﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:34.303 --> 00:01:40.469
‫داستان عجیب و باور نکردنی رابرت اسکات کری

00:01:40.552 --> 00:01:43.384
‫در یک روز معمولی در تابستان شروع شد .

00:01:43.469 --> 00:01:46.343
‫من این داستان رو
‫بهتر از هرکسی میدونم

00:01:46.385 --> 00:01:48.760
‫چون من رابرت اسکات کری هستم .

00:01:59.677 --> 00:02:02.009
‫به این میگن تعطیلات

00:02:04.844 --> 00:02:06.760
‫تشنمه

00:02:07.302 --> 00:02:09.551
‫آفتاب خیلی حس خوبی داره .

00:02:10.094 --> 00:02:12.926
‫- من تشنمه . - جالب بود .

00:02:13.052 --> 00:02:16.259
‫یه بطری آبجوی خنک میچسبه - چرا نمیری بیاری؟

00:02:16.385 --> 00:02:17.468
‫من؟

00:02:17.552 --> 00:02:22.093
‫- من قراره کل هفته رو توی تعطیلات باشم. - منم همین طور دوست من .

00:02:29.968 --> 00:02:31.510
‫لوییس»؟»

00:02:31.636 --> 00:02:35.134
‫به نظرم باید ازدواج کنیم
‫- ما شیش ساله که ازدواج کردیم.

00:02:35.219 --> 00:02:38.926
‫جدی؟
‫به نظر شیش دقیقه میاد.

00:02:39.010 --> 00:02:41.884
‫قرار نیست برم آبجو بیارم.

00:02:42.927 --> 00:02:45.093
‫من قایق رو آوردم، تو آبجو رو بیار .

00:02:45.219 --> 00:02:48.343
‫- برادرت قایق رو داده . خیلی خب یه قراری میذاریم

00:02:48.469 --> 00:02:49.926
‫چی؟

00:02:50.884 --> 00:02:53.843
‫تو آبجو رو بیار، من شام رو میارم چطوره؟

00:02:53.927 --> 00:02:56.093
‫خیلی خب قبوله .

00:02:56.219 --> 00:02:59.009
‫برو توی مطبخ و
‫یه بطری آبجو بیار دختر .

00:02:59.135 --> 00:03:02.802
‫متاسفم ، ناخدا بطری تموم کردیم فقط قوطی داریم.

00:03:02.885 --> 00:03:06.218
‫تموم کردیم؟ خدای من
‫چطور قراره به فیلیپین بریم؟

00:03:06.344 --> 00:03:09.718
‫قرار نیست بریم فلیپین آقا، قراره آخر هفته برگردیم خونه .

00:03:09.844 --> 00:03:11.551
‫چه عصیانی .

00:03:13.803 --> 00:03:16.843
‫خنک باشن . - مثل یخ .

00:04:10.176 --> 00:04:14.383
‫- اون چی بود «اسکات»؟ نمیدونم یه جور مه.

00:04:14.510 --> 00:04:16.717
‫سینه ت رو ببین.

00:04:27.343 --> 00:04:31.966
‫ولی توی یه روز عادی دیگه شیش ماه بعد

00:04:35.051 --> 00:04:37.300
‫- «صبح بخیر «جو . صبح بخیر خانم کری .

00:04:37.426 --> 00:04:41.258
‫- به نظر روز خوبی میاد . - فردا میبینمتون .

00:04:45.176 --> 00:04:47.883
‫بیا پیشی پیشی پیشی بیا پیشی پیشی پیشی

00:04:47.926 --> 00:04:48.882
‫«زود باش «بوچ .

00:04:48.926 --> 00:04:51.882
‫آفرین پسر، اینم از این .

00:05:15.883 --> 00:05:17.217
‫«اسکات»

00:05:17.259 --> 00:05:19.883
‫اسکات» حاضر شدی؟ الان میام.

00:05:20.009 --> 00:05:21.759
‫خیلی خب .

00:05:26.926 --> 00:05:28.925
‫- «لو» . - بله عزیزم؟

00:05:29.009 --> 00:05:31.675
‫،عزیزم مطمئنی شلوار خودم رو از خشک شویی گرفتی؟

00:05:31.802 --> 00:05:33.634
‫یه لحظه صبر کن .

00:05:40.718 --> 00:05:44.008
‫- دیروز هم همین رو گفتی .
‫- خب هنوز اندازمم نیست

00:05:44.134 --> 00:05:46.717
‫- هنوز گشاده؟
‫- آره، حتی روی زمین کشیده میشه .

00:05:46.843 --> 00:05:48.467
‫به نظر بزرگ میان .

00:05:48.551 --> 00:05:49.883
‫بهتره با خشک شویی حرف بزنی،

00:05:49.926 --> 00:05:51.258
‫نمی دونم چیکار میکنه ولی باید بگی بس کنه .

00:05:51.384 --> 00:05:53.675
‫احتمالا داری وزن کم میکنی

00:05:53.718 --> 00:05:55.966
‫مشکلی ،نیست انقدر غر نزن .

00:05:56.093 --> 00:05:57.842
‫یکی تخم مرغ میخوای یا دو تا؟

00:05:57.883 --> 00:05:58.425
‫یکی .

00:05:58.551 --> 00:06:01.717
‫یکی؟ برای همین شلوارت اندازه نیست .

00:06:20.883 --> 00:06:21.882
‫«لو».

00:06:21.925 --> 00:06:22.965
‫Pab

00:06:24.966 --> 00:06:27.007
‫پیراهن هم اندازه م نیست .

00:06:27.133 --> 00:06:29.508
‫این پیراهن خودته اسمت روشه .

00:06:29.592 --> 00:06:33.508
‫- خب یعنی چی؟
‫- ولش کن بشین صبحونهت رو بخور.

00:06:33.634 --> 00:06:35.382
‫خیلی ها رو میشناسم که

00:06:35.425 --> 00:06:38.049
‫دوست دارن وزن کم کنن رازت چیه؟

00:06:38.133 --> 00:06:40.382
‫شاید بخاطر آشپزی توه .

00:06:40.425 --> 00:06:43.965
‫خیلی ممنون، آب پرتقالت رو بخور .

00:06:44.092 --> 00:06:45.174
‫یه لطفی بکن «لو .

00:06:45.425 --> 00:06:46.216
‫چی شده؟

00:06:46.342 --> 00:06:48.882
‫امروز یه ترازو بخر .

00:06:48.925 --> 00:06:50.174
‫باشه .

00:07:01.383 --> 00:07:03.881
‫هنوز هم صد و هشتاد سانتی متره
‫آقای «کری.

00:07:03.966 --> 00:07:06.841
‫من از هفده سالگی
‫صد و هشتاد و پنج سانتی متر بودم .

00:07:06.925 --> 00:07:11.466
‫- وزنم چی؟
‫- هنوز هشتاد کیلوگرم .

00:07:11.550 --> 00:07:12.800
‫درک نمی کنم،

00:07:12.842 --> 00:07:16.466
‫یعنی حدود پنج
‫کیلوگرم وزن کم کردم .

00:07:16.592 --> 00:07:19.424
‫بهتون که گفتم
‫احتمالا بیش از حد کار میکنید .

00:07:19.550 --> 00:07:21.299
‫بهم گفتید که وقتی زیاد کار میکنید

00:07:21.342 --> 00:07:23.091
‫استرس میگیرید و وزن کم میکنید.

00:07:23.175 --> 00:07:25.382
‫،آره ولی هیچ وقت این قدر وزن کم نکردم .

00:07:25.509 --> 00:07:28.382
‫تازه اخیرا اصلا استرس هم نداشتم .

00:07:28.509 --> 00:07:31.424
‫،تازه اگه غذا نخورم قدم که کوتاه نمیشه میشه؟

00:07:31.550 --> 00:07:34.549
‫من خیلی شک دارم که قد شما کوتاه شده باشه آقای کری .

00:07:34.675 --> 00:07:36.965
‫لباس هاتون رو بپوشید .

00:07:37.425 --> 00:07:41.466
‫بهم گفتید که از هفده سالگی قد شما صد و هشتاد و پنج سانتی متر بوده ود

00:07:41.592 --> 00:07:42.881
‫درسته .

00:07:42.966 --> 00:07:46.049
‫از اون موقع چند بار بررسی بدنی داشتید؟

00:07:46.175 --> 00:07:50.674
‫هنگام اعزام توی نیروی دریایی و بیمه ی سلامت .

00:07:50.801 --> 00:07:52.341
‫خیلی زیاد نیست مگه نه؟

00:07:52.425 --> 00:07:56.466
‫ممکنه که همه ی اون ها
‫راجع به قد شما اشتباه گفتن

00:07:56.550 --> 00:08:00.049
‫زیاد پیش میاد خیلی چیزها
‫می تونه باعث این اتفاق بشه.

00:08:00.175 --> 00:08:04.882
‫به عنوان مثال اگه صاف بایستید قد شما بلند تر دیده میشه

00:08:05.008 --> 00:08:08.800
‫یا اگه قد شما رو صبح محاسبه کرده باشن
‫بلند تر هستید .

