﻿WEBVTT

00:00:01.736 --> 00:00:14.836
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:18.060 --> 00:00:27.570
‫جریان تند رودخانه که در مسیر سنگ به دونیم
 .تقسیم شده بود، در نهایت به یکدیگر متصل میشوند

00:00:28.360 --> 00:00:31.030
 کِیو  3" سال 1987"

00:00:31.030 --> 00:00:34.030
‫"میجی 15" سال 1882

00:00:35.200 --> 00:00:37.030
روزگاری پر از عشق بود، زمانی که قلب انسان ها لبریز بود از عشق و عطوفت

00:00:37.030 --> 00:00:40.040
‫‫"میجی 34" سال 1901

00:00:40.040 --> 00:00:41.620
روزگاری پر از عشق بود، زمانی که قلب انسان ها لبریز بود از عشق و عطوفت

00:00:44.500 --> 00:00:51.710
‫دوره‌ی میجی و تایشو با سرزندگی نسلی جدید
.و زرق و برق فرهنگ غربی پر شده بود

00:00:52.220 --> 00:00:55.430
‫بعد از احیای امپراطور میجی،

00:00:55.430 --> 00:01:00.180
‫مردم از سرتا سر دنیا به پایتخت امپراطوری توکیو روان شدند.

00:01:00.770 --> 00:01:03.560
‫شهری که هر گلی در هر رنگی که برایت قابل تصور بود،
 .شکوفه می‌داد و بهار در جای جای آن احساس میشد

00:01:03.560 --> 00:01:04.060
"وزارت خانه‌ی آرنلی"

00:01:04.060 --> 00:01:06.560
‫وزارت‌خانه‌ی تایشو 4 (1915)

00:01:09.360 --> 00:01:09.860
‫بنیو هانومارا، یک جوانی که در هفدهمین سال شکوفایی خود بود.

00:01:09.860 --> 00:01:13.570
<c.colordeb9b9>قسمت اول بانوی مدرن، بنیو هانامورا
 دختری در هفدهمین سال شکوفایی خود بود</c>

00:01:14.280 --> 00:01:16.110
‫شکوفه‌ی گیلاس، شکوفه‌ی گیلاس.

00:01:16.610 --> 00:01:18.370
‫همه جا پر از شکوفه‌ی گیلاسه.

00:01:18.370 --> 00:01:19.200
‫تایشوی 7 (1918)

00:01:19.200 --> 00:01:19.950
‫تایشوی 7 (1918)

00:01:19.950 --> 00:01:22.620
‫تایشوی 7 (1918)

00:01:22.620 --> 00:01:23.500
...روخونه‌ی کویشیکاوا برق میزنه

00:01:26.620 --> 00:01:32.630
‫من یه پاپیون به موهام زدم، یه هاکامای بلوطی تنم کردم و چکمه‌های قشنگم به پامه...

00:01:39.800 --> 00:01:44.890
‫همون طور که مشخصه، من یه دختر مدرسه ای  شیک پوشم.

00:01:46.440 --> 00:01:48.020
‫کلاس امروز در مورد روش دوخت کیمونو هست.

00:01:48.020 --> 00:01:51.480
‫کلاس امروز در مورد روش دوخت کیمونو هست.

00:01:52.020 --> 00:01:56.820
‫قبل از این که شروع کنیم، میخوام کیمونوهای تابستونی
 .که هفته ی پیش باید میبود بدوزید رو تحویل بگیرم

00:01:56.900 --> 00:01:58.200
<i><i>‫یادم رفت.<i><c.white></i></c></i>

00:01:59.410 --> 00:02:01.620
‫قضیه چیه؟ هانامورا-سان؟

00:02:01.830 --> 00:02:05.160
‫اوم. من تکلیف امروز رو پاک یادم رفته بود...

00:02:05.540 --> 00:02:08.170
‫تو هفته‌ی پیشم پاک یادت رفته بود و هفته‌ی پیش ترش...

00:02:08.170 --> 00:02:10.880
‫و دو هفته‌ی پیش تر ترش هم همینطور!!

00:02:10.880 --> 00:02:14.420
‫به عنوان تنبیه برای نیاوردن این چهار تکلیف باید توی راهرو بمونی.

00:02:15.840 --> 00:02:19.390
‫خانمها، آکادمی آتومو تحصیلات نهایی برای عروسان آینده رو ترتیب میده...

00:02:19.390 --> 00:02:24.850
‫ما تمام چیزهایی که یک زن باید بلد باشه رو بهش آموزش میدیم،
 ،از آداب و رسوم گرفته تا مهارت‌های خانه داری

00:02:24.850 --> 00:02:29.440
‫تا همسران مناسبی پیدا کنید و مادران نمونه ای برای ژاپن بشید.

00:02:29.440 --> 00:02:31.020
‫تا همسران مناسبی پیدا کنید و مادران نمونه ای برای ژاپن بشید.

00:02:31.020 --> 00:02:33.440
‫سنسی، منم تکلیفمو فراموش کردم.

00:02:33.440 --> 00:02:34.190
‫سنسی، منم تکلیفمو فراموش کردم.

00:02:35.110 --> 00:02:40.490
‫کیتاکوجی-سان، از هانامورا انتظارش رو داریم، ولی شما تاماکی با استعداد...

00:02:40.490 --> 00:02:42.950
‫درسته، خب حالا؟

00:02:42.950 --> 00:02:48.250
‫همه‌ی ما حقوق خودمون رو داریم و به عنوان یک زن،
 .این ما هستیم که برای خودمون همسر انتخاب می‌کنیم

00:02:48.370 --> 00:02:52.590
‫در نسخه‌ی‌ اول مجله‌ی جوراب آبی هیراتسوکا-سان می‌گن...

00:02:53.250 --> 00:02:56.340
‫" در ابتدا زن خورشید بود"

00:02:56.460 --> 00:02:58.920
‫"حالا، اوه ماه است."

00:02:59.260 --> 00:03:01.430
‫"ما باید تبدیل به زنان جدیدی بشویم"

00:03:01.510 --> 00:03:07.350
‫ما نباید توسط همسرانمون انتخاب بشیم،
 .ما باید کسایی باشیم که اونهارو انتخاب می‌کنند

00:03:07.430 --> 00:03:13.480
‫چه بی نزاکتی‌ای!
 .شماهم همینطور برید بیرون، و بعد از کلاس هم برای تمیز کاری بمونید

00:03:14.730 --> 00:03:17.440
‫تاماکی توهم؟

00:03:18.320 --> 00:03:21.110
‫آره، منم اومدم بیرون پیشت...

00:03:21.280 --> 00:03:24.410
‫سنسی...!!!!
این چه مزخرفاتیه که درمورد مادران نمونه برای ژاپن شدن میگه؟

00:03:24.410 --> 00:03:29.870
‫من هیچ‌وقت ازدواج از پیش تعیین شده بامردی که تا به‌حال ندیدم رو قبول نمی‌کنم.

00:03:29.960 --> 00:03:32.710
<i><i>‫باهام موافق نیستی، بنیو؟</i></i>

00:03:32.710 --> 00:03:36.380
‫آرره، آره، کاملا مزخرفه!

00:03:39.090 --> 00:03:41.550
‫مثل شعر‌های بایرون، گوته و هاین.

00:03:41.550 --> 00:03:46.470
‫ماهم ازدواجای از پیش تعیین شده‌ی والدینمونو
 .می‌پیچونیم و دکتر میشیم یا توی دولت کار میکنیم

00:03:46.470 --> 00:03:50.730
‫ما با یه عشق رومانتیک به روشناییی ستاره‌ها شکوفا میشیم....

00:03:50.730 --> 00:03:56.860
‫ما در هر زمینه‌ای پیشرفت می‌کنیم، و بانوان مدرن دوره‌ی تایشو میشیم.

00:04:01.860 --> 00:04:05.120
‫تاماکی با یه نفر از آکادمی امپراطوری قرار نمیذاشت؟

00:04:05.120 --> 00:04:07.490
‫قبل ازاونم با یه آرتیست بود.

00:04:07.490 --> 00:04:12.790
‫خیلی جسوره، من از وقتی که هفت
.سالم بوده حق نداشتم کنار یه پسر بشینم

00:04:12.790 --> 00:04:17.340
‫عالی نیست؟ من دوست دارم مثل تاماکی عاشق بشم.

00:04:17.340 --> 00:04:19.880
‫ولی شما دونفر خیلی باهم فرق دارین.

00:04:19.880 --> 00:04:21.510
‫از چه نظر؟

00:04:21.510 --> 00:04:23.720
‫کاملا مشخصه.

00:04:23.720 --> 00:04:26.220
‫اول از همه تو سینه‌ت تخته.

00:04:28.510 --> 00:04:32.270
‫شاید، ولی خب منم ایده آلای‌ خودمو دارم.

00:04:35.150 --> 00:04:39.110
<i><i>‫معلومه، درسته، منو تاماکی باهم فرق داریم.,</i></i>

00:04:39.110 --> 00:04:43.200
‫ولی هوا خیلی خوبه، من فقط باید...

00:04:45.200 --> 00:04:47.240
‫نانا، من برگشتم.

00:04:48.620 --> 00:04:50.370
‫یه لحظه میرم اون طرف...

00:04:50.370 --> 00:04:56.580
‫بینیو-سان!
میدونید که پدرتون میخوان چیز مهمی بهتون بگن

00:04:56.580 --> 00:04:57.590
‫نیم ساعت یگه میام.

00:04:57.590 --> 00:04:59.040
‫نیم ساعت یگه میام.

00:05:08.300 --> 00:05:09.720
‫بینو-سان!

00:05:09.720 --> 00:05:13.850
‫خب برای امورز بسه، همگی فردا ادامه میدیم.

00:05:15.230 --> 00:05:18.190
‫ببخشید که مزاحم کلاس کابوکیت شدم.

00:05:18.190 --> 00:05:21.690
‫حس کردم امروز بهترین روزه که با این بازی کنیم.

00:05:21.690 --> 00:05:22.940
‫بادبادک ؟

00:05:23.740 --> 00:05:29.200
‫بالا بگیرش، میخوام بدوام، برو که رفتیم!

00:05:36.330 --> 00:05:40.540
‫میدونستم امروز بهترین روز برای هوا کردنشه!

00:05:47.930 --> 00:05:50.720
‫اگه چوبشو بکشم، نخش پاره میشه!

00:05:50.720 --> 00:05:53.470
‫خب کسی این اطراف نیست که ببینتم.

00:05:55.680 --> 00:05:57.730
‫هی ، بنیو-سان!

00:05:57.730 --> 00:06:00.400
...یه جایی همین اطراف باید باشه

00:06:02.400 --> 00:06:04.860
‫رانمارو،  یکم دیگه بهش میرسم.

00:06:06.280 --> 00:06:10.070
‫این طرفی نیا، بالا رو نگاه نکن، از اون طرف برو...

00:06:11.080 --> 00:06:14.290
‫گرفتمش رانمورا، پرتش میکنم سمتت...

00:06:43.320 --> 00:06:45.070
‫جاییتون آسیب دید؟

00:06:45.150 --> 00:06:47.070
...خیلی ممنونـــ

00:06:47.950 --> 00:06:49.910
‫هی! بیشعور پررو!

00:06:52.870 --> 00:06:54.620
<i><i>‫سیلی زدم!</i></i>

00:06:55.540 --> 00:06:57.410
<i><i>‫چه عکس العمل سریعی...</i></i>

00:06:57.410 --> 00:06:59.330
<i><i>‫اوه به باسنم دست نزده بود.</i></i>

00:06:59.750 --> 00:07:02.170
‫ممنونم که  نجاتم دادین...

00:07:02.170 --> 00:07:05.380
‫ولی اگه شما داد نزده بودین،...

00:07:05.380 --> 00:07:08.630
‫من اصلا از اون بالا نمی‌افتادم.

00:07:08.630 --> 00:07:12.850
دستم یهویی خودش چیز کرد
 ...چون که فکر کردم دارید به چیزم نگاه

00:07:15.310 --> 00:07:20.390
‫کاملا تقصیر من بود، متاسفم، لطفا منو ببخشید، هایکارا-سان!

00:07:15.310 --> 00:07:20.390
!هایکارا-سان: بانوی مدرن

00:07:24.610 --> 00:07:30.150
‫راستی...
 ...خانواده‌ی هانامورا این نزدیکی زندگی می‌کنن؟ سرگرد ارتش

00:07:32.870 --> 00:07:37.080
‫آه، ایجوئین، بنیو به اینجا آوردت؟

00:07:37.080 --> 00:07:41.040
‫دختری که بهش افتخار می‌کنید،
...کاملا همون‌طوره که توصیفش می‌کردین

00:07:41.040 --> 00:07:45.250
‫زیبا و ملیح درست مثل مادرشون که فوت شدن...

00:07:45.540 --> 00:07:48.550
‫ایشون پسر همسایه‌مون رانمورا هستن...

00:07:48.630 --> 00:07:51.590
<i><i>‫پسر؟ پس بنیو...</i></i>

00:07:51.590 --> 00:07:53.970
‫خیلی ببخشید، ولی بنیو منم!!

00:07:54.930 --> 00:07:57.680
‫بنیو میشه یکم چایی بیاری؟

00:07:57.680 --> 00:08:00.060
‫ایجوئین، لطفا تشریف بیا داخل...

00:08:00.180 --> 00:08:06.020
‫چرا من باید بیارم؟
 !خب، اوکی. بهت نشون میدم که میتونم خانومانه رفتار کنم

00:08:06.020 --> 00:08:08.280
‫خب، قوطی چایی کجا بود؟

00:08:11.900 --> 00:08:16.580
‫این جلبک دریایی هیجیکیه، چایی اون جاست.

00:08:17.240 --> 00:08:20.370
‫آه، بسه خانوم.

00:08:20.790 --> 00:08:23.000
‫آب داره زیادی جوش میاد.

00:08:23.000 --> 00:08:25.380
‫اوه، اوه، اوه خودمو سوزوندم.

00:08:26.250 --> 00:08:28.880
‫همیشه اینقدر بی دست و پا نیست...

00:08:28.880 --> 00:08:31.510
‫شاید دیدن شما یکمی مضطربش کرده...

00:08:31.800 --> 00:08:35.390
<i><i>‫بنیو توی مدرسه چی بهت یاد میدن؟</i></i>

00:08:41.560 --> 00:08:43.310
‫لطفا منو ببخشید!

00:08:43.310 --> 00:08:44.980
‫نظرتون در مورد یکم چایی چطوره؟

00:08:44.980 --> 00:08:46.440
‫ممنونم!

00:08:47.980 --> 00:08:54.410
‫براشون اون کیک برنجی هارو بردی؟ صبح توشون کرم دیدم.

00:08:59.080 --> 00:09:01.370
‫بنیو، بیا اینجا!

00:09:15.510 --> 00:09:18.550
‫ایجوئین یه مهمون خیلی خاصه...

00:09:18.930 --> 00:09:22.060
‫میشه لطفا مراقب باشی که تاثیر بدی روش نذاری؟

00:09:22.060 --> 00:09:24.180
‫امروز روز مهمیه که آینده‌ت رو تغییر میده.

00:09:24.180 --> 00:09:26.190
‫امروز روز مهمیه که آینده‌ت رو تغییر میده.

00:09:29.610 --> 00:09:34.030
‫...برو باغ رو بهش نشون بده، و مثل یه خانوم رفتارکن.

00:09:35.860 --> 00:09:38.700
‫قضیه چیه؟ امروز خیلی عجیب رفتار می‌کنید، پدر؟

00:09:39.280 --> 00:09:41.030
<i><i>‫بذار ببینم....</i></i>

00:09:52.800 --> 00:09:55.340
<i><i>‫چه چهره ی جذابی.</i></i>

00:09:57.300 --> 00:10:00.470
‫ستوان دوم، اینطوری سرما میخورید...

00:10:01.260 --> 00:10:05.020
‫دقیقا مثل یه سرباز هرجایی چرت میزنه!!!

00:10:18.070 --> 00:10:20.780
‫یه مبارزه‌ی عالی باهات می‌کنم!

00:10:20.780 --> 00:10:21.580
‫گرفتمت!

00:10:21.580 --> 00:10:22.620
‫هی، گرفتمت!

00:10:22.740 --> 00:10:24.660
‫حمله کردن به آدمی که خوابه یکم نامردیه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:10:24.660 --> 00:10:28.620
‫سرباز باید در هرجا و مکانی آماده باشه.

00:10:28.620 --> 00:10:31.250
‫من حتی کل زورمم نذاشتم.

00:10:31.250 --> 00:10:35.090
‫که اینطور، باشه بیا ببینیم چی تو چنته داری....؟

00:10:39.470 --> 00:10:41.930
‫نمیخواد چون دخترم بهم آسون بگیری.

00:10:42.390 --> 00:10:43.510
‫شروع!

00:10:44.260 --> 00:10:45.140
‫چه خبره؟

00:10:45.140 --> 00:10:46.730
‫یه کاری بکنید، ارباب!

00:10:47.980 --> 00:10:49.060
<i><i>‫خشنه</i></i>

00:10:49.060 --> 00:10:51.020
<i><i>!‫ولی گیرش میندازم</i></i>

00:10:51.100 --> 00:10:55.230
‫چیکار میکنی بنیو؟ تمومش کن، اون مرد...

00:10:56.530 --> 00:10:57.400
<i><i>‫گرفتمت</i></i>

00:10:57.400 --> 00:11:00.860
‫ستوان دوم ایجوئین، همسر آینده‌ی توئه!

00:11:05.450 --> 00:11:08.160
<i><i>!!!!!‫بنیو-سان</i></i>

00:11:11.120 --> 00:11:16.050
‫خانواده ی هانامورا به عنوان هاتاموتو به توکوگاوا شوگونیت خدمت رسانی کردن،

00:11:11.120 --> 00:11:16.050
‫هاتامونو: خانواده‌هایی که به خانوادگان سامورایی خدمت می‌کردن.

00:11:16.050 --> 00:11:19.010
‫و خانواده ی ایجوئین به عنوان یک سامورایی
 .بالا رتبه هم سطح خانواده‌های اشرافی هستن

00:11:19.300 --> 00:11:25.350
‫سال‌ها پیش پدربزرگت و مادربزرگ ایجوئین، عاشق یکدیگه بودن!

00:11:25.470 --> 00:11:28.520
‫ولی زمانه مخالف اونها بود در ابتدای احیای امپراطوری،

00:11:28.520 --> 00:11:31.440
‫اون دو ازهم جداشدن، چون‌که ما جز دسته‌ی ضد امپراطوری بودیم.

00:11:31.440 --> 00:11:35.480
‫اون دو عاشق جوان به طور غم انگیزی از هم جدا افتادن...

00:11:35.480 --> 00:11:38.280
‫اما موقع خداحافظی عهدی بستند،

00:11:38.280 --> 00:11:43.660
‫روزی وقتی صلح برقرار شد، وقتی  آدم‌ها دیگه
 ...طبقه بندی نشدن و وقتی رتبه تفاوتی بینشون ایجاد نکرد

00:11:43.660 --> 00:11:44.240
‫خانواده‌ی ما به هم میپیونده و ما یکی می‌شیم...

00:11:44.240 --> 00:11:47.290
‫خانواده‌ی ما به هم میپیونده و ما یکی می‌شیم...

00:11:48.620 --> 00:11:53.420
‫بر طبق شانس، نسل بعدی هر دو خانواده همگی پسر بودن،

00:11:53.420 --> 00:11:55.710
‫بابت همین این عهد به تو رسیده...

00:11:55.710 --> 00:11:58.260
‫پس ستوان دوم و من...

00:11:58.260 --> 00:12:01.550
‫ازدواج من قبل از به دنیا اومدنم تعیین شده بود...

00:12:03.800 --> 00:12:05.890
‫من رد میکنم!

00:12:06.100 --> 00:12:09.100
‫این عهد دیگه اعتباری نداره.

00:12:09.100 --> 00:12:10.680
‫و حالا چرا اون از بین این همه آدم؟

00:12:10.680 --> 00:12:13.480
‫مادر اون آلمانیه...

