﻿WEBVTT

00:00:20.800 --> 00:00:36.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.282 --> 00:00:57.251
‫ برنده‌ی چهار اسکار، بیش از هر کس دیگری.

00:00:57.276 --> 00:00:59.620
‫[مجری تلویزیون]
‫یک آمریکایی واقعا عجیب و غریب.

00:00:59.650 --> 00:01:01.800
‫[مجری تلویزیون]
هر وقت کسی فهرستی تهیه می‌کند

00:01:01.825 --> 00:01:04.620
‫از تحسین‌شده‌ترین زن‌ها،
‫نام کاترین هپبرن به میان می‌آید.

00:01:05.680 --> 00:01:09.440
‫وحشت نداشت بگوید:
‫«من واقعا فقط می‌خواستم معروف بشم.»

00:01:10.840 --> 00:01:13.680
‫[رابین] او از هوش و ذکاوتش

00:01:13.773 --> 00:01:18.398
‫به شیوه‌ی خاص خودش استفاده می‌کرد تا با
‫مذاکره نظراتش را در فیلم‌نامه اعمال کند.

00:01:18.430 --> 00:01:20.530
درهایی را باز می‌کند که لزوما متوجه نیست

00:01:20.560 --> 00:01:23.560
‫که زن‌هایی دیگری هم از آن عبور خواهند کرد.

00:01:25.240 --> 00:01:28.600
‫[گلن]
او جزو اولین زن‌هایی بود که شلوار پوشیدند

00:01:28.680 --> 00:01:30.920
‫و گاهی لباس‌های مردانه‌ای

00:01:31.000 --> 00:01:33.800
‫که زن‌ها نمی‌پوشیدند.

00:01:33.880 --> 00:01:35.920
‫[آنجلا لانگزبری]
‫سران RKO به‌اش گفتند:

00:01:36.000 --> 00:01:40.400
‫«هیچ بازیگر محترمی
‫هرگز در ملاء عام لباس پیش‌بندی نمی‌پوشد!»

00:01:41.160 --> 00:01:45.800
‫او لباس را از تن‌اش درآورد
‫و با لباس‌زیر در محوطه بنا کرد به راه رفتن.

00:01:47.560 --> 00:01:49.600
‫[کاترین] کمد لباس یک جور
سلیقه‌ی فردی‌ست، نه؟

00:01:49.680 --> 00:01:52.400
‫چیزی که هر آدم باهوشی می‌تواند کپی کند.

00:01:53.680 --> 00:01:57.120
‫[موندی] کیت همیشه آدم پرشوری بود.

00:01:57.200 --> 00:02:01.960
‫پرنشاط و جذاب و عمیق و بازیگوش.

00:02:02.040 --> 00:02:04.520
‫«بذار بریم توی آن خونه ببینیم توش چی هست.»

00:02:04.920 --> 00:02:06.320
‫[کاترین] من هر جایی می‌توانم بروم.

00:02:06.600 --> 00:02:09.920
‫تنها باری که نزدیک بود جانم رو از دست بدهم
‫وقتی بود که از نورگیر افتادم پایین.

00:02:09.950 --> 00:02:13.390
‫دزدی از فروشگاه؟
نمی‌دانستم همچی کاری هم کرده؟

00:02:13.520 --> 00:02:16.520
‫نه، از فروشگاه چیز کش نمی‌رفت.
‫شاید کارهای دیگر می‌کرد.

00:02:18.240 --> 00:02:21.520
‫[کلودیا] چه به سر آرمان‌های زن‌ها می‌آید
و خودشان را چه‌طور می‌بینند؟

00:02:21.600 --> 00:02:23.440
‫رویاهاشان چیست؟

00:02:23.520 --> 00:02:27.760
‫هیچ‌کس بیش‌ از هپبرن
‫از این‌ چیزها حرف نمی‌زند.

00:02:28.440 --> 00:02:30.520
‫البته با تشکر از خانم هپبرن،

00:02:30.600 --> 00:02:34.040
‫به نظرم طولانی بودن کارنامه‌ی او
‫برای همه الهام‌بخش است.

00:02:34.120 --> 00:02:39.880
‫[آنجلا] او جرات کرد تا به سیستمی
‫که می‌خواست او را قالب‌گیری کند بگوید نه.

00:02:40.320 --> 00:02:41.920
‫حالا چه احساسی نسبت به خودت داری؟

00:02:42.600 --> 00:02:43.920
‫حس خیلی خوبی دارم.

00:02:44.760 --> 00:02:48.960
‫او صنعت سینما را گیج کرد.
‫تماشاگر را گیج کرد.

00:02:49.280 --> 00:02:51.353
‫مطبوعات را گیج کرد.

00:02:51.680 --> 00:02:54.560
‫کاترین هپبرن نخواست «شخص تاثیرگذار» باشد.

00:02:54.640 --> 00:02:56.400
‫روی خودت تاثیر بگذار.

00:02:58.120 --> 00:03:02.440
‫[کاترین] وقتی شروع کردم،
‫فقط دلم می‌خواست معروف باشم.

00:03:02.520 --> 00:03:05.640
‫اما خیلی زود فهمیدم
‫اگر می‌خواهم بیش از پنج دقیقه

00:03:05.720 --> 00:03:07.840
‫در این صنعت دوام بیاورم،

00:03:07.920 --> 00:03:09.600
‫و آن‌قدر بمانم که داستانی تعریف کنم،

00:03:09.680 --> 00:03:13.800
‫مجبورم کارم را طوری انجام بدهم
‫که هرگز از فشار آوردن دست برندارم،

00:03:18.760 --> 00:03:21.960
‫سعی می‌کنم هر روز این‌جا شنا کنم

00:03:22.040 --> 00:03:23.880
‫کمک می‌کند که ذهنم خالی بشود.

00:03:25.320 --> 00:03:28.000
‫حس می‌کنم همین دیروز بود
‫که بچه بودم

00:03:28.080 --> 00:03:30.560
‫از درخت‌ها بالا می‌رفتم
‫و با پسربچه‌ها دعوا می‌کردم.

00:03:31.440 --> 00:03:34.160
‫این‌جا پناهگاه من است. همیشه بوده.

00:03:35.000 --> 00:03:37.640
‫با همه‌ی این حرف‌ها، من همیشه برمی‌گردم.

00:03:40.640 --> 00:03:42.960
‫زندگی خوبی داشته‌ام.

00:03:43.040 --> 00:03:44.680
‫یادم است وقتی جوان بودم،

00:03:44.760 --> 00:03:46.400
‫به پیرها نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم:

00:03:46.480 --> 00:03:49.000
‫«برای من اتفاق نمی‌افتد.»

00:03:49.080 --> 00:03:52.280
‫اما به‌تان بگویم که این‌طوری پیش می‌آید:

00:03:52.360 --> 00:03:53.720
‫[صدای بشکن]

00:03:54.520 --> 00:03:56.560
‫همیشه صدایم می‌کنی، خانم هپبرن.

00:03:56.640 --> 00:04:00.080
‫چرا این را تغییر نمی‌دهی؟ کیت صدایم کن.

00:04:06.440 --> 00:04:09.560
‫حالا من این‌جام، و خیلی‌وقت است که این‌جام.

00:04:09.640 --> 00:04:12.320
‫پاها هنوز چند قدم دیگر جا دارند.

00:04:12.400 --> 00:04:13.960
‫یکی از پاها کمی لرزان است.

00:04:14.040 --> 00:04:16.880
‫مدام پایم می‌خورد به یک‌جایی.
‫نمی‌دانم معنیش چیست.

00:04:16.959 --> 00:04:18.839
‫بعضی چیزها خودشان را حفظ کرده‌اند.

00:04:18.920 --> 00:04:22.440
‫هنوز خوب می‌بینم، و هنوز انرژی عجیبی دارم

00:04:22.800 --> 00:04:24.660
‫برای ادامه دادن.

00:04:25.160 --> 00:04:27.880
‫اما نمی‌توانم دقیق به‌تون بگم
‫که چی باعث شده

00:04:28.160 --> 00:04:30.640
‫این کار و این کار و این کار را بکنم.

00:04:30.720 --> 00:04:34.000
راستش چه‌طور می‌توانم
‫داستان زندگی‌ام را تعریف کنم؟

00:04:38.200 --> 00:04:40.520
‫[دیک کاوت]
‫کاترین هپبرن هرگز نیامده تلویزیون.

00:04:40.600 --> 00:04:43.040
‫قبول کرد که فقط محض آزمایش
‫به استودیوی من بیاید.

00:04:43.120 --> 00:04:44.960
‫نه، به‌نظرم بهتره از آن ور بیام.

00:04:45.260 --> 00:04:46.600
‫[دیک کاوت]
‫دوربین‌ها را چک کرد،

00:04:46.750 --> 00:04:49.110
‫نورها را، صندلی‌ها، دمای استودیو

00:04:49.120 --> 00:04:50.360
‫اعلام کرد که قالی‌مان زشت است.

00:04:50.440 --> 00:04:52.280
ـ می‌شه این‌جا یه میز باشه؟
‫ـ جان.

00:04:52.360 --> 00:04:53.760
‫هیچ‌کی جواب نمی‌ده!

00:04:53.840 --> 00:04:55.880
‫[دیک کاوت]
‫بعد با گفتن این حرف، ناگهان غافلگیرم کرد:

00:04:55.960 --> 00:04:58.600
‫«چرا همین الان [مصاحبه رو] نگیریم؟»

00:04:58.680 --> 00:05:00.360
‫من حس می‌کنم میلیون‌ها نفر

00:05:00.440 --> 00:05:03.320
‫این احساس را دارند
‫که شما یک‌جور اصول راهنما دارید،

00:05:03.400 --> 00:05:05.440
‫یک‌جور فوت کوزه‌گری که اگر آن‌ها هم بدانند

00:05:05.520 --> 00:05:09.280
‫به اندازه‌ی شما موفق و راضی می‌شوند

00:05:09.360 --> 00:05:11.600
‫اما شما می‌گویید همه‌اش شانس است
‫و چند تا قاعده نیست

00:05:11.680 --> 00:05:16.320
‫نه خب، به‌نظرم در وهله اول
‫خیلی خوش‌شانسی اگر

00:05:16.400 --> 00:05:19.480
‫پدر و مادری باهوش و برجسته
‫و الهام‌بخش داشته باشی.

00:05:19.560 --> 00:05:24.120
‫ـ بله.
‫ـ و خوش‌شانسی اگر قبل از پانزده سالگی

00:05:24.200 --> 00:05:27.000
‫تجربه‌ای داشتی

00:05:27.080 --> 00:05:29.240
‫که می‌تواند به‌ات یاد بدهد که نترسی

00:05:45.000 --> 00:05:48.040
‫[خانه‌ی تابستانی هپبرن، فن‌ویک، کانکتیکات]

00:05:48.560 --> 00:05:52.280
‫این‌جا از موقعی که من بچه بودم
‫خیلی عوض شده

00:05:52.360 --> 00:05:56.960
‫من آزاد و رها بزرگ شدم
‫با یک برادر بزرگ‌تر، تام

00:05:57.040 --> 00:05:59.280
‫و دو تا برادر کوچک‌تر، دیک و باب.

00:05:59.360 --> 00:06:01.840
‫دختر بودن عذاب بود.

00:06:01.920 --> 00:06:05.120
‫من هم مثل آن‌ها هر تابستان
‫موهام را می‌تراشیدم.

00:06:05.207 --> 00:06:06.980
‫همیشه دلم می‌خواست پسر بودم.

00:06:08.320 --> 00:06:11.880
‫پدر به‌مان ژیمناستیک یاد داد،
‫و شنا و کشتی.

00:06:11.960 --> 00:06:16.000
‫به گذشته که فکر می‌کنم،
‫کامل‌ترین و شادترین کودکی را داشتم.

00:06:24.280 --> 00:06:27.200
‫یکی از اولین خاطراتم این است که مادرم

00:06:27.280 --> 00:06:30.200
‫از من و برادرهام خواست در نمایشگاه محلی

00:06:30.280 --> 00:06:31.640
‫بادبادک قرمز هوا کنیم.

00:06:31.720 --> 00:06:34.520
‫او یک غرفه داشت و از ما خواست
‫که اعلامیه‌هایی را پخش کنیم

00:06:34.600 --> 00:06:36.240
‫برای تبلیغ رای دادن زن‌ها.

00:06:36.320 --> 00:06:39.600
‫اعتقادات رادیکال آن‌ها
‫در شهر رسوایی به بار آورد.

00:06:40.400 --> 00:06:42.240
‫این یکی از گوهرهای پدر بود.

00:06:42.920 --> 00:06:44.840
‫مادر از بهترین مناظره‌کننده‌ها بود.

00:06:44.920 --> 00:06:48.000
‫حاضرجواب و بسیار بامزه.

00:06:48.080 --> 00:06:50.000
‫برای ما آثار همه‌ی بزرگان را می‌خواند،

00:06:50.080 --> 00:06:52.440
‫برناردشاو، امرسون، اونیل.

00:06:52.520 --> 00:06:54.000
‫خانه‌ی ما میعادگاه

00:06:54.080 --> 00:06:56.880
‫همه‌ی رادیکال‌های مترقی دوران بود.

00:06:58.000 --> 00:06:59.760
‫[کاترین، روی نوار]
‫ما بچه‌ها را راه می‌دادند،

00:06:59.770 --> 00:07:01.370
‫اما ما زیاد حرف نمی‌زدیم.

00:07:01.420 --> 00:07:05.220
‫با املین پانکر، ربکا وست
‫و ریچارد بنت آشنا شدیم.

00:07:05.300 --> 00:07:08.380
‫بسیاری دکترها و استادان برجسته.

00:07:08.460 --> 00:07:10.900
‫در خانه‌ی ما همیشه باز بود.

00:07:11.800 --> 00:07:15.720
‫[بانی گریر، درام‌نویس] دختر کسانی بود
که حالا آن‌ها را والدین مترقی تلقی می‌کنیم

00:07:15.800 --> 00:07:19.360
‫پدرش پزشک بود و طرفدار پیشگیری از بارداری.

00:07:19.440 --> 00:07:21.320
‫مادرش طرفدار حق رای زنان بود.

00:07:21.400 --> 00:07:23.840
‫حرف اساسی‌شان به او این بود:
‫«هر کاری می‌خواهی بکن.»

00:07:23.920 --> 00:07:25.840
‫درنتیجه اسم پسرانه روی خودش گذاشت:

00:07:25.920 --> 00:07:27.640
‫به‌نظرم جیمی یا بیلی یا همچی چیزی.

00:07:27.720 --> 00:07:30.760
‫موهاش را کوتاه ‌کرد، و گلف و شنا یاد گرفت.

00:07:30.840 --> 00:07:33.200
‫چون والدینش می‌گفتند:
‫«هر کاری دلت می‌خواهد بکن.»

00:07:33.280 --> 00:07:34.680
‫«یعنی ما جلوت را نمی‌گیریم.»

00:07:34.760 --> 00:07:37.120
‫و درنتیجه احساسش نسبت به زندگیش این بود.

00:07:38.640 --> 00:07:41.520
‫[کاترین]
‫ما بچه‌ها همه خیلی به هم نزدیک بودیم.

00:07:41.600 --> 00:07:44.320
‫اما تام، دیک و من جدایی‌ناپذیر بودیم.

00:08:00.600 --> 00:08:04.000
‫[کاترین روی نوار]
‫من به این نتیجه رسیدم که حادثه بوده.

00:08:04.080 --> 00:08:06.160
‫[گلن، روی نوار]
‫بر مبنای این که پدرتان

00:08:06.240 --> 00:08:07.680
‫یک جورهایی به‌اش یاد داد

00:08:07.760 --> 00:08:10.480
‫[کاترین] یادش داد،
‫یادمان داد که خودمان را دار بزنیم.

00:08:10.560 --> 00:08:11.600
‫[گلن] به عنوان شیرین‌کاری.

00:08:11.680 --> 00:08:15.520
‫[کاترین] به عنوان شیرین‌کاری.
‫و این توی بازی‌ها و رویدادهای زیادی بود.

00:08:16.960 --> 00:08:19.120
ـ [گلن] شما هم امتحان کردید؟
‫ـ [کاترین] نه.

00:08:19.200 --> 00:08:21.760
‫[گلن]
‫اما برادرتان ظاهرا تصمیم گرفت امتحان کند.

00:08:21.840 --> 00:08:24.080
‫[کاترین] او مسحور این کار شده بود.
‫می‌توانست انجامش بدهد.

00:08:25.400 --> 00:08:27.400
‫[گلن]
‫ببخشید، من این را باید برگردانم.

00:08:36.000 --> 00:08:38.720
‫[کاترین]
‫ما رفته بودیم نیویورک دیدن عمه‌ام.

00:08:39.720 --> 00:08:41.440
‫یک شب رفته بودیم به تماشای یک نمایش،

00:08:41.520 --> 00:08:46.360
‫و وقتی برگشتیم،
‫تام که آن موقع شانزده سالش بود،

00:08:46.440 --> 00:08:49.480
‫قبل از خواب آمد پیش من،
‫و به‌ام گفت که چه‌قدر دوستم دارد.

00:08:50.240 --> 00:08:51.760
‫من هیچ به‌اش فکر نکردم.

00:08:54.520 --> 00:08:56.640
‫صبح روز بعد وقتی به اتاقش رفتم

00:08:56.720 --> 00:09:00.400
‫که برای صبحانه صداش کنم،
‫دیدم حلق‌آویز شده،

00:09:02.240 --> 00:09:04.320
‫ـ مرده بود.

00:09:07.040 --> 00:09:09.600
‫آوردمش پایین
‫و بدن سردش را گذاشتم روی تخت.

00:09:11.080 --> 00:09:14.480
‫حس می‌کردم
‫از همه‌ی اتفاق‌های دور و برم جدا شده‌ام.

00:09:16.360 --> 00:09:17.720
‫ویران شده بودم.

00:09:21.360 --> 00:09:22.840
‫سخت‌ترین بخش ماجرا این بود

00:09:22.920 --> 00:09:26.400
‫که نه‌فقط به‌مان گفته بودند
‫درباره‌ی تام حرف نزنیم،

00:09:26.480 --> 00:09:30.320
‫بلکه باید وانمود می‌کردیم
‫که اصلا عضوی از خانواده نبوده.

00:09:30.960 --> 00:09:33.240
‫و طوری رفتار کنیم که انگار اصلا نبوده.

00:09:34.200 --> 00:09:37.520
‫پدرمان غم خانواده را این‌طوری مدیریت ‌کرد،

00:09:37.600 --> 00:09:39.880
‫که وانمود کنیم این اتفاق نیفتاده.

00:09:45.680 --> 00:09:50.720
‫[موندی] آن‌ها خانواده‌ای شگفت‌انگیز،
‫برجسته، توانا و منسجم بودند.

00:09:51.720 --> 00:09:55.360
‫اما پدرش متعلق به دوره‌ی دیگری بود.

00:10:16.400 --> 00:10:20.400
‫[موندی هپبرن، برادرزاده‌ی کاترین]

00:10:20.672 --> 00:10:24.592
‫واقعیت چیزی که در خانه‌ی هپبرن اتفاق افتاد،

00:10:24.680 --> 00:10:27.040
‫این بود که همه ترسیده و ساکت بودند،

00:10:28.960 --> 00:10:31.400
‫دکتر هپبرن عاشق بچه‌هایش بود،

00:10:31.480 --> 00:10:33.520
‫دلش می‌خواست پدر خوبی باشد،

00:10:33.600 --> 00:10:38.760
‫اما او به شکل آرمان‌گرایانه‌ای

00:10:38.840 --> 00:10:40.800
‫به بچه‌هایش واقعا سخت می‌گرفت.

00:10:40.880 --> 00:10:45.120
با استانداردهای امروز بسیار خشن
‫و شاید یک‌جور بدرفتاری بود.

00:10:46.600 --> 00:10:48.000
‫باید آهسته حرارت بدهی،

00:10:49.480 --> 00:10:50.640
‫وگرنه می‌ترکد.

00:10:52.560 --> 00:10:57.360
‫یادم می‌آید
‫که مادرم درباره‌ی مرگ تام چی گفت،

00:10:57.440 --> 00:10:59.080
‫مادرم گفت:

00:10:59.160 --> 00:11:03.280
‫«آن‌ها به روزنامه‌ها گفتند
‫که ماجرا حادثه بوده.»

00:11:03.360 --> 00:11:05.600
‫چند روز قبلش رفته بوده سیرک،

00:11:05.680 --> 00:11:09.600
‫یک چیز حلق‌آویزمانند دیده
‫که ساختگی بوده،

00:11:09.680 --> 00:11:13.640
‫ولی طوری بوده که انگار کسی
‫خودش را حلق‌آویز کرده،

00:11:13.720 --> 00:11:15.040
‫اما بعد ...

00:11:15.160 --> 00:11:16.920
‫این چیزی بود که وقتی من بچه بودم به‌ام گفت

00:11:17.300 --> 00:11:19.780
‫اما بعد از مدتی از پدرم پرسیدم،

00:11:20.760 --> 00:11:23.960
‫و او گفت که یادش است که پدرش

00:11:24.040 --> 00:11:25.800
‫نشسته بوده روی صندلی در سالن

00:11:25.880 --> 00:11:27.680
‫صندلی با پشتی صاف

00:11:27.760 --> 00:11:30.690
‫سرش را گرفته بوده توی دست‌هاش:
‫«چرا این‌ کار را کرد؟ چرا این کار را کرد؟»

00:11:30.690 --> 00:11:35.850
‫و پدرش به خودش گفته: «خب،
‫از دست توی لعنتی!»

00:11:35.920 --> 00:11:38.240
‫«چون تو بد کردی باهاش!»

00:11:39.520 --> 00:11:45.200
‫دکتر هپبرن تا حدی
‫از سهم خودش در ماجرا آگاه بود.

00:11:45.280 --> 00:11:49.200
‫و از این که مسبب مرگ پسرش باشد

00:11:49.280 --> 00:11:53.880
‫عمیقا ناراحت بود،
‫معلوم است که برایش به‌شدت دردناک بود.

