﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:12.000
".هرگز حاضر نیستم در راه اعتقاداتم بمیرم، چرا که ممکن است عقایدم اشتباه باشند"
- بـرتـرانــد راســـل -

00:00:12.024 --> 00:00:24.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:43.210 --> 00:00:47.260
،حتی توی بدترین تصوراتم

00:00:47.260 --> 00:00:51.970
فکرش هم نمیکردم وقتی به گری گفتم
،ممکنه اتفاق بدی برات بیوفته

00:00:54.300 --> 00:00:56.510
.یه همچین اتفاق وحشتناکی براش بیوفته

00:00:59.770 --> 00:01:01.100
حتی نمیتونم تصور کنم که

00:01:01.100 --> 00:01:03.730
گری چه لحظات سختی رو تحمل کرده

00:01:03.730 --> 00:01:05.230
و اینکه توی اون منطقه دور افتاده

00:01:05.230 --> 00:01:08.900
.چقدر احساس رنج و تنهایی کرده

00:01:12.610 --> 00:01:15.080
اون گفته که هرچقدر بیشتر می ایستاده

00:01:15.080 --> 00:01:16.240
،و بهش نگاه میکرده

00:01:18.200 --> 00:01:22.460
،احساس ترس و دلهره ی بیشتری بهش دست میداده

00:01:22.460 --> 00:01:25.920
درواقع حس ششم‌ش بهش میگفته
.باید از اونجا دور بشه

00:01:29.750 --> 00:01:32.130 line:20%
9.1.1
.درخواستتون رو اعلام کنید

00:01:32.280 --> 00:01:37.010 line:20%
...من نمیدونم... من الان خونه ی برادرمم
...یه لحظه صبر کنید

00:01:37.100 --> 00:01:38.730 line:20%
...بذارید ببینم... امم

00:01:39.150 --> 00:01:41.840 line:20%
اینجا... خیابون بیستم پاین توی روث ـه

00:01:42.010 --> 00:01:43.390 line:20%
و درخواستتون چیه؟

00:01:43.570 --> 00:01:45.390 line:20%
...برادرم... گم شده

00:01:45.610 --> 00:01:47.300 line:20%
چه مدته که گم شده؟

00:01:47.540 --> 00:01:52.870 line:20%
نمیدونم... رفته بود برای گردش و
...قرار بود دو روز پیش برگرده

00:01:52.940 --> 00:01:55.580 line:20%
...امم... فکر کنم یک هفته ای میشه

00:01:56.830 --> 00:01:58.120 line:20%
اسمشون چیه؟

00:01:58.960 --> 00:02:01.090 line:20%
.گری... گری هینج

00:02:01.340 --> 00:02:02.290 line:20%
سنشون؟

00:02:03.000 --> 00:02:06.820 line:20%
.سی و یک... نه سی و دو... 32 سالشه

00:02:06.970 --> 00:02:09.170 line:20%
میدونید قرار بوده کجا بره؟

00:02:10.290 --> 00:02:15.200 line:20%
...راستش نه... الان سعی دارم همینو بفهمم

00:02:15.600 --> 00:02:19.220 line:20%
.بسیار خب، همین الان یه مامور به اونجا اعزام میکنیم

00:02:55.630 --> 00:02:56.970
اولین باری که حس کردم یه اتفاقی افتاده

00:02:56.970 --> 00:03:00.140
موقعی بود که داشتم تلفنی با ناشرم صحبت میکردم

00:03:00.140 --> 00:03:03.060
و سایمون داشت مدام بهم زنگ میزد

00:03:03.060 --> 00:03:06.350
و بعد از تموم شدن صحبتام با ناشرم

00:03:06.350 --> 00:03:10.060
،من زنگ زدم به سایمون
،هم اتاقی گری

00:03:10.060 --> 00:03:13.900
.و اون بهم گفت گری دو روزه که دیر کرده

00:03:13.900 --> 00:03:16.740
.گری همچین آدمی نبود

00:03:16.740 --> 00:03:17.910
،میدونین، گری

00:03:18.910 --> 00:03:21.330
.هرگز توکا رو تنها نمیذاشت

00:03:21.330 --> 00:03:24.410
مخصوصا اینکه میدونست
.سایمون قراره بره خارج از شهر

00:03:24.410 --> 00:03:26.410
همون لحظه فهمیدم که یه اتفاقی افتاده

00:03:26.410 --> 00:03:27.540
.و باید سریعا خودمو برسونم اونجا

00:03:27.540 --> 00:03:32.380
خلاصه وسایلمو جمع کردم و
.از پاناکا رفتم به سمت روث

00:03:32.380 --> 00:03:34.630
باید میفهمیدم چه اتفاقی افتاده

00:03:34.630 --> 00:03:37.010
،و مطمئن میشدم که حال برادرم خوبه

00:03:37.010 --> 00:03:39.470
و همچنین از توکا مراقبت میکردم
.تا گری برگرده

00:03:42.510 --> 00:03:44.180
...واقعا فکر میکردم قراره برگرده

00:03:45.600 --> 00:03:50.100
من گری رو اولین بار توی یه مراسمی دیدمش

00:03:50.100 --> 00:03:52.440
،که توی راه‌آهن شمالی نِوادا برگزار میشد

00:03:52.440 --> 00:03:57.400
،و درواقع ما هر کدوممون
داشتیم راه خودمونو میرفتیم

00:03:57.400 --> 00:03:59.950
،و راجب قطارها با هم حرف میزدیم

00:03:59.950 --> 00:04:04.790
.و جفتمون دنبال یه جایی برای موندن بودیم

00:04:04.790 --> 00:04:06.330
،من دنبال یه جایی واسه کار بودم

00:04:06.330 --> 00:04:08.330
،اون بین جاهای مختلفی جابه جا میشد

00:04:08.330 --> 00:04:12.210
.و جفتمون بطور اتفاقی این خونه رو پیدا کردیم

00:04:14.210 --> 00:04:17.420
،اولین باری که اسمش رو شنیدم
،گری هینج

00:04:17.420 --> 00:04:22.260
فکر میکنم زمانی بود که
.توی شبکه رادیویی "اِن اِن اِن" کار میکردم

00:04:22.260 --> 00:04:23.390
...اون کار

00:04:23.390 --> 00:04:24.930
،من اونجا یه خبرنگار تحقیقاتی بودم

00:04:24.930 --> 00:04:26.770
اونجا، اولین کار رسمی من بود

00:04:26.770 --> 00:04:28.850
و تهیه کننده اومد پیش من و گفتش که

00:04:28.850 --> 00:04:30.440
،باید این خبرو پوشش بدیم

00:04:30.440 --> 00:04:32.690
گفتش که به نظرم این کار برای هردومون خوبه

00:04:32.690 --> 00:04:35.610
چون که شبکه های تلویزیونی و اخبار

00:04:35.610 --> 00:04:36.940
دیگه این خبرو پوشش نمیدادن

00:04:36.940 --> 00:04:39.280
و این فرصت خوبی بود که
این خبرو انحصاری کنیم

00:04:39.280 --> 00:04:40.490
،و داستانش رو ادامه بدیم

00:04:40.490 --> 00:04:43.620
چون به اعتقاد افرادی که
راجب این داستان شنیده بودن

00:04:43.620 --> 00:04:47.410
،یا گزارش تهیه کرده بودن
.این خبر داشت فراموش میشد

00:04:47.410 --> 00:04:50.120
،اگه بخوام برادرم گری رو براتون توصیف کنم

00:04:50.120 --> 00:04:54.500
،بهترین راه توصیفش اینه که

00:04:55.630 --> 00:04:57.420
اگه یه خانومی بهش میگفت

00:04:57.420 --> 00:04:59.470
،مراقب کیف پولم باش تا برگردم

00:05:00.550 --> 00:05:02.680
،دیگه مهم نبود چقدر طول بکشه

00:05:02.680 --> 00:05:06.760
گری همونجا منتظر میموند و
از کیف پولش مراقبت میکرد

00:05:06.760 --> 00:05:10.100
و مطمئن میشد که همه چی سر جاش بمونه
.تا وقتی اون خانوم برگرده

00:05:10.100 --> 00:05:12.400
،درواقع اون همچین آدمی بود

00:05:12.400 --> 00:05:17.400
.یه آدم قابل اعتماد و بی نظیر

00:05:18.940 --> 00:05:19.820
.بی نظیر

00:05:21.610 --> 00:05:23.240
،گری عاشق طبیعت و فضای باز بود

00:05:23.240 --> 00:05:26.950
،یعنی، اون سلطان گشت و گذار توی طبیعت بود

00:05:26.950 --> 00:05:27.990
.باید اینجوری بگم

00:05:27.990 --> 00:05:31.370
و به نظرم خیلی از آدما
.بهش حسادت میکردن

00:05:31.370 --> 00:05:34.250
از این نظر که
،اون یه زندگی زیبا و ماجراجویانه داشت

00:05:34.250 --> 00:05:39.010
و به نظرم کسایی که
،از صبح تا شب باید سر کار باشن

00:05:39.010 --> 00:05:40.210
،و پشت یه میز بشینن

00:05:40.210 --> 00:05:44.050
.به نظرم، سبک زندگی گری رو تحسین میکردن

00:05:45.260 --> 00:05:48.770
.فوق العاده باهوش، ولی درونگرا

00:05:48.770 --> 00:05:51.180
،اون تمام مسائل رو پیش خودش نگه میداشت

00:05:51.180 --> 00:05:56.190
،اگه توی اتاقش و پشت کامپیوترش نبود

00:05:56.520 --> 00:05:59.320
.پس داشت با قطارای اسباب بازی سرگرم میشد

00:06:01.530 --> 00:06:02.360
،ولی مواقع دیگه

00:06:02.360 --> 00:06:04.990
آره، تنهایی توی اتاقش بود

00:06:04.990 --> 00:06:06.200
.و ویدیو می ساخت

00:06:08.370 --> 00:06:09.950
خیلی بامزه بود، آره

00:06:09.950 --> 00:06:11.870
قطعا میتونست با تیکه ها و جمله هاش

00:06:11.870 --> 00:06:13.870
.شما رو بخندونه

00:06:17.500 --> 00:06:21.050
،من شروع کردم به اینکه گری رو بیشتر بشناسم

00:06:21.050 --> 00:06:21.880
و فهمیدم که

00:06:21.880 --> 00:06:25.130
.اون فوق العاده باهوش بوده

00:06:26.050 --> 00:06:28.510
،از اون آدمایی بوده که از شدت باهوشی

00:06:28.510 --> 00:06:32.390
.توی ارتباط برقرار کردن با دیگران به مشکل برمیخورن

00:06:33.350 --> 00:06:37.520
،به همین دلیل بیشتر وقت ها، منزوی بود

00:06:37.520 --> 00:06:41.780
.و درسته، اون شگفت انگیز بود

00:06:41.780 --> 00:06:43.150
،هرچی بیشتر راجبش می فهمیدم

00:06:43.150 --> 00:06:48.160
بیشتر میخواستم کشف کنم که
.گری واقعا کی بود

00:07:03.300 --> 00:07:05.010
،گری شغل رویایی خودشو پیدا کرده بود

00:07:05.010 --> 00:07:07.300
،درواقع به عنوان یه آدم عاشق ماجراجویی

00:07:07.300 --> 00:07:11.810
اون برای یه شرکت استارت‌آپ
.بنام "نقشه ی نوادا" شروع به کار کرد

00:07:11.810 --> 00:07:13.810
کاری که اونا انجام میدادن این بود که

00:07:13.810 --> 00:07:17.900
نقشه ی مناطق دورافتاده رو
.برای استفاده ی شکارچیان ترسیم میکردن

00:07:17.900 --> 00:07:22.900
خلاصه اونا راجب حیات وحش، آب و هوا
و نوع خاک و زمین اون مناطق اطلاعات کسب میکردن

00:07:23.030 --> 00:07:26.860
.و گری هم با این کار، انگار توی بهشت بود

00:07:26.860 --> 00:07:31.870
اون عاشق این بود که
.تنهایی توی بیابون ها گشت و گذار کنه

00:07:34.620 --> 00:07:36.540
،عاشق گردش و پیاده روی بود

00:07:36.540 --> 00:07:40.330
،و عاشق ماجراجویی

00:07:41.420 --> 00:07:46.420
،و قطار ها، اون دیوونه ی قطارا بود
.براشون می مرد

00:07:50.600 --> 00:07:54.600
.سلام بچه ها
،یه ویدیوی یوتیوبی دیگه

00:07:54.600 --> 00:07:57.350
.توی یکی از مکانای موردعلاقه‌م

00:07:57.350 --> 00:08:01.610
اگه وقت بیشتری داشتم حتما داوطلب میشدم

00:08:01.610 --> 00:08:06.570
،اما به هرحال اینجا موزه ی راه‌آهن شمالی نواداس
،توی ایلی

00:08:06.570 --> 00:08:09.530
و اینجا یه معدن مس قدیمی بوده

00:08:09.530 --> 00:08:11.820
.که دیگه ازش استفاده نمیشه

00:08:11.820 --> 00:08:13.080
،میتونین کارای باحالی انجام بدین

00:08:13.080 --> 00:08:17.790
مثلا میتونین توی اتاق کارگرای قطار بخوابین
،که مال کنیکاته

00:08:17.790 --> 00:08:20.290
،بزرگترین معدن مس منطقه

00:08:20.290 --> 00:08:21.960
.دقیقا روبروی خونه ی من توی روث

00:08:23.290 --> 00:08:25.630
درواقع این موزه ی راه‌آهن خیلی کوچیکه

00:08:25.630 --> 00:08:27.670
فقط میتونین یه چرخی اطرافش بزنین

00:08:29.720 --> 00:08:33.180
و میدونین که من قطارا رو
.به اندازه ی گردش دوس دارم

