﻿WEBVTT

00:00:00.016 --> 00:00:14.016
".هرگز حاضر نیستم در راه اعتقاداتم بمیرم، چرا که ممکن است عقایدم اشتباه باشند"
- بـرتـرانــد راســـل -

00:00:14.040 --> 00:00:26.040
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:26.040 --> 00:00:30.570
پس از افشاگری ما درباره ی
"داستان ناپدید شدن طبیعت‌گرد، "گری هینج

00:00:30.570 --> 00:00:32.580
.سرتاسر کشور در شوک فرو رفت

00:00:32.580 --> 00:00:36.280
اون داستان باعث برانگیخته شدن
احساسات و ترس میلیون ها نفر شد

00:00:36.280 --> 00:00:38.730
و همه کس، از جنگل‌بانان گرفته تا چتربازان

00:00:38.730 --> 00:00:42.630
برای کمک و پیدا کردن سرنخ به ما پیوستند

00:00:42.630 --> 00:00:44.790
و درسته، بهتون اطمینان میدم که

00:00:44.790 --> 00:00:46.890
.ما همچنان در حال دنبال کردن اون داستان هستیم

00:00:47.850 --> 00:00:51.870
به کمک راهنمایی افرادی که
در این منطقه زندگی میکنن

00:00:51.870 --> 00:00:55.530
.داستان شوکه‌کننده ی دیگه ای رو کشف کردیم

00:00:55.530 --> 00:00:58.770
،یکسال پس از ناپدید شدن گری

00:00:58.770 --> 00:01:02.940
،در ساعات نیمه شب 28 سپتامبر 2018

00:01:02.940 --> 00:01:05.250
جسد زنی جوان در خانه اش

00:01:05.250 --> 00:01:07.620
.و در نزدیکی بزرگراه 50 ام یافت شد

00:01:08.670 --> 00:01:12.090
ساعاتی بعد، ناپدید شدنِ زن دیگری در همان منطقه

00:01:12.090 --> 00:01:15.300
.و در حاشیه ی جاده ی بیابانی گزارش شد

00:01:16.470 --> 00:01:19.390
وقتی به این گزارشات دقت میکردم، متوجه شدم

00:01:20.790 --> 00:01:24.780
تمام این مسائل به معمایی بزرگتر مرتبط میشن

00:01:24.780 --> 00:01:28.020
که فراتر از تصورات منه

00:01:28.020 --> 00:01:32.100
.و درحال آشکار شدن در مقابل چشمان ما هستن

00:01:38.770 --> 00:01:40.840 line:20%
9.1.1
درخواستتون رو بفرمایید

00:01:43.580 --> 00:01:44.470 line:20%
الو؟

00:01:50.150 --> 00:01:51.060 line:20%
الو؟

00:02:02.380 --> 00:02:04.880 line:20%
9.1.1
درخواستتون رو بفرمایید

00:02:08.320 --> 00:02:09.360 line:20%
الو؟

00:02:10.580 --> 00:02:12.560 line:20%
9.1.1
کسی اونجا هست؟

00:02:13.440 --> 00:02:16.250 line:20%
.اگه نمیتونید صحبت کنید، یکی از دکمه ها رو فشار بدید

00:02:24.930 --> 00:02:26.420 line:20%
از مرکز به واحد شش

00:02:28.000 --> 00:02:30.250 line:20%
واحد شش به مرکز، به گوشم

00:02:30.860 --> 00:02:35.380 line:20%
(--) یه تماس بی کلام مشکوک داشتم از منطقه ی

00:02:36.160 --> 00:02:38.000 line:20%
.اگه ممکنه به اون منطقه اعزام بشید

00:02:41.160 --> 00:02:45.750 line:20%
دریافت شد. من الان در محدوده دره ی اِکو هستم

00:02:46.260 --> 00:02:49.760 line:20%
.تقریبا 7 دقیقه با اونجا فاصله دارم. الان حرکت میکنم

00:02:55.640 --> 00:02:57.690 line:20%
واحد شش به مرکز

00:02:57.840 --> 00:03:00.840 line:20%
من الان در محل اعزام شده هستم

00:03:01.330 --> 00:03:03.280 line:20%
هیچکس درو باز نمیکنه

00:03:03.650 --> 00:03:07.270 line:20%
ولی چراغ اتاق خواب در قسمت کناری خونه

00:03:07.610 --> 00:03:09.450 line:20%
.داره روشن خاموش میشه

00:03:11.110 --> 00:03:14.210 line:20%
حالا چراغ پشت بوم هم داره روشن خاموش میشه

00:03:14.610 --> 00:03:17.700 line:20%
واحد شش هستم، هم اکنون درخواست پشتیبانی دارم

00:03:17.720 --> 00:03:20.360 line:20%
نمیدونم این کار یه علامته یا نه

00:03:20.440 --> 00:03:22.900 line:20%
ولی به هرحال الان میخوام وارد خونه بشم

00:03:22.950 --> 00:03:25.340 line:20%
.درب اصلی خونه قفله

00:03:31.190 --> 00:03:33.910 line:20%
واحد شش به مرکز، درخواست فوری نیروی پزشکی دارم

00:03:33.930 --> 00:03:36.270 line:20%
تکرار میکنم، درخواست فوری نیروی پزشکی دارم

00:03:37.480 --> 00:03:39.650 line:20%
.دریافت شد
از مرکز به نیروی پزشکی

00:04:10.180 --> 00:04:11.850
اولین باری که راجب این داستان شنیدم موقعی بود که

00:04:11.850 --> 00:04:15.720
توی شمال نوادا و درحال رسیدگی
به یه داستان دیگه توی یه هتل قدیمی بودم

00:04:15.720 --> 00:04:18.600
و توی لابی منتظر آسانسور بودم

00:04:18.600 --> 00:04:20.760
و اونجا یه هتل قدیمی بود

00:04:20.760 --> 00:04:23.490
خلاصه، طول میکشید تا آسانسور بیاد

00:04:23.490 --> 00:04:27.180
و متوجه شدم که یه خانومی بهم خیره شده

00:04:27.180 --> 00:04:31.200
و موقعی که در آسانسور باز شد
دویید به سمت من

00:04:31.200 --> 00:04:35.520
و بهم گفت که منو میشناسه

00:04:35.520 --> 00:04:38.430
،و گفت باید روی این موضوع کار کنم

00:04:38.430 --> 00:04:41.090
.یعنی اتفاقاتی که برای دختری بنام مینِروا افتاده

00:04:46.080 --> 00:04:48.120
خلاصه کنارش موندم

00:04:48.120 --> 00:04:50.580
و سوار آسانسور نشدم

00:04:50.580 --> 00:04:52.980
.و به حرفاش گوش کردم

00:04:53.940 --> 00:04:57.480
معلوم شد که اون پاسخگوی سابق 9.1.1 بوده

00:04:57.480 --> 00:05:00.970
،در همسایگی همین شهر، یعنی سایپرس در نوادا

00:05:03.120 --> 00:05:06.360
.همون جایی که این اتفاق رخ داده بوده

00:05:07.680 --> 00:05:10.620
برای یه مدت طولانی صحبت کرد

00:05:10.620 --> 00:05:13.710
ولی چیزی که توجهمو جلب کرد

00:05:13.710 --> 00:05:15.460
موقعی بود که گفت

00:05:15.460 --> 00:05:19.020
،وقتی دوستش اومد تا وسایلشو تحویل بگیره"

00:05:19.020 --> 00:05:24.020
".اونا اشتباهی تمام نقاشیا و نوار ها رو بهش دادن

00:05:33.240 --> 00:05:34.410
شبی که تمام این اتفاقات افتاد

00:05:34.410 --> 00:05:37.380
.تازه دومین هفته ی اقامت من توی سایپرس بود

00:05:37.380 --> 00:05:40.230
"من برای کار به عنوان "مامور فوریت های پزشکی
.به اینجا اومدم

00:05:41.160 --> 00:05:44.310
شغل سابق من، کار برای یه شرکت خصوصی بود

00:05:44.310 --> 00:05:47.100
و راستش هیچ علاقه ای بهش نداشتم

00:05:47.100 --> 00:05:49.920
چون من توی رشته ای تحصیل کرده بودم

00:05:49.920 --> 00:05:53.280
که در آینده توی اورژانس و
.به عنوان مامور فوریت های پزشکی کار کنم

00:05:53.280 --> 00:05:57.180
در نگاه اول، سایپرس بهترین مکان
.برای آدمی مثل من به نظر میاد

00:05:57.180 --> 00:05:58.830
،من عاشق دوچرخه سواری کوهستانی ام
عاشق کوهنوردی ام

00:05:58.830 --> 00:06:01.590
،عاشق چادر زدن، گردش، پیاده روی

00:06:01.590 --> 00:06:02.420
ولی

00:06:04.050 --> 00:06:06.450
،فردای همون روز

00:06:08.190 --> 00:06:11.880
.من رفتم دنبال یه شغل دیگه توی یه شهر دیگه

00:06:11.880 --> 00:06:14.730
،بعد از اتفاقی که برای اون گردشگر افتاد

00:06:14.730 --> 00:06:17.130
ما از تلویزیون شنیدیم

00:06:17.130 --> 00:06:19.440
و، میدونی که، اون یه ویدیو گرفته بود

00:06:19.440 --> 00:06:21.310
به محض اینکه شوهرم اونو دید

00:06:22.800 --> 00:06:27.560
به من گفتش که
".وای خدا، دوباره برگشتن"

