﻿WEBVTT

00:00:20.520 --> 00:00:22.720
،من 20 ساله هستم

00:00:23.840 --> 00:00:30.440
اما هزاران سال است که
.همچنان پرسه مي‌زنم و مي‌گردم

00:00:31.360 --> 00:00:42.120
من هزاران سال است که همچنان در کشاکش و گيرودارِ
.فقر و فلاکت و مرگ پرسه مي‌زنم و مي‌گردم

00:00:43.880 --> 00:00:56.040
و برايِ هزاران سال است که شاهدِ تاريخِ
.فقر و محروميت و استثمار بوده‌ام

00:00:56.064 --> 00:01:16.064
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:10.640 --> 00:02:14.080
!فرار کُنين

00:03:23.200 --> 00:03:39.560
،بدينوسيله سوگند ياد مي‌کُنم که حقيقت را بگويم و نه دروغ را
.و هيچ‌چيز را پنهان‌نسازم

00:03:43.360 --> 00:03:49.360
صدايِ پنکه
.خيلي اذيت‌کُننده‌ست

00:03:53.240 --> 00:03:55.120
قربان، صدايِ پنکه
.خيلي آزاردهنده‌ست

00:04:09.640 --> 00:04:10.640
اسمت؟

00:04:10.920 --> 00:04:12.440
.«رانجيت ماليک»

00:04:12.440 --> 00:04:13.440
اسمِ پدر؟

00:04:14.160 --> 00:04:15.480
.فوت‌شده
.«شومنات ماليک»

00:04:16.560 --> 00:04:17.560
آدرس؟

00:04:17.800 --> 00:04:20.240
،«خيابانِ «47 سي
.«ماهِش چودهوري»

00:04:20.240 --> 00:04:21.240
شغل؟

00:04:21.640 --> 00:04:24.700
تويِ يه چاپخونه کار مي‌کُنم
.که متعلق به يه مجله‌يِ هفتگيه

00:04:41.160 --> 00:04:43.480
چرا بطورِ ناگهاني
به مغازه‌يِ لباس‌فروشي حمله‌کردي؟

00:04:45.000 --> 00:04:49.360
بله، من در و شيشه‌يِ اون مغازه‌يِ
.لباس‌فروشي رو شکستم

00:04:50.120 --> 00:04:53.560
و اون عروسکِ مانکن رو
.لُخت‌کردم

00:04:58.280 --> 00:04:59.280
لُخت‌کردي؟

00:05:02.480 --> 00:05:05.120
عاليجناب، متهم داره به جُرمش
.اعتراف مي‌کُنه

00:05:08.120 --> 00:05:11.200
پس اعتراف مي‌کُني که
.عروسکِ مانکن رو لُخت‌کردي

00:05:13.440 --> 00:05:15.260
البته خدا رو شکر که اون
.يه مانکنِ زنده نبود

00:05:15.480 --> 00:05:16.600
.اعتراض‌دارم

00:05:16.600 --> 00:05:18.600
.اعتراض وارد نيست

00:05:19.320 --> 00:05:21.600
اون مانکن
.حتي يک مانکنِ زن هم نبوده

00:05:22.320 --> 00:05:23.320
.ادامه‌بدين

00:05:25.160 --> 00:05:27.480
مي‌توني به‌ياد بياري که اين حادثه
چه‌موقع اتفاق‌افتاد؟

00:05:28.720 --> 00:05:29.400
کدوم حادثه؟

00:05:29.480 --> 00:05:32.720
،معلومه ديگه
.حادثه‌يِ مغازه‌يِ لباس‌فروشي

00:05:36.720 --> 00:05:39.200
يادم نمياد
.که چه‌موقع بود

00:05:39.800 --> 00:05:42.560
آيا اون‌روز
يه مصاحبه‌يِ کاري نداشتي؟

00:05:43.320 --> 00:05:47.600
بله، ولي يادم نمياد که آيا
.دقيقاً همون‌روز بود يا نه

00:05:47.600 --> 00:05:52.680
البته که همون‌روز بود. و ضمناً حادثه
.در شب اتفاق‌افتاد

00:05:52.840 --> 00:05:53.840
در شب؟

00:05:55.120 --> 00:05:56.320
ديروقتِ شب؟

00:05:57.200 --> 00:05:58.280
.بله

00:06:01.440 --> 00:06:04.480
موضوع چندان به اون سادگي‌اي نيست
.که فکر مي‌کردم

00:06:08.680 --> 00:06:10.680
به‌هر‌حال اين يک
.قانون‌شکنيِ مجرمانه‌ست

00:06:10.680 --> 00:06:13.600
بهم اجازه‌بدين
.تا براتون توضيح‌بدم

00:06:13.840 --> 00:06:15.080
.بله، خواهش مي‌کُنم

00:06:15.280 --> 00:06:16.440
.من يه مصاحبه داشتم

00:06:16.920 --> 00:06:19.000
.و قرار بود اون شغل، مالِ من بشه
.که شغلِ عالي‌اي هم بود

00:06:19.040 --> 00:06:21.720
،آخه منشيِ اون شرکت
.عمويِ منه

00:06:21.720 --> 00:06:25.160
بنابراين هماهنگي‌ها رو انجام داده‌بود
.تا اون شغل رو بدست بيارم

00:06:25.160 --> 00:06:27.880
درواقع اون مصاحبه
.فقط يه نمايشِ تشريفاتي بود

00:06:28.200 --> 00:06:30.280
داري درباره‌يِ خوردنِ حقِ مردم
صحبت مي‌کُني؟

00:06:30.280 --> 00:06:32.640
خُب راستش
.يه‌همچين چيزي

00:06:33.960 --> 00:06:36.960
تو آدمِ خوش‌شانسي هستي
.که همچين دائي‌اي داري

00:06:36.960 --> 00:06:39.720
.دائي نه، عمو -
.حالا هر چي -

00:06:40.280 --> 00:06:41.280
.جفت‌شون يکي‌ان

00:06:44.320 --> 00:06:47.560
ولي نهايتاً همه‌چيز
.به گند کشيده‌شد

00:06:47.960 --> 00:06:50.160
به گند کشيده‌شد؟
چطوري؟

00:06:50.240 --> 00:06:53.440
«اون‌روز تويِ «کلکته
.خشکشويي‌ها اعتصاب بر پا کرده‌بودن

00:06:53.440 --> 00:06:55.720
و من فقط
.يک‌دست کُت‌شلوار داشتم

00:06:55.720 --> 00:06:57.920
لابد همون يک‌دست کُت‌شلوار هم
تويِ خشکشويي بود؟

00:06:57.920 --> 00:07:01.520
.«بَندباکس»
.مغازه‌يِ بزرگ و کاملاً گرونيه

00:07:02.160 --> 00:07:04.480
معلومه که آدمِ بسيار
.تجملي‌اي هستي

00:07:04.760 --> 00:07:07.600
نه، واقعيتش اينه که اون مغازه
.خيلي قابل‌ِاعتماده

00:07:08.000 --> 00:07:10.800
،پس «بَندباکس» هم اعتصاب کرده‌بود
.هرچند قابل‌ِاعتماده

00:07:11.600 --> 00:07:14.800
عاليجناب، البته اين اظهارِ نظر
.اصلاً متناقض نيست

00:07:14.800 --> 00:07:16.880
به‌هر‌حال شرکتي که قابل‌ِاعتماده هم
.اعتصاب مي‌کُنه

00:07:18.680 --> 00:07:20.800
البته درواقع من از اين موضوع
.خبر نداشتم

00:07:21.240 --> 00:07:25.080
،بنابراين موقعيکه به اون مغازه رسيدم
... ديدم که

00:07:28.720 --> 00:07:30.960
،اتحاديه‌يِ کارگرانِ خشکشويي"
"«شعبه‌يِ «بَندباکس

00:07:42.280 --> 00:07:44.280
پس اون کُت‌شلوار رو
.پس‌نگرفتي

00:07:45.200 --> 00:07:46.400
.ولي خيلي تلاش‌کردم

00:07:47.080 --> 00:07:48.120
تا خشکشويي رو
باز کُني؟

00:07:48.240 --> 00:07:50.840
.نه، رفتم منزلِ دوستانم

00:07:51.440 --> 00:07:52.180
تا قرض‌بگيري؟

00:07:52.280 --> 00:07:54.200
بله، و کاملاً هم
.اندازه‌ام بود

00:07:54.440 --> 00:07:55.440
.پس مشکل حل‌شد

00:07:55.560 --> 00:07:56.760
.نه

00:07:56.760 --> 00:07:58.060
باز دوباره چي شد؟

00:07:58.200 --> 00:07:59.600
.اون کُت‌شلوار گُم‌شد

00:07:59.800 --> 00:08:02.120
گُم‌شد؟
چطوري؟

00:08:03.840 --> 00:08:06.760
نکُنه دوباره
قضيه‌يِ لُخت‌کردن در کاره؟

00:08:07.840 --> 00:08:09.520
.نه، نه
.اونجوري نبود

00:08:10.360 --> 00:08:13.200
،من داشتم همراه با کُت‌شلوار
.از خونه‌يِ دوستم برمي‌گشتم

00:08:14.160 --> 00:08:15.480
.اما خيلي شلوغ بود

00:08:15.920 --> 00:08:22.320
و ناگهان ديدم که تويِ اتوبوس، درست جلويِ چشمم
.داره يه جيب‌بُري اتفاق‌ميفته

00:08:22.760 --> 00:08:26.040
چونکه يه جيب‌بُر، داشت کيف‌پولِ يکي از
.مسافرها رو بيرون مي‌کِشيد

00:08:40.600 --> 00:08:44.120
روزِ واقعاً
.بد و افتضاحي بود

00:08:44.320 --> 00:08:46.080
و بعدش يک‌ساعت از وقتم
.تويِ کلانتريِ پليس گرفته‌شد

00:08:46.200 --> 00:08:48.800
و کُت‌شلوار چي شد؟

00:08:52.200 --> 00:08:55.760
مي‌تونين حدس‌بزنين که کُت‌شلوار رو
کجا گُم‌کردم؟

00:08:57.960 --> 00:09:00.720
کجا؟
تويِ اتوبوس؟

00:09:03.160 --> 00:09:04.160
پس کُت‌شلوار
از دستت پريد؟

00:09:06.240 --> 00:09:09.040
،و به‌محضِ‌اينکه يه‌چيزي گُم‌بشه
.ديگه تاابد گُم‌شده

00:09:09.760 --> 00:09:11.040
بعدش؟

00:09:11.200 --> 00:09:14.080
نهايتاً مجبور شدم لباسِ سنتيِ
.دوتي» و «پونجابي» بپوشم»

00:09:18.320 --> 00:09:20.040
و اون شغل رو
.از دست دادم

00:09:22.360 --> 00:09:26.400
بايد بگم که خيلي
.ناراحت و دلخور شدم

00:09:26.920 --> 00:09:29.880
،چون از هر چي بگذريم
.يه‌جورايي در حکمِ توهين بود

00:09:31.080 --> 00:09:33.200
و خودمو خيلي کوچک و حقير
.احساس‌کردم

00:10:09.880 --> 00:10:11.880
.متشکرم
.ولي شما رو بجا نياوردم

00:10:12.320 --> 00:10:14.600
.شما منو نمي‌شناسي

00:10:17.360 --> 00:10:20.440
ولي من از همون بدوِ ماجرا
.داشتم تو رو تماشا مي‌کردم

00:10:22.160 --> 00:10:25.080
و از صبح تا الان
.دارم دنبالت مي‌کُنم

00:10:26.760 --> 00:10:28.280
ولي شما کي هستين؟

00:10:28.400 --> 00:10:29.400
.من تماشاگر هستم

00:10:36.240 --> 00:10:39.280
.گوش‌کُن

00:10:41.120 --> 00:10:46.120
تو اون شغل رو بدست نياوردي، ولي احساسِ غمگين‌بودن که نمي‌کُني؟ -
.نه -

00:10:46.280 --> 00:10:47.880
هيچ درد و رنجي نداري؟ -
.نه -

00:10:48.280 --> 00:10:51.040
پس چرا کُلِ روز تکاپوکُنان مي‌گشتي؟ -
.برايِ کُت‌شلوار -

00:10:51.320 --> 00:10:53.480
چرا به کُت‌شلوار نياز داشتي؟ -
.برايِ مصاحبه -

00:10:53.480 --> 00:10:56.840
.بله، برايِ مصاحبه. گيريم که اينطور باشه -
.بله، چون مي‌خواستم برايِ مصاحبه برم -

00:10:56.840 --> 00:11:00.040
ولي شايد نمي‌خواستي اون شغل رو
بدست بياري؟

00:11:00.680 --> 00:11:02.480
.اينطور نيست -
.داري عصباني ميشي -

00:11:03.520 --> 00:11:06.240
اگه سؤالاتِ مزخرف بپرسين، نبايد عصباني بشم؟ -
.تو داري چيزيو مخفي مي‌کُني -

00:11:06.240 --> 00:11:10.320
،نه، چيزيو مخفي نمي‌کُنم. من برايِ يه شغل درخواست‌دادم
.و بعدش برايِ مصاحبه فراخوان‌شدم

00:11:10.320 --> 00:11:13.880
.و بخاطرِ کُت‌شلوار، اون شغل رو بدست‌نياوردم
.به‌همين‌سادگي. همين و بس

00:11:13.880 --> 00:11:16.500
پس ديگه اين حرف‌ها برايِ چيه؟
بالاخره بايد يه شغل داشته‌باشم يا نه؟

00:11:16.520 --> 00:11:19.920
.صبرکُن، صبرکُن
.برافروخته نشو

00:11:20.560 --> 00:11:26.520
الته که بايد يه شغل داشته‌باشي، اما تو
.چيزي بزرگ‌تر از اون شغل مي‌خواستي

00:11:26.520 --> 00:11:28.520
.دقيقاً همينه -
.يه کارِ بزرگ‌تر -

00:11:29.160 --> 00:11:29.760
.بله

00:11:29.760 --> 00:11:31.280
.و پولِ بيشتر -
.بله -

00:11:31.440 --> 00:11:35.440
.پولِ خيلي بيشتر
.بيشتر از 2 برابرِ اون‌چيزي که الان درمياري

00:11:41.000 --> 00:11:43.520
تو مي‌خواستي موقعيتِ فعليت رو
.تغيير بدي

00:11:44.520 --> 00:11:50.080
و به خوشبختي، رفاه و
.پول برسي

00:11:50.080 --> 00:11:56.440
دارم ميگم که بابتِ بدست‌نياوردنِ اون شغل
.اصلاً ناراحت و حسرت‌به‌دل نيستم

00:12:08.960 --> 00:12:14.760
،ولي قطعاً اگه يه لباسِ مناسب داشتم
.مي‌تونستم اون شغل رو بدست‌بيارم

00:12:14.760 --> 00:12:18.800
اون کُت‌شلوارِ داخلِ خشکشويي رو
.در ازايِ 200 روپيه داده‌بودم بدوزن

00:12:18.800 --> 00:12:24.560
،ولي برايِ مصاحبه هيچ لباسي نداشتم، و اگه لباسِ مناسبي نداشته‌باشي
.نمي‌توني هيچ شغلي بدست‌بياري

