﻿WEBVTT

00:01:49.856 --> 00:01:55.846
مخزن خیلی غیر عادی و بصورت
.عمودی و شبیه یک دیگ بخار قدیمی بود

00:01:56.446 --> 00:02:02.894
داخل مخزن، شخص یک حباب شیشه ای سنگین به سرش میکند
و شما با خود میگویید این وسیله ی عجیب و غریب
.چنان ناراحت کننده هست که نمیشود توصیفش کرد

00:02:03.100 --> 00:02:04.500
.با این حال خیلی وسیله ی جالبی بود

00:02:04.788 --> 00:02:09.100
از بین 23 نفر دانشجو، تنها دو نفر
.آزمایش را ناخوشایند توصیف کردند

00:02:09.126 --> 00:02:14.100
.برخی هم آزمایش را هیجان انگیز توصیف کردند
.تعدادی از دانش آموزان هم توهم زدند

00:02:14.172 --> 00:02:17.743
.اثرات مغزنگاری در نظر دکتر "جاسیپ" خیلی جالب آمد

00:02:18.051 --> 00:02:25.874
،و در یک بعد از ظهر یکشنبه، در آوریل سال 1967
.او تصمیم گرفت خودش سوژه ی آزمایش باشد

00:02:38.000 --> 00:02:53.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:42.000 --> 00:03:47.000
"احوالات دگرگون‌شده"
فیلمی از: کن راسل

00:03:52.270 --> 00:03:54.773
!"هی "آرتور

00:03:55.774 --> 00:03:57.067
اونجایی؟

00:03:57.859 --> 00:04:00.377
صدامو میشنوی "آرتور"؟

00:04:01.446 --> 00:04:03.499
"جواب بده "آرتور

00:04:04.299 --> 00:04:07.877
چیه؟ میخوای بیارمت بیرون؟

00:04:08.500 --> 00:04:10.321
...آره، نه

00:04:10.831 --> 00:04:15.000
.میخوام یه نگاهی به اون نوارهای مغزی بندازی

00:05:03.842 --> 00:05:06.762
حالت چطوره؟ -
.بد نیستم -

00:05:07.137 --> 00:05:09.529
.مثل یه دیوانه توهم زده بودم

00:05:09.539 --> 00:05:17.590
حالت های خیالی متفاوت، حالت های عرفانی و نماد های -
.مذهبی فراوان، که بیشترشون تفسیرپذیر نبودند
.نزدیک پنج ساعت بود که اونجا بودی -

00:05:17.606 --> 00:05:21.010
.به نظر یک ساعت اومد -
.میخوام یه روز خودمم امتحان کنم -

00:05:21.020 --> 00:05:24.020
.باید امتحان کنی. خوشت میاد

00:05:25.697 --> 00:05:31.150
ارتباطی هم برقرار کردیم؟ -
.البته. همونطور که گفته بودی مدام چکت میکردم -

00:05:31.161 --> 00:05:36.300
واکنشم چطور بود؟ -
خیلی منظم. یه جا داشتی گریه میکردی؟ -

00:05:36.291 --> 00:05:41.300
واقعاً داشتم گریه میکردم؟ -
.زار زار گریه میکردی. صورتت پر اشک بود -

00:05:41.296 --> 00:05:47.499
وقتی ازت پرسیدم جریان چیه، گفتی که
.داشتی حادثه ی فوت پدرت رو دوباره تجربه میکردی

00:05:48.153 --> 00:05:50.847
یادداشت هم گرفتی؟ -
.آره، همش اونجاست -

00:05:51.306 --> 00:05:57.962
میخوام یه هفته بعد دوباره امتحان کنم. هفته ی بعد میتونی بیای؟ -
دنبال چی هستی؟ -

00:05:58.522 --> 00:06:01.024
.هنوز نمیدونم

00:06:03.151 --> 00:06:09.032
.تو اینجور تحقیق ها مطالب و نوشته های کمی وجود داره
:تو این ضمینه یه تعداد افراد خوب وجود دارند
..."تارت"، "اورنستین"، "دایتمن"

00:06:09.116 --> 00:06:12.850
ولی بیشترشون چیزهای هیپی گونه...
.و توجیه های فرهنگ مواد مخدر هستند

00:06:12.911 --> 00:06:19.376
اولین کاری که باید بکنیم اینه که روش های معقولانه ای طرح کنیم
.و این تجربیاتو تحت شرایط کنترل شده ی آزمایشگاهی بررسی کنیم

00:06:19.459 --> 00:06:21.795
.این کار با کاری که با "هوبارت" داریم انجام میدیم تداخلی نداره

00:06:21.878 --> 00:06:27.759
هدفمون از این چیزا چیه؟ محرومیت حسی؟
مطالعات پیرامون انزوای ادراکی؟
منظورم اینه که با این مخزن میخوایم به چی برسیم؟

00:06:27.843 --> 00:06:30.637
.ما تو این تحقیق به دنبال سرمایه گذار نیستیم
.فقط خودمون و تنها به خاطر هیجانش انجام میدیم

00:06:30.721 --> 00:06:35.900
.تا اونجایی که میتونیم ازش استفاده کنیم بذار باهاش بازی کنیم
.بذار ببینیم ما رو کجاها میبره

00:06:36.059 --> 00:06:39.999
.چیز شگفت انگیزیه. به نظرم باید فکرمونو معطوفش بکنیم

00:06:40.897 --> 00:06:44.526
راستش نمیدونستم تو یکی از بیمارستان های نیویورک
.از اون مخزن های جداکننده دارند

00:06:44.568 --> 00:06:49.347
حتماً کار یه نفر تو بخش روانشناسی بوده که
.راجب محدودیت های حسی تحقیق میکرده

00:06:49.531 --> 00:06:56.038
جسیپ" باهاش چیکار میکنه؟" -
نگران نباش. اون دانشجو های کلاسش رو
.میبره و روشون امتحان میکنه -

00:06:56.079 --> 00:07:03.920
.سه چهار ماهه که این کارو میکنه -
از اینکه "جسیپ" درگیر اینجور چیزا بود اطلاع داشتی؟
.نه، همین الان از تو شنیدم -

00:07:04.050 --> 00:07:05.547
!آرتور؟ -
عزیزم چی میخوای؟ -

00:07:05.630 --> 00:07:09.926
کی میخوای به زنگ جواب بدی؟
.مشکلی نیست خودم برش میدارم

00:07:10.344 --> 00:07:16.141
اون تنها شخص تو دنیاست که با چیز عجیب و غریبی
.مثل حالات دگرگون شده ی خودآگاه در افتاده

00:07:16.224 --> 00:07:20.900
.واقعیتشو بخوای، "جسیپ" خودشم خیلی عجیب غریبه

00:07:21.897 --> 00:07:23.897
.اون خودشه

00:07:43.627 --> 00:07:47.400
.آرتور" میگه تو خیلی خجالتی هستی"
.ازم میخواد از لاکت بکشمت بیرون

00:07:47.422 --> 00:07:50.105
از لاکم بکشی بیرون؟
.شبیه حرف های "آرتور" نیست

00:07:50.133 --> 00:07:59.309
.راستشو اگه بخوای گفته بود تو یه عوضی خود رای و گستاخی
...یه کم دیوانه ولی با استعداد
.و اینکه اگه به حرفت بیارم، مجذوبت میشم

00:07:59.643 --> 00:08:01.381
.اینا بیشتر شبیه حرفهای اونه

00:08:01.395 --> 00:08:04.648
اون میگه به همراه اون و "آلن هوبارت" تو کلینیک -
.پین ویتنی" مشغول انجام یه کارایی هستی"
آره -

00:08:04.731 --> 00:08:08.050
چجور کارایی؟ -
.چیزایی مثل متابولیت های سمی -
(متابولیت: اجزای شرکت کننده در سوخت و ساز سلولی)

00:08:08.068 --> 00:08:12.948
ما روش های "هیث" و "فریدهاف" رو برای پیدا کردن
.موادی استثنائی، مختص شیزوفرنی (روان‌گسیختگی ) تکرار میکنیم

00:08:12.989 --> 00:08:17.994
به نظرم کارای زیادی داریم. تو چیکار میکنی؟ -
.من انسان شناسی فیزیکی خونده م -
.درگیر نوشتن پایان نامم هستم

00:08:18.120 --> 00:08:20.163
کجا؟ -
.دانشگاه کلمبیا -

00:08:20.247 --> 00:08:22.565
.پرفسور "هالووی" و دار و دسته ش

00:08:22.666 --> 00:08:26.253
سنت برای دکترا یکم کم نیست؟
.من 24 سالمه -

00:08:26.628 --> 00:08:33.009
.24سال که خیلی خوبه
.من تو 25 سالگیم دکترامو گرفتم
.مثلاً فکر میکردم بچه ی باهوشی هستم

00:08:33.135 --> 00:08:35.999
.منم با هوش هستم

00:08:39.599 --> 00:08:44.020
.ظاهرا انسان شناسی زنان زیبا رو جذب خودش میکنه

00:08:45.022 --> 00:08:52.487
به نظرت شیزوفرنی میتونه به عنوان یک عامل -
در آسیب شناسی در نظر گرفته بشه؟
.من حتی مطمئن نیستم که شیزوفرنی یه بیماری باشه -

00:08:52.863 --> 00:08:58.999
تو فکر میکنی جنون یه حالت دیگه ای از خودآگاهه؟ -
.شواهد زیادی برای اثبات این ادعا وجود داره -

00:09:00.078 --> 00:09:04.900
تو زیاد دوست نداری راجب کارت حرف بزنی، نه؟ -
.معمولاً نه -

00:09:09.254 --> 00:09:13.240
.من علاقه مند به تجارب درونی، بخصوص تجربه های مذهبی هستم

00:09:13.258 --> 00:09:19.999
الان تنها دلیلی که برای کار کردن در مورد شیزوفرنی دارم
.اینه که تجارب مذهبی تو شیزوفرنی خیلی قابل توجه هستند

00:09:20.015 --> 00:09:25.187
.کارای زیادی هستند که میتونی با حیوانات بکنی
من دو سال با میمون ها کار کردم ولی
.اونا نمیتونن بهت بگن که تو ذهنشون چی میگذره

00:09:25.187 --> 00:09:27.399
.برای اینکار نیاز به انسان هست

00:09:27.439 --> 00:09:31.026
ولی ما نمیتونیم انسان ها رو موش آزمایشگاهی بکنیم
...و رو سرشون الکترود وصل کنیم

00:09:31.026 --> 00:09:36.323
به همین خاطر مجبورم از تکنیک های هیپنوتیزم...
.استفاده کنم، و مخزن جدا کننده کمترین ریسک رو داره

00:09:36.365 --> 00:09:40.160
.ببین، من دوست دارم امشب باهم بریم خونه
تو با این مسئله مشکلی نداری؟

00:09:41.036 --> 00:09:45.206
.من یه هم اتاقی دارم
.در این صورت جامون محدود به کاناپه ی اتاق نشیمن میشه

00:09:45.624 --> 00:09:50.999
مگه کاناپه اتاق نشیمن چه مشکلی داره؟ -
.اینه که از روش زیاد میوفتی -

00:09:51.129 --> 00:09:55.199
.یه کاریش میکنیم -
.آره میدونم -

00:09:58.220 --> 00:10:05.226
به هر حال هر وقت خواستی بری خونت منو با خبر کن، باشه؟ -
اگه الان برم چطور؟ -

00:10:19.741 --> 00:10:23.828
راجب چی داری فکر میکنی؟ -
...خدا -

00:10:25.080 --> 00:10:28.080
مسیح، تصلیب عیسی...

