﻿WEBVTT

00:00:01.361 --> 00:00:19.351
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:47.045 --> 00:00:49.214
‫- چه خبرا؟
‫- سلام

00:00:52.250 --> 00:00:53.418
‫چه خبر رفقا؟

00:00:55.487 --> 00:00:57.423
‫اسم من دنی تریهو هست،

00:00:57.555 --> 00:01:01.760
‫بعضیاتون ممکنه هر از چندگاهی
‫منو توی تلویزیون دیده باشید

00:01:01.895 --> 00:01:05.664
‫من... نمیدونم چی بگم

00:01:05.798 --> 00:01:07.033
‫چون من...

00:01:07.165 --> 00:01:10.602
‫اولا، عاشق انجام این کارم

00:01:10.736 --> 00:01:12.704
‫این یکی از چیزایی هست که

00:01:12.837 --> 00:01:16.475
‫باعث شده از سال ۱۹۶۹ دیگه
‫به عنوان زندانی تو زندان نباشم

00:01:17.909 --> 00:01:20.045
‫شماره من بی ۹۴۸ بود

00:01:36.728 --> 00:01:38.230
‫یادمه یه کارگردانی گفت،

00:01:38.364 --> 00:01:41.868
‫"دنی، این درو با لگد باز
‫کن و بترسونشون"

00:01:42.001 --> 00:01:44.303
‫من درو با لگد باز کردم...

00:01:44.436 --> 00:01:47.305
‫گفت "کات! تو کجا درس بازیگری خوندی؟"

00:01:47.439 --> 00:01:51.677
‫دیلز مارکت، فار ایست مارکت، وانز
‫[محله های لس آنجلس]

00:01:56.281 --> 00:01:57.950
‫خیلی خب رفقا، شروع کنیم

00:02:02.888 --> 00:02:06.058
‫اونا در مورد آدمایی مثل
‫دنی فیلم و داستان میسازن،

00:02:06.191 --> 00:02:08.260
‫و بازیگرا ادای این آدما رو در میارن

00:02:09.594 --> 00:02:11.163
‫دنی خودش همون آدمه

00:02:14.901 --> 00:02:18.104
‫اون از بچگی مشکل داشت

00:02:18.237 --> 00:02:21.441
‫و با بزرگتر شدنش بدتر و بدتر میشد

00:02:24.075 --> 00:02:27.680
‫من هیچ وقت باورم نمیشه که اون
‫چطور تونست توی این زندگی که داشته

00:02:27.812 --> 00:02:29.181
‫دووم بیاره

00:02:31.950 --> 00:02:34.085
‫خیلی وقتا، نمیتونی جبران کنی،

00:02:34.218 --> 00:02:35.587
‫نمیتونی گذشته رو پاک کنی

00:02:37.956 --> 00:02:41.593
‫من حس میکنم که دنی دینش
‫رو به جامعه پرداخت کرده

00:02:41.727 --> 00:02:43.663
‫اما فکر نمیکنم که خود
‫دنی چنین حسی داشته باشه

00:02:46.465 --> 00:02:48.268
‫خود افتادن یه مساله هست

00:02:51.836 --> 00:02:54.572
‫اما برای این که دوباره
‫پاشی چکار میکنی؟

00:02:54.706 --> 00:02:56.042
‫این زندگی دنیه

00:03:01.225 --> 00:03:09.124
‫زندانی شماره ۱
‫ظهور دنی تریهو

00:03:10.256 --> 00:03:13.693
‫و همه اینا به زمانی بر
‫میگرده که اون شروع کرد

00:03:23.301 --> 00:03:27.939
‫پدرم توی پاکویمای کالیفرنیا بزرگ شد

00:03:28.074 --> 00:03:30.376
‫اون توی خونه ای بزرگ شد
‫[گیلبرت تریهو، پسر دنی]

00:03:30.509 --> 00:03:32.344
‫که ما الان داخلش هستیم

00:03:32.478 --> 00:03:35.181
‫اون موقع کنار اونجا یه مزرعه بود،

00:03:35.313 --> 00:03:36.715
‫اون از زمین خاکی شروع کرد،

00:03:36.848 --> 00:03:40.385
‫از محله های فقیر نشین مکزیکی

00:03:40.519 --> 00:03:41.854
‫زندگی در اونجا بدون کمربند ایمنی،

00:03:41.987 --> 00:03:43.389
‫بدون تلفن همراه،

00:03:43.521 --> 00:03:45.924
‫و بدون خونه های دارای تلفن بود

00:03:46.058 --> 00:03:48.193
‫وقتی که چهارسالت بود، از در میرفتی بیرون
‫[دونال لوگ، بازیگر و دوست دنی]

00:03:48.326 --> 00:03:50.930
‫و اگه خدا میخواست شب برمیگشتی خونه

00:03:51.062 --> 00:03:53.265
‫پاکویما و سن فرناندو

00:03:53.399 --> 00:03:56.068
‫داشت از منطقه زراعی به مسکونی تبدیل میشد

00:03:56.200 --> 00:03:58.204
‫وقتی من در اواسط دهه پنجاه رفتم اونجا،

00:03:58.336 --> 00:04:01.441
‫باغ پرتغال بود، ما رفته
‫بودیم وسط یه باغ پرتغال

00:04:01.574 --> 00:04:04.410
‫ما شیر آبو باز میکردیم گل میومد بیرون
‫[چیچ مارین، بازیگر و دوست دنی]

00:04:04.543 --> 00:04:06.913
‫پاکویما و سیلمار و همه اون محله ها

00:04:07.045 --> 00:04:09.715
‫تازه داشت ایجاد میشد

00:04:09.848 --> 00:04:11.783
‫یه پیرمردی اونجا بود که با

00:04:11.917 --> 00:04:13.586
‫یه اسبچه اینور و اونور میرفت

00:04:13.718 --> 00:04:15.353
‫نمیدونم چقدر پول گرفت، اما یادمه

00:04:15.486 --> 00:04:17.689
‫مامانم اون اسبچه رو
‫دید، من سوارش شدم،

00:04:17.824 --> 00:04:19.091
‫و یه دستمال بستن به گردنم

00:04:19.225 --> 00:04:22.227
‫و من با اون اسبچه عکس گرفتم

00:04:22.360 --> 00:04:26.432
‫یه حس مالکیتی بود

00:04:26.565 --> 00:04:29.735
‫که همه بچه ها داشتن.
‫ما این رو ایجاد میکردیم

00:04:30.937 --> 00:04:34.273
‫شورلت، ماشینای شاسی خوابیده،

00:04:34.406 --> 00:04:36.175
‫بیوک های بزرگ

00:04:36.307 --> 00:04:38.576
‫اون روزا توی سن فرناندو، پاکویما
‫[جری هرناندز یا چابی، دوست دنی]

00:04:38.711 --> 00:04:40.079
‫همه تو نخ دور دور بودن،

00:04:40.211 --> 00:04:42.079
‫همه به ماشین علاقه داشتن

00:04:42.213 --> 00:04:44.916
‫مخصوصا توی اجتماع مکزیکی ها،

00:04:45.050 --> 00:04:47.653
‫یا همون اجتماع چیکانوها،
‫مهم نبود که ماشینت سریعه،

00:04:47.786 --> 00:04:49.822
‫صدای موتور زیادی
‫داره، برای مسابقه هست،

00:04:49.954 --> 00:04:51.423
‫و شتاب و استقامت زیادی داره

00:04:51.557 --> 00:04:53.824
‫ماشینای اونا نمایشی
‫بود، آروم میرفتن

00:04:53.959 --> 00:04:57.161
‫تا بتونن با آروم رفتنشون
‫خودشون رو به نمایش بذارن

00:04:57.295 --> 00:04:58.997
‫کسی نمیگفت "ببینید
‫چقدر ماشینم تند میره"

00:04:59.130 --> 00:05:01.265
‫همه میگفتن "ببینید چقدر آروم میرم،

00:05:01.399 --> 00:05:03.135
‫تا قدرتم رو تحسین کنید"

00:05:05.504 --> 00:05:07.539
‫من یادمه وقتی ۱۳ سالم بود رفته
‫بودیم دور دور، روی صندلی عقب

00:05:07.673 --> 00:05:09.641
‫یه ماشین نشسته بودم

00:05:09.774 --> 00:05:12.745
‫با یه شیشه آبجو توی دستم

00:05:12.879 --> 00:05:15.814
‫مشتاق این بودم که یه ماشین بخرم،

00:05:15.947 --> 00:05:18.584
‫یه ماشین با سقف تاشو یا همچین چیزی

00:05:20.952 --> 00:05:24.622
‫چطوری؟ نوکرم!

00:05:24.757 --> 00:05:28.560
‫ماچته داره میره دور دور!
‫[شخصیت دنی توی فیلمی به همین اسم]

00:05:28.694 --> 00:05:30.830
‫الان ما توی یه ماشین مدل ۶۰...

00:05:30.963 --> 00:05:34.167
‫ببخشید، یه شورلت
‫بل ایر مدل ۵۶ هستیم

00:05:34.300 --> 00:05:37.970
‫موتور ۳۵۰ شورلت. این یه هیولاست

00:05:38.103 --> 00:05:40.706
‫اینجا برندفورده، خیابونی
‫هست که من توش زندگی کردم

00:05:40.839 --> 00:05:42.507
‫محله خیلی خوبی بود

00:05:42.641 --> 00:05:44.610
‫میدونی چی میگم؟

00:05:52.285 --> 00:05:54.554
‫اوه...

00:05:56.154 --> 00:05:59.057
‫میتونم تو مسابقه شکستش بدم، مگه نه؟

00:05:59.190 --> 00:06:01.760
‫شرمنده. حواسم نبود

00:06:04.797 --> 00:06:08.368
‫عاشقش بودم

00:06:10.869 --> 00:06:12.638
‫محله ها، محله بودن

00:06:12.771 --> 00:06:15.174
‫وقتی که خورشید غروب میکرد

00:06:15.307 --> 00:06:17.242
‫اوضاع تغییر میکرد

00:06:17.375 --> 00:06:19.310
‫بچه ها کاری برای انجام دادن نداشتن

00:06:19.444 --> 00:06:21.879
‫برای اونا پول یا اشتغالی نبود

00:06:22.014 --> 00:06:23.415
‫والدینشون هم نبودن،
‫[جانی هریس، پشتیبان ترک مواد و الکل دنی]

00:06:23.548 --> 00:06:27.786
‫میرفتن سراغ کارشون، برای
‫همین بچه ها شیطونی میکردن

00:06:27.920 --> 00:06:29.088
‫فضای پاکویما

00:06:29.221 --> 00:06:31.389
‫تنش زیادی داشت

00:06:31.524 --> 00:06:34.427
‫پاکویما مرکز قتل لس آنجلس بود

00:06:34.560 --> 00:06:36.728
‫اون زمان

00:06:36.862 --> 00:06:40.532
‫پاکویما، سن فرناندو،
‫نورث هالیوود، ون نایز،

00:06:40.665 --> 00:06:44.536
‫همه اون محله های لاتین نشین
‫با هم توی جنگ و دعوا بودن

00:06:44.670 --> 00:06:46.506
‫تفنگ اتوماتیکی وجود نداشت

00:06:46.639 --> 00:06:48.439
‫از این افرادی که با ماشین میان

00:06:48.574 --> 00:06:51.377
‫و همه رو به رگبار
‫میبندن تا یه نفر بکشن نبود

00:06:51.509 --> 00:06:53.512
‫هیچ رئیس مافیایی وجود نداشت

00:06:53.646 --> 00:06:56.247
‫چون مافیا هنوز شکل نگرفته بود

00:06:56.380 --> 00:07:01.219
‫محله متمدن تری بود، اما
‫باز هم وضع خوبی نداشت

00:07:06.725 --> 00:07:08.494
‫این دبیرستان قدیمیه منه،

00:07:08.627 --> 00:07:12.465
‫دبیرستان پاکویما. ما
‫اونجا کارای عجیبی میکردیم

00:07:15.067 --> 00:07:17.201
‫این مدرسه راهنمایی پاکویما هست

00:07:17.336 --> 00:07:19.403
‫قبلا دبیرستان پاکویما بود،

00:07:19.538 --> 00:07:21.105
‫اما بعد تغییرش دادن

00:07:21.240 --> 00:07:23.475
‫همه بهش میگن مدرسه راهنمایی ریچی ولنز
‫[خواننده آمریکایی]

00:07:23.608 --> 00:07:25.810
‫چون اون اینجا مدرسه رفته

00:07:25.944 --> 00:07:30.149
‫من، مایک سرنو، مالکوم آرمادراس،

00:07:30.281 --> 00:07:33.451
‫جولیان والدز، ادی والنزوئلا،

00:07:33.584 --> 00:07:35.654
‫اونا رفیقای صمیمیم بودن

00:07:37.723 --> 00:07:40.526
‫فکر کنم سال ۱۹۵۷ اومدم اینجا

00:07:40.660 --> 00:07:42.994
‫وقتی اومدیم به پاکویما

00:07:43.127 --> 00:07:45.730
‫از اینجا انداختنم بیرون،
‫رفتم به سن فرناندو،

00:07:45.865 --> 00:07:49.768
‫اما هیچ وقت وارد اون مدرسه
‫نشدم، توی پله ها دعوام شد

00:07:49.901 --> 00:07:51.402
‫هیچ کدوم از اون ساختمونا اونجا نبود

00:07:51.536 --> 00:07:53.072
‫یه خیابون بود که از اون سمت

00:07:53.206 --> 00:07:54.674
‫تا اون خونه قدیمی بود،

00:07:54.807 --> 00:07:57.643
‫و ما از دیلز مارکت شراب میدزدیدیم

00:07:57.776 --> 00:08:00.179
‫و توی اون خیابون میخوردیمش

00:08:00.312 --> 00:08:03.314
‫سلام، حالتون چطوره؟ چه خبرا؟

00:08:03.449 --> 00:08:05.117
‫برگشتن به اینجا عجیبه

00:08:09.788 --> 00:08:13.425
‫وقتی اولین تلویزیونمون
‫رو گرفتیم، من ده سالم بود

00:08:13.559 --> 00:08:17.629
‫و حدود ۱۵ روز بخاطرش مدرسه نرفتم

00:08:23.836 --> 00:08:26.605
‫وقتی بچه بود، عاشق فیلمای وسترن بود،

00:08:26.737 --> 00:08:29.040
‫و اگه وسترن دوست داشته
‫باشی، جان وین هم دوست داری
‫[دنی تریهو جونیور، پسر دنی]

00:08:31.076 --> 00:08:32.510
‫وقتی ۱۲ سالم بود،

00:08:32.644 --> 00:08:35.813
‫فهمیدم که جان وین یه بازیگر بوده،

00:08:35.947 --> 00:08:39.585
‫و این خیلی برام شوکه کننده بود

00:08:39.717 --> 00:08:41.586
‫چون ما فکر میکردیم

00:08:41.720 --> 00:08:45.090
‫که دوک یه شخصیت تاریخیه
‫[لقب جان وین]

00:08:45.222 --> 00:08:46.692
‫وقتی بچه هام کوچیک بودن

00:08:46.826 --> 00:08:48.826
‫و تلویزیون جان وین رو نشون میداد،

00:08:48.961 --> 00:08:50.195
‫من میگفتم "پاشید جان وین اومد!"

00:08:50.328 --> 00:08:51.529
‫و اونا واقعا می ایستادن

00:08:51.663 --> 00:08:54.567
‫و همه ما به جان وین احترام میگذاشتیم

00:08:54.700 --> 00:08:56.701
‫اون میگفت "اون دوکه،

00:08:56.836 --> 00:08:58.604
‫باید به دوک احترام گذاشت"
‫[دنیل تریهو، دختر دنی]

00:08:58.736 --> 00:09:02.339
‫اون همیشه جملات بزرگی داشت

00:09:02.474 --> 00:09:06.746
‫"زندگی واقعا سخته. حتی
‫سخت ترم هست اگه احمق باشی"

00:09:09.346 --> 00:09:10.750
‫من از این خوشم میومد

00:09:11.817 --> 00:09:13.418
‫اون یه قهرمان بود

00:09:13.552 --> 00:09:15.721
‫اون لازم نبود مثل ابرقهرمانا
‫لباس تنگ و شنل بپوشه،

00:09:15.854 --> 00:09:17.989
‫اون پرواز نمیکرد، همینجوریش خفن بود

00:09:21.493 --> 00:09:23.562
‫پدرو گونزالس گونزالس،

00:09:23.696 --> 00:09:25.697
‫اون با جان وین کار کرده بود!

00:09:25.831 --> 00:09:28.834
‫اون یکی از اولین بازیگرهای لاتین بود

00:09:28.967 --> 00:09:31.169
‫وقتی اونو میدیدی، میدونستی

00:09:31.302 --> 00:09:34.273
‫که ظرفیت پیشرفتت بیشتر شده

00:09:34.405 --> 00:09:37.708
‫صبر کن تا نشونت بدم توی این بسته چیه

00:09:37.842 --> 00:09:41.979
‫توی محله من، یا باید کارگر میشدی

00:09:42.114 --> 00:09:43.783
‫یا خلافکار

00:09:43.916 --> 00:09:46.585
‫تو وکلا و یا دکترای مکزیکی

00:09:46.717 --> 00:09:48.386
‫زیادی رو نمیدیدی

00:09:48.519 --> 00:09:50.422
‫... اون میتونست بیاد پایین

00:09:50.554 --> 00:09:54.993
‫وقتی که من پدرو
‫گونزالس گونزالس رو دیدم...

00:09:56.861 --> 00:10:01.466
‫با خودم میگفتم، وای
‫منم میتونم این کارو بکنم

00:10:12.409 --> 00:10:13.778
‫و وقتی که من حدود

00:10:13.912 --> 00:10:15.647
‫۱۳ سالم بود اینجا بودم

00:10:15.780 --> 00:10:17.482
‫من مست و پاتیل میومدم خونه،

00:10:17.615 --> 00:10:19.250
‫و توی این خیابون عریض،

00:10:19.384 --> 00:10:23.121
‫میخواستم دور بزنم، ولی
‫بازم میخوردم به جدول

00:10:24.423 --> 00:10:28.059
‫بابام مادر واقعیم رو ترک کرد

00:10:28.192 --> 00:10:32.931
‫من وقتی سه سالم بود رفتم پیش مادربزرگم

00:10:33.065 --> 00:10:35.967
‫من با کلی دخترعمو و دختر عمه بزرگ شدم

00:10:36.100 --> 00:10:39.605
‫دوران خوشی توی زندگیم بود

00:10:39.738 --> 00:10:42.040
‫مادربزرگم خوب بود

00:10:42.173 --> 00:10:44.043
‫برای همین من شروع کردم به رقص

00:10:44.176 --> 00:10:47.879
‫برنامه "آمریکن بنداستند" رو
‫نگاه میکردم و باهاش میرقصیدم

00:10:49.181 --> 00:10:51.317
‫با نه تا زن زندگی میکردم

00:10:51.450 --> 00:10:55.387
‫و یهو رفتم پیش پدربزرگم

00:10:55.519 --> 00:10:59.824
‫پدرم و شش تا برادر پدرم

00:11:02.528 --> 00:11:04.529
‫و اوضاع خیلی تغییر کرد

00:11:06.499 --> 00:11:10.969
‫انگار از شرلی وین شدم جان وین
‫[شرلی وین: بازیگر و رقاص]

00:11:11.101 --> 00:11:13.437
‫سریع فهمیدم که پسرا نشسته

00:11:13.572 --> 00:11:14.807
‫جیش نمیکنن

00:11:17.174 --> 00:11:21.813
‫پدرم اولین الگوی من بود، اما...

00:11:25.450 --> 00:11:26.886
‫اون خیلی...

00:11:28.919 --> 00:11:30.722
‫اهل بغل و

00:11:30.855 --> 00:11:34.960
‫دوستت دارم گفتن نبود

00:11:35.092 --> 00:11:39.530
‫خیلی رابطه من و پدرم خوب نبود

00:11:39.663 --> 00:11:41.066
‫اون به من گفت که
‫[مکس مارتینز، دوست دنی]

00:11:41.200 --> 00:11:43.435
‫"توی کارم خیلی خوب نبودم

00:11:43.568 --> 00:11:46.003
‫و هر باری که پدرم منو میبینه،

00:11:46.138 --> 00:11:47.572
‫اون عصبانی میشه و میگه،

00:11:47.706 --> 00:11:49.841
‫برو داخل ظرفا رو بشور،

00:11:49.975 --> 00:11:52.110
‫برو به مادرت توی شستن ظرفا کمک کن!"

00:11:52.243 --> 00:11:54.913
‫ما هم محله ای بودیم،

00:11:55.046 --> 00:11:58.450
‫پدر اون و پدر من هر دو بداخلاق بودن

00:12:00.418 --> 00:12:03.388
‫پس کله ای میزدن

00:12:03.522 --> 00:12:06.291
‫میگفت "وظیفه من تامین
‫مخارج این خانواده هست

00:12:06.423 --> 00:12:08.592
‫انتظار چیز دیگه ای نداشته باش"

00:12:08.726 --> 00:12:11.163
‫میدونم به نظر خشن میاد
‫که انگار خیلی بدجنس بوده

00:12:11.296 --> 00:12:13.232
‫اما اوضاع اینجوری بود

00:12:16.467 --> 00:12:19.703
‫توی این محله، موفقیت یعنی یه خونه،

00:12:19.837 --> 00:12:21.774
‫یه ماشین و یه ماشین
‫اردوزنی داشته باشی

00:12:21.907 --> 00:12:23.942
‫و فکر میکنم بابام یه جورایی داشت میگفت،

00:12:24.076 --> 00:12:27.178
‫ "همش همینه؟ واقعا همش همینه؟"

00:12:27.312 --> 00:12:31.115
‫و آخرش ناامید میشد

00:12:31.250 --> 00:12:35.788
‫میگفت "وای، همش همین؟"

00:12:37.655 --> 00:12:39.690
‫او خیلی به دنی سخت میگرفت

00:12:39.825 --> 00:12:43.795
‫مادرش آلیس نجاتش میداد
‫[دیهان کاردونا، خواهر دنی]

00:12:43.927 --> 00:12:46.097
‫آلیس، مادر واقعیش نبود

00:12:46.231 --> 00:12:47.598
‫اما مادر اصلیش بود

00:12:47.731 --> 00:12:51.269
‫وقتی دنی برگشت که پیش پدرش زندگی کنه،
‫[گلوریا هینوهوسا، مدیر برنامه دنی]

00:12:51.403 --> 00:12:53.337
‫اون با آلیس ازدواج کرده بود،

00:12:53.471 --> 00:12:56.075
‫و آلیس از خودش بچه نداشت،

00:12:56.207 --> 00:12:58.009
‫اما دنی پسرش بود

00:12:58.143 --> 00:12:59.911
‫اون مادرش بود، اون شخصی بود که

00:13:00.044 --> 00:13:01.346
‫هواشو داشت

00:13:01.480 --> 00:13:04.249
‫آلیس همیشه هواشو داشت

00:13:04.381 --> 00:13:07.117
‫اون از سه سالگیم با من بود

00:13:07.251 --> 00:13:10.622
‫اون همیشه یه چیزی میگفت

00:13:10.755 --> 00:13:14.058
‫که رابطه من و پدرم رو خوب کنه

00:13:14.192 --> 00:13:16.562
‫یکی از رویاهاش این بود
‫که یه رستوران داشته باشه

00:13:16.695 --> 00:13:18.664
‫ما در مورد رستوران حرف میزدیم

00:13:18.797 --> 00:13:20.298
‫"هی مامان، آره ما میتونیم این کارو بکنیم

00:13:20.432 --> 00:13:21.832
‫و تو میتونی تاکو درست کنی"

00:13:21.966 --> 00:13:23.269
‫و بابام همیشه میگفت،

00:13:23.402 --> 00:13:26.172
‫ "هی، ما اینجا یه آشپزخونه داریم..."

00:13:27.706 --> 00:13:30.576
‫اون شبیه آرچی بانکر مکزیکی بود
‫[شخصیت تلویزیونی سریال "آل این فمیلی"]

00:13:37.716 --> 00:13:40.619
‫فکر کنم پدرم از برادر کوچیکترش متنفر بود

00:13:40.751 --> 00:13:42.153
‫چون من خیلی دوسش داشتم

00:13:42.287 --> 00:13:44.822
‫بابام میدونست گیلبرت چکار میکنه،

00:13:44.956 --> 00:13:47.158
‫و نمیتونستن منو از اون دور نگه دارن

00:13:47.293 --> 00:13:49.727
‫من یادمه وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل شدم

00:13:49.860 --> 00:13:52.798
‫یه روز جمعه بود

00:13:52.931 --> 00:13:56.301
‫بابام روز چهارشنبه منو پیدا کرد

00:13:56.433 --> 00:13:58.836
‫که توی حیاط جلویی خونه
‫گیلبرت بیهوش شده بودم

00:13:58.971 --> 00:14:02.640
‫برای شناختن دنی، باید گیلبرت رو بشناسید

00:14:06.311 --> 00:14:09.147
‫عموی من دزدی میکرد و مواد مصرف میکرد

00:14:09.280 --> 00:14:12.250
‫اون جوری بود که انگار
‫همیشه ماشین و پول داره

00:14:12.384 --> 00:14:15.620
‫و اصلا برای این پولا عرق نمیریزه

00:14:16.989 --> 00:14:18.657
‫وقتی عمو گیلبرت من فراری بود

00:14:18.791 --> 00:14:20.893
‫از اون پنجره یواشکی وارد میشد

00:14:21.025 --> 00:14:22.560
‫این ماجراها قبل این بود که ما نرده بزنیم،

00:14:22.693 --> 00:14:26.964
‫قبل این که مادرم تنها زندگی
‫کنه، و اونجا اتاق من بود

00:14:27.097 --> 00:14:30.201
‫اون خیلی با برادرای بزرگترش جور نبود

00:14:30.335 --> 00:14:31.802
‫من با هیچکی جور نبودم

00:14:31.936 --> 00:14:34.339
‫برای همین منو اون،

00:14:34.472 --> 00:14:37.007
‫از هم جدا نمیشدیم

00:14:37.142 --> 00:14:39.211
‫وقتی در مورد گیلبرت حرف میزد، در مورد

00:14:39.344 --> 00:14:42.347
‫لباسایی که میپوشید و کادیلاک جدیدش

00:14:42.480 --> 00:14:44.215
‫و پولی که ولخرجی میکرد،

00:14:44.349 --> 00:14:46.918
‫این چیزا برای یه پسر هشت نه ساله

00:14:47.052 --> 00:14:49.788
‫فوق العادست. اون میگه "وای...
‫[مری متکل، دوست دنی]

00:14:49.922 --> 00:14:53.057
‫اون کلی دوست دختر داره، پول
‫داره، ماشین داره. منم اینو میخوام"

00:14:53.192 --> 00:14:57.195
‫همه برادرا و خواهرای

00:14:57.328 --> 00:14:59.864
‫بزرگتر دوستام...