00:12:25.480 --> 00:12:30.000
،ضمناً پس‌انداز هم نداشتم، و اگه پس‌انداز نداشته‌باشي
.نمي‌توني هيچي بدست‌بياري

00:12:30.720 --> 00:12:36.000
چونکه همه‌چيز
.بستگي‌داره به پس‌اندازت

00:12:36.920 --> 00:12:38.400
.و اين عينِ بي‌عدالتيه

00:12:42.600 --> 00:12:45.200
چرا ساکتين؟
.يه‌چيزي بگين

00:12:45.560 --> 00:12:47.360
شما منو برايِ اجرايِ عدالت
.به اينجا آوردين

00:12:48.080 --> 00:12:50.360
.پس يه‌چيزي بگين ديگه

00:13:07.080 --> 00:13:08.580
.برق قطع‌شد

00:13:10.800 --> 00:13:12.600
بخاطرِ کاهشِ
.بارِ مصرفه

00:13:12.920 --> 00:13:14.420
دستِ‌کم تا نيم‌ساعت
... برق نيست

00:13:14.600 --> 00:13:16.100
... يا شايد 2 ساعت

00:13:16.480 --> 00:13:17.980
.يا 3 ساعت

00:13:18.320 --> 00:13:20.180
،عاليجناب
بايد ادامه‌بديم؟

00:13:20.320 --> 00:13:21.660
مگه ديوونه‌اي؟

00:13:21.840 --> 00:13:23.480
.کُلِ سيستم از کار افتاده

00:13:23.640 --> 00:13:25.640
،منم داشتم همينو مي‌گفتم
.قربان

00:13:26.800 --> 00:13:29.340
!نظم رو رعايت‌کُنين
!نظم رو رعايت‌کُنين

00:13:46.040 --> 00:13:47.540
.ادامه‌بدين

00:13:49.240 --> 00:13:51.720
،تو يه احمقي
.مي‌دوني

00:13:52.000 --> 00:13:53.840
.اعتراض‌دارم -
.اعتراض وارد نيست -

00:13:54.280 --> 00:13:56.220
ايشون مي‌خوان از طريقِ احساسات و عواطف
.واردِ صحبت بشن

00:13:56.320 --> 00:13:57.760
.دقيقاً

00:13:57.920 --> 00:14:01.320
تو آدمِ بسيار
.احساساتي‌اي هستي

00:14:02.080 --> 00:14:07.440
،تو خشمگين بودي
،عصباني بودي

00:14:08.240 --> 00:14:14.640
.که خيليم خوبه
.اصلاً مي‌بايست خشمگين مي‌شدي

00:14:15.920 --> 00:14:18.360
چون بدونِ خشم نميشه
.هيچ‌چيزي بدست‌آورد

00:14:20.000 --> 00:14:27.040
،و با اين فرض که کُت‌شلوارت رو پس مي‌گرفتي
.اونوقت حتماً اون شغل رو بدست‌مياوردي

00:14:28.800 --> 00:14:31.000
اما برايِ پس‌گرفتنِ کُت‌شلوار
بايد چکار مي‌کردي؟

00:14:33.000 --> 00:14:34.820
.خشمگين مي‌شدي

00:14:35.720 --> 00:14:38.480
اما سؤال اينه که بايد نسبت به چه‌کسي
.خشمگين مي‌شدي

00:14:39.880 --> 00:14:41.760
خشمِ اجتماعي
: بر 2 نوع‌ـه

00:14:43.040 --> 00:14:47.240
اول اينکه خشمِ خودتو
،به اين مانکن نشون‌بدي

00:14:47.360 --> 00:14:50.520
و بعدش
،به دردسر بيفتي

00:14:51.520 --> 00:14:56.920
،و دوم اينکه مي‌تونستي صبحِ همون‌روز خشمگين بشي
.يعني موقعيکه به «بَندباکس» رفتي

00:14:56.920 --> 00:15:02.920
و اونوقت مي‌تونستي خشمِ خودتو
،به کارکُنانِ خشکشويي نشون‌بدي

00:15:03.680 --> 00:15:07.120
و اگه مي‌تونستي اونها رو
!... کتک‌بزني

00:15:19.121 --> 00:15:29.121
"!رئيس‌ها! برايِ حق‌و‌حقوقِ‌تان بجنگيد" -
"!زنده‌باد اتحادِ رئيس‌ها" -

00:15:31.122 --> 00:15:38.122
،پرولترها هيچ‌چيز برايِ از دست‌دادن ندارند مگر زنجيرهاي‌شان"
".اما جهاني را بدست خواهند آورد
"مانيفستِ کمونيست"

00:15:38.313 --> 00:15:42.123
"!رئيس‌هايِ تماميِ جهان، متحد شويد"

00:16:34.524 --> 00:16:41.214
،رئيس‌ها هيچ‌چيز برايِ از دست‌دادن ندارند مگر حق‌و‌حقوقِ‌شان"
".اما خشکشويي را بدست خواهند آورد
"مانيفستِ رئيس‌ها"

00:16:49.755 --> 00:16:52.975
"«بَندباکس»"

00:17:39.880 --> 00:17:47.720
!اوه، نه، نه
!اين غيرِممکنه

00:17:55.280 --> 00:18:03.960
.اينجا شهرِ «کلکته»ست و الان سالِ 1971ـه
آخه اصلاً چطور ميشه همچين‌چيزيو حتي تصور کرد؟

00:18:08.080 --> 00:18:09.080
.نظم رو رعايت‌کُنين

00:18:29.360 --> 00:18:32.720
و اينک اخباري درخصوصِ
.چندين سانحه و تصادف

00:18:34.280 --> 00:18:41.040
اولين خبر آنکه امروز صبح، جسدِ يک شخصِ ناشناس
.در يکي از ميادين يافته‌شده‌است

00:18:42.000 --> 00:18:44.720
سنِ او
.حدوداً 20 سال مي‌باشد

00:18:45.120 --> 00:18:48.600
ضمناً آثاري از گلوله
.در جنازه وجود دارد

00:18:49.120 --> 00:18:56.200
،اگر کسي از هويتِ شخصِ مذکور اطلاعي‌دارد
.مي‌تواند به اداره‌يِ راهنمايي‌رانندگيِ «کلکته» خبررساني نمايد

00:18:58.560 --> 00:19:05.120
من هزاران سال است که همچنان در کشاکش و گيرودارِ
.فقر و فلاکت و مرگ پرسه مي‌زنم و مي‌گردم

00:19:05.120 --> 00:19:10.760
و برايِ هزاران سال است که شاهدِ تاريخِ
.فقر و محروميت و استثمار بوده‌ام

00:20:31.800 --> 00:20:37.320
،«شياما»، «شياما»
بيدار هستي؟

00:20:37.760 --> 00:20:39.720
.آره، خوابم نمي‌بره

00:20:39.720 --> 00:20:43.080
،نگاه‌کُن
.اون ديگ کاملاً پُر شده

00:20:48.600 --> 00:20:50.280
کجاست؟ -
مگه پُر نشده؟ -

00:20:50.280 --> 00:20:53.920
،خُب آره
.آخه بارون خيلي شديده

00:20:55.280 --> 00:20:57.960
.در رو باز نکُن -
پس کجا بريزمش؟ -

00:20:57.960 --> 00:20:59.160
.از پنجره بريزش

00:21:08.400 --> 00:21:11.920
.اين خونه کاملاً خيس و مرطوبه
.نمي‌تونم اينجا بخوابم

00:21:11.920 --> 00:21:15.280
.بيا پيشِ من
.اينجا يه‌کمي خُشکه

00:21:16.080 --> 00:21:18.960
اونجا هم احتمالاً
.خيس ميشه

00:21:18.960 --> 00:21:21.920
.حالا فعلاً بيا يه‌خُرده بخواب
.بيا اينجا ديگه

00:21:25.480 --> 00:21:27.120
.اونطرفشو بگير

00:21:28.080 --> 00:21:31.120
.حالا دراز بکِش
.دراز بکِش ديگه

00:21:35.080 --> 00:21:37.560
.حسابي خيس شدي‌ها

00:21:37.560 --> 00:21:39.400
،صبرکُن
.بيا خودتو خُشک‌کُن

00:21:39.400 --> 00:21:42.800
.لازم نيست
.ميگم لازم نيست

00:21:56.760 --> 00:21:58.960
«بابا و «نيمو
.راحت و آسوده گرفتن‌خوابيدن

00:22:00.720 --> 00:22:02.240
لابد دارن
.رؤيا مي‌بينن

00:22:06.720 --> 00:22:12.040
.شياما»، «شياما»، ديگِ رويِ تخت هم پُر شده»
.بلند شو بريزش بيرون

00:22:13.480 --> 00:22:15.440
کجاست؟
کدومه؟

00:22:15.560 --> 00:22:17.760
خوب واسه خودت
!تخت مي‌گيري مي‌خوابي‌ها

00:22:19.240 --> 00:22:26.640
.يه‌خُرده چُرتم گرفته‌بود
.ولي شما يهويي شروع‌کردين به هوار کِشيدن

00:22:42.600 --> 00:22:44.320
قطعاً کُلِ شب رو
.بارون مي‌باره

00:23:16.600 --> 00:23:19.080
حالا کُلِ شب رو
.به موسيقيِ آب گوش مي‌کُنيم

00:23:27.720 --> 00:23:28.720
بهانو» کجاست؟»

00:23:28.800 --> 00:23:31.080
.پيشِ ماست
.کفِ زمينه

00:23:33.560 --> 00:23:36.320
!اوه خدايا

00:23:36.440 --> 00:23:39.040
!زود باش بلند شو

00:23:39.800 --> 00:23:42.760
!برو زيرِ تخت

00:23:42.880 --> 00:23:47.000
چتر رو
.بده به من

00:23:47.360 --> 00:23:48.360
.همين‌الان ميارمش

00:23:49.400 --> 00:23:50.600
.زود باش

00:23:50.600 --> 00:23:52.400
نمي‌توني هيچ‌کاريو
!سريع انجام‌بدي

00:23:53.320 --> 00:23:54.320
!بجُنب ديگه

00:23:54.720 --> 00:23:59.000
.چتر رو بده به من
.سريع باش

00:23:59.360 --> 00:24:02.080
،خدايا
.به اين کوچولوها رحم‌کُن

00:24:02.360 --> 00:24:04.760
.بدش به من

00:24:05.520 --> 00:24:07.960
.اوه، خدايا رحم‌کُن

00:24:09.240 --> 00:24:11.040
اون‌يکي چتر کجاست؟

00:24:11.320 --> 00:24:12.520
.من چه‌مي‌دونم

00:24:12.640 --> 00:24:13.880
.زود باش بيارش

00:24:15.400 --> 00:24:17.080
.بيا چتر رو بگير

00:24:18.760 --> 00:24:23.320
چتر رو
.درست نگه‌دار

00:24:23.320 --> 00:24:25.200
،خدايا
.به اين بچه‌ها رحم‌کُن

00:24:26.480 --> 00:24:28.760
از آب و سيل
.نجاتشون‌بده

00:24:43.160 --> 00:24:45.850
.چتر رو درست نگه‌دار ديگه -
.نگهش‌داشتم خُب -

00:25:14.520 --> 00:25:17.320
،مراقب‌باش
.لامپ رو خاموش‌نکُني

00:25:17.480 --> 00:25:19.360
آخه قوطي‌کبريت
.نَم‌کِشيده

00:25:37.880 --> 00:25:41.040
.چتر رو درست نگه‌دار ديگه
.بچه داره خيس ميشه

00:25:43.520 --> 00:25:45.880
چرا داري مي‌لرزي؟

00:25:45.880 --> 00:25:46.880
سردت شده؟

00:25:46.880 --> 00:25:47.880
.نه، طوريم نيست

00:25:47.880 --> 00:25:49.320
چتر رو
.بده به من

00:25:49.320 --> 00:25:51.360
.نه، خودم نگهش‌ميدارم

00:25:51.360 --> 00:25:55.360
.آخه همين چند روز قبل بود که از بيماري شفا پيداکردي
اگه دوباره سينه‌پهلو کُني اونوقت چي ميشه؟

00:25:55.360 --> 00:25:56.880
تو رو خدا
.ببين سرنوشتِ ما رو

00:25:58.600 --> 00:26:03.800
،اگه مريض بشه، درد مي‌کِشه
.ولي نمي‌ميره

00:26:03.800 --> 00:26:07.080
.اين حرفو نزن
.ايشالا خدا خودش دخترمو حفظ‌کُنه

00:26:12.120 --> 00:26:14.040
،سيگارت خيس‌شده
.بابا

00:26:15.000 --> 00:26:16.000
.خيس‌شده

00:26:19.480 --> 00:26:20.960
.بندازش دور

00:26:35.200 --> 00:26:38.920
.«شياما» -
.بله -

00:26:38.920 --> 00:26:40.400
.نيمو» رو بيدارکُن»

00:26:40.400 --> 00:26:42.040
چرا؟

00:26:42.040 --> 00:26:43.400
.بيدارش‌کُنين ديگه

00:26:44.440 --> 00:26:46.720
چرا؟
.آخه الان خوابه

00:26:46.880 --> 00:26:50.640
،خواب نيست
.فقط داره وانمود مي‌کُنه

00:26:51.040 --> 00:26:55.680
آره، لابد اينقدر زندگيش سعادتمندانه‌ست
.که وانمود به خوشبختي هم مي‌کُنه

00:27:15.840 --> 00:27:18.440
نگاه‌کُن بابا داره
.چکار مي‌کُنه

00:27:18.440 --> 00:27:23.600
،اين آب خيلي کثيفه
.ولي اون اصلاً حالش بهم نمي‌خوره

00:27:23.600 --> 00:27:25.800
،بابا جان
آخه مگه ديوونه شدي؟

00:27:26.200 --> 00:27:29.360
.بذار کثيف باشه
چه اشکالي داره؟

00:27:29.920 --> 00:27:34.040
شايد فردا همين آب هم
.گيرتون نياد

00:27:34.600 --> 00:27:39.920
،به‌هر‌حال بعد از يه‌مدت که از بارون بگذره
.آب زلال ميشه و ميشه ازش استفاده‌کرد

00:27:44.880 --> 00:27:46.480
.بنازم آبِ زلالِ آسمون رو

00:27:52.880 --> 00:27:54.240
الان چه‌موقعِ شبه؟

00:27:56.920 --> 00:27:57.920
.حدوداً 2 صبحه

00:27:59.760 --> 00:28:00.760
.يا شايدم 3 صبح

00:28:02.280 --> 00:28:04.400
.آخه يه‌کاري بکُن، مرد

00:28:04.400 --> 00:28:07.200
يعني قراره کُلِ شب رو
همينجوري بگيريم بشينيم اينجا؟

