﻿WEBVTT

00:00:34.542 --> 00:00:35.792
.عاشق ویولن هستم

00:00:38.583 --> 00:00:45.333
سخت ترین چیز در زندگی من
.احتمالا سلامت خانواده ام است

00:00:46.041 --> 00:00:48.834
.همه همیشه پشت سر هم مریض می شوند

00:00:50.208 --> 00:00:53.709
یجور رفتار میکنن انگار "همین الان
باید بریم بیمارستان" .و از اینجور چیزا

00:00:53.792 --> 00:00:56.709
اینجوری هستن که میگن
، چند دقیقه صبر کن که داروی آنها رو بدم"

00:00:56.792 --> 00:00:58.959
".بعد میام گوش میدم که چی داری مینوازی

00:00:59.625 --> 00:01:03.333
، میدونی, میتونم بفهمم
.اما مثل این هست که بگم... باشه

00:01:04.792 --> 00:01:06.709
.پس منم برای خودم ساز میزنم

00:01:08.041 --> 00:01:11.333
، اگر ویولنم را از مدرسه نداشتم

00:01:11.417 --> 00:01:14.834
احتمالا .نمی دانم چه کار می کردم

00:01:15.333 --> 00:01:17.500
.اصلا فکر یک همچین بدشانسی رو هم نمیکنم

00:01:17.524 --> 00:01:25.524
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:33.000 --> 00:01:38.000
.لُس آنجلس پایتخت ضبط جهان است

00:01:41.000 --> 00:01:44.977
، بخش آموزش و پرورش آن سازهای موسیقی تعمیر
شده رایگان ، را به دانش آموزان ارائه می دهد

00:01:45.001 --> 00:01:49.000
.یکی از آخرین ها که این کار را داره انجام میده

00:01:56.000 --> 00:01:58.977
، در دل شهر
تعداد انگشت شماری از فداکاران لُس آنجلسی

00:01:59.001 --> 00:02:01.977
، هشتاد هزار ساز موسیقی
دانش آموزان را نگهداری می کنند

00:02:02.001 --> 00:02:05.500
.یک سرویس مداوم از سال ۱۹۵۹

00:02:45.500 --> 00:02:51.000
آخرین تعمیرگاه

00:02:56.417 --> 00:02:57.709
خوب بزار ببینیم

00:02:58.542 --> 00:03:00.166
.چهار بخش داریم اینجا

00:03:00.250 --> 00:03:04.500
، تعمیر سازهای برنجی، تعمیر سازهای زهی

00:03:04.583 --> 00:03:07.375
تعمیر سازهای بادی چوبی

00:03:07.458 --> 00:03:08.959
.و تعمیرگاه پیانو

00:03:10.000 --> 00:03:13.333
با سیم ها، آ

00:03:14.625 --> 00:03:18.000
خیلی خب، بعضی از نوشته ها
مثل نوشته های پزشکان است، پس

00:03:21.917 --> 00:03:25.291
".ویولن، گیره کوک خراب هست

00:03:25.375 --> 00:03:27.667
".لطفاً در صورت نیاز تعمیر کنید"

00:03:29.542 --> 00:03:32.458
، بنابراین در این مورد
، گیره کوک قدیمی باید برداشته شود

00:03:32.542 --> 00:03:34.060
، گیره کوک جدید جایگزین بشه

00:03:34.084 --> 00:03:35.518
دِینِ بخش سازهای سیمی

00:03:35.542 --> 00:03:36.625
، سیم ها وصل بشن

00:03:37.458 --> 00:03:39.500
.و ساز به دانش آموز برگردانده شود

00:03:42.625 --> 00:03:46.583
، وقتی چوب می شکند
.به روشی منحصر به فرد می شکند

00:03:50.792 --> 00:03:53.667
، و اگر شکافی را باز بگذارید .ساز وزوز می کند

00:03:54.250 --> 00:03:55.542
.واقعا میتونه رو مخ باشه

00:03:55.625 --> 00:03:59.417
.پیدا کردن آخرین وزوز
کوچک در ویولن سل سخت است

00:04:06.500 --> 00:04:09.583
، پیداش میکنی و میگی ".خیلی خوب. از بین رفت"

00:04:15.208 --> 00:04:18.166
.واقعا بچه بودن سخته

00:04:22.417 --> 00:04:27.041
.بعضی از اونا از مکانی پر از عشق و حمایت می آیند

00:04:29.417 --> 00:04:33.041
.و دیگران از خانواده های از هم پاشیده می آیند

00:04:36.917 --> 00:04:38.458
چیزهای عاطفی شکسته

00:04:38.542 --> 00:04:41.166
و چیزهای شکسته ذهنی .سخت تر هستند

00:04:42.542 --> 00:04:44.625
.نمیشه دوباره چسبشون زد به هم

00:04:45.709 --> 00:04:47.208
.کلی وقت میبره

00:04:47.792 --> 00:04:49.750
.و اهمیت دادن لازم هست براش

00:04:59.500 --> 00:05:05.875
، وقتی حدود 27 ساله بودم
.روند اعلان همجنس گرا بودم رو شروع کردم

00:05:09.959 --> 00:05:12.750
.سال 1975 بود

00:05:13.750 --> 00:05:16.375
.باید یادتون باشه که اون موقع شرایط فرق داشت

00:05:16.458 --> 00:05:18.333
.همجنس گرا بودن پذیرفته نشده بود

00:05:19.375 --> 00:05:21.834
.مردم رو کف خیابان میزدن

00:05:21.917 --> 00:05:24.375
.مردم کتک میخوردن و کشته میشدن

00:05:27.166 --> 00:05:32.417
، بنابراین، از 13 سالگی به بعد
.تمام تلاشم را کردم که همجنس گرا نباشم

00:05:34.750 --> 00:05:36.667
.سعی کردم ازش بگذرم

00:05:37.583 --> 00:05:42.625
، میدونید، سعی کردم
.تدریجی تغییر کنم، ولی این اتفاق نیفتاد

00:05:44.041 --> 00:05:45.834
.و فکر کردم شکسته ام

00:05:47.834 --> 00:05:49.792
.مثل آن وزوز در ویولن سل

00:05:51.291 --> 00:05:55.667
مثل این شده بود که
، یا در بدبختی سعی کنم اونی باشم که نیستم

00:05:57.375 --> 00:06:03.959
، و یا خود واقعیم باشم و ترد بشم
.مسخره بشم و کتک بخورم