00:15:00.831 --> 00:15:03.100
‫به گیلبرت احترام میگذاشتن

00:15:03.235 --> 00:15:05.470
‫برای همین، وقتی باهاش بودم،

00:15:05.602 --> 00:15:09.073
‫همیشه در تعجب بودم

00:15:09.206 --> 00:15:10.775
‫همه میدونستن
‫[کرگ بلکم، دوست و مسئول حفاظت دنی]

00:15:12.777 --> 00:15:15.547
‫گیلبرت هر کاری دلش میخواست میکرد

00:15:15.679 --> 00:15:18.282
‫اینجوری بود

00:15:18.416 --> 00:15:21.020
‫اون یه خلافکار واقعی بود

00:15:21.153 --> 00:15:22.519
‫خیلی شوخ طبع بود،

00:15:22.653 --> 00:15:24.923
‫و اگه عصبانیش میکردی، میکشتت

00:15:25.057 --> 00:15:26.792
‫اون داشت منو یه آدم بدردنخور
‫میکرد، من حدود هشت سالم بود،

00:15:26.924 --> 00:15:29.193
‫و مامان و بابام هر کاری کردن که

00:15:29.326 --> 00:15:31.096
‫منو از اون دور کنن، اما...

00:15:31.229 --> 00:15:35.200
‫دیگه اوضاع از کنترل خارج شده بود

00:15:35.332 --> 00:15:39.036
‫ترسناکه وقتی میبینی یه بچه ای

00:15:39.171 --> 00:15:42.807
‫اینقدر شدید و سریع به این سمت میره

00:15:42.941 --> 00:15:46.412
‫دنی از همون بچگی توی دنیای خطرناکی بود

00:15:48.312 --> 00:15:51.283
‫پدر من همیشه یه مبارز بود

00:15:51.417 --> 00:15:54.653
‫این عکسشه توی سن ۱۸ سالگی که

00:15:54.787 --> 00:15:57.523
‫از یه دعوا توی پارک درش اوردن

00:15:59.157 --> 00:16:00.926
‫اون خیلی عصبانی به نظر میاد

00:16:05.230 --> 00:16:07.164
‫عمو گیلبرت بهش بوکس یاد داد،

00:16:07.298 --> 00:16:09.100
‫با اون تمرین بوکس رو شروع کرد

00:16:09.234 --> 00:16:11.636
‫اون توی این کار خیلی وارد شد

00:16:11.769 --> 00:16:14.139
‫اون قهرمان سبک وزن بود

00:16:14.272 --> 00:16:18.210
‫توی واحد صد و یکم چتربازی

00:16:18.342 --> 00:16:20.678
‫اون دستکش طلایی رو برنده شد،

00:16:20.812 --> 00:16:22.147
‫و من حریف تمرینیش بودم

00:16:22.280 --> 00:16:23.581
‫من کیسه بوکسش بودم،

00:16:23.715 --> 00:16:25.450
‫مجبور بودم مبارزه رو یاد بگیرم،

00:16:25.582 --> 00:16:28.086
‫و گرنه سر و کلم داغون میشد

00:16:31.121 --> 00:16:33.824
‫اون یه جذبه خاصی داشت

00:16:33.958 --> 00:16:37.495
‫اون واقعا یه کاری کرده بود

00:16:39.464 --> 00:16:41.834
‫مواد خرابش کرد

00:16:47.004 --> 00:16:48.873
‫دنی این تغییر رو حس کرد،

00:16:49.006 --> 00:16:51.542
‫و اون موقع بود که شروع
‫به مصرف هروئین کردن

00:16:56.614 --> 00:16:58.584
‫من یادمه اون روزی رو

00:16:58.716 --> 00:17:00.851
‫که میخواستم درست مثل اون باشم

00:17:00.985 --> 00:17:04.556
‫پدربزرگ من آدم ظالمی بود

00:17:04.689 --> 00:17:06.658
‫و من هیچ وقت فراموش نمیکنم،
‫اون از دست منو گیلبرت عصبانی بود،

00:17:06.791 --> 00:17:11.395
‫اون جلوی ما وایساده بود و داد میزد

00:17:11.528 --> 00:17:13.699
‫و میدونستم میخواد منو بزنه،

00:17:13.832 --> 00:17:15.166
‫و من داشتم به خودم میلرزیدم

00:17:15.299 --> 00:17:17.234
‫که حرف نشنوم و اون منو نزنه،

00:17:17.368 --> 00:17:20.538
‫و بعد نگاه عموم کردم

00:17:20.672 --> 00:17:22.574
‫و اینجوری بود...

00:17:24.809 --> 00:17:26.477
‫داشت خوابش میبرد!

00:17:26.611 --> 00:17:29.714
‫ما در مقابل مرگ ایستاده بودیم،
‫پدربزرگ سرمون داد میزد...

00:17:31.449 --> 00:17:33.017
‫و اون رفت توی اتاقش،

00:17:33.151 --> 00:17:35.921
‫و گیلبرت گفت...

00:17:36.054 --> 00:17:38.690
‫ "اون ما رو زد یا نه؟"

00:17:38.823 --> 00:17:42.027
‫من دعا میکردم که خدایا بذار مثل اون باشم

00:17:45.829 --> 00:17:48.199
‫دنی در همون سن پایین فهمید،

00:17:48.333 --> 00:17:51.103
‫اون به یه راه حل فرار مخفیانه

00:17:51.236 --> 00:17:53.605
‫دسترسی داره...

00:17:53.738 --> 00:17:57.609
‫تا از خشونت توی خونه فرار کنه،

00:17:57.742 --> 00:18:00.310
‫و هر چیزی که بود، من میخواستمش

00:18:00.444 --> 00:18:01.812
‫چون من از پدربزرگم میترسیدم،

00:18:01.945 --> 00:18:03.981
‫از بابام میترسیدم،

00:18:04.115 --> 00:18:06.050
‫من از گیلبرت نمیترسیدم

00:18:08.051 --> 00:18:09.386
‫وقتی ۱۲ سالش بود

00:18:09.520 --> 00:18:12.657
‫برای اولین بار هروئین مصرف کرد

00:18:14.593 --> 00:18:16.561
‫دو هفته بعد،

00:18:16.694 --> 00:18:18.663
‫دیگه اون گیلبرت باحال نبود،

00:18:18.797 --> 00:18:20.597
‫اون دیوونه شده بود

00:18:20.731 --> 00:18:24.101
‫اون داشت تحلیل میرفت، مریض بود

00:18:24.236 --> 00:18:26.905
‫من دیدمش که اینجوری بود...

00:18:27.038 --> 00:18:29.606
‫و اون سرنگ پدربزرگم رو داشت

00:18:29.740 --> 00:18:31.542
‫پدربزرگم دیابت داشت

00:18:31.676 --> 00:18:34.411
‫اون گفت "برو بیرون"
‫من گفتم "نه، منم میخوام!"

00:18:34.546 --> 00:18:37.081
‫گفت "به منم بده و گرنه
‫لوت میدم" اینقدر بچه بود

00:18:37.214 --> 00:18:38.616
‫ "به منم بده و گرنه لوت میدم"

00:18:38.750 --> 00:18:39.750
‫اون گفت "صبر کنن ببینم"

00:18:39.884 --> 00:18:42.886
‫و گفت "اینو نگه دار"

00:18:43.020 --> 00:18:45.956
‫و من کمربند رو براش نگه داشتم

00:18:46.089 --> 00:18:49.727
‫سرنگ شفاف بود، برای
‫همین وقتی خون رو میکشید،

00:18:49.861 --> 00:18:52.964
‫یه جلوه جالبی داشت

00:18:53.096 --> 00:18:54.999
‫و بعد اون تزریق کرد و گفت

00:18:55.133 --> 00:18:58.103
‫ "ولش کن" و من ولش کردم

00:18:58.236 --> 00:19:01.439
‫و وقتی ولش کردم، دیدم

00:19:01.571 --> 00:19:05.041
‫کلا حالش عوض شد

00:19:05.175 --> 00:19:08.212
‫از دیوونگی،

00:19:08.346 --> 00:19:09.713
‫شد اینجوری،

00:19:09.847 --> 00:19:12.216
‫اون دوباره شد همون آدمی که

00:19:12.349 --> 00:19:15.719
‫میتونست جلوی اژدها بخوابه

00:19:15.853 --> 00:19:18.056
‫اون به من یکم داد،

00:19:18.189 --> 00:19:20.225
‫فقط چند قطره،

00:19:20.357 --> 00:19:23.694
‫و چیز بعدی که یادمه این بود که خیس عرق

00:19:23.828 --> 00:19:26.931
‫توی حیاط خونه مادربزرگم نشسته بودم،

00:19:27.065 --> 00:19:28.366
‫من اوردوز کرده بودم

00:19:32.236 --> 00:19:33.505
‫تو فکر نمیکنی که "اوه، خب...

00:19:33.637 --> 00:19:34.838
‫دیگه لازم نیست نگران مدرسه باشم،

00:19:34.972 --> 00:19:36.139
‫دیگه لازم نیست نگران مشکلاتم باشم،

00:19:36.273 --> 00:19:37.607
‫دیگه لازم نیست نگران این باشم"

00:19:37.741 --> 00:19:40.511
‫هیچی! همه چی تموم میشد

00:19:43.280 --> 00:19:46.283
‫من تصمیم گرفتم "این کاریه که میخوام بکنم

00:19:46.416 --> 00:19:49.520
‫چون این بهترین چیزه"

00:19:51.489 --> 00:19:54.526
‫و بعد یادم میاد که صدای
‫ماشین بستنی فروشی رو شنیدم

00:19:54.659 --> 00:19:56.361
‫و بستنی خوردم

00:19:59.530 --> 00:20:01.432
‫چی بگم والا، مساله اینجاست که

00:20:01.566 --> 00:20:04.369
‫فقط دفعه اول اینقدر حال میده
‫[بانو میشل رودریگز، بازیگر و دوست دنی]

00:20:04.501 --> 00:20:07.405
‫دفعه های بعد فقط از
‫سر نیاز میری سراغش

00:20:09.140 --> 00:20:10.742
‫مساله ای که در مورد
‫مخدر و الکل هست اینه که

00:20:10.875 --> 00:20:12.711
‫میخوای جلوی چیزی دووم بیاری

00:20:12.844 --> 00:20:16.081
‫که روانت نمیتونه جلوش مقاومت کنه،

00:20:16.213 --> 00:20:18.416
‫برای همین به این چیزا متوسل میشی

00:20:18.549 --> 00:20:21.051
‫و مثل یه پتو میمونن که از تو
‫در مقابل مشکلات محافظت میکنن،

00:20:21.185 --> 00:20:22.687
‫تا یه روزی میفهمی

00:20:22.820 --> 00:20:25.723
‫من زیر این پتو دارم خفه میشم

00:20:32.797 --> 00:20:36.834
‫و یادگیریش برای اینجور زندگی کردن شروع شد،

00:20:36.968 --> 00:20:41.339
‫بهش یاددادن چطور از
‫فروشگاه نوشیدنی الکی

00:20:41.472 --> 00:20:42.940
‫و سوپرمارکت ها دزدی کنه،

00:20:43.074 --> 00:20:47.079
‫و جرائمش از اونجا بیشتر شد

00:20:47.211 --> 00:20:51.081
‫پدرش خانواده رو جمع کرد و گفت

00:20:51.215 --> 00:20:53.417
‫ "من نمیدونم باهاش چکار کنم، کمک کنید"

00:20:53.550 --> 00:20:55.418
‫وقتی متوجه شدم که گیلبرت دزدی میکنه

00:20:55.553 --> 00:20:59.524
‫فکر میکردم این یه کار قهرمانانه هست

00:20:59.656 --> 00:21:02.993
‫من فکر نمیکردم که کار بدی باشه

00:21:03.127 --> 00:21:04.995
‫عمو گیلبرت اون

00:21:05.128 --> 00:21:07.497
‫و دوستش، شریک جرمش،

00:21:07.632 --> 00:21:10.235
‫جلوی در خونمون اومدن

00:21:10.367 --> 00:21:11.970
‫هر کدومشون

00:21:12.103 --> 00:21:16.073
‫به بابام ۱۰ دلار دادن

00:21:16.207 --> 00:21:19.010
‫میدونستم اونا دزدی کردن، خودشون گفتن

00:21:19.144 --> 00:21:23.181
‫من ۲۰ تا یه دلاری داشتم

00:21:23.315 --> 00:21:25.650
‫یادمه اون پول دستم بود
‫و به این آدما نگاه میکردم،

00:21:25.784 --> 00:21:27.652
‫یادمه که ماشین هاشون رو میدیدم،

00:21:27.785 --> 00:21:31.556
‫هر چیزی که من توی زندگی میخواستم،

00:21:31.690 --> 00:21:33.991
‫به عنوان یه بچه نه ساله،
‫این کاری بود که میخواستم بکنم

00:21:42.032 --> 00:21:45.135
‫اولین دزدیم توی فار ایست مارکت بود

00:21:47.873 --> 00:21:49.574
‫یه اسلحه داشتیم

00:21:49.707 --> 00:21:52.110
‫یه شیش لول که خراب
‫شده بود و خم میشد

00:21:52.242 --> 00:21:54.412
‫باید اینجوری نگهش میداشتیم

00:22:04.588 --> 00:22:06.289
‫ما رفتیم توی مغازه،
‫من درو نگه داشته بودم،

00:22:06.423 --> 00:22:08.725
‫ریچارد به خانومه گفت "پولو رد کن بیاد"

00:22:08.858 --> 00:22:11.528
‫اون بهش ۸ دلاری که

00:22:11.662 --> 00:22:12.864
‫توی دخل بود رو داد،

00:22:12.998 --> 00:22:15.633
‫اما بعد گفت "نه، نه، پول توی جعبه!"

00:22:15.767 --> 00:22:18.635
‫و اون به یه جعبه اشاره کرد،
‫همون موقع تفنگ از هم باز شد

00:22:18.769 --> 00:22:21.638
‫من خندم گرفت، زنه جیغ زد،

00:22:21.772 --> 00:22:23.907
‫ریچارد ۸ دلار رو گرفت

00:22:24.040 --> 00:22:26.243
‫ما فرار کردیم، تا لنکرشم دویدیم

00:22:26.376 --> 00:22:28.180
‫دیگه از اون تفنگ استفاده نکردیم

00:22:29.847 --> 00:22:32.582
‫تفنگ شاتگان مسلما بهترین بازدارنده

00:22:32.717 --> 00:22:34.786
‫برای قهرمان هاست

00:22:34.919 --> 00:22:36.888
‫وقتی شاتگان داشته باشی، آدما

00:22:37.020 --> 00:22:40.357
‫قهرمان بازی در نمیارن

00:22:40.490 --> 00:22:41.992
‫تفنگ دزدیت این بود؟

00:22:42.126 --> 00:22:45.496
‫آره. یه شاتگان لوله کوتاه.
‫تفنگی بود که عموم به من داد

00:22:48.333 --> 00:22:50.502
‫

00:22:54.172 --> 00:22:55.574
‫اونجا، اون بالا،

00:22:55.707 --> 00:22:58.710
‫اونجا یه سالن کوچیک بود،

00:22:58.844 --> 00:23:01.679
‫که توش پوکر بازی میکردن.
‫ما به اونجا دستبرد زدیم

00:23:01.811 --> 00:23:04.514
‫نگهبانش اینجا جایی که پله ها هستن بود

00:23:04.648 --> 00:23:07.117
‫و ما اومدیم سمتش و تفنگ
‫رو فرو کردیم تو دهنش

00:23:07.251 --> 00:23:09.619
‫و بستیمش

00:23:09.753 --> 00:23:12.256
‫و رفتیم درو با لگد باز کردیم

00:23:17.994 --> 00:23:19.930
‫چیزی که برای دزدی به من انگیزه میداد

00:23:20.065 --> 00:23:22.200
‫دیدن یه نفر توی فروشگاه نوشیدنی الکلی...

00:23:25.435 --> 00:23:29.441
‫یا دیدن این که یه نفر
‫از بانک میاد بیرون نبود

00:23:29.574 --> 00:23:33.979
‫اگه قراره خلافکار باشی،
‫باید ۲۴ ساعته خلافکار باشی

00:23:40.483 --> 00:23:43.086
‫ما سال ۶۵ یه دسته خلافکاری بودیم،

00:23:43.220 --> 00:23:46.223
‫و من فقط ۱۰۰ روز بود آزاد شده بودم

00:23:46.357 --> 00:23:50.694
‫ساندویچی، خواربار
‫فروشی، سوپر مارکت ها

00:23:50.827 --> 00:23:54.264
‫بیشتر فروشگاه نوشیدنی های
‫الکلی توی محله سن فرناندو

00:23:54.398 --> 00:23:58.402
‫رالوز، دیلز مارکت، وایت فرانت

00:23:58.536 --> 00:24:00.904
‫اونا از فروشگاه های زنجیره
‫ای وایت فرانت دزدی میکردن،

00:24:01.038 --> 00:24:03.908
‫سودآور ترین دزدیشون بود،
‫میرفتن فروشگاه لوازم خانگی،

00:24:04.041 --> 00:24:06.144
‫اونجا ماشین لباسشویی و تلویزیون داشتن

00:24:06.278 --> 00:24:07.945
‫وقتی بچه بودم اونا رو یادمه

00:24:08.078 --> 00:24:10.413
‫بابام ما رو اونجا میبرد برای خرید

00:24:10.548 --> 00:24:14.484
‫اونا دوست داشتن ماشین بدزدن

00:24:14.618 --> 00:24:16.320
‫تو وارد یه فروشگاه نوشیدنی الکلی میشی،

00:24:16.453 --> 00:24:18.022
‫جلوی پیشخوان ضامن
‫نارنجک رو میکشی و میگی،

00:24:18.155 --> 00:24:19.789
‫ "هر چی داری بده و گرنه میندازمش"

00:24:19.923 --> 00:24:21.792
‫به عنوان یه چیز هیجان انگیز شروع شد

00:24:21.925 --> 00:24:24.361
‫ما میرفتیم تو و نارنجک رو در میوردیم،

00:24:24.496 --> 00:24:27.532
‫و طرف خیلی میترسید، و ما میگفتیم

00:24:27.664 --> 00:24:31.469
‫ "این یه دزدیه" دخلش رو خالی میکردیم

00:24:31.603 --> 00:24:34.038
‫حتی تا امروز من فکر میکنم
‫ "کی همچین کاری میکنه؟"

00:24:34.171 --> 00:24:36.106
‫مثل غرب وحشیه

00:24:36.240 --> 00:24:40.644
‫برام کاملا غیرقابل درکه

00:24:40.778 --> 00:24:42.614
‫من مخم سوت میکشه که یه نفر

00:24:42.747 --> 00:24:45.317
‫از جایی به اسم پتیز یا بابزبیگ بوی دزدی
‫کنه [رستوران و برگر فروشی زنجیره ای]

00:24:45.450 --> 00:24:48.119
‫دو جای افسانه ای کنار
‫استدیوی برادران وارنر،

00:24:48.251 --> 00:24:49.854
‫جایی که همه با مادراشون میرفتن

00:24:49.988 --> 00:24:53.257
‫اما این که از اون جاها دزدی
‫کرده باعث میشه مخم سوت بکشه

00:24:53.390 --> 00:24:57.362
‫باید اون موقع مواد مصرف
‫کرده باشه. این دیوونگیه

00:24:57.494 --> 00:25:02.332
‫تطبیق چیزی که به طور ذهنی میدونم

00:25:02.465 --> 00:25:05.001
‫با چیزی که از نزدیک
‫میدونم در مورد پدرم سخته،

00:25:05.135 --> 00:25:08.338
‫و باور این سخته

00:25:08.472 --> 00:25:10.574
‫که اون چنین آدمی بوده

00:25:10.708 --> 00:25:13.011
‫اگه تو خودتو وقف این زندگی کردی،

00:25:13.144 --> 00:25:17.548
‫فکر میکنم عذاب وجدان احساسیه که

00:25:17.682 --> 00:25:19.683
‫با اون به طور ساده

00:25:19.817 --> 00:25:21.987
‫برخورد میکنی، چون
‫اگه این کارو نکنی،

00:25:22.119 --> 00:25:25.389
‫وقتی از یه نفر دزدی کردی
‫باید بعد ازش عذرخواهی کنی

00:25:25.522 --> 00:25:27.157
‫و پولش رو پس بدی...

00:25:27.291 --> 00:25:29.927
‫مواد ترتیب خیلی چیزا رو میده

00:25:30.060 --> 00:25:32.496
‫هر احساسی که داشته باشی

00:25:32.630 --> 00:25:35.833
‫تا حالا اون سنجاب ها رو دیدید

00:25:35.967 --> 00:25:37.735
‫که توی یه قفس در جا میدون؟

00:25:37.867 --> 00:25:40.236
‫این قضیه تقریبا همینجوریه

00:25:40.371 --> 00:25:43.374
‫چیزیه که نمیتونی ولش کنی

00:25:43.507 --> 00:25:46.544
‫چون نحوه زندگی تو اینه

00:25:46.678 --> 00:25:51.016
‫من و ده پونزده نفر دیگه با چند تا ماشین،

00:25:51.148 --> 00:25:54.017
‫توی بلوار ون نایز دور دور میکردیم،

00:25:54.151 --> 00:25:58.323
‫و ما یه خونه قدیمی با
‫چند تا ماشین رو دیدیم،

00:25:58.455 --> 00:26:00.324
‫که جلوی ما پارک شده بود

00:26:00.458 --> 00:26:02.593
‫اونجا یه خبری بود

00:26:02.727 --> 00:26:05.162
‫سه بطری شراب و نیم لیوان
‫ویسکی و قرص خورده بودم،

00:26:05.296 --> 00:26:09.400
‫و با یه شیش لول کوچیک ۳۸ میلیمتری،

00:26:09.534 --> 00:26:11.236
‫با لگد درو باز کردم،

00:26:11.368 --> 00:26:13.637
‫و اولین چیزی که ما دیدیم یه
‫پلاکارد بزرگ بود که نوشته بود

00:26:13.770 --> 00:26:15.240
‫ "ما به شما اهمیت میدیم"

00:26:15.373 --> 00:26:17.976
‫اونا وارد یه جلسه الکلی
‫های گمنام شده بودند

00:26:18.108 --> 00:26:20.544
‫اون گفت "من به دوستام گفتم

00:26:20.678 --> 00:26:22.147
‫اونا باید با هم بمونن،
‫[دیهان کاردونا، خواهر دنی]

00:26:22.279 --> 00:26:24.248
‫و اونا توی این
‫گروهای کوچیک بودن،

00:26:24.382 --> 00:26:25.983
‫و اونا رو بغل میکردن!"

00:26:26.116 --> 00:26:29.286
‫اونا گفتن "سلام! خوش اومدید! بیاید تو!"

00:26:29.420 --> 00:26:32.557
‫یه نفر واقعا از من خواسته
‫بود که بهش ملحق بشم

00:26:32.691 --> 00:26:36.059
‫و گفت "میای پیش ما؟"

00:26:36.193 --> 00:26:40.130
‫و این آدم به من گفت
‫"اگه برنامه رو ول کنی،

00:26:40.265 --> 00:26:44.069
‫یا میمیری، یا دیوونه
‫میشی یا میری زندان"

00:26:46.503 --> 00:26:48.305
‫بعدا فهمیدم که حرفش درسته

00:26:48.439 --> 00:26:49.940
‫وقتی این اتفاقات داشت برام میوفتاد،

00:26:50.074 --> 00:26:52.410
‫یادم نمیره اون پیرمرد چی گفت

00:26:52.542 --> 00:26:55.746
‫دوست ندارم بهش بگم پیرمرد،
‫چون حدودا چهل سالش بود

00:27:04.188 --> 00:27:05.890
‫به طور منظم پلیس ها

00:27:06.023 --> 00:27:07.757
‫به حسابم میرسیدن

00:27:07.892 --> 00:27:09.427
‫و از هر ده باری که پلیسا

00:27:09.559 --> 00:27:12.329
‫ما رو میزدن، نه بارش حقمون بود

00:27:12.462 --> 00:27:14.464
‫به طور دائم به زندان کانون
‫اصلاح و تربیت نوجوانان میرفت

00:27:14.598 --> 00:27:15.798
‫تا میومد بیرون برمیگشت داخل،

00:27:15.932 --> 00:27:17.535
‫میومد بیرون، برمیگشت داخل

00:27:17.667 --> 00:27:19.369
‫اونجا بزرگ شد

00:27:19.503 --> 00:27:21.371
‫وقتی رفتم زندان نوجوانان

00:27:21.506 --> 00:27:22.974
‫مکزیکیای زیادی اونجا بودن،

00:27:23.106 --> 00:27:25.442
‫اونقدری که فکر میکردم
‫مکزیکیا باید برن اینجا

00:27:25.576 --> 00:27:29.279
‫تقریبا مثل یه مدرسه بود

00:27:29.413 --> 00:27:30.780
‫وقتی من به بازداشتگاه رفتم،

00:27:30.914 --> 00:27:34.183
‫دزدی یاد گرفتم، کلاهبرداری یاد گرفتم،

00:27:34.317 --> 00:27:35.952
‫پیدا کردن بهترین شغل ها رو یاد گرفتم

00:27:36.086 --> 00:27:38.990
‫تو هر چیزی که بلد میشی
‫رو از اونجا یاد میگیری

00:27:41.325 --> 00:27:44.828
‫دنی منو یاد جوونی های خودم می انداخت

00:27:44.962 --> 00:27:46.763
‫اونقدر سرحال بود که

00:27:46.896 --> 00:27:48.365
‫روی سینه پاهاش راه میرفت

00:27:48.499 --> 00:27:51.035
‫اون با لبخند میومد پیش من،

00:27:51.167 --> 00:27:53.804
‫و با اون نگاه خاص
‫خودش به من میگفت...

