﻿WEBVTT

00:00:47.240 --> 00:00:51.320
‫ در آوریل 1970 پیر گلدمن به
‫چهار حمله مسلحانه متهم شد...

00:00:51.490 --> 00:00:55.030
‫که یکی از آن‌ها منجر به مرگ دو داروساز شد.

00:00:55.700 --> 00:01:00.200
‫در دسامبر 1974 دادگاه وی را...

00:01:00.360 --> 00:01:03.030
‫به حبس ابد محکوم کرد...

00:01:03.200 --> 00:01:07.280
‫ولی وی ادعای بی‌گناهی
‫ در پرونده داروخانه را کرد.

00:01:09.950 --> 00:01:15.490
‫در اکتبر 1975 کتابش در قالب یک درخواست
‫که در زندان نوشته شده بود منتشر شد...

00:01:15.700 --> 00:01:19.900
‫«خاطرات مبهم یک یهودی زاده فرانسه»

00:01:20.030 --> 00:01:24.740
‫نوامبر 1975، دادگاه تجدیدنظر
‫حکم اولیه را لغو کرده...

00:01:24.910 --> 00:01:29.490
‫و پرونده را به دادگاه جنایی آمیان
‫انتقال داد.

00:01:33.280 --> 00:01:35.700
‫پاریس، نوزدهم آوریل 1976...

00:01:36.240 --> 00:01:45.240
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:53.070 --> 00:01:54.820
‫آقای شوراکی اومدن.

00:01:55.660 --> 00:01:56.780
‫ممنون.

00:01:57.740 --> 00:01:59.240
‫سلام آقای کیجمان.

00:01:59.410 --> 00:02:01.280
‫ممنون که انقدر زود تشریف آوردید.

00:02:03.740 --> 00:02:06.200
‫یه چیزی هست که ممکنه نگرانتون کنه.

00:02:09.950 --> 00:02:10.990
‫جناب کیجمان...

00:02:11.160 --> 00:02:15.900
‫بدین ترتیب دفاعیه من به
‫وسیله آقایان بارتولی و شوراکی...

00:02:16.030 --> 00:02:18.110
‫و بدون شما انجام خواهد شد.

00:02:18.360 --> 00:02:23.610
‫مطمئنم شما نیز برای تبرئه من
‫نهایت تلاش خود را می‌کردید...

00:02:23.780 --> 00:02:25.110
‫اما همچنین معتقدم...

00:02:25.280 --> 00:02:28.740
‫شما از ضرر و سرگردانی من خرسند هستید.

00:02:28.990 --> 00:02:30.950
‫از آن لذت می‌برید.

00:02:31.110 --> 00:02:35.150
‫با وجود عدم تمایل
‫شما در صحبت با موکل خود...

00:02:35.320 --> 00:02:37.780
‫این تصمیم که در موردش بسیار تامل کردم...

00:02:37.910 --> 00:02:41.200
‫و تاثیرش در هفته نهایی دادگاه زیاد است...

00:02:41.360 --> 00:02:44.450
‫به من اجازه می‌دهد که با توجه به نگرش شما،
‫آزادانه از خودم دفاع کنم.

00:02:44.660 --> 00:02:48.490
‫با تشکر بابت زحمات شما، پیر گلدمن.

00:02:49.490 --> 00:02:50.450
‫خبر داشتی؟

00:02:50.950 --> 00:02:53.700
‫آره، چند روز پیش برام نامه نوشت.

00:02:53.860 --> 00:02:55.700
‫چرا بهم نگفتی؟

00:02:55.860 --> 00:02:58.070
‫نامه‌اش جدی به نظر نمی‌رسید.

00:02:58.240 --> 00:02:59.950
‫اینجا داریش؟

00:03:00.110 --> 00:03:01.360
‫توی دفترمه.

00:03:01.570 --> 00:03:03.610
‫می‌شه یه نفر بیارش؟

00:03:04.070 --> 00:03:05.700
‫نه، الان کسی اونجا نیست.

00:03:06.320 --> 00:03:09.030
‫مهمه. می‌خوام بخونمش.

00:03:09.570 --> 00:03:10.650
‫زنگ بزن.

00:03:11.360 --> 00:03:12.740
‫چون اصرار داری...

00:03:12.910 --> 00:03:15.610
‫چند بخشش رو می‌خونم که لحنش رو متوجه بشی.

00:03:20.320 --> 00:03:21.490
‫فرانسیس...

00:03:21.700 --> 00:03:25.900
‫دوست دارم خصومتی که در رابطه با
‫کیجمان پیش آمده رو توضیح بدم...

00:03:26.030 --> 00:03:30.150
‫اگر کسی با من اعلام دوستی بکند
‫و من نیز با او دوست شوم...

00:03:30.320 --> 00:03:32.570
‫این دلالت بر یک رابطه واقعی دارد.

00:03:32.740 --> 00:03:37.070
‫اما الان می‌بینم که کیج در باتلاق کثیف
‫زندگی اجتماعی مانده.

00:03:37.280 --> 00:03:41.400
‫ولی از آن جا که می‌تواند به خوبی از من
‫ دفاع کند این اهمیت چندانی ندارد...

00:03:41.610 --> 00:03:44.860
‫ولی قسم می‌خورم که نمی‌تونم تحملش کنم.

00:03:45.490 --> 00:03:47.740
‫- ادامه بدم؟
‫- آره، ادامه بده.

00:03:49.110 --> 00:03:50.200
‫اولا:

00:03:50.360 --> 00:03:53.780
‫بخاطر اون اشتباهات فاحش چاپ اول کتابم...

00:03:53.910 --> 00:03:56.360
‫همچنان در برداشت‌های بعد نیز وجود دارد.

00:03:56.570 --> 00:04:00.200
‫باید راهی پیدا می‌کرد که
‫سود من تضمین شده باشه.

00:04:00.360 --> 00:04:02.650
‫تمام راه حل‌هاش مزخرف بود.

00:04:02.990 --> 00:04:06.780
‫دوما: بهش گفتم که کاری کنه
‫ که در مطبوعات کار کنم.

00:04:06.910 --> 00:04:10.200
‫نه تنها که انجامش نداد،
‫بلکه به شوخی جواب داد:

00:04:10.360 --> 00:04:12.900
‫همیشه می‌تونی به عنوان
‫ یه دونده استخدام بشی.

00:04:13.660 --> 00:04:17.030
‫سوما: نگفته که کریستین
‫در دادگاه شرکت می‌کند یا نه.

00:04:17.200 --> 00:04:21.570
‫او نباید شهادت دهد
‫ و بازیچه قوانین بیمار شود.

00:04:22.110 --> 00:04:27.110
‫چهارما: در مورد یک نمایش با سینیورت
‫و مونتاند حرف می‌زنه...

00:04:27.280 --> 00:04:30.900
‫یا دیدن دپاردیو و آدجانی در آمستردام.
‫ گور پدرش.

00:04:32.950 --> 00:04:34.150
‫باقیش هم لازم نیست.

00:04:34.320 --> 00:04:36.490
‫هیچ چیز رو جا ننداز. بخون لطفا.

00:04:38.320 --> 00:04:43.110
‫حوصله تحمل مسخره بودن و بی‌فایده بودن
‫و خرده‌نگری یهودیش رو ندارم.

00:04:43.280 --> 00:04:45.200
‫به هر دری زد...

00:04:45.360 --> 00:04:48.240
‫حتی از رجیس دبرای دوستم استفاده کرد
‫ که این پرونده رو به دست بیاره...

00:04:48.410 --> 00:04:51.900
‫در همین حین هم تظاهر می‌کرد که با اکراه
‫ قبول کرده و این حالم رو بد می‌کنه.

00:04:52.110 --> 00:04:55.860
‫بدگمانی زندان شاید تشدیدش کرده باشه،
‫ولی حقیقت ناراحت‌کننده اینه که...

00:04:55.990 --> 00:04:57.780
‫کیجمان وقتی به وسیله من فرصت داره...

00:04:57.910 --> 00:05:00.900
‫که به صورت قانونی جلب توجه کنه،
‫صادقانه بازی می‌کنه.

00:05:01.070 --> 00:05:03.150
‫چه صحنه خوبی!

00:05:03.450 --> 00:05:06.150
‫متنفرم که من رو تصاحب کنه.
‫من رو ضعیف می‌کنه...

00:05:06.320 --> 00:05:08.780
‫و این قبل دادگاهم خوب نیست.

00:05:08.910 --> 00:05:10.950
‫ارتباط باهاش غیرممکنه.

00:05:11.110 --> 00:05:12.700
‫می‌خوام اخراجش کنم...

00:05:12.860 --> 00:05:16.240
‫ولی نمی‌خوام بدون نظر تو تصمیمی بگیرم.

00:05:16.410 --> 00:05:18.900
‫زود جوابم رو بده، دوستت، پیر.

00:05:19.070 --> 00:05:20.610
‫چه جوابی دادی؟

00:05:20.780 --> 00:05:22.990
‫که این اشتباه بزرگیه.

00:05:23.160 --> 00:05:24.990
‫خب گوش نکرد که.

00:05:25.160 --> 00:05:28.450
‫کرد، الان دیدمش. امروز نامه می‌نویسه...

00:05:28.660 --> 00:05:30.820
‫و می‌گه که نامه قبلی رو نادیده بگیری.

00:05:31.200 --> 00:05:32.780
‫یهودی بیهوده!

00:05:33.860 --> 00:05:36.320
‫به چه جرئتی؟ خیال کرده من کی هستم؟

00:05:36.490 --> 00:05:39.070
‫من سخت تلاش کردم که به اینجا رسیدم.

00:05:39.240 --> 00:05:41.030
‫من گذشته سختی داشتم.

00:05:41.200 --> 00:05:44.030
‫مادر بی‌‌سوادم من و خواهرهام
‫ رو تنهایی بزرگ کرد.

00:05:44.280 --> 00:05:48.700
‫یهودی بیهوده خودشه و کتابش
‫و رفیق‌های کمونیستش.

00:05:48.860 --> 00:05:51.990
‫نادیده بگیر. با وجود دادگاهش عصبانیه.

00:05:52.160 --> 00:05:54.490
‫آسونه دیگه. کی عصبانی نیست؟

00:05:54.910 --> 00:05:57.200
‫واسه من چیز بزرگیه.
‫من دادگاه‌های کمی داشتم.

00:05:57.360 --> 00:06:00.610
‫هفته‌ها بی‌وقفه روی این پرونده کار کردم.

00:06:01.200 --> 00:06:05.780
‫این فکر که ممکنه اعدام بشه
‫ باعث شد شب‌ها خوابم نبره.

00:06:06.910 --> 00:06:08.650
‫و حالا بهم توهین می‌کنه؟

00:06:08.820 --> 00:06:11.110
‫راستش دوست دارم استعفا بدم.

00:06:11.280 --> 00:06:14.400
‫نه، ولش نکن. حالا از سر دلسوزی.

00:06:14.610 --> 00:06:16.950
‫چرا که نه؟ چرا باید ادامه بدم؟

00:06:17.110 --> 00:06:19.570
‫بدون تو از پسش بر نمیاد.

00:06:19.740 --> 00:06:22.400
‫می‌دونم چقدر به این پرونده اهمیت می‌دی.

00:06:22.610 --> 00:06:26.860
‫چرا باید از کسی که میل به پیروزی نداره
‫دفاع کنم؟ طرف افکار خودکشی داره.

00:06:27.910 --> 00:06:30.150
‫برای اون این اتهام یه نفرینه...

00:06:30.320 --> 00:06:31.900
‫که به سرنوشت مردمش مربوطه.

00:06:32.030 --> 00:06:34.490
‫خودش رو یک شهید می‌بینه.

00:06:34.700 --> 00:06:37.030
‫این بهانه‌ایه که به اتهامات پاسخ نده.

00:06:37.200 --> 00:06:40.280
‫نه، می‌خواد بابت همش پاسخ بده.
‫بند به بند.

00:06:40.450 --> 00:06:43.900
‫معتقده که خودش بهتر از هرکسی
‫می‌تونه از خودش دفاع کنه.

00:06:44.240 --> 00:06:46.360
‫همون‌طور که توی دادگاه اول دیدیم.

00:06:47.240 --> 00:06:50.950
‫سعی کن بفهمی.
‫اون حس می‌کنه قربانی بی‌عدالتی شده.

00:06:51.820 --> 00:06:54.650
‫تو از خودت نمی‌پرسی که بی‌گناهه یا نه؟

00:06:56.160 --> 00:06:57.780
‫من بهش فکر نمی‌کنم.

00:06:57.910 --> 00:07:00.610
‫من می‌خوام به یه دوست کمک کنم.
‫برادری که به مشکل خورده...

00:07:00.780 --> 00:07:03.360
‫- برادر؟
‫- آره، برادر.

00:07:03.570 --> 00:07:04.990
‫یه برادر یهودی.

00:07:05.160 --> 00:07:07.950
‫بزغاله را از صحرا نجات بده.

00:07:08.280 --> 00:07:11.240
‫واقعا کجا آشنا شدید؟
‫توی کلاس تلمود؟

00:07:11.410 --> 00:07:12.610
‫نه، توی کاراته.

00:07:12.780 --> 00:07:17.400
‫تو که از خانواده خوبی هستی.
‫چطور با آدمی مثل اون آشنا شدی؟

00:07:20.910 --> 00:07:23.780
‫خب؟ نقشه‌ات چیه؟

00:07:28.610 --> 00:07:31.650
‫ازش دفاع می‌کنم. نه بخاطر دلایل خودش.

00:07:32.070 --> 00:07:33.570
‫بهم کمک کن که کنترلش کنم.

00:07:33.740 --> 00:07:36.650
‫برای موفقیت باید با آرامش کار کنیم.

00:07:41.070 --> 00:07:47.030
‫[پرونده گلدمن]

00:07:49.860 --> 00:07:52.280
‫[آمیان، بیست و ششم آوریل 1976]

00:08:14.570 --> 00:08:16.030
‫خانم سینیورت!

00:08:16.660 --> 00:08:17.990
‫خانم سینیورت!

00:08:25.990 --> 00:08:27.400
‫آقای دبرای لطفا.

00:08:28.410 --> 00:08:29.650
‫اینجا...

00:08:37.200 --> 00:08:38.780
‫آقای گلدمن، خانم گلدمن...

00:08:38.910 --> 00:08:40.320
‫به سمت راست.

00:08:42.200 --> 00:08:45.320
‫خانم، به سمت راست نگاه کنید.

00:08:46.610 --> 00:08:48.240
‫جناب...

00:08:48.410 --> 00:08:50.570
‫به من نگاه کنید، دوباره به من نگاه کنید.

00:08:51.950 --> 00:08:53.950
‫آقای گارو!

00:09:31.410 --> 00:09:33.820
‫روی نیمکت شاکیان بنشینید.

00:09:33.950 --> 00:09:35.030
‫ممنونم.

00:09:50.910 --> 00:09:52.860
‫گلدمن بی‌گناهه!

00:10:12.950 --> 00:10:16.070
‫عکاس‌ها دادگاه رو ترک کنند.

00:10:28.410 --> 00:10:29.780
‫همه قیام کنید!

00:10:31.200 --> 00:10:33.240
‫دادگاه و هیئت منصفه.

00:10:58.990 --> 00:11:02.570
‫لطفا قیام کنید و نام و نام خانوادگی...

00:11:02.740 --> 00:11:06.490
‫به همراه تاریخ تولد و زادگاه
‫ و نشانی رو تایید کنید.

00:11:09.070 --> 00:11:11.900
‫گلدمن، پیر برنارد...

00:11:12.030 --> 00:11:14.820
‫زاده 22 ژوئن 1944 در لیون...

00:11:15.200 --> 00:11:18.740
‫بدون حرفه و مسکنی ثابت،
‫محبوس در زندان فرنس.

00:11:19.450 --> 00:11:20.990
‫می‌توانید بنشینید.

00:11:22.410 --> 00:11:24.820
‫به سراغ کیفرخواست می‌رویم.

00:11:25.740 --> 00:11:28.950
‫پیر گلدمن، اتهامات علیه شما
‫ بدین شرح می‌باشد:

00:11:29.700 --> 00:11:32.610
‫در چهارم دسامبر سال 1969 حوالی
‫ساعت هشت شب...

00:11:32.780 --> 00:11:36.820
‫سرقت مسلحانه‌ای به ارزش
‫دو هزار و پانصد فرانک...

00:11:36.950 --> 00:11:40.240
‫از آقا و خانم فارماچی در
‫ فروشگاه سخت‌افزارشان...

00:11:40.410 --> 00:11:44.200
‫پلاک بیست و پنج خیابان دلابوته‌آکایلس
‫ در منطقه سیزده پاریس.

00:11:44.490 --> 00:11:48.150
‫در نوزدهم دسامبر 1969 در ساعت
‫ هشت و ده دقیقه شب...

00:11:48.320 --> 00:11:53.900
‫سرقت مسلحانه از داروخانه
‫منطقه یازده پاریس...

00:11:54.030 --> 00:11:56.950
‫و قتل عمد سیمون دولونه...

00:11:57.110 --> 00:11:59.240
‫و جینین آوبرت، دو داروساز...

00:11:59.410 --> 00:12:03.070
‫و اقدام به قتل ریموند تروکارد
‫ و جرارد کینت...

00:12:03.240 --> 00:12:06.200
‫که هر دو در اثر شلیک گلوله زخمی شدند.

00:12:06.700 --> 00:12:10.490
‫در بیستم دسامبر 1969، حدود
‫ساعت هفت و نیم شب...

00:12:10.700 --> 00:12:15.150
‫حمله مسلحانه به وی‌او‌جی
‫در منطقه هشت پاریس...

00:12:15.320 --> 00:12:17.200
‫توسط سه مرد که دو نفر آن سیاهپوست بودند...

00:12:17.360 --> 00:12:20.860
‫به ارزش 22675 فرانک.

00:12:20.990 --> 00:12:24.450
‫در شانزدهم ژانویه سال 1970 در ساعت
‫ هفت و چهل و پنج دقیقه شب...

00:12:24.660 --> 00:12:27.780
‫پاساژ رامی در منطقه هجده پاریس...

00:12:27.910 --> 00:12:29.900
‫سرقت از تامین اجتماعی...

00:12:30.070 --> 00:12:32.150
‫به مبلغ مجموعا 7800 فرانک...

00:12:32.320 --> 00:12:35.150
‫که مجددا با همراهی یک فرد سیاهپوست بود.

00:12:35.320 --> 00:12:39.900
‫اضافه می‌کنیم که پیر گلدمن
‫تمامی اتهامات برعلیه وی...

00:12:40.070 --> 00:12:42.740
‫به جز حمله به داروخانه را قبول دارد...

00:12:42.910 --> 00:12:45.400
‫و برای آن ادعای غیبت حین وقوع نیز دارد.

00:12:45.610 --> 00:12:49.450
‫وی ادعا می‌کند که در نوزدهم دسامبر
‫از ساعت هفت تا نه شب...

00:12:49.660 --> 00:12:52.030
‫پیش دوستی به نام جوئل لاتریک بوده...

00:12:52.200 --> 00:12:57.030
‫که ساکن پلاک 47 روی د تورن
‫در منطقه چهارم پاریس است.

00:12:57.200 --> 00:13:00.650
‫و نیز متذکر می‌شویم که تنها جرم قبلی وی...

00:13:00.820 --> 00:13:04.070
‫اجتناب از خدمت سربازی بود...

00:13:04.240 --> 00:13:08.900
‫و مدافعین شاهد عینی ندارند.

00:13:09.070 --> 00:13:10.610
‫آقایون...

00:13:10.780 --> 00:13:12.950
‫توضیحی دارید؟

00:13:13.410 --> 00:13:16.200
‫تصمیم با موکلمونه جناب قاضی.

00:13:16.360 --> 00:13:17.820
‫آقای گلدمن...

00:13:17.950 --> 00:13:20.150
‫توضیحی دارید؟

00:13:21.820 --> 00:13:24.610
‫برای دفاع نیاز به شاهدی ندارم...

00:13:24.780 --> 00:13:29.030
‫زیرا که در پرونده داروخانه
‫ کاملا بی‌گناه هستم.

00:13:29.280 --> 00:13:32.740
‫بنابراین من با بی‌گناهی کامل
‫ مقابل شما ایستادم...

00:13:32.910 --> 00:13:35.990
‫بدون اصطلاحاتی که معمولا
‫در دادگاه استفاده می‌شه...

00:13:36.160 --> 00:13:39.900
‫که جنبه باشکوهی و زیبایی دارن
‫و حالم رو به هم می‌زنن.

00:13:41.820 --> 00:13:43.240
‫سکوت لطفا!

00:13:47.910 --> 00:13:51.450
‫باید اضافی کنم که در مورد
‫ شخصیت اخلاقی من...

00:13:51.990 --> 00:13:54.820
‫مشخصه که از نظر قانون و جامعه...

00:13:54.950 --> 00:13:58.450
‫بعد سه سرقت مسلحانه من اخلاقیاتی ندارم.

00:13:58.820 --> 00:14:01.070
‫از این رو مزخرفه که...

00:14:01.240 --> 00:14:04.150
‫کسی که حتی با افتخار و
‫ پر زرق و برق هم هست...

00:14:04.320 --> 00:14:07.950
‫بیاد و در این دادگاه بگه
‫ که من آدم بااخلاقی هستم.

00:14:08.160 --> 00:14:10.610
‫من بی‌گناهم چون که بی‌گناه هستم...

00:14:10.780 --> 00:14:15.240
‫نه چون که بقیه در مورد شخصیت
‫و رفتارم شهادت می‌دن.

00:14:15.950 --> 00:14:18.610
‫خوب می‌دونیم که بسیاری از قاتل‌ها...

00:14:18.950 --> 00:14:20.990
‫افراد بسیار مهربانی بودند...

00:14:21.660 --> 00:14:24.900
‫که اخلاقیاتی خوب و طبیعی صلح‌دوست داشتند.

00:14:25.200 --> 00:14:30.150
‫خلاصه، مایلم که این پرونده
‫فقط با شواهد بررسی شود...

00:14:30.320 --> 00:14:34.070
‫و نهایت تلاشم رو می‌کنم که این دادگاه...

00:14:34.490 --> 00:14:36.860
‫از شر هرگونه تصنع که موضوع
‫ را مبهم کند در امان باشد.

00:14:42.110 --> 00:14:43.360
‫ممنونم!

00:14:47.030 --> 00:14:48.240
‫ممنونم!

00:14:53.240 --> 00:14:56.610
‫آقای گلدمن، با بازگویی
‫زندگی‌تون ادامه می‌دیم.

00:14:56.910 --> 00:14:58.110
‫زندگیم؟

00:14:58.570 --> 00:14:59.860
‫توضیح کامل؟

00:15:00.320 --> 00:15:02.820
‫- بله.
‫- ممکنه کمی طول بکشه.

00:15:04.240 --> 00:15:05.900
‫ما وقت زیاد داریم.

00:15:08.950 --> 00:15:12.650
‫شما 22 ژوئن 1944 در لیون در خانواده‌ای
‫ اسرائیلی لهستانی الاصل...

00:15:12.820 --> 00:15:14.610
‫از جبهه مقاومت کمونیسیتی به دنیا اومدید.

00:15:14.780 --> 00:15:18.700
‫در سال 1945 به جرم جاسوسی برای شوروی...

00:15:18.860 --> 00:15:20.610
‫مادرتون تبعید شد...

00:15:20.780 --> 00:15:22.240
‫و به لهستان برگشت.

00:15:22.410 --> 00:15:27.030
‫پدرتون شما رو به مدت
‫ یک سال به عمه‌تون سپرد...

00:15:27.200 --> 00:15:29.820
‫تا این‌که با خانم آمبران، روث ازدواج کرد.

00:15:29.950 --> 00:15:33.320
‫پدر و نامادریتون تا سال 1949
‫شما رو ندیدن...

00:15:33.490 --> 00:15:36.820
‫و شما هم تا سال 1959 در اولین
‫سفرتون به لهستان...

00:15:36.950 --> 00:15:39.780
‫مادر خودتون رو ندیدید.

00:15:41.320 --> 00:15:44.860
‫اطرافیان شما می‌گن کودکی سختی داشتید.

00:15:45.910 --> 00:15:48.030
‫می‌شه در این مورد توضیحی بدید؟

00:15:49.990 --> 00:15:53.070
‫مایل نیستم در مورد چنین موضوع
‫شخصی‌ای در جمع حرف بزنم.

00:15:53.450 --> 00:15:55.570
‫پس به نحوی دیگر می‌شه گفت...

00:15:55.740 --> 00:15:58.650
‫مادر شما فقط در زندگیش به
‫ آرمان‌هاش اهمیت می‌داد؟

00:15:58.820 --> 00:16:00.900
‫نه، تا امروز که اینطور نبوده.

00:16:01.910 --> 00:16:05.740
‫تحصیلات ابتداییتون بدون مشکل پیش رفته.

00:16:06.030 --> 00:16:08.570
‫بعد وارد یک مدرسه شبانه‌روزی شدید...

00:16:08.740 --> 00:16:12.450
‫که در موردش در کتابتون به
‫صورت آینده‌نگرانه گفتید...

00:16:12.660 --> 00:16:15.610
‫که گرمای سرطانی و مردانه‌اش را دوست داشتید.

00:16:16.240 --> 00:16:18.900
‫توی دبیرستان اوضاع آشفته‌تر بود.

00:16:19.360 --> 00:16:23.700
‫در سال ماقبل‌آخرتون شما یک شورش دانشجویی
‫ رو رهبری کردید.

00:16:23.860 --> 00:16:25.610
‫بله، ده سال زود بود!

00:16:25.860 --> 00:16:28.320
‫شما در دانشگاه سوربن در رشته
‫علوم اجتماعی تحصیل کردید.

00:16:28.700 --> 00:16:32.400
‫و در سال 1962 عضو اتحادیه کمونیستی
‫دانشجوها شدید...

00:16:32.610 --> 00:16:34.990
‫و حتی رئیس حراست اون شدید.

00:16:35.490 --> 00:16:40.110
‫اون زمان همه شما رو خیلی فعال
‫و تهاجمی توصیف می‌کردند.

00:16:41.110 --> 00:16:44.610
‫در همون حین حملات افسردگی داشتید...

00:16:44.780 --> 00:16:47.860
‫و چندین بار در بیمارستان روانی بستری شدید.

00:16:47.990 --> 00:16:50.280
‫نامه‌هایی از روانپزشک‌ها...

00:16:50.860 --> 00:16:54.320
‫همراه با سوابق الکتروشوک درمانی شما موجوده.

00:16:55.240 --> 00:16:58.450
‫می‌شه از این دوران افسردگی بگید؟

00:16:58.660 --> 00:17:01.900
‫خواسته شما رو انجام نمی‌دم.
‫مایلم با حقایق و شواهد پیش برم.

00:17:02.070 --> 00:17:05.110
‫بسیارخب. پس برگردیم سراغ شواهد.

00:17:05.910 --> 00:17:09.780
‫شما متعاقبا از وظایف نظامیتون سر باز زدید.

00:17:10.200 --> 00:17:12.740
‫- سرباز فراری بودید.
‫- بله.