00:06:05.583 --> 00:06:07.583
یا فقط خودمو بکشم، میدونی؟

00:06:07.667 --> 00:06:11.500
.برای من داشت به یک نقطه بحرانی می رسید

00:06:15.250 --> 00:06:18.917
.مادر و پدرم هر دو نوازنده بودند

00:06:19.000 --> 00:06:21.375
و مامانم بهم یاد داد

00:06:21.458 --> 00:06:23.709
.موسیقی مثل شنا کردن است

00:06:24.250 --> 00:06:27.792
، ریتم، دائما در لحظه است

00:06:27.875 --> 00:06:31.333
.و اگر متوقف شوید، موسیقی وجود ندارد

00:06:32.208 --> 00:06:33.834
.هر کاری میکنی متوقف نشو

00:06:35.291 --> 00:06:36.583
.ادامه بده

00:06:36.667 --> 00:06:40.959
، مهم نیست کارت چقدر فاجعه است .فقط ادامه بده

00:06:42.875 --> 00:06:45.000
.میدونی، دست نکش. تسلیم نشو

00:06:46.125 --> 00:06:47.333
.پافشاری کن

00:06:49.041 --> 00:06:50.041
.میدونی

00:06:52.625 --> 00:06:57.125
.بنابراین، من تصمیم نگرفتم .فهمیدم که باید قبولش کنم

00:07:00.250 --> 00:07:01.458
.من نشکسته بودم

00:07:02.750 --> 00:07:04.166
.نیاز به تعمیر نبود

00:07:04.667 --> 00:07:07.458
.و به این ترتیب، تصمیم گرفتم
آن را با آغوش باز قبول کنم

00:07:09.458 --> 00:07:12.458
.با شوهرم آشنا شدم .بابا شدیم

00:07:13.041 --> 00:07:17.083
.و ما تقریبا 23 سال است که یک زوج هستیم

00:07:23.583 --> 00:07:24.917
.و من هنوز اینجا هستم

00:07:27.417 --> 00:07:28.542
.زنده

00:07:29.208 --> 00:07:33.750
، آدم میتونه آزادانه مهربان باشه
.عاشق باشه، اصیل باشه

00:07:34.709 --> 00:07:36.291
بنابراین

00:07:36.375 --> 00:07:38.333
.بچه بودن آسان نیست

00:07:39.250 --> 00:07:41.667
اما داریم سعی می‌کنیم حداقل قسمت ساز زدن رو

00:07:41.750 --> 00:07:45.667
.تا اونجا که بشه به خوبی براشون انجام بدیم

00:07:56.667 --> 00:08:00.333
، اگر پنج سال پیش به من میگفتید

00:08:01.375 --> 00:08:03.542
.یک روز سوسافن میزنم

00:08:04.750 --> 00:08:06.417
می‌گفتم "لعنت"

00:08:06.500 --> 00:08:10.250
".فکر کنم داری دروغ میگی،
چون اصلا جور در نمیاد"

00:08:10.333 --> 00:08:12.500
".من اصلا بلد نیستم هیچ سازی رو بزنم"

00:08:13.834 --> 00:08:15.560
چون تو اون سن و سال

00:08:15.584 --> 00:08:18.583
جور در نمیومد که کسی
.یک همچون ساز گرونی داشته باشه

00:08:19.417 --> 00:08:23.208
، به باور من، تو خونه و محل ما
.هیچ وقت پول همچین چیزی رو نداشتیم

00:08:23.291 --> 00:08:27.250
.به مامان و بابام التماس می کردم
.بهشون التماس میکردم که یکیش رو برام بخرن

00:08:28.000 --> 00:08:29.834
.و آنها همیشه همین را به من می گفتند

00:08:32.667 --> 00:08:35.667
یعنی یا توبا یا تو " جاش تو خونه هست"

00:08:35.750 --> 00:08:37.750
و من می‌گفتم که "اوه" ...خوب"

00:08:39.083 --> 00:08:41.333
".فکر نکنم این اصلا ممکن باشه

00:08:42.792 --> 00:08:47.083
اما خوشبختانه از مدرسه .تو خونه یک سوسافون داشتم

00:08:52.458 --> 00:08:56.834
13، 14 ساله بودم

00:08:57.417 --> 00:09:00.792
واقعا تجربه احساسی هست ، چون وقتی فکر میکنی

00:09:00.875 --> 00:09:03.750
، الان هجده سالت هست
.و تازه دبیرستان رو تموم کردی

00:09:03.834 --> 00:09:06.000
.داری میری کالج ، تازه زندگی رو شروع کردی

00:09:06.083 --> 00:09:10.250
قصد دارم یک راه پیدا کنم که
، موزیک رو تبدیل به حرفم

00:09:10.333 --> 00:09:12.250
.اشتیاقم و زندگیم کنم

00:09:12.333 --> 00:09:14.875
بدون توبا و سوسافون تو مدرسه

00:09:14.959 --> 00:09:18.458
.اصلا معلوم نبود چی می‌شه

00:09:21.166 --> 00:09:26.625
.به عنوان مثال، "بخش سازهای برنجی، یوفونیوم"

00:09:26.709 --> 00:09:29.709
.نشتی هوا داره .در صورت نیاز لحیم کنید

00:09:30.200 --> 00:09:30.476
پتی بخش سازهای برنجی

00:09:30.500 --> 00:09:32.041
.ایرادات صداش رو بگیرید

00:09:32.542 --> 00:09:34.750
".این یکی به یکم مراقبت لطیف نیاز داره"

00:09:41.625 --> 00:09:43.542
خیلی وقت ها فکر می‌کنم

00:09:44.375 --> 00:09:48.375
چه دست های کوچکی این
ساز رو قبل از من گرفته اند؟

00:09:49.583 --> 00:09:52.083
.یک کوزه بزرگ دارم

00:09:52.583 --> 00:09:54.959
.اسمش را گذاشته ام کوزه گنج

00:09:55.041 --> 00:09:59.792
.پر از چیزهایی است که من داخل سازها پیدا کرده ام

00:10:01.625 --> 00:10:05.375
.باتری، تیله، آب نبات

00:10:05.458 --> 00:10:07.291
.مداد، پاک کن

00:10:08.417 --> 00:10:09.617
یه اسباب بازی کوچیکی هم هست

00:10:10.333 --> 00:10:13.709
.که خیلی ریز هست و کلی مو داره

00:10:14.375 --> 00:10:20.458
.مثل ارتباط پنهانی بین من و بچه است

00:10:22.500 --> 00:10:26.417
اون ساز چه داستانی می توانست به من بگه

00:10:26.500 --> 00:10:29.375
اگر میتونست حرف بزنه؟

00:10:33.250 --> 00:10:37.083
.داستان من، یک ماجراجویی بزرگ بود

00:10:37.875 --> 00:10:40.041
.ماجراجویی بزرگ و ترسناک

00:10:43.834 --> 00:10:48.417
.من در مکزیک در شهری به نام مُرِلیا به دنیا آمدم

00:10:50.500 --> 00:10:52.143
، مادرم به ما می گفت

00:10:52.167 --> 00:10:55.166
شما می توانید در زندگی"
.هر کاری که بخواهید انجام دهید

