﻿WEBVTT

00:00:02.894 --> 00:00:22.894
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:44.918 --> 00:00:46.959
‫هیجان زده ای، "پیت"؟

00:00:47.209 --> 00:00:49.167
‫واسه چی؟

00:00:49.375 --> 00:00:50.999
‫چون قراره امشب تو

00:00:51.042 --> 00:00:53.876
‫... به بزرگترین مرد کشور تبدیل بشی

00:00:55.375 --> 00:00:57.083
‫- اینطور فکر میکنی - فکر میکنم؟»

00:00:57.334 --> 00:00:59.999
‫"بنی كاستین"، مخوفترین و قدرتمندترین مرد کشور

00:01:00.167 --> 00:01:04.000
‫امروز بعد از 25 سال
‫گردوندن دنیای تبهکارها،

00:01:04.125 --> 00:01:07.667
‫قراره توسط پیت" "تونلی" از دور خارج بشه

00:01:07.834 --> 00:01:09.999
‫اصلاً میدونین آقای "كاستین" با كسانی .
‫که

00:01:10.500 --> 00:01:12.292
‫قصد چنین کاری داشته باشن چیکار میکنه؟

00:01:12.417 --> 00:01:14.500
‫وقتی تو توی جایگاه شهود قرار بگیری

00:01:14.751 --> 00:01:17.083
‫هیچ کاری نمیتونه بکنه

00:01:17.250 --> 00:01:18.751
‫آره .

00:01:19.250 --> 00:01:20.751
‫شاید

00:01:22.834 --> 00:01:25.334
‫شاید به اون جایگاه برسم

00:01:25.584 --> 00:01:27.083
‫البته که همینطوره "پیت" .

00:01:27.250 --> 00:01:29.334
‫قراره توی جایگاه باشی

00:01:29.584 --> 00:01:33.292
‫و ما مراقب هستیم که اتفاقی واسه تو نیفته

00:01:33.459 --> 00:01:34.959
‫بهت اطمینان میدیم

00:03:24.709 --> 00:03:28.083
‫ببین دختر، انقدرها هم بد نیست

00:03:28.292 --> 00:03:30.209
‫میتونی اینطور فکر کنی که این زندان

00:03:30.292 --> 00:03:33.584
‫یه جور تمرین واسه زندگی آیندهت هستش

00:03:34.000 --> 00:03:36.250
‫البته دلیل این تمرین برای خودم مهمه

00:03:36.459 --> 00:03:39.000
‫ولی من اولین باره که زندان افتادم

00:03:40.000 --> 00:03:42.584
‫بیشتر وقتها اصلاً منظورشون رو متوجه نمیشم

00:03:42.709 --> 00:03:44.792
‫این باعث میشه کار اشتباهی بکنم .

00:03:44.876 --> 00:03:46.834
‫بعدش سر من داد
‫میکشن،
‫انگار که من یه احمق هستم .

00:03:46.918 --> 00:03:48.876
‫خب دیگه سعی كن أروم باشی

00:03:49.042 --> 00:03:50.459
‫چون واسه اولین بار بعد از گیر افتادنت

00:03:50.542 --> 00:03:52.792
‫- بالاخره به فرصت استراحت پیدا کرد
‫- استراحت؟

00:03:52.876 --> 00:03:54.500
‫قطعاً. مگه تو رو به من تحویل ندادن؟

00:03:54.584 --> 00:03:56.667
‫من از کسانی که این زندان رو ساختن

00:03:56.751 --> 00:03:58.459
‫بیشتر در مورد اینجا اطلاعات دارم.

00:03:58.584 --> 00:04:00.000
‫آره، ولی من ندارم .

00:04:00.083 --> 00:04:02.334
‫درسته پس اینقدر حرف نزن من بهت میگم .

00:04:03.375 --> 00:04:07.292
‫یک سری چیزهای ،خاص در ابتدا مهم تر هستن

00:04:07.375 --> 00:04:10.000
‫و بقیه ی چیزها حتی بیشتر اهمیت دارن

00:04:10.083 --> 00:04:12.918
‫و یکی از این مهمترین چیزها اینه که

00:04:12.999 --> 00:04:15.125
‫واسه هیچی داوطلب نشو

00:04:15.584 --> 00:04:17.792
‫- داوطلب نشم؟
‫- حواست رو جمع کن

00:04:17.959 --> 00:04:19.834
‫هر موقع اومدن پیشت و دم تکون دادن

00:04:19.918 --> 00:04:21.876
‫و سعی کردن که رفتار دوستانه ای داشته باشن

00:04:21.959 --> 00:04:24.500
‫و قرار بود یک اضافه کاری انجام بشه

00:04:24.626 --> 00:04:25.876
‫هیچ کاری نکن

00:04:25.959 --> 00:04:28.167
‫---
‫یه گوشه بشین و مثل یک کلفت لباسشو

00:04:28.292 --> 00:04:30.667
‫داوطلب نشو

00:04:30.918 --> 00:04:32.125
‫واسه چی؟

00:04:32.250 --> 00:04:34.459
‫اولاً چرا باید واسه این عوضیها .

00:04:34.542 --> 00:04:36.834
‫... که اینجا نگه داشتنت کار کنی؟

00:04:37.250 --> 00:04:42.709
‫دوم اینکه هیچوقت بیشتر از اون چیزی که ازت خواسته شده کاری نکن

00:04:43.876 --> 00:04:45.500
‫خب چطور این کار رو بکنم؟

00:04:45.584 --> 00:04:49.167
‫خب فرض کنیم اونا اومدن سراغ من و میگن

00:04:49.375 --> 00:04:52.709
‫"كانلی"، روی این زمین یه لکه افتاده

00:04:52.834 --> 00:04:55.792
‫من باید تمام زمین رو تمیز کنم؟

00:04:55.999 --> 00:04:57.209
‫تو نه .

00:04:58.083 --> 00:05:00.250
‫البته که نمیکنم .

00:05:00.375 --> 00:05:02.417
‫یادت باشه غیر از اون نقطه که نشونت دادن

00:05:02.542 --> 00:05:05.459
‫هیچ جای دیگه ای رو تمیز نکنی .

00:05:05.584 --> 00:05:08.042
‫و ما اینجور مواقع .
‫میگیم؟ چی

00:05:08.167 --> 00:05:11.709
‫«میگین «کانلی، مگه تو عقل نداری؟

00:05:11.792 --> 00:05:14.876
‫مگه نمیدونی منظورمون اینه که» «کل زمین رو تمیز کنی؟

00:05:15.000 --> 00:05:17.167
‫کانلی همیشه در جواب میگه

00:05:17.292 --> 00:05:20.250
‫اگه عقل داشتم،
‫«چرا باید الان اینجا میبودم؟

00:05:20.375 --> 00:05:22.834
‫بیا، توی اتاق رئیس منتظرت هستن

00:05:23.000 --> 00:05:24.751
‫اتاق رئیس؟

00:05:24.959 --> 00:05:28.042
‫واسه چی؟ الان دقیقاً وقت شام خوردنه

00:05:28.167 --> 00:05:29.999
‫كانلی، اینقدر ادا در نیار .

00:05:30.167 --> 00:05:31.751
‫بیا

00:05:31.876 --> 00:05:34.709
‫ما رو مثل بره های احمق از انبار به طویله میبرن

00:05:34.834 --> 00:05:36.709
‫و كسی به خودش زحمت نمیده که دلیلش رو بگه .

00:05:36.834 --> 00:05:38.584
‫ظالمانه است

00:05:38.792 --> 00:05:41.417
‫واسه هیچی داوطلب نشو

00:05:41.626 --> 00:05:43.334
‫از این طرف .

00:06:02.000 --> 00:06:03.876
‫وقتی برنامه ریزی زندانیها رو به هم میزنین

00:06:03.999 --> 00:06:06.959
‫نباید به قرقر کردن شکمشون ایراد بگیرین

00:06:11.751 --> 00:06:13.167
‫سلام "كانلی" .

00:06:13.250 --> 00:06:14.918
‫تا جایی که من متوجه شدم،

00:06:15.000 --> 00:06:16.792
‫با اینکه به همراه شما از زندان بیرون میاد

00:06:16.918 --> 00:06:18.667
‫همچنان تحت حفاظت ماست درسته؟

00:06:18.792 --> 00:06:19.959
‫همینطوره خانم رئیس

00:06:20.042 --> 00:06:21.834
‫"ویلوبی" لباسهای بیرونش رو بهش بده

00:06:21.918 --> 00:06:23.584
‫چشم خانم .

00:06:23.751 --> 00:06:25.125
‫مشکلی هست؟

00:06:25.334 --> 00:06:27.626
‫مطمئنم اگه مشکلی هم باشه
‫من آخرین نفر هستم که خبردار میشه

00:06:27.751 --> 00:06:29.209
‫میتونی بری "كانلی" .

00:06:29.417 --> 00:06:31.459
‫نمیدونم فایده داره که بپرسم

00:06:31.584 --> 00:06:34.125
‫الان حقوق مدنی من نقض نمیشه؟

00:06:34.292 --> 00:06:37.584
‫از دادگاه به دستور اومده که
‫تو رو به ماموران فدرال تحویل بدم .

00:06:37.667 --> 00:06:39.292
‫من چه ربطی به فدرال دارم؟

00:06:40.250 --> 00:06:42.000
‫زیاد طول نمیکشه، ستوان

00:06:49.250 --> 00:06:53.083
‫این بار نمیشه شکم زندانی رو مقصر بدونی

00:07:05.834 --> 00:07:08.999
‫چهار سال سیب زمین خوردن، خیلی زیاده "كانلی" .

00:07:09.125 --> 00:07:10.626
‫سیب زمینی؟

00:07:10.709 --> 00:07:14.000
‫فکر میکردم اونا گلولهی نخ پلاستیکی بودن که داشتیم امتحانشون میکردیم .

00:08:49.876 --> 00:08:51.250
‫میشه درست بشینی؟

00:09:07.292 --> 00:09:10.626
‫میشه بگی چرا الان دارین اینطوری .

00:09:16.334 --> 00:09:18.209
‫هیچکی جوابم رو نمیده

00:09:35.876 --> 00:09:38.792
‫مگه ما اینجا آدم نیستیم؟

00:09:46.042 --> 00:09:47.959
‫چرا؟ چرا؟

00:10:04.709 --> 00:10:06.042
‫بفرما!

00:10:06.250 --> 00:10:07.417
‫مرسی

00:10:16.167 --> 00:10:18.459
‫هی،
‫مد جدید رو ببینید

00:10:22.083 --> 00:10:27.667
‫فکر کنم این لباس کهنه های من
‫شبیه لباس سربازها در سال 1902 باشه

00:10:27.792 --> 00:10:31.167
‫ببین خواهر، زیاد زور نزن من چیزی از مد نمیفهمم

00:10:31.250 --> 00:10:32.584
‫خیلی مطمئنی آره؟

00:10:32.792 --> 00:10:35.876
‫چرا؟ چون خیلی چیزهای دیگه. زورکی بهت فهموندن
‫رو

00:10:37.042 --> 00:10:40.459
‫چرا تا حالا کسی به این فکر نکرده که مجسمهی اولین پلیسی که

00:10:40.584 --> 00:10:43.250
‫یک دختر رو «خواهر» صدا کرده ، بسازه؟

00:10:43.959 --> 00:10:45.959
‫چون
‫اگه اون همچین حرفی نمیزد،

00:10:46.125 --> 00:10:49.584
‫قطعا پلیسها حرفی برای گفتن نداشتن

00:10:50.250 --> 00:10:53.083
‫شما پلیسها چه مرگتونه؟
‫همیشه باید ما رو خواهر صدا کنید؟

00:10:53.292 --> 00:10:54.542
‫دوست داری «مادر» صدات کنم؟

00:10:54.709 --> 00:10:57.083
‫شاید بد نباشه اسم خودم رو صدا كنی

00:10:57.250 --> 00:11:00.334
‫- آره شاید
‫- میتونی امتحان كنی

00:11:05.834 --> 00:11:07.709
‫نگاه کن پارچه ی خال خالی

00:11:07.999 --> 00:11:10.292
‫اون لباس توی ویترین رو ببینید!

00:11:12.792 --> 00:11:16.334
‫امیدوارم اعتراضی به این نداشته باشید
‫که یه نفر به بیرون از شیشه ماشین نگاه کنه؟

00:11:16.542 --> 00:11:19.792
‫اگه معترض به چیزی بشم خودت متوجه میشی

00:11:19.959 --> 00:11:22.792
‫چیکار میكنی، داغ می كنی؟

00:12:24.959 --> 00:12:27.876
‫اگه یه نفر یه چیزی به من بگه دنیا به آخر میرسه؟

00:12:27.999 --> 00:12:29.876
‫یه نفر میگه .

00:12:36.083 --> 00:12:37.334
‫صبر کنید

00:12:39.584 --> 00:12:41.167
‫- طبقه همکف امن بود؟ - بله قربان

00:12:41.292 --> 00:12:43.876
‫. سقف چطور؟
‫افرادمون از قبل رفتن روی سقف

00:13:20.250 --> 00:13:22.042
‫قراره مهمونی بگیریم؟

00:13:23.459 --> 00:13:25.417
‫چجور زندونیهایی رو اینجا نگه میدارین؟

00:13:25.626 --> 00:13:28.250
‫"ویلوبی" آمادهش كن الان بر می گردم .

00:13:30.751 --> 00:13:32.709
‫بهش هیچی نگفتی؟

00:13:32.876 --> 00:13:35.667
‫توی راه مشکلی پیش نیومد؟ مطمئنی کسی تعقیبت نکرد؟

00:13:35.751 --> 00:13:38.417
‫البته که تعقیبم کردن گمشون کردم .

00:13:38.626 --> 00:13:40.876
‫- كاملاً مطمئنی؟ - میشه لطفاً

00:13:41.042 --> 00:13:42.417
‫بسیار خب

00:13:42.584 --> 00:13:44.459
‫اون چه جور زنی هستش؟"

00:13:44.542 --> 00:13:47.209
‫مثل بقیه ی اونایی که تا الان واسه همکاری آوردیم .

00:13:47.292 --> 00:13:50.375
‫یک رعیت درجه سه، بی حیا و زرنگ

00:13:50.999 --> 00:13:53.000
‫و آخرین امید ما

00:13:53.167 --> 00:13:55.209
‫اگه این یکی هم نتیجه نده،

00:13:55.292 --> 00:13:58.709
‫دوشنبه توی دادگاه شکست میخوریم و زحمات این دو سال به باد میره

00:13:58.792 --> 00:14:02.709
‫پس باید توی زندان باشه
‫تا "کاستین" نتونه بهش آسیبی برسونه

00:14:03.250 --> 00:14:05.125
‫بهتره به روش من انجامش بدیم

00:14:13.834 --> 00:14:16.209
‫چی
‫اینقدر برات جالبه؟
‫- مردم

00:14:17.250 --> 00:14:18.459
‫و ماشین ها

00:14:18.667 --> 00:14:21.709
‫ولی بیشتر مردم .
‫چون میتونن هر جایی دلشون میخواد برن

00:14:23.542 --> 00:14:25.999
‫توی این چهار سال،
‫آدمای اینجوری ندیده بودم .

00:14:26.125 --> 00:14:28.209
‫- اون کیه؟ - دخترم .

00:14:28.417 --> 00:14:30.626
‫- ازدواج کردی؟ کرده بودم .

00:14:33.334 --> 00:14:35.876
‫شوهرم در فرانسه
‫در میدان جنگ "نورمندی" کشته شد

00:14:36.459 --> 00:14:38.999
‫هیچکدوم از ما این رو نمیدونستیم

00:14:41.250 --> 00:14:42.751
‫حتماً با این شغلی که داری

00:14:42.876 --> 00:14:45.083
‫... داشتن یک دختر برات خیلی ترسناک بوده

00:14:45.167 --> 00:14:47.834
‫چون میدونی ممکنه چه عواقبی داشته باشن

00:14:47.918 --> 00:14:49.375
‫خوشگل هم
‫هست

00:14:52.542 --> 00:14:56.334
‫دختر خوش شانسیه که همچین مادری داره
‫که اینقدر دوسش داره .

00:14:56.709 --> 00:14:59.042
‫البته كه خیلی دوسش دارم ولی

00:14:59.626 --> 00:15:01.375
‫... تو از کجا میدونی؟

00:15:01.459 --> 00:15:02.667
‫وقتی گفتم دختر خوشگلیه

00:15:02.751 --> 00:15:04.042
‫باید قیافه ی خودت رو میدیدی

00:15:04.125 --> 00:15:06.500
‫ویلوبی" بفرستش بیاد .
‫""

00:15:06.667 --> 00:15:08.626
‫فکر کنم وقت قرارتون رسیده

00:15:08.834 --> 00:15:10.000
‫واسه چی؟

00:15:10.209 --> 00:15:13.417
‫منم چیزی بیشتر از تو نمیدونم، بهتره که دیگه بری .

00:15:21.083 --> 00:15:22.584
‫نمیدونی، ها؟

00:15:26.375 --> 00:15:28.876
‫أه، بالاخره به جایی رسیدیم که یه نفر میخواد توضیح بده

00:15:28.959 --> 00:15:31.417
‫... این کشمکش ظالمانه چه علتی داشته؟

00:15:31.542 --> 00:15:34.918
‫بله همینطوره... بالاخره به همون لحظه رسیدیم

00:15:35.042 --> 00:15:37.000
‫میشه لطفا بشینی؟

00:15:39.042 --> 00:15:40.876
‫من لوید" هالت" هستم .

00:15:41.042 --> 00:15:42.876
‫یک وکیل دولتی هستم.

00:15:43.042 --> 00:15:45.083
‫یعنی یک جرم مالیاتی دارم؟

00:15:45.250 --> 00:15:49.167
‫نه واسه هیچ جرمی به اینجا نیاوردنتون خیالتون راحت باشه

00:15:50.792 --> 00:15:52.751
‫سیگار میکشین؟

00:15:58.999 --> 00:16:01.209
‫یكی واسه بعد شام .

00:16:01.417 --> 00:16:02.667
‫البته .

00:16:02.876 --> 00:16:05.000
‫ما فکر میکنیم که
‫ممکنه شما بتونید توی یک پرونده

00:16:05.083 --> 00:16:08.918
‫که من در حال پیگیریش هستم به ما کمک کنید

00:16:09.959 --> 00:16:13.792
‫پرونده؟ من در مورد پرونده ها هیچ چیزی نمیدونم .

00:16:13.959 --> 00:16:16.250
‫شاید بهتر باشه کمی قضیه رو روشن کنم .

00:16:16.292 --> 00:16:17.000
‫آره اینطوری بهتره

00:16:17.209 --> 00:16:19.999
‫شما قبلا به یک نفر
‫به اسم "پیت تونلی" میگشتین

00:16:20.083 --> 00:16:21.167
‫درسته خانم "كانلی"؟

00:16:21.292 --> 00:16:24.334
‫گشتن؟ منظورتون خوش گذرونی و اینجور چیزهاست؟

00:16:25.500 --> 00:16:27.999
‫منظورم اینه که با ایشون دوست بودید

00:16:28.167 --> 00:16:29.918
‫دوستی شاید، ولی چیز بیشتری نبود .

00:16:30.083 --> 00:16:34.125
‫خانم "کانلی" با پاسخ هایی که میدین

00:16:34.292 --> 00:16:35.876
‫شریک جرم هیچکسی نخواهید شد

00:16:35.959 --> 00:16:38.000
‫فقط خواستم بدونید اگه پیت" کاری کرده

00:16:38.083 --> 00:16:40.000
‫... فقط به خودش مربوطه .

00:16:40.250 --> 00:16:42.999
‫- این مساله توی ذهنم میمونه
‫- خوبه

00:16:43.167 --> 00:16:46.709
‫یه با به همراه "پیت" رفتی سفر، درسته؟

00:16:47.751 --> 00:16:49.542
‫با یک کشتی خصوصی

00:16:49.751 --> 00:16:52.709
‫فکر میکنم به "وست ایندیز" رفتید

00:16:52.876 --> 00:16:53.876
‫كشتی خصوصی؟

00:16:53.959 --> 00:16:56.709
‫همون چیزهای سفید و دراز .

00:16:56.876 --> 00:16:59.000
‫خودم میدونم کشتی خصوصی چیه

00:16:59.167 --> 00:17:00.375
‫بعضی از پلیسها فکر میکنن،

00:17:00.500 --> 00:17:02.751
‫هر کسی که اشتباهاً دستگیر میشه و مجرم شناخته میشه ...

00:17:02.834 --> 00:17:04.250
‫اشتباهاً دستگیر بشه؟

00:17:04.375 --> 00:17:07.417
‫مطمئنم که ستوان قصد توهین
‫به شما رو نداشتن خانم "كانلی"

00:17:07.500 --> 00:17:09.125
‫عذر میخوام

00:17:09.250 --> 00:17:11.125
‫بهتره حواست باشه که پا روی دم من نذاری .

00:17:11.250 --> 00:17:12.709
‫"وینس" یه لحظه بیا

00:17:20.500 --> 00:17:22.667
‫فکر کنم نوشیدنی میل داشته باشید

00:17:22.876 --> 00:17:25.542
‫انگار بین پلیسهای نادون
‫پلیسهای با اخلاق هم پیدا میشه .

