﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:09.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:09.000 --> 00:00:13.301
‫"اعترافات خصوصی"

00:00:31.280 --> 00:00:34.022
‫گفتگوی اول

00:00:34.720 --> 00:00:39.544
‫یکشنبه بعد از ظهر اواخر جولای ۱۹۲۵

00:00:41.240 --> 00:00:44.221
‫بیا یکم بشین اینجا
‫چرا اینقدر عجله داری؟

00:00:45.800 --> 00:00:47.006
‫داشتم میرفتم ....

00:00:47.240 --> 00:00:51.859
‫نباید اونقدرا فوری باشه
‫بشین یکم باهم صحبت کنیم

00:00:56.280 --> 00:00:57.702
‫بچه ها چطورن؟

00:00:58.240 --> 00:01:01.619
‫پیش مادربزرگشون تو دالکارلیا هستن منم تازه از اونجا اومدم

00:01:02.000 --> 00:01:05.300
‫و هنریک؟
‫- توی جزیره ست اونجا راحته

00:01:06.280 --> 00:01:07.543
‫تنها؟

00:01:08.400 --> 00:01:11.142
‫آره، من فردا میرم

00:01:13.320 --> 00:01:17.086
‫- شما چطور عمو جیکوب؟ من برای یه مراسم تدفین اومدم

00:01:17.280 --> 00:01:22.104
‫قول دادم مراسم رو بجا بیارم
‫تعطیلاتم تا یه هفته دیگه تمام میشه

00:01:22.280 --> 00:01:26.581
‫من و ماریا تابستان خوبی داشتیم و اونو با دعا و نیایش گذروندیم

00:01:28.320 --> 00:01:32.416
‫من دیروز از دالکارلیا اومدم و پراست رفتم آرایشگاه

00:01:33.800 --> 00:01:37.054
‫یه اشتیاق پنهانیه که بعضی وقتا در اون افراط میکنم

00:01:38.280 --> 00:01:41.341
‫دیروز با خانواده هاسلراتز شام خوردم

00:01:41.800 --> 00:01:44.622
‫از دوستان قدیمیم هستن

00:01:47.040 --> 00:01:51.022
‫هنریک نمیخواست خانه ییلاقی رو ترک کنه
‫هرچند دعوت شده بود

00:01:51.400 --> 00:01:54.540
‫،معلومه چونکه اونا دوستان من هستن

00:02:03.440 --> 00:02:05.340
‫ببخشید، عمو

00:02:08.480 --> 00:02:10.062
‫چیزای خیلی زیادی هست

00:02:15.320 --> 00:02:19.302
‫منو ببخشید
‫معمولا گریه نمیکنم، ولی ...

00:02:25.200 --> 00:02:26.895
‫چیزای خیلی زیادی هست

00:02:27.200 --> 00:02:30.101
‫اگه چیزی ناراحتت میکنه

00:02:32.080 --> 00:02:34.367
‫نه، نه
‫بهتره برگردم خونه

00:02:37.000 --> 00:02:39.822
‫هنریک ساعت ۴ زنگ میزنه

00:02:40.240 --> 00:02:43.653
‫اگه جواب ندم نگران میشه

00:02:47.480 --> 00:02:50.780
‫دلتون میخواد با من بیاین و یه فنجون قهوه بخورین؟

00:02:51.360 --> 00:02:55.342
‫خیلی خوبه
‫بهتر از تنهایی غذا خوردنه

00:03:00.080 --> 00:03:01.935
‫کار خاصی ندارین؟

00:03:02.200 --> 00:03:05.056
‫مراسم ساعت ۵:۳۰ شروع میشه بغیر از اون .....

00:03:10.840 --> 00:03:12.137
‫و بعدش؟

00:03:13.400 --> 00:03:15.744
‫تمام بعد از ظهر
‫هر چقدر زمان بخوای

00:03:26.320 --> 00:03:29.494
‫شاید احمقانه باشه، نمیدونم

00:03:29.680 --> 00:03:34.140
‫آنا، من تو رو غسل تعمید دادم پس راهنمای معنویت هستم

00:03:34.320 --> 00:03:37.176
‫میتونی هرچی دلت میخواد بهم بگی یا چیزایی که باید بگی

00:03:52.680 --> 00:03:54.967
‫من همسر باوفایی نیستم

00:03:56.560 --> 00:03:58.460
‫به هنریک خیانت میکنم

00:03:59.920 --> 00:04:02.059
‫با یه مرد دیگه رابطه دارم

00:04:04.960 --> 00:04:06.542
‫احساس بیم وحشتناکی دارم

00:04:06.720 --> 00:04:10.304
‫ربطی به عذاب وجدان و این چیزا نداره
‫خیلی بی معنیه

00:04:11.440 --> 00:04:12.817
‫فقط نگرانی

00:04:15.800 --> 00:04:18.064
‫دیگه نمیدونم چیکار کنم

00:04:20.480 --> 00:04:21.777
‫یک مرد دیگه

00:04:23.760 --> 00:04:25.580
‫اون خیلی جوانتره

00:04:26.320 --> 00:04:28.254
‫الهیات میخونه

00:04:30.440 --> 00:04:34.047
‫باید باهاش قطع رابطه کنم شاید به نفع اون باشه

00:04:35.600 --> 00:04:36.897
‫اما نمیتونم

00:04:41.920 --> 00:04:43.297
‫دوستش دارم

00:04:46.960 --> 00:04:48.655
‫بیشتر از یکساله

00:04:49.840 --> 00:04:51.660
‫بیشتر از یکسال

00:04:55.960 --> 00:04:57.780
‫اونو میشناسین، عمو

00:05:01.320 --> 00:05:02.503
‫توماس

00:05:16.720 --> 00:05:20.816
‫همه چی خیلی معصومانه بود
‫و در عین حال خیلی آسیب زننده

00:05:24.200 --> 00:05:28.660
‫به توماس گفتم تابستان بیا دیدنمون در دالکارلیا

00:05:28.920 --> 00:05:32.413
‫خانه تابستانی والدینم

00:05:32.600 --> 00:05:35.900
‫ازش دعوت کردم اواسط تابستان بیاد اونجا

00:05:36.520 --> 00:05:39.501
‫هنریک و دوستم گرترود قرار بود بیان اونجا

00:05:41.080 --> 00:05:42.696
‫اما هنر یک نتونست بیاد ....

00:05:42.880 --> 00:05:45.053
‫... باید به یه کنفرانس میرفت

00:05:45.960 --> 00:05:48.463
‫فکر کردم همه چیزو کنسل کنم، اما ...

00:05:48.640 --> 00:05:51.189
‫.... هنر یک گفت توماس هر طور شده باید بیاد

00:05:52.720 --> 00:05:56.486
‫حتی در مورد رابطه احتمالی
‫گرترود و توماس شوخی میکردیم

00:05:56.680 --> 00:05:59.047
‫اون میتونه همسر خوبی برای به کشیش باشه

00:06:03.280 --> 00:06:05.567
‫بالاخره توماس اومد ...

00:06:10.720 --> 00:06:12.222
‫عصرها .

00:06:14.120 --> 00:06:16.020
‫... پیانو میزدیم و آواز میخوندیم

00:06:20.680 --> 00:06:23.820
‫گرترود صدای خوبی داره و توماس ...

00:06:25.000 --> 00:06:27.219
‫... خیلی در مورد موسیقی اطلاعات داره

00:06:29.960 --> 00:06:32.463
‫هر سه نفرمون مدام باهم بودیم

00:06:34.640 --> 00:06:36.415
‫توماس، گرترود و من

00:06:46.680 --> 00:06:49.342
‫بعضی وقتا توماس و گرترود رو تنها میذاشتم

00:06:49.520 --> 00:06:51.784
‫اهمیتی نمیدادم باهم باشن

00:06:53.640 --> 00:06:56.086
‫در واقع خودم میخواستم باهم باشن

00:06:58.880 --> 00:07:01.019
‫من با تمام چیزایی که از سر گذرونده بودم

00:07:02.440 --> 00:07:04.374
‫فکر میکردم میتونم پرواز کنم

00:07:05.800 --> 00:07:08.303
‫یکی از آخرین روزایی که توماس اونجا بود.
‫...

00:07:08.480 --> 00:07:11.541
‫... از اتاقم اومدم پایین تا میزو آماده کنم

00:07:12.360 --> 00:07:14.180
‫ناگهان بهم گفت ...

00:07:14.440 --> 00:07:15.339
‫"
‫دوستت دارم
‫"

00:07:16.240 --> 00:07:17.822
‫... که بهم علاقه داره

00:07:18.200 --> 00:07:21.022
‫که بهم علاقه داره ...

00:07:22.160 --> 00:07:25.061
‫گفت که دو ساله ....

00:07:26.000 --> 00:07:27.934
‫... عاشق منه

00:07:29.400 --> 00:07:31.983
‫و اینکه نمیدونه چه بلایی سرش میاد
‫.

00:07:32.160 --> 00:07:33.901
‫... اگه منو ترک کنه

00:07:57.200 --> 00:07:59.862
‫اگه میخوای مراسم عشای ربانی رو بجا بیاری
‫این کارو بکن، آنا

00:08:00.440 --> 00:08:03.694
‫اگه با غم و غصه زندگی میکنی اگه مشکلی داری .

00:08:04.480 --> 00:08:07.814
‫اگه نمیدونی چیکار کنی
‫عشای ربانی میتونه کمک کنه ....

00:08:08.000 --> 00:08:10.901
‫.... غمهات رو به قلب خداوند بسپار

00:08:12.880 --> 00:08:15.895
‫من چیزی راجع به قلب خدا نمیدونم عمو

00:08:17.200 --> 00:08:18.577
‫لازم نیست بدونی

00:08:19.560 --> 00:08:21.983
‫مرحمت در کاریه که انجام میدی

00:08:22.160 --> 00:08:24.709
‫و شاید بتونه عذابت رو تسکین بده

00:08:27.760 --> 00:08:29.342
‫فکر نمیکنم بتونه

00:08:31.360 --> 00:08:32.623
‫هرطور مایلی

00:08:45.160 --> 00:08:47.333
‫خب، ساعت ۸ میبینمت

00:09:19.400 --> 00:09:20.367
‫دیگه بسه

00:09:28.160 --> 00:09:30.333
‫میشه زنگ بزنی، توماس؟

00:09:34.960 --> 00:09:37.509
‫فقط برای اینکه از حالش باخبر بشم

00:09:38.040 --> 00:09:40.486
‫نه اینکه در مورد اعترافاتم بهش بگم.

00:09:40.800 --> 00:09:44.816
‫... یا تحت فشارش بذارم
‫که از روی اجبار بخواد بهم دلداری بده

00:09:45.360 --> 00:09:47.294
‫میدونم که پیداش نمیکنم

00:09:48.280 --> 00:09:50.624
‫مطمئنم رفته به باغ گیاه شناسی .....

00:09:50.800 --> 00:09:52.859
‫و حتما داره کنار چشمه نیلوفرهای آبی قدم میزنه

00:09:53.040 --> 00:09:57.022
‫... با عطر خوش رزهای چینی

00:09:59.120 --> 00:10:01.384
‫یا زیر سایه یه درخت نارون نشسته ....

00:10:01.560 --> 00:10:03.574
‫.... و برای امتحاناتش به کتاب میخونه

00:11:29.080 --> 00:11:33.381
‫باشد که سرور ما عیسی مسیح

00:11:34.040 --> 00:11:38.182
‫... به هردوی شما زندگی جاودانه ببخشد
‫آمین

00:11:39.720 --> 00:11:41.575
‫میتونید با آرامش برید

00:12:10.000 --> 00:12:13.982
‫خیلی از مردم فکر میکنن
‫لوتر اعتراف رو منسوخ کرد

00:12:14.720 --> 00:12:16.142
‫ولی اینطور نیست

00:12:16.640 --> 00:12:20.656
‫"1
‫برعکس اون چیزی رو تعیین کرد
‫که بهش میگفت " اعتراف خصوصی

00:12:22.960 --> 00:12:26.487
‫ولی چیز زیادی در مورد انسانها .نمیدونست

00:12:27.280 --> 00:12:29.419
‫... اون اصلاح طلب باشکوه

00:12:29.920 --> 00:12:33.777
‫رو در رو زیر روشنایی روز سخت میشه

00:12:34.520 --> 00:12:38.013
‫در اتاقک نیمه تاریک جادویی مخصوص اعتراف بهتره

00:12:38.720 --> 00:12:41.417
‫نجواها، بوی عود

00:12:48.520 --> 00:12:51.262
‫واقعا میخواستم آیین عشای ربانی رو بجا بیارم ولی جلوی خودمو گرفتم

00:12:53.960 --> 00:12:58.022
‫بهتر نیست یجا بشینیم که راحتتر باشیم؟

00:12:58.720 --> 00:13:00.620
‫بریم تو کتابخانه

00:13:00.800 --> 00:13:04.407
‫اونجا میتونین رو صندلی هنریک بشینین و سیگار برگ بکشین

00:13:07.480 --> 00:13:10.142
‫- هنر یک بندرت سیگار برگ میکشه هنریک
‫- واقعا؟

00:13:10.760 --> 00:13:14.139
‫بابا سیگاری قهاری بود

00:13:14.320 --> 00:13:16.539
‫،آره، یوهان عاشق سیگار برگ بود

00:13:18.040 --> 00:13:21.624
‫سیگار برگ خوب و لوکوموتیو خوب تنها علایقش بودن

00:13:23.600 --> 00:13:26.615
‫عاشق این بودم وقتی سیگار میکشه بشینم رو پاش

00:13:29.040 --> 00:13:29.780
‫بفرمایید

00:13:29.960 --> 00:13:33.487
‫ممنون، راستش من اونقدرا
‫تو سیگار برگ حرفه ای نیستم

00:13:36.480 --> 00:13:38.824
‫- ولی این خیلی خوبه - ممنون عزیزم

00:13:54.160 --> 00:13:55.423
‫عالیه

00:14:03.400 --> 00:14:05.573
‫اگه براتون سواله اینطوری شروع شد

00:14:07.520 --> 00:14:11.343
‫من و توماس تو خونه ش تنها بودیم

00:14:12.280 --> 00:14:15.887
‫یه روز سرد ژانویه بود هوا داشت تاریک میشد

00:14:17.160 --> 00:14:20.016
‫بهش گفتم باید برگردم استکهلم ...