00:06:29.880 --> 00:06:31.260
وقتی با آمبولانس به سمت اونجا میرفتیم

00:06:31.260 --> 00:06:33.420
با خودمون میگفتیم چقدر ترسناکه که

00:06:33.420 --> 00:06:34.940
.بخوای اینجا زندگی کنی

00:06:36.870 --> 00:06:38.830
.خیلی ترسناک و ناراحت کننده س

00:06:41.220 --> 00:06:42.180
،هرچی بیشتر میرفتیم جلو

00:06:44.040 --> 00:06:46.020
.با صحنه های عجیب تری مواجه میشدیم

00:06:46.020 --> 00:06:47.280
،چیزی که دقیق تر از همه یادم مونده

00:06:47.280 --> 00:06:50.430
.حالتیه که بدنِ اون دختر داشت

00:07:02.420 --> 00:07:03.930
خلاصه، رفیقم به وضعیت دختره رسیدگی میکرد

00:07:03.930 --> 00:07:07.290
و منم رفتم توی کابین تا ببینم

00:07:07.290 --> 00:07:08.700
،داروی خاصی پیدا میکنم یا نه

00:07:08.700 --> 00:07:11.460
،ببینم سوابق پزشکی خاصی داره یا نه

00:07:11.460 --> 00:07:13.050
که بتونیم بهتر درمانش کنیم

00:07:13.050 --> 00:07:13.880
،بعد

00:07:15.330 --> 00:07:18.900
،راستش اگه بخوام احساسمو توی اون لحظات توصیف کنم

00:07:18.900 --> 00:07:20.880
شبیه زمانی بود که هنوز توی آموزشی بودم

00:07:20.880 --> 00:07:22.890
و یه مورد اورژانسی پیش اومد

00:07:22.890 --> 00:07:24.750
که توی یه انبار بود

00:07:24.750 --> 00:07:28.200
و یه آدم چاقو خورده بود

00:07:28.200 --> 00:07:32.940
و پلیس بهمون میگفت
"عقب تر وایسید و درمانش کنید"

00:07:32.940 --> 00:07:37.740
"ولی حواستون باشه که مظنون هنوز توی انباره"

00:07:37.740 --> 00:07:40.470
".ما داریم انبار رو بررسی میکنیم"

00:07:40.470 --> 00:07:45.470
.و من از ترس، مدام پشت سرمو نگاه میکردم

00:07:46.110 --> 00:07:50.370
.فقط اینجوری میتونم اون لحظات رو توصیف کنم

00:07:51.240 --> 00:07:54.030
خلاصه من رفتم داخل و کابینو گشتم

00:07:55.650 --> 00:07:57.900
.خیلی عجیب بود، انگار خالی بود

00:08:00.510 --> 00:08:02.800
یعنی من چند تا دارو پیدا کردم

00:08:04.110 --> 00:08:07.320
ولی با خودم فکر میکردم
این دختره کیه؟

00:08:08.550 --> 00:08:10.020
،همه راجبش حرف میزدن

00:08:10.020 --> 00:08:14.280
راجب همین دختره که دانشجو بود

00:08:15.310 --> 00:08:18.690
و میدونین، من فکر میکردم که

00:08:19.770 --> 00:08:22.800
میدونی، فکر میکردم دختر دبیرستانیه

00:08:24.330 --> 00:08:26.040
ولی بعدا معلوم شد که

00:08:26.040 --> 00:08:28.980
سی و خورده ای سال سن داره

00:08:28.980 --> 00:08:31.380
.و داره یه دوره ی دانشگاهی رو میگذرونه

00:08:33.780 --> 00:08:35.520
من باید اون دوستش رو که

00:08:35.520 --> 00:08:39.210
مدارک و وسایلو از پلیس گرفته بود پیدا میکردم

00:08:39.210 --> 00:08:41.040
،و در حین انجام این کار

00:08:41.040 --> 00:08:45.150
.فهمیدم که مینروا رو "مینی" صدا میزدن

00:08:46.650 --> 00:08:49.830
همه ی این داستانا از وقتی شروع شد

00:08:49.830 --> 00:08:52.260
.که واسه چادر زدن رفته بودیم شمال نیویورک

00:08:52.260 --> 00:08:54.510
خانومی که مالک اون منطقه بود

00:08:54.510 --> 00:08:58.020
یه زمین شناس بود

00:08:58.020 --> 00:09:00.960
،و هرچی بیشتر راجب شغلش صحبت میکرد

00:09:00.960 --> 00:09:03.900
.مینی مشتاق تر میشد و چشماش برق میزد

00:09:03.900 --> 00:09:08.520
مینی شیفته ی شغل و تمام چیزایی شده بود
.که اون خانوم تعریف میکرد

00:09:08.520 --> 00:09:10.680
خب، اون خانوم هم متوجه این قضیه شد

00:09:10.680 --> 00:09:13.350
،و گفتش که خیلی عالیه

00:09:13.350 --> 00:09:14.760
.گفت میتونی دوره هاش رو بگذرونی

00:09:14.760 --> 00:09:15.840
بعد از اون مسافرت

00:09:15.840 --> 00:09:19.530
و ملاقات با اون خانومی که
،به شدت روی مینی تاثیر گذاشته بود

00:09:19.530 --> 00:09:22.650
به کالج بروکلین رفت تا
 برای اون کلاس ها ثبت نام کنه

00:09:22.650 --> 00:09:25.500
و اونجا یه دانشجوی سابق رو دید

00:09:25.500 --> 00:09:28.880
که راجب یه دوره آموزشی توی سایپرس نوادا
.باهاش صحبت کرد

00:09:31.890 --> 00:09:35.750
دوره آموزشی نوادا یه پروژه ای بود که

00:09:37.110 --> 00:09:42.110
که توسط کالج ها و دانشگاهای مختلفی پیشنهاد میشد

00:09:42.210 --> 00:09:43.590
و دانشجوها برای این پروژه

00:09:43.590 --> 00:09:46.530
به شهری بنام سایپرس در نوادا میرفتن که

00:09:46.530 --> 00:09:48.570
درواقع یه معدن واقعی و فعال اونجا بود

00:09:48.570 --> 00:09:51.780
و دانشجوها میتونستن

00:09:51.780 --> 00:09:55.050
.از نزدیک و بطور دقیق با مفاهیم زمین شناسی آشنا بشن

00:09:55.050 --> 00:09:57.900
توی همون دوران، کتی به عنوان یه پرستار

00:09:57.900 --> 00:10:00.510
.توی بیمارستان بیت اسرائیل در نیویورک کار میکرد

00:10:00.510 --> 00:10:03.030
اون درواقع شیفت شب اورژانس بود

00:10:03.030 --> 00:10:06.960
و شیفت شب هم 12 ساعت طول میکشه

00:10:06.960 --> 00:10:09.180
به همین خاطر در طول روز میخوابید

00:10:09.180 --> 00:10:11.100
ولی میخواست مینروا احساس تنهایی نکنه

00:10:11.100 --> 00:10:12.240
و باهاش در ارتباط باشه

00:10:12.240 --> 00:10:14.970
.و بدونه که از تصمیمش برای رفتن به سایپرس حمایت میکنه

00:10:14.970 --> 00:10:17.490
بخاطر همین از خودشون ویدیو میگرفتن

00:10:17.490 --> 00:10:18.900
.و برای همدیگه میفرستادن

00:10:18.900 --> 00:10:20.910
خلاصه که، نیویورک دلش واست تنگ شده

00:10:20.910 --> 00:10:22.830
.بذا بهت نشون بدم الان کجام

00:10:23.850 --> 00:10:25.800
و از طریق همین ویدیو ها

00:10:25.800 --> 00:10:28.530
میتونیم سرنخ ها و اطلاعاتی

00:10:28.530 --> 00:10:31.560
.از آخرین روز های مینروا بدست بیاریم

00:10:31.560 --> 00:10:33.420
اون به سایپرس رفت

00:10:33.420 --> 00:10:36.900
.و جایی هم نداشت که بمونه

00:10:36.900 --> 00:10:40.050
حتی یه اتاق یا یه گوشه ای که بتونه بخوابه نبود

00:10:40.050 --> 00:10:43.200
.و اونا هیچ جایی برای اون نداشتن

00:10:43.200 --> 00:10:45.570
خلاصه توی خوابگاه هم جا نبود

00:10:45.570 --> 00:10:50.520
.و همه جا پر شده بود

00:10:50.520 --> 00:10:54.030
خلاصه اونا تصمیم گرفتن که

00:10:54.030 --> 00:10:56.730
بفرستنش به این کابین

00:10:56.730 --> 00:10:59.190
که درواقع دانشکده قرار بود اونجا رو

00:10:59.190 --> 00:11:00.600
تبدیل به دفتر خودش بکنه

00:11:00.600 --> 00:11:05.600
ولی به هرحال اون زمان بهش اجازه دادن
.که توی اون کابین زندگی کنه

00:11:06.210 --> 00:11:08.610
وقتی اون دختر توی این کابین زندگی میکرد

00:11:08.610 --> 00:11:11.960
.این کابین اینجا روی این محیط سیمانی قرار داشت

00:11:12.000 --> 00:11:13.700 line:20%
جایی که این سیمان ها ریخته شده

00:11:13.820 --> 00:11:17.820 line:20%
.قبلا انباری و زیرزمینِ همون کابین قرار داشت

00:11:20.100 --> 00:11:22.000 line:20%
کامیون اومد و ما اینجا رو پر کردیم

00:11:22.020 --> 00:11:25.020 line:20%
و قرار بود که

00:11:25.800 --> 00:11:28.300 line:20%
.یه دفتر جدید روی اینجا بسازیم

00:11:30.000 --> 00:11:33.800 line:20%
...آیا بازرسان همه ی وسایل زیرزمینو با خودشون بردن

00:11:33.820 --> 00:11:35.820 line:20%
قبل از اینکه با سیمان پرش کنین؟...