00:28:08.680 --> 00:28:10.600
اگه نمي‌توني بشيني
.پس بلند شو وايسا

00:28:11.080 --> 00:28:12.080
.چه مسخره

00:28:13.280 --> 00:28:16.080
،مامان
.«بيا بريم خونه‌يِ «شارکار

00:28:16.360 --> 00:28:17.560
.نه

00:28:17.720 --> 00:28:20.240
،تو همينجا بمون
.من با بچه‌ها ميرم

00:28:20.840 --> 00:28:22.160
.نه، اونها آدم‌هايِ خوبي نيستن

00:28:22.440 --> 00:28:24.920
ولي نميشه فقط همينطوري
.نشست اينجا

00:28:25.360 --> 00:28:27.720
مگه فراموش‌کردي که اون دفعه‌يِ آخر
چي گفتن؟

00:28:29.080 --> 00:28:31.920
،اگه شب‌ها مزاحمِ هرکسي بشي
.معلومه که پشتِ‌سرش همونجور ميگه

00:28:33.320 --> 00:28:34.320
هرکسي همونو ميگه؟

00:28:35.720 --> 00:28:39.520
،ولي اگه يه‌نفر، شب درخواستِ پناهگاه بکُنه
.هيچکس نمي‌بايست همچون‌چيزي پشتِ‌سرش بگه

00:28:39.760 --> 00:28:43.920
،با اين وجود، اگه درخواستِ يه تيکه لباس واسه بچه‌ات بکُني
.مردم معمولاً ميگن که ندارن

00:28:44.400 --> 00:28:45.400
.چقدر پَست و خسيسن

00:28:47.200 --> 00:28:48.440
.نيازي به رفتن نيست

00:28:48.440 --> 00:28:54.520
،کسي که نمي‌تونه واسه همسر و بچه‌هاش سرپناه فراهم‌کُنه
.نمي‌بايست مدعي‌باشه که به يه ارزش‌هايي معتقده

00:28:54.520 --> 00:28:57.000
ديگه کم‌کم داره اون روزهايي فرا مي‌رسه
.که بايد تويِ خيابون‌ها گدايي‌کُنيم

00:28:57.000 --> 00:28:57.880
!خفه‌شو

00:28:57.880 --> 00:29:01.280
.مامان، لطفاً تمومش‌کُن

00:29:01.920 --> 00:29:04.320
مگه دلت مي‌خواد دوباره مريض‌بشي
و بيفتي تويِ بستر؟

00:29:04.680 --> 00:29:06.920
چتر رو
.بده به من

00:29:07.400 --> 00:29:10.240
.اصلاً بيا مالِ خودت
.ببين چه قشقرقي به‌پا کردي

00:29:10.560 --> 00:29:13.580
قشقرق؟ يادت‌رفته حرمتِ بزرگ‌ترهاتو نگه‌داري؟ -
!مامان -

00:29:22.320 --> 00:29:24.760
،«شياما»
.چتر رو درست نگه‌دار

00:29:25.120 --> 00:29:26.560
.نخير، اين کارو نمي‌کُنم

00:29:31.880 --> 00:29:35.800
،تو آدمِ به اين بي‌عُرضگي هستي
.اونوقت ازم مي‌خواي خفه‌بشم

00:29:35.800 --> 00:29:39.380
!... اگه فقط يه‌بارِ ديگه باهام اونجوري حرف‌بزني -
دهنتو مي‌بندي يا نه؟ -

00:30:04.760 --> 00:30:09.640
يه‌چيزِ خُشک بده بهم
.تا بذارم زيرِ سرم

00:30:11.440 --> 00:30:12.780
.بگيرش

00:30:26.360 --> 00:30:28.680
برو ببين چه‌کسي داره
.در مي‌زنه

00:30:30.000 --> 00:30:31.000
.برو ديگه

00:30:32.120 --> 00:30:34.600
،بولو»ئه»
.همون سگه‌ست

00:30:35.240 --> 00:30:36.240
چه‌کسي؟

00:30:37.200 --> 00:30:39.840
بولو». شايد اونم دنبالِ»
.يه‌جايِ خُشک مي‌گرده

00:30:40.600 --> 00:30:43.240
... پس بذار بياد داخل

00:30:44.480 --> 00:30:49.040
،و بعدش بذارينش رويِ دامن‌تون و برقصين
.تا اونوقت ديگه اينقدر نق‌نق نکُنين

00:30:50.600 --> 00:30:53.000
،چتر رو درست نگه‌دار
.«شياما»

00:30:53.800 --> 00:30:55.880
وگرنه چنان مي‌زنمت
.که حظ‌کُني

00:30:57.000 --> 00:31:00.440
عصايِ من کجاست؟

00:31:01.640 --> 00:31:03.480
چرا؟
.يه‌وقت سگه رو نزني‌ها

00:31:03.480 --> 00:31:05.680
چند دقيقه‌يِ ديگه
.خودش از اينجا ميره

00:31:06.280 --> 00:31:08.440
لازم‌نکرده بهم
.درس ياد بدي

00:31:10.120 --> 00:31:12.680
!اوف
!عجب مکافاتيه

00:31:13.000 --> 00:31:14.040
عصايِ من کجاست؟

00:31:15.640 --> 00:31:17.400
جداً مي‌خواي سگه رو بزني؟

00:31:17.640 --> 00:31:19.840
هر وقت يه‌چيزيو لازم داشته‌باشم
.نمي‌تونم پيداش‌کُنم

00:31:20.200 --> 00:31:21.200
.سگه رو ولش‌کُن

00:31:21.800 --> 00:31:23.680
.اوناهاش، اونجاست

00:31:24.640 --> 00:31:29.160
.هي «شياما»، چتر رو نبر
.الان بچه خيس‌ميشه

00:31:29.160 --> 00:31:34.480
بابا، خواهش مي‌کُنم
.سگه رو کتک‌نزن

00:31:34.480 --> 00:31:41.480
.شياما»، جلومو نگير. از سرِ راهم برو کنار»
.باهام بحث‌نکُن. برو اونطرف

00:31:58.440 --> 00:32:02.560
،اون اصلاً انسان نيست
.فقط يه حيوونه و بس

00:32:04.040 --> 00:32:10.040
.هي «شياما»، در رو ببند
.همه‌چيز داره خيس‌ميشه

00:33:49.280 --> 00:33:51.520
.يالا در رو بازکُن

00:33:53.200 --> 00:33:55.120
اوه، بابا بکُلي
.خيسِ آب شده

00:33:55.920 --> 00:33:58.840
واقعاً که چقدر آدمِ
.عجيب‌غريبي هستي

00:33:58.840 --> 00:34:01.280
،«شياما»
.بهش يه پارچه‌يِ خُشک بده

00:34:01.280 --> 00:34:03.720
ولي آخه همه‌چيز
.خيس‌شده

00:34:03.720 --> 00:34:05.080
.بگرد يه‌چيزي پيداکُن ديگه

00:34:05.080 --> 00:34:07.720
.نيازي نيست
.يالا بلند شين

00:34:07.720 --> 00:34:10.080
مگه قراره کجا بريم؟ -
.خونه‌يِ «شارکار». الانه که دوباره بارون شدت پيداکُنه -

00:34:10.080 --> 00:34:12.840
باشه، ولي اوضاعِ بيرون
چه‌طوريه؟

00:34:12.840 --> 00:34:14.920
،گفتم که
.الان دوباره بارون شدت پيدا مي‌کُنه

00:34:14.920 --> 00:34:20.040
،«نيمو»، «بهانو»
.سريع بلند شين

00:34:20.040 --> 00:34:24.240
.يالا زود باشين

00:34:24.240 --> 00:34:28.240
.شياما»، چند دست لباسِ خُشک بردار»
.اونجا بايد لباس عوض‌کُنيم

00:34:28.240 --> 00:34:32.480
.اون کاسه رو هم بردارين
.يالا سريع بريم

00:34:32.480 --> 00:34:35.520
لازمه که سطل رو هم بياريم؟ -
.نه، نمي‌خواد -

00:34:35.520 --> 00:34:39.080
من خودم
.لباس‌هايِ خُشک رو ميارم

00:34:39.080 --> 00:34:42.040
اين فانوس رو هم
.بذار زيرِ تخت

00:34:42.040 --> 00:34:44.840
،شياما» بيا»
.چتر رو نگه‌دار

00:34:44.840 --> 00:34:48.040
.يالا بيايين سريع بريم

00:34:48.040 --> 00:34:51.760
.مراقب‌باشين
.جلويِ پاتونو خوب دقت‌کُنين

00:34:51.760 --> 00:34:56.280
.خيلي ليزه
.بااحتياط راه برين

00:34:56.280 --> 00:35:00.440
،«نيمو»، «بهانو»
.با‌احتياط قدم‌بردارين

00:36:09.480 --> 00:36:11.040
چي شده؟

00:36:11.040 --> 00:36:12.040
فراموش‌کردم
.در رو ببندم

00:36:12.040 --> 00:36:14.680
هيچوقت نمي‌توني حتي يه‌دونه کارو
.درست انجام‌بدي

00:36:14.680 --> 00:36:16.840
،«بهانو»
.تو برو در رو ببند

00:36:18.760 --> 00:36:22.080
فقط سريع
.برو و برگرد

00:36:22.080 --> 00:36:24.560
.«ولي با‌احتياط برو، «بهانو -
.باشه -

00:36:26.120 --> 00:36:28.440
چتر رو
.درست نگه‌دار

00:37:42.640 --> 00:37:44.600
،بابا، نگاه‌کُن
.بولو» هم اونجاست»

00:37:52.280 --> 00:37:54.200
حالا چرا ايستاديم؟

00:37:54.960 --> 00:37:55.960
.آخه کُلي آدم اينجاست

00:37:56.480 --> 00:37:58.960
خُب که چي؟
.بياين بريم داخل ديگه

00:37:58.960 --> 00:38:01.800
ولي چرا «بهانو» هنوز برنگشته؟ -
.من اومدم -

00:38:01.800 --> 00:38:04.200
،خيله‌خُب
.پس بريم داخل

00:38:24.760 --> 00:38:26.520
لباس‌خُشک‌ها کجا هستن؟

00:38:26.520 --> 00:38:29.680
،يه‌خُرده جمع‌و‌جورتر بشينين
.بچه‌ها

00:38:29.680 --> 00:38:34.120
.سرتونو درست خُشک‌کُنين

00:38:34.120 --> 00:38:38.120
اون کاسه کجاست؟ -
.همينجاست -

00:38:38.120 --> 00:38:43.960
خودتم آب رو
.درست از سر‌و‌صورتت خُشک‌کُن

00:38:43.960 --> 00:38:46.680
پس اون کاسه کجاست؟ -
.پيشِ «بهانو»ئه -

00:38:50.960 --> 00:38:54.600
.ما همه‌مون فرزندانِ خدا هستيم -
چي گفتي؟ -

00:38:58.480 --> 00:39:00.160
مگه نمي‌خواستي
بياي اين داخل؟

00:39:01.840 --> 00:39:06.480
ديوونه شدي؟
مگه نمي‌بيني؟

00:39:18.880 --> 00:39:25.680
من هزاران سال است که همچنان در کشاکش و گيرودارِ
.فقر و فلاکت و مرگ پرسه مي‌زنم و مي‌گردم

00:39:25.680 --> 00:39:31.640
و برايِ هزاران سال است که شاهدِ تاريخِ
.فقر و محروميت و استثمار بوده‌ام

00:39:38.200 --> 00:39:42.360
"1943"

00:39:45.360 --> 00:39:50.600
برادر، راستش شوهرم 6 ماه پيش
.فوت‌کرد

00:39:50.600 --> 00:39:56.400
پس به‌مدتِ چند روز، همراه پسرم
.تويِ خونه‌يِ شوهرم موندم

00:39:56.400 --> 00:40:00.280
ولي همون اندک‌پولي که شوهرم از خودش
.بجا گذاشته‌بود هم تموم‌شد

00:40:00.720 --> 00:40:04.880
بخاطرِ جنگ، قيمتِ همه‌چيز
.افزايش پيداکرده

00:40:05.240 --> 00:40:09.560
«درسِ برادر کوچيکه‌مون «نوتو
... به پايان رسيده

00:40:09.560 --> 00:40:13.600
،اما هنوزم نتونسته شغل گير بياره
.هرچند داره به‌سختي تلاش مي‌کُنه

00:40:13.600 --> 00:40:15.640
.مامان خيلي دلنگرانه

00:40:15.640 --> 00:40:21.240
ضمناً تحصيلاتِ «هارو» نيمه‌کاره موند، چونکه موفق‌نشديم از پسِ
.شهريه‌يِ مدرسه بربياييم. برايِ «مينو» هم همينطوره

00:40:22.200 --> 00:40:27.320
حالا کُلِ خانواده
.به من وابسته هستن

00:40:43.920 --> 00:40:47.160
الان 5 ماه ميشه که هيچ ارتباطي
.با خانواده‌يِ «شُوونا» نداشتم

00:40:47.520 --> 00:40:50.880
«شنيدم که ديگه تويِ «ميرزاپور
.اقامت‌ندارن

00:40:51.280 --> 00:40:54.880
«هنوزم آخرين نامه‌يِ «شُوونا
.به‌يادم هست

00:41:00.160 --> 00:41:02.200
داري ميري «کلکته»؟

00:41:02.960 --> 00:41:06.960
«بله، مخصوصاً اينکه قطار تا قبل از «هاورا
.توقف نداره

00:41:07.960 --> 00:41:12.360
تويِ «کلکته» زندگي مي‌کُني؟ -
.نه -

00:41:14.840 --> 00:41:17.080
قصد داري تويِ «کلکته» اقامت‌کُني؟ -
.نه، نه -

00:41:19.080 --> 00:41:21.240
پس چرا داري ميري اونجا؟

00:41:21.240 --> 00:41:24.040
،من مقيمِ «دهلي» هستم
.«دارم برايِ يه کارِ اداري ميرم «کلکته

00:41:24.040 --> 00:41:26.400
.و قراره بعد از 3 روز برگردم

00:41:28.720 --> 00:41:32.200
،خوبه
.پس معاف هستي

00:41:34.120 --> 00:41:37.760
.آره، معاف هستي -
چي؟ -

00:41:37.760 --> 00:41:41.080
مجبور نيستي با قحطي
.مواجه بشي

00:41:43.080 --> 00:41:49.480
: البته مقاماتِ «دهلي» معمولاً بهش ميگن
.«کمبودِ غذا»

00:41:49.480 --> 00:41:53.760
: ولي ما معمولاً بهش ميگيم
.«قحطي»

00:42:01.920 --> 00:42:04.960
من خودم شاهدِ 4 وضعيت
: تويِ اين قحطي بودم

00:42:05.600 --> 00:42:09.880
اول گدايي‌کردن
،برايِ بدست‌آوردنِ کمي غذا

00:42:09.880 --> 00:42:14.600
دوم گدايي‌کردن
،برايِ يه‌مُشت برنج

00:42:14.600 --> 00:42:17.960
سوم گدايي‌کردن
،برايِ کمي آب‌برنج

00:42:18.840 --> 00:42:24.120
و حالا هم که هرچقدر اشک‌بريزي
.نهايتاً هيچي گيرت‌نمياد

