﻿WEBVTT

00:00:20.930 --> 00:00:37.930
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:40.917 --> 00:00:47.917
‫این داستان منه
‫جوری که به یاد می‌آورم

00:00:49.917 --> 00:00:55.167
‫<font color=#ffffff>امید</c>

00:02:08.458 --> 00:02:10.542
‫ممنون

00:02:13.708 --> 00:02:16.083
‫- خدافظ
‫- خدافظ

00:02:32.750 --> 00:02:35.208
‫سلام!

00:02:41.625 --> 00:02:44.500
‫- داریم یه قلعه با نون زنجبیلی درست می‌کنیم
‫- معلومه

00:02:44.625 --> 00:02:47.542
‫- اینجا رو نگاه
‫- آخ!

00:02:52.750 --> 00:02:56.125
‫-سلــام؟
‫- سلام

00:02:56.250 --> 00:02:58.292
‫سلام.

00:02:58.417 --> 00:03:00.750
‫سلام عزیزم.

00:03:00.875 --> 00:03:04.208
‫- سلام
‫- از دیدنت خوشحالم

00:03:16.917 --> 00:03:18.833
‫وای! اینجا رو نگاه!

00:03:18.958 --> 00:03:22.458
‫سلام!
‫اوضاع چطوره؟

00:03:22.583 --> 00:03:25.875
‫-<i>هنریک</i> و <i>ادا</i> مراقبمون بودن
‫- پس من چی؟

00:03:26.000 --> 00:03:29.625
‫من مراقبتون نبودم؟
‫واستون شام آماده نکردم؟

00:03:29.750 --> 00:03:33.667
‫- سلام
‫- چرا. توی این چهار هفته، دوبار شام درست کردی

00:03:33.792 --> 00:03:38.000
‫اگه این قدر نمک نشناسین، اشکالی نداره.
‫من میرم

00:03:38.125 --> 00:03:43.208
‫-من با چندتا از دوستام میرم بیرون
‫-باشه خدافظ می‌بینمت

00:03:44.292 --> 00:03:46.292
‫بابا کجاست؟

00:03:46.417 --> 00:03:50.708
‫- تا دیروقت کار می‌کنه
‫- مثل همیشه

00:03:50.833 --> 00:03:52.833
‫خدافظ!

00:03:52.958 --> 00:03:56.292
‫فردا برای تزئین کردن درخت کمک می‌کنی؟

00:03:57.667 --> 00:04:01.542
‫- کی میریم درخت بخریم؟
‫- فردا.

00:04:03.333 --> 00:04:06.417
‫حال و احوالت چطوره؟

00:04:06.542 --> 00:04:08.333
‫بد نیستم.

00:04:08.458 --> 00:04:11.083
‫-بد نیستی؟
‫-آره.

00:04:14.458 --> 00:04:17.125
‫دلش شکسته.

00:04:17.250 --> 00:04:21.833
‫-شنیدم به بابا اینو می‌گفت .
‫-باز داشتی فال‌گوش وای‌میستادی؟

00:04:21.958 --> 00:04:25.125
‫اگه نایستم، چجوری می‌تونم
‫از چیزی خبردار بشم؟

00:04:25.250 --> 00:04:27.375
‫هـــی...

00:04:36.500 --> 00:04:38.917
‫اینجا چی داریم؟

00:05:04.000 --> 00:05:06.083
‫ولی...

00:05:06.208 --> 00:05:11.583
‫ولی ما توافق کردیم تو شب‌ها کار نکنی
‫وقتی تو نیستی من هیچ‌وقت شبا کار نمی‌کنم

00:05:11.708 --> 00:05:15.167
‫سخت نگیر. همه چیز خوب پیش رفت.

00:05:15.292 --> 00:05:17.625
‫من به روش خودم حلش کردم

00:05:17.750 --> 00:05:21.083
‫اینکه بچه های بزرگ‌تر رو بیاری
‫ مراقبشون باشن؟

00:05:25.042 --> 00:05:27.750
‫تا حالا نقدی خوندی؟

00:05:29.417 --> 00:05:32.750
‫آره، دوتایی بودن.

00:05:32.875 --> 00:05:37.167
‫-خب؟
‫-نسبتا کوتاه بودن ولی مثبت.

00:05:38.958 --> 00:05:42.167
‫برعکس داخل تئاتر،
‫که طولانین و منفی؟

00:05:51.875 --> 00:05:54.750
‫میشه چراغ رو خاموش کنی؟

00:05:54.875 --> 00:05:58.583
‫-می‌خوای برم اتاق مطالعه؟
‫-نه راستش.

00:05:58.708 --> 00:06:01.833
‫انگاری نمی‌تونم از شر این سردرد خلاص شم.

00:06:01.958 --> 00:06:06.375
‫از صبح تا شب دردش همونقدر بد می‌مونه

00:06:06.500 --> 00:06:09.375
‫به‌خاطر تخت‌خواب‌های مزخرف هتل‌هاست

00:06:09.500 --> 00:06:11.583
‫و استرس

00:06:20.083 --> 00:06:24.458
‫دو روز قبل از کریسمس

00:06:25.208 --> 00:06:28.708
‫بعد از بینایی‌سنجی‌، اینا رو گرفتم

00:06:32.875 --> 00:06:36.042
‫- عینک مطالعه‌اس ، درسته؟
‫- اره؟

00:06:36.167 --> 00:06:39.292
‫عینک مخصوص با نمره‌ی صفر
‫<font color=#00ff00>(جهت هم‌راستا کردن دید دو چشم)</c>

00:06:39.417 --> 00:06:44.250
‫-ولی بازم نمی‌تونم مطالعه کنم. سرگیجه می‌گیرم.
‫-متوجهم .

00:06:52.458 --> 00:06:55.750
‫می‌خوام که یه اسکن اِم آر آی بگیری

00:06:57.750 --> 00:07:01.542
‫-کی؟
‫-الآن. قبل از اینکه واسه کریسمس تعطیل کنن.

00:07:28.625 --> 00:07:34.500
‫یه نقد از آخرین اجرات خوندم.

00:07:34.625 --> 00:07:37.792
‫واقعا؟ کجا؟

00:07:37.917 --> 00:07:42.708
‫یه روزنامه، توی پذیرایی بود
‫یه روزنامه‌ی خارجی

00:07:42.833 --> 00:07:46.875
‫اون فقط یه یادداشت بود، بابا
‫نه نقد

00:07:47.000 --> 00:07:49.417
‫نقد یا یادداشت،

00:07:49.542 --> 00:07:53.958
‫بازم این، اولین کار خارج از کشورت هست

00:07:54.083 --> 00:07:57.000
‫اتفاق مهمیه. جداً

00:07:57.625 --> 00:07:59.750
‫توماس اونجا بود؟

00:07:59.875 --> 00:08:04.958
‫-توماس اونجا بود؟
‫-اون موند خونه، تا مراقب بچه‌ها باشه

00:08:05.083 --> 00:08:08.542
‫آره، می‌فهمم ولی ...

00:08:08.667 --> 00:08:13.250
‫-خوب میشد اگه اونجا می‌بود
‫-یه لحظه بابا، الو؟

00:08:22.333 --> 00:08:24.417
‫الآن میام.

00:08:31.792 --> 00:08:35.500
‫منم .
‫کی می‌تونی خودت رو برسونی پیش پزشکمون؟

00:08:36.000 --> 00:08:38.833
‫چیزی نپرس. فقط هرچقدر سریع‌تر بیا

00:08:43.042 --> 00:08:45.667
‫-سلام
‫-سلام توماس

00:08:50.958 --> 00:08:54.667
‫متاسفانه در مورد بیماری آنیا خبر بدی دارم.

00:08:54.792 --> 00:09:00.458
سرطان ریه‌ای که سال قبل داشت،
همونجوری که ترسش رو داشتم عود کرده

00:09:00.583 --> 00:09:07.458
‫تصاویر اِم‌آر‌آی یه تومور بزرگ رو نشون میده
‫ که توسط حجم زیادی مایع احاطه شده

00:09:11.000 --> 00:09:12.875
‫یک اِدِم (وَرَم).

00:09:13.000 --> 00:09:18.250
‫به احتمال زیاد یک تومور ثانویه‌اس
‫یه تومور متاستاتیک (انتشار یافته از جای دیگه)

00:09:20.958 --> 00:09:26.750
‫همچین انتشاری به مغز، برای سرطان ریه
‫ اتفاق نادری نیست.

00:09:30.750 --> 00:09:32.958
‫لاعلاجه.

00:09:43.208 --> 00:09:46.292
‫نمی‌دونم چطوری می‌تونم بگم که چقدر متاسفم

00:09:51.167 --> 00:09:54.458
‫انگار یه عمره می‌دونستم این اتفاق میفته

00:09:56.167 --> 00:10:00.083
‫معمولا واسه آدم‌ها یه پیش‌آگهی اتفاق میفته

00:10:05.208 --> 00:10:10.250
‫قبل از اینکه بیای، من با انکولوژیستِ آن‌کالِ
‫مرکز سرطان در "اولِوال" صحبت کردم

00:10:10.375 --> 00:10:13.958
‫اون منتظر توئه و اطلاعات بیشتری بهت میده

00:10:26.750 --> 00:10:29.167
‫کجا پارک کردی؟

00:10:34.125 --> 00:10:36.333
‫نمی‌دونم.

00:10:40.625 --> 00:10:45.708
‫از کِی حس کردی مشکلی هست،
‫ ولی چیزی نگفتی؟

00:10:45.833 --> 00:10:48.000
‫نمی‌دونم.

00:10:49.958 --> 00:10:52.667
‫شاید دو ماه بشه

00:10:58.417 --> 00:11:04.375
‫چرا دکترها نفهمیدن مشکلی بوده؟

00:11:04.500 --> 00:11:09.833
‫-چرا هیچی نگفتن؟
‫-تو هیچوقت به ویزیت‌ها نیومدی.

00:11:09.958 --> 00:11:13.000
‫تو نمی‌خواستی که من بیام.

00:11:15.458 --> 00:11:18.417
‫گفتی که خودت از پسش بر میای.

00:11:45.292 --> 00:11:49.833
‫-بچه‌ها بودن؟
‫-نمی‌دونم. نمی‌تونم بخونم.

00:11:50.833 --> 00:11:53.292
‫نمیتونی بخونی؟

00:11:54.292 --> 00:11:59.458
‫پس تو یک شریک زندگی داری،
‫ ۳ فرزند و ۳ فرزندخوانده؟

00:12:07.500 --> 00:12:10.917
‫می‌تونی بگی چقدر امید دارم؟

00:12:14.250 --> 00:12:16.708
‫نمی‌خوای بشینی؟

00:12:24.583 --> 00:12:27.292
‫هنوز خیلی زوده که بگم
‫بیماریت چجوری پیش میره.

00:12:27.417 --> 00:12:31.667
‫متخصص ها، ۴ روز آینده رو تطعیلات هستن

00:12:31.792 --> 00:12:37.417
‫ولی ممکنه تومور جایی قرار داشته باشه
‫ که واسه جراحی مناسب باشه

00:12:37.542 --> 00:12:43.750
‫ما نمی‌دونیم که این، یک تومور اولیه‌اس
‫ یا از ریه هات به مغز انتشار پیدا کرده.

00:12:43.875 --> 00:12:47.167
‫خب اگه انتشار پیدا کرده باشه،
‫من چقدر وقت دارم؟

00:12:47.292 --> 00:12:50.125
‫نمی‌تونم به این سوال جوابی بدم.

00:12:51.792 --> 00:12:57.458
‫در ابتدا دارو مصرف می‌کنی.
‫اِدِم، همون مایع دور تومور،

00:12:57.583 --> 00:13:03.417
‫انقدر بزرگ هست که تو باید برای جلوگیری از
‫مرگ مغزی، استروئید با دوز بالا مصرف کنی.

00:13:03.542 --> 00:13:09.417
‫<i>مِدرول</i>، دارویی که مصرف می‌کنی،
‫ ورم و فشار رو کاهش میده

00:13:09.542 --> 00:13:15.500
‫اما اگر سردرد، حالت تهوع و
‫یا اختلال بیناییت بدتر شد،

00:13:15.625 --> 00:13:18.292
‫تو باید بستری بشی.

00:13:18.417 --> 00:13:21.875
‫من می‌خوام خونه بمونم.
‫کریسمس قبلی رو توی بیمارستان بودم

00:13:22.000 --> 00:13:25.750
‫-نمی‌خوام بچه‌هام از تعطیلات متنفر بشن.
‫-درک می‌کنم.

00:13:25.875 --> 00:13:29.917
‫اما اگه شرایط خیلی سخت شد
‫ باید با ما تماس بگیری.

00:13:30.708 --> 00:13:34.917
‫بهت توصیه می‌کنم درباره‌ی
‫عوارض جانبی درمان چیزی نخونی.

00:13:35.042 --> 00:13:40.208
‫فقط یادت باشه بعضی از افراد، یه جور سرخوشی
‫همراه با انرژی زیاد رو تجربه می‌کنن

00:13:40.333 --> 00:13:45.833
‫درحالی‌که بقیه، بدخلق و بی‌حوصله میشن.
‫بستگی به هر آدم، فرق می‌کنه.

00:13:45.958 --> 00:13:47.958
‫ببخشید.

00:13:50.625 --> 00:13:52.542
‫یولیا.

00:13:55.208 --> 00:13:57.083
‫سلام

00:13:58.125 --> 00:14:00.542
‫داریم خرید می‌کنیم.

00:14:02.958 --> 00:14:07.792
‫می‌تونی به بابابزرگ یه چیزی بدی بخوره؟

00:14:07.917 --> 00:14:13.250
‫می‌تونی لباس‌ها رو از لباس‌شویی دربیاری
‫و لباس چرک‌ها رو بذاری توش؟

00:14:14.583 --> 00:14:17.833
‫باشه ممنون می‌بینمت

00:14:20.083 --> 00:14:22.667
‫-چی شده؟
‫-هیچی

00:14:22.792 --> 00:14:27.542
‫ببخشید؟
‫توصیه می‌کنم دوز اول دارو رو همین الآن بخوری.

00:14:29.875 --> 00:14:32.458
‫بیا اینم داروهات

00:14:44.208 --> 00:14:48.500
‫-به بچه‌ها چی بگیم؟
‫-هیچی.

00:14:50.792 --> 00:14:55.708
‫نه تا وقتی که بهمون بگن قراره چه اتفاقی بیفته.

