﻿WEBVTT

00:00:03.576 --> 00:00:15.576
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:15.600 --> 00:00:19.137
تشکر از همه که به برنامۀ امشب
تشریف آوردید. ممنون‌ام

00:00:19.437 --> 00:00:22.166
محض این‌که ندونید چرا من
،درحال‌حاضر توی تور هستم

00:00:22.190 --> 00:00:23.918
،از چند ماه پیش

00:00:23.942 --> 00:00:26.754
‏‏۲۰ ساله که دارم استندآپ کمدی انجام می‌دم

00:00:26.778 --> 00:00:30.064
آره. ممنون. ممنون

00:00:31.908 --> 00:00:33.093
ممنون

00:00:33.117 --> 00:00:38.516
مدیربرنامه‌م به‌م گفت: «آنتونی، ‏‏۲۰ سال
«برای هر کمدینی، دستاورد بزرگیه

00:00:38.540 --> 00:00:39.725
«باید جشن بگیری»

00:00:39.749 --> 00:00:43.354
چرا چندتا از شهرهای موردعلاقه‌ت رو»
«انتخاب نمی‌کنی، بری براشون اجرا کنی

00:00:43.378 --> 00:00:45.204
«و من گفتم: «نه، ممنون

00:00:48.341 --> 00:00:50.441
«ترجیح می‌دم برم میلواکی»

00:00:51.800 --> 00:01:00.000
« آنتونی جسلنیک: استخوان وْ این‌ها »

00:01:00.645 --> 00:01:01.971
...ولی ببینید

00:01:03.815 --> 00:01:06.726
من واقعاً هیجان‌زده‌ام که امشب این‌جام

00:01:07.110 --> 00:01:08.519
خبرهای فوق‌العاده‌ای دارم

00:01:08.820 --> 00:01:10.923
،بعد از ‏‏۲۰ سال استندآپ کمدی

00:01:10.947 --> 00:01:15.359
همین آخرهفتۀ پیش، سرانجام
اجرام رو به حد کمال رسوندم

00:01:17.036 --> 00:01:18.571
سوءتفاهم نشه

00:01:18.872 --> 00:01:20.782
از نظر من قبلاً کامل بود

00:01:22.417 --> 00:01:25.312
بعد از برنامۀ شنبۀ گذشته‌م
به یکی از حضار برخوردم

00:01:25.336 --> 00:01:26.746
که خلاف‌ش رو به‌م گفت

00:01:27.922 --> 00:01:31.542
شنبه‌شبِ گذشته، دارم
توی «نیویورک» اجرا می‌کنم

00:01:31.843 --> 00:01:34.613
بعد از اجرام، سعی دارم
برم بیرون سوار ماشین بشم

00:01:34.637 --> 00:01:37.937
،یه زنه از حضار میوفته دنبال‌م

00:01:37.937 --> 00:01:39.634
عملاً باهام دست‌به‌یقه می‌شه

00:01:39.934 --> 00:01:44.039
می‌گه: «آنتونی، اون جوک آخری که
«امشب گفتی، جوکِ تموم‌کننده‌ت

00:01:44.063 --> 00:01:47.642
«باید به‌ت بگم که اون جوک مشکل‌سازه»

00:01:48.109 --> 00:01:52.271
«باید به‌ش فکر کنی و باید تغییرش بدی»

00:01:53.364 --> 00:01:54.774
بنابراین تغییرش دادم

00:01:55.283 --> 00:01:56.901
و حالا شده جوکِ شروع‌کننده‌م

00:02:03.708 --> 00:02:06.244
پس، کاری که می‌خوام بکنم، اینه که
اون جوک رو براتون تعریف می‌کنم

00:02:06.794 --> 00:02:09.330
توضیح می‌دم با اون زنه چه اتفاقی افتاد

00:02:10.131 --> 00:02:13.167
و بعد حالی‌تون می‌کنم که من بهترین‌ام

00:02:22.685 --> 00:02:28.349
،حالا، به‌عنوان یه کمدین
من یه مسئولیتی دارم

00:02:28.650 --> 00:02:32.478
مسئولیتی که خیلی جدی‌ش می‌گیرم

00:02:32.862 --> 00:02:37.301
این مسئولیت که بیام روی صحنه
جلوی گروهی از غریبه‌ها

00:02:37.325 --> 00:02:40.930
و نظرم رو دربارۀ جامعۀ ترنس‌ها به‌تون بگم

00:02:40.954 --> 00:02:43.948
آره. درسته

00:02:48.878 --> 00:02:51.357
ببینید، بچه‌ها. الآن دیگه باید انجام‌ش داد

00:02:51.381 --> 00:02:53.040
جزء اصوله

00:02:55.218 --> 00:02:57.336
...حالا، من احساس می‌کنم

00:02:58.012 --> 00:03:00.616
من احساس می‌کنم جامعۀ ترنس‌ها

00:03:00.640 --> 00:03:03.009
زن‌های حاملۀ جدیدن

00:03:05.728 --> 00:03:07.930
...فقط از این لحاظ که

00:03:08.231 --> 00:03:11.225
هیچ‌وقت مؤدبانه نیست که حدس بزنی

00:03:21.577 --> 00:03:24.739
بچه‌ها، باید سر این به من اعتماد کنید

00:03:26.499 --> 00:03:31.204
هیچ‌وقت... هیچ‌وقت دل‌تون
«نمی‌خواد که برگردید بگید: «هی

00:03:32.213 --> 00:03:33.706
«چند ماه‌ته؟»

00:03:38.803 --> 00:03:41.240
«قراره نگه‌ش داری، یا...؟»

00:03:41.264 --> 00:03:42.764
نه

00:03:44.517 --> 00:03:46.469
نه، اون کار رو نکنید

00:03:48.146 --> 00:03:50.556
حتی اگه حق با شما باشه هم، بی‌ادبیه

00:03:52.525 --> 00:03:54.060
کاری که من می‌کنم رو بکنید

00:03:54.777 --> 00:03:56.520
من نرم پیش می‌رم

00:03:57.655 --> 00:03:59.425
اون سؤال رو نمی‌کنم

00:03:59.449 --> 00:04:03.110
،من اگه بخوام یه چیزی رو بفهمم
فقط یه نوشیدنی تعارف می‌کنم

00:04:03.661 --> 00:04:06.572
«بیا، این لیوان ویسکی بوربن رو بخور»

00:04:07.248 --> 00:04:10.451
،و اگه بگه: «راست‌ش، آنتونی
«من هفت‌ماهه حامله‌ام

00:04:10.752 --> 00:04:13.579
اون‌وقت می‌تونم بگم: «اوه، خدای
«من، فوق‌العاده به نظر می‌رسی

00:04:24.515 --> 00:04:27.927
ولی اگه نوشیدنی رو قبول کنه، ترنس‌ـه

00:04:40.239 --> 00:04:42.275
...حالا، بدیهیه

00:04:43.117 --> 00:04:44.819
،بدیهیه

00:04:45.411 --> 00:04:47.071
اون یه جوکِ تموم‌کننده‌ست

00:04:49.874 --> 00:04:52.994
.می‌تونم همین‌الآن ول کنم برم
آب هم از آب تکون نمی‌خوره

00:04:56.172 --> 00:04:57.915
اما این زنه من رو می‌گیره

00:04:58.216 --> 00:04:59.834
شروع می‌کنه به بحث‌کردن باهام

00:05:00.134 --> 00:05:01.695
،می‌گه: «آنتونی، باید ازت بپرسم

00:05:01.719 --> 00:05:04.964
«قصدت از اون جوک ترنس چیه؟

00:05:05.264 --> 00:05:09.260
گفتم: «خب، قصدم اینه که
«خنده روی لب‌های ترنس‌ها بیارم

00:05:10.478 --> 00:05:13.264
منظورم اینه، اصلاً می‌تونید
تصورش رو بکنید؟ یه چیز تاریخی می‌شه

00:05:26.077 --> 00:05:28.347
«...و اون می‌گه: «خب، آنتونی

00:05:28.371 --> 00:05:31.016
،آنتونی، تو احتمالاً از این آگاه هم نیستی»

00:05:31.040 --> 00:05:35.453
ولی مشکلِ جوک‌ت اینه که
بعضی ترنس‌ها بی‌اعتمادبه‌نفس‌ان

00:05:35.753 --> 00:05:38.232
بابتِ این حقیقت که خودشون
«نمی‌تونن بچه‌دار بشن

00:05:38.256 --> 00:05:42.778
و جوکِ تو باعث می‌شه جوری به نظر برسه»
که انگار داری می‌گی متضادِ یه زنِ حامله

00:05:42.802 --> 00:05:45.802
یه زنِ ترنس‌ـه، و اون می‌تونه
«احساسات رو جریحه‌دار کنه

00:05:47.181 --> 00:05:48.507
و موافق‌ام

00:05:50.226 --> 00:05:52.261
اون می‌تونه احساسات رو جریحه‌دار کنه

00:05:53.062 --> 00:05:54.638
ولی نه از دهنِ من

00:05:56.190 --> 00:05:58.726
می‌دونی، من ترنس‌ها رو دوست دارم

00:05:59.026 --> 00:06:01.437
من با جامعۀ ترنس‌ها همدلی می‌کنم

00:06:01.737 --> 00:06:03.737
من خودم ترنس نیستم

00:06:03.781 --> 00:06:07.281
،ولی سر من هم همیشه داده زده می‌شه

00:06:07.282 --> 00:06:09.282
به‌خاطر این‌که واردِ دستشوییِ اشتباهی می‌شم

00:06:17.837 --> 00:06:20.331
.من ترنس‌ها رو دوست دارم
می‌دونید از کی متنفرم؟

00:06:20.715 --> 00:06:22.166
زن‌های حامله

00:06:26.596 --> 00:06:29.757
منظورم اینه، کون لق اون سلیطه‌های
چاقالو کرده، درست نمی‌گم؟

00:06:33.769 --> 00:06:36.514
نباید اجازۀ فعالیت‌های ورزشی داشته باشن

00:06:42.445 --> 00:06:43.729
حالا، ببینید

00:06:44.030 --> 00:06:45.841
...ببینید، اعتراف می‌کنم

00:06:45.865 --> 00:06:49.485
اعتراف می‌کنم که اون
یک لحظۀ آموزنده برام بود

00:06:49.785 --> 00:06:54.615
،قبل از این‌که اون زن من رو بگیره
نمی‌دونستم که ترنس‌ها هم