00:17:25.667 --> 00:17:28.792
‫لیوانش تا این اندازه پر بشه آقای "هالت

00:17:28.918 --> 00:17:32.459
‫كی میخواین سوالاتتون رو تموم کنید و حرف اصلی رو بهش بزنید؟

00:17:32.626 --> 00:17:35.250
‫"وینس"، میشه از اتاق بری تا من کارم رو انجام بدم؟

00:17:35.375 --> 00:17:37.334
‫با این روش میخواین پیش برین؟ آره .

00:17:37.542 --> 00:17:39.000
‫ممنون

00:17:48.751 --> 00:17:50.417
‫بفرمائید

00:17:50.626 --> 00:17:52.667
‫- شما نمیخورین؟
‫- نه .

00:17:52.918 --> 00:17:55.792
‫فکر کنم شما از جایی میاین دلتون بخواد میتونین بخورین .
‫که هر چی

00:17:55.999 --> 00:17:58.709
‫به سلامتی رفقایی که یار و یاورمون هستن

00:17:58.918 --> 00:18:00.083
‫نوش!

00:18:03.334 --> 00:18:05.876
‫این شراب واقعاً سنگینه .

00:18:07.999 --> 00:18:10.999
‫آقای "هالت"، نمیدونم از من چی میخواین،

00:18:11.042 --> 00:18:13.876
‫ولی باید بگم از روش درخواستتون خوشم میاد

00:18:14.584 --> 00:18:17.292
‫ولی بهتره بهتون بگم که

00:18:17.500 --> 00:18:19.709
‫من با ترفند مست کردن و اطلاعات کشیدن

00:18:19.792 --> 00:18:20.834
‫کاملاً آشنا هستم

00:18:20.918 --> 00:18:23.125
‫پس زیاد به خودتون زحمت ندین

00:18:23.250 --> 00:18:25.709
‫شک ندارم که همینطوره.

00:18:27.584 --> 00:18:32.250
‫فکر کنم به خاطر یک سری
‫از مواد شیمیایی درون لوازم آرایشیم،

00:18:32.334 --> 00:18:36.375
‫طرف مقابل قبل از اینکه به خودش بیاد پول زیادی رو خرج مشروب کرده .

00:18:36.542 --> 00:18:38.542
‫ممنون که بهم گوشزد کردی .

00:18:40.083 --> 00:18:45.375
‫خب برگردیم به اون سفر دریایی که شما با "پیت" رفته بودید

00:18:45.584 --> 00:18:48.584
‫مالک اون کشتی، فردی
‫به نام "بن كاستین" نبود؟

00:18:48.792 --> 00:18:51.000
‫- خب حتما یه صاحب داشته دیگه
‫- بله البته .

00:18:51.083 --> 00:18:53.999
‫اون په کشتی بزرگ بود
‫شک دارم که ناشناخته بوده باشه

00:18:54.042 --> 00:18:57.918
‫خب صاحبش "کاستین" بود،
‫و در مسیر وست ایندیز، شما سوارش بودید

00:18:58.292 --> 00:19:01.083
‫از کی تا حالا سفر کردن با کشتی غیر قانونی شده؟

00:19:01.250 --> 00:19:03.918
‫خانم "كانلی"، گفتم که
‫شما رو به چیز خاصی متهم نمیکنیم

00:19:03.999 --> 00:19:05.459
‫ما دنبال "بن" "كاستین" هستیم.

00:19:05.542 --> 00:19:07.999
‫چند نفر تا حالا دنبال اون آدم بودن .

00:19:08.083 --> 00:19:11.042
‫و در نهایت چهار متر رفتن زیر خاک؟

00:19:11.292 --> 00:19:14.083
‫به نظرم دولت بالاخره راهی برای گیر انداختنش پیدا کرده

00:19:14.250 --> 00:19:16.417
‫اگه بتونیم از شما کمک بگیریم .

00:19:16.626 --> 00:19:17.876
‫از من؟

00:19:18.042 --> 00:19:20.626
‫در اون سفر دریایی لذت بخش
‫اون حتی توجهی نداشت
‫...

00:19:20.751 --> 00:19:22.250
‫... که من اونجا حضور دارم .

00:19:22.334 --> 00:19:24.999
‫خب، در این .

00:19:25.083 --> 00:19:27.334
‫... سفر به "وست ایندیز"

00:19:27.417 --> 00:19:30.375
‫اون کشتی در جزایر مختلف لنگر انداخت درسته؟

00:19:30.542 --> 00:19:33.000
‫- جدی؟
‫- خودتون میدونید چر

00:19:33.083 --> 00:19:35.918
‫من نمیدونم. ممکنه آقای "كاستین"

00:19:35.999 --> 00:19:37.918
‫... به بومیهای اون منطقه علاقمند
‫بوده

00:19:38.000 --> 00:19:40.542
‫و در یکی از این جزایر

00:19:40.667 --> 00:19:43.083
‫این مرد سوار کشتی شد

00:19:43.292 --> 00:19:45.459
‫آقای "ماراكلی"

00:19:45.667 --> 00:19:49.667
‫یک متخصص باغداری ایتالیایی خودش به من یاد داد اسمش رو تلفظ کنم .

00:19:49.834 --> 00:19:52.459
‫میدونید ایشون تا چه مدت سوار کشتی بود؟

00:19:52.584 --> 00:19:56.792
‫تا شبی که از کنار ما رفت نزدیكیهای فلوریدا .

00:19:56.918 --> 00:19:58.042
‫به چه دلیل؟

00:19:58.292 --> 00:20:01.542
‫به دنبال استراحت در زیر نور ستاره ها
‫و در میان جنگل بود

00:20:01.751 --> 00:20:03.918
‫دوباره به کشتی برگشت؟

00:20:04.042 --> 00:20:09.375
‫به ما گفتن که به درون مرداب کشیده شده

00:20:10.334 --> 00:20:13.000
‫خب نباید به حرف اینجور آدمها شک کنی

00:20:13.083 --> 00:20:14.918
‫وقتی میگن یه نفر به داخل مرداب کشیده شده

00:20:15.000 --> 00:20:16.667
‫نباید دنبال کفش یا مدرکی از اون باشی

00:20:16.751 --> 00:20:17.918
‫درسته

00:20:18.209 --> 00:20:21.500
‫خب... اسم واقعی آقای "ماراكلی"

00:20:21.792 --> 00:20:23.375
‫..."فرانک دومانو" بود

00:20:23.500 --> 00:20:27.334
‫- یکی از روسای مافیا
‫- منم حس میکردم که یه آدم خاص باشه

00:20:27.459 --> 00:20:29.417
‫و تا قبل از اینکه بیفته توی مرداب

00:20:29.500 --> 00:20:31.375
‫... در چندین قتل، مشارکت داشته

00:20:31.500 --> 00:20:34.125
‫کاستین با وارد کردن این مرد بصورت قاچاقی به داخل کشور

00:20:34.375 --> 00:20:36.876
‫... قوانین شهروندی رو نقض کرده

00:20:37.459 --> 00:20:39.500
‫منظورم اینه که وقتی "كاستین" قسم خورد

00:20:39.584 --> 00:20:41.375
‫... یک انسان قانون مدار هستش

00:20:41.459 --> 00:20:42.709
‫دروغ گفته

00:20:42.918 --> 00:20:46.584
‫و شهادت شما یا "پیت" میتونه دروغگو بودنش رو ثابت کنه

00:20:48.083 --> 00:20:49.876
‫خب

00:20:49.959 --> 00:20:54.125
‫مگه اینکه "پیت" روزهای خوش
‫گذشته ی خودش رو فراموش کرده باشه

00:20:54.209 --> 00:20:57.334
‫وگرنه شک دارم
‫کاستین" که این همه مدت حمایتش کرده رو

00:20:57.459 --> 00:20:59.876
‫... دروغگو خطاب کنه

00:21:00.042 --> 00:21:02.000
‫شما چطور؟

00:21:02.209 --> 00:21:04.792
‫خب وقتی به ارتباط خودم این قضیه فکر میکنم .

00:21:04.918 --> 00:21:08.500
‫هیچ برداشت روشن و یا مبهمی ندارم.

00:21:08.751 --> 00:21:10.542
‫چرا؟ میترسی؟

00:21:10.751 --> 00:21:13.876
‫ترسو بودن توصیف بهتریه آقای "هالت»"

00:21:14.083 --> 00:21:16.167
‫فکر میکنید ما نمیتونیم از تو محافظت کنیم؟

00:21:16.417 --> 00:21:18.709
‫نمیخوام امتحانتون کنم

00:21:18.792 --> 00:21:22.042
‫چون میدونم اگه شکست بخورید خیلی شرمنده میشین.

00:21:22.792 --> 00:21:26.334
‫وقتی "بیت" میتونه این چیزا رو بگه چرا اومدین دنبال من؟

00:21:26.417 --> 00:21:28.542
‫یا شاید قبل از من رسیده،

00:21:28.667 --> 00:21:31.709
‫مثل من این ایرادات رو به شما گرفته؟ و

00:21:32.626 --> 00:21:34.125
‫"پیت" مرده

00:21:36.959 --> 00:21:39.459
‫فکر نمیکنم به خاطر کهولت سن بوده باشه .

00:21:39.667 --> 00:21:42.584
‫توسط افراد کاستین به قتل رسیده

00:21:42.792 --> 00:21:44.542
‫«نمیخوام بگم «دیدید بهتون
‫گفته
‫بودم،

00:21:44.626 --> 00:21:46.250
‫ولی منظورم از اول همین بود

00:21:46.375 --> 00:21:49.125
‫این یک قتل ظالمانه شرورانه و غیرضروری بود .

00:21:49.334 --> 00:21:51.083
‫مثل بقیه ی مواردی که در این 25 سال

00:21:51.209 --> 00:21:53.083
‫كاستین مسئول انجامشون بوده

00:21:53.209 --> 00:21:55.417
‫اونقدر توی این کار بوده که
‫مهارت لازم رو کسب کرده باشه .

00:21:55.500 --> 00:21:57.125
‫انگار متوجه نیستید خانم "كانلی" .

00:21:57.250 --> 00:21:59.334
‫ما سعی داریم "كاستین" رو تبعید کنیم .

00:21:59.417 --> 00:22:01.709
‫همه
‫. مسئولیت داریم که

00:22:01.792 --> 00:22:03.083
‫این کار رو به سرانجام برسونیم

00:22:03.167 --> 00:22:05.709
‫- این چیزیه که شما فکر میکنید
‫- بله درسته

00:22:05.918 --> 00:22:08.042
‫همه باید با توجه به تعهدی که نسبت به جامعه دارن

00:22:08.125 --> 00:22:10.000
‫در حد توان خودشون به ما کمک کنن

00:22:10.125 --> 00:22:13.876
‫خب اگه یه نفر از جامعهش
‫چیزی جز آسیب، نصیبش نشده باشه

00:22:13.999 --> 00:22:16.292
‫شک دارم که دینی به گردن داشته باشه

00:22:16.375 --> 00:22:19.042
‫میدونین که شما تنها کسی هستید
‫که میتونه به ما کمک کنه درسته؟

00:22:19.125 --> 00:22:22.667
‫متاسفم که وقتتون رو تلف کردم آقای "هالت"

00:22:22.792 --> 00:22:23.834
‫تلف كردی؟

00:22:23.959 --> 00:22:26.125
‫حالا که بیشتر فکر کردم
‫یادم اومد که

00:22:26.250 --> 00:22:29.667
‫در اون سفر ما به نورث ایندیز" رفتیم

00:22:29.876 --> 00:22:31.083
‫مقصد شما "وست ایندیز" بوده

00:22:31.250 --> 00:22:33.876
‫عصر بخیر. تا حالا
‫«شام لذیذ دونفرهی ما رو امتحان کردید؟

00:22:33.959 --> 00:22:35.417
‫نه امتحان نکردم .

00:22:35.667 --> 00:22:40.417
‫الو؟ میخواستم با یه نفر
‫در مورد خرچنگ کبابی صحبت کنم.

00:22:40.584 --> 00:22:41.999
‫بله، برای خوردن

00:22:42.167 --> 00:22:43.834
‫هر چیزی كه بخوای میتونی سفارش بدی .

00:22:43.876 --> 00:22:44.876
‫از شنیدنش خوشحالم .

00:22:44.999 --> 00:22:47.918
‫فقط
‫بعد از اتمام حرفمون در مورد کاستین

00:22:48.209 --> 00:22:50.417
‫یعنی هنوز این بحث تموم نشده؟

00:22:50.500 --> 00:22:52.584
‫امیدوارم قبل از اینکه تصمیم قطعی بگیرید

00:22:52.709 --> 00:22:54.626
‫کمی در موردش فکر کنید

00:22:54.876 --> 00:22:59.999
‫وقتی فهمیدم که "پیت" دیگه بین ما نیست،
‫تصمیمم رو
‫گرفتم.

00:23:00.167 --> 00:23:02.709
‫انکار نمیکنم که این کار خطرناکه

00:23:02.876 --> 00:23:06.042
‫ولی به شما اطمینان میدم برای حفاظت از شما ....

00:23:06.125 --> 00:23:08.083
‫با تمام وجود تلاش میکنیم

00:23:08.292 --> 00:23:11.125
‫خب وقتی اینقدر گرسنه هستم

00:23:11.250 --> 00:23:13.542
‫... چطوری بهش فکر کنم؟

00:23:13.709 --> 00:23:17.500
‫لابد شما از حقوق یک زندانی که در قانون وضع شده

00:23:17.584 --> 00:23:19.626
‫....
‫... هیچ
‫اطلاعی
‫ندارین؟

00:23:19.709 --> 00:23:22.542
‫بخش 3، ماده ی 12: «تغذیهی زندانیان» .

00:23:22.709 --> 00:23:26.999
‫زندانیها در سه زمان مشخص» در طی روز تغذیه خواهند شد،

00:23:27.083 --> 00:23:28.667
‫ساعت 6 صبح، ساعت 12 ظهر،

00:23:28.792 --> 00:23:30.959
‫« .و 5 بعد از ظهر

00:23:31.125 --> 00:23:34.209
‫امروز این ساعتها بطور کلی به هم ریخته

00:23:34.375 --> 00:23:38.334
‫آقای هالت" میخواین صحت حرفهام رو در کتاب قانون چک کنید؟

00:23:38.584 --> 00:23:41.834
‫خانم "كانلی"،
‫صحت حرف هاتون رو تایید میکنم .

00:23:42.042 --> 00:23:44.250
‫از الان طبق قانون پیش میریم

00:23:44.417 --> 00:23:46.375
‫آره، همین کار رو بکن

00:23:49.667 --> 00:23:52.500
‫دوباره منم،
‫واسه همون خرچنگ کبابی زنگ زدم .

00:23:52.667 --> 00:23:56.167
‫- میخواین من براتون سفارش بدم؟ - نه میخوام خودم از انجام این کار لذت
‫ببرم .

00:23:56.292 --> 00:23:59.876
‫بسیار خب، ولی قبل از رفتنم میخوام بهتون اطمینان بدم .

00:23:59.959 --> 00:24:02.584
‫كسی قرار نیست شما
‫رو
‫وادار به انجام کاری بکنه

00:24:02.667 --> 00:24:06.167
‫آقای "هالت"، متاسفانه
‫احتمالش کمه که این اتفاق بیفته

00:24:06.250 --> 00:24:07.542
‫بعداً بر می گردم .

00:24:07.709 --> 00:24:11.209
‫خوبه نه نمیخوام با مدیر صحبت کنم .

00:24:11.292 --> 00:24:14.751
‫میخوام با مردی حرف بزنم
‫که شام خوشمزه ی دونفره درست میكنه .

00:24:14.959 --> 00:24:16.876
‫"ویلوبی" تو هم میتونی شکمت رو سیر كنی .

00:24:16.999 --> 00:24:18.667
‫امشب مهمون مالیات دهنده ها هستیم

00:24:23.959 --> 00:24:25.751
‫چطور پیش رفت؟

00:24:25.959 --> 00:24:28.250
‫توی اولین تلاشم انتظار زیادی نداشتم

00:24:28.459 --> 00:24:31.250
‫با هیجان قبول نکرد آره؟

00:24:31.751 --> 00:24:34.000
‫خب حالا نقشه مون چیه؟

00:24:34.209 --> 00:24:37.167
‫میخوام با فرماندار در مورد کم کردن دوره ی محكومیتش

00:24:37.292 --> 00:24:39.584
‫..... یک سری موارد دیگه حرف بزنم.

00:24:40.417 --> 00:24:43.542
‫به نظرت تا چه مدت میتونیم
‫آوردنش به اینجا رو از کاستین" پنهان کنیم؟

00:24:43.626 --> 00:24:45.292
‫گفتنش سخته

00:24:45.417 --> 00:24:48.250
‫مثل جاهای دیگه،
‫اون توی زندان هم افرادی رو داره .

00:24:48.417 --> 00:24:49.834
‫میدونه که اون رو آوردیم بیرون،

00:24:49.959 --> 00:24:52.125
‫میدونه که باهاش به زندان نرفتیم

00:24:52.209 --> 00:24:54.459
‫پس میدونه که یه جا پنهانش کردیم

00:24:54.626 --> 00:24:57.125
‫پس
‫لطفاً فعلا باهاش درست رفتار کن

00:24:57.292 --> 00:25:00.459
‫اگه مثل یک خانم باهاش رفتار كنی، به جایی برنمیخوره .

00:25:00.667 --> 00:25:02.167
‫فکر میکنی اون میدونه چیکار داریم میکنیم؟

00:25:02.250 --> 00:25:05.500
‫اگه هر بار که اونا مثل یک خانم رفتار کنن باهاشون بد رفتاری بشه

00:25:05.626 --> 00:25:07.334
‫... دیگه هیچ خانمی باقی نمیمونه

00:25:08.292 --> 00:25:10.000
‫حالا خوب ازش مراقبت کن

00:25:10.167 --> 00:25:12.250
‫اگه شهادت نده، هیچ فایده ای واسه ما نداره.

00:25:12.459 --> 00:25:14.167
‫آره، یا حتی اگه
‫بمیره

00:25:14.375 --> 00:25:16.167
‫بس كن لطفاً

00:25:34.125 --> 00:25:36.876
‫- "كانلی" كجاست؟ - رفت دوش بگیره

00:25:37.042 --> 00:25:39.751
‫- دوش بگیره؟
‫- از نظر من که مشکلی نداره!

00:25:43.918 --> 00:25:46.999
‫پس پلیس کارش به اینجا رسیده

00:25:47.125 --> 00:25:49.250
‫"ویلوبی"، دفعه ی دیگه
‫که خواست دوش بگیره،

00:25:49.334 --> 00:25:50.918
‫باید کنارش بشینی. كاملاً جدی میگم .

00:25:51.000 --> 00:25:53.209
‫اگه یک بار دیگه دستت به من بخوره،

00:25:53.334 --> 00:25:56.918
‫حتی قبل از اینکه خشک بشم
‫مسئول زندان رو خبردار میکنم!

00:26:25.626 --> 00:26:27.918
‫دوباره گمش نمیکنم .

00:26:28.000 --> 00:26:30.459
‫مرتیکه ی احمق!

00:26:30.667 --> 00:26:33.999
‫اون بازپرس رو گم کردیم
‫و نمیدونم این دو ساعت اون کجا بوده .

00:26:34.042 --> 00:26:37.584
‫آخرش میفهمیم اون زن رو کجا بردن لازم نیست نگران باشین

00:26:39.334 --> 00:26:41.375
‫پیداش میکنیم، ها؟

00:26:42.751 --> 00:26:45.167
‫سالی دو هزار دلار حق وکالت میگیری،

00:26:45.292 --> 00:26:48.542
‫ولی حتی نفهمیدی که از "تونلی" داشتن علیه من استفاده میکردن .

00:26:48.626 --> 00:26:52.167
‫"بن" من که به همهی
‫منابع اطلاعاتی تو دسترسی ندارم .

00:26:52.417 --> 00:26:53.751
‫آره .

00:26:56.375 --> 00:26:58.709
‫- خب؟
‫- هنوز هیچی

00:26:58.959 --> 00:27:02.626
‫این همه پول خرج کردم تا مطمئن بشم که همه جا آدم دارم،

00:27:02.751 --> 00:27:05.709
‫ولی حتی نمیتونن بفهمن
‫که اون زنیکهی کثافت رو کجا مخفی کردن

00:27:06.626 --> 00:27:09.334
‫سه ساعت پیش از اون زندان خارج شده تا به زندان شهر تحویل داده بشه

00:27:09.417 --> 00:27:10.918
‫هنوز به اونجا نرفتن

00:27:13.375 --> 00:27:16.792
‫فکر میکردن "تونلی" در استیتن آیلند جاش آمنه

00:27:16.918 --> 00:27:18.999
‫فکر کردن این یکی
‫کجا میتونه براش آمن باشه؟

00:27:19.042 --> 00:27:21.999
‫"بن"، اگه جای تو بودم، زیاد نگران اون نبودم .

00:27:24.125 --> 00:27:25.959
‫نگران نبودی؟

00:27:26.876 --> 00:27:29.876
‫شاید دلیلش این باشه که اونا نمیخوان تو رو از کشورت بیرون کنن

00:27:29.999 --> 00:27:33.209
‫و بفرستنت به یه جای كثیف که کلا فراموش بشی .