00:08:33.180 --> 00:08:34.640
،باید زمستون اینجا رو ببینین

00:08:34.640 --> 00:08:37.730
.چون از سرما نمیشه زیاد بیرون موند

00:08:37.730 --> 00:08:40.350
خلاصه من خیلی هیجان داشتم که
،این داستانو ادامه بدم

00:08:40.350 --> 00:08:42.310
و بگم که این اولین داستان من بود

00:08:42.310 --> 00:08:43.810
و این داستان

00:08:43.810 --> 00:08:46.230
توی شهر کوچیکی بنام روث رخ داده بود

00:08:46.230 --> 00:08:49.150
خلاصه من دفتر تلفنو برداشتم
و شروع کردم به زنگ زدن

00:08:49.150 --> 00:08:51.110
،و میخواستم با هرکسی که میتونم صحبت کنم

00:08:51.110 --> 00:08:52.200
.هرکسی که میخواست راجبش صحبت کنه

00:08:54.450 --> 00:08:56.620
اولین باری که حس کردم یه جای کار می لنگه

00:08:56.620 --> 00:08:59.460
موقعی بود که ازم خواست مواظب توکا باشم

00:08:59.460 --> 00:09:02.710
.قبل از اینکه میخواست به اون گردش بره

00:09:02.710 --> 00:09:05.040
.چون اون هیچوقت توکا رو تنها نمیذاشت

00:09:05.040 --> 00:09:07.210
همیشه سگش رو با خودش میبرد

00:09:07.210 --> 00:09:09.170
واسه همین حس کردم یه مشکلی هست

00:09:09.170 --> 00:09:11.380
و خودش هم خیلی استرس داشت

00:09:11.380 --> 00:09:14.180
.و حتی بیشتر از همیشه تو خودش بود

00:09:14.180 --> 00:09:17.970
،وقتی بعد از دو روز برنگشت

00:09:19.520 --> 00:09:21.690
.با خودم گفتم این قضیه خیلی عجیبه

00:09:21.690 --> 00:09:23.060
من باید به پروازم می رسیدم

00:09:23.060 --> 00:09:26.480
واسه همین به بورلی زنگ زدم که
.بیاد و مواظب توکا باشه

00:09:26.480 --> 00:09:29.030
،بعد از اینکه صحبتم با سایمون تموم شد

00:09:29.030 --> 00:09:32.200
.به گری زنگ زدم، ولی جواب نمیداد

00:09:32.200 --> 00:09:36.280
بخاطر همین با عجله پاناکا رو ترک کردم و
رفتم سمت روث

00:09:36.280 --> 00:09:40.330
.فقط چند ساعت باهم فاصله دارن

00:09:40.330 --> 00:09:42.210
،خلاصه وقتی رسیدم اونجا

00:09:42.210 --> 00:09:45.540
.سایمون و توکا روی پله های ورودی منتظر بودن

00:09:45.540 --> 00:09:48.210
سایمون باید به پروازش توی لاس وگاس میرسید

00:09:48.210 --> 00:09:51.630
ازش پرسیدم گری کجا رفته

00:09:53.220 --> 00:09:57.680
،و سایمون نمیدونست
.هم اتاقیش نمیدونست کجا رفته

00:09:57.680 --> 00:10:00.220
.فقط میدونست به یه جایی اعزام شده

00:10:00.220 --> 00:10:01.560
،راستش برای من منطقی نبود

00:10:01.560 --> 00:10:03.770
بخاطر همین چند بار دیگه به گری زنگ زدم

00:10:03.770 --> 00:10:05.480
و هردفعه میرفت روی پیغام گیر

00:10:05.480 --> 00:10:10.070
.و مطمئن بودم یه اتفاقی افتاده

00:10:10.070 --> 00:10:12.820
.پس به پلیس زنگ زدم و منتظر موندم

00:10:22.040 --> 00:10:23.750
خلاصه شماره ی بورلی رو گیر آوردم

00:10:23.750 --> 00:10:26.670
و این تنها باری بود که باهاش صحبت کردم

00:10:26.670 --> 00:10:30.800
و به شدت سر من عصبانی شد

00:10:30.800 --> 00:10:32.920
.وقتی بهش گفتم که من خبرنگارم

00:10:34.470 --> 00:10:36.470
و نمیخواست هیچ ارتباطی با من داشته باشه

00:10:36.470 --> 00:10:39.350
،یا با برنامه مون
که واسم خیلی ناامیدکننده بود

00:10:39.350 --> 00:10:41.770
چون که، اخبار و رسانه ها

00:10:41.770 --> 00:10:43.680
دیگه چیزی از این داستان پخش نمیکردن

00:10:43.680 --> 00:10:45.810
و فقط ما بودیم که پیگیر این قضیه بودیم

00:10:45.810 --> 00:10:48.270
و به نظرم ما میتونستیم بهش کمک کنیم
.که برادرشو پیدا کنه

00:10:48.270 --> 00:10:49.610
من درک نمیکنم که

00:10:49.610 --> 00:10:51.150
چرا نمیخواست با ما صحبت کنه

00:10:51.150 --> 00:10:53.570
،ولی به هرحال نمیخواست
و سریعا گوشی رو قطع کرد

00:10:53.570 --> 00:10:56.490
و این اولین و آخرین باری بود که
.با بورلی صحبت کردم

00:10:57.700 --> 00:11:01.870
،گری شیفته ی بقا بود

00:11:01.870 --> 00:11:04.830
شبکه ی دیسکاوری رو تماشا میکرد

00:11:04.830 --> 00:11:07.710
توی یوتیوب راجبش ویدیو می دید

00:11:07.710 --> 00:11:12.210
راجبش مطالعه میکرد و
مناطقی رو پیدا میکرد که

00:11:12.210 --> 00:11:16.380
،آنتن نداشته باشن
یا هیچ نشونه ای از

00:11:16.380 --> 00:11:18.510
،تمدن و مدرنیته توی اون نقاط وجود نداشته باشه

00:11:18.510 --> 00:11:23.470
.و این مسئله منو بد جوری می ترسوند

00:11:23.640 --> 00:11:26.190
یعنی، من اونو بزرگش کرده بودم

00:11:26.190 --> 00:11:27.900
.و خیلی نگرانش می شدم

00:11:27.900 --> 00:11:30.190
،ولی بعد از یه مدت

00:11:31.820 --> 00:11:33.030
...گفتم گری ئه دیگه

00:11:34.650 --> 00:11:37.820
بچه ها، من دارم اینجا می چرخم

00:11:37.820 --> 00:11:41.120
و اینجا یکی از جاهای مخفی و باحالیه که

00:11:41.120 --> 00:11:42.830
توی حیات وحش نوادا پیدا کردم

00:11:42.830 --> 00:11:49.190
این قبرستون متعلق به یه معدن قدیمی توی
اواخر قرن نوزدهه

00:11:49.540 --> 00:11:54.420
،ولی برای مسائل محافظتی
.اسم و نشونه ی اینجا رو نمیگم

00:11:54.420 --> 00:11:56.130
دلم نمیخواد یه نفر اینجاها گم بشه

00:11:56.130 --> 00:12:01.140
ولی الان میتونین همه ی این قبرای قدیمی
و سنگ و چوب ها رو ببینین

00:12:01.890 --> 00:12:04.970
.که هیچ اسمی روشون نوشته نشده

00:12:06.520 --> 00:12:08.350
بذارین بهتون بگم قراره کجا برم

00:12:08.350 --> 00:12:11.690
قراره برم سمت اون کوهستان

00:12:11.690 --> 00:12:14.940
.و ازش رد بشم و برم پشتش

00:12:14.940 --> 00:12:17.700
خلاصه باید از اون کوه برم بالا

00:12:17.700 --> 00:12:22.660
و حالا میخوام از اینجا خارج بشم
.و برم این اطراف بچرخم

00:12:22.660 --> 00:12:27.660
از نظر من، کاری که گری انجام میداد
.گشت و گذار نبود

00:12:28.290 --> 00:12:33.250
،هر گردش چند روز طول میکشید
.مثل تلاش برای بقا

00:12:35.300 --> 00:12:36.920
اولش، چیزی که به من امید می بخشید

00:12:36.920 --> 00:12:41.930
این قضیه بود که وقتی گری بچه بود

00:12:43.600 --> 00:12:46.140
،خیلی بچه بود، مثلا کلاس دوم دبستان

00:12:46.140 --> 00:12:51.150
،یه جایی چادر زده بودیم
و اونجا گری گم شد

00:12:52.440 --> 00:12:56.070
و ما دنبالش گشتیم، همه جا رو گشتیم

00:12:56.070 --> 00:12:59.570
،و خیلی نگرانش شده بودیم
مامان و بابام وحشت زده بودن

00:12:59.570 --> 00:13:01.530
.منم همین طور

00:13:01.530 --> 00:13:02.740
نمیخواستیم از کوهستان خارج بشیم

00:13:02.740 --> 00:13:04.700
که با کسی تماس بگیریم یا کمک بیاریم

00:13:04.700 --> 00:13:07.660
فقط میخواستیم دنبالش بگردیم که پیداش کنیم

00:13:07.660 --> 00:13:11.500
و تمام شب رو دنبالش گشتیم

00:13:11.500 --> 00:13:16.460
و فردا صبحش به یه طویله ی گوسفند رسیدیم

00:13:16.630 --> 00:13:18.800
با خودمون گفتیم باید به اون آدما بگیم

00:13:18.800 --> 00:13:20.930
بگیم دنبال یه بچه ی هشت نه ساله بگردن

00:13:20.930 --> 00:13:25.300
بگیم یه بچه گم شده

00:13:25.300 --> 00:13:30.230
و رفتیم به سمتشون و
دیدیم برادر کوچولوی من، گری، اونجاست

00:13:31.270 --> 00:13:33.940
.و داره با حیوونا بازی میکنه

00:13:33.940 --> 00:13:37.070
اون میدونست اگه توی اون طویله منتظر بمونه

00:13:37.070 --> 00:13:37.900
مشکلی براش پیش نمیاد

00:13:37.900 --> 00:13:40.530
و مامان و بابا میان اونجا و پیداش میکنن

00:13:40.530 --> 00:13:45.530
،و اون آدم مقاوم و انعطاف پذیری بود
.ذاتا اینجوری بود

00:13:47.870 --> 00:13:49.950
بعد از اینکه با چند نفر از ساکنین روث صحبت کردم

00:13:49.950 --> 00:13:53.040
راجب بورلی شناخت بیشتری پیدا کردم

00:13:53.040 --> 00:13:57.460
.و همچنین راجب رابطه ی بورلی و گری در گذشته

00:13:57.460 --> 00:14:01.420
اون خیلی سر گری عصبانی میشده

00:14:02.590 --> 00:14:06.640
درواقع گری رو برای مرگ پدر و مادرش مقصر می دونسته

00:14:06.640 --> 00:14:09.350
و وقتی که پدر و مادرش از دنیا رفتن

00:14:09.350 --> 00:14:12.060
مجبور بوده که تنهایی گری رو بزرگ کنه

00:14:12.060 --> 00:14:16.190
و بخاطر همین نسبت به گری
.خشم و کینه ی خاصی داشته

00:14:17.820 --> 00:14:21.110
خب، من بخاطر مرگ مامان و بابا
.از دست گری عصبانی بودم

00:14:22.570 --> 00:14:24.320
اونا رفته بودن برای ماهیگیری

00:14:24.320 --> 00:14:27.450
و مامان و بابا دوس داشتن که شبا ماهیگیری کنن

00:14:28.330 --> 00:14:32.290
و رفتن ماهیگیری و یه فانوس آویزون کردن

00:14:32.290 --> 00:14:33.210
جایی که بتونن ببیننش

00:14:33.210 --> 00:14:35.040
و از روی اون، مسیر برگشتو پیدا کنن

00:14:35.040 --> 00:14:37.790
.و گم نشن یا به سنگی چیزی برخورد نکنن

00:14:38.710 --> 00:14:39.800
خلاصه گری تصمیم گرفت

00:14:39.800 --> 00:14:42.420
که بره شکار قورباغه و این چیزا

00:14:42.420 --> 00:14:45.430
و خلاصه رفت واسه ماجراجویی

00:14:45.430 --> 00:14:48.720
و فانوس رو هم با خودش برد

00:14:48.720 --> 00:14:51.270
.که بتونه ببینه داره چیکار میکنه

00:14:51.270 --> 00:14:52.470
بعدش، مامان و بابا

00:14:52.470 --> 00:14:54.560
تصمیم گرفتن برگردن

00:14:54.560 --> 00:14:56.270
.و ماهیگیری رو تموم کنن

00:14:56.270 --> 00:14:58.150
خلاصه اونا به سمت فانوس حرکت کردن

00:14:59.230 --> 00:15:04.240
اما نمیدونستن گری فانوسو جابه جا کرده

00:15:05.400 --> 00:15:08.070
و اونا همینجوری به سمت نور فانوس می رفتن

00:15:08.070 --> 00:15:13.080
.و اینجوری، وارد مسیر اشتباهی شدن

00:15:13.790 --> 00:15:18.500
،اونا هیچ وقت برنگشتن
چون با یه صخره برخورد کرده بودن