00:27:55.506 --> 00:27:57.541
‫ "تو چی قراره به من یاد بدی پیرمرد؟"

00:27:57.674 --> 00:27:59.644
‫و من گفتم "هیچی،

00:27:59.777 --> 00:28:03.847
‫من فقط یه خلاصه ای از
‫آیندت رو میگم مرتیکه علاف"

00:28:03.980 --> 00:28:06.616
‫و اون روشو برگردوند و رفت

00:28:06.750 --> 00:28:08.986
‫دفعه بعدی که اونو دیدم،

00:28:09.119 --> 00:28:11.821
‫به من نگاه کرد و گفت "الان چه فکری میکنی؟"

00:28:11.955 --> 00:28:14.858
‫و من گفتم "دنی، تنها چیزی که

00:28:14.992 --> 00:28:16.493
‫زودتر از تو به زندان
‫سن کوئینتین میرسه

00:28:16.627 --> 00:28:18.529
‫چراغهای جلوی اتوبوسیه که توش نشستی"

00:28:21.065 --> 00:28:22.700
‫وقتی که من رفتم زندان،

00:28:22.834 --> 00:28:25.670
‫چهار اونس شکر به یه
‫مامور اف بی آی فروخته بودم،

00:28:25.803 --> 00:28:28.073
‫تقلبی بود، اونا رو جای مواد میفروختم

00:28:29.673 --> 00:28:31.008
‫اون هیچی نداشت

00:28:31.142 --> 00:28:34.045
‫برای همین پلاستیک ها رو پر از شکر کرد،
‫[ماریو کاستیلو، دوست دنی]

00:28:34.179 --> 00:28:36.013
‫و اونو به یه مامور مخفی فروخت،

00:28:36.145 --> 00:28:39.015
‫و مامور مخفی بهش گفت "این خالصه؟"

00:28:39.148 --> 00:28:40.784
‫دنی هم گفت "آره، خالصه"

00:28:40.917 --> 00:28:43.553
‫شکر خالص بود

00:28:43.688 --> 00:28:46.524
‫اون گفت وقتی گرفتنش خیلی زدنش

00:28:46.656 --> 00:28:51.060
‫گفت تا خود ایستگاه پلیس کتکش زدن

00:28:51.194 --> 00:28:54.264
‫یه بیوک نو مدل ۱۹۶۵

00:28:54.397 --> 00:28:56.867
‫هیچ وقت فکرشو نمیکردم که
‫صندلی عقب اون ماشین نشسته باشم،

00:28:57.999 --> 00:28:58.869
‫و این یارو داشت حسابی منو میزد،

00:28:59.002 --> 00:29:01.872
‫و کل مسیر نورث هالیوود

00:29:02.006 --> 00:29:04.042
‫تا ساختمون اف بی آی توی مرکز شهر منو زد

00:29:04.174 --> 00:29:07.377
‫میگفت "پولم کجاست؟ پولمو بده!"

00:29:07.511 --> 00:29:10.013
‫ "چه حرفی برای گفتن داری؟"
‫و وقتی صورتم روی زمین بود

00:29:10.147 --> 00:29:13.451
‫گفت "چی میخوای بگی؟"
‫من گفتم "این ماشین جدیده؟"

00:29:13.584 --> 00:29:16.921
‫چون اون بوی نو بودن رو میداد

00:29:17.054 --> 00:29:21.392
‫و گفتم "من ماشین نو
‫شما رو پر از خون کردم"

00:29:21.525 --> 00:29:24.394
‫من مجبور شدم به فروش مواد تقلبی

00:29:24.528 --> 00:29:26.564
‫که شش تا ده سال
‫حبس داشت اعتراف کنم

00:29:28.898 --> 00:29:32.903
‫وقتی میخواستم برم زندان،
‫یه شاتگان لوله کوتاه،

00:29:33.037 --> 00:29:37.741
‫دو تا تپانچه، حدود ۸ هزار دلار پول

00:29:37.875 --> 00:29:40.943
‫و یه... نارنجک داشتم

00:29:41.077 --> 00:29:45.182
‫و من... اونا رو خاک کردم

00:29:45.316 --> 00:29:46.616
‫اینجا جاساز میکردم

00:29:46.750 --> 00:29:50.788
‫من یه سوراخ ۴ در ۴ داشتم

00:29:50.921 --> 00:29:54.092
‫که روش یه در و چمن بود

00:29:54.224 --> 00:29:56.394
‫مامان و بابام میخواستن توی
‫حیاط پشتی آب پاش خودکار بذارن

00:29:56.527 --> 00:29:59.997
‫و من به مامانم گفتم،

00:30:00.131 --> 00:30:03.334
‫"خیلی مراقب باشید کنار،

00:30:03.467 --> 00:30:05.637
‫اون آبنما"

00:30:10.641 --> 00:30:12.744
‫اون کارش به زندان سن کوئینتین کشید

00:30:24.821 --> 00:30:26.289
‫نمیدونم الان چطوریه،

00:30:26.423 --> 00:30:29.058
‫اما وقتی سوار اتوبوس زندانی

00:30:29.192 --> 00:30:33.064
‫اون تنها اتوبوس توی آزادراهه

00:30:33.196 --> 00:30:37.334
‫همه میدونن تو یه مجرمی

00:30:37.468 --> 00:30:41.706
‫دیدن آدمایی که از کنارشون رد
‫میشی، آدمایی که توی خیابون کار میکنن،

00:30:41.838 --> 00:30:45.208
‫تو میدونی که به فنا رفتی

00:30:45.342 --> 00:30:49.180
‫من آدمایی رو میشناسم که خودشون رو دار زدن

00:30:49.313 --> 00:30:51.249
‫توی بازداشتگاه

00:30:51.382 --> 00:30:55.818
‫چون خیلی از زندان رفتن میترسیدن

00:30:55.952 --> 00:30:58.856
‫تو تا سرحد مرگ از زندان میترسی...

00:31:00.156 --> 00:31:01.792
‫مگه این که توی این
‫سیستم بزرگ شده باشی

00:31:03.594 --> 00:31:05.496
‫تو چه مدتی توی سن کوئینتین بودی؟

00:31:05.628 --> 00:31:07.064
‫کدوم دفعش رو میگی؟

00:31:08.965 --> 00:31:11.802
‫من ۷۸ بار بازداشت شدم

00:31:13.371 --> 00:31:16.173
‫پنج بار محکوم شدم

00:31:16.307 --> 00:31:20.009
‫من یه ساکن دائمی زندان سن کوئینتین بودم

00:31:20.144 --> 00:31:22.546
‫من داخل زندان بودم وقتی که اونا

00:31:22.680 --> 00:31:25.548
‫فیلم "بلاد این، بلاد اوت" رو
‫توی دهه نود فیلمبرداری میکردن

00:31:25.682 --> 00:31:28.519
‫من چیزایی توی زندان دیدم

00:31:28.652 --> 00:31:30.788
‫که واقعا مامانمو میخواستم،
‫اگه منظورم رو بفهمید،

00:31:30.922 --> 00:31:32.789
‫میخواستم برگردم خونه

00:31:36.160 --> 00:31:38.095
‫وقتی به سمت زندان سن کوئینتین میری،

00:31:38.228 --> 00:31:41.265
‫اون دکل دژبانی رو جلوش میبینی،

00:31:41.397 --> 00:31:44.568
‫میدونی که وقتی بری اون تو،

00:31:44.701 --> 00:31:46.637
‫نمیای بیرون

00:31:47.671 --> 00:31:49.774
‫اینجا آخر خطه

00:31:51.342 --> 00:31:53.244
‫اتاق خفگی با گاز اینجاست

00:31:58.315 --> 00:32:00.351
‫لحظه ای که اتوبوس توقف میکنه،

00:32:00.484 --> 00:32:03.920
‫تنش شروع میشه

00:32:04.054 --> 00:32:05.422
‫به محض این که از اتوبوس پیاده شی

00:32:05.556 --> 00:32:08.792
‫باید لخت بشی توی هوای سرد

00:32:08.925 --> 00:32:11.061
‫آدما پشت درا جیغ و داد میکنن،

00:32:11.194 --> 00:32:13.029
‫عین همه اون چیزاییه
‫که توی فیلما دیدید

00:32:13.163 --> 00:32:14.264
‫شما همیشه صدای کار کردن یه موتور...

00:32:18.001 --> 00:32:21.405
‫و صدای حرف زدن همه رو میشنوید

00:32:21.538 --> 00:32:26.176
‫شاید تا حالا نزدیک یه نفر که
‫در حد جنون عصبانی باشه بودید،

00:32:26.309 --> 00:32:30.146
‫اونقدر عصبانی که خون جلوی چشماشو گرفته

00:32:30.279 --> 00:32:32.182
‫حالا تصور کنید

00:32:32.316 --> 00:32:36.153
‫۴ هزار نفر که همونقدر عصبانی هستن

00:32:36.286 --> 00:32:38.122
‫چنین عصبانیتی،

00:32:38.255 --> 00:32:41.125
‫چنین تنشی توی سن کوئینتین بود

00:32:41.259 --> 00:32:43.861
‫اونا ممکنه بخندن و شوخی کنن،

00:32:43.994 --> 00:32:45.962
‫اما فقط با یه جرقه کوچیک،

00:32:46.096 --> 00:32:49.032
‫همه دوباره تبدیل میشن به هالک

00:32:49.165 --> 00:32:52.470
‫با این فرق که رنگشون سبز نیست

00:32:53.805 --> 00:32:58.609
‫تو باید قادر باشی اینو کنترل کنی

00:32:58.742 --> 00:33:00.444
‫و احتیاط کنی

00:33:00.577 --> 00:33:04.648
‫چون وقتی بدبین بشی،

00:33:04.781 --> 00:33:07.451
‫آدما هم به تو بدبین میشن

00:33:07.585 --> 00:33:09.319
‫دلیلش ممکنه این باشه...

00:33:10.953 --> 00:33:12.823
‫که یه نفر نامه بهش نرسیده

00:33:14.258 --> 00:33:16.093
‫یه نفر تولدش رو فراموش کرده

00:33:16.226 --> 00:33:19.930
‫ممکنه دلیلش این باشه که
‫طرف از دنده چپ بلند شده باشه

00:33:20.064 --> 00:33:22.767
‫هر چیزی توی زندان میتونه تو رو به کشتن بده

00:33:22.900 --> 00:33:25.603
‫هیکل و زور هیچ معنایی نداره!

00:33:25.736 --> 00:33:28.405
‫همه میدونن با چهار اینچ فولاد،

00:33:28.538 --> 00:33:31.808
‫و ۳۵ پوند فشار کارت تمومه

00:33:31.942 --> 00:33:35.145
‫تو میبینی یهو یه نفر چاقو خورد پشتش

00:33:35.278 --> 00:33:38.515
‫میبینی توی حیاط داره راه میره

00:33:38.648 --> 00:33:40.516
‫میخواد چاقو رو در بیاره، خون سرفه میکنه،

00:33:40.651 --> 00:33:41.885
‫میخواد اینو برداره...!

00:33:42.019 --> 00:33:45.189
‫و همه شروع میکنن به خندیدن!

00:33:45.323 --> 00:33:48.426
‫اونجا خیلی تخمیه

00:33:48.558 --> 00:33:51.060
‫یا ازت حساب میبرن یا نمیبرن

00:33:51.194 --> 00:33:53.696
‫یه نفر همون اولش ازت
‫میپرسه "سایز کفشت چنده؟"

00:33:53.830 --> 00:33:56.833
‫و اگه همون لحظه سرشون رو نشکنی،

00:33:56.967 --> 00:33:58.536
‫دیگه ضعیف به حساب میای

00:33:58.669 --> 00:34:00.371
‫میتونن ازت سواستفاده کنن

00:34:02.105 --> 00:34:04.474
‫از من حساب میبرن،

00:34:04.607 --> 00:34:07.010
‫از دنی مطمئنا حساب میبردن

00:34:07.144 --> 00:34:10.514
‫یکی از چیزایی که گیلبرت به من یاد داد

00:34:10.648 --> 00:34:13.317
‫این بود که... توی زندان
‫فقط شکار هست و شکارچی

00:34:13.451 --> 00:34:14.851
‫همین

00:34:14.985 --> 00:34:18.923
‫اگه دشمن من توی یه سلوله

00:34:19.056 --> 00:34:22.259
‫و صدای تیز کردن یه چاقو رو بشنوم،

00:34:22.393 --> 00:34:26.931
‫خب، بهتره من زودتر به طرف چاقو بزنم،

00:34:27.063 --> 00:34:28.531
‫هر چه سریعتر

00:34:28.666 --> 00:34:31.803
‫نمیتونم صبر کنم که اون به من حمله کنه

00:34:34.905 --> 00:34:37.108
‫دو نفر بودن که من ازشون دزدی کرده بودم

00:34:37.240 --> 00:34:39.476
‫و توی کانون اصلاح و
‫تربیت بودن، تایرون گفت،

00:34:39.610 --> 00:34:42.980
‫ "هی، ببین کی اومده"
‫تو یه مجله برمیداشتی،

00:34:43.112 --> 00:34:45.715
‫یه مجله میزاشتی جلوی
‫شکمت، یه مجله هم پشت کمرت

00:34:45.849 --> 00:34:49.219
‫من از سلول اومدم بیرون و پیچیدم اینور،

00:34:49.353 --> 00:34:53.590
‫و برگشتم، بم! طرف یه
‫تیزی به من فرو کرده بود

00:34:53.724 --> 00:34:56.594
‫نفسم بند اومده بود

00:34:56.726 --> 00:34:58.494
‫تایرون پشت سرم بود، که اومد

00:34:58.628 --> 00:35:00.163
‫اونو حسابی زدش

00:35:00.297 --> 00:35:03.266
‫بهش گفتم "اه...
‫آره، مجله رو زد!"

00:35:05.202 --> 00:35:09.105
‫خیلی سریع اتفاق افتاد و
‫من یادم رفته بود مجله دارم

00:35:09.239 --> 00:35:12.076
‫و این یارو حسابی خونی
‫شد و کتک خورده بود

00:35:12.208 --> 00:35:17.047
‫تایرون چاقو رو انداخت و آروم نشست

00:35:17.181 --> 00:35:19.150
‫ و گفت "چی شد؟" گفتم "نمیدونم"

00:35:19.282 --> 00:35:21.152
‫اگه تو آتیش گرفته بودی، من حتی
‫روت نمیشاشیدم که خاموش بشی

00:35:21.284 --> 00:35:23.253
‫من هیچ...

00:35:24.721 --> 00:35:26.056
‫احساسی نداشتم

00:35:28.125 --> 00:35:31.795
‫تضاد اینجا به وجود میاد
‫که میدونم این کار اشتباهه،

00:35:31.929 --> 00:35:33.764
‫اما به هرحال انجامش میدم

00:35:33.898 --> 00:35:36.700
‫تو میری توی یه لاک

00:35:36.833 --> 00:35:40.203
‫و به هر قیمتی از اون
‫لاک محافظت میکنی

00:35:40.338 --> 00:35:42.340
‫حتی اگه تصمیم بگیری که شکارچی باشی،

00:35:42.472 --> 00:35:44.375
‫به این معنا نیست که شخص مقابلت هم

00:35:44.509 --> 00:35:46.677
‫نخواد شکارچی باشه

00:35:46.809 --> 00:35:50.547
‫این یه سطحی از استرسه که بدن انسان،

00:35:50.681 --> 00:35:52.449
‫برای مقابله با اون ساخته نشده

00:36:02.592 --> 00:36:03.494
‫اون زمان سن کوئینتین

00:36:03.626 --> 00:36:05.262
‫یه زندان سطح چهار بود

00:36:05.394 --> 00:36:08.931
‫مثل مدرسه گلادیاتورها بود. سخت بود

00:36:09.065 --> 00:36:12.635
‫سن کوئینتین و زندان فالسوم توی یه سطح بودن

00:36:12.769 --> 00:36:14.804
‫زندان قاتلا و جانیا بودن

00:36:14.938 --> 00:36:16.873
‫توی دهه ۶۰ در هر جایی

00:36:17.007 --> 00:36:18.442
‫تنش نژادی وجود داشت

00:36:18.576 --> 00:36:20.309
‫انجمن برادران سفیدپوست
‫آریایی شکل گرفته بود،

00:36:20.443 --> 00:36:23.847
‫مافیای مکزیکی شکل گرفته بود،
‫همه اینا کارشون محافظت بود

00:36:25.782 --> 00:36:28.318
‫ما قاتل های سنگدلی داشتیم

00:36:28.452 --> 00:36:30.287
‫یکی از بهترین دوستام اون...

00:36:30.420 --> 00:36:33.124
‫یکی از افراد بالادستی مافیای مکزیک بود،

00:36:33.257 --> 00:36:37.595
‫برای همین کسی خیلی به من کاری نداشت

00:36:37.728 --> 00:36:39.063
‫خوب هوامو داشتن،

00:36:39.197 --> 00:36:41.065
‫من رفقای خوبی داشتم
‫که قبلا با هم خلاف میکردیم،

00:36:41.197 --> 00:36:43.533
‫تایرون دو نفر رو کشته بود

00:36:43.666 --> 00:36:46.702
‫کوکی دو نفر رو کشته بود.
‫فراگ دو نفر رو کشته بود

00:36:46.836 --> 00:36:49.539
‫ما یه حلقه محافظت داشتیم

00:36:49.673 --> 00:36:53.275
‫اگه فکر میکنی یه نفر میخواد
‫بیاد بکشه تو رو، و بعد تو به ما بگی،

00:36:53.409 --> 00:36:56.946
‫ما ترتیبش رو میدیم، اما
‫باید به ما هزینش رو بدی

00:36:57.079 --> 00:36:58.882
‫بعضی وقتا خودشون میخوان کله گنده باشن

00:36:59.016 --> 00:37:00.418
‫میگن "نه، من میتونم از خودم مراقبت کنم"

00:37:00.550 --> 00:37:02.853
‫اما این یه عنصر متفاوتیه

00:37:02.985 --> 00:37:04.688
‫نگهبانا فقط کنترل

00:37:04.822 --> 00:37:08.092
‫محدودی روی اتفاقات حیاط دارن

00:37:08.224 --> 00:37:10.427
‫و اگه بری زیر بال اون آدما

00:37:10.561 --> 00:37:14.030
‫یه جورایی میشی دارائی اونا

00:37:14.164 --> 00:37:17.768
‫سلولم رو تمیز میکردن،
‫کفشام رو برق مینداختن،

00:37:17.902 --> 00:37:20.436
‫لباسامو میشستن، اینجور چیزا

00:37:20.570 --> 00:37:24.273
‫و بقیه والدینی داشتن که
‫برای مادرم پول میفرستادن

00:37:24.407 --> 00:37:26.009
‫دیوارهای سلولت چقدر تمیز بود...

00:37:26.143 --> 00:37:29.213
‫دیوارا برق میزدن

00:37:29.346 --> 00:37:31.681
‫من آدمایی رو دیدم که با اون حبس کشیدن

00:37:31.815 --> 00:37:35.686
‫و هنوز بهش احترام میذارن، به
‫بخاطر این که یه بازیگر معروفه

00:37:35.818 --> 00:37:37.554
‫اونا یادشونه که اون کی بود

00:37:51.067 --> 00:37:53.003
‫اسمش رو توی هر زندانی بلد بودن

00:37:53.137 --> 00:37:56.073
‫اونا میدونستن داره میاد، همیشه میدونستن

00:37:59.076 --> 00:38:00.844
‫مسابقه بوکس هم براش خوب بود

00:38:00.976 --> 00:38:03.446
‫اون موقع به نظر کلیشه ای میومد

00:38:03.581 --> 00:38:06.416
‫اما آدما با مشتاشون با هم دعوا میکردن

00:38:06.550 --> 00:38:09.053
‫اون خیلی توی بوکس پیشرفت کرد

00:38:09.186 --> 00:38:14.258
‫اون توی سالهای ۶۶، ۶۷ و ۶۸
‫قهرمان بوکس سن کوئینتین شده بود

00:38:14.391 --> 00:38:16.960
‫یادمه ادی بانکر به من میگفت
‫[بازیگر و مجرم سابقه دار،
‫بازیگر نقش آقای آبی در سگ های انباری]

00:38:17.094 --> 00:38:19.963
‫که دنی خیلی خفنه

00:38:20.096 --> 00:38:22.065
‫همه میدونستن که من میتونم مبارزه کنم،

00:38:22.199 --> 00:38:24.934
‫برای همین وقتی میرفتم
‫زندان، به طور خودکار،

00:38:25.068 --> 00:38:27.403
‫میخواستن با قهرمان مبارزه کنن

00:38:29.539 --> 00:38:32.175
‫بعضیا حبسشون رو توی کتابخونه میگذرونن،

00:38:32.309 --> 00:38:34.411
‫بعضیا جدول حل میکنن،

00:38:34.545 --> 00:38:37.114
‫بعضیا شطرنج بازی میکنن. من تمرین میکردم

00:38:37.248 --> 00:38:40.516
‫این چیزی بود که نمیذاشت دیوونه بشم

00:38:40.650 --> 00:38:43.053
‫من چندین بار قهرمان شدم،
‫زندان سالدد هم همینطور بود

00:38:45.289 --> 00:38:47.825
‫همون طور که میتونید
‫تصور کنید، توی سن کوئینتین،

00:38:47.958 --> 00:38:52.061
‫قوانین بوکس شاید دقیقا،

00:38:52.195 --> 00:38:54.297
‫اون قوانین خیابون نباشه

00:38:54.431 --> 00:38:56.967
‫من خوب آرنج میزدم

00:38:57.099 --> 00:39:00.170
‫اولین کاری که میکردم ضربه زدن با آرنج بود

00:39:00.304 --> 00:39:01.872
‫شاید داور باهات دوست باشه،

00:39:02.005 --> 00:39:06.309
‫برای همین اگه به کسی آرنج بزنی اون نبینه

00:39:06.443 --> 00:39:08.144
‫همه روش شرط میبستن،

00:39:08.278 --> 00:39:11.715
‫و وقتی اون مبارزه ها رو
‫برنده میشد، محبوب میشد

00:39:11.847 --> 00:39:13.550
‫مکزیکی ها بازی و ورزش
‫و مسابقه سرشون نمیشد

00:39:13.684 --> 00:39:16.353
‫میگفتن "ما روی تو پول شرط بستیم"

00:39:16.487 --> 00:39:18.122
‫اون برنامه بوکس زندان

00:39:18.255 --> 00:39:22.660
‫چیزی بود که توی اون
‫زمان زنده نگهش داشته بود

00:39:32.835 --> 00:39:34.704
‫اون زمان، سیاست مسئولین

00:39:34.838 --> 00:39:37.307
‫زندان اینجور بود که میگفتن:

00:39:37.440 --> 00:39:39.510
‫"وای، مکزیکی ها اینجا
‫خیلی سازمان یافته شدن،

00:39:39.643 --> 00:39:42.244
‫باید اونا رو پخش کنیم"

00:39:42.378 --> 00:39:45.348
‫برای همین دنی و بقیه
‫رو خیلی جا به جا میکردن

00:39:45.481 --> 00:39:47.284
‫چون اون زمان خیلی در مورد

00:39:47.416 --> 00:39:48.719
‫رهبری مافیا گیج شده بودن

00:39:48.853 --> 00:39:50.753
‫در دهه ای که حبس کشید

00:39:50.887 --> 00:39:53.090
‫توی همه زندان ها رفت

00:39:53.224 --> 00:39:54.925
‫همه زندان های ایالت

00:39:55.059 --> 00:39:58.295
‫سالدد، سن کوئینتین،
‫وکویل، سوزانویل

00:39:58.427 --> 00:40:01.898
‫سیرا، تریسی، فالسوم و چینو

00:40:02.900 --> 00:40:04.969
‫وای

00:40:05.101 --> 00:40:09.705
‫اون خیلی سفر میکرد

00:40:09.838 --> 00:40:11.807
‫و اونا جا به جاش میکردن،

00:40:11.942 --> 00:40:14.277
‫خالکوبیش هم معروف شده بود

00:40:14.411 --> 00:40:18.014
‫اون خالکوبی گنده ای که روی سینش داشت...

00:40:18.148 --> 00:40:22.519
‫با برگ تامال درست شده
‫[غذایی شبیه به دلمه]

00:40:22.652 --> 00:40:24.753
‫یه نفر به اسم هری سوپرجو راس،

00:40:24.887 --> 00:40:27.757
‫همه پرچم مکزیک یا نمادهای آزتک میزدن

00:40:27.891 --> 00:40:31.894
‫و من عکس یه زن خوشگلی رو خال
‫زدم، ما خطای بیرونش رو کار کردیم

00:40:32.028 --> 00:40:33.364
‫و بعد منو از کوئینتین بیرون کردن،

00:40:33.496 --> 00:40:35.197
‫باید به فالسوم میرفتم

00:40:35.331 --> 00:40:37.233
‫اون توی سالیپورت بود

00:40:37.367 --> 00:40:39.937
‫و من داشتم توی اتوبوس منتقل میشدم

00:40:40.070 --> 00:40:42.706
‫و داد میزد، "نذار کسی بهش دست بزنه!"

00:40:42.838 --> 00:40:45.241
‫ "این اولین خالکوبی
‫منه، میخوام تمومش کنم!"

00:40:45.375 --> 00:40:47.311
‫ "میام فالسوم میبینمت!"

00:40:47.443 --> 00:40:49.512
‫گفتم "باشه!"

00:40:49.646 --> 00:40:52.916
‫اگه همو میبوسیدیم میشد یه داستان عاشقانه

00:40:53.048 --> 00:40:54.650
‫اون همه جای بدنش رو تتو کرد

00:40:54.784 --> 00:40:57.119
‫اون روزا خیلی حرکت عجیبی بود

00:40:57.253 --> 00:41:00.123
‫این یکی رو...

00:41:00.257 --> 00:41:01.959
‫اینو توی سالدد زدم

00:41:02.092 --> 00:41:04.862
‫این یه طاووسه، اما اگه اینجوری نگاهش کنی،

00:41:04.994 --> 00:41:07.130
‫اون طرفش یه هیولا هست

00:41:07.264 --> 00:41:10.432
‫قضیش اینه که توی هر چیز زیبایی،

00:41:10.567 --> 00:41:12.101
‫یه نیمه دیگری هم هست

00:41:12.235 --> 00:41:14.171
‫کی اینو سریع میفهمه؟

00:41:14.304 --> 00:41:16.173
‫اگه یه تیشرت داشته باشم،

00:41:16.306 --> 00:41:18.641
‫بچه ها میگن "مامان نگاه کن! یه هیولا!"

