﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:04.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:04.460 --> 00:00:10.212
‫تک‌تک ساعات بیداری‌تان،
‫هم و غم وطن دارید

00:00:10.752 --> 00:00:15.544
‫تا آن را چون گُلی بپرورید،
‫و بر شکوهش بیفزایید

00:00:15.792 --> 00:00:20.748
‫راست‌قامت چون درخت بلوط،
‫دست اندر کار، روزان و شبان

00:00:21.376 --> 00:00:26.544
‫محل کارتان، کشورمان،
‫و کارگاه‌های ساختمان

00:00:27.000 --> 00:00:33.040
‫آشتی‌جوی بزرگ زمین [رومانی] است،
‫و ما یگانه با مُرادِ کشورمان

00:00:33.584 --> 00:00:38.960
‫از اَرج رومانی که سخن می‌رانیم،
‫چائوشسکو زنده است در دلمان!

00:00:41.708 --> 00:00:43.164
ببینیم چیه

00:01:16.252 --> 00:01:17.796
‫متن نیست ها

00:01:18.540 --> 00:01:22.040
‫- روی  متن‌رسان هیچی نیست
‫- آهای، متن!

00:01:24.668 --> 00:01:26.752
‫متن

00:01:59.624 --> 00:02:02.852
‫حروف بزرگ

00:02:02.876 --> 00:02:10.500
‫حروف بزرگ
‫- تاریخچه -

00:02:11.460 --> 00:02:16.668
‫بر اساس نمایشنامه مستند
‫هم‌نام جانینا کاربوناریو

00:02:17.175 --> 00:02:23.635
‫که بر پایه پرونده‌های سکوریتاته
‫(پلیس مخفی رومانی) نوشته شده است

00:02:27.624 --> 00:02:35.040
‫...طنینی که به هنگام برخورد با
‫این زندگی‌های کوچک احساس می‌کنم

00:02:35.376 --> 00:02:44.128
‫در خُرده فرمایشاتی که مایه نابودی آن‌هاست،
‫به خاکستر بدل می‌شود. میشل فوکو

00:02:44.376 --> 00:02:51.252
‫کسی را یارای زیستن آن نیست، تنها
‫توصیف، آن هم در حد یک درصد. ایون استارتان

00:03:39.040 --> 00:03:44.956
‫گروهی جدید را با انبوه تشویق
‫سلام می‌دهند: دسته‌ی دفاعی پیشگام

00:03:47.084 --> 00:03:51.252
‫که نماینده 3 میلیون [جوان] پیشگام کشور
‫قلمداد می‌شود

00:03:51.668 --> 00:03:57.168
‫هم‌آنانی که بر دفاع از پرچم
‫نبرد، و فتوحات انقلابی ما عهد می‌بندند

00:04:07.832 --> 00:04:12.956
‫حزب، چائوشسکو، رومانی!

00:04:53.040 --> 00:04:58.456
‫پرونده‌ی "حصار"

00:05:18.376 --> 00:05:22.796
‫در 13 سپتامبر 1981، ساعت 10

00:05:23.208 --> 00:05:31.332
‫از  وجود دست‌نوشته‌ای بر روی حصار کمیته
‫مرکزی حزب در شهر بوتوشن اطلاع یافتیم:

00:05:31.708 --> 00:05:34.124
‫"ما خواهان آزادی و عدالت ایم"

00:05:34.376 --> 00:05:39.876
‫به عنوان افسر مسئول سکوریتاته،
‫آنچه را که به دنبال می‌آید یافتم:

00:05:40.300 --> 00:05:45.964
‫حروف بزرگ نوشته شده با گچ آبی

00:05:46.208 --> 00:05:51.248
‫به طول 10-12 سانتی متر، به ارتفاع 1.60

00:05:52.584 --> 00:05:59.712
‫نگهبان سعی بر زدودنِ نویسه داشته

00:05:59.960 --> 00:06:04.876
‫اما به دلیل ناهمگونی سطح
‫موفق بدین کار نگشته بود

00:06:05.916 --> 00:06:09.708
‫از آن‌جایی که عبور و مرور به هنگام
‫روز زیاد است

00:06:10.376 --> 00:06:16.460
‫نویسش باید در ساعاتی بین 11 تا 6 صبح
‫انجام شده باشد

00:06:16.960 --> 00:06:21.668
‫احتمالا دو نفر در این کار دست داشته اند

00:06:21.916 --> 00:06:27.292
‫یکی مسئول نوشتن، و دیگری
‫مسئول پاییدن دربان

00:06:27.500 --> 00:06:31.792
‫و یا رهگذران

00:06:35.876 --> 00:06:39.584
‫آقای گریندو از بخارست شکایت کرده است

00:06:39.832 --> 00:06:45.708
‫که برخی فرش-آویزها
‫زیاده به پنجره‌ها نزدیک اند

00:06:45.916 --> 00:06:48.000
‫و این اصلا جالب نیست

00:06:48.960 --> 00:06:55.044
‫به خصوص که برخی افراد
مراعاتِ ساعات فرش‌تکانی را نمی‌کنند

00:06:55.832 --> 00:07:00.916
‫از آن‌جایی که فرش-کوبی
کاری زمینی‌ست

00:07:01.252 --> 00:07:05.752
‫برخی یک جایگزین هوایی برای آین یافته

00:07:07.332 --> 00:07:10.664
‫و بالای ساختمان را جای مناسب‌تری
‫می‌دانند

00:07:11.460 --> 00:07:17.544
‫از این ایده استقبال شده،
‫و مستاجران این ساختمان

00:07:19.252 --> 00:07:22.544
‫هم‌اکنون کاملا "پا-در-هوا" شده اند

00:07:22.832 --> 00:07:27.456
‫این ساختمان با فرش‌آویزهایی بالای بام
‫طراحی شده بود

00:07:28.916 --> 00:07:34.500
‫آقای بالانسکو که در
‫طبقه آخر زندگی می‌کند...

00:07:36.752 --> 00:07:40.504
‫داشتم به محل کارم می‌رفتم

00:07:40.752 --> 00:07:43.628
‫که دیدم روی دیوار نوشته:

00:07:43.960 --> 00:07:48.376
‫"در کشور دوست و برادرمان،
‫لهستان، کارگران به آزادی رسیده اند"

00:07:48.624 --> 00:07:54.000
‫"با اتحادیه‌های آزاد از قبیل
‫یکپارچگی، و یکپارچگی روستایی"

00:07:54.252 --> 00:07:59.920
‫"که نشانگر حقوق آن‌هاست، گرچه
‫آن‌ها نیز با کمبود غذا مواجه اند"

00:08:01.084 --> 00:08:03.336
‫و دیگری:

00:08:03.540 --> 00:08:06.372
‫«در این صفوف طولانی از پا افتادیم»

00:08:06.584 --> 00:08:10.628
‫«از فساد و بی‌عدالتی
‫کشورمان جان‌به‌لب شدیم»

00:08:37.084 --> 00:08:44.460
‫ساعت 6:55، وقتی از کنار سازه‌ی
‫مرکز فرهنگی سندیکاها می‌گذشتم

00:08:45.668 --> 00:08:52.044
‫چشمم به شعارنویسی روی دو تخته حصار افتاد

00:08:52.376 --> 00:08:58.628
‫با موضوع یکپارچگی و
‫اتحادیه‌های بازرگانی لهستان

00:08:58.960 --> 00:09:03.376
‫خیلی یادم نیست، چون متن بلندی بود
‫و من هم دقت نکردم

00:09:04.876 --> 00:09:07.504
‫موسکای سبزیجات و گوشت مرغ

00:09:08.124 --> 00:09:13.164
‫مواد لازم برای پنج نفر:

00:09:15.752 --> 00:09:17.920
‫مرغ - 1 کیلوگرم

00:09:18.584 --> 00:09:20.504
‫3-4 عدد هویج

00:09:22.292 --> 00:09:24.500
‫یک ظرف نخودفرنگی

00:09:25.460 --> 00:09:28.084
‫یک ظرف لوبیاسبز

00:09:30.000 --> 00:09:31.956
‫3-4 عدد سیب‌زمینی

00:09:33.084 --> 00:09:35.420
‫50 گرم پنیر

00:09:36.668 --> 00:09:38.960
‫کره 50 گرم

00:09:39.792 --> 00:09:42.372
‫یک قاشق نان خُرد

00:09:42.876 --> 00:09:45.084
‫چند برگ جعفری

00:09:45.708 --> 00:09:48.580
‫نمک و فلفل

00:09:49.292 --> 00:09:51.748
‫250 گرم روغنآرد

00:09:53.040 --> 00:09:58.540
این‌جانب، امضاءکننده، لوله‌کش
‫کارخانه تاسیسات و ماشین‌آلات ام

00:09:58.792 --> 00:10:01.124
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم

00:10:01.376 --> 00:10:07.004
‫14 سپتامبر 1981، ساعت
‫7:10 مشغول کار شدم

00:10:07.292 --> 00:10:10.792
‫از زیردستانم شنیدم
‫(من مدیر هستم)

00:10:11.000 --> 00:10:15.956
‫که حرف نامربوطی روی حصار نوشته شده

00:10:17.624 --> 00:10:21.292
‫تیم 15 ما به موقعیت رفت

00:10:21.792 --> 00:10:26.956
نوشته‌ی گچی با حروف بزرگ رو دیدم

00:10:28.292 --> 00:10:32.416
‫«دیگه نمی‌تونیم بی‌عدالتی رو تحمل کنیم»

00:10:32.708 --> 00:10:36.792
‫باتوجه به شرایط، می‌بایست پاکش میکردیم

00:10:37.040 --> 00:10:42.124
‫یک نفر رو فرستادم آب بیاره تا پاکش کنیم

00:10:42.708 --> 00:10:47.872
‫بعدتر متوجه شدم که باید مقامات رو
‫در جریان می‌گذاشتم

00:10:56.584 --> 00:10:59.960
‫اندر استواری

00:11:00.332 --> 00:11:02.792
‫اندر کار و خلاقیت

00:11:03.208 --> 00:11:05.500
‫اندر یگانگی

00:11:06.584 --> 00:11:12.084
‫این لحظه جاویدان
‫از ادوار گذشته به ما می‌رسد

00:11:13.208 --> 00:11:16.164
‫این رویای مُدَور کشور ماست

00:11:16.540 --> 00:11:20.416
‫و این گواهیست بر
‫موجودیتی چند-هزاره‌ای

00:11:27.292 --> 00:11:32.456
‫سراسر کشور، قوم رومانیایی‌ها،
‫مجارها، آلمان‌ها و دیگران

00:11:32.792 --> 00:11:37.164
‫با کردارشان، و اعتقاد راسخ،
‫گواهی می‌دهند

00:11:38.584 --> 00:11:41.336
‫که این سرزمین، سرزمین اتحادی فناناپذیر است

00:11:42.876 --> 00:11:47.504
‫امروز، به تاریخی که اعلام شد، با
‫توجه به اختیاراتم در مقام مامور سکوریتاته

00:11:47.792 --> 00:11:52.832
‫با مستجران خیابان کوزا

00:11:54.540 --> 00:11:59.124
‫درباره شعارنویسی‌های
‫ناشایست روی...

00:11:59.376 --> 00:12:03.004
‫حصار سازه‌ی مرکز فرهنگی که در مجاورت
‫ساختمان‌های 9 و 11 قرار داشت

00:12:03.292 --> 00:12:07.080
‫ صحبت کردم

00:12:09.916 --> 00:12:13.292
‫افسانه: نویسه‌ی گچی

00:12:28.332 --> 00:12:32.372
‫"اندیشمند" مردی روی چهارپایه را
‫به نمایش می‌گذارد

00:12:33.292 --> 00:12:38.292
‫کمر خمیده،
‫چانه در دستان

00:12:39.040 --> 00:12:41.708
‫آرنج‌ها روی زانوان

00:12:42.292 --> 00:12:48.040
‫مهارت هنرمند، در جزئیات واقع‌گرایانه

00:12:48.876 --> 00:12:53.420
‫و به ویژه در حالت سیمای او
‫آشکار است

00:12:58.208 --> 00:13:03.792
‫کاشف این اثر، آن را در قیاس با مجمسه
‫مشهور رُدین

00:13:04.832 --> 00:13:09.292
‫"اندیشمند" نامید

00:13:10.752 --> 00:13:14.544
‫گزارش: امروز حوالی ساعت 9

00:13:14.832 --> 00:13:22.416
‫سکوریتاته اطلاع یافت،
‫که بر روی حفاظ‌های دو در دوی

00:13:22.668 --> 00:13:27.420
‫حوالی سازه‌ی مرکز فرهنگی در بوتوشن

00:13:27.668 --> 00:13:34.504
‫سه شعارنویسی فتنه‌گرانه و خراب‌کارانه
‫توسط خاطیان ناشناس صورت گرفته است

00:13:34.832 --> 00:13:42.292
‫متن با حروف بزرگ و با
‫گچ سفید نوشته شده است:

00:13:43.540 --> 00:13:45.832
‫«هم‌میهنان»، علامت تعجب

00:13:46.040 --> 00:13:53.500
‫«ما باید به وضعیت فعلی
‫ کشور یک نه قاطعانه بگوییم»

00:13:53.832 --> 00:13:58.248
‫«در کشور دوست و برادرمان، لهستان،
‫کارگردان به آزادی واقعی دست یافته اند»

00:13:58.584 --> 00:14:02.668
‫«با اتحادیه‌های آزاد از قبیل
‫همبستگی، و همبستگی روستایی»

00:14:02.832 --> 00:14:09.164
‫«که نشانگر حقوق آن‌هاست، گرچه
‫آن‌ها نیز چون ما با کمبود غذا مواجه اند»

00:14:09.416 --> 00:14:11.164
‫متن شماره 2:

00:14:11.460 --> 00:14:16.960
‫«ما غذا می‌خواهیم. حق‌مان را
‫می‌خواهیم. آزادی می‌خواهیم»

00:14:17.252 --> 00:14:19.128
‫متن شماره 3:

00:14:19.376 --> 00:14:21.752
‫«در این صفوف طولانی از پا افتادیم»

00:14:21.960 --> 00:14:26.336
‫«از فساد و بی‌عدالتی
‫کشورمون جون‌به‌لب شدیم»

00:14:26.832 --> 00:14:33.164
تخته‌ها برای مطالعه
جرم‌شناسانه برداشته شدند

00:14:33.668 --> 00:14:40.128
‫نظارت در نقاط
‫آسیب‌پذیر افزایش یافته

00:14:40.376 --> 00:14:43.752
‫تا از اقدامات مشابه جلوگیری شود

00:14:45.040 --> 00:14:50.372
‫محصول بعدی‌مون یک یخچال 160 لام‌ـه

00:14:51.252 --> 00:14:53.420
‫- اینه؟
‫- بله

00:14:53.584 --> 00:14:58.544
‫مُدلِ بزرگ‌ترِ

00:14:59.876 --> 00:15:03.296
‫یخچال‌های دو-دَر بزرگ‌تر و کم‌مصرف‌تر

00:15:05.832 --> 00:15:08.624
‫از جمله محصولات فعلی ما هستند

00:15:10.416 --> 00:15:13.248
‫عرضه‌ی تعداد بسیار زیادی یخچال...

00:15:14.416 --> 00:15:18.916
‫در پرونده "حفاظ" از آن‌جایی
‫دست‌خط شناسایی شده بود

00:15:19.292 --> 00:15:24.708
‫قریب به 30,000 نمونه دست‌خط
‫با مدرک اصلی مقایسه شدند

00:15:25.252 --> 00:15:28.712
‫سرویس 1، 30 خبرچین را آگاه ساخته بود

00:15:28.876 --> 00:15:32.128
‫سرویس 2، 32 خبرچین را آگاه ساخته بود

00:15:32.292 --> 00:15:35.956
‫بخش نظارت - 12 خبرچین

00:15:36.208 --> 00:15:40.708
‫بخش ضد-تروریسم - 5 خبرچین

00:15:41.084 --> 00:15:44.336
‫طرح اولیه‌ای نیز توسط پلیس ترسیم شده بود

00:15:46.292 --> 00:15:49.040
‫شما به ما هستی بخشیدید

00:15:49.668 --> 00:15:52.212
‫شما مردمانی را پیشکش این کشور کردید

00:15:53.916 --> 00:15:56.664
‫شما بشریت را تقدیم زمین کردید

00:16:21.416 --> 00:16:26.748
‫زن، چهره‌اش را به عاریت تقدیم
‫هنرمندان می‌کند تا وصف میهن آرند

00:16:27.084 --> 00:16:33.336
‫عدالت، انقلاب،
‫استقلال، آزدی، صلح

00:16:46.668 --> 00:16:52.252
‫شاعران، زیبایی زن، و روح گرمش را
‫به چکامه می‌خوانند

00:16:52.916 --> 00:16:58.124
‫هم، دستان زحمت‌کش و روان مشتاقش را

00:16:58.460 --> 00:17:02.460
‫عطش محبتش را،
‫هم، پایداری‌اش در برابر رنج

00:17:03.460 --> 00:17:08.836
‫باورش را به زندگی، انسانیت و عشق

00:17:13.040 --> 00:17:16.080
‫این فرصتی‌ست از برای بودنِ من

00:17:16.708 --> 00:17:21.956
‫و شادی درونی من از استخوان‌هایم

00:17:23.000 --> 00:17:26.456
‫که در آغوش همیشه-دردناک تو خُرد شده اند،
‫سنگین‌تر است

00:17:26.960 --> 00:17:30.876
‫مُجرم دست‌کم دوران متوسطه
‫را پشت سر گذاشته بود

00:17:31.124 --> 00:17:36.624
ممکن بود مقیم حوالی سازه یا
بسیار دورتر از آن باشد

00:17:38.208 --> 00:17:40.456
‫پیام آن‌ها تاثیرگذار بود

00:17:40.624 --> 00:17:43.916
‫نویسنده در ساخت و پرداخت
شعارهای آتش‌افروزانه چیره‌دست بود

00:17:44.168 --> 00:17:48.628
‫کوتاه و گیرا، با لحنی
حاکی از ‫دعوت به اقدام

00:17:49.040 --> 00:17:52.792
‫او، فارغ از جنسیت، با روان‌شناسی اجتماعی
‫آشنا بود

00:17:53.000 --> 00:17:57.124
‫زیرا که موضوعات انتخابی‌اش
‫مصلحت عمومی را نشانه می‌رفت

00:17:57.500 --> 00:17:59.332
‫کار که بود؟

00:17:59.540 --> 00:18:04.080
‫کار کسی بدون دشواری‌های خانوادگی یا حرفه‌ای

00:18:04.376 --> 00:18:09.044
‫فردی، ناراضی، که از این شیوه برای
‫زهرافشانی بهره می‌برد

00:18:09.416 --> 00:18:14.624
‫شاید مستمری‌بگیری
‫خیره‌سر با تعصبات سیاسی

00:18:14.960 --> 00:18:17.876
‫یا جوانی پُر-سر
‫که به خیالش

00:18:18.124 --> 00:18:23.580
‫وظیفه دارد با زمین و زمان پنجه دراَفکَند!