00:15:18.500 --> 00:15:23.510
چون گری جای فانوسو عوض کرده بود

00:15:24.130 --> 00:15:26.260
.و گذاشته بود جایی که خودش رفته بوده

00:15:28.140 --> 00:15:30.050
.نباید همچین اتفاقی میوفتاد

00:15:33.100 --> 00:15:38.100
من واقعا برای بورلی ناراحت بودم

00:15:42.110 --> 00:15:44.650
میدونی، من بعضی وقتا می شنیدم که

00:15:44.650 --> 00:15:48.030
.توی اتاق گری گریه و زاری میکرد

00:15:50.490 --> 00:15:53.790
میدونین، شما واقعا باعث میشین
.دلم واسه برادرم، گری تنگ بشه

00:16:11.550 --> 00:16:14.810
بیشتر مردم از گری به عنوان
یه کوهنورد یا گردشگر یاد میکنن

00:16:14.810 --> 00:16:18.560
.ولی از نظر من، این قضیه اشتباهه

00:16:18.560 --> 00:16:22.150
چون برای من، گری یه آدم بقاء محور بود

00:16:22.150 --> 00:16:27.150
اون برای چند هفته توی بیابون ها دووم می آورد

00:16:27.360 --> 00:16:29.200
.اونم فقط با یه کوله پشتی

00:16:29.200 --> 00:16:32.570
اون یه جورایی پادشاه بیابون ها بود

00:16:32.570 --> 00:16:37.250
از این لحاظ که میدونست
اونجاها چجوری باید زندگی کنه و دووم بیاره

00:16:37.250 --> 00:16:39.750
.مثلا چجوری آب رو تصفیه کنه

00:16:39.750 --> 00:16:42.040
،بخاطر همین، وقتی میبینی بقیه بهش میگن کوهنورد

00:16:42.040 --> 00:16:44.340
"اوه، یه کوهنورد گم شده"

00:16:44.340 --> 00:16:45.460
.اون کوهنورد نبود

00:16:45.460 --> 00:16:47.550
وقتی من و گری زندگی کنار همدیگه رو شروع کردیم

00:16:47.550 --> 00:16:50.930
من توی یکی از گردش ها باهاش رفتم

00:16:50.930 --> 00:16:55.760
و تمام مدت با خودم میگفتم
"عمرا دوباره بیام"

00:16:56.810 --> 00:16:59.310
گری نمیذاشت با خودمون آب و غذای کافی ببریم

00:16:59.310 --> 00:17:02.520
.و اون گردش، سخت ترین تجربه ی زندگیم بود

00:17:02.520 --> 00:17:04.980
یه چیزی که خیلی دوس داشتم

00:17:04.980 --> 00:17:08.860
پیدا کردن اون منطقه مربوط به قرن نوزده بود

00:17:08.860 --> 00:17:11.700
،یه جای معدن طور و متروکه

00:17:11.700 --> 00:17:12.740
.به نظرم خیلی باحال بود

00:17:14.620 --> 00:17:18.040
این قضیه یه ماموریت جستجو و نجات معمولی نبود

00:17:18.040 --> 00:17:23.040
چون گری به هیچکس نگفته بود برای این گردش

00:17:23.500 --> 00:17:25.040
.قراره کجا بره

00:17:25.040 --> 00:17:27.840
و اون معمولا وارد مناطق دورافتاده ای میشد

00:17:27.840 --> 00:17:31.300
و برای یکی دو هفته ازش خبری نبود

00:17:31.300 --> 00:17:35.930
بخاطر همین کسی نمیدونست
کجا باید دنبالش بگردن

00:17:35.930 --> 00:17:40.520
بخاطر همین پلیس بهترین راهو انتخاب کرد

00:17:40.520 --> 00:17:41.850
یا شاید تنها راهی که به ذهنشون می رسید

00:17:41.850 --> 00:17:44.940
اونم اینکه موبایلش رو چک کنن

00:17:44.940 --> 00:17:48.320
و ببینن سینگالش از کدوم منطقه ارسال میشه

00:17:48.320 --> 00:17:51.610
و بعدش فهمیدن که
اون بلافاصله بعد از رفتن

00:17:51.610 --> 00:17:53.990
.موبایلش رو خاموش کرده

00:17:54.950 --> 00:17:56.950
وقتی بورلی اومد تا سگ رو تحویل بگیره

00:17:58.200 --> 00:18:02.120
،آره، الان پشیمونم
.اون لحظه باهاش بد رفتار کردم

00:18:04.500 --> 00:18:07.130
من وقتی رسیدم اونجا خیلی نگران بودم

00:18:07.130 --> 00:18:11.340
و اونم خیلی عجله داشت که از اونجا بره

00:18:11.340 --> 00:18:14.970
،و خب به عنوان هم اتاقی برادرم

00:18:14.970 --> 00:18:17.300
اون ازش نپرسیده بود کجا قراره بره

00:18:17.300 --> 00:18:19.890
...یا اینکه اگه

00:18:19.890 --> 00:18:23.140
میدونین، اگه مشکلی پیش اومد یا برنگشت

00:18:23.140 --> 00:18:25.480
.باید چیکار کنه

00:18:25.480 --> 00:18:26.400
اون کنار سگه وایساده بود

00:18:26.400 --> 00:18:28.940
و فقط میخواست با عجله از شهر خارج بشه

00:18:29.940 --> 00:18:33.070
،راستشو بخواین

00:18:33.070 --> 00:18:34.610
من واقعا حس خوبی به این قضیه نداشتم

00:18:34.610 --> 00:18:35.820
بهش مشکوک بودم

00:18:35.820 --> 00:18:39.200
و یک هفته قبلش، گری یواشکی به من گفته بود که

00:18:39.200 --> 00:18:42.290
اون و سایمون رابطه شون با هم خوب نیست

00:18:42.290 --> 00:18:45.420
.و میخواد اونجا رو ترک کنه

00:18:45.420 --> 00:18:49.750
خلاصه با این قضایا

00:18:49.750 --> 00:18:53.630
من حس خوبی بهش نداشتم
.و بخاطر همین پلیسا رو خبر کردم

00:18:53.630 --> 00:18:56.180
میدونین، بهش اعتماد نداشتم

00:18:56.180 --> 00:19:00.680
انگار اصلا نگران هیچی نبود

00:19:00.680 --> 00:19:02.720
با اینکه هم اتاقیش گم شده بود

00:19:02.720 --> 00:19:07.190
و فقط نگران این بود که به پروازش برسه

00:19:07.190 --> 00:19:11.360
،به جای اینکه نگران گم شدن دوستش باشه

00:19:11.360 --> 00:19:12.530
.نگران دوست صمیمیش

00:19:13.900 --> 00:19:14.740
نه

00:19:16.410 --> 00:19:17.450
اون هیچوقت راجبش حرف نمیزد

00:19:17.450 --> 00:19:19.620
هیچوقت بهم نگفته بود کجا میره

00:19:19.620 --> 00:19:21.160
حتی بهش اشاره هم نکرده بود

00:19:21.160 --> 00:19:23.120
و مطمئنم اگه ازش میپرسیدم هم

00:19:23.120 --> 00:19:27.370
اون هیچوقت بهم نمیگفت

00:19:27.370 --> 00:19:29.670
ولی اولش، وقتی بورلی رو دیدم

00:19:29.670 --> 00:19:31.590
درک میکردم که قراره دنبال مقصر بگرده

00:19:31.590 --> 00:19:35.050
و اون خیلی ناراحت بود، من درکش میکردم

00:19:35.050 --> 00:19:39.340
،ولی بعد از یه مدت
...خب گذشته ها گذشته دیگه

00:19:39.340 --> 00:19:43.560
خلاصه بهش زنگ زدم و بهش گفتم که

00:19:43.560 --> 00:19:46.980
باور کن من نمیدونستم کجا رفته

00:19:46.980 --> 00:19:49.560
درواقع تو مگه خواهرش نیستی؟
تو چرا نمیدونستی؟

00:19:50.900 --> 00:19:53.440
وقتی برای اولین بار گزارش مفقود شدن گری رو دادم

00:19:53.440 --> 00:19:55.490
پلیس، فوق العاده عمل کرد

00:19:55.490 --> 00:20:00.120
،تمام نیروها در حالت آماده باش بودن
به تمام شعبه ها گزارش داده شد

00:20:00.120 --> 00:20:03.160
دنبال ماشین گری میگشتن، دنبال خودِ گری

00:20:03.990 --> 00:20:08.120
،به محیط بان ها اطلاع دادن
.به پلیس ساحلی، به همه جا

00:20:08.120 --> 00:20:09.540
میدونین، ما توی یه شهر کوچیک زندگی میکنیم

00:20:09.540 --> 00:20:11.630
معمولا کسی اینجا گم نمیشه

00:20:11.630 --> 00:20:14.000
و بخاطر همین مسئله ی مهمی بود

00:20:14.000 --> 00:20:17.340
.و واقعا جدی گرفته بودنش

00:20:17.340 --> 00:20:19.340
اونا همه جا رو میگشتن

00:20:21.010 --> 00:20:23.060
من واقعا خجالت میکشیدم که

00:20:23.060 --> 00:20:26.640
،نمیدونستم اون دقیقا کجا رفته
،بلخره من خواهرش بودم

00:20:28.190 --> 00:20:29.390
...باید میدونستم

00:20:33.360 --> 00:20:34.480
...باید میدونستم

00:20:58.050 --> 00:21:02.760
وقتی شنیدم اون گم شده
اولین فکری که به سرم زد این بود که

00:21:04.930 --> 00:21:08.980
.وای، پس غیرممکنه که پیداش کنن

00:21:10.850 --> 00:21:15.440
همچنین، ممکن بود یه جایی زخمی شده باشه

00:21:15.440 --> 00:21:18.400
یا شاید یه چیزی خورده باشه

00:21:19.820 --> 00:21:22.490
.که نمیدونسته سمی ئه یا باعث مریضیش میشه

00:21:26.950 --> 00:21:29.200
دو روز از موقعی که گزارش مفقودی رو داده بودم
گذشته بود

00:21:29.200 --> 00:21:33.420
.و من بیشتر از 10 یا 15 دقیقه نخوابیده بودم

00:21:35.170 --> 00:21:38.590
آدمای زیادی زنگ میزدن و خیلی نگران بودن

00:21:38.590 --> 00:21:41.090
و میخواستن بدونن کجا باید دنبالش بگردن

00:21:42.130 --> 00:21:44.220
ولی من نمیدونستم اون کجا رفته

00:21:44.220 --> 00:21:46.220
چی باید بهشون میگفتم؟

00:21:48.180 --> 00:21:52.350
،و آخرش یه نفر تلفن کرد
.و گفتش که ماشین گری رو پیدا کردن

00:22:23.300 --> 00:22:25.930
.و انگار دنیا رو سرم خراب شد

00:22:25.930 --> 00:22:28.260
توی دلم انگار رخت میشستن

00:22:28.260 --> 00:22:32.640
.چون فهمیدم دیگه واقعا یه اتفاقی افتاده

00:22:39.730 --> 00:22:41.940
بعد از پلیس تماس گرفت و بهم گفت

00:22:42.820 --> 00:22:44.150
که ماشین گری پیدا شده

00:22:44.150 --> 00:22:47.120
.اومدن دنبالم و منو بردن همونجا

00:22:47.120 --> 00:22:50.540
تقریبا 90 کیلومتر با شهر فاصله داشت

00:22:50.540 --> 00:22:53.910
.و ما رفتیم اونجا و ماشینشو دیدیم

00:22:55.040 --> 00:22:58.290
من خیلی امیدواربودم، میدونین

00:22:59.750 --> 00:23:01.960
،گفتم شاید افتاده باشه

00:23:01.960 --> 00:23:04.470
،شاید مچ پاش شکسته باشه
توی یه دره گیر کرده باشه

00:23:04.470 --> 00:23:05.720
و نتونسته باشه بیاد بیرون

00:23:05.720 --> 00:23:08.720
.ولی به هرحال امید داشتم

00:23:08.720 --> 00:23:13.230
.واقعا امید داشتم که سالم پیداش کنیم

00:23:13.230 --> 00:23:16.560
اونجا جایی نبود که گری ماشینش رو پارک کنه

00:23:17.520 --> 00:23:19.560
یعنی شبیه جاهایی نبود که اون معمولا میرفت

00:23:19.560 --> 00:23:21.730
.مثلا جایی که بخواد برای گشت و گذار بره

00:23:24.110 --> 00:23:25.740
وقتی اونجا نشسته بودم

00:23:25.740 --> 00:23:28.950
،و اونا داشتن ماشینشو بازرسی میکردن
من به اطراف نگاه کردم

00:23:31.950 --> 00:23:34.790
.و گفتم گری همچین آدمی نیست

00:23:35.710 --> 00:23:40.710
،اون عاشق گردش توی جنگل های وسیع بود
،تپه های سنگی

00:23:43.090 --> 00:23:48.090
،گشت و گذار توی زیبایی ها
.نه اینجا توی یه مشت خاک و کثیفی

00:23:49.010 --> 00:23:53.680
.به نظر میومد، یه اتفاقی افتاده

00:24:09.820 --> 00:24:11.830
.من یه کارآگاه خصوصی ام

00:24:11.830 --> 00:24:15.580
من بلافاصله بعد از پیدا شدن ماشین گری
.توسط بورلی استخدام شدم