00:11:35.880 --> 00:11:37.260
.اطلاعی ندارم

00:11:45.270 --> 00:11:48.090
مدت کوتاهی بعد از اینکه

00:11:48.090 --> 00:11:50.220
...من و شوهرم مزرعه رو در اختیار گرفتیم

00:11:50.220 --> 00:11:55.080
درواقع پدرم قبلا به این شکارچی ها اجازه میداد

00:11:55.080 --> 00:11:56.940
.که توی این زمین شکار کنن

00:11:56.940 --> 00:12:00.150
برای سالها، اونا توی این زمینا شکار میکردن

00:12:00.150 --> 00:12:04.440
و اتفاقی که افتاد این بود که
یکی از اون شکارچیا

00:12:04.440 --> 00:12:07.140
تیر زدن بلد نبود و نمیدونست داره چیکار میکنه

00:12:07.140 --> 00:12:10.620
.و یه بار اتفاقی به شوهرم شلیک کرد

00:12:12.240 --> 00:12:14.070
خوشبختانه اون کشته نشد

00:12:14.070 --> 00:12:18.450
.و بخاطر همین دیگه راضی به این کار نبودیم

00:12:18.450 --> 00:12:21.150
خلاصه من رفتم سراغ شکارچی ها

00:12:21.150 --> 00:12:24.030
که بهشون بگم دیگه توی زمین های ما

00:12:24.030 --> 00:12:25.740
اجازه ی شکار ندارن

00:12:25.740 --> 00:12:29.430
.و اونا اصلا از این قضیه خوششون نیومد

00:12:29.430 --> 00:12:33.330
و اونا رفتن و یکی از فنس های ما رو پاره کردن

00:12:33.330 --> 00:12:38.330
 اونجا یه آغل گوسفند بود که

00:12:38.670 --> 00:12:42.900
درواقع یه در کوچیک داشت و
اونا اونجا رو نابود کردن، میدونی

00:12:42.900 --> 00:12:46.890
بخاطر همین من زنگ زدم به پلیس
و اونا بهم گفتن که

00:12:46.890 --> 00:12:51.890
تا موقعی که مدرکی ارائه نکنم
.نمیتونن کاری انجام بدن

00:12:55.050 --> 00:12:57.670
خلاصه یه شبی رسید، که من و شوهرم

00:12:57.670 --> 00:13:00.000
زود به رختخواب رفته بودیم

00:13:00.000 --> 00:13:03.530
و یهویی یه صداهایی از سمت طویله شنیدیم

00:13:03.530 --> 00:13:06.960
خلاصه شوهرم، دوربینو برداشت

00:13:06.960 --> 00:13:09.930
و گفتش که
"میرم مدرک جمع کنم"

00:13:09.930 --> 00:13:14.760
و بعد رفت اونجا ولی شکارچیا اونجا نبودن

00:13:14.760 --> 00:13:17.520
و بعد وقتی به جلوتر نگاه کرد

00:13:17.520 --> 00:13:19.960
.دید که دارن فرار میکنن

00:13:38.600 --> 00:13:41.800 line:20%
امکانش هست که، یه نگاهی به کابین بندازیم؟

00:13:42.180 --> 00:13:45.210
نه، اونو از جای خودش درآوردن

00:13:45.210 --> 00:13:47.010
چون میخوان تخریبش کنن

00:13:47.010 --> 00:13:50.760
.و شرکت گفته که نمیخواد کسی نزدیکش بشه

00:13:52.000 --> 00:13:53.800 line:20%
در زمانی که اون دختر اینجا زندگی میکرد

00:13:53.820 --> 00:13:56.420 line:20%
یه آقایی هم بود که

00:13:57.050 --> 00:14:00.450 line:20%
توی اون خونه زرده زندگی میکرد، ولی همون موقع نقل مکان کرد

00:14:00.670 --> 00:14:02.670 line:20%
.و اون خونه هم دیگه متروکه شده

00:14:05.190 --> 00:14:06.870
وقتی به اینجا اومدم

00:14:06.870 --> 00:14:09.530
کمبود مسکن وجود داشت

00:14:09.530 --> 00:14:11.790
و من مدتی بود که توی ماشینم میخوابیدم

00:14:11.790 --> 00:14:15.720
و یه روز بعدازظهر که از سر کار برمیگشتم

00:14:15.720 --> 00:14:17.790
.اتفاقی این خونه رو پیدا کردم

00:14:17.790 --> 00:14:21.180
یه خونه ی کوچیک زرد بود که
تقریبا هشت کیلومتر با شهر فاصله داشت

00:14:21.180 --> 00:14:25.470
متوجه شدم که خالیه و قابل سکونته

00:14:25.470 --> 00:14:27.420
و بعدش رفتم دنبال صاحبش گشتم

00:14:27.420 --> 00:14:29.970
.و خونه رو ازشون اجاره کردم

00:14:30.930 --> 00:14:34.260
کمکم کردن تا وسایلمو بار بزنیم

00:14:34.260 --> 00:14:37.350
و مدت زیادی رو درحال بار زدن وسایل بودیم

00:14:37.350 --> 00:14:40.920
و وسایلو جابه جا میکردیم
و بعد کارمون تموم شد

00:14:40.920 --> 00:14:43.320
و موقعی که اونا رفتن دیگه شب شده بود

00:14:46.980 --> 00:14:49.080
و بعدش شروع کردم به چیدن وسایل

00:14:49.080 --> 00:14:51.690
و بعدش روی مبل نشستم تا یه کم استراحت کنم

00:14:53.490 --> 00:14:55.350
و اون موقع بود که احساس جالبی بهم دست داد

00:14:55.350 --> 00:14:56.880
مثل اینکه حس کردم یه چیزی بیرون خونه س

00:14:56.880 --> 00:14:59.080
.و دقیق نمیتونستم تشخیص بدم که چیه

00:15:00.690 --> 00:15:03.150
یه شب، من رفتم که بخوابم

00:15:03.150 --> 00:15:04.630
و خوابم برد

00:15:06.450 --> 00:15:10.200
.ولی بعدش صدای سگم منو بیدار کرد

00:15:10.200 --> 00:15:12.600
اون مدام پارس میکرد

00:15:12.600 --> 00:15:15.120
.و رو به درِ ورودی وایساده بود

00:15:16.920 --> 00:15:18.930
من لباس پوشیدم و خواستم ببینم چه خبره

00:15:18.930 --> 00:15:21.580
.گفتم شاید ماشین کسی توی بزرگراه خراب شده

00:15:22.890 --> 00:15:24.510
در خونه رو باز کردم

00:15:24.510 --> 00:15:27.240
و سگم همونجا نشسته بود و مدام پارس میکرد

00:15:27.240 --> 00:15:29.460
و حسابی سروصدا میکرد و به بیرون خیره شده بود

00:15:29.460 --> 00:15:31.810
.جوری که انگار داره به یه نفر نگاه میکنه

00:15:32.820 --> 00:15:34.590
.هیچکس اونجا نبود

00:15:37.710 --> 00:15:39.510
آروم به سمت بیرون حرکت کرد

00:15:39.510 --> 00:15:42.200
.و رفت داخل حیاط

00:15:42.200 --> 00:15:44.310
جوری بود که انگار داره دنبال کسی میگرده

00:15:44.310 --> 00:15:46.560
و همینجوری به جلو خیره مونده بود
.ولی هیچکس اونجا نبود

00:15:49.380 --> 00:15:50.380
!سلام دختره

00:15:51.330 --> 00:15:53.500
به نوادا خوش اومدی

00:15:54.510 --> 00:15:58.800
،اینم از خونه ی نیمه مبله ی من

00:15:59.880 --> 00:16:02.230
.کابین داغون

00:16:03.780 --> 00:16:04.950
،آره، خلاصه

00:16:05.850 --> 00:16:08.870
واقعا خوشحالم که هم‌خونه ندارم

00:16:09.500 --> 00:16:12.900 line:20%
و پرده ها رو کشیدم چون همسایه ها عجیب غریبن

00:16:13.220 --> 00:16:15.220 line:20%
...خلاصه که

00:16:15.650 --> 00:16:17.650 line:20%
.بذا اتاق خوابو نشونت بدم

00:16:19.020 --> 00:16:22.380
وقتی اولین ویدیویی که برای کتی فرستاده رو
تماشا کردم

00:16:24.000 --> 00:16:26.280
با خودم گفتم

00:16:26.280 --> 00:16:28.800
چرا اون دختر رفت و توی اون کابین زندگی کرد؟

00:16:28.800 --> 00:16:30.870
.اونجا برای سکونت مناسب نبود

00:16:30.870 --> 00:16:32.910
یعنی، ساخت و ساز هنوز درحال انجام بود

00:16:32.910 --> 00:16:35.940
.سقف کابین از ورق پلاستیکی بود

00:16:37.440 --> 00:16:38.270
،خیله خب دختر

00:16:38.270 --> 00:16:39.860
بگو نظرت راجب اینجا چیه

00:16:40.590 --> 00:16:42.420
دلم تنگ شده، عاشقتم

00:16:44.670 --> 00:16:47.250
باید زودتر بیای بهم سر بزنیا

00:16:47.250 --> 00:16:48.330
بهت زنگ میزنم

00:16:48.330 --> 00:16:49.400
.بای بای

00:16:50.240 --> 00:16:52.110
وقتی دوربینو به سمت خودش چرخوند

00:16:52.110 --> 00:16:54.930
.مشخص بود که چهره ش شاداب و خوشحاله

00:16:55.800 --> 00:16:58.890
.خلاصه خیالم راحت شد

00:16:58.890 --> 00:17:01.380
،میدونین، حالش خوب بود
.گفتم خوشبختانه اونجا راحته

00:17:20.750 --> 00:17:25.660
وقتی اون آقا به ما گفت که
...چرا مینی حس عجیبی نسبت بهش داشته

00:17:26.100 --> 00:17:29.500 line:20%
و پرده ها رو کشیدم چون همسایه ها عجیب غریبن

00:17:30.090 --> 00:17:33.750
.خشکمون زد...