00:14:58.167 --> 00:15:00.625
‫پدرت چی؟

00:15:29.875 --> 00:15:32.333
‫- مامان؟ مامان؟
‫-بله؟

00:15:32.458 --> 00:15:35.333
‫-پیداش کردی؟
‫-آره

00:15:37.708 --> 00:15:40.458
‫-بیا
‫-ممنون

00:15:40.583 --> 00:15:44.083
‫خیلی خوب، آماده‌ای؟

00:15:44.208 --> 00:15:46.417
‫دستت میرسه؟

00:15:46.542 --> 00:15:48.583
‫آفرین!

00:15:48.708 --> 00:15:51.375
‫آی!

00:15:52.958 --> 00:15:55.458
‫- تادی<font color=#00ff00>(نوشیدنی)</c>
‫-ایول!

00:15:58.708 --> 00:16:01.167
‫-من یکی می‌خورم.
‫-به‌به!

00:16:01.292 --> 00:16:04.750
‫-نه. واسه تو نیست، دخترخانم.
‫-من ۱۶سالمه .

00:16:04.875 --> 00:16:07.792
‫-واسه همین گفتم. بفرما
‫-باش.

00:16:12.000 --> 00:16:16.292
‫اون دختر بلژیکی که داره میاد، چند سالشه؟

00:16:16.417 --> 00:16:21.292
‫سنش یکم از تو بیشتره.
‫شاید یازده سال. خوشحالی؟

00:16:22.667 --> 00:16:26.250
‫من یه تهیه کننده‌ی بلژیکی
‫و دخترش رو دعوت کردم.

00:16:26.375 --> 00:16:28.708
‫مگه عقلت رو از دست دادی؟

00:16:28.833 --> 00:16:34.083
‫-ما همیشه تو کریسمس در خونه‌مون به مهمونا بازه.
‫-می‌تونستی از من هم بپرسی.

00:16:35.750 --> 00:16:38.167
‫تو اینجا نبودی.

00:16:49.792 --> 00:16:54.042
‫-دستیار آشپزخونه تادی اضافه می‌خوره؟
‫-ممنون

00:17:00.125 --> 00:17:05.667
‫متوجه نیستی؟ من در حال حاضر
‫آمادگی ملاقات با آدم‌های جدید رو ندارم

00:17:07.750 --> 00:17:09.792
‫باشه

00:17:20.708 --> 00:17:23.042
‫وقتی من مُردم...

00:17:27.042 --> 00:17:29.292
‫چی؟

00:17:31.125 --> 00:17:34.958
‫وقتی من مُردم،
‫می‌خوام که یه نفر دیگه رو پیدا کنی.

00:17:37.292 --> 00:17:39.417
‫جدی میگم.

00:17:40.750 --> 00:17:44.667
‫فکر نکنم خودت تنها، از پس بچه‌ها بر بیای

00:17:47.083 --> 00:17:50.208
بهم قول بده که یه نفر رو پیدا می‌کنی.

00:18:42.833 --> 00:18:46.208
‫شب کریسمس

00:19:11.958 --> 00:19:16.375
‫-اصلا نخوابیدی؟
‫-نه، شدیدا حالت تهوع دارم.

00:19:20.208 --> 00:19:23.792
‫تمام تنم مورمور میشه
‫افتضاحه

00:19:26.375 --> 00:19:31.208
‫-می‌خوای زنگ بزنیم بیمارستان.
‫-چی؟ نه.

00:19:34.000 --> 00:19:39.958
‫فکر کردم شاید بهتر باشه من بقیه‌ی هدیه‌ها و
‫خواربار رو بخرم. تو استراحت کنی

00:19:40.875 --> 00:19:45.125
‫می‌خوام یه کریسمس واقعی داشته باشیم
‫خسته نیستم

00:20:01.375 --> 00:20:04.208
‫کسی اتاقش رو مرتب کرده؟

00:20:25.333 --> 00:20:27.750
‫اتاقتون رو مرتب کردین؟

00:20:45.750 --> 00:20:51.125
‫از این کار متنفرم
‫میشه لطفا آروم باشی؟

00:20:52.708 --> 00:20:57.958
‫-تو هیچوقت توی کار خونه کمک نمی‌کنی
‫- تمام کارها رو من و ارلن انجام میدیم

00:20:58.083 --> 00:21:02.917
‫-میشه بس کنین و به جاش بیاین کمک من؟
‫-اون هیچوقت کمک نمی‌کنه

00:21:03.042 --> 00:21:06.833
‫-بچه‌ها بس کنین! امشب شب کریسمسه
‫-خدایا

00:21:06.958 --> 00:21:12.000
‫مامان! ایزاک هیچ کاری انجام نمیده
‫داره لوس میشه

00:21:12.125 --> 00:21:15.042
‫اون دیگه 3‌ساله نیست که، 9سالشه

00:21:15.167 --> 00:21:17.750
‫10سالمه.

00:21:17.875 --> 00:21:22.667
‫باشه. سعی می‌کنم بهترش کنم
‫حالا میشه لطفا اتاق‌های خودتون رو مرتب کنین؟

00:21:26.542 --> 00:21:29.750
‫خدایا، خوشحالم که از این خونه دارم میرم

00:21:31.292 --> 00:21:33.375
‫مامان..

00:21:35.000 --> 00:21:37.542
‫مامان!

00:21:37.667 --> 00:21:43.167
‫بهم قول بده هیچوقت سیگاری نشی، باشه؟
‫بهت اجازه نمیدم. قول بده

00:21:43.292 --> 00:21:45.102
‫-باشه؟
‫-من نمی‌کشم

00:21:45.126 --> 00:21:47.250
‫-به من دروغ نگو
‫-تو باور نمی‌کنی

00:21:47.375 --> 00:21:49.542
‫دروغ نگو!

00:21:49.667 --> 00:21:53.125
‫من احمق بودم
‫ولی تو می‌تونی نباشی

00:22:09.167 --> 00:22:12.000
‫ایزاک، تو رو خدا فرستاده

00:22:13.125 --> 00:22:15.583
‫اینو می‌دونستی؟

00:22:18.625 --> 00:22:23.167
‫-چندتا جام شراب لازم داری؟
‫-برای همه. 9تا

00:22:26.958 --> 00:22:31.667
‫-اون بلژیکی‌ها دیگه قرار نیست بیان؟
‫-نه

00:22:31.792 --> 00:22:35.083
‫-نمیان؟
‫-پس کجا میرن؟

00:22:35.208 --> 00:22:38.792
‫-پیش داگ و الین فک کنم
‫-اونا کین؟

00:22:38.917 --> 00:22:42.792
‫-مدیر تئاتر
‫-که اینطور

00:22:44.167 --> 00:22:49.167
‫-ولی اونا بچه ندارن
‫-خیلی هم حوصله‌سربرن

00:22:49.292 --> 00:22:53.625
‫آره، چرا نمیشد بیان پیش ما؟

00:22:55.500 --> 00:22:57.417
‫نمی‌دونم

00:22:57.542 --> 00:23:00.292
‫شاید...

00:23:00.417 --> 00:23:03.958
‫شاید براشون سخت بوده
‫این همه آدم جدید رو ببینن

00:23:04.083 --> 00:23:08.042
‫بابات هم اونقدر باهاشون صمیمی نیست

00:23:09.000 --> 00:23:11.875
‫تو گفتی که اونا نیان اینجا؟

00:23:14.083 --> 00:23:16.458
‫خیلی ظالمی

00:23:36.250 --> 00:23:38.333
‫مامان؟

00:23:41.875 --> 00:23:44.083
‫مامان؟

00:24:23.542 --> 00:24:25.708
‫انیا!

00:24:27.292 --> 00:24:29.792
‫اون تویی؟

00:24:36.333 --> 00:24:38.750
‫می‌تونم بیام داخل؟

00:24:39.917 --> 00:24:42.000
‫لطفا؟

00:24:52.708 --> 00:24:55.208
‫من نمی‌تونم از بقیه پنهان کنم

00:24:58.333 --> 00:25:04.458
‫به خاطر اینکه دارم می‌میرم، مجبور نیستی عاشقم باشی
‫ولی باید مطمئن شم که بهم کمک می‌کنی

00:25:19.708 --> 00:25:23.125
‫ما اصلا بلد نیستیم کنار هم باشیم

00:25:23.250 --> 00:25:25.625
‫هیچوقت بلد نبودیم

00:25:31.333 --> 00:25:35.333
‫حتی وقتی که اوضاع خوب بود هم،
‫ نمی‌تونستیم کنار هم باشیم

00:25:42.958 --> 00:25:47.583
‫بعد از اینکه من مردم، دلم نمی‌خواد
‫بچه‌ها ما رو اینجوری به یاد بیارن

00:25:48.833 --> 00:25:52.625
‫مثل ما که پدر و مادرهامون رو
‫ اینجوری یادمون میاد

00:25:53.792 --> 00:25:57.708
‫دلم می‌خواد کاری کنم تا در مورد ما
‫یه جور دیگه فکر کنن

00:26:11.833 --> 00:26:16.292
‫تنهایی نمی‌تونم این کار رو بکنم
‫تو باید کمکم کنی

00:26:22.583 --> 00:26:26.750
‫-بلند شین!
‫-ما باید یکم استراحت کنیم

00:26:26.875 --> 00:26:30.708
‫-گفتم از روی مبل بلند شین
‫-مجبوریم؟

00:26:30.833 --> 00:26:33.542
‫آره، یولیا. واسه‌ی یک بار هم که شده
‫ توی زندگیت این کار رو بکن

00:26:34.833 --> 00:26:40.333
‫وای خدا، ما تا حالا هیچوقت شب کریسمس
‫کلیسا نبودیم. سیمون چطور؟

00:26:40.458 --> 00:26:44.417
‫-اون آتئیسته، نمی‌تونی مجبورش کنی بیاد
‫-آتئیست باشه یا نباشه

00:26:44.542 --> 00:26:47.750
‫اگه شام می‌خواین از رو مبل بلند شین

00:26:47.875 --> 00:26:50.708
‫-بابابزرگ منتظره.
‫-باشه.

00:26:57.250 --> 00:27:02.667
‫شما انکولوژیست شیفت بیمارستان هستین؟
‫بله، من یکی از بیمارهام.

00:27:02.792 --> 00:27:05.375
‫انیا ریختر

00:27:10.167 --> 00:27:15.000
‫من می‌ترسم.
‫انگار کله‌ام داره منفجر میشه

00:27:16.875 --> 00:27:20.042
‫نه، تا حالا هیچوقت اینجوری مضطرب نشده بودم

00:27:23.125 --> 00:27:26.375
‫من تمام طول روز شدیدا حالت تهوع دارم

00:27:26.917 --> 00:27:30.333
‫بی‌وقفه دل‌پیچه دارم

00:27:31.417 --> 00:27:34.667
‫و اصلا نمی‌تونم بخوابم

00:27:36.958 --> 00:27:39.542
‫نه، نمی‌خوام بیام بیمارستان.

00:27:39.667 --> 00:27:43.458
‫ولی نمی‌دونم تا کی می‌تونم
‫به تظاهر کردن ادامه بدم

00:27:43.583 --> 00:27:50.167
‫کسی اونجا هست به من کمک کنه
‫به بچه‌هام این خبر رو بدم؟

00:27:50.292 --> 00:27:52.542
‫آره؟

00:28:11.833 --> 00:28:14.458
‫-حالت چطوره؟
‫-کور شدم

00:28:27.792 --> 00:28:30.292
‫-خوشگل شدی
‫-ممنون

00:28:51.958 --> 00:28:55.375
‫نه نه. اون رو بذار کنار

00:28:55.500 --> 00:28:59.750
‫صبر کن. اول پیش‌غدا رو بخور
‫اون، یه دقیقه دیگه آماده میشه

00:28:59.875 --> 00:29:04.250
‫من فقط یه تیکه کوچولو گوشت خوک می‌خوام

00:29:04.375 --> 00:29:08.042
‫-بابا؟
‫-بابابزرگ؟

00:29:08.167 --> 00:29:12.500
‫-خب بگین ببینم، کلیسا چطور بود؟
‫-سخنرانیشون مسخره بود

00:29:12.625 --> 00:29:15.875
‫اینقدر غیرمنطقی بود که داشت خنده‌ام می‌گرفت

00:29:16.000 --> 00:29:21.750
‫-من تازه یه نفر رو آتئیست کردم. کس دیگه‌ای هم هست؟
‫-بیچاره مبلغ! زنه خیلی استرس داشت

00:29:21.875 --> 00:29:25.667
‫با اون مدل موی کاسه‌ای تعجبی هم نداره!

00:29:27.667 --> 00:29:32.625
‫-فکر نکنم کلیسا رفتن توی خانواده سنت بشه
‫-احتمالا نه

00:29:32.750 --> 00:29:35.833
‫به سلامتی کریسمس... و بابابزرگ!

00:29:35.958 --> 00:29:39.083
‫سلامتی!

00:29:39.208 --> 00:29:41.750
‫کریسمس مبارک!

00:29:44.000 --> 00:29:46.542
‫این هم به سلامتی آنیا

00:29:48.792 --> 00:29:51.750
‫دوباره سلامتیش رو به دست اورده.
‫به سلامتی!

00:29:52.625 --> 00:29:56.000
‫-به سلامتی!
‫-به سلامتی مامان

00:30:06.250 --> 00:30:10.625
‫-می‌خوایم همه توی عکس باشن
‫-واسه بابابزرگ جا باز کن

00:30:12.208 --> 00:30:16.583
‫-بیا اینجا
‫-مامان اینجا می‌شینه. تو یکم برو اون‌ورتر

00:30:17.583 --> 00:30:20.458
‫-توماس، تو هم بشین
‫-نه

00:30:20.583 --> 00:30:24.500
‫تو بشین وسط
‫من ردیفش می‌کنم

00:30:24.625 --> 00:30:27.167
‫بشین وسط

00:30:29.417 --> 00:30:32.292
‫به نظر خوبه، بذار ببینم...

00:30:33.375 --> 00:30:37.167
‫اجازه میدی؟

00:30:37.292 --> 00:30:41.500
‫-مارتین، معلومه که می‌خوای رئیس خودت باشی
‫-درسته

00:30:41.625 --> 00:30:44.750
‫کنار آنیا بشین، خب؟

00:30:48.625 --> 00:30:50.875
‫همه آماده‌ان

00:30:52.167 --> 00:30:55.250
‫پنج، چهار، سه، دو

00:30:56.042 --> 00:30:58.667
‫یک!