00:14:20.200 --> 00:14:22.976
‫... و یه مدت میگذره تا دوباره بتونیم همدیگه رو ببینیم

00:14:31.760 --> 00:14:34.422
‫پالتوم رو پوشیده بودم و آماده رفتن بودم

00:14:38.000 --> 00:14:41.300
‫و همون لحظه تصمیممو گرفتم

00:15:41.400 --> 00:15:45.337
‫اونجا ایستاد
‫سرشو تکون داد و گفت:

00:15:46.960 --> 00:15:48.303
‫نه، نه

00:15:50.120 --> 00:15:51.326
‫این نه

00:15:54.040 --> 00:15:54.939
‫اما ...

00:15:56.320 --> 00:15:58.414
‫... دیگه چاره ای نداشتم

00:16:00.200 --> 00:16:02.942
‫دستاشو گرفتم
‫و اونو بطرف خودم کشیدم

00:16:03.880 --> 00:16:05.621
‫و اون زانو زد

00:16:06.520 --> 00:16:09.137
‫سرشو بین دستام گرفتم ...

00:16:10.360 --> 00:16:12.624
‫.... صورتش روی سینه هام بود

00:16:25.000 --> 00:16:27.287
‫به پشیمونی و ندامت فکر کردم

00:16:27.480 --> 00:16:29.574
‫ولی هیچی احساس نکردم

00:16:30.800 --> 00:16:33.383
‫به گناه فکر کردم
‫ولی اون فقط یک کلمه ست

00:16:34.280 --> 00:16:37.500
‫یه دیوار ممنوعیت بین خودم و اون کشیدم

00:16:37.920 --> 00:16:41.527
‫ولی اولین لحظه ای که فرصت دیدنشو پیدا کنم
‫اونو درهم میشکنم

00:16:42.880 --> 00:16:44.575
‫فکر کنم میتونم ...

00:16:50.040 --> 00:16:53.294
‫آره، میدونم که میتونم .
‫.

00:16:59.400 --> 00:17:00.094
‫

00:17:01.800 --> 00:17:03.495
‫اصلا درست نیست

00:17:06.160 --> 00:17:07.423
‫بعد موضوع بچه هاست

00:17:11.320 --> 00:17:13.220
‫الان با اونا مهربونترم ....

00:17:13.400 --> 00:17:14.583
‫... صبور ترم

00:17:15.680 --> 00:17:17.580
‫با هنریک هم مهربونترم

00:17:17.760 --> 00:17:20.206
‫میتونم رفتار محبت آمیزی باهاش داشته باشم

00:17:20.640 --> 00:17:22.654
‫... و اون شادتره و کمتر بدخلقی میکنه

00:17:23.360 --> 00:17:26.739
‫از وقتی بخودم اجازه دادم عاشق توماس باشم همه چی بهتر شده

00:17:37.040 --> 00:17:39.975
‫فقط میخوام یه چیزی ازت بپرسم

00:17:44.200 --> 00:17:47.022
‫اگه همه چی به این خوبیه که میگی

00:17:48.520 --> 00:17:49.976
‫... پس چرا گریه میکنی؟

00:17:53.800 --> 00:17:55.734
‫درست متوجه شدین عمو جیکوب

00:17:57.400 --> 00:18:00.335
‫بعد از ظهر رو با توماس در یک هتل گذروندم

00:18:01.080 --> 00:18:04.766
‫بیشتر از یکماه اونو ندیده بودم فکر کنم شش هفته

00:18:11.800 --> 00:18:14.815
‫و وقتی مشغول حرفای عاشقانه بودیم ...

00:18:17.800 --> 00:18:19.541
‫احساس کردم ...

00:18:23.800 --> 00:18:25.973
‫گمونم میتونم حدس بزنم چه احساسی داشتی

00:18:26.680 --> 00:18:27.863
‫مطمئنم نمیتونین

00:18:29.240 --> 00:18:32.062
‫راستش احساس ترس کردم

00:18:32.920 --> 00:18:34.456
‫و شروع به گریه کردی

00:18:35.520 --> 00:18:39.206
‫صدای خودمو شنیدم
‫که دارم همه چیزو بهتون میگم ....

00:18:40.400 --> 00:18:43.620
‫... بعد اشکهام سرازیر شدن

00:18:47.280 --> 00:18:48.463
‫و نتونستم ...

00:18:56.000 --> 00:18:57.900
‫ممکنه هرچیزی باشه درسته؟

00:18:59.200 --> 00:19:01.294
‫همیشه یه چیزی برای گریه کردن هست

00:19:06.040 --> 00:19:09.101
‫داشتم به دستان بزرگتون
‫نگاه میکردم، عمو جیکوب ....

00:19:10.120 --> 00:19:11.417
‫و فکر کردم ....

00:19:12.840 --> 00:19:15.286
‫اگه خدا دست داشت ....

00:19:15.960 --> 00:19:17.621
‫که فکر نمیکنم اینطور باشه ...

00:19:18.040 --> 00:19:21.419
‫... اما اگه خدا دست داشت شبیه دستان شما بود

00:19:23.240 --> 00:19:25.299
‫بعد به اون سرود مذهبی فکر کردم

00:19:26.200 --> 00:19:29.693
‫خداوندا در این لحظه آخر بهت التماس میکنم ...

00:19:31.400 --> 00:19:34.017
‫...دستمو در دستانت بگیر

00:19:34.920 --> 00:19:36.900
‫هدایتم کن

00:19:48.320 --> 00:19:50.982
‫با حرفایی که بهم زدی فهمیدم که ...

00:19:51.880 --> 00:19:54.167
‫... میخوای پیش من اعتراف کنی

00:19:55.760 --> 00:19:58.741
‫- هرچند فکر میکردی نمیتونی
‫-
‫مگه همیشه اینطور نبوده؟

00:20:00.080 --> 00:20:01.821
‫چنین سعادتی ...

00:20:02.560 --> 00:20:06.224
‫سعادتی چنین عظیم که بی انتها میشه .

00:20:07.480 --> 00:20:11.166
‫در عین حال دنیایی از تاریکی ...

00:20:12.040 --> 00:20:15.135
‫... عذاب و وحشت رو با خودش حمل میکنه

00:20:15.720 --> 00:20:17.700
‫گمونم میخواستم .

00:20:18.040 --> 00:20:20.782
‫... اندوهی رو تجربه کنم که در ورای خوشی نهفته

00:20:23.960 --> 00:20:27.373
‫اگه خدا نبود که توماس رو بهم داد ...

00:20:30.520 --> 00:20:33.296
‫... پس من خیلی از خدا فاصله دارم و این خوبه

00:20:35.360 --> 00:20:39.183
‫میدونم که فکر میکنین
‫خیلی کفرآمیز صحبت میکنم

00:20:40.560 --> 00:20:42.927
‫تصمیمش با تو نیست که من چه فکری میکنم

00:20:47.600 --> 00:20:49.614
‫کلاسهای مذهبی رو بیاد میارم

00:20:51.920 --> 00:20:53.900
‫یادمه از همه باهوشتر بودی

00:20:56.120 --> 00:20:59.886
‫در طول صحبتها
‫سوالهای مناسبی مطرح میکردی

00:21:01.120 --> 00:21:03.487
‫و با بقیه رفتار دوستانه ای داشتی

00:21:06.120 --> 00:21:08.339
‫میدونستم قلب رئوفی داری

00:21:10.520 --> 00:21:12.500
‫از خودم میپرسیدم چجور زندگی ای ...

00:21:13.360 --> 00:21:14.942
‫... در انتظارته

00:21:21.240 --> 00:21:23.504
‫چرا این حرفا رو به من گفتی؟

00:21:24.240 --> 00:21:25.742
‫اگه جرات کنم بهش فکر کنم ....

00:21:29.640 --> 00:21:32.814
‫اگه جرات کنم بهش فکر کنم حتی برای یه لحظه ....

00:21:33.000 --> 00:21:35.367
‫.... پی میبرم چیزی زندگیمونو تهدید میکنه

00:21:36.120 --> 00:21:38.020
‫من درمانده تر از همیشه هستم
‫.

00:21:39.120 --> 00:21:41.487
‫بچه ها هنریک توماس، من ...

00:21:41.680 --> 00:21:43.739
‫... داریم به یک فاجعه نزدیک میشیم

00:21:44.960 --> 00:21:48.976
‫فاجعه زندگی، نه؟

00:21:50.240 --> 00:21:52.789
‫یک مصیبت بزرگ

00:21:54.480 --> 00:21:56.335
‫راه فراری وجود داره؟

00:21:58.160 --> 00:22:00.663
‫و یه سوال دیگه
‫که بیشتر از همه منو میترسونه

00:22:03.480 --> 00:22:06.302
‫آیا واقعا دنبال راه فرار میگردم؟

00:22:12.000 --> 00:22:14.287
‫بعد به بچه ها فکر میکنم

00:22:15.960 --> 00:22:18.816
‫و اونقدر آزارم میده
‫که اون فکرها رو از سرم بیرون میکنم

00:22:19.000 --> 00:22:21.264
‫چون غیرقابل تحمل میشن

00:22:24.800 --> 00:22:27.542
‫چطور میتونم بچه ها رو ترک کنم؟
‫نه

00:22:41.200 --> 00:22:42.941
‫اوضاع از این قراره عمو جیکوب

00:22:46.000 --> 00:22:49.300
‫این چیزا رو به هیچکس نگفتم

00:22:50.880 --> 00:22:52.814
‫نمیدونم چه انتظاری داشتم

00:22:53.000 --> 00:22:56.015
‫شاید بتونین نصیحت خوبی بهم بکنین ...

00:22:57.000 --> 00:23:01.016
‫... یه راه حل
‫یا بخشش گناهانم

00:23:01.480 --> 00:23:05.383
‫... یا حداقل موقتا بهم آرامش بدین .

00:23:11.520 --> 00:23:14.182
‫اگه انتظار یه جواب رو داری جوابی ندارم

00:23:18.040 --> 00:23:21.726
‫.
‫اگه همدردی منو میخوای باید بگم ابرازش خیلی سخته

00:23:24.080 --> 00:23:25.423
‫آنای بیچاره

00:23:28.960 --> 00:23:31.622
‫اگه آمرزش منو میخوای ...

00:23:31.800 --> 00:23:35.464
‫... اونو بهت نمیدم
‫چون بنظرم اصلا اظهار ندامت نکردی

00:23:36.600 --> 00:23:37.101
‫اما ...

00:23:37.840 --> 00:23:41.219
‫اگه میخوای نصیحتی بهت بکنم ....

00:23:42.960 --> 00:23:46.453
‫... هر وقت که منو جدی گرفتی
‫چند تا نکته رو بهت میگم

00:23:46.840 --> 00:23:47.864
‫درک میکنم

00:23:51.840 --> 00:23:54.616
‫هر چیزی که بهت بگم در مخالفت با رفتارته

00:23:54.800 --> 00:23:56.063
‫شاید از این بابت سپاسگزار باشم

00:23:56.320 --> 00:23:57.663
‫بعید میدونم

00:24:03.000 --> 00:24:04.047
‫اول از همه

00:24:04.880 --> 00:24:07.702
‫باید بطور جدی
‫رابطه با دوستت ...