00:17:35.240 --> 00:17:36.250
و میخواستم برگردم به اتاقم

00:17:36.250 --> 00:17:40.050
که یه صداهایی از بیرون شنیدم

00:17:40.050 --> 00:17:41.580
و وایسادم و چند لحظه به صدا گوش دادم

00:17:41.580 --> 00:17:43.620
و گفتم که، احتمالا صدای جغده

00:17:43.620 --> 00:17:44.920
.درواقع کنار درختا بودم

00:17:47.510 --> 00:17:50.850
خلاصه رفتم اون سمت و چند تا سنگ برداشتم

00:17:50.850 --> 00:17:52.080
و رفتم سمت کناری خونه

00:17:52.180 --> 00:17:53.580
جایی که درختا بودن

00:17:53.580 --> 00:17:55.830
و سنگا رو به اون سمت پرت کردم

00:17:55.830 --> 00:17:58.380
و یه ذره سروصدا کردم که هرچی هست فرار کنه

00:18:01.180 --> 00:18:04.230
.انگار اون صدا از بالای کوه میومد

00:18:09.570 --> 00:18:11.490
انگار شبیه صدای آواز یه زن بود

00:18:11.490 --> 00:18:13.230
ولی دقیق نمیشد گفت که آهنگ میخونه

00:18:13.230 --> 00:18:14.220
...شبیه یه

00:18:15.930 --> 00:18:17.700
.یه صدای عجیبی میومد

00:18:17.700 --> 00:18:20.250
انگار با تن صدای بالا میخوند
بعد دوباره تن صدا میومد پایین

00:18:20.250 --> 00:18:23.230
و بعدش صداهای مختلفی شنیده میشد

00:18:24.950 --> 00:18:27.300
و صدا کم و زیاد میشد و اکو میشد

00:18:27.300 --> 00:18:28.590
و دقیقا نمیتونستم بفهمم

00:18:28.590 --> 00:18:29.970
صدا از کجا میاد چون بلخره صدا بود

00:18:29.970 --> 00:18:31.900
.و صدا توی هوا پخش میشه

00:18:34.170 --> 00:18:37.620
صاحب خونه بهم زنگ زد

00:18:37.620 --> 00:18:39.570
و گفتش که یه خانومی

00:18:39.570 --> 00:18:41.670
توی کابین نزدیک خونه زندگی میکنه

00:18:41.670 --> 00:18:45.690
و فرداش همون خانومو دیدم، همون زمین شناسه

00:18:45.690 --> 00:18:49.000
و رفتم و بهش خوش آمد گفتم

00:18:49.970 --> 00:18:51.210
و موقعی که داشتیم اونجا صحبت میکردیم

00:18:51.210 --> 00:18:53.730
راجب صداهایی که شنیدم بهش گفتم

00:18:53.730 --> 00:18:56.460
گفتم یه صداهایی از بالای اون تپه میومد

00:18:56.460 --> 00:18:58.470
و اون خانوم جوری به من نگاه میکرد انگار که

00:18:58.470 --> 00:19:00.570
انگار که، راستش از دستش ناراحت شدم

00:19:00.570 --> 00:19:01.770
میدونی، اون فکر میکرد که

00:19:01.770 --> 00:19:04.780
انگار، جوری بهم نگاه میکرد
.که انگار من عقلمو از دست دادم

00:19:08.760 --> 00:19:11.400
از روزی که حس کردم

00:19:11.400 --> 00:19:12.990
،انگار یه نفر منو زیر نظر داره

00:19:13.860 --> 00:19:17.160
.از لحاظ جسمی هم بیمار شدم

00:19:17.160 --> 00:19:19.620
دائم حالت تهوع بهم دست میداد

00:19:19.620 --> 00:19:21.360
و روز به روز بدتر میشد

00:19:21.360 --> 00:19:24.160
.و همینجوری که میگذشت فقط بدتر میشد

00:19:27.300 --> 00:19:29.190
،بعد از این جریانات

00:19:29.190 --> 00:19:31.740
.بلافاصله علائم جسمی عجیبی پیدا کرد

00:19:32.910 --> 00:19:34.660
!دیگه گوشی دستم نیس

00:19:34.660 --> 00:19:36.930
رفتم یه سه پایه از فروشگاه گرفتم

00:19:36.930 --> 00:19:38.820
و الان گوشی رو گذاشتم روی اون

00:19:38.820 --> 00:19:40.620
،که بتونم شعبده بازی کنم

00:19:40.620 --> 00:19:42.690
!مثلا در این بطری رو باز کنم

00:19:42.690 --> 00:19:44.520
تازگیا چشمام اذیتم میکنه

00:19:44.520 --> 00:19:45.540
شبا نمیتونم خوب نفس بکشم

00:19:45.540 --> 00:19:48.990
.همش از خواب میپرم و بدنم خسته س

00:19:48.990 --> 00:19:51.230
انگار، نمیتونم به خواب عمیق برم

00:19:51.230 --> 00:19:52.920
.یا نمیتونم از خواب پاشم

00:19:52.920 --> 00:19:56.460
وقتی دراز میکشم و میخوام بخوابم
.حس میکنم ضربان قلبم میره بالا

00:19:57.450 --> 00:19:58.980
و وقتی زود برمیگردم خونه

00:19:58.980 --> 00:20:01.680
بعضی چیزا سر جاشون نیستن

00:20:02.610 --> 00:20:05.460
.و بعضی چیزا هم گم میشن و پیداشون نمیکنم

00:20:05.460 --> 00:20:06.840
،هر اتفاقی که داشت میوفتاد

00:20:06.840 --> 00:20:11.840
.نشون میداد که وضعیت جسمیش درحال بدتر شدنه

00:20:11.840 --> 00:20:16.710
.خلاصه فردا میخوام برم شهر پیش یه دکتر

00:20:16.710 --> 00:20:20.130
کتی بهش پیشنهاد کرد که برگرده به کابین

00:20:20.130 --> 00:20:24.120
.و دنبال کپک سیاه بگرده
<font size="45" color="#00e3ff">[یه نوع قارچ که روی در و دیوار میزنه]<c.white></c></c>

00:20:24.120 --> 00:20:25.950
خودمم مطمئن نبودم

00:20:25.950 --> 00:20:27.990
ولی این منطقی ترین چیزی بود که به نظرم رسید

00:20:27.990 --> 00:20:30.510
و با علائمی هم که داشت جور در میومد

00:20:30.510 --> 00:20:34.080
واسه همین بهش گفتم
سریع برو توی کابین"

00:20:34.080 --> 00:20:39.280
".و فورا همه جا رو بررسی کن

00:20:48.810 --> 00:20:49.920
اون برگشت توی کابین

00:20:49.920 --> 00:20:52.230
و موقعی که داشت دنبال این کپک سیاه میگشت

00:20:53.370 --> 00:20:56.130
این کیف بِرِزِنتی رو پیدا کرد

00:20:56.130 --> 00:20:58.360
اولش مسئله ی خیلی مهمی نبود

00:20:59.280 --> 00:21:01.560
.چون اون لحظه بیشتر نگران سلامتیش بودیم

00:21:01.560 --> 00:21:04.290
خلاصه بهش گفتم
"باشه، بعدا ازش عکس بگیر بفرست"

00:21:04.290 --> 00:21:06.390
".ولی فعلا خونه رو بررسی کن"

00:21:06.390 --> 00:21:10.590
و همه جا رو زیر و رو کرد

00:21:10.590 --> 00:21:11.640
.و هیچی پیدا نکرد

00:21:13.350 --> 00:21:14.610
این همون کیفیه که

00:21:14.610 --> 00:21:17.160
،پلیس به کتی داد

00:21:17.400 --> 00:21:20.290
با این تصور که لوازم شخصی مینی داخلشه

00:21:20.310 --> 00:21:22.610
...ولی چیزی که توی کیف بود

00:22:34.110 --> 00:22:38.580
کتی بخاطر از دست دادن دوست صمیمیش داغون شده بود

00:22:38.580 --> 00:22:42.840
.درواقع اونا مثل دوتا خواهر بودن

00:22:42.840 --> 00:22:45.630
.اون میخواست یه کاری بکنه

00:22:45.630 --> 00:22:49.930
همون موقع بود که تصمیم گرفت
.تا لوازم شخصی مینی رو تحویل بگیره