00:11:54.640 --> 00:11:58.680
‫خانواده‌ی ما مشکلات زیادی داشت

00:11:58.760 --> 00:12:01.080
‫پدربزرگ مادری کیت خودکشی کرد،

00:12:01.160 --> 00:12:06.680
‫برادرهای بزرگ‌تر دکتر هپبرن
‫به شکل مشکوکی مردند.

00:12:06.760 --> 00:12:08.760
‫اما این را که با فاجعه‌ی مشهود

00:12:08.840 --> 00:12:13.280
‫به راهت ادامه بدهی بدسلیقگی تلقی می‌شد،

00:12:13.360 --> 00:12:16.440
‫بنابراین راه قوی بودن‌اش این بود:

00:12:16.520 --> 00:12:22.480
‫«خب، چه روز خوبی! کار زیاد داریم. بجنبید!»

00:12:26.600 --> 00:12:28.700
‫[برادر کاترین]
‫پدرمان ما را به محله‌ی دیگری برد.

00:12:28.780 --> 00:12:31.300
‫به این قصد که کمک کند
‫از این ماجرا عبور کنیم.

00:12:31.380 --> 00:12:33.260
‫گفت: «یک شروع تازه.»

00:12:33.340 --> 00:12:36.400
‫اما مرگ تام،
‫کاترین را از دنیای بیرون جدا کرده بود.

00:12:36.480 --> 00:12:39.320
‫او درون‌گراتر و گوشه‌گیرتر شد،

00:12:39.400 --> 00:12:43.360
‫مثل تام، به نوعی افسردگی عمیق کشیده می‌شد.

00:12:43.440 --> 00:12:46.640
‫به من گفت قول داده هرگز او را فراموش نکند،

00:12:46.720 --> 00:12:50.040
‫و پنهانی به عوض هر دوشان زندگی خواهد کرد.

00:12:50.120 --> 00:12:53.280
‫دچار حملات اضطراب شد که بیمارش کرد.

00:12:53.360 --> 00:12:56.520
‫برایش بودن در کنار بچه‌های دیگر
‫در مدرسه سخت بود.

00:12:56.600 --> 00:12:58.540
‫بنابراین والدینم اجازه دادند
‫در خانه درس بخواند.

00:12:59.120 --> 00:13:02.320
‫پدرم فکر کرد اگر مشغولش کنند کمک خواهد کرد.

00:13:02.400 --> 00:13:04.760
‫اما او بنا کرد به فرو رفتن در خودش.

00:13:05.720 --> 00:13:09.255
‫آخرسر آن‌قدر نگران شدند
‫که مجبورش کردند برگردد مدرسه.

00:13:10.440 --> 00:13:11.960
‫[کاترین] از کالج بیزار بودم.

00:13:12.040 --> 00:13:13.640
‫به نظم عادت نداشتم.

00:13:13.720 --> 00:13:15.760
‫کلاس‌های سر ساعت.

00:13:15.840 --> 00:13:19.720
‫بابت سیگار کشیدن و سرک کشیدن
‫به داخل خانه‌ها به دردسر افتادم.

00:13:19.800 --> 00:13:23.320
‫دست‌آخر، بعد از دو سال،
والدینم را خبر کردند

00:13:23.400 --> 00:13:25.720
‫و عملا عذرم را خواستند.

00:13:25.800 --> 00:13:29.520
‫کمی بعد یک شب به این نتیجه رسیدم
‫که همین است که هست.

00:13:29.600 --> 00:13:33.040
‫خودم را جمع و جور می‌کنم
‫و به زندگی ادامه می‌دهم

00:13:33.120 --> 00:13:35.574
‫و البته کاری را می‌کنم که می‌خواهم.

00:13:36.480 --> 00:13:40.400
‫سال اول کالج،
‫در یک نمایش بازی کردم و جایزه بردم.

00:13:41.320 --> 00:13:44.360
‫اضطراب، ترس، تشویق.

00:13:44.440 --> 00:13:46.800
‫درنهایت برایم جذاب بود.

00:13:46.880 --> 00:13:51.360
‫درست همین‌جا بود و همین موقع
‫که تصمیم گرفتم بازیگر شوم.

00:13:52.080 --> 00:13:56.600
‫[باب] پدرم همیشه حس می‌کرد
‫اگر دختری برود توی تئاتر کار کند،

00:13:56.680 --> 00:14:01.520
‫مثل این است که اعلام کند
‫می‌خواهد فاحشه شود

00:14:01.600 --> 00:14:04.440
‫و به هیچ‌جایی نمی‌رسد

00:14:05.280 --> 00:14:08.680
‫یا هیچ کاری نمی‌کند
‫جز این که با کارگردان‌ها بخوابد.

00:14:10.000 --> 00:14:11.500
‫[کاترین] وقتی به پدر و مادرم گفتم

00:14:11.580 --> 00:14:14.920
‫که دارم می‌روم نیویورک، پدرم جوش آورد.

00:14:15.000 --> 00:14:17.040
‫اما مادرم خوشحال شد
که دید می‌خواهم کاری کنم

00:14:17.120 --> 00:14:19.320
‫متفاوت از کارهایی که از زن‌ها انتظار دارند.

00:14:19.400 --> 00:14:23.760
‫او یک فمینیست واقعی بود
‫و به من گفت هر کاری دلم می‌خواهد بکنم.

00:14:23.840 --> 00:14:25.120
‫بنابراین رفتم.

00:14:27.080 --> 00:14:29.480
‫کارم را به عنوان یک بازیگر جانشین
‫شروع کرده بودم

00:14:29.560 --> 00:14:32.800
‫و همیشه بازیگری حاضر و آماده بودم

00:14:32.880 --> 00:14:36.200
‫می‌توانستم نقش را درک کنم،
‫بی آن که واقعا بدانم چه می‌کنم

00:14:36.280 --> 00:14:37.800
‫و همیشه می‌توانستم نقش را بگیرم

00:14:37.880 --> 00:14:40.480
‫و نمی‌توانستم نگهش دارم،
‫چون آن‌قدر هیجان‌زده می‌شدم

00:14:40.560 --> 00:14:43.400
‫که صدام می‌رفت بالا ،

00:14:43.480 --> 00:14:46.000
‫و صورتم سرخ می‌شد،
‫و چهره، خیلی زود حرف می‌زد

00:14:46.080 --> 00:14:47.640
‫و نمی‌توانستم بازی کنم.

00:14:47.720 --> 00:14:50.640
‫وقتی همگی می‌نشستند آن بالا وحشت می‌کردم.

00:14:50.720 --> 00:14:54.000
‫بنابراین به پدرم نامه نوشتم و گفتم:
‫«می‌شه حمایتم کنید؟»

00:14:54.080 --> 00:14:57.520
‫او نامه نوشت و گفت که در شرط‌بندی
پول برنده شده

00:14:57.600 --> 00:15:00.200
‫و فکر می‌کند این پول بدی‌ست

00:15:00.280 --> 00:15:02.200
‫بنابراین فرستادش برای من.

00:15:10.920 --> 00:15:13.680
‫[کاترین]
‫آن‌جا اولین دوست واقعی‌ام لارا هاردینگ بود.

00:15:13.760 --> 00:15:16.360
‫از طریق مربی بازیگریم، رابرتسون داف
‫باهاش آشنا شدم

00:15:16.880 --> 00:15:18.800
‫او جزو جامعه‌ی متنفذ نیویورک بود

00:15:18.880 --> 00:15:21.880
‫و وارث ثروت امریکن‌اکسپرس.

00:15:21.960 --> 00:15:24.560
‫او با همه‌ی رسم و رسوم فرهیختگان آشنا بود

00:15:24.640 --> 00:15:26.640
‫و مرا به حلقه‌ی دوستانش در دنیای تئاتر

00:15:26.720 --> 00:15:28.200
‫معرفی کرد.

00:15:28.280 --> 00:15:30.840
بعدش لادی، دوست قدیمی‌ام

00:15:30.920 --> 00:15:33.360
‫که به نیویورک آمده بود و خیلی زود

00:15:33.440 --> 00:15:35.320
‫شد عضوی از گروه ما.

00:15:35.720 --> 00:15:37.800
‫او از آن به بعد معشوق من بود،

00:15:37.880 --> 00:15:40.360
‫و یک معشوق واقعی بود.

00:15:40.440 --> 00:15:42.840
‫او عزم کرده بود که هر کاری بکند

00:15:42.920 --> 00:15:44.160
‫تا از من یک ستاره بسازد.

00:15:44.240 --> 00:15:46.760
‫پول کلاس‌ها را می‌داد، مرا سر تمرین می‌برد،

00:15:46.840 --> 00:15:49.280
‫و از تست‌هایی که می‌دادم فیلم می‌گرفت.

00:15:51.480 --> 00:15:53.200
‫[رابین] کیت توی بعضی از نمایش‌های بزرگ

00:15:53.280 --> 00:15:56.440
‫نقش جانشین می‌گرفت اما مدام اخراج می‌شد.

00:15:58.480 --> 00:16:01.280
‫بعد بالاخره این شانس را پیدا کرد
‫که به نقش اصلی برسد

00:16:01.360 --> 00:16:05.360
‫و بعد از اجرای یک دیالوگ بامزه
‫که حضار را از خنده منفجر کرد،

00:16:05.440 --> 00:16:07.520
‫اعتمادبه‌نفس زیاده‌ از حدش غالب شد،

00:16:07.600 --> 00:16:10.680
‫صدایش اوج گرفت و ریتم بیانش طوری سریع شد

00:16:10.760 --> 00:16:14.120
‫که در بقیه‌ی اجرایش
‫عملا هیچ‌کس نفهمید چه می‌گوید.

00:16:14.200 --> 00:16:16.200
‫درنتیجه اخراج شد.

00:16:17.760 --> 00:16:19.840
‫[کاترین] بعد از حدود یک سال پس زده شدن،

00:16:19.920 --> 00:16:23.200
‫حذف شدن از نمایش‌ها
‫و صرفا به نقش‌های جانشین قناعت کردن،

00:16:23.280 --> 00:16:25.840
‫دیگر آماده بودم تسلیم شوم،

00:16:25.920 --> 00:16:29.400
‫لادی که حال و هوای غرق شدن‌ام را دید،
‫به‌ام پیشنهاد ازدواج داد.

00:16:29.480 --> 00:16:32.520
‫و من فکر کردم، راستش، چرا نه؟

00:16:32.880 --> 00:16:35.400
‫مراسم ساده‌ای داشتیم و حتی قانع‌اش کردم

00:16:35.480 --> 00:16:39.080
‫که دوستان‌مان، جک و لارا را هم
‫با خودمان ببریم ماه عسل.

00:16:40.160 --> 00:16:43.560
‫[موندی]
کیت می‌خواست کارهای عادی انجام دهد

00:16:43.640 --> 00:16:47.320
‫مثل داشتن خانواده و بچه و همسر.

00:16:47.400 --> 00:16:52.760
‫اما وقتی واقعا سعی کرد
‫با لادی این کار را بکند،

00:16:52.840 --> 00:16:55.760
‫فهمید با بقیه فرق دارد.

00:16:55.840 --> 00:17:00.720
‫فهمید انرژی زیادش خیلی زود
‫باعث می‌شود دیوانه شود،

00:17:00.800 --> 00:17:04.640
‫و ظرف دو هفته این نیاز را احساس کرد
‫که برگردد نیویورک

00:17:04.720 --> 00:17:07.066
‫و به تلاش‌هایش ادامه دهد.

00:17:07.440 --> 00:17:12.760
‫و لادی هم به‌ نوبه‌ی خود فهمید
‫که با زنی دیوانه ازدواج کرده

00:17:12.839 --> 00:17:14.480
‫که ده برابر انرژی دارد،

00:17:14.560 --> 00:17:18.119
‫پس او هم وسایلش را جمع کرد و همراهش آمد

00:17:18.200 --> 00:17:20.319
‫و زندگی خودش را گذاشت کنار

00:17:20.400 --> 00:17:23.400
‫و فقط گفت:
‫«هر چی تو بخوای، کیت. همان کار را بکنیم.

00:17:23.480 --> 00:17:25.800
‫من دوستت دارم. کمکت می‌کنم.»

00:17:46.080 --> 00:17:47.920
‫[رابین] کیت در بسیاری از نمایش‌های نیویورک

00:17:48.000 --> 00:17:49.760
‫بازیگر جانشین هوپ ویلیامز بود،

00:17:49.840 --> 00:17:54.480
‫و هر شب از روی جایگاه کناری
‫روی سبک و پرسونای او دقت کرده بود

00:17:54.560 --> 00:17:56.760
‫حس لباس مردانه‌اش همان چیزی بود که کیت

00:17:56.840 --> 00:17:59.720
‫اسمش را گذاشته بود:‌
‫شخصیت نیمه‌پسر، نیمه‌زن.

00:18:00.880 --> 00:18:04.080
‫کیت مثل یک آفتاب‌پرست
‫برخی از رفتارها را مال خود کرده بود.

00:18:04.160 --> 00:18:08.000
‫بنابراین وقتی هوپ نمایش
‫«شوهر زن جنگجو» را رها کرد،

00:18:08.080 --> 00:18:09.800
‫به کیت فرصت نقش اصلی دادند

00:18:09.880 --> 00:18:12.640
‫و او همه‌ی چیزهایی را که تمرین کرده بود
‫کانالیزه کرد.

00:18:12.720 --> 00:18:16.720
‫نمایش موفقیت بزرگی به دست آورد
‫و توجه مردم را به سوی خود جلب کرد.

00:18:17.920 --> 00:18:21.600
‫[کیت] بالاخره شروع کردم
‫به گرفتن توجهی که آرزوش را داشتم.

00:18:21.680 --> 00:18:23.680
‫اوج گرفتم.

00:18:23.760 --> 00:18:25.920
‫عکس پرتره‌ام را فرستادند لس‌انجلس،

00:18:26.000 --> 00:18:28.600
‫و ازم خواستند بروم
‫برای بازی در فیلمی تست بدهم:

00:18:28.680 --> 00:18:30.280
«‫لایحه‌ی طلاق»،

00:18:30.360 --> 00:18:34.600
‫به کارگردانی جرج کیوکر
‫و با بازی جان بریمور.

00:18:34.680 --> 00:18:36.160
‫من همراه لارا با قطار رفتم،

00:18:36.240 --> 00:18:40.120
‫و ما در حالتی آشفته و غرق‌کرده
‫توی گرما رسیدیم لس‌آنجلس.

00:18:40.200 --> 00:18:42.800
‫فکر نکنم دیوید. او. سلزنیک، رئیس آر.ک.او

00:18:42.880 --> 00:18:45.880
‫وقتی در ایستگاه به استقبال‌مان آمد
‫زیاد تحت تاثیر قرار گرفت.

00:18:48.700 --> 00:18:51.300
تست استودیو، تکنی‌کالر، ۱۹۳۴
از خانم کاترین هپبرن

00:18:54.000 --> 00:18:56.960
‫[کیت]
‫هر بازیگری در آمریکا این راه را رفته،

00:18:57.040 --> 00:19:00.280
‫و می‌دانستم جرج [کیوکر] صدها تست دیده

00:19:00.360 --> 00:19:02.600
‫بنابراین تصمیم گرفتم کار متفاوتی بکنم

00:19:02.680 --> 00:19:04.440
‫صحنه‌ای از نمایشنامه‌ی «تعطیلی»

00:19:04.520 --> 00:19:08.200
‫من بازیگر جانشین هوپ [ویلیامز] بودم
‫و او را در حال بازی آن صحنه هر شب دیده بودم

00:19:08.280 --> 00:19:10.960
‫و بخش زیادی از او را وارد بازی خودم کردم.

00:19:11.040 --> 00:19:12.800
‫می‌دانستم روی‌شان تاثیر می‌گذارم

00:19:12.880 --> 00:19:15.800
‫جان بریمور بلافاصله بعد از دیدن صحنه
‫آمد دیدنم

00:19:15.880 --> 00:19:17.560
‫تا نظرش را به‌ام بگوید.

00:19:17.640 --> 00:19:20.000
‫قرار بود ستاره شوم.

00:19:21.600 --> 00:19:24.320
‫[کیت]
‫چند روز بعد تماس گرفتند،

00:19:24.400 --> 00:19:26.600
‫به لارا نقش مکمل دادند،

00:19:26.680 --> 00:19:31.000
‫و نقش اصلی را در اولین فیلمم به من دادند.

00:19:31.080 --> 00:19:33.680
‫من و لارا تصمیم گرفتیم به هالیوود برویم،

00:19:33.760 --> 00:19:37.040
‫و این شروعی بود
‫برای پایان رابطه‌ی من و لادی.

00:19:50.400 --> 00:19:53.280
‫[کاترین]
‫فیلم‌برداری «لایحه‌ی طلاق» شروع شد،

00:19:53.360 --> 00:19:56.200
‫و اولین نما یک صحنه‌ی مهمانی بود،

00:19:56.280 --> 00:19:58.720
‫با یک لباس شیفون زیبا،

00:19:58.800 --> 00:20:03.560
‫از پله‌ها سُر می‌خوردم پایین و می‌افتادم
‫در آغوش دیوید مانرز.

00:20:04.720 --> 00:20:07.720
‫[رابین] در همان فیلم اولش
‫نقش دختر جان بریمور را بازی می کرد

00:20:07.800 --> 00:20:11.440
‫در ملودرامی دمُده به نام «لایحه‌ی طلاق».

00:20:11.520 --> 00:20:17.600
‫او در ۲۴ سالگی اولین فیلمش را بازی می‌کرد
‫بریمور ۵۰ ساله ستاره‌ای تثبیت‌شده بود.

00:20:17.680 --> 00:20:20.920
‫او یکی از هملت‌های معروف نسل خودش بود.

00:20:21.000 --> 00:20:24.760
‫او همچنین بابت الکل و زنبارگی بدنام بود

00:20:24.840 --> 00:20:29.320
‫و مثل دیگر مردهای قدرتمند هالیوود
‫آن‌چه را که می‌خواست به دست می‌آورد.

00:20:30.560 --> 00:20:34.148
‫[کیت روی نوار در گفت‌وگو با گلن پلسکین]
‫یک روز ازم خواست بروم به رختکن‌اش.

00:20:34.242 --> 00:20:36.560
‫رفتم و او روی کاناپه دراز کشیده بود،

00:20:36.640 --> 00:20:40.280
‫در حالتی، چه‌طور بگویم، نسبتا ژولیده.

00:20:40.360 --> 00:20:42.840
‫مکثی پیش آمد، پتو را کنار زد:

00:20:42.920 --> 00:20:46.760
‫گفت: «اوه، اوه، ببخشید، بعدا می‌بینمت!»

00:20:46.840 --> 00:20:51.560
‫گفتم: «اوه، خدایا. چه‌قدر عجیب!»

00:20:51.640 --> 00:20:53.280
‫جبران می‌کنم.

00:20:53.360 --> 00:20:55.320
‫[کیت]
‫به‌هرحال، بعد از آن دیگر یک فرشته بود.

00:20:55.400 --> 00:20:57.560
‫ظاهرا هدف اصلی‌اش این بود

00:20:57.640 --> 00:21:01.520
‫که کاملا مطمئن شود
‫من یک موفقیت بزرگ به دست می‌آورم.

00:21:01.600 --> 00:21:05.240
‫در صحنه‌های زیادی که با هم داشتیم
‫صورت مرا جلوی دوربین می‌گرفت.

00:21:07.680 --> 00:21:08.840
‫چی بود؟

00:21:11.520 --> 00:21:12.520
‫هیچی.

00:21:18.240 --> 00:21:20.360
‫[رابین] بعد از حضور در «لایحه‌ی طلاق»،

00:21:20.440 --> 00:21:23.840
‫کیت و لارا
عضو حلقه‌ی نزدیکان جرج کیوکر شدند

00:21:23.920 --> 00:21:26.960
‫در مهمانی‌های او شرکت می‌کردند،
‫سعی می‌کردند در صنعت دوست پیدا کنند.

00:21:27.040 --> 00:21:29.480
‫کیت می‌گفت
جرج همیشه او را کنار آدم‌هایی می‌نشاند

00:21:29.560 --> 00:21:31.320
‫که می‌توانستند در حرفه کمکش کنند،

00:21:31.400 --> 00:21:33.680
‫اما هیچ‌کس در هالیوود خبر نداشت
‫که او متاهل است،

00:21:33.760 --> 00:21:36.160
‫او با چندین بازیگر بزرگ
‫رابطه‌ی عاشقانه برقرار کرد،

00:21:36.240 --> 00:21:38.040
‫از جمله مدیر برنامه‌اش، للاند هیوارد

00:21:38.120 --> 00:21:41.200
‫که چم و خم مذاکره با استودیوها را یادش داد.

00:21:42.440 --> 00:21:45.040
‫[مصاحبه‌شونده]
‫او هنوز ستاره‌ی بزرگی نبود،

00:21:45.120 --> 00:21:49.200
‫اما در مذاکره خودش را یک ستاره تلقی می‌کرد

00:21:49.280 --> 00:21:51.880
‫قرارداد مدت‌دار امضا نمی‌کرد،

00:21:51.960 --> 00:21:54.720
‫مدیربرنامه‌اش، للاند هیوارد اجازه نمی‌داد.

00:21:54.800 --> 00:21:56.280
درنتیجه قراردادی امضا کرد

00:21:56.360 --> 00:22:00.000
‫که برایش حقوق زیادی تعیین می‌کرد،
‫۱۵۰۰ دلار در هفته.

00:22:01.120 --> 00:22:03.560
‫[کاترین]
یک روز در میانه‌ی ملاقات‌ها

00:22:03.640 --> 00:22:05.200
‫در دفتر پاندرو،

00:22:05.280 --> 00:22:08.400
‫روی میز چشمم خورد
‫به فیلم‌نامه‌ی «شکوه صبح» [Morning Glory].

00:22:08.480 --> 00:22:11.840
‫بنا کردم آن را ورق‌ زدن. فوق‌العاده بود.

00:22:11.920 --> 00:22:14.200
‫به لارا زنگ زدم که بیاید.