00:08:08.883 --> 00:08:09.841
‫چرا؟

00:08:09.925 --> 00:08:13.299
‫چون قد مردم در طول روز کوتاه میشه

00:08:13.425 --> 00:08:17.881
‫چون وزن بدن دیسکهای کمر
‫و مفصلها رو فشرده میکنه

00:08:18.592 --> 00:08:22.132
‫درسته پنج سانتی متر دکتر؟

00:08:22.258 --> 00:08:24.341
‫جای نگرانی نداره «آقای «کری

00:08:24.342 --> 00:08:26.758
‫تا جایی که من خبر دارم شما
‫در سلامت کامل هستید

00:08:26.882 --> 00:08:31.091
‫احتمالا بخاطر رژیم غذایی
‫کمی وزن از دست دادید ولی
‫...

00:08:31.216 --> 00:08:36.840
‫«مردم کوتاه نمیشن آقای «کری، کوتاه نمیشن .

00:08:48.841 --> 00:08:51.799
‫نظر «چارلی» درمورد ایدهت برای روزنامه چی بود؟

00:08:53.299 --> 00:08:55.881
‫گفت که امکان داره

00:09:01.881 --> 00:09:02.548
‫خب؟

00:09:02.591 --> 00:09:04.548
‫دو کیلوگرم .

00:09:04.674 --> 00:09:05.799
‫کم یا زیاد؟

00:09:05.800 --> 00:09:06.465
‫كم

00:09:06.591 --> 00:09:10.340
‫دیگه بسه پسر،
‫قراره ویتامین بخوری

00:09:10.466 --> 00:09:12.840
‫انقدر کیک و بستنی بهت میدم که

00:09:12.924 --> 00:09:15.757
‫فکر کنی توی یه بهشت بچه زندگی میکنی.

00:09:15.881 --> 00:09:17.590
‫فکر نکنم درستش کنه .

00:09:17.633 --> 00:09:19.381
‫پس میریم پیش دکتر .

00:09:19.466 --> 00:09:21.006
‫به هر حال باید برای بررسی سالانه بری

00:09:21.007 --> 00:09:23.757
‫من رفتم پیش دکتر .

00:09:23.881 --> 00:09:25.923
‫- کی؟
‫- یه هفته ی پیش

00:09:26.049 --> 00:09:29.548
‫خب عزیزم
‫چرا چیزی راجع بهش نگفتی؟

00:09:31.341 --> 00:09:33.131
‫یا اینجا لوییس

00:09:35.132 --> 00:09:36.131
‫من رو ببوس .

00:09:36.174 --> 00:09:38.880
‫فکر میکنی خوبت میکنه؟

00:09:44.132 --> 00:09:45.507
‫لازم نبود بلند بشی

00:09:45.549 --> 00:09:47.799
‫قبلا روی انگشتات ایست میکردی

00:09:47.881 --> 00:09:49.757
‫خب الان جوراب پاته .

00:09:54.007 --> 00:09:56.715
‫من دارم کوچیک تر میشم «لو
‫هر روز .

00:09:56.841 --> 00:10:00.131
‫احمقانه ست عزیزم
‫مردم کوچیک نمیشن.

00:10:01.882 --> 00:10:04.215
‫آره آره،
‫تو درست میگی .

00:10:04.299 --> 00:10:07.840
‫فردا میریم پیش دکتر
‫مطمئنم یه قرصی براش .هست

00:10:20.049 --> 00:10:24.090
‫«نگران نباش «بوچ،
‫همه چیز درست میشه

00:10:24.132 --> 00:10:25.465
‫برو بخواب .

00:11:04.880 --> 00:11:06.922
‫خب اینم از آخریش آقای کری

00:11:07.048 --> 00:11:09.506
‫هفته ی سختی بوده ما دکتر برمسون

00:11:09.548 --> 00:11:12.005
‫حتما دستگاهتون رو خراب کردم

00:11:12.131 --> 00:11:15.464
‫من به دو عکس مجزا با فاصله ی چند روز نیاز داشتم

00:11:15.548 --> 00:11:20.297
‫باید قبل از این که مطمئن بشم
‫بررسی شون میکردم .

00:11:20.423 --> 00:11:22.672
‫از چی مطمئن بشی دکتر؟
‫چی
‫شده؟

00:11:22.799 --> 00:11:23.672
‫آروم باش دکتر،

00:11:23.715 --> 00:11:26.214
‫چیزی نیست که از
‫قبل نگرانش نبوده باشم .

00:11:29.923 --> 00:11:32.089
‫تو واقعا داری کوچیک تر میشی

00:11:33.215 --> 00:11:37.214
‫ولی من درکش نمیکنم آقای کری .

00:11:37.340 --> 00:11:41.214
‫هیچ توضیح پزشکی ای برای این نیست

00:11:41.340 --> 00:11:44.172
‫فقط میدونم که داری کوچیک تر میشی .

00:11:44.298 --> 00:11:48.214
‫عکس برداریها این رو ثابت میکنه

00:11:48.340 --> 00:11:50.589
‫ولی این امکان نداره .

00:11:50.715 --> 00:11:54.172
‫«ما هم به همین باور بودیم خانم کری.

00:11:57.298 --> 00:12:01.631
‫می فرستمت به موسسه ی تحقیقاتی "کالیفرنیا"

00:12:01.757 --> 00:12:04.297
‫اگه توضیحی برای این مورد شما باشه

00:12:04.381 --> 00:12:07.589
‫اونا پیداش میکنن .

00:12:19.757 --> 00:12:22.672
‫بعد کلی آزمایش سخت شروع شد

00:12:22.799 --> 00:12:28.047
‫محلول باریم ای خوردم و
‫جلوی فلوروسکوپ ایستادم

00:12:28.632 --> 00:12:31.380
‫بهم ید تشعشع را دادن .

00:12:35.006 --> 00:12:38.422
‫و بعد یک آزمایش با دستگاه شمارنده ی گایگر

00:12:39.590 --> 00:12:42.880
‫به سرم الکترود وصل کردن .

00:12:43.006 --> 00:12:45.547
‫آزمایش مایعات بدن آزمایش پروتئین،

00:12:45.590 --> 00:12:47.589
‫معاینه ی چشم آزمایش خون

00:12:47.715 --> 00:12:51.798
‫آزمایش با اشعه،
‫و آزمایش با اشعه ی بیشتر،

00:12:51.881 --> 00:12:56.756
‫و آخر یک روز در هفته ی آخر

00:12:56.880 --> 00:12:59.714
‫یه آزمایش کاغذ کروماتوگرافی،

00:13:01.131 --> 00:13:03.339
‫ناراحت نباش آقای «کری .

00:13:03.465 --> 00:13:06.380
‫حداقل فهمیدیم که مشکل چیه .

00:13:06.507 --> 00:13:09.922
‫از دست رفتن نیتروژن کلسیم و فسفر

00:13:10.005 --> 00:13:13.463
‫این آزمایش میگه که چرا . - امیدوارم .

00:13:13.589 --> 00:13:18.463
‫نوار باید تا الان خشک شده باشه باید توش فسفولیپید

00:13:18.547 --> 00:13:20.878
‫آمینو اسید، کلسترول،

00:13:20.880 --> 00:13:23.921
‫کراتینین و پروتئین باشه .

00:13:24.047 --> 00:13:28.296
‫اینها چیزهایی هستن - که معمولا روی نوار پیدا میشن

00:13:31.631 --> 00:13:33.171
‫صبر کن .

00:13:34.756 --> 00:13:36.962
‫این یکی جدیده .

00:13:43.756 --> 00:13:47.588
‫قطعا این جدیده
‫بیا ببین .

00:13:50.255 --> 00:13:52.630
‫آزمایشهای ما نشون میده که این یه جور،

00:13:52.714 --> 00:13:55.962
‫تغییر ساختار مولکولهای بدن شماست.

00:13:56.089 --> 00:13:58.421
‫یعنی مثل سرطان؟

00:13:58.464 --> 00:13:59.546
‫نه .

00:14:00.130 --> 00:14:04.546
‫نه مثل یه جور ضد سرطانه که باعث کوچیک شدن همه ی اعضای بدن میشه

00:14:04.631 --> 00:14:07.171
‫پس میدونین دلیلش چیه که دارم کوچیک میشم؟

00:14:07.297 --> 00:14:10.546
‫به نظر میاد که میدونیم برای همین گفتم بیاید.

00:14:10.672 --> 00:14:13.421
‫حالا میخوام یه چیزی رو بهم بگید .

00:14:13.963 --> 00:14:17.879
‫تا الان در معرض اسپری میکروبی ای قرار گرفتید؟

00:14:18.005 --> 00:14:21.630
‫واضح بخوام بگم حشره کش مقدار زیادی ازش

00:14:22.172 --> 00:14:23.463
‫حشره کش؟

00:14:23.506 --> 00:14:24.755
‫دقیقا .