00:06:54.624 --> 00:06:57.410
اندازۀ من از زن‌های حامله متنفرن

00:06:59.462 --> 00:07:01.789
ارج‌وْقرب‌شون برام بالاتر رفته

00:07:02.924 --> 00:07:06.236
پس، محض این‌که امشب
یه نفر این‌جا ترنس باشه

00:07:06.260 --> 00:07:08.462
،و از جوکِ اول‌م دل‌خور شده باشی

00:07:09.013 --> 00:07:10.464
این هم یه جوک

00:07:11.724 --> 00:07:15.261
این رو سفارشی فقط واسه خودت
نوشتم که لذت‌ش رو ببری

00:07:17.772 --> 00:07:21.517
هفتۀ پیش یه زنِ حامله رو
دیدم که اتوبوس به‌ش زد

00:07:24.320 --> 00:07:26.220
،یا اون‌طور که من دوست دارم بگم

00:07:26.280 --> 00:07:28.732
«جشن تعیین جنسیت»

00:07:49.929 --> 00:07:51.922
به چی می‌خندید؟

00:07:53.516 --> 00:07:55.426
اون واسه شما نبود

00:07:56.936 --> 00:07:58.971
اون مخصوص دوست‌های ترنس‌مه

00:08:01.691 --> 00:08:03.669
از زن‌های حامله خوش‌م نمیاد

00:08:03.693 --> 00:08:05.227
از بچه‌ها خوش‌م نمیاد

00:08:06.529 --> 00:08:08.423
یکی از دوست‌هام همین تازگی ازم پرسید که

00:08:08.447 --> 00:08:11.150
آیا برای بچه‌ش اهداکنندۀ اسپرم می‌شم

00:08:11.450 --> 00:08:14.612
«گفتم: «نمی‌دونم. اون تصمیم خیلی مهمیه

00:08:15.454 --> 00:08:17.239
«بچه‌ت چند سال‌شه؟»

00:08:45.443 --> 00:08:47.978
اگه دیر رسیدید، من از بچه‌ها متنفرم

00:08:50.656 --> 00:08:53.359
.می‌خوام سر به تن‌شون نباشه
اصلاً توی خون‌مه

00:08:54.744 --> 00:08:59.433
و چیزی که متعجب‌م می‌کنه، اینه که الآن
،که دارم مسن‌تر می‌شم، دوست‌هایی دارم

00:08:59.457 --> 00:09:01.643
اعضای خانواده‌ای که بچه‌های خودشون رو دارن

00:09:01.667 --> 00:09:03.202
و قضاوت نمی‌کنم

00:09:03.502 --> 00:09:04.954
زندگی‌تون رو به باد بدید

00:09:08.007 --> 00:09:13.712
چیزی که متعجب‌م می‌کنه، آدم‌هایی‌ان
که عکس بچه‌شون رو برام می‌فرستن

00:09:14.930 --> 00:09:17.159
«آنتونی دل‌ش می‌خواد این رو ببینه. ارسال»

00:09:17.183 --> 00:09:18.884
من «هیچ‌وقت» دل‌م نمی‌خواد اون رو ببینم

00:09:21.228 --> 00:09:25.140
تنها وقتی که یه بچه روی تلفن من
،پیداش می‌شه و من بابت‌ش خوش‌حال‌ام

00:09:25.566 --> 00:09:28.143
...هشدار اَمبر»ـه. درغیراین‌صورت»
[ سامانه‌ای برای هشدار در زمان ربوده‌شدن کودکان :AMBER Alert ]

00:09:36.952 --> 00:09:39.613
درغیراین‌صورت، امید واهی به من ندید

00:09:43.292 --> 00:09:45.896
من قبلاً به اون پیام‌ها ازطرفِ
دوست‌هام، بی‌توجهی می‌کردم

00:09:45.920 --> 00:09:48.357
.وانمود می‌کردم ندیدم‌شون
هیچ‌وقت جواب نمی‌دادم

00:09:48.381 --> 00:09:50.124
بعد خواهرم بچه‌دار شد

00:09:50.424 --> 00:09:51.818
شروع کرد به شاکی‌شدن از دست من

00:09:51.842 --> 00:09:54.404
«می‌گفت: «واقعاً، آنتونی؟ جواب نمی‌دی؟

00:09:54.428 --> 00:10:00.509
چیزی دربارۀ این عکس از خواهرزادۀ قشنگ‌ت»
«که نقاشی انگشتی رو به گا می‌ده نداری بگی؟

00:10:03.229 --> 00:10:05.306
بنابراین یه نقشه‌ای به ذهن‌م رسید

00:10:05.606 --> 00:10:07.084
،حالا، هر دفعه

00:10:07.108 --> 00:10:10.587
هر دفعه هر کس یه عکس
،از بچه‌ش برام می‌فرسته

00:10:10.611 --> 00:10:13.480
دقیقاً یه جواب رو می‌نویسم

00:10:13.781 --> 00:10:15.024
«ممنون»

00:10:19.286 --> 00:10:21.905
«این‌یکی رو نگه می‌دارم واسه بعداً»

00:10:23.875 --> 00:10:25.075
آهان

00:10:26.544 --> 00:10:28.078
نه، جوابه

00:10:30.840 --> 00:10:32.833
می‌تونید از اون استفاده کنید. جوابه

00:10:35.136 --> 00:10:38.172
یک ساله خبری از خواهرم نیست. حرف نداره

00:10:39.140 --> 00:10:40.341
اوهوم

00:10:45.396 --> 00:10:49.709
مثل خیلی‌ها، من بیش‌ترِ دوران همه‌گیری رو
،گیرکرده داخل خونه سپری کردم

00:10:49.733 --> 00:10:52.421
به دیوار خیره می‌شدم، داشتم دیوونه می‌شدم

00:10:52.445 --> 00:10:54.647
شروع کردم آن‌لاین خزعبلات عجیب می‌خریدم

00:10:55.197 --> 00:10:57.650
تصمیم گرفتم خونه‌م رو تغییردکوراسیون بدم

00:10:57.950 --> 00:11:00.903
من هیچی از طراحی داخلی سرـم نمی‌شه

00:11:01.454 --> 00:11:03.014
ولی می‌دونم چی خوش‌م میاد

00:11:03.038 --> 00:11:06.575
بنابراین رفتم «ای‌بِی»، و ۵۰۰ دلار
نوعی بازار آن‌لاین که به کاربر این امکان را  :eBay ]
[ می‌دهد تا کالاهای جدید و دست‌دوم خود را بفروشد

00:11:06.917 --> 00:11:08.786
خرجِ یه تابوت بچه کردم

00:11:12.631 --> 00:11:15.167
«پیش خودم گفتم: «این عالی می‌شه. از مُد نمیوفته

00:11:17.428 --> 00:11:22.428
،اون رو می‌ذاری توی اتاق نشیمن‌ت
خودبه‌خود سر صحبت رو باز می‌کنه. می‌دونی؟

00:11:26.645 --> 00:11:30.417
ولی مثل خیلی چیزهایی که
،توی دوران همه‌گیری، آن‌لاین خریدیم

00:11:30.441 --> 00:11:31.975
الآن ازش پشیمون‌ام

00:11:33.235 --> 00:11:35.396
بالأخره پست آوردش

00:11:35.696 --> 00:11:36.756
خالی بود

00:11:36.780 --> 00:11:38.675
می‌دونم

00:11:38.699 --> 00:11:40.234
می‌دونم

00:11:43.621 --> 00:11:46.240
ببینید. بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها

00:11:46.540 --> 00:11:48.200
من می‌خوام سر به تن بچه‌ها نباشه

00:11:53.422 --> 00:11:55.958
با بچه‌های این دوره‌زمونه نمی‌تونم حرف بزنم

00:11:56.425 --> 00:11:58.528
چند روز پیش، خواهرزادۀ کوچولوم اومد پیش‌م

00:11:58.552 --> 00:11:59.988
،گفت: «دایی آنتونی

00:12:00.012 --> 00:12:02.798
«یه بچۀ دیگه توی مدرسه به‌م زور می‌گه

00:12:03.098 --> 00:12:04.910
«من گفتم: «با اون پُخ مدارا نکن

00:12:04.934 --> 00:12:06.593
«دماغ‌ش رو بشکن»

00:12:07.102 --> 00:12:08.512
«اون‌طوری دست از سرت برمی‌داره»

00:12:08.812 --> 00:12:12.474
«اون گفت: «دایی آنتونی، اون مردانگیِ سمّیه

00:12:14.443 --> 00:12:17.688
خب، قرار نبود با اون مدارا کنم

00:12:27.289 --> 00:12:30.310
گوش کنید، شما اومدید این‌جا که
توی یه شنبه‌شب خوش بگذرونید

00:12:30.334 --> 00:12:31.827
می‌دونم چی می‌خواید

00:12:32.253 --> 00:12:34.329
می‌خواید از سیاست حرف بزنیم. بزن بریم

00:12:37.466 --> 00:12:39.918
بذارید به‌تون بگم مشکلِ این کشور چیه

00:12:40.427 --> 00:12:44.074
بذارید به‌تون بگم مشکلِ
ایالات متحدۀ آمریکا» چیه»

00:12:44.098 --> 00:12:47.327
توی این کشور، باید ۱۶ سال‌ت باشه

00:12:47.351 --> 00:12:49.261
که یه ماشین رو برونی، درسته؟

00:12:49.562 --> 00:12:50.914
اون با عقل جور درمیاد

00:12:50.938 --> 00:12:57.227
ولی، باید ۱۸ سال‌ت باشه که
بزرگسال به حساب بیای. که رأی بدی

00:12:57.861 --> 00:12:59.464
به‌نظر من اون به‌گاییه

00:12:59.488 --> 00:13:02.467
به‌نظر من اگه اون‌قدری بزرگ و بالغ هستی

00:13:02.491 --> 00:13:05.444
،که یه ماشین رو بی‌خطر توی خیابون برونی

00:13:05.744 --> 00:13:09.015
پس من باید اجازه داشته
باشم که باهات سکس کنم

00:13:09.039 --> 00:13:10.073
درسته؟

00:13:29.393 --> 00:13:30.761
...بگذریم

00:13:34.481 --> 00:13:37.226
اون تنها مشکلِ این کشوره

00:13:49.121 --> 00:13:55.035
حالا، از همین آخرهفته، من ۱۸ ماهه
که با این محتوا توی تور هستم

00:13:55.711 --> 00:13:57.522
و چیز موردعلاقه‌م

00:13:57.546 --> 00:14:01.151
دربارۀ تورگذاشتن دور کشور با
این جوک‌ها طی ۱۸ ماه گذشته

00:14:01.175 --> 00:14:04.586
گفتنِ اون جوکِ آخری توی جنوب بوده

00:14:08.515 --> 00:14:13.929
بچه‌ها، خیلی چیزها دربارۀ این
کشور بزرگ‌مون فهمیده‌ام

