﻿WEBVTT

00:00:18.226 --> 00:00:19.706
‫اینجا چی دارم؟

00:00:19.730 --> 00:00:27.730
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:35.285 --> 00:00:37.746
‫خدایا! ترسیدم. ‫امیدوارم لخت نباشه.

00:00:39.247 --> 00:00:40.874
‫عزیزم! دارم از تو فیلم می‌گیرم.

00:00:40.957 --> 00:00:42.459
‫من عاشق پاملای خودم ‫هستم.

00:00:42.959 --> 00:00:43.793
‫پاملای خودت؟

00:00:43.877 --> 00:00:45.587
‫نمی‌دونستم که این همه نوار، ‫اینجا دارم.

00:00:46.796 --> 00:00:48.548
‫نه، می‌بینی

00:00:49.132 --> 00:00:51.551
‫پام باورنکردنی.

00:00:51.634 --> 00:00:53.386
‫عزیزم!

00:00:53.470 --> 00:00:55.013
‫این عالیه.

00:00:55.096 --> 00:00:56.096
‫خدای من!

00:00:56.639 --> 00:00:58.475
‫عزیزم! داری با سیگارت، ‫روزمون رو خراب می‌کنی.

00:00:58.558 --> 00:01:00.060
‫- باشه. ‫- ترکت می‌کنم

00:01:00.560 --> 00:01:02.437
‫توهم داری با نفست ‫خرابش می‌کنی.

00:01:02.520 --> 00:01:03.646
‫نفسم؟

00:01:04.689 --> 00:01:06.441
‫خدایا! حتی دیدنش هم دیوانگیه.

00:01:08.568 --> 00:01:09.611
‫چه خبره؟

00:01:09.694 --> 00:01:10.694
‫نمی‌دونم.

00:01:11.404 --> 00:01:12.989
‫این یارو رو ببین.

00:01:13.073 --> 00:01:14.282
‫خدای من!

00:01:17.494 --> 00:01:20.789
‫پاملا! قبلاً هم گفتم و باز هم می‌گم.

00:01:21.331 --> 00:01:25.418
‫تمام عمرم، منتظر بودم تا زنی
‫به زیبایی تو رو ملاقات کنم.

00:01:25.502 --> 00:01:28.838
‫فقط می‌خواستم همون شوالیه با اسب سفیدش ‫باشم.

00:01:29.547 --> 00:01:30.547
‫و حالا اینجا هستم.

00:01:31.549 --> 00:01:33.343
‫فرشته من! دستم رو بگیر.

00:01:33.885 --> 00:01:35.804
‫دوباره با من ازدواج می‌کنی؟

00:01:37.097 --> 00:01:38.348
‫آره.

00:01:39.641 --> 00:01:41.059
‫خداحافظ!

00:01:41.142 --> 00:01:42.143
‫خداحافظ بچه‌ها.

00:01:48.733 --> 00:01:51.319
‫امشب، یک ژوئن

00:01:51.402 --> 00:01:53.905
‫با شنیدن لحن صدام می‌فهمم که ‫اونموقع خوشحال بودم.

00:01:54.656 --> 00:01:57.492
‫وقتی اون فیلم‌ها رو دیدم،
‫خیلی احساساتی شدم چون فکر می‌کردم

00:01:58.243 --> 00:02:01.287
‫که خودشه، ‫همون زمانی‌که واقعاً عاشق بودم.

00:02:02.539 --> 00:02:05.375
‫حالا، حس می‌کنم که ‫انگار دنبال یه چیزی هستم.

00:02:06.084 --> 00:02:08.211
‫عزیزم! خیلی زیبا شدی.

00:02:08.294 --> 00:02:11.965
‫و واقعا نمی‌دونم که بعدش کجا می‌خواستم
‫برم. بی‌قرارم.

00:02:14.676 --> 00:02:17.011
‫دنبال احساسی هستم که نمی‌تونم پیداش کنم.

00:02:20.557 --> 00:02:22.267
‫لطفا به پاملا اندرسون خوش آمد بگین!

00:02:24.811 --> 00:02:28.231
‫پاملا اندرسون، الهه‌ی جنسی نسل حاضر

00:02:28.314 --> 00:02:30.567
‫هالیوود و بامشل.

00:02:30.650 --> 00:02:32.920
‫ابر ستاره بین المللی از نقشش در بی واچ

00:02:32.944 --> 00:02:36.072
‫احتمالا معروف ترین بلوند ‫روی کره زمینه.

00:02:36.156 --> 00:02:39.534
‫فرقی نمی‌کنه که با لباس قرمز نجات غریق
‫در شن‌های مالیبو مسابقه بده،

00:02:40.118 --> 00:02:41.953
‫یا عکس روی جلد مجله پلی‌بوی.

00:02:42.036 --> 00:02:44.789
‫پاملا اندرسون هستم، خانم مجله فوریه 1990.

00:02:47.125 --> 00:02:49.085
‫شما توی پلی‌بوی و بی‌واچ ظاهر شدین.

00:02:49.169 --> 00:02:51.546
‫و در مجموع، توی مرکز دید هستین،
‫در موردش نگران هستی؟

00:02:51.629 --> 00:02:53.590
‫- نه. ‫- کاملا منصفانه‌ست، پس ادامه می‌دیم.

00:02:54.632 --> 00:02:56.301
‫تامی! پاملا! برگردین.

00:02:56.384 --> 00:03:00.388
‫پاملا، چهار روز پس از آشنایی با گروه
‫ماتلی کرو، با تامی لی ازدواج کرد.

00:03:00.471 --> 00:03:04.267
‫فکر می‌کنید چرا روزنامه‌ها و مجله‌ها ‫اینقدر به

00:03:04.350 --> 00:03:06.144
‫رابطه‌ی جنسی یا زندگی عشقی شما، ‫گیر دادن؟

00:03:06.227 --> 00:03:08.267
‫شاید اون نوار ربطی بهش داشته باشه.

00:03:08.313 --> 00:03:10.982
‫اون نوار جنسی رسوایی‌آور،
‫از خونه‌ی اون‌ها دزدیده شده.

00:03:11.065 --> 00:03:14.065
‫تا حالا چند بار ازدواج کردی؟ ‫چهار بار؟

00:03:14.110 --> 00:03:15.361
‫یه مرد کافی نیست.

00:03:16.487 --> 00:03:18.907
‫اگه اونها هرکدوم از این شایعات ‫رو شنیده باشن،

00:03:18.990 --> 00:03:21.576
‫پس تصویر کاملی از اینکه من کی
‫هستم رو به دست آوردن.

00:03:21.659 --> 00:03:24.162
‫پس خوشبختانه، می‌تونم مردم رو ‫شگفت زده کنم.

00:03:24.245 --> 00:03:26.331
‫- تو بازیگر نیستی؟ ‫- نه.

00:03:26.414 --> 00:03:28.708
‫- چی هستی؟ ‫- هنوز نمی‌دونم.

00:03:28.791 --> 00:03:31.878
‫- وقتی بزرگ شدی می‌خوای چیکاره بشی؟
‫- تو بهم بگو. نمی‌دونم.

00:03:39.719 --> 00:03:45.319
‫[پاملا، داستانی عاشقانه.]

00:04:04.869 --> 00:04:05.869
‫سلام مامان.

00:04:12.543 --> 00:04:13.544
‫اومدم خونه.

00:04:15.546 --> 00:04:17.382
‫هنوز توی خونه‌ای زندگی می‌کنم که ‫توش بزرگ شدم،

00:04:17.465 --> 00:04:19.759
‫جایی که مختل کننده‌ی اعصاب و ‫دیوانه کننده‌ست،

00:04:19.842 --> 00:04:21.886
‫درست مثل ازدواج با یه ستاره راک می‌مونه.

00:04:21.970 --> 00:04:26.933
‫مثل اینه که به خونه‌ای برم
‫که بچگیم رو توش گذروندم

00:04:28.393 --> 00:04:29.811
‫باشه، دختر خوب.

00:04:31.810 --> 00:04:33.910
‫لیدی‌اسمیت، کانادا. ‫جمعیت: 8990 نفر.

00:04:35.566 --> 00:04:38.528
‫همیشه وقتی به مشکلی برمی‌خورم، ‫برمی‌گردم خونه.

00:04:38.611 --> 00:04:41.281
‫و همیشه یجورایی می‌دونم که
‫وقتی می‌رم، چیکار قراره بکنم.

00:04:41.364 --> 00:04:42.907
‫مثل یه سرم حقیقته.

00:04:44.075 --> 00:04:45.785
‫می‌شینی وسط اون مزرعه،

00:04:46.953 --> 00:04:48.288
‫به ستاره‌ها نگاه می‌کنی،

00:04:49.330 --> 00:04:50.999
‫و همه‌چیز رو به یاد می‌آری.

00:04:57.839 --> 00:04:59.841
‫خدای من.

00:05:00.967 --> 00:05:03.428
‫این ساحل، برای فیلمبرداری مناسب نیست.
‫اینجا کالیفرنیا نیست.

00:05:04.679 --> 00:05:07.932
‫باور کن، نمی‌شه توی این ساحل،
‫با حرکات آهسته، بدویی.

00:05:09.767 --> 00:05:11.662
‫یکم آوریل، پدرم، من رو
‫از رختخواب بیرون می‌آورد و

00:05:11.686 --> 00:05:13.730
‫روی شانه‌اش می‌گذاشت، ‫و توی آب می‌انداخت.

00:05:13.813 --> 00:05:14.939
‫مثل، دروغ اول آوریل مبارک.

00:05:15.023 --> 00:05:17.703
‫اولین روزی بود که اجازه داشتیم
‫توی اقیانوس بریم و شنا کنیم.

00:05:17.734 --> 00:05:20.695
‫و مجبور بودیم شنا کنیم،
‫در حالی ‌که آب، خیلی سرد بود.

00:05:21.404 --> 00:05:24.115
‫می‌بینین که اون دیوار آجری کجاست؟
‫خونه‌ی من اونجا بود.

00:05:25.158 --> 00:05:26.784
‫یک کلبه خیلی کوچیک بود.

00:05:28.286 --> 00:05:32.790
‫مامانم پیشخدمت بود و
‫توی خونه‌ی پنکیک اسمیتی کار می‌کرد.

00:05:34.083 --> 00:05:36.502
‫اما پدرم یه قمار باز بود،

00:05:36.586 --> 00:05:39.589
‫یه کلاه‌بردار، ‫با کلاه مسخره‌ش.

00:05:40.590 --> 00:05:45.428
‫هرکسی با پدرم، خاطره‌ای داره، ‫پسر بدنام لیدی‌اسمیت.

00:05:46.763 --> 00:05:48.598
‫پدرم ماشین‌های مسابقه رو دوست داشت.

00:05:48.681 --> 00:05:50.600
‫و مامانم یه جای زخم خیلی بزرگ
‫روی پیشونیش داشت.

00:05:50.683 --> 00:05:53.478
‫چون زمانی که من رو باردار بوده،
‫سرش به شیشه برخورد کرده.

00:05:53.561 --> 00:05:56.773
‫و اصولا همیشه در موردش شوخی می‌کنیم که
‫علت اینکه من یکم دیوونه‌ام، همینه.

00:05:59.942 --> 00:06:01.277
‫من عاشق جزیره هستم.

00:06:01.861 --> 00:06:03.071
‫زندگی کنار آب.

00:06:04.530 --> 00:06:05.823
‫مردم به شدت صمیمی هستن.

00:06:06.783 --> 00:06:08.785
‫لیدی‌اسمیت، یه شهر کوچیک و زیباست.

00:06:08.868 --> 00:06:11.389
‫و جزیره ونکوور، محل مناسبی برای زندگیه.

00:06:11.413 --> 00:06:12.640
‫کارول اندرسون، ‫مادر پاملا.

00:06:13.081 --> 00:06:15.041
‫پاملا، در 1 ژوئیه 1967 متولد شد.

00:06:15.875 --> 00:06:18.044
‫و به محض به دنیا آمدن، تیتر اخبار شد.

00:06:18.544 --> 00:06:20.546
‫پم، اولین نوزاد روز سلطنت بود.

00:06:20.630 --> 00:06:23.966
‫پس برای نوزادانی که تو این روز
‫متولد می‌شدن، مدال صادر می‌شد.

00:06:24.842 --> 00:06:26.594
‫پاملا همیشه تو فروشگاه بود.

00:06:27.512 --> 00:06:29.597
‫به اونجا می‌رفتم و اونها می‌گفتن:

00:06:31.182 --> 00:06:32.642
‫بری اندرسون، ‫پدر پاملا.
‫این 50 دلار، برای صورتحساب پاملاست.

00:06:33.267 --> 00:06:34.977
‫و من می‌گم: صورتحساب! ‫چه صورتحسابی؟

00:06:35.061 --> 00:06:37.397
‫اون می‌گه: خب! تموم شکلات‌های اینجا ‫رو خریده و

00:06:37.480 --> 00:06:39.023
‫گفته که بعدا پرداخت می‌کنه.

00:06:39.524 --> 00:06:41.692
‫یکم سرکش بود، درسته.

00:06:42.944 --> 00:06:44.838
‫فکر کنم که پدر و مادرم، وقتی‌که
‫هفده ساله بودن، ازدواج کردن.

00:06:44.862 --> 00:06:48.032
‫و مادرم، وقتی‌که من رو حامله شد، ‫نوزده سال داشت.

00:06:48.116 --> 00:06:50.076
‫خب اونها، هنوز خیلی جوون بودن.

00:06:51.494 --> 00:06:52.995
‫و پدرم، زیاد مشروب می‌خورد.

00:06:54.872 --> 00:06:56.457
‫و زیاد دعوا می‌کردن.

00:06:57.041 --> 00:06:59.877
‫و زیاد از الفاظ رکیک و
‫هم‌چنین خشونت فیزیکی استفاده می‌کردن.

00:07:00.837 --> 00:07:03.005
‫یه بار، مادرم، در حین بازی هاکی،
‫جاروبرقی می‌کشید.

00:07:03.089 --> 00:07:05.729
‫پس پدرم جاروبرقی رو برداشت و
‫به سمت مادرم پرت کرد و

00:07:05.800 --> 00:07:08.010
‫و در نهایت به سمت ساحل پرت شد.

00:07:08.511 --> 00:07:10.805
‫و ‌تونست بازی هاکی رو بدون صدای ‫جاروبرقی ببینه.

00:07:14.934 --> 00:07:17.186
‫من فقط یه جورایی می‌دونستم که
‫کی برادرم رو بیرون ببرم

00:07:17.270 --> 00:07:19.110
‫فقط باید صبر می‌کردیم تا ‫فریاد زدن رو تموم کنن.

00:07:19.147 --> 00:07:22.775
‫و بعد، وارد شیم و اونها رو کنار دیوار،
‫یا روی میز، در حال بوسیدن هم می‌دیدیم،

00:07:22.859 --> 00:07:25.570
‫یا سریع می‌رفتن توی اتاق و ‫در رو محکم می‌بستن.

00:07:25.653 --> 00:07:27.573
‫و ما فکر می‌کردیم که خب، خوبه، ‫انگار اوضاع بهتره.

00:07:28.406 --> 00:07:30.658
‫اگرچه، همون انرژی رو حس می‌کردیم.

00:07:31.659 --> 00:07:35.163
‫در نهایت، پدرم رو چندین بار ترک کردیم.

00:07:36.831 --> 00:07:39.834
‫توی یه آپارتمان و با رفاه کامل ‫زندگی می‌کردیم.

00:07:39.917 --> 00:07:43.337
‫شیر خشک، همه‌ی... من فقط...
‫حتی الان هم مزه‌اش رو یادمه.

00:07:44.964 --> 00:07:46.364
‫وقتی که بابام زنگ زده بود، ‫رو یادمه.

00:07:46.424 --> 00:07:47.550
‫اون‌موقع نامه و تلفن بود.

00:07:47.633 --> 00:07:49.987
‫پس آدرس جایی که بودیم رو بهش دادم
‫و اون اومد و ما رو پیدا کرد

00:07:50.011 --> 00:07:51.471
‫و به جزیره برگشتیم.

00:07:52.638 --> 00:07:54.515
‫بعد اونا نمی‌خواستن برگردن به لیدی‌اسمیت،

00:07:54.599 --> 00:07:56.368
‫حدس می‌زنم چون مادرم خاطرات بد
‫خیلی زیادی داشته،

00:07:56.392 --> 00:07:58.436
‫در نتیجه به چند تا شهر اونطرف‌تر ‫نقل مکان کردن.

00:07:59.020 --> 00:08:01.522
‫و همون‌جا زندگی کردن.

00:08:03.232 --> 00:08:06.694
‫اما متوجه شدم که هیچکس بچگی کاملی نداره.

00:08:08.321 --> 00:08:10.740
‫وقتی بچه بودم، اتفاقات وحشتناکی برام افتاد.

00:08:11.240 --> 00:08:12.450
‫یه پرستار داشتم.

00:08:12.533 --> 00:08:14.660
‫و پدر و مادرم فکر می‌کردن ‫که اون بهترین پرستاره.

00:08:14.744 --> 00:08:16.704
‫چون همیشه هدیه می‌خرید.

00:08:17.246 --> 00:08:19.081
‫در حالی‌که همیشه اذیتم می‌کرد.

00:08:21.375 --> 00:08:23.503
‫تقریبا سه یا چهار سال ازم سوءاستفاده کرد.

00:08:24.253 --> 00:08:26.172
‫و همیشه بهم می‌گفت که به پدر و مادرم نگم.

00:08:27.340 --> 00:08:29.467
‫سعی کردم از برادرم در برابرش محافظت کنم.

00:08:29.550 --> 00:08:30.635
‫سعی کردم که اون رو بکشم.

00:08:30.718 --> 00:08:33.471
‫سعی کردم با آبنبات عصایی به ‫قلبش خنجر بزنم.

00:08:33.971 --> 00:08:37.011
‫و بعد بهش گفتم می‌خوام بمیره.
‫روز بعد توی تصادف مرد.

00:08:37.058 --> 00:08:39.978
‫بنابراین، فکر می‌کردم که با قدرت ذهنم
‫کشتمش و این رو نتونستم به کسی بگم

00:08:42.188 --> 00:08:45.608
‫اما مطمئن بودم که من، این کار رو کردم.
‫آرزو کردم بمیره و اون مرد.

00:08:47.026 --> 00:08:49.529
‫کل دوران جوونی‌ام رو با این فکر زندگی کردم.

00:08:51.948 --> 00:08:55.076
‫وقتی همچین لحظات آسیب‌زایی اتفاق می‌افتاد،
‫فقط بدنم رو رها می‌کردم

00:08:55.159 --> 00:08:57.703
‫و بی‌خیال می شدم، و دنیای کوچک
‫خودم رو می‌ساختم.

00:08:58.829 --> 00:09:00.998
‫حتی چاله‌ای به سمت چین حفر می‌کردم
‫و فکر می‌کردم که

00:09:01.082 --> 00:09:03.459
‫متنفرم، از این متنفرم. ‫می‌خوام از اینجا برم.

00:09:04.585 --> 00:09:06.712
‫فقط فکر می‌کردم که باید از اون جزیره برم.

00:09:09.340 --> 00:09:12.385
‫وقتی بزرگتر شدم، ‫اخلاقیاتی مثل پسرها داشتم.

00:09:12.468 --> 00:09:14.548
‫با اینکه خیلی کوچیک بودم، ولی
‫ژیمناستیک ‌کار می‌کردم.

00:09:15.638 --> 00:09:16.931
‫استعدادهام خیلی دیر شکوفا شد.

00:09:17.014 --> 00:09:18.367
‫بعدش فهمیدم که توده‌ای روی قفسه سینم دارم،

00:09:18.391 --> 00:09:21.936
‫و مدت طولانی‌ای فکر کردم که چطور باید
‫به مادرم بگم که بخاطر سرطان دارم می‌میرم.

00:09:22.019 --> 00:09:24.819
‫چون فکر می‌کردم سرطانه، ‫سعی کردم واقعا بهش بگم.

00:09:24.897 --> 00:09:28.097
‫و وقتی بالاخره بهش گفتم، مادرم خندید
‫و گفت: دیگه داری زن می‌شی.

00:09:28.150 --> 00:09:32.238
‫بعد همه چیز شروع شد و از اونجا به بعد
‫دیوونه کننده بود.

00:09:32.321 --> 00:09:34.073
‫و به همین صورت، ادامه پیدا کرد.

00:09:34.574 --> 00:09:35.825
‫و حالا هم بفرما

00:09:36.409 --> 00:09:38.703
‫بیش از دوتا توده شکل گرفته.

00:09:43.874 --> 00:09:44.959
‫این چیه؟

00:09:45.042 --> 00:09:46.627
‫خدای من.

00:09:46.711 --> 00:09:49.171
‫به دلایلی، ‫وقتی به دور دنیا سفر می‌کردم،

00:09:49.922 --> 00:09:51.858
‫هر چیزی که برام ارزش داشت،
‫رو به اینجا می‌فرستادم.

00:09:51.882 --> 00:09:53.193
‫فکر می‌کردم یه روزی به اینجا میام.

00:09:53.217 --> 00:09:55.057
‫اما نمی‌دونستم که ممکنه انقدر زود ‫اتفاق بیوفته.

00:09:55.094 --> 00:09:57.888
‫چون الان اینجا با وسیله‌های خودم ‫محاصره شد‌م.

00:09:59.890 --> 00:10:04.020
‫خاطرات و وسایل بچگی‌م و تمام اتفاقات
‫زندگیم رو نگه ‌داشتم.

00:10:04.854 --> 00:10:06.480
‫اینجا کلی دفترچه خاطرات هست.

00:10:06.564 --> 00:10:08.816
‫منظورم اینه که همه‌ی زندگی من
‫این دفترچه خاطرات‌هاست.

00:10:09.859 --> 00:10:12.212
‫می‌خواستم محض احتیاط که ممکنه چیزی رو
‫فراموش کنم، اونا رو نوشته باشم.

00:10:12.236 --> 00:10:13.964
‫پس حتی به چیزهایی که فکر می‌کردم هم،
‫یادداشت کردم،

00:10:13.988 --> 00:10:16.616
‫تا اگه اتفاقی برای من افتاد،
‫مدرکی از من وجود داشته باشه.

00:10:16.699 --> 00:10:18.075
‫گاهی‌اوقات همینطوری می نوشتم،

00:10:18.159 --> 00:10:19.879
‫و گاهی‌اوقات، احساساتم رو می‌نوشتم،

00:10:19.952 --> 00:10:21.513
‫فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت کسی اون‌ها رو ببینه.

00:10:21.537 --> 00:10:23.664
‫از اونجایی که دفتر خاطراتت رو به ما دادی،

00:10:23.748 --> 00:10:24.915
‫مایلم که بدونم

00:10:24.999 --> 00:10:27.126
‫حاضری اونها رو تو این فیلم بخونی؟

00:10:27.209 --> 00:10:29.337
‫اصلا در موردشون چه فکری می‌کنی؟

00:10:29.879 --> 00:10:32.590
‫بعید می‌بینم که بخوام برم اونجا و ‫اونها رو بخونم.

00:10:32.673 --> 00:10:34.800
‫حتی فکر نمی‌کنم که بخوام این مستند رو ‫ببینم.

00:10:34.884 --> 00:10:36.327
‫یعنی، دوست ندارم

00:10:36.351 --> 00:10:39.096
‫دوست دارم کارها رو فقط برای به دست آوردن
‫تجربه‌ش انجام بدم‌.

00:10:39.180 --> 00:10:41.182
‫می‌خوام وارد قسمت‌های بعدی زندگیم بشم.

00:10:41.265 --> 00:10:45.519
‫بنابراین، شاید بتونین شخص دیگه‌ای رو
‫پیدا کنین که اونها رو بخونه.

00:10:45.603 --> 00:10:47.748
‫چون ممکنه من بگم که دوست ندارم این یا
‫اون یکی رو بخونم.

00:10:47.772 --> 00:10:50.691
‫بنابراین، به شما اجازه‌ی هر کاری رو می‌دم.

00:10:51.400 --> 00:10:53.152
‫یادآوری اون خاطرات، سخته.

00:10:53.235 --> 00:10:56.405
‫چون وقتی دوباره برای خودت یادآوری می‌کنی،
‫مثل همون اولین باریه که تجربه‌ش کردی.

00:10:56.489 --> 00:10:58.491
‫این... دردناکه.

00:11:10.961 --> 00:11:12.838
‫خوشحالم که این خاطرات رو نوشتم.

00:11:12.922 --> 00:11:14.173
‫واقعا می‌تونه کمک کننده باشه.

00:11:14.757 --> 00:11:16.467
‫شاید یه روزی، کتاب بنویسم.

00:11:17.760 --> 00:11:19.178
‫عاشق کلماتم.

00:11:19.261 --> 00:11:22.556
‫باعث می‌شن که از این وضعیت مضحک خارج بشم.

00:11:22.640 --> 00:11:25.768
‫با من بیا، راه را هموار می‌کنم.

00:11:25.851 --> 00:11:27.812
‫وقتی می‌نویسم، دنیام زیبا می‌شه.

00:11:29.355 --> 00:11:33.234
‫توی مدرسه، همیشه در مورد والدینی که
‫بچه‌هاشون رو ترک می‌کنن، داستان می‌نوشتم.

00:11:33.734 --> 00:11:35.403
‫مسلما خیلی آسیب دیده بودم.

00:11:36.445 --> 00:11:38.531
‫زندگی، مدام من رو فریب می‌ده.

00:11:38.614 --> 00:11:41.242
‫سعی می‌کنم میون همه‌ی مزخرفات،
‫راهی برای دیده شدن پیدا کنم.

00:11:43.452 --> 00:11:46.872
‫می‌دونم که هرکسی، نمایش‌نامه‌ی خاصی
‫رو توی زندگیش خلق می‌کنه.

00:11:47.623 --> 00:11:49.083
‫بعضی‌ها، بیشتر از بقیه.

00:11:50.418 --> 00:11:53.713
‫حدس می‌زنم که بگین خیلی خلاق یا ‫شگفت‌انگیز هستم.

00:11:55.005 --> 00:11:56.005
‫کی می‌دونه؟

00:11:56.507 --> 00:11:58.300
‫پاملا!

00:12:01.220 --> 00:12:04.849
‫از اول، به سمت پسرهای بد کشیده شدم.

00:12:06.517 --> 00:12:07.768
‫یکی از اولین دوست پسرهام،

00:12:07.852 --> 00:12:10.396
‫عادت داشت که تعقیبم کنه و من رو فراری بده.

00:12:10.479 --> 00:12:12.479
‫مثلاً اگه من رو می‌دید، با ماشین از روی
‫من رد می‌شد.

00:12:13.399 --> 00:12:15.043
‫یا من رو از ماشین در حال حرکت، ‫بیرون می‌انداخت،

00:12:15.067 --> 00:12:17.278
‫پس ژیمناستیک رو به عنوان یه حرفه یاد گرفتم.

00:12:18.571 --> 00:12:20.906
‫خب...همچین چیزهایی، به کار میان.

00:12:22.867 --> 00:12:26.746
‫بعد از فارغ التحصیلی، می‌خواستم ببینم که
‫ونکوور چطوریه

00:12:27.705 --> 00:12:31.041
‫و وقتی تو یه جزیره بزرگ شدی،
‫سرزمین‌های بزرگ، ترسناک به نظر می‌رسن.

00:12:32.126 --> 00:12:33.043
‫مامانم می‌گفت:

00:12:33.127 --> 00:12:35.605
‫نباید به ونکوور بری، چون یه نفر تو تگزاس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفته.

00:12:35.629 --> 00:12:38.382
‫من هم گفتم که تگزاس خیلی دورتره.

00:12:38.466 --> 00:12:41.844
‫و اون می گفت: همینطوریه.
‫نباید به شهرهای بزرگ بری!

00:12:43.429 --> 00:12:46.474
‫سوار کشتی شدم و به اونجا رفتم
‫و در نهایت با کسی آشنا شدم.

00:12:47.558 --> 00:12:48.559
‫با اون زندگی کردم،

00:12:49.685 --> 00:12:52.021
‫اون، با یه شخص دیگه رابطه داشت.

00:12:52.730 --> 00:12:55.000
‫وقتی می‌بینی که دوست پسرت،
‫آلت تناسلیش رو توی سینک می‌شوره،

00:12:55.024 --> 00:12:57.693
‫معنیش اینه که احتمالا با هم رابطه دارن.

00:12:57.777 --> 00:13:02.323
‫و یادداشت کردم،
‫شستن آلت تناسلی در سینک، مشکوک

00:13:05.284 --> 00:13:07.964
‫به گذشته نگاه می‌کنم، خنده داره.
‫تو همچین لحظه‌ای، شما وحشت می‌کنین.

00:13:13.209 --> 00:13:16.921
‫دوستم، دوست‌هایی داشت که نماینده
‫شرکت لابات بودن.

00:13:17.004 --> 00:13:19.048
‫و بلیط‌های رایگان برای بازی فوتبال داشتن.

00:13:19.131 --> 00:13:20.800
‫بی‌سی لاینز. ‫فوتبال کانادایی.

00:13:21.425 --> 00:13:22.718
‫و من حتی نمی‌خواستم برم.

00:13:22.802 --> 00:13:25.554
‫یعنی علاقه‌ای به فوتبال نداشتم
‫اما اون واقعاً می‌خواست بره.

00:13:26.055 --> 00:13:28.349
‫پس به باشگاه رفتیم،

00:13:28.432 --> 00:13:30.559
‫و همه، پیراهن شرکت لابات رو پوشیده بودیم.

00:13:31.602 --> 00:13:34.438
‫فیلمبردار روی من تمرکز کرد، ‫و توی تلویزیون رفتم.

00:13:34.939 --> 00:13:37.441
‫و یادمه که وقتی دیدمش گفتم: ‫خدای من، این من هستم.

00:13:37.525 --> 00:13:38.651
‫باورم نمی‌شد.

00:13:39.568 --> 00:13:41.568
‫و دوستم که همراهم بود و برای شرکت لابات
‫کار می‌کرد،

00:13:41.612 --> 00:13:43.412
‫گفت: وایستا و پیراهنت رو نشون بده.

00:13:43.447 --> 00:13:47.284
‫پس، ایستادم و اونها به نوعی، مدام من رو
‫تو تلویزیون نشون می‌دادن.

00:13:48.869 --> 00:13:52.039
‫من رو نزدیک زمین فوتبال بردن و
‫خواستن که قرعه کشی کنم.

00:13:52.122 --> 00:13:55.042
‫بنابراین مجبور شدم از توی ‫کاسه، یه عدد انتخاب کنم.

00:13:55.125 --> 00:13:57.545
‫و یادمه که به بالا نگاه کردم و فکر کردم:

00:13:57.628 --> 00:13:58.880
‫ "انگار یه میلیون پاک‌کن توشه."

00:13:59.880 --> 00:14:01.966
‫مثل اینکه خیلی بزرگ بود و فقط

00:14:04.176 --> 00:14:06.595
‫شروع کردن به اینکه من رو
‫ "دختر منطقه آبی" صدا زدن.

00:14:07.763 --> 00:14:11.308
‫و بعد لابات تصمیم گرفت تا براشون ‫یه تبلیغ تجاری

00:14:12.518 --> 00:14:13.519
‫و یه پوستر انجام بدم.

