﻿WEBVTT

00:00:03.350 --> 00:00:23.350
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:53.959 --> 00:00:57.751
‫ما قدردانی خود را از ریاست کل

00:00:57.792 --> 00:00:59.834
‫کارپردازی ارتش آمریکا

00:00:59.918 --> 00:01:01.918
‫برای همکاری در بخشهایی
‫از این اثر، ابراز میکنیم

00:04:17.292 --> 00:04:20.417
‫ساکت باش پرنده ی احمق

00:06:25.083 --> 00:06:27.918
‫خب، تعجبی نداره که فرار کردی .

00:06:31.334 --> 00:06:34.918
‫میخواستی با بچه هات خلوت كنی، هان؟

00:06:35.209 --> 00:06:39.250
‫خجالت نمیکشی ماری؟ بخودت نگاه کن!

00:06:39.792 --> 00:06:43.000
‫دیگه برای کمک به نگهداری از اون توله ها،
‫به چشمت خوب نمیام؟

00:06:43.042 --> 00:06:47.042
‫من و آقای ویتنی نصف عالم مخلوقات رو
‫دنبالت گشتیم

00:06:47.417 --> 00:06:51.250
‫خیلی وقته نیستی بله قربان

00:06:51.584 --> 00:06:55.792
‫خبر نداری باید در مسابقات مختلف شرکت
‫كنی و برنده بشی؟

00:06:57.000 --> 00:06:59.542
‫بیا اینجا شیطان کوچولو! بیا اینجا

00:07:00.125 --> 00:07:03.000
‫یالا، فسقلی! تو هم قراره بری .

00:07:04.375 --> 00:07:06.125
‫خدای من!

00:07:09.959 --> 00:07:11.250
‫بیا

00:07:11.292 --> 00:07:13.334
‫قراره یه بانو بشی یه قهرمان .

00:07:13.375 --> 00:07:16.542
‫یالا، شیاطین کوچولو بجنبین، شیاطین
‫کوچولو! اینجا!

00:07:41.667 --> 00:07:43.417
‫تو هم همینطور

00:07:43.459 --> 00:07:45.292
‫میخوای دهها كیلومتر از تمدن بدور
‫باشی و

00:07:45.334 --> 00:07:47.209
‫تبدیل بشی به یه یاغی چموش؟

00:07:47.250 --> 00:07:50.375
‫پالا زود باش سوار شو، ماری
‫راه میافتیم!

00:07:50.417 --> 00:07:52.125
‫یالا، ماری! یالا!

00:07:52.167 --> 00:07:54.999
‫خدای من بخیالت میخواستی اینجا بمونی

00:08:36.792 --> 00:08:38.959
‫چی
‫شده؟ رفتارت طوریه که انگار دلت نمیخواد ...

00:08:38.999 --> 00:08:39.751
‫اینجا رو ترک کنی

00:08:43.375 --> 00:08:45.209
‫اون چشه؟

00:08:52.334 --> 00:08:54.375
‫یه جای کار میلنگه

00:20:55.459 --> 00:20:57.375
‫تو چطور اومدی اینجا؟

00:21:05.083 --> 00:21:07.459
‫تو نباید دزدی كنی .

00:21:16.834 --> 00:21:19.042
‫فرار نکن من اذیتت نمیکنم

00:23:31.709 --> 00:23:33.500
‫یه چیزی زدیم . احتمالا- یه كبوتر په

00:23:33.584 --> 00:23:35.542
‫شاید هر چند اینجا کبوتر نداره .

00:23:41.417 --> 00:23:42.918
‫اکه هی به بچسگه

00:23:43.417 --> 00:23:44.876
‫بله

00:23:47.334 --> 00:23:49.125
‫چه بد!

00:23:49.167 --> 00:23:51.125
‫بنظرت بمیره؟

00:23:51.626 --> 00:23:54.959
‫آره بنظرم .

00:23:58.334 --> 00:24:00.667
‫فایده نداره بذاریم زجر بکشه

00:24:07.876 --> 00:24:09.459
‫هی بخیالت چکار داری میکنی؟

00:24:09.751 --> 00:24:11.584
‫بلند شو از اونجا، کتی

00:24:11.667 --> 00:24:12.500
‫شما بهش تیراندازی کردین

00:24:12.834 --> 00:24:14.250
‫ما از کجا میدونستیم اونجاست؟

00:24:14.334 --> 00:24:16.834
‫فكر میكنی عمدا اینکارو کردیم؟ توی این محدوده شکار ممنوعه

00:24:17.626 --> 00:24:18.918
‫یالا دیگه برو خونه

00:24:19.459 --> 00:24:21.876
‫از دیدنش اذیت میشی، پس بهتره
‫از اینجا بری .

00:24:21.959 --> 00:24:24.375
‫شما نمیتونین اینکارو بکنین! نباید اینکارو بکنین

00:24:25.083 --> 00:24:27.999
‫داره نفس میکشه شاید شانسی برای خوب شدن داشته باشه

00:24:28.792 --> 00:24:30.167
‫نباید بهش شلیک کنین من بهتون
‫اجازه نمیدم .

00:24:30.459 --> 00:24:32.334
‫میخوای تمام راه تا خونه رو با خودت
‫ببریش؟

00:24:32.417 --> 00:24:34.834
‫قبل از اینکه از دریاچه رد بشی میمیره .

00:24:34.918 --> 00:24:36.459
‫شایدم نمرد

00:24:36.500 --> 00:24:38.626
‫من هر كاری برای خوب شدنش میکنم

00:24:39.125 --> 00:24:40.751
‫یه سگ کاملا بی نظیره

00:24:41.417 --> 00:24:43.667
‫هیچوقت یکی شبیهش پیدا نمیشه

00:24:43.709 --> 00:24:46.209
‫با حیوونهای وحشی بازی میکنه و یه کلاغ سیاه بهش خبر میده

00:24:46.250 --> 00:24:48.292
‫زمانیکه آدمها

00:24:49.459 --> 00:24:51.626
‫ولی شما متوجه نمیشین

00:24:51.667 --> 00:24:54.334
‫بهرحال تمامش تقصیر منه اون داشت
‫فرار میکرد ..

00:24:54.375 --> 00:24:56.125
‫و من افتاده بودم بودم دنبالش
‫...

00:24:56.417 --> 00:24:58.751
‫باید بذارین من با خودم ببرمش

00:25:02.542 --> 00:25:04.709
‫عجب! اگه اینقدر بفکرش هستی، بفرما
‫برش دار

00:25:05.584 --> 00:25:08.000
‫البته بفرما!

00:25:42.999 --> 00:25:44.876
‫آقای مكبین!

00:25:48.292 --> 00:25:51.125
‫آقای مكبین من یه سگ پیدا کردم
‫مجروح
‫شده

00:25:51.500 --> 00:25:52.626
‫بهش شلیک شده

00:25:52.667 --> 00:25:54.918
‫آره،
‫ه، صدمه دیده، بچه جون

00:25:55.000 --> 00:25:59.000
‫چقدرم سگ کوچولوی خوشگلیه، تیر ساچمه ای خورده .

00:25:59.709 --> 00:26:01.626
‫طفلک بینوا

00:26:01.834 --> 00:26:03.792
‫بدجور صدمه دیده؟

00:26:03.959 --> 00:26:06.209
‫متاسفانه همینطوره.

00:26:11.167 --> 00:26:14.000
‫در حال حاضر هر کاری میشد کرد، کردم .

00:26:14.500 --> 00:26:17.709
‫باید گرم نگه داشته بشه و اگه امشب
‫اینجا باشم

00:26:17.751 --> 00:26:19.375
‫باز بهش سر میزنم .

00:26:21.876 --> 00:26:23.709
‫زنده میمونه، آقای مكبین؟

00:26:23.792 --> 00:26:26.834
‫خب الان گفتنش خیلی سخته

00:26:26.876 --> 00:26:29.918
‫ولی فکر میکنم شانسش بد نباشه

00:26:30.083 --> 00:26:31.918
‫اگه روی پاهاش وایسته و

00:26:31.959 --> 00:26:34.375
‫شروع کنه به عرض اندام و پارس کردن،
‫میشه فهمید

00:26:34.459 --> 00:26:35.459
‫اونوقت شاید

00:26:35.792 --> 00:26:38.834
‫پس این اتفاق میافته، من میدونم

00:26:43.542 --> 00:26:45.626
‫متشکرم، آقای مكبین

00:26:49.042 --> 00:26:52.083
‫خدا! کاش ظرفها خود بخود شسته میشدن!

