايد بسازيم ؟

01:55:05.208 --> 01:55:06.842
ببخشيد

01:55:08.878 --> 01:55:10.779
نگاه کن

01:55:10.781 --> 01:55:13.682
قراره خيلي زيبا و محشر بشه

01:55:13.684 --> 01:55:16.885
تو اينجا چي کار مي کني ؟

01:55:16.887 --> 01:55:21.022
خوب، من به سر کارگر قول داده بودم
که براش تاج گُل را مي آروم

01:55:21.024 --> 01:55:23.091
حالا؟

01:55:23.926 --> 01:55:26.361
...پس

01:55:26.363 --> 01:55:28.964
آيا حال پدرت بهتر شده ؟

01:55:32.269 --> 01:55:34.469
نه زياد فرقي نکرده

01:55:35.438 --> 01:55:37.939
اما بگو ببينم، چيز هايي که براش نوشتم

01:55:37.941 --> 01:55:39.474
تونست حالشو بهتر کنه ؟

01:55:39.476 --> 01:55:42.444
نه خيلي دير رسيدند
متاسفم که اينو ميگم

01:55:42.446 --> 01:55:44.379
...اوه،منظورت اينه که

01:55:44.381 --> 01:55:48.984
اون قبل از اينکه کايا برسه به کما رفته بود
در واقع سکته کرد

01:55:48.986 --> 01:55:51.420
خداي من
برو خونه و ازش مراقبت کن

01:55:51.422 --> 01:55:54.756
ديگه در حال حاضر کاري از دست من بر نمي ياد -
ولي تو بايد کنارش باشي -

01:55:54.758 --> 01:55:58.360
خوب،اون الان در کنارشه
اون در کنار تختش نشسته

01:55:58.362 --> 01:56:01.763
منظورت کايا هست ؟ -
بله، کايا -

01:56:03.299 --> 01:56:07.102
اما ببين من ديگه کاري براي تو اينجا ندارم

01:56:07.104 --> 01:56:09.237
بله ميدونم

01:56:09.239 --> 01:56:11.773
اما براي مراسم ميمونم

01:56:12.909 --> 01:56:16.278
اوه، که اينطور
خيلي خوب

01:56:16.280 --> 01:56:20.715
من برم اينو بدم به  مردها
 زود برمي گردم

01:56:24.086 --> 01:56:27.189
من فکر مي کردم که شايد حداقل ازش تشکر کني

01:56:28.524 --> 01:56:30.292
ازش تشکر کنم ؟
 بنظرت بايد ازش تشکر مي کردم

01:56:30.294 --> 01:56:32.093
بله،البته

01:56:32.095 --> 01:56:34.596
تو شايد تنها کسي باشي که بايد ازش تشکر کنم
درست نمي گم ؟

01:56:34.598 --> 01:56:36.765
منظورت چيه ؟ -
اون کجاست ؟ -

01:56:36.767 --> 01:56:40.669
او تاج گُل را به اون مرد ها که اون پايين
در حال کارکردن هستن، داد
او تاج گَل را برداشت ؟

01:56:40.671 --> 01:56:43.839
اگه يه وقت به سرش بزنه و بخواد از برج بالا بره چي ؟

01:56:43.841 --> 01:56:45.674
من بايد جلوشو بگيرم -
متاسفم -

01:56:45.676 --> 01:56:47.943
چند تا بازديد کننده جلوي در ورودي منتظر وارد شدن هستند

01:56:47.945 --> 01:56:50.378
من نميتونم
اما خانم ها رسيده اند
آنها آمده اند که شما را ببينند

01:56:50.380 --> 01:56:53.381
آنها رسيدند ؟
آنها براي ديدن مراسم آمدن ؟

01:56:53.383 --> 01:56:56.051
نميتوني يه جوري ردشون کني برن ؟ -
نه اين غير ممکنه -

01:56:56.053 --> 01:57:00.422
آنها به خانه ي من آمدند
و اين وظيفه ي منه که از آنها مواظبت کنم

01:57:00.424 --> 01:57:05.393
اما شما ميتوانيد همينجا بمانيد
و وقتي که اون برگشت پيش اون بمونيد