00:24:17.660 --> 00:24:20.420
بیابان مرتفع، همونطور که می بینید

00:24:24.630 --> 00:24:26.550
،بسیار زیباست

00:24:26.550 --> 00:24:31.550
،بسیار باشکوهه
،پر از کوه و دشت و دره و جنگله

00:24:32.300 --> 00:24:34.060
همه ی این ها رو داراست

00:24:34.060 --> 00:24:37.560
.اما همچنین بسیار خطرناک و جبران ناپذیره

00:24:37.560 --> 00:24:40.150
بعد از اینکه ماشین گری پیدا شد

00:24:41.480 --> 00:24:45.320
.جستجو آغاز شد و مردم شروع به تجمع کردن

00:24:48.820 --> 00:24:52.240
گری توی گرم ترین زمان تابستان گم شده بود

00:24:52.240 --> 00:24:55.950
و مواردی که تا اون زمان باهاش برخورد داشتیم

00:24:55.950 --> 00:25:00.790
این بود که مردم گرمازده بشن

00:25:00.790 --> 00:25:04.340
،یا آب بدنشون کم بشه
.یا بعضی اوقات مصدوم بشن

00:25:06.800 --> 00:25:08.300
آدمای زیادی جمع شدن

00:25:08.300 --> 00:25:11.180
و بعدش آدمای بیشتری به اونا اضافه شدن

00:25:11.180 --> 00:25:14.260
و به خودم که اومدم دیدم
.سیلی از جمعیت اونجا جمع شدن

00:25:14.260 --> 00:25:18.890
،اونجا پر از آدمایی بود که من نمیشناختم

00:25:20.350 --> 00:25:22.020
،که گری نمیشناختشون

00:25:22.020 --> 00:25:24.940
،آدمایی که پهباد آورده بودن

00:25:24.940 --> 00:25:26.690
.هر نوع وسیله ای برای عملیات جستجو و نجات

00:25:26.690 --> 00:25:30.030
احساس فوق العاده ای داشتم وقتی میدیدم

00:25:30.030 --> 00:25:35.030
که این همه غریبه برای کمک به من جمع شدن

00:25:35.240 --> 00:25:39.200
.تا برادرم پیدا بشه و برگرده خونه

00:25:52.010 --> 00:25:55.850
،وقتی ماشین گری پیدا شد
...بورلی میگفت

00:25:57.260 --> 00:25:59.060
بذارید بگم تقلا میکرد تا بگه که

00:25:59.060 --> 00:26:02.560
جایی که ماشین پارک شده

00:26:02.560 --> 00:26:04.270
،غیر عادی و مشکوکه

00:26:04.270 --> 00:26:05.610
انگار اون میدونست که

00:26:05.610 --> 00:26:08.190
،برادرش ماشینو اونجا پارک نکرده

00:26:08.190 --> 00:26:09.990
میگفت برادرش هرگز ماشینو اونجا پارک نمیکنه

00:26:09.990 --> 00:26:12.780
.و مدام این حرفو تکرار میکرد

00:26:13.740 --> 00:26:17.950
.خلاصه پلیس این مسئله رو جدی گرفت

00:26:17.950 --> 00:26:19.660
.زمان به سرعت می گذشت

00:26:19.660 --> 00:26:22.960
.اونا باید هرچه سریع تر گری رو پیدا میکردن

00:26:23.830 --> 00:26:27.880
.از طرفی هم، بورلی جلوی دست و پاشون بود

00:26:27.880 --> 00:26:32.880
،اون واقعا جلوی دست و پا بود
.و مسائل رو سخت تر و پیچیده تر میکرد

00:26:33.510 --> 00:26:36.090
.جستجوی صحرای مرتفع اصلا آسون نیست

00:26:36.090 --> 00:26:37.430
.یعنی، این یه ماموریت ساده نیست

00:26:37.430 --> 00:26:38.350
،مردم فکر میکنن آسونه

00:26:38.350 --> 00:26:40.930
مردم فکر میکنن میتونی با یه هلیکوپتر
بری بالای اون منطقه

00:26:40.930 --> 00:26:45.940
و پرواز کنی و از اون بالا پایینو نگاه کنی
و یه نفرو پیدا کنی

00:26:46.560 --> 00:26:51.150
،ولی وقتی روی زمین باشی
اونحا پر از معادن متروکه س

00:26:51.150 --> 00:26:53.650
پر از بوته و پوشش گیاهیه

00:26:53.650 --> 00:26:56.240
.و جستجو به شدت سخته

00:26:56.240 --> 00:27:00.120
،خلاصه پیدا کردن یه نفر
.اونقدرام که مردم فکر میکنن آسون نیست

00:27:01.490 --> 00:27:03.250
وای، گوسفند

00:27:04.080 --> 00:27:05.620
سلام آقا گوسفنده

00:27:05.620 --> 00:27:06.710
این گوسفندا رو ببینین

00:27:07.670 --> 00:27:09.680
.گوسفندا از انسان ها خیلی بهترن
<font size="45" color="#00e3ff">[آره به قرآن]<c.white></c></c>

00:27:13.130 --> 00:27:14.090
سلام گوسفند کوچولو

00:27:15.680 --> 00:27:16.720
نگاشون کنین

00:27:19.850 --> 00:27:23.930
،توی دشت و صحرا می چرخین
.هرکاری دوس دارین میکنین

00:27:28.610 --> 00:27:30.690
یاخدا، همشون از من فرار میکنن

00:27:30.690 --> 00:27:32.480
.نمیتونم باهاشون دوست بشم

00:27:35.900 --> 00:27:40.200
پلیس ها دوس نداشتن که من
.توی تحقیقات شرکت کنم

00:27:42.990 --> 00:27:46.920
میگفتن بهتره که من توی خونه گری بمونم

00:27:46.920 --> 00:27:51.920
.که اگه یه وقت زنگ زد یا برگشت، خبرشون کنم

00:27:52.880 --> 00:27:56.170
.من با مسئول تحقیقات پرونده آشنایی نزدیکی داشتم

00:27:56.170 --> 00:27:57.970
قبلا با هم کار کرده بودیم

00:27:57.970 --> 00:28:00.390
.و کاملا همدیگه رو می شناختیم

00:28:01.640 --> 00:28:04.140
من ازش خواستم که بررسی هایی رو انجام بده

00:28:04.140 --> 00:28:08.020
و بهم بگه که تحقیقات تا کجا پیش رفته

00:28:08.020 --> 00:28:10.770
.و چه اطلاعات تازه ای دستیگرشون شده

00:28:10.770 --> 00:28:13.730
اون بهم گفت که ماشین رو بررسی کردن

00:28:23.830 --> 00:28:27.330
اما از اونجایی که من بطور رسمی
توسط بورلی استخدام نشده بودم

00:28:27.330 --> 00:28:30.040
باید اول با خود بورلی حرف میزدم

00:28:30.040 --> 00:28:32.540
قبل از اینکه دوستم بخواد
.راجب تحقیقات باهام حرف بزنه

00:28:34.170 --> 00:28:38.380
من امیدوار بودم خبرای خوشی داشته باشن

00:28:40.340 --> 00:28:45.350
که یهویی افسر ازم پرسید
،گری دشمن یا بدخواهی نداشته

00:28:45.890 --> 00:28:50.020
یا کسی رو میشناسم که
.میخواسته بهش آسیب بزنه

00:28:52.610 --> 00:28:54.650
،من از افسر پرسیدم چطور مگه

00:28:56.190 --> 00:28:57.150
...چرا باید

00:28:58.030 --> 00:28:59.240
چرا باید همچین سوالی بپرسه

00:28:59.240 --> 00:29:04.240
و در جواب، با اطمینان بهم گفتن که
مدارکی رو پیدا کردن

00:29:07.830 --> 00:29:12.710
.که نشون میده گری پشت فرمون نبوده

00:29:27.060 --> 00:29:28.680
خلاصه من چند ساعت منتظر موندم

00:29:28.680 --> 00:29:31.730
و بعدش رفتم سمت خونه ی گری که
بورلی هم اونجا بود

00:29:31.730 --> 00:29:34.610
.و دیدم شدیدا استرس داره

00:29:34.610 --> 00:29:37.400
بهم گفت پلیسا بهش اطلاع دادن که

00:29:37.400 --> 00:29:41.990
توی ماشین گری اثر انگشت پیدا کردن

00:29:42.860 --> 00:29:47.870
،توی تمام ماشین
،روی فرمون

00:29:47.990 --> 00:29:50.710
،روی داشبورد، روی دنده

00:29:50.710 --> 00:29:55.710
و چیزی که بیش از همه عجیب و قابل توجه بود

00:29:56.000 --> 00:30:01.010
،این بود که اونا ردپا پیدا کردن
ردپا های برهنه

00:30:01.670 --> 00:30:06.680
و ردپا ها زخمی و غیرقابل شناسایی بودن

00:30:07.810 --> 00:30:10.520
.که باعث میشد پرونده بیش از قبل رازآلود بشه

00:30:18.360 --> 00:30:19.780
...ردپا ها

00:30:22.450 --> 00:30:26.490
.اون گفتش که اون آدم پا برهنه بوده

00:30:35.170 --> 00:30:40.090
خلاصه یه نفر، پا برهنه با ماشین گری رانندگی کرده

00:30:41.630 --> 00:30:44.130
و این قضیه برای من منطقی نبود

00:30:44.130 --> 00:30:46.550
چون اینجوری بود که، چه اتفاقی افتاده؟

00:30:46.550 --> 00:30:49.140
چرا این آدم کفش نپوشیده بوده؟

00:30:50.720 --> 00:30:51.930
جریان چیه؟

00:30:51.930 --> 00:30:54.060
یه جورایی، عجیب بود

00:30:54.060 --> 00:30:56.400
،و خیلی

00:30:56.400 --> 00:30:59.190
،نمیدونم، فقط

00:31:00.230 --> 00:31:01.940
.باعث میشد موهای تنم سیخ بشه

00:31:03.820 --> 00:31:06.280
عه، اون بچه آهوها رو

00:31:06.280 --> 00:31:09.160
،دیدنشون حس خوبی داره
.آدم توی شهر این صحنه ها رو نمیبینه

00:31:42.820 --> 00:31:46.360
میدونی، من چند وقت بود که درست نخوابیده بودم

00:31:46.360 --> 00:31:49.160
.و ذهنم همش مشغول بود

00:31:50.660 --> 00:31:52.330
،کلی مسئله از ذهنم عبور میکرد

00:31:52.330 --> 00:31:53.750
.کلی سناریوی مختلف

00:31:55.160 --> 00:31:57.120
شاید دوستش بوده؟

00:31:58.920 --> 00:32:02.170
شاید وقتی خودش نبوده
یه نفر ماشینشو دزدیده بوده؟

00:32:03.130 --> 00:32:06.630
یا شاید یه گردشگر دیگه رو سوار کرده

00:32:06.630 --> 00:32:11.640
.و اون آدم یه بلایی سرش آورده

00:32:16.180 --> 00:32:17.480
نمیدونم، در این لحظه

00:32:17.480 --> 00:32:20.060
.کلی سوال و جواب از ذهنم رد میشه

00:32:20.060 --> 00:32:24.190
مدام، بارها و بارها تکرار میشه

00:32:24.190 --> 00:32:28.780
.که اجازه نمیده پلک روی هم بذارم

00:32:39.830 --> 00:32:43.420
خلاصه بورلی همچنان از من میخواست که
از سایمون بازجویی کنم

00:32:43.420 --> 00:32:47.300
چون هنوز فکر میکرد که اون مشکوکه

00:32:47.300 --> 00:32:48.510
.و منم اینکارو کردم

00:32:48.510 --> 00:32:49.550
من دوباره رفتم سراغش

00:32:49.550 --> 00:32:54.140
با اینکه مدتها قبل از لیست مظنونین خارج شده بود

00:32:55.390 --> 00:32:57.230
ولی در جریان بازجوییِ دوباره

00:32:57.230 --> 00:33:01.060
متوجه شدم گری با یه نفر

00:33:01.060 --> 00:33:03.900
.توی یه گروه فیسبوکی صحبت کرده

00:33:05.190 --> 00:33:07.400
اونا از طریق یه فروشگاه محلی

00:33:07.400 --> 00:33:09.950
با هم مکاتبه داشتن

00:33:09.950 --> 00:33:13.320
و به نظرم برای همدیگه کامنت میذاشتن

00:33:13.320 --> 00:33:14.490
و این کار ادامه پیدا کرده بود

00:33:14.490 --> 00:33:18.200
.تا اینکه با هم دیگه دوست شده بودن

00:33:19.290 --> 00:33:24.250
،وقتی سراغ اون آدم رفتم
.به شدت وحشت کرده بود

00:33:24.630 --> 00:33:25.710
نمیخواست باهام حرف بزنه

00:33:25.710 --> 00:33:27.090
نمیخواست هیچ کاری در رابطه با من

00:33:27.090 --> 00:33:28.090
یا تحقیقات داشته باشه

00:33:28.090 --> 00:33:29.840
،و من بهش گفتم
اگه با من حرف نزنی

00:33:29.840 --> 00:33:31.470
مجبور میشی با پلیسا حرف بزنی

00:33:31.470 --> 00:33:33.470
و اونا میان و حسابتو میرسن

00:33:33.470 --> 00:33:35.300
و به نظرم اون از اینکه

00:33:35.300 --> 00:33:37.020
بیرون از فضای مجازی پیداش کردن ترسیده بود

00:33:38.220 --> 00:33:42.940
،چون اینجا شهر کوچیکیه
و آدمای همجسنگرای زیادی نداره