00:26:52.125 --> 00:26:54.334
‫من هنوز دلیلی نمیبینم چرا ما در ظرفهای كاغذی غذا نمیخوریم

00:26:54.375 --> 00:26:56.500
‫تا مثل آقای مكبین بندازیمشون دور

00:26:56.584 --> 00:26:58.959
‫اوه! تو از همه ی ما یه مشت آسوپاس
‫میسازی

00:26:59.375 --> 00:27:01.000
‫كتی سوپش رو خورد؟

00:27:01.042 --> 00:27:02.334
‫گمون نمیکنم بخوره .

00:27:02.375 --> 00:27:03.918
‫خیلی نگران اون سگه .

00:27:39.083 --> 00:27:40.792
‫كتی!

00:27:46.959 --> 00:27:49.626
‫مامان من واقعا شام نمیخوام

00:27:49.959 --> 00:27:53.334
‫نمیشه با شکم خالی بری توی تختخواب،
‫همین که گفتم .

00:28:03.709 --> 00:28:07.083
‫گفت اگه بهوش بیای و پارس کنی، حالت
‫خوبه میشه و این اتفاق افتاد

00:28:07.292 --> 00:28:08.999
‫افتاد!

00:28:10.626 --> 00:28:13.876
‫عزیزم!

00:28:18.999 --> 00:28:21.292
‫مامان اون خوب شده خوب شده

00:28:21.999 --> 00:28:24.626
‫آره! حتی تقریبا میتونه راه بره .

00:28:24.667 --> 00:28:26.167
‫خوشحالم، عزیزم .

00:28:26.417 --> 00:28:29.542
‫فکر اینکه تمامش تقصیر من بود، خیلی
‫وحشتناک بود

00:28:29.834 --> 00:28:33.250
‫حالا بیا بشین و اینو بخور

00:28:35.542 --> 00:28:38.417
‫مامان اون عجیب ترین و بی نظیرترین
‫سگیه که دیدم

00:28:38.751 --> 00:28:43.000
‫میدونی، اونطوری که اون ازم فرار میکرد فکر نمیکنم قبلا با آدمها سروکار داشته باشه .

00:28:43.042 --> 00:28:44.459
‫ولی حیوونها ازش فرار نمیکنن .

00:28:44.834 --> 00:28:49.000
‫با یه گوزن بازی میکرد و اگه آدمی
‫نزدیک میشد به کلاغ بهش هشدار میداد

00:28:49.042 --> 00:28:50.834
‫یه کلاغ و یه سگ؟ البته !

00:28:50.876 --> 00:28:52.125
‫کاترین مریک

00:28:52.542 --> 00:28:56.167
‫آره اون و کلاغه همدیگه رو میشناسن چون باهم آب میخوردن

00:28:56.375 --> 00:28:58.167
‫از آب پای درخت

00:28:58.751 --> 00:29:00.083
‫همینطوره، خودم دیدم.

00:29:00.500 --> 00:29:03.751
‫تو باز توی اون قایق دراز کشیدی و كلی كتاب قصه خوندی .

00:29:03.834 --> 00:29:06.083
‫نه، مامان این واقعا كتی!

00:29:06.167 --> 00:29:09.167
‫كلاغها و سگها در واقعیت دور یه میز، چای نمیخورن واقعا اینطور نیست

00:29:09.626 --> 00:29:11.500
‫سوپ داره سرد میشه

00:29:11.918 --> 00:29:13.125
‫آره، مامان

00:29:13.167 --> 00:29:15.209
‫ولی سگ قشنگیه، نه؟

00:29:15.250 --> 00:29:18.542
‫آره، نوارهای قشنگی داره .

00:29:18.626 --> 00:29:21.626
‫خب، پس یه مسئله ای هست، مامان

00:29:22.000 --> 00:29:25.792
‫من خیلی وقته ازت میخوام بهم یه سگ چوپان و

00:29:25.834 --> 00:29:27.375
‫یه
‫گله به سلیقه ی خودم بدی.

00:29:27.375 --> 00:29:29.125
‫من بهش فکر کردم.

00:29:29.459 --> 00:29:31.751
‫و به این نتیجه رسیدم سگی که میخوام همینه

00:29:32.125 --> 00:29:34.292
‫برام بهش آموزش میدی؟

00:29:34.709 --> 00:29:36.042
‫نه عزیزم .

00:29:36.334 --> 00:29:37.834
‫خب، سگ قشنگیه

00:29:37.959 --> 00:29:40.292
‫ولی سگ پز دادنه، سگ کار نیست

00:29:40.667 --> 00:29:42.459
‫صرفا یه حیوون خونگیه

00:29:42.500 --> 00:29:45.167
‫پس فکر میکنی سگگلهی خوبی از کار در نمیاد؟

00:29:45.542 --> 00:29:47.375
‫نه،
‫عزیزم فکر نمیکنم .

00:30:14.042 --> 00:30:14.999
‫یالا، بیل

00:30:24.000 --> 00:30:26.083
‫سلام، مکبین
‫خب، صبح بخیر، کاترین

00:30:26.876 --> 00:30:28.918
‫سگ چطوره؟
‫بیل خوبه متشکرم

00:30:29.292 --> 00:30:30.876
‫پس اسمش بیله؟

00:30:31.292 --> 00:30:33.000
‫فعلا بیل صداش میزنم تا به یه اسم
‫فکر کنم .

00:30:33.584 --> 00:30:35.125
‫خب، پس اسمش نیست؟

00:30:35.542 --> 00:30:38.918
‫اوه، نه فعلا بیل صداش میزنم ولی باید په اسم داشته باشه .

00:30:39.167 --> 00:30:42.334
‫مثل مامان که چابین صدام میزنه
‫ولی من كاترین النور مریک هستم .

00:30:43.709 --> 00:30:46.792
‫آره! حالا اسمش هر چی باشه

00:30:46.834 --> 00:30:48.334
‫از قرار وضعیت سلامتیش خوبه

00:30:48.626 --> 00:30:50.292
‫چرا اونو گذاشتی روی سقف؟

00:30:50.542 --> 00:30:54.375
‫اوه این دیگ آب منه تا داخل خونه
‫حمام کنم .

00:30:54.834 --> 00:30:58.667
‫روبازه و آفتاب کل طول روز بهش میتابه

00:30:59.083 --> 00:31:02.125
‫نلی، بیارشون نلی

00:31:19.999 --> 00:31:21.500
‫آقای مكبین، بیل میتونه یه سگ گله بشه

00:31:21.542 --> 00:31:24.083
‫میتونه در نگهداری از گوسفندها بهم
‫کمک کنه، نه؟

00:31:24.542 --> 00:31:27.792
‫البته! ولی تو هنوز یه ذره کمسنی

00:31:27.834 --> 00:31:30.000
‫و بیل هم همینطور

00:31:30.834 --> 00:31:33.292
‫ولی به این معنی نیست که نتونی در آینده ی نزدیک کمک باشی.

00:31:33.709 --> 00:31:35.500
‫واقعا میتونم؟ صد البته

00:31:35.959 --> 00:31:40.459
‫پسر خودم گری، زمانیکه چندان از تو بزرگتر نبود، کلی کمک حالم بود

00:31:40.918 --> 00:31:42.083
‫من ...

00:31:42.167 --> 00:31:46.083
‫همین تازه به نامه ازش دریافت کردم
‫توی ارتشه .

00:31:46.167 --> 00:31:48.542
‫فیلیپینه

00:31:51.584 --> 00:31:55.626
‫فردا قراره برم کلیسا
‫خانم دیویس با ماشین منو میبره

00:31:55.999 --> 00:31:57.667
‫ولی نمیتونم بیل رو ببرم.

00:31:57.751 --> 00:31:59.375
‫خب، اشکالی نداره بچه جون

00:31:59.792 --> 00:32:04.792
‫میدونی، آدم برای حرف زدن با خدایی که نمیتونه ببینه میره کلیسا

00:32:04.876 --> 00:32:08.751
‫اما یه سگ میتونه خدایی که عاشقشه
‫رو ببینه

00:32:08.792 --> 00:32:11.626
‫باهاش حرف بزنه و کل روز از فرامینش
‫اطاعت کنه

00:32:14.292 --> 00:32:15.918
‫تو خدای بیل هستی

00:32:15.959 --> 00:32:18.584
‫و تمام خواستهاش اینه که عاشق تو باشه
‫و اینکه بهش

00:32:18.626 --> 00:32:20.834
‫خواسته هات رو بگی تا انجام بده

00:32:21.042 --> 00:32:25.125
‫واقعا جدی میگی که من براش واقعا
‫همونی هستم

00:32:25.167 --> 00:32:27.125
‫که گفتی؟
‫- البته .

00:32:30.959 --> 00:32:33.209
‫خدای یکی بودن ...

00:32:33.959 --> 00:32:36.167
‫خیلی احساس عجیبیه

00:32:36.751 --> 00:32:41.999
‫میدونی، من فکر میکنم بیلی یه
‫سگ چوپانه .