00:42:24.120 --> 00:42:28.840
چونکه حالا طبقه‌متوسط
.حتي به‌زور آب‌برنج داره

00:42:28.840 --> 00:42:31.920
پس ديگه حتي با اشک هم
.هيچي بدست‌نمياري

00:42:47.160 --> 00:42:49.840
،«هي «گُئور
.دارن آب‌برنج ميدن

00:42:58.000 --> 00:43:00.920
موندن تويِ اين شهرِ زباله
.واقعاً غيرِممکنه

00:43:00.920 --> 00:43:06.000
چرا؟ -
.آخه اينجا نميشه حتي يه فنجون چاي هم گير آورد -

00:43:06.000 --> 00:43:10.320
،با اين‌همه هزينه‌هايِ گروني که بايد ماهيانه پرداخت‌کرد
.ممکن‌نيست به هيچ‌جا رسيد

00:43:22.000 --> 00:43:26.240
،«مينو»
.چند لحظه بيا اينجا

00:43:34.280 --> 00:43:39.840
تو «مينو» هستي، درسته؟
.چقدر بزرگ‌شدي

00:43:39.840 --> 00:43:45.840
مينو»؟ «مينو»؟ مگه نمياي بالا؟» -
.صبرکُنين، الان ميام -

00:43:46.520 --> 00:43:49.080
شما کي هستين؟ -
منو بجا نياوردي؟ -

00:43:49.200 --> 00:43:52.640
مامانت کجاست؟ -
.مامان الان تويِ آشپزخونه‌ست -

00:43:53.480 --> 00:43:56.360
!«هي «مينو -
.مستقيم بريد اونطرف و بعدش مي‌تونين ببينينش -

00:43:56.360 --> 00:44:02.200
،يه‌خُرده سريع‌تر آشپزي‌کُن
.وگرنه کارمو از دست ميدم

00:44:02.200 --> 00:44:06.000
.هر روز همين بساطه
.هميشه غذا دير آماده‌ميشه

00:44:09.680 --> 00:44:16.800
.هي پسر، بيا اينجا
.گوش‌کُن چي ميگم

00:44:18.240 --> 00:44:21.160
تو همينجا زندگي مي‌کُني؟

00:44:21.160 --> 00:44:24.720
اسمت چيه؟ -
.اسمِ مستعارم «هارو»ئه، ولي اسمِ اصليم «آشوک»ـه -

00:44:25.120 --> 00:44:31.920
اوه، پس تو «هارو»يي؟ -
بله، شما کي هستين؟ -

00:44:33.000 --> 00:44:34.760
با چه‌کسي کار دارين؟

00:44:35.840 --> 00:44:45.280
.من از اقوام‌شونم
.قوم‌و‌خويشِ «هارو»، «مينو» و «شُوونا» هستم

00:44:46.720 --> 00:44:50.040
،«يالا «هارو
.ايشونو ببر پيشِ مادرت

00:44:50.040 --> 00:44:53.360
ببينم، شما کِي اومدين اينجا؟ -
.حدوداً 4 يا 5 ماه قبل -

00:44:53.360 --> 00:44:54.360
اون خانمه کي بود؟

00:44:54.360 --> 00:44:58.840
شما کي هستين؟ -
منو فراموش‌کردين؟ -

00:45:00.320 --> 00:45:05.120
.اوه، شما «ناليناکو» هستين
.راستش چشم‌هام ديگه کم‌سو شدن

00:45:05.120 --> 00:45:07.800
هارو» هم نتونست»
.منو بجا بياره

00:45:08.240 --> 00:45:12.720
.به‌هر‌حال ازت ممنونم -
باز داري کجا ميري؟ -

00:45:12.720 --> 00:45:17.240
ميشه مهمون‌تون بشم؟ -
.بله، بفرمايين داخل -

00:45:17.400 --> 00:45:21.160
متأسفانه اون‌روز
.شيشه‌ها شکستن

00:45:21.160 --> 00:45:27.240
.احتياجي نيست کفش‌هاتونو دربيارين
.بيايين داخل

00:45:27.240 --> 00:45:31.400
هرچند که ديگه اين روزها
.حفظ‌کردنِ رسومِ قديمي غيرِممکن شده

00:45:31.400 --> 00:45:34.920
،عمه جان
.شما خيلي تغيير کردين

00:45:35.320 --> 00:45:40.440
اصلاً حالِ همگي‌تون چطوره؟
.متوجه‌شدم که همه‌تون تغيير کردين

00:45:40.720 --> 00:45:43.080
راستش يه‌جورايي خودمو
.غريبه حس مي‌کُنم

00:45:43.080 --> 00:45:47.200
.نه، اين حرفو نزن
خُب بگو ببينم، کِي از «دهلي» اومدي؟

00:45:47.200 --> 00:45:49.160
آدرسِ اين خونه رو
از کجا پيداکردي؟

00:45:49.160 --> 00:45:54.320
،يه‌سر رفتم خونه‌يِ قبلي‌تون
.و اونجا سراغ‌تونو گرفتم

00:45:54.320 --> 00:45:56.680
آخه چرا يهويي
از اون خونه رفتين؟

00:45:57.600 --> 00:46:01.240
ما آدرس‌مونو به هيچکس
.نداده‌بوديم

00:46:01.240 --> 00:46:04.960
عمه جان؟ -
.بله، دارم ميام -

00:46:05.640 --> 00:46:11.800
.عجب دوره‌زمونه‌اي شده. هرکس فقط به فکرِ خودشه -
.صبرکُن عمه جان. اول منو دعايِ خير بکُن -

00:46:15.360 --> 00:46:19.800
،عمه جان
امروز قصد نداري بري بازار؟

00:46:19.800 --> 00:46:26.560
.بهتره خودت بري
.امروز من يه‌خُرده مشکل دارم

00:46:27.760 --> 00:46:31.560
.و اگه مي‌توني، لطفاً واسه ما هم يه‌کمي خريد کُن -
اون يارو کيه؟ -

00:46:31.560 --> 00:46:36.480
.يکي از قوم‌و‌خويش‌هامه
.از «دهلي» مياد

00:46:36.840 --> 00:46:39.920
ظاهراً موفق‌شده آدرس‌مونو بدست‌بياره
.و بعدشم اومده اينجا

00:46:39.920 --> 00:46:45.560
.به‌نظر مياد که خيلي عاشقِ شماهاست
.خُب ديگه، من بايد برم

00:46:52.680 --> 00:46:57.680
.راستي، «شُوونا» هم همين‌الانه که سر‌و‌کله‌اش پيدا بشه
.منتظر بمون تا بياد

00:46:58.080 --> 00:47:00.760
مگه کجاست؟ -
.رفته اداره‌شون سرِ کار -

00:47:00.760 --> 00:47:04.520
پس يعني شاغله؟ -
.آره -

00:47:04.520 --> 00:47:09.880
اتفاقاً همين لباس‌سنتيِ «ساري» رو
.خودش واسم خريده

00:47:10.360 --> 00:47:18.920
،البته من بهش گفتم لازم‌نيست اين لباس رو بخره
.ولي به حرفم گوش‌نداد و آخرش کارِ خودشو کرد

00:47:18.920 --> 00:47:24.560
به‌هر‌حال بهتره منتظرش‌بموني. «مينو»؟ -
.ترجيح‌ميدم همينجا بشينم -

00:47:25.280 --> 00:47:30.880
اينقدر تعارف‌نکُن. «مينو»؟ -
.مينو» داشت مي‌رفت طبقه‌يِ‌بالا» -

00:47:32.640 --> 00:47:34.160
مگه اونجا چه‌کسي
زندگي مي‌کُنه؟

00:47:35.200 --> 00:47:41.720
.عجب دخترِ خود‌سريه‌ها -
.به‌نظر ميومد که اون‌بالا خيلي داغون و شلخته‌ست -

00:47:43.000 --> 00:47:48.480
.خُب راستش اونجا محلِ زندگيِ چند نفره
.اونو بدش به من

00:47:50.000 --> 00:47:58.720
.اونها بخاطرِ کار و شغل‌شون اينجا زندگي مي‌کُنن
.جايِ ديگه‌اي رو واسه اقامت ندارن

00:48:00.520 --> 00:48:07.960
.ولي «مينو» حالا ديگه بزرگ‌شده
.اصلاً خوبيّت نداره بره اونجا

00:48:09.160 --> 00:48:16.440
.ممکنه پشتِ‌سرش حرف دربيارن -
.خُب مردم هرچيزي مي‌تونن بگن. جلويِ دهن‌شونو نميشه بست -

00:48:17.000 --> 00:48:21.760
چه‌موقع ديديش مي‌رفت بالا؟ «مينو»؟ -
بله؟ -

00:48:24.680 --> 00:48:29.600
چرا داري داد مي‌زني؟ -
ببينم دختر، تمامِ روز کجا ول مي‌گردي؟ -

00:48:29.600 --> 00:48:35.600
ول مي‌گردم؟ چه‌کسي اينو گفته؟ -
.خانم‌خانم‌ها رو باش! واقعاً که بي‌خيالي -

00:48:36.720 --> 00:48:42.840
.اصلاً خودت بهم گفتي برم اونجا -
.فقط خفه‌شو و برو بيرون -

00:48:43.400 --> 00:48:46.320
.اين پولو بگير
.هاريشبابو» دادش»

00:48:46.320 --> 00:48:50.120
.و ضمناً سرِ من داد نکِش
.به هيچکس اجازه‌نميدم سرم هوار بزنه

00:48:50.120 --> 00:48:54.240
!«مينو»
.بفرما، ببين چقدر پُرروئه

00:48:54.240 --> 00:48:57.440
آخه مگه خودت بهم نگفتي
برم پيشِ «هاريشبابو»؟

00:48:57.440 --> 00:49:00.200
ميشه خفه‌بشي؟

00:49:04.600 --> 00:49:08.680
بيا، پولتو بردار
.و از اينجا گُم‌شو بيرون

00:49:09.680 --> 00:49:14.880
.چي بهت بگم والا
.خودت بودي که منو فرستادي تا اين پولو بيارم

00:49:15.200 --> 00:49:17.360
پس پيشِ خودت
.نگهش‌دار

00:49:17.360 --> 00:49:22.080
،«مينو»
.احترامِ مادرتو نگه‌دار

00:49:22.080 --> 00:49:24.680
.به‌اندازه‌يِ‌کافي نگه‌داشتم -
.بهت ميگم بيشتر نگه‌دار -

00:49:24.680 --> 00:49:35.200
.تو رو خدا ببين وضعيتِ منو
.فقط تصورشو بکُن که من در چه اوضاعي هستم

00:49:36.160 --> 00:49:40.440
حالا همه‌چيز افتاد گردنِ من؟
... درصورتيکه خودت بهم گفتي برم اونجا و

00:49:40.440 --> 00:49:43.000
.دهنتو ببند ديگه -
.نمي‌بندم -

00:49:43.000 --> 00:49:47.320
،چطور جرأت مي‌کُني با من اينجوري صحبت‌کُني
دختره‌يِ بيشعور؟

00:49:47.480 --> 00:49:52.720
مگه خودت به‌زور وادارم نمي‌کُني
که شب‌ها برم پيشِ «هاريشبابو»؟

00:49:52.720 --> 00:49:58.680
!مينو»! بسه ديگه»
!الان مي‌کُشمت‌ها

00:49:58.680 --> 00:50:00.000
!«مينو»

00:50:16.120 --> 00:50:23.440
چيه؟ چه خبر شده؟
.حرف بزن ديگه. با تو هستم‌ها

00:50:44.440 --> 00:50:48.400
اصلاً فکرشو نمي‌کردم که بتوني
.پيدامون‌کُني

00:50:49.640 --> 00:50:51.920
خُب چونکه نتونستين
.خودتونو مخفي‌کُنين

00:50:54.240 --> 00:51:02.320
.مي‌خواستم بدونم الان چکار مي‌کُنين و چه بلايي سرتون اومده
.اومدم اينجا تا بدونم در چه شرايطي هستين و از وضع‌تون باخبر بشم

00:51:05.000 --> 00:51:06.880
وضع‌مون؟

00:51:07.800 --> 00:51:12.560
کمي چاي ميل‌داري؟

00:51:12.560 --> 00:51:13.560
.بي‌خيالش شو

00:51:15.120 --> 00:51:20.600
واقعاً؟ -
آره، مگه چاي نخوريم چي ميشه؟ -

00:51:25.720 --> 00:51:28.920
.ولي اتاق‌تون خيلي بزرگه

00:51:30.040 --> 00:51:34.320
.همينطوره
.البته تک‌اتاقه‌ست، ولي بزرگه

00:51:34.320 --> 00:51:38.440
راستي، پسرت کجاست؟

00:51:44.240 --> 00:51:47.400
.پسرم مالِ خانواده‌يِ پدريش شد

00:51:48.480 --> 00:51:51.880
خانواده‌يِ پدريش اومدن و
.اونو ازم گرفتن

00:51:53.400 --> 00:51:56.880
.حالا پيشِ اونهاست -
حالش خوبه؟ -

00:52:00.880 --> 00:52:05.760
.آره، حالش خيلي خوبه

00:52:09.040 --> 00:52:19.960
.راستش، من نمي‌تونستم براش زندگيِ خوبي مهيا کُنم
.اگه پيشِ من مي‌موند، خوشبخت نميشد

00:52:27.240 --> 00:52:31.400
بدهيد لطفاً به من اي آدم‌ها
.چيزي برايِ خوردن همين‌حالا

00:52:33.440 --> 00:52:36.800
مي‌تونم يه سؤالي بپرسم؟ -
.بپرس -

00:52:36.800 --> 00:52:43.840
.گويا تو الان سرِ يه کاري هستي
ولي درآمدش کافيه؟ مي‌تونين باهاش امرارِ معاش کُنين؟

00:52:46.160 --> 00:52:53.560
.بي‌خيالش شو
.بهتره درباره‌اش حرف‌نزنيم

00:52:53.560 --> 00:52:56.360
!«شُوونا»

00:53:05.920 --> 00:53:09.760
پس اقوام‌تونه؟

00:53:10.320 --> 00:53:16.280
.ولي نذارش اينجا بمونه
.مي‌تونه بره واسه خودش شهر رو بگرده

00:53:16.840 --> 00:53:22.360
.تويِ «کلکته» کُلي چيز واسه تماشا و تفريح هست -
.اوه، لطفاً ساکت‌شو -

00:53:24.720 --> 00:53:27.880
،هي عمه‌جان
.واستون موادِ خوراکي خريدم

00:53:29.600 --> 00:53:35.960
اوه راستي، اون آقائه گفت
.واسه امشب خبرت‌کُنم

00:53:35.960 --> 00:53:38.240
.پس آماده‌باش

00:53:50.240 --> 00:53:53.240
.معذرت مي‌خوام که بي‌خود منتظرت‌گذاشتم -
.نه، طوري نيست -

00:53:53.760 --> 00:54:03.880
.مي‌بيني «دادا»، اينجا هيچ حريم و خلوتي وجود نداره -
و بويِ موش هم ميده. واقعاً چرا دارين اينجا زندگي مي‌کُنين؟ -

00:54:04.160 --> 00:54:06.880
آخه اينجا
.پولِ کرايه‌خونه نمي‌ديم

00:54:09.640 --> 00:54:14.520
مالکِ اينجا
،از «کلکته» فرار کرده

00:54:15.160 --> 00:54:20.520
بنابراين بهمون اجازه‌داده که
.مجاني تويِ اينجا زندگي‌کُنيم