00:30:58.792 --> 00:31:00.875
‫لبخند بزن

00:31:09.125 --> 00:31:12.917
‫عه، یه هدیه دیگه هم هست. اسمی روش نزده

00:31:13.042 --> 00:31:15.208
‫مال مامانه

00:31:19.333 --> 00:31:21.708
‫-میشه من باز کنم؟
‫-حتما

00:31:35.208 --> 00:31:37.625
‫هند؟

00:31:42.917 --> 00:31:48.458
‫اینجا نوشته قراره سفر بری هند

00:31:48.583 --> 00:31:50.875
‫-از طرف بابا.
‫-عجب.

00:31:51.000 --> 00:31:55.667
‫-همیشه دلت می‌خواست بری اونجا، مگه نه؟
‫-آره

00:31:55.792 --> 00:31:59.958
‫-میشه من باهاتون بیام؟ به عنوان شِرپا؟
‫-ارلن، خیلی باهوشی

00:32:00.083 --> 00:32:02.583
‫پس خودت و مامان میرین؟

00:32:02.708 --> 00:32:05.917
‫با همدیگه میرین یا ...؟

00:32:06.042 --> 00:32:08.917
‫خب، این بستگی به خودش داره

00:32:09.042 --> 00:32:11.750
‫شرپا چیه؟

00:32:11.875 --> 00:32:14.500
‫مثل راهنمای توره

00:32:17.333 --> 00:32:19.750
‫داری میای؟

00:32:26.083 --> 00:32:27.958
‫بابا؟
‫نوبت منه

00:32:28.083 --> 00:32:30.292
‫نه نه نه!

00:32:36.500 --> 00:32:39.292
‫نه! شما دیوونه‌این!

00:32:39.417 --> 00:32:42.875
‫-بیا مامان!
‫-مامان، بیا!

00:32:43.000 --> 00:32:45.833
‫-نه، مامان!
‫-نه!

00:32:48.792 --> 00:32:51.167
‫الآن بالا  میارم

00:32:51.292 --> 00:32:55.042
‫-هی! بابابزرگ تو هم بیا!
‫-نه!

00:33:11.542 --> 00:33:13.542
‫بفرما

00:33:13.667 --> 00:33:16.833
‫چیزی نیاز نداری؟

00:33:16.958 --> 00:33:22.750
‫-امشب به تو هم مثل من خوش گذشت؟
‫-شب کریسمس لذت‌بخشی بود

00:33:22.875 --> 00:33:26.167
‫-اما...
‫-شب بخیر، بابا

00:33:26.292 --> 00:33:29.417
‫شما دوتا بحثتون شده؟

00:33:29.542 --> 00:33:37.083
‫ای کاش تو و توماس با همدیگه خوشبخت‌تر بودین

00:33:42.208 --> 00:33:46.458
‫ما کاری که دوست داریم رو انجام میدیم
‫تمام تلاشمون رو برای این رابطه می‌کنیم

00:33:46.583 --> 00:33:49.125
‫حداقل من تلاش می‌کنم

00:33:50.542 --> 00:33:53.500
‫فکر می‌کنم ما به قدری که لایقش هستیم خوشبختیم

00:33:53.625 --> 00:33:55.917
‫آنیا...

00:33:57.083 --> 00:34:02.125
آدم باید زندگی‌ای که نصیبش میشه رو
به بهترین حالت برسونه

00:34:07.625 --> 00:34:11.000
‫من عمرا بتونم برم هند

00:34:13.333 --> 00:34:16.083
‫هنوز این رو نمی‌دونی

00:34:16.208 --> 00:34:19.333
‫من حتی نمی‌تونم درباره‌ی هند چیزی بخونم

00:34:20.833 --> 00:34:23.250
‫من واسه‌ات می‌خونم

00:34:26.208 --> 00:34:28.875
‫من یه عمه‌بزرگ داشتم،

00:34:30.875 --> 00:34:33.250
‫همیشه به شوهرش می‌گفت:

00:34:33.375 --> 00:34:37.750
‫«هر وقت یکی از ما مُرد،
‫من میرم دور دنیا سفر کنم!»

00:34:48.250 --> 00:34:53.875
‫تا حالا به این فکر کردی که
‫ ممکنه من قبل از تو بمیرم؟

00:34:59.458 --> 00:35:01.583
‫معلومه که فکر کردم

00:35:06.375 --> 00:35:09.750
‫روز کریسمس

00:35:33.625 --> 00:35:37.750
‫آره، شوق دارم
‫قراره خوش بگذره

00:35:39.458 --> 00:35:44.042
‫نه، اول من
‫نوبت منه

00:35:46.625 --> 00:35:49.292
‫ایزاک! بیا تو!
‫آماده‌ای جشن بگیریم؟

00:35:49.417 --> 00:35:53.167
‫سلام ارلن!
‫سلام لف‌مارتین!

00:35:53.292 --> 00:35:57.583
ما صدای سرود کریسمس رو دنبال کردیم

00:35:58.708 --> 00:36:00.917
‫ممنون. سلام

00:36:01.042 --> 00:36:03.667
‫-از کریسمس جون سالم به در بردی؟
‫-آره، تو چی؟

00:36:03.792 --> 00:36:07.000
من خوبم. ولی آرتور خیلی از کریسمس...

00:36:07.125 --> 00:36:09.833
‫من عاشق کریسمسم

00:36:09.958 --> 00:36:13.092
‫می‌تونی لباست رو اونجا آویزون کنی بابت
‫نقد‌های عالی‌ای که گرفتی تبریک میگم!

00:36:13.116 --> 00:36:14.417
‫ممنون

00:36:21.417 --> 00:36:25.167
‫اگه برات خیلی سخته، می‌تونیم بریم

00:36:25.292 --> 00:36:29.500
‫اگه اوضاع سخت شد،
‫ما کنار هم هستیم

00:36:29.625 --> 00:36:33.750
‫-باشه. تو برو داخل. من باید مدرول بخورم
‫-مطمئنی؟

00:36:33.875 --> 00:36:36.958
‫آره، زود میام

00:37:00.083 --> 00:37:02.458
‫بدجوری دلشون شراب می‌خواد

00:37:05.042 --> 00:37:07.583
‫-رفتی دکتر؟
‫-آره

00:37:07.708 --> 00:37:08.913
‫-مورد نگران‌کننده‌ای نبود؟
‫-نه

00:37:08.937 --> 00:37:12.125
‫-همه‌چی خوب بود؟
‫-آره

00:37:12.250 --> 00:37:16.083
‫چه خبر خوبی. دیدی؟

00:37:16.208 --> 00:37:18.958
‫پدرت خیلی بهت افتخار می‌کنه

00:37:19.083 --> 00:37:23.292
‫جدا میگم. ولی تو هیچی
‫درباره‌ی اجرات بهش نگفتی

00:37:23.417 --> 00:37:28.917
‫توماس هم همینطور. من بودم که
‫درباره‌ی دعوت به جشنواره بهش گفتم

00:37:29.042 --> 00:37:35.208
‫پروژه‌ی جدیدت تضمین شده‌اس
‫اونا خیلی بهت افتخار می‌کنن. هر دوتاشون

00:37:35.333 --> 00:37:38.417
‫چرا بهشون نگفتی؟ ها؟

00:37:42.667 --> 00:37:45.167
‫ممنون

00:37:45.292 --> 00:37:48.292
‫-زود باش. ورا منتظره
‫-الآن میام

00:38:05.625 --> 00:38:08.833
‫-آنیا!
‫-سلام

00:38:08.958 --> 00:38:13.625
‫وای خدا. نمی‌دونم من چی دارم،
‫که پولاک رو تحریک می‌کنه!

00:38:13.750 --> 00:38:15.792
تو جذابی!

00:38:15.917 --> 00:38:20.750
‫داری خجالتم میدی
‫بس کن!

00:38:20.875 --> 00:38:23.833
‫-آمستردام چطور بود؟
‫-عالی

00:38:23.958 --> 00:38:26.125
‫بیا بریم بیرون. بیا

00:38:35.417 --> 00:38:37.417
‫وای خدا!

00:38:37.542 --> 00:38:43.875
‫اگه اون پولاک احمق، آدم بود
‫منم یه امیدی داشتم

00:38:44.000 --> 00:38:47.792
‫اصلا نمی‌تونم یه آدم مجرد پیدا کنم

00:38:47.917 --> 00:38:51.917
‫همه یا ازدواج کردن یا
‫همجنسگران یا سنشون پایینه

00:38:54.125 --> 00:38:57.667
‫خیلی در مورد خودم حرف زدم
‫از آمستردام برام بگو

00:39:02.000 --> 00:39:04.083
‫منتشر شده

00:39:07.542 --> 00:39:10.083
‫به مغز منتشر شده
‫لاعلاجه

00:39:13.708 --> 00:39:18.292
‫دکترم بهم گفته باید دعا کنم معجزه بشه.
‫هیچکس با این وضعیت زنده نمی‌مونه

00:39:20.958 --> 00:39:23.875
‫تا دو روز دیگه اطلاعات بیشتری بهمون میدن

00:39:27.917 --> 00:39:30.542
‫-هیچ کاری نمی‌تونن انجام بدن؟
‫-نه

00:39:34.625 --> 00:39:37.250
‫مطمئنی؟

00:39:37.375 --> 00:39:39.208
‫تقریبا

00:39:39.333 --> 00:39:45.250
‫فقط تا وقتی که همه‌ی پزشکان متخصص،
‫عکس‌هام رو ندیدن نمی‌خوان اینو بهم بگن

00:39:59.917 --> 00:40:01.875
‫خدایا

00:40:02.000 --> 00:40:04.583
‫اصلا عادلانه نیست

00:40:05.958 --> 00:40:09.083
اگه من بودم...

00:40:10.458 --> 00:40:12.833
یا آرتور یا توماس...

00:40:14.417 --> 00:40:17.000
‫من بچه ندارم

00:40:19.083 --> 00:40:23.250
‫تو همیشه تنهایی از پس همه‌چیز بر اومدی
‫توماس...

00:40:25.250 --> 00:40:28.708
‫-بچه‌ها به تو بیشتر از اون نیاز دارن
‫-این حرفو نزن

00:40:28.833 --> 00:40:32.833
‫-درست وقتی که نوبت توئه...
‫-بس کن، ورا

00:40:49.417 --> 00:40:51.833
‫چه کار می‌تونم بکنم؟

00:40:53.208 --> 00:40:56.250
‫برای تو، برای همه‌تون

00:41:01.958 --> 00:41:04.333
‫نمی‌دونم

00:41:04.458 --> 00:41:07.917
‫حتی نمی‌دونم چجوری به بچه‌ها بگم

00:41:10.833 --> 00:41:13.583
‫فقط تو و توماس می‌دونین

00:41:13.708 --> 00:41:18.042
‫اون چی میگه؟
‫حالش چطوره؟

00:41:19.417 --> 00:41:21.250
‫نمی‌دونم

00:41:26.667 --> 00:41:29.375
‫ازش نپرسیدم

00:41:40.333 --> 00:41:44.583
‫فکر کردم قراره به کسی نگیم

00:41:45.833 --> 00:41:48.625
‫آرتور هم می‌دونه؟

00:41:50.333 --> 00:41:52.167
‫نه

00:41:52.292 --> 00:41:55.833
‫آنیا،
کمک کردن به تو، همیشه آسون نیست

00:44:21.458 --> 00:44:23.500
‫آنیا

00:44:24.583 --> 00:44:26.583
‫آنیا

00:44:26.708 --> 00:44:30.417
‫آنیا! آنیا!

00:44:30.542 --> 00:44:32.583
‫آنیا!

00:45:00.208 --> 00:45:02.292
‫چیزی نیست

00:45:10.125 --> 00:45:14.000
‫دومین روز کریسمس

00:45:15.208 --> 00:45:18.917
‫-لطف داشتین
‫-بذار چمدونت رو بیارم

00:45:19.042 --> 00:45:21.292
‫نه نه خودم می‌تونم

00:45:22.375 --> 00:45:26.458
‫اگه چمدون خودم رو هم نتونم بلند کنم،
‫دیگه به چه دردی می‌خورم؟

00:45:26.583 --> 00:45:28.667
‫نه

00:45:41.625 --> 00:45:47.333
‫-ممنون. من میرم فرودگاه
‫-در رو برات باز می‌کنم

00:45:47.458 --> 00:45:50.167
‫-سفر خوش بگذره!
‫-ممنون

00:46:18.667 --> 00:46:21.208
‫چه کار داری می‌کنی؟

00:46:22.958 --> 00:46:23.832
‫پسرا خوابیدن؟

00:46:23.856 --> 00:46:28.333
‫آره، داشتن یه فیلم مزخرف کریسمسی
‫ می‌دیدن که خوابشون برد

00:46:33.375 --> 00:46:35.583
‫می‌تونی بری بخوابی

00:46:35.708 --> 00:46:38.750
‫من تا وقتی یولیا بیاد خونه بیدار می‌مونم

00:46:39.750 --> 00:46:43.667
‫نه. من که به هرحال خوابم نمی‌بره.
‫بیدار می‌مونم

00:46:44.750 --> 00:46:47.625
‫وای، از مدرول متنفرم

00:46:47.750 --> 00:46:51.833
‫اونقدر میبرم تو فضا که احساس می‌کنم
‫هیچوقت قرار نیست بیام پایین

00:47:00.542 --> 00:47:03.708
‫-خیلی عجیبه
‫-چی؟

00:47:03.833 --> 00:47:07.583
‫قبلا، اگه می‌خواستم زندگیم رو توصیف کنم...

00:47:09.083 --> 00:47:13.292
‫هیچوقت خاطراتم به ترتیب یادم نمیومد، مثلا...

