﻿WEBVTT

00:00:10.000 --> 00:00:30.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:55.055 --> 00:01:57.679
در دورانِ سلطنتِ
، فليپه»يِ دوم پادشاه اسپانيا»

00:01:57.889 --> 00:02:00.298
و در سالِ 1560 ، جستجو
، «برايِ يافتنِ سرزمينِ «اِل دورادو

00:02:00.298 --> 00:02:02.451
(از «سانتاکروز ده کاپوکووار» (در پرو
.آغاز گرديد

00:04:09.381 --> 00:04:10.739
هنوز در بستر هستي؟

00:04:11.116 --> 00:04:12.802
!برخيز ديگر

00:04:13.912 --> 00:04:15.417
!عجله کن ، دخترک

00:04:28.333 --> 00:04:30.583
آيا سرزمينِ "اِل دورادو" واقعاً وجود دارد؟ -
!البته که وجود دارد -

00:04:30.833 --> 00:04:33.598
وگرنه براي چه پدرت
عازمِ اينچنين ماجراجويي اي مي گشت؟

00:04:37.402 --> 00:04:38.998
.خانم نيز ديشب رسيدند

00:04:39.277 --> 00:04:40.643
او را ديدي؟

00:04:41.252 --> 00:04:42.625
آيا آن طور که مي گويند زيباست؟

00:04:43.186 --> 00:04:44.752
، صورتش را نديدم
.چون شالي به صورت بسته بود

00:04:45.487 --> 00:04:47.084
پس صورتش را نديدي؟

00:04:48.286 --> 00:04:51.188
دستانش را چطور؟
و ساقِ پاهايش را نيز؟

00:04:51.610 --> 00:04:52.812
.دستانش را ديدم

00:04:53.273 --> 00:04:54.660
... دستانِ بسيار سفيد

00:04:54.891 --> 00:04:56.304
.نرم و ظريفي داشت ...

00:04:56.844 --> 00:04:59.594
دستانش نمي تواند چنين باشد ، چون او نيز
.همچون من ، دو رگه يِ نيمه سرخپوست است

00:05:35.936 --> 00:05:39.332
پس خانم کجاست؟ -
.او را نمي بينم -

00:05:48.248 --> 00:05:50.394
سروان «آلونسو ده استبان»؟

00:05:52.112 --> 00:05:53.934
اوئيراکورو»؟»

00:06:02.185 --> 00:06:04.457
چرا بانو «اينس» اينجا
حضور ندارند؟

00:06:06.985 --> 00:06:08.559
.منتظرِ ايشان خواهيم ماند

00:07:30.392 --> 00:07:31.744
!به احترامِ جنابِ فرماندار

00:07:32.047 --> 00:07:33.606
!خبردار

00:07:58.023 --> 00:08:00.984
، روسپي اي گرانقيمت
.اينس ده آتيِنسا» تنها همين است و بس»

00:08:02.513 --> 00:08:04.600
... حدودِ هجده سال پيش

00:08:05.805 --> 00:08:06.992
... اسپانيولي اي

00:08:07.906 --> 00:08:09.803
... «به نامِ «فرانسيسکو ده اوره يانا

00:08:10.151 --> 00:08:13.218
در سفري اکتشافي ، رودخانه را
.به سويِ اقيانوس دنبال نمود

00:08:18.450 --> 00:08:19.837
... اکنون

00:08:20.463 --> 00:08:22.047
... يکي از افسرانِ وي

00:08:22.430 --> 00:08:24.054
... «آلونسو ده استبان»

00:08:24.418 --> 00:08:26.898
.نقشِ راهنمايِ ما را ايفا خواهد نمود

00:08:28.389 --> 00:08:30.365
او آمازون ها را به چشمِ خويش
... ديده است
آمازون ها : نام قبيله اي از زنانِ جنگجو در آمريکاي جنوبي که گفته مي شود]
هيچ مردي را به خود راه نمي داده اند و پستانِ سمت راست دختران را از جواني
[.مي بُريدند تا کشيدنِ کمان براي ايشان آسان شود

00:08:31.148 --> 00:08:34.166
همان ها که از دروازه هايِ
!سرزمينِ «اِل دورادو» محافظت مي کنند

00:08:34.711 --> 00:08:36.274
... او خود

00:08:36.617 --> 00:08:37.945
... با دستانش

00:08:38.389 --> 00:08:40.244
جواهراتِ بي حد و حصرِ آن سرزمين را
!لمس نموده است

00:08:48.242 --> 00:08:50.149
سرخپوستان برزيل نيز
.ما را همراهي خواهند نمود

00:08:51.199 --> 00:08:53.055
آنان پيش از اين نيز ، سابقه يِ عبور
!از رودخانه هايِ عظيم را دارند

00:08:53.928 --> 00:08:55.399
... «اوئيراکورو»

00:08:55.959 --> 00:08:58.243
... «ما را به سرزمينِ «اوماگوآس
[اوماگوآس : يکي از مناطقِ بکر و طبيعيِ پرو]

00:08:58.824 --> 00:09:00.555
«و به «اِل دورادو
.راهنمايي خواهد کرد

00:09:07.304 --> 00:09:09.052
... و من به شما وعده مي دهم

00:09:10.168 --> 00:09:12.296
... که در اين سفر

00:09:12.680 --> 00:09:14.275
... پيروز و فاتح گشته

00:09:14.921 --> 00:09:16.336
... و همگي

00:09:17.364 --> 00:09:19.149
... دستانِ مان را

00:09:20.101 --> 00:09:21.730
«از طلايِ «اِل دورادو
!پُر خواهيم نمود

00:09:22.291 --> 00:09:23.993
!«پيش به سويِ «اِل دورادو -
!«پيش به سويِ «اِل دورادو -

00:09:44.393 --> 00:09:45.800
... و اينک

00:09:46.954 --> 00:09:48.644
... به نامِ پروردگار

00:09:49.238 --> 00:09:52.206
... و اعليحضرت «فليپه»يِ دوم

00:09:52.663 --> 00:09:54.317
... پادشاه اسپانيا

00:09:55.080 --> 00:09:57.816
فرمانِ به آب انداختنِ کشتي ها را
!صادر مي کنم

00:09:59.705 --> 00:10:00.882
!بفرماييد

00:10:35.489 --> 00:10:36.675
سروان؟

00:11:29.563 --> 00:11:31.226
!«خوان کورزو»

00:11:31.800 --> 00:11:33.190
!«خوان کورزو»

00:11:39.454 --> 00:11:40.227
!قربان

00:11:40.704 --> 00:11:42.597
چرا؟ چگونه چنين افتضاحي
به بار آمد؟

00:11:43.017 --> 00:11:44.455
... چوب ها پوسيده هستند

00:11:44.703 --> 00:11:46.538
موريانه و رطوبت
... آنها را نابود ساخته است

00:11:46.538 --> 00:11:48.600
و اينک هشت ماه است
... که منتظر مانده ايم

00:11:49.266 --> 00:11:51.141
.و اين زمانِ زياديست ، عاليجناب

00:11:51.850 --> 00:11:53.953
مرا نبايد از اين بابت
.سرزنش کرد

00:11:57.516 --> 00:11:59.428
ساختنِ کشتي هايِ جديد
چقدر زمان مي بَرد؟

00:12:00.078 --> 00:12:02.172
.سه يا چهار ماه -
.نمي توانيم تا آن موقع معطل شويم -

00:12:03.081 --> 00:12:05.800
!کشتي هايِ ديگر را به آب اندازيد
!سروان! طبل ها را بنوازيد

00:12:32.125 --> 00:12:35.509
و کشتي دکل دارِ مان چه؟
اوضاعش چطور است ، استاد «کورزو»؟

00:12:36.510 --> 00:12:38.275
آيا ايمن تر است؟

00:12:38.954 --> 00:12:41.705
براي سفر بر رويِ اين
... آب هايِ خيانت پيشه

00:12:42.027 --> 00:12:44.401
من قايق هايِ سرخپوستي را
.پيشنهاد مي کنم

00:12:48.650 --> 00:12:50.464
!«سروان «گارسيا ده آرسه

00:12:55.579 --> 00:12:56.930
.عاليجناب

00:12:58.183 --> 00:13:00.744
سي مرد را به همراهِ
.يکي از آن کلک ها بردار

00:13:01.429 --> 00:13:03.359
و برايِ گشت زني و
.جستجويِ خوراک جلوتر برو

00:13:03.682 --> 00:13:05.263
تا مي تواني
، آذوقه جمع آوري کن

00:13:05.586 --> 00:13:07.922
تا هنگامي که من به همراهِ
، هياتِ اصلي مي رسم

00:13:08.212 --> 00:13:10.823
سفر را بدون هيچ تاخيري
.ادامه دهيم

00:13:11.329 --> 00:13:14.058
«شما در تقاطعِ رودخانه يِ «کوکاما
.در انتظارِ ما بمانيد

00:13:14.494 --> 00:13:15.763
!بله ، عاليجناب

00:14:13.365 --> 00:14:15.083
.برويم ، فرزند
.معطل مکن. برويم

00:14:33.978 --> 00:14:36.097
".روز 27 ماه سپتامبر سالِ 1560"

00:14:37.710 --> 00:14:40.962
خسارتي که بر بعضي از کشتي ها وارد آمد"
".تنگ گشتنِ جا بر رويِ شناورها را موجب شد

00:14:41.739 --> 00:14:43.760
تنها بيست و هفت راس"
"... از بهترين اسب ها

00:14:43.961 --> 00:14:45.972
توانستند بر کشتي ها"
".سوار گردند

00:14:46.649 --> 00:14:48.112
"... سايرين ، همراه با"

00:14:48.112 --> 00:14:50.071
زين و يراق هايِ گرانقيمت شان"
".در پرو باقي ماندند

00:14:50.909 --> 00:14:54.178
بخشي از گاو و گوسفندهاي مان را نيز"
"... پشت سَرِ خود ، جا گذاشتيم

00:14:55.024 --> 00:14:57.175
و نيز ، خوک ها و بُز هايي که"
"... براي زاد و ولد بودند

00:14:57.910 --> 00:15:01.065
همه يِ اينها ، برايِ مان"
".بَس گران تمام شد

00:15:02.084 --> 00:15:04.710
ليکن به نظر مي رسيد"
"... اين ها همه چندان اهميتي نداشتند

00:15:05.363 --> 00:15:06.613
چرا که"
"، طبقِ گفته يِ راهنماهايِ مان

00:15:06.613 --> 00:15:08.455
"... ما در عرضِ يک ماه"

00:15:08.926 --> 00:15:11.411
به غني ترين سرزمينِ جهان"
".مي رسيديم

00:15:14.550 --> 00:15:16.852
!«پيش به سويِ «اِل دورادو

00:15:18.729 --> 00:15:19.939
!برويم

00:15:20.383 --> 00:15:21.333
!برويم

00:17:33.508 --> 00:17:36.758
در اولين روز ، بيش از"
"، نيم فرسنگ پيش تر نرفتيم

00:17:37.469 --> 00:17:40.790
چرا که پيش از عزيمتِ دوباره يِ فردا"
".مي بايست کارهايِ بسياري را انجام مي داديم

00:17:42.385 --> 00:17:45.790
، روز بعد ، از گردابه هايي چند"
"، بر رويِ رود ، گذر کرديم

00:17:46.385 --> 00:17:47.696
پيش از آن که واردِ"
"، مناطقِ مسطح گرديم

00:17:48.210 --> 00:17:51.134
همان مناطقي که مي گفتند"
".به دريايِ شمال مي رسد

00:18:42.937 --> 00:18:45.633
مي خواهي پزشکي بر بالينت حاضر کنم؟ -
... نه ، نه -

00:18:46.103 --> 00:18:49.024
.فقط بايد صبر کنم تا درد بگذرد

00:18:50.789 --> 00:18:52.979
، همان کهنه تبِ هميشگي است

00:18:53.312 --> 00:18:55.104
.چندان جدي نيست

00:19:00.840 --> 00:19:02.588
!چقدر تو زيبا هستي

00:19:05.352 --> 00:19:07.228
!چقدر تو زيبا هستي

00:19:13.199 --> 00:19:16.290
.بايد استراحت کني
.هيچ نخوابيدي

00:19:16.701 --> 00:19:19.071
چطور است همينجا
با تو بخوابم؟

00:19:22.513 --> 00:19:23.573
اورسوا»؟»

00:19:24.039 --> 00:19:24.875
اورسوا»؟»

00:19:26.212 --> 00:19:28.385
نمي توانم برايِ لحظه اي
آرامش داشته باشم؟

00:19:31.166 --> 00:19:33.497
چه مي خواهي؟ -
.«موضوعي جدي است ، «پدرو -

00:19:35.478 --> 00:19:36.760
!داخل شو
!داخل شو

00:19:41.938 --> 00:19:44.588
متاسفم که مزاحمِ تان شدم ، ولي
.به محلِ تقاطعِ رود رسيده ايم

00:19:47.573 --> 00:19:48.964
سرانجام؟

00:19:49.586 --> 00:19:52.132
«و سروان «گارسيا ده آرسه
چه مي گويد؟

00:19:53.117 --> 00:19:55.727
هيچ نشانه اي از او
.و قايق هايش نيست

00:19:56.353 --> 00:19:58.561
ديّار البشري در تقاطعِ رود
.ديده نمي شود

00:20:03.479 --> 00:20:04.873
!خودت را بپوشان

00:21:27.122 --> 00:21:30.484
مي بايست «اِلويرا» را
.«در پرو مي گذاشتي ، «آگيره

00:21:31.036 --> 00:21:33.047
او هر جا که من مي روم
.با من خواهد آمد

00:21:33.876 --> 00:21:37.035
، اگر اتفاقي براي من افتاد
.تو از او مراقبت کن

00:21:38.296 --> 00:21:40.859
، ما با همديگر بزرگ شديم
مگر چنين نيست؟

00:21:42.452 --> 00:21:45.488
، اما در حقيقت اينک
.چيزهايي ديگر مرا نگران مي سازد

00:21:45.982 --> 00:21:47.452
چه چيزهايي؟

00:21:50.890 --> 00:21:52.935
.«ضعف و سستيِ «اورسوا

00:21:53.263 --> 00:21:55.515
، کشيدنِ دو پستان
!سخت تر از کشيدنِ دو اسب است

00:21:57.731 --> 00:22:01.639
، براي تصاحب و حفظِ قدرت
.بايد از خيلي چيزها دست کشيد

00:22:01.921 --> 00:22:04.390
، اگر من بودم
... «برايِ تصاحبِ زني همچون بانو «اينس

00:22:05.622 --> 00:22:08.061
از بسياري چيزها ...
.دست مي کشيدم

00:22:08.535 --> 00:22:10.577
نه در صورتي که مسئوليت هايي بسيار
.بَر گردن مي داشتي

00:22:11.841 --> 00:22:13.811
، سرخپوستانِ برزيلي برايم گفته اند

00:22:14.372 --> 00:22:16.388
، جلوتر که برسيم
، جنگل بَس انبوه مي گردد

00:22:16.813 --> 00:22:18.672
به طوري که
.حتي خورشيد را نيز نمي توان ديد

00:22:20.671 --> 00:22:23.047
مي گويند رودخانه اي بسيار عظيم
، در آنجا وجود دارد

00:22:23.452 --> 00:22:25.576
که آبش از تيرگي
.به زغال مي ماند

00:22:26.013 --> 00:22:28.481
... و سپس ، اندک اندک

00:22:28.918 --> 00:22:30.612
، درختان پراکنده تر مي گردند

00:22:30.997 --> 00:22:32.388
، و تاريکي به ناگهان

00:22:32.878 --> 00:22:34.825
تبديل به
، روشنايي اي شديد مي شود

00:22:35.345 --> 00:22:37.137
.به رنگِ طلا

00:22:37.685 --> 00:22:41.139
نور آنچنان افزون مي شود
.که آدم را کور مي سازد

00:22:41.451 --> 00:22:43.185
، اوئيراکورو» مي گويد»