00:12:13.600 --> 00:12:15.480
‫ولی اون همیشه توی ژاپن زندگی کرده.

00:12:15.480 --> 00:12:20.440
‫کنت ایجوئین اونو برای سرباز شدن تربیت کرده
!ایشون روزگاری سامورایی ساتسوما دومین بودن

00:12:20.440 --> 00:12:24.410
‫از نگاه من اون نمونه‌ی بارز یه ژاپنیه...

00:12:24.410 --> 00:12:26.200
‫میدونم که ازش خوشت میاد...

00:12:26.200 --> 00:12:31.410
‫ولی من میخوام خودم شوهرمو انتخاب کنم
 ...و هیچ‌وقت به این عهدای قدیمی پایبند نمی‌مونم

00:12:31.410 --> 00:12:34.080
‫بنیو! من بهت دستور میدم!

00:12:34.080 --> 00:12:38.460
‫بعد از اینکه همه چی ترتیب داده شد،
 !تو برای آموزش های لازم به خونشون فرستاده میشی

00:12:38.460 --> 00:12:40.920
‫پس خودتو آماده کن، هرکاری میگم انجام بده...

00:12:40.920 --> 00:12:43.220
‫این خیلی.....اخ!

00:12:43.970 --> 00:12:47.850
‫هیچ وقت نتونستم زمان مناسب رو برای گفتن بهش پیدا کنم.

00:12:47.930 --> 00:12:51.520
‫تقصیر منه که اینجوری پسرمابانه بزرگ شد...

00:12:51.520 --> 00:12:54.230
‫اون روح قوی تورو به ارث برده...

00:12:54.770 --> 00:12:58.020
‫کمکم کن، تا مراقبش باشم.

00:13:03.950 --> 00:13:05.610
‫من برگشتم، تنمارو...چیمارو!

00:13:05.610 --> 00:13:07.160
‫خوش اومدین.

00:13:07.160 --> 00:13:08.780
‫کیساراگی، مادربزرگ کجاست؟

00:13:08.780 --> 00:13:10.910
‫ایشون توی آلاچیق حیاط داخلی ان!

00:13:10.910 --> 00:13:13.660
‫امروز نامه های بیشتری براتون اومده، قربان.

00:13:13.660 --> 00:13:16.290
‫ممنونم، لطفا بذارشون توی اتاقم...

00:13:16.290 --> 00:13:17.460
‫بله قربان.

00:13:21.000 --> 00:13:22.420
‫من برگشتم.

00:13:22.420 --> 00:13:25.300
‫شینوبو، خوش اومدی!

00:13:25.300 --> 00:13:28.470
‫چطور بود؟ دختر هانامورا چطور بود؟

00:13:28.550 --> 00:13:34.350
‫بنیو تقریبا با اون چیزی که فکر میکردم فرق داره، ولی دختر جوون و سرزنده‌ایه.

00:13:34.430 --> 00:13:36.810
‫در مورد هر کاری که انجام میده حسابی سرسخته!

00:13:37.150 --> 00:13:42.150
‫بیشتر از این که شبیه یه زن باشه،
 !شبیه خودشه، اون خیلی جذابه

00:13:42.150 --> 00:13:47.820
‫پس، دوست داری که باهاش ازدواج کنی؟ با اون بانوی جوان، بنیو-سان؟

00:13:47.820 --> 00:13:51.200
‫بله مادربزرگ، اگه این چیزیه که شمارو خوشحال میکنه!

00:13:51.330 --> 00:13:53.500
‫ممنونم، شینوبو.

00:13:53.500 --> 00:13:57.710
‫دیگه وقتشه یه عهد خانوادگی دراز رو عملی کنیم.

00:13:58.080 --> 00:14:01.420
‫بالاخره  این دو خانواده یکی میشن..

00:14:01.420 --> 00:14:03.380
‫سلام، شینوبو-سان!

00:14:03.590 --> 00:14:05.010
‫سلام، تاماکی...

00:14:05.010 --> 00:14:08.760
‫مادربزرگت گفت که میتونم از گلای تو باغچه بچینم.

00:14:09.220 --> 00:14:11.390
‫خیلی خوشگلن،  مگه نه؟

00:14:11.680 --> 00:14:15.060
‫دیگه کارم تموم شده، پس دیگه برم!

00:14:15.060 --> 00:14:17.690
‫همراهیت کنم؟

00:14:20.480 --> 00:14:23.900
‫شکوفه های بنیبانا امسال زود در اومدن....

00:14:24.030 --> 00:14:26.650
<i><i>‫بنی بانا....بنیو.....</i></i>

00:14:26.820 --> 00:14:29.110
<i><i>‫این گلا کاملا مناسبشن</i></i>

00:14:31.780 --> 00:14:35.790
‫to ne or not to be این سواله!

00:14:35.790 --> 00:14:41.000
‫این یک نمایشنامه، از نمایشنامه نویس بزرگ انگلیسی شکسپیره.

00:14:41.000 --> 00:14:43.590
‫هانامورا، لطفا خط رو ترجمه کن.

00:14:43.800 --> 00:14:46.050
‫هانامورا، هانامورا!

00:14:46.050 --> 00:14:47.800
‫داری خیال بافی میکنی؟

00:14:47.800 --> 00:14:49.470
‫برو یه آبی به صورتت بزن.

00:14:49.470 --> 00:14:51.220
<i><i>‫خیله خب....</i></i>

00:14:51.970 --> 00:14:55.930
‫قضیه چیه بنیو؟ کل روز حواست پرت بود...

00:14:57.060 --> 00:14:58.890
‫تب داری؟

00:14:58.890 --> 00:15:00.310
‫چیزی نگرانت کرده؟

00:15:00.310 --> 00:15:03.480
‫تو اینجوری نبودی که بریزی توی خودت...

00:15:03.570 --> 00:15:05.650
‫زود باش، بهمون بگو!

00:15:05.730 --> 00:15:07.030
‫خب....چیزه....

00:15:07.030 --> 00:15:08.950
‫پدرم ....

00:15:09.700 --> 00:15:11.410
‫تو نامزد داری؟

00:15:11.410 --> 00:15:13.160
‫چه شکلیه؟ چند سالشه؟

00:15:13.160 --> 00:15:14.740
‫قراره مراسم بگیرین؟

00:15:14.740 --> 00:15:16.700
‫قدبلنده و خوش قیافه ست؟

00:15:16.700 --> 00:15:17.750
‫تو خیلی خوش شانسی!

00:15:17.750 --> 00:15:19.710
‫من اصلا هم خوش شانس نیستم!!!

00:15:20.580 --> 00:15:24.090
‫من نمیخوام فقط بابت حرف پدرم زن کسی بشم.

00:15:24.090 --> 00:15:26.130
‫من میخوام خودم همسرمو پیدا کنم.

00:15:26.130 --> 00:15:29.380
‫من بانوی مدرن تایشوام، و لیاقت اینو دارم که به اختیار خودم عاشق بشم.

00:15:29.380 --> 00:15:31.640
‫درسته...همه‌مون لیاقتشو داریم...

00:15:31.640 --> 00:15:33.140
‫تاماکی....

00:15:33.350 --> 00:15:35.890
‫گفتی یه اشراف زاده‌ی درباریه؟

00:15:35.890 --> 00:15:39.480
‫خیلی سخته که آداب رسوم زندگیشون رو یاد بگیری، مثلا...

00:15:39.480 --> 00:15:44.190
‫اوماواری، اوکاکا، ایر-یری، اوکابه،
 میسو-میسو، سوکو-سوکو، هاری-هاری، سورو-سورو

00:15:44.190 --> 00:15:46.070
‫معنی اینارو میدونی؟

00:15:46.070 --> 00:15:48.990
‫اونا به چاشنی غذا، سس لوبیای قرمر، سویای کبابی و توفو اینارو میگن.

00:15:48.990 --> 00:15:52.360
‫لباسای میسو، موهای دم اسبی، طالبی خشک شده، و ده پای خشک شده.

00:15:52.360 --> 00:15:56.740
‫اونا حتی ژاپنی حرف نمیزنن، نمیخوام، ازش متنفرم.

00:15:56.740 --> 00:15:58.290
‫چیکار کنم تاماکی؟

00:15:58.290 --> 00:16:02.040
<i><i>‫ازدواج با یه اشرافی؟ نکنه که بنیو....</i></i>

00:16:02.040 --> 00:16:03.420
<i><i>‫نه، غیر ممکنه.</i></i>

00:16:03.540 --> 00:16:05.420
‫گوشت قلقلی سوکونه، اینو میشناسن؟

00:16:05.420 --> 00:16:07.630
‫سو...سو...کونه؟

00:16:07.840 --> 00:16:10.510
‫چند روز بعد، یک شنبه

00:16:10.720 --> 00:16:12.300
‫نمیخوام!

00:16:12.470 --> 00:16:14.300
‫ارباب.

00:16:14.970 --> 00:16:17.430
‫ایشون از روزی که بهش گفتین اینطوری شدن...

00:16:17.430 --> 00:16:19.640
‫اینجوری مریض میشن....

00:16:19.720 --> 00:16:24.100
‫مطمئنم برای همه‌ی دخترا تا قبل روز ازدواجشون همین طوریه!

00:16:29.530 --> 00:16:32.490
‫زندگی یک زن جدید...

00:16:36.320 --> 00:16:37.580
‫رانمارو.

00:16:38.540 --> 00:16:41.870
‫اون بیرون چیکار می‌کنی؟

00:16:42.000 --> 00:16:46.210
‫بنیو-سان، شنیدم که قراره با اون مرد ازدواج کنین، درسته؟

00:16:46.210 --> 00:16:47.040
‫ها؟

00:16:47.040 --> 00:16:51.550
‫من از وقتی بچه بودیم، کل این مدت...

00:16:51.550 --> 00:16:53.550
!دوستتون داشتم

00:16:56.300 --> 00:16:57.800
‫چی؟ چی گفتی؟

00:16:57.800 --> 00:16:58.930
‫درسته!

00:16:58.930 --> 00:17:02.730
‫ولی طبقه‌ی شما با من فرق داره و منم از شما  کوچیکترم،

00:17:02.730 --> 00:17:05.020
‫بابت همین هیچ‌وقت تا الان بهتون نگفته بودم.

00:17:05.020 --> 00:17:07.610
‫اینکارو نکنین! با اون مرد ازدواج نکنین!

00:17:07.690 --> 00:17:10.320
‫بنیو-سان، فرار کنید و با من ازدواج کنید.

00:17:10.320 --> 00:17:13.530
‫من از وقتی که اون مردو دیدم دارم
....به این مسئله فکر می‌کنم، درنهایت تصمیم گرفتم

00:17:13.530 --> 00:17:14.860
‫این تنها شانس ماست.

00:17:14.860 --> 00:17:19.910
‫من خانواده‌مو ترک می‌کنم؛ تا با شما باشم،
 .نیازی ندارم که بازیگر کابوکی بشم

00:17:21.370 --> 00:17:24.290
‫اگه منو به جای نامزدتون انتخاب می‌کنید،

00:17:24.290 --> 00:17:26.670
‫ساعت 6 جلوی دانشگاه منتظرتونم.

00:17:26.670 --> 00:17:28.080
‫اونجا میبینمتون.

00:17:29.090 --> 00:17:31.000
<i><i>‫نمیدونستم...</i></i>

00:17:31.000 --> 00:17:33.090
<i><i>‫اون در مورد من اینطوری فکر می‌کنه.</i></i>

00:17:33.260 --> 00:17:35.840
<i><i>‫من همیشه اونو به چشم برادر کوچیکترم می‌دیدم.</i></i>

00:17:36.260 --> 00:17:39.720
<i><i>‫ولی پشت اون رفتار جدی، اون....</i></i>

00:17:40.560 --> 00:17:42.890
<i><i>‫احساسات رانمارو یکم قلقلکم داد...</i></i>

00:17:42.890 --> 00:17:45.770
<i><i>‫ولی فرار کردن خیلی رسواییه...</i></i>

00:17:45.850 --> 00:17:47.310
‫خانوم.

00:17:47.310 --> 00:17:49.360
‫ستوان دوم براتون گل فرستادن.

00:17:49.360 --> 00:17:51.150
‫اسم این گل ها چی بود؟

00:17:51.150 --> 00:17:52.530
‫بنی‌بانا!

00:17:53.820 --> 00:17:54.990
‫چرا بنی‌بانا؟

00:17:54.990 --> 00:17:55.240
‫<i>"گل ها منو یاد تو انداختن"<i></i>

00:17:55.240 --> 00:17:57.240
‫<i>"گل ها منو یاد تو انداختن"<i></i>

00:17:57.240 --> 00:18:00.990
‫اینا نماد اون شاهزاده‌ی دماغ قرمز زشت از افسانه‌ی گنجی نبود؟

00:18:00.990 --> 00:18:03.250
‫خب که چی؟

00:18:03.250 --> 00:18:05.790
‫من خیلی زیبا نیستم، ولی اینکه اینو بگی...

00:18:05.790 --> 00:18:07.460
‫<i>"گل ها منو یاد تو انداختن"<i></i>

00:18:07.460 --> 00:18:08.380
‫چه گستاخ!

00:18:08.380 --> 00:18:10.590
‫اه خیلی عصبانیم کرد...

00:18:11.630 --> 00:18:16.380
<i><i>‫من باید با کسی ازدواج کنم که هیچ حسی بهم نداره.</i></i>

00:18:16.380 --> 00:18:18.930
<i><i>‫اگه این طوریه، ترجیح میدم فرار عاشقانه کنم.</i></i>

00:18:18.930 --> 00:18:20.050
<i><i>‫زنده باد فرار عاشقانه!</i></i>

00:18:20.050 --> 00:18:21.350
<i><i>‫هورا فرار عاشقانه </i></i>

00:18:23.010 --> 00:18:25.930
<i>‫فرار عاشقانه‌ی بی‌نظیر...</i>

00:18:33.400 --> 00:18:35.360
‫ممنونم که منتظرم موندی، رانمارو.

00:18:35.360 --> 00:18:40.070
‫بنیو-سان، خیلی خوشحالم که منو انتخاب کردی تا باهام بیای .

00:18:40.410 --> 00:18:42.330
‫بیا سفرمونو شروع کنیم.

00:18:42.450 --> 00:18:45.200
‫چشمه‌ی آب‌گرم آتامی چطوره؟

00:18:45.200 --> 00:18:47.620
‫بزن بریم!

00:18:48.160 --> 00:18:50.790
<i><i>‫پس برای همیشه، خداحافظ پدر، خداحافظ خانواده، خداحافظ بچه‌ها</i></i>

00:18:50.790 --> 00:18:55.800
<i><i>.‫از امروز، راه خودمو مستقیم به سوی مدرنیت پیش می‌گیرم</i></i>

00:18:56.630 --> 00:18:57.880
چی؟

00:18:57.880 --> 00:18:59.720
‫ارباب!

00:18:59.720 --> 00:19:00.590
!ارباب

00:19:00.590 --> 00:19:01.340
‫چیشده؟

00:19:02.140 --> 00:19:03.720
‫این چیه؟

00:19:04.680 --> 00:19:08.980
‫میخوام که دنبال دخترم و پسر همسایه‌ی کناریمون بگردین.

00:19:09.190 --> 00:19:14.020
‫مردم میگن که وقتی به سمت جاده ی تاکیادو میرفتن دیدنشون.

00:19:14.230 --> 00:19:18.740
‫اگه امشب پیداشون نکنیم،
 .فردا یه گزارش  مبنی بر اینکه گم شده به پلیس میدم

00:19:18.820 --> 00:19:20.990
‫باید تا زمانی که ازدواج می‌کنه، حواسم بهش باشه.

00:19:21.160 --> 00:19:23.620
‫میخوام که بی سروصدا انجام بشه.

00:19:23.740 --> 00:19:26.120
‫متاسفم که شماهارو درگیر کردم.

00:19:26.120 --> 00:19:28.790
‫ما خیلی خوب دخترتونو میشناسیم.

00:19:28.910 --> 00:19:30.670
	‫کاملا متوجه‌ایم.

00:19:30.670 --> 00:19:32.960
‫همین الان میریم و پیداش می‌کنیم.

00:19:34.340 --> 00:19:35.920
‫سرگرد هانامورا.

00:19:36.420 --> 00:19:38.630
برای بنیو-سان اتفاقی افتاده؟

00:19:39.590 --> 00:19:42.300
‫نکنه....بخاطر منه؟

00:19:42.300 --> 00:19:44.930
‫نه، اصلا ربطی به شما نداره!!

00:19:45.060 --> 00:19:47.470
‫من مسئول این قضیه‌م.

00:19:51.640 --> 00:20:02.160


00:19:51.640 --> 00:20:02.160
معبد
شینا
گاوا

00:19:54.230 --> 00:19:57.320
‫خیلی دور شدیم دیگه، الان نزدیک کاناگاواییم؟

00:19:57.320 --> 00:19:58.820
‫این جا نوشته شیناگاوا

00:19:58.820 --> 00:20:02.160
‫خدای من، توکیو خیلی بزرگه.

00:20:02.570 --> 00:20:05.370
‫بیشتر از سه ساعته که داریم راه میریم.

00:20:05.370 --> 00:20:07.330
‫من گرسنه‌م شده...

00:20:07.410 --> 00:20:10.410
‫الانم که توی این ساعت همه رستورانا بسته‌ست.

00:20:10.410 --> 00:20:12.170
‫چیکار باید بکنیم؟

00:20:13.000 --> 00:20:17.880
‫شما دوتا جوون این جا چیکار می‌کنین این موقع شب؟
 !بیرون ممکنه اوخ بشین

00:20:17.880 --> 00:20:22.470
	‫اگه کسی بهتون حمله کنه تقصیره خودتونه، میدونید که؟
 !پس بدویید برید خونه

00:20:27.720 --> 00:20:29.220
‫الان منو زدی؟

00:20:29.220 --> 00:20:31.730
‫این تتوی ماهی قرمزو رو بازوم نمیبینی؟

00:20:31.730 --> 00:20:36.230
‫من شیگوروی رودخونه‌ی ریکاشم...

00:20:40.400 --> 00:20:42.070
<i>‫بنیو-سان</i>

00:20:42.780 --> 00:20:45.740
‫خب دیگه داری میری رو مخ...

00:20:54.830 --> 00:20:56.920
‫و-واو...

00:20:58.380 --> 00:20:59.960
‫بازم کتک میخوای؟

00:21:00.420 --> 00:21:02.590
‫اگه میخوای باز بزنمت.

00:21:02.590 --> 00:21:04.970
‫امروز خیلی حالم قاطیه!

00:21:06.640 --> 00:21:08.260
‫نه، غلط کردم.

00:21:08.260 --> 00:21:10.350
‫اوشیگورو به قلاب افتاد!

00:21:10.560 --> 00:21:14.060
‫رئیس، لطفا منو به عنوان نوکر خودتون قبول کنید.

00:21:14.230 --> 00:21:17.110
‫چی...؟ نو..کر؟

00:21:17.230 --> 00:21:20.730
‫من، رئیس؟

00:21:20.980 --> 00:21:23.610
‫واقعا دارین فرار می‌کنین؟ این جاده خیلی بدقلقه!

00:21:23.610 --> 00:21:25.360
‫واقعا دارین فرار می‌کنین؟ این جاده خیلی بدقلقه!

00:21:25.360 --> 00:21:25.990
‫بیاید اول یکم ساکه بخوریم،
 .این فنجون رو به عنوان نمادی از وفاداری میچرخونیم

00:21:25.990 --> 00:21:29.620
‫بیاید اول یکم ساکه بخوریم،
 .این فنجون رو به عنوان نمادی از وفاداری میچرخونیم

00:21:32.040 --> 00:21:34.500
‫خوشمزه‌ست، عالیه!

00:21:34.500 --> 00:21:37.830
‫اوه؛ ظرفیت الکلت خیلی بالاست، عالیه!!

