﻿WEBVTT

00:00:00.440 --> 00:00:05.912
برگ هایی از کتاب شیطان

00:00:06.120 --> 00:00:10.396
چهار داستان نوشته ی ادگار هایر
اقتباس برای فیلم : کارل . ت . درایر

00:00:10.420 --> 00:00:30.420
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:31.040 --> 00:00:36.433
:افسانه ی شیطان چنین است

00:00:36.640 --> 00:00:40.952
و خدا به شیطان ، آن فرشته ی هبوط کرده گفت
6
00:00:41,160 --&gt; 00:00:49,989"
تو هبوط میکنی چون چیزی را میخواستی
که حتی خواست ِ منم هم نبود

00:00:50.200 --> 00:01:01.156
از روی تکبرت انسان ها را وسوسه کردی

00:01:01.360 --> 00:01:07.469
شیطان ! تو کار ِ شریرانه ات را
در میان بشریت ادامه خواهی داد
9
00:01:07,680 --&gt; 00:01:13,789"
بیرون  شو به میان انسان ها
و چهره ی آنها را بخود بگیر

00:01:14.000 --> 00:01:24.274
 هرآنکس که تسلیم ِ وسوسه ی تو شد
قضاوتش با من است

00:01:24.480 --> 00:01:36.836
و هرگاه در مقابل وسوسه هایت مقاومت شد

00:01:37.040 --> 00:01:51.512
تو از مجازات ِ هزار ساله ات رها میشوی

00:01:51.720 --> 00:01:54.871
داستان نخست

00:01:56.280 --> 00:02:03.709
سی سال بعد از میلاد مسیح

00:02:03.920 --> 00:02:06.992
در آخرین روزهای آوارگی های مسیح

00:02:07.200 --> 00:02:11.352
بروی این زمین
اتفاق افتاد

00:02:16.360 --> 00:02:21.480
در دومین روز
 قبل از دمیدن ستاره

00:02:21.680 --> 00:02:26.231
کاهن ها و کاتبین در خانه ی قیافا جمع شدند
قیافا = کاهن اعظم و رهبر جهودها ، که)
 (قتل مسیح با دسیسه ی او شکل گرفت

00:02:39.920 --> 00:02:46.155
آموزه های مسیح ، کاتبین را آزرده بود
و شیطان که

00:02:46.360 --> 00:02:52.708
آن زمین را برای کاشت تخم های منحوسش
تدارک دیده بود

00:02:52.920 --> 00:02:57.391
به شکل یک فریسی (= زاهد ) در آمد
و به نزد قیافا رفت

00:02:57.600 --> 00:03:01.149
هلگه نیسن در نقش شیطان

00:03:18.640 --> 00:03:21.359
قیافا

00:03:33.600 --> 00:03:41.075
همان شب ، مسیح و حواریونش در

00:03:41.280 --> 00:03:48.470
خانه ی شمعون ِ جذامی ، مهمان بودند
 هالوارد هوف در نقش مسیح

00:04:12.000 --> 00:04:19.839
ولی شیطان پیش کاهن ها و کاتبین
حرف های خوشایندی شنید

00:04:20.040 --> 00:04:29.915
آنها از اینکه مسیح مردم را بخاطر معجزاتش
با خود همراه کرده بود ترسیده بودند

00:04:34.840 --> 00:04:42.110
من همین الان از بیت عنیا ( خانه ی فقرا )  بیرون  آمدم
جایی که همه از مسیح حرف میزنند

00:04:49.800 --> 00:04:53.998
بعد از  زنده کردن ایلعاذر از مرگ

00:04:54.200 --> 00:04:58.830
مسیح همه جا مورد استقبال قرار گرفته
 انگار که یک شاه ست

00:05:34.360 --> 00:05:43.917
ولی شیطان در دلش غمگین است از دیدن اینکه
بذری که بتازگی کاشته بود

00:05:44.120 --> 00:05:48.955
دیگر شروع به جوانه زدن کرده

00:07:01.680 --> 00:07:08.358
اگر ما به او اجازه دهیم  همین شیوه را ادامه دهد
سرآخر همه به او ایمان می آورند

00:07:08.560 --> 00:07:15.033
و معابد ما خالی خواهد ماند

00:07:17.000 --> 00:07:19.798
تدهین ِ  عیسی

00:07:56.000 --> 00:07:59.959
و آن زن بروی پای مسیح روغن ریخت

00:08:00.160 --> 00:08:02.958
و آن را با موهایش پاک کرد

00:08:33.200 --> 00:08:38.149
چرا این روغن به سیصد دینار فروخته نشد

00:08:38.360 --> 00:08:41.955
و پولش به فقرا داده نشد ؟

00:08:59.480 --> 00:09:05.828
ولی مسیح ، یهودا را سرزنش کرد و گفت
او را بحال خود بگذار

00:09:06.040 --> 00:09:14.357
فقرا همیشه در کنار شما هستند
ولی من همیشه با شما نخواهم بود

00:10:54.000 --> 00:10:58.676
ولی کاتبین یکصدا خواستار آن شدند

00:10:58.880 --> 00:11:05.797
که قیافا باید بگذارد مسیح توقیف و مقتول شود

00:11:12.360 --> 00:11:16.876
خواست شما برآورده خواهد شد

00:11:17.080 --> 00:11:22.757
وای بر او که با ما درافتاد
او باید بمیرد

00:12:10.960 --> 00:12:22.599
چرا به او ایمان داری؟
او  به خودش میگوید پسر خدا

00:12:22.800 --> 00:12:30.275
ولی پسر شیطان ست

00:12:30.480 --> 00:12:41.357
و تو توسط قدرت شیطان گرفتار شدی

00:12:49.000 --> 00:12:54.711
فردا موقع نیمروز بیرون از دروازه ی طلایی
همدیگر را میبینیم

00:12:54.920 --> 00:12:59.198
میدانم که خواهی آمد

00:13:03.760 --> 00:13:10.438
روز بعد ، اولین روز ِ جشن ِ نان فطیر بود

00:13:28.280 --> 00:13:31.989
یهودا شب را به بیداری گذرانده بود

00:13:32.200 --> 00:13:35.476
مضطرب از تردیدهایی که آن فریسی در سرش انداخته بود

00:13:35.680 --> 00:13:41.550
ولی نزدیک ظهر  که شد ، براه افتاد

00:13:41.760 --> 00:13:46.515
انگار که اراده ای قوی تر از او

00:13:46.720 --> 00:13:52.397
قدمهایش را بسوی دروازه ی طلایی هدایت میکرد

00:14:07.080 --> 00:14:12.393
من قصد بدی در موردت ندارم
فقط رستگاری روحت را می خواهم

00:14:18.600 --> 00:14:24.835
ولی در آنروز حواریون به نزد عیسی آمده بودند
و از او  پرسیدند