00:32:43.250 --> 00:32:46.292
‫با اینحال بذار از نیلی پرس وجو کنیم،
‫اون میدونه

00:32:46.876 --> 00:32:48.459
‫از شما بهتر میدونه؟ البته .

00:32:48.584 --> 00:32:50.999
‫سگ باتجربه س که به توله درس میده

00:32:51.083 --> 00:32:53.584
‫و اگه توله به کار گله نیاد

00:32:54.167 --> 00:32:56.375
‫اونوقت نلی هیچکاری بهش نداره.

00:32:56.417 --> 00:32:58.083
‫یالا، نلی!

00:33:14.334 --> 00:33:16.999
‫پس خوبه، نه؟
‫خب، نلی که اینطور میگه

00:33:17.292 --> 00:33:19.792
‫پس برام بهش آموزش میدی آقای مكبین؟

00:33:20.000 --> 00:33:23.792
‫خب، با کمال میل بچه جون

00:33:35.375 --> 00:33:37.999
‫آموزش بیل خیلی طول میکشه
‫آقای مكبین؟

00:33:38.417 --> 00:33:41.667
‫خب کار خوب همیشه زمان بره

00:33:41.918 --> 00:33:43.751
‫خاطرات من
‫کاترین النور مریک

00:33:44.751 --> 00:33:47.626
‫امروز یک سگ زخمی پیدا کردم آقای مكبین گفت زنده میماند

00:33:47.667 --> 00:33:48.751
‫خوب غذا میخورد

00:34:06.042 --> 00:34:07.918
‫از حمام گرفتن متنفر است

00:34:11.334 --> 00:34:13.167
‫آرزوی بزرگ بکن و امیدوار باش

00:34:13.250 --> 00:34:15.083
‫آرزویی که هر چند برآورده شدنش
‫سخت باشد ...

00:34:15.125 --> 00:34:17.459
‫باور داشته باش که به حقیقت بپیوندد

00:34:17.500 --> 00:34:19.334
‫امروز برای بیل یک آرزو کردم .

00:34:28.999 --> 00:34:32.083
‫آرزویم برآورده شد، حالا بیل تمام و کمال
‫است

00:34:47.167 --> 00:34:48.999
‫زمستان از راه رسیده است من
‫سرخک گرفته ام

00:35:04.292 --> 00:35:10.167
‫امیدوارم که بیل از من نگیرد .

00:36:11.834 --> 00:36:13.334
‫یالا، بیل

00:36:15.999 --> 00:36:17.334
‫مامان

00:36:17.417 --> 00:36:19.834
‫مامان بجنب! دیگه دارن میزان

00:36:19.918 --> 00:36:21.876
‫آلیس اون یکی گله رو آورد داخل؟

00:36:21.918 --> 00:36:22.667
‫دارن میان

00:36:22.709 --> 00:36:24.125
‫ولی چندتاشون سرگردون شدن

00:36:24.167 --> 00:36:26.250
‫دیدم که از کوه دارن میرن بالا

00:36:26.334 --> 00:36:27.959
‫پیش از توفان حدود ده تایی منحرف شدن

00:36:28.167 --> 00:36:30.375
‫ضرر بزرگیه اما نمیشه امشب رفت اونجا .

00:36:30.667 --> 00:36:32.459
‫- شاید صبح بشه رفت، هان؟ نه یخ میبندن

00:36:32.500 --> 00:36:34.292
‫اونهایی که سرگردون شدن رو باید از دست رفته تلقی کرد.

00:36:34.918 --> 00:36:38.209
‫ما اینجا دستمون به آغل بنده یالا بریم

00:37:45.500 --> 00:37:48.292
‫بیل بیل!

00:38:09.209 --> 00:38:10.918
‫خدا! خیلی خوشگلن

00:38:15.584 --> 00:38:18.584
‫همینطور سردشونه و گرسنه هستن،
‫بیا کمک کن .

00:38:19.584 --> 00:38:21.417
‫یکی دیگه هم هست مامان

00:38:26.292 --> 00:38:30.125
‫پیت از اونجا بیارش
‫باشه مامان

00:38:44.000 --> 00:38:46.959
‫یالا، یه کم شام بهش بدیم

00:40:01.250 --> 00:40:04.417
‫پسر صبحانهی امروز حسابی مزه میده

00:40:04.999 --> 00:40:07.417
‫آلیس، برو كتی رو بیدار کن، میتونه یه کمکی بهمون بکنه

00:40:07.459 --> 00:40:09.042
‫باشه مامان

00:40:11.417 --> 00:40:16.000
‫روز بلندی پیش رو داریم بنابراین باید سریع صبحانه مون رو بخوریم .

00:40:20.000 --> 00:40:21.459
‫بنظرت حال کوچولوهامون چطور پیش بره؟

00:40:21.500 --> 00:40:23.375
‫من دعا میکنم .

00:40:23.918 --> 00:40:26.292
‫تا اینجا خیلی خوب عمل کردیم

00:40:26.667 --> 00:40:29.209
‫بجز اونها که منحرف شدن گندش بزنن

00:40:29.250 --> 00:40:31.792
‫خب اون میشه مصداق پولی که هیچوقت
‫خرج نمیشه

00:40:32.626 --> 00:40:35.042
‫اشکال نداره از دست کسی کاری
‫برنمیاد، پیت

00:40:35.083 --> 00:40:38.626
‫مامان کتی توی اتاقش نیست، نه خودش
‫هست
‫نه بیل

00:40:38.918 --> 00:40:41.167
‫نیست؟ خب کجا میتونه رفته باشه؟

00:40:41.542 --> 00:40:43.709
‫یعنی ممکنه رفته باشه دنبال جامونده ها؟

00:40:43.751 --> 00:40:46.209
‫میخواد ثابت کنه خودش و بیل میتونن
‫از پس گوسفندها گوسفندها بربیان .

00:40:46.250 --> 00:40:47.792
‫من شرط میبندم همینطوره.

00:40:47.834 --> 00:40:50.626
‫پالتوهاتون رو بپوشین میریم ببینیم
‫چه خبره

00:40:54.876 --> 00:40:58.042
‫اگه بتونم با خونهی "جد" تماس بگیرم، میتونه ضلع جنوبی رو بگرده .

00:40:59.375 --> 00:41:01.626
‫یه لحظه صبر کن، مامان

00:41:02.167 --> 00:41:03.999
‫بیله!

00:41:19.709 --> 00:41:20.751
‫كتی

00:41:20.792 --> 00:41:21.626
‫كتی! عزیزم!

00:41:21.709 --> 00:41:23.209
‫ببین، گفتم چیزیش نمیشه .

00:41:23.250 --> 00:41:25.626
‫گفت که مامان

00:41:26.334 --> 00:41:28.250
‫كتی،
‫حالت خوبه، عزیزم؟

00:41:28.667 --> 00:41:31.042
‫صدمه ای ندیدی؟
‫نه

00:41:31.083 --> 00:41:33.459
‫خدا خیلی نگرانمون کردی، چابین .

00:41:33.918 --> 00:41:35.542
‫بهتره به این بره ها غذا بدم .

00:41:35.584 --> 00:41:36.792
‫برو بهش کمک کن آلیس

00:41:37.584 --> 00:41:39.876
‫باشه مامان
‫بیل هم میتونه کمک کنه

00:41:40.292 --> 00:41:42.959
‫-برو، بیل! برو! یالا، بیل

00:41:45.751 --> 00:41:48.250
‫مامان تو بخاطر اینکه رفتم از دستم عصبانی نیستی؟

00:41:48.542 --> 00:41:49.626
‫نه عزیزم .

00:41:49.959 --> 00:41:52.751
‫بیل گمشده ها رو پیدا کرد و بهم راه برگشت بخونه رو نشون داد

00:41:52.918 --> 00:41:55.083
‫سگ گلهی خوبیه، نه؟

00:41:55.125 --> 00:41:57.334
‫بهترینیه که بعمرم دیدم

00:41:58.417 --> 00:42:01.000
‫تو و بیل گله ی خودتون رو خواهید داشت

00:42:01.083 --> 00:42:02.417
‫اوه، مامان

00:42:18.042 --> 00:42:20.375
‫بیل میدونی امروز یکشنبه س؟

00:42:26.334 --> 00:42:28.999
‫هر چند نمیتونیم بریم کلیسا کار داریم

00:42:32.751 --> 00:42:35.709
‫برای خدا
‫مهم
‫نیست اگه امروز نریم کلیسا

00:42:36.083 --> 00:42:38.334
‫ما مراقب بره هاش هستیم

00:43:00.584 --> 00:43:03.792
‫بیل، برو برشون گردون برو، بیل

00:43:35.250 --> 00:43:38.125
‫مرده؟
‫نه، ولی خیلی داغون شده

00:43:38.292 --> 00:43:41.334
‫طفلک
‫-سگ خوشگلیه، چارلی .