00:22:43.561 --> 00:22:45.924
آنجا چنان است که گويي
.به بهشت وارد شده اي

00:22:47.044 --> 00:22:48.923
اين چه بود ، پدر؟

00:23:03.338 --> 00:23:04.966
.من مي ترسم

00:23:13.501 --> 00:23:14.841
آن چه بود ، پدر؟

00:23:15.215 --> 00:23:16.936
.هيچ ، تو بگير بخواب

00:23:25.766 --> 00:23:27.381
چه کسي فرياد کشيد؟

00:23:27.678 --> 00:23:29.624
.تنها حيواني وحشي بود

00:23:30.403 --> 00:23:31.906
.مي ترسم

00:23:32.675 --> 00:23:34.624
.مرا تنها مگذار

00:23:35.154 --> 00:23:37.231
... من در کنارت مي مانم

00:23:37.817 --> 00:23:38.985
.نگران مباش

00:23:39.548 --> 00:23:41.107
.بگير بخواب

00:23:41.327 --> 00:23:42.940
... چشمانت را ببند

00:23:43.341 --> 00:23:45.253
.ببندشان ديگر

00:25:14.936 --> 00:25:16.807
نمي توانم اين زنگار را
.پاک کنم

00:25:17.267 --> 00:25:20.213
به تو گفته بودم که
، به خاطرِ رطوبتِ بالا

00:25:20.672 --> 00:25:21.946
بايد فلز را
.هر روز تميز کني

00:25:22.227 --> 00:25:23.945
همه چيز اينجا
.در اين سرزمين مي پوسد

00:25:24.311 --> 00:25:27.892
از سلاحِ تان همچون جانِ خويش
.محافظت نماييد

00:25:27.892 --> 00:25:30.429
... تماميِ مسيلِ رودخانه

00:25:31.326 --> 00:25:34.087
از صدايي همچون آوايِ زلزله ...
.مملو گرديد

00:25:34.296 --> 00:25:36.607
موجي عظيم کشتي ها را
، پوشاند

00:25:36.859 --> 00:25:39.087
و برخي از نفرات را
.غرقه ساخت

00:25:41.366 --> 00:25:44.571
، اندکي جلوتر
.مارهايي غول آسا وجود دارند

00:25:45.836 --> 00:25:48.120
بعضي از آنها آنچنان دراز هستند
.که انتهايي ندارند

00:25:48.712 --> 00:25:49.964
راست است ، پدر؟

00:25:50.212 --> 00:25:51.953
... اگر «آلونسو استبان» چنين مي گويد

00:25:52.212 --> 00:25:55.016
، من خودم آنها را ديدم ، دخترکم
... آنان را «آناکونداس» مي نامند

00:25:55.937 --> 00:25:58.396
آنان هر چه را بيابند
.مي بلعند

00:25:58.925 --> 00:26:01.032
، و نيز گياهاني گوشتخوار

00:26:01.584 --> 00:26:04.187
.که از گوشتِ انسان و حيوان ارتزاق مي کنند
، اگر به آنها دست بزني

00:26:04.647 --> 00:26:06.499
.دستت را خواهند بلعيد

00:26:08.999 --> 00:26:11.812
حورياني دلفريب و درشت پستان نيز
، وجود دارند

00:26:13.248 --> 00:26:15.813
گاوهاي دريايي اي بنام «ماناتيس» نيز هستند
.که همچون طفلي گريه مي کنند

00:26:16.753 --> 00:26:20.139
آدمياني بدونِ گردن نيز هستند
، که صورت هايشان در اينجا است

00:26:20.609 --> 00:26:23.471
، چشم هايشان ، بينيِ شان
.و دهانِ شان

00:26:24.535 --> 00:26:26.686
!و آمازون ها؟ -
!درست است -
آمازون ها : نام قبيله اي از زنانِ جنگجو در آمريکاي جنوبي که گفته مي شود]
هيچ مردي را به خود راه نمي داده اند و پستانِ سمت راست دختران را از جواني
[.مي بُريدند تا کشيدنِ کمان براي ايشان آسان شود

00:26:26.990 --> 00:26:29.781
ما توسطِ زناني جنگجو
.موردِ حمله قرار گرفتيم

00:26:30.032 --> 00:26:31.877
آنان همچون مردان
... ماهيچه دار و پُر عضله هستند

00:26:32.437 --> 00:26:35.095
.و همه جا لختِ مادرزاد مي گردند

00:26:35.095 --> 00:26:36.939
يعني به کل هيچ لباسي
دَر بَر نمي کنند؟

00:26:36.939 --> 00:26:38.281
!«اِلويرا»

00:26:38.281 --> 00:26:42.233
آنان شرمگاه شان را
.با تير و کمان مي پوشانند

00:26:42.845 --> 00:26:44.899
، پس چگونه تيراندازي مي کنند
دوست عزيزم ، «آلونسو استبان»؟

00:26:47.243 --> 00:26:50.284
ارزش هر کدام از آن زنان
.به اندازه يِ 10 جنگجويِ سرخپوست است

00:26:51.126 --> 00:26:54.218
ملکه يِ آنان «کالافيا» ناميده مي شود
... و نامِ سرزمين شان

00:26:55.036 --> 00:26:56.625
!کاليفرنيا» است» ...

00:26:57.295 --> 00:26:58.873
.«ما را تنها بگذار ، «اِلويرا

00:26:59.749 --> 00:27:01.436
نشنيدي چه گفتم؟

00:27:04.368 --> 00:27:06.821
.زمان ، همه چيز را تغيير مي دهد

00:27:07.294 --> 00:27:09.929
، آنچه که سابقاً بود
.ديگر نيست

00:27:10.448 --> 00:27:11.784
... «دون «آلونسو

00:27:13.196 --> 00:27:17.008
به گمانم رطوبت
.دارد مغزت را زايل مي کند

00:27:17.448 --> 00:27:19.805
.از فکر کردنِ بسيار است -
!از باده نوشيِ بسيار است -

00:27:21.780 --> 00:27:24.931
، ما همه ، آن گاه که با وسوسه روبرو مي گرديم
.ضعيف مي شويم ، دوستِ من

00:27:32.134 --> 00:27:34.156
.آنجا سرخپوستان زندگي مي کنند

00:27:36.605 --> 00:27:38.230
... جلوتر

00:27:38.636 --> 00:27:40.820
اگر رودخانه را
، از سمتِ چپ دنبال کنيم

00:27:41.062 --> 00:27:43.226
، به طلا خواهيم رسيد

00:27:43.870 --> 00:27:46.604
.و به درياچه اي طلايي رنگ

00:27:54.200 --> 00:27:56.072
!برايِ نبرد آماده گرديد

00:28:03.065 --> 00:28:04.017
!«لا بانده را»

00:28:04.714 --> 00:28:05.731
!«سالدوئندو»

00:28:07.221 --> 00:28:08.265
!«آگيره»

00:28:09.220 --> 00:28:10.545
!يالا ، بيائيد

00:29:08.825 --> 00:29:11.809
آنان را با شمخال
.و تير کمانِ زنبورک دار کُشته اند
[شمخال : نوعي تفنگِ سَر پُرِ قديمي]

00:29:14.418 --> 00:29:16.136
هيچ اسپانيولي اي در ميانِ شان
.وجود ندارد

00:29:33.730 --> 00:29:35.015
!جنابِ فرماندار

00:29:51.011 --> 00:29:54.222
گارسيا ده آرسه»؟» -
.همگي سرخپوست هستند -

00:30:05.213 --> 00:30:06.232
!جنابِ فرماندار

00:30:09.355 --> 00:30:11.378
.اين را در آن کلبه يافتيم

00:30:16.251 --> 00:30:18.387
اين مالِ چه کس است؟

00:30:30.688 --> 00:30:31.690
!«آگيره»

00:30:32.790 --> 00:30:35.169
مرداني چند بردار
.و به جنگل برو

00:30:35.728 --> 00:30:37.214
ما همينجا
.منتظر خواهيم ماند

00:30:40.814 --> 00:30:41.625
!«وارگاس»

00:30:42.025 --> 00:30:43.624
هر آنچه را که لازم است
.از کشتي تخليه کنيد

00:30:43.837 --> 00:30:44.690
!چشم قربان

00:32:19.983 --> 00:32:21.049
!ايست

00:32:21.724 --> 00:32:22.576
!ايست

00:32:54.609 --> 00:32:56.796
اصلاً برايِ چه به دلِ اين جنگلِ
ميهمان نا نواز زده ايم؟

00:33:00.560 --> 00:33:02.591
، مگر نه آنکه جانِ مان

00:33:03.202 --> 00:33:04.934
از اين تلاشِ بيهوده
ارزشمند تر است؟

00:33:47.993 --> 00:33:48.777
!«پدرو»

00:33:55.656 --> 00:33:56.828
.ترکم مکن

00:33:58.064 --> 00:33:59.751
.هيچگاه ترکم مکن

00:34:01.880 --> 00:34:03.252
چرا چنين مي گويي؟

00:34:03.679 --> 00:34:04.720
.مي ترسم

00:34:05.490 --> 00:34:06.597
از چه؟

00:34:07.470 --> 00:34:09.578
.هيچگاه ترکم مکن. هيچگاه

00:34:26.019 --> 00:34:28.550
ما خود را به جريانِ"
".کُند گذرِ رود سپُرديم

00:34:29.871 --> 00:34:32.986
جنگلِ نفوذ ناپذير"
".در هر دو سويِ مان بود

00:34:34.330 --> 00:34:37.780
اميدمان به تغيير را"
".از دست داده بوديم

00:34:37.780 --> 00:34:40.873
هر چه پيش مي رفتيم ، پوششِ گياهي"
".همواره مثلِ قبل ، بدونِ تغيير بود

00:34:41.841 --> 00:34:43.127
"، همان آب"

00:34:43.363 --> 00:34:44.714
".و همان آسمان"

00:34:45.152 --> 00:34:47.715
، و بدين گونه"
"، خواب آلودگي و ملالت

00:34:48.204 --> 00:34:49.966
".ما را دَر بَر گرفت"

00:35:14.721 --> 00:35:16.468
.نمي تواني دَر بروي

00:35:16.918 --> 00:35:18.809
.شکاري خوش گرفته اي -
.آري ، آقا -

00:35:19.563 --> 00:35:21.860
.امروز شکمي از عذا در خواهيم آورد -
.آري -

00:35:38.637 --> 00:35:40.574
اين ديگر چيست؟ -
.بگذار ببينم -

00:35:43.685 --> 00:35:44.879
اين چيست؟

00:36:03.355 --> 00:36:04.276
... پروردگارا

00:36:06.353 --> 00:36:08.910
اين تکه اي از
.سکه با نقشِ مريمِ باکره است

00:36:10.604 --> 00:36:11.544
.بگذار ببينم

00:36:15.119 --> 00:36:16.512
.بي ترديد طلايِ اسپانيولي است

00:36:16.821 --> 00:36:18.556
چگونه سَر از اينجا
در آورده است؟

00:36:25.671 --> 00:36:29.575
«پدرارياس»! برو «اوئيراکورو»
.و سروان «آلونسو ده استبان» را به اينجا بياور

00:36:33.634 --> 00:36:37.636
، پس از گذشتِ 15 روز از آغازِ سفر
.هيچ نشانه اي از «اِل دورادو» نيست

00:36:38.481 --> 00:36:40.844
تنها چند حلقه
، طلايِ ارزانقيمت

00:36:41.571 --> 00:36:45.502
و پاره سکه اي که توسط ماهي اي
.خورده شده است

00:36:47.542 --> 00:36:49.467
با تماميِ احترامي که براي شما
، جناب فرماندار قائل هستم

00:36:50.433 --> 00:36:53.345
بصيرانه تر آن نمي بود
، که برگرديم

00:36:54.260 --> 00:36:58.232
و از اين پيش تر نرويم؟
.هنوز فرصت باقي ست ، قربان

00:37:24.557 --> 00:37:25.720
!«اوئيراکورو»

00:37:26.291 --> 00:37:27.978
اِل دورادو» کجاست؟»

00:37:32.793 --> 00:37:35.398
اِل دورادو» کجاست؟»

00:37:37.967 --> 00:37:39.447
!دور تر

00:37:41.103 --> 00:37:42.385
اما کجا؟

00:37:44.026 --> 00:37:45.885
... «آري ، «اِل دورادو

00:37:46.321 --> 00:37:47.905
!آنجا ... آنجا

00:37:48.507 --> 00:37:51.307
چقدر دور تر؟
به اندازه يِ چند روز راه؟

00:37:51.669 --> 00:37:54.167
!دور تر -
تو چه مي گويي ، سروان؟ -

00:38:05.248 --> 00:38:07.573
.سفرِ ما تازه آغاز گرديده است

00:38:09.530 --> 00:38:11.282
!اين صدايِ شليکِ شمخال بود

00:39:02.506 --> 00:39:04.131
!آهاي اينجا

00:39:05.665 --> 00:39:06.932
!اينجا

00:39:08.473 --> 00:39:10.322
!«سالدوئندو»! «والکازار»

00:39:31.868 --> 00:39:33.604
، به من غذايي بدهيد

00:39:33.993 --> 00:39:35.429
.خواهش مي کنم

00:39:40.303 --> 00:39:41.930
، چرا از دستور اطاعت نکردي

00:39:42.336 --> 00:39:44.448
و همان طور که امر کرده بودم
منتظر ما نماندي؟

00:39:44.896 --> 00:39:46.428
، تقاضا دارم

00:39:47.038 --> 00:39:48.371
.اندک خوراکي به من بدهيد

00:39:48.648 --> 00:39:51.042
، در آن دهکده يِ سرخپوستي چه اتفاقي افتاد
سروان «گارسيا ده آرسه»؟

00:39:52.356 --> 00:39:54.116
.سرخپوستان به ما خيانت کردند

00:39:54.478 --> 00:39:56.796
.بايد درس عبرتي به آنان بدهيم

00:40:00.243 --> 00:40:02.572
، تقاضا دارم
.اندکي خوراک به من بدهيد

00:40:02.835 --> 00:40:04.053
.چيزي بدهيد بخورد

00:41:25.676 --> 00:41:27.266
قربان ، من فکر مي کنم که
، تحتِ اين شرايط

00:41:27.612 --> 00:41:29.912
، ادامه يِ اين سفر
.ديوانگي خواهد بود

00:41:33.071 --> 00:41:35.259
بازگشت ، بهتر از کُشته شدن
... در سرزميني است که در آنجا

00:41:35.487 --> 00:41:37.283
، زجرکُش کردن و بي رحمي

00:41:37.608 --> 00:41:39.030
.ما را انتظار مي کشد

00:41:49.014 --> 00:41:49.829
... قربان

00:41:53.443 --> 00:41:54.268
... قربان

00:41:56.193 --> 00:41:58.361
آنچه بر سَرِ
، سروان «گارسيا ده آرسه» آمد

00:41:58.608 --> 00:42:00.580
بايستي شما را
.به انديشيدن وادارد

00:42:03.925 --> 00:42:05.851
!سلحشوران! افسران

00:42:06.109 --> 00:42:08.893
!«آگيره»! «سالدوئندو»! «گوسمان»
!لا بانده را»! «وارگاس»! پيش بياييد»

00:42:19.186 --> 00:42:20.691
، «آلونسو ده مونتويا»

00:42:20.974 --> 00:42:23.390
فکر مي کند ما بايد
، از جستجويِ «اِل دورادو» دست بکشيم

00:42:23.724 --> 00:42:25.578
.و به پرو بازگرديم

00:42:26.685 --> 00:42:28.442
کدامِ شما
با او موافق است؟

00:42:35.297 --> 00:42:38.173
ما تا همينجا نيز سختي ها و
!دشواري هايي فراوان را از سَر گذرانيده ايم