00:27:33.375 --> 00:27:35.876
‫اون نمیتونه آسیبی به ما برسونه "بن".

00:27:37.709 --> 00:27:39.500
‫نه، نمیتونه .

00:27:40.042 --> 00:27:42.417
‫فقط بذار بفهمم اون رو کجا مخفی کردن

00:27:44.667 --> 00:27:47.209
‫اون توی اتاق 2409 در هتل سن چارلز" هستش

00:27:49.459 --> 00:27:53.375
‫دختره در اتاق 2409 در هتل "سن چارلز" مخفی شده

00:27:53.751 --> 00:27:56.667
‫اتاق 2409 هتل "سن"چارلز" .

00:28:06.250 --> 00:28:10.417
‫تا حالا به این فکر کردین اگه بطور کامل کچل بشین.
‫چی
‫میشه؟

00:28:11.500 --> 00:28:14.417
‫محصولات حامی مالی ما دقیقاً كاری كه میگه رو انجام
‫میده

00:28:19.250 --> 00:28:22.209
‫بله دوستان، برنامهی محبوب "میسیسیبی مک" مک" رو میبینید

00:28:22.334 --> 00:28:26.042
‫اگه تا الان حضور ما رو
‫در خونه های خودتون احساس نکردید

00:28:26.125 --> 00:28:29.042
‫ازتون میخوام از صمیم قلب
‫ما رو به دلهای خودتون راه بدین

00:28:29.125 --> 00:28:30.459
‫اینو باش!

00:28:30.667 --> 00:28:33.584
‫تا الان 6 ساعت 47 دقیقه در خدمت شما بودیم

00:28:33.709 --> 00:28:35.876
‫ولی تا دوشنبه این برنامه اجرا خواهد شد،

00:28:35.959 --> 00:28:39.042
‫و شاید هم بیشتر
‫تا زمانی که مبلغ به 5000 دلار برسه

00:28:39.167 --> 00:28:41.751
‫روشنش بذار!

00:28:44.000 --> 00:28:46.751
‫با خودتون فکر کردین که .

00:28:46.834 --> 00:28:48.751
‫با 100 دلار پول ناقابل که یک گوشهی خونه افتاده

00:28:48.834 --> 00:28:52.000
‫داره خاک میخوره، چه کارهایی میشه کرد؟

00:28:52.125 --> 00:28:54.542
‫خب اون رو واسه "میسیسیبی مک" بفرستید

00:28:54.626 --> 00:28:56.626
‫و این شرکت سعی میكنه اون رو به دست کسانی برسونه

00:28:56.709 --> 00:29:00.375
‫که بتونن باهاش یک زندگی عادی و کم دغدغه داشته باشن. بله!

00:29:00.459 --> 00:29:02.542
‫و تا وقتی که شما
‫کمکهای مادی خودتون رو ارسال می کنید،

00:29:02.626 --> 00:29:04.375
‫من براتون یه ترانه میخونم

00:29:07.083 --> 00:29:10.667
‫من دلتنگ یارم در دره ی کاکتوسم

00:29:11.125 --> 00:29:14.459
‫دختری مثل "سال"
‫در درهی کاکتوس پیدا نمیشه

00:29:15.042 --> 00:29:17.792
‫میتونه داد و هوار کنه، طناب بندازه، فحش بده

00:29:17.876 --> 00:29:20.500
‫عشقی مرگبار او، نشأت گرفته از

00:29:20.751 --> 00:29:23.250
‫""
‫ال پاسو"

00:29:23.459 --> 00:29:25.876
‫خیلی داغونه

00:29:25.959 --> 00:29:28.209
‫شاید بهتر باشه فعلا خاموشش کنیم

00:29:28.375 --> 00:29:30.417
‫چون قراره کل شب برنامه داشته باشه

00:29:36.876 --> 00:29:38.959
‫بی خیال، "جان" چشم چرون!

00:29:39.042 --> 00:29:42.500
‫مطمئنم که چیزی نمونده
‫که بخوای ازش لذت ببری

00:29:42.584 --> 00:29:44.918
‫خیلی بد بود که تو زندان

00:29:45.000 --> 00:29:47.500
‫موقع دوش گرفتن حریم خصوصی نداشتیم،

00:29:47.584 --> 00:29:49.042
‫ولی حداقل اونجا دست کثیف پلیس

00:29:49.167 --> 00:29:50.999
‫... به ما نمیخورد

00:29:51.125 --> 00:29:53.083
‫زدن مردها برات کمتر دردسر داره .

00:29:53.751 --> 00:29:55.709
‫"ویلوبی"، نخ و سوزن داری؟

00:29:55.834 --> 00:29:56.918
‫واسه چی میخوای؟

00:29:57.000 --> 00:29:59.999
‫این لباس خیلی تنگه و اذیتم میکنه

00:30:00.042 --> 00:30:01.834
‫شاید بشه یک درزی توش ایجاد کرد،

00:30:01.918 --> 00:30:05.042
‫تا اینقدر احساس خفگی نکنم باهاش

00:30:05.125 --> 00:30:08.083
‫- میتونم برم پایین از فروشگاه بگیرم - میتونی تلفنی سفارش بدی .

00:30:08.292 --> 00:30:11.417
‫- هوس قهوه هم کردم . اون رو هم برات میفرستن

00:30:11.542 --> 00:30:13.876
‫ستوان می ترسی من برنگردم؟

00:30:14.959 --> 00:30:16.250
‫باشه، برو

00:30:17.626 --> 00:30:20.876
‫ولی وقتی یک لباس
‫واسه یک نفر تنگ و آزار دهنده باشه

00:30:20.999 --> 00:30:22.667
‫برجستگیهای بدن رو آشکار میکنه

00:30:22.751 --> 00:30:26.667
‫و این باعث افزایش
‫چشم چرونی "جان" میشه. درسته؟

00:30:26.792 --> 00:30:29.834
‫- میشه خفه شی
‫- زیاد طولش نمیدم ستوان

00:30:31.250 --> 00:30:33.999
‫- کیفم رو برنداشتم
‫- بگو به حساب این اتاق بزنن .

00:31:06.542 --> 00:31:08.709
‫یک مدل حرفه ای اینطوری راه میره؟

00:31:10.375 --> 00:31:11.626
‫نشنیدم چی گفتی!

00:31:11.999 --> 00:31:13.834
‫قبلاً یک مدل بودی، درسته؟

00:31:15.999 --> 00:31:17.459
‫از کجا فهمیدی؟

00:31:17.834 --> 00:31:19.334
‫توی سوابقت نوشته بود

00:31:20.167 --> 00:31:21.334
‫1°

00:31:21.667 --> 00:31:24.584
‫شما مدلها حتماً زندگی شادی دارید، درسته؟

00:31:24.751 --> 00:31:27.334
‫براتون مهم نیست که
‫كی قراره ظرفها رو بشوره.

00:31:27.459 --> 00:31:28.667
‫هاها

00:31:29.042 --> 00:31:30.292
‫زندگی شاد اینطوری نیست؟

00:31:30.417 --> 00:31:34.876
‫تاول زدن پاها و معاشرت
‫با مردهای هرزه ای که ایده هاشون

00:31:38.542 --> 00:31:40.459
‫چه مدت به اون کار مشغول بودی؟

00:31:40.918 --> 00:31:42.667
‫مدلینگ؟

00:31:43.250 --> 00:31:44.834
‫از وقتی 16 ساله بودم .

00:31:45.000 --> 00:31:46.209
‫شونزده؟

00:31:46.876 --> 00:31:50.083
‫خب چیکار باید میکردم مداد می فروختم؟

00:31:50.250 --> 00:31:54.167
‫یا در آسایش زندگی میکردم؟
‫چیزی که واسه یه دختر 16 ساله وجود نداره!

00:31:54.584 --> 00:31:57.209
‫خب چطوری وارد شدی
‫دروغگی گفتی بزرگتر هستی؟

00:31:57.292 --> 00:31:57.834
‫به کی؟

00:31:58.000 --> 00:32:00.417
‫اونا ترجیح میدادن
‫که یک دختربچهی پخته باشی

00:32:00.542 --> 00:32:02.584
‫نه یک خانم بزرگسال .

00:32:02.751 --> 00:32:04.709
‫كی تو رو برد توی این کار؟

00:32:07.959 --> 00:32:14.709
‫یک روز ،طوفانی، منتظر اتوبوس بودم دامنم رو گرفته بودم که باد نبره

00:32:15.250 --> 00:32:17.999
‫یک یارو با این ماشینهای بی سقف اومد

00:32:18.083 --> 00:32:21.792
‫و باب اشنایی رو ایجاد کرد. مرد خیلی لوسی بود، اون ....

00:32:21.918 --> 00:32:24.334
‫سر
‫تا پای من رو نگاه کرد و گفت

00:32:24.459 --> 00:32:28.667
‫خانم کوچولو، توی خونه ی شما بازم مثل تو پیدا میشه؟

00:32:28.876 --> 00:32:31.125
‫منم بهش گفتم که توی خونه ی ما ...

00:32:31.250 --> 00:32:32.542
‫فقط یک برادر تنومند برام مونده

00:32:32.626 --> 00:32:34.876
‫که واسه سرگرمی
‫دندون بقیه رو خورد میكنه .

00:32:34.999 --> 00:32:39.999
‫خب... این برادر رو
‫توی ذهنم ساختم تا احساس امنیت کنم.

00:32:40.709 --> 00:32:41.667
‫هه

00:32:42.083 --> 00:32:45.334
‫خب، بعدش چی شد؟

00:32:45.667 --> 00:32:49.709
‫خب بعد اون گفت

00:32:50.042 --> 00:32:53.334
‫دختری مثل تو نباید توی این هوای سرد

00:32:53.459 --> 00:32:55.959
‫« اینجا به تنهایی منتظر اتوبوس باشه

00:32:56.000 --> 00:32:59.417
‫میتونم تو رو به یکی از دوستام معرفی کنم» که لباس زیر طراحی میكنه

00:32:59.500 --> 00:33:03.042
‫بهش گفتم من بلد نیستم لباس زیر بدوزم،

00:33:03.250 --> 00:33:06.792
‫اون گفت «نه خانم کوچولو، «تو قرار نیست بدوزی .

00:33:06.918 --> 00:33:08.334
‫«تو باید اونا رو بپوشی»

00:33:08.459 --> 00:33:10.959
‫و بعدش توضیح داد که
‫منظورش این نیست که توی ساحل باید بپوشم

00:33:11.042 --> 00:33:14.918
‫بلکه توی نمایش خریدارها
‫جایی که مردهای غریبه مثل خودش

00:33:15.000 --> 00:33:18.959
‫میان و چیزهایی که
‫براشون جذابه رو انتخاب میكنن

00:33:19.918 --> 00:33:22.709
‫میدونی واسه این مردها
‫چی
‫جذابه؟

00:33:22.792 --> 00:33:25.250
‫همون تركیب قدیمی

00:33:25.500 --> 00:33:29.792
‫«دختر نوجوان با کمترین لباس،
‫میدونی که منظورم چیه

00:33:30.459 --> 00:33:31.959
‫آره، فکر کنم بدونم .

00:33:32.042 --> 00:33:33.500
‫پس من ...

00:33:33.584 --> 00:33:35.626
‫وارد حرفهی لباس زیر شدم .

00:33:37.292 --> 00:33:38.709
‫و بعد

00:33:39.167 --> 00:33:44.209
‫طی یک سال،
‫داشتیم برنامه ازدواجمون رو میچیدیم که

00:33:44.417 --> 00:33:48.250
‫یک روز مزخرف
‫یک خانم بزرگسال از "اوماها" اومد

00:33:48.375 --> 00:33:51.459
‫و با جیغ و داد به جون من افتاد
‫می گفت

00:33:51.542 --> 00:33:54.834
‫باید اون رو رها ،کنم این به صلاح اون مرده

00:33:55.000 --> 00:33:57.876
‫باید به خاطر خودش رهاش میکردم .

00:33:59.042 --> 00:34:00.167
‫مردها!

00:34:01.042 --> 00:34:04.999
‫مردها رو باید با چیزی که
‫::
‫یک دختر واقعاً نیاز داره عوض کرد

00:34:05.209 --> 00:34:06.500
‫1°

00:34:06.876 --> 00:34:09.834
‫فکر میکنی مردها رو خوب میشناسی؟

00:34:09.959 --> 00:34:11.250
‫همه تون مثل هم هستید

00:34:11.375 --> 00:34:14.918
‫فقط چهره هاتون فرق داره
‫تا ما بتونیم شما رو تشخیص بدیم .

00:34:15.876 --> 00:34:18.959
‫- مثلاً خودت
‫- من چی؟

00:34:19.292 --> 00:34:23.250
‫من بدون دامن اینجا قدم زدم،
‫و تو چشمهات یه جوری برق زد.

00:34:23.375 --> 00:34:25.542
‫...که. انگار به معدن طلای قدیمی پیدا كردی .

00:34:25.751 --> 00:34:28.792
‫آره حتماً لابد همه همیشه دنبال تو هستن

00:34:28.876 --> 00:34:31.417
‫اگه خودت رو جای من بذاری، ممکنه همین فکر رو بکنی .

00:34:31.500 --> 00:34:33.959
‫- عزیزم بهتره کمی استراحت كنی
‫- ممنون میخواستم همین کار رو بکنم .

00:34:34.042 --> 00:34:37.292
‫چون من میتونم بعد از 10 سال تنهایی از کره ی ماه برگردم ....

00:34:37.375 --> 00:34:40.459
‫و تو رو لخت در حال شنا و شیرجه زدن ببینم

00:34:40.542 --> 00:34:42.250
‫و با بی توجهی از کنارت رد بشم و چیزی در فکرم نباشه

00:34:42.334 --> 00:34:44.626
‫به جز اینکه یک غذای خوب برای خوردن تهیه کنم.

00:34:52.000 --> 00:34:55.542
‫واقعاً این حرفت زننده بود

00:34:56.834 --> 00:34:58.500
‫أو نقدرها هم بد نبود

00:34:59.000 --> 00:35:01.000
‫این من هستم که بهش توهین شده

00:35:01.083 --> 00:35:03.459
‫پس من تشخیص میدم که چقدر بد بوده

00:35:04.542 --> 00:35:05.792
‫باشه معذرت میخوام .

00:35:05.876 --> 00:35:09.792
‫اگه میدونستی به من چه ها گذشته، اینطوری با من حرف نمیزدی .

00:35:12.209 --> 00:35:15.876
‫ببین، گفتم معذرت میخوام . جدی هم گفتم .

00:35:16.459 --> 00:35:17.626
‫معذرت میخوام .

00:35:19.417 --> 00:35:20.626
‫خب

00:35:21.292 --> 00:35:23.792
‫فرق چندانی هم نمیکنه، چون ...

00:35:23.999 --> 00:35:26.459
‫هیچکدوم از ما دخترها
‫لخت نمیریم شیرجه بزنیم ...

00:35:26.584 --> 00:35:28.999
‫خصوصاً وقتی بقیه در حال تماشا باشن

00:35:29.834 --> 00:35:35.334
‫و تو از کجا میدونی که در اون لحظه
‫فقط
‫به غذا فکر میکنی؟

00:35:35.709 --> 00:35:39.626
‫شاید اون لحظه
‫اونقدرها هم به غذا اهمیت ندی

00:35:41.584 --> 00:35:44.250
‫وینس؟ وینس؟

00:35:45.417 --> 00:35:48.584
‫- روی پشت بوم به مشکلی پیش اومده - "لی"! بیا داخل و پیش دختره باش .

00:35:49.584 --> 00:35:51.751
‫عجله كن "ویلوبی"!

00:35:54.292 --> 00:35:56.876
‫- مگه من چیکار کردم؟
‫- توی آسانسور مخفی شده بود

00:35:56.999 --> 00:35:58.584
‫من اینجا کار میکنم این شغل منه

00:35:58.667 --> 00:36:01.083
‫معلوم نیست راست میگه یا نـ رفتارش عجیب بود

00:36:01.209 --> 00:36:03.876
‫شما،
‫وقتی 20 نفر بریزن روی سر شما چه واکنشی نشون میدین؟

00:36:03.999 --> 00:36:06.834
‫ببرینش پایین و از مدیر سوال کنید
‫اگه اشتباه از شما ،بود، عذرخواهی کنید

00:36:06.959 --> 00:36:08.209
‫به خرده آروم .

00:36:08.292 --> 00:36:11.375
‫"پاکر"، آسانسورها رو چک کن ورودی پشت بوم رو قفل کن .

00:36:11.542 --> 00:36:13.709
‫- یعنی برم داخلش و بالا پایین برم؟ - شنیدی که چی گفتم؟

00:36:13.792 --> 00:36:15.125
‫- شنیدی که چی
‫- بله قربان
‫گفت

00:36:15.209 --> 00:36:17.792
‫- خوشحالم که این روزها ستوان شدی؟
‫- همیشه در خدمتم.

00:36:35.167 --> 00:36:36.584
‫چی
‫شده بود؟

00:36:36.667 --> 00:36:39.667
‫مسئول آسانسور بود
‫خارج از برنامه داشت کار میکرد

00:36:39.876 --> 00:36:41.000
‫1°

00:36:44.626 --> 00:36:46.417
‫داشتم فکر میکردم.

00:36:46.500 --> 00:36:50.000
‫چرا باید بهشون صدف بخارپز" سفارش بدم؟

00:36:50.375 --> 00:36:54.292
‫تا الان از کباب خرچنگ به قرقاول و صدف بخارپز تغییر سفارش دادی .

00:36:54.375 --> 00:36:56.167
‫- دوباره میخوای تغییرش بدی؟
‫- مگه چیه؟

00:36:56.334 --> 00:36:59.167
‫دلیلی جز ورشکست کردن دولت داری؟

00:36:59.250 --> 00:37:01.667
‫از کی تا حالا یک زن
‫برای تغییر نظرش باید دلیل بیاره؟

00:37:01.792 --> 00:37:03.918
‫آقای "هالت" گفت هر چیزی که بخوام میتونم سفارش بدم .

00:37:03.999 --> 00:37:05.792
‫آره، ولی نمیدونست چی داره میگه .

00:37:05.876 --> 00:37:08.959
‫با این همه تغییر نظر
‫انتظار داری با چی سیر سیر بشی؟

00:37:09.000 --> 00:37:12.125
‫موقعی که غذا خوردم، این اتفاق میفته

00:37:12.375 --> 00:37:14.250
‫حتماً توی اشپزخونه
‫خیلی دوست دارن تو رو ببینن

00:37:14.334 --> 00:37:17.125
‫به هر حال سفارش خوراک صدف رو لغو میكنم .

00:37:17.250 --> 00:37:18.709
‫باشه

00:37:20.959 --> 00:37:25.334
‫یاد دفعهی قبل افتادم
‫که گیر شما پلیسها افتاده بودم

00:37:25.417 --> 00:37:27.292
‫من رو به همه جا میکشوندن

00:37:27.375 --> 00:37:30.250
‫وقتی از شما یک لیوان آب یا
‫یک مشورت قضایی ،خواستم چه جوابی دادید؟

00:37:30.334 --> 00:37:32.292
‫از ارتفاع 300 متری بیر
‫تا
‫بمیری»

00:37:32.542 --> 00:37:34.959
‫ببین، من تا امشب تو
‫اصلاً
‫رو
‫ندیده بودم

00:37:35.000 --> 00:37:37.042
‫متاسفانه، پلیسها مثل هم هستن

00:37:37.125 --> 00:37:40.751
‫اتهام تو همدستی با مجرم و پناه دادن به اون هستش

00:37:40.834 --> 00:37:43.959
‫چون پلیس هستید، نمیتونید فکر کنید که شاید این اتهام ناروا باشه درسته؟

00:37:44.000 --> 00:37:47.125
‫تا حالا دختری رو ندیدم
‫که بهش اتهام ناروا زده شده باشه .

00:37:47.250 --> 00:37:49.459
‫چرا باید یه پلیس به مغزش فشار بیاره

00:37:49.542 --> 00:37:52.083
‫تا کمتر به بقیه شک کنه؟

00:37:52.542 --> 00:37:55.375
‫خب، جرم تو چی بود؟

00:37:55.459 --> 00:37:57.500
‫غیر از همدستی با مجرم؟

00:37:59.209 --> 00:38:03.667
‫حقوق کارکنان جایی که من بعنوان مدل کار میکردم به سرقت رفته بود

00:38:03.792 --> 00:38:06.417
‫خوبخود؟ یا به کمک دوست پسرت؟

00:38:06.999 --> 00:38:10.792
‫یعنی چی؟ از کجا میدونستم که
‫اون میخواد این کار احمقانه رو بکنه؟

00:38:10.918 --> 00:38:12.584
‫قبل از اون هیچ کار احمقانه ای نکرده بود؟

00:38:12.667 --> 00:38:14.125
‫آره، ممکنه ولی

00:38:14.209 --> 00:38:17.042
‫چطور باید معلوم میشد
‫روی پیشونیش باید مینوشتن؟

00:38:17.125 --> 00:38:19.334
‫چرا ازش نخواستی اعتبار نامهش رو نشون بده؟

00:38:19.375 --> 00:38:20.459
‫ببین چی میگه!