00:14:14.436 --> 00:14:17.565
‫بعد توی تبلیغات فوتبال دوشنبه شب‌ها
‫قرار گرفت، و بعد همه‌جا پخش شد.

00:14:20.150 --> 00:14:23.279
‫مدت کمی بعد از اون، گوشیم زنگ خورد و
‫وقتی جواب دادم

00:14:24.280 --> 00:14:26.448
‫خانمی گفت: مرلین گرابوفسکی از پلی‌بوی هستم.

00:14:26.532 --> 00:14:28.134
‫و می‌خوایم که عکس شما رو ‫روی جلد مجله بذاریم.

00:14:28.158 --> 00:14:29.158
‫و من گفتم

00:14:30.077 --> 00:14:31.078
‫پلی‌بوی؟

00:14:31.871 --> 00:14:34.206
‫اون گفت: بله، ما سرتاسر جهان،

00:14:34.290 --> 00:14:37.918
‫برای این جلد مجله 89 جستجو کردیم و
‫فکر می‌کنیم شما مناسب هستین.

00:14:38.752 --> 00:14:40.796
‫گفتم: فکر می‌کنین من مناسبم؟

00:14:40.880 --> 00:14:43.090
‫واقعیت داره؟

00:14:43.173 --> 00:14:45.551
‫گفت: واقعیت داره، مطمئن باشین.

00:14:47.845 --> 00:14:50.180
‫و بعد من رو به لس‌آنجلس بردن

00:14:50.264 --> 00:14:52.600
‫اما قبلاً هیچوقت سوار هواپیما نشده بودم.

00:14:52.683 --> 00:14:54.685
‫پس مشکلات زیادی تو فرودگاه داشتم.

00:14:55.269 --> 00:14:56.749
‫اونها گفتن: تو لس‌آنجلس چیکار می‌کنی؟

00:14:56.773 --> 00:14:58.606
‫گفتم، برای عکس‌برداری برای پلی‌بوی ‫اومدم.

00:14:58.689 --> 00:15:02.568
‫و یادمه نامه‌ای که از هفنر گرفته بودم رو
‫به اونها نشون دادم،

00:15:02.651 --> 00:15:04.838
‫گفتن: نه، نه. تو کانادایی هستی،
‫نمی‌تونی تو آمریکا کار کنی.

00:15:04.862 --> 00:15:06.363
‫و من اینجوری بودم که: چی؟

00:15:07.531 --> 00:15:10.159
‫پس رفتم حمام، لباس‌هام رو عوض کردم،
‫کلاه سرم گذاشتم و

00:15:10.242 --> 00:15:11.535
‫و به یه باجه‌ی دیگه رفتم.

00:15:11.619 --> 00:15:15.539
‫وقتی به اونجا رسیدم و همون خانم
‫اونجا بود و گفت: تلاش خوبی بود.

00:15:15.623 --> 00:15:17.124
‫گفتم: خدایا!

00:15:17.207 --> 00:15:20.294
‫پس تنها راهی که داشتم این بود که
‫سوار اتوبوس گری‌هاوند شم.

00:15:20.878 --> 00:15:24.089
‫گاهی‌اوقات شما رو بررسی می‌کنن،
‫گاهی‌اوقات هم، اجازه عبور از مرز رو نمی‌دن.

00:15:24.173 --> 00:15:25.549
‫که واقعا عصبیم کرد.

00:15:26.550 --> 00:15:28.987
‫اما اونها فقط شخصی که جلوی من و
‫پشت سر من بود رو بررسی کردن.

00:15:29.011 --> 00:15:31.805
‫و وارد آمریکا و سیاتل شدم.

00:15:33.432 --> 00:15:36.352
‫صبح روز بعد، سوار هواپیما شدم و ‫به لس‌آنجلس رفتم.

00:15:41.649 --> 00:15:42.649
‫رسیدم.

00:15:43.651 --> 00:15:45.778
‫بیرون هواپیما، شهر بزرگ لس آنجلس.

00:15:46.695 --> 00:15:49.198
‫مستقیم به طرف اون یارویی می‌رم که تابلوی
‫خرگوش دستشه.

00:15:49.823 --> 00:15:50.824
‫خیلی نامحسوس.

00:15:51.867 --> 00:15:53.827
‫تو روز افتخار همجنس گراها، رسیده بودم.

00:15:53.911 --> 00:15:55.788
‫پس به مادرم زنگ زدم و گفتم:

00:15:55.871 --> 00:15:59.291
‫همجنسگراها وجود دارن، اون‌ها با شورت
‫صورتی جذاب تو خیابون‌ها راه می‌رن.

00:15:59.375 --> 00:16:02.127
‫اون گفت... ‫رسیدی!

00:16:03.337 --> 00:16:06.715
‫از لیموزین بیرون میام، ‫البته از صندلی جلو.

00:16:07.466 --> 00:16:10.469
‫از اون کلی تشکر می‌کنم که به من
‫اجازه داده تا اونجا بشینم.

00:16:10.552 --> 00:16:12.721
‫صندلی عقب، کسی نبود که باهاش صحبت کنه.

00:16:13.639 --> 00:16:16.684
‫لیموزین دور فواره می‌ایسته ‫و شما رو پیاده می‌کنه.

00:16:16.767 --> 00:16:19.561
‫عمارت پلی‌بوی، اساساً مثل یه قلعه‌ست.

00:16:20.646 --> 00:16:22.106
‫مرلین با عجله بیرون میاد،

00:16:22.940 --> 00:16:24.608
‫من رو با دقت نگاه می‌کنه

00:16:24.692 --> 00:16:27.194
‫قطعا می‌خواد بگه: برو خونه.

00:16:27.277 --> 00:16:28.445
‫خیلی به‌هم ریخته‌ام.

00:16:29.196 --> 00:16:31.699
‫اما به من می‌گه خیلی خوشحال هستن که ‫من اینجام.

00:16:33.075 --> 00:16:34.660
‫در شگفتی گم شده‌ام.

00:16:35.160 --> 00:16:38.789
‫پوسترهای پانزده فوتی زنان برهنه، ‫بالا و پایین سالن.

00:16:42.001 --> 00:16:44.962
‫محیط پر از سکس، مواد مخدر، راک اند رول،

00:16:45.045 --> 00:16:46.714
‫راک اند رول دنیای هنر زیرزمینی بود.

00:16:46.797 --> 00:16:50.134
‫و... اما با خودم فکر کردم، می‌دونم ‫این شخص کیه.

00:16:50.217 --> 00:16:53.387
‫تونی کورتیسه؟ ‫اونها هم اسکات بایو و شان پن بودن؟

00:16:53.470 --> 00:16:55.597
‫و فقط زن‌های زیبا با لباس‌های ابریشمی بلند،

00:16:55.681 --> 00:16:57.441
‫مثل مونیک سنت پیر با موهای کوتاه،

00:16:57.474 --> 00:16:58.892
‫شبیه میشل فایفر.

00:16:58.976 --> 00:17:02.396
‫دختری با حوله که می‌خنده.

00:17:02.479 --> 00:17:06.108
‫بعد، یکی دیگه بیرون میاد و با یه لیوان
‫شامپاین، اون رو تعقیب می‌کنه.

00:17:06.608 --> 00:17:08.318
‫زیباست.

00:17:09.111 --> 00:17:11.196
‫تو این لحظه، احساس خیلی بدی دارم.

00:17:11.864 --> 00:17:14.491
‫با شلوار جین اسیدی و تیشرت نیروانا، ‫اونجا بودم.

00:17:14.575 --> 00:17:17.494
‫و جورابی پام بود که پشتش توپک داشت.

00:17:19.288 --> 00:17:21.999
‫به نظر می‌رسد که می‌خوان موهای من رو ‫رنگ کنند.

00:17:22.499 --> 00:17:23.959
‫اون چیزها رو گرفتم و

00:17:24.043 --> 00:17:26.712
‫تا جای ممکن، تمام سرم رو باهاش اسپری کردم.

00:17:26.795 --> 00:17:28.398
‫چون می‌خواستم یکم هایلایت روی موهام ‫داشته باشم.

00:17:28.422 --> 00:17:31.175
‫اساساً موهام، رنگ کاغذ مانیلایی شده بود.

00:17:31.258 --> 00:17:33.218
‫رنگ قشنگی نبود.

00:17:33.802 --> 00:17:36.680
‫پس وقتی که به پلی‌بوی رسیدم،
‫اولین کاری که انجام دادن، این بود که

00:17:37.181 --> 00:17:38.861
‫تمام موهایم رو رنگ کنن تا

00:17:38.932 --> 00:17:41.393
‫رنگش، طبیعی به نظر برسه.

00:17:42.519 --> 00:17:46.231
‫این رنگ، همون رنگیه که موهام قبلا بوده،
‫اما متشکرم.

00:17:46.732 --> 00:17:49.401
‫همزمان احساس خوشبختی و خجالتی دارم.

00:17:49.985 --> 00:17:51.445
‫اینجا چیکار می‌کنم؟

00:17:54.198 --> 00:17:56.700
‫وقتی جوان بودم به طرز وحشتناکی، ‫خجالتی بودم.

00:17:57.284 --> 00:17:58.368
‫از بدنم متنفر بودم.

00:18:00.621 --> 00:18:03.373
‫یادمه که پدرم مجله پلی‌بوی داشت.

00:18:03.457 --> 00:18:05.060
‫زیر کتاب‌های کمیک دونالد داک، ‫نگهش می‌داشت.

00:18:05.084 --> 00:18:07.684
‫اما من، اونها رو دیدم و فکر کردم که
‫چقدر این زن‌ها، زیبا هستن.

00:18:07.711 --> 00:18:09.463
‫مثلا، چرا من اینطوری به نظر نمی‌رسم؟

00:18:11.381 --> 00:18:14.468
‫و من همیشه فکر می‌کردم که دخترا و پسرای
‫توی مدرسه قشنگ هستن.

00:18:14.551 --> 00:18:16.470
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫که یکی از اونا باشم.

00:18:17.721 --> 00:18:20.182
‫و با چیزهایی که توی دوران بچگیم گذروندم،

00:18:20.265 --> 00:18:21.975
‫من بخاطر بدنم، خیلی خجالت می‌کشیدم،

00:18:22.059 --> 00:18:24.812
‫خیلی برای اتفاقی که برام ‫افتاده بود، خجالت‌زده بودم.

00:18:28.440 --> 00:18:31.151
‫من و دوستم 12 ، 13 ساله بودیم.

00:18:31.777 --> 00:18:34.404
‫اون عاشق یه پسره خیلی بزرگتر از ما بود.

00:18:35.197 --> 00:18:36.865
‫به کانکس یکی از دوستامون رفتیم.

00:18:37.366 --> 00:18:40.285
‫اون با پسری که ازش خوشش می‌اومد،
‫رفت طبقه‌ی بالا.

00:18:40.369 --> 00:18:43.122
‫منم با دوستش بازی تخته نرد شروع کردم.

00:18:43.205 --> 00:18:44.998
‫وقتی که من طبقه پایین منتظرش بودم.

00:18:45.082 --> 00:18:49.378
‫یه مدتی بازی کردیم تا اینکه گفت
‫انگار به ماساژ نیاز دارم.

00:18:50.838 --> 00:18:53.507
‫اون 25 ساله بود، من 12 ساله بودم.

00:18:54.550 --> 00:18:55.801
‫اون به من تجاوز کرد.

00:18:59.888 --> 00:19:01.765
‫احساس می‌کردم که تقصیر منه.

00:19:03.058 --> 00:19:05.811
‫مادرم همیشه برای پدرم گریه می‌کرد.

00:19:05.894 --> 00:19:07.938
‫نمی‌تونستم بیشتر از این بهش صدمه بزنم.

00:19:08.522 --> 00:19:10.816
‫پس به هیچ‌کس چیزی نگفتم.

00:19:12.109 --> 00:19:13.318
‫سعی کردم فراموشش کنم.

00:19:13.819 --> 00:19:17.239
‫سعی کردم فراموشش کنم، اما احساس
‫می‌کردم روی پیشونیم خالکوبی شده.

00:19:17.322 --> 00:19:20.951
‫واقعاً این تصور رو داشتم که جمله‌ی
‫من سکس داشتم، رو پیشونیم حک شده.

00:19:21.034 --> 00:19:22.914
‫زمانی که نمی‌خواستم کسی ‫بدونه که من انجامش دادم.

00:19:24.788 --> 00:19:29.751
‫اینها به نوعی اولین مواجهه من با
‫تجربیات جنسی بودن.

00:19:30.669 --> 00:19:32.296
‫پس خیلی دچار سردرگمی بودم.

00:19:33.672 --> 00:19:35.465
‫باعث شد خیلی خیلی خجالت بکشم.

00:19:35.549 --> 00:19:38.552
‫باعث شد بیشتر هوشیار بشم.

00:19:41.221 --> 00:19:43.557
‫وقتی برای اولین عکسبرداری پلی‌بوی رفتم،

00:19:43.640 --> 00:19:47.936
‫فقط گفتم: چرا این خجالت، من رو انقدر ‫بی‌حس کرده؟

00:19:48.020 --> 00:19:51.815
‫از تمام گذشته‌ای که این حجم ناامنی رو
‫در من ایجاد کرده، به شدت بیزارم.

00:19:53.358 --> 00:19:56.028
‫مثل زندانه. ‫باید از اون خلاص شم.

00:19:57.070 --> 00:20:01.825
‫از اولین عکس، احساس کردم دارم
‫خودم رو از روی یه پل، پرت می‌کنم.

00:20:01.909 --> 00:20:03.994
‫و می‌افتم

00:20:07.497 --> 00:20:11.793
‫اولین بار بود که احساس می‌کردم از
‫چیزی خلاص شده‌ام.

00:20:14.087 --> 00:20:15.088
‫عکاسی.

00:20:15.714 --> 00:20:17.132
‫اولش خجالتی بودم.

00:20:17.216 --> 00:20:20.510
‫اما آخر هفته‌ها، باید جلوم رو می‌گرفتی
‫تا لخت بیرون نرم.

00:20:22.262 --> 00:20:24.848
‫از طرفی... ‫این کار رو درست انجام می‌دم؟

00:20:26.308 --> 00:20:30.229
‫می‌تونستم توی سرم،
‫خودم رو از توی دوربین تصور کنم.

00:20:30.312 --> 00:20:32.231
‫وقتی عادت کردم عالی شدم.

00:20:34.358 --> 00:20:35.878
‫فقط یادمه که بین فواره‌هایی بودم که

00:20:35.943 --> 00:20:39.154
‫اطرافم در حال آب پاشیدن بودن،
‫و یکم هم برهنگی وجود داشت.

00:20:39.238 --> 00:20:40.590
‫و می‌تونستم احساسی مثل ابریشم داشته باشم ‫ که

00:20:40.614 --> 00:20:42.800
‫روی پوستم کشیده می‌شه، ‫پس موهای تنم سیخ شده بود.

00:20:42.824 --> 00:20:46.745
‫و من مثل...
‫انگار، جایی بود که یه زن وحشی متولد شده.

00:20:50.916 --> 00:20:55.045
‫و احساس می‌کردم که مثل دروازه‌ای به
‫یه دنیای دیگه‌ست.

00:20:57.339 --> 00:20:59.841
‫حالا قرار بود قدرت جنسی خودم رو به دست ‫بیارم،

00:20:59.925 --> 00:21:02.886
‫به همگان نشون بدم و فکر کنم این کار
‫رو به روشی واقعا بزرگ انجام دادم.

00:21:07.140 --> 00:21:10.435
‫همه‌جا پریدم، چرخیدم،

00:21:10.519 --> 00:21:12.437
‫انگشت‌هام رو تو دهانم گذاشتم و

00:21:12.521 --> 00:21:14.481
‫ موهام به پشتیبانم تبدیل شدن.

00:21:15.232 --> 00:21:18.026
‫گذشته از همه این‌ها، در نهایت،
‫این تنها کمد لباس من بود.

00:21:18.694 --> 00:21:19.694
‫و کفش.

00:21:20.279 --> 00:21:22.823
‫وقتی کفش‌هام رو می‌پوشیدم،
‫احساس برهنگی نمی‌کردم.

00:21:24.116 --> 00:21:27.703
‫و بعد متوجه شدم که این کاریه که می‌تونم ‫انجام بدم.

00:21:27.786 --> 00:21:29.663
‫احساس کردم این، همون چیزیه که توش ‫خوب هستم.

00:21:29.746 --> 00:21:32.624
‫نه اینکه خوش تیپ باشم،
‫اما برای این کار، خوب هستم.

00:21:34.209 --> 00:21:38.088
‫کل مرکزیت پلی‌بوی، مثل دروازه‌ای برای
‫بازی شخصیت منه.

00:21:38.171 --> 00:21:39.840
‫که از انجامش، لذت زیادی بردم.

00:21:40.841 --> 00:21:41.709
‫ایفای شخصیت.

00:21:41.733 --> 00:21:43.921
‫اگه توی همچین موقعیتی بودید، ‫چیکار می‌کردین؟

00:21:43.969 --> 00:21:46.638
‫اما اون شخص توی همچین وضعیتی هستین.

00:21:48.682 --> 00:21:51.018
‫چند هفته‌ای توی لس آنجلس موندم.

00:21:51.601 --> 00:21:54.521
‫و فکر کردم، خب، انجامش دادم.
‫پلی‌بوی رو انجام دادم.

00:21:54.604 --> 00:21:55.647
‫حالا می‌رم خونه.

00:21:56.398 --> 00:21:59.526
‫اما روز بعد، مرلین گرابوفسکی، من رو
‫برای ناهار دعوت کرد.

00:21:59.609 --> 00:22:02.029
‫و گفت که هفنر، واقعاً من رو برای بازی ‫می‌خواد.

00:22:02.112 --> 00:22:03.112
‫من، انگار

00:22:03.905 --> 00:22:06.616
‫انگار نمی‌تونستم... ‫هضمش برای من سخت بود.

00:22:06.700 --> 00:22:08.700
‫و گفت: فکر کنم باید تو لس‌آنجلس بمونی.

00:22:08.744 --> 00:22:10.078
‫فکر کنم حالا اینجا یه شغل داری.

00:22:10.162 --> 00:22:11.371
‫باید اون رو در نظر بگیرم؟

00:22:12.873 --> 00:22:15.208
‫به مادرم زنگ زدم، اون گفت: ‫این کار رو انجام بده.

00:22:15.792 --> 00:22:17.377
‫بهش گفتم، زندگیت رو بکن.

00:22:17.461 --> 00:22:19.254
‫آزاد باش.

00:22:19.838 --> 00:22:23.550
‫من پلی بوی روبخاطر این‌که کسی از من
‫خواهش کرده بود، انجام ندادم.

00:22:30.223 --> 00:22:33.769
‫دفتر خاطرات عزیزم، دارم به یه شهر دیگه
‫نقل مکان می‌کنم.

00:22:33.852 --> 00:22:37.147
‫باید سه تا آزاد‌راه متصل رو رد
‫می کردم که به هالیوود برسم.

00:22:37.647 --> 00:22:39.566
‫بهایی که برای هوای پاک می پردازیم.

00:22:40.734 --> 00:22:42.402
‫رانندگی اینجا رو دوست دارم.

00:22:42.486 --> 00:22:46.281
‫به نظر، همه می‌دونن کجا می‌خوان برن و
‫می‌خوان سریع به اونجا برسن.

00:22:46.365 --> 00:22:48.200
‫حتی مادربزرگ‌ها هم با سرعت 80 تا، ‫راه می‌رن.

00:22:48.283 --> 00:22:49.618
‫هشتاد مایل در ساعته.

00:22:51.036 --> 00:22:53.205
‫امروز سگ جدیدم، ستاره، رو گرفتم.

00:22:53.288 --> 00:22:54.998
‫قراره خیلی دوستش داشته باشم.

00:22:56.166 --> 00:22:59.628
‫به یه آپارتمان کوچیک نقل مکان کردم.
‫فقط یه بشقاب، یه چنگال، یه قاشق داشتم.

00:23:00.295 --> 00:23:01.630
‫نه مبلی، نه هیچ چیز دیگه‌ای.

00:23:02.255 --> 00:23:06.134
‫همونجا نشستم و فکر کردم که خب، همینه.

00:23:09.304 --> 00:23:11.723
‫واقعاً هیچ راه دیگه‌ای وجود ندارد ‫که اینجا باشم.

00:23:11.807 --> 00:23:15.936
‫از یه شهر کوچک خیلی کوچیک،
‫با یه پدر الکلی، اومدم.

00:23:16.728 --> 00:23:18.772
‫تو یه دنیایی خیالی زندگی می‌کردم.

00:23:19.606 --> 00:23:22.442
‫مطمئنا پدر و مادرم رو برای تربیتم ‫سرزنش نمی‌کنم.

00:23:23.110 --> 00:23:27.072
‫واقعا سپاسگزارم بخاطر این‌که چیزهای خوب
‫و بد زیادی به دست آوردم.

00:23:27.572 --> 00:23:28.698
‫من یه بازمانده هستم.

00:23:29.491 --> 00:23:31.201
‫پاملا.

00:23:34.244 --> 00:23:37.266
‫خانه‌ی والدین پاملا.

00:23:37.290 --> 00:23:40.085
‫خب، قبلا... ‫به این فکر نکن که بیشتر نیاز داریم.

00:23:40.168 --> 00:23:42.568
‫نه، این‌ها واقعا خوب هستن. ‫سایز خوبی هم دارن.

00:23:43.547 --> 00:23:45.340
‫مطمئناً گیاهخوار نیستن.

00:23:46.133 --> 00:23:47.613
‫اون همه لباس‌های

00:23:48.468 --> 00:23:49.302
‫خوشگلت کجا هستن؟

00:23:49.386 --> 00:23:51.596
‫دیگه کسی نیاز نداره که بدنم رو ببینه.

00:23:51.680 --> 00:23:53.699
‫می‌تونین مستقیماً اون چیزها رو ببینین.

00:23:53.723 --> 00:23:56.268
‫خب، سیلوئت خیلی نازکتر از واقعیشه.

00:23:58.728 --> 00:24:01.898
‫مادرم همیشه در مورد زیبایی، مو، آرایش
‫و این چیزها حرف می‌زد.

00:24:04.443 --> 00:24:07.320
‫و به من یاد داد که چطور از داروخانه رنگ
‫بخرم و خودم موهام رو

00:24:09.239 --> 00:24:10.782
‫در عرض دو دقیقه رنگ کنم.

00:24:10.866 --> 00:24:14.369
‫هر چیزی تو لیدی‌اسمیت، حتی با ترافیک،
‫دو دقیقه طول می‌کشه.

00:24:16.204 --> 00:24:17.497
‫پنج دلار برای یه جعبه.

00:24:17.581 --> 00:24:19.741
‫من این کار رو برای خودم، در عرض بیست
‫دقیقه انجام می‌دم.

00:24:19.791 --> 00:24:21.960
‫بلوند اسکاندیناویایی، خودشه.

00:24:22.794 --> 00:24:25.005
‫به جز موهای بلوند، سینه‌ها و ‫کفش‌های پلاستیکی،

00:24:25.088 --> 00:24:26.965
‫همه‌ی چیزهام واقعا مال خودم هستن.

00:24:27.048 --> 00:24:31.136
‫هیچوقت قبلا اتفاق نیوفتاده که توی یه مصاحبه
‫بشینم و بگم:

00:24:31.219 --> 00:24:34.014
‫ممکنه به طور خلاصه در مورد سینه‌هاتون
‫صحبت کنیم؟

00:24:35.015 --> 00:24:38.685
‫چی هستن؟ کی هستن؟
‫چیزی هستن که بر اساس اونها قضاوت بشم؟

00:24:38.768 --> 00:24:41.980
‫همیشه گفتم که سینه‌هام قسمتی از شغلم هستن
‫که به ناچار همیشه با من هستن.

00:24:42.481 --> 00:24:44.357
‫می‌خوای ببینیشون؟ نه، ‫شوخی می‌کنم.

00:24:45.650 --> 00:24:48.153
‫نه، نمی‌خواین که اونها رو ببینین.
‫اونها تو وضعیت خوبی نیستن.

00:24:49.946 --> 00:24:51.907
‫- سینه‌هام رو کجا عمل کردم؟ ‫- آره.

00:24:51.990 --> 00:24:54.784
‫خدای من، این یه سوال کاملا شخصیه، ‫ولی

00:24:54.868 --> 00:24:56.369
‫بیایید در موردش صحبت کنیم.

00:24:56.453 --> 00:24:59.164
‫نمی‌دونستم دروغ بگم یا از گفتن بعضی چیزها
‫تو مصاحبه‌ها خودداری کنم.

00:24:59.247 --> 00:25:02.351
‫بنابراین، زمانی که مردم می‌پرسن که جراحی
‫یا هر چیزی شبیه به اون رو انجام دادم یا نه،

00:25:02.375 --> 00:25:03.375
‫فقط جواب می‌دم.

00:25:03.418 --> 00:25:06.046
‫و انگار که فقط یجورایی می‌زنم تو هدف.

00:25:06.129 --> 00:25:09.257
‫- ویژگی خاص دیگه‌ای نداری؟ ‫- نه.

00:25:09.341 --> 00:25:11.801
‫یادمه که توی باشگاه پلی‌بوی، ‫توی عمارت بودم.

00:25:11.885 --> 00:25:13.693
‫و به اطرافم، به اون زن‌هایی که می‌رفتن،
‫نگاه می‌کردم و

00:25:13.717 --> 00:25:15.490
‫به خودم می‌گفتم: خدایا! ‫بدن این زن‌ها رو نگاه کن!

00:25:15.514 --> 00:25:16.973
‫منظورم اینه که فقط باور نکردنیه.

00:25:17.057 --> 00:25:19.226
‫یادمه زمانی که با کیمبرلی هفنر بودم و

00:25:19.309 --> 00:25:20.644
‫اون با هفنر ازدواج کرد.

00:25:20.727 --> 00:25:23.063
‫گفت: خب، می‌دونین، ‫اونها همشون جراحی کردن.

00:25:23.146 --> 00:25:26.066
‫و گفتم: واقعا؟ کجا رو باید امضا کنم؟

00:25:28.068 --> 00:25:29.694
‫پس همین بود.

00:25:30.570 --> 00:25:31.780
‫انتخاب در لحظه.

00:25:31.863 --> 00:25:33.990
‫‌می‌دونی! زیاد به چیزی فکر نکردم.

00:25:34.074 --> 00:25:36.243
‫نمی‌دونم چرا سینه‌هام...
‫مردم انقدر بهش علاقه‌مند هستن.

00:25:36.326 --> 00:25:37.994
‫اونها ارزش خبری نداشتن.

00:25:39.162 --> 00:25:40.830
‫اما خیلی ساده لوح بودم.

00:25:40.914 --> 00:25:44.709
‫و فکر کنم اون زمان، راستش
‫گفتن حقیقت، خیلی عصبیم می‌کرد.

00:25:44.793 --> 00:25:46.586
‫وقتی یکی از من پرسید، ‫گفتم: آره.

00:25:46.670 --> 00:25:47.963
‫تا به حال کاری انجام دادی؟

00:25:48.547 --> 00:25:50.549
‫چطور! آره. ایمپلنت هستن، لری.

00:25:50.632 --> 00:25:52.175
‫واقعا؟

00:25:52.259 --> 00:25:54.695
‫- نه... هستن یا نیستن؟ ‫- بله، هستن.

00:25:54.719 --> 00:25:57.430
‫ناراحت کننده بود چون اینطوری بود که:
‫خدای من! واقعا؟

00:25:57.514 --> 00:25:59.432
‫این چیزیه که دوباره در موردش صحبت می‌کنیم؟

00:25:59.516 --> 00:26:00.850
‫اما باید باهاش کنار بیای.

00:26:02.936 --> 00:26:03.770
‫آره.

00:26:03.853 --> 00:26:05.814
‫این جواهرات، زیبا هستن.

00:26:05.897 --> 00:26:07.232
‫متشکرم.

00:26:07.315 --> 00:26:08.942
‫خیلی نوشته شده که

00:26:09.025 --> 00:26:11.212
‫- داره به من نگاه می‌کنه...
‫- اینجوری دستت رو آوردی

00:26:11.236 --> 00:26:13.756
‫- خیلی نوشته شده... ‫- همچین منظوری نداشتم.

00:26:13.822 --> 00:26:15.740
‫دوست داری کی باشی و چرا؟

00:26:15.824 --> 00:26:16.992
‫می‌تونستم تو باشم.

00:26:17.075 --> 00:26:19.011
‫چرا می‌خوای جای من باشی؟ ‫کنجکاوم که چرا

00:26:19.035 --> 00:26:21.329
‫می‌تونستم شکنجه‌ات کنم.
‫و در مورد ایمپلنت‌هات بپرسم.

00:26:21.413 --> 00:26:22.497
‫بله، جواب می‌ده.

00:26:25.959 --> 00:26:27.794
‫نمی‌فهمم که چطوری انقدر جالبه.

00:26:29.462 --> 00:26:33.133
‫به نظرم یه جورایی نامناسبه که همچین
‫سوالاتی از زن‌ها پرسیده بشه.

00:26:33.216 --> 00:26:36.511
‫باید یه خط قرمزی وجود داشته باشه که
‫مردم ازش عبور نکنن.

00:26:38.430 --> 00:26:42.142
‫همیشه امیدوار بودم که اتفاقی بیفته ‫تا بتونم کاری کنم.

00:26:42.225 --> 00:26:45.061
‫کاری که برای مردم جالب‌تر از

00:26:45.145 --> 00:26:46.896
‫می‌دونین! جالب‌تر از بدن من باشه.

00:26:48.064 --> 00:26:51.443
‫وقتی شروع به کار تو پلی‌بوی کردم،
‫به اینجا اومدم، بنابراین همه کسانی که

00:26:51.526 --> 00:26:54.321
‫باهاشون ملاقات می‌کنم هم بخاطر اینه که
‫توی پلی‌بوی کار می‌کنم.

00:26:54.404 --> 00:26:57.365
‫پس کی می‌دونه؟ ‫شاید یه روزی بتونم بازیگر بشم.

00:26:58.617 --> 00:27:00.952
‫بیست و یک مه 1991.

00:27:01.745 --> 00:27:04.497
‫در حال حاضر، در حال ساختن یه برنامه در
‫زمینه‌ی حرفه‌ام هستم.

00:27:04.581 --> 00:27:06.249
‫فکر می‌کنم خیلی عقب ایستادم.

00:27:07.751 --> 00:27:09.294
‫حالا زمان درخشش منه.

00:27:09.377 --> 00:27:12.589
‫نه به عنوان یه نماد جنسی، ‫بلکه به عنوان یه بازیگر.

00:27:13.632 --> 00:27:15.735
‫پلی‌بوی، توی اون زمان، به نوعی شبیه ‫نماینده من بود.

00:27:15.759 --> 00:27:18.595
‫مثلاً مردم به پلی‌بوی زنگ می‌زدن تا از من
‫بخوان کاری انجام بدم.

00:27:18.678 --> 00:27:19.763
‫زنگ می‌زدن و می‌گفتن:

00:27:19.846 --> 00:27:22.098
‫می‌خوای برای تست بازیگری تو بی‌واچ بیای؟

00:27:23.391 --> 00:27:25.310
‫اون درمورد رویای کالیفرنیا بود.