00:14:25.040 --> 00:14:36.679
کجا میل داری برای تو شام فصح را آماده کنیم؟

00:14:37.080 --> 00:14:44.191
و مسیح پاسخ داد
به شهر بروید و در انجا

00:14:44.400 --> 00:14:51.829
مردی را میبینید که کوزه ای آب حمل میکند
او را دنبال کنید

00:15:18.000 --> 00:15:24.075
تو رنج میکشی و این تقصیر اوست
او به تو قول پادشاهی منجی را داده

00:15:24.280 --> 00:15:31.789
ولی او پسر خدا نیست
فقط یک  انسان عادی ست . یک شیاد ست

00:15:59.680 --> 00:16:03.559
او محکوم شده
او باید بمیرد

00:16:03.760 --> 00:16:09.630
و خداوند ِ اسراییل ترا
به عنوان ابزار دستش انتخاب کرده است

00:16:15.200 --> 00:16:20.115
من نمیتوانم این کار  را بکنم
من این کار را نخواهم کرد

00:16:25.440 --> 00:16:29.558
!قسم نخور . میدانم که خواهی کرد

00:16:29.760 --> 00:16:33.833
سر ِ چاه منتظرت هستم

00:16:34.040 --> 00:16:38.750
وقتی صدای رومی ها
دومین زنگ ساعت را به صدا در می آورند

00:16:47.680 --> 00:16:50.877
و هنگامی که ساعتش رسید

00:16:51.080 --> 00:16:56.518
او به غذا خوردن نشست
و حواریون همراهی اش کردند

00:17:11.000 --> 00:17:15.710
و هنگامی که مشغول صرف غذا بودند
او گفت : هر آینه به شما می گویم

00:17:15.920 --> 00:17:20.311
یکی از شما به من خیانت خواهد کرد

00:17:48.240 --> 00:17:52.518
استاد آیا آن شخص منم؟

00:18:35.280 --> 00:18:41.469
و او نان را تکه کرد  و در شراب زد
و به یهودا داد و گفت

00:18:41.680 --> 00:18:46.913
این تویی که این کار را میکنی
پس به فوریت انجامش بده

00:20:21.520 --> 00:20:25.479
و مسیح ، پیاله را برکت داد

00:20:41.640 --> 00:20:44.279
حمد و ثنا

00:21:27.120 --> 00:21:31.432
و در حالیکه به آواز
خدا را تسبیح میکردند

00:21:31.640 --> 00:21:36.031
عیسی و حواریون به سمت جتسمانی خارج شدند

00:22:16.520 --> 00:22:18.829
ولی در همان ساعت

00:22:19.040 --> 00:22:25.434
گارد حفاظت معبد جهودان
 به فرمان قیافا

00:22:25.640 --> 00:22:33.115
برای دستگیری مسیح عازم شدند
و سربازان رومی آنها را همراهی میکردند

00:23:04.080 --> 00:23:11.031
سرورم کجا میروید؟
ما خسته ایم ، اجازه بده همینجا بمانیم

00:24:24.400 --> 00:24:29.997
و عیسی از سر عبادت برخاست
و به نزد حواریونش برگشت

00:24:30.200 --> 00:24:36.275
ولی غمگنانه آنها را در خواب یافت

00:25:47.800 --> 00:25:53.591
عیسی را از کجا بشناسم؟

00:25:58.920 --> 00:26:04.392
بوسه ای دوستانه نشانه ی ما خواهد بود

00:26:20.920 --> 00:26:24.390
و عیسی دست به دعا برداشت

00:26:24.600 --> 00:26:29.913
ای پدر اگر  اراده ی تست
این جام را از من دور کن

00:27:47.000 --> 00:27:51.755
ولی عیسی گفت
ساعتش فرارسیده ست

00:27:51.960 --> 00:27:55.919
وقت آن رسیده است که پسر انسان
 بدست آن معصیتکار  تسلیم شود

00:29:02.760 --> 00:29:04.318
و عیسی پرسید
دنبال چه کسی میگردید؟

00:29:12.360 --> 00:29:17.559
ولی عیسی دوباره پرسید
دنبال چه کسی میگردید؟

00:29:43.520 --> 00:29:46.353
و عیسی گفت

00:29:46.560 --> 00:29:51.759
ای یهودا
آیا با بوسه ای  به من ، به پسر انسان خیانت می کنی؟

00:31:43.840 --> 00:31:49.278
اما شیطان ، فرشته ی هبوط کرده
که تمام قلبش

00:31:49.480 --> 00:31:56.795
در پی آن امید بود تا در چشمان خداوند متعال
باردیگر مورد رحمت قرار گیرد

00:31:57.000 --> 00:32:01.994
داشت غمگین میشد از دیدن اینکه
کار شریرانه اش به انجام رسیده

00:32:09.072 --> 00:32:17.308
و اندوهش عمیقتر بود
از اینکه قرعه به نام او افتاده بود

00:32:17.520 --> 00:32:24.710
تا پسر خدا را تحویل ِ دستان ِ
شکنجه گران ِ بشری بدهد

00:32:30.440 --> 00:32:36.436
:ولی صدای خدا شنیده شد
!به اعمال شریرانه ات ادامه بده

00:32:47.480 --> 00:32:50.220
مکان : سِویل در اسپانیا

00:32:50.520 --> 00:32:54.399
زمان : قرن شانزدهم

00:32:54.600 --> 00:32:59.913
در قرن شانزدهم تفتیش عقاید ِ اسپانیا
در بالاترین سطح قدرتش قرار داشت

00:33:00.120 --> 00:33:06.992
گزارشات از آن روزها بی شمارند

00:33:07.200 --> 00:33:15.835
درباره ی وحشت از اتاق های شکنجه ی تفتیش عقاید

00:33:29.160 --> 00:33:34.075
دون گومز دکاسترو
بیشتر بخاطر رضایتمندی خود

00:33:34.280 --> 00:33:43.359
یک محقق سختکوش ِ علوم مدرن
 نجوم و  ستاره شناسی بود

00:33:43.560 --> 00:33:47.314
هالندر هله مان در نقش
دون گومز دکاسترو

00:33:56.080 --> 00:34:02.349
دخترش ایزابلا در ریاضیات و تاریخ آموزش میدید

00:34:02.560 --> 00:34:08.351
توسط یک راهب حکیم
بنام : دون هرناندز وای آرگوت

00:34:08.560 --> 00:34:17.275
 ایبون استراندین در نقش ایزابلا
  یوناس مه یر در نقش دون هرناندز