00:18:23.916 --> 00:18:28.916
‫شاید هم 2-3 تن آدم بیکار

00:18:29.332 --> 00:18:31.956
‫که خیال وقت‌گذرانی داشتند

00:18:32.876 --> 00:18:37.544
‫شاید قصد داشتند که با آزردن مقامات
‫از اغتشاشات حاصله لذت ببرند

00:18:39.624 --> 00:18:44.832
‫من روزی دست‌کم 20 دقیقه ورزش می‌کنم

00:18:48.832 --> 00:18:52.332
‫دراز-نشست، بارفیکس، تمرینات پا

00:18:53.000 --> 00:18:55.500
‫چه فایده‌ای داره؟

00:18:57.000 --> 00:19:01.500
‫باعث آرامشمه، ماهیچه‌هام به قوت خود باقی ان

00:19:06.292 --> 00:19:10.416
‫نیاز به آرامشم رو برطرف می‌کنه

00:19:12.208 --> 00:19:15.000
‫از آخرین باری که دارو خوردید چقدر می‌گذره؟

00:19:15.332 --> 00:19:20.292
‫- انگار یادتون نیست
‫- البته اضافه کنم که قهوه هم نمی‌‍خورم

00:19:21.332 --> 00:19:28.208
‫فقط برای سرگردمی خودتونه
‫یا خانواده رو هم مشغول کردید؟

00:19:28.500 --> 00:19:33.372
‫بله، مخصوصا پسر 13-ساله‌م رو

00:19:33.624 --> 00:19:37.708
‫او رو هم ورزش می‌دم

00:19:40.040 --> 00:19:43.292
‫پیشنهادم به همه همینه

00:19:43.960 --> 00:19:48.920
‫خیلی‌ها رو دیدم که زمستون‌ها
‫درگیر سرماخوردگی اند

00:19:49.916 --> 00:19:55.248
‫10-15 دقیقه ورزش روزانه گرم‌شون می‌کنه

00:19:56.168 --> 00:20:01.544
‫- و دیگه سر و کارشون به پزشک نمی‌افته!
‫- البته!

00:20:02.460 --> 00:20:08.544
این‌جانب، امضاءکننده، متخصص گرمایش
‫کارخانه تاسیسات و ماشین‌آلات هستم

00:20:08.876 --> 00:20:12.544
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم که ساعت 7 امروز که
‫به محل کارم رسیدم

00:20:12.832 --> 00:20:16.372
‫رئیسم خواست تا تکه‌ای پارچه بیاورم

00:20:16.540 --> 00:20:22.372
‫و متنی را که با حروف بزرگ روی حفاظ
‫نوشته شده بود پاک کنم

00:20:22.668 --> 00:20:27.876
‫گمان نمی‌کنم که هیچکدام از همکاران ما
‫دست به چنین کاری زده باشند

00:20:30.252 --> 00:20:34.796
‫از پُر-نور بودن منطقه و نظارت دو
‫مامور سکوریتاته در دو نوبت مختلف

00:20:34.960 --> 00:20:38.504
‫اطمینان حاصل شود

00:20:38.876 --> 00:20:43.876
‫نظارت با 4 خودرو به همراه
‫12 مامور در 4 نوبت پی گرفته شود

00:20:44.208 --> 00:20:48.040
‫تمام نامه‌هایی که با حروف بزرگ
‫نوشته شده اند وارسی شود

00:20:48.332 --> 00:20:51.664
‫تمام درخواست‌های گذرنامه وارسی شود

00:20:51.876 --> 00:20:53.876
‫سگ‌های ردیاب را به کار گیرید

00:20:54.040 --> 00:20:59.872
‫تمام شهروندان در منطقه و بیرون از آن
‫تحت نظر قرار گیرند

00:21:12.916 --> 00:21:18.708
‫عزیزترین چیز نزد رومانیایی‌ها، نزد مردم

00:21:24.792 --> 00:21:29.956
‫آب گوارا، زلال و شیرین،
‫زمین‌های بی‌کران گندم

00:21:30.252 --> 00:21:35.544
‫لذت تماشا، با دانه‌های ناب طلا

00:21:36.124 --> 00:21:41.580
‫آه، قلب درون سینه ام،
 به چه گشته‌ای مبتلا؟

00:21:59.168 --> 00:22:04.420
‫ماه می و دشت‌های گُل و
‫یونجه، رقص‌گاه جوانان وطن

00:22:10.332 --> 00:22:15.500
‫گام‌هایی شاد و محکم،
‫دمساز با ترانه‌های کهن

00:22:16.292 --> 00:22:21.124
‫شادی ما است و آوازخوانی
‫با حنجره‌ی طلا

00:22:21.876 --> 00:22:27.168
‫آه، قلب درون سینه ام،
 به چه گشته‌ای مبتلا؟

00:22:44.500 --> 00:22:51.624
‫سرویس 1 به نمونه‌هایی نوشتاری دست یافت
‫که از فهرست مخارج ماه سپتامبر

00:22:51.916 --> 00:22:55.000
‫انجمن مستاجران پلاک 9 به دست آمده بود

00:22:55.252 --> 00:23:01.252
‫و حروف بزرگ این نمونه‌ها با آن‌هایی که

00:23:01.668 --> 00:23:04.960
‫در شمار مدارک شعارنویسی‌های
‫پرونده "حفاظ" بودند، مطابقت داشت

00:23:05.252 --> 00:23:07.712
‫«کارگران جهان، متحد شوید»

00:23:08.084 --> 00:23:11.460
‫و «پول آب داغی را که
‫به ما نمی‌رسد نپردازید»

00:23:19.376 --> 00:23:26.876
‫بخش دیگری از بخارست به
‫سرعت در حال شهری-سازی است

00:23:46.416 --> 00:23:56.580
‫این‌جا، محل شروع اعتراضات
‫کارگران در 1913 است

00:23:58.540 --> 00:24:05.456
‫آن‌ها در اعتراضات 1933
‫به دیگر کارگران ‌پیوستند

00:24:07.916 --> 00:24:13.580
‫به عنوان مربی سگ
‫ردیاب پلیس بوتوشن

00:24:14.500 --> 00:24:19.708
‫امروز، به تاریخ فوق، کا9 اُرلی را به همراه
‫خط‌نوشته‌های معاند با حزب و پیشوایان ملی

00:24:19.916 --> 00:24:26.416
‫به موقعیت در دست بررسی بردم

00:24:27.168 --> 00:24:34.296
‫از آن‌جایی که سگ رد بو را تا مرکز
‫فرماندهی سکوریتاته در بوتوشن دنبال کرد

00:24:35.584 --> 00:24:41.960
‫بنا شد تا  کارکنانی را که در شب 7-8
‫اکتبر کشیک داشته اند مورد تحقیق قرار دهیم

00:24:42.292 --> 00:24:45.580
‫من جمله بخش حفاظت پایگاه نظامی

00:24:45.876 --> 00:24:51.584
‫تهیه نمونه نوشتاری از تمامی کارمندانی که
‫دارای دست‌کم سابقه 10 سال تحصیلات باشند

00:24:51.832 --> 00:24:54.872
‫در دستور کار قرار گرفت

00:24:57.252 --> 00:25:02.628
‫چه خوش دورانی را می‌گذرانیم،
‫عصر اتحاد و لبخند

00:25:03.832 --> 00:25:09.664
‫ماییم زاده‌ی شادمانی و
‫حق‌شناسیِ دلاورانی ارجمند

00:25:10.292 --> 00:25:16.040
‫وظیفه‌مان سپردن درس‌ها به یاد،
‫خشنود از آموختن و ز زیبایی‌اش دلشاد

00:25:16.584 --> 00:25:22.044
‫یاد بگیر و یاد بگیر، آهای کودک لایق
‫تا بشی همشهریِ خوب و صادق

00:25:48.752 --> 00:25:54.420
‫یه روز ما هم بزرگ می‌شیم
‫نشون می‌دیم کی هستیم

00:25:54.916 --> 00:26:00.540
‫کودکی بس قشنگه،
‫دوستان خوبی هستیم

00:26:01.416 --> 00:26:07.208
‫با هر فصلی که داشتیم
‫چه دانه‌ها که کاشتیم

00:26:07.792 --> 00:26:13.292
‫بذر تلاشِ آنی
‫یک ما و یک رومانی!

00:26:18.252 --> 00:26:23.544
‫شب 15 اکتبر 1981، ساعت 23:20

00:26:23.876 --> 00:26:28.796
‫یک شعارنویسی گچی در
‫کنج خیابان مارکیان یافت شد:

00:26:29.500 --> 00:26:30.956
‫«آزادی»

00:26:31.124 --> 00:26:37.956
‫ساعت 23:40 عکس‌برداری با یک دوربین لایکا
‫روی حلقه فیلم NP 20 انجام، و شعار پاک شد

00:26:38.624 --> 00:26:41.332
‫نوشته: حروف بزرگ

00:26:57.916 --> 00:27:01.916
‫در فصل کنسروسازی، این یعنی فاجعه

00:27:02.916 --> 00:27:06.832
‫نغمه‌سرای قرن-بیستمی را تماشا کنید

00:27:23.332 --> 00:27:26.208
‫برگردیم به ترافیک

00:27:28.084 --> 00:27:33.752
‫ببینیم کی هشدار "بوق ممنوع" رو جدی نمی‌گیرد

00:27:34.332 --> 00:27:37.000
‫15 اکتبر، ساعت ده

00:27:37.208 --> 00:27:42.580
‫یک مامور لباس شخصی با
‫بیسیم در این نقطه مستقر شده

00:27:44.460 --> 00:27:48.084
‫گروه فیلم‌برداری 200
‫متر اون‌طرف‌تر منتظر ان

00:27:48.624 --> 00:27:52.456
‫به سوی اولین خاطی می‌ریم

00:27:57.000 --> 00:27:59.164
‫چرا بوق زدی؟

00:28:01.292 --> 00:28:04.292
‫یکی جلوم ایستاده بود

00:28:05.792 --> 00:28:08.164
‫ایستاده بودن؟

00:28:08.460 --> 00:28:10.752
‫آره، اما تقصیر خودم بود

00:28:11.376 --> 00:28:15.252
‫می‌دونی مجازات بوق زدن چیه؟

00:28:21.540 --> 00:28:26.624
‫یک فرمان جدید اومده،
‫اما من اولین بارم بود بوق می‌زدم

00:28:27.124 --> 00:28:30.956
‫فکر می‌کنم فرمان 153 علیه آلودگی صوتی باشه

00:28:41.168 --> 00:28:42.336
‫بخت بد!

00:28:42.916 --> 00:28:46.416
‫بخت این یکی متخلف بدتر هم هست

00:28:46.752 --> 00:28:50.128
‫- من بوق نزدم، رفیق افسر
‫- چرا، زدی

00:28:50.624 --> 00:28:52.708
‫والا نزدم

00:28:53.752 --> 00:28:58.084
‫آخه یک آدم چقدر می‌تونه
‫بدبخت باشه؟

00:28:58.792 --> 00:29:00.208
‫حالا یادت اومد؟

00:29:01.252 --> 00:29:06.212
‫بله، یک واگن برقی می‌خواست
‫بپیچه به چپ

00:29:06.416 --> 00:29:09.124
‫بوق زدم تا حواسش باشه

00:29:10.040 --> 00:29:15.832
‫با ادا و اطوار آمدن می‌خواهد
‫قیل‌وقال کردنش را توجیه کند

00:29:16.916 --> 00:29:21.580
‫این مرد که این‌جاست، بله، مَرده

00:29:22.416 --> 00:29:25.332
‫از عواقب کار خود آگاه نیست

00:29:25.792 --> 00:29:29.080
‫می‌دونی جریمه بوق زدن چیه؟

00:29:30.416 --> 00:29:31.664
‫جریمه؟

00:29:32.040 --> 00:29:36.456
‫این هم عذری بدتر از گناه:

00:29:36.960 --> 00:29:39.128
‫چرا بوق زدی؟

00:29:39.500 --> 00:29:43.124
‫چون ترمزهام ضعیف ان

00:29:45.292 --> 00:29:49.624
‫16 اکتبر 1981، ساعت 06:30

00:29:49.916 --> 00:29:53.332
‫5 شعارنویسی دیگر یافت شدند

00:29:53.668 --> 00:29:58.376
‫نزدیک کنج خیابان هُریا و مارکیان

00:29:58.624 --> 00:30:04.580
‫حروف بزرگ با گچ سفید: «آزادی»

00:30:04.916 --> 00:30:09.624
‫به فاصله 20 متری آن:

00:30:09.832 --> 00:30:14.080
‫«ما آزادی می‌خواهیم»
‫این شعار با حروف بزرگ

00:30:14.332 --> 00:30:18.540
‫روی حاشیه پیاده‌رو نوشته شده بود

00:30:20.876 --> 00:30:27.128
‫امیدوارم دستم خوب بشه و برگردم
‫سر کار

00:30:29.916 --> 00:30:34.500
‫یادآوری اون لحظات اصلا خوشایند نیست

00:30:35.208 --> 00:30:38.248
‫- عین...
‫- آذرخش؟

00:30:38.540 --> 00:30:42.208
‫بله، دستگاه با سرعت در حال کار بود

00:30:42.876 --> 00:30:45.628
‫- دستگاه چی؟
‫- تراش

00:30:47.000 --> 00:30:50.416
‫تو یک چشم به هم زدن

00:30:51.960 --> 00:30:57.336
‫- حواست نبود؟
‫- داشتم الکترود اندازه می‌زدم

00:30:57.752 --> 00:31:02.712
‫این‌قدر سریع اتفاق افتاد که اصلا نفهمیدم

00:31:04.332 --> 00:31:08.792
‫اصلا چطور به فکر برداشتن دستت افتادی؟

00:31:10.040 --> 00:31:13.540
‫- نمی‌دونم
‫- ترسناک و وحشتناک نبود؟

00:31:13.876 --> 00:31:17.084
‫فقط دیدم دستم افتاد

00:31:19.668 --> 00:31:26.128
‫یکی از همشهری‌ها اومد،
‫گرم‌کن تنش بود

00:31:26.500 --> 00:31:31.664
‫جلوی اولین تخته حفاظ
سازه در دست ساخت ایستاد

00:31:32.000 --> 00:31:35.664
‫و جفت خیابون‌ها رو نگاه کرد

00:31:36.000 --> 00:31:39.292
‫سر و کله یک ماشین تو خیابون مارکیان پیدا شد

00:31:39.668 --> 00:31:45.668
‫با دیدن ماشین، همشهری ده متری رفت جلوتر

00:31:46.292 --> 00:31:49.372
‫تا ماشین رد شد

00:31:50.460 --> 00:31:56.084
‫بعد یک قدم به سمت حفاظ برداشت

00:31:56.332 --> 00:32:01.916
‫یک تکه گچ ساخت و شروع کرد نوشتن

00:32:02.252 --> 00:32:08.628
‫بی‌سیم زدم: «موقعیت من،
‫نوشتار در دست نویسش»

00:32:09.252 --> 00:32:12.044
‫و برای بازداشت سوژه حرکت کردم

00:32:12.332 --> 00:32:16.580
‫با رفیق ستوان از ساختمون زدیم بیرون

00:32:16.832 --> 00:32:25.040
‫سوژه گچ رو انداخت و پا به فرار گذاشت

00:32:25.332 --> 00:32:30.832
‫ولی ما دستگیرش کردیم و بردیمش
‫سکوریتاته

00:32:31.084 --> 00:32:35.668
‫روی حفاظی که ما دیدیم،
‫با گچ و حروف بزرگ نوشته بود:

00:32:35.876 --> 00:32:38.504
‫«ما عدالت و آزادی می‌خواهیم»

00:32:47.500 --> 00:32:53.416
‫پرونده تجسس «دانش‌آموز»
‫(نام مستعار توطئه‌آمیز)

00:32:59.332 --> 00:33:05.832
‫این‌جانب با امضای کالینسکو آی موگور،
‫زاده‌ی 28 می 1965 در بوتوشن

00:33:06.084 --> 00:33:10.128
‫ساکن پلاک 62 خیابان مارکیان:
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم

00:33:10.416 --> 00:33:14.816
‫به دبیرستان اِمینسکو می‌رفتم

00:33:17.332 --> 00:33:22.624
‫در سال 1981، در امتحان ورودی
‫دبیرستان آگوست تربونیو لاریان شرکت کردم

00:33:22.752 --> 00:33:24.628
‫و حالا اون‌جا درس می‌خونم

00:33:24.832 --> 00:33:33.208
‫پدرم، کالینسکو میهای، 46
‫ساله، در کارخانه بوتوشن خیاطه

00:33:33.540 --> 00:33:38.456
‫سال 1974 از مادرم جدا
‫شد و دوباره ازدواج کرد

00:33:38.668 --> 00:33:43.252
‫مادرم، اونچسکو رُدیکا،

00:33:43.584 --> 00:33:49.668
‫در بازار روز بوتوشن در
‫بخش لباس کودک فروشنده‌ست

00:33:52.916 --> 00:33:56.456
‫04:50
‫مادرش با خواهرش تماس گرفت

00:33:57.584 --> 00:34:00.004
‫و در طی مکالمه گریست

00:34:01.000 --> 00:34:03.372
‫نمی‌دونم کجا برم

00:34:04.624 --> 00:34:10.080
‫- معمولا کجا می‌رفت؟
‫- هیچ‌کجا نمی‌رفت

00:34:10.416 --> 00:34:13.416
‫تازه دوش گرفته بود،
‫ناخوش بود

00:34:13.668 --> 00:34:16.504
‫کجا برم دنبالش؟

00:34:16.916 --> 00:34:20.624
‫شوهرت با من نمی‌آد
‫بریم اداره پلیس، پرس‌وجو؟

00:34:20.916 --> 00:34:26.000
‫اگر پیش پلیس بود، تماس نمی‌گرفتن؟

00:34:26.376 --> 00:34:28.960
‫منظورم اینه، بچه‌ی همین‌جاست دیگه

00:34:29.792 --> 00:34:31.664
‫خب پس کجاست؟

00:34:32.168 --> 00:34:36.168
‫نکنه اراذل و اوباش کتکش زده باشن؟

00:34:36.500 --> 00:34:38.248
‫آروم باش، عزیزم

00:34:40.540 --> 00:34:46.580
‫- تو ساختمون پیش کسی نمی‌رفت؟
‫- نه

00:34:47.252 --> 00:34:50.584
‫شوهرم رو می‌فرستم بیاد

00:34:51.460 --> 00:34:55.128
‫آخه، کجا رو باید بگردیم؟

00:34:56.040 --> 00:34:59.580
‫بیرون دیگه، چه بدونم

00:34:59.876 --> 00:35:04.712
‫کلاهش رو هم نبرده، الان وقت قرصش بود

00:35:05.584 --> 00:35:09.876
‫مادر سوژه از پیشگویی‌های
‫ناگوار یک نهان‌بین حرف می‌زند

00:35:11.000 --> 00:35:13.000
‫گریستن را ادامه می‌دهد

00:35:14.000 --> 00:35:18.748
‫ادامه می‌دهد که می‌ترسد پسرش
‫برای هواخوری بیرون رفته