00:42:39.035 --> 00:42:41.258
چه کسي با من موافق است؟

00:42:44.250 --> 00:42:46.014
آنهايي که خواهانِ
، بازگشت به پرو هستند

00:42:46.289 --> 00:42:47.955
دستِ خود را
!بالا آورند

00:42:49.235 --> 00:42:50.357
!نه ، تو نه

00:42:50.724 --> 00:42:51.821
!من ، نيز

00:42:56.921 --> 00:42:58.046
، «برائوليو»

00:42:59.381 --> 00:43:00.577
، «سانتوس»

00:43:02.454 --> 00:43:03.673
، «سوارس»

00:43:04.640 --> 00:43:06.004
مگر نه آنکه شما پيش از اين
با من موافقِ بازگشت بوديد؟

00:43:10.984 --> 00:43:12.578
.تصميمِ من عوض شده است

00:43:15.850 --> 00:43:17.702
هيچکس از اينجا
!به پرو باز نمي گردد

00:43:17.952 --> 00:43:19.888
سفرِ ما تازه
!شروع شده است

00:43:21.133 --> 00:43:23.203
، آنان که هنوز بچه و خام هستند

00:43:24.201 --> 00:43:26.598
با اکتشافِ اين سرزمين
!به مردي خواهند رسيد

00:43:29.512 --> 00:43:30.890
مي گوييد ، آذوقه اي نداريم؟

00:43:31.421 --> 00:43:32.861
!پيدا خواهيم کرد
، و اگر نيافتيم

00:43:33.203 --> 00:43:35.410
اسب ها را
.ذبح خواهيم نمود

00:43:36.664 --> 00:43:39.600
ماموريتِ ما
!فتحِ «اِل دورادو» است

00:43:40.013 --> 00:43:42.160
ما باز نخواهيم گشت
.تا آن زمان که چنين کنيم

00:43:42.539 --> 00:43:44.474
پيش به سويِ
!«اِل دورادو»

00:43:56.389 --> 00:43:58.078
!ناراضيان را دستگير کنيد

00:43:58.974 --> 00:44:01.954
، «مونتويا» و «دوارته»
.دوش به دوشِ سياه پوستان ، پارو خواهند زد

00:44:02.882 --> 00:44:05.983
بگذاريد آنها ما را
!به «اِل دورادو» برسانند

00:44:09.514 --> 00:44:10.660
، دوارته» را نه»

00:44:11.204 --> 00:44:12.950
.«از شما تقاضا دارم ، «اورسوا

00:44:13.467 --> 00:44:15.248
.«متاسفم ، «فرناندو

00:44:16.192 --> 00:44:17.951
، دوارته» پارو خواهد زد»

00:44:19.077 --> 00:44:20.974
هيچ بخشايش و مرحمتي
.در کار نخواهد بود

00:45:03.782 --> 00:45:05.502
افراد به تدريج
.نا آرام و بي قرار مي گردند

00:45:06.363 --> 00:45:08.584
نزدِ شان شايعه شده است که
... از طلايِ سرزمينِ «اِل دورادو» نصيبي نخواهند برد

00:45:09.063 --> 00:45:12.159
و که گويا وليعهد نايب السلطنه
، مي خواسته است افرادِ خطرناک را

00:45:12.689 --> 00:45:13.923
از پرو
.بيرون و دور کند

00:45:15.772 --> 00:45:17.174
چندان نيز
.اشتباه نمي کنند

00:45:18.003 --> 00:45:20.836
وليعهد نايب السلطنه هر قدر که
، افسرانِ ناراضي از او دور تر باشند

00:45:21.143 --> 00:45:22.927
.آسوده تر نفس مي کشد

00:45:25.002 --> 00:45:27.969
.در بينِ افراد ، نارضايتي وجود دارد
.بايد مراقب باشي

00:45:28.876 --> 00:45:30.063
عدم موفقيت و
، «شکستِ «گارسيا ده آرسه

00:45:30.409 --> 00:45:31.905
تصويرت را در نظرِ ايشان
.مخدوش نموده است

00:45:32.596 --> 00:45:34.187
ناراضيان که هستند؟

00:45:37.627 --> 00:45:39.210
ناراضيان که هستند؟

00:45:39.938 --> 00:45:41.097
، «يک موردِ ديگر ، «پدرو

00:45:42.585 --> 00:45:46.249
بسياري از افراد ، با به پارو زني گماشتنِ
.مونتويا» و «دوارته» موافق نيستند»

00:45:47.428 --> 00:45:50.000
چرا نبايد بخشندگي کرد
و آنان را آزاد نمود؟

00:45:59.771 --> 00:46:01.409
ديگر چه مي گويند؟

00:46:03.467 --> 00:46:05.874
مي گويند که
، به همراه آوردنِ «اينس» اشتباه بود

00:46:06.162 --> 00:46:08.251
و اينکه او
.موجبِ تغييرِ شما شده است

00:46:09.250 --> 00:46:10.158
.ادامه بده

00:46:11.389 --> 00:46:12.802
مي گويند که او
، تو را تحتِ سلطه دارد

00:46:13.390 --> 00:46:15.154
و اين اوست که
.تصميم گيري مي کند ، نه تو

00:46:27.359 --> 00:46:28.813
نمي داني چقدر اين ترانه را
... «دوست دارم ، «پدرو

00:46:33.145 --> 00:46:35.501
مي دانم که همه يِ آنها
!زاغ او را مي زنند

00:46:36.521 --> 00:46:38.250
، «سالدوئندو» ، «لا بانده را»

00:46:38.906 --> 00:46:40.084
، «آگيره»

00:46:40.920 --> 00:46:42.741
آنها همه در سَر ، رويايِ
!تصرف نمودنِ بسترِ مرا مي پرورانند

00:46:46.734 --> 00:46:50.437
چيزي که مي خواهم بگويم را
، تا به حال به هيچکس نگفته ام

00:46:51.000 --> 00:46:52.951
غير از تو
.«دوستِ نيکويِ من ، «پدرارياس

00:46:55.909 --> 00:46:57.311
... من خسته هستم

00:46:58.123 --> 00:46:59.420
.و بيمار ...

00:47:01.905 --> 00:47:03.749
من ديگر هرگز
.پرو را به چشم نخواهم ديد

00:47:05.239 --> 00:47:07.998
، محتملاً اين برايِ من
، رودخانه يِ مرگ است نه زندگي

00:47:08.392 --> 00:47:11.766
از اين روي ، آنقدر آن را دنبال خواهم نمود
.تا وقتي که قوايم تحليل رود

00:47:13.656 --> 00:47:15.921
پس آيا «اِل دورادو»يي
وجود ندارد؟

00:47:18.092 --> 00:47:19.737
اين چه اهميتي دارد؟

00:47:21.032 --> 00:47:22.748
!اين چه اهميتي دارد

00:47:26.373 --> 00:47:28.782
ديگر دير تر از آن است که بتوان
.از يک رويايِ شيرين دست کشيد

00:48:12.659 --> 00:48:14.178
او ديگر با ما
!هيچ حرفي نمي زند

00:48:15.804 --> 00:48:17.692
چگونه مي توان باور کرد
، «مردي ارزشمند همچون «اورسوا

00:48:18.970 --> 00:48:21.097
مردي که سرخپوستان را
، مغلوب ساخت

00:48:21.366 --> 00:48:24.343
و با سياهانِ وحشي جنگيد
، و آنان را در هم شکست

00:48:25.178 --> 00:48:28.453
چنين بي شرمانه در برابر آن
زنکِ نيمه سرخپوستِ دو رگه ، زانو بزند؟

00:48:29.400 --> 00:48:32.094
، مي بايستي مدت ها پيش از اين
.از کشتي ها پياده مي شديم و پا بر خشکي مي گذارديم

00:48:32.656 --> 00:48:34.439
مگر نه آن که برايِ فتحِ
اين سرزمين ها آمده بوديم؟

00:48:34.953 --> 00:48:36.721
با اين حال ، دست روي دست گذاشته ايم
، و هيچ کاري نمي کنيم

00:48:37.002 --> 00:48:40.501
!مگر خود را به جريانِ رودخانه سپردن

00:48:41.940 --> 00:48:44.242
او به تدريج
.افسرده و زود خشم مي گردد

00:48:44.817 --> 00:48:46.470
ديگر با من
.سلام و احوالپرسي نمي کند

00:48:46.900 --> 00:48:48.968
، با هيچکس حرف نمي زند
.هيچکس را پيش خود دعوت نمي کند

00:48:49.531 --> 00:48:52.063
به هيچ چيز اهميتي نمي دهد
، مگر خوردن

00:48:52.459 --> 00:48:53.846
نوشيدن و
.همخوابگي کردن با آن زنک

00:48:54.406 --> 00:48:56.273
هنگامي که ما از مشقات و دشواري ها
، در رنج و عذابيم

00:48:56.779 --> 00:48:58.577
او مدام با آن زنکِ دو رگه
!مشغول است

00:48:58.968 --> 00:49:00.406
پس وعده و وعيدهايش چه شد؟

00:49:00.796 --> 00:49:02.569
آيا حتي به يکي از آنها
عمل کرده است؟

00:49:03.827 --> 00:49:06.520
مگر قرار نبود به ما
ارتقاء درجه دهد؟

00:49:06.906 --> 00:49:08.627
«او با مجبور ساختنِ «مونتويا» و «دوارته
، به پارو زدن همچون يک برده

00:49:09.141 --> 00:49:11.470
به تمامِ اسپانيولي ها
!اهانت نموده است

00:49:11.927 --> 00:49:14.523
بهتر بود آنها را به دار مي زد
!تا چنين ننگي را بر آنان تحميل کند

00:49:16.846 --> 00:49:18.000
، «آگيره»

00:49:20.023 --> 00:49:21.817
نظرِ تو چيست؟

00:49:24.459 --> 00:49:26.250
، اگر اينگونه پيش برويم

00:49:27.704 --> 00:49:29.562
چه خواهد شد؟

00:49:37.873 --> 00:49:39.749
.از دست خواهيم رفت

00:50:01.935 --> 00:50:04.271
نمي شود به اين مگس ها
!عادت کرد

00:50:05.413 --> 00:50:07.650
.همينطور نيش مي زنند -
!درد مي کند -

00:50:09.913 --> 00:50:11.284
!درد مي کند

00:50:33.601 --> 00:50:36.308
برايِ خوردن چه هست؟ -
.آردِ نشاسته -

00:50:36.635 --> 00:50:39.956
.شکمم را به درد مي آورد -
!به زهر مي ماند -

00:50:40.164 --> 00:50:42.025
تمامِ چيزي که داريم
.همين است

00:50:58.947 --> 00:51:00.231
!همگي بَر پا

00:51:01.157 --> 00:51:02.365
!لباس بپوشيد

00:51:02.837 --> 00:51:04.486
!وسايلِ تان را جمع کنيد

00:51:51.950 --> 00:51:53.446
!همگي از کشتي ها پياده شويد

00:52:00.138 --> 00:52:01.777
!پياده نظام ، آماده شويد

00:52:02.009 --> 00:52:03.416
!«سالدوئندو»! «آگيره»

00:52:04.080 --> 00:52:05.670
!آماده يِ رزم گرديد

00:52:05.942 --> 00:52:07.044
!به پيش

00:52:07.044 --> 00:52:09.035
!لعنت بر شما ، عجله کنيد

00:52:11.734 --> 00:52:12.981
!آماده شويد

00:52:15.290 --> 00:52:17.346
!بجنبيد! بجنبيد

00:52:19.615 --> 00:52:22.985
!عجله کنيد! عجله کنيد -
!آماده شويد -

00:52:23.481 --> 00:52:25.871
!به صف شويد -
!عجله کنيد -

00:52:32.224 --> 00:52:33.964
مگر نمي شنويد چه مي گويم؟

00:52:41.375 --> 00:52:42.592
!حالا بيانداز بالا

00:52:43.303 --> 00:52:44.719
!يالا

00:52:45.064 --> 00:52:46.808
!يالا

00:53:00.323 --> 00:53:01.872
!لعنت بر اين صدا

00:53:04.421 --> 00:53:06.773
!«سروان «خوان ده لا بانده را
!طبل ها را بنوازيد

00:53:07.472 --> 00:53:08.627
!طبل ها را بنوازيد

00:53:22.152 --> 00:53:23.621
هر وقت شما
!دستور بفرماييد ، قربان

00:53:31.910 --> 00:53:33.333
!حالا

00:53:49.158 --> 00:53:50.136
!خاموش شويد

00:54:00.662 --> 00:54:01.951
!شمخال بياوريد

00:54:35.927 --> 00:54:38.716
، به سرخپوستان اعتماد مکنيد ، قربان
.آنان خيانت پيشه اند

00:55:39.073 --> 00:55:41.472
.کاملاً محاصره شده ايم ، عاليجناب

00:55:42.658 --> 00:55:44.602
!افسران! از فرماندار محافظت کنيد

00:55:44.875 --> 00:55:46.530
!تفنگداران! پياده نظام
!در موقعيت قرار بگيريد

00:55:47.490 --> 00:55:49.520
!يالا! يالا

00:55:51.120 --> 00:55:52.567
!هيچکس آتش مکند

00:55:54.011 --> 00:55:57.445
.اين وحشيان ، جز زور هيچ نمي شناسند
.با آنان بايد زبانِ زور به کار بُرد

00:56:01.944 --> 00:56:03.590
!هيچکس آتش مکند

00:57:57.245 --> 00:57:58.677
!اسلحه هايتان را پايين بياوريد

00:59:06.706 --> 00:59:08.631
تصميمِ مان بر اين
... قرار گرفته است

00:59:09.112 --> 00:59:10.793
.که تو فرمانده يِ قوا گردي ...