00:14:24.879 --> 00:14:28.254
‫تا حالا در معرضش قرار گرفتید؟

00:14:28.380 --> 00:14:31.296
‫یادته اون روز راجع به کامیون گفتم؟

00:14:31.422 --> 00:14:33.838
‫آره، حدود دو ماه پیش .

00:14:33.880 --> 00:14:36.338
‫داشتم از توی کوچه رد میشدم که برم مغازه

00:14:36.464 --> 00:14:40.713
‫همون موقع یه کامیون داشت به درختها اسپری میزد

00:14:40.880 --> 00:14:42.254
‫به نظرتون اون باعث شده که ...

00:14:42.422 --> 00:14:44.878
‫نه اون شروعش بوده .

00:14:44.963 --> 00:14:46.921
‫آخه وقتی اون حشره کش توی بدن شما بوده

00:14:46.963 --> 00:14:49.296
‫یه اتفاقی براش افتاده،

00:14:49.380 --> 00:14:52.171
‫یه اتفاق عجیب و نادر

00:14:52.297 --> 00:14:54.921
‫به زبان ساده بخوام بگم

00:14:55.047 --> 00:14:58.379
‫که در اثرش اسپری حشره کش

00:14:58.506 --> 00:15:00.254
‫تبدیل به یه ماده ی شیمیایی خطرناک برای

00:15:00.297 --> 00:15:01.755
‫برعکس کردن روند رشد شما شده .

00:15:02.380 --> 00:15:05.878
‫توی شش ماه اخیر در معرض
‫هیچ مواد تشعشع زایی قرار نگرفتید؟

00:15:05.963 --> 00:15:07.296
‫اوه نه، البته که نه،

00:15:07.339 --> 00:15:09.505
‫من با این چیزها سر و کار ندارم

00:15:09.631 --> 00:15:12.171
‫- من توى ...
‫- اسکات» صبر کن»،

00:15:12.297 --> 00:15:14.046
‫اون روزی که توی قایق بودیم .

00:15:14.172 --> 00:15:17.129
‫- قایق؟
‫- قایق چارلی، یادت نیست؟

00:15:17.255 --> 00:15:19.088
‫آره خب یادمه

00:15:20.714 --> 00:15:22.505
‫مه

00:15:23.798 --> 00:15:25.713
‫اون مه

00:15:36.213 --> 00:15:38.420
‫میخوای من رانندگی کنم عزیزم؟

00:15:39.838 --> 00:15:42.295
‫نه، من خوبم .

00:15:42.421 --> 00:15:44.128
‫«لوییس» .

00:15:45.630 --> 00:15:50.337
‫می خوام که راجع بهش فکر کنی راجع به ازدواج ما .

00:15:50.463 --> 00:15:52.504
‫ممکنه اتفاق های ناگواری بیافته

00:15:52.505 --> 00:15:54.545
‫تعهد تو نسبت به
‫من حد و مرزی داره

00:15:54.671 --> 00:15:57.378
‫صبر کن ببینم

00:15:57.505 --> 00:16:01.295
‫ببین، من دوستت دارم باشه؟

00:16:01.421 --> 00:16:03.170
‫تو اسکات» «کری رو دوست داری

00:16:03.213 --> 00:16:05.504
‫اون به اندازه و شکل و طرز فکری داره

00:16:05.630 --> 00:16:07.378
‫همه ش داره تغییر میکنه.

00:16:07.421 --> 00:16:09.087
‫هیچ چیز تغییر نکرده .

00:16:10.338 --> 00:16:13.337
‫وقتی باهات ازدواج کردم جدی بودم .

00:16:13.463 --> 00:16:18.378
‫و تا وقتی که این حلقه توی انگشتت باشه
‫من رو هم داری .

00:16:18.463 --> 00:16:20.877
‫حالا هم بیا بریم خونه .

00:16:38.630 --> 00:16:41.878
‫حقیقت اینه که من حساب بنیستر» رو از دست دادم .

00:16:41.921 --> 00:16:43.837
‫می دونی که چقدر بزرگ بود

00:16:43.878 --> 00:16:45.754
‫حدود چهل درصد درآمدم بود .

00:16:45.838 --> 00:16:50.045
‫الان از دست رفته و
‫نمیتونم حقوقت رو پرداخت کنم

00:16:50.171 --> 00:16:53.087
‫تو هرکاری که از دست یه برادر بر می اومد رو انجام دادی

00:16:53.213 --> 00:16:55.961
‫ببین نمیخوام این رو بگم ولی

00:16:56.004 --> 00:16:58.796
‫چند تا گزارشگر امروز اومده بودن کارخونه .

00:16:58.879 --> 00:17:01.295
‫به نظر میاد که یه نفر توی درمانگاه راجع به تو حرف زده

00:17:01.379 --> 00:17:03.462
‫من گفتم که چیز خاصی نیست

00:17:03.505 --> 00:17:05.545
‫ولی یکی از گزارشگرها موند .

00:17:05.671 --> 00:17:07.754
‫از طرف گروه اخبار "پرس" بود .

00:17:07.878 --> 00:17:11.712
‫گفت که اگه واقعی باشه ممکنه برای داستان پول بدن

00:17:12.004 --> 00:17:14.877
‫بالاخره قراره همه بفهمن اسکات».

00:17:14.962 --> 00:17:19.587
‫پس اگه ازش پول در بیاری یا نه اونا می فهمن

00:17:19.713 --> 00:17:22.462
‫پس کاری کن که پول بدن نه «چارلی .

00:17:23.505 --> 00:17:25.878
‫خب، بهش فکر کن .

00:17:29.004 --> 00:17:32.504
‫باشه فکر میکنم

00:17:36.713 --> 00:17:39.837
‫ولی ،واقعا مگه چاره ی دیگه ای هم بود؟

00:17:39.921 --> 00:17:43.712
‫من خیلی بدهی داشتم و شغلی هم نداشتم .

00:17:43.838 --> 00:17:47.045
‫هیچ چاره ی دیگه ای نبود هیچ چاره ای .

00:17:47.170 --> 00:17:50.377
‫و این طور بود که من معروف شدم .

00:17:50.504 --> 00:17:52.876
‫و هنوز رابرت اسکات کری

00:17:52.920 --> 00:17:56.086
‫که به اسم "مرد آب رفته ی شگفت انگیز شناخته میشود

00:17:56.128 --> 00:17:57.711
‫در حال کوچک تر شدن است .

00:17:57.837 --> 00:18:00.628
‫این اتفاق تا کی ادامه دارد؟

00:18:00.754 --> 00:18:03.960
‫میخوام درخواست یک خط ناشناس بدم

00:18:04.087 --> 00:18:07.252
‫این به درخواست خاصه .

00:18:07.378 --> 00:18:10.753
‫اسم من «لوییس کریه
‫شوهرم ....

00:18:10.877 --> 00:18:13.795
‫«کری»
‫.سی ای آر ای وای ا

00:18:14.796 --> 00:18:19.002
‫ببین ما باید به خط ناشناس داشته باشیم
‫فقط همین .

00:18:20.961 --> 00:18:22.753
‫دیروز با شما حرف زدم .

00:18:22.877 --> 00:18:24.586
‫هنوز بیرون نیومده؟

00:18:24.629 --> 00:18:26.336
‫الان چه اندازه ایه؟

00:18:26.420 --> 00:18:27.377
‫دیدیش؟

00:18:27.420 --> 00:18:30.252
‫بالاخره باید بیاد بیرون .

00:18:30.337 --> 00:18:31.876
‫میخوان ازش فیلم بسازن؟

00:18:31.878 --> 00:18:33.960
‫کامیون اخبار اینجا چیکار میکنه؟

00:18:34.837 --> 00:18:37.294
‫حالا به مجیک ملودی" برمی گردیم .

00:18:47.754 --> 00:18:49.753
‫بله، خیلی ممنونم .

00:18:58.420 --> 00:18:59.877
‫«اسکات».

00:19:01.462 --> 00:19:03.294
‫اسکات»، من».

00:19:04.045 --> 00:19:06.669
‫خط تلفن رو واگذار کردم

00:19:06.670 --> 00:19:07.503
‫چی؟

00:19:08.212 --> 00:19:10.086
‫گفتم که خط تلفن رو واگذار کردم

00:19:10.212 --> 00:19:13.795
‫قراره سعی کنن تا هفته ی آینده به خط ناشناس بهمون بدن .

00:19:13.878 --> 00:19:15.503
‫یعنی چی که سعی کنن؟

00:19:15.545 --> 00:19:17.169
‫خب فقط قراره سعی کنن.

00:19:17.295 --> 00:19:19.876
‫خیلی ها هستن که خط ناشناس میخوان .

00:19:19.920 --> 00:19:21.836
‫نگفتی که شوهرت کیه؟

00:19:21.878 --> 00:19:24.294
‫اسکات کری شگفت انگیز هیولای آب رفته؟

00:19:24.420 --> 00:19:26.419
‫- بس کن .
‫ازش استفاده کن لوییس .