00:35:19.000 --> 00:35:22.332
‫و به دست اراذل و اوباش کتک خورده باشد

00:36:20.252 --> 00:36:26.960
‫حرف بزرگ T قابل توجه
‫بود، هم به خاطر قوس سرکش

00:36:27.252 --> 00:36:30.712
‫و هم به خاطر نخوه چسبیدن [سرکش] به تنه

00:36:31.040 --> 00:36:36.040
‫در R بزرگ، شاهد دو قوس بودیم

00:36:36.252 --> 00:36:38.544
‫یکی قوس دایره بالایی

00:36:39.252 --> 00:36:42.128
‫و دیگری قوس باریکه‌ی پایینی

00:36:42.540 --> 00:36:48.832
‫L بزرگ با باریکه‌ی
‫عمودی قوس‌مانند

00:36:49.000 --> 00:36:55.500
‫و امتداد مختصر فرورفته‌ش، که بخش
‫پایینی رو شکل می‌ده، شناخته می‌شه

00:36:55.960 --> 00:37:02.128
‫در Z بزرگ، شاهد
‫لبه‌ی بالایی کوتاه

00:37:02.460 --> 00:37:05.252
‫و شکل و شمایل بخش میانی هستیم

00:37:05.792 --> 00:37:12.832
‫نتیجه: متن توسط ای. موگور
‫کالینسکو نوشته شده است

00:37:18.084 --> 00:37:23.376
‫بنابراین، پیشنهاد ما این
‫است که موگور کالینسکو

00:37:23.540 --> 00:37:26.832
‫در پرونده تجسس "دانش‌آموز"
‫مورد بررسی قرار گیرد

00:37:27.084 --> 00:37:30.584
‫برای تجسس دقیق‌تر

00:37:31.416 --> 00:37:36.792
‫نصب ابزار شنود در منزل نامبرده را خواستاریم

00:37:37.084 --> 00:37:42.252
‫دسترسی فوق، به بهانه جستجوی پلیس
‫با اجازه مادر و در حضور او

00:37:42.832 --> 00:37:46.456
‫و به شکل نهانی ایجاد خواهد شد

00:37:46.752 --> 00:37:51.504
‫در این اثنا، پسر او در
بازداشت ما خواهد ماند

00:37:51.792 --> 00:37:57.956
‫طی 5-7 دقیقه‌ای که مادر
‫او ناظر تفتیش اتاق است

00:37:58.292 --> 00:38:05.500
‫اسباب شنود تلفنی و محیطی را
‫نصب خواهیم کرد

00:38:16.168 --> 00:38:20.084
‫- به خاطر عشق ازدواج کردی؟
‫- نه

00:38:20.500 --> 00:38:23.164
‫پس سوال بعدی‌م بیهوده‌ست

00:38:23.960 --> 00:38:28.420
‫برای شما، نقش احساسات در این بین چیه؟

00:38:28.584 --> 00:38:31.084
‫من که حتی نمی‌تونم اسم
‫ازدواج روش بگذارم

00:38:31.460 --> 00:38:35.420
‫خب، شاید احساسات در همون نگاه اول
‫در دل جاری نشن

00:38:35.960 --> 00:38:41.712
‫او و خانواده‌ش سخت خواهان این ازدواج بودند

00:38:42.708 --> 00:38:46.124
‫- و شما هم ضعیف بودی و جا زدی!
‫- بله!

00:38:46.500 --> 00:38:50.372
‫من خونه داشتم، ماشین داشتم
‫و اون‌ها همین رو می‌خواستن

00:38:50.708 --> 00:38:52.916
‫من هم گفتم، چرا که نه؟

00:38:53.500 --> 00:38:56.332
‫علاقه ایجاد می‌شه،
‫از من انتظار، از او انگار نه انگار

00:38:56.540 --> 00:39:01.208
‫و میونه‌مون خراب و خراب‌تر شد

00:39:03.084 --> 00:39:07.920
‫این دو فقط 4 ماه زن و شوهر بوده اند

00:39:09.624 --> 00:39:14.708
‫اما تشریفات طلاق‌شان
‫چهار سال به درازا کشیده

00:39:15.752 --> 00:39:18.668
‫تنها چیزی که این دو را باهم نگه داشته

00:39:19.500 --> 00:39:24.664
‫مبلغ هنگفتی‌ست که از هدایای
‫ازدواج به دست آمده

00:39:26.668 --> 00:39:30.376
‫- سوژه به خانه آورده شد
‫- مادر گریه می‌کند

00:39:30.584 --> 00:39:36.168
‫سوژه به مادرش می‌گوید که ساکت باشد،
‫وگرنه همه می‌شنوند!

00:39:36.500 --> 00:39:40.540
‫از میکروفون حسابی دور می‌شوند

00:39:40.832 --> 00:39:45.456
‫می‌شنویم که سوژه
‫می‌گوید «بسه دیگه»

00:40:13.960 --> 00:40:16.752
‫سوژه و مادرش تلویزیون می‌بینند

00:40:17.000 --> 00:40:20.540
‫بستگان سوژه از او می‌پرسند که آیا

00:40:20.708 --> 00:40:25.456
‫کسی او را بدین کار واداشته است یا نه

00:40:26.292 --> 00:40:30.708
‫سوژه می‌گوید اخبار را از رادیو اروپای آزاد
‫شنیده‌ست و بس

00:40:31.168 --> 00:40:33.712
‫با تماشای یک انفجار در تلویزیون

00:40:33.876 --> 00:40:37.504
‫زن از او می‌پرسد که درباره بمب‌گذاری اخیر
‫چیزی شنیده یا نه

00:40:37.668 --> 00:40:41.044
‫پاسخ می‌دهد که دو بمب‌گذاری در
‫پیتشت انجام شده

00:40:41.208 --> 00:40:45.624
‫یکی در کمیته مرکزی حزب،
‫و دیگری در انبار کتاب‌های سیاسی

00:40:45.876 --> 00:40:48.296
‫و عاملان آن نیز یافت نشده اند

00:40:48.624 --> 00:40:52.080
‫وقتی زن از چند و چون ماجرا
‫حیرت می‌کند

00:40:52.376 --> 00:40:57.752
‫سوژه می‌گوید که بمب مذکور
‫بمب کوچکی بوده

00:40:58.292 --> 00:41:03.832
‫و کشتار مردم از آن ساخته نیست،
‫و هر شیمیدانی از پس ساختنش برمی‌آید

00:41:04.708 --> 00:41:09.164
‫ادامه می‌دهد که رئیس
‫جمهور پس از سفر به اتریش

00:41:09.376 --> 00:41:11.752
‫سفرهای خارجی را متوقف کرده است

00:41:13.832 --> 00:41:17.792
‫مادر سوژه به سکوریتاته فراخوانده می‌شود

00:41:18.208 --> 00:41:21.580
‫پس از بازگشت او، گفتگوی حاضر درمی‌گیرد

00:41:22.792 --> 00:41:25.248
‫فردا باید بری سکوریتاته

00:41:26.040 --> 00:41:29.708
‫- برای چی؟
‫- تا بگی از کی خط گرفتی

00:41:30.376 --> 00:41:33.376
‫باورشون نمی‌شه که تک و تنها بوده باشی

00:41:34.040 --> 00:41:35.792
‫البته که بودم

00:41:36.040 --> 00:41:40.624
‫- به کجات آسیب زدن؟
‫- نزدن

00:41:41.584 --> 00:41:47.796
‫بگو چون من هرروز با چشم گریون می‌اومدم خونه
‫همچین کاری کردی

00:41:48.084 --> 00:41:53.336
‫- همچین چیزی به‌شون گفتی؟
‫- گفتم هرچی بوده به کار من مربوط می‌شده

00:41:53.708 --> 00:41:58.124
‫و قبلا دو بار هم به‌ت توپیدم که
‫رادیو اروپای آزاد گوش نکنی

00:42:00.040 --> 00:42:03.124
‫و تهدیدت کردم که رادیوت رو می‌اندازم دور

00:42:03.292 --> 00:42:06.708
‫و اینکه به خاطر بیماری‌ت دیروقت رفتی بیرون

00:42:06.876 --> 00:42:07.920
‫خب؟

00:42:08.624 --> 00:42:13.040
‫پرسیدن نسبت به شرایط فعلی‌ت‌
‫واقفی یا نه؟

00:42:13.500 --> 00:42:15.416
‫البته که هستم

00:42:16.416 --> 00:42:21.456
‫به‌شون قول دادم که
‫یک صحبت جدی باهات بکنم

00:42:23.252 --> 00:42:26.376
‫بابت این ماجرا خیلی برافروخته بودند

00:42:26.668 --> 00:42:29.504
‫به‌شون قول دادم که تکرار نمی‌شه

00:42:29.792 --> 00:42:31.872
‫چرا قول دادی؟

00:42:32.040 --> 00:42:35.580
‫پنهون از تو هم
‫می‌‌تونم  این کار رو بکنم

00:42:35.876 --> 00:42:38.004
‫مگر اینکه از رو نعش من رد بشی

00:42:38.416 --> 00:42:42.456
‫همین‌جوری گفتم، می‌گم چه لزومی داره
‫قول بدی؟

00:42:42.876 --> 00:42:46.044
‫خودت فکر کن! اگه من بخوام...

00:42:46.292 --> 00:42:48.624
‫مگر اینکه از رو نعش من رد بشی

00:42:48.876 --> 00:42:52.044
‫- متوجه نیستی
‫- چرا، هستم

00:42:52.292 --> 00:42:57.372
‫اگر می‌خواستم بکنم، می‌کردم.
‫حالا فردا، یا هفته دیگه

00:42:57.708 --> 00:43:00.040
‫اما حالا چه فایده‌ای داره؟

00:43:00.332 --> 00:43:03.000
‫از اول هم فایده‌ای نداشت

00:43:03.168 --> 00:43:07.212
‫انگار خودم کم بدبختی داشتم

00:43:12.124 --> 00:43:17.708
‫تانک می‌بینم و موشک،
‫صفوف سربازان شانه به شانه

00:43:19.000 --> 00:43:22.292
‫سرنیزه‌ها تو را خَلیده اند؟

00:43:22.832 --> 00:43:25.748
‫بگیرش لطفا، خارج از توانه!

00:43:25.960 --> 00:43:32.044
‫این بار رو بر گردن می‌نهم،
‫نمی‌دونم چخبره اون پشت

00:43:32.292 --> 00:43:38.332
‫اما سرم کمی گیج می‌ره، هراکلس،
‫چخبره اون پشت؟

00:43:39.084 --> 00:43:45.252
‫داروها با کشتی می‌آن، کشتیِ کالا

00:43:45.540 --> 00:43:51.248
‫پس بیخود نیست که سنگینه،
‫بگیرش حالا

00:43:52.292 --> 00:43:58.456
‫روزگاری این‌جا، آرامشی برپا بود
‫زمین سبک‌تر بود و ایام، ایام ما بود

00:43:58.584 --> 00:44:04.460
‫حالا آتش می‌زنه، به صورت من،
‫بیا نگاه کن یالا، خبریه حتما

00:44:05.460 --> 00:44:11.296
‫مردان با لباس فرم، فشرده چون آفت
‫تا بن دندان مسلح، مهمان ضیافت

00:44:11.960 --> 00:44:17.168
‫کدام مهمان اما؟ مهمان ناخوانده
‫بیا بگیرش، آهان، که نایی نمانده

00:44:18.460 --> 00:44:24.420
‫چون سنگ هیتلر گم گشت،
‫گمان کردم او رفته

00:44:25.168 --> 00:44:31.128
‫اما بر شانه‌هایم برجاست
‫صلیب شکسته

00:44:31.960 --> 00:44:37.836
‫خارش‌آور و تیز، چون شبدر شیطانی

00:44:38.168 --> 00:44:44.252
‫اگر از این‌جا نرن،
‫زمین رو می‌اندازم آنی!

00:44:44.876 --> 00:44:50.504
‫ثروت زمین، فتاده در چنگ چندی خسیس
‫چون مرغان شکاری، بله مرغان حریص

00:44:51.376 --> 00:44:57.376
‫زیردستان فقیر اما
‫تکیده و لاغر

00:44:57.916 --> 00:45:00.872
‫برای دارا زندگی، چای است و سماور

00:45:01.252 --> 00:45:04.128
‫برای گرسنه جنگ است

00:45:04.668 --> 00:45:10.584
‫این کُره فرومی‌افتد،
‫بی‌تعادلی ننگ است!

00:45:11.332 --> 00:45:17.000
‫می‌سوزد اکنون: با فساد و فریب
‫بانک‌داران از نفس آخر ما کره می‌گیرند

00:45:17.624 --> 00:45:20.164
‫ترویست‌ها در خیابان، پرسه می‌زنند

00:45:21.876 --> 00:45:28.420
‫من، اونچسکو رُدکا، در پی
‫پُرس‌وجوهای سکوریتاته اعلام می‌کنم:

00:45:28.752 --> 00:45:32.836
‫در 1981، به پیشنهاد پزشک

00:45:33.416 --> 00:45:39.372
‫پسرم، موگور کالینسکو شروع
‫به پیاده‌روی پیش از خواب کرد

00:45:39.708 --> 00:45:43.248
‫پیاده‌روی‌های او معمولا
‫نیم ساعت به طول می‌انجامید

00:45:44.460 --> 00:45:47.628
‫او به برونشیت
‫آسمیِ آلرژیک مبتلاست

00:45:47.916 --> 00:45:54.000
‫همزمان با رویدادهای ناخوشایند
‫[کشور]، او تحت درمان بود

00:45:56.040 --> 00:46:02.040
‫در تحصیلات دوره متوسطه
‫شما کم و کاستی وجود داره؟

00:46:02.960 --> 00:46:04.376
‫گمونم بله

00:46:04.832 --> 00:46:07.456
‫بیشتر در چه درس‌هایی ضعف داری؟

00:46:07.752 --> 00:46:09.796
‫ریاضی و فیزیک

00:46:11.252 --> 00:46:15.920
‫نمره میانگین ریاضی و فیزیکت چنده؟

00:46:16.252 --> 00:46:18.084
‫شش

00:46:20.584 --> 00:46:23.252
‫- و شما؟
‫- من هم شش

00:46:24.376 --> 00:46:29.960
این‌جانب، با امضاء کالینسکو
‫میهای، بدین وسیله اعلام می‌کنم:

00:46:30.960 --> 00:46:35.712
‫پسرم، موگور کالینسکو، حاصل ازدواج اولم

00:46:35.916 --> 00:46:43.124
‫پس از جدایی تحت
سرپرسی همسر سابم باقی ماند

00:46:45.376 --> 00:46:51.168
‫می‌توانیم به قدر کافی سبزیجات
‫پرورش بدهیم، درخت میوه، بوته انگور

00:46:53.040 --> 00:46:58.416
‫مناطق کمتر حاصل‌خیز
‫برای پرورش ماکیان مناسب اند

00:46:59.792 --> 00:47:03.372
‫رسیدگی به مرغ‌ها آسان است

00:47:04.624 --> 00:47:11.292
‫با کمی ذرت، آب و لانه، مصرف
‫گوشت یک خانوار تامین می‌شود

00:47:13.460 --> 00:47:19.960
‫ده مرغ میزان تخم مرغ مصرفی
‫یک خانواده 3-4 نفره را تامین می‌کنند

00:47:20.624 --> 00:47:25.164
‫پرورش ماکیان یکی از رسوم سنتی
‫کشور ماست

00:47:27.500 --> 00:47:33.080
‫از این رو، هیچ فضای
‫مناسبی نباید بلااستفاده بماند

00:47:35.040 --> 00:47:39.292
‫ماکیان پاداش وقت و تلاش ما را خواهند داد

00:47:39.752 --> 00:47:45.168
‫اما از ما و حیاط‌هایمان بیش از این‌ها
‫برمی‌آید

00:47:46.668 --> 00:47:51.836
‫پرورش خوک نیز به همین اندازه
‫سودمند است

00:47:52.752 --> 00:47:56.212
‫این‌جانب، با امضاء کالینسکو
‫آی. موگور، اعلام می‌کنم:

00:47:56.500 --> 00:48:00.372
همشهریانی که خلق‌وخویی
مشابه با من دارند

00:48:00.584 --> 00:48:03.584
‫دوستانم هستند و بعضی از همکلاسی‌هام

00:48:03.832 --> 00:48:08.500
‫کُرنل گریگورچو از
‫کلاس اول همکلاسی من بود

00:48:09.040 --> 00:48:14.500
‫به رغم شخصیت‌های متفاوت، به هم نزدیک شدیم

00:48:15.708 --> 00:48:19.124
‫کرنل در مدرسه آرام، باهوش و سخت‌کوشه

00:48:19.376 --> 00:48:22.920
‫اگر در طول روز باهم حرف نزنیم
‫احساس تنهایی می‌کنم

00:48:27.416 --> 00:48:32.040
‫این‌جانب، با امضاء گرگورچو
‫کرنل، بدین وسیله اعلام می‌کنم:

00:48:33.000 --> 00:48:38.080
‫من و موگور کالینسکو
از کلاس اول دوست هستیم

00:48:38.832 --> 00:48:40.748
‫و اغلب به هم سر می‌زنیم

00:48:43.916 --> 00:48:47.500
‫دیگر دوست و همکلاسی ما دان آندریسکوست

00:48:47.752 --> 00:48:52.168
‫ما در یک ساختمون زندگی می‌کنیم، برای همین
‫هرروز همدیگر رو می‌بینیم

00:48:52.416 --> 00:48:57.580
‫علایق مشترکی هم داریم:
‫درس‌های روز بعد رو می‌خونیم

00:48:58.084 --> 00:49:02.336
‫موسیقی گوش می‌دیم، کاسِت رد و بدل می‌کنیم
‫و قدم می‌زنیم

00:49:05.916 --> 00:49:09.248
‫این‌جانب، با امضاء دان آندریسکو
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم:

00:49:09.460 --> 00:49:14.252
‫دوستان من واسیر امانوئل، کُرنل گریگورچو

00:49:14.460 --> 00:49:17.376
‫آتاناسیو میهایل پاول
‫و موگور کالینسکو اند

00:49:17.500 --> 00:49:20.080
‫ما اغلب به هم سر می‌زنیم

00:49:20.708 --> 00:49:26.916
‫کلاس یازدهم که بودیم با
‫موگور کالینسکو دوست شدم

00:49:27.584 --> 00:49:33.212
‫پسر ساکتیه و اهل کار خاصی نیست

00:49:33.584 --> 00:49:37.796
‫اغلب خونه‌ست، مطالعه می‌کنه، می‌نویسه،
‫موسیقی گوش می‌ده

00:49:37.832 --> 00:49:40.248
‫و تو کارهای خونه به مادرش کمک می‌کنه

00:49:41.916 --> 00:49:47.332
‫گاهی به‌ش سر می‌زنم
‫و مسائل ریاضی حل می‌کنیم

00:49:48.252 --> 00:49:51.544
‫اگر هم وقت بشه موسیقی گوش می‌دیم

00:49:54.376 --> 00:49:58.584
‫مادرم رو گذاشتم آخر از همه،
‫چون که احترام خاصی براش قائل ام