00:17:14.280 --> 00:17:16.280
‫دقیقا چی شد؟

00:17:16.910 --> 00:17:19.450
‫قرار بود به سربازخانه نانسی برم...

00:17:19.660 --> 00:17:22.780
‫ولی به جاش به دیدن مادرم در لهستان رفتم.

00:17:22.910 --> 00:17:27.780
‫این دفعه از تعطیلات تابستانیتون
‫ هم بیشتر اونجا بودید.

00:17:28.240 --> 00:17:30.700
‫بله، نبودنم رو جبران کردم.

00:17:31.240 --> 00:17:33.900
‫می‌خواستم کشور والدینم رو بشناسم.

00:17:34.200 --> 00:17:35.990
‫تاریخش رو. جنگ رو...

00:17:36.160 --> 00:17:38.320
‫هولوکاست رو...
‫مادرم راهنماییم کرد.

00:17:38.490 --> 00:17:40.990
‫معمولا به گورستان گتو می‌رفتم.

00:17:41.160 --> 00:17:44.490
‫به آشتویتز سر می‌زدم.
‫جایی که اولین بار سیزده سالگیم رفتم.

00:17:44.700 --> 00:17:47.740
‫گفتید که بالاخره تونستید
‫ با مادرتون آشنا بشید.

00:17:47.910 --> 00:17:49.200
‫بله، دقیقا.

00:17:49.360 --> 00:17:51.900
‫برای بحث‌های واقعی به اندازه کافی
‫ بزرگ شده بودم...

00:17:52.030 --> 00:17:55.780
‫و دیدم که چطور با وجود فقر
‫و استالینیسم و گولاگ...

00:17:55.910 --> 00:18:00.570
‫به خودش وفادار موند و همچنان
‫ یک فعال و انقلابی باقی‌ماند.

00:18:02.490 --> 00:18:06.490
‫در مورد مقاومت ازش پرسیدم.
‫از سال‌های جنگیدنش همراه پدرم.

00:18:06.700 --> 00:18:08.610
‫داستانشون برام وحشتناک بود.

00:18:09.240 --> 00:18:10.900
‫می‌خواستم مثل اون‌ها باشم...

00:18:11.110 --> 00:18:14.780
‫اون فضای شورش و غرور و افتخار رو بشناسم.

00:18:14.910 --> 00:18:16.900
‫می‌خواستم که من هم یه یهودی جنجگو باشم.

00:18:17.070 --> 00:18:19.860
‫- یه یهودی جنگجو؟
‫- بله.

00:18:19.990 --> 00:18:22.860
‫که یهودی بودنم رو انگ ندونم.

00:18:23.320 --> 00:18:26.450
‫برای همین می‌خواستید
‫ عضو نیروهای چریکی بشید؟

00:18:26.660 --> 00:18:27.820
‫کاملا.

00:18:29.070 --> 00:18:32.610
‫مادرتون شما رو به انقلابی‌های کوبا
‫ معرفی کرد.

00:18:32.780 --> 00:18:34.860
‫بله، ولی در ابتدا موافق نبود.

00:18:34.990 --> 00:18:37.070
‫می‌گفت این کار دیوانگیه.

00:18:37.240 --> 00:18:38.490
‫ولی با این حال معرفی کرد.

00:18:38.700 --> 00:18:40.900
‫انقدر اصرار کردم که تسلیم شد...

00:18:41.070 --> 00:18:42.950
‫و یه جلسه آشنایی برگزار کرد.

00:18:43.110 --> 00:18:44.950
‫رفتم هاوانا که باهاشون آشنا بشم...

00:18:45.110 --> 00:18:47.820
‫و برگشتم و آماده تماس برای رفتن بودم.

00:18:47.950 --> 00:18:51.610
‫در پاریس در وقایع ماه مه 1968
‫هم نقش داشتید.

00:18:51.910 --> 00:18:53.360
‫بله، اما از دور.

00:18:53.570 --> 00:18:56.150
‫از دید من یک تصرف خیالی بود.

00:18:56.320 --> 00:18:58.240
‫تقلیدی از چریک‌های شهری...

00:18:58.410 --> 00:19:01.200
‫که شورشی‌ها شب می‌رن خونه
‫پیش مامان و باباشون.

00:19:01.610 --> 00:19:04.150
‫من فقط می‌خواستم برگردم آمریکای لاتین.

00:19:04.320 --> 00:19:06.490
‫و به همین ترتیب در ژوئن 1968...

00:19:06.990 --> 00:19:11.200
‫به ونزوئلا رفتید که عضو گروه مسلح
‫ شش مبارز بشید.

00:19:11.740 --> 00:19:13.320
‫چطور پیش رفت؟

00:19:13.660 --> 00:19:15.900
‫بهترین دوره زندگیم بود.

00:19:16.030 --> 00:19:19.150
‫آموزش نظامی، رفاقت،
‫زندگی مخفیانه...

00:19:19.320 --> 00:19:20.780
‫همون چیزی بود که رویاش رو داشتم.

00:19:21.070 --> 00:19:22.490
‫چطور زندگی می‌کردید؟

00:19:22.700 --> 00:19:23.900
‫با کدوم درآمد؟

00:19:24.030 --> 00:19:27.780
‫به سختی می‌خوابیدیم. کشاورزها بهمون
‫غذا می‌دادن و دارایی کمی داشتیم.

00:19:29.490 --> 00:19:32.820
‫رهبر گروهتون شخصی به نام
‫آسوالدو بارتو بود...

00:19:32.950 --> 00:19:37.240
‫یک فرانسه‌ستیز باهوش فارغ‌التحصیل
‫جامعه‌شناسی که همچنین...

00:19:37.570 --> 00:19:38.990
‫گذشته مبهمی داشت...

00:19:39.160 --> 00:19:42.950
‫با عادت به مبارزه مسلحانه
‫و استفاده از سلاح.

00:19:43.950 --> 00:19:47.900
‫در کتابتون این فرد برای
‫شما تحسین‌برانگیز بود. چرا؟

00:19:48.490 --> 00:19:53.450
‫او بزرگ‌ترین نویسنده آمریکای لاتین بود،
‫با وجود این‌که هرگز چیزی ننوشته بود.

00:19:54.570 --> 00:19:58.200
‫شما ناگهان در سپتامبر 1969 همراه وی
‫به پاریس برگشتید...

00:19:58.360 --> 00:20:01.150
‫همراه با دو نفر دیگه از گروهتون.

00:20:01.910 --> 00:20:04.490
‫- چرا ناگهان برگشتید؟
‫- برنامه‌های دیگری داشتیم.

00:20:05.490 --> 00:20:09.150
‫شایعه‌ای می‌گوید شما و گروهتون...

00:20:09.320 --> 00:20:13.150
‫در سرقت از بزرگ‌ترین بانک ونزوئلا
‫ نقش داشتید...

00:20:13.320 --> 00:20:16.110
‫و همه تحت تعقیب پلیس بودید.

00:20:16.280 --> 00:20:20.240
‫می‌شه بازگشت فوریتون به
‫فرانسه رو توضیح بدید؟

00:20:20.780 --> 00:20:22.740
‫همان‌طور که خودتون گفتید یک شایعه بود.

00:20:22.910 --> 00:20:26.150
‫درسته، خیلی جذابه.
‫ولی متاسفانه حقیقت نداره.

00:20:26.320 --> 00:20:28.490
‫باید از خودمون بپرسیم...

00:20:28.700 --> 00:20:31.950
‫شما آرمان‌هاتون رو در ونزوئلا رها نکردید...

00:20:32.110 --> 00:20:33.820
‫که رو به خلاف بیارید؟

00:20:33.950 --> 00:20:35.700
‫نه، قطعا نه.

00:20:36.320 --> 00:20:39.320
‫با این‌حال بعد برگشتتون
‫به پاریس کاری نکردید.

00:20:39.490 --> 00:20:41.490
‫نه تحصیل کردید و نه کار.

00:20:41.700 --> 00:20:43.450
‫ولی دنبال انقلاب بودم.

00:20:43.660 --> 00:20:47.360
‫سلاح خریداری کردم و حتی دستورالعملی
‫ برای چریک‌های محلی نوشتم.

00:20:47.570 --> 00:20:50.070
‫همرزمان قدیمی اتحادیه‌ام
‫ بهم می‌گفتن که روانی شدم

00:20:50.450 --> 00:20:52.900
‫همرزمان قدیمیتون،
‫همون‌طور که صداشون کردید...

00:20:53.030 --> 00:20:57.450
‫شما رو به عنوان بی‌اراده و سودجو
‫ و فراری توصیف کردن.

00:20:57.660 --> 00:21:00.990
‫درسته. ولی فکر نمی‌کنم که
‫این جرم محسوب بشه.

00:21:01.240 --> 00:21:04.200
‫حقیقت اینه که شما کاملا بیکار شده بودید.

00:21:04.700 --> 00:21:07.240
‫هیچ کاری نکردید، کل روز خوابیدید...

00:21:07.410 --> 00:21:08.570
‫شب‌ها به...

00:21:08.740 --> 00:21:10.320
‫کلوپ‌های کارائیبی می‌رفتید...

00:21:10.490 --> 00:21:11.900
‫و شدیدا مشروب می‌خوردید.

00:21:12.030 --> 00:21:14.360
‫ درسته. اون زمان خیلی بد بودم.

00:21:14.570 --> 00:21:18.150
‫ردش نمی‌کنم. ولی متوجه نمی‌شم
‫ که این حقایق غیرقابل انکار...

00:21:18.320 --> 00:21:21.450
‫چه ربطی به اتهام قتلی
‫که بر من وارد شده داره.

00:21:21.660 --> 00:21:24.900
‫ارتباطش شرایط فعلی شماست.

00:21:25.030 --> 00:21:25.990
‫گوش کنید...

00:21:26.280 --> 00:21:27.860
‫درسته که من اون‌طور بودم...

00:21:27.990 --> 00:21:32.070
‫ولی من هرگز به دو زن غیرمسلح شلیک نمی‌کنم!

00:21:32.240 --> 00:21:35.240
‫بعدا در این مورد ازتون می‌پرسیم.

00:21:37.700 --> 00:21:41.360
‫همون دوستان می‌گویند که شما
‫ سلیقه گران‌قیمتی نیز داشتید.

00:21:41.570 --> 00:21:42.650
‫هر طور شما بگید.

00:21:42.820 --> 00:21:44.900
‫تمام پولتون رو خرج میکردید.

00:21:45.070 --> 00:21:48.110
‫- همه می‌گن خیلی ولخرج بودید.
‫- بله.

00:21:48.410 --> 00:21:50.700
‫پول کلی نوشیدنی دادم.

00:21:50.860 --> 00:21:53.900
‫کلی هم خرج فاحشه‌ها کردم.

00:21:54.280 --> 00:21:58.110
‫کلی پیراهن خریدم. من عرق می‌کنم
‫و خوشم نمیاد لباس بشورم.

00:21:58.280 --> 00:22:01.780
‫همین سبک زندگی من رو به دزدی کشوند.

00:22:02.110 --> 00:22:04.650
‫راه دیگری برای امرار معاش نداشتید؟

00:22:04.820 --> 00:22:07.200
‫- احتمالا داشتم.
‫- ولی سختیش بیشتر بود؟

00:22:07.360 --> 00:22:10.610
‫دزدی هم آسون نیست جناب قاضی.
‫خطراتی داره.

00:22:10.780 --> 00:22:13.280
‫- مثلا؟
‫- مثلا حکم اعدام.

00:22:13.570 --> 00:22:16.780
‫می‌دونید که مجازات سرقت مسلحانه اعدامه؟

00:22:16.910 --> 00:22:18.150
‫کاملا.

00:22:18.320 --> 00:22:21.070
‫- نترسیدید؟
‫- از زندان ترسناک‌تر نیست.

00:22:21.490 --> 00:22:23.240
‫از زندان می‌ترسید؟

00:22:23.410 --> 00:22:24.900
‫خیلی می‌ترسم. بله.

00:22:25.070 --> 00:22:28.610
‫این‌که یه زندگی جنایتکارانه
‫رو انتخاب کنی...

00:22:28.780 --> 00:22:30.110
‫با ترس از زندان در تناقض نیست؟

00:22:30.280 --> 00:22:31.570
‫چرا. احتمالا هست.

00:22:32.160 --> 00:22:33.570
‫پس برامون توضیح بدید.

00:22:35.910 --> 00:22:37.360
‫من بدبخت بودم.

00:22:40.610 --> 00:22:42.860
‫احساس می‌کردم در یک خلا سیاسی هستم.

00:22:42.990 --> 00:22:45.070
‫و به پول احتیاج داشتم. همین.

00:22:46.860 --> 00:22:48.860
‫نمی‌خوام به این موضوع بپردازم.

00:22:49.360 --> 00:22:51.900
‫- چرا؟
‫- چون بهش افتخار نمی‌کنم.

00:22:54.990 --> 00:22:56.450
‫جناب گلدمن...

00:22:56.660 --> 00:22:58.780
‫می‌شه شما رو تبه‌کار خطاب کرد؟

00:22:59.280 --> 00:23:00.110
‫بله.

00:23:00.280 --> 00:23:02.860
‫- و قاتل چطور؟
‫- نه، قطعا نه.

00:23:03.320 --> 00:23:06.900
‫اگه دزدی از داروخانه کار من بود...

00:23:07.030 --> 00:23:10.740
‫عمرا اگر به دو زن غیرمسلح که
‫ باهام کاری نداشتن شلیک می‌کردم.

00:23:10.910 --> 00:23:12.950
‫این برخلاف اصول اخلاقی منه.

00:23:13.110 --> 00:23:15.070
‫گلدمن بی‌گناهه!

00:23:17.450 --> 00:23:18.700
‫ممنون!

00:23:22.820 --> 00:23:24.320
‫لطفا سکوت رو رعایت کنید!

00:23:25.070 --> 00:23:26.570
‫ممنون!

00:23:28.910 --> 00:23:31.900
‫مرور زندگی شما تموم شد.

00:23:32.450 --> 00:23:34.110
‫می‌تونید بنشینید.

00:23:37.740 --> 00:23:40.450
‫از کتاب پیر گلدمن نقل‌قول می‌کنم.

00:23:40.700 --> 00:23:46.320
‫«از داشتن روابط خوب با روانپزشکانی که
‫ دادگاه تعیین کرده بود شگفت‌زده شدم...

00:23:46.490 --> 00:23:50.610
‫به ویژه یکی از آن دکترها، خانم بواتل...

00:23:50.990 --> 00:23:53.360
‫صحبت کردن باهاش برام خیلی مفید بود.

00:23:54.070 --> 00:23:58.740
‫حین صحبت باهاش متوجه می‌شدم
‫ که جرائمم نوعی هذیان بود...

00:23:58.910 --> 00:24:01.280
‫که با جنون تفاوت چندانی نداشت.

00:24:01.570 --> 00:24:04.280
‫به کشفی پیش‌پا افتاده اما بزرگ رسیدم:

00:24:04.450 --> 00:24:06.990
‫که داشتم به طرز غیرقابل بخششی
‫ خودم رو مجازات می‌کردم.

00:24:07.160 --> 00:24:10.610
‫درون من دادگاهی برگزار شده بود،
‫با قوانینی بی‌رحمانه...

00:24:10.780 --> 00:24:13.700
‫که در روابط رویاها و آرمان‌هایم
‫به من ضربه می‌زد.

00:24:13.860 --> 00:24:18.280
‫قانون نمی‌توانست مرا مجازات کند، زیرا که
‫ در جرائمم خودم، خودم را مجازات کرده بودم.

00:24:18.450 --> 00:24:22.820
‫اون جرائم فقط سرقت مسلحانه پول نبودند.

00:24:22.950 --> 00:24:27.280
‫بلکه خودم را مجازات کردم که
‫ مثل پدرم یک چریک نبودم...

00:24:27.450 --> 00:24:29.610
‫که مقابل جوخه آتش قرار نگرفتم...

00:24:29.780 --> 00:24:31.900
‫که با ال‌چه مبارزه نکردم.

00:24:32.070 --> 00:24:35.900
‫که نازی‌ها رو شکار و نابود نکردم.»

00:24:37.950 --> 00:24:41.900
‫خانم، تایید می‌کنید که پیر گلدمن
‫ این حرف‌ها رو به شما زده؟

00:24:42.410 --> 00:24:44.740
‫دقیقا به این شکل نه، ولی بله.

00:24:45.070 --> 00:24:47.740
‫این قضاوت از خودش به نظر شما به چه شکله؟

00:24:47.910 --> 00:24:49.780
‫به نظرم شبیه حرف‌های خودشه.

00:24:50.110 --> 00:24:52.900
‫ممکنه که اعتراف به گناه باشند؟

00:24:53.030 --> 00:24:56.200
‫خیر، صرفا اشاره به پیچیدگی شخصیتیش داره.

00:24:56.360 --> 00:24:59.110
‫او درباره اتفاقاتی که براش رخ می‌ده
‫بسیار تفکر می‌کنه.

00:24:59.820 --> 00:25:03.280
‫وقتی اولین بار با پیر گلدمن
‫ در زندان ملاقات کردید...

00:25:03.450 --> 00:25:05.150
‫اولین برداشتتون از اون چی بود؟

00:25:06.160 --> 00:25:10.240
‫در حالتی از انزوای عمیق بود.
‫نمی‌تونست با دیگران ارتباط برقرار کنه.

00:25:10.410 --> 00:25:14.400
‫افکارش نامنسجم بود و نمی‌تونست
‫ خودش رو کنترل کنه...

00:25:14.610 --> 00:25:19.610
‫اضطرابش انقدر زیاد بود که نمی‌تونستم
‫ باهاش ارتباط برقرار کنم.

00:25:19.910 --> 00:25:22.240
‫در اولین گزارش حرفه‌ایتون اون‌روز...

00:25:22.410 --> 00:25:25.360
‫نزدیک بود اون رو مبتلا
‫به اسکیزوفرنیا اعلام کنید.

00:25:25.740 --> 00:25:26.950
‫درسته.

00:25:27.110 --> 00:25:28.700
‫چرا نکردید؟

00:25:29.110 --> 00:25:30.900
‫چون مطمئن نبودم.

00:25:31.740 --> 00:25:35.700
‫ولی در گزارش‌های اولیه
‫اون رو خطرناک خواندید.

00:25:35.860 --> 00:25:36.950
‫بله.

00:25:37.410 --> 00:25:38.650
‫چرا؟

00:25:38.950 --> 00:25:41.860
‫احساس می‌کردم این آسیب‌پذیری روانی...

00:25:41.990 --> 00:25:44.900
‫ممکنه در شرایط خاص اون رو خطرناک کنه.

00:25:45.030 --> 00:25:47.240
‫به مرور زمان نظرم عوض شد...

00:25:47.410 --> 00:25:50.360
‫و نتایج اولیه‌ام دیگه ارزشی ندارند.

00:25:50.570 --> 00:25:53.360
‫می‌شه گفت که اون در زندان به کمال رسید؟

00:25:53.570 --> 00:25:54.200
‫بله.

00:25:54.360 --> 00:25:57.150
‫می‌شه گفت که حتی در زندان خوشحاله؟

00:25:57.360 --> 00:26:00.280
‫به‌هرحال، چهارچوب زندان بهش اطمینان می‌ده.

00:26:00.860 --> 00:26:03.280
‫و شما چطور آقای گلدمن،
‫نظر شما چیه؟

00:26:04.950 --> 00:26:07.860
‫می‌تونم بگم که به نحوی از زندان خوشم میاد.

00:26:07.990 --> 00:26:10.900
‫ولی قبل‌تر دقیقا برعکسش رو گفتی.

00:26:11.740 --> 00:26:13.900
‫قبل این‌که به اونجا برم بله،
‫ولی حالا که اونجام...

00:26:14.030 --> 00:26:15.900
‫تقریبا می‌شه گفت از ترک کردنش می‌‌ترسم.

00:26:16.200 --> 00:26:20.990
‫آیا شخصیت گلدمن با اتهاماتی
‫ که بهش محکوم شده جور در میاد؟

00:26:21.160 --> 00:26:23.700
‫نمی‌‌تونم این سوال رو مستقیم جواب بدم...

00:26:23.860 --> 00:26:27.740
‫ولی می‌تونم بگم که در بسیاری
‫ از مکالماتم باهاش...

00:26:27.910 --> 00:26:31.150
‫تمایلی به پرخاشی که در
‫ حمله به داروخانه بود...

00:26:31.320 --> 00:26:33.950
‫مشاهده نکردم.

00:26:34.110 --> 00:26:36.860
‫و حملاتی که خودش قبول کرده چطور؟

00:26:36.990 --> 00:26:38.320
‫اون‌ها متفاوت هستند.

00:26:38.490 --> 00:26:39.990
‫جدا؟ چطور؟

00:26:40.780 --> 00:26:43.450
‫در تجربیاتم با زندانی‌ها دیدم که...

00:26:43.660 --> 00:26:47.570
‫این عمل غالبا بخاطر گذشته خشن خانوادگی...

00:26:47.570 --> 00:26:50.030
‫و بی‌ثباتی ذهنی ذاتی انجام می‌شه...

00:26:50.030 --> 00:26:52.030
‫که در مورد آقای گلدمن اینطور نیست.

00:26:52.200 --> 00:26:52.990
‫ممنونم.

00:26:53.160 --> 00:26:55.150
‫- جناب قاضی؟
‫- بفرمایید آقای گارو.

00:26:55.320 --> 00:26:56.320
‫خانم...

00:26:56.490 --> 00:26:58.150
‫قبل از اولین دادگاه...

00:26:58.320 --> 00:27:02.320
‫برای نشان دادن احترامش به شما...

00:27:02.740 --> 00:27:06.490
‫آقای گلدمن گل‌هایی که از زندان چیده
‫ بود رو به شما تقدیم نکرد؟

00:27:07.200 --> 00:27:10.360
‫کرد. ولی ارتباط موضوع رو درک نمی‌کنم.

00:27:10.570 --> 00:27:12.360
‫من خوب درک می‌کنم.

00:27:12.570 --> 00:27:16.950
‫ممکنه که گلدمن شما رو مجذوب خودش کرده
‫باشه تا عینیت خودتون رو از دست بدید.

00:27:18.820 --> 00:27:19.650
‫سکوت!

00:27:20.700 --> 00:27:22.320
‫آقای گارو، لطفا...

00:27:22.490 --> 00:27:26.200
‫جناب قاضی، امکانش هست
‫ یک نامه از دکتر اوری...

00:27:26.360 --> 00:27:28.150
‫از درمانگاه لا بورد...

00:27:28.320 --> 00:27:32.070
‫جایی که پیر گلدمن در هجده سالگی به مدت
‫چندین ماه اونجا بستری بود رو بخونم؟

00:27:32.240 --> 00:27:33.570
‫لطفا بخونید.

00:27:34.320 --> 00:27:36.860
‫«به هنگام رسیدن، پیر گلدمن...

00:27:36.990 --> 00:27:39.610
‫علائمی از وضعیت تجزیه‌ای و اضطرابی...

00:27:39.780 --> 00:27:42.570
‫در قالب حملات خشن ناگهانی...

00:27:42.740 --> 00:27:44.360
‫و افکار خودکشی نشان داد.

00:27:44.780 --> 00:27:47.110
‫این اپیزودهای روانی...

00:27:47.280 --> 00:27:50.650
‫در سنین زودرس با دوره‌های افسردگی...

00:27:50.820 --> 00:27:52.280
‫به دلیل پارانویای نهفته...

00:27:52.450 --> 00:27:55.200
‫و شخصیتی ضعیف شروع شده بود.

00:27:55.360 --> 00:27:57.950
‫باید خیلی وقت پیش درمان می‌شد...

00:27:58.110 --> 00:28:02.700
‫اما مداخله سخت بود، زیرا که وی محتاط بود
‫ و احساس خطر می‌کرد.»

00:28:04.610 --> 00:28:08.740
‫خانم، برخلاف شما، دکتر اوری احتمال
‫ روان‌پریشی رو کذب نمی‌خوانه.

00:28:09.860 --> 00:28:11.570
‫من هم اون نامه رو خوندم.

00:28:11.740 --> 00:28:14.240
‫دکتر اوری از اپیزودهای
‫روان‌پریشی حرف می‌زنه...

00:28:14.410 --> 00:28:18.650
‫نه روان‌پریشی کامل،
‫و در این زمینه کاملا با وی موافقم.

00:28:19.240 --> 00:28:22.950
‫یعنی از لحاظ شما نمی‌شه پیر گلدمن
‫ رو بی‌مسئولیت تلقی کرد؟

00:28:23.110 --> 00:28:24.490
‫اصلا نمی‌شه.

00:28:25.740 --> 00:28:27.360
‫ممنونم خانم.

00:28:37.110 --> 00:28:40.950
‫خانم، لطفا نام و نام خانوادگی...

00:28:41.110 --> 00:28:44.320
‫تاریخ و محل تولد و نشانیتون رو تایید کنید.

00:28:44.740 --> 00:28:47.360
‫خانم سوکاب، کریستیان.

00:28:47.570 --> 00:28:49.360
‫سی ساله، متولد گوادالوپ...

00:28:49.570 --> 00:28:50.950
‫در حال حاضر بی‌کار...

00:28:51.070 --> 00:28:53.820
‫و مقیم پلاک 66 خیابان داگر در پاریس.

00:28:53.950 --> 00:28:58.700
‫رابطه شما با متهم به این معناست
‫ که تحت سوگندی نیستید.

00:28:58.860 --> 00:28:59.820
‫بله.

00:29:00.280 --> 00:29:04.320
‫می‌شه بگید اولین بار چطور
‫با پیر گلدمن آشنا شدید؟

00:29:04.990 --> 00:29:07.450
‫اوایل سال 69 در یک مهمانی کارائیب بود.

00:29:07.660 --> 00:29:09.070
‫یک دوست ما رو به هم معرفی کرد.

00:29:09.240 --> 00:29:10.860
‫- جوئل لاتریک؟
‫- بله.

00:29:10.990 --> 00:29:13.360
‫- شاهد آقای گلدمن؟
‫- بله.

00:29:14.990 --> 00:29:17.570
‫اولین آشناییتون چطور پیش رفت؟

00:29:19.820 --> 00:29:21.780
‫کمی رقصیدیم و بعد...

00:29:22.070 --> 00:29:25.150
‫مهمونی رو ترک کردیم و
‫قدمی طولانی در پاریس زدیم...

00:29:25.910 --> 00:29:27.860
‫و چندین هفته با هم بودیم.

00:29:27.990 --> 00:29:29.320
‫و سپس؟

00:29:31.110 --> 00:29:33.110
‫و یک شب غیبش زد.

00:29:33.610 --> 00:29:35.240
‫من برگشتم گوادالوپ.

00:29:35.410 --> 00:29:37.780
‫جایی که ازدواج کردید؟

00:29:37.910 --> 00:29:38.610
‫بله.

00:29:38.780 --> 00:29:40.860
‫اما وقتی که شنیدید گلدمن دستگیر شده...

00:29:40.990 --> 00:29:43.240
‫دوباره باهاش ارتباط برقرار کردید.

00:29:45.990 --> 00:29:48.240
‫چطور باهاش ارتباط برقرار کردید؟

00:29:49.740 --> 00:29:51.360
‫برای هم نامه نوشتیم...