00:33:43.810 --> 00:33:46.860
و بلخره با من صحبت کرد، و گفتش که

00:33:46.860 --> 00:33:49.990
.اون هیچ ارتباطی با گم شدن گری نداره

00:33:49.990 --> 00:33:54.530
اون از گم شدن گری ناراحت بود

00:33:54.530 --> 00:33:57.080
.نمیدونست چه اتفاقی براش افتاده

00:33:57.080 --> 00:33:58.540
.به نظرم راست میگفت

00:33:59.750 --> 00:34:01.580
اون بطور مشکوکی نمیخواست باهام صحبت کنه

00:34:01.580 --> 00:34:04.380
،اما در آخر
،وقتی صحبت هاش رو شنیدم

00:34:04.380 --> 00:34:07.210
.از لیست مظنونین خارج شد

00:34:12.720 --> 00:34:15.640
،سلام بچه ها
من کارم با گوسفندا تموم شد

00:34:15.640 --> 00:34:17.720
.بعد از اینکه مثه دیوونه ها دنبالشون می کردم

00:34:18.770 --> 00:34:21.230
،من اینجا چیزای زیادی پیدا کردم
،کمپ های قدیمی

00:34:21.230 --> 00:34:26.230
،معادن، روستاهای متروکه
،ساختمونا، بقایایی از گذشته

00:34:26.690 --> 00:34:29.230
ولی باحال ترینش و چیزی که موردعلاقه م بود

00:34:29.230 --> 00:34:31.740
.بقایای بومیان آمریکا بود

00:34:31.740 --> 00:34:33.400
من عاشق پیدا کردن سر نیزه

00:34:33.400 --> 00:34:36.740
.یا دیدن سنگ نگاره های توی کوهستانم

00:34:36.740 --> 00:34:39.540
نوشته های قدیمی متعلق به مردم بومی

00:34:39.540 --> 00:34:43.120
که مدت ها قبل از هر جنبده ای
.اینجا زندگی میکردن

00:34:43.120 --> 00:34:45.250
،برای من
دیدن این چیزا از همه جالب تره

00:34:45.250 --> 00:34:47.500
،ولی هوا دیگه داره تاریک میشه
خورشید داره غروب میکنه

00:34:47.500 --> 00:34:50.420
به نظرم دیگه ماجراجویی رو تموم کنم

00:34:50.420 --> 00:34:51.880
.و برم توی چادر

00:34:53.260 --> 00:34:56.640
اونا همچنان درحال بررسی صحنه جرم و این چیزا بودن

00:34:56.640 --> 00:35:01.640
.تا اینکه توی داشبورد، یه پاکت پیدا کردن

00:35:02.770 --> 00:35:04.770
.مقدار قابل توجهی پول داخلش بود

00:35:05.940 --> 00:35:10.940
این قضیه به من ثابت میکرد
هرکسی که باهاش بوده

00:35:11.570 --> 00:35:15.150
نمیخواسته پولاشو بدزده

00:35:15.150 --> 00:35:17.780
.یا اینکه چیزی ازش بگیره

00:35:35.680 --> 00:35:39.850
یه روز پلیس اومد در خونه

00:35:43.890 --> 00:35:46.980
و بهم گفتن که تحقیقات رو خاتمه دادن

00:35:48.230 --> 00:35:50.690
و موقعی که داشتن مسائلو برام توضیح میدادن

00:35:52.020 --> 00:35:53.400
من میشنیدم که دارن حرف میزنن

00:35:56.360 --> 00:35:58.160
اما هیچکدوم از حرفاشون رو درک نمیکردم

00:36:01.120 --> 00:36:03.290
انگار همه چیز جلوی چشمام فِلَش میزد

00:36:03.290 --> 00:36:07.870
،و، صورت هاشون رو میدیدم
،لب هاشون رو میدیدم که تکون میخورد

00:36:07.870 --> 00:36:10.750
و اونا هم جوری به من نگاه میکردن
انگار من دیوونه م

00:36:11.880 --> 00:36:15.630
،و صحنه ی بعدی ای که یادمه
.اینه که روی برانکارد بودم

00:36:22.970 --> 00:36:27.980
و بعدش منو بردن اورژانس
و اونجا بهم سرم زدن

00:36:29.230 --> 00:36:34.230
و اکسیژن وصل کردن و
داروهایی دادن که بتونم استراحت کنم

00:36:36.360 --> 00:36:40.780
و برای اولین بار از زمانی که
،این اتفاقات شروع شده بود

00:36:41.700 --> 00:36:43.780
.من تونستم 10 ساعت پشت سر هم بخوابم

00:36:44.660 --> 00:36:47.460
این گسترده ترین عملیات جستجو و نجاتی بود

00:36:47.460 --> 00:36:49.580
.که تا به حال توی نوادا صورت گرفته بود

00:36:49.580 --> 00:36:53.590
و زمانی که اونا گفتن که تحقیقات رو خاتمه دادن

00:36:53.590 --> 00:36:55.960
.همه در شوک فرو رفتن

00:36:55.960 --> 00:36:59.840
،اما، خب به هرحال
.نمیشه تمام نوادا رو زیر و رو کرد

00:36:59.840 --> 00:37:02.180
اینجا خیلی وسیعه، خیلی گسترده ست

00:37:02.180 --> 00:37:07.140
،و به نظر میومد که شانسِ پیدا کردنش

00:37:07.140 --> 00:37:11.270
.یا حداقل زنده پیدا کردنش به صفر رسیده باشه

00:37:11.270 --> 00:37:13.560
.تحقیقات به بن بست رسیده بود

00:37:13.560 --> 00:37:15.570
،هیچ سرنخی پیدا نکرده بودیم

00:37:15.570 --> 00:37:18.570
اثر انگشتی که توی ماشین پیدا شده بود
با هیچکس تناسب نداشت

00:37:18.570 --> 00:37:20.820
.بخاطر همین نمیدونستیم باید چیکار کنیم

00:37:20.820 --> 00:37:21.660
...اما بعدش

00:37:28.910 --> 00:37:30.670
فالوورای گری شروع به زنگ زدن کردن

00:37:35.920 --> 00:37:38.300
.و شرایط به کلی تغییر کرد

00:37:40.760 --> 00:37:42.050
من پشت میزم نشسته بودم

00:37:42.050 --> 00:37:44.140
و داشتم نوشته های برنامه رو بررسی میکردم

00:37:44.140 --> 00:37:45.470
آماده بودم که برنامه رو اجرا کنم

00:37:45.470 --> 00:37:47.600
،که تهیه کننده اومد توی اتاقم
،و گفتش که

00:37:47.600 --> 00:37:50.940
،یه تماس تلفنی داری
باید به این تماس جواب بدی

00:37:50.940 --> 00:37:54.770
،و من گوشیو برداشتم
و یکی از شنوندگانمون بود

00:37:54.770 --> 00:37:59.320
.و بهم گفتش که بهتره یه نگاهی به وبلاگ گری بندازم

00:37:59.320 --> 00:38:03.780
اون همینجوری راجب گری و
داستانای دیوانه وارش توضیح میداد

00:38:03.780 --> 00:38:08.040
.و بهم گفتش که احتمالا میدونه گری کجا رفته

00:38:08.040 --> 00:38:11.250
اون فکر میکرد میدونه چه اتفاقی براش افتاده

00:38:11.250 --> 00:38:15.710
.و بهم گفت باید برم به وبلاگش یه سری بزنم

00:38:16.880 --> 00:38:18.340
دوستم مونیکا بهم زنگ زد

00:38:18.340 --> 00:38:21.510
و گفتش که توی اخبار دارن میگن که

00:38:21.510 --> 00:38:26.510
مردم از همه جا دارن زنگ میزنن به رادیو

00:38:26.890 --> 00:38:31.100
و گفتش اونا دارن راجب وبلاگ گری صحبت میکنن

00:38:31.100 --> 00:38:33.980
و اینکه باید به وبلاگش یه نگاهی بندازن

00:38:33.980 --> 00:38:35.940
و قضیه ی کامنت ها و بقیه ی چیزا

00:38:35.940 --> 00:38:40.150
،و من به محض اینکه مرخص شدم

00:38:40.150 --> 00:38:41.650
مستقیم رفتم به سمت خونه ی گری

00:38:41.650 --> 00:38:45.160
تا بتونم وبلاگشو ببینم و بفهمم که

00:38:45.160 --> 00:38:47.160
.قضیه از چه قراره

00:38:47.160 --> 00:38:49.700
متاسفانه، بورلی چند ساعت زودتر از ما

00:38:49.700 --> 00:38:53.250
،راجب وبلاگ گری اطلاع پیدا کرد
و اون مستقیم رفت سراغ وبلاگ

00:38:53.250 --> 00:38:55.420
.و همه چیزو به هم ریخت

00:38:55.420 --> 00:38:57.960
سلام بچه ها، من دوباره اومدم
<font size="45" color="#00e3ff">[واه... دوباره اومدی؟]<c.white></c></c>

00:38:57.960 --> 00:38:59.800
خیلی از کسایی که وبلاگو دنبال میکنن

00:38:59.800 --> 00:39:01.670
یا تازه عضو وبلاگ شدن میگن که

00:39:01.670 --> 00:39:04.760
من دارم از برنامه ی "لخت و وحشت زده" کپی میکنم

00:39:04.760 --> 00:39:08.350
،اما همونطور که میبینین
،من الان نه لختم نه وحشت زده

00:39:08.350 --> 00:39:10.510
.پس از اون برنامه کپی نمیکنم

00:39:11.640 --> 00:39:14.850
،همچنین اِکسم عاشق اون برنامه بود
.پس من از اون برنامه متنفرم

00:39:14.850 --> 00:39:17.650
."بلخره یه دلیلی داره که بهشون میگن "اِکس
[سابق]

00:39:17.650 --> 00:39:22.400
خلاصه همینجوری که داشتم تلاش میکردم
وارد وبلاگش بشم

00:39:22.400 --> 00:39:24.780
میرفتم توی تنظیمات و این چیزا

00:39:24.780 --> 00:39:31.160
بلخره واردش شدم و
...دیدم اون 50هزار تا

00:39:32.700 --> 00:39:34.370
.50هزار تا بازدید کننده داره

00:39:37.120 --> 00:39:39.040
.خیلی شوکه شدم

00:39:39.040 --> 00:39:42.630
،تا قبل از اون
هیچکس راجب وبلاگ گری اطلاعی نداشت

00:39:42.630 --> 00:39:44.050
.که مسئله ی بسیار شوکه کننده ای بود

00:39:44.050 --> 00:39:47.010
با توجه به اینکه
.اون 50هزار فالوور داشت

00:39:48.930 --> 00:39:51.430
،این مسئله بیانگر همه چیزه
.اگر بهش فکر کنید

00:39:55.810 --> 00:39:59.310
مطمئنا من سریع پریدم پشت کامپیوترم

00:39:59.310 --> 00:40:03.820
،و رفتم سراغ وبلاگش
و عنوان وبلاگش رو هرگز فراموش نمیکنم

00:40:03.820 --> 00:40:05.650
.چون به نظرم فوق العاده هوشمندانه بود

00:40:05.650 --> 00:40:09.280
نوشته بود
"هیچوقت با هدفون گردش نکنید"

00:40:09.280 --> 00:40:11.330
سلام بچه ها، من اینجا بالای کوهم

00:40:11.330 --> 00:40:15.370
،همونطور که میبینین
.منظره ی پشت سرم عالیه

00:40:16.660 --> 00:40:19.960
یکی از سوالاتی که توی وبلاگم پرسیده بودین
این بود که

00:40:19.960 --> 00:40:21.920
چه خطرات یا تهدیداتی وجود داره؟

00:40:21.920 --> 00:40:24.000
آیا حیوانات وحشی یا خطرناکی

00:40:24.000 --> 00:40:25.840
مثل مارزنگی یا شیر کوهی اینجا وجود دارن؟

00:40:25.840 --> 00:40:29.640
،باید بگم بله
مارزنگی توی دامنه ی کوه وجود داره

00:40:29.640 --> 00:40:31.890
شاید متوجه شده باشین که
من با هدفون یا هرچیزی که

00:40:31.890 --> 00:40:34.430
شنواییم رو مختل کنه گردش نمیکنم
.تا بتونم صدای اطرافو بشنوم

00:40:34.430 --> 00:40:37.850
و اون یه وبلاگ، راجب مسائل بقا بود

00:40:37.850 --> 00:40:41.230
،میدونین، چجوری آتیش درست کنین
چجوری آبو تصفیه کنین

00:40:41.230 --> 00:40:43.110
و من همینجوری میرفتم پایین

00:40:43.110 --> 00:40:45.070
و همینطور رفتم پایین و پایین تا اینکه

00:40:45.070 --> 00:40:47.860
.رسیدم به آخرین ویدیویی که پست کرده بود

00:40:47.860 --> 00:40:49.410
من داشتم میگشتم

00:40:49.410 --> 00:40:52.620
که ببینم این نوتیفیکیشنا از کجا داره میاد

00:40:52.620 --> 00:40:56.080
چون پشت سر هم نوتیف میومد

00:40:56.080 --> 00:40:59.540
.ینی همینجوری دینگ دینگ دینگ دینگ

00:40:59.540 --> 00:41:02.840
موقعی که راجب وبلاگ فهمیدم
.من پشت فرمون بودم

00:41:02.840 --> 00:41:06.800
خلاصه زدم کنار و با گوشیم وارد وبلاگش شدم

00:41:06.800 --> 00:41:09.010
و اولین چیزی که متوجهش شدم

00:41:09.010 --> 00:41:10.800
،این بود که از اسم واقعیش استفاده نکرده بود

00:41:10.800 --> 00:41:13.260
.با اسم "اسکورپیون سَم" پست گذاشته بود

00:41:13.260 --> 00:41:15.510
بزرگترین اتفاقی که تا الان برام افتاده

00:41:15.510 --> 00:41:18.100
اینه که یه بار عقرب نیشم زد
<font size="45" color="#00e3ff">[همون اسکورپیون]<c.white></c></c>