00:21:41.210 --> 00:21:44.220
‫هی بنیو-سان، پس فرار عاشقانه‌مون چی میشه؟

00:21:44.220 --> 00:21:46.380
‫چیشده؟ رانمارو؟

00:21:46.380 --> 00:21:50.470
‫ها....ران،
...عجیبه، دوتا شدی

00:21:50.470 --> 00:21:51.220
‫چشمات چرا این‌جوریه؟

00:21:51.220 --> 00:21:53.180
‫چشمات چرا این‌جوریه؟

00:22:09.780 --> 00:22:13.040
‫بنیو-سان حسابی مست شده...

00:22:13.540 --> 00:22:17.120
‫فرار عاشقانه‌مون تبدیل شد به یه عیاشی شبانه.

00:22:17.750 --> 00:22:20.290
<i>!‫پس بیخیال میشم</i>

00:22:23.000 --> 00:22:24.800
‫آه، پس اینجا بودین.

00:22:24.880 --> 00:22:26.760
‫خیلی خوشحالم که پیداتون کردم...

00:22:26.970 --> 00:22:28.930
‫زود باشید، باید برگردیم خونه!

00:22:29.300 --> 00:22:31.350
‫بنیو-سان! ستوان دوم اومدن!

00:22:31.350 --> 00:22:33.470
‫حتما اومدن دنبال ما.

00:22:33.560 --> 00:22:35.270
‫شما ایشونو میشناسید؟

00:22:35.270 --> 00:22:39.520
‫هی ببین، حتی اگر تو نامزدش باشی،
 !من مجبور نیستم اینو قبول کنم

00:22:39.600 --> 00:22:43.980
‫واسه همینم ما فرار کردیم، من واقعا عاشق بنیو-سانم.

00:22:45.150 --> 00:22:46.990
...رانمارو-کون

00:22:47.990 --> 00:22:50.820
‫یوشیگورو، حواست به رانمارو باشه!

00:22:55.120 --> 00:22:56.700
‫بنیو-سان؟

00:22:57.750 --> 00:23:00.210
‫همین جا منتظر بمون.

00:23:02.840 --> 00:23:06.590
‫نمیدونم پدرم چی گفته؟..

00:23:07.720 --> 00:23:11.140
‫من دیگه به خونه برنمیگردم...

00:23:12.220 --> 00:23:14.810
‫متوجه‌م که رانمارو در مورد احساسش صادقه...

00:23:14.970 --> 00:23:18.230
‫اون کاملا بهت متعهده و می‌دونم که خودتم اینو میدونی...

00:23:18.230 --> 00:23:23.690
‫درسته! فرار عاشقانه‌مون خیلی جدیه...

00:23:24.320 --> 00:23:26.530
‫اون مطمئنا بهتر از من تورو میشناسه...

00:23:26.530 --> 00:23:30.570
‫و تورو عمیق تر از منی که تازه باهات آشنات شدم دوست داره....

00:23:33.240 --> 00:23:36.240
‫من فقط میخوام یه چیزو بدونم،

00:23:37.540 --> 00:23:38.830
<i>‫بنیو-سان...</i>

00:23:39.330 --> 00:23:43.130
‫توهم رانمارو رو به اندازه ای که اون دوستت داره، دوست داری؟

00:24:01.890 --> 00:24:08.820
‫ولی...من فقط میخوام خودم انتخاب کنم که چه طوری زندگی کنم!

00:24:10.860 --> 00:24:13.990
‫برای این که اینو ثابت کنی، نیازی به فرار کردن نداری!

00:24:14.450 --> 00:24:16.160
‫بیا برگردیم خونه.

00:24:20.040 --> 00:24:21.750
<i><i>‫چش شده؟</i></i>

00:24:21.750 --> 00:24:24.330
<i><i>...فقط دستمو گرفته</i></i>

00:24:24.580 --> 00:24:27.920
<i><i>‫صبر کن، یه چیز دیگه هم هست که میخوام بگم</i></i>

00:24:30.880 --> 00:24:32.630
<i><i>‫به خاطر ساکه‌ست؟</i></i>

00:24:32.630 --> 00:24:36.930
<i>‫هیچ جونی ندارم سرم گیج میره!</i>

00:24:37.100 --> 00:24:41.930
<i>‫تنها چیزی که حس می‌کنم دست گرم اون و تپش قلب خودمه!</i>

00:24:42.480 --> 00:24:44.230
<i>‫دارم رویا میبینم؟</i>

00:24:44.230 --> 00:24:47.360
<i>‫احساس میکنم توی هوا معلقم!</i>

00:24:48.320 --> 00:24:52.700
<i>‫اوشیگورو، رانمارو اینجوری به من نگاه نکنین!</i>

00:24:52.950 --> 00:24:55.320
<i>‫ما داشتیم فرار میکردیم...</i>

00:24:55.320 --> 00:24:57.330
<i>‫ولی الان...</i>

00:24:58.870 --> 00:25:00.700
<i>‫مثل یه رویاست!</i>

00:25:00.700 --> 00:25:04.870
<i>‫تو توی همه‌ی رویاهای من حضور داری...</i>

00:25:08.290 --> 00:25:10.340
!!!!دختره‌ی احمق

00:25:10.630 --> 00:25:13.590
‫دیشب خیلی بی حیایی کردی...

00:25:16.680 --> 00:25:21.060
دیشب دقیقا چقدر مست کردی؟

00:25:21.220 --> 00:25:22.770
<i>‫ستوان دوم</i>

00:25:22.770 --> 00:25:27.060
<i>‫الان درمورد من چه فکری میکنه؟</i>

00:25:27.150 --> 00:25:30.900
<i>!‫خب، فرقی هم برام نمیکنه در هر صورت قصد نداشتم باهاش ازدواج کنم</i>

00:25:30.900 --> 00:25:33.440
	<i>‫الان حتما ازدواج رو کنسل می‌کنه!</i>

00:25:34.030 --> 00:25:35.240
<i>‫بنیو!</i>

00:25:35.990 --> 00:25:40.540
‫شینوبو-کون همین الان زنگ زد، گفت هنوز میخواد باهات ازدواج کنه!

00:25:40.910 --> 00:25:45.460
‫یه تاریخ برای روزی که به اونجا میری تا وظایف 
!خانه داری رو یاد بگیری مشخص کردیم، بهترین تلاشتو بکن

00:25:45.620 --> 00:25:48.210
‫چی؟ کنسلش نکرد؟

00:25:49.040 --> 00:25:52.420
<i>‫میدونه ازش بیزارم، من حتی فرار کردم!</i>

00:25:52.420 --> 00:25:55.090
<i>‫هدفش چیه؟</i>

00:25:56.380 --> 00:25:58.720
<i>.امروز نمیخوام بهش فکر کنم</i>

00:25:58.720 --> 00:26:00.970
<i>‫گمونم بهتره برم مدرسه!</i>

00:26:08.190 --> 00:26:10.690
‫صبحتون بخیر.

00:26:10.860 --> 00:26:14.570
<i>‫اوه حواسم به این آدما نبود!</i>

00:26:14.570 --> 00:26:16.450
‫برید کنار، برید کنار!

00:26:16.450 --> 00:26:19.320
‫رئیس بنیو دارن میان...

00:26:19.700 --> 00:26:21.830
‫من همینجا میمونم، رئیس!

00:26:22.450 --> 00:26:23.830
‫اون کیه؟

00:26:23.830 --> 00:26:26.460
‫قیافه‌ش ترسناکه، یاکوزائه؟

00:26:26.460 --> 00:26:28.540
<i>‫روی بنر نوشته بنیو-ساما</i>

00:26:28.540 --> 00:26:30.330
.شاید استخدام شده

00:26:44.930 --> 00:26:45.390
‫ممنونم بابت کتاب.

00:26:45.390 --> 00:26:46.850
‫ممنونم بابت کتاب.

00:26:46.850 --> 00:26:47.770
‫اوهوم.

00:26:53.020 --> 00:26:56.030
‫چیشده؟ چرا آه میکشی؟

00:26:56.440 --> 00:26:58.030
‫دلم شکسته.

00:26:58.030 --> 00:26:59.860
‫چی؟ تو، تاماکی؟

00:26:59.860 --> 00:27:02.660
‫کدوم مردی میتونه تورو رد کنه؟

00:27:02.660 --> 00:27:07.870
‫درواقع اعترافی نکردم، پس اونجوری رد نشدم...

00:27:08.040 --> 00:27:11.290
‫من از بچگی عاشق اون مرد بودم!

00:27:11.290 --> 00:27:16.170
‫ولی بهم گفتن خانواده‌ش واسش یه نامزد درنظر گرفتن...

00:27:16.300 --> 00:27:19.090
‫اون عشق واقعیت بود!

00:27:21.260 --> 00:27:23.930
...میدونستم این طوری پیش میره

00:27:24.010 --> 00:27:29.390
‫من با کلی آدم قرار گذاشتم،
 .فقط به خاطر اینکه کسی بهتر از اون رو پیدا کنم

00:27:29.390 --> 00:27:30.980
‫ولی نتونستم...

00:27:30.980 --> 00:27:35.360
‫هیچ وقت نمیدونستم یه نفرو انقدر دوست داشتی، چه شکلیه؟

00:27:35.360 --> 00:27:37.280
‫خب، چرا نمیای ببینیش؟

00:27:37.280 --> 00:27:40.860
‫قراره امروز با هم به تماشای یه اپرا توی آساکوسا بریم.

00:27:46.910 --> 00:27:49.000
‫چقدر شلوغه.

00:27:49.160 --> 00:27:51.040
‫بهش میگن: "پرارگولو"

00:27:51.250 --> 00:27:53.580
‫اینا طرفدارای اپرا هستن...

00:27:53.580 --> 00:27:55.670
‫اوه، اون جاست.

00:27:57.260 --> 00:27:58.970
‫تاماکی، اون؟

00:27:58.970 --> 00:28:01.800
‫اونه، شینوبو ایجوئین.

00:28:02.390 --> 00:28:03.720
‫هی، تاماکی.

00:28:03.720 --> 00:28:05.640
<i><i>‫صبر کن ببینم...بنیو-سان؟</i></i>

00:28:05.640 --> 00:28:06.720
‫چی....؟

00:28:07.010 --> 00:28:08.810
<i><i>‫واقعا؟ بنیو...</i></i>

00:28:08.810 --> 00:28:11.480
‫تو نامزد شینوبویی؟

00:28:11.640 --> 00:28:14.980
‫حالا فهمیدم، شما دوتا همکلاسی اید!

00:28:19.860 --> 00:28:21.780
‫تاماکی! صبر کن!

00:28:22.910 --> 00:28:25.870
‫ببخشید، من هم باید برم.

00:28:26.030 --> 00:28:27.450
‫بنیو-سان!

00:28:32.460 --> 00:28:33.540
‫تاماکی.

00:28:33.540 --> 00:28:35.630
‫اوه، تاماکی...

00:28:35.630 --> 00:28:37.420
‫....اینجوری رفتن.

00:28:38.050 --> 00:28:40.050
‫چیکار باید بکنم؟

00:28:43.800 --> 00:28:47.560
<i><i>‫...منو با خودش آورد ولی</i></i>

00:28:47.760 --> 00:28:50.730
<i><i>‫عجب تجربه‌ی اولی بود از اپرا دیدنم!!</i></i>

00:29:02.110 --> 00:29:06.240
<i>‫حتما این قرارو گذاشته بود تا به عنوان خداحافظی یه خاطره‌ی خوب باهاش بسازه.</i>

00:29:06.240 --> 00:29:11.120
<i>‫حتما این قرارو گذاشته بود تا به عنوان خداحافظی یه خاطره‌ی خوب باهاش بسازه.</i>

00:29:11.580 --> 00:29:15.250
<i>‫ولی من پیدام شدو خرابش کردم!</i>

00:29:15.250 --> 00:29:16.790
<i>‫چطوری دوباره باهاش رو به رو بشم؟</i>

00:29:19.420 --> 00:29:22.300
<i>‫دیگه اصلا توی حال هوای اپرا نیستم</i>

00:29:23.130 --> 00:29:27.470
<i>‫فقط چون هیچ‌وقت بهش نگفته
 !به این معنی نیست که خودش متوجه نشده باشه</i>

00:29:32.680 --> 00:29:34.770
<i>‫ولی شایدم نشده،</i>

00:29:34.770 --> 00:29:38.020
<i>‫اگه میدونست تاماکی چه احساسی بهش داره!</i>

00:29:38.310 --> 00:29:42.110
<i>‫اینه، اگه می‌دونست تاماکی چه حسی بهش داره، تاماکی می‌تونست...</i>

00:29:42.110 --> 00:29:44.740
‫عشقشو نگه داره و ما می‌تونستیم دوست بمونیم .<i></i>

00:29:44.740 --> 00:29:45.570
<i>‫اینجوری عالی میشه.</i>

00:29:45.570 --> 00:29:46.360
<i>‫اینجوری عالی میشه.</i>

00:29:46.360 --> 00:29:50.450
‫ستوان دوم، میشه یه چیزی بهتون بگم؟<i></i><i></i>

00:29:51.290 --> 00:29:53.700
‫ها؟ چیزی گفتی؟

00:29:55.540 --> 00:29:57.420
‫تاماکی گفت که....

00:29:58.080 --> 00:30:01.420
‫صبر کن، نفست گوشمو قلقلک میده!

00:30:02.800 --> 00:30:05.090
‫تاماکی...

00:30:05.090 --> 00:30:07.260
<i>‫تورو...</i>

00:30:07.260 --> 00:30:10.260
‫دوست داره!

00:30:14.850 --> 00:30:16.560
‫من واقعا متاسفم!

00:30:16.640 --> 00:30:19.310
‫لطفا به من توجه نکنید و ادامه بدید!

00:30:20.020 --> 00:30:21.190
‫ستوان دوم...

00:30:21.190 --> 00:30:25.110
‫چیزی که میخوام بهتون بگم از اپرا مهم تره.

00:30:26.530 --> 00:30:29.490
‫خیله‌خب، بیا فعلا از اینجا بریم!

00:30:35.000 --> 00:30:35.580
‫تاماکی از زمانی که بچه بودین، دوستتون داشته.

00:30:35.750 --> 00:30:40.500
‫ولی حالا چون نامزد دارین، سعی داره فراموشتون کنه.

00:30:41.000 --> 00:30:44.920
‫تاماکی قدیمی‌ترین و عزیزترین دوست منه.

00:30:45.210 --> 00:30:49.890
‫من میخوام که خوشحال باشه و میخوام که دوستیمو باهاش نگه دارم.

00:30:50.140 --> 00:30:53.350
‫هیچ دختری مناسب تر از تاماکی برای شما نیست.

00:30:53.680 --> 00:30:57.520
‫اگه تاماکی رو انتخاب کنید، همه خوشحال میشن.

00:30:58.770 --> 00:31:00.060
<i>!بنیو-سان</i>

00:31:01.520 --> 00:31:03.650
‫من با تو ازدواج می‌کنم.

00:31:03.820 --> 00:31:04.780
ها؟

00:31:15.790 --> 00:31:18.580
‫ممنون که منتظر موندین،
 !اینم از قهوه‌تون

00:31:19.290 --> 00:31:20.880
‫نوش جان.

00:31:23.210 --> 00:31:27.130
‫بنیو-سان، لطفا خوب بهم گوش کن.

00:31:28.380 --> 00:31:31.970
‫مادر من دختر یه نجیب زاده‌ی آلمانی بود.

00:31:32.510 --> 00:31:37.680
‫پدر و مادر من وقتی که پدر برای تحصیل درآلمان بوده،
 .همدیگرو ملاقات کردند، اونها عاشق هم شدن و بعد من به دنیا اومدم

00:31:38.060 --> 00:31:41.520
‫ولی مادرم اجازه‌ی ازدواج با یک ژاپنی رو نداشت.

00:31:41.520 --> 00:31:46.030
‫اون من و پدرم رو ترک کرد و به روسیه رفت تا با یک کنت روس ازدواج کنه.

00:31:46.480 --> 00:31:52.320
‫بعد از اون، پدرم هم منو ترک کرد
 .و برای کار به یک کشور خارجی رفت، و درنهایت بیمار شد و فوت کرد

00:31:52.990 --> 00:31:58.700
‫هم پدرم و هم مادرم هر دو منو رها کردن،
 !و این فقط مادر بزرگم بوده که مراقبم بود و من رو بزگ کرده

00:32:00.710 --> 00:32:05.460
‫من همه‌ی این سالها در مورد عشق غم انگیز مادربزرگم شنیدم،

00:32:05.460 --> 00:32:08.880
‫و خیلی خوب میدونستم که نقشم در این داستان چیه.

00:32:09.300 --> 00:32:11.470
‫کل زندگیم این رو میدونستم،

00:32:12.260 --> 00:32:13.680
‫منظورت چیه؟

00:32:13.680 --> 00:32:18.020
‫یعنی میخوای بگی که تن به یه ازدواج
 بدون عشق میدی اونم فقط به خاطر مادربزرگت؟

00:32:19.810 --> 00:32:20.980
‫بله.

00:32:21.730 --> 00:32:25.730
‫بگو ببینم، میخوام بدونم تو چه فکری در مورد ازدواج داری؟

00:32:26.320 --> 00:32:30.320
‫خب، اگه بعد ازدواج عاشق همدیگه بشیم خوب میشه.

00:32:35.830 --> 00:32:38.240
‫فکر نمیکنم چیز عجیبی باشه.

00:32:44.920 --> 00:32:46.630
‫مزه ش تلخ و ...شیرینه!

00:32:46.630 --> 00:32:49.670
‫پس مزه‌ی قهوه این جوریه؟

00:32:50.670 --> 00:32:54.180
<i><i>‫این یه توهین به یه زن مدرن و آگاهه!</i></i>

00:32:54.180 --> 00:32:57.050
<i><i>‫در ظاهر مدرنه ولی کاملا مشخصه که به سنت ها پایبنده.</i></i>

00:32:57.050 --> 00:32:58.260
<i><i>‫خیلی سمجه...</i></i>

00:32:58.560 --> 00:33:01.850
<i><i>‫ولی من باید یه کاری برای کمک به تاماکی بکنم.</i></i>

00:33:05.350 --> 00:33:09.020
<i><i>‫هانامورا-سان، شما توی کلاس های آشپزی،
 .خیاطی و رسوم معاشرت بدترین نمره‌هارو گرفتید</i></i>

00:33:13.700 --> 00:33:15.110
!!همینه

00:33:19.080 --> 00:33:24.290
‫بنده از عمارت ایجوئین اومدم
 .تا بنیو-سان رو برای کلاس‌های خانه داریشون ببرم

00:33:24.290 --> 00:33:28.040
‫چه با نزاکت، میرم صداشون میزنم.

00:33:28.130 --> 00:33:30.000
‫بنیو-ساما!

00:33:30.000 --> 00:33:31.460
!بله

00:33:31.460 --> 00:33:33.550
‫اوه خدای من، بنیو-سان!

00:33:33.550 --> 00:33:35.010
‫ایشون کی هستن؟

00:33:35.010 --> 00:33:36.800
‫بــ -بنیو-......

00:33:36.800 --> 00:33:43.810
‫هاهاها، سلام خانوم  پرستار ستوان دوم، بنده بنیو هستم. هاها.

00:33:46.980 --> 00:33:49.900
<i><i>‫واقعا میخواین باهاش ازدواج کنید؟؟</i></i>

00:33:49.900 --> 00:33:52.400
<i><i>‫فقط دارم برای کلاسای خانه داری میرم!</i></i>

00:33:52.400 --> 00:33:56.450
<i><i>‫میرم که گند بزنم و بعد زودی برگردم خونه، نگران نباش.</i></i>

00:33:56.450 --> 00:33:59.410
<i><i>‫توی مدرسه هم هربار این درسارو افتادم، هر بار...</i></i>

00:33:59.870 --> 00:34:00.990
<i><i>‫افتادم!</i></i>

00:34:00.990 --> 00:34:03.120
<i><i>‫ولی من مطمئن نیستم این روش جواب بده..</i></i>

00:34:03.120 --> 00:34:03.830
<i><i>‫ولی من مطمئن نیستم این روش جواب بده..</i></i>

00:34:08.630 --> 00:34:10.040
‫اون مردک بی نزاکت...