00:38:20.751 --> 00:38:23.876
‫بذار من بقیه ی ماجرا رو بگم .

00:38:23.959 --> 00:38:27.500
‫این مرد عاشقت میشه
‫و از محل پولها مطلع میشه .

00:38:28.918 --> 00:38:32.500
‫بالاخره کارش رو میكنه و با ناشیگری به یک نگهبان هم شلیک میکنه

00:38:32.626 --> 00:38:36.542
‫یک گلوله هم احتمالاً به یک نقطهی غیر حیاتی از بدن دوست پسرت اصابت میکنه.

00:38:36.834 --> 00:38:39.667
‫این حرفها رو از کجا میاری؟

00:38:39.834 --> 00:38:41.959
‫مگه اینکه پرونده های پلیس
‫کل این داستان رو نوشته باشن

00:38:42.042 --> 00:38:43.584
‫من نیازی به پرونده های پلیس ندارم .

00:38:43.667 --> 00:38:47.584
‫این داستان قدیمی،
‫روی اهرام مصر هم نوشته شده

00:38:47.999 --> 00:38:51.292
‫خب، بعد از اینکه تیر میخوره میاد پیش تو

00:38:51.375 --> 00:38:53.292
‫و تو هم توی آپارتمانت اون رو مخفی میكنی،

00:38:53.375 --> 00:38:57.417
‫آخرین جایی که پلیسها ممکنه به دنبالش باشن

00:38:57.542 --> 00:39:00.459
‫روی چه حساب باید همچین فکری بکنه؟

00:39:00.584 --> 00:39:03.209
‫مگه به خاطر اتهامی که اسمش "همدستی در جنایت" هستش

00:39:03.292 --> 00:39:06.042
‫خب، اون رو مخفی کرده بودی، مگه نه؟ این اتهام کجاش نارواست؟

00:39:06.125 --> 00:39:09.000
‫من از کجا میدونستم که اون قراره به زندان بیفته؟

00:39:09.083 --> 00:39:12.250
‫- پس دیوونه بودی که اون رو مخفی كردی .
‫- آره دیوونه بودم .

00:39:12.918 --> 00:39:15.417
‫ولی به چیز دیگهای متهم شدم .

00:39:17.292 --> 00:39:19.083
‫حرفم رو باور نمیكنی، درسته؟

00:39:19.834 --> 00:39:21.959
‫خب، از قرار معلوم
‫هیئت منصفه که باور نکرده .

00:39:22.709 --> 00:39:24.375
‫کدوم هیئت منصفه؟

00:39:24.876 --> 00:39:27.834
‫اون وكیل 75 دلاری به من گفت به جرمت اقرار کن

00:39:27.999 --> 00:39:30.459
‫و از قاضی درخواست بخشش کن

00:39:30.542 --> 00:39:33.751
‫تنها لطفی که به من کردن
‫این بود که همونجا اعدامم نکردن .

00:39:33.876 --> 00:39:37.334
‫بعد از گذروندن چهار سال بخشش به خاطر اون مرد

00:39:37.417 --> 00:39:40.500
‫دفعهی بعد یه سم میریزم توی دهنم .

00:39:40.834 --> 00:39:42.918
‫بگذریم، تنها نتیجه ای که حاصل شد،

00:39:42.999 --> 00:39:45.667
‫... اینه که قطعا خوراک صدف نمیخوام .

00:39:46.918 --> 00:39:48.167
‫باشه

00:39:48.959 --> 00:39:50.792
‫این بار میخوای چی سفارش بدی؟

00:39:54.042 --> 00:40:00.000
‫داشتم فکر میکردم
‫یه چیز ساده تر سفارش بدم، مثلاً

00:40:01.209 --> 00:40:03.417
‫خرچنگ ریز شده یا .

00:40:03.834 --> 00:40:05.626
‫پیراشکی جوجه

00:40:06.542 --> 00:40:08.667
‫خب، همچین چیزایی داریم.

00:40:08.876 --> 00:40:11.209
‫میخوای تو بری سفارش بدی؟

00:40:11.375 --> 00:40:12.959
‫لطفاً؟

00:40:13.542 --> 00:40:15.959
‫دو روز طول میکشه تا اعصابم آروم بشه .

00:40:17.209 --> 00:40:19.584
‫بهتره خودت سفارش

00:40:24.751 --> 00:40:27.417
‫اگه کسی باهاش کار داشت، بگو با من تماس بگیره .

00:40:28.125 --> 00:40:31.000
‫مسئول دفترم همیشه میدونه من رو چطور مطلع کنه

00:40:31.167 --> 00:40:32.542
‫بله

00:40:32.834 --> 00:40:33.834
‫ممنون

00:40:33.999 --> 00:40:35.792
‫تنها چیزی که پیدا کردم این هستش که

00:40:35.876 --> 00:40:38.000
‫اون یک پدر و یک خواهر متاهل یه جایی توی این شهر داره .

00:40:38.125 --> 00:40:42.250
‫این آدرسها احتمالا قدیمی هستن ولی تا صبح پیداشون میکنیم

00:40:42.667 --> 00:40:43.999
‫همین امشب

00:40:44.083 --> 00:40:45.542
‫- امشب؟ - امشب

00:40:45.709 --> 00:40:50.125
‫مگه نمیدونی که جلسهی دادگاه
‫تا 37 ساعت دیگه برگزار میشه؟

00:40:50.209 --> 00:40:51.584
‫و اگه "كانلی" شهادت نده،

00:40:51.667 --> 00:40:54.292
‫احتمالا باید به دانشگاه حقوق برگردیم تا دوره ی آموزشی رو بگذرونیم .

00:40:54.417 --> 00:40:56.459
‫باشه از فرماندار خبری نشد؟

00:40:56.667 --> 00:40:59.918
‫نه رفته به یک جشنواره ره سیب و اینجور چیزها

00:41:00.042 --> 00:41:02.167
‫امشب برمیگرده .

00:41:02.375 --> 00:41:06.500
‫اگه قبول کنه که حکم مجازاتش رو لغو کنه،
‫به نظرت شهادت میده؟

00:41:06.792 --> 00:41:09.083
‫فقط میتونیم تلاشمون رو بکنیم

00:41:10.834 --> 00:41:13.792
‫- بله؟
‫- آقای "ریكلز" میخوان شما رو ببینن

00:41:13.959 --> 00:41:15.999
‫- كی؟
‫- ریکلز، "ماروین ریكلز".

00:41:16.167 --> 00:41:19.209
‫میگن که وکیل آقای "كاستین" هستن

00:41:19.918 --> 00:41:22.626
‫- بفرستش داخل
‫- من میرم .

00:41:22.792 --> 00:41:26.667
‫احتمالاً موقع رشوه دادن به مامور دولت دوست نداره کسی شاهد ماجرا باشه

00:41:26.834 --> 00:41:28.918
‫نمیخوای حرفاش رو بشنوی؟

00:41:29.083 --> 00:41:31.626
‫من زود از کوره در میرم

00:41:38.959 --> 00:41:42.042
‫آقای "هالت، میبخشید که
‫این موقع شب مزاحمتون شدم .

00:41:42.250 --> 00:41:45.334
‫خب وقتی حرفی برای گفتن داشته باشید زمان چه اهمیتی داره؟

00:41:45.459 --> 00:41:48.000
‫- بنشینید
‫- زیاد وقتتون رو نمیگیرم .

00:41:48.792 --> 00:41:51.209
‫آقای "هالت" ما شایعاتی
‫در مورد یک شاهد سری شنیدیم

00:41:51.334 --> 00:41:53.751
‫...که ما رو خیلی نگران کرد

00:41:53.918 --> 00:41:55.667
‫خب، من نمیدونم شما
‫چی
‫شنیدین

00:41:55.751 --> 00:41:57.083
‫اینکه یک شاهد سرّی دارید و میخواین

00:41:57.209 --> 00:41:59.918
‫.. در. دادگاه روز دوشنبه احضارش کنید

00:42:00.000 --> 00:42:02.584
‫طبق تجربه ای که این چند روز به دست آوردم.

00:42:02.751 --> 00:42:04.500
‫میدونم که نمیشه شما
‫رو
‫غافلگیر کرد .

00:42:04.626 --> 00:42:05.876
‫نمیدونم منظورتون چیه

00:42:05.999 --> 00:42:08.584
‫منظورم اینه که شما
‫آماده و منتظر "تونلی" بودید

00:42:08.709 --> 00:42:13.000
‫دارین آقای "كاستین" رو متهم میکنید
‫و ایشون رو با مرگ تونلی" مرتبط میدونید؟

00:42:13.125 --> 00:42:14.584
‫بس كن "ریكلز"

00:42:15.209 --> 00:42:19.042
‫این اتاق استراق سمع نداره پس ادای
‫کسانی که بهشون تهمت زده میشه رو در نیار

00:42:19.167 --> 00:42:22.250
‫"تونلی" یک اوباش حقیر بود که دشمنان زیادی داشت

00:42:22.417 --> 00:42:24.292
‫هر کدوم از اونا میتونه اون رو کشته باشه

00:42:24.375 --> 00:42:27.042
‫حتماً لک لک ها خبرش رو آورده بودن

00:42:27.125 --> 00:42:28.918
‫من دیگه این حرفها رو باور نمیکنم،

00:42:28.999 --> 00:42:31.667
‫چون میدونم
‫حتی توی این اداره ی پلیس نمونه

00:42:31.792 --> 00:42:34.417
‫همیشه میتونین چند نفر رو پیدا کنین و فریب بدین

00:42:34.542 --> 00:42:36.375
‫و پیداشون هم کردین، مگه نه؟

00:42:36.709 --> 00:42:38.500
‫و اونا بودن که "تونلی" رو لو دادن

00:42:38.626 --> 00:42:40.584
‫بهتره این اتهامات رو پس بگیری
‫"هالت"

00:42:40.709 --> 00:42:42.167
‫حرف دیگه ای ندارم .

00:42:42.709 --> 00:42:44.375
‫در این گونه محاکمه ها،

00:42:44.500 --> 00:42:47.459
‫وکیل مدافع حق داره
‫قبل از دادگاه با شهود صحبت کنه

00:42:47.709 --> 00:42:50.209
‫این رو که میدونی
‫"هالت"
‫- من نگفتم شاهد دارم، تو گفتی .

00:42:50.292 --> 00:42:51.918
‫و فکر نکن که من
‫در مقابل این کارهای غیر اخلاقی

00:42:52.000 --> 00:42:54.626
‫در دادگاه ساکت میشینم "هالت

00:42:55.999 --> 00:42:59.042
‫خیلی حرف تاثیر گذاری بود.

00:42:59.626 --> 00:43:02.250
‫عجیبه كسی مثل شما حرف از اخلاقیات بزنه

00:43:02.334 --> 00:43:03.626
‫- گوش کن - اخلاقیات

00:43:03.999 --> 00:43:06.417
‫وقتی این کلمه رو به زبون میاری نفست بند نمیاد؟

00:43:06.542 --> 00:43:08.584
‫ما در این خصوص از حقوق خاصی برخورداریم ..

00:43:08.626 --> 00:43:10.417
‫شما هیچ حق خاصی ندارین

00:43:10.542 --> 00:43:12.918
‫به جز اینکه مثل بیماری از بین برده بشین

00:43:12.999 --> 00:43:15.000
‫صبح دوشنبه که در دادگاه دیدمت بهت میگم که چه حقوقی داریم.

00:43:15.083 --> 00:43:16.417
‫تا اون موقع گورت رو گم کن

00:43:16.542 --> 00:43:18.500
‫"هالت" بهت هشدار میدم
‫اگه این آخرین کاری باشه که میکنم

00:43:18.626 --> 00:43:22.209
‫اگه گورت رو گم نکنی این آخرین کارت میشه

00:43:29.042 --> 00:43:30.459
‫میشه چند لحظه وقتت رو
‫بگیرم؟

00:43:35.375 --> 00:43:36.834
‫سی
‫ثانیه

00:43:39.626 --> 00:43:42.000
‫فکر میکردم خبرنگارها، این جمعه شب

00:43:42.125 --> 00:43:43.542
‫... همه در حال مستی باشن

00:43:43.667 --> 00:43:45.667
‫فقط اونایی که پول دارن .

00:43:45.792 --> 00:43:47.292
‫ریکلز" اینجا چیکار داشت

00:43:47.375 --> 00:43:51.334
‫- میخواست بهت رشوه بده؟
‫- فکر میکنه رفتار من غیر اخلاقیه

00:43:51.584 --> 00:43:54.417
‫میدونی چیه؟ همینطور هم هست

00:43:54.626 --> 00:43:58.417
‫وقتی با یک چیز کثیف روبرو هستم همیشه کمی پلید میشم.

00:43:58.542 --> 00:44:00.959
‫فکر میکردم همهش یه شوخی باشه

00:44:01.000 --> 00:44:02.584
‫"کاستین" یک تهدید عمومیه

00:44:02.709 --> 00:44:05.626
‫که 25 سال مشغول قتل و غارتگری بوده .

00:44:05.792 --> 00:44:09.292
‫آخرش چی نصیبش میشه؟ سلب تابعیت

00:44:09.375 --> 00:44:10.626
‫- خب این شروعشه - آره .

00:44:10.709 --> 00:44:12.000
‫گوش کن "جیم" .

00:44:12.125 --> 00:44:15.500
‫اگه فقط بتونم یک شاهد علیه اون به اون جایگاه ببرم

00:44:15.584 --> 00:44:19.083
‫---
‫ناگهان همه ی کسانی که
‫چیزی در مورد "كاستین" میدونن

00:44:19.167 --> 00:44:20.999
‫...شهامت کسب میكنن

00:44:21.083 --> 00:44:24.209
‫بعد با یک چیز قویتر بهش ضربه میزنیم

00:44:24.292 --> 00:44:27.626
‫ولی اول، اون یک شاهد رو لازم دارم .

00:44:27.751 --> 00:44:29.626
‫گیر آوردیش؟

00:44:29.751 --> 00:44:31.042
‫سی
‫ثانیهت تموم شد

00:44:31.125 --> 00:44:34.167
‫"لوید، اگه تو چیز قابل توجهی نداشته باشی

00:44:34.250 --> 00:44:37.876
‫ممکنه در دادگاه حاضر نشی

00:44:38.250 --> 00:44:39.751
‫خب؟

00:44:39.959 --> 00:44:42.042
‫دوشنبه در دادگاه حاضر میشی؟

00:44:42.459 --> 00:44:45.042
‫اونی که چمدون دستشه منم

00:45:18.667 --> 00:45:21.584
‫امیدوارم در نهایت
‫به گلوله به سر خودش شلیک کنه

00:45:22.834 --> 00:45:24.626
‫"ویلوبی" نمیترسی . که این داستانها

00:45:24.751 --> 00:45:26.375
‫حرفهی واقعی تو بعنوان یک پلیس رو خراب کنه؟

00:45:26.500 --> 00:45:28.584
‫این چیز واقعی برای 6 ساله هاست

00:45:28.792 --> 00:45:31.417
‫مگه این دخترها با این لباسها سرما نمیخورن؟

00:45:31.500 --> 00:45:33.709
‫- نه اون دخترها
‫- میخوای امشب بهت قرضش بدم؟

00:45:33.834 --> 00:45:36.042
‫ذهن من اگه چیزی سکسی تر از مجلهی مکانیک های برتر" ببینه

00:45:36.209 --> 00:45:38.167
‫آب و روغن قاطی میكنه

00:45:38.375 --> 00:45:39.959
‫از شامت لذت بردی؟

00:45:40.125 --> 00:45:42.500
‫همهش رو تموم کردم
‫فکر نمی کردی بتونم، مگه نه؟

00:45:42.584 --> 00:45:44.667
‫فکر نمی کردم بتونی
‫فکر نمیکردم هیچ کسی بتونه

00:45:44.792 --> 00:45:46.626
‫- میای یه پیک مشروب با هم بزنیم؟
‫- نه . -

00:45:46.751 --> 00:45:48.375
‫بیا دیگه ستوان

00:45:48.459 --> 00:45:49.667
‫نمیدونی چند وقته که

00:45:49.792 --> 00:45:51.834
‫... با هیچ مردی مشروب نخوردم .

00:45:51.918 --> 00:45:54.167
‫یا حتی پایین رده تر از شما

00:45:54.250 --> 00:45:58.417
‫شوخی نمیکنم شاید ندونی که
‫از نظر یه دختر چقدر جذاب هستی .

00:46:01.083 --> 00:46:02.542
‫به سلامتی چی؟

00:46:02.709 --> 00:46:05.542
‫به سلامتی مردانی که زندانها رو منفجر کنن

00:46:07.918 --> 00:46:10.876
‫نگران نباش لو نمیدم که
‫در حین خدمت، مشروب خوردی .

00:46:11.000 --> 00:46:13.667
‫فقط
‫. حواست باشه نگی با چی مست شده

00:46:17.667 --> 00:46:19.792
‫توی اتاق جواب میدم

00:46:25.042 --> 00:46:28.083
‫میدونی، آدم خوبیه .

00:46:28.250 --> 00:46:29.834
‫ازدواج کرده؟

00:46:30.042 --> 00:46:32.918
‫تا امروز ندیده بودمش
‫- أه

00:46:33.000 --> 00:46:35.292
‫مگه چی داره که ازش خوشت اومده؟

00:46:35.459 --> 00:46:37.125
‫نمیدونم .

00:46:37.667 --> 00:46:39.876
‫فکر کنم فقط واسه اینکه اینجاست

00:46:40.834 --> 00:46:43.209
‫تصمیم گرفتی که چیکار میخوای بکنی؟

00:46:43.417 --> 00:46:45.834
‫- در مورد ستوان؟
‫- نه .

00:46:46.000 --> 00:46:47.459
‫منظورم در خصوص آقای "هالت" هستش .

00:46:49.334 --> 00:46:53.000
‫چیه؟ به تو هم گفته روی مخ من كار كنی؟

00:46:53.125 --> 00:46:55.292
‫خودت که من رو بهتر میشناسی

00:46:56.083 --> 00:46:57.918
‫معذرت میخوام .

00:46:58.999 --> 00:47:03.125
‫آقای "هالت" میگه
‫من این دین رو نسبت به جامعه دارم

00:47:03.250 --> 00:47:05.459
‫... که در دادگاه شهادت بدم .

00:47:06.876 --> 00:47:09.500
‫ویلوبی، به نظرت من چه دینی نسبت به این جامعه دارم؟

00:47:09.584 --> 00:47:11.709
‫نمیخوام نظری بدم

00:47:12.792 --> 00:47:15.667
‫خب اگه من دخترت بودم به من میگفتی چیکار کنم؟

00:47:15.792 --> 00:47:18.209
‫من هرگز بهش نمیگم که چیکار کنه

00:47:18.375 --> 00:47:21.250
‫ولی بهش یاد دادم
‫که به تعهداتش پایبند باشه

00:47:21.459 --> 00:47:24.083
‫كی
‫گفته من چنین تعهدی دارم؟

00:47:24.542 --> 00:47:29.417
‫کی دوست داره قهرمانی باشه
‫که با گلوله ی شاتگان تکه تکه میشه .

00:47:30.542 --> 00:47:34.375
‫و از کجا مطمئنی که دخترت آخرش مثل من نمیشه؟

00:47:34.500 --> 00:47:37.292
‫هیچ اطمینانی وجود نداره

00:47:38.375 --> 00:47:40.667
‫ولی میتونم قانعش کنم که میخوامش .

00:47:40.751 --> 00:47:44.626
‫تمام عشقم رو بهش ابراز میکنم

00:47:44.792 --> 00:47:49.125
‫اینها چیزهایی هستن
‫که اکثر شما دخترها بهش نیاز دارین

00:47:51.083 --> 00:47:52.999
‫واقعاً همینطوره .

00:47:53.667 --> 00:47:57.125
‫تمام عشقی که تابحال نصیبم شده، با یک نگاه ساده متوجه میشی .

00:48:07.834 --> 00:48:09.876
‫اره حق با توئه .

00:48:11.334 --> 00:48:14.876
‫یه ذره عشق تا حالا کسی رو نکشته

00:48:16.292 --> 00:48:17.500
‫بله

00:48:19.083 --> 00:48:20.292
‫امر دیگه ای ندارین؟

00:48:20.500 --> 00:48:22.584
‫پیشنهاد فرماندار رو هم بهش بگو

00:48:22.751 --> 00:48:25.667
‫بذار قبل از اومدن من
‫کمی به این مساله فکر کنه

00:48:26.334 --> 00:48:28.459
‫الان راه میفتم

00:48:33.751 --> 00:48:35.959
‫ویلوبی نمیخوای بری كمی استراحت کنی؟

00:48:36.042 --> 00:48:37.667
‫دقیقه ها، این موقع صبح

00:48:37.792 --> 00:48:38.959
‫خیلی دیرتر میگذرن .

00:48:39.000 --> 00:48:40.667
‫حق با توئه

00:48:42.167 --> 00:48:44.083
‫اگه تلویزیون رو روشن کردی

00:48:44.167 --> 00:48:46.542
‫و برنامهشون جالب شده بود بیدارم کن

00:48:53.334 --> 00:48:55.250
‫الان با "هالت" حرف زدم .