00:10:56.208 --> 00:10:58.250
.شما باهوش هستید. قوی هستید

00:10:59.041 --> 00:11:01.583
".برو واسه چیزی که میخوای بجنگ

00:11:02.875 --> 00:11:07.041
، از وقتی که دختر بچه بودم
.دنبال رویای آمریکایی بودم

00:11:07.125 --> 00:11:11.500
.بنابراین، تصمیم گرفتم که به ایالات متحده بروم

00:11:11.583 --> 00:11:14.959
، وقتی فکر خودتون رو روی
انجام کاری میگذارید .انجامش میدید

00:11:18.917 --> 00:11:20.458
.تمام شب سفر می کردیم

00:11:23.500 --> 00:11:26.500
دیدن تمام اون ساختمون ها که کامل روشن بودن

00:11:29.750 --> 00:11:31.458
.فَکَّم افتاده بود

00:11:31.542 --> 00:11:36.041
وای. حتی بهتر از آن چیزی است"
".که من تصور می کردم

00:11:42.125 --> 00:11:46.375
، من یک مادر مجرد با دو بچه بودم
.خیلی کوچک بودن

00:11:46.458 --> 00:11:49.250
.دخترم سه ساله بود و پسرم شش ساله

00:11:49.333 --> 00:11:51.500
.فکر کنم متوجه شدین که چجور بوده

00:11:51.583 --> 00:11:54.834
.شروع به کار در فروشگاه
موسیقی در ثَوزِند اُوک کردم

00:11:54.917 --> 00:11:59.625
"، صاحب اونجا گفت .باشه" .من یه هفته فرصت میدم

00:11:59.709 --> 00:12:00.709
".یک هفته"

00:12:02.917 --> 00:12:04.417
کیف ها را جاروبرقی می‌کشیدم

00:12:04.500 --> 00:12:09.083
.و سازها رو براش آماده میکردم که درست شون کنه

00:12:10.125 --> 00:12:12.333
بنابراین بعد از یک هفته، گفت: "می دونی چیه؟"

00:12:12.417 --> 00:12:14.834
".فکر کنم یکم بیشتر میخوایم نگهت داریم

00:12:15.458 --> 00:12:19.917
.همون طوری، هفت سال تو اون مغازه کار کردم

00:12:22.458 --> 00:12:28.125
، پسرم گفت
".مامان، من می خوام کِلارینت رو امتحان کنم"

00:12:29.250 --> 00:12:31.959
.بیست دلار در ماه، هزینه اجاره

00:12:32.458 --> 00:12:34.000
.برای من زیاد بود

00:12:34.875 --> 00:12:37.083
.من یک مادر مجرد بودم، فراموش نکنید

00:12:38.417 --> 00:12:42.333
.و... توان پرداخت آن را نداشتم

00:12:45.959 --> 00:12:47.750
.ما خیلی فقیر بودیم

00:12:57.542 --> 00:12:59.500
.گاهی غذا نداشتیم

00:13:07.041 --> 00:13:09.625
.گاهی برای کریسمس چیزی نداشتیم

00:13:13.250 --> 00:13:14.052
، من با این ذهنیت به این کشور اومدم که

00:13:14.076 --> 00:13:17.959
"بله" "این رویای آمریکایی است"

00:13:18.041 --> 00:13:21.709
، و وقتی برای بچه هام غذا نداشتم ، گفتم

00:13:22.542 --> 00:13:24.458
".این رویای آمریکایی نیست"

00:13:32.291 --> 00:13:34.125
چند سال بعد

00:13:36.625 --> 00:13:42.083
، یکی از تکنسین ها، مارک کُمُ .با من تماس گرفت

00:13:42.166 --> 00:13:47.041
یک فرصت شغلی در L.A.U.S.D.

00:13:47.125 --> 00:13:51.917
آنها قرار بود دو تکنسین
.سازهای برنجی رو استخدام کنن

00:13:52.000 --> 00:13:54.208
".حتما باید یه سر بزنی"

00:13:54.291 --> 00:13:56.333
".یه آزمون باید بدی"

00:14:00.875 --> 00:14:03.000
وقتی برای آزمون رفتم

00:14:05.291 --> 00:14:08.542
.من بودم با دوازده مرد

00:14:08.625 --> 00:14:10.458
!ترسیده بودم

00:14:10.542 --> 00:14:15.041
.قلبم داشت انگار از تو سینم در میومد

00:14:15.125 --> 00:14:17.792
، به خودم گفتم ".هیچ شانسی ندارم"

00:14:17.875 --> 00:14:20.959
.ولی یادم افتاد به مادرم

00:14:21.917 --> 00:14:23.976
شما می توانید در زندگی"
.هر کاری که بخواهید انجام دهید

00:14:24.000 --> 00:14:26.250
.شما باهوش هستید. قوی هستید

00:14:26.333 --> 00:14:28.458
".برو واسه چیزی که میخوای بجنگ"

00:14:29.959 --> 00:14:33.458
.شب قبل با بچه هام صحبت کردم

00:14:33.542 --> 00:14:37.500
.گفتم: "ببینید، قراره یه آزمون بدم"

00:14:37.583 --> 00:14:39.291
، اگر همه‌چیز خوب پیش رفت

00:14:40.583 --> 00:14:43.417
".ما زندگی کاملا متفاوتی خواهیم داشت"

00:14:45.291 --> 00:14:49.542
.اون آزمون سخت ترین تجربه بود

00:14:51.166 --> 00:14:53.959
.کلی قسمت های کوچیک رو باید تمیز کنی

00:14:58.208 --> 00:15:02.291
.پیستون ها باید خیلی راحت بالا و پایین بشن

00:15:02.375 --> 00:15:07.709
محفظه و پیستون باید با
.یک بخش کوچک در داخل قفل شوند

00:15:07.792 --> 00:15:09.875
.و مثل یه دستکش اندازه باشن

00:15:10.583 --> 00:15:15.250
، هر فرورفتگی کوچک، هر خراش کوچک
حتی اگه کثیف باشه

00:15:20.667 --> 00:15:21.709
.اون ساز نمیزنه

00:15:24.583 --> 00:15:25.667
آزمون رو انجام دادم

00:15:28.041 --> 00:15:30.083
.و رفتم خونه

00:15:31.917 --> 00:15:37.291
ناراحت و ناامید بودم
.چون احساس می کردم هیچ وقت فرصتی ندارم

00:15:37.375 --> 00:15:40.250
فکر می کنم آنها خیلی بهتر .از من عمل خواهند کرد

00:15:41.583 --> 00:15:45.667
حتی نمی خواستم منتظر بمانم تا
نتایج L.A.U.S.D. .را به من بدهند