00:27:29.606 --> 00:27:32.692
‫افتخار می‌کردم بتونم ستاره‌ی نمایشی به
‫نام بی‌واچ باشم،

00:27:32.776 --> 00:27:36.655
‫سریالی هفتگی در مورد مردان شجاع و
‫زنانی به عنوان نجات غریق.

00:27:37.989 --> 00:27:41.534
‫همیشه سعی می‌کردن تا من رو برای تست،
‫به مارینا دل ری بیارن.

00:27:41.618 --> 00:27:44.162
‫که خیلی عجیب و غریب و دور به نظر می‌رسید.

00:27:44.245 --> 00:27:47.791
‫و اینطوری بودم که: خیلی دور به نظر می‌رسه،
‫نمی‌تونم برم. و بهش توجهی نمی‌کردم.

00:27:51.044 --> 00:27:53.171
‫سوزان گلیکسمن و فرن اورنستین، ‫کارگردانان بی‌واچ. ‫سوزی و من،
می‌دونستیم که این، همون دختره ‫و یازده بار ما رو رد کرد، خب؟

00:27:53.254 --> 00:27:55.507
‫تا یازدهمین...
‫به این تست‌ها، با اشخاص دیگه ادامه دادیم.

00:27:55.590 --> 00:27:58.259
‫که گفتن: بچه‌ها، یه دختری هست که باید ‫ببینیدش.

00:27:58.343 --> 00:28:01.638
‫اونها گفتن: تو پاملا اندرسون هستی؟
‫همون آدم معروفی که هیچوقت پیداش نشد؟

00:28:02.138 --> 00:28:03.139
‫و من گفتم: بله.

00:28:03.845 --> 00:28:05.809
‫میکائیل برک، ‫خالق بی‌واچ.
‫و اون خیلی انرژی داشت و

00:28:05.892 --> 00:28:07.644
‫شخصیت خیلی جالبی داشت.

00:28:07.727 --> 00:28:08.727
‫خیلی خاص بود.

00:28:12.315 --> 00:28:14.693
‫بنابراین، سی جی متولد شد.

00:28:15.819 --> 00:28:17.570
‫و حرکت.

00:28:17.654 --> 00:28:19.823
‫بی‌واچ، اولین شغل بازیگری من بود.

00:28:19.906 --> 00:28:22.593
‫نمی‌تونستم بگم خوبه. چون هنوز نمی‌دونستم
‫دارم چیکار می‌کنم.

00:28:23.993 --> 00:28:25.286
‫خدای من! میچ! متاسفم.

00:28:25.370 --> 00:28:27.706
‫وقتی دیدم اونجا ایستادی، خیلی ترسیدم.

00:28:27.789 --> 00:28:29.541
‫نه به اندازه‌ای که من ترسیدم.

00:28:30.250 --> 00:28:31.418
‫چطوری سی جی؟

00:28:32.419 --> 00:28:33.628
‫لری چطوره؟

00:28:33.712 --> 00:28:35.898
‫دوباره اسمش رو آوردی!
‫برت می‌گردونم به رودخانه

00:28:35.922 --> 00:28:39.509
‫یادداشت‌های کارگردان اینجوری بود که:
‫تظاهر کن که انگار واقعیه. حرکت.

00:28:41.010 --> 00:28:42.010
‫صبر کن!

00:28:44.389 --> 00:28:47.016
‫اگه چیزی کار نمی‌کرد هم، می‌گفتن:
‫مرغ‌های دریایی بیشتر!

00:28:47.100 --> 00:28:50.228
‫متصدی می‌اومد و سنگ پرتاب می‌کرد و

00:28:50.311 --> 00:28:52.897
‫اون هم یه تیر کمان برداشت و تو هوا پرت کرد.

00:28:52.981 --> 00:28:55.650
‫لطفا پرند‌ه‌ها رو بترسونید! ‫اون پرنده‌ها رو بترسونید!

00:28:56.317 --> 00:28:58.997
‫داشتیم خوش می‌گذروندیم.
‫باورمون نمی‌شد که کارمون اینه.

00:28:59.070 --> 00:29:01.406
‫هر روز تو ساحل بودیم، بخاطرش حقوق هم ‫می‌گرفتیم.

00:29:04.492 --> 00:29:07.912
‫و متوجه نمی‌شدیم که این نمایش چقدر داره
‫محبوب می‌شه.

00:29:08.705 --> 00:29:10.081
‫وقتی نوبت به بینندگان می‌رسه،

00:29:10.165 --> 00:29:12.751
‫یه نمایشی هست که خودش به تنهایی یه کلاسه.

00:29:13.334 --> 00:29:16.379
‫که محبوب‌ترین نمایش تلویزیونی در کل جهانه.

00:29:18.715 --> 00:29:21.318
‫این یکی از اولین نمایش‌های آمریکایی بود
‫که توی چین نمایش داده شده بود.

00:29:21.342 --> 00:29:24.012
‫الان هم بی‌واچ درحال دوبله به زبان ‫ماندارینه.

00:29:24.095 --> 00:29:26.014
‫نه اینکه به ترجمه‌ی زیادی نیاز داشته باشه.

00:29:27.140 --> 00:29:29.660
‫می‌تونید نمایش رو بدون صدا هم ببینین.

00:29:29.684 --> 00:29:32.687
‫این واقعاً درمورد خط داستانی نبود.

00:29:38.943 --> 00:29:43.823
‫و وقتی نوبت به جذابیت می‌رسه،
‫هیچ کس جذاب‌تر از پاملا اندرسون نبود.

00:29:44.491 --> 00:29:47.285
‫اون حرکت آهسته رو به یه هنر تبدیل کرد.

00:29:47.368 --> 00:29:51.080
‫یادگیری حرکت آهسته واقعاً سخته.

00:29:52.415 --> 00:29:54.292
‫جذابیت اون واقعا تابش می‌کرد.

00:29:54.375 --> 00:29:57.670
‫و ما فهمیدیم که چیزی تو پاملا هست ‫که متفاوته.

00:30:00.340 --> 00:30:01.340
‫پاملا!

00:30:01.841 --> 00:30:05.595
‫رفتن به اروپا برای تبلیغ بی‌واچ ‫دیوانه‌کننده بود.

00:30:05.678 --> 00:30:08.681
‫مردم به عقب می‌افتادن، ‫از پله‌برقی می‌افتادن.

00:30:08.765 --> 00:30:11.226
‫یادم میاد که به پشت سر نگاه کردم و گفتم
‫خب، کی اینجاست؟

00:30:11.309 --> 00:30:14.646
‫دیدمش! ‫اون از توی تلویزیون قشنگ‌تره!

00:30:14.729 --> 00:30:17.398
‫اولین مهمان من با بازی در بی‌واچ

00:30:17.482 --> 00:30:18.942
‫به سوپراستار بین المللی تبدیل شده.

00:30:19.025 --> 00:30:20.944
‫لطفا به پاملا اندرسون خوش آمد بگین.

00:30:21.986 --> 00:30:23.655
‫لطفا به پاملا اندرسون خوش آمد بگین.

00:30:23.738 --> 00:30:24.823
‫پاملا اندرسون.

00:30:24.906 --> 00:30:27.283
‫یکی از شناخته شده‌ترین ستاره‌های جهان.

00:30:27.367 --> 00:30:29.494
‫پاملا اندرسون دوست داشتنی.

00:30:31.454 --> 00:30:34.833
‫سلام مامان. خوشحالم که بالاخره
‫امروز صبح باهات صحبت کردم.

00:30:36.042 --> 00:30:38.670
‫امیدوارم امسال سال خوبی برای همه‌ی
‫اعضای خانواده‌مون باشه.

00:30:39.796 --> 00:30:42.131
‫شاید به زودی بتونم براتون خونه بخرم.

00:30:42.215 --> 00:30:43.925
‫این رویای منه.

00:30:44.801 --> 00:30:47.762
‫برای کمک به تحقق این رویا، ‫خیلی سخت کار می‌کنم.

00:30:58.898 --> 00:30:59.898
‫سریع تر عزیزم.

00:31:01.693 --> 00:31:03.693
‫دن هایهرست، ‫همسر پاملا.

00:31:04.779 --> 00:31:08.408
‫همیشه این ملک رو داشتم و
‫25 ساله که اون رو رها کردم.

00:31:08.491 --> 00:31:10.326
‫بخاطر همین فرسوده و خرابه شده.

00:31:10.410 --> 00:31:13.621
‫اما می‌دونستم که وقتی والدینم پیرتر بشن،
‫باید به خانه برگردم.

00:31:13.705 --> 00:31:14.873
‫تا از اونها مراقبت کنم.

00:31:15.456 --> 00:31:18.209
‫و بعدش کرونا شیوع پیدا کرد و ‫گفتم خب، می‌مونم.

00:31:19.711 --> 00:31:22.773
‫و بعد، البته که یکم حوصله‌م سر رفت
‫و فکر کردم که باید این رو بسازم.

00:31:22.797 --> 00:31:25.237
‫بنابراین پیمانکارها اومدن و اینجوری بودم که
‫اون چقدر بامزه‌ست.

00:31:26.843 --> 00:31:27.927
‫لعنتی.

00:31:28.553 --> 00:31:30.013
‫بعد، شب کریسمس ازدواج کردم.

00:31:30.847 --> 00:31:33.266
‫اما اون یه پسر خوب و طبیعی ‫کاناداییه.

00:31:34.309 --> 00:31:36.811
‫فقط احساس کردم شاید باید امتحان کنم.

00:31:38.563 --> 00:31:39.563
‫آره.

00:31:40.607 --> 00:31:41.607
‫نمی‌دونم.

00:31:41.649 --> 00:31:44.777
‫باز هم گاهی‌اوقات نمی‌دونم ‫که مرده‌م یا زنده.

00:31:48.156 --> 00:31:52.076
‫اما شاید الان وقتشه که خونه باشم.

00:31:54.162 --> 00:31:56.497
‫مثل ماهی قزل‌آلا در حال تخم‌ریزی،
‫میام خونه تا بمیرم.

00:31:56.581 --> 00:31:57.581
‫نه، دارم شوخی می‌کنم.

00:31:59.542 --> 00:32:00.585
‫وحشتناکه.

00:32:05.423 --> 00:32:07.216
‫1990.

00:32:07.300 --> 00:32:08.300
‫چی؟

00:32:09.719 --> 00:32:11.387
‫خدای من، ‫خوندنش، جالبه.

00:32:11.471 --> 00:32:14.390
‫داشتم برای تولد 33 سالگی ماریو،
‫کیک درست می‌کردم.

00:32:14.474 --> 00:32:16.017
‫مال خیلی وقت پیشه.

00:32:16.100 --> 00:32:17.769
‫هشت ژانویه 1990.

00:32:19.020 --> 00:32:20.605
‫دلم برای ماریو ون پی تنگ شده.

00:32:21.147 --> 00:32:23.608
‫فقط می‌خوام یه نفر دوستم داشته باشه.

00:32:23.691 --> 00:32:26.027
‫و می‌خوام همه چیز رو با اون شخص تجربه کنم.

00:32:27.153 --> 00:32:28.988
‫فکر کنم می‌خوام اون شخص، ماریو باشه.

00:32:29.072 --> 00:32:32.492
‫کنار ماریو از خواب بیدار شدم و رفتم خونه
‫تا لباس عوض کنم، تا برم پیش اسکات

00:32:32.575 --> 00:32:34.452
‫متاسفم، عجیبه.

00:32:38.331 --> 00:32:39.999
‫اصلاً چرا باید این چیزها رو بنویسم؟

00:32:40.083 --> 00:32:42.710
‫چون خدای نکرده یه روز، ممکنه از زندگیت
‫یه مستند بسازن و

00:32:42.794 --> 00:32:44.921
‫متوجه می‌شی که چه جور فاحشه‌ای هستی.

00:32:46.673 --> 00:32:49.801
‫با چند تا بازیگر دیگه هم قرار گذاشتم،
‫اما فقط برای مدت خیلی کوتاه.

00:32:49.884 --> 00:32:53.096
‫وقتی به اونجا رسیدم با کی قرار داشتم؟
‫چند تا مرد، اون اطراف بودن.

00:32:53.179 --> 00:32:55.014
‫خب، فقط... ‫خب، اسکات بایو.

00:32:56.057 --> 00:32:57.809
‫شاید هیوندا بخرم.

00:32:57.892 --> 00:33:00.603
‫از پدر اسکات، با قیمت 5000 دلار.

00:33:00.687 --> 00:33:03.047
‫اون واقعا دیوانه شده بود
‫چون با مرسدس اسکات رانندگی می‌کردم.

00:33:03.106 --> 00:33:04.792
‫و می‌گفت که هنوز لیاقت داشتن یه مرسدس ‫رو ندارم.

00:33:04.816 --> 00:33:07.068
‫و باید با چیزی مثل هیوندای رانندگی کنم.

00:33:07.652 --> 00:33:09.404
‫اون... با من خیلی خوب نبود.

00:33:09.904 --> 00:33:11.632
‫- با دین کین، قرار گذاشتی؟ ‫- خدایا!

00:33:14.367 --> 00:33:16.744
‫بله، اما فکر نمی‌کنم که باید از هم جدا ‫بشیم.

00:33:18.162 --> 00:33:19.080
‫اریک نیس؟

00:33:19.163 --> 00:33:21.874
‫بله، با اریک نیس قرار می‌ذاشتم.

00:33:21.958 --> 00:33:23.543
‫حتی نمی‌دونم چرا تموم شد.

00:33:24.127 --> 00:33:27.839
‫اما الان به شدت عاشق یه پسر فرانسوی شدی.

00:33:27.922 --> 00:33:30.526
‫- اسم پسر فرانسوی چیه؟ ‫- دیوید چاروت.

00:33:30.550 --> 00:33:32.861
‫- شاروت؟ ‫- دیوید چاروت.

00:33:32.885 --> 00:33:34.095
‫فکر می‌کنی مال توعه.

00:33:34.178 --> 00:33:36.778
‫- عشق زندگیته. ‫- قطعا عشق زندگی منه.

00:33:37.640 --> 00:33:39.809
‫هجده دسامبر 1992.

00:33:40.309 --> 00:33:43.771
‫دیوید، دیگه با من توی یه اتاق نخوابیده.

00:33:43.855 --> 00:33:45.815
‫می‌دونم که این، پایان کار ماست.

00:33:46.774 --> 00:33:49.610
‫من هرگز ازدواج نمی‌کنم. ‫حالا می‌دونم.

00:33:49.694 --> 00:33:52.864
‫شاید وقتی پیر شدم، باید با پدر و مادرم
‫زندگی کنم و همه با هم بمیریم.

00:33:53.865 --> 00:33:55.908
‫خب، حداقل ستاره با منه.

00:33:57.076 --> 00:33:59.662
‫بالاخره تا مه ماه، از بی‌واچ خبری نیست.

00:34:00.663 --> 00:34:03.791
‫این وقفه از نمایش، یه ماجراجویی بوده،

00:34:03.875 --> 00:34:06.586
‫اما من عاشق فیلم‌برداری تو ساحل و ‫اقیانوس هستم.

00:34:07.086 --> 00:34:08.212
‫من اینجوری هستم.

00:34:08.296 --> 00:34:09.672
‫پاملا.

00:34:10.590 --> 00:34:12.550
‫سی جی پارکر، بر اساس من ساخته شده بود.

00:34:12.633 --> 00:34:14.761
‫از اون هیپی‌های کوچیک عاشق.

00:34:14.844 --> 00:34:16.220
‫میچ، فکر کنم عاشق شدم.

00:34:16.888 --> 00:34:19.015
‫نه، سی جی. بی‌خیال. دوباره نه.

00:34:19.098 --> 00:34:20.266
‫تازه این یارو رو دیدی.

00:34:20.349 --> 00:34:21.350
‫نمی‌دونم.

00:34:21.434 --> 00:34:24.079
‫فقط... احساساتی رو در من به وجود آورده که
‫هیچوقت از اونها اطلاعی نداشتم.

00:34:24.103 --> 00:34:25.605
‫هر بار همین حرف رو می‌زنی.

00:34:25.688 --> 00:34:26.898
‫نه، این دفعه فرق می‌کنه.

00:34:29.734 --> 00:34:31.652
‫کلی اسلیتر رو تو مجموعه بی‌واچ دیده بودم.

00:34:32.445 --> 00:34:34.530
‫در واقع، اون عشق بزرگ من بود.

00:34:37.158 --> 00:34:39.660
‫اون برای من خیلی دوست داشتنی بود،
‫ و با من خیلی مهربون بود.

00:34:41.913 --> 00:34:43.122
‫این، کلیه.

00:34:43.206 --> 00:34:45.083
‫وقتی مو داشت.

00:34:45.166 --> 00:34:46.250
‫خیلی خوش‌تیپه.

00:34:46.334 --> 00:34:47.877
‫واقعا خوش‌تیپه.

00:34:51.005 --> 00:34:52.085
‫همیشه با کلی قرار می‌ذاشتم.

00:34:52.131 --> 00:34:54.759
‫یعنی، من و کلی، بین همه‌ی دوست پسر و

00:34:54.842 --> 00:34:57.595
‫دوست دخترهامون، باز هم باهم بودیم.
‫ اما فقط من نبودم.

00:34:57.678 --> 00:35:00.723
‫می‌خوام از دوست دخترم و

00:35:00.807 --> 00:35:02.350
‫دوست دخترم و دوست‌هام، تشکر کنم.

00:35:03.392 --> 00:35:05.561
‫اون قطعاً قلب همه رو می‌شکنه.

00:35:06.270 --> 00:35:09.166
‫منظورم اینه که اون فقط یه روح آزاد بود.
‫نمی‌شه زندانیش کرد.

00:35:09.190 --> 00:35:11.067
‫تو مالک کسی نیستی.

00:35:11.150 --> 00:35:14.529
‫هیچ‌کس مالک کسی نیست.
‫فقط، باید بذاریم همونی که هستن، باشن.

00:35:14.612 --> 00:35:18.282
‫گاهی بهتره که

00:35:22.745 --> 00:35:26.207
‫ترجیح می‌دم به جای یه زندگی فلاکت بار، ‫عاشق باشم.

00:35:26.707 --> 00:35:30.378
‫عاشق بودن، آسیب پذیر بودن و بخشنده بودن
‫رو دوست دارم.

00:35:30.878 --> 00:35:32.964
‫این تنها راه زندگی کردنه.

00:35:33.047 --> 00:35:34.047
‫آسیب پذیری.

00:35:35.383 --> 00:35:37.593
‫دوست دارم هر روز یه زندگی عاشقانه ‫داشته باشم.

00:35:38.761 --> 00:35:40.888
‫یادمه یه بار با سیلوستر استالونه صحبت ‫می‌کردم.

00:35:40.972 --> 00:35:43.492
‫و به من آپارتمان و یه پورشه پیشنهاد داد تا
‫دختر شماره یک اون بشم.

00:35:43.516 --> 00:35:46.185
‫و من اینطور جواب دادم: یعنی شماره‌ی دو
‫هم وجود داره؟

00:35:46.269 --> 00:35:48.563
‫و اون گفت: این، بهترین پیشنهادیه که به
‫دست میاری، عزیزم.

00:35:48.646 --> 00:35:49.730
‫تو الان توی هالیوود هستی.

00:35:51.190 --> 00:35:52.733
‫می‌خواستم واقعا عاشق باشم.

00:35:52.817 --> 00:35:54.944
‫و چیزی کمتر از این نمی‌خواستم.

00:36:01.701 --> 00:36:03.035
‫سلام کن!

00:36:03.536 --> 00:36:05.830
‫من مالک بخشی از باشگاهی به نام ‫سانکشوری، بودم.

00:36:07.248 --> 00:36:10.501
‫شب سال نو بود، ‫و با بهترین دوستم، ملانی، بودم.

00:36:10.585 --> 00:36:12.128
‫- ملانی! ‫- سلام!

00:36:12.211 --> 00:36:13.296
‫تامی اونجا بود.

00:36:14.213 --> 00:36:15.882
‫تامی لی، طبل‌زن ماتلی کرو.

00:36:15.965 --> 00:36:16.883
‫تامی لی.

00:36:16.966 --> 00:36:19.552
‫طبل‌زن ماتلی کرو، با تصویر پسر بد.

00:36:25.516 --> 00:36:27.810
‫برای جشن گرفتن به همه یه شات گلدشلگر دادم،

00:36:27.894 --> 00:36:31.063
‫اما تامی فکر کرد که فقط برای خودشه،
‫پس به همه نزدیک شد.

00:36:31.147 --> 00:36:33.357
‫و کنارم نشست و کنار صورتم را لیس زد.

00:36:33.441 --> 00:36:35.801
‫و من صورت ملانی رو لیس زدم،
‫و این بین همه ادامه داشت.

00:36:37.570 --> 00:36:40.031
‫بعد از اون شب، صدای زنگ تلفن قطع نمی‌شد.

00:36:40.740 --> 00:36:42.325
‫و اون می‌ذاشت که پیغام‌ها گفته بشن.

00:36:42.408 --> 00:36:45.077
‫بولونیای من یه اسم کوچک داره، ل-ا-ر-ج.

00:36:47.496 --> 00:36:49.207
‫جوابش رو ندادم.

00:36:49.916 --> 00:36:53.211
‫اون موقع، خیلی سرم شلوغ بود و
‫هر روز عکاسی داشتم.

00:36:53.294 --> 00:36:56.130
‫عکاسی برای بی‌واچ. ‫عکاسی برای پلی‌بوی.

00:36:56.214 --> 00:36:58.341
‫اما یه روز بیرون بودم که تلفن چندین بار ‫زنگ خورد.

00:36:58.424 --> 00:37:01.135
‫من هم اینجوری بودم که شاید وکیلم باشه.

00:37:01.719 --> 00:37:03.804
‫گفت سلام؟ ‫من هم گفتم: تامی؟

00:37:03.888 --> 00:37:06.390
‫واقعاً ناراحت به نظر می‌رسید، و گفت سلام.

00:37:06.891 --> 00:37:09.185
‫گفتم سلام، خیلی متاسفم. ‫من یه جورایی ولت کردم.

00:37:09.268 --> 00:37:11.788
‫اما فقط، می‌دونی! الان خیلی سرم شلوغه.
‫دارم به کانکون می‌رم.

00:37:11.854 --> 00:37:13.022
‫اون هم گفت که بدون من؟

00:37:13.105 --> 00:37:15.066
‫و من هم گفتم: نه، تو به مکزیک نمیای.

00:37:15.149 --> 00:37:18.253
‫دارم می‌رم، عکس‌برداری دارم.
‫و اون گفت که اونجا می‌بینمت.

00:37:18.277 --> 00:37:19.987
‫من هم گفتم که نه، نباید بیای اونجا.

00:37:20.071 --> 00:37:21.951
‫گفت: نه، نه، میام و پیدات می‌کنم.

00:37:21.989 --> 00:37:23.241
‫و من اینطوری بودم که، لعنتی.

00:37:24.992 --> 00:37:26.702
‫و وقتی رسیدیم اونجا، ‫به همه گفتم که

00:37:26.786 --> 00:37:29.956
‫اگه کسی با تتو اومد نزدیک هتل، ‫نزارید بیاد داخل.

00:37:30.039 --> 00:37:31.666
‫خب، توی کانکون هستیم.

00:37:32.291 --> 00:37:34.043
‫واقعیه.

00:37:36.671 --> 00:37:40.341
‫اینجا، جاییه که امشب قراره بریم، ‫لا بوم.

00:37:41.133 --> 00:37:42.301
‫یه جایی اون طرفه.

00:37:42.843 --> 00:37:44.804
‫و بعد تامی پیام گذاشت.

00:37:44.887 --> 00:37:47.447
‫من توی کانکون هستم، اینجا، هتل منه.
‫اینجا، جاییه که می‌مونم.

00:37:47.473 --> 00:37:50.893
‫با چندتا از دوست‌هام هستم.
‫هتل به هتل می‌گردم تا پیدات کنم.

00:37:51.394 --> 00:37:53.521
‫پس عصبی بودم و درنهایت رفتم.

00:37:53.604 --> 00:37:54.855
‫چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟

00:37:54.939 --> 00:37:56.524
‫با خودم گفتم فردا می‌ریم.

00:37:56.607 --> 00:37:58.985
‫بیا باهاش تماس بگیریم و ‫یه شب با این بچه‌ها بمونیم.

00:38:00.569 --> 00:38:02.609
‫کلمات معروفه: مگه چه مشکلی ‫می‌تونه پیش بیاد؟

00:38:04.490 --> 00:38:06.534
‫پس به لا‌بوم رفتیم.

00:38:06.617 --> 00:38:07.952
‫خب، اون مثل، سوپر تکنو بود.

00:38:08.452 --> 00:38:10.389
‫اونها درحال قدم زدن بودن،
‫منم داشتم به سمتشون می‌رفتم.

00:38:10.413 --> 00:38:12.253
‫به دوست دخترم نگاه کردم، ‫کدوم تامیه؟

00:38:12.290 --> 00:38:15.876
‫همه، لباس‌های زنجیردار و ‫شلوار جین پوشیده بودن.

00:38:15.960 --> 00:38:17.086
‫همه شبیه هم بودن.

00:38:17.169 --> 00:38:19.588
‫و دوست دخترم، الکسیس، گفت: اون یکی.

00:38:22.800 --> 00:38:25.511
‫شامپاین خوردیم و اکستازی گذاشتیم ‫توی شامپاینی که

00:38:25.594 --> 00:38:26.887
‫قبلا هیچوقت امتحان نکرده بودم.

00:38:30.516 --> 00:38:32.476
‫مردمک چشمم اینقدر بزرگ بود.

00:38:32.560 --> 00:38:35.360
‫می‌‍‌‌‌‌دونین! من چشمای روشنی دارم و
‫فکر کردم خیلی باحال به نظر می‌رسه.

00:38:40.776 --> 00:38:42.486
‫همه چیز رو تار می‌دیدم.

00:38:43.321 --> 00:38:44.572
‫یه تاری بزرگ شاد.

00:38:50.286 --> 00:38:52.038
‫حس می‌کردیم که شکست ناپذیر هستیم.

00:38:55.458 --> 00:38:58.210
‫توی همون شب، اون فقط ‫به من نگاه کرد و گفت:

00:38:58.878 --> 00:39:01.839
‫می‌خوای ازدواج کنی؟
‫و من اینطوری بودم که آره، می‌خوام.

00:39:01.922 --> 00:39:03.882
‫و اون گفت قبلاً همچین احساسی ‫داشتی؟

00:39:03.924 --> 00:39:05.764
‫گفتم هیچوقت. هیچوقت همچین احساسی نداشتم.

00:39:05.843 --> 00:39:06.719
‫و گفت، باشه.

00:39:06.802 --> 00:39:11.140
‫و حلقه‌ی جمجمه‌ای دوستش رو درآورد،
‫گذاشتش روی انگشتم و تمام شد.

00:39:12.767 --> 00:39:16.562
‫فقط چند ساعت تو غرفه، حرف زدیم
‫و برای عروسی برنامه ریزی کردیم.

00:39:18.814 --> 00:39:21.692
‫من و تامی نمی‌تونستیم از همدیگه دور بمونیم.

00:39:21.776 --> 00:39:24.862
‫فکر کردم. چرا که نه؟ یه شروع تازه؟

00:39:24.945 --> 00:39:26.364
‫یه ماجراجویی می‌‍شه.

00:39:27.406 --> 00:39:31.535
‫و از اون به بعد، تو رویا بودم، رویای من.

00:39:32.328 --> 00:39:34.288
‫- سلام عشقم. ‫- سلام عزیزم.

00:39:35.790 --> 00:39:38.310
‫مردم بعد از دو سال آشنایی با
‫هم ازدواج می‌کنن و می‌گن:

00:39:38.334 --> 00:39:40.461
‫حالا اونقدر دوستت دارم که می‌خوام ‫ازدواج کنیم.

00:39:40.961 --> 00:39:42.338
‫همه، هر روز تغییر می کنن.

00:39:43.089 --> 00:39:45.049
‫پس بنظرم، باید خیلی شجاع باشین.

00:39:45.132 --> 00:39:47.468
‫ما امروز ازدواج می‌کنیم.

00:39:47.551 --> 00:39:49.887
‫- می‌دونم. ‫- نظرت در موردش چیه؟

00:39:50.388 --> 00:39:51.305
‫عالیه.

00:39:51.389 --> 00:39:52.389
‫آره.

00:39:52.932 --> 00:39:56.811
‫و بعد از چند روز با هم بودن
‫توی کانکون، ازدواج کردیم.

00:39:56.894 --> 00:39:58.270
‫دختر دوست داشتنی!

00:39:59.939 --> 00:40:02.619
‫بعضی از افرادی که تو لابوم، با ما ‫رفت‌ و‌آمد داشتن

00:40:02.650 --> 00:40:03.943
‫توی جشن عروسیمون بودن.

00:40:04.485 --> 00:40:08.072
‫ساقدوش من، کسی بود که اون شب
‫توی باشگاه، باهاش آشنا شده بودیم.

00:40:09.156 --> 00:40:11.951
‫روی صندلی‌ها دراز کشیده
‫بودیم و مشروب می‌خوردیم.

00:40:12.910 --> 00:40:15.830
‫و من با بیکینی، تامی با شورت بود که ‫ازدواج کردیم.

00:40:17.456 --> 00:40:19.792
‫خوش‌شانس‌ترین دختر روی کره ‌زمین هستم.

00:40:22.169 --> 00:40:23.879
‫شوهر زیبای من.

00:40:27.967 --> 00:40:29.176
‫مشکلت چیه؟

00:40:29.677 --> 00:40:32.531
‫نمی‌خوام سطحی‌نگر یا همچین چیزی باشم،
‫اما باید بریم یه بطری ودکا بیاریم،

00:40:32.555 --> 00:40:34.598
‫چون مثلا یکی از اینها، هشت دلاره.

00:40:34.682 --> 00:40:38.144
‫خب ساعت چنده؟ ‫سه و ربع.

00:40:38.227 --> 00:40:40.396
‫دوتا بطری شامپاین خوردیم.

00:40:40.980 --> 00:40:42.140
‫- پس ودکا تموم شد؟ ‫- آره.

00:40:42.189 --> 00:40:44.358
‫کورونیتاس کوچولو.

00:40:44.442 --> 00:40:47.611
‫- کورونیتاس. ‫- کرونیتاس!

00:40:47.695 --> 00:40:49.613
‫و یادم میاد که پرسیدم ‫فامیلیت چیه؟

00:40:49.697 --> 00:40:53.284
‫اون گفت لی. منم گفتم فکر می‌کردم
‫تامی لی جونز یا چیزی شبیه به این باشه.

00:40:53.367 --> 00:40:55.536
‫اون گفت نه! اون یه شخص دیگه‌‌ست.

00:40:57.204 --> 00:40:58.247
‫عروسک کوچولو.

00:40:59.373 --> 00:41:00.666
‫خیلی جذاب به نظر می‌رسی

00:41:01.333 --> 00:41:02.460
‫سلام جذاب.

00:41:08.883 --> 00:41:12.386
‫چیزی که در مورد تامی متفاوت بود این بود که
‫هیچ رازی نداشت، هیچ فریب‌کاری نداشت.