00:49:58.832 --> 00:50:01.664
‫او خیلی برای من زحمت می‌کشه

00:50:02.584 --> 00:50:05.920
‫همیشه در بازار روز بوشوتن مشغول بوده

00:50:06.208 --> 00:50:08.500
‫و ستون خانواده ماست

00:50:08.668 --> 00:50:14.252
‫بعد از طلاق، به کار کردن ادامه داد
‫تا من کم و کسری نداشته باشم

00:50:14.416 --> 00:50:18.500
تونست جای خالی پدرم رو هم پر کنه

00:50:18.916 --> 00:50:23.792
‫پدری که سابقا مست به خونه برمی‌گشت
‫و بنای دعوا رو می‌گذاشت

00:50:24.832 --> 00:50:28.500
‫مادرم بود که به من و بقیه امور می‌رسید

00:50:28.792 --> 00:50:34.832
‫او از همه به من نزدیک‌تره
‫و من از همه بیشتر به‌‍ش احترام می‌گذارم

00:50:37.500 --> 00:50:42.580
‫به عنوان یک مادر، هرچه در توان داشتم گذاشتم

00:50:42.832 --> 00:50:47.792
‫تا پسرم شرایط مناسبی
‫برای درس خوندن داشته باشه

00:50:50.332 --> 00:50:55.748
‫وقتی که داشت می‌رفت دبیرستان،
‫من و مادرش برای تقدیر از او

00:50:56.000 --> 00:50:59.792
‫یک رادیوی نوار-خوان براش خریدیم

00:51:00.460 --> 00:51:04.460
‫جوانان و فرزندان آینده یک ملت اند

00:51:06.332 --> 00:51:09.872
‫جوانان ضامن فردای یک ملت اند

00:51:11.084 --> 00:51:16.212
‫اعمال امروز آن‌هاست
‫که فردایشان را رقم می‌زند

00:51:18.208 --> 00:51:23.708
‫کردار جوانان، چه مادی،
‫چه اجتماعی و معنوی

00:51:23.876 --> 00:51:29.376
‫نمایانگر آگاهی آن‌ها، در
‫مقام شهروندانی سیاسی‌ست

00:51:31.376 --> 00:51:35.752
‫آن‌ها در فضای پُربرکت
حیات جمعی خود زندگی می‌کنند

00:51:36.168 --> 00:51:40.752
‫و واقف اند که دمسازی
‫سرنوشت خود با آنِ مردمشان

00:51:41.168 --> 00:51:46.420
‫رشد شگرف
‫توانایی‌هایشان را در پی دارد

00:51:47.752 --> 00:51:52.128
‫این وعده‌ای‌ست برای آینده، اما
‫در عین حال ضمانتی برای اکنون

00:51:53.708 --> 00:51:57.916
‫چنانکه با همبستگی در زندگی
‫جمعی در کارخانه‌ها

00:51:58.540 --> 00:52:00.832
‫کشاورزی یا پژوهش

00:52:01.332 --> 00:52:04.540
‫آموختن در مدارش و دانشگاه‌ها

00:52:04.876 --> 00:52:09.752
‫درآمیختن دانش خود با
‫آزمایشگاه‌ها یا کلاس‌های کاربردی

00:52:10.040 --> 00:52:12.540
‫مشق جنگ در ارتش

00:52:12.960 --> 00:52:17.252
بی‌باکانه پاسدار
‫کشورمان و عظمتش اند

00:52:18.084 --> 00:52:23.420
‫جوانان ما به برآوردن انتظارات
‫کشورمان ادامه خواهند داد

00:52:24.124 --> 00:52:27.040
‫به واقع، ما همشهریان
‫جوان فوق العاده‌ای داریم

00:52:27.292 --> 00:52:31.124
‫و کردار ایشان گواهی بر این موضوع است

00:52:32.460 --> 00:52:37.252
‫آن‌ها در محیط نوین و پیشرفته خود

00:52:37.876 --> 00:52:42.376
‫رسوم میهن‌پرستانه و انقلابی
‫پیشینیان خود را ادامه خواهند داد

00:52:43.252 --> 00:52:46.544
وطن کمالِ غایی آن‌هاست

00:52:47.124 --> 00:52:52.832
‫ایشان از خدمت به حزب و وطن دلشاد اند

00:53:29.376 --> 00:53:33.128
‫ایده‌ها و احساسات نوشته‌های من

00:53:33.832 --> 00:53:38.956
‫نتیجه گوش دادنم به رادیو اروپای آزاد

00:53:39.708 --> 00:53:46.500
‫و پذیرفتن دیدگاه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی
‫اون‌ها نسبت به واقعیت موجود رومانی بود

00:53:47.292 --> 00:53:51.624
‫بعضی از ایده‌ها،
‫مثل کمبود غذا، صفوف

00:53:51.876 --> 00:53:56.004
‫در قیاس با آنچه که در اطرافم می‌دیدم
‫راست پنداشتم

00:53:57.124 --> 00:54:02.000
‫باقی رو اما، مثل به اصطلاح
‫فقدان حقوق و آزادی

00:54:02.252 --> 00:54:05.252
‫نیاز به اتحادیه‌ها، مثل لهستان

00:54:05.460 --> 00:54:10.296
‫وضعیت مهلک اقتصادی،
‫مقامات سرپوش‌گذار

00:54:10.500 --> 00:54:14.456
‫و [نیاز به] برپایی یک اتحادیه
‫بازرگانی مستقل

00:54:14.668 --> 00:54:19.460
‫پذیرفتم، گرچه
‫از صحت و سقم‌شون آگاه نبودم

00:54:20.332 --> 00:54:23.372
‫و به حرف رادیو اعتماد کردم

00:54:23.668 --> 00:54:27.668
‫از میون برنامه‌هاشون،
‫بیشتر موسیقی گوش می‌دادم

00:54:28.000 --> 00:54:32.000
‫«اخبار رومانی و
‫نامه‌هایی از خونه»

00:54:32.500 --> 00:54:36.080
‫مادرم دو بار مچم رو حین
‫گوش دادن به رادیو گرفت

00:54:38.876 --> 00:54:44.796
‫تو همچون موقعیتی، به‌ش گفتم
‫«این مزخرفات رو تموم کن»

00:54:45.500 --> 00:54:52.372
‫از اون‌جایی که پسرم چیزی نگفت،
‫خیال کردم دور این برنامه‌ها رو خط کشیده

00:54:54.124 --> 00:54:57.624
‫پیشنهادات دیگری هم دارم

00:55:00.332 --> 00:55:06.792
‫حواس‌تون باشه کسی لباس‌هاش رو
‫روی رادیاتور خشک نکنه

00:55:08.460 --> 00:55:14.960
‫چون اون‌جوری بازدهی می‌آد پایین و
‫همه گله می‌کنن که چرا خوب گرم نمی‌کنه

00:55:15.668 --> 00:55:20.920
‫شب‌ها پنجره‌های آشپزخونه رو باز نکنید

00:55:21.708 --> 00:55:25.208
‫سابقه یخ زدن رادیاتورها رو داریم

00:55:25.668 --> 00:55:30.584
‫باید واقف باشیم که این محدودیت‌ها
‫به معنای محرومیت نیست

00:55:31.540 --> 00:55:36.416
‫بلکه رویکرد خردمندانه و صرفه‌جویانه‌مون رو
‫تقویت می‌کنه

00:55:36.832 --> 00:55:41.956
‫همین پس‌اندازهای کوچک
‫به اقتصاد کشور کمک می‌کنه

00:55:43.540 --> 00:55:47.000
‫یک روز، یعنی روز اول دبیرستان

00:55:47.252 --> 00:55:51.920
‫موگور کالینسکو به‌م گفت که
‫به رادیو اروپای آزاد گوش داده

00:55:52.208 --> 00:55:56.124
‫مثلا همین اخبار و این‌ها،
‫اما درست خاطرم نیست

00:55:56.540 --> 00:56:03.208
‫امسال تابستون، درباره
‫رویدادهای لهستان برام گفت

00:56:03.752 --> 00:56:10.420
‫که مثلا کارگرها اعتصاب کردند و
‫یک اتحادیه بازرگانی ساختند «همبستگی»

00:56:10.668 --> 00:56:15.296
‫نگفت از کجا خبردار شده، اما من
‫حدس زدم که از اروپای آزاد شنیده

00:56:15.624 --> 00:56:20.208
‫هیچوقت جلوی من رادیو گوش نمی‌داد

00:56:24.292 --> 00:56:29.664
‫گمونم کُرنل گریگورچو یک نظر داد

00:56:30.000 --> 00:56:36.080
‫گفت اروپای آزاد درباره کمبود غذا درست می‌گه

00:56:39.252 --> 00:56:42.420
‫من، با امضاء واسیر امانوئل،
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم:

00:56:42.752 --> 00:56:47.004
‫موگور کالینسکو اهل موسیقیه

00:56:47.376 --> 00:56:53.628
‫اوایل سپتامبر، با آندریسکو دان رفتیم پیشش
‫و موسیقی گوش دادیم

00:56:54.084 --> 00:56:59.920
‫موگور کالینسکو هیچوقت بهم نگفته بود
‫رادیو اروپای آزاد گوش می‌ده

00:57:00.252 --> 00:57:06.504
‫یکی دو بار، همین‌جوری که دنبال موسیقی بودم،
‫رفتم رو اروپای آزاد

00:57:06.752 --> 00:57:10.796
‫اما من فقط موسیقی گوش می‌دادم

00:57:31.500 --> 00:57:37.248
‫سرور باچنگ من، از چه رنجیده ای؟

00:57:39.040 --> 00:57:45.124
‫آه ای برادر خونی

00:57:45.500 --> 00:57:52.164
‫از بانو رنجیده ام

00:57:54.000 --> 00:57:57.580
‫سرورم، دل بَد مکن

00:57:59.292 --> 00:58:02.664
‫بانو نیز زن است

00:58:04.084 --> 00:58:07.168
‫و از این روی، دَمدمی

00:58:10.876 --> 00:58:14.544
‫در عوض، به مملکت بیندیش!

00:58:18.252 --> 00:58:21.004
‫سخن به راست می‌رانی!

00:58:21.028 --> 00:58:33.828
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:58:35.332 --> 00:58:39.372
‫از میان بویارها کدام یک
‫به مملکت خیانت کرده اند؟

00:58:40.416 --> 00:58:44.292
‫مجلس آغاز شود، مکافات‌شان کنید!

00:58:45.708 --> 00:58:49.580
‫هر 3 را، همچنین اسبیِرا!

00:58:50.708 --> 00:58:57.500
‫ای پدر میهن، داد ورزید!

00:59:09.584 --> 00:59:19.920
‫مشکلات کاری من به پسرم هم سرایت کرد،
‫چرا که ازشون حرف می‌زدم

00:59:20.292 --> 00:59:27.540
‫به خاطر مشکلاتی که در فهرست اموال
‫پیش اومده بود رفتار ناروایی با من شد

00:59:28.460 --> 00:59:34.376
‫این مسائل رو هرگز با او در میون
‫نمی‌گذاشتم

00:59:35.416 --> 00:59:40.540
‫چرا که می‌خواستم او رو
‫از مشکلات دور نگه دارم

00:59:44.000 --> 00:59:48.624
‫خودم به چشم دیده بودم،
‫چون اغلب می‌گریست

00:59:49.500 --> 00:59:55.208
‫مادرم همیشه زن روراستی بود و همکارانش
‫تعریفش رو می‌کردن

00:59:55.624 --> 01:00:00.792
‫جدا از اتفاقی که افتاد،
‫همیشه ارج و قرب خاصی پیش من داشت

01:00:02.668 --> 01:00:06.128
‫جابجایی به شهر کوچک آسون نبود

01:00:06.916 --> 01:00:10.000
‫هیچ مشتاق نبودم

01:00:10.332 --> 01:00:14.456
‫تو بخارست به یک کلینیک بزرگ می‌رفتم

01:00:14.752 --> 01:00:18.960
‫اما این‌جا حتی زایشگاه هم نداشتند

01:00:19.792 --> 01:00:23.164
‫اما موندم

01:00:23.460 --> 01:00:28.168
‫هر شهری هم آدم بیمار داره و
‫هم زن آبستن

01:00:29.000 --> 01:00:34.624
‫همگی به کمک ما نیاز دارند

01:00:35.292 --> 01:00:39.372
‫همین که اومدم این‌جا به این نکته پی بردم

01:00:40.252 --> 01:00:45.252
‫و یک اتفاق خاصی افتاد که
‫دیدم رو عوض کرد

01:00:46.584 --> 01:00:51.668
‫این‌جا با شوهرم آشنا شدم، او هم پزشکه

01:00:53.500 --> 01:00:57.208
‫یک‌شنبه روزی، حوالی 09:30، شوهرخواهر سابقم

01:00:57.376 --> 01:01:02.336
‫به‌م خبر داد که پسرم

01:01:02.584 --> 01:01:06.296
‫شب 17/18 اکتبر سال 1981 دستگیر شده

01:01:07.332 --> 01:01:09.624
‫به کشیک [در محل کار] ادامه دادم

01:01:09.876 --> 01:01:15.584
‫حوالی ساعت 10:30 صدام زدن جلوی در
‫که بیا پسرت اومده

01:01:16.124 --> 01:01:20.872
‫حدود سه دقیقه‌ای راه رفتیم،
‫ازش پرسیدم چی شده

01:01:21.168 --> 01:01:24.376
‫گفت یک چیزی نوشته

01:01:24.540 --> 01:01:27.292
‫و درست می‌شه

01:01:27.540 --> 01:01:31.208
‫ساعت 13:00، رفتم خونه همسر سابقم

01:01:31.624 --> 01:01:34.080
‫و دیدم پسرم اون‌جاست

01:01:34.376 --> 01:01:38.584
‫برای اینکه دوزاری‌شون بیفته
‫که داستان از چه قراره

01:01:38.792 --> 01:01:42.332
‫صدام رو بردم بالا

01:01:42.624 --> 01:01:47.372
‫می‌خواستم ببینم کی به بچه خط داده،
‫«کی به‌ت خط داده؟»

01:01:50.668 --> 01:01:55.420
‫در خیابان، اغلب به ماشین‌های
‫آرو (ARO) برمی‌خوریم

01:01:59.000 --> 01:02:01.208
‫اما این حاصل بخت و اقبال نیست:

01:02:03.792 --> 01:02:07.248
‫آرو، در واقع، پُرتآرو

01:02:07.668 --> 01:02:10.876
‫محصول همکاری مشترک رومانی-پرتغال

01:02:11.124 --> 01:02:13.580
‫در کشور پرتغال نیز حضور فعال دارد

01:02:15.124 --> 01:02:20.292
‫اخبار پُربسامد در
‫مجلات و تلویزیون

01:02:20.832 --> 01:02:24.292
‫کارکرد درخشان این خودرو را

01:02:24.584 --> 01:02:29.752
‫در جاده‌‌های ناهموار کشور مجاور
‫اقیانوس اطلس به نمایش می‌گذارد

01:02:31.540 --> 01:02:35.708
‫این تصاویر خود گویا هستند

01:02:46.000 --> 01:02:49.540
‫یک‌باره یاد میرچا الیاده* افتادم
‫(اسطوره‌شناس و دین‌پژوه شهیر)

01:02:50.832 --> 01:02:57.332
‫که در یکی از آثارش شخصیتی داره
‫که گرداگرد لیسبون سرک می‌کشه

01:02:58.000 --> 01:03:02.292
‫به جایی که «همه‌چیز شبیه قصه‌های پریان»ـه

01:03:02.916 --> 01:03:07.124
‫"تپه‌های پُردرخت،
‫اکالیپتوس، بلوط چوب‌پنبه‌ای»

01:03:07.376 --> 01:03:11.836
‫«چراغ‌ها، خانه‌های روستایی»

01:03:18.292 --> 01:03:21.624
‫ساعت 13:55، سوژه به خانه برگشت

01:03:22.040 --> 01:03:25.872
‫از مادرش پرسید که اینهمه
‫مدت در سکوریاته چه کار داشته

01:03:26.084 --> 01:03:29.044
‫ادامه گفتگو به شرح زیر است:

01:03:36.084 --> 01:03:40.084
‫اگه بخواهی این‌جوری کنی
‫دیگه هیچی به‌ت نمی‌گم

01:03:40.292 --> 01:03:42.708
‫باز می‌خواهی بنشینی گریه کنی

01:03:43.540 --> 01:03:46.208
‫کار خونه کمی
‫حواست رو پَرت می‌کنه

01:03:48.168 --> 01:03:51.668
‫هیچ اتفاقی نیفتاده. دوست
‫ندارم این‌جوری ببینمت

01:03:51.832 --> 01:03:55.456
‫- بیا این‌جا، عزیزم
‫- چرا گریه می‌کنی؟

01:03:55.668 --> 01:03:58.084
‫من هم دلایلی دارم

01:03:58.376 --> 01:04:01.044
‫همه‌جا دنبالم اند، و خواهند بود

01:04:01.832 --> 01:04:05.080
‫پرسیدن که «قبل از ساعت پنج چه کردی؟»

01:04:05.376 --> 01:04:09.876
‫گفتم رفتم دیدن مادرم، و
‫بعدش هم یکی از همکلاسی‌هام

01:04:10.332 --> 01:04:13.624
‫پرسید که «چرا رفتی بیمارستان؟»

01:04:14.000 --> 01:04:17.248
‫- قول دادی که دیگه هیچوقت...
‫- بله!