00:24:07.880 --> 00:24:08.927
‫... پایان بدی

00:24:10.360 --> 00:24:14.422
‫علیرغم اینکه برات
‫احساس خشنودی زیادی به همراه داره ...

00:24:14.600 --> 00:24:16.944
‫... باید اون رابطه رو خاتمه بدی

00:24:17.120 --> 00:24:20.863
‫توماس داره گناه بزرگی رو بجون میخره ممکنه رو تمام زندگیش تاثیر بذاره

00:24:22.800 --> 00:24:27.260
‫اگه پرده از این بی احتیاطیش برداشته بشه ممکنه زندگیش بعنوان به کشیش ...

00:24:27.440 --> 00:24:30.694
‫... بخطر بیفته
‫نه اینکه غیر ممکن باشه

00:24:35.360 --> 00:24:37.624
‫تو میگی اونو دوست داری و من باور میکنم

00:24:41.240 --> 00:24:43.686
‫دوست داشته شدن
‫توسط کسی مثل تو ...

00:24:43.960 --> 00:24:47.942
‫... یه هدیه گرانبهاست
‫برای همین نمیگم نباید دوستش داشته باشی

00:24:48.240 --> 00:24:49.742
‫چیزی که میگم ...

00:24:51.240 --> 00:24:54.301
‫اینه که باید هرگونه ارتباط با اونو قطع کنی ...

00:24:56.240 --> 00:24:57.537
‫... کاملا و بطور مطلق

00:25:08.320 --> 00:25:10.903
‫با این کار عشقتو ثابت میکنی

00:25:13.880 --> 00:25:16.429
‫همینطور باید همه چیزو ...

00:25:18.000 --> 00:25:18.899
‫... به شوهرت بگی

00:25:21.080 --> 00:25:23.344
‫- نمیتونم
‫- باید این کارو بکنی

00:25:28.000 --> 00:25:31.220
‫- هرکاری بغیر از این - باید این کارو بکنی

00:25:31.440 --> 00:25:33.989
‫نمیتونم... این کار چه فایده ای داره؟

00:25:34.160 --> 00:25:37.767
‫حقیقته
‫تو در حلقه ای از دروغ گرفتار شدی

00:25:38.560 --> 00:25:42.053
‫هر چی بیشتر در اون زندگی کنی زندگیت بیشتر دچار فلاکت میشه

00:25:42.240 --> 00:25:45.414
‫میدونم که هنریک با این حقیقت کنار نمیاد

00:25:47.240 --> 00:25:49.299
‫بهتره خودمو گم و گور کنم

00:26:02.640 --> 00:26:05.735
‫هنریک بزور با زندگی روزانه ش کنار میاد

00:26:05.920 --> 00:26:09.857
‫اون ضعیفه و نگرانیهای زیادی داره کارش هم بیش از حد بهش فشار میاره

00:26:10.200 --> 00:26:12.134
‫حقیقت اونو نابود میکنه

00:26:13.520 --> 00:26:17.206
‫رابطه زناشویی مون خوب پیش نمیره نه معنوی نه جسمی

00:26:17.640 --> 00:26:21.383
‫ولی رفاقتی بینمون هست که ما رو باهم نگه داشته

00:26:21.720 --> 00:26:25.657
‫دوازده ساله داره بهمون کمک میکنه
‫این رفاقت و بچه ها

00:26:26.560 --> 00:26:30.417
‫اگه الان حقیقتو بگم
‫زندگی مون تبدیل به جهنم میشه

00:26:31.680 --> 00:26:33.660
‫نه
‫عمو جیكوب، نه

00:26:33.920 --> 00:26:35.775
‫باید حقیقتو بگی آنا

00:26:36.600 --> 00:26:39.900
‫متوجه نیستی پنهان کردن حقیقت خودخواهیت رو میرسونه؟

00:26:40.200 --> 00:26:43.340
‫و امکانش هست با این حقیقت

00:26:43.520 --> 00:26:45.864
‫... هنر یک بخودش بیاد و زندگیشو ارتقا ببخشه

00:26:47.400 --> 00:26:49.744
‫زندگیش رو ارتقا ببخشه؟ متاسفم، عمو جیكوب .....

00:26:49.920 --> 00:26:52.537
‫....
‫... اما هنریک از اون آدما نیست

00:26:52.720 --> 00:26:54.984
‫هر وقت بتونه از موضوع فرار میکنه

00:26:55.160 --> 00:26:58.767
‫اگه یه لحظه کنترلشو از دست بده حسابی بهم میریزه

00:26:59.120 --> 00:27:00.975
‫نابود میشه

00:27:01.680 --> 00:27:03.341
‫حقیقت اینه

00:27:05.160 --> 00:27:05.979
‫شاید ...

00:27:07.720 --> 00:27:10.735
‫... تو و خانوادهت مجبور باشین
‫این امتحان سخت رو پشت سر بذارین

00:27:10.920 --> 00:27:13.855
‫اما اگه حقیقتو انتخاب کنی
‫باعث میشه قویتر بشی

00:27:16.080 --> 00:27:19.459
‫بله، البته
‫مسیر حقیقت تو رو قویتر میکنه

00:27:19.640 --> 00:27:22.780
‫اگه حقیقت رو انتخاب کنی ...

00:27:22.960 --> 00:27:24.735
‫...مشكلات لاینحل رو حل میکنی

00:27:27.600 --> 00:27:29.182
‫باید برم، آنا

00:27:29.760 --> 00:27:32.206
‫طفره رفتنت رو درک میکنم

00:27:32.960 --> 00:27:34.974
‫و ازت نمیخوام مثل من فکر کنی

00:27:35.160 --> 00:27:37.379
‫فقط نظرمو بهت گفتم

00:27:37.720 --> 00:27:39.620
‫عصبانی نشین عمو جیکوب

00:27:57.720 --> 00:28:00.337
‫چراغو روشن کن تا بتونم صورتتو ببینم

00:28:03.360 --> 00:28:04.782
‫تو چشمام نگاه کن

00:28:06.160 --> 00:28:08.379
‫آره، عصبانی هستی

00:28:08.760 --> 00:28:09.454
‫

00:28:09.840 --> 00:28:13.822
‫عصبانی و نومیدی
‫اما چه انتظاری داشتی؟

00:28:14.960 --> 00:28:16.223
‫نمیدونم

00:28:17.080 --> 00:28:18.184
‫فقط میخواستم .

00:28:22.160 --> 00:28:25.687
‫آنا همه ما نقشهای زیادی بازی میکنیم

00:28:27.480 --> 00:28:28.823
‫بعضیاش برای تفریح

00:28:29.000 --> 00:28:32.334
‫بقیه ش بخاطر اینه که مردم اینطور میخوان

00:28:32.600 --> 00:28:35.615
‫اکثرش بخاطر اینه که
‫میخوایم از خودمون محافظت کنیم

00:28:36.720 --> 00:28:39.815
‫و کم کم چهره واقعی مون رو از دست میدیم

00:28:40.720 --> 00:28:44.736
‫همینطور که به بازی ادامه میدم از خودم بیشتر فاصله میگیرم

00:28:46.160 --> 00:28:48.902
‫پس الان میتونم بگم ...

00:28:49.800 --> 00:28:51.700
‫در همین لحظه ....
‫.
‫.

00:28:52.800 --> 00:28:55.462
‫... بالاخره خودم هستم

00:28:57.000 --> 00:29:00.015
‫زندگی با هنریک
‫باعث شد بیشتر از هر زمانی .....

00:29:00.200 --> 00:29:02.259
‫... گرفتار چیزی بشم که اسمشو میذارین نقش

00:29:03.720 --> 00:29:05.222
‫وقتی با توماس هستم ...

00:29:06.360 --> 00:29:09.614
‫... میدونم میتونم یه آدم واقعی باشم

00:29:09.800 --> 00:29:11.973
‫اینطور نیست آنا اینطور نیست

00:29:14.440 --> 00:29:17.262
‫یادمه قبل از کلاسهای مذهبی چی بهم گفتی

00:29:17.440 --> 00:29:21.422
‫گفتی از خدا میخوام بتونم مفید واقع بشم

00:29:21.680 --> 00:29:25.344
‫- خیلی قوی بودی - آره، میدونم

00:29:26.360 --> 00:29:29.022
‫از روی بچگی بود بچه بودم

00:29:29.200 --> 00:29:31.749
‫خدا به دعاهات گوش کرد
‫- نه

00:29:34.400 --> 00:29:36.664
‫همیشه چیزایی که از خدا میخوایم رو بدست میاریم ...

00:29:37.400 --> 00:29:40.097
‫.. اما همیشه نه اونطوری که انتظارشو داریم

00:29:41.360 --> 00:29:44.660
‫فکر میکنی خدا
‫نگران سختیهایی که میکشی نیست؟

00:29:46.040 --> 00:29:46.700
‫

00:29:48.200 --> 00:29:49.975
‫از اعتقاداتت دست کشیدی؟

00:29:51.720 --> 00:29:53.984
‫به خدا اعتقاد دارین عمو جیکوب؟

00:29:55.720 --> 00:29:59.657
‫یک پدر در آسمان؟ خدای عشق؟

00:30:01.000 --> 00:30:02.695
‫یک خدا با دست

00:30:02.880 --> 00:30:05.702
‫.... و با یک قلب و چشمانی هوشیار؟

00:30:10.120 --> 00:30:13.101
‫نگو " خدا "
‫بگو مقدس ترین

00:30:13.800 --> 00:30:17.407
‫در هر شخصی
‫تقدس انسان وجود داره

00:30:18.720 --> 00:30:20.575
‫هر چیز دیگه ای نشانه ست .....

00:30:20.760 --> 00:30:24.253
‫... نقابها، آشکارسازیها، اشتباهها

00:30:25.240 --> 00:30:28.255
‫آدم نمیتونه تقدس انسان رو ....

00:30:28.840 --> 00:30:30.456
‫... محاسبه کنه

00:30:32.760 --> 00:30:36.902
‫در عین حال
‫چیزیه که باید اونو حفظ کرد ....

00:30:37.720 --> 00:30:40.860
‫... یه چیز خیلی سفت و سخت تا زمان مرگ

00:30:42.720 --> 00:30:44.859
‫چیزی که بعد از مرگ اتفاق میفته یک رازه

00:30:46.680 --> 00:30:50.059
‫فقط شاعرها، موسیقیدانها و قدیسها ....

00:30:50.280 --> 00:30:53.341
‫آینه ای در اختیارمون میذارن تا بتونیم نگاهی اجمالی ...

00:30:54.760 --> 00:30:56.455
‫... به عمق و ژرفای اون بندازیم

00:30:58.280 --> 00:31:00.339
‫اونا دیدن ...

00:31:00.520 --> 00:31:03.103
‫... فهمیدن، درک کردن

00:31:03.720 --> 00:31:06.087
‫نه کاملا، اما بطور مبهم

00:31:07.960 --> 00:31:12.022
‫فکر کردن به تقدس انسان
‫به آدم آرامش میده .
‫...

00:31:13.680 --> 00:31:16.422
‫... و بیکرانی اسرار آمیزی که ما رو احاطه کرده

00:31:19.520 --> 00:31:20.567
‫گوش کن، آنا

00:31:21.120 --> 00:31:24.579
‫چیزی که بهت میگم صرفا استعاره نیست
‫حقیقته

00:31:26.880 --> 00:31:30.134
‫حقیقت در تقدس انسان حک شده

00:31:30.320 --> 00:31:32.459
‫چیزی نمیتونه بدون لغزش ....

00:31:32.640 --> 00:31:36.019
‫... یا بدون آسیب زدن با حقیقت در بیفته

00:31:46.400 --> 00:31:48.255
‫نه، عمو جیكوب

00:31:49.720 --> 00:31:53.384
‫هیچوقت نمیتونم چیزی رو
‫که بهش میگن حقیقت بزبان بیارم

00:31:54.920 --> 00:31:57.287
‫هرگز از این بابت مطمئنم

00:32:30.160 --> 00:32:34.654
‫گفتگوی دوم

00:32:35.000 --> 00:32:36.934
‫یک بعد از ظهر اواسط ماه آگوست

00:32:37.120 --> 00:32:40.294
‫چند هفته بعد از گفتگوی اول

00:32:43.040 --> 00:32:45.020
‫هوای شهر آفتابی بود

00:32:47.120 --> 00:32:50.055
‫میخوای کمکت کنم؟ بذار اونا رو باهم ببریم

00:33:34.640 --> 00:33:37.382
‫میخوام برم شنا کنم

00:33:38.320 --> 00:33:40.254
‫منم باهات میام
‫اینطوری غرق نمیشی

00:33:50.920 --> 00:33:52.046
‫خیلی داغه!

00:33:57.480 --> 00:33:59.300
‫خیلی داغه!

00:34:00.200 --> 00:34:01.224
‫عالیه!