00:47:13.417 --> 00:47:19.375
‫همیشه با خونه‌هایی که توش بودم،
‫دوست‌پسرهایی که داشتم، پروژه‌های رقص،

00:47:19.500 --> 00:47:22.750
‫سفرها، زایمان‌ها، مرگ‌ها و...
‫خاطراتم رو به یاد می‌آوردم

00:47:26.708 --> 00:47:29.667
‫ولی هیچوقت یادم نمیومد چه سالی بودن

00:47:29.792 --> 00:47:33.750
‫اما حالا، که به آخر خط رسیدم،

00:47:33.875 --> 00:47:37.292
‫زندگیم داره به ترتیب تو ذهنم نشون داده میشه

00:47:39.208 --> 00:47:47.333
‫مثل اینه که یه... پاورپوینت با نموداری از
‫خط زمانی زندگیم داره ارائه میشه

00:47:47.458 --> 00:47:59.208
‫جوری که انگار وسط زندگیم یک تیکه نمودارِ
‫خاکستری ضخیم از افسردگی پس از زایمانه

00:48:05.833 --> 00:48:09.625
‫خب من توی این نمودار چه جایگاهی دارم؟

00:48:11.625 --> 00:48:15.167
‫-مثل یه نقطه؟
‫-نه

00:48:17.083 --> 00:48:19.792
‫مثل نقاط زیاد

00:48:19.917 --> 00:48:22.750
‫که روی خط زمانی میاد و میره

00:48:27.333 --> 00:48:30.125
‫درسته. مایه‌ی خوشحالیه

00:48:34.667 --> 00:48:38.167
‫یولیا؟ سلام

00:48:38.292 --> 00:48:40.208
‫سلام

00:48:40.958 --> 00:48:43.625
‫حالت خوبه؟

00:48:43.750 --> 00:48:45.750
‫آره

00:48:45.875 --> 00:48:48.625
‫چه کار می‌کنین؟

00:48:51.417 --> 00:48:56.917
‫سلام. چرا اینقدر زود اومدی خونه؟
‫بهت خوش نگذشت؟

00:48:57.042 --> 00:49:00.583
‫چرا
‫خوش گذشت

00:49:03.333 --> 00:49:06.083
‫بدجوری شاش دارم

00:49:18.375 --> 00:49:21.625
‫-اولین بارش نیست
‫-هیس!

00:49:21.750 --> 00:49:24.208
‫اون ماجراجوئه

00:49:25.458 --> 00:49:28.125
‫هوس یه زندگی پرشور رو داره
‫مثل خودت

00:49:30.500 --> 00:49:33.917
خوب بلده تو رو خر کنه

00:49:34.042 --> 00:49:36.042
‫آره.

00:49:37.167 --> 00:49:40.333
‫بهم قول بده که مراقبش باشی

00:49:43.708 --> 00:49:45.667
‫قول میدم

00:49:45.792 --> 00:49:47.958
‫27 دسامبر

00:49:48.083 --> 00:49:51.125
‫به محض اینکه تونستم میام اونجا
‫باشه، خدافظ

00:49:51.250 --> 00:49:53.917
‫-بله؟
‫-این عکس‌های رادیولوژیه

00:49:54.042 --> 00:49:58.708
‫ممنون. گروه، فردا صبح بررسیشون می‌کنه

00:49:58.833 --> 00:50:05.208
‫ما در مورد اینکه به بچه‌ها چی بگیم،
‫کمک می‌خوایم. باید اونا رو آماده کنیم

00:50:05.333 --> 00:50:09.667
‫درسته. توی پرونده‌ی پزشکیت نوشته.
‫الآن زمان مناسبی نیست

00:50:09.792 --> 00:50:13.542
‫پرستار متخصص تا ژانویه برنمی‌گرده

00:50:13.667 --> 00:50:16.583
‫مهم نیست چه سمتی داشته باشه

00:50:18.708 --> 00:50:23.625
‫بله؟ دارم میام. می‌بینمت.
‫همونطور که گفتم شرمنده‌ام

00:50:23.750 --> 00:50:28.458
‫-کسی اینجا نیست که تجربه‌ی این کار رو داشته باشه؟
‫-توی تعطیلات نه.

00:50:28.583 --> 00:50:33.208
‫مردم توی تعطیلات نمی‌میرن؟
‫ازشون می‌خواین صبر کنن تا بعدش بمیرن؟

00:50:33.333 --> 00:50:38.125
‫مطمئنم متوجه هستید که
‫با این تعداد بچه چقدر کار سختیه

00:50:38.250 --> 00:50:43.167
‫اون هم بدون جواب قطعی و بدون هیچ کمک
‫یه نفر باصلاحیت باید این کار رو انجام بده

00:50:43.292 --> 00:50:47.125
‫-ما پزشک متخصص هستیم. از اون کارها نمی‌کنیم
‫-ولی انسان که هستین؟

00:50:47.250 --> 00:50:51.125
‫شما هیچ تجربه‌ای با بستگان درجه یک نداشتین؟

00:50:51.250 --> 00:50:55.750
‫متوجهم شرایط سختیه.
‫ما یه نسخه برات نوشتیم

00:50:55.875 --> 00:50:59.042
‫آرام‌بخش و قرص خواب

00:50:59.167 --> 00:51:02.875
‫بهت کمک می‌کنه آروم بشی
‫باشه؟ من متاسفم

00:51:11.000 --> 00:51:15.075
‫سلام. به بیمارسرای لوویسنبرگ خوش اومدین
‫اسم من بِنِت هست. پرستار هستم

00:51:15.099 --> 00:51:16.708
‫ممنون

00:51:16.833 --> 00:51:20.958
‫-سلام
‫-سلام. خوش اومدین. بفرمایین داخل

00:51:27.875 --> 00:51:32.500
‫خب، من توصیه می‌کنم
‫حقیقت رو از بچه‌ها مخفی نکنین

00:51:32.625 --> 00:51:38.083
‫ولی تلاش کنید بر اساس سن و بالغ بودنشون،
‫ بهشون موضوع رو انتقال بدین

00:51:38.208 --> 00:51:43.667
‫ولی بچه‌های تو به اندازه‌ی بچه‌هایی که
‫با همدیگه داشتین آسیب‌پذیر نخواهند بود

00:51:43.792 --> 00:51:46.958
‫چون اونا هنوز یه مادر دارن

00:51:47.083 --> 00:51:51.667
‫آنیا، مسئولیت 3 فرزند بزرگ‌تر من
‫ رو هم قبول کرده

00:51:51.792 --> 00:51:55.167
‫توی زندگی اونا یه نقش کلیدی داره

00:51:55.292 --> 00:52:00.542
‫توماس، مسئله اینجوری نیست
‫بچه‌های کوچیک‌تر مادرشون رو از دست میدن

00:52:00.667 --> 00:52:05.500
‫در حال حاضر، فقط اونا هستن که بهشون
فکر می‌کنم و می‌خوام مواظبشون باشم

00:52:05.625 --> 00:52:11.292
‫تو همیشه انتظار داشتی من احساس و رفتارم
‫نسبت به بچه‌های تو و بچه‌های خودمون یکی باشه

00:52:11.417 --> 00:52:16.000
‫نه فقط باهشون رفتار یکسانی داشته باشم،
‫بلکه حتی بهشون احساس یکسانی هم داشته باشم

00:52:16.125 --> 00:52:22.000
‫من همیشه فکر می‌کردم این موضوع طبیعیه که
‫من رفتار ساختگی و بی‌عاطفه‌ای داشتم

00:52:22.125 --> 00:52:26.583
‫ولی هیچوقت برام مشخص نبود که چقدر
‫در مورد خودم اشتباه فکر می‌کردم

00:52:26.708 --> 00:52:29.542
‫من همیشه بچه‌های خودم رو بیشتر دوست داشتم

00:53:08.958 --> 00:53:13.250
‫مثل این می‌مونه که ما همکار شدیم
‫توی یه حرفه‌ی کاملا متفاوت

00:53:16.250 --> 00:53:21.458
‫-اینجا شبیه بیمارستان نیست
‫-کریسمس قبلی هم همین حرفو زدی.

00:53:21.583 --> 00:53:27.542
‫من همیشه میگم که 10درصد امید، بیشتر از
‫ امیدی که خودتون دارین، به بچه‌ها بدین

00:53:28.583 --> 00:53:34.375
‫مهم نیست توی چه سنی هستن،
‫هیچوقت نباید امیدشون رو از بین برد

00:53:34.500 --> 00:53:39.250
‫-ولی به من هیچ امیدی ندادن
‫-ما هنوز در این مورد مطمئن نیستیم

00:53:39.375 --> 00:53:42.583
‫اونا گفتن احتمالا یه تومور متاستاتیکه

00:53:42.708 --> 00:53:46.625
‫لاعلاجه، اما امید دارن که بشه جراحیش کرد

00:53:46.750 --> 00:53:48.833
‫خیلی‌خب، خوبه

00:53:48.958 --> 00:53:54.417
‫توی بیمارستان اولوال
‫جراح‌های مغز بسیار بااستعدادی دارن

00:53:54.542 --> 00:53:59.542
‫و تمامی آمارها باید با احتیاط خونده بشه

00:53:59.667 --> 00:54:01.375
‫منظور؟

00:54:01.500 --> 00:54:05.042
‫بیماری با سرطان ریه و متاستاز به مغز،

00:54:05.167 --> 00:54:09.833
‫بر اساس داده‌های آماری،
‫ شانس زنده موندن کمی داره

00:54:09.958 --> 00:54:14.208
‫ولی طی 30سال تجربه‌ای که من داشتم،
‫بیمارهایی رو دیدم که

00:54:14.333 --> 00:54:17.958
‫از متاستاز مغز، جون سالم به در بردن

00:54:18.083 --> 00:54:23.125
‫منتها تعدادشون کمتر از اونیه که
‫توی آمار‌های سرطان خودشون رو نشون بدن

00:54:23.250 --> 00:54:25.833
‫چند نفر؟

00:54:26.667 --> 00:54:29.708
‫به اندازه‌ی انگشتان یک دست

00:54:41.750 --> 00:54:44.833
‫نمیشه توی خونه بهش زنگ بزنم؟

00:54:46.833 --> 00:54:50.458
‫اینجوری نوبت بقیه رو بهم نمی‌زنم؟

00:54:52.000 --> 00:54:55.833
‫الآن وقت خوبی برای درستکاری نیست

00:55:03.875 --> 00:55:07.208
‫-می‌خوای من بهش زنگ بزنم؟
‫-نه

00:55:07.333 --> 00:55:10.167
‫اونجوری درست نیست

00:55:10.292 --> 00:55:12.958
‫من چندجا زنگ زدم
‫پرس و جو کردم

00:55:13.083 --> 00:55:18.625
‫میگن نه تنها بهترین جراح مغز اولواله،
‫بلکه توی نروژ هم بهترینه

00:55:24.542 --> 00:55:28.250
‫-باشه. انجامش میدم. ولی باید تنها باشم
‫-باشه

00:55:28.375 --> 00:55:30.875
‫بیرون منتظر می‌مونم

00:55:31.000 --> 00:55:33.583
‫میشه قبلش چشمات رو بهم قرض بدی؟

00:55:43.875 --> 00:55:45.833
‫موفق باشی

00:55:58.708 --> 00:56:01.417
‫سلام

00:56:01.542 --> 00:56:06.375
‫شما من رو نمی‌شناسین
‫اسم من آنیا ریختره

00:56:07.500 --> 00:56:10.167
‫مزاحم شدم؟

00:56:10.292 --> 00:56:12.750
‫باشه

00:56:12.875 --> 00:56:16.417
‫من یکی از بیمارهای الوال هستم
‫و شرایط سختی دارم

00:56:44.375 --> 00:56:49.667
‫توی مهمونی کریسمس بود، ولی اگه
‫امکان جراحی وجود داشته باشه، انجامش میده

00:57:08.208 --> 00:57:11.333
‫جدی میگم. بسه

00:57:13.250 --> 00:57:15.750
‫بشین سر جات

00:57:18.875 --> 00:57:21.083
‫اونا منتظر ما هستن

00:57:22.333 --> 00:57:26.250
‫بابا، مامان از اینکه ما همیشه
‫دیر می‌کنیم خسته شده...

00:57:26.375 --> 00:57:30.125
‫همه باید اینجا باشن
‫بهش بگو...

00:57:30.250 --> 00:57:33.417
‫یه مسئله‌ی خانوادگیه

00:57:37.542 --> 00:57:41.083
‫-شما دارین از هم جدا میشین؟
‫-نه

00:57:42.125 --> 00:57:45.250
‫نه. آدا، ما از هم جدا نمیشیم

00:58:03.083 --> 00:58:06.125
‫-کی باید شروع کنه؟
‫-خودم شروع می‌کنم

00:58:06.250 --> 00:58:08.333
‫باشه

00:58:09.667 --> 00:58:11.750
‫خوبه

00:58:20.917 --> 00:58:23.333
‫همه بیاین پیش کاناپه

00:58:34.167 --> 00:58:36.750
‫خب، آنیا...

00:58:38.167 --> 00:58:42.708
‫-قراره جلسه‌ی خانوادگی داشته باشیم؟
‫-یه جورایی

00:58:47.125 --> 00:58:52.958
‫به من اطلاع دادن که
‫من یه تومور توی مغزم دارم

00:58:55.958 --> 00:59:00.500
‫به نظر میاد که از ریه‌هام
‫به اونجا منتشر شده

00:59:03.458 --> 00:59:09.667
‫خبر خوب اینه که تومور جایی قرار داره که
‫فکر می‌کنن ممکنه قابل جراحی باشه

00:59:13.292 --> 00:59:17.042
‫میگن که خطرناکه، ولی...

00:59:17.167 --> 00:59:20.667
‫هنوز نمی‌دونیم که چه نتیجه‌ای خواهد داشت

00:59:20.792 --> 00:59:24.792
‫فردا بیمارستان اطلاعات بیشتری رو به ما میده

00:59:30.500 --> 00:59:33.750
‫می‌خوان روی سرت جراحی کنن؟

00:59:40.542 --> 00:59:43.375
‫داخل مغزت؟

00:59:43.500 --> 00:59:46.333
‫آره، ممکنه

00:59:46.458 --> 00:59:53.042
‫خبر خوب اینه که، اگه بتونن عمل رو انجام بدن،
‫بهترین جراح کشور من رو عمل می‌کنه

00:59:55.667 --> 00:59:58.042
‫ولی...