00:41:12.470 --> 00:41:14.138
‫هیچ بازی‌ای نبود.

00:41:14.221 --> 00:41:19.101
‫واقعاً یه عشق کاملاً ‫صمیمانه و عمیق بود.

00:41:25.024 --> 00:41:26.192
‫اون عشق منه.

00:41:27.943 --> 00:41:29.153
‫این انگشت‌های پا رو ببین.

00:41:30.279 --> 00:41:31.363
‫این ماسه‌ها.

00:41:31.447 --> 00:41:33.199
‫نه نه نه. خوشم میاد.

00:41:33.282 --> 00:41:34.325
‫نه ولش کن.

00:41:37.745 --> 00:41:38.745
‫من رو ببوس.

00:41:41.707 --> 00:41:42.750
‫خداحافظ کانکون.

00:41:43.626 --> 00:41:45.836
‫اما اونموقع با کلی اسلیتر قرار می‌ذاشتم،

00:41:46.670 --> 00:41:50.382
‫قرار بود به دیدنش توی فلوریدا برم
‫و با خانواده‌اش ملاقات کنم.

00:41:50.883 --> 00:41:53.403
‫با اولین تماس تلفنی بهش گفتم که متاهل هستم.
‫اون هم گفت چی؟

00:41:54.136 --> 00:41:55.136
‫وحشتناک بود.

00:41:56.096 --> 00:42:00.643
‫و بعد، با هواپیمای به لس‌آنجلس برگشتیم،
‫یادمه که به تامی گفتم

00:42:00.726 --> 00:42:01.852
‫ تخم مرغ می‌خوری؟

00:42:04.730 --> 00:42:06.732
‫ما چیزی درباره‌ی هم نمی‌دونستیم.

00:42:07.233 --> 00:42:11.028
‫و در نهایت یکی از وحشی ترین و زیباترین
‫رابطه عاشقانه‌ی عمرم بود.

00:42:15.366 --> 00:42:17.993
‫پاپاراتزی‌های زیادی دنبال ما بودن.

00:42:19.495 --> 00:42:20.621
‫دیوانه کننده بود.

00:42:21.997 --> 00:42:23.749
‫همه، شگفت‌زده شده بودن.

00:42:24.500 --> 00:42:28.128
‫پاملا و تامی، بعد از یک رابطه چهار روزه،
‫با هم ازدواج می‌کنن.

00:42:28.212 --> 00:42:30.881
‫خواستگاری چهار روزه در سواحل کانکون.

00:42:30.965 --> 00:42:33.801
‫در حال حاضر، تامی و پم نمی‌تونن از این
‫خوشحال‌تر باشن.

00:42:33.884 --> 00:42:36.303
‫اونها با خوشبختی ازدواج کرده‌ان.

00:42:36.387 --> 00:42:38.889
‫برخی می‌گن که ازدواج با پاملا اندرسون

00:42:38.973 --> 00:42:42.893
‫تاثیر آرامش‌بخشی بر تامی لی وحشی می‌گذاره.

00:42:46.438 --> 00:42:48.691
‫- خیلی زود می‌خوایم بچه دار شیم. ‫- آره.

00:42:54.863 --> 00:42:56.574
‫ما امروز نقل مکان کردیم.

00:42:58.659 --> 00:42:59.785
‫تو مال کی هستی؟

00:43:05.541 --> 00:43:06.792
‫بلند شو خواب‌آلو.

00:43:07.710 --> 00:43:09.670
‫دارم کل ماجرا رو ضبط می‌کنم.

00:43:10.921 --> 00:43:12.047
‫این، اتاق خواب ماست.

00:43:12.673 --> 00:43:17.428
‫پرده‌های موقتی، به خاطر فیلم‌بردارها و
‫عکاس‌ها بسته شدن.

00:43:17.511 --> 00:43:19.346
‫اون زمان، همه چیزها رو فیلمبرداری می‌کردیم.

00:43:19.430 --> 00:43:21.015
‫همیشه دوربین‌های فیلم‌برداری داشتیم.

00:43:22.057 --> 00:43:24.643
‫پس نوار رو پر می‌کنی و بعد به اون برچسب
‫می‌زنی و می‌ذاری کنار.

00:43:24.727 --> 00:43:26.454
‫و بعدش یه نوار دیگه می‌گیری و بهش
‫برچسب می‌زنی.

00:43:26.478 --> 00:43:28.647
‫اما اون لحظه‌ها، خوشحال بودم که ‫با هم هستیم.

00:43:28.731 --> 00:43:30.441
‫کی می‌خوای من رو حامله کنی؟

00:43:30.524 --> 00:43:31.524
‫نمی‌دونم.

00:43:31.942 --> 00:43:32.942
‫دارم سعی می‌کنم.

00:43:35.279 --> 00:43:38.479
‫مه 1995. ‫جشنواره فیلم کن.

00:43:39.908 --> 00:43:42.178
‫اولین دفعه‌ای بود که تو جشنواره فیلم کن ‫حضور داشتم.

00:43:42.202 --> 00:43:45.205
‫و رفتیم اونجا تا اعلام کنیم که قراره تو
‫فیلم بارب وایر بازی کنم.

00:43:46.915 --> 00:43:49.918
‫بارب وایر، تنها نقش واقعی سینمایی‌ای بود
‫که بازی کردم.

00:43:51.045 --> 00:43:53.398
‫اکثر کنفرانس‌های مطبوعاتی اینجا برگزار
‫ می‌شه و منتقدان فیلم‌ها

00:43:53.422 --> 00:43:56.717
‫سؤالاتشون رو در مورد هنر فیلمسازی، ‫اینجا می‌پرسن.

00:43:56.800 --> 00:43:58.927
‫اما در مورد پاملا اینطور نبود.

00:43:59.011 --> 00:44:00.971
‫شما برای باردار شدن تلاش می‌کنین؟

00:44:01.055 --> 00:44:02.681
‫چند تا بچه می‌خواین؟

00:44:03.390 --> 00:44:05.768
‫خب عزیزم، چند تا می‌خوایم؟ دو یا سه تا؟

00:44:06.602 --> 00:44:08.020
‫- دو یا سه تا بچه. ‫- دو تا.

00:44:08.103 --> 00:44:10.481
‫دو تا، آره، اما داریم روش کار می‌کنیم.

00:44:11.940 --> 00:44:15.140
‫تمام فیلم بارب وایر، دیوانه کننده بود.
‫حتی قبل از اینکه فیلم‌برداری رو شروع کنیم.

00:44:15.986 --> 00:44:18.155
‫اما بعد از جشنواره فیلم کن،

00:44:18.238 --> 00:44:21.283
‫همه چیز رو تغییر دادن چون فکر می‌کردن
‫ممکنه کار بزرگی بشه.

00:44:21.367 --> 00:44:24.161
‫بنابراین کارگردان‌ها و خط داستانی رو ‫عوض کردن.

00:44:24.244 --> 00:44:26.705
‫و من حتی نمی‌دونستم که فیلم در مورد چیه.

00:44:26.789 --> 00:44:27.998
‫هیچ نظری ندارم.

00:44:28.082 --> 00:44:29.442
‫- تصویر. ‫- تصویر.

00:44:29.500 --> 00:44:30.834
‫و حرکت.

00:44:31.835 --> 00:44:33.355
‫باید همین الان بکشمت.

00:44:33.921 --> 00:44:36.131
‫به هر حال، من نقش اول بارب وایر بودم.

00:44:36.215 --> 00:44:38.258
‫واقعا سعی می‌کردم خیلی آروم حرف بزنم.

00:44:39.635 --> 00:44:41.887
‫من رو، عزیزم، صدا نکن.

00:44:42.888 --> 00:44:46.183
‫اینطور بودم که خدایا، خیلی وحشتناک ‫به نظر می‌رسه.

00:44:46.892 --> 00:44:49.829
‫تمام مدت در حال فیلم‌برداری بودیم.
‫در طول روز، بی‌واچ رو فیلم‌برداری می‌کردیم،

00:44:49.853 --> 00:44:52.173
‫در طول شب و آخر هفته‌ها، بارب وایر رو
‫فیلم‌برداری می‌کردیم.

00:44:52.648 --> 00:44:53.648
‫چه خبر؟

00:44:54.066 --> 00:44:56.652
‫اما در طول فیلم‌برداری بارب‌وایر،

00:44:56.735 --> 00:44:58.612
‫تامی و من، متوجه شدیم که باردار هستم.

00:45:01.865 --> 00:45:03.951
‫و داشتیم اتاق بچه رو درست می‌کردیم.

00:45:06.203 --> 00:45:07.621
‫خیلی هیجان زده بودیم.

00:45:07.705 --> 00:45:09.498
‫چقدر ناز!

00:45:10.874 --> 00:45:11.954
‫ما قبلاً بچه دار نشده بودیم،

00:45:12.000 --> 00:45:14.920
‫پس باید می‌دیدم که چطور قراره...
‫چطور قراره زندگی من تغییر کنه.

00:45:15.003 --> 00:45:16.880
‫و... ‫و وقتم رو بگیره.

00:45:16.964 --> 00:45:18.924
‫همه اینطوری بودن که، ‫خب، ما می‌دونیم که بارداری،

00:45:18.966 --> 00:45:22.761
‫اما هنوز هم باید، کیک‌بوکسینگ رو انجام بدی،

00:45:22.845 --> 00:45:25.139
‫و هنوز باید 18 ساعت در روز کار کنی.

00:45:25.222 --> 00:45:28.350
‫این کاریه که باید انجام بدی و من هم می‌گم:
‫می‌تونم این کار رو انجام بدم.

00:45:28.976 --> 00:45:30.519
‫و باز سخت مشغول کار هستیم.

00:45:30.602 --> 00:45:33.313
‫فقط احساس خوشبختی می‌کنم.
‫دارم توی حرفه‌ی خودم کار می‌کنم، پس

00:45:33.397 --> 00:45:35.317
‫منظورم اینه که دوست دارم کارهای بیشتری ‫انجام بدم.

00:45:35.691 --> 00:45:37.860
‫در مورد حرفه‌ام خیلی هیجان‌زده‌ام.

00:45:37.943 --> 00:45:39.361
‫و الان بیشتر از قبل می‌خوامش.

00:45:39.945 --> 00:45:42.573
‫می‌خوام بهترین بازیگری که می‌تونم، باشم.

00:45:43.282 --> 00:45:44.450
‫تسلیم نمی‌شم.

00:45:45.159 --> 00:45:47.536
‫واقعا چالش برانگیزه، ‫این، یه نقش واقعیه،

00:45:47.619 --> 00:45:49.621
‫و می‌دونید! واقعاً فقط باید خیلی سخت ‫کار کنید.

00:45:49.705 --> 00:45:51.707
‫و بدن شما، می‌تونه بیشتر از این‌ها رو ‫تحمل کنه.

00:45:51.790 --> 00:45:54.752
‫و سر صحنه، زمانی بود که حالم خیلی خوب نبود.

00:45:55.252 --> 00:45:57.212
‫وارد شد و ظاهر وحشتناکی داشت.

00:45:57.296 --> 00:45:59.757
‫رنگش پریده بود و به شدت می‌لرزید.

00:46:00.424 --> 00:46:03.927
‫در نهایت به بیمارستان رفتم و
‫به ما گفتن که بچه رو از دست دادیم.

00:46:06.054 --> 00:46:09.057
‫یادمه تامی روی تخت بیمارستان، ‫کنار من خوابید.

00:46:10.184 --> 00:46:12.603
‫واقعا داغون شده بودیم

00:46:12.686 --> 00:46:14.855
‫چون واقعاً می‌خواستیم یه خانواده ‫تشکیل بدیم.

00:46:18.734 --> 00:46:21.945
‫وقتی از بیمارستان خارج شدیم،
‫پاپاراتزی‌ها ما رو تعقیب می‌کردن.

00:46:22.029 --> 00:46:24.948
‫و مسلما، ما حال خوبی نداشتیم.

00:46:26.533 --> 00:46:28.911
‫تامی سعی می‌کرد تا از دست پاپاراتزی‌ها ‫فرار کنه.

00:46:28.994 --> 00:46:31.455
‫شروع به عوض کردن بحث‌ها کرد،
‫مثل اینکه، ما به جایی نمی‌رسیم.

00:46:31.538 --> 00:46:33.511
‫با اون صحبت می‌کنم و می‌گم، لطفا، ‫لطفا وایستا.

00:46:33.535 --> 00:46:34.625
‫بعد من می‌گم: لعنت بهش.

00:46:34.708 --> 00:46:36.210
‫و بعد در رو محکم باز می‌کنم و

00:46:36.293 --> 00:46:38.837
‫و در سمت من، به در سمت راننده‌ی اون
‫پاپاراتزی برخورد کرد.

00:46:39.463 --> 00:46:40.506
‫فقط بد و بی‌راه گفتم.

00:46:41.423 --> 00:46:42.758
‫روی ماشین پریدیم،

00:46:42.841 --> 00:46:45.093
‫و تامی، چکمه‌اش رو روی شیشه جلو ‫ماشین می‌گذاره.

00:46:45.177 --> 00:46:46.178
‫دیوانه‌کننده بود.

00:46:46.845 --> 00:46:49.848
‫فقط اینطوری بودیم که، ‫همتون از ما دوری کنید.

00:46:50.808 --> 00:46:53.936
‫بعد از اون، از نظر عاطفی، واقعاً ناراحت
‫بودم و دوباره برگشتم سر کار.

00:46:54.019 --> 00:46:55.899
‫می‌دونین! این... ‫این سخت‌ترین بخش اون بود،

00:46:55.938 --> 00:46:58.738
‫فقط سعی می‌کردم دوباره به فیلم برگردم
‫و دوباره زندگیم عادی بشه.

00:46:58.774 --> 00:47:01.336
‫همون زمانی بود که همه‌ی اون شایعات
‫مطرح شد، تو مواد مخدر مصرف می‌کنی

00:47:01.360 --> 00:47:02.402
‫خب، من سقط داشتم.

00:47:03.821 --> 00:47:07.241
‫- بارب وایر خوب پیش نمی‌رفت. ‫- خوب نبود، درسته.

00:47:07.324 --> 00:47:10.536
‫بنابراین، از بسیاری جهات، ‫اولین شکست شما بود.

00:47:10.619 --> 00:47:13.539
‫اون موفقیتی که همه تصور می‌کردن، نبود.

00:47:14.289 --> 00:47:17.626
‫اما بعد از سقط جنین، واقعاً به بارب وایر
‫ فکر نمی‌کردم.

00:47:19.002 --> 00:47:20.254
‫خیلی افسرده‌ام.

00:47:21.129 --> 00:47:24.132
‫فقط تنها کاری رو که جلوم بود، انجام دادم
‫تا درد رو احساس نکنم.

00:47:24.925 --> 00:47:28.136
‫هیچ وقت نتونستم با غم از دست دادن
‫اولین نوزادم کنار بیام.

00:47:29.012 --> 00:47:30.264
‫داغون شدم.

00:47:33.976 --> 00:47:35.995
‫- به همین خاطر... ‫- این چیه؟

00:47:36.019 --> 00:47:37.938
‫جشن هالووین؟ ‫این، قبل از دیلن بود.

00:47:38.021 --> 00:47:40.023
‫این... ‫این فیلم سی وهفت سالگی تامیه.

00:47:40.107 --> 00:47:41.507
‫- نمی‌خوام... ‫- نه، تو که

00:47:41.900 --> 00:47:44.170
‫- باید روی تنظیمات دیگه‌ای باشه؟ ‫- مطمئنم که همینه.

00:47:44.194 --> 00:47:46.196
‫شماره سه. ‫ایام قدیم، سه بود.

00:47:46.280 --> 00:47:48.424
‫- یه بار برای سه. ‫- ایناهاش.

00:47:48.448 --> 00:47:50.576
‫- بیا پخشش کنیم. ‫- باشه.

00:47:51.827 --> 00:47:53.745
‫دیلن لی و براندون لی. ‫پسرهای پاملا.
‫کریسمس مبارک.

00:47:53.829 --> 00:47:54.872
‫کریسمس مبارک.

00:47:54.955 --> 00:47:57.207
‫ما تو جایی به نام هتل مينزبورو ‫اقامت داریم،

00:47:57.291 --> 00:47:58.792
‫و خیلی خفنه.

00:47:59.376 --> 00:48:00.544
‫اتوبوس دوطبقه!

00:48:03.297 --> 00:48:05.173
‫بارها این حرکت رو فیلم گرفتم.

00:48:06.091 --> 00:48:07.634
‫فقط انجامش دادم دیگه، یعنی

00:48:07.718 --> 00:48:10.429
‫همه چیز رو در مورد آبجو یاد می‌گیریم،
‫و این، همون چیزیه که می‌دونم.

00:48:10.512 --> 00:48:12.764
‫-خب، خوبه. ‫- آب!

00:48:17.227 --> 00:48:19.813
‫از بارداریم هم فیلم بگیر. ‫از شکمم فیلمبرداری نکردی.

00:48:19.897 --> 00:48:22.107
‫کردم، عزیزم.

00:48:22.190 --> 00:48:23.609
‫دوباره باردار شدم.

00:48:24.985 --> 00:48:26.028
‫خیلی خوشحال شدم.

00:48:29.740 --> 00:48:32.701
‫به نظر می‌رسه که همسرم داره روز‌های
‫فوق العاده‌ای رو می‌گذرونه.

00:48:32.784 --> 00:48:35.245
‫امروز روز خوبی نیست. ‫حالم خوب نیست.

00:48:35.329 --> 00:48:37.789
‫روزهای دیگه‌‌، احساس خیلی خوبی داشتم.

00:48:37.873 --> 00:48:40.250
‫اون روزها، از پاملا فیلم‌برداری نشده.

00:48:42.002 --> 00:48:44.546
‫اگه مامانی چاییش رو نگیره،
‫حتما سر من داد و بیداد می‌کنه.

00:48:46.006 --> 00:48:48.008
‫خب، داری مشروب می‌خوری،
‫پس واقعا الان عصبانی هستم.

00:48:50.969 --> 00:48:52.971
‫اون رو بوسیدم و نمی‌دونستم ‫چه اتفاقی افتاده.

00:48:53.055 --> 00:48:54.222
‫من رو ببوس. ‫من رو ببوس.

00:48:54.306 --> 00:48:55.349
‫تامی.

00:48:55.432 --> 00:48:58.393
‫اون، عشق، سکس، راک اند رول،

00:48:58.477 --> 00:48:59.311
‫شیرین،

00:48:59.394 --> 00:49:01.939
‫با استعداد، عاشق،

00:49:02.022 --> 00:49:03.106
‫و بد مسته.

00:49:04.107 --> 00:49:05.192
‫تاج گذاری کردم.

00:49:05.275 --> 00:49:07.194
‫ما بی پروا و امیدوار هستیم،

00:49:07.277 --> 00:49:10.572
‫و احتمالا فقط یه راه منحصر به فرد زندگی هست
‫که برای ما مناسبه.

00:49:12.282 --> 00:49:14.159
‫ماهی و چیپس با سرکه.

00:49:15.202 --> 00:49:18.038
‫- با اینها چیکار کنم؟ ‫- اونها رو روی سینه‌هات بذار.

00:49:20.707 --> 00:49:21.792
‫وای عزیزم!

00:49:21.875 --> 00:49:23.752
‫تقریباً اندازه‌ی نوک سینه‌های منه.

00:49:25.170 --> 00:49:26.380
‫دوستت دارم.

00:49:26.463 --> 00:49:27.463
‫دوستت دارم.

00:49:28.090 --> 00:49:29.090
‫چقدر؟

00:49:32.803 --> 00:49:33.803
‫باشه.

00:49:34.721 --> 00:49:35.597
‫خداحافظ.

00:49:35.681 --> 00:49:36.681
‫محو کننده رو فشار بده.

00:49:38.392 --> 00:49:39.309
‫حالا

00:49:39.393 --> 00:49:40.519
‫حالا انگشت شستت رو فشار بده.

00:49:47.526 --> 00:49:49.111
‫عزیزم! ببین با من چیکار کردی.

00:49:50.237 --> 00:49:52.489
‫مارس 1996.

00:49:53.490 --> 00:49:55.158
‫در شگفتم که زندگی ما چطور می‌شه.

00:49:55.784 --> 00:49:58.203
‫نمی‌تونم صبر کنم تا با بچه‌ی کوچولوم ‫بازی کنم.

00:49:58.286 --> 00:49:59.788
‫بابا داره آبجو می‌خوره.

00:49:59.871 --> 00:50:01.683
‫بابا داره آبجو می‌خوره.

00:50:01.707 --> 00:50:04.418
‫آره، چون بابایی در حال حاضر، بدجور ‫آتیش گرفته.

00:50:05.085 --> 00:50:06.294
‫این من هستم!

00:50:06.837 --> 00:50:09.715
‫براندون اونجاست. ‫می‌تونم نافم رو همونجا ببینم.

00:50:10.215 --> 00:50:12.175
‫احساس می‌کنم براندون داره حرکت می‌کنه.

00:50:12.259 --> 00:50:13.259
‫وحشیه.

00:50:13.635 --> 00:50:17.139
‫من یه آدم کوچیک توی بدنم دارم، ‫که به من وابسته‌ست.

00:50:17.848 --> 00:50:19.349
‫خیلی دوستش دارم.

00:50:20.017 --> 00:50:22.394
‫من بهترین مادر دنیا می‌شم.

00:50:22.477 --> 00:50:24.730
‫همه‌ی پاپاراتزی‌ها اونجا هستن.

00:50:25.814 --> 00:50:26.814
‫همشون عوضی هستن.

00:50:29.401 --> 00:50:32.070
‫برو از پاپاراتزی‌ها فیلم بگیر،
‫دور تا دور خونه‌ی ما بودن.

00:50:32.154 --> 00:50:35.157
‫حتی از درخت‌ها هم آویزون شده بودن.
‫اونها منتظر به دنیا اومدن بچه هستن.

00:50:35.240 --> 00:50:36.158
‫دیوانه کننده‌ست.

00:50:36.241 --> 00:50:37.325
‫آره، افتضاح بود.

00:50:38.201 --> 00:50:40.620
‫یه نفر قراره تو این چند روز، بابا بشه.

00:50:42.789 --> 00:50:44.499
‫امشب براندون به دنیا میاد.

00:50:45.208 --> 00:50:46.126
‫اول ژوئن.

00:50:46.209 --> 00:50:47.836
‫از هیجان دارم درد می‌کشم.

00:50:47.919 --> 00:50:49.379
‫داره میاد، عزیزم؟

00:50:49.463 --> 00:50:50.630
‫نمی‌دونم.

00:50:50.714 --> 00:50:54.760
‫وحشی‌ترین تجربه زندگیم، قراره توی خونه‌ی
‫خودمون رخ بده،

00:50:54.843 --> 00:50:56.094
‫توی اتاق خوابمون.

00:50:56.178 --> 00:51:00.015
‫تولد فرزند زیبای ما، براندون توماس لی.

00:51:05.645 --> 00:51:06.897
‫سلام مامانی!

00:51:06.980 --> 00:51:08.106
‫سلام عزیزم!

00:51:08.190 --> 00:51:09.941
‫تبریک می‌گم.

00:51:10.025 --> 00:51:11.818
‫عزیزم! ما درستش کردیم.

00:51:12.903 --> 00:51:15.280
‫با هفده ساعت درد طبیعی.

00:51:16.656 --> 00:51:17.699
‫سلام براندون.

00:51:18.283 --> 00:51:19.927
‫حالا سلام.

00:51:19.951 --> 00:51:22.412
‫ما، بابا و مامانت هستیم.

00:51:23.038 --> 00:51:25.141
‫ببین! داره با بابایی بازی می‌کنه.

00:51:25.165 --> 00:51:26.500
‫عزیزم! بابا شدی.

00:51:27.918 --> 00:51:29.377
‫حالا یه زندگی کاملاً جدید داریم.

00:51:31.588 --> 00:51:33.882
‫اون ساعت 3:05 به دنیا اومد.

00:51:33.965 --> 00:51:35.467
‫فکر کنم 3:02 بود.

00:51:37.177 --> 00:51:39.846
‫تنها چیزی که می‌دونم، اینه که ‫خیلی دیر وقت بود.

00:51:41.973 --> 00:51:44.559
‫واقعاً خوشحال ترین زمان توی زندگی من بود.

00:51:45.310 --> 00:51:48.939
‫اما متوجه نشده بودیم که همه چیز در شرف ‫تغییره.

00:51:49.022 --> 00:51:50.816
‫باشه بچه‌ها، خداحافظ.

00:51:50.899 --> 00:51:51.942
‫خداحافظ.

00:51:55.362 --> 00:51:57.322
‫کم کم داره انجام می‌شه.

00:51:57.405 --> 00:51:58.740
‫برکه کوی.

00:52:01.993 --> 00:52:04.162
‫تو خونه، ساخت و ساز داشتیم.

00:52:06.206 --> 00:52:09.709
‫و تو گاراژ، یه گاوصندوق به اندازه یه یخچال ‫داشتیم.

00:52:09.793 --> 00:52:11.920
‫گاوصندوق اسلحه بود. ‫پشت یه دیوار فرش‌شده، بود.

00:52:12.712 --> 00:52:16.216
‫و تامی، تمام اسلحه‌هاش رو اونجا نگه‌داشت.
‫من هم بیکینی‌هایی که موقع ازداج داشتم و

00:52:16.299 --> 00:52:19.427
‫و همه‌ی چوب پنبه‌های بطری شامپاین قدیمی
‫رو اونجا نگه می‌داشتم.

00:52:19.511 --> 00:52:20.637
‫چیزای بی‌خودی.

00:52:22.389 --> 00:52:23.932
‫فوق العاده‌ای.

00:52:24.015 --> 00:52:25.892
‫یه روز، همه توی خونه بودیم و

00:52:25.976 --> 00:52:28.353
‫تامی رفت تا چیزی رو از گاوصندوق ‫بیرون بیاره.

00:52:28.436 --> 00:52:31.565
‫و بعد اومد بالا و گفت: خب، این یه شوخیه، ‫درسته؟

00:52:31.648 --> 00:52:33.400
‫کار کیه...؟ ‫گاوصندوق رو کجا گذاشتین؟

00:52:33.483 --> 00:52:36.111
‫و به دستیار من، که اون زمان جان رابرتز
‫بود، نگاه می‌کرد.

00:52:36.194 --> 00:52:39.364
‫و جان، اینجوری بود که چی هستی؟
‫دیوونه؟ هیچ نظری ندارم.

00:52:39.447 --> 00:52:41.199
‫پس رفتیم پایین و دیدم که واقعا نیست.

00:52:44.578 --> 00:52:46.458
‫نمی‌دونستم چیکار کنم. ‫با 911 تماس گرفتم.

00:52:47.789 --> 00:52:49.875
‫به پلیس گزارش دادیم.

00:52:50.542 --> 00:52:52.419
‫اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:52:53.420 --> 00:52:54.796
‫نمی‌دونستیم چه زمانی دزدیده شده،

00:52:54.880 --> 00:52:58.049
‫چون برای مدت کوتاهی، توی خونه،
‫در حال ساخت و ساز بودیم.

00:52:58.133 --> 00:53:00.719
‫احتمالا توی یه دوره زمانی شش ماهه، ‫دزدیده شده.

00:53:00.802 --> 00:53:03.889
‫بنابراین، مطمئن بودیم که اون گم نشده.

00:53:04.514 --> 00:53:06.516
‫ما نمی‌دونستیم که اشیای توی اون،

00:53:06.600 --> 00:53:08.894
‫چیزیه که می‌تونه به ما صدمه بزنه یا نه.

00:53:11.521 --> 00:53:12.939
‫عزیزم دارم از تو فیلم می‌گیرم.

00:53:15.317 --> 00:53:18.445
‫اما بعد، یه روز، با پست، چیزی ‫به دستمون رسید.

00:53:18.528 --> 00:53:20.030
‫توی یه کاغذ قهوه‌ای پیچیده شده بود.

00:53:21.198 --> 00:53:22.365
‫تامی، اون رو باز کرد.

00:53:23.950 --> 00:53:25.243
‫یه نوار سیستم ویدئوی خانگی بود.

00:53:26.411 --> 00:53:29.539
‫تامی به من گفت که برم طبقه‌ی بالا،
‫تا خودش نوار رو تماشا کنه.

00:53:30.290 --> 00:53:32.167
‫پس من ندیدمش. ‫هیچ‌وقت تماشاش نکردم.

00:53:33.043 --> 00:53:36.588
‫بعد اومد بالا و گفت: ‫این می‌تونه نگران کننده باشه.

00:53:37.464 --> 00:53:40.342
‫یه نوار سیستم ویدئوی خانگی، در مورد
‫رابطه جنسی ما بود.

00:53:44.638 --> 00:53:45.847
‫خدای من!

00:53:46.681 --> 00:53:48.600
‫متوجه شدیم که اونها، ویدیوهای ‫خونه‌ی ما رو دارن.

00:53:49.184 --> 00:53:50.810
‫لحظه‌ی مزخرفی بود.

00:53:52.687 --> 00:53:54.731
‫فیلم‌های زمانی بود که ‫تازه ازدواج کرده بودیم.

00:53:54.814 --> 00:53:56.107
‫دوستت دارم تامی.

00:53:56.191 --> 00:53:57.609
‫دوستت دارم!

00:53:57.692 --> 00:54:01.321
‫تمام مدت برهنه بودیم و تو تعطیلات
‫از همدیگه فیلم می‌گرفتیم.

00:54:01.821 --> 00:54:03.698
‫فقط ما دو نفر بودیم که مسخره بازی ‫درمی‌آوردیم.

00:54:03.782 --> 00:54:06.117
‫می‌دونین! با آلت تناسلیش بوق می‌زنه.

00:54:06.201 --> 00:54:07.327
‫مرد با استعدادیه.

00:54:08.536 --> 00:54:11.957
‫کاری که اونها کردن، این بود که تمام
‫قسمت‌هایی که برهنه بودیم رو

00:54:12.040 --> 00:54:14.200
‫از نوارهای مختلف پیدا کردن و او‌نها رو به
‫هم متصل کردن.

00:54:14.501 --> 00:54:15.418
‫بابا کجاست؟

00:54:15.502 --> 00:54:17.712
‫اما نمی‌دونستیم که چه کسی نوار رو فرستاده.

00:54:18.296 --> 00:54:19.923
‫ما اومدیم. دارم فیلم می‌گیرم.

00:54:21.466 --> 00:54:23.843
‫اگه کسی این فیلم رو تماشا می‌کنه، ‫برو به جهنم.

00:54:24.636 --> 00:54:27.389
‫اگه کسی این نوار رو بدزده، ‫برین به جهنم.

00:54:27.472 --> 00:54:30.850
‫پس خاموشش کن و اون رو به صاحب
‫اصلیش برگردون.

00:54:32.602 --> 00:54:34.521
‫براندون!

00:54:34.604 --> 00:54:35.855
‫کمی بعد از اون

00:54:35.939 --> 00:54:36.939
‫سلام.

00:54:37.899 --> 00:54:40.819
‫نامه‌ای از باب گوچونی از پنت‌هاوس به ‫دست ما رسید.