00:29:51.990 --> 00:29:54.650
‫و برای دیدنش به زندان اومدم.

00:29:54.820 --> 00:29:56.820
‫چی براش نوشتید؟

00:29:57.490 --> 00:30:00.320
‫- باید جواب بدم؟
‫- نه، مجبور نیستید!

00:30:02.280 --> 00:30:06.030
‫آقای گلدمن در کتابش رابطه
‫شما رو اینطور بیان می‌کنه.

00:30:06.610 --> 00:30:09.070
‫«عشق این زن که از لحظه کلیدی‌ای
‫در گذشته من می‌آمد...

00:30:09.240 --> 00:30:11.900
‫من بر من چیره شد.

00:30:12.070 --> 00:30:15.200
‫باهاش جنگیدم که نابودش کنم.
‫ که از بین ببرمش.

00:30:15.360 --> 00:30:18.700
‫که جسم و روحم رو ازش پاک کنم، ولی نتونستم.

00:30:18.990 --> 00:30:22.030
‫در 21 دسامبر 1969 بهش گفتم که...

00:30:22.200 --> 00:30:25.200
‫که یک روز موفق می‌شم و چشمانش رو می‌بینم.

00:30:25.360 --> 00:30:29.360
‫موفق شدم و چشمانش را دیدم،
‫فراموششان نکرده بودم.

00:30:29.780 --> 00:30:33.990
‫برایش نوشتم که عاشقش هستم، می‌خواهم
‫با او ازدواج کنم و همراهش زندگی کنم.

00:30:34.160 --> 00:30:36.360
‫بهش گفتم که با هم بچه‌دار خواهیم شد.

00:30:36.610 --> 00:30:39.780
‫از نظرم یهودی‌های تیره با
‫خون نگرو نبودن...

00:30:39.910 --> 00:30:42.900
‫بلکه نگرو با خون یهودی بودن...

00:30:44.110 --> 00:30:48.700
‫خانم، به نظر شما علاقه آقای گلدمن به
‫ فرهنگ کارائیب از کجا نشات می‌گرفت؟

00:30:48.860 --> 00:30:50.200
‫براش توضیحی دنارم.

00:30:50.360 --> 00:30:52.570
‫خودت توضیحی داری گلدمن؟

00:30:55.410 --> 00:30:56.900
‫خودم هم یک نگرو هستم.

00:30:57.070 --> 00:30:58.200
‫البته.

00:30:58.660 --> 00:31:00.780
‫یهودی‌ها و سیاهپوستان یکی هستن.

00:31:00.910 --> 00:31:02.490
‫- جناب قاضی؟
‫- جناب بازپرس؟

00:31:02.700 --> 00:31:05.990
‫مادام، در اولین شهادتتون به پلیس...

00:31:06.160 --> 00:31:09.150
‫گفتید که متهم به مقالات روزنامه...

00:31:09.320 --> 00:31:12.700
‫که در مورد پرونده داروخانه
‫بودند خیلی علاقه داشت.

00:31:12.860 --> 00:31:14.740
‫یادم نیست چنین چیزی گفته باشم.

00:31:14.910 --> 00:31:17.650
‫ولی گفتید، توی شهادتتون هست.

00:31:17.820 --> 00:31:19.360
‫می‌تونید تاییدش کنید؟

00:31:20.160 --> 00:31:22.280
‫لطفا جواب بدید خانم.

00:31:22.700 --> 00:31:25.820
‫همانطور که گفتم یادم نیست
‫ چنین چیزی گفته باشم.

00:31:26.660 --> 00:31:28.860
‫آقای گلدمن، شما در روزهای بعد از سرقت...

00:31:28.990 --> 00:31:32.450
‫تمام مقالات روزنامه در مورد
‫ پرونده داروخانه رو خوندید؟

00:31:32.660 --> 00:31:33.860
‫بله خوندم.

00:31:34.610 --> 00:31:36.740
‫چرا انقدر به این پرونده علاقه داشتید؟

00:31:37.570 --> 00:31:39.110
‫شاید چون مایل بودم که متهم بشم.

00:31:39.280 --> 00:31:41.240
‫آرزوتون به حقیقت پیوسته.

00:31:41.410 --> 00:31:42.900
‫خواهش می‌کنم جناب گلدمن...

00:31:43.030 --> 00:31:45.860
‫صادقانه پاسخ بدید.

00:31:46.320 --> 00:31:48.150
‫لطفا با صراحت پاسخ بدید.

00:31:48.450 --> 00:31:51.110
‫این دو فقره قتل برام جالب بود.

00:31:51.450 --> 00:31:53.570
‫دلیلش رو نمی‌دونم...

00:31:53.740 --> 00:31:56.570
‫ولی یه جوری به این قتل جذب شده بودم.

00:31:56.740 --> 00:31:58.320
‫برای همین مرتکبشون شدید؟

00:31:58.490 --> 00:31:59.400
‫اصلا!

00:32:00.610 --> 00:32:04.360
‫آقای گارو، لطفا صبر کنید نوبتتون بشه
‫و بعد حرف بزنید.

00:32:05.740 --> 00:32:07.280
‫از شما نقل قول می‌کنم خانم...

00:32:07.450 --> 00:32:10.280
‫شما حین آشنایی با آقای گلدمن...

00:32:10.450 --> 00:32:13.150
‫ایشون رو «نامتعادلی که...

00:32:13.320 --> 00:32:17.990
‫زیاد مشروب می‌خوره و آرزوی مرگی با اسلحه‌
‫ در دست حین مبارزه با پلیس‌هایی...

00:32:18.160 --> 00:32:21.860
‫نمایندگان بورژوایان هستند رو داره.»

00:32:21.990 --> 00:32:23.860
‫الان هم چنین عقیده‌ای دارید؟

00:32:24.280 --> 00:32:25.200
‫اصلا نه.

00:32:25.360 --> 00:32:27.950
‫چرا؟ چون الان همکارش هستید؟

00:32:28.110 --> 00:32:31.110
‫- نه، اینطور نیست.
‫- پس چرا چنین حرفی زدید.

00:32:37.860 --> 00:32:39.780
‫پلیس مجبورم کرد که بگم.

00:32:39.910 --> 00:32:43.570
‫خانم، این ادعا که پلیس مجبورتون
‫ کرده اتهام بزرگیه.

00:32:43.740 --> 00:32:46.360
‫- رسواییه!
‫- حقیقته!

00:32:46.660 --> 00:32:49.740
‫فقط اون نیست که چنین حرف‌هایی زده.

00:32:49.910 --> 00:32:53.200
‫در همون زمان، تمام دوستان
‫گلدمن در کارائیب...

00:32:53.360 --> 00:32:56.360
‫اون رو خشن و متهاجم و خطرناک...

00:32:56.570 --> 00:32:57.820
‫و بی‌اعتبار توصیف کردند.

00:32:57.950 --> 00:33:01.450
‫از آقای کاپریس، برادر زن
‫ آقای لاتریک نقل قول می‌کنم...

00:33:01.660 --> 00:33:03.030
‫«فرصت شنیدن...

00:33:03.200 --> 00:33:05.860
‫عقاید سیاسیش نصیب من شد...

00:33:05.990 --> 00:33:08.360
‫و از حرف‌هاش مشخص بود که...

00:33:08.570 --> 00:33:11.110
‫که اگر زندگی انسان‌ها
‫مانعی برای اهدافش بود...

00:33:11.280 --> 00:33:15.110
‫اهمیتی نمی‌داد و افراطی بود.»

00:33:15.280 --> 00:33:18.700
‫اگر همه کسانی که از اون‌ها نقل قول می‌کنید
‫ در مورد من به پلیس چنین توضیحاتی دادند...

00:33:18.860 --> 00:33:20.860
‫دلیلش همچنان همونه!

00:33:20.990 --> 00:33:24.990
‫همه سیاه هستند و به همین دلیل کافیه که...

00:33:25.160 --> 00:33:28.650
‫توسط پلیس مجبور شده باشن.

00:33:34.200 --> 00:33:35.900
‫لطفا سکوت کنید!

00:33:38.240 --> 00:33:40.860
‫یعنی می‌گید که پلیس فرانسه نژادپرسته؟

00:33:40.990 --> 00:33:42.900
‫تایید و تاکید می‌کنم که اینطوره.

00:33:43.070 --> 00:33:44.700
‫خجالت‌آوره!

00:33:45.990 --> 00:33:47.490
‫لطفا سکوت رو رعایت کنید!

00:33:47.740 --> 00:33:49.650
‫جناب قاضی...

00:33:50.320 --> 00:33:54.110
‫منظور موکل من این بود که برخی افسران
‫ پلیس رفتار نژادپرستانه دارن...

00:33:54.280 --> 00:33:56.070
‫نه کل نیروهای پلیس.

00:33:56.240 --> 00:33:59.030
‫نه، منظور من کل نیروی پلیس بود.

00:34:02.200 --> 00:34:03.570
‫لطفا سکوت کنید.

00:34:08.280 --> 00:34:09.900
‫سکوت رو رعایت کنید!

00:34:13.700 --> 00:34:15.490
‫بشینید!

00:34:20.450 --> 00:34:23.360
‫ممنونم خانم. می‌تونید بشینید.

00:34:26.660 --> 00:34:28.740
‫آلتر مویسه گلدمن...

00:34:28.910 --> 00:34:32.200
‫زاده سی‌ام نوامبر 1909 در لهستان...

00:34:32.570 --> 00:34:36.990
‫مقیم پلاک 46 پیر والت در مونتروژ،
‫مغازه‌دار.

00:34:37.160 --> 00:34:41.650
‫شما پدر متهم هستید،
‫زاده یک خانواده فقیر...

00:34:41.820 --> 00:34:44.110
‫و در سال 1927 به فرانسه مهاجرت کردید...

00:34:44.280 --> 00:34:47.740
‫تا از جنایات تبعیض‌های ضدیهودی فرار کنید.

00:34:47.910 --> 00:34:51.240
‫شما حین جنگ قهرمان نیروهای مقاومت بودید.

00:34:51.820 --> 00:34:53.950
‫ممنونم جناب قاضی.

00:34:55.160 --> 00:34:57.990
‫بیایید در مورد کودکیتون در
‫ لهستان حرف بزنیم جناب.

00:34:58.950 --> 00:35:02.450
‫به نظرتون من انقدر جالب هستم؟

00:35:02.820 --> 00:35:05.780
‫موضوع اصلی اینجا پسرمه.

00:35:06.200 --> 00:35:07.200
‫بسیارخب.

00:35:07.700 --> 00:35:10.610
‫پس بیایید از کودکی پسرتون حرف بزنیم.

00:35:11.030 --> 00:35:15.240
‫شرایط من مادرش در لیون...

00:35:16.740 --> 00:35:20.320
‫سخت و حتی وحشتناک بود.

00:35:22.280 --> 00:35:25.070
‫با هم اصلا کنار نمی‌اومدیم.

00:35:26.660 --> 00:35:28.110
‫خیلی بحث می‌کردیم.

00:35:28.280 --> 00:35:29.990
‫در چه مورد بحث می‌کردید؟

00:35:30.160 --> 00:35:32.450
‫اکثرا در مورد سیاست.

00:35:32.660 --> 00:35:35.650
‫ولی درواقع در مورد همه‌چیز بحث می‌کردیم.

00:35:36.320 --> 00:35:40.110
‫در مورد یانکا سوچاچوسکا،
‫ مادر تنی متهم حرف می‌زنید؟

00:35:42.780 --> 00:35:44.950
‫شما هم در لیون در همون گروه بودید؟

00:35:45.110 --> 00:35:48.700
‫بله، اون منشی گروه مقاومت...

00:35:48.860 --> 00:35:50.650
‫در ناحیه لیون بود.

00:35:51.570 --> 00:35:56.070
‫شما عاشق شدید و با وجود جنگ
‫تصمیم گرفتید که بچه‌دار بشید.

00:35:57.660 --> 00:36:00.150
‫اون بیشتر از من خواهانش بود.

00:36:00.740 --> 00:36:02.950
‫از دیدش مقابله با مرگ بود.

00:36:03.610 --> 00:36:06.200
‫فرزندی که جنگ رو ادامه بده.

00:36:06.360 --> 00:36:08.820
‫و صدای مظلومین باشه.

00:36:08.950 --> 00:36:11.200
‫می‌شه بیشتر در مورد مادرش بگید؟

00:36:12.030 --> 00:36:13.900
‫یانکا هم مثل من لهستانیه...

00:36:14.070 --> 00:36:17.820
‫ولی از خانواده‌ای بسیار مذهبی‌تر.

00:36:17.950 --> 00:36:22.030
‫پدرش تمام روز تورات رو مطالعه می‌کرد
‫ و یه‌جورهایی متعصب بود.

00:36:23.660 --> 00:36:26.150
‫او در سنین پایین با پدرش مخالفت کرد...

00:36:26.860 --> 00:36:29.280
‫و فعال کمونیستی شد...

00:36:29.450 --> 00:36:33.280
‫حتی با وجود این‌که پدرش
‫پیش‌بینی کرده بود...

00:36:33.910 --> 00:36:36.700
‫کمونیسم آخرش بدبختیه.

00:36:37.740 --> 00:36:42.400
‫همون‌طور که کمونیست‌ها دستگیر می‌شدن،
‫اون هم توسط پلیس دستگیر شد.

00:36:43.070 --> 00:36:46.950
‫مادرش توی زندان رفت ملاقاتش و بهش گفت:

00:36:47.110 --> 00:36:51.030
‫«به زودی عید پسح میاد
‫و مایلیم که مصا رو قبول کنی.»

00:36:52.280 --> 00:36:55.320
‫یانکا بدون جواب دادن ایستاد...

00:36:55.610 --> 00:36:58.110
‫و مادرش رو توی اتاق ملاقات...

00:36:58.660 --> 00:37:00.320
‫ترک کرد.

00:37:01.200 --> 00:37:03.490
‫و وقتی که رسید خونه...

00:37:03.910 --> 00:37:05.820
‫پدرش از خونه بیرونش کرد.

00:37:06.660 --> 00:37:10.150
‫فرداش از لهستان به فرانسه رفت.

00:37:12.280 --> 00:37:15.280
‫از کتاب پسرتون نقل‌قول می‌کنم...

00:37:17.070 --> 00:37:21.700
‫«بعد از جنگ پدرم ترکش کرد،
‫ یا هم اون پدرم رو ترک کرد. جدا شدن.

00:37:22.070 --> 00:37:25.200
‫من پیش مادرم موندم که
‫در سفارت لهستان کار می‌کرد.

00:37:25.360 --> 00:37:27.400
‫در سال 47 به دلایل مختلف...

00:37:27.610 --> 00:37:29.900
‫یادمه که مجبور شد فرانسه رو ترک کنه.

00:37:30.070 --> 00:37:33.450
‫ما هم قرار بود بریم،
‫ ولی وقتی که مادرم نبود...

00:37:33.660 --> 00:37:37.570
‫پدرم همراه همرزمان مقاومت
‫ قدیمیش اومد و من رو دزدید.

00:37:37.990 --> 00:37:39.900
‫مادرم نتونست جلوش رو بگیره...

00:37:40.200 --> 00:37:42.150
‫و اثبات کنه که من پسرش هستم...

00:37:42.320 --> 00:37:45.900
‫چون که حین جنگ برای من
‫اسم مستعار گذاشته بود.

00:37:46.030 --> 00:37:48.030
‫بدون من به لهستان رفت.

00:37:48.910 --> 00:37:51.610
‫شاید پدرم من رو نگه داشت
‫ چون من رو دوست داشت،

00:37:51.780 --> 00:37:54.700
‫ولی می‌دونم که نمی‌خواست جایی زندگی کنم...

00:37:54.860 --> 00:37:57.030
‫که میلیون‌ها یهودی کشته شدند...

00:37:57.200 --> 00:38:00.610
‫یه سرزمین ضدیهودی، ضدیهودی و استالینیستی.

00:38:00.780 --> 00:38:02.860
‫طبق گفته خودش یک سرزمین نفرین شده.

00:38:03.030 --> 00:38:04.860
‫این تمام چیزی بود که می‌دانم.

00:38:05.570 --> 00:38:08.740
‫پدرم هیچ‌وقت احساساتش را بروز نمی‌دهد.

00:38:10.740 --> 00:38:13.320
‫حرف پسرتون حقیقت داره آقای گلدمن؟

00:38:13.490 --> 00:38:18.490
‫اعتراف می‌کنم که ممکنه چنین حرفی
‫در مورد لهستانی‌ها زده باشم...

00:38:18.700 --> 00:38:21.700
‫ولی من همیشه صلاح پسرم رو می‌خواستم.

00:38:22.990 --> 00:38:25.780
‫همیشه مطمئن شدم که کمبودی نداشته باشه.

00:38:26.910 --> 00:38:29.360
‫و وقتی که دوباره با روث ازدواج کردم...

00:38:29.570 --> 00:38:31.950
‫فورا بردیمش خونه خودمون.

00:38:32.410 --> 00:38:35.320
‫همسرم مثل پسر خودش قبولش کرد...

00:38:35.700 --> 00:38:37.320
‫و بزرگش کرد.

00:38:38.740 --> 00:38:40.110
‫هیچ‌وقت مشکلی درست نکرد؟

00:38:40.280 --> 00:38:44.450
‫مشکلات بعدا در نوجوانیش پدیدار شد.

00:38:44.660 --> 00:38:49.360
‫چندین دبیرستان بخاطر سرکش بودن اخراجش کردن.

00:38:49.740 --> 00:38:53.070
‫چندین بار توی خونه هم بحث کردیم...

00:38:53.450 --> 00:38:54.990
‫ولی قسم می‌خورم...

00:38:55.610 --> 00:38:58.610
‫که هرکش روی کسی دست بلند نکرد...

00:38:59.200 --> 00:39:01.950
‫نه روی برادرهاش و نه روی خواهرش...

00:39:02.110 --> 00:39:04.700
‫و حتی به نامادریش هم کاری نداشت.

00:39:07.030 --> 00:39:10.070
‫امکان نداره که پسرم یک زن رو کشته باشه.

00:39:10.860 --> 00:39:14.900
‫اگه چنین کاری کرده باشه
‫ ما دیگه نسبتی نداریم...

00:39:15.030 --> 00:39:18.110
‫و برای دیدنش به زندان نمی‌رفتم.

00:39:18.490 --> 00:39:21.360
‫ولی همچنان دو سال صبر کردید
‫که به ملاقاتش برید.

00:39:23.030 --> 00:39:24.240
‫چرا؟

00:39:25.280 --> 00:39:28.200
‫می‌خواستید که مطمئن بشید که بی‌گناهه؟

00:39:30.450 --> 00:39:32.570
‫چطور مطمئن شدید؟

00:39:33.990 --> 00:39:36.280
‫برام نامه‌ای نوشت...

00:39:36.660 --> 00:39:39.700
‫که در اون به سر یک همرزم...

00:39:39.860 --> 00:39:43.990
‫که در سال 44 سرش از تنش توسط
‫نیروهای پلیس ویشی جدا شده بود قسم خورد.

00:39:44.570 --> 00:39:46.450
‫- و شما حرفش رو باور کردید؟
‫- بله.

00:39:47.110 --> 00:39:51.320
‫تا قبل نوشتن اون نامه شما فکر می‌کردید
‫که ممکنه چنین کاری کرده باشه؟

00:39:51.490 --> 00:39:55.650
‫نه، چون می‌دونستم که
‫ حتی در بدترین لحظاتش...

00:39:56.160 --> 00:39:58.150
‫برای زندگی بقیه ارزش قائله.

00:39:58.320 --> 00:40:00.320
‫کافیه دیگه!

00:40:00.490 --> 00:40:04.030
‫نظر پدرم چه اهمیتی داره؟

00:40:04.200 --> 00:40:06.450
‫چه فرقی می‌کنه که توانایی
‫انجامش رو داشته باشم یا نه؟

00:40:06.660 --> 00:40:08.780
‫حقیقت اینه که من گناهکار نیستم، خب؟

00:40:08.910 --> 00:40:10.490
‫ساکت باش گلدمن.

00:40:11.740 --> 00:40:13.030
‫بذارید ادامه بدیم.

00:40:14.410 --> 00:40:16.070
‫در مورد باقی جرائم...

00:40:16.240 --> 00:40:17.900
‫امکان داره اون‌ها رو انجام داده باشه؟

00:40:18.740 --> 00:40:20.070
‫اون‌ها هم نه.

00:40:20.240 --> 00:40:22.740
‫- ولی اعتراف کرده.
‫- می‌دونم.

00:40:23.450 --> 00:40:25.030
‫چطور ممکنه؟

00:40:26.700 --> 00:40:29.490
‫شاید نوعی خودکشی باشه.

00:40:29.990 --> 00:40:32.650
‫به عنوان مثال شونزده سالگیش
‫ توی مدرسه شبانه‌روزی...

00:40:32.820 --> 00:40:35.150
‫بعد بحث با همکلاسیش...

00:40:35.320 --> 00:40:38.950
‫خودش رو از پنجره پرت کرد
‫ روی یک سایبان شیشه‌ای.

00:40:39.410 --> 00:40:41.780
‫سرش آسیب جدی دید.

00:40:43.200 --> 00:40:46.200
‫شاید همش تقصیر من باشه.

00:40:49.700 --> 00:40:53.280
‫ببخشید که درکت نکردم.

00:40:54.860 --> 00:40:57.240
‫می‌دونی، قبل خوندن کتابت...

00:40:59.200 --> 00:41:00.650
‫تو رو نمی‌شناختم.

00:41:03.200 --> 00:41:04.780
‫سوالی ندارید؟

00:41:04.910 --> 00:41:06.700
‫من یک سوال دارم جناب قاضی.

00:41:06.860 --> 00:41:10.240
‫چرا مادر متهم احضار نشده؟

00:41:10.410 --> 00:41:13.030
‫نتونست برای ترک لهستان ویزا بگیره.

00:41:13.200 --> 00:41:15.860
‫با وجود امکان حکم اعدام پسرش؟

00:41:15.990 --> 00:41:19.820
‫از نظر قانونی مادرش نیست.
‫پس درخواستش رد شد.

00:41:19.950 --> 00:41:21.950
‫از دید من این ترفندی از جانب متهمه...

00:41:22.110 --> 00:41:25.070
‫که گذشته بحث‌برانگیز مادرش...

00:41:25.240 --> 00:41:27.650
‫یعنی اتهام به جاسوسی، حبس در لهستان...

00:41:27.820 --> 00:41:30.490
‫شورش و ترک خانواده‌اش
‫و باقی موارد رو بپوشونه.

00:41:30.700 --> 00:41:33.450
‫اون هم برای حمایت از غرور بزرگ پدرش...

00:41:33.660 --> 00:41:36.700
‫مقاومت و میهن‌پرستی...
‫چه تصور قشنگی!

00:41:36.860 --> 00:41:39.360
‫تو خیال کردی کی هستی؟

00:41:39.570 --> 00:41:42.700
‫به چه حقی در مورد والدین من حرف می‌زنی؟
‫خودت چی هستی؟

00:41:42.860 --> 00:41:45.400
‫چه تجربیاتی داری؟ هیچی!

00:41:45.950 --> 00:41:48.610
‫والدین من قهرمانان شجاع و مثال‌زدنی هستن.

00:41:48.780 --> 00:41:51.110
‫از مصیبت‌هایی دشوار جان سالم بدر بردن.

00:41:51.610 --> 00:41:56.990
‫من جای این‌که قدرشون رو بدونم خودم رو
‫غرق مهمانی و مشروب و خلاف کردم.

00:41:57.160 --> 00:41:59.200
‫باید ازشون عذرخواهی کنم.

00:42:02.110 --> 00:42:04.240
‫ممنونم جناب. می‌تونید برید.

00:42:04.410 --> 00:42:05.320
‫ممنونم.

00:42:05.490 --> 00:42:07.320
‫پانزده دقیقه استراحت می‌کنیم.

00:42:33.450 --> 00:42:35.820
‫نمی‌خواستم کریستین شهادت بده.

00:42:36.070 --> 00:42:37.900
‫چرا گذاشتی شهادت بده؟

00:42:38.200 --> 00:42:40.610
‫احضارش کردن. چه کاری از دستم برمی‌اومد؟

00:42:40.780 --> 00:42:43.650
‫پدرم هم مجبور شد بی‌گناهیم رو توجیه‌ کنه.

00:42:43.860 --> 00:42:45.360
‫چه آبروریزی‌ای!

00:42:45.570 --> 00:42:46.900
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمت!

00:42:47.070 --> 00:42:48.280
‫چرا خانوادم رو کشیدی وسط؟

00:42:48.450 --> 00:42:51.570
‫بخاطر خودت دیگه! متهم تویی.

00:42:52.030 --> 00:42:53.700
‫حالا هم بشین.

00:42:54.030 --> 00:42:56.860
‫شاهدین بعدی پیچیده‌تر هستن.

00:42:56.990 --> 00:42:58.320
‫- جدی؟
‫- آره.

00:42:58.990 --> 00:43:02.400
‫بیا یکی یکی اعتبارشون رو از بین ببریم.

00:43:02.610 --> 00:43:04.820
‫قبلا توی کتابم این کار رو کردم.

00:43:04.950 --> 00:43:07.110
‫توی سلول تنها بودی!

00:43:07.280 --> 00:43:08.700
‫راحت بود.

00:43:08.860 --> 00:43:13.570
‫الان شخصا جلوت هستن.
‫می‌تونن باهات مخالفت کنن.

00:43:14.240 --> 00:43:17.860
‫فقط ازت می‌خوام که صرفا سخت‌ترش نکنی.

00:43:17.990 --> 00:43:19.990
‫خشم و شوخ‌طبعیت رو کنترل کن.

00:43:20.160 --> 00:43:23.740
‫انقدر در مورد توطئه‌ پلیس‌ها حرف نزن.

00:43:23.950 --> 00:43:27.030
‫ممکنه جلوی هیئت منصفه
‫پایان بدی داشته باشه.

00:43:27.450 --> 00:43:30.400
‫و لطفا جلوی تحریک‌های گارو مقاومت کن.

00:43:30.610 --> 00:43:33.070
‫اون زیرک و حیله‌گره.

00:43:33.240 --> 00:43:36.700
‫همون‌طور که دیدیم هرکاری
‫ می‌کنه که از کوره در بری.

00:43:36.910 --> 00:43:39.200
‫اگه موفق بشه برنده می‌شه.

00:43:40.320 --> 00:43:41.820
‫متوجه‌ای؟

00:43:49.740 --> 00:43:54.490
‫جناب ژوبار، در زمان رخ‌داد این
‫ جنایت شما رئیس‌پلیس بودید...

00:43:54.700 --> 00:43:57.650
‫و به گزارشات محرمانه دسترسی داشتید.

00:43:57.820 --> 00:44:01.240
‫می‌شه بگید اون شهادت رو چطور ضبط کردید؟

00:44:01.910 --> 00:44:05.240
‫در مارس 1970 بعد حدود
‫سه ماه گذشتن از جنایات...

00:44:05.410 --> 00:44:08.400
‫یکی از خبرچین‌هامون اومد و بهمون گفت...

00:44:08.610 --> 00:44:12.950
‫شخص «گلد» نامی حملات رو ترتیب دیده.
‫از جمله حمله به داروخانه.