00:10:30.168 --> 00:10:35.215
همیشه موقع سکس به مسیح و مصلوب شدنش فکر میکنی؟

00:10:42.389 --> 00:10:45.891
...وقتی 9 سالم بود تصاویری خیالی میدیدم

00:10:46.059 --> 00:10:50.562
.تصاویری از قدیسین، فرشته ها، و حتی خود عیسی مسیح

00:10:52.441 --> 00:10:55.401
...البته دیگه زیاد ندیدم

00:10:59.281 --> 00:11:04.500
.از وقتی که 16 سالم شد دیگه ندیدم -
والدینت آدمای مذهبی ای بودند؟ -

00:11:04.578 --> 00:11:06.520
.همه چی بودند ولی مذهبی نبودن

00:11:06.538 --> 00:11:12.200
.پدرم مهندس هوا فضا بود، مادرم هم روانشناس بالینی -
چطور شد؟ -

00:11:12.252 --> 00:11:18.950
منظورم اینه که چطور شد یه بچه ی کوچیک که تصاویری از
عیسی میدید، تبدیل به یه فیزیولوژیست (اندام شناس) شد
که تو کالج پزشکی "کورنل" تدریس میکنه؟

00:11:18.967 --> 00:11:20.580
.اعتقادم رو از دست دادم

00:11:20.594 --> 00:11:26.807
.داستانش دراماتیک هست
.پدرم به خاطر سرطان طولانی مدت، با مرگی دردناک از دنیا رفت

00:11:28.143 --> 00:11:37.135
.من 16 سالم بود و پدرمو خیلی دوست داشتم
معمولاً هر روز بعد از مدرسه تا بیمارستان میدویدم
.و تو اتاقش مینشستم و تکالیفمو انجام میدادم

00:11:37.235 --> 00:11:42.850
.بهش مسکن خیلی قوی میزدند
.اون هفته های آخر رو تو کما بود

00:11:45.494 --> 00:11:51.000
.یه روز به نظرم اومد ازش شنیدم که یه چیزی میگفت
...بلند شدم و به طرفش خم شدم

00:11:51.416 --> 00:11:56.999
.گوشم رو بردم نزدیک دهنش...
"بابا جون چیزی گفتین؟"

00:11:59.508 --> 00:12:05.999
.بعد ازش یه کلمه شنیدم که نا امیدانه سعی داشت بگه
.نجوایی خیلی ملایم
...اون میگفت

00:12:08.266 --> 00:12:10.309
"...وحشتناک..."

00:12:17.943 --> 00:12:19.985
"...وحشتناک..."

00:12:22.447 --> 00:12:30.499
،آخر زندگی وحشتناک بود
.حتی برای اشخاص خوبی مانند پدرم
.به این ترتیب هدف غایی تمام رنج و عذاب ها، فقط عذاب بیشتر بود

00:12:32.040 --> 00:12:37.469
.موقع شام خوردن، دیگه ارتباطم با خدا قطع شد
.بعدش دیگه الهامات دیگه ای ندیدم

00:12:40.632 --> 00:12:44.493
.تو این باره 10 سال میشد که به کسی چیزی نگفته بودم

00:12:46.304 --> 00:12:53.269
.اینو بهت گفتم که بدونی با چه دیوانه ای در افتادی

00:12:54.604 --> 00:12:59.999
.حق با "آرتور" بود
.تو یه عوضی جذابی هستی

00:15:28.800 --> 00:12:30.705
سلام -
سلام -

00:15:30.719 --> 00:15:35.724
"قضیه حل شد. امروز صبح "متکف" با "اسپنسر
.صحبت کرد و قضیه حل شد. شغل به من تعلق گرفت

00:15:35.766 --> 00:15:40.750
قراره ماه های جولای و آگوست برای تموم کردن مدرک فوق دکترام
برم نایروبی (پایتخت کشور کنیا)، بعدش هم تو سپتامبر
.دانشگاه هاروارد تدریس میکنم

00:15:40.771 --> 00:15:42.770
.فوق العاده ست

00:15:43.357 --> 00:15:48.350
.به نظر ماه سپتامبر هردوتامون تو "هاروارد" تدریس میکنیم -
.ظاهراً آره -

00:15:49.696 --> 00:15:53.724
انگار نمیتونی یکم خوشحال تر باشی، نه؟

00:15:55.327 --> 00:16:00.500
،"ما باهم میریم شهر "بوستون
.به نظرم بهتره با همدیگه ازدواج کنیم

00:16:01.416 --> 00:16:05.462
.میدونی که مثلاً من یکم دیوونه هستم -
!یکم...؟ -

00:16:05.545 --> 00:16:08.922
!تو یه دیوانه ی تمام عیاری

00:16:09.466 --> 00:16:14.120
.لازم نیست بهم بگی چقدر آدم عجیب و غریبی هستی
!خودم میدونم چقدر عجیب و غریبی

00:16:14.137 --> 00:16:18.999
.دو ماهه که با هم همخواب هستیم
.حتی سکس هم برای تو یه نوع تجربه ی عرفانی هست

00:16:19.434 --> 00:16:24.676
،رفتارت مثل یه ریاضت کش میمونه، البته شاید هم خیلی خوب باشه
.ولی بعضی اوقات شک میکنم که این منم که باهات سکس میکنم یا نه

00:16:24.690 --> 00:16:30.199
احساسی مثل یه نهنگ میکنم که توسط یه راهب خشمگین
.به منظور نزدیک شدن به خدا شکار شده

00:16:32.572 --> 00:16:38.850
تو یه عوضی هستی مثل فاست (شخصیتی افسانه ای که روحش
.(را برای کسب معرفت نامحدود به شیطان فروخت
.تو روحت رو برای پیدا کردن حقیقت بزرگ میفروشی

00:16:38.912 --> 00:16:46.125
.درحالیکه، انسان ها تو زندگیشون حقایق بزرگی ندارند
ما با شک و تردید زاده میشیم و با متقاعد کردن خودمون
.که زنده هستیم زندگیمون رو سپری میکنیم

00:16:46.128 --> 00:16:52.700
،مثلاً اینکه همدیگه رو دوست داشته باشیم
.مثل من که تو رو دوست دارم
.نمیتونم زندگی بدون تو رو تصور کنم

00:16:52.801 --> 00:16:56.958
.پس بیا ازدواج کنیم
،اگه ازدواجمون بعدا تبدیل شد به یه فاجعه
.مشکلی نیست

00:16:56.972 --> 00:17:00.390
.با همدیگه دست میدیم و میگیم خداحافظ

00:17:06.481 --> 00:17:15.154
.اون داره بهش دی‌ام تی (روانگردانی بسیار قدرتمند) تزریق میکنه
.ظرف یک دقیقه اثراتشو میذاره و توهماتش حدود نیم ساعت طول میکشه

00:17:18.452 --> 00:17:22.020
الان احساس دیگه ای داری؟ -
آره -

00:17:22.039 --> 00:17:24.300
اضطراب کمتری داری؟

00:17:24.333 --> 00:17:25.550
.خیلی کم

00:17:25.584 --> 00:17:33.999
احساسات بخصوصی هم داری؟ -
.احساس میکنم قلبم توسط حضرت مسیح لمس میشه -

00:17:48.440 --> 00:17:55.113
.توهمات مذهبی زیادی بین مبتلایان به شیزوفرنی حاد وجود داره
.بعضیا میگن مبتلایان به شیزوفرنی از لحاظ بدنی با بقیه فرق دارند

00:17:55.197 --> 00:18:02.999
بیشتر مثل اینه که طبیعت جسمانیشون رو
.برای مطابقت دادن با تصویر شیزوفرنیکشون تغییر بدند

00:18:09.711 --> 00:18:13.500
.باشه اگه برات اینقدر مهمه باهمدیگه ازدواج میکنیم

00:18:13.715 --> 00:18:20.330
من زیاد با زنها راحت نیستم و احتمالاً هم نتونم دوباره
.کسی رو پیدا کنم که به اندازه ی نصف تو خوب باشه

00:18:20.347 --> 00:18:23.999
.فکر کنم بتونم یه همسر خوبی باشم

00:18:25.227 --> 00:18:28.562
نمیخوام تو رو از دست بدم، متوجهی؟

00:18:29.398 --> 00:18:34.999
.فکر کنم این عاشقانه ترین جمله ای بود که تا حالا ازت شنیدم

00:18:45.747 --> 00:18:50.459
من واقعاً هنگام نزدیکی تا این اندازه عجیبم؟ -
.بعضی وقت ها -

00:18:51.420 --> 00:18:56.398
باید تغییر کنم؟ -
.نه، یه جورایی دوستش دارم -

00:19:19.072 --> 00:19:21.616
.بابا، من خسته شدم -
!بذار این خانم کوچولو یکم سواری کنه -

00:19:21.700 --> 00:19:24.640
!هی، "میسون" مواظب باش

00:19:24.661 --> 00:19:28.999
حالت چطوره، "ادی"؟ -
سلام "میسون". نظرت با یه آبجو چطوره؟ -

00:19:33.337 --> 00:19:38.632
!اگه این صحنه رو نمیدیدم باورم نمیشد -
!قرار بود هفته ی آینده بیای -

00:19:49.436 --> 00:19:53.968
!"مرد خوانواده رو نگاه! خیلی خوشتیپ شدی "ادی -
.باورم نمیشه -

00:19:53.982 --> 00:19:58.400
دوباره نه دیگه! کی همچین اتفاقی افتاد؟ -
.داستانش مفصله -

00:19:58.445 --> 00:20:03.350
تونستین یه جایی پیدا کنین؟ -
.آره، یه خونه ی نقلی نزدیک استادیوم "هانتیگتون" داریم -

00:20:03.367 --> 00:20:05.150
"هفت سالی میشه که رفتیم "سانفرانسیسکو

00:20:05.160 --> 00:20:07.150
.آرتور" قراره تو دانشگاه "بوستون" تدریس کنه"

00:20:07.162 --> 00:20:08.610
.باورم نمیشه که هفت سال گذشت

00:20:08.622 --> 00:20:13.000
.شنیدم که تازگیا دانشیار شدی
!حتماً حسابی پولدار شدین دیگه

00:20:13.126 --> 00:20:18.131
ما یه خونه ای تو ایالت "مین" داریم. میتونین تابستون رو
.اونجا بگذرونین. من ماه ژوئن باید دوباره برم آفریقا
.ادی" هم قراره بره مکزیک"

00:20:18.173 --> 00:20:23.553
یه آقایی به نام "اچیوریا" تو دانشگاه مکزیک میشناسی؟ -
.میگه قبلاً باهات همکار بوده
.آره، یه جوان خیلی با سواد -

00:20:23.679 --> 00:20:29.976
.اون الان تو موزه ی "بوتانیکل" هست -
.باید ماه ژوئن باهاش برگردم مکزیک
تو مکزیک چه خبره؟ -

00:20:30.018 --> 00:20:33.600
اچیوریا" اونجا یه پزشک جادوگر میشناسه"
..."از سرخپوست های "هینچی

00:20:33.647 --> 00:20:40.300
قبیله ای تو مرکز مکزیک که مراسم فرهنگ باستانی تولتک ها...
(و مراسم قارچ های جادویی (نوعی قارچ توهم زای طبیعی
.و اینجور چیزا رو هنوز هم ادامه میدن

00:20:40.320 --> 00:20:47.015
ظاهراً اونا از یه نوع ماده ی توهم زایی استفاده میکنن که
.یه حس مشترک رو تو تمام مصرف کنندگان بیدار میکنه