00:48:55.375 --> 00:48:58.542
‫- مرد خیلی خوبیه - بله .

00:48:58.751 --> 00:49:02.459
‫راستی گفت اگه دوشنبه باهاش در دادگاه حاضر بشی،

00:49:02.542 --> 00:49:05.751
‫... میتونه دوره محکومیتت رو لغو کنه

00:49:05.959 --> 00:49:08.792
‫- تمام 11 ماه رو؟ - آره .

00:49:10.626 --> 00:49:15.584
‫میدونی 11 ماه در اون مکان بودن چقدر دیر میگذره؟

00:49:15.959 --> 00:49:17.542
‫طولانیه

00:49:17.667 --> 00:49:19.459
‫خیلی خیلی طولانیه .

00:49:19.584 --> 00:49:21.792
‫این پیشنهاد خوبیه، نه؟

00:49:25.751 --> 00:49:27.500
‫ممکنه

00:49:33.042 --> 00:49:35.709
‫چطور شد که امشب از من نخواستی یه قرار عاشقانه بذاریم؟

00:49:36.667 --> 00:49:39.500
‫شاید واسه اینکه فردا یکشنبه است

00:49:39.626 --> 00:49:42.042
‫و تو هم خیلی مشغله داری

00:49:44.250 --> 00:49:47.292
‫یا شاید از دخترها خوشت نمیاد

00:49:52.042 --> 00:49:55.667
‫نه، تا حالا به این فکر نکردم که چی بهتره

00:49:58.959 --> 00:50:00.334
‫میدونی چند تا دلیل داره

00:50:00.417 --> 00:50:03.292
‫یکیش اینکه سیر کردن تو خیلی هزینه داره. من ...

00:50:04.334 --> 00:50:07.542
‫نمیتونم تو رو در کنار پیت تونلی" تصور کنم .

00:50:08.334 --> 00:50:10.876
‫بهت که گفتم باهاش نبودم .

00:50:11.083 --> 00:50:13.876
‫آره ولی توی اون سفر دریایی
‫در نیمکرهی غربی بودی، غیر از اینه؟

00:50:13.959 --> 00:50:17.959
‫غربی شرقی
‫من مثل آب بارون پاک بودم .

00:50:18.083 --> 00:50:22.709
‫تازه، "پیت" برادر "میتزی تونلی" بود،

00:50:22.792 --> 00:50:27.250
‫و توی په دوره از زندگیم
‫میتزی یکی از بهترین دوستانم بود

00:50:27.375 --> 00:50:30.334
‫یعنی چون "میتزی" ازت خواسته بود، با "پیت" سوار اون کشتی شدی؟

00:50:30.459 --> 00:50:33.292
‫نه چون "پیت" ازم خواست

00:50:33.375 --> 00:50:36.292
‫منظور منم همینه چرا؟ آدم پولداری بود؟

00:50:36.375 --> 00:50:38.125
‫اون هیچ پولی نداشت

00:50:38.292 --> 00:50:43.375
‫یه آدم بی پول و بدبخت بود

00:50:43.500 --> 00:50:45.542
‫ولی بطور اتفاقی
‫تو یک چیزی در وجودش دیدی

00:50:45.667 --> 00:50:46.959
‫چه چیزی برای دیدن؟

00:50:47.000 --> 00:50:49.125
‫چیزی نداشت که کسی بخواد
‫به دستش بیاره هیچی .

00:50:49.209 --> 00:50:51.417
‫---
‫واسه اینکه وقتی "كاستین"
‫ازش دعوت کرد که همراه دوست دخترش

00:50:51.542 --> 00:50:53.459
‫... به کشتی بره
‫توی این موقعیت خاص قرار گرفت

00:50:53.584 --> 00:50:55.667
‫- میخواست کی رو با خودش ببره؟
‫تو رو

00:50:55.876 --> 00:50:58.667
‫البته. دلم به حالش میسو

00:50:59.042 --> 00:51:00.083
‫هه!

00:51:00.209 --> 00:51:02.292
‫می خواست جلوی این آدم

00:51:02.417 --> 00:51:03.500
‫خوب به نظر بیاد

00:51:03.626 --> 00:51:06.542
‫واسه همین فکر کرد بهتره با خودش یک

00:51:06.834 --> 00:51:09.959
‫- دختر خوشگل
‫- آره، دختر خوشگل ببره

00:51:10.959 --> 00:51:13.709
‫خب البته اون فکر میکرد من خوشگلم .

00:51:13.918 --> 00:51:15.792
‫اگه
‫و فکر کرده بود
‫. یه دوست دختر همراهش باشه

00:51:15.918 --> 00:51:18.292
‫شاید بتونه در حالی که بقیه نظاره گر هستن ...

00:51:18.417 --> 00:51:19.834
‫... بهش نزدیکتر بشه

00:51:19.959 --> 00:51:22.876
‫- خب این منطقی به نظر میاد
‫- اصلاً
‫هم
‫اینطور نبود .

00:51:22.999 --> 00:51:25.667
‫در کل اون ،سفر، یک بار هم به ما نگاه نکردن .

00:51:25.876 --> 00:51:27.959
‫آره، ولی تو همیشه آماده بودی
‫که

00:51:28.042 --> 00:51:31.417
‫بهش دست بدم.
‫فقط
‫همین

00:51:31.542 --> 00:51:33.500
‫متوجه شدم

00:51:33.626 --> 00:51:36.334
‫لابد تو فکر میکنی

00:51:36.459 --> 00:51:38.167
‫... من خیلی حقیر هستم، ها؟

00:51:38.334 --> 00:51:39.918
‫نه من

00:51:41.375 --> 00:51:44.500
‫از نظر من این لطفی هستش که که ...

00:51:44.667 --> 00:51:47.709
‫فقط یک دختر واقعاً مهربون میتونه انجامش بده

00:51:48.667 --> 00:51:50.292
‫واقعاً اینطور فكر می كنی؟

00:51:51.125 --> 00:51:52.083
‫آره .

00:51:52.959 --> 00:51:55.626
‫خب، کار خاص نبود

00:51:55.918 --> 00:51:59.375
‫به هر حال، "میتزی تونلی" توی این دورهی ،خاص بهترین دوستت بوده .

00:51:59.500 --> 00:52:02.209
‫با هم دعوا هم میگردیم
‫ولی من خم به ابرو نمی آوردم .

00:52:02.292 --> 00:52:05.209
‫عشق حقیقی من مُرده و دفن شده

00:52:05.334 --> 00:52:08.500
‫در مکانی که آن را خانه مینامم

00:52:09.042 --> 00:52:12.459
‫چون این بیماری مسری جونش رو گرفت

00:52:13.125 --> 00:52:16.459
‫دیگر حس گشت گشت و گذار ندارم

00:52:17.042 --> 00:52:20.584
‫وقتی فرشته ها برای بردنش آمدند

00:52:21.375 --> 00:52:24.417
‫یادم است که گفت

00:52:24.667 --> 00:52:28.584
‫کفشهایم را به دختر عمویم "هلن" بدهید

00:52:28.709 --> 00:52:35.709
‫چون مرده ام میتواند آنها را به پا کند

00:52:36.000 --> 00:52:37.834
‫ممنونم رفقا .

00:52:38.000 --> 00:52:41.334
‫هی دوستان،
‫از الان باید بهتر اجرا کنیم

00:52:43.209 --> 00:52:46.417
‫تلویزیون باید اونقدر خوب باشه که وقتی چشم هات رو میبندی

00:52:46.500 --> 00:52:48.459
‫... برات مثل رادیو باشه

00:52:49.999 --> 00:52:52.792
‫هوس یک موسیقی ملایم کردم

00:52:53.626 --> 00:52:54.834
‫اون چیزه ...

00:52:54.959 --> 00:52:57.542
‫... که سمت چپ هستش رو بچرخون

00:52:58.999 --> 00:53:02.959
‫عشق ممنوعه

00:53:03.042 --> 00:53:08.542
‫لبخند روی سیمای فرشته گونه

00:53:08.667 --> 00:53:11.999
‫و آغوش گرم تو

00:53:12.083 --> 00:53:14.042
‫مرا شورانگیزانه

00:53:14.250 --> 00:53:17.542
‫در بر گرفته

00:53:18.167 --> 00:53:21.792
‫دستان ممنو

00:53:21.959 --> 00:53:24.792
‫که من و تو را کنار هم نگه داشته

00:53:24.918 --> 00:53:27.459
‫- چرا تو پلیس هستی؟ - چرا نباشم؟

00:53:27.667 --> 00:53:30.375
‫توی شغل دیگه ای بهتر فعالیت نمیکنی؟

00:53:30.459 --> 00:53:31.709
‫واسه چی بهتر باشم؟

00:53:32.667 --> 00:53:36.584
‫هر کس از یه چیزی خوشش میاد
‫نمیدونم

00:53:36.709 --> 00:53:39.375
‫از ارتش بیرون اومدم اون بهترین کاری بود که میتونستم داشته باشم .

00:53:39.876 --> 00:53:41.042
‫دوسش دارم .

00:53:41.125 --> 00:53:44.042
‫دوست داری بچرخی و مردم رو دستگیر کنی؟

00:53:44.918 --> 00:53:47.375
‫خب، رژه ی نظامی هم داره .

00:53:51.292 --> 00:53:52.918
‫بیا ستوان

00:53:53.375 --> 00:53:54.626
‫باید تو رو سرپا نگه دارم،

00:53:54.709 --> 00:53:56.250
‫طوری که یک پلیس خوب
‫باید واقعاً باشه

00:53:56.375 --> 00:53:59.167
‫آرزوهای ممنوعه

00:53:59.334 --> 00:54:04.792
‫چه دیوانه وار مجذوب تو گشتم

00:54:05.125 --> 00:54:08.709
‫قلبت را با خوشحالی ...

00:54:08.876 --> 00:54:14.292
‫قربانی این عشق ممنوعه کن

00:54:20.918 --> 00:54:24.500
‫احتمالا كسی انتظار نداره تو با زندانیها برقصی

00:54:25.500 --> 00:54:26.584
‫درسته؟

00:54:28.083 --> 00:54:31.375
‫دارم فکر میکنم این سوال رو قبلا هم پرسیدیم یا نه .

00:54:34.834 --> 00:54:36.584
‫فکر کنم دلیل اینکه خودت رو عقب میكشی

00:54:36.667 --> 00:54:40.250
‫... این باشه که همسرت
‫دوست نداره موقع کار با یک دختر برقصی .

00:54:40.500 --> 00:54:43.292
‫حتی غیر از مواقع كاری . - أه

00:54:44.000 --> 00:54:45.667
‫اگه زن داشتم .

00:54:47.042 --> 00:54:48.626
‫نداری؟

00:54:49.000 --> 00:54:51.626
‫آخرین بار که چک کردم نداشتم

00:54:53.042 --> 00:54:56.500
‫بیهوده

00:54:56.751 --> 00:55:01.918
‫التماست کنم که رهایم کنی

00:55:02.167 --> 00:55:07.000
‫اما شراره های این عشق

00:55:07.626 --> 00:55:11.000
‫نجواکنان میگویند
‫نه، نه، نه

00:55:11.500 --> 00:55:14.999
‫لبهای ممنوعه

00:55:15.083 --> 00:55:18.959
‫چه دیوانه وار به سراغتان آمدم

00:55:19.709 --> 00:55:21.000
‫"وینس"!

00:55:23.999 --> 00:55:25.667
‫"وینس"!

00:55:41.834 --> 00:55:44.542
‫وینس! وینس!

00:55:44.709 --> 00:55:46.584
‫اتاق طبقه ی پایین

00:55:52.792 --> 00:55:55.250
‫- دکتر رو خبر کن اطاعت

00:55:55.542 --> 00:55:57.500
‫افراد بیشتری رو بیار اینجا

00:55:58.000 --> 00:56:00.417
‫- أه، وینس
‫- اپراتور؟ یه دکتر بفرستید بالا

00:56:00.542 --> 00:56:01.667
‫درد داره .

00:56:01.751 --> 00:56:04.167
‫پس سریعتر من رو
‫به دفتر فرماندهی وصل کنید. بله .

00:56:08.292 --> 00:56:10.167
‫ببریمش به اتاق خواب

00:56:20.959 --> 00:56:22.500
‫صبر کن آقا
‫كسی حق ورود نداره .

00:56:22.626 --> 00:56:24.834
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:56:24.959 --> 00:56:27.999
‫توی طبقات بالا، شلیک صورت گرفته .

00:56:32.834 --> 00:56:34.918
‫- اون کیه؟
‫- هنوز هویتش مشخص نیست

00:56:34.999 --> 00:56:37.000
‫به خاطر سقوط از ارتفاع نمرده

00:56:37.125 --> 00:56:38.834
‫قبل از افتادن گلوله بهش اصابت کرده

00:56:38.918 --> 00:56:41.626
‫حالا فقط یک قبر خوب لازم داره .

00:57:00.542 --> 00:57:03.959
‫- داری بهم فشار میاری . - حالش چطوره؟

00:57:04.000 --> 00:57:05.167
‫یه گلوله از توی دستش عبور کرده .

00:57:05.250 --> 00:57:07.834
‫باید با تو حرف بزنم - بهتره دراز بکشی .

00:57:07.959 --> 00:57:09.375
‫دیگه از دراز کشیدن خسته شدم .

00:57:09.500 --> 00:57:12.209
‫میخوام به سلول امن و راحتم برگردم .

00:57:12.334 --> 00:57:14.292
‫باید استراحت كنی تا كمی داروهات تاثیر بذاره .

00:57:14.417 --> 00:57:17.334
‫با اون همه تیراندازی مگه دارو تاثیر میذاره

00:57:17.459 --> 00:57:18.918
‫اینجا از هر جای دیگه ای برای توی امنتره .

00:57:18.999 --> 00:57:21.542
‫آره خیلی خوب میشه اگه یه گوشه نیفتی نمیری

00:57:21.626 --> 00:57:22.918
‫ما داریم تمام تلاشمون رو میکنیم

00:57:23.000 --> 00:57:25.167
‫- انگار یه نفر کم کاری کرده من دستور دارم که .

00:57:25.292 --> 00:57:28.417
‫- "ویلوبی" چش شده؟ - دکتر!

00:57:30.834 --> 00:57:33.709
‫یه آمبولانس خبر کنید وضعیت اون وخیم تر بوده

00:57:33.834 --> 00:57:34.918
‫هیچی به ما نگفت

00:57:35.000 --> 00:57:36.751
‫فکر کنم منتظر بوده که اول اون معالجه بشه

00:57:36.876 --> 00:57:38.250
‫وای نه!

00:57:42.209 --> 00:57:45.125
‫ورود به اینجا براشون کار سختی نبوده
‫ستوان

00:57:45.209 --> 00:57:46.417
‫بسیار خب، ممنون

00:57:46.542 --> 00:57:48.834
‫اتفاق وحشتناکی بود

00:57:49.250 --> 00:57:50.999
‫... اونم توی ماه عسلمون!

00:57:53.626 --> 00:57:56.209
‫فکر کردم پیشخدمت
‫شامپاینی که سفارش دادم رو آورده

00:57:56.334 --> 00:57:58.834
‫وقتی در رو باز کردم در رو هل داد

00:57:58.918 --> 00:58:00.334
‫و یکیشون با اسلحه من رو نشونه گرفته بود

00:58:00.417 --> 00:58:02.125
‫- چند نفر بودن؟ - سه نفر

00:58:02.250 --> 00:58:04.417
‫خیلی وحشتناک بودن

00:58:04.500 --> 00:58:07.375
‫اگه اسلحه نداشتن
‫اونا رو تکه تکه میکردم.

00:58:08.083 --> 00:58:11.167
‫آره شانس آوردن که
‫با خودشون اسلحه آورده بودن

00:58:12.209 --> 00:58:14.876
‫اونا یه مدل لباس کار پوشیده بودن

00:58:14.999 --> 00:58:16.959
‫و یک سری تخته های کوتاه دستشون بود

00:58:19.417 --> 00:58:21.083
‫همه چیز تحت کنترله "وینس" .

00:58:21.167 --> 00:58:22.751
‫از همون راهی که اومدی برگرد به طبقه ی بالا

00:58:22.834 --> 00:58:24.083
‫پیرهنت خونی شده؟

00:58:24.167 --> 00:58:25.751
‫دو تا گلوله به سینهم اصابت کرده خانم .

00:58:25.876 --> 00:58:27.083
‫چیز خاصی نیست

00:58:27.959 --> 00:58:31.209
‫در واقع سه تا گلوله بوده، خانم . ولی ما چیزی بهش نگفتیم .

00:58:31.292 --> 00:58:33.834
‫خب بهتره عجله کنیم

00:58:36.626 --> 00:58:38.918
‫چهار نفر بودن نه سه نفر

00:58:38.999 --> 00:58:40.999
‫یه نفر با تفنگ
‫مسئول آسانسور رو ساکت نگه داشته

00:58:41.042 --> 00:58:42.709
‫تا آسانسور آماده بشه

00:58:42.792 --> 00:58:44.584
‫اوضاع که به همه ریخته شده، از اتاق خارج شدن

00:58:44.709 --> 00:58:46.334
‫با آسانسور به زیرزمین رفتن

00:58:46.459 --> 00:58:48.209
‫و بیرون از ساختمون با ماشینی که منتظرشون بوده فرار کردن .

00:58:48.334 --> 00:58:51.042
‫من زمان گرفتم .
‫احتمالا طی 40 ثانیه از ساختمون خارج شدن

00:58:51.167 --> 00:58:53.751
‫برام جالبه که چطور این کارها رو میکنن

00:58:54.083 --> 00:58:56.459
‫هنوزم میخوای اون رو به زندان شهر ببری؟

00:58:56.626 --> 00:58:58.250
‫منظورت الانه؟

00:58:58.375 --> 00:59:01.542
‫حالا كه كاستین میدونه اون پیش ماست و "ویلوبی" هم گلوله خورده؟

00:59:01.667 --> 00:59:02.999
‫قبل از این ماجرا،

00:59:03.083 --> 00:59:04.876
‫باید میفرستادیمش اونجا، قبول داری؟

00:59:04.959 --> 00:59:06.834
‫من وظیفه ی دیگه ای توی این ماجرا دارم،

00:59:06.959 --> 00:59:09.292
‫اونم اینکه باید مطمئن میشدم واسه شهادت دادن به جایگاه بیاد

00:59:09.375 --> 00:59:11.459
‫- زنده یا مرده؟
‫- زنده، اون هم وظیفه ی توئه .

00:59:11.584 --> 00:59:12.792
‫- این کاری بود که سعی داشتم انجام بدم .
‫- حالا من از تو پرسیدم

00:59:12.918 --> 00:59:14.375
‫هنوزم میخوای به زندان شهر ببریش؟

00:59:14.500 --> 00:59:17.042
‫ببین، احتمالا "كاستین" الان این هتل رو تحت نظر داره

00:59:17.125 --> 00:59:19.834
‫منتظره که ما کاری احمقانه مثل پیشنهاد تو، انجام بدیم

00:59:20.000 --> 00:59:22.250
‫پس بهتره این کار رو نکنیم

00:59:22.459 --> 00:59:25.375
‫نقشه مون چندان خوب پیش نرفت مگه نه؟

00:59:25.542 --> 00:59:28.792
‫وقتی اینجوری قصد کشتنش رو دارن نمیتونی اون رو به جایگاه بفرستی

00:59:28.999 --> 00:59:30.792
‫پس بهتر نیست تسلیم بشیم؟

00:59:31.000 --> 00:59:34.542
‫یه پرچم سفید از پنجره بیرون ببریم تا شاید "کاستین" كمی لطف کنه

00:59:34.626 --> 00:59:37.542
‫و مجبورمون نکنه که کشور رو ترک کنیم

01:00:31.584 --> 01:00:32.876
‫سلام .

01:00:33.209 --> 01:00:34.667
‫سلام .

01:00:42.417 --> 01:00:43.918
‫حالت چطوره؟

01:00:44.459 --> 01:00:46.042
‫داغونم

01:00:47.083 --> 01:00:49.459
‫همهش تلوتلو میخورم .

01:00:49.834 --> 01:00:51.999
‫یه اتفاق جالب افتاده

01:00:52.083 --> 01:00:54.584
‫این نمیتونه تاثیر اون مشروبی باشه که دیشب به همراه شام خوردم.

01:00:54.667 --> 01:00:56.500
‫بگیرش .

01:00:56.584 --> 01:00:58.459
‫من حاضر به خوردن و نوشیدن هیچی نیستم

01:00:58.542 --> 01:00:59.918
‫مگه اینکه بدونم داخلش چیه .

01:01:00.000 --> 01:01:02.083
‫تو اگه
‫دو
‫ساعت چیزی نخوری، کلافه میشی

01:01:02.167 --> 01:01:03.459
‫بگیر

01:01:04.959 --> 01:01:06.125
‫1°

01:01:06.834 --> 01:01:10.375
‫ببین اگه قرار باشه چیزی بشه واسه هر دوتامون اتفاق میفته

01:01:11.959 --> 01:01:13.292
‫دیدی؟

01:01:13.500 --> 01:01:15.334
‫خب دیگه بخورش . حالت رو بهتر میکنه

01:01:15.459 --> 01:01:17.876
‫واقعاً؟ کی حالم بهتر میشه؟

01:01:18.792 --> 01:01:20.375
‫دستت چطوره؟

01:01:21.834 --> 01:01:24.751
‫انگار یه نفر با دندون گند داره دستم رو گاز میگیره .