01:04:17.584 --> 01:04:21.420
‫گفتند تو هم باید اظهاریه رو امضاء بکنی،
‫مثل یک‌جور سوگندنامه‌ست

01:04:21.708 --> 01:04:25.872
‫- بعدش چی گفتی؟
‫- چی می‌تونستم بگم؟

01:04:26.168 --> 01:04:29.252
‫باید می‌گفتی حماقت کردی

01:04:29.500 --> 01:04:31.456
‫حماقت، آره

01:04:31.752 --> 01:04:34.712
‫هیچ هم حماقت نکردم

01:04:48.832 --> 01:04:51.372
‫چطور سفر کنیم؟

01:05:13.040 --> 01:05:15.208
‫چطور خوش بگذرونیم؟

01:05:18.416 --> 01:05:20.832
‫با چمدان کدام آداب اجتماعی

01:05:21.540 --> 01:05:26.332
‫به میان هم‌تایان خود،
‫آشنا یا غریبه، می‌رویم؟

01:05:27.916 --> 01:05:30.372
‫چرا بسیاری از ما

01:05:31.292 --> 01:05:36.332
‫چنین روند بیهوده‌ای را پی می‌گیریم؟

01:05:39.668 --> 01:05:42.920
‫نمی‌دونم چرا دیدگاه‌های‫
‫سیاسی و اجتماعی خودم رو

01:05:43.124 --> 01:05:47.248
‫به چنان شیوه‌ای بیان می‌کردم

01:05:47.584 --> 01:05:49.584
‫شاید چون آسان‌تر بود

01:05:49.792 --> 01:05:53.208
‫گیر آوردن گچ کاری نداشت

01:05:53.500 --> 01:05:57.208
‫یک روز، بدون هیچ توضیحی،
‫چند تکه گچ از دان آندریسکو

01:05:57.500 --> 01:06:00.708
‫قرض گرفتم

01:06:02.708 --> 01:06:08.040
‫این‌جانب، با امضاء،
‫آندریسکو دان، اضافه می‌کنم:

01:06:08.624 --> 01:06:16.416
‫امسال، چند تکه گچ، یک کراوات و قدری پول
‫به او قرض دادم

01:06:17.000 --> 01:06:23.124
‫سه بار از من گچ خواست و برای همین
‫کنجکاو شدم

01:06:23.923 --> 01:06:28.047
‫از من اصرار و از او انکار، نَم پس نمی‌داد

01:06:32.500 --> 01:06:35.916
‫اواخر سپتامبر بود، به مدرسه برگشتیم

01:06:36.168 --> 01:06:41.836
‫در خیابان کارل مارکس قدم می‌زدیم
‫که یک شعارنویسی گچی رو نشونم داد

01:06:42.960 --> 01:06:46.044
‫من چیزی نپرسیدم، او هم چیزی نگفت

01:06:46.252 --> 01:06:52.628
‫بعدتر، موگور کالینسکو گفت می‌تونه
‫ثابت کنه که شعارنویسی کار اونه

01:06:53.000 --> 01:06:57.456
‫به‌م گفت نزدیک ساعت 23:00 برم خونه‌شون

01:06:58.040 --> 01:07:02.372
‫گرم‌کن پوشیده بود، تا به مادرش بگه که
‫داریم می‌ریم نرم‌دوی

01:07:05.332 --> 01:07:09.956
‫معمولا ساعت 22:30 از خونه می‌زنم بیرون،
‫لباس‌های تیره می‌پوشم

01:07:10.124 --> 01:07:13.832
‫به جاهای تاریک می‌رم

01:07:16.460 --> 01:07:22.460
‫من نرفتم، چون پدرمادرم
‫اجازه نمی‌دن دیروقت بیرون برم

01:07:24.416 --> 01:07:28.372
‫یک روز که داشتیم با کرنل
‫گریگورچوک می‌رفتیم مدرسه

01:07:28.584 --> 01:07:34.460
‫به‌ش گفتم همین‌جوری که داشتیم رد می‌شدیم
‫شعارنویسی کردم

01:07:38.460 --> 01:07:42.376
‫باورم نشد

01:07:42.624 --> 01:07:48.040
‫موگور کالینسکو گفت که
‫مادرش هم از قضیه خبر داره

01:07:49.960 --> 01:07:52.212
‫به‌ش گفتم که من نوشتم‌شون

01:07:52.460 --> 01:07:56.960
‫نگران شد و گفت دیگه همچین کار خطرناکی نکنم

01:07:59.500 --> 01:08:03.248
‫نزدیک به سه هفته پیش،
‫از دهن این و اون شنیدم

01:08:03.832 --> 01:08:09.164
‫که شعارنویسی‌های خرابکارانه این سو
‫و اون سوی شهر دیده شده

01:08:09.376 --> 01:08:14.420
‫به پسرم گفتم که چی شنیدم

01:08:15.208 --> 01:08:21.624
اما به روی خودش نیاورد

01:08:22.332 --> 01:08:27.916
‫اون‌ لحظه حواسم سر جاش نبود

01:08:30.500 --> 01:08:35.164
‫امروز ساعت 15:00، موگور کالینسکو به‌م سر زد

01:08:35.460 --> 01:08:39.712
‫یک‌سری از خرت‌و‌پرت‌های یکی از
‫دانش‌آموزهای قدیمی رو برام آورده بود

01:08:39.960 --> 01:08:47.128
‫به‌م گفت که اگه سکوریتاته
‫پرسید، راستش رو بگم

01:08:48.416 --> 01:08:53.000
‫تبعیض ملی و نژادی، فساد اخلاقی

01:08:53.708 --> 01:08:58.708
‫خشونت و تروریسمی که زندگی انسان‌ها را
‫به خطر می‌اندازد

01:08:58.916 --> 01:09:01.748
‫حقوق بشر را خوار می‌شمارد

01:09:02.584 --> 01:09:06.084
‫بشریت، با دلهره‌ی فزاینده،

01:09:07.416 --> 01:09:10.624
‫شاهد طغیان مجدد فاشیسم و نئوفاشیسم است

01:09:10.792 --> 01:09:17.416
‫که سرسپردگان بی‌شمارش
‫در آلمان غربی، انگلستان، ایتالیا

01:09:18.040 --> 01:09:23.000
‫بازیچه‌ی منافع مرتجعانه‌ اند

01:09:23.668 --> 01:09:26.836
‫و بنا دارند جهت جلوگیری
‫از سقوط جامعه سرمایه‌داری

01:09:26.960 --> 01:09:32.876
‫در تلاشی مذبوحانه،
‫حکومت وحشت را برپا سازند!

01:09:34.792 --> 01:09:38.708
‫در نهایت صداقت و
‫خلوص اعلام می‌کنم

01:09:39.040 --> 01:09:45.124
‫که جز انگیزه‌های مطرح شده،
‫دلیل دیگری برای دست زدن به این کار نداشتم

01:09:45.460 --> 01:09:51.128
‫از کسی خط نگرفتم و به سفارش کسی
‫دست به چنین کاری نزدم

01:09:53.376 --> 01:09:59.168
‫خیال کردم، حالا که اروپای آزاد می‌گه
‫حقیقت نهانه

01:09:59.500 --> 01:10:03.000
‫شاید بتونم نوری روش بتابونم

01:10:03.252 --> 01:10:06.836
‫گرچه متن از-پیش-آماده‌ای نداشتم

01:10:07.292 --> 01:10:10.748
‫این‌ نوشته‌ها به نظرم ضروری می‌اومدند

01:10:11.000 --> 01:10:14.540
‫شاید تاثیرگذار نباشند،
‫اما به-هنگام اند

01:10:15.792 --> 01:10:20.332
‫گاهی هنگام نوشتن دست و دلم می‌لرزید،
‫اما همیشه نه

01:10:21.500 --> 01:10:25.292
‫تند و تیز بودم،
‫برای همین دستگیر نمی‌شدم

01:10:25.500 --> 01:10:29.664
‫هنگام نوشتن باید چپ و راست رو می‌پاییدم

01:10:29.916 --> 01:10:33.500
‫هیچوقت برنگشتم تا ببینم نتیجه کار چی بوده

01:10:33.752 --> 01:10:37.504
‫اما بعد از نوشتن احساس رضایت می‌کردم

01:10:37.832 --> 01:10:42.624
‫فقط یک بار، وقتی که
‫درباره لهستان چیزی نوشتم

01:10:42.876 --> 01:10:47.752
‫دیدم که چند تن از رفقای مامور
‫در حال پاک کردن حفاظ اند

01:10:50.252 --> 01:10:53.752
‫اگر سکوریتاته دستگیرم نکرده بود

01:10:53.960 --> 01:10:57.876
‫نمی‌دونم به این کار ادامه می‌دادم یا نه

01:10:58.252 --> 01:11:03.212
‫دلم می‌خواست مردم با حقیقت روبرو بشن

01:11:03.584 --> 01:11:06.876
‫حقیقت، به اون شکلی که من می‌پنداشتم.

01:11:08.500 --> 01:11:12.832
‫متوجه ام که دیدگاه خوبی نسبت به کشورم ندارم

01:11:13.124 --> 01:11:19.372
‫کشوری بسیار عقب‌مانده‌ست، حتی
‫در میان دیگر کشورهای سوسیالیست

01:11:19.584 --> 01:11:26.168
‫و حقوق دموکراتیک درش جایی نداره

01:11:28.624 --> 01:11:31.500
‫به نظر من مردم باید آگاه باشن

01:11:31.752 --> 01:11:37.504
‫بنابراین تصمیم گرفتم تا هرجور که
‫می‌تونم به‌شون آگاهی بدم

01:11:39.040 --> 01:11:42.540
‫این بود که فکر شعارنویسی به سرم زد

01:11:43.500 --> 01:11:47.500
‫می‌خواستم وجدان مردم رو بیدار کنم

01:11:47.708 --> 01:11:52.416
‫تا دست به کاری بزنند، سر به شورش بردارند

01:11:52.624 --> 01:11:56.124
‫و آزادی خودشون را طلب کنند

01:11:59.000 --> 01:12:04.372
‫دخترهای کوچولو، همه ملوسک،
‫چی رو خیلی دوست دارن؟ آره عروسک

01:12:06.500 --> 01:12:09.872
‫وقتی که بزرگ شدن
‫دوست دارن چه شکلی شن؟

01:12:10.208 --> 01:12:14.292
‫شکل مامان‌جون‌شون،
‫که خیلی عاشقش ان!

01:12:17.500 --> 01:12:21.748
‫همه‌ش می‌گن مثل او، «دوستت دارم کوچولو»

01:12:24.752 --> 01:12:31.212
‫جمع بشید، بازی کنید،
‫بازی برای بچه‌هاست

01:12:32.584 --> 01:12:38.752
‫بزرگ‌ترها، شما هم، بیایید اگه می‌تونید،
‫دوباره بچه بشید، بازی برای بچه‌هاست

01:13:12.500 --> 01:13:18.956
‫جمع بشید، بازی کنید،
‫بازی برای بچه‌هاست

01:13:20.084 --> 01:13:25.752
‫بزرگ‌ترها، شما هم، بیایید اگه می‌تونید،
‫دوباره بچه بشید، بازی برای بچه‌هاست

01:13:27.460 --> 01:13:33.212
‫پسربچه‌ها جست می‌زنند،
‫بادبادک دارند و توپ

01:13:35.040 --> 01:13:40.124
‫دوست سرباز بشن، سربازهای خیلی خوب

01:13:43.040 --> 01:13:47.540
‫11:43، ملاقات میهای، پدر سوژه

01:13:47.752 --> 01:13:53.796
‫اول سوژه رو بابت نمرات بدش
‫سرزنش کرد

01:13:54.960 --> 01:14:00.420
‫و بعد بحث رو به شعارنویسی‌های ناشایست
‫کشوند

01:14:03.916 --> 01:14:05.832
‫دیگه به کی گفتی؟

01:14:06.168 --> 01:14:10.044
‫کُرنل، اما باور نکرد

01:14:11.792 --> 01:14:15.040
‫ازش خواستی همراهت بیاد و او هم گفته نه!

01:14:15.252 --> 01:14:20.252
‫من فقط به‌ش گفتم کار من بوده،
‫اما باور نکرد

01:14:20.540 --> 01:14:25.040
‫برای همین گفتم می‌تونه باهام بیاد و ببینه

01:14:25.332 --> 01:14:28.540
‫او هم گفت کار داره و نمی‌تونه!

01:14:28.832 --> 01:14:31.916
‫به او که نگفتم چیزی بنویسه!

01:14:33.376 --> 01:14:36.044
‫این فکر چجوری به سرت زد؟

01:14:36.292 --> 01:14:39.540
‫شاید معلمی، کسی، چیزی گفته

01:14:40.376 --> 01:14:43.796
‫حالا یا به شوخی، یا از سر حماقت

01:14:45.540 --> 01:14:48.540
‫می‌خواستی حکومت رو کلّه کنی؟

01:14:48.832 --> 01:14:52.872
‫آخه من چجوری حکومت رو کلّه کنم؟

01:14:54.168 --> 01:14:59.252
‫از اتحادیه‌ها و اروپای آزاد کمک خواستی

01:14:59.584 --> 01:15:02.920
‫چی؟
‫من از کسی کمک نخواستم

01:15:05.040 --> 01:15:09.040
‫- اروپای آزاد گوش می‌دی؟
‫- از تابستون گوش ندادم

01:15:09.252 --> 01:15:12.752
‫اصلا نمی‌تونم گوش بدم،
‫آخه رادیو خرابه

01:15:13.540 --> 01:15:18.748
‫اگه پای کس دیگری وسط باشه همه‌چیز
‫خراب‌تر می‌شه!

01:15:19.000 --> 01:15:21.540
‫پای هیچکس وسط نبوده

01:15:22.084 --> 01:15:26.544
‫یک‌جوری حرف می‌زنی انگار خودت
‫سکوریتاته‌ای هستی!

01:15:28.540 --> 01:15:30.208
‫موگور!

01:15:30.876 --> 01:15:36.128
‫تا ده سال هم که طول بکشه دنبالت می‌آن!

01:15:36.584 --> 01:15:39.336
‫و این [بند] همیشه به گردنت می‌مونه

01:15:40.208 --> 01:15:45.248
‫من پرونده‌م رو خوندم،
‫چیزی برای پنهان کردن ندارم

01:15:46.208 --> 01:15:50.624
‫تازه، اگه کاری که کردم این‌قدر
‫بی‌تاثیره

01:15:50.916 --> 01:15:55.080
‫چرا نگران اند که مبادا جای دیگری هم
‫چنین کاری کرده باشم؟

01:15:56.416 --> 01:16:01.624
‫- نگران نیستند
‫- پس چرا دائم می‌پرسند؟

01:16:02.540 --> 01:16:04.332
‫خودت می‌دونی چرا

01:16:04.540 --> 01:16:08.456
‫یه بچه‌زرنگی مثل تو می‌تونه
‫پای خبرچین‌ها رو به این‌جا باز کنه

01:16:09.084 --> 01:16:11.212
‫جاسوسی یک مسئله حاده

01:16:11.460 --> 01:16:17.584
‫دوستانت از اروپای آزاد بلند می‌شن
‫می‌آن این‌جا

01:16:18.332 --> 01:16:21.956
‫چون تو درخواست کمک کردی

01:16:22.584 --> 01:16:24.004
‫چه کمکی؟

01:16:24.832 --> 01:16:26.540
‫چه کمکی؟

01:16:26.876 --> 01:16:28.796
‫خودت هم نمی‌دونی [و یک چیزی می‌گی]

01:16:29.960 --> 01:16:32.752
‫درباره اتحادیه‌ها نوشتی

01:16:33.000 --> 01:16:38.456
‫اما این ماجرا دخلی به
‫[رادیو] اروپای آزاد نداره

01:16:39.332 --> 01:16:42.292
‫من فقط از اتحادیه‌های بازرگانی آزاد حرف زدم

01:16:44.084 --> 01:16:46.796
‫مگه این‌جا اتحادیه‌های آزاد داریم؟

01:16:48.708 --> 01:16:53.372
‫دقیقا، من هم برای همین
‫چنین درخواستی دارم!

01:16:54.332 --> 01:16:57.832
‫- چنین درخواستی داری؟
‫- حالا دیگه فایده‌ای نداره

01:16:58.084 --> 01:17:01.504
‫دیگه برام مهم نیست

01:17:02.752 --> 01:17:06.796
‫چرا از چیزی که توش سررشته نداری
‫حرف می‌زنی؟

01:17:07.124 --> 01:17:11.080
‫درخواست اتحادیه با درخواست کمک فرق داره؟

01:17:11.540 --> 01:17:15.540
‫- می‌خواستی به کی کمک بکنی؟
‫- به مردم رومانی

01:17:15.832 --> 01:17:19.872
‫درخواست کمک از اروپای آزاد!
‫شما اصلا نمی‌دونید من چی نوشتم!

01:17:20.208 --> 01:17:23.708
‫اگر کمک می‌خواستم،
‫خب نامه می‌فرستادم!

01:17:25.000 --> 01:17:27.540
‫اما این هم کمکه

01:17:27.960 --> 01:17:34.796
‫با خودت گفتی «یک کاری می‌کنم
‫و من رو مدیر اروپای آزاد می‌کنن»

01:17:36.252 --> 01:17:39.836
‫اروپای آزاد در آلمان غربیه!

01:17:40.960 --> 01:17:44.796
‫خیال کردی من هم مثل مادرت ساده ام؟

01:17:45.792 --> 01:17:49.208
‫هر حرفی که تو این خونه زده می‌شه
‫به گوش‌شون می‌رسه!

01:17:49.500 --> 01:17:52.456
‫خوب می‌دونن چطور با مادرت یکی به دو می‌کنی

01:17:52.584 --> 01:17:55.296
‫من اون‌ها رو می‌شناسم، چون گاهی...

01:17:56.832 --> 01:18:02.164
‫اما من که هرروز همچین کارهایی نمی‌کنم.
‫برام مهم نیست چی به‌شون گفتی

01:18:03.040 --> 01:18:08.500
‫من چی گفتم؟
‫اون‌ها بودند که به من گفتند، ابله!

01:18:09.084 --> 01:18:13.128
‫به هرکدوم ما یک حرف زدند

01:18:14.376 --> 01:18:16.168
‫موگور، پسرم

01:18:16.332 --> 01:18:22.248
‫چون می‌دونستم مادرت
‫بیرونه اومدم باهات حرف بزنم

01:18:22.792 --> 01:18:27.956
‫- دارم خطاهات رو یادآوری می‌کنم
‫- این‌جوری نیست!

01:18:28.208 --> 01:18:31.416
‫حرف از کمک و آرزوی مدیر شدن و...

01:18:31.752 --> 01:18:34.376
‫- همین رو می‌خواستی دیگه!
‫- بس کن!

01:18:35.000 --> 01:18:37.580
‫فقط یک چیزی شنیدی!

01:18:37.916 --> 01:18:43.080
‫درخواست اتحادیه درخواست کمک نیست؟

01:18:43.540 --> 01:18:47.748
‫آدم‌های اروپای آزاد اصلا
‫نمی‌تونن نوشته‌های من رو بخونند

01:18:48.084 --> 01:18:52.296
‫- پس برای کی می‌نوشتی؟
‫- مردم کوچه و خیابون!

01:18:52.540 --> 01:18:56.500
‫من از تابستون دیگه حتی
‫اروپای آزاد گوش نمی‌دادم

01:18:57.708 --> 01:19:02.000
‫اما یک مشت خائن این دور و بر هستند
‫که اطلاعات رو به گوش اروپای آزاد برسونند

01:19:02.708 --> 01:19:06.456
‫اون‌ها از کجا بفهمند من چی نوشتم؟

01:19:06.752 --> 01:19:12.796
‫این‌جا آدم دارند، شاید اصلا
‫آدم‌هاشون با تو کار می‌کنند!

01:19:13.668 --> 01:19:17.084
‫می‌دونی چیه، دیگه خسته شدم

01:19:17.500 --> 01:19:20.292
‫هرجور دلت می‌خواد فکر کن

01:19:20.752 --> 01:19:23.712
‫دلم نمی‌خواد درباره‌ش حرف بزنم

01:19:24.916 --> 01:19:28.624
‫دوست داشتم در کمال
‫آرامش دو کلوم باهم حرف بزنیم

01:19:28.832 --> 01:19:30.956
‫بعد تو همچین می‌کنی؟

01:19:31.252 --> 01:19:34.084
‫هرجور دلت می‌خواد فکر کن

01:19:34.416 --> 01:19:37.792
‫دیگه برام مهم نیست کی چی فکر می‌کنه

01:19:38.208 --> 01:19:43.080
‫از حالا به بعد، دیگه کاری به هیچی ندارم

01:19:43.752 --> 01:19:48.128
‫اما همچنان باید بری اون‌جا و اظهاریه بنویسی

01:19:48.916 --> 01:19:53.292
‫فکر نکن به همین زودی تموم می‌شه،
‫تا وقتی زنده باشی ادامه داره

01:19:54.208 --> 01:19:58.416
‫مگه چقدر طول می‌کشه؟
‫فوقش یکی دو هفته دیگه حل می‌شه

01:19:59.460 --> 01:20:01.876
‫- چشمم آب نمی‌خوره!
‫- مهم نیست

01:20:02.584 --> 01:20:05.876
‫نمی‌تونم نظر شما رو عوض بکنم!