00:54:20.520 --> 00:54:27.720
اون زني که باهاش صحبت مي‌کردي کيه؟ قوم‌و‌خويشِ صاحبخونه‌ست؟ -
نه، چطور مگه؟ -

00:54:27.720 --> 00:54:31.240
به‌نظر مياد که
.خيلي باهات صميميه

00:54:33.320 --> 00:54:36.760
خُب ما بايد بهش
.جوابگو باشيم

00:54:38.920 --> 00:54:41.640
... منظورت اينه که -
.بله، جوابگو -

00:54:43.720 --> 00:54:46.480
،راستي ببينم
از «دهليِ» شما چه خبر؟

00:54:46.560 --> 00:54:49.000
هي، کجا هستي؟ -
بله؟ -

00:54:49.120 --> 00:54:51.240
.اوه، پس اينجايي

00:54:52.520 --> 00:54:55.920
قيمت‌هايِ بازار
.دارن سرسام‌آور ميشن

00:54:55.920 --> 00:55:04.240
.ديگه نميشه حتي واردِ هيچ مغازه‌اي شد
.تازه، يه خبرِ ديگه هم دارم. امروز 2 تا پيرمرد از گشنگي تلف‌شدن

00:55:04.240 --> 00:55:10.160
چي؟ -
.آره، مُردن، از گشنگي -

00:55:10.640 --> 00:55:12.760
.حالا يواش‌تر حرف‌بزن

00:55:13.680 --> 00:55:19.560
و گداها هم عينهو ديوونه‌ها
.دنبالِ غذا مي‌گردن

00:55:19.560 --> 00:55:22.840
حتي بابتش
.با همديگه کُلي دعوا مي‌کُنن

00:55:22.840 --> 00:55:26.440
،به قولِ معروف
.جنگ بر سرِ بقايِ اصلح

00:55:26.440 --> 00:55:40.320
،يه زن رو هم مي‌شناسم که معمولاً به شوهرش فقط آب ميده بخوره
.چونکه غير از آب هيچي ندارن و هيچ غذايي گيرشون‌نمياد

00:55:40.320 --> 00:55:45.920
اون‌روز بهش گفتم بهتره که وسايلِ منزل‌شونو بفروشن
.تا يه‌چيزي واسه خوردن داشته‌باشن

00:55:45.920 --> 00:55:55.080
و بهم گفت که اتفاقاً دارن همين کارو مي‌کُنن، و يه‌قاشق برنج تويِ
... يه بشقابِ شکسته نشونم‌داد که از فروشِ وسايل فراهم کرده‌بودن

00:55:55.080 --> 00:55:58.600
،که درواقع جيره‌يِ ناهارشون بود
.و مابقي‌شو هم برايِ شام نگه داشته‌بودن

00:55:58.600 --> 00:56:03.080
،خلاصه اينکه اوضاع از اين قراره
.ولي هيچکس بابتِ اين وضعيت اعتراضي نمي‌کُنه

00:56:03.080 --> 00:56:09.720
،و با اينکه مردم دارن از قحطي مي‌ميرن و تلف‌ميشن
.ولي حاضر نيستن دست به دزدي بزنن

00:56:09.720 --> 00:56:14.440
،مطمئناً اگه تمامِ مردم برعليه حکومت طغيان مي‌کردن
... اونوقت همه‌مون

00:56:16.840 --> 00:56:18.640
اون آقا کيه؟

00:56:21.800 --> 00:56:24.960
.همينجا زندگي مي‌کُنه

00:56:25.880 --> 00:56:31.480
،قبلاً معلمِ مدرسه بود
.ولي الان بيکاره

00:56:32.480 --> 00:56:36.160
آخه حتي مدارس هم
.تعطيل‌شدن

00:56:36.600 --> 00:56:40.680
اکثرِ دانش‌آموزها و خانواده‌هاشون بخاطرِ شرايطِ جنگي
.از «کلکته» بيرون‌رفتن

00:56:40.680 --> 00:56:42.400
الان منبعِ درآمدش
از کجاست؟

00:56:44.040 --> 00:56:45.360
.هيچ درآمدي نداره

00:56:47.120 --> 00:56:49.800
و خانواده‌اش چطور؟
الان کجان؟

00:56:50.240 --> 00:56:55.280
،قبلاً همه‌شون همينجا بودن
.ولي حالا همگي نابود شدن

00:56:56.160 --> 00:57:01.040
دختر بزرگه‌اش گُم‌شد
... و هيچ خبري ازش در دست نيست

00:57:02.720 --> 00:57:04.560
... همسرش خودکُشي کرد

00:57:05.880 --> 00:57:10.160
و پسرهاش هم، تويِ منزلِ
.خانواده‌يِ مادري‌شون هستن

00:57:14.080 --> 00:57:23.120
،الان داره خودش تنهايي اينجا زندگي مي‌کُنه
.و هر روز هم گشنگي مي‌کِشه، چون هيچي واسه خوردن نداره

00:57:25.280 --> 00:57:28.080
قطعاً مدتِ چندان طولاني‌اي
.دوام نمياره

00:57:37.400 --> 00:57:44.920
جايزه‌يِ «نوتو»ئه. اونو يادت مياد؟ -
آره، البته که يادم مياد. مگه ميشه فراموشش‌کرد؟ -

00:57:45.800 --> 00:57:51.200
اين اولين جايزه‌اش تويِ
.مسابقاتِ ورزشيِ مدرسه بود

00:57:51.200 --> 00:57:55.160
اتفاقاً من خودم داورِ آغازکُننده‌يِ
.اون مسابقه بودم

00:57:58.840 --> 00:58:04.440
،بعد از اينکه مدرسه‌شو تمام‌کرد
.حالا کارگرِ کارخونه شده

00:58:05.000 --> 00:58:06.720
هفته‌اي 30 روپيه
.دستمزدشه

00:58:06.720 --> 00:58:10.800
،ولي بطورِ منظم به منزل برنمي‌گرده
.گاهي‌اوقات مياد و گاهي‌اوقات هم نمياد

00:58:11.720 --> 00:58:14.160
.نوتو» عوض‌شده»

00:58:28.840 --> 00:58:31.920
تحصيلاتِ «هارو» هم نيمه‌کاره مونده، اينطور نيست؟ -
.آره -

00:58:32.480 --> 00:58:34.080
الان به چه کاري مشغوله؟

00:58:36.040 --> 00:58:40.200
همين نزديکي‌ها يه چايخونه نديدي؟
لابد از کنارش رد شدي؟

00:58:40.200 --> 00:58:42.320
.نه، حواسم نبود

00:58:43.560 --> 00:58:45.840
خُب تويِ همون مغازه
.کار مي‌کرد

00:58:46.920 --> 00:58:51.880
.البته کارش حقوقِ چنداني عايد نمي‌کرد
.آخه يه شغل با درآمدِ پايين بود

00:58:52.960 --> 00:58:54.840
پولِ خيلي کمي
.ازش درميومد

00:58:56.360 --> 00:59:04.960
،با اين حال، چندان هم بد نبود. تا اينکه همين چند روز قبل
.به «هارو» مظنون‌شدن و بهش اتهامِ دزدي زدن

00:59:08.320 --> 00:59:10.240
.و حالا بيکار شده

00:59:16.200 --> 00:59:19.040
.برادر، تو همينجا منتظر بمون

00:59:19.160 --> 00:59:23.280
مينو»، بگو ببينم قضيه چيه؟»
.حرف‌بزن ديگه

00:59:23.680 --> 00:59:27.520
چرا داري گريه مي‌کُني؟
بگو چي شده؟

00:59:27.680 --> 00:59:31.440
.هي، اينجا واينستا
.برو پيِ کارِت

00:59:32.880 --> 00:59:35.560
آخه دختر، مگه تو اصلاً
عقل و شعور نداري؟

00:59:35.560 --> 00:59:39.200
اگه راست ميگي
.برو يقه‌يِ مادرتو بگير

00:59:39.200 --> 00:59:43.680
.زخمش رو نگاه‌کُن
.ببين طفلک چه زخمي برداشته

01:00:17.040 --> 01:00:24.080
مامان، چطور تونستي «مينو» رو
اونجوري کتک‌بزني؟ چطور دلت اومد؟

01:00:24.080 --> 01:00:27.280
.آره، کتکش‌زدم
.خودم متوجهم چکار کردم

01:00:27.280 --> 01:00:33.680
ولي آخه چرا؟ -
چونکه باهام جروبحث کرد. هي بهش گفتم -
.درباره‌يِ اين لکه‌يِ ننگ چيزي نگو، ولي گوش‌نکرد

01:00:37.520 --> 01:00:41.960
مي‌توني لکه‌يِ ننگ رو با کتک‌زدنش پاک‌کُني؟
لابد فکر مي‌کُني اونوقت اين لکه پاک‌ميشه؟

01:00:41.960 --> 01:00:46.360
.ديگه داري گُنده‌تر از دهنت حرف‌ميزني
.حيا هم خوب چيزيه

01:00:46.840 --> 01:00:50.720
نکُنه ديگه شماها واسه من
حرمت و احترامي قائل نيستين؟

01:00:51.680 --> 01:00:55.480
،اصلاً من خودم بودم که اونو بدنيا آوردم
.پس حق‌دارم کتکش هم بزنم

01:01:10.680 --> 01:01:15.720
واقعاً از اين خجالت نمي‌کِشي که
دخترت داره نونت رو ميده؟

01:01:15.720 --> 01:01:20.000
،اگه همين‌امروز ما رو طرد کُنن و خواهانِ ما نباشن
.اونوقت خانواده‌يِ نازنينت نابود ميشه

01:01:20.320 --> 01:01:21.920
چي گفتي؟

01:01:25.280 --> 01:01:31.480
حالا ديگه نابوديِ خانواده رو ميذاري گردنِ من؟
ميگي که من باعث و بانيِ اين وضع بودم؟

01:01:34.880 --> 01:01:37.480
من تا الان
... کُلي تحمل‌کردم

01:01:38.200 --> 01:01:45.040
.و سعي‌کردم همچنان يه مادرِ مهربون باقي‌بمونم. ولي امروز ديگه همه‌چيزو ميگم -
!عمه جان -

01:01:46.680 --> 01:01:51.760
چه‌کسي «بينود باگچي» رو آورد اينجا؟
تو يا من؟

01:01:52.920 --> 01:01:58.760
،فراموش‌کردي که چطور با همون پول
کرايه‌خونه رو پرداخت‌کردي؟

01:01:58.760 --> 01:02:03.640
... «و بعد از اومدن به اين خونه، هم خودت و هم «مينو -
!مامان -

01:02:06.600 --> 01:02:09.600
.حالا بذار من بگم -
!نه -

01:02:09.600 --> 01:02:17.720
.نخير، حتي يک‌کلمه هم به زبون نمياري -
.چرا، امروز مي‌خوام همه‌چيزو بگم و سفره‌يِ دلمو باز کُنم -

01:02:17.720 --> 01:02:20.040
!ولم‌کُن

01:02:22.720 --> 01:02:30.600
چه‌کسي بود که منو همون روزِ اول
برد به خونه‌يِ «کِراني باگان»؟ بگو چه‌کسي بود؟

01:02:31.160 --> 01:02:33.240
اتفاقِ اون‌شب رو
يادت‌رفته؟

01:02:33.240 --> 01:02:39.240
چه‌کسي هميشه عادت‌داشت
کُلِ روز با «بينود بالا» گپ‌بزنه؟ چه‌کسي؟

01:02:39.240 --> 01:02:46.160
«چه‌کسي «مينو» رو فرستاد پيشِ «هاريش
و آلوده‌يِ اين گند و کثافتش کرد؟

01:02:46.840 --> 01:02:50.400
يا اصلاً مگه خودت نبودي که به «هارو» گفتي
از اون هتل نون بدزده؟

01:02:51.120 --> 01:02:55.360
«يا چرا پسرت «نوتو
ديگه نمياد اينجا؟

01:02:55.360 --> 01:02:59.200
.صورتتو نکُن اونطرف
.يالا جوابمو بده

01:03:00.160 --> 01:03:08.280
مـادر؟ به تو هم ميگن مادر؟
.تو فقط يه مادرِ خودخواهي

01:03:08.800 --> 01:03:11.880
«بگو چرا پسرت «نوتو
ديگه نمياد اينجا؟

01:03:12.280 --> 01:03:16.720
ضمناً تو هرگز به فکرِ
.پسرِ من نبودي

01:03:16.720 --> 01:03:19.800
.نه! خواهش مي‌کُنم تمومش‌کُن
.ديگه هيچي نگو

01:03:25.120 --> 01:03:36.760
.لطفاً کمي آب‌برنج بهم بده، مامان
!خيلي گشنه‌مه. مـامــان

01:03:55.760 --> 01:04:02.880
،اصلاً فکر نمي‌کردم هيچوقت همه‌چيزو لو بدين
.و تمامِ قضيه رو برملا کُنين

01:04:05.480 --> 01:04:09.000
،آخه هميشه کُلي دعوا داشتين
.ولي چيزي نمي‌گفتين

01:04:10.840 --> 01:04:18.440
.هي «مينو»، برو يه دوش بگير
.بهتره کمي آب بريزي رويِ خودت تا سرِحال بشي

01:04:20.960 --> 01:04:29.000
تو که بازم اينجايي. واقعاً شرمت نمياد
تويِ خونه‌يِ ديگران سرک مي‌کِشي؟

01:04:32.040 --> 01:04:37.080
،«مينو»
.زود باش برو ديگه

01:04:38.240 --> 01:04:46.600
شما حتي موقعِ آشپزي و بابتِ گذاشتنِ برنج رويِ اجاق هم
.هميشه دعوا مي‌کردين و جر‌و‌بحث داشتين

01:04:48.320 --> 01:04:53.360
،«مينو»
خواهرت کجاست؟

01:05:13.200 --> 01:05:17.320
راستش من امروز
.«بايد برگردم «دهلي

01:05:17.320 --> 01:05:21.000
،مي‌بايست تا قبل از ساعتِ خاموشي
.خودمو برسونم به ايستگاه

01:05:21.000 --> 01:05:27.200
.وسايلم هم همونجا موندن
.خُب ديگه، بايد همين‌الان برم. خداحافظ

01:05:28.040 --> 01:05:29.680
.باشه

01:05:51.360 --> 01:05:57.320
من هزاران سال است که همچنان در کشاکش و گيرودارِ
.فقر و فلاکت و مرگ پرسه مي‌زنم و مي‌گردم

01:05:57.320 --> 01:06:03.000
و برايِ هزاران سال است که شاهدِ تاريخِ
.فقر و محروميت و استثمار بوده‌ام

01:06:11.560 --> 01:06:14.720
"1953"

01:06:36.080 --> 01:06:42.160
.اين 15 کيلوگرمه
.ولي حسابي مراقب‌باشي‌ها

01:06:42.160 --> 01:06:50.240
.الان تويِ ايستگاه‌هاي قطار، کُلي پليس هست که همه‌چيزو چک مي‌کُنن -
.گورِ پدرِ پليس هم کرده -