00:59:58.167 --> 01:00:02.583
‫کریسمس قبلی بهمون گفتی که همه‌چی خوب میشه

01:00:04.542 --> 01:00:08.000
‫همه همین فکر رو می‌کردن
‫حتی دکترها

01:00:08.125 --> 01:00:11.750
‫ولی با این وجود، این اتفاق افتاد

01:00:12.917 --> 01:00:21.333
‫ما امروز با یه دکتر صحبت کردیم که
‫چند مورد مشابه رو دیده بود که درمان شدن

01:00:21.458 --> 01:00:25.208
‫-چند نفر بودن؟
‫-تعداد کمی

01:00:32.625 --> 01:00:35.333
‫شیر

01:01:07.208 --> 01:01:10.083
‫-خدافظ
‫-خدافظ

01:01:12.417 --> 01:01:14.500
‫خدافظ

01:01:53.167 --> 01:01:55.583
‫متاسفم

01:01:57.833 --> 01:02:00.167
‫برای چی؟

01:02:01.792 --> 01:02:04.292
‫متاسفم اگه نامهربونی کردم

01:02:07.000 --> 01:02:10.375
‫هیچ کاری نکردی که بخوای براش عذرخواهی کنی

01:02:11.667 --> 01:02:14.500
‫-چرا کردم
‫-نه

01:02:19.375 --> 01:02:21.458
‫مطمئنی؟

01:02:22.750 --> 01:02:25.125
‫کاملا مطمئنم

01:02:36.750 --> 01:02:40.708
‫-من هیچوقت خودم رو نمی‌بخشم
‫-برای چی؟

01:02:42.083 --> 01:02:45.667
‫-برای اینکه سیگاری بودم
‫-این حرفو نزن

01:02:48.875 --> 01:02:51.917
‫هیچکس نمی‌دونه علتش این بوده

01:02:52.042 --> 01:02:56.250
‫-نه ولی من می‌دونم
‫-خودت رو سرزنش نکن

01:03:02.083 --> 01:03:04.542
‫چی داری می‌خوری؟

01:03:05.958 --> 01:03:09.458
‫دیازپام و زولپیدم...

01:03:15.708 --> 01:03:19.083
‫28 دسامبر

01:03:19.208 --> 01:03:24.083
‫واسه احتیاط چندتا لباس اضافه آوردم

01:03:24.208 --> 01:03:28.875
‫و یکم قهوه‌ی درست و حسابی
‫ از اون فوری‌ها اصلا خوشم نمیاد

01:03:29.000 --> 01:03:33.083
‫-بچه‌ها کجان؟
‫-هنوز خوابن

01:03:52.708 --> 01:03:57.958
‫-هیچی مثل غذا، حس تهوع رو از بین نمی‌بره
‫-به خاطر داروهای استروئیدیه

01:03:58.083 --> 01:04:02.833
‫-همین داروها رو به کسایی که مشکل بی‌اشتهایی دارن میدن
‫-از کجا می‌دونی؟

01:04:02.958 --> 01:04:06.167
‫دوست جدید آنلاین من: PubMed.com
‫(سایت مقاله‌های پزشکی)

01:04:06.292 --> 01:04:08.875
‫صبح بخیر

01:04:09.000 --> 01:04:10.958
‫سلام

01:04:11.958 --> 01:04:14.292
‫صبح بخیر

01:04:17.583 --> 01:04:19.958
‫صبح بخیر

01:04:20.083 --> 01:04:24.833
‫ما داریم میریم بیمارستان
‫ورا اینجا پیشتون می‌مونه

01:04:25.708 --> 01:04:28.583
‫سلام صبح بخیر

01:04:40.542 --> 01:04:42.750
‫کنوت آسدام؟

01:04:47.250 --> 01:04:51.208
‫سلام. من دکتر تیا فالکنتروپ هستم
‫لطفا همراه من بیا

01:05:01.083 --> 01:05:06.375
‫متوجه شدم که شما مضطرب هستین
‫به خاطر همین یک راست میرم سر اصل مطلب

01:05:06.500 --> 01:05:13.083
‫متخصص‌ها یه جلسه برگزار کردن و
‫ عکس‌های اِم آر آی تو رو بررسی کردن

01:05:13.208 --> 01:05:20.042
‫ما عمل مغزت رو توی بالاترین اولویت میذاریم
‫و واسه‌ی دوم ژانویه برات نوبت گذاشتیم

01:05:20.167 --> 01:05:23.000
‫5 روز دیگه

01:05:23.125 --> 01:05:27.542
‫متوجه شدم که با یکی از
‫جراح‌های بیمارستان تماس گرفتی

01:05:27.667 --> 01:05:31.375
‫و اون مسئولیت عملت رو بر عهده گرفته

01:05:34.750 --> 01:05:38.792
‫همچنین، تصاویر نشون میدن که تومور...

01:05:38.917 --> 01:05:43.583
‫از ریه‌ها متاستاز شده

01:05:44.667 --> 01:05:47.417
‫که با این حساب لاعلاجه

01:05:59.792 --> 01:06:02.917
‫حالا من چقدر وقت دارم؟

01:06:04.375 --> 01:06:09.958
‫گفتنش کار سختیه
‫سرطان مثل یه پیاز لایه‌لایه است

01:06:10.083 --> 01:06:12.167
‫-پیاز؟
‫-آره

01:06:12.292 --> 01:06:18.125
‫تصاویر بسیار پیچیده هستن
‫بستگی به نتیجه‌ی عمل داره

01:06:18.250 --> 01:06:21.667
‫نتایج سی‌تی‌اسکن امروز از ریه‌هات،

01:06:21.792 --> 01:06:27.042
‫مشخص می‌کنه که آیا به بقیه‌ی
‫اعضای بدنت هم انتشار پیدا کرده یا نه

01:06:27.167 --> 01:06:31.292
‫و اقدامات درمانی بعدیت رو مشخص می‌کننه

01:06:34.167 --> 01:06:38.667
‫میشه یکم دقیق‌تر توضیح بدین؟
‫مسئله فقط من نیستم که

01:06:40.292 --> 01:06:43.250
‫من باید...

01:06:43.375 --> 01:06:49.250
‫من باید بدترین احتمال ممکن رو بدونم
‫ تا بفهمم چجوری باید بچه‌ها رو آماده کنم

01:06:50.375 --> 01:06:52.542
‫آنیا...

01:06:52.667 --> 01:06:56.125
‫تمام بیماران مبتلا به سرطان، موارد سختی هستن

01:06:56.250 --> 01:07:02.125
‫بعضیاشون از روبه‌رو شدن با حقیقت سر باز می‌زنن
‫خیلی خسته کننده‌اس

01:07:02.250 --> 01:07:06.875
‫باشه، ولی من می‌خوام بدونم که چقدر وقت دارم

01:07:09.792 --> 01:07:13.583
‫در بدترین شرایط،
‫می‌تونم بگم 3 ماه

01:07:13.708 --> 01:07:18.417
‫ولی امیدواریم که جراحی وقت بیشتری بهت بده

01:07:27.750 --> 01:07:30.750
‫خود پروسه‌ی جراحی، خطرناک هست؟

01:07:30.875 --> 01:07:35.750
‫تمامی عمل‌های جراحی شامل ریسک هستن
‫ولی جراحی‌های مغز به طور خاص،

01:07:35.875 --> 01:07:40.667
‫جراح بهتر می‌تونه به این سوال پاسخ بده

01:07:45.208 --> 01:07:48.708
‫میشه قبل از جراحی ازدواج کرد؟

01:07:51.292 --> 01:07:53.583
‫ازدواج؟ خب، آره

01:07:53.708 --> 01:07:59.542
‫ما یه کشیش توی بیمارستان داریم که
‫می‌تونه مراسم ازدواج رو انجام بده

01:07:59.667 --> 01:08:04.917
‫در حالت عادی، با کاغذبازی‌هاش
‫مطمئن نیستم وقت بشه،

01:08:05.042 --> 01:08:07.958
‫ولی میشه استثناء قائل شد

01:08:12.333 --> 01:08:15.125
‫الآن خواستگاری کردی؟

01:08:19.583 --> 01:08:23.083
‫نمی‌فهمم چرا الآن می‌خوای انجامش بدی

01:08:23.208 --> 01:08:25.917
‫فکر کردم تو هم می‌خوای این کار رو بکنی

01:08:26.042 --> 01:08:29.167
‫چند سال پیش، حتما
‫ولی آخه چرا الآن؟

01:08:35.958 --> 01:08:38.167
‫انگار مثل...

01:08:39.250 --> 01:08:42.667
‫مثل امضا کردن حکم مرگه

01:08:46.500 --> 01:08:51.125
‫وگرنه می‌تونستیم تا بعد از عمل صبر کنیم

01:08:53.292 --> 01:08:58.042
‫فقط حس کردم کار درستیه
‫تنها کاری که حس درستی بهم میده

01:09:02.625 --> 01:09:05.375
‫اگه قرار باشه با هم ازدواج کنیم...

01:09:05.500 --> 01:09:08.708
‫باید هر دو عاشق هم‌دیگه باشیم

01:09:24.625 --> 01:09:27.375
‫دندانپزشکی

01:09:29.167 --> 01:09:31.792
‫الو؟

01:09:33.250 --> 01:09:35.500
‫درسته

01:09:35.625 --> 01:09:39.542
‫نه، من نوبت نمی‌خوام
‫دندونم دیگه مهم نیست

01:09:39.667 --> 01:09:42.208
‫من سرطان لاعلاج دارم

01:09:42.333 --> 01:09:45.917
‫می‌تونی اسمم رو از توی لیستت خط بزنی

01:09:52.208 --> 01:09:54.208
‫نفس بکش

01:09:54.333 --> 01:09:56.958
‫نفست رو نگه دار

01:09:58.625 --> 01:10:00.542
‫عادی نفس بکش

01:10:01.458 --> 01:10:06.458
‫-می‌تونی نفس بکشی؟
‫-انگار یکی به سینه‌ام چنگ می‌زنه

01:10:06.583 --> 01:10:10.167
‫سعی کن آروم نفس عمیق بکشی

01:10:10.292 --> 01:10:13.708
‫با شکمت نفس بکش

01:10:13.833 --> 01:10:17.625
‫الآن آروم‌تر شدی؟
‫با شکمت نفس بکش

01:10:19.250 --> 01:10:23.708
‫مشکلی پیش نمیاد. از پسش برمیای
‫به جواب‌هایی که می‌خوای می‌رسی

01:10:23.833 --> 01:10:27.875
‫دوباره می‌بریمت داخل و شروع می‌کنیم

01:10:37.833 --> 01:10:40.250
‫نمی‌دونم

01:10:40.375 --> 01:10:46.792
‫نمی‌دونم به خاطر داروهاشه،
‫به خاطر ترس از مرگه یا فقط خود آنیاست

01:10:46.917 --> 01:10:51.500
‫خیلی حساس و تند شده

01:10:51.625 --> 01:10:57.458
انگار توان مقابله با همچین چیزی رو
نداشته، نمی‌دونم

01:10:58.958 --> 01:11:02.792
‫آره، الآن اینجاست
‫باید برم

01:11:02.917 --> 01:11:05.458
‫باشه، خدافظ

01:11:07.542 --> 01:11:09.667
‫چطور بود؟

01:11:11.917 --> 01:11:15.083
‫خیلی خوب نبود، نه؟

01:11:15.208 --> 01:11:17.125
‫کی بود؟

01:11:17.250 --> 01:11:21.667
‫دارم به دوستان و آشنایان زنگ می‌زنم
‫همونجور که توافق کردیم

01:11:21.792 --> 01:11:23.875
‫فرانس بود

01:11:25.708 --> 01:11:28.542
‫بابا چی؟

01:11:28.667 --> 01:11:32.917
‫فک کنم اون تنها کسیه که
‫خودت باید بهش زنگ بزنی

01:11:33.042 --> 01:11:35.125
‫نمی‌تونم

01:11:36.833 --> 01:11:39.208
‫باشه

01:11:39.333 --> 01:11:42.125
‫بقیه چی میگن؟

01:11:43.125 --> 01:11:46.708
‫خب، اینکه نمی‌دونن چی باید بگن

01:11:46.833 --> 01:11:50.125
‫برای تو و بچه‌ها متاسفن

01:11:50.750 --> 01:11:54.125
‫فرانس گفت که بهت بگم
‫به تو فکر می‌کنه

01:11:55.125 --> 01:12:00.042
‫-فقط همین رو گفت؟
‫-نه

01:12:00.167 --> 01:12:06.375
‫نه گفت که برای من هم متاسفه که
‫باید تنهایی از بچه‌ها مراقبت کنم

01:12:49.292 --> 01:12:51.417
‫مشکلی نبود

01:12:51.542 --> 01:12:55.583
‫تونستم تولید رو تا مدت نامعلوم عقب بندازم

01:12:57.708 --> 01:13:00.000
‫هی...

01:13:00.125 --> 01:13:04.042
‫من باید بدونم
‫تو همیشه بهم وفادار بودی؟

01:13:07.250 --> 01:13:12.000
‫می‌خوام بدونم وقتایی که ما با هم بودیم،
‫کس دیگه‌ای هم بوده...