00:22:49.930 --> 00:22:50.770
من رفتم سراغ اون کیف

00:22:50.770 --> 00:22:53.640
تا ببینم چیز به درد بخوری پیدا میکنم یا نه

00:22:53.640 --> 00:22:56.430
و درنهایت همون کیفو تحویل گرفت

00:22:56.430 --> 00:23:01.430
و داخلش یه نوار خیلی قدیمی پیدا کرد

00:23:02.010 --> 00:23:06.890
به همراه یه سری نقاشی عجیب و غریب

00:23:42.450 --> 00:23:45.610
.همچنین موبایل مینی رو هم پیدا کرد

00:23:46.620 --> 00:23:50.280
کتی و مینی از شنوندگان پر و پا قرص پادکست بودن

00:23:50.280 --> 00:23:52.650
،و مخصوصا این پادکست

00:23:52.650 --> 00:23:56.370
پادکستی که میزبان معمولا به مخاطبا میگفتش

00:23:56.370 --> 00:23:59.970
که یه فولدر برای مواقعی که گم شدید بسازید

00:23:59.970 --> 00:24:02.460
و چیزایی که توی این فولدر قرار میگیره

00:24:02.460 --> 00:24:05.160
،پسورد ها، کد های امنیتی شبکه های اجتماعی

00:24:05.160 --> 00:24:07.320
خلاصه هرچیزی که یه نفر لازم داره

00:24:07.320 --> 00:24:10.140
تا بوسیله ی اونا بتونه بهتون کمک کنه

00:24:10.140 --> 00:24:13.590
و این فولدرو برای کسی که بهش اعتماد دارید میفرستید

00:24:13.590 --> 00:24:15.300
و به همین خاطر

00:24:15.300 --> 00:24:18.780
.کتی تمام پسوردای گوشی مینی رو داشت

00:24:18.780 --> 00:24:21.430
.خلاصه میتونست قفل گوشی رو باز کنه

00:24:22.600 --> 00:24:25.690
لیست امنیتی، فرآیند تایید

00:24:26.770 --> 00:24:28.590
یک کنترل سه مرحله ای وجود داره

00:24:28.590 --> 00:24:31.380
که هرکدوم نیازمند تایید جداگانه هستن

00:24:31.380 --> 00:24:34.590
،و باید توسط یک سازنده

00:24:34.590 --> 00:24:36.870
.یا یک سرپرست یا مدیر اجرا شوند

00:24:40.860 --> 00:24:44.970
.مناطق ایمنی برای پیشرفت مداوم

00:24:44.970 --> 00:24:47.760
...لوازم خاصی برای این کار

00:25:03.060 --> 00:25:06.360
.و بعدش صدای نفس کشیدن مینی شنیده میشه

00:25:07.200 --> 00:25:09.180
خروپف نمیکنه

00:25:09.180 --> 00:25:13.350
.ولی صدای نفس کشیدن توی خواب عمیق میاد

00:25:13.350 --> 00:25:15.960
یه صدای دیگه ای هم

00:25:15.960 --> 00:25:18.250
.توی اون وویس شنیده میشه

00:25:38.340 --> 00:25:40.260
.من فکر کردم شاید داره توی خواب راه میره

00:25:41.460 --> 00:25:42.960
واقعا اینطوریه؟

00:26:10.920 --> 00:26:12.600
.انگار یه نفر داره صحبت میکنه

00:26:12.600 --> 00:26:13.950
.یه صدای مردونه

00:26:13.950 --> 00:26:16.050
نمیتونم بفهمم داره چی میگه

00:26:16.050 --> 00:26:18.900
ولی قطعا صدای یه مرده

00:26:18.900 --> 00:26:22.810
.و مینی تمام مدت توی خواب عمیقه

00:26:42.210 --> 00:26:44.790
میدونی، بعد از گوش کردن به تمام وویس ها

00:26:44.790 --> 00:26:49.790
موهای تنم سیخ شد
.و فکرمو حسابی مشغول خودش کرد

00:26:49.920 --> 00:26:51.390
راستش اون شب نتونستم بخوابم

00:26:51.390 --> 00:26:54.540
.چون اون صداها مدام توی ذهنم مرور میشد

00:26:54.540 --> 00:26:56.850
حتی فرداش نرفتم سر کار

00:26:57.690 --> 00:27:01.320
.و بعدش رابی با یه پلیر ویدیو اومد خونه

00:28:21.400 --> 00:28:23.400 line:20%
<i>اون رفته بیرون</i>

00:28:33.200 --> 00:28:36.000 line:20%
<i>میخوام دوستمو ببینم</i>

00:28:57.100 --> 00:28:59.800 line:20%
<i>!اوناهاش</i>

00:29:05.200 --> 00:29:07.900 line:20%
<i>اون از روشنایی خوشش نمیاد</i>

00:29:16.900 --> 00:29:18.800 line:20%
<i>داره میاد تو</i>

00:29:20.200 --> 00:29:22.200 line:20%
<i>داره میاد تو</i>

00:29:34.100 --> 00:29:36.300 line:20%
<i>یه کاری باهات دارم</i>

00:29:42.440 --> 00:29:44.370
،از همون لحظه ی اول

00:29:44.370 --> 00:29:48.600
.میتونی حدس بزنی که این قضیه ترسناکه

00:29:48.600 --> 00:29:53.600
صدای این آدم... غیر عادیه

00:29:53.600 --> 00:29:56.310
و زمانی که فهمیدم این فیلم

00:29:56.310 --> 00:29:58.710
،داخل همون کابین گرفته شده

00:30:00.330 --> 00:30:02.820
.دلم هری ریخت

00:31:06.620 --> 00:31:11.150
<i>"در سرتاسر آفریقا شعار دهید"</i>

00:31:06.620 --> 00:31:14.650 line:20%
[(شعر "پوتین ها" از رودیارد کیپلینگ برای ارتش بریتانیا مربوط به جنگ دوم بوئر بین انگلیس و آفریقای جنوبی (1902-1899]

00:31:11.150 --> 00:31:15.550
<i>"قدم قدم قدم قدم"</i>

00:31:15.550 --> 00:31:16.800
<i>"در سرتاسر آفریقا شعار دهید"</i>

00:31:17.670 --> 00:31:21.280
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"</i>

00:31:21.280 --> 00:31:23.410
<i>"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:31:23.410 --> 00:31:26.640
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:31:26.640 --> 00:31:29.530
<i>"هفت شش یازده پنج"</i>

00:31:29.530 --> 00:31:31.930
<i>"نُه، و بیست مایل برای امروز"</i>

00:31:31.930 --> 00:31:34.640
<i>"چهار یازده هفده"</i>

00:31:34.640 --> 00:31:36.190
<i>"سی و دو مایل در روز قبل"</i>

00:31:36.190 --> 00:31:39.520
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"</i>

00:31:39.520 --> 00:31:41.460
<i>"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:31:41.460 --> 00:31:44.100
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:31:45.080 --> 00:31:48.050
<i>"نه نه نه نه"</i>

00:31:48.050 --> 00:31:50.120
<i>"نگاه نکن چه چیزی روبروت قرار داره"</i>

00:31:50.120 --> 00:31:53.110
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"</i>

00:31:53.110 --> 00:31:55.190
<i>"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:31:55.190 --> 00:31:58.160
<i>"مردان مردان مردان مردان"</i>

00:31:58.160 --> 00:32:00.750
<i>"مردان از دیدنش دیوانه میشوند"</i>

00:32:00.750 --> 00:32:03.570
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:32:03.570 --> 00:32:06.930
<i>"بشمار بشمار بشمار بشمار"</i>

00:32:06.930 --> 00:32:09.000
<i>"فشنگ ها و پوکه ها را"</i>

00:32:09.000 --> 00:32:13.720
<i>"اگر لحظه ای غفلت کنی، بالای سرت خواهند بود"</i>

00:32:13.720 --> 00:32:17.290
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"</i>

00:32:17.290 --> 00:32:19.260
<i>"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:32:19.260 --> 00:32:22.390
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:32:22.390 --> 00:32:25.090
<i>"با هرچیزی کنار می آییم"</i>

00:32:25.090 --> 00:32:27.200
<i>"گشنگی، تشنگی و خستگی"</i>

00:32:27.200 --> 00:32:30.020
<i>"اما نه نه نه"</i>

00:32:30.020 --> 00:32:32.430
<i>"با نگاه مداوم آنها کنار نمی آییم"</i>

00:32:32.430 --> 00:32:37.430
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"
"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:32:37.520 --> 00:32:40.620
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:32:40.620 --> 00:32:45.590
<i>"روز ها اوضاع وخیم میشود"</i>

00:32:45.590 --> 00:32:50.440
<i>"اما شب ها رشته های چهل میلیاردی از راه میرسد"</i>

00:32:50.440 --> 00:32:53.570
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"</i>

00:32:53.570 --> 00:32:55.920
<i>"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:32:55.920 --> 00:32:58.380
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:32:58.380 --> 00:33:01.330
<i>"من شش هفته در جهنم"</i>

00:33:01.330 --> 00:33:03.370
<i>"راهپیمایی کردم"</i>

00:33:03.370 --> 00:33:08.130
<i>"این آتش، شیطان، ظلمت یا چیز دیگری نیست اما"</i>