00:43:42.292 --> 00:43:46.375
‫خدا! اصلا ندیدمش، کیسی! گوسفندها درست جلوش بودن

00:43:46.459 --> 00:43:48.375
‫این سگ بدجور صدمه دیده، باید ببریمش پیش یه دامپزشک

00:43:48.417 --> 00:43:49.918
‫مستقیم میریم به ویلمینگتن

00:43:49.999 --> 00:43:50.959
‫تا یه دامپزشک پیدا کنیم.

00:43:51.083 --> 00:43:54.751
‫-ولی صاحبش - وقت نداریم
‫چی
‫میشه؟

00:43:54.792 --> 00:43:55.209
‫ممکنه بمیره

00:43:55.250 --> 00:43:56.792
‫-بجنب
‫-آره، درسته .

00:43:58.751 --> 00:44:00.709
‫مواظب باش مواظب باش

00:44:31.792 --> 00:44:33.459
‫بیل

00:44:34.876 --> 00:44:36.334
‫بیل

00:44:37.542 --> 00:44:41.918
‫بیل بیل

00:44:48.334 --> 00:44:50.250
‫بیل

00:44:52.626 --> 00:44:54.459
‫بیل

00:45:07.751 --> 00:45:08.918
‫كتی!

00:45:38.250 --> 00:45:39.709
‫آقای مكبین!

00:45:46.417 --> 00:45:48.709
‫دستت رو بده من كتی

00:45:49.751 --> 00:45:52.375
‫بیا! بیا! بفرما!

00:45:57.959 --> 00:46:01.209
‫خب باید بپوشونیمت

00:46:02.417 --> 00:46:05.959
‫اگه ذات الریه نکنی، شانس آوردیم .

00:46:14.334 --> 00:46:15.542
‫ای وای كتی!

00:46:15.626 --> 00:46:18.751
‫تو بهتر از من بلدی چطور در همچین باد شدیدی

00:46:18.792 --> 00:46:19.834
‫قایق رو هدایت کنی، مگه نه؟

00:46:20.125 --> 00:46:24.083
‫بلدم ولی عجله داشتم تا واسه پیدا کردن بیل از خلیج رد بشم.

00:46:24.626 --> 00:46:26.751
‫اون رفته، آقای مكبین

00:46:28.459 --> 00:46:31.334
‫اگه با عجله نرسونیمت خونه
‫یه مرضی میگیری

00:46:31.375 --> 00:46:35.751
‫منظورت چیه که رفته؟ - هی صداش زدم .

00:46:35.999 --> 00:46:37.876
‫ور
‫رفتم به جائیکه گله بود

00:46:38.709 --> 00:46:40.500
‫اون غیب شده بود

00:46:40.751 --> 00:46:43.751
‫گوسفندها
‫رو بردم خونه و روزهاست
‫که میگردم

00:46:44.000 --> 00:46:46.250
‫هیچی باعث نمیشه خود بیل به تنهایی
‫منو ترک کنه

00:46:46.292 --> 00:46:48.500
‫البته که نه
‫پس
‫حتما ...

00:46:48.542 --> 00:46:50.250
‫اتفاقی براش افتاده

00:46:50.667 --> 00:46:53.083
‫نه نه گریه نکن!

00:46:53.125 --> 00:46:54.709
‫تو که شاهد اتفاقی نبودی

00:46:54.751 --> 00:46:56.417
‫میدونم، ولی
‫-پس تو فقط به امید

00:46:56.459 --> 00:46:57.626
‫تکیه کن

00:46:57.667 --> 00:47:00.959
‫اما چطور میشه امید رو به واقعیت تبدیل کرد؟

00:47:01.500 --> 00:47:05.292
‫خب، بیا پیدا کنیم چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه

00:47:05.375 --> 00:47:07.876
‫خودت مثل من میدونی که هیچ حیوانی این اطراف نمیتونسته

00:47:07.959 --> 00:47:09.000
‫بی اینکه تو چیزی بشنوی

00:47:09.125 --> 00:47:11.417
‫بیل رو برده باشه، درسته؟

00:47:11.459 --> 00:47:14.709
‫بسیار خب، و اگه هر اتفاق دیگه ای
‫افتاده بود

00:47:14.792 --> 00:47:15.918
‫پیداش میکردی

00:47:16.000 --> 00:47:19.083
‫- مگر یک اتفاق چه اتفاقی؟

00:47:19.125 --> 00:47:22.292
‫دزدی بله خانم من موارد زیادی شنیدم.

00:47:22.375 --> 00:47:25.417
‫بویژه در مورد سگی شبیه بیل

00:47:25.500 --> 00:47:27.959
‫بهرحال اگه کسی اینقدر دوستش
‫داشته باشه

00:47:27.999 --> 00:47:29.250
‫حسابی مراقبشه، مگه نه؟

00:47:29.584 --> 00:47:32.999
‫پس دلیلی برای ترسیدن وجود نداره
‫هان؟

00:47:33.042 --> 00:47:36.209
‫و با شناختی که از بیل داریم در اولین فرصتی که بتونه فرار کنه

00:47:36.250 --> 00:47:39.834
‫با حداکثر سرعت میتازه سمت تو، نه؟

00:47:40.375 --> 00:47:43.959
‫بخدا چیزی جز این به ذهن من نمیرسه

00:47:43.999 --> 00:47:47.834
‫به ذهن تو هم همینطور! مگه نه؟

00:47:55.626 --> 00:47:56.999
‫سلام، بیلی .

00:47:59.334 --> 00:48:00.709
‫پاتسی .

00:48:02.167 --> 00:48:04.250
‫سلام، پسر! روحیه ات رو حفظ کن

00:48:04.292 --> 00:48:07.292
‫شاید یکی از اینروزها صاحبت رو
‫پیدا کنیم .

00:48:11.918 --> 00:48:13.792
‫نام نامعلوم صاحب نامعلوم

00:48:21.667 --> 00:48:23.209
‫اینبار فقط شش تا .

00:48:23.250 --> 00:48:26.792
‫بعضی از کسانیکه قول سگها رو بهمون دادن در آخرین لحظه تغییر عقیده دادن

00:48:27.375 --> 00:48:29.751
‫اینجا سگ اسکاتلندی نیست، بنظرم یه خوشگلش رو دیده بودم

00:48:30.167 --> 00:48:32.792
‫اوه اون دو ماه به راننده کامیون آوردش

00:48:32.834 --> 00:48:35.626
‫تصادف کرده ،بود الان حالش خوبه .

00:48:36.876 --> 00:48:39.375
‫بارها و بارها سعی كردیم صاحبش
‫رو پیدا کنیم

00:48:39.459 --> 00:48:40.751
‫حتی
‫آگهی دادیم ولی خبری نشد

00:48:40.834 --> 00:48:43.000
‫سگ قشنگیه میخوام خودم نگهش دارم.

00:48:43.042 --> 00:48:46.042
‫ما خودمون اینجا کمبود سهمیه نداریم؟

00:48:46.209 --> 00:48:49.459
‫ببین اون نازترین سگیه که تا الان به پست من خورده

00:48:53.626 --> 00:48:56.584
‫باشه
‫-میشه ازش استفاده کرد، جوئی! باور کن .

00:48:59.167 --> 00:49:00.375
‫اوه! بیا!

00:49:00.417 --> 00:49:03.083
‫پذیرش سگ جنگی و مرکز آموزش

00:49:03.125 --> 00:49:04.292
‫دروازه را بسته نگه دارید

00:49:17.125 --> 00:49:18.918
‫بشین بشین!

00:49:26.792 --> 00:49:28.999
‫بیا بیرون، دوک غذات رو آوردم .

00:49:29.292 --> 00:49:30.709
‫یالا

00:49:34.500 --> 00:49:37.209
‫چی
‫شده، دوک؟
‫دلیلی برای نگرانی وجود نداره .

00:49:38.000 --> 00:49:40.417
‫آروم باش، دوک

00:49:44.292 --> 00:49:45.834
‫حرکت نکن حرکت نکن

00:49:56.000 --> 00:49:59.542
‫قسم میخورم خودش یا پدر یا مادرش رو یه جایی در به نمایش دیدم.

00:49:59.667 --> 00:50:07.083
‫شک ندارم آقا درد که نداشت، دوک؟ اسم اصلیش رو نمیدونم واسه همین

00:50:07.125 --> 00:50:08.999
‫دوک صداش میزنم

00:50:09.292 --> 00:50:12.167
‫غصه نخور، دوک! خیلی خودت رو نگیر!