00:20:47.035 --> 00:20:51.400
مگی" روی تخت، خوابش برده" -
میشه مواظبش باشی؟
.باشه -

00:20:51.498 --> 00:20:55.335
بعد اومدنت از نیویورک، از مخزن جدا کننده استفاده کردی؟ -
نه، تو چطور؟ -

00:20:55.377 --> 00:21:01.133
نه، ولی این اواخر متوجه شدم که اینجا -
.تو دانشکده ی پزشکی، یکی از اونا دارند
.فکر نمیکردم که دیگه کسی یه همچین آزمایش هایی رو انجام بده -

00:21:01.216 --> 00:21:05.804
فکر کردم تو نیویورک، اون چند ماهی که با اون مخزن
.کار کردیم آزمایش های جالبی باهاش داشتیم

00:21:05.887 --> 00:21:10.600
.شاید وقتی از مکزیک برگشتم، دوباره برگردیم دنبال آزمایشمون -
.باشه، چرا که نه -

00:21:18.900 --> 00:21:21.500
عجب زن خانه داری

00:21:22.946 --> 00:21:25.350
اونا دارن طلاق میگیرن، میدونستی؟ -
کی؟ -

00:21:25.365 --> 00:21:28.243
...نمیدونم که واقعاً دارن -
راجب چی داری حرف میزنی؟ -

00:21:28.327 --> 00:21:35.313
زنه و بچه هاش میرن "کمبریج". واسه همینه که خونه شون
.بهم ریخته ست. فردا وسایلشو بار میزنند

00:21:38.327 --> 00:21:42.424
.بعدش همراه بچه ها عازم آفریقا میشه، اونم میره مکزیک

00:21:42.591 --> 00:21:47.763
.وقتی هم که برگرده قراره تو "کمبریج"زندگی کنه، اونم اینجا بمونه
.این "ادی" هست که میخواد طلاق بگیره نه اون

00:21:47.846 --> 00:21:50.420
.تعجب میکنم که این همه مدت رو با هم بودند

00:21:50.432 --> 00:21:54.200
از کی همچین شد؟-
.همین پنج دقیقه پیش بهم گفت -

00:21:54.227 --> 00:21:57.606
پس اون نامه هایی که همسرش بهمون میفرستاد
و از زندگی شادشون برامون مینوشت چی بود؟

00:21:57.606 --> 00:22:02.501
.راستش نمیدونم. اون هنوز عاشق شوهرشه
.اونم هنوز عاشق زنشه

00:22:10.000 --> 00:22:12.000
...ببین

00:22:12.537 --> 00:22:16.000
.همین الان "سیلویا" بهم گفت که دارین طلاق میگیرین

00:22:16.458 --> 00:22:21.000
.ما داریم جدا میشیم
.احتمالاً تا سال بعد نتونیم طلاق بگیریم

00:22:21.296 --> 00:22:24.950
میدونم که به من ربطی نداره، ولی آخه چرا؟

00:22:24.966 --> 00:22:27.580
.تو با یه زن عالی ازدواج کردی که عاشقته

00:22:27.594 --> 00:22:30.785
...خدای من، اگه کسی داشته های تو رو داشت

00:22:30.806 --> 00:22:36.380
...تو یه چهره ی قابل احترام و تحسین شده ای هستی
.یه استاد تو دانشکده پزشکی هاروارد

00:22:36.395 --> 00:22:43.595
خدای من، یعنی تصورت از من یه همچین کسیه؟
چهره ای قابل احترام و تحسین شده؟
پدری فداکار و همسری با محبت؟

00:22:43.610 --> 00:22:50.140
تو این هفت سال، هر ساله فقط دو مقاله نوشتم که
.بیشترشون هم کارای مهمی نبودند

00:22:50.158 --> 00:23:01.446
،من خونه ی افراد تازه ازدواج کرده ی سایر استاد ها میشینم
کسایی که بحثشون سر اختلال خودارضایی کودکانه هست و از ترس
.از دست دادن سمتشون چاپلوسی رئیس دانشکده شون رو میکنند

00:23:01.461 --> 00:23:06.118
.امیلی" به ادامه دادن این زندگی راضیه"
.اون اصرار داره که تحت هر شرایطی عاشقمه

00:23:06.133 --> 00:23:17.630
اون عذاب نامرئی که ما به همدیگه تحمیل میکنیم رو
،به عذابی که به خودمون وارد میکنیم ترجیح میده
.ولی من از درد تنهایی نمیترسم

00:23:17.644 --> 00:23:25.717
اگه این همه سر و صدا و شلوغی و رسم و رسومات مسخره
!از رو تنم برداشته نشه، آخرش دیوونه میشم

00:23:25.986 --> 00:23:29.140
تونستم به سؤالت جواب بدم؟
چه سؤالی؟

00:23:29.156 --> 00:23:35.661
.ازم پرسیدی که چرا دارم طلاق میگیرم -
.ببین، این زندگی خودته، شرمنده که پرسیدم -

00:23:37.164 --> 00:23:41.999
بهتر نیست  با"اچیوریا" تماس بگیرم و برای شام بریم بیرون؟

00:23:43.170 --> 00:23:46.284
ادواردو" واقعیتش اینه که اون یک سالی که"
.تو هند بودم ناامید کننده بود

00:23:46.298 --> 00:23:51.955
مهم نیست چطور ازش استفاده کنی، یوگا یک حالت تکنولوژیک
...خاصه که در خدمت سیستم اعتقادی صومعه عمل میکنه

00:23:51.970 --> 00:23:56.290
،ما دانشمند ها درست به مانند تحقیقاتمون
.در قبال مردم وظیفه ی اخلاقی داریم

00:23:56.308 --> 00:24:02.174
،هیچوقت برای میمون ها اتفاق نیفتاده که وقتی از چوب استفاده میکنند
.بتونن اون زمان رو محدود به پنج دقیقه بکنن

00:24:02.189 --> 00:24:06.845
در واقع انسان هم مثل میمون، نوعی از پستانداران آدم نماست
.که تو زمین های هموار زندگی میکنه

00:24:06.860 --> 00:24:12.999
چیزی که به تمرین های یوگا اهمیت میبخشه اینه که
.سیستم اعتقادی، به خودی خود کاملاً مذهبی نیست

00:24:13.659 --> 00:24:20.374
.خدای بودیست فی نفسه وجود نداره
این خود شخص و ذهن فرد هست که
.ابدیت و حقیقت نهایی رو تو خودش داره

00:24:20.666 --> 00:24:24.670
کجای این قضیه مذهبی نیست؟
.تو فقط اصل نفس رو جایگزین خدا میکنی

00:24:24.711 --> 00:24:28.006
.آره، ولی ما مشخص ترش میکنیم
.الان میدونم که نفس کجاست. اون تو ذهن ماست

00:24:28.090 --> 00:24:35.499
.به نوعی انرژی انسان هست
.اتم های ما شش میلیارد سال سن دارند
.ما تو ذهن هامون حافظه ی شش میلیارد سالی داریم

00:24:35.514 --> 00:24:38.210
!حافظه انرژی هست. اون نابود نمیشه. هنوزم سر جاش هست

00:24:38.225 --> 00:24:44.216
.یک راه فیزیولوژیکی با اذهان کهنمون وجود داره
.باید باشه
.اون تو سیستم اندامی وجود داره

00:24:44.231 --> 00:24:49.179
!جسیپ" تو یه مسخره ای" -
کجاش مسخره ست؟ -
.من یه انسانم که در جست و جوی نفس حقیقی خودشه

00:24:49.194 --> 00:24:52.224
.اینکه چقدر از آمریکایی های بدوی نسیبمون شده

00:24:52.239 --> 00:24:54.351
.همه دنبال خود حقیقی شون هستند

00:24:54.366 --> 00:25:04.480
،همه ی ما در تلاشیم که خودمون رو رشد بدیم، خودمون رو درک کنیم
،با خودمون در ارتباط باشیم، با واقعیت خودمون مواجه بشیم
.خودمون رو کشف کنیم و خودمون رو گسترش بدیم

00:25:04.501 --> 00:25:10.362
از وقتی که ما خدا رو فراموش کردیم، به غیر از خودمون
.کسی رو نداریم که این ترس بی معنی از زندگی رو توضیح بدیم

00:25:10.382 --> 00:25:12.382
!تو دیوونه ای

00:25:13.760 --> 00:25:25.590
،به نظر من نفس حقیقی... نفس اصیل و نفس ازلی
...یک چیز قابل سنجش، واقعی، محسوس و مشخص هست

00:25:25.605 --> 00:25:28.999
.و من میرم که اون لعنتی رو پیدا کنم...

00:25:51.923 --> 00:25:55.200
ترکیبات شیمیاییشون چی هست؟

00:25:55.635 --> 00:25:56.747
خطرناک نیستن؟

00:25:56.762 --> 00:26:04.920
.قارچ ها معمولاً از گونه ی قارچ مگس هستند
.یک روانگردان خیلی قوی و یکم خطرناک

00:26:04.936 --> 00:26:11.250
این قارچ مثل گیاه "شابیزک" دارای
.آلکالوئید، آتروپین و اسپوکولامین هست

00:26:11.276 --> 00:26:19.225
گیاه "سینیکیچی" بین یه تعداد از قبیله های
.سرخ پوست یک گیاه بسیار محترمه
.من اونو تو مناطق شمالی مثلاً ایالت "چی وا وا"دیده م

00:26:19.242 --> 00:26:25.600
سرخپوست ها میگن خاطرات قدیمی
...رو زنده میکنه، حتی خاطرات کهن رو

00:26:25.624 --> 00:26:29.794
.تو قبیله ی "هینچی" بهش میگن نخستین گل...

00:26:30.671 --> 00:26:34.321
منظور از نخستین یعنی ازلی؟ -
.آره -

00:26:34.341 --> 00:26:37.300
.یعنی قدیمی ترین

00:26:37.344 --> 00:26:39.450
.میخوام امتحانش کنم

00:26:40.597 --> 00:26:43.999
به نظرت بهم اجازه میدن که تو مراسمشون شرکت کنم؟

00:26:44.434 --> 00:26:47.687
.اونا به نظر آدمای ملایمی هستن

00:27:05.205 --> 00:27:12.190
.میگه مشکلی نداره، میتونی تو مراسمشون شرکت کنی -
.خوبه، ازش بپرس انتظار چه نوع تجربه ای رو میتونم داشته باشم -

00:27:12.212 --> 00:27:17.841
اونا این قارچ ها رو برای مراسمشون میچینن؟ -
.نه، برای سال بعدشون برداشت میکنن -

00:27:28.395 --> 00:27:35.567
.روح تو بر میگرده پیش نخستین روح -
.ازش بپرس این روح نخستین شبیه چی هست -

00:27:40.324 --> 00:27:43.742
.یه چیز زاده نشده هست

00:27:48.165 --> 00:27:51.999
...بعدش به سمت خلأ کشیده میشی

00:27:53.337 --> 00:27:56.338
...بعدش یک نقطه خواهی دید...

00:27:58.925 --> 00:28:02.361
.نقطه تبدیل به شکاف خواهد شد

00:28:03.805 --> 00:28:07.766
...این شکافیست بین پوچی

00:28:10.062 --> 00:28:14.648
.که از میان این پوچی روح زاده نشده ی تو خواهد آمد...