00:22:14.280 --> 00:22:17.240
‫با هم فیلم‌نامه را خواندیم
‫و او هم به اندازه‌ی من قانع شد

00:22:17.320 --> 00:22:21.040
‫که به هر قیمتی، باید نقش اولش را بگیرم.

00:22:21.120 --> 00:22:22.880
‫للاند گفت که بازیگرانش را انتخاب کرده‌اند.

00:22:22.960 --> 00:22:26.040
‫اما من گفتم: «نه، این برای من نوشته شده.»

00:22:26.120 --> 00:22:29.360
‫خب، او رفت و توانست نقش را برایم بگیرد.

00:22:32.080 --> 00:22:33.480
‫صبح‌به‌خیر، تام.

00:22:33.560 --> 00:22:37.080
‫[رابین]
‫در سال ۱۹۳۳، او در «شکوه صبح» می‌درخشد،

00:22:37.160 --> 00:22:39.840
‫کیت برای آن نقش ایده‌آل بود،
‫بازیگری شهرستانی

00:22:39.920 --> 00:22:42.840
‫که وارد نیویورک می‌شود
‫و دلش می‌خواهد ستاره شود.

00:22:42.920 --> 00:22:44.760
‫و در بازی‌اش واقعا می‌دیدی که کیت

00:22:44.840 --> 00:22:48.040
‫می‌خواست خودش را به دنیا ثابت کند،
‫که می‌تواند بازیگری مهم باشد.

00:22:48.120 --> 00:22:51.720
‫همه‌تون، ساکت باشید. ساکت!

00:22:54.360 --> 00:22:56.760
‫رومئو، رومئو،

00:22:58.000 --> 00:22:59.920
‫«چرا تو رومئویی؟

00:23:00.960 --> 00:23:04.880
‫پدرت را انکار کن، نامت را پس بزن.»

00:23:12.440 --> 00:23:14.680
‫[رابین]
‫به عنوان مرکز فرهنگی کاترین هپبرن،

00:23:14.760 --> 00:23:16.720
‫که با ملاطفت او را کیت خطاب می‌کنند،

00:23:16.800 --> 00:23:19.640
‫مهم‌ترین کمک به مجموعه‌ی ما

00:23:19.720 --> 00:23:22.840
‫در فوریه ۲۰۲۰ اتفاق افتاد،
‫وقتی خواهرزاده‌ی خانم هپبرن،

00:23:22.920 --> 00:23:26.080
‫اسکایلار گرنت، چند تا جعبه برای ما آورد،

00:23:26.160 --> 00:23:28.840
‫که در خانه‌ی گرنت در فن‌ویک بود.

00:23:30.800 --> 00:23:33.440
‫با خوشحالی جعبه‌ها را باز کردیم،
‫و در آن ده‌ها نامه بود،

00:23:33.520 --> 00:23:35.120
‫که خانم هپبرن برای خانواده نوشته بود،

00:23:35.200 --> 00:23:37.800
‫به همراه چند عکس عالی.

00:23:37.880 --> 00:23:40.720
‫کمی بعد وقتی نامه‌ها را رونویسی می‌کردم،

00:23:40.800 --> 00:23:42.240
‫انگار صدایش در گوشم بود.

00:23:42.264 --> 00:23:44.264
[رابین آندرئولی]
مدیر امور توسعه

00:23:44.480 --> 00:23:46.640
‫این یک نامه‌ی معمولی‌ست،

00:23:46.720 --> 00:23:49.760
‫که او برای مادرش در خانه نوشته.

00:23:49.840 --> 00:23:52.640
مربوط است به ژوییه ۱۹۳۳

00:23:52.720 --> 00:23:55.000
‫«شکوه صبح» قرار است به نمایش درآید،

00:23:55.280 --> 00:23:56.860
‫و، راستش، او در این نامه

00:23:57.155 --> 00:23:59.435
‫گفته: «امیدوارم مردم دوستش داشته باشند»

00:23:59.450 --> 00:24:01.090
‫و «امیدوارم ازش خوب استقبال شود.»

00:24:01.120 --> 00:24:03.720
‫و «شکوه صبح» تبدیل می‌شود
‫به اولین جایزه‌ی اسکارش.

00:24:03.800 --> 00:24:06.240
‫[کاترین روی نوار]
‫هفته اول یا دوم که در هالیوود بودم،

00:24:06.760 --> 00:24:08.520
‫همه‌ی پولم را نقدی گرفتم،

00:24:08.600 --> 00:24:10.960
‫آن را گذاشتم توی کشوی دفتر
‫و همه‌اش را خرج کردم،

00:24:11.040 --> 00:24:13.560
‫و پدر گفت: «پولت کجاست؟
‫بهتره بذاریمش بانک.»

00:24:13.640 --> 00:24:15.000
‫و گفتم: «همه‌ش رفت!»

00:24:15.080 --> 00:24:17.400
‫و او گفت: «بهتره بهشون بگی
‫بفرستندش برای من.»

00:24:17.480 --> 00:24:22.400
‫پس تا وقتی زنده بود، پولم را می‌گرفت
‫و برام پول‌توجیبی می‌فرستاد.

00:24:26.640 --> 00:24:29.440
‫[کاترین] مطبوعات شروع کرده بودند
‫لارا را نیمه‌ی دیگر من خطاب کردن

00:24:29.520 --> 00:24:30.760
‫چون وقتی ماجرا شروع شد،

00:24:30.840 --> 00:24:33.800
‫او عملا همه‌ی جنبه‌های زندگی‌ام
‫را در اختیار گرفت.

00:24:33.880 --> 00:24:36.560
‫شده بود طراح لباس، مدیر تبلیغات

00:24:36.640 --> 00:24:39.560
‫و حتی مذاکره‌کننده
با تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها

00:24:39.640 --> 00:24:43.320
‫کارنامه‌ی خودش را معلق کرده بود
‫تا به مال من سروسامان بدهد.

00:24:47.400 --> 00:24:50.480
‫[رابین] کیت بنا کرده بود پشت سر هم
‫فیلم بازی کردن.

00:24:50.560 --> 00:24:52.600
‫«لایحه‌ی طلاق» یک موفقیت بود.

00:24:52.680 --> 00:24:55.520
‫بلافاصله نقشی در «کریستوفر استرانگ»
‫به‌اش پیشنهاد شد،

00:24:55.600 --> 00:24:57.920
‫بعد «شکوه صبح» را کار کرد،
‫که همان‌طور که می‌دانیم،

00:24:58.000 --> 00:25:00.440
‫فیلم موفقی بود، و بعد «زنان کوچک»،

00:25:00.520 --> 00:25:02.640
‫اما در یکی از نامه‌های مجموعه‌ی ما

00:25:02.720 --> 00:25:05.800
‫خطاب به مادرش می‌نویسد:
‫«هنوز در مورد "زنان کوچک" تصمیم نگرفته‌ام،

00:25:05.880 --> 00:25:08.560
‫بنابراین تا بتوانم
‫این تصمیم را عقب می‌اندازم.»

00:25:08.880 --> 00:25:10.520
‫این تولیدی طولانی‌ست.

00:25:10.600 --> 00:25:13.320
‫معنایش این است که اگر بخواهد آن را کار کند،

00:25:13.400 --> 00:25:15.910
‫شاید مجبور شود پروژه‌های تئاتری‌اش را
‫در نیویورک کنار بگذارد

00:25:15.920 --> 00:25:18.160
‫این تصمیمی آسان و سرراست نبود.

00:25:18.240 --> 00:25:19.520
‫اما «زنان کوچک» عملا

00:25:19.600 --> 00:25:21.880
‫بدل شد به موفق‌ترین فیلم کیت از نظر تجاری

00:25:21.960 --> 00:25:25.040
‫و پولی که نصیبش کرد
‫که همچنان پدرش آن را کنترل می‌کرد،

00:25:25.120 --> 00:25:28.440
‫به او امکان داد که مدام جاهای
‫عجیب‌وغریب‌تری را اجاره کند.

00:25:34.360 --> 00:25:35.600
‫[زن] «بریمزل عزیز،

00:25:35.680 --> 00:25:39.400
‫خانه‌‌ات فراتر از حتی
‫جاه‌طلبانه‌ترین تخیلات من است.

00:25:39.480 --> 00:25:41.680
‫خواهش می‌کنم اگر امکانش هست ببینمش،
‫و به شدت به آن گربه،

00:25:41.760 --> 00:25:43.560
‫پولاکس، حسادت می‌کنم.

00:25:43.640 --> 00:25:46.360
‫کاش تو این‌جا بودی یا من با تو.

00:25:46.440 --> 00:25:48.320
‫جرات ندارم به چیزهایی که از دست دادم
‫فکر کنم.»

00:25:53.920 --> 00:25:55.920
‫[رابین] یک فاصله‌ای هست که در آن

00:25:56.000 --> 00:25:58.920
‫برمی‌گردد روی صحنه،
‫و در نمایش «دریاچه» بازی می‌کند

00:26:00.120 --> 00:26:02.240
‫که این یکی موفق نیست.

00:26:02.320 --> 00:26:04.840
‫درواقع مجبور می‌شود پول بدهد
‫تا از قرارداد بیاید بیرون

00:26:04.920 --> 00:26:07.040
‫تا مجبور نباشد کار در آن نمایش را

00:26:07.120 --> 00:26:10.360
‫که معلوم بود به جایی نمی‌رسد، ادامه دهد.

00:26:11.400 --> 00:26:13.880
‫او تا آخرین سنت پول حساب جاری‌اش را

00:26:13.960 --> 00:26:16.760
می‌دهد به تهیه‌کننده،
تا از آن قرارداد بیاید بیرون

00:26:16.840 --> 00:26:18.440
‫و برگردد هالیوود.

00:26:19.640 --> 00:26:21.520
‫[کاترین، روی نوار]
‫این توافق برایم

00:26:21.600 --> 00:26:23.080
‫کار بسیار دشواری بود.

00:26:24.840 --> 00:26:29.080
‫از شکست یاد گرفتم که باید تا حدی بدانی
‫که چه کار می‌خواهی بکنی،

00:26:29.160 --> 00:26:31.960
‫و نمی‌توانی جلو بروی و بگویی:

00:26:32.040 --> 00:26:33.520
‫«خب، من این مسیر را نمی‌خوام برم

00:26:33.600 --> 00:26:36.680
‫چون تو داری هلم می‌دی،
‫این یکی مسیر را می‌رم!»

00:26:36.760 --> 00:26:38.000
‫این کار را نکن.

00:26:38.480 --> 00:26:40.720
‫فقط یک نفر مقصر است

00:26:40.800 --> 00:26:42.920
‫و او خودت هستی.

00:26:43.520 --> 00:26:45.900
‫[آلیس آدامز، ۱۹۳۵]
‫هر دختری توی یک دورانی از زندگیش مثبته،

00:26:46.680 --> 00:26:49.520
‫استعداد الهی برای صحنه داره.

00:26:49.600 --> 00:26:50.800
‫[رابین] بعد از «دریاچه»،

00:26:50.880 --> 00:26:53.600
‫شکست پشت شکست، متاسفانه

00:26:53.680 --> 00:26:54.840
‫«آتش‌پاره» [۱۹۳۴]

00:26:54.920 --> 00:26:56.480
‫من بهترین دزد کل کشورم،

00:26:56.560 --> 00:26:58.520
‫ اوه، تریگر، تو گناهکاری!

00:26:58.600 --> 00:27:00.040
‫من گناهکار نیستم، گرسته‌ام.

00:27:00.120 --> 00:27:01.360
‫[رابین] «کشیش کوچک»

00:27:01.440 --> 00:27:04.920
‫به‌نظرم آدم باید خیلی باهوش باشه
‫تا بتونه کشیش بشه.

00:27:05.000 --> 00:27:06.240
‫[رابین] «شکستن دل»

00:27:11.560 --> 00:27:12.800
‫بس کن.

00:27:13.160 --> 00:27:15.120
‫[رابین] و بعد، «سیلویا اسکارلت»

00:27:15.200 --> 00:27:18.920
‫اما عجب نقشی در «سیلویا اسکارلت»!

00:27:19.000 --> 00:27:23.600
‫او نقش زنی جوان را بازی می‌کند
‫که خودش را به شکل یک مرد جوان درمی‌آورد

00:27:23.680 --> 00:27:25.880
‫تا بتواند همراه پدرش سفر کند.

00:27:25.960 --> 00:27:28.600
‫و تحولش شگفت‌انگیز است.

00:27:28.680 --> 00:27:31.200
‫ـ اوه، به‌نظرم فوق‌العاده‌ست.
‫ـ گفتم که.

00:27:32.240 --> 00:27:34.880
‫فقط مونده‌م بوسیدن کسی با همچی سبیلی
‫چه‌شکلی می‌شه؟

00:27:34.960 --> 00:27:36.440
ـ نمی‌دونم.
‫ـ بیا امتحان کنیم.

00:27:36.520 --> 00:27:38.600
‫[رابین] این فیلمی به شدت جنجالی بود

00:27:38.680 --> 00:27:41.160
‫و بدشانس،
فکر نکنم خیلی از آدم‌ها پیش‌فرض فیلم را

00:27:41.240 --> 00:27:43.720
‫درست متوجه شدند، و درنتیجه شکست خورد.

00:27:44.720 --> 00:27:47.840
‫مایکل. مایکل.

00:27:47.920 --> 00:27:51.160
‫[رابین] آن‌ها مقدار زیادی صحنه‌ی خارجی
‫و صحنه‌ی کنار دریا گرفتند

00:27:51.240 --> 00:27:54.320
‫و همان‌جا بود که برای اولین بار
‫با هوارد هیوز آشنا شد

00:27:54.400 --> 00:27:56.880
‫هوارد مخترع، بیزنس‌من، تهیه‌کننده‌ی سینما

00:27:56.960 --> 00:28:00.640
‫و از دوستان کری گرانت بود.

00:28:00.720 --> 00:28:03.640
‫او دلش می‌خواهد با کیت آشنا شود،
‫بنابراین با هواپیما می‌آید آن‌جا،

00:28:03.720 --> 00:28:07.040
‫و کیت او را یک مزاحم تلقی کرد.
‫چه‌طور جرات کرد؟

00:28:11.520 --> 00:28:15.040
‫[کاترین] حس می‌کردم
رابطه‌‌ام با للاند دارد جدی می‌شود

00:28:15.120 --> 00:28:17.680
‫و حس‌ام وحشتناک بود
‫که بخواهم لادی را فریب بدهم.

00:28:18.400 --> 00:28:21.000
‫می‌دانستم وقتش است که بگذارم برود،

00:28:21.080 --> 00:28:22.280
‫لادی بیچاره!

00:28:22.360 --> 00:28:25.440
‫او هر کاری کرده بود
‫که من به جایی که می‌خواهم برسم.

00:28:25.520 --> 00:28:29.520
‫پولش را گرفتم، از ماشین‌اش استفاده کردم،
بعد قلبش را شکستم.

00:28:30.680 --> 00:28:32.440
‫[موندی] او همیشه با لادی دوست بود،

00:28:32.520 --> 00:28:36.520
‫و من حس می‌کردم درنهایت با او صادق بود

00:28:36.600 --> 00:28:39.440
‫شاید بعد از کشف شدن و این جور چیزها،

00:28:39.520 --> 00:28:44.120
‫اما فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت قصد فریبش را داشت

00:28:44.200 --> 00:28:49.760
‫حالتش این بود که بگوید:
‫«دارم می‌رم اون‌جا، از جلوی راهم برو کنار.»

00:28:57.560 --> 00:29:01.280
‫این نامه مال وقتی‌ست که برای طلاقش

00:29:01.360 --> 00:29:04.680
‫داشت می‌رفت مکزیک،
‫تا آن را بی‌سروصدا انجام دهد.

00:29:04.960 --> 00:29:07.000
‫و البته لارا هم همراهش بود.

00:29:08.960 --> 00:29:10.280
‫به مادرش می‌گوید،

00:29:10.300 --> 00:29:13.660
‫«امیدوارم مار و رتیل نیش‌مان نزنند.»

00:29:14.160 --> 00:29:15.880
‫و درواقع، می‌گوید: «به هیچ‌کس نگفتم.»

00:29:15.960 --> 00:29:17.200
‫همیشه به مادرش می‌گوید،

00:29:17.280 --> 00:29:19.960
‫«به مطبوعات هیچی نگو.»
‫حتی پیش از ستاره شدن این را می‌گفت.

00:29:20.040 --> 00:29:21.200
‫«به هیچ‌کس نگو.»

00:29:23.920 --> 00:29:27.800
‫و وقتی کیت به هالیوود برگشت،
‫تصور می‌کنیم للاند از او تقاضای ازدواج کرد.

00:29:27.880 --> 00:29:31.360
‫اما تا آن موقع متوجه شده بود
‫که مناسب ازدواج نیست.

00:29:32.000 --> 00:29:34.800
‫بعد از رد کردن تقاضایش،
‫بنا کرد به فاصله گرفتن از او.

00:29:34.880 --> 00:29:37.840
‫بعد ماجرا این‌طور پیش می‌رود
‫که یک روز که للاند رفته بود نیویورک

00:29:37.920 --> 00:29:39.800
‫کیت ناگهان نامه‌ای دریافت کرد
‫حاکی از این که...

00:29:39.880 --> 00:29:41.800
‫للاند با بازیگر دیگری ازدواج کرده.

00:29:45.560 --> 00:29:48.600
‫[کاترین] دلم شکست
‫و نمی‌توانستم جلوی گریه‌ام را بگیرم.

00:29:48.680 --> 00:29:51.480
‫اما مادرم گفت که افسردگی را بگذارم کنار
‫و سرم را گرم کنم.

00:29:51.560 --> 00:29:55.200
‫پس یک نقش تئاتری دیگر را در بوستون
‫قبول کردم در نقش جین ایر،

00:29:56.240 --> 00:29:59.120
‫در مطبوعات خوانده بودم که هاوارد
‫در همان حوالی‌ست

00:29:59.200 --> 00:30:03.240
‫و بایستی احساس تنهایی می‌کردم،
‫چون دعوتش کردم به شام.

00:30:03.320 --> 00:30:05.760
‫بعد برنامه‌مان این شد
‫که مدام بعد از نمایش شام بخوریم

00:30:06.680 --> 00:30:08.840
‫و او هم به همان هتل نقل مکان کرد،

00:30:08.920 --> 00:30:12.840
‫و بعد دنبال تور ما راه افتاد.
‫کارهایش را تلفنی انجام می‌داد.

00:30:13.400 --> 00:30:16.881
‫بعد از تمام شدن نمایش،
‫با هم به سمت کالیفرنیا حرکت کردیم

00:30:16.959 --> 00:30:21.160
‫و من به خانه‌ی او نقل مکان کردم.
‫ثابت می‌کند که سماجت نتیجه می‌دهد.

00:30:22.200 --> 00:30:27.270
‫[تویا] هوارد هیوز زن‌ها را همان‌طور
‫جمع‌ می‌کرد که مردم زیورآلات جمع می‌کنند.

00:30:27.364 --> 00:30:30.320
‫و آن‌ها را در هالیوود پراکنده می‌کرد.

00:30:30.400 --> 00:30:34.400
ستاره‌های نوظهور جوانی
‫که به‌شان قول کار داده بود،

00:30:34.480 --> 00:30:37.400
‫و هرگز خبری از کار نبود.

00:30:37.480 --> 00:30:43.240
‫و کاترین رابطه‌ای طولانی
و بسیار عمیق با او داشت

00:30:43.320 --> 00:30:45.543
‫و از موضع خود دفاع کرد.

00:30:47.105 --> 00:30:49.040
‫[گلن، روی نوار]
‫انگار با هم خیلی خوش بودید.

00:30:49.120 --> 00:30:51.560
‫[کاترین، روی نوار]
‫بله، او هم خوب گلف بلد بود، هم تنیس.

00:30:51.640 --> 00:30:52.640
‫[گلن] و خلبانی.

00:30:52.720 --> 00:30:53.760
‫[کاترین] بله، بله.

00:30:53.840 --> 00:30:58.360
‫[گلن] حتی از زیر خیابان ۵۹‌ام پرواز کردید.

00:30:58.440 --> 00:31:01.160
‫فکر می‌کنی از ماجراجوییش خوش‌ات آمده بود؟

00:31:01.240 --> 00:31:04.280
‫[کاترین] به‌نظرم درهایی را برام باز کرد.

00:31:05.160 --> 00:31:07.000
‫[گلن] فرصت‌طلب بودی؟

00:31:09.080 --> 00:31:12.040
‫[گلن] به‌نظرم همه فرصت‌طلب‌اند.

00:31:12.120 --> 00:31:15.380
‫اگر فرصتی داشته باشند که فرصت‌طلب باشند.

00:31:23.000 --> 00:31:26.200
‫[بونی] کاترین هپبرن مردم را می‌ترساند،
‫و آدم‌ها را به وحشت می‌انداخت.

00:31:26.280 --> 00:31:29.240
‫او یک تهدید بود. «لیلیت» [شیطان] بود.

00:31:29.320 --> 00:31:33.320
‫او همان چیزی بود که قرار بود نازل شود
‫و کارت را راه بیندازد.

00:31:33.400 --> 00:31:35.400
‫و اوه، اوه، بچه‌ها!

00:31:35.480 --> 00:31:37.600
‫او برای زندگی نیازی به شما نداشت،

00:31:37.680 --> 00:31:41.400
‫بنابراین در آن دوره‌ی زمانی،
‫و درباره‌ی میانه‌ی دهه‌ی سی حرف می‌زنیم،

00:31:41.480 --> 00:31:44.520
‫موقعی که سه فیلمش
‫پشت سر هم شکست خورد،

00:31:44.600 --> 00:31:46.320
‫رحمی وجود نداشت.

00:31:47.514 --> 00:31:49.514
کتی تنبیه می‌شود

00:31:51.900 --> 00:31:53.900
آیا هپبرن کارنامه‌ی خود را نابود می‌کند؟

00:32:00.880 --> 00:32:03.880
‫[رابین]
‫دهه‌ی سی خیلی از آدم‌ها را از رده خارج کرد.