01:20:06.540 --> 01:20:08.332
‫موگور، گوش کن!

01:20:09.292 --> 01:20:14.500
‫من اومدم باهم قشنگ حرف بزنیم،
‫بعد من رو دست می‌اندازی؟

01:20:15.708 --> 01:20:18.124
‫خیلی خیره‌سری!

01:20:18.460 --> 01:20:22.836
‫اگر نمی‌تونی با پدرت صحبت کنی

01:20:23.040 --> 01:20:26.332
‫شاید بهتر باشه اجازه بدیم قانون تصمیم بگیره

01:20:27.332 --> 01:20:30.208
‫بهتره که قانون اجرا بشه

01:20:32.000 --> 01:20:36.624
‫من که باور نمی‌کنم تنهایی
‫چنین کاری کرده باشی

01:20:37.668 --> 01:20:42.668
‫اما خیالی نیست، تصمیم با قانونه

01:20:52.960 --> 01:20:57.876
‫واقعا فکر می‌کردی که اون‌جا موفق‌تر باشی؟

01:20:58.624 --> 01:21:02.332
‫اولش بله، اما بعد دیدم که این‌طور نیست

01:21:04.332 --> 01:21:06.416
‫همون اول فهمیدم

01:21:06.752 --> 01:21:12.504
‫خیال می‌کردی اون‌جا کعبه‌ی آماله، اما

01:21:14.084 --> 01:21:18.168
‫آخر از اتریش سر درآوردم، کمپ ترایزکیرشن

01:21:18.960 --> 01:21:23.920
‫فرار کردم. شرایط کمپ رمق‌کش بود

01:21:24.416 --> 01:21:26.748
‫- فرار کردی!
‫- بله

01:21:27.084 --> 01:21:30.668
‫فرار کردم و برای همیشه از اتریش رفتم

01:21:33.208 --> 01:21:37.164
‫- بعدش کجا رفتی؟
‫- رفتم آلمان

01:21:39.916 --> 01:21:44.456
‫- عبور غیرقانونی از مرز
‫- جونم رو گرفتم کف دستم

01:21:44.752 --> 01:21:50.420
‫کم مونده بود تو رودخونه غرق بشم،
‫آخه شناگر خوبی نیستم

01:21:51.376 --> 01:21:53.336
‫در رابطه با کمپ

01:21:53.876 --> 01:21:59.544
‫از اون‌جایی که فرار کردی، باید
‫شاهد داستان‌های وحشتناکی بوده باشی

01:22:00.376 --> 01:22:02.044
‫من قرنطینه بودم

01:22:03.000 --> 01:22:07.708
‫همون اول تا تهش رو خوندم، برای بقیه اما
‫چند ماهی طول می‌کشه

01:22:09.916 --> 01:22:16.664
‫نمی‌تونستم با مهاجرهای چهارگوشه‌ی دنیا
‫در یک جا زندگی بکنم

01:22:18.292 --> 01:22:22.832
‫اون هم تو یک محیط خشن و وحشتناک

01:22:23.876 --> 01:22:26.960
‫با هر رقم جرم و جنایتی که ممکنه
رخ بده

01:22:31.708 --> 01:22:34.792
‫انتظارت چی بود و با چی روبرو شدی؟

01:22:35.624 --> 01:22:38.708
‫ما انتظار داشتیم با آغوش باز پذیرفته بشیم

01:22:39.084 --> 01:22:44.460
‫خیال می‌کردیم غرب منتظر ماست،
‫اما غرب نیازی به ما نداره

01:22:46.084 --> 01:22:50.004
‫هیچ کشوری به اجنبی نیازی نداره

01:22:50.332 --> 01:22:54.624
‫در وصف آلمان همینقدر بگم که

01:22:56.916 --> 01:23:02.208
‫خیلی خارجی‌ها، یا به قول معروف
‫آوسلاندر، که شغل‌های پستی هم دارند

01:23:03.916 --> 01:23:09.792
‫دست دوست و آشنا رو هم گرفتند و
‫آوردند اون‌جا

01:23:12.124 --> 01:23:14.872
‫آلمان به کشوری بدل شده

01:23:17.792 --> 01:23:22.500
‫که پُر از اجنبی و بیگانه‌ست

01:23:22.832 --> 01:23:26.124
‫و این به مذاق آلمانی‌ها خوش نمی‌آد

01:23:27.584 --> 01:23:30.628
‫- تازه اوضاع الان بدتر هم هست
‫- چرا؟

01:23:31.668 --> 01:23:35.668
‫چون که اشتغال کم شده

01:23:43.832 --> 01:23:50.164
‫خارجی‌ها رقیب بومی‌ها شدن،
‫حالا رقابت سنگینی هم نیست، اما خب...

01:23:50.624 --> 01:23:57.124
‫یعنی دلیلش اینه که خارجی‌ها به
‫دست‌مزدهای پایین‌تر راضی ان؟

01:24:01.668 --> 01:24:06.920
‫موضوع اینه که در آلمان، حتی خارجی‌هایی
‫که دستمزد پایینی دارند، حتی خیلی پایین

01:24:07.540 --> 01:24:13.248
‫به خواب و خوراک‌شون می‌رسند،
‫و بومی‌ها این رو نمی‌پسندند

01:24:15.208 --> 01:24:20.792
‫بعد از اینکه سکوریتاته من رو در جریان
‫فعالیت پسرم گذاشت

01:24:21.124 --> 01:24:25.792
‫تصمیم گرفتیم با کمک همسر سابقم
‫ذهنیتش رو تغییر بدیم

01:24:26.040 --> 01:24:30.332
‫و او رو از انجام دوباره‌ی
‫چنین کارهایی منصرف کنیم

01:24:34.960 --> 01:24:40.044
‫گرچه تلاش من این بود که
‫از مشکلات کاری‌م پیش او حرفی نزنم

01:24:40.332 --> 01:24:43.292
‫بعید نیست که با توجه به طبع حساس
‫و انزوایی که داشت

01:24:44.292 --> 01:24:51.000
‫تحت تاثیر چنین مسائلی قرار گرفته باشه

01:24:52.252 --> 01:24:55.628
‫اجازه می‌خواهم تا عهد کنم

01:24:55.876 --> 01:25:00.876
‫در پرورش بهتر پسرم و
‫اصلاح دیدگاه‌های او بکوشم

01:25:01.040 --> 01:25:04.708
‫تا چنینن رفتارهایی دیگر تکرار نشود

01:25:05.124 --> 01:25:13.164
‫از سکوریتاته خواستار ام که
‫با توجه به سن و سال حساس او

01:25:13.708 --> 01:25:17.416
‫نسبت به این موضوع
‫قضاوتی همدلانه‌تر داشته باشند

01:25:19.960 --> 01:25:24.752
‫بر آن ام تا با اراده‌ای استوار
‫دست از چنین اعمال خطرناکی بشویم

01:25:25.040 --> 01:25:30.872
‫و ثابت کنم که چنین وضعیت ناخوشایندی

01:25:31.124 --> 01:25:33.956
‫دیگر تکرار نخواهد شد

01:25:35.252 --> 01:25:39.584
‫فرزند پیشتاز کشور

01:25:42.708 --> 01:25:45.872
‫در انسانیت، جاوید

01:25:49.376 --> 01:25:53.168
‫نام ما را پیش می‌برد

01:25:55.916 --> 01:25:59.956
‫فراسوی غروب خورشید

01:26:04.832 --> 01:26:07.292
‫پچ‌پچه‌ها در شهر بلند شد

01:26:07.540 --> 01:26:10.832
‫یکی از معلم‌های قدیمی از راستیت ماجرا
‫می‌پرسید

01:26:11.876 --> 01:26:14.004
‫می‌گفتی راستیت نداره

01:26:14.208 --> 01:26:17.708
‫- گفتم چی بگم والا
‫- این که یعنی تصدیق!

01:26:18.584 --> 01:26:22.628
‫مردم حرف می‌زنند، نمی‌شه که
‫جلوشون رو گرفت

01:26:22.876 --> 01:26:26.544
‫که چی؟
‫مردم همیشه فضولی می‌کنند

01:26:33.876 --> 01:26:39.168
‫نظر شخصی من اینه که، سوژه بعد از تجسس

01:26:39.500 --> 01:26:42.540
‫اون‌قدرها هم متاثر نشد

01:26:42.832 --> 01:26:46.292
‫طوری حرف می‌زد که انگار هیچ‌کاره بوده

01:26:46.500 --> 01:26:53.500
‫با مادرش گستاخی می‌کرد
‫و می‌گفت اندرز نمی‌خواد!

01:26:56.752 --> 01:27:00.712
‫مشکل ما مشکل نوشتاریه

01:27:01.252 --> 01:27:04.628
‫کار دانش‌آموزها در آزمون‌های شفاهی
‫خیلی خوبه

01:27:05.208 --> 01:27:07.748
‫اما در آزمون‌های کتبی افتضاح اند:

01:27:07.960 --> 01:27:13.544
‫تسلط ضعیف بر قواعد عبارت

01:27:14.252 --> 01:27:17.376
‫همچنین نگارش و نشان‌گذاری

01:27:18.792 --> 01:27:27.372
‫می‌تونم به ضعف در
‫عبارت‌پردازی معنادار، نحوه بیان

01:27:28.708 --> 01:27:36.000
‫و دشواری در درک متون ادبی هم اشاره کنم

01:27:37.416 --> 01:27:41.708
‫می‌شه نام چند تا از این مدارس
‫مشکل‌ساز رو بگید؟

01:27:42.500 --> 01:27:46.540
‫بله، اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردید

01:27:47.752 --> 01:27:51.544
‫بعضی از مدارس دانش‌آموزانی خوب
‫به بار می‌آرند

01:27:52.124 --> 01:27:56.456
‫و بعضی دیگه دانش‌آموزانی ناکارآمد

01:27:56.960 --> 01:28:00.460
‫و این معلمه که نقش تعیین‌کننده داره

01:28:01.416 --> 01:28:03.956
‫مدارس زیگانشت و پوروسکا

01:28:04.168 --> 01:28:10.084
‫دانش‌آموزان نا-آماده‌ای رو
‫به دبیرستان ما فرستادند

01:28:11.668 --> 01:28:16.960
‫در حالی که مدسه‌ی تریوالیا-موشتن

01:28:18.040 --> 01:28:21.540
‫دانش‌آموزان فوق‌العاده‌ای رو
‫تحویل ما داده

01:28:24.124 --> 01:28:28.748
‫امروز 27 نوامبر 1981، در
‫دبیرستان آگوست تربونیو لاریان

01:28:29.584 --> 01:28:32.296
‫گزارشی تدوین شد

01:28:32.500 --> 01:28:35.872
‫دعوت‌شدگان:
‫سربازرس مدارس

01:28:36.124 --> 01:28:38.956
‫مدیریت و معاونت مدرسه

01:28:39.292 --> 01:28:44.208
‫دبیر محلی حزب
‫کمونیست و شاخه جوانان

01:28:44.584 --> 01:28:48.876
‫و دبیر محلی کمیته حزب،
‫و اتحادیه جوانان کمونیست

01:28:49.124 --> 01:28:53.292
‫رئیس سندیکای دبیرستان،
‫دبیران و دانش‌‌آموزان

01:28:54.624 --> 01:29:01.040
‫از سکوریتاته نیز، رئیس بخش 1 و یک
‫ستوان یکم

01:29:01.416 --> 01:29:02.916
‫موضوع:

01:29:03.084 --> 01:29:09.628
‫مناظره در باب وضعیت موگور کالینسکو

01:29:10.084 --> 01:29:13.004
‫خاطی پرونده‌ی شعارنویسی‌های فتنه‌گرانه

01:29:13.252 --> 01:29:18.460
‫جلسه به صورت پنهانی ضبط شد

01:29:19.876 --> 01:29:23.504
‫سربازرس خاطرنشان کرد:

01:29:24.040 --> 01:29:29.956
‫دانش‌آموز کالیسنکو موگر تحت تاثیر
‫رادیو اروپای آزاد، و ذهنیت خانواده خود

01:29:30.876 --> 01:29:35.296
‫با تعدی به قانون، مرتکب
‫چندین مورد شعارنویسی

01:29:35.460 --> 01:29:40.584
‫با محتوایی سخت زننده
‫و فتنه‌گرانه شده است

01:29:40.960 --> 01:29:48.420
‫چنین خطایی از دانش‌آموزی که تحت لوای
‫سوسیالیسم زاده شده و پرورش یافته برنمی‌آید

01:29:49.832 --> 01:29:53.664
‫سپس، دبیران دعوت‌شده:

01:29:55.540 --> 01:30:00.080
‫تخفیف دادن به چنین اعمال خفت‌باری، با
‫عذر شرایط خانوادگی، آن‌طور که مادرش می‌گوید

01:30:00.292 --> 01:30:02.708
‫جای هیچ گونه توجیهی ندارد

01:30:02.916 --> 01:30:08.292
‫کاستی اخلاق و مدنیت در چنین حد
‫و اندازه‌ای، جای بسی نگرانی دارد!

01:30:08.540 --> 01:30:12.708
‫وظیفه دبیران آموختن است

01:30:12.960 --> 01:30:18.296
‫اما من چنین اقدام خطرناکی را، در درجه اول،
‫از چشم مادر دانش آموز می‌بینم

01:30:18.540 --> 01:30:23.872
‫این حمله‌ای کوردلانه علیه رومانیست

01:30:24.208 --> 01:30:26.956
‫و او آب در آسیاب دشمنان ما ریخته است

01:30:27.332 --> 01:30:34.164
‫این اشتباهی بچگانه نیست:
‫او علیه مردم ما توطئه کرده

01:30:34.500 --> 01:30:42.248
‫و از انجمن دبیرستان خواستار
‫مجازاتی سخت می‌باشیم

01:30:42.832 --> 01:30:47.000
‫این مایه شرم اتحادیه
‫جوانان کمونیست است

01:30:47.168 --> 01:30:52.212
‫و نشان می‌دهد که اتحادیه جوانان
‫کمونیست در القای میهن‌پرستی، دانش اجتماعی

01:30:52.460 --> 01:30:57.212
‫و واقعیت‌های سیاسی به
‫دانش آموزان ناکام بوده است

01:30:58.040 --> 01:31:01.372
‫نشانِ همتِ کارگر:

01:31:01.752 --> 01:31:05.876
‫نیروگاه برقِ دروازه
‫پولادین در مهدینتسی

01:31:07.040 --> 01:31:10.500
‫معدن کوونیک، شهرستان ماراموریش

01:31:11.252 --> 01:31:15.128
‫معدن بارباتنی، هوندوئارا

01:31:15.960 --> 01:31:19.544
‫استخراج کارتُجانی در جورجو

01:31:20.540 --> 01:31:24.832
‫کارخانه فرآوری آلمینیوم در  اُلت

01:31:25.708 --> 01:31:28.500
‫کارخانه چوکانول در تیمیش

01:31:30.708 --> 01:31:33.664
‫ماشین‌سازی مارشا در سیبیو

01:31:34.208 --> 01:31:38.000
‫کارخانه شیمیایی
‫گریویتا رُشیه در بخارست

01:31:38.252 --> 01:31:42.044
‫کارخانه یخچال‌سازی
‫گایشت در دامبُویتزا

01:31:43.292 --> 01:31:46.916
‫کارخانه برق‌آلات در بخارست

01:31:47.124 --> 01:31:50.332
‫کارخانه شیمیایی دودشت، بخارست

01:31:50.792 --> 01:31:55.208
‫لاستیک‌سازی
‫ویکتوریا-فلورشت، پراهُوا

01:31:55.792 --> 01:32:00.792
‫کارخانه شیمی‌آلات و قطعه‌سازی در بخارست

01:32:01.500 --> 01:32:05.164
‫کارخانه فرآوری الوار
‫تارگور مورِش، مورش

01:32:06.460 --> 01:32:10.504
‫کارخانه سیمان-آزبستوسِ
‫فینی، دامبُویتزا

01:32:10.876 --> 01:32:14.628
‫کارخانه لوازم منزل
‫هلیاده، بخارست

01:32:15.208 --> 01:32:19.456
‫کارخه پرده‌ی پاشکان، ایاش

01:32:19.708 --> 01:32:23.832
‫کارخانه ظروف چینی خانگی در آرجِش

01:32:24.460 --> 01:32:29.836
‫کارخانه نان و پاستا در تلورمان

01:32:30.332 --> 01:32:34.164
‫کارخانه کنسروسازی گوشت و
‫فرآوری سبزیجات در بخارست

01:32:38.460 --> 01:32:43.544
‫باید نسبت به کادر آموزشی
‫تصمیماتی اتخاذ بشه

01:32:44.084 --> 01:32:47.252
‫چنین رخدادهایی فراتر از ادراک من،
‫و بسیار ترسناک هستند

01:32:47.584 --> 01:32:50.420
‫یعنی این‌ دانش‌آموز چه
‫برداشتی از واقعیت داره؟

01:32:50.624 --> 01:32:55.540
‫یعنی چطور فریب اروپای آزاد
‫و خائنین به رومانی رو خورده؟

01:32:56.168 --> 01:33:01.836
‫به باور من حزب جوانان
‫کمونیست اون‌قدری که باید و شاید

01:33:02.040 --> 01:33:06.000
‫به فعالیت‌های ملّی و آموزشی نپرداخته

01:33:07.084 --> 01:33:09.876
‫من از این دانش‌آموز شناخت اندکی دارم

01:33:10.168 --> 01:33:15.668
‫چرا که موگور کالینسکو فقط در
‫اجتماعِ ماه سپتامبر ما حضور داشته

01:33:16.040 --> 01:33:23.080
‫کرده‌های او رو محکوم می‌کنم و مسئولیت
‫جلوگیری از تکرارشون رو به عهده می‌گیرم

01:33:23.416 --> 01:33:27.792
‫چرا نیومدی سراغ من، معلمت

01:33:28.084 --> 01:33:31.084
‫تا بابت کارهات ارشادت کنم؟

01:33:32.792 --> 01:33:38.080
‫در اون دو سالی که من معلم کالینسکو بودم

01:33:38.292 --> 01:33:43.080
‫به نظرم دانش‌آموزی
‫متوسط، اما خوش‌رفتار می‌اومد

01:33:43.460 --> 01:33:45.836
‫دوست دارم از این دانش‌آموز بپرسم:

01:33:46.668 --> 01:33:50.796
‫بعد از نوشتن این جملات
‫چه احساسی داشتی؟

01:33:51.252 --> 01:33:52.920
‫جواب بده!

01:33:56.752 --> 01:33:58.376
‫چه احساسی داشتی؟

01:34:01.292 --> 01:34:03.080
احساس آسودگی

01:34:04.252 --> 01:34:06.504
‫من یکی که سخت خشمگین ام

01:34:06.832 --> 01:34:12.372
‫خواستار آن ام که دانش‌آموز به مقامات محلی
‫سپرده...