01:57:05.395 --> 01:57:07.062
نزار اون بره

01:57:07.064 --> 01:57:10.332
کارهاي زياديه که من الان بايد به انها رسيدگي کنم

01:57:10.334 --> 01:57:14.302
ببخشيد.ميشه براي يک لحظه بيام داخل ؟

01:57:14.304 --> 01:57:17.372
گوش کنيد، من نميخوام شما ها رو ناراحت کنم

01:57:17.374 --> 01:57:20.175
من فقط ميخوام بگم که بايد خيلي با احتياط عمل کنيد

01:57:20.177 --> 01:57:22.844
براي اينکه من مطمئننا غافلگير ميشم
اگه شما بتونين اونو خوب درک کنين

01:57:22.846 --> 01:57:25.280
من اونو بهتر از هر کس ديگه اي توي اين دنيا مي شناسم

01:57:25.282 --> 01:57:28.450
تو فکر ميکني که من بايد از او تشکر کنم ؟
ميتونمي چيزي به شما بگويم ؟

01:57:28.452 --> 01:57:32.621
اين همون مردي که منو براي سال هاي متوالي زير دست خودش قرار داد

01:57:32.623 --> 01:57:36.091
اين مرد زندگي پدر منو داغون کرد
و کاري کرد که پدرم نسبت به من بي اعتنا باشه

01:57:36.093 --> 01:57:39.394
اين مرد باعث شد تمامي احترام و غروري که من واسه خودم داشتم،زير پا له کنم

01:57:39.396 --> 01:57:42.964
و اين مرد نمونه ي واقعيه يک آدم بزدله
اون حتي نميتونه از برجي که خودش ساخته بالا بره

01:57:42.966 --> 01:57:44.933
حتي از برج اين خونه ي جديدي هم که ساخته
نميتونه بالا  بره

01:57:44.935 --> 01:57:48.470
من با چشمان خودم ديدم که اين مرد از برج کليسا بالارفت و تاج گل را به بادنماي سر برج کليسا وصل کرد

01:57:48.472 --> 01:57:51.640
تو واقعا ديدي که اين مرد همچين کاري کنه ؟
و قراره امروز هم همين کار را دوباره انجام بده
و همه شاهد ديدن اين کار خواهيم بود

01:57:51.642 --> 01:57:53.708
بله،اما او اين کار را نخواهد کرد
اون نميتونه

01:57:53.710 --> 01:57:55.977
شايد يک زماني قادر بود بره بالا
ولي الان ديگه نميتونه

01:57:55.979 --> 01:57:59.114
يک چيز ديگري هم هست که بايد بهتون بگم
چيزي که من هم خودم همين امروز بعد از ظهر فهميدم

01:57:59.116 --> 01:58:00.248
درست نميگم ؟

01:58:00.250 --> 01:58:02.517
...ميدوني براي چي اين مرد دست به هر کاري زد که من

01:58:02.519 --> 01:58:04.920
اينجا را ترک نکنم و روي پاي خودم  نباشم

01:58:04.922 --> 01:58:07.622
اون نميخواست من از اينجا برم
...براي اينکه اگه از اينجا مي رفتم

01:58:07.624 --> 01:58:10.592
ديگه نميتونست دست هاي کثيفشو به نامزد من بزنه

01:58:10.594 --> 01:58:12.394
اين واقعيت نداره
اين يک دروغه

01:58:12.396 --> 01:58:14.563
اون خودش امروز بعد از ظهر بهم گفت

01:58:14.565 --> 01:58:16.765
اون گفت که اين مرد روحشو تسخير کرده

01:58:16.767 --> 01:58:20.101
نه،همه چيز درباره ي توئه
اون ميخواست جلوي پيشرفت کاري تو رو گيره

01:58:20.103 --> 01:58:22.637
چرا ؟

01:58:26.108 --> 01:58:28.843
اوه خداي من
 اين همون چيزي بود که هميشه بهش فکر مي کردم

01:58:28.845 --> 01:58:32.781
او بخوبي ميدونست که من ميتونم معمار خوبي بشم
و از همين موضوع  واهمه داشت