00:34:53.640 --> 00:34:59.590
خوزه ، پیشخدمت
نال هالدن در نقش خوزه

00:35:59.880 --> 00:36:03.668
برادرزاده ی من کُنت مانوئل
نوشته

00:36:03.880 --> 00:36:09.796
از خدمتش در جنگ مرخصی گرفته

00:36:10.000 --> 00:36:14.710
و به دیدار ما خواهد آمد

00:37:13.960 --> 00:37:19.432
 دون هرناندز بیهوده
با تنبیه بدنی سختی خود را کنترل میکند

00:37:19.640 --> 00:37:27.558
افکار او  همواره متوجه ایزابلا ست

00:37:40.080 --> 00:37:46.030
مفتش اعظم
(هلگه نیسن در نقش شیطان)

00:38:04.480 --> 00:38:08.792
دون هرناندز آنقدر مجذوب هوسش
  نسبت به ایزابلا شده است

00:38:09.000 --> 00:38:15.439
که حتی قدیس ِ  در پای صلیب

00:38:15.640 --> 00:38:21.112
در چشمانش به شکل  ایزابلا به نظر می آید

00:39:21.360 --> 00:39:30.393
پسرم چرا خودت را در خدمت تفتیش عقاید قرار نمیدهی؟

00:39:33.120 --> 00:39:39.958
یادت باشد برای دستگاه تفتیش عقاید
هیچ چیز  دور از دسترس نیست

00:40:04.160 --> 00:40:06.276
چند روز بعد

00:40:30.880 --> 00:40:32.359
کنت مانوئل دِ  اِرِرا
(هوگو بارون در نقش کنت مانوئل)

00:41:18.080 --> 00:41:21.152
رویدادهایی که  نمیتوانم توضیح دهم

00:41:21.360 --> 00:41:25.035
مرا وادار کرده این تصمیم را بگیرم

00:41:25.240 --> 00:41:33.591
با اندوه این خانه را ترک می کنم

00:41:33.800 --> 00:41:41.354
خانه ای که در آن
 عزیزترین خاطرات زندگی ام را داشته ام

00:42:31.440 --> 00:42:37.595
برای ایزابلا و مانوئل
آن هفته ها مانند بازی بچه ها گذشت

00:42:37.800 --> 00:42:46.037
و روزی رسید که مانوئل باید برمیگشت به
انجام وظایفش در جنگ

00:43:12.600 --> 00:43:17.355
در همان زمان

00:43:17.560 --> 00:43:23.157
دون هرناندز برای تفتیش عقاید
سوگند وفاداری ِ کامل خورد

00:43:36.880 --> 00:43:44.309
سوگند بخور که
 برای خدمت به خداوند آماده خواهی بود

00:43:51.400 --> 00:43:55.871
...و آماده خواهی بود هرکسی

00:43:56.080 --> 00:44:01.712
حتی پدر و مادر و خواهر و برادرت را

00:44:01.920 --> 00:44:07.995
برای مجازات مقدس ِ تفتیش عقاید تسلیم کنی

00:44:24.200 --> 00:44:27.395
هوروسکوپ
  جدول مربوط به موقعیت اجرام فلکی)
 (که بیشتر کاربرد طالع بینی داشته

00:45:09.120 --> 00:45:14.353
ببینید ! زحل روبروی علامت خودش قرار گرفته
در خانه ی مرگ

00:45:14.560 --> 00:45:18.030
آخرین ساعت من نزدیک است

00:46:13.520 --> 00:46:17.798
در اطاق مفتش اعظم

00:47:16.120 --> 00:47:23.549
تعجب نکن ! خوزه از دوستان ِ وفادار ِ تفتیش عقاید است

00:47:38.640 --> 00:47:42.155
حق با تست خوزه

00:47:42.360 --> 00:47:48.993
کسی که ادعا کند مشیت خدا را
از ستاره ها می خواند ، مرتد است

00:47:54.040 --> 00:47:58.238
شهادت خوزه را شنیدید
دون گومز یک مرتد است

00:47:58.440 --> 00:48:03.560
و دختر یک فرد مرتد هم مرتد است

00:48:03.760 --> 00:48:07.435
اولین وظیفه ی تو این خواهد بود که آن دو را

00:48:07.640 --> 00:48:10.632
بصورت محفوظ بیاوری پشت ِ دیوارهای
زندان ِ تفتش عقاید

00:48:18.320 --> 00:48:25.396
ایمان تو قوی نیست؟
هنوز چیزی نشده سوگندت را فراموش کردی؟

00:48:33.160 --> 00:48:37.312
وقتی سایه ی روی شاخص ِ آفتاب ِ  دون گومز  نشان داد

00:48:37.520 --> 00:48:42.150
که آن روز دارد به پایانش میرسد

00:54:16.000 --> 00:54:20.357
او در تالار تفتیش عقاید شکنجه میشد

00:54:33.720 --> 00:54:39.590
بازش کن
محاکمه  فعلا تمام شد

00:55:24.600 --> 00:55:28.752
محاکمه برای همیشه تمام شده

00:55:34.200 --> 00:55:38.512
خدایا به این گناهکار بینوا رحم  کن

00:55:59.320 --> 00:56:03.518
زندان تفتیش عقاید

00:57:58.360 --> 00:58:07.189
به تو دستور میدهم محاکمه را
در تالار شکنجه ادامه بدهی

00:58:26.880 --> 00:58:37.358
من در حضور این زن به خودم تسلط ندارم

00:59:00.320 --> 00:59:09.149
جسم یک مرتد برای من چه اهمیتی دارد
اگر که روحش نجات پیدا کند؟

01:00:25.640 --> 01:00:29.474
!چه عجیب

01:00:29.680 --> 01:00:35.038
صبح روز بعد
خورشید مانند صبحگاهان دیگر برآمد

01:01:26.720 --> 01:01:35.355
دادگاه ، ایزابلا را محکوم کرد
تا بسته به ستون چوبی بسوزد

01:02:25.520 --> 01:02:30.469
ولی خدا زمانی برای تامل شیطان باقی نگذاشت

01:02:30.680 --> 01:02:38.234
با خشونتی بی شفقت
:کلمات ِ حکم مجازات در گوشش زنگ زد

01:02:38.440 --> 01:02:42.194
!اعمال شریرانه ات را ادامه بده

01:02:52.920 --> 01:02:58.631
مکان : پاریس
زمان : پاییز 1793

01:02:58.840 --> 01:03:01.513
در 21 ژانویه ی 1793

01:03:01.720 --> 01:03:07.431
لویی شانزدهم به عنوان یک قربانی
برای جمهوری ِ آزادی داشت گردن زده می شد