00:59:11.647 --> 00:59:13.824
دون «فرناندو» نيز به درجه يِ
.سپهداري ترفيع خواهد يافت

00:59:29.146 --> 00:59:30.076
.خوش است

00:59:32.238 --> 00:59:33.157
کِي؟

00:59:36.177 --> 00:59:37.310
.به زودي

00:59:43.983 --> 00:59:46.519
، «پدرو ده اورسوا»
، «فرماندارِ «اِل دورادو

00:59:47.042 --> 00:59:48.752
!خدايت بيامُرزاد

00:59:51.218 --> 00:59:54.030
، «پدرو ده اورسوا»
، «فرماندارِ «اِل دورادو

00:59:54.800 --> 00:59:56.818
!خدايت بيامُرزاد

01:00:00.943 --> 01:00:02.462
!«به سلامتيِ سالِ نو ، «پدرو

01:00:06.794 --> 01:00:09.522
باشد که سالِ 1561 ، برايِ همگان
!شادي و سعادت به همراه آورد

01:00:12.124 --> 01:00:14.066
و باشد که ما نيز
!اِل دورادو» را کشف کنيم»

01:00:16.128 --> 01:00:18.194
به سلامتيِ پادشاهِ مان
!فليپه»يِ دوم»

01:00:21.311 --> 01:00:23.001
، به سلامتيِ تندرستي
... عشق و طلا

01:00:23.412 --> 01:00:25.569
و بالاتر از همه فرصت داشتن
!براي بهره مندي از آنها

01:00:36.473 --> 01:00:38.003
... «آنجا در زادگاهم «ناوارا
ناوارا : منطقه اي در شمالِ اسپانيا و جزئي از ايالت باسک]
[.که سردسيرترين جايِ اسپانيا محسوب مي گردد

01:00:39.508 --> 01:00:41.271
... «در دره يِ «بازتان

01:00:42.618 --> 01:00:44.109
... در مرزِ فرانسه

01:00:45.867 --> 01:00:47.456
اکنون بايد
... برف در حالِ باريدن باشد

01:00:49.765 --> 01:00:51.301
اينک آنجا ، زمين ها
، سراسر سپيد پوشند

01:00:53.028 --> 01:00:54.571
... و کوه ها

01:00:56.791 --> 01:00:59.129
کوه ها در مه
... گُم شده اند

01:01:03.052 --> 01:01:05.614
آنجا دوست داشتني ترين
!جاييست که مي شناسم

01:01:08.830 --> 01:01:11.268
تو دلت برايِ وطنِ مان
تنگ نشده است ، «پدرارياس»؟

01:01:14.092 --> 01:01:15.338
.نه آنقدرها

01:01:17.374 --> 01:01:19.285
هيچ کس در اسپانيا
.انتظار مرا نمي کشد

01:01:20.174 --> 01:01:22.503
و خاطراتِ چندان خوشي هم
.از آنجا ندارم

01:01:26.640 --> 01:01:28.423
.من اينجا را دوست دارم

01:01:29.140 --> 01:01:31.450
!خوش آمديد
!«خوان ده لا بانده را»

01:01:32.105 --> 01:01:33.093
!«فرناندو»

01:01:33.093 --> 01:01:34.249
!«آگيره»

01:01:34.531 --> 01:01:35.772
، سالِ نو بر شما مبارک باد
!جنابِ فرماندار

01:01:36.035 --> 01:01:38.509
، بر شما نيز مبارک باشد
.دوستانِ من

01:01:38.819 --> 01:01:40.741
مي خواهيد با ما
به سلامتي مِي بنوشيد؟

01:01:42.078 --> 01:01:43.175
چه شده است؟

01:01:44.279 --> 01:01:46.023
!خيانت

01:01:46.023 --> 01:01:47.142
... خاموش باش

01:01:47.142 --> 01:01:48.392
!اگر جانت را دوست داري

01:02:59.581 --> 01:03:02.614
!مستبد مُرده است
!زنده باد پادشاه

01:03:02.614 --> 01:03:04.740
.وارگاس» خطرناک است» -
!پدرارياس» نيز» -

01:03:04.740 --> 01:03:06.159
.او را به من واگذار

01:03:54.841 --> 01:03:55.955
... «پدرو»

01:03:59.512 --> 01:04:00.688
... «پدرو»

01:04:01.832 --> 01:04:03.752
، اگر جانت را خواهاني
.همينجا بمان

01:04:04.344 --> 01:04:05.515
.از اينجا جُم مخور

01:04:10.881 --> 01:04:14.251
!«آنتون»! «مونگيا»
!دنبالم بياييد

01:04:15.012 --> 01:04:18.253
ميانِ دهکده پخش گرديد
.و تماميِ اسلحه ها را بستانيد

01:04:18.510 --> 01:04:20.908
، تنها شما
، سربازانِ وفادارِ من

01:04:21.305 --> 01:04:24.891
و سَرکردگانِ تان ، مجاز هستيد
.با خود ، سلاح حمل نماييد

01:04:25.813 --> 01:04:27.476
خود ، وظيفه يِ خويش را
.نيک مي دانيد

01:04:28.932 --> 01:04:30.608
!سربازان! دنبالم بياييد

01:04:30.967 --> 01:04:33.553
!مستبد مُرده است
!زنده باد پادشاه

01:04:34.835 --> 01:04:37.231
!زنده باد «فليپه»يِ دوم

01:04:42.805 --> 01:04:44.423
!زنده باد پادشاه

01:04:57.724 --> 01:04:59.712
.وارگاس» مُرده است ، قربان»

01:05:00.811 --> 01:05:04.304
زنده باد پيشوايِ ما
!«سپهدار دون «فرناندو ده گوسمان

01:05:05.380 --> 01:05:06.885
!زنده باد پادشاه

01:05:07.802 --> 01:05:09.354
!زنده باد آزادي

01:05:11.959 --> 01:05:14.465
، «پدرو ده اورسوا»"
".به وظايفِ خويش به درستي عمل ننمود

01:05:15.123 --> 01:05:19.235
او نزديک بود ، با رفتارِ"
"، متکبرانه و وحشيانه يِ خويش

01:05:19.717 --> 01:05:22.691
، شورشي را دامن زند"
"، شورشي که تماميِ تلاش هايِ ما

01:05:22.978 --> 01:05:25.705
در جستجويِ سرزمينِ «اِل دورادو» را"
".نقش بر آب مي ساخت

01:05:33.858 --> 01:05:36.364
چه مي خواهيد بانو؟

01:05:37.203 --> 01:05:41.562
، مراسمِ تدفيني در خورِ يک مسيحي
.برايِ دون «پدرو ده اورسوا» ، فرماندارِ تان

01:05:46.746 --> 01:05:47.842
... پدر مقدس

01:05:51.366 --> 01:05:53.732
بگوييد «اورسوا» و «وارگاس» را
.در کنارِ يکديگر به خاک بسپارند

01:05:54.135 --> 01:05:57.234
، همانگونه که در زندگي ، دوستِ يکديگر بودند
.باشد که در مرگ نيز چنين باشند

01:06:00.814 --> 01:06:03.300
، مراسمي در خور نيز
.در خاتمه يِ اين گردهمايي از پي خواهد آمد

01:06:12.265 --> 01:06:14.969
به دلايلِ فوق الذکر ، ما مجبور به"
".اجرايِ حکمِ مرگِ ايشان گرديديم

01:06:15.866 --> 01:06:18.389
، تنها هدف و خواسته يِ ما"
".خدمت به پادشاه بود

01:06:19.066 --> 01:06:21.101
"، و نيز يافتن و فتحِ اين سرزمين"

01:06:21.613 --> 01:06:22.829
"، سکونت گرفتن در آن"

01:06:24.727 --> 01:06:27.064
".و تقسيمِ آن در ميانِ مردمِ مان"

01:06:29.887 --> 01:06:30.861
.تاريخ را نيز مرقوم کن

01:06:31.800 --> 01:06:34.149
.اولين روزِ سالِ 1561

01:06:40.365 --> 01:06:41.439
.بدهش به من

01:06:43.604 --> 01:06:44.646
... اينک ، آقايان

01:06:46.161 --> 01:06:48.016
همگي اين سند را
، امضاء مي نماييم

01:06:48.687 --> 01:06:50.943
تا نشان دهيم
، آنچه انجام شد

01:06:51.365 --> 01:06:53.070
موردِ تاييد و
.موافقتِ همه بود

01:07:35.021 --> 01:07:36.375
.«ديگو ده والکازار»

01:07:49.781 --> 01:07:52.076
به نامِ پادشاهم
.فليپه»يِ دوم»

01:08:09.502 --> 01:08:12.075
چه مي کني؟
!«بس کُن ، «آگيره

01:08:18.880 --> 01:08:20.220
: اينجا نوشته است

01:08:21.136 --> 01:08:23.113
.لوپه ده آگيره» ، خائن»

01:08:28.215 --> 01:08:29.368
!سلحشوران

01:08:30.135 --> 01:08:32.770
آيا شما فکر مي کنيد که پادشاه
بر ما خواهد بخشيد؟

01:08:35.126 --> 01:08:37.888
مگر نه آنکه ما همگي ، فرمانداري که
توسطِ پادشاه منصوب شده بود را کُشتيم؟

01:08:39.564 --> 01:08:41.969
.ما همگي بر پادشاه خائنيم

01:08:42.285 --> 01:08:45.078
!من خائن نيستم -
!من به نامِ پادشاهم امضاء نمودم -

01:08:45.078 --> 01:08:47.906
مرگِ «اورسوا» ، از برايِ خدمت به
!پادشاه بود

01:08:48.427 --> 01:08:50.879
سلحشوران ، بياييد
.حقايق را بپذيريم

01:08:52.642 --> 01:08:55.191
آن هنگام که پادشاه اسپانيا
، از اين امر باخبر گردد

01:08:56.155 --> 01:08:58.599
به عنوانِ خائن
.در جستجويِ مان بر خواهد آمد

01:08:58.894 --> 01:09:01.432
، اينجا خائني وجود ندارد
.«لوپه ده آگيره»

01:09:02.384 --> 01:09:04.014
کارِ ما تنها برايِ
.خدمت به پادشاه بود

01:09:04.365 --> 01:09:06.712
، اگر هم خائني وجود داشته باشد
.او را به اشد مجازات خواهيم نمود

01:09:07.009 --> 01:09:08.917
، تو به ميوه اي فاسد مي ماني
.که ديگران را نيز تباه مي سازد

01:09:09.273 --> 01:09:10.440
!آرام گيريد ، آقايان
!آرام گيريد

01:09:11.642 --> 01:09:14.703
.اينک زمانِ بحث کردن نيست
!شمشيرهايتان را به کناري نهيد

01:09:15.995 --> 01:09:16.975
!اطاعت کنيد

01:09:31.034 --> 01:09:32.232
.ما اين را امضاء مي کنيم

01:09:32.830 --> 01:09:33.923
!همگي

01:09:36.052 --> 01:09:37.855
هر کس ، مي تواند
.هر چه خوش دارد بنويسد

01:10:51.588 --> 01:10:52.683
.«سوگند مي خورم ، «پدرو

01:10:54.363 --> 01:10:55.351
.سوگند مي خورم

01:10:57.281 --> 01:10:59.476
"، شش روز پس از مرگِ فرماندار"

01:10:59.928 --> 01:11:02.230
با خاطري آسوده تر"
".رهسپار گرديديم

01:11:03.083 --> 01:11:06.254
اگرچه برخي هنوز"
"، در فکرِ بازگشت به پرو بودند

01:11:06.684 --> 01:11:09.813
«و به کلي از يافتنِ «اِل دورادو"
"، قطعِ اميد کرده بودند

01:11:10.300 --> 01:11:13.792
در عينِ حال ، بسياري ادامه يِ مسير را"
".بهترين راهکار مي دانستند

01:11:14.672 --> 01:11:17.854
، زرق و برقِ طلا"
".رنجِ مصائب و دشواري ها را از ميان مي بُرد

01:11:19.420 --> 01:11:22.821
اما همان روز ، توانِ مان ، بارِ ديگر"
".در معرضِ آزمايش قرار گرفت

01:11:23.489 --> 01:11:25.207
چرا که يکي از"
".کشتي هايِ مان به گِل نشست

01:11:25.698 --> 01:11:27.528
"، سه نفر از افرادِمان نيز"

01:11:27.863 --> 01:11:29.253
در رودخانه"
".غرق گشتند

01:11:29.647 --> 01:11:31.236
"، با تلاشي مضاعف"

01:11:31.603 --> 01:11:34.345
موفق گشتيم چندين راس"
".از اسب ها را نجات دهيم

01:11:34.875 --> 01:11:36.505
"، ليکن آبِ رود"

01:11:36.828 --> 01:11:38.296
بيشترِ متعلقاتِ مان را"
".فرو بلعيد

01:11:39.605 --> 01:11:42.015
مشيتِ الهي بر آن قرار گرفت"
"، که فردايِ آن روز

01:11:42.544 --> 01:11:44.397
"، به دهکده اي سرخپوستي برسيم"

01:11:44.932 --> 01:11:46.335
"، و در آنجا کوشيديم"

01:11:46.835 --> 01:11:48.443
افرادِ در هم شکسته مان را"
".مجدداً سازماندهي نماييم

01:12:01.202 --> 01:12:02.650
اسب ها را از کشتي
!پياده کنيد

01:12:32.912 --> 01:12:33.989
... «آگيره»

01:12:34.697 --> 01:12:37.030
نمي توانيم اين قايق ها را
.تعمير کنيم

01:12:37.841 --> 01:12:40.751
چوبِ همگي شان
.پوسيده شده است

01:12:41.920 --> 01:12:43.378
کشتيِ دکل دار چطور؟

01:12:44.277 --> 01:12:46.667
بعضي از تخته هايِ آن نيز
.بايستي تعويض شوند

01:12:47.789 --> 01:12:50.127
، شتاب کن
.«استاد «کورزو

01:12:50.508 --> 01:12:53.331
نمي توانيم تا آخرِ عمر
.اينجا ماندگار شويم

01:13:01.711 --> 01:13:03.068
، «گارسيا ده آرسه»

01:13:03.362 --> 01:13:04.518
، «پدرو هرناندز»
، «ميراندا»

01:13:04.778 --> 01:13:07.254
و چند تني ديگر
، که نام نمي برم

01:13:07.456 --> 01:13:09.920
در تدارکِ بر پا کردنِ شورش
.براي بازگشت به پرو مي باشند

01:13:12.377 --> 01:13:13.360
کِي؟

01:13:13.731 --> 01:13:15.402
هنگامي که کشتيِ دو دکله
.آماده گردد

01:14:07.434 --> 01:14:08.971
اين چه بود ، «پدرارياس»؟

01:14:10.086 --> 01:14:11.383
چه چيز ، دخترکم؟

01:14:12.230 --> 01:14:13.550
شما چطور دون «آلونسو»؟

01:14:13.981 --> 01:14:15.648
صداي آن جانور وحشي را
نشنيديد؟

01:14:15.971 --> 01:14:17.047
، دخترکِ عزيزم

01:14:17.665 --> 01:14:18.993
، نه ببر ، نه شير

01:14:19.332 --> 01:14:20.855
نه مار
، و نه رطيل

01:14:21.198 --> 01:14:22.900
هيچکدام توانِ برابري
.با انسان را ندارند

01:14:23.780 --> 01:14:25.867
چرا که انسان از همه يِ آنها
.درّنده تر است

01:14:28.003 --> 01:14:29.777
... گويا مرا احضار کرده ايد

01:14:30.899 --> 01:14:32.300
.«بنشين ، «آگيره

01:14:34.192 --> 01:14:37.066
اميدوارم اين را حمل بر
... بي احترامي مفرماييد ، اما به خاطرِ پايم

01:14:37.672 --> 01:14:39.050
ايستادن را
.ترجيح مي دهم

01:14:40.283 --> 01:14:41.807
از تو مي خواهم
.که توضيح دهي

01:14:41.807 --> 01:14:44.178
برايِ چه همقطارانت را
به قتل رساندي؟

01:14:44.423 --> 01:14:46.565
، اينجا همه يِ ما قاتل هستيم
.و اول از همه خودِ تو

01:14:47.243 --> 01:14:48.355
!اين حقيقت ندارد

01:14:48.932 --> 01:14:51.294
چرا به خود جسارت دادي
افراد را بکُشي؟

01:14:51.595 --> 01:14:53.992
آن هم افرادي که وفاداريِ ايشان
، به پادشاه اسپانيا

01:14:54.302 --> 01:14:56.747
و نماينده يِ ايشان
دون «فرناندو ده گوسمان» ثابت شده بود؟

01:14:57.526 --> 01:14:59.768
آن افرادي که تو آنها را
، وفادار به پادشاه اسپانيا مي نامي

01:15:00.314 --> 01:15:02.000
طرحِ کُشتنِ شما را
.در سر داشتند

01:15:06.081 --> 01:15:07.671
من شاهداني
.بر اين امر دارم

01:15:10.741 --> 01:15:13.556
آن افراد قصدِ به دست گرفتنِ قدرت
.و بازگشت به پرو را داشتند

01:15:17.628 --> 01:15:18.841
حقيقت دارد؟

01:15:22.686 --> 01:15:23.882
حتي اگر هم
، اينچنين باشد

01:15:25.129 --> 01:15:27.560
مجازاتِ ايشان ، به شکلِ مقتضي
.اجرا نگرديده است

01:15:27.967 --> 01:15:31.535
، وجودِ افرادِ ناآرام
.در اينچنين سفري خطرناک است

01:15:31.870 --> 01:15:34.990
، «بس کُن ، «لوپه ده آگيره
!بس کُن

01:15:35.375 --> 01:15:36.963
اين تو هستي که چشمِ طمع
!به کسبِ قدرت دوخته اي

01:15:37.225 --> 01:15:38.842
، شهوتِ جنايت
!در رگ هايِ تو جاريست

01:15:38.842 --> 01:15:40.785
آخر تا به کجا؟

01:15:42.168 --> 01:15:45.822
آگيره» ما را به پاياني فاجعه بار»
!خواهد رسانيد

01:15:46.208 --> 01:15:47.920
تو هيچ حقي برايِ
.کشتنِ ايشان نداشتي

01:15:48.283 --> 01:15:51.642
، حتي اگر هم جانِ من در خطر بود
.تو مي بايد با من رايزني مي کردي