00:54:42.696 --> 00:54:44.489
‫به ما پیشنهاد خریدش رو داد.

00:54:44.572 --> 00:54:48.243
‫گفت: پنج میلیون به صورت نقد در ازای حقوق
‫این نوار، به شما می‌دم.

00:54:49.452 --> 00:54:51.496
‫گفتیم: لعنت بهت. نوارهامون رو به ما پس بده.

00:54:51.997 --> 00:54:54.457
‫قرار نبود این نوارها برای کسی غیر از ‫ما باشه.

00:54:56.751 --> 00:54:57.836
‫واقعاً هیچ سرنخی نداشتیم.

00:54:57.919 --> 00:55:00.672
‫فکر کردیم که اگه نوارها رو پس بگیریم، ‫تموم می‌شه.

00:55:01.923 --> 00:55:03.583
‫ما هیچ راهی برای کنار اومدن با این ‫موضوع نداشتیم،

00:55:03.607 --> 00:55:05.647
‫چون هیچ کس دیگه‌ای، همچین چیزی رو
‫پشت سر نذاشته بود.

00:55:06.094 --> 00:55:09.306
‫می‌دونید! پس واقعاً دفترچه راهنمایی ‫در مورد اینکه

00:55:09.806 --> 00:55:12.851
‫چطور می‌شه همه چیز رو پس گرفت،
‫یا کاری کرد که نابود بشه، نبود.

00:55:16.604 --> 00:55:19.524
‫چند هفته بعد، تامی اخبار رو تماشا کرد
‫و یهو اومد و گفت:

00:55:20.025 --> 00:55:22.736
‫خب، ممکنه برای تو ناراحت‌کننده باشه

00:55:23.403 --> 00:55:27.532
‫گفت یه دختری توی فروشگاه خرده فروشی
‫هست که هویتت رو جعل کرده،

00:55:27.615 --> 00:55:31.161
‫بعضی از ستاره‌های پورن، کپی‌های امضا شده
‫نوار پم و تامی رو پخش می‌کنن.

00:55:31.995 --> 00:55:34.581
‫همه‌جا، توی روزنامه ها و مجله‌ها ‫دیده می‌شه.

00:55:34.664 --> 00:55:35.915
‫نوار، پخش شده.

00:55:42.088 --> 00:55:43.089
‫چه تعرضی

00:55:44.049 --> 00:55:45.967
‫عصبانی و آسیب‌دیده و ناراحت هستیم.

00:55:46.843 --> 00:55:48.362
‫احساس می‌کنیم مورد تجاوز قرار گرفته‌ایم.

00:55:48.386 --> 00:55:53.892
‫دیوانه‌هایی هم تصمیم گرفتن اون رو به تولید
‫انبوه برسونن و در سراسر جهان پخش کنن.

00:55:54.601 --> 00:55:59.022
‫از سوء استفاده از زندگی افراد مشهور
‫یا غیرمشهور پشیمان هستین؟

00:55:59.105 --> 00:56:02.942
‫نه نه. یعنی من... احساس نمی‌کنم که...
‫کار منفی‌ای انجام داده باشیم.

00:56:03.026 --> 00:56:05.487
‫پاملا، می‌شه وایستی؟ ‫می‌شه وایستی؟

00:56:06.905 --> 00:56:08.505
‫پاملا، لطفا یه کلمه

00:56:08.531 --> 00:56:11.409
‫بعد از پخش شدن اون نوار دزدیده شده،
‫استرس زیادی داشتیم.

00:56:11.493 --> 00:56:13.536
‫همه جا پاپاراتزی‌ها بودن.

00:56:16.790 --> 00:56:19.501
‫بعد از تولد براندون، اولین شبی بود که ‫بیرون رفتیم.

00:56:20.001 --> 00:56:21.378
‫و به باشگاه شبانه رفتیم.

00:56:21.878 --> 00:56:23.546
‫پدر و مادرم مراقب براندون بودن.

00:56:24.089 --> 00:56:27.092
‫داشتیم می‌رفتیم و دوربین، درست روبروی
‫صورتم بود.

00:56:28.593 --> 00:56:30.136
‫- هی! ‫- گمشو!

00:56:30.220 --> 00:56:31.220
‫هی، تامی!

00:56:32.055 --> 00:56:33.390
‫لعنت بهت.

00:56:33.473 --> 00:56:34.391
‫تامی، سوار شو.

00:56:34.474 --> 00:56:36.601
‫بهمون اسپری فلفل زدن.

00:56:36.684 --> 00:56:38.978
‫چطور جرات کردی اسپری فلفل بزنی توی ‫صورتم!

00:56:39.062 --> 00:56:40.397
‫ما چیزی اسپری نکردیم.

00:56:40.480 --> 00:56:41.564
‫معتاد بدبخت.

00:56:41.648 --> 00:56:42.792
‫چطور جرات کردی همچین کاری بکنی!

00:56:42.816 --> 00:56:45.402
‫این وقت صبح، بچه‌‌ات کجاست؟

00:56:45.485 --> 00:56:47.838
‫- پیش مادرم! پیش مادرم! ‫- بچه‌ات کجاست؟

00:56:47.862 --> 00:56:49.364
‫بچه‌ات کجاست؟

00:56:49.447 --> 00:56:52.075
‫پیش مادرم! ‫می‌کشمت.

00:56:52.158 --> 00:56:53.701
‫عوضی!

00:56:54.994 --> 00:56:57.664
‫لیاقتت همینه، تامی. ‫آشغال!

00:57:02.460 --> 00:57:05.064
‫فکر کنم هیچ کدوم از ما نمی‌دونستیم که
‫چطور باید این وضعیت رو کنترل کنیم.

00:57:05.088 --> 00:57:07.568
‫منظورم اینه که کی می‌دونه چطور می‌شه
‫همچین وضعیتی رو کنترل کرد؟

00:57:08.007 --> 00:57:10.885
‫اما باید یه چاره‌ای پیدا می‌کردیم.
‫باید یه کاری می‌کردیم.

00:57:10.969 --> 00:57:13.596
‫حداقل باید... حداقل باید تلاشمون رو
‫می‌کردیم تا مقابله کنیم.

00:57:13.680 --> 00:57:15.682
‫چون از خونه ما دزدی شده بود.

00:57:15.765 --> 00:57:19.185
‫و امکان نداره که مردم بتونن به راحتی از
‫خونه‌ات دزدی کنن و

00:57:19.269 --> 00:57:22.230
‫و سپس اون رو جلوی چشم تمام دنیا بفروشن.

00:57:23.606 --> 00:57:24.606
‫بیا نزدیکتر.

00:57:25.525 --> 00:57:28.194
‫یه نوار از تامی لی و من، دزدیده شده.

00:57:28.278 --> 00:57:30.748
‫یه گروه مستقل، به طور غیرقانونی و
‫بدون رضایت من یا تامی،

00:57:30.772 --> 00:57:33.241
‫ داره اون نوار رو به سرتاسر جهان می‌فروشه.

00:57:33.324 --> 00:57:35.719
‫و ما یه ریال هم دریافت نکردیم یا
‫توافق نامه ای رو امضا نکردیم که

00:57:35.743 --> 00:57:37.463
‫به اونها اجازه‌ی تجاری سازی این نوار ‫رو بده.

00:57:37.996 --> 00:57:41.082
‫از جهاتی، ادوارد ماسری، وکیل ‫ارین بروکوویچ بود،

00:57:41.166 --> 00:57:43.543
‫با ما تماس گرفت و گفت که
‫این کار رو به عهده می‌گیره.

00:57:44.169 --> 00:57:45.253
‫ گفتیم: حتما.

00:57:45.336 --> 00:57:48.923
‫پم و تامی قطعا در مورد نوار پم و تامی، ‫قربانی بودن.

00:57:49.007 --> 00:57:50.467
‫در این مورد بحثی نیست.

00:57:50.550 --> 00:57:52.677
‫اون نوار، سرتاسر جهان پخش شده بود.

00:57:52.760 --> 00:57:54.304
‫و همه از اون، پول در می‌آوردن.

00:57:54.387 --> 00:57:57.765
‫این مقطع زمانی از زندگی من، ‫کاملا وحشتناکه.

00:57:57.849 --> 00:58:00.518
‫واقعا احساس می‌کنم که می‌خوام...
‫ما... اونها رو بگیریم.

00:58:00.602 --> 00:58:03.229
‫و اونها باید بهای این کار رو بپردازن،
‫چون این کار غیرقانونیه.

00:58:03.313 --> 00:58:05.106
‫می‌خوام کاملاً شفاف سازی کنم که

00:58:05.190 --> 00:58:08.693
‫پم و تامی، پنج میلیون دلار پول نقد رو ‫رد کردن.

00:58:08.776 --> 00:58:10.496
‫اونها نمی‌خواستن که نوارهاشون رو منتشر کنن.

00:58:11.321 --> 00:58:12.841
‫مبارزه‌ی من، تنها برای من نیست،

00:58:12.906 --> 00:58:15.492
‫بلکه برای همه‌ی افراد مشهوریه که به حریم
‫خصوصی اونها تجاوز شده.

00:58:15.575 --> 00:58:18.578
‫من به مبارزه ادامه می‌دم.
‫نه تنها برای خودم و فرزندانم،

00:58:19.078 --> 00:58:22.165
‫بلکه برای وضع قوانینی که، کاری که
‫با من می‌کنن، جرم محسوب بشه.

00:58:23.416 --> 00:58:25.793
‫پرونده‌ی بزرگی بود،
‫پرونده‌ی حق حفظ حریم خصوصی.

00:58:25.877 --> 00:58:28.213
‫پس قضیه مهمی برای یه رویه قضایی بود.

00:58:34.052 --> 00:58:37.180
‫وقتی استشهاد گیری شروع شد، ‫دوباره حامله بودم.

00:58:38.598 --> 00:58:41.851
‫عصبی بودم که این چیزها می‌تونه روی
‫سلامت بچه‌مون تاثیر بگذاره.

00:58:43.394 --> 00:58:46.481
‫نمی‌دونستم که قراره کاملاً تحقیر شم.

00:58:48.107 --> 00:58:49.651
‫و یادمه که وقتی وارد اتاق شدم

00:58:49.734 --> 00:58:52.570
‫کلی آدم اونجا بودن که عکس‌های
‫برهنه‌ی من رو داشتن.

00:58:53.988 --> 00:58:55.406
‫وکلا می‌گفتن،

00:58:55.490 --> 00:58:57.575
‫شما عضو پلی‌بوی هستی،
‫پس حق حریم خصوصی نداری.

00:58:58.535 --> 00:59:01.454
‫و این، یکم تکان دهنده بود، اما

00:59:07.168 --> 00:59:09.337
‫اونها در مورد زندگی جنسی من می‌پرسن.

00:59:10.380 --> 00:59:11.673
‫و من به این فکر می‌کردم که

00:59:11.756 --> 00:59:14.259
‫چطور دارم در مورد تمایلات جنسیم، ‫اولویت‌هام و

00:59:14.342 --> 00:59:16.469
‫اعضای بدنم، زیر سوال می‌رم؟

00:59:16.553 --> 00:59:19.138
‫چطور می‌تونم عشق بورزم، وقتی که
‫عشقم دزدیده شده.

00:59:20.390 --> 00:59:23.476
‫این حس به من دست داد که ‫خیلی زن وحشتناکی هستم.

00:59:23.560 --> 00:59:25.061
‫فقط یه تکه گوشت هستم که

00:59:25.144 --> 00:59:28.481
‫نباید برای من اهمیتی داشته باشه چون
‫اساساً یه فاحشه هستم.

00:59:29.816 --> 00:59:31.985
‫می‌دونین! آنها حس همدلی زیادی نسبت به ‫من نداشتن.

00:59:32.068 --> 00:59:35.113
‫همه می‌گفتن: خب، اون عضو پلی‌بویه،
‫برهنه شدن تو جمع رو دوست داره.

00:59:37.782 --> 00:59:40.118
‫اول از همه، توی مجله بودن، انتخاب خودم بود.

00:59:40.743 --> 00:59:42.287
‫پلی‌بوی برای من، مثل وکیل بود.

00:59:43.913 --> 00:59:46.416
‫اما در این مورد، احساس تجاوز جنسی داشتم.

00:59:48.459 --> 00:59:51.379
‫در مورد چیز سنگینی از دوران کودکی ‫من نیست.

00:59:51.462 --> 00:59:55.133
‫اما وقتی مورد حمله این مردم قرار
‫گرفتم، فکر می‌کردم همه می‌دونن.

00:59:56.342 --> 00:59:58.886
‫وقتی نوار به سرقت رفت، ‫همچین حسی داشت.

01:00:00.388 --> 01:00:02.640
‫و استشهادات واقعا وحشیانه بود.

01:00:03.975 --> 01:00:07.395
‫یادمه که به اونها نگاه می‌کردم و
‫فکر می‌کردم که چرا انقدر از من متنفرن؟

01:00:07.478 --> 01:00:10.231
‫چرا این مردهای بالغ انقدر از من متنفرن؟

01:00:12.066 --> 01:00:13.985
‫نمی‌دونم چند روز اذیت شدم،

01:00:14.068 --> 01:00:16.529
‫اما اونها مدام از من می‌خواستن که ‫دوباره برگردم.

01:00:17.614 --> 01:00:19.073
‫فقط به تامی گفتم:

01:00:19.157 --> 01:00:21.367
‫نمی‌تونم تحمل کنم، دیگه طاقت ندارم.

01:00:23.244 --> 01:00:25.705
‫و احتمالا، نمی‌تونیم بخاطرش سالها بجنگیم.

01:00:26.247 --> 01:00:28.374
‫بعضی‌ها رو می‌شناسم تا آخر عمرشون می‌جنگن.

01:00:28.458 --> 01:00:29.667
‫اما من حامله‌ام.

01:00:29.751 --> 01:00:31.711
‫نمی‌خوام روی بچه‌ام تأثیر منفی بگذاره.

01:00:31.794 --> 01:00:33.880
‫من و تامی، یه بچه‌مون رو از دست دادیم.

01:00:33.963 --> 01:00:36.090
‫می‌ترسیدیم که دوباره همچین اتفاق بیوفته.

01:00:36.174 --> 01:00:39.969
‫نمی‌خوایم زندگی دیلن به خطر بیوفته.

01:00:40.053 --> 01:00:41.888
‫چون من رو نابود می‌کنه.

01:00:43.973 --> 01:00:45.808
‫من رو کاملا ویران می‌کنه.

01:00:47.560 --> 01:00:50.730
‫پس فقط چشم‌هام رو بستم و اوراق رو ‫امضا کردم.

01:00:57.695 --> 01:01:01.240
‫لیز از شکایتش علیه گروه مستقل سایبری
‫سکس صرف نظر کرد.

01:01:01.866 --> 01:01:04.744
‫این گروه، حالا در حال پخش ویدیویی است که
‫به سرعت در حال گسترشه،

01:01:04.827 --> 01:01:08.039
‫و در حال حاضر، تو بسیاری از وب سایت‌های
‫جهانی موجوده.

01:01:08.122 --> 01:01:10.225
‫خب، این شروع کار اینترنت بود.

01:01:10.249 --> 01:01:12.710
‫اصلا همچین چیزهایی به ذهنمون خطور نمی‌کرد.

01:01:12.794 --> 01:01:15.630
‫اصلا فکر نمی‌کردیم که قراره تو کل دنیا ‫پخش بشه.

01:01:15.713 --> 01:01:17.298
‫می‌دونید! اون هم فقط توی یه لحظه.

01:01:21.135 --> 01:01:25.223
‫این، واقعا اولین ویدئوی همه‌بین بود.

01:01:25.306 --> 01:01:27.266
‫شما فقط می‌تونید کلی دی وی دی بفروشید،

01:01:27.350 --> 01:01:30.478
‫اما وقتی اون رو توی اینترنت بذاری،
‫دیگه هیچ محدودیتی وجود نداره.

01:01:30.561 --> 01:01:32.161
‫واقعا؟ دنیا می‌خواد همچین چیزی رو ببینه؟

01:01:34.607 --> 01:01:36.847
‫مردم از سراسر جهان به اینترنت وصل شدن تا

01:01:36.901 --> 01:01:38.903
‫نوار جنسی اندرسون/لی رو تماشا کنن.

01:01:38.986 --> 01:01:41.531
‫حتی چندین وب‌سایت هم، مورد حملات سایبری
‫قرار گرفتن.

01:01:41.614 --> 01:01:44.635
‫- همچین لحظاتی... ‫- اینترنت محبوب شده.

01:01:44.659 --> 01:01:46.387
‫میلیون‌ها غریبه در حال تماشای

01:01:46.411 --> 01:01:48.451
‫زندگی خصوصی دیگران هستند که
‫حالا یک رکورد عمومی است.

01:01:52.709 --> 01:01:54.669
‫ما هیچوقت پولی دریافت نکردیم.

01:01:55.586 --> 01:01:57.439
‫و وقتی که مردم می‌گن که ما بی‌خیال شدیم، ‫متنفرم.

01:01:57.463 --> 01:02:00.234
‫ما هیچوقت به هیچ‌چیز راضی نشدیم،
‫و فقط به همه گفتیم که گورشون رو گم کنن.

01:02:00.258 --> 01:02:02.820
‫واقعا تاسف‌باره اگه کسی اونها رو تماشا کنه،

01:02:02.844 --> 01:02:05.346
‫اگه کسی اونها رو بخره یا اونها رو بفروشه.

01:02:07.473 --> 01:02:09.073
‫نمی‌شه برای همچین درد و رنجی،

01:02:09.100 --> 01:02:11.728
‫قیمتی بگذاری.

01:02:12.228 --> 01:02:15.106
‫خب، این موضوع به شدت محبوب شد،
‫همه ما رو مسخره می‌کنن و

01:02:15.189 --> 01:02:17.525
‫مسخره؟ چی؟ در مورد چی صحبت می‌کنی؟

01:02:18.651 --> 01:02:19.861
‫شگفت زده شدم.

01:02:19.944 --> 01:02:21.946
‫پاملا لی... ‫پاملا لی و تامی لی.

01:02:22.029 --> 01:02:23.749
‫پاملا لی و تامی... ‫پاملا و تامی

01:02:23.823 --> 01:02:25.116
‫پاملا و تامی لی

01:02:25.199 --> 01:02:28.911
‫من سر خط تمام شوخی‌های توی برنامه‌های
‫گفتگو محور شده بودم.

01:02:29.662 --> 01:02:30.913
‫واقعا تحقیر آمیز بود.

01:02:30.997 --> 01:02:32.165
‫خنده دار نیست.

01:02:32.248 --> 01:02:34.375
‫خنده دار نیست. برای ما ویران‌کننده بود.

01:02:34.459 --> 01:02:35.501
‫خب... ‫ببین

01:02:35.585 --> 01:02:36.836
‫- واقعا؟ ‫- واقعا.

01:02:36.919 --> 01:02:39.005
‫اگر یجوایی عاشقت بشن، جای تعجبی نیست.

01:02:40.173 --> 01:02:43.593
‫یه نوار جنسی دستته و همیشه همچین تصویری
‫توی ذهنت می‌مونه.

01:02:44.218 --> 01:02:45.858
‫- من هم اون ویدئو رو دارم. ‫- واقعا؟

01:02:45.887 --> 01:02:47.847
‫باید یه عکس واضح بگیرم.

01:02:47.930 --> 01:02:48.806
‫روی دی‌وی‌دیه؟

01:02:48.890 --> 01:02:50.075
‫- روی دی وی دیه؟ ‫- آره.

01:02:50.099 --> 01:02:51.434
‫رقت انگیزه.

01:02:52.018 --> 01:02:55.772
‫بعد از اون، فقط حس یه تصویر کارتونی ‫رو داشت.

01:02:56.898 --> 01:02:58.775
‫و شما تبدیل به یه کاریکاتور می‌شی.

01:03:01.527 --> 01:03:06.908
‫فکر کنم هر تصویری که داشتم، بدتر شده بود.

01:03:06.991 --> 01:03:09.160
‫معروف‌ترین نماد جنسی جهان.

01:03:09.243 --> 01:03:10.578
‫می‌دونین قسمت مورد علاقه‌ی کجاست؟

01:03:10.661 --> 01:03:13.766
‫- اون زیباترین واژن رو نداره؟ ‫- واژن

01:03:13.790 --> 01:03:16.375
‫تصویری که با خوشحالی توی تلویزیون،
‫از اون استفاده می‌کنن

01:03:18.836 --> 01:03:20.922
‫اما اتفاقی که برای من افتاد با اون ‫متفاوت بود.

01:03:22.048 --> 01:03:23.758
‫تامی یه ستاره‌ی راکه.

01:03:24.842 --> 01:03:27.720
‫این چیزها، ذهنیت دیوانگی و این جور چیزها
‫رو براش تقویت می‌کنه.

01:03:29.388 --> 01:03:32.058
‫اما من توی اون مرحله، می‌دونستم که
‫حرفه‌ام نابود شده.

01:03:33.392 --> 01:03:36.479
‫- من همیشه عاشق افسانه‌ها بودم.
‫- می‌خوای یه بازیگر واقعی بشی؟

01:03:36.562 --> 01:03:38.482
‫- یه بازیگر واقعی هستم. ‫- منظورم اینه که

01:03:40.107 --> 01:03:42.693
‫فکر می‌کردم شاید بتونم شغل جدی‌تری ‫داشته باشم.

01:03:42.777 --> 01:03:46.197
‫اما باید از چیزهایی که برام باقی مونده،
‫توی حرفه‌ام استفاده کنم.

01:03:48.991 --> 01:03:51.118
‫بعد از اون، همه چیز تغییر کرد.

01:03:57.500 --> 01:03:58.793
‫آره. خیلی احساس خوبی ندارم.

01:03:58.876 --> 01:04:02.129
‫و می‌خوام اون رو به بهترین نحو بیان کنم
‫چون من... یعنی خیلی سخته.

01:04:02.213 --> 01:04:04.674
‫گاهی تعجب می‌کنی که چرا دوباره
‫در موردش صحبت می‌کنی، اما

01:04:04.757 --> 01:04:07.009
‫می‌دونید! این، بخشی از کاریه که ‫ما انجام می‌دیم و

01:04:08.469 --> 01:04:11.472
‫خوبه که حداقل یکی، دو بار به قول خودتان،
‫یادآوری کنین.

01:04:11.556 --> 01:04:12.807
‫به قول خودم.

01:04:33.661 --> 01:04:35.663
‫در مورد گذشته، فکر می‌کنم.

01:04:38.374 --> 01:04:40.269
‫پس... منظورم اینه که حالا که در موردش
‫صحبت می‌کنیم

01:04:40.293 --> 01:04:42.653
‫می‌تونم چیزهایی رو به خاطر بیارم که واقعا
‫مشکل بزرگی بودن.

01:04:45.339 --> 01:04:49.302
‫اما اگه بهش زیاد فکر نکنم،
‫فکر کنم رابطه‌ی عالی‌ای داشتیم.

01:04:50.970 --> 01:04:52.972
‫تامی هر روز میاد.

01:04:53.055 --> 01:04:54.432
‫هر روز اینجاست.

01:04:54.515 --> 01:04:56.309
‫و اساساً میاد و توی تریلی من می‌مونه.

01:04:56.809 --> 01:04:58.853
‫وقتی توی بی‌واچ بودم، ‫توی تریلی خودم می‌موندم.

01:04:58.936 --> 01:05:01.689
‫اون یواشکی می‌اومد چون می‌خواست
‫وقتش رو با همسرش بگذرونه.

01:05:01.772 --> 01:05:03.065
‫تامی خیلی حسود بود.

01:05:04.108 --> 01:05:05.276
‫فکر می‌کردم با مزست.

01:05:05.776 --> 01:05:08.154
‫فکر می‌کردم با مزست و ‫فکر می‌کردم عشق همینه.

01:05:08.237 --> 01:05:09.947
‫خیلی رمانتیکه.

01:05:13.701 --> 01:05:15.912
‫آخرین فصل بی‌واچ بود،

01:05:16.412 --> 01:05:19.624
‫مجبور بودم دیوید چوکاچی رو ببوسم،
‫اما به تامی نگفته بودم.

01:05:21.083 --> 01:05:22.168
‫کنترلش رو از دست داد.

01:05:26.047 --> 01:05:28.758
‫اومد و تریلرم رو سر صحنه، به هم ریخت.

01:05:28.841 --> 01:05:30.635
‫به کابینت مشت زده بود.

01:05:32.595 --> 01:05:34.555
‫به خاطر این‌که بهش نگفتم، عذرخواهی کردم.

01:05:34.639 --> 01:05:36.098
‫به قول خودش، بخاطر دروغم.

01:05:37.266 --> 01:05:39.518
‫و به اون گفتم که دیگه تکرار نمی‌شه.

01:05:42.229 --> 01:05:45.029
‫همیشه می‌دونست که چه زمانی بیاد.
‫به برگه‌های تماس نگاه می‌کرد.

01:05:45.107 --> 01:05:47.068
‫می‌دونست که توی چه صحنه‌ای، ‫داره باز می‌کنه.

01:05:47.151 --> 01:05:49.871
‫احتمالاً به فیلم‌نامه دسترسی داشته،
‫و تو صحنه‌هایی که

01:05:49.904 --> 01:05:53.032
‫فرصتی برای عصبانی شدنش وجود داشت،
‫ظاهر می‌شد.

01:05:53.115 --> 01:05:55.427
‫تمام کارکنان بی‌واچ، وقتی که ‫می‌دیدن تامی داره میاد،

01:05:55.451 --> 01:05:58.037
‫دیالوگ‌ها رو تغییر می‌دادن، ‫صحنه رو تغییر می‌دادن.

01:05:58.120 --> 01:06:00.873
‫همیشه توی دید من می‌ایستاد، ‫همیشه پشت دوربین بود.

01:06:00.957 --> 01:06:02.416
‫تامی همیشه اونجا بود.

01:06:02.500 --> 01:06:04.043
‫می‌دونین! زیاده روی می‌کرد.

01:06:06.253 --> 01:06:08.214
‫کار می‌کردم، ‫همیشه کار می‌کردم.

01:06:09.715 --> 01:06:13.302
‫و ما دو بچه‌ی زیبا داشتیم، ‫که درگیر آنها هم بودم.

01:06:13.386 --> 01:06:16.514
‫و فکر کنم که تامی هم تا مدتی بعد از زایمان،
‫این کارها رو انجام می‌داد.

01:06:17.640 --> 01:06:19.684
‫سلام دیلن. ‫ولنتاین مبارک.

01:06:19.767 --> 01:06:21.894
‫این‌ها، گل‌هایی هستن که بابا به مامان داده.

01:06:22.478 --> 01:06:26.399
‫وقتی تامی مدام با عصبانیت راه می‌رفت،
‫شب وحشتناکی بود.

01:06:26.482 --> 01:06:29.694
‫براندون در حال بازی، گریه می‌کرد و
‫من هم دیلن رو بغل کرده بودم.

01:06:30.403 --> 01:06:32.989
‫تامی می‌گفت: می‌خوام همسرم برگرده.
‫می‌خوام همسرم برگرده.

01:06:33.990 --> 01:06:35.590
‫توی اون لحظه، نمی‌دونستم چیکار کنم.

01:06:35.616 --> 01:06:37.868
‫و فقط گفتم: من اینجا به کمک نیاز دارم.

01:06:37.952 --> 01:06:40.162
‫گفتم: باید بزرگ شی. دیگه به تو مربوط نیست.

01:06:40.246 --> 01:06:42.099
‫و هیچ‌وقت قبل از این، باهاش اونطوری
‫صحبت نکرده بودم.

01:06:42.123 --> 01:06:43.499
‫هیچ‌وقت.

01:06:44.458 --> 01:06:46.419
‫اصلا نمی‌شناختمش. ‫اصلا خودش نبود.

01:06:48.462 --> 01:06:51.090
‫و بعد شروع کردم به نفس نفس زدن، ‫ترسیده بودم.

01:06:51.173 --> 01:06:53.843
‫براندون می‌لرزید و فریاد می‌زد ‫و پاهام رو گرفته بود.

01:06:55.678 --> 01:06:58.723
‫بنابراین با 911 تماس گرفتم و
‫صداش رو خاموش کردم.

01:07:04.937 --> 01:07:07.273
‫لی در خانه‌ی این زوج در مالیبو دستگیر شد.

01:07:07.356 --> 01:07:10.109
‫و به همسر آزاری و کودک آزاری ‫متهم شد.

01:07:10.192 --> 01:07:14.238
‫اون گفته در حالی که همسرش رو لگد می‌زده،
‫پسر شیرخوار این زوج رو در آغوش گرفته بود.

01:07:15.114 --> 01:07:20.036
‫جراحاتی که به پاملا وارد شده شامل
‫صدمه به دست راست،

01:07:20.119 --> 01:07:22.872
‫ناخن شکسته و خونریزی در همان ‫دست بوده.

01:07:22.955 --> 01:07:26.375
‫اونها هم‌چنین متوجه شدند که نواحی قرمز
‫رنگی در ناحیه کمر او وجود داره.

01:07:26.459 --> 01:07:28.579
‫نمایندگان به او پیشنهاد درمان پزشکی دادن،
‫ولی رد کرده.

01:07:29.795 --> 01:07:33.007
‫این نوازنده‌ی راک با وثیقه نیم میلیون ‫دلاری، آزاد شده.

01:07:33.090 --> 01:07:36.510
‫اما از تماس تلفنی یا نزدیک شدن به ‫همسرش، منع شده.

01:07:38.012 --> 01:07:39.805
‫من... خیلی دلم برای خانواده‌ام تنگ شده،

01:07:39.889 --> 01:07:43.225
‫می‌دونید! خیلی متاسفم که همچین اتفاقی ‫برای ما افتاده.

01:07:43.809 --> 01:07:45.144
‫هیچوقت پاملا رو نزدم.

01:07:46.604 --> 01:07:51.150
‫چنگ کشیدن یه زن و ‫زدن یه زن

01:07:51.233 --> 01:07:52.568
‫اصلا کار جالبی نیست.

01:07:52.651 --> 01:07:54.320
‫اما... اما انجام شده.

01:07:54.403 --> 01:07:55.905
‫چرا این کار رو کردین؟

01:07:55.988 --> 01:08:00.618
‫منظورم اینه که چه چیزی باعث عصبانیتتون شد
‫که همچین خشونت فیزیکی‌ای رو انجام دادید؟

01:08:04.121 --> 01:08:05.706
‫فشار زیادی به من وارد شده بود.

01:08:06.624 --> 01:08:10.920
‫چیزهای زیادی رو پشت سر گذاشته بودیم،
‫پخش نوار جنسی، زایمان،

01:08:11.003 --> 01:08:12.213
‫و دو نوزاد کوچیک.

01:08:12.880 --> 01:08:15.633
‫الان تامی اولویت سوم بود جای اول.

01:08:16.133 --> 01:08:17.927
‫نمی‌دونم چطوری حلش کنم.

01:08:18.010 --> 01:08:21.138
‫همه این چیزها که جمع بشن
‫حاصلش می‌شه چنین آدمی

01:08:22.098 --> 01:08:26.102
‫واقعا تمام بحث اون شب، بخاطر این بود که

01:08:27.061 --> 01:08:29.146
‫یکم عشق می‌خواستم.