00:29:30.684 --> 00:29:35.771
.اون ازت میخواد که ریشه رو دستت بگیری و کف دستتو بالا بگیری

00:29:54.500 --> 00:29:57.000
!ادواردو

00:30:43.516 --> 00:30:46.516
!ای بابا -
حالت خوب شد؟ -

00:37:03.595 --> 00:37:09.200
.اونا فقط میگن که من یه مارمولک کشتم
!تو ندیدی و من هم همچین چیزی یادم نمیاد

00:37:09.267 --> 00:37:14.450
.تمام این کارهای خوفناک فقط مسخره ست
سرخ پوست ها منو به بازی دادند تا بتونن
!یه آمریکایی رو مسخره کنن

00:37:14.481 --> 00:37:23.433
!ببین، تو ازم پرسیدی که چه اتفاقی افتاد، من هم بهت گفتم
!تو معجون رو خوردی و رفتی بیرون
.کمی بعدش یه صدای فریادی شنیده میشد و چندتا سگ هم پارس میکردند

00:37:23.448 --> 00:37:27.703
.بعد روت فریاد کشیدم
.صدای فریاد متوقف شد
.بعد "بروکو" روم فریاد کشید که دست بردارم

00:37:27.786 --> 00:37:29.768
!همش چرنده

00:37:29.788 --> 00:37:33.457
پس چرا از "بروکو" خواستی که معجون
رو بهت بده تا ببری "بوستون"؟

00:37:33.458 --> 00:37:37.899
،فکر کردم بهتره که "آرتور" بررسیش کنه
.یا تو آزمایشگاه تولیدش بکنه

00:37:39.631 --> 00:37:42.999
.صدای گیج کننده ای هست

00:38:03.447 --> 00:38:06.475
...آفتاب سیاه شد

00:38:06.491 --> 00:38:09.300
.مثل یک گونی...

00:38:12.706 --> 00:38:16.999
.مهتاب مثل خون شد

00:38:18.337 --> 00:38:21.999
...بعد یک کوه عظیم و سوزان

00:38:24.676 --> 00:38:27.999
.بر روی دریا ریخت...

00:38:33.018 --> 00:38:37.380
.بعد جانوری از میان چاه بی انتها بلند شد

00:38:37.397 --> 00:38:50.660
.فرشته ی چاه بی انتها
.اسم او اپولیون هست
<c.colorff8000>این واژه در کتاب مکاشفه یوحنا یک نوع جانور است
.ولی امروزه به عنوان شیطان نیز به کار برده میشود</c>

00:38:51.036 --> 00:38:52.314
!رفتارش غیر عادیه

00:38:52.329 --> 00:38:55.999
حالت خوبه؟ -
!یه چیز تازه هست -

00:38:56.041 --> 00:38:59.600
!گوش خراشه
!صدای گوش خراشی هست

00:38:59.711 --> 00:39:02.999
صدای منو میتونی از بین اینا بشنوی؟

00:39:03.840 --> 00:39:08.594
!باورنکردنی ترین چیزیه که تا حالا دیدم
!درد زایمان کوه رو دارم میبینم

00:39:09.721 --> 00:39:11.000
!خدای من

00:39:11.014 --> 00:39:17.214
حالت خوبه؟ -
.خوبم. خیلی خوبم -

00:39:17.229 --> 00:39:20.689
میخوای الان بیارمت بیرون؟

00:39:22.734 --> 00:39:23.760
الان چی میشه؟

00:39:23.777 --> 00:39:27.030
.موقتاً هوشیاریشو از دست داد
.این بیهوشی میتونه خیلی غیر عادی باشه

00:39:27.072 --> 00:39:32.703
.بعضی وقت ها تا چهار ساعت ادامه داره
وقتی به هوش میاد، مثل یه پرنده ی
.سرحال میمونه، ولی هیچ چی یادش نمیاد

00:39:32.744 --> 00:39:37.791
این چیزی که از مکزیک آورده تا چه حد خطرناکه؟ -
،من نگفتم که خطرناکه -
.فقط گفتم یه چیز غیر عادی هست

00:39:37.874 --> 00:39:42.735
مدت زیادی تو بدن میمونه
و چیز عجیبی که راجبش وجود داره اینه که
.اثراتش یکراست از مغز شروع میشه

00:39:42.754 --> 00:39:45.200
.من که اصلاً باورم نمیشه

00:39:45.215 --> 00:39:51.748
شماها یه ماده ی آزمایش نشده ای که توی مغز انباشته میشه و روی هسته ی
سلول ها اثر میذاره رو برداشتین و تو رگ زدین، بعدش میگین خطرناک نیست؟

00:39:51.763 --> 00:39:57.546
.واقعیتش اینه که تو رگ نزدیم
...ادی" 10 میلی گرم از اون رو خورده"

00:39:57.561 --> 00:40:04.400
شماها مثلاً دانشمندهای آبرومندی هستین
!نه دوتا بچه که با قارچهای مکزیکی توهم بزنین

00:40:04.443 --> 00:40:08.999
فکر میکنی واسه چی خبرت کردم؟
!اگه میتونی خودت از خر شیطون پیاده ش کن

00:40:14.494 --> 00:40:16.150
!نیست LSD این لعنتی
(نوعی روانگردان خیلی قوی)

00:40:16.163 --> 00:40:19.100
داروی مهارکننده ی بازجذب سروتونین
!هم نیست که خوردی
(دسته ای از داروهای ضد اضطراب)

00:40:19.124 --> 00:40:24.240
به نظرت چند گرم از اون ماده تو بدنت وجود داره؟
دو گرم؟ سه گرم؟

00:40:24.254 --> 00:40:28.660
احتمالاً با تمام اون آنتی متابولیت هایی که
.تو بدنت داری، خودتو گرفتار سرطان کنی
(موادی که سوخت و ساز طبیعی سلول ها را مختل میکند)

00:40:28.675 --> 00:40:32.331
هینچی ها اون ماده رو بدون اینکه
.سرطان بگیرن قرن هاست که میخورن

00:40:32.346 --> 00:40:33.680
!گور بابای سرخ پوستهای هینچی

00:40:33.764 --> 00:40:37.500
!تو هیچ چی از اون قارچ ها نمیدونی
!ضاهراً اونا قدرت ماندگاری بالایی دارن

00:40:37.517 --> 00:40:44.090
.ما حداقل روی 30 عدد موش آزمایش کردیم
روی بعضیاشون دوز بالایی از اون زده شد
.و برای هیچکدومشون مشکل خاصی ای ایجاد نکرد

00:40:44.107 --> 00:40:46.680
ما کجا داریم میریم؟
.فکر کردم داریم میریم که یه چیزی بخوریم

00:40:46.693 --> 00:40:48.153
.ادی" میخواد یه مخزن جدا کننده بهم نشون بده"

00:40:48.195 --> 00:40:52.100
!مخزن جدا کننده
!هر بار که باهاتون صحبت میکنم، دیوونه تر میشید

00:40:52.115 --> 00:40:57.147
،من فکر میکردم مخزن جدا کننده و اینجور چیزا بعد دهه شصت
!همراه با "تیموتی لیری" و سایر عارف مسلکان از مد افتاد
<c.colorff8000>تيموتي لري روان‌شناس، و نويسنده اهل ايالات متحده آمريکا
بود. او مدافع استفاده از داروهاي روان‌گردان جهت
مقاصد خاص و درماني در شرايط کنترل شده بود</c>

00:40:57.162 --> 00:41:00.275
میشه یه لحظه خفه بشی تا یکی دیگه صحبت کنه؟

00:41:00.290 --> 00:41:07.422
،چیزی که تو این دوره های فراموشی اتفاق میوفته
.احساس یه سرعت فوق العاده هست
.انگار که میلیون ها و میلیاردها ساله که پرتاب شدی

00:41:07.506 --> 00:41:09.091
.زمان واقعاً محو میشه

00:41:09.508 --> 00:41:18.165
.احساس میکنی که توهم ادامه داره ولی اصلاً تصویری نمیبینی
.میخوام که از اون مانع رد بشم
.میخوام ببینم اون تصاویری که ادامه دارند و نمیتونم ببینم، چی هستن

00:41:18.183 --> 00:41:21.670
ما نمیتونیم دوز اون ماده رو بالا ببریم
.چون الان دیگه کم مونده به حد سمی برسه

00:41:21.687 --> 00:41:26.050
تنها راه شدت بخشیدن بهش، مصرف 20 میلی گرم
.از اون و استفاده از مخزن هست

00:41:26.066 --> 00:41:28.845
چیزای زیادی در رابطه با اون دارو وجود داره که
.قبل از اینکه دوباره مصرفش کنی میخوام روشون کار کنم

00:41:28.860 --> 00:41:30.390
.میخوام نیمه عمر دارو رو تعیین کنم
<c.colorff8000>نیمه عمر: مدت زمانیست که نیمی از ماده فعال
داروی وارد شده به بدن٬ در پلاسما یا سرم خون کاهش می‌یابد</c>

00:41:30.404 --> 00:41:33.890
.این کار یک سال زمان میبره -
.دوست دارم ساز و کار و نحوه ی انتقالش رو بدونم -
.میخوام چندتا مشابهش رو پیدا کنم

00:41:33.907 --> 00:41:43.374
.چیزی که میدونم اینه که این ماده ی مکزیکی یه چیز فوق العاده ست
احساساتم بهم میگه که یه چیز باحالی رو تجربه خواهم کرد
.و یه 20 میلی گرم دوز اضافه کسی رو نمیکشه

00:41:45.168 --> 00:41:47.200
.اینم از این

00:41:50.298 --> 00:41:52.966
.این یکی به صورت عرضی هست

00:41:53.552 --> 00:41:56.999
.از اونی که تو نیویورک داشتیم کوچیکتره

00:41:57.139 --> 00:42:02.671
...اگه اونا تحقیقاتی پیرامون خواب انجام میدادن، حتماً باید -
،فکر کنم سالهاست که ازش استفاده ای نشده -
.ولی وقتی دیروز چک کردم کار کرد

00:42:02.686 --> 00:42:04.172
.تو یه هفته هم نمیشه اینجا رو تمیزش کرد

00:42:04.187 --> 00:42:08.010
اگه بفهمن یه داروی تست نشده رو روی سوژه های
.انسانی آزمایش میکنی ممکنه تو دردسر بیفتی

00:42:08.025 --> 00:42:10.262
.نگران نباش. اتفاقی برام نمیوفته

00:42:10.277 --> 00:42:12.885
.بیا یه همبرگر فوری درست کنیم
.امروز یکی از دانشجوهامو میبینم

00:42:12.904 --> 00:42:14.904
!خیلی خب

00:42:15.115 --> 00:42:18.895
.هر کاری که دلتون میخواد انجام بدین
!شماها شور بی مسئولیتی رو در آوردین

00:42:18.910 --> 00:42:22.860
"بعداً بخاطر آشغال هایی که "ادی
.مصرف کرده بهم زنگ نزن و نگو که نگرانی

00:42:22.873 --> 00:42:28.165
اگه از من میشنوی، تا وقتی که کاملاً از اون آشغال
!سر در نیاوردی، نزار بیش از این مصرفش بکنه

00:42:28.170 --> 00:42:31.240
من آزمایشگاهم رو بهت پیشنهاد دادم، و همچنین
!موش هایی که بتونی روشون آزمایش انجام بدی

00:42:31.256 --> 00:42:34.160
بیشترین همکاری که میتونم تو آزمایش
!مسخره تون داشته باشم همینه

00:42:34.176 --> 00:42:39.385
.برین و همبرگرتون رو بخورین
.من یه قرار دارم و یک ساعت هم دیرم شده

00:42:50.275 --> 00:42:54.700
.این سه تای اولی رو من تموم کردم
.بقیه مال تو

00:43:03.997 --> 00:43:09.820
نتونستی دووم بیاری، نه؟ -
.یکی باید چشمش به شما جادوگر ها باشه -