01:15:53.466 --> 01:15:55.723
از حالا به بعد ، ديگر
.فرمانده يِ قوايِ مان نيستي

01:15:56.222 --> 01:15:57.544
تو لياقتِ
.اين مقام را نداري

01:15:59.015 --> 01:16:01.314
«دون «خوان ده لا بانده را
.جايگزينِ تو خواهد شد

01:16:02.719 --> 01:16:03.809
.اين را مکتوب نماييد

01:16:07.570 --> 01:16:08.614
، مِن بعد

01:16:09.246 --> 01:16:11.277
تو مسئولِ مراقبت از اسب ها
.خواهي بود

01:16:11.601 --> 01:16:14.871
، و بدان که نافرمانيِ بعديِ تو را
.به اشد مجازات خواهم نمود

01:16:16.172 --> 01:16:17.086
!برو

01:16:45.643 --> 01:16:47.146
!لوپه ده آگيره» بايد بميرد»

01:16:47.458 --> 01:16:49.758
او پُر از خشم و نفرت است
!و وجودش خطريست برايِ همه يِ ما

01:16:50.135 --> 01:16:51.502
!آگيره» دشمنِ ماست»

01:16:51.817 --> 01:16:54.935
نمي توانيم اجازه دهيم ماري زهردار
!در ميانِ ما بلولد

01:16:55.453 --> 01:16:57.586
افرادِ بسياري هستند که
.حاضرند به خاطرِ او بميرند

01:16:57.816 --> 01:16:59.357
او را با خود
.دشمن مساز

01:16:59.357 --> 01:17:01.399
تا همين حالا نيز ، افراد بسياري
!به خاطرِ او مُرده و جانِ خود را از دست داده اند

01:17:01.633 --> 01:17:03.465
بايد او را به دقت
، زيرِ نظر داشته باشيم

01:17:03.711 --> 01:17:05.499
و تو مسئولِ اين کار
.«خواهي بود ، «سالدوئندو

01:17:12.821 --> 01:17:14.417
يالا ، همگي به کار
!مشغول شويد

01:17:15.892 --> 01:17:16.716
!دست به کار شويد ، سرخپوستان

01:17:16.998 --> 01:17:19.639
وگرنه کاري مي کنم
!که از زادنِ تان پشيمان شويد

01:17:21.183 --> 01:17:23.297
، يالا کاکا سياهِ احمق
پس منتظرِ چه هستي؟

01:17:23.809 --> 01:17:24.702
!مشغول شو

01:17:25.866 --> 01:17:27.535
!گفتم مشغولِ کار گرديد

01:17:27.980 --> 01:17:32.196
.ما سرخپوستانِ برزيل هستيم
.ما آمده بوديم تا در سفرِ شما به «اِل دورادو» ، راهنمايِ تان باشيم

01:17:32.913 --> 01:17:35.393
.نه آن که همچون بردگان کار کنيم -
و اين «اِل دورادو» که مي گويي کجاست؟ -

01:17:36.037 --> 01:17:37.589
.آنجا. دور تر

01:17:37.865 --> 01:17:39.797
!دور تر! دور تر
!هميشه همين را مي گوييد

01:17:40.226 --> 01:17:42.472
، اگر بي رحميِ کمتري در کار بود
.ما الان به آنجا رسيده بوديم

01:17:42.866 --> 01:17:44.951
همگيِ تان
!مشغول به کار شويد ، يالا

01:17:53.166 --> 01:17:53.836
!هدف گيري کنيد

01:17:58.122 --> 01:17:59.627
!تصميمِ تان را بگيريد

01:18:04.126 --> 01:18:04.967
!آتش

01:18:08.069 --> 01:18:08.962
!آتش

01:18:33.716 --> 01:18:35.312
.«سروان «خوان ده لا بانده را

01:18:38.294 --> 01:18:39.088
!جناب سروان

01:18:42.107 --> 01:18:43.058
!رهايش کنيد

01:18:45.723 --> 01:18:47.033
چه مي خواهيد؟

01:18:51.360 --> 01:18:52.855
مسلح که نيستيد؟

01:18:56.080 --> 01:18:57.828
چه مي خواهيد ، «اينس»؟

01:19:00.342 --> 01:19:01.868
عزاداريِ من به پايان
.رسيده است

01:19:03.317 --> 01:19:05.119
امروز يک ماه از
.مرگِ «اورسوا» مي گذرد

01:19:05.787 --> 01:19:07.468
به همين زودي
فراموشش کردي؟

01:19:07.817 --> 01:19:10.177
.نه. نه. فراموشش نکرده ام

01:19:11.956 --> 01:19:14.711
اين را نيز فراموش نکرده ام
.که تو يکي از قاتلانش بودي

01:19:15.149 --> 01:19:17.188
پس آمده اي تا
سرزنشم کني؟

01:19:19.711 --> 01:19:21.478
آن کار
.«لازم بود ، «اينس

01:19:22.718 --> 01:19:24.829
تو بر همه چيز نابينا بودي
.و هيچ چيز را نمي ديدي

01:19:25.111 --> 01:19:27.457
آن هنگام که «اورسوا» ما را
، به مرگ و فاجعه رهنمون بود

01:19:27.833 --> 01:19:30.275
تو خود را مي آراستي
.و به ترانه ها و آوازها گوش مي سپُردي

01:19:30.500 --> 01:19:32.284
.«اين جنگ است ، «اينس

01:19:35.760 --> 01:19:37.246
.اورسوا» بيمار بود»

01:19:39.373 --> 01:19:40.672
.او عاشقت نبود

01:19:41.342 --> 01:19:44.438
، او از تو ، همانگونه که از ما سايرين
.استفاده مي کرد

01:19:46.801 --> 01:19:49.948
.او با دختري اسپانيولي نامزد کرده بود
خبر داشتي؟

01:19:50.802 --> 01:19:52.311
، «دختري اهلِ «ناوارا
.همچون خودش

01:19:53.508 --> 01:19:57.243
او هرگز با تو ازدواج نمي کرد ، چرا که
.مغرور تر از آن بود که با يک نيمه سرخپوستِ دو رگه ازدواج کند

01:19:58.464 --> 01:19:59.264
تو چه؟

01:19:59.771 --> 01:20:01.543
آيا حاضر مي شدي با يک
نيمه سرخپوستِ دو رگه ازدواج کني؟

01:20:03.660 --> 01:20:04.777
چرا که نه؟

01:20:06.439 --> 01:20:08.554
من مي توانم خيلي کار ها
.برايت انجام دهم

01:20:12.823 --> 01:20:14.875
اينجا آمدم تا از تو
.«تقاضايِ کمک نمايم ، «خوان

01:20:16.088 --> 01:20:18.672
سالدوئندو» دائماً»
.در اطرافِ کلبه ام پرسه مي زند

01:20:19.405 --> 01:20:21.946
هر شب از من مي پُرسد
که آيا نظرم عوض نشده است؟

01:20:22.908 --> 01:20:25.007
مي گويد نمي تواند بدونِ من
.زندگي کند

01:20:25.865 --> 01:20:27.857
.اما من از او منزجرم

01:20:56.681 --> 01:20:59.955
آيا تو طرفِ ما هستي ، «مونگيا»؟ -
.ما هر دو با هم همشهري هستيم -

01:21:00.531 --> 01:21:02.963
گاراته» و «سوبيريا» چطور؟» -
.با آنان صحبت خواهم نمود -

01:21:03.212 --> 01:21:04.254
!«آگيره»

01:21:06.033 --> 01:21:07.182
!تعقيبش کنيد

01:21:07.431 --> 01:21:08.895
!مگذاريد فرار کند

01:21:13.110 --> 01:21:13.916
!صبر کنيد
!صبر کنيد

01:21:18.993 --> 01:21:20.237
مجروح گشتي؟

01:21:37.911 --> 01:21:39.018
چه کسي تو را
مامورِ اين کار کرد؟

01:21:39.614 --> 01:21:40.821
چه کسي تو را
مامورِ اين کار کرد؟

01:21:41.247 --> 01:21:43.046
... هيچکس -
!حرف بزن -

01:21:43.741 --> 01:21:44.913
چه کسي تو را فرستاد؟

01:21:45.565 --> 01:21:47.230
اگر بگويم
از جانم دَر مي گذري؟

01:21:49.720 --> 01:21:50.437
.آري

01:21:51.106 --> 01:21:52.776
خوان ده لا بانده را» مرا»
.مامورِ اين کار کرد

01:21:56.179 --> 01:21:56.978
!برو

01:21:56.978 --> 01:21:59.372
، «اما «آگيره
!او قصدِ کشتنت را داشت

01:22:00.588 --> 01:22:02.565
.من هميشه سرِ قولم مي مانم

01:22:03.310 --> 01:22:04.853
.از جانت دَر مي گذرم

01:22:05.380 --> 01:22:06.279
!برو

01:22:13.403 --> 01:22:14.363
!برو

01:22:20.257 --> 01:22:24.132
من گفتم يک مرتبه از جانش
!دَر مي گذرم ، نه دو بار

01:22:24.727 --> 01:22:25.903
!بکُشيدش

01:22:26.496 --> 01:22:27.343
!بکُشيدش

01:22:31.867 --> 01:22:33.552
چرا بايد به اينجا نقلِ مکان کنيم؟
.از اينجا خوشم نمي آيد

01:22:36.026 --> 01:22:39.365
به من بگو ، چرا؟ -
.پدرت چنين گفت -

01:22:40.502 --> 01:22:42.365
اينجا جايِ مان
.امن تر خواهد بود ، دخترکم

01:22:47.017 --> 01:22:49.161
.اوره يانا» يک چشم داشت»

01:22:49.887 --> 01:22:51.647
پدر. خوشم نمي آيد اينجا
.زندگي کنم

01:22:52.260 --> 01:22:55.450
آن کاري را که به تو مي گويند
.انجام بده. برو و به «خوانا» کمک کن

01:22:56.526 --> 01:23:00.019
.برويم ، دخترکم -
خوب ، مي گفتي؟ -
.آري ، «اوره يانا» يک چشم داشت -

01:23:00.795 --> 01:23:03.582
وقتي جوان بود ، يکي از
.چشمانش را از دست داده بود

01:23:03.846 --> 01:23:06.855
از اين روي ، تنها نيمي از
.جهانِ اطرافش را مي ديد

01:23:07.187 --> 01:23:10.133
، «شنيده ام که «اوره يانا
.شش تن از زنان آمازوني را کُشته بوده است

01:23:10.429 --> 01:23:11.669
چه کسي چنين مي گويد؟

01:23:12.215 --> 01:23:14.429
فرِي گاسپار ده کارباخال»؟» -
.آري -

01:23:14.818 --> 01:23:16.450
او خودش نيز
.تنها يک چشم داشت

01:23:17.837 --> 01:23:20.410
روزي از
، چله يِ تابستانِ سال 1542

01:23:20.980 --> 01:23:23.596
پيکانِ کمانِ يک سرخپوست
.در چشمش فرو رفت

01:23:24.673 --> 01:23:26.096
، در ميانِ آن هياتِ اعزامي

01:23:26.624 --> 01:23:28.442
.همگي تک چشم بودند

01:23:29.730 --> 01:23:33.585
، برخي از ايشان تک چشم بودند
... و برخي چلاق بودند

01:23:33.989 --> 01:23:35.227
... برخي نيز مست بودند

01:23:35.945 --> 01:23:37.987
.باسکي هايِ بسياري نيز در ميانِ گروه وجود داشتند
[باسک : ايالت جدايي طلب در شمالِ اسپانيا]

01:23:38.717 --> 01:23:40.022
، اما بد تر از همه اينکه

01:23:41.019 --> 01:23:43.165
، اکثريتِ ايشان

01:23:43.972 --> 01:23:47.478
تنها از نيمي از عقلِ خود
.استفاده مي کردند

01:23:51.465 --> 01:23:54.433
آن هياتِ اعزامي
.گويي از جهنم بودند

01:23:56.352 --> 01:23:57.592
... اما اين يکي

01:23:59.094 --> 01:24:02.012
اين يکي نيز ، در حالِ رفتن
.به جهنم است

01:24:04.259 --> 01:24:05.904
، مگر آن که يک نفر

01:24:06.262 --> 01:24:08.376
، در صورِ اسرافيلِ خويش بدمد
: و فرياد برآورد

01:24:10.913 --> 01:24:13.135
"... پروردگارا ، ما را از بلايا"

01:24:14.400 --> 01:24:17.988
"!و مرگ ناگهاني معاف دار ، آه اي پروردگار" -
!«بي خيالش ، «آلونسو -

01:24:23.516 --> 01:24:24.815
... آلونسو» ، دوستِ من»

01:24:25.706 --> 01:24:26.708
پس «اِل دورادو»؟

01:24:28.540 --> 01:24:30.103
... «اِل دورادو»

01:24:30.763 --> 01:24:33.473
دور تر از ...
.کوه هايِ رويِ ماه است

01:24:34.032 --> 01:24:36.479
... دور تر از واديِ سايه هاست

01:24:53.210 --> 01:24:54.459
عاشقش هستي؟

01:24:56.432 --> 01:24:58.152
، اينس» را مي گويم»
عاشقش هستي؟

01:25:05.477 --> 01:25:07.357
چرا هيچگاه با او
حرف نمي زني؟

01:25:12.152 --> 01:25:13.589
.او مرا مي هراساند

01:25:19.559 --> 01:25:21.581
آيا مادرم
به زيباييِ او بود؟

01:25:35.524 --> 01:25:36.398
.«آگيره»

01:25:37.069 --> 01:25:38.522
.بايد با تو حرف بزنم

01:25:40.839 --> 01:25:41.850
!«سالدوئندو»

01:25:43.373 --> 01:25:44.761
.از ديدنت خوشحالم

01:25:45.638 --> 01:25:47.546
مي توانيم صحبت کنيم؟
.مهم است

01:26:08.018 --> 01:26:12.024
«گوسمان» دريافته است که در برگزيدنِ «لا بانده را»
.به فرماندهيِ قوا ، بَر خطا بوده است

01:26:12.726 --> 01:26:14.093
و از اين بابت
.پشيمان است

01:26:15.031 --> 01:26:17.591
، او حاضر است
.بازگشتِ دوباره يِ تو را در نظر بگيرد

01:26:18.050 --> 01:26:19.314
، براي اين کار
.کمي دير است

01:26:19.827 --> 01:26:22.762
، پس از کُشتنِ سرخپوستان
.لا بانده را» هيچ دوستي ندارد»

01:26:23.463 --> 01:26:24.991
، بعد از آن اتفاق ، هيچکدام از ما
.بر جانِ خويش ايمن نيستيم

01:26:25.333 --> 01:26:29.252
.عشقِ قدرت ، در مغذش نفوذ کرده است
.او مستبد و بي رحم است

01:26:29.770 --> 01:26:31.325
دوستانش از وي
.متنفر هستند

01:26:31.893 --> 01:26:35.067
.آنان از غرورش نفرت دارند
مي داني به او چه لقبي داده اند؟

01:26:35.458 --> 01:26:36.658
.ننه دلاور

01:26:38.229 --> 01:26:40.131
، او همچون سايرِ مادريدي ها
.فردي خود ستا است

01:26:40.694 --> 01:26:42.031
اما من و تو
.باسکي هستيم

01:26:42.479 --> 01:26:44.473
.پدرو ده اورسوا» نيز اهلِ "باسک" بود» -
.نه -

01:26:45.642 --> 01:26:48.780
.اورسوا» اهلِ دره يِ «بازتان» بود»
.او فرانسوي بود
[دره يِ «بازتان» در منطقه يِ ناوارا و در مرزِ فرانسه مي باشد]

01:26:52.839 --> 01:26:54.393
تو از من مي خواهي
چه کنم؟

01:26:57.632 --> 01:27:00.258
افراد به تو علاقه مندند
.«و تو را محترم مي دارند ، «آگيره

01:27:00.886 --> 01:27:03.863
فقط تو مي تواني ايشان را
.مجاب کني

01:27:04.922 --> 01:27:06.785
آنان حاضرند
.به خاطرِ تو بميرند

01:27:07.025 --> 01:27:09.551
«با بانو «اينس
چه کنيم؟

01:27:10.122 --> 01:27:11.690
.او از آنِ من خواهد شد

01:27:11.690 --> 01:27:14.847
، قدرت برايِ تو
.بانو «اينس» برايِ من

01:27:16.151 --> 01:27:17.560
.قرارِ مان چنين خواهد بود

01:27:25.722 --> 01:27:27.760
به نظرِ تو
، «گوسمان»

01:27:28.129 --> 01:27:31.308
تاجِ سلطنتِ کشورِ پادشاهيِ
مستقل از اسپانيا را خواهد پذيرفت؟

01:27:40.876 --> 01:27:42.259
«من درباره يِ «لا بانده را
.بَر خطا بودم

01:27:46.211 --> 01:27:48.634
بدترين قسمت
... اين است که

01:27:48.634 --> 01:27:50.266
.او قصدِ کُشتنِ شما را دارد ...