01:13:12.125 --> 01:13:16.500
‫چیز مهمی نیست، پس از اینکه بهم بگی نترس

01:13:19.167 --> 01:13:23.167
‫فکر کن آخرین خواسته‌ی منه
‫مبادله‌ی حقیقت

01:13:23.292 --> 01:13:27.042
‫-به نظرت فکر خوبیه؟
‫-باید فکر خوبی باشه؟

01:13:36.042 --> 01:13:38.750
‫من یه بار لاس زدم و خوش‌گذرونی کردم

01:13:38.875 --> 01:13:41.875
‫کاملا احمقانه و بی‌معنی

01:13:42.000 --> 01:13:46.333
‫سریع تموم شد و سریع هم
‫فراموشش کردم. سال‌ها پیش

01:13:46.458 --> 01:13:48.958
‫سر یه کار توی آلمان

01:13:52.458 --> 01:13:54.542
‫یادم میاد

01:13:56.292 --> 01:13:59.708
خوش‌گذرونیت واسه‌ات یه هدیه فرستاد، درسته؟

01:14:00.875 --> 01:14:05.500
‫زشت‌ترین کت چرمی‌ای که تا حالا دیدم

01:14:05.625 --> 01:14:08.042
‫سنگ‌شور

01:14:08.167 --> 01:14:10.708
‫خودش طراحیش کرده بود

01:14:14.000 --> 01:14:16.667
‫نمی‌دونستم که می‌دونی

01:14:16.792 --> 01:14:20.208
‫نکته‌ی خنده‌دارش اینه که
‫من اصلا حسودیم نشد

01:14:21.125 --> 01:14:25.542
‫من شدیدا سرگرم بچه‌ام یولیا بودم

01:14:28.083 --> 01:14:31.542
‫ولی چیزی که از حسادت منو دیوونه می‌کرد،

01:14:31.667 --> 01:14:37.292
‫کارت و نیاز بی‌اندازه‌ات
‫به مورد قبول واقع شدن بود

01:14:37.417 --> 01:14:40.625
‫بزرگ‌ترین دشمن من اینا بودن

01:14:40.750 --> 01:14:47.500
‫من فکر می‌کردم اینکه اینقدر سر کار باشی
‫و همیشه مشغول تهیه‌کنندگی غیرمنصفانه‌اس

01:14:49.458 --> 01:14:52.042
‫ولی دیگه مهم نیست

01:14:55.417 --> 01:14:57.500
‫دیگه چی؟

01:14:57.625 --> 01:15:00.542
‫-چیز دیگه‌ای برای اعتراف هست؟
‫-نه

01:15:02.917 --> 01:15:05.542
‫تو نمی‌خوای از من بپرسی؟

01:15:15.500 --> 01:15:18.583
‫مطمئن نیستم که دلم بخواد بدونم

01:15:19.667 --> 01:15:22.083
‫خیالت راحت

01:15:22.208 --> 01:15:25.792
‫من به طرز مسخره‌ای بهت وفادار بودم

01:15:25.917 --> 01:15:29.000
‫تنها چیزی که بوسیدم، گردن بچه‌هامون بوده

01:15:32.500 --> 01:15:36.125
‫ولی چیز خیلی خطرناک‌تری رو تجربه کردم

01:15:36.250 --> 01:15:39.042
‫شدیدا عاشق یه نفر شدم

01:15:40.583 --> 01:15:44.958
‫اگه دنبال قلبم می‌رفتم، الآن اینجا نبودم

01:15:52.667 --> 01:15:55.083
‫پشیمونی؟

01:15:57.583 --> 01:15:59.167
‫نه

01:15:59.292 --> 01:16:02.208
‫اون مرد ارزشش رو نداشت

01:16:07.000 --> 01:16:09.917
‫بریم خونه، پیش بچه‌ها؟

01:16:11.500 --> 01:16:13.583
‫باشه

01:16:16.125 --> 01:16:18.542
‫یه چیز دیگه

01:16:19.625 --> 01:16:23.958
‫من اون حرفم رو که گفتم «بعد از من،
‫یکی دیگه رو پیدا کن» پس می‌گیرم

01:16:41.417 --> 01:16:43.708
‫سلام

01:16:43.833 --> 01:16:46.625
‫سلام. ببخشید دیر کردیم

01:16:48.333 --> 01:16:53.583
‫-بفرمایین ماکارونی بخورین
‫-خوشمزه بود

01:16:54.667 --> 01:16:56.958
‫-خیلی
‫-ممنون

01:17:01.667 --> 01:17:03.750
‫چطور بود؟

01:17:04.833 --> 01:17:07.292
‫ما داریم ازدواج می‌کنیم

01:17:09.583 --> 01:17:11.667
‫چی شد؟

01:17:12.750 --> 01:17:16.833
‫قراره دوم ژانویه تومور رو
‫از بدن آنیا خارج کنن

01:17:16.958 --> 01:17:19.875
‫ما باید قبل از اون ازدواج کنیم

01:17:20.000 --> 01:17:22.125
‫کی؟

01:17:22.250 --> 01:17:25.750
‫-شب سال نو
‫-درسته

01:17:28.167 --> 01:17:30.667
‫سه روز دیگه؟

01:17:30.792 --> 01:17:34.042
‫ولی اون روز تولدته مامان

01:17:34.125 --> 01:17:38.708
‫پس هم تولدته، هم روز ازدواج و هم سال نو

01:17:39.333 --> 01:17:41.917
‫-عالی میشه
‫-اما...

01:17:42.042 --> 01:17:44.750
‫کجا ازدواج می‌کنین؟

01:17:44.875 --> 01:17:47.500
‫یه کشیش توی بیمارستان هست

01:17:47.625 --> 01:17:52.667
‫ولی مطمئن نیستیم بتونیم
‫توی این زمان کم یه کلیسا پیدا کنیم

01:17:52.792 --> 01:17:58.042
‫-حتما باید توی کلیسا زادواج کنین؟
‫-یا اونجا، یا توی اتاق عبادت بیمارستان

01:17:58.167 --> 01:18:03.042
‫برای اینکه بتونیم کاغذبازی‌ها رو دور بزنیم
‫باید توسط کشیش بیمارستان انجام بشه

01:18:03.167 --> 01:18:06.875
‫ما توی بیمارستان ازدواج نمی‌کنیم

01:18:07.000 --> 01:18:10.708
‫-نه
‫-ولی قراره جشن بگیریم، درسته؟

01:18:10.833 --> 01:18:13.208
‫معلومه که جشن می‌گیریم

01:18:13.333 --> 01:18:18.208
‫-فکر نمی‌کنم تعدادمون اونقدر بشه
‫-فقط 100 تا از صمیمی‌ترین دوستات

01:18:18.333 --> 01:18:20.625
‫من می‌دونم چجوری جشن بگیرم

01:18:20.750 --> 01:18:24.875
‫ولی توی آماده و برپا کردن خیلی خوب نیستم
‫ پس باید بهم کمک کنین

01:18:25.000 --> 01:18:28.542
‫29 دسامبر

01:18:35.167 --> 01:18:37.292
‫سلام

01:18:40.083 --> 01:18:43.000
‫-اصلا خوابت نبرد
‫-نه

01:18:44.292 --> 01:18:46.375
‫توماس!

01:18:49.417 --> 01:18:53.542
‫داریم میریم بیمارستان رادیوم یه محقق رو ببینیم

01:18:53.667 --> 01:18:58.708
‫بهمون فقط 20 دقیقه وقت داده
‫توماس درمان‌های توی آمریکا رو توی گوگل سرچ کرده

01:18:58.833 --> 01:19:03.167
‫ما باید بدونیم نظر این محقق چیه.
‫توماس!

01:19:03.292 --> 01:19:06.500
‫اینقدر لفتش میده که دارم دیوونه میشم

01:19:09.542 --> 01:19:14.292
‫مطمئنی که فشار زیادی روت نیست؟
‫منظورم اینه که...

01:19:14.417 --> 01:19:18.917
‫آخه الآن باید ازدواج کنی؟
‫درست قبل از جراحی؟

01:19:20.125 --> 01:19:22.875
‫دیگه کی باید ازدواج کنم؟

01:19:23.000 --> 01:19:27.583
‫نظرت چیه؟ حالا که تولدم
‫و عروسیم توی یک روزن،

01:19:27.708 --> 01:19:31.375
‫دیگه سالی فقط یک بار مجبورین یادم بیفتین

01:19:32.708 --> 01:19:35.750
‫تازه آتیش‌بازی سال نو هم دارین

01:19:46.833 --> 01:19:48.917
‫ما باید بریم

01:20:07.833 --> 01:20:10.667
‫15 دقیقه زود رسیدیم

01:20:22.750 --> 01:20:27.542
‫باید اعتراف کنم، بیماری تو
‫یه مورد جالب با مسائل پیچیده‌اس

01:20:27.667 --> 01:20:32.042
‫اینکه یه نفر با تشخیص تو رو درمان
‫ کرد یا نه؟ و اینکه چه درمانی؟

01:20:32.167 --> 01:20:36.625
‫امروزه بیش‌تر بیماران سرطان ریه،
‫راننده‌های کامیون هستن

01:20:36.750 --> 01:20:40.792
البته به جز اون وکیل‌های عجیب و غریب، مگه نه؟!

01:20:40.917 --> 01:20:45.792
‫بیاین اونجا بشینیم
‫خیلی طول می‌کشه بخوایم برگردیم دفترم

01:20:48.208 --> 01:20:52.667
‫مطمئنا از قبل می‌دونین
‫که بیماری تو درمانی نداره

01:20:53.333 --> 01:20:57.708
‫چیزی که ما ازش مطمئنیم اینه که
‫تو به خاطر این سرطان می‌میری

01:20:57.833 --> 01:21:02.792
‫توصیه‌ی من اینه که وقتت رو با گشتن دنبال
‫یه معجزه‌ی درمانی در خارج از کشور تلف نکن

01:21:02.917 --> 01:21:07.792
‫همچین جیزی وجود نداره. یا اینکه درمان‌های
‫جایگزینی هستن که تاثیرشون ثابت نشده

01:21:07.917 --> 01:21:15.542
‫یا درمان‌های سختی که عمرت رو زیادتر
‫می‌کنن ولی کیفیت زندگیت باقی‌مونده‌ات رو پایین میارن

01:21:15.667 --> 01:21:19.542
‫فکر می‌کنم تمامی همکاران من
‫در خارج از کشور با من موافق باشن

01:21:24.208 --> 01:21:27.375
‫اگه خودت بودی، چه کار می‌کردی؟

01:21:30.375 --> 01:21:35.208
‫فکر می‌کنم حرف‌زدن در موردش وقتی
‫ توی این وضعیت نیستی آسون باشه.

01:21:35.333 --> 01:21:39.625
‫ولی فکر نمی‌کنم واسه زندگی می‌جنگیدم
‫سعی می‌کردم از باقی عمرم لذت ببرم

01:21:39.750 --> 01:21:42.667
‫با شراب و غذای خوب،

01:21:42.792 --> 01:21:48.458
‫با خانواده‌ام باشم. بچه‌ها.
‫از مثلا 4 هفته‌ای که باقی مونده

01:21:48.583 --> 01:21:55.375
‫به جای اینکه 4 ماه تنهایی، توی یه بیمارستان
‫توی آمریکا، تحت یک درمان دردناک قرار بگیرم

01:21:55.500 --> 01:21:58.458
‫این، کاریه که من می‌کردم

01:22:05.583 --> 01:22:08.333
‫فکر کنم جوابمون رو خیلی شفاف گرفتیم

01:22:08.458 --> 01:22:11.875
‫گشتن دنبال یه معجزه‌ی درمانی فایده نداره

01:22:12.667 --> 01:22:16.792
‫مجبور نبودی از اون احمق بپرسی
‫اگه جای من بود چه کار می‌کرد

01:22:22.500 --> 01:22:28.000
‫-تو می‌خواستی همه‌چی رو بدونی
‫-تو نیستی که داری می‌میری. پس حق نداری سوال بپرسی

01:22:36.750 --> 01:22:38.917
‫این یکی خالیه

01:22:41.792 --> 01:22:46.417
‫حقیقتش ما چندین بار
‫از همدیگه خواستگاری کردیم

01:22:47.417 --> 01:22:52.333
‫ولی دفعه‌ی اول، توماس هنوز متاهل بود
‫بعدش طلاق گرفت

01:22:52.458 --> 01:22:56.667
‫ما خواستیم بچه‌دار بشیم
‫بعدش خونه‌مون رو عوض کردیم

01:22:56.792 --> 01:22:59.417
‫و باز هم بچه‌دار شدیم

01:22:59.542 --> 01:23:04.625
‫و کار، مقدار زیادی کار
‫و بیماری پدر و مادرهامون

01:23:05.708 --> 01:23:10.417
‫بعدش یه زمانی بود که هر دوتامون
‫می‌خواستیم با هم ازدواج کنیم

01:23:10.542 --> 01:23:15.708
‫ولی توماس یه جشن عروسی بزرگ می‌خواست
‫و من یه جشن کوچیک

01:23:15.833 --> 01:23:22.083
‫واسه همین هیچوقت به توافق نرسیدیم،
‫یا اینکه یه بار چند سال پیش حتی تاریخ هم تعیین کردیم

01:23:22.208 --> 01:23:25.583
‫ولی توماس، یه پروژه کاری گیرش اومد

01:23:27.292 --> 01:23:30.583
‫به‌هرحال، یادم نمیاد

01:23:30.708 --> 01:23:36.542
‫هر دفعه یه چیزی میشد
‫یا خواسته‌ی یه نفر مانع میشد

01:23:36.667 --> 01:23:42.625
‫اینا واسه‌ی قبل از این بود که رابطه‌مون خراب شه.
‫دیگه مطمئن نبودیم که همدیگه رو می‌خوایم یا نه

01:23:42.750 --> 01:23:48.417
‫ولی تصمیم گرفتیم یکم دیگه تلاش کنیم
‫این، برای کریسمس قبلی بود، که من مریض شدم

01:23:48.542 --> 01:23:52.417
‫بعدش بهتر شدم و بعد دوباره عود کرد
‫و الآن که اینجاییم

01:24:01.167 --> 01:24:06.750
‫-میشه ما توی کلیسا ازدواج کنیم؟
‫-شب سال نو؟ کار آسونی نیست

01:24:06.875 --> 01:24:11.583
‫چون فکر کنم آنیا نمی‌خواد توی بیمارستان
‫ازدواج کنیم

01:24:11.708 --> 01:24:14.333
‫شاید بتونیم یه اتاق عبادت پیدا کنیم

01:24:14.458 --> 01:24:18.292
‫تعدادمون خیلی زیاد نیست
‫شاید سی نفر

01:24:18.417 --> 01:24:23.500
‫من سعیمو می‌کنم ولی نمی‌تونم قولی بدم

01:24:23.625 --> 01:24:26.958
‫وقتی چیزی فهمیدم بهتون خبر میدم

01:24:27.083 --> 01:24:31.208
‫-به محض اینکه بتونم، باهاتون تماس می‌گیرم
‫-ممنون

01:24:41.167 --> 01:24:46.625
‫چقدر مسخره بود. اصلا یه سوال هم
‫ نپرسید که ما کی هستیم

01:24:46.750 --> 01:24:50.000
‫شاید بهش وقت ندادی

01:24:52.167 --> 01:24:57.667
‫لازم نیست برای اجرای یه ازدواج،
‫تمام جزئیات زندگیمون رو بدونه

01:24:57.792 --> 01:25:01.167
‫-جزئیات؟
‫-شاید اهمیتی نداره

01:25:02.958 --> 01:25:07.208
‫فکر می‌کنم تو ما رو
‫به داغون‌ترین شکل توصیف کردی

01:25:07.333 --> 01:25:13.458
‫زندگیمون رو مثل یه رابطه‌ی طاقت فرسا ترسیم کردی
‫من اینجوری به زندگیمون نگاه نمی‌کنم

01:25:16.000 --> 01:25:18.708
‫خب، چجوری نگاه می‌کنی؟

01:25:18.833 --> 01:25:23.125
‫توماس، من نمیدونم تو چی می‌بینی
‫بهم یه تصور جدید بده

01:25:25.167 --> 01:25:29.833
‫-این کارو نکن
‫-ما یک زندگی یکسانی رو نداشتیم

01:25:29.958 --> 01:25:33.375
‫زندگی... زندگی بی‌نقص نیست

01:25:40.458 --> 01:25:46.000
‫اون همه مدت تو از رفتن حرف می‌زدی
‫ولی من هیچوقت نخواستم تو رو ترک کنم