01:03:07.640 --> 01:03:14.398
حال دستهای بسیاری مشغول برپاکردن ِ گیوتین بودند

01:03:14.600 --> 01:03:20.197
برای ملکه ماری آنتوانت

01:03:35.760 --> 01:03:41.835
در طی شب بین اول و دوم آگوست 1793

01:03:42.040 --> 01:03:47.034
ملکه ی نگون بخت از زندان ِ معبد

01:03:47.240 --> 01:03:50.516
برده شد به قلعه ی کونسیرژوری

01:03:50.720 --> 01:03:53.234
جایی به نام
زندان ِ محکومین

01:03:53.440 --> 01:03:56.352
تینا فردریکسن
در نقش ماری آنتوانت

01:05:22.480 --> 01:05:26.917
و ملکه مجبور شد برگه ای را امضا کند

01:05:27.120 --> 01:05:32.797
گواهی بر اینکه او  طبق قرار معین به

01:05:33.000 --> 01:05:37.630
نگهبان زندان ِ کانسیرژوری تحویل داده شده است

01:06:00.560 --> 01:06:05.076
یکماه بعد
در پنجم سپتامبر 1793

01:06:05.280 --> 01:06:09.956
صومعه ی پاریس آن قانون شیطانی را تصویب کرد

01:06:10.160 --> 01:06:13.391
تاسیس ِ  ارتش انقلابی

01:06:13.600 --> 01:06:17.991
این ارتش در دسته های کوچک
به همراه گیوتین ها

01:06:18.200 --> 01:06:22.034
داشت ایالات فرانسه را احاطه میکرد

01:06:22.240 --> 01:06:26.119
برای محبوس و اعدام کردن ِ تمامی افراد مظنون

01:06:52.840 --> 01:06:58.710
اتاق موسیقی ِ قلعه ی چمبورد

01:07:11.720 --> 01:07:17.158
ویگو ویه در نقش
کنت ِ  چمبورد

01:07:17.360 --> 01:07:23.754
اِما ویه در نقش
کنتس ِ چمبورد

01:07:36.560 --> 01:07:39.518
شباب ِ سبکبار

01:07:39.720 --> 01:07:45.511
جین رامکرت در نقش
بانو ژنویه وِه چمبورد

01:08:20.920 --> 01:08:26.790
گیوتین داره میاد
گیوتین داره میاد

01:10:20.320 --> 01:10:26.077
در دوران هایی نظیر این
هر انسانی نزدیکترین فرد به خودش است

01:10:52.800 --> 01:10:55.712
این محکمه های سیار
196
01:10:55,920 --&gt; 01:11:01,711-
با اختیار ِ تصویب کردن  و اجرای حکم اعدام
در محل

01:11:01.920 --> 01:11:09.031
توسط کمیسر مردمی اداره میشد

01:11:09.240 --> 01:11:16.237
که تنها صفتش این بود که
باید  مطلع می بود و رحم نشان نمیداد

01:11:16.440 --> 01:11:20.353
کمیسر مردمی
امیل هلسنگرین

01:12:26.600 --> 01:12:31.879
جوزف میدانم که آخرین آرزوی اربابت را محقق میکنی

01:12:32.080 --> 01:12:38.030
قول بده امنیت همسر و دخترم را تامین میکنی

01:12:38.240 --> 01:12:45.032
و تا همیشه یک دوست وفادار برای آنها باقی می مانی

01:12:45.240 --> 01:12:49.313
لیث پیو در نقش ِ جوزف

01:13:09.200 --> 01:13:15.036
مدرک غیرقابل انکاری اینجاست مبنی براینکه
کنت ِ چمبورد

01:13:15.240 --> 01:13:22.078
سردسته ی اصلی یک دسیسه بوده

01:13:22.280 --> 01:13:28.310
برای کمک به ملکه ی سابق فرانسه
بیوه کاپت

01:13:28.520 --> 01:13:32.035
تا از کشور فرار کند

01:13:40.080 --> 01:13:42.913
یک فرار شبانه

01:14:12.720 --> 01:14:15.359
در کونسیرژوری

01:14:31.920 --> 01:14:35.913
بعد از دو روز سفر خسته کننده

01:14:36.120 --> 01:14:40.955
فراریان از چمبورد
داشتند به مقصد ِ  موقت خود نزدیک می شدند

01:14:41.160 --> 01:14:45.358
پاریس

01:15:12.080 --> 01:15:16.710
جوزف موفق شده بود یک گذرنامه ی جعلی بدست بیاورد

01:15:16.920 --> 01:15:23.996
به نام ِ شهروندی به اسم گراندت و پسر و همسرش

01:15:24.200 --> 01:15:32.153
که بوسیله ی آن امید داشتند
بطور ناشناس اجازه ی ورود به پاریس را پیدا کنند

01:15:52.640 --> 01:15:58.158
در میخانه ی پاریسی ها
تاورنه پیتو

01:15:58.360 --> 01:16:01.636
میشونِت ، خواننده ی پاپ

01:16:01.840 --> 01:16:08.712
داشت بابت اجرایش از سرود ملی فرانسه
تحسین و تشویق میشد

01:16:08.920 --> 01:16:15.234
سرودی که در آن روزها تازه محبوب شده بود

01:16:33.000 --> 01:16:37.357
ویگو ایندستروم در نقش پیتوی پیر

01:16:39.280 --> 01:16:42.033
در جاده ی اصلی

01:17:50.840 --> 01:17:53.673
کنار دروازه های شهر

01:19:46.240 --> 01:19:49.232
ارنسته دوراند

01:19:49.440 --> 01:19:54.309
تا همین اواخر نوکری بود در خدمت ِ  کنت چمبورد

01:19:54.520 --> 01:20:01.278
حالا قلب و روحش منحصر به
ایده های نوین سیاسی شده

01:20:01.480 --> 01:20:04.472
هلگه نیسن در نقش شیطان

01:20:39.440 --> 01:20:49.680
من شایسته ی تشکر نیستم
چون فقط وظیفه ام را انجام دادم

01:20:56.040 --> 01:21:01.433
ولی اگر دوست دارید من را خوشحال کنید
پس لطفا

01:21:01.640 --> 01:21:07.112
آن گردنبندی را به عنوان یادبود به من بدهید
که عکس دخترتان رویش است

01:21:07.320 --> 01:21:10.949
همانی که میدانم همیشه به گردن می اندازید

01:21:24.640 --> 01:21:28.872
با کمال میل آن را به تو میدهم

01:21:29.080 --> 01:21:33.312
چون تو حق داری بهترین ها را از من بخواهی

01:21:55.000 --> 01:21:59.630
هیچ ترسی نداشته باش ! قول میدهم
آنها را بیرون نکنم

01:21:59.840 --> 01:22:04.994
آنها همیشه با من مهربان بوده اند

01:22:05.200 --> 01:22:10.035
چرا باید  خوبی را با بدی جواب بدهم؟

01:22:30.680 --> 01:22:34.753
آنها مردان آینده هستند

01:22:34.960 --> 01:22:42.753
و هرشب اینجا برای بحث کردن
در مورد اخبار سیاسی دیدار میکنند