00:41:20.643 --> 00:41:23.980
‫خالکوبی های زندان خیلی معنای عمیق تری دارن

00:41:24.114 --> 00:41:27.416
‫از تتوهای هوسی که
‫میگن "بیا بریم یه تتو بزنیم"

00:41:27.550 --> 00:41:28.851
‫توی خیابون

00:41:28.985 --> 00:41:33.624
‫این مثل بخشی از زندگیت میمونه

00:41:33.757 --> 00:41:35.693
‫جالبه چون داری اموال
‫دولتی رو خراب میکنی

00:41:38.829 --> 00:41:42.766
‫اون از دست رفتن زمان
‫همیشه باعث پشیمونیه

00:41:42.898 --> 00:41:45.635
‫بعد از این همه سال میگم

00:41:45.768 --> 00:41:49.004
‫"وای پسر، من اواسط
‫دهه نود رو از دست دادم"

00:41:49.139 --> 00:41:50.874
‫دنی دهه پنجاه و شصت رو از دست داد

00:41:51.007 --> 00:41:52.842
‫منظورم رو میفهمید؟ اون
‫زمانا همه چی خوب بود

00:41:57.112 --> 00:42:00.550
‫زمان هایی پیش میاد که تو...

00:42:00.684 --> 00:42:03.053
‫متوجه میشی که داری
‫به چی تبدیل میشی

00:42:05.054 --> 00:42:07.190
‫داشتیم دومینو بازی میکردیم،
‫کلی آدم اطرافمون بودن

00:42:07.324 --> 00:42:09.226
‫و بازی بزرگی بود، پول زیادی وسط بود،

00:42:09.358 --> 00:42:11.594
‫و من حسابی رو دور شانس بودم

00:42:11.728 --> 00:42:13.430
‫دو تا پنج اوردم و گفتم

00:42:13.563 --> 00:42:15.731
‫ "دیگه کارتون تمومه، من بردم"

00:42:15.865 --> 00:42:19.068
‫بوم، بوم بوم، یه نفر افتاد روی میز

00:42:19.202 --> 00:42:20.670
‫و داشت ازش خون میرفت،

00:42:20.804 --> 00:42:22.572
‫یه نفر بدجوری زده بودش

00:42:22.706 --> 00:42:24.807
‫همه داشتن فرار میکردن و من داد میزدم

00:42:24.940 --> 00:42:26.643
‫ "نه، صبر کنید، صبر کنید!"

00:42:26.777 --> 00:42:30.481
‫من داد میزدم و میگفتم "من پنج اوردم!"

00:42:30.614 --> 00:42:32.382
‫یادمه که توی سلولم بودم و من،

00:42:32.514 --> 00:42:35.585
‫من هنوز دومینو تو دستم بود،

00:42:35.719 --> 00:42:39.255
‫و فکر کردم "دارم چی میشم؟"

00:42:39.389 --> 00:42:42.693
‫اون یارو داره میمیره، پدر و مادر

00:42:42.826 --> 00:42:44.728
‫و برادر و خواهر و شاید بچه داره،

00:42:44.860 --> 00:42:48.931
‫و من دارم در مورد ۵ اوردنم داد میزنم!

00:42:49.065 --> 00:42:53.769
‫اون روز فهمید که عوض شده

00:42:53.902 --> 00:42:56.639
‫اون دیگه دنی نبود،

00:42:56.773 --> 00:43:00.443
‫فقط یه زندانی بود

00:43:01.677 --> 00:43:03.112
‫برای یه لحظه

00:43:03.246 --> 00:43:06.983
‫در مورد خودم احساس بدی پیدا کردم،

00:43:07.117 --> 00:43:10.253
‫اون روی من اومد وسط و گفت

00:43:10.387 --> 00:43:13.089
‫ "کون لقش بابا، بازی منو به گا داد"

00:43:16.726 --> 00:43:18.661
‫مردم جوری در مورد مراکز
‫اصلاح و بازپروری حرف میزنن

00:43:18.795 --> 00:43:22.065
‫که انگار اونا مراکز اصلاح
‫و بازپروری هستن. نه

00:43:22.197 --> 00:43:23.966
‫اونجا جاییه که بهت
‫یادآوری میکنه تو یه آشغالی

00:43:24.099 --> 00:43:26.769
‫پس وقتی که برمیگردی اونجا
‫مثل یه آشغال رفتار میکنی

00:43:26.903 --> 00:43:29.639
‫و همیشه آشغال میمونی

00:43:29.773 --> 00:43:33.476
‫پنجم می ۱۹۶۸

00:43:33.610 --> 00:43:36.713
‫سینکو د مایو

00:43:36.847 --> 00:43:39.583
‫اونا یه بازی بیس بال داشتن،
‫اونجا قبلا اجازه میدادن مردم عادی

00:43:39.715 --> 00:43:43.219
‫بیان و با زندانی ها بیس بال بازی کنن

00:43:43.353 --> 00:43:45.289
‫من، ری پاچتو و هنری کیهادا

00:43:45.422 --> 00:43:47.423
‫حسابی مست و پاتیل بودیم،

00:43:47.556 --> 00:43:49.558
‫و ری از شهر آتاسکادرو اومده بود،

00:43:49.693 --> 00:43:52.095
‫و از دارو و شوک درمانی

00:43:52.228 --> 00:43:53.663
‫و اینجور چیزا مدتی خبری نبود

00:43:53.797 --> 00:43:56.166
‫اون یه بازیکن سمت چپ
‫بود و آدامس دهنش بود

00:43:56.298 --> 00:43:58.967
‫و من شوخی میکردم و میگفتم،

00:43:59.101 --> 00:44:02.638
‫ "سر به سر اون نذارید، اون کاراته بلده"

00:44:02.771 --> 00:44:06.208
‫و یهو ری پرید و اون یارو رو گرفت

00:44:06.342 --> 00:44:08.845
‫لبش رو پاره کرد
‫خواست آدامسش رو بگیره

00:44:08.978 --> 00:44:11.346
‫و یه شورش شروع شد

00:44:11.481 --> 00:44:14.985
‫وقتی چنین اتفاقی میوفته
‫انگار بمب منفجر شده!

00:44:17.853 --> 00:44:20.155
‫همه سنگ و آت و آشغال

00:44:20.289 --> 00:44:23.458
‫پرت میکردن و ری این یارو رو میزد،

00:44:23.592 --> 00:44:25.795
‫هنری اونقدر زدش تا مرد

00:44:25.929 --> 00:44:29.199
‫ادعا شد که من یه سنگ برداشتم

00:44:29.333 --> 00:44:32.869
‫و زدم به سر ستوان گیبنز

00:44:33.003 --> 00:44:35.305
‫عین صحنه آهسته، اون
‫رفتن سنگ رو تماشا کرد،

00:44:35.438 --> 00:44:39.175
‫و اونقدر نگاهش کرد تا به گروهبان خورد

00:44:39.309 --> 00:44:41.778
‫و گفت "نه!"

00:44:41.911 --> 00:44:45.715
‫سروان راجرز دستش رو اینجوری گرفته بود

00:44:45.847 --> 00:44:47.851
‫معناش اینه که،

00:44:47.983 --> 00:44:52.621
‫داره به دکل نگهبانی علامت میده
‫که به جایی که اشاره میکنه شلیک کنه

00:44:52.755 --> 00:44:56.358
‫من سمت انگشتش رو دنبال کردم،

00:44:56.492 --> 00:44:58.728
‫و به طرف من و ری بود

00:44:58.862 --> 00:45:02.264
‫ما افتادیم، و من افتادم روش و ری گفت،

00:45:02.398 --> 00:45:04.433
‫ "دنی، نذار به من بزنن، نذار به من بزنن"

00:45:04.567 --> 00:45:09.039
‫و من گفتم "فکر کنم ما رو زدن دیگه"

00:45:09.172 --> 00:45:13.110
‫در اون زمان این کار
‫سوقصد به جان یه نگهبان بود...

00:45:15.244 --> 00:45:16.712
‫که مجازاتش مرگ بود

00:45:30.626 --> 00:45:32.929
‫ما رفتیم انفرادی

00:45:33.061 --> 00:45:34.864
‫من به دیوار نگاه کردم

00:45:34.998 --> 00:45:38.068
‫و توی سلول من یه نفر با مدفوع
‫[زندان ایالتی سالدد]

00:45:38.202 --> 00:45:42.773
‫نوشته بود "خدا مزخرفه"

00:45:42.905 --> 00:45:45.576
‫این فکر به ذهنم رسید...

00:45:47.476 --> 00:45:49.278
‫از همون اول ابتدایی

00:45:49.411 --> 00:45:53.048
‫معلمایی داشتم که میگفتن
‫ "استعداد زیادی داری"

00:45:53.181 --> 00:45:55.418
‫و همه این چیزا حس افتضاحی داشت

00:45:55.552 --> 00:45:57.720
‫مهم نبود چقدر توی مدرسه محبوب بودم

00:45:57.853 --> 00:46:00.323
‫چقدر باحال بودم،

00:46:00.456 --> 00:46:04.994
‫چقدر همه منو دوست
‫داشتن، همه چی تموم شده بود

00:46:05.128 --> 00:46:08.332
‫میدونستم چه اتفاقی میوفته، اونا منو میکشتن

00:46:09.766 --> 00:46:13.170
‫دیگه ادامه ای نداره

00:46:16.405 --> 00:46:18.507
‫سلول انفرادی باعث میشه

00:46:18.641 --> 00:46:22.311
‫به خانوادت فکر کنی،

00:46:22.445 --> 00:46:25.749
‫به این که دوستات واقعا کی هستن،

00:46:25.882 --> 00:46:28.284
‫کی واقعا دوستت داره

00:46:28.418 --> 00:46:30.554
‫روزهایی رو توی زندگیت بازسازی میکنه

00:46:30.686 --> 00:46:32.654
‫که تو یه بچه کوچیک بودی
‫و همه چی رو به راه بود

00:46:32.789 --> 00:46:36.393
‫نمایش ها رو توی ذهنت اجرا میکنی،
‫فیلما رو توی سرت دوباره میبینی

00:46:36.527 --> 00:46:38.894
‫سعی میکنی دیوونه نشی

00:46:39.027 --> 00:46:40.896
‫اما از دیوونه شدن

00:46:41.030 --> 00:46:44.601
‫میرسی به دیوونه کردن خودت

00:46:44.735 --> 00:46:47.237
‫من توی انفرادی بودم و توی سلول راه میرفتم

00:46:47.369 --> 00:46:51.307
‫و "جادوگر شهر از" رو بازی میکردم

00:46:51.440 --> 00:46:52.674
‫ "کفشاتو بده من دورتی!"

00:46:52.809 --> 00:46:54.845
‫کل این فیلم عجیب و غریب

00:46:54.978 --> 00:46:58.380
‫باعث میشد مغزم کار کنه

00:46:58.514 --> 00:47:01.050
‫ "اتحادیه آب نبات چوبی" و همه اینا

00:47:01.184 --> 00:47:04.187
‫نگهبانا میومدن دم سلول
‫من و میگفتن "خفه شو تریهو!"

00:47:04.320 --> 00:47:08.724
‫میگفتم "تو خواهر منو
‫کشتی" و اونا میرفتن

00:47:08.858 --> 00:47:12.129
‫تو باید از هر روشی که میتونی
‫با شرایط خودت رو تطبیق بدی

00:47:12.262 --> 00:47:14.163
‫روش اون "جادوگر شهر از" بود
‫[دنیل تریهو، دختر دنی]

00:47:19.768 --> 00:47:21.971
‫سلول انفرادی معمولا طی روز ساکته

00:47:22.105 --> 00:47:23.340
‫شبا دیوونه میشی

00:47:23.472 --> 00:47:26.009
‫عقل از سرت میپره

00:47:26.143 --> 00:47:28.478
‫بعضی وقتا میگفت که
‫نگهبان به رادیو گوش میده

00:47:30.447 --> 00:47:32.882
‫آهنگ بیتلز پخش شد، اولین
‫باری بود که میشنیدیمش،

00:47:33.014 --> 00:47:34.483
‫اون...

00:47:36.418 --> 00:47:38.221
‫♪ جودی، جودی ♪

00:47:38.353 --> 00:47:40.689
‫کل سلول ها کاملا ساکت شدن!

00:47:40.822 --> 00:47:43.326
‫♪ هی جود ♪

00:47:43.460 --> 00:47:44.661
‫♪ کاری نکن که... ♪

00:47:44.793 --> 00:47:47.396
‫کم کم،

00:47:47.530 --> 00:47:49.800
‫همشون میرن پشت میله ها

00:47:49.932 --> 00:47:51.568
‫و همه سعی میکردن اونو بشنون،

00:47:51.701 --> 00:47:53.702
‫از بلندگو پخش میشد، همه
‫گوشاشونو تیز کرده بودن

00:47:53.835 --> 00:47:56.138
‫♪ جودی جودی جودی جودی ♪

00:47:56.271 --> 00:47:58.740
‫آخرش اینجوری میشد

00:47:58.875 --> 00:48:02.378
‫♪ جودی جودی جودی جودی ♪

00:48:02.512 --> 00:48:05.114
‫یه آهنگ های خاصی هست که به یادت میمونه،

00:48:05.248 --> 00:48:07.684
‫آهنگ هایی که تو رو یاد
‫زنت و بچه هات میندازه،

00:48:07.818 --> 00:48:11.721
‫آهنگ هایی که تو رو میبره به دوران دبیرستان

00:48:11.855 --> 00:48:14.856
‫♪ جود جود جود جود ♪

00:48:14.990 --> 00:48:17.527
‫♪ اه اه اه ♪

00:48:31.173 --> 00:48:33.576
‫یادمه از خدا خواستم

00:48:35.311 --> 00:48:38.081
‫بذاره با شرافت بمیرم

00:48:39.382 --> 00:48:40.884
‫"نذار داد بزنم، جیغ بکشم

00:48:41.016 --> 00:48:43.786
‫و مامانمو صدا بزنم و توی شلوارم برینم"

00:48:43.920 --> 00:48:47.624
‫"بذار یه جوری برم که

00:48:47.757 --> 00:48:50.059
‫بچه ها بگن اون مثل یه مرد رفت"

00:48:50.193 --> 00:48:53.363
‫"و خدایا اگه این کارو بکنی،

00:48:53.496 --> 00:48:56.099
‫هر روز اسمت رو به زبون میارم،

00:48:56.233 --> 00:48:59.635
‫و هر کاری از دستم بر بیاد
‫برای رفقای هم بندم انجام میدم...

00:49:00.871 --> 00:49:02.639
‫از این به بعد"

00:49:04.539 --> 00:49:07.177
‫همه ما اینجوری دعا میکنیم

00:49:07.309 --> 00:49:10.813
‫در لحظاتی که نزدیک فنا شدنیم

00:49:10.947 --> 00:49:13.516
‫اما فکر میکنم اون دعایی که کرد

00:49:13.650 --> 00:49:16.353
‫نتونست فراموشش کنه

00:49:21.224 --> 00:49:24.460
‫اون نگهبانی که بهش سنگ خورد

00:49:24.594 --> 00:49:28.264
‫نتونست کسی که سنگ رو
‫پرتاب کرده شناسایی کنه

00:49:28.396 --> 00:49:30.866
‫اگه اون میگفت،

00:49:31.000 --> 00:49:33.036
‫ "دنی تریهو سنگ رو پرت کرده..."

00:49:34.103 --> 00:49:36.004
‫تموم میشد

00:49:36.139 --> 00:49:38.474
‫فقط با یه کلمه

00:49:38.608 --> 00:49:42.345
‫و این راه عجیبیه

00:49:42.478 --> 00:49:44.614
‫برای دور زدن مرگ

00:49:46.548 --> 00:49:49.452
‫دنی زندگیش رو پس گرفته بود

00:49:51.320 --> 00:49:55.158
‫من شروع کردم به انجام کارای خیر

00:49:55.291 --> 00:49:58.327
‫من به عنوان یه اصلاح بهش نگاه نمیکردم،

00:49:58.460 --> 00:50:02.698
‫فکر میکردم سر قولم موندم

00:50:02.831 --> 00:50:07.369
‫سر قولم بمونم که آدم بهتری بشم

00:50:07.503 --> 00:50:09.639
‫و یادمه روز قبل از آزاد شدنم،

00:50:09.771 --> 00:50:13.476
‫روی تختم خوابیده بودم، همه
‫وسائلم رو داده بودم رفته بود

00:50:13.610 --> 00:50:18.315
‫و یادمه یه آدمی به اسم جانی هریسون

00:50:18.447 --> 00:50:22.518
‫که اواخر ۱۹۶۲ توی زندان دیدمش،

00:50:22.652 --> 00:50:26.556
‫گفت "چرا نمیای به ما ملحق بشی؟"

00:50:30.126 --> 00:50:32.394
‫و من به خودم قول دادم

00:50:32.527 --> 00:50:35.998
‫که برم به یه جلسه الکلی های گمنام

00:50:36.132 --> 00:50:38.501
‫قبل از انجام هر کار دیگه ای

00:50:43.172 --> 00:50:47.809
‫من ۲۳ آگوست ۱۹۶۲ اومدم بیرون

00:50:53.715 --> 00:50:55.217
‫یادمه وقتی از زندان اومدم بیرون،

00:50:55.351 --> 00:50:57.920
‫اولین چیزی که توی اتوبوس دیدم چی بود،

00:50:58.054 --> 00:51:00.889
‫گفتم "وای! یه توله سگ!"

00:51:01.023 --> 00:51:03.491
‫وای! یه سگ!

00:51:03.626 --> 00:51:05.695
‫ببین چه خوشگله

00:51:08.498 --> 00:51:12.369
‫من به یه آدمی زنگ زدم به اسم فرانک
‫روسو، فرانک روسو، فرانک روسو

00:51:12.501 --> 00:51:13.869
‫و همیشه اینو میگم چون به من گفت

00:51:14.003 --> 00:51:15.439
‫هیچ وقت اسمش رو نیارم

00:51:17.440 --> 00:51:20.242
‫اون اومد و من سوار ماشینش
‫شدم و گفت "چه خبر؟"

00:51:20.376 --> 00:51:23.612
‫و گفتم "میخوام برم خونه مامانم"

00:51:23.746 --> 00:51:27.250
‫اون برگشت به این خونه

00:51:27.382 --> 00:51:29.785
‫اون اومد دم در آهنی

00:51:29.918 --> 00:51:34.757
‫و گفت که مادربزرگم درو باز کرد،

00:51:34.889 --> 00:51:37.793
‫اما قفل در توری رو باز نکرد

00:51:37.927 --> 00:51:39.262
‫وقتی اونو دید

00:51:39.396 --> 00:51:41.564
‫من گفتم "مامان میتونم
‫یکی دو روز اینجا بمونم؟"

00:51:41.697 --> 00:51:43.399
‫ "برنامه های عفو مشروطم بهم ریخته"

00:51:43.532 --> 00:51:45.434
‫و مامانم روشو کرد سمت بابام

00:51:45.568 --> 00:51:47.369
‫که اونجا نشسته بود و گفت

00:51:47.503 --> 00:51:51.606
‫"دن، دنی میخواد بدونه که
‫میتونه دو روز اینجا بمونه"

00:51:51.740 --> 00:51:54.443
‫و بابام گفت "آره، بهش بگو آره"

00:51:54.577 --> 00:51:57.480
‫بدون این که نگاهش
‫رو از تلویزیون برداره

00:51:57.612 --> 00:51:59.982
‫و رفتم توی اتاقم و توی اتاقم نشستم

00:52:00.115 --> 00:52:02.085
‫و با خودم فکر کردم

00:52:02.217 --> 00:52:03.485
‫"این همون اتاقیه که توش بودم

00:52:03.619 --> 00:52:05.121
‫وقتی که ۱۳ سالم بود"

00:52:05.253 --> 00:52:07.990
‫حالا یه خلافکار سابقه دار ۲۶ ساله

00:52:08.123 --> 00:52:10.525
‫سارق مسلح بودم که خونه مامانشه

00:52:10.659 --> 00:52:12.194
‫و بابام حتی بهم سلامم نکرد،

00:52:12.327 --> 00:52:14.630
‫اون نمیخواد من اینجا باشم

00:52:14.764 --> 00:52:17.367
‫من از خودم متنفر بودم،

00:52:18.601 --> 00:52:20.503
‫بابام از خالکوبی متنفر بود

00:52:20.637 --> 00:52:23.172
‫و من میخواستم حالشو بگیرم

00:52:23.306 --> 00:52:26.643
‫من پاشدم و روی یه صندلی جلوی

00:52:26.775 --> 00:52:28.777
‫تلویزیونش نشستم

00:52:28.911 --> 00:52:32.214
‫من لباسمو در اوردم، یه
‫خالکوبی بزرگ روی سینم داشتم،

00:52:32.347 --> 00:52:33.615
‫و من داشتم آماده میشدم که بگم "هی،

00:52:33.750 --> 00:52:35.318
‫چه خبرا؟"

00:52:35.451 --> 00:52:39.956
‫و مامانم درست به موقع اومد و گفت،

00:52:40.088 --> 00:52:43.659
‫ "پسرم، کلوچه و شیر میخوای؟"

00:52:43.793 --> 00:52:45.929
‫همه اون ابهتش

00:52:46.061 --> 00:52:50.132
‫کاملا از بین رفت

00:52:50.266 --> 00:52:54.704
‫ما یه تصوری داشتیم در مورد
‫این که اوضاع چطور باید باشه

00:52:54.838 --> 00:52:56.105
‫و چطور میشه

00:52:56.239 --> 00:52:59.876
‫اما همه صدمات و آزارها

00:53:00.009 --> 00:53:03.112
‫و هرج و مرج هایی که
‫باعثشون شدیم رو فراموش میکنیم

00:53:03.246 --> 00:53:05.514
‫و همه این چیزا رو فراموش میکنم...

00:53:10.286 --> 00:53:12.688
‫اون به فرانک زنگ زد و رفت

00:53:12.822 --> 00:53:14.923
‫اون شب اونو ببینه

00:53:20.695 --> 00:53:24.534
‫بهترین کاری بود که توی زندگیم کردم

00:53:24.668 --> 00:53:29.372
‫اونا به من خوش آمد گفتن، چون آدمای
‫توی انجمن معتادها و الکلی های گمنام نمیگن،

00:53:29.505 --> 00:53:32.442
‫ "اوه، تو زندان بودی" تقریبا
‫یه مزیت حساب میشه این

00:53:35.378 --> 00:53:36.746
‫وقتی تصمیم گرفت

00:53:36.878 --> 00:53:38.213
‫که نمیخواد برگرده زندان

00:53:38.347 --> 00:53:39.782
‫و میخواد متفاوت باشه،

00:53:39.916 --> 00:53:43.119
‫باید قدم به قدم جلو میرفت

00:53:46.288 --> 00:53:47.824
‫یادمه که رفتم با یکی از
‫پشتیبان هام صحبت کردم،

00:53:47.956 --> 00:53:50.393
‫فردی به اسم سم هاردی

00:53:50.527 --> 00:53:51.894
‫انگار همیشه یه چیزی تو دهنش بود

00:53:52.027 --> 00:53:54.163
‫مثل دهاتیا

00:53:54.297 --> 00:53:58.835
‫و اون گفت "دنی، هر چیزی که داری...

00:54:01.036 --> 00:54:03.572
‫برای ترسوندنه، همه چیت"

00:54:03.706 --> 00:54:06.709
‫"جوری که حرف میزنی، جوری که راه میری،

00:54:06.842 --> 00:54:08.443
‫جوری که به بقیه نگاه میکنی"

00:54:08.577 --> 00:54:11.280
‫ "زنده موندن برای تو یعنی اول حمله کردن"

00:54:11.414 --> 00:54:14.617
‫"زنده موندن برای تو یعنی...

00:54:14.750 --> 00:54:16.918
‫اگه مجبور شدی یه نفر رو بکشی"

00:54:17.052 --> 00:54:20.422
‫"تو باید برای بقیه کارهایی بکنی

00:54:20.556 --> 00:54:24.927
‫و انتظار هیچ پاداشی نداشته باشی"

00:54:25.061 --> 00:54:27.930
‫اون یاد گرفت چطور به بقیه کمک کنه

00:54:28.063 --> 00:54:29.732
‫اون آشغالای

00:54:29.865 --> 00:54:31.568
‫همسایه بغلی رو میبرد بیرون

00:54:33.068 --> 00:54:35.672
‫چمن جلوی در خونه یه نفر رو کوتاه میکرد

00:54:35.804 --> 00:54:37.773
‫فقط برای این که
‫بهش کمک کرده باشه

00:54:37.907 --> 00:54:41.244
‫این روند همینطور ادامه داشت

00:54:41.376 --> 00:54:43.012
‫اون شمارش رو به بقیه داد،

00:54:43.146 --> 00:54:46.449
‫و بقیه بهش زنگ میزدن

00:54:46.581 --> 00:54:48.750
‫وقتی یه ماشین خریدم،
‫بقیه رو میرسوندم به جلسه ها،

00:54:48.884 --> 00:54:51.920
‫و به حرفاشون گوش میکردم

00:54:53.789 --> 00:54:57.125
‫من برای اوراقی کارلیسی شروع به کار کردم

00:54:57.259 --> 00:54:59.228
‫گیلبرت بعد حدود دو هفته یا یه هفته و نیم

00:54:59.362 --> 00:55:03.398
‫که از زندان در اومده بود
‫با یه ماشین جدید لینکن اومد،

00:55:03.532 --> 00:55:07.236
‫و از من پرسید "چه گهی داری میخوری؟"

00:55:07.369 --> 00:55:09.505
‫و من بهش گفتم "خفه شو
‫گیلبرت، من دارم کار میکنم"

00:55:09.639 --> 00:55:11.775
‫گفت "میدونم، اما این خجالت آوره"

00:55:11.907 --> 00:55:13.442
‫ "ما کارمون خلاف کردنه"

00:55:13.576 --> 00:55:16.012
‫و گفت "بیا اینا رو بگیر"

00:55:16.146 --> 00:55:19.448
‫و به من ۲۰۰ گرم هروئین و هزار دلار داد

00:55:19.581 --> 00:55:21.182
‫هزار دلار گذاشت و گفت،

00:55:21.317 --> 00:55:23.987
‫ "به خودت بیا، این چه وضعیه..."

00:55:24.119 --> 00:55:25.387
‫ "تو برای من کار میکنی"

00:55:25.521 --> 00:55:27.690
‫ "من پول دارم وضعم توپه" و...