00:32:04.000 --> 00:32:08.560
‫او کلی فیلم بد بازی کرد،
‫و چند تا فیلم فوق‌العاده

00:32:08.640 --> 00:32:11.960
‫که آن زمان قدر ندیدند،
‫مثل «بزرگ کردن بیبی».

00:32:12.040 --> 00:32:16.600
‫گفت: «سینمادوست‌ها فکر می‌کردند
‫من خیلی ادایی هستم

00:32:16.680 --> 00:32:18.840
‫و خیلی از آدم‌ها فقط دوست داشتند

00:32:18.920 --> 00:32:22.080
‫با کله زمین بخورم.»

00:32:26.960 --> 00:32:30.889
‫[کاترین] دستمزدم تا ۱۵۰ هزار تا پایین آمد

00:32:30.943 --> 00:32:34.040
‫تا جایی که پارامونت
‫فقط ده هزار تا به‌ام پیشنهاد داد.

00:32:34.120 --> 00:32:36.720
‫هوارد فشار می‌آورد که قبول کنم.

00:32:36.800 --> 00:32:39.880
‫نگران حرف مردم بود درباره‌ی خودش.

00:32:39.960 --> 00:32:41.960
‫این تنها پیشنهادی بود که داشتم،

00:32:42.040 --> 00:32:44.960
‫اما می‌دانستم که اگر قبول کنم،
‫کارم تمام است.

00:32:45.040 --> 00:32:47.720
‫بنابراین به‌شان زنگ زدم
‫و پیشنهاد را رد کردم،

00:32:48.280 --> 00:32:51.520
‫بعد برگشتم فن‌ویک
‫تا تصمیم بگیرم حرکت بعدی‌ام چیست.

00:32:56.480 --> 00:32:59.040
‫و بعد طوفان از راه رسید

00:32:59.120 --> 00:33:03.600
‫و مقابل چشم‌مان دیدیم که خانه‌مان
‫سرازیر شد داخل رودخانه و افتاد پایین.

00:33:04.760 --> 00:33:07.840
‫همان موقع بود که هوارد با هواپیما آب فرستاد

00:33:07.920 --> 00:33:11.800
‫ولی به دیدن‌مان نیامد،
‫و من فهمیدم رابطه‌مان به پایان رسیده.

00:33:11.880 --> 00:33:16.480
‫این که بگویم دلم برای خودم سوخت
‫تقلیل دادن ماجراست.

00:33:16.880 --> 00:33:21.800
‫[موندی] کیت به مامان گفت،
‫«آه، نابود شدم. کارم تمام است.»

00:33:21.880 --> 00:33:24.160
‫«همه‌شان با من بدند.»

00:33:24.240 --> 00:33:26.320
‫و مامان به کیت گفت:

00:33:26.400 --> 00:33:31.920
‫«تو ثروتمند و مشهور شده‌ای،
‫و حالا شاکی هم هستی؟

00:33:32.000 --> 00:33:34.920
‫زمین خوردی؟ بلند شو!»

00:33:43.480 --> 00:33:46.240
‫[کاترین]
‫کمی بعد شروع کردیم به بازسازی خانه.

00:33:46.320 --> 00:33:47.760
‫تلفن زنگ زد.

00:33:47.840 --> 00:33:51.040
‫یکی از دوستان قدیمی‌ام بود،
‫فیلیپ بری، نمایش‌نامه‌نویس.

00:33:51.120 --> 00:33:53.200
‫شنیده بود برگشته‌ام خانه
‫و می‌خواست بیاید دیدنم

00:33:53.280 --> 00:33:55.400
‫و ایده‌ای جدید به من بدهد.

00:33:55.480 --> 00:33:58.040
‫بنابراین به صرف چای آمد
و با جزئیات نمایش‌نامه‌ای را

00:33:58.120 --> 00:34:01.000
‫به نام «داستان فیلادلفیا» برایم تعریف کرد.

00:34:01.080 --> 00:34:04.240
‫این‌قدر خوب بود که درجا قرارداد امضا کردم.

00:34:04.320 --> 00:34:08.687
‫بعدش به هاوارد زنگ زدم،
‫هنوز تقریبا هر روز با هم حرف می‌زدیم

00:34:08.765 --> 00:34:11.520
‫و او گفت فوری امتیاز سینمایی‌اش را

00:34:11.600 --> 00:34:12.840
‫پیش از اجرای نمایش بخر.

00:34:12.920 --> 00:34:16.600
‫من همین کار را کردم، و از نزدیک به فیلیپ
‫کمک کردم تا فیلم‌نامه را بنویسد.

00:34:18.080 --> 00:34:21.040
‫[کلودیا روٍث پی‌یرمونت، نویسنده‌ی نیویورکر]
‫ او در امور تجاری زن باهوشی‌ست،

00:34:21.120 --> 00:34:24.960
‫او مسئول این تصویری‌ست که ارائه می‌دهد

00:34:25.040 --> 00:34:27.338
‫و دوستی دارد به نام فیلیپ بری

00:34:27.369 --> 00:34:30.040
‫که وقتی هیچ فیلمی برای بازی کردن ندارد
‫برایش این نمایش را می‌نویسد

00:34:30.120 --> 00:34:32.480
‫با نام «داستان فیلادلفیا».

00:34:32.560 --> 00:34:36.080
‫و کیت آن را می‌خواند و می‌گوید:
‫«نه‌فقط آن را بازی می‌کنم

00:34:36.159 --> 00:34:38.560
‫بلکه در تولیدش در برادوی
‫سرمایه‌گذاری می‌کنم

00:34:38.639 --> 00:34:40.639
‫و امتیاز سینمایی‌اش را هم می‌خرم.»

00:34:40.719 --> 00:34:43.120
‫که عملا تبدیل می‌شود به درخشان‌ترین

00:34:43.199 --> 00:34:46.320
‫تصمیم تجاری یک زن در تاریخ سینما

00:34:46.400 --> 00:34:48.400
‫چه برسد به یک ستاره‌ی هالیوودی.

00:34:48.480 --> 00:34:50.280
‫تا جایی که می‌دانم، پول را از هاوارد هیوز

00:34:50.360 --> 00:34:52.800
‫قرض می‌کند و امتیاز فیلم‌ را می‌‌گیرد.

00:34:52.880 --> 00:34:55.040
‫در برادوی موفقیتی بزرگ به دست می‌آورد،

00:34:55.120 --> 00:34:56.800
‫همه‌چیز دوباره روبه‌راه می‌شود،

00:34:56.880 --> 00:34:59.160
‫و امتیاز را می‌فروشد به MGM،

00:34:59.240 --> 00:35:02.400
‫استودیوی بزرگ هالیوود، به لوئیس ب. مه‌یر.

00:35:02.480 --> 00:35:05.360
‫می‌تواند روی حضور خودش به عنوان ستاره
‫اصرار کند، که بدیهی‌ست

00:35:05.440 --> 00:35:08.000
‫می‌تواند بگوید کدام کارگردان را می‌خواهد،
‫که کیوکر است

00:35:08.080 --> 00:35:10.920
‫می‌دانست دقیقا چه می‌خواهد،

00:35:11.000 --> 00:35:14.360
‫اما او رسما سم جدول فروش به حساب می‌آمد.

00:35:15.440 --> 00:35:17.720
‫[بانی] کدام مرد سم جدول فروش بود؟

00:35:17.800 --> 00:35:19.440
‫به هیچ‌کس نمی‌توانم فکر کنم.

00:35:19.520 --> 00:35:21.680
‫منظورم این است که حتی جان بریمور،
‫که می‌دانستند

00:35:21.760 --> 00:35:23.120
‫ستاره‌ای بزرگ، ولی الکلی‌ست،

00:35:23.200 --> 00:35:26.680
‫از دید صنعت، سم جدول فروش تلقی نمی‌شد،

00:35:26.760 --> 00:35:28.920
‫اما او [کیت] سم جدول فروش بود،

00:35:32.920 --> 00:35:36.880
‫بنابراین او همان‌چیزی‌ست
‫که به‌اش می‌گویند «یانکی»،

00:35:36.960 --> 00:35:40.240
‫و منظورم آن گونه نیست که مردم جنوب،
‫شمالی‌ها را صدا می‌زنند.

00:35:40.320 --> 00:35:43.680
‫او درواقع نوعی از اشرافیت آمریکایی بود.

00:35:44.680 --> 00:35:46.280
‫دوران بحران اقتصادی بود.

00:35:46.360 --> 00:35:50.440
‫و مردم می‌گفتند: «چی؟ من غذا گیرم نمی‌آد»،

00:35:50.520 --> 00:35:52.680
‫و بعد این صدا می‌آید

00:35:52.760 --> 00:35:55.240
‫و آمریکایی‌ها این صدا را می‌شنوند

00:35:55.320 --> 00:35:58.080
‫که او پول دارد و تحصیلات عالی دارد.

00:35:58.160 --> 00:36:00.680
‫آیا دلت می‌خواهد صحنه‌ی در خواب راه رفتن
‫را در «مکبث» ببینی؟

00:36:00.760 --> 00:36:03.920
‫نه. اوه، پل، گندش بزنن!

00:36:04.000 --> 00:36:07.040
‫خب، معلم‌های مدرسه پورتر به‌نظرشان
‫بسیار امیدوارکننده بود.

00:36:07.120 --> 00:36:12.280
‫[بانی] باید خودش را تغییر می‌داد
‫تا برای صنعت پذیرفتنی می‌شد،

00:36:12.360 --> 00:36:13.960
‫و برای تماشاگر.

00:36:14.040 --> 00:36:16.640
‫باید قلب خودش را پیدا می‌کرد.
‫باید روح خودش را پیدا می‌کرد.

00:36:16.720 --> 00:36:18.160
‫باید خودش را پایین می‌کشید.

00:36:18.240 --> 00:36:21.840
‫و برای همین است که شروع «داستان فیلادلفیا»
‫این‌قدر دلپذیر است.

00:36:35.640 --> 00:36:37.680
‫[بانی] نمای اول، نمای اول، نمای اول.

00:36:37.760 --> 00:36:42.280
‫قبل از این که یک کلمه رد و بدل بشود،
‫کری گرانت دم در پرتش می‌کند زمین.

00:36:47.000 --> 00:36:48.800
‫این کاری بود که مردها
‫می‌خواستند با او بکنند.

00:36:48.800 --> 00:36:51.220
‫مردها می‌خواستند ـ لحظه‌ای که
دهن‌اش را باز می‌کند ـ

00:36:51.237 --> 00:36:53.557
‫یک کیک بردارند و بگویند: «دهن‌ات رو ببند!»

00:36:54.211 --> 00:36:56.875
‫او فکر کرد: «بذار همین کار رو بکنیم.»

00:36:56.900 --> 00:36:58.000
‫و این کار را کرد.

00:36:58.200 --> 00:37:01.480
‫[موندی] بعدش انگار دیگر او نیرویی‌ست
‫که باید به حسابش آورد.

00:37:01.560 --> 00:37:04.080
‫او بزرگ فکر می‌کند. مغز دارد.

00:37:04.160 --> 00:37:06.160
‫حالا ببینیم بعدش چی می‌شود.

00:37:11.640 --> 00:37:14.840
‫[کاترین] دوستم گارسون
‫ایده‌ای را که داشت برایم فرستاد

00:37:14.920 --> 00:37:16.960
‫که برادرش داشت رویش کار می‌کرد.

00:37:17.040 --> 00:37:20.480
‫هنوز تمام نشده بود، ولی می‌توانستم
‫ببینم که ظرفیت زیادی داشت،

00:37:20.560 --> 00:37:25.160
‫و در این دوره‌ی کاری، می‌دانستم
‫که باید تا تنور داغ است نان را بچسبانم.

00:37:25.240 --> 00:37:28.040
‫صفحه‌ی اول را که نام‌شان رویش بود
‫پاره کردم

00:37:28.120 --> 00:37:30.960
‫و یک صفحه اول تازه گذاشتم
‫با عنوان «داستان فیلادلفیا ۲»

00:37:31.040 --> 00:37:35.120
‫و پیش از آن که بفرستمش برای منکیه‌ویتس
‫یک علامت سوال بزرگ رویش زدم.

00:37:35.200 --> 00:37:36.720
‫به‌اش گفتم اگر دوست دارد

00:37:36.800 --> 00:37:40.760
‫تا ۲۴ ساعت خبر بدهد،
‫وگرنه می‌روم پیش کس دیگر

00:37:41.240 --> 00:37:45.880
‫او گفت در اسرع وقت برای دیدار با خودش
‫و مه‌یر به لس‌آنجلس بروم.

00:37:45.960 --> 00:37:49.280
‫پس من بلافاصله با هواپیما راه افتادم.

00:37:49.880 --> 00:37:51.920
‫[کاترین، روی نوار]
‫مه‌یر، خیلی زیرک بود

00:37:52.000 --> 00:37:54.040
‫سلاحش چاپلوسی بود.

00:37:54.120 --> 00:37:56.160
‫من از درون عصبی بودم،

00:37:56.240 --> 00:37:59.280
‫اما استوار ماندم، و گفتم چه می‌خواهم.

00:37:59.360 --> 00:38:02.080
‫صدهزار دلار برای داستان و فیلم‌نامه،

00:38:02.160 --> 00:38:05.000
‫صدهزار دلار برای خودم به عنوان ستاره‌ی فیلم

00:38:05.080 --> 00:38:07.240
‫و ده هزار تا هم کمیسیون.

00:38:08.720 --> 00:38:11.360
‫اتاق ساکت شد،

00:38:11.440 --> 00:38:14.480
‫سعی کردند با ۱۷۵ هزار دلار
‫کار را فیصله دهند،

00:38:14.560 --> 00:38:16.440
‫اما راضی نشدم.

00:38:16.520 --> 00:38:18.440
‫خونسردیم را حفظ کردم،

00:38:18.520 --> 00:38:23.040
‫و وقتی حس کردم مه‌یر ممکن است پس بکشد،
‫وقتی اصرار کرد که کی متن را نوشته،

00:38:23.120 --> 00:38:24.640
‫حتی پیشروی کردم،

00:38:24.720 --> 00:38:27.000
‫و گفتم فقط پیشنهاد قبول می‌کنم،

00:38:27.080 --> 00:38:29.920
‫و اگر علاقه دارد
متن نهایی فیلم‌نامه را چند روز بعد

00:38:30.000 --> 00:38:31.520
‫برایش می‌فرستم.

00:38:32.120 --> 00:38:36.120
‫حالا که فهمیدیم علاقه‌ی واقعی وجود دارد،
‫من و رینگ و مایک،

00:38:36.200 --> 00:38:39.240
‫با هم نشستیم و متن را کامل کردیم

00:38:39.320 --> 00:38:41.640
‫و چند روز بعد برای‌شان فرستادیم.

00:38:50.080 --> 00:38:54.120
‫[رابین] خرید فیلم‌نامه‌ی «زن سال»
‫توسط منکیه‌ویتس و مه‌یر

00:38:54.200 --> 00:38:58.200
‫آن را به یک رکورد برای فیلم‌نامه‌ی اریژینال
‫تبدیل کرد.

00:38:58.280 --> 00:39:00.520
‫و تا زمانی که قرارداد را امضا نکرده بودند

00:39:00.600 --> 00:39:04.000
‫هیچ تصوری نداشتند که آن را
‫دو نویسنده‌ی تازه‌کار نوشته‌اند.

00:39:04.560 --> 00:39:07.600
‫کیت می‌خواست که اسپنسر تریسی
‫نقش اول مرد را بازی کند.

00:39:07.680 --> 00:39:10.520
‫او را هم به عنوان انسان، و هم بازیگر
‫به‌شدت تحسین می‌کرد.

00:39:10.600 --> 00:39:12.920
‫همیشه «بازیگر بازیگرها» خطابش می‌کرد.

00:39:13.000 --> 00:39:15.160
‫بعد از کمی پرس‌وجو وقتی متوجه شد

00:39:15.240 --> 00:39:18.560
‫که او در دسترس است، گرفتش.

00:39:18.640 --> 00:39:21.020
‫[لری کینگ]
اسپنسر تریسی با همبازی شدن با او

00:39:21.100 --> 00:39:22.213
‫وارد زندگی‌اش شد؟

00:39:22.401 --> 00:39:24.940
‫[کاترین هوتون]
‫بله، با هم «زن سال» را بازی کردند

00:39:24.950 --> 00:39:28.112
‫و نحوه‌ی آشنایی‌شان

00:39:28.360 --> 00:39:33.012
‫ظاهرا کیت به‌اش گفت:
‫«خب، تو زیاد هم بلند نیستی.»

00:39:33.123 --> 00:39:36.253
‫و تریسی ظاهرا گفته:
‫«من تو را به اندازه‌ی خودم کوتاه می‌کنم.»

00:39:36.278 --> 00:39:37.480
‫این قصه را یادت است؟

00:39:37.560 --> 00:39:39.493
‫-[لری کینگ] راست است؟
‫-[کاترین هوتون] نه.

00:39:39.590 --> 00:39:44.921
‫کیت عادت داشت به کفش‌های لژدار هشت‌سانتی
که بدجوری بلندقدش می‌کرد

00:39:45.007 --> 00:39:47.680
‫بنابراین گفت: «تو آن‌قدرها هم
‫که فکر می‌کردم بلند نیستی.»

00:39:47.680 --> 00:39:50.920
‫و جو منکیه‌ویتس بود که گفت:
‫«نگران نباش، کیت.

00:39:50.960 --> 00:39:53.080
‫او تو را به اندازه‌ی خودش کوتاه می‌کنه.»

00:39:53.321 --> 00:39:56.160
‫[کاترین] بعد از ملاقات‌مان
‫شنیدم اسپنس به گارسون گفته

00:39:56.240 --> 00:39:58.847
‫که مرا موجودی عجیب دیده.

00:39:58.949 --> 00:40:03.000
‫ظاهرا از این خوشش نیامد
‫که جنسیتی مبهم داشتم،

00:40:03.080 --> 00:40:05.840
‫ناخن‌هام کثیف بود،
‫و همیشه شلوار پام بود

00:40:05.920 --> 00:40:08.000
‫فکر می‌کنم به‌ نظرش غیرجذاب

00:40:08.080 --> 00:40:11.640
‫و ناامیدکننده آمدم و به خودش گفته:
‫«خدایا عجب گیری افتادم!»

00:40:11.720 --> 00:40:15.240
‫حدس می‌زنم فکر کرده لزبین‌ام
‫اما خیلی زود فهمید

00:40:15.320 --> 00:40:18.040
‫مشکلی با جنس مخالف ندارم.

00:40:18.120 --> 00:40:21.840
‫به‌هرحال قرارداد امضا کرد،
‫و بعد از آن، در تمام دوران کاری‌ام

00:40:21.920 --> 00:40:25.560
‫دیگر هرگز از چیزی که به‌اش اعتقاد داشتم
‫پا پس نگذاشتم.

00:40:33.440 --> 00:40:34.880
‫[کلودیا] «زن سال» را دوست دارم

00:40:34.960 --> 00:40:37.520
‫این هم فیلم‌نامه‌ای‌ست که برای او نوشته شده

00:40:37.600 --> 00:40:41.200
‫و در این فیلم همه‌ی کلیشه‌های
رابطه‌ی زن و مرد

00:40:41.280 --> 00:40:44.000
‫به طرز طعنه‌آمیزی برعکس شده.

00:40:44.080 --> 00:40:45.600
‫زن است که آدم مهمی‌ست

00:40:45.680 --> 00:40:49.680
‫در زندگی، نه‌فقط استقلال، بلکه اهمیت دارد.

00:40:49.760 --> 00:40:52.760
‫با امور سیاسی بین‌المللی سر و کار دارد،
‫آن هم در دوره‌ی جنگ.

00:40:52.840 --> 00:40:56.612
‫یک زن ایده‌آل جدید است.

00:40:58.280 --> 00:41:00.560
‫اسپنسر تریسی یک ستون‌نویس ورزشی‌ست.

00:41:00.640 --> 00:41:03.520
‫در همان روزنامه‌ای
‫که زن در آن ستون‌نویس سیاسی‌ست.

00:41:03.600 --> 00:41:07.640
‫شیمی رابطه‌شان برای همه آشکار بود.

00:41:07.720 --> 00:41:09.640
‫چی را می‌خواهی ثابت کنی؟ من چرا این‌جام؟

00:41:09.720 --> 00:41:11.760
ـ خب، سم...
‫ـ‌ تازه، راستش یک کم طبیعیه که

00:41:11.831 --> 00:41:14.111
‫آدمو بیاری این‌جا. چرا ازم خواستی بیام؟

00:41:14.200 --> 00:41:16.280
‫فکر کردم شاید بخوای
‫بوسه‌ی خداحافظی بهم بدی.

00:41:16.360 --> 00:41:18.960
‫[کلودیا]
اولین بوسه‌شان روی پرده تقریبا پنهان است

00:41:19.040 --> 00:41:22.920
‫به خاطر شکل نما که از پشت سر
‫تریسی‌ست و چهره‌اش پنهان است

00:41:23.000 --> 00:41:26.120
‫و کلاه لبه‌دارش چهره‌ی کیت را کاملا پوشانده

00:41:27.840 --> 00:41:30.120
‫[گلن، روی نوار]
می‌گویید معنای عشق را پیدا کرده‌اید

00:41:30.200 --> 00:41:33.272
‫[کاترین، روی نوار]
‫بله، شکی نیست که این درست است.

00:41:33.334 --> 00:41:36.001
‫[گلن]
‫چه‌قدر طول کشید که عاشق بشوید؟

00:41:36.111 --> 00:41:38.640
‫[کاترین]
‫به‌نظرم تقریبا بلافاصله.

00:41:39.880 --> 00:41:44.160
‫[کلودیا] وقتی «زن سال» در سال ۱۹۴۲
‫در رادیوسیتی روی پرده بود،

00:41:44.240 --> 00:41:46.680
‫ستون‌نویس شایعات، شیلا گراهام،
‫توانست به هزاران خواننده‌ی خود

00:41:46.760 --> 00:41:49.480
‫بگوید که تریسی و هپبرن

00:41:49.560 --> 00:41:51.401
‫در خانه‌ای پر از آتش زندگی می‌کنند

00:41:51.440 --> 00:41:55.720
‫و صحنه‌های عاشقانه‌ی فیلم
‫به‌شدت قانع‌کننده است.