01:01:24.918 --> 01:01:28.751
‫- میخوای دکتر رو خبر کنم؟ فقط دکتر زندون

01:01:29.000 --> 01:01:30.876
‫یک دختر باید واقعاً قدر شناس باشه که

01:01:30.959 --> 01:01:34.626
‫توی اون سلولهای كثیف از دست قاتلین در آمانه

01:01:34.792 --> 01:01:36.209
‫حال ویلوبی چطوره؟

01:01:36.459 --> 01:01:38.918
‫هنوز هیچ فرقی نکرده

01:01:40.292 --> 01:01:41.709
‫راستی!

01:01:42.375 --> 01:01:45.083
‫یه سوپرایز برات دارم .

01:01:46.125 --> 01:01:47.542
‫بگیرش .

01:01:49.125 --> 01:01:50.751
‫خب دیگه بازش کن

01:01:50.999 --> 01:01:52.292
‫چی
‫داخلشه؟

01:01:52.375 --> 01:01:55.500
‫درست جلوی دستته
‫چرا خودت نگاه نمیکنی؟

01:02:03.500 --> 01:02:05.209
‫لباس سفید خال خالی

01:02:05.334 --> 01:02:07.751
‫هی، بهتره موقع نشستن مراقب دستت باشی .

01:02:07.876 --> 01:02:10.000
‫نه، الان حالم خوبه

01:02:12.375 --> 01:02:14.209
‫به خوبی لباس جشنهای نظامی سال 1902 هست؟

01:02:14.626 --> 01:02:15.999
‫واقعاً بهتره

01:02:17.167 --> 01:02:19.042
‫به لحظه .
‫صبر کن

01:02:19.250 --> 01:02:21.876
‫این هدیه ممکنه دلایل پنهانی داشته باشه

01:02:21.999 --> 01:02:24.125
‫که نوشتنش روی کاغذ کاغذ صحیح نبود

01:02:24.334 --> 01:02:27.417
‫- مامورین دولت به مردم رشوه میدن؟

01:02:27.584 --> 01:02:29.709
‫فکر میکردم همیشه بر.
‫عکسه

01:02:29.834 --> 01:02:31.125
‫چی داری میگی؟

01:02:31.209 --> 01:02:33.292
‫آقای "هالت" فکر میکنه
‫که لباس خال خالی

01:02:33.375 --> 01:02:36.834
‫باعث میشه اون مهمونی که
‫از پنجره اومد رو فراموش کنم؟

01:02:37.292 --> 01:02:40.417
‫تعجب نداره که همیشه
‫دارن مالیاتها رو زیاد میکنن

01:02:40.542 --> 01:02:44.083
‫دیگه کسی از عقلش استفاده نمیکنه،
‫فقط از حساب بانکیشون استفاده میكنن .

01:02:44.542 --> 01:02:47.709
‫یه نفر باید مورد بازجویی قرار بگیره .

01:02:48.375 --> 01:02:50.792
‫نقطه
‫خب، دست روی ی حساس گذاشتم؟

01:02:50.959 --> 01:02:53.959
‫اگه تو اینجور میگی، خواهر، باشه

01:02:54.876 --> 01:02:56.834
‫پس دوباره خواهر شدم، آره؟

01:02:57.083 --> 01:02:58.125
‫آره .

01:02:58.250 --> 01:03:01.083
‫خب برام مهم نیست که
‫این روش انگیزشی چقدر منفوره

01:03:01.209 --> 01:03:02.876
‫و نمیذارم خوشهام رو از من بگیره.

01:03:02.999 --> 01:03:05.751
‫پس چون کنجکاوم که بدونم آیا این اندازهی منه

01:03:05.876 --> 01:03:07.751
‫امتحانش میکنم .

01:03:08.334 --> 01:03:10.834
‫پس میتونی خیلی صریح به آقای "هالت" بگی

01:03:11.000 --> 01:03:14.042
‫که قبول کردن این هدیه
‫به این معنا نیست که من قصد دارم.
‫...

01:03:14.125 --> 01:03:17.167
‫روی جایگاه شهود کشته بشم .

01:03:17.334 --> 01:03:19.667
‫هی، دوباره برنامهی
‫غذاییم داره به هم میخوره

01:03:19.751 --> 01:03:22.292
‫بهتر یه نفر سریعاً صبحونهی ما رو بیاره .

01:03:39.000 --> 01:03:41.999
‫- خب؟
‫- واسه پنجمین بار میگم عالی شدی

01:03:42.083 --> 01:03:44.500
‫منم همینطور فکر میکنم
‫فقط میخواستم نظر یه نفر دیگه رو هم بدونم .

01:03:44.584 --> 01:03:47.125
‫راستی صبحونهت آماده است
‫میخوای بگی فعلا غذا نمیخوری؟

01:03:47.250 --> 01:03:49.125
‫یه درصد فکر کن به من همچین چیزی بگن .

01:03:49.209 --> 01:03:51.250
‫ولی اینقدر هیجان زده ام که نمیتونم چیزی بخورم .

01:04:00.000 --> 01:04:02.042
‫. صبح بخیر - صبح بخیر

01:04:02.792 --> 01:04:04.250
‫صبح بخیر

01:04:09.459 --> 01:04:10.918
‫اینجا رو باش

01:04:11.083 --> 01:04:13.667
‫آره، پوشیدمش .

01:04:13.876 --> 01:04:16.209
‫یه چرخی بزن تا بهتر ببینمش

01:04:20.709 --> 01:04:23.918
‫لابد حداقل 200 دلار قیمت داره.

01:04:24.292 --> 01:04:27.334
‫البته یک میلیون دلار هم واسه یک مدل کمه

01:04:28.209 --> 01:04:29.918
‫از کجا خریدیش؟

01:04:30.292 --> 01:04:32.918
‫- چی؟
‫- میگم از کدوم فروشگاه خریدی؟

01:04:34.417 --> 01:04:36.459
‫خب من فکر کردم که شما و فرماندار

01:04:38.626 --> 01:04:41.167
‫... با کمک حساب دولت

01:04:43.542 --> 01:04:46.667
‫خب تو و اون لباس قطعاً واسه همدیگه ساخته شدین

01:04:53.125 --> 01:04:55.959
‫این بهترین لباسیه که تابحال داشتم .

01:04:56.751 --> 01:04:59.083
‫خصوصاً اینکه خال خالی هم
‫هستن

01:05:03.000 --> 01:05:04.792
‫معذرت میخوام .

01:05:05.334 --> 01:05:07.709
‫از صمیم قلب میگم معذرت میخوام.

01:05:13.042 --> 01:05:15.250
‫- چطور تهیهش کردی؟ - چطور؟

01:05:15.417 --> 01:05:16.999
‫راستش اصلا زحمتی نداشت

01:05:17.083 --> 01:05:19.250
‫به یکی از رفقام در نیوجرسی زنگ زدم،

01:05:19.417 --> 01:05:21.834
‫ساعت چهار صبح
‫از تختخواب بلندش کردم

01:05:21.959 --> 01:05:24.918
‫با ماشین رفت و فروشگاهش رو باز کرد . فقط چند ساعت وقتش رو گرفت .

01:05:25.042 --> 01:05:26.999
‫واقعاً زحمتی نداشت

01:05:27.918 --> 01:05:30.834
‫- وینس
‫- ازش خوشت اومد؟

01:05:30.999 --> 01:05:32.667
‫خوشم اومد؟

01:05:32.876 --> 01:05:34.959
‫اون برام خریده .

01:05:35.667 --> 01:05:37.083
‫ها؟

01:05:37.334 --> 01:05:38.999
‫چقدر خوب

01:05:43.834 --> 01:05:46.500
‫کاش امروز صبح
‫میرفتم کلیسا میپوشیدمش .

01:05:46.667 --> 01:05:48.417
‫تو مذهبی هستی؟

01:05:48.584 --> 01:05:50.626
‫زیاد اینطور به نظر نمیام، مگه نه؟

01:05:50.709 --> 01:05:53.000
‫معمولا توی زندان سعی میکردن من رو به کلیسا بفرستن

01:05:53.125 --> 01:05:54.834
‫ولی اونجا واقعاً جای كلیسا رفتنه؟

01:05:54.959 --> 01:05:57.000
‫میشه یه سیگار بدی؟

01:05:57.292 --> 01:05:59.626
‫البته وقتی بچه بودم

01:05:59.834 --> 01:06:02.334
‫هر یکشنبه به کلیسا میرفتم

01:06:06.667 --> 01:06:09.709
‫آقای "هالت" امیدوارم متوجه شده باشید که حرفهای دیشبم جدی بودن

01:06:09.792 --> 01:06:11.125
‫و میخوام به زندان برگردم .

01:06:11.209 --> 01:06:12.250
‫خانم "كانلی"، باور کنید

01:06:12.375 --> 01:06:14.542
‫نه آقا، من با این حرفها فریب نمیخورم .

01:06:14.626 --> 01:06:15.709
‫باشه ولی اگه "كاستین" .

01:06:15.792 --> 01:06:19.250
‫من و آقای "كاستین"
‫به یک قانون علاقمندیم .

01:06:19.375 --> 01:06:21.292
‫قانون صیانت نفس. حفظ جان

01:06:21.417 --> 01:06:23.334
‫حتماً شنیدیش توی کتاب قانون نوشته

01:06:23.584 --> 01:06:25.459
‫بله میدونم این قانون چیه

01:06:26.375 --> 01:06:28.459
‫میدونم کاری که از شما میخوام، خطرناکه

01:06:28.542 --> 01:06:30.626
‫از دیدگاه هدف، خیلی خطرناکه

01:06:30.709 --> 01:06:33.542
‫بله میدونم تا وقتی که یک بار برای همیشه
‫از شر "کاستین" خلاص نشدیم

01:06:33.626 --> 01:06:35.250
‫همیشه جون یک نفر در خطره .

01:06:35.334 --> 01:06:37.459
‫و از اونجا که این جون مال منه

01:06:37.542 --> 01:06:39.876
‫امیدوارم عذرخواهی من
‫بابت فرار کردنم رو بپذیرید

01:06:39.959 --> 01:06:41.918
‫خب تا وقتی یک نفر
‫این شهامت رو بدست نیاره

01:06:42.000 --> 01:06:45.125
‫اگه یه نفر من رو
‫به سمت سلولم برنگردونه،

01:06:45.209 --> 01:06:46.876
‫میرم فریاد میزنم که وکیل میخوام .

01:06:46.999 --> 01:06:48.375
‫نها

01:06:48.834 --> 01:06:51.375
‫یک ساعت دیگه صبر کن، فقط یک ساعت

01:06:51.584 --> 01:06:54.417
‫به هر حال، کارهای انتقالت
‫همین قدر طول میکشه
‫هم

01:06:54.626 --> 01:06:56.709
‫خواهش میکنم .

01:06:56.918 --> 01:06:59.083
‫باشه. یک ساعت

01:06:59.209 --> 01:07:01.500
‫ولی بعدش سرم رو
‫از اون پنجره بیرون میبرم .

01:07:01.626 --> 01:07:04.918
‫داد و فریاد میکنم تا یک وکیل مدافع جور کنم .

01:07:08.375 --> 01:07:10.500
‫توی یک ساعت چه اتفاقی قراره بیفته؟

01:07:10.667 --> 01:07:12.959
‫خواهر بزرگترش رو پیدا کردیم .

01:07:13.125 --> 01:07:15.334
‫یکی از افرادم الان داره اون رو میاره .

01:07:15.417 --> 01:07:18.542
‫اون چیکار میتونه بکنه؟
‫- منم سعی دارم همین رو بفهمم .

01:07:18.626 --> 01:07:21.792
‫خب اگه بخواد داد و فریاد کنه نمیتونیم مدت زیادی اینجا نگهش داریم .

01:07:21.918 --> 01:07:23.792
‫واسه چی؟ اون یک زندانیه، غیر از اینه؟

01:07:23.999 --> 01:07:25.959
‫خب زندانیها هم حقوق خاصی دارن "وینس" .

01:07:26.083 --> 01:07:28.834
‫حکم زندانش این نیست که
‫با کل دار و دستهی "كاستین" مبارزه کنه

01:07:28.918 --> 01:07:32.709
‫یه وکیل خوب اگه بفهمه که علیرغم میلش اینجا نگهش داشتم میتونه دردسر درست کنه

01:07:32.834 --> 01:07:36.292
‫به نظرت ایرادی نداره من برم خونه و یک لباس تمیز بپوشم؟

01:07:37.125 --> 01:07:38.834
‫- کی به جای تو میمونه؟ - "فرد "پیر" .

01:07:38.959 --> 01:07:40.375
‫اون از پس همه ی کارها بر میاد

01:07:40.500 --> 01:07:43.876
‫باشه ولی زیاد طولش نده

01:08:08.834 --> 01:08:10.500
‫سوار شو

01:08:19.626 --> 01:08:21.584
‫خواهرت نمیدونه که شما قرار بود بیاین

01:08:21.709 --> 01:08:23.000
‫آها .

01:08:23.083 --> 01:08:24.584
‫اون خانم هم همین رو گفت

01:08:24.751 --> 01:08:25.834
‫پکر!

01:08:31.292 --> 01:08:33.834
‫- اینجا رو مثل خونه ی خودتون بدونید - من از خدمتتون مرخص بشم؟

01:08:33.999 --> 01:08:35.709
‫ممنون "فرد" .

01:08:40.834 --> 01:08:43.542
‫- آقای "هالت" ایشون رو صدا کنم؟
‫- بله .

01:08:44.459 --> 01:08:46.667
‫میشه لطفاً بشینید؟

01:08:49.083 --> 01:08:50.584
‫سیگار میکشین؟

01:08:50.792 --> 01:08:55.083
‫نمیدونستم با مجرمین اینطوری رفتار میکنید

01:08:55.167 --> 01:08:56.751
‫خب همیشه اینطوری نیست

01:08:56.876 --> 01:08:59.999
‫شاید حق با شری" بوده و اشتباه از من بوده

01:09:00.042 --> 01:09:03.375
‫شاید لازم نباشه که
‫یک خانم سخت کوش و صادق باشیم

01:09:03.500 --> 01:09:05.709
‫... که هیچوقت دچار دردسر نمیشه

01:09:05.792 --> 01:09:08.209
‫ایشون منظوری نداشت آقای "هالت"

01:09:08.417 --> 01:09:12.000
‫اون هیچکدوم از اشتباهات زندگیش رو حاضر نیست قبول کنه

01:09:12.167 --> 01:09:15.083
‫اگه به این کلارا" خانم سخت کوش پول خوبی بدی

01:09:15.167 --> 01:09:16.876
‫پیراهن خودش رو هم بهت میفروشه

01:09:16.999 --> 01:09:19.042
‫حالت چطوره شری

01:09:19.292 --> 01:09:20.834
‫واقعاً برات مهمه؟

01:09:20.959 --> 01:09:23.375
‫یا این تنها حرفی بود که به ذهنت اومد؟

01:09:23.459 --> 01:09:25.542
‫- مدت زیادی گذشته "شـ "شری" . - آره، مدت زیادیه، نه؟

01:09:25.667 --> 01:09:27.375
‫چه مدت گذشته، "کلارا"؟

01:09:27.459 --> 01:09:30.083
‫IT
‫- شش؟ هشت؟ یازده سال؟
‫مدت زیادی بیمار بودم شری

01:09:30.167 --> 01:09:31.751
‫چیکار شده
‫بودی،
‫انگشت هات شکسته بود

01:09:31.834 --> 01:09:34.209
‫نمیتونستی یک نامه یا کارت پستال برام بفرستی؟

01:09:34.292 --> 01:09:36.834
‫یا شاید نمیدونستی که من توی زندان هستم .

01:09:36.918 --> 01:09:40.042
‫- "روی" از یه جایی شنیده بود - اون "روی" باوفات در چه حاله؟

01:09:40.125 --> 01:09:43.292
‫- هنوزم واسه سرگرمی، بچه ها رو کتک میزنه؟ - بهتره شما رو تنها بذارم.

01:09:43.417 --> 01:09:46.042
‫نه بهتره همینجا باشی آقای "هالت"، چون میخوام خودت ببینی .

01:09:46.167 --> 01:09:48.000
‫...که چه کار احمقانه ای كردی .

01:09:48.125 --> 01:09:49.334
‫نقشه ت چی بود؟

01:09:49.500 --> 01:09:52.999
‫اینکه خواهر دوست داشتنیم قانعم کنه که به دادگاه برم؟

01:09:53.209 --> 01:09:55.876
‫خانم کانلی، هیچ نقشه ای در کار نبوده
‫من
‫فقط فکر کردم ..

01:09:55.999 --> 01:09:59.375
‫خب اشتباه كردی آقای "هالت" باید بهتر میگشتی

01:09:59.500 --> 01:10:01.959
‫و كسی رو پیدا میكردی که میشد بهش امید بیشتری
‫داشت

01:10:02.042 --> 01:10:04.083
‫حتی اگه بتونه من رو به انجام کاری قانع کنه،

01:10:04.167 --> 01:10:06.918
‫فکر کردی اگه براش چیزی نداشته باشه
‫این کار رو میکنه؟

01:10:07.000 --> 01:10:08.709
‫این درست نیست "شری" .

01:10:08.834 --> 01:10:12.083
‫چرا درست نیست؟
‫میخوای بگی تغییر کردی؟

01:10:12.167 --> 01:10:14.500
‫میخوای بگی این روزها
‫حاضری به خودت زحمت بدی

01:10:14.626 --> 01:10:16.000
‫و به کسی که توی دردسر افتاده کمک کنی؟

01:10:16.083 --> 01:10:17.792
‫و اگه یه نفر نیاز به
‫جایی برای موندن داشته باشه

01:10:17.918 --> 01:10:19.292
‫این روزها درب خونه ت رو باز میکنی

01:10:19.417 --> 01:10:20.918
‫...و
‫ازش پذیرایی میكنی؟

01:10:20.999 --> 01:10:22.999
‫تقصیر من نبود!
‫"روی" نمیخواست تو اونجا بمونی .

01:10:23.042 --> 01:10:25.500
‫- من از "روی" نخواستم از تو خواستم
‫اون شوهرمه، غیر از اینه؟

01:10:25.626 --> 01:10:27.709
‫- اونجا خونه ی اونه
‫با اون وضعی که من رو بیرون کردین

01:10:27.792 --> 01:10:29.459
‫.... قطعاً جای من هم نبوده بهش التماس کردم!

01:10:29.584 --> 01:10:31.334
‫این خواهریه که من دارم آقای "هالت"

01:10:31.459 --> 01:10:32.626
‫همون اول زندگی به من فهموند

01:10:32.709 --> 01:10:34.709
‫زنده یا مرده بودنت
‫برای هیچکسی توی دنیا اهمیت نداره

01:10:34.792 --> 01:10:36.250
‫من باید چیکار میکردم؟

01:10:36.375 --> 01:10:37.959
‫اگه بهش اصرار میکردم که بذاره بمونی،

01:10:38.042 --> 01:10:39.334
‫من رو هم با تو از خونه بیرون میکرد

01:10:39.417 --> 01:10:41.292
‫و تو نمیخواستی ریسک کنی و

01:10:41.375 --> 01:10:43.292
‫... اون مرد خارق العاده رو از دست بدی، درسته؟

01:10:43.375 --> 01:10:44.542
‫البته که نمیخواستم

01:10:44.626 --> 01:10:46.959
‫أوضاع برای من راحت تر از تو هم نبوده

01:10:47.042 --> 01:10:49.000
‫اگه فکر کردی که حاضر بودم ریسک کنم

01:10:49.125 --> 01:10:50.959
‫و تنها خونه ای که داشتم رو از دست بدم باید بگم خیلی دیوونه ای!

01:10:51.042 --> 01:10:54.250
‫اره من دیوونه بودم! چون شنیده بودم

01:10:54.334 --> 01:10:56.334
‫... خواهرها به همدیگه اهمیت میدن

01:10:56.417 --> 01:10:58.751
‫ولی تو باعث شدی
‫این فکر از ذهنم بیرون بره.

01:10:58.834 --> 01:11:00.334
‫... اونم قبل از اینکه اونجا رو مثل خونه ی خودم بدونم .

01:11:00.459 --> 01:11:02.834
‫هر کس باید به فکر خودش باشه

01:11:03.918 --> 01:11:06.626
‫شاید تا حالا به ذهنت خطور نکرده

01:11:06.751 --> 01:11:09.459
‫که اگه در شانزده سالگی، یه جایی رو

01:11:09.584 --> 01:11:10.918
‫...مثل خونه ی خودم میدونستم،

01:11:10.999 --> 01:11:13.209
‫شاید کارم به زندان نمیکشید

01:11:14.584 --> 01:11:17.626
‫آره. اگه یه مقدار بهم کمک می شد، میشد،

01:11:17.709 --> 01:11:20.459
‫شاید اوضاعم بهتر بود

01:11:20.542 --> 01:11:23.542
‫- خودت رو بذار جای من . - با اون یارو؟

01:11:23.626 --> 01:11:26.250
‫- با من خوب بوده .
‫- أه، اون واسه تو چیکار کرده،

01:11:26.334 --> 01:11:29.125
‫غیر از اینکه بهت اجازه بده
‫شبهای بارونی، آشغالها رو ببری بیرون؟

01:11:29.209 --> 01:11:31.751
‫به من خونه و امنیت داده

01:11:31.876 --> 01:11:33.292
‫بعد از اون همه سال زندگی در خونه ای که

01:11:33.375 --> 01:11:35.042
‫که پدر و مادرمون همیشه توش دعوا میکردن

01:11:35.125 --> 01:11:36.709
‫باید درک کنی که چقدر برام مهم بوده.