01:07:21.840 --> 01:07:39.160
،بنگالِ غربي يکي از ايالاتِ هندوستان مي‌باشد. مرکزيتِ اين ايالت"
"... شهرِ «کلکته» است. در قرنِ هفتم، پادشاهيِ «ماگدا» در آنجا تشکيل‌گرديد

01:07:39.160 --> 01:07:41.920
.خيلي درس مي‌خوني‌ها

01:07:42.760 --> 01:07:49.480
،بنگالِ غربي يکي از ايالاتِ هندوستان مي‌باشد. مرکزيتِ اين ايالت"
"... شهرِ «کلکته» است. در قرنِ هفتم، پادشاهيِ «ماگدا» در آنجا تشکيل‌گرديد

01:07:49.480 --> 01:07:53.680
.چقدر خر خوني مي‌کُني
يه نَخ سيگار نمي‌خواي؟

01:07:53.680 --> 01:07:59.960
!بابا، اين يارو داره ازم مي‌خواد سيگار بکِشم -
!برو ببينم، بچه لاشي -

01:08:30.320 --> 01:08:34.960
.يالا بپرين تويِ قطار
.عجله‌کُنين

01:08:34.960 --> 01:08:38.600
هي، اسمت چيه؟

01:08:38.600 --> 01:08:44.960
.«گورانگو» هستم، ملقب به «گورا»
.ولي اسمِ اصليم «گورانگو»ئه

01:08:45.280 --> 01:09:07.800
،هستيم ما فقير و مفلوک و بينوا
.اما مي‌باشيم منبعِ تأمينِ برنج‌ها

01:09:07.800 --> 01:09:51.960
،هستيم ما فقير و مفلوک و بينوا
.اما مي‌باشيم منبعِ تأمينِ برنج‌ها

01:10:10.400 --> 01:10:14.800
گورانگو چاندرا داش» کيه؟» -
.پسرمه -

01:10:14.800 --> 01:10:17.640
چند سالشه؟ -
.حدوداً 15 -

01:10:17.640 --> 01:10:21.400
سرپرستِ خانواده‌ست؟ -
.بله، پسربزرگه‌مه -

01:10:21.400 --> 01:10:27.280
.مطلع‌شديم که شغلش قاچاقِ غيرِقانونيِ برنج تويِ «کلکته»ست -
.آخه خانواده‌مون از راه فروشِ برنج به بقا ادامه‌ميده -

01:10:27.280 --> 01:10:29.000
.پسرت يه قاچاقچيه

01:11:00.560 --> 01:11:06.840
،من 5 تا خواهر و برادرِ کوچيک‌تر دارم
.به‌علاوه‌يِ مامانم

01:11:06.840 --> 01:11:10.720
پدرم غير از اينها
.هيچ‌چيزِ ديگه‌اي برام باقي‌نذاشته

01:11:15.160 --> 01:11:20.360
ضمناً 3 بار هم
... به زندان افتادم

01:11:20.960 --> 01:11:25.800
برايِ مدتِ 25 روز، 18 روز
.و 5 روز

01:11:25.800 --> 01:11:33.120
.من يکي هيچوقت زندان نرفتم -
به‌نظرت اگه بيفتي زندان، تويِ اونجا باهات چکار مي‌کُنن؟ -

01:11:39.480 --> 01:11:43.120
منو هم يه‌بار
.گشتِ پليس دستگير کرد

01:11:43.120 --> 01:11:48.680
،اما به يه طريقي
.از بازداشتگاه موقت‌شون فرار کردم

01:11:48.680 --> 01:11:53.520
دروغ‌نگو بابا، تو داخلِ اين حِرفه
.تازه‌وارد هستي

01:11:56.120 --> 01:12:06.200
،آخرين‌باري که من از زندان برگشتم
.بهم خبر دادن که خواهرم فوت‌شده

01:12:06.200 --> 01:12:08.360
مريض شده‌بود؟

01:12:08.360 --> 01:12:11.960
آره، ولي اگه درمان‌ميشد
.مي‌تونست زنده‌بمونه

01:12:11.960 --> 01:12:22.200
.پليس ماها رو مي‌گيره، به زندان مي‌بره، و کتک‌مون مي‌زنه
،البته تمامِ اينها رو ميشه تحمل‌کرد

01:12:22.200 --> 01:12:27.080
،اما اگه اعضايِ خانواده، گرسنه باقي‌بمونن
.اونوقت به آدم احساسِ خيلي بدي دست‌ميده

01:12:31.720 --> 01:12:35.560
... ديده‌ام من بسي زندان‌ها

01:12:35.560 --> 01:12:40.760
،و کِشيده‌ام من قحطي‌ها
.اما نيست هيچ عذابي برايم بدتر از رنجِ قوم‌و‌خويش‌ها

01:12:40.760 --> 01:12:46.760
،آري، ديده‌ام من بسي زندان‌ها
.ديده‌ام من بسي زندان‌ها

01:12:54.400 --> 01:13:00.200
،بفرمايين چاي
.چايِ داغ

01:13:00.200 --> 01:13:05.960
.به‌به، همه‌تون که اينجايين
.دار‌و‌دسته‌يِ گداها جمع‌ـه

01:13:05.960 --> 01:13:12.840
.بذار امروز دشتِ اولم شماها باشين -
.ولي ما دار‌و‌دسته‌يِ گداها نيستيم -

01:13:14.520 --> 01:13:17.640
... به من 3 فنجون چاي بده و -
.بيسکوييت -

01:13:17.640 --> 01:13:20.920
خودت که ما رو
.خيلي خوب مي‌شناسي

01:13:20.920 --> 01:13:23.440
،آره، مدتِ زياديه که مي‌شناسم‌تون
.نمي‌تونم اينو انکار کُنم

01:13:23.920 --> 01:13:29.920
.هي، از سرِ راه برين کنار ببينم -
.يارو طوري رفتار مي‌کُنه که انگار زميندار و ملّاکه -

01:13:29.920 --> 01:13:34.000
.چاي رو واسه من يه‌کمي غليظ‌کُن -
.باشه -

01:13:34.000 --> 01:13:38.600
.واسه منم کمي شير بريز داخلش -
مگه به‌اندازه‌يِ‌کافي شيرِ پستون نمي‌خوري؟ -

01:13:38.600 --> 01:13:43.280
برامون يه چايِ خوش‌طعم
.درست‌کُن

01:13:43.880 --> 01:13:50.480
.ولي اول پولو بدين -
.صبرکُن بابا، پولو هم ميديم -

01:13:51.600 --> 01:13:57.640
.پولو بده. بقيه هم همينطور -
.بگير، اينم پول -

01:13:57.640 --> 01:14:01.200
.صبر کُن ديگه بابا، دارم پولو ميدم
.اينقدر عجله‌نکُن

01:14:01.400 --> 01:14:07.920
.بگير، اينم پولت -
.خُب ديگه، چايِ منو بده -

01:14:07.920 --> 01:14:12.520
حالا چاي رو تقسيم‌کُنيم
.تا سهمِ همه برابر باشه

01:14:13.720 --> 01:14:19.760
،هي بچه‌ها
.پليس اينجاست

01:14:25.520 --> 01:14:30.440
،بفرمايين چاي
.چايِ داغ

01:14:46.320 --> 01:14:51.120
،زود باشين بدوين
.وگرنه قطار رو از دست ميديم

01:14:56.680 --> 01:15:01.040
.يه مأمور اينجا خوابيده

01:15:01.760 --> 01:15:06.640
.کيسه‌يِ منو بدين
.زود باشين

01:15:06.800 --> 01:15:15.160
.چرا ايستادين؟ يالا برين کوپه‌يِ بعدي
.بجُنبين. سريع‌تر بدوين

01:15:15.640 --> 01:15:23.000
.عجله‌کُنين
.سوارِ همين کوپه بشين

01:15:23.000 --> 01:15:27.160
!«همه اينجا حضور دارن؟ «فاتيک»، «نيماي»، «بولا -
.آره -

01:15:41.320 --> 01:15:46.520
بازم دوباره اينها اومدن
.تا مزاحم‌بشن

01:15:48.000 --> 01:15:54.240
.اين کيه که مدت‌هاست حمام‌نکرده؟ بوش داره خفه‌ام مي‌کُنه -
.من يکي که هميشه حمام مي‌کُنم -

01:15:54.240 --> 01:16:00.360
.دروغ‌نگين، راستشو بگين
.اوهو، يارو داره مياد اين‌سمت

01:16:05.200 --> 01:16:11.400
،«فاتيک»، «نيماي»
.همگي دماغ‌تونو بگيرين

01:16:11.400 --> 01:16:18.760
.مرضِ واگيردار داره مياد. واي که عجب بويِ گندي
هي، چرا داري مياي سمتِ من؟

01:16:19.200 --> 01:16:26.400
.نگاه‌کُنين مردک رو. چه آدمِ عجيب‌غريبيه
.رويِ من تُف انداخت

01:16:55.800 --> 01:16:59.040
با اجازه‌تون اين چمدون رو
.ميذارم اون‌طرف

01:17:00.200 --> 01:17:06.520
چرا؟ مگه نميشه اونجا نشست؟ -
.نه، آخه اون آقائه بوش خيلي آزارنده‌ست -

01:17:06.520 --> 01:17:11.240
شرکتِ راه‌آهن مي‌بايست
.يه فکري برايِ اينها بکُنه

01:17:11.240 --> 01:17:18.800
.اميدوارم براتون اشکال نداشته‌باشه که از انفيه‌تون به منم بدين
.راستش فراموش‌کردم مالِ خودمو بيارم

01:17:30.960 --> 01:17:34.480
.بذارين بيام داخل

01:17:34.480 --> 01:17:42.960
.اينجا که اصلاً جا نداره -
.بذارين بيام، ازتون تقاضا مي‌کُنم -

01:17:45.760 --> 01:18:08.720
،ياد کُنيد نامِ پروردگار را، ياد کُنيد نامِ خداوند را
.ياد کُنيد نامِ پروردگار را، ياد کُنيد نامِ خداوند را

01:18:08.720 --> 01:18:19.440
.برو جلوتر، اينجا واينستا -
.ولي مي‌بينين که اينجا آخرِ واگنه، و ديگه نميشه جلوتر رفت -

01:18:19.440 --> 01:18:30.600
،ياد کُنيد نامِ پروردگار را، ياد کُنيد نامِ خداوند را
.ياد کُنيد نامِ پروردگار را، ياد کُنيد نامِ خداوند را

01:18:30.600 --> 01:18:39.640
،زيرا هر آنکس که ياد کُند نامِ خداوند را
.شيطان هرگز دسترس نخواهد يافت او را

01:18:39.640 --> 01:18:45.040
شما آقايِ «بيشواس» هستين؟ -
.بله، همينطوره -

01:18:45.040 --> 01:18:48.000
حال‌تون چطوره؟ -
.خوبم، ممنونم -

01:18:48.000 --> 01:18:51.600
.قيافه‌تون اصلاً تغيير نکرده -
.خُب لابد بخاطرِ اينه که همه‌چيز بر وفقِ مراده -

01:18:52.480 --> 01:18:56.600
،ياد کُنيد نامِ پروردگار را
.ياد کُنيد نامِ خداوند را

01:18:56.600 --> 01:18:59.680
.بذارين منم بشينم

01:19:18.800 --> 01:19:24.000
ببينم، دلت هوسِ يه‌کمي خوردني
واسه ته‌بندي نکرده؟

01:19:24.000 --> 01:19:31.200
نه، شکمِ من پُره. اتفاقاً ديشب
.کُلي غذا خوردم که رويِ دلم مونده

01:19:32.080 --> 01:19:38.720
،پسر جون، اگه مشکلِ گوارش داري
.نبايد زياد غذا بخوري

01:19:39.000 --> 01:19:46.560
هي «فاتيک»، ميگم‌ها، هوسِ يه‌کم ته‌بندي نکردي؟ -
.نه -

01:19:46.560 --> 01:19:54.400
،ولي اگه کسي از شماها هوس‌کردين
.شايد بتونين از اون شيريني‌ها بخورين

01:19:54.400 --> 01:19:59.280
،اگه خودم دلم از اون شيريني‌ها بخواد
.مطمئنم که اون آقا ازشون بهم ميده

01:19:59.280 --> 01:20:07.240
.ولي شکمِ منم پُره. نگاه‌کُنين -
.آره، پُره -

01:20:10.040 --> 01:20:17.160
.ولي حتماً اون آقائه نميذاره بقيه از شيريني‌هاش بخورن -
.ادب رو رعايت‌کُنين -

01:20:21.760 --> 01:20:25.800
.يارو همينجور پشت‌ِسرِ‌هم داره مي‌خوره
.ريختشو نگاه‌کُنين

01:20:25.800 --> 01:20:29.680
.بذارينش بخوره -
.آره، درسته -

01:20:30.680 --> 01:20:35.680
لابد دارين تشريف مي‌برين منزلِ پدر زن؟ -
از کجا متوجه‌شدين؟ -

01:20:35.680 --> 01:20:38.720
از وضعيتِ بُنيه‌تون
!و از لباس‌تون

01:20:40.280 --> 01:20:45.880
واقعاً اينجوريه؟ -
.بُنيه‌يِ آقايِ «بيشواس» هميشه خوبه -

01:20:49.120 --> 01:20:55.440
.هيکل‌تون جداً فوق‌العاده‌ست -
.واسه اين بدن، کُلي ورزش‌کردم و زحمت‌کِشيدم -

01:20:55.440 --> 01:21:01.280
به قولِ معروف، سلامتي
.خودش نوعي ثروته

01:21:01.960 --> 01:21:03.880
الان ساعت چنده؟

01:21:10.520 --> 01:21:48.080
،ياد کُنيد نامِ پروردگار را، ياد کُنيد نامِ خداوند را
.ياد کُنيد نامِ پروردگار را، ياد کُنيد نامِ خداوند را

01:22:04.440 --> 01:22:06.240
!مار

01:22:26.840 --> 01:22:30.480
.امروز قطار خيلي داره يواش حرکت مي‌کُنه
.تأخيرش زياد شده

01:22:30.480 --> 01:22:36.080
.زود باشين بپرين پايين
.الانه که قطار دوباره شروع به حرکت کُنه

01:22:36.080 --> 01:22:40.800
ميشه چند لحظه روزنامه رو بدين به من؟ -
.همون اخبارِ هميشگيه. هيچ‌چيزِ تازه‌اي واسه خوندن نيست -

01:22:40.800 --> 01:22:45.320
ولي به‌هر‌حال، روزنامه‌خوني
.يه‌جور عادته

01:22:45.320 --> 01:22:53.360
.اينجور که متوجه‌شدم، اين پسرها همه‌شون بدونِ بليت هستن
.واسه همين، تويِ تک‌تکِ ايستگاه‌ها پياده‌ميشن

01:23:09.200 --> 01:23:15.800
.برو کنار
.بذار بيام داخل

01:23:15.800 --> 01:23:19.040
اون آقائه کجا رفته؟ -
.من اينجا هستم -

01:23:19.040 --> 01:23:24.280
حالت بد شده؟ -
.نه، فقط خواستم يه جايي واسه دراز کِشيدن پيداکُنم -