00:55:27.822 --> 00:55:30.893
‫اون جان وین من بود. قهرمان من بود

00:55:31.027 --> 00:55:33.195
‫گفتم "گیلبرت برو گمشو،
‫من نمیتونم این کارو بکنم"

00:55:33.329 --> 00:55:35.531
‫و برای اولین بار دست رد به سینش زدم

00:55:35.664 --> 00:55:38.468
‫البته اون ۱۰۰۰ دلار رو برداشتم

00:55:38.601 --> 00:55:40.570
‫اما رفتم پشت اونجا و نشستم و فکر کردم،

00:55:40.702 --> 00:55:42.237
‫ "وای خدا"

00:55:42.371 --> 00:55:44.240
‫فرانک اومد و گفت

00:55:44.373 --> 00:55:46.141
‫ "دنی، میدونم چه حسی داری"

00:55:46.275 --> 00:55:49.479
‫ "خواهش میکنم فقط دو ماه صبر کن"

00:55:49.612 --> 00:55:51.514
‫ "خودت میدونی چی میشه"

00:55:51.648 --> 00:55:53.215
‫و دو سه ماه بعد،

00:55:53.349 --> 00:55:55.051
‫گیلبرت یه جایی با پلیس درگیر شد،

00:55:55.184 --> 00:55:57.721
‫دوباره برگشت زندان

00:56:00.188 --> 00:56:03.458
‫برای بعضیا این یه روش زندگیه

00:56:03.592 --> 00:56:06.028
‫که نمیتونن ازش فرار کنن

00:56:06.161 --> 00:56:09.331
‫عمو گیلبرت نمیتونست ازش فرار کنه

00:56:09.465 --> 00:56:11.867
‫برادر کوچیکم نتونست از این زندگی فرار کنه

00:56:13.936 --> 00:56:16.338
‫وقتی که مرد، ۵۰ گرم هروئین

00:56:16.472 --> 00:56:19.342
‫دو هزار دلار پول و مقداری
‫کوکائین با خودش داشت

00:56:19.474 --> 00:56:22.545
‫اون اوردوز کرد و مرد. پسرعموم پیداش کرد

00:56:28.985 --> 00:56:31.887
‫اون مثل برادر بزرگش بود

00:56:32.021 --> 00:56:33.756
‫حتی با این که دنی از
‫اون مسیر خارج شده بود،

00:56:33.889 --> 00:56:35.858
‫اون عاشق گیلبرت بود،

00:56:35.992 --> 00:56:39.128
‫اون همه چیزش بود

00:56:39.260 --> 00:56:41.197
‫وقتی بچه گیلبرت کوچیک بود
‫[گیلبرت کوچولو، بچه عمو گیلبرت]

00:56:41.329 --> 00:56:44.065
‫دنی اونو مثل بچه خودش
‫قبول کرد و بزرگش کرد،

00:56:44.199 --> 00:56:46.402
‫اما اونم...

00:56:46.536 --> 00:56:49.739
‫توی یه مسیر دیگه ای بود

00:56:49.871 --> 00:56:52.074
‫بعد از این که یه مدت ازش
‫نگهداری کردیم و رو به راه شد

00:56:52.208 --> 00:56:54.110
‫مامانش میخواست اونو پس بگیره...

00:56:54.242 --> 00:56:55.878
‫ولی بلافاصله مادرش کنترل اونو از دست داد

00:56:56.012 --> 00:56:58.515
‫و اون دوباره وقتش رو توی پارک میگذروند

00:57:00.014 --> 00:57:02.684
‫سن ۱۷ سالگی،

00:57:02.818 --> 00:57:04.787
‫به خاطر قتل شبه عمد رفت زندان

00:57:04.920 --> 00:57:07.623
‫با سه نفر دیگه،

00:57:07.757 --> 00:57:11.460
‫از ماشین به بیرون شلیک کرده
‫بودن و یه نفر رو کشته بودن...

00:57:11.594 --> 00:57:13.695
‫اون فقط یه بچه بود، ۱۷ سالش بود

00:57:13.829 --> 00:57:15.631
‫درگیر خلاف شده بود

00:57:15.764 --> 00:57:18.400
‫مواد و چیزای دیگه

00:57:18.534 --> 00:57:20.903
‫چه مدتی گیلبرت حبس کشیده بود؟

00:57:21.036 --> 00:57:22.605
‫۳۸ سال

00:57:24.873 --> 00:57:26.342
‫هنوز کسی رو ندیدم که

00:57:26.474 --> 00:57:28.643
‫به عنوان یه معتاد مواد یا الکلی

00:57:28.777 --> 00:57:31.847
‫موفق بشه و به جایی رسیده باشه

00:57:31.981 --> 00:57:35.418
‫اونا میمیرن، یا دیوونه میشن یا میرن زندان

00:57:42.724 --> 00:57:45.760
‫من شدم مشاور ترک اعتیاد

00:57:45.893 --> 00:57:50.165
‫خیلی پول توش نبود، اما مزیت های خوبی داشت

00:57:50.300 --> 00:57:53.402
‫اونجا جایی بود که میتونست حقیقت رو بگه

00:57:53.536 --> 00:57:55.938
‫بذار من اشتباهات بچگیم رو بگم

00:57:56.070 --> 00:57:59.741
‫که شماها لازم نباشه اونا رو تکرار کنید

00:57:59.875 --> 00:58:03.478
‫دنی خیلی تو جلسات معتادها و
‫الکلی های گمنام مشهور شده بود

00:58:03.612 --> 00:58:08.416
‫اونو همه جای آمریکا
‫دعوت میکردن تا صحبت کنه

00:58:08.550 --> 00:58:10.853
‫اون فرصت اینو داشت
‫که مشاور ترک اعتیاد بشه

00:58:10.987 --> 00:58:12.989
‫اون فرصت برای اون یه
‫فرصت دیگه رو ایجاد کرد

00:58:13.121 --> 00:58:14.455
‫تا یه شب به یه نفر کمک کنه،

00:58:14.590 --> 00:58:17.326
‫تا اونو به اولین فیلمش برسونه

00:58:22.764 --> 00:58:27.135
‫اون حدود ۲۰ سال از زندان بیرون بود

00:58:27.268 --> 00:58:31.873
‫یکی از بچه هایی که بهش
‫کمک میکرد، به اون زنگ زد

00:58:32.007 --> 00:58:34.976
‫دنی داشت برنامه جانی کارسون رو میدید
‫[مجری تلویزیونی]

00:58:35.110 --> 00:58:38.246
‫گفت "اینجا خیلی وضع خرابه"

00:58:38.380 --> 00:58:40.482
‫اون گفت "صبر کن، الان میام اونجا"

00:58:40.617 --> 00:58:43.752
‫و اون به این انبار رفت

00:58:43.885 --> 00:58:47.322
‫اون وارد یه انبار شد که
‫صحنه فیلمبرداری فیلم بود،

00:58:47.456 --> 00:58:49.992
‫صحنه فیلم "قطار فرار"

00:58:50.125 --> 00:58:52.827
‫چند نفر آدم یونیفرم آبی پوشیده بودن

00:58:52.960 --> 00:58:54.829
‫مثل زندان

00:58:54.963 --> 00:58:56.898
‫من این آدما رو تماشا میکردم
‫[فیلم قطار زندان، ۱۹۸۵]

00:58:57.032 --> 00:58:59.567
‫که لباس زندان داشتن

00:58:59.702 --> 00:59:04.140
‫یکی گفت "خفن به نظر میام؟"

00:59:04.273 --> 00:59:06.909
‫گفتم "آره، به عنوان نوچه
‫یه نفر توی زندون واقعی خفنی"

00:59:07.043 --> 00:59:10.479
‫یه نفر اومد سراغش و گفت
‫ "میخوای سیاهی لشکر باشی؟"

00:59:10.612 --> 00:59:12.414
‫دنی گفت "سیاهی لشکر چیه؟"

00:59:12.547 --> 00:59:14.216
‫اون گفت "میتونی نقش
‫یه زندانی رو بازی کنی؟"

00:59:14.349 --> 00:59:16.351
‫دنی گفت "یه امتحانی میکنم"

00:59:16.485 --> 00:59:19.821
‫اون گفت "ما روزی ۵۰ دلار بهت میدیم"
‫و اون گفت "وای، باشه!"

00:59:19.956 --> 00:59:23.025
‫گفت "شماها نمیدونید،
‫اما این رنگ آبی زندان،

00:59:23.157 --> 00:59:25.060
‫خیلی به من میاد"

00:59:25.193 --> 00:59:27.230
‫اون لباسش رو در اورد،

00:59:27.362 --> 00:59:30.231
‫ادی بانکر که نویسنده
‫بود خالکوبی اون رو دید

00:59:30.365 --> 00:59:34.202
‫و گفت "وای خدا، من تو رو
‫میشناسم، تو دنی تریهو هستی"

00:59:34.336 --> 00:59:38.606
‫"تو قهرمان بوکس هستی
‫و خیلی چیزای دیگه"

00:59:38.740 --> 00:59:41.476
‫و اون گفت "ما به یه نفر نیاز داریم که

00:59:41.610 --> 00:59:44.480
‫به یکی از بازیگرا بوکس یاد بده"

00:59:44.612 --> 00:59:46.981
‫و من گفتم "دستمزدش چقدره؟"

00:59:47.115 --> 00:59:50.420
‫اون گفت "۳۲۰ دلار در روز"

00:59:50.552 --> 00:59:52.788
‫من گفتم "مگه میخواید چقدر کتکش بزنم؟"

00:59:52.922 --> 00:59:54.624
‫گفت "نه، باید خیلی مراقب باشی، این بازیگره

00:59:54.757 --> 00:59:57.860
‫خیلی کم تحمله، ممکنه
‫حسابی تو رو بزنه"

00:59:57.992 --> 01:00:01.396
‫گفتم "با ۳۲۰ دلار اصلا بهش
‫چوبم بده منو بزنه، دیوونه شدی؟"

01:00:01.530 --> 01:00:03.431
‫ "من قبلا مجانی کتک میخوردم!"

01:00:03.565 --> 01:00:07.569
‫در این زمان، کارگردان که
‫یه نجیب زاده روسی بود اومد

01:00:07.702 --> 01:00:12.373
‫و اینجوری کرد...

01:00:12.507 --> 01:00:15.276
‫و دنی گفت "این علامت
‫کدوم دسته خلافکاریه؟"

01:00:15.411 --> 01:00:19.213
‫و اون کارگردان به خالکوبیش نگاه کرد،

01:00:19.347 --> 01:00:23.885
‫و گفت "تو توی فیلم من بازی میکنی"
‫[آندره کونچالوسکی]

01:00:24.018 --> 01:00:25.820
‫و یادمه گفت "تو دوست من میشی"

01:00:25.954 --> 01:00:28.423
‫اگه توی زندان باشی، خوشت نمیاد بقیه بگن

01:00:28.557 --> 01:00:32.027
‫ "تو دوست من میشی"

01:00:32.159 --> 01:00:34.996
‫و بعد آندره منو بوس کرد، گونه منو بوس کرد،

01:00:35.130 --> 01:00:37.800
‫و بعد اون یکی گونم رو بوس کرد و رفت

01:00:37.934 --> 01:00:39.301
‫و من یادمه به ادی گفتم،

01:00:39.434 --> 01:00:41.702
‫"ببین، اگه قرار باشه یه پیرمرد رو بوس کنم،

01:00:41.836 --> 01:00:43.005
‫پول بیشتری میخوام"

01:00:43.139 --> 01:00:44.774
‫و اون گفت "نه، نه، اون اروپاییه"

01:00:44.907 --> 01:00:47.109
‫من نمیدونستم اروپایی ها بوس میکنن همو!

01:00:47.242 --> 01:00:48.377
‫اون شروع بازیگریش بود

01:00:48.510 --> 01:00:50.646
‫با فیلم "قطار فرار"

01:00:50.780 --> 01:00:54.283
‫و این قسمت جالب داستانشه

01:00:54.416 --> 01:00:58.054
‫انگار از محله پاکویما بری به ماه

01:00:58.186 --> 01:01:00.822
‫اون هیچ وقت هالیوود نرفته بود...

01:01:00.956 --> 01:01:03.325
‫نزدیک ترین جایی که
‫رفته بود ایست هالیوود بود

01:01:03.458 --> 01:01:05.426
‫یه روزی اون دستمزدش رو گرفت

01:01:05.561 --> 01:01:07.796
‫و فکر کرد زیادی پول گرفته

01:01:07.929 --> 01:01:10.132
‫اولین چک حقوقی که گرفتم بیشتر از اون

01:01:10.264 --> 01:01:12.268
‫۳۲۰ دلاری بود که انتظارش
‫رو داشتم. گفتم یعنی چی؟

01:01:12.400 --> 01:01:14.103
‫یادمه اون چک رو گذاشتم توی جیبم،

01:01:14.235 --> 01:01:16.103
‫مثل موشک رفتم بانک

01:01:16.237 --> 01:01:17.705
‫تا سریع نقدش کنم،
‫چون اونا سوتی داده بودن

01:01:17.838 --> 01:01:20.208
‫چون خیلی از چیزی که
‫انتظار داشتم پول بیشتری دادن

01:01:20.342 --> 01:01:21.676
‫گفتن "نه، نه، نه، این حقوقیه که میگیری"

01:01:21.809 --> 01:01:23.846
‫ "هر هفته این پول رو میگیری، حسابش درسته"

01:01:23.978 --> 01:01:26.114
‫اون باورش نمیشد

01:01:26.248 --> 01:01:27.348
‫فقط توی

01:01:27.483 --> 01:01:31.220
‫کلاس کاری تغییر نمیکنی،

01:01:31.353 --> 01:01:36.091
‫از نظر فرهنگی هم تغییر میکنی

01:01:40.394 --> 01:01:42.331
‫ادی راهنمای دنی بود

01:01:42.463 --> 01:01:46.034
‫برای موفقیت توی هالیوود

01:01:46.168 --> 01:01:48.771
‫ادی آی کیوی خیلی بالایی داشت

01:01:48.903 --> 01:01:52.541
‫اون بیشتر از دنی حبس کشیده بود

01:01:52.675 --> 01:01:56.077
‫از هشت سالگی تو خیابونا بزرگ شده بود

01:01:56.210 --> 01:02:01.015
‫اون نقشه دزدی ها رو میکشید و میفروخت

01:02:01.150 --> 01:02:03.318
‫ادی عمو گیلبرت رو میشناخت

01:02:03.452 --> 01:02:07.223
‫عمو گیلبرت از ادی نقشه دزدی خریده بود

01:02:07.356 --> 01:02:08.991
‫اون دنی رو وارد این کار کرده بود

01:02:09.125 --> 01:02:12.894
‫و اون همه راه و چاه این "دار و دسته" رو

01:02:13.027 --> 01:02:14.395
‫بهش یاد داده بود،

01:02:14.530 --> 01:02:16.198
‫چون هالیوود همش دار و دسته هست

01:02:16.331 --> 01:02:17.333
‫اگه ندونی چی به چیه

01:02:17.467 --> 01:02:19.067
‫به مشکل میخوری

01:02:19.201 --> 01:02:20.903
‫اونا هر روز به سیاهی لشکرها پول میدادن،

01:02:21.036 --> 01:02:23.105
‫توی "قطار دزدی" ۳۰۰ تا سیاهی لشکر بود

01:02:23.237 --> 01:02:25.707
‫اونا هر روز به اریک پول میدادن،

01:02:25.840 --> 01:02:28.009
‫به جان ویت روزانه پول میدادن
‫[بازیگر فیلم قطار دزدی]

01:02:28.143 --> 01:02:29.445
‫یادمه که توی پارکینگ نشسته بودم

01:02:29.577 --> 01:02:31.380
‫و سیگار میکشیدم و دیدم یه نفر اومد

01:02:31.512 --> 01:02:33.415
‫ماشینش رو پارک کرد و
‫دیدم یه کیف بزرگ دستشه

01:02:33.548 --> 01:02:35.583
‫و داره میره

01:02:35.717 --> 01:02:37.286
‫گفتم وای،

01:02:37.418 --> 01:02:39.887
‫میدونستم توی اون کیف فقط پوله

01:02:40.021 --> 01:02:43.092
‫و یادمه ادی بانکر اومد و
‫گفت "چه گوهی میخوری؟"

01:02:43.224 --> 01:02:45.594
‫گفتم "بشین روی ماشین، اینو ببین"

01:02:45.728 --> 01:02:47.663
‫ادی اومد گفت،

01:02:47.795 --> 01:02:49.797
‫"فقط همین؟" گفتم "آره، همین"

01:02:49.931 --> 01:02:53.503
‫شیش، هفت هشت هزار
‫دلار توی اون چیز پول بود

01:02:53.635 --> 01:02:56.905
‫و ادی گفت "اون پول خورده

01:02:57.039 --> 01:02:58.273
‫چیزی که داری میگی،

01:02:58.407 --> 01:02:59.574
‫پول خورده"

01:02:59.708 --> 01:03:01.976
‫اون گفت "دنی، این
‫جوری که بقیه رو نگاه میکنی،

01:03:02.110 --> 01:03:05.079
‫و این جوری که بازی میکنی...

01:03:05.213 --> 01:03:08.384
‫اگه این کارو ادامه بدی اون
‫برات پول خورد به حساب میاد"

01:03:08.516 --> 01:03:11.553
‫اونقدر پول رو توی جیبت داری"

01:03:11.686 --> 01:03:15.423
‫"هالیوود آدمایی رو میخواد که
‫میتونن ادای گردن کلفتا رو در بیارن

01:03:15.557 --> 01:03:17.425
‫اونا گردن کلفت نمیخوان"

01:03:17.559 --> 01:03:21.597
‫تو باید سریع بقیه رو خلع سلاح کنی"

01:03:21.731 --> 01:03:23.299
‫گفتم "منظورت چیه ادی؟"
‫گفت "میدونی چیه؟

01:03:23.431 --> 01:03:24.966
‫مردم از تو میترسن دنی

01:03:25.099 --> 01:03:27.135
‫ما سر صحنه یه فیلم
‫هستیم و بقیه از تو میترسن

01:03:27.268 --> 01:03:30.905
‫چون یه نگاهی داریم
‫که میگه من تو رو میکشم،

01:03:31.039 --> 01:03:33.976
‫و آدمایی که لباسات رو هم میشورن میکشم"

01:03:40.148 --> 01:03:42.150
‫خیلی سریع توی کارم پیشرفت کردم

01:03:42.284 --> 01:03:45.653
‫مثل بازی کردن فیلم پورن بود،
‫هر باری که میرفتم سر صحنه

01:03:45.786 --> 01:03:47.054
‫اولین چیزی که کارگردان میگفت این بود،

01:03:47.188 --> 01:03:48.656
‫ "لباست رو در بیار"

01:03:48.791 --> 01:03:50.793
‫چون میخواستن اون خالکوبی رو ببینن

01:03:52.594 --> 01:03:55.497
‫یه دختری داشت از من مصاحبه میکرد و پرسید

01:03:55.630 --> 01:03:57.498
‫"نمیترسی برای بازی
‫توی یه نقش کلیشه بشی؟"

01:03:57.632 --> 01:03:58.967
‫من گفتم "یعنی چی؟"

01:03:59.101 --> 01:04:00.369
‫گفت "خب دنی، تو همیشه

01:04:00.501 --> 01:04:03.137
‫نقش یه مکزیکی بدجنس
‫خالکوبی دار رو بازی میکنی"

01:04:03.271 --> 01:04:04.907
‫من بهش فکر کردم و گفتم،

01:04:05.039 --> 01:04:08.043
‫"خب من یه مکزیکی بدجنسم که خالکوبی داره،

01:04:08.175 --> 01:04:10.444
‫پس بالاخره انگار یه نفر منو فهمید"

01:04:14.650 --> 01:04:16.285
‫تو هیچ وقت کلاس بازیگری نرفتی...

01:04:16.418 --> 01:04:20.188
‫راستش من توی قسمت هنرهای
‫نمایشی زندان سن کوئینتین آموزش دیدم

01:04:20.322 --> 01:04:22.458
‫آره

01:04:22.590 --> 01:04:25.860
‫اتفاق خوبی که افتاد این
‫بود که من حین کار یاد گرفتم

01:04:25.994 --> 01:04:28.797
‫چون پنج سال اول بازیگریم،

01:04:28.929 --> 01:04:30.865
‫من اسم نقشم تو تیتراژ
‫فیلم زندانی شماره ۱ بود،

01:04:31.000 --> 01:04:34.168
‫زندانی شماره ۱، شماره ۱۰

01:04:34.302 --> 01:04:36.672
‫- لاتین شماره ۱
‫- مکزیکی شماره ۱

01:04:36.804 --> 01:04:39.741
‫خلافکار شماره ۱، خلافکار شماره ۲

01:04:39.875 --> 01:04:42.878
‫- زندانی خالکوبی دار
‫- مرد فریاد زن

01:04:43.010 --> 01:04:45.012
‫من نقش مثبت بازی میکنم،
‫نقش منفی بازی میکنم،

01:04:45.146 --> 01:04:47.014
‫من نقش گل فروش بازی میکنم،

01:04:47.148 --> 01:04:49.384
‫نقش مسئول خشک شویی
‫رو بازی میکنم، مهم نیست

01:04:49.518 --> 01:04:52.186
‫من بازی میکنم، و دستمزدم چقدره؟

01:04:52.320 --> 01:04:53.555
‫سالی که من به دنیا اومدم سالی بود که

01:04:53.688 --> 01:04:57.224
‫اولین شخصیت اسم دارش رو بازی کرد

01:05:01.362 --> 01:05:03.098
‫"آرزوی مرگ ۴"
‫[محصول ۱۹۸۷]

01:05:05.534 --> 01:05:07.103
‫با بازی چارلز برانسون

01:05:08.536 --> 01:05:10.205
‫آرت سنلا

01:05:10.338 --> 01:05:11.773
‫اون دست چارلز برانسون رو میگیره و میگه،

01:05:11.907 --> 01:05:14.409
‫ "هی، من تو رو از جایی نمیشناسم؟"

01:05:14.543 --> 01:05:16.378
‫هی، من تو رو از جایی نمیشناسم؟

01:05:16.510 --> 01:05:19.081
‫فکر نکنم

01:05:19.213 --> 01:05:21.717
‫چارلز برانسون آب میریزه
‫روی صورتش و اونو میترکونه،

01:05:21.849 --> 01:05:24.952
‫چون این فیلم "آرزوی مرگه"

01:05:25.085 --> 01:05:27.055
‫ما سر صحنه اون فیلم بودیم و خوش میگذروندیم

01:05:27.188 --> 01:05:29.690
‫و پری لوپز نقش یه آدم
‫مسنی رو بازی میکرد

01:05:29.824 --> 01:05:31.726
‫و این بچه باهاش لج کرد

01:05:34.096 --> 01:05:36.731
‫فکر میکردم اونا همو میشناسن

01:05:36.864 --> 01:05:40.135
‫اون بچهه اومد گفت "من
‫مدرسه بازیگری هولیارد رفتم"

01:05:40.268 --> 01:05:42.404
‫ "فقط یه کارگردان هست"

01:05:42.538 --> 01:05:45.507
‫من بالاخره صبرم تموم شد
‫و گفتم "ببین بچه جون

01:05:45.641 --> 01:05:47.675
‫نمیدونم فکر کردی چه خری هستی،

01:05:47.809 --> 01:05:51.112
‫اما من تصمیم گرفتم اون کارگردان باشه،

01:05:51.246 --> 01:05:54.349
‫کاری که میگه بکن و گرنه
‫اونقدر میزنمت تا بمیری"

01:05:54.483 --> 01:05:56.151
‫گفت "اما من میخوام توی شخصیتم بمونم"

01:05:56.284 --> 01:05:59.587
‫گفتم "شخصیتت قراره کتک بخوره،

01:05:59.722 --> 01:06:02.424
‫حالا بیخیال شو، فکر میکنم
‫باید از اون عذرخواهی کنی"

01:06:02.556 --> 01:06:05.860
‫و اون گفت "ببخشید آقای لوپز"

01:06:05.994 --> 01:06:07.628
‫و بعد سرمو برگردوندم،

01:06:07.762 --> 01:06:11.133
‫و کارگردان اونجا وایساده بود
‫[جی لی تامپسون، کارگردان]

01:06:11.266 --> 01:06:14.234
‫اصلا دلت نمیخواد که

01:06:14.369 --> 01:06:16.238
‫یه کارگردان بشنوه

01:06:16.371 --> 01:06:18.807
‫میخوای یکی از بازیگراشو
‫اونقدر بزنی تا بمیره

01:06:18.940 --> 01:06:23.477
‫و یادمه اون به من نگاه کرد و گفت...

01:06:23.612 --> 01:06:25.114
‫"ما با اون یکم مشکل داشتیم،

01:06:25.246 --> 01:06:27.681
‫اما فکر نکنم دیگه مشکل ساز بشه"

01:06:27.815 --> 01:06:29.317
‫و اون گذاشت رفت

01:06:29.451 --> 01:06:32.186
‫چارلز برانسون اونجا بود

01:06:32.320 --> 01:06:36.792
‫من برگشتم و اون به من نگاه کرد و گفت...

01:06:36.925 --> 01:06:38.860
‫ "تو یه جور مشاور ترک اعتیادی، مگه نه؟"

01:06:38.994 --> 01:06:41.630
‫من گفتم "آره"

01:06:41.764 --> 01:06:44.032
‫اون چارلز برانسون بود من جلوش پشمم نبودم
‫[چقدر مشتی و خاکیه]

01:06:44.166 --> 01:06:46.835
‫و اون گفت...

01:06:46.969 --> 01:06:48.336
‫ "من از نحوه مشاوره دادنت خوشم میاد"

01:06:48.469 --> 01:06:51.806
‫و گذاشت رفت

01:06:51.940 --> 01:06:54.675
‫فکر کنم این یکی از بهترین
‫نصحیت هایی بود که به من کرد

01:06:54.809 --> 01:06:56.644
‫کل دنیا میتونه فکر کنه
‫تو یه ستاره سینما هستی،

01:06:56.778 --> 01:06:58.079
‫اما خودت نمیتونی این فکرو بکنی

01:06:58.213 --> 01:07:00.082
‫من عاشق این حرفش بودم

01:07:00.215 --> 01:07:03.919
‫من فکر میکردم یه نفر
‫مثل دنی به طور خودکار

01:07:04.052 --> 01:07:05.887
‫اینجور آدمی باشه که بگه
‫"من مادرجنده ای مثل تو رو

01:07:06.021 --> 01:07:07.823
‫ده سال پیش میکشتم، چه برسه به الان"

01:07:07.956 --> 01:07:10.925
‫و ولت کنه بره

01:07:11.059 --> 01:07:14.463
‫اون آدمیه که خون و مرگ رو دیده،

01:07:14.597 --> 01:07:17.632
‫اونم قبل این که ۱۵-۱۶ سالش بشه

01:07:17.766 --> 01:07:21.037
‫توی هالیوود اینجوریه، همه حرف میزنن

01:07:27.943 --> 01:07:30.345
‫از فیلم "خون میرود، خون میاید"
‫با دفتر برنامه هام تماس گرفتن

01:07:30.478 --> 01:07:33.348
‫من با تیلور هکفورد حرف
‫زدم و خیلی ازش خوشم اومد

01:07:33.481 --> 01:07:35.416
‫فکر میکنم اون یکی از
‫اولین بارهایی بود که پدرم

01:07:35.550 --> 01:07:39.655
‫بعد از بیرون اومدن از
‫زندان برگشت توی زندان

01:07:39.789 --> 01:07:41.690
‫اونا اسمای ما رو داد میزدن،

01:07:41.822 --> 01:07:43.591
‫ "پری، هی، چه خبر!"