01:11:36.792 --> 01:11:38.959
‫دیگه . حس همدردی ندارم .

01:11:39.292 --> 01:11:42.626
‫چه فرقی هم میکنه؟

01:11:42.751 --> 01:11:46.999
‫خیلی خنده داره که فکر کردی
‫اون میتونه من رو به انجام کاری قانع کنه

01:11:47.250 --> 01:11:50.959
‫أه، من نیومدم که تو رو قانع کنم شهادت بدی

01:11:52.667 --> 01:11:54.834
‫اومدم ازت خواهش کنم که شهادت ندی

01:11:58.584 --> 01:12:02.250
‫چر
‫ا شهادت دادنم چه اهمیتی واسه تو داره؟

01:12:02.334 --> 01:12:03.334
‫نداره

01:12:03.417 --> 01:12:06.000
‫میدونم که حق دخالت ندارم

01:12:06.125 --> 01:12:08.209
‫- ولی "روی" از من خواست - میخوای بگی که ....

01:12:08.292 --> 01:12:11.500
‫اون مرتیكه ی عوضی
‫براش مهمه که من چیکار میکنم؟

01:12:11.584 --> 01:12:13.125
‫اینطور نیست

01:12:13.417 --> 01:12:16.375
‫میدونی ما الان یک مشروب فروشی داریم

01:12:16.459 --> 01:12:18.999
‫"روی" فکر میکنه اگه با "کاستین" در بیفتی

01:12:19.042 --> 01:12:22.792
‫اون هم هر کسی که
‫باهاش در ارتباطی رو نابود میکنه

01:12:23.125 --> 01:12:24.959
‫شنیدی چی گفت؟

01:12:25.000 --> 01:12:27.500
‫من نباید علیه "كاستین" شهادت بدم

01:12:27.626 --> 01:12:30.000
‫چون ممکنه برای شغل "روی" خوب نباشه!

01:12:30.167 --> 01:12:32.375
‫- وای نه!
‫- خب ممکنه تاثیر بذاره .

01:12:32.584 --> 01:12:34.792
‫تو نمیدونی این شغل چطوریه

01:12:34.876 --> 01:12:37.375
‫هر
‫لحظه میتونن بیان
‫و جواز کسبت رو باطل کنن

01:12:37.500 --> 01:12:39.918
‫خودت هم میدونی
‫فقط لازم هستش که "کاستین"

01:12:40.000 --> 01:12:42.167
‫... گوشی تلفن رو برداره
‫و هر کسی رو که میخواد، نابود کنه

01:12:42.250 --> 01:12:45.292
‫- خیلی رو داری که چنین چیزی میخوای - برای تو که فرقی نمیکنه،

01:12:45.375 --> 01:12:46.876
‫ولی یه جورایی برای ما مهمه

01:12:46.999 --> 01:12:49.125
‫اگه
‫میدونستم که با رفتن به جایگاه شهود

01:12:49.209 --> 01:12:53.417
‫میتونستم صدمه ای به اون شوهر بدبختت برسونم، حتماً .

01:12:53.584 --> 01:12:55.209
‫- گم شو بیرون!
‫- "شری ، خواهش میكنم .

01:12:55.292 --> 01:12:57.500
‫گم شو بیرون کثافت

01:12:57.709 --> 01:12:59.751
‫خانم "موران"

01:13:00.751 --> 01:13:02.167
‫من رو آوردین اینجا

01:13:02.250 --> 01:13:04.626
‫که این دختر پست فطرت بهم توهین کنه

01:13:04.751 --> 01:13:05.999
‫با اینکه خواهرم هستش؟

01:13:06.167 --> 01:13:08.334
‫اگه همین الان گورت رو گم نکنی

01:13:08.459 --> 01:13:10.918
‫مو و دندون واسه خواهرم نمیذارم

01:13:10.999 --> 01:13:13.751
‫حق با "روی" بود!
‫تو هم فرقی با پدرمون نداری .

01:13:13.834 --> 01:13:15.959
‫حتی ارزش نداری که بهت کمک بشه

01:13:32.792 --> 01:13:34.584
‫شرمنده ام خانم "كانلی" .

01:13:35.375 --> 01:13:37.709
‫چرا همیشه باید اینطوری با هم رفتار کنیم؟

01:13:37.834 --> 01:13:41.751
‫مثل سگهای وحشی، نه مثل خواهر؟

01:13:41.918 --> 01:13:44.999
‫- ولی این تقصیر شما نبود
‫- نه!

01:13:45.083 --> 01:13:47.667
‫همون موقع که وارد این اتاق شدم به فکرش افتادم

01:13:47.792 --> 01:13:49.125
‫همیشه همینطوری میشه .

01:13:49.209 --> 01:13:51.459
‫هر
‫دفعه که میبینمش، نمیدونم

01:13:51.584 --> 01:13:54.042
‫هزار تا درد در وجودم زنده میشه

01:13:54.751 --> 01:13:55.792
‫آره دارم میبینم

01:13:55.959 --> 01:13:57.125
‫دیدیش؟

01:13:57.250 --> 01:13:59.667
‫مثل یک خرگوش از همه چیز میترسه .

01:13:59.876 --> 01:14:03.042
‫فکر میکنی تا حالا یک لطف خواهرانه نسبت به من داشته؟

01:14:03.167 --> 01:14:04.250
‫نه

01:14:04.375 --> 01:14:07.876
‫چون ممکنه امنیت مزخرفش رو به خطر بندازه .

01:14:08.042 --> 01:14:10.459
‫- آره میدونم . - تا الان براش چی
‫داشته؟

01:14:10.626 --> 01:14:14.626
‫یک بازداشت خانگی در کنار
‫اون آدمی که باهاش ازدواج کرده.

01:14:15.000 --> 01:14:16.209
‫عجب زندگی ای .

01:14:16.375 --> 01:14:20.417
‫مطمئنم خودش هم قبول داره که بدبخته

01:14:20.709 --> 01:14:23.083
‫این همون چیزی هستش که میخواستم «در مورد «قبول مسئولیت

01:14:23.209 --> 01:14:25.250
‫... به شما بگم .

01:14:25.584 --> 01:14:27.125
‫آره .

01:14:31.667 --> 01:14:32.751
‫1°

01:14:34.250 --> 01:14:36.876
‫منظورتون رو فهمیدم ولی .

01:14:37.250 --> 01:14:41.709
‫باید بدونید که اینها مسئولیت شما هستن

01:14:41.918 --> 01:14:43.792
‫باید بگم ...

01:14:43.959 --> 01:14:46.792
‫کاری که قراره انجام بشه .

01:14:46.876 --> 01:14:50.999
‫خیلی دل و جرات میخواد ولی من که ندارم .

01:14:51.083 --> 01:14:52.876
‫الان حالت خوب نیست شر شری" .

01:14:54.334 --> 01:14:56.334
‫شهامت میخواد

01:14:56.500 --> 01:14:59.000
‫باید باشهامت به دنیا اومده باشی

01:15:00.584 --> 01:15:04.626
‫شاید من باهاش به دنیا اومده باشم ولی این شهامت

01:15:04.751 --> 01:15:09.417
‫... توسط این خانواده ی نکبتی از بین رفته باشه

01:15:42.542 --> 01:15:44.584
‫كافیه "أرنی" .

01:15:59.667 --> 01:16:03.083
‫چون دیشب برادرش رو کشتی خیلی عصبانی شده

01:16:04.999 --> 01:16:07.999
‫این روزها به روش خودت کار میکنی، آره؟

01:16:08.500 --> 01:16:10.876
‫چرا دیروز از مسیری
‫که برات تعیین کرده بودم نرفتی؟

01:16:10.999 --> 01:16:13.626
‫اینطوری خیلی برام سخت شد که بفهمم اون رو کجا بردین .

01:16:13.709 --> 01:16:16.459
‫چون یک دختر باهوش توی ماشین بود

01:16:16.667 --> 01:16:19.334
‫و اونی که قرا بود تعقیبم کنه روی ماشینش چراغ نئون داشت

01:16:19.417 --> 01:16:21.459
‫و و واضح بود که داره تعقییم میکنه .

01:16:21.709 --> 01:16:23.000
‫علاوه بر اینها

01:16:23.125 --> 01:16:26.834
‫فکر کنم این روزها تیتر اخبار رو نخوندی

01:16:26.999 --> 01:16:30.083
‫یا خواستی به بقیه نشون بدی
‫که چقدر خوب میتونی شلیک کنی؟

01:16:30.167 --> 01:16:32.459
‫سعی
‫ببین، اون آدم تو بود که داشت مدال شجاعت بگیره.

01:16:32.584 --> 01:16:35.292
‫- براش مهم نبود که به کی داره شلیک میکنه
‫اون دنبال دختره بود

01:16:35.500 --> 01:16:37.709
‫پس طبق دستور عمل نکرده

01:16:37.876 --> 01:16:40.959
‫یا شاید فکر کرده که
‫شما میخواین با یک تیر دو نشون بزنین؟

01:16:41.999 --> 01:16:45.500
‫بهتره دفعه ی بعد بهشون بگین
‫که دوست و دشمنشون رو بشناسن

01:16:46.876 --> 01:16:50.292
‫دفعهی بعد خیلی چیزها تغییر می میکنه

01:16:50.542 --> 01:16:51.918
‫اون خانم دیگه که آوردن کیه؟

01:16:52.000 --> 01:16:52.918
‫خواهرش بود .

01:16:53.000 --> 01:16:55.042
‫باهاش چیکار داشتن؟

01:16:55.250 --> 01:16:58.709
‫"هالت" فکر کرد شاید بتونه قانعش کنه که شهادت بده

01:16:58.918 --> 01:17:00.083
‫- میتونه؟
‫- نمیدونم .

01:17:00.250 --> 01:17:01.918
‫قبل از اومدنش من اومدم بیرون .

01:17:02.042 --> 01:17:03.334
‫نظر من رو میخوای؟

01:17:03.918 --> 01:17:06.250
‫هیچکس نمیتونه مجبورش کنه این کار رو بکنه

01:17:06.999 --> 01:17:09.042
‫نیازی نیست نگران باشید

01:17:09.209 --> 01:17:11.125
‫میدونین چقدر خیالم راحت شد وقتی شنیدم.

01:17:11.209 --> 01:17:13.250
‫که میگه نیازی نیست نگران باشم؟

01:17:13.459 --> 01:17:15.667
‫بهش پول میدم که به من اطمینان قلب بده

01:17:16.500 --> 01:17:18.042
‫اگه اشتباهی رخ بده،

01:17:18.125 --> 01:17:20.667
‫میتونه بگه اون فقط یه نظر بوده

01:17:22.459 --> 01:17:24.000
‫این روش کار "وینس" هستش،

01:17:24.083 --> 01:17:26.125
‫خودش رو حامی دو طرف دعوا نشون میده

01:17:26.250 --> 01:17:26.834
‫خودت ازم خواستی .

01:17:26.918 --> 01:17:28.834
‫ازت خواستم به ما کمک کنی که از شر دختره خلاص بشیم

01:17:28.918 --> 01:17:31.542
‫- تا نتونه مزاحم کار ما بشه بهت که گفتم باید صبر کنیم

01:17:31.626 --> 01:17:34.459
‫- باز داره میگه
‫- تا بفهمیم که قراره مزاحم کارت بشه یا نه .

01:17:34.626 --> 01:17:37.334
‫فکر کنم یادتون رفته به من بگین که الان اون رئیسه

01:17:37.417 --> 01:17:40.709
‫همچین منظوری نداشتم - نداشتی؟

01:17:42.959 --> 01:17:45.083
‫برای تو هم خیلی خوب میشه ...

01:17:45.167 --> 01:17:46.959
‫که من رو از کشور بیرون کنن؟

01:17:47.125 --> 01:17:48.834
‫این راه فرار خوبی واسه پلیسی که

01:17:48.959 --> 01:17:51.876
‫... ده سال واسه ما کار میکرده هستش درسته؟

01:17:52.000 --> 01:17:54.667
‫اینطوری میتونه گذشتهی كثیفش رو بندازه توی یک قایق

01:17:54.834 --> 01:17:58.000
‫و بفرسته به جایی که دیگه اذیتش نکنه

01:17:58.083 --> 01:17:59.292
‫از کارهای تو سر در نمیارم .

01:17:59.417 --> 01:18:01.000
‫چرا میخوای دخل همه رو بیاری؟

01:18:01.083 --> 01:18:03.125
‫به هر حال اون هیچ حرفی نمیزنه .

01:18:03.334 --> 01:18:07.375
‫چون ترجیح میدم بقیه بمیرن نه خودم

01:18:10.626 --> 01:18:13.751
‫میدونی اگه به جایگاه شهود برسه چه اتفاقی واسه تو میفته؟

01:18:13.834 --> 01:18:17.000
‫ببین، اون هیچ علاقه ای به شهادت دادن نداره .

01:18:17.209 --> 01:18:20.542
‫نگفتی اگه همچین کاری بکنه چه بلایی به سر تو میاد

01:18:20.626 --> 01:18:23.375
‫"وینسنت"، آقای كاستین میخوان بدونن که میشه روی تو حساب کرد یا نه .

01:18:23.459 --> 01:18:25.667
‫چیکار کنم؟ از پنجره بندازمش بیرون؟

01:18:25.792 --> 01:18:27.250
‫اگه این کار لازم باشه .

01:18:27.334 --> 01:18:30.375
‫باشه حتماً، اونم جلوی چشم آقای "هالت" و نگهبانها .

01:18:30.459 --> 01:18:32.626
‫وقتی ضرورتی نداره
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

01:18:32.751 --> 01:18:34.459
‫چون تا وقتی که در هتل باشه

01:18:34.584 --> 01:18:36.167
‫میتونیم بهت کمی کمک برسونیم

01:18:36.334 --> 01:18:38.876
‫امشب که به زندان شهر بره

01:18:39.000 --> 01:18:40.959
‫باید خودت تنهایی کارش رو تموم کنی

01:18:41.083 --> 01:18:43.375
‫كسی قرار نیست اون رو به زندان شهر بفرسته

01:18:43.500 --> 01:18:46.167
‫ساعت 8 امشب قراره فرستاده بشه

01:18:46.375 --> 01:18:47.584
‫از کجا میدونی؟

01:18:47.709 --> 01:18:48.999
‫میدونی که من کاری میکنم ....

01:18:49.042 --> 01:18:51.876
‫که همه چیز رو در مورد هر چیزی بدونم.

01:18:51.959 --> 01:18:55.626
‫پس اگه میخوای کمک کنی،
‫باید قبل از انتقالش به اونجا بری .

01:18:55.834 --> 01:18:57.709
‫این کار شدنی نیست

01:18:57.792 --> 01:18:59.667
‫بهت نشون میدیم

01:18:59.834 --> 01:19:01.918
‫خوب گوش کن!

01:19:02.000 --> 01:19:04.834
‫دفعه ی بعد که همدیگه رو دیدیم، یا با هم جشن میگیریم،

01:19:04.959 --> 01:19:07.125
‫پول زیادی نصیبت میشه

01:19:07.334 --> 01:19:10.042
‫یا میتونه این آخرین چهره ای باشه که

01:19:10.167 --> 01:19:12.250
‫قبل از زنده دفن شدنت میبینی

01:19:13.042 --> 01:19:14.876
‫منظورت رو رسوندی

01:19:15.042 --> 01:19:16.542
‫خوبه

01:19:17.709 --> 01:19:21.459
‫اگه کاری که میگیم رو درست انجام بدی، هیچ مشکلی واسه تو پیش نمیاد

01:19:21.667 --> 01:19:23.125
‫چیزی فراتر از کارهایی که

01:19:23.209 --> 01:19:25.083
‫... توی این 10 سال كردی، از تو نمیخوایم .

01:19:25.167 --> 01:19:28.959
‫فقط باید چشمات رو ببندی
‫اهمیتی ندی که چه اتفاقی داره میفته .

01:19:29.083 --> 01:19:30.584
‫آره .

01:19:30.792 --> 01:19:32.083
‫چیکار باید بکنم؟

01:19:32.209 --> 01:19:35.584
‫فقط پنجره ی حمام رو باز بذار،

01:19:35.667 --> 01:19:38.751
‫درست چند دقیقه قبل از ساعت هشت

01:19:38.918 --> 01:19:41.292
‫زمان خیلی مهمه

01:19:41.459 --> 01:19:46.959
‫دقیقاً قبل از ساعت هشت امشب پنجره ی حمام رو باز کن

01:19:47.626 --> 01:19:51.250
‫اینطوری ممکنه چند سال بیشتر زنده بمونی

01:20:02.417 --> 01:20:04.042
‫نه آقا

01:20:04.209 --> 01:20:06.417
‫من نه، آقای "هالت"

01:20:06.626 --> 01:20:10.000
‫هر كسی رو که میخواین به زندان شهر ببرین

01:20:10.083 --> 01:20:11.334
‫ولی من نمیام .

01:20:11.459 --> 01:20:13.125
‫این ایدهی من نبوده، به من دستور دادن

01:20:13.250 --> 01:20:15.292
‫ببین برام مهم نیست
‫که چه کسی بهت دستور داده

01:20:15.417 --> 01:20:17.667
‫وقتی این خیابونا مملو از قاتل شده

01:20:17.751 --> 01:20:20.876
‫شما میخواین واسه امنیتم من رو از این اتاق مجهز

01:20:21.083 --> 01:20:23.876
‫... به یک سلول که فقط
‫محافظ میله ای داره بفرستید؟

01:20:24.042 --> 01:20:27.751
‫نه آقای "هالت". بازم میگم نه .

01:20:27.959 --> 01:20:29.542
‫تو یک زندانی هستی .

01:20:29.792 --> 01:20:31.959
‫و دقیقا کاری رو میکنی که بهت میگن

01:20:32.459 --> 01:20:36.334
‫مگه اینکه بهم بگین قراره من رو به اون زندانی بفرستید

01:20:36.417 --> 01:20:39.999
‫که سالها بدون اینکه گلوله بخورم اونجا زندگی کردم.

01:20:40.042 --> 01:20:42.042
‫خب
‫ب چه فرقی برات میکنه که

01:20:42.125 --> 01:20:43.834
‫... به اون زندان بری یا به زندان شهر؟

01:20:43.959 --> 01:20:47.542
‫چون زندان شهر خیلی به جایگاه شهود نزدیکه

01:20:47.667 --> 01:20:49.500
‫و اون آخرین جایی هستش که

01:20:49.626 --> 01:20:51.042
‫... قصد دارم باشم

01:20:51.209 --> 01:20:53.375
‫- واقعاً هدفت همینه؟ - بله .

01:20:53.500 --> 01:20:55.792
‫خود زندان برات فرقی نداره .

01:20:55.876 --> 01:20:57.042
‫فقط با خودت گفتی

01:20:57.167 --> 01:20:59.792
‫تو فقط راحت باشی،
‫مهم نیست چه بلایی سر بقیه میاد

01:20:59.876 --> 01:21:01.709
‫یعنی میگی همچین چیزی رو از شما مخفی کرده بودم؟

01:21:01.792 --> 01:21:04.584
‫فقط میخواستی وقت رو تلف كنی تا بتونی باز هم یه دوش بگیری،

01:21:04.667 --> 01:21:06.834
‫یا یک غذای 20 دلاری دیگه سفارش بدی .

01:21:06.959 --> 01:21:09.584
‫یادت رفته کی من رو از زندان آورده اینجا؟

01:21:09.792 --> 01:21:12.792
‫...
‫مگه پلیس مخفی رو من فرستادم
‫که تو رو از زندان آمنت بیاره اینجا

01:21:12.918 --> 01:21:15.834
‫و مجبورت کنم دو روز
‫در معرض تیراندازی زندگی کنی؟

01:21:15.918 --> 01:21:17.584
‫منظورت از این حرفها چیه؟

01:21:17.709 --> 01:21:20.083
‫میخوام از اینجا برم.

01:21:20.250 --> 01:21:21.751
‫ولی زنده

01:21:21.999 --> 01:21:24.209
‫ولی شهادت نمیدم، حتی اگه شما

01:21:24.292 --> 01:21:25.999
‫بشقاب طلا توی سینی نقره ای برام بیارین

01:21:26.042 --> 01:21:27.709
‫سلام "وینس" .

01:21:27.834 --> 01:21:30.167
‫اون این قدرت رو داره که شر بزرگترین تهدیدی که این کشور

01:21:30.292 --> 01:21:32.209
‫... باهاش مواجه بوده رو کم کنه
‫ولی براحتی میگه این کار رو نمیکنه

01:21:32.334 --> 01:21:34.292
‫درسته و میخوام اون آدم خطرناک بدونه

01:21:34.417 --> 01:21:36.209
‫و بشنوه که من کاری باهاش ندارم.