00:43:09.836 --> 00:43:16.884
اینجا چی هست؟ محلول نمک؟ -
،سولفات منیزیم با غلظت 10 درصد -
.به خاطرخاصیت شناوریش

00:43:18.303 --> 00:43:20.429
.خیلی عجیبه

00:43:27.646 --> 00:43:29.424
.یک، دو، سه، چهار

00:43:29.439 --> 00:43:30.634
.یک، دو، سه، چهار

00:43:30.649 --> 00:43:32.928
.خیلی خب، تو حالت خوبه

00:43:32.943 --> 00:43:37.975
.امروز چهارشنبه، هفتم ژانویه، ساعت 4:28 بعد از ظهره

00:43:37.990 --> 00:43:40.449
!فوق العاده ست

00:43:42.160 --> 00:43:45.732
.امواج مغزش بلافاصله رفت تو وضعیت تتا
.بدون هیچ چیزی

00:43:45.747 --> 00:43:48.747
...چمنزار ها، زمین های هموار

00:43:49.668 --> 00:43:51.448
...احساس میکنم

00:43:51.461 --> 00:43:56.368
،من داخل این منظره هستم...
.و خیلی سرزنده

00:43:56.383 --> 00:44:01.623
.یه مایل دورتر یه جنگل متراکم دیده میشه
.بالای اون یه کوه هایی هست که ظاهراً ازشون دود خارج میشه

00:44:01.638 --> 00:44:06.517
،کوهستان های تازه بوجود آمده
."مربوط به عصر "نو زیستی" ، یا اواخر عصر" ترشیاری

00:44:07.102 --> 00:44:14.523
.من یه جایی تو حاشیه هستم
.آرامشی فوق العاده ولی با سرزندگی
.زندگی بین درختها و چمنزارها

00:44:14.985 --> 00:44:16.346
...خدای من

00:44:16.361 --> 00:44:20.225
!احتمالاً همینه، پیدایش انسان...

00:44:20.240 --> 00:44:23.617
...خدای من! همینه

00:44:24.703 --> 00:44:30.500
.یه انسان اولیه...
...اولین و بکر ترین فرم انسان واقعی

00:44:30.542 --> 00:44:34.198
،ریزه، با قدی حدود 4 فوت...
...کاملاً پشمالو

00:44:34.212 --> 00:44:37.867
.شبیه شامپانزه ولی راست قامت...
.با دست هاش راه نمیره. دستهاش کوتاهه

00:44:37.883 --> 00:44:40.495
.با آرامی داره راه میره

00:44:40.510 --> 00:44:43.710
.دوتا، سه تا از اونا اینجا هستن

00:44:44.139 --> 00:44:47.878
...جانوری دوپا، ریزه، انسان نما و یکم پشمالو

00:44:47.893 --> 00:44:51.882
...یه تیکه زغال داغ تو دستاشونه

00:44:51.897 --> 00:44:55.718
!نمیدونم دارن شکار میکنن یا کمین کرده ن...

00:44:55.734 --> 00:44:58.361
!محض رضای خدا

00:44:59.071 --> 00:45:04.492
حالت خوبه، ادی؟ -
.دارم تبدیل میشم به یکی از اونا -
.دیگه فقط تماشاگر نیستم

00:45:05.202 --> 00:45:07.370
.من یکی از اونام

00:45:10.832 --> 00:45:13.987
...چیزی رو دارم میکشم
...یه بز

00:45:14.002 --> 00:45:17.089
...دارم میکشم
...دارم میخورم

00:45:17.506 --> 00:45:21.999
.دارم خون و گوشت تازه ی بز رو میخورم...

00:45:27.432 --> 00:45:29.432
حالت خوبه؟

00:45:29.768 --> 00:45:31.999
.فوق العاده ست

00:45:32.270 --> 00:45:34.999
میخوای بیای بیرون؟ -
.نه -

00:45:48.370 --> 00:45:54.917
.به نظرم اومد سفر بدی (توهم وحشتناک) داره -
.بعضی از این سفر های مخزن میتونه خیلی وحشتناک باشه -

00:45:56.253 --> 00:45:58.999
این دیگه چه صیغه ای بود؟

00:46:01.883 --> 00:46:03.830
حالت خوبه؟

00:46:03.844 --> 00:46:05.415
.فوق العاده ست

00:46:05.429 --> 00:46:07.415
میخوای تمومش کنیم؟ -
.نه -

00:46:07.431 --> 00:46:11.431
میخوای تنهات بذارم؟ -
.آره -

00:46:27.451 --> 00:46:31.858
.فکر کنم گفتی بودی این چیزا بیشتر از چهار ساعت طول نمیکشه
.الان یه ربع به نه مونده

00:46:31.872 --> 00:46:34.200
.الان میاد بیرون

00:46:35.292 --> 00:46:40.629
.دوست ندارم به این اندازه خارج از تماس باشیم

00:46:49.890 --> 00:46:54.000
.فکر کنم شوکه شده -
.احتمالاً دچار تشنج شده یا سرش به جایی خورده -

00:47:40.000 --> 00:47:42.500
طاقت بیار

00:47:56.206 --> 00:47:58.000
آزمایش خون رو میخوای چیکار؟

00:47:59.292 --> 00:48:00.335
چی میگه؟

00:48:00.377 --> 00:48:02.614
...خون دهن... آزمایش کاریوتیپ خون
(مجموعه ای از کروموزوم ها که باتوجه به ویژگی فیزیکیشان منظم شده اند)

00:48:02.629 --> 00:48:09.162
همچنین تصاویری برای بررسی تو...
."آزمایشگاه "گودمن" و "سریچ
.تصویر گردنم. قبل از اینکه به حالت نرمال برنگشتم

00:48:09.177 --> 00:48:11.200
قبل از اینکه چی؟

00:48:11.304 --> 00:48:13.040
.قبل از اینکه به حالت نرمال برنگشته

00:48:13.056 --> 00:48:17.599
.نمونه خون لعنتیش رو بگیر تا شاید بذاره یه نگاهی به گلوش بندازم

00:48:20.397 --> 00:48:24.345
یه لحظه اجازه میدی اون گلوت رو معاینه کنم؟

00:48:24.359 --> 00:48:26.999
توده ای چیزی هست؟ -
.نه -

00:48:31.575 --> 00:48:35.898
.دست از این مسخره بازی ها بردار
میخوای بگی اون توهمات مسخره ت واقعیت خارجی داشته؟

00:48:35.912 --> 00:48:37.164
چی نوشته؟

00:48:37.205 --> 00:48:42.654
.عدم تکلمم غیر عادی هست"
"از عوارض جانبی فضا-زمان و بخاطر توهم هست

00:48:42.669 --> 00:48:44.755
!"تو یه دیوانه ی عوضی هستی "جسیپ

00:48:44.880 --> 00:48:48.950
لباساتو بپوش. میبرمت
.آزمایشگاه "برایم" و یه چکاپ کامل ازت میکنم

00:48:50.844 --> 00:48:53.582
.تو یه آدم خیلی مریضی هستی. یه عوضی احمق

00:48:53.597 --> 00:49:02.758
،من گلوت رو معاینه میکنم، چندتا عکس از جمجمه ت میگیرم
.(چندتا سی تی اسکن و شاید حتی آنژیوگرافی (رگ نگاری
.همچنین میخوام یکی بیطرفانه یه نگاهی به نوار مغزیت بندازه

00:49:02.773 --> 00:49:06.011
چی میگه؟
"!سی تی اسکن"

00:49:06.026 --> 00:49:12.531
.خیلی خب، آماده ش کن تا ببریمش سی تی اسکن
.الان برمیگردم

00:49:39.976 --> 00:49:45.008
احتمال اینکه صرفاً بی اختیار باشه هست؟ -
.خب، اگه عصبی باشه حتماً بی اختیاره دیگه -

00:49:45.023 --> 00:49:50.720
.چند تا عکس واضح از گردن این آقا میخوام. به صورت جانبی و مایل -
!دکتر سرم خیلی شلوغه آخه -

00:49:50.737 --> 00:49:54.490
!فقط عکس ها رو بگیر
!مورد اورژانسیه

00:50:12.592 --> 00:50:14.870
.احتمالاً یه سکته ی خفیف بوده

00:50:14.886 --> 00:50:25.716
به نظرم بهتره به "ادی" نگیم که هنگام بیرون اومدن از
مخزن کل صورتش خونی بود، چون ادعا میکنه
.خون بز بوده، همون بزی که تو توهمش داشت میخورد

00:50:25.731 --> 00:50:31.138
!میدونی، تو هم داری مثل اون غیرعادی میشی -
پس به نظرت چی شده؟ -

00:50:31.153 --> 00:50:34.230
.شبیه اختلال کانورژن  نیست، به نظرم دچار تشنج بوده
<c.colorff8000>اختلال کانورژن: نشانه های عصبی
که از لحاظ پزشکی قابل توجیه نیست</c>

00:50:34.239 --> 00:50:38.280
اون از اون مخزن با فراموشی موقت از هویت خودش
.بیرون اومد و تمام صورتش خونی بود

00:50:38.285 --> 00:50:43.790
حتماً وقتی داخل مخزن بود دچار تشنج میشه
.و لبش رو گاز میگیره و بعدش نمیتونه حرف بزنه

00:50:43.915 --> 00:50:48.910
...من فکر میکردم شاید سکته ای چیزی داشته ولی

00:50:48.920 --> 00:50:53.674
از لحاظ عصبی سالم هست، به همین خاطر...
.فکر میکنم دچار تشنج بوده

00:51:04.603 --> 00:51:10.099
.سخت نگیر دیگه
.هیچ کدوم از ما متخصص رادیولوژی نیستیم

00:51:10.108 --> 00:51:11.193
شماها دنبال چی هستین؟

00:51:11.276 --> 00:51:14.440
.عکسها رو بذار تو یه پاکت
امشب کی تو بخش رادیولوژی هست؟

00:51:14.446 --> 00:51:16.581
"دکتر "ویزنشافت

00:51:18.533 --> 00:51:25.120
.میخوام یه متخصص رادیولوژی بررسیشون کنه -
.من ترجیح میدم کسی از عکس ها خبری نداشته باشه -
.همین هم که یه رادیولوژیست فضول داشتیم، خودش کافیه

00:51:25.123 --> 00:51:29.294
حالت خوبه؟ -
.خوبم. من فکر میکردم این یه حالت گذراست -

00:51:29.378 --> 00:51:32.170
.یه حمله ی خفیف بوده، همش همین

00:51:32.172 --> 00:51:35.250
.دوباره میتونه حرف بزنه -
!یه حمله ی خفیف نبود -

00:51:35.258 --> 00:51:40.510
"تشنج نبود. تو عکس ها رو دیدی "میسون
.مشخص بود که یه چیزی جلوی حنجره وجود داشت
.شبیه حنجره ی کیسه مانند بعضی حیوانات

00:51:40.514 --> 00:51:47.519
دقیقاً شبیه میمون بود. مشخصه که من به یه موجود
.شبه میمون برگشت کردم

00:51:51.608 --> 00:51:55.770
من عکسها رو پیش یکی میبرم که
.بتونه بدرستی بررسیشون کنه
...تو اشتباه بررسی کردی، فقط همین

00:51:55.779 --> 00:52:02.950
چون تا حالا از کسی نشنیدم که بشه ساختار ژنتیک رو...
!در عرض 4 ساعت دگرگون و بعد بازسازیش کرد