00:44:13.570 --> 00:44:17.570
‫در همان روز در نزدیکی اودئون
‫با گلدمن مشروب خورده...

00:44:17.740 --> 00:44:22.650
‫و گلدمن بهش گفته که به یه فروشگاه لبنیاتی
‫ در سنت‌پال حمله می‌کنه.

00:44:22.820 --> 00:44:26.450
‫حتی اسلحه‌هاش رو هم بهش نشون داده.
‫یک هرستال و یک پی38.

00:44:27.610 --> 00:44:31.070
‫خبرچین شما از کجا متقاعد شده...

00:44:31.240 --> 00:44:34.070
‫که پیر گلدمن قاتل پرونده داروخانه بوده؟

00:44:34.240 --> 00:44:36.240
‫خود گلدمن بعدش بهش گفته.

00:44:36.410 --> 00:44:39.110
‫دروغه. من اصلا دیگه ندیدمش.

00:44:39.280 --> 00:44:41.320
‫پس چرا متهمت کرده؟

00:44:41.490 --> 00:44:44.200
‫صرفا یه احمقه که خواسته سروصدایی بکنه.

00:44:44.410 --> 00:44:46.030
‫- چرا بس نمی‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

00:44:46.200 --> 00:44:49.490
‫مغز کوته‌فکرش داستانی بافته
‫ که برای من فاجعه‌باره.

00:44:49.700 --> 00:44:50.950
‫داستان؟

00:44:51.110 --> 00:44:54.320
‫علاقه شدیدی به مقالات خبرنگاری
‫در مورد جرائم داشت.

00:44:54.490 --> 00:44:58.820
‫شنیده که قاتل مثل من از یه اسلحه هرستال
‫ و کیف مشابه استفاده کرده.

00:44:58.950 --> 00:45:02.740
‫همه چیز مطابقت داشته و خودش
‫ رو متقاعد کرده که کار من بوده.

00:45:02.910 --> 00:45:04.360
‫طرف احمقه.

00:45:04.570 --> 00:45:06.200
‫مگه دوستت نبوده؟

00:45:06.360 --> 00:45:09.110
‫این کلمه رو باید با لحن تمسخر بیان کرد.

00:45:10.240 --> 00:45:13.610
‫بخاطر این‌که دوستتونه اسمش رو نمی‌گید؟

00:45:13.780 --> 00:45:14.820
‫نه.

00:45:14.950 --> 00:45:18.900
‫چون وقتی بچه بودم بابام
‫ بهم یاد داده که خبرچینی نکنم.

00:45:19.030 --> 00:45:21.070
‫تنها حرف پدرم که قبول دارم همینه.

00:45:21.240 --> 00:45:23.450
‫با این‌حال تمام دوست‌هات...

00:45:23.660 --> 00:45:26.150
‫که ممکن بود شاهد غیبتت
‫حین جرم باشن رو نام بردی.

00:45:26.700 --> 00:45:27.700
‫این فرق داره؟

00:45:27.860 --> 00:45:30.240
‫کاملا. این اتهام نیست.

00:45:30.820 --> 00:45:32.240
‫متوجه نمی‌شم که چرا...

00:45:32.410 --> 00:45:35.360
‫بعد این همه مدت همچنان
‫از این فرد دفاع می‌کنی.

00:45:35.570 --> 00:45:38.740
‫اگه اسمش رو بیاری می‌تونیم
‫ احضارش کنیم که شهادت بده...

00:45:38.910 --> 00:45:41.070
‫و بابت دروغ‌هاش تقاص پس بده.

00:45:41.240 --> 00:45:43.860
‫همون‌طور که گفتم من خبرچینی نمی‌کنم.

00:45:43.990 --> 00:45:48.900
‫بسه دیگه گلدمن. بگو کیه.
‫بحث آینده‌ات وسطه.

00:45:49.360 --> 00:45:50.900
‫نه، نمی‌تونم.

00:45:52.990 --> 00:45:54.950
‫اجازه صحبت دارم جناب قاضی؟

00:45:56.280 --> 00:45:57.650
‫جناب گلدمن...

00:45:57.820 --> 00:45:59.780
‫خودتون رو بذارید جای ما.
‫بهمون کمک کنید.

00:45:59.910 --> 00:46:01.740
‫ما درک نمی‌کنیم.

00:46:01.910 --> 00:46:02.990
‫ساده‌ست.

00:46:03.160 --> 00:46:06.900
‫دادگاه بخاطر شهادت مزخرفش به من گیر داده.

00:46:07.030 --> 00:46:08.450
‫عامل همه مشکلات من اونه.

00:46:08.660 --> 00:46:11.650
‫ساده‌تر نیست که احضارش کنیم که شهادت بده؟

00:46:11.820 --> 00:46:15.280
‫بدون شک چرا، ولی همان‌طور
‫که گفتم خبرچینی نمی‌کنم.

00:46:15.450 --> 00:46:17.740
‫موضوع اخلاقیات شخصیه.

00:46:18.160 --> 00:46:21.700
‫من رو به دلیل جرم‌هایی که بهش
‫اعتراف کردم بازداشت شدم...

00:46:21.860 --> 00:46:24.900
‫ولی حین این آشفتگی ذره‌ای
‫از شرافت درونم باقی‌مونده....

00:46:25.070 --> 00:46:27.570
‫که قسم بخورم که خبرچینی کسی رو نکنم.

00:46:27.740 --> 00:46:30.900
‫مگر این‌که دلیلش خیلی شرافت
‫ کمتری به همراه داشته باشه.

00:46:31.910 --> 00:46:33.740
‫منظورتون چیه؟

00:46:33.910 --> 00:46:37.070
‫ممکنه تصور کنیم که گلدمن نمی‌خواد
‫ اون شخص شهادت بده...

00:46:37.240 --> 00:46:38.650
‫چون که شهادتش اون رو محکوم می‌کنه.

00:46:38.820 --> 00:46:41.650
‫شهادتش من رو محکوم نمی‌کنه!

00:46:41.820 --> 00:46:43.570
‫ثابت می‌کنه که من بی‌گناهم.

00:46:43.740 --> 00:46:45.450
‫اون شخص در مورد همه‌چیز اشتباه کرده...

00:46:45.660 --> 00:46:48.740
‫اسلحه‌ها، لباس‌ها، کیسه، مغازه و گروه سرقت.

00:46:48.910 --> 00:46:50.110
‫مزخرفه!

00:46:52.320 --> 00:46:54.700
‫جناب قاضی، می‌شه به حقایق برگردیم؟

00:46:54.860 --> 00:46:56.490
‫- ادامه بدید.
‫- ممنونم.

00:46:57.490 --> 00:47:00.360
‫آقای ژوبار، وقتی که اون شخص گلدمن
‫رو پیش شما محکوم کرد...

00:47:00.570 --> 00:47:03.780
‫از پناهگاهی صحبت کرد که
‫ پلیس توش سلاح پیدا کرده...

00:47:03.910 --> 00:47:06.820
‫ولی سلاح‌ها متعلق به
‫پرونده داروخانه نبودند. درسته؟

00:47:06.950 --> 00:47:10.360
‫بله، ولی با سلاح‌های به کار رفته
‫ در پرونده داروخانه همخوانی داشتند.

00:47:10.570 --> 00:47:12.740
‫ولی اعتراف می‌کنید که طبق گفته موکل من...

00:47:12.910 --> 00:47:15.490
‫اون شخص سلاح‌ها رو به
‫ اشتباه شناسایی کرده بود.

00:47:15.700 --> 00:47:16.360
‫بله.

00:47:16.570 --> 00:47:20.320
‫در اون صورت ممکنه گلدمن رو هم
‫ به اشتباه شناسایی کرده باشه.

00:47:20.490 --> 00:47:24.400
‫گلدمن ممکنه با سلاح دیگه‌ای
‫سر صحنه جرم بوده باشه...

00:47:24.610 --> 00:47:26.820
‫ولی مدرکی وجود نداره که این رو اثبات بکنه.

00:47:26.950 --> 00:47:27.900
‫بله.

00:47:28.320 --> 00:47:32.900
‫پس می‌گید مدرکی وجود نداره که اثبات بکنه
‫ گلدمن سر صحنه جرم بوده؟

00:47:33.780 --> 00:47:35.200
‫بله درسته.

00:47:37.320 --> 00:47:40.030
‫بیایید جدی باشیم جناب قاضی!

00:47:41.280 --> 00:47:43.700
‫اون شخص و اشتباهش مهم نیستن...

00:47:43.860 --> 00:47:47.570
‫اطلاعاتش پلیس رو به سمت
‫شاهدینی هدایت کردن...

00:47:47.740 --> 00:47:50.650
‫که همشون گلدمن رو شناسایی کرده بودن.

00:47:55.490 --> 00:47:57.030
‫ممنونم رئیس پلیس.

00:47:59.860 --> 00:48:01.950
‫وقتی من وارد داروخانه شدم...

00:48:02.110 --> 00:48:05.700
‫شگفت‌زده شدم که دیدم
‫سیستم امنیتی روشن شد.

00:48:05.860 --> 00:48:08.650
‫با وجود هشدار به سمت پیشخوان رفتم...

00:48:09.240 --> 00:48:12.280
‫و دو پا رو جلوی در اتاق پشتی دیدم.

00:48:14.030 --> 00:48:17.400
‫که متعلق به خانم دلونی،
‫رئیس همسرم بودند.

00:48:19.820 --> 00:48:21.900
‫به پشت دراز کشیده بود...

00:48:22.660 --> 00:48:25.030
‫دکمه‌های کتش کامل بسته بود...

00:48:25.660 --> 00:48:27.950
‫و شال‌گردنش دور گردنش بود.

00:48:28.950 --> 00:48:30.490
‫و بی‌جان افتاده بود.

00:48:32.910 --> 00:48:34.780
‫رفتم پشت پیشخوان...

00:48:35.570 --> 00:48:38.110
‫و صحنه وحشتناکی دیدم.

00:48:39.990 --> 00:48:42.780
‫زنم جلوم روی زمین دراز کشیده بود.

00:48:44.280 --> 00:48:46.280
‫دستکش‌های چرمی به دست داشت.

00:48:46.950 --> 00:48:51.400
‫همراه با کت سفید و سیاه راه‌راهی
‫ که برای تولدش خریده بودم.

00:48:53.950 --> 00:48:56.200
‫فکر کردم که خفه شدن.

00:48:56.610 --> 00:48:58.780
‫بوی عجیبی می‌اومد.

00:48:59.410 --> 00:49:01.740
‫ولی به محض رسیدن به اتاق پشتی...

00:49:01.910 --> 00:49:06.360
‫دیدم که سر خانم دلونی در
‫ خون کف اتاق غرق شده.

00:49:06.990 --> 00:49:08.650
‫و بعد فهمیدم بو از کجاست.

00:49:10.200 --> 00:49:13.030
‫کنارش یک مرد روی زمین دراز کشیده بود.

00:49:14.950 --> 00:49:18.820
‫از صورتش شدیدا خونریزی داشت،
‫ولی نفس می‌کشید.

00:49:21.410 --> 00:49:23.990
‫و صدای زنگ شدید ادامه داشت...

00:49:27.410 --> 00:49:29.740
‫دویدم بیرون، درخواست کمک کردم...

00:49:30.240 --> 00:49:31.950
‫دکتر خبر کردم...

00:49:33.610 --> 00:49:37.030
‫ولی می‌دونستم که برای کمک به
‫جینین و رئیسش دیر شده.

00:49:41.320 --> 00:49:43.900
‫هر روز عصر از سرکار می‌رفتم دیدن همسرم...

00:49:43.900 --> 00:49:46.900
‫که با هم بریم پیش فلورنس کوچولومون...

00:49:47.030 --> 00:49:48.990
‫که اون زمان 28 ماهش بود.

00:49:55.660 --> 00:49:57.700
‫گلدمن قاتل!

00:50:00.740 --> 00:50:04.490
‫«وقتی من وارد شدم دو داروساز
‫توی اتاق پشتی بودن.

00:50:04.700 --> 00:50:08.070
‫هر دو کت به تن داشتن
‫و آماده رفتن بودن.

00:50:08.360 --> 00:50:13.200
‫همچنین آقایی رو جلوی خانم‌هایی
‫ که ترسیده بودن دیدم.

00:50:13.360 --> 00:50:16.030
‫اسلحه به دست سمت من اومد.

00:50:16.200 --> 00:50:18.110
‫اسلحه رو سمت من گرفت و گفت:

00:50:18.280 --> 00:50:20.240
‫تو هم برو اونجا.

00:50:20.610 --> 00:50:25.450
‫وقتی که حواسش به زن‌ها بود
‫ کیف‌پولم رو طرف دیوار انداختم.

00:50:25.660 --> 00:50:27.990
‫توش حدود پانصد فرانک پول بود.

00:50:28.280 --> 00:50:31.950
‫بعد با اسلحه مجبورمون کرد
‫ که به اتاق پشتی بریم.

00:50:32.110 --> 00:50:35.950
‫رو کرد به سمت من و گفت که
‫«هر چی داری رد کن بیاد.»

00:50:36.110 --> 00:50:38.150
‫بهش گفتم که پولی ندارم...

00:50:38.320 --> 00:50:39.950
‫فقط یه سکه پنج فرانکی...

00:50:40.110 --> 00:50:42.650
‫برای دارو، چون آخر ماهه.

00:50:42.820 --> 00:50:44.240
‫و بعد گفتم...

00:50:44.410 --> 00:50:47.110
‫«خیلی عوضی هستی و گیر می‌افتی!»

00:50:47.450 --> 00:50:49.610
‫وقتی دست بردم توی جیبم
‫که سکه رو در بیارم...

00:50:49.780 --> 00:50:54.030
‫اون مرد بهم شلیک کرد و من
‫افتادم توی کمدی که کنارم بود.

00:50:54.200 --> 00:50:56.280
‫بعد صدای جیغ زن‌ها رو شنیدم که گفتن...

00:50:56.450 --> 00:50:59.240
‫«نه! نه! نه!»

00:51:00.110 --> 00:51:02.700
‫دوباره بهم شلیک کرد و از هوش رفتم.

00:51:03.820 --> 00:51:08.030
‫قاتل حدودا سی ساله بود،
‫قد بلندتر از من، با چهره کشیده...

00:51:08.200 --> 00:51:12.570
‫لاغر با پوستی تیره مدیترانه‌ای،
‫اسپانیایی یا پرتغالی...

00:51:12.740 --> 00:51:15.240
‫یه کلاه صاف چرمی...

00:51:15.410 --> 00:51:17.400
‫و یه کت بارانی خاکستری تیره داشت.

00:51:17.610 --> 00:51:19.110
‫خوب فرانسوی حرف می‌زد.

00:51:19.950 --> 00:51:21.740
‫کاملا مطمئنم که توی دفتر پلیس...

00:51:22.160 --> 00:51:25.570
‫خود گلدمن بود.

00:51:25.740 --> 00:51:27.950
‫صداش رو هم شناختم.

00:51:29.160 --> 00:51:31.320
‫اصلا هیچ شکی ندارم.»

00:51:34.700 --> 00:51:39.150
‫این بیانیه ریموند تروکارد،
‫عضو گروه مقاومت...

00:51:39.320 --> 00:51:42.400
‫و بازمانده قتل‌های داروخانه بود...

00:51:42.700 --> 00:51:45.820
‫که در یک تصادف رانندگی کشته شد.

00:51:48.990 --> 00:51:52.780
‫خانم کارل، شما با شوهرتون
‫از جلوی داروخانه رد شدید...

00:51:52.910 --> 00:51:54.950
‫و نذاشتید که دخالت کنه...

00:51:55.110 --> 00:51:58.610
‫و در کافه‌ای در نزدیکی
‫زنگ خطر رو به صدا در آوردید.

00:51:58.990 --> 00:52:00.570
‫قبل فرار...

00:52:00.740 --> 00:52:03.320
‫تونستید مهاجم رو در داروخانه ببینید؟

00:52:03.660 --> 00:52:05.400
‫- بله، از پشت.
‫- بلندتر!

00:52:05.610 --> 00:52:07.200
‫لطفا بلندتر حرف بزنید.

00:52:07.360 --> 00:52:08.900
‫بله، از پشت دیدم.

00:52:09.070 --> 00:52:12.110
‫مردی که دیدید رو چطور توصیف می‌کنید؟

00:52:12.610 --> 00:52:17.110
‫یه شبح تیره، با اسلحه کمری در دست راستش.

00:52:17.280 --> 00:52:19.700
‫همه این‌ها رو از پشت دیدید؟

00:52:19.860 --> 00:52:22.990
‫نه، کامل به پشت نبود.
‫تقریبا نیم‌رخ بود.

00:52:23.200 --> 00:52:26.700
‫گلدمن، وایستا.
‫مایل به خانم ایست کن.

00:52:27.160 --> 00:52:29.200
‫به کدام سمت جناب قاضی؟

00:52:29.360 --> 00:52:30.740
‫به کدام سمت خانم؟

00:52:30.910 --> 00:52:32.360
‫سمت راست.

00:52:34.450 --> 00:52:35.860
‫به سمت دیوار.

00:52:39.820 --> 00:52:44.610
‫این همون فردیه که نوزدهم
‫دسامبر 1969 در داروخانه دیدید؟

00:52:45.280 --> 00:52:47.900
‫عجله نکنید. موضوع مهمیه.

00:52:48.030 --> 00:52:49.900
‫الان واقعا مطمئن نیستم.

00:52:50.070 --> 00:52:52.110
‫شاید صورتش استخوانی‌تر بود...

00:52:52.280 --> 00:52:57.240
‫ولی وقتی وارد دادگاه شدم و دیدمش...

00:52:57.410 --> 00:52:58.860
‫همون احساس درون داروخانه بهم دست داد.

00:52:59.950 --> 00:53:02.820
‫- یعنی چی که «دست داد»؟
‫- همون احساس بود.

00:53:02.950 --> 00:53:06.950
‫یعنی چی؟ یعنی می‌شه بر اساس
‫یه احساس یه نفر رو دادگاهی کرد؟

00:53:07.110 --> 00:53:08.780
‫این دیگه چه حرفیه؟

00:53:08.910 --> 00:53:12.110
‫جناب کیجمان. شاهد رو تحریک نکنید.
‫ساده‌ست.

00:53:12.320 --> 00:53:13.240
‫ببخشید.

00:53:13.410 --> 00:53:17.320
‫گفتید همون احساس بهتون دست داد.
‫منظورتون چیه؟

00:53:17.820 --> 00:53:19.860
‫خب منظورم اینه که...

00:53:19.990 --> 00:53:23.070
‫وقتی وارد شدم و دیدمش...

00:53:23.240 --> 00:53:24.900
‫مثل همون روز ترسیدم.

00:53:25.070 --> 00:53:27.450
‫- چهره‌اش شما رو می‌ترسونه؟
‫- بله.

00:53:27.660 --> 00:53:30.490
‫این مرد یادآور همون مرد داروخانه‌ست؟

00:53:30.700 --> 00:53:32.400
‫شاهد رو به سمت خاصی هدایت نکنید.

00:53:32.610 --> 00:53:35.110
‫بی‌طرفانه سوال بپرسید جناب کیجمان.

00:53:35.280 --> 00:53:36.240
‫بسیارخب.

00:53:36.410 --> 00:53:40.360
‫گفتید که ازش ترسیدید.
‫منظورتون از این حرف چیه؟

00:53:40.570 --> 00:53:43.400
‫خب وقتی که قبل‌تر دیدمش...

00:53:44.570 --> 00:53:46.110
‫همین حس رو داشت.

00:53:46.660 --> 00:53:47.700
‫یه حس غریزی.

00:53:47.860 --> 00:53:49.900
‫ولی چهره‌اش یادآور مهاجم نیست؟

00:53:50.030 --> 00:53:51.400
‫چرا هست.

00:53:51.610 --> 00:53:53.110
‫حالا شد.

00:53:53.280 --> 00:53:57.030
‫این خانم الان احساس شش سال
‫پیشش رو توصیف کرد...

00:53:57.200 --> 00:53:59.900
‫و اضافه کرد که یادآور فردیه که دیده.

00:54:00.030 --> 00:54:01.950
‫نگفت که خودشه...

00:54:02.110 --> 00:54:03.990
‫بلکه گفت یادآور اونه.

00:54:04.780 --> 00:54:08.360
‫یعنی آقای گلدمن با
‫تصوراتش از یه قاتل جور در میاد.

00:54:08.570 --> 00:54:11.280
‫تخیلش از حافظه‌اش قوی‌تره.

00:54:11.450 --> 00:54:13.280
‫همه اینجا می‌دونن که...

00:54:13.450 --> 00:54:16.610
‫قاتل یک سوئدی قدبلند
‫ و مو روشن نیست و این پرونده...

00:54:16.780 --> 00:54:19.360
‫تنها برعهده شاهدین می‌باشد.

00:54:19.570 --> 00:54:22.280
‫باید مردی که یادآور قاتله رو محکوم کنیم؟

00:54:22.450 --> 00:54:24.900
‫نه، عدالت این نیست.

00:54:25.070 --> 00:54:26.450
‫باید خودش رو پیدا کنیم.

00:54:26.660 --> 00:54:28.990
‫این شیوه غیرقابل تحمله.

00:54:30.240 --> 00:54:34.700
‫آقای کیجمان به زور از شاهد جواب می‌گیره
‫ تا صحبت‌های از پیش تمرین شده خودش رو بزنه.

00:54:34.860 --> 00:54:37.700
‫تمرین‌شده و بی‌تناسب.

00:54:37.860 --> 00:54:41.820
‫اگه گلدمن یادآور قاتله
‫ چرا باید دنبال یکی دیگه بگردیم؟

00:54:42.740 --> 00:54:44.030
‫- تموم شد؟
‫- تقریبا.

00:54:44.200 --> 00:54:45.990
‫فرانسیس، عکس لطفا.

00:54:47.360 --> 00:54:48.570
‫ممنونم.

00:55:01.610 --> 00:55:05.150
‫هیئت منصفه توی این عکس
‫پیر گلدمن رو تشخیص می‌ده؟

00:55:05.610 --> 00:55:06.860
‫- بله.
‫- بله خودشه.

00:55:06.990 --> 00:55:08.150
‫خودشه.

00:55:08.860 --> 00:55:13.240
‫خیر. متاسفانه خودش نیست.
‫صرفا بازیگریه که بهش شباهت داره.

00:55:13.410 --> 00:55:15.610
‫ممکنه در زمینه شاهد هم همین باشه.

00:55:21.860 --> 00:55:24.320
‫ داشتم با پسرعموم مشروب می‌خوردم...

00:55:24.780 --> 00:55:28.860
‫که یه زوج دویدن داخل و گفتن
‫«توی داروخانه تیراندازی شده.»

00:55:28.990 --> 00:55:30.570
‫سراسیمه رفتم اونجا.

00:55:30.740 --> 00:55:33.400
‫حین دویدن یکی دو تای دیگه صدای شلیک شنیدم.

00:55:33.820 --> 00:55:37.780
‫پشت پیشخوان داروخانه
‫ مردی رو دیدم که فریاد زد...

00:55:37.910 --> 00:55:39.610
‫«تکون نخور وگرنه می‌میری.»

00:55:39.820 --> 00:55:41.700
‫شلیک کرد ولی اسلحه‌اش گیر کرد.

00:55:41.860 --> 00:55:43.570
‫رفت اون سمت پیشخوان...

00:55:43.740 --> 00:55:47.950
‫سعی کردم بگیرمش ولی کت بارانیش
‫ از توی دستم سُر خورد.

00:55:48.280 --> 00:55:49.450
‫دنبالش دویدم...

00:55:49.660 --> 00:55:52.780
‫گرفتمش و انداختمش روی زمین.

00:55:53.070 --> 00:55:54.900
‫ولی وقتی که گیرش انداختم...

00:55:55.030 --> 00:55:59.360
‫حرومزاده یه اسلحه دیگه
‫ درآورد و بهم شلیک کرد.

00:55:59.780 --> 00:56:01.150
‫من افتادم روی زمین.

00:56:01.320 --> 00:56:03.900
‫می‌شنیدم که رهگذرها
‫اومدن بهم کمک کنن...

00:56:04.030 --> 00:56:05.820
‫بعد از هوش رفتم.

00:56:06.740 --> 00:56:10.700
‫جناب کینت، شما افسر پلیسی بودید که
‫ اون روز مشغول انجام وظیفه نبودید...

00:56:10.860 --> 00:56:12.820
‫و واکنش مناسبی نشون دادید.

00:56:13.820 --> 00:56:17.200
‫دادگاه بابت شجاعتتون از شما قدردانی می‌کنه.

00:56:17.360 --> 00:56:18.950
‫ممنونم جناب قاضی.

00:56:19.110 --> 00:56:20.900
‫وظیفه بنده بود.

00:56:21.110 --> 00:56:23.950
‫آقا، می‌تونید تایید کنید که...

00:56:24.110 --> 00:56:26.990
‫مردی که اونجا نشسته همون مردیه که...

00:56:27.160 --> 00:56:31.450
‫در تاریخ نوزدهم دسامبر 1969 در بلوار
‫ریچارد لنوآر به شما شلیک کرده؟

00:56:32.030 --> 00:56:33.610
‫بله، خودشه.

00:56:34.950 --> 00:56:37.110
‫- مطمئنید؟
‫- کاملا.

00:56:37.280 --> 00:56:38.150
‫آقا...

00:56:38.320 --> 00:56:39.860
‫مایلم اشاره کنم که...

00:56:39.990 --> 00:56:43.400
‫آقای کینت چندین بار حرف خودش رو نقض کرده.

00:56:43.610 --> 00:56:46.570
‫بار اول گفت که اون شخص دورگه بود.

00:56:46.740 --> 00:56:50.320
‫دوباره به پلیس گفت
‫که اهل مدیترانه بود...

00:56:50.490 --> 00:56:54.700
‫که یک ژاکت و یک کت بارانی
‫قهوه‌ای یا آبی تیره داشته...

00:56:54.860 --> 00:56:56.610
‫و در آخر هم گفته گبردین بوده.

00:56:56.910 --> 00:56:59.700
‫اول سی و پنج ساله بوده،
‫بعد سی ساله، و آخر هم بیست و پنج ساله.

00:56:59.860 --> 00:57:02.110
‫می‌گه که وارد داروخانه شده...

00:57:02.280 --> 00:57:05.740
‫ولی شاهدین می‌گن که اصلا وارد نشده.

00:57:06.490 --> 00:57:10.990
‫علاوه‌ براین شاهدین زیادی می‌گن
‫که قاتل کلاه به سر داشته.

00:57:11.160 --> 00:57:12.700
‫از لحاظ آماری بخوایم حساب کنیم...

00:57:12.860 --> 00:57:16.450
‫منطقیه که اکثریت درست بگن
‫و آقای کینت اشتباه کنه.

00:57:16.660 --> 00:57:19.030
‫اما همچنان آقای کینت یک «شاهد کلیدی» هستند.

00:57:19.450 --> 00:57:23.070
‫حرفش چه ارزشی داره؟
‫آقای کینت، کسی قصد نداره...

00:57:23.570 --> 00:57:25.780
‫قهرمانی و خلوص شما رو زیر سوال ببره...