00:50:12.209 --> 00:50:15.751
‫په
‫خودش رو نمیگیره، آقا! فقط یه مسئله ای توی ذهنش میگذره

00:50:16.125 --> 00:50:19.918
‫ی كرد بهم در موردش بگه سعی . مگه نه، دوک؟

00:50:19.959 --> 00:50:23.375
‫یالا! بهم بگو جریان چیه؟ بگو!

00:50:29.209 --> 00:50:30.500
‫بریم، دوک

00:50:30.751 --> 00:50:32.167
‫متشکرم، قربان خواهش میکنم .

00:50:32.667 --> 00:50:35.000
‫امروز صبح با تمرینات پایه ادامه میدیم

00:50:35.042 --> 00:50:36.667
‫از قبیل "راه برو" .

00:50:37.042 --> 00:50:41.709
‫"بشین"، "پایین"، "و "ایستا"
‫آماده!

00:50:42.375 --> 00:50:44.042
‫به راست، راست

00:50:45.459 --> 00:50:47.417
‫حالا به سگهاتون فرمان "بشین" بدین

00:50:47.918 --> 00:50:49.209
‫بشین بشین

00:50:51.709 --> 00:50:53.709
‫حالا به سگهاتون فرمان "پایین" بدین

00:50:53.834 --> 00:50:55.334
‫پایین پایین .

00:50:57.584 --> 00:50:59.542
‫حالا به سگهاتون فرمان "بشین" بدین
‫یالا!

00:50:59.626 --> 00:51:00.959
‫بشین بشین

00:51:03.375 --> 00:51:04.584
‫سگهاتون رو بفرستین!

00:51:04.626 --> 00:51:05.959
‫برو!

00:51:32.000 --> 00:51:33.542
‫آفرین

00:51:35.334 --> 00:51:38.751
‫خیلی سخت نبود، هان؟ نه!

00:51:41.500 --> 00:51:42.959
‫برو!

00:51:59.334 --> 00:52:03.042
‫بجنب، دوک زود باش! آفرین

00:52:03.167 --> 00:52:05.918
‫یالا، پسر! آفرین!

00:52:18.292 --> 00:52:19.626
‫- هو لكامب - هربرت .

00:52:19.667 --> 00:52:21.083
‫-ویمز! -برت .

00:52:21.125 --> 00:52:22.500
‫-دی! -برایان .

00:52:22.834 --> 00:52:24.083
‫-میان
‫-جرج .

00:52:24.751 --> 00:52:25.959
‫اسمیت توماس

00:52:26.417 --> 00:52:28.000
‫مک دونالد - ویلیام .

00:52:28.125 --> 00:52:29.792
‫سریلو! تونی .

00:52:29.918 --> 00:52:31.626
‫-تامبوی!
‫-جرمی

00:52:49.709 --> 00:52:51.999
‫چی
‫أذیتت میکنه؟ هان؟

00:53:26.000 --> 00:53:28.667
‫هی! تو چته؟ یالا پایین!

00:53:28.709 --> 00:53:30.209
‫پایین، پسر!

00:53:31.083 --> 00:53:33.459
‫چی
‫أذیتت میکنه؟ هان؟

00:53:36.542 --> 00:53:39.292
‫توجه! توجه!

00:53:39.709 --> 00:53:41.667
‫شما برای یک گشت رزمی در نظر
‫گرفته شدید

00:53:41.959 --> 00:53:44.250
‫در عرض چند دقیقه در جزیره ی قرمز پنج پیاده خواهید شد

00:53:44.667 --> 00:53:46.000
‫به افسران و درجه دارهای شما

00:53:46.042 --> 00:53:48.000
‫دستور العملهای لازم داده شده

00:53:48.375 --> 00:53:50.876
‫همانطور که حتما در جریان هستین، اینجا
‫جزایر البوت آلاسكاست

00:53:50.959 --> 00:53:52.834
‫لذا دستکشهای خود را بدست داشته باشید

00:54:17.999 --> 00:54:19.125
‫گشت رزمی حاضره، قربان .

00:54:19.500 --> 00:54:21.999
‫تا یک دقیقه ی دیگه بهتون ملحق میشیم
‫بله، قربان

00:54:22.667 --> 00:54:24.417
‫میخوام بفهمین كجای اون بالا
‫سنگر گرفتن

00:54:24.459 --> 00:54:26.459
‫زود ما رو مطلع کنین .

00:54:26.876 --> 00:54:29.209
‫شناسه ی شما گروه چهاره، موفق باشید

00:54:29.292 --> 00:54:31.667
‫متشکرم، قربان

00:54:34.542 --> 00:54:36.292
‫اینبار سگت رو همراه میبریم

00:54:36.375 --> 00:54:37.999
‫بله، قربان .

00:54:38.042 --> 00:54:39.626
‫یالا بریم، آقایون

00:54:46.209 --> 00:54:47.334
‫میبینمت، دوک

00:54:47.834 --> 00:54:50.834
‫بهترینها رو برات آرزو میکنم مک در مقر منتظرت هستم

00:54:50.918 --> 00:54:54.042
‫باشه اسمیتی! میبینمت، بریم، دوک

00:55:07.876 --> 00:55:11.250
‫مقر به دستهی C
‫برد خوب، برد خوب .

00:55:11.334 --> 00:55:12.417
‫هنوز خبری از گروه چهار نشنیدین؟

00:55:12.459 --> 00:55:15.000
‫چرا تا اینجا که خوبن

00:55:15.042 --> 00:55:17.626
‫مقر به دسته ی C .

00:55:51.542 --> 00:55:56.667
‫گروه چهار به مقر ، گروه چهار به مقر ، مواجهه با آتش دشمن

00:55:56.709 --> 00:55:58.918
‫داریم بسمت "هیلاچ پیش میریم قربان

00:55:58.959 --> 00:56:02.584
‫در سمت
‫چپ
‫ما یک دسته خمپاره اندازهای ژاپنی و تیربار هستن

00:56:14.999 --> 00:56:17.918
‫اون مسلسل رو اونطرف برپا کن جناح راستمون رو پوشش بدین

00:56:20.918 --> 00:56:22.918
‫پایین، دوک! پایین!

00:56:38.167 --> 00:56:40.000
‫شاید بشه بسمت چپ حرکت کنیم، قربان

00:56:40.083 --> 00:56:42.667
‫نه
‫چپ پ و نه راست تمام اطراف ما رو گرفتن

00:56:42.709 --> 00:56:45.209
‫باید همینجا بمونیم و تا آخر تلاش کنیم

00:56:56.999 --> 00:56:59.083
‫باشه، دوک سخت نگیر، پسر

00:57:16.542 --> 00:57:18.500
‫مهماتمون ته کشیدن مک

00:57:18.542 --> 00:57:20.334
‫چی برامون مونده؟

00:57:20.375 --> 00:57:21.999
‫حدود پنجاه تا فشنگ و به چند تا نارنجک

00:57:22.250 --> 00:57:23.542
‫با این که یه مهمونی هم نمیشه داد

00:57:23.626 --> 00:57:26.292
‫وقتی اون ترسوها رسیدن ناچاریم
‫په مهمونی بدیم!

00:57:26.334 --> 00:57:27.918
‫باید سگ رو بفرستیم .

00:57:29.959 --> 00:57:33.167
‫ما محاصره شدیم، کمک بفرستید

00:57:43.417 --> 00:57:45.083
‫این فرصت بزرگ توئه، رفیق

00:57:45.125 --> 00:57:48.459
‫بفرستش، مک
‫اسمیتی تو رو میخواد، پسر!

00:57:48.542 --> 00:57:50.542
‫برو!

00:57:58.459 --> 00:58:01.083
‫اینم از تفاوت کاملا درسته

00:58:05.876 --> 00:58:08.584
‫یا اون دوام میاره یا ما کارمون تمومه

01:00:28.709 --> 01:00:31.584
‫هی اسمیتى! سگت !اینجاست

01:00:31.959 --> 01:00:33.375
‫اونجا

01:00:36.125 --> 01:00:37.959
‫دوک، تو موفق شدی!

01:00:44.083 --> 01:00:47.792
‫اون موفق شد قربان
‫حالا- گروه چهار رو پیدا میکنیم .

01:00:48.500 --> 01:00:51.125
‫خب بدش زود باش بده پیام رو ببینیم

01:00:51.167 --> 01:00:54.209
‫پیامی در کار ،نیست قربان به پیام شلیک
‫شده، سگ زخمیه

01:01:00.751 --> 01:01:02.959
‫خب، من دیگه حرفی ندارم .

01:01:02.999 --> 01:01:04.626
‫مطمئنا خودش نمیتونه جاشون رو بما بگه

01:01:04.667 --> 01:01:06.626
‫شاید بتونه، قربان

01:01:06.667 --> 01:01:08.584
‫منظورت چیه؟

01:01:08.959 --> 01:01:11.500
‫شاید بتونم ازش بخوام ما رو راهنمایی کنه
‫اون سگ؟

01:01:11.834 --> 01:01:13.918
‫حتی نمیتونه روی پاهاش وایسته

01:01:13.959 --> 01:01:16.250
‫واسه من خیلی كارها میتونه بکنه قربان .