01:58:32.783 --> 01:58:36.051
خوب،راستش بايد بگم اون پايين همه چيز داره بر وقف مراد من پيش ميره

01:58:36.053 --> 01:58:39.487
سرکارگر،آقاي تستمن قراه تاج گُل را بر روي برج نصب کنه

01:58:39.489 --> 01:58:41.256
همه چيز قراره عالي پيش بره

01:58:41.258 --> 01:58:44.859
بله،آقاي تسمن واقعا جرات و شجاعت داره

01:58:45.761 --> 01:58:48.196
اون مردي که من تحسينش مي کنم

01:58:48.198 --> 01:58:52.267
اون يک مرد شرافتمند و با غيرت و درستکاره

01:58:54.036 --> 01:58:56.571
دقيقا منظورت از اين حرف ها چيه ؟

01:58:56.573 --> 01:58:58.540
فقط

01:58:58.542 --> 01:59:01.176
تستمن مردي که من بهش احترام مي زارم

01:59:12.555 --> 01:59:14.022
پس

01:59:14.024 --> 01:59:16.391
چي ؟
اين حقيقت داره، مگه نه ؟

01:59:18.294 --> 01:59:20.929
حسابدار ؟

01:59:20.931 --> 01:59:22.397
کايا ؟

01:59:27.737 --> 01:59:29.671
تو کي هستي ؟

01:59:29.673 --> 01:59:31.673
آلين من به اون بطري آبي رنگ نيازدارم

01:59:31.675 --> 01:59:34.576
سولنس
سولنس

01:59:34.578 --> 01:59:36.911
آيا واقعا ميترسي که از برج بالا بري ؟

01:59:36.913 --> 01:59:39.180
آيا تو همين هستي
موجودي بي مصرف ،بدبخت بيچاره  ؟

01:59:39.182 --> 01:59:41.750
اگه تو اينطور در مورد من فکر ميکني
من ديگه نميتونم اين وضع را تحمل کنم

01:59:41.752 --> 01:59:44.152
پس بزار جور ديگري توصيفت کنم

01:59:44.154 --> 01:59:47.722
بزار ببينم ميتوني
و جرات داري که بري بالاي اون برج بايستي

01:59:47.724 --> 01:59:50.225
نه، نميتونم
خيلي دوست دارم اين کارو انجام بدم

01:59:50.227 --> 01:59:54.029
اين چيزيه که من ميخوام
اما نميتونم اين کار رو انجام بدم
 بهت که گفتم

01:59:54.031 --> 01:59:56.598
اين لحظه اي که همه چيز متوقف ميشه

01:59:56.600 --> 01:59:58.466
من ميخوام پروژه ساختمون را نيمه کاره رها کنم

01:59:58.468 --> 02:00:01.469
نه اين لحظه اي که تو بايد شروع به ساختن کني

02:00:01.471 --> 02:00:06.141
براي اينکه تنها نيستي
من با تو هستم
و ما با هم اين پروژه را تموم مي کنيم

02:00:06.143 --> 02:00:08.777
اما هيلدي، ما قراره چه چيزي بسازيم ؟

02:00:08.779 --> 02:00:12.080
ما اين سازه هاي مخصوص را تکميل خواهيم کرد

02:00:12.082 --> 02:00:15.183
و ساختن اين خونه از هر چيز ديگري در اين دنيا
زيباتر خواهد بود