00:19:26.545 --> 00:19:28.669
‫من یه مرد بزرگم من معروفم .

00:19:28.712 --> 00:19:29.876
‫لطفا بس كن .

00:19:29.961 --> 00:19:31.960
‫اون گزارشگر های اون بیرون

00:19:32.003 --> 00:19:33.503
‫چرا به اونا نمیگی؟

00:19:33.629 --> 00:19:36.876
‫یه داستان برای روزنامه ها بهشون بده

00:19:36.961 --> 00:19:38.294
‫یا شاید هم توی کتابم بنویسمش،

00:19:39.961 --> 00:19:40.795
‫،آره همین کار رو میکنم

00:19:41.253 --> 00:19:42.795
‫یک فصل رو به تلفن اختصاص میدم

00:19:42.878 --> 00:19:45.877
‫یه جوک دیگه که کل دنیا بهش بخنده

00:19:47.420 --> 00:19:49.919
‫مردم میدونن
‫اسکات»، درک میکنن»

00:19:49.961 --> 00:19:51.086
‫بهت نمی خندن .

00:19:51.170 --> 00:19:52.753
‫- نمی خندن؟
‫- نه .

00:19:52.877 --> 00:19:54.960
‫چرا نمی خندن؟ خنده داره، مگه نه؟

00:19:55.087 --> 00:19:57.836
‫ولی هست میبینی من چه خنده دارم؟

00:19:57.877 --> 00:20:00.419
‫بچه ای که شبیه یه مرده .

00:20:00.545 --> 00:20:02.252
‫«زود باش بخند «لوییس

00:20:02.295 --> 00:20:04.419
‫مثل بقیه باش اشکالی نداره .

00:20:04.545 --> 00:20:07.669
‫چرا بهم نگاه نمیکنی؟ ب

00:20:07.711 --> 00:20:09.460
‫بهم نگاه کن .

00:20:09.586 --> 00:20:11.627
‫نکن «اسکات .

00:20:24.336 --> 00:20:26.835
‫چرا تنهامون نمیذارن .

00:20:27.711 --> 00:20:30.251
‫چرا تنهامون نمیذارن؟

00:20:30.336 --> 00:20:32.502
‫لو» ببخشید عزیزم .

00:20:33.086 --> 00:20:36.126
‫عقلم رو از دست دادم که این طوری حرف میزنم.

00:20:36.211 --> 00:20:39.376
‫نه عزیزم من خوبم .

00:20:40.211 --> 00:20:43.418
‫میدونم که داری زجر میکشی.

00:20:43.461 --> 00:20:44.460
‫جدا؟

00:20:46.044 --> 00:20:49.627
‫آره برای تو هم خیلی سخته . ،

00:20:50.252 --> 00:20:52.835
‫شاید یادمون رفته که امید داشته باشیم.

00:20:52.877 --> 00:20:55.752
‫ولی هنوز باید امیدوار باشیم

00:20:55.836 --> 00:20:59.627
‫دکتر ها گفتن که هر روزی ممکنه پادزهر رو پیدا کنن

00:20:59.711 --> 00:21:01.168
‫حتما .

00:21:01.960 --> 00:21:05.543
‫بیا قبل از این که دیوانه بشیم بیا از اینجا بریم بیرون .

00:21:05.628 --> 00:21:07.918
‫بریم جایی که کسی پیدامون نکنه .

00:21:08.044 --> 00:21:11.794
‫«خیلی خب «اسکات
‫میرم یه چیزی پیدا کنم .

00:21:12.753 --> 00:21:14.710
‫و سعی کن که ...

00:21:14.753 --> 00:21:16.710
‫نگران نباشی .

00:21:16.836 --> 00:21:19.293
‫نه، نگرانی باشه برای دکتر ها

00:21:19.336 --> 00:21:22.293
‫من دو روزه که
‫کتابم رو ادامه ندادم .

00:21:29.294 --> 00:21:30.710
‫هفدهم اکتبر

00:21:30.753 --> 00:21:33.418
‫قد نود و یک سانتی متر .

00:21:33.544 --> 00:21:35.752
‫:وزن: بیست و سه کیلوگرم .

00:21:35.836 --> 00:21:38.460
‫هنوز نتونستیم خونه ای پیدا کنیم

00:21:38.461 --> 00:21:39.710
‫و هنوز حریم شخصی ای نداریم .

00:21:39.795 --> 00:21:42.875
‫درمانگاه هنوز هیچ حرفی نزده .

00:21:42.960 --> 00:21:45.710
‫نگرانی من اینه که ...

00:21:53.336 --> 00:21:56.502
‫الو؟
‫بله «کری» هستم.

00:22:01.503 --> 00:22:04.502
‫- «لوییس».
‫- بله «اسکات»؟

00:22:04.628 --> 00:22:06.959
‫پادزهر رو پیدا کردن.

00:22:08.044 --> 00:22:11.418
‫«اوه «اسکات، مطمئنی؟

00:22:11.544 --> 00:22:13.876
‫دکتر «سیلور» گفت بریم اونجا .

00:22:13.919 --> 00:22:14.794
‫همین الان .

00:22:21.252 --> 00:22:23.875
‫یه چیزی هست که هر دوی شما باید درک کنید.

00:22:23.960 --> 00:22:26.752
‫با داریم با ناشناخته ها سر و کله میزنیم

00:22:26.794 --> 00:22:27.917
‫هیچ تضمینی نیست .

00:22:29.043 --> 00:22:31.584
‫پنجاه درصد اطمینان داریم که جواب میده

00:22:31.710 --> 00:22:34.958
‫برای اون پنجاه درصد
‫دیگه فقط باید دعا کنیم .

00:22:35.085 --> 00:22:36.875
‫تا کی متوجه میشیم .

00:22:37.001 --> 00:22:40.000
‫آقای «کری» برای یه هفته اینجا بستری میشه

00:22:40.126 --> 00:22:42.501
‫تا اون موقع مشخص میشه .

00:22:42.627 --> 00:22:45.292
‫آماده ای؟ - آره .

00:22:54.710 --> 00:22:56.875
‫:وزن: بیست و سه کیلوگرم .

00:22:57.835 --> 00:23:01.125
‫قد نود و یک سانتی متر .

00:23:01.251 --> 00:23:03.834
‫محاسبات هفته ی پیش چطور بود؟

00:23:03.918 --> 00:23:05.334
‫وزن: بیست و سه کیلوگرم

00:23:05.335 --> 00:23:07.334
‫قد نود و یک سانتی متر

00:23:07.876 --> 00:23:09.542
‫هنوز تغییری نکرده دکتر .

00:23:09.835 --> 00:23:12.667
‫تموم شد «اسکات داری خوب میشی .

00:23:12.794 --> 00:23:15.834
‫چقدر طول میکشه دکتر «سیلور»؟

00:23:15.875 --> 00:23:17.209
‫که طبیعی بشم .

00:23:17.293 --> 00:23:18.875
‫لباست رو بپوش

00:23:18.918 --> 00:23:21.459
‫تموم شد خانم مولبی .

00:23:22.043 --> 00:23:26.250
‫به نظر میرسه جلوی پیشروی بیماری رو گرفتیم آقای کری.

00:23:26.376 --> 00:23:28.626
‫تا اینجا موفق بودیم

00:23:28.752 --> 00:23:32.584
‫از الان رشد بدنت به اندازه ی هر بزرگسال دیگه ایه

00:23:32.710 --> 00:23:36.167
‫این که رشد کنی یا نه خودش یه سوال دیگه ست .

00:23:36.293 --> 00:23:39.417
‫برای کمک کردن بهت با کلی مشکل دیگه روبرو میشیم.

00:23:39.543 --> 00:23:42.209
‫پس قراره بقیه ی زندگیم رو

00:23:42.251 --> 00:23:43.626
‫این طور باشم؟

00:23:43.710 --> 00:23:46.125
‫آقای «کری» من بهت اطمینان میدم که روش کار میکنیم .

00:23:46.251 --> 00:23:48.875
‫هر روز ما اطلاعات
‫خودمون رو گسترش میدیم

00:23:48.918 --> 00:23:51.375
‫تا این که یه روز
‫شاید به جواب برسیم.

00:23:51.460 --> 00:23:53.209
‫ممنونم دکتر .

00:24:03.293 --> 00:24:07.209
‫رابطه با کل دنیا قطع شده

00:24:07.251 --> 00:24:08.917
‫به جز همسرم.

00:24:09.001 --> 00:24:11.874
‫و میدانستم که دارم لو را از خود میرانم.

00:24:11.918 --> 00:24:16.917
‫ولی از درون میسوختم چون میدانستم که

00:24:17.001 --> 00:24:19.751
‫شدیدا به او احتیاج دارم

00:24:22.418 --> 00:24:26.375
‫- روزنامه میخوای «اسکات»؟ نه نه ممنونم .