00:14:14.313 --> 00:14:17.000
،درست اولِ این تور، ۱۸ ماه پیش

00:14:17.024 --> 00:14:19.434
یه اجرا توی «آلاباما» داشتم

00:14:19.902 --> 00:14:21.478
اون جوک رو براشون گفتم

00:14:21.779 --> 00:14:25.634
:یه یارویی توی حضار بلند می‌شه می‌گه
،آنتونی، متنفرم بزنم توی ذوق‌ت»

00:14:25.658 --> 00:14:30.571
،ولی سن رضایت توی «آلاباما» ۱۶سالگیه
«پس، باید اون رو تغییر بدی

00:14:36.960 --> 00:14:38.328
«من گفتم: «اوه، جدی؟

00:14:38.712 --> 00:14:40.664
«شما باید اون رو تغییر بدید»

00:14:47.096 --> 00:14:51.633
و بعد چند هفتۀ بعدش، یه اجرا
توی «می‌سی‌سی‌پی» داشتم

00:14:52.142 --> 00:14:56.013
اون جوک رو براشون گفتم و بعد
قضیۀ «آلاباما» رو به‌شون گفتم

00:14:57.147 --> 00:15:02.311
:یه یارویی توی حضار بلند می‌شه می‌گه
«توی می‌سی‌سی‌پی، سن رضایت ۱۴سالگیه»

00:15:03.070 --> 00:15:06.023
«و من گفتم: «تو روح‌ش

00:15:09.034 --> 00:15:10.387
اون حرف نداره

00:15:10.411 --> 00:15:12.613
...منظورم اینه

00:15:17.376 --> 00:15:21.356
اون خوراک «پدران بنیان‌گذار» بود

00:15:21.380 --> 00:15:22.706
می‌دونی؟

00:15:29.513 --> 00:15:32.341
من یه دوستی دارم که
برای «اِف‌بی‌آی» کار می‌کنه

00:15:33.392 --> 00:15:36.094
تظاهر می‌کنه یه دختر ۱۲ساله‌ست

00:15:36.812 --> 00:15:41.183
می‌ره توی اینترنت و کُل روز رو
با کودک‌آزارها چت می‌کنه

00:15:42.151 --> 00:15:46.396
«نمی‌دونم برای «اِف‌بی‌آی
...چی‌کار می‌کنه، ولی، باید

00:15:59.835 --> 00:16:05.999
احساس می‌کنم پدیدۀ جدیدی که امروزه بیش‌تر
و بیش‌تر درباره‌ش می‌شنوم، «اعتیاد به پورن»ـه

00:16:06.300 --> 00:16:08.069
،احساس می‌کنم هر دفعه که سر می‌چرخونم

00:16:08.093 --> 00:16:11.030
یه نفر از اعتیاد به پورن می‌ناله

00:16:11.054 --> 00:16:12.297
من نه

00:16:13.807 --> 00:16:15.634
من می‌تونم گلیم خودم رو از آب بکِشم بیرون

00:16:18.479 --> 00:16:21.682
ولی چند ماه پیش، توی
یه تجدیددیدار خانوادگی‌ام

00:16:22.232 --> 00:16:25.879
تجدیددیدار خانوادگی بزرگ
جسلنیک‌ها. همه هستن

00:16:25.903 --> 00:16:27.380
،و همون شب اول

00:16:27.404 --> 00:16:31.525
همه توی این سالن رقص خیلی گنده‌ایم
داریم دور هم به‌عنوان یه خانواده شام می‌خوریم

00:16:32.034 --> 00:16:33.944
که پسرعموم بلند می‌شه

00:16:34.244 --> 00:16:36.363
‏‏۱۵ سال‌شه

00:16:36.663 --> 00:16:38.892
«می‌گه: «باید یه چیزی رو اعلام کنم

00:16:38.916 --> 00:16:43.662
فقط می‌خوام به همه‌تون بگم که»
«من از اعتیاد به پورن رنج می‌برم

00:16:44.046 --> 00:16:45.831
«و وحشتناکه»

00:16:46.423 --> 00:16:48.834
ولی دارم تمام تلاش خودم رو»
«می‌کنم که به‌ش غلبه کنم

00:16:49.384 --> 00:16:52.295
هیچ‌کس از خانوادۀ من نمی‌دونه چی بگه

00:16:52.805 --> 00:16:56.800
چندین نسل جسلنیک صاف به‌جلو خیره شدن

00:16:57.309 --> 00:16:59.886
سعی دارن شام‌شون رو بخورن

00:17:01.605 --> 00:17:03.348
بنابراین من بلند شدم

00:17:05.067 --> 00:17:06.727
«گفتم: «هی، پسر

00:17:07.528 --> 00:17:09.980
«می‌تونیم یه چیز دیگه تماشا کنیم»

00:17:20.332 --> 00:17:23.326
ببین، اگه بخوای، می‌تونم بزنم»
«مسابقه رو تماشا کنیم

00:17:25.963 --> 00:17:29.291
ولی دیگه کِی می‌شه که
همه دور هم باشیم، می‌دونی؟

00:17:34.304 --> 00:17:37.257
من اعتیاد به پورن ندارم

00:17:37.933 --> 00:17:40.135
من میزان سالمی پورن تماشا می‌کنم

00:17:41.395 --> 00:17:42.914
موردعلاقه‌های خودم رو دارم

00:17:42.938 --> 00:17:45.124
،جهنم، چند شب پیش مِی‌خونه بودم

00:17:45.148 --> 00:17:50.812
پورن‌استار دلخواه تمام ادوارم رو دیدم
که ته مِی‌خونه تک‌وْتنها نشسته

00:17:51.113 --> 00:17:52.549
باورم نمی‌شد

00:17:52.573 --> 00:17:55.093
:صدا زدم ساقی اومد
«پسر، یه آبجوی دیگه برام بیار»

00:17:55.117 --> 00:17:57.110
«و اون دختره رو می‌بینی اون پایین؟»

00:17:57.411 --> 00:17:59.738
«اون نباید این‌جا باشه. ۱۳ سال‌شه»

00:18:19.016 --> 00:18:24.554
حالا، معمولاً همین‌جاست که
حضار کم‌کم صداشون درمیاد

00:18:28.233 --> 00:18:32.562
می‌گن: «آنتونی، چرا این‌همه جوک
«دربارۀ سوءاستفاده از کودکان داری؟

00:18:33.447 --> 00:18:36.483
«و چرا همه‌شون رو هم همون اول می‌گی؟»

00:18:38.535 --> 00:18:41.306
و این‌جاست که باید یه دقیقه
برنامه رو متوقف کنم

00:18:41.330 --> 00:18:45.909
و مفهومِ «شوخ‌طبعی پای چوبۀ دار» رو
به حضار توضیح بدم

00:18:46.209 --> 00:18:48.703
شوخ‌طبعی پای چوبۀ دار» خوراک منه»

00:18:49.004 --> 00:18:51.482
«شوخ‌طبعی پای چوبۀ دار»
زمانیه که یه چیزی توی دنیا می‌بینی

00:18:51.506 --> 00:18:54.485
که به‌قدری وحشتناکه که باید به‌ش بخندی

00:18:54.509 --> 00:18:56.837
درغیراین‌صورت، نابودت می‌کنه

00:18:57.179 --> 00:18:59.407
،چند ماه پیش، دارم روزنامه رو می‌خونم

00:18:59.431 --> 00:19:02.827
و به مقاله‌ای دربارۀ کشیشی
توی زادگاه‌م برمی‌خورم

00:19:02.851 --> 00:19:05.330
که تازگی به‌جرم کودک‌آزاریِ
پسربچۀ خادم کلیسا دستگیر شده

00:19:05.354 --> 00:19:09.641
توی دقیقاً همون کلیسایی که
من بچگی‌هام توش خادم بودم

00:19:09.942 --> 00:19:12.686
.خوندن‌ش وحشتناک بود
اون می‌تونست من باشم

00:19:13.070 --> 00:19:15.063
اگه کشیش شده بودم

00:19:29.294 --> 00:19:30.704
ما دوست داریم خوش بگذرونیم

00:19:34.132 --> 00:19:37.779
مفتخرم که بگم من تابه‌حال توی عمرم

00:19:37.803 --> 00:19:40.839
یک بار هم بابت سکس با
یه فاحشه، پول نداده‌ام

00:19:41.139 --> 00:19:42.951
و این رو گفته باشم

00:19:42.975 --> 00:19:44.676
خیلی شاکی می‌شن

00:19:56.571 --> 00:19:58.967
می‌دونی، من یک چیز رو
دربارۀ «میلواکی» دوست دارم

00:19:58.991 --> 00:20:02.903
و فقط یک چیز رو دربارۀ
میلواکی» دوست دارم»

00:20:04.621 --> 00:20:07.449
جای امنی واسه زندگی‌کردن
به نظر می‌رسه. آره

00:20:07.916 --> 00:20:11.312
شاید نه از نظر شما، ولی در مقایسه با
،جایی که من توی «لس‌آنجلس» زندگی می‌کنم

00:20:11.336 --> 00:20:13.398
اوه، خدای من، این‌جا بهشته

00:20:13.422 --> 00:20:16.150
چند سال اخیر محلۀ من به گُه کشیده شده

00:20:16.174 --> 00:20:17.402
خطرناک شده

00:20:17.426 --> 00:20:20.655
چند روز پیش، یه زنه توی محله‌م
،داشت سگ‌ش رو راه می‌برد

00:20:20.679 --> 00:20:23.679
سگ‌ش به‌زورِ تفنگ ازش دزدیده شد

00:20:23.932 --> 00:20:25.550
حالا سگِ منه

00:20:32.816 --> 00:20:34.460
راست‌ش من «میلواکی» رو دوست دارم

00:20:34.484 --> 00:20:36.504
هر دفعه که فرصت‌ش گیرم میاد
بیام این‌جا اجرا کنم، لذت می‌برم

00:20:36.528 --> 00:20:41.342
یکی از بهترین شهرهای استندآپ
«کمدی تمام ادواره، «میلواکی

00:20:41.366 --> 00:20:42.593
آره

00:20:42.617 --> 00:20:45.513
به‌م روحیه می‌ده که برگردم
میلواکی». این رو گفته باشم»

00:20:45.537 --> 00:20:47.515
اخیراً هم احتیاج به روحیه‌گرفتن داشته‌ام

00:20:47.539 --> 00:20:49.892
اخیراً کمی پکر بوده‌ام. اعتراف می‌کنم

00:20:49.916 --> 00:20:52.937
تازگی‌ها یه دوستی رو
از دست دادم. احمقانه‌ست

00:20:52.961 --> 00:20:55.982
یکی از دوست‌هام واسه یه
جراحی اختیاری رفت بیمارستان