00:15:45.750 --> 00:15:48.583
چون تقریبا مطمئن بودم که
.این شغل رو نمیتونم به دست بیارم

00:15:48.667 --> 00:15:52.625
به خصوص به این دلیل که
.فقط مردان در مغازه کار می کردند

00:15:53.917 --> 00:15:55.208
.کلا فراموشش کردم

00:15:55.291 --> 00:16:00.166
"پیش خودم گفتم
کامل بیخیالش شو و در موردش هیجان زده نشو"

00:16:00.250 --> 00:16:03.166
".چون که این اتفاق نخواهد افتاد"

00:16:06.041 --> 00:16:07.041
.آره

00:16:12.542 --> 00:16:15.875
.و بعد، یک تماس تلفنی دریافت می کنم

00:16:17.542 --> 00:16:20.250
.نمیدونی چه حسی داشت

00:16:21.917 --> 00:16:24.125
جیغ می زدم، می پریدم

00:16:30.333 --> 00:16:32.166
.وقتی آن شب بچه هام را دیدم

00:16:34.750 --> 00:16:37.500
مثل این بود که "بله، انجامش دادیم"

00:16:40.583 --> 00:16:41.625
".بله"

00:16:44.750 --> 00:16:50.458
بنابراین، من در اینجا شروع به کار
کردم در تاریخ January 26, 2004

00:16:51.375 --> 00:16:55.792
.اونها نیمکتم را به من دادند
.در تمام این سال ها، من اینجا کار کرده ام

00:17:00.709 --> 00:17:02.709
.همون نیمکت. هیچ وقت عوضش نکردم

00:17:06.333 --> 00:17:10.291
.مطمئنا موسیقی زندگی من را تغییر داد
.مطمئنا، تغییر داد

00:17:10.375 --> 00:17:12.500
.از نه سالگی شروع کردم

00:17:12.583 --> 00:17:14.875
.مدرسه ام ساکسیفونم را به من داد .یه جعبه بهم دادن

00:17:14.959 --> 00:17:17.000
.هرچی لازم داشتم به من دادن

00:17:17.083 --> 00:17:18.583
.این یک زیبایی است

00:17:19.083 --> 00:17:22.000
، من معمولا همیشه در خانه بودم
.می دونید که، در حال بازی کردن

00:17:22.083 --> 00:17:25.208
کلی انرژی ، همه‌چیز رو پرت میکردم این ور اون ور

00:17:25.291 --> 00:17:26.792
.و همیشه خراب کاری

00:17:26.875 --> 00:17:31.792
ساکسیفون به من کمک کرد .تا نظم بیشتری داشته باشم

00:17:31.875 --> 00:17:34.268
، چون در دنیای موزیک، باید وقت شناس باشم

00:17:34.292 --> 00:17:37.291
.باید تمرین کنم، باید خوب به نظر بیام

00:17:37.792 --> 00:17:39.166
.باید دوش بگیرم

00:17:39.250 --> 00:17:40.959
.باید مسواک بزنم

00:17:41.041 --> 00:17:43.250
.به من کمک کرد بیشتر تمرکز کنم

00:17:44.500 --> 00:17:48.875
، وقتی احساس تنش دارم
، وقتی احساس غمگینی یا عصبانیت می کنم

00:17:49.542 --> 00:17:51.166
ساکسیفون

00:17:58.709 --> 00:18:00.166
.آرامم می کنه

00:18:01.417 --> 00:18:05.083
.اما کلید جی شارپ همیشه گیر می کنه

00:18:07.375 --> 00:18:11.250
، تو بخش سازهای بادی .ما یک ساکسیفون داریم

00:18:11.333 --> 00:18:16.000
یکی از پیچ هاش گم شده"
".اتصال پایین، کلید اِف انگشت کوچیک دست چپ

00:18:16.583 --> 00:18:20.959
.به همین ترتیب .کلید جی شارپ کاملا کنده شده"

00:18:21.041 --> 00:18:22.709
".تعمیرات اساسی کامل

00:18:23.959 --> 00:18:27.208
.بنابراین در این مورد باید ارزیابی
کنیم که چه کارهای باید انجام بشه

00:18:28.000 --> 00:18:32.726
دواِین سازهای بادی چوبی

00:18:32.750 --> 00:18:34.625
.خوب، بذارید ببینم

00:18:34.709 --> 00:18:37.333
.بخش فوق العاده سازهای بادی چوبی

00:18:37.417 --> 00:18:41.917
.همه آنها کلید و پیچ و میله و فنر دارن

00:18:42.750 --> 00:18:46.500
، و اگر آنها خم یا زنگ زده شوند
.اون ساز نشت می کنه

00:18:48.083 --> 00:18:51.208
.تقریباً شبیه یک پازل است
.وقتی نشتی پیدا میکنی، آن را رفع می کنی

00:18:51.291 --> 00:18:53.542
.میری سراغ مورد بعدی .نشتی داره... درستش میکنی

00:18:54.125 --> 00:18:59.250
ممکنه مجبور بشی ساز را از هم جدا کنی
.تا آن یک پَد رو درست کنی

00:18:59.333 --> 00:19:01.142
، فقط انجامش میدی
هر کاری که لازم باشه رو انجام میدی

00:19:01.166 --> 00:19:05.500
چون که برای یه کودک جوان
، که به نوازندگی علاقه داره

00:19:06.667 --> 00:19:11.333
.اون یه ساز ممکنه زندگیش رو عوض کنه

00:19:20.583 --> 00:19:23.333
تمام دلیلی که می خواستم
یاد بگیرم چطور موسیقی بنوازم

00:19:25.333 --> 00:19:27.583
برگرفته از فیلم قدیمی Frankenstein ...بود

00:19:32.250 --> 00:19:35.017
[اونجایی که... Frankenstein ...تو جنگل بود
منظورش] Frankenstein's monster [.هست

00:19:35.041 --> 00:19:36.310
، و تمام شهر به دنبال او بودند ، میدونید که چی میگم

00:19:36.334 --> 00:19:38.333
.با بیل و هرچی که دم دستشون بود

00:19:38.417 --> 00:19:40.458
.و داشت تو جنگل سعی میکرد که فرار کنه

00:19:41.291 --> 00:19:45.792
اون همیشه با من موند
.چون تو مسیر بزرگ شدن خیلی اذیتم کردن

00:19:47.208 --> 00:19:50.583
.واقعا نمی دونم اونها چه فکری میکردن
.من یه جورایی تو دنیای خودم بودم