00:41:59.640 --> 00:42:01.600
‫[مصاحبه‌گر]
‫چی شما را جذب اسپنسر تریسی کرد؟

00:42:01.680 --> 00:42:03.360
‫[کاترین، روی نوار] حس شوخ‌طبعی‌اش.

00:42:03.440 --> 00:42:07.440
‫حس شوخ‌طبعی فوق‌العاده‌ای داشت،
‫و حافظه‌ای عالی.

00:42:08.600 --> 00:42:13.360
‫چی مرا جذب اسپنسر تریسی کرد؟
‫کلمه‌اش چیست؟... جادو.

00:42:20.760 --> 00:42:23.040
‫[کلودیا] البته رابطه‌ی نامشروع بود.

00:42:23.120 --> 00:42:27.600
‫تریسی زن داشت،
‫اما پیش از ظاهر شدن هپبرن هم

00:42:27.680 --> 00:42:29.040
‫رابطه‌های عاشقانه داشت،

00:42:29.120 --> 00:42:32.080
‫که ظاهرا در هالیوود یک راز آشکار بود،

00:42:32.160 --> 00:42:35.680
‫گرچه در مطبوعات اصلا مورد توجه قرار نگرفت.

00:42:42.560 --> 00:42:45.920
‫[موندی] مطبوعات شروع کردند به آزار کیت،

00:42:46.000 --> 00:42:49.600
‫و او خیلی زود یاد گرفت که آن‌ها را
‫در فاصله‌ی مشخصی نگه دارد.

00:42:50.320 --> 00:42:54.200
‫و به‌نظرم بازی سرگرم‌کننده‌ای بود،

00:42:54.280 --> 00:42:56.480
‫که بسیار مهم باشی و اجازه ندهی کسی بداند.

00:42:56.560 --> 00:42:57.760
‫بیا یواشکی برویم این‌جا،

00:42:57.840 --> 00:43:03.320
‫و این بازی سرگرم‌کننده‌ای‌ست،
‫حس خواسته شدن، و حس مهم بودن.

00:43:15.000 --> 00:43:17.040
‫[گلن، روی نوار]
به من گفت شایعات دهه‌ی ۱۹۳۰

00:43:17.120 --> 00:43:18.520
‫این بود که او [کیت] لزبین است.

00:43:18.600 --> 00:43:19.782
‫[کاترین، روی نوار] بله.

00:43:19.829 --> 00:43:23.280
‫[گلن] چون ستیزه‌جوست
‫و شلوار پایش می‌کند

00:43:23.360 --> 00:43:25.560
‫و آن روزها مصاحبه هم نمی‌کردی.

00:43:25.640 --> 00:43:27.480
‫[کاترین]
خب، دلم نمی‌خواست مصاحبه کنم

00:43:27.560 --> 00:43:29.760
‫چون فکر می‌کردم حرف زدن فایده‌ای ندارد

00:43:29.840 --> 00:43:32.040
‫مگر این که بدانی که فایده دارد.»

00:43:32.120 --> 00:43:36.160
‫بعد که فهمیدم مشکلی نیست
‫دیگر نیازی به حرف زدن نبود.

00:43:39.880 --> 00:43:43.400
‫[کاترین]
آدم‌ها همیشه پشت سر من و لارا حرف می‌زدند

00:43:43.480 --> 00:43:45.680
‫مارک ساندریچ کارگردان سرانجام به‌ام گفت

00:43:45.760 --> 00:43:47.640
‫که شاید باعث و بانی‌ شروع این شایعه

00:43:47.720 --> 00:43:52.200
‫خودش بوده، چون شنیده لارا تلفنی
‫توی استودیو وقتی می‌خواسته

00:43:52.280 --> 00:43:56.560
‫مرا کنترل کند، خودش را شوهرم خطاب کرده.

00:43:56.640 --> 00:43:58.800
‫[موندی] اوه، آیا او لزبین بود؟ نمی‌دانم.

00:43:58.880 --> 00:44:01.760
‫او شاید همه‌چیز بود، شاید هم هیچ‌چیز.

00:44:01.840 --> 00:44:06.360
‫او همان‌چیزی بود که تو فکر می‌کردی هست

00:44:06.440 --> 00:44:08.080
‫چون نکته‌اش همین است.

00:44:08.160 --> 00:44:10.960
‫مثل این که، اگر کسی پسر خوبی‌ست،
‫حتما همجنس‌گراست.

00:44:11.040 --> 00:44:14.240
‫اگر زنی ستیزه‌جوست، حتما همجنس‌گراست.

00:44:14.320 --> 00:44:17.560
‫خب، به قول کیت، «چه‌ ملال‌آور!»

00:44:17.640 --> 00:44:19.000
‫کل ماجرا ملال‌آور است.

00:44:19.080 --> 00:44:21.240
‫نمی‌توانی بفهمی، و به تو ربطی ندارد.

00:44:21.320 --> 00:44:23.320
‫و به‌هرحال، کی براش مهم است؟

00:44:29.320 --> 00:44:31.600
‫[کلودیا] او بی‌شک به این حدس و گمان‌ها
‫اهمیت نمی‌داد

00:44:31.680 --> 00:44:34.440
‫این که با کی قرار می‌گذارد
‫و چه‌قدر مهم است که

00:44:34.520 --> 00:44:36.720
‫همیشه شلوار می‌پوشد.

00:44:36.800 --> 00:44:39.960
‫باعث شد مردم درباره‌اش حدس بزنند
‫و حرف بزنند

00:44:40.040 --> 00:44:43.080
‫اما وقتی بحث فیلم‌نامه می‌شد،
‫او دقیقا می‌دانست چه می‌خواهد

00:44:43.160 --> 00:44:44.480
‫و رفت سراغ تئاتر

00:44:44.560 --> 00:44:48.560
‫تا نمایش دیگری را از فیلپ بری
‫اجرا کند با نام «بدون عشق»

00:44:48.640 --> 00:44:50.840
‫سعی کرد کاری کند که تهیه‌کننده
‫تریسی را در نقش مقابل

00:44:50.920 --> 00:44:54.200
‫استخدام کند،
‫اما آن‌ها نگران مشروب‌خوردن‌اش بودند.

00:44:54.280 --> 00:44:55.960
‫سخت بود

00:44:56.040 --> 00:44:58.240
‫با هم کار کردن لذت‌بخش بود

00:44:58.320 --> 00:45:00.000
‫اما بهانه‌ای هم بود

00:45:00.080 --> 00:45:02.920
‫برای این که با هم باشند
‫بدون نیاز به دزدکی حرکت کردن.

00:45:04.120 --> 00:45:06.600
‫[لری کینگ]
‫آیا آن رابطه‌ی عاشقانه پنهانی بود؟

00:45:06.680 --> 00:45:10.520
‫[کاترین هوتون]
‫قاعدتا لری، چون تریسی متاهل بود.

00:45:10.600 --> 00:45:15.040
‫و فکر نکنم هیچ‌کدام‌شان می‌خواستند
‫توجه‌ها را به خود جلب کنند.

00:45:15.120 --> 00:45:17.000
‫[لری کینگ] پس چه‌طور رفتار می‌کردند؟

00:45:17.080 --> 00:45:19.080
‫[کاترین هوتون]
‫سخت تلاش می‌کردند

00:45:19.160 --> 00:45:20.920
‫هیچ‌وقت توی یک هتل نمی‌ماندند

00:45:21.000 --> 00:45:23.040
‫از در پشتی رفت و آمد می‌کردند.

00:45:23.120 --> 00:45:25.320
خاله‌ام از پلکان‌های اضطراری
‫خیلی استفاده کرده

00:45:25.400 --> 00:45:28.760
‫این که از پنجره‌ی اتاق برود روی پشت‌بام.

00:45:30.600 --> 00:45:33.360
‫[کاترین] برای من تا ۳۳ سالگی طول کشید

00:45:33.440 --> 00:45:36.644
‫تا عاشق بشوم و معنایش را بفهمم.

00:45:37.640 --> 00:45:40.160
‫نیازهای او برایم در اولویت بود

00:45:40.240 --> 00:45:43.640
‫و برای هر کاری که می‌کردم
‫نیاز به تاییدش داشتم.

00:46:03.600 --> 00:46:06.240
‫[جو تریسی، نوه‌ی اسپنسر تریسی]
 پدربزرگم آدم بسیار کم‌حرفی بود

00:46:06.320 --> 00:46:09.360
‫راستش، از آن آدم ساکت‌های مقتدر.

00:46:09.440 --> 00:46:11.480
‫اما برای بردن من به حیاط و بازی فریسبی

00:46:11.560 --> 00:46:12.560
‫وقت می‌گذاشت.

00:46:12.640 --> 00:46:15.600
‫و، راستش می‌خواست مرا به جایی ببرد

00:46:15.680 --> 00:46:17.800
‫اما مادربزرگم نمی‌گذاشت با او
‫سوار ماشین بشوم

00:46:17.880 --> 00:46:20.480
‫چون تند رانندگی می‌کرد

00:46:20.560 --> 00:46:23.240
‫و هر دلیل دیگری که می‌توانست داشته باشد.

00:46:24.640 --> 00:46:27.280
‫وقتی شروع به نوشیدن کردم،
‫مادرم برایم از سابقه‌ی الکلیسم

00:46:27.360 --> 00:46:30.000
‫در خانواده گفت و این که ارثی‌ست،

00:46:30.080 --> 00:46:34.000
‫و بعد اسپنسر، که وقتی درباره‌ی
‫سلامتی‌اش سوال می‌کردم

00:46:34.080 --> 00:46:36.880
‫علتش آسیبی بود که نوشیدن الکل

00:46:36.960 --> 00:46:40.520
‫و افسردگی و اضطراب به او زد.

00:46:41.320 --> 00:46:43.960
‫با وجود پدرم، و با وجود یک پسر ناشنوا

00:46:44.040 --> 00:46:48.640
‫و بعد حس عذاب وجدان کاتولیک
‫به خاطر رابطه‌هاش.

00:46:48.720 --> 00:46:51.800
‫و این که احساس گناه می‌کرد
‫که به جای کشیش شدن

00:46:51.880 --> 00:46:54.120
‫در کلیسای کاتولیک، بازیگر شده بود.

00:46:54.200 --> 00:46:57.440
‫می‌گفت: «باید برای لوله‌کش خود
‫احترام بیش‌تری قائل شوید.

00:46:57.440 --> 00:46:59.820
‫چون فایده‌‌ش بیش‌تر از بازیگر است.»

00:47:02.440 --> 00:47:06.200
‫[کلودیا] این افسانه‌ای نبود
‫که بعدا ساخته باشند.

00:47:06.680 --> 00:47:08.360
‫اسپنسر الکلی.

00:47:08.440 --> 00:47:10.320
‫اسپنسری که بدون کمک کیت

00:47:10.400 --> 00:47:13.000
‫که کنترلش کند، نمی‌توانست بازی کند

00:47:15.960 --> 00:47:20.160
‫[کاترین هوتون] شکی نیست
‫که رابطه‌شان پرتب‌وتاب و پیچیده بود.

00:47:20.960 --> 00:47:22.440
‫و آتشین.

00:47:22.520 --> 00:47:24.480
‫او می‌توانست اغلب به کیت سخت بگیرد

00:47:24.560 --> 00:47:26.880
‫و به‌نظرم تنها کسی بود که این اجازه را داشت

00:47:26.960 --> 00:47:28.320
‫که قسر دربرود.

00:47:30.680 --> 00:47:34.640
‫[کاترین، روی نوار]
‫زندگی برای اسپنسر دشوار بود.

00:47:34.720 --> 00:47:38.720
‫حس می‌کرد بدبختی‌هایی
‫که برای دیگران ایجاد کرده

00:47:38.800 --> 00:47:42.920
‫می‌توانست پیش نیاید، و اگر وجود نداشت

00:47:43.000 --> 00:47:44.960
‫دنیا جای بهتری می‌شد.

00:47:46.080 --> 00:47:48.480
‫این بار سنگینی‌ست روی دوش آدم.

00:47:49.920 --> 00:47:53.200
‫[زن] «دریمزل عزیز،
‫اوضاع و احوال چه‌طور است؟

00:47:53.280 --> 00:47:55.800
‫این روزها خیلی کم ازت خبر دارم

00:47:55.880 --> 00:47:58.640
‫این که به چه فکر می‌کنم و چه حالی داری.

00:47:58.720 --> 00:48:01.560
‫امیدوارم حالت خوب باشد
‫و فیلم تازه‌ات را شروع کنی

00:48:01.640 --> 00:48:04.560
‫عشقم را به مقدار زیاد برایت می‌فرستم.»

00:48:07.120 --> 00:48:08.800
‫[رابین] با این که کیت برای مراقبت

00:48:08.880 --> 00:48:11.920
‫از اسپنسر وقت می‌گذاشت، همچنان خودش را

00:48:12.000 --> 00:48:15.440
‫برای فیلم‌نامه‌های جالب به چالش می‌کشید،
‫چیزهایی که بتواند مهرش را رویش بکوبد.

00:48:16.000 --> 00:48:19.320
‫وقتی در سال ۱۹۴۳ فیلم‌نامه‌ی
‫«نگهبان شعله» به دستش رسید،

00:48:19.400 --> 00:48:22.040
‫آن زمان موضوعی جنجالی به حساب می‌آمد.

00:48:22.120 --> 00:48:25.680
‫فیلم‌نامه نه‌فقط هوشمندانه
‫و بسیار دراماتیک بود،

00:48:25.760 --> 00:48:28.640
‫بلکه هیچ‌وقت فیلمی
‫زنی را این‌گونه تصویر نکرده بود.

00:48:28.720 --> 00:48:31.160
‫زنی که به جرم قتل به دادگاه می‌رفت.

00:48:32.840 --> 00:48:34.400
‫[کاترین] شخصیت کریستین

00:48:34.480 --> 00:48:37.080
‫زنی بالغ و بسیار پیچیده بود.

00:48:37.160 --> 00:48:41.560
‫بسیار چندوجهی، و نه دختری
‫شبیه فیلم‌های دیگرم.

00:48:41.640 --> 00:48:44.520
‫بنابراین فرصت را قاپیدم
‫که در نقشی ظاهر شوم، با شخصیتی واقعی

00:48:44.600 --> 00:48:46.360
‫و تجربه‌ی واقعی زندگی.

00:48:48.120 --> 00:48:51.200
‫[رابین] «نگهبان شعله» یک زوج
‫تریسی، هپبرن کلاسیک دیگر بود

00:48:51.280 --> 00:48:53.920
‫و به‌نظرم برای کیت الهام‌بخش بود

00:48:54.000 --> 00:48:56.560
‫چون در هالیوود
‫یک قاعده‌ی ناگفته وجود داشت

00:48:56.640 --> 00:48:59.080
‫که زن‌ها نمی‌توانند
‫از اتهام قتل قسر دربروند.

00:48:59.160 --> 00:49:02.480
‫کیت به این راضی نبود،
‫و پایان فیلم را بازنویسی کرد،

00:49:02.560 --> 00:49:04.520
‫اما وقتی پایان تازه را ارسال کرد،

00:49:04.600 --> 00:49:07.240
‫نویسنده از پذیرفتن‌اش امتناع کرد،
‫همین بود که بود.

00:49:09.800 --> 00:49:14.760
‫[کاترین، در تلویزیون] سناتور کندی به‌تازگی
‫یازده لایحه در سنا ارائه کرده

00:49:14.840 --> 00:49:18.160
‫که در صورت تصویب،

00:49:18.240 --> 00:49:22.920
‫سیستم آموزشی کالیفرنیا را
‫پنجاه سال عقب می‌برد.

00:49:23.600 --> 00:49:27.080
‫این مردها به‌خوبی دریافته‌اند

00:49:27.160 --> 00:49:31.160
‫که دستی که گهواره را تکان می‌دهد

00:49:31.240 --> 00:49:33.040
‫دنیا را تکان می‌دهد.

00:49:34.000 --> 00:49:35.960
‫[رابین] کیت در مشارکت در حوزه‌ی عمومی

00:49:36.040 --> 00:49:38.880
‫محتاط بود، اما در اواخر دهه‌ی چهل

00:49:38.960 --> 00:49:42.280
‫کمیته‌ی غیرآمریکایی مجلس نمایندگان
‫که نگران زوال اخلاقی بود،

00:49:42.360 --> 00:49:45.480
‫قوانین سانسور جدیدی را در هنر
‫مطرح کرد.

00:49:45.560 --> 00:49:48.800
‫این دنیای کیت بود، و او کاملا مخالف بود.

00:49:48.880 --> 00:49:50.680
‫پس برخاست و سخن گفت.

00:49:53.320 --> 00:49:55.600
‫[کاترین]
‫این کار را کردم چون به‌اش اعتقاد داشتم.

00:49:55.680 --> 00:49:58.040
‫حمایت کامل والدینم را داشتم که معتقد بودند

00:49:58.120 --> 00:50:01.560
‫تنها امتیاز موقعیتم،
‫صدایی‌ست که به من می‌دهد

00:50:01.640 --> 00:50:03.360
‫تا دیگران را تهییج کنم.

00:50:04.240 --> 00:50:08.400
‫مسئله سیاست نبود، مسئله سانسور بود.

00:50:08.480 --> 00:50:11.520
‫اسپنسر به دخالت بازیگران
‫در امور عمومی اعتقاد نداشت.

00:50:11.600 --> 00:50:14.380
‫و بار دیگر مطبوعات در پی این بودند
‫که مرا به داخل گل‌ولای بکشانند

00:50:14.400 --> 00:50:15.620
‫و مرا صورتی نامیدند.

00:50:15.760 --> 00:50:18.560
‫بعد از آن، بقیه‌ی سال را کار نکردم.

00:50:19.560 --> 00:50:24.200
‫گارسن تماس گرفت با فیلم‌نامه‌ی
‫تازه‌ای که برای‌مان نوشته بود: «دنده‌ی آدم»

00:50:24.280 --> 00:50:26.480
‫که شامل همه‌ی چیزهایی بود
‫که به‌اش اعتقاد داشتم

00:50:26.560 --> 00:50:29.160
‫و از نزدیک با او روی فیلم‌نامه کار کردم

00:50:29.240 --> 00:50:31.840
‫با حضور اسپنسر، و کارگردانی جرج [کیوکر]

00:50:31.960 --> 00:50:35.360
‫دلپذیر بود که با همه‌ی دوستانم
‫یک‌جا جمع شویم و با هم کار کنیم.

00:50:36.920 --> 00:50:38.640
‫صبح‌به‌خیر، آقای هرلاک،

00:50:38.720 --> 00:50:40.040
‫صبح به‌خیر.

00:50:40.120 --> 00:50:42.600
‫آیا به حقوق برابر زن‌ها اعتقاد دارید؟

00:50:42.680 --> 00:50:44.400
‫- چی؟
‫- اعتراض دارم.

00:50:44.628 --> 00:50:46.470
‫[کلودیا]
‫«دنده‌ی آدم» از آن فیلم‌هاست

00:50:46.600 --> 00:50:49.760
‫که او در آن ایده‌ی برابری زن‌ها را
‫با صدایی بلند و واضح

00:50:49.800 --> 00:50:51.220
‫مشخص مطرح می‌کند

00:50:51.336 --> 00:50:54.300
‫چون در دادگاه درباره‌اش بحث می‌کند

00:50:54.320 --> 00:50:57.760
‫سخنرانی‌های متعددی دارد
درباره‌ی این که در چنین موقعیتی

00:50:57.840 --> 00:50:59.200
‫اگر طرف مرد بود چه می‌کردید؟

00:50:59.280 --> 00:51:02.000
‫چرا همین کار را در همین موقعیت
‫با زن‌ها نمی‌کنید؟

00:51:02.080 --> 00:51:05.960
‫درواقع، برابری زن‌ها فقط زیرمتن فیلم نیست،

00:51:06.040 --> 00:51:08.920
‫آن‌طور که همیشه با حضور او بود،
‫بلکه موضوع اصلی‌ست.

00:51:09.000 --> 00:51:11.240
‫این زن بیچاره، مگر حق‌اش عدالت نیست؟

00:51:11.410 --> 00:51:13.960
‫منظورم اینه که، آیا عدالت
‫فقط برای مردها رزرو شده؟

00:51:13.980 --> 00:51:16.340
‫همان قانون نانوشته‌ای
‫که لناهان را محکوم کرد.

00:51:16.420 --> 00:51:18.820
‫[رابین] کیت داشت مشهور می‌شد به خاطر
‫بازی در نقش‌ شخصیت‌هایی

00:51:18.900 --> 00:51:20.780
‫انتظارهای جامعه را زیر پا می‌گذاشتند.

00:51:20.920 --> 00:51:23.167
‫و خودش هم در زندگی همین‌‌طور بود.

00:51:23.320 --> 00:51:25.480
‫نسبت به اغلب زن‌هایی که ازدواج می‌کردند
‫و بچه داشتند

00:51:25.560 --> 00:51:27.680
‫زندگی کاملا متفاوتی داشت.

00:51:29.360 --> 00:51:32.040
‫[گلن، روی نوار]
اگر بچه می‌خواستی، ازدواج می‌کردی؟

00:51:32.130 --> 00:51:33.830
‫[کاترین، روی نوار] بله، این کار می‌کردم،

00:51:33.850 --> 00:51:35.344
‫اما زندگی‌ام به‌کل طور دیگری می‌شد

00:51:35.515 --> 00:51:40.412
‫در آن صورت، کار نمی‌کردم،
‫چون فکر می‌کردم به‌دقت بزرگ کردن بچه

00:51:40.960 --> 00:51:43.000
‫کار فوق‌العاده‌ای‌ست.

00:51:43.080 --> 00:51:47.280
‫اما می‌خواستم فیلم بازی کنم و ستاره بشوم.

