﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:10.100 --> 00:00:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:23.208 --> 00:00:26.125
‫چیکار میکنی آنتوان؟
‫میبینی که...

00:00:26.208 --> 00:00:28.041
‫دارم لباس میپوشم
‫یعنی میخوای بری؟

00:00:28.083 --> 00:00:32.125
‫یعنی اول لباسم رو میپوشم
‫بعدشم میرم

00:00:33.125 --> 00:00:35.166
‫به این زودی حرفات رو یادت رفت؟

00:00:35.917 --> 00:00:37.125
‫بیا اینجا

00:00:45.917 --> 00:00:48.208
‫نه، پرده‌ها رو کنار نزن

00:00:55.083 --> 00:00:59.041
‫دیشب خیلی مهربون شده بودی؟
‫من؟

00:00:59.125 --> 00:01:04.000
‫خیلی خیلی مهربونتر
‫حتما خواب میدیدی

00:01:04.208 --> 00:01:07.041
‫هر دوی ما کاملا هوشیار بودیم
‫خودتم خوب میدونی

00:01:07.166 --> 00:01:11.125
‫آره، و باز هم شیطون گولم زد
اما آخرین بار بود

00:01:12.041 --> 00:01:13.000
واقعا؟

00:01:13.083 --> 00:01:16.917
‫آره و از امروز من راه
‫پرهیزکاری رو در پیش میگیرم

00:01:17.083 --> 00:01:20.166
‫بیا اینجا
مثل دیشب

00:01:20.916 --> 00:01:22.916
‫دیشب دیشب بود

00:01:40.166 --> 00:01:45.917
‫نگاه نافذ دوربین تک تک لحظات
‫را متوقف و ثبت میکند

00:01:46.125 --> 00:01:51.083
‫میتوانی اشکت را جاری کنی
‫چرا که زمان شاهد تمام صحنه‌هاست

00:01:51.917 --> 00:01:55.916
‫یک نوار فیلم ساده میتواند یک عقیده
‫یا نظر را به آسانی احیا کند

00:01:57.917 --> 00:02:01.916
‫و هیجان روزهای باقیمانده‌ی
‫زندگی را به تصویر بکشد

00:02:03.083 --> 00:02:08.125
‫ما نمایی کامل از یک زوج هوشیار را
‫به تصویر کشیدیم

00:02:08.917 --> 00:02:13.958
‫از روزی که آشیانه‌ی عشق بنا شد
و از روزهای تلخ و شیرین

00:02:14.083 --> 00:02:18.874
‫لبه‌ی تیز و برنده‌ی زندگی خیلی زود ظاهر شده
و خون جاری میگردد

00:02:20.041 --> 00:02:24.125
‫ما میجنگیم، صلح میکنیم
دوباره میجنگیم و عشق از ما میگریزد

00:02:28.083 --> 00:02:31.000
‫عشق ما ابدی نیست

00:02:34.000 --> 00:02:36.958
‫همه چیز مربوط به گذشته است

00:02:37.125 --> 00:02:42.874
‫ما خداحافظی میکنیم
و همه چیز در ناتمامی ‌تمام میشود

00:02:42.958 --> 00:02:47.916
‫عشق همیشه در حال گریز است

00:02:48.916 --> 00:02:53.874
‫میخوابم، به رویا میروم
بیدار میشوم و کودکی به وجود می‌آید

00:02:54.916 --> 00:02:59.874
‫مثل پرستوها آشیانه را ترک میکنم
پرواز میکنم و دوباره بازمیگردم

00:02:59.958 --> 00:03:03.917
‫در تدارک خانه‌ای دو اتاقه هستم
و ناگهان صحنه را دوتکه میبینم

00:03:05.916 --> 00:03:10.041
‫اسم شخصیت هر داستان میتواند
کولت، آنتوان یا سابین باشد

00:03:11.916 --> 00:03:16.874
‫به دنبال حوادثی هستم
‫که انگشتان خودم آنها را رقم زده‌اند

00:03:16.958 --> 00:03:22.874
‫دختران معطر و بوسه‌هایشان
تنها خاطره است که میماند

00:03:22.917 --> 00:03:26.916
‫تصویری از مادر در
‫آینه‌ی اتاق والدین

00:03:28.083 --> 00:03:32.917
‫یک بار دیگر آن عطر روح نواز را
‫استشمام کردم

00:04:16.041 --> 00:04:18.832
‫بیا صبحونه بخور

00:04:18.874 --> 00:04:21.917
‫وقت ندارم!
‫اگه دیر برسم اخراجم میکنن

00:04:22.791 --> 00:04:24.000
‫تقصیر خودته

00:04:24.041 --> 00:04:28.791
‫چند تا از لباساتو اینجا نگه دار
تا در وقتت صرفه جویی بشه

00:04:28.958 --> 00:04:31.917
‫هنوز باید صورتمو بتراشم
من یه تیغ دارم

00:04:32.000 --> 00:04:34.917
‫مال خودمو ترجیح میدم

00:04:34.917 --> 00:04:37.916
‫اصلا تو چه کاری داری که با
‫تیغ انجام بدی؟

00:04:38.832 --> 00:04:41.791
‫نه... نگو
‫نمیخوام بدونم

00:04:43.791 --> 00:04:46.917
‫گوش کن
...یه آدم نرمال

00:04:47.832 --> 00:04:50.791
‫ که دوست داره
...با یه زن هم بستر بشه

00:04:50.832 --> 00:04:52.791
‫و اون زن هم
از خوابیدن باهاش لذت میبره

00:04:52.874 --> 00:04:55.917
‫ اگر این آقای نرمال یه تیغ
‫و چند دست لباس توی خونه‌ی خانومه بذاره...

00:04:56.000 --> 00:04:58.874
‫برای هردوشون بهتره

00:04:58.916 --> 00:05:04.791
‫آدم میتونه نرمال باشه
در حالی که هنوز به عادتها احترام میذاره؟

00:05:04.832 --> 00:05:06.000
‫عادتها یا سنتها؟

00:05:06.749 --> 00:05:08.874
‫تو مثل یه پیرمردی

00:05:13.874 --> 00:05:15.916
‫باشه. من پیرمردم

00:05:15.917 --> 00:05:18.916
‫اما خرد در کهنسالی به سراغ آدم میاد

00:05:19.874 --> 00:05:21.916
‫بیا. ساعت دوستت رو بهش بده

00:05:22.832 --> 00:05:24.832
‫درستش کردی؟

00:05:24.916 --> 00:05:26.874
‫نه ببرش پیش یه ساعت‌ساز واقعی

00:05:26.916 --> 00:05:30.958
‫استعداد من هیچوقت پاش رو توی عصر دیجیتال نذاشته
‫اصلا فکرش رو نکن

00:05:31.791 --> 00:05:34.749
‫اما یه چیزی برات دارم

00:05:40.832 --> 00:05:42.749
‫مجموعه یادداشتهای لیودوتو

00:05:42.749 --> 00:05:45.958
‫شوخی میکنی؟
هر نوزده قسمتش؟ برای من؟

00:05:47.749 --> 00:05:50.917
‫توی این یادداشتها مدارک زیادی در مورد پسرهای بیچاره‌ای که
در روابطشون با خانومها مشکل داشتن وجود داره

00:05:51.749 --> 00:05:52.874
‫بیچاره لیودوتو

00:05:53.916 --> 00:05:59.749
‫مشکل لیودوتو این بود که
‫میخواست با مادر خودش عشق بازی کنه

00:05:59.832 --> 00:06:02.917
‫مادره هم میخواست، اما میترسید
بنابراین هیچی اتفاق نیفتاد

00:06:03.958 --> 00:06:06.958
‫خیلی خوشحالم کردی با اینا
ممنونم

00:06:07.791 --> 00:06:09.917
‫تو هم دختر بدی نیستی‌ها

00:06:17.749 --> 00:06:20.791
‫میتونم دستمو بذارم اینجا؟

00:06:20.916 --> 00:06:22.874
‫به شرطی که قول بدی
دستت همونجا بمونه

00:06:25.749 --> 00:06:28.791
‫ببین من با رئیسم در مورد
تغییر تاریخ مرخصیم صحبت کردم

00:06:28.916 --> 00:06:30.791
‫میتونیم سیزده جولای بریم

00:06:30.832 --> 00:06:34.791
‫مغازه رو میبندیم و میریم
‫به روستا؟

00:06:34.832 --> 00:06:38.874
‫و شیر گرم و تازه
‫رو مستقیما از گاو میدوشیم و میخوریم

00:06:46.916 --> 00:06:48.791
‫دوستم "زنیدا" ما رو دعوت کرده

00:06:48.832 --> 00:06:52.791
‫امشب جشن خریدن خونه‌ی تازه‌شه

00:06:52.832 --> 00:06:54.791
‫من بهش گفتم که ما هم میایم
باشه؟

00:06:54.832 --> 00:06:57.832
‫آره. عالیه. حتما
‫پس شب میبینمت

00:07:40.874 --> 00:07:43.624
‫یه ساعته که دارم شماره‌ت رو میگیرم

00:07:43.707 --> 00:07:45.707
‫میدونم مشغول بود
بگو چی شده؟

00:07:45.832 --> 00:07:48.916
‫نگو که قرارمون رو فراموش کردی
‫وای... خدای من

00:07:48.917 --> 00:07:52.707
‫یه ساعت دیگه باید اوراق اصلی رو امضا کنیم
پس عجله کن

00:07:52.749 --> 00:07:55.874
‫دارم اصلاح میکنم
‫اصلاح رو بذار واسه بعد و زود بیا اینجا

00:07:56.624 --> 00:07:59.832
‫نه، صبر کن. میام دنبالت
آلفونس میخواد باهات صحبت کنه

00:07:59.916 --> 00:08:03.749
‫اما خلاصه‌ش کن باشه؟
‫بیا صحبت کن

00:08:03.749 --> 00:08:07.832
‫پدر؟ میتونی امشب منو ببری ایستگاه؟
‫میخوایم بریم اردوی تابستانی

00:08:07.916 --> 00:08:11.832
‫ساعت چند؟
‫نمیدونم. از مامان بپرس

00:08:12.791 --> 00:08:16.624
‫ساعت هفت باید توی ایستگاه باشه
من امشب خیلی گرفتارم

00:08:16.707 --> 00:08:17.874
‫اما من واسه امشب قرار قبلی دارم

00:08:18.666 --> 00:08:20.832
‫لغوشون کن
آلفونس بهت احتیاج داره

00:08:22.707 --> 00:08:23.874
‫باشه. میبینمت

00:08:32.749 --> 00:08:37.749
‫خانوم من دوتا بلیط واسه کنسرت شاپیرو دارم
دوست دارین با هم بریم؟

00:08:37.791 --> 00:08:39.666
‫متاسفم
وقتش رو ندارم

00:08:39.707 --> 00:08:41.707
‫آلبوم جدید "پل سیمون" رسیده
دوست دارین بخرین؟

00:08:41.749 --> 00:08:44.624
‫اول باید بشنوم
‫توی کیوسک لطفا

00:08:44.666 --> 00:08:45.832
‫چه موجود عجیبی

00:08:53.666 --> 00:08:57.624
‫سابین. من یه اشتباهی کردم که
فرصت توضیح دادنشو ندارم

00:08:57.832 --> 00:09:01.624
‫نمیتونم به خونه‌ی زنیدا بیام
‫میتونیم دیرتر بریم

00:09:01.749 --> 00:09:04.624
‫نه، نمیتونم

00:09:04.666 --> 00:09:06.624
‫نفس عمیق بکش و دلیلش رو بگو

00:09:06.707 --> 00:09:10.832
‫متاسفم. باید برم
یه نفر منتظرمه

00:09:11.874 --> 00:09:14.791
‫از چاپخونه بهت زنگ میزنم

00:09:16.874 --> 00:09:20.666
‫این دیگه خیلی عجیبه آنتوان
که روز طلاقت رو فراموش کنی

00:09:20.832 --> 00:09:23.624
‫هیچکی باورش نمیشه

00:09:23.666 --> 00:09:26.666
‫بعضی وقتها غیرقابل باورها
‫حقیقت محض‌اند

00:09:26.791 --> 00:09:29.791
‫فکر میکنم روز عروسیمونم
‫فراموش کردی

00:09:29.832 --> 00:09:33.749
‫بیست و شش فوریه بود
‫واقعا یادت مونده؟

00:09:33.791 --> 00:09:37.666
‫البته. روز سنت‌نستور بود
‫درسته

00:09:43.583 --> 00:09:45.541
‫ چیکار میکنی؟
‫تدریس دارم

00:09:45.624 --> 00:09:47.583
‫این وقت شب؟

00:09:48.749 --> 00:09:50.624
‫ویولون کجاست؟

00:09:50.707 --> 00:09:53.666
‫میرم تو یه هتل میخوابم
فردا هم میام دنبال آلفونس

00:09:53.707 --> 00:09:57.707
‫گوش کن. تو روی تخت بخواب
و من روی مبل. خوبه؟

00:09:57.832 --> 00:09:59.791
‫من توی اتاقی که تو باشی
‫نمیخوابم

00:10:00.541 --> 00:10:04.499
‫چه بهتر
پس توی یه اتاق نمیخوابیم

00:10:20.666 --> 00:10:22.749
‫دیوونه شدن
‫ببین توی روزنامه چی نوشته

00:10:23.624 --> 00:10:28.749
‫موضوع درباره‌ی یه شرکت تعاونی
‫در بروکسل‌ـه. گوش کن

00:10:29.583 --> 00:10:31.583
‫ساعت جلسه
به هشت بعد از ظهر موکول شد

00:10:31.624 --> 00:10:36.666
‫و هر کدام از نمایندگان پس از بازگشت به اتاقشان
دچار احساسات شهوانی شدند

00:10:36.749 --> 00:10:39.749
‫باورم نمیشه
‫قسم میخورم. بیا ببین

00:10:39.791 --> 00:10:42.583
‫فکرشو بکن
روزنامه‌ی لوموند

00:10:42.666 --> 00:10:47.624
‫پس از بازگشت به
‫اتاقشان دچار احساسات شهوانی شدند

00:10:47.624 --> 00:10:50.541
‫باورم نمیشه
‫بیا خودت بخون

00:10:52.583 --> 00:10:56.499
‫پس از بازگشت به
‫اتاقشان دچار...

00:10:56.541 --> 00:10:59.583
‫حس بخشندگی شدند
دروغگو

00:11:13.666 --> 00:11:17.541
‫خانوم کریستین دوانل
‫به اتاق قاضی

00:11:17.624 --> 00:11:21.541
‫چرا فقط تو؟ متوجه نمیشم
‫حتما اشتباهی رخ داده

00:11:21.583 --> 00:11:24.666
‫نه، این روال عادیه
هر کدوم به تنهایی وارد میشین

00:11:24.707 --> 00:11:27.624
‫عجله کنین، لطفا

00:11:29.541 --> 00:11:32.499
‫ما همینجا منتظر میشیم

00:11:38.499 --> 00:11:42.458
‫آنتوان، من نمیتونم زیاد بمونم
با یه دوست قرار دارم

00:11:42.499 --> 00:11:44.666
‫تو ناراحت میشی؟
‫نه. اصلا

00:11:44.707 --> 00:11:48.624
‫مطمئنی؟
‫کاملا

00:11:48.707 --> 00:11:51.707
‫اگه ناراحت میشدی به من میگفتی؟
‫نه. نمیگفتم

00:11:51.707 --> 00:11:55.583
‫اما بهت اطمینان میدم که
‫الان ناراحت نیستم

00:12:10.541 --> 00:12:13.583
‫آقای آنتوان دوانل
به اتاق قاضی

00:12:21.458 --> 00:12:24.416
‫سلام
‫لطفا بنشینید

00:12:24.624 --> 00:12:27.624
‫من خواستم شماها رو جداگانه ببینم...

00:12:27.666 --> 00:12:30.499
‫تا مطمئن بشم که هر دو نفرتون
‫آزادانه و بدون اجبار...

00:12:30.541 --> 00:12:32.416
‫تصمیمتون رو گرفتین

00:12:32.624 --> 00:12:36.583
‫از سه ماه پیش که برای اولین بار هم رو
‫ملاقات کردیم شما این فرصت رو داشتین...