00:41:18.100 --> 00:41:20.600
پشت یه صخره بود

00:41:20.600 --> 00:41:25.190
مجبور شدم بلافاصله بعد از برگشتن برم بیمارستان

00:41:25.190 --> 00:41:27.780
همون روزی بود که
.با دست ورم کرده داشتم گردش میکردم

00:41:29.400 --> 00:41:32.160
بلخره فهمیدم نوتیف ها از کجا میاد

00:41:32.160 --> 00:41:34.410
و بلخره پیداشون کردم

00:41:34.410 --> 00:41:37.870
و گفته بودن که
"مطمئنم پیداش کرده"

00:41:41.040 --> 00:41:42.630
یا اینکه یه اتفاق بدی افتاده

00:41:42.630 --> 00:41:47.630
و با خودم گفتم
دارن میگن پیداش کرده؟

00:41:48.300 --> 00:41:50.010
و یه اتفاق بدی افتاده؟

00:41:50.010 --> 00:41:51.380
چیو پیدا کرده؟

00:41:52.340 --> 00:41:55.850
.و آخرش اون ویدیوی معروف گری پیدا شد

00:41:57.060 --> 00:42:00.310
من با پرونده های عجیب و غریب زیادی سر و کار داشتم

00:42:00.310 --> 00:42:05.020
.اما پرونده ی گری از همه غیرعادی تر بود

00:42:05.940 --> 00:42:08.860
جوری که داشت چیزی که دیده بود رو توصیف میکرد

00:42:08.860 --> 00:42:12.990
،که چی دیده، و اینکه چقد ترسیده

00:42:12.990 --> 00:42:17.990
.واقعا منو میترسونه

00:42:20.960 --> 00:42:25.920
خلاصه توی وبلاگ، من از ویدیوی دوم به آخر
شروع به دیدن کردم

00:42:25.920 --> 00:42:28.670
و اون توی خونه بود
و یه جا نشسته بود

00:42:28.670 --> 00:42:31.090
و داشت برای بیننده هاش تعریف میکرد

00:42:33.550 --> 00:42:37.300
.که توی گشت و گذار آخرش چی پیدا کرده

00:42:37.300 --> 00:42:39.970
من سه تا ویدیوی آخر اونو دیدم

00:42:39.970 --> 00:42:40.850
،و

00:42:43.640 --> 00:42:44.810
،چیزی که دیدم

00:42:47.900 --> 00:42:50.570
.همه چیز رو تغییر داد

00:43:00.660 --> 00:43:03.370
.گری توی این ویدیو کاملا به هم ریخته بود

00:43:03.370 --> 00:43:06.540
کاملا مشخصه که استرس داره، ترسیده

00:43:06.540 --> 00:43:08.710
از لحظه ای که اون ویدیو شروع شد

00:43:11.170 --> 00:43:15.880
میتونستم بفهمم که یه چیزی داره اذیتش میکنه

00:43:15.880 --> 00:43:18.470
.یه چیزی باعث شده استرس بگیره

00:43:19.850 --> 00:43:22.850
سه روز از گشت و گذارش گذشته بود

00:43:22.850 --> 00:43:27.270
و اون بوی دود حس میکنه و

00:43:27.270 --> 00:43:29.360
.و اون وسط ناکجاآباد بوده

00:43:29.360 --> 00:43:34.280
بخاطر همین کنجکاو میشه و
.میره یه نگاهی به اطراف بندازه

00:43:35.150 --> 00:43:36.990
اون یه کلبه پیدا کرده بوده

00:43:36.990 --> 00:43:40.950
،و شبیه یه کلبه ی سالم و خوشگل نبوده
شبیه یه کلبه ی موقتی بوده

00:43:40.950 --> 00:43:45.960
یه جورایی شبیه یه خرابه برای بی خانمان ها

00:43:46.170 --> 00:43:47.500
پر از چوب و شاخه و اینا

00:43:47.500 --> 00:43:50.880
و از دودکش کلبه دود بلند میشده

00:43:52.210 --> 00:43:57.760
و گری آدمی نیست که اگه یه آدم دیگه رو
.وسط بیابون ببینه، ازش بترسه

00:43:57.760 --> 00:44:02.770
اما گفتش که اون لحظه بدنش یخ کرده

00:44:03.270 --> 00:44:06.980
و انگار حس شیشمش بهش میگفته که

00:44:06.980 --> 00:44:10.110
.یه اتفاق خطرناکی قراره بیوفته

00:44:10.980 --> 00:44:15.820
،حسی که توی صورتش بود
منو تحت تاثیر قرار میداد

00:44:15.820 --> 00:44:19.110
وقتی داشت کلبه ای که
.توی نوادا پیدا کرده بود رو توصیف میکرد

00:44:21.740 --> 00:44:25.330
اون میگفت هرچی بیشتر وایمیستاد و
به اونجا نگاه میکرد

00:44:27.370 --> 00:44:31.630
.بیشتر احساس ترس و وحشت میکرد

00:44:31.630 --> 00:44:34.960
.حس ششمش بهش میگفت اونجا رو ترک کنه

00:44:34.960 --> 00:44:38.840
و دلش نمیخواست هیچ کاری
با اون کلبه داشته باشه

00:44:38.840 --> 00:44:42.350
و بعدش سریعا از اونجا دور شد

00:44:42.350 --> 00:44:46.520
.و برگشت توی چادرش که بخوابه

00:44:46.520 --> 00:44:51.110
من اینو یادمه چون
راجب این حرف میزد که چقدر ترسیده بود

00:44:51.110 --> 00:44:54.020
.و از ترس، با کفش خوابیده بود

00:44:54.020 --> 00:44:55.570
میدونین، اون سلاحی با خودش نبرده بود

00:44:55.570 --> 00:45:01.570
،بخاطر همین کاملا بی دفاع بود
و وحشت کرده بود

00:45:02.780 --> 00:45:07.790
،و فرداش که بیدار شده بود
ردپا هایی اطراف چادرش بود

00:45:08.210 --> 00:45:11.250
.و ردپا ها متعلق به پاهای برهنه بودن

00:45:11.250 --> 00:45:13.460
،این دو مسئله حالا به هم مرتبط شده بودن

00:45:13.460 --> 00:45:14.750
.و میتونستیم پیشروی کنیم

00:45:24.930 --> 00:45:26.890
،وقتی شروع به برگشتن از سفر کرد

00:45:26.890 --> 00:45:28.770
،که درواقع سه روز طول میکشید

00:45:28.770 --> 00:45:32.190
.حس میکرده یه نفر داره تعقیبش میکنه

00:45:35.150 --> 00:45:38.990
این قضیه برای من خیلی ناراحت کننده س

00:45:38.990 --> 00:45:42.160
که میبینم فالوورای گری بهش بی اعتماد شدن

00:45:42.160 --> 00:45:44.910
.درحالی که اون وبلاگ برای گری، مهم ترین چیز بود

00:45:44.910 --> 00:45:49.910
،اون واقعا فالووراشو تحسین میکرد
،و به کامنتاشون اهمیت میداد

00:45:52.500 --> 00:45:54.840
اون وبلاگ و فالووراش براش خیلی خاص بودن

00:45:54.840 --> 00:45:59.840
و وقتی آدم میبینه که اونا
به جای محبت کردن، گری رو سرزنش کنن

00:46:00.510 --> 00:46:03.640
،یا بهش بگن بازنده، یا دروغگو

00:46:03.640 --> 00:46:07.560
،و اینجوری ناراحتش کنن
.دیدن این چیزا ناخوشاینده

00:46:09.890 --> 00:46:12.230
،و کامنت ها اینجوری بود که

00:46:12.230 --> 00:46:15.900
،همه فقط میگفتن که، خب، برگرد

00:46:16.730 --> 00:46:18.400
،ازش فیلم بگیر
،اونجا رو بهمون نشون بده

00:46:18.400 --> 00:46:21.200
،اون کلبه واقعا وجود داره
اصلا واقعیه یا نه؟

00:46:21.200 --> 00:46:23.820
.و اون از طرف فالووراش واقعا تحت فشار بود

00:46:23.820 --> 00:46:26.780
.یه جورایی، اونا داشتن به گری زور میگفتن

00:46:27.660 --> 00:46:30.330
اونا باور نمیکردن که
.گری واقعا همچین جایی رو پیدا کرده باشه

00:46:30.330 --> 00:46:33.830
اونا وبلاگشو دنبال میکردن چون
حس میکردن همه چیزش واقعیه

00:46:33.830 --> 00:46:35.670
ولی حالا حس میکردن که

00:46:35.670 --> 00:46:38.590
اون فقط دنبال ارواح و مسائل ماورائیه

00:46:38.590 --> 00:46:39.420
...و بعد اونا

00:46:40.460 --> 00:46:45.260
من واقعا حس میکنم اون تحت تاثیر
یه زورگویی مجازی قرار گرفت

00:46:45.260 --> 00:46:49.040
و گری حس میکرد که اون آدما

00:46:49.040 --> 00:46:51.750
دیگه نمیتونن مثل قبل بهش اعتماد داشته باشن

00:46:51.850 --> 00:46:56.480
مگر اینکه دوباره برگرده اونجا و
بهشون ثابت کنه چیزی که دیده بود، واقعیه

00:46:56.480 --> 00:46:58.400
.و ثابت کنه واقعا اون حسو تجربه کرده

00:47:04.070 --> 00:47:07.620
راستش، قلبم شکست وقتی کامنتا رو میخوندم

00:47:07.620 --> 00:47:12.620
که گفته بودن اون فقط یه آدم منزوی بازنده ست

00:47:12.830 --> 00:47:16.420
و تنها کاری که انجام میده

00:47:16.420 --> 00:47:20.710
اینه که توجه بقیه رو
.با این چرت و پرتا جلب کنه

00:47:20.710 --> 00:47:23.800
.و میدیدم دیگه بهش اعتماد نداشتن

00:47:25.590 --> 00:47:27.760
راستش من راجب وبلاگ چیزی نمیدونستم

00:47:28.600 --> 00:47:31.350
ولی میدونستم یه کارایی انجام میده

00:47:31.350 --> 00:47:36.230
چون دائما توی حیاط داشت ویدیو میگرفت

00:47:36.230 --> 00:47:38.440
و به دوربین میگفت چجوری باید آتیش درست کرد

00:47:39.900 --> 00:47:41.610
یا همیشه صداشو از توی اتاقش می شنیدم که

00:47:41.610 --> 00:47:43.690
.راجب نکات ایمنی یا بقا یا این چیزا صحبت میکرد

00:47:44.530 --> 00:47:47.240
،سلام بچه ها
همینجوری دارم توی جنگل قدم میزنم

00:47:48.120 --> 00:47:50.740
روز خیلی زیباییه، توی جنگل های نوادا

00:47:50.740 --> 00:47:52.660
ولی خیلی از شما پرسیده بودین

00:47:52.660 --> 00:47:54.080
.اگه اینجا گم بشیم باید چیکار کنیم

00:47:55.250 --> 00:47:59.500
.من مجبور شدم چند روز اضافه تر اینجا بمونم

00:47:59.500 --> 00:48:00.840
به نظرم اولین کاری که انجام میدادم

00:48:00.840 --> 00:48:04.670
این بود که دنبال کود مقوی گاو بگردم

00:48:05.590 --> 00:48:07.760
.چون خیلی خوشمزه س

00:48:07.760 --> 00:48:11.050
.شوخی کردم، خوردنِ عن گاو کار درستی نیست

00:48:11.050 --> 00:48:11.970
.مریض میشین

00:48:12.810 --> 00:48:15.890
.ولی راه های زیادی برای پیدا کردن غذا وجود داره

00:48:23.480 --> 00:48:26.190
،من از دست همه چیز ناراحت بودم

00:48:27.110 --> 00:48:31.780
و میخواستم اون ویدیو رو دانلود کنم

00:48:31.780 --> 00:48:35.500
،و هرکاری میتونم بکنم
که بتونم به پلیسا نشونش بدم

00:48:35.500 --> 00:48:40.500
و توی اون شرایط و استرس و نگرانی و ناراحتی

00:48:42.790 --> 00:48:45.010
.من اتفاقی اون ویدیو رو پاکش کردم

00:48:47.630 --> 00:48:51.010
بورلی بخاطر پاک شدن ویدیو
به شدت خودشو سرزنش میکرد

00:48:51.010 --> 00:48:53.970
.و من براش ناراحت بودم

00:48:53.970 --> 00:48:57.680
نمیخواستم بهش فشار بیارم
.چون میدونستم خودش از همه ناراحت تره

00:48:57.680 --> 00:48:59.940
.به هرحال، برادرش گم شده بود

00:48:59.940 --> 00:49:04.150
اما این یه سرنخ طلایی بود که از دست رفت

00:49:04.150 --> 00:49:05.820
.و قطعا همه رو ناامید کرد

00:49:06.820 --> 00:49:11.780
،آخرین ویدیوی گری توی وبلاگش

00:49:11.910 --> 00:49:16.580
خودش بود که داشت برای فالووراش میگفت

00:49:16.580 --> 00:49:19.920
،باشه، میرم، برمیگردم اونجا

00:49:20.920 --> 00:49:22.580
.و به نظر میومد از تصمیمش راضی نیست

00:49:23.540 --> 00:49:27.970
آخرین ویدیوی گری واقعا هولناکه

00:49:27.970 --> 00:49:32.430
.و میتونه آغازکننده ی یه معمای بزرگتر باشه

00:49:35.260 --> 00:49:39.730
گری توی ویدیوی آخری که پست کرده بود

00:49:39.730 --> 00:49:43.730
میگفت که قراره برگرده

00:49:46.320 --> 00:49:50.950
و از همه چی فیلم بگیره
و به همه ثابت کنه

00:49:50.950 --> 00:49:55.160
.که اون واقعی بوده، که واقعا وجود داره

00:50:00.910 --> 00:50:04.960
این آخرین چیزی بود که توی وبلاگ پست کرده بود

00:50:04.960 --> 00:50:06.590
.و آخرین باری که بقیه دیدنش

00:50:29.400 --> 00:50:31.570
سلام بچه ها، من برگشتم

00:50:31.570 --> 00:50:32.610
خواستم توی این ویدیو

00:50:32.610 --> 00:50:35.990
راجب کامنتای مختلفی که
.توی پست آخرم گذاشته بودین صحبت کنم