01:23:24.520 --> 01:23:27.432
در کونسیرژوری

01:23:51.760 --> 01:23:57.392
هیچ چیز در آن زمان به اندازه ی این شعار
:مورد سواستفاده قرار نگرفت

01:23:57.600 --> 01:24:06.190
آزادی ، برابری ، برادری

01:24:06.400 --> 01:24:12.999
این شعار همه جا منتشر میشد
حتی خالکوب ها در هنرشان از آن استفاده میکردند

01:25:01.720 --> 01:25:05.793
حرفم را باور کن
این آدم به جاهای بالایی میرسد

01:25:06.000 --> 01:25:09.754
با استعدادش در دروغگویی

01:25:09.960 --> 01:25:16.718
مقرر شده  به مقامات بالا در دولت برسد

01:25:43.200 --> 01:25:48.115
من دو ماه پیش چی بودم؟
یک نوکر مثل خود تو

01:25:48.320 --> 01:25:55.908
حالا به حلقه ی داخلی فرقه ی ژاکوبن ها وابسته هستم
( ژاکوبن = از مهمترین احزاب دخیل در انقلاب فرانسه )

01:25:56.120 --> 01:26:04.312
و یک صندلی محفوظ در صومعه دارم

01:26:09.040 --> 01:26:14.910
اگر بخواهی تو هم میتوانی به بالا بالاها برسی
249
01:26:35,640 --&gt; 01:26:40,270.
کارت او به تو اجازه میدهد
به جلسات باشگاه ژاکوبن ها بروی

01:26:40.480 --> 01:26:44.632
فردا آنجا باش

01:26:44.840 --> 01:26:51.837
تا ترا به برخی از دوستان سیاسی ام معرفی کنم

01:27:07.240 --> 01:27:10.755
در کونسیرژوری

01:27:10.960 --> 01:27:15.988
زنان زندانی بی ارزش
  تقریبا هر روز جمع می شدند

01:27:16.200 --> 01:27:21.797
در زیر پنجره ی  سلول ماری آنتوانت

01:27:22.000 --> 01:27:28.394
و بدترین توهین ها را حواله ی ملکه ی نگونبخت میکردند

01:27:50.920 --> 01:27:56.358
اون ساحره ی نابکار عامل تمام بدبختی های ماست

01:27:56.560 --> 01:28:04.399
چرا چند اینچ کوتاهتر نمی کننش؟
(چرا گردنش را نمیزنند؟)

01:28:19.120 --> 01:28:24.035
اینجا آخرین شماره ی مجله ی پره دوشن رو نگه داشتم

01:28:24.240 --> 01:28:30.190
پیشنهاد میکنم این را به علیاحضرت بدهیم

01:28:30.400 --> 01:28:38.592
تا حالا باید  از خواندن ِ تاریخ شور مسیح خسته شده باشه

01:29:06.280 --> 01:29:09.511
پره دوشن

01:29:09.720 --> 01:29:14.111
حاکم ظالم مرده
اما دختر و بچه ی ملعونش هنوز زنده هستند

01:29:14.320 --> 01:29:18.871
 قبل از نابودی آنها روی آرامش را نخواهید دید

01:29:19.080 --> 01:29:23.756
مراقب باشید ! آزادی در جوخه ی اعدام است

01:29:33.800 --> 01:29:37.349
زمانی چند گذشت

01:29:37.560 --> 01:29:41.712
بخاطر نفوذ ارنسته

01:29:41.920 --> 01:29:47.392
حالا جوزف هم
به قابل اعتمادترین محفل ژاکوبن ها راه یافته ست

01:30:43.040 --> 01:30:50.469
چرا برای پیشنهاد ازدواج دادن به او
شجاعت به خرج نمیدهی؟

01:31:04.400 --> 01:31:09.269
فراموش  کردی که تو منابع
و راه هایی برای مجبور کردنش داری

01:31:09.480 --> 01:31:15.589
فکر میکنی او  یا مادرش خودشان  میخواستند با

01:31:15.800 --> 01:31:20.794
 گردنبند ِ گیوتین  زینت پیدا کنند؟

01:31:29.600 --> 01:31:32.717
در کونسیرژری

01:31:32.920 --> 01:31:39.314
برای ماری آنتوانت تمام علایق دنیوی قطع شده است

01:31:39.520 --> 01:31:45.959
تنها علاقه ای که برای همیشه خواهد ماند
مادری کردن برای بچه اش خواهد بود

01:32:15.240 --> 01:32:20.473
او بروی سینه اش تصویری از پسرش
و طره ای از موی او را نگه میداشت

01:32:20.680 --> 01:32:27.631
که هردو را با موفقیت به زندان قاچاق کرده بود

01:32:27.840 --> 01:32:34.757
در داخل یک دستکش زرد

01:32:57.600 --> 01:33:01.878
هرچند حالا جوزف با تمام وجودش به انقلاب وابسته بود

01:33:02.080 --> 01:33:08.997
ولی یک روز هم از دیدار با
اربابان پیشین خود قصور نمیکرد

01:33:09.200 --> 01:33:14.797
همانها که بابت فراهم کردن اوضاعی قابل تحمل
 قدردان ِ او بودند

01:33:22.480 --> 01:33:28.476
این دوران وحشت
 انچنان ذهن انسان را به توحش کشانده بود

01:33:28.680 --> 01:33:32.719
که حتی بچه ها خود را اختصاص داده بودند به

01:33:32.920 --> 01:33:36.151
بازی کردن با گیوتین

01:33:39.600 --> 01:33:42.398
متهم

01:33:45.480 --> 01:33:49.837
مامور پیگرد عمومی

01:33:52.480 --> 01:33:55.358
حضار

01:33:58.760 --> 01:34:01.593
قاضی

01:34:03.400 --> 01:34:06.870
شهروند گربه ، متهم به توهین به جمهوری

01:34:07.080 --> 01:34:12.393
با پوشیدن ِ رنگ سفید ِ درباری در انظار عمومی

01:34:12.600 --> 01:34:18.436
و بهمین خاطر باید حکم آنرا با گردنش درک کند

01:34:20.400 --> 01:34:23.631
در همین اثتا جوزف مذاکره ای طولانی داشت

01:34:23.840 --> 01:34:26.070
با کنتس ِ چمبرود

01:34:26.280 --> 01:34:31.070
موضوع گفتگو بر کسی معلوم نبود

01:34:31.280 --> 01:34:35.114
و کسی نمیبایست بداند

01:34:55.440 --> 01:34:59.877
در مسیر به سمت گیوتین

01:35:44.440 --> 01:35:49.434
تو وفاداری ات را بیش از اندازه ثابت کرده ای

01:35:49.640 --> 01:35:54.919
و بخاطر ما زندگیت را در معرض خطر قرار دادی

01:35:55.120 --> 01:36:02.879
جوزف میدانی که به عنوان یک دوست بخشنده
قدر ترا میدانم