00:52:02.953 --> 00:52:11.960
!من تو دانشکده پزشکی هاروارد استاد رشته ی غدد درون ریز هستم
!"یه پزشک تو بیمارستان "پیتر بنت بریام
!یه مقاله نویس تو مجله ی آمریکایی غدد داخلی

00:52:11.962 --> 00:52:18.590
!و رئیس انجمن متخصصین غدد درون ریز
!همچنین رئیس انجمن بررسی مطالب علمی دانشگاه

00:52:18.593 --> 00:52:25.470
و بیشتر از این هم نمیخوام به چرندیات
!کابالیستی، کوانتومی و احمقانتون گوش بدم

00:52:25.475 --> 00:52:29.228
!من میرم اینا رو نشون یه رادیولوژیست بدم

00:52:39.364 --> 00:52:40.440
.یه لطفی بهم بکن

00:52:40.449 --> 00:52:43.199
.تشخیصمون عفونت در هر دو طرف ریه هست

00:52:43.201 --> 00:52:47.240
.یه لطفی بکن و یه نگاهی به این عکسها بنداز -
قضیه چیه؟ -

00:52:47.247 --> 00:52:52.750
راجب یه مرد سفید پوست 35 ساله هست، که عدم تکلم
.ناگهانی پیدا میکنه، بدون اینکه سابقه ی ضربه ی روحی داشته باشه

00:52:52.753 --> 00:52:58.674
دنبال چی هستین؟ -
.بنظرم میاد که اسکلتش یکم غیر عادیه -

00:52:59.885 --> 00:53:05.500
یکم؟
!یارو مثل یه گوریل میمونه

00:54:13.750 --> 00:54:17.499
دکتر "جسیپ" حالتون خوبه؟ -
.آره -

00:55:46.843 --> 00:55:50.137
دکتر "جسیپ" حالتون خوبه؟

00:55:55.352 --> 00:55:57.895
.خوبم

00:56:06.071 --> 00:56:09.323
.فقط میخواستم چندتا چیز بنویسم

00:56:43.000 --> 00:56:45.000
امیلی"؟"

00:56:46.069 --> 00:56:49.110
!خدای من، چقدر زیبا شدی

00:56:49.114 --> 00:56:52.600
چطوری "ادی"؟ -
من خوبم، تو چی؟ -

00:56:52.617 --> 00:56:54.570
.خوبم

00:56:54.578 --> 00:56:55.740
!بابایی رو نگاه

00:56:55.746 --> 00:56:57.998
ما رو به خونه ی تازه مون میبری؟

00:56:58.749 --> 00:57:04.545
.حتماً
.اگه بچه ی خوبی باشی، شاید ببریمت به یه رستوران چینی

00:57:05.130 --> 00:57:14.220
.حرف کسایی که میگن میمونها گوشتخوار نیستند رو قبول نکن
من خودم شاهد درنده خوییشون که مخصوص
.حیوانات شکارچی هست، بودم

00:57:14.222 --> 00:57:26.480
.دوتا میمون یه آهو رو کشتند و خوردنش
.اونا حتی باهم یه ارتباط بدوی و ناقص هم داشتند
.بهمین خاطر مجذوب ارتباطات بیکلامشون شده بودم

00:57:26.485 --> 00:57:35.950
.من با "گاردنر" تو دانشگاه "نوادا" مکاتبه داشتم
.شاید تابستون امسال برم و دو هفته بمونم اونجا
.بغیر از نوشتن گزارشم کار دیگه ای نمونده

00:57:35.952 --> 00:57:40.950
فکر نکنم صدای اون میمونهارو ضبط کرده باشی؟ -
چرا ضبط کرده م. چطور؟ -

00:57:40.957 --> 00:57:45.002
.خیلی دلم میخواد صداشون رو بشنوم -
.باشه -

00:57:45.295 --> 00:57:50.170
خانم "تالی" گفتش که فردا ساعت ده و نیم
.میاد اینجا تا تو حمل وسایل کمکت کنه

00:57:50.175 --> 00:57:59.057
...میخواست بدونه که مایلی برگرده و بطور پیوسته کمکت کنه -
،حدود یه هفته پیش یه نامه از "میسون" دستم رسید -
.درست قبل از اینکه "نایروبی" رو ترک میکردیم

00:58:01.645 --> 00:58:11.778
نوشته بود که تو با یه داروی پیچیده ای که
.از مکزیک آورده بودی کار میکردی
.دارویی که هنوز کاملاً تست نشده و بشدت خطرناکه

00:58:12.197 --> 00:58:23.790
دیگه از چیا نوشته بود؟ -
اینکه از سال گذشته دو گرم از اون دارو رو مصرف کردی و حدود -
.سه ماه پیش، برگشت ژنتیکی خیلی غیرعادی ای از خودت نشون دادی

00:58:23.792 --> 00:58:33.000
.میگفت احتمالاً سرطان خون و یا سرطان لنفوم داشته باشی
.اون میخواست تو رو چکاپ کامل بکنه ولی تو نذاشتی

00:58:33.010 --> 00:58:42.260
.اون نگران رفتاری که بعد از مصرف داشتی بود
به نظرش رفتارت خیلی عجیب شده و ازم خواهش کرد که
.بعد از برگشتنم در مورد این موضوع باهات صحبت کنم

00:58:42.269 --> 00:58:46.270
.میسون" بطرز بیمارگونه ای نمیتونه دهنشو راجب موضوعی ببنده"

00:58:46.273 --> 00:58:49.192
!اون خیلی متعصب، خشک و احمقه -
!میسون" یه دکتر درجه یکه" -

00:58:49.318 --> 00:58:52.611
!این سرطان خون نیست

00:58:53.780 --> 00:58:56.320
!یا هر نوع سرطان دیگه

00:58:56.325 --> 00:58:59.660
،من گذاشتم ازم سی تی اسکن بگیره
.همچنین یه اسکن از طحال و کبد

00:58:59.661 --> 00:59:08.210
.من مورد آزمایش، معاینه و بررسی قرار گرفتم
اون سه ماهه که از گلوم تا ته کونم رو معاینه کرد
!و هیچ اثر و نشانه ای از هیچ نوع سرطانی دیده نشد

00:59:08.211 --> 00:59:11.296
دیگه از چی نوشته بود؟

00:59:12.382 --> 00:59:16.380
تو کدوم یکیش صدای میمون ها رو ضبط کردی؟ -
میخوام بشنوم؟
چرا؟ -

00:59:16.386 --> 00:59:26.350
میسون" از عدم تکلم چهار ساعته ام هم چیزی نوشته بود؟"
.تنها صدایی که میشنیدم، صدای خر خر و ناله بود
.بنظر میاد این نوار ها صداهای اون میمون ها رو داشته باشن

00:59:26.355 --> 00:59:31.520
میسون" میگفت ازت آزمایش خون گرفتند و گزارشات آزمایشگاه"
.مشخصاتی شبیه به گروه های خونی میمون ها رو نشون میداد

00:59:31.526 --> 00:59:34.321
(اونا همچنین پادگن هایی (مواد تولید کننده ی پادتن -
.آزمایش کردند که مشخصاتش مخصوص انسان بود
.میخوام گزارشاتشو ببینم -

00:59:34.363 --> 00:59:41.740
چیزی که فکرمو درگیر کرده اینه که دوباره
!برگردم تو اون مخزن و ببینیم که دوباره این اتفاق میوفته یا نه
.هیچ کدوم از ما باور نداریم که این اتفاق افتاده باشه

00:59:41.745 --> 00:59:48.376
.بعد سه ماه تعجب میکنم که اتفاق افتاده باشه
.ولی نه، اونا دیگه نزدیک اون مخزنه نمیشن
.میسون" پروژه رو تحت کنترل خودش در آورده"

00:59:48.377 --> 00:59:51.250
اون "آرتور" رو تو آزمایشگاه گذاشته
!تا هر روز مغز موش ها رو موشکافی کنه

00:59:51.254 --> 00:59:56.550
وقتی اونا مغز موش ها رو موشکافی میکنن، من باید چه غلطی بکنم؟

00:59:59.763 --> 01:00:02.010
.همه فکر میکنن پدرت داره دیوونه میشه

01:00:02.015 --> 01:00:05.559
مامان، کی میخوایم غذا بخوریم؟

01:00:07.688 --> 01:00:16.400
.فعلاً برو با "گریس" بازی کن -
.من فکر میکنم دلیل عقب رفت بدنم بخاطر رفتار خودآگاه بوده -
!وقتی داخل مخزن بودم، وارد یک حالت دیگه ای از خودآگاه شدم

01:00:16.405 --> 01:00:22.240
،من یه شخصیت دیگه شدم
...یک شخصیت بدوی
...و اون دارو، به نحوی

01:00:22.244 --> 01:00:26.910
.واقعیت یافتن اون شخصیت بدوی رو زنده کرد...

01:00:26.915 --> 01:00:30.415
!حداقل به گزارش ها یه نگاهی بکن -
...باشه. فردا بعد از ظهر -

01:00:30.419 --> 01:00:33.460
!منو احمق فرض نکن
!احتمالش هست که دیوونه نباشم و راست گفته باشم

01:00:33.463 --> 01:00:41.430
،ازت میخوام که حرفمو قبول کنی و یک نظریه ی انحرافی رو قبول کنی
...اینکه حالت ها ی دیگر ذهن، مانند حالت خودآگاه ما واقعیه

01:00:41.555 --> 01:00:44.180
!و این واقعیت میتونه بازسازی و تحقق پیدا کنه... -
.داری فریاد میزنی -

01:00:44.182 --> 01:00:48.470
"این رفتار های بنده نوازانه ی لعنتی رو سه ماهه که از "آرتور
!و "میسون" میبینیم و حالم ازش بهم میخوره

01:00:48.478 --> 01:00:52.440
ما ذخیره ی چندین میلیون ساله تو اون بانک محاسباتی
!که اسمش رو ذهن گذاشتیم داریم

01:00:52.441 --> 01:00:55.980
ما تریلیون ها ژن غیر فعال از کل گذشته ی
.تکاملیمون رو تو خودمون داریم

01:00:55.986 --> 01:01:01.570
!احتمالاً هم من گیر همین افتاده بودم
.من میخوام که به اون مخزن برگردم و آزمایش رو تکرار کنم

01:01:01.575 --> 01:01:06.700
یکی از کارهای مقدماتی تو هر آزمایش اینه که
!تکرارش بکنی و بعد تاییدش کنی

01:01:06.705 --> 01:01:09.580
،دوست دارم وقتی آزمایش رو انجام میدم
!دانشمندای معتبر دیگه ای هم کنارم باشن

01:01:09.583 --> 01:01:17.085
.میخوام یکم از آزمایش مطمئن تر بشم
!شاید بتونیم یک نیروی کاملاً جدیدی رو در طبیعت به اثبات برسونیم

01:01:17.090 --> 01:01:25.899
انصافاً از ارزشش برای تحقیقات آینده موافق نیستی؟
.من نوار ها، یادداشت ها، و همه چیزو در اختیار دارم
فردا کی میتونی بیای و یه نگاهی بهشون بندازی؟

01:01:25.900 --> 01:01:29.101
.دو، دو و نیم

01:01:30.228 --> 01:01:34.273
.میرم یه سری به بچه ها بزنم
.الان برمیگردم

01:02:12.187 --> 01:02:16.180
.من برش میدارم، من برش میدارم -
.نه، من، من -

01:02:16.191 --> 01:02:21.480
.الان هشت و نیمه، برین حموم و لباساتون رو عوض کنین
.امشب اصلاً دلم نمیخواد ازتون شلوغ کاری ببینم