00:19:51.083 --> 00:19:55.375
.شاید بعضی ها فکر میکردن که یکم غیر عادی بودم

00:19:55.458 --> 00:19:56.667
.آره

00:19:56.750 --> 00:19:58.834
.آره

00:20:00.375 --> 00:20:02.875
همین شد که، وقتی آن لحظه از فیلم رو دیدم

00:20:02.959 --> 00:20:05.709
همون که اون آقای نابینا ، که تو جنگل زندگی میکرد

00:20:05.792 --> 00:20:09.208
، نشسته بود تو خونش کنار آتش .و داشت ویلن میزد

00:20:10.375 --> 00:20:11.959
و [Frankenstein] .صداش رو شنید

00:20:12.625 --> 00:20:16.166
، و از صدا تقریبا اشک در چشمانش جاری می شود

00:20:16.250 --> 00:20:17.750
.و دنبالش کرد

00:20:17.834 --> 00:20:20.917
.و مرد نابینا صداش رو دم در شنید

00:20:21.000 --> 00:20:24.917
گفت "بیا تو" ...و چای و اینا براش آماده کرد

00:20:26.500 --> 00:20:30.458
"من با خودم گفتم وای" ، آرشه رو سیم ها حرکت می‌کنه

00:20:30.542 --> 00:20:34.208
".و باعث می‌شه که هیولا گریه کنه و آروم بشه

00:20:34.291 --> 00:20:36.000
.اون تأثیر زیادی رو من گذاشت

00:20:38.500 --> 00:20:41.000
، و بعد از اون سال ها گذشت
.تو یه بازار معاوضه بودم

00:20:41.083 --> 00:20:44.208
.یه ویلن رو دیدم اونجا که یه نفر می‌خواست بفروشه

00:20:44.709 --> 00:20:48.333
"، یه دفعه همه اونا تو ذهنم شکل گرفت، میدونی
انگار گفتم .این چیزی است که میخوام انجام بدم"

00:20:48.417 --> 00:20:49.750
".من می خوام با اون ویولن بنوازم

00:20:49.834 --> 00:20:52.709
، نگاش کردم
.و او گفت که برای آن 20 دلار می خواهد

00:20:52.792 --> 00:20:54.625
.فکر کنم فقط پنج دلار داشتم

00:20:55.333 --> 00:20:57.959
.برای همین کل مسیر رو با خواهش برگشتم خونه

00:20:58.041 --> 00:20:59.834
.بعد به مامانم التماس کردم

00:20:59.917 --> 00:21:04.208
گفتم میشه 20 دلار به من بدی"
"و میشه لطفا منو برگردونی؟

00:21:05.417 --> 00:21:07.583
.برگشتم اونجا. دویدم به سمت اون مسیر

00:21:07.667 --> 00:21:10.959
.هرچی گشتم, اون ویلن رو پیدا نکردم

00:21:12.625 --> 00:21:14.500
.تو مسیر اشتباه بودم

00:21:14.583 --> 00:21:17.750
، رفتم تو اون مسیر دیگه .و اونجا پیداش کردم

00:21:17.834 --> 00:21:21.208
.زیبا، مثل، داخل لیمو به رنگ سبز لیموی

00:21:21.917 --> 00:21:24.542
، و از آن لحظه به بعد .مریض ویلن شده بودم

00:21:24.625 --> 00:21:26.542
.و حتی گاهی برای خوردن غذا هم کوتاه نمی آمدم

00:21:26.625 --> 00:21:31.166
فقط می‌خواستم بزنم و بزنم .و یاد
بگیرم و بزنم و بیشتر و بیشتر یاد بگیرم

00:21:33.709 --> 00:21:36.417
، در دبیرستان
.تو هر کلاس موسیقی که می تونستم شرکت کردم

00:21:36.500 --> 00:21:39.000
.تمام کلاس های دیگر فقط شکنجه کامل بودند

00:21:41.041 --> 00:21:43.500
.تو دبیرستان یه رفیق داشتم که بانجو داشت

00:21:43.583 --> 00:21:45.792
.بعد از اون شروع کردیم موسیقی بلوگِرَس اجرا کردن

00:21:45.875 --> 00:21:46.852
.فیدل و بانجو

00:21:46.876 --> 00:21:46.935
[فیدل: همان ویلن هست در موزیک محلی]
[.و یک سری تفاوت کوچیک

00:21:46.959 --> 00:21:50.417
.بهترین دوستمون چاک هم
گیتار میزد به سبک راک ا‌ند رول

00:21:50.500 --> 00:21:54.959
اسم گروه رو از اسم Bodie Ghost Town .گرفتیم.

00:21:55.041 --> 00:21:57.125
The Bodie Mountain Express.

00:21:57.709 --> 00:22:00.059
.بعد از اون، وارد یک فروشگاه موسیقی شدیم
.گفتیم ما یه گروه هستیم

00:22:00.083 --> 00:22:02.625
.دنبال یه جا میگردیم که اجرا کنیم .یکم پول در بیاریم

00:22:02.709 --> 00:22:03.917
"اوه، شما ساز میزنید؟"

00:22:04.000 --> 00:22:05.792
".سازهاتون رو در بیارید و یچی بزنید

00:22:05.875 --> 00:22:08.208
.ما یه سری حرکات مسخره دهاتی وار داشتیم

00:22:08.291 --> 00:22:12.583
.یه مشت چیز مثل قاشق زدن به هم و شیکر .یه
نمایش کوچیک با چند تا آهنگ بود برای خودش

00:22:12.667 --> 00:22:16.208
.نوازنده بانجو از اون حرکت
های خنده دار با چشم هاش میکرد

00:22:19.291 --> 00:22:21.917
اونم تلفن رو برداشت و شماره گرفت

00:22:22.000 --> 00:22:24.542
، شروع کرد با تلفن صحبت کردن...
.و تلفن رو قطع کرد

00:22:24.625 --> 00:22:28.166
.بعد یک دفعه دیدیم یه کادیلاک جلو در مغازه ایستاده

00:22:28.709 --> 00:22:29.959
.و ازش یکی اومد بیرون

00:22:31.333 --> 00:22:35.166
، سرهنگ تام پارکر .مدیر برنامه الویس پریسلی

00:22:35.667 --> 00:22:40.750
و البته، سرهنگ پارکر با
.لیبراچی و فرانک سیناترا دوست است

00:22:41.250 --> 00:22:44.333
، چیز بعدی که فهمیدیم
.این بود که داریم میریم خونه فرانک

00:22:44.417 --> 00:22:46.542
.و قرار بود یه کنسرت کوچیک براش اجرا کنیم

00:22:47.041 --> 00:22:49.792
قرار بریم خونه لیبراچی
.و یه کنسرت کوچیک براش اجرا کنیم

00:22:49.875 --> 00:22:51.083
.به همین سرعت

00:22:51.166 --> 00:22:54.250
سال 1975 بود. عید سال نو

00:22:55.667 --> 00:22:59.542
در Pontiac Dome Stadium
.سرهنگ ما را در نمایش الویس گذاشت