01:36:07.120 --> 01:36:10.271
ولی تو هم باید بدانی

01:36:10.480 --> 01:36:16.112
که هرچیزی بیش از دوستی بین ما
غیر ممکن است

01:36:38.920 --> 01:36:41.593
زنده باد آزادی

01:36:43.200 --> 01:36:47.478
ولی همان شب یک معلول بینوا
303
01:36:47,680 --&gt; 01:36:54,233-
که تقدیری شوم او را کر و لال کرده بود

01:36:54.440 --> 01:37:02.154
با فوکیه تنویل ، مامور ِ پیگرد (دادستان) دیدار کرد

01:37:02.360 --> 01:37:09.038
ویل پترسن در نقش فوکیه تنویل

01:37:17.120 --> 01:37:21.159
کنتس چمبورد و دخترش ژنویه وِه

01:37:21.360 --> 01:37:28.789
تحت نام گراندت در خیابان ت . آنتونی مخفی شده اند

01:37:29.000 --> 01:37:36.554
و قصد فرار از کشور را دارند

01:38:07.400 --> 01:38:11.154
 در همین اثتا
تدارکات برای فرار

01:38:11.360 --> 01:38:14.591
در خیابان ت . آنتونی در حال  انجام بود

01:39:37.160 --> 01:39:41.039
آن افلیج به هدفش دست یافت

01:39:41.240 --> 01:39:44.915
ولی در چشمانش برقی از شادی ِ پیروزی  نبود

01:39:45.120 --> 01:39:52.470
چرا که او شیطان بود
که  در پوشش آن افلیج بی نوا تغییر ظاهر داده بود

01:39:52.680 --> 01:40:00.598
شیطانی که بواسطه ی مجازات الهی اش
باید انسان را بقصد اطاعت از خود بفریبد

01:40:19.320 --> 01:40:23.552
با فوکویر تینویله

01:40:37.360 --> 01:40:43.310
تو اسامی ما را پرسیدی
از پاسپورت هایمان بخوان

01:40:47.960 --> 01:40:53.637
فرزندم من برای دروغ گفتن خیلی پیرم
318
01:41:01,440 --&gt; 01:41:05,592-
بله من کنتس چمبرود هستم

01:41:05.800 --> 01:41:13.480
و این بانوی جوان در کنارم
دخترم بانو ژنویه وه ست

01:41:28.760 --> 01:41:32.958
اما تو همشهری

01:41:39.160 --> 01:41:44.188
تویی که ما یک وطن پرست حسابی محسوبت کردیم

01:41:44.400 --> 01:41:51.158
میخواستی به فرار این اشراف کمک کنی درسته؟

01:42:00.760 --> 01:42:05.754
کنتس چمبرود   و دخترش ژنویه وه

01:42:05.960 --> 01:42:09.475
با نام گراندت در خیابان ت . آنتونی مخفی شده اند

01:42:18.800 --> 01:42:22.952
حالا میفهمم

01:42:23.160 --> 01:42:29.030
اون مخبر ِ  واقعی تویی
 که این نامه رو فرستاده
327
01:42:50,000 --&gt; 01:42:55,996-
مشکلاتی هستند که
که حل کردن آنها فوق العاده سخت است

01:42:56.200 --> 01:43:00.432
حتی برای یک فوکیه تنویل

01:43:16.120 --> 01:43:19.829
حالا حرف بزن

01:43:20.040 --> 01:43:23.589
تو نامه رو فرستادی یا نه؟

01:43:52.080 --> 01:43:56.596
طرفداری تو از جمهوریت ، بی حاصل نبوده

01:43:56.800 --> 01:44:04.798
دفتر رییس پلیس در آینده ی نزدیک بی صاحب میشود

01:44:05.000 --> 01:44:11.792
و باید ببینم که آن دفتر به تو داده شده

01:44:28.600 --> 01:44:34.516
پاداش یهودا بر سر یهودا فرو میریزد

01:45:06.280 --> 01:45:09.590
در 14 اکتبر 1793

01:45:09.800 --> 01:45:14.396
ماری آنتوانت به حضور دادگاه انقلابی برده شد

01:45:14.600 --> 01:45:18.275
دادگاه دو روز به طول کشید

01:45:18.480 --> 01:45:21.517
وقتی او به سلولش برگشت

01:45:21.720 --> 01:45:25.395
در طی شب بین پانزدهم و شانزدهم

01:45:25.600 --> 01:45:32.278
هیات منصفه متفق القول
حکم به مرگ ملکه ی فرانسه دادند

01:46:18.720 --> 01:46:22.156
در میدان کنکورد

01:46:22.360 --> 01:46:29.198
 جلاد و دستیارانش بستر مرگ ِ ماری آنتوانت را آماده کردند

01:46:41.840 --> 01:46:45.913
هنگامیکه روز به آرامی سر میزد

01:46:46.120 --> 01:46:52.275
ماری آنتوانت نامه ی مشهور ِ آغشته به اشکش را

01:46:52.480 --> 01:46:58.555
برای خواهر شوهرش  ، پرنسس الیزابت نوشت

01:46:58.760 --> 01:47:02.833
آن نامه به عنوان وصیت نامه ی ماری آنتوانت

01:47:03.040 --> 01:47:06.635
از خلال تاریخ عبور کرده است

01:47:21.440 --> 01:47:25.433
شانزده اکتبر
چهار و نیم بامداد

01:47:25.640 --> 01:47:30.919
این نامه برای تو  ای خواهر عزیزم
واپسین نامه ام خواهد بود

01:47:31.120 --> 01:47:34.874
من محکوم شده ام ، نه به مرگی ننگین

01:47:35.080 --> 01:47:38.072
چه این مرگ تنها برای جنایتکاران ننگین است

01:47:38.280 --> 01:47:43.991
ولی برای ترک این زمین
و پیوستن به برادرت

01:47:44.200 --> 01:47:48.751
...معصومی چون او

01:48:06.480 --> 01:48:10.996
در سلولی دیگر
نه خیلی دورتر

01:48:11.200 --> 01:48:15.159
زن دیگری داشت نامه مینوشت

01:48:21.720 --> 01:48:28.956
برای جوزف گیلوِرت
از طرف بانو ژنویه وِه چمبورد

01:48:41.280 --> 01:48:46.752
در این لحظه میتوانم صدای ارابه ی مرگ را
در حیاط میدان بشنوم

01:48:46.960 --> 01:48:52.114
برای بردن مادرم به سمت سکوی اعدام
این خطوط  ، آخرین درخواست های من از توست