01:07:43.726 --> 01:07:47.863
‫ "تریهو! بیا تو سلول من!"

01:07:47.996 --> 01:07:50.764
‫فکر کنم اولین باری که
‫دیدمش فیلم "دسپرادو" بود

01:07:50.898 --> 01:07:53.935
‫من با خودم فکر کردم "اون دیگه کیه؟
‫خایه هام چسبید زیر گلوم از بس ترسناکه!

01:07:54.068 --> 01:07:56.438
‫این دیگه از کجا اومده؟"

01:07:58.273 --> 01:08:00.809
‫من دنی رو به یه تست بازیگری فرستادم
‫[فیلم دسپرادو، ۱۹۹۵]

01:08:02.043 --> 01:08:04.246
‫بدون این که چیزی بدونم

01:08:04.378 --> 01:08:06.981
‫من به یه قاتل ساکت نیاز
‫داشتم که چاقو داشته باشه،
‫[رابرت رودریگز، کارگردان و دوست دنی]

01:08:07.115 --> 01:08:08.784
‫برای همین به مسئول
‫انتخاب بازیگر گفتم،

01:08:08.916 --> 01:08:11.420
‫"یه نفر رو برام پیدا کن
‫که خیلی شرور به نظر بیاد

01:08:11.552 --> 01:08:13.288
‫چون اون دیالوگی نداره"

01:08:13.420 --> 01:08:15.456
‫و اون اومد داخل و گفتم "پشمام"

01:08:15.590 --> 01:08:17.291
‫اون به من نگاه کرد و گفت،

01:08:17.425 --> 01:08:20.429
‫ "تو شبیه آدم بدای دبیرستانی که بودم هستی"

01:08:20.561 --> 01:08:24.599
‫و من گفتم "من همون آدم بدای دبیرستانتونم"

01:08:26.268 --> 01:08:27.903
‫من دنی رو ندیده بودم

01:08:28.036 --> 01:08:30.905
‫قبل این که سر صحنه بیاد

01:08:31.039 --> 01:08:32.975
‫هر چقدر هم زود بیدار میشدی، اون قبلش

01:08:33.108 --> 01:08:35.244
‫بیدار بود و بیرون در اتاقت وایساده بود

01:08:35.377 --> 01:08:37.913
‫واقعا اینطور بود، میگفتی "سلام دن"
‫اونم میگفت "سلام، میای بریم قدم بزنیم؟"

01:08:38.046 --> 01:08:41.482
‫اون از همون اولش شخصیت جالبی بود

01:08:41.617 --> 01:08:43.452
‫من با سلما هایک آشنا شدم،

01:08:43.585 --> 01:08:46.887
‫و اون توی زیبایی نظیر نداشت

01:08:47.021 --> 01:08:48.355
‫من رفتم پیشش گفتم،

01:08:48.489 --> 01:08:51.760
‫"ببین، دو تا بانک انتخاب کن،

01:08:51.893 --> 01:08:53.162
‫من برات خالیشون میکنم"

01:08:53.295 --> 01:08:55.497
‫سلما خیلی بامزه بود و گفت "فقط دو تا؟"

01:08:55.631 --> 01:08:58.333
‫وقتی برای اولین بار
‫اونو دیدم، اون منو دید،
‫[برنامه گراهام نورتون]

01:08:58.466 --> 01:09:02.036
‫و اومد سمت من و لباسش رو پاره کرد

01:09:03.738 --> 01:09:07.141
‫و گفت "من قبل این که
‫بشناسمت میشناختمت!"

01:09:07.275 --> 01:09:10.045
‫ "قبل این که بشناسمت رویای تو رو داشتم!"

01:09:10.177 --> 01:09:14.148
‫و همونجا عکس یه زنی بود

01:09:14.282 --> 01:09:16.784
‫که دقیقا شبیه من بود

01:09:16.918 --> 01:09:18.787
‫و من بهش تتوی خودم رو نشون دادم و گفتم،

01:09:18.920 --> 01:09:20.654
‫ "این عکس توئه عزیز"

01:09:20.788 --> 01:09:24.792
‫اون گفت "وای باعث افتخارمه"

01:09:24.926 --> 01:09:27.496
‫رابرت رودریگز با ما فامیل بود

01:09:27.630 --> 01:09:30.131
‫اونا نمیدونستن تا وقتی که سر صحنه اومدن

01:09:30.265 --> 01:09:33.768
‫و سر فیلمبرداری فهمیدن
‫اونا پسرعموی ناتنی هستن

01:09:33.902 --> 01:09:36.438
‫ما سر صحنه فهمیدیم که پسرعمو هستیم

01:09:36.572 --> 01:09:38.806
‫گفتم "چه خوب، نقشم
‫رو پر رنگ تر کن داداش"

01:09:38.939 --> 01:09:40.942
‫"نقشمو بیشتر کن، نقشمو
‫بیشتر کن، یه دیالوگ به من بده..."

01:09:41.076 --> 01:09:42.543
‫گفتم "نه، من به تو دیالوگ نمیدم"

01:09:42.676 --> 01:09:44.779
‫"اگه بهت دیالوگ بدم، این
‫مرموز بودنت از بین میره"

01:09:44.912 --> 01:09:47.381
‫دنی تو کل فیلم یه دیالوگ هم نداشت،

01:09:47.515 --> 01:09:49.284
‫و این خیلی جالبه چون تو همیشه

01:09:49.417 --> 01:09:51.152
‫شخصیتش رو یادت میمونه،
‫اون مرده که چاقو داشت

01:09:51.286 --> 01:09:53.355
‫اما توی کل فیلم هیچی نگفت

01:09:53.488 --> 01:09:55.590
‫گفتم "داداش یه دیالوگ به
‫من بده، ناسلامتی پسرعموتم"

01:09:55.722 --> 01:09:57.859
‫گفت "نه دنی، صبر کن"

01:09:57.993 --> 01:09:59.561
‫و اون منو وارد صحنه میکرد،

01:09:59.694 --> 01:10:00.996
‫ "بهش نگاه کن، اونجوری نگاهش کن..."

01:10:01.130 --> 01:10:03.265
‫گفتم "رابرت به من دیالوگ بده"

01:10:03.398 --> 01:10:05.667
‫و بعدا یه نفر از من پرسید،

01:10:05.800 --> 01:10:08.704
‫"دنی تو یه کلمه هم حرف نمیزنی

01:10:08.837 --> 01:10:11.039
‫و با این حال شخصیتت خیلی قویه

01:10:11.171 --> 01:10:14.042
‫این انتخاب خودت بوده که حرف نزنی؟"
‫من گفتم "کاملا!"

01:10:16.878 --> 01:10:20.381
‫فکر کنم رابرت به من انگشت
‫وسطش رو نشون داد، مطمئن نیستم

01:10:20.515 --> 01:10:23.418
‫از شخصی که زندان رفته خواستن

01:10:23.551 --> 01:10:25.654
‫بدون حرف زدن ترسناک باشه،

01:10:25.787 --> 01:10:28.356
‫برای همین توی صحنه هاش همه رو محسور میکرد

01:10:28.489 --> 01:10:32.726
‫این واقعا باعث پیشرفتش شد

01:10:36.564 --> 01:10:38.832
‫اون همیشه در مورد "مخمصه" حرف میزنه

01:10:38.966 --> 01:10:41.769
‫اون گفت "آبجی، اگه من این نقش رو بگیرم،

01:10:41.903 --> 01:10:44.073
‫من رو به یه سطح دیگه ای میبره"

01:10:44.466 --> 01:10:47.166
‫[مخمصه، ۱۹۹۵]

01:10:47.208 --> 01:10:51.679
‫فکر میکنم اون یه نقطه عطف توی زندگیم بود

01:10:51.813 --> 01:10:54.750
‫رابرت دنیرویی که توی
‫"راننده تاکسی" بازی کرده بود

01:10:54.882 --> 01:10:58.153
‫آلپاچینو؟ جان ویت؟

01:10:58.286 --> 01:11:00.889
‫هر جا بری باهاتم
‫[جمله وال کیلمر در فیلم "توم استون"]

01:11:01.023 --> 01:11:02.724
‫این دیگه آخر خط بود،

01:11:02.858 --> 01:11:04.927
‫من میتونستم باهاش کار کنم، باهاش حرف بزنم،

01:11:05.060 --> 01:11:07.462
‫میتونستم باهاش ناهار بخورم

01:11:07.595 --> 01:11:10.297
‫تو دیگه آدم بده نبودی

01:11:10.431 --> 01:11:12.900
‫تو یه بازیگر بودی

01:11:13.033 --> 01:11:16.304
‫توی فیلم "مخمصه" اون مشاور بود

01:11:16.438 --> 01:11:20.742
‫اون و ادی بانکر مجرمای اونجا بودن

01:11:20.875 --> 01:11:23.645
‫"خب، ما چطور این کارو انجام بدیم؟"
‫"خب...

01:11:23.779 --> 01:11:26.715
‫نه، باید اینجوری انجام بدی، نه اینجوری...

01:11:26.847 --> 01:11:30.918
‫شخصیت جان ویت بر اساس ادی ساخته شده بود

01:11:31.051 --> 01:11:34.221
‫جان ویت اومد توی اتاق گریم،

01:11:34.355 --> 01:11:36.757
‫یه عکس اونجا چسبوند

01:11:36.891 --> 01:11:38.460
‫و گفت "میخوام این شکلی باشم"

01:11:38.594 --> 01:11:39.961
‫آدمایی که ادی رو نمیشناختن میگفتن،

01:11:40.094 --> 01:11:44.298
‫ "وای خودشه؟" نه، اون جان ویت بود

01:11:44.431 --> 01:11:47.603
‫مایکل مان فیلمی به اسم "جریکو مایل" ساخته
‫[کارگردان "مخمصه"]

01:11:47.735 --> 01:11:49.970
‫اون اینو اعتراف نمیکه، اما واقعیت اینه
‫[فیلم جریکو مایل، ۱۹۷۹]

01:11:50.104 --> 01:11:51.906
‫اون زندان فالسوم رو درست کرده بود

01:11:52.039 --> 01:11:56.711
‫برای این که مکزیکیها
‫رو به کار بگیری...

01:11:56.845 --> 01:12:01.216
‫تو باید با یه جور... اتحادیه...

01:12:01.349 --> 01:12:04.153
‫با رهبرای اتحادیه حرف
‫بزنی، اونایی که رئیسن

01:12:04.286 --> 01:12:07.622
‫عمو گیلبرت پدرم هنوز توی زندان بود

01:12:07.756 --> 01:12:10.125
‫ما آخرش با عمو گیلبرتم حرف زدیم،

01:12:10.257 --> 01:12:12.527
‫و چند تا کله گنده دیگه،

01:12:12.661 --> 01:12:14.462
‫و بعد وقتی که قرار شد توی مخمصه بازی کنم

01:12:14.595 --> 01:12:16.063
‫اون اومد پیش من و گفت،

01:12:16.198 --> 01:12:21.036
‫"دنی؟ مشکلی نداره اسمت
‫رو بذاریم گیلبرت تریهو؟"

01:12:22.970 --> 01:12:25.939
‫و من میخواستم به عموم ادای احترام کنم

01:12:26.073 --> 01:12:28.876
‫من گفتم "نه بابا، ممنون"

01:12:29.010 --> 01:12:33.382
‫اگه "مخمصه" رو تماشا کرده باشید،
‫اسم من توی اون فیلم گیلبرت تریهو هست

01:12:35.850 --> 01:12:38.519
‫اون یکی از فیلمهای نادری هست که

01:12:38.653 --> 01:12:43.057
‫بابام توش بود و من بخاطرش شوکه شدم

01:12:43.192 --> 01:12:45.661
‫ما اونجا نشسته بودیم...

01:12:45.793 --> 01:12:47.295
‫و فیلم رو میدیدیم، نگاه میکردیم،

01:12:47.429 --> 01:12:48.829
‫مطمئن میشدیم هنوز زندست،
‫دوباره فیلم رو میدیدیم،

01:12:48.963 --> 01:12:51.132
‫باز نگاه میکردیم مطمئن
‫میشدیم هنوز زندست

01:12:54.836 --> 01:12:57.539
‫مرگش توی فیلم برای من خیلی واقعی بود

01:13:00.240 --> 01:13:01.274
‫چرا این کارو کردی؟

01:13:01.408 --> 01:13:04.211
‫با دونستن سابقه پدرم،

01:13:04.345 --> 01:13:06.079
‫این خیلی برام واقعی بود

01:13:06.213 --> 01:13:07.715
‫اونا مجبورم کردن

01:13:07.849 --> 01:13:10.784
‫رابرت از من پرسید،

01:13:10.918 --> 01:13:14.122
‫ "چطور میخوای اینو بازی کنیم دنی؟"

01:13:14.255 --> 01:13:16.391
‫و من گفتم "نمیدونم باب، تو چه فکری میکنی؟"

01:13:16.524 --> 01:13:18.894
‫اونو باب صدا زدم "نمیدونم
‫باب، تو چی فکر میکنی؟"

01:13:19.027 --> 01:13:20.529
‫و اون گفت "خب، دنی، فکر میکنم تو مردی،

01:13:20.662 --> 01:13:22.564
‫فکر میکنم دیگه مردی، فقط

01:13:22.697 --> 01:13:25.300
‫اونقدری نفس توی جونت
‫مونده که التماس کنی بکشمت"

01:13:25.432 --> 01:13:28.403
‫منو اینجوری ول نکن

01:13:28.537 --> 01:13:31.539
‫میدونم سنگین ترین لحظه برای دنی

01:13:31.672 --> 01:13:36.110
‫توی بازیگریش، مرگش توی "مخمصه" بود

01:13:36.243 --> 01:13:38.512
‫برای پسری از پاکویما که

01:13:38.646 --> 01:13:40.716
‫این همه چیز رو پشت سر گذاشته،

01:13:40.849 --> 01:13:43.952
‫مرگ دنی توی "مخمصه" قشنگ ترین

01:13:44.086 --> 01:13:46.755
‫و سخت ترین مرگ برای تماشا بود

01:13:46.887 --> 01:13:48.957
‫زندگیش ممکن بود به اینجا بکشه

01:13:54.765 --> 01:13:56.415
‫[پشت صحنه "از گرگ و میش تا سحر" ۱۹۹۵]

01:13:56.430 --> 01:13:57.898
‫وقتی آدمای خوبی رو پیدا میکنی،

01:13:58.033 --> 01:13:59.634
‫فقط توی یه فیلم با اونا کار کردن جرمه

01:13:59.768 --> 01:14:02.570
‫اینجوری فقط یه وجهه از شخصیت
‫و استعداد اونا رو استفاده کردی

01:14:02.703 --> 01:14:05.239
‫و حالا، برای خوشایند شما...
‫[از گرگ و میش تا سحر،‌ ۱۹۹۶]

01:14:05.373 --> 01:14:09.109
‫فکر کردم که من باید اونو
‫توی یه فیلم برای بچه ها بیارم

01:14:09.243 --> 01:14:13.148
‫برای همین رفتم سراغ دنی و اونو
‫توی فیلم "بچه های جاسوس" اوردم

01:14:13.282 --> 01:14:15.315
‫همینجوری کسی اونو
‫توی چنین نقشی نمیورد

01:14:15.449 --> 01:14:16.751
‫چون تا حالا اونو اینجوری ندیده بود

01:14:16.884 --> 01:14:18.287
‫من اون رو از نزدیک میشناختم

01:14:18.420 --> 01:14:19.854
‫اون واقعا چنین آدمی بود

01:14:19.987 --> 01:14:22.623
‫و من فکر میکردم این یه موقعیت عالیه

01:14:22.756 --> 01:14:24.491
‫که شخصیت اون و
‫چیزی که با نگاه کردن

01:14:24.625 --> 01:14:27.494
‫در مورد شخصیتش بهش به فکر میرسه

01:14:27.627 --> 01:14:29.162
‫رو کنار هم قرار بدم

01:14:29.296 --> 01:14:31.298
‫روی چی داری کار میکنی؟

01:14:31.432 --> 01:14:33.467
‫کوچیکترین دوربین دنیا

01:14:33.601 --> 01:14:34.903
‫اونجا عمو ماچته بود

01:14:35.036 --> 01:14:36.237
‫من نمیبینمش

01:14:36.371 --> 01:14:38.472
‫بچه ها شروع کردن به شناختن اون،

01:14:38.605 --> 01:14:40.442
‫و والدینشون میگفتن

01:14:40.574 --> 01:14:42.810
‫ "چرا بچه ما میدونه این یارو کیه؟"

01:14:42.944 --> 01:14:44.646
‫و هیچ کسی نمیدونه تو کارت چیه

01:14:44.779 --> 01:14:47.415
‫فکر کنم همه ما چنین عمویی داریم

01:14:47.548 --> 01:14:49.083
‫اون یه گروه مخاطب جدید داشت،

01:14:49.216 --> 01:14:50.951
‫بچه ها وقتی میدیدنش میدویدن سمتش،

01:14:51.086 --> 01:14:53.188
‫و این در یه دنیای جدیدی
‫رو به روی اون باز کرد

01:14:53.320 --> 01:14:56.289
‫اونجا بود که فهمید واقعا میتونه موفق بشه

01:14:56.423 --> 01:14:57.759
‫وقتی که گذاشتن توی فیلم زنده بمونه

01:14:57.891 --> 01:14:59.193
‫گفتن "اوه،‌ پس ما توی

01:14:59.327 --> 01:15:00.929
‫۱۵ دقیقه اول حضورش اونو نمیکشیم؟

01:15:01.061 --> 01:15:03.131
‫اون موقع بود که فهمید قراره یه ستاره بشه

01:15:05.801 --> 01:15:07.568
‫اگه فیلم "شری بیبی" رو دیده باشید،

01:15:07.702 --> 01:15:09.971
‫هیچ خشونتی نیست، اون
‫یه آدم گردن کلفت نیست،

01:15:10.104 --> 01:15:12.006
‫یه بازی کاملا درام رو انجام میده

01:15:12.140 --> 01:15:14.643
‫اون فوق العادست، هیچ
‫وقت کلاس بازیگری نرفته

01:15:14.775 --> 01:15:17.545
‫اسم من دینه، من یه الکلی و یه معتاد هستم

01:15:17.679 --> 01:15:19.313
‫سلام دین

01:15:19.447 --> 01:15:21.650
‫من آدم خوبه بودم، آدمی بودم که کمکش کرده،

01:15:21.783 --> 01:15:23.318
‫بقیه داشتن گولش میزدن،

01:15:23.452 --> 01:15:25.220
‫و اون تازه از زندان اومده بود بیرون،

01:15:25.354 --> 01:15:26.588
‫و همه یه جورایی داشتن

01:15:26.721 --> 01:15:28.856
‫ازش سواستفاده میکردن

01:15:28.989 --> 01:15:31.592
‫اون فیلم خیلی خوبی شد

01:15:31.725 --> 01:15:34.161
‫وقتی اون اوایل کار بازیگری قبول میکرد،

01:15:34.296 --> 01:15:35.697
‫ما تو راه مدرسه بودیم،

01:15:35.829 --> 01:15:37.865
‫و اون میگفت "صبر کنید، صبر کنید"

01:15:37.998 --> 01:15:40.702
‫و ما رو به این دنیای متفاوت میکشوند،

01:15:40.835 --> 01:15:42.369
‫ما رو به صحنه های فیلم میبرد

01:15:42.503 --> 01:15:46.140
‫و ما اون روز نمیرفتیم مدرسه

01:15:46.274 --> 01:15:49.411
‫در طی چند سال اون توی
‫فیلمای "دسپرادو"،‌ "مخمصه"،

01:15:49.543 --> 01:15:52.680
‫"از گرگ‌ومیش تا سحر" و
‫"هواپیمای محکومین" بازی کرد

01:15:54.481 --> 01:15:56.216
‫اگه بنی یورکیدز،

01:15:56.350 --> 01:15:58.752
‫قهرمان ۵ دوره مسابقات کیک بوکس نبود،

01:15:58.886 --> 01:16:01.255
‫احتمالا سر صحنه اون فیلم یکی رو میکشتم

01:16:01.389 --> 01:16:04.225
‫اونا همه کسایی که میخواستن توی هالیوود

01:16:04.358 --> 01:16:05.460
‫گردن کلفت باشن رو اورده بودن

01:16:05.594 --> 01:16:07.228
‫همه چیز توی این فیلم

01:16:07.362 --> 01:16:08.628
‫یه مسابقه بود، میفهمید؟

01:16:08.762 --> 01:16:11.800
‫اگه تف میکردی...

01:16:11.932 --> 01:16:15.871
‫یه نفر دیگه بلافاصله دورتر تف میکرد

01:16:16.003 --> 01:16:17.805
‫همشون در مورد خلاف هاشون حرف میزدن،

01:16:17.939 --> 01:16:20.041
‫و همه اونا

01:16:20.173 --> 01:16:23.810
‫کارای خلاف و خشونت آمیزی کرده بودن،

01:16:23.944 --> 01:16:26.981
‫و دنی اونجا اینجوری نشسته بود

01:16:27.114 --> 01:16:28.916
‫نیک پاشد،‌ نیکولاس کیج
‫رو میگم، پاشد و گفت،

01:16:29.051 --> 01:16:30.719
‫"من شماها رو نمیشناسم،

01:16:30.851 --> 01:16:35.090
‫اما تنها کسی که اینجا ازش میترسم دنیه"

01:16:35.222 --> 01:16:38.893
‫و من میخواستم بگم "چرا من؟"

01:16:39.027 --> 01:16:41.896
‫منم توی یه کوچه خلوت خودمو میدیدم میترسیدم

01:16:44.365 --> 01:16:45.600
‫وقتی که فیلم "هواپیمای
‫محکومین" اومد روی پرده،

01:16:45.733 --> 01:16:47.534
‫ما گفتیم "وای،‌ دستت کنده شد!"

01:16:47.668 --> 01:16:50.904
‫و دست چپش با خالکوبی ها آویزون بود

01:16:51.038 --> 01:16:53.474
‫من گفتم "وای،‌ اینو ببین!"

01:16:53.608 --> 01:16:55.043
‫بعضی از آدمای معروف منو کشتن،

01:16:55.176 --> 01:16:57.912
‫و اونا آدمای خفنی بودن

01:16:58.046 --> 01:17:00.649
‫میکی رورک توی یه فیلم خیلی وقت پیش منو کشت

01:17:00.782 --> 01:17:02.382
‫فیفتی سنت منو کشت، این...

01:17:02.516 --> 01:17:06.320
‫این خیلی باحال بود

01:17:06.454 --> 01:17:10.091
‫چندین بار...

01:17:10.225 --> 01:17:13.161
‫بهش شلیک شد،‌ چاقو خورد،‌
‫توی گردنش سرنگ زدن،

01:17:13.293 --> 01:17:17.032
‫سرش قطع شد، دار زده شد،‌ منفجر شد

01:17:17.164 --> 01:17:19.699
‫اولین باری که یادمه مردنش رو دیدم

01:17:19.833 --> 01:17:21.702
‫توی "از گرگ و میش تا سحر" بود

01:17:21.836 --> 01:17:25.340
‫من دختر و پسرم رو بردم، دنیل ۶ سالش بود

01:17:28.342 --> 01:17:29.845
‫اون توی میز بیلیارد ذوب میشد

01:17:29.978 --> 01:17:32.180
‫و چشماش رفت توی سوراخ میز،

01:17:32.314 --> 01:17:36.017
‫و قشنگ یادمه از روی صندلی پریدم و گفتم،

01:17:36.150 --> 01:17:37.217
‫ "اون باحال ترین چیزی بود که دیدم..."

01:17:37.351 --> 01:17:39.720
‫ "اوه،‌ این خیلی باحال بود!"

01:17:39.854 --> 01:17:42.824
‫ "چشمات رفت توی سوراخ میز بیلیارد!"

01:17:42.957 --> 01:17:45.994
‫همه به من نگاه کردن گفتن "وای!"

01:17:46.127 --> 01:17:48.329
‫اون پرید روی یه آسانسور
‫تا یه قهرمان رو دنبال کنه

01:17:48.462 --> 01:17:51.132
‫و اون روی آسانسور بود،

01:17:51.265 --> 01:17:53.367
‫اما قهرمان دکمه بالا
‫رفتن آسانسور رو فشار داد

01:17:53.501 --> 01:17:55.869
‫و اون بین سقف آسانسور و اتاقک له شد و
‫از سوراخ های بالای آسانسور خون اومد بیرون

01:17:56.003 --> 01:17:57.706
‫و من یادمه بچه بودم این صحنه رو دیدم

01:17:57.838 --> 01:17:59.740
‫و خیلی برام عجیب بود

01:17:59.873 --> 01:18:03.577
‫تلویزیون توی "هالووین"

01:18:03.711 --> 01:18:06.548
‫توسط مایکی روی سرش خورد شد

01:18:06.680 --> 01:18:09.216
‫یه گورکن یا همچین حیوونی بود

01:18:09.350 --> 01:18:11.653
‫که توی یه قفس جلوی این قسمت بدنش قرار داشت

01:18:11.786 --> 01:18:16.024
‫آلت تناسلیش رو اون گورکن خورد

01:18:16.157 --> 01:18:17.992
‫عجب

01:18:18.125 --> 01:18:21.128
‫اون سریالو دیدید که سرش روی یه لاک پشته؟
‫[بریکینگ بد]

01:18:21.261 --> 01:18:23.163
‫من یادمه گلوریا به من زنگ زد گفت بیام دفتر

01:18:23.297 --> 01:18:26.635
‫گفت "هی دن، میخوای برای اولین
‫بار توی هالیوود یه کاری بکنی؟"

01:18:26.768 --> 01:18:28.670
‫چون ما عاشق این بودیم
‫که اولین باشیم تو هالیوود

01:18:28.802 --> 01:18:32.974
‫ "تو روی یه لاک پشت از بیابون رد میشی"

01:18:33.106 --> 01:18:37.144
‫و من فکر کردم باید یه کارتونی چیزی باشه

01:18:37.278 --> 01:18:38.713
‫چون لاک پشته خیلی باید بزرگ باشه

01:18:38.846 --> 01:18:40.148
‫گفتم "باشه،‌ من سوار لاک پشت میشم"

01:18:40.280 --> 01:18:42.884
‫گفت "خب، کاملا سوارش نیستی،

01:18:43.018 --> 01:18:44.351
‫سرت سوارشه"

01:18:47.021 --> 01:18:49.524
‫گفتم "آها، پس سرم رو قطع میکنن؟"
‫گفت "آره"

01:18:49.658 --> 01:18:52.827
‫ "و، چقدر به من پول میدن؟"

01:18:52.961 --> 01:18:55.695
‫ "باشه، انجامش میدم"

01:18:55.829 --> 01:18:57.097
‫ "هی،‌ ما کشته شدنت رو دیدیم"

01:18:57.231 --> 01:18:58.833
‫ "آره، دیدی رفتم توی بانک؟"

01:19:01.869 --> 01:19:04.271
‫منو بکشید،‌ منو بکشید!