01:21:36.334 --> 01:21:38.042
‫میخوام توی تیتر همه ی روزنامه ها نوشته بشه

01:21:38.167 --> 01:21:39.375
‫... که من نمیخوام در این مورد کاری بکنم .

01:21:39.500 --> 01:21:42.292
‫پس توی این دنیا جز مخفیگاه ارزشمندت
‫چیز دیگه ای برات. مهم
‫نیست؟

01:21:42.417 --> 01:21:44.375
‫- آروم باش "لوید" . - نمیتونم آروم باشم!

01:21:44.500 --> 01:21:47.334
‫این خودخواهی حالم رو به هم میزنه .

01:21:47.500 --> 01:21:49.751
‫"من، من، من! چه بلای سر من میاد!

01:21:49.959 --> 01:21:51.999
‫براش مهم نیست دنیا در آتش بسوزه

01:21:52.042 --> 01:21:53.751
‫البته تا وقتی که آتیشش دامن اون رو نگیره

01:21:53.876 --> 01:21:55.125
‫- آروم باش!
‫- بهتره حقیقت رو قبول کنیم .

01:21:55.209 --> 01:21:57.959
‫یک گلوله براحتی میره توی سر!

01:22:00.834 --> 01:22:02.292
‫خب

01:22:02.459 --> 01:22:04.459
‫چرا هیچ کمکی نکردی؟

01:22:04.667 --> 01:22:07.000
‫به جای اینکه من رو بیاری اینجا
‫چرا سعی نكردی دخالت کنی و کمک کنی؟

01:22:07.083 --> 01:22:08.876
‫چون به نظرم به حد کافی بهش فشار آوردیم

01:22:08.959 --> 01:22:10.959
‫- اینطور فکر میکنی؟ - بله البته .

01:22:11.083 --> 01:22:13.209
‫ببین، دیشب چیزی نمونده بود که کشته بشه

01:22:13.417 --> 01:22:14.999
‫علاوه بر این
‫تو سعی كردی که

01:22:15.042 --> 01:22:18.250
‫با غذاهای قیمتی بهش بفهمونی که چقدر آدم بدبختیه .

01:22:18.375 --> 01:22:19.792
‫شاید واقعاً همین حس رو داشته باشم .

01:22:19.876 --> 01:22:21.834
‫شاید این حق رو نداشته باشی

01:22:21.999 --> 01:22:24.083
‫میدونی که زندگی خودشه.

01:22:24.918 --> 01:22:27.584
‫تو هم مثل من
‫از اول سعی داشتی اون رو قانع كنی .

01:22:27.667 --> 01:22:28.751
‫و به نظر میومد،

01:22:28.834 --> 01:22:31.667
‫به اندازه ی من
‫مایل بودی كه "كاستین" که رو
‫شکست بدیم .

01:22:31.834 --> 01:22:34.500
‫چی
‫شد که یهو اینقدر تغییر كردی؟

01:22:34.626 --> 01:22:38.000
‫شاید از این همه تیراندازی بیزار شدم.

01:22:38.167 --> 01:22:39.959
‫"پیت تونلی" رو کشتن،
‫به "ویلوبی" شلیک کردن

01:22:40.000 --> 01:22:41.626
‫حالا هم میخوایم اون
‫رو به زندان شهر بفرستیم

01:22:41.751 --> 01:22:45.334
‫همین دلایلی خوبی كه گفتی
‫من رو به دستگیری "كاستین"، ترغیب میكنه .

01:22:45.417 --> 01:22:48.542
‫شاید این دلایل واسه ما منطقی باشه ولی ممکنه برای اون اینطور نباشه

01:22:48.667 --> 01:22:50.375
‫اون کسی هست که باید بره توی جایگاه شهود

01:22:50.500 --> 01:22:53.999
‫- ...و جونش رو به خطر بندازه - خب، اشکهام سرازیر شد

01:22:57.792 --> 01:23:00.959
‫تو چطور فهمیدی که
‫قراره به زندان شهر بفرستیمش؟

01:23:01.042 --> 01:23:04.000
‫من... . منظورت چیه؟

01:23:04.125 --> 01:23:06.542
‫من تازه این حرفها رو به "شری"
‫گفتم .

01:23:06.667 --> 01:23:07.999
‫قط به اون گفته بودم

01:23:08.083 --> 01:23:09.876
‫آقای "هالت"، تلفن

01:23:10.959 --> 01:23:12.459
‫بسیار خب

01:23:15.125 --> 01:23:17.083
‫حالا که میرین با تلفن صحبت کنید،

01:23:17.209 --> 01:23:19.125
‫حرف من رو به روزنامه ها اطلاع بدین

01:23:19.209 --> 01:23:20.876
‫باشه

01:23:21.042 --> 01:23:23.292
‫آخرین شانسمون هم از بین رفت

01:23:24.709 --> 01:23:26.167
‫"وینس" .

01:23:26.334 --> 01:23:27.918
‫من متاسفم .

01:23:28.083 --> 01:23:30.626
‫شاید تو باید یک رئیس پلیس، یا

01:23:30.834 --> 01:23:34.125
‫... سناتور یک ایالت میشدی
‫تا من شهامت بیشتری پیدا میکردم .

01:23:34.334 --> 01:23:36.042
‫نگران نباش .

01:23:37.375 --> 01:23:39.417
‫ممنون

01:23:39.500 --> 01:23:41.083
‫چی
‫شده؟

01:23:44.459 --> 01:23:47.167
‫"ویلوبی" بیست دقیقه پیش فوت کرده .

01:23:47.792 --> 01:23:50.584
‫فکر میکردن حالش داره بهتر میشه، ولی

01:23:52.626 --> 01:23:54.042
‫وای نه!

01:23:56.667 --> 01:24:00.417
‫حتماً موقعی که من رو هل داد خودش تیر خورده

01:24:02.792 --> 01:24:05.167
‫ولی تا موقعی که دکتر مشغول معالجهی من بود

01:24:06.292 --> 01:24:08.876
‫... هیچ حرفی نزد .

01:24:10.959 --> 01:24:12.292
‫من .

01:24:13.292 --> 01:24:14.626
‫من .

01:24:15.584 --> 01:24:18.000
‫من ادمی هستم که
‫اگه هر لحظه بیفتم بمیرم

01:24:18.083 --> 01:24:20.417
‫... هیچ فرقی واسه این دنیا نمیکنه

01:24:22.292 --> 01:24:24.959
‫و کی قراره مراقب دخترش باشه؟

01:24:30.626 --> 01:24:34.292
‫اون عوضی فکر کرده کیه؟

01:24:34.375 --> 01:24:37.834
‫آدمای خوبی مثل "ویلوبی" رو میكشه

01:24:39.417 --> 01:24:41.876
‫میدونی اون باید خیلی مراقب باشه چون ممکنه یک نفر

01:24:41.999 --> 01:24:44.542
‫اون رو از این کشور بیرون کنه و به جایی که لایقش هست بفرسته

01:24:44.999 --> 01:24:47.709
‫و فکر کنم بدونم اون آدم کیه

01:24:47.834 --> 01:24:48.834
‫هی، یه لحظه صبر کن کن ...

01:24:48.918 --> 01:24:51.542
‫آقای "هالت"،
‫الان یک شاهد جور کردی

01:25:04.375 --> 01:25:05.584
‫میدونید دوستان،

01:25:05.709 --> 01:25:08.334
‫چون اینجا شنبه شب هست و من هنوز انرژی دارم

01:25:08.417 --> 01:25:10.584
‫بعضی از دشمنام شایعه پراکنی کردن که

01:25:10.709 --> 01:25:12.250
‫... من کل این مدت سر کارم نبودم

01:25:12.375 --> 01:25:13.999
‫و هر از گاهی در حین پخش تبلیغات

01:25:14.083 --> 01:25:15.542
‫... رفتم کمی چرت زدم .

01:25:15.709 --> 01:25:17.834
‫ولی شما من رو بهتر از این میشناسید

01:25:17.959 --> 01:25:20.667
‫من همچین آدم کثیفی نیستم

01:25:22.042 --> 01:25:23.500
‫"فرد" .

01:25:26.042 --> 01:25:28.209
‫خبر مرگ ویلوبی" خیلی دردناک بود، مگه نه؟

01:25:28.292 --> 01:25:29.250
‫آره .

01:25:29.334 --> 01:25:31.751
‫به نظرت چند نفر دیگه مون
‫هنگام انتقالش به زندان کشته میشیم؟

01:25:31.876 --> 01:25:33.250
‫ببین چند نفر دیگه هم قراره بیان .

01:25:33.334 --> 01:25:34.709
‫باید بهشون بگی که چیکار قراره بکنن

01:25:34.834 --> 01:25:35.834
‫باشه

01:25:36.417 --> 01:25:39.999
‫میخوای شرط ببندیم که اون
‫زنده به زندان شهر نمیرسه؟

01:25:40.042 --> 01:25:42.918
‫شوخی كردم "وینس". فراموشش کن

01:25:59.709 --> 01:26:00.834
‫خانم "مسترز"؟

01:26:00.959 --> 01:26:02.709
‫- بله؟
‫- "كانلی" داره چیکار میکنه؟

01:26:02.834 --> 01:26:05.959
‫داره واسه رفتن به زندان
‫لباس هاش رو عوض میکنه

01:26:06.417 --> 01:26:08.292
‫گفت اگه قراره خیلی تیراندازی بشه

01:26:08.375 --> 01:26:11.000
‫نمیخواد لباس جدیدش خراب بشه

01:26:29.334 --> 01:26:32.125
‫-بله؟
‫- "وینس" هستم میشه بیام داخل؟

01:26:33.209 --> 01:26:35.042
‫البته، لباس مناسب پوشیدم

01:26:40.999 --> 01:26:44.250
‫امیدوار بودم قبل از روز دادگاه بتونم تو رو دوباره ببینم.

01:26:44.334 --> 01:26:46.792
‫- باید دخل یه نفر رو بیاریم .
‫- آره .

01:26:46.999 --> 01:26:51.375
‫گوش کن از کجا میدونی كه "ویلوبی" میخواسته که تو به اون جایگاه بری؟

01:26:51.584 --> 01:26:54.375
‫خب چرا نباید بخواد بهش کمک کنم
‫کسی که باعث مرگش شده رو گیر بندازیم؟

01:26:54.459 --> 01:26:55.667
‫خب اون کاملا درک میکنه که

01:26:55.792 --> 01:26:58.167
‫با این کار خودت رو به کشتن میدی

01:26:58.834 --> 01:27:00.417
‫فکر کنم.

01:27:00.626 --> 01:27:03.250
‫توی این سالها،
‫آقای "كاستین" خیلی ماهرانه کار کرده،

01:27:03.459 --> 01:27:07.250
‫خیلی از مردم میتونستن جلوش رو بگیرن

01:27:07.417 --> 01:27:10.542
‫ولی به خاطر یک دلایل هیچکس کاری نکرده، پس

01:27:10.626 --> 01:27:12.999
‫حالا که این گوزن نر با کسی در افتاده که

01:27:13.083 --> 01:27:14.918
‫آره ولی لازم نیست این کار رو بکنی، كسی مجبورت نکرده .

01:27:15.000 --> 01:27:19.042
‫- ولی من میتونم انتظار داری چیکار کنم؟ - ببین کی گفته که این وظیفهی تونه؟

01:27:19.167 --> 01:27:22.417
‫خب آقای "هالت" همهش داره همین رو
‫میگه

01:27:23.334 --> 01:27:26.417
‫و الان خودم هم به همین نتیجه رسیدم

01:27:40.500 --> 01:27:43.626
‫چیکار داری میکنی؟ همه چیز رو چک میکنم

01:27:43.999 --> 01:27:46.500
‫با اینکه قراره من رو جابجا کنن؟

01:27:46.709 --> 01:27:48.999
‫هنوز نیم ساعت دیگه اینجا هستیم .

01:27:49.834 --> 01:27:51.375
‫"شری" این کار رو نکن

01:27:52.375 --> 01:27:55.459
‫اه نگران من نباش "وینس" . میدونم دارم چه کاری میکنم .

01:27:55.584 --> 01:27:56.999
‫نه نمیدونی .

01:27:57.209 --> 01:28:01.209
‫حتی اگه ده برابر خطرناکتر
‫از چیزی که الان هست هم میبود

01:28:01.375 --> 01:28:05.083
‫... باز هم این کار رو میکردم
‫چون برای اولین بار در زندگیم ....

01:28:05.209 --> 01:28:08.334
‫... با یک چیزی دارم مقابله میکنم. از این حس خوشم اومده

01:28:08.459 --> 01:28:09.959
‫بگذریم،

01:28:10.375 --> 01:28:13.375
‫بهترین چیزی که برام اتفاق افتاده اینه که

01:28:13.542 --> 01:28:16.834
‫... زنده یا مرده بودنم برای تو مهمه

01:28:18.125 --> 01:28:22.042
‫نمیخوام بقیه ی عمرت رو با این حس زندگی کنی،

01:28:22.209 --> 01:28:24.918
‫یا حتی توی همین چند روز آینده، ولی

01:28:25.042 --> 01:28:27.709
‫فقط میخوام بهت بگم

01:28:27.876 --> 01:28:30.876
‫خیلی خوبه که چنین حسی داری .

01:28:35.083 --> 01:28:38.709
‫شاید الان دقیقاً وقت مناسبی نباشه، ولی

01:28:39.584 --> 01:28:42.209
‫ولی باید این حرفها رو بهت میگفتم

01:29:42.500 --> 01:29:43.959
‫"وینس"!

01:29:44.292 --> 01:29:47.542
‫- امیدوارم از دست من ناراحت نشده باشی؟
‫- واسه چی؟

01:29:47.667 --> 01:29:49.375
‫واسه این حسی که نسبت به تو دارم .

01:29:49.500 --> 01:29:51.999
‫وقتی این ماجرا تموم بشه
‫نمیخوام خودت رو معذب بدونی .

01:29:52.125 --> 01:29:53.459
‫من دلگیر نشدم .

01:29:53.667 --> 01:29:56.000
‫حالا که قراره به زندان شهر برم

01:29:56.209 --> 01:29:59.999
‫شاید این آخرین فرصتی باشه که بتونیم حرفمون رو بزنیم.

01:30:01.834 --> 01:30:04.584
‫ده دلار میدم
‫اگه
‫ترانه ی دختری از دره ی كاكتوس رو بخونی .

01:30:04.667 --> 01:30:07.167
‫خب منتظر چی هستیم دوستان؟

01:30:10.667 --> 01:30:14.167
‫من دلتنگ یارم در دره ی کاکتوسم

01:30:14.834 --> 01:30:18.375
‫دختری مثل "سال"
‫در درهی کاکتوس پیدا نمیشه

01:30:19.000 --> 01:30:21.375
‫میتونه داد و هوار کنه، طناب بندازه، فحش بده

01:30:21.584 --> 01:30:24.375
‫عشقی مرگبار او، نشأت گرفته از

01:30:24.584 --> 01:30:27.250
‫ال پاسو

01:30:28.209 --> 01:30:30.167
‫لحظه ای که اون دختر رو دیدم .

01:30:30.250 --> 01:30:33.959
‫- "هریس"!
‫- بله قربان؟ عذر میخوام .

01:30:34.083 --> 01:30:36.417
‫میشه صداش رو کم کنی؟

01:30:36.834 --> 01:30:38.834
‫تابحال دختری رو به این خوبی نبوسیده بودم

01:30:38.918 --> 01:30:42.334
‫لبهایش داغ تر از حرارت

01:30:42.542 --> 01:30:44.792
‫ال پاسو بود

01:30:52.417 --> 01:30:55.834
‫نمای یک مرد مدرن در عصر ماشینی .

01:30:58.209 --> 01:31:00.751
‫- حالش چطوره؟ - تنهاش بذار!

01:31:01.209 --> 01:31:03.000
‫داره لباس میپوشه

01:31:04.083 --> 01:31:06.083
‫مگه نباید اون در باز باشه؟

01:31:06.209 --> 01:31:07.375
‫خب میگفت موقع لباس پوشیدن

01:31:07.500 --> 01:31:10.042
‫... اصلاً حریم شخصی نداره .

01:31:15.250 --> 01:31:17.042
‫خب، من

01:31:18.999 --> 01:31:23.125
‫گفتم شاید بخواد با اون لباس این کلاه رو بپوشه

01:31:23.375 --> 01:31:26.292
‫پایین یک فروشگاه بود و

01:31:29.459 --> 01:31:31.959
‫نمیدونم چرا، ولی

01:31:32.125 --> 01:31:36.042
‫این چیزها یه جورایی
‫به زنها دل و جرات میده، نه؟

01:31:37.375 --> 01:31:39.876
‫- خیلی زشته، نه؟ - خیلی!

01:31:40.042 --> 01:31:41.542
‫آره .

01:32:02.751 --> 01:32:03.751
‫خب

01:32:04.918 --> 01:32:08.542
‫خیلی به اون دختر رعیت فکر میکنی، درسته؟

01:32:08.626 --> 01:32:11.459
‫همیشه همینطوری میشه

01:32:24.999 --> 01:32:28.542
‫اولش یه نفر رو قضاوت میكنی، بعدش کم کم باهاش همسو میشی .

01:32:29.292 --> 01:32:31.083
‫بعدش اینقدر رفتارش رو میپسندی،

01:32:31.167 --> 01:32:34.375
‫با خودت میگی چطور اولش
‫اونطوری در موردش فکر میکردم .

01:32:37.125 --> 01:32:39.918
‫«ولی فکر نمیکردم که «تو
‫توی این موارد، اینقدر خجالتی باشی

01:32:39.999 --> 01:32:41.459
‫میشه تمومش کنی؟

01:32:51.125 --> 01:32:52.834
‫همه نگران هستیم .

01:32:54.000 --> 01:32:57.542
‫شاید بهتر باشه بعد از دادگاه همه بریم به استراحتی بکنیم.

01:32:58.500 --> 01:33:00.292
‫خیلی عصبی به نظر میای

01:33:01.334 --> 01:33:03.209
‫تازه تو میتونی كل مدت پیشش باشی

01:33:03.292 --> 01:33:04.959
‫تا مطمئن باشی که اتفاقی براش نمیفته

01:33:05.918 --> 01:33:09.167
‫خب اگه خودت مراقبش باشی
‫نیازی نیست که نگران باشی، درسته؟

01:33:09.250 --> 01:33:10.751
‫چرا دست از سرش برنمی داری؟

01:33:13.792 --> 01:33:15.417
‫چی
‫شده "وینس"؟

01:33:16.167 --> 01:33:19.167
‫هیچی! هیچی نشده جز اینکه
‫تو داری اون رو به خطر میندازی .

01:33:19.292 --> 01:33:20.834
‫بهش اجازه ندادی که خودش تصمیم بگیره

01:33:20.918 --> 01:33:22.709
‫پس وقتی که کشته شد

01:33:33.834 --> 01:33:35.042
‫"وینس"!

01:33:35.751 --> 01:33:36.999
‫وینس!

01:33:37.751 --> 01:33:38.999
‫وینس!

01:33:47.000 --> 01:33:49.459
‫پنجره ی حمام از داخل باز بود

01:34:12.375 --> 01:34:15.042
‫وینس، وینس، وینس

01:34:22.584 --> 01:34:25.876
‫فکر کنم انتظار نداشت امروز صبح
‫تو رو اینجا ببینه

01:34:26.292 --> 01:34:29.083
‫قبلاً خودم هم فکر نمیکردم که اینجا بیام .

01:34:29.292 --> 01:34:30.751
‫ترسیدی؟

01:34:31.209 --> 01:34:32.667
‫نه

01:34:33.000 --> 01:34:34.667
‫فقط عصبانی هستم .

01:34:44.792 --> 01:34:47.334
‫میشه لطفاً وكیل دولت
‫شاهد بعدیش رو احضار کنه؟

01:34:48.751 --> 01:34:50.834
‫خانم "شری كانلی" .

01:34:51.209 --> 01:34:52.999
‫بریم .

01:34:57.876 --> 01:35:00.083
‫اجنبی منزجر کننده

01:35:06.000 --> 01:35:08.167
‫آیا به خدا قسم میخورید که تمام حرف هایتان

01:35:08.250 --> 01:35:09.417
‫در محضر این دادگاه

01:35:09.500 --> 01:35:10.709
‫کاملاً راست و حقیقت باشد،

01:35:10.834 --> 01:35:12.918
‫و چیزی جز حقیقت نگوئید؟

01:35:13.459 --> 01:35:14.792
‫قسم میخورم .

01:35:18.918 --> 01:35:20.417
‫اسمتون لطفاً

01:35:20.999 --> 01:35:22.250
‫شری كانلی" .

01:35:23.083 --> 01:35:24.542
‫الان کجا زندگی می کنید؟

01:35:26.083 --> 01:35:28.083
‫زندان زنان منطقه ی شمالی ایالت

01:35:30.250 --> 01:35:31.292
‫شغلتون؟

01:35:33.459 --> 01:35:35.167
‫الان؟

01:35:35.375 --> 01:35:36.709
‫دستگیری یک جنایتکار!

01:35:45.375 --> 01:35:58.375
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:35:58.399 --> 01:36:10.399
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.