00:57:25.910 --> 00:57:30.610
‫ولی گزارش شما متناقض‌تر از اونیه که ثابت
‫ کنه آقای گلدمن اونیه که بهتون شلیک کرده.

00:57:31.450 --> 00:57:34.570
‫وکیل من از صداقت
‫ افسر کینت صحبت می‌کنه...

00:57:34.740 --> 00:57:38.200
‫ولی من حرف ایشون رو دروغ
‫و جانبدارانه می‌دونم.

00:57:38.700 --> 00:57:40.030
‫منظورتون چیه؟

00:57:40.200 --> 00:57:43.400
‫در این مورد وکیلم با من موافق نیست...

00:57:43.910 --> 00:57:46.320
‫ولی توطئه پلیس برعلیه من...

00:57:46.490 --> 00:57:48.570
‫افسر کینت رو مجاب به این کار کرد.

00:57:49.030 --> 00:57:50.780
‫وقتی که دستگیر شدم...

00:57:50.910 --> 00:57:55.070
‫قربانی ایده‌آل شدم و مجاب شد
‫که من رو شناسایی کنه.

00:57:55.240 --> 00:57:57.030
‫مزخرفه.

00:57:57.200 --> 00:58:01.320
‫من جلوی در آزمون شناسایی
‫فورا شناساییش کردم.

00:58:01.490 --> 00:58:02.860
‫حتی صداش رو.

00:58:02.990 --> 00:58:05.990
‫چند روز قبلش هم از روی عکس
‫ تشخیصش داده بودم.

00:58:06.160 --> 00:58:07.900
‫حتی درنگ هم نکردم.

00:58:08.030 --> 00:58:11.780
‫هرچند به پلیس ذکر کردم...

00:58:11.910 --> 00:58:13.740
‫که مهاجم من کمی مسن‌تر بود.

00:58:13.910 --> 00:58:16.740
‫ عکس ثابت کرد از قبل برنامه‌ریزی شده بود.

00:58:16.910 --> 00:58:19.400
‫پلیس یک عکس قدیمی انتخاب کرده...

00:58:19.610 --> 00:58:21.740
‫که من توش شناسایی نشم.

00:58:21.910 --> 00:58:25.820
‫اما همچنان افسر کینت بعد این‌که در تاریکی
‫ من رو به مدت چند ثانیه دیده...

00:58:25.950 --> 00:58:29.070
‫من رو از اون عکس شناسایی کرده.

00:58:34.450 --> 00:58:36.780
‫آقای کینت، بعد اون حادثه...

00:58:36.910 --> 00:58:39.240
‫در ساعت هشت و پانزده دقیقه شب،
‫به یک نفر که اونجا بوده گفتید:

00:58:39.410 --> 00:58:43.700
‫«حرومزاده به شکمم شلیک کرد. بدبخت شدم.

00:58:43.860 --> 00:58:45.400
‫طرف دورگه بود.»

00:58:45.610 --> 00:58:46.650
‫حقیقت داره؟

00:58:46.820 --> 00:58:49.610
‫شاید. خیلی سریع رخ داد. مطمئن نیستم.

00:58:54.200 --> 00:58:56.360
‫منظورتون از دورگه چیه؟

00:58:57.360 --> 00:58:59.740
‫یه نفر با پوست تیره یا برنزه.

00:59:00.780 --> 00:59:02.860
‫الان از دید شما آقای گلدمن چه شکلیه؟

00:59:03.910 --> 00:59:06.700
‫از قبل پوستش روشن‌تره.

00:59:11.110 --> 00:59:13.900
‫لغت‌نامه کلمه «دورگه» رو به عنوان...

00:59:14.070 --> 00:59:16.280
‫کسی که از یک سیاهپوست
‫و یک زن سفید زاده شده توصیف کرده.

00:59:16.450 --> 00:59:19.070
‫از کلمه «مولو» اسپانیایی،
‫به معنی قاطر.

00:59:19.660 --> 00:59:21.610
‫این هم با مدرک خدمت شما.

00:59:22.070 --> 00:59:24.820
‫یادم نیست که از کلمه
‫ «دورگه» استفاده کرده باشم.

00:59:26.240 --> 00:59:28.030
‫هرچند...

00:59:28.610 --> 00:59:31.950
‫یادمه که توی بیمارستان به پلیس چی گفتم.

00:59:32.110 --> 00:59:34.360
‫گفتم که ظاهری مدیترانه‌ای داشت...

00:59:34.700 --> 00:59:37.280
‫خوب فرانسوی حرف می‌زد و عرب نبود.

00:59:37.450 --> 00:59:42.110
‫این متهم و هزاران مرد دیگر
‫در پاریس رو توصیف می‌کنه.

00:59:43.450 --> 00:59:45.740
‫- جناب قاضی...
‫- سکوت!

00:59:45.910 --> 00:59:47.700
‫شوخی بسه!

00:59:48.820 --> 00:59:51.740
‫ما نیومدیم اینجا که معنی کلمات رو بسنجیم.

00:59:51.910 --> 00:59:54.240
‫دو زن جانشون رو از دست دادن...

00:59:54.410 --> 00:59:56.570
‫و نزدیک بود که این مرد هم کشته بشه.

00:59:56.740 --> 00:59:57.820
‫قضیه جدیه.

00:59:57.950 --> 01:00:00.030
‫من با این مخالفتی ندارم...

01:00:00.200 --> 01:00:02.570
‫ولی سوگیری‌ها می‌تونه شهادت‌ رو تغییر بده.

01:00:02.740 --> 01:00:05.900
‫نظر آقای گلدمن اینه که
‫پلیس‌ها نژادپرست هستند.

01:00:06.240 --> 01:00:09.950
‫خودش توی کتابش نوشته
‫و من ازش نقل‌قول می‌کنم...

01:00:10.110 --> 01:00:14.320
‫«اون آقای کینت خنده
‫نژادپرستانه پلیس‌ها رو داره.»

01:00:14.490 --> 01:00:16.860
‫حتی از لفظ «طبیعتا» استفاده کرده!
‫ظالمانه‌ست!

01:00:16.990 --> 01:00:18.650
‫کاملا ظالمانه‌ست!

01:00:19.160 --> 01:00:20.820
‫کاملا حقیقت داره!

01:00:21.160 --> 01:00:22.610
‫سکوت!

01:00:23.280 --> 01:00:24.200
‫بشینید!

01:00:25.570 --> 01:00:26.820
‫آقای کینت...

01:00:26.950 --> 01:00:30.820
‫اعتراف می‌کنید که از لفظ
‫«دورگه» استفاده کردید؟

01:00:32.110 --> 01:00:33.280
‫گوش کنید...

01:00:34.410 --> 01:00:36.820
‫یادم نیست، ولی می‌دونم که چی دیدم.

01:00:38.570 --> 01:00:41.450
‫من این مرد رو توی نور داروخانه دیدم...

01:00:41.660 --> 01:00:44.990
‫و بعد در بلوار صورتش مقابلم قرار گرفت.

01:00:45.910 --> 01:00:47.490
‫جناب قاضی...

01:00:47.700 --> 01:00:49.820
‫چهره مردی که بهتون شلیک می‌کنه...

01:00:49.950 --> 01:00:51.740
‫به سادگی فراموش نمی‌شه.

01:00:55.860 --> 01:00:59.070
‫خانم لکوک. اون روز شما
‫آرایشگاه رو ترک کردید...

01:00:59.240 --> 01:01:02.490
‫همراه با دوستتون در پلاک 27
‫بلوار ریچارد لنوآر بودید.

01:01:02.700 --> 01:01:06.780
‫هنگامی که به سمت باستیل می‌رفتید
‫دو مرد رو حین درگیری دیدید.

01:01:06.910 --> 01:01:10.360
‫یکیشون افتاد و دیگری فرار کرد
‫ و شما رو هل داد.

01:01:10.570 --> 01:01:13.200
‫- درسته؟
‫- بله، دقیقا.

01:01:13.360 --> 01:01:16.570
‫ولی تا 23 روز بعد نرفتید پیش پلیس.

01:01:16.740 --> 01:01:18.070
‫چه دلیلی داشت؟

01:01:18.240 --> 01:01:21.610
‫مستقیما رفتم خونه. احساساتی شده بودم.

01:01:21.780 --> 01:01:23.150
‫احساساتی؟

01:01:23.320 --> 01:01:24.360
‫بله.

01:01:24.570 --> 01:01:27.240
‫چرا؟ چون دو مرد رو حین درگیری دیدید؟

01:01:27.410 --> 01:01:28.570
‫بله.

01:01:28.740 --> 01:01:32.900
‫و به فکرتون خطور نکرد که
‫ فرداش به پلیس مراجعه کنید؟

01:01:33.570 --> 01:01:35.450
‫نه، از نظر من فقط یک درگیری ساده بود.

01:01:35.740 --> 01:01:38.070
‫پس چرا بعد 23 روز به پلیس مراجعه کردید؟

01:01:38.240 --> 01:01:39.740
‫شنیدم که حین اون قضیه چندین نفر کشته شدن.

01:01:39.910 --> 01:01:42.150
‫جدا؟ چطور شنیدید؟

01:01:42.410 --> 01:01:43.820
‫الان یادم نیست.

01:01:43.950 --> 01:01:46.030
‫سعی کنید یادتون بیاد. مهمه.

01:01:46.200 --> 01:01:49.400
‫شاید از دوست آرایشگرم شنیدم.
‫ ولی الان یادم نیست.

01:01:49.610 --> 01:01:54.110
‫خانم، می‌تونید بگید که فردی
‫که اون شب شما رو هل داد...

01:01:54.280 --> 01:01:57.450
‫همونیه که در جایگاه سمت چپ شما نشسته یا نه؟

01:01:58.450 --> 01:02:00.400
‫- بله خودشه.
‫- عجله نکنید.

01:02:00.910 --> 01:02:03.860
‫بهش نگاه کنید. جوابتون مهمه.

01:02:03.990 --> 01:02:07.070
‫لزومی نداره که خوب نگاه کنم.
‫مطمئنم که همونه.

01:02:08.450 --> 01:02:11.240
‫چطور ممکنه مطمئن باشید
‫درحالی که به پلیس گفتید...

01:02:11.410 --> 01:02:15.240
‫افسر کینت رو با یونیفرم دیدید
‫ و صدای شلیکی نشنیدید؟

01:02:16.570 --> 01:02:18.320
‫جوابتون چیه خانم؟

01:02:18.490 --> 01:02:20.490
‫متوجه منظور ایشون نمی‌شم.

01:02:20.700 --> 01:02:23.900
‫ساده‌ست. در شهادتتون در
‫یازدهم ژانویه سال 1970...

01:02:24.030 --> 01:02:28.400
‫شما گفتید که شاهد درگیری یک شهروند
‫با یک افسر پلیس بودید.

01:02:28.610 --> 01:02:31.240
‫- یک افسر پلیس با یونیفرم؟
‫- بله، دقیقا.

01:02:31.410 --> 01:02:34.900
‫با این‌حال افسر کینت حین انجام وظیفه نبود
‫و لباس ساده به تن داشت.

01:02:35.450 --> 01:02:37.900
‫خب من یک پلیس با یونیفرم دیدم.

01:02:38.030 --> 01:02:42.030
‫همچنین گفتید که صدای شلیک نشنیدید.
‫تایید می‌کنید؟

01:02:42.200 --> 01:02:43.360
‫بله.

01:02:43.820 --> 01:02:46.030
‫چطور تونستید درگیری رو ببینید...

01:02:46.200 --> 01:02:50.240
‫اما صدای شلیک رو نشنوید،
‫درحالی که همزمان رخ دادند؟

01:02:51.280 --> 01:02:54.740
‫نمی‌دونم، ولی همون‌طور
‫که گفتم اون مرد هلم داد.

01:02:54.910 --> 01:02:58.200
‫خب مردی که شما رو هل داد
‫ رو چطوری توصیف می‌کنید؟

01:02:59.410 --> 01:03:01.150
‫عجیب بود. به نظر دیوانه می‌اومد.

01:03:01.320 --> 01:03:02.950
‫دیوانه؟ منظورتون چیه؟

01:03:03.110 --> 01:03:04.320
‫یعنی یه مرد دیوانه بود.

01:03:05.160 --> 01:03:08.070
‫و بعد شما به این مرد دیوانه گفتید...

01:03:08.240 --> 01:03:10.400
‫«یه وقت معذرت‌خواهی نکنی عرب عوضی!»

01:03:10.610 --> 01:03:12.030
‫بله، همین رو گفتم.

01:03:12.200 --> 01:03:13.780
‫چرا گفتید؟

01:03:14.030 --> 01:03:15.570
‫فکر کردم که عرب بود.

01:03:15.740 --> 01:03:19.490
‫ولی موافقید که مرد درون جایگاه عرب نیست؟

01:03:20.450 --> 01:03:21.820
‫شبیه عرب‌هاست.

01:03:21.950 --> 01:03:24.070
‫شبیه عرب‌هاست؟ منظورتون چیه؟

01:03:24.240 --> 01:03:25.700
‫منظورم اینه که...

01:03:25.860 --> 01:03:28.900
‫بینی بزرگ و پوستی تیره مثل عرب‌ها داره.

01:03:30.700 --> 01:03:31.900
‫چی گفتی گلدمن؟

01:03:32.030 --> 01:03:35.030
‫گفتم که مثل عرب‌ها ختنه شدم.

01:03:37.160 --> 01:03:40.610
‫خانم، مردی که هلتون داد از کجا اومده بود؟

01:03:40.910 --> 01:03:42.240
‫از سمت بلوار.

01:03:42.410 --> 01:03:44.740
‫- کجا رفت؟
‫- به سمت مترو.

01:03:44.910 --> 01:03:47.780
‫توی پیاده‌رو برخورد داشتید یا خیابون؟

01:03:47.910 --> 01:03:50.070
‫همون‌طور که گفتم در پیاده‌رو.

01:03:50.240 --> 01:03:51.490
‫مشغول دویدن بود؟

01:03:51.700 --> 01:03:52.950
‫نه، تلو تلو می‌خورد.

01:03:53.110 --> 01:03:55.610
‫احیانا خودتون اون شب تلو تلو نمی‌خوردید؟

01:03:55.780 --> 01:03:57.610
‫نه، من در حالت عادی بودم.

01:03:57.780 --> 01:04:00.860
‫این اصطلاح به این معنیه که
‫حرف‌هاتون گاهی‌اوقات مزخرفه.

01:04:00.990 --> 01:04:02.400
‫حقیقت نداره!

01:04:02.610 --> 01:04:05.490
‫جناب قاضی، لطفا جناب کیجمان
‫رو به ادب دعوت کنید.

01:04:05.700 --> 01:04:09.360
‫اجازه نداره که شاهدین رو تحقیر کنه
‫تا به جوابی که می‌خواد برسه.

01:04:09.570 --> 01:04:13.240
‫اعتراض وارده. ادامه بدید جناب کیجمان.
‫اما شیوه برخوردتون رو درست کنید.

01:04:13.740 --> 01:04:18.030
‫خانم، گفتید بعد برخورد اون
‫مرد به کدوم سمت دوید؟

01:04:18.320 --> 01:04:20.320
‫همون‌طور که گفتم به سمت مترو.

01:04:20.490 --> 01:04:22.700
‫- کدوم ایستگاه؟
‫- باستیل.

01:04:22.860 --> 01:04:24.610
‫- مطمئنید؟
‫- کاملا.

01:04:24.780 --> 01:04:28.280
‫می‌شه اشاره کنم که بقیه
‫شاهدین بیان کردند...

01:04:28.450 --> 01:04:31.150
‫که اون مرد به سمت ایستگاه بروژت-سابین رفته؟

01:04:31.320 --> 01:04:34.070
‫این خانم یه افسر پلیس با یونیفرم دیده...

01:04:34.240 --> 01:04:35.900
‫یه درگیری بدون شلیک دیده...

01:04:36.070 --> 01:04:38.400
‫و مردی که به سمت ایستگاه اشتباهی رفته.

01:04:38.610 --> 01:04:39.990
‫حیرت‌انگیزه.

01:04:40.570 --> 01:04:42.490
‫دوباره می‌پرسم خانم...

01:04:42.700 --> 01:04:46.610
‫مطمئنید که دیدید اون مرد به
‫سمت ایستگاه باستیل رفت؟

01:04:46.780 --> 01:04:47.820
‫کاملا.

01:04:47.950 --> 01:04:50.740
‫همچنان همون‌طور که گفتم اشتباهه.

01:04:50.910 --> 01:04:54.740
‫پس وقتی که می‌گید اون فرد پیر گلدمن بوده،
‫انتظار دارید چه برداشتی بکنیم؟

01:04:55.240 --> 01:04:57.860
‫قضیه فرق می‌کنه. به این شکل نیست.

01:04:57.990 --> 01:05:00.820
‫جالبه. پس دو نوع قطعیت داریم...

01:05:00.950 --> 01:05:02.900
‫یکیش به شواهد و حقایق می‌رسه...

01:05:03.070 --> 01:05:04.780
‫و دیگری به اشتباه و گمراهی؟

01:05:04.910 --> 01:05:08.450
‫شما تجربه‌گرایی هستید که
‫ براش فقط ذهنیت مهمه؟

01:05:08.660 --> 01:05:11.490
‫طرح کلی‌ای که دیدید، اعتقادتون...

01:05:11.700 --> 01:05:14.610
‫از دنیای عینی برای شما قطعی‌تره.

01:05:14.780 --> 01:05:16.240
‫می‌شه یه نفر داوطلب بشه...

01:05:16.410 --> 01:05:19.490
‫و این درس فلسفه رقت‌انگیز رو تموم کنه؟

01:05:19.700 --> 01:05:21.900
‫- بذار حرفم رو تموم کنم.
‫- نه، نمی‌ذارم!

01:05:24.820 --> 01:05:28.900
‫نمی‌ذارم تموم کنی.
‫تو سر صحنه جرم نبودی...

01:05:29.030 --> 01:05:32.570
‫و بدون شک نظرت از این خانم که...

01:05:32.740 --> 01:05:35.150
‫شوکه و گیج شده بوده...

01:05:35.320 --> 01:05:37.740
‫و مسیر فراری و باقی ماجرا رو...

01:05:37.910 --> 01:05:39.700
‫اشتباه دیده مهم‌تر نیست.

01:05:39.860 --> 01:05:42.570
‫کسی ادعا نداره که شاهدین خطاناپذیرن.

01:05:42.780 --> 01:05:44.490
‫سوالی ندارم. ممنونم.

01:05:46.160 --> 01:05:48.110
‫آقای پلوویناژ، شما یک پزشک
‫ بازنشسته هستید...

01:05:48.280 --> 01:05:51.820
‫و در طبقه چهارم پلاک ششم بلوار
‫ریچارد لنوآر زندگی می‌کنید...

01:05:51.950 --> 01:05:54.740
‫یعنی همون ساختمان داروخانه.

01:05:54.910 --> 01:05:59.900
‫می‌شه بگید که اون شب از پنجره
‫چی دیدید و چی شنیدید؟

01:06:00.700 --> 01:06:02.200
‫اول صدای شلیک شنیدم...

01:06:02.360 --> 01:06:04.200
‫و از اونجایی که تجربه شلیک داشتم...

01:06:04.360 --> 01:06:07.200
‫متوجه شدم که سلاحی با کالیبر بزرگیه.

01:06:07.360 --> 01:06:11.610
‫رفتم جلوی پنجره و دیدم که
‫ مردی از داروخانه به بیرون دوید...

01:06:11.780 --> 01:06:13.400
‫و مرد دیگری تعقیبش کرد.

01:06:13.610 --> 01:06:15.860
‫مرد دوم بهش رسید...

01:06:15.990 --> 01:06:19.200
‫انداختش روی زمین و گلوله دوم شلیک شد.

01:06:19.360 --> 01:06:23.110
‫تعقیب‌کننده افتاد و قاتل
‫به داخل مترو فرار کرد.

01:06:23.990 --> 01:06:25.780
‫چه زمانی بود؟

01:06:26.490 --> 01:06:28.740
‫دقیقا قبل هشت،
‫قرار بود غذا بخورم.

01:06:28.910 --> 01:06:31.070
‫می‌تونید مردی که دیدید رو توصیف کنید؟

01:06:31.410 --> 01:06:33.570
‫قدبلند و ورزشکار...

01:06:33.740 --> 01:06:37.030
‫با موی سیاه و پوست تیره...
‫با چشم‌های عمیق.

01:06:37.200 --> 01:06:39.740
‫توی یه شب مه‌آلود با
‫ فاصله بیشتر از چهل متر؟

01:06:39.910 --> 01:06:43.900
‫من فاصله پنجره شما
‫با پیاده‌رو رو بررسی کردم.

01:06:44.030 --> 01:06:45.860
‫چشم‌هاتون مثل عقابه.

01:06:45.990 --> 01:06:49.030
‫ممنونم. من متخصص میکروسکوپی هستم.

01:06:49.200 --> 01:06:51.150
‫این شغل دید قدرتمندی نیاز داره.

01:06:51.320 --> 01:06:54.610
‫اجازه بدید که به دقت چشم شما شک کنم.

01:06:54.780 --> 01:06:56.860
‫بیانیه شما خیلی متفاوته...

01:06:56.990 --> 01:07:00.320
‫مردی که توصیف می‌کنید مثل
‫ موم دکارت تغییر شکل می‌ده.

01:07:00.490 --> 01:07:02.990
‫ولی از نظر شما پیر گلدمنه.

01:07:03.160 --> 01:07:06.740
‫یادتونه که در اداره پلیس
‫حین امضای شهادتتون...

01:07:06.910 --> 01:07:11.400
‫شهادت رو تحت عنوان وکیل
‫ ژیزل هلیمی امضاء کردید.

01:07:11.610 --> 01:07:15.320
‫درحالی که قاضی یا وکیلی حضور نداشت.

01:07:15.490 --> 01:07:19.650
‫درحالی که پیر گلدمن تا الان طبق
‫ دانسته‌های من وکیل‌ مدافعان زیادی داشته...

01:07:19.820 --> 01:07:21.900
‫در حالی که ژیزل هلیمی از اون‌ها نبوده.

01:07:22.280 --> 01:07:24.700
‫و لطفا پز شجاعتتون رو ندید...

01:07:24.860 --> 01:07:28.030
‫چون جای این‌که به پلیس زنگ بزنید
‫ یا به فرد زخمی کمک کنید...

01:07:28.200 --> 01:07:31.150
‫رفتید که با همسایه‌ها گپ بزنید.

01:07:31.490 --> 01:07:33.360
‫این مزخرفات کافیه!

01:07:33.570 --> 01:07:38.400
‫موضوع صحبت ما که نظر
‫و اخلاقیات شاهدین نیست.

01:07:38.610 --> 01:07:41.070
‫این‌ها تاکتیک‌های تفرقه‌انگیزیه.

01:07:41.240 --> 01:07:44.200
‫آقای گلدمن توی کتابش اون‌ها رو شرح داده...

01:07:44.360 --> 01:07:47.820
‫همون‌طور که ایشون گفته: ما باید سابقه...

01:07:47.950 --> 01:07:50.780
‫و اعتقادات سیاسی
‫ آقای پلوویناژ رو بررسی کنیم!

01:07:50.910 --> 01:07:52.450
‫بله. من پای حرفم هستم.

01:07:52.660 --> 01:07:55.820
‫باید سابقه و اعتقادات تمامی شاهدین...

01:07:55.950 --> 01:07:59.110
‫مثل سابقه و اعتقادات سیاسی من بررسی بشه.

01:07:59.280 --> 01:08:02.320
‫- موضوع این نیست.
‫- ضدیهودیت رو در نظر بگیرید.

01:08:02.490 --> 01:08:04.860
‫ممکنه نیست یه شاهد ضدیهود باشه؟

01:08:04.990 --> 01:08:06.570
‫- مهمه؟
‫- بله!

01:08:06.740 --> 01:08:07.950
‫مهمه.

01:08:08.110 --> 01:08:11.240
‫به مهمی جزئیات زندگینامه من.

01:08:11.410 --> 01:08:14.490
‫پلیس هم همین‌طور. دیدگاه سیاسی اون‌ها چیه؟

01:08:14.700 --> 01:08:17.860
‫همون بازپرس گوسار که اونجاست،
‫حین بازجویی...

01:08:17.990 --> 01:08:19.570
‫- پیر!
‫- صبر کن.

01:08:19.740 --> 01:08:23.400
‫بهم گفت که با اسرائیلی‌ها مشکلی نداره...

01:08:23.610 --> 01:08:25.490
‫و حتی چند اسرائیلی خوب می‌شناسه.

01:08:25.700 --> 01:08:28.240
‫شاید حتی چندتاشون رو حین
‫جنگ نجات داده باشه.

01:08:29.070 --> 01:08:33.860
‫نمی‌شه چنین مزخرفاتی رو در
‫فضای مقدس این دادگاه بیان کرد.

01:08:33.990 --> 01:08:35.200
‫شرم‌آوره.

01:08:35.360 --> 01:08:39.210
‫این کار توهین به جستجوی حقیقت و قانونه.

01:08:40.760 --> 01:08:42.780
‫این منم که اینجا داره بهش توهین می‌شه.

01:08:42.910 --> 01:08:46.200
‫این شاهدین همشون نژادپرستن،
‫تک تکشون!

01:08:48.360 --> 01:08:51.360
‫- بس کن.
‫- نه، دارم به نتیجه می‌رسم.

01:08:51.570 --> 01:08:53.650
‫جناب قاضی، ما محدود شدیم که...

01:08:53.820 --> 01:08:57.200
‫دیدگاه مردم بی‌گناه و صادقی که...

01:08:57.360 --> 01:08:59.240
‫برخی توسط این واقعه
‫ آسیب دیدند رو قضاوت کنیم.

01:08:59.410 --> 01:09:03.740
‫حتی اگر ثابت بشه که
‫شاهدی نژادپرست یا ضدیهوده...

01:09:03.910 --> 01:09:06.900
‫همچنان نظرش معتبره و آقای گلدمن یک قاتله!

01:09:07.280 --> 01:09:11.490
‫نژادپرست کوفتی!
‫تو یه نژادپرست و فاشیست کثافتی!

01:09:11.700 --> 01:09:12.820
‫نژادپرستی!

01:09:12.950 --> 01:09:14.364
‫بوی گند نژادپرستیت
‫رو تشخیص می‌دم!

01:09:14.388 --> 01:09:16.450
‫همون‌طور که تو بوی نژادهای
‫دیگه رو تشخیص می‌دی!

01:09:16.660 --> 01:09:17.610
‫گور پدرت!

01:09:17.780 --> 01:09:20.700
‫گلدمن! خفه شو، تو حق و حقوقی نداری.

01:09:20.860 --> 01:09:24.070
‫من بی‌گناهم جناب قاضی،
‫پس همه حق و حقوق ممکن رو دارم!

01:09:24.240 --> 01:09:28.070
‫جناب قاضی، لطفا مطمئن بشید که
‫این توهین‌ها توی سوابق ضبط بشه.

01:09:28.570 --> 01:09:30.860
‫گلدمن، از آقای گارو عذرخواهی کن!

01:09:30.990 --> 01:09:32.030
‫عمرا!

01:09:32.200 --> 01:09:36.320
‫مرتیکه فاشیست و نژادپرسته
‫و از پلیس نژادپرست دفاع می‌کنه!