01:27:53.654 --> 01:27:54.445
چرا؟

01:27:55.420 --> 01:27:56.834
.«به خاطرِ بانو «اينس

01:27:57.736 --> 01:27:59.740
اين زنکِ دو رگه
از من چه مي خواهد؟

01:28:01.154 --> 01:28:02.803
«بانو «اينس
... فراموش نمي کند

01:28:03.053 --> 01:28:05.506
که تو دوستِ نزديکِ ...
، اورسوا» بودي»

01:28:06.337 --> 01:28:08.091
شما بر سَرِ يک سُفره
، با يکديگر غذا مي خورديد

01:28:08.947 --> 01:28:10.735
و با هم
، در يک بستر مي خوابيديد

01:28:12.616 --> 01:28:15.816
حتي وقتي هم که
.تختخوابِ اضافي وجود داشت

01:28:24.553 --> 01:28:26.003
تو اين را
از کجا مي داني؟

01:28:28.300 --> 01:28:30.693
خوان ده لا بانده را» به زير سلطه يِ»
.اين زن کشيده شده است

01:28:30.958 --> 01:28:34.830
، تا حدي که هر چه از او درخواست کند
.انجام خواهد داد

01:28:35.094 --> 01:28:35.995
... و آن زن

01:28:36.617 --> 01:28:39.505
خواهانِ آن است
.که انتقامِ مرگِ «اورسوا» را بگيرد

01:28:40.281 --> 01:28:41.455
او برايِ اين کار
.سوگند خورده است

01:28:51.318 --> 01:28:53.797
، «دخترم «اِلويرا
.شاهد بوده است

01:28:55.887 --> 01:28:57.339
نظرِ تو چيست؟

01:28:59.365 --> 01:29:01.379
لا بانده را» چشمِ طمع»
.به کسبِ قدرت دوخته است

01:29:01.617 --> 01:29:03.309
.او قصدِ کُشتنت را دارد

01:29:04.695 --> 01:29:05.579
کِي؟

01:29:14.234 --> 01:29:15.139
!پروردگارا

01:29:17.320 --> 01:29:19.691
اين چه جنوني ست که
گريبانِ ما را گرفته است؟

01:29:21.123 --> 01:29:23.361
اينجا همه چيز
!مرگ و نابوديست

01:29:29.874 --> 01:29:31.115
چه بايد کرد؟

01:29:35.346 --> 01:29:38.011
او را به ورق بازي
.دعوت کن

01:29:39.613 --> 01:29:41.302
، او ورق بازِ ماهري است

01:29:42.325 --> 01:29:43.980
اگرچه از مهارتِ خود
.لافِ بسيار مي زند

01:29:45.858 --> 01:29:48.971
زندگيِ ما
.به رفتارِ شما بستگي دارد

01:29:54.249 --> 01:29:56.503
، اوامر را به انجام رسانيد
.دوستانِ من

01:30:35.441 --> 01:30:36.800
... ده لول ، هفت لول

01:30:38.287 --> 01:30:39.645
.هفت ورق برايِ بي بي

01:30:43.372 --> 01:30:44.973
... بفرما ، اين هم هفت ورق

01:30:45.400 --> 01:30:46.640
و باز هم
.هفت ورقِ ديگر

01:30:50.585 --> 01:30:53.500
.با بي بي اي که در اختيار دارم ، آنها را ازت خواهم گرفت -
.دوازده ورقِ ديگر -

01:30:55.742 --> 01:30:56.629
.من ورق مي دهم

01:31:00.356 --> 01:31:02.474
.«سروان «خوان ده لا بانده را

01:31:06.327 --> 01:31:08.598
.«سروان «خوان ده لا بانده را

01:31:10.689 --> 01:31:12.488
!خدايت بيامُرزاد

01:31:19.195 --> 01:31:20.045
.امتيازم دو برابر شد

01:32:13.035 --> 01:32:15.193
، يک لحظه ، آقايان
!يک لحظه

01:32:16.580 --> 01:32:18.587
موردي هست
!که مي خواهم بگويم

01:32:35.984 --> 01:32:38.189
براي موفق گشتن
، در اين ماجراجوييِ مان

01:32:40.070 --> 01:32:42.423
برآوردنِ دو شرط
.الزامي ست

01:32:43.650 --> 01:32:45.070
هر گاه که اين دو شرط را
، برآورده ساختيم

01:32:45.344 --> 01:32:48.011
، قانون و اقتدار
.در جانبِ ما خواهند بود

01:32:48.929 --> 01:32:51.577
، آن هنگام قادر خواهيم بود

01:32:52.557 --> 01:32:54.288
وظيفه يِ دشواري که بر دوش داريم را
.به تمام و کمال به پايان رسانيم

01:32:55.409 --> 01:32:56.472
... اولين شرط

01:32:58.356 --> 01:33:01.801
آن است که ما بايد اسپانيا را ...
، به عنوانِ وطنِ مان منکر شويم

01:33:04.722 --> 01:33:05.716
... با اذعان

01:33:07.959 --> 01:33:09.520
... و تصديقِ اينکه

01:33:09.871 --> 01:33:11.777
... پادشاه اسپانيا

01:33:13.457 --> 01:33:14.990
... فليپه»يِ دوم»

01:33:16.134 --> 01:33:18.468
!پادشاهِ ما نيست

01:33:22.582 --> 01:33:25.753
، و از اين قرار
، مِن بعد

01:33:26.038 --> 01:33:28.012
نيازي به بيعت
.با او نيست

01:33:28.402 --> 01:33:31.637
شما بايستي نسبت به پادشاه و کليسايِ خود
.«فرمانبردار و مطيع باشيد ، «آگيره

01:33:39.320 --> 01:33:41.113
ما اينجا چه مي کنيم؟

01:33:44.258 --> 01:33:46.345
ما اينجا در حالِ
انجامِ چه کاري هستيم؟

01:33:49.053 --> 01:33:50.764
برايِ چه
به اينجا آمده ايم؟

01:33:56.852 --> 01:33:59.100
مگر نه آن است که اين ما هستيم
، که با نثارِ خونِ خويش

01:33:59.379 --> 01:34:01.233
اين سرزمين ها را
فتح مي نماييم؟

01:34:04.450 --> 01:34:07.151
پس نبايد فتوحاتِ خويش را
، با هيچکس قسمت کنيم

01:34:10.842 --> 01:34:12.427
، مخصوصاً با پادشاهي که

01:34:14.035 --> 01:34:16.313
، فرسنگ ها دور از ماست

01:34:17.626 --> 01:34:19.644
، و اندک نگراني

01:34:20.807 --> 01:34:22.578
نسبت به مشکلاتِ مان
.به خود راه نمي دهد

01:34:26.342 --> 01:34:27.980
، شرطِ دوم

01:34:30.855 --> 01:34:32.887
آن است که
، شخصي را

01:34:32.887 --> 01:34:35.402
براي فرمانروايي بر قلمرويِ پرو
.انتخاب نماييم

01:34:37.321 --> 01:34:39.122
او چه کسي مي تواند باشد؟

01:34:42.491 --> 01:34:47.211
، کسي که خصوصياتش
.مورد قبولِ همگيِ مان باشد

01:34:49.413 --> 01:34:51.248
از اين روست که من
، پيشنهاد مي نمايم

01:34:52.687 --> 01:34:54.505
آن مَردي که بايد
، بر ما فرمانروايي کند

01:34:55.699 --> 01:34:56.494
، بايد

01:35:04.799 --> 01:35:06.688
!فرناندو ده گوسمان» باشد»

01:35:09.084 --> 01:35:11.022
، «بگذاريد «فرناندو ده گوسمان

01:35:11.721 --> 01:35:13.102
، يگانه پادشاهِ ما

01:35:13.793 --> 01:35:16.365
و شاهنشاهِ
!بي چون و چرايِ پرو باشد

01:35:18.754 --> 01:35:21.830
، «زنده باد «فرناندو ده گوسمان
!پادشاهِ پرو و شيلي

01:35:27.279 --> 01:35:28.739
، اعليحضرت

01:35:34.499 --> 01:35:36.846
، «شاهنشاهِ محبوبِ «اِل دورادو

01:35:38.173 --> 01:35:39.196
، پرو

01:35:40.627 --> 01:35:41.781
!و شيلي

01:36:08.764 --> 01:36:11.655
کاري که بَر ما
، به عنوانِ شاهنشاهِ پرو

01:36:12.413 --> 01:36:14.095
و شيلي
، واجب مي باشد

01:36:16.246 --> 01:36:17.229
اين است که
، خواهانِ آنيم

01:36:18.980 --> 01:36:20.738
، افسرانِ مان

01:36:22.608 --> 01:36:24.507
ده هزار پِسو طلا
.دريافت دارند

01:36:27.075 --> 01:36:28.995
، و به فرماندهانمان

01:36:31.864 --> 01:36:33.298
بيست هزار پِسو
، بخشيده شود

01:36:34.012 --> 01:36:36.383
هر کدام به عيارِ
.بيست و دو قيراط

01:36:38.919 --> 01:36:40.292
بدين وسيله اين حکم
، مکتوب گشته

01:36:40.542 --> 01:36:42.516
و توسطِ
، «دون «فرناندو ده گوسمان

01:36:43.064 --> 01:36:45.396
که به لطف و فيضِ الهي
شاهنشاهِ سرزمينِ مشترکِ پرو

01:36:45.820 --> 01:36:48.437
و شيلي ست
.امضاء مي گردد

01:36:53.777 --> 01:36:56.521
، شاهنشاهِ گرامي
، آنچه اينک حقيقتاً بر ما فشار مي آورد

01:36:57.315 --> 01:36:59.308
.تغذيه يِ افرادِ مان است

01:37:00.103 --> 01:37:03.088
خوراک کمياب است
.و افراد از اين بابت شکايت دارند

01:37:04.928 --> 01:37:07.053
.بايد اسب ها را کُشت -
.نه -

01:37:08.961 --> 01:37:11.984
!اسب ها را نه -
مگر آنها چه استفاده اي دارند؟ -

01:37:12.571 --> 01:37:14.849
آنها برايِ عبور از رودخانه يا جنگل
.به کارِ مان نمي آيند

01:37:17.642 --> 01:37:19.491
اوضاعِ کشتي ها و قايق هايِ مان
چگونه است؟

01:37:20.249 --> 01:37:22.732
، همان گونه که مي دانيد
.کلک ها برايِ مان بي فايده هستند

01:37:22.978 --> 01:37:24.637
.تعميرِ آنها غيرِ ممکن است

01:37:25.360 --> 01:37:26.568
کشتيِ دکل دار چطور؟

01:37:27.906 --> 01:37:29.007
.دو هفته زمان مي بَرد

01:37:30.468 --> 01:37:33.372
، و شايد ده روز
.اگر همگي دستِ ياري دهيم

01:39:23.358 --> 01:39:24.437
.هيچ

01:39:25.713 --> 01:39:27.702
، همان جنگل
.و همان رودخانه

01:39:28.935 --> 01:39:30.258
.هميشه همان

01:39:33.129 --> 01:39:34.825
اکنون بايد خود را
، به اقيانوس برسانيم

01:39:35.537 --> 01:39:36.751
، آنجا برايِ رفتن به پاناما

01:39:37.329 --> 01:39:39.768
، مايحتاجِ مان را ذخيره کرده
.و افرادي تازه نفس به خدمت بگيريم

01:39:44.731 --> 01:39:46.113
.بايد اسب ها را بکُشيم

01:40:50.837 --> 01:40:52.735
!راه دهيد -
!راه دهيد -

01:40:52.955 --> 01:40:53.991
!حيوانات را دور کنيد

01:40:54.642 --> 01:40:56.039
!حيوانات را دور تر ببريد

01:40:56.598 --> 01:40:58.191
!يالا ، راه را باز کنيد

01:41:04.814 --> 01:41:06.040
!حيوانات را دور تر ببريد

01:41:06.821 --> 01:41:08.315
.فقط مايحتاجِ ضروري را ببريد

01:41:09.841 --> 01:41:11.584
.يالا ، عجله کنيد

01:41:15.309 --> 01:41:17.033
فقط مي توانيد
.مايحتاجِ ضروري را ببريد

01:41:17.884 --> 01:41:20.096
«اين چمدانِ سروان «سالدوئندو
.و بانو «اينس» است

01:41:20.408 --> 01:41:23.415
به سروان «سالدوئندو» بگو
.براي هيچکس استثنايي وجود ندارد

01:41:41.370 --> 01:41:44.059
.آگيره» ، من نمي توانم اين طوطي را با خود نبرم»
.او همراه و مصاحبِ هميشگي ام است

01:41:44.511 --> 01:41:45.795
، «نمي تواني آن را ببري ، «گومز

01:41:45.998 --> 01:41:49.086
، اگر حيواناتِ دست آموز را نيز با خود ببريم
.رويِ کشتي ، برايِ سايرين ، جايي باقي نمي ماند

01:41:50.605 --> 01:41:51.893
.بدرود ، دوستِ من

01:42:06.950 --> 01:42:09.243
آيا تو بودي که از سوار کردنِ
چمدانِ من به کشتي ممانعت نمودي؟

01:42:10.502 --> 01:42:12.901
بايد همگي مان را
.«بر رويِ کشتي جا دهيم ، «سالدوئندو

01:42:14.210 --> 01:42:16.016
پس مجبوريم وسايلِ تجملي را
.فراموش نماييم

01:42:18.398 --> 01:42:20.690
، «بس است ، «لوپه ده آگيره
!بس کن

01:42:21.886 --> 01:42:24.128
!تو گستاخ و خيانتکار هستي

01:42:25.184 --> 01:42:26.538
.من با «فرناندو» صحبت خواهم نمود

01:42:27.360 --> 01:42:28.483
!اوست که تصميم خواهد گرفت

01:42:40.340 --> 01:42:41.066
!«اِلويرا»