00:34:10.040 --> 00:34:14.220
‫اون نوکر منه، با خودم میارمش.

00:34:14.220 --> 00:34:15.930
‫یه نوکر میاری؟

00:34:16.050 --> 00:34:19.010
<i><i>‫چی تو سر این بانوی جوانه؟</i></i>

00:34:20.430 --> 00:34:22.640
‫رسیدیم به عمارت.

00:34:24.980 --> 00:34:29.100
‫واو، چه ساختمون باشکوهی. مثل یه قصره.

00:34:32.980 --> 00:34:36.150
‫سفیده تنموراست و سیاهه چیمارو.

00:34:36.150 --> 00:34:39.160
‫مراقب باشید اونها فقط با ارباب جوان خوب رفتار می‌کنن.

00:34:41.120 --> 00:34:43.490
‫لطفا چند لحظه این جا منتظر بمونید.

00:34:43.490 --> 00:34:45.200
‫بنده میرم بانوی بزرگ رو صدا بزنم.

00:34:45.200 --> 00:34:48.120
‫ارباب جوان شینوبو هم به زودی میرسند.

00:34:49.710 --> 00:34:55.630
‫این جا فوق العاده‌ست، اصلا فکرشو نمیکردم اینقدر ثروتمند باشن.

00:35:01.470 --> 00:35:02.600
‫کیه؟

00:35:02.600 --> 00:35:08.640
‫ممنونم که اومدی بنیو-سان، من مادر بزرگ شینوبوام.

00:35:09.400 --> 00:35:12.560
‫خب،خب....تو تا حدی زیبایی...

00:35:12.560 --> 00:35:17.570
‫منو یاد پدر بزرگت میندازی، همون چشم و ابرو و همون لبان زیبارو داری.

00:35:18.200 --> 00:35:22.530
‫بالاخره، دعاهای ما...

00:35:22.530 --> 00:35:26.290
‫با توجه به شناختی که ازت داشتم، فکر نمی‌کردم بدون مقاومت بیای، اما....

00:35:26.290 --> 00:35:28.040
‫اون آرایش!

00:35:29.160 --> 00:35:33.290
‫شینوبو، لطفا بنیو-سان رو تا اتاقش راهنمایی کن.

00:35:33.290 --> 00:35:36.510
‫اگه سوالی داری از کیساگاری بپرس.

00:35:36.510 --> 00:35:38.670
‫درخدمتم، بانوی من.

00:35:41.930 --> 00:35:44.350
‫یه پیرمردی الان اومد و رفت...

00:35:44.350 --> 00:35:47.730
‫کنت ایجوئین، بزرگ خانواده.

00:35:47.850 --> 00:35:53.270
‫ایشون یه سامورایی ساتسوما دومین بودن
 .که از پدر بزرگت هاتاموتوی توکوگاوا شوگین، متنفرن

00:35:53.270 --> 00:35:56.150
‫اون ها در طول احیای میجی باهم دشمن بودن.

00:35:56.150 --> 00:36:01.910
‫اینکه عهدی که برای نصف قرن پیشه رو نگه داری یه کم دِمُدَه‌ست....

00:36:02.910 --> 00:36:06.040
‫از امروز اینجا اتاق توئه.

00:36:11.580 --> 00:36:13.460
<i><i>‫فوق العاده‌ست.</i></i>

00:36:14.210 --> 00:36:17.800
<i>‫مثل اتاق یه شاهزاده‌ی خارجیه!</i>

00:36:18.130 --> 00:36:20.880
‫بعدا موقع ناهار میبینمت.

00:36:26.640 --> 00:36:28.060
‫چقدر نرمه...

00:36:35.610 --> 00:36:36.610
<i><i>‫بنیو</i></i>

00:36:36.610 --> 00:36:39.610
<i>‫مادرت قبل از این که بمیره ازم خواست تا این رو بهت بدم.</i>

00:36:39.610 --> 00:36:44.200
<i>‫لباس سوگواری سفید،
.نماد زنیه که قصدی برای ازدواج دوباره نداره</i>

00:36:44.200 --> 00:36:50.700
<i>‫اگر شینوبو مرد،
 !با پوشیدن این باید نشون بدی که هرگز دوباره ازدواج نمی‌کنی</i>

00:36:52.250 --> 00:36:57.130
‫پدر، خیلی خیلی متاسفم،
 .اما...قصد من اینه که همه این جریاناتو تموم کنم

00:36:57.130 --> 00:36:58.630
‫بنیو-سان!

00:36:58.920 --> 00:37:01.380
‫ناهار آماده‌ست.

00:37:04.050 --> 00:37:05.590
‫لطفا، این رو بپوشید.

00:37:12.890 --> 00:37:14.520
‫فوق العاده شدی.

00:37:14.600 --> 00:37:16.060
<i><i>‫غذای غربی</i></i>

00:37:17.400 --> 00:37:21.110
<i><i>‫اوه، نه! اصلا هیچی از آداب این طوری غذا خوردن نمیدونم.</i></i>

00:37:21.280 --> 00:37:25.070
‫باید یه روزی رو برای معرفی رسمیت انتخاب کنیم.

00:37:25.070 --> 00:37:26.870
<i><i>‫مگه‌نه، بنیو-سان؟</i></i>

00:37:26.870 --> 00:37:28.780
‫اوم، اوه- ها

00:37:29.280 --> 00:37:34.160
<i><i>‫این شمشیر کوچولو و این چیز پنجه شکل، چطور از اینا استفاده می‌کنن؟</i></i>

00:37:35.540 --> 00:37:39.380
<i>‫این ملاقه هه حتما برای سوپه.</i>

00:37:47.010 --> 00:37:49.640
‫بنیو، هرکاری من میکنم بکن.

00:37:55.850 --> 00:37:57.520
<i><i>‫سفته!</i></i>

00:37:57.520 --> 00:38:01.440
<i><i>‫این دیگه چیه؟ گوشتو باید تیکه کنم، حتی استخونوشم ببرم.</i></i>

00:38:08.950 --> 00:38:12.870
‫یه دختر بی فرهنگ از یه خانواده ی هاتاموتو،
 که حتی نمیدونه چطوری غذای غربی بخوره؟

00:38:12.870 --> 00:38:17.790
‫اون اصلا به اینجا تعلق نداره، بفرستینش خونه‌ش!

00:38:25.800 --> 00:38:31.720
‫چقدر بدجنس، من یه دختر هاتاموتو ام که حتی نمیدونه چطور غذای غربی بخوره؟

00:38:31.720 --> 00:38:35.310
‫من همینم که هستم!
...اگه همه جا بپیچه که نتونستم عروس خوبی باشم و به خونه برم گردونن

00:38:35.310 --> 00:38:39.810
‫...پدرم قطعا بیخیال این ازدواج میشه!

00:38:39.810 --> 00:38:43.610
‫ولی اینکه این جوری باهام رفتار بشه خیلی عصبانیم میکنه.

00:38:44.280 --> 00:38:45.650
‫عصر بخیر.

00:38:46.200 --> 00:38:47.360
‫بیا تو.

00:38:54.660 --> 00:38:57.790
‫لطفا پدربزرگو ببخش.

00:38:57.790 --> 00:39:01.040
‫با خودم گفتم این می‌تونه آرومت کنه.

00:39:01.040 --> 00:39:02.460
‫شیر گرمه.

00:39:02.840 --> 00:39:04.130
‫ممنونم.

00:39:04.130 --> 00:39:05.840
‫اتاقتو دوست داری؟

00:39:05.840 --> 00:39:07.510
‫آره خیلی زیاد.

00:39:07.510 --> 00:39:09.130
‫خوشحالم اینو میشنوم.

00:39:11.260 --> 00:39:16.930
‫من مطمئنم که تو حال و هوای تازه ای به این خونواده میاری.

00:39:17.180 --> 00:39:20.940
‫ما هنوز توی اون سنت های نجیب‌زادگی گیر کردیم.

00:39:21.230 --> 00:39:25.150
‫تو اونی هستی که میتونی مارو از این قواعد سنتی رها کنی.

00:39:25.230 --> 00:39:27.530
‫ولی، ولی، ستوان دوم...

00:39:30.110 --> 00:39:35.080
‫در هر حال، اصلا بهت نمیاد هایکارا-سان که به این زودی دلسرد بشی.

00:39:35.540 --> 00:39:39.000
‫لطفا اونو بخور و  خوب استراحت کن.

00:40:01.230 --> 00:40:03.980
<i><i>‫کاملا مشخصه که سعی داره تحت تاثیرم قرار بده.</i></i>

00:40:04.060 --> 00:40:08.280
<i><i>‫ولی حق با اونه، از اینکه این طوری شکست بخورم متنفرم.</i></i>

00:40:19.290 --> 00:40:22.540
<i><i>‫میخواد که خونواده‌ش رو عوض کنه...</i></i>

00:40:23.130 --> 00:40:24.960
<i><i>‫چه مرد عجیبی.</i></i>

00:40:35.180 --> 00:40:37.100
‫خیله خب، وقتشه شروع کنیم.

00:40:38.810 --> 00:40:44.480
‫شاید شبیه یه قلعه و یا قصر باشه ولی...<i></i>

00:40:44.480 --> 00:40:47.570
‫در واقع عمارت کنت توی توکیوئه.

00:40:47.570 --> 00:40:49.530
‫آموزشای مخصوص هر چیزی!

00:40:49.530 --> 00:40:53.950
‫دوباره آموزش، آموزش و باز هم آموزش ....!

00:40:55.820 --> 00:40:59.580
‫این آموزاشا خیلی سختن، درست همون جورن که باید، ولی...

00:40:59.580 --> 00:41:01.540
<i><i>‫خیلی...خیلی...سختـــــ....ان.</i></i>

00:41:13.680 --> 00:41:14.930
‫دارین چی کار میکنین؟

00:41:14.930 --> 00:41:19.180
‫چه غلطی داری می‌کنی؟
 لباسای زنونه رو بالاتر از مردونه می‌ذاری؟

00:41:19.180 --> 00:41:21.100
‫غیر قابل قبوله.

00:41:21.100 --> 00:41:22.060
‫چــــ ی؟

00:41:22.140 --> 00:41:25.810
<i><i>‫یعنی چی که لباسای زنونه رو بالای لباس مردونه میذاری؟
.چه چرت و پرت دمده ای</i></i>

00:41:25.810 --> 00:41:28.440
<i><i>‫دیگه نمیتونم تحمل کنم.</i></i>

00:41:28.610 --> 00:41:31.440
‫بسه دیگه بز پیر!
 ....بزنم

00:41:32.110 --> 00:41:33.200
‫ارباب!

00:41:33.200 --> 00:41:34.530
‫بنیو-ساما!

00:41:34.530 --> 00:41:37.990
‫چطور یه زن جرئت می‌کنه با یه مرد دربیفته؟

00:41:37.990 --> 00:41:40.240
‫برو وسایلتو جمع کن!

00:41:40.410 --> 00:41:45.500
‫فک نمی‌کردم قراره اینجوری برگردم خونه ولی چاره ای برام نمونده.

00:41:45.500 --> 00:41:48.420
‫اگه قراره به این رفتارت در مورد زن ها ادامه بدی،

00:41:48.420 --> 00:41:49.710
‫پس به مبارزه دعوتت میکنم.

00:41:49.710 --> 00:41:53.010
‫فک میکنی یه زن مثل تو میتونه با من مقابله کنه؟

00:41:53.010 --> 00:41:55.760
‫پیشنهادتو قبول میکنم تا به حسابت برسم، آماده شو!!

00:41:55.760 --> 00:41:58.100
!!ارباب جوان، ارباب جوان

00:41:58.100 --> 00:42:00.220
<i><i>‫بنیو-سان و ارباب...</i></i>

00:42:00.430 --> 00:42:02.060
‫پس بالاخره شروع شد.

00:42:02.060 --> 00:42:04.850
‫ارباب دوره‌ی هنر هوزوئین رو گذروندن...

00:42:02.060 --> 00:42:04.850
.هنر هوزوئین: هنر مبارزه با نیزه

00:42:04.850 --> 00:42:06.940
‫باید جلوشونو بگیرید.

00:42:07.020 --> 00:42:08.860
‫خب، بیا اول تماشا کنیم.

00:42:08.860 --> 00:42:12.940
‫من با بنیو-سان مبارزه کردم، میدونم که چقدر توی این کار مهارت داره.

00:42:40.930 --> 00:42:42.220
‫ارباب.

00:42:47.640 --> 00:42:49.440
<i>‫بنیو-سان!</i>

00:42:49.560 --> 00:42:52.650
‫دست پدر بزرگ چطوره؟

00:42:52.860 --> 00:42:57.740
‫فکر میکنم غرورش بیشتر از دستش آسیب دیده.

00:42:57.820 --> 00:43:00.410
‫بگذریم اون بقچه روی پشتت....؟

00:43:00.490 --> 00:43:03.580
‫پدربزرگ بهم گفتن که برم، بابت همین...

00:43:03.990 --> 00:43:08.000
‫پدر بزرگ گفت که منتظره تا حالش خوب بشه و دوباره باهات مبارزه کنه.

00:43:08.330 --> 00:43:10.670
‫اگه همینجوری بدون مبارزه بری، هیچ وقت نمیبخشتت.

00:43:10.670 --> 00:43:11.710
‫چی؟

00:43:11.710 --> 00:43:14.500
‫من خیلی خوشحالم که تو این جایی...

00:43:16.050 --> 00:43:21.800
‫گل شمعدونی، گل سنبوری، دوکودامی و ....تمومه!

00:43:24.810 --> 00:43:28.940
‫این داروی مخصوص نانا برای خانواده‌ی هاناموراست.

00:43:31.610 --> 00:43:33.820
‫پدربزرگ براتون یه کم دارو آوردم.

00:43:33.900 --> 00:43:37.190
‫من هیچ دارویی از دست یه دختر هاتاموتو نمیخورم.

00:43:37.190 --> 00:43:38.900
‫چه بوی افتضاحی میده.

00:43:40.820 --> 00:43:45.370
‫خب، حرف زدن کافیه، اگه یه مرد هستید نق زدنو تمومش کنید و اینو بخورید.

00:43:51.120 --> 00:43:53.630
‫ها! این چیه؟

00:43:53.630 --> 00:43:55.170
‫یه مارمولک ذغال شده.

00:43:56.380 --> 00:43:59.170
‫من اینو خوردم، نه؟

00:44:00.510 --> 00:44:03.800
‫هر چی دارو بهتر باشه، مزه‌ش بدتره پدربزرگ.

00:44:03.824 --> 00:44:17.024
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:44:18.190 --> 00:44:19.780
‫پدربزرگ...

00:44:21.780 --> 00:44:23.780
‫حالتون چطوره؟

00:44:24.530 --> 00:44:25.990
‫خیلی بهترم.

00:44:26.120 --> 00:44:27.450
‫خداروشکر...

00:44:28.450 --> 00:44:31.370
...این که یه بچه ی هاتاموتو بهم محبت کنه

00:44:35.500 --> 00:44:40.840
‫علت این که من همیشه از هاتاموتو ها متنفرم، زنمه...

00:44:40.840 --> 00:44:42.220
‫مادر بزرگ؟

00:44:42.220 --> 00:44:46.010
‫قبل از این  که ما ازدواج کنیم، اون عاشق یه مرد هاتاموتو بود.

00:44:46.010 --> 00:44:51.690
‫بعد از این که ازدواج کردیم، همیشه توی چشماش
 .یه چیز گمشده میدیدم انگار یه جای دیگه در حال خیال پردازی بود

00:44:51.770 --> 00:44:55.060
‫چطور میتونستی یه همچین فکری بکنی؟

00:44:55.060 --> 00:44:57.440
‫داشتی گوش میدادی؟

00:44:57.440 --> 00:45:01.110
‫من هیچوقت نمیدونستم که نسبت به من همچین نظری داری...

00:45:01.190 --> 00:45:05.700
‫من همیشه به تو وفادار بودم و برات فرزندانی به این دنیا آوردم.

00:45:05.870 --> 00:45:08.990
‫اون مرد فقط یه خاطره ی شیرین توی گذشته ست.

00:45:08.990 --> 00:45:17.630
‫من همیشه قدر دان این بودم که با توام، این تویی که الان دلیل زندگی منی.

00:45:17.630 --> 00:45:22.510
‫واقعا احساست این بوده؟ ....من واقعا متاسفم.

00:45:26.010 --> 00:45:27.510
‫عزیزم...

00:45:36.400 --> 00:45:41.780
<i><i>‫و من دوباره به روزهای آموزش برگشتم، یاد گرفتن چیزای جدید سخته!</i></i>

00:45:41.900 --> 00:45:44.280
<i><i>.‫که حتی  یک شنبه‌ها هم دست از سرم برنمیدارن</i></i>

00:45:44.280 --> 00:45:47.620
‫بنیو-سان امروز یه مهمونی توی باغ برگزار می‌کنیم.

00:45:47.620 --> 00:45:49.530
‫چی؟ من نمیدونستم.

00:45:49.530 --> 00:45:52.620
‫یه مهمونی خصوصیه، فقط دوست ها و خانواده هستن.

00:45:52.910 --> 00:45:55.250
‫همه‌شون مشتاقن که نامزد منو ببینن.

00:45:55.250 --> 00:45:59.170
‫اما من هنوز خودم هم به این نامزدی رضایت ندادم.

00:45:59.670 --> 00:46:03.210
‫خدمتکار جدیدمون امروز شروع به کار میکنه، خودتونو معرفی کنید.

00:46:03.380 --> 00:46:06.430
‫من رانکو هستم، خدمت‌گزارم.

00:46:07.470 --> 00:46:09.680
<i><i>‫این رانمورا نیست؟ جریان چیه؟</i></i>

00:46:10.560 --> 00:46:11.930
‫خوشگله، خوشگله!

00:46:11.930 --> 00:46:12.810
‫عزیزم، درست نیست...

00:46:12.810 --> 00:46:14.270
‫عزیزم، درست نیست...

00:46:14.390 --> 00:46:17.900
‫خیله خب، همگی برای مهمونی آماده بشید.

00:46:17.900 --> 00:46:19.150
‫- بله خانوم 
‫ -بله خانوم

00:46:24.650 --> 00:46:25.490
‫هی

00:46:25.490 --> 00:46:26.950
‫نامزدت کجاست؟

00:46:26.950 --> 00:46:28.870
‫اسمش بنیو بود، درسته؟

00:46:28.870 --> 00:46:31.280
‫این شهزاده ی خوشبخت کجاست؟

00:46:31.280 --> 00:46:32.080
‫دقیقا همین جام.

00:46:32.080 --> 00:46:32.660
‫چی؟

00:46:32.660 --> 00:46:32.870
‫چی؟

00:46:32.870 --> 00:46:34.040
‫اینه؟

00:46:34.120 --> 00:46:36.080
‫اصلا اون طوری که تصور میکردم نیست.

00:46:36.250 --> 00:46:38.920
‫سلام، شینوبو-سان، بنیو.

00:46:38.920 --> 00:46:40.250
‫تاماکی!

00:46:43.380 --> 00:46:46.680
‫لاغر شدی؟ بیا از مغازه ی کیمورا برات خریدم.

00:46:46.760 --> 00:46:49.300
‫نون لوبیا. ممنونم.

00:46:49.300 --> 00:46:51.640
‫کاشت گوشت قلقلی سوکونه هم بود...

00:46:51.640 --> 00:46:53.470
‫این برای مادر بزرگته...

00:46:56.480 --> 00:46:59.520
‫بنیو به اینجا زندگی کردن عادت کرده؟

00:46:59.940 --> 00:47:03.860
‫موندم نکنه رعایت آداب رسوم نجیب‌زادگی براش زیادی سخت باشه...

00:47:03.860 --> 00:47:05.820
‫ممکنه که باشه...

00:47:06.610 --> 00:47:10.740
‫ما داریم توی این قصر یه زندگی اشراف‌زادگی متمایز رو تجربه می‌کنیم.