01:25:46.125 --> 01:25:49.958
‫ جای تو بودن تو این شرایط اصلا آسون نیست

01:25:50.083 --> 01:25:53.083
‫ولی الآن این تویی که بی‌رحم شدی

01:26:11.708 --> 01:26:15.083
‫30 دسامبر

01:26:15.625 --> 01:26:17.875
‫-پنکیک؟
‫-آره لطفا

01:26:20.750 --> 01:26:24.125
‫-این سومیته
‫-نه دومیه

01:26:24.250 --> 01:26:27.750
‫-مطمئنی؟
‫-آره، یکی خوردم، این هم دومی

01:26:27.875 --> 01:26:30.792
‫نگران نباش، بازم درست می‌کنم

01:26:37.000 --> 01:26:40.708
‫ورا؟ تو ساقدوش من میشی؟

01:26:43.958 --> 01:26:46.167
‫از خدامه

01:26:50.792 --> 01:26:54.000
‫ولی باید چه کار کنم؟

01:26:55.542 --> 01:26:58.500
‫پشتت راه برم و دامن لباست رو نگه دارم؟

01:27:00.125 --> 01:27:02.208
‫نمی‌دونم

01:27:10.792 --> 01:27:13.458
‫ولی تو لباس سفید می‌پوشی؟

01:27:19.000 --> 01:27:20.833
‫خوبه

01:27:38.833 --> 01:27:43.292
‫پس کلید خونه‌ی خدا، این شکلیه

01:27:56.625 --> 01:27:58.958
‫نظرت چیه؟

01:27:59.083 --> 01:28:01.500
اینجا یخه

01:28:01.625 --> 01:28:03.958
‫زیادی بزرگه
‫بی‌روحه

01:28:06.500 --> 01:28:09.000
‫فقط همین انتخاب رو داریم

01:28:10.542 --> 01:28:14.042
‫ترجیح میدم بیرون، توی قبرستون ازدواج کنم

01:28:16.500 --> 01:28:22.750
‫ساده‌تر از چیزیه که وقتی آویزونه به نظر میاد
‫قشنگه. باید امتحانش کنی

01:28:28.125 --> 01:28:30.792
‫می‌تونی امتحانش کنی

01:28:34.833 --> 01:28:40.625
‫اینجا یه آینه هست
‫می‌تونی بری روی این جعبه خودت رو ببینی

01:29:18.667 --> 01:29:21.292
‫حالت بد شده؟

01:29:21.417 --> 01:29:23.500
‫آره

01:29:27.000 --> 01:29:29.833
‫شاید بهتره یه دیازپام بخوری

01:29:34.917 --> 01:29:37.208
‫خونه جا گذاشتم

01:29:52.183 --> 01:29:54.183
♪Back to Black
Amy Winehouse♪

01:29:54.208 --> 01:29:58.667
‫-آنیا؟ اینجا چکار می‌کنی؟
‫ -سلام

01:29:59.750 --> 01:30:02.083
‫سلام

01:30:02.208 --> 01:30:05.750
‫سلام
‫پیامت رو خوندم

01:30:05.875 --> 01:30:09.625
‫-من فردا تماما در اختیارت هستم
‫-به این زودی اومدین خونه؟

01:30:09.750 --> 01:30:14.625
‫فقط اومدم یه چیزی رو بردارم
‫توماس توی ماشین منتظره. سلام فرانس

01:30:16.833 --> 01:30:21.667
‫اصلا نمی‌تونم تصور کنم الآن چه حسی داری

01:30:21.792 --> 01:30:26.375
‫-سلام پسرا. فقط اومدم یه چیزی رو بردارم
‫-تو اتاق من سرک نکشی

01:30:26.500 --> 01:30:28.917
سورپرایزه!

01:30:29.042 --> 01:30:32.958
‫مامان؟
‫چرا اومدی خونه؟

01:30:33.083 --> 01:30:37.833
‫قبل از اینکه بریم بیمارستان،
‫باید یه کاری رو انجام می‌دادم

01:30:40.583 --> 01:30:45.750
‫-چرا پیش بقیه نیستی؟
‫-اونا یه جوری ادا در میارن،

01:30:45.875 --> 01:30:49.375
‫انگار یه عروسی کاملا معمولیه

01:30:55.000 --> 01:30:57.833
‫ولی تو مامان منی

01:30:57.958 --> 01:31:02.167
‫عجله دارم یولیا
‫قراره نتایج رو بگیریم

01:31:02.292 --> 01:31:05.042
‫من نمی‌تونم باهاتون بیام؟

01:31:05.167 --> 01:31:07.583
‫متاسفانه نه

01:31:19.042 --> 01:31:21.167
‫سلام

01:31:25.167 --> 01:31:27.875
‫آنیا

01:31:28.000 --> 01:31:32.500
‫عکس‌های سی‌تی‌اسکنت چیزی ندارن
‫توی ریه‌ات توموری نیست

01:31:36.708 --> 01:31:39.042
‫آنیا؟

01:31:39.167 --> 01:31:42.583
‫یه لحظه...
‫فک کنم...

01:31:42.708 --> 01:31:46.417
‫بگیرش نیفته
‫بیا اینجا

01:31:47.167 --> 01:31:51.792
‫نفس عمیق بکش. باشه؟
‫دستمو بگیر. نفس بکش

01:31:51.917 --> 01:31:56.583
‫قرار بود جراح خبر رو بهت بگه
‫ولی من دیگه نمی‌تونستم صبر کنم

01:32:06.583 --> 01:32:08.833
‫آره

01:32:08.958 --> 01:32:11.208
‫نه. نه

01:32:11.333 --> 01:32:15.167
‫اون از من سنش بیشتره
‫ولی منم که بیمارم

01:32:16.917 --> 01:32:19.000
‫ما داریم ازدواج می‌کنیم

01:32:39.833 --> 01:32:44.333
‫هی، من دیگه نمی‌خوام بدونم که
‫فکر می‌کنن چقدر زمان دارم

01:32:44.458 --> 01:32:48.167
‫واسه همین دیگه نمی‌پرسم

01:32:48.958 --> 01:32:53.250
‫می‌تونین اینجا بشینین
‫روی سکو جا واسه دوتاتون هست

01:32:56.375 --> 01:33:00.667
‫ببخشید وسط تعطیلات زنگ زدم خونه‌تون

01:33:00.792 --> 01:33:06.958
‫نیازی به عذرخواهی نیست.
‫وضعیتت قابل درکه. خیلی‌خب

01:33:07.083 --> 01:33:11.250
‫به نظر میاد یکم ناخوشی،
‫ولی الآن سردردت چطوره؟

01:33:11.375 --> 01:33:14.500
‫الآن نسبت به قبلا، بهتر شده یا بدتر شده؟

01:33:14.625 --> 01:33:17.042
‫-بهتر شده
‫-خوبه

01:33:17.167 --> 01:33:23.375
‫کاری که الآن می‌خوام بکنم اینه که
‫توضیح بدم سر عمل چه اتفاقی قراره بیفته

01:33:23.500 --> 01:33:27.708
‫تا همه چیز برای دوتاتون واضح و مشخص باشه

01:33:30.042 --> 01:33:35.958
‫اینا عکس‌های ام‌آر‌آی 23 دسامبر هستن

01:33:36.083 --> 01:33:40.917
‫و اینجا جایی که تومور متاستاز قرار داره

01:33:41.042 --> 01:33:47.083
‫توی تصویر سمت راسته، ولی
‫پشت نیمکره‌ی چپت هست

01:33:47.208 --> 01:33:49.208
‫و... میشه دست بزنم؟

01:33:49.333 --> 01:33:55.625
‫ما از طریق یک برش 20 سانتی،
‫از پشت سرت وارد میشیم

01:33:55.750 --> 01:34:00.792
‫برش حدودا تا اینجاست.
‫و متاستاز‌ها رو برمیداریم

01:34:00.917 --> 01:34:05.958
‫ناحیه‌ی خاکستری تیره که اینجاست،
‫همون اِدِم یا مایعه

01:34:06.083 --> 01:34:12.542
‫به خاطر درمانت با مدرول، الآن باید
‫خیلی کوچک‌تر شده باشه

01:34:12.667 --> 01:34:18.708
‫اگه عمل موفقیت‌آمیز باشه،
‫با توجه به نتایج سی‌تی‌اسکن ریه‌هات

01:34:18.833 --> 01:34:27.250
‫ما یک پِت‌اسکن (هسته‌ای) انجام میدیم تا
‫ببینیم به بقیه‌ی اعضای بدنت انتشار داشته یا نه

01:34:28.083 --> 01:34:30.708
‫ولی همه‌ی اینا بستگی به عملت داره

01:34:31.792 --> 01:34:35.292
‫میشه یه سوال بپرسم؟

01:34:35.417 --> 01:34:37.125
‫آره

01:34:37.250 --> 01:34:42.417
‫خود عمل چه خطراتی می‌تونه داشته باشه؟
‫بدون در نظر گرفتن متاستازها

01:34:42.542 --> 01:34:47.000
‫در بدترین حالت، جراحی ممکنه
‫به قشر بینایی آسیب برسونه

01:34:47.125 --> 01:34:52.333
‫و دید محیطیت رو تا آخر عمرمختل کنه.
‫در اون صورت دیگه رانندگی نمی‌تونی بکنی

01:34:52.458 --> 01:34:57.208
‫نیازی به رانندگی ندارم. ولی نمی‌خوام مثل
‫یه عروس زامبی باشم. حتما باید بخوابم

01:34:57.333 --> 01:35:03.583
‫می‌خوام آرامش داشته باشم. تنها چیزی که
‫می‌خوام اینه که یه شب کامل بخوابم

01:35:03.708 --> 01:35:07.208
‫میشه لطفا دیگه مدرول نخورم؟

01:35:07.333 --> 01:35:13.875
‫نمی‌تونی یه دفعه قطعش کنی، ولی اگه
‫دوز مدرول رو نصف کنی، بهتر میتونی بخوابی

01:35:14.958 --> 01:35:19.542
‫-ممنون.
‫-کم کردنش ممکنه افسردگی بیاره

01:35:19.667 --> 01:35:25.250
‫واسه همین حواست باشه که
‫قبل از عمل، حرفای بیخود نزنه

01:35:25.375 --> 01:35:28.417
‫-بیخود؟
‫-احتمالا اتفاقی نمیفته

01:35:28.542 --> 01:35:34.792
‫ولی دوز بالا ممکنه موجب جنون و توهم بشه.
‫بر اساس چیزی که الآن می‌بینم و می‌شنوم،

01:35:34.917 --> 01:35:38.875
‫باید فورا دوز داروش رو نصف کنه

01:35:46.708 --> 01:35:50.083
‫این، لباس عروسی مادرم بود

01:35:56.167 --> 01:35:58.000
‫نگهش داشتم

01:36:00.917 --> 01:36:03.583
‫ممنون ورا
‫ولی نه

01:36:07.083 --> 01:36:10.833
‫می‌خوام لباس خودم رو بپوشم
‫همون که سبز تیره‌اس

01:36:12.500 --> 01:36:15.125
‫اون خیلی دلگیره

01:36:15.250 --> 01:36:17.708
‫نه

01:36:17.833 --> 01:36:20.917
‫تیره‌اس.
‫مثل لباس عزاداری سیاه نیست

01:36:40.333 --> 01:36:43.250
‫ورا...

01:36:43.375 --> 01:36:45.208
‫متاسفم

01:36:47.250 --> 01:36:51.625
‫تو نباید منو آروم کنی!

01:37:07.125 --> 01:37:10.875
‫دوز مدرولت رو نصف کردی؟

01:37:14.000 --> 01:37:17.208
‫-قرص خواب هم خوردی؟
‫-آره

01:37:19.833 --> 01:37:23.083
‫الآن دیگه باید بخوابی

01:37:24.458 --> 01:37:28.250
‫باید بخوابی، تا فردا روز خوبی باشه

01:37:34.667 --> 01:37:38.000
‫شب سال نو

01:38:01.458 --> 01:38:04.625
‫هورا، هورا، هورا!

01:38:04.750 --> 01:38:07.708
‫تولدت مبارک!

01:38:11.000 --> 01:38:13.000
‫مامان، تولدت مبارک!

01:38:16.333 --> 01:38:19.917
‫آنیا، چی دوست داری بخوری؟
‫نون تست، ماست؟

01:38:20.042 --> 01:38:22.708
‫خیلی گرسنه‌ام نیست ولی ممنون

01:38:23.250 --> 01:38:27.125
‫ولی یه فنجون از قهوه‌های
‫مرغوب ورا می‌خوای دیگه؟

01:38:27.250 --> 01:38:29.583
‫ممنون

01:38:30.333 --> 01:38:32.417
‫تولدت مبارک!

01:38:37.042 --> 01:38:40.875
‫تو کل شب رو خوابیدی
‫مثل خرس

01:38:41.000 --> 01:38:44.875
‫-واقعا؟
‫-آروم به نظر میای

01:38:47.750 --> 01:38:50.958
انگار از برق در آوردنم

01:38:53.375 --> 01:38:55.375
‫آنیا، من الآن باید برم

01:38:55.500 --> 01:38:58.917
‫آرتور دو ساعت دیگه میاد دنبالت

01:39:00.208 --> 01:39:02.333
‫مامان کجا می‌خواد بره؟

01:39:03.667 --> 01:39:08.958
‫-واسه‌ی مامان برنامه‌های محرمانه ریختیم
‫-متنفرم از محرمانه

01:39:09.083 --> 01:39:11.167
‫می‌دونم

01:39:29.958 --> 01:39:36.167
‫ یولیا، لباس سفید نمی‌پوشم
‫سعی کردم یکی بگیرم ولی بهم نمیومد

01:39:37.917 --> 01:39:40.375
‫اونقدر مهم نیست

01:39:41.458 --> 01:39:43.542
‫مهم نیست

01:39:45.583 --> 01:39:49.000
‫-تو ناراحت شدی؟
‫-تو چی؟

01:39:49.125 --> 01:39:51.458
‫نه

01:39:51.583 --> 01:39:54.625
‫شاید از اون نوع عروسی‌ها نیست

01:39:55.667 --> 01:39:58.875
‫نمیگم از این عروسی اضطراری‌هاست
‫(که به خاطر حامله شدن می‌گیرن)

01:39:59.000 --> 01:40:01.000
‫فقط...