00:51:47.360 --> 00:51:49.680
‫[گلن] و ستاره هستی.

00:51:49.760 --> 00:51:54.400
‫[کاترین] بله، منظورم این است که
‫آدم بهایش را می‌پردازد.

00:51:54.480 --> 00:51:57.880
‫[گلن] و این بها فکر می‌کنید
برای شما تنهاتر بودن بوده؟

00:51:57.960 --> 00:52:01.280
‫[کاترین] نه، فکر نکنم.
‫من از آن نوع آدم‌های تنها نیستم.

00:52:05.000 --> 00:52:07.160
‫[مجری تلویزیونی] من ماجرا را می‌دانم:

00:52:08.160 --> 00:52:11.720
‫[لورن باکال]: سم اسپیگل به بوگی گفت
‫هیوستن و هپبرن را دارد

00:52:11.800 --> 00:52:15.040
‫و به هیوستن گفت بوگارت و هپبرن را دارد

00:52:15.120 --> 00:52:17.800
‫و به هپبرن گفت بوگارت و هیوستن را دارد.

00:52:17.880 --> 00:52:19.600
‫پیش از این که هیچ‌کدام را داشته باشد

00:52:19.680 --> 00:52:21.520
‫و این‌طوری همه‌شان را به دست آورد.

00:52:28.280 --> 00:52:31.800
‫[کاترین] سم اسپیگل فیلم‌نامه‌ی
‫ «کشتی افریکن کوئین» فورستر را فرستاد

00:52:31.880 --> 00:52:35.000
‫تا ببیند آیا نقش رز را در اقتباس‌اش
‫بازی می‌کنم

00:52:35.080 --> 00:52:39.560
‫فوق‌العاده بود،
بلافاصله با جان هیوستن و سم جلسه گذاشتم

00:52:39.640 --> 00:52:42.440
‫آن موقع هنوز مطمئن نبودند
‫که کی قرار است نقش مرد را بازی کند

00:52:42.520 --> 00:52:44.600
‫اما فکر می‌کردند باید یک کاکنی معتبر باشد

00:52:44.701 --> 00:52:47.941
‫اما وقتی به بوگی فکر کردند،
‫دیگر کسی نمی‌توانست با ظاهر و شخصیت او

00:52:48.000 --> 00:52:52.400
‫رقابت کند. بنابراین شخصیت او را
‫به کانادایی تغییر دادند

00:52:53.960 --> 00:52:56.600
‫درحالی‌که داشتم به آفریقا می‌رفتم
‫حس خوبی نداشتم.

00:52:56.680 --> 00:52:58.840
‫هنوز فیلم‌نامه‌ی کامل را ندیده بودم،

00:52:58.920 --> 00:53:01.920
‫اما بوگی که قبلا با جان کار کرده بود گفت:

00:53:02.000 --> 00:53:04.280
‫«نگران نباش. او همین‌طوری کار می‌کنه.»

00:53:04.360 --> 00:53:07.120
‫گفتم: «آو، این‌طوری داره سخت می‌شه.»

00:53:07.200 --> 00:53:10.080
‫گفت: «حالا می‌بینی. ارزشش رو داره.»

00:53:15.240 --> 00:53:19.200
‫[آنجلا آلن] آن موقع‌ها به کار من
می‌گفتند «مسئول تداوم» [سوپروایزر فیلم‌نامه]

00:53:25.080 --> 00:53:28.320
‫این منم، کیتی هپبرن،

00:53:28.960 --> 00:53:34.040
‫هامفری بوگارت، لورن باکال، جان هیوستن

00:53:36.080 --> 00:53:38.360
‫همه‌مان را پشه نیش زده بود،
‫همان‌طور که قبلا گفتم،

00:53:38.440 --> 00:53:42.880
‫این همه حشره‌ی پرنده.

00:53:42.960 --> 00:53:47.040
‫خب، من جوان بودم و این یک تجربه‌ی تازه بود.

00:53:47.120 --> 00:53:51.760
‫منظورم این است که اردوگاه
‫واقعا توی جنگل بود.

00:53:51.840 --> 00:53:55.880
‫پسرها ورق‌بازی می‌کردند. جایی نبود بروند.

00:53:55.960 --> 00:54:01.360
‫اما کیتی خودش را نگه می‌داشت
‫متن را می‌خواند و دیالوگ‌هاش را حفظ می‌کرد.

00:54:01.440 --> 00:54:03.360
‫و کارهای از این دست.

00:54:03.440 --> 00:54:06.360
‫خیلی منظم و کاملا رئیس‌مآب بود.

00:54:06.440 --> 00:54:09.120
‫منظورم این است که جان، به‌نظرم

00:54:09.200 --> 00:54:12.240
‫آن‌طور که او عادت داشت روش‌مند نبود.

00:54:13.360 --> 00:54:17.560
‫یک صبح معروف داشتیم.
همه رفته بودیم بالای رودخانه.

00:54:17.640 --> 00:54:20.920
‫صحنه را گرفته بودیم و جان گفت:
‫«چاپ بشه.»

00:54:21.000 --> 00:54:23.160
‫کیت گفت: «اما تو که نگاه نمی‌کردی!»

00:54:23.240 --> 00:54:27.120
‫گفت: «اما جان، تو نگاه نکردی.»
‫«صداش را می‌شنیدم کیتی.»

00:54:27.200 --> 00:54:31.160
‫اینا با هم یکی نیست. می‌خوام تکرارش کنم.»

00:54:31.920 --> 00:54:34.480
‫خب، قایق را برگرداندیم سر جایش.

00:54:34.560 --> 00:54:38.400
‫موفق شدیم موتور بخار و چیزهای دیگر را

00:54:38.480 --> 00:54:40.080
‫از درخت‌ها جدا کنیم.

00:54:40.160 --> 00:54:44.000
‫حدود چهار پنج ساعت طول کشید
‫تا همه‌چیز آماده شد

00:54:44.080 --> 00:54:46.040
‫تا صحنه را دوباره بگیریم.

00:54:46.760 --> 00:54:50.680
‫ما توی فیلم همان برداشت اول را گذاشتیم
‫و کیت هرگز متوجه نشد.

00:54:51.480 --> 00:54:53.040
‫اون طرف.

00:54:53.120 --> 00:54:55.000
‫بزن کنار.

00:54:57.024 --> 00:55:00.024
ز ر فـیـلــم

00:55:05.040 --> 00:55:08.960
‫[موندی]
مادر کیت بسیار باهوش، بسیار توانا

00:55:09.040 --> 00:55:10.840
‫و بسیار خوش‌فکر بود.

00:55:10.920 --> 00:55:16.480
‫و با داشتن یک مذاکره‌کننده‌ی خوب
‫خانواده را واقعا کنار هم نگه داشت.

00:55:16.560 --> 00:55:18.400
‫می‌توانست هپ را کنترل کند

00:55:19.320 --> 00:55:23.480
‫و خونریزی مغزی کرد و در ۷۲ سالگی

00:55:23.560 --> 00:55:25.080
‫به شکل ناگهانی مرد.

00:55:25.640 --> 00:55:27.440
‫همه در شوک بودند.

00:55:27.520 --> 00:55:29.720
‫لحظه‌ی وحشتناکی بود.

00:55:29.800 --> 00:55:32.800
‫بعدتر که پدرش مرد،

00:55:32.880 --> 00:55:37.040
‫کمی تجربه‌ی مواجهه با مرگ را داشت

00:55:37.120 --> 00:55:39.360
‫اما پس از مرگ مادرش،

00:55:39.440 --> 00:55:41.880
‫اساسا در کار دچار زیاده‌روی شد،

00:55:41.960 --> 00:55:46.040
‫چون اگر یک چیز داشت، آن انرژی عصبی بود.

00:55:46.120 --> 00:55:48.880
‫و درد تبدیل می‌شد به این که

00:55:48.960 --> 00:55:52.640
‫«اوکی، انجامش می‌دم.
‫خیلی‌خب، درستش می‌کنم.»

00:55:52.720 --> 00:55:55.920
‫آن‌قدر درستش می‌کنی که بعد فرو می‌ریزی.

00:56:02.280 --> 00:56:06.960
‫[کلودیا]
مشخص است که نوعی ناراحتی عصبی داشت

00:56:07.720 --> 00:56:10.480
‫و سر اجرای «زن میلیونر» در لندن

00:56:10.560 --> 00:56:12.520
‫ظاهرا دچار فروپاشی عصبی شد

00:56:12.600 --> 00:56:13.840
‫در حین اجرا.

00:56:13.920 --> 00:56:18.640
‫طوری که نمی‌توانست حرف بزند
‫و گلویش مشکل پیداکرد.

00:56:19.800 --> 00:56:21.320
‫به شکل فزاینده‌ای دچار جنون شده بود

00:56:21.400 --> 00:56:24.400
‫دست‌آخر در نیویورک کارش به بیمارستان کشید.

00:56:24.480 --> 00:56:28.760
‫اما هر شب پشت سر هم اجرا داشت.

00:56:29.960 --> 00:56:33.960
‫[موندی] مادرم می‌گفت یک سطل زباله
‫هست که می‌برد روی صحنه.

00:56:34.040 --> 00:56:36.920
‫و بارها توی سطل زباله بالا می‌آورد

00:56:37.000 --> 00:56:41.360
‫چون حسابی ترسیده بود، و می‌گفت:
‫«خدایا الان همه چی فکر می‌کنند؟»

00:56:41.440 --> 00:56:43.280
‫باید کارم رو درست انجام بدم.»

00:56:43.360 --> 00:56:44.960
‫و بعد دوباره بالا می‌آورد.

00:56:45.040 --> 00:56:47.720
‫و بعد مادرم می‌گفت روی صحنه

00:56:47.800 --> 00:56:50.480
‫بازی‌اش عالی بود.

00:56:50.560 --> 00:56:53.080
‫و بعد می‌آمد پشت صحنه
‫و شانه‌هایم را می‌گرفت:

00:56:53.160 --> 00:56:54.880
‫«خوب بودم؟ خوب بودم؟»

00:56:55.840 --> 00:56:58.440
‫[کاترین]
‫همیشه حس می‌کردم می‌خواهند مچم را بگیرند.

00:56:58.520 --> 00:57:00.440
‫و باید خوب باشم.

00:57:00.520 --> 00:57:04.960
‫و هنوز هم فکر می‌کنم بهتر است خوب باشم.
‫و راستش همیشه برای بهترین بودن می‌جنگم.

00:57:05.040 --> 00:57:08.080
‫ـ [مجری تلویزیونی] درک می‌کنم.
‫ـ روزها با خودم می‌جنگیدم

00:57:08.160 --> 00:57:10.720
‫که بهترین کار را ارائه بدهم.
‫می‌فهمی منظورم چیست؟

00:57:10.800 --> 00:57:13.240
‫و فکر نمی‌کنم هرگز چیزی را احساس می‌کنید

00:57:13.250 --> 00:57:15.450
‫احساس کسالت می‌کنید.

00:57:16.100 --> 00:57:18.820
‫مگر نه؟ ها؟ یا شاید احساس هیجان می‌کنید؟

00:57:19.200 --> 00:57:21.800
‫[مجری تلویزیونی]
‫نه، من بیش‌تر وقت‌ها احساس کسالت می‌کنم.

00:57:21.800 --> 00:57:23.160
‫احساس کسالت. احساس کسالت.

00:57:23.200 --> 00:57:25.520
‫بعد فکر می‌کنی: «خدای من، اونا می‌فهمند

00:57:25.550 --> 00:57:28.470
‫که من چه‌قدر ملال‌آورم»،
‫و این وحشتناک است.

00:57:30.560 --> 00:57:32.720
‫[رابین] "خوشحالم خبردار می‌شوم

00:57:32.800 --> 00:57:35.360
‫نه‌فقط از سفر آفریقا جان به در بردی،

00:57:35.440 --> 00:57:38.640
‫بلکه به‌اش خوش گذشته
‫و فقط کمی بیمار شدی.

00:57:38.720 --> 00:57:41.120
‫ای کاش می‌توانستم این چند خط را
‫برای لندن بنویسم

00:57:41.200 --> 00:57:43.560
‫و چند هفته‌ای همراهت باشم."

00:57:45.200 --> 00:57:48.680
‫«زن میلیونر» برای هپبرن در لندن
‫موفقیتی بزرگ بود،

00:57:48.760 --> 00:57:52.320
‫اما او امتیاز سینمایی را انتخاب کرد،
‫و روی اقتباس‌اش کار کرد،

00:57:52.400 --> 00:57:54.760
‫و فیلم‌نامه را فرستاد
برای هر کسی که می‌شناخت

00:57:54.840 --> 00:57:57.040
‫و قدرتی در این صنعت دارند.

00:57:57.120 --> 00:58:01.120
‫پیشنهاد کرد که مجانی در آن بازی کند
‫و پول کارگردان را هم از جیبش بدهد

00:58:01.200 --> 00:58:03.480
‫اگر کسی قبول می‌کرد آن را بسازد.

00:58:04.240 --> 00:58:05.800
‫هیچ‌کس آن را نخرید.

00:58:07.120 --> 00:58:09.240
‫[کاترین] کاش تسلیم نمی‌شدم

00:58:09.320 --> 00:58:12.480
‫این کار عجیب را زمان می‌کند

00:58:12.560 --> 00:58:15.960
‫فراموش کرده بودم که پیش‌تر
‫چه درهایی به رویم بسته شده بود

00:58:16.040 --> 00:58:17.680
‫همه‌ی آن «نه»ها

00:58:17.760 --> 00:58:19.680
‫پیش‌تر هرگز متوقفم نکرده بودند.

00:58:19.760 --> 00:58:22.720
‫اما این‌بار خیلی زود تسلیم شدم.

00:58:24.400 --> 00:58:26.760
‫[رابین] کیت با کانستانس کالی‌یر تماس گرفت

00:58:26.840 --> 00:58:30.240
‫و ازش خواست که در تور شکسپیر آتی
‫مربی‌اش باشد

00:58:30.320 --> 00:58:31.960
‫او در «زن میلیونر» به کیت کمک کرده بود

00:58:32.040 --> 00:58:34.480
‫و نه‌فقط دوست،
‫بلکه آدم قابل اعتمادش شده بود.

00:58:34.560 --> 00:58:35.840
‫درنتیجه کانستانس همراه

00:58:35.920 --> 00:58:38.360
‫دستیار معتمدش، فیلیس ویلبورن، به لندن آمد.

00:58:38.440 --> 00:58:41.600
‫وقتی کنستانس به شکل ناگهانی از دنیا رفت،

00:58:41.680 --> 00:58:44.960
‫کیت بلافاصله فیلیس را به عنوان
‫منشی استخدام کرد.

00:58:46.640 --> 00:58:50.360
‫[موندی] فیلیس گفت: «من هرگز ازدواج نکردم
‫چون مردی باقی نمانده بود.

00:58:50.440 --> 00:58:51.960
‫همه‌ی مردها توی جنگ کشته شدند.

00:58:52.040 --> 00:58:56.680
‫بنابراین همراه خانم هپبرن آمدم آمریکا
‫و الان هم این‌جام.»

00:58:56.760 --> 00:59:00.120
‫فیلیس شیرین‌ترین، مفیدترین

00:59:00.200 --> 00:59:04.880
‫موجود مهربان کره زمین بود.

00:59:04.960 --> 00:59:10.400
‫و کیت او را به‌دقت
‫برای بقیه‌ی عمرش نگه داشت.

00:59:12.360 --> 00:59:18.000
‫[گلن] فیلیس بسیار درون‌گرا بود
‫و اساسا فقط خدمت می‌کرد.

00:59:18.080 --> 00:59:20.920
‫زنگ می‌زد و قرار مصاحبه‌ها را می‌گذاشت

00:59:21.000 --> 00:59:25.480
‫دم در سلام می‌کرد و می‌گفت:
‫«خانم طبقه‌ی بالاست.»

00:59:25.560 --> 00:59:27.560
‫طوری توی اتاق رفت و آمد می‌کرد

00:59:27.640 --> 00:59:29.240
‫که به‌سختی می‌توانستی حضورش را حس کنی.

00:59:29.320 --> 00:59:34.000
‫به‌وضوح با هپبرن پیوند نزدیک داشت.

00:59:34.080 --> 00:59:37.440
‫رابطه‌ی بسیار قابل اعتمادی بود.

00:59:39.080 --> 00:59:43.120
‫اسپنس، فیلیس و من
‫مثل یک خانواده‌ی منسجم شدیم.

00:59:43.200 --> 00:59:45.400
‫فیلیس کمک کرد
‫همه‌چیز زندگی‌ام را به دست بگیرم.

00:59:45.480 --> 00:59:47.760
‫بنابراین می‌توانستم فقط روی کارم تمرکز کنم.

00:59:47.840 --> 00:59:49.440
‫در تعطیلات به ما ملحق می‌شد

00:59:49.520 --> 00:59:52.800
‫و وقتی اسپنس مریض شد، به من کمک می‌کرد
‫که او را به سلامتی بازگردانم.

00:59:58.040 --> 01:00:01.120
‫[بانی]
‫زن‌ها مدام باید یک عمل باشند،

01:00:01.200 --> 01:00:05.640
‫و کاترین هپبرن تصمیم گرفت،
‫«اگر قرار است یک عمل باشم،

01:00:05.720 --> 01:00:09.320
‫آن عمل را خودم کنترل می‌کنم.»

01:00:09.400 --> 01:00:11.360
‫وقتی در دهه ۱۹۵۰ پیرتر شد،

01:00:11.440 --> 01:00:15.840
‫خودش را به قالب پیردختری درآورد
‫که به دنبال عشق است.

01:00:17.080 --> 01:00:20.800
‫[کلودیا] فیلمی که تماشایش
‫برایم از همه سخت‌تر است

01:00:20.880 --> 01:00:23.880
‫فیلم بسیار زیبای دیوید لین، «تابستان» است.

01:00:23.960 --> 01:00:29.080
‫ایده‌ی شخصیتی که
‫هر لحظه خودش را تضعیف می‌کند.

01:00:29.160 --> 01:00:33.480
‫او بدجوری تنها و غمگین است،
‫چون مردی ندارد.

01:00:33.560 --> 01:00:36.120
‫درسی‌ست درباره‌ی این که
‫اگر زود سوار قایق زناشویی نشوید

01:00:36.200 --> 01:00:39.560
‫چه بلایی ممکن است سرتان بیاید.

01:00:39.640 --> 01:00:42.720
‫و میخ وحشتناک بعدی تابوت پیردختر

01:00:42.800 --> 01:00:44.600
‫نامش هست: «Desk Set»

01:00:44.680 --> 01:00:46.480
‫او رئیس یک بنیاد پژوهشی‌ست

01:00:46.560 --> 01:00:49.560
‫اما یک رئیس مرد دارد
که هفت سال است ‫به او دل بسته،

01:00:49.640 --> 01:00:53.320
‫و منتظر است مرد به‌اش پیشنهاد ازدواج بدهد.

01:00:53.400 --> 01:00:55.960
‫برای پانصدمین بار،
‫پشت سرمان یک دیوار شیشه‌ایه.

01:00:55.977 --> 01:00:57.737
‫بانی، کی رو داری گول می‌زنی؟

01:00:57.810 --> 01:00:59.850
‫همه می‌دانند که تو توی کله‌ت مغز نداری

01:01:00.000 --> 01:01:02.600
‫تنها با مهربان بودن با منه
‫که می‌تونی شغلت رو نگه داری

01:01:02.600 --> 01:01:03.940
‫خب، دختر باید کار کنه.

01:01:03.950 --> 01:01:05.950
‫کار؟ اوه، آره، کار.

01:01:06.560 --> 01:01:09.800
‫[کلودیا]
تماشای هپبرن با آن همه انرژی ‫پویایی و هوش

01:01:09.880 --> 01:01:13.600
‫که در چنین نقشی جا افتاده باورنکردنی‌ست.

01:01:13.680 --> 01:01:15.960
‫هر کاری از دستش برمی‌آید،
‫ولی برای آن اعتباری نمی‌گیرد.

01:01:16.040 --> 01:01:18.960
‫برایش پول نمی‌گیرد، و هنوز دنبالش است.

01:01:19.040 --> 01:01:21.920
‫یک پایان خوش دارد،
‫وقتی که اسپنسر تریسی وارد می‌شود

01:01:22.000 --> 01:01:25.360
‫و حالا ظاهرا
‫اتفاق‌های بهتری در انتظارش است.

01:01:25.440 --> 01:01:29.120
‫اما باز هم این‌ها پایان است.
‫و چیزی که برای‌تان می‌ماند تصویری‌ست

01:01:29.200 --> 01:01:32.400
‫از آن‌چه در کل فیلم در حال وقوع است.

01:01:32.480 --> 01:01:34.240
‫برای من فقط تو مهمی!

01:01:47.560 --> 01:01:52.000
‫[کاترین] در فاصله‌ی فقط چند سال من و اسپنس
‫بسیاری از دوستان خوب‌مان را از دست دادیم:

01:01:52.080 --> 01:01:55.600
‫دیوید سلزنیک، لویس ب. مه‌یر، بوگی

01:01:55.680 --> 01:02:00.360
‫دوران دشواری بود، و هر از دست‌رفتنی
‫روی اسپنس تاثیر عمیق می‌گذاشت.

01:02:02.600 --> 01:02:04.720
‫[بانی] اسپنسر تریسی

01:02:04.800 --> 01:02:08.040
‫دیگر نمی‌تواند ادامه دهد. نمی‌تواند.

01:02:08.120 --> 01:02:11.640
‫شیاطین روح و جسمش را اشغال کرده‌اند.

01:02:11.720 --> 01:02:14.000
‫و کیت پنج سال از دوران کاری‌اش را

01:02:14.080 --> 01:02:17.960
‫که برایش همه‌چیز بود،
‫به نگه‌داری از او اختصاص داد.

01:02:21.080 --> 01:02:25.160
‫[رابین] وقتی اسپنس مریض شد،
‫کیت و اسپنس سرانجام در یک خانه مستقر شدند

01:02:25.240 --> 01:02:28.440
‫در کلبه‌ای در املاک جرج کیوکر.