00:20:56.006 --> 00:20:58.276
یه جراحی سادۀ کوچک‌کردن سینه

00:20:58.300 --> 00:21:00.403
از جراحی زنده بیرون نیومد

00:21:00.427 --> 00:21:03.380
همون‌جا روی تخت جراحی مُرد

00:21:03.680 --> 00:21:05.507
تا جایی که به من مربوطه

00:21:11.104 --> 00:21:12.472
آره

00:21:14.983 --> 00:21:19.229
به‌دلایلی بین تمام جوک‌هایی که قراره کُل شب بگم، اون تبدیل به
یکی از جوک‌هایی شده که بیش‌ترین دودستگی رو ایجاد می‌کنه

00:21:20.530 --> 00:21:23.233
و اگه به اون نخندیدید، ایرادی نداره

00:21:23.700 --> 00:21:25.527
ولی شما چی حالی‌تونه؟

00:21:27.245 --> 00:21:29.447
من ۲۰ ساله کارم اینه

00:21:30.957 --> 00:21:32.560
،و روراست می‌گم

00:21:32.584 --> 00:21:36.230
،قبل از این‌که مدیربرنامه‌م به‌م بگه
روح‌م هم خبر نداشت ۲۰ سال شده

00:21:36.254 --> 00:21:40.109
هیچ‌وقت به ۲۰ سال به چشم هدفی نگاه نکردم
که باید سعی کنم به‌ش دست پیدا کنم

00:21:40.133 --> 00:21:43.169
من هیچ‌وقت موفقیت رو با
دوام و قدمت تعریف نکرده‌ام

00:21:43.637 --> 00:21:45.573
همیشه موفقیت رو

00:21:45.597 --> 00:21:49.160
با این تعریف کرده‌ام که از آخرین‌باری که مجبور
بودم هم‌خونه‌ای داشته باشم، چقدر گذشته

00:21:49.184 --> 00:21:52.121
آره

00:21:52.145 --> 00:21:53.539
حقیقته

00:21:53.563 --> 00:21:55.682
و ۱۵ ساله که هم‌خونه‌ای ندارم

00:21:56.858 --> 00:21:58.768
‏‏۴۵ سال‌مه. اون خودنمایی نیست

00:22:09.204 --> 00:22:10.947
...آخرین هم‌خونه‌ای که داشتم

00:22:11.248 --> 00:22:12.748
،آخرین هم‌خونه‌ای که داشتم

00:22:12.749 --> 00:22:17.370
از تک‌تکِ افرادی که توی آپارتمان‌مون
باهاش سکس داشت، فیلم داشت

00:22:17.796 --> 00:22:20.415
آره. اون خیانت در امانته

00:22:21.508 --> 00:22:22.908
ولی ته خنده بود

00:22:23.969 --> 00:22:25.503
روح‌ش هم خبر نداشت

00:22:35.856 --> 00:22:39.001
یه جور دیگه که به‌عنوان یک هنرمند
موفقیت رو تعریف می‌کنم

00:22:39.025 --> 00:22:41.728
از آخرین‌باری که مجبور بودم یه
شغل روزانه داشته باشم، چقدر گذشته

00:22:42.279 --> 00:22:44.105
باز هم، ۱۵ سال

00:22:44.656 --> 00:22:47.218
از شغل‌های روزانه‌ای که موقع
بالااومدن باید می‌داشتم، متنفر بودم

00:22:47.242 --> 00:22:50.153
تصورش رو بکنید من ۱۵ سال پیش
سر یه شغل روزانه چطوری بودم

00:22:52.205 --> 00:22:54.032
یه شغل روزانه داشتم

00:22:54.332 --> 00:22:56.117
یه نفر هی ناهارم رو کش می‌رفت

00:22:56.418 --> 00:23:01.607
،یه نفر هر روزِ خدا ناهارم رو کش می‌رفت
بااین‌که خیلی واضح اسم‌م رو روـش نوشته بودم

00:23:01.631 --> 00:23:04.902
.و نسبتاً مطمئن بودم کار کی بود
 فقط نمی‌تونستم ثابت‌ش کنم

00:23:04.926 --> 00:23:06.487
،پس، یه روز قبل از کار

00:23:06.511 --> 00:23:10.423
یه بطری کامل مُلَیّن رو پودر کردم

00:23:11.141 --> 00:23:13.593
اون‌قدری مُلَیّن که یه مرد رو زمین‌گیر کنه

00:23:14.477 --> 00:23:16.262
،و ریختم‌ش توی غذام

00:23:16.563 --> 00:23:17.847
و بعد صبر کردم

00:23:18.148 --> 00:23:20.501
تا این‌که یارو پا شد بره دستشویی

00:23:20.525 --> 00:23:22.211
،و به‌محض این‌که رفت

00:23:22.235 --> 00:23:24.687
ریدم سروْروی میزش

00:23:37.918 --> 00:23:40.662
آره، من از بیش‌ترِ شغل‌های روزانه‌م اخراج شدم

00:23:42.464 --> 00:23:44.165
راست‌ش از همه‌شون

00:23:44.716 --> 00:23:47.419
از همه‌شون، جز آخری

00:23:47.719 --> 00:23:49.655
،آخرین شغل روزانه‌ای که توی عمرم داشتم

00:23:49.679 --> 00:23:53.883
توی یه ساختمون اداری شرکتیِ
،درندشتِ بی‌روح کار می‌کردم

00:23:54.184 --> 00:23:56.594
و وسطِ روز کارم رو ول کردم رفتم

00:23:56.895 --> 00:23:59.165
بعد از این‌که تماشا کردم یه زنِ ۶۰ساله

00:23:59.189 --> 00:24:02.517
تصادفی به یک چاه آسانسور خالی پا گذاشت

00:24:02.817 --> 00:24:05.671
و ۳۰ طبقه رو به‌سوی مرگ‌ش سقوط کرد

00:24:05.695 --> 00:24:08.022
راه‌م رو کشیدم وْ رفتم

00:24:09.449 --> 00:24:12.527
و اون آخرین روزم توی تعمیرات آسانسور بود

00:24:21.836 --> 00:24:26.317
اگه یک چیز باشه که بعد از ۲۰ سال
،استندآپ کمدی حال‌م ازش به هم می‌خوره

00:24:26.341 --> 00:24:27.860
سفره

00:24:27.884 --> 00:24:32.657
من همیشه می‌گم اجراها رو رایگان
انجام می‌دم. شما پولِ سفر رو به‌م می‌دید

00:24:32.681 --> 00:24:35.508
و اون بی‌شک دربارۀ امشب صدق می‌کنه

00:24:37.811 --> 00:24:41.791
«دو شب پیش، از «نیویورک
به «میلواکی» پرواز داشتم

00:24:41.815 --> 00:24:45.685
.یه پروازِ دوساعت‌وْنیمه
مستقیم بود. باید بی‌دردسر می‌بود

00:24:45.986 --> 00:24:47.713
سوار هواپیما می‌شم

00:24:47.737 --> 00:24:52.609
(زنی که کنارم نشسته، یه سگ ۱۰۰پوندی (۴۵کیلویی
داره که خودش رو توی بغل‌ش لوله کرده

00:24:53.285 --> 00:24:55.487
،و من می‌گم: «خیلی عذر می‌خوام

00:24:55.787 --> 00:24:57.655
«ولی این چه پُخیه؟

00:25:05.338 --> 00:25:08.249
،این زنه، به خدا قسم
،یه پشتِ‌چشمی برام نازک می‌کنه

00:25:08.591 --> 00:25:11.794
«و می‌گه: «آ... این حیوانِ حمایتِ عاطفی‌مه

00:25:12.178 --> 00:25:13.948
«یه نوشته از دکترم دارم»

00:25:13.972 --> 00:25:16.284
«برگشتم گفتم: «نوشته از دکترت؟

00:25:16.308 --> 00:25:20.162
واقعاً توی این پرواز به یه حیوانِ»
«حمایتِ عاطفی احتیاج داری؟

00:25:20.186 --> 00:25:21.971
«و اون می‌گه: «نه

00:25:22.689 --> 00:25:25.391
و فکر کردم سرـم قراره منفجر بشه

00:25:26.109 --> 00:25:29.005
من خوش‌م نمیاد وقتی مردم اون‌طوری
از سیستم سوءاستفاده می‌کنن

00:25:29.029 --> 00:25:31.716
.یه پروازِ دوساعت‌وْنیمه‌ست
درباره‌ش باهاش حرف زدم

00:25:31.740 --> 00:25:34.635
با خوش‌حالی گزارش می‌کنم
،که تا زمانی که فرود اومدیم

00:25:34.659 --> 00:25:37.028
به اون سگِ بی‌صحاب‌مونده احتیاج پیدا کرده بود

00:25:47.213 --> 00:25:51.068
سفر هوایی طی چند سال اخیر
خیلی معذب‌کننده شده

00:25:51.092 --> 00:25:53.529
ولی هر کسی که می‌شناسم
،که مثل من زیاد پرواز می‌کنه

00:25:53.553 --> 00:25:55.281
همیشه یه ترفند ریزی دارن

00:25:55.305 --> 00:25:58.492
همه ترفند منحصربه‌فرد خودشون رو
دارن که پرواز رو براشون راحت‌تر کنه

00:25:58.516 --> 00:26:01.620
مثلاً، من با یه زوجِ متأهلِ
خیلی ثروتمند دوست‌ام

00:26:01.644 --> 00:26:02.913
میلیونرن

00:26:02.937 --> 00:26:05.458
و بین دو نفرشون، شش تا بچه دارن

00:26:05.482 --> 00:26:08.169
همیشه پرواز می‌کنن به یه
تعطیلات خانوادگی بدیع

00:26:08.193 --> 00:26:10.546
و هر موقع که پرواز دارن، ترفندشون اینه که

00:26:10.570 --> 00:26:14.258
خانواده با دو هواپیمای جداگونه پرواز می‌کنه

00:26:14.282 --> 00:26:18.444
،اون‌طوری، بدترین حالت که پیش بیاد
،یکی از اون هواپیماها سقوط کنه

00:26:18.745 --> 00:26:21.057
دیگه مجبور نیستن با بچه‌هاشون سروْکلّه بزنن

00:26:21.081 --> 00:26:23.283
آها

00:26:29.798 --> 00:26:32.818
...ولی، ببینید، اگه بخوام باهاتون روراست باشم

00:26:32.842 --> 00:26:37.922
،اگه بخوام باهاتون روراست باشم
حقیقت من هیچ دوست متأهلی ندارم