00:50:38.030 --> 00:50:40.950
بعضی از شماها تئوری های عجیبی نوشته بودین

00:50:40.950 --> 00:50:44.290
،راجب چیزی که اون بیرونه
.چیزی که من توی جنگل دیدم

00:50:45.380 --> 00:50:47.460
بعضیاتون باور نکردین

00:50:47.460 --> 00:50:49.340
بعضیاتون آدرس اون منطقه رو خواسته بودین

00:50:49.340 --> 00:50:52.050
.و میخواستین خودتون برین اونجا

00:50:52.050 --> 00:50:53.760
من واقعا دلم نمیخواد که

00:50:53.760 --> 00:50:57.010
آدمای کم تجربه برن اونجا و
توی جنگل های نوادا گم بشن

00:50:57.010 --> 00:50:58.720
اون بیرون خطرات زیادی وجود داره

00:50:58.720 --> 00:51:02.180
از معادن قدیمی گرفته تا آدمای مختلف

00:51:02.180 --> 00:51:04.440
.و خیلی راحت گم میشین

00:51:04.440 --> 00:51:06.730
همه ی مناطقش شبیه هم ئه

00:51:06.730 --> 00:51:08.770
،و هیچ نشونه ای هم نیست

00:51:08.770 --> 00:51:12.280
خیلی راحت میتونین گم بشین و
چند روز اونجا سرگردون بمونین

00:51:12.280 --> 00:51:14.450
و اگه آب و غذای کافی با خودتون نبرده باشین

00:51:14.450 --> 00:51:15.530
.واقعا توی دردسر میوفتین

00:51:17.410 --> 00:51:19.120
پس بخاطر همین نشونه ی اونجا رو نمیدم

00:51:19.120 --> 00:51:23.080
چون نمیخوام باعث بشم که کلی آدم

00:51:23.080 --> 00:51:25.040
.برن توی جنگلای نوادا و گم بشن

00:51:26.120 --> 00:51:29.170
،من خودم میرم اونجا
.دوباره اون کلبه رو پیدا میکنم

00:51:29.170 --> 00:51:32.130
.ایندفعه دوربین و اسلحه هم با خودم میبرم

00:51:32.130 --> 00:51:33.840
،یه سری کار دارم که باید انجام بدم

00:51:33.840 --> 00:51:36.550
ولی روز بیست و دوم ماه قراره برم اونجا

00:51:36.550 --> 00:51:39.390
و دوباره قراره 6 روز توی سفر باشم

00:51:40.430 --> 00:51:43.270
سه روز برای رفت، و سه روز برای برگشت

00:51:43.270 --> 00:51:45.690
ولی قراره بفهمیم اون کلبه چی بود

00:51:45.690 --> 00:51:49.560
.پس منتظر ویدیو های بعدی باشین

00:51:49.560 --> 00:51:51.230
وقتی دوباره برسم اونجا

00:51:52.280 --> 00:51:54.280
.یه ویدیو ازش توی وبلاگ پست میکنم

00:52:01.330 --> 00:52:03.250
.اون رفت، و تموم شد

00:52:03.250 --> 00:52:04.540
...و اون آخرین

00:52:05.580 --> 00:52:08.040
اون آخرین ویدیوی گری بود

00:52:08.040 --> 00:52:11.550
و هیچکس نمیدونه قرار بود کجا بره

00:52:12.750 --> 00:52:17.180
،به همین دلیل و بخاطر گستردگی نوادا
عملیات جستجو غیرممکن شده

00:52:17.180 --> 00:52:20.430
.چون اون میتونه هرجایی باشه

00:52:34.860 --> 00:52:37.280
این مکانی که ازش صحبت میکنه
.میتونه هرجایی باشه

00:52:41.870 --> 00:52:43.290
این قضیه طوفانی به پا کرد

00:52:43.290 --> 00:52:46.870
چون حالا دیگه میدونستیم گری قراره چیکار کنه

00:52:46.870 --> 00:52:48.620
.فقط نمیدونستیم کجا میخواسته بره

00:52:49.880 --> 00:52:54.880
،من از این بخشِ زندگی گری هیچ اطلاعی نداشتم

00:52:55.010 --> 00:52:57.970
این وبلاگ، فالووراش و همه ی اینا

00:52:57.970 --> 00:52:59.180
،که اگر اطلاع داشتم

00:53:00.050 --> 00:53:04.600
.هرگز اجازه نمیدادم دوباره برگرده اونجا

00:53:05.890 --> 00:53:09.020
حالا این پرونده، از موضوع گم شدن یه نفر

00:53:09.850 --> 00:53:12.900
.تبدیل به یه معمای عظیم شد

00:53:12.900 --> 00:53:14.400
اون کلبه مال کی بوده؟

00:53:14.400 --> 00:53:16.230
یعنی، کی اونجا زندگی میکرده؟

00:53:16.230 --> 00:53:17.400
اون کلبه کجاست؟

00:53:17.400 --> 00:53:19.910
یعنی، اگه اونجا وسط ناکجاآباد باشه

00:53:19.910 --> 00:53:23.330
کدوم آدمی وسط ناکجاآباد زندگی میکنه؟

00:53:23.330 --> 00:53:27.250
و اگه قرار باشه شما برید و اون آدمو پیدا کنید

00:53:27.250 --> 00:53:29.710
.فکر نکنم از این مسئله خوشحال بشن

00:53:29.710 --> 00:53:32.170
یعنی، وقتی دارن توی همچین جایی زندگی میکنن

00:53:32.170 --> 00:53:34.170
.حتما دلشون نمیخواد که پیدا بشن

00:53:40.430 --> 00:53:43.850
،وقتی خبرای مربوط بهش از رادیو پخش شد

00:53:43.850 --> 00:53:45.680
،خبرای راجب وبلاگش و اینا

00:53:45.680 --> 00:53:47.930
همه از شنیدنش دیوونه شدن

00:53:47.930 --> 00:53:50.270
.و پلیس هم نمیتونست مردمو آروم کنه

00:53:50.270 --> 00:53:55.270
،تئوری های توطئه همه جا پخش میشد

00:53:55.480 --> 00:54:00.490
،از جادوگری گرفته تا بیگانه ها
.ناحیه ی 51، هرچی که فکرشو بکنی
<font size="45" color="#00e3ff">[AREA 51: یه منطقه ی ممنوعه توی آمریکا که میگن اونجا فعالیتای ماورائی انجام میشه ]<c.white></c></c>

00:54:02.320 --> 00:54:04.450
مردم فعالیت های روزمره شون رو رها کرده بودن

00:54:04.450 --> 00:54:06.450
و هرکسی یه نظریه ای داشت

00:54:06.450 --> 00:54:11.460
،اینکه اون کلبه مال کیه
،داخل اون کلبه چیه

00:54:12.500 --> 00:54:16.960
توی یه سری کامنتا گفته بودن
گری یه جادوگر پیدا کرده

00:54:16.960 --> 00:54:19.670
و اون داشته یه معجون مخفی درست میکرده

00:54:19.670 --> 00:54:22.050
و گری هم به نوعی درگیر اون قضیه شده بوده

00:54:22.050 --> 00:54:26.220
.و باورتون نمیشه، دیوونه کننده بود

00:54:26.220 --> 00:54:28.060
،بعضی ها میگفتن اون متعلق به زاهد ـه

00:54:28.060 --> 00:54:30.560
میدونین، یه آدم گوشه نشین که
،میخواد از دنیا جدا باشه

00:54:32.270 --> 00:54:34.690
،بعضی ها میگفتن اونجا متعلق به دولته

00:54:35.650 --> 00:54:39.110
.مربوط به عملیات مخفیانه دولت، راجب بیگانه ها

00:54:41.570 --> 00:54:42.740
...یعنی این

00:54:43.780 --> 00:54:44.950
میتونم تا صبح تعریف کنم

00:54:44.950 --> 00:54:47.530
.راجب تئوری هایی که مردم ساخته بودن

00:54:47.530 --> 00:54:49.950
تنها توضیح منطقی ای که من میتونستم بدم

00:54:49.950 --> 00:54:53.000
،اینه که شاید گری

00:54:53.000 --> 00:54:56.080
،درگیر یه عملیات پخش و فروش ماریجوآنا شده

00:54:56.080 --> 00:54:58.300
چون وسط ناکجاآباد توی بیابون های نوادا بوده

00:54:59.250 --> 00:55:03.050
،و اونا هم گری رو کشتن
قبلا هم این اتفاق افتاده

00:55:04.300 --> 00:55:05.140
،اما

00:55:07.720 --> 00:55:08.810
.اشتباه میکردم

00:55:12.850 --> 00:55:17.860
احساس فوق العاده بدی داشتم
.و نمیتونستم خودمو آروم کنم

00:55:28.410 --> 00:55:30.240
قبل از اینکه متوجه بشم، پلیس ها اومدن

00:55:30.240 --> 00:55:32.620
و همه چیزو راجب وبلاگ گری میدونستن

00:55:32.620 --> 00:55:36.080
و من اون لحظه پشت کامپیوتر گری بودم

00:55:36.080 --> 00:55:40.630
،و اونا همه چیزو جمع کردن
همه چیزو ثبت و ضبط کردن

00:55:40.630 --> 00:55:43.050
.از جمله هارد و فلش های گری رو

00:55:43.050 --> 00:55:44.670
بچه ها

00:55:44.670 --> 00:55:46.130
،دوباره یه ویدیوی آنباکس قطار

00:55:46.130 --> 00:55:48.760
اینو از یه دست فروش گرفتم

00:55:48.760 --> 00:55:51.100
.و ببینین چقدر باحاله

00:55:52.600 --> 00:55:57.480
یه لوکوموتیو دیزلی کوچولوی باحال داره

00:55:57.480 --> 00:55:59.560
با نوشته ی یکی از راه آهنای موردعلاقه من

00:55:59.560 --> 00:56:01.650
.که بهش میگن کالیفورنیا وسترن

00:56:02.730 --> 00:56:04.740
.که توی شمال کالیفورنیاس

00:56:07.740 --> 00:56:09.950
بذاریمش اینور

00:56:09.950 --> 00:56:14.950
و اینم یه قطار که موتور بخار داره
.و مال برند سانتافه اس

00:56:24.460 --> 00:56:27.680
کارآگاه خصوصی من بهم گفت که

00:56:27.680 --> 00:56:32.680
.بازرسان پرونده میخوان با من ملاقات کنن

00:56:32.720 --> 00:56:36.600
خلاصه من رفتم به اون شعبه و

00:56:39.560 --> 00:56:42.610
مدام ازم میپرسیدن چیزی لازم نداری؟

00:56:42.610 --> 00:56:44.190
غذا خوردی؟

00:56:45.320 --> 00:56:47.740
هی داشتن حرفو می پیچوندن

00:56:47.740 --> 00:56:52.740
.که آخرش ازشون پرسیدم بگید چی شده

00:56:54.580 --> 00:56:55.410
.شروع شد

00:56:58.250 --> 00:57:00.080
"ما برگشتیم با خبری دست اول"

00:57:00.080 --> 00:57:02.250
".راجب کوهنورد مفقود شده، گری هینج"

00:57:02.250 --> 00:57:04.250
"کوله پشتی گری هینج"

00:57:04.250 --> 00:57:08.380
دیروز توسط چند گردشگر در"
"وایت پاین کانتی یافت شده

00:57:08.380 --> 00:57:09.840
"این گردشگران وقتی از خواب بیدار شدن"

00:57:09.840 --> 00:57:10.970
"متوجه کوله پشتی ای شدن"

00:57:10.970 --> 00:57:14.100
".که در محل استقرار آنها گذاشته شده بود"

00:57:14.100 --> 00:57:15.640
"چیزی که داخل کوله پشتی بوده"

00:57:15.640 --> 00:57:19.190
"سرتاسر ایالت نوادا را در شوک فرو برده"

00:57:19.190 --> 00:57:23.230
ماهِ قبل نیز، خودروی گری هینج"
"در منطقه ی یوریکا یافت شده بود

00:57:23.230 --> 00:57:25.440
"اما اکنون پلیس اذعان داشته که"

00:57:25.440 --> 00:57:26.820
"،دلیل وجود خودرو در آن منطقه"

00:57:26.820 --> 00:57:29.820
".ایجاد اختلال و سردرگمی در روند تحقیقات بوده است"

00:57:29.820 --> 00:57:34.200
اون ها از خواب بیدار شده بودن
و دیدن که کوله پشتی گری