01:01:17.292 --> 01:01:18.417
‫میتونم امتحان کنم؟

01:01:18.709 --> 01:01:21.375
‫من که از خدامه بتونه

01:01:21.751 --> 01:01:24.751
‫بفرما امتحان کن بله قربان .

01:01:29.334 --> 01:01:31.876
‫یالا، دوک تو باید اینکارو برای من بكنی!

01:01:32.375 --> 01:01:33.709
‫خواهش میکنم

01:01:40.292 --> 01:01:41.626
‫دوک

01:01:42.334 --> 01:01:43.999
‫دوک، برو!

01:01:45.626 --> 01:01:47.000
‫برو!

01:01:50.709 --> 01:01:52.375
‫یالا، دوک

01:01:53.542 --> 01:01:55.125
‫یالا، پسر!

01:01:58.459 --> 01:01:59.792
‫برو!

01:02:01.751 --> 01:02:04.542
‫یالا، پسر! تو باید بخاطر رفقات اینکارو بکنی .

01:02:05.250 --> 01:02:07.042
‫یالا، دوک

01:02:12.626 --> 01:02:14.375
‫یالا، پسر!

01:02:16.125 --> 01:02:17.459
‫برو!

01:02:21.083 --> 01:02:22.709
‫یالا، دوک

01:03:06.167 --> 01:03:07.500
‫برو!

01:03:44.751 --> 01:03:47.125
‫یالا، دوک! تو موفق میشی

01:03:48.083 --> 01:03:50.250
‫تو میتونی، پسر

01:03:52.209 --> 01:03:55.167
‫یالا، دوک برو!

01:03:58.125 --> 01:03:59.792
‫برو!

01:04:32.584 --> 01:04:34.250
‫هی، مک! نگاه کن!

01:04:35.125 --> 01:04:37.167
‫بچه ها! موفق شد!

01:04:37.834 --> 01:04:39.751
‫مرحبا بتو، دوک

01:04:42.584 --> 01:04:45.125
‫دوک تو موفق شدی! تو موفق شدی پسر!

01:04:45.500 --> 01:04:47.667
‫ما پیداشون کردیم، تو موفق شدی

01:04:48.167 --> 01:04:49.792
‫شده، دوک؟
‫چی

01:04:53.000 --> 01:04:54.834
‫چی
‫شده؟

01:05:00.500 --> 01:05:03.000
‫دوک، بیا اینجا، پسر

01:05:06.125 --> 01:05:08.083
‫وانده، پسر

01:05:08.792 --> 01:05:10.709
‫چی
‫شده؟ منو نمیشناسی؟

01:05:10.959 --> 01:05:12.959
‫چی
‫شده، رفیق؟

01:05:27.042 --> 01:05:29.417
‫بیا، پسر! امتحانش کن

01:05:35.500 --> 01:05:38.209
‫- همه باز میخورن؟
‫- آره .

01:05:39.334 --> 01:05:41.292
‫آره،
‫ه، همه غیر اون

01:05:41.334 --> 01:05:42.709
‫آره .

01:05:44.792 --> 01:05:46.209
‫بیا، مایک

01:05:47.292 --> 01:05:49.334
‫وقتی اینطوری نگاه میکنه، معذب میشم .

01:05:49.792 --> 01:05:53.542
‫بعضی از بچه های بهداری کشتی، همچین
‫نگاهی دارن .

01:05:53.876 --> 01:05:58.584
‫بهیچی اهمیت نمیدن از چیزی خبر ندارن چیزی براشون مهم نیست

01:05:59.209 --> 01:06:00.876
‫آدم رو معذب میکنه، نه؟

01:06:01.500 --> 01:06:03.542
‫خب، جنگ جنگه

01:06:04.167 --> 01:06:06.584
‫نمیدونم تو چطور میتونی اینقدر آسون بگیریش

01:06:07.334 --> 01:06:10.500
‫بنظرم تو په بوزینهی فاقد احساسی،
‫اسمیت

01:06:10.792 --> 01:06:12.667
‫آره آره! درسته! درسته!

01:06:14.584 --> 01:06:16.125
‫من نه

01:06:18.334 --> 01:06:20.042
‫منو معذب میکنه

01:06:24.042 --> 01:06:26.500
‫خوراکی خوبی برات دارم، دوک

01:06:28.417 --> 01:06:30.999
‫خب دیگه دوک باید اینو بخوری، رفیق

01:06:38.042 --> 01:06:40.876
‫بجنب، دوک امتحانش کن هان؟

01:06:47.209 --> 01:06:50.459
‫گوش کن من نمیتونم باهات برگردم بیمارستان
‫دوک

01:06:50.626 --> 01:06:53.500
‫چون باید برگردم و به چند نفر از افراد آموزش
‫بدم .

01:06:54.375 --> 01:06:56.667
‫بهرحال اونجا کمکت میکنن

01:06:57.083 --> 01:06:59.417
‫دیگه لازم نیست بترسی

01:07:03.000 --> 01:07:06.584
‫منو که یادت میمونه هان؟

01:07:54.999 --> 01:07:56.667
‫پسر، اون مرد بدقلقیه

01:07:56.876 --> 01:07:58.834
‫خیال میکنه کل دنیا دشمنش هستن

01:07:59.417 --> 01:08:01.918
‫فکر میکردم به خواب خوب طولانی بکنه

01:08:02.042 --> 01:08:04.459
‫سوت زدن تو آشفته اش میکنه .

01:08:12.751 --> 01:08:15.250
‫یالا، رفیق از اینجا بریم بیرون .

01:08:20.667 --> 01:08:23.792
‫وقتشه یه کم بیشتر بتو توجه کنم، هان؟

01:08:27.250 --> 01:08:29.042
‫بهتره پوزه بند رو بیاری

01:08:30.125 --> 01:08:32.792
‫حیوان بینوا ! حتما خیلی سختی کشیده

01:08:38.500 --> 01:08:40.417
‫ای وای!

01:08:41.209 --> 01:08:42.918
‫پسر، رفت

01:08:44.083 --> 01:08:48.459
‫تا چهل مایلی اینجا هیچی نیست

01:08:49.375 --> 01:08:52.542
‫حالا چکار کنیم؟
‫- هیچی! هیچ کاری ازمون برنمیاد

01:08:52.584 --> 01:08:55.709
‫خدا به هر موجودی کمک میکنه تا
‫با هر شرایطی دست و پنجه نرم کنه .

01:08:55.792 --> 01:08:57.542
‫خدا نگهدار، سرباز!

01:10:05.250 --> 01:10:07.751
‫بابا! بابا!

01:10:09.125 --> 01:10:12.042
‫به گرگ "اسپات" رو گاز گرفت و زخمیش
‫کرد، اسپات هم فرار کرد.

01:10:12.542 --> 01:10:14.459
‫بعدش گرگه یه تکه از گوشت شکار گوزنت رو دزدید

01:10:14.542 --> 01:10:16.999
‫به دهنش گرفت و فراری شد .

01:10:19.751 --> 01:10:22.876
‫اون گرگ نیست، سگه

01:10:51.834 --> 01:10:53.125
‫چی
‫شده، گیل؟

01:10:53.292 --> 01:10:56.083
‫همون سگی که هفته ی پیش رفت سراغ
‫كرلی و مارتین .

01:10:56.292 --> 01:10:58.125
‫از قرار به یه قاتل تبدیل شده

01:10:58.500 --> 01:11:00.918
‫به هر مکانی در این اطراف حمله میکنه

01:11:11.209 --> 01:11:13.083
‫بابا اون پایین

01:11:50.459 --> 01:11:51.999
‫اونجاست، بابا!

01:12:23.834 --> 01:12:25.334
‫داره میره اونطرف .

01:13:10.709 --> 01:13:12.125
‫بیل

01:13:13.999 --> 01:13:16.959
‫ساکت! صدات رو میشنون بیل

01:13:39.792 --> 01:13:41.292
‫بیل

01:13:46.292 --> 01:13:48.250
‫چیزی نیست اونها رفتن

01:13:51.417 --> 01:13:53.250
‫دیگه منو یادت نمیاد، بیل؟

01:15:13.918 --> 01:15:16.834
‫اوه! بیل

01:15:18.292 --> 01:15:22.876
‫اوه، بیل! میدونستم منظوری نداری .

01:15:57.500 --> 01:15:59.417
‫سلام، آقای مک بین سلام، كتی .