00:34:09.200 --> 00:34:11.020
‫یه فنجون چای میچسبه

00:34:23.440 --> 00:34:27.297
‫هنریک بهتره بریم چای بخوریم باشه؟

00:34:39.640 --> 00:34:41.813
‫پنج هفته طولانی بود

00:34:42.920 --> 00:34:44.103
‫دلم برات تنگ شده بود

00:34:44.720 --> 00:34:46.461
‫برای بچه ها هم همینطور ...

00:34:48.120 --> 00:34:49.622
‫...ولی تو بیشتر

00:34:58.000 --> 00:34:59.377
‫شکایتی ندارم

00:34:59.920 --> 00:35:03.584
‫وقتی همه چی مرتبه گله کردن ناسپاسیه

00:35:04.440 --> 00:35:07.933
‫احساس تنهایی نکردم برای همین گله ای ندارم

00:35:08.600 --> 00:35:09.374
‫تو ...

00:35:10.640 --> 00:35:14.941
‫... نامه های محبت آمیزی برام نوشتی که بعد از ظهرها اونا رو میخوندم

00:35:21.360 --> 00:35:22.543
‫و بالاخره اینجایی

00:35:23.120 --> 00:35:23.860
‫با من

00:35:26.000 --> 00:35:29.015
‫و بهترین نکتهش اینه که چند روز تنها خواهیم بود.
‫:

00:35:29.200 --> 00:35:31.134
‫... قبل از اینکه بچه ها بیان

00:35:31.480 --> 00:35:32.982
‫نمیخوام امشب اینکارو بکنم

00:35:34.160 --> 00:35:35.696
‫نه هنریک، نه

00:35:36.720 --> 00:35:37.744
‫موضوع چیه؟

00:35:37.960 --> 00:35:40.895
‫هیچی فقط ازت میخوام
‫بذاری به مدت تو خودم باشم

00:35:41.240 --> 00:35:43.174
‫مگه تو این مدت به اندازه کافی نبودی؟

00:35:43.960 --> 00:35:46.463
‫احتیاج به زمان دارم تا بهش عادت کنم

00:35:47.480 --> 00:35:49.539
‫ازم تقاضایی نکن

00:35:50.120 --> 00:35:52.817
‫چه کلمه سنگینی
‫من هیچ تقاضایی ازت نمیکنم

00:35:55.720 --> 00:35:56.983
‫گفتم که نمیخوام

00:36:08.440 --> 00:36:10.101
‫کار اشتباهی کردم، آنا؟

00:36:13.440 --> 00:36:14.134
‫

00:36:49.920 --> 00:36:52.343
‫بخاطر این حماقت منو ببخش

00:36:59.800 --> 00:37:02.576
‫بهم جواب بده خواهش میکنم آنا

00:37:21.920 --> 00:37:24.059
‫نمیتونی با من اینطوری رفتار کنی

00:37:27.440 --> 00:37:28.737
‫میشنوی چی میگم؟

00:39:50.000 --> 00:39:52.901
‫حالا میتونیم چهره همدیگه رو ببینیم

00:40:09.120 --> 00:40:10.326
‫منو ببخش، آنا ...

00:40:10.680 --> 00:40:14.503
‫مثل بچه ها رفتار کردم فقط ترسیده بودم

00:40:14.840 --> 00:40:16.456
‫هنریک باید به حرفام گوش کنی

00:40:18.760 --> 00:40:21.183
‫میخوام چیزی بهت بگم که ممکنه خیلی آزارت بده

00:40:24.640 --> 00:40:26.176
‫حالا نگران شدم

00:40:34.000 --> 00:40:35.536
‫راستش

00:40:36.480 --> 00:40:40.462
‫... الان یه مدته دارم با یه مرد دیگه زندگی میکنم

00:40:44.360 --> 00:40:45.464
‫ادامه نده

00:40:45.640 --> 00:40:47.460
‫و دوستش دارم

00:40:48.560 --> 00:40:50.016
‫دوستش داری

00:40:50.520 --> 00:40:53.660
‫اونو بیشتر از هرکسی دوست دارم

00:40:55.480 --> 00:40:57.335
‫باهاش زندگی کاملی دارم

00:40:57.600 --> 00:41:00.023
‫با احساساتم، با قلبم

00:41:04.120 --> 00:41:07.055
‫- حقیقت، آنا؟
‫- حقیقت همینه هنریک

00:41:10.840 --> 00:41:13.855
‫تمام روز با توماس بودم از پیش اون اومدم اینجا

00:41:14.480 --> 00:41:16.903
‫- توماس؟
‫- نمیخوام اینطوری ادامه بدم

00:41:18.160 --> 00:41:20.379
‫- نمیتونم - توماس؟

00:41:24.440 --> 00:41:25.214
‫میشناسیش

00:41:32.480 --> 00:41:34.062
‫توماس اگر من؟

00:41:35.080 --> 00:41:38.095
‫آره، توماس اگر من

00:41:40.960 --> 00:41:42.894
‫ولی اون مشغول تحصیل

00:41:43.080 --> 00:41:45.219
‫توی اوپسالا الهیات میخونه

00:41:45.400 --> 00:41:48.335
‫دو تا دو سال و نیم دیگه فارغ التحصیل میشه

00:42:00.600 --> 00:42:02.056
‫متاسفم، هنریک

00:42:05.400 --> 00:42:06.253
‫متاسفم

00:42:09.640 --> 00:42:11.460
‫چیز دیگه ای ندارم بگم

00:42:15.880 --> 00:42:19.737
‫اما وقتی به این فکر میکنم
‫در آینده اوضاع چطور پیش میره

00:42:20.240 --> 00:42:23.301
‫عصبانی میشم نمیدونم چرا اما .

00:42:24.200 --> 00:42:26.134
‫سعی میکنم آرامشو حفظ کنم

00:42:27.840 --> 00:42:29.979
‫نمیخوام آزارت بدم، هنریک

00:42:35.200 --> 00:42:36.736
‫بیشتر از همه دنبال چی هستی؟

00:42:37.880 --> 00:42:40.542
‫ترجیح میدم اینجا پیشت بمونم ....

00:42:41.080 --> 00:42:43.822
‫... و از خونه و بچه هامون مراقبت کنم

00:42:45.520 --> 00:42:47.500
‫هر کار دیگه ای دیوانگیه .

00:42:48.400 --> 00:42:49.777
‫اصلا نمیشه بهش فکر کرد

00:42:54.680 --> 00:42:57.024
‫اما کمی آزادی بهم بده

00:42:58.960 --> 00:43:02.487
‫بذار بعضی وقتا با توماس باشم

00:43:02.680 --> 00:43:04.375
‫بعضی وقتا یعنی چی؟

00:43:04.600 --> 00:43:07.820
‫نمیدونم ازم پرسیدی منم دارم جوابتو میدم

00:43:08.000 --> 00:43:10.503
‫و باید در این دوره نامحدود ....

00:43:11.000 --> 00:43:13.458
‫... برای خودم یه " همدم " پیدا کنم؟

00:43:19.240 --> 00:43:20.344
‫اگه بخوای ...

00:43:20.520 --> 00:43:24.184
‫...
‫اگه ازم بخوای
‫با کمال میل همه چیزو رها میکنم

00:43:25.360 --> 00:43:27.499
‫... بچه ها، خونه همه چیزو

00:43:28.440 --> 00:43:30.181
‫کاملا ناپدید میشم

00:43:30.360 --> 00:43:32.260
‫- نگران نباش - بچه ها؟

00:43:36.400 --> 00:43:39.495
‫آره، بچه ها هنریک

00:43:42.040 --> 00:43:44.782
‫اگه اینجا نباشم
‫شاید برای اونا بهتر باشه

00:43:45.520 --> 00:43:47.966
‫اینطوری هیچ مشکلی گریبانگیرشون نمیشه

00:43:49.520 --> 00:43:52.581
‫همیشه اونا رو از مشکلات دور نگه داشتیم، مگه نه؟

00:43:55.000 --> 00:43:56.422
‫آنای بیچاره

00:43:59.840 --> 00:44:02.343
‫آنای بیچاره
‫چه چیزایی رو از سر گذروندی

00:44:03.760 --> 00:44:07.742
‫از خدا خواهش کردم مریض بشم یا پراست برم بیمارستان

00:44:07.920 --> 00:44:11.902
‫فقط برای اینکه از این گناه خلاص بشم از تمام اینها ....

00:44:13.440 --> 00:44:16.899
‫فکر میکنی اتفاقی که داره برامون میفته
‫معنی خاصی داره ....

00:44:17.080 --> 00:44:18.775
‫... و باعث رنج خیلی زیادی میشه؟

00:44:19.040 --> 00:44:22.533
‫میخواستم بهت بگم
‫چندین بار نزدیک بود بهت بگم

00:44:24.160 --> 00:44:28.336
‫هنوز بهترین دوستم هستی
‫علیرغم تمام اتفاقاتی که افتاده

00:44:30.200 --> 00:44:33.454
‫تو تنها کسی هستی
‫که همیشه میتونم باهاش صحبت کنم ...

00:44:33.720 --> 00:44:36.701
‫عجیبه
‫و برام خیلی که مجبور شم ..

00:44:37.640 --> 00:44:39.620
‫... تظاهر کنم

00:44:40.440 --> 00:44:42.704
‫- متوجه منظورم میشی؟ - آره

00:44:43.120 --> 00:44:45.782
‫فکر کردم بهت بگم
‫و از این گذشته
‫...

00:44:46.480 --> 00:44:48.653
‫فکر کردم بین ما دو نفر ...

00:44:49.160 --> 00:44:50.366
‫میفهمم

00:44:51.000 --> 00:44:54.413
‫اما بعد به کارهایی که باید میکردی فکر کردم ...

00:44:55.480 --> 00:44:59.166
‫... تمام مسئولیتهایی که در قبال اون همه آدم داشتی

00:45:00.840 --> 00:45:04.219
‫بعد به این فکر کردم
‫ممکنه نتونی با حقیقت کنار بیای

00:45:06.040 --> 00:45:08.213
‫فکر کردم ممکنه بیرحمانه باشه

00:45:09.120 --> 00:45:09.780
‫آره ...

00:45:10.960 --> 00:45:14.055
‫بیرحمانه بود تو رو درگیر موضوعی کنم ...

00:45:14.240 --> 00:45:15.696
‫... که خودم باید حلش میکردم

00:45:17.800 --> 00:45:20.974
‫بعضی وقتا ناگهان فکر میکردم الان وقتشه "

00:45:21.160 --> 00:45:25.063
‫"
‫الان همه چیزو بهش میگم
‫مهم نیست چی پیش میاد
‫"

00:45:26.920 --> 00:45:29.537
‫اما بعد میدیدم مضطرب .

00:45:30.360 --> 00:45:32.374
‫... و شدیدا خسته ای

00:45:33.160 --> 00:45:34.696
‫و هر چی زمان بیشتری میگذشت

00:45:34.880 --> 00:45:37.019
‫.... گفتنش برام سخت تر میشد

00:45:40.000 --> 00:45:41.263
‫کس دیگه ای از این موضوع خبر داره؟

00:45:42.880 --> 00:45:43.654
‫

00:45:46.880 --> 00:45:48.496
‫حتی مادرت؟

00:45:50.000 --> 00:45:52.822
‫نه چطور میتونی فکر کنی اینو بهش بگم؟

00:45:53.000 --> 00:45:54.263
‫اصلا

00:45:56.560 --> 00:45:57.857
‫هیچکس دیگه ای؟

00:46:01.440 --> 00:46:02.054
‫

00:46:07.720 --> 00:46:08.767
‫مطمئنی؟

00:46:12.400 --> 00:46:13.504
‫مارتا میدونه

00:46:15.680 --> 00:46:17.216
‫مارتا

00:46:18.360 --> 00:46:20.943
‫بهت میگم اما ناراحتت میکنه

00:46:23.240 --> 00:46:24.822
‫شاید بهتر باشه بدونم

00:46:25.800 --> 00:46:28.019
‫میخواستم با توماس باشم

00:46:28.200 --> 00:46:31.613
‫میخواستم چند روزی تنها باشیم

00:46:31.840 --> 00:46:35.424
‫توماس نسبت به من
‫شک و تردیدهای بیشتری داشت

00:46:36.360 --> 00:46:39.853
‫میترسید
‫میگفت این کار اشتباهه

00:46:40.360 --> 00:46:44.297
‫اما بهش گفتم این اشتباه قبلا شجاعت بحساب میومد

00:46:44.840 --> 00:46:46.581
‫برای همین برای مارتا نامه نوشتم

00:46:47.280 --> 00:46:50.580
‫... که یه مدت رفته بود نروژ پیش خالهش

00:46:51.240 --> 00:46:53.607
‫تمام جریان رو براش توضیح دادم

00:46:56.280 --> 00:47:00.342
‫بهم جواب داد که میتونیم چند روزی ...