00:24:28.126 --> 00:24:30.751
‫خب من برم بخوابم .

00:24:31.418 --> 00:24:32.793
‫زود باش .

00:24:34.585 --> 00:24:37.793
‫- میای بخوابیم؟ - آره، الان میام .

00:24:37.876 --> 00:24:39.667
‫پس شب بخیر .

00:24:40.335 --> 00:24:42.209
‫«شب بخیر «لوییس .

00:24:46.667 --> 00:24:51.374
‫احساس میکردم بدجنس و پوچ ام یک کوتوله ی نفرت انگیز

00:24:51.501 --> 00:24:55.333
‫صحبت کردن راجع به اخلاق و روحیات و ارزش درونی آسانه

00:24:55.459 --> 00:24:58.083
‫ولی نه وقتی که نود سانتی متر قد داری .

00:24:58.209 --> 00:25:01.083
‫از خودم و این خانه متنفر بودم

00:25:01.125 --> 00:25:04.041
‫از این زندگی مسخره ای که خودم و لو» داشتیم متنفر بودم.

00:25:04.793 --> 00:25:09.083
‫باید میرفتم باید فرار میکردم

00:25:12.874 --> 00:25:17.458
‫برای اولین بار من در شب رفتم بیرون .

00:25:26.000 --> 00:25:28.208
‫بیاید، بیاید، بیاید

00:25:28.250 --> 00:25:31.374
‫بزرگ ترین نمایش کل غرب کشور .

00:25:31.501 --> 00:25:35.374
‫بیاید و تمام هیولا ها
‫و .
‫عجیب الخلقهها رو ببینید.

00:25:35.501 --> 00:25:37.708
‫دالی دامپلینگ رو ببینید

00:25:37.709 --> 00:25:40.750
‫زن خیکی سیصد و هشتاد کیلو وزن داره .

00:25:40.874 --> 00:25:43.208
‫وقتی که میشینه یه جوری میلرزه

00:25:43.334 --> 00:25:47.124
‫انگار ژله از دستت افتاده روی زمین .

00:25:47.250 --> 00:25:50.750
‫آتیشی» رو ببینید مرد آتیش خوار .

00:25:50.874 --> 00:25:56.124
‫اینم یکی از بزرگ ترین جاذبه هایی که توی زندگیتون میبینید

00:25:56.250 --> 00:26:00.458
‫این صحنه رو تا عمر دارید فراموش نمی کنید .

00:26:00.542 --> 00:26:02.249
‫وقت نمایش بزرگه

00:26:02.334 --> 00:26:05.957
‫دوست دارم که چند تا از نمونه ها رو روی صحنه ببینید

00:26:06.084 --> 00:26:09.458
‫اول از همه، «تینا» کوچولو .

00:26:09.584 --> 00:26:15.041
‫خانم زیبا اندام نود و یک سانتی متری .

00:26:15.125 --> 00:26:20.041
‫هیولا ها و عجیب الخلقه ها را از سرتاسر دنیا ببینید .

00:26:20.167 --> 00:26:24.458
‫غیر معمول ترین انحرافها زیر این چادر جمع شده اند!

00:26:24.584 --> 00:26:27.541
‫ساخته شده توسط ذهن شوخ مادر طبیعت .

00:26:27.667 --> 00:26:30.291
‫اونا با شکوه اینجان.

00:26:30.417 --> 00:26:33.249
‫این موزه فقط سرگرم کننده نیست

00:26:33.292 --> 00:26:34.708
‫آموزنده هم هست .

00:27:08.124 --> 00:27:09.624
‫سلام .

00:27:11.416 --> 00:27:14.040
‫اشکالی داره که بشینم؟

00:27:14.083 --> 00:27:16.624
‫نه بشینید لطفا .

00:27:21.874 --> 00:27:23.998
‫دیر نکنی کلاریس نمی کنم

00:27:24.124 --> 00:27:26.082
‫- سلام .
‫- سلام .

00:27:26.208 --> 00:27:30.207
‫- میشه شکر رو بدی؟ - اوه، حتما .

00:27:32.541 --> 00:27:33.873
‫تو رو قبلا ندیده بودم

00:27:33.916 --> 00:27:35.332
‫تو هم با اعضای نمایشی؟

00:27:35.458 --> 00:27:37.415
‫نه، من .

00:27:37.458 --> 00:27:38.082
‫نه .

00:27:38.166 --> 00:27:41.290
‫- پس فقط بازدید میکنی
‫- آره .

00:27:44.625 --> 00:27:48.956
‫- من كلاریس» بروس ام.
‫- اسم من اسکات» «کریه .

00:27:49.083 --> 00:27:50.873
‫«سلام «اسکات .

00:27:54.458 --> 00:27:56.457
‫اسکات کری؟»

00:27:57.458 --> 00:28:00.040
‫متاسفم
‫شاید دوست داری تنها باشی

00:28:00.166 --> 00:28:01.290
‫نه، نرو،

00:28:01.333 --> 00:28:03.499
‫می خوام بمونی

00:28:03.500 --> 00:28:05.499
‫باهام حرف بزن .

00:28:07.750 --> 00:28:08.582
‫خیلی خب .

00:28:08.625 --> 00:28:11.248
‫چطور باهاش کنار میای «خانم «بروس .

00:28:11.333 --> 00:28:12.373
‫چیکار میکنی؟

00:28:12.416 --> 00:28:14.499
‫من ریزه به دنیا اومدم .

00:28:14.625 --> 00:28:16.165
‫همین طوری بزرگ شدم .

00:28:16.208 --> 00:28:18.956
‫ولی چیزی که به
‫سر تو اومد متفاوته .

00:28:19.083 --> 00:28:19.873
‫متفاوت؟

00:28:19.916 --> 00:28:22.373
‫یه راه دیگه برای گفتن "تنها"
‫ست مگه نه؟

00:28:22.500 --> 00:28:24.872
‫ولی الان که تنها نیستی .

00:28:24.916 --> 00:28:28.248
‫ولی خب باز هم فراموش کردن چیزی که بودی سخته .

00:28:28.374 --> 00:28:30.624
‫،آره دوست دارم که فراموشش کنم.

00:28:30.750 --> 00:28:34.165
‫شاید بهترین راهش این باشه که فقط به آینده فکر کنی .

00:28:34.291 --> 00:28:36.665
‫آینده؟ با جهانی پر از غول؟

00:28:36.708 --> 00:28:39.832
‫من کل زندگیم باهاش کنار اومدم

00:28:39.916 --> 00:28:44.082
‫برای آدمهایی مثل من و تو جهان میتونه جای عالی ای باشه اسکات

00:28:44.208 --> 00:28:47.457
‫آسمان برای ما هم آبیه .

00:28:47.541 --> 00:28:49.624
‫دوست هامون هم صمیمی آن .

00:28:49.750 --> 00:28:52.457
‫کاش میتونستم باورش کنم

00:28:52.500 --> 00:28:54.749
‫باید باورش بکنی.

00:28:54.873 --> 00:28:57.165
‫- مگه نه؟
‫- آره .

00:28:57.833 --> 00:29:00.791
‫بهم وقت بده «کلاریس یاد می گیرم .

00:29:02.999 --> 00:29:05.582
‫اوه برای نمایش داره دیر میشه

00:29:05.625 --> 00:29:08.040
‫ببین میتونم بعدا ببینمت؟

00:29:08.166 --> 00:29:11.749
‫- اگه دوست داشته باشی . دارم .

00:29:11.833 --> 00:29:15.582
‫«میدونی «اسکات
‫تو از من بلند تری.

00:29:15.708 --> 00:29:17.373
‫میشه؟

00:29:20.249 --> 00:29:21.872
‫ممنونم .

00:29:23.872 --> 00:29:26.247
‫اون شب من به زندگی امید پیدا کردم .

00:29:26.373 --> 00:29:28.581
‫رفتم تا روی کتابم کار کنم .

00:29:28.707 --> 00:29:31.081
‫کاملا من رو جذب کرد .

00:29:31.665 --> 00:29:34.414
‫داشتم تجربه ی خودم رو به جهان میگفتم .

00:29:34.540 --> 00:29:38.706
‫و وقتی میگفتم آسون تر میشد .

00:29:46.624 --> 00:29:49.581
‫به نظرم خوبه «اسکات . - مطمئنی؟

00:29:49.707 --> 00:29:52.872
‫من زیاد نوشتن بلد نیستم
‫فقط میخواستم توضیح بدم که چطوریه

00:29:52.998 --> 00:29:55.581
‫نمیدونی که دیدن یه نفر
‫مثل تو چقدر برام ارزشمنده

00:29:55.665 --> 00:29:56.914
‫کسی که درک کنه

00:29:56.915 --> 00:29:58.955
‫ولی الان خیلی بهتری .

00:29:59.082 --> 00:30:00.164
‫به لطف تو .

00:30:00.290 --> 00:30:01.164
‫نه، من نه،

00:30:01.207 --> 00:30:03.790
‫فقط خودت، حداقل دیگه نمیدوی .