00:26:39.599 --> 00:26:41.009
قبلاً داشتم

00:26:41.309 --> 00:26:43.094
قبلاً یه‌عالمه دوستِ متأهل داشتم

00:26:43.395 --> 00:26:46.749
ولی همۀ دوست‌های متأهل‌م
طی دو سال اخیر طلاق گرفته‌ان

00:26:46.773 --> 00:26:48.125
همه‌شون

00:26:48.149 --> 00:26:50.044
اما یه چیزی رو متوجه شده‌ام

00:26:50.068 --> 00:26:53.339
،همۀ طلاق‌های دوست‌هام
همه‌شون دو وجه اشتراک داشتن

00:26:53.363 --> 00:26:56.024
بی‌وفایی و من

00:27:02.038 --> 00:27:03.724
هی، گوش کنید

00:27:03.748 --> 00:27:06.185
.خیلی‌خب، گوش کنید
تا الآن عالی بودید

00:27:06.209 --> 00:27:11.998
متنفرم این کار رو باهاتون بکنم، ولی این جوکِ بعدی
قراره بیش‌ازحد برای این جمعیت، هوشمندانه باشه

00:27:12.966 --> 00:27:15.501
نگران نباشید. براتون توضیح‌ش می‌دم

00:27:15.969 --> 00:27:19.505
و هرچی‌نباشه، مگه اون جوک‌ها
بهترین جوک‌ها نیستن؟

00:27:21.641 --> 00:27:25.704
مامانِ زیگموند فروید
حتماً خیلی داف بوده

00:27:26.841 --> 00:27:28.541
باشه؟

00:27:28.565 --> 00:27:29.974
اون رو گرفتید؟

00:27:32.610 --> 00:27:35.813
خیلی‌هاتون جلوی دوربین دارید
ادا درمیارید. بذارید توضیح بدم

00:27:37.365 --> 00:27:40.318
دکتر زیگموند فروید

00:27:40.618 --> 00:27:43.013
معروف‌ترین روان‌کاوِ تمام ادوار

00:27:43.037 --> 00:27:46.157
،نظریۀ اصلی‌ش، علتِ معروفیت‌ش

00:27:46.458 --> 00:27:49.895
این نظریه بود که هر مرد جوانی
می‌خواست پدرِ خودش رو به قتل برسونه

00:27:49.919 --> 00:27:52.497
و با مادرِ خودش سکس کنه

00:27:53.465 --> 00:27:54.749
تصورش رو بکنید

00:27:56.176 --> 00:27:59.003
تصورش رو بکنید مامان‌ش
چقدر باید جذاب می‌بوده

00:28:00.930 --> 00:28:04.175
«که همکارهاش برگردن بگن: «منتشرش کن

00:28:13.610 --> 00:28:16.646
من ۱۴ سال‌م بود

00:28:17.322 --> 00:28:20.191
که ناغافل موقع سکس‌کردنِ
پدرمادرم وارد اتاق شدم

00:28:20.617 --> 00:28:23.069
اون لحظۀ مهمی برای هر مرد جوانیه

00:28:23.411 --> 00:28:27.975
اون لحظه‌ای که متوجه می‌شی
پدرمادرت چیزی بیش‌تر از مامان‌وْبابات‌ان

00:28:27.999 --> 00:28:29.999
که «سویینگر» (تاخت‌زن) هم هستن
اشاره به سکس ضربدری که در آن یک مرد، زنِ خود را در اختیار ]
[ مرد دیگری گذاشته و خود نیز با زنِ آن مرد رابطه برقرار می‌کند

00:28:38.426 --> 00:28:41.129
آره، اون خاطره در ذهن‌م
حک شد، شکی درش نیست

00:28:42.138 --> 00:28:43.199
هیچ‌وقت از یادش نمی‌برم

00:28:43.223 --> 00:28:45.993
هیچ‌وقت شبِ مراسم رقصِ
سال آخر دبیرستان‌م رو از یاد نمی‌برم

00:28:46.017 --> 00:28:48.662
شبِ مراسم رقصِ سال آخر
دبیرستان‌م. ۱۸ سال‌مه

00:28:48.686 --> 00:28:53.083
خونه‌ام، دارم کت‌شلوارم رو
،می‌پوشم که بابام وارد اتاق شد

00:28:53.107 --> 00:28:55.393
و یه کاندوم داد دست‌م

00:28:55.693 --> 00:28:59.188
یواشکی موقع دست‌دادن باهام
داد دست‌م. خیلی چندش بود

00:29:03.201 --> 00:29:07.697
بعد زُل می‌زنه توی چشم‌هام، و
«می‌گه: «آنتونی، سؤالی داری؟

00:29:07.997 --> 00:29:09.282
«گفتم: «آره، بابا

00:29:09.666 --> 00:29:12.535
«یه بازنکرده‌ش رو نداری؟»

00:29:23.096 --> 00:29:25.631
آره، بابام خیلی عجیب‌غریب بود، باشه؟

00:29:27.433 --> 00:29:29.302
بابای همۀ شما عجیب‌غریبه

00:29:30.436 --> 00:29:34.583
وقتی بچه‌ای، نمی‌تونی تشخیص بدی
که پدرمادرت چقدر عجیب‌غریب‌ان

00:29:34.607 --> 00:29:37.253
تازه وقتی بزرگ شدی، متوجه می‌شی

00:29:37.277 --> 00:29:40.172
،مثلاً، وقتی بچه بودم
،هر سال روز تولدم

00:29:40.196 --> 00:29:42.398
،بابام من رو می‌برد توی آشپزخونه

00:29:42.865 --> 00:29:45.777
من رو می‌چسبوند به دیوار
آشپزخونه و یه علامت ریز می‌زد

00:29:46.077 --> 00:29:48.077
تا قُطرم رو اندازه‌گیری کنه
[ قُطر یا کُلُفتی: اصطلاحی برای بزرگی و ضخامت آلت تناسلی مردانه ]

00:29:58.840 --> 00:30:00.124
هوم

00:30:03.761 --> 00:30:06.506
و ممکنه اون یه‌خرده من رو
به هم ریخته باشه. نمی‌دونم

00:30:08.391 --> 00:30:11.260
من احساس می‌کنم آدم نسبتاً عادی‌ای‌ام

00:30:12.020 --> 00:30:16.307
گرچه وقتی کسی سعی می‌کنه دربارۀ
سکس باهام حرف بزنه، عصبانی می‌شم

00:30:17.317 --> 00:30:19.712
چند روز پیش داشتم با
یه دوستی ناهار می‌خوردم

00:30:19.736 --> 00:30:24.607
و برمی‌گرده می‌گه: «آنتونی، من
«مدتیه مشکل زوداِنزالی دارم

00:30:25.116 --> 00:30:26.567
«من گفتم: «اوه، جدی؟

00:30:26.951 --> 00:30:29.487
«چرا سعی نمی‌کنی دربارۀ بِیس‌بال حرف بزنی؟»

00:30:30.747 --> 00:30:34.242
اون گفت: «آنتونی، منظورت این
«نیست که دربارۀ بِیس‌بال فکر کنم؟

00:30:34.542 --> 00:30:37.495
و من گفتم: «به تخم چپ من هم
«نیست که تو دربارۀ چی فکر می‌کنی

00:30:38.504 --> 00:30:42.458
«فقط دربارۀ زوداِنزالی‌ت با من حرف نزن»

00:30:58.650 --> 00:31:03.145
وقتی داشتم بزرگ می‌شدم، با
داداش‌کوچیکه‌م رقابتِ برادرانه داشتم

00:31:03.446 --> 00:31:05.648
کنترل‌ش یه‌خرده از دست‌مون
در رفت، بخوام روراست باشم

00:31:05.948 --> 00:31:08.385
 یه روز، داداش‌کوچیکه‌م
،رفت توی حیاط‌خلوت

00:31:08.409 --> 00:31:12.071
،قلادۀ سگ‌م رو باز کرد
و گذاشت از خونه فرار کنه

00:31:12.747 --> 00:31:14.824
بنابراین من ماهی‌ش رو مسموم کردم

00:31:16.584 --> 00:31:18.244
به‌نظرم اون‌یکی رو برنده شدم

00:31:18.878 --> 00:31:21.774
،چون فرداش، رفتم بیرون
،و سگ‌م رو پیدا کردم

00:31:21.798 --> 00:31:24.151
قلاده‌ش رو بستم، برگردوندم‌ش خونه

00:31:24.175 --> 00:31:25.543
،ولی برادرم

00:31:25.843 --> 00:31:27.712
اون از «سالمون» (ماهی آزاد) مُرد

00:31:45.446 --> 00:31:46.981
آره، جیگر آدم حال میاد

00:31:50.785 --> 00:31:55.489
پارسال، پدرمادرم کُل پول‌شون رو
توی یه «ترفند پانزی» از دست دادن
[ نوعی سرمایه‌گذاری کلاه‌بردارانۀ هرمی ]

00:31:55.790 --> 00:31:57.559
پس، البته که اومدن سراغ من

00:31:57.583 --> 00:32:00.202
پسرِ ثروتمندِ موفق‌شون

00:32:00.837 --> 00:32:03.148
و ازم پرسیدن چرا اون کار رو کردم

00:32:08.261 --> 00:32:09.420
آره

00:32:13.683 --> 00:32:16.829
من وقتی داشتم بزرگ می‌شدم
خانواده‌م پول زیادی نداشت

00:32:16.853 --> 00:32:19.388
پدرم یه آتش‌نشانِ داوطلب بود

00:32:19.856 --> 00:32:21.959
می‌دونید آتش‌نشانِ داوطلب چیه؟

00:32:21.983 --> 00:32:25.853
دقیقاً مثل یه آتش‌نشانِ عادیه

00:32:26.612 --> 00:32:29.273
با این تفاوت که پسرت
برات احترام قائل نیست

00:32:35.288 --> 00:32:37.448
مامان‌م به‌ش سخت می‌گذره

00:32:37.749 --> 00:32:40.185
سر پیری بدگُمان شده

00:32:40.209 --> 00:32:43.105
شب‌ها خواب‌ش نمی‌بره
چون خیلی می‌ترسه

00:32:43.129 --> 00:32:45.566
بنابراین هر شب، حول‌وْحوش
وقتِ خواب، زنگ می‌زنه به من