01:02:29.560 --> 01:02:32.120
‫اسپنس نقاشی می‌کرد
‫و با هم به ساحل می‌رفتند.

01:02:32.200 --> 01:02:34.840
‫و زندگی خیلی بی‌سروصدایی داشتند.

01:02:34.920 --> 01:02:37.720
‫و وقتی اسپنس مریض شد،
‫کیت این موقعیت را دوست داشت

01:02:37.800 --> 01:02:43.200
‫انگار از این که اسپنس آن‌قدر قوی نبود،
‫احساس قدرت می‌کرد.

01:02:44.720 --> 01:02:48.760
‫[کاترین، روی نوار]
‫نمی‌توانستم مشکلاتش را حل کنم

01:02:48.840 --> 01:02:55.400
‫اما می‌توانستم کمک کنم که ببیند
‫از پله‌ها نیفتاده پایین.

01:02:55.480 --> 01:02:59.480
‫یا گردنش نشکسته یا درمانده نشده.

01:03:00.400 --> 01:03:02.480
‫و این لذت من بود.

01:03:04.640 --> 01:03:07.200
‫[کت] پدرم فیلم‌ساز بود، استنلی کرامر،

01:03:07.280 --> 01:03:09.560
‫که «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید»
‫را ساخت

01:03:09.640 --> 01:03:13.320
‫والدینم بخشی از
‫حلقه‌ی دوستان نزدیک کیت و اسپنس بودند.

01:03:13.400 --> 01:03:16.360
‫و کیت عادت داشت بعد از تنیس بیاید و بگوید:

01:03:16.440 --> 01:03:19.600
‫«می‌خوام بچه‌م رو ببینم.»

01:03:19.680 --> 01:03:22.920
‫کت، مادرم و اسپنس و پدرم

01:03:23.000 --> 01:03:25.920
‫عادت داشتند با هم شام بخورند و اسپنس و او

01:03:26.000 --> 01:03:29.040
‫همیشه درباره‌ی این شایعات حرف می‌زدند
‫که کی با کی می‌خوابد

01:03:29.120 --> 01:03:32.400
‫یا کی به کی خیانت می‌کند
‫یا کی با کی قرار می‌گذارد

01:03:32.480 --> 01:03:34.880
‫و این حرف‌ها یک جور سرگرمی‌ بود براشان

01:03:34.960 --> 01:03:39.480
‫مادرم کمک کرد که نقش جویی
‫را برای کاترین هوتون بگیرد

01:03:39.560 --> 01:03:43.600
‫به پدرم گفت:
«چرا از خواهرزاده‌ی خودش استفاده نمی‌کنی؟»

01:03:43.680 --> 01:03:46.360
‫دکتر جان وید پرینتیس. این پدر منه.

01:03:46.540 --> 01:03:48.300
‫-از آشناییت خوشبختم.
‫-اوه، حال‌تون چه‌طوره؟

01:03:48.480 --> 01:03:51.040
‫خوشحالم باهاتون آشنا می‌شم.
اما، اما، چی شده؟ اشکالی پیش اومده؟

01:03:51.120 --> 01:03:54.240
‫[بانی] این فیلمی‌ست درباره‌ی
‫یک زوج کمی بالاتر از متوسط

01:03:54.420 --> 01:03:58.660
‫سفیدپوست چپ‌گرا که دخترشان
‫یک مرد سیاه را به خانه می‌آورد.

01:03:59.040 --> 01:04:01.400
‫راستش، حالا با خودمان فکر می‌کنیم

01:04:01.480 --> 01:04:04.240
‫«همه اجازه می‌دهند که با سیدنی پواتیه
‫ازدواج کنی.»

01:04:04.320 --> 01:04:07.200
‫راستش، رنگ پوست یا جنسیتت مهم نیست.

01:04:07.280 --> 01:04:09.680
‫با سیدنی پواتیه ازدواج می‌کنی.
‫پس قضیه چیست؟

01:04:09.760 --> 01:04:13.520
‫اما آن روزها این شوک‌آور بود

01:04:13.600 --> 01:04:15.640
‫چون در برخی ایالت‌های اتحادیه

01:04:15.720 --> 01:04:19.240
‫واقعا کاترین هوتون و سیدنی پواتیه

01:04:19.320 --> 01:04:21.800
‫نمی‌توانستند قانونی با هم ازدواج کنند.

01:04:21.880 --> 01:04:24.640
‫دو هفته پیش می‌گفتم همچی چیزی
‫غیرقابل تصوره.

01:04:25.360 --> 01:04:28.480
‫[بانی]
اگر توجه کنید، اسپنسر تریسی در آن فیلم

01:04:28.560 --> 01:04:30.560
‫زیاد از جایش بلند نمی‌شود، چون نمی‌تواند.

01:04:30.640 --> 01:04:34.000
‫قلبش جواب نمی‌دهد. کیت خیلی عصبی‌ست.

01:04:34.080 --> 01:04:38.560
‫و می‌داند که مطابق عقاید سیاسی‌اش
‫و شیوه‌ی زندگی‌اش

01:04:38.640 --> 01:04:40.440
‫این راهی‌ست که
‫مرد می‌خواهد از آن بیرون برود.

01:04:40.520 --> 01:04:43.760
‫و می‌خواهد این بیانیه را صادر کند
‫که ما همه برابریم.

01:04:43.840 --> 01:04:47.360
‫فکر می‌کنم جایی که جان اشتباه کرد
‫این بود که خیلی زیادی

01:04:47.440 --> 01:04:50.440
‫اهمیت داد به این که
‫من و مادش چی فکر می‌کنیم

01:04:51.160 --> 01:04:54.960
‫چون در تحلیل نهایی
‫اصلا مهم نیست ما چی فکر می‌کنیم.

01:04:55.680 --> 01:04:58.840
‫تنها چیزی که مهمه
اینه که خودشون چه احساسی دارند

01:04:58.920 --> 01:05:03.120
‫و چه‌قدر به هم علاقه دارند

01:05:07.440 --> 01:05:11.600
‫و اگر نصف علاقه‌ای باشه که ما به هم داریم

01:05:15.280 --> 01:05:16.800
‫این همه‌چیزه.

01:05:31.000 --> 01:05:33.000
‫[کاترین]
‫روز بعد از تمام شدن نماهای من

01:05:33.080 --> 01:05:36.600
‫نیمه‌های شب
‫شنیدم اسپنس توی راهرو سکندری می‌خورد

01:05:38.160 --> 01:05:42.280
‫بلند شدم کمکش کنم،
‫شنیدم یک فنجان شکست.

01:05:42.360 --> 01:05:45.040
‫بعد شنیدم بدنش خورد زمین.

01:05:48.080 --> 01:05:51.120
‫اسپنس مرده بود. حمله قلبی.

01:05:52.560 --> 01:05:54.000
‫بالاخره به آرامش رسید.

01:05:56.120 --> 01:05:59.880
‫اولین کسی که به‌اش زنگ زدم
‫فیلیس بود که بلافاصله آمد

01:06:00.440 --> 01:06:02.720
‫همه‌ی وسایلم را گذاشتیم توی ماشین.

01:06:02.800 --> 01:06:06.960
‫بعد فکر کردم: «خدایا، کت، چه غلطی می‌کنی؟

01:06:07.040 --> 01:06:08.720
‫دیگه چیزی را پنهان نکن.

01:06:08.800 --> 01:06:12.560
‫نمی‌تونی سی سال زندگی مشترک رو انکار کنی.»

01:06:12.640 --> 01:06:16.680
‫بنابراین همه‌چیز را برگرداندم توی خانه،
‫و گذاشتم همان جایی که بودند.

01:06:17.480 --> 01:06:21.880
‫بعد زنگ زدم به زن اسپنسر
‫و او خیلی زود از راه رسید

01:06:21.960 --> 01:06:24.240
‫همراه بچه‌های‌شان، سوزی و جان.

01:06:28.040 --> 01:06:32.240
‫[بانی] کل هالیوود می‌روند
‫به مراسم خاک‌سپاری و کیت نمی‌رود.

01:06:32.320 --> 01:06:35.600
‫و او خاک‌سپاری را می‌سپرد
‫به زن و خانواده‌اش.

01:06:35.680 --> 01:06:40.400
‫این مهم است، چون همه می‌دانستند
‫آن‌ها برای هم چه بودند.

01:06:40.480 --> 01:06:43.760
‫او ویران شده و نمی‌تواند غصه بخورد.

01:06:43.840 --> 01:06:45.920
‫نمی‌تواند اندوهش را به کسی نشان دهد.

01:06:55.880 --> 01:06:57.920
‫[کاترین] وقتی هیاهوی مطبوعات فروکش کرد،

01:06:58.000 --> 01:07:02.400
‫با لوئیس تماس گرفتم و گفتم:
‫«چرا دوست نباشیم؟»

01:07:02.480 --> 01:07:06.960
‫اما او جواب داد: «ببین، من فکر می‌کردم
‫تو فقط یک شایعه‌ای.»

01:07:07.720 --> 01:07:11.200
‫یک شایعه‌ی سی ساله؟

01:07:11.800 --> 01:07:13.680
‫نمی‌توانستم باور کنم.

01:07:23.480 --> 01:07:25.320
‫این‌ها عکس‌های دونفری‌شان است.

01:07:29.280 --> 01:07:31.040
‫خاک‌سپاری اسپنسر.

01:07:32.640 --> 01:07:35.560
‫جو دوازده سالش بود که پدربزرگش مرد،
‫می‌دانید؟

01:07:37.520 --> 01:07:40.960
‫[جو] فکر می‌کنم او سخت تلاش کرد
‫و تبدیل شد به یکی از بهترین‌های دنیا.

01:07:41.040 --> 01:07:43.640
‫و نکته‌ی بزرگش این است که
‫حتی این را دوست نداشت.

01:07:43.720 --> 01:07:47.080
‫او بیرون می‌رفت
‫و محبوبیت را برای خودش نمی‌خرید

01:07:47.160 --> 01:07:50.360
‫در پشت صحنه می‌ماند.
‫برای قراردادهای بزرگ نمی‌جنگید.

01:07:50.440 --> 01:07:52.480
‫راستش، دستمزدش را می‌گرفت.

01:07:52.560 --> 01:07:55.760
‫بعد از مرگش،
‫بازیگرها همچنان رویش مطالعه می‌کردند.

01:07:55.840 --> 01:07:58.280
‫و برای کارش اهمیت قائل بودند.

01:07:59.680 --> 01:08:04.200
‫[شان] با توجه به استعدادش
‫بیش‌تر از آن چیزی که باید، زجر کشید.

01:08:05.120 --> 01:08:07.240
‫در زندگی واقعی، به‌نظرم نمی‌دانست

01:08:07.320 --> 01:08:09.380
‫چه‌طور خودش باشد، به همان راحتی

01:08:09.760 --> 01:08:12.500
‫که می‌دانست چه‌طور شخصیت‌هایی
‫باشد که نقش‌شان را بازی می‌کرد.

01:08:12.500 --> 01:08:15.180
‫و این تقریبا تسکین احساس گناه بود.

01:08:15.260 --> 01:08:18.420
‫بابت زندگی دوگانه‌ای که داشت،
‫بودن با کاترین،

01:08:19.200 --> 01:08:21.960
‫و همچنین داشتن مادر برای بچه‌هایش و جان.

01:08:22.040 --> 01:08:25.560
‫و انگار به دو نیمه شده بود

01:08:25.640 --> 01:08:27.160
‫و راه‌حلی وجود نداشت.

01:08:27.240 --> 01:08:30.120
‫اما اگر حالا بخواهیم درسی بگیریم

01:08:30.200 --> 01:08:32.920
‫حس می‌کنم درس این است
‫که ببین واقعا چه می‌خواهی

01:08:33.000 --> 01:08:34.120
‫و صادق باش.

01:08:34.200 --> 01:08:37.319
‫ارتباط برقرار کن، و در صداقت
‫و با حقیقت زندگی کن.

01:08:37.399 --> 01:08:40.000
‫نگذار احساس عذاب وجدان نابودت کند.

01:08:52.800 --> 01:08:54.600
‫[زن] «عزیزم، بریمزل،

01:08:54.680 --> 01:08:57.640
‫کلمات فقط می‌توانند در سطح حرکت کنند.

01:08:57.720 --> 01:09:00.640
‫کل دنیا بایستی عجیب و غریب جلوه کند.

01:09:01.680 --> 01:09:04.279
‫هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه
یا حتی نصف عشقی را داشته باشد

01:09:04.359 --> 01:09:06.240
‫که تو و اسپنس به هم داشتید.

01:09:06.319 --> 01:09:10.040
‫خدا حفظت کند. دوستت دارم. لارا.»

01:09:12.640 --> 01:09:15.080
‫[بانی]
‫بعد از مرگ اسپنسر او به کار ادامه داد.

01:09:15.160 --> 01:09:17.200
‫با الیویر کار می‌کند. و کارهای دیگر.

01:09:17.279 --> 01:09:20.800
‫دوباره با کیوکر کار می‌کند،
‫و بعد «شیر در زمستان»

01:09:20.880 --> 01:09:23.800
‫فیلم بزرگی که با پیتر اوتول
‫و آنتونی هاپکینز کار می‌کند

01:09:23.880 --> 01:09:25.720
‫او هرگز بچه نداشت

01:09:25.800 --> 01:09:29.520
‫ولی می‌دانست مادر بودن چیست
‫و آن را نشان ‌داد.

01:09:30.880 --> 01:09:33.240
‫[آنتونی هاپکینز] این اولین فیلم من بود

01:09:33.319 --> 01:09:37.040
‫و روز اول سر صحنه با او، همه‌ی کارهام
‫اشتباه بود.

01:09:37.120 --> 01:09:39.680
‫و او ازم پرسید آیا از دوربین ترسیده‌ام

01:09:39.760 --> 01:09:42.000
‫یا دوربین را دوست دارم.
‫گفتم: «خب، آره، فکر کنم.»

01:09:42.080 --> 01:09:45.120
‫گفت: «چرا کل صحنه را
‫پشت به دوربین بازی نمی‌کنی؟»

01:09:45.200 --> 01:09:46.800
‫و بعد به من کمک کرد.

01:09:46.880 --> 01:09:50.200
‫نه، او فوق‌العاده بود، از خودش
‫خیلی توقع داشت.

01:09:50.279 --> 01:09:54.480
‫ساعت ۶.۳۰ صبح می‌آمد و دیالوگ‌های
‫پشت به دوربین را برای ما می‌گفت.

01:09:54.560 --> 01:09:56.080
‫خیلی از بازیگرها این کار را نمی‌کنند.

01:09:57.240 --> 01:09:59.360
‫[آنتونی هاروی]
‫یک اسکار برد که من به جاش گرفتم.

01:09:59.440 --> 01:10:00.680
‫و زنگ زدم به‌اش نیویورک.

01:10:00.760 --> 01:10:03.800
‫گفتم: «اسکار بردی.» گفت: «آه، خدایا

01:10:03.880 --> 01:10:07.000
‫بذارش توی کیسه‌ای چیزی.»
‫این‌طوری درباره‌ش فکر می‌کرد.

01:10:07.816 --> 01:10:09.727
‫[مصاحبه‌گر]
آیا هرگز شخصا جایزه اسکار گرفته‌اید؟

01:10:09.760 --> 01:10:13.080
‫[کاترین] نه. نه. شهامتش را ندارم.
‫[مصاحبه‌گر] شخصا برای گرفتن جایزه نمی‌روید؟

01:10:13.160 --> 01:10:14.440
‫[کاترین]
‫نه، می‌ترسم برنده نشوم.

01:10:14.520 --> 01:10:16.400
‫باید دلیلش این باشد.

01:10:16.480 --> 01:10:20.560
‫پدرم درباره‌ی بچه‌هایش
‫وقتی به مهمانی می‌روند می‌گفت:

01:10:20.640 --> 01:10:24.040
‫می‌ترسند نه عروس شوند، نه جنازه!

01:10:29.840 --> 01:10:33.280
‫فکر می‌کنم مدت‌ها زیادی خودخواه بودم

01:10:33.360 --> 01:10:35.760
‫و زیادی وحشت‌ داشتم از این که

01:10:35.840 --> 01:10:38.240
تماشاگران در تمام این  سال‌ها

01:10:38.320 --> 01:10:43.320
‫با من دوستی کرده بودند.
اما تا قبل از نقش «کوکو» [شانل]

01:10:43.400 --> 01:10:46.720
‫فکر می‌کردم که آن‌ها دشمن طبیعی من‌اند
‫و منتظرند بخورم زمین

01:10:46.800 --> 01:10:49.600
‫یا گردنم بشکند و شکست بخورم.

01:10:49.680 --> 01:10:53.160
‫و به‌نظرم این چیزی‌ست که همه فکر می‌کنیم،
‫که اجازه نده به هم‌ات بزنند.

01:10:53.240 --> 01:10:56.200
‫می‌دانید؟ برو آن‌جا، انجامش بده.
‫فکر نکنم فکر درستی‌ست.

01:10:56.280 --> 01:10:59.440
‫مطمئنا از زمان آن دخترکوچولو در مورد من
‫درست نبوده.

01:10:59.520 --> 01:11:02.380
‫-[دیک کاوت] نیت‌شان خیر بوده.
‫-[کاترین] سعی کرده‌اند کمکم کنند.

01:11:02.380 --> 01:11:03.700
‫سعی کرده‌اند کمکم کنند.

01:11:11.280 --> 01:11:13.620
‫[رابین] همه او را با بازی در
‫ «روی برکه‌ی طلایی» می‌شناسند

01:11:13.700 --> 01:11:16.460
‫فیلمی که با آن چهارمین اسکارش را گرفت.

01:11:17.080 --> 01:11:19.880
‫یک مشارکت واقعی منجر به تولید آن فیلم شد،

01:11:19.960 --> 01:11:23.040
‫با جین فاندا، و جین فاندا از آن
‫به عنوان وسیله‌ای استفاده کرد

01:11:23.120 --> 01:11:25.000
‫تا به پدرش نزدیک شود.

01:11:25.080 --> 01:11:27.840
‫- اوه، نگاش کن.
‫- تولدت مبارک.

01:11:27.920 --> 01:11:30.800
‫حالا این دختر چاقالوی کوچولو را نگاه کن.

01:11:31.280 --> 01:11:35.160
‫اوه، نه، عزیزم. تو مثل ریل لاغری.

01:11:35.240 --> 01:11:37.640
‫[جین فاندا]
‫خانم هپبرن زیاد از من خوشش نمی‌آمد.

01:11:37.720 --> 01:11:41.000
‫- خیلی اهل رقابت بود.
‫- خیلی خوشحالم اومدی خونه.

01:11:41.080 --> 01:11:44.520
‫[جین فاندا]
من جوان‌تر بودم و در آن دوره‌ی خاص

01:11:44.600 --> 01:11:47.760
‫ستاره‌ی پرفروش‌تری بودم
‫و او همیشه دلش می‌خواست

01:11:47.840 --> 01:11:49.960
‫مرا سر جای خودم بنشاند.

01:11:50.040 --> 01:11:51.840
‫درعین‌حال، او دوست داشت

01:11:51.920 --> 01:11:57.160
‫درباره‌ی او بعد از مرگش داستان‌هایی هم
‫برای تعریف کردن داشته باشم

01:11:57.240 --> 01:12:00.160
‫و خواست از این نظر مطمئن شود.

01:12:01.080 --> 01:12:04.120
‫من فیلم را محض خاطر پدرم تهیه کردم.

01:12:04.200 --> 01:12:07.160
‫می‌دانید، قبلا اشاره کردم که
‫پدرم مرا بسیار مسخره می‌کرد

01:12:07.240 --> 01:12:08.240
‫حس وحشتناکی داشتم.

01:12:08.920 --> 01:12:10.200
‫اما یک روز نشسته بودم روی نیمکت،

01:12:10.280 --> 01:12:12.600
‫و ناگهان حس کردم دو تا دست بغلم کرد

01:12:12.680 --> 01:12:14.280
‫کیت بود.

01:12:14.360 --> 01:12:18.760
‫نشست کنارم و گفت:
‫«اجازه نده بره رو اعصابت.»

01:12:19.880 --> 01:12:22.440
‫گفت: «‌می‌دونم چه حسی داری.»

01:12:22.520 --> 01:12:25.000
‫گفت: «اسپنسر هم عادت داشت با من
‫همیشه همین کار را بکند.

01:12:25.080 --> 01:12:28.200
‫هیچ تصوری از کارشان ندارند.»
‫گفت: «نمی‌دانند

01:12:28.280 --> 01:12:30.800
‫حرف‌هاشان چه‌قدر آزارت می‌دهد.

01:12:32.240 --> 01:12:33.680
‫نگذار آزارت بدهد.»

01:12:34.640 --> 01:12:38.160
‫همین که شاهد درد من بود

01:12:38.880 --> 01:12:43.000
‫و به آن اذعان کرد،
‫یک دنیا برای من ارزش داشت.

01:12:55.640 --> 01:13:00.000
‫[موندی] وقتی کاملا جوان بود،
‫کیت به فن‌ویک نقل مکان کرد.

01:13:01.560 --> 01:13:04.000
‫حدود شش هفته ما را بیرون کرد،

01:13:04.080 --> 01:13:08.160
‫بعد اسباب و اثاثیه‌ی قدیمی را ریخت بیرون

01:13:08.240 --> 01:13:11.520
‫و از کالیفرنیا و نیویورک اثاثیه جدید خرید

01:13:11.600 --> 01:13:15.280
‫هر چیز عجیب و غریبی که می‌دید جمع می‌کرد

01:13:16.080 --> 01:13:17.640
‫و مرتب‌شان می‌کرد.

01:13:18.320 --> 01:13:23.160
‫مثلا این چراغ اگر پابرهنه بودید،
‫شوک وحشتناکی به‌تان می‌داد

01:13:23.240 --> 01:13:26.920
‫و اگر لبه‌اش را لمس می‌کردید،
‫خیلی باحال بود.