01:42:45.741 --> 01:42:46.838
مي توانم با تو
صحبت کنم؟

01:42:48.514 --> 01:42:49.837
.«تو برو ، «خوانا

01:42:51.701 --> 01:42:52.621
!برو ديگر

01:42:54.021 --> 01:42:54.936
.با من بيا

01:43:06.560 --> 01:43:08.201
تو و من
.مشترکاتِ فراواني داريم

01:43:09.800 --> 01:43:12.998
اين همه روزهاي بسيار که همسفر يکديگر بوده ايم
.و در عينِ حال اينچنين با هم غريبه ايم

01:43:14.243 --> 01:43:16.148
ما با هم حرف هايِ زيادي داريم
.که بهم بگوييم

01:43:17.846 --> 01:43:20.114
، هميشه مي خواستم با تو حرف بزنم
، و تو را بشناسم

01:43:20.542 --> 01:43:22.207
اما پدرت هميشه تو را
.از من دور مي نمود

01:44:22.880 --> 01:44:25.330
او چه مي خواست؟ -
چه کسي؟ -

01:44:25.623 --> 01:44:28.437
بي خيال! خوب مي داني
!که را مي گويم

01:44:28.655 --> 01:44:30.015
او چه مي خواست؟

01:44:36.053 --> 01:44:38.619
.او اين گردنبند را به من داد
خوشت مي آيد؟

01:44:43.004 --> 01:44:44.314
... او گفت

01:44:47.005 --> 01:44:48.333
... که تو ديوانه شده اي

01:44:52.654 --> 01:44:53.900
و تو حرفش را باور مي کني؟

01:44:56.096 --> 01:44:57.670
حرفِ او را بيشتر از من
باور داري؟

01:44:59.598 --> 01:45:01.759
او را بيشتر از من باور داري؟
!به من نگاه کن

01:45:03.632 --> 01:45:06.248
، من پدرت هستم
... ما هر دو از يک گوشت و خون هستيم

01:45:06.652 --> 01:45:08.707
.اما من نيمه سرخپوست هستم -
مگر متوجه نيستي؟ -

01:45:09.798 --> 01:45:10.886
، اگر من ديوانه ام

01:45:11.606 --> 01:45:12.862
!پس تو هم ديوانه هستي

01:45:13.631 --> 01:45:17.089
، او گفت که تو بي رحم هستي
.و بدونِ لزوم ، آدم مي کُشي

01:45:24.094 --> 01:45:25.486
ما همگي
، تنها هستيم

01:45:26.213 --> 01:45:27.480
.و فراموش شده

01:45:30.091 --> 01:45:31.768
هيچ کس به ما
.کمکي نخواهد نمود

01:45:33.722 --> 01:45:35.213
.اينجا ضعيفان مي ميرند

01:45:37.736 --> 01:45:39.836
پس ما بايد
.«قوي باشيم ، «اِلويرا

01:45:40.706 --> 01:45:43.193
، به من اعتماد کن
.من مي دانم چه مي کنم

01:45:44.215 --> 01:45:46.028
من هيچ رازي را از تو
.مخفي نمي کنم

01:45:46.737 --> 01:45:48.889
خوشبختي تنها چيزيست
.که برايِ تو مي خواهم

01:45:50.448 --> 01:45:52.083
!تو همه چيزِ من هستي

01:45:53.799 --> 01:45:56.314
هيچ چيز و هيچکس نمي تواند
.ما را از هم جدا کند

01:45:57.233 --> 01:45:58.459
... تو و من

01:46:01.475 --> 01:46:03.147
... تا ابد

01:46:04.790 --> 01:46:05.823
.در کنارِ يکديگر خواهيم بود

01:46:06.339 --> 01:46:07.550
.بله ، پدر

01:46:08.541 --> 01:46:11.151
آيا اين يک قول است؟ -
.آري ، پدر -

01:46:17.141 --> 01:46:20.572
او ديگر به تو چه گفت؟ -
.چيزِ ديگري نگفت -

01:47:40.796 --> 01:47:42.888
، دست از سَرِ دخترم بردار
.«بانو «اينس

01:47:43.849 --> 01:47:45.323
.او دخترکي بيش نيست

01:47:50.334 --> 01:47:51.693
دخترت
، ديگر زن شده است

01:47:52.824 --> 01:47:54.685
.زني بسيار زيبا

01:48:04.146 --> 01:48:05.815
چرا از من دوري مي کني
لوپه ده آگيره»؟»

01:48:15.585 --> 01:48:16.939
چرا از من اجتناب مي کني؟

01:48:24.554 --> 01:48:26.878
، «فرناندو ده گوسمان»
، نزديک ترين مردانش را فرا خوانده است

01:48:27.800 --> 01:48:30.101
.تا راه حلي بيابند

01:48:33.267 --> 01:48:34.979
دردِ ندامت
.دارد او را مي کُشد

01:48:38.206 --> 01:48:40.388
گوسمان» ، از اينکه اجازه داد»
... اورسوا» کُشته شود»

01:48:41.766 --> 01:48:43.694
، و نيز از به مبارزه طلبيدنِ پادشاه اسپانيا
.نادم و پشيمان است

01:48:44.880 --> 01:48:48.822
او حاضر است به اولين مقاماتِ اسپانيولي
.که با آنها روبرو گرديم خود را تحويلِ دهد

01:48:51.537 --> 01:48:52.548
، «و «سالدوئندو

01:48:54.918 --> 01:48:56.940
عاشقِ جديدت چطور؟

01:48:58.059 --> 01:49:00.961
او نيز خواهانِ آن است
.که از پادشاه تقاضايِ عفو نمايد

01:49:03.319 --> 01:49:04.671
.تو عاشقش نيستي

01:49:12.746 --> 01:49:14.101
.هرگز نبوده ام

01:49:15.687 --> 01:49:17.603
پس چرا با او
زندگي مي کني؟

01:49:22.644 --> 01:49:24.182
!تو که عاشقِ «اورسوا» بودي

01:49:25.612 --> 01:49:28.274
يک دو رگه يِ نيمه سرخپوست را
.مي توان استعمال نمود و سپس به دور انداخت

01:49:33.819 --> 01:49:35.060
.نه. من اينگونه نيستم

01:49:58.333 --> 01:50:01.086
ما هشت روز و هشت شب"
"، بر رويِ آب کشتي رانديم

01:50:01.461 --> 01:50:02.436
".بدونِ توقف"

01:50:03.393 --> 01:50:06.316
از کنارِ برخي از دهکده هايِ سرخپوستي"
"، که بر ساحلِ رود بودند نيز گذر نموديم

01:50:07.110 --> 01:50:09.771
ليکن فرمانِ آنکه در آنجا"
".درنگ کنيم را نداشتيم

01:50:11.242 --> 01:50:13.759
يکي از راهنماهايِ مان گفت"
"، که «اُماگوآس» نزديک است

01:50:13.759 --> 01:50:15.409
"، همان سرزميني که"

01:50:15.711 --> 01:50:19.211
به ما گفته بودند پس از گذر از آن"
".به رويايِ مان «اِل دورادو» مي رسيم

01:50:20.428 --> 01:50:22.281
اما «آگيره» خواهانِ آن بود"
"، که به دريا برسيم

01:50:22.650 --> 01:50:24.651
و صحبت درباره يِ غير از آن را"
".برايِ مان قدغن نمود

01:50:25.393 --> 01:50:27.885
ما شاخه اي کوچکتر از رودخانه را"
"، دنبال نموديم

01:50:29.849 --> 01:50:32.405
تا به دهکده اي سرخپوستي"
"، رسيديم

01:50:32.677 --> 01:50:35.351
و در آنجا برايِ فراهم نمودنِ آذوقه"
".توقف کرديم

01:51:20.849 --> 01:51:23.404
از او بپرس که
.بقيه يِ مردمانِ روستا کجايند

01:51:27.001 --> 01:51:29.105
.در جنگل -
در جنگل؟ -

01:51:29.616 --> 01:51:30.747
اِل دورادو»؟»

01:51:30.996 --> 01:51:32.349
.ازش درباره يِ «اُماگوآس» بپرس

01:51:36.195 --> 01:51:38.106
اما اين همان مکاني ست
!که ما از آنجا آمديم

01:51:40.771 --> 01:51:42.179
.در جنگل

01:51:48.706 --> 01:51:49.795
.آلونک ها را بگرديد

01:51:50.929 --> 01:51:52.386
هر چه خوراکي يافتيد
.جمع آوري کنيد

01:52:08.659 --> 01:52:10.445
، پروردگارا
!آنان آدمخوار هستند

01:52:11.249 --> 01:52:13.559
چگونه مي توان
اينچنين وحشي و بَربَر بود؟

01:52:18.618 --> 01:52:20.143
آنان از گوشتِ انسان
!تغذيه مي کنند

01:52:20.753 --> 01:52:22.983
پروردگارا
!ما را محافظت فرما

01:52:23.982 --> 01:52:25.485
!نگاهبانان را دو برابر کنيد

01:52:25.974 --> 01:52:28.169
، تماميِ نگاهبانان
!مسلح شده ، به کشيک بايستند

01:52:28.951 --> 01:52:30.383
فهميديد چه گفتم؟

01:52:35.946 --> 01:52:36.789
... اين

01:52:38.326 --> 01:52:39.741
، اين مسيح است

01:52:40.437 --> 01:52:41.640
.يگانه خداي

01:52:45.727 --> 01:52:49.074
مسيح
.يگانه خداوندگار است

01:52:49.986 --> 01:52:51.375
... خداوندگارِ عشق

01:52:51.937 --> 01:52:53.176
.و رحمت

01:52:59.943 --> 01:53:01.222
.اين مسيح است

01:53:09.740 --> 01:53:10.822
.اين مسيح است

01:53:54.835 --> 01:53:55.725
!«آگيره»

01:53:58.814 --> 01:54:00.477
!اي خشمِ خداي

01:54:03.585 --> 01:54:04.566
.بنوش

01:54:06.769 --> 01:54:08.544
... چيزِ چندش آوريست

01:54:09.130 --> 01:54:10.635
.اما از هيچ بهتر است

01:54:14.335 --> 01:54:15.948
!خشمِ خداي

01:54:17.430 --> 01:54:19.078
به زودي به دريا
!خواهيم رسيد

01:54:20.162 --> 01:54:21.496
، دريا نزديک است

01:54:23.411 --> 01:54:24.774
مي توانم بويش را
.استشمام کنم

01:54:32.511 --> 01:54:34.312
ما سرزمين هايِ بسياري را
!فتح نموده ايم

01:54:35.533 --> 01:54:37.492
و چيزهايِ جديدِ بسياري را
!به چشم ديده ايم

01:54:38.470 --> 01:54:40.296
اينک خردمندتر و بصيرتر
!«گشته ايم ، «آگيره

01:54:41.231 --> 01:54:42.971
!بسيار خردمندتر

01:54:46.375 --> 01:54:47.785
نيک مي دانيم
... که رويايِ ديروز

01:54:49.557 --> 01:54:50.787
.در حالِ محو شدن است

01:54:54.556 --> 01:54:56.762
اما مگر نه آنکه ما
به شکار شبحي آمده ايم؟

01:55:24.536 --> 01:55:25.997
.بيا اينجا

01:55:27.520 --> 01:55:28.785
، من چيزهايِ جالبي

01:55:29.602 --> 01:55:30.903
.شنيده ام

01:55:31.275 --> 01:55:31.958
چه چيز؟

01:55:33.160 --> 01:55:34.574
... «سالدوئندو» و «مونتويا»

01:55:35.696 --> 01:55:37.265
به برکت و دعايِ خيرِ
، شاهنشاهِ سرزمينِ نوينِ مان

01:55:37.563 --> 01:55:40.278
نقشه يِ کشتنِ تو را
.برايِ فردا در سَر دارند

01:55:44.957 --> 01:55:46.092
مونتويا» نيز؟»

01:55:47.416 --> 01:55:48.647
... جاه طلبي براي قدرت

01:55:49.470 --> 01:55:52.588
، رفيق نمي شناسد
.دوستِ من

01:56:37.361 --> 01:56:38.931
اينجا چه مي کني ، «آگيره»؟

01:56:43.308 --> 01:56:44.723
.دعايت را به اتمام برسان

01:56:50.542 --> 01:56:51.541
، پروردگارا

01:56:52.597 --> 01:56:54.209
مرا به خاطرِ گناهاني که
.مرتکب شده ام ، ببخشاي

01:57:15.587 --> 01:57:16.953
، «بانو «اينس
.شما اينجا را ترک گوييد

01:57:29.891 --> 01:57:31.510
.«گذشته ها گذشته است ، «آگيره

01:57:32.780 --> 01:57:34.416
من هنوز هم
.دوستِ تو هستم

01:57:35.209 --> 01:57:38.720
، در هنگامه يِ جنگ
.دوستي و احترام وجود ندارند

01:57:40.310 --> 01:57:43.292
حرف هايي که تو آن روز
.بر زبان آوردي ، شرم آور هستند

01:57:44.753 --> 01:57:46.627
تو تنها مستحقِ
.مرگ هستي

01:57:50.289 --> 01:57:51.313
!تو ديوانه اي

01:57:51.313 --> 01:57:52.460
ديوانه؟

01:57:53.810 --> 01:57:56.648
نه ... من از جانِ خويش
!دفاع مي کنم

01:58:00.084 --> 01:58:02.885
!«مرا مکُش ، «آگيره
!من هيچ کاري نکرده ام

01:58:02.885 --> 01:58:04.250
!خاموش باش

01:58:04.616 --> 01:58:06.006
!من شاهنشاهِ شما هستم

01:58:06.397 --> 01:58:07.794
از اين قاتل
!فرمانبرداري مکنيد

01:58:08.392 --> 01:58:10.909
!از شاهنشاهِ خود اطاعت کنيد -
!بکُشيدش -

01:58:11.411 --> 01:58:12.880
!بکُشيدش

01:58:48.162 --> 01:58:49.354
!اي حرامزاده

01:58:54.003 --> 01:58:54.783
... آه ، عشقِ من

01:58:55.547 --> 01:58:56.593
... آه ، عشقِ من

01:59:01.888 --> 01:59:02.864
... آه ، عشقِ من

01:59:16.503 --> 01:59:18.062
، «او ، «فرناندو ده گوسمان"
".اهلِ «سويل» بود

01:59:18.062 --> 01:59:20.282
".که 25 ساله بود"

01:59:20.637 --> 01:59:22.104
"، او نجيب زاده اي بود"

01:59:22.398 --> 01:59:24.673
که رويايِ زندگي اي"
".توام با صلح و صفا را در سَر داشت

01:59:24.983 --> 01:59:27.239
وي انساني فرهيخته بود"
".و از بي رحمي نفرت داشت

01:59:27.813 --> 01:59:29.698
"... عمرِ او در مقامِ سپهداري"

01:59:30.049 --> 01:59:33.117
، و سپس شاهنشاهي"
"، تنها حدودِ 5 ماه به طول انجاميد

01:59:33.488 --> 01:59:36.246
".تا 22 ماهِ ميِ 1561"

02:00:03.089 --> 02:00:04.029
چه مي خواهيد؟

02:00:04.246 --> 02:00:05.308
اوامري داريم
.که بايد اجرا نماييم

02:00:06.145 --> 02:00:07.618
لوپه ده آگيره» چه مي خواهد؟»

02:00:08.113 --> 02:00:09.077
چه اوامري؟

02:00:10.223 --> 02:00:12.932
!فرانسيسکو»! مگذار فرار کند»
!او بايد کُشته شود

02:01:39.898 --> 02:01:41.412
.نمي خواهم ببينمش

02:01:41.856 --> 02:01:44.378
!هرگز -
.«آرام باش ، «اِلويرا -

02:01:45.450 --> 02:01:46.648
!از او متنفرم

02:01:48.423 --> 02:01:49.818
!او پدرِ من نيست

02:01:51.113 --> 02:01:52.402
!او يک قاتل است

02:01:55.455 --> 02:01:56.650
!از او متنفرم

02:02:00.870 --> 02:02:02.004
!از او متنفرم

02:02:05.966 --> 02:02:07.401
.نمي خواهم ببينمش

02:04:15.363 --> 02:04:17.790
اينگونه از آنچه روي داده است
!شوکه مباشيد

02:04:17.998 --> 02:04:20.150
چنين کرداري
!خلاف-آمدِ جنگ نيستند

02:04:20.412 --> 02:04:22.994
خدا مي داند که من تنها
... با کُشتنِ «گوسمان» و دوستانش