00:32:45.590 --> 00:32:47.443
که ساعت‌ها تلفنی بناله

00:32:47.467 --> 00:32:51.363
که خیلی می‌ترسه که توی خونۀ خودش بخوابه

00:32:51.387 --> 00:32:54.116
،بنابراین آخرش، بعد از چند ماه این وضع

00:32:54.140 --> 00:32:55.883
،فقط واسه این‌که از من بکشه بیرون

00:32:56.267 --> 00:32:57.927
یه تفنگ براش خریدم

00:32:59.270 --> 00:33:01.263
و حالا از اون می‌ترسه

00:33:01.814 --> 00:33:04.001
«گفت: «آنتونی، چه‌ته تو؟

00:33:04.025 --> 00:33:06.336
مگه نمی‌دونی افرادی که با تفنگ زندگی می‌کنن»

00:33:06.360 --> 00:33:10.090
بیش‌تر از دوبرابر احتمال‌ش هست
«که توی خونۀ خودشون تیر بخورن؟

00:33:10.114 --> 00:33:11.425
،من گفتم: «مامان

00:33:11.449 --> 00:33:13.734
«من روی اون حساب باز کردم

00:33:23.211 --> 00:33:28.582
و ببینید، شاید، شاید
انصاف به خرج نمی‌دم

00:33:28.883 --> 00:33:32.696
من خودم هم بعضی‌وقت‌ها توی خوابیدن
مشکل دارم. مثل چند شب پیش

00:33:32.720 --> 00:33:35.824
چند شب پیش، دراز کشیده‌ام
توی تخت، و خواب‌م نمی‌بره

00:33:35.848 --> 00:33:39.578
چندین ساعته که از پنجرۀ اتاق‌خواب‌م
خیره شده‌ام به بیرون

00:33:39.602 --> 00:33:45.391
و قسم می‌خورم، همسایۀ بغلی‌م رو دیدم
که زن‌ش رو توی آشپزخونه به قتل رسوند

00:33:45.691 --> 00:33:48.436
بعدش جسد رو توی کیسۀ زباله ریخت دور

00:33:48.736 --> 00:33:50.479
حالا نگران‌ام من نفر بعدی باشم

00:33:50.780 --> 00:33:54.080
مثلاً، فکر نکنم من رو دیده
باشه، ولی شک ندارم که

00:33:54.088 --> 00:33:55.818
صدای دست‌زدن‌م رو شنید

00:34:07.338 --> 00:34:11.250
حالا، این جوکیه که خیلی خوش‌م میاد

00:34:13.094 --> 00:34:14.613
پسرعموم رندی

00:34:14.637 --> 00:34:18.367
احتمالاً خنگ‌ترین آدمیه که
توی کُل عمرم می‌شناسم

00:34:18.391 --> 00:34:20.077
خنگ‌ترین آدمی که تابه‌حال باهاش آشنا شده‌ام

00:34:20.101 --> 00:34:23.622
:چند روز پیش، میاد می‌گه
«آنتونی، تتوی جدیدم رو داشته باش»

00:34:23.646 --> 00:34:27.058
«نماد ژاپنی برای محشره»

00:34:28.192 --> 00:34:30.144
«نه، رندی»

00:34:30.695 --> 00:34:32.695
«اون یه سواستیکاست»
سواستیکا» یا «صلیب شکسته» به‌دلیل استفادۀ نازی‌های آلمان» ]
در جهان غرب به‌عنوان نماد «نازیسم» شناخته می‌شود، و پس از
[ جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی، وجۀ منفی پیدا کرده است

00:34:39.161 --> 00:34:42.073
«آخه مصب‌ت رو شُکر، پسر. همه می‌دونن»

00:34:42.874 --> 00:34:44.825
همه می‌دونن»

00:34:45.209 --> 00:34:48.204
«اون نماد آلمانی برای محشره

00:34:57.847 --> 00:35:00.674
حالا، گفتم خیلی از اون جوک خوش‌م میاد

00:35:02.435 --> 00:35:04.595
در این حد از اون جوک خوش‌م میاد

00:35:04.937 --> 00:35:06.722
قبلاً جوکِ شروع‌کننده‌م بود

00:35:07.231 --> 00:35:09.975
،درست وسطِ این تور، ۱۸ ماه پیش

00:35:10.276 --> 00:35:13.229
کانیه وست اومدم به یکی از اجراهام

00:35:13.529 --> 00:35:15.314
من اصلاً نمی‌دونستم اون اون‌جاست

00:35:15.615 --> 00:35:20.721
تازه فرداش فهمیدم، وقتی
کانیه رفت به یه پادکست

00:35:20.745 --> 00:35:23.948
،و گفت: «من دیشب رفتم آنتونی جسلنیک رو ببینم

00:35:24.248 --> 00:35:27.034
و جوکِ شروع‌کننده‌ش به‌قدری سطح‌بالاست

00:35:27.335 --> 00:35:30.412
«که باعث شده متوجه بشم من بامزه نیستم

00:35:35.885 --> 00:35:38.504
بچه‌ها، مُخ‌م سوت کشید

00:35:39.305 --> 00:35:41.805
اون بهترین تعریفیه که توی عمرم ازم شده

00:35:42.808 --> 00:35:45.954
من کانیه وست رو فروتن کردم

00:35:45.978 --> 00:35:47.706
می‌دونی

00:35:47.730 --> 00:35:49.181
آره

00:35:54.612 --> 00:35:57.049
نمی‌خوام دروغ بگم. خیلی هیجان‌زده بودم

00:35:57.073 --> 00:35:59.066
اون کلیپ رو صد بار تماشا کردم

00:35:59.617 --> 00:36:03.221
.فرستادم‌ش برای مدیربرنامه‌م
«گفتم: «این رو بذار توی وب‌سایت‌م

00:36:03.245 --> 00:36:04.723
«بذارش توی شبکه‌های اجتماعی»

00:36:04.747 --> 00:36:06.740
...بیا چندتا بلیتِ بی‌صحاب بفروشیم»

00:36:08.042 --> 00:36:09.952
«با یه‌خرده کمک ازطرفِ کانیه...

00:36:10.294 --> 00:36:14.957
:و مدیربرنامه‌م به‌م می‌گه
«آنتونی، مُخ‌ت تاب برداشته؟»

00:36:15.549 --> 00:36:18.195
«خبر نداری اخیراً کانیه چه وضعی داره؟»

00:36:18.219 --> 00:36:20.572
و من گفتم نه. صادقانه

00:36:20.596 --> 00:36:22.991
،من قبلاً از طرفدارهای پروْپاقرص کانیه بودم

00:36:23.015 --> 00:36:27.136
،ولی وقتی مسیحی شد
دیگه به‌ش توجهی نکردم

00:36:29.647 --> 00:36:33.585
،و مدیربرنامه‌م می‌گه: «خب
،فقط توی همین دو هفتۀ گذشته

00:36:33.609 --> 00:36:36.546
کانیه تی‌شرت‌های «جان سفیدپوستان مهم است» پوشیده

00:36:36.570 --> 00:36:39.440
«و شِروْوِرهای یهودستیزانۀ دیوانه‌واری می‌گه

00:36:39.865 --> 00:36:41.677
«و من گفتم: «اوه

00:36:41.701 --> 00:36:43.901
«شدید مسیحی شده»

00:36:54.171 --> 00:36:57.917
اون ولدِزنای دیوونه بالأخره
کُل کتاب رو تموم کرد

00:37:01.387 --> 00:37:06.994
مدیربرنامه‌م گفت: «ببین، آنتونی، می‌تونی از این کلیپِ
،کانیه استفاده کنی که خودت رو تبلیغ کنی، اگه بخوای

00:37:07.018 --> 00:37:10.414
ولی اگه این کار رو بکنی، باید
«بی‌خیالِ اون جوکِ سواستیکا بشی

00:37:10.438 --> 00:37:12.499
«بی‌شک باید دست از گفتن اون جوک بکشی»

00:37:12.523 --> 00:37:16.086
درغیراین‌صورت، شروع می‌کنی»
،به جذب‌کردن طرفدارهای اشتباهی

00:37:16.110 --> 00:37:20.064
و طرفدارهای فعلی‌ت از کاری که
«داری می‌کنی، سوءبرداشت می‌کنن

00:37:22.533 --> 00:37:24.485
و من در این حد از اون جوک خوش‌م میاد

00:37:39.050 --> 00:37:41.543
من مخالفِ «فرهنگ کنسل»ام

00:37:45.306 --> 00:37:46.283
ممنون

00:37:46.307 --> 00:37:50.219
ادای یه کمدین تخمی رو درآوردم که
سعی داره به پادکست «روگن» راه پیدا کنه
:(The Joe Rogan Experience) «تجربۀ جو روگن» ]
[ معروف‌ترین و پرطرفدارترین پادکست حال‌حاضر در جهان

00:37:56.317 --> 00:37:58.336
،توی ۲۰ سال استندآپ کمدی

00:37:58.360 --> 00:38:02.466
یک سؤال بارها و بارها ازم کرده شده

00:38:02.490 --> 00:38:04.718
سؤالی که با فاصله بیش‌تر از
:هر چیزی ازم کرده می‌شه اینه

00:38:04.742 --> 00:38:07.971
«آنتونی، نظرت دربارۀ فرهنگ کنسل چیه؟»

00:38:07.995 --> 00:38:09.347
«عصبانی‌ت می‌کنه؟»

00:38:09.371 --> 00:38:12.684
«نمی‌ترسی؟ نظرت دربارۀ فرهنگ کنسل چیه؟»

00:38:12.708 --> 00:38:14.708
پس، بذارید شفاف‌سازی کنم

00:38:14.710 --> 00:38:17.705
فرهنگ کنسل» به تخم چپ من هم نیست»

00:38:18.130 --> 00:38:23.195
چیزی که حال‌م ازش به هم می‌خوره
کمدین‌هایی‌ان که بابت «فرهنگ کنسل» می‌نالن

00:38:23.219 --> 00:38:26.422
.اون‌قدرها سخت نیست
کارـتون رو انجام بدید

00:38:29.725 --> 00:38:34.206
ناسلامتی کمدین‌ها
خفن‌های بی‌همتایی‌ان

00:38:34.230 --> 00:38:37.474
این رو می‌دونم، چون یه آینۀ وامونده دارم

00:38:45.825 --> 00:38:48.136
فرهنگ کنسل» ترسناک نیست»

00:38:48.160 --> 00:38:49.846
جالب هم نیست

00:38:49.870 --> 00:38:51.739
و قطعاً جدید هم نیست

00:38:52.206 --> 00:38:55.519
،اون قدیم‌ها که دانشگاه می‌رفتم
یه استاددانشگاه دیوونه داشتم

00:38:55.543 --> 00:38:59.079
همۀ دانشجوهاش رو مجبور می‌کرد
یادداشت خودکُشی‌شون رو پُر کنن