00:12:36.624 --> 00:12:39.416
‫ که تصمیم نهاییتون رو بگیرین

00:12:40.458 --> 00:12:43.624
‫تا همین شش ماه پیش شما نمیتونستین
‫طلاق بگیرین، مگر اینکه...

00:12:43.666 --> 00:12:46.624
‫کتبا ثابت میکردین که
همسرتون فحاش و عصبانیه

00:12:46.666 --> 00:12:49.583
‫و اگه همچین مدرکی نبود؟

00:12:49.624 --> 00:12:53.416
‫من یکی درست میکردم
و به موکلم میدادم

00:13:02.458 --> 00:13:04.583
‫میتونی اون بطری رو به من بدی؟

00:13:09.541 --> 00:13:11.458
‫هی

00:13:19.499 --> 00:13:22.624
‫خانوم دوانل و وکیلشون
به اتاق قاضی

00:13:27.666 --> 00:13:30.374
‫سلام عالیجناب
جناب وکیل

00:13:40.458 --> 00:13:43.416
‫موارد طلاق نامه رو براتون میخونم

00:13:43.499 --> 00:13:48.624
‫اول: خانوم کریستین دوانل مجددا از نام دوران تجرد خود
یعنی کریستین داربون استفاده خواهند کرد

00:13:49.499 --> 00:13:54.416
‫اما شما که گفتین اسم دوران ازدواجتون
‫رو برای شناسنامه‌ی پسرتون حفظ میکنین؟

00:13:54.458 --> 00:13:59.333
‫بله. اما درباره‌ش با آلفونس صحبت کردیم
مگه نه آنتوان؟

00:14:01.374 --> 00:14:04.499
‫بله، بله
آلفونس درک میکنه. مشکلی نیست

00:14:05.458 --> 00:14:08.583
‫دوم: سرپرستی و نگهداری

00:14:08.624 --> 00:14:12.374
‫بر طبق توافق طرفین سرپرستی کودک
‫با مادر خواهد بود

00:14:12.416 --> 00:14:15.583
‫و پدر از حق کامل ملاقات فرزندش
برخوردار است

00:14:16.499 --> 00:14:20.416
‫و میتواند تا نیمی ‌از زمانهای تعطیلات
‫سالیانه‌ی فرزندش را در کنار او به سر برد

00:14:20.541 --> 00:14:25.458
‫برای مراقبت و تحصیل کودک
‫ماهیانه نهصد فرانک...

00:14:25.541 --> 00:14:28.374
‫از طرف آقای دوانل
به خانوم دوانل پرداخت خواهد شد

00:14:28.458 --> 00:14:31.374
‫تا زمانی که کودک به سن بلوغ
و شرایط مستقل شدن برسد

00:14:31.624 --> 00:14:33.499
‫ممکنه لطفا؟

00:14:37.458 --> 00:14:40.374
‫حالا سند نهایی رو براتون میخونم

00:14:40.583 --> 00:14:43.583
‫اگه یه خواهشی داشته باشم
‫انجامش میدی؟

00:14:43.583 --> 00:14:45.374
‫بستگی داره

00:14:45.458 --> 00:14:48.541
‫بگو آره یا نه
قبول میکنی؟

00:14:49.374 --> 00:14:51.374
‫بستگی داره
فقط بگو

00:14:51.583 --> 00:14:54.416
‫میشه دوباره عینکت رو بذاری؟

00:15:04.583 --> 00:15:08.333
‫به عنوان قاضی دادگاه خانواده...

00:15:08.374 --> 00:15:10.583
‫ بدین وسیله اعلام میدارم...

00:15:11.374 --> 00:15:14.499
‫ آقای آنتوان دوانل و خانوم کریستین دوانل
...با نام اصلی کریستین دابورد

00:15:14.541 --> 00:15:18.374
‫ متولد 12 مارچ سال 1951 در دیژون...

00:15:18.458 --> 00:15:22.416
...‫ با توجه به درخواست مشترکشان

00:15:22.458 --> 00:15:27.250
‫ از یکدیگر جدا میشوند

00:15:27.291 --> 00:15:30.499
‫در این طلاقنامه قید میشود که هزینه های
‫این عمل بر عهده‌ی طرفین است

00:15:30.583 --> 00:15:34.374
‫و اگر در مورد اصول آن به توافق نرسند
‫هزینه‌ها بطور یکسان بین آنها تقسیم خواهد شد

00:15:34.416 --> 00:15:36.374
‫چیزی رو باید امضا کنیم؟

00:15:41.416 --> 00:15:43.416
‫این ازدحام برای چیه؟

00:15:43.499 --> 00:15:47.499
‫میدونستم... رسانه‌ها... آخه شما اولین زوج هستین که
طبق قانون جدید از هم جدا میشین

00:15:47.541 --> 00:15:49.374
‫نرو

00:15:49.416 --> 00:15:53.291
‫یعنی ازمون فیلمبرداری میکنن؟
‫خوشت میاد؟

00:15:53.333 --> 00:15:55.458
‫بهترین فرصت برای یک تصویر خوب

00:15:55.499 --> 00:15:58.416
‫خداحافظ آقای وکیل

00:16:04.374 --> 00:16:07.333
‫به دوست قدیمیت سلام نمیکنی؟
‫کولت

00:16:07.374 --> 00:16:08.458
‫چه خبر؟

00:16:08.499 --> 00:16:10.416
‫مشتاق دیدنت بودم
‫منم همینطور

00:16:10.499 --> 00:16:12.374
‫مناظره‌ی تلویزیونی رو دیدی؟

00:16:12.416 --> 00:16:14.499
‫آره. دادستان زیادی اغراق میکرد

00:16:15.250 --> 00:16:19.416
‫نه. تاریخچه‌ی طلاق با رضایت طرفین
‫برمیگرده به دوران انقلاب

00:16:19.499 --> 00:16:21.416
‫مگه نه آنتوان؟
‫پای منو وسط نکش

00:16:21.458 --> 00:16:25.374
‫وزیر خوشحال میشه اگه
‫پاشو از این قضیه بکشن بیرون

00:16:25.499 --> 00:16:29.499
‫هی... من اون پسره رو میشناسم
اون آنتوان دوانله

00:16:30.458 --> 00:16:34.291
‫سالها پیش توی یه کنسرت باهاش ملاقات کردم
سعی کرد باهام رابطه برقرار کنه

00:16:34.333 --> 00:16:37.291
‫اول ازش خوشم اومد چون هم شغل داشت
‫و هم واسه خودش یه خونه داشت

00:16:37.374 --> 00:16:40.208
‫توی نمایندگی فیلیپس کار میکرد
‫صددرصد مستقل

00:16:42.250 --> 00:16:45.333
‫در واقع اونم موکل منه
چون من وکیل همسر سابقش هستم

00:16:45.374 --> 00:16:48.499
‫همین الان با استفاده از قانون
‫جدید از هم جدا شدن

00:16:49.291 --> 00:16:52.333
‫چی میگی؟
آنتوان از همسرش جدا شده؟

00:16:53.250 --> 00:16:57.333
‫باید بهش تبریک بگم یا تسلیت؟

00:16:58.291 --> 00:17:02.416
‫ناپلئون هم از قانون برای تخریب
و طلاق ژوزفین استفاده کرد. درسته آنتوان؟

00:17:02.416 --> 00:17:06.250
‫با پرونده‌ی "دراگوگنان" چه کردی؟

00:17:06.416 --> 00:17:10.374
‫هرچی بیشتر سعی میکنن دلسردم کنن
مصمم‌تر میشم که پیگیرش باشم

00:17:10.416 --> 00:17:13.250
‫میخوان رای‌ت رو بزنن
چون برات اهمیت قائلن

00:17:13.333 --> 00:17:16.250
‫واقعا کار بیهوده‌ایه

00:17:16.416 --> 00:17:19.208
‫دلم میخواد حداقل یه بار
‫همه‌ی مدارکش رو ببینم

00:17:19.250 --> 00:17:21.291
‫واسه همینم امشب
به ای-ان-پروونس میرم

00:17:21.458 --> 00:17:26.208
‫خیلی بده. اما موفق باشی
‫واقعا به این آرزو احتیاج دارم

00:17:26.333 --> 00:17:29.166
‫کارش تموم شد و باز داره میدوه
این پسر اصلا عوض نشده

00:17:53.291 --> 00:17:56.250
‫با این لباسها از عروسی میای؟

00:17:56.291 --> 00:17:59.291
‫نه، دقیقا برعکس

00:17:59.416 --> 00:18:04.333
‫ساعتت اینجاست
دوستم نتونست درستش کنه

00:18:05.291 --> 00:18:08.208
‫این چیه؟
‫یه کار خیلی مزخرف

00:18:08.291 --> 00:18:13.166
‫نصفشو انجام دادم که یه کمکی کرده باشم
بقیه‌ش با خودت

00:18:13.208 --> 00:18:15.166
‫خیلی ممنون

00:18:31.208 --> 00:18:34.250
‫دیگه هیچوقت اینقدر سطحی
‫رفتار نمیکنم

00:18:34.374 --> 00:18:37.333
‫اشتباه بزرگی کردی
نباید به طلاق راضی میشدی

00:18:37.374 --> 00:18:39.416
‫به هر حال باز هم به دنبال دختری
‫مشابه اون خواهی رفت

00:18:40.166 --> 00:18:44.125
‫مطمئنم که این جدیده هم هیچ تفاوتی نداره
‫تو همیشه دنبال دخترای خوشگلی

00:18:45.166 --> 00:18:47.125
‫من اینجوری به قضیه نگاه نمیکنم

00:18:47.208 --> 00:18:51.250
‫من فقط عاشق دختر نمیشم
کل خونواده‌ش رو در نظر میگیرم

00:18:51.291 --> 00:18:54.291
‫پدرش... مادرش
‫من یه دختر خوب از یه خونواده‌ی خوب میخوام

00:18:54.374 --> 00:18:57.374
‫این سابین قد کوتاهه یا قد بلند؟

00:18:58.291 --> 00:19:01.333
‫هیچ کدوم
متناسب با خودمه

00:19:01.416 --> 00:19:05.374
‫اون اوایل فقط با دخترهای قد بلند
دوست میشدی

00:19:06.208 --> 00:19:07.291
‫خیلی بلند

00:19:07.374 --> 00:19:11.125
‫یک یا دو سر و گردن بالا‌تر از خودم

00:19:26.374 --> 00:19:30.083
‫اسم آنتوان دوانل
چیزی رو به خاطرت میاره؟

00:19:30.125 --> 00:19:32.083
‫دالوز اینجاست

00:19:33.083 --> 00:19:35.083
‫تقریبا یه سال پیش یه کتاب نوشت

00:19:35.208 --> 00:19:39.208
‫فکر کردم دالوز رو میخوای
‫میخوام، اما نه الان

00:19:39.291 --> 00:19:43.166
‫میخوام رمان این یارو دوانل رو پیدا کنم

00:19:43.250 --> 00:19:46.208
‫قدم به قدم
اول دالوز

00:19:46.291 --> 00:19:49.083
‫بخش قوانین خانواده رو میخوام

00:19:49.208 --> 00:19:53.166
‫واسه پرونده‌ی دراگوگنان میخوام
نمیدونم باید چیکار کنم

00:19:54.250 --> 00:19:57.333
‫تو هم که چقدر کمک میکنی

00:19:59.083 --> 00:20:00.374
‫ببین کولت

00:20:01.333 --> 00:20:04.125
‫اینجا تو برای من
فقط یک مشتری هستی

00:20:04.250 --> 00:20:05.250
‫مزخرفه

00:20:05.333 --> 00:20:08.125
‫تو برای من چیزی بیش از
‫یک کتابفروشی

00:20:08.250 --> 00:20:10.250
‫چه راه خوبی رو برای ابراز این
‫حس انتخاب کردی

00:20:11.166 --> 00:20:14.333
‫بداخلاق نباش
اون فقط یه تلنگر بود

00:20:15.125 --> 00:20:16.291
‫آقای خاویر
تلفن

00:20:24.250 --> 00:20:27.166
‫امشب نمیتونم.
‫فردا شب چطوره؟

00:20:27.208 --> 00:20:30.125
‫باشه سابین
خداحافظ

00:20:34.083 --> 00:20:36.041
‫بگو ببینم...

00:20:36.166 --> 00:20:38.208
‫سابین اسم زنه؟

00:20:39.125 --> 00:20:42.083
‫ آره
‫صحیح

00:20:42.208 --> 00:20:45.041
‫منو ببخش که با کتاب خریدنم...

00:20:45.083 --> 00:20:47.166
‫مزاحمت میشم

00:20:47.374 --> 00:20:49.125
‫حالا یادم اومد

00:20:49.208 --> 00:20:52.291
‫توی عنوان کتاب داینل
‫کلمه‌ی "عشق" هم بود

00:20:53.083 --> 00:20:54.291
‫یادمه که تکرار کردم... عشق

00:20:54.333 --> 00:20:58.166
‫جای تو باشم
دنبال یه دست دومش میگردم

00:20:58.250 --> 00:21:02.250
‫من کتابایی که در عنوانشون از لفظ عشق
‫استفاده میکنن نگه نمیدارم

00:21:03.000 --> 00:21:04.166
‫باورنکردنیه

00:21:06.125 --> 00:21:08.041
‫چقدر عوضی

00:21:08.083 --> 00:21:11.166
‫ "عشق و مصائب آن"
‫خودشه

00:21:13.041 --> 00:21:14.333
‫نونت رو نشونم بده

00:21:16.000 --> 00:21:17.166
‫خوب

00:21:18.041 --> 00:21:20.000
‫میبینم که زودتر شروع کردی

00:21:20.083 --> 00:21:22.083
‫بشقاب و نونت رو بیار

00:21:28.083 --> 00:21:29.166
‫بذارشون کنار

00:21:33.250 --> 00:21:35.250
‫چپ یا راست؟

00:21:36.041 --> 00:21:38.041
‫چپ قربان

00:21:43.166 --> 00:21:46.166
‫قیمتش چنده؟
‫سی و نه فرانک

00:21:48.291 --> 00:21:53.083
‫خاویر خیلی خوشتیپه
شبیه ناپلئونه

00:21:56.083 --> 00:22:00.166
‫چه خوب شد که این رو پیدا کردم
میتونم شب بخونمش

00:22:00.208 --> 00:22:04.083
‫توی قطاری که به سمت ان ایکس پروونس
‫میره ساعت 7:02 از سکوی 15

00:22:05.000 --> 00:22:06.958
‫از گار به لیون

00:22:47.166 --> 00:22:49.958
‫همونجا وایستا
خوب؟

00:23:07.083 --> 00:23:09.958
‫سابین، من الان تو ایستگاه قطارم
‫ایستگاه؟

00:23:10.000 --> 00:23:14.083
‫یه قرار مهم رو فراموش کرده بودم
بعدا بهت میگم

00:23:14.125 --> 00:23:16.083
‫تو قول داده بودی که...

00:23:16.166 --> 00:23:20.166
‫باید آلفونس رو میاوردم به ایستگاه
داره میره کمپ موسیقی

00:23:20.917 --> 00:23:25.166
‫منم میتونستم باهات بیام
دوست داشتم پسرت رو ببینم

00:23:26.917 --> 00:23:30.083
‫الان وقت مناسبی نیست
نمیخوام آلفونس گیج بشه

00:23:30.125 --> 00:23:32.166
‫همیشه مسائل رو سخت میگیری

00:23:32.958 --> 00:23:36.000
‫من مطمئنم که
‫همسر سابقت هم موافقت میکرد

00:23:36.041 --> 00:23:40.000
‫زندگی من چند پاره شده و من
‫نمیتونم در یک شب همه چی رو مرتب کنم

00:23:40.125 --> 00:23:43.958
‫از این بازی با کلمات و تمثیل‌های پر از
‫ابهامت خسته شدم

00:23:44.041 --> 00:23:47.125
‫به هرحال، بعد از طلاق، آلفونس با
‫غریبه‌های زیادی ملاقات میکنه و...