00:33:08.130 --> 00:33:13.130
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"
"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:33:13.130 --> 00:33:15.750
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:33:16.790 --> 00:33:19.870
<i>"تلاش تلاش تلاش تلاش"</i>

00:33:19.870 --> 00:33:21.310
<i>"تلاش کنید تا به چیز متفاوتی فکر کنید"</i>

00:33:21.310 --> 00:33:23.940
<i>"خدای من"</i>

00:33:23.940 --> 00:33:26.990
<i>"مرا از دیوانه شدن باز دار"</i>

00:33:26.990 --> 00:33:30.540
<i>"پوتین پوتین پوتین پوتین"</i>

00:33:30.540 --> 00:33:32.280
<i>"دوباره به هر طرف رژه بروید"</i>

00:33:32.280 --> 00:33:35.210
<i>"در جنگ، معافیت معنا ندارد"</i>

00:33:56.370 --> 00:33:57.720
اونا سوله رو تخریب کردن

00:33:57.720 --> 00:34:00.120
و اون کابین رو جای خودش در آوردن

00:34:00.120 --> 00:34:02.040
،و همچنین اون زیرزمینو از بین بردن

00:34:03.000 --> 00:34:05.040
،دقیقا بعد از مرگ مینی

00:34:05.040 --> 00:34:09.330
و دقیقا قبل از اینکه کتی متوجه بشه
.توی اون نوار چیه

00:34:10.400 --> 00:34:11.490
.من همین الان برگشتم

00:34:11.490 --> 00:34:13.240
ولی مطمئنم که

00:34:13.240 --> 00:34:17.220
من اولین کره ای ایی هستم که
به سایپرس نوادا اومده

00:34:17.220 --> 00:34:21.070
.یا اینجا زندگی کرده یا هرچی

00:34:21.070 --> 00:34:24.720
امم... یارویی که توی پمپ بنزین بود
ازم پرسید من شرقی ام؟

00:34:25.810 --> 00:34:30.080
امم... بعد یکی از همکلاسیام گفتش که

00:34:30.080 --> 00:34:32.820
،یعنی آدم خوبیه ها
،میخواست ازم تعریف کنه

00:34:32.820 --> 00:34:34.930
بهم گفت شبیه عروسکای چینی ام

00:34:36.000 --> 00:34:39.750
،آره خلاصه، اینجوریه
اینجا همه خیلی مهربونن

00:34:39.750 --> 00:34:41.910
مثلا نژادپرست و اینا نیستن

00:34:41.910 --> 00:34:46.550
...ولی مثلا، نمیدونم، خیره میشن به آدم

00:34:46.550 --> 00:34:48.190
خیله خب، بعدا باهات حرف میزنم

00:34:48.190 --> 00:34:49.410
عاشقتم

00:34:49.410 --> 00:34:50.560
.خدافظ

00:34:50.560 --> 00:34:54.480
،از سال 1993 تا زمانی که توسط معدن خریداری شد

00:34:54.480 --> 00:34:57.750
اونجا به آدمای زیادی اجاره داده میشد

00:34:57.750 --> 00:35:00.630
ولی هیچ سند و قراردادی وجود نداره

00:35:00.630 --> 00:35:03.360
.چون اکثرا غیرقانونی و دلال بازی بود

00:35:03.360 --> 00:35:06.790
.درواقع این کابین یه جور اسکانِ موقتی بود

00:35:18.500 --> 00:35:21.000 line:20%
<i>باید همین جاها باشه</i>

00:35:23.500 --> 00:35:26.000 line:20%
<i>همین جاها بود که دیدمش</i>

00:35:34.110 --> 00:35:37.080
بیشتر چیزایی که توی این نوار میبینیم
هیچ مفهوم خاصی ندارن

00:35:37.080 --> 00:35:42.030
چون که خودِ نوار به شدت آسیب دیده

00:35:42.030 --> 00:35:43.230
و داغون شده

00:35:43.230 --> 00:35:46.320
و با اینکه صدای آدمی که فیلمبرداری کرده رو میشنویم

00:35:46.320 --> 00:35:48.900
اما صداش انقدر بی کیفیت و نامفهومه

00:35:48.900 --> 00:35:51.840
.که نمیتونیم دقیق تشخیص بدیم و شناسایی کنیم

00:35:54.330 --> 00:35:57.180
زنی که سویشرت صورتی تنشه

00:35:57.180 --> 00:35:59.610
.اسمش چَریتی هِندِرسون ـه

00:35:59.610 --> 00:36:01.800
.این زن اواخر دهه 90 گم شده

00:36:03.320 --> 00:36:05.610
بسه دیگه، دوربینو ولش کن

00:36:10.830 --> 00:36:11.860
خیلی عجیبی

00:36:15.640 --> 00:36:16.670
الووو؟

00:36:20.990 --> 00:36:24.320
تو خیلی بامزه ای، اصن حرف نمیزنی

00:36:26.220 --> 00:36:27.250
با توام؟

00:37:37.260 --> 00:37:39.840
قربانیان دیگه ای هم توی نوار وجود دارن

00:37:39.840 --> 00:37:42.090
.ولی نمیتونیم صورتشون رو تشخیص بدیم

00:39:16.800 --> 00:39:19.170
،میدونی، موقعی که یه دختر بچه بودم

00:39:19.170 --> 00:39:21.090
یه شب توی تختم خوابیده بودم

00:39:21.090 --> 00:39:22.330
و نصفه شب بود

00:39:23.220 --> 00:39:26.190
...و شنیدم که پدر مادرم دارن

00:39:26.190 --> 00:39:31.190
دارن داد بیداد میکنن و من لای درو باز کردم

00:39:31.190 --> 00:39:32.760
و نگاه کردم

00:39:32.760 --> 00:39:36.270
و پدرم با یه شات‌گان وایساده بود
و مادرم هم کنارش بود

00:39:36.270 --> 00:39:38.760
و جفتشون از پنجره به بیرون خیره شده بودن

00:39:38.760 --> 00:39:42.510
و داشتن داد و فریاد میکردن

00:39:42.510 --> 00:39:44.860
میدونی، مثلا مامانم میگفت که

00:39:44.860 --> 00:39:49.710
"کدوم آدمی نصفه شب وسط این بیابون راه میره؟"

00:39:49.710 --> 00:39:53.430
و بابام گفتش که

00:39:55.390 --> 00:39:57.310
".فکر نمیکنم اونا آدم معمولی باشن"

00:40:03.880 --> 00:40:07.980
من دوربینای مداربسته ی خونه رو چک کردم

00:40:07.980 --> 00:40:10.260
،از طریق سیستم امنیتی

00:40:10.260 --> 00:40:12.210
و یه یارویی رو دیدم که قدم میزنه و میره

00:40:12.210 --> 00:40:14.100
و از بالای خونه ی من رد میشه

00:40:14.100 --> 00:40:16.020
.و میره به سمت خونه ی اون خانوم

00:40:16.020 --> 00:40:17.670
این اتفاق دقیقا زمانی افتاده

00:40:17.670 --> 00:40:19.800
که اون خانوم فوت کرده

00:40:19.800 --> 00:40:21.270
و با خودم گفتم شاید این قضیه

00:40:21.270 --> 00:40:24.660
.با مرگ اون ارتباطی داشته باشه

00:41:09.500 --> 00:41:11.300 line:20%
همینو میگفتما

00:41:11.320 --> 00:41:13.120 line:20%
میشنوی؟

00:42:27.710 --> 00:42:30.300
،خلاصه جدا از همه ی اینا

00:42:31.680 --> 00:42:33.330
...یه چیزی اینجا هست

00:42:33.330 --> 00:42:35.020
یه جور حیوونی چیزی توی دیواراس

00:42:37.000 --> 00:42:41.350
چون موقعی که میخوابم
صدای ترق توروقشو میشنوم

00:42:42.690 --> 00:42:45.210
.الان چند ماهه که این صدا میاد

00:42:46.050 --> 00:42:47.250
.ایناها خودشه

00:43:44.600 --> 00:43:48.300 line:20%
خب چرا اینا رو به پلیس نشون ندادین؟

00:43:48.950 --> 00:43:50.160
.نشون دادم

00:43:50.160 --> 00:43:51.120
همون موقع خبرشون کردم

00:43:51.120 --> 00:43:54.090
و اونا اومدن و دوربینو نگاه کردن
.و منم فیلمو نشونشون دادم

00:43:54.090 --> 00:43:56.160
تنها علتی که برای مرگ به ذهنشون میرسید

00:43:56.260 --> 00:43:59.270
.گرمازدگی بود

00:43:59.370 --> 00:44:03.060
پلیسی که شب اتفاق رفته بود اونجا گفتش که

00:44:03.060 --> 00:44:05.280
هوای داخل کابین خیلی گرم بود

00:44:05.280 --> 00:44:09.090
میگفت انگار بخاری گازی از کنترل خارج شده بود

00:44:09.090 --> 00:44:11.610
و مجبور شده اونو ببره بیرون از کابین

00:44:11.610 --> 00:44:13.800
تا آمبولانس برسه

00:44:13.800 --> 00:44:17.610
چون میگه انقدر گرم بوده که
.اصلا نمیتونسته داخل کابین بمونه