00:22:59.625 --> 00:23:01.208
[با حضور آقای] [Duane Michaels

00:23:01.291 --> 00:23:03.291
۷۳،۰۰۰ .نفر اونجا بودن

00:23:03.375 --> 00:23:05.542
.و ما اول از همه رفتیم رو صحنه

00:23:05.625 --> 00:23:07.625
.همگی لباس کار پوشیده بودیم

00:23:07.709 --> 00:23:12.083
، یه‌جور نگاه میکردن که انگار میگفتن
".این دهاتی ها دیگه کی هستن"

00:23:13.750 --> 00:23:17.333
.اما اون پردرآمدترین نمایش یک شبه الویس بود

00:23:22.000 --> 00:23:25.417
چند سال پس از آن، ما را برای اجرا در
مزرعه Knott's Berry .استخدام کردن

00:23:25.500 --> 00:23:28.291
.که ما اونجا اجرا کردیم
.و همین شد که من با همسرم آشنا شدم

00:23:28.375 --> 00:23:31.458
.اون من رو در حال اجرا تو اون مزرعه دید

00:23:31.542 --> 00:23:35.083
فکر کرده بود که من بهترینِ بهترینها هستم
.چون اونجا داشتم فیدل میزدم

00:23:35.166 --> 00:23:37.792
، و بعد اتفاق بعدی دیزنیلند یه استعدادیاب فرستاد

00:23:37.875 --> 00:23:39.417
.و اون هم سریع ما رو استخدام کرد

00:23:39.500 --> 00:23:43.542
، فقط یه چیز هست" ما به شما احتیاج
داریم در "Disney World, Florida

00:23:44.792 --> 00:23:46.291
"باشه حتما"

00:23:47.667 --> 00:23:50.208
.ما رابطه نزدیکی با سرهنگ داشتیم

00:23:50.291 --> 00:23:53.500
.سرهنگ پارکر پدرخوانده پسرم بود

00:23:54.500 --> 00:23:57.458
، میدونم انگار این داستان رو از
خودم در آوردم .ولی اصلا اینطور نیست

00:23:57.542 --> 00:24:03.542
همون فیدل بیست دلاری که تو بازار
معاوضه پیدا کرده بودم .من رو دور دنیا برد

00:24:05.917 --> 00:24:10.500
.اون فیدل بیست دلاری من رو همه جا برد

00:24:15.583 --> 00:24:17.583
[خیلی ممنون]

00:24:17.667 --> 00:24:19.351
[در ضمن ما گروه] Bodie
Mountain Express [.هستیم

00:24:19.375 --> 00:24:20.542
[...خیلی زود برمیگردیم]

00:24:20.625 --> 00:24:22.875
.و همه اونها من رو به اینجا که هستم آورد

00:24:23.542 --> 00:24:28.375
که باعث بشم این سازها به راحتی
.بشه باهاشون زد برای یه هدف شگفت انگیز

00:24:28.458 --> 00:24:33.041
حقیقتی که بچه ها میتونن فرصتی داشته باشن
.که با سازی که پولش رو ندارن بزنن

00:24:34.000 --> 00:24:37.583
همون یه ساز

00:24:42.333 --> 00:24:44.125
.ممکنه کل زندگیشون رو عوض کنه

00:24:45.834 --> 00:24:49.542
، میدونی، به نحوی حس میکنی
، داری سازی رو تعمیر میکنی که

00:24:49.625 --> 00:24:51.583
، ممکنه متعلق به برنده آینده گِرَمی باشه

00:24:51.667 --> 00:24:53.959
، اگر بخوایم یکم رویا پردازی کنیم میدونی؟

00:25:01.625 --> 00:25:04.291
وقتی سه ساله بودم، بابام به من یاد داد چطور

00:25:04.375 --> 00:25:06.458
Twinkle, Twinkle, Little Star .رو با پیانو بزنم

00:25:06.542 --> 00:25:09.166
.واقعا آن را به وضوح یادم میاد

00:25:09.250 --> 00:25:11.917
.الان نوه سالی می‌شه که پیانو میزنم

00:25:12.000 --> 00:25:14.458
.میدنی، یه ارتباطی باهاش دارم

00:25:14.542 --> 00:25:16.500
.دارم احساساتی میشم

00:25:17.250 --> 00:25:20.375
.مدتی میشه که دارم ساز میزنم
.خیلی وقته که ساز میزنم

00:25:22.083 --> 00:25:25.875
سلامت روان چیزی است که
.گاهی اوقات کنترل آن بسیار سخت است

00:25:25.959 --> 00:25:28.375
، مخصوصا با اون همه اتفاق که داره تو زندگیت میافته

00:25:28.458 --> 00:25:31.750
.مثل مدرسه و فکر اینکه میخواهی تو زندگیت چی بشی

00:25:31.834 --> 00:25:33.500
.گاهی اوقات بسیار استرس زا است

00:25:33.583 --> 00:25:36.333
، حدس می‌زنم فقط از شکست می‌ترسم میدونی؟

00:25:37.875 --> 00:25:41.375
.مثل این هست که میترسم هدفم رو تو زندگی پیدا نکنم

00:25:42.458 --> 00:25:46.875
، اما در لحظه ای که روی صحنه می رم
.تمام اون تنش از بین می ره

00:25:46.959 --> 00:25:50.709
، وقتی رو صحنه اجرا میکنی
، یه حضور بینظیر داری

00:25:51.250 --> 00:25:56.041
، و میدونی ، جمعیت یجورای مثل این هستن که انگار

00:25:56.125 --> 00:25:57.667
، جذبش شدن میدونی؟

00:26:00.375 --> 00:26:02.333
.همه فقط تو را تماشا می کنند

00:26:03.375 --> 00:26:07.083
.و قدرت خاصی را احساس می کنی

00:26:07.166 --> 00:26:10.291
[در حال اجرا] Beethoven "Sonata
No. 8 Op. 13 Pathétique"]

00:26:48.417 --> 00:26:50.333
.یه چیزی تو مایه همین

00:26:53.000 --> 00:26:54.000
.بخش پیانو ها

00:26:54.083 --> 00:26:57.125
ببینیم چیز جالبی اینجا

00:26:59.417 --> 00:27:00.917
.پیدا می کنیم

00:27:01.000 --> 00:27:04.208
به عنوان سرپرست، باید مطمئن شوم

00:27:04.291 --> 00:27:07.542
.که تمام سازها به موقع تعمیر می شوند

00:27:07.625 --> 00:27:12.875
در این تعمیر گاه همه‌چیز کاملا به امنیت
بستگی داره ، و همه کارمندان خوشحال هستند