00:23:47.166 --> 00:23:49.125
‫غریبه؟
خیلی ممنونم

00:23:49.916 --> 00:23:52.083
‫ببین. اگه من فقط یه فاحشه‌م
بهتره به خودم بگی

00:23:52.166 --> 00:23:55.041
‫و بعد از هر عشق بازی
دستمزدم رو بهم بدی

00:23:55.083 --> 00:23:58.125
‫دست از مسخره بازی بردار
‫و خوب گوش کن

00:23:58.917 --> 00:24:02.958
‫قطار داره حرکت میکنه
و من کلی کار دارم

00:24:03.000 --> 00:24:07.917
‫پس الان وقت مناسبی برای خندیدن به
‫شوخیهای احمقانه‌ی تو نیست

00:24:07.958 --> 00:24:08.917
‫خداحافظ

00:24:34.166 --> 00:24:38.000
‫به نظرم این واگن توئه
عجله کن

00:24:40.917 --> 00:24:43.916
‫رفتارت با خانومها مودبانه باشه

00:24:44.958 --> 00:24:46.958
‫یه بوس به پاپا بده

00:24:49.041 --> 00:24:52.000
‫به پیش پاپا
‫به پیش

00:24:53.917 --> 00:24:55.125
‫خوش بگذره

00:24:58.041 --> 00:25:01.083
‫شماره‌ی من چنده؟
‫پنجاه و یک

00:25:02.958 --> 00:25:05.041
‫کی حرکت میکنیم؟
‫شش دقیقه‌ی دیگه

00:25:05.083 --> 00:25:08.041
‫این قطار رستوران هم داره؟
‫واگن جلویی قطار

00:25:09.083 --> 00:25:11.125
‫زود حرکت میکنیم؟

00:25:11.874 --> 00:25:13.083
‫خیلی زود

00:25:14.041 --> 00:25:17.000
‫دقیقا یه ربع دیگه

00:25:18.874 --> 00:25:21.000
‫اون خانوم حتما یه جاسوسه

00:25:21.000 --> 00:25:24.958
‫اگه خوب تمرین کنی،
‫موسیقیدان بزرگی میشی

00:25:25.000 --> 00:25:28.958
‫و اگه نکنم؟
...اگه نکنی

00:25:29.000 --> 00:25:30.958
‫منتقدین لهت میکنن

00:25:31.000 --> 00:25:33.958
‫قطار داره حرکت میکنه آلفونس

00:26:27.874 --> 00:26:31.917
‫اولین بار خانوم کولت رو در
‫یه کنسرت جوانان ملاقات کردم

00:26:32.041 --> 00:26:35.000
‫اون پنج ردیف جلوتر از من
‫نشسته بود

00:26:35.041 --> 00:26:36.917
‫توجه‌م بهش جلب شد

00:27:10.832 --> 00:27:13.791
‫اسم و آدرسش رو پیدا کردم
و یه بار صحبت کردیم

00:27:13.832 --> 00:27:15.916
‫اما احساس میکردم که با اون به جایی نمیرسم
...به رنه گفتم

00:27:15.917 --> 00:27:18.832
‫من خیلی احمقم
شروع بدی بود

00:27:18.917 --> 00:27:20.874
‫اون اصلا واسه من مناسب نیست

00:27:20.916 --> 00:27:22.958
‫مثل پسرها حرف میزنه و با من
‫مثل بچه‌ها رفتار میکنه

00:27:23.041 --> 00:27:26.916
‫من سعی میکنم جدی صحبت کنم
و اون میخنده

00:27:27.832 --> 00:27:30.832
‫وقتی میرم در خونه‌ش
دست و پام رو گم میکنم

00:27:32.000 --> 00:27:34.832
‫چطور میفهمین که عاشق شدین؟
‫خیلی ساده

00:27:34.832 --> 00:27:37.749
‫سعی میکنین که برخلاف تمام
‫امیالتون رفتار کنین

00:27:37.791 --> 00:27:38.917
‫شاید حق با اونه

00:27:39.000 --> 00:27:43.874
‫واسه هفته‌ی بعد باهاش قرار گذاشتم اما
‫نتونستم صبر کنم. بنابراین، فردای اون روز...

00:27:47.041 --> 00:27:50.874
‫حالت چطوره آلفونس؟
با من کاری داری؟

00:27:50.916 --> 00:27:53.958
‫من دوتا بلیط واسه یه سخنرانی درباره‌ی
‫موسیقى الکترونیک گرفتم

00:27:54.749 --> 00:27:57.791
‫من امروز کلی کار خونه دارم

00:27:57.958 --> 00:28:02.917
‫پس بیا بریم سینما
‫نمیتونم سررسید صورت حسابامه

00:28:05.791 --> 00:28:09.916
‫پس شاید بتونیم چند دقیقه فقط گپ بزنیم
‫نه، باشه واسه یه وقت دیگه

00:28:11.000 --> 00:28:15.874
‫ناپدری کولت ظاهری عصبانی داشت اما
‫من ازش خوشم میومد

00:28:15.916 --> 00:28:17.791
‫پدر و مادرت زنده هستن؟

00:28:17.916 --> 00:28:21.791
‫آره. اما زیاد نمیبینمشون
با هم نمیسازیم

00:28:21.874 --> 00:28:23.707
‫چه غم انگیز

00:28:23.917 --> 00:28:26.874
‫مادرت حتما از دوری تو
خیلی رنج میبره

00:28:26.916 --> 00:28:29.707
‫منم تا حدودی مقصرم

00:28:29.791 --> 00:28:31.916
‫خیلی از خونه فرار میکردم

00:28:31.958 --> 00:28:34.791
‫کولت همچین کاری نمیکنه
‫ حالا میبینین

00:28:36.874 --> 00:28:40.916
‫سوال: چه جایی آرامش بخشتر از
آغوش گرم خانواده‌ست؟

00:28:40.917 --> 00:28:42.791
‫جواب: هیچ کجا

00:28:43.832 --> 00:28:45.917
‫ "هروه بازان"
‫درسته

00:28:47.874 --> 00:28:50.916
‫میدونی که کولت خیلی هم جدی...
‫البته که هستم

00:28:50.917 --> 00:28:52.832
‫یه کم شراب لطفا

00:28:52.916 --> 00:28:56.791
‫عجیبه
‫بچه‌های امروزی احترام سرشون نمیشه

00:29:09.958 --> 00:29:12.874
‫آنتوان عزیز نامه‌ی پر مهرت رو
‫چه زیبا نوشته بودی

00:29:12.958 --> 00:29:15.791
‫به نحوی که فقط از یه مرد باتجربه برمیاد

00:29:15.874 --> 00:29:18.791
‫امروز میخوام به کنسرت لروس برم
ممکنه تو هم همراه من باشی؟

00:29:18.832 --> 00:29:20.832
‫بابت کتابها هم متشکرم

00:29:20.874 --> 00:29:24.832
‫اوه راستی... مادرم تو رو یه آدم بسیار رمانتیک میدونه
احتمالا به خاطر موهای بلندت

00:29:24.916 --> 00:29:27.666
‫تا امشب خداحافظ
کولت

00:29:28.791 --> 00:29:29.832
‫کولت؟
خودتی؟

00:29:29.916 --> 00:29:32.666
‫آره

00:29:33.791 --> 00:29:36.791
‫دیروز کجا بودی؟
نکنه مریض شدی؟

00:29:36.874 --> 00:29:38.749
‫من گفتم ممکنه بیام

00:29:38.832 --> 00:29:40.832
‫اما چند تا از دوستان قدیمیم رو دیدم

00:29:40.916 --> 00:29:44.874
‫خیلی بی بند و بارن
تمام شب رو با هم بودیم

00:29:44.917 --> 00:29:49.749
‫خیلی خوش گذشت
اما آخراش یه کمی به حماقت کشید

00:29:50.707 --> 00:29:53.791
‫فکر کنم تا ساعت 5 بیرون بودیم

00:29:53.874 --> 00:29:56.749
‫امروز عصر منتظرت باشم؟
‫هر جور خودت دوست داری

00:29:56.832 --> 00:30:00.832
‫اما بهت قول نمیدم
آخه باهاشون قرار گذاشتیم که امروزم با هم باشیم

00:30:02.749 --> 00:30:05.666
‫پس میبینمت
‫اگه اومدم آره

00:30:05.666 --> 00:30:07.916
‫تصمیم گرفتم کولت رو کاملا
‫فراموش کنم

00:30:08.832 --> 00:30:10.666
‫و بر پایه‌ی همین تصمیم...

00:30:10.749 --> 00:30:13.749
‫دیگه توجه خاصی به اون نشون ندادم

00:30:15.666 --> 00:30:17.666
‫پسره دیوونه شده

00:30:19.791 --> 00:30:21.832
‫اما روزگار کار خودشو کرد

00:30:21.874 --> 00:30:24.749
‫پدر و مادرش به خونه‌ی جدیدی
درست روبروی خونه‌ی من نقل مکان کردن

00:30:35.749 --> 00:30:39.624
‫کریستین خیلی با کولت متفاوت بود
‫اما البته اینجا هم پای موسیقی در بین بود

00:30:39.666 --> 00:30:43.707
‫اون توی هنرستان نواختن ویولون
‫رو آموزش میدید

00:30:43.917 --> 00:30:46.707
‫ماه‌ها بود که میشناختمش

00:30:46.707 --> 00:30:49.749
‫اما روزی که پشت اون پنجره دیدمش
تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم

00:30:50.916 --> 00:30:54.791
‫من بهش لقب "میخ دقیق" رو داده بودم.
‫میخ به خاطر خونسردی انگلیسی که در وجودش بود

00:30:54.874 --> 00:30:57.832
‫و دقیق به این دلیل که اون
‫واقعا دقیق و منظم بود

00:31:00.707 --> 00:31:03.791
‫از شروع آشنایی به بعد، رفتار کریستین
با من خیلی بهتر از رفتار من با اون میشد

00:31:05.749 --> 00:31:08.749
‫دستمالم رو فراموش کردم
مال خودتو میدی؟

00:31:08.832 --> 00:31:12.583
‫فقط کلنکس دارم
‫من هیچوقت بینی‌م رو با کاغذ تمیز نمیکنم

00:31:15.749 --> 00:31:17.707
‫از اینجا به بعد رو خودم میرم
‫اینجا؟

00:31:17.749 --> 00:31:20.583
‫ویولونت که همراهت نیست
‫ کلاس ندارم

00:31:20.666 --> 00:31:23.707
‫پس کجا میری؟
‫مگه تو هر جا میری به من میگی؟

00:31:25.666 --> 00:31:27.624
‫شب میبینمت

00:31:28.624 --> 00:31:30.832
‫طراح لباس... متخصص زنان و زایمان
‫دفتر اسناد رسمی

00:32:07.749 --> 00:32:11.499
‫در صندلی درجه یک رستوران
یه آقا منتظر شماست

00:32:11.624 --> 00:32:13.583
یه آقا؟

00:32:14.791 --> 00:32:17.666
‫آها، الان میام

00:32:38.832 --> 00:32:42.749
‫منتظر اومدنت بودم خاویر عزیزم

00:32:44.583 --> 00:32:47.583
‫آنتوان. معذرت میخوام

00:32:47.666 --> 00:32:50.707
‫من معذرت میخوام که زدم تو ذوقت

00:32:50.791 --> 00:32:52.749
‫نه، مهم نیست

00:32:52.749 --> 00:32:56.624
‫توی ایستگاه دیدمت. اما فکر کردم
‫با یه قطار دیگه میری

00:32:56.707 --> 00:32:59.791
‫از دیدنت خوشحالم
‫منم همینطور کولت

00:32:59.832 --> 00:33:01.791
‫خیلی چیزها هست که باید بهت بگم

00:33:03.541 --> 00:33:04.749
‫لطفا بشین

00:33:09.749 --> 00:33:13.583
‫این یه سوپرایز عالی از طرف
‫یه دوست خوبه

00:33:13.749 --> 00:33:16.583
‫چه روز عجیبیه

00:33:16.791 --> 00:33:19.666
‫در واقع قصد ترک
‫پاریس رو نداشتم

00:33:19.707 --> 00:33:22.624
‫اما دیدن تو یه شوک بود
‫چه جور شوکی؟

00:33:22.749 --> 00:33:24.541
‫یه شوک عاطفی

00:33:24.583 --> 00:33:27.541
‫باید میدیدمت. واسه همین در آخرین
‫لحظه پریدم تو قطار

00:33:28.541 --> 00:33:32.583
‫من حتی بلیط هم ندارم

00:33:32.624 --> 00:33:33.791
‫نه!

00:33:33.832 --> 00:33:37.707
‫میدونی خیلی وقتها به تو فکر میکنم

00:33:40.499 --> 00:33:43.458
‫ببینم... چند وقته که...

00:33:43.499 --> 00:33:47.624
‫تو رو خدا به سراغ تاریخ و زمان
و گذر عمر نرو

00:33:48.624 --> 00:33:52.707
‫همین که از دیدن هم خوشحال شدیم
‫کافی نیست؟

00:33:53.499 --> 00:33:56.541
‫در واقع امروز ساعات زیادی رو
با هم گذروندیم... ببین

00:33:57.666 --> 00:34:01.458
‫ولی اون متعلق به سالها پیشه

00:34:01.749 --> 00:34:06.458
‫من نسبت به اون روزها خیلی تغییر کردم
به علاوه، اون یه قصه‌ست

00:34:06.541 --> 00:34:10.458
‫بعضی قسمتاش بیوگرافیه
اما یه بخشهایی هست که واقعا مزخرفه

00:34:10.458 --> 00:34:13.666
‫کاملا درسته. داشتم قسمتهایی که والدینم
‫خونه‌مون رو عوض کردن میخوندم

00:34:13.707 --> 00:34:16.458
‫گوش کن

00:34:16.624 --> 00:34:21.458
‫تصمیم گرفتم کولت رو
کاملا فراموش کنم

00:34:21.541 --> 00:34:23.499
...‫و بر پایه‌ی همین تصمیم

00:34:23.541 --> 00:34:26.499
‫دیگه توجه خاصی به اون
‫نشون ندادم

00:34:26.499 --> 00:34:27.666
‫این درست

00:34:27.749 --> 00:34:31.458
‫اما روزگار کار خودشو کرد

00:34:31.499 --> 00:34:35.541
‫پدر و مادرش یه خونه‌ی جدیدی درست
‫روبروی خونه‌ی من...

00:34:35.583 --> 00:34:36.666
‫نقل مکان کردن

00:34:36.707 --> 00:34:38.707
‫چاره‌ای جز تحمل حضورشون...