01:08:30.439 --> 01:08:33.400
‫تامی لی، درامر ماتلی کرو، ‫پس از صدور حکم

01:08:33.484 --> 01:08:36.028
‫به شش ماه زندان، محکوم شد.

01:08:36.695 --> 01:08:39.198
‫خوشحالم که مسئولیت کارش رو قبول کرده.

01:08:39.281 --> 01:08:41.700
‫و فکر کنم که این، اولین قدم برای بهبودیه.

01:08:41.784 --> 01:08:43.786
‫به نظر شما، اون سزاوار شش ماه هست؟

01:08:47.706 --> 01:08:49.466
‫به چی فکر کردی، تو زندان می‌مونی و

01:08:49.542 --> 01:08:54.421
‫دیلن هم شش یا هفت هفته، ‫توی آغوش پاملا می‌مونه؟

01:08:55.005 --> 01:08:56.799
‫منظورم اینه که در طول شش یا هفت هفته،

01:08:56.882 --> 01:09:00.302
‫می‌تونه تو رو ترک کنه و یکی از پسرها رو ‫هم ببره.

01:09:01.971 --> 01:09:03.597
‫تا به حال به ذهنت خطور کرده؟

01:09:04.098 --> 01:09:05.098
‫تو اون زمان نه.

01:09:05.516 --> 01:09:06.976
‫بعدش آره.

01:09:08.602 --> 01:09:12.106
‫اگه فرصت عذرخواهی داشتی، ‫عذرخواهی می‌کردی؟

01:09:12.189 --> 01:09:13.440
‫آره.

01:09:13.524 --> 01:09:14.441
‫آره.

01:09:14.525 --> 01:09:16.235
‫چندین بار عذرخواهی کردم.

01:09:17.111 --> 01:09:19.297
‫من سعی کردم به ازدواجمون پایان بدم،
‫اما اون نمی‌خواست.

01:09:19.321 --> 01:09:21.782
‫منظورم اینه که، تمام نامه‌هایی که از زندان
‫فرستاده رو دارم.

01:09:25.911 --> 01:09:28.831
‫خودت رو توی لحظه تصور کن و ‫همه مثل

01:09:29.540 --> 01:09:32.042
‫براندون، دیلن، تامی، پاملا.

01:09:32.126 --> 01:09:33.294
‫آره.

01:09:33.836 --> 01:09:35.021
‫مطمئنم نمی‌تونم ‫اینها رو بخونم.

01:09:35.045 --> 01:09:38.299
‫خوندن این نامه‌ها الان، برای من
‫واقعا زیاده رویه، ولی نمی‌دونم.

01:09:39.175 --> 01:09:41.260
‫واقعاً جنگید تا با هم بمونیم.

01:09:41.343 --> 01:09:44.513
‫یعنی، باید حق طلاق رو خودم می‌گرفتم
‫چون اون اوراق رو امضا نمی‌کرد.

01:09:44.597 --> 01:09:48.392
‫فکر می‌کرد می‌تونیم از پسش بربیایم.
‫ولی فقط بچه‌هام رو گرفتم و گفتم: نه.

01:09:49.894 --> 01:09:51.645
‫می‌دونین! برای من منطقه‌ی امنی نبود.

01:09:51.729 --> 01:09:53.480
‫مثل این بود که، نمی‌تونی این کار رو بکنی.

01:09:56.192 --> 01:09:57.192
‫آره.

01:09:59.028 --> 01:10:01.488
‫هیچ‌وقت کسی رو انقدرعمیق دوست نداشتم.

01:10:02.281 --> 01:10:05.159
‫منظورم اینه که واقعا روحش رو دوست داشتم.

01:10:06.994 --> 01:10:09.079
‫احساس می‌کنم بخشی از من مرده.

01:10:18.672 --> 01:10:21.050
‫دره سن فرناندو اونجاست.

01:10:21.133 --> 01:10:22.051
‫ما کجا هستیم؟

01:10:22.134 --> 01:10:24.720
‫زمانی بود که توی خونه وین گرتسکی زندگی
‫می‌کردیم.

01:10:24.803 --> 01:10:25.888
‫امکان نداره.

01:10:25.971 --> 01:10:27.223
‫سلام عزیزم.

01:10:27.306 --> 01:10:29.350
‫آره. حدس می‌زنم زمانیه که از این خونه
‫نقل مکان کردم.

01:10:29.433 --> 01:10:32.019
‫فکر می‌کنم احتمالا باباش هنوز باید توی ‫زندان باشه.

01:10:33.395 --> 01:10:34.230
‫وحشتناکه.

01:10:34.313 --> 01:10:35.606
‫از اون متنفرم.

01:10:38.817 --> 01:10:40.986
‫شب بخیرعزیزم.

01:10:41.570 --> 01:10:43.030
‫دالی.

01:10:43.113 --> 01:10:44.793
‫دیلن شبیه یه عروسک کوچولو بود.

01:10:44.823 --> 01:10:46.951
‫دیلن لبخند بزن، عزیزم.

01:10:47.034 --> 01:10:49.370
‫11 اکتبر 1998.

01:10:50.079 --> 01:10:51.247
‫دیلی کوچولوی من.

01:10:51.330 --> 01:10:52.456
‫نمی‌تونم دیلن رو ببینم.

01:10:52.539 --> 01:10:55.042
‫بفرما. مثل پدربزرگ، کلاه داره.

01:10:55.542 --> 01:10:58.087
‫احساس کردم باید برات بنویسم، مرد کوچک من.

01:10:58.837 --> 01:11:02.174
‫تو 9 ماه اول زندگیت، چیزهای زیادی دیدی،
‫و می‌خواستم برات بنویسم

01:11:02.258 --> 01:11:04.802
‫تا یه روز بتونی این رو بخونی و ‫شاید درک کنی.

01:11:04.885 --> 01:11:06.804
‫که چطور به جایی که هستیم، رسیدیم.

01:11:06.887 --> 01:11:09.974
‫دیلن! فیلم‌های بچگیت رو اصلا ندیدی.
‫بیا اینجا! بیا اینجا!

01:11:10.474 --> 01:11:13.102
‫دارم فیلم می‌گیرم. این، همون زمانیه که
‫تازه به این خونه اومدیم.

01:11:13.185 --> 01:11:14.645
‫بگو من دیلی هستم.

01:11:14.728 --> 01:11:17.106
‫- من دیلی هستم. ‫- و من عاشق تو هستم!

01:11:17.189 --> 01:11:19.900
‫من واقعا ناز هستم و ‫براندون هم واقعا شیطونه.

01:11:21.151 --> 01:11:23.111
‫آره. می‌دونم بودی.

01:11:23.696 --> 01:11:26.949
‫پدرت، تامی لی باس و من،

01:11:27.032 --> 01:11:29.576
‫چهار روز بعد از آشنایی باهم ازدواج کردیم.

01:11:30.160 --> 01:11:31.578
‫عشق در نگاه اول.

01:11:31.662 --> 01:11:34.873
‫اومده سر صحنه بی‌واچ

01:11:34.957 --> 01:11:36.000
‫عاشق سوتین مامانیه.

01:11:36.083 --> 01:11:37.751
‫قشنگ نیست؟

01:11:38.252 --> 01:11:41.755
‫مامان و بابا بالاخره می‌تونن با هم دوست
‫باشن. البته امیدوارم.

01:11:41.839 --> 01:11:44.466
‫اما می‌خوام بدونی که ترجیح می‌دم تنها ‫باشم تا اینکه

01:11:44.550 --> 01:11:46.969
‫دوباره با اون اذیت و آزارها زندگی کنم.

01:11:47.052 --> 01:11:49.888
‫شما همیشه تو یه مکان امن می‌مونین.

01:11:51.598 --> 01:11:53.684
‫وقتی من و تامی، از هم جدا شدیم، ‫چالش برانگیز بود.

01:11:53.767 --> 01:11:55.894
‫و اونها پدرشون رو زیاد نمی‌دیدن.

01:11:55.978 --> 01:11:57.563
‫دارم سعی می‌کنم بخوابم!

01:11:57.646 --> 01:11:58.897
‫حالا برو بیرون.

01:11:58.981 --> 01:12:00.858
‫نباید با مامانی اینطوری حرف بزنی.

01:12:00.941 --> 01:12:03.652
‫- داری باسنت رو گرم می‌کنی؟ ‫- آره.

01:12:03.736 --> 01:12:08.115
‫دیلان. تو کنار من دراز کشیدی و من دارم
‫ توی تخت بزرگم این رو می‌نویسم.

01:12:09.033 --> 01:12:11.368
‫خیلی دوستت دارم، ‫دارم گریه می‌کنم.

01:12:13.329 --> 01:12:16.582
‫و با اشک‌هام، روی پیشونی کوچکت علامت زدم.

01:12:17.082 --> 01:12:17.916
‫چی؟

01:12:18.000 --> 01:12:20.169
‫با دریاچه تاهو خداحافظی کنید.

01:12:20.252 --> 01:12:23.005
‫این هم، هواپیمای شخصی، ‫جت باب سیگر.

01:12:25.257 --> 01:12:26.759
‫فقط یه آدم خاص اینجا وجود داره.

01:12:27.259 --> 01:12:30.137
‫فقط یه آدم خاص اینجا وجود داره. ‫نه.

01:12:32.681 --> 01:12:35.768
‫مامانم مهم ترین درس زندگی رو به من یاد داد.

01:12:36.268 --> 01:12:38.729
‫وقتی آسیب می‌بینی، دو تا گزینه داری.

01:12:39.229 --> 01:12:41.315
‫یا ناامید و جدا بشی.

01:12:42.024 --> 01:12:44.193
‫پشتکار داشته باشی و بیشتر عشق بورزی.

01:12:45.527 --> 01:12:47.237
‫عشق بزرگترین شفا دهنده‌ست.

01:12:47.946 --> 01:12:49.114
‫من عشق رو انتخاب می‌کنم.

01:13:03.295 --> 01:13:05.506
‫همیشه مجذوب حیوانات می‌شم.

01:13:07.466 --> 01:13:10.511
‫احساس می‌کردم می‌تونم به حیوانات
‫بیشتر از آدم‌ها اعتماد کنم.

01:13:12.513 --> 01:13:14.556
‫و از زمانی که اون نوار دزدیده شد،

01:13:15.182 --> 01:13:18.060
‫همیشه همه چیز رو زیر سوال می‌برم.

01:13:19.686 --> 01:13:21.772
‫احساس نکردم که احترام زیادی دریافت می‌کنم.

01:13:23.107 --> 01:13:25.359
‫مردم همیشه برای من نقش‌هایی دارن،

01:13:25.442 --> 01:13:27.694
‫اما معمولاً اون نقش‌ها، به شدت جنسی هستن.

01:13:38.622 --> 01:13:42.042
‫و گاهی اوقات واقعاً احساس می‌کنم
‫گرفتار کاریکاتور بودن، شدم.

01:13:42.126 --> 01:13:45.629
‫می‌خوام اونطور که دوست دارم زندگی کنم.

01:13:47.881 --> 01:13:49.091
‫بیشتر می‌خوام.

01:13:49.174 --> 01:13:50.217
‫بیشتر نیاز دارم.

01:13:51.593 --> 01:13:54.179
‫می‌خوام به دستاوردهام افتخار کنم.

01:13:55.139 --> 01:13:57.891
‫از اینکه در مورد دوست پسرهام و
‫سینه‌هام صحبت کنن، متنفرم.

01:14:00.102 --> 01:14:03.480
‫ولی فکر کردم بتونم اون رو به فعالیت ‫حیوانات و

01:14:03.564 --> 01:14:06.900
‫یا فعالیت محیط زیست متصل کنم،
‫شاید معنای خاصی داشته باشه.

01:14:08.193 --> 01:14:10.195
‫بنابراین به نیروهای حمایت‌ از حیوانات ‫پیوستم.

01:14:10.696 --> 01:14:13.949
‫مک دونالد، مدتیه که برگرهای بدون گوشت
‫تو منوی خودش گذاشته،

01:14:14.032 --> 01:14:15.232
‫پس واقعا چیز جدیدی نیست.

01:14:15.284 --> 01:14:17.924
‫اما چیزی که جدیده، پوستر بزرگ حمایت
‫از حیوانات پاملا اندرسونه که

01:14:17.995 --> 01:14:20.914
‫از نیویورکی‌ها می‌خواد که سبزه‌خوار بشن.

01:14:21.498 --> 01:14:22.791
‫خب، فعالیت جذابیه.

01:14:22.875 --> 01:14:24.936
‫باید شجاع باشی و از چیزی که ‫داری، استفاده کنی.

01:14:24.960 --> 01:14:27.838
‫نمایش چطوره؟ ‫تا به حال بیشتر از بودجه خرج کردی؟

01:14:27.921 --> 01:14:30.299
‫آره، ولی روی لباس یا چیزایی مثل این ‫خرج نکردم.

01:14:30.382 --> 01:14:33.051
‫نه، پول پس‌انداز می‌کنی. ‫ناگفته پیداست، اینطور نیست؟

01:14:33.135 --> 01:14:34.695
‫یاد گرفته‌ام که چطوری حرف رو منحرف کنم.

01:14:35.512 --> 01:14:37.723
‫صحبت از این شد، بیاین در مورد

01:14:37.806 --> 01:14:42.478
‫هوا داره سردتر می‌شه. مردم هم همینطور.
‫احتمالاً کت‌های خز هم می‌پوشن.

01:14:42.561 --> 01:14:46.482
‫فکر ‌کنم کسی چیزی رو که می‌دونه همچین
‫جنایتی روش انجام شده، بپوشه.

01:14:47.399 --> 01:14:49.401
‫تو لندن، پاملا از امضای کتابی برای

01:14:49.485 --> 01:14:51.612
‫درخواست استفاده از خز جعلی

01:14:51.695 --> 01:14:56.200
‫بر روی کلاه‌هایی که گارد سلطنتی تو
‫کاخ باکینگهام بر سر می‌کردن، استفاده کرد.

01:14:56.283 --> 01:15:00.037
‫به ازای هر کتابی که پاملا امضا می‌کرد،
‫از طرفدارهاش می‌خواست که

01:15:00.120 --> 01:15:02.560
‫با امضای دادخواست حمایت از حیوانات
‫به ملکه، لطفش رو جبران کنن.

01:15:02.831 --> 01:15:05.834
‫کمدی سنترال از من خواست کباب درست کنم
‫و من گفتم فقط در صورتی این کار رو

01:15:05.918 --> 01:15:08.587
‫انجام می‌دم که 250000 دلار به حمایت ‫حیوانات بدن.

01:15:08.670 --> 01:15:11.173
‫دوستت داریم، پام.
‫از اینکه به این کار دعوتم کردی، متشکرم.

01:15:11.256 --> 01:15:15.135
‫ممنون که توافق کردی یه بار
‫دیگه جلوی دوربین گاییده بشی.

01:15:16.178 --> 01:15:19.264
‫خیلی زشت بود.
‫اصلا از اون طنزهای مورد پسند من نبود.

01:15:19.348 --> 01:15:22.643
‫دلیلی که این کار رو انجام دادم، این بود که
‫به سازمان حمایت از حیوانات کمک کنم.

01:15:22.726 --> 01:15:25.038
‫می‌خوام از اونهایی تشکر کنم که همچین
‫کاهای باورنکردنی‌ای انجام دادن.

01:15:25.062 --> 01:15:27.648
‫اما هنوز باید در مورد مسائلی که
‫برای من مهمه، صحبت کنم.

01:15:27.731 --> 01:15:29.131
‫بنابراین به نوعی یه جور اقتصاد بود.

01:15:29.775 --> 01:15:31.985
‫رسانه‌ای قدرتمند و یه جور ابزاره.

01:15:32.069 --> 01:15:34.696
‫داشتن مسخرم می‌کردن دیگه.

01:15:34.780 --> 01:15:37.783
‫می‌خواستم اون رو بگیرم و ‫تا ابد از اون استفاده کنم.

01:15:38.826 --> 01:15:40.746
‫کرملین، ‫مسکو، روسیه (2016)

01:15:40.770 --> 01:15:43.330
‫شما اتحاد شگفت انگیزی با رئیس جمهور
‫ولادیمیر پوتین ایجاد کردید.

01:15:43.413 --> 01:15:45.904
‫خب من براشون نامه نوشتم و از ایشون خواستم ‫که

01:15:45.928 --> 01:15:48.293
‫از واردات محصولات فک جلوگیری کنه.

01:15:48.377 --> 01:15:50.420
‫چون 95 درصد بازار رو اشباع کرده بود.

01:15:50.504 --> 01:15:53.107
‫و این کار، می‌تونه به طور بالقوه، شکار
‫فوک‌های کانادایی رو متوقف کنه که

01:15:53.131 --> 01:15:54.758
‫یکی از اهداف بزرگ منه.

01:15:54.841 --> 01:15:55.902
‫بنابراین ایشون قبول کردن و

01:15:55.926 --> 01:15:59.429
‫واردات محصولات فک رو به کشور،
‫غیرقانونی اعلام کرد.

01:15:59.513 --> 01:16:00.639
‫- درسته. ‫- بله.

01:16:00.722 --> 01:16:03.600
‫با کره شمالی هم رابطه‌ای دارید؟

01:16:03.684 --> 01:16:04.685
‫- کیم جونگ اون؟ ‫- نه.

01:16:06.895 --> 01:16:07.895
‫هنوز نه.

01:16:09.231 --> 01:16:11.108
‫یه حرکت دلسوزانه‌ی آینده نگر.

01:16:11.191 --> 01:16:13.944
‫فکر کنم که آگاهی و آموزش

01:16:14.027 --> 01:16:16.905
‫اون همیشه می‌خواد که از صداش، ‫برای مردم و

01:16:16.989 --> 01:16:19.283
‫و حیواناتی که صدایی ندارن، استفاده کنه.

01:16:19.366 --> 01:16:21.910
‫ایشون، پیشنهاد شگفت انگیز و سخاوتمندانه‌ای
‫ارائه کردن

01:16:21.994 --> 01:16:25.122
‫و قطعاً اون رو به مکان‌های بحث‌برانگیزی ‫برده.

01:16:25.706 --> 01:16:29.084
‫جولین آسانژ، بنیانگذار وبگاه ویکی لیکس،
‫در صورت محاکمه و محکوم شدن به دلیل

01:16:29.167 --> 01:16:33.547
‫اگه به دلیل انتشار اسرار دولتی،
‫ویکی لیکس محاکمه و محکوم بشه.

01:16:34.047 --> 01:16:37.968
‫من با جولین آسانژ از طریق دوست بسیار خوبم،
‫ویوین وست‌وود، آشنا شدم.

01:16:39.219 --> 01:16:41.638
‫سلام خانم اندرسون. ‫اون چطوره؟

01:16:41.722 --> 01:16:44.182
‫هر بار که لندن بودم، ‫چهار ساعت صحبت می‌کردیم.

01:16:44.266 --> 01:16:45.517
‫من می‌گفتم، اینترنت بده.

01:16:45.601 --> 01:16:49.771
‫و اون می‌گفت نه، خوبه چون می‌تونی
‫به یادگیری هر چیزی ادامه بدی.

01:16:49.855 --> 01:16:52.065
‫و بعد می‌تونی آگاهانه تصمیم بگیری.

01:16:52.149 --> 01:16:56.194
‫بنظرم دروغ گفتن زیان آورترین کاریه
‫که مردم می‌تونن برای بقیه انجام بدن.

01:16:56.778 --> 01:16:59.323
‫برای من، خیلی خوبه که ‫بدونم تمام زندگی یه نفر

01:16:59.406 --> 01:17:01.617
‫بر پایه حقیقت و کشف حقیقته.

01:17:02.200 --> 01:17:05.037
‫اون به عدالت و به صداقت اعتقاد داره،

01:17:05.120 --> 01:17:08.373
‫به افشاگری دولت‌ها برای اونچه
‫واقعاً انجام می‌دن، اعتقاد داره.

01:17:08.457 --> 01:17:09.817
‫و مردم حق دارن که بدونن.

01:17:10.542 --> 01:17:12.502
‫بنظرم اون فقط مشکلی،

01:17:12.586 --> 01:17:14.838
‫با این چیزا نداره.

01:17:15.839 --> 01:17:19.384
‫می‌دونین! همیشه می‌گم، ‫لطفا، همچین کاری نکنین.

01:17:20.427 --> 01:17:23.388
‫ما دیگه این نوع توجه رو نمی‌خوایم.

01:17:24.765 --> 01:17:26.725
‫نه، بیاین یکم آرامش داشته باشیم.

01:17:27.351 --> 01:17:29.436
‫- خانواده چطورن؟ ‫- خیلی خوب. پسرها عالین.

01:17:29.519 --> 01:17:32.606
‫اونها... اونها عکس‌های تو رو دیدن؟
‫مثل عکس‌های پلی‌بوی و بقیه چیزها؟

01:17:32.689 --> 01:17:33.857
‫- نه!

01:17:35.525 --> 01:17:37.694
‫وقتی توی پلی‌بوی بودم به ‫این فکر نمی‌کردم که

01:17:37.778 --> 01:17:39.821
‫به زودی بچه دار بشم.

01:17:39.905 --> 01:17:42.741
‫و اونها بزرگ می‌شن و این، ممکنه برای
‫اونها شرم آور باشه.

01:17:42.824 --> 01:17:45.661
‫اما همیشه فکر می‌کردم
‫که توی سن مناسبی به اونها بگم.

01:17:45.744 --> 01:17:48.038
‫اما هیچ وقت فرصتش پیش نیومد.

01:17:48.121 --> 01:17:51.521
‫می‌دونین! اونا همیشه قبل از اینکه من واقعاً
‫باهاشون در مورد چیزی صحبت کنم، متوجه می‌شن.

01:17:51.667 --> 01:17:52.667
‫دیلی!

01:17:53.335 --> 01:17:54.335
‫دیلن!

01:17:55.629 --> 01:17:58.799
‫اما نوار رابطه جنسی والدینتون، ‫دنیای دیگه‌ایه.

01:18:00.884 --> 01:18:02.260
‫وقتی که بچه بودم،

01:18:02.344 --> 01:18:06.598
‫فکر می‌کردم که همه، چیزایی رو
‫درباره‌ی من و خانواده‌م می‌دونن که

01:18:06.682 --> 01:18:09.017
‫نباید می‌دونستن.

01:18:09.101 --> 01:18:12.521
‫و انگار همه، این راز کوچک و کثیف
‫رو در مورد خانواده‌م می‌دونستن.

01:18:15.107 --> 01:18:18.318
‫فقط یادمه توی مدرسه، مثلاً
‫اگه کسی درباره مادرم حرف می‌زد،

01:18:19.027 --> 01:18:21.196
‫خیلی سریع دعوا می‌کردم.

01:18:22.155 --> 01:18:24.408
‫فقط از عصبانیت سرخ می‌شدم.

01:18:24.491 --> 01:18:26.326
‫ضربه از بقل، مشت از پایین،

01:18:27.327 --> 01:18:29.579
‫یادم میاد یه روز بعد مدرسه،

01:18:29.663 --> 01:18:32.916
‫دیلن به سمتم اومد و گفت:
‫مامان! چرا اون نوار رو ضبط کردین؟

01:18:32.999 --> 01:18:35.127
‫گفتم خدایا، واقعا؟

01:18:35.836 --> 01:18:37.212
‫ما نوار سکس درست نکردیم.

01:18:37.754 --> 01:18:39.965
‫- اون نوار چطوری اومد بیرون؟ ‫- دزدیده شد.

01:18:40.048 --> 01:18:44.302
‫شایعاتی شروع شد مبنی بر اینکه ‫پاملا و تامی

01:18:44.386 --> 01:18:46.471
‫این ویدیو رو برای تقویت ‫تبلیغاتشون پخش کردن.

01:18:46.555 --> 01:18:50.308
‫درواقع، مردم فکر می‌کردن که ما اون
‫رو به دلایلی مضحک منتشر کردیم،

01:18:50.392 --> 01:18:52.394
‫چون بعدها به نوعی گرایش، تبدیل شد که

01:18:52.477 --> 01:18:55.564
‫افراد مشهور برای معروف شدن از
‫نوار جنسی استفاده می‌کردن.

01:18:57.107 --> 01:18:59.693
‫بنابراین، یجورایی توی این دسته بندی باقی ‫موندیم.

01:19:01.403 --> 01:19:02.738
‫و هنوز هم تا امروز،

01:19:02.821 --> 01:19:05.591
‫مردم می‌گن که، ما کلی پول از این داستان
‫به جیب زدیم اما اصلا اینطور نبود.

01:19:05.615 --> 01:19:07.367
‫هیچ‌وقت یه سکه هم نگرفتم.

01:19:08.201 --> 01:19:11.663
‫تا حالا از اینکه از اون نوار دزدیده شده،
‫پولی در نیاوردی، حسرت نخوردی؟

01:19:11.747 --> 01:19:13.850
‫هیچ‌وقت! ‫هیچوقت از اون نوار پول درنمی‌آوردم.

01:19:13.874 --> 01:19:15.083
‫اصلا پشیمون نیستم.

01:19:15.167 --> 01:19:18.503
‫می‌تونین صدها میلیون یا میلیاردها دلار به
‫من پیشنهاد بدین، اما هیچوقت نمی‌گیرمش.

01:19:18.587 --> 01:19:19.587
‫هیچوقت.

01:19:19.921 --> 01:19:22.340
‫بیا براندون، ‫تمرکز کن.

01:19:22.424 --> 01:19:24.384
‫بنظرم داستان متفاوتی می‌شد

01:19:24.426 --> 01:19:26.303
‫اگه برای اون نوار پول می‌گرفت.

01:19:26.803 --> 01:19:28.013
‫اینطوره، درسته؟

01:19:28.096 --> 01:19:31.308
‫مثلاً، تضمین شده بود که مردم
‫برای اون نوار میلیون‌ها دلار پول می‌دن،

01:19:31.391 --> 01:19:32.726
‫و اون گفت نه.

01:19:32.809 --> 01:19:37.272
‫اون صد در صد به احوال خانواده‌اش
‫و خوب بودن من، اهمیت می‌داد.

01:19:38.064 --> 01:19:39.357
‫هیچ‌وقت به پول اهمیتی نمی‌داد.

01:19:40.567 --> 01:19:41.693
‫کاشکی پول درمی‌آورد.

01:19:41.777 --> 01:19:45.947
‫اگه فقط یه تیکه کاغذ رو امضا می‌کرد،
‫می‌تونست میلیون‌ها دلار درآمد داشته باشه.

01:19:46.490 --> 01:19:49.868
‫در عوض، عقب نشست و
‫کار حرفه‌ای خودش رو تماشا کرد که

01:19:50.786 --> 01:19:52.120
‫یهویی ناپدید می‌شد.

01:19:54.790 --> 01:19:56.750
‫بیشتر عمرش رو بدهکار بود.

01:19:57.292 --> 01:19:59.972
‫عجیبه که بدونی افراد
‫زیادی دارن از تو پول به جیب می‌زنن و

01:20:00.003 --> 01:20:03.131
‫یعنی اینکه تو... یه ویدیوی درجه یک داشتی.
‫ویدیوهای خونگی زیادی داشتی.

01:20:03.215 --> 01:20:05.008
‫شما کلی پول از

01:20:05.091 --> 01:20:07.135
‫هیچوقت چیزی از پلی‌بوی دریافت نمی‌کنم.

01:20:07.219 --> 01:20:08.899
‫هیچ‌وقت برای ویدیوها پول نگرفتی؟

01:20:08.929 --> 01:20:10.055
‫نه.

01:20:10.138 --> 01:20:11.973
‫تو یه فرد خیلی مشهور هستی،

01:20:12.057 --> 01:20:15.185
‫و همه فکر می‌کنن که پول زیادی درمی‌آری.

01:20:15.268 --> 01:20:17.771
‫خب همه... خیلی‌ها از من ‫پول زیادی در می‌آرن.

01:20:17.854 --> 01:20:19.064
‫آره، درسته.

01:20:19.147 --> 01:20:21.000
‫- با پول میونه‌ی خوبی نداری؟ ‫- نه.

01:20:22.734 --> 01:20:26.238
‫دوستم دیوید لاشاپل می‌گه که من
‫کم خرج‌ترین آدم هستم.

01:20:26.988 --> 01:20:31.076
‫فقط نمی‌تونستم بخش خودم رو ‫تجاری و برندسازی کنم.

01:20:32.369 --> 01:20:34.496
‫وقتی پای پول وسط بیاد، من همچین آدمی نیستم.

01:20:34.579 --> 01:20:37.582
‫فقط می‌خوام که کارت اعتباری‌ام کار کنه،
‫و بتونم ناخون‌هام رو درست کنم.

01:20:37.666 --> 01:20:39.960
‫اما سال‌ها، همیشه می‌ترسیدم.

01:20:40.043 --> 01:20:42.671
‫کارت اعتباری‌ام رو بدم و اینطوری باشم
‫که: لطفا، لطفا کار کن.

01:20:44.339 --> 01:20:46.341
‫و واقعا فکر می‌کنم ‫اون خیلی بخشنده‌س.

01:20:46.424 --> 01:20:49.678
‫همیشه از همه حمایت می‌کنه،
‫پدربزرگ و مادربزرگ، دوست و خانواده.

01:20:49.761 --> 01:20:52.055
‫هیچ‌وقت نگران نیست که خودش خوبه یا نه.

01:20:52.138 --> 01:20:54.516
‫ولی همیشه مطمئن می‌شه که بقیه خوب باشن.

01:20:56.226 --> 01:20:58.854
‫- تامی لی چطوره؟ ‫- عالیه. مثل یه خانواده‌ایم.

01:20:58.937 --> 01:21:00.817
‫مثل یه خانواده‌ی یکم ناکارآمد، فکر کنم،

01:21:00.897 --> 01:21:03.859
‫اما بچه‌هاش رو دوست داره،
‫و ما همدیگه رو دوست داریم و

01:21:03.942 --> 01:21:07.129
‫- پس چرا نمی‌تونین با هم باشین؟
‫- خب... کی دلیلش رو می‌دونه؟

01:21:07.153 --> 01:21:09.406
‫دلایل پیچیده‌ی زیادی وجود داره، درسته؟

01:21:09.489 --> 01:21:11.950
‫18 سال بسیار طولانی‌ای رو

01:21:12.784 --> 01:21:15.120
‫برای والدین خوبی بودن، سپری کردیم.

01:21:15.203 --> 01:21:18.331
‫- به جای اول برو. جای اول.
‫- پرتاب خوبی بود، براندون!

01:21:18.415 --> 01:21:19.958
‫همیشه آسون نبود.

01:21:20.959 --> 01:21:24.963
‫و هیچوقت، هیچ‌کدوم از همسرهای من،
‫از تامی خوششون نمی‌اومد.

01:21:25.630 --> 01:21:27.257
‫همیشه یه حسادتی وجود داشت.

01:21:27.340 --> 01:21:30.010
‫پس هیچوقت، فرصت کافی‌ای پیش نیومد که
‫دوست باشیم.

01:21:31.261 --> 01:21:33.555
‫دیلی، می‌خوای بری پشت قایق؟

01:21:33.638 --> 01:21:34.638
‫می‌خوام برم داخلش.