01:09:36.490 --> 01:09:37.900
‫قاتل!

01:09:38.070 --> 01:09:40.900
‫جرئت داری بیا جلوی روم بگو گوسار!

01:09:41.410 --> 01:09:43.570
‫ولم کن پلیس آشغال!

01:09:47.240 --> 01:09:48.900
‫من بی‌گناهم!

01:09:53.450 --> 01:09:55.570
‫جلسه رسیدگی به تعویق افتاد.

01:09:56.410 --> 01:09:58.240
‫پلیس فاشیست! عدالت همدستانه!

01:09:58.410 --> 01:10:01.320
‫ولم کنید! نژادپرست‌های کثافت!

01:10:01.990 --> 01:10:03.400
‫ولم کنید!

01:10:04.070 --> 01:10:05.780
‫من بی‌گناهم!

01:10:07.200 --> 01:10:09.900
‫پلیس فاشیست! عدالت همدستانه!

01:10:13.490 --> 01:10:15.030
‫سکوت!

01:10:17.360 --> 01:10:18.450
‫سکوت!

01:10:31.990 --> 01:10:33.700
‫گلدمن بی‌گناهه!

01:10:54.660 --> 01:10:57.450
‫عجب فاجعه‌ای. همه تلاشمون رو به باد دادی.

01:10:57.660 --> 01:11:00.240
‫صاف افتادی توی تله گارو.

01:11:00.410 --> 01:11:02.820
‫باید این غرور احمقانه رو بذاری کنار.

01:11:03.280 --> 01:11:04.740
‫داری خودت رو به فنا می‌دی.

01:11:04.910 --> 01:11:09.200
‫هر شاهدی که شناساییت کنه پای جانت وسطه.

01:11:11.950 --> 01:11:14.450
‫این حکم با سرنوشتم مطابقت داره.

01:11:14.660 --> 01:11:15.650
‫جانم؟

01:11:15.820 --> 01:11:18.070
‫من در 22 ژوئن سال 44 زاده شدم و مُردم.

01:11:18.240 --> 01:11:21.070
‫این جملات باکلاس رو بذار
‫واسه دوست‌های کمونیستت!

01:11:21.240 --> 01:11:23.200
‫- حقیقته!
‫- خفه‌شو!

01:11:23.360 --> 01:11:25.780
‫فقط من می‌تونم نجاتت بدم، پس خفه شو!

01:11:25.910 --> 01:11:27.860
‫- بهت نیاز ندارم.
‫- چی؟

01:11:27.990 --> 01:11:31.150
‫من بی‌گناهم. حتی تو هم نمی‌تونی
‫این حقیقت رو عوض کنی.

01:11:31.320 --> 01:11:32.320
‫بحث هستی‌شناسیه.

01:11:32.740 --> 01:11:36.900
‫یعنی طوری بی‌گناهی که از هر نوع
‫ قضاوتی مصون هستی؟

01:11:38.610 --> 01:11:40.740
‫باید توی پرونده‌ات ثابت بشه که بی‌گناهی.

01:11:40.910 --> 01:11:42.650
‫باهام همکاری کن وگرنه از
‫پرونده‌ات استعفاء می‌دم!

01:12:21.240 --> 01:12:25.610
‫رئیس پلیس لکرک، در تاریخ هشتم و نهم آوریل
‫سال 1970 که گلدمن بازداشت شد...

01:12:25.780 --> 01:12:27.400
‫شما سرکار بودید.

01:12:27.610 --> 01:12:30.450
‫مایلیم در مورد بازجوییش با شما صحبت کنیم.

01:12:30.660 --> 01:12:33.900
‫هشتم آوریل که به اونجا رسید
‫در چه شرایطی بود؟

01:12:34.030 --> 01:12:34.900
‫در آرامش.

01:12:35.030 --> 01:12:36.950
‫با دو دکمه‌ی پیراهنم که پاره شده بود.

01:12:37.110 --> 01:12:38.610
‫منظورتون چیه؟

01:12:38.780 --> 01:12:41.450
‫پلیس‌ها کارشون رو از داخل ماشین شروع کردن.

01:12:41.660 --> 01:12:44.740
‫بی‌وقفه بهم فحش می‌دادن و کتکم می‌زدن.

01:12:44.910 --> 01:12:47.320
‫- حقیقت داره؟
‫- چنین چیزی نشنیدم.

01:12:47.490 --> 01:12:49.450
‫آقای گلدمن بهش اشاره‌ای نکرده.

01:12:49.660 --> 01:12:53.200
‫برای شخصی با این تهاجم و دقت عجیبه.

01:12:53.360 --> 01:12:54.610
‫حقیقته.

01:12:54.780 --> 01:12:58.110
‫رئیس پلیس، در هشتم آوریل
‫شما بازجوییتون رو شروع کردید.

01:12:58.280 --> 01:12:59.320
‫چطور پیش رفت؟

01:12:59.490 --> 01:13:01.860
‫با سوالات عمومی شروع کردیم...

01:13:01.990 --> 01:13:05.110
‫اطرافیانش، جاهایی که می‌رفت.
‫ همون چیزهای همیشگی.

01:13:05.280 --> 01:13:08.650
‫ولی قبل این‌که به موضوع داروخانه برسیم...

01:13:08.820 --> 01:13:10.280
‫ارتباطش با اون پرونده رو رد کرد.

01:13:10.450 --> 01:13:12.900
‫- داشتم احتیاط می‌کردم.
‫- احتیاط؟

01:13:13.070 --> 01:13:14.900
‫- آره.
‫- می‌شه توضیح بدید؟

01:13:15.070 --> 01:13:18.070
‫قبل از بازجویی شنیدم که یک پلیس گفت:

01:13:18.240 --> 01:13:20.490
‫«قاتل داروخانه رو گرفتیم.»

01:13:20.700 --> 01:13:23.030
‫بعدش هم یه پلیس اومد داخل و گفت:

01:13:23.200 --> 01:13:26.610
‫«داروسازها رو تو کشتی؟
‫فکر نمی‌کردم این شکلی باشی.»

01:13:26.780 --> 01:13:28.150
‫وحشت کرده بودم.

01:13:28.320 --> 01:13:33.610
‫و وقتی ازم پرسیدن زیاد می‌رم باستیل؟
‫وصله‌ای که می‌خواستن بهم بچسبونن رو پس زدم.

01:13:34.110 --> 01:13:35.490
‫خفه‌اش کن!

01:13:35.700 --> 01:13:37.490
‫بعدش چی شد؟

01:13:38.610 --> 01:13:41.490
‫ساعت‌ها چهار سرقت مسلحانه رو رد می‌کرد...

01:13:41.700 --> 01:13:44.780
‫ولی ساعت یک صبح به سه‌ تاشون اعتراف کرد...

01:13:44.910 --> 01:13:47.490
‫در حالی که قبول نمی‌کرد
‫قتل‌های داروخانه کار اون بوده.

01:13:47.910 --> 01:13:51.490
‫یه لحظه سرش رو بین
‫دست‌هاش فرو برد و پرسید...

01:13:51.990 --> 01:13:56.820
‫«ممکنه آدم حین جنون دست به عمل
‫اشتباهی زده باشه و یادش نباشه؟»

01:13:56.950 --> 01:13:59.820
‫گفتم شاید بالاخره داره نرم می‌شه.

01:14:00.910 --> 01:14:03.780
‫- چنین حرفی زدی گلدمن؟
‫- ممکنه.

01:14:03.910 --> 01:14:07.070
‫ممکنه؟ مهمه. زدی یا نه؟

01:14:07.240 --> 01:14:11.200
‫آره. روز بعدش. خیلی بعدتر.
‫بعد این‌که درگیری‌ها شروع شد.

01:14:11.360 --> 01:14:12.950
‫چرا چنین حرفی زدی؟

01:14:13.110 --> 01:14:15.610
‫وقتی به مرکز پلیس رسیدم...

01:14:15.780 --> 01:14:18.740
‫مطمئن بودم که بی‌گناهیم واضحه.

01:14:18.910 --> 01:14:22.780
‫ولی در کمال تعجب تمام شاهدین من رو شناختن.

01:14:23.030 --> 01:14:26.030
‫برام منطقی نبود جناب قاضی.

01:14:26.200 --> 01:14:29.070
‫گیج بودم و ازم سوال پرسیده می‌شد...

01:14:29.240 --> 01:14:31.860
‫ولی کاملا مزخرف بود.

01:14:32.700 --> 01:14:36.950
‫یعنی با اون کلمات به
‫رئیس پلیس لکرک نگفتید که...

01:14:37.110 --> 01:14:39.740
‫از مسئولیتتون کاسته شده؟

01:14:39.910 --> 01:14:41.110
‫متوجه نیستید...

01:14:41.280 --> 01:14:43.110
‫من که گفتم بی‌گناهم!

01:14:43.280 --> 01:14:46.610
‫به عنوان یک مرد بی‌گناه، شک ندارید
‫ که ممکنه گناهکار باشید؟

01:14:46.780 --> 01:14:48.610
‫به خدا می‌زنم پاره‌اش می‌کنم!

01:14:48.780 --> 01:14:50.240
‫آروم باش.

01:14:51.950 --> 01:14:55.700
‫آقای لکرک. شما تایید می‌کنید که
‫گلدمن این کلمات رو بهتون گفت؟

01:14:55.860 --> 01:14:57.030
‫بله. کاملا.

01:14:57.200 --> 01:14:59.950
‫پس چرا توی گزارشات چیزی نیست؟

01:15:00.110 --> 01:15:02.200
‫حین استراحت گفت.

01:15:02.360 --> 01:15:04.900
‫- یعنی باید بین شما حرف یکی رو باور کنیم؟
‫- بله.

01:15:05.110 --> 01:15:06.610
‫بعدش چی شد؟

01:15:06.950 --> 01:15:09.280
‫هیچی. ساعت دو شب بود. خسته بودیم.

01:15:09.450 --> 01:15:11.240
‫گذاشتیمش توی سلول.

01:15:11.610 --> 01:15:15.280
‫فردا صبح شناسایی شاهدین شروع شد.

01:15:15.450 --> 01:15:16.860
‫چرا انقدر زود؟

01:15:16.990 --> 01:15:19.950
‫یه سری از قبل توسط عکس‌ها
‫ شناساییش کرده بودن.

01:15:20.110 --> 01:15:23.030
‫باید زود مقابل هم قرارشون می‌دادیم.

01:15:23.200 --> 01:15:26.740
‫می‌شه بگید این مرحله شناسایی چطور پیش رفت؟

01:15:26.910 --> 01:15:29.030
‫مثل همیشه. با افسرهایی همسن وی.

01:15:29.200 --> 01:15:32.700
‫مجبورشون کردیم ساعت و کراوات
‫و زیروآلاتشون رو در بیارن...

01:15:32.860 --> 01:15:35.570
‫و کت بارانی بپوشن تا ساده به نظر بیان.

01:15:35.740 --> 01:15:38.700
‫جناب قاضی، بدون بی‌احترامی به جناب لکرک...

01:15:38.860 --> 01:15:40.650
‫یا حرفه‌ای بودن ایشون...

01:15:40.820 --> 01:15:45.490
‫من اصلاح نشده و ژولیده بین
‫چند نفر آدم تمیز و آراسته بودم.

01:15:45.700 --> 01:15:47.350
‫- دروغه.
‫- حقیقته!

01:15:47.450 --> 01:15:51.400
‫بهم یه تیغ الکتریکی قدیمی
‫تک‌سر داده بودن...

01:15:51.610 --> 01:15:55.280
‫ریش من انقدر ضخیمه که مدل‌های
‫پنج‌تیغ هم کوتاهش نمی‌کنه.

01:15:55.700 --> 01:15:57.070
‫من بازپرس گوسار هستم...

01:15:57.240 --> 01:15:58.900
‫من سرپرست گلدمن بودم.

01:15:59.070 --> 01:16:00.650
‫تیغ سالم بود.

01:16:00.820 --> 01:16:03.650
‫بهش گفتم که جواب نمی‌ده.
‫ولی گفت که سعیم رو بکنم.

01:16:03.820 --> 01:16:07.070
‫گفتم نمی‌شه و گفت که مهم نیست.

01:16:07.240 --> 01:16:09.990
‫اون موقع بود که فهمیدم پلیس‌ها نقشه دارن.

01:16:10.280 --> 01:16:13.240
‫من چنین حرفی نزدم،
‫ اون هم صورتش رو اصلاح کرد.

01:16:13.570 --> 01:16:16.900
‫همین الان یه تیغ الکتریکی
‫ بیارید تا نشون بدم.

01:16:17.030 --> 01:16:18.780
‫جلوی خودم صورتش رو اصلاح کرد!

01:16:18.910 --> 01:16:21.360
‫بازپرس گوسار، لطفا بنشینید.

01:16:22.160 --> 01:16:24.240
‫فرصت اصلاح کردن رو داشتی...

01:16:24.410 --> 01:16:26.320
‫ولی نتونستی و بی‌خیالش شدی.

01:16:26.700 --> 01:16:28.610
‫متوجه نمی‌شم.

01:16:28.780 --> 01:16:31.450
‫عجیبه. مخصوصا با وجود شرایط.

01:16:31.660 --> 01:16:34.740
‫چرا درخواست نکردی که خودت رو تمیز کنی
‫و لباس عوض کنی و اصلاح کنی؟

01:16:34.910 --> 01:16:37.780
‫وقتی رسیدم فکر نمی‌کردم که
‫ کسی من رو شناسایی کنه.

01:16:37.780 --> 01:16:40.570
‫ولی وقتی که تشخیص دادن...

01:16:40.740 --> 01:16:42.400
‫چرا اعتراض نکردی؟

01:16:43.110 --> 01:16:44.950
‫چون ویران شده بودم.

01:16:45.110 --> 01:16:46.400
‫فاجعه بود.

01:16:46.410 --> 01:16:49.610
‫حس می‌کردم عقلم رو از دست دادم.
‫هیچ چیز رو درک نمی‌کردم.

01:16:49.780 --> 01:16:53.610
‫ترجیح می‌دادم همونی باشم که اون‌ها می‌گن.
‫یه مجرم.

01:16:53.780 --> 01:16:56.450
‫آقای لکرک، گلدمن اصلاح کرده بود؟

01:16:56.660 --> 01:16:57.570
‫- بله.
‫- دروغ محضه.

01:16:57.740 --> 01:16:59.610
‫اگه به عکس‌های شناسایی
‫دسترسی داشته باشیم...

01:16:59.780 --> 01:17:02.700
‫این موضوع بی‌ربطه.

01:17:02.860 --> 01:17:05.400
‫آقای لکرک، می‌شه به ما
‫ یادآوری کنید که چرا...

01:17:05.910 --> 01:17:08.200
‫توی پرونده‌ها موجود نیستند؟

01:17:08.360 --> 01:17:10.780
‫چون یه مشکل فنی داشتیم.

01:17:10.910 --> 01:17:12.490
‫چه مشکلی دقیقا؟

01:17:12.700 --> 01:17:16.740
‫وقتی خواستیم دوربین رو بررسی کنیم
‫ دیدیم که توش فیلمی موجود نیست.

01:17:16.910 --> 01:17:21.610
‫اگه دوربین کار نکرده پس تعجبی نداره
‫ که تیغ هم کار نکرده باشه.

01:17:27.110 --> 01:17:28.700
‫- رئیس پلیس...
‫- سکوت!

01:17:28.860 --> 01:17:32.200
‫شما اعتراف کردید که دو دکمه
‫ از کت گلدمن کنده شده بود...

01:17:32.360 --> 01:17:36.110
‫لباس‌هاش شلخته بودن و
‫ فقط چند ساعت خوابیده بود؟

01:17:36.280 --> 01:17:38.070
‫و ته ریش ضخیمی هم داشتم.

01:17:38.240 --> 01:17:39.650
‫یادم نیست.

01:17:39.820 --> 01:17:42.700
‫ولی آقای گلدمن تمام گزارش‌ها رو خوندن.

01:17:42.860 --> 01:17:46.990
‫اگر به اشتباهی پی می‌برد
‫حتما بهش اشاره می‌کرد.

01:17:47.160 --> 01:17:49.740
‫ولی در این مورد حرفی نزده...

01:17:49.910 --> 01:17:53.280
‫با این وجود که می‌دونست
‫ پنج شاهد شناساییش کردن.

01:17:53.450 --> 01:17:55.820
‫مگر این‌که می‌دونسته اشتباهات پلیس...

01:17:56.410 --> 01:17:57.900
‫بعدا به کمکش میان.

01:17:58.030 --> 01:18:01.650
‫خیر جناب گارو، همه به حیله‌گری
‫و فریبندگی شما نیستن.

01:18:01.820 --> 01:18:03.360
‫به نظر من که موکل شما هست.

01:18:03.570 --> 01:18:04.700
‫رئیس پلیس...

01:18:05.780 --> 01:18:08.740
‫چرا بعدا عکسی گرفته نشد؟

01:18:08.910 --> 01:18:10.320
‫دیگه دیر شده بود.

01:18:10.490 --> 01:18:14.150
‫بگو مطمئن بودی پرونده تموم شده دیگه.

01:18:14.320 --> 01:18:17.900
‫خانم، همه این کارها انجام شد که
‫ انگشت اشاره بره سمت من.

01:18:18.030 --> 01:18:21.030
‫هرچی باشه وقتی من رو بردن
‫ بیرون کینت هم اونجا بود.

01:18:21.200 --> 01:18:22.820
‫- دروغه!
‫- حقیقته.

01:18:22.950 --> 01:18:24.360
‫- دروغه!
‫- اونجا بود.

01:18:24.570 --> 01:18:27.360
‫بهم نگاه کرد و به همکارهاش گفت:

01:18:27.820 --> 01:18:30.820
‫«همین حرامزاده بدترکیب به شکمم شلیک کرد!»

01:18:31.450 --> 01:18:33.070
‫من اصلا اونجا ندیدمش.

01:18:33.240 --> 01:18:36.740
‫بین دوست‌های سیاهم شناختنش راحت بود.

01:18:36.910 --> 01:18:38.240
‫بهش خیره شدم...

01:18:38.410 --> 01:18:43.070
‫بهم فحش داد و به همکارهاش گفت که «از حالا
‫ همیشه همراهش اسلحه حمل می‌کنه.»

01:18:43.240 --> 01:18:46.950
‫دروغ می‌گه! من فقط از پشت
‫ شیشه دو جداره دیدمش.

01:18:47.110 --> 01:18:49.900
‫قسم می‌خورم که حقیقت همینه.
‫سر هر چیزی که برام عزیزه قسم می‌خورم.

01:18:50.030 --> 01:18:52.150
‫ممنونم، بشینید لطفا.

01:18:52.610 --> 01:18:57.650
‫جناب قاضی، خوشایند نیست که
‫در چنین پرونده‌ای به آدم حمله بشه.

01:18:57.820 --> 01:19:00.360
‫توی بیست و پنج سالی که من
‫سرکار بودم هیچ دادگاهی...

01:19:00.570 --> 01:19:03.820
‫پروسه شناسایی ما رو زیر سوال نبرده.

01:19:03.950 --> 01:19:07.700
‫من کاملا تضمین می‌کنم که
‫ همه‌چیز طبق قانون پیش رفته.

01:19:07.860 --> 01:19:11.900
‫من هم تضمین می‌کنم که اصلاح نکرده بودم
‫و کینت اون بیرون بود.

01:19:12.070 --> 01:19:15.950
‫حرف من این نیست که رئیس پلیس لکرک
‫که یه حرفه‌ای واقعیه...

01:19:16.110 --> 01:19:18.360
‫با دانش قبلی برعلیه من توطئه کرده.

01:19:18.570 --> 01:19:20.610
‫ولی متقاعد شده که من گناهکار هستم...

01:19:20.780 --> 01:19:23.650
‫و با این دانش که مجرمین ممکنه
‫ از عدالت فرار کنن...

01:19:23.820 --> 01:19:27.950
‫ارائه من رو صحنه‌سازی کرده
‫که نتیجه عوض نشه.

01:19:28.110 --> 01:19:30.400
‫و من قاطعانه تضمین می‌کنم...

01:19:30.780 --> 01:19:32.610
‫که این دو مرد یک‌دیگر رو ندیدند.

01:19:32.780 --> 01:19:35.900
‫آقای گلدمن از پلیس تنفر داره.

01:19:36.030 --> 01:19:40.110
‫از نادانی و بی‌کفایتی و ابتذالشون می‌نویسه.

01:19:40.280 --> 01:19:42.110
‫یه کلمه‌اش هم حقیقت نداره!

01:19:42.280 --> 01:19:44.150
‫گلدمن ذاتا دروغگو زاده شده!

01:19:44.320 --> 01:19:48.360
‫من اون روز مستقیما رفتم
‫ دفتر رئیس پلیس لکرک.

01:19:50.280 --> 01:19:52.450
‫بگید که من در دفتر شما بودم رئیس.

01:19:53.070 --> 01:19:54.110
‫دفتری که...

01:19:54.280 --> 01:19:57.900
‫کنار دفتر شناسایی قرار داره؟

01:19:58.070 --> 01:20:02.820
‫تایید می‌کنید که دفترتون در
‫ مجاورت دفتر شناسایی قرار داره؟

01:20:03.240 --> 01:20:07.490
‫امکانش هست که از یه
‫شیشه دو جداره اون طرف رو دید؟

01:20:08.320 --> 01:20:10.450
‫و آقای کینت می‌گن که...

01:20:10.660 --> 01:20:14.780
‫اون توی دفتر منتظر بوده که
‫ همکارهاش آماده بشن...

01:20:14.910 --> 01:20:18.450
‫و منتظر رسیدن گلدمن با دستبند بوده.

01:20:18.660 --> 01:20:23.990
‫آقای کینت می‌تونستن از شیشه دو جداره
‫اون سمت رو ببینند. درسته.

01:20:24.160 --> 01:20:25.860
‫بله، می‌تونستند.

01:20:25.990 --> 01:20:30.400
‫آقای کینت، شما اون روز مستقیما
‫به دفتر رئیس پلیس رفتید؟

01:20:30.910 --> 01:20:32.400
‫نه، مستقیما نرفتم.

01:20:32.740 --> 01:20:35.200
‫پس کجا بودید آقای کینت؟

01:20:35.360 --> 01:20:37.200
‫طبق گفته گلدمن در راهرو بودید؟

01:20:37.360 --> 01:20:39.360
‫نه، توی راهرو نبودم.

01:20:40.070 --> 01:20:42.570
‫ما گیج شدیم رئیس پلیس.

01:20:43.160 --> 01:20:45.030
‫چندین راهرو وجود داره؟

01:20:45.200 --> 01:20:46.610
‫نه، فقط یکی.

01:20:46.780 --> 01:20:49.700
‫پس ممکنه که گلدمن آقای کینت رو دیده باشه.

01:20:53.660 --> 01:20:55.070
‫دروغ گفتن زشته کینت!

01:20:57.030 --> 01:20:58.740
‫گلدمن بی‌گناهه!

01:21:02.660 --> 01:21:04.150
‫سکوت!

01:21:07.820 --> 01:21:09.240
‫بشینید!

01:21:13.570 --> 01:21:16.950
‫برای بار آخر می‌پرسم جناب کینت،
‫قبل شناسایی کجا بودید؟

01:21:17.110 --> 01:21:19.610
‫گفتم که. پیش من توی راهرو بود.

01:21:19.780 --> 01:21:21.700
‫آقای کینت چیزهای بدیهی رو انکار می‌کنه.

01:21:21.860 --> 01:21:24.200
‫مزخرفه. هیئت منصفه حرفش رو قطع می‌کنه...

01:21:24.660 --> 01:21:26.360
‫مدافع آزادانه دور می‌زنه...

01:21:26.570 --> 01:21:29.820
‫باید یادآوری کنم که هر وکیل باید
‫به نوبت خودش حرف بزنه...

01:21:29.950 --> 01:21:33.490
‫و هیئت منصفه باید قبل سوال پرسیدن
‫ از قاضی اجازه بخواد.

01:21:34.200 --> 01:21:38.610
‫خیر. ماده 310 در مورد قدرت قاضی می‌گه
‫ که تمامی هیئت منصفه...

01:21:38.780 --> 01:21:42.990
‫حق دارند هر سوالی که نظر شخصی
‫ رو بیان نمی‌کنه بپرسند.

01:21:43.700 --> 01:21:47.740
‫در اون صورت از هیئت منصفه می‌خوام
‫ که اول به من اطلاع بدند.

01:21:47.910 --> 01:21:52.200
‫و به مدافع هم می‌گم که قبل حرف زدن
‫منتظر باشن که صحبت بازپرس تموم بشه.

01:21:52.360 --> 01:21:53.400
‫ممنونم جناب قاضی.

01:21:53.610 --> 01:21:54.860
‫آقای کیجمان...

01:21:54.990 --> 01:21:58.150
‫به نظرم کارمون در مورد پروسه
‫شناسایی تموم شده.

01:21:58.320 --> 01:22:00.070
‫نه، اصلا تموم نشده.

01:22:00.490 --> 01:22:02.860
‫ببخشید. ضابط دادگاه...

01:22:14.950 --> 01:22:16.360
‫بیایید داخل آقایون.

01:22:17.280 --> 01:22:18.490
‫بیایید.

01:22:25.360 --> 01:22:29.070
‫این‌ها افسرانی هستند که برای شناسایی...

01:22:29.240 --> 01:22:30.900
‫کنار پیر گلدمن صف کشیدند.

01:22:42.950 --> 01:22:44.320
‫و این...

01:22:44.740 --> 01:22:46.900
‫یک نمونه عکس بزرگ‌شده...

01:22:47.490 --> 01:22:50.150
‫از عکس آقای پیر گلدمنه...

01:22:50.740 --> 01:22:54.320
‫که حین بازجویی در یازدهم آوریل 1970...

01:22:55.860 --> 01:22:58.570
‫یعنی فردای شناسایی گرفته شده.

01:23:00.910 --> 01:23:05.110
‫شاید عکس‌ها به نمایش گذاشته نشده
‫چون پلیس چیزی برای مخفی کردن داشته.

01:23:27.070 --> 01:23:30.200
‫آقای اوسوالدو بارتو شما در جوانی...

01:23:30.360 --> 01:23:32.610
‫در ونزوئلا جلوی رژیم خیمنز مبارزه کردید...

01:23:33.030 --> 01:23:35.650
‫و در کشور خودتون حبس کشیدید...

01:23:35.820 --> 01:23:38.150
‫همراه با چندین ماه زندگی در خفا...

01:23:38.160 --> 01:23:40.740
‫قبل این‌که در اواخر دهه پنجاه
‫ به پاریس فرار کنید...

01:23:40.910 --> 01:23:45.280
‫جایی که درس خواندید
‫و دکترای جامعه‌شناسی گرفتید.

01:23:45.450 --> 01:23:48.240
‫اما حتی اگر شما یک روشنفکر هم حساب بشید...

01:23:48.410 --> 01:23:51.280
‫زندگیتون رو صرف مبارزه مسلحانه کردید.

01:23:51.990 --> 01:23:55.150
‫در سال 1964 در الجزیره به بن بله پیوستید...

01:23:55.320 --> 01:23:58.070
‫و بعد به چکسلواکی رفتید تا...