00:44:17.610 --> 00:44:19.410
.میگفت گرماش غیرقابل تحمل بود

00:44:19.410 --> 00:44:22.860
متاسفانه این اتفاق مربوط به شهر کناری نمیشد

00:44:22.860 --> 00:44:26.370
بخاطر اینکه اداره پلیس وایت پاین کانتی

00:44:26.370 --> 00:44:28.860
.میتونست سریعا بیاد و به موضوع رسیدگی کنه

00:44:42.180 --> 00:44:46.050
...این بزرگراهی که اینجاست

00:44:46.050 --> 00:44:49.230
.معروف به تنهاترین جاده ی آمریکاست

00:44:49.230 --> 00:44:54.230
،شما تقریبا توی 320 کیلومتر رانندگی
.ممکنه هیچ ماشین دیگه ای رو نبینید

00:44:59.070 --> 00:45:01.890
هشت کیلومتر بالاتر از این دره

00:45:01.890 --> 00:45:05.880
،ورودی شهر سایپرس قرار داره
.دقیقا پایین معدن

00:45:08.940 --> 00:45:11.160
...خلاصه این بزرگراه ادامه پیدا میکنه

00:45:13.050 --> 00:45:14.940
،هشت کیلومتر پایین تر یه دوراهی میشه

00:45:16.680 --> 00:45:19.810
،سمت چپ میره به سمت کاپِر فلَت
تقریبا 32 کیلومتر راهه

00:45:21.090 --> 00:45:24.100
و جاده ی سمت راست

00:45:25.260 --> 00:45:27.540
،میره به سمت کالیِنت
.تقریبا دو ساعت راهه

00:45:28.560 --> 00:45:29.910
اگه از کالینت رد بشین

00:45:29.910 --> 00:45:33.300
.میرسین به یه جاده ی تماشایی به سمت وگاس

00:45:33.300 --> 00:45:35.040
دختر خانواده ی براشِر

00:45:35.040 --> 00:45:40.040
از وگاس میاد و
.از کالینت رد میشه و میره به سایپرس

00:45:55.890 --> 00:45:58.080
مزرعه ی ما در حاشیه ی بزرگراه قرار داره

00:45:58.080 --> 00:46:01.410
.تقریبا نیم ساعت با سایپرس فاصله داره

00:46:03.390 --> 00:46:06.180
اون شب من و همسرم خونه بودیم

00:46:06.180 --> 00:46:07.770
و منتظر دخترمون بودیم

00:46:07.770 --> 00:46:09.300
.تا از لاس وگاس برسه خونه

00:46:17.340 --> 00:46:20.960
.و از نوه مون، میسون، مراقبت میکردیم

00:46:28.620 --> 00:46:31.290
از لاس وگاس تا مزرعه ی ما

00:46:31.290 --> 00:46:33.530
.تقریبا 4 ساعت رانندگی داره

00:46:36.960 --> 00:46:39.750
درواقع تا وسط های منطقه ی بلک‌تاپ

00:46:39.750 --> 00:46:41.930
موبایلا آنتن داره

00:46:44.670 --> 00:46:48.420
ولی وقتی بلک‌تاپ رو رد میکنی
.دیگه آنتن نداری

00:46:48.420 --> 00:46:51.150
بخاطر همین با خودمون این قانونو گذاشتیم

00:46:51.150 --> 00:46:55.230
که توی بلک‌تاپ توقف کنیم
.و زنگ بزنیم به خونه

00:46:55.230 --> 00:46:59.100
اینجوری متوجه میشیم که

00:46:59.100 --> 00:47:02.490
،اگه تا دو ساعت دیگه نرسیدیم خونه
.یکی بیاد دنبالمون بگرده

00:47:06.540 --> 00:47:08.490
وقتی مادر آملیانا جوون تر بود

00:47:08.490 --> 00:47:11.220
ماشین‌شون توی همون حوالی خراب میشه

00:47:11.220 --> 00:47:12.840
و موقعی که توی ماشین منتظر بودن

00:47:12.840 --> 00:47:15.000
،تا پدربزرگش بیاد دنبالشون

00:47:15.000 --> 00:47:18.120
یه آدم عجیب غریب اومد سمتشون

00:47:18.120 --> 00:47:20.830
و نزدیک ماشین شد
و یه جورایی میخواست اذیتشون کنه

00:47:22.580 --> 00:47:26.610
و اونا تا موقعی که پدربزرگش برسه
.از ماشین خارج نشدن

00:47:26.610 --> 00:47:28.740
مشخص بود که اون آدم یه مشکلی داره

00:47:28.740 --> 00:47:31.050
و همینجوری به ما نگاه میکرد

00:47:31.050 --> 00:47:33.510
با یه پوزخند مسخره و عجیب

00:47:33.510 --> 00:47:35.490
!و بعدش میگفت پخخخخ

00:47:35.490 --> 00:47:39.150
،و بخاطر همین
مادر آملیانا یه قانونی گذاشته بود

00:47:39.150 --> 00:47:42.360
که اگه ماشینت توی اون منطقه خراب شد

00:47:42.360 --> 00:47:43.980
.نباید توی ماشین بمونی

00:47:43.980 --> 00:47:48.270
،باید بری توی تاریکی قایم بشی
و به ماشین نگاه کنی

00:47:48.270 --> 00:47:50.910
،و هر موقع دیدی یه آدم اومد سمت ماشین

00:47:50.910 --> 00:47:52.470
درواقع کسی که بشناسیش

00:47:52.470 --> 00:47:55.260
،و برای کمک بهت اومده باشه
اون موقع برمیگردی سمت ماشین

00:47:55.260 --> 00:47:58.830
،و میری پیشش
.ولی تا قبل از اون نباید نزدیک ماشین باشی

00:47:58.830 --> 00:48:01.170
خلاصه آملیانا اون شب رسید به بلک‌تاپ

00:48:01.170 --> 00:48:03.180
،و بهمون زنگ زد، نزدیکای نصفه شب بود

00:48:04.470 --> 00:48:07.350
تقریبا یک ساعت بعد، دوباره زنگ زد

00:48:07.350 --> 00:48:09.390
.و گفتش که ماشینش خراب شده

00:48:12.060 --> 00:48:16.320
.ماشینش دقیقا توی منطقه ی لِمَن سامیت خراب شده بود

00:48:16.320 --> 00:48:18.000
اون این منطقه رو کاملا بلد بود

00:48:18.000 --> 00:48:20.130
چون این منطقه جایی بود که

00:48:20.130 --> 00:48:21.450
قبلا زیاد به اونجا میرفت

00:48:21.450 --> 00:48:22.980
و بچه ها رو هم با خودش میبرد

00:48:22.980 --> 00:48:25.410
.چون یه کمپ معدنی اونجاست

00:48:34.740 --> 00:48:38.070
خلاصه اون میدونست که
اگه به سمت بالای کوه حرکت کنه

00:48:38.070 --> 00:48:40.140
.میتونه آنتن گیر بیاره و به ما زنگ بزنه

00:48:45.270 --> 00:48:47.940
من بهش گفتم
،هروقت بابات برسه خودت متوجه میشی

00:48:47.940 --> 00:48:50.910
چون اون واست چراغ میزنه

00:48:50.910 --> 00:48:54.000
.و بعدش میتونی بیای سمت ماشین

00:48:59.130 --> 00:49:00.750
،به محض اینکه همسرم رفت

00:49:00.750 --> 00:49:03.210
به پلیس زنگ زدم که بهشون اطلاع بدم

00:49:03.210 --> 00:49:05.370
دخترم اونجا گیر افتاده

00:49:05.370 --> 00:49:06.900
.و همسرم رفته دنبالش

00:49:11.070 --> 00:49:13.560
ما یه اِسکَنر پلیس توی مزرعه داریم
<c.color00e3ff><font size="45">[یه دستگاه رادیویی که صدای بیسیم پلیسو پخش میکنه]</c><c.white></c></c>

00:49:13.560 --> 00:49:16.200
خلاصه من نشستم کنار همون دستگاه

00:49:16.200 --> 00:49:18.540
.و نزدیک یک ساعت منتظر موندم

00:49:20.010 --> 00:49:22.110
البته که یه مقدار استرس داشتم

00:49:22.110 --> 00:49:24.550
ولی زیاد نگران نبودم

00:49:26.610 --> 00:49:31.080
تا موقعی که بهم خبر دادن
ماشینو پیدا کردن ولی آملیانا رو نه

00:49:32.040 --> 00:49:35.000
.و میخوان دنبالش بگردن

00:49:38.190 --> 00:49:39.660
،فردای اون روز

00:49:40.770 --> 00:49:43.570
دیدم که یه ماشین گشت اومد سمت خونه

00:49:45.270 --> 00:49:46.710
و یه افسر پلیس پیاده شد

00:49:46.710 --> 00:49:49.440
و ازم پرسید که

00:49:49.440 --> 00:49:52.530
شماره ی آملی رو بهشون بدم

00:49:52.530 --> 00:49:54.390
.و اگه میشه باهاشون برم اداره ی پلیس

00:50:00.600 --> 00:50:01.800
،در همین حین

00:50:03.930 --> 00:50:08.930
متوجه شدن که دوربینِ روی داشبورد
.تمام مدت داشته فیلم میگرفته