01:19:04.405 --> 01:19:06.073
‫همینطور که فیلم ها بیشتر پخش میشدن،

01:19:06.207 --> 01:19:08.243
‫مخاطبا هم بیشتر میشدن

01:19:10.377 --> 01:19:12.813
‫یه شخصیتی بود که
‫رابرت (رودریگز) ساختش،

01:19:12.947 --> 01:19:15.884
‫ماچته، مکزیکی اشتباهی

01:19:17.618 --> 01:19:19.387
‫وقتی میخواستم فیلم "گرایدهاوس" رو بسازم

01:19:19.520 --> 01:19:21.922
‫کوئینتین (تارانتینو) و من چند
‫تا ایده برای تریلر الکی دادیم،

01:19:22.056 --> 01:19:25.092
‫و من گفتم "من یه تریلر
‫الکی دارم،‌ اسمش ماچته هست"

01:19:25.225 --> 01:19:27.127
‫توی دهه ۷۰ فیلمای بلکسپلویتیشن رواج داشت،
‫[فیلم های تجاری ژانر اکسپلویتیشن برای
‫ مخاطب سیاه پوست،‌ عمدتا با بازی پم گریر]

01:19:27.261 --> 01:19:29.330
‫اما برای مکزیکی ها چنین چیزی نبود،‌ چرا؟

01:19:29.462 --> 01:19:31.265
‫بیا برگردیم به اون زمان و وانمود کنیم

01:19:31.399 --> 01:19:33.000
‫که فیلم مکسپلیویتیشن وجود داشته

01:19:33.134 --> 01:19:35.837
‫و این یه فیلم مکسپلیویتیشن
‫هست به نام "ماچته"

01:19:35.970 --> 01:19:37.505
‫تو توی هوا پرواز میکنی با

01:19:37.637 --> 01:19:39.673
‫یه موتوری که روش مسلسل داره،

01:19:39.806 --> 01:19:42.676
‫لازم نیست ببینیم کجا
‫فرود میای،‌ ما کاتش میکنیم

01:19:42.810 --> 01:19:45.447
‫توی سینما خیلی بهش جلب توجه شد،

01:19:45.579 --> 01:19:46.913
‫اما ما فکر میکردیم دیگه همینه

01:19:47.047 --> 01:19:49.015
‫فکر نمیکردیم بخوایم یه فیلم بسازیم

01:19:49.149 --> 01:19:52.420
‫تا سال ۲۰۱۰ اونقدر مردم پیام دادن

01:19:52.554 --> 01:19:53.954
‫و گفتن "پس کی فیلمه میاد؟"

01:19:54.087 --> 01:19:55.023
‫فکر میکردن یه فیلم واقعیه،

01:19:55.155 --> 01:19:56.858
‫از اون خیلی هیجان زده شده بودن

01:19:56.992 --> 01:19:59.092
‫دنی گفت "سفیدپوستا سوپرمن رو دارن

01:19:59.225 --> 01:20:00.929
‫و سیاه پوستا هنکاک رو دارن
‫[فیلم ابرقهرمانی با بازی ویل اسمیت]

01:20:01.061 --> 01:20:03.296
‫و مکزیکیا به ماچته نیاز دارن!"

01:20:03.430 --> 01:20:05.966
‫من گفتم "وای خدا"

01:20:06.100 --> 01:20:09.002
‫ "این دیوونگیه محضه. شوخی میکنید؟"

01:20:09.136 --> 01:20:12.206
‫ "من هستم"

01:20:12.340 --> 01:20:14.641
‫دنی تریهو قرار بود بازیگر اصلی باشه

01:20:14.774 --> 01:20:18.778
‫و میتونه به دختره،‌ به دخترا برسه؟ من هستم

01:20:18.912 --> 01:20:20.814
‫لازم نبود به من دوبار بگن،‌
‫من نقش یه مرد کوفتی رو

01:20:20.948 --> 01:20:22.750
‫توی یه فیلم بازی کرده بودم،‌ برام مهم نبود

01:20:22.884 --> 01:20:25.086
‫هر چی عجیب تر باشه بیشتر خوشم میاد

01:20:25.220 --> 01:20:26.587
‫و رابرت زنگ زد به من و گفت

01:20:26.720 --> 01:20:29.456
‫"میخوام نقش یه کشیش رو بازی کنی

01:20:29.591 --> 01:20:31.826
‫و برادر اون هستی" گفتم باشه خوبه

01:20:31.960 --> 01:20:35.497
‫اوه،‌ به صلیب کشیده میشم.
‫ارجاعات مذهبی هم داره

01:20:37.265 --> 01:20:39.267
‫و گروه بازیگری بیشتر میشد

01:20:39.400 --> 01:20:41.802
‫دنیرو و جسیکا آلبا اومدن توی فیلم،

01:20:41.935 --> 01:20:44.438
‫دیگه یه فیلم ۵ میلیون دلاری نبود

01:20:44.572 --> 01:20:46.774
‫ما بازیگرای قدری توی
‫اون فیلم داشتیم،‌ ما...

01:20:46.908 --> 01:20:48.443
‫دان جانسون رو داشتیم. میدونی چی میگم؟

01:20:48.576 --> 01:20:50.377
‫اون تو "میامی وایس" بازی کرده بود

01:20:50.511 --> 01:20:52.680
‫دنیرو میاد اونجا و دنی میگه

01:20:52.813 --> 01:20:55.884
‫"وای رابرت دنیرو اینجاست"
‫بهش میگه "حالتون چطوره قربان؟"

01:20:56.016 --> 01:20:58.318
‫ما بین دو تا اتاقک بودیم
‫و من اینجوری اومدم

01:20:58.452 --> 01:21:00.488
‫پیشش و اون گفت،

01:21:00.622 --> 01:21:05.460
‫ "تو، هی، تو!"

01:21:05.592 --> 01:21:07.528
‫ "شماره یک توی لیست بازیگرا"

01:21:07.662 --> 01:21:11.499
‫این یعنی تو بازیگر نقش
‫اصلی هستی "تو شماره یکی"

01:21:11.632 --> 01:21:13.967
‫و فقط میتونستم به این فکر کنم که بگم

01:21:14.100 --> 01:21:17.438
‫ "میتونم براتون قهوه بیارم آقای دنیرو؟"

01:21:17.570 --> 01:21:19.873
‫چطور میتونی توی یه
‫فیلمی با رابرت دنیرو

01:21:20.007 --> 01:21:22.077
‫نقش اصلی باشی؟‌ اون واقعا بهترین بود

01:21:24.045 --> 01:21:25.746
‫اون موقع این خیلی مهم بود

01:21:25.880 --> 01:21:28.884
‫- خیلی برای دنی مهم بود
‫- اون واقعا عزیز بود

01:21:29.016 --> 01:21:31.952
‫باحال ترین و مهربون ترین مردی که هست

01:21:32.086 --> 01:21:35.623
‫این کودک درونش بود که
‫باعث میشد اینجوری غرش کنه

01:21:35.756 --> 01:21:37.958
‫من استیون سیگال رو کشتم

01:21:38.091 --> 01:21:40.127
‫اولین کسی بودم که اونو میکشه

01:21:43.363 --> 01:21:45.132
‫توی ده دقیقه اول "ماچته"

01:21:45.265 --> 01:21:47.768
‫توی عمرم اونجوری
‫نخندیده بودم، تا جایی که

01:21:47.902 --> 01:21:48.869
‫میخواستم همزمان بالا بیارم

01:21:56.543 --> 01:21:57.878
‫این قرار بود یه فیلم اکسپلیوتیشن باشه،

01:21:58.012 --> 01:22:00.381
‫برای همین باید خیلی خوب اجرا میشد

01:22:00.515 --> 01:22:02.083
‫باید ایده های توی فیلم عجیب میبودن،

01:22:02.216 --> 01:22:03.884
‫هر چیزی که میکشه باید عجیب می بود

01:22:06.220 --> 01:22:08.956
‫اون توی یه بیمارستانه
‫و باید بره طبقه پایین

01:22:09.090 --> 01:22:11.559
‫و اون تازه شنید که دکتر گفت روده انسان

01:22:11.692 --> 01:22:13.560
‫۶۰ فوت طول داره

01:22:13.694 --> 01:22:14.996
‫اون دل طرف رو پاره میکنه،

01:22:15.128 --> 01:22:17.298
‫و از روده اون برای
‫پایین اومدن استفاده میکنه

01:22:21.903 --> 01:22:23.604
‫و اون دیالوگ مشهوری که داره،

01:22:23.738 --> 01:22:25.573
‫فکر کنم استیون کینگ بهش گفت دیالوگ سال
‫[نویسنده مشهور ژانر وحشت]

01:22:25.706 --> 01:22:27.541
‫توی مجله "اینترتیمنت ویکلی"

01:22:27.675 --> 01:22:29.109
‫خود دنی اینو گفت، چون دنی

01:22:29.243 --> 01:22:30.945
‫همیشه به من زنگ میزد

01:22:31.078 --> 01:22:33.413
‫بهش گفتم "تو همیشه به
‫من زنگ میزنی. پیام بده خب"

01:22:33.546 --> 01:22:34.781
‫آسونته چون من به پیامت نگاه میکنم

01:22:34.914 --> 01:22:35.983
‫و میتونم جوابت رو بدم"

01:22:36.117 --> 01:22:38.319
‫اون گفت "ماچته پیام نمیده"

01:22:38.452 --> 01:22:40.387
‫و گفتم "عجب جمله ای.
‫اینو باید توی فیلمم بذارم"

01:22:42.289 --> 01:22:43.958
‫میتونستی حداقل به من پیام بدی!

01:22:45.926 --> 01:22:47.929
‫ماچته پیام نمیده

01:22:50.564 --> 01:22:52.232
‫این خیلی عالی بود کسی رو که

01:22:52.365 --> 01:22:54.935
‫به عنوان یه بازیگر توی
‫خیلی فیلما باهاش کار کردی

01:22:55.069 --> 01:22:58.739
‫برداری و بهش یه نقش بدی که اون تعریفش کرده

01:22:58.872 --> 01:23:01.775
‫این الگو که چه کسی میتونه
‫نقش اول باشه رو تغییر داد،

01:23:01.908 --> 01:23:04.577
‫این که کی میتونه ستاره فیلم باشه

01:23:04.712 --> 01:23:06.947
‫اون زمان ۶۹ سالش بود،

01:23:07.081 --> 01:23:09.115
‫یه مرد ۶۹ ساله کاردرست

01:23:09.250 --> 01:23:12.319
‫نمیشه همچین چیزی رو از خودت در
‫بیاری،‌ این از خود فیلم عجیب تر بود

01:23:14.288 --> 01:23:16.490
‫قبلا توی هالیوود چنین اتفاقی نیوفتاده بود

01:23:18.560 --> 01:23:21.796
‫ "ماچته" نماد آزادی بود

01:23:21.929 --> 01:23:23.530
‫برای دنی،

01:23:23.663 --> 01:23:26.634
‫آزادی از...

01:23:26.766 --> 01:23:30.037
‫اون کلیشه نقش زندانی بازی کردن

01:23:31.605 --> 01:23:34.974
‫دیگه اون تموم شده. تو الان یه قهرمانی

01:23:35.109 --> 01:23:37.412
‫تو قراره ماچته باشی

01:23:38.472 --> 01:23:42.022
‫[فرش قرمز پیش نمایش "ماچته میکشد"]

01:23:42.115 --> 01:23:44.518
‫اون به آخرین پله رسیده بود...

01:23:44.652 --> 01:23:47.654
‫هر کسی از اینجا تا مکزیک

01:23:47.788 --> 01:23:49.556
‫میدونه ماچته کیه

01:23:49.689 --> 01:23:51.525
‫من نمیدونستم چه خبره

01:23:51.658 --> 01:23:54.362
‫تا وقتی مردم از کنار خونم رد میشدن،

01:23:54.494 --> 01:23:56.497
‫و داد میزدن "ماچته!"

01:23:56.630 --> 01:23:57.998
‫و حالا هر جایی که میرم،

01:23:58.131 --> 01:23:59.900
‫هنوز ماچته هستم

01:24:00.033 --> 01:24:02.168
‫رئیس جمهور سابق باراک
‫اوباما دنی رو دید و بهش گفت

01:24:02.302 --> 01:24:03.871
‫ "ماچته!"

01:24:04.003 --> 01:24:05.573
‫هی، چه خبر؟

01:24:05.706 --> 01:24:08.275
‫عمو ماچته میگه درستو بخون!

01:24:10.377 --> 01:24:13.213
‫اون یه ماچته (قمه) توی استخر خونش کشیده

01:24:13.346 --> 01:24:17.117
‫این مکزیکی یهو شد یه بازیگر بزرگ

01:24:17.251 --> 01:24:18.586
‫اون تو فیلم "زایگاست" بود

01:24:18.720 --> 01:24:20.554
‫حتی از روش یه تبلیغ اسنیکر ساختن

01:24:20.688 --> 01:24:23.324
‫خفه شو!‌ باید به پیتر یه درس حسابی بدم

01:24:23.457 --> 01:24:25.525
‫- مارشا، یه اسنیکر بخور
‫- چرا؟

01:24:25.658 --> 01:24:29.162
‫وقتی گرسنه ای یکمی
‫عصبی میشی. بهتر شدی؟

01:24:29.296 --> 01:24:30.363
‫بهتر شدم

01:24:30.497 --> 01:24:33.000
‫اون به یه برند تبدیل شد

01:24:33.134 --> 01:24:35.769
‫تاکوی تریهو. باورنکردنیه،
‫لابریا،‌ نزدیک المپیک...

01:24:35.903 --> 01:24:38.005
‫آره، غذاهای خیلی خیلی سالمی داره

01:24:38.139 --> 01:24:40.775
‫از اکشن فیگور گرفته تا میم،

01:24:40.908 --> 01:24:44.078
‫مردم خودشونو شبیه ماچته میکردن

01:24:44.211 --> 01:24:47.615
‫و تتوی اون رو میزدن

01:24:47.747 --> 01:24:51.085
‫یه مرده اومد گفت "روی پشتم امضا میکنی؟"

01:24:51.219 --> 01:24:52.587
‫و من گفتم "چی؟" اون گفت "آره"

01:24:52.720 --> 01:24:54.521
‫و اون برگشت و

01:24:54.654 --> 01:24:56.724
‫یه عکس بزرگ از ماچته خالکوبی کرده بود

01:24:56.858 --> 01:24:59.627
‫من پشتش رو امضا کردم
‫و اون اسم منو تتو کرده بود،

01:24:59.761 --> 01:25:02.262
‫و من بهش گفتم "هر چی
‫بشه ما با هم حموم نمیریم،

01:25:02.395 --> 01:25:04.798
‫برام مهم نیست"

01:25:07.167 --> 01:25:08.568
‫ "منو بغل نکن"

01:25:08.702 --> 01:25:13.207
‫تعداد فیلم هایی که توش بازی کرده عجیبه

01:25:13.341 --> 01:25:15.410
‫اون شاید ماهی دو سه تا فیلم بازی کنه

01:25:17.912 --> 01:25:19.480
‫من نابودت میکنم

01:25:19.613 --> 01:25:23.617
‫مثل بقیتون!

01:25:23.751 --> 01:25:25.152
‫بعضی وقتا من یه فیلمنامه پیدا میکنم،

01:25:25.286 --> 01:25:26.654
‫و میگم "اسم این فیلمه چیه؟"

01:25:26.787 --> 01:25:30.191
‫میگه "نمیدونم، فقط نقش خودمو بازی میکنم"

01:25:30.324 --> 01:25:31.824
‫به ما بگو که کجاییم و چکار میکنیم

01:25:31.958 --> 01:25:35.028
‫- خیلی خب. مایکی ما کجاییم؟
‫- اوتلاو استدیوز

01:25:35.162 --> 01:25:37.365
‫ما الان توی اوتلاو استدیوز هستیم

01:25:37.497 --> 01:25:39.634
‫و ما داریم آماده میشیم

01:25:39.766 --> 01:25:42.769
‫که کارتون به اسم
‫ "کانتری کلاب" رو بسازیم

01:25:42.904 --> 01:25:45.172
‫یه بار گفت "هی،‌ رابرت،
‫من توی دالاس تگزاس هستم

01:25:45.305 --> 01:25:47.307
‫با میکی رورک یه فیلم بازی میکنم"

01:25:47.440 --> 01:25:49.510
‫گفتم "اوه، چه خوب، اسمش چیه؟"

01:25:51.078 --> 01:25:52.646
‫گفت "نمیدونم من فقط کار میکنم!"

01:25:52.779 --> 01:25:53.847
‫اون نمیدونست اسم فیلمه چیه،

01:25:53.980 --> 01:25:55.148
‫اصلا نمیدونست کجاست

01:25:55.283 --> 01:25:58.152
‫توی سال ۲۰۰۲ تو
‫توی ۹ فیلم بازی کردی

01:25:58.286 --> 01:25:59.887
‫درسته یا غلط؟

01:26:00.020 --> 01:26:01.688
‫غلط

01:26:01.823 --> 01:26:04.792
‫فکر کنم توی ۱۱ تا فیلم بازی کردم

01:26:04.926 --> 01:26:07.862
‫سایت IMDB تعداد فیلمای
‫منو ۳۶۰ تا یا همچین عددی زده

01:26:07.996 --> 01:26:10.698
‫نمیدونم، خودم نشمردم

01:26:10.831 --> 01:26:13.234
‫نه بابا! مسخره

01:26:15.336 --> 01:26:18.905
‫اما خیلی از اون فیلما پورن بودن، مگه نه؟

01:26:19.038 --> 01:26:22.041
‫زن بیوه ادی اخیرا به ما پیام داد،

01:26:22.176 --> 01:26:24.878
‫که بابای من بیشتر از

01:26:25.011 --> 01:26:26.713
‫۳۰۰ تا فیلم بازی کرده

01:26:26.846 --> 01:26:29.182
‫و جان وین فقط

01:26:29.317 --> 01:26:31.051
‫فکر کنم ۲۰۰ تا بازی کرده، آره؟

01:26:31.185 --> 01:26:33.821
‫و گفت وقتشه

01:26:33.953 --> 01:26:35.822
‫که دیگه به جان وین احترام نظامی نذارید

01:26:37.457 --> 01:26:39.125
‫دنیرو به اون گفت

01:26:39.260 --> 01:26:43.364
‫"هر چیزی که بهت پیشنهاد کردن
‫قبول کن چون اونا سریع فراموش میکنن"

01:26:43.497 --> 01:26:46.234
‫یه بار گفت "من روی جلد
‫"زندگی در زندان" هستم!"

01:26:46.367 --> 01:26:48.002
‫نمیدونم داشت شوخی میکرد یا جدی میگفت

01:26:48.135 --> 01:26:49.869
‫واقعا یه چیزی به اسم "زندگی در زندان" هست

01:26:50.003 --> 01:26:52.338
‫گفت "رابرت،‌ من روی جلد
‫"زندگی در زندان" هستم!"

01:26:52.472 --> 01:26:54.341
‫یه جوری میگفت انگار دیگه خیلی معروف شده

01:26:54.475 --> 01:26:56.077
‫من مجبور شدم بگردم ببینم
‫چیزی به اسم "زندگی در زندان"

01:26:56.210 --> 01:26:58.811
‫هست یا داره شوخی میکنه،‌ بعضی
‫وقتا شوخی و جدیش معلوم نیست

01:27:14.395 --> 01:27:16.931
‫وقتی مادر دنی مرد...

01:27:17.064 --> 01:27:20.201
‫با من تماس گرفته شد،
‫مدیر برنامه هاش بود،‌ گلوریا

01:27:20.333 --> 01:27:22.502
‫اون به من زنگ زد و گفت
‫ "کرگ من خبر بدی دارم"

01:27:23.671 --> 01:27:26.173
‫ "مادر دنی فوت کرد"

01:27:26.306 --> 01:27:27.841
‫من گفتم "دنی من باید یه چیزی
‫بهت بگم" اون گفت "چی؟"

01:27:27.975 --> 01:27:30.912
‫گفتم "مادرت فوت کرد"

01:27:31.045 --> 01:27:33.113
‫میتونستم حس کنم که
‫بدنم داره از کار میوفته،

01:27:33.247 --> 01:27:35.750
‫بوم،‌ بوم،‌ بوم،‌ توی همه قسمت ها

01:27:37.216 --> 01:27:39.052
‫اون منو نگاه کرد و گفت،

01:27:39.185 --> 01:27:41.121
‫ "این واقعیه؟ من بیدارم؟"

01:27:43.090 --> 01:27:46.827
‫اون کسی بود که مادرش ۷۰ سال پیشش بود

01:27:46.960 --> 01:27:50.097
‫اون تاثیر خیلی زیادی روی زندگیش داشت

01:27:50.230 --> 01:27:52.166
‫فکر میکنم از پدرش هم بیشتر

01:27:55.368 --> 01:27:57.670
‫وقتی آلیس مرد، خیلی براش سخت بود

01:27:57.805 --> 01:28:01.742
‫اون توی لندن داشت فیلم
‫ماپت ها رو بازی میکرد

01:28:01.876 --> 01:28:03.476
‫اون خیلی قوی ایستاده بود
‫[ماپت های تحت تعقیب، ۲۰۱۴]

01:28:03.610 --> 01:28:05.479
‫خودش رو متقاعد کرده بود که میتونه

01:28:05.613 --> 01:28:07.314
‫از پس این بر بیاد

01:28:07.447 --> 01:28:08.615
‫من حالم خوب بود

01:28:08.748 --> 01:28:12.853
‫تا وقتی که اون... قورباغه سبز

01:28:12.985 --> 01:28:15.355
‫اومد پیش من، و من هیچوقت فراموش نمیکنم،

01:28:15.489 --> 01:28:17.824
‫اینجوری وایساده بود و گفت،

01:28:17.957 --> 01:28:21.661
‫ "دنی من خیلی بخاطر مادرت متاسفم"

01:28:21.795 --> 01:28:24.297
‫من دیگه تحملم تموم شد...

01:28:24.431 --> 01:28:26.833
‫دویدم رفتم توی دستشویی

01:28:26.967 --> 01:28:28.301
‫مامانم رو واقعا دوست داشتم

01:28:28.435 --> 01:28:30.270
‫چون وقتی بابام مرد، هیچی نشد،

01:28:30.404 --> 01:28:32.172
‫من هیچ احساسی نشون ندادم

01:28:32.305 --> 01:28:33.740
‫چون باید از مادرم مراقبت میکردم،

01:28:33.873 --> 01:28:35.141
‫و من نمیتونستم از اون مراقبت کنم

01:28:35.275 --> 01:28:37.177
‫اگه نسبت به مرگ پدرم احساس نشون میدادم

01:28:37.310 --> 01:28:38.679
‫و من فراموش نمیکنم وقتی پدرم مرد مادرم گفت

01:28:38.811 --> 01:28:40.279
‫ "بهتره وقتی من مردم اینجوری رفتار نکنی"

01:28:40.413 --> 01:28:42.815
‫من گفتم "خفه شو مامان،‌ تو نمیمیری"

01:28:42.949 --> 01:28:45.519
‫برای همین فکر میکنم،‌وقتی

01:28:45.653 --> 01:28:47.788
‫وقتی من اونجا بودم،

01:28:47.921 --> 01:28:49.822
‫میتونستم ببینمش که میگه "نه،‌ نه، نه،‌
‫قرار نیست توی خودت بریزی همه چیو،

01:28:49.957 --> 01:28:51.359
‫من اون قورباغه رو میفرستم"

01:28:53.226 --> 01:28:55.363
‫وقتی برگشتم اونا...

01:29:00.234 --> 01:29:03.537
‫قشنگ ترین مراسم
‫خاکسپاری رو ترتیب داده بودن

01:29:03.671 --> 01:29:06.039
‫که مادرم میتونست داشته باشه

01:29:06.172 --> 01:29:08.341
‫فکر میکنم اون

01:29:08.475 --> 01:29:10.677
‫مخصوصا توی این هشت تا ده سال اخیر،

01:29:10.810 --> 01:29:13.046
‫ارزش زندگی رو فهمیده
‫بود، و ارزش زندگی خودش

01:29:13.180 --> 01:29:15.215
‫رو و بیماری رو فهمیده
‫بود، وقتی سنت میره بالاتر

01:29:15.349 --> 01:29:17.551
‫میبینی که دوستات میمیرن، و واقعا میبینی

01:29:17.684 --> 01:29:20.854
‫که چقدر زندگی ارزش داره. و اون فهمیده بود

01:29:20.988 --> 01:29:25.159
‫خیلی از دوستای دنی مردن

01:29:25.247 --> 01:29:26.547
‫[ادی بانکر، ۱۹۳۳-۲۰۰۵]

01:29:26.627 --> 01:29:27.661
‫اما اون ما رو داره

01:29:31.421 --> 01:29:33.921
‫[کارولینای جنوبی]

01:29:42.243 --> 01:29:43.844
‫امشب تو برای حدود

01:29:43.978 --> 01:29:48.382
‫۵۰۰ نفر آدم جورواجور حرف میزنی

01:29:48.515 --> 01:29:50.284
‫یکی از دلایلی که من امروز اینجام

01:29:50.417 --> 01:29:54.689
‫اینه که میخوام با خیلی
‫از دانش آموزایی حرف بزنم

01:29:54.822 --> 01:29:58.225
‫که میخوان وارد کارهایی

01:29:58.358 --> 01:30:00.627
‫مثل کمک کردن به معتادا و الکلی ها بشن،

01:30:00.761 --> 01:30:04.298
‫و بعد در مورد بچه های
‫در معرض خطر حرف میزنم

01:30:04.430 --> 01:30:06.265
‫من میخوام هر کسی که

01:30:06.399 --> 01:30:08.402
‫امشب هست رو دعوت
‫کنم و بگم، شما منو میشناسید

01:30:08.536 --> 01:30:11.404
‫شما هم میتونید

01:30:11.537 --> 01:30:12.572
‫ممنون

01:30:14.440 --> 01:30:16.275
‫دنی هنوز توی مدرسه ها و زندان ها حرف میزنه

01:30:16.409 --> 01:30:17.911
‫توی هر شهری که هستیم

01:30:18.045 --> 01:30:21.949
‫این خیلی عجیبه

01:30:22.082 --> 01:30:24.083
‫اون میگه روزی که دیگه این کارو نکنم

01:30:24.216 --> 01:30:27.587
‫روزیه که مرده باشم

01:30:29.023 --> 01:30:30.891
‫- چطوری؟ خوبی؟
‫- خوبم

01:30:31.024 --> 01:30:32.426
‫من دنی تریهو هستم

01:30:32.560 --> 01:30:36.363
‫میتونم یه لحظه برنامت رو ببینم

01:30:36.497 --> 01:30:39.300
‫این بروشوریه که
‫بهتون در موردش میگفتم

01:30:39.432 --> 01:30:40.967
‫- دیدیش؟
‫- این منم

01:30:42.936 --> 01:30:45.372
‫مستقیم برو،‌ ۳۰ ثانیه دیگه فاصله داریم

01:30:47.573 --> 01:30:48.742
‫مستقیم

01:30:53.847 --> 01:30:55.783
‫وای پسر

01:30:55.916 --> 01:30:57.884
‫- سلام!‌
‫- سلام

01:31:15.969 --> 01:31:18.639
‫همتون میدونین دنی تریهو کیه،

01:31:18.771 --> 01:31:20.440
‫برای همین میذارم داستانش رو براتون بگه

01:31:20.573 --> 01:31:21.674
‫دنی تریهو

01:31:31.551 --> 01:31:33.987
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه ولی...