01:15:59.751 --> 01:16:01.918
‫خب، تو و بیل سفر آبی خوبی داشتین؟

01:16:02.125 --> 01:16:05.209
‫آره، كیلومترها دورتر رفتیم . -خیلی خوبه

01:16:10.959 --> 01:16:14.125
‫آقای مكبین خیلی لطف کردین که اینجا از بیل برام نگهداری کردین

01:16:14.250 --> 01:16:17.375
‫خواهش میکنم بچه جون خوشحالم
‫اینکارو کردم .

01:16:18.584 --> 01:16:20.876
‫خب دیگه بهتره بیل رو ببری خونه .

01:16:21.000 --> 01:16:24.334
‫وقتشه با سرعت راهی خونه بشین
‫یالا، بیل

01:16:45.292 --> 01:16:46.792
‫سلام، کلانتر سلام، هری

01:16:46.834 --> 01:16:48.292
‫سلام، پری . سلام، مکبین

01:16:48.667 --> 01:16:51.959
‫خب از دیدنتون خوشحالم، آقایون

01:16:52.000 --> 01:16:54.250
‫البته اگه صرفا به دیدار دوستانه باشه

01:16:54.292 --> 01:16:55.334
‫خب، فقط این نیست هری

01:16:55.375 --> 01:16:58.626
‫ما داریم دنبال یه سگ خطرناک میگردیم که اخیرا به مزارع حمله کرده

01:16:59.000 --> 01:17:01.959
‫یه سگ اسکاتلندی بزرگ شبیه به همون
‫که دختر مریک داشت یادته؟

01:17:02.125 --> 01:17:04.999
‫آره آره، یادمه .

01:17:05.417 --> 01:17:07.292
‫باید به جایی همین اطراف باشه

01:17:07.709 --> 01:17:10.584
‫از طرف قاضی پیسون دستور داریم بکشیمش .

01:17:10.876 --> 01:17:13.292
‫خب، مرغدونیها و زمینهای

01:17:13.334 --> 01:17:15.125
‫اونطرف دریاچه رو گشتین؟
‫آره .

01:17:15.375 --> 01:17:17.792
‫تو این اطراف ندیدیش، هری؟

01:17:19.459 --> 01:17:21.292
‫آقای مكبین!

01:17:31.542 --> 01:17:33.751
‫خودشه! همون سگه

01:17:38.209 --> 01:17:42.125
‫نه اون سگ خطرناک نیست، قسم میخورم .

01:17:42.834 --> 01:17:46.667
‫اگه دلت بخواد از نظر قانونی سه روز فرصت داری به این دستور اعتراض كنی

01:17:46.999 --> 01:17:48.584
‫متاسفم، هری

01:17:48.834 --> 01:17:51.000
‫من باید سگ رو ببرم .

01:18:06.042 --> 01:18:07.751
‫آقای مكبین!

01:18:18.334 --> 01:18:20.167
‫شكایت بعدی:

01:18:20.209 --> 01:18:21.918
‫ارنی السون

01:18:22.709 --> 01:18:23.876
‫دست راستت رو ببر بالا

01:18:23.918 --> 01:18:26.999
‫قسم میخوری بجز حقیقت چیزی نگی؟

01:18:27.000 --> 01:18:27.999
‫البته .

01:18:28.000 --> 01:18:28.959
‫بشین

01:18:29.083 --> 01:18:30.250
‫مزرعه هفت اوکتاون شیپ

01:18:30.292 --> 01:18:33.999
‫ارنی، حالا ازت میخوام به اطراف دادگاه نگاه بندازی

01:18:34.000 --> 01:18:37.626
‫و ببینی حیوانی كه به گلهات حمله کرد
‫اینجا هست یا خیر

01:18:39.083 --> 01:18:41.667
‫بله قربان! همونه اونجا

01:18:42.209 --> 01:18:45.042
‫ارنی، خیلی از حیوانات شبیه هم هستن

01:18:45.250 --> 01:18:47.250
‫از روی حوصله شناسائیش کن

01:18:49.500 --> 01:18:52.083
‫خب، شكی وجود داره؟

01:18:52.125 --> 01:18:54.709
‫نه، قربان نه . بسیار خب، همین

01:18:55.125 --> 01:18:56.751
‫بفرما برو سر جات

01:18:57.542 --> 01:18:59.459
‫شاكی بعدی:

01:18:59.792 --> 01:19:01.083
‫پری كرو .

01:19:01.542 --> 01:19:03.626
‫پری، باید در جایگاه شهود قرار بگیری

01:19:07.584 --> 01:19:10.959
‫دست راستت رو بلند کن
‫قسم میخوری جز حقیقت چیزی نگی؟

01:19:10.999 --> 01:19:13.334
‫-قسم میخورم. بشین

01:19:13.542 --> 01:19:16.250
‫نمیخوام با سئوالات تكراری مصدع
‫اوقات همه بشم .

01:19:16.584 --> 01:19:18.834
‫همه میدونن پری کرو کیه، مزرعه اش
‫کدومه

01:19:18.876 --> 01:19:20.834
‫و چند تا گوسفند داره .

01:19:21.250 --> 01:19:24.584
‫پری، تو مدعی هستی که این سگ به مزرعه ی تو حمله کرده؟

01:19:24.959 --> 01:19:28.959
‫مطمئنم، در پنج نوبت مختلف
‫و بدون شکـ

01:19:29.042 --> 01:19:31.959
‫مورد خاصی میخوای به شکایتت اضافه کنی؟

01:19:32.250 --> 01:19:33.709
‫خب، نه چندان

01:19:34.000 --> 01:19:36.876
‫جز اینکه این سگ بی مصرف بدرد هیچکاری
‫نمیخوره، استیو

01:19:36.918 --> 01:19:40.626
‫ذات خراب داره و فقط به کار باهاش
‫میشه کرد ...

01:19:40.667 --> 01:19:42.667
‫نظر نده، پری!

01:19:42.709 --> 01:19:45.918
‫تو فقط حقایق رو عنوان میکنی و من نتیجه گیری میکنم .

01:19:46.000 --> 01:19:48.167
‫همین، میتونی بشینی سر جات

01:19:48.876 --> 01:19:51.667
‫شاكی دیگه ای نیست که ازش سئوال کنم؟

01:19:52.125 --> 01:19:53.918
‫خب، بذارین ببینم

01:19:54.250 --> 01:19:57.584
‫بشمرمشون یک، دو، سه، چهار

01:19:58.584 --> 01:20:02.000
‫پونزده نفر شاهد ایجاد دردسر این
‫سگ بودن

01:20:02.709 --> 01:20:04.834
‫نمیخواین از هیچکدومشون سئوالی بپرسین؟

01:20:05.751 --> 01:20:07.209
‫نه، قربان

01:20:07.751 --> 01:20:11.375
‫بسیار خب، بعد از ناهار اظهارات طرف مقابل رو میشنوم .

01:20:11.792 --> 01:20:13.709
‫دو ساعت تنفس

01:20:27.083 --> 01:20:28.834
‫قاضی پیستون

01:20:29.334 --> 01:20:32.834
‫برای پرسیدن به سئوال از شما لازم نیست به انجیل قسم بخورم؟

01:20:32.876 --> 01:20:35.500
‫معلومه که نه، كتی! سئوالت چیه؟

01:20:36.167 --> 01:20:39.542
‫آدم فقط میتونه از روی اونچه مردم
‫شاهد بودن ..

01:20:39.626 --> 01:20:41.292
‫تصمیم بگیره؟

01:20:41.334 --> 01:20:42.959
‫قانون همین رو میگه کتی

01:20:43.417 --> 01:20:45.500
‫مسائل دیگه ای هم که مهم باشن وجود دارن ...

01:20:45.959 --> 01:20:47.959
‫مسائلی که آدم میدونه حقیقت دارن حتی اگه کسی شاهدشون نباشه .

01:20:48.209 --> 01:20:50.500
‫مسائلی که آدم از درون میدونه حقیقت دارن و واقعا دارن .

01:20:50.542 --> 01:20:53.334
‫حالا برگرد پیش مامانت

01:20:53.542 --> 01:20:56.292
‫دلم نمیخواد سئوال دیگه ای بپرسی، میشنوی؟

01:20:56.709 --> 01:20:59.000
‫نمیخوام یک کلمه ی دیگه بشنوم

01:20:59.584 --> 01:21:03.167
‫تو خبر نداری منصف بودن چقدر سخته

01:21:03.918 --> 01:21:08.209
‫ولی، قاضی
‫-خب دیگه نمیخوام حتی یک کلمه بشنوم.

01:21:08.709 --> 01:21:10.500
‫متوجه ای؟

01:21:14.167 --> 01:21:17.584
‫بله قربان .
‫حالا شدی دختر خوب

01:21:50.751 --> 01:21:52.918
‫اوه! بیل

01:22:00.334 --> 01:22:06.042
‫من... من فکر میکنم بهتره کتی برنگرده .