01:23:58.240 --> 01:24:01.150
‫در جنبش دانش‌آموزی
‫بهار پراگ نقش داشته باشید.

01:24:01.320 --> 01:24:04.900
‫و بعد به کوبا رفتید که به دوستتون
‫ رجیس دبرای بپیوندید...

01:24:05.070 --> 01:24:07.070
‫که حین تحصیل باهاش آشنا شدید.

01:24:07.240 --> 01:24:09.820
‫همچنین چند سال بعدش در کوبا بودش که...

01:24:09.950 --> 01:24:11.740
‫با پیر گلدمن آشنا شدید.

01:24:12.070 --> 01:24:14.860
‫چطور متقاعدش کردید که
‫به نیروهای چریکی بپیونده؟

01:24:15.070 --> 01:24:17.900
‫من متقاعدش نکردم. خودش اصرار کرد.

01:24:18.030 --> 01:24:20.030
‫اتفاقا به نظر من...

01:24:20.200 --> 01:24:22.860
‫یه فرانسوی بین ما جا نداشت.

01:24:22.990 --> 01:24:24.450
‫واقعا؟ چرا؟

01:24:24.950 --> 01:24:28.610
‫بخاطر اتفاقی که در بولیوی برای رجیس رخ داد.

01:24:28.780 --> 01:24:30.650
‫زندان، شکنجه...

01:24:30.910 --> 01:24:34.200
‫سعی کردم منصرفش کنم، ولی فایده‌ای نداشت.

01:24:34.950 --> 01:24:37.360
‫چطور سعی کردید که منصرفش کنید؟

01:24:37.990 --> 01:24:40.200
‫ازش پرسیدم که حاضره...

01:24:40.490 --> 01:24:42.110
‫زیر شکنجه...

01:24:42.280 --> 01:24:45.450
‫یا گلوله دشمنی که هدف مشترکی
‫نداره بمیره یا نه.

01:24:46.110 --> 01:24:48.400
‫گفت نه تنها که آمادگیش رو داره...

01:24:48.610 --> 01:24:49.950
‫بلکه تنها خواسته‌اش همینه.

01:24:50.910 --> 01:24:55.200
‫در سپتامبر 1969 شما ناگهان ونزوئلا
‫ رو همراه گلدمن ترک کردید...

01:24:55.360 --> 01:24:57.150
‫تا برگردید و در پاریس زندگی کنید.

01:24:57.570 --> 01:25:00.110
‫چرا انقدر با عجله کشورتون رو ترک کردید؟

01:25:00.910 --> 01:25:02.780
‫همه‌چیز تموم شده بود.

01:25:03.160 --> 01:25:06.070
‫تانک‌ها به قیام پراگ پایان دادن...

01:25:06.240 --> 01:25:08.740
‫ال‌چه مُرده بود. کوبا آروم شده بود.

01:25:09.570 --> 01:25:11.070
‫انقلاب تموم شده بود.

01:25:11.240 --> 01:25:14.700
‫به محض رسیدن به پاریس،
‫ شما مبلغ زیادی از پول...

01:25:14.860 --> 01:25:17.200
‫از سرقت از بانکی در ونزوئلا
‫ به همراه داشتید؟

01:25:17.360 --> 01:25:18.610
‫هیچی نداشتم.

01:25:18.780 --> 01:25:19.900
‫چطور از پس مخارجتون بر می‌اومدید؟

01:25:20.490 --> 01:25:21.570
‫به سختی.

01:25:21.740 --> 01:25:25.610
‫ولی اوایل در استودیوی
‫ پیر گلدمن اقامت داشتید.

01:25:25.780 --> 01:25:27.360
‫بله درسته ولی...

01:25:28.410 --> 01:25:30.610
‫ارتباطش رو درک نمی‌کنم جناب قاضی؟

01:25:30.780 --> 01:25:33.610
‫ارتباطش دقیقا طبیعت رابطه‌ی شما...

01:25:33.740 --> 01:25:36.240
‫با پیر گلدمن در اون زمانه.

01:25:36.410 --> 01:25:38.610
‫ما دوست بودیم. همین.

01:25:38.780 --> 01:25:39.900
‫فقط دوست؟

01:25:40.070 --> 01:25:42.610
‫- فعالیت مشترکی نداشتید؟
‫- نه.

01:25:42.990 --> 01:25:44.030
‫هیچی.

01:25:44.610 --> 01:25:47.740
‫جوئل لاتریک، شاهد اصلی پیر گلدمن...

01:25:47.910 --> 01:25:50.990
‫در 24 دسامبر سال 1969...

01:25:51.160 --> 01:25:53.030
‫یعنی پنج روز بعد از سرقت به پلیس گفت که...

01:25:53.200 --> 01:25:57.860
‫شما ازش پرسیدید که گلدمن عامل
‫کشتارهای داروخانه بوده یا نه.

01:25:59.070 --> 01:25:59.990
‫درسته؟

01:26:01.240 --> 01:26:02.280
‫بله.

01:26:02.910 --> 01:26:06.150
‫چرا شما نگران بودید؟
‫در صورتی که کسی بهش مشکوک نبوده.

01:26:08.820 --> 01:26:12.740
‫توی روزنامه در مورد حوادث داروخونه خوندم...

01:26:13.280 --> 01:26:17.280
‫و شنیده بودم که اون زمان
‫گلدمن مشکل مالی داشت.

01:26:18.070 --> 01:26:21.700
‫و این‌که هر از گاهی دست به سرقت می‌زد.

01:26:21.860 --> 01:26:24.400
‫صرفا به ذهنم خطور کرد. همین.

01:26:24.820 --> 01:26:26.820
‫من نظر دیگری دارم.

01:26:26.950 --> 01:26:31.360
‫شما یک شبه‌نظامی اهل آمریکای جنوبی هستید که
‫ به فعالیت‌های مجرمانه و مخفیانه عادت داره.

01:26:31.570 --> 01:26:34.950
‫و اصلا مشتاق نیستید که
‫توجه پلیس رو جلب کنه.

01:26:35.410 --> 01:26:38.860
‫اگه گلدمن مسئول کشتارهای داروخونه بود...

01:26:39.280 --> 01:26:42.650
‫شما باید تمامی ارتباطتون
‫ رو باهاش قطع می‌کردید.

01:26:45.280 --> 01:26:46.740
‫جناب قاضی...

01:26:47.990 --> 01:26:49.820
‫من هیچ‌وقت دوستی رو ترک نکردم...

01:26:50.490 --> 01:26:51.780
‫فرقی نمی‌کنه چیکار کرده باشه.

01:26:52.110 --> 01:26:54.860
‫ولی تا امروز اصلا به دیدنش نیومده بودید.

01:26:58.200 --> 01:27:01.360
‫دوباره می‌پرسم. اگر فکر می‌کنید
‫کار اون نبوده...

01:27:01.570 --> 01:27:04.150
‫چرا چنین سوالی از جوئل لاتریک پرسیدید؟

01:27:06.110 --> 01:27:07.400
‫دوباره آقای بارتو...

01:27:07.610 --> 01:27:12.450
‫همان‌طور که گفتم،
‫چرا در 24 دسامبر سال 1969...

01:27:12.660 --> 01:27:15.610
‫پرسیدید که قاتل داروخانه گلدمن
‫ بوده یا نه...

01:27:15.780 --> 01:27:18.030
‫اون هم وقتی که خبرچین ناشناس
‫ هنوز حرفی نزده بود...

01:27:18.110 --> 01:27:20.360
‫و پلیس هم شکی نداشت؟

01:27:22.780 --> 01:27:25.200
‫صرفا می‌خواستم مطمئن بشم.

01:27:26.660 --> 01:27:28.570
‫آقای لاتریک بهتون اطمینان داد؟

01:27:29.030 --> 01:27:30.280
‫بله.

01:27:50.110 --> 01:27:52.950
‫آقا، لطفا نام و نام خانوادگی...

01:27:53.110 --> 01:27:55.450
‫تاریخ و محل تولد و شغل
‫و نشانیتون رو تایید کنید.

01:27:55.910 --> 01:27:57.030
‫لاتریک، جوئل...

01:27:57.200 --> 01:28:00.820
‫زاده 18 اوه 1944 در پوئنت-ا-پیتر...

01:28:00.950 --> 01:28:04.950
‫ساکت تروا ریویر، گوادالوپ،
‫معلم جایگزین هستم.

01:28:05.320 --> 01:28:09.400
‫آقای لاتریک. قبل شهادت باید
‫ از شما بخوایم که سوگند بخورید.

01:28:09.780 --> 01:28:12.070
‫قسم می‌خورید که بدون نفرت
‫و ترس حرف بزنید...

01:28:12.240 --> 01:28:14.990
‫و حقیقت رو کامل بیان کنید
‫ و جز حقیقت چیزی نگید؟

01:28:15.240 --> 01:28:17.200
‫بله جناب قاضی. قسم می‌خورم.

01:28:18.780 --> 01:28:22.780
‫گلدمن همیشه گفته که نوزدهم دسامبر...

01:28:22.910 --> 01:28:25.320
‫بعد از لغو شدن برنامه سرقتش از لبنیاتی...

01:28:25.490 --> 01:28:28.610
‫به منزل شما در پلاک 47
‫خیابان د ترون رفته...

01:28:28.780 --> 01:28:33.200
‫و درست بعد ساعت هشت
‫یعنی ساعت دقیق سرقت، اونجا رو ترک کرده.

01:28:33.360 --> 01:28:34.740
‫همچنین بیان کرده که...

01:28:34.910 --> 01:28:39.400
‫خواهرتون آنیک، که همراه با دوست‌پسرش
‫ آلین کاپریس اونجا بوده...

01:28:39.610 --> 01:28:41.150
‫در رو براش باز کرده.

01:28:42.320 --> 01:28:46.650
‫شهادت شما خیلی مهمه اما
‫همچنان در شهادت اولیه‌تون...

01:28:46.820 --> 01:28:49.860
‫هر سه تاتون در مورد ساعت و تاریخ
‫ حضور گلدمن...

01:28:49.990 --> 01:28:52.900
‫حرف هم دیگر رو نقض می‌کنید.

01:28:53.030 --> 01:28:55.110
‫درسته. ولی الان مطمئن هستم.

01:28:55.280 --> 01:28:57.740
‫بذارید حرفم تموم بشه،
‫ بعد از شما سوال می‌پرسیم.

01:28:57.910 --> 01:29:02.320
‫در شهادت اولیه‌تون که در تاریخ نهم آوریل
‫1970 به پلیس ارائه دادید...

01:29:02.490 --> 01:29:05.990
‫گفتید که گلدمن شبی در ماه دسامبر اومد...

01:29:06.160 --> 01:29:08.900
‫ولی تاریخ و زمانش رو یادتون نبود.

01:29:09.030 --> 01:29:12.200
‫چند روز بعدش تاریخش رو ذکر کردید...

01:29:12.360 --> 01:29:14.780
‫ولی همچنان ساعتش رو نگفتید.

01:29:15.320 --> 01:29:18.700
‫بعد حین اولین جلسه دادگاه زمانش رو گفتید...

01:29:18.860 --> 01:29:20.320
‫بدون تاریخش.

01:29:20.490 --> 01:29:22.700
‫و رسما خلاصه کردید.

01:29:25.950 --> 01:29:27.400
‫آقای لاتریک...

01:29:28.820 --> 01:29:33.110
‫در تاریخ 19 دسامبر 1969 آقای گلدمن
‫ در منزل شما بود؟

01:29:36.110 --> 01:29:38.780
‫بله. اون شب خونه ما بود.

01:29:39.240 --> 01:29:40.900
‫می‌تونید زمانش رو بهمون بگید؟

01:29:41.320 --> 01:29:44.990
‫ساعت هفت و نیم اومد و هشت و نیم رفت.

01:29:45.910 --> 01:29:50.200
‫آقای لاتریک. شما سوگند خوردید
‫ و شهادتتون عواقب داره.

01:29:51.320 --> 01:29:53.490
‫از تاریخ و زمانش مطمئن هستید؟

01:29:53.700 --> 01:29:54.610
‫مطمئن هستم.

01:29:54.780 --> 01:29:58.700
‫تبریک می‌گم. شما فردی هستید
‫ که به مرور زمان...

01:29:58.860 --> 01:30:00.150
‫حافظه‌اش تقویت می‌شه.

01:30:00.320 --> 01:30:04.360
‫قوانین طبیعت رو نقض می‌کنید.
‫یه خوکچه هندی خوب واسه آزمایشات علمی!

01:30:07.070 --> 01:30:08.950
‫اعضای هیئت منصفه...

01:30:09.110 --> 01:30:10.320
‫در دادگاه اول...

01:30:10.490 --> 01:30:15.500
‫آقای لاتریک گفتن که نوزدهم دسامبر یعنی روز
‫ قتل‌ها آقای گلدمن به منزل ایشان رفته.

01:30:15.610 --> 01:30:18.900
‫هر چند در مورد زمانش خیلی مطمئن نبود.

01:30:19.030 --> 01:30:21.450
‫اولش گفت که ساعت هفت اومد...

01:30:21.660 --> 01:30:24.860
‫و احتمالا قبل یا بعد ساعت هشت رفته...

01:30:24.990 --> 01:30:27.610
‫پنج دقیقه قبل از دو فقره قتل.

01:30:28.450 --> 01:30:32.740
‫پیر گلدمن همیشه گفته که اون
‫ روز دندان‌درد شدیدی داشته...

01:30:32.910 --> 01:30:36.780
‫و دیروزش برای مسکن به بیمارستان رفته.

01:30:36.910 --> 01:30:38.990
‫اثرش رفته بود...

01:30:39.160 --> 01:30:40.990
‫و دردش بدتر شده بود...

01:30:41.160 --> 01:30:42.780
‫انقدر که روانیش کرده.

01:30:42.910 --> 01:30:46.400
‫رفته پیش لوتریک که ازش
‫آسپرین بگیره ولی اون نداشته.

01:30:46.610 --> 01:30:51.610
‫از اونجایی که منزل لاتریک
‫ به داروخانه نزدیک بوده...

01:30:51.780 --> 01:30:53.740
‫اگه گلدمن حتی پنج دقیقه...

01:30:53.910 --> 01:30:56.820
‫قبل سرقت هم اونجا رو ترک کرده باشه...

01:30:58.240 --> 01:31:02.030
‫دقیقا به اندازه وقت داشته که به اونجا برسه.

01:31:02.320 --> 01:31:05.360
‫و نیاز فوری به آسپرین داشته...

01:31:05.570 --> 01:31:08.150
‫که این ما رو به صحنه جرم می‌رسونه.

01:31:17.910 --> 01:31:19.780
‫نظرتون چیه آقای لاتریک؟

01:31:20.280 --> 01:31:23.700
‫آقای قاضی، الان مطمئن هستم که پیر گلدمن...

01:31:23.860 --> 01:31:26.360
‫تا ساعت هشت و نیم در منزل من بود.

01:31:26.570 --> 01:31:28.820
‫حرفم رو به عنوان یک افسر در نظر بگیرید.

01:31:28.950 --> 01:31:30.360
‫افسر؟ واقعا؟

01:31:30.570 --> 01:31:33.030
‫بله، من افسر ذخیره ارتش فرانسه هستم.

01:31:33.200 --> 01:31:34.400
‫اگه خودتون می‌گید همین‌طوره.

01:31:34.610 --> 01:31:36.650
‫حالا می‌تونم برم؟

01:31:37.910 --> 01:31:39.240
‫سوالی نیست؟

01:31:39.780 --> 01:31:41.320
‫بله جناب قاضی.

01:31:41.860 --> 01:31:44.490
‫جناب، طبق اولین شهادت شما...

01:31:44.700 --> 01:31:47.650
‫شما چند روز بعد به اوسوالدو بارتو گفتید...

01:31:47.820 --> 01:31:51.320
‫که گلدمن حین ارتکاب قتل‌ها
‫ در منزل شما بود.

01:31:51.490 --> 01:31:56.240
‫شما از اون دفاع نمی‌کردید،
‫چون پلیس بهش مظنون نبود.

01:31:56.410 --> 01:31:58.400
‫داشتید به یک دوست اطمینان خاطر می‌دادید.

01:31:58.660 --> 01:31:59.650
‫بله.

01:31:59.910 --> 01:32:02.860
‫- بدون درنگ گفتید؟
‫- بله جناب.

01:32:02.990 --> 01:32:03.820
‫چرا؟

01:32:03.950 --> 01:32:05.780
‫گلدمن بهتون گفته بود که بگید؟

01:32:05.910 --> 01:32:06.900
‫نه، نگفته بود.

01:32:07.070 --> 01:32:09.990
‫- پس خود‌به‌خود این تصمیم رو گرفتید؟
‫- بله.

01:32:11.240 --> 01:32:13.070
‫سوال من ساده‌ست آقا.

01:32:13.240 --> 01:32:16.900
‫بعد از اطمینان خاطر خود‌به‌خودی
‫که به این دوست دادید...

01:32:17.030 --> 01:32:21.700
‫چرا در جواب پلیس انقدر واضح
‫ و محکم پاسخ ندادید؟

01:32:22.110 --> 01:32:27.860
‫در عوض گفتید که گلدمن اونجا نبوده و...

01:32:27.990 --> 01:32:31.110
‫با گفتن این‌که اون «خشن و خطرناکه»
‫ محکومش کردید.

01:32:32.910 --> 01:32:35.240
‫لطفا جواب بدید آقای لاتریک.

01:32:39.240 --> 01:32:42.320
‫درست بعد از بازداشت پیر پلیس پیداش شد...

01:32:42.490 --> 01:32:46.110
‫آپارتمانم رو زیر و رو کردن
‫و من رو به زور بردن.

01:32:46.280 --> 01:32:51.400
‫توی مسیر سرم فریاد زدن.
‫بهم فهموندن که پیر...

01:32:52.610 --> 01:32:55.650
‫به قتل‌های داروخانه متهم شده.

01:32:56.030 --> 01:32:58.110
‫به یک همراه دورگه اشاره کردن.

01:32:58.280 --> 01:33:02.360
‫من از زندان رفتم ترسیدم و
‫هرچیزی که به ذهنم اومد رو گفتم.

01:33:02.860 --> 01:33:05.900
‫اولین واکنشم این بود که خودم رو نجات بدم.

01:33:07.820 --> 01:33:09.200
‫از این تصمیمم شرمنده‌ام.

01:33:09.910 --> 01:33:11.570
‫شدیدا شرمنده‌ام.

01:33:15.660 --> 01:33:18.110
‫پیر، لطفا من رو ببخش رفیق.

01:33:19.990 --> 01:33:22.860
‫ممنونم آقای لاتریک. کافیه.

01:33:22.990 --> 01:33:26.360
‫بعد از یک وقفه کوتاه به سراغ
‫ درخواست تجدید نظر می‌رویم.

01:33:35.200 --> 01:33:36.860
‫برای ترک محله یهودی‌نشین...

01:33:37.200 --> 01:33:39.110
‫و فرار از تاریک‌گرایی...

01:33:39.610 --> 01:33:41.780
‫فقط صهیونیسم و کمونیسم وجود داشت.

01:33:41.910 --> 01:33:44.450
‫این یه جنبه اساسی یهودیه...

01:33:44.820 --> 01:33:46.400
‫جنبه دینی نیست...

01:33:46.610 --> 01:33:49.110
‫ولی پیوندی با جهان‌گرایی داره...

01:33:49.280 --> 01:33:50.820
‫با تاریخ‌گرایی.

01:33:51.160 --> 01:33:54.200
‫که تاریخ نمادین انقلابیون یهودی...

01:33:54.360 --> 01:33:57.650
‫فدراسیون عمومی کارگران یهودی،
‫چریک‌های فرانسوی مهاجر کارگر و منشویک‌ها...

01:33:58.780 --> 01:34:00.610
‫شوخی داخلی‌ای در موردش داشتن.

01:34:00.780 --> 01:34:03.820
‫«چرا اعضای کمیته جی‌سی‌آر
‫ییدیش صحبت نمی‌کنن؟»

01:34:04.070 --> 01:34:05.860
‫جوابش هیچ‌وقت عوض نمی‌شه.

01:34:05.990 --> 01:34:08.360
‫«که رشید هم بتونه شرکت کنه.»

01:34:10.360 --> 01:34:13.650
‫آدم نمی‌تونه بدون درک تاثیرات گذشته‌ی
‫پیر گلدمن بر شخصیتش و مسیرش...

01:34:13.820 --> 01:34:18.610
‫شخصیت اون رو به خوبی بشناسه.

01:34:20.450 --> 01:34:21.320
‫خب؟

01:34:22.160 --> 01:34:23.780
‫نظر شما چیه؟

01:34:24.030 --> 01:34:27.360
‫درخواست تجدید نظر نمی‌دی فرانسیس.
‫سه تا درخواست زیادی.

01:34:27.570 --> 01:34:29.570
‫- موافقی امیل؟
‫- البته.

01:34:29.740 --> 01:34:32.570
‫در واقع به نظرم بهتره من آخر بگم.

01:34:32.740 --> 01:34:34.570
‫چی؟ عمرا.

01:34:34.780 --> 01:34:36.780
‫بخاطر ارتباط بین شما.

01:34:37.070 --> 01:34:38.900
‫منظورت چیه؟

01:34:40.410 --> 01:34:41.860
‫چطور بگم.

01:34:41.990 --> 01:34:45.570
‫بهتره که وکیل اسرائیلی آخر حرف نزنه.

01:34:45.740 --> 01:34:48.110
‫نه، من درخواستم رو بر اساس شک گذاشتم.

01:34:48.280 --> 01:34:49.700
‫باید اون آخر باشه.

01:34:49.860 --> 01:34:52.490
‫نگران نباش، یهودیتم رو نشون نمی‌دم.

01:34:52.700 --> 01:34:54.240
‫باشه، اصرار نمی‌کنم.

01:34:54.740 --> 01:34:57.490
‫به نظرم حیفه که یهودیتت رو نشون ندی.

01:34:57.700 --> 01:34:58.820
‫چرا؟

01:34:58.950 --> 01:35:01.780
‫تو و پیر لهستانی‌های یهودی زاده
‫ فرانسه هستید...

01:35:01.910 --> 01:35:04.490
‫که همراه والدینی فقیر در
‫جنگ زندگی می‌کردین.

01:35:04.700 --> 01:35:07.200
‫گذشته مشترکی دارید. چرا مخفیش کنید؟

01:35:07.360 --> 01:35:08.990
‫اینجا به موضوع مرتبط نیست.

01:35:09.160 --> 01:35:10.570
‫ولی برای تو هست.

01:35:10.740 --> 01:35:14.450
‫دادگاه و هیئت منصفه باید احساسش رو درک کن.

01:35:15.950 --> 01:35:19.700
‫با این راحت نیستم. با حقایق پیش می‌ریم.

01:35:19.860 --> 01:35:21.700
‫خب به نظرم اشتباه می‌کنی.

01:35:29.160 --> 01:35:33.070
‫می‌گن این دادگاه قرنه،
‫ولی قرن هنوز تمام نشده.

01:35:34.820 --> 01:35:38.070
‫نهاد هیئت منصفه مورد انتقاد قرار گرفته...

01:35:38.240 --> 01:35:41.650
‫اتهام به هیئت منصفه سرشناس که شما باشید.

01:35:41.820 --> 01:35:45.950
‫یه سری می‌گن که متهم باید
‫توسط امثال خودش قضاوت بشه.

01:35:46.910 --> 01:35:48.900
‫این تصور عجیبی از عدالته...

01:35:49.450 --> 01:35:52.950
‫که نتایجش از موسسه آشنای ما هم بدتره...

01:35:53.110 --> 01:35:55.570
‫که حداقل مبهم نیست.

01:35:57.820 --> 01:35:59.990
‫من به نام فرانسه سخن می‌گویم...

01:36:00.820 --> 01:36:02.240
‫فرانسه‌ی حقیقی...

01:36:02.700 --> 01:36:04.990
‫فرانسه‌ی کارگران و مردم صادقش...

01:36:05.860 --> 01:36:08.360
‫کشوری که به نامش عدالت اجرا می‌شود.

01:36:08.570 --> 01:36:13.450
‫بیرون می‌گن که این دادگاه دستکاری شده.
‫که از پاریس دستور رسیده...

01:36:14.110 --> 01:36:16.360
‫که برای روشنفکران دلسوزی کنیم...

01:36:16.570 --> 01:36:19.280
‫حتی اگر به معنای کوچک
‫شمردن قانون و پلیس بود.

01:36:23.030 --> 01:36:24.570
‫پیر گلدمن...

01:36:26.320 --> 01:36:31.280
‫اعمال ناشایست شما آنچنان
‫ واضحه که بی‌گناهیتون غیرممکنه.

01:36:32.410 --> 01:36:36.320
‫شما خودتون رو یک چریک محلی
‫می‌‌بینید که بین جمعیت می‌چرخه...

01:36:36.910 --> 01:36:40.990
‫ولی متاسفانه الان انقلاب
‫یک کالای مصرفی خشکه.

01:36:42.110 --> 01:36:46.450
‫شما اینجا خودت رو به عنوان یه شورشی فروختی،
‫که آمادگی هر نوع سختی‌ای رو داره.

01:36:46.660 --> 01:36:48.650
‫ولی عضوی از سیستم مصرف‌گرایی‌ای شدی...

01:36:48.820 --> 01:36:50.820
‫که زمانی می‌خواستی نابودش کنی.

01:36:50.950 --> 01:36:52.200
‫شما یک فرد قابل توجه...

01:36:52.360 --> 01:36:55.030
‫یک فرد قابل توجه میان افراد
‫قابل توجه هستی که کتابی نوشته...

01:36:55.200 --> 01:36:56.740
‫که خوب فروش می‌ره.

01:36:56.910 --> 01:36:58.070
‫تبدیل به...

01:36:58.240 --> 01:37:03.860
‫عزیز نخبه‌های پاریس شدی که برای
‫ اعمال ناشایستت غش و ضعف می‌کنن.

01:37:05.820 --> 01:37:08.610
‫می‌گن که به عنوان یک یهودی
‫ و کمونیست محکوم شدی.

01:37:08.780 --> 01:37:13.490
‫جرئت دارن که بگن به عنوان یک
‫ یهودی و کمونیست تبرئه شدی؟

01:37:14.410 --> 01:37:15.610
‫اتهامی دروغین...

01:37:16.740 --> 01:37:18.570
‫با عدالت در محاکمه.

01:37:20.030 --> 01:37:22.450
‫ما یک مرد رو قضاوت می‌کنیم، نه یک سازمان.

01:37:22.660 --> 01:37:26.360
‫گول نخورید اعضای هیئت منصفه.

01:37:26.740 --> 01:37:31.200
‫پیر گلدمن در دادگاه اولش
‫تنها به یک دلیل...

01:37:31.360 --> 01:37:33.860
‫متهم به حبس ابد شد...

01:37:33.990 --> 01:37:35.950
‫به دلیل مجرم بودنش!

01:37:37.990 --> 01:37:41.150
‫دادستان کورکورانه این پیگرد قانونی
‫ رو دنبال نمی‌کنه.

01:37:41.320 --> 01:37:44.700
‫من با حقایق پیش می‌رم
‫و وقایعی رو مرور می‌کنم...