00:47:01.120 --> 00:47:03.817
‫... اونجا تنها باشیم که اینطور

00:47:09.360 --> 00:47:11.180
‫میبینم که موضوع رو درک میکنی

00:47:13.200 --> 00:47:14.577
‫و از این بابت ازت ممنونم

00:47:18.120 --> 00:47:19.702
‫با کس دیگه ای هم حرف زدی؟

00:47:22.680 --> 00:47:23.420
‫آره

00:47:27.120 --> 00:47:27.939
‫خب؟

00:47:33.000 --> 00:47:34.263
‫با عمو جیکوب

00:47:37.360 --> 00:47:38.976
‫پس اونم از قضیه خبر داره

00:47:39.800 --> 00:47:42.223
‫اون دوست ماست یه دوست صمیمی

00:47:42.400 --> 00:47:44.823
‫منو غسل تعمید داد

00:47:45.000 --> 00:47:47.776
‫- اون پدر روحانی منه - مهمه؟

00:47:51.400 --> 00:47:53.016
‫نه، شاید نباشه

00:47:54.560 --> 00:47:57.939
‫میدونم که ازت خوشش میاد و خودتم اینو میدونی

00:47:59.080 --> 00:48:01.629
‫خیلی غیر منتظره باهاش برخورد کردم

00:48:02.240 --> 00:48:05.983
‫رو یه نیمکت تو قبرستون نشستیم و حرف زدیم

00:48:07.080 --> 00:48:10.744
‫ازم پرسید چیزی ناراحتم میکنه و منم اعتراف کردم

00:48:13.240 --> 00:48:14.503
‫چی
‫گفت؟

00:48:15.880 --> 00:48:19.646
‫بهم گفت حقیقتو بهت بگم و غیر از این چاره ای ندارم

00:48:20.360 --> 00:48:22.579
‫بهم گفت رابطه م با توماس رو قطع کنم

00:48:22.760 --> 00:48:25.855
‫وظیفه م ایجاب میکنه و چاره دیگه ای ندارم

00:48:26.960 --> 00:48:30.260
‫گفت اگه حقیقتو بهت نگم بهت اهانت کردم

00:48:30.440 --> 00:48:31.783
‫رفتار تندی با من داشت

00:48:36.840 --> 00:48:39.127
‫یا شاید بنظرت تند اومده

00:48:42.080 --> 00:48:43.457
‫چه انتظاری داشتی؟

00:48:44.720 --> 00:48:46.142
‫نمیدونم

00:48:49.360 --> 00:48:53.263
‫بدون هیچ امید یا قصدی اعتراف کردم

00:48:53.640 --> 00:48:57.463
‫ضروری بود
‫گمونم میدونستم چی بهم میگه .

00:48:58.480 --> 00:49:00.539
‫... اما میترسیدم

00:49:03.920 --> 00:49:05.046
‫میترسیدی؟

00:49:06.080 --> 00:49:07.343
‫آره، میترسیدم

00:49:09.320 --> 00:49:12.779
‫به عمو جیکوب گفتم گفتن حقیقت در این شرایط
‫:

00:49:12.960 --> 00:49:16.180
‫...ممکنه برای خیلیا مصیبت بار بیاره

00:49:16.520 --> 00:49:18.102
‫و اون جواب داد ...

00:49:19.480 --> 00:49:22.700
‫... دست کم گرفتن هنر یک اشتباهه

00:49:23.120 --> 00:49:24.417
‫و حالا میفهمم .

00:49:25.080 --> 00:49:27.014
‫... حق با عمو جیکوب بوده

00:49:28.040 --> 00:49:30.213
‫و ازت ممنونم هنریک

00:49:30.720 --> 00:49:32.222
‫بهم کمک کردی

00:52:07.280 --> 00:52:11.262
‫حقیقت داره که خواهر سوفیا
‫قراره بعنوان ویزیتور کار کنه؟

00:52:11.440 --> 00:52:15.297
‫چرا که نه؟
‫شخصیت فوق العاده ای داره

00:52:15.480 --> 00:52:18.302
‫اما التهاب مفاصل داره و همیشه خسته ست

00:52:18.560 --> 00:52:20.654
‫چطوری انتخابش کردن؟

00:52:20.840 --> 00:52:23.457
‫- میفهمم - من نمیفهمم

00:52:29.480 --> 00:52:32.893
‫چیزی که نمیفهمم اینه که
‫چرا روی سفره کثیف غذا میخوریم

00:52:33.080 --> 00:52:35.629
‫- متوجه نمیشم - سفره کثیف؟

00:52:35.800 --> 00:52:37.814
‫آره، سفره لک داره

00:52:38.000 --> 00:52:41.300
‫نمیدونم چند وقته اینطوریه بیشتر از یک هفته

00:52:41.480 --> 00:52:43.062
‫حداقل ده روز

00:52:44.160 --> 00:52:46.379
‫باورم نمیشه متوجه نشده باشی

00:52:46.560 --> 00:52:48.415
‫معمولا لکه ها رو پیدا میکردی

00:52:53.640 --> 00:52:56.382
‫کجاش لکه داره؟

00:52:59.560 --> 00:53:00.220
‫اینجا

00:53:02.320 --> 00:53:03.617
‫اینجا و .

00:53:05.240 --> 00:53:05.934
‫... اینجا

00:53:06.960 --> 00:53:10.134
‫نمیدونم با این حرفا
‫میخوای به کجا برسی هنریک

00:53:11.080 --> 00:53:13.299
‫هیچ جا
‫چیز مهمی نیست

00:53:13.480 --> 00:53:15.414
‫حداقل برای تو
‫یا اینطور بنظر میرسه

00:53:16.840 --> 00:53:20.777
‫فردا رو یه سفره تمیز غذا میخوری مشکل حل شد

00:53:21.600 --> 00:53:25.207
‫خیلی متاسفم از اینکه لکه های سفره
‫ناراحتت کرده .
‫...

00:53:25.440 --> 00:53:28.455
‫... اما الان خارج از شهر هستیم و هیچ مهمانی نداریم

00:53:28.800 --> 00:53:30.780
‫بنظر من موضوع به این سادگی نیست

00:53:30.960 --> 00:53:33.463
‫پس بگو از نظر تو چطوریه

00:53:34.840 --> 00:53:36.615
‫کاملا واضحه، آنا

00:53:37.560 --> 00:53:41.542
‫به تازگی پی بردم
‫از خونه مون غافل شدی

00:53:43.360 --> 00:53:44.657
‫چی گفتی؟

00:53:46.120 --> 00:53:47.702
‫از خونه مون غافل شدی

00:53:48.760 --> 00:53:50.819
‫کرکهای زیر تخت سفره های کثیف ...

00:53:51.240 --> 00:53:52.583
‫... گیاهان پژمرده

00:53:56.400 --> 00:53:59.540
‫من ۶ هفته اینجا نبودم و گیاهها ...

00:53:59.720 --> 00:54:02.815
‫و چرا ۶ هفته اینجا نبودی؟

00:54:03.880 --> 00:54:05.416
‫صادقانه جوابمو بده

00:54:06.160 --> 00:54:07.662
‫صادقانه، آنا

00:54:08.240 --> 00:54:11.619
‫متوجه نمیشم
‫در این مورد توافق کرده بودیم

00:54:11.800 --> 00:54:14.781
‫نمیخواستی با مادر به دالکارلیا بری

00:54:14.960 --> 00:54:16.974
‫ترجیح میدادی اینجا بمونی کنار دریا

00:54:17.440 --> 00:54:19.534
‫خودت پیشنهاد کردی ...

00:54:19.720 --> 00:54:22.223
‫من و بچه ها بریم اونجا ...

00:54:22.400 --> 00:54:25.654
‫... و اوایل آگوست اینجا همدیگه رو ببینیم و
‫یادته؟

00:54:25.840 --> 00:54:28.821
‫یادمه خیلی سریع پیشنهاد مو قبول کردی

00:54:30.360 --> 00:54:33.261
‫ازت ممنون بودم که موضوع رو پیچیده تر نکردی

00:54:33.440 --> 00:54:36.580
‫ممنون بودی
‫چون اینطوری میتونستی فاسقت رو ببینی

00:54:36.960 --> 00:54:39.702
‫تمام سفرهای گاه و بیگاه به اوپسالا داشت مشکوک میشد

00:54:39.880 --> 00:54:41.063
‫حالا میفهمم

00:54:41.320 --> 00:54:43.584
‫من فقط سه دفعه رفتم اوپسالا ....

00:54:43.760 --> 00:54:46.536
‫... اونم برای کمک به مادرم

00:54:46.720 --> 00:54:49.223
‫چهار دفعه... چهار، آنا

00:54:50.040 --> 00:54:52.213
‫چهار، درسته... چهار

00:54:53.600 --> 00:54:55.944
‫هر کدوم از اونا فرصت مناسبی ...

00:54:56.120 --> 00:54:58.100
‫... برای دیدن فاسقت بود

00:55:00.600 --> 00:55:03.854
‫جوابمو بده، آنا
‫محض رضای خدا بیا باهم روراست باشیم

00:55:06.040 --> 00:55:07.622
‫ازت خواهش میکنم

00:55:07.960 --> 00:55:09.337
‫چی میخوای بدونی؟

00:55:10.000 --> 00:55:12.662
‫-
‫قبلا همه چیزو بهت گفتم - جزییات میخوام

00:55:14.600 --> 00:55:16.261
‫جزییات؟ منظورت چیه؟

00:55:18.000 --> 00:55:19.980
‫همین که گفتم

00:55:20.600 --> 00:55:23.661
‫توضیح در مورد جزییات رابطه عاشقانه ت .....

00:55:24.480 --> 00:55:26.574
‫...با اون شخص رو به من بدهکاری

00:55:28.160 --> 00:55:29.207
‫اگه این کارو نکنم چی؟

00:55:29.760 --> 00:55:33.287
‫برای وادار کردنت راههای زیادی دارم
‫بهش فکر کردی؟

00:55:40.240 --> 00:55:43.574
‫- میتونی بچه ها رو نگه داری برای هردومون بهتره ..

00:55:45.160 --> 00:55:47.379
‫... تا اونجا که ممکنه صادق باشی

00:55:49.160 --> 00:55:51.982
‫با صداقت کامل به سوالهام جواب بده

00:55:52.920 --> 00:55:57.414
‫و من با آرامش کامل
‫جوابهات رو ارزیابی میکنم ...

00:55:57.720 --> 00:56:01.384
‫شاید با کمک یک وکیل .....

00:56:02.320 --> 00:56:04.743
‫... و بعد در مورد قدم بعدی تصمیم میگیرم

00:56:06.600 --> 00:56:08.694
‫- متوجه حرفام میشی؟ - آره

00:56:12.800 --> 00:56:14.006
‫میخوای چیزی بگی؟

00:56:21.080 --> 00:56:22.696
‫فقط تو این فکر بودم ...

00:56:23.040 --> 00:56:26.453
‫... تمام اون شفقت و قوه ادراکت کجا رفتن

00:56:27.120 --> 00:56:29.703
‫کجاست
‫همونی که یکشنبه آشکار کردی؟

00:56:29.880 --> 00:56:32.167
‫قوه ادراک من نامتغیر نیست

00:56:33.440 --> 00:56:37.422
‫چیزی که بهم گفتی منو فلج کرد ولی حالا میدونم چه وظیفه ای دارم

00:56:38.040 --> 00:56:38.859
‫وظیفه ؟

00:56:39.080 --> 00:56:40.821
‫،آره وظیفه م در قبال بچه هام

00:56:41.680 --> 00:56:44.900
‫نمیتونم اونا رو ترک کنم
‫باید قبل از هرچیز بفکر بچه ها باشم

00:56:45.080 --> 00:56:46.104
‫هنریک عزیزم

00:56:46.320 --> 00:56:50.006
‫از اونجایی که تو
‫بدون کوچکترین تردیدی ...

00:56:50.200 --> 00:56:52.703
‫لذت خودت رو
‫به هر چیز دیگه ای ترجیح میدی

00:56:53.360 --> 00:56:55.374
‫و خانوادهت رو بخطر میندازی.

00:56:55.560 --> 00:56:57.415
‫... باید این وظیفه رو بعهده بگیرم

00:56:57.760 --> 00:57:00.582
‫من تحمل لیوانهای شکسته سفره های کثیف .

00:57:00.760 --> 00:57:03.047
‫... گیاههای پژمرده و پرده های پاره رو ندارم

00:57:03.240 --> 00:57:07.177
‫نمیتونم این شلختگی رو
‫که با وقاحتت به این خونه آوردی تحمل کنم

00:57:23.000 --> 00:57:24.126
‫هنریک نمیتونی ...