01:40:07.042 --> 01:40:11.500
‫-استرس داری؟
‫-آنیا؟ تلفن

01:40:16.167 --> 01:40:19.542
‫-آرتوره؟
‫-نه، شماره‌ی ناشناسه

01:40:21.542 --> 01:40:23.625
‫الو؟

01:40:28.000 --> 01:40:31.542
‫فکر نمی‌کنم تا حالا با هم حرف زده باشیم

01:40:32.583 --> 01:40:36.333
‫شاید بهتر باشه خودت با توماس حرف بزنی
‫توماس!

01:40:37.792 --> 01:40:39.583
‫که اینطور

01:40:46.250 --> 01:40:51.875
‫ممنون، ولی کافیه. من از قبل
‫یه تاریخ رو با جراحم هماهنگ کردم

01:40:53.875 --> 01:40:56.542
‫این زندگی خودمه، نه تو

01:41:02.833 --> 01:41:08.292
‫تو با یه جراح دیوونه به اسم اولست،
‫ توافق کرده بودی؟

01:41:08.417 --> 01:41:12.125
‫میگه تو موافقت کردی که اون عمل رو انجام بده

01:41:12.250 --> 01:41:16.542
‫وقتی داشتم تحقیق می‌کردم،
‫تلفنی با هم حرف زدیم

01:41:16.667 --> 01:41:22.792
‫-مال قبل از این بود که بدونم امکان جراحی هست
‫-کلی سرم غر زد که چرا از بقیه زودتر نوبت گرفتم

01:41:22.917 --> 01:41:26.417
‫گفت زمان‌بندی اهمیتی نداره،
‫چون هیچ امیدی نیست

01:41:26.542 --> 01:41:30.125
‫خدای من، چجوری می‌تونه همچین حرفی بزنه؟

01:41:30.250 --> 01:41:35.417
‫آنیا، من با اون جراح حقیر هیچ قراری نذاشتم

01:41:41.500 --> 01:41:43.625
‫یکم دلشوره دارم

01:41:46.708 --> 01:41:49.583
‫من و ورا هیچی از عروسی گرفتن نمی‌دونیم

01:41:49.708 --> 01:41:54.333
‫-تو تنها کسی هستی که تجربه‌ای داشتی.
‫-اون مال خیلی وقت پیشه

01:41:57.000 --> 01:42:00.875
‫آخرین باری که توماس ازدواج کرد،
‫من 4 سالم بود

01:42:02.833 --> 01:42:06.250
‫-بریم؟
‫-آره

01:42:06.375 --> 01:42:11.542
‫توی اینترنت نوشته، داماد نباید عروس
‫رو ببینه تا وقتی که از توی راهروی کلیسا بیاد

01:42:11.667 --> 01:42:13.958
‫ما مراقبش هستیم

01:42:14.083 --> 01:42:17.167
‫-تو مراقب خودت باش
‫-ممنون

01:42:35.583 --> 01:42:38.792
‫فکر کردی چه مدلی می‌خوای؟

01:42:42.375 --> 01:42:44.958
‫واقعا موهای فوق‌العاده‌ای داری

01:42:47.083 --> 01:42:50.500
‫سلام. بالاخره برات یه چیز سفید
‫پیدا کردم بپوشی

01:42:50.625 --> 01:42:53.917
‫یا بهتره بگم برای یولیا

01:42:54.042 --> 01:42:57.167
مغازه‌های زیادی باز نبود.
‫نگاهش کن!

01:42:57.292 --> 01:43:00.375
‫-قشنگ نیست؟
‫-خیلی، ممنون

01:43:01.667 --> 01:43:07.417
‫توماس پایینه پیش فرانس. فرانس می‌خواد بهت
‫سلام کنه، نمی‌دونست که اون ساقدوش داماده

01:43:07.542 --> 01:43:09.750
‫-الآن اینجان؟
‫-آره

01:43:11.708 --> 01:43:16.417
‫آره، توماس...
‫می‌خواست موهاش رو اصلاح کنه

01:43:17.875 --> 01:43:24.375
‫آرایشگاه‌های دیگه همه بسته بودن.
‫واسه همین برای دوتاتون همینجا نوبت گرفتم

01:43:24.500 --> 01:43:28.125
‫مهمون ما.
‫-ممنون

01:43:28.250 --> 01:43:31.083
‫سلام. حال عروس چطوره؟

01:43:46.500 --> 01:43:48.333
‫آنیا؟

01:43:49.333 --> 01:43:56.042
‫نشنیدی آرتور چی گفت؟
‫تو باید تا کلیسا تنهام بذاری

01:43:56.167 --> 01:44:01.375
‫نمی‌بینی چقدر همه چیز دیر شده؟
‫کل این تدارکات مسخره؟

01:44:01.500 --> 01:44:09.583
‫حتما به یه حکم مرگ نیاز داشتی تا خودت رو
‫فراموش کنی و یه دفعه کار درست رو انجام بدی؟

01:44:09.708 --> 01:44:12.500
‫حالا که دیگه همه‌چی تموم شده؟

01:44:14.042 --> 01:44:19.208
‫من چطوری می‌تونم توی راهروی کلیسا قدم
‫بردارم بدون اینکه به مراسم ختم خودم فکر نکنم؟

01:44:22.583 --> 01:44:26.875
‫من چقدر ترسو بودم
‫باید چند سال پیش ترکت می‌کردم

01:44:27.000 --> 01:44:29.750
‫ولی خیلی خسته بودم

01:44:29.875 --> 01:44:35.042
‫داشتم زیر بار تو و بچه‌ها له می‌شدم

01:44:35.583 --> 01:44:40.250
‫ولی حالا اینجا گیر افتادم
‫و احساس می‌کنم یه احمق نمک‌نشناسم که

01:44:40.375 --> 01:44:43.458
‫نمی‌تونه چیزی رو از تو قبول کنه

01:44:59.375 --> 01:45:01.792
‫نمی‌خوای ازدواج کنیم؟

01:46:45.208 --> 01:46:47.500
‫آنیا...

01:46:47.625 --> 01:46:49.625
‫بله

01:48:05.583 --> 01:48:12.542
‫رحمت و برکت خدا بر تو باد
‫پدر و سرور ما، عیسی مسیح

01:48:13.167 --> 01:48:18.792
‫آنیا و توماس عزیز. شما به اینجا آمدید
‫تا با هم وصلت کنید

01:48:18.917 --> 01:48:22.042
‫ما جمع شده‌ایم تا جشن بگیریم...

01:49:06.250 --> 01:49:11.500
‫آیا می‌پذیرید همدیگر را در خوشی و ناخوشی،
‫در فقر و ثروت مراقبت ‌کنید و گرامی بدارید

01:49:11.625 --> 01:49:13.875
‫تا وقتی که مرگ شما را از هم جدا کند؟

01:49:14.000 --> 01:49:16.083
‫بله

01:50:25.250 --> 01:50:29.583
‫ممنون
‫خیلی ممنونم از همگی

01:50:29.708 --> 01:50:31.792
‫لعنت!

01:50:40.333 --> 01:50:42.417
‫سلام ایزاک

01:51:01.542 --> 01:51:08.500
‫حدود 20 سال پیش، من دو نفر رو دیدم
‫ که عاشق همدیگه شدن

01:51:09.500 --> 01:51:14.083
‫چیزی که هر دوتاشون انکار می‌کردن

01:51:15.833 --> 01:51:21.542
‫ولی من مطمئن بودم که
‫اونا با هم رابطه‌‌ی نامشروع دارن

01:51:21.667 --> 01:51:26.958
‫گرچه من مطمئن بودم
‫رابطه‌شون خیلی زود تموم میشه

01:51:27.083 --> 01:51:30.000
‫تنها کسی هم نبودم که این فکر رو می‌کرد

01:51:35.708 --> 01:51:40.083
‫عشقشون به نظر غیرممکن میومد
‫و من...

01:51:40.208 --> 01:51:43.375
‫اگه اشتباه نکنم یادم میاد که تو، آنیا...

01:51:45.042 --> 01:51:49.708
‫تو از اینکه عاشق توماس شدی،
‫بدجوری عصبانی شده بودی

01:51:49.833 --> 01:51:52.875
‫خیلی با برنامه‌هات جور در نمیومد

01:51:53.833 --> 01:51:59.292
‫ولی الآن بیشتر از همیشه مشخصه که
‫ شما دوتا برای همدیگه خلق شدین

01:52:05.500 --> 01:52:07.583
‫نه، چی شد...؟

01:52:09.750 --> 01:52:11.833
‫لعنت بهش،
‫خیلی‌خب

01:52:11.958 --> 01:52:14.208
‫بیاین یه بار دیگه شروع کنیم

01:52:14.333 --> 01:52:17.417
‫این هدیه‌ی من به شماست

01:52:20.083 --> 01:52:22.417
‫الآن می‌تونی شروع کنی

01:52:30.392 --> 01:52:32.392
‫♫Romantikken Gjer Meg Sjuk
‫Stein Torleif Bjella♫

01:52:32.417 --> 01:52:36.750
‫♪تمام افکار و آهنگ‌های غمگینم رو کنار گذاشتم♪

01:52:36.875 --> 01:52:41.125
‫♪اونا هیچوقت نتونستن بهم کمک کنن
‫کاری رو به سرانجام برسونم♪

01:52:44.875 --> 01:52:48.875
‫♪تمام مهربانی‌ها و عشق‌های دنیا♪

01:52:49.000 --> 01:52:53.208
‫♪باید نصیب عزیزکم بشن♪

01:52:55.333 --> 01:53:00.083
‫♪باید فریاد بکشم؟
‫کمکی می‌کنه؟♪

01:53:00.208 --> 01:53:04.958
‫♪وقتی چشم‌هام رو می‌بندم،
‫خودم رو می‌بینم♪

01:53:08.208 --> 01:53:12.625
‫♪حالا که سر از پا نمی‌شناسم♪

01:53:12.750 --> 01:53:16.083
‫♪دارم میرم که♪

01:53:16.208 --> 01:53:18.250
‫♪شیرین عسلم رو ببینم♪

01:53:26.208 --> 01:53:30.500
‫♪هیچوقت دلت واسه اون دروغ‌های
‫ خوب قدیمی تنگ نمیشه♪

01:53:30.625 --> 01:53:35.000
‫♪ما قراره تا آخر دنیا همدیگر رو ببوسیم♪

01:53:38.500 --> 01:53:42.500
‫♪می‌ترسی از اینکه مسیر طولانی‌ای در پیش داریم♪

01:53:42.625 --> 01:53:46.792
‫♪ولی نمی‌دونی که
من چقدر سریع می‌دوم♪

01:53:49.208 --> 01:53:53.833
‫♪اگه همین الآن من رو بپذیری،♪

01:53:53.958 --> 01:53:58.292
‫♪هر روز تو رو خشنود می‌کنم♪

01:53:58.417 --> 01:54:03.958
‫♪من می‌تونم با لبخند زدن به خودم صدمه بزنم♪

01:54:04.083 --> 01:54:07.417
‫♪هر چی نباشه،♪

01:54:07.542 --> 01:54:10.375
‫♪خوب بلدم نقش بازی کنم♪

01:54:11.417 --> 01:54:16.125
‫♪وقتی تمام خودت رو پیش من بیاری،♪

01:54:16.250 --> 01:54:19.000
‫♪طاقتش رو ندارم فعلا♪

01:54:21.083 --> 01:54:23.542
‫♪قلب من به دو نیم تقسیم شده♪

01:54:25.625 --> 01:54:28.125
‫♪عشق، من رو بیمار می‌کنه♪

01:54:42.458 --> 01:54:46.583
‫-نمی‌دونم چی بگم؟
‫-چطوره بگی «سال نوت مبارک»؟

01:54:47.583 --> 01:54:52.625
‫باید اینو بگم. من امیدوارم بهترین‌ها اتفاق بیفته
‫ولی اگه نیازی بهم بود اینجا هستم

01:54:52.750 --> 01:54:55.667
‫آماده‌ام که از بچه‌ها مراقبت کنم

01:55:05.333 --> 01:55:10.333
‫نباید این حرفو می‌زدم
‫ولی تمام ذهنمو درگیر کرده

01:55:12.000 --> 01:55:15.958
‫ممنون ورا
‫ولی بچه‌ها یه پدر دارن

01:55:53.458 --> 01:55:55.542
‫یولیا؟

01:56:07.542 --> 01:56:10.375
‫من نمی‌دونستم تو وجود داری

01:56:20.125 --> 01:56:24.208
‫ای کاش می‌تونستم تو رو با خودم ببرم آخرت

01:56:26.083 --> 01:56:29.458
‫اولین روز سال نو

01:56:34.417 --> 01:56:38.042
‫دارم تصور می‌کنم که قبلا شما چجوری بودین

01:56:40.208 --> 01:56:44.542
‫چرا هیچکدوم از اینا رو به ما نگفتین؟

01:56:44.667 --> 01:56:48.083
‫خیلی چیزا هست که من نمی‌دونستم

01:56:49.083 --> 01:56:52.917
‫تمام اون رازهایی که
‫قبل از به دنیا اومدنم وجود داشتن

01:56:56.583 --> 01:56:59.583
‫همه‌ی آدم‌بزرگا فرق داشتن

01:57:03.125 --> 01:57:06.375
‫رک‌تر از همیشه بودن

01:57:12.500 --> 01:57:14.375
‫حداقل شما دوتا اینجوری بودین

01:57:18.000 --> 01:57:20.083
‫چه فرقی؟

01:57:21.500 --> 01:57:25.875
‫نمی‌دونستم شما دوتا می‌تونین
‫اینقدر عاشق همدیگه باشین

01:57:27.333 --> 01:57:31.542
‫یعنی قبلا هیچوقت ندیده بودم...

01:57:31.667 --> 01:57:34.583
‫شاید یه بار توی تابستون سال‌ها پیش

01:57:40.500 --> 01:57:43.042
‫مثل دوتا بچه شده بودین

01:57:44.750 --> 01:57:48.125
‫2 ژانویه

01:58:29.250 --> 01:58:31.583
یه لحظه...

01:58:33.750 --> 01:58:38.083
‫همینجاست. متاسفانه شما نمی‌تونین
‫ وارد اتاق عمل بشین

01:58:39.167 --> 01:58:42.000
‫وقتی به هوش اومدی من اینجا منتظرم

02:00:01.000 --> 02:00:13.583
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:00:22.000 --> 02:00:34.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.