01:21:34.681 --> 01:21:36.141
‫می‌خوای بری اونجا؟

01:21:36.224 --> 01:21:37.434
‫بذار باب کمکت کنه.

01:21:37.517 --> 01:21:40.357
‫- می‌دونم چطور انجامش بدم.
‫-بذار کمکت کنم. دستت رو می‌گیرم.

01:21:40.770 --> 01:21:41.897
‫خودم می‌تونم.

01:21:42.397 --> 01:21:43.231
‫می‌دونم چطوریه.

01:21:43.315 --> 01:21:45.400
‫- اینجا دیترویته؟ ‫- دیترویته؟ اینجا دیترویته.

01:21:45.901 --> 01:21:47.581
‫زمانیه که به دیترویت نقل مکان کردیم.

01:21:47.652 --> 01:21:49.821
‫اون نقطه از زندگیمون، به دیترویت
‫نقل مکان کرده بودیم.

01:21:49.905 --> 01:21:52.699
‫- اورتونویل. ‫- به‌هر حال.

01:21:52.782 --> 01:21:54.618
‫- چه مدت اونجا بودیم؟ ‫- مدت طولانی‌ای نبود.

01:21:54.701 --> 01:21:57.287
‫آره، خیلی زود از اونجا رفتیم.

01:21:57.370 --> 01:21:58.970
‫چه زمانی تو دیترویت زندگی می‌کردین؟

01:21:58.997 --> 01:22:01.517
‫- من با باب ازدواج کرده بودم.
‫- وقتی با کید راک ازدواج کرده بود.

01:22:09.341 --> 01:22:10.884
‫چه چیزی در مورد کید، خاص بود؟

01:22:10.967 --> 01:22:12.135
‫می‌بینین؟

01:22:12.218 --> 01:22:14.554
‫نگاهش کنین، نگاه کنین، ‫دلیلش همینه.

01:22:15.138 --> 01:22:16.473
‫همینه.

01:22:17.182 --> 01:22:19.184
‫کاملاً سطحی، همینه.

01:22:21.186 --> 01:22:23.813
‫و با کید راک ازدواج کردم.

01:22:23.897 --> 01:22:25.148
‫اسمش باب ریچیه.

01:22:26.107 --> 01:22:30.278
‫کید راک! تو را شوهرم می‌دانم، ‫دوستی ابدی،

01:22:30.362 --> 01:22:32.989
‫شریکی وفادار و گاوچرون دوست داشتنی‌ای که

01:22:33.073 --> 01:22:35.659
‫از این روز به بعد، برای همیشه سوارش ‫خواهم شد.

01:22:42.415 --> 01:22:43.415
‫این، بابه.

01:22:44.167 --> 01:22:45.585
‫من و باب و یه آناناس.

01:22:47.629 --> 01:22:49.798
‫خیلی خوش گذشت. ‫با هم خوش بودیم.

01:22:50.465 --> 01:22:52.050
‫واقعا با پسرهام خوب بود.

01:22:55.095 --> 01:22:57.639
‫اما احساس نکردم که عاشقشم، چون

01:22:57.722 --> 01:23:01.893
‫یه برداشتی از این که عشق چیه دارم، ‫و این، نیست.

01:23:02.978 --> 01:23:06.189
‫فقط اون حد از دیوانگی‌ای که بهش
‫عادت کرده بودم، رو نداشتیم.

01:23:08.400 --> 01:23:10.318
‫و من، چیزی کمتر از اون رو نمی‌خواستم.

01:23:11.778 --> 01:23:15.949
‫منظورم اینه که شما رو به عنوان کسی که با
‫پاملا اندرسون ازدواج کرده بود، می‌شناسیم.

01:23:16.032 --> 01:23:17.659
‫نکته اصلی اینه که... ‫می‌دونید! من

01:23:18.159 --> 01:23:20.370
‫آره، من... اجاق رو لمس کردم.

01:23:21.204 --> 01:23:22.848
‫اون اجاق گاز، خیلی داغ بود.

01:23:22.872 --> 01:23:24.752
‫فکر کنم قرار نیست با اجاق گاز دیگه‌ای، ‫بازی کنم.

01:23:25.834 --> 01:23:29.587
‫بعد از طلاق شروع کردم به فکر کردن در مورد
‫اینکه، شاید باید با یه دوست ازدواج کنم.

01:23:30.797 --> 01:23:31.631
‫سالومون قبول کرده.

01:23:31.715 --> 01:23:32.882
‫چیکار می‌کنی بچه؟

01:23:33.466 --> 01:23:36.136
‫ریک سالومون، داری چیکار می‌کنی؟

01:23:36.720 --> 01:23:37.846
‫ریک سالومون!

01:23:38.388 --> 01:23:40.598
‫اون، یه بازیکن پوکر حرفه‌ایه.

01:23:40.682 --> 01:23:43.101
‫- همه رو می‌ذارم وسط.
‫- سالومون همه رو گاذشت وسط.

01:23:44.436 --> 01:23:46.104
‫و بعد ازدواج کردیم.

01:23:47.272 --> 01:23:49.274
‫و در نهایت، به یه معتاد تبدیل شد.

01:23:50.650 --> 01:23:52.736
‫توی درخت کریسمس، یه پایپ شکسته ‫پیدا کرده بودیم.

01:23:54.154 --> 01:23:57.073
‫تا به امروز، این موضوع رو انکار کرده و
‫می‌گه کار یه نفر دیگه بوده.

01:23:57.949 --> 01:24:00.377
‫اما کی می‌تونه یه پایپ رو توی درخت ‫کریسمس بذاره؟

01:24:00.401 --> 01:24:01.401
‫من که نبودم.

01:24:02.078 --> 01:24:04.164
‫من نبودم.

01:24:04.789 --> 01:24:06.666
‫بنابراین، فقط چند ماه با هم زندگی کردیم.

01:24:06.750 --> 01:24:09.586
‫و جدا شدیم. ‫اما هنوز دوست هستیم.

01:24:10.211 --> 01:24:13.423
‫بعد، وقتی ترک کرد و سالها هوشیار بود،

01:24:14.924 --> 01:24:16.801
‫تصمیم گرفتیم دوباره امتحان کنیم.

01:24:19.888 --> 01:24:21.389
‫باز هم خیلی دوام نیاورد.

01:24:25.268 --> 01:24:27.437
‫او عاشق ازدواج کردنه، ‫می‌دونین!

01:24:29.230 --> 01:24:31.816
‫شاید تنها چیز مورد علاقه‌ش تو دنیا، ‫عاشق شدنه.

01:24:31.900 --> 01:24:35.445
‫و بعد، فکر ‌کنم، عاشق از دست دادن عشقشه.
‫البته فکر کنم.

01:24:37.822 --> 01:24:39.462
‫به خاطر بچه‌هام احساس گناه می‌کردم،

01:24:39.491 --> 01:24:42.160
‫می‌خواستم رابطه‌های سنتی،

01:24:42.243 --> 01:24:44.996
‫یا ازدواج، یا مردی که ثابت قدم باشه،
‫رو بهشون نشون بدم.

01:24:45.080 --> 01:24:48.124
‫می‌خواستم الگوهای خوبی رو توی زندگیشون
‫داشته باشن.

01:24:48.875 --> 01:24:52.712
‫تنها کسی که بهش به عنوان یه پدر،
‫نگاه می‌کردم، پدر خودم بود.

01:24:52.796 --> 01:24:55.036
‫بقیه، فقط مردهایی بودن که می‌اومدن و ‫می‌رفتن.

01:24:55.090 --> 01:24:57.443
‫- خدای من! ‫- امروز دارم می‌رم خونه‌ی بابا.

01:24:57.467 --> 01:24:58.635
‫فردا

01:24:58.718 --> 01:25:00.345
‫- مدتی گذشته. ‫- آره.

01:25:00.428 --> 01:25:02.555
‫- چند وقت پیش بود؟ ‫- چند تا شوهر قبلی بوده؟

01:25:02.639 --> 01:25:04.182
‫خب دیگه.

01:25:04.265 --> 01:25:07.769
‫به عمارت پلی‌بوی می‌رفتم و اسموکی رابینسون
‫رو می‌دیدم و می‌گفت

01:25:07.852 --> 01:25:09.452
‫من هم می‌گفتم: خدایا! دوباره طلاق گرفتم.

01:25:09.479 --> 01:25:12.065
‫می‌گفت: عزیزم! خیلی رمانتیک هستی.
‫به تلاش ادامه بده.

01:25:12.148 --> 01:25:14.400
‫می‌گفت: تو قهرمان من هستی. ‫عاشقشم. عاشقشم.

01:25:14.484 --> 01:25:15.470
‫فقط به تلاش ادامه بده.

01:25:15.494 --> 01:25:17.524
‫برخی افراد دلسرد می‌شن، ‫ولی تو فقط ادامه بده.

01:25:23.076 --> 01:25:26.329
‫وقتی بچه‌ها فارغ التحصیل شدن،
‫می‌خواستم برم جنوب فرانسه.

01:25:26.412 --> 01:25:27.664
‫و در نهایت رفتم و

01:25:28.498 --> 01:25:30.083
‫با یه ورزشکار حرفه‌ای آشنا شدم.

01:25:31.126 --> 01:25:32.544
‫خیلی قوی بود.

01:25:33.419 --> 01:25:35.463
‫و خیلی حسود بود.

01:25:37.465 --> 01:25:42.011
‫الهه تلویزیون، پاملا اندرسون به تازگی
‫این ویدئوی دلخراش رو منتشر کرده.

01:25:42.512 --> 01:25:46.474
‫ظاهراً یه ستاره‌ی فرانسوی فوتبال، ‫دستش رو شکسته.

01:25:47.350 --> 01:25:49.390
‫این بازیکن فوتبال، ‫تمام اتهامات رو تکذیب می‌کنه.

01:25:49.435 --> 01:25:51.146
‫و اونها رو کاملا نادرست خواند،

01:25:51.229 --> 01:25:54.065
‫گفت که از انجام چنین کارهایی، عاجزه.

01:25:58.153 --> 01:25:59.993
‫فقط بخاطر این که توی رابطه‌ای،

01:26:00.029 --> 01:26:03.908
‫اگه هر گونه سوء استفاده عاطفی یا توهینی
‫وجود داشته باش، مجبور نیستی بمونی.

01:26:03.992 --> 01:26:06.119
‫حتی اهمیتی نداره که پنجمین ازدواجت باشه.

01:26:06.202 --> 01:26:07.871
‫مهم نیست مردم چه فکری می‌کنن.

01:26:10.165 --> 01:26:14.836
‫من جذب همچین مردهای دگرجنسگرا و
‫هوس‌رانی شدم.

01:26:16.963 --> 01:26:20.967
‫اولین چیزی که اونها رو مجذوب من کرده،
‫احتمالا این بوده که: اون عضو پلی‌بویه،

01:26:21.050 --> 01:26:25.221
‫یا از این قبیل موضوعات جنسیه.
‫اما من، اون دختر پریشون نیستم.

01:26:25.305 --> 01:26:27.182
‫واقعا توانا هستم،

01:26:27.265 --> 01:26:30.393
‫و بعضی از مردها، اگه همچین چیزی باشی،
‫متنفر هستن.

01:26:30.476 --> 01:26:31.996
‫و در نهایت، می‌تونن دست به خشونت بزنن.

01:26:33.479 --> 01:26:35.607
‫برای من، چون هر لحظه‌‌، می‌تونستم برم،

01:26:35.690 --> 01:26:38.985
‫همیشه می‌تونستم بگم: نیازی ندارم
‫با تو باشم. یا می‌خوام با تو باشم.

01:26:39.068 --> 01:26:40.820
‫و اگه بخوام برم، می‌رم.

01:26:41.321 --> 01:26:44.949
‫و اگه تصمیم می‌گرفتم که شروع به بیان
‫حقایقی کنم ک به اونها، احساس ناامنی بده،

01:26:45.033 --> 01:26:48.328
‫شروع به چنگ و کتک زدن و
‫پرت کردنت به سمت دیوار می‌کردن.

01:26:48.411 --> 01:26:50.330
‫و مثلا، لباس‌هات رو پاره می‌کردن.

01:26:51.497 --> 01:26:53.177
‫و در کل، احمقانه‌ترین اتفاقات پیش می‌اومد.

01:26:53.249 --> 01:26:57.879
‫به هر حال، این، فقط بخش عجیب و غریبی از
‫رابطه‌ی من با مردها بود.

01:27:03.426 --> 01:27:05.553
‫- شما بچه‌ها می‌خواین ازدواج کنید؟ ‫- آره.

01:27:06.221 --> 01:27:08.181
‫- دوباره؟ ‫- دوباره می‌خوایم امتحان کنیم.

01:27:08.264 --> 01:27:11.142
‫پدر و مادرم خیلی جنگیدن، اما آماده شدن.

01:27:11.643 --> 01:27:14.562
‫مامانم همیشه بهم می‌گفت که احساس
‫بدی دارم. می‌تونم برای شما مثال بیارم.

01:27:14.646 --> 01:27:16.522
‫می‌دونم که پدرت یه احمقه، ‫اما من دوستش دارم.

01:27:16.606 --> 01:27:17.886
‫تو، این احمق‌ها رو دوست نداری.

01:27:17.941 --> 01:27:20.193
‫بندهات رو پاره کن و از شر این افراد ‫خلاص شو،

01:27:20.276 --> 01:27:23.655
‫چون اونها رو به اندازه‌ای که پدرت رو دوست
‫دارم یا اون من رو دوست داره، دوست نداری.

01:27:23.738 --> 01:27:28.743
‫چون فکر کنم، از برخی جهات،
‫افراد مشابه‌ای رو انتخاب می‌کنم.

01:27:30.453 --> 01:27:32.956
‫شاید به خاطر طرز بزرگ شدن من یا
‫دیدن عشق پدر و مادرمه.

01:27:33.039 --> 01:27:35.750
‫و شاید به خاطر بعضی از روابط قبلی منه.

01:27:35.833 --> 01:27:41.631
‫شاید عاشق بودن رو با خوب بودن یکی ‫نمی‌دونستم.

01:27:45.260 --> 01:27:46.940
‫می‌دونین! خنده دار چیه؟

01:27:46.970 --> 01:27:52.642
‫فقط تمام تلاشم رو می‌کنم تا بهترین باشم،
‫مثل، یه آدم دوست داشتنی و دیوانه.

01:27:52.725 --> 01:27:54.852
‫برای عاشق شدن باید دیوانه باشی. ‫بنابراین

01:27:54.936 --> 01:27:57.188
‫آره می‌دونم. می‌دونین به همه‌ی
‫دوست‌های دخترم چی می‌گم؟

01:27:57.272 --> 01:27:59.983
‫می‌گم: مادرم به من می‌گه که برای
‫عاشق بودن باید نترس بود.

01:28:00.066 --> 01:28:02.527
‫اونها هم اینطوری هستن که: خب، یعنی چی؟

01:28:03.528 --> 01:28:05.947
‫- یعنی باید شجاع باشی تا بتونی عاشق بشی. ‫- آره.

01:28:12.996 --> 01:28:14.956
‫دارم ضبط می‌کنم

01:28:15.957 --> 01:28:18.209
‫قبل از شروع دیوونه بازیم

01:28:18.293 --> 01:28:19.836
‫تولدت مبارک، عشقم.

01:28:21.129 --> 01:28:24.549
‫بادکنک، هزارتا بادکنک برای عشقم.

01:28:24.632 --> 01:28:26.384
‫هزار تا بادکنک بنفش.

01:28:27.093 --> 01:28:29.804
‫مطمئنم نمی‌دونی چه خبره.

01:28:29.887 --> 01:28:31.764
‫- سلام عزیزم. ‫- بالا رو نگاه کن.

01:28:32.348 --> 01:28:34.058
‫وای خدای من.

01:28:35.059 --> 01:28:36.059
‫عزیزم؟

01:28:37.186 --> 01:28:39.105
‫باور نکردنیه.

01:28:39.188 --> 01:28:41.107
‫اولین هدیه تولدت، اونجاست.

01:28:41.607 --> 01:28:42.900
‫تولدت مبارک.

01:28:44.027 --> 01:28:45.627
‫دوستت دارم.

01:28:45.653 --> 01:28:47.030
‫دوستت دارم عزیزم.

01:28:47.905 --> 01:28:48.905
‫به سلامتی خودمون.

01:29:03.421 --> 01:29:05.621
‫فکر می‌کنم نیاز به استراحت دارم.
‫بیاین یکم استراحت کنیم.

01:29:07.383 --> 01:29:09.552
‫شاید بترسم که بعدش چی می‌شه.

01:29:09.635 --> 01:29:11.596
‫خیلی دیوانه‌کننده‌ست. ‫میدونی؟

01:29:12.388 --> 01:29:15.600
‫در واقع، احتمالا والدین من، دو تا از
‫دیوانه‌ترین آدم‌هایی بودن که

01:29:15.683 --> 01:29:17.393
‫تا به حال روی کره‌ی زمین زندگی کردن.

01:29:17.935 --> 01:29:19.645
‫برف می‌باره!

01:29:20.188 --> 01:29:21.481
‫برف می‌باره!

01:29:22.065 --> 01:29:24.192
‫فقط می‌دونم که خیلی خوشحال بود.

01:29:26.235 --> 01:29:28.780
‫اما من حتی یادم نمیاد.

01:29:28.863 --> 01:29:31.991
‫می‌دونین! به هر حال سه، چهار ساله بودم،

01:29:32.075 --> 01:29:33.795
‫که شروع کردم به، بخاطر سپردن چیزها.

01:29:33.826 --> 01:29:38.664
‫قطعاً همه چیز رو یادم نیست، ‫آفتاب و رنگین کمان

01:29:44.879 --> 01:29:47.965
‫دو کلمه یونانی برای عشق وجود داره،

01:29:49.133 --> 01:29:53.262
‫اروس: بیشتر، در مورد اشتیاق و جنسیت ‫و دیوانگیه.

01:29:53.763 --> 01:29:57.850
‫آگاپه: به معنی تعهد بیشتر و حمایت و ‫همچین عشقیه.

01:29:57.934 --> 01:30:01.646
‫این دو کلمه، متفاوت هستن،
‫که نشون می‌ده عشق خیلی تناقض داره.

01:30:01.729 --> 01:30:03.064
‫سلام!

01:30:04.232 --> 01:30:07.985
‫رابرت جانسون می‌گه: ‫عشق رمانتیک، پایدار نیست.

01:30:08.069 --> 01:30:12.073
‫به محض این که خوندمش، اینطوری شدم که:
‫این بدترین چیزیه که تا به حال خوندم.

01:30:12.990 --> 01:30:14.242
‫خیلی ناامید کننده‌ست.

01:30:14.325 --> 01:30:16.525
‫چرا هر روز نمی‌تونیم یه زندگیه عاشقانه‌ای
‫رو زندگی کنیم؟

01:30:20.957 --> 01:30:22.117
‫بده به من، عزیزم.

01:30:22.166 --> 01:30:23.292
‫خیلی زیبا شدی.

01:30:23.376 --> 01:30:25.878
‫- بده به من، می‌خوام من بگیرم. ‫- نه.

01:30:25.962 --> 01:30:27.171
‫صبر کن. صبر کن. حرکت نکن.

01:30:27.964 --> 01:30:29.841
‫بذار من بگیرم لطفا.

01:30:33.761 --> 01:30:36.361
‫فقط به طبقه بالا فکر می‌کردم. ‫داشتم فکر می‌کردم

01:30:36.722 --> 01:30:38.951
‫احتمالاً بخاطر گفتنش، توی دردسر بدی ‫می‌افتم.

01:30:38.975 --> 01:30:41.853
‫اما واقعا پدرت رو، به دلایل درستی، ‫دوست داشتم.

01:30:41.936 --> 01:30:43.956
‫و فکر نکنم تا به حال کسی رو اونطوری
‫دوست داشته باشم.

01:30:43.980 --> 01:30:45.314
‫چه خبر، زیبا؟

01:30:49.277 --> 01:30:52.071
‫- چیه؟ ‫- خوبه یا بده؟

01:30:52.655 --> 01:30:54.407
‫مشکلت باهاش چیه؟

01:30:55.658 --> 01:30:57.535
‫مزخرفه.

01:30:59.287 --> 01:31:00.496
‫بیا بریم قدم بزنیم.

01:31:01.581 --> 01:31:03.374
‫سینه‌های معروفت

01:31:04.375 --> 01:31:05.751
‫عاشقتم.

01:31:06.794 --> 01:31:08.838
‫- دوستت دارم. ‫- دوستت دارم.

01:31:08.921 --> 01:31:10.721
‫- عالیه. ‫- یه بوس بده.

01:31:16.471 --> 01:31:21.471
‫در فروردین 2022، پاملا پس از یک سال ازدواج،
‫از دان درخواست طلاق کرد.

01:31:30.526 --> 01:31:32.124
‫پیام صوتی از پاملا.

01:31:32.148 --> 01:31:33.863
‫فقط یکم پریشون هستم. ‫می‌رم دوش بگیرم.

01:31:37.116 --> 01:31:39.827
‫فکر کنم، همه چیز به این نتیجه ختم می‌شه ‫که

01:31:39.911 --> 01:31:45.875
‫هیچوقت نتونستم با پدر بچه‌هام، همچین کاری
‫انجام دهم.

01:31:47.960 --> 01:31:51.547
‫و حتی اگه فکر می‌کردم که بتونم

01:31:52.048 --> 01:31:55.843
‫اون خانواده رو دوباره بسازم،
‫یا عاشق شخص دیگه‌ای بشم،

01:31:56.344 --> 01:31:57.595
‫خودم نیستم.

01:32:00.723 --> 01:32:05.394
‫بنابراین فکر ‌کنم احتمالاً به همین خاطره که
‫تو تمام روابطه‌هام شکست می‌خورم.

01:32:06.395 --> 01:32:10.483
‫و فکر کنم، والدینم وحشی و دیوانه بودن.

01:32:10.566 --> 01:32:13.277
‫و دیوانه‌وار عاشق بودن
‫و تصمیمات احمقانه‌ای می‌گرفتن

01:32:13.361 --> 01:32:15.404
‫و به همدیگه آسیب می‌رسوندن و ‫ما رو آزار می‌دادن.

01:32:16.447 --> 01:32:20.826
‫اما همه‌چی رو کنار گذاشتن و کنار هم موندن،
‫و می‌تونم ببینم که الان خوشحال هستن.

01:32:21.536 --> 01:32:24.413
‫بنابراین، فکر کنم ترجیح می‌دم تنها باشم،

01:32:25.289 --> 01:32:27.625
‫تا اینکه، با پدر بچه‌هام نباشم.

01:32:29.001 --> 01:32:32.296
‫غیرممکنه که بتونم با شخص دیگه‌ای باشم.

01:32:34.340 --> 01:32:37.051
‫اما فکر نکنم که بتونم به تامی برگردم.

01:32:38.511 --> 01:32:40.054
‫تقریباً مثل یه مجازاته.

01:32:52.567 --> 01:32:55.444
‫اون، بعد از یه طلاق دیگه،

01:32:55.945 --> 01:32:57.613
‫سعی می‌کنه به زندگی خودش ادامه بده.

01:32:58.990 --> 01:33:00.950
‫سعی می‌کنه تا یجورایی به زندگی عادی برگرده.

01:33:03.160 --> 01:33:04.160
‫اما بعد

01:33:06.330 --> 01:33:10.459
‫اخیرا اطلاعاتی در اختیار ما قرار گرفته.

01:33:11.794 --> 01:33:14.341
‫در مورد یه برنامه تلویزیونی که ‫بر اساس والدینم

01:33:14.365 --> 01:33:16.799
‫و اون نوار دزدیده شده، ساخته شده و ‫در حال پخشه.

01:33:17.383 --> 01:33:21.345
‫سریال کوتاه جدید پم و تامی،
‫که افراد زیادی در موردش صحبت می‌کنن.

01:33:21.429 --> 01:33:24.890
‫داستان واقعی در مورد زوج‌هایی که نوار
‫جنسیشون لو رفته.

01:33:24.974 --> 01:33:28.394
‫می‌تونین همه چیز رو توی این سریال جدید و
‫کوتاه، به نام پم و تامی، ببینین.

01:33:29.895 --> 01:33:31.775
‫چرا چیزی از کسی که بیست سال پیش،

01:33:31.814 --> 01:33:33.774
‫اون کار رو کرده، مطرح نشده؟

01:33:33.858 --> 01:33:37.528
‫بدترین بخش زندگیش و ساختن یه داستان
‫نیمه کمدی از اون، واقعا منطقی نبود.

01:33:39.155 --> 01:33:41.157
‫واقعا برای من، یه کابوسه.

01:33:41.782 --> 01:33:43.492
‫دیشب اصلا نخوابیدم.

01:33:44.410 --> 01:33:46.490
‫هیچ تمایلی به تماشای اون ندارم.
‫قرار نیست تماشاش کنم.

01:33:46.537 --> 01:33:48.977
‫هیچوقت اون نوار رو تماشا نکردم،
‫این رو هم قرار نیست تماشا کنم.

01:33:49.415 --> 01:33:50.976
‫کی می‌‎دونه که چطور اون رو به تصویر می‌کشن؟

01:33:51.000 --> 01:33:53.961
‫واقعا هیچ کس نمی‌دونه که چه چیزهایی
‫رو اون زمان، تجربه کردیم.

01:33:54.795 --> 01:33:56.505
‫حداقل باید از من اجازه می‌گرفتن.

01:33:56.589 --> 01:33:58.299
‫شگفت زده شدی که الان گفته شده؟

01:33:58.883 --> 01:34:00.343
‫یعنی، خوبه، فهمیدم

01:34:00.426 --> 01:34:02.136
‫نه، تعجب کردم، عالیه.

01:34:02.678 --> 01:34:05.574
‫یه روز، به تامی پیام دادم و گفتم:
‫در مورد همه چیز چه احساسی داری؟

01:34:05.598 --> 01:34:07.492
‫و گفت: پاملا، فقط اجازه نده به همون ‫اندازه‌ای که

01:34:07.516 --> 01:34:09.156
‫اولین بار بهت آسیب زده، دوباره آسیب بزنه.

01:34:12.813 --> 01:34:15.275
‫تا امروز، نمی‌دونم کی نوار رو دزدیده.

01:34:16.275 --> 01:34:17.443
‫نمی‌خوام هم بفهمم.

01:34:17.526 --> 01:34:20.196
‫فهمیدن چیزی در این مورد، هیچ فایده‌ای ‫نداره.

01:34:21.614 --> 01:34:22.740
‫به ما آسیب زده.

01:34:24.325 --> 01:34:26.005
‫چرا بخوام دوباره با اون اتفاقات روبرو بشم؟

01:34:27.745 --> 01:34:29.372
‫می‌دونم که طوفان در راهه.

01:34:30.498 --> 01:34:33.042
‫واقعا نمی‌دونم که بعدش قراره کجا برم،
‫احساس بی قراری می‌کنم.

01:34:34.627 --> 01:34:38.005
‫چطوری میل ما به عشق، اشتیاق ما به عشق،

01:34:38.089 --> 01:34:41.300
‫و خود دوست داشتن، می‌تونه به اعتیاد ‫تبدیل بشه.

01:34:42.593 --> 01:34:47.640
‫بعد از طلاقم، فقط یه ماه وقت گذاشتم تا
‫شدت مشکل‌هام رو دوباره جمع‌بندی کنم،

01:34:47.723 --> 01:34:51.519
‫قبل از اینکه بتونم از اونها خلاص بشم.

01:34:51.602 --> 01:34:55.022
‫ماهایی که وسواس دوست‌داشتن داریم،
‫پر از ترس هستیم.

01:34:55.106 --> 01:34:56.565
‫ترس از تنها موندن.

01:34:59.193 --> 01:35:00.713
‫به براندون زنگ زدم و گفت:

01:35:00.778 --> 01:35:04.573
‫فکر کردم گفتی بازنشسته شدی و می‌خوای
‫توی ملکی که تو کانادا داری، خونه بسازی.

01:35:04.657 --> 01:35:07.326
‫و من اینطوری بودم که: فکر کنم به چیزی،
‫بیشتر از اون نیاز دارم.

01:35:07.410 --> 01:35:09.078
‫کم کم دارم بی‌قرار می‌شم.

01:35:10.579 --> 01:35:14.583
‫دارم یکم دیوانه می‌شم و... ‫اما سعی می‌کنم آروم باشم.

01:35:14.667 --> 01:35:17.545
‫اما شاید قرار نیست آروم باشم.

01:35:19.880 --> 01:35:23.592
‫و به معنای واقعی کلمه، ‫فقط باید بسپرمش به دنیل=ا،

01:35:24.093 --> 01:35:25.219
‫برادوی.

01:35:26.637 --> 01:35:27.637
‫فهمیدم!

01:35:30.558 --> 01:35:33.203
‫این یه معامله واقعیه. من رو توی فیلمنامه
‫قرار دادن، پس باید واقعی باشه.

01:35:33.227 --> 01:35:35.187
‫اونها واقعاً از من می‌خوان که این کار رو ‫انجام بدم.

01:35:35.563 --> 01:35:38.899
‫اگه فقط بتونم ببینمش...
‫وای خدای من. خیلی باحاله، مگه نه؟

01:35:39.900 --> 01:35:40.900
‫روکسی!

01:35:41.402 --> 01:35:42.442
‫می‌دونم. ‫خیلی هیجان زده‌ام.

01:35:42.653 --> 01:35:44.780
‫گفتند: باید هفته‌ی بعد، لس آنجلس باشم.

01:35:44.864 --> 01:35:47.867
‫دو هفته تمرین، ‫یه ماه تمرین تو نیویورک،

01:35:47.950 --> 01:35:49.769
‫دو ماه تمرین تو برادوی، ‫هشت نمایش در هفته،

01:35:49.793 --> 01:35:51.120
‫انجامش می‌دیم.

01:35:53.414 --> 01:35:56.059
‫- می‌تونم این یکی رو قبول کنم چون...
‫- بقیه مطابقت دارن.

01:35:56.083 --> 01:35:57.083
‫آره.

01:35:58.627 --> 01:35:59.712
‫خدای من!

01:36:00.629 --> 01:36:03.215
‫بریم. ‫امروز لازم نیست تردمیل انجام بدم.

01:36:03.299 --> 01:36:04.800
‫فقط موضوع کفش منه.

01:36:04.884 --> 01:36:06.635
‫بیشتر کفش‌هام

01:36:06.719 --> 01:36:09.680
‫قرار نیست دیوانه بشیم، ‫داریم یه کار کلاسیک می‌کنیم.

01:36:09.764 --> 01:36:12.183
‫به نظر شما کدوم بهتره؟

01:36:12.266 --> 01:36:13.392
‫این برای نیویورک.

01:36:14.268 --> 01:36:15.394
‫این هم برای برادوی.

01:36:15.478 --> 01:36:16.729
‫آره، همینه.

01:36:16.812 --> 01:36:19.332
‫فقط چهار ماه وقت دارم. ‫قراره توی برادوی کار کنم.

01:36:19.356 --> 01:36:21.108
‫قراره هر چیزی که دلم می‌خواد رو بپوشم.

01:36:21.192 --> 01:36:23.402
‫.. و همه می‌تونن از دور نگاه کنن.

01:36:24.653 --> 01:36:25.863
‫هر دو تا رو می‌گیرم.