00:34:38.749 --> 00:34:41.499
‫ پذیرفتن دعوت شامشون نداشتم

00:34:41.541 --> 00:34:43.541
‫عالیه
قشنگ نوشتی

00:34:43.583 --> 00:34:46.541
‫اما حقیقت ماجرا نیست

00:34:46.541 --> 00:34:50.666
‫این تو بودی که به خونه‌ای نقل مکان کردی
که دقیقا روبروی ما بود

00:34:50.707 --> 00:34:52.624
‫هنوز حیرت مامان و بابا رو فراموش نکردم

00:34:52.666 --> 00:34:55.458
‫اون روز عصر از تعطیلات برگشته بودیم

00:35:00.458 --> 00:35:03.749
‫ببین کی اونجاست
‫آنتوان

00:35:04.416 --> 00:35:06.499
‫درست اون طرف خیابون

00:35:06.583 --> 00:35:08.624
‫اینجا چه خبره؟

00:35:09.707 --> 00:35:13.458
‫حالا خونه‌ت اونجاست؟
‫ آره

00:35:13.499 --> 00:35:15.583
‫از کی تا حالا؟

00:35:17.583 --> 00:35:20.458
‫خودت باید بدونی

00:35:20.541 --> 00:35:22.499
‫میتونیم بیایم بالا؟

00:35:34.624 --> 00:35:37.416
‫اسباب کشی کرده

00:35:45.458 --> 00:35:49.374
‫چه خوشگل
ظرفشوییش رو ببینین

00:35:50.499 --> 00:35:53.458
‫اینجا رو...
خونه‌ی ما کاملا دیده میشه

00:35:53.541 --> 00:35:56.583
‫اما خونه‌ی ما در سمت آفتابگیر خیابونه

00:36:00.458 --> 00:36:02.458
‫حق با توئه

00:36:02.583 --> 00:36:05.499
‫در اون زمان فکر میکردم
داستان اینجوری قشنگتر میشه

00:36:05.541 --> 00:36:06.624
‫چه حرفا

00:36:07.416 --> 00:36:10.583
‫با این روش شخصیتی متفاوت از آدمهای
‫جامعه خلق کردم

00:36:10.624 --> 00:36:13.374
‫من تمام قواعد ادبیات رو میشناسم

00:36:13.458 --> 00:36:17.458
‫اما این حق رو دارم که بگم
...‫دختری که از کنسرتهای دوران جوانی آمد

00:36:17.499 --> 00:36:20.416
‫ خود من هستم؟

00:36:23.374 --> 00:36:26.624
‫بر گردیم به زندگی تو...
‫متاهلی؟

00:36:26.666 --> 00:36:28.624
‫اگه دیروز میپرسیدی میگفتم آره

00:36:29.374 --> 00:36:32.333
‫پنج سال زندگی مشترک داشتیم
و سه سال پیش جدا شدیم

00:36:32.416 --> 00:36:35.499
‫این اولین طلاق زندگیم بود

00:36:35.541 --> 00:36:39.583
‫جدا شدنهای متوالیمون سخت‌تر از
دردسرهای دوران ازدواج بود

00:36:39.666 --> 00:36:43.374
‫میدونم که آدم نمیتونه
از بیرون درست به این قضایا نگاه کنه

00:36:43.499 --> 00:36:45.583
‫اما به نظرم خیلی هم دوست نداشتی
‫ازدواجت رو حفظ کنی

00:36:45.624 --> 00:36:49.458
‫اشتباه میگم؟
‫نه، کاملا درست میگی

00:36:50.499 --> 00:36:52.458
‫یه بار سعی کردم خاطرات دوران
‫بچگیم رو بنویسم

00:36:53.333 --> 00:36:55.333
‫اما به شدت عصبی شدم

00:36:56.416 --> 00:36:59.499
‫و کریستین هیچ کمکی به من نکرد
احساس کردم از این کار خوشش نمیاد

00:37:00.499 --> 00:37:03.333
‫پس توجه‌م رو به حوادث دنیای بیرون
‫معطوف کردم

00:37:03.416 --> 00:37:06.374
‫و سعی کردم آنچه قبل از ازدواج داشتم
دوباره به دست بیارم

00:37:06.416 --> 00:37:10.458
‫دیگه کار هر روزمون شده بود دعوا
برای اولین بار از هم جدا شدیم

00:37:17.583 --> 00:37:21.374
‫الو؟ یه ماشین میخوام
برای شماره‌ی 17، ریو دیسکاز

00:37:22.541 --> 00:37:26.541
‫شش دقیقه؟
ممنونم

00:37:27.499 --> 00:37:30.458
‫میری بیرون؟
آره

00:37:30.499 --> 00:37:34.458
‫اگه دلت میخواد یه کم هم پیش آلفونس بمون
خانوم مارتین شام رو درست میکنه

00:37:34.583 --> 00:37:36.541
‫نه، تا پایین باهات میام

00:37:36.624 --> 00:37:39.499
‫خداحافظ آقا کوچولو
پسر خوبی باشی

00:37:43.541 --> 00:37:45.499
‫میدونی که چطور باید تلویزیون روشن کنی؟
‫بله خانوم

00:37:46.333 --> 00:37:48.458
‫خوب از آلفونس مراقبت کن
‫حتما

00:37:52.333 --> 00:37:56.291
‫این عکس رو بگیر
‫نه، من دادمش به تو. مال توئه

00:37:56.333 --> 00:37:58.541
‫لطفا بگیرش
‫مال خودته. نگهش دار

00:37:58.624 --> 00:38:00.541
‫باشه

00:38:10.458 --> 00:38:13.458
‫یادته هر وقت میخواستیم بریم بیرون
...تو میگفتی

00:38:13.499 --> 00:38:16.458
‫منم کلیدهام رو برمیدارم
هر لحظه ممکنه دعوامون بشه

00:38:19.458 --> 00:38:22.374
‫خوشحالم که میبینم
اینقدر روحیه‌ت خوبه

00:38:22.416 --> 00:38:25.333
‫تعجب کردی؟ میدونم که هر وقت میای اینجا
...با خودت میگی

00:38:25.374 --> 00:38:30.291
‫"باز میخواد کلی سرم نق بزنه"
‫قبول داری؟

00:38:30.291 --> 00:38:32.416
‫من این حرفها رو قبول ندارم

00:38:33.291 --> 00:38:36.291
‫منو نبوس
‫فقط فکر کردم...

00:38:42.499 --> 00:38:44.499
‫ولم کن برم
‫میخواستم کمکت کنم

00:38:45.291 --> 00:38:47.250
‫من کمک نمیخوام

00:38:47.333 --> 00:38:50.333
‫بعضی وقتا حال به هم زن میشی

00:38:50.374 --> 00:38:52.499
‫و تو هم بی احساسی
‫همیشه حرف باید حرف تو باشه

00:38:53.250 --> 00:38:57.250
‫هر وقت دوست داری باید ببوسمت
و هر وقت نخوای باید تنهات بذارم

00:38:57.291 --> 00:38:59.499
‫من کنیز و گماشته‌ی تو نیستم حداقل
‫از حالا به بعد نیستم

00:39:00.250 --> 00:39:01.499
‫بسیار خوب

00:39:03.499 --> 00:39:06.333
‫متاسفم. معذرت میخوام

00:39:07.499 --> 00:39:10.333
‫میفهمم که...
‫این حقه رو هم دیگه بلدم

00:39:10.416 --> 00:39:13.499
‫میدونم. من خیلی بدم
قدر تو رو ندونستم

00:39:14.250 --> 00:39:17.333
‫هیچ وقت به قصد کلک نبوده
‫آره، فقط صدبار ازش استفاده کردی

00:39:17.416 --> 00:39:19.416
‫میتونی این رو هم توی کتابت
‫اضافه کنی

00:39:21.541 --> 00:39:24.374
‫دیگه کافیه
هر چی زودتر بهتر

00:39:25.291 --> 00:39:29.416
‫نظرم همینه. شاید چون خیلی
‫فشار روحیم زیاده

00:39:30.541 --> 00:39:34.250
‫فکر میکنم بعد از یک پایان اوضاع
رابطه‌ی من و تو خیلی بهتر بشه

00:39:40.374 --> 00:39:44.499
‫زحمت فرستادن یه نسخه از کتابت رو
به خودت ندی. چون نمیخونمش

00:39:46.416 --> 00:39:49.374
‫من از این کار نوشتن خاطرات
...‫بچگیت خوشم نمیاد. چون با این کارت

00:39:49.416 --> 00:39:51.499
‫پدر و مادرت رو به لجن میکشی

00:39:52.208 --> 00:39:54.250
‫من آدم خیلی چیزفهمی ‌نیستم
اما از یه چیز مطمئنم

00:39:54.374 --> 00:39:58.333
‫اگه هنرت رو صرف حساب و کتاب
‫و تسویه حساب بکنی، دیگه اسمش هنر نیست

00:39:59.250 --> 00:40:03.208
‫خودم هم به همین نتیجه رسیدم

00:40:04.458 --> 00:40:08.291
‫هر کار دوست داری بکن
اما منو به حال خودم بذار

00:40:08.374 --> 00:40:11.333
‫من آدم مغروری نیستم
هیچ وقتم نبودم

00:40:11.416 --> 00:40:14.374
‫پس میتونم بگم که
هنوزم دوستت دارم

00:40:15.291 --> 00:40:17.333
‫اما ترجیح میدم که دیگه نبینمت

00:40:17.416 --> 00:40:21.416
‫وقتی میخوای به دیدن آلفونس بیای قبلش
‫تماس بگیر تا من از خونه برم بیرون

00:40:29.250 --> 00:40:32.416
‫هنوز که نیومده؟
گفت شش دقیقه

00:40:34.374 --> 00:40:37.208
‫به هر حال امیدوارم خوشبخت باشی

00:40:37.416 --> 00:40:39.333
‫من اینطور فکر نمیکنم

00:40:39.374 --> 00:40:42.250
‫من و اون به سختی رابطه
‫برقرار میکنیم

00:40:42.291 --> 00:40:45.458
‫فقط کافیه که لبخندهای عاشقانه به هم تحویل بدین
‫این کاریه که روزی هزار بار انجام میدیم

00:40:46.166 --> 00:40:50.208
‫از بس لبخند زدم
فکم داره جر میخوره

00:40:50.291 --> 00:40:53.250
‫توی رستوران از همه‌ش بدتره
بین ردیف میزها نشستیم

00:40:53.416 --> 00:40:56.250
‫اون لبخند میزنه و توقع داره
‫من باهاش گپ بزنم

00:40:56.291 --> 00:40:58.125
‫حتی نمیتونم چیزی بخورم

00:40:58.208 --> 00:40:59.416
‫وحشتناکه

00:41:00.208 --> 00:41:03.250
‫حتی تصمیم گرفتم یه مدتی برای آرامش
‫روحی برم یه جایی

00:41:03.333 --> 00:41:05.291
‫واقعا متاسفم

00:41:05.374 --> 00:41:08.250
‫خوب... اومد
‫تو کجا میری؟

00:41:09.333 --> 00:41:12.166
‫خودم هم نمیدونم

00:41:12.250 --> 00:41:15.166
‫میخوای جایی برسونمت؟
‫نه، ممنونم

00:41:15.208 --> 00:41:16.374
‫یه لحظه

00:41:17.374 --> 00:41:20.291
‫میخوای برنامه‌م رو کنسل کنم
و پیشت بمونم؟

00:41:20.416 --> 00:41:23.208
‫دوست داری بریم سینما؟

00:41:23.374 --> 00:41:27.166
‫نه. دوست دارم تنها باشم
و این اطراف پرسه بزنم

00:41:27.374 --> 00:41:29.291
‫تو خیلی مهربونی

00:41:34.291 --> 00:41:36.166
‫منو ببوس

00:41:43.250 --> 00:41:46.333
‫تو خواهر کوچولوی من
‫دختر من و مادر من هستی

00:41:46.416 --> 00:41:49.166
‫دوست داشتم همسرت هم باشم

00:41:54.208 --> 00:41:56.291
‫یکی دوسال بعد...
وقتی که ما دوباره با هم زندگی میکردیم

00:41:56.374 --> 00:41:59.125
‫یه شخصیت جدید وارد صحنه شد

00:41:59.416 --> 00:42:03.166
‫لیلیان که یک نیمه‌ش افسونگر طناز
و یک نیمه‌ش کاملا مردانه بود

00:42:03.208 --> 00:42:06.125
‫نقطه‌ی مقابل کریستین
در تمامی ‌زمینه‌ها

00:42:06.166 --> 00:42:08.166
‫حتى نقطه‌ی مقابل تمام آرزوهای کریستین

00:42:08.250 --> 00:42:13.208
‫همیشه به موسیقی علاقه داشتم
برم یه ویولون بخرم؟

00:42:13.291 --> 00:42:16.374
‫نه. هنوز خیلی زوده
فعلا یکی کرایه میکنی

00:42:16.416 --> 00:42:19.291
‫خوبه. پس من شنبه میام اینجا

00:42:19.333 --> 00:42:21.250
‫باشه. بعدا بهت میگم از کجا
‫میتونی کرایه کنی

00:42:21.250 --> 00:42:23.125
‫بسیار خوب
خداحافظ

00:42:28.374 --> 00:42:31.333
‫تو زیادی کنجکاوی
‫این دختره کی بود؟

00:42:32.083 --> 00:42:34.166
‫صورت قشنگی داره

00:42:35.125 --> 00:42:38.291
‫بله. خیلی خوشگله
اون شاگرد تازه‌ی منه

00:42:38.374 --> 00:42:42.083
‫یادگیری ویولون توی سن و سال اون؟
‫چند سالشه؟

00:42:42.166 --> 00:42:45.083
‫ازش شناسنامه نخواستم

00:42:45.083 --> 00:42:49.291
‫ولی خیلی خوبه. چون پدر و مادرش نمیتونن
‫مانع از یادگیریش بشن

00:42:50.083 --> 00:42:51.041
‫چه بد

00:42:51.166 --> 00:42:55.083
‫حالا که کار میکنه
‫شغلش چیه؟

00:42:55.166 --> 00:42:58.166
‫کتابهای کودکان مینویسه
‫چه کار سختی

00:42:58.291 --> 00:43:01.083
‫مینویسه و شعبده بازی هم میکنه

00:43:01.374 --> 00:43:05.208
‫چند تا نقاشی که واسه آلفونس کشیدم رو
نشونش دادم

00:43:05.208 --> 00:43:08.291
‫خیلی خوشش اومد
‫حداقل خودش که اینطور گفت

00:43:10.083 --> 00:43:13.291
‫خیلی بد نیست
شبیه شوالیه‌های میزگرد شده

00:43:13.333 --> 00:43:16.250
‫خیلی هم بیراه نگفتی
...از اینها برای یکی از فیلمهای

00:43:16.291 --> 00:43:19.083
‫ آقای رومر استفاده شده

00:43:19.125 --> 00:43:21.166
‫و شما دونفر با هم انجامش دادین؟
‫کار رو قسمت کردیم

00:43:21.250 --> 00:43:24.208
‫لیلیان صورتها رو کشید
‫و من لباسها رو

00:43:24.250 --> 00:43:27.041
‫این یارو لانکلور نیست؟

00:43:27.250 --> 00:43:29.250
‫نه، بزرگترین شکارچی نهنگ‌هاست

00:43:31.083 --> 00:43:34.166
‫اونها جدانشدنی بودن
حتی لیلیان بعضی از شبها رو هم مهمون ما بود

00:43:34.208 --> 00:43:37.166
‫در همین زمان آلفونس هم بزرگتر میشد
خوب خوابیدی آلفونس؟

00:43:37.208 --> 00:43:38.333
‫بله پاپا

00:43:39.083 --> 00:43:40.083
‫هی... میتونی ببندیش؟

00:43:40.125 --> 00:43:42.041
‫چی رو؟
‫در گاله رو

00:43:45.125 --> 00:43:47.291
‫همه چی مرتبه آلفونس؟
‫البته

00:43:47.333 --> 00:43:50.333
‫هی... میتونی ببندیش؟
‫البته

00:43:51.041 --> 00:43:53.250
‫میتونی؟
‫سعی میکنم ببندمش

00:43:53.291 --> 00:43:55.208
‫چی رو؟
‫ در گاله‌ی تو رو

00:43:58.208 --> 00:44:03.041
‫از وقتی که لیلیان وارد زندگی ما شد
‫من و کریستین هیچوقت با هم تنها نبودیم

00:44:03.083 --> 00:44:07.000
‫من یه خونه‌ی تابستونی اجاره کردم
ولی البته باز هم هر سه نفر با هم بودیم

00:44:07.041 --> 00:44:09.208
‫یک، دو، سه

00:44:15.083 --> 00:44:18.250
‫حالا یه دور ملایم میزنی
‫دستات رو اینجوری نگه دار

00:44:24.208 --> 00:44:27.166
‫هیچ وقت یاد نمیگیرم
چرا. بیا یه بار دیگه

00:44:28.250 --> 00:44:32.125
‫طوری بود که انگار هر کدوم دوست داشت
‫تبدیل به اون یکی بشه

00:44:35.125 --> 00:44:38.000
‫اگه آنتوان این صحنه رو میدید
خدا میدونه چه جنجالی میشد

00:44:38.083 --> 00:44:40.250
‫الان داره داستانهای کولت رو میخونه

00:44:41.041 --> 00:44:43.208
‫از مجموعه داستانهای کلودین معروف

00:44:43.291 --> 00:44:46.083
‫حالا میبینه که همجنسگراها اینجا
‫هم حضور دارن

00:44:46.083 --> 00:44:48.083
‫میدونی امروز صبح به من چی گفت؟

00:44:48.250 --> 00:44:54.083
‫دیگه مطمئنم که اگه بفهمم لیلیان
‫نسبت به تو تمایلاتی داره...