00:30:03.873 --> 00:30:05.914
‫فقط میدونم که صبح ها که بیدار میشم

00:30:05.956 --> 00:30:07.372
‫دوست دارم که زندگی کنم .

00:30:07.457 --> 00:30:09.206
‫واقعا میخوام زندگی کنم .

00:30:09.290 --> 00:30:13.748
‫خنده داره گاهی اوقات تصور میکنم این جهانه که بزرگ تر شده

00:30:13.872 --> 00:30:14.790
‫من طبیعی ام .

00:30:14.791 --> 00:30:16.706
‫به نظر فکر خوبی میاد .

00:30:16.832 --> 00:30:19.623
‫همه تغییر کردن ولی من و تو؟

00:30:20.540 --> 00:30:24.372
‫بیا برات نوشیدنی میخرم
‫راجع به به فصل دیگه صحبت کنیم

00:30:25.540 --> 00:30:27.372
‫چی شده «اسکات»؟

00:30:28.499 --> 00:30:32.372
‫دو هفته ی پیش من ازت بلند تر بودم
‫خودت گفتی

00:30:32.499 --> 00:30:35.122
‫- آره یادمه، ولی ... - متوجه نیستی؟

00:30:35.248 --> 00:30:38.372
‫الان کوتاه ترم .
‫- «اسکات».

00:30:38.499 --> 00:30:42.331
‫دوباره شروع شده شروع شده .

00:30:42.915 --> 00:30:44.748
‫دوباره شروع شده!

00:31:04.791 --> 00:31:06.372
‫«اسکات».

00:31:07.707 --> 00:31:09.122
‫اسکات»؟»

00:31:12.749 --> 00:31:14.206
‫اون جایی اسکات»؟

00:31:15.165 --> 00:31:16.748
‫مجبوری انقدر سر و صدا کنی؟

00:31:16.832 --> 00:31:18.914
‫بهت که گفتم اون داخل چطور میشه .

00:31:18.956 --> 00:31:21.872
‫معذرت میخوام
‫اسکات رعایت میکنم

00:31:21.998 --> 00:31:23.831
‫داری میری بیرون؟

00:31:24.457 --> 00:31:26.414
‫آره، زود برمی گردم .

00:31:26.540 --> 00:31:27.331
‫کجا؟

00:31:27.373 --> 00:31:29.790
‫تا سر کوچه میرم مغازه .

00:31:29.873 --> 00:31:33.706
‫- زود برمی گردی؟
‫- البته که برمیگردم

00:31:33.832 --> 00:31:35.456
‫چرا یه ذره استراحت نمی کنی؟

00:31:35.499 --> 00:31:38.081
‫میدونی که دکتر «سیلور میخواد فردا ببینت

00:31:38.207 --> 00:31:39.664
‫خیلی خب، برو،

00:31:39.706 --> 00:31:41.871
‫مطمئن شو که در قفله .

00:32:16.372 --> 00:32:18.954
‫هر روز بدتر میشد .

00:32:19.081 --> 00:32:21.871
‫هر روز یه ذره کوچیک تر .

00:32:21.997 --> 00:32:24.288
‫و هر روز من ظالم تر میشدم .

00:32:24.414 --> 00:32:27.789
‫و بیشتر مثل یک
‫هیولا با لوییس رفتار میکردم

00:32:27.872 --> 00:32:31.205
‫خدا میدونه که اون هفته ها رو چطور دوام آورد .

00:32:31.955 --> 00:32:35.246
‫فقط من قدرت رها کردنش رو داشتم .

00:32:35.372 --> 00:32:39.705
‫اگر می توانستم شجاعتی پیدا کنم تا به وجود بدبختم پایان بدم

00:32:41.164 --> 00:32:44.996
‫ولی هر روز گفتم که "شاید فردا".

00:32:45.831 --> 00:32:48.870
‫فردا دکترها نجاتم میدن.

00:36:22.953 --> 00:36:24.161
‫«اسکات»!

00:36:44.621 --> 00:36:46.828
‫اوه، نه .

00:36:47.788 --> 00:36:49.244
‫نه ...

00:36:50.995 --> 00:36:52.578
‫«اوه، «اسکات .

00:36:53.788 --> 00:36:55.244
‫«اسکات».

00:36:59.912 --> 00:37:03.536
‫تشویق های کر کننده ای را برانگیخت وقتی که اعلام کرد در صورت انتخاب

00:37:03.621 --> 00:37:07.620
‫هر کاری که از دستش برمیاد برای
‫کاهش مالیات انجام میدهد.

00:37:07.746 --> 00:37:11.328
‫اخبار امروز لس آنجلس"، یک داستان غم انگیز

00:37:11.370 --> 00:37:12.868
‫«فوت رابرت» اسکات کری

00:37:13.537 --> 00:37:16.328
‫گزارش مرگ مرد آب رفته ی شگفت انگیز"

00:37:16.537 --> 00:37:17.869
‫از برادرش
‫به دست ما رسیده است

00:37:17.995 --> 00:37:21.869
‫مرگ وی در اثر حمله ی یک گربه ی خانگی معمولی بود

00:37:21.953 --> 00:37:24.868
‫گربه ی خانگی سابق خودش .

00:37:24.953 --> 00:37:29.620
‫کری قربانی شگفت انگیز ترین بیماری شناخته شده ی انسان بود.

00:37:29.746 --> 00:37:34.078
‫زندگی مردی که انگیزه و اراده اش برای زندگی

00:37:34.204 --> 00:37:36.578
‫تا آخر ادامه داشت .

00:37:36.704 --> 00:37:38.911
‫مردی که داستان شگفت انگیزش

00:37:39.037 --> 00:37:42.745
‫از زبان تمامی مردم جهان مدرن نقل شده بود .

00:37:42.869 --> 00:37:44.328
‫«آقای «کری .
‫- بله؟

00:37:44.454 --> 00:37:46.078
‫و حالا گزارش ورزشی .

00:37:46.204 --> 00:37:49.536
‫- میتونین برید بالا میخواد شما رو ببینه
‫حالش خوبه؟

00:37:49.662 --> 00:37:50.536
‫داره استراحت میکنه

00:37:50.829 --> 00:37:53.411
‫دکتر بهش به آرامبخش قوی داد ولی کار نمیکنه .

00:37:53.537 --> 00:37:56.078
‫- متوجه ام .
‫- من میرم داروهاش رو بگیرم

00:37:56.204 --> 00:37:58.661
‫- زود برمی گردم - خیلی خب .

00:38:19.037 --> 00:38:23.787
‫بازگشت من به هوشیاری
‫به سطح جدیدی از درد تبدیل شد.

00:38:23.870 --> 00:38:26.787
‫متوجه شدم که افتادم توی یه جعبه .

00:38:27.869 --> 00:38:31.703
‫دیوار هایش مرا در یک دخمه ی بزرگ زندانی کرده بود.

00:38:39.868 --> 00:38:42.285
‫باید از آن جعبه فرار میکردم

00:38:42.411 --> 00:38:45.910
‫باید برای نجات به «لوییس» میرسیدم .

00:39:54.328 --> 00:39:58.035
‫یله ها تا جایی که چشمانم میدید ادامه داشتند .

00:39:58.161 --> 00:40:01.035
‫صخره ای بر روی صخره ای دیگر .

00:40:01.161 --> 00:40:03.619
‫هیچ وقت نمیتوانستم از آن عبور کنم

00:40:04.244 --> 00:40:05.827
‫«لوییس»!

00:40:07.203 --> 00:40:08.702
‫«لوییس»!

00:40:09.369 --> 00:40:10.243
‫توی انبار

00:40:10.286 --> 00:40:11.951
‫توی انبار رو ببین

00:40:12.703 --> 00:40:15.160
‫لوییس» لطفا دنبالم بگرد»!

00:40:15.203 --> 00:40:15.993
‫«لوییس»!

00:40:19.119 --> 00:40:22.368
‫در آخر «لوییس» به انبار می آمد

00:40:22.495 --> 00:40:24.410
‫تا آن موقع باید زنده میماندم .

00:40:24.536 --> 00:40:28.993
‫با هر آذوقه ای که
‫می توانستم در جهان زیرزمینم کشف کنم.

00:40:29.119 --> 00:40:30.993
‫و در درون خودم .

00:41:18.285 --> 00:41:22.117
‫زمین انبار به مانند یک دشت بزرگ پهناور بود.

00:41:22.243 --> 00:41:24.451
‫خالی از زندگی .

00:41:24.452 --> 00:41:26.159
‫مملو از آثار یک نژاد ناپدید شده

00:41:26.243 --> 00:41:27.493
‫هیچ جزیره ی دور افتاده ای

00:41:27.494 --> 00:41:29.743
‫تا به حال با چنین چشم انداز بسیار تیره روبرو نشده بود .

00:42:00.243 --> 00:42:02.867
‫یک منبع آب کشف کرده بودم

00:42:02.910 --> 00:42:04.909
‫و حتی یک جای سکونت .