01:22:06.375 --> 01:22:08.751
‫یعنی بنظرت تصمیمش بر علیه ماست؟

01:22:09.042 --> 01:22:14.626
‫خب من فکر میکنم خیلی بهتر باشه که شما و کتی برنگردین

01:22:15.459 --> 01:22:17.834
‫ما نمیتونم منکر شواهد بشیم

01:22:32.500 --> 01:22:33.918
‫بریم ناهار بخوریم، هان؟

01:22:33.959 --> 01:22:37.083
‫آره من یه دقیقه دیگه بهتون ملحق میشم .
‫باشه

01:23:05.709 --> 01:23:07.125
‫بیل

01:23:08.250 --> 01:23:10.083
‫من نمیفهمم

01:23:11.459 --> 01:23:14.167
‫چرا اونکارها رو کردی؟

01:23:51.042 --> 01:23:52.999
‫عالیجناب ...

01:23:53.500 --> 01:23:57.667
‫اگه اشکالی نداشته باشه باید در این
‫رابطه صحبتی بکنیم

01:23:57.751 --> 01:23:59.667
‫حتما، هری! بفرما بگو

01:23:59.751 --> 01:24:03.417
‫شاید بگین عرایض بنده ربطی به
‫جرائم این سگ

01:24:03.500 --> 01:24:07.334
‫که گناهکاره نداره .

01:24:07.626 --> 01:24:11.083
‫اما خودش که نمیتونه دفاعی از خودش بکنه

01:24:11.375 --> 01:24:13.751
‫نمیتونه مثل یه آدم توضیح بده چرا مرتکب اونکارها شده

01:24:13.792 --> 01:24:16.999
‫پس یکی باید از جانبش حرف بزنه

01:24:17.709 --> 01:24:19.584
‫چیزی که سعی دارم بعرض عالیجناب

01:24:19.751 --> 01:24:22.167
‫همسایگان خوبم برسونم .

01:24:22.584 --> 01:24:26.375
‫اینه که این یه سگ معمولی نیست .

01:24:26.709 --> 01:24:29.459
‫معلومه که نیست یه تهدیده

01:24:29.500 --> 01:24:30.876
‫ساکت!

01:24:31.083 --> 01:24:34.792
‫ببخشید خانم اون یه سربازه .

01:24:35.125 --> 01:24:36.209
‫ظهر امروز ...

01:24:36.250 --> 01:24:39.292
‫من فهمیدم که روی گوشش

01:24:39.334 --> 01:24:42.334
‫یه شماره شناسهی نظامی مهر
‫شده

01:24:42.375 --> 01:24:45.292
‫اینجا میتونین خودتون ببینین

01:24:48.542 --> 01:24:51.083
‫بله، شماره ی نظامی داره .

01:24:51.500 --> 01:24:55.999
‫لذا من به مركز آموزش سگهای جنگی ارتش تلفن کردم .

01:24:56.042 --> 01:24:58.667
‫و سوابق بیل رو از ستوان اونجا گرفتم .

01:24:59.667 --> 01:25:02.751
‫که الان پیشمه

01:25:03.000 --> 01:25:06.334
‫یازده اکتبر سال گذشته توسط ارتش
‫پذیرفته شد

01:25:06.375 --> 01:25:09.292
‫در مرکز سگهای جنگی آموزش دید

01:25:09.375 --> 01:25:11.125
‫و به یک یگان جنگی پیوست

01:25:11.709 --> 01:25:14.000
‫یازده سپتامبر در خارج از کشور

01:25:14.042 --> 01:25:16.834
‫شجاعتی چشمگیر از او ذکر شده

01:25:16.918 --> 01:25:21.334
‫که طی اقدامی یک جوخه از افراد را ...

01:25:21.375 --> 01:25:23.334
‫از دست ژاپنیها نجات داده است

01:25:23.417 --> 01:25:26.584
‫در تاریخ بیست و پنج سپتامبر بدلیل
‫رنج بردن از

01:25:26.667 --> 01:25:28.709
‫تحلیل رفتگی کامل به کشور فرستاده شد

01:25:28.751 --> 01:25:31.375
‫بعد از ترک سیاتل از دست سربازها

01:25:31.417 --> 01:25:36.417
‫که او را به بیمارستان توانبخشی ارتش
‫میبردند.
‫گریخت

01:25:36.959 --> 01:25:40.083
‫خب، جریان اینه

01:25:40.542 --> 01:25:44.918
‫یه چیزی... یه غریزه کشوندش بسمت
‫كتی

01:25:45.167 --> 01:25:47.167
‫که از زمان تولگی بزرگش کرده بود.

01:25:47.250 --> 01:25:51.542
‫کسیکه میدونست همونقدر که خودش دوستش داره اونو دوست داره

01:25:52.042 --> 01:25:55.083
‫این نامه که من یادداشتهام
‫رو
‫روش نوشتم .

01:25:55.292 --> 01:25:57.459
‫از طرف گری پسرمه.

01:25:57.959 --> 01:26:00.876
‫اون در بیمارستان ارتش در نیویورکه .

01:26:01.125 --> 01:26:02.709
‫و از روی نوشته هاش

01:26:02.751 --> 01:26:07.792
‫داره چیزی مشابه اونچه بیل تجربه کرده رو،
‫تجربه میکنه

01:26:08.209 --> 01:26:10.500
‫الساعه بذهنم خطور کرد که احتمالا

01:26:10.542 --> 01:26:14.584
‫خیلی از پسرهای ما وقتی برمیگردن آمادگی ادامه دادن زندگی

01:26:14.626 --> 01:26:16.999
‫از همون نقطه ای که ترکش کردن رو
‫نداشته باشن .

01:26:17.334 --> 01:26:20.334
‫اونها موقعیتهایی رو تجربه کردن که

01:26:20.375 --> 01:26:22.167
‫حتی برای اكثریت ما قابل تصور نیست

01:26:22.209 --> 01:26:24.626
‫اونها به حوصله عشق

01:26:24.709 --> 01:26:26.918
‫و درک از جانب ما نیاز دارن .

01:26:26.959 --> 01:26:30.167
‫و شاید بیشتر از همه به زمان احتیاج دارن .

01:26:30.375 --> 01:26:34.209
‫میدونین اونها یکروزه سرباز نشدن

01:26:34.292 --> 01:26:38.834
‫لذا ما نمیتونیم متوقع باشیم که یکروزه هم
‫شهروند عادی بشن .

01:26:39.375 --> 01:26:42.999
‫و بیل هم که اینجاست، جنگ رو
‫تجربه کرده

01:26:43.000 --> 01:26:46.584
‫و دلیل نمیشه چون نمیتونه حرف بزنه، از
‫یه سرباز کمتر باشه

01:26:46.626 --> 01:26:50.292
‫اون به عشق و یه درک بزرگ

01:26:50.334 --> 01:26:53.999
‫از جانب یه دختر کوچولو یافته و بر اوقات بدش غلبه پیدا کرده

01:26:54.999 --> 01:26:57.709
‫عالیجناب، من سگها رو میشناسم

01:26:57.792 --> 01:27:03.375
‫میتونم قسم بخورم بیلی که اینجاست الان یه شهروند خوبه

01:27:03.709 --> 01:27:06.584
‫لذا از شما تقاضا دارم ..

01:27:06.667 --> 01:27:08.918
‫بدلیل سوابقش بعنوان یک سرباز
‫درجه یک ...

01:27:08.999 --> 01:27:10.417
‫بهش یه فرصت بدین

01:27:10.999 --> 01:27:15.667
‫اجازه بدین برش گردونیم پیش دخترکی که خداشه

01:27:15.918 --> 01:27:18.000
‫و دختر هم عاشقشه

01:27:18.250 --> 01:27:22.500
‫عالیجناب، همسایگان خوب اون استحقاقش رو داره .

01:27:22.999 --> 01:27:24.709
‫خب، هری

01:27:25.500 --> 01:27:27.292
‫بهتره که

01:27:28.999 --> 01:27:30.918
‫بیل رو ببری خونه

01:27:31.709 --> 01:27:33.542
‫پرونده بسته شد

01:27:36.667 --> 01:27:40.792
‫متشکرم هری! منو از به وظیفه ی
‫بینهایت ناخوشایند نجات دادی .

01:27:40.834 --> 01:27:42.751
‫-خوشحالم، هری -خوبه، متشکرم .

01:27:42.999 --> 01:27:46.125
‫زود باش بیل زود باش بیل

01:28:00.250 --> 01:28:02.167
‫آره، بیل!

01:28:02.417 --> 01:28:07.292
‫خب، بیل! برو برو كتی رو پیدا کن

01:28:24.417 --> 01:28:26.459
‫اوه! بیل

01:28:26.483 --> 01:28:36.483
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:28:36.507 --> 01:28:46.507
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.