00:44:54.083 --> 00:44:56.125
‫ تعجب نمیکنم

00:44:57.250 --> 00:45:01.125
‫این دختره از چیزای عجیب غریب
‫خوشش میاد

00:45:01.166 --> 00:45:05.000
‫اگه جای تو بودم بیشتر مراقبت میکردم

00:45:10.125 --> 00:45:13.958
‫آها. همون نقشه‌ی قدیمی‌ همیشگی

00:45:14.083 --> 00:45:16.208
‫"شوهر به فضایی آرام احتیاج داره"

00:45:16.250 --> 00:45:19.083
‫اون میره، برمیگرده، دوباره میره

00:45:19.125 --> 00:45:22.125
‫و بالاخره یه روز که برمیگرده
میبینه قفل در عوض شده

00:45:24.041 --> 00:45:27.083
‫متاسفم
منظورم مسخره کردن نبود

00:45:27.166 --> 00:45:30.041
‫حالا میخوای چیکار کنی؟
‫منظورم درباره‌ی بلیطه

00:45:31.125 --> 00:45:35.250
‫ایستگاه بعدی پیاده میشم
‫تا لیون ایستگاه دیگه‌ای نیست

00:45:36.958 --> 00:45:40.917
‫نمیدونم.
‫کاش میشد...

00:45:40.958 --> 00:45:44.166
‫خیلی خب، خیلی خوب
بحثمون رو توی کوپه‌ی من ادامه میدیم

00:45:44.958 --> 00:45:46.166
‫زود باش

00:46:01.208 --> 00:46:03.917
‫حواستون کجاست؟

00:46:04.000 --> 00:46:06.958
‫ممکن بود پرت بشه بیرون

00:46:07.083 --> 00:46:10.166
‫بچه نیازمند مراقبت شماست

00:46:22.000 --> 00:46:25.000
‫حالت خوبه؟
آره

00:46:49.917 --> 00:46:52.916
‫میشه در کوپه‌ی منو باز کنین؟
‫بله خانوم

00:46:59.958 --> 00:47:02.958
‫بفرمایید
‫اون یکی به نظر بهتر میومد

00:47:03.000 --> 00:47:04.916
‫اون رزرو شده
‫میشه یه نگاهی بندازم؟

00:47:04.917 --> 00:47:06.917
‫خواهش میکنم

00:47:20.917 --> 00:47:23.083
‫متاسفم
‫حیف شد

00:47:24.125 --> 00:47:26.125
‫به هر حال ممنونم

00:47:53.958 --> 00:47:56.083
‫باورنکردنیه

00:47:59.000 --> 00:48:02.874
‫چه آدم عجیبی بود
یه بالشت بده به من

00:48:09.958 --> 00:48:11.958
‫تو خیلی خوب مینویسی آنتوان

00:48:12.041 --> 00:48:15.832
‫اما یه نویسنده‌ی واقعی نمیشی
...مگر زمانی که

00:48:15.874 --> 00:48:19.916
‫قصه‌ای داشته باشی که تمامش زاییده‌ی ذهن
‫و تخیل خودت باشه

00:48:19.958 --> 00:48:23.000
‫دارم و اسمش رو هم انتخاب کردم

00:48:23.874 --> 00:48:26.917
‫"رازی که به وسیله‌ی
"پسرکی زشت‌روی کشف شد

00:48:29.125 --> 00:48:33.874
‫چه اسم قشنگی
خوبه

00:48:33.916 --> 00:48:35.083
‫درباره‌ی چی هست؟

00:48:35.874 --> 00:48:40.832
‫درباره‌ی جوونی که به دستشویی یه کافه میره
و موقع بیرون رفتن می‌ایسته تا از تلفن استفاده کنه

00:48:40.874 --> 00:48:42.917
‫میخواد به کسی زنگ بزنه

00:48:42.958 --> 00:48:45.958
‫اما یه نفر توی کیوسک داره
با تلفن حرف میزنه

00:48:46.000 --> 00:48:49.916
‫قهرمان من می‌ایسته
و استراق سمع میکنه

00:48:49.916 --> 00:48:51.041
‫تو خودخواهی

00:48:51.083 --> 00:48:54.041
‫مرد به شدت عصبانی و هیجان زده‌ست

00:48:54.874 --> 00:48:58.000
‫و قهرمان من متوجه میشه که مرد داره
‫با یه زن دعوا میکنه

00:48:58.000 --> 00:48:59.041
‫برو به جهنم!

00:48:59.958 --> 00:49:04.917
‫در یک لحظه
...مرد عکس یه زن رو از جیبش

00:49:04.917 --> 00:49:06.916
‫ درمیاره

00:49:06.916 --> 00:49:09.000
‫ پاره پاره‌ش میکنه

00:49:09.041 --> 00:49:11.000
‫تکه‌های عکس رو روی زمین میریزه

00:49:11.083 --> 00:49:14.958
‫ تلفن رو قطع میکنه و با عصبانیت
‫از کیوسک میاد بیرون

00:49:15.000 --> 00:49:17.917
‫قهرمان من
‫که شاهد همه چی بوده

00:49:17.958 --> 00:49:20.916
‫به داخل کیوسک میخزه

00:49:20.917 --> 00:49:23.916
‫ تکه‌های عکس رو برمیداره و
‫داخل جیبش میذاره

00:49:23.917 --> 00:49:26.958
‫سریعا به خونه برمیگرده و دیوانه‌وار
‫قطعه‌ها رو کنار هم میچینه

00:49:27.000 --> 00:49:30.958
‫و دوباره عکس رو درست میکنه

00:49:31.000 --> 00:49:34.041
‫مهر عکاسی در پشت عکس میتونه
‫اولین سرنخ باشه

00:49:34.791 --> 00:49:36.874
‫تحقیقات شروع میشه

00:49:37.958 --> 00:49:41.000
‫اینو یادم رفت بگم که
...بعد از مرتب شدن دوباره‌ی عکس

00:49:41.874 --> 00:49:45.000
‫ قهرمان من دیوانه‌وار
عاشق اون زن میشه

00:49:45.041 --> 00:49:47.917
‫بعدش چی
دارم از کنجکاوی میمیرم

00:49:47.958 --> 00:49:51.832
‫قهرمان داستان با شکیبایی، تیزهوشی
‫و پشتکار فراوان...

00:49:51.917 --> 00:49:54.791
‫ آدرس دختر رو پیدا میکنه

00:49:54.832 --> 00:49:57.832
‫و طوری برنامه‌ریزی میکنه که
اون رو تصادفا ببینه

00:49:57.832 --> 00:50:01.916
‫و در این راه نه به تمایلات شهوانی توجه داره
و نه اتفاق عجیبی که باعث آشناییش با دختر شده رو فراموش میکنه

00:50:02.874 --> 00:50:04.874
‫شگفت انگیزه

00:50:04.917 --> 00:50:07.832
‫اما بعدش چی؟
‫اون عاشق دختره‌ست

00:50:07.917 --> 00:50:10.000
‫دختره هم از اون خوشش میاد؟

00:50:10.832 --> 00:50:12.916
‫خودم هم اینجای داستان گیر کردم

00:50:12.917 --> 00:50:15.917
‫قاعدتا باید در جلب نظر دختر موفق بشه

00:50:16.000 --> 00:50:18.832
‫اما از لحظه‌ای که با هم باشن...

00:50:18.917 --> 00:50:22.958
‫فقط باید انتظار دروغ، فریب، یاس
‫و جدایی رو بکشن

00:50:23.832 --> 00:50:25.916
‫و من دوست ندارم
گرفتار فضای تاریکی بشن

00:50:25.958 --> 00:50:27.917
‫که در کتاب اولم خلق کرده بودم

00:50:27.958 --> 00:50:31.749
‫چه غم انگیزه آنتوان

00:50:31.791 --> 00:50:33.916
‫باورم نمیشه

00:50:33.917 --> 00:50:36.832
‫تو واقعا نظریات منحصربفردی
‫درباره‌ی روابط داری

00:50:36.874 --> 00:50:40.791
‫به نظرم تو همیشه نگران اولین برخوردی

00:50:40.832 --> 00:50:43.917
‫وقتی هم رو برای اولین بار
‫میبینن همه چیز رو به خوبی میره

00:50:44.041 --> 00:50:47.749
‫تو باید راهی پیدا کنی که...

00:50:47.791 --> 00:50:49.958
‫لعنتى
این دیگه کیه؟

00:50:55.916 --> 00:50:56.874
‫تکون نخور

00:50:58.749 --> 00:51:00.874
‫از من خواستن که این
‫پیغام رو به شما بدم خانوم

00:51:00.916 --> 00:51:02.874
‫ پاسخی دارین؟
‫نه

00:51:12.958 --> 00:51:14.917
‫چیکار میکنی؟
از روی اون بیا کنار

00:51:14.958 --> 00:51:18.874
‫بده‌ش به من
‫ببخشید

00:51:18.874 --> 00:51:20.707
‫نه، نمیبخشم

00:51:20.749 --> 00:51:22.958
‫نمیشه همه چیز رو
‫با یک "ببخشید" درست کرد

00:51:23.749 --> 00:51:25.916
‫تو اصلا عوض نشدی

00:51:26.749 --> 00:51:28.916
‫تو هم همینطور کولت

00:51:29.749 --> 00:51:33.916
‫حالا میفهمم چه حسی مجبورم کرد
که به دنبالت بیام

00:51:36.749 --> 00:51:38.874
‫بذار ببوسمت

00:51:39.791 --> 00:51:43.666
‫نه، اجازه نمیدم
میدونی چرا؟

00:51:43.916 --> 00:51:46.917
‫برای هر بوسه
دو نفر باید راضی باشن

00:51:47.749 --> 00:51:51.874
‫تو از روابط چندین سال پیشمون
یه درس ساده رو یاد نگرفتی

00:51:52.916 --> 00:51:57.791
‫آنتوان من دوستت داشتم
اما هیچ وقت عاشقت نبودم

00:51:57.874 --> 00:52:00.749
‫ولی تو سعی کردی
‫وادارم کنی که عاشقت بشم

00:52:00.791 --> 00:52:03.749
‫من رو با استفاده از
‫والدینم تحت فشار قرار دادی

00:52:03.917 --> 00:52:07.832
‫منظورم اون حملات ناگهانی
توی سینما نیست

00:52:07.916 --> 00:52:11.666
‫یادته به محض اینکه برق‌ها خاموش
‫میشد به من میچسبیدی؟

00:52:15.874 --> 00:52:19.832
‫نه تو عوض نشدی
تو همون خودرای همیشگی هستی

00:52:20.832 --> 00:52:23.916
‫به عنوان مثال تو دیدی که پیشخدمت
‫این پیغام رو به من داد

00:52:23.917 --> 00:52:26.749
‫یه ذره هم کنجکاو نشدی
که این چیه؟

00:52:26.832 --> 00:52:30.791
‫محض رعایت ادب بود کلوت
محض بی‌خیالی بود آنتوان

00:52:30.874 --> 00:52:33.666
‫دو ساعته که درباره‌ی کی داریم
‫حرف میزنیم؟ تو

00:52:33.707 --> 00:52:35.832
‫حتما باز هم برای رعایت ادب بوده

00:52:38.832 --> 00:52:41.874
‫میدونم که برات مهم نیست
اما به هر حال توضیح میدم

00:52:42.666 --> 00:52:46.666
‫این یادداشت از طرف همون گوریلیه
‫که توی کریدور دیدمش

00:52:46.791 --> 00:52:50.666
‫بهم هزار فرانک پیشنهاد داده
تا امشب پیشش بخوابم

00:52:50.749 --> 00:52:52.832
‫به نظرت باید چیکار کنم؟
‫زمونه‌ی بدیه

00:52:52.917 --> 00:52:55.874
‫یه مدرک وکالت دارم
‫اما بیکارم

00:52:55.917 --> 00:52:58.916
‫پس مثل همه‌ی زنهای با زیبایی متوسط
باید یه فکری به حال خودم بکنم

00:52:58.916 --> 00:53:01.791
‫تخصص من قطارهای شبانه‌ست

00:53:01.916 --> 00:53:03.874
‫سهم اون پیشخدمت هم ده درصده

00:53:03.916 --> 00:53:08.749
‫مطلب رو گرفتی؟ ملاقات امشب من و تو داره
‫هزار فرانک به من ضرر میزنه

00:53:11.874 --> 00:53:14.916
‫فکر میکنم بهتره من برم

00:55:03.583 --> 00:55:06.666
‫آنتوان داره میاد
بهش بگو تمام روز من رو ندیدی

00:55:06.707 --> 00:55:09.541
‫نمیدونی من کجام

00:55:12.707 --> 00:55:16.541
‫میخوام سابین رو ببینم
‫امروز به اینجا نیومده

00:55:16.791 --> 00:55:19.583
‫امروز نیومده؟

00:55:23.832 --> 00:55:25.791
‫امروز نیومده؟

00:55:26.541 --> 00:55:27.791
‫باشه. بهش زنگ میزنم

00:55:29.749 --> 00:55:31.749
‫رفت؟
خوبه. میرم خونه

00:55:43.749 --> 00:55:47.541
‫امانوئل یه چیزی رو گم کردم
‫مهم بوده؟

00:55:47.749 --> 00:55:51.541
‫یه عکس
‫مال خودمو بهت میدم

00:55:51.583 --> 00:55:53.499
‫گم شو

00:56:03.167 --> 00:56:05.126
‫سابین. باز کن

00:56:06.250 --> 00:56:09.084
‫عزیزم. میدونم که اونجایی

00:56:12.126 --> 00:56:15.126
‫یه بار بهم زنگ بزن که منم بتونم
‫بی مقدمه قطع کنم

00:56:15.167 --> 00:56:18.084
‫میخوای عذرخواهی کنم؟
باشه

00:56:18.167 --> 00:56:21.042
‫سابین. منو ببخش که
تلفن رو قطع کردم

00:56:21.042 --> 00:56:24.001
‫گوش کن
‫دارم گوش میکنم

00:56:24.084 --> 00:56:28.167
‫نمیتونم از این بیرون همه چیز رو بگم
پس تو کتابت بنویسشون

00:56:28.292 --> 00:56:32.292
‫وقتی تو از من عصبانی باشی
حتی نمیتونم بنویسم

00:56:32.334 --> 00:56:35.042
‫تو خیلی روی من تاثیر داری

00:56:35.126 --> 00:56:38.001
‫من به حرفات فکر کردم
و آخر داستان رو تغییر دادم

00:56:38.042 --> 00:56:40.084
‫خودکشی در کار نیست. قهرمان داستان
‫به زندگیش ادامه میده

00:56:40.167 --> 00:56:44.126
‫حالا داری درست میگی. هیچوقت
یاس رو به دیگران تزریق نکن

00:56:44.126 --> 00:56:45.250
‫چون میدونی که گذراست

00:56:45.334 --> 00:56:48.084
‫بیخود وانمود نکن که زندگی
‫برات مهم نیست. چون خیلی هم برات مهمه

00:56:48.126 --> 00:56:51.126
‫پس هم عقیده‌ایم
اینکه دعوا نداره

00:56:51.167 --> 00:56:54.001
‫ببخشید
نظرم رو گفتم

00:56:54.042 --> 00:56:58.084
‫درباره‌ی تعطیلات...
‫ببخشید، اما من خودم برنامه دارم

00:56:58.167 --> 00:57:00.042
‫تنهای تنها

00:57:00.292 --> 00:57:04.001
‫ کجا؟
‫دو هزار مایل دور از پاریس

00:57:04.042 --> 00:57:07.042
‫بذار بیام تو سابین
یه مدرک مهم رو توی خونه جا گذاشتم

00:57:07.084 --> 00:57:10.167
‫ممکنه متقاعدت کنه
‫درباره‌ی؟

00:57:10.167 --> 00:57:13.209
‫خوش شانسی من
‫همونجا منتظر باش

00:57:18.001 --> 00:57:19.250
‫میتونی نامه‌هات رو ببری

00:57:20.292 --> 00:57:23.250
‫این دروغها به درد من نمیخورن

00:57:36.209 --> 00:57:38.126
‫سابین... عشق من

00:57:38.167 --> 00:57:41.042
‫الان رسیدم خونه و نوشتن این
‫نامه بهترین کاری بود که به ذهنم رسید

00:57:41.126 --> 00:57:44.250
‫دیگه بدون تو حتی نمیتونم
به سینما برم

00:57:45.001 --> 00:57:47.209
‫فقط یه ساعته که از هم جدا شدیم
اما به شدت احساس تنهایی میکنم

00:57:47.209 --> 00:57:50.917
‫خداحافظی کردن با تو
بعد از هر ملاقات برام سخت‌تر میشه

00:57:51.084 --> 00:57:53.126
‫اما من سه روز دیگه برمیگردم

00:57:53.167 --> 00:57:56.250
‫میتونی فقط سه روز به من
‫وفادار بمونی؟

00:57:56.959 --> 00:58:00.917
‫وفادار؟ خوب مسلمه
این چه سوالیه؟

00:58:01.209 --> 00:58:03.084
‫تو چطور؟

00:58:03.126 --> 00:58:05.209
‫من هیچ چاره‌ای ندارم

00:58:05.250 --> 00:58:10.001
‫تو لعنتی همه‌ی وجود من رو
تصاحب کردی

00:58:10.084 --> 00:58:12.084
‫خیلی خوبه
همیشه همینطور باش

00:58:12.126 --> 00:58:16.042
‫اما مگه تو نگفتی که حسود نیستی
و من صددرصد آزادم؟

00:58:16.126 --> 00:58:18.959
‫نه اینکه منظوری داشته باشم
فقط خواستم بدونم

00:58:19.042 --> 00:58:22.084
‫راست گفتم من حسود نیستم
هر کاری که دوست داری بکن

00:58:22.209 --> 00:58:26.167
‫اما حداقل سعی کن که
‫ذهنت به من وفادار باشه

00:58:27.042 --> 00:58:29.959
‫قبوله؟
‫بیا عهد ببندیم

00:58:30.001 --> 00:58:32.042
‫بستیم؟
‫بستیم

00:58:32.084 --> 00:58:34.167
‫تقلب بی‌تقلب

00:58:47.001 --> 00:58:49.126
‫نمونه‌ها اینجان

00:58:49.167 --> 00:58:53.001
‫این کتاب تمام اتفاقات زندگی
‫ژنرال دیگالو در روز ناپدید شدنش رو...