01:02:21.488 --> 01:02:25.700
الو؟
.اوه "میسون"، ممنون که زنگ زدی

01:02:25.701 --> 01:02:28.320
.فکر کنم با "آرتور" صحبت کردی

01:02:28.328 --> 01:02:31.330
.نه، نه، همین الان با بچه ها شام میخوردم

01:02:31.331 --> 01:02:34.200
.راستش رو بخوای نمیدونم چی بگم

01:02:34.209 --> 01:02:37.330
.فکر کنم کاملاً حق با توئه
.اون کم مونده که قاطی کنه

01:02:37.337 --> 01:02:41.040
تمام بعد از ظهر رو اینجا بود و مثل
.یه دیوانه رفتار میکرد که بعدش غیبش زد

01:02:41.049 --> 01:02:46.011
.معمولاً من اینجور مضطرب نمیشدم، فقط خیلی نگرانشم

01:04:55.726 --> 01:04:59.180
چی شده؟ -
!یه حیوون فراری تو زیرزمین هست -

01:04:59.187 --> 01:05:03.565
چجور حیوونی؟ -
!میمون، فکر کنم -

01:05:26.298 --> 01:05:29.200
!چارلی! چارلی توماس

01:05:29.217 --> 01:05:31.969
کجایی؟

01:05:32.763 --> 01:05:39.560
.ما یه حیوان فراری تو زیرزمین ساختمان "بی" داریم
،من میرم به طرف راهروی شمالی که میره سمت موتورخونه
.شما هم از اون سمت دیگه بیاین

01:05:39.561 --> 01:05:46.942
.مراقب باشین. اون یه میمون درشت هیکلیه
...به قسمت حیوانات زنگ بزنین و
اون اینجا چه غلطی میکنه؟

01:06:14.596 --> 01:06:17.806
.باید یه جایی اینجاها باشه

01:06:18.767 --> 01:06:21.999
.میرم یه نگاهی به اینطرف بندازم

01:08:11.880 --> 01:08:15.132
!برید گمشید

01:13:59.686 --> 01:14:03.188
تو اتاق مخزن داشتی چیکار میکردی؟

01:14:03.607 --> 01:14:08.277
.بیشتر اتفاقات یادمه ولی همه ش نه

01:14:09.863 --> 01:14:13.000
.باید یکم صبور باشی

01:14:13.033 --> 01:14:17.370
میسون به خاطرم تمام شب، همه جای
.بوستون" رو دنبالت میگشت"

01:14:17.371 --> 01:14:20.289
.مشکلی نیست. من حالم خوبه

01:14:28.382 --> 01:14:38.720
به گمونم اینکه 2:30 نصف شب پلیس بهت زنگ بزنه، و بگه همسرت
.لخت و در حال خواب تو باغ وحش شهر پیدا شده، احتمالاً یکم نگرانت کرده

01:14:38.725 --> 01:14:39.893
.یه همچین چیزی

01:14:39.935 --> 01:14:47.733
،میسون" هم که همیشه از حمله ی عصبیم برات مینوشت"
.تو هم فکر کردی آخرش دیگه قاطی کردم

01:14:48.735 --> 01:14:52.900
.معذرت میخوام "امیلی". منو ببخش
.میدونم که روز گندی رو برات به بار آوردم

01:14:52.906 --> 01:14:59.410
،به گمونم تمام این مدت رو اینجا نشستی -
.با این فکر که چطور میتونی منو پیش یه روانپزشک ببری
.راستش، آره -

01:14:59.413 --> 01:15:03.832
.نمیدونم این همه سال رو چطور تحملم کردی

01:15:04.793 --> 01:15:07.419
.من دوستت داشتم

01:15:10.257 --> 01:15:14.630
.خدای من "امیلی"، نمیدونم چطور برات توضیح بدم. واقعاً نمیدونم

01:15:14.636 --> 01:15:19.430
.زبان قادر به بیانش نیست
.ظاهراً من وارد یک خودآگاه خیلی بدوی شده بودم

01:15:19.433 --> 01:15:27.230
.تمام چیزی که یادمه، چیزای قبل درک اون خودآگاه هست
یادم نمیاد، حداقل بطور واضح یادم نمیاد که
.چطور از مخزن بیرون اومدم

01:15:27.232 --> 01:15:34.071
.اولین چیزی که یادمه اون سگها هستند
.من یه دسته سگ وحشی رو تا باغ وحش دنبال کردم
.اینطوری بود که رسیدم اونجا

01:15:34.781 --> 01:15:39.743
.تو باغ وحش یه بره رو شکار کردم، کشتم و خوردم

01:15:42.080 --> 01:15:48.290
.من کاملاً یه انسان بدوی بودم
...تنها فقط میل به بقا، زنده موندن تو شب

01:15:48.295 --> 01:15:50.790
...خوردن...

01:15:50.797 --> 01:15:53.590
...آشامیدن...

01:15:54.968 --> 01:15:57.594
.و خوابیدن برام مهم بود...

01:15:59.973 --> 01:16:04.268
.اون لحظه لذت بخشترین لحظه تو زندگیم بود

01:16:06.688 --> 01:16:09.940
.احتمالاً یه مرد رو هم امشب کشته باشم

01:16:10.359 --> 01:16:13.110
...یادمه که

01:16:13.779 --> 01:16:16.780
...میکوبیدم روی...

01:16:24.122 --> 01:16:30.627
.نمیدونی چه مصیبتی کشیدم برای گرفتن این لباس ها
.باید میرفتم به قسمت حراست

01:16:31.296 --> 01:16:33.965
.بهت گفتن که به قسمت حراست زنگ بزنی، همین الان

01:16:34.049 --> 01:16:41.340
.امشب یه میمون فراری تو اتاق مخزنت بود
چیزی راجبش میدونی؟
.نزدیک بود یکی از نگهبون هارو بکشه

01:16:41.348 --> 01:16:46.059
تو که تو اون اتاق میمون نیاورده بودی، ها؟

01:16:49.147 --> 01:16:53.400
.ساعت و وسایلت تو جیب کتته
حالت خوبه؟

01:16:53.402 --> 01:16:55.020
حالش خوبه؟

01:16:55.028 --> 01:17:00.866
.چیزایی که بهم میگفتی رو به "میسون" بگو
.میخوام نظر "میسون" رو راجب این چیزا بدونم

01:17:00.867 --> 01:17:04.661
.به نظرم نظرات "میسون" قابل پیش بینی هست

01:17:05.664 --> 01:17:09.000
...خدای من! همینه

01:17:09.710 --> 01:17:14.922
.یه انسان اولیه...
...اولین و بکر ترین فرم انسان واقعی

01:17:15.298 --> 01:17:19.130
،ریزه، با قدی حدود 4 فوت...
...کاملاً پشمالو

01:17:19.136 --> 01:17:22.880
.شبیه شامپانزه ولی راست قامت...
.با دست هاش راه نمیره. دستهاش کوتاهه

01:17:22.889 --> 01:17:28.602
.با آرامی داره راه میره
.دوتا، سه تا از اونا اینجا هستن

01:17:29.021 --> 01:17:31.647
...جانوری دوپا، ریزه

01:17:38.905 --> 01:17:43.860
...چیزی رو دارم میکشم
...یه بز

01:17:43.869 --> 01:17:48.910
...دارم میکشم
.دارم گوشتشو میخورم...

01:17:48.915 --> 01:17:52.209
.دارم خون بز رو میخورم...

01:17:54.838 --> 01:17:56.960
حالت خوبه؟

01:17:56.965 --> 01:17:58.090
.فوق العاده ست

01:17:58.091 --> 01:17:59.630
.فوق العاده ست

01:17:59.635 --> 01:18:06.014
.به نظرم اومد سفر بدی (توهم وحشتناک) داره -
.بعضی از این سفر های مخزن میتونه خیلی وحشتناک باشه -

01:18:07.267 --> 01:18:10.310
این دیگه چه صیغه ای بود؟

01:19:03.865 --> 01:19:06.655
بیدارت کردم؟
.امیلی ام

01:19:06.660 --> 01:19:11.079
.ادی" من خیلی وحشت زده ام"
.باید باهات حرف بزنم

01:19:22.342 --> 01:19:28.765
نمیدونم چطور بیانش کنم، ولی کم کم دارم فکر میکنم
.اتفاقی که برات افتاده بود صرفاً یک توهم نبوده

01:19:28.849 --> 01:19:35.680
،یه حسی بهم میگه که یه پدیده ی واقعی صورت گرفته
.مثلاً یه نوع دگرگونی ژنتیکی اتفاق افتاده

01:19:35.689 --> 01:19:42.690
،نمیدونم چرا این فکر رو علی رغم عقلانی نبودنش دارم
ولی بهرحال چنین احساسی دارم. الانم که چنین احساسی دارم
.ترس برم داشته. واقعاً وحشت زده م. خیلی اضطراب دارم

01:19:42.696 --> 01:19:43.860
.منم مثل تو ام

01:19:43.864 --> 01:19:47.610
.نمیخوام هفته ی دیگه بازم این آزمایش رو انجام بدی -
.من باید از واقعیت همچین اتفاقی مطمئن بشم -

01:19:47.617 --> 01:19:54.123
ازت میخوام فعلاً از انجام آزمایش دست نگه داری -
.تا راجبش بیشتر بفهمیم و ریسکش رو به حداقل برسونیم
.امکان نداره بدون انجام آزمایش چیزی راجبش فهمید -

01:19:54.124 --> 01:20:00.379
!ولی ممکنه آسیب ژنتیکی جبران ناپذیری رو به خودت وارد کنی -
،ما با ژنتیک سر و کار نداریم! با چیزی فراتر از جرم، ماده -
.و انرژی سر و کار داریم

01:20:00.380 --> 01:20:03.840
.چیزی که بهش دست میابیم اندیشه و تفکر اولیه هست

01:20:03.842 --> 01:20:06.800
.میخوام بهت بگم که دوستت دارم

01:20:06.803 --> 01:20:09.340
.میدونم

01:20:09.348 --> 01:20:13.180
.منم میخوام بهت بگم این یه چیزیه که آخرش مشخص نیست

01:20:13.185 --> 01:20:18.980
شاید ما به یه سیستم غیر قابل درکی دست یابیم که تمام فضا-زمان
ما رو مختل کنه. حتی شاید یه حلقه ی ارتباطی
.با یه دنیای دیگه داشته باشیم

01:20:18.982 --> 01:20:23.735
.خدای من، تو که خودت دانشمندی
.باید بدونی که چه احساسی دارم

01:20:24.946 --> 01:20:28.365
.بله، میدونم چه احساسی داری

01:20:29.951 --> 01:20:34.121
"الان خیلی دیر وقته "ادی
میخوای شب رو اینجا بمونی؟

01:20:35.248 --> 01:20:39.750
.میتونم یکم دلداری و قوت قلب بهت بدم

01:20:39.753 --> 01:20:42.671
،شب رو میمونی
نه؟

01:21:19.584 --> 01:21:31.261
اگه با ظاهری میمون نما و بدوی از اون مخزن بیرون اومدم و رابطه
برقرار کردن باهام غیرممکن باشه، وقتی که هنوز داخل اون مخزن
.هستم بهم مسکن بزن، وگرنه مجبوری دنبالم بیوفتی و رامم کنی

01:21:31.430 --> 01:21:38.100
،گوش کن، اگه از اون مخزن با قیافه ی یه میمون بیرون بیای
.منم قاطی میکنم و خودمو متعهد میکنم

01:21:38.103 --> 01:21:44.100
اگه اتفاقی بیوفته با یه مقدار زیادی از -
.آمیتال (نوعی مسکن) آرومش میکنیم
!منظورت چیه اگه اتفاقی بیوفته؟ همتون دارین همین جمله رو میگین -