00:27:12.959 --> 00:27:16.667
.چون ما اینجا یک خانواده هستیم

00:27:19.709 --> 00:27:21.375
من اینجا سرپرست هستم

00:27:23.375 --> 00:27:25.500
.اما به عنوان یک تکنسین پیانو شروع به کار کردم

00:27:27.000 --> 00:27:29.351
ستیو بخش پیانو

00:27:29.375 --> 00:27:33.333
.همیشه اولین باری که پیانو دیدم یادم می آید

00:27:34.625 --> 00:27:38.834
یک پسر بچه ارمنی بودم و
در شهر باکو زندگی می کردم

00:27:38.917 --> 00:27:42.625
، اتحاد جماهیر شوروی سابق .جمهوری آذربایجان

00:27:45.500 --> 00:27:48.291
مسئول کوک پیانو وسط کلاس موسیقی ما می آمد

00:27:48.375 --> 00:27:50.125
.و پیانو رو از هم جدا میکرد

00:27:51.166 --> 00:27:55.000
و سیم ها رو دونه به دونه ساکت میکرد
، و میرفت سراغ سیم بعدی

00:27:55.083 --> 00:27:56.834
.و همینطور بعدی و بعدی

00:27:56.917 --> 00:27:58.500
.و من در ردیف اول نشسته بودم

00:27:59.125 --> 00:28:02.083
"، داشتم فکر می‌کردم .خدایا این همه سیم داره"

00:28:02.166 --> 00:28:04.583
.و اون مجبوره تک تکشون رو انجام بده

00:28:05.583 --> 00:28:08.041
کلی قسمت داره. چطور این کار رو می‌کنه؟

00:28:08.959 --> 00:28:10.208
".وای"

00:28:12.583 --> 00:28:17.333
، اواخر دهه 60، اوایل دهه 70
، برادرم که ده سال از من بزرگتر است

00:28:18.250 --> 00:28:19.542
.یه گیتار خرید

00:28:21.375 --> 00:28:23.083
.و گفت که به اون دست نزنم

00:28:25.500 --> 00:28:29.166
، یک روز که دانشکده بود .گیتار رو برداشتم

00:28:29.250 --> 00:28:32.208
اومد خونه و گفت کی دست زده به
گیتار من؟" ".نگفتم که بهش دست نزن

00:28:32.291 --> 00:28:34.166
، منم گفتم ".خوب، من فقط یکم باهاش زدم"

00:28:34.250 --> 00:28:36.792
، اونم گفت "منظورت اینه که
گیتار زدی؟" ".منم گفتم, "آره

00:28:36.875 --> 00:28:42.000
اونجا بود که برادرم متوجه شد که
، من دست به گیتار نمیزدم

00:28:42.083 --> 00:28:44.917
.در حقیقت داشتم سعی می‌کردم که گیتار بزنم

00:28:48.625 --> 00:28:50.125
.و گیتار را به من داد

00:28:55.709 --> 00:29:00.750
.تا روزی که به ایالات متحده
نقل مکان کردم، گیتار را داشتم .آره

00:29:04.750 --> 00:29:08.083
پدر و مادرم نمی توانستند تصور کنند که
، ممکن است اتفاق بدی بیفتد

00:29:08.166 --> 00:29:11.166
، چون که دوست و همسایه های داشتیم

00:29:11.250 --> 00:29:16.208
، که سال ها کنار هم زندگی کرده بودیم

00:29:16.291 --> 00:29:21.500
و بنابراین هیچ کس نمی توانست فکر کنه که
.یک جنگ داره آغاز می‌شه

00:29:24.208 --> 00:29:27.583
، سال ۱۹۸۷ بود

00:29:28.750 --> 00:29:32.166
۱۹۸۶۱۹۸۷ شهر باکو

00:29:33.375 --> 00:29:36.000
.شروع کردن به بیرون کردن همه ارمنی ها

00:29:38.959 --> 00:29:42.250
، روز به روز .داشت سخت می شد

00:29:42.333 --> 00:29:46.125
بیرون از ساختمان هایمان
، در خیابان ها دور هم جمع می شدیم

00:29:46.208 --> 00:29:51.375
و آتش بزرگی درست میکردیم
.و تمام شب از خانه هامون محافظت می کردیم

00:29:52.917 --> 00:29:56.959
، اما روز به روز افراد
کمتر و کمتری در کنار ما بودن

00:29:57.041 --> 00:29:59.291
.چون مردم داشتن نقل مکان میکردن

00:29:59.375 --> 00:30:01.166
.ترسیده بودن که بمونن

00:30:04.709 --> 00:30:08.750
"بابام خوشبین بود چون فکر میکرد
.ستیو، من هیچ جا نمیرم"

00:30:08.834 --> 00:30:12.834
.من هرگز به کسی صدمه نزدم
.من هیچوقت به کسی بدی نکردم

00:30:12.917 --> 00:30:14.226
.ما در اتحاد جماهیر شوروی زندگی می کنیم

00:30:14.250 --> 00:30:18.709
".دولت ما هرگز اجازه نخواهد داد چنین اتفاقی بیفتد"

00:30:22.083 --> 00:30:26.291
خوب، او مرد بسیار عاقلی بود، اما

00:30:28.542 --> 00:30:30.291
.اشتباه بزرگی کرد

00:30:32.542 --> 00:30:34.291
.که گوش نکرد

00:30:37.583 --> 00:30:42.625
.او سر کار بود و یک نفر از پشت آمد و او را کشت

00:30:50.709 --> 00:30:52.125
.نمیدونم

00:30:56.166 --> 00:30:57.250
.متاسفم

00:31:04.667 --> 00:31:05.667
.سَمسِن

00:31:18.583 --> 00:31:20.208
.این اسم پسرمه

00:31:25.041 --> 00:31:26.709
.بیست ساله بودم

00:31:27.291 --> 00:31:29.458
.مجبور شدم با مامانم از اونجا برم بیرون

00:31:29.542 --> 00:31:32.208
.بنابراین، ما تقریبا فقط درها رو قفل کردیم

00:31:32.291 --> 00:31:35.291
.همه چیز را رها کردیم. آلبوم های خانوادگی

00:31:35.375 --> 00:31:38.750
.و البته هدیه برادرم

00:31:41.083 --> 00:31:42.375
.همون گیتار

00:31:44.834 --> 00:31:50.250
حتی رسیدن به فرودگاه هم آسان نبود
.چون هنوز شبیه ارمنی ها بودیم

00:31:50.333 --> 00:31:53.500
و کف خیابون ممکن بود مردم
.نگهت دارن و بهت آسیب برسونن

00:31:54.542 --> 00:31:57.333
، بنابراین، به لطف دوستام ، دوستان آذربایجانی

00:31:57.417 --> 00:31:59.083
.ما رو رسوندن به فرودگاه

00:31:59.166 --> 00:32:03.166
و اساسا یک راهرو انسانی ایجاد کردند

00:32:04.208 --> 00:32:08.125
.تو فرودگاه که ما از داخلش رد شیم

00:32:16.667 --> 00:32:22.250
، وقتی به ایالات متحده رسیدیم ، آنها یک
حامی پیدا کردند Ken and Veronica