00:47:11.450 --> 00:47:15.000
<i><i>‫ولی این زندگی یه زندگی راکد و بسته‌ست.</i></i>

00:47:15.290 --> 00:47:17.540
<i><i>‫تاماکی خیلی زیباست.</i></i>

00:47:17.830 --> 00:47:22.000
<i><i>‫اون خیلی بیشتر از من به درد ستوان می‌خوره.</i></i>

00:47:22.420 --> 00:47:27.340
‫من فکر میکنم بنیو-سان میتونه بهم شانس شکستن این دیوارهارو بده

00:47:27.670 --> 00:47:30.590
‫وقتی با اونم چیزهای بیشتری از این دنیارو میبینم.

00:47:30.590 --> 00:47:34.720
‫از همون لحظه ای که دیدمش این حس رو داشتم،
 .این حس از همون اول بوده و تغییری نکرده

00:47:37.270 --> 00:47:40.270
‫سگا خیلی سرو صدا می‌کنن، میبرمشون بیرون.

00:47:40.270 --> 00:47:42.230
‫رانکو! ولی این سگا...!

00:47:44.440 --> 00:47:45.980
‫خب بیاید بریم....

00:47:47.190 --> 00:47:48.280
‫گرفتمتون.

00:47:51.280 --> 00:47:53.910
‫نه، نه، صبر کنید.

00:47:55.620 --> 00:47:57.200
‫تنمارو! چیمارو!

00:47:57.330 --> 00:47:59.540
‫بیاید اینجا! تنمارو، چیمارو.

00:48:08.630 --> 00:48:13.090
<i><i>‫اولش فکر کردم که این کار رو دارم برای مادربزرگم انجام میدم،</i></i>

00:48:13.340 --> 00:48:15.220
<i><i>‫ولی الان فرق می‌کنه.</i></i>

00:48:20.350 --> 00:48:22.400
‫خیلی ترسناک بود...

00:48:22.400 --> 00:48:26.520
‫کلی منتظر موندم ومنتظر موندم ولی شما هیچ وقت برنگشتید، بنیو-سان.

00:48:26.520 --> 00:48:29.400
‫اگه این کار رو نمیکردم، دیگه هیچوقت نمیتونستم پیشتون باشم.

00:48:29.400 --> 00:48:31.610
...نمیدونستم که انقدر

00:48:31.610 --> 00:48:34.870
‫خیله خب، فهمیدم، ولی حواست باشه گیر نیفتی.

00:48:34.870 --> 00:48:38.580
‫حتما، همه ی تلاشمو تا روزی که شمارو میندازن بیرون، میکنم.

00:48:43.120 --> 00:48:43.710
‫

00:48:44.960 --> 00:48:46.500
<i>‫در حال استراحت، لطفا مزاحم نشوید، کیساراگی</i>

00:48:46.500 --> 00:48:49.460
‫تونستیم، دیگه به همین زودی میتونی برگردی خونه.

00:48:49.460 --> 00:48:49.630
‫تونستیم، دیگه به همین زودی میتونی برگردی خونه.

00:48:49.630 --> 00:48:54.090
‫اوه، آره. میتونم برم خونه...

00:48:54.550 --> 00:48:55.850
‫ببخشید.

00:48:58.140 --> 00:49:00.060
‫براتون یکم چای آوردم.

00:49:02.060 --> 00:49:04.020
‫ممنونم، رانمارو-کون.

00:49:04.350 --> 00:49:06.060
‫به نظرم بهتره پدتو از اول بپوشی.

00:49:06.060 --> 00:49:07.980
‫پدهامو؟

00:49:07.980 --> 00:49:10.440
‫همه ی این مدت خبر داشت!

00:49:10.440 --> 00:49:13.450
‫پس، همه‌ی این مدت میدونست که تو اینجا با ما زندگی میکنی.

00:49:14.240 --> 00:49:17.950
<i><i>‫ستوان دوم میدونه که رانمارو منو دوست داره...</i></i>

00:49:17.950 --> 00:49:19.660
<i><i>‫چرا باید اجازه بده؟</i></i>

00:49:19.990 --> 00:49:23.080
‫مگه این که هیچ حسی به من نداشته باشه، یا ....

00:49:23.080 --> 00:49:25.960
‫عاشق شخص دیگه دیگه ای باشه.

00:49:25.960 --> 00:49:29.960
‫ممکنه همین باشه، هر روز کلی نامه از دخترا دریافت میکنه.

00:49:29.960 --> 00:49:32.300
‫حتی یه دونه از نامه ها از طرف یه گیشا بود.

00:49:32.300 --> 00:49:34.010
‫چی؟ یه گیشا!

00:49:34.090 --> 00:49:36.800
‫یکی از طرف هاهانویا کیچیجی بود.

00:49:36.800 --> 00:49:38.300
‫گیشا؟

00:49:38.300 --> 00:49:40.810
‫شینوبو به خونه‌ی سرگرمی میره؟

00:49:58.910 --> 00:50:00.450
‫نکنه....

00:50:06.000 --> 00:50:09.040
‫دنبال نامه‌ی هانانویا میگردی؟

00:50:09.250 --> 00:50:10.630
‫تو از کجا...؟

00:50:10.840 --> 00:50:13.090
‫اون خانوم زیبا کی بود؟

00:50:13.800 --> 00:50:17.800
‫ایشون گیشا هانانویا هستن که توی منطقه ی یاناگیباشی کار می‌کنن.

00:50:17.800 --> 00:50:20.100
‫ولی اون طور که تو فکر میکنی نیست.

00:50:20.100 --> 00:50:21.640
‫لطفا اشتباه برداشت نکن.

00:50:21.640 --> 00:50:25.890
‫احتیاجی به دلیل اوردن نیست، من حتی سر سوزن هم اذیت نشدم.

00:50:28.610 --> 00:50:33.320
<i><i>‫هیچوقت فکرشونمیکردم که  رفتن به خونه اینقدر ناراحتم کنه.</i></i>

00:50:36.780 --> 00:50:39.200
‫اینارو باید کجا بذارم؟

00:50:39.280 --> 00:50:41.450
‫لطفا بذارشون اون جا.

00:50:42.290 --> 00:50:45.620
‫دارید وسایلو میبرید بیرون؟ مادربزرگ من کمکتون میکنم.

00:50:46.580 --> 00:50:50.040
‫بنیو-سان، چیزی نیست نمیخواد زحمت بکشی.

00:50:50.460 --> 00:50:52.750
‫مراقب اونا باش.

00:51:02.510 --> 00:51:03.930
‫رانکو، حالت خوبه؟

00:51:03.930 --> 00:51:07.060
‫من خوبم، ولی بشقاب شکست.

00:51:07.060 --> 00:51:08.440
‫واقعا متاسفم.

00:51:08.730 --> 00:51:10.440
‫اون، اون بشقاب....

00:51:10.440 --> 00:51:12.020
‫گرون بود؟

00:51:12.020 --> 00:51:14.650
‫ولی فقط یه دونه از ده تا دونه شکست.

00:51:14.650 --> 00:51:16.530
‫تو، پاشو ببینم!

00:51:17.450 --> 00:51:19.610
‫اوه، عزیزم، صبر کن!

00:51:19.610 --> 00:51:22.030
‫اگه تورو نفرستم اون دنیا خودمو نمیبخشم.

00:51:22.030 --> 00:51:24.240
‫پدر بزرگ آروم باشید!

00:51:24.370 --> 00:51:27.580
‫کدومش مهمتره؟ یه بشقاب یا زندگی یه انسان؟

00:51:27.580 --> 00:51:29.540
‫اونها ارثیه‌ی خانوادگی‌ان.

00:51:29.540 --> 00:51:34.090
‫که از طرف خود ساتسومو دیمن به من رسیدن.

00:51:34.090 --> 00:51:35.920
‫یه سامورایی آبروشو از دست میده اگر که...

00:51:35.920 --> 00:51:39.300
‫فقط حتی یه دونه از این ده بشقاب بشکنه.

00:51:39.300 --> 00:51:42.390
‫دوره ی سامورایی ها خیلی وقت پیش تموم شده.

00:51:42.390 --> 00:51:45.060
‫غرور من در خطره.

00:51:45.430 --> 00:51:52.230
‫خدمتکار! من باید زندگی تورو بگیرم
 .و بعد از اون به عنوان معذرت خواهی خودکشی میکنم

00:51:52.230 --> 00:51:53.360
‫آماده باش.

00:51:53.360 --> 00:51:54.650
‫بنیو-سان.

00:51:54.650 --> 00:51:55.730
‫رانمارو...

00:52:00.070 --> 00:52:05.540
‫چی کار کردی بنیو؟ چرا همچین کاری کردی؟

00:52:05.620 --> 00:52:08.620
‫اگه به ازای هر بشقاب یه نفر باید بمیره...

00:52:08.620 --> 00:52:13.420
‫پس یعنی نه بشقاب شکسته به معنی مرگ نه نفره.

00:52:13.500 --> 00:52:17.590
‫من خودم به تنهایی تقاص نه تای باقیمونده رو میدم.

00:52:17.710 --> 00:52:20.010
‫زود باشید، منو بکشید.

00:52:20.010 --> 00:52:22.510
‫آه، خیله خب...!

00:52:22.510 --> 00:52:25.600
‫کاملا برای این کار آماده ام....

00:52:29.730 --> 00:52:31.310
‫کافیه.

00:52:32.940 --> 00:52:36.320
‫این دفعه شما باختید پدر بزرگ.

00:52:40.650 --> 00:52:44.740
‫اگه منو نکشید، من به خانواده‌ی هانامورا برمیگردم.

00:52:44.740 --> 00:52:45.990
‫بنیو-سان!

00:52:46.080 --> 00:52:50.250
‫اگه برم، اون وقت میتونی با کسی که دوسش داری ازدواج کنی نه؟

00:52:50.250 --> 00:52:51.750
‫بنیو-سان، اون فقط....

00:52:51.750 --> 00:52:53.210
‫بریم، رانمارو.

00:52:54.290 --> 00:52:55.250
<i><i>‫واقعا؟</i></i>

00:52:55.250 --> 00:52:58.500
‫دیگه از این خانواده‌ی قدیمی خسته شدم.

00:52:58.590 --> 00:53:00.050
‫خداحافظ ستوان دوم.

00:53:00.050 --> 00:53:01.880
‫نرو دنبالش شینوبو!

00:53:04.680 --> 00:53:05.930
‫رئیس!

00:53:05.930 --> 00:53:07.640
‫برمیگردید خونه؟

00:53:07.850 --> 00:53:10.890
‫ستوان دوم....خیلی خیلی...

00:53:20.650 --> 00:53:21.780
‫چای.

00:53:23.360 --> 00:53:26.120
‫گفتم برام چای سرو کنید.

00:53:26.700 --> 00:53:29.620
‫چرا این طوری بهم نگاه میکنی؟

00:53:29.620 --> 00:53:32.330
‫بنیو با پاهای خودش نرفت؟

00:53:32.330 --> 00:53:35.750
‫در نهایت، اون یه وصله‌ی ناجور بود.

00:53:35.960 --> 00:53:38.800
‫حتی بشقاب های منو شکست.

00:53:39.590 --> 00:53:42.720
‫کیساراگی، تو با من موافقی مگه نه؟

00:53:43.340 --> 00:53:47.550
‫در طول تمام سالهایی که توی این خونه خدمت‌گزاری کردم...

00:53:47.550 --> 00:53:50.720
<i>‫تا حالا هیچ کسی رو مثل ایشون ندیدم.</i>

00:53:51.810 --> 00:53:57.110
‫ایشون اولین کسی هستن که لجبازی ارباب رو به چالش کشیدن.

00:53:57.610 --> 00:54:00.730
‫برای من هم خیلی دردسر ساز بودن، ولی...

00:54:00.730 --> 00:54:03.780
‫ما دیگه هیچ وقت کسی رو مثل ایشون پیدا نمی‌کنیم.

00:54:03.780 --> 00:54:06.200
‫دقیقا همینطوره...

00:54:06.200 --> 00:54:11.950
‫من احساس میکردم که اون باعث تغییر این خانواده میشه.

00:54:12.580 --> 00:54:14.120
‫شیـ...شینوبو!

00:54:14.120 --> 00:54:14.960
‫بله.

00:54:15.540 --> 00:54:20.090
‫چرا اون جا ایستادی؟ مگه اون نامزد تو نیست؟

00:54:20.380 --> 00:54:21.800
‫میرم دنبالش.

00:54:22.760 --> 00:54:23.880
‫عزیزم...

00:54:25.010 --> 00:54:28.090
‫دوره ی سامورایی ها خیلی وقته که گذشته.

00:54:31.600 --> 00:54:32.720
‫بیشتر، لطفا!

00:54:32.720 --> 00:54:34.850
‫به اندازه کافی خوردی.

00:54:34.980 --> 00:54:39.730
‫اونا هیچ وقت اونجا گوشت قلقلی سوکونه نمیخورن!

00:54:39.730 --> 00:54:44.110
‫اگه ارباب بیان خونه و ببینن شما قبل ازدواج برگردونده شدین،

00:54:45.030 --> 00:54:48.990
‫چی میگن؟

00:54:48.990 --> 00:54:51.910
‫برای مادرتون متاسفم.

00:54:52.910 --> 00:54:57.580
‫هرچند میدونستم این اتفاق می افته.

00:54:57.830 --> 00:55:01.000
‫اصلا دلت به حال این دختر دل شکسته نمیسوزه؟

00:55:06.300 --> 00:55:10.050
<i><i>‫دیگه هیچ وقت ستوان دومو نمیبینم...</i></i>

00:55:12.010 --> 00:55:13.310
‫من برگشتم.

00:55:13.680 --> 00:55:15.980
‫ارباب، باید بگم که...

00:55:16.600 --> 00:55:19.560
‫بنیو! بنیو! بنیو!

00:55:19.560 --> 00:55:22.060
‫خوش اومدین، پدر!

00:55:24.820 --> 00:55:26.990
‫بیا تو اتاقم!

00:55:27.280 --> 00:55:30.620
.مزخزفه، شینوبو هیچوقت این کارو نمی‌کنه

00:55:30.620 --> 00:55:32.120
‫فکر میکنید دارم دروغ میگم؟

00:55:32.120 --> 00:55:35.370
‫ساکت! یه سرباز امپراطوری به مبادی آداب احترام میذاره.

00:55:35.370 --> 00:55:38.080
‫اینکه شک ببری به این که اون بهت خیانت میکنه، واقعا بی ادبانه‌ست.

00:55:38.080 --> 00:55:42.250
‫سرباز...میگید سرباز. واقعا سرباز ها انقدر آدمهای فوق العاده این؟

00:55:42.420 --> 00:55:44.550
‫بسته انقدر نزن روی میز!

00:55:44.880 --> 00:55:47.670
‫خودتونم دارید میزنید!

00:55:48.420 --> 00:55:51.470
‫چطوری میتونید دیگرانو بیشتر از دخترتون باور کنید!؟

00:55:51.470 --> 00:55:54.010
‫به یه سرباز توهین نکن!

00:56:03.940 --> 00:56:08.110
‫تا وقتی اینجایی از والدینت پیروی میکنی و از وقتی ازدواج کردی از شوهرت.

00:56:08.110 --> 00:56:10.360
‫و وقتی که پیر شدی از فرزندانت.

00:56:10.780 --> 00:56:14.620
‫برگرد، شینوبو حتما خیلی نگرانت شده.

00:56:14.780 --> 00:56:15.870
<i><i>‫بنیو</i></i>

00:56:15.870 --> 00:56:20.750
‫وقتی از این خونه میری، دیگه نمیتونی برگردی.

00:56:20.750 --> 00:56:22.250
‫پدر...!

00:56:25.380 --> 00:56:27.550
‫اینجوری واسه خودش خوبه.

00:56:33.430 --> 00:56:35.560
‫اوه، ایجوئین-کون!

00:56:35.560 --> 00:56:37.350
‫واقعا متاسفم که این موقع شب مزاحمتون شدم.

00:56:37.720 --> 00:56:41.390
‫معذرت میخوام که کوتاهی کردم.

00:56:42.560 --> 00:56:44.730
‫بنیو-سان اینجا هستن؟

00:56:44.730 --> 00:56:47.940
‫همین الان برگشت به خونه ی شما.

00:56:47.940 --> 00:56:51.110
‫که اینطور. پس من میرم تا بهش برسم.

00:56:51.110 --> 00:56:52.410
‫ایجوئین-کون...

00:56:52.410 --> 00:56:59.250
‫بنیو یه چیزایی در مورد یه گیشا توی یاناگیباشی میگفت....؟

00:56:59.250 --> 00:57:01.750
‫چیزی برای نگرانی وجود نداره.

00:57:01.750 --> 00:57:04.960
‫امشب همه چیزو برای بنیو-سان توضیح میدم.

00:57:04.960 --> 00:57:06.380
‫متوجه‌م.

00:57:06.790 --> 00:57:10.260
‫این طوری بهتره، اون دختر بی تجربه ایه....

00:57:10.260 --> 00:57:15.760
‫نه، نه اصلا....بنیو دقیقا همون طوریه که من همیشه تصور میکردم.

00:57:15.890 --> 00:57:20.430
‫به علاوه، من میخوام مردی باشم که لیاقتش رو داشته باشه.

00:57:22.350 --> 00:57:26.520
<i><i>‫بی فکری کردم، حالا چه طوری برگردم؟</i></i>

00:57:26.650 --> 00:57:28.230
<i><i>‫لطفا اشتباه برداشت نکن.</i></i>

00:57:29.110 --> 00:57:31.400
‫این طرف اون طرف چرخیدن وقت هدر دادنه.

00:57:31.400 --> 00:57:34.570
‫خودم حقیقت رو میفهمم، باید عزممو جزم کنم و انجامش بدم.

00:57:38.120 --> 00:57:39.790
...عصر بخیر

00:57:42.200 --> 00:57:43.250
‫اوه، خدای من!

00:57:43.250 --> 00:57:45.830
‫عصر بخیر، شما حتما کیچیجی هستین؟

00:57:45.830 --> 00:57:48.500
‫من بنیو هانامورا هستم.

00:57:48.500 --> 00:57:53.090
‫هانامورا...نامزد ستوان دوم؟

00:57:53.090 --> 00:57:54.180
‫بله.

00:57:54.180 --> 00:57:59.310
‫اومدم تا درمورد رابطه‌ی شما با ستوان دوم بپرسم.

00:57:59.970 --> 00:58:02.850
‫خانوم، من واقعا متاسفم...

00:58:03.060 --> 00:58:04.560
‫نه من متهمتون نمیکنم...

00:58:04.560 --> 00:58:11.230
‫در هرحال، این پدرم بود که این ازدواج رو برنامه ریزی کرد.
 .اگه شما دونفر واقعا عاشق همدیگه باشید قبول می‌کنم

00:58:11.230 --> 00:58:13.940
‫فقط میخواستم بفهمم که جریان چیه؟

00:58:14.070 --> 00:58:16.740
‫خانوم، لطفا اینو ببینید.

00:58:17.160 --> 00:58:18.370
‫ایشون کی هستن؟

00:58:18.370 --> 00:58:21.370
‫ایشون همسر مرحوم منن.

00:58:22.160 --> 00:58:24.620
‫ما قسم خوردیم که تا ابد باهم باشیم.

00:58:24.620 --> 00:58:27.540
‫ایشون و ارباب جوان ایجوئین باهمدیگه دوست بودن.

00:58:27.790 --> 00:58:31.880
‫اون یه جوان خوش طینت و یه مرد عالی بود.

00:58:31.880 --> 00:58:34.880
‫ولی توی جنگ سینگاتوی چین...

00:58:34.880 --> 00:58:35.720
‫و ژاپن

00:58:35.720 --> 00:58:38.510
‫وقتی که بهم گفتن که کشته شده....

00:58:38.590 --> 00:58:41.060
‫من هم میخواستم بمیرم،

00:58:42.100 --> 00:58:45.310
‫ولی ارباب جوان من رو پیدا کردن و نجاتم دادن.