00:42:06.910 --> 00:42:10.034
‫حالا وقت پیدا کردن غذا بود .

00:42:12.285 --> 00:42:17.367
‫میدانستم لباس هایم برای
‫سختی پیش رو مناسب نیستند.

00:42:42.786 --> 00:42:45.326
‫نمیتونی اینجا بمونی لوییس دیگه نه».

00:42:45.368 --> 00:42:46.867
‫نمیدونم «چارلی ...

00:42:46.993 --> 00:42:48.785
‫نمیدونم میخوام چیکار کنم

00:42:48.827 --> 00:42:50.326
‫بذار کمکت کنم لو .

00:42:50.452 --> 00:42:52.451
‫میتونی پیش ما بمونی باید از اینجا بری .بیرون

00:42:52.577 --> 00:42:54.117
‫باید مطمئن بشم

00:42:54.160 --> 00:42:56.992
‫«شاید اون صدمه دیده «چارلی

00:42:57.077 --> 00:42:57.909
‫شاید گم شده .

00:42:57.951 --> 00:43:00.159
‫همه جا رو گشتیم اون مرده .

00:43:00.285 --> 00:43:04.076
‫اون برادر منه اگه مطمئن
‫نبودم چنین چیزی نمی.گفتم

00:43:04.202 --> 00:43:05.201
‫خودت گربه رو دیدی

00:43:05.202 --> 00:43:07.159
‫خیلی خب خیلی خب .

00:43:07.786 --> 00:43:12.409
‫بهش فکر کردی که چقدر وحشتناکه «چارلی»؟

00:43:13.867 --> 00:43:18.284
‫فقط به این فکر میکنم که بهم نیاز داشت
‫و من نبودم .

00:43:18.409 --> 00:43:19.366
‫من نبودم .

00:43:19.367 --> 00:43:20.325
‫«لوییس» .

00:43:20.409 --> 00:43:23.033
‫باید این رو از ذهن خودت خارج کنی.

00:43:23.950 --> 00:43:26.825
‫هیچ وقت از ذهنم خارج نمیشه.

00:43:27.326 --> 00:43:29.865
‫من با مشاور املاک حرف میزنم .

00:43:35.117 --> 00:43:38.575
‫شک نداشتم که «لوییس» بالاخره میاد .

00:43:38.701 --> 00:43:41.492
‫نمیتونستم به خودم شک راه بدم .

00:43:41.618 --> 00:43:43.658
‫فقط باید زنده میموندم

00:43:43.701 --> 00:43:46.658
‫غذا برای زنده
‫ماندن پیدا میکردم

00:43:47.409 --> 00:43:49.408
‫گرسنگی بر من غلبه کرده بود .

00:43:49.534 --> 00:43:52.325
‫و این تفکر که بدون تغذیه ی مناسب

00:43:52.451 --> 00:43:54.991
‫روند آب رفتن تسریع پیدا میکرد .

00:53:17.405 --> 00:53:19.904
‫من ضعیف و بی حال بودم .

00:53:20.614 --> 00:53:24.488
‫ولی میدانستم که برای زنده ماندن
‫باید غذا بخورم.

00:53:25.072 --> 00:53:28.488
‫تا غذا هنوز راه زیادی برای رفتن مانده بود.

00:53:40.572 --> 00:53:43.780
‫اما اکنون بی وقفه پیش روی خود

00:53:43.822 --> 00:53:46.154
‫پرتگاه عمیقی پیدا کردم .

00:53:46.988 --> 00:53:49.987
‫فقط یه جعبه و فاصله ی بینش بود،

00:53:50.113 --> 00:53:53.112
‫ولی برای من تبدیل به ترکیبی از گرند کنیون

00:53:53.155 --> 00:53:54.861
‫و غار ماموت ها شده بود .

00:53:54.946 --> 00:53:59.696
‫عمیق، تاریک مرموز و خطرناک .

00:54:01.322 --> 00:54:04.071
‫هیچ راه ممکنی برای عبور نبود .

00:54:04.614 --> 00:54:07.738
‫مهم نبود چقدر مبتکرانه فکر کنم

00:54:07.781 --> 00:54:09.112
‫چقدر تلاش کنم .

00:54:09.905 --> 00:54:15.613
‫این بار به نظر میرسید که در راه هدفم باید با شکست روبرو بشم

00:54:22.072 --> 00:54:25.112
‫ناگهان فرصتی پیش رو دیدم .

00:54:25.238 --> 00:54:28.446
‫اگه بتوانم این چوب را به سمت دیگر برسانم

00:54:29.697 --> 00:54:31.404
‫به خودم فحش دادم

00:54:31.447 --> 00:54:35.237
‫اگه فقط یکم بزرگ
‫تر بودم، یکم قوی تر .

00:54:41.739 --> 00:54:44.861
‫متوجه شدم که فقط همین یک فرصت رو دارم .

00:54:44.946 --> 00:54:46.821
‫و چاره ی دیگری نبود

00:54:46.862 --> 00:54:48.696
‫باید انجامش میدادم .

00:54:49.654 --> 00:54:52.653
‫اگه میتوانستم از روی چوب رنگ بپرم

00:54:52.696 --> 00:54:54.403
‫و به سمت دیگر دیگر برسم .

00:54:54.529 --> 00:54:57.445
‫ولی وقتی برای فکر کردن نبود

00:54:57.446 --> 00:54:58.695
‫وقت عمل بود .

00:59:13.820 --> 00:59:15.902
‫زندان من .

00:59:16.028 --> 00:59:18.611
‫تا جایی که چشم کار میکرد

00:59:18.653 --> 00:59:22.694
‫قبر من منطقه ای بدون
‫دوستی و فضا و زمان .

00:59:25.153 --> 00:59:26.985
‫و به این فکر کردم که

00:59:27.027 --> 00:59:30.109
‫اگر انسان بر دنیای خورشید مسلط شد

00:59:30.194 --> 00:59:33.318
‫من نیز به دنیای خود مسلط میشم .

01:02:22.068 --> 01:02:26.692
‫در راه شکارم برای غذا
‫خودم تبدیل به طعمه شدم.

01:02:27.651 --> 01:02:29.900
‫این بار نجات پیدا کردم .

01:02:30.485 --> 01:02:33.983
‫ولی دیگر در جهانم تنها نبودم .

01:02:34.109 --> 01:02:36.317
‫حالا یک دشمن داشتم

01:02:36.443 --> 01:02:40.609
‫وحشتناک ترین چیزی که
‫تا کنون به چشم انسان دیده شده است .

01:02:45.777 --> 01:02:50.025
‫چارلی یه سری وسیله هست که اگه اشکالی نداره میخوام بیارم

01:02:50.151 --> 01:02:51.857
‫توی زیرزمینه بهت نشون میدم

01:02:52.026 --> 01:02:53.941
‫خیلی خب،
‫ولی بذار اول اینا رو بذارم توی ماشین

01:02:53.942 --> 01:02:55.567
‫اوه، باشه .

01:04:28.817 --> 01:04:31.066
‫اوه نه، آب گرفتگی شده .

01:04:31.192 --> 01:04:33.733
‫مال آب گرم کنه، بهتره یه نگاهی بندازم .

01:04:35.650 --> 01:04:39.399
‫- خیلی بده .
‫- الان شیر آب رو میبندم .

01:04:39.525 --> 01:04:44.107
‫لوییس»، دنبالم بگرد»، «لوییس»!

01:04:44.776 --> 01:04:47.024
‫چارلی من اینجام»!

01:04:47.150 --> 01:04:48.107
‫«چارلی»!

01:04:48.150 --> 01:04:49.107
‫«لوییس»!

01:04:50.525 --> 01:04:51.524
‫توی آب!

01:04:51.525 --> 01:04:52.733
‫اینجا توی آب!

01:04:52.776 --> 01:04:54.483
‫«چارلی»!

01:04:59.609 --> 01:05:01.899
‫بوی گاز میاد شمعکش خاموشه؟

01:05:01.941 --> 01:05:03.441
‫خاموشش میکنم .

01:05:03.567 --> 01:05:05.524
‫گوش کن! «لوییس»
‫!«&lt;,

01:05:07.484 --> 01:05:09.775
‫لوییس» بشنو»!

01:05:09.776 --> 01:05:11.566
‫لطفا لطفا!

01:05:13.025 --> 01:05:14.524
‫میتونی درستش کنی؟

01:05:14.567 --> 01:05:15.524
‫اینجاست .

01:05:15.650 --> 01:05:18.066
‫فردا یه لوله کش میارم .

01:05:21.233 --> 01:05:22.733
‫«چارلی»!

01:05:26.941 --> 01:05:27.899
‫راه آب کجاست؟

01:05:27.941 --> 01:05:30.524
‫این جاست باید گیر کرده باشه.

01:05:30.609 --> 01:05:32.899
‫چارلی» دنبالم بگرد».