00:57:24.320 --> 00:57:27.142
‫نمیتونم چی؟
‫هر کاری لازم باشه انجام میدم

00:57:27.320 --> 00:57:29.823
‫در حال حاضر هر کاری برای این وظیفه لازم باشه انجام میدم

00:57:33.360 --> 00:57:36.341
‫اگه بنظرت ناخوشایند و خجالت آور میاد .

00:57:36.600 --> 00:57:39.183
‫میتونم سوالهامو برات بنویسم

00:57:39.360 --> 00:57:41.624
‫و تو هم در نامه بهشون جواب بدی .....

00:57:41.800 --> 00:57:45.293
‫... که البته نهایت مراقبت ازش بعمل میاد

00:57:46.480 --> 00:57:48.221
‫که اینطور
‫- من اینجا بودم .

00:57:48.400 --> 00:57:50.903
‫... تنها و دلتنگ خانواده م

00:57:51.080 --> 00:57:54.766
‫خوشحال بودم که حال تو و بچه ها خوبه

00:57:55.440 --> 00:57:57.807
‫در نامه بهت گفتم که شجاع باش .....

00:57:58.000 --> 00:58:00.139
‫استراحت کن مراقب خودت باش...

00:58:00.320 --> 00:58:03.415
‫... اینکه بزودی همدیگه رو میبینیم
‫اینکه در دستان خداوند هستیم

00:58:04.800 --> 00:58:06.222
‫حالا چی میخوای؟

00:58:15.600 --> 00:58:18.103
‫با اون شخص برهنه بودی؟

00:58:21.280 --> 00:58:22.736
‫شنیدی چی گفتم

00:58:23.320 --> 00:58:25.584
‫،آره اما نمیدونم دارم خواب میبینم یا نه

00:58:25.760 --> 00:58:27.899
‫هر دو تون برهنه بودین؟

00:58:28.080 --> 00:58:30.367
‫آره، برهنه بودیم!

00:58:35.680 --> 00:58:37.375
‫جالبه با من .

00:58:37.560 --> 00:58:39.619
‫... فقط از روی اکراه برهنه میشی

00:58:39.800 --> 00:58:40.733
‫درسته

00:58:43.720 --> 00:58:46.143
‫چند دفعه باهاش همبستر شدی؟

00:58:46.320 --> 00:58:47.424
‫نمیدونم

00:58:48.280 --> 00:58:51.261
‫مطمئنم که میدونی
‫ولی خجالت میکشی بهم بگی

00:58:51.720 --> 00:58:55.247
‫فکر کنم بین ۱۵ تا ۲۰ دفعه

00:58:57.960 --> 00:59:01.021
‫و چند دفعه پراست از تخت اون ....

00:59:01.200 --> 00:59:03.259
‫... اومدی پیش من؟

00:59:03.440 --> 00:59:06.102
‫نمیدونم
‫سعی کردم این کارو نکنم

00:59:06.760 --> 00:59:10.344
‫اما بعد فکر کردم تا زمانی که در حد امکان کوتاه و مختصر باشه .

00:59:10.520 --> 00:59:13.421
‫.... بهتره بدون هیچ حرف و حدیثی تمکین کرد

00:59:14.520 --> 00:59:15.624
‫و این عشقه؟

00:59:16.200 --> 00:59:18.180
‫آره، شاید باشه

00:59:19.520 --> 00:59:21.614
‫و این رسوایی چند وقته ادامه داره؟

00:59:21.800 --> 00:59:23.495
‫اگه منظورت از این حرف ...

00:59:23.840 --> 00:59:26.525
‫رابطه عاشقانهم با توماس باشه .

00:59:26.960 --> 00:59:29.304
‫...بیشتر از یکساله که ادامه داره

00:59:30.880 --> 00:59:33.861
‫تابستان گذشته
‫گرترود و توماس اومدن خونه ییلاقی

00:59:34.040 --> 00:59:37.533
‫... تو هم قرار بود بعدا بهمون ملحق بشی من با بچه ها تنها بودم

00:59:38.600 --> 00:59:42.184
‫اونا اومدن و شب سنت جان رو باهم جشن گرفتیم

00:59:43.360 --> 00:59:46.660
‫باهم میرفتیم تو جنگل قدم میزدیم

00:59:48.200 --> 00:59:49.053
‫یروز ...

00:59:49.800 --> 00:59:53.703
‫...گرترود گلودرد گرفت
‫و ترجیح داد تو خونه بمونه

00:59:55.000 --> 00:59:57.697
‫من و توماس باهم به جوپشان رفتیم

00:59:58.560 --> 01:00:01.621
‫یه مزرعه قدیمی که اونجاست

01:00:02.760 --> 01:00:06.139
‫ازش خواستم با من باشه

01:00:07.040 --> 01:00:09.543
‫اونو وادار به این کار کردم

01:00:12.720 --> 01:00:15.087
‫- خجالت نمیکشی؟
‫- نه!

01:00:16.560 --> 01:00:17.857
‫چطور؟

01:00:19.120 --> 01:00:21.543
‫بعد از مشکلات آخرین زایمانم ...

01:00:21.720 --> 01:00:24.655
‫... فکر کنم دیگه نمیتونم احساس شرم کنم

01:00:25.160 --> 01:00:28.380
‫چرا بهم گفتی این کارو بیخطر انجام بدیم؟

01:00:30.440 --> 01:00:33.057
‫تو مجبورم کردی این کارو بکنم چرا بهم دروغ گفتی؟

01:00:33.240 --> 01:00:34.822
‫بهت دروغ گفتم چونکه ...

01:00:35.000 --> 01:00:39.335
‫...فکر داشتن نطفه تو در وجودم تحمل ناپذیر بود

01:00:41.160 --> 01:00:42.662
‫- اما نطفه اون نه؟
‫- نه

01:00:43.360 --> 01:00:44.782
‫اون نه

01:00:48.000 --> 01:00:48.967
‫حالا میفهمم

01:00:52.520 --> 01:00:54.295
‫حالا میفهمم ...

01:00:56.160 --> 01:00:58.527
‫... چرا این یکسال اخیر
‫اصلا توجهی به خونه نمیکنی

01:01:00.320 --> 01:01:02.175
‫لیوانهای شکسته ...

01:01:02.800 --> 01:01:04.177
‫سفره های کثیف .

01:01:04.360 --> 01:01:06.704
‫کاملا برعکس

01:01:07.400 --> 01:01:10.415
‫اونقدر وجدانم سنگینی میکرد که دوبرابر زحمت میکشیدم ....

01:01:10.600 --> 01:01:12.944
‫...برای تو و بچه ها

01:01:14.120 --> 01:01:16.942
‫هر کاری از دستم برمیومد کردم هرکاری که فکر میکردم میتونم

01:01:17.120 --> 01:01:19.566
‫میتونی منو متهم به چیزای بدتری ... کنی ...

01:01:19.760 --> 01:01:22.047
‫... اما نه غفلت از خونه خودمون

01:01:22.440 --> 01:01:24.534
‫نه از کار کردنم در کلیسای بخش

01:01:24.720 --> 01:01:27.462
‫- نه از محبت کردنم
‫اما وجدانت سنگینی میکرد

01:01:27.640 --> 01:01:28.380
‫آره

01:01:29.160 --> 01:01:30.366
‫همینطوره

01:01:31.200 --> 01:01:33.567
‫اما بیشتر بخاطر اینکه اونا رو دوست دارم ...

01:01:34.240 --> 01:01:35.366
‫... و همینطور تو رو

01:01:37.760 --> 01:01:41.219
‫میخواستم تا اونجا که ممکنه برات جبران کنم

01:01:42.080 --> 01:01:43.502
‫و راجع به چی حرف میزنین؟

01:01:45.800 --> 01:01:47.256
‫متوجه حرفات نمیشم

01:01:49.680 --> 01:01:52.047
‫راجع به چی حرف میزنین؟ یا اینکه فقط سکس میکنین؟

01:01:52.240 --> 01:01:54.937
‫اینطوری با من حرف نزن! تحقیر آمیزه!

01:01:55.120 --> 01:01:56.144
‫پس جوابمو بده!

01:01:56.320 --> 01:01:59.415
‫نمیدونم!
‫از خودش میپرسه آیا خدا مجازاتمون میکنه

01:02:00.240 --> 01:02:00.980
‫دیگه؟

01:02:01.640 --> 01:02:02.300
‫دیگه چی؟

01:02:03.240 --> 01:02:06.904
‫فکر کردم برای یبار تو عمرم میتونم ...

01:02:07.080 --> 01:02:10.607
‫... لذت عشق رو تجربه کنم ولی حالا دیگه نمیدونم

01:02:10.800 --> 01:02:14.486
‫از خدا خواهش کردم بجای توماس منو مجازات کنه

01:02:16.880 --> 01:02:20.100
‫- نوبتی عمل میکنین - منظورت چیه؟

01:02:20.800 --> 01:02:24.623
‫تو شهوت گرایی مذهبی جایگزین همدیگه میشین

01:02:24.880 --> 01:02:26.416
‫باید بیارم بالا

01:02:48.480 --> 01:02:49.584
‫اینو بخور

01:02:51.280 --> 01:02:52.543
‫برات خوبه

01:02:54.840 --> 01:02:56.103
‫میخوای ...

01:02:57.160 --> 01:02:58.264
‫... دوباره بیاری بالا؟

01:03:00.720 --> 01:03:02.142
‫میشینم کنارت

01:03:05.440 --> 01:03:06.942
‫روی کاناپه استراحت کن

01:03:09.320 --> 01:03:10.503
‫صحبت نمیکنیم

01:03:13.720 --> 01:03:15.984
‫بهتره اوضاع رو بدتر نکنیم

01:03:19.320 --> 01:03:22.620
‫یه پتو و بالشت حالتو بهتر میکنه

01:03:27.480 --> 01:03:30.097
‫بدون سروصدا میشینم اینجا

01:03:34.400 --> 01:03:35.743
‫فکر کنم داره بارون میزنه

01:03:36.880 --> 01:03:38.655
‫میرم در تراس رو ببندم

01:03:58.800 --> 01:03:59.460
‫تمام شد

01:04:12.480 --> 01:04:17.975
‫گفتگوی سوم

01:04:18.360 --> 01:04:21.944
‫شش ماه پس از اولین ملاقات آنا و توماس

01:04:22.120 --> 01:04:24.339
‫دو ماه پیش از اعتراف

01:04:56.480 --> 01:04:57.686
‫ببخشید میشه لطفا ...

01:04:59.680 --> 01:05:02.900
‫صبح بخیر این کیفها رو به کشتی مولدا ببرین

01:05:16.160 --> 01:05:17.935
‫شاید بهتر باشه سلام کنیم

01:05:23.040 --> 01:05:24.781
‫اره صبح بخیر خانم برگمن

01:05:25.360 --> 01:05:27.055
‫صبح بخیر، آقای اگر من

01:05:30.160 --> 01:05:32.094
‫خیلی لطف کردی اومدی دنبالم

01:05:32.480 --> 01:05:34.653
‫توی قایق مونده بودیم

01:05:35.320 --> 01:05:36.902
‫ساعتهاست منتظرتم

01:05:38.360 --> 01:05:40.101
‫شاید امیدوار بودی که نیام

01:05:43.040 --> 01:05:45.020
‫گمونم میترسم

01:05:46.280 --> 01:05:49.102
‫- ماجراجویی بزرگیه - هنوزم میترسی؟

01:05:51.360 --> 01:05:52.213
‫تو نمیترسی؟

01:05:54.160 --> 01:05:54.774
‫

01:05:55.280 --> 01:05:56.327
‫یکمی

01:06:00.480 --> 01:06:02.460
‫خب بریم

01:06:13.200 --> 01:06:13.940
‫ممنون

01:06:52.760 --> 01:06:54.854
‫مولدا مکان زیباییه .

01:06:55.040 --> 01:06:58.340
‫با نمایی زیبا از دره ها
‫و کوههای پوشیده از برف ....

01:06:58.520 --> 01:06:59.817
‫...
‫... واقع در رومسدال

01:07:05.320 --> 01:07:08.142
‫- خیابان اصلیه
‫- شبیه کشیش بخش ماست

01:07:11.240 --> 01:07:13.527
‫بهتره به جزییات اصلی بپردازیم

01:07:13.720 --> 01:07:16.815
‫- بنظر ترسناک میاد - ترسناک اما ضروری

01:07:17.560 --> 01:07:19.494
‫همینطوره

01:07:20.360 --> 01:07:23.216
‫بالاخره میتونیم چند روزی باهم تنها باشیم

01:07:23.640 --> 01:07:26.621
‫بنظر باورنکردنی میاد حداقل برای من

01:07:27.960 --> 01:07:31.783
‫میریم به خونه خاله مارتا خارج از دهکده

01:07:32.680 --> 01:07:34.421
‫میتونی بهش اعتماد کنی؟

01:07:34.720 --> 01:07:37.542
‫اون تنها کسیه که خبر داره
‫ولی کاریش نمیشه کرد

01:07:38.800 --> 01:07:42.657
‫تو آموزشگاه پرستاری در اوپسالا دوستان صمیمی شدیم

01:07:43.080 --> 01:07:46.220
‫اون یه مبلغ مذهبی و پرستاره
‫در چین کار میکنه

01:07:46.400 --> 01:07:48.823
‫برای دیدن خالهش
‫که در مولدا زندگی میکنه اومده.
‫:

01:07:49.000 --> 01:07:52.379
‫ولی حالا رفته به چشمه آبگرم باویرا ...