00:57:37.500 --> 00:57:40.170
روی یه بیل آویزون شده

00:57:42.830 --> 00:57:44.340
و موقعی که بازش کردن

00:57:46.840 --> 00:57:49.170
،وسایل گری توی کوله بود

00:57:56.900 --> 00:57:58.900
...همچنین یه دست قطع شده

00:58:01.270 --> 00:58:02.300
.دست گری

00:58:22.870 --> 00:58:25.250
روشی که دست قطع شده بود

00:58:25.250 --> 00:58:28.170
.به طرز وحشتناکی خشن بود

00:58:28.170 --> 00:58:32.380
.نحوه ی بریده شدن دست، وحشتناک بود

00:58:32.380 --> 00:58:34.180
اون عمدا اونجا قرار داده شده بود

00:58:34.180 --> 00:58:38.560
.چون یه نفر میخواسته اون دست پیدا بشه

00:58:38.560 --> 00:58:40.060
آزمایشات پزشکی قانون نشون داد

00:58:41.350 --> 00:58:44.980
از زمان قطع شدن دست گری

00:58:46.810 --> 00:58:49.650
.بیش از پنج هفته میگذره

00:58:49.650 --> 00:58:52.900
و همچنان دوربین توی دستش بود

00:58:53.780 --> 00:58:56.570
و چیزی که از همه عجیب تر بود

00:58:58.330 --> 00:59:01.540
این بود که به نظر نمیومد
دست به زور از بدن جدا شده باشه

00:59:01.540 --> 00:59:03.960
.خیلی تمیز و دقیق بریده شده بود

00:59:03.960 --> 00:59:05.250
وقتی به این فکر میکنم

00:59:07.790 --> 00:59:10.710
.که اون چقدر زجر کشیده، دیوونه میشم

00:59:11.710 --> 00:59:13.720
وقتی اون دوربین پیدا شد

00:59:13.720 --> 00:59:17.300
همه فقط میخواستن بدونن که
نواری هم وجود داره یا نه

00:59:18.510 --> 00:59:20.270
و آیا نوار سالمه؟

00:59:20.270 --> 00:59:22.850
و اینکه توی نوار چیه؟

00:59:24.940 --> 00:59:27.650
ما خیلی نگران قضیه بودیم و
میخواستیم بخش جنایی

00:59:27.650 --> 00:59:29.150
هرچه سریعتر آزمایشات رو انجام بده

00:59:30.110 --> 00:59:33.780
،و زمانی که آزمایشات خاتمه پیدا کرد

00:59:33.780 --> 00:59:36.070
.فهمیدیم که حافظه ی دوربین داخل دوربینه

00:59:52.630 --> 00:59:56.050
تماشای اون واقعا وحشتناک بود

00:59:56.050 --> 01:00:01.060
و نمیتونستم وحشتی که باهاش روبرو شده رو

01:00:01.470 --> 01:00:03.140
.تصور یا درک کنم

01:00:04.310 --> 01:00:08.730
بیل بهم زنگ زد و گفت افراد پزشکی قانونی

01:00:08.730 --> 01:00:13.690
ویدیوی لحظات آخر گری رو پیدا کردن

01:00:13.990 --> 01:00:17.780
.و خلاصه ما رو بردن توی یه اتاق

01:00:19.240 --> 01:00:20.700
گروه تحقیقات فکر میکردن

01:00:20.700 --> 01:00:25.080
بهتره که من کنار بورلی باشم
و باهاش ویدیو رو تماشا کنم

01:00:25.080 --> 01:00:28.830
چون من باهاش رابطه ی نزدیکی داشتم

01:00:28.830 --> 01:00:31.590
.و بیشتر از بقیه میشناختمش

01:00:31.590 --> 01:00:33.170
خلاصه نظرشون این بود که

01:00:33.170 --> 01:00:34.920
.بهتره موقع پخش ویدیو، من کنارش باشم

01:00:36.970 --> 01:00:38.840
بیل ویدیوی اولو پخش کرد

01:00:38.840 --> 01:00:45.480
،و گری مثل همیشه داشت دلبری میکرد
،میگفت سلااام

01:00:47.810 --> 01:00:51.980
،با همون معصومیت توی صداش

01:00:54.730 --> 01:00:56.530
...من فقط

01:00:58.610 --> 01:00:59.780
.نمیتونستم تماشاش کنم

01:01:00.910 --> 01:01:01.990
...من

01:01:03.530 --> 01:01:04.740
نمیتونستم اونو ببینم

01:01:08.000 --> 01:01:11.460
.و بعدش بیل ویدیو رو استپ کرد

01:01:27.310 --> 01:01:29.890
این ویدیو هم مثل باقی ویدیو ها شروع میشه

01:01:31.190 --> 01:01:32.730
گری در حال لبخند زدنه

01:01:33.940 --> 01:01:36.860
.ولی خودشم خبر نداره چه اتفاقی قراره بیوفته

01:01:39.320 --> 01:01:41.740
،سلام بچه ها
میخوام خبرای جدیدو بهتون بگم

01:01:41.740 --> 01:01:43.120
...من

01:01:43.950 --> 01:01:44.950
اوه، رعد و برق

01:01:45.790 --> 01:01:48.580
داره طوفان میشه، باید سریع تمومش کنم

01:01:48.580 --> 01:01:50.250
باید یه مسیری رو طی کنم

01:01:50.250 --> 01:01:53.630
تا برسم به همون نقطه ای که
اون کلبه رو پیدا کرده بودم

01:01:53.630 --> 01:01:57.090
،ولی من تا الان نصف روز حرکت کردم
یه روز و نصفی دیگه باید برم

01:01:59.510 --> 01:02:00.840
.ببینیم چی پیدا میکنیم

01:02:02.090 --> 01:02:05.560
،از یه کوه اومدم بالا
یه کوه دیگه مونده که باید برم بالا

01:02:06.640 --> 01:02:08.100
،و باید عجله کنم

01:02:08.100 --> 01:02:11.350
.چون طوفان داره سریع از راه میرسه

01:02:11.350 --> 01:02:13.100
.ببینیم اون طرف چی پیدا میکنیم

01:02:14.020 --> 01:02:16.110
هنوز به اونجا نرسیدم
ولی چیزی که عجیبه اینه که

01:02:16.110 --> 01:02:19.530
من الان دارم بوی دود رو حس میکنم

01:02:19.530 --> 01:02:21.360
.همون دودی که دفعه ی پیش حس کردم

01:02:21.360 --> 01:02:24.370
،اینجا هیچ آتیشی روشن نشده
فکر نکنم آدم دیگه ای اینجا باشه

01:02:25.370 --> 01:02:28.240
بوی کمی میاد ولی کاملا حس میکنم
که بوی دوده

01:02:29.620 --> 01:02:30.660
یه جورایی ترسناکه

01:02:30.660 --> 01:02:33.620
.ولی نه به اندازه ی دفعه ی قبل

01:02:33.620 --> 01:02:35.380
.ببینیم قراره چی بشه

01:02:35.380 --> 01:02:37.380
.منتظر ویدیوی بعدی باشین

01:04:36.800 --> 01:04:40.530 line:20%
...خیله خب بچه ها... میریم جلوتر. اونجا یه نشونه گذاشتم

01:04:42.100 --> 01:04:47.020 line:20%
.اون نشونه رو توی روز گذاشتم، که شب راهو گم نکنم...

01:05:29.260 --> 01:05:32.180
.خیله خب، اینم نشونه ی آخر

01:05:56.930 --> 01:05:58.180 line:20%
...چه عجیب

01:07:26.260 --> 01:07:28.030 line:20%
خب بچه ها، من رسیدم

01:07:44.630 --> 01:07:53.720 line:20%
،میتونین دودکشو ببینین، میتونین کلبه رو ببینین
.میتونین هرچیزی که قبلا واستون گفتم رو ببینین

01:15:24.060 --> 01:15:27.520
طبق چیزی که توی ویدیو مشاهده میشه

01:15:27.520 --> 01:15:31.150
میشه گفت که این آدم
دارای نقص عضو و ناهنجاری های فیزیکیه

01:15:31.150 --> 01:15:34.030
و احتمالا این مهم ترین دلیلی بوده که

01:15:34.030 --> 01:15:38.910
.اون منطقه رو برای زندگی انتخاب کرده

01:15:38.910 --> 01:15:42.200
.اون از سوی جامعه طرد شده

01:15:45.040 --> 01:15:48.540
،وقتی فهمیدیم واقعا چه اتفاقی افتاده

01:15:51.050 --> 01:15:53.340
انگار همه چی آروم و بهتر شد

01:15:53.340 --> 01:15:57.760
مخصوصا رابطه ی من و بورلی

01:15:57.760 --> 01:16:02.060
و الان ما با هم رابطه ی نزدیکی داریم

01:16:02.060 --> 01:16:04.980
.و اون یه جورایی حکم خواهر بزرگ منو داره

01:16:18.240 --> 01:16:22.410
،همینجوری دارم میچرخم
میرم سمت بالا

01:16:24.370 --> 01:16:25.790
.سمت نوک قله

01:16:29.330 --> 01:16:31.840
هنوز صدای طوفان از دور میاد

01:16:34.300 --> 01:16:36.170
جالبه که توی این ارتفاع هم

01:16:36.170 --> 01:16:39.510
فقط میتونی چند تا آهو ببینی

01:16:39.510 --> 01:16:42.600
تا الان چقدر حیوانات مختلفی رو دیدم

01:16:42.600 --> 01:16:45.140
،مطمئنم اونا هم منو میبینن
و قایم میشن

01:16:47.690 --> 01:16:54.690
،اما اینجا پر از دار و درخته
.و یه بیابون آرامشبخش برای قدم زدن

01:16:58.200 --> 01:17:01.910
،بهترین ویژگی نوادا همینه
.پر از فضای بازه

01:17:05.330 --> 01:17:08.540
.بعد از اون همه میخواستن برن و دنبالش بگردن

01:17:08.540 --> 01:17:09.370
دنبال چیزی که

01:17:09.370 --> 01:17:12.500
،گفته شده نباید دنبالش بگردین

01:17:12.500 --> 01:17:15.920
و حالا همه جا پر از اینفلوئنسراییه که

01:17:15.920 --> 01:17:20.930
اون بیرون دارن دنبال این آدم میگردن

01:17:22.970 --> 01:17:25.470
و راجبش مطلب مینویسن

01:17:25.470 --> 01:17:27.850
و ویدیو میگیرن

01:17:27.850 --> 01:17:28.640
،و

01:17:30.980 --> 01:17:32.110
،برای من

01:17:34.070 --> 01:17:35.570
.این قضیه خیلی ترسناکه

00:01:26.800 --> 00:01:29.700
"تماس بِورلی هینج با پلیس"

00:02:21.270 --> 00:02:36.270
در جولای 2017، گری هینج
.هنگام گشت و گذار در مناطق نوادا ناپدید شد

00:02:27.000 --> 00:02:36.000
وقایع عجیب و دلهره آوری که رخ داده بود
.هرگز در رسانه های خبری پخش نشد

00:02:38.300 --> 00:02:47.300
.این مستند، وقایع روز های بعد از ناپدید شدن گری را پوشش می دهد

00:02:42.800 --> 00:02:47.300
.در صورت صلاحدید، ادامه مستند را تماشا کنید

00:07:47.100 --> 00:07:54.900
"ویدیوی شخصی گری"

00:19:49.700 --> 00:19:57.000
"مفقود شده"

00:19:49.700 --> 00:19:57.000
"گـــری تــــوماس هینـــج"
سی و دو ساله، قد 180، لاغر
اگر از ایشان اطلاعاتی در دست دارید
.لطفا با شماره ی زیر تماس بگیرید

00:03:08.700 --> 00:03:18.700
بِوِرلی هینج
"خواهر گری"

00:03:24.300 --> 00:03:32.000
گری هینج

00:03:50.700 --> 00:03:56.700
سایمون راجرز
"هم‌اتاقی گری"

00:04:18.400 --> 00:04:25.600
گَـــل رابـــرتز
"روزنامه نگار"

00:24:06.700 --> 00:24:14.000
ویلیام بیل سالِـــرنو
"کارآگاه خصوصی و بازپرس سابق بخش جنایی"

00:50:20.000 --> 00:50:25.600
"آخرین ویدیوی وبلاگ گری"

01:01:20.100 --> 01:01:26.400
بخش هایی از آخرین ویدیوی گری به منظور ایجاد پیشرفت در روند پرونده
.در اختیار بورلی و عموم مردم قرار گرفت

01:02:40.000 --> 01:02:43.500
"آخرین شبِ گری"

01:02:46.100 --> 01:02:57.700
...برای جلوگیری از شناسایی شدن، گری در نیمه های شب به مسیر خود ادامه داد
.به کمک قابلیت دید در شبِ دوربین، که نوری ساطع می کند که توسط چشم انسان قابل مشاهده نیست

01:16:09.400 --> 01:16:17.100
.بورلی به شدت احساساتی شد و نتوانست مصاحبه را به اتمام برساند
.او از تمام کسانی که برای پیدا کردن برادرش به او کمک کردند تشکر کرد

01:17:40.400 --> 01:17:54.400
،علارغم هشدار های مقامات قانونی
.هم اکنون 17 اکانت و کانال مجازی درحال جستجو برای یافتن آن کلبه و آدمی هستند که در ویدیوی گری مشاهده شد

01:17:58.000 --> 01:18:11.800
.یکی از این گروه ها ادعا می کند محل موردنظر و همچنین آن شخص را پیدا کرده است

01:18:03.200 --> 01:18:11.800
.برنامه ی آنها این است که مشاهدات خود را در سال 2022 تولید و منتشر کنند

01:18:14.000 --> 01:18:21.900
گـــری هینـــج

01:18:21.924 --> 01:18:33.924
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:18:33.948 --> 01:18:45.948
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.