01:36:26.822 --> 01:36:29.533
‫من یه خواننده طبیعی نیستم،
‫یه رقصنده طبیعی هم نیستم.

01:36:30.242 --> 01:36:32.828
‫خیلی می‌ترسم، اما عاشق همچین لحظاتی
‫هستم که پیش میان و می‌گم:

01:36:32.912 --> 01:36:34.330
‫وای خدای من! یعنی از پسش برمیام؟

01:36:34.914 --> 01:36:36.957
‫وقتی اون لحظه پیش اومد، قبولش کن.

01:36:37.041 --> 01:36:39.335
‫زیاد بهش فکر نک. ‫من به هیچ چیز، زیاد فکر نمی‌کنم.

01:36:39.418 --> 01:36:40.836
‫فکر بیش از حد، بی‌ارزشه.

01:36:42.046 --> 01:36:43.422
‫لباس من!

01:36:44.548 --> 01:36:45.758
‫لباس عروسیم.

01:36:45.841 --> 01:36:46.967
‫یکی از اونها

01:36:47.051 --> 01:36:48.302
‫کدوم شوهر؟

01:36:48.385 --> 01:36:50.180
‫نمی‌دانم، شاید یه زوج دیگه استفاده ‫کرده باشن.

01:36:51.180 --> 01:36:53.934
‫بازیافت می‌کنم.

01:36:54.934 --> 01:36:57.686
‫اونها واقعا گران هستن.

01:36:59.230 --> 01:37:01.899
‫می‌دونین! اشکالی نداره تو پنجاه سالگی،
‫یه کار جدید رو شروع کنی.

01:37:02.525 --> 01:37:04.360
‫حتی باورم نمی‌شه که این کلمه رو گفتم.

01:37:08.531 --> 01:37:11.691
‫و تنها چیز که می‎تونه این لحظه رو خراب کنه،
‫همونطور که هممون می‌دونیم، اینه که

01:37:12.493 --> 01:37:13.619
‫پس با هیچ مردی ملاقات نکن.

01:37:14.328 --> 01:37:15.329
‫فقط تمرکز کن.

01:37:17.456 --> 01:37:20.752
‫می‌دونی چیه؟ برای یه بار تو زندگیم،
‫فقط می‌خوام عاشق خودم باشم.

01:37:21.752 --> 01:37:24.338
‫با خودم رابطه عاشقانه داشته باشم.

01:37:27.883 --> 01:37:30.219
‫من رو موقعی بیدار کنین که یه
‫همبرگر گیاهی جلوم باشه.

01:37:39.478 --> 01:37:41.814
‫حتی برای اجرای تئاتر هم بیدارم نکن.

01:37:42.648 --> 01:37:44.066
‫برنامه فشرده‌ایه.

01:37:44.149 --> 01:37:45.860
‫فشرده‌ست، دروغ نمی‌گم.

01:37:46.527 --> 01:37:50.781
‫مثل پریدن روی قطار سریع‌السیره
‫وقتی که فکر می‌کنی احتمالا قطار محلیه.

01:37:50.865 --> 01:37:53.075
‫و به خودت می‌گی: لعنتی! ایستگاهم رو ‫از دست دادم.

01:37:53.158 --> 01:37:54.869
‫می‌دونین! تمام روز همینطوره.

01:37:56.328 --> 01:37:59.498
‫هیچ حرکتی توی این نمایش، بدون قصد نیست.

01:37:59.582 --> 01:38:05.129
‫و به همین خاطره که آنی همیشه، اول،
‫بازیگرها رو پیدا و استخدام می‌کنه.

01:38:05.212 --> 01:38:07.464
‫- بعدش، رقصنده‌ها و خواننده‌ها. ‫- اول بازیگر. درسته.

01:38:09.091 --> 01:38:11.176
‫ببین! پسر همجنس‌باز من، اینطوریه:

01:38:11.260 --> 01:38:14.054
‫وای خدای من! پاملا اندرسونه، آره!

01:38:14.722 --> 01:38:18.726
‫احتمالاً، تو لحظه‎ای در طول زندگیم،
‫سعی کردم پاملا اندرسون باشم.

01:38:20.519 --> 01:38:21.604
‫بزن بریم.

01:38:22.187 --> 01:38:25.858
‫می‌خوام یه کار دیگه انجام بدم،
‫که آشفتگی‌ها رو دور می‌کنه، خب؟

01:38:25.941 --> 01:38:30.654
‫پس فقط باسنت رو بچرخون.

01:38:31.447 --> 01:38:32.448
‫خوبه.

01:38:32.531 --> 01:38:33.657
‫لعنتی، یاد گرفتی.

01:38:35.284 --> 01:38:36.994
‫مدت زیادیه که این کارها رو می‎کنم.

01:38:39.079 --> 01:38:42.458
‫احساس می‎کنم احتمالاً اولین باریه که
‫واقعا دارم یه کاری می‎کنم.

01:38:42.541 --> 01:38:45.101
‫کاری که واقعا دارم بخاطر خودم انجامش می‌دم،
‫نه به خاطر کس دیگه‎ای.

01:38:45.294 --> 01:38:47.522
‫می‌تونستم به این فکر کنم که اگه این کار
‫رو انجام بدم، چقدر برای بچه‎ها عالی می‌شه.

01:38:47.546 --> 01:38:49.986
‫و باز می‌گم: نه، در واقع، این کار رو
‫فقط برای خودم انجام می‎دم.

01:38:50.549 --> 01:38:51.383
‫آره.

01:38:51.467 --> 01:38:53.844
‫پس، این یه هوس نیست، ‫یه کار واقعیه؟

01:39:02.061 --> 01:39:03.061
‫عزیزم!

01:39:03.103 --> 01:39:04.414
‫- سلام. ‫- سلام عزیزم.

01:39:04.438 --> 01:39:07.232
‫نمایش رو می‌شناسی؟ ‫سه قسمت اول رو دیدم.

01:39:07.316 --> 01:39:10.235
‫چطوری سه قسمت اول را دیدی؟
‫سه قسمت دیشب پخش شد؟

01:39:10.319 --> 01:39:11.919
‫آره، موضوع همینه دیگه.

01:39:11.987 --> 01:39:13.867
‫انگار اون یارویی که نوار رو دزدیده، ‫می‌شناسین.

01:39:13.948 --> 01:39:16.992
‫اونها سعی می‌کنن نشون بدن که
‫دلیل دزدی این بوده که

01:39:17.076 --> 01:39:19.703
‫بابا یه عوضی بوده و به اونها ‫پولی پرداخت نکرده.

01:39:19.787 --> 01:39:20.913
‫دیلن هم تماشاش کرده؟

01:39:21.455 --> 01:39:23.040
‫به دیلن گفتم که این کار رو نکنه.

01:39:24.041 --> 01:39:25.041
‫باشه.

01:39:25.084 --> 01:39:26.627
‫خدایا من! فقط

01:39:27.169 --> 01:39:28.253
‫انگار دارم می‌لرزم.

01:39:28.337 --> 01:39:29.382
‫احساس واقعا عجیبی داره.

01:39:29.406 --> 01:39:31.526
‫فقط متاسفم که شما بچه‎ها باید همچین
‫چیزی رو تجربه کنین.

01:39:31.590 --> 01:39:35.344
‫این‌که مردم فکر می‌کنن، پاملا بیچاره،
‫یا تو و دیلن بیچاره،

01:39:35.427 --> 01:39:37.721
‫می‌دونید! مادربزرگ و پدربزرگ.

01:39:37.805 --> 01:39:40.641
‫باشه. خب، ممنون که به من اطلاع دادی. ‫اما فقط

01:39:41.141 --> 01:39:43.686
‫اگه این... ‫باشه، مفصل صحبت می‌کنیم.

01:39:44.269 --> 01:39:46.647
‫- دوستت دارم عزیزم. ‫- باشه. دوستت دارم.

01:39:46.730 --> 01:39:47.982
‫خدایا!

01:39:50.150 --> 01:39:51.150
‫باشه.

01:39:51.652 --> 01:39:53.445
‫آره، این رو نمی‎دونستم.

01:39:54.697 --> 01:39:55.697
‫خب

01:39:56.573 --> 01:39:58.951
‫به این، غذا خوردن احساسی می‌گن.

01:39:59.034 --> 01:40:00.786
‫الان دارم از ناراحتی غذا می‎خورم.

01:40:00.869 --> 01:40:01.869
‫گیاهیه.

01:40:03.497 --> 01:40:04.915
‫خدای من! خیلی خوبه.

01:40:05.499 --> 01:40:10.338
‫اگه یه روزی می‎تونستم نون کروسان
‫بخورم، همین الانه.

01:40:11.338 --> 01:40:15.092
‫اون رو از زندگیم حذف کرده بودم.
‫مجبور شدم، برای زنده موندن، واقعا.

01:40:15.175 --> 01:40:16.552
‫یه مکانیسم بقا بود،

01:40:16.635 --> 01:40:19.054
‫و حالا که همه چیز دوباره مطرح شده،
‫اصلا حالم خوب نیست.

01:40:19.138 --> 01:40:20.240
‫از... تمام شکمم،

01:40:20.264 --> 01:40:22.144
‫از وسط قفسه سینه‌م، تمام راه رو میاد ‫پایین تا

01:40:22.474 --> 01:40:25.269
‫الان احساس می‎کنم به معده‌م ضربه خورده.

01:40:25.352 --> 01:40:26.812
‫الان حالم خوب نیست.

01:40:33.152 --> 01:40:35.192
‫درست همون حسی رو که وقتی نوار
‫دزدیده شد داشتم، دارم.

01:40:37.322 --> 01:40:40.492
‫اساسا، انگار به تمام دنیا بدهکاری.

01:40:40.576 --> 01:40:41.910
‫انگار، متعلق به دنیا هستی.

01:40:42.411 --> 01:40:45.206
‫فقط احساس می‌کنم این

01:40:46.206 --> 01:40:47.499
‫فقط باید نادیده بگیری.

01:40:48.542 --> 01:40:49.542
‫رهاش کن.

01:40:52.755 --> 01:40:56.425
‫حالا، دنیایی پر از بله رو به ارمغان آوردم.
‫درسته؟ اما یعنی چی؟

01:40:56.508 --> 01:40:58.348
‫پاملا، یعنی چی؟ ‫دنیای پر از بله!

01:40:58.385 --> 01:41:00.447
‫بالاخره، دنیا پر شد از...
‫قراره به من احترام گذاشته بشه.

01:41:00.471 --> 01:41:03.058
‫همیشه برای خودم فکر می‌کنم، انگار...
‫چون دنبال اون بودم.

01:41:04.058 --> 01:41:07.478
‫و دوباره، همیشه به کلمه‎‎ی، برای خودم، ‫برمی‌گرده.

01:41:07.561 --> 01:41:09.605
‫می‌دونید! کلمه‎ی مورد علاقه‌ی روکسیه.

01:41:10.272 --> 01:41:11.273
‫اینطور فکر نمی‌کنم.

01:41:12.524 --> 01:41:14.777
‫آرزوش معروف شدن نیست.

01:41:14.860 --> 01:41:18.655
‫آرزوش احترام گذاشتن، دیده شدن و آزادیه.

01:41:19.323 --> 01:41:21.123
‫- پس اصلا سطحی نیست. ‫- درسته.

01:41:22.659 --> 01:41:28.707
‫♪ خانمی که چیپس می‌ریزد، روکسی‌ست. ♪

01:41:29.583 --> 01:41:35.589
‫♪ چه کسی می‌گوید که قتل، هنر نیست؟ ♪

01:41:37.216 --> 01:41:38.884
‫چند تا چیز خوب، پاملا.

01:41:39.384 --> 01:41:40.511
‫چه حسی داره؟

01:41:40.594 --> 01:41:42.012
‫حس خوبیه. ‫حس خوبی داره.

01:41:42.096 --> 01:41:44.848
‫ولی انگار دارم می‎گم

01:41:44.932 --> 01:41:48.018
‫♪ و چه کسی می‌گوید که نوار جنسی، ‫هنر نیست؟ ♪

01:41:49.186 --> 01:41:51.897
‫♪ و چه کسی می‌گوید که طلاق، هنر نیست؟ ♪

01:41:55.734 --> 01:41:56.610
‫خوش اومدی.

01:41:56.693 --> 01:41:57.849
‫- متشکرم. ‫- خدای من.

01:41:57.873 --> 01:41:59.029
‫به برادوی خوش اومدی.

01:41:59.571 --> 01:42:01.448
‫- کلمات خنده دار! ‫- عالیه.

01:42:02.449 --> 01:42:04.243
‫- مطمئنی؟ ‫- نه.

01:42:04.326 --> 01:42:06.370
‫- عشق شیرین... ‫- آره.

01:42:06.453 --> 01:42:07.287
‫عشق شیرین من!

01:42:07.371 --> 01:42:08.664
‫اولین یادداشت عجیب.

01:42:08.747 --> 01:42:10.874
‫پس فکر کنم همینیه که هست. ‫باید شروع کنم.

01:42:10.958 --> 01:42:13.001
‫♪ یه چیز رو می‌دونم. ♪

01:42:13.085 --> 01:42:14.837
‫♪ همیشه می‌دونستم. ♪

01:42:15.420 --> 01:42:17.506
‫♪ من خودم هستم. ♪

01:42:17.589 --> 01:42:20.092
‫هر دو دستمان رو به اسلحه می‌رسونیم.

01:42:20.592 --> 01:42:22.594
‫ولی من اول گرفتمش.

01:42:25.764 --> 01:42:28.851
‫خیلی خوبه. ‫دقیقا می‌دونم که داره باسنم رو فرم می‎ده.

01:42:29.935 --> 01:42:31.145
‫باشه، ولی می‌سوزه.

01:42:34.356 --> 01:42:35.900
‫نمی‌دونم چطوری این‌ها یادم اومد.

01:42:36.400 --> 01:42:38.837
‫حتی نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده. ‫حتی نمی‎دونم کجا هستم.

01:42:38.861 --> 01:42:40.404
‫شماها کی هستین؟

01:42:40.487 --> 01:42:42.281
‫اگه یه رویا باشه، واقعا عصبانی می‎شم.

01:42:58.964 --> 01:43:01.133
‫احساس می‌کنم دارم این کار رو با این
‫شخص انجام می‎دم.

01:43:01.216 --> 01:43:02.509
‫این من هستم توی برادوی.

01:43:03.135 --> 01:43:04.678
‫یجورایی خودم هستم،

01:43:05.804 --> 01:43:09.016
‫فقط قبل و بعد از همه‎ی سوء استفاده‎هایی
‫که توی زندگیم شد.

01:43:10.017 --> 01:43:13.187
‫واقعاً دارم تجسمش می‌کنم. ‫که با هم، انجامش می‎دیم.

01:43:13.270 --> 01:43:16.857
‫این یه قتل خونسردانه‌ست، خانم هارت.
‫موظف هستن که به خاطرش، شما رو دار بزنن.

01:43:18.400 --> 01:43:19.400
‫حالا

01:43:21.612 --> 01:43:24.948
‫همیشه به سمت خاصی کشیده می‌شم و
‫می‌گم: خب دیگه، واقعا خوبه.

01:43:25.032 --> 01:43:27.784
‫اما این دفعه، باید فراتر از همیشه برم.

01:43:29.244 --> 01:43:31.806
‫بارها گفتم که: برای من مهم نیست که
‫مردم چه فکری می‎کنن.

01:43:31.830 --> 01:43:32.998
‫چون این، تنها انتخاب موجوده.

01:43:33.081 --> 01:43:35.417
‫اگه برام مهم باشه که مردم چه فکری
‫می‌کنن، الان اینجا نبودم.

01:43:35.500 --> 01:43:37.461
‫درسته.

01:43:37.544 --> 01:43:40.088
‫اما به اندازه کافی هم اهمیت می‎دهم.

01:43:47.888 --> 01:43:50.098
‫داریم به این درک می‌رسیم که ‫چیز بدی هم نیست.

01:43:50.182 --> 01:43:52.392
‫این... این... ‫این باعث می‌شه که بخاطرش بجنگی.

01:43:54.311 --> 01:43:57.231
‫فقط از همون اول شروع کن و زمانی هم که
‫احساس کردی خسته شدی، ادامه بده.

01:43:57.814 --> 01:44:00.192
‫ببین! دارم می‎رم اون طرف.

01:44:01.276 --> 01:44:02.319
‫باشه.

01:44:02.402 --> 01:44:08.158
‫♪ به من و نوزادم نگاه کن! ♪

01:44:12.371 --> 01:44:16.708
‫به نظر من خوبه جون... ‫توقعاتمون خیلی پایینه.

01:44:21.296 --> 01:44:22.547
‫از کنترل من خارجه.

01:44:23.548 --> 01:44:26.508
‫- همه چیز دست خودته.
‫- همه چیز دست خودمه اما دست من نیست.

01:44:29.805 --> 01:44:31.682
‫در معرض خطر شدید تحقیر شدن هستم،

01:44:31.765 --> 01:44:35.936
‫اما می‌خوام که دنبالش برم. ‫قراره کاملاً دیوانه بشم.

01:44:36.853 --> 01:44:38.581
‫اون یکم نگران منه.

01:44:38.605 --> 01:44:39.773
‫براندون! نگران نباش.

01:44:39.856 --> 01:44:42.985
‫می‌دونی چیه؟ این، همون چیزیه که
‫قراره لرزه به اندام همه بندازه.

01:44:43.902 --> 01:44:44.903
‫مثل یه آتشفشان.

01:44:44.987 --> 01:44:47.197
‫فقط نمی‌دونیم که چه چیزی قراره
‫از آتشفشان بیرون بیاد.

01:44:49.491 --> 01:44:50.742
‫♪ یه چیزی! ♪

01:44:52.494 --> 01:44:54.371
‫احساس می‌کنم ناعادلانه‌ست،

01:44:54.454 --> 01:44:57.207
‫این، روش دنیاست، ‫من ساده لوح نیستم.

01:44:59.001 --> 01:45:02.921
‫مواقعی هست که درباره‎ی بازیگری که
‫پروژه خاصی را انجام می‎ده،

01:45:03.005 --> 01:45:06.383
‫چیزهایی می‌شنویم و می‎گیم: چه چیزی
‫به اونها، حق انجام این کار رو می‎ده؟

01:45:06.466 --> 01:45:08.510
‫اونها اینطوری نیستن، ‫اونها اونطوری نیستن،

01:45:10.262 --> 01:45:12.765
‫اما می‎دونین چیه؟ پاملا در تمام عمرش،
‫همینطوری بوده.

01:45:13.765 --> 01:45:15.559
‫همون چیزیه که باید باهاش مبارزه کند و

01:45:15.642 --> 01:45:20.605
‫شما کی هستین که سعی کنین بخاطر
‫علایقش، و اینکه خودش کیه و

01:45:20.689 --> 01:45:24.484
‫استعدادش چیه، رویاش رو نابود کنین.

01:45:24.568 --> 01:45:27.612
‫خانم ها و آقایان، لطفا روی صندلی‌های
‫خودتون بنشینید.

01:45:27.696 --> 01:45:30.324
‫اجازه بدین مردم رویاپردازی کنن،
‫اجازه بدین مردم ستاره‌ها رو بگیرن.

01:45:30.407 --> 01:45:31.407
‫چرا که نه؟

01:45:44.379 --> 01:45:46.566
‫-می‌خوای یه چیزی رو بدونی؟ ‫- آره.

01:45:46.590 --> 01:45:48.717
‫همیشه می‌خواستم اسمم تو روزنامه‌ها باشه.

01:45:49.509 --> 01:45:55.867
‫روکسی، شیکاگو رو تکان می‎ده.

01:45:55.891 --> 01:46:00.520
‫♪ این نام، بر لبان همه خواهد بود. ♪

01:46:00.604 --> 01:46:01.730
‫♪ روکسی! ♪

01:46:10.113 --> 01:46:14.326
‫پاملا اندرسون در اولین نمایش خود در
‫برادوی، جمعیت شیکاگو را به تکاپو انداخت.

01:46:16.161 --> 01:46:18.288
‫بازگشته تا با کار جدیدش، در مرکز
‫توجه‌ها قرار بگیره.

01:46:18.372 --> 01:46:20.874
‫و داستان رهایی رو به طوری جذاب ‫به تصویر بکشه.

01:46:20.957 --> 01:46:23.418
‫این، من هستم که می‌خوان تماشاش کنن، نه تو!

01:46:24.628 --> 01:46:27.297
‫اندرسون، آوازهای تک نفره رو به ‫زیبایی اجرا کرد.

01:46:27.381 --> 01:46:29.925
‫تو ماه سپتامبر، تو تالار کارنگی،
‫سر تیتر خبرها نخواهد بود،

01:46:30.008 --> 01:46:31.448
‫اما آهنگ‌ها رو به زیبایی اجرا می‎کنه،

01:46:31.927 --> 01:46:34.763
‫و به معاشقه مرلین مونرو اشاره می‎کنه،
‫و تمام نت‎ها رو ادا می‌کنه.

01:46:34.846 --> 01:46:37.557
‫♪ مثل یه توله سگ آسیب دیده ♪

01:46:38.141 --> 01:46:39.741
‫اندرسون خیلی بامزه‌ست.

01:46:39.768 --> 01:46:41.288
‫نمی‌تونم ادامه بدم، ‫نمی‌تونم ادامه بدم.

01:46:42.229 --> 01:46:43.229
‫نه روکسی.

01:46:44.147 --> 01:46:46.584
‫الان می‌تونم تایید کنم که بازیگر بی‌واچ

01:46:46.608 --> 01:46:49.128
‫با اطمینان به تفس گام برمی‌داره
‫و صداش، با خودش آهنگ حمل می‌کنه.

01:46:49.861 --> 01:46:52.030
‫می‌دونین! جاز

01:46:54.241 --> 01:46:56.118
‫اون، از هیچ چیز نمی‎ترسه

01:46:56.201 --> 01:46:59.621
‫می‌رم کاری رو بکنم که هیچ کس
‫فکر نمی‌کنه بتونم انجام بدم.

01:46:59.704 --> 01:47:00.872
‫و بترکونم.

01:47:01.873 --> 01:47:03.708
‫این، دیوانگیه. ‫اون خیلی فوق العاده‎ست.

01:47:04.709 --> 01:47:07.212
‫حالا بیشتر از همیشه، در نهایت

01:47:07.295 --> 01:47:09.840
‫روی دستیابی به کاری که می‌خواد انجام بده،
‫تمرکز می‌کنه.

01:47:09.923 --> 01:47:12.050
‫در مورد راضی کردن دیگران، نگرانی‌ای نداره.

01:47:13.093 --> 01:47:15.512
‫نگران نیست که دوست پسرش چه فکری می‌کنه.

01:47:15.595 --> 01:47:17.472
‫که قراره شوهرش حسادت کنه.

01:47:31.278 --> 01:47:34.990
‫♪ خوبه، اینطور نیست؟ ♪

01:47:35.073 --> 01:47:37.325
‫♪ محشره، اینطور نیست؟ ♪

01:47:37.868 --> 01:47:40.162
‫♪ عالیه، اینطور نیست؟ ♪

01:47:40.245 --> 01:47:43.248
‫♪ غم انگیزه، اینطور نیست؟ ♪

01:47:43.331 --> 01:47:45.417
‫♪ سرگرم کننده‌ست، اینطور نیست؟ ♪

01:47:46.585 --> 01:47:49.087
‫♪ امروزه... ♪

01:47:53.383 --> 01:47:56.261
‫♪ همه جا، مردانی وجود داره، ♪

01:47:56.344 --> 01:47:58.972
‫♪ همه جا، جاز وجود داره، ♪

01:47:59.055 --> 01:48:01.391
‫♪ همه جا، مشروب وجود داره، ♪

01:48:01.475 --> 01:48:03.852
‫♪ همه جا، مشروب وجود داره، ♪

01:48:03.935 --> 01:48:05.729
‫♪ همه جا، شادی وجود داره، ♪

01:48:06.688 --> 01:48:07.939
‫♪ امروزه... ♪

01:48:11.443 --> 01:48:15.489
‫♪ می‎تونین زندگی‌ای که دارین رو ‫دوست بدارید. ♪

01:48:16.072 --> 01:48:19.784
‫♪ می‎تونین زندگی‌ای که دارین رو ‫زندگی کنید. ♪

01:48:20.535 --> 01:48:23.330
‫♪ حتی می‌تونید ازدواج کنید... ♪

01:48:23.413 --> 01:48:24.915
‫می‌خوام گذشته را در آغوش بگیرم.

01:48:25.457 --> 01:48:26.541
‫حقیقت رو در آغوش بگیرم.

01:48:27.417 --> 01:48:29.711
‫زندگی من، داستان دراملتیک نیست.

01:48:29.794 --> 01:48:33.048
‫♪ و خوبه، اینطور نیست؟ ♪

01:48:33.131 --> 01:48:35.300
‫♪ محشره، اینطور نیست؟ ♪

01:48:35.383 --> 01:48:37.761
‫♪ عالیه، اینطور نیست؟ ♪

01:48:37.844 --> 01:48:38.844
‫♪ غم انگیزه؟ ♪

01:48:49.272 --> 01:48:50.398
‫من قربانی نیستم.

01:48:50.482 --> 01:48:53.360
‫خودم رو توی موقعیت‌های دیوانه کننده ‫قرار دادم و

01:48:54.027 --> 01:48:56.655
‫از اونها جان سالم به در بردم.

01:48:59.991 --> 01:49:02.720
‫به همون اندازه‌ای که می‌تونیم درد رو
‫توی زندگی، تحمل کنیم، درد می‌کشیم.

01:49:02.744 --> 01:49:05.372
‫مانند نوعی کاتالیز برای چیزهای عالی،

01:49:05.455 --> 01:49:07.249
‫مانند شعر، موسیقی، هنر.

01:49:09.417 --> 01:49:11.253
‫برای تمام تجربیاتی که بدست آوردم، ‫سپاسگزارم.

01:49:11.336 --> 01:49:13.338
‫و هیچ کس رو به خاطر چیزی سرزنش نمی‌کنم.

01:49:13.838 --> 01:49:14.923
‫خوشحالم که این اتفاق افتاد.

01:49:35.360 --> 01:49:38.446
‫انگار که به تازگی یه طوفان رو ‫پشت سر گذاشتم.

01:49:41.658 --> 01:49:43.410
‫یه جورایی حس خوبی داره.

01:49:48.164 --> 01:49:49.708
‫مطمئن هستم که کارم تمام نشده.

01:49:52.419 --> 01:49:54.796
‫اما اصلا نمی‌دونم که قراره بعدا ‫چه کاری انجام بدم.

01:49:54.879 --> 01:49:55.964
‫بچه‌های من، بزرگ شدن و

01:49:58.216 --> 01:49:59.634
‫اساسا تنها هستم.

01:50:00.885 --> 01:50:01.885
‫و

01:50:05.807 --> 01:50:07.407
‫اما الان، همین لحظه رو دوست دارم.

01:50:07.475 --> 01:50:09.745
‫همین لحظه‌ای که هیچ سرنخی ندارم
‫که چه اتفاقی ممکنه بیافته.

01:50:09.769 --> 01:50:12.731
‫و می‌دونم که ظاهرا تو این بخش از زندگیم

01:50:12.814 --> 01:50:14.941
‫باید یه جایی مستقر شم، اما

01:50:17.819 --> 01:50:18.819
‫نمی‌دونم.

01:50:22.073 --> 01:50:23.408
‫شاید هفته آینده، بدونم.

01:50:31.166 --> 01:50:32.417
‫- سلام. ‫- سلام.

01:50:35.045 --> 01:50:38.173
‫فکر کردم باید این کار رو بکنم،
‫نه آرایشی، نه هیچ چیز دیگه‌ای.

01:50:38.256 --> 01:50:39.174
‫کی اهمیت می‌ده؟

01:50:39.257 --> 01:50:41.718
‫به زودی وقتی که بالشم رو بغل کردم، ‫لخت هستم.

01:50:41.801 --> 01:50:43.595
‫پاملا! برهنه شو.

01:50:43.678 --> 01:50:45.055
‫پاملا! لخت شو.

01:50:45.138 --> 01:50:45.972
‫لخت، برهنه.

01:50:46.056 --> 01:50:48.183
‫نظرتون چیه که تمام مصاحبه‌ها رو ‫لخت انجام بدم؟

01:50:49.059 --> 01:50:50.226
‫اینجا، هیچ رازی نیست.

01:50:52.103 --> 01:50:53.772
‫یه چیزی رو فهمیدم.

01:50:53.855 --> 01:50:56.566
‫اگه روی عینک آفتابیم، از اینها بزنم، ‫جواب می‌ده.

01:50:57.067 --> 01:50:58.067
‫و انگار

01:50:59.444 --> 01:51:00.987
‫انگار اینطوری

01:51:02.614 --> 01:51:03.782
‫کاملاً جواب می‌ده.

01:51:06.076 --> 01:51:07.076
‫سلام عزیزم.

01:51:07.494 --> 01:51:08.328
‫صبح بخیر.

01:51:08.411 --> 01:51:12.123
‫وقتی‌که عینکت رو روی اون یکی بذاری،
‫جواب می‌ده، باورت می‌شه؟

01:51:12.207 --> 01:51:15.293
‫می‌دونی که می‌تونی عینک آفتابی طبی ‫بخری، درسته؟

01:51:15.377 --> 01:51:16.377
‫چی؟

01:51:17.003 --> 01:51:19.130
‫می‌شه عینک آفتابی طبی، خرید؟

01:51:19.214 --> 01:51:22.133
‫می‌دونی اینجا ساعت 7:30 صبحه؟

01:51:22.217 --> 01:51:23.217
‫پاشو!

01:51:26.680 --> 01:51:29.099
‫بهترین راه برای ازدواج، اینه که ‫به یه نفر بگی:

01:51:29.182 --> 01:51:30.642
‫هیچوقت با تو ازدواج نمی‌کنم.

01:51:30.725 --> 01:51:33.019
‫ظرف شش ماه متاهل می‌شی، مطمئنم.

01:51:33.103 --> 01:51:34.455
‫این کاریه که باید انجام بدی، باشه؟

01:51:34.479 --> 01:51:36.439
‫باید هدفش رو داشته باشی. ‫باید هدفش رو داشته باشی.

01:51:36.523 --> 01:51:38.942
‫مثل اینکه واقعا هیچوقت با اون شخص
‫ازدواج نمی‌کنی. هیچوقت.

01:51:41.194 --> 01:51:42.195
‫سلام مامان!

01:51:42.278 --> 01:51:43.363
‫سلام عزیزم.

01:51:43.988 --> 01:51:46.908
‫چیه، دوباره سر به زیر شدی؟ ‫نه. دوباره شروع شد؟

01:51:46.991 --> 01:51:50.245
‫من وارونه‌ام. مامان اینکار رو نکن.
‫لطفا این کار رو نکن.

01:51:51.788 --> 01:51:53.415
‫هر آدم پیری، همچین کارهایی می‌کنه؟

01:51:56.167 --> 01:51:58.962
‫دیگه هیچوقت شوهر نمی‌خوام.

01:51:59.963 --> 01:52:01.965
‫خیلی مزخرفه.

01:52:01.989 --> 01:52:03.989
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:52:04.013 --> 01:52:12.013
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.