01:34:13.084 --> 01:34:16.128
‫و طبق مقررات مجازات شود

01:34:16.376 --> 01:34:21.044
‫کاستی اخلاق و مدنیت در چنین حد
‫و اندازه‌ای، جای بسی نگرانی دارد!

01:34:21.208 --> 01:34:25.372
‫حتی برای دبیران، که وظیفه تعلیم و تربیت رو
‫به عهده دارند

01:34:25.624 --> 01:34:28.872
‫حمله‌ای کوردلانه علیه رومانیایی‌ها

01:34:29.168 --> 01:34:31.252
‫و منافع‌شان

01:34:31.668 --> 01:34:33.544
‫دیگه کی خبر داره؟

01:34:33.792 --> 01:34:36.000
‫هم‌دستی با گروه‌های معاند!

01:34:36.376 --> 01:34:43.544
‫دیگر بحث بچگی کردن مطرح نیست:
‫او علیه مردم ما توطئه کرده

01:34:43.960 --> 01:34:47.712
‫این مایه شرم اتحادیه
‫جوانان کمونیست است

01:34:47.960 --> 01:34:55.296
‫و نشان می‌دهد که اتحادیه جوانان
‫کمونیست در القای میهن‌پرستی، دانش اجتماعی

01:34:55.960 --> 01:34:59.752
‫و واقعیت‌های سیاسی به
‫دانش آموزان ناکام بوده

01:35:00.208 --> 01:35:05.080
‫و همچنین دلسوزی حزب برای مردم رو
‫زیر سوال می‌بره!

01:35:06.168 --> 01:35:09.376
‫هشداری برای تمامی کارکنان آموزشی

01:35:09.624 --> 01:35:15.916
‫لغزشی در کار نیست، رفقا. او مردم رو
‫آماج حملات خودش قرار داده!

01:35:16.124 --> 01:35:18.208
‫و مستحق مجازاتی سخته!

01:35:25.668 --> 01:35:32.128
‫یک جنگل کامل در تصاویر دلخراش این شهربازی
‫جمع شده است

01:35:39.000 --> 01:35:44.124
‫کسی پرسه می‌زند، شاید شکارچی باشد

01:35:47.332 --> 01:35:51.292
‫نسبت به یک شیر تقلبی
‫زیاده گران است

01:35:58.540 --> 01:36:01.956
‫چه کسی در برابر چنین دعوتی
‫تاب ایستادگی دارد؟

01:36:05.752 --> 01:36:08.712
‫اما در پس پرده چیست؟

01:36:10.168 --> 01:36:11.712
‫نگاه کنید و ببینید!

01:36:12.500 --> 01:36:15.080
‫به ظاهر روزی دیگر در سیرک

01:36:15.876 --> 01:36:19.712
‫اما چه کسی بابت این چرخ گردون
‫پول می‌دهد؟

01:36:20.376 --> 01:36:23.376
‫در خصوص صرفه‌جویی انرژی، عده‌ای

01:36:24.124 --> 01:36:26.916
‫تصویر نادرستی ارائه داده اند

01:36:30.876 --> 01:36:33.836
‫که ما به همین سبب امروز
‫به پارک کُلِنتینا آمده ایم

01:36:34.168 --> 01:36:39.004
‫میلیون‌های گُلی که در این‌جا بود

01:36:39.332 --> 01:36:43.664
‫به وسیله به اصطلاح «کوشک
‫سرگرمی» نابود شده است

01:36:47.252 --> 01:36:50.584
‫آخر این هزارپای مضحک
‫چه چیز سرگرم‌کننده‌ای دارد؟

01:36:51.040 --> 01:36:53.040
‫یا این اسب‌های نزار

01:36:53.460 --> 01:36:57.168
‫که هیچ مُلکی را نشایند!

01:36:59.540 --> 01:37:02.416
‫اما باید در میان این
‫ابداعات جُنبان

01:37:03.124 --> 01:37:06.332
‫معتدل بمانیم:

01:37:06.708 --> 01:37:09.416
‫همه‌ش هم که تقصیر آن‌ها که نیست

01:37:13.040 --> 01:37:16.416
‫چه، برای سرگرم کردن ما نیرویی خواهند یافت

01:37:16.916 --> 01:37:20.664
‫ولی ما آن‌طور که باید مراقب داشته‌های
‫خود نیستیم

01:37:21.584 --> 01:37:24.128
‫این را از دهان اسب شنیدید!

01:37:31.208 --> 01:37:36.664
‫امیدواریم کسانی که به چنین
‫شهربازی‌هایی مجوز می‌دهند

01:37:37.040 --> 01:37:39.292
‫سخت‌گیرتر باشند

01:37:39.540 --> 01:37:41.748
‫برمی‌گردیم!

01:38:12.960 --> 01:38:18.876
‫سرور و خوش‌بینی
‫در جشن‌های مهدکودک

01:38:19.292 --> 01:38:23.000
‫در کوی و برزن بخارست بزرگ

01:38:26.040 --> 01:38:30.664
‫نوسال‌ترین فرزندان کشور

01:38:30.960 --> 01:38:35.128
‫مراتب قدردانی خود را از رفقا
‫نیکلا و النا چائوشسکو به جای آورده اند

01:38:35.332 --> 01:38:40.332
‫چه، این دو، شرایطی فوق‌العاده را برای
‫آماده‌سازی حرفه‌ای کودکان سوسیالیست

01:38:41.252 --> 01:38:43.628
‫به ارمغان آورده اند

01:38:48.084 --> 01:38:51.504
‫بابا سرما، تو باز آمدی از راه

01:38:53.124 --> 01:38:57.208
‫بابا سرما، خوش آمدی پیش ما

01:38:57.792 --> 01:39:01.332
‫با اسباب‌بازی و شادی و خنده

01:39:05.084 --> 01:39:06.668
‫بابا سرما!

01:39:08.668 --> 01:39:12.628
‫اومدم با هدیه، پسرها و دخترها

01:39:13.168 --> 01:39:16.004
‫کیفی دارم پُر از قند، پُر از گُل و هدایا

01:39:17.832 --> 01:39:21.792
‫برای بچه‌های خوب، شور و شادی می‌آرم

01:39:22.376 --> 01:39:25.796
‫اما اینو بدونید، از تنبلی بیزار ام

01:39:48.084 --> 01:39:53.420
‫به رفیق چائوشسکو تعهد می‌دهیم،
‫که سخت‌تر از همیشه بکوشیم

01:39:53.960 --> 01:39:57.584
‫و کردار ما نمایانگر عهد ماست

01:39:58.460 --> 01:40:03.712
‫با بهترین آرزوها و
‫تبریک سال نوی باستانی

01:40:04.124 --> 01:40:08.708
‫به رفقا، نیکلا و النا چائوشسکو

01:40:09.460 --> 01:40:11.212
‫سلامت باشید و کامروا!

01:40:19.500 --> 01:40:25.872
‫جشن‌ با حضور
‫نیروهای مسلح طبقه کارگر

01:40:28.208 --> 01:40:31.916
‫نیروهای ارتش، دسته‌ی جوانان

01:40:32.208 --> 01:40:34.956
‫و تنی چند از نفرات دفاع مدنی پی گرفته شد

01:40:35.876 --> 01:40:39.084
‫ناحیه 2 بخارست سال
‫جدید آموزش پاسداران ملی را

01:40:39.960 --> 01:40:43.876
‫در راستای تحقق بیانات
‫رفیق نیکلای چائوشسکو

01:40:45.084 --> 01:40:49.084
‫و رهنمود ایشان در باب
‫آموزش پاسداران ملی

01:40:50.084 --> 01:40:53.584
‫در نوامبر سال گذشته

01:40:54.832 --> 01:40:58.832
‫با ادای سوگند جهت برآوردن
‫اهداف اقتصادی-اجتماعی

01:40:59.208 --> 01:41:01.580
‫و تلاش در جهت تحکیم حاکمیت ملی

01:41:02.460 --> 01:41:07.168
‫جشن گرفته است

01:41:11.752 --> 01:41:14.504
‫رزمندگان،
‫با روح پُر-جنب-و-جوش انقلابی

01:41:14.708 --> 01:41:19.164
‫و نشان ملی بر تن

01:41:20.124 --> 01:41:25.000
‫سوگند یاد کرده اند تا در
‫جهت تحقق برنامه پنج-ساله

01:41:25.332 --> 01:41:29.956
‫که از آن با نام "کیفیت و کارایی"
‫یاد می‌شود، تا پای جان بکوشند

01:41:30.916 --> 01:41:34.872
‫و نتایجی مطلوب را در زمینه
‫رُشد نیروی دفاعی و اقتصادی کشور محبوب‌مان

01:41:35.040 --> 01:41:37.000
‫به ارمغان آورند

01:41:37.292 --> 01:41:43.248
‫کل گروهان همگام با
‫سرود پاسداران ملی رژه می‌روند

01:41:59.084 --> 01:42:00.876
‫«سقراط»

01:42:01.792 --> 01:42:06.040
‫امروز بس زیبایی، خواهر شوکران

01:42:06.960 --> 01:42:10.376
‫می‌رویی پای پنجره ام، بس خود-رو

01:42:11.040 --> 01:42:13.372
‫در چین و شکن کمرگاهت

01:42:13.540 --> 01:42:17.664
‫تمام گیاهان دارویی وحشیانه
‫جشن می‌گیرند

01:42:18.584 --> 01:42:22.420
‫افزون بر این، تو بیش از پیش پرورش یافته ای

01:42:26.084 --> 01:42:29.628
‫خرت و پرت‌های اول مارچ
‫از هر رنگ به چشم می‌خورد:

01:42:31.752 --> 01:42:33.084
‫چمدان

01:42:34.584 --> 01:42:35.876
‫کیک

01:42:38.624 --> 01:42:40.664
‫بلیت بخت‌آزمایی

01:42:41.792 --> 01:42:43.292
‫قاب عینک

01:42:43.960 --> 01:42:45.796
‫فیلتر سیگار

01:42:46.832 --> 01:42:49.416
‫که البته آن‌قدرها هم که باید
‫اسباب خوش‌یمنی نیستند!

01:42:50.252 --> 01:42:54.212
‫اما دست کم چند جلد کتاب جدید هم
‫می‌بینیم

01:42:55.040 --> 01:42:58.124
‫شیرینی‌های میوه‌ای و سبزیجات

01:42:59.168 --> 01:43:02.128
‫یک نمایش فوق‌العاده

01:43:03.540 --> 01:43:09.832
‫جاودانگی نوشیدنی محبوب‌مان، چیکو

01:43:10.960 --> 01:43:14.584
‫نقد ادبی هم داریم

01:43:14.752 --> 01:43:17.460
‫د سانتیس و باختین

01:43:19.500 --> 01:43:26.164
‫در مجموعه گلُبوس، نثر خوبی داریم

01:43:27.832 --> 01:43:32.000
‫در مجموعه رمان‌ قرن بیستم هم به همچنین

01:43:32.332 --> 01:43:34.708
‫مثلا "حکمران اول" به قلم آگوستو روا باستوس

01:43:42.460 --> 01:43:48.004
‫یک کتاب هم درباره دیکتاتورهای
‫آمریکای لاتین، به سبک کارپانتیه

01:43:49.916 --> 01:43:52.792
‫دانش‌آموز کالینسکو پاک دگرگون شده

01:43:52.960 --> 01:43:56.420
‫نمرات و اخلافش بهبود چشم‌گیری یافته

01:43:56.668 --> 01:44:02.960
‫دانش‌آمیز کالینسکو در
‫کلاس 11م نمرات خوبی گرفته

01:44:03.500 --> 01:44:07.208
‫پیش از این، به زور نمره قبولی می‌گرفت

01:44:07.500 --> 01:44:12.500
‫اما حالا 70 تا 90 درصد نمرات را می‌گیرد

01:44:13.792 --> 01:44:18.292
‫دانش‌آموز کالینسکو در فعالیت‌های
‫جوانان کمونیست شرکت می‌کند

01:44:18.584 --> 01:44:23.920
‫و دو مقاله در باب آموزش سیاسی نوشته

01:44:25.040 --> 01:44:29.456
‫دانش‌آموز کالینسکو در فعالیت‌های هنری هم
‫دستی دارد

01:44:29.708 --> 01:44:31.664
‫بسیار کوشاست

01:44:32.084 --> 01:44:36.752
‫و می‌خواهد اقتصاد بخواند

01:44:37.916 --> 01:44:42.540
‫او تحت سرپرسی موقت مادرش است

01:44:42.832 --> 01:44:46.124
‫و برای غیبت از خانه، دلایل
‫موجهی را به مادرش ارائه می‌دهد

01:44:46.460 --> 01:44:49.796
‫دانش‌آموز کالینسکو عقاید
‫خصمانه‌ش را کنار گذاشته

01:44:49.960 --> 01:44:52.920
‫دانش‌آموز کالینسکو از
کرده‌های خویش پشیمان است

01:44:53.168 --> 01:44:56.796
‫و قسم خورده دیگه هرگز
‫دست به قانون‌شکنی نزند

01:45:12.000 --> 01:45:19.208
‫نابود باد خصم ما،
‫به سان جو زیر پا

01:45:20.208 --> 01:45:27.080
‫باشد که هر چه محنت،
‫کم شود با عدالت

01:45:28.500 --> 01:45:35.456
‫بیا برقصیم ای برادر،
‫یکی باشیم چون یار و یاور

01:45:36.376 --> 01:45:43.460
‫یکی باهم بزییم،
‫یکی باهم بمیریم

01:45:44.668 --> 01:45:51.920
‫اندوه شب باشد سخت
‫تنهایی باشد شکست

01:45:52.960 --> 01:45:59.712
‫اگر باهم بمانیم،
‫دشمن را می‌تارانیم

01:46:01.208 --> 01:46:08.164
‫زیرا که ما یکسانیم،
‫ارجمند مردمانیم

01:46:09.416 --> 01:46:16.372
‫چون دو درخت با یک بیخ،
‫چون دو نغمه از یک ساز

01:46:17.460 --> 01:46:24.544
‫یک نام و یک سرنوشت،
‫زندگانی در بهشت

01:46:25.668 --> 01:46:32.252
‫چون دو برادر، یاور
‫فرزندان یک مادر

01:47:03.084 --> 01:47:09.168
‫سنگْ خودْ آهن گشته،
‫رنجیده، کدر، چون مسوار

01:47:09.624 --> 01:47:16.248
‫در باد زوزان، منگ گشته
‫چاه آبِ سرنوشتی هول‌ناک

01:47:18.168 --> 01:47:23.796
‫چاه آبِ سرنوشتی هولناک
‫که تاریخ راهنمای سترگ اوست:

01:47:24.584 --> 01:47:31.504
‫و سر راهنما این‌جاست،
‫افگنده به دست سربازی اهریمنی

01:47:32.292 --> 01:47:38.956
‫افگنده به دست سربازی
‫اهریمنی، از آب خود خون می‌سازد

01:47:39.540 --> 01:47:42.000
‫انواع لوازم آرایشی ما:

01:47:42.252 --> 01:47:44.168
‫کُردیال برای آقایان
‫ (2 خط بعد با این اسامی بازی کلامی شده)

01:47:44.416 --> 01:47:46.040
‫ریپُستا، برای بانوان

01:47:47.208 --> 01:47:53.540
‫از "صمیم قلب" این محوصلات را
‫پیشنهاد می‌کنیم، به امید "پاسخی" مثبت

01:47:56.376 --> 01:48:01.544
‫جوانان بی‌نظیر ما
‫همه‌فن‌حریف اند

01:48:02.416 --> 01:48:06.416
‫و در تمامی زمینه‌ها فعال،
‫و در تمامی کارگاه‌های ساختمانی

01:48:06.960 --> 01:48:11.712
‫در کنار طبقه کارگر حضور دارند

01:48:13.416 --> 01:48:17.040
‫پیش می‌برد ما را

01:48:20.584 --> 01:48:24.504
‫سوی اهداف والا

01:48:27.040 --> 01:48:31.208
‫رئیس جمهور عزیز ما

01:48:35.040 --> 01:48:39.208
‫پیشوای شجاعت در تمام رومانی!

01:48:41.540 --> 01:48:45.040
‫ما به رهبر خود ایمان راسخ داریم

01:48:45.500 --> 01:48:47.664
‫چرا که او را از خود می‌دانیم

01:48:48.460 --> 01:48:52.504
‫او مجارها را نیز
‫به قدر ما دوست دارد

01:48:53.916 --> 01:48:57.248
‫همچین فارغ از هر زبانی

01:48:57.708 --> 01:49:00.956
‫مهر خود را نثار تمام شهروندان رومانی
‫می‌کند

01:49:10.332 --> 01:49:14.208
‫اگر مستندات و شواهدی در کار نبود

01:49:14.708 --> 01:49:17.040
‫کم‌تر کسی باور می‌کرد

01:49:17.960 --> 01:49:21.920
‫که اسلاف ایشان در
‫تپه-کَنده‌ها زندگی می‌کردند

01:49:22.208 --> 01:49:25.792
‫گُرسنه و برهنه

01:49:27.708 --> 01:49:30.416
‫آن‌ها سرنوشت خود را
‫به یکدیگر پیوند زده اند

01:49:30.752 --> 01:49:35.544
‫تا زاد و رودی بی‌کرانه را پیشکش کشور کنند

01:49:35.916 --> 01:49:40.456
‫همچون نقاش خام‌دستی
‫که، متاثر از [مقام] مادری

01:49:40.752 --> 01:49:43.836
‫ابدیت رومانیایی را به تصویر کشیده است

01:49:49.960 --> 01:49:55.252
‫ما با این زوج پیش و پس از تشکیل خانواده
‫دیدار کرده ایم

01:49:56.124 --> 01:49:59.664
‫اولین قدوم آن‌ها در مقام زن و شوهر،
‫در کنار عزیزان

01:50:00.000 --> 01:50:03.000
‫در خیابان تازه‌ساز آزادی برداشته شد

01:50:03.668 --> 01:50:06.712
‫و دیر نیست که فرزندان آن‌ها
‫در این‌جا زندگی کنند

01:50:07.584 --> 01:50:12.212
‫با چی می‌رقصن
‫با چی می‌خندن

01:50:12.752 --> 01:50:17.128
‫حالا با موزیک راک، که جدیده،
‫برق از سر همه پریده

01:50:17.832 --> 01:50:22.792
‫با یک چیز خونگی،
‫شیرین و گیرا

01:50:23.376 --> 01:50:25.420
‫موزیک فُلک جدید!