00:58:53.001 --> 00:58:56.084
‫در تاریخ 30 می سال 1968 در بر میگیره

00:58:56.209 --> 00:58:59.209
‫خبرگزاریها میمیرن برای این جزئیات

00:58:59.917 --> 00:59:01.959
‫اما رئیس قول داده که
فوق سری نگهش داره

00:59:02.042 --> 00:59:03.917
‫فوق سری؟

00:59:04.001 --> 00:59:06.126
‫فقط یک نسخه از این مدارک وجود داره

00:59:06.917 --> 00:59:09.167
‫و کلیشه هم بلافاصله
بعد از چاپ نابود میشه

00:59:09.917 --> 00:59:12.042
‫خوب ازشون مراقبت کن

00:59:12.167 --> 00:59:16.001
‫من کارم تمومه
هیچ علاقه‌ای هم به حروف‌چینی ندارم

01:00:46.167 --> 01:00:48.876
‫آنتوان. تویی؟

01:00:54.001 --> 01:00:57.084
‫سوءتفاهم‌های بین تو و اون
‫خیلی آزارش داد

01:00:58.001 --> 01:00:59.876
‫در واقع خیلی از مردم اون رو
‫درست درک نکردن

01:01:00.001 --> 01:01:03.001
‫همه‌ی دنیا فکر میکردن اون روانیه
در حالی که اینطور نبود

01:01:03.001 --> 01:01:06.126
‫اون فقط از دورویی متنفر بود

01:01:06.876 --> 01:01:08.959
‫واسه همینم نسبت به همه بدبین بود
...‫رسانه‌ها... روحانیون

01:01:08.959 --> 01:01:11.917
‫مغازه دارها... سیاست مدارها...

01:01:12.001 --> 01:01:14.793
‫هیچ وقت نفهمیدی که...

01:01:14.834 --> 01:01:16.917
‫مادرت یه آنارشیست بود

01:01:16.959 --> 01:01:18.917
‫شاید حق با تو باشه

01:01:19.001 --> 01:01:22.084
‫اما من هیچوقت با این دید
به اون نگاه نکردم

01:01:22.084 --> 01:01:25.834
‫البته در ابعاد شخصی، داستان
‫کاملا متفاوت بود

01:01:26.084 --> 01:01:28.834
‫اون مثل یه گنجشک کوچک بود

01:01:31.042 --> 01:01:32.876
‫آره. یه گنجشک کوچولو

01:01:32.959 --> 01:01:35.042
‫بعد از مرگ پدرت...

01:01:36.834 --> 01:01:39.917
‫میدونی که من و اون
تا آخر عمرش با هم دوست بودیم

01:01:40.042 --> 01:01:44.793
‫چشمهای مادرت ضعیف شد
اما اون نه عینک گذاشت و نه به معاینه‌ی چشم رفت

01:01:45.001 --> 01:01:49.834
‫پس من هر چی میخواست
واسش میخوندم

01:01:50.001 --> 01:01:53.876
‫هر شب یه ساعت
بعضی وقتا هم دو ساعت

01:01:55.793 --> 01:01:57.001
‫هنوزم کتابدوست هستی؟

01:01:57.917 --> 01:01:59.917
‫اوه، آره

01:01:59.917 --> 01:02:03.917
‫یادمه که حتی در سیزده سالگی هم
سرت رو از توی کتاب در نمی‌آوردی

01:02:06.001 --> 01:02:07.959
‫اولین بار که با هم ملاقات کردیم یادته؟

01:02:08.042 --> 01:02:10.917
‫توی کنسرت "ادیت پیاف" بود

01:02:14.834 --> 01:02:16.834
‫ما قبل از اون هم یک بار
‫هم رو دیده بودیم

01:02:16.876 --> 01:02:18.793
‫در "پلیس ویشی" بود

01:02:24.917 --> 01:02:28.959
‫نمیدونی چقدر ناراحت شد وقتی که تو رو
‫توی خیابون دید

01:02:29.001 --> 01:02:31.834
‫اونم در زمانی که توقع داشت
‫توی مدرسه باشی

01:02:31.959 --> 01:02:34.917
‫من تا اون موقع ندیده بودمت
...واسه همین پرسیدم

01:02:34.959 --> 01:02:36.793
‫پسرت کدوم یکیه؟

01:02:39.834 --> 01:02:43.834
‫به نظرم خیلی گنده میومدی
چون خودت کوچولو بودی

01:02:54.001 --> 01:02:55.959
‫پس آقا اینجاست

01:02:56.793 --> 01:02:59.793
‫با یه کم تکلیف اضافی
آقا خسته شدن، آره؟

01:02:59.834 --> 01:03:01.751
‫و پدر مادرتم شکایت دارن

01:03:01.793 --> 01:03:04.793
‫دلم میخواد بدونم با چه حقه‌ای
اینطور عصبانیشون کردی

01:03:04.834 --> 01:03:06.793
‫دفتر مشقت رو ببینم

01:03:06.834 --> 01:03:08.876
‫ندارم
‫نداری؟

01:03:08.917 --> 01:03:11.959
‫میفهمی‌ داری چیکار میکنی؟
به این آسونی نیست دوست من

01:03:13.834 --> 01:03:17.793
‫آخه مادرم...
‫مادرت چی؟

01:03:17.917 --> 01:03:19.834
‫اون مُرده

01:03:19.917 --> 01:03:21.834
‫اوه خدای من

01:03:21.959 --> 01:03:25.001
‫متاسفم پسر
نمیدونستم

01:03:30.876 --> 01:03:32.751
‫مهم نیست

01:03:32.834 --> 01:03:33.876
‫سیمونو

01:03:34.751 --> 01:03:36.751
‫خرگوش صحرایی

01:03:43.959 --> 01:03:48.876
‫خرگوش صحرایی
اثر ژان رچپین

01:03:50.959 --> 01:03:53.709
‫بشینید بچه‌ها

01:04:18.876 --> 01:04:21.834
‫امشب مفصلا صحبت میکنیم

01:04:22.834 --> 01:04:25.751
‫صادقانه بگم...

01:04:25.793 --> 01:04:28.668
‫خیلی ناراحت شدم که واسه
‫تشییع جنازه‌ش نیومدی

01:04:28.751 --> 01:04:30.793
‫تقصیر من نبود

01:04:30.959 --> 01:04:34.668
‫در اون زمان در آلمان
توی بازداشتگاه نظامی‌ بودم

01:04:34.709 --> 01:04:37.668
‫فرمانده‌م خبر داد که مادر مُرده

01:04:37.751 --> 01:04:39.793
‫و سه روز مرخصی داد که
‫به مراسم بیام

01:04:39.834 --> 01:04:41.793
‫اما نتونست وسیله‌ی سفرم رو جور کنه

01:04:41.876 --> 01:04:44.751
‫منم پول خرید بلیط نداشتم واسه همین
‫توی زندان موندم

01:04:45.709 --> 01:04:47.751
‫نمیدونستم

01:04:47.876 --> 01:04:50.917
‫مطمئنم که خیلی رنج کشیدی

01:04:50.959 --> 01:04:52.917
‫چون مادرت خیلی دوستت داشت، پسر

01:04:53.668 --> 01:04:56.709
‫با روشهای عجیبی این موضوع رو نشون میداد
اما دوستت داشت

01:05:00.793 --> 01:05:03.834
‫خریدن یه قبر توی قبرستان
‫مونتمارتره کار خیلی سختی بود

01:05:04.626 --> 01:05:06.709
‫اما من پافشاری کردم

01:05:07.668 --> 01:05:09.751
‫چون خودش اونجا رو
خیلی دوست داشت

01:05:09.876 --> 01:05:12.959
‫دوست داشت آرامگاهش در کنار
‫مارگارت گوتیه باشه

01:05:14.751 --> 01:05:16.709
‫میشناسیش؟

01:05:16.793 --> 01:05:19.751
‫نه. یادم نمیاد

01:05:20.876 --> 01:05:23.834
"‫"مادام کامیلیا
‫اثر آلکساندر دوما؟

01:05:23.876 --> 01:05:25.834
‫فکر میکردم اون یه شخصیت ساختگیه

01:05:25.917 --> 01:05:28.626
‫نه، واقعا وجود داشته

01:05:28.834 --> 01:05:31.876
‫هیچوقت متوجه مقبره‌ی اون نشدی؟
‫کنار مادرته

01:05:32.876 --> 01:05:36.626
‫راستش رو بگم تا حالا
قبر مادرم رو ندیدم

01:05:36.751 --> 01:05:40.876
‫وقتی برگشتم با هیچکس صحبت نکردم
‫حتى محل دفنش رو نمیدونم

01:05:41.834 --> 01:05:45.626
‫چیزی که میشنوم رو باور نمیکنم

01:05:47.917 --> 01:05:51.626
‫میدونی چیکار میکنیم؟
‫کی باید برگردی سر کارت؟

01:05:51.876 --> 01:05:54.834
‫نهایتا تا 2:30

01:05:55.626 --> 01:05:59.584
‫نوزده فرانک. سهم هر کدوم میشه
‫نه و نیم فرانک

01:06:04.793 --> 01:06:09.751
‫بعد از مرگ مادرت به شدت
‫احساس پوچی میکردم

01:06:13.834 --> 01:06:16.709
‫از شغل وکالت مدنی خودم
‫استعفا کردم

01:06:16.751 --> 01:06:20.626
‫از جنگ و آشتی مردم خسته شده بودم

01:06:22.709 --> 01:06:26.584
‫واسه‌ی خودم یه شغل
‫کوچیک راه انداختم

01:06:27.876 --> 01:06:30.543
‫یه تجارت خیلی کوچولو

01:06:30.751 --> 01:06:34.626
‫لباسهای رسمی ‌کرایه میدادم

01:06:37.626 --> 01:06:39.584
‫قبرش از این طرفه

01:06:51.584 --> 01:06:53.834
‫مسلما حالا فهمیدی که...

01:06:54.584 --> 01:06:57.584
‫ تو هم به اندازه‌ی پدر و مادرت...

01:06:57.668 --> 01:07:00.709
‫در دعواها و جدا شدنتون مقصر بودی

01:07:04.584 --> 01:07:07.543
‫دوست داشتم ببینمت

01:07:08.626 --> 01:07:11.626
‫شاید باورت نشه

01:07:11.709 --> 01:07:14.668
‫اما هر چی بیشتر بهت نگاه میکنم...

01:07:15.584 --> 01:07:18.584
‫ بیشتر خاطره‌ی مادرت برام زنده میشه

01:07:23.709 --> 01:07:25.709
‫خیلی غم انگیزه

01:07:25.793 --> 01:07:29.626
‫ولی خوشحالم که من
آرامگاه مادرت رو بهت نشون دادم

01:07:29.834 --> 01:07:31.793
‫اوه... تا یادم نرفته

01:07:32.793 --> 01:07:34.751
‫کارت ویزیت من

01:07:35.668 --> 01:07:39.709
‫هر وقت اسموکینگ لازم داشتی
‫بیا پیش خودم

01:07:40.584 --> 01:07:44.543
‫سایز تو سی و ششه
و البته هزینه‌ای هم برات نداره

01:07:44.793 --> 01:07:48.584
‫حتما. اگه شرایطش پیش بیاد

01:07:49.501 --> 01:07:51.668
‫خداحافظ آقای لوسین
‫خداحافظ پسرم

01:07:56.751 --> 01:07:59.501
‫بذار ببوسمت

01:08:03.501 --> 01:08:04.584
...‫به سابین عزیزم

01:08:05.543 --> 01:08:07.543
‫کسی که دوستش دارم اما
‫حاضر نیست من رو ببینه

01:08:07.626 --> 01:08:10.584
‫گرچه تو دوست نداری بشنوی، اما من
‫باید برات تعریف کنم که امروز...

01:08:10.584 --> 01:08:12.543
‫چه اتفاق عجیبی برام پیش اومد

01:08:12.709 --> 01:08:16.460
‫امروز به آقای لوسین
یکی از عشاق مادرم برخوردم

01:08:16.501 --> 01:08:18.668
‫مهمترین اون‌ها

01:08:18.709 --> 01:08:21.751
‫سوالاتش در مورد مادرم منو به یاد
‫روزهایی انداخت که...

01:08:22.501 --> 01:08:24.584
‫ روانکاو من رو آزمایش میکرد

01:08:24.709 --> 01:08:26.709
‫البته ما بهش میگفتیم
"‫"روانشناس

01:08:31.751 --> 01:08:34.584
‫والدینت میگن
تو همیشه در حال دروغ گفتنی

01:08:35.751 --> 01:08:38.751
‫فکر میکنم بازم باید به همین
‫رویه ادامه بدم

01:08:38.751 --> 01:08:41.751
‫بعضی وقتا بهشون راست میگم
‫اما اونا باور نمیکنن

01:08:42.501 --> 01:08:44.584
‫منم ترجیح میدم دروغ بگم

01:08:44.709 --> 01:08:47.709
‫آقای لوسین گفت مادرم
مثل یه گنجشک کوچک بوده

01:08:48.709 --> 01:08:51.543
‫گنجشک کوچولو

01:08:51.584 --> 01:08:54.543
‫واقعا هر دومون
در مورد یه نفر حرف میزدیم؟

01:08:54.751 --> 01:08:59.501
‫خانوم دوانل فقط یه چیز رو به من یاد داد
"‫"عشق یعنی همه چیز

01:09:00.543 --> 01:09:02.751
‫وقتی اون شبها دیر به خونه برمیگشت
‫من خودمو به خواب میزدم

01:09:16.709 --> 01:09:18.584
‫"عشق نقطه‌ی مقابل قفسه"

01:09:18.668 --> 01:09:22.709
‫فقط 13 سالم بود که روانشناس سعی داشت
از اسرار عاشقانه‌ی من سر دربیاره

01:09:24.584 --> 01:09:26.668
‫تا به حال با یه دختر خوابیدی؟

01:09:31.709 --> 01:09:34.626
‫نه، ولی بعضی از دوستام
این کار رو کردن

01:09:34.709 --> 01:09:39.460
‫اونا برام تعریف کردن
‫که فاحشه‌ها رو کجا میتونم پیدا کنم

01:09:39.626 --> 01:09:43.584
‫پس منم رفتم و سعی کردم
یه تیکه بلند کنم

01:09:43.626 --> 01:09:46.668
‫ولی همه‌شون سرم جیغ میکشیدن
منم ترسیدم و فرار کردم

01:09:46.709 --> 01:09:49.460
‫چند بار دیگه هم
به اونجا سر زدم

01:09:49.543 --> 01:09:53.460
‫یه بار یه آقایی من رو دید
‫و ازم پرسید که واسه چی میرم اونجا؟

01:09:53.543 --> 01:09:56.501
‫اهل آفریقای شمالی بود
...منم بهش گفتم

01:09:56.584 --> 01:10:02.501
‫به نظرم زنهای زیادی رو میشناسه
...و اونم گفت یه زن رو میشناسه که

01:10:02.626 --> 01:10:05.668
‫از پسرهایی در سن و سال
‫من خوشش میاد

01:10:06.584 --> 01:10:10.417
‫پس به هتل اون خانوم رفتیم

01:10:10.460 --> 01:10:12.626
‫ولی اون روز توی هتل نبود

01:10:13.460 --> 01:10:16.626
‫یکی دو ساعت صبر کردیم اما خبری نشد
منم برگشتم

01:10:16.626 --> 01:10:19.543
‫بلوغ من خیلی دیرتر از زمانی که
واسه دخترها میرسه، اتفاق افتاد

01:10:19.626 --> 01:10:22.501
‫وقتی که از ارتش خارج شدم
سعی کردم دوباره شانسم رو امتحان کنم

01:10:22.501 --> 01:10:24.626
‫نیاز به حس بزرگ شدن داشتم

01:10:24.668 --> 01:10:27.501
‫ناامیدانه به دنبال اکسیر جسارت میگشتم

01:10:27.501 --> 01:10:30.584
‫یعنی میشه اون دختر چشم آبی از من خوشش بیاد؟
اون دانشجوئه چطور؟

01:10:30.668 --> 01:10:33.668
‫اون کفش فروشه؟
یا اون تایپیست وزارت کشاورزی؟

01:10:34.417 --> 01:10:36.417
‫دختر مدیر شبانه چطوره؟

01:10:37.501 --> 01:10:39.584
‫و در یک روز خوب
در یک روز واقعا زیبا

01:10:39.626 --> 01:10:41.459
‫تو رو دیدم سابین...