01:31:34.121 --> 01:31:35.588
‫قبلا از روی این صندلیا افتادم

01:31:40.261 --> 01:31:43.063
‫من دنی تریهو هستم و
‫من یه معتاد و الکلی هستم

01:31:43.195 --> 01:31:45.498
‫سلام دنی

01:31:45.631 --> 01:31:47.466
‫آدمایی که تازه به دنیای
‫پاکی و هشیاری وارد شدن،

01:31:47.600 --> 01:31:50.237
‫ما در مورد منتظر یه
‫معجزه بودن حرف میزنیم،

01:31:50.371 --> 01:31:53.073
‫و مردم صبر میکنن تا یه
‫معجزه براشون اتفاق بیوفته

01:31:53.207 --> 01:31:56.544
‫اگه یه معتاد یا الکلی هستید،

01:31:56.676 --> 01:31:59.345
‫اگه پاک و هشیار از خواب بیدار شید،

01:31:59.479 --> 01:32:01.914
‫همینجوریش معجزه رو تجربه کردید،

01:32:02.047 --> 01:32:05.385
‫پس معجزه لحظه ای که
‫بیدار میشم شروع میشه

01:32:11.658 --> 01:32:14.495
‫هی،‌ چه خبر بچه ها؟
‫چه خبر؟ چطورید؟

01:32:27.474 --> 01:32:29.442
‫اون خیلی سختیا رو پشت سر گذاشته

01:32:29.576 --> 01:32:33.680
‫اون مردیه که جهنم رو میفهمه

01:32:33.814 --> 01:32:35.582
‫اون میدونه چطوریه،‌ چه بویی داره،

01:32:35.716 --> 01:32:37.118
‫چه مزه ای داره

01:32:42.021 --> 01:32:46.659
‫اونا یه غده ده سانتی توی کبدم پیدا کردن

01:32:46.793 --> 01:32:48.828
‫هر کی که باشی، سرطان بگیری،

01:32:48.962 --> 01:32:51.566
‫برای خودت تاسف میخوری میگی "چرا من؟"

01:32:51.698 --> 01:32:53.833
‫و یهو این فکر به ذهنم رسید که،

01:32:53.966 --> 01:32:57.937
‫ "فکرشو بکن اگه توی زندان اینجوری میشدم"

01:32:58.070 --> 01:33:01.708
‫ "خدا رو شکر توی زندان سرطان نگرفتم"

01:33:01.841 --> 01:33:03.577
‫من شکستش دادم،‌ دیگه سرطان ندارم

01:33:06.512 --> 01:33:10.050
‫وای،‌ عجب زندگی باورنکردنیی داشتم

01:33:20.556 --> 01:33:24.557
‫[زندان ایالتی آریزونا]

01:33:28.034 --> 01:33:29.970
‫این یعنی درو باز کن

01:33:31.171 --> 01:33:32.206
‫وای

01:33:34.073 --> 01:33:36.210
‫تاثیر روانی توی زندان بودن

01:33:36.342 --> 01:33:39.579
‫روی تو چطور بود، و زندگی
‫بعد زندانت رو چه تغییری داد؟

01:33:39.712 --> 01:33:40.947
‫ما تو رو اسکن میکنیم

01:33:41.081 --> 01:33:42.716
‫- من دنی تریهو هستم
‫- هر فلزی

01:33:42.849 --> 01:33:44.985
‫ساعتی،‌ کمربندی داری بده

01:33:45.118 --> 01:33:46.319
‫توی سرت هر چیزی که

01:33:46.453 --> 01:33:47.922
‫پشت سر گذاشتی تکرار میشه

01:33:49.756 --> 01:33:51.692
‫هیچ آدم عاقلی نمیخواد این کارو بکنه

01:33:54.427 --> 01:33:56.029
‫هیچکس

01:33:56.162 --> 01:33:59.099
‫من نمیکنم،‌ نمیخوام بکنم،‌
‫اما دنی این کارو میکنه

01:34:00.935 --> 01:34:03.704
‫- خیلی خب قربان، ممنون
‫- ممنون

01:34:03.837 --> 01:34:07.675
‫اینجا خیلی خیلی داغه

01:34:10.077 --> 01:34:12.146
‫دیگه مثل قبل توی حیاط وزنه نمیزنن

01:34:29.695 --> 01:34:31.364
‫ممنون خانم

01:34:31.497 --> 01:34:32.465
‫چطورید؟ چطورید؟

01:34:32.599 --> 01:34:35.036
‫- سلام
‫- سلام ماچته!

01:34:36.470 --> 01:34:38.072
‫چه خبر رفقا؟

01:34:38.204 --> 01:34:39.239
‫فکر میکنم هر کسی

01:34:39.372 --> 01:34:41.341
‫توی زندگیش یه نقطه عطفی داره

01:34:41.475 --> 01:34:43.210
‫اسم من دنی تریهو هست

01:34:43.344 --> 01:34:47.114
‫یه علامتی که میگه یا من رشد میکنم
‫[زندانی ها انسان هستند،‌ آنها قابل تغییرند]

01:34:47.247 --> 01:34:50.183
‫یا برای همیشه اینجوری میمونم

01:34:50.317 --> 01:34:51.851
‫عاشق وقتیم که ستاره های سینما

01:34:51.985 --> 01:34:53.487
‫اینجوری از اتاقکشون میان بیرون

01:34:56.189 --> 01:34:58.158
‫ "هی، تا حالا کوکائین مصرف کردی؟"

01:34:58.291 --> 01:35:00.226
‫ "برو بابا گاییدمت!"

01:35:02.529 --> 01:35:04.531
‫هی، هی!

01:35:04.664 --> 01:35:07.132
‫چقدر حال میده؟

01:35:07.266 --> 01:35:09.202
‫بگو دیگه زود باش!

01:35:09.336 --> 01:35:11.972
‫کون لقشون. میدونید چی
‫میگم؟ کنار من مواد مصرف نکنید

01:35:12.105 --> 01:35:14.041
‫چون اونا مشکل منو ندارن

01:35:14.175 --> 01:35:17.978
‫چون من مواد و الکل مصرف
‫کنم از زندان سر در میارم

01:35:18.110 --> 01:35:20.014
‫اون کونیا میرن خونشون

01:35:20.146 --> 01:35:23.015
‫هر اتفاق خوبی که برای من افتاده

01:35:23.149 --> 01:35:25.417
‫نتیجه مستقیم کمک به کس دیگه بوده

01:35:25.551 --> 01:35:27.720
‫یادتون باشه. هر چیزی

01:35:27.854 --> 01:35:30.423
‫بچه های کوچیک هر محله ای که ازشون اومدید

01:35:30.556 --> 01:35:32.059
‫از شما الگو میگیرن

01:35:32.192 --> 01:35:34.862
‫چون تصور اونا از زندان

01:35:34.994 --> 01:35:36.229
‫واقعی نیست

01:35:36.363 --> 01:35:38.065
‫این بچه هایی که توی کانون
‫اصلاح و تربیت هستن میگن،

01:35:38.198 --> 01:35:39.733
‫"وقتی برگردم خونه،

01:35:39.865 --> 01:35:41.368
‫میشم رئیس

01:35:41.501 --> 01:35:43.237
‫مثل عمو چوچوی خودم، من رئیس میشم"

01:35:43.369 --> 01:35:45.238
‫اما وقتی شما باشید،‌ اینطور نیست

01:35:45.372 --> 01:35:48.609
‫بهشون میگید تو باید با ۵۰ تا
‫عوضی دوش بگیری،‌ میفهمی؟

01:35:48.742 --> 01:35:50.543
‫مواظب باش تنت به تن کسی نخوره

01:35:50.676 --> 01:35:53.813
‫و باید در حالی دوش
‫بگیری که به کسی نگاه نکنی

01:35:54.581 --> 01:35:55.649
‫اگه این کارو نکنی...

01:35:57.685 --> 01:36:00.720
‫شما نشون دهنده تصور اونا از اینجا هستید

01:36:03.890 --> 01:36:06.660
‫فقط یه روز، فقط یه روز برام مونده

01:36:06.792 --> 01:36:08.962
‫میفهمید چی میگم؟ چطور
‫میخوام امروز زندگی کنم؟

01:36:09.095 --> 01:36:11.230
‫همین. امروز میخوام چکار کنم؟

01:36:11.364 --> 01:36:13.099
‫اگه میخواید حبس رو
‫اینجور بگذرونید که بگید،

01:36:13.233 --> 01:36:15.601
‫ "وای، پنج سال از حبسم مونده،‌ وای..."

01:36:15.735 --> 01:36:19.939
‫"وای چهار سال ۳۶۶ روزم مونده،

01:36:20.073 --> 01:36:22.509
‫۳۶۴ روز، ۳۶۰ روز..."

01:36:22.641 --> 01:36:24.278
‫اینجوری تا آخرش دووم نمیارید

01:36:24.411 --> 01:36:27.279
‫من میگم باید روز به روز پیش برید

01:36:27.413 --> 01:36:28.681
‫روز به روز،

01:36:28.814 --> 01:36:32.418
‫بذار ببینم توی یه روز میتونم به چی برسم

01:36:32.551 --> 01:36:35.354
‫زندگی بهتر و بهتر میشه

01:36:35.488 --> 01:36:38.192
‫این یه قوله،‌ اگه پاک و هشیار بمونید،

01:36:38.324 --> 01:36:41.595
‫زندگیتون به مرور بهتر میشه

01:36:41.728 --> 01:36:43.529
‫من واقعا میخوام از شماها تشکر کنم

01:36:43.662 --> 01:36:45.498
‫این برای من یه افتخار بود و...

01:36:53.774 --> 01:36:54.909
‫ممنون بچه ها

01:36:59.813 --> 01:37:03.417
‫ترجیح میدم هدف بلندپروازانه
‫داشته باشم و بهش نرسم

01:37:03.550 --> 01:37:06.953
‫تا این که هدف کوچیکی داشته باشم و موفق بشم

01:37:07.087 --> 01:37:09.990
‫خیلی از این آدما هدفای
‫کوچیکی داشتن و بهش رسیدن

01:37:10.122 --> 01:37:11.791
‫وقتی من میام و میگم "صبر کنید،

01:37:11.925 --> 01:37:15.628
‫یه راه بهتری هست" اونا گوش میکنن

01:37:15.762 --> 01:37:19.332
‫خیلی به دنی تریهو گوش نمیدن،
‫اما به اون بازیگر "بچه های جاسوس"

01:37:19.466 --> 01:37:21.936
‫به اون بازیگر "مخمصه"
‫به اون بازیگر "دسپرادو"

01:37:22.069 --> 01:37:25.305
‫اگه مکزیکی باشن،‌ به بازیگر
‫ "خون میاید، خون میرود" گوش میکنن

01:37:25.438 --> 01:37:29.176
‫وقتی میبینن یه نفر که همین
‫شرایط رو پشت سر گذاشته میگه،

01:37:29.309 --> 01:37:33.313
‫"هر روز به بقیه کمک
‫کنید" توی ذهنشون میمونه

01:37:33.447 --> 01:37:37.217
‫من میدونم که فقط یه روز
‫تو زندگی این آدما هستم،

01:37:37.350 --> 01:37:41.155
‫اما باعث میشه از یکنواختی
‫و روزمرگی در بیان

01:37:41.287 --> 01:37:44.790
‫اگه فقط همین فایده هم داشته
‫باشه خوبه،‌ من کارمو انجام دادم

01:37:44.925 --> 01:37:46.527
‫من یه روز تو زندگیشون تاثیر داشتم

01:37:50.874 --> 01:37:54.691
‫بعد از ۵ سال تلاش برای
‫بیرون اوردن پسر عمو گیلبرت،‌

01:37:54.715 --> 01:37:59.373
‫به دنی اطلاع دادن که
‫اون عفو مشروط خورده

01:37:59.799 --> 01:38:04.298
‫اون ۳۸ سال زندان بوده

01:38:04.911 --> 01:38:08.349
‫اونا به ما اجازه میدن گیلبرت
‫تریهو رو ببریم [پسر عمو گیلبرت]

01:38:08.481 --> 01:38:11.551
‫نذاشتن از در جلویی اونو ببریم

01:38:11.685 --> 01:38:14.387
‫چقدر کسشر

01:38:14.520 --> 01:38:17.358
‫سی و هشت سال! وای!

01:38:18.824 --> 01:38:21.761
‫توی سال ۱۹۷۹ چکار میکردی؟

01:38:21.895 --> 01:38:25.766
‫این که اینقدر بتونی
‫توی زندان دووم بیاری

01:38:25.899 --> 01:38:28.067
‫معجزه هست

01:38:59.599 --> 01:39:01.634
‫چه خبر رفیق؟

01:39:15.548 --> 01:39:17.250
‫- چطوری؟
‫- تو چطوری؟ من ماریو هستم

01:39:17.382 --> 01:39:18.484
‫خیلی خب ماریو

01:39:21.020 --> 01:39:22.255
‫من بهشون گفتم "کون لقتون،

01:39:22.389 --> 01:39:23.457
‫من همه چی رو میذارم برا خودتون"

01:39:27.292 --> 01:39:28.394
‫ممنون

01:39:33.099 --> 01:39:34.802
‫- چطوره؟
‫- عالیه

01:39:47.881 --> 01:39:49.650
‫من هنوز خیلی بدهکارم و،

01:39:49.783 --> 01:39:52.118
‫فکر نکنم هیچوقت بتونم کارامو جبران کنم،

01:39:52.252 --> 01:39:55.255
‫اما اونجا رفتن جالب بود

01:39:55.389 --> 01:39:57.390
‫اون هنوز توی پاکویما زندگی میکنه

01:39:57.524 --> 01:40:00.661
‫اون نرفت جای دیگه

01:40:00.793 --> 01:40:02.662
‫اون برگشت اینجا

01:40:02.796 --> 01:40:05.231
‫اون هنوز از محله حمایت میکنه،

01:40:05.364 --> 01:40:06.865
‫از مکانیک های توی محله،

01:40:07.000 --> 01:40:08.569
‫از فروشگاه های توی محله

01:40:08.702 --> 01:40:11.637
‫این تقریبا رویای هر فرد لاتینی تباره

01:40:11.770 --> 01:40:14.307
‫- برو پایین
‫- آره، راست میگه

01:40:14.440 --> 01:40:18.978
‫داشتن یه شورلت سال ۶۴ توی
‫پاکویما رویایی هست که به حقیقت پیوسته

01:40:19.112 --> 01:40:21.014
‫کریسمس ها،‌ اون میره مرکز شهر،

01:40:21.146 --> 01:40:23.850
‫چند تا اسباب بازی میخره و با ماشین

01:40:23.984 --> 01:40:27.654
‫جلوی مردم توی خیابون رو
‫میگیره و به اونا اسباب بازی میده

01:40:27.787 --> 01:40:29.588
‫همین الان توی صندوق عقب ماشینش

01:40:29.722 --> 01:40:32.091
‫لباس زیر گرم

01:40:32.225 --> 01:40:33.659
‫و جوراب هست،‌ اونقدری که

01:40:33.792 --> 01:40:35.360
‫دیگه نمیشه وسائل خودت رو توش جا بدی

01:40:35.494 --> 01:40:37.197
‫چه مساله عقیم سازی سگ ها باشه...

01:40:37.331 --> 01:40:39.666
‫من سه ماه اینجا زندانی بودم
‫[کمپین "دوستان حیوانات"]

01:40:39.800 --> 01:40:43.168
‫این ۱۵ روز به زمان انسان هاست

01:40:43.302 --> 01:40:46.104
‫و یا حمایت از نوجوون ها باشه، اون میره

01:40:46.238 --> 01:40:48.875
‫... چون تو به اونا گوش نمیدی، اونا میان...
‫[جلسه پیشگیری از خشونت دبیرستان سیلمار]

01:40:51.645 --> 01:40:53.680
‫اجتماع پاکویما برای تو چه معنایی داره؟

01:40:53.813 --> 01:40:57.283
‫همه چیزمه،‌ همه چیزمه
‫مثل خانواده... سلام بنز!

01:40:57.417 --> 01:40:59.286
‫اون زن چابیه، خیلی دختر باحالیه

01:41:01.054 --> 01:41:03.257
‫وای،‌ هیچ کسی دوست
‫نداشت دنی پیشش باشه،

01:41:03.390 --> 01:41:05.057
‫هیچ کسی حتی یک بار هم از
‫پیش دنی بودن خوشحال نبود،

01:41:05.192 --> 01:41:06.859
‫حالا از دیدنش هیجان زده میشن

01:41:06.993 --> 01:41:08.262
‫یادمه یه زمانی اونا نمیذاشتن

01:41:08.395 --> 01:41:10.096
‫پامو توی خونشون بذارم،‌ و پلیسا،

01:41:10.229 --> 01:41:13.032
‫اونا همیشه منو نگه میداشتن
‫و میچسبوندنم به دیوار،

01:41:13.167 --> 01:41:15.068
‫میگفتن "ما میدونیم یه چیزی
‫داری،‌ ماشین رو میگشتن..."

01:41:15.201 --> 01:41:17.869
‫و از هر ده بار، نه بارش رو داشتم

01:41:18.003 --> 01:41:20.573
‫و معمولا با اسلحه تو
‫دستشون منو نگه میداشتن

01:41:20.707 --> 01:41:23.276
‫حالا کاملا فرق کرده

01:41:23.409 --> 01:41:27.780
‫بعضیاشون دوست من هستن

01:41:27.914 --> 01:41:30.884
‫اونا شروع کردن به کشیدن نقاشیش روی دیوار

01:41:31.016 --> 01:41:33.753
‫اینجا توی خیابون

01:41:33.886 --> 01:41:35.221
‫و من گفتم "میبینی رفیق،

01:41:35.354 --> 01:41:37.523
‫توی هالیوود به تو ستاره میدن"
‫[پیاده روی مشاهیر هالیوود]

01:41:37.657 --> 01:41:39.693
‫ "توی پاکویما نقاشیت رو میکشن"

01:41:39.826 --> 01:41:41.694
‫و اون خیلی خوشحال شد

01:41:41.828 --> 01:41:43.797
‫فکر کنم اون احتمالا یه بار
‫اونجا دیوار نویسی کرده باشه،

01:41:43.930 --> 01:41:46.533
‫و حالا اونا تصویرش رو اونجا کشیدن

01:41:46.666 --> 01:41:49.069
‫محله ای که توی جوونیش از دستش آسایش نداشتن

01:41:49.202 --> 01:41:51.938
‫حالا بخاطر کارهای خوبی که
‫کرده و کارهای بدش رو پوشونده

01:41:52.070 --> 01:41:54.707
‫نقاشیش رو کشیدن

01:41:54.841 --> 01:41:56.910
‫ما داریم در مورد مردی حرف میزنیم که مادرش

01:41:57.042 --> 01:42:01.881
‫وقتی آزاد شد در رو براش باز نکرد

01:42:02.015 --> 01:42:04.584
‫فکر نمیکنم اون هیچ وقت فکرش رو کرده باشه

01:42:04.717 --> 01:42:07.253
‫که همین چیزی رو اینجا قراره داشته باشه

01:42:20.900 --> 01:42:23.604
‫حتی با این که قبلا سبک
‫زندگیش اونجوری بوده،

01:42:23.737 --> 01:42:26.005
‫کاملا تغییر کرده،

01:42:26.139 --> 01:42:30.643
‫و الان چنین آدمی شده

01:42:30.777 --> 01:42:33.313
‫پس اون نقاشی روی دیوار
‫فقط نشون دهنده اون نیست،

01:42:33.445 --> 01:42:35.983
‫نشون دهنده خیلی از
‫لاتین تبار های دیگه هست،

01:42:36.115 --> 01:42:40.019
‫که زندگیشون رو تغییر دادن

01:42:40.153 --> 01:42:41.989
‫این امیده، این تفکره که

01:42:42.122 --> 01:42:45.324
‫من لازم نیست

01:42:45.457 --> 01:42:47.728
‫محصول محیط اطرافم باشم

01:42:49.194 --> 01:42:50.730
‫من میتونم بهتر بشم

01:42:51.863 --> 01:42:54.132
‫من میتونم تغییر پیدا کنم

01:42:54.266 --> 01:42:58.572
‫من حالا میتونم رویاپردازی
‫کنم و این عیبی نداره

01:42:58.704 --> 01:43:02.007
‫و این چیزیه که هر کی
‫میخواد از محله های فقیر نشین

01:43:02.140 --> 01:43:05.210
‫بیاد بیرون و کسی بشه

01:43:05.345 --> 01:43:07.948
‫برای مردمش انجام میده

01:43:08.081 --> 01:43:11.150
‫و حالا فکر میکنم اون
‫کاملا میدونه که کی هست

01:43:13.286 --> 01:43:15.655
‫بزن ببینم. بوم

01:43:17.623 --> 01:43:20.025
‫من عاشق دیدن این خانواده ها هستم

01:43:20.158 --> 01:43:21.560
‫واقعا؟

01:43:21.694 --> 01:43:22.661
‫میبینی چی میگم

01:43:22.796 --> 01:43:24.664
‫که والدین برای بچه هاشون وقت بذارن؟

01:43:24.797 --> 01:43:26.832
‫اینا همون والدینی هستن
‫که دارن وقت میذارن،

01:43:26.966 --> 01:43:28.467
‫و این مهمترین چیز

01:43:28.601 --> 01:43:31.704
‫توی زندگی بچه هاست

01:43:31.837 --> 01:43:33.840
‫من نباید این زندگی رو داشته باشم

01:43:33.972 --> 01:43:35.975
‫و اونم همینطور

01:43:36.109 --> 01:43:40.347
‫اگه نتونیم تجربیاتمون رو

01:43:40.479 --> 01:43:44.717
‫به کس دیگه انتقال بدیم...

01:43:44.850 --> 01:43:45.885
‫دیگه چه فایده ای داره؟

01:43:47.520 --> 01:43:48.920
‫چقدر آسون میبود

01:43:49.055 --> 01:43:52.091
‫اون آدمی که

01:43:52.225 --> 01:43:55.028
‫سال ۱۹۶۸ سنگ زد به سر

01:43:55.161 --> 01:43:57.563
‫یه نگهبان رو خط میزدیم؟

01:43:59.698 --> 01:44:03.769
‫از دوازده سالگی معتاد هروئین بود

01:44:03.904 --> 01:44:07.741
‫اونقدری دزدی انجام داده
‫که نمیتونیم داستان همشو بگیم

01:44:10.010 --> 01:44:12.445
‫چقدر خط زدن اون آدم آسون بود؟

01:44:14.247 --> 01:44:17.417
‫این چیزیه که دنی نماد اونه

01:44:17.550 --> 01:44:22.154
‫اون نماد اینه که چه اتفاقی
‫میوفته اگه سفره دلت رو باز کنی

01:44:22.287 --> 01:44:24.956
‫و اجازه بدی عشق بر تنفر پیروز بشه

01:44:28.360 --> 01:44:31.898
‫اون همون مهره شطرنجیه که
‫به عنوان یه سرباز شروع کرد

01:44:32.032 --> 01:44:33.900
‫و رسید به آخر صفحه شطرنج

01:44:34.033 --> 01:44:36.168
‫و حالا میتونه انتخاب کنه

01:44:36.301 --> 01:44:39.471
‫که چه مهره ای میخواد

01:44:39.604 --> 01:44:41.607
‫پدربزرگ من، دلیسیو تریهو،

01:44:41.740 --> 01:44:44.744
‫اگه الان بود میگفت "اون بالاخره موفق شد"

01:44:44.877 --> 01:44:48.948
‫اون الگوی منه. من ازش تاثیر میگیرم

01:44:49.082 --> 01:44:51.184
‫وقتی بزرگ شدم میخوام مثل اون باشم

01:44:53.920 --> 01:44:55.588
‫مردم قضاوت میکنن

01:44:55.721 --> 01:45:00.292
‫هر جوری دلشون بخواد،‌ در مورد آدمای مشهور

01:45:00.426 --> 01:45:03.830
‫بابای من کسیه که من
‫افتخار میکنم بهش بگم بابا

01:45:06.800 --> 01:45:10.235
‫تو یا میمونی تحت هر شرایطی،

01:45:10.368 --> 01:45:13.839
‫و یه زندگی بهتری رو خواهی داشت،‌ یا
‫میمیری، دیوونه میشی و یا میری زندان

01:45:13.972 --> 01:45:15.175
‫به همین سادگی

01:45:16.475 --> 01:45:17.909
‫امروز من یه زندگی بهتر رو انتخاب کردم،

01:45:18.043 --> 01:45:19.813
‫و زندگی من یه رویا هست

01:45:21.480 --> 01:45:22.648
‫خب...

01:45:23.072 --> 01:45:38.072
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:45:38.096 --> 01:45:50.096
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.