02:00:15.185 --> 02:00:16.718
منظورت اينه که -
 بله -

02:00:16.720 --> 02:00:19.120
ما با کمک هم قصر رويايي را خواهيم ساخت

02:00:19.122 --> 02:00:21.656
که بسيار محکم و استوار خواهد بود

02:00:21.658 --> 02:00:23.992
درست درميان آسمان

02:00:23.994 --> 02:00:27.495
در وسط آسمان محکم و استوار خواهد بود

02:00:27.497 --> 02:00:28.430
سولنس

02:00:28.432 --> 02:00:30.298
هيلدي، اگه قرار باشه اين کار را انجام بدم

02:00:30.300 --> 02:00:32.300
اگه قرار باشه امشب از اون برج بالا برم

02:00:32.302 --> 02:00:35.370
اگه بتونم خودمو تا بالاي برج برسونم

02:00:35.372 --> 02:00:39.174
تصميم دارم آنجا بايستم و براي خودم هورا بکشم

02:00:39.176 --> 02:00:42.811
و بقيه  عمرمو صرف ساخت
و تکميل اين سازه ها کنم

02:00:42.813 --> 02:00:45.447
که مطمئننا باعث خوشحالي خيلي از مردم خواهد شد

02:00:45.449 --> 02:00:46.815
درسته

02:00:46.817 --> 02:00:49.117
اون برج هاي شگفت انگيز

02:00:49.119 --> 02:00:53.288
که استوار و محکم در ميان آسمان قد برفراشته اند

02:00:53.290 --> 02:00:56.791
و قسم مي خورم که با هم آن را تکميل کنيم

02:00:56.793 --> 02:00:59.327
با کمک پرنسسي که عاشقش هستم

02:00:59.329 --> 02:01:00.795
من به اون بطري آبي رنگ احتياج دارم

02:01:00.797 --> 02:01:04.299
و بعدش براي مردم پايين برج
دست تکون بدهم

02:01:04.301 --> 02:01:05.934
و بعدش بيام پايين

02:01:05.936 --> 02:01:10.205
و دستانم رابه دور گردن پرنسس ام مي اندازم

02:01:10.207 --> 02:01:13.041
و بعدش او را ببوسم

02:01:13.043 --> 02:01:15.176
بطري را آوردم

02:01:15.178 --> 02:01:16.711
معمار بزرگ من

02:01:16.713 --> 02:01:18.780
معمار بزرگ من

02:01:21.851 --> 02:01:26.354
آقاي تستمن به من گفت که آمادست
که تاج گُل را به بالاي برج ببره

02:01:26.356 --> 02:01:29.924
خوب من خودم همين الان ميرم اون پايين

02:01:29.926 --> 02:01:32.393
هالوارد ميخواي اون پايين چي کارکني ؟

02:01:32.395 --> 02:01:36.698
من بايد در کنار کارگراني باشم که اون پايين
 در حال کار کردن هستن

02:01:36.700 --> 02:01:41.302
منظوزم اينه که تو چنين مواقعي من بايد اون پايين و در کنار اونها باشم

02:01:41.304 --> 02:01:44.806
به آقاي تستمن بگو که بايد خيلي مواظب باشه

02:01:44.808 --> 02:01:46.341
وقتي اون از برج بالا رفت

02:01:46.343 --> 02:01:49.444
بهم قول بده که تو فراموش نميکني که بهش بگي

02:02:09.999 --> 02:02:11.866
هالوارد ، نه

02:02:11.868 --> 02:02:14.302
بطري همرامه
بطري همرامه

02:02:14.304 --> 02:02:16.604
نه

02:02:16.606 --> 02:02:18.072
خودشه

02:02:18.074 --> 02:02:20.742
برو بالاتر
اوه خداي من

02:02:20.744 --> 02:02:22.610
بالاتر

02:02:22.612 --> 02:02:26.781
اون بايد برگرده
اون نميتونه بره بالا

02:02:26.783 --> 02:02:29.050
داره ميره بالا

02:02:29.052 --> 02:02:32.086
تقريبا ديگه رسيده
تقريبا اون بالاست

02:02:32.088 --> 02:02:35.190
حالا داره تاج گُل را آويزون ميکنه

02:02:36.793 --> 02:02:38.660
حالا داره دست تکون ميده،آره

02:02:44.835 --> 02:02:47.101
هالوارد

02:02:47.103 --> 02:02:48.503
نه

02:03:24.373 --> 02:03:26.341
معمار بزرگ من

02:03:28.510 --> 02:03:30.478
معمار بزرگ من

02:03:36.639 --> 02:03:40.729
<c.lime>اُســــتــــاد مـــعـــمــار</c>

02:03:42.480 --> 02:03:48.480
<c.colorff8040>بر اساس نمايشنامه ي
" استاد معمار "
نوشته هنريک ايبسن</c>

02:03:48.504 --> 02:04:08.504
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:04:08.528 --> 02:04:28.528
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.