01:50:28.708 --> 01:50:30.916
‫هُپ، لا، لا، لا

01:51:19.040 --> 01:51:24.040
‫امروز (یک تصویر)

01:51:25.540 --> 01:51:30.292
‫افراد زیادی در سال 1985، در خاکسپاری
‫پسرم شرکت کردند

01:51:30.584 --> 01:51:34.420
‫از قرار معلوم، مامورهای لباس-شخصی
‫زیادی از سکوریتاته حضور داشتند

01:51:34.584 --> 01:51:39.044
‫مردم چو انداخته بودند که
‫سکوریتاته پسرم رو با تشعشات کشته

01:51:39.376 --> 01:51:44.376
‫می‌شنیدم که مردم می‌گفتند:

01:51:46.500 --> 01:51:49.540
‫«به خیالش می‌خواست رژیم رو کله کنه؟»

01:51:49.708 --> 01:51:51.748
‫«این هم آخر و عاقبتش»

01:51:52.084 --> 01:51:55.796
‫اما هیچکس حرف دلش رو نزد

01:51:56.208 --> 01:51:58.372
‫موگور یک قهرمان بود

01:51:58.624 --> 01:52:01.832
‫خودش هم نمی‌دونست چرا همچنان
‫باید بره سکوریتاته و بیاد

01:52:02.040 --> 01:52:04.456
‫هر بار به‌ش قهوه می‌دادن

01:52:04.624 --> 01:52:08.500
‫در هفده سالگی، قهوه نمی‌نوشید

01:52:09.500 --> 01:52:13.080
‫وضع سلامتش خراب بود،
‫رنگ از رخش رفته بود

01:52:13.416 --> 01:52:15.832
‫ازش پرسیدم باهات چه می‌کنند؟

01:52:16.084 --> 01:52:18.752
‫«نمی‌تونم به‌ت بگم، مامان»

01:52:19.124 --> 01:52:21.748
‫هروقت که ازش سوال می‌کردم،
‫برآشفته می‌شد

01:52:22.084 --> 01:52:25.460
‫ای کاش که به‌ش گفته
‫بودم به اون قهوه لب نزنه

01:52:26.708 --> 01:52:30.208
‫قسم می‌خوردم که تشعشعاتی در کار نبود

01:52:30.540 --> 01:52:35.792
‫اگر شما با چنین شیوه‌هایی
‫آشنایید، من نیستم، مرد و مردونه!

01:52:36.540 --> 01:52:37.792
‫همه‌ش خیالاته!

01:52:38.000 --> 01:52:41.000
‫برای چی اومدید خاکسپاری پسرم؟

01:52:42.040 --> 01:52:44.748
‫چه اجباری در کار بود؟

01:52:48.624 --> 01:52:51.708
‫خانم، بیایید با آرامش صحبت کنیم

01:52:52.000 --> 01:52:55.372
‫واقعیاتی در کاره که من می‌تونم
‫بازشون کنم

01:52:55.584 --> 01:52:57.252
‫بفرمایید بنشینید

01:53:00.624 --> 01:53:06.208
‫راستش، ما اتصالاتی رو به [تن] پسرک
‫وصل کردیم

01:53:06.540 --> 01:53:10.500
‫بنا داشتیم صمیمیت انسانی رو آزمایش کنیم

01:53:10.876 --> 01:53:14.168
‫- اومد خونه‌ی من
‫- پدرش همسایه من بود

01:53:14.332 --> 01:53:16.332
‫همسرم تعلیمش می‌داد

01:53:16.500 --> 01:53:19.832
‫شبی که دستگیرش کردند دیدمش

01:53:20.500 --> 01:53:25.208
‫«چه خبر، موگور؟»
‫«سلام، آقا. یک اشتباهی کردم»

01:53:26.332 --> 01:53:28.792
‫«بیا دفتر من، پسرم»

01:53:29.040 --> 01:53:31.500
‫به‌ش قهوه دادم، آخه دیروقت بود

01:53:31.708 --> 01:53:36.208
‫می‌شه گفت که من کمابیش با خاطی دوست بودم

01:53:36.500 --> 01:53:39.500
‫و همچنین با مادرش صمیمی

01:53:39.792 --> 01:53:43.416
‫پدرش در ساختمان ما زندگی می‌کرد

01:53:43.624 --> 01:53:47.000
‫من طبقه 4م بودم، او طبقه 6م

01:53:47.168 --> 01:53:49.336
‫حتی انباری زیر‌زمین‌مون مشترک بود

01:53:50.540 --> 01:53:53.792
‫اما یک بار هم نپرسید که:

01:53:54.084 --> 01:53:57.168
‫«از پسرک من چی می‌دونی؟»

01:53:57.584 --> 01:53:59.836
‫بسیار بسیار عجیبه

01:54:00.540 --> 01:54:05.956
‫خیلی متاثر شدم،
‫می‌تونستم به‌ش اطلاعات بدم

01:54:06.292 --> 01:54:08.500
‫اما هیچوقت نپرسید

01:54:12.460 --> 01:54:15.628
‫در 15 سال از سابقه حرفه‌ایم
‫پیرو قوانین سوسیالیستی بودم

01:54:15.916 --> 01:54:18.748
‫و در 15 سال بعدی، پیرو قانون دموکراتیک

01:54:19.000 --> 01:54:22.832
‫نمی‌دونم کدوم یکی بهتر بود،
‫اما می‌تونم مقایسه کنم

01:54:23.124 --> 01:54:25.456
‫ما با جوانان، تندخویی نمی‌کردیم

01:54:25.624 --> 01:54:30.164
‫من هیچوقت روشون دست بلند نکردم،
‫هیچوقت دادگاهی‌شون نکردم

01:54:30.668 --> 01:54:34.084
‫هیچوقت از کلمه "تجسس" استفاده نمی‌کردیم

01:54:34.708 --> 01:54:38.208
‫چون اگر به گوش رئسا می‌رسید
‫از کوره در می‌رفتند

01:54:38.500 --> 01:54:41.540
‫ما به این کار می‌گفتیم «حفاظت از جوانان»

01:54:42.168 --> 01:54:45.584
‫اصلا تجسسی در کار نبود،
‫فقط دنبال اطلاعات بودیم

01:54:46.292 --> 01:54:50.540
‫اگر می‌خواستیم که کودکی باهامون
‫همکاری بکنه

01:54:51.500 --> 01:54:53.456
‫به چنین اقداماتی نیاز بود:

01:54:53.624 --> 01:54:58.208
‫اول از همه کسب اجازه

01:54:58.500 --> 01:55:02.832
‫- همه‌چیز به کسب اجازه نیاز داره
‫- بعد، پژوهش

01:55:03.208 --> 01:55:08.664
‫دو سه نفری رو که مهارتی داشتند
‫گلچین می‌کردیم

01:55:10.000 --> 01:55:12.832
‫بعدش احضار نزدیکان

01:55:13.168 --> 01:55:16.920
‫چجور بچه‌ایه؟
‫داستان کارآگاهی می‌خونه؟ ماجراجویی؟

01:55:17.168 --> 01:55:20.460
‫تفننی چه می‌کنه؟ فسق و فجور؟
‫مطالعه پیچیده‌ای بود

01:55:21.584 --> 01:55:26.212
‫بعدش با حرف زدن از موضوع معمولی
‫به او نزدیک می‌شید

01:55:27.040 --> 01:55:30.248
‫سوالاتی می‌پرسید و واکنشش رو
‫زیر نظر می‌گیرید

01:55:30.540 --> 01:55:31.956
‫بعد می‌گید

01:55:32.668 --> 01:55:34.460
‫«تو پسر باهوشی هستی»

01:55:34.624 --> 01:55:37.708
‫«شغل من اینه،
‫حالا می‌خوام بدونم...»

01:55:37.916 --> 01:55:39.540
‫«تو هم می‌تونی کمکم کنی؟»

01:55:39.752 --> 01:55:41.960
‫و دانش‌آموز جواب می‌ده:

01:55:42.292 --> 01:55:46.000
«بله، من دوست دارم افسر اطلاعاتی بشم»

01:55:46.292 --> 01:55:50.208
‫«می‌شه برام چند تا مبنع مطالعاتی بیاری؟»

01:55:50.500 --> 01:55:52.708
‫یکی هم ممکنه بگه:

01:55:53.040 --> 01:55:57.500
‫«زیاد تمایلی ندارم، اما
‫بدم نمی‌آد در ارتباط باشیم»

01:55:57.752 --> 01:56:02.252
‫«یادم بده تو زندگی از چی دور بمونم»

01:56:02.960 --> 01:56:06.168
به زور که نمی‌شه
علاقه‌ی بچه‌ها رو جلب کرد

01:56:06.416 --> 01:56:12.000
‫- ما هیچوقت به زور متوسل نمی‌شدیم!
‫- شیوه‌های قهری! محال بود!

01:56:12.252 --> 01:56:17.584
‫ما فقط یک اظهاریه کتبی می‌خواستیم
‫تا روش علامت محرمانه بگذاریم

01:56:17.960 --> 01:56:19.836
‫فقط همین

01:56:20.584 --> 01:56:25.420
‫من بچه-دبیرستانی‌های
زیادی رو جذب دستگاه کردم

01:56:28.500 --> 01:56:33.000
‫چطور دانش‌آموزهایی رو که کالینسکو رو
‫لو دادن ترغیب می‌کردیم؟

01:56:33.584 --> 01:56:36.376
‫یادمه، ناسلامتی کارمه دیگه!

01:56:38.000 --> 01:56:39.916
‫به‌شون می‌گفتیم:

01:56:41.208 --> 01:56:44.292
‫«شنیدی موگور چه کرده؟»

01:56:44.668 --> 01:56:47.960
‫«پسر طفلی به مخمصه افتاده»

01:56:48.168 --> 01:56:51.044
‫«یک سوالی ازت دارم»

01:56:51.500 --> 01:56:53.832
‫«می‌تونی باهاش حرف بزنی؟»

01:56:54.084 --> 01:56:58.044
‫«پشیمونه یا نه؟ وجدان‌درد گرفته؟»

01:56:58.292 --> 01:57:02.708
‫«با خانواده درگیری داره؟»

01:57:05.000 --> 01:57:09.956
‫حتی اگر کتکم بزنید هم اسم
خبرچین‌ها رو یادم نمی‌آد

01:57:10.084 --> 01:57:12.420
‫صحبت از دهه‌ها پیشه!

01:57:13.124 --> 01:57:17.416
‫در حوزه من، یعنی آموزش، بیش
‫از 100 تا بچه‌ی خبرچین داشتیم

01:57:17.584 --> 01:57:19.420
‫شاید 130 تا

01:57:19.624 --> 01:57:22.792
‫اما هیچوقت از اسامی واقعی استفاده نمی‌کردیم

01:57:24.460 --> 01:57:28.044
‫سر اون پرونده کارستون کردیم!

01:57:28.416 --> 01:57:30.916
‫- هیچ آزاری در کار نبود!
‫- البته که نبود!

01:57:31.124 --> 01:57:33.664
‫بنا داشتیم او رو اصلاح کنیم

01:57:34.084 --> 01:57:37.004
‫پرونده در آگوست 1982 بسته شد

01:57:37.168 --> 01:57:40.836
‫چرا که دیگه به عنوان یک خطر عمومی
‫مطرح نبود

01:57:42.916 --> 01:57:45.332
‫پرونده دیگه چی داشت؟

01:57:45.624 --> 01:57:49.916
‫درباره جذب موگور برای همکاری...

01:57:53.624 --> 01:58:00.000
‫خب، در پرونده به همکاری اشاره شده،
‫اما خب، هرگز به جایی نرسید

01:58:01.040 --> 01:58:05.624
‫یک عبارت شعارگونه داشتیم:
‫«اصلاح سوژه»

01:58:05.832 --> 01:58:09.040
‫«و جلب همکاری او»

01:58:10.460 --> 01:58:15.876
‫دعوت از او هم
‫اقدامی متعارف بود

01:58:17.168 --> 01:58:20.044
‫تا نشونش بدیم که هواش رو داریم

01:58:20.460 --> 01:58:24.252
‫که ما آدم‌های بدی نیستیم و نمی‌خواهیم
‫او رو منزوی کنیم

01:58:24.500 --> 01:58:27.956
‫بلکه می‌خواهیم او رو احیا کنیم!

01:58:28.832 --> 01:58:36.000
‫حتی از دبیران خواستیم تا جلسه‌ی مدرسه
‫محرمانه نگه داشته بشه

01:58:36.416 --> 01:58:40.624
‫تا مبادا برای موگور، موگور خدا بیامرز،
‫دردسری درست بشه

01:58:40.916 --> 01:58:42.624
‫دیگه چی؟

01:58:44.708 --> 01:58:47.916
‫6م دسامبر بود، بعد از جلسه مدرسه

01:58:48.168 --> 01:58:49.920
‫ساعت 18:20

01:58:51.168 --> 01:58:54.460
‫یکی از همکلاسی‌های سوژه باهاش تماس گرفت

01:58:54.708 --> 01:59:00.292
‫وقتی به‌ش گفت که بیاد خونه‌ی دان،
‫سوژه گفت که نمی‌تونه

01:59:00.916 --> 01:59:04.000
‫و مادر دان هم دیدارشون رو قدغن کرده

01:59:04.252 --> 01:59:06.796
‫چون که او اسباب دردسر دان شده!

01:59:07.084 --> 01:59:10.336
‫البته که هرچیزی می‌تونه
‫اثر وارونه داشته باشه

01:59:10.708 --> 01:59:16.292
‫اما قصد و نیت ما، مخصوصا خود من،
‫این بود که او رو احیا کنیم

01:59:16.624 --> 01:59:21.624
‫و مطمئن بشیم که به صراط مستقیم می‌ره

01:59:27.916 --> 01:59:31.916
‫چرا مردم این‌قدر از سکوریتاته می‌ترسیدند؟

01:59:32.168 --> 01:59:35.668
‫می‌شه گفت که این مثل یک جنون موروثیه

01:59:36.084 --> 01:59:38.128
‫«حواس‌تون به سکوریتاته باشه!»

01:59:38.500 --> 01:59:42.372
‫یا حساسیت جنون‌آمیزی که به تق‌تق
‫تلفن داشتند

01:59:42.708 --> 01:59:48.164
‫مگه این سکوریتاته منفور...

01:59:48.668 --> 01:59:51.336
‫به تماس تلفنی چند نفر گوش می‌داد؟

01:59:51.584 --> 01:59:53.212
‫کمبریج آنالیتیکا!

01:59:54.376 --> 02:00:00.044
‫البته، اون پرونده شامل 30 صفحه
‫رونوشت از تماس‌های اون‌ها بود

02:00:01.332 --> 02:00:03.832
‫من فقط واسطه بودم

02:00:04.084 --> 02:00:08.796
‫به عنوان افسر آموزش،
‫با خیلی از مسائل کوچک سر و کله می‌زدم

02:00:09.000 --> 02:00:11.332
‫من 29 سال‌م بود

02:00:11.792 --> 02:00:16.332
‫همه‌ش داخل پرونده هست:
‫این‌ها همه کار بالادستی‌های من بود

02:00:16.832 --> 02:00:22.580
‫من فقط و فقط به این خاطر وارد
‫ماجرا شدم که او هنوز دانش‌آموز بود

02:00:31.124 --> 02:00:35.080
‫به جرم سرکوب سیاسی گناهکار شناخته شدم

02:00:35.376 --> 02:00:39.212
‫حکم دادگاه این بود.
‫یک کاغذی به دستم رسید

02:00:39.460 --> 02:00:42.420
‫درباره پرونده کالینسکو بود،
‫سوزوندمش

02:00:42.668 --> 02:00:45.836
‫همه و همه به خاطر این که ‫در رابطه با
پسری که «علیه دولت» اقدام کرده بود

02:00:46.040 --> 02:00:49.248
برنامه راهبردی ارائه داده بودم

02:00:49.584 --> 02:00:53.584
[برگه] زبرتر از اون بود
که بخوام کونم رو باهاش پاک کنم

02:00:54.460 --> 02:00:57.920
به حرف این پیرمرد گوش کنید

02:00:58.292 --> 02:01:03.080
خیلی از کارکنان سکوریتاته در
سرکوب سیاسی نقش داشتند

02:01:03.460 --> 02:01:06.836
‫اما 90 و اندی درصد از اون‌ها
‫وظیفه‌شون رو انجام می‌دادند

02:01:07.084 --> 02:01:09.252
‫این پسر، طفلکی

02:01:09.416 --> 02:01:14.000
‫تحت تاثیر رادیو اروپای
‫آزاد مرتکب جرمی شده بود

02:01:14.416 --> 02:01:19.748
‫و طبق ماده‌ی فلان، مستحق مجازات بود

02:01:20.916 --> 02:01:26.164
‫اگه قبل از سال 64 بود،
‫15 سال حبس می‌گرفت

02:01:26.460 --> 02:01:29.584
‫اما چائوشسکو بیش از اون
‫زندانی‌ سیاسی نمی‌خواست

02:01:29.792 --> 02:01:34.624
‫فقط پیشگیری،
‫تاثیرات اجتماعی، بازپروری

02:01:34.832 --> 02:01:39.580
‫دیگه حرفی از مجازات شدن در میون نبود

02:01:39.832 --> 02:01:44.540
‫موگور هم فقط به میز دیگری منتقل شد،
‫اون هم تو همون کلاس!

02:01:46.792 --> 02:01:53.916
‫سوگند خوردیم که به کشور وفادار بمونیم

02:01:55.460 --> 02:01:58.376
‫«قسم می‌خورم که از موجودیت کشورم
‫محافظت کنم»

02:01:59.500 --> 02:02:02.456
‫سوگند بر موجودیت کشور

02:02:02.792 --> 02:02:07.748
‫و دفاع از آن در برابر جنایاتی که
توسط قانون تعریف شده

02:02:09.040 --> 02:02:11.040
‫خیلی خاص بود

02:02:14.084 --> 02:02:16.876
‫پشیمانی بابت جذب نوجوانان؟

02:02:17.084 --> 02:02:19.504
‫چرا باید پشیمون باشم؟

02:02:20.376 --> 02:02:22.460
‫به همکاران جوانم می‌گم

02:02:22.668 --> 02:02:26.004
‫هرچی نباشه، اطلاعات به وسیله‌ی آدم‌ها
‫به دست می‌آد

02:02:39.960 --> 02:02:41.668
‫یادداشتی مفید:

02:02:41.832 --> 02:02:45.916
‫در 27 نوامبر 1981

02:02:47.540 --> 02:02:51.916
‫دانش‌آموزان موگور کالینسکو و آنخل یوگین

02:02:52.292 --> 02:02:55.664
‫نزد من آمدند و پیچ‌گوشتی می‌خواستند

02:02:55.960 --> 02:03:00.504
‫چیزی را که داشتم به او
‫دادم و از کالینسکو پرسیدم:

02:03:00.832 --> 02:03:04.872
‫«بابت جرائمی که مرتکب شدی، چه حکمی گرفتی؟»

02:03:05.832 --> 02:03:07.832
‫کالینسکو جواب داد:

02:03:08.084 --> 02:03:12.296
‫«از اون‌جایی که اعتراف
‫کردم، نمی‌تونند بلایی سرم بیارند»

02:03:12.584 --> 02:03:15.084
‫«خیانت دوستانم از همه بدتر بود»

02:03:15.332 --> 02:03:18.292
‫«یاد گرفتم دیگه به کسی اعتماد نکنم»

02:03:18.416 --> 02:03:23.872
‫«بین بزدل‌ها، هیچ کاری از آدم ساخته نیست»

02:05:15.000 --> 02:05:31.100
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:05:31.124 --> 02:05:46.824
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.