01:06:03.650 --> 01:06:06.982
‫- وسایل اینه «لوییس»؟ - آره، ولی نگرانش نباش .

01:06:07.108 --> 01:06:10.149
‫- خیلی خیسه، بعدا میگیرمش .

01:06:10.275 --> 01:06:13.733
‫میخوام وسایلت رو جمع کنی و تا فردا از اینجا بری

01:06:49.191 --> 01:06:53.815
‫- تموم شد «لوییس»؟ - آره تموم شد .

01:08:57.273 --> 01:08:59.731
‫هنوز سلاح هایم را داشتم

01:08:59.774 --> 01:09:02.647
‫با این وسایل من یه مرد بودم

01:09:02.774 --> 01:09:05.314
‫اگه قرار بود بمیرم
‫قرار نیست مثل یه حشره ی بی دفاع

01:09:05.440 --> 01:09:07.773
‫در آرواره های یک عنکبوت قاتل بمیرم .

01:09:09.607 --> 01:09:12.230
‫آرامشی عجیب مرا تصاحب کرد.

01:09:13.023 --> 01:09:16.355
‫خیلی شفاف تر از همیشه فکرم کار میکرد

01:09:17.774 --> 01:09:21.230
‫انگار که ذهنم در یک نور روشن حمام کرده است.

01:09:22.106 --> 01:09:26.606
‫فهمیدم که قسمتی از بیماری ام به دلیل گرسنگی است.

01:09:26.732 --> 01:09:29.606
‫و یادم آمد که غذا روی کمد است

01:09:29.607 --> 01:09:32.481
‫کیکی که در دام تار عنکبوت است .

01:09:33.148 --> 01:09:36.189
‫دیگر از عنکبوت متنفر نبودم .

01:09:36.315 --> 01:09:40.022
‫او هم به مانند من برای زندگی تقلا می کرد .

01:09:41.231 --> 01:09:44.314
‫اگر قرار بود با او بجنگم برای غذا بود .

01:09:44.398 --> 01:09:47.397
‫و باید الان میبود،
‫تا وقتی که قدرتی دارم .

01:09:47.482 --> 01:09:51.105
‫و هنوز اندازه ام به قدری بود که بتوانم با او مقابله کنم.

01:09:51.855 --> 01:09:55.731
‫این تصمیم من نبود که به آن جعبه رسیدم
‫بلکه بازتاب بود .

01:09:55.855 --> 01:09:58.980
‫به مانند غریزه ی عنکبوت .

01:10:00.815 --> 01:10:03.022
‫پاهایم می لرزیدند

01:10:03.065 --> 01:10:05.814
‫ولی نه از ترس از ضعف .

01:10:06.898 --> 01:10:11.189
‫ولی نمیدانم چرا در خود منبعی از قدرت دیدم .

01:10:11.315 --> 01:10:15.814
‫قدرتی زیاد که با مرگ دست و پنجه نرم کنم.

01:11:07.064 --> 01:11:08.688
‫دشمنم جاویدان به نظر میرسید.

01:11:08.814 --> 01:11:10.438
‫بیشتر از یک عنکبوت

01:11:10.481 --> 01:11:13.853
‫اون تمام ترس و وحشت
‫موجود در دنیا بود .

01:11:13.938 --> 01:11:18.813
‫تمامی ترسها که در یک جسم زشت به سیاهی شب جمع شده بود .

01:11:20.731 --> 01:11:25.480
‫ولی هرچه که باشد
‫مغز من یک مغز انسان بود.

01:11:25.606 --> 01:11:29.688
‫ذكاوت من هنوز ذکاوت یک انسان بود .

01:11:29.814 --> 01:11:33.730
‫یک فکری به سرم زد قیچی

01:11:34.481 --> 01:11:37.188
‫برای استفاده به عنوان سلاح خیلی سنگین اند

01:11:37.230 --> 01:11:39.188
‫ولی هنوز فایده ی دیگری دارند .

01:11:39.314 --> 01:11:41.813
‫اگر با قلابم را به بدن هیولا گیر بدم

01:11:41.897 --> 01:11:47.646
‫و طناب را به قیچی ببندم و آن را از لبه به پایین پرت کنم .

01:11:51.314 --> 01:11:55.480
‫خطرش هر چه باشد ارزشش را دارد .

01:12:19.105 --> 01:12:22.563
‫میدانستم که دیر یا زود از آن تار به پایین می آید .

01:12:22.689 --> 01:12:27.853
‫و به طرف من می خزد یکی از ما باید بمیرد .

01:13:07.397 --> 01:13:09.354
‫بیا پایین!

01:13:11.105 --> 01:13:12.521
‫زود باش ابلیس

01:13:12.564 --> 01:13:14.646
‫من منتظرم بیا پایین .

01:16:15.852 --> 01:16:18.603
‫این غنیمتی بود که گرفتم .

01:16:19.687 --> 01:16:23.186
‫با وجد و شادمانی به آن نزدیک شدم .

01:16:24.062 --> 01:16:25.935
‫من فتح کردم.

01:16:27.020 --> 01:16:28.851
‫من زنده ماندم .

01:17:02.771 --> 01:17:07.436
‫ولی وقتی پوسته پوسته شدن تکه های خشک
‫را حس کردم

01:17:07.562 --> 01:17:11.269
‫انگار بدنم وجود نداشت.

01:17:11.395 --> 01:17:13.894
‫دیگر گرسنه نبودم .

01:17:14.020 --> 01:17:17.352
‫دیگر ترس وحشتناک آب رفتن وجود نداشت .

01:17:27.604 --> 01:17:30.686
‫دوباره احساس غریزی داشتم .

01:17:31.353 --> 01:17:37.186
‫هر حرکتی هر تفکری
‫مرا به یک راه هدایت میکرد.

01:18:00.478 --> 01:18:03.518
‫داشتم آب میرفتم .

01:18:03.603 --> 01:18:06.518
‫که چه بشوم؟

01:18:06.644 --> 01:18:08.643
‫بی نهایت کوچک؟

01:18:09.851 --> 01:18:11.769
‫من چه بودم؟

01:18:12.352 --> 01:18:14.769
‫هنوز یک انسان؟

01:18:15.269 --> 01:18:18.602
‫یا انسان آینده بودم؟

01:18:30.227 --> 01:18:33.393
‫اگر باز هم انفجارهای تشعشعی وجود داشت

01:18:33.519 --> 01:18:37.934
‫و ابرهای دیگری بر فراز دریاها و قاره ها حرکت کنند

01:18:38.061 --> 01:18:42.310
‫آیا بقیه نیز به همراهم به این دنیای بی کران می آیند؟

01:18:42.977 --> 01:18:48.060
‫خیلی نزدیک
‫بی نهایت ،کوچک و بی انتها

01:18:49.394 --> 01:18:54.850
‫ولی ناگهان فهمیدم که هر مفهومی دو برداشت جدا دارد.

01:18:55.519 --> 01:19:01.018
‫خیلی کوچک و خیلی پهناور در آخر به هم میرسند .

01:19:01.102 --> 01:19:04.518
‫به مانند کوچک شدن یک دایرهی غول آسا

01:19:06.352 --> 01:19:08.477
‫به بالا نگاه کردم

01:19:09.019 --> 01:19:14.101
‫گویی به نحوی آسمانها و جهان را می فهمم .

01:19:14.227 --> 01:19:16.185
‫جهان هایی بی تعداد .

01:19:16.311 --> 01:19:19.602
‫ملیله دوزی نقره ای خدا بر فراز شب.

01:19:21.686 --> 01:19:26.143
‫و در آن زمان پاسخ معمای بی نهایت را فهمیدم .

01:19:26.894 --> 01:19:31.602
‫من در قالب بعدی محدود انسان فکر میکردم

01:19:31.728 --> 01:19:34.602
‫من بر فراز طبیعت فرض شده بودم .

01:19:34.728 --> 01:19:41.101
‫وجود انسان در ذهن او شروع و پایان میابد
‫نه در طبیعت .

01:19:42.061 --> 01:19:45.310
‫احساس کردم بدنم رو به افول است .

01:19:45.436 --> 01:19:49.393
‫ذوب می شود، هیچ می شود .

01:19:50.186 --> 01:19:55.976
‫ترس هایم از بین رفتند
‫و همه چیز را قبول کردم

01:19:56.686 --> 01:19:59.101
‫تمامی وسعت این خلقت

01:19:59.144 --> 01:20:02.310
‫باید به معنایی داشته باشد.

01:20:02.436 --> 01:20:05.560
‫و من نیز معنا پیدا کردم .

01:20:05.644 --> 01:20:10.602
‫آری، کوچک ترین کوچک ترین، من نیز معنا داشتم .

01:20:11.851 --> 01:20:15.060
‫برای خدا حدی وجود ندارد.

01:20:15.728 --> 01:20:17.810
‫من هنوز وجود دارم .

01:20:17.834 --> 01:20:32.834
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:20:32.858 --> 01:20:46.858
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.