01:23:27.720 --> 01:23:34.120
ميشه سيگارتو بدي به من؟ -
چيزي گفتي؟ -
گفتم ميشه سيگارتو بدي به من؟ -

01:23:36.720 --> 01:23:43.560
پس چي شد؟ -
.پسره‌يِ به‌درد‌نخور -

01:23:44.680 --> 01:23:51.400
پس نميديش؟ -
.اين ياروها خيلي پُررو هستن -

01:23:51.680 --> 01:23:54.760
شما هم ديدين؟
آخه چطور جرأت مي‌کُنه؟

01:23:56.080 --> 01:24:03.080
.يالا ببينم، از اينجا برو اونور -
.نخير، هيچ‌جايي نميرم -

01:24:03.080 --> 01:24:06.280
دوباره داري بحث مي‌کُني؟
مي‌بينين چقدر يارو گستاخه؟

01:24:06.280 --> 01:24:15.520
اين ماجرا هر روز اتفاق ميفته، و علتش هم اينه که ما
.دست رويِ دست ميذاريم و هيچ‌کاري نمي‌کُنيم

01:24:15.520 --> 01:24:20.720
.و اين مشکلِ بزرگيه -
.درسته -

01:24:20.720 --> 01:24:27.320
.مزخرف نگو بابا -
هي، ببينم، چي گفتي؟ -

01:24:29.520 --> 01:24:34.440
.گفتم چه حيف که نشد سيگارمو بکِشم -
مي‌بينين چقدر پُرروئه؟ -

01:24:34.440 --> 01:24:38.880
اينها رو بايد يه کتکِ درست‌حسابي زد
.و آدم‌شون کرد

01:24:39.200 --> 01:24:40.200
.الدنگ

01:24:49.120 --> 01:25:16.000
.آنکس که مي‌نامد الدنگ مرا، خواهم‌کرد ازدواج با خواهرش همين‌فردا
.آنکس که مي‌نامد الدنگ مرا، خواهم‌کرد ازدواج با خواهرش همين‌فردا

01:25:16.760 --> 01:25:24.320
هي، چطور جرأت مي‌کُني همچين حرفي بزني؟
.پسره‌يِ ولگردِ الواط

01:25:24.320 --> 01:25:35.400
تو مي‌خواي با خواهرِ من ازدواج‌کُني؟ به چه جرأتي اين آهنگ رو خوندي؟
!لاتِ بي‌خاصيت! پدرتو درميارم! عنترِ پفيوز

01:25:36.840 --> 01:25:44.920
تو جوونکِ بي‌سر‌و‌پا، مي‌خواي با خواهرِ من ازدواج‌کُني؟
!بگو غلط کردم

01:25:53.080 --> 01:25:57.680
تا تو باشي ديگه حرف از ازدواج‌کردن
.با خواهرِ من نزني

01:25:59.600 --> 01:26:02.720
.دمت گرم -
.قابلي نداشت -

01:26:02.720 --> 01:26:06.440
،من پفيوزهايِ گُنده‌تر از اينو آدم کردم
.ديگه چه برسه به اين يارو که فقط يه بچه‌ست

01:26:20.280 --> 01:26:24.200
.کيسه‌يِ منو بدين -
.بگيرش -

01:26:24.200 --> 01:26:26.920
.کيسه‌يِ خودمو بدين -
.مالِ خودت همينه ديگه -

01:26:37.880 --> 01:26:44.080
يهويي جَوِّ شادِ اينجا عوض‌شد
.و تبديل‌شد به يه محيطِ افسرده و غم‌انگيز

01:26:44.080 --> 01:26:50.040
.ولي اين موضوع اصلاً شوخي‌بردار نيست
.اين کار لازم‌بود

01:26:51.360 --> 01:26:56.800
.نه، نه، اين ديگه زياده‌رويه -
آخه مگه طرزِ رفتارشونو نديدين؟ -

01:26:56.800 --> 01:27:04.960
.ميشد همه‌چيزو ناديده گرفت -
.ولي اونها داشتن از حسن‌ِنيتِ ديگران سوء‌استفاده مي‌کردن -

01:27:04.960 --> 01:27:07.920
.اصلاً به همين دلايله که اين کشور نابود شده -
.درسته -

01:27:07.920 --> 01:27:16.240
من بخاطرِ شماها بود که معترض‌شدم. اونوقت شما دارين
.منو موردِ انتقاد قرار ميدين؟ باريکلا. دست‌خوش بابا

01:27:16.240 --> 01:27:23.840
.ولي حقيقت اينه که لزومي به اين‌همه شدتِ‌عمل نبود -
.چرا، لازم‌بود -

01:27:23.840 --> 01:27:27.640
دقيقاً همون‌کاري که لازم‌بود
.انجام‌شد

01:27:27.640 --> 01:27:31.000
بايد بهتون
.تبريک عرض‌کُنم

01:27:31.760 --> 01:27:37.760
،اگه مي‌خواين همه رو با کتک‌زدن آدم‌کُنين
.پس مجبورين کُلِ کشور رو کتک‌بزنين

01:27:40.080 --> 01:27:49.600
،من تا اين سن‌و‌سالي که هستم، کُلي چيزها به چشم ديدم
.و تجربياتِ زيادي اندوختم

01:27:52.160 --> 01:27:57.320
و بايد بگم که مردمِ اين کشور روز‌به‌روز
.دارن بدتر و بدتر ميشن

01:28:08.560 --> 01:28:14.600
ديگه رسيديم به ايستگاهي که
.بايد پياده‌بشم

01:28:14.960 --> 01:28:21.960
ولي قول‌ميدم که تا 7 روز، تويِ اين مسير
.هيچ خبري از مزاحمت نباشه

01:28:24.400 --> 01:28:32.880
.خداحافظ. حالا بايد اين داستان رو واسه همسرم تعريف‌کُنم
.هي، برو کنار ببينم! يالا! خداحافظِ همگي

01:29:28.720 --> 01:29:38.680
.تويِ ايستگاه بعدي، گشتِ پليس هست. مراقب‌باشين
.تويِ ايستگاه بعدي، گشتِ پليس هست. مراقب‌باشين

01:29:39.240 --> 01:29:46.240
.گشتِ پليس جلوئه
.حواس‌تون باشه

01:29:49.400 --> 01:29:55.040
.الان ميان قطار رو مي‌گردن
.شماها برين مخفي‌بشين

01:29:55.040 --> 01:30:01.520
.يالا، اينجا نمونين
.منم پشتِ سرتون ميام

01:30:01.520 --> 01:30:07.120
تا موقعيکه ما برمي‌گرديم
.تو بگير بشين همونجا

01:31:02.520 --> 01:31:07.000
گورانگو چاندرا داش» کيه؟» -
.پسرمه -

01:31:07.000 --> 01:31:10.600
چند سالشه؟ -
.حدوداً 15 -

01:31:10.600 --> 01:31:13.840
سرپرستِ خانواده‌ست؟ -
.بله، پسربزرگه‌مه -

01:31:13.840 --> 01:31:19.320
.مطلع‌شديم که شغلش قاچاقِ غيرِقانونيِ برنج تويِ «کلکته»ست -
.آخه خانواده‌مون از راه فروشِ برنج به بقا ادامه‌ميده -

01:31:19.320 --> 01:31:21.080
.پسرت يه قاچاقچيه

01:31:58.880 --> 01:32:08.560
[حضور و غيابِ معلم سرِ کلاس]

01:32:16.160 --> 01:32:25.760
!«گـورانـگــــو»

01:32:28.880 --> 01:32:33.560
!«گـورانـگــــو»

01:33:10.240 --> 01:33:17.840
من هزاران سال است که همچنان در کشاکش و گيرودارِ
.فقر و فلاکت و مرگ پرسه مي‌زنم و مي‌گردم

01:33:17.840 --> 01:33:23.360
و برايِ هزاران سال است که شاهدِ تاريخِ
.فقر و محروميت و استثمار بوده‌ام

01:33:25.880 --> 01:33:32.160
"1971"

01:34:39.400 --> 01:34:42.440
.سلام، سلام
.متأسفم که دير کردم

01:34:42.440 --> 01:34:43.480
حالِ همگي چطوره؟

01:34:43.480 --> 01:34:45.560
.راستش يه جلسه‌يِ مهم داشتم

01:34:45.560 --> 01:34:48.160
شما «لاهيري» نيستين؟ -
بله، حال‌تون چطوره؟ -

01:34:48.160 --> 01:34:52.040
خوبم، ممنون. الان مشغولِ چه کاري هستين؟ -
.يه آژانسِ مسافرتي دارم -

01:34:52.040 --> 01:34:55.520
آها، يادم مياد که بهتون
.مجوزِ تاکسيراني داده‌بودم

01:34:55.520 --> 01:34:58.840
.بله، همينطوره -
.پس شما هم يادتونه -

01:35:00.240 --> 01:35:05.960
خيلي دلم مي‌خواست با همه‌تون
.ديدار داشته‌باشم

01:35:05.960 --> 01:35:08.360
آخه حس مي‌کُنم صحبت‌کردن با شما
.برام الهام‌بخشه

01:35:16.200 --> 01:35:17.480
.اين نقاشي خيلي زيباست

01:35:18.640 --> 01:35:20.840
از کلکسيونِ يکي از دوستانم
.آوردمش

01:35:22.400 --> 01:35:23.400
.اُريژيناله

01:35:24.600 --> 01:35:30.840
قحطيِ سالِ 1943 رو
.به تصوير کِشيده

01:35:31.920 --> 01:35:34.480
در اون‌زمان انسان‌ها
.مثلِ حيوان تلف‌ميشدن و مي‌مُردن

01:35:36.400 --> 01:35:42.560
بيشتر از 500 هزار نفر
... از گرسنگي مُردن

01:35:43.680 --> 01:35:45.400
.و درواقع کُشته‌شدن

01:35:56.880 --> 01:36:01.160
چند وقتِ پيش، همين جنابِ «بانِرجي» رو
.برايِ ناهار دعوت کرده‌بودم

01:36:04.920 --> 01:36:09.000
و البته غذايِ اون‌روز جوجه بود
.که ايشون هم صرف‌کرد

01:36:09.520 --> 01:36:13.960
«يعني «بانِرجي
خوراکِ جوجه صرف‌کرد؟

01:36:14.240 --> 01:36:18.280
.آخه شما جنابِ «بانِرجي»، معمولاً جوجه نمي‌خورين -
!اينها چي دارن ميگن؟ چه حرف‌ها -

01:36:19.080 --> 01:36:24.840
خلاصه موقعيکه ما به صرفِ غذا نشسته‌بوديم
.ايشون نقاشيِ رويِ ديوار رو مشاهده‌کرد

01:36:26.480 --> 01:36:32.080
من اون نقاشيو بر رويِ ديوار و در جلويِ
.ميزِ غذاخوري آويزون کرده‌بودم

01:36:32.280 --> 01:36:34.880
در اونجا هيچ‌چيزِ ديگه‌اي نبود
.غير از همين نقاشي

01:36:35.160 --> 01:36:42.800
بانِرجي» نقاشي رو مشاهده‌کرد»
.اما هيچ واکنش و عکس‌العملي نشون‌نداد

01:36:43.040 --> 01:36:48.320
.چقدر شوکه‌آور -
.شوکه‌آور؟ واقعاً هم شوکه‌آوره -

01:36:48.600 --> 01:36:52.640
،به‌هر‌حال هيچ احساساتي بروز نداد
.و کاملاً فاقدِ حساسيت باقي‌موند

01:36:53.400 --> 01:37:05.400
.درحاليکه ما مي‌بايستي در هر لحظه، از خودمون واکنش نشون‌بديم -
.واکنش نشون‌بديم، قطعاً همينطوره. معذرت مي‌خوام -

01:37:06.280 --> 01:37:10.400
.سلام قربان
.اميدوارم بهتون خوش‌بگذره

01:37:10.400 --> 01:37:19.680
اصلاً به‌همين‌دليل بود که من اون نقاشي رو
.در جلويِ ميزِ غذاخوري آويزون کرده‌بودم

01:37:19.680 --> 01:37:24.000
چه دليلي؟ -
،برايِ قوي نگه‌داشتنِ اصولِ اخلاقيم -

01:37:24.000 --> 01:37:32.080
.و برايِ حفظِ تعادلِ زندگي. بله، دليلش اين بود -
.شما شخصيتِ بسيار جالبي دارين -

01:37:38.920 --> 01:37:49.040
جنابِ «بانِرجي»، حال‌تون چطوره؟ -
.اين مردک يه خوکه و بس -

01:37:49.040 --> 01:37:59.880
،کاملاً يادمه که در سالِ 1943 چه اوضاعِ درب‌و‌داغوني داشت
.و فقط يه کارمندِ دون‌پايه بود

01:37:59.880 --> 01:38:07.240
.و گويا بعدش از راه بازار سياه ثروتمند شده -
.دقيقاً همينطوره -

01:38:07.240 --> 01:38:10.320
و اونوقت حالا داره
.برامون موعظه مي‌کُنه

01:38:10.320 --> 01:38:22.640
ولي جنابِ «بانِرجي»، مگه ايشون الان رئيس‌تون نيستن؟ -
.متأسفانه همينطوره -

01:39:03.840 --> 01:39:08.440
،شما به نمايشگاه من نيومدين
.درحاليکه منتظرتون بودم

01:39:08.440 --> 01:39:12.160
.بله، مي‌دونم
.از برگزاريش خبردار شده‌بودم

01:39:12.160 --> 01:39:15.240
،خُب آره
.چونکه من خودم دعوتتون‌کردم

01:39:15.240 --> 01:39:19.080
متأسفم عزيزم، آخه تويِ اين هفته‌يِ اخير
.سرم خيلي شلوغ بود

01:39:19.080 --> 01:39:22.320
ولي اون نمايشگاه
.قبل از هفته‌يِ اخير برگزار شد

01:39:22.320 --> 01:39:26.320
اوه واقعاً؟ و چه‌کسي افتتاحش‌کرد؟ -
.وزيرِ کشور -

01:39:26.320 --> 01:39:27.680
چرا وزيرِ کشور؟

01:39:27.680 --> 01:39:29.800
خُب شايد چون وزيرِ آموزش‌پرورش
.فرصت‌شو نداشته

01:39:29.880 --> 01:39:30.880
.اوه

01:39:31.080 --> 01:39:33.600
آخه اين روزها وزارتِ آموزش‌پرورش
.شديداً سرش شلوغه

01:39:54.760 --> 01:40:00.160
«مامان، آقايِ «بانِرجي
.اونجا هستن

01:40:01.040 --> 01:40:06.480
کدوم آقايِ «بانِرجي»؟
.اوه، بيا بريم باهاش آشنا بشيم

01:40:06.480 --> 01:40:10.680
.«سلام آقايِ «بانِرجي
منو بجا نميارين؟

01:40:11.360 --> 01:40:15.280
.ما تويِ «کاسينو» همديگه رو ملاقات کرده‌بوديم -
.اوه، البته که بجا ميارم -

01:40:15.280 --> 01:40:16.960
.ايشونم دخترم «رينا»ست -
.سلام -

01:40:18.600 --> 01:40:20.280
شما اون‌موقع
.خيلي بچه بودين

01:40:20.280 --> 01:40:23.640
بلدين به زبانِ «بنگالي» حرف‌بزنين؟ -
.اوه، خيلي کم -