01:48:52.320 --> 01:48:56.233
ارنسته در پی نقشه ای برای آزادی ملکه ست

01:48:56.440 --> 01:49:01.958
او را کمک کن من هم ترا می بخشم
و در آخرین لحظاتم ترا دعا میکنم

01:49:35.160 --> 01:49:41.156
این را ببر برای جوزف
با آخرین وداع من
362
01:51:10,760 --&gt; 01:51:14,070-
از لباس های محقری که برای ماری آنتوانت بجا مانده بود

01:51:14.280 --> 01:51:17.397
برای او که زمانی زیباترین بانوی فرانسه بود

01:51:17.600 --> 01:51:20.910
امروز صبح او
انگار که به مهمانی دعوت است لباس پوشید

01:52:21.040 --> 01:52:24.874
اوست که باید ازش تشکر کنی

01:52:25.080 --> 01:52:29.710
وگرنه من که دارم از خودم یک خیانتکار به
جمهوری  میسازم

01:52:36.800 --> 01:52:42.113
بله آن خانم جوان را خوب به یاد دارم
الان کجاست؟

01:52:49.200 --> 01:52:52.112
گردن زده شده؟

01:52:55.440 --> 01:53:02.630
چه کسی آنقدر سنگدل بوده که آن بچه را
بدست جلادان بسپارد؟

01:53:15.200 --> 01:53:19.637
سریع باشید ! راه امن است

01:53:40.360 --> 01:53:44.353
قولت به ژنویه وه را یادت باشد

01:53:44.560 --> 01:53:47.552
و به خودت فکر نکن

01:54:01.640 --> 01:54:06.953
ولی از غروری جریحه دار شده
در شعله ی خشمی آنی

01:54:07.160 --> 01:54:15.033
جوزف قول رسمی اش به ژنویه وه
و ملکه را فراموش می کند

01:54:15.240 --> 01:54:21.315
که کار سرنوشت را به او سپرده بودند

01:55:33.480 --> 01:55:37.155
حال او برای مرگ در خارج از  اینجا آماده میشود

01:55:37.360 --> 01:55:40.989
حالا راضی شدی؟

01:55:41.200 --> 01:55:45.239
ایمان سه زن بوسیله ی تو مورد خیانت قرار گرفته است

01:55:45.440 --> 01:55:48.557
تو سه زندگی را از بین برده ای

01:56:10.040 --> 01:56:14.397
اسم واقعی تو قاتل است
همانطور که شیطان ، نام واقعی من است

01:56:14.600 --> 01:56:19.037
لعنت ابدی بر تو

01:56:19.240 --> 01:56:23.472
که مرا به سمت تباهی ات کشاندی

01:56:36.560 --> 01:56:39.358
لعنت ابدی

01:57:07.720 --> 01:57:13.078
با رنج نومیدی ،  شیطان در سرگشتگی هایش درنگ کرد

01:57:13.280 --> 01:57:16.670
که انگار با امیدهایی پراکنده
فرش شده بود

01:57:16.880 --> 01:57:20.714
و ظاهرا او را از رستگاری ابدی اش
دور کرده بود

01:57:20.920 --> 01:57:26.756
برای او ترحمی وجود ندارد
دوباره ندایی از بالا شنیده شد

01:57:26.960 --> 01:57:30.316
!به اعمال شریرانه ات ادامه بده

01:57:42.760 --> 01:57:48.278
مکان : فنلاند
زمان : بهار 1918
390
01:57:48,480 --&gt; 01:57:52,917-
همه تصویر اعجاب آور فنلاند را میشناسند

01:57:53.120 --> 01:57:56.669
نماد ی از زنی جوان
در حال نبرد با عقاب روسی

01:57:56.880 --> 01:58:01.271
آیا از وقتی که انقلاب سرخ از روسیه

01:58:01.480 --> 01:58:08.158
بسوی فنلاند راهش را باز کرده
حیات تازه ای

01:58:08.360 --> 01:58:12.717
به این تصویر داده نشده است؟

01:58:35.320 --> 01:58:43.273
آخرین داستان ما در شهر کوچک ِ حیرولا اتفاق می افتد

01:58:43.480 --> 01:58:52.434
که مدتی توسط سرخ ها در بهار 1918 اشغال شده بود

02:01:39.000 --> 02:01:42.117
مرکز فرماندهی سفیدها

02:01:42.320 --> 02:01:46.871
سرجوخه ماتی
 فرامینی از فرمانده ش دریافت میکند

02:01:47.080 --> 02:01:51.312
مبنی بر کشیدن خطوط تلگراف و تلفن

02:01:51.520 --> 02:01:55.957
به سمت ایستگاه راه آهن حیرولا

02:01:56.160 --> 02:01:59.232
کریستین نیلسن در نقش سرجوخه ماتی

02:02:42.120 --> 02:02:45.715
اگر مال من نشی

02:02:45.920 --> 02:02:50.357
درباره ی شوهرت  به دادگاه سرخ خبر میدم

02:03:31.520 --> 02:03:37.470
روز بعد
سرجوخه ماتی در مسیرش به سمت حیرولا

02:03:46.800 --> 02:03:50.952
خدا را شکر که اومدی

02:03:51.160 --> 02:03:55.790
 معنیش اینه ما بزودی دوباره قهوه ی واقعی گیرمون میاد

02:04:00.520 --> 02:04:05.036
سیری ، میرود به جنگل برای جمع کردن پوست درخت

02:04:05.240 --> 02:04:07.993
برای آشپزی با آرد

02:04:26.080 --> 02:04:31.916
ماتی و افرادش به سمت حیرولا پیش میرفتند

02:06:44.240 --> 02:06:48.074
سرپوش مادر

02:06:48.280 --> 02:06:51.511
برو دنبالش
عجله کن

02:07:50.840 --> 02:07:53.400
دادگاه سرخ

02:07:58.480 --> 02:08:01.631
در این داستان ِ مربوط به زمان ما

02:08:01.840 --> 02:08:06.197
شیطان در قالب کاهن روسی ، ایوان نمایش داده میشود
( درواقع سمبلی از راسپوتین . م)

02:08:06.400 --> 02:08:12.396
که عجله داشت برای کمک
به برادران ِ سر خ ( کمونیست ) فنلاندی اش بشتابد

02:08:12.600 --> 02:08:18.789
در مقابل کارآگاهان ِ گارد سفید

02:08:19.000 --> 02:08:22.470
هلگه نیسن در نقش شیطان

02:08:36.400 --> 02:08:43.511
من میترسم
باید تبرئه ش کنیم

02:09:00.520 --> 02:09:06.470
وقتی رسیدی به جنگل
یک گلوله بهش بزن

02:09:16.640 --> 02:09:22.431
و حالا موقع خوردن است

02:10:55.160 --> 02:11:00.598
ایوان کلاس مدرسه ی حیرولا را
به یک تالار سخنرانی تبدیل کرده