02:04:22.994 --> 02:04:25.543
... مي توانستم جانم را نجات دهم

02:04:25.543 --> 02:04:29.139
و در برآورده ساختنِ
.هدفِ اين سفر و اردوکشيِ مان بکوشم

02:04:33.812 --> 02:04:35.908
، حال ، زين پس
!من بر شما فرمانروايي خواهم نمود

02:04:39.444 --> 02:04:41.536
من برايِ شما
!شاهنشاهِ آزادي خواهم بود

02:04:43.747 --> 02:04:46.450
شاهنشاهِ سرزمينِ مشترکِ
!پرو و شيلي

02:04:46.971 --> 02:04:47.956
!سربازان

02:04:48.300 --> 02:04:50.910
ما نخواهيم آسود
!تا آن هنگام که پرو از آنِ ما گردد

02:04:52.131 --> 02:04:54.239
!زنده باد شاهنشاهِ ما

02:04:56.399 --> 02:04:58.367
!«زنده باد «لوپه ده آگيره

02:05:00.028 --> 02:05:01.065
، در قلمرويِ من

02:05:02.019 --> 02:05:03.426
.برده اي وجود نخواهد داشت

02:05:06.304 --> 02:05:09.181
از آنجا که ما همگي
، به يک شکل به دنيا آمده ايم

02:05:12.544 --> 02:05:14.156
، بياييد اکنون نيز

02:05:14.627 --> 02:05:15.585
!با هم برابر باشيم

02:05:18.871 --> 02:05:20.279
، سياهان ، سرخپوستان

02:05:21.463 --> 02:05:22.823
، دو رگه ها

02:05:23.880 --> 02:05:25.669
.همگي دوستانِ من خواهند بود

02:05:27.456 --> 02:05:29.256
همانگونه که اسپانيولي ها
.چنين هستند

02:05:42.269 --> 02:05:43.590
، «تو ، «مارتين پرز

02:05:46.000 --> 02:05:48.499
، که گروهبانِ وفادارِ من بوده اي

02:05:49.693 --> 02:05:51.377
.من تو را فرمانده يِ قوا مي کنم

02:05:54.677 --> 02:05:55.764
، «خوان کورزو»

02:05:57.537 --> 02:05:58.961
، استادِ کشتي ساز

02:06:00.484 --> 02:06:02.452
.من تو را درياسالار مي نامم

02:06:04.743 --> 02:06:06.168
... آجودانِ من نيز

02:06:08.391 --> 02:06:10.431
«لوپه آرانا»
.خواهد بود

02:06:13.443 --> 02:06:14.858
، «رامون والدس»

02:06:16.272 --> 02:06:18.151
به درجه يِ سرواني
.خواهد رسيد

02:06:20.162 --> 02:06:21.043
... «پدرو»

02:06:23.099 --> 02:06:24.565
، «پدرو دونکيا»

02:06:25.653 --> 02:06:26.604
، اهلِ باسک

02:06:27.886 --> 02:06:29.210
، سرزمينِ زادگاهم

02:06:34.950 --> 02:06:36.955
!افسر سپاهيانم خواهد بود

02:06:40.954 --> 02:06:42.526
... «و دوستم «آلونسو استبان

02:06:48.619 --> 02:06:51.263
«تو ، «فرانسيسکو کاريو
، «و تو «آنتونيو موسو

02:06:51.915 --> 02:06:55.766
به عنوان مشاورانِ سلطنتي ام
.همواره در کنارم خواهيد بود

02:06:58.135 --> 02:06:59.921
و اگر برايِ من
، اتفاقي افتاد

02:07:01.416 --> 02:07:02.893
... که خدا مکُند

02:07:06.566 --> 02:07:09.349
شما بايستي اين ماموريت را
، همچنان ادامه دهيد

02:07:11.251 --> 02:07:12.929
ماموريتي که من آن را
.آغاز نمودم

02:07:19.733 --> 02:07:21.510
، «پدرارياس ده آلمِستو»

02:07:22.802 --> 02:07:24.257
همه را مرقوم نمودي؟

02:07:25.331 --> 02:07:27.162
.«آري ، «آگيره -
.برايم بخوانش -

02:07:28.364 --> 02:07:29.478
از کجايش شروع کنم؟

02:07:31.640 --> 02:07:34.403
«از : "تو ، «فرانسيسکو کاريو
"، «و تو «آنتونيو موسو

02:07:35.915 --> 02:07:38.010
«تو ، «فرانسيسکو کاريو"
"، «و تو «آنتونيو موسو

02:07:38.361 --> 02:07:40.727
به عنوان مشاورانِ سلطنتي ام"
".همواره در کنارم خواهيد بود

02:07:41.010 --> 02:07:42.833
و اگر برايِ من"
"... اتفاقي افتاد ، شما بايستي

02:07:43.127 --> 02:07:44.389
!نه

02:07:45.571 --> 02:07:46.215
.نه

02:07:48.005 --> 02:07:48.713
.نه

02:07:50.561 --> 02:07:55.932
، من گفتم : "اگر برايِ من اتفاقي افتاد
که خدا مکُند ..." درست است؟

02:07:56.869 --> 02:07:59.328
".من گفتم : "که خدا مکُند

02:08:00.788 --> 02:08:02.590
.اينک مي خواهم نامه اي بنويسم

02:08:04.017 --> 02:08:05.685
.مي توانيد برويد ، متشکرم

02:08:05.977 --> 02:08:06.993
.بفرماييد

02:08:23.164 --> 02:08:24.752
"... اي «فليپه»يِ دوم ، پادشاه اسپانيا"

02:08:30.346 --> 02:08:31.123
!نه

02:08:41.784 --> 02:08:42.622
"... گوش کن"

02:08:43.959 --> 02:08:46.069
، گوش کن"
"، اي پادشاه اسپانيا

02:08:47.618 --> 02:08:48.925
"، فليپه»يِ دوم»"

02:08:52.499 --> 02:08:54.088
"... نسبت به خدمتگذارانت"

02:08:55.707 --> 02:08:57.927
".بي رحم و ناسپاس مباش"

02:09:00.725 --> 02:09:01.554
"... چرا که"

02:09:03.918 --> 02:09:05.398
"... هنگامي که تو"

02:09:06.939 --> 02:09:09.138
در «کاستيل» قلمرويِ سلطنتت"
"، خوش نشسته اي

02:09:10.781 --> 02:09:12.544
"... در آن سويِ درياها"

02:09:14.583 --> 02:09:16.418
"، بسيار دور تر از تو"

02:09:18.704 --> 02:09:20.469
تويي که بي دغدغه و فارغ البال"
"، از مصائبِ ما هستي

02:09:23.840 --> 02:09:26.401
"، خدمتگذارانت"

02:09:28.806 --> 02:09:31.806
با نثارِ خونِ خويش"
"، و با تلاشي عظيم

02:09:34.545 --> 02:09:37.006
قلمروها و متصرفاتي بسيار"
"... برايت به ارمغان آورده اند

02:09:39.215 --> 02:09:40.528
"... آنچنان که گويي تو"

02:09:42.186 --> 02:09:45.002
اين قسمت از جهان را نيز"
".تصرف نموده اي

02:09:47.173 --> 02:09:49.465
، گوش کن"
"، اي پادشاه و اي اربابِ ما

02:09:50.415 --> 02:09:53.317
تو هرگز نمي تواني خود را پادشاهِ بر حقِ اين مکان بداني"
"، و تاج پادشاهي بر سر نهي

02:09:54.514 --> 02:09:57.838
چرا که فاتحِ اين سرزمين ها"
"... ما بوديم

02:09:59.091 --> 02:10:01.835
سرزمين هايي که تو هرگز"
".بر آنها پاي نگذارده اي

02:10:03.200 --> 02:10:05.128
"... ما گرسنگي مي کشيم"

02:10:06.109 --> 02:10:07.823
ليکن از تو"
".هيچ نمي خواهيم

02:10:09.473 --> 02:10:11.561
ما از تو اي پادشاهِ اسپانيا"
"، هيچ مرحمتي را خواهان نيستيم

02:10:12.700 --> 02:10:14.028
"، نه «کوردوبا» را خواهانيم"

02:10:14.563 --> 02:10:15.826
"، نه «وايادوليد» را"

02:10:16.225 --> 02:10:19.270
، و نه هيچ کجايِ اسپانيا را"
".همان سرزميني که متعلق به تو است

02:10:20.194 --> 02:10:21.557
"، تو تا ابد در همانجا بمان"

02:10:22.442 --> 02:10:24.311
"... و ما را در اينجا واگذار"

02:10:25.025 --> 02:10:26.711
اينجا که خداوند"
"، به همگان تعلق دارد

02:10:27.671 --> 02:10:29.986
، اينجا که عدالت هست"
"، پاداش هست

02:10:31.624 --> 02:10:32.912
"... بهشت هست"

02:10:33.364 --> 02:10:35.079
".و جهنم نيز"

02:11:16.844 --> 02:11:18.475
!صبر کنيد ، مهلت دهيد

02:11:20.542 --> 02:11:23.301
، من حالم خوب است
!هيچ چيزم نيست! هيچ چيزم نيست

02:11:27.518 --> 02:11:28.874
... «فرانسيسکو»

02:11:31.223 --> 02:11:32.541
... «آنتون»

02:11:36.675 --> 02:11:38.384
!ما به دريا رسيده ايم

02:11:39.262 --> 02:11:41.358
«حال به جزيره يِ «مارگاريتا
، خواهيم رفت

02:11:42.806 --> 02:11:44.370
.«و سپس به «پاناما

02:11:45.461 --> 02:11:46.411
، و از آنجا

02:11:47.337 --> 02:11:49.410
.پرو را فتح خواهيم نمود

02:11:49.810 --> 02:11:51.189
!پزشک را ندا دهيد

02:11:53.253 --> 02:11:54.904
!پدر! پدر

02:11:58.727 --> 02:12:00.758
.بايد تب را پايين آوريم -
آيا حالش وخيم است؟ -

02:12:01.389 --> 02:12:03.296
اين تبي است ناشي از
.آب هاي مسموم

02:12:04.224 --> 02:12:05.534
.او بهبودي خواهد يافت

02:12:05.835 --> 02:12:09.227
، البته که بهبودي خواهم يافت
!تو اي پزشکِ زبان باز

02:12:11.246 --> 02:12:12.178
... «خوانا»

02:12:23.525 --> 02:12:26.407
.تبت بسيار بالا است
.بايد استراحت کني

02:12:27.511 --> 02:12:29.108
.اما حالت خوب خواهد شد

02:12:29.668 --> 02:12:31.554
حالا اينجا من فرمانده هستم؟

02:12:32.561 --> 02:12:33.765
... «اِلويرا»

02:12:34.765 --> 02:12:36.504
... دخترم

02:12:41.912 --> 02:12:43.949
.لازم است اين را بنوشيد

02:12:50.196 --> 02:12:51.501
!عقب رويد

02:12:52.267 --> 02:12:55.112
تو که قصد نداري
مرا مسموم سازي ، «خوانا»؟

02:12:57.534 --> 02:12:59.279
ديگر براي اين کار
!دير شده است

02:13:14.545 --> 02:13:15.554
.حال آرام خواهد گرفت

02:13:17.376 --> 02:13:20.272
، اين شربت
.اسبي را نيز به خواب مي کند

02:13:22.604 --> 02:13:24.357
.دارد مي خوابد

02:13:25.558 --> 02:13:27.836
.من هرگز نخواهم خوابيد -
!پروردگارا -

02:13:39.802 --> 02:13:41.197
، سربازان

02:13:44.450 --> 02:13:47.106
، زمانه ، خشونت بار است
.دوستانِ من

02:13:50.367 --> 02:13:52.501
، زندگي را چه سود
، سربازانِ من

02:13:53.730 --> 02:13:56.430
اگر بر آن پاياني نباشد
تا آن را توجيه سازد؟

02:13:57.008 --> 02:13:58.934
ما «اِل دورادو» را
، فتح خواهيم نمود

02:13:59.472 --> 02:14:02.075
و دستانِ مان را
.از طلا پُر خواهيم نمود

02:14:02.991 --> 02:14:04.596
، اما اول

02:14:05.976 --> 02:14:08.281
.بايد بر پرو مسلط گرديم

02:14:09.429 --> 02:14:11.379
.«بايد استراحت کني ، «آگيره

02:14:13.525 --> 02:14:14.861
... پرو

02:14:30.540 --> 02:14:33.283
.راحتش بگذاريد
.بايد استراحت کند

02:17:03.546 --> 02:17:04.867
.پدر

02:18:46.634 --> 02:18:48.109
.ترکم مکُن

02:18:48.982 --> 02:18:50.986
.هرگز مرا ترک مگوي

02:19:00.245 --> 02:19:03.327
.مرا ترک مگوي -
.نمي کنم ، پدر -

02:19:08.212 --> 02:19:09.438
.مرا ترک مگوي

02:19:15.215 --> 02:19:16.911
.مرا ترک مگوي

02:19:20.139 --> 02:19:21.785
.مرا ترک مگوي

02:19:23.615 --> 02:19:25.299
، «لوپه ده آگيره»

02:19:25.837 --> 02:19:27.559
"، شاهنشاهِ آزادي"

02:19:28.616 --> 02:19:30.299
!خدايت بيامُرزاد

02:19:31.405 --> 02:19:33.135
، «لوپه ده آگيره»

02:19:33.697 --> 02:19:35.541
"، شاهنشاهِ آزادي"

02:19:36.079 --> 02:19:38.192
!خدايت بيامُرزاد

02:19:52.032 --> 02:19:54.729
يک سال و يک ماه پس از عزيمتِ مان"
"، «در جستجويِ «اِل دورادو

02:19:54.935 --> 02:19:56.707
سپاهيانِ وفادار به"
"، پادشاه اسپانيا

02:19:57.528 --> 02:19:59.126
لوپه ده آگيره» را مغلوب ساخته»"
".و او را به قتل رسانيدند

02:19:59.332 --> 02:20:00.899
جسدِ بي جانِ دخترش «اِلويرا» نيز"
"، در حالي يافته شد

02:20:00.899 --> 02:20:03.729
که توسطِ پدرِ خودش"
".با خنجر سوراخ سوراخ شده بود

02:20:04.792 --> 02:20:07.779
سَرِ «لوپه ده آگيره» از تن جدا گشته"
"، و در کوي و برزن به تماشا گذاشته شد

02:20:08.141 --> 02:20:10.420
سَرِ بُريده اش را در قفسي"
"، به نمايش گذاشتند

02:20:10.639 --> 02:20:13.850
تا درسِ عبرتِ همگان گردد"
"، و خاطره يِ ارتدادش

02:20:14.164 --> 02:20:15.958
به آساني ، به بوته يِ فراموشي"
".سپرده نشود

02:20:17.391 --> 02:20:18.955
"، همچنين دستور داده شد"

02:20:18.919 --> 02:20:21.453
«که خانه يِ «لوپه ده آگيره"
"، در زادگاهش

02:20:22.035 --> 02:20:24.313
"، با خاک يکسان گشته"

02:20:24.919 --> 02:20:28.227
و زمينش نيز شُخم زده شده و بر آن"
".نمک پاشيده شود تا هيچگاه گياهي بر آن نرويد

02:20:29.228 --> 02:20:39.228
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:20:39.252 --> 02:20:49.252
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.