00:58:45.810 --> 00:58:51.400
‫ایشون از اون روز به من کمک کردن
 .و قدرت اینو که با زندگی رو به رو بشم رو بهم دادن

00:58:51.980 --> 00:58:56.110
‫ایشون گفتن که هیچ وقت نمیتونن اجازه بدن دختری که دوستش عاشقش بوده بمیره.

00:58:57.700 --> 00:59:00.280
‫من یه زن  سنتی ام.

00:59:00.490 --> 00:59:07.080
‫ارباب جوان انسان فوق العاده ایه، ولی قلب من فقط متعلق
 .به یه نفره که قسم خوردم تا آخر عمر بهش وفادار بمونم

00:59:07.830 --> 00:59:13.170
‫خانوم، ارباب جوان مرد بسیار شجاع و دلسوزی هستن.

00:59:14.050 --> 00:59:18.720
‫ما همین الان باهم آشنا شدیم و شاید گفتن این درست نباشه ولی....

00:59:18.840 --> 00:59:25.640
‫میدونم که ارباب جوان ارزش این رو دارن که کل زندگیتون رو وقف ایشون کنید...

00:59:26.230 --> 00:59:29.100
‫کیچیجی-سان، ممنونم.

00:59:31.480 --> 00:59:35.610
‫بنیو-سان، بذارید این شبی رو که باهم آشنا شدیم به یه شب به یاد موندنی تبدیل کنیم.

00:59:35.610 --> 00:59:38.240
‫البته که همه چی به حساب منه.

00:59:38.240 --> 00:59:40.240
‫چی؟ ولی...

00:59:40.490 --> 00:59:41.570
‫مطمئنین؟

00:59:41.570 --> 00:59:42.780
‫بله!

00:59:42.780 --> 00:59:45.870
<i><i>‫خداروشکر من حتی یه یه قرونی هم ندارم.</i></i>

00:59:54.500 --> 00:59:58.880
‫کیچیجی میخوام که بیشتر درمورد ستوان دوم بدونم، داستان ها و این طور چیزا...نمیدونم.

01:00:00.930 --> 01:00:04.760
‫حتما. همه چی از روزی شروع شد که....

01:00:14.360 --> 01:00:18.320
‫این جا چه خبره؟ مشتریهاشونو فراموش کردن؟

01:00:18.320 --> 01:00:23.620
‫متاسفم، ولی یه خانوم جوانی امشب اومدن.

01:00:23.620 --> 01:00:27.080
‫چی؟ شما این جا زنارو هم سرگرم می‌کنید؟

01:00:27.080 --> 01:00:31.920
‫یه زن سرهنگ ارتش نظامی امپراطوری رو مضحکه ی خودش کرده؟

01:00:32.000 --> 01:00:34.590
‫همگی، دنبالم بیاید!

01:00:38.800 --> 01:00:40.510
‫لطفا این کارو نکنید.

01:00:40.880 --> 01:00:42.510
!تمومش کنید

01:00:42.590 --> 01:00:45.050
‫بابای من گفت....

01:00:45.050 --> 01:00:52.390
‫سربازای امپراطوری هیچ وقت به مکان های سرگرمی آسیب نمیزنن.

01:00:52.480 --> 01:00:54.770
‫شما کره اسبا

01:00:54.860 --> 01:00:57.020
‫زن! چطور جرئت میکنی
 به من بگی کره اسب؟ هیچ میدونی من کی ام؟

01:00:57.020 --> 01:00:58.530
‫اینو بگیر، زن!

01:00:59.440 --> 01:01:01.320
<i><i>‫بنیو-سان، ایشون....</i></i>

01:01:01.320 --> 01:01:03.320
‫از این کارت پشیمون میشی!

01:01:03.320 --> 01:01:05.280
‫سرهنگ اینن، ایشونو ببخشین.

01:01:05.280 --> 01:01:06.660
‫هرگز!

01:01:06.660 --> 01:01:07.830
‫بنیو-سان!

01:01:08.160 --> 01:01:09.950
‫سرهنگ اینن؟!

01:01:10.910 --> 01:01:13.620
‫تو این غیر نظامی رو میشناسی؟

01:01:13.620 --> 01:01:16.750
‫ایشون نامزد منن.

01:01:16.880 --> 01:01:19.170
<i><i>‫دختر سرگرد هانامورا؟</i></i>

01:01:19.630 --> 01:01:23.630
‫نامزدم کار نامناسبی انجام دادن؟

01:01:23.760 --> 01:01:25.850
<i><i>‫لعنتی، از این ایجوئین متنفرم!</i></i>

01:01:25.850 --> 01:01:32.600
<i><i>‫ارتش بابت خانواده‌ی نجیب زاده‌ش
 .اون رو قبول کرد، در حالی که حتی یه ژاپنی خالص هم نیست</i></i>

01:01:32.600 --> 01:01:36.110
<i><i>‫همیشه ازش نفرت داشتم، چه بی نزاکت</i></i>

01:01:36.360 --> 01:01:38.480
‫به اندازه کافی ساکه خوردم.

01:01:38.690 --> 01:01:40.070
‫دیگه میرم.

01:01:56.040 --> 01:01:59.170
<i><i>‫بالاخره نیمه ی خودتونو پیدا کردین.</i></i>

01:01:59.670 --> 01:02:03.090
<i><i>‫...هیچوقت دستش رو رها نکنید.</i></i>

01:02:05.970 --> 01:02:10.680
‫ستوان، ممنونم و.... متاسفم.

01:02:10.760 --> 01:02:15.980
‫اشکالی نداره، تقصیر خودمه باید بهت میگفتم.

01:02:16.150 --> 01:02:18.060
‫ستوان،

01:02:18.060 --> 01:02:21.320
‫تو منو دوست داری؟

01:02:21.480 --> 01:02:26.450
‫حتی اگه اونقدرا خوشگل نباشم و با ساکه حسابی مست بشم؟

01:02:26.450 --> 01:02:28.660
<i><i>‫من دوستت دارم بنیو-سان</i></i>

01:02:28.660 --> 01:02:29.950
<i><i>‫واقعا؟</i></i>

01:02:29.950 --> 01:02:33.200
‫آره حتی از قبل از اینکه ببینمت.

01:02:33.200 --> 01:02:35.830
‫چی؟ این خیلی احمقانه ست...

01:02:35.920 --> 01:02:37.630
‫احمقانه‌ست، نه؟

01:02:37.710 --> 01:02:40.540
‫باشه حتی اگه احمقانه باشه، من خیلی تورو دوست دارم.

01:02:57.440 --> 01:02:58.770
‫خیلی روشنه!

01:03:02.610 --> 01:03:05.320
‫صبح بخیر خانوم

01:03:05.490 --> 01:03:07.030
‫صبح بخیر.

01:03:07.240 --> 01:03:12.330
‫<i><i>‫چرا دوباره توی خونه‌ی ایجوئینم؟ آخ سرم درد میکنه..</i>

01:03:13.240 --> 01:03:16.330
‫چی؟ یادت نمیاد دیشب چه اتفاقی افتاد؟

01:03:16.330 --> 01:03:20.170
‫من به دیدن کچیجی رفتم و بعد یکم ساکه خوردم و بعد از اون....

01:03:22.340 --> 01:03:25.210
‫ببخشید، همینم انتظار میرفت.

01:03:25.210 --> 01:03:28.050
‫چیزی ...شده؟

01:03:28.300 --> 01:03:29.800
‫نگرانش نباش.

01:03:29.800 --> 01:03:33.640
‫راستی، یه چیزی هست که چند وقته میخوام بهت بگم.

01:03:34.310 --> 01:03:35.390
‫بنیو-سان

01:03:35.810 --> 01:03:41.150
‫رانمارو هم برگشته؟ اوه نه تاماکی میفهمه!

01:03:41.520 --> 01:03:43.520
‫اوه، چی میخواستی بگی؟

01:03:43.520 --> 01:03:47.860
‫یه وقت دیگه میگم، مسئله ی مهمیه باید توی حال و هوای درستی باشه.

01:03:49.450 --> 01:03:52.740
‫دستوری دارید سرهنگ؟

01:03:52.740 --> 01:03:53.910
‫نه.

01:03:54.160 --> 01:03:56.330
‫به خط مقدم روسیه؟

01:03:56.330 --> 01:04:01.170
‫بله. ارتش قصد داره به همراه سربازان آمریکایی به اونجا دسته بفرسته.

01:04:02.580 --> 01:04:04.840
<i><i>‫این طوری خوب میشه.</i></i>

01:04:05.670 --> 01:04:06.380
‫

01:04:06.380 --> 01:04:08.420
‫بنیو خیلی وقته که ندیدیمت

01:04:08.420 --> 01:04:08.630
‫بنیو خیلی وقته که ندیدیمت

01:04:08.720 --> 01:04:13.010
‫از وقتی تو رفتی کلاسا خیلی سوت و کوره.

01:04:13.010 --> 01:04:15.600
‫بیاید بعد از کلاس امروز یکی خوش بگذرونیم.

01:04:15.600 --> 01:04:17.020
‫خب، راستی...

01:04:17.020 --> 01:04:19.690
‫سونو قراره ازدواج کنه.

01:04:19.690 --> 01:04:22.650
‫کاناکو و اوسامه هم همین طور.

01:04:27.190 --> 01:04:31.570
‫خانوما، چند جلسه ی دیگه برای اینکه آداب رو به درستی یاد بگیرید باقی مونده.

01:04:32.240 --> 01:04:34.830
‫همه ما خودمون انتخاب میکنیم که زندگیمون توی چه مسیری پیش بره.

01:04:34.830 --> 01:04:36.740
‫خیلی احساس تنهایی میکنم.

01:04:36.830 --> 01:04:40.410
‫منظورت چیه؟تو اولین کسی بودی که نامزد کردی.

01:04:40.410 --> 01:04:44.840
‫من هنوزم فک میکنم تو بهترین گزینه برای ستوانی.

01:04:44.840 --> 01:04:49.800
‫دیگه بسه، از فک کردن بهش خسته شدم، من دیگه عبور کردم.

01:04:49.880 --> 01:04:54.390
‫میخوام بعد از فارغ التحصیلی به عنوان زن مدرن فعالیت کنم.

01:04:54.510 --> 01:04:56.760
‫و دنبال عشق تازه ای بگردم.

01:04:56.890 --> 01:04:59.640
‫" تا میتوانید غنچه های رز جمع کنید."

01:04:59.930 --> 01:05:02.980
<i><i>.‫تاماکی مثل همیشه سرزنده‌ست</i></i>

01:05:03.440 --> 01:05:07.320
‫ولی بنیو، همون طور که میدونی رانمارو حسوده.

01:05:07.320 --> 01:05:12.490
‫از وقتی که توی عمارت داری زندگی میکنی، هیچ حسی به شینوبو پیدا نکردی؟

01:05:18.790 --> 01:05:21.210
 	‫ستوان دوم، چی داری میخونی؟

01:05:21.210 --> 01:05:22.790
‫یه کتاب روسی.

01:05:22.790 --> 01:05:29.510
‫جنگ توی روسیه ادامه داره، مثل اینکه آمریکا و ژاپن هم دارن درگیر میشن.

01:05:29.760 --> 01:05:31.720
...برای همین

01:05:31.970 --> 01:05:34.050
‫به روسیه منتقل میشید؟

01:05:34.510 --> 01:05:35.720
‫نمیدونم.

01:05:37.470 --> 01:05:37.810
‫تایشوی 7 (1918) : جولای

01:05:37.180 --> 01:05:38.920
‫بنده ستوان دوم شینوبو ایجوئین هستم.

01:05:38.920 --> 01:05:40.930
‫دستوراتتون مبنی بر انتقال رو در یافت کردم.

01:05:41.020 --> 01:05:44.650
‫شینوبو ایجوئین از ارتش امپراطوری!

01:05:44.850 --> 01:05:47.650
‫امروز شما به عنوان فرمانده ی جوخه ی دوم از گردان سوم،

01:05:47.650 --> 01:05:52.570
‫هنگ چهاردهم، دوازدهمین لشکر پیاده نظام اعزامی به کوکورا منصوب میشوید.

01:05:52.570 --> 01:05:55.450
‫هنگ چهاردهم، دوازدهمین لشکر پیاده نظام اعزامی به کوکورا منصوب میشوید.

01:05:55.450 --> 01:05:57.990
‫تا هفت روز دیگه آماده ی اعزام باشید.

01:05:57.990 --> 01:05:58.990
‫بله، قربان!

01:05:59.620 --> 01:06:01.330
‫داری منتقل میشی؟

01:06:01.330 --> 01:06:05.670
‫اوه، عزیزم شینوبو کوکورا خیلی دوره

01:06:05.670 --> 01:06:07.210
‫قوی باش.

01:06:07.210 --> 01:06:11.340
‫شینوبو تو داری به کشورت خدمت میکنی، باید بهترین تلاشت رو بکنی!

01:06:11.340 --> 01:06:12.260
‫بله.

01:06:12.880 --> 01:06:16.800
<i><i>‫داره میره....به کیوشو</i></i>

01:06:20.260 --> 01:06:23.980
‫شینوبو اگه به سیبری منتقلت کنن چی؟

01:06:23.980 --> 01:06:27.980
‫نگران نباشید، اولین جوخه ای که به سیبری منتقل میشه از نایاگویاست.

01:06:28.150 --> 01:06:29.440
<i><i>‫بنیو-سان کجاست؟</i></i>

01:06:30.110 --> 01:06:34.900
‫کجا رفته؟ خبر داره که ارباب جوان فردا میرن.

01:06:41.080 --> 01:06:44.080
‫اون بالا خطرناکه، اگه بیفتی چی؟

01:06:44.080 --> 01:06:45.710
‫فقط یکم دیگه.

01:06:45.870 --> 01:06:47.960
‫چراغای شهر از این بالا خیلی زیباست.

01:06:48.420 --> 01:06:52.050
‫هایکارا-سان، میشه منم بیام بالا؟

01:06:52.130 --> 01:06:52.960
‫عه؟

01:06:53.170 --> 01:06:54.340
‫چی؟

01:06:54.720 --> 01:06:55.630
‫صبرکن...!

01:06:55.920 --> 01:06:58.470
‫دیگه خیلی دیره، ....منم...!

01:07:06.600 --> 01:07:08.600
‫توکیو واقعا پر از آرامشه.

01:07:08.810 --> 01:07:11.650
‫این وظیفه‌ی ارتشه که این آرامش رو مهیا کنه.

01:07:12.150 --> 01:07:15.320
‫لطفا در نبود من از خانواده مون مراقبت کن.

01:07:15.530 --> 01:07:16.610
‫حتما.

01:07:19.240 --> 01:07:23.240
‫یه چیزی هست که میخواستم بهت بگم.

01:07:23.830 --> 01:07:24.830
‫چی؟

01:07:25.000 --> 01:07:27.250
<i><i>‫لطفا این دفعه فراموش نکن....</i></i>

01:07:27.920 --> 01:07:30.630
‫من از همون اول تورو دوست داشتم.

01:07:37.760 --> 01:07:38.760
‫مراقب باش!

01:07:47.140 --> 01:07:50.520
‫کیوشو این روزا دیگه اون قدرا دور نیست.

01:07:50.810 --> 01:07:54.070
‫وقتی کلاسای مدرست تموم شد بیا و بهم سربزن.

01:07:55.940 --> 01:07:57.650
<i><i>‫اوم...من...من...</i></i>

01:07:57.650 --> 01:08:01.280
‫باید باغمون رو توی پاییز ببینی.

01:08:01.450 --> 01:08:05.830
‫اون موقع ها دیگه میتونم برگردم، میتونم باهم باغ رو تماشا کنیم.

01:08:05.910 --> 01:08:07.830
‫ واقعا زیباست.

01:08:07.830 --> 01:08:11.120
‫تا پاییز برمیگردی...قول میدی؟

01:08:11.120 --> 01:08:16.630
‫آره، منتظر اون روز هستم، خیلی دور نمیشه.

01:08:19.420 --> 01:08:20.840
‫دیگه میرم.

01:08:20.840 --> 01:08:23.680
‫لطفا مراقب خودت باش شینوبو.

01:08:23.680 --> 01:08:26.180
‫خداحافظ، ارباب جوان.

01:08:28.730 --> 01:08:30.140
‫خداحافظ.

01:08:31.560 --> 01:08:32.900
‫برمیگردم.

01:08:34.440 --> 01:08:39.440
<i><i>‫کل شب بیدار بودم و فکر میکردم کی چی بهش بگم ولی الان فقط خجالت کشیدم.</i></i>

01:08:39.780 --> 01:08:41.490
<i><i>‫لطفا سالم برگرد.</i></i>

01:08:42.160 --> 01:08:48.750
<i><i>‫وقتی برگردی بهت میگم که عروس توام...</i></i>

01:08:48.750 --> 01:08:51.080
<i><i>‫با همه ی قلبم...</i></i>

01:08:51.870 --> 01:08:54.460
‫تایشوی 7 (1918): آگوست

01:08:58.630 --> 01:09:00.760
‫خیلی بد شد.

01:09:01.470 --> 01:09:02.720
<i><i>‫بنیو...</i></i>

01:09:05.140 --> 01:09:06.720
‫ستوان دوم...

01:09:09.930 --> 01:09:13.310
‫بنیو-سان به مناسب اولین پیروزی در برابر روسیه امشب،

01:09:13.400 --> 01:09:16.360
<i>‫یه رژه ی فانوس فوق العاده اجرا میشه...</i>

01:09:16.570 --> 01:09:17.900
‫علاقه ای ندارم.

01:09:17.900 --> 01:09:19.110
‫اوه...

01:09:23.530 --> 01:09:25.780
‫خانوم، نامه دارید.

01:09:26.120 --> 01:09:27.700
‫نمیخوام بخونمش .

01:09:27.700 --> 01:09:29.370
‫از طرف ارباب جوانه.

01:09:32.960 --> 01:09:34.000
‫یه نامه؟

01:09:34.000 --> 01:09:35.210
‫یه نامه؟

01:09:35.210 --> 01:09:36.340
‫یه نامه؟

01:09:36.340 --> 01:09:37.840
‫گفتید، یه نامه؟

01:09:38.050 --> 01:09:39.760
‫بذارید تنهایی بخونمش!

01:09:41.170 --> 01:09:43.010
<i><i>‫یه نامه از طرف اون...</i></i>

01:09:45.840 --> 01:09:48.640
<i><i>‫اوه، بوی هوای روسیه...</i></i>

01:09:51.140 --> 01:09:52.930
<i><i>‫"عزیرترینم، بنیو...</i></i>

01:09:52.930 --> 01:09:54.390
<i>‫حالت چطوره؟ </i>

01:09:54.390 --> 01:09:59.940
<i>‫" این نامه رو در حالی مینویسم که جوخه‌ی من 
".کیلومتر ها عقب تر از خط مقدم مشغول انجام وظیفه‌است</i>

01:10:00.440 --> 01:10:06.620
<i>‫" ما هنوز دستوری دریافت نکردیم،
 ".و من زمان رو با خیره شدن به یه دشت وحشی میگذرونم</i>

01:10:07.120 --> 01:10:10.700
<i>‫"آرزو داشتم که میتونستم این منظره ی باشکوه رو نشونت بدم."</i>

01:10:11.240 --> 01:10:15.370
<i>‫" ولی فقط میتونم تصور کنم که اینجا توی این دشت میدوی."</i>

01:10:16.630 --> 01:10:21.510
<i>‫"روسیه نوعی مشروب قوی به نام وودکا داره، حسودیت شد؟</i>

01:10:22.210 --> 01:10:24.010
‫ستوان دوم....

01:10:24.090 --> 01:10:26.430
‫خیلی طولش داد.

01:10:26.510 --> 01:10:29.760
‫شاید مسموم شده.

01:10:29.760 --> 01:10:31.640
‫بنیو-سان!

01:10:31.640 --> 01:10:34.940
<i>‫"این گل توت وحشیه که توی دشتهای سیبری شکوفه میده"</i>

01:10:34.940 --> 01:10:37.150
<i>‫"محلی ها بهش میگن مالینکا."</i>

01:10:37.230 --> 01:10:38.400
<i>‫مالینکا...</i>

01:10:38.400 --> 01:10:39.560
‫توت وحشی.