01:13:29.480 --> 01:13:32.960
‫آه، دنبال همین عکس بودم

01:13:33.040 --> 01:13:35.640
‫دیک گزارش می‌کند که هوا بیست درجه
‫زیر صفر است

01:13:35.720 --> 01:13:37.880
‫او از پنج سالگی این شناها را انجام می‌دهد.

01:13:37.960 --> 01:13:39.680
‫چه مزخرفاتی!

01:13:39.760 --> 01:13:41.720
‫گهگاه از این کارها می‌کرد.

01:13:43.240 --> 01:13:46.640
‫کیت همیشه به سبک ویکتوریایی قدیمی

01:13:46.720 --> 01:13:53.120
‫آدم سختی بود، این که خوب بخوابی
‫و ورزش کنی.

01:13:53.200 --> 01:13:55.200
‫اگر هم دلت نمی‌خواهد. باید انجام بدهی.

01:13:56.160 --> 01:13:57.960
‫به قول پدرم،

01:13:58.040 --> 01:14:01.640
‫«مواظب بدنت باش، تا او هم مواظبت باشه.»

01:14:02.000 --> 01:14:04.480
‫[گلن، روی نوار]
‫گفتی هنوز می‌توانی روی کله‌ات پشتک بزنی.

01:14:04.860 --> 01:14:06.780
‫[کاترین، روی نوار]
‫آره، آن روز امتحان کردم.

01:14:06.900 --> 01:14:09.540
‫فکر کردم: «آیا هنوز می‌تونی روی کله‌ت
‫پشتک بزنی؟» هنوز می‌توانم.

01:14:09.580 --> 01:14:11.280
ـ [گلن] می‌توانی؟
‫ـ [کاترین] بله، می‌توانم.

01:14:11.400 --> 01:14:13.200
‫[گلن]
‫منظورم این است که، فایده‌ش چیست؟

01:14:13.240 --> 01:14:16.440
‫[کاترین] احترام به خود.

01:14:18.240 --> 01:14:22.000
‫[تویا ویلکاکس، بازیگر، خواننده و نویسنده]
‫با کاترین هپبرن قبل از ۲۰ سالگیم آشنا شدم.

01:14:22.720 --> 01:14:26.200
‫داشت فیلمی با جرج کیوکر تهیه می‌کرد.

01:14:26.280 --> 01:14:28.720
‫«ذرت سبز است» اثر املین ویلیامز.

01:14:28.800 --> 01:14:32.840
‫داشتیم نماهای داخلی را می‌گرفتیم.
‫یک روز من تاکسی گرفتم

01:14:32.920 --> 01:14:36.240
‫و کاملا وحشتزده بودم که دیر می‌رسم

01:14:36.320 --> 01:14:38.880
‫و از کنارش گذشتم که داشت

01:14:38.960 --> 01:14:42.400
‫توی ترافیک با دوچرخه می‌رفت استودیو

01:14:42.480 --> 01:14:44.440
‫با بلوز و شلوار.

01:14:44.520 --> 01:14:47.840
‫تابستان بود و او داشت با دوچرخه می‌رفت.

01:14:49.160 --> 01:14:52.160
‫یک روز رفتم داخل رختکن و او گفت:

01:14:52.240 --> 01:14:55.920
‫«تویا، بیا این بافتنی رو بو کن.»

01:14:56.000 --> 01:14:59.800
‫و رفتم جلو و بو کردم
‫و بوش شبیه خرس تدی بود.

01:14:59.880 --> 01:15:01.440
‫واقعا دوست‌داشتنی بود.

01:15:01.520 --> 01:15:05.000
‫«اسپنسر تریسی. هنوز بوش را حس می‌کنم.»

01:15:05.920 --> 01:15:11.200
‫و این که او مدت‌ها بود مرده بود

01:15:11.280 --> 01:15:16.280
‫و کیت هنوز داشت بافتنی‌هاش را می‌پوشید
‫برایم عمیقا تکان‌دهنده

01:15:16.840 --> 01:15:19.520
‫و به شکل باورنکردنی
‫یک جور بیداری معنوی بود.

01:15:19.600 --> 01:15:25.880
‫این که آن‌ها را نشسته بود،
‫تا وقتی بو می‌کند بوی او را بدهند.

01:15:26.200 --> 01:15:31.280
‫و نمی‌توانستم این کارش را زیر سوال ببرم.
‫چون هنوز دوستش داشت.

01:15:32.360 --> 01:15:34.440
‫[گلن]
‫بعدش می‌خواهید چه کار کنید؟

01:15:34.520 --> 01:15:36.080
‫[کاترین، روی نوار] نمی‌دانم.

01:15:36.160 --> 01:15:39.200
‫-[گلن] براتان کلی چیز فرستادند.
‫-[کاترین] خیلی چیزهای زشت.

01:15:39.280 --> 01:15:43.080
‫و من آن‌قدر خوش‌شانس بودم
‫که کاری را انجام دادم که دوست داشتم.

01:15:43.160 --> 01:15:44.480
‫[گلن] دیگر لازم نیست کاری بکنید.

01:15:44.480 --> 01:15:47.110
‫[کاترین]
‫خب، آخرین کارم «گریس کویگلی» بود.

01:15:47.200 --> 01:15:48.640
‫[گلن، روی نوار]
‫ناموفق بود، نه؟

01:15:48.720 --> 01:15:50.280
‫[کاترین] فکر می‌کردم چیز جالبی‌ست

01:15:50.360 --> 01:15:53.520
‫مردم تحملش را نداشتند. ازش بیزار بودند.

01:15:53.600 --> 01:15:54.680
‫[گلن] زاویه دید مرگ بود؟

01:15:54.760 --> 01:15:58.200
‫[کاترین] به‌نظرم مردم درباره‌ی مرگ و زندگی
‫خیلی احساساتی‌اند.

01:15:58.280 --> 01:16:01.600
‫ببین، من از زندگی استقبال می‌کنم.
‫از مرگ هم استقبال می‌کنم.

01:16:02.160 --> 01:16:06.274
ـ پس فریب‌شان داده‌ام.

01:16:06.640 --> 01:16:09.000
ـ [گلن] این کار را نکردی.
‫ـ [کاترین] باید بری.

01:16:09.080 --> 01:16:11.720
ـ [گلن] یک دقیقه دیگر می‌رم.
‫ـ [کاترین] آره. حالا دیگر باید بری.

01:16:11.800 --> 01:16:13.520
ـ [گلن] دارم می‌رم.
‫ـ [کاترین] بله.

01:16:13.600 --> 01:16:15.160
ـ [گلن] ممنونم.

01:16:15.240 --> 01:16:16.960
‫آیا هنوز می‌چرخد؟

01:16:19.040 --> 01:16:21.360
‫باید بفرستم...

01:16:45.040 --> 01:16:47.120
‫[موندی] راستش، حالا بعد از ده‌ها سال

01:16:47.200 --> 01:16:50.000
‫او این‌جا و آن‌جا کار پیدا می‌کرد
‫و می‌رفت و می‌آمد

01:16:50.080 --> 01:16:54.480
‫خیلی می‌رفت نیویورک به خیابان ۴۹‌ام،
‫۲۴۴ شرقی.

01:16:55.520 --> 01:16:58.440
‫هر کسی که حالش خوب نبود،
‫می‌رفت به‌اش سر می‌زد.

01:16:58.520 --> 01:16:59.840
طرف می‌توانست

01:16:59.920 --> 01:17:02.040
‫به قول خودش، «لارا هاردینگ» باشد،

01:17:02.120 --> 01:17:04.120
یا لادی

01:17:05.280 --> 01:17:09.080
‫«اگر غمگینی، برای کسی دیگر کاری بکن.

01:17:09.160 --> 01:17:11.680
‫و این حال هردوتان را بهتر می‌کند.»

01:17:13.720 --> 01:17:17.120
‫پس از بازنشستگی، به‌نظرم سرخورده شد

01:17:17.200 --> 01:17:19.160
‫از این که نمی‌توانست کار بکند.

01:17:19.240 --> 01:17:23.400
‫شهرت خیلی اعتیادآور است، خیلی.

01:17:25.000 --> 01:17:27.720
‫این شناور کورن‌فیلد پوینت است
‫که آن‌جا می‌چرخد

01:17:30.560 --> 01:17:34.720
‫در فن‌ویک مانده بود.
‫فیلیس و پدرم باهاش بودند.

01:17:34.800 --> 01:17:36.840
‫او مرد عجیبی بود.

01:17:36.920 --> 01:17:39.320
‫می‌ماند خانه و نمایش‌نامه‌هایش را می‌نوشت

01:17:39.400 --> 01:17:43.480
‫و کیت یک کمک دیگر داشت
به اسم هوارد هیلدبرند

01:17:43.880 --> 01:17:46.160
‫که در جوار هم، با هم پیر شدند.

01:17:46.240 --> 01:17:49.360
‫اما فیلیس خیلی مودب و متواضع بود

01:17:49.440 --> 01:17:53.080
‫و هرگز فراموش نمی‌کنم که کیت عتیقه بود

01:17:53.160 --> 01:17:58.600
‫فیلیس چهار درجه عتیقه‌تر بود،
‫و هیلی خیلی آرام داشت از ایدز می‌مرد.

01:17:58.680 --> 01:18:02.080
‫بنابراین آن مرد در پنجاه و چند سالگی
‫در حرکت کردن متزلزل بود.

01:18:02.880 --> 01:18:06.280
‫کیت: "فیلیس، برو برام مشروب بیار."

01:18:06.920 --> 01:18:11.320
‫و هیلی بلند می‌شود و کیت می‌گوید:
‫"نه، هیلی، بنشن."

01:18:11.400 --> 01:18:13.440
‫"فیلیس، برو برام مشروب بیار."

01:18:13.520 --> 01:18:18.880
‫"اوه، نمی‌آرم... من..."
‫و سخت می‌تواند راه برود.

01:18:18.960 --> 01:18:23.120
‫و آخرسر کیت می‌گفت: "فیلیس."

01:18:23.200 --> 01:18:26.480
‫و یادم است ایستاده بودم دم آشپزخانه
‫و می‌شنیدم

01:18:26.560 --> 01:18:30.560
‫"نه نمی‌آرم. نمی‌آرم!"

01:18:30.640 --> 01:18:35.160
‫و رفتم داخل و گفتم: "آره، فیلیس.

01:18:35.240 --> 01:18:36.960
‫هیچ کوفتی براش نیار!"

01:18:37.040 --> 01:18:39.480
‫و کیت وحشت کرد،

01:18:39.560 --> 01:18:42.680
‫چون این تغییری اساسی بود.

01:18:42.760 --> 01:18:46.440
‫نسبت به تمام زندگی‌اش تا آن لحظه.

01:18:46.520 --> 01:18:49.440
‫وقتی خانم ویلبرن گفت: "نمی‌آرم!"

01:18:50.320 --> 01:18:52.480
‫کیف کردم... هنوز هم می‌گویم.

01:18:52.560 --> 01:18:55.040
‫«نمی‌آرم!»

01:19:14.000 --> 01:19:15.840
‫[کاترین هوتون]
‫خیلی‌ها ازم می‌پرسند

01:19:15.920 --> 01:19:18.880
‫«آیا پارکینسون دارد؟
‫آیا آلزایمر دارد؟»

01:19:18.960 --> 01:19:20.280
‫راستش هیچ‌کدام.

01:19:20.360 --> 01:19:24.360
‫لرزش یک عارضه‌ی خانوادگی‌ست.

01:19:24.440 --> 01:19:27.120
‫درواقع اگر هم چیزی باشد،
‫حالا که زندگی آرام‌تری دارد،

01:19:27.200 --> 01:19:29.840
‫لرزش‌اش بهتر شده

01:19:29.920 --> 01:19:36.040
‫و به اندازه‌ی اغلب آدم‌هایی که در دهه‌ی نهم
‫زندگی هستند، حدی از پیری هست

01:19:36.120 --> 01:19:39.480
‫اما اغلب همان چیزی‌ست که هست.

01:19:39.560 --> 01:19:42.800
‫آیا هنوز هم حضورش سرگرم‌کننده‌ است؟

01:19:45.160 --> 01:19:46.880
‫بستگی به روحیه‌اش دارد.

01:19:56.080 --> 01:19:59.120
‫[کاترین]
‫حالا دیگر از زندگی ساکتم لذت می‌برم.

01:19:59.200 --> 01:20:01.920
‫شنا می‌کنم. باغبانی می‌کنم.

01:20:02.000 --> 01:20:03.360
‫هنوز نقاشی کردن را دوست دارم.

01:20:04.320 --> 01:20:06.760
‫من و فیلیس حتی با هم یک نمایش‌نامه نوشتیم.

01:20:07.920 --> 01:20:09.720
‫سر خودم را گرم می‌کنم.

01:20:18.280 --> 01:20:19.960
‫[زن] ممنون، کیت.

01:20:30.400 --> 01:20:33.320
‫[کاترین] فکر می‌کنم دلیل این که الان
‫مردم به من علاقه دارند

01:20:33.400 --> 01:20:35.240
‫این است که به‌نوعی

01:20:35.320 --> 01:20:38.600
‫قاعدتا زندگی‌ای داشته‌ام که خیلی از زن‌ها

01:20:38.680 --> 01:20:40.840
‫فکر می‌کنند زندگی خوبی بوده.

01:20:41.560 --> 01:20:44.240
‫فکر می‌کنند زندگی باوقاری بوده.
‫آزاد بوده‌.

01:20:44.320 --> 01:20:46.600
‫فکر می‌کنند هر کاری دلم خواسته کرده‌ام

01:20:46.680 --> 01:20:50.520
‫به خود زحمت نمی‌دهند که فکر کنند
‫احتمالا پنج بچه دارند که من ندارم

01:20:51.080 --> 01:20:53.640
‫آیا ترس زیاد هم دارید؟
‫می‌ترسید که دیگر فیلم کار نمی‌کنید؟

01:20:53.720 --> 01:20:57.520
‫بله، به‌نظرم این هر کسی را که این‌قدر
باهوش هست که یک کاری بکند، می‌ترساند

01:20:57.600 --> 01:21:00.680
‫اما من ظاهر را حفظ می‌کنم!

01:21:02.920 --> 01:21:05.680
‫[کلودیا] شاید بزرگ‌ترین درس شصت سال کار

01:21:05.760 --> 01:21:09.400
‫وقتی یک سال همه‌ عاشقت هستند
‫و سال دیگر ازت متنفرند،

01:21:09.480 --> 01:21:11.160
‫این است که ادامه می‌دهی.

01:21:11.240 --> 01:21:14.320
‫وقتی کاملا مجبوری مصالحه می‌کنی

01:21:14.400 --> 01:21:17.320
‫اما حتی در آن موقعیت هم،
تا جایی که بتوانی فشار می‌آوری

01:21:17.400 --> 01:21:19.520
‫برای بهترین مصالح موجود

01:21:19.600 --> 01:21:21.320
‫و هرگز کنار نمی‌کشی.

01:21:21.400 --> 01:21:24.600
‫چند تا کار افتضاح
و چند تا کار اشتباه مرتکب می‌شوی

01:21:24.680 --> 01:21:27.000
‫اما ادامه می‌دهی.

01:21:27.080 --> 01:21:30.800
‫وقتی چیز خوبی پیدا می‌کنی،
‫چیزی که واقعا به‌اش اعتقاد داری،

01:21:30.880 --> 01:21:34.480
‫قلب و روح و پولت را رویش می‌گذاری

01:21:34.560 --> 01:21:35.880
‫از «داستان فیلادلفیا»

01:21:35.960 --> 01:21:38.520
‫تا «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید»
‫دهه‌ها بعد

01:21:38.600 --> 01:21:40.880
‫رومئو، رومئو

01:21:40.960 --> 01:21:44.040
‫[کلودیا]
‫وقتی در بیست‌وچند سالگی اسکار می‌گیری،

01:21:44.120 --> 01:21:46.600
‫و تا دهه‌ها بعد دیگر جایزه‌ای نمی‌گیری،

01:21:46.680 --> 01:21:50.120
‫دلسردی بروز نمی‌دهی
و بعد سه تای دیگر می‌بری

01:21:50.200 --> 01:21:52.760
‫در شصت‌وچند سالگی و هفتادوچند سالگی.

01:21:52.840 --> 01:21:55.600
‫سال‌هایی که تصور می‌شود
‫برای یک بازیگر زن همه‌چیز تمام شده،

01:21:55.680 --> 01:21:57.760
‫اما نه برای تو.

01:21:58.720 --> 01:22:00.840
‫تو کارهایی می‌کنی که مایه‌ی افتخار است.

01:22:00.920 --> 01:22:04.160
‫چه برای ۳۵۰ دلار در هفته در جشنواره شکسپیر

01:22:04.240 --> 01:22:07.400
‫در کنکتیکات باشد،
‫چه برای میلیون‌ها دلار در هالیوود

01:22:07.480 --> 01:22:11.960
‫تو استانداردهایت را تا جایی که می‌شود
‫در یک سیستم گروهی حفظ می‌کنی

01:22:12.360 --> 01:22:14.800
‫و وقتی می‌توانی کل سیستم را می‌خری

01:22:14.880 --> 01:22:17.240
‫و ادامه می‌دهی.

01:22:17.320 --> 01:22:21.480
‫درس کاملا ساده‌ای‌ست.
‫عجیب است که آدم‌های بیش‌تری شبیه او نیستند.

01:22:21.560 --> 01:22:25.040
‫کسی با این همه دیرپایی،
‫و این همه زندگی‌های متعدد در فیلم‌ها،

01:22:25.120 --> 01:22:27.400
‫و با شخصیتی چنین قدرتمند.

01:22:28.400 --> 01:22:30.880
‫اما فقط یک کاترین هپبرن هست.

01:22:32.760 --> 01:22:35.840
‫[موندی]
‫کار او این است: بیا، برخیز، انجامش بده.

01:22:35.920 --> 01:22:39.800
‫باش، تلاش کن، چیزی را مال خود کن، زندگی کن.

01:22:48.320 --> 01:22:49.600
‫بنابراین...

01:22:51.120 --> 01:22:53.240
‫«زندگی، زندگی»
‫کیت عادت داشت همین را بگوید:

01:22:53.320 --> 01:22:55.640
‫«آه، زندگی، زندگی»

01:22:57.920 --> 01:23:02.680
‫به عبارت دیگر، حالا گرفتیش، قدرش را بدان.

01:23:04.920 --> 01:23:06.040
‫قدرش را بدان.

01:23:08.080 --> 01:23:12.440
‫[کاترین] به‌ات گفتم
‫زندگی این‌طوری می‌گذرد... (صدای بشکن)

01:23:19.520 --> 01:23:22.760
‫کاترین هوتون هپبرن
‫تولد ۱۲ مه ۱۹۰۷ - مرگ ۲۹ ژوئن ۲۰۰۳

01:23:29.080 --> 01:23:31.560
‫[رابین]
به عنوان کسی که در لس‌آنجلس بزرگ شده‌ام

01:23:31.640 --> 01:23:36.640
خیلی از ستاره‌های هالیوود را دیده‌ام

01:23:36.720 --> 01:23:40.840
‫که نه‌فقط زیبایی‌شان،
‫بلکه جوهر وجودی‌شان محسورکننده بوده،

01:23:40.920 --> 01:23:42.800
‫اما واقعیت این است که با بسیاری‌شان

01:23:42.880 --> 01:23:45.880
‫خیلی خیلی بدرفتاری می‌شد،
‫و در خیلی جوانی می‌مردند.

01:23:45.960 --> 01:23:49.120
‫و درنتیجه من بسیار از کاترین الهام گرفتم.

01:23:49.200 --> 01:23:52.720
‫او شمایل قدرتمندی بود برای زن‌ها

01:23:52.800 --> 01:23:54.960
‫کسی که در صنعت سرگرمی دوام آورد.

01:23:57.120 --> 01:23:59.800
‫[گلن] یادم است یک بار ازش پرسیدم:
‫«راز خوشبختی چیست؟»

01:23:59.880 --> 01:24:01.120
‫و او به من گفت،

01:24:01.200 --> 01:24:04.200
‫اگر به ظاهر خود فکر کنید،
‫این که به کجا می‌روید،

01:24:04.280 --> 01:24:07.280
‫و این که چه حسی دارید،
‫همیشه تنها و افسرده

01:24:07.360 --> 01:24:09.040
‫ خواهید بود.

01:24:09.120 --> 01:24:11.960
‫چون «خود» یک بن‌بست است.

01:24:12.040 --> 01:24:15.760
‫اما اگر رویش تمرکز کنید،
‫خدا کمک‌تان می‌کند.

01:24:17.040 --> 01:24:19.320
‫[موندی] آن‌ها آن‌جایند. همه‌ی بچه‌ها.

01:24:19.400 --> 01:24:22.520
‫کیت، دیک، باب، ماریون، پگ

01:24:22.600 --> 01:24:25.000
‫تام هم. همه آن‌جایند.

01:24:26.240 --> 01:24:28.320
‫جالب‌ترین چیزی که به‌اش فکر می‌کنم

01:24:28.400 --> 01:24:32.880
‫این است که او از وجود خودش
یک اثر هنری ساخته

01:24:32.960 --> 01:24:37.200
‫او یک پرسونای سینمایی برای‌تان ساخته

01:24:37.280 --> 01:24:42.600
‫و ما چندین دهه بعد می‌گوییم:
‫«واه! کاترین هپبرن چه‌قدر معرکه بود.»

01:24:42.680 --> 01:24:45.480
‫[تویا] ما روی صخره‌ها شناوریم، وسط ناکجا

01:24:45.560 --> 01:24:47.800
‫در کهکشانی که چیزی درباره‌اش نمی‌دانیم

01:24:47.880 --> 01:24:53.640
‫تک‌تک افراد این سیاره نه‌فقط یک معجزه‌اند،

01:24:53.720 --> 01:24:56.280
‫بلکه شما دقیقا همان هستید.

01:24:56.360 --> 01:24:58.880
‫شما یک فرد هستید.

01:24:58.960 --> 01:25:01.320
‫آن فردیت را زندگی کنید.

01:25:02.200 --> 01:25:17.600
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:25:17.624 --> 01:25:29.624
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.