00:54:54.860 --> 00:54:57.860
.بلخره... نه بابام نیس

00:55:12.600 --> 00:55:14.680
این ماشینه سومین باره که داره رد میشه

00:55:15.540 --> 00:55:16.440
.و به ماشینم نگاه میکنه

00:55:38.270 --> 00:55:39.510
!وایسااااا

00:55:45.330 --> 00:55:46.170
!آخخخ

00:56:02.950 --> 00:56:06.230
وای توروخدا نه، نه

00:56:07.290 --> 00:56:09.230 line:20%
!نــــه! من بچه دارم! نکن

00:56:09.940 --> 00:56:12.090 line:20%
!من یه بچه دارم! توروخدا

00:56:12.390 --> 00:56:13.470 line:20%
 وای خدا

00:56:15.630 --> 00:56:18.400 line:20%
!نـــه! من مادرم! یه بچه دارم

00:56:19.010 --> 00:56:20.350
نــــــه، نـــــــه

00:56:49.160 --> 00:56:50.860
کجا میری توله سگ؟

00:56:51.000 --> 00:56:52.850
اون شب بعد از اینکه شیفتم تموم شده بود

00:56:53.250 --> 00:56:55.290
به دوس دخترم پی ام دادم

00:56:55.290 --> 00:56:58.440
،که ببینم بیداره یا نه
چون دیروقت بود

00:56:58.440 --> 00:57:01.290
 بعدش بهش زنگ زدم

00:57:01.290 --> 00:57:02.940
ولی 5 دقیقه بیشتر نتونستیم حرف بزنیم

00:57:02.940 --> 00:57:05.190
چون رئیسم زنگ زد

00:57:05.190 --> 00:57:07.920
.و گفت سریع باید برگردم اداره

00:57:07.920 --> 00:57:11.580
یه ماشینی پیدا شده و
زنی که راننده ی ماشین بوده

00:57:11.580 --> 00:57:13.860
گم شده و باید دنبالش بگردیم

00:57:13.860 --> 00:57:16.780
.و اینکه به همه ی افراد احتیاج داریم

00:57:19.350 --> 00:57:20.560
رفیقم ران گفتش که

00:57:20.560 --> 00:57:23.250
اون دختر احتمالا گرفتار یه شیر کوهی شده"

00:57:23.250 --> 00:57:26.180
".و باید دنبال جنازه ش بگردیم

00:57:29.580 --> 00:57:32.370
،ما چهار نفر بودیم
.ولی نمیشد بیشتر از اون وقت تلف کرد

00:57:32.370 --> 00:57:34.440
.باید سریعتر جستجو رو شروع میکردیم

00:57:34.440 --> 00:57:38.310
خلاصه از جایی که ماشین بود شروع کردیم
.و بعد پخش شدیم

00:57:39.750 --> 00:57:40.920
پلیس بهمون گفتش که

00:57:40.920 --> 00:57:44.790
مادرش گفته اون احتمالا یه جایی قایم شده

00:57:46.440 --> 00:57:50.100
خلاصه من دنبال یه جای پر دار و درخت گشتم

00:57:50.100 --> 00:57:52.300
.چون به نظرم جای خوبی واسه قایم شدنه

00:58:02.250 --> 00:58:03.310
!سلام

00:58:05.850 --> 00:58:07.090
!آملیانا

00:58:09.140 --> 00:58:10.260
اگه اینجایی

00:58:10.260 --> 00:58:11.090
.ما اومدیم دنبالت بگردیم

00:58:11.090 --> 00:58:13.650
.من با مامورای آتش نشانی اومدم

00:59:14.040 --> 00:59:15.210
!آملیانا

00:59:18.990 --> 00:59:21.470
!من با مامورای آتش نشانی اومدم

00:59:40.590 --> 00:59:41.830
!آملیانا

01:00:26.710 --> 01:00:27.750
ران؟

01:00:45.600 --> 01:00:46.640
سلام؟

01:01:03.090 --> 01:01:03.920
هی، ران

01:01:03.920 --> 01:01:05.360
شما کجایین؟

01:02:08.200 --> 01:02:09.700 line:20%
چی بود؟

01:02:56.600 --> 01:02:58.600 line:20%
کجایی؟؟

01:05:06.930 --> 01:05:08.060
!دهنتو

01:10:04.770 --> 01:10:06.480
موقعی که داشتم راه خروجو پیدا میکردم

01:10:06.480 --> 01:10:09.600
،توی تاریکی راه میرفتم
،دنبال راه خروج میگشتم

01:10:11.070 --> 01:10:12.670
.اونا رسیدن و پیدام کردن

01:10:16.590 --> 01:10:18.740
ما همه جا رو دنبال اون زن بیچاره گشتیم

01:10:22.740 --> 01:10:23.690
.ولی نتونستیم پیداش کنیم

01:10:44.880 --> 01:10:48.870
این قضیه، چیزیه که برامون اتفاق افتاده

01:10:48.870 --> 01:10:51.120
،و باید باهاش سر کنیم
یه عالمه سوالِ بی جواب

01:10:54.720 --> 01:10:56.460
و من هیچوقت بیخیالش نمیشم

01:10:56.460 --> 01:10:59.420
.تا موقعی که بفهمم چه بلایی سر اون اومده

01:11:01.890 --> 01:11:05.640
تقریبا هر هفته از ما راجب اینفلوئنسرا سوال میپرسن

01:11:05.640 --> 01:11:09.240
و میگن اونا واقعا همون کلبه ای که

01:11:09.240 --> 01:11:11.160
،گری ناپدید شده بود رو پیدا کردن یا نه

01:11:11.160 --> 01:11:14.100
و این ماجرا همچنان در درست بررسیه

01:11:14.100 --> 01:11:17.010
و بهتون قول میدیم که هروقت حقیقت ماجرا رو بفهمیم

01:11:17.010 --> 01:11:20.400
.حتما با شما به اشتراک بذاریمش

01:11:22.700 --> 01:11:25.700 line:20%
!سلام اینترنت! اسم من اسکاره

01:11:25.700 --> 01:11:34.400 line:20%
این اولین وبلاگمه! اینجا رو ساختم
!چون قراره برم به خفن ترین ماجراجویی زندگیم

01:11:35.200 --> 01:11:42.600 line:20%
دارم میرم به نوادای آمریکا و
.به اندازه ی سی روز اقامت با خودم پول میبرم

01:11:43.200 --> 01:11:48.100 line:20%
!میخوام اونجایی که "گری هینج" ناپدید شد رو پیدا کنم
!کاملا درسته

01:11:48.300 --> 01:11:49.900 line:20%
...اگرچه

01:11:50.200 --> 01:11:54.470 line:20%
...میدونم که خیلیا دارن دنبال این کلبه میگردن

01:11:56.570 --> 01:11:58.420 line:20%
...اما

01:11:58.990 --> 01:12:01.440 line:20%
.من چیزی میدونم که شماها نمیدونین

01:12:01.464 --> 01:12:11.464
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:12:11.488 --> 01:12:21.488
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:26.200 --> 00:00:36.200
:صدای
دنیل پرنس - فیلمساز

00:04:27.100 --> 00:04:35.150
گَــل رابــرتــز
"روزنامه‌نگار"

00:04:42.100 --> 00:04:49.100
مینِــروا سَـونــد

00:05:41.000 --> 00:05:49.000
لـــوک وِلــــز
"اولین شاهد"

00:06:11.800 --> 00:06:16.900
:صدای
دالی بـرودبِنت

00:09:08.100 --> 00:09:14.550
کــتی والــد
"دوست صمیمی مینروا"

00:09:49.900 --> 00:09:54.850
معــدن کوهستان اسکالد

00:10:36.600 --> 00:10:42.900
ایستگاه میدانی علوم زمین شناسی استنلی
سایپرس، نوادا
"مدرسه معدن کواک"

00:11:08.100 --> 00:11:11.950
لنــی داگــلاس
"مسئول سازه های معدن کوهستان اسکالد"

00:14:24.300 --> 00:14:30.600
جــوزف ســینکلار

00:40:57.750 --> 00:41:07.350
هفـت دقیقــه بعــد

00:46:14.500 --> 00:46:19.600
آملیانا براشر

00:46:42.100 --> 00:46:45.700
بلک‌تاپ

00:46:56.000 --> 00:47:02.250
پاتریشیا براشر
"مادر آملیانا"

00:48:16.200 --> 00:48:22.200
لـمن سامیت

00:48:30.800 --> 00:48:36.700
کمپ معدنی رِین‌هولد
"تاسیس - 1868"

00:01:36.000 --> 00:01:38.200
بیست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۸
ساعت ۱۲:۳۸ نیمه شب

00:01:57.520 --> 00:02:00.060
تماس دوم

00:02:51.080 --> 00:02:54.610
دقــایــقـی بــعــد

00:13:19.700 --> 00:13:26.200
.با این تصور که شکارچیان در آنجا حضور دارند، شوهر دالی از مزرعه عکس گرفته است

00:24:21.500 --> 00:24:27.000
یادداشت صوتی موجود در موبایل مینروا

00:24:27.200 --> 00:24:32.700
بیست و چهار ساعت پیش از مرگ

00:24:37.500 --> 00:24:43.000
هـجده دقیقـه بـعد

00:40:27.500 --> 00:40:31.350
بیست‌وهشتم سپتامبر
"روز مــرگ مینــروا"

00:40:31.320 --> 00:40:41.100
نیمه شب ۱۲:۱۵

00:50:10.500 --> 00:50:15.700
۱:۳۵ نیمه شب

00:50:15.700 --> 00:50:20.700
.در صـورت صلاحــدید، تـماشـا کنید

00:57:52.200 --> 00:58:01.200
۳:۵۵ نیمه شب