02:11:00.800 --> 02:11:07.273
وقتی او سخنرانی های اجتماعی اش را ارائه میکند

02:11:07.480 --> 02:11:13.271
در آنجا همیشه حضار مذهبی هم هستند

02:11:59.360 --> 02:12:04.992
رایوتانیمی با وجدانش نبردی سخت داشته است

02:12:05.200 --> 02:12:11.230
ولی انگار نیرویی ورای کنترلش
او را به سمت

02:12:11.440 --> 02:12:17.754
مدرسه ی حیرولا میکشد

02:13:10.560 --> 02:13:14.792
حالا میدانم چطور انتقام پدرم را بگیرم

02:13:15.000 --> 02:13:20.711
فورا من را ببر پیش فرمانده ت

02:13:20.920 --> 02:13:25.630
من میخواهم به لشگر فنلاندی ملحق شوم

02:13:42.480 --> 02:13:45.677
شرعیات ِ سرخ

02:13:49.560 --> 02:13:55.351
شما فقط باید از یک خدا بترسید
از اراده ی خودتان

02:13:58.560 --> 02:14:02.758
فقط باید از یک قانون تبعیت کنید

02:14:02.960 --> 02:14:07.829
قانونی که خودتان میسازید با خون ِ ثروتمندان

02:14:47.440 --> 02:14:50.352
کجا زندگی میکنی؟

02:14:54.080 --> 02:14:58.517
دیگه خونه ای ندارم

02:15:00.760 --> 02:15:05.436
بهرحال باید یک آدرسی داشته باشی

02:15:05.640 --> 02:15:11.078
جایی که اگر کشته شدی جسدت را  بشود فرستاد آنجا

02:15:16.320 --> 02:15:19.437
برای من تفاوتی ندارد

02:15:19.640 --> 02:15:23.713
هر جایی که شد در خاک فنلاند دفن بشوم

02:15:55.800 --> 02:16:04.708
باشد پیمانی که اکنون بستی
ترا برکت دهد

02:16:18.200 --> 02:16:22.557
شبی حدود یک هفته ی بعد

02:16:22.760 --> 02:16:28.471
درست بعد از اینکه آخرین ترن
حیرولا را ترک کرده بود

02:16:46.720 --> 02:16:49.712
در مرکز فرماندهی سرخ

02:16:49.920 --> 02:16:55.552
در همان شب
مذاکرات مهمی  در حال انجام بود

02:16:58.800 --> 02:17:03.794
دارم به شما میگویم
سفیدها  با ایستگاه ارتباط برقرار کردن

02:17:04.000 --> 02:17:07.913
بوسیله ی تلفن و تلگراف

02:17:08.120 --> 02:17:12.113
ما باید محافظ ِ  پاوو را بگیریم

02:17:12.320 --> 02:17:19.158
و وادارش کنیم سفیدها را بکشد به یک کمین

02:20:09.560 --> 02:20:13.758
سرخ ها

02:20:49.440 --> 02:20:55.834
من باید بروم به مهمانخانه و پسرها را نگه دارم

02:22:21.800 --> 02:22:27.272
بگذار برای بعد
فعلا وقتش نیست

02:22:37.120 --> 02:22:39.953
پادگان سرخ ها

02:23:18.800 --> 02:23:23.237
این تلگرام را برای سفیدها بفرست

02:23:31.800 --> 02:23:35.315
سرخ ها خط راه آهن را اشغال کرده اند

02:23:35.520 --> 02:23:40.719
اگر از کنار جاده ی اصلی به جنگل بروید

02:23:40.920 --> 02:23:46.677
در امتداد رودخانه
میتوانید برایشان کمین بگذارید

02:24:02.960 --> 02:24:04.075
سرخ ها

02:25:49.720 --> 02:25:56.910
اگر از دستورم اطاعت نکنی
به همسرت شلیک میشه

02:26:09.960 --> 02:26:14.192
این کارو نکن سیری

02:26:42.360 --> 02:26:45.591
تو الان قراره بمیری

02:26:45.800 --> 02:26:49.236
ولی حتی بدترین گناهکارها هم خواسته ای دارند

02:26:49.440 --> 02:26:52.477
تا بوسیله ی مذهب به آرامش برسند

02:27:44.840 --> 02:27:46.159
مهمانخانه

02:28:06.240 --> 02:28:13.476
نایمی دیگر نمیتواند منتظر ماتی بماند
و میرود به سمت ایستگاه

02:28:13.680 --> 02:28:20.233
کاملا مسلح با نارنجک دستی
برای یک دیدار احتمالی

02:28:36.240 --> 02:28:40.518
آیا حالا او به من تعلق پیدا میکند؟

02:28:44.560 --> 02:28:47.472
هنوز نه

02:29:35.720 --> 02:29:41.033
تا چند ثانیه ی دیگر شوهرت آخرین نفسش را خواهد کشید

02:29:41.240 --> 02:29:45.552
تا هنوز وقت هست ، تجدید نظر نمیکنی؟

02:29:56.120 --> 02:29:59.237
خدای مهربان ! به من قدرت بده
تا در برابر وسوسه مقاومت کنم

02:30:33.240 --> 02:30:39.076
زندگی شوهرت بیش از این  ادامه پیدا نمیکند

02:32:03.920 --> 02:32:09.756
ولی هنوز وقت هست تا جان بچه هایت را نجات بدهی

02:32:24.400 --> 02:32:29.030
این آخرین هشدار من است

02:32:29.240 --> 02:32:37.511
اگر رد کنی
بچه هات تا لحظه ای دیگر خواهند مرد

02:32:40.560 --> 02:32:44.678
خب؟

02:33:18.840 --> 02:33:21.559
وظیفه ات را انجام بده

02:33:21.583 --> 02:33:41.583
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:33:41.607 --> 02:34:01.607
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

02:36:05.400 --> 02:36:09.109
منو ببخش پاوو

02:36:09.320 --> 02:36:14.269
من این کار را تنها
بخاطر فنلاند انجام دادم

02:36:32.200 --> 02:36:35.909
عمل قهرمانانه ی ساده ی سیری
شیطان را از

02:36:36.120 --> 02:36:40.272
هزار سال مجازاتش رهانید

02:36:40.480 --> 02:36:43.438
ولی مجازات محتوم توسط خداوند

02:36:43.640 --> 02:36:46.916
با حروفی ابدی نگاشته شده است

02:36:47.120 --> 02:36:51.591
و حروفش شیطان را به سمت اهداف و
تقدیرهایی تازه برمی انگیزد