01:10:41.501 --> 01:10:43.543
‫و بعد از اون روز
به هیچ زنی نگاه نکردم

01:10:43.584 --> 01:10:46.543
‫اولین شبی که با هم رفتیم سینما
یادته؟

01:10:46.584 --> 01:10:50.584
‫تو از خشونت فیلم ترسیده بودی و سرت رو
‫روی شونه‌ی من گذاشتی؟

01:10:51.459 --> 01:10:53.501
‫از مشتزنی متنفرم

01:11:03.417 --> 01:11:06.584
‫چقدر اون شب خوشحال بودم که
‫از مشتزنی بدت میاد

01:11:12.459 --> 01:11:17.417
‫اما حالا تو من رو ترک کردی و من همه‌ی
‫رویاهام رو بربادرفته میبینم

01:11:17.460 --> 01:11:19.543
‫فکر میکنم بهتره که
شخصیت داستانم بمیره

01:11:34.626 --> 01:11:38.417
‫بذار ببینم درست متوجه
‫شدم یا نه؟

01:11:38.543 --> 01:11:42.375
‫زنه هیچوقت ازدواج مجدد نکرده بنابراین
‫مَرده نمیتونه ناپدری بچه‌ش بشه؟

01:11:42.459 --> 01:11:44.459
‫نه. پسره واقعا بچه‌ی خودش بوده

01:11:44.460 --> 01:11:47.417
‫اما اون معتقد بوده که زنش بهش خیانت کرده
و بچه مال اون نیست

01:11:47.459 --> 01:11:49.501
‫بنابراین همین شک رو
‫مبنای دفاعیاتش قرار داده

01:11:49.584 --> 01:11:53.334
‫درحال حاضر دفاعیات اون
‫هیچ اهمیتی نداره

01:11:53.543 --> 01:11:57.375
‫وقتی همسایه‌ها دیدن که
روی جسد پسره تف میکنه

01:11:57.417 --> 01:11:58.584
‫خواستن بدون محاکمه اعدامش کنن

01:11:58.626 --> 01:12:01.584
‫پلیس نتونست ازش محافظت کنه
‫و به شدت مضروب شد

01:12:02.417 --> 01:12:04.375
‫حالا هم از پذیرش وکیل امتناع میکنه

01:12:04.459 --> 01:12:07.460
‫من انتخاب شدم واسه این کار
اما باید بتونم باهاش حرف بزنم

01:12:07.543 --> 01:12:10.334
‫تنها کاری که میکنه
‫فحش و فریاده

01:12:10.417 --> 01:12:13.459
‫آقای دادستان تصمیم گرفتن...
‫میفهمم

01:12:13.460 --> 01:12:16.334
‫فقط نوازشهای یک زنه که میتونه
یه جنایتکار رو رام کنه

01:12:16.334 --> 01:12:19.375
‫تو که عواطف عمومی ‌رو در مورد
‫قتل کودکان میدونی

01:12:19.543 --> 01:12:22.501
‫پس چرا من باید با بقیه
‫متفاوت باشم؟

01:12:23.501 --> 01:12:26.375
‫به هر حال بدم نمیاد ببینمش

01:12:26.459 --> 01:12:29.417
‫اما اول میخوام
‫پرونده‌ش رو بخونم

01:12:46.000 --> 01:12:50.000
‫وقتت رو هدر نده. میتونی همین الان
‫برگردی به پاریس

01:12:50.001 --> 01:12:52.916
‫اون یه ساعت پیش
‫سعی کرد خودکشی کنه

01:12:53.001 --> 01:12:55.042
‫الان توی بیمارستان زندانه

01:12:55.084 --> 01:12:57.084
‫رگهاش رو بریده
‫با یه تکه شیشه

01:12:57.875 --> 01:13:00.042
‫مگه ساعتش رو ازش نگرفتین؟
‫البته که گرفتیم

01:13:00.125 --> 01:13:02.875
‫لامپ سلولش رو شکسته

01:13:04.001 --> 01:13:07.833
‫یه هفته فرصت داری که تصمیم بگیری

01:13:07.916 --> 01:13:11.084
‫در تماس باش
پاریس که رسیدم باهات تماس میگیرم

01:13:14.042 --> 01:13:16.958
‫قاعدتا نباید قبول میکردم

01:13:17.958 --> 01:13:19.875
‫اما برای فکر کردن
‫زمان میخوام

01:13:19.958 --> 01:13:22.833
‫میخواین تا ایستگاه برسونمتون؟

01:13:22.958 --> 01:13:25.916
‫آره. یه کم عصبی شدم

01:13:25.916 --> 01:13:28.833
‫میخوام به یه دوست زنگ بزنم که در
‫ایستگاه بیاد دنبالم. ممکنه؟

01:14:07.833 --> 01:14:09.000
‫سابین برنریاس؟

01:14:12.042 --> 01:14:14.001
‫باورم نمیشه

01:14:15.875 --> 01:14:19.791
‫فکر میکردم اینجور اتفاقات رو
فقط تو داستانها میشه دید

01:14:20.916 --> 01:14:25.833
‫آدم متاهلی که وانمود میکنه مجرده

01:15:18.958 --> 01:15:21.958
‫دیگه دارم باهاش قطع رابطه میکنم

01:15:22.001 --> 01:15:25.708
‫بزرگترین اشتباه زندگی من بود

01:15:27.000 --> 01:15:28.958
‫بگذریم...

01:15:29.875 --> 01:15:31.750
‫تو در چه حالی؟

01:15:34.958 --> 01:15:36.958
‫همون داستان همیشگی

01:15:37.916 --> 01:15:39.875
‫به بن بست رسیدم

01:15:42.916 --> 01:15:44.958
‫نمیدونم کجا ایستادم

01:15:47.001 --> 01:15:52.958
‫من و تو شبیه هم هستیم. میبینی؟
‫سرنوشتهامون هم با هم یکیه

01:16:07.001 --> 01:16:09.750
‫هیچی از این فیلم نمیفهمم

01:16:10.708 --> 01:16:13.708
‫تا حالا فکر میکردم اون آقاهه قاتله

01:16:15.001 --> 01:16:17.000
‫دستمالم رو جا گذاشتم
تو داری؟

01:16:18.916 --> 01:16:23.791
‫فقط کلنکس دارم
‫من هیچوقت بینی‌م رو با کاغذ تمیز نمیکنم

01:16:30.791 --> 01:16:33.875
‫خاویر اینجاست؟
‫نه. نیست

01:16:34.750 --> 01:16:36.916
‫باشه. مهم نیست

01:16:47.958 --> 01:16:51.875
‫باید خیلی سریع باهاش تماس بگیرم

01:16:51.916 --> 01:16:54.667
‫لطفا شماره‌ی همسرش رو به من بدین

01:16:54.791 --> 01:16:56.791
‫آقای خاویر متاهل نیستن

01:16:56.875 --> 01:16:58.875
‫باشه. شماره‌ی همسر سابقش

01:16:58.958 --> 01:17:02.875
‫باید خدمتتون عرض کنم که ایشون
‫هرگز ازدواج نکردن

01:17:03.708 --> 01:17:05.750
‫هیچوقت؟

01:17:07.958 --> 01:17:10.750
‫پس این خط کیه؟
‫خود خودکاره نوشته؟

01:17:10.833 --> 01:17:13.708
‫این خواهر کوچکترش، خانوم سابین‌ـه
تا حالا ندیدیش؟

01:17:13.833 --> 01:17:17.708
‫تو یه مغازه صفحه گرامافون میفروشه

01:17:53.625 --> 01:17:54.791
‫خانوم؟

01:17:55.791 --> 01:17:57.833
‫من؟
‫بله، شما

01:17:58.875 --> 01:18:02.583
‫منو ببخشید، اما آیا شما
‫خانوم سابین هستین؟

01:18:02.667 --> 01:18:04.791
‫متاسفم. نه
‫خیلی عذر میخوام

01:18:04.916 --> 01:18:09.791
‫من که سابین نیستم. اما من و شما
‫یه وجه تشابه داریم

01:18:09.833 --> 01:18:13.750
‫دوست دخترهای سابق آنتوان دوانل

01:18:14.708 --> 01:18:18.667
‫شما رو توی دادگاه دیدم
من یه وکیلم

01:18:18.667 --> 01:18:21.791
‫اما شما منو با این عنوان میشناسین
‫"کلوت، دوستی از کنسرتهای دوران جوانی"

01:18:21.875 --> 01:18:23.750
‫اوه. البته

01:18:24.708 --> 01:18:26.750
‫شما هم اومدین که سابین رو ببینین؟
‫ آره

01:18:26.833 --> 01:18:30.875
‫من زنگ زدم
اما کسی جواب نداد

01:18:31.625 --> 01:18:33.708
‫یه جای راحت‌تر پیدا میکنیم
‫و منتظر میشیم

01:18:33.833 --> 01:18:36.667
‫من اون پایین چند تا نیمکت دیدم

01:18:43.875 --> 01:18:47.708
‫یه هدف ویژه شما رو
به اینجا کشونده. درسته؟

01:18:47.833 --> 01:18:49.833
‫درسته
شما چطور؟

01:18:49.875 --> 01:18:52.667
‫یه جورایی...
اما من یه دلیل خیلی خاص دارم

01:18:52.708 --> 01:18:56.625
‫من برادر سابین رو میشناسم
و میخوام پایان یه داستان رو کشف کنم

01:18:56.875 --> 01:18:59.833
‫همین تازگی کتاب آنتوان رو خوندم و میدونم که
داستانش واسه شما خیلی قدیمی ‌شده

01:18:59.875 --> 01:19:03.542
‫اما من هنوز تحت تاثیرش هستم
بشینیم؟

01:19:06.916 --> 01:19:10.791
‫اون آنتوان لعنتی باعث شد که هر وقت
به گذشته‌م فکر میکنم احساس غرور بهم دست بده

01:19:10.875 --> 01:19:13.667
‫واسه همین سعی دارم کمکش کنم

01:19:13.667 --> 01:19:18.583
‫همیشه فکر میکردم اون به این دلیل با من ازدواج کرد
که شما دست رد به سینه‌ش زدین

01:19:18.708 --> 01:19:20.833
‫نه، اصلا اینطور نیست

01:19:21.625 --> 01:19:24.583
‫وقتی من باهاش آشنا شدم هنوز مدرسه میرفتم
و فکر میکردم اون شاغله

01:19:24.625 --> 01:19:27.625
‫خیلی جوونتر از اون بودیم که
‫بخوایم درباره‌ی ازدواج صحبت کنیم

01:19:27.667 --> 01:19:29.583
‫سلام آنتوان

01:19:30.542 --> 01:19:31.667
‫اوضاع چطوره؟
عالی

01:19:31.750 --> 01:19:33.583
‫بشین. چیزی خوردی؟
‫آره

01:19:34.542 --> 01:19:36.667
‫مطمئنی؟
‫آره، شام خوردم

01:19:36.708 --> 01:19:37.750
‫حتما؟

01:19:37.833 --> 01:19:40.583
‫میتونم یه کم املت و سالاد درست کنم

01:19:40.708 --> 01:19:43.708
‫نه، نارنگی میخورم

01:19:44.750 --> 01:19:49.625
‫ پیش‌دستی بیارم؟
‫نه، از مال شما استفاده میکنم

01:19:51.750 --> 01:19:53.791
‫دیگه نه
‫باز کیه؟

01:19:54.708 --> 01:19:56.583
‫امروز همه اینجا رژه میرن

01:20:01.625 --> 01:20:04.583
‫سلام. بیا تو
از این طرف

01:20:06.667 --> 01:20:09.583
‫آنتوان نظر والدینم رو
به خودش جلب کرده بود

01:20:09.583 --> 01:20:11.625
‫بیشتر وقتش توی خونه‌ی ما میگذشت

01:20:11.708 --> 01:20:14.667
‫و متوجه نبود که در نظر من
مثل پسرخاله کوچولومه

01:20:15.542 --> 01:20:18.583
‫من سرشار از انرژی
و به دنبال هیجان بودم

01:20:18.667 --> 01:20:21.625
‫مادر، این آلبرته که
‫درباره‌ش باهات حرف زدم

01:20:22.833 --> 01:20:24.791
‫ناپدری من

01:20:26.542 --> 01:20:29.750
‫آنتوان رو هم که میشناسی
آره، یه بار دیدمش

01:20:30.500 --> 01:20:31.708
‫میرم لباسم رو بپوشم

01:20:33.583 --> 01:20:35.750
‫یه سیگار بده به من

01:20:39.833 --> 01:20:42.583
‫من آماده‌م
ما میریم بیرون

01:20:42.667 --> 01:20:44.708
‫بای بای

01:20:45.833 --> 01:20:48.667
‫آنتوان هم حس ماجراجویی
‫و هیجان‌طلبی رو داشت

01:20:48.667 --> 01:20:51.750
‫من دوستی خیلی نزدیکی با یکی از
‫شاگردان ویولونم به نام لیلیان داشتم

01:20:51.791 --> 01:20:54.542
‫ما اون رو با خودمون به
‫تعطیلات بردیم

01:20:54.625 --> 01:20:57.458
‫اما آنتوان یه دعوای تمام نشدنی
‫با لیلیان داشت

01:20:57.791 --> 01:21:01.667
‫تو دائما یا داری با آدما حرف میزنی
‫یا داری لمسشون میکنی

01:21:01.667 --> 01:21:05.500
‫حقیقت نداره. تقصیر من چیه
‫که مردم میان با من حرف بزنن؟

01:21:05.625 --> 01:21:07.708
‫همیشه باید دلواپس باشم

01:21:08.500 --> 01:21:13.500
‫دائم باید بگم
‫"لیلیان کجاست؟"

01:21:14.500 --> 01:21:17.667
‫جر و بحث کافیه
بیاین غذا

01:21:17.750 --> 01:21:19.708
‫یه روز موقع خرید پولم تموم شد

01:21:19.750 --> 01:21:21.708
‫و زودتر از موعد به خونه برگشتم

01:21:22.500 --> 01:21:25.708
‫در قفل بود و من فکر کردم که
دوباره دعواشون شده

01:21:25.750 --> 01:21:28.500
‫گرچه به آنتوان سپرده بودم که...

01:21:28.583 --> 01:21:30.708
‫سعی کن با لیلیان مهربونتر باشی

01:21:38.750 --> 01:21:40.542
‫واقعا جا خوردم

01:21:40.583 --> 01:21:42.542
‫ولی نه به اندازه‌ی اونا

01:21:42.583 --> 01:21:46.542
‫آنتوان سعی کرد با یکی از اون
‫توجیه‌های کلاسیکش قضیه رو تموم کنه

01:21:46.667 --> 01:21:48.625
‫اون به لیلیان یه کتاب داده بود

01:21:48.667 --> 01:21:53.500
‫و متوجه شده بود که لیلیان اون رو
با یه برگ روزنامه جلد کرده

01:21:53.583 --> 01:21:55.458
‫اینقدر روش تاثیر گذاشته بود...