01:10:39.820 --> 01:10:44.780
<i>‫آرزو میکنم مثل این گل پرجنب و جوش باشی.</i>

01:10:44.990 --> 01:10:48.160
<i>‫"فک نمیکنم این جنگ زیاد طول بکشه"</i>

01:10:48.160 --> 01:10:51.580
<i>‫"ممکنه بتونم زودتر از موعد به خونه برگردم"</i>

01:10:51.830 --> 01:10:55.790
<i>‫"پی نوشت: برات یکم ودکا میارم."</i>

01:10:56.290 --> 01:10:58.000
‫حالش خوبه.

01:10:58.330 --> 01:11:01.380
‫وودکا...به نظر خوشمزه میاد.

01:11:03.050 --> 01:11:05.550
‫باید زودی براش جوابشو بنویسم.

01:11:07.470 --> 01:11:10.430
‫اون فرماندهه رو اعصابمه.

01:11:10.430 --> 01:11:14.640
‫تا حالا حتی صدای شلیک یه گلوله رو هم از نزدیک نشنیده،
 .اون وقت یه دفعه شده فرمانده‌ی جوخه

01:11:14.640 --> 01:11:20.060
	‫چی کار میتونی بکنی؟ همه ماها یه مشت قاتل و وصله‌ی ناجوریم.

01:11:20.770 --> 01:11:22.270
‫همگی به صف شد!

01:11:24.190 --> 01:11:25.990
‫گفتم به صف شید.

01:11:25.990 --> 01:11:27.360
‫صدامو نمیشنوین.

01:11:28.820 --> 01:11:34.790
‫جناب فرمانده، ما همه توی جنگای واقعی
 .بودیم و شنواییمون رو یکمی از دست دادیم

01:11:34.790 --> 01:11:37.500
‫میشه بلندتر حرف بزنی؟

01:11:38.870 --> 01:11:41.040
‫اوکی...فهمیدم.

01:11:51.430 --> 01:11:54.350
‫اگه قصد اینه که بگی فقط از یه فرمانده ی قوی پیروی میکنی...

01:11:54.350 --> 01:11:56.640
‫با کمال میل جناب فرمانده.

01:12:03.820 --> 01:12:05.860
‫تمومش کنید، شما دوتا!

01:12:05.980 --> 01:12:07.530
‫این جا چه خبره؟

01:12:07.610 --> 01:12:09.570
‫ستوان دوم ایجوئین بیا جلو!

01:12:09.570 --> 01:12:10.240
‫بله قربان!

01:12:10.240 --> 01:12:11.360
‫داری چیکار میکنی؟

01:12:11.360 --> 01:12:12.530
‫تو!

01:12:13.160 --> 01:12:15.410
‫کی این بساطو شروع کرد، بگو!

01:12:15.410 --> 01:12:18.790
‫مشغول تمرین عملی بودیم.

01:12:18.960 --> 01:12:22.500
‫این همه انتظار این جا باعث شده فرسوده بشیم.

01:12:23.130 --> 01:12:25.500
‫پس چیزی که میخواین رو بهتون میدم.

01:12:25.500 --> 01:12:29.380
‫دستور میدم در اولین فرصت با جوخه‌ت به خط مقدم بری.

01:12:29.380 --> 01:12:30.590
‫آماده باشید.

01:12:32.760 --> 01:12:35.060
‫احترام نظامی بر فرمانده‌ی جوخه!

01:12:37.770 --> 01:12:40.060
‫در موردتون اشتباه می‌کردم.

01:12:40.310 --> 01:12:45.480
‫فک میکردم یه افسر ترتبیت شده ی توکیو هستین که خودتو رو بهتر از ما میدوند.

01:12:45.480 --> 01:12:50.610
‫ولی حرفای من باعث شده که به خط مقدم منتقل بشیم.

01:12:50.700 --> 01:12:51.660
‫متاسفم.

01:12:51.660 --> 01:12:55.780
‫خب، بهتر از اینجا تحلیل رفتنه.

01:12:55.870 --> 01:13:01.750
‫این سرباز بی ارزش اونیجیما، با افتخار فرمانده‌ی جوخه رو تا هرجایی همراهی می‌کنه.

01:13:01.830 --> 01:13:02.870
‫درست میگم؟

01:13:02.870 --> 01:13:04.830
‫فرمانده!
‫فرمانده!

01:13:11.050 --> 01:13:13.130
<i><i>‫خط مقدم فردا...</i></i>

01:13:13.510 --> 01:13:18.430
<i><i>!‫بنیو-سان من زنده میمونم و برمیگردم پیشت</i></i>

01:13:19.680 --> 01:13:22.810
‫امروز هم دوباره آموزشای عروسه، بیا شروع کنیم!

01:13:22.810 --> 01:13:24.350
‫موفق باشی! موفق باشی!

01:13:28.480 --> 01:13:31.190
<i>‫انقدر عاشقش شده.</i>

01:13:31.900 --> 01:13:33.950
‫چیشده، رانمورا؟

01:13:34.610 --> 01:13:37.660
‫بنیو-سان آدم متفاوتی شده.

01:13:37.660 --> 01:13:40.000
‫میدونی، داره این کارارو برای شینوبو میکنه....

01:13:40.000 --> 01:13:44.290
‫دیگه میدونم که جایی برای من نیست!

01:13:44.290 --> 01:13:49.130
‫ولی نمیخوام از پیشش برم.
 .میخوام کمکش کنم تا شاد باشه، مهم نیست چقدر ممکنه به خودم آسیب بزنم

01:13:49.130 --> 01:13:53.470
‫تو واقعا آدم خوبی هستی، واقعا میگم رانمورا!

01:13:58.220 --> 01:14:01.020
<i><i>‫بنیو-سان دوباره میخواین تمرین شمشیر بازی کنید؟</i></i>

01:14:01.100 --> 01:14:05.600
‫بدنم بخاطر اینکه عادت نداره همیشه رفتارای خانومانه بکنه سفت شده

01:14:05.600 --> 01:14:08.570
‫دیگه نمیخوام چیزی که نیستم باشم. من  اینی ام که هستم!

01:14:08.650 --> 01:14:11.480
<i><i>‫بنیو-سان هنوز بنیو-سانه</i></i>

01:14:11.480 --> 01:14:12.900
‫اوه، هی!

01:14:13.190 --> 01:14:15.950
‫رانمورا بیا مثل اون موقع ها کشتی بگیریم.

01:14:16.450 --> 01:14:18.410
‫هرگز! من دیگه برم!

01:14:19.120 --> 01:14:22.580
<i><i>‫از اون موقع دیگه نامه ای نفرستاده</i></i>

01:14:23.370 --> 01:14:29.000
<i><i>‫اشکالی نداره، بهم قول داده که سالم برگرده.</i></i>

01:14:33.920 --> 01:14:36.890
‫دشمن داره نزدیک میشه.

01:14:36.890 --> 01:14:40.810
‫واقعا خیلی خوب یاد گرفتین که نشونه های شلیک گلوله رو بفهمین.

01:14:41.100 --> 01:14:43.390
‫دوماهه که توی خط مقدمیم.

01:14:43.390 --> 01:14:45.140
‫دیگه عادت کردم.

01:14:45.230 --> 01:14:47.650
‫تابستون بود، الان دیگه زمستون شده.

01:14:47.650 --> 01:14:51.570
‫زمستون سیبری چیزیه‌که دوست ندارم بهش عادت کنم.

01:14:51.570 --> 01:14:53.280
‫بازم نوشیدنی میخورین؟

01:14:53.280 --> 01:14:55.150
‫آره، یه لیوان.

01:14:57.160 --> 01:15:04.160
‫ما یه گروه آدمای ناجوریم که به خط مقدم فرستاده شده‌ان،

01:15:05.120 --> 01:15:09.960
‫ولی یکی مثل شما قطعا حسرت های زیادی داره، حتما دوست دختر دارین، نه؟

01:15:14.920 --> 01:15:17.430
‫به نظر بامزه ولی غیر قابل کنترل میاد.

01:15:18.800 --> 01:15:20.720
‫اون یه زن مدرنه.

01:15:21.180 --> 01:15:26.430
‫اسمش بنیوئه. سرزنده، با انگیزه، لطیف ولی سرسخته...

01:15:27.520 --> 01:15:29.560
‫اون به همه اهمیت میده.

01:15:32.400 --> 01:15:35.690
‫فرمانده، یه چیزی در مورد گارد عقب درست نیست.

01:15:35.690 --> 01:15:37.110
‫ازشون خبری شنیدی؟

01:15:37.110 --> 01:15:37.860
‫نه هیچکدوم.

01:15:37.860 --> 01:15:40.660
‫فرمانده، قزاق هان.

01:15:40.660 --> 01:15:42.370
‫ما محاصره شدیم.

01:15:42.370 --> 01:15:48.250
‫نگهبانای گارد عقب از ما دارن به عنوان
 .طعمه استفاده می‌کنن، حتما بالا دستی ها نقشه‌ی این کار رو کشیدن

01:15:50.290 --> 01:15:55.170
‫الان چاره ای نداریم، باید تله رو رد کنیم و تو گارد عقب به هم ملحق شیم.

01:15:55.170 --> 01:15:56.970
‫به طرف جنگل فرار کنید.

01:15:57.130 --> 01:15:59.550
‫اونا سواره ان، تا اونجا دنبال ما نمیان

01:16:00.590 --> 01:16:06.730
‫یادتون باشه، باهاشون درگیر نشید، فقط فرار کنید.

01:16:06.730 --> 01:16:11.440
‫بیخود جونتون رو از دست ندید، زنده بمونید تا به خونتون ژاپن برگردید.

01:16:11.440 --> 01:16:13.770
‫شما هم همینطور فرمانده.

01:16:14.320 --> 01:16:17.280
‫شما باید برگردین پیش بنیوی عزیزتون، درست میگم؟

01:16:26.240 --> 01:16:27.200
‫شمشیرها، غلاف!

01:16:27.200 --> 01:16:29.460
‫همگی...حمله!

01:16:48.930 --> 01:16:50.270
‫همه اینجان؟

01:16:50.390 --> 01:16:53.560
‫فرمانده همه مون خوبیم.

01:16:53.940 --> 01:16:55.400
‫فرمانده!

01:16:55.400 --> 01:16:58.690
‫نمیتونیم گروهبان اونجیمارو پیدا کنیم!

01:16:59.360 --> 01:17:00.900
‫همه تون به راهتون ادامه بدید!

01:17:00.900 --> 01:17:03.870
‫میخواید چیکار کنید،فرمانده؟

01:17:03.870 --> 01:17:07.330
‫این کارو نکنید، این کار خودکشیه!

01:17:08.540 --> 01:17:10.250
‫فرمانده!

01:17:10.330 --> 01:17:14.290
‫اونیجیما.....اونیجیما....کجایی؟

01:17:14.380 --> 01:17:18.210
‫فرمانده! صبرکن! این جا نیا!!

01:17:18.210 --> 01:17:20.130
‫بیخیال من شو!

01:17:20.130 --> 01:17:22.800
‫اونیجیما، الان میام پیشت.

01:17:22.800 --> 01:17:24.340
‫فرمانده!

01:17:25.800 --> 01:17:28.470
‫فرمانده ایجوئین!

01:17:29.970 --> 01:17:33.020
<i><i>‫یه گل مالینکای سفید..</i></i>

01:17:33.690 --> 01:17:39.030
<i><i>‫مراقب باشید، ستوان ...من این جا منتظرتون میمونم،
 ...تا همیشه منتظرتون میمونم، تا ابد</i></i>

01:17:58.380 --> 01:18:00.050
‫فرمانده!

01:18:02.880 --> 01:18:05.890
‫کجایید؟ فرمانده!

01:18:09.640 --> 01:18:11.430
<i><i>‫توی....احمق...</i></i>

01:18:11.640 --> 01:18:15.020
<i><i>‫بهت گفتم باید برگردی پیش معشوقت!</i></i>

01:18:15.810 --> 01:18:19.520
‫فرمانده!!!

01:18:22.860 --> 01:18:24.780
‫دیگه پاییز شده.

01:18:24.780 --> 01:18:27.450
‫یعنی کی برمیگرده؟

01:18:27.450 --> 01:18:31.740
‫ماه اکتبر تعداد جوخه های خط مقدم رو کم کردن، خیلی از سربازا دیگه به خونه برگشتن.

01:18:31.740 --> 01:18:33.660
‫پس اونم به زودی برمیگرده.

01:18:33.660 --> 01:18:35.830
‫بنیو-ساما! بنیو-ساما!

01:18:36.250 --> 01:18:38.250
‫از طرف ارتش پیام اومده!

01:18:38.250 --> 01:18:41.670
‫ارباب جوان...توی سیبری...!

01:18:41.800 --> 01:18:43.840
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

01:18:43.840 --> 01:18:48.390
‫باید برگردید داخل، بانوی بزرگ از هوش رفتن.

01:18:48.390 --> 01:18:49.720
‫مادربزرگ!

01:18:50.930 --> 01:18:52.810
‫شینوبو-سان...

01:18:53.560 --> 01:18:56.560
‫بنیو-ساما، لطفا به اتاق نشیمن برید.

01:18:58.480 --> 01:18:59.650
‫پدر!

01:18:59.650 --> 01:19:01.440
<i><i>‫شما بنیو-سان هستید؟</i></i>

01:19:01.440 --> 01:19:03.940
‫نامزد ستوان دوم، درسته؟

01:19:03.940 --> 01:19:07.240
‫این آدما از جوخه‌ی شینوبو هستن.

01:19:07.360 --> 01:19:09.370
‫اومدن که با تو صحبت کنند.

01:19:17.000 --> 01:19:20.380
<i><i>‫فرمانده مدام درمورد شما صحبت میکرد.</i></i>

01:19:20.500 --> 01:19:23.460
<i><i>‫ایشون برای برگدوندن یکی از سربازان که عقب افتاده بود رفتن.</i></i>

01:19:23.460 --> 01:19:26.670
<i><i>‫ولی با یه انفجار رو به رو شدن و دیگه هیچوقت برنگشتن</i></i>

01:19:28.220 --> 01:19:31.050
<i><i>‫نمیتونم باور کنم که دیگه برنمیگردی.</i></i>

01:19:32.100 --> 01:19:35.890
<i><i>‫نمیخوام باور کنم...نمیتونه حقیقت داشته باشه...</i></i>

01:19:41.230 --> 01:19:42.820
‫من...من...

01:19:42.820 --> 01:19:44.570
‫نیازی نیست چیزی بگید.

01:19:44.690 --> 01:19:48.240
‫من بهتر از هر کسی احساستون رو میفهمم.

01:19:51.280 --> 01:19:56.040
‫هیچ وقت بهش نگفتم که دوستش دارم.

01:19:56.660 --> 01:19:59.500
‫هیچ وقت نگفتم ....و الان....، اون...

01:20:07.170 --> 01:20:11.890
‫کنت، این خانواده دیگه هیچ وارثی نداره، حالا چه اتفاقی برای عمارت میفته؟

01:20:11.890 --> 01:20:13.260
‫به نامزدش که نمیرسه، میرسه...؟

01:20:13.260 --> 01:20:14.010
‫بنیو برمیگرده پیش خانواده ش!

01:20:14.010 --> 01:20:14.890
‫بنیو برمیگرده پیش خانواده ش!

01:20:14.890 --> 01:20:17.600
‫دیگه خانواده ی ایجوئین وارثی نداره.

01:20:18.140 --> 01:20:23.270
‫تو هنوز جوونی و کل عمرت رو در پیش رو داری.

01:20:23.560 --> 01:20:28.190
‫لطفا اینو نگید، من این جا پیش شما میمونم.

01:20:28.530 --> 01:20:34.910
‫ممنونم، ولی دیگه برای ما بزرگترها تحمل کردن غم از دست دادن اون هایی که رفتن کافیه.

01:20:35.490 --> 01:20:38.750
‫بنیو-سان، براتون لباس سوگواریتون رو آوردم.

01:20:41.580 --> 01:20:45.880
<i>‫لباس سوگواری سفید،
.نماد زنیه که قصدی برای ازدواج دوباره نداره</i>

01:20:47.760 --> 01:20:50.590
<i><i>‫این نشون میده من هیچ وقت با مرد دیگه ای ازدواج نمیکنم.</i></i>

01:20:56.470 --> 01:20:58.770
‫دا..داری چیکار میکنی؟

01:21:00.390 --> 01:21:02.770
‫چطور ممکنه هیچ چیزی برای این خانواده باقی نمونده باشه؟

01:21:02.770 --> 01:21:05.110
...این خونه هنوز همون طوره که بوده

01:21:07.190 --> 01:21:08.690
<i><i>‫ستوان.</i></i>

01:21:09.530 --> 01:21:12.160
<i>‫این لباس عروسی منه.</i>

01:21:12.410 --> 01:21:15.740
<i><i>‫من عهد میبندم که تا آخر عمرم عاشق شما باشم.</i></i>

01:21:15.740 --> 01:21:16.950
<i><i>‫بنیو-سان</i></i>

01:21:16.950 --> 01:21:18.620
‫بنیو---

01:21:19.290 --> 01:21:22.460
<i><i>‫من به جای تو از این خانواده محافظت میکنم.</i></i>

01:21:22.540 --> 01:21:24.500
‫یه گیشا اینجا چه کاری میتونه داشته باشه؟

01:21:26.000 --> 01:21:29.460
‫زنای مثل تو جایی این جا ندارن.

01:21:29.460 --> 01:21:32.760
‫التماستون میکنم، لطفا، فقط بذارید براشون دعا بخونم.

01:21:32.760 --> 01:21:34.590
‫بذارید بیاد.

01:21:34.970 --> 01:21:37.720
‫ایشون یکی از دوست های عزیز ما هستن.

01:21:37.720 --> 01:21:39.930
<i><i>‫ممنونم، خانوم.</i></i>

01:21:39.930 --> 01:21:40.850
‫چه زشت!

01:21:40.850 --> 01:21:42.690
‫بودن یه گیشا این جا یه جور رسواییه.

01:21:42.690 --> 01:21:44.020
‫اون یه آشغاله.

01:21:44.020 --> 01:21:47.320
‫بنیو، قضیه ی این لباس سوگواری سفید چیه؟

01:21:47.320 --> 01:21:50.360
‫ستوان دوم خانواده شون رو به من سپردن.

01:21:50.490 --> 01:21:53.700
‫پدر بزرگ، لطفا اجازه بدید که مراقب شما باشم.

01:21:53.700 --> 01:21:54.780
<i><i>‫بنیو...</i></i>

01:21:54.780 --> 01:21:56.700
‫خانواده و آشنایان.

01:21:56.700 --> 01:22:00.950
‫تا زمانی که کنت و کنتس زنده هستن، من از این خانواده مراقبت میکنم.

01:22:00.950 --> 01:22:04.290
‫شرایط اینطور پیش میره!

01:22:05.170 --> 01:22:07.420
‫رانمارو، تو دیگه نمیتونی اینجا بمونی.

01:22:07.420 --> 01:22:10.130
‫چرا؟ بودن من این جا چه اشکالی داره؟

01:22:10.210 --> 01:22:12.800
‫من نامزد ستوانم.

01:22:12.800 --> 01:22:18.640
‫وقتی که اون نیست، من از این خونه محافظت میکنم،
 .و دیگه هیچ مردی اجازه ی ورود به این جارو نداره

01:22:18.970 --> 01:22:22.560
‫رانمارو، ازت خواهش می‌کنم تبدیل به مردی بشی که باید.

01:22:22.560 --> 01:22:24.770
‫تمرین کن و یه بازیگر کابوکی شو.

01:22:24.770 --> 01:22:26.600
‫تا اون موقع خداحافظ!!

01:22:26.980 --> 01:22:30.360
‫متوجه‌م، ولی اگه به کمک من احتیاج داشتید خبرم کنید.

01:22:30.360 --> 01:22:32.280
‫هر طور شده میام.

01:22:32.280 --> 01:22:35.740
‫بهتون نشون میدم که چه مرد مستقلی میتونم بشم.