01:40:24.560 --> 01:40:29.760
.بله، شما اون‌موقع خيلي کوچولو بودين -
راستي، منم امروز تويِ ايستگاه بودم. منو نديدين؟ -

01:40:29.760 --> 01:40:33.040
.اوه بله -
.پس بهم بگين که داشتم چکار مي‌کردم -

01:40:33.560 --> 01:40:36.920
ايشون خيلي خوب
.بنگالي» صحبت مي‌کُنه»

01:40:36.920 --> 01:40:39.280
ما داشتيم درباره‌يِ رهبر
.بحث مي‌کرديم

01:40:39.280 --> 01:40:46.720
درواقع ما نياز به يه رهبري داريم
.که همه‌چيز و همه‌کس رو بسيج‌کُنه

01:40:46.720 --> 01:40:54.640
منظورم اينه که نياز به رهبريتي داريم
.که بتونه کشور رو به‌سمتِ جلو سوق‌بده

01:40:54.640 --> 01:41:00.160
"1971"

01:41:04.120 --> 01:41:06.720
"1971"

01:41:10.280 --> 01:41:11.620
"1971"

01:41:14.480 --> 01:41:15.780
"1971"

01:41:18.840 --> 01:41:20.220
"1971"

01:41:23.720 --> 01:41:25.020
"1971"

01:41:30.480 --> 01:41:36.280
«من کتابِ خاطراتِ روزانه‌يِ «محمد بن تغلق
.سلطانِ «دهلي» در قرنِ 14 رو بهتون خواهم‌داد

01:41:37.560 --> 01:41:40.160
واقعاً؟ -
.من 2 نسخه ازش دارم -

01:41:45.600 --> 01:41:47.480
ضمناً نسخه‌هايِ من
.اصل هستن

01:41:48.760 --> 01:41:50.240
.چقدر شما لطف دارين

01:41:50.240 --> 01:41:58.200
مي‌دونين، من 1500 روپيه صرف‌کردم، تا يکي از سکه‌هايِ
.چاندراگوپتا مائوريا» بنيانگذارِ امپراتوريِ هندِ متحد رو بدست‌بيارم»

01:41:58.200 --> 01:42:02.360
و بدستش‌آوردين؟
بدستش‌آوردين؟

01:42:03.520 --> 01:42:06.920
من دارم چنين زاده‌شدني رو
.مشاهده مي‌کُنم

01:42:07.720 --> 01:42:12.000
داره درباره‌يِ دردِ زايمان
.صحبت مي‌کُنه

01:42:12.160 --> 01:42:15.240
بله، دارم چنين زاده‌شدني رو
.مشاهده مي‌کُنم

01:42:15.640 --> 01:42:22.160
مضطرب نشين، بهتون ميگم که قرار نيست
.هيچ‌چيزي نابود بشه، بلکه برعکسش صادقه

01:42:22.560 --> 01:42:26.600
بله، من دارم آينده‌يِ درخشاني رو
.پيشاپيش مشاهده مي‌کُنم

01:42:26.600 --> 01:42:29.080
.شما خيلي خوش‌بين هستين -
.اوه، البته که هستم -

01:42:29.200 --> 01:42:32.760
من دارم به‌روشني مشاهده مي‌کُنم
.که هندوستانِ نويني در حالِ زاده‌شدنه

01:42:34.160 --> 01:42:36.560
و همچنين يک نژادِ نوينِ انساني
.در حالِ متولد شدنه

01:43:05.440 --> 01:43:07.520
"اميد"

01:43:07.520 --> 01:43:08.960
"يأس"

01:43:08.960 --> 01:43:11.000
"اميد"

01:43:11.000 --> 01:43:11.760
"يأس"

01:43:11.760 --> 01:43:12.760
"گرسنگي"

01:43:12.760 --> 01:43:16.160
"اميد ... يأس ... گرسنگي"

01:43:16.160 --> 01:43:19.800
"بيکاري ... بي‌قانوني"

01:43:19.800 --> 01:43:21.320
"خيانت توسطِ نياکان"

01:43:21.320 --> 01:43:23.160
"بيکاري ... بي‌قانوني ... گرسنگي"

01:43:23.160 --> 01:43:24.640
"خيانت توسطِ نياکان"

01:43:25.000 --> 01:43:28.200
من شما رو 2 روز قبل
.ديده‌بودم

01:43:28.240 --> 01:43:29.920
تويِ کجا؟

01:43:29.920 --> 01:43:33.200
.«تويِ «پارک استريت

01:43:33.200 --> 01:43:34.720
موقعِ عصر بود؟ -
.همينطوره -

01:43:34.720 --> 01:43:40.800
«اوه بله، ما داشتيم برايِ مردمِ «بنگلادش
.کمک و اعانه جمع‌آوري مي‌کرديم

01:43:40.800 --> 01:43:43.400
و ضمناً اون
.اولين تجربه‌يِ من بود

01:43:43.600 --> 01:43:48.560
بله، ما داشتيم پول و سايرِ چيزها رو
.جمع‌آوري مي‌کرديم

01:43:56.320 --> 01:44:01.160
آخرش کُلي پول جمع‌آوري شد
.که همه‌شونو تويِ يه کانتينر گذاشتيم

01:44:01.400 --> 01:44:04.480
هرچند البته کُلِ اون ماجرا
.يه‌جورايي شبيه گدايي‌کردن بود

01:44:04.480 --> 01:44:06.800
و راستش خيلي هم
.خجالت‌آور بود

01:44:07.280 --> 01:44:10.360
ضمناً آفتاب هم به‌شدت
.داشت مي‌تابيد

01:44:10.840 --> 01:44:18.800
،بنابراين بعد از جمع‌آوريِ کمک‌ها
.چند تا بستني خورديم تا کمي خنک بشيم

01:44:20.880 --> 01:44:28.360
،بنابراين بعد از جمع‌آوريِ کمک‌ها
.چند تا بستني خورديم تا کمي خنک بشيم

01:44:35.960 --> 01:44:43.520
،بنابراين بعد از جمع‌آوريِ کمک‌ها
.چند تا بستني خورديم تا کمي خنک بشيم

01:44:52.400 --> 01:44:57.280
البته که من
.طرفِ اونها هستم

01:44:57.760 --> 01:45:00.280
قلبِ من
.برايِ اونها مي‌تپه

01:45:01.280 --> 01:45:10.280
من کاملاً با هموطنانِ فقيرِ کشورم
.همدل و همدرد هستم

01:45:13.440 --> 01:45:17.240
آيا اين غيرِاخلاقي نيست؟
قبول‌ندارين؟

01:45:17.240 --> 01:45:18.240
.البته

01:45:19.400 --> 01:45:21.240
اسمِ شما چيه؟ -
.«شيامالِندو» -

01:45:23.360 --> 01:45:27.040
،شما فقط به من بگين
آيا اين برخلافِ اصول نيست؟

01:45:28.800 --> 01:45:37.480
،شماها روزانه 4 وعده غذا مي‌خورين
.درحاليکه اونها روز از پسِ روز گرسنگي مي‌کِشن

01:45:40.040 --> 01:45:44.240
،درصورتيکه به‌هر‌حال
.اونها هموطنانِ ما هستن

01:45:45.720 --> 01:45:51.080
،و دارن رنج مي‌کِشن
.دارن عذاب مي‌کِشن

01:45:52.080 --> 01:46:00.720
.عجب آدمِ رياکاري -
چه‌کسي؟ -
.همين آقايِ «بانِرجي»، رئيسِ من -

01:46:00.720 --> 01:46:04.080
ولي خُب
.داره حقيقتو ميگه

01:46:05.480 --> 01:46:06.800
حقيقت؟

01:46:08.040 --> 01:46:12.000
.بهتره يه‌سر برين کارخونه‌اش -
کارخونه‌يِ چه‌کسي؟ -

01:46:12.400 --> 01:46:13.640
.کارخونه‌يِ همين يارو

01:46:14.960 --> 01:46:23.520
،همين‌الان تويِ هر 2 تا کارخونه‌اش
.کارگرها در حالِ اعتصاب برايِ اضافه‌حقوق هستن

01:46:37.960 --> 01:46:38.960
"غارت"

01:46:38.960 --> 01:46:41.720
"اخراج از کار"

01:46:41.720 --> 01:46:43.360
"سرمايه‌داري"

01:46:43.360 --> 01:46:44.160
"سوسياليسم"

01:46:44.160 --> 01:46:45.000
"سياست"

01:46:45.000 --> 01:46:46.120
"بمب ... اسلحه ... موشک"

01:46:46.120 --> 01:46:47.500
"فرجام"

01:46:47.880 --> 01:46:49.480
"اعتصاب"

01:46:49.480 --> 01:46:51.960
"قتل"

01:46:52.400 --> 01:46:56.000
،اگه دستِ من بود
... حاضر بودم بمبارون‌کُنم

01:46:56.880 --> 01:47:00.600
... برايِ پيشرفتِ جامعه

01:47:00.600 --> 01:47:04.000
... برايِ توسعه‌يِ کارخونه‌ام

01:47:04.000 --> 01:47:07.400
و برايِ اينکه نشانِ تجاريِ شرکتم رو
... رونق‌بدم

01:47:07.640 --> 01:47:13.520
هر چه بيشتر و بيشتر و
.بيشتر و بيشتر

01:47:17.040 --> 01:47:20.120
!گارسون
!گارسون

01:47:22.040 --> 01:47:27.800
.لطفاً داد نکِشين، لطفاً داد نکِشين
.خواهش مي‌کُنم

01:47:27.800 --> 01:47:30.200
.و از من نترسين

01:47:30.200 --> 01:47:33.200
،من نه بمب دارم
.نه اسلحه و نه موشک

01:47:33.320 --> 01:47:38.880
من امروز
.صبحِ زود مُردم

01:47:39.680 --> 01:47:42.240
درحاليکه هيچکس
.کنارم نبود

01:47:42.960 --> 01:47:52.600
اونها در سمتِ غربيِ ميدانِ مرکزيِ شهر
.بهم شليک‌کردن و من رو کُشتن

01:48:15.680 --> 01:48:17.560
مي‌دونين چرا
اومدم اينجا؟

01:48:18.320 --> 01:48:22.400
اومدم تا بهتون بگم
.چه‌کساني من رو کُشتن

01:48:22.840 --> 01:48:26.080
اما اسامي‌شون رو
.نخواهم‌گفت

01:48:26.600 --> 01:48:30.080
ازتون مي‌خوام
.دنبال‌شون بگردين

01:48:30.640 --> 01:48:34.080
هرچند البته برايِ اينکه دنبال‌شون بگردين
... به‌زحمت مي‌افتين

01:48:34.200 --> 01:48:38.320
اونقدر که آرامش و آسودگي‌تون
،از دست ميره

01:48:38.520 --> 01:48:44.520
،ولي چرا اينقدر منفعل
بي‌خيال و کور هستين؟

01:48:44.840 --> 01:48:47.960
مگه شماها هم
اهلِ همين کشور نيستين؟

01:48:48.560 --> 01:48:52.360
،شماها از مرگِ من
.اصلاً احساسِ درد و رنج نمي‌کُنين

01:48:52.840 --> 01:48:58.680
واقعاً از فرطِ خشم و پريشاني
احساسِ تهوع بهتون دست‌نميده؟

01:48:59.720 --> 01:49:00.920
کيه؟
کي اونجاست؟

01:49:06.040 --> 01:49:11.360
حتي همين‌الان هم خيال‌کردم
،اونها دوباره برگشتن

01:49:12.440 --> 01:49:19.400
همون کساني که هميشه دائماً
.همه‌جا دنبالم‌بودن تا منو بکُشن

01:49:21.680 --> 01:49:23.520
و مي‌دونين گناه من چيه؟

01:49:23.520 --> 01:49:34.000
،من همه‌چيز رو ديدم، شکنجه رو ديدم
.و بي‌عدالتي رو، ظلم رو، ستم رو

01:49:34.320 --> 01:49:43.960
من از هزاران سال قبل
.شاهدِ همه‌چيز بودم

01:50:44.040 --> 01:50:47.240
طوفان داره
.شديدتر ميشه

01:50:48.280 --> 01:50:53.320
داره صدايِ
.زوزه‌يِ باد مياد

01:50:54.720 --> 01:51:12.080
،و بنابراين من به‌عنوانِ کسي که همه‌چيز رو ديده و شاهد بوده
بهتون ميگم که هرچند امروز زنده‌موندين، اما فردا قراره چکار کُنين؟

01:51:34.640 --> 01:51:39.640
"اميد"

01:51:52.280 --> 01:51:58.720
چه‌کسي بود که منو همون روزِ اول
برد به خونه‌يِ «کِراني باگان»؟ بگو چه‌کسي بود؟

01:51:59.920 --> 01:52:01.560
اتفاقِ اون‌شب رو
يادت‌رفته؟

01:52:01.840 --> 01:52:07.760
چه‌کسي هميشه عادت‌داشت
کُلِ روز با «بينود بالا» گپ‌بزنه؟ چه‌کسي؟

01:52:08.120 --> 01:52:14.760
«چه‌کسي «مينو» رو فرستاد پيشِ «هاريش
و آلوده‌يِ اين گند و کثافتش کرد؟

01:52:15.600 --> 01:52:18.920
يا اصلاً مگه خودت نبودي که به «هارو» گفتي
از اون هتل نون بدزده؟

01:52:19.520 --> 01:52:23.640
«يا چرا پسرت «نوتو
ديگه نمياد اينجا؟

01:52:24.320 --> 01:52:27.320
.صورتتو نکُن اونطرف
.يالا جوابمو بده

01:52:28.720 --> 01:52:37.000
مـادر؟ به تو هم ميگن مادر؟
.تو فقط يه مادرِ خودخواهي

01:52:37.520 --> 01:52:46.960
بگو چرا پسرت «نوتو» ديگه نمياد اينجا؟
.ضمناً تو هرگز به فکرِ پسرِ من نبودي

01:52:50.240 --> 01:52:54.920
من به درونِ ظلمات
... پا گذاشته‌بودم

01:52:55.280 --> 01:52:59.360
و ظلمات همه‌جا رو
.فرا گرفته‌بود

01:53:00.360 --> 01:53:15.200
ولي حالا زبانِ اعتراض، داره از اعماقِ مرگ
.کم‌کم پديدار ميشه و تکوين مي‌يابه

01:53:15.200 --> 01:53:17.080
طوريکه انگار
.خواهانِ يه پاسخه

01:53:17.360 --> 01:53:20.040
ولي چقدر طول خواهد کِشيد؟
تا کِي؟

01:53:38.280 --> 01:53:45.280
.ما نمي‌پذيريم
.ما به اين وضع تن نخواهيم‌داد

01:53:53.480 --> 01:53:58.360
.اعتراض ادامه‌دارد
.اعتراض ادامه‌دارد

01:54:26.800 --> 01:54:30.120
!«گـورانـگــــو»

01:54:30.144 --> 01:54:50.144
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:54:50.168 --> 01:55:10.168
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:56:29.880 --> 01:56:33.560
"اميد"