01:07:52.560 --> 01:07:55.063
‫و مارتا هم برای یک همایش رفته اید سوول ....

01:07:55.240 --> 01:07:56.901
‫توی خونه تنها خواهیم بود

01:07:58.960 --> 01:08:01.736
‫این کشتی قبل از مولدا در ایدسوول توقف میکنه

01:08:01.920 --> 01:08:04.855
‫مارتا میاد تا کلید خونه رو بهمون بده

01:08:05.040 --> 01:08:06.940
‫دوستت میاد اینجا؟

01:08:07.240 --> 01:08:08.423
‫توی کشتی؟

01:08:13.240 --> 01:08:15.504
‫اینقدر نگران نباش توماس

01:08:16.960 --> 01:08:19.622
‫باید بهم میگفتی

01:08:19.920 --> 01:08:22.662
‫تو گفتی ترتیب سفر رو میدی .....

01:08:22.840 --> 01:08:25.855
‫.... منم به اینجور موارد رسیدگی میکنم

01:08:26.920 --> 01:08:28.536
‫آره، اما دوستت

01:08:29.520 --> 01:08:32.262
‫بابت مارتا نگران نباش

01:08:32.960 --> 01:08:35.383
‫اون بهترین دوستیه که یه نفر میتونه داشته باشه

01:08:35.800 --> 01:08:38.497
‫اون موافق رابطه ما نیست
‫میگه .

01:08:38.680 --> 01:08:40.296
‫... خطرناکه و از اینجور حرفا

01:08:40.480 --> 01:08:43.575
‫اما به وقتش کاملا وفاداره

01:08:49.920 --> 01:08:51.661
‫تو نمیترسی،
‫، آنا؟

01:08:52.280 --> 01:08:54.567
‫این همه نقشه کشیدی

01:08:56.480 --> 01:09:00.303
‫اگه بهش فکر کنم، چرا
‫ولی بهش فکر نمیکنم، فقط برنامه ریزی میکنم

01:09:04.680 --> 01:09:06.535
‫تنها چیزی که منو میترسونه ...

01:09:12.800 --> 01:09:15.701
‫تنها چیزی که منو میترسونه اینه که

01:09:15.880 --> 01:09:19.100
‫... نباید عشقمون رو یکجا خرج کنیم

01:09:19.840 --> 01:09:21.899
‫منظورت چیه؟

01:09:23.880 --> 01:09:26.975
‫شاید عشق بیچاره ما
‫تحمل این بار سنگین رو نداشته باشه

01:09:27.480 --> 01:09:30.336
‫-
‫این کاری که میکنیم رو توجیه میکنه - اینطور فکر میکنی؟

01:09:34.760 --> 01:09:36.899
‫دستای زیبایی داری

01:09:38.760 --> 01:09:40.580
‫ولی ناخنهاتو میجوی

01:09:42.200 --> 01:09:44.646
‫اون اوایل
‫بدون اینکه بفهمی.

01:09:45.920 --> 01:09:48.469
‫وقتی حواست نبود
‫به دستهات نگاه میکردم

01:09:49.640 --> 01:09:52.223
‫و فکر میکردم این دست

01:09:54.200 --> 01:09:54.814
‫آره؟

01:09:56.320 --> 01:09:57.367
‫نه، هیچی

01:09:57.640 --> 01:10:00.621
‫باید در مورد جزییات دیگه هم صحبت کنیم

01:10:05.400 --> 01:10:08.017
‫این یه حلقه ازدواج از پدربزرگ مادریمه

01:10:08.200 --> 01:10:10.749
‫قبل از مرگ اونو داد به من

01:10:11.160 --> 01:10:12.537
‫میتونی دستت کنی

01:10:14.320 --> 01:10:17.733
‫اگه حلقه ازدواج دستت نباشه یکم عجیبه

01:10:18.400 --> 01:10:19.333
‫اما آنا ....

01:10:19.600 --> 01:10:23.582
‫قول دادی طبق قوانین عمل کنی - آره، البته

01:10:23.760 --> 01:10:26.934
‫- ولی با این وجود ...
‫- حلقه فقط برای احتیاطه

01:10:27.120 --> 01:10:29.976
‫- چیز دیگه ای نیست - فکر همه جا رو کردی

01:10:31.400 --> 01:10:33.334
‫چه چهره غمگینی

01:10:34.360 --> 01:10:36.806
‫نه، اما حلقه ....

01:10:38.200 --> 01:10:39.133
‫نمیدونم

01:10:39.320 --> 01:10:41.664
‫باید عاقلانه عمل کنی، توماس

01:10:43.120 --> 01:10:45.623
‫حلقه موضوع مهمیه

01:10:49.160 --> 01:10:50.742
‫همینطور بامزه ست

01:10:51.760 --> 01:10:53.933
‫اگه پدربزرگ بود چی میگفت؟

01:10:56.080 --> 01:10:57.423
‫دستت کن، توماس

01:11:21.720 --> 01:11:24.576
‫توی این دو روز نامرئی میشیم

01:11:25.880 --> 01:11:28.167
‫هیچکس ما رو نمیبینه
‫هیچکس صدامونو نمیشنوه

01:11:29.560 --> 01:11:30.903
‫مثل یه رویا میمونه

01:11:32.320 --> 01:11:35.221
‫بیا امیدوار باشیم تبدیل به کابوس نشه

01:11:39.560 --> 01:11:41.574
‫یکم بخند، توماس

01:11:43.440 --> 01:11:44.703
‫داری گریه میکنی؟

01:11:45.720 --> 01:11:49.327
‫اصلا گریه نمیکنم
‫مدتها پیش اونو گذاشتم کنار

01:11:51.160 --> 01:11:52.980
‫کمی احساس اضطراب میکردم

01:11:57.080 --> 01:12:00.254
‫بعضی وقتا فکر میکنم توماس بیچاره من .

01:12:01.520 --> 01:12:04.023
‫این احساسات باعث اضطرابش میشه .

01:12:04.520 --> 01:12:07.182
‫... احساسات من و خودش

01:12:10.440 --> 01:12:13.182
‫فکر کنم انتظار چیز دیگه ای رو داشتی

01:12:14.120 --> 01:12:17.021
‫یه چیز زیبا و آرامش بخش .

01:12:17.320 --> 01:12:19.379
‫... بدور از دروغ

01:12:20.320 --> 01:12:22.379
‫،آره هدیه ای از جانب خدا

01:12:24.840 --> 01:12:26.183
‫نه اینطوری

01:12:32.200 --> 01:12:35.534
‫دیگه گریه نمیکنم
‫ناراحت نیستم جدی میگم

01:12:38.800 --> 01:12:40.700
‫لازم نیست بهم دلداری بدی

01:12:44.720 --> 01:12:46.302
‫چرا بهم دلداری بده

01:12:47.920 --> 01:12:49.502
‫من تسلی ناپذیرم

01:13:07.920 --> 01:13:09.217
‫مارتا

01:13:09.640 --> 01:13:10.983
‫درست بموقع

01:13:14.560 --> 01:13:15.527
‫صبح بخیر، آنا

01:13:17.360 --> 01:13:18.942
‫صبح بخیر، آقای اگر من

01:13:20.840 --> 01:13:21.659
‫آنا عزیزم

01:13:23.200 --> 01:13:25.339
‫.... علیرغم همه چی سرحال و شادی

01:13:27.400 --> 01:13:29.095
‫و گونه هات گل انداخته

01:13:34.640 --> 01:13:37.063
‫چیزی میخوری؟ چای ...

01:13:37.400 --> 01:13:39.175
‫... یا به اسنک

01:13:39.880 --> 01:13:40.904
‫نه، ممنون .

01:13:50.760 --> 01:13:51.886
‫اما با اینحال ...

01:13:52.200 --> 01:13:55.579
‫... اگه ایرادی نداره
‫مایلم با آنا تنها صحبت کنم

01:13:56.680 --> 01:13:59.934
‫من و آنا میریم یه جای دیگه و شاید شما مایل باشین.

01:14:00.280 --> 01:14:02.624
‫... اینجا بمونین و کتاب بخونین

01:14:04.160 --> 01:14:06.982
‫میتونین یکی از کتابهای منو داشته باشین

01:14:08.480 --> 01:14:09.299
‫بفرمایید

01:14:10.720 --> 01:14:12.654
‫مطمئنم اونو نخوندین

01:14:12.840 --> 01:14:15.423
‫||
‫تاثیرات عشق
‫نوشته سورن کی بر کگارد در ۱۸۴۷ ی
‫...

01:14:15.600 --> 01:14:18.615
‫که بتازگی توسط تورست بولین ...

01:14:18.800 --> 01:14:20.928
‫... ترجمه و تفسیر شده

01:14:29.720 --> 01:14:31.893
‫کاری که دوستت گفت رو انجام میدم

01:14:45.200 --> 01:14:46.406
‫کلیدا رو بگیر

01:14:48.400 --> 01:14:51.813
‫این کلید ورودی کنار خونه ست .

01:14:52.000 --> 01:14:53.775
‫... و اینم درب اصلی

01:14:57.880 --> 01:15:00.429
‫پیشنهاد میکنم از ورودی اصلی وارد بشین ...

01:15:00.600 --> 01:15:02.694
‫... همسایه ها نمیتونن ببینن

01:15:03.720 --> 01:15:07.463
‫اونا خیلی محتاطن
‫و فکر نمیکنم مزاحمتون بشن

01:15:10.440 --> 01:15:13.614
‫امیدوارم از این ماجراجویی پشیمون نشی

01:15:16.800 --> 01:15:18.256
‫امشب برات دعا میکنم ...

01:15:18.440 --> 01:15:19.942
‫... تا چیزی نتونه مانعمون بشه

01:15:23.560 --> 01:15:27.087
‫شاید فکر کنی این سفر یه هوس ناگهانیه

01:15:29.080 --> 01:15:30.457
‫این سفر ...

01:15:33.200 --> 01:15:34.861
‫نمیدونم چطوری توضیح بدم

01:15:36.720 --> 01:15:40.486
‫این سفر یجورایی به مرگ ربط داره

01:15:43.160 --> 01:15:45.447
‫نمیتونم کلمات درستی پیدا کنم اما ....
‫.

01:15:47.480 --> 01:15:48.686
‫... میشه اینطور گفت:

01:15:50.160 --> 01:15:51.093
‫بنظرم ....

01:15:51.840 --> 01:15:55.174
‫... خیلی دردناکه به تنهایی و دلتنگی خودت پی ببری

01:15:57.200 --> 01:16:01.137
‫منظورم تنهایی مطلق نیست.

01:16:02.480 --> 01:16:05.302
‫...مثل تنهایی لحظه مرگ
‫.
‫یا دلتنگی بچه ها

01:16:09.560 --> 01:16:12.416
‫میدونم، مارتا
‫ما هیچوقت تنها نیستیم.

01:16:12.680 --> 01:16:14.614
‫...ما در دستان خداوند زندگی میکنیم

01:16:17.240 --> 01:16:19.060
‫بارها سعی کردم ....

01:16:20.560 --> 01:16:23.780
‫... ولی هیچوقت نتونستم به اون خوشی برسم

01:16:27.000 --> 01:16:27.933
‫

01:16:29.920 --> 01:16:32.503
‫کاملا واضحه

01:16:38.800 --> 01:16:41.417
‫بعد توماس وارد خلوتم شد

01:16:43.160 --> 01:16:45.254
‫و حالا هردو میتونیم بگیم ...

01:16:45.440 --> 01:16:47.420
‫... که تنها نیستیم

01:16:53.440 --> 01:16:54.942
‫دیگه چی میتونم بگم؟

01:16:57.320 --> 01:17:01.006
‫حداقل میتونم بگم سرحالم

01:17:02.560 --> 01:17:05.109
‫خوب نیستم، غمگینم

01:17:06.720 --> 01:17:08.779
‫ما فایدهش چیه بگی ناراحتی ...