00:32:22.834 --> 00:32:25.709
".شاید بلد بودم بگم " سلام

00:32:27.083 --> 00:32:30.417
.یک لغت نامه کوچک روسی به انگلیسی داشتم

00:32:30.500 --> 00:32:33.542
، که اگر می‌خواستم یک چیزی بگم
، تو اون پیداش می‌کردم

00:32:33.625 --> 00:32:35.417
.و نشون کِن میدادم

00:32:35.500 --> 00:32:37.792
، و وقتی پرسیدم که شغلش چی هست

00:32:38.333 --> 00:32:44.500
، سعی کرد از طریق لغت نامه بهم بگه
.ولی نمیتونست کلمه درست رو پیدا کنه

00:32:45.208 --> 00:32:47.083
، ولی یک تصویری داشت

00:32:47.166 --> 00:32:50.500
، یک نقاشی زیبا .رو دیوارش بالای پیانوش

00:32:51.083 --> 00:32:53.458
هنرمندش Norman Rockwell .بود

00:33:01.083 --> 00:33:03.458
.بنابراین، به اون تصویر اشاره کرد

00:33:03.542 --> 00:33:08.166
و من یادم افتاد به خودم
که داشتم به اون کوک کنند پیانو نگاه می‌کردم

00:33:08.250 --> 00:33:10.583
.در مدرسه در کلاس درس

00:33:11.792 --> 00:33:15.291
و من گفتم، "خدایا
"واقعا ممکنه که اون پیانو کوک می‌کنه؟

00:33:15.375 --> 00:33:17.143
، و گفتم .دینگ، دینگ، دینگ "تو کوک میکنی؟"

00:33:17.167 --> 00:33:19.166
، اونم گفت ".آره، آره، آره"

00:33:19.250 --> 00:33:20.750
، و شروع کردیم به خندیدن

00:33:20.834 --> 00:33:24.458
، و گفت دوست داری در مغازه
پیانو فروشی" "به من کمک کنی؟

00:33:24.542 --> 00:33:26.768
.اون زمان داشتم پیتزا تحویل میدادم
، داشتم برف پارو می‌کردم

00:33:26.792 --> 00:33:28.917
.اسباب و اثاثیه جابجا می‌کردم و هر کاری که پیدا میشد

00:33:29.000 --> 00:33:33.208
، و من هم گفتم ".معلومه، بدون شک قبول می‌کنم"

00:33:33.291 --> 00:33:34.834
از فردا شروع کن"

00:33:35.750 --> 00:33:37.250
".ساعتی، چهار دلار و بیست و پنج سنت

00:33:37.333 --> 00:33:39.125
، منم گفتم ".بله خودشه"

00:33:39.875 --> 00:33:44.125
، بعد از اون ، کِن من رو به مدارس یاماها می فرستاد

00:33:44.208 --> 00:33:46.917
.به مدارس بالدوین، به مدرسه ستاین وِی

00:33:49.417 --> 00:33:55.709
، بعد از اتفاقاتی که افتاده بود
، میل دنبال کردن موسیقی رو از دست داده بودم

00:33:55.792 --> 00:33:57.875
، اینکه در موزیک حضور داشته باشم
، با موزیک بمونم

00:33:57.959 --> 00:34:00.542
.اما زندگی دوباره من رو به اون بازگرداند

00:34:02.834 --> 00:34:04.875
.در نهایت یک کوک کننده پیانو شدم

00:34:09.458 --> 00:34:11.208
، منظورم اینه که ببین زندگی چطوره؟

00:34:29.834 --> 00:34:31.417
.من عاشق ویولن هستم

00:34:48.542 --> 00:34:51.000
فکر می کنم بسیاری از مردم
، یک چیز شکسته را می بینن

00:34:51.083 --> 00:34:52.458
.و فقط فکر می کنن که شکسته و تمام

00:34:53.959 --> 00:34:55.291
.میتونه هرچیزی باشه

00:34:56.458 --> 00:34:58.291
.شاید مدارس دولتی

00:34:59.333 --> 00:35:03.500
یا شاید آمریکا .یا هر نقطه دیگری از جهان

00:35:04.500 --> 00:35:07.792
شاید هم فقط یه فیدل بیست دلاری هست
.که تو بازار معاوضه پیدا شده

00:35:09.458 --> 00:35:11.542
، اما ما وقتی یک چیز شکسته را می بینیم

00:35:12.709 --> 00:35:16.417
"، با خودمون فکر می‌کنیم
، با یه کوچولو کار اینجا و اونجا"

00:35:16.917 --> 00:35:21.333
می تونیم اون قسمت خراب رو تعمیر کنیم
".و همه چیز رو دوباره کامل کنیم"

00:35:22.458 --> 00:35:23.959
.کار سختی است

00:35:24.041 --> 00:35:25.542
اما مهم نیست چه باشد

00:35:25.625 --> 00:35:26.976
هر کاری که لازم باشه رو انجام می دید، چون

00:35:27.000 --> 00:35:29.542
این یکی از بهترین کارهایی است که
.انسان انجام می دهد

00:35:30.208 --> 00:35:35.166
به همین دلیل است که اینجا فقط
.یک تعمیرگاه سازهای موسیقی نیست

00:35:36.792 --> 00:35:41.542
، وقتی یک ساز می شکند
.یه دانش آموزی هست بدون ساز

00:35:42.250 --> 00:35:44.750
.نه، نه، نه .نه در شهر ما

00:35:45.834 --> 00:35:49.208
ما می دونیم که این می تونه
.کل زندگی اونها رو تغییر بده

00:35:51.417 --> 00:35:53.542
حتی اگر آنها من را نشناسند

00:36:11.166 --> 00:36:12.667
.من بخشی از آن هستم

00:36:21.667 --> 00:36:23.667
[در حال پخش] "The Alumni"
کاری از Kris Bowers]

00:36:30.267 --> 00:36:34.200
آخرین تعمیرگاه

00:37:44.267 --> 00:37:48.200
[با حضور] Dana Atkinson]

00:37:50.166 --> 00:37:52.326
[در حال پخش] "Repair Shop
Hoedown" با حضور [Duane Michaels

00:38:09.366 --> 00:38:12.717
[با حضور] Paty Moreno]

00:38:36.291 --> 00:38:37.709
[پایان قطعه] ["Repair Shop Hoedown"

00:38:37.792 --> 00:38:43.417
[ادامه] "The Alumni" با
حضور Steve Bagmanyan]

00:38:46.291 --> 00:38:48.909
[کوک کننده پیانو] Ken Burget]

00:38:48.933 --> 00:39:08.933
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:39:08.957 --> 00:39:20.957
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.