01:21:44.109 --> 01:21:49.196
به نظرت اتفاقی قراره بیوفته؟
.چون اگه همچین فکری میکنی، دوست دارم بدونم

01:21:49.781 --> 01:21:54.368
.معذرت میخوام. من خیلی اضطراب دارم -
.منم اضطراب دارم -

01:22:57.307 --> 01:23:02.144
هنوز خبری شده؟ -
.همین 10 دقیقه پیش چکش کردم -

01:23:02.270 --> 01:23:05.810
جوجه سفارش دادی یا بوقلمون؟ -
.میدونم بوقلمون گفته بودی، ولی امیدوارم جوجه مشکلی نداشته باشه -

01:23:05.816 --> 01:23:10.820
.ساعت 11 شده
.الان دیگه از دو ساعت هم گذشته
.به نظرم دیگه باید تمومش کنیم

01:23:10.821 --> 01:23:14.530
.راستش رو بخواین من خیلی ترسیدم
!ممکنه گند بزنیم به کل ساختار ژنتیکش

01:23:14.533 --> 01:23:16.320
چطور میتونیم متوقفش کنیم؟

01:23:16.326 --> 01:23:18.530
میتونی درش بیاری "آرتور"؟ -
.مثل یه دیوونه قاطی میکنه -

01:23:18.537 --> 01:23:22.370
!ما باید جلوشو میگرفتیم
.نمیدونم تو همون ابتدا چطور گذاشتیم ما رو متقاعد کنه

01:23:22.374 --> 01:23:29.080
،ما اونو جدی نمیگرفتیم، ولی میدونستیم که دیوونه نیست
و هممون تو دلمون این حس رو داشتیم که اون شاید
!سرش تو یه کاری باشه که فراتر از ادراک ماست

01:23:29.089 --> 01:23:33.400
،الان هم چون من اونو باور دارم
!میخوام این چیزو متوقفش کنیم

01:31:19.518 --> 01:31:23.020
.علائم حیاتیش خوبه
.احتمالاً یکی دو روز بخوابه و یکم گیجی داشته باشه

01:31:23.021 --> 01:31:31.440
تو بدنش یه عالمه دارو وجود داره .تو توهم های اینچنینی -
.این روانگردان ها، همچین عوارضی طبیعی هست
.سخته که اسمشو صرفاً یه توهم گذاشت -

01:31:31.446 --> 01:31:38.119
.ضربان قلب و فشار خونش خوبه -
.من بیشتر نگران تو هستم تا اون
.من حالم خوبه -

01:31:45.335 --> 01:31:50.580
،از بین تمام مردای لعنتی تو این دنیا
چرا من باید عاشق این یکی باشم؟
.نمیتونم فکرشو از سرم بیرون کنم

01:31:50.590 --> 01:31:53.460
میدونی چندتا مرد بود که تو همین یک سال گذشته
سعی میکردم عاشقشون باشم؟
.ولی نتیجه نمیده

01:31:53.468 --> 01:31:56.800
مهم نیست با چه کسی همبستر میشم، مجبورم تصور کنم
.که طرف مقابلم اونه، وگرنه هیچ اتفاقی نمیوفته

01:31:56.805 --> 01:32:02.000
،مهم نیست با کی غذا میخورم یا قدم میزنم
.همیشه این ناراحتی رو دارم، چون طرف "ادی" نیست

01:32:02.102 --> 01:32:04.812
.من کاملاً مجذوب اون شدم

01:32:07.607 --> 01:32:10.067
!خیلی مسخره ست

01:32:10.736 --> 01:32:14.190
.به نظر من که کاملاً طبیعیه -
!ولی اون برام هیچ اهمیتی نمیده -

01:32:14.197 --> 01:32:18.617
.تو تنها کسی هستی که اون خارج از کارش بهش اهمیت میده -
!"نه "میسون -

01:32:19.077 --> 01:32:24.330
.من هیچوقت براش واقعی نبودم
.هیچ چی تو دنیای انسانی براش واقعی نبوده
.اون عاشق حقیقته

01:32:24.333 --> 01:32:29.211
،واقعیت برای "ادی" فقط همینه
.چیزی که تغییرناپذیر، ثابت و ابدی هست

01:32:29.254 --> 01:32:33.715
،برداشتی که "ادی" از عشق داره
.اتفاقی بود که امشب براش افتاد

01:32:34.259 --> 01:32:37.090
.اون به وصال رسید

01:32:37.095 --> 01:32:47.688
،نهایتاً با خدا به ارضا رسید، نهایتاً کمال رو به آغوش گرفت
!نهایتاً مسحور حقیقت شد، و اون لعنتی نزدیک بود نابودش کنه

01:32:48.482 --> 01:32:55.362
.اون هیچ وقت عاشق من نبود
.تو هم مثل من اونو میشناختیش
.ما هممون براش چیزای زودگذر و فانی هستیم

01:32:56.490 --> 01:33:02.493
،خیلی خب، میترسم شوکی چیزی برات وارد بشه
.میرم یه چیزی برات بیارم

01:33:14.675 --> 01:33:19.800
ما امشب از مرز علم فیزیک گذشتیم
.و به مرحله ی تازه ای رسیدیم
.ما شاهد یک معجزه بودیم

01:33:19.805 --> 01:33:22.800
،حادثه ی امشب یه رخداد تاریخی بود
ما راجبش میخوایم چیکار کنیم؟

01:33:22.808 --> 01:33:26.720
!من هیچ کاری نمیکنم
!امشب من زهر ترک شدم

01:33:26.728 --> 01:33:33.060
!اون مخزن داشت منفجر میشد
.هر اتفاقی که داخل اون مخزن افتاد، انرژی فوق العاده زیادی رو آزاد کرد

01:33:33.068 --> 01:33:36.940
.بخاطر خدا بیا این چیز لعنتی رو فراموشش کن
.نمیخوام راجبش بحث کنم

01:33:36.947 --> 01:33:42.820
!نمیتونم کاری بکنم
تو شاید دلت بخواد بری بخوابی ولی احساسی که دارم
!بهم میگه که شاید برای یک سال هم نتونم بخوابم

01:33:42.828 --> 01:33:49.830
!از هیجان دارم آتیش میگیرم
،من اونجا داشتم اون اتاق لعنتی رو نظافت میکرم
!و میخوام بدونم چرا

01:33:49.835 --> 01:33:53.920
به پدیده های ماورا طبیعی اعتقاد داری "میسون"؟ -
!نه جناب، ندارم -

01:33:53.922 --> 01:34:00.010
،پس اتفاقی که امشب ناظرش بودیم یک پدیده ی فیزیکی بود
!یک پدیده ی فیزیکی غیر قابل توضیح

01:34:00.012 --> 01:34:02.840
.اگه یک پدیده ی فیزیکی باشه، پس حتماً قابل توضیح هست
.من باید علتشو بدونم

01:34:02.848 --> 01:34:07.853
!بذار حرفمو بزنم -
...من سه ساعته که اون اتاقو نظافت میکنم و
...تنهام بذار -

01:34:07.978 --> 01:34:15.480
!بهت میگم که میخوام چیکار کنم
!ما باید این آزمایش رو روی سوژه های انسانی دیگری هم انجام بدیم
!ما به نمونه های گزینشی نیاز داریم

01:34:15.485 --> 01:34:26.663
ما تو شورای صنفی دانشجویان یه آگهی میزنیم! بعدش که
پنج شیش تا سوژه داوطلب شدند، با یکیشون میریم و با روش کاملاً علمی
!دوز دارو رو بالا میبریم و با آزمایش "ادی" مقایسه میکنیم

01:34:27.205 --> 01:34:31.334
...ممکنه حتی امتیاز یا کمک هزینه ای هم به دستمون بیاد

01:34:33.211 --> 01:34:37.460
تو میخوای یه داروی آزمایش نشده رو...
!روی انسانهای بیگناه آزمایش کنی

01:34:37.466 --> 01:34:39.999
!خواهش میکنم دیگه داد نزنین

01:34:48.226 --> 01:34:50.727
حالت چطوره؟

01:34:50.729 --> 01:34:54.189
میخوای دوباره برگردی بخوابی؟

01:34:54.691 --> 01:34:56.817
.آره

01:34:57.069 --> 01:35:01.572
اشکالی نداره "میسون" بیاد یه معاینه ای بکنه؟

01:35:01.907 --> 01:35:04.075
.فکر خوبیه

01:35:06.578 --> 01:35:10.372
"شاید بهتر باشه یه معاینه ای بکنی "میسون

01:36:12.102 --> 01:36:15.270
.ای کاش که بچه ها نباشن

01:36:15.355 --> 01:36:17.440
الو؟

01:36:20.277 --> 01:36:23.230
."همه چی روبراهه "آرتور
.اون حالش خوبه

01:36:23.238 --> 01:36:26.448
.آرتوره
حالت خوبه؟

01:36:27.034 --> 01:36:32.034
.آرتور" من الان بیدار شدم، هروقت سرحالتر شدم بهت زنگ میزنم"

01:36:35.292 --> 01:36:38.544
،خدای من
ساعت چند شده؟

01:36:38.795 --> 01:36:41.713
.باید به بچه ها زنگ بزنم

01:36:41.965 --> 01:36:48.470
.نمیتونم چطور بگم که چقدر برام مهمی
.چقدر به تو و بچه ها نیاز دارم
.گفتم که در جریان باشی

01:36:48.472 --> 01:36:52.430
.تو منو نجات دادی. منو از اون چاله آزاد کردی
."من داخلش بودم "امیلی

01:36:52.434 --> 01:36:55.144
...من تو اوج لحظه ی وحشت بودم

01:36:55.145 --> 01:36:57.390
.لحظه ی پیدایش زندگی...

01:36:57.397 --> 01:36:59.900
.اون هیچ چی نیست

01:36:59.983 --> 01:37:03.485
.صرفاً یه چیز وحشتناک و پوچ هست

01:37:03.737 --> 01:37:08.657
حقیقت غایی تمام چیزها اینه که
.حقیقت غایی ای وجود نداره

01:37:09.076 --> 01:37:12.780
.حقیقت یعنی هر چیزی که ناپایداره
.این زندگی انسانه که واقعی هست

01:37:12.788 --> 01:37:21.330
نمیخوام بترسونمت، ولی چیزی که میخوام برات بگم اینه که
اون لحظه ی وحشت، یک ترس واقعی و زنده هست که
...درونم داره زندگی و رشد میکنه

01:37:21.338 --> 01:37:28.135
.و تنها چیزی که نمیذاره منو حریصانه مصرف خودش کنه تویی... -
چرا دوباره برنمیگردی پیش ما زندگی کنی؟ -

01:37:29.346 --> 01:37:33.970
.دیگه خیلی دیر شده
.فکر نکنم بتونم از این جریان نجات پیدا کنم

01:37:33.976 --> 01:37:37.978
.نمیتونم باهاش سر کنم. دردش خیلی شدیده

01:37:45.112 --> 01:37:49.198
!باهاش مبارزه کن ادی
!تو بهش واقعیت بخشیدی. پس میتونی واقعیتش رو هم سلب کنی

01:37:49.199 --> 01:37:51.868
..."اگه منو دوست داری "ادی
...!اگه منو دوست داری

01:37:51.994 --> 01:37:55.162
!ادی
!باهاش مبارزه کن

01:39:40.310 --> 01:39:43.103
"دوستت دارم "امیلی

01:39:53.500 --> 01:40:08.500
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.