00:39:01.090 --> 00:39:05.044
بعد بلندبلند برای باقی کلاس می‌خوندشون

00:39:07.972 --> 00:39:11.675
به‌محض این‌که والدین باخبر
شدن، بلافاصله اخراج شد

00:39:12.309 --> 00:39:14.720
و من تنها کسی بودم که ازش دفاع کردم

00:39:15.271 --> 00:39:18.599
چون، هی، ریاضی رو لذت‌بخش کرد

00:39:27.241 --> 00:39:31.138
،و بله، به جو روگن اشاره کردم
بچه‌ها، سوءتفاهم نشه

00:39:31.162 --> 00:39:34.073
.من از جو خوش‌م میاد
جو دوستِ منه. جو آدم خوبیه

00:39:34.999 --> 00:39:38.494
ولی اگه به پادکست‌ش
گوش می‌دید، ببوگلابی‌اید

00:39:45.718 --> 00:39:49.171
شوهرخواهرم از طرفدارهای پروْپاقرص جو روگن‌ـه

00:39:49.680 --> 00:39:51.491
یک قسمت رو هم از دست نمی‌ده

00:39:51.515 --> 00:39:54.218
از نظرش چهار ساعت به‌قدرکافی طولانی نیست

00:39:56.687 --> 00:40:00.849
ولی شوهرخواهرم، جامعۀ هدفِ جو روگن‌ـه

00:40:01.150 --> 00:40:04.478
شوهرخواهرم طرفدار تئوری توطئه‌ست

00:40:05.029 --> 00:40:07.507
از اون اهلِ‌تئوری‌توطئه‌‌های دیوونه

00:40:07.531 --> 00:40:11.386
مثلاً، شوهرخواهرم زیر بار این
نمی‌ره که اهداکنندۀ عضو بشه

00:40:11.410 --> 00:40:14.723
چون قسم می‌خوره که اگه تصادف کنی

00:40:14.747 --> 00:40:17.893
،و پیراپزشک‌ها ببینن که اهداکنندۀ عضوی

00:40:17.917 --> 00:40:20.035
سعی نمی‌کنن جون‌ت رو نجات بدن

00:40:20.336 --> 00:40:23.356
چون می‌خوان از اعضات برای کمک
به یه نفر دیگه استفاده کنن

00:40:23.380 --> 00:40:26.125
دیوانه‌واره، ولی نمی‌تونم باهاش بحث کنم

00:40:26.842 --> 00:40:28.252
خودش پیراپزشکه

00:40:38.312 --> 00:40:42.042
یه سؤال دیگه که طی ۲۰ سال
:اخیر یک‌میلیون بار ازم کرده شده

00:40:42.066 --> 00:40:44.893
آنتونی، جوک موردعلاقه‌ت»
«که تابه‌حال نوشتی چیه؟

00:40:45.569 --> 00:40:48.230
کاری نداره. اولی‌ش

00:40:48.822 --> 00:40:52.385
بیست سال پیش، زمانی که این
کار رو شروع کردم، از هیچ شروع کردم

00:40:52.409 --> 00:40:53.777
هیچی نبودم

00:40:54.078 --> 00:40:56.598
دور میوفتادم می‌رفتم به
،«میکروفن‌آزادهای «لس‌آنجلس

00:40:56.622 --> 00:41:00.894
برای کمدین‌های میکروفن‌آزادِ گوشت‌تلخی که هیچ‌وقت
به چیزی واکنش نشون نمی‌دادن، اجرا می‌کردم

00:41:00.918 --> 00:41:03.688
.فقط سعی داشتم صدام رو پیدا کنم
می‌تونم توی این کار خوب باشم؟

00:41:03.712 --> 00:41:05.982
می‌تونم این کار رو وسیلۀ
امرارمعاش‌م کنم؟ و مدتی کشید

00:41:06.006 --> 00:41:10.737
،تا این‌که یک شب، رفتم به یه کافی‌شاپ
این جوکه رو برای اولین‌بار امتحان کردم

00:41:10.761 --> 00:41:12.337
زندگی‌م رو زیروْرو کرد

00:41:12.638 --> 00:41:16.133
گفتم: «بچه‌ها، دوست‌دخترم
«عاشق شکلات‌خوردنه

00:41:16.600 --> 00:41:18.036
،همه‌ش در حال شکلات‌خوردنه»

00:41:18.060 --> 00:41:21.039
و دوست داره شوخی کنه که
به شکلات اعتیاد داره». هوم؟

00:41:21.063 --> 00:41:24.084
من رو از اون شکلات‌های تخته‌ای»
«دور نگه دار. به‌شون اعتیاد دارم

00:41:24.108 --> 00:41:25.767
«و واقعاً رواَعصابه»

00:41:26.068 --> 00:41:29.506
بنابراین یه روز سوار ماشین»
،کردم‌ش، و بردم‌ش مرکزشهر

00:41:29.530 --> 00:41:34.026
،و یه معتاد به کرَک رو به‌ش نشون دادم
و گفتم: «اون رو می‌بینی، عزیزم؟

00:41:34.451 --> 00:41:36.528
«چرا نمی‌تونی اون‌قدر لاغر باشی؟

00:41:49.842 --> 00:41:52.821
و هیچ‌وقت گفتنِ اون جوک برای اولین‌بار

00:41:52.845 --> 00:41:55.824
به یه اتاق پُر از کمدین‌های
میکروفن‌آزادِ گوشت‌تلخی که

00:41:55.848 --> 00:41:57.701
هیچ‌وقت به چیزی واکنش
نشون نمی‌دادن رو یادم نمی‌ره

00:41:57.725 --> 00:42:01.261
«و کُل اتاق گفت: «اوووووه

00:42:02.813 --> 00:42:05.432
توی دل‌م گفتم: «اوه، من
«قراره یه ستارۀ وامونده بشم

00:42:09.778 --> 00:42:13.758
،و بعد، البته، چند سال بعد
،فرصت طلایی‌م رو به دست آوردم

00:42:13.782 --> 00:42:15.719
و تونستم چندتا «رُست» (کباب‌کردن) انجام بدم

00:42:15.743 --> 00:42:17.304
تونستم دونالد ترامپ رو رُست کنم

00:42:17.328 --> 00:42:20.572
چارلی شین، روزان بار، همۀ بزرگان

00:42:27.338 --> 00:42:30.567
،مردم هنوز ازم می‌پرسن: «آنتونی
«کدوم موردعلاقه‌ت بود؟

00:42:30.591 --> 00:42:31.917
چارلی شین

00:42:32.384 --> 00:42:34.362
ولی نه به‌خاطر خود چارلی شین

00:42:34.386 --> 00:42:36.755
چارلی شین به تخم چپ من هم نبود

00:42:37.056 --> 00:42:40.327
،یادمه چند روز قبل از اون رُست
خونه‌ام دارم جوک می‌نویسم

00:42:40.351 --> 00:42:42.245
و از شبکه باهام تماس می‌گیرن

00:42:42.269 --> 00:42:45.832
و می‌گن: «آنتونی، می‌دونم چند روز
،بیش‌تر برای نوشتن برات نمونده

00:42:45.856 --> 00:42:48.976
ولی ما تازگی مایک تایسون رو
«به شاه‌نشین اضافه کردیم

00:42:49.735 --> 00:42:53.647
می‌تونی جوکی برای خودت»
«دربارۀ مایک تایسون بنویسی؟

00:42:54.782 --> 00:42:56.551
،دو روز بعد

00:42:56.575 --> 00:43:00.696
با ۱۰۰ تا جوک دربارۀ مایک تایستون
پا به اون رُست می‌ذارم

00:43:02.790 --> 00:43:04.741
خیلی هیجان‌زده‌ام

00:43:05.501 --> 00:43:08.646
،و درست موقعی که می‌رم بشینم
یاروئه از شبکه برمی‌گرده

00:43:08.670 --> 00:43:10.831
می‌گه: «آنتونی، فقط دارم
«دوباره باهات چک می‌کنم

00:43:11.423 --> 00:43:15.544
جوک تجاوزی که دربارۀ»
«مایک تایسون نداری، داری؟

00:43:20.140 --> 00:43:22.259
«و من گفتم: «چطور؟

00:43:28.941 --> 00:43:30.941
و اون گفت: «خب، تقریباً غیرممکن بود

00:43:30.942 --> 00:43:34.756
که مایک تایسون رو راضی کنیم
«در یک رُست تلویزیونی حضور پیدا کنه

00:43:34.780 --> 00:43:37.717
باید به‌ش قول می‌دادیم که خبری»
«از جوک دربارۀ تجاوز نخواهد بود

00:43:37.741 --> 00:43:40.777
من گفتم: «الآن داریم دربارۀ یه
«مایک تایسون حرف می‌زنیم؟

00:43:43.247 --> 00:43:45.282
پس حالا رُست شروع شده

00:43:45.582 --> 00:43:47.769
من پشت سکوئم. دوربین‌ها دارن می‌گیرن

00:43:47.793 --> 00:43:50.662
من هیچ جوکی دربارۀ مایک تایسون ندارم

00:43:55.134 --> 00:43:57.169
و بابت‌ش شاکی‌ام

00:43:57.719 --> 00:44:02.325
ولی از گوشۀ چشم‌م می‌تونم مایک
تایسون رو ببینم که نشسته روی صحنه

00:44:02.349 --> 00:44:03.785
مایک در حال نوشیدن بوده

00:44:03.809 --> 00:44:06.538
.مایک در حال دودکردن بوده
مایک داشت به همه‌چی می‌خندید

00:44:06.562 --> 00:44:09.666
مایک به جوک‌هایی واکنش نشون می‌داد
که اصلاً دربارۀ خودش هم نیست

00:44:09.690 --> 00:44:13.143
مایک تایسون داشت عشق دنیا رو می‌کرد

00:44:14.069 --> 00:44:15.771
«بنابراین پیش خودم گفتم: «می‌دونی چیه؟

00:44:16.113 --> 00:44:17.689
«یه‌دونه رو که می‌تونم»

00:44:22.661 --> 00:44:25.890
بنابراین گفتم: «به‌نظرم بزرگ‌ترین
مشکلِ مایک تایسون

00:44:25.914 --> 00:44:29.576
اینه که مایک موقع بزرگ‌شدن
«یه الگوی مذکرِ قوی نداشت