01:17:09.160 --> 01:17:11.857
‫... وقتی کسی اهمیت نمیده؟

01:17:39.760 --> 01:17:40.579
‫بذار ببینم

01:17:50.320 --> 01:17:51.139
‫نگاه کن

01:18:04.320 --> 01:18:04.934
‫نگاه کن

01:18:18.040 --> 01:18:19.622
‫این خونه رو ببین

01:18:58.040 --> 01:19:00.020
‫آنای تو کمی احساس مستی میکنه

01:19:00.880 --> 01:19:02.894
‫ولی بهت گفته باشم
‫به این راحتی اتفاق نیفتاد

01:19:05.080 --> 01:19:07.014
‫من متولد برج اسد هستم...

01:19:07.200 --> 01:19:09.020
‫... قلب شیر دارم

01:19:09.840 --> 01:19:13.697
‫اونو از مادرم به ارث بردم و اون از هیچی نمیترسه

01:19:15.240 --> 01:19:16.173
‫منم همینطور

01:19:25.440 --> 01:19:26.566
‫از من میترسی؟

01:19:27.800 --> 01:19:28.847
‫فکر نکنم

01:19:29.320 --> 01:19:30.253
‫راستشو بگو

01:19:32.520 --> 01:19:35.262
‫- چرا بعضی وقتا
‫چی باعث وحشتت میشه؟

01:19:37.440 --> 01:19:39.704
‫نمیدونم
‫من اینطوری فکر نمیکنم

01:19:40.560 --> 01:19:42.494
‫اینطوری فکر نمیکنی؟

01:19:46.800 --> 01:19:48.177
‫منو میترسونی وقتی .....

01:19:49.920 --> 01:19:50.967
‫کنترل رو دست میگیرم

01:19:53.640 --> 01:19:54.254
‫آره

01:20:10.640 --> 01:20:12.381
‫فردا رو فراموش کن

01:20:15.560 --> 01:20:17.460
‫دیگه برنامه ریزی نمیکنیم

01:20:18.880 --> 01:20:20.939
‫- از این سفر پشیمونی؟
‫- نه

01:20:25.440 --> 01:20:28.819
‫چرا اما نه اونطور که فکر میکنی - پس چطور؟

01:20:29.360 --> 01:20:30.566
‫نمیدونم چطوری بگم

01:20:31.600 --> 01:20:32.567
‫تو نمیترسی؟

01:20:36.880 --> 01:20:38.416
‫بیا اینجا عزیزم

01:20:38.840 --> 01:20:40.774
‫بیا بریم به اتاق خانم .بورکمن

01:20:40.960 --> 01:20:42.815
‫... قبل از اینکه شهامتمون رو از دست بدیم

01:21:06.760 --> 01:21:08.740
‫بیا جداگانه لباس در بیاریم

01:21:09.960 --> 01:21:13.567
‫من تو حمام لباس در میارم
‫و تو هم بیرون از اتاق، موافقی؟

01:21:13.840 --> 01:21:15.695
‫و چراغو روشن نکن

01:21:16.280 --> 01:21:18.567
‫.
‫اگه یه نفر رد بشه مطمئنا از خودش میپرسه

01:21:18.760 --> 01:21:21.502
‫... خانم بورکمن تو این سن داره چیکار میکنه

01:23:18.360 --> 01:23:20.727
‫- باید بلندشم - باشه

01:23:21.360 --> 01:23:22.703
‫دستتو بردار

01:23:26.400 --> 01:23:28.380
‫من باید یکم دیگه بخوابم

01:24:14.560 --> 01:24:15.584
‫من میرم

01:24:23.000 --> 01:24:25.503
‫تا دو ساعت دیگه
‫کشتی اوندالسنس حرکت میکنه .

01:24:26.800 --> 01:24:28.177
‫... ساعت ۷

01:24:30.120 --> 01:24:31.224
‫یکشنبه ها ....
‫.

01:24:32.760 --> 01:24:35.206
‫... یکساعت بعد حرکت میکنه

01:24:37.600 --> 01:24:40.422
‫پیاده میرم بندرگاه زیاد دور نیست

01:24:42.720 --> 01:24:45.269
‫یه کاغذ توی رختکن پیدا کردم ...

01:24:45.640 --> 01:24:49.099
‫... که تمام ساعتهای ورود و خروج
‫کشتیها و قطارها روش نوشته شده بود

01:24:52.720 --> 01:24:55.087
‫یکشنبه ها ساعت هفت حرکت میکنه

01:24:57.080 --> 01:24:59.139
‫یکساعت دیرتر از بقیه هفته

01:25:01.360 --> 01:25:03.647
‫یه مسیر مستقیم با قطار هم هست

01:25:03.840 --> 01:25:06.286
‫ساعت ۵ عصر حرکت میکنه

01:25:08.280 --> 01:25:09.657
‫قطار گندیه

01:25:10.440 --> 01:25:14.024
‫توی تمام ایستگاهها توقف میکنه

01:25:17.440 --> 01:25:18.862
‫اینطوری تا قبل از فردا ...

01:25:19.840 --> 01:25:22.184
‫.... ساعت ۱ به اسلو نمیرسم

01:25:24.680 --> 01:25:28.287
‫از اونجا چند تا گزینه دارم

01:25:29.000 --> 01:25:31.981
‫میتونم ساعت ۷ عصر تو استکهلم باشم

01:25:32.760 --> 01:25:35.377
‫و ساعت ۹ در اوپسالا

01:25:41.640 --> 01:25:42.846
‫نرو

01:25:43.040 --> 01:25:44.496
‫یه نفر باید منطقی رفتار کنه

01:25:47.160 --> 01:25:48.616
‫منظورت چیه؟

01:25:50.680 --> 01:25:52.136
‫همین که گفتم

01:25:53.640 --> 01:25:55.062
‫باید منطقی رفتار کنم

01:25:57.240 --> 01:25:59.857
‫فهمیدم که اصلا رفتارم منطقی نبوده

01:26:09.520 --> 01:26:12.342
‫در رابطه با چی منطقی رفتار نکردی؟

01:26:16.760 --> 01:26:19.127
‫باید میفهمیدم این کاره نیستم

01:26:21.400 --> 01:26:24.495
‫باید میگفتم این سفر اشتباهه ا

01:26:25.280 --> 01:26:27.339
‫شاید نه برای تو اما برای من چرا

01:26:28.920 --> 01:26:32.379
‫این ماجراجویی برای من زیادیه من آرومتر از این حرفام

01:26:37.280 --> 01:26:40.864
‫از همون اول میدونستم
‫اما تو ابتکار عملو دست گرفتی ...

01:26:43.200 --> 01:26:46.022
‫...و من ترسیدم
‫نمیخواستم باهات مخالفت کنم

01:26:48.400 --> 01:26:50.380
‫میدونستم از عهدهش برنمیام

01:26:52.920 --> 01:26:54.183
‫تمام مدت میدونستم

01:27:03.880 --> 01:27:07.020
‫لطفا احساس درماندگی نکن یا حداقل ...

01:27:08.760 --> 01:27:11.183
‫بیا باهم احساس درماندگی کنیم

01:27:13.240 --> 01:27:16.221
‫کاملا واضحه خودمون رو وارد یه ماجرای بزرگ ...

01:27:16.400 --> 01:27:19.620
‫... و خیلی خطرناک کردیم

01:27:24.680 --> 01:27:27.980
‫اما اگه باهم بمونیم
‫شاید بتونیم جبران مافات کنیم

01:27:34.200 --> 01:27:35.736
‫چه پاهای کوچکی داری

01:28:21.800 --> 01:28:23.814
‫هنوز اینجایی؟ فکر کردم ....

01:28:25.400 --> 01:28:26.174
‫آره

01:28:52.360 --> 01:28:53.054
‫ممنون

01:28:56.960 --> 01:28:58.735
‫خیلی مهربونی مارتا

01:29:00.880 --> 01:29:02.086
‫خیلی مهربونی

01:29:07.880 --> 01:29:10.247
‫یه چیزی مسلمه

01:29:12.080 --> 01:29:13.206
‫

01:29:15.760 --> 01:29:16.784
‫خب میدونم ...

01:29:18.480 --> 01:29:20.574
‫با مجبور کردنش به اومدن اینجا ...

01:29:20.760 --> 01:29:22.979
‫... ضربه بدی به توماس زدم

01:29:24.840 --> 01:29:26.456
‫میتونست قبول نکنه

01:29:30.080 --> 01:29:33.573
‫چطور میتونست؟
‫من خیلی هیجانزده بودم

01:29:34.920 --> 01:29:36.046
‫نه نه نه

01:29:37.920 --> 01:29:40.503
‫البته یه حرفایی زد

01:29:41.840 --> 01:29:44.423
‫اظهارنظرهای معصومانه

01:29:51.680 --> 01:29:54.536
‫تا حالا همچین حس عجیبی رو تجربه کردی....

01:29:54.720 --> 01:29:58.463
‫... که نتونی چهره کسایی
‫که هر روز میبینی رو بیاد بیاری؟

01:30:03.960 --> 01:30:05.974
‫دارم سعی میکنم .

01:30:06.020 --> 01:30:10.139
‫... چهره مادر توماس یا بچه ها رو بیاد بیارم
‫ولی نمیتونم

01:30:12.240 --> 01:30:13.503
‫و وقتی خواب میبینم ....

01:30:14.720 --> 01:30:17.735
‫میدونم که دارم خواب به فرد آشنا رو میبینم

01:30:17.920 --> 01:30:20.207
‫... یه نفر که هر روز میبینمش

01:30:20.800 --> 01:30:23.064
‫توی خواب اینو میفهمم .

01:30:24.680 --> 01:30:26.102
‫اما اون چهره ...

01:30:26.280 --> 01:30:29.341
‫... اصلا جور در نمیاد کاملا غریبه ست

01:30:35.120 --> 01:30:37.054
‫وقتی داشتم این اطراف قدم میزدم ...

01:30:37.240 --> 01:30:40.824
‫فکر کنم یکشنبه عصر ،بود چونکه

01:30:43.760 --> 01:30:46.502
‫یا شاید دوشنبه عصر بود، نمیدونم

01:30:49.520 --> 01:30:50.976
‫ناگهان .

01:30:51.960 --> 01:30:54.019
‫وقتی داشتم اطراف خونه قدم میزدم ...

01:30:55.280 --> 01:30:58.215
‫... چهره هنریک رو دیدم

01:31:00.680 --> 01:31:03.263
‫خیلی وحشتناک بود چونکه ..

01:31:05.400 --> 01:31:08.495
‫... شباهتی به هنریکی که میشناسم نداشت

01:31:09.800 --> 01:31:11.973
‫نه اون چهره ...

01:31:12.320 --> 01:31:16.700
‫... مستبد و بداندیش یا اونی که داد میزنه

01:31:17.240 --> 01:31:20.619
‫نه اون هنریکی که مضطرب و طاقت فرسا میشه

01:31:21.720 --> 01:31:23.495
‫و نه اون هنریک .

01:31:25.800 --> 01:31:29.293
‫... با چهره احمقانه و وحشتزده

01:31:30.680 --> 01:31:32.421
‫اون چهره نبود

01:31:34.640 --> 01:31:36.734
‫یه چهره دیگه بود

01:31:38.560 --> 01:31:40.847
‫اما با وجودیکه به چهره دیگه بود ...

01:31:41.280 --> 01:31:44.580
‫... میدونستم هنریکه

01:31:54.360 --> 01:31:55.464
‫و میدونم .

01:31:56.800 --> 01:32:00.657
‫... که اون تنهاترین فرد روی زمین ه

01:32:02.280 --> 01:32:04.100
‫اون .

01:32:05.760 --> 01:32:07.615
‫... یه کودک بالغه

01:32:09.880 --> 01:32:12.622
‫و من باقی مونده بودم تا ازش مراقبت کنم ....

01:32:15.400 --> 01:32:17.903
‫... این مسئولیت به من داده شده بود

01:32:22.360 --> 01:32:22.974
‫من

01:32:24.920 --> 01:32:28.743
‫... اونی هستم که قراره زخمهایی وارد کنه که هیچوقت التیام پیدا نمیکنن

01:32:29.640 --> 01:32:31.574
‫زخمهایی که چرک میکنن ....

01:32:32.920 --> 01:32:35.696
‫... زخمهایی که بیشترین آسیب رو میرسونه

01:32:37.120 --> 01:32:38.940
‫از اونایی که هیچوقت التیام پیدا نمیکنن

01:32:48.120 --> 01:32:50.384
‫میبینمش که منو محکم گرفته

01:32:52.480 --> 01:32:54.062
‫ترسیدم ...

01:32:54.600 --> 01:32:55.943
‫... و خشمگینم

01:32:57.720 --> 01:33:01.486
‫وقتی آزادی ناچیز منو تهدید میکنه
‫...

01:33:02.480 --> 01:33:05.063
‫... زخم کشنده ای وارد میکنم

01:33:10.320 --> 01:33:12.414
‫میتونم براحتی بکشمش

01:33:37.160 --> 01:33:38.093
‫و سلاحم ...

01:33:38.960 --> 01:