01:21:55.500 --> 01:21:57.708
‫که پرید کنارش توی تخت خواب
‫دقیقا

01:21:58.500 --> 01:22:00.583
‫از این منطقی‌تر نمیشه

01:22:01.625 --> 01:22:05.625
‫نکته‌ی جالبش اینجا بود
‫نه حسودی کردم و نه ناراحت شدم

01:22:05.667 --> 01:22:08.542
‫و از همینجا فهمیدم که
دیگه آنتوان رو دوست ندارم

01:22:08.625 --> 01:22:10.583
‫من خیلی جوون بودم
که ازدواج کردم

01:22:10.625 --> 01:22:12.500
‫پس ازش جدا شدم

01:22:12.542 --> 01:22:16.500
‫و اون با لیلیان زندگی کرد تا وقتی که
لیلیان هم تصمیم گرفت ترکش کنه

01:22:16.583 --> 01:22:19.458
‫اون با من تماس گرفت
تا با لیلیان صحبت کنم و منصرفش کنم

01:22:19.583 --> 01:22:22.625
‫لیلیان... نرو
آنتوان داغون میشه

01:22:22.625 --> 01:22:24.667
‫اون داغون هست

01:22:25.417 --> 01:22:28.667
‫اون یه همسر میخواد و یه پرستار
‫یه خواهر، پیشخدمت و یه مادر

01:22:29.458 --> 01:22:31.667
‫من نمیتونم
همه‌ی این نقش‌ها رو بازی کنم

01:22:32.458 --> 01:22:35.542
‫زیادی سخت میگیری
‫همینه که هست

01:22:35.625 --> 01:22:38.458
‫نباید دیگران رو وادار کنی که
بهای اشتباهات بچگانه‌ی تو رو بپردازن

01:22:38.542 --> 01:22:42.417
‫به علاوه، لیلیان میخواست یه بچه رو
‫به فرزندی قبول کنه و به تنهایی بزرگش کنه

01:22:42.500 --> 01:22:43.583
‫که تو رو به یاد من میاره کولت

01:22:43.625 --> 01:22:46.667
‫آنتوان گفت که یک بار تو رو
با بچه‌ت توی خیابون دیده

01:22:48.542 --> 01:22:51.375
‫آنتوان... بذار ببوسمت

01:22:51.458 --> 01:22:55.417
‫آلبرت، آنتوان رو یادته؟
‫همسرم آلبرت

01:22:55.542 --> 01:22:58.583
‫اینجا چیکار میکنی؟
منتظر یه دوستم

01:22:59.667 --> 01:23:02.542
‫شرط میذارم نمیدونی که
دختره یا پسر؟

01:23:03.583 --> 01:23:06.458
‫باید یه شب واسه شام بیای پیش ما
مگه نه آلبرت؟

01:23:06.542 --> 01:23:07.542
‫البته

01:23:07.625 --> 01:23:10.375
‫مامان شماره‌م رو بهت داده؟

01:23:10.500 --> 01:23:11.500
‫فکر میکنم آره

01:23:11.625 --> 01:23:14.500
‫انگشت شماره‌گیرت رو که گم نکردی؟

01:23:14.625 --> 01:23:17.667
‫تو هیچوقت با تلفن مشکلی نداشتی

01:23:18.625 --> 01:23:21.417
‫خب... فعلا خداحافظ

01:23:21.458 --> 01:23:23.625
‫حالا دختره یا پسر؟

01:23:23.667 --> 01:23:26.625
‫دختر بود
ژولی کوچولوی من

01:23:27.667 --> 01:23:30.583
‫دیگه پیش مامانش نیست

01:23:31.500 --> 01:23:34.334
‫کشته شد
تو یه تصادف ماشین

01:23:34.375 --> 01:23:35.500
‫مادر

01:23:51.625 --> 01:23:55.375
‫بعد از اون دیگه بچه نخواستم

01:23:55.417 --> 01:23:58.583
‫نمیتونستم تحمل کنم... خودم رو
‫غرق تحصیل در رشته‌ی حقوق کردم

01:23:59.542 --> 01:24:03.542
‫اما با شوهرم اختلاف پیدا کردیم
و جدا شدیم

01:24:04.417 --> 01:24:07.583
‫پنج سال از اون روزها گذشته
نمیدونم چی فکر میکنی

01:24:07.625 --> 01:24:11.375
‫اما تصمیم گرفتم
از یه نفر در دراگوگنان دفاع کنم

01:24:11.500 --> 01:24:16.583
‫پسر سه ساله‌ش رو
تا سر حد مرگ کتک زده

01:24:18.417 --> 01:24:21.583
‫شاید دیوونگی باشه
اما تصمیم گرفتم ازش دفاع کنم

01:24:24.417 --> 01:24:28.334
‫ببین. بیشتر از این نمیتونم
منتظر سابین بمونم

01:24:28.500 --> 01:24:30.542
‫چرا باید توی زندگی آنتوان
‫دخالت کنم؟

01:24:30.625 --> 01:24:33.542
‫در حالی که زندگی خودم
اینقدر به هم ریخته‌ست؟

01:24:34.583 --> 01:24:38.334
‫شاید طبیعت شغلمه

01:24:38.583 --> 01:24:40.542
‫من عاشق یه مرد هستم که
یک کتابفروشی داره

01:24:40.583 --> 01:24:42.583
‫اون برادر سابینه
و من دوستش دارم

01:24:43.375 --> 01:24:46.375
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه
‫باید بهش بگم

01:24:46.458 --> 01:24:48.458
‫به اندازه‌ی کافی وقتم رو هدر دادم
صبر کن

01:24:48.542 --> 01:24:51.334
‫توی این پاکت یه عکس از سابین هست

01:24:51.458 --> 01:24:55.334
‫ازم نخواه که توضیح بدم
...اما اگه این عکس به دست آنتوان برسه

01:24:55.458 --> 01:24:58.334
‫میتونه خیلی خوشحالش کنه

01:25:08.334 --> 01:25:11.458
‫امانوئل. یه خانوم این
‫یادداشت رو گذاشت

01:25:11.583 --> 01:25:13.458
‫ممنون

01:25:21.334 --> 01:25:23.542
‫آنتوان بیدار شو
ساعت هفت‌ـه

01:25:24.375 --> 01:25:26.292
‫یه نامه داری

01:25:26.375 --> 01:25:28.375
‫ممنونم
‫قابلی نداشت

01:26:57.250 --> 01:26:59.334
‫من باهات عشق‌بازی کردم

01:26:59.417 --> 01:27:01.417
‫چون منم به اندازه‌ی تو
از این کار لذت میبردم

01:27:02.250 --> 01:27:06.292
‫اما وقتی درباره‌ی
‫آینده‌ی خودمون ازت پرسیدم...

01:27:06.375 --> 01:27:09.209
‫نتونستی جوابم رو بدی

01:27:09.375 --> 01:27:12.209
‫پس فکر کردم بهتره
مراقب خودم باشم

01:27:12.417 --> 01:27:14.458
‫من چیز زیادی درباره‌ی زندگی نمیدونم

01:27:15.250 --> 01:27:18.292
‫اما فکر میکنم وقتی دو نفر عاشق هم هستن
‫باید در همه چیز شریک باشن

01:27:18.375 --> 01:27:23.292
‫بدون اینکه نگران باشن که رازهاشون
چه تاثیری روی طرف مقابل داره

01:27:23.417 --> 01:27:26.334
‫شاید هم من معنی عشق رو
‫درست نفهمیدم

01:27:28.500 --> 01:27:31.292
‫من میدونستم چی ازت میخوام

01:27:31.334 --> 01:27:34.292
‫اما وقتی دیدم تو نمیتونی در مورد
‫زندگی با من یا بدون من...

01:27:34.292 --> 01:27:36.375
‫ تصمیم بگیری...

01:27:36.500 --> 01:27:40.167
‫ فهمیدم که باید مراقب باشم

01:27:41.375 --> 01:27:45.167
‫سعی کردم احساساتم رو کنترل کنم
کمتر دوستت داشته باشم

01:27:45.417 --> 01:27:47.334
‫اما موفق نشدم

01:27:47.334 --> 01:27:51.334
‫و چون از زجر کشیدن بدم میاد
تصمیم گرفتم که دیگه هیچوقت هم رو نبینیم

01:27:52.375 --> 01:27:55.334
‫من اجازه دادم که تو
‫منو وابسته‌ی خودت بکنی. بد هم نبود

01:27:55.458 --> 01:27:57.375
‫گله‌ای ندارم

01:27:57.458 --> 01:28:01.375
‫اما دور و ور من پره از افرادی که
هنرشون همینه: جذب امثال من

01:28:02.167 --> 01:28:04.167
‫نباید همچین حرفی بزنی

01:28:04.250 --> 01:28:08.292
‫من این کاره نیستم
‫چرا، هستی

01:28:08.375 --> 01:28:11.292
‫میتونم اونا رو قبل از اینکه
‫پا توی این مغازه بذارن بشناسم

01:28:11.375 --> 01:28:14.334
‫از نوع نگاهی که از پشت شیشه
‫به من میندازن

01:28:14.417 --> 01:28:17.292
‫وقتی من اومدم اینجا
‫فقط به خاطر تو اومدم

01:28:17.375 --> 01:28:20.334
‫از دو هفته قبلش تو رو میشناختم
و تو اینو نمیدونستی

01:28:20.417 --> 01:28:22.125
‫غیرممکنه

01:28:22.167 --> 01:28:23.334
‫باور نمیکنی؟
‫البته که نه

01:28:23.375 --> 01:28:27.375
‫پس خوب گوش کن

01:28:27.417 --> 01:28:32.125
‫یه روز رفتم توی یه کافه
که یه تلفن بزنم

01:28:32.167 --> 01:28:34.167
‫رفتم طبقه‌ی پایین

01:28:34.209 --> 01:28:37.167
‫و دیدم یه نفر قبل از من وارد کیوسک
‫شده و داره صحبت میکنه

01:28:37.209 --> 01:28:39.167
‫اون فریاد میزد

01:28:39.250 --> 01:28:41.375
‫و خیلی عصبانی بود

01:28:41.417 --> 01:28:44.125
‫نتونستم حرفاش رو کامل بشنوم

01:28:44.167 --> 01:28:48.209
‫ولی مشخص بود که در حال دعوا
‫با یه زن بود

01:28:48.292 --> 01:28:51.209
‫بعد، در یک لحظه‌ی حساس...

01:28:51.250 --> 01:28:53.417
...‫ که در اوج عصبانیت بود

01:28:54.209 --> 01:28:58.209
‫یه عکس رو از جیبش آورد بیرون

01:28:58.250 --> 01:29:00.334
‫گوشی رو به شونه‌ش چسبوند

01:29:00.375 --> 01:29:02.375
‫و عکس رو پاره کرد

01:29:03.125 --> 01:29:05.292
‫جلوی چشم من تکه تکه‌ش کرد

01:29:05.334 --> 01:29:07.292
‫و با عصبانیت به روی زمین ریخت

01:29:07.334 --> 01:29:11.209
‫بعد تلفن رو قطع کرد
و اومد بیرون

01:29:11.250 --> 01:29:15.292
‫من به داخل کیوسک خزیدم

01:29:15.375 --> 01:29:18.292
‫نمیدونم چرا
‫نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم

01:29:19.250 --> 01:29:22.209
‫همه‌ی اون تکه عکس‌ها رو برداشتم

01:29:22.250 --> 01:29:24.084
‫ توی جیبم گذاشتم

01:29:24.334 --> 01:29:27.209
‫وقتی رسیدم خونه، نشستم

01:29:27.250 --> 01:29:31.250
‫و اونها رو با نوار چسب
‫به هم چسبوندم

01:29:32.167 --> 01:29:35.334
‫و بعد، درست مثل یه جادو...

01:29:35.334 --> 01:29:37.250
‫ اون پازل شکل گرفت

01:29:38.167 --> 01:29:40.250
‫و چهره‌ی یه زن نمایان شد

01:29:40.292 --> 01:29:44.084
‫و من دیوانه‌وار عاشقش شدم

01:29:44.125 --> 01:29:46.209
‫مایوسانه سعی کردم
...عکاسی رو پیدا کنم

01:29:46.250 --> 01:29:48.334
‫که اسمش در پشت عکس
‫نوشته شده بود

01:29:48.375 --> 01:29:53.334
‫اما اون مغازه شو فروخته بود
‫و هیچ کس آدرس جدیدشو بلد نبود

01:29:53.375 --> 01:29:56.334
‫تمام پاریس رو به دنبالش گشتم

01:29:57.084 --> 01:29:59.334
‫با آدمهای زیادی صحبت کردم
به خونه‌های زیادی سر زدم

01:30:00.084 --> 01:30:03.167
‫و سختیهای زیادی در این راه کشیدم

01:30:03.250 --> 01:30:05.250
‫از یه پله ده بار بالا و پایین میرفتم

01:30:05.292 --> 01:30:08.292
‫و مردم رو توی خیابون تعقیب میکردم

01:30:08.334 --> 01:30:11.292
‫و بالاخره آدرس اون زن رو پیدا کردم

01:30:11.334 --> 01:30:14.209
‫و اسمش رو یاد گرفتم

01:30:14.250 --> 01:30:17.209
‫آدرس خونه‌ش رو نداشتم
اما محل کارش رو پیدا کردم

01:30:17.292 --> 01:30:19.167
‫و در تمام این مدت...

01:30:19.250 --> 01:30:22.250
‫عکس اون زن دوست داشتنی
یک لحظه هم از من دور نشد

01:30:22.292 --> 01:30:24.292
‫میخوای ببینیش؟

01:30:30.209 --> 01:30:32.125
‫حالا یادم اومد

01:30:32.167 --> 01:30:35.209
‫تو صفحه‌ای رو از من خواستی
که اصلا وجود نداشت

01:30:36.042 --> 01:30:39.334
‫من احساسم رو ازت مخفی کردم و حتی
‫باعث خنده‌ی تو شدم

01:30:40.125 --> 01:30:43.334
‫و بعد برگشتی من رو عاشق خودت کردی

01:30:44.125 --> 01:30:46.167
‫تو هیچ احساسی از خودت
‫نشون نمیدادی

01:30:46.167 --> 01:30:49.167
‫با خودم میگفتم اون منو به چشم یه دختر بچه میبینه
حتی نمیدونه که من یه زنم

01:30:49.292 --> 01:30:52.167
‫در حالی که در قلبم
‫طوفانی از احساسات بود

01:30:52.209 --> 01:30:55.292
‫واقعا خوب گولم زدی
...اگه زودتر میدونستم

01:30:56.084 --> 01:30:58.292
‫چرا تا امروز برام تعریف نکردی؟

01:30:59.042 --> 01:31:02.084
‫چون در تمام عمرم
‫احساسم رو مخفی کردم

01:31:02.167 --> 01:31:04.084
‫هیچوقت چیزی رو مستقیم نگفتم

01:31:04.167 --> 01:31:06.084
‫به مردم اعتماد نداری

01:31:06.209 --> 01:31:09.334
‫اما به تو اعتماد دارم سابین
این رو باور کن

01:31:09.334 --> 01:31:12.250
‫نمیتونیم مطمئن باشیم
‫که این حس همیشگیه

01:31:12.292 --> 01:31:14.209
‫چرا نه؟
‫اما میتونیم وانمود کنیم که اینطوره

01:31:14.250 --> 01:31:18.084
‫خوبه. همین کار رو میکنیم
تا ببینیم چی پیش میاد

01:31:21.292 --> 01:31:24.292
‫آخرین کار آلن سوشور رو دارین؟

01:31:25.042 --> 01:31:27.292
‫چقدر خوش شانسین
همین امروز رسید

01:31:29.250 --> 01:31:31.167
‫اسمش هست
‫"عشق در گریز"

01:31:31.250 --> 01:31:34.084
‫میتونیم گوش کنیم؟
‫البته. توی اون کیوسک

01:32:10.000 --> 01:32:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:32:20.100 --> 01:32:30.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.