00:44:30.127 --> 00:44:33.527
بابای مایک همون اوایل»
خانواده‌ش رو ول کرد رفت

00:44:33.839 --> 00:44:35.839
«بعد از این‌که مایک به‌ش تجاوز کرد

00:44:48.395 --> 00:44:51.306
...حالا، به‌محض این‌که این جوک رو گفتم

00:44:52.316 --> 00:44:55.769
به‌محض این‌که این جوک رو
گفتم، پشیمون شدم

00:44:58.197 --> 00:44:59.606
ترسیده بودم

00:45:01.241 --> 00:45:04.304
و رو کردم به مایک تایسون
که ببینم، داره میاد برام؟

00:45:04.328 --> 00:45:05.696
الآنه که ریق رحمت رو سر بکشم؟

00:45:06.788 --> 00:45:10.101
و فقط می‌بینم که مایک تایسون
:از خنده روده‌بُر شده، و می‌گه

00:45:10.125 --> 00:45:12.703
«ایسگات رو گرفت، چارلی»

00:45:22.721 --> 00:45:29.136
بچه‌ها، توی ۲۰ سال استندآپ کمدی، من فرصتِ
آشنایی با آدم‌های معروف زیادی رو داشته‌ام

00:45:29.436 --> 00:45:31.847
هیچ‌کدوم‌شون به تخم چپ من هم نبودن

00:45:32.397 --> 00:45:37.170
جز یه نفر، و اون یه نفر نُرم مک‌دونالد بود

00:45:37.194 --> 00:45:39.813
آره. آره

00:45:41.907 --> 00:45:43.108
خیلی‌خب

00:45:44.284 --> 00:45:47.597
خیلی قبل‌تر از این‌که حتی
،به کمدین‌شدن فکر هم بکنم

00:45:47.621 --> 00:45:49.724
نُرم مک‌دونالد رو می‌پرستیدم

00:45:49.748 --> 00:45:51.559
بچه که بودم، قهرمانِ من بود

00:45:51.583 --> 00:45:53.285
هنوز تا همین امروز هم قهرمانِ منه

00:45:53.585 --> 00:45:55.912
مدت زیادی بود که نتونسته
بودم باهاش آشنا بشم

00:45:56.213 --> 00:45:59.484
بعد چند سال پیش، یه تماس تلفنی
از مدیربرنامه‌م دریافت می‌کنم

00:45:59.508 --> 00:46:04.531
می‌گه: «آنتونی، دوست داری مجریِ
«جدیدِ «آخرین کمدینِ باقی‌مانده» بشی؟

00:46:04.555 --> 00:46:08.258
«و من گفتم: «چرا دل‌م بخواد همچین گُهی بخورم؟

00:46:09.518 --> 00:46:11.178
«اون برنامه ریده»

00:46:16.858 --> 00:46:19.462
«و اون گفت: «خب، امسال فرق می‌کنه

00:46:19.486 --> 00:46:21.798
«امسال، نُرم مک‌دونالد رو به‌عنوان قاضی دارن»

00:46:21.822 --> 00:46:24.008
«دوست داری با نُرم کار کنی؟»

00:46:24.032 --> 00:46:25.885
و درجا قرارداد رو امضا کردم

00:46:25.909 --> 00:46:28.429
من وْ نُرم با هم هشت قسمت از
این برنامۀ تلویزیونی رو ساختیم

00:46:28.453 --> 00:46:31.891
هشت شب پیاپی از
ضبط‌های هشت‌ساعته، هر شب

00:46:31.915 --> 00:46:33.893
،و برای چهار قسمتِ اول

00:46:33.917 --> 00:46:37.954
من وْ نُرم مک‌دونالد هیچ‌جوره
آب‌مون توی یه جوب نمی‌ره

00:46:39.798 --> 00:46:44.195
.هر شب روی آنتن با هم بحث‌مون می‌شه
هر شب پشت‌صحنه با هم بحث‌مون می‌شه

00:46:44.219 --> 00:46:46.505
رک‌وْراست از همدیگه خوش‌مون نمیاد

00:46:47.472 --> 00:46:48.882
و داره نابودم می‌کنه

00:46:49.182 --> 00:46:52.412
اون قهرمانِ منه و تنها
دلیلی که این کار رو قبول کردم

00:46:52.436 --> 00:46:53.913
،پس برای اون چهار قسمتِ اول

00:46:53.937 --> 00:46:57.083
،دارم سعی خودم رو می‌کنم
و سخت هم تلاش می‌کنم

00:46:57.107 --> 00:47:00.560
،نُرم هم سعی خودش رو می‌کنه
فقط نه اون‌قدر سخت

00:47:02.738 --> 00:47:06.301
،ولی بعد از چهار قسمت، بنابه‌هردلیلی
یهو همه‌چی جفت‌وْجور می‌شه

00:47:06.325 --> 00:47:09.861
سرانجام، من وْ نُرم با هم می‌خندیم. با هم اُخت
شدیم. تمام اون چیزیه که همیشه می‌خواستم

00:47:10.912 --> 00:47:14.407
،بعد از این‌که سرانجام برنامه به پایان رسید
من وْ نُرم باید می‌رفتیم تبلیغ‌ش کنیم

00:47:14.708 --> 00:47:17.145
،و آخرین‌باری که نُرم مک‌دونالد رو دیدم

00:47:17.169 --> 00:47:19.439
پشت‌صحنۀ برنامۀ «لری کینگ»ایم

00:47:19.463 --> 00:47:21.524
اول با من مصاحبه می‌شه، و بعد با نُرم

00:47:21.548 --> 00:47:23.192
:درست قبل از این‌که برم بیرون، نُرم به‌م می‌گه

00:47:23.216 --> 00:47:26.195
هی، آنتونی، می‌دونم ما همیشه»
آب‌مون با هم تو یه جوب نرفته

00:47:26.219 --> 00:47:30.742
یا هم‌عقیده نبودیم، ولی اگه پایه
،باشی و به‌م اعتماد داشته باشی

00:47:30.766 --> 00:47:33.870
یه فکر خیلی بامزه دارم که من وْ تو
«با هم می‌تونیم انجام بدیم

00:47:33.894 --> 00:47:36.664
گفتم: «اوه، خدای من، نُرم. معلومه که
«به‌ت اعتماد دارم. تو قهرمانِ من‌ای

00:47:36.688 --> 00:47:38.458
«بگو چی‌کار می‌خوای بکنیم»

00:47:38.482 --> 00:47:40.209
می‌گه: «به‌نظرم خیلی خنده‌دار می‌شه

00:47:40.233 --> 00:47:43.630
اگه جای تبلیغ‌کردن برنامه با
،حرف‌زدن دربارۀ این کمدین‌های دیگه

00:47:43.654 --> 00:47:48.441
چطوره که من وْ تو فقط با توهین‌کردنِ
«علنی به همدیگه، برنامه رو تبلیغ کنیم؟

00:47:49.618 --> 00:47:52.221
«می‌گه: «اصلاً سعی نکن بامزه باشی، آنتونی

00:47:52.245 --> 00:47:53.989
«فقط بدجنس باش»

00:47:56.875 --> 00:47:59.953
،و من گفتم: «می‌دونی چیه
«نُرم؟ اون رو می‌تونم

00:48:02.297 --> 00:48:04.317
می‌شینم پیش لری کینگ

00:48:04.341 --> 00:48:07.153
لری کینگ می‌گه: «آنتونی، نظرت
«دربارۀ نُرم مک‌دونالد چیه؟

00:48:07.177 --> 00:48:10.797
«و من گفتم: «لری، نُرم مک‌دونالد آدم لجنیه

00:48:13.350 --> 00:48:15.886
و می‌تونم صدای خندیدن نُرم رو
توی پشت‌صحنه بشنوم

00:48:22.025 --> 00:48:25.437
مصاحبه رو تموم می‌کنم. می‌رم
پشت‌صحنه. نُرم هنوز داره می‌خنده

00:48:26.321 --> 00:48:28.273
«می‌گه: «آنتونی، اون حرف نداشت

00:48:28.573 --> 00:48:30.150
«حالا این رو تماشا کن»

00:48:34.454 --> 00:48:36.615
نُرم می‌شینه پیش لری کینگ

00:48:36.957 --> 00:48:40.478
لری کینگ می‌گه: «نُرم، نظرت
«دربارۀ آنتونی جسلنیک چیه؟

00:48:40.502 --> 00:48:43.830
«نُرم می‌گه: «لری، اون یکی از بزرگانه

00:48:58.103 --> 00:49:01.139
توی کُل عمرم اون‌قدر کُفری نبودم

00:49:04.234 --> 00:49:06.227
باورم نمی‌شه گول خوردم

00:49:07.237 --> 00:49:10.842
خیلی‌خب، شما امروز جمعیت فوق‌العاده‌ای
بودید. همه‌تون رو با این تنها می‌ذارم

00:49:10.866 --> 00:49:14.861
.این جوکِ تموم‌کنندۀ جدیدمه
نگران نباشید. ترنس‌ایمنه

00:49:17.330 --> 00:49:20.241
حدود یک ماه پیش، رفتم یه عروسی

00:49:20.542 --> 00:49:22.478
دیوانه‌وارترین عروسی‌ای که تابه‌حال دیدم

00:49:22.502 --> 00:49:26.831
بعد از مراسم، تک‌تکِ افرادی که اون‌جا
بودن، «مالی» (روان‌گردان) خوردن

00:49:27.549 --> 00:49:30.236
عروس «مالی» خورد. داماد «مالی» خورد

00:49:30.260 --> 00:49:34.714
.پدرمادرشون، پدربزرگ‌مادربزرگ‌شون
تک‌تکِ افرادِ اون‌جا تحت تأثیر «مالی» بودن

00:49:35.015 --> 00:49:36.841
دیوانه‌وارترین چیزی که
توی عمرم دیده بودم

00:49:37.142 --> 00:49:38.969
من حول‌وْحوش نیمه‌شب
هوشیاری‌م رو از دست دادم

00:49:39.519 --> 00:49:42.305
صبح روز بعدش یه جایی توی
یه تخت‌آویز وامونده بیدار شدم

00:49:42.606 --> 00:49:45.501
،رفتم عروس‌وْداماد رو پیدا کردم
«و گفتم: «هی، بچه‌ها

00:49:45.525 --> 00:49:48.129
«دیشب کار خجالت‌آوری از من سر زد؟»

00:49:48.153 --> 00:49:50.089
«و اون‌ها گفتن: «آره، آنتونی

00:49:50.113 --> 00:49:52.482
«دیشب بی‌خبر «مالی» ریختی توی آبمیوه»

00:49:54.159 --> 00:49:56.987
.«خیلی ممنون، «میلواکی
شب عالی‌ای داشته باشید. ممنون

00:49:57.050 --> 00:50:07.050
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:50:07.074 --> 00:50:17.074
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.