01:22:51.750 --> 01:22:55.340
‫تایشو 8 (1919)

01:22:58.510 --> 01:23:01.140
‫پدر بزرگ و مادربزرگ خیلی فراموشکارن.

01:23:01.140 --> 01:23:03.270
‫یه عالمه قرض بالا آورن و هیچ درآمدی هم ندارن.

01:23:03.270 --> 01:23:08.900
‫باید حقوق خدمتکارارو هم بدیم اگه این طوری پیش بره مجبور میشیم عمارت رو بفروشیم.

01:23:11.020 --> 01:23:14.030
‫تنها راهی که باقی میمونه اینه که، کار کنم.

01:23:14.110 --> 01:23:14.860
‫خدمتکار، پرستار، گارسون.

01:23:14.860 --> 01:23:15.860
‫گارسون، پرستار

01:23:15.860 --> 01:23:16.860
‫گارسون.

01:23:17.530 --> 01:23:22.410
‫بی فایده ست این روزا کار پیدا کردن سخت شده.

01:23:22.660 --> 01:23:24.700
‫چه کارهایی واسه یه زن هست؟

01:23:24.700 --> 01:23:27.370
‫من که مدرکی برای پرستاری ندارم...

01:23:27.670 --> 01:23:28.880
‫فهمیدم!

01:23:31.880 --> 01:23:34.920
‫واقعا متاسفم، ولی شما برای این جا مناسب نیستید...

01:23:34.920 --> 01:23:38.630
‫علی الخصوص که ما اینجا کلی سرباز سرگرم می‌کنیم.

01:23:38.630 --> 01:23:43.430
‫خب...کی میدونه من با خوردن یه ذره ساکه چه کارایی ازم برمیاد؟

01:23:43.810 --> 01:23:49.770
‫ناراحت نباشید بنیو-سان، من میدونم چه کاری به درد شما میخوره.

01:23:50.650 --> 01:23:53.110
‫یه کمپانی انتشارات کوچیکه.

01:23:54.280 --> 01:23:58.950
‫مطمئنم صاحبش ازتون خوشش میاد.

01:24:00.740 --> 01:24:02.160
‫این جاست.

01:24:02.490 --> 01:24:04.870
‫اوه، خدای من خیلی خرابه ست.

01:24:13.130 --> 01:24:14.340
‫این یکی...

01:24:15.880 --> 01:24:18.260
‫ببخشید...!

01:24:19.050 --> 01:24:21.640
.طلبکاری؟ نمیتونم چیزی ندارم که بهت بدم

01:24:21.840 --> 01:24:25.680
‫اومم. کیچیجی-سان گفت که بیام اینجا.
 .ایشون گفتش که شما منو استخدام می‌کنید

01:24:25.680 --> 01:24:29.020
‫دنبال کار میگردی؟ ولی تو یه زنی.

01:24:29.100 --> 01:24:31.270
‫خب زنا هم میتونن کار کنن، میدونی...

01:24:31.270 --> 01:24:34.190
‫ببخشید ولی من با خانوما مشکل دارم.

01:24:34.400 --> 01:24:37.280
‫من با خانوما کاری ندارم، از این جا برو.

01:24:37.360 --> 01:24:41.200
‫چی؟ حق نداری به زنا کم نگاه کنی!

01:24:41.780 --> 01:24:45.370
‫اوه، فهمیدم. ترسیدی!

01:24:45.450 --> 01:24:49.620
‫فک میکنی اگه یه زن کارشو خوب انجام بده باعث میشه شان یه مرد پایین بیاد.

01:24:49.620 --> 01:24:50.920
‫چی...؟

01:24:51.670 --> 01:24:53.960
‫من حساسیت دارم.

01:24:54.040 --> 01:24:57.800
‫اگه یه زن بهم دست بزنه، کل بدنم پر از کهیر میشه.

01:24:57.800 --> 01:24:59.090
‫کهیر؟

01:25:01.880 --> 01:25:03.760
‫بله. اوه هتسورا.

01:25:05.760 --> 01:25:08.720
‫چی؟ زنای خانه دار به کارخونه‌ی برنج یوشیگومه حمله کردن؟

01:25:08.720 --> 01:25:10.060
‫چه داستانی!

01:25:10.480 --> 01:25:13.900
<i><i>‫همه رو فرستادم جایی ولی...</i></i>

01:25:14.360 --> 01:25:17.280
<i><i>‫این دختری که کیجیچی فرستاده...</i></i>

01:25:17.940 --> 01:25:20.570
‫خیله خب زن، برو سراغ این کار.

01:25:20.570 --> 01:25:22.990
‫اگه یه داستان خوب بنویسی استخدامت میکنم.

01:25:23.160 --> 01:25:25.450
‫قولتون یادتون نره.

01:25:25.530 --> 01:25:27.910
‫یوشیگومه، درسته؟ برمیگردم!

01:25:30.200 --> 01:25:33.750
<i><i>‫این جا جاییه که بهش حمله شده، همه شون خیلی عصبانی ان.</i></i>

01:25:35.210 --> 01:25:37.920
‫چرا میخوان ساختمونو خراب کنن؟

01:25:37.920 --> 01:25:42.260
‫صاحب کمپانی توی این رکود اقتصادی برنج هاشو گرون کرده.

01:25:42.260 --> 01:25:46.300
‫قیمتا از سال گذشته دوبرابر شده و این طوری آدم های فقیر مثل ما نمیتونن برنج بخرن.

01:25:46.300 --> 01:25:48.930
‫انبار این مغازه پر از برنجاییه که دارن فاسد میشن

01:25:48.930 --> 01:25:52.730
‫از اون طرف ما نمیتونیم به اندازه کافی برنج بخریم تا شکم بچه هامونو سیر کنیم.

01:25:52.810 --> 01:25:55.060
‫زودباشید، الان پلیس میرسه!

01:25:55.060 --> 01:25:56.610
‫زود باشید بازش کنید!

01:25:56.610 --> 01:25:57.610
‫ولی درشش خیلی محکمه!

01:25:57.610 --> 01:25:59.030
‫نمیتونم تحمل کنم.

01:25:59.690 --> 01:26:01.320
‫باید یه کاری کنم!

01:26:01.690 --> 01:26:03.150
‫از یه راه دیگه میرم تو...

01:26:03.150 --> 01:26:05.320
‫هر کسی به اندازه کافی قویه دنبال من بیاد!

01:26:05.320 --> 01:26:06.240
‫درسته!

01:26:13.210 --> 01:26:15.290
‫پلیسا!

01:26:17.130 --> 01:26:20.050
‫همه فرار کنید!

01:26:20.050 --> 01:26:22.920
‫چی؟ یه خانوم که افتاده زندان میگه خبرنگار ماست؟

01:26:24.720 --> 01:26:25.930
‫صاحب کمپانی قصد داشت با فقیر کردن ملت پول دربیاره.

01:26:25.930 --> 01:26:28.550
‫صاحب کمپانی قصد داشت با فقیر کردن ملت پول دربیاره.

01:26:28.550 --> 01:26:30.510
‫نمیتونستم همینجوری وایسم و نگاه کنم.

01:26:30.510 --> 01:26:33.680
<i><i>‫باورم نمیشه کیجیجی یه همچین زنی رو فرستاده پیش من.</i></i>

01:26:34.140 --> 01:26:37.690
‫متاسفم، توی کار خبرنگاریم شکست خوردم...

01:26:37.690 --> 01:26:38.190
‫خداحافظ!

01:26:38.190 --> 01:26:39.020
‫صبرکن!

01:26:39.020 --> 01:26:39.440
‫صبرکن!

01:26:40.230 --> 01:26:43.780
‫میتونی زن بودن خودت رو فراموش کنی؟

01:26:44.280 --> 01:26:45.150
‫ها؟

01:26:45.150 --> 01:26:48.660
‫اگه بخوای با من کار کنی، مثل یه زن باهات رفتار نمیشه.

01:26:48.660 --> 01:26:50.080
‫مشکلی با این قضیه نداری؟

01:26:51.040 --> 01:26:55.710
	‫فعلا استخدامی، من آئوئه توسی هستم. از آشناییت خوشوقتم.

01:26:57.210 --> 01:26:58.540
‫من خیلی خوشحالم!!

01:27:02.090 --> 01:27:04.920
‫اوه خدا، واقعا کهیر میزنی! متاسفم!

01:27:43.590 --> 01:27:45.420
‫ستوان دوم...

01:28:16.040 --> 01:28:16.450
‫تایشوی 9 (1920) : جولای

01:28:16.450 --> 01:28:19.330
...من به درد بانک داری نمیخورم

01:28:19.580 --> 01:28:20.080
‫از شغلی که دارم کاملا راضی ام.

01:28:20.080 --> 01:28:22.460
‫از شغلی که دارم کاملا راضی ام.

01:28:23.000 --> 01:28:25.960
‫که این طور...در مورد اون هم، لطفا یکم دیگه صبر کنید.

01:28:26.130 --> 01:28:29.380
‫هنوز به خانوم ها حساسیت دارم....

01:28:30.220 --> 01:28:33.050
‫خیله خب، از خودت مراقبت کن، مادر.

01:28:36.470 --> 01:28:38.390
‫صبح بخیر!

01:28:39.270 --> 01:28:41.520
‫چه هوای فوق العاده ای!

01:28:41.520 --> 01:28:42.310
‫آره

01:28:42.520 --> 01:28:43.560
‫نظرت در مورد چای چیه؟

01:28:43.560 --> 01:28:46.860
‫آه، زودی میارم.

01:28:48.240 --> 01:28:50.030
‫یه سوسک دیگه.

01:28:50.030 --> 01:28:51.740
‫بیا بیرون!

01:28:51.740 --> 01:28:53.990
‫میگیرمت!

01:28:54.280 --> 01:28:55.950
‫همون جا وایسا!

01:28:55.950 --> 01:28:57.830
<i><i>‫واقعا خیلی سرزنده ست.</i></i>

01:28:59.710 --> 01:29:02.670
‫چندتا داستان از راهزنای سواره‌ی منچوری گیر آوردیم.

01:29:02.670 --> 01:29:06.460
‫اونا به روستاهایی که جوخه های ژاپنی در حال مداوا بودن حمله کردن.

01:29:06.460 --> 01:29:07.760
‫راهزنای سواره؟

01:29:07.760 --> 01:29:13.390
‫یه گنگ از محافظان سواره، جدیدا بیشتر شبیه دزدها شدن.

01:29:13.390 --> 01:29:16.510
‫میگن که لیدرشون در اصل ژاپنیه...

01:29:16.510 --> 01:29:20.890
‫چیزی که مهمه، اینه که احتمالا بازمانده‌ی از یکی از جوخه های حمله به سیبریه.

01:29:21.730 --> 01:29:24.360
‫اینجا جزئیات بیشتری نوشته شده.

01:29:24.360 --> 01:29:27.320
‫افسر پیاده نظام سابق از کوکورا.

01:29:27.320 --> 01:29:31.280
‫واقعا! چرا یه افسر باید به ارتش خودش حمله کنه؟

01:29:31.860 --> 01:29:36.370
‫نکنه کینه‌ی جنگه، داستان جالبی از توش درمیاد...

01:29:36.450 --> 01:29:39.540
‫هرچند شک دارم اطلاعات زیادی بتونیم گیر بیاریم.

01:29:39.660 --> 01:29:41.870
‫سرپرست، میخواید چه اقدامی صورت بدید؟

01:29:42.160 --> 01:29:43.330
‫سرپرست!

01:29:43.960 --> 01:29:44.920
<i><i>‫بله....</i></i>

01:29:44.920 --> 01:29:48.170
‫فعلا با سربازهایی که برگشتن مصاحبه کنید.

01:29:48.300 --> 01:29:50.050
‫جلسه رو به تعویق میندازیم.

01:29:55.640 --> 01:29:57.850
<i><i><c.colorf0d735>برگه‌ی استعفا</i></i></c>

01:29:59.770 --> 01:30:01.230
‫این چیه؟

01:30:01.810 --> 01:30:03.730
‫جایی هست که میخوام برم.

01:30:04.400 --> 01:30:06.150
‫به منچوری؟

01:30:07.730 --> 01:30:08.650
<i><i>‫...بله.</i></i>

01:30:09.070 --> 01:30:10.530
‫دلیلش؟

01:30:11.780 --> 01:30:16.200
‫به من خبر رسید که نامزدم توی جنگ کشته شده...

01:30:16.200 --> 01:30:21.750
‫ولی من باور نمیکنم، باور نمیکنم که شینوبو مرده باشه.

01:30:22.250 --> 01:30:28.130
‫باید خودم با چشمای خودم ببینم که اون فراری که توی سیبری تبدیل به محافظ دشمن شده، نامزد منه یا نه؟

01:30:28.500 --> 01:30:32.670
‫سرپرست، این لطف شمارو میرسوند که کسی مثل من رو استخدام کنید، ولی...

01:30:34.340 --> 01:30:37.850
<i>‫اولین باره که روی دخترونه ش رو داره نشون میده....</i>

01:30:38.180 --> 01:30:42.270
<i><i>‫مردی هست که باعث شده این دختر قوی همچین احساسی داشته باشه...</i></i>

01:30:42.270 --> 01:30:43.600
<i><i>‫جالبه.....</i></i>

01:30:44.140 --> 01:30:47.810
‫خیله خب، من تورو به منچوری میفرستم.

01:30:47.810 --> 01:30:49.570
‫برو اونجا، خبرنگار!

01:30:51.070 --> 01:30:53.190
‫مجبور نیستم استعفا بدم؟

01:30:53.400 --> 01:30:58.240
‫نه من تورو برای ماموریت به اونجا میفرستم، برو و یه مقاله ی خیلی خوب دست و پا کن.

01:31:01.870 --> 01:31:02.660
‫منونم سرپرست!

01:31:02.660 --> 01:31:04.710
‫نه...نه...زن....!!

01:31:04.710 --> 01:31:06.420
‫نه..نه...زن...!!

01:31:07.750 --> 01:31:10.710
‫این دفعه دیگه کهیر نزدم....

01:31:27.900 --> 01:31:32.520
لنگرگاه یوکوهوما

01:32:03.010 --> 01:32:07.980
لنگرگاه دالیان

01:32:22.240 --> 01:32:25.870
ایستگاه هاربین

01:33:17.380 --> 01:33:24.010
<i>‫این شهر لبریز از عطر عشقه...</i>

01:33:17.380 --> 01:33:24.010
<i>‫Roman no kaori ni michita kono machi</i>

01:33:24.850 --> 01:33:32.020
<i>‫‫همه آدمها برای تجربه کردن رویاهای کوچک خودشون زنده ان.</i>

01:33:24.850 --> 01:33:32.020
Duremo gu chiisa nu yume wo mite ikiteru</i>

01:33:32.230 --> 01:33:38.820
<i>‫حتی منی که روزگاری یه بچه ی سرکش با رفتارای پسرونه بودم،</i>

01:33:32.230 --> 01:33:38.820
‫Jajauma musume to narashita hibi mo</i>

01:33:39.650 --> 01:33:46.530
<i>‫کم کم بزرگ شدم و الان یه انسان بالغم.</i>

01:33:39.650 --> 01:33:46.530
‫Suokoshizutsu kawutte otona ni natteyuku</i>

01:33:47.200 --> 01:33:54.630
<i>‫آه، من هر لحظه وجودم پر از ترس میشه...</i>

01:33:47.200 --> 01:33:54.630
‫Au kujikesou sonotubi ni anata no</i>

01:33:54.630 --> 01:34:01.260
<i>‫ولی همیشه و همه جا به چهره ی خندان تو فکر میکنم</i>

01:33:54.630 --> 01:34:01.260
Wuruikoe wo itsumo omoidasu</i>

01:34:01.880 --> 01:34:09.390
<i>‫لطفا حالا بهم شهامتش رو بده...</i>

01:34:01.880 --> 01:34:09.390
Toki wo tobikoete susundeku yuuki wo</i>

01:34:09.390 --> 01:34:16.560
<i>‫تا به زمان غلبه کنم و به سمت جلو حرکت کنم</i>

01:34:09.390 --> 01:34:16.560
‫Watashi ni kudasai imu koso</i>

01:34:16.810 --> 01:34:24.110
<i>‫من ادامه میدم، تا اون احساس خوشحالی دور افتاده رو به دست بیارم.</i>

01:34:16.810 --> 01:34:24.110
Haruku nu shiawuse tsukamae ni yuku wu</i>

01:34:24.110 --> 01:34:30.870
<i>‫و همه ی اون حس رو تبدیل به قدرت میکنم.</i>

01:34:24.110 --> 01:34:30.870
‫Subete wo chikara ni kaete</i>

01:34:31.870 --> 01:34:38.420
<i>‫اونایی که تنهان سرشار از مهربانی ان،</i>

01:34:31.870 --> 01:34:38.420
Sabishii hito hodo yasashisa wo mochi</i>

01:34:39.290 --> 01:34:46.590
<i>‫و اونهایی که مهربانن یک قدرت مخفی دارن!</i>

01:34:39.290 --> 01:34:46.590
‫Yusushii hito hodo tsuyosa wo himeteiru</i>

01:34:46.800 --> 01:34:53.350
<i>‫حتی من، کسی که زیباییش رو در پس لبخندش داره،</i>

01:34:46.800 --> 01:34:53.350
Egao gu torie no watashi datte hora</i>

01:34:54.270 --> 01:35:01.190
<i>‫غمی دارم که پیش کسی بیانش نمی‌کنم.</i>

01:34:54.270 --> 01:35:01.190
‫Darenimo ienai kanashimi kakaeteru</i>

01:35:01.730 --> 01:35:09.160
<i>‫آه، ممکنه که گریه بیفتم، ولی هنوز...</i>

01:35:01.730 --> 01:35:09.160
Au numidu ni makesou ni nuru kedo</i>

01:35:09.160 --> 01:35:15.790
<i>‫ویژگی اصلی من خطر کردن بوده!</i>

01:35:09.160 --> 01:35:15.790
‫Bouken naraba itsumo otenomono</i>

01:35:16.420 --> 01:35:23.760
<i>‫دیگه احساسات قدیمی رو کنار میذارم، و میرم سراغ یه شروع تازه...</i>

01:35:16.420 --> 01:35:23.760
Furui uwugi sute umarekuwuru imu</i>

01:35:23.760 --> 01:35:31.010
<i>‫میتونم عشقی رو که دنبالش بودم احساس کنم</i>

01:35:23.760 --> 01:35:31.010
‫Sagashiteta oi ni kidzuku no</i>

01:35:31.350 --> 01:35:38.650
<i>‫میدونم که روزی تو دوباره من رو پیدا میکنی.</i>

01:35:31.350 --> 01:35:38.650
‫Fututubi anata gu watashi wo mitsukeru</i>

01:35:38.650 --> 01:35:46.150
<i>‫و من مشتاقانه منتظر اون روزم...</i>

01:35:38.650 --> 01:35:46.150
Sono hi wo shinjite tabidatsu</i>

01:36:01.170 --> 01:36:08.590
<i>‫میخوام تا زمانی که به قله ی رویاهام برسم به حرکت کردن ادامه بدم.</i>

01:36:01.170 --> 01:36:08.590
‫Owaranai yume no hate made yukitai</i>

01:36:08.590 --> 01:36:15.890
<i>‫یه چیز جدید اون جا انتظار من رو میکشه!</i>

01:36:08.590 --> 01:36:15.890
Aturushii nanika gu matsu busho</i>

01:36:16.020 --> 01:36:23.480
<i>‫من اون کسی هستم که برای آینده م تصمیم می‌گیرم.</i>

01:36:16.020 --> 01:36:23.480
Watashi no mirai wu jibun de kimeru wu</i>

01:36:23.480 --> 01:36:30.950
<i>‫این که مسیر چقدر سخت باشه، اهمیتی نداره...</i>

01:36:23.480 --> 01:36:30.950
Donna ni kewashii michi de mo</i>

01:36:30.974 --> 01:36:45.874
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:36:45.898 --> 01:37:00.498
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.