01:37:44.860 --> 01:37:47.860
‫که مجموعا متهم رو گناهکار اعلام کرد.

01:37:48.160 --> 01:37:51.150
‫چندین شاهد قاتل رو دیدن:

01:37:51.320 --> 01:37:53.900
‫افسر کینت که باهاش درگیر شد...

01:37:54.070 --> 01:37:56.860
‫و از نزدیک به شکمش شلیک شد...

01:37:56.990 --> 01:37:58.740
‫آقای تروکار...

01:37:58.910 --> 01:38:00.490
‫که الان فوت کردن...

01:38:00.700 --> 01:38:04.570
‫بخاطر تعارف کردن سکه پنج فرانکی
‫از نزدیک به صورتش شلیک شد.

01:38:04.740 --> 01:38:07.650
‫این دو قطعی هستند.

01:38:07.950 --> 01:38:10.900
‫چرا باید شهادت این‌ها اشتباه باشه...

01:38:11.070 --> 01:38:14.950
‫در صورتی که آقای گلدمن اعتراف کردند
‫ که باقی شهادت‌ها درست بوده؟

01:38:16.360 --> 01:38:19.820
‫متهم از رئیس پلیس لکرک پرسیده...

01:38:19.950 --> 01:38:22.110
‫«امکانش هست انسان حین جنون...

01:38:22.280 --> 01:38:25.030
‫دست به جرمی بزنه که فراموشش کرده باشه؟»

01:38:25.200 --> 01:38:26.150
‫برای من...

01:38:26.320 --> 01:38:29.900
‫این به این معنی نیست
‫که متهم فراموشش کرده...

01:38:30.030 --> 01:38:33.280
‫بلکه به این معنیه که این عمل
‫با شخصیت واقعیش تداخل داره...

01:38:33.450 --> 01:38:36.900
‫و مسئولیتش رو قبول نمی‌کنه.

01:38:37.280 --> 01:38:39.320
‫پیر گلدمن یه قاتل نیست...

01:38:39.910 --> 01:38:41.900
‫همه در این مورد موافقیم...

01:38:42.030 --> 01:38:43.280
‫ولی همچنان...

01:38:43.910 --> 01:38:45.360
‫دست به قتل زده.

01:38:47.240 --> 01:38:48.570
‫پیر گلدمن...

01:38:49.320 --> 01:38:54.110
‫جرائم شما هیچ ربطی به دیدگاه‌های سیاسی شما
‫و آمریکای جنوبی نداره...

01:38:54.280 --> 01:38:59.820
‫بلکه جایگزین ضعیفی برای یک طغیان‌گره
‫ که کار و پول نداشته.

01:38:59.950 --> 01:39:03.950
‫به نظرم دید شما در ابتدا بدین شکل بوده...

01:39:04.110 --> 01:39:08.740
‫احتمالا همراه با احساس دردناکی از خودکشی...

01:39:08.910 --> 01:39:10.900
‫که دیدید مردی که می‌خواستید باشید...

01:39:10.990 --> 01:39:14.070
‫در سایه جرائم معمولی ناپدید شد.

01:39:15.610 --> 01:39:19.110
‫گفتم که اعمال سیاسی سابق شما مرتبط نیست...

01:39:19.280 --> 01:39:20.990
‫ولی درست نیست.

01:39:21.160 --> 01:39:23.450
‫حمله شما شکست خورد.

01:39:23.660 --> 01:39:27.070
‫خیال می‌کردی که چون دیروقته
‫در داروخانه تنها خواهی بود.

01:39:27.240 --> 01:39:28.950
‫انتظار آقای تروکارد رو نداشتی...

01:39:29.110 --> 01:39:34.360
‫آقای تروکارد بیچاره و عمل غم‌انگیزش،
‫سکه پنج فرانکی که بهت تعارف کرد.

01:39:34.570 --> 01:39:36.700
‫و درست در همون لحظه...

01:39:36.860 --> 01:39:39.280
‫گذشته‌ی چریکیت ابتکار عمل رو به دست گرفت.

01:39:39.450 --> 01:39:43.490
‫به موقعیت‌های سخت عادت داشتی
‫ و گوش به زنگ بودی.

01:39:43.700 --> 01:39:47.860
‫آقای تروکارد غافلگیرت کرد و تو هم مثل
‫یک مبارز اقدام به شلیک کردی.

01:39:47.990 --> 01:39:51.200
‫خیال کردی مُرده و قضیه به کل عوض شد.

01:39:51.450 --> 01:39:54.150
‫شواهد باید نابود می‌شدن.

01:39:54.320 --> 01:39:55.990
‫وقتی که کینت وارد شد...

01:39:56.160 --> 01:39:59.070
‫سعی کردی شلیک کنی
‫و گلوله‌هات تموم شده بود.

01:39:59.240 --> 01:40:01.740
‫فرار کردی، اون بهت رسید و زمینت زد.

01:40:01.910 --> 01:40:05.610
‫اسلحه دوم رو درآوردی و بهش شلیک کردی.

01:40:07.740 --> 01:40:10.240
‫درسته آقای گلدمن...

01:40:10.700 --> 01:40:14.360
‫ناخودآگاهانه به آقای تروکارد شلیک کردی،
‫ولی بعد...

01:40:14.570 --> 01:40:18.780
‫تمامی شاهدین رو کشتی که
‫رد شلیک اولت رو از بین ببری.

01:40:18.910 --> 01:40:20.200
‫این از بد هم بدتره.

01:40:20.360 --> 01:40:24.450
‫حتی یک تبه‌کار هم انقدر
‫خونسردانه رفتار نمی‌کنه.

01:40:25.660 --> 01:40:29.150
‫همه این‌ها نتیجه هوش خونسردانه شماست...

01:40:29.320 --> 01:40:31.950
‫هوشی سرد و خونین.

01:40:32.110 --> 01:40:35.490
‫نوعی هوش که اگر در شرایط دیگری
‫ باهاش روبرو می‌شدم...

01:40:35.700 --> 01:40:38.070
‫در کمال میل ازش تعریف و تمجید می‌کردم.

01:40:38.240 --> 01:40:41.700
‫در این دادگاه طولانی...

01:40:41.860 --> 01:40:44.860
‫من رو تحت تاثیر قرار داد و
‫ حتی برام الهام‌بخش بود.

01:40:45.990 --> 01:40:49.030
‫ولی نباید اینجا احساسی رفتار کنیم.

01:40:49.200 --> 01:40:51.740
‫هوش با تعهدات همراهه.

01:40:51.910 --> 01:40:53.990
‫شما قاتل نیستی، ولی دست به قتل زدی.

01:40:54.160 --> 01:40:57.360
‫و این شما رو تبدیل به یک قاتل می‌کنه.
‫این قابل بخشش نیست.

01:40:58.110 --> 01:41:01.030
‫با توجه به شدت جرم...

01:41:01.200 --> 01:41:06.030
‫درخواست مجازاتی رو دارم که عدالت
‫رو اجراء بکنه و بدین ترتیب...

01:41:06.200 --> 01:41:11.200
‫درخواست چیزی کمتر از حبس ابد رو ندارم.

01:41:20.490 --> 01:41:23.820
‫دادستان به شاهدین اعتماد می‌کنه.

01:41:24.240 --> 01:41:26.070
‫امیدوارم که موفق باشند.

01:41:26.740 --> 01:41:28.610
‫اما باید خدمتتون عارض بشم...

01:41:28.780 --> 01:41:32.150
‫شاهدین شکننده‌ترین چیز دنیا هستند.

01:41:32.320 --> 01:41:34.950
‫یک خردسال، یک نوزاد.

01:41:35.410 --> 01:41:38.150
‫برخی شاهدین خوب می‌بینن، برخی بد.

01:41:38.320 --> 01:41:40.360
‫برخی شنوایی خوبی دارن، برخی ناشنوا هستند.

01:41:40.570 --> 01:41:42.570
‫برخی حواس‌پرتی دارن یا اهمیت نمی‌دن.

01:41:42.740 --> 01:41:44.110
‫هر چند...

01:41:44.280 --> 01:41:46.650
‫همیشه نیت خیری دارند...

01:41:46.820 --> 01:41:50.150
‫درحالی که متهم همیشه دروغگو فرض می‌شه.

01:41:50.860 --> 01:41:53.110
‫ما رو قسم شهادت می‌دن.

01:41:53.280 --> 01:41:54.950
‫چه خوب!

01:41:55.410 --> 01:41:57.860
‫برای روندن یه ماشین باید
‫گواهینامه رانندگی داشته باشی...

01:41:57.990 --> 01:42:01.240
‫ولی توی دادگاه هرکسی می‌تونه شهادت بده.
‫بدون هیچ مشکلی.

01:42:01.910 --> 01:42:03.610
‫به نظر شما این طبیعیه؟

01:42:04.240 --> 01:42:05.740
‫پیر گلدمن...

01:42:05.910 --> 01:42:08.490
‫گفتی که پدرت تو رو بخشیده...

01:42:08.860 --> 01:42:10.400
‫دوستانت هم همین‌طور.

01:42:10.610 --> 01:42:13.900
‫یه نفر هست که این سوال رو ازش نپرسیدی...

01:42:14.110 --> 01:42:15.400
‫و اون من هستم.

01:42:15.610 --> 01:42:17.400
‫منی که الان دارم باهات حرف می‌زنم.

01:42:17.740 --> 01:42:21.610
‫از نظر من هم تو از قاتل این پرونده نیستی.

01:42:21.780 --> 01:42:24.240
‫در چهل سال تجربه کاریم...

01:42:24.410 --> 01:42:27.900
‫تابحال انقدر از بی‌گناهی موکلم مطمئن نبودم.

01:42:28.030 --> 01:42:29.740
‫اگر الان اشتباه می‌کنم...

01:42:29.910 --> 01:42:32.400
‫در مورد همه‌چیز در زندگیم اشتباه کردم.

01:42:32.610 --> 01:42:35.400
‫شغلم، دوستانم، عزیزانم...

01:42:35.910 --> 01:42:39.610
‫روث و آلتر گلدمن...
‫من امروز به شما فکر می‌کنم.

01:42:39.990 --> 01:42:43.700
‫قلبم برای دردی که با دیدن
‫این صحنه تجربه می‌کنید...

01:42:43.860 --> 01:42:45.900
‫تیر می‌کشد.

01:42:46.410 --> 01:42:49.650
‫تو، روث، به عنوان پسرت بزرگش کردی...

01:42:49.820 --> 01:42:52.900
‫هر شب در خانه کوچکت منتظر بودی که برگرده...

01:42:53.240 --> 01:42:55.570
‫سر میز براش جایی آماده کردی...

01:42:55.740 --> 01:42:58.650
‫همراه با برادر و خواهرهای ناتنیش که...

01:42:59.030 --> 01:43:01.700
‫این برادر بزرگ زیرک
‫و افسانه‌ای رو دوست داشتند.

01:43:01.860 --> 01:43:04.030
‫خانواده‌ای واقعا مثال زدنی...

01:43:04.490 --> 01:43:07.070
‫نمونه‌ای از یک ائتلاف. مثل مال من...

01:43:07.410 --> 01:43:11.110
‫خانواده‌ای که با غم و اضطراب این باور که...

01:43:11.280 --> 01:43:14.950
‫ممکنه پسر و برادرشان تا
‫ ابد در زندان باشه زندگی کرده.

01:43:15.740 --> 01:43:17.320
‫ستوان آلتر گلدمن...

01:43:17.490 --> 01:43:19.900
‫ستوان آلتر گلدمن...

01:43:20.070 --> 01:43:22.820
‫امروز، فرانسه...

01:43:22.950 --> 01:43:24.700
‫کشوری که شما انتخابش کردید...

01:43:25.030 --> 01:43:26.950
‫پسرتون رو بهتون پس می‌ده.

01:43:27.240 --> 01:43:28.780
‫ما به شما مدیونیم...

01:43:28.840 --> 01:43:32.950
‫من به شما مدیون هستم ستوان آلتر گلدمن.

01:43:33.450 --> 01:43:35.570
‫من که هیچ‌وقت سلاحی در دست نگرفتم...

01:43:35.740 --> 01:43:38.740
‫در حالی که شما برای ما می‌جنگیدید.

01:43:39.360 --> 01:43:40.490
‫بله...

01:43:41.030 --> 01:43:43.030
‫من اینجام که از همه یهودی‌ها دفاع کنم...

01:43:43.200 --> 01:43:45.490
‫همه نیمه یهودیان یا کسانی
‫ که اصلیت یهودی دارند...

01:43:45.700 --> 01:43:48.150
‫همه کولی‌ها و ایتالیایی‌ها.

01:43:48.860 --> 01:43:50.860
‫ستوان آلتر گلدمن...

01:43:51.450 --> 01:43:54.240
‫به شما قول می‌دم که پسرتون...

01:43:54.740 --> 01:43:57.740
‫به عنوان یک بی‌گناه از
‫این دادگاه آزاد می‌شه.

01:44:28.360 --> 01:44:33.400
‫از تاریخ 19 دسامبر 1969 هیچ
‫تصویب مجددی انجام نشده.

01:44:33.610 --> 01:44:36.110
‫هیچ مدرک مادی‌ای طی مدت چهار سال...

01:44:36.280 --> 01:44:37.820
‫به دست نیامده.

01:44:37.950 --> 01:44:42.110
‫هیچ مدرک پزشکی‌قانونی‌ای پیدا نشده که...

01:44:42.280 --> 01:44:45.070
‫ثابت کنه قاتل این پرونده پیر گلدمن بوده.

01:44:45.950 --> 01:44:49.610
‫تحقیقات پلیس منجر به 48 ساعت بازداشت شده.

01:44:49.780 --> 01:44:51.150
‫اتهامات براساس...

01:44:51.700 --> 01:44:53.780
‫دروغ یک خبرچین...

01:44:53.910 --> 01:44:56.240
‫بازجویی پلیس....

01:44:56.660 --> 01:44:59.070
‫و شناسایی اشتباه شاهدین بوده.

01:44:59.910 --> 01:45:01.280
‫من مثل موکلم...

01:45:01.450 --> 01:45:04.650
‫از توطئه پلیس سخن نمی‌گم،
‫ولی اعلام می‌کنم...

01:45:04.820 --> 01:45:07.860
‫که اشتباه پلیس و دادگاه‌ها...

01:45:07.990 --> 01:45:11.490
‫دروغ را پرورش داد و شک ایجاد کرد.

01:45:14.030 --> 01:45:16.860
‫ما صداقت شاهدین رو زیر سوال نمی‌بریم...

01:45:16.990 --> 01:45:18.030
‫بلکه...

01:45:18.610 --> 01:45:21.110
‫دیدیم که خودشون حرف
‫ خودشون رو نقض می‌کنند.

01:45:21.280 --> 01:45:22.740
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟

01:45:22.910 --> 01:45:24.780
‫کاملا ساده‌ست.

01:45:25.560 --> 01:45:28.780
‫خود فرآیند شهادت دادن وحشتناکه.

01:45:29.450 --> 01:45:30.990
‫از شما خواسته می‌شه.

01:45:31.320 --> 01:45:34.030
‫فکر می‌کنی که دیدی و
‫دوست داری که دیده باشی...

01:45:34.200 --> 01:45:36.150
‫ولی درواقع چیزی ندیدی.

01:45:37.280 --> 01:45:40.740
‫دادستان در مورد جوئل لاتریک
‫ هدف ساده‌ای داشت.

01:45:40.910 --> 01:45:44.700
‫«مردی که حافظه‌اش به مرور
‫ زمان قوی‌تر می‌شود.»

01:45:46.410 --> 01:45:49.280
‫ولی اگر این بهانه غیبت
‫حین جرم ساختگی باشد...

01:45:49.450 --> 01:45:52.610
‫چرا باید موکلم ناحیه سن پاول رو انتخاب کنه؟

01:45:53.070 --> 01:45:55.320
‫چرا قبل این‌که چیزی ازش پرسیده بشه...

01:45:55.490 --> 01:45:58.320
‫باید جایی انقدر نزدیک
‫به داروخانه رو انتخاب کنه؟

01:45:58.910 --> 01:46:02.200
‫نمی‌شه بر اساس چنین شواهد حدسی‌ای...

01:46:02.360 --> 01:46:05.150
‫شخصی رو به حبس ابد محکوم کرد.

01:46:05.820 --> 01:46:10.490
‫بدون شواهد کافی دادستان
‫مجبور شد به فرضیات روی بیاره.

01:46:11.200 --> 01:46:14.360
‫شما می‌گید که هیچ ارزش علمی‌ای...

01:46:14.570 --> 01:46:16.360
‫برای بهانه غیبت حین وقوع
‫جرم پیر گلدمن قائل نیستید.

01:46:16.820 --> 01:46:19.780
‫خیلی‌خب! چطور جرئت می‌کنید...

01:46:20.320 --> 01:46:24.150
‫وقتی که به عنوان دادستان
‫ وظیفه‌ شما اثبات گناهه...

01:46:24.320 --> 01:46:27.860
‫چنین شواهد مبهمی رو علمی بشناسید؟

01:46:28.240 --> 01:46:31.610
‫مگه اصل برائت وجود نداره؟

01:46:31.780 --> 01:46:34.950
‫باید با وجود شک و تردید
‫ اشخاص رو محکوم کنیم؟

01:46:36.070 --> 01:46:40.760
‫مراجع قانونی باید به اصول خودشون
‫ پایبند باشن. از جمله اصل ساده‌ی...

01:46:40.990 --> 01:46:42.950
‫فرض بر برائت.

01:46:44.570 --> 01:46:45.950
‫مثل هرکسی که اینجاست...

01:46:46.110 --> 01:46:47.820
‫واسه من هم سوال بود که...

01:46:47.950 --> 01:46:52.110
‫چرا این دادگاه برای ما جالبه،
‫چرا نمی‌تونیم بهش توجه نکنیم.

01:46:53.160 --> 01:46:56.200
‫بخاطر شخصیت خاص متهمه؟

01:46:56.610 --> 01:47:00.740
‫قطعا دیدن اون به عنوان قهرمان
‫‌ داستان‌های داستایفسکی وسوسه‌انگیزه.

01:47:01.320 --> 01:47:04.200
‫جنایت و مکافات.
‫ابله.

01:47:05.070 --> 01:47:06.490
‫جن‌زدگان...

01:47:07.110 --> 01:47:08.780
‫هر کدوم که دوست دارید رو انتخاب کنید.

01:47:08.910 --> 01:47:10.280
‫ولی متاسفانه...

01:47:13.360 --> 01:47:16.450
‫پیر گلدمن ثمره یک
‫ داستان تراژدی واقعیه...

01:47:16.780 --> 01:47:18.280
‫اول از همه.

01:47:18.570 --> 01:47:20.900
‫تراژدی یهودیان اروپای شرقی.

01:47:23.990 --> 01:47:26.030
‫اعضای هیئت منصفه...

01:47:26.320 --> 01:47:31.030
‫پیر گلدمن ویژه نیست،
‫ولی به طرز ویژه‌ای در عذابه.

01:47:32.070 --> 01:47:35.860
‫هر دوی ما متعلق به یک دسته از جامعه هستیم،
‫متعلق به دسته یهودیان لهستانی...

01:47:35.990 --> 01:47:38.150
‫که در جامعه فرانسه هستند...

01:47:38.320 --> 01:47:40.740
‫و اما همچنان اصل خود...

01:47:41.110 --> 01:47:44.030
‫اضطراب و زخم‌هایشان را حفظ کردند.

01:47:44.950 --> 01:47:51.820
‫از شما می‌خوام که در صورت امکان تاثیر
‫شخصیتش رو نادیده بگیرید...

01:47:52.110 --> 01:47:54.400
‫و اون رو بر اساس ظاهرش قضاوت نکنید.

01:47:55.700 --> 01:47:57.450
‫و صادقانه می‌گم...

01:47:57.660 --> 01:47:59.900
‫زخم دوران کودکی ما
‫ هرگز التیام پیدا نمی‌کنه.

01:48:01.200 --> 01:48:03.200
‫امروز از شما خواهش می‌کنم...

01:48:03.410 --> 01:48:05.570
‫که به این کابوس خاتمه بدید.

01:48:17.070 --> 01:48:18.950
‫ممنونم آقای کیجمان.

01:48:19.950 --> 01:48:22.200
‫درخواست تجدیدنظر پایان یافت.

01:48:23.490 --> 01:48:26.360
‫قبل از کناره‌گیری دادگاه برای تصمیم‌گیری...

01:48:26.990 --> 01:48:29.240
‫شما حرفی ندارید آقای گلدمن؟

01:48:35.240 --> 01:48:38.450
‫امیدوارم که شیطانی
‫و ماکیاولیستی جلوه نکرده باشم.

01:48:38.660 --> 01:48:40.950
‫یا ماهر در گمراهی و مخفی کردن
‫به نظر نرسیده باشم.

01:48:41.110 --> 01:48:43.360
‫یا از اشتباه قضایی به دلیل نژاد پرستی...

01:48:43.610 --> 01:48:47.070
‫با لحن بدی استفاده نکرده باشم.

01:48:47.240 --> 01:48:48.740
‫به بیان ساده...

01:48:48.910 --> 01:48:53.400
‫نمی‌خوام کسی بگه که رفتارم
‫مثل یهودی‌ای بود که...

01:48:53.610 --> 01:48:56.740
‫حرفش اینه که غیریهودی‌ها فکر می‌کنن
‫ما یهودی‌ها قاتلیم...

01:48:56.910 --> 01:48:59.110
‫و همشون یهودستیز هستن.

01:49:09.660 --> 01:49:12.400
‫چهارم ماه مه 1976، ساعت ده شب...

01:49:31.110 --> 01:49:32.610
‫قیام کنید.

01:50:06.910 --> 01:50:11.860
‫در جواب مسئله مجرمیت گلدمن
‫در هشتم دسامبر 1969...

01:50:11.990 --> 01:50:14.700
‫به جرم سرقت 2500 فرانک...

01:50:14.860 --> 01:50:17.150
‫از آقای سرژ فارماچی...

01:50:17.320 --> 01:50:19.900
‫و همسرشان ژاکلین شامین...

01:50:20.030 --> 01:50:23.860
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام مجرمیت کرد.

01:50:24.360 --> 01:50:27.650
‫در جواب این مسئله که سرقت ذکر شده...

01:50:27.820 --> 01:50:30.780
‫آیا به صورت مسلحانه توسط
‫سارق انجام شده یا خیر...

01:50:31.660 --> 01:50:35.450
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام
‫«موافقت با حمل اسلحه» کرد.

01:50:35.660 --> 01:50:36.990
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

01:50:37.160 --> 01:50:40.150
‫در بیستم دسامبر 1969...

01:50:40.320 --> 01:50:43.820
‫دست به سرقت 22675 فرانک...

01:50:43.950 --> 01:50:46.450
‫از کمپانی وی‌او‌جی زده یا خیر...

01:50:46.660 --> 01:50:50.360
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام مجرمیت کرد.

01:50:51.030 --> 01:50:55.450
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن،
‫در 16 ژانویه 1970...

01:50:55.660 --> 01:50:59.450
‫اقدام به سرقت 7897.35 فرانک...

01:50:59.660 --> 01:51:03.650
‫از دفتر سازمان تامین اجتماعی
‫پاریس کرده یا خیر...

01:51:03.780 --> 01:51:07.320
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام مجرمیت کرد.

01:51:12.570 --> 01:51:15.990
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

01:51:16.160 --> 01:51:18.700
‫در تاریخ 19 دسامبر 1969...

01:51:18.860 --> 01:51:21.360
‫مرتکب قتل سیمون دولونه...

01:51:21.570 --> 01:51:24.400
‫داروساز پلاک شش بلوار
‫ریچارد لنوآر شده یا خیر...

01:51:24.610 --> 01:51:26.030
‫دادگاه با هشت رای مخالف...

01:51:26.200 --> 01:51:28.820
‫اعلام بی‌گناهی کرد.

01:51:31.360 --> 01:51:36.280
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن،
‫در تاریخ 19 دسامبر 1969...

01:51:36.450 --> 01:51:39.700
‫مرتکب قتل جینین دورکو،
‫با اسم رسمی اوبرت...

01:51:39.860 --> 01:51:42.860
‫دستیار داروساز پلاک شش بلوار
‫ریچارد لنوآر شده یا خیر...

01:51:42.990 --> 01:51:46.450
‫دادگاه با هشت رای مخالف اعلام بی‌گناهی کرد.

01:51:48.910 --> 01:51:53.200
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

01:51:53.360 --> 01:51:56.990
‫بین سال‌های 1969 تا 1970...

01:51:57.610 --> 01:52:00.650
‫یک قبضه سلاح کمری اتوماتیک...

01:52:00.820 --> 01:52:03.110
‫هرستال بدون مجوز،

01:52:07.450 --> 01:52:10.450
‫یک اسلحه کمری اتوماتیک والتر...

01:52:13.820 --> 01:52:16.030
‫و دو خشاب برایشان...

01:52:16.200 --> 01:52:18.110
‫به همراه مهمات داشته یا خیر...

01:52:18.280 --> 01:52:21.740
‫دادگاه به صورت ناشناس اعلام مجرمیت کرد.

01:52:21.910 --> 01:52:25.780
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

01:52:25.910 --> 01:52:29.610
‫در بین سال‌های 1969 تا 1970...

01:52:30.450 --> 01:52:34.610
‫عمدا با استفاده از اسناد...

01:52:34.780 --> 01:52:37.700
‫صادره از مقامات دولتی...

01:52:37.860 --> 01:52:42.360
‫توانسته یک گذرنامه...

01:52:42.570 --> 01:52:46.780
‫و کارت شناسایی ونزوئلایی...

01:52:46.910 --> 01:52:50.780
‫جعل و طراحی و تغییر داده باشد یا خیر...

01:52:51.660 --> 01:52:54.200
‫دادگاه به صورت ناشناس اعلام مجرمیت کرد.

01:52:54.910 --> 01:52:58.110
‫با توجه به بیانیات قبلی...

01:52:58.360 --> 01:52:59.900
‫دادگاه و هیئت منصفه...

01:53:00.070 --> 01:53:02.610
‫پس از مذاکرات مشترکشان...

01:53:02.780 --> 01:53:05.900
‫به صورت ناشناس تصمیم گرفتند...

01:53:06.450 --> 01:53:08.450
‫که پیر گلدمن را...

01:53:08.660 --> 01:53:12.070
‫به مدت 12 سال به حبس محکوم کنند.

01:53:13.860 --> 01:53:15.610
‫گلدمن بی‌گناهه!

01:53:21.950 --> 01:53:26.900
‫بعد از گذراندن شش سال
‫در زندان، در پنجم اکتبر 1976...

01:53:27.030 --> 01:53:29.740
‫پیر گلدمن مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد.

01:53:29.910 --> 01:53:34.400
‫سه سال بعد تحت شرایطی که همچنان
‫نامشخص می‌باشد وی ترور شد.

01:53:34.610 --> 01:53:37.200
‫مجلس خاکسپاری وی در تاریخ 27
‫ سپتامبر سال 1979....

01:53:37.360 --> 01:53:42.150
‫با بیش از ده هزار شرکت‌کننده شکل گرفت.

01:53:42.174 --> 01:53:46.174
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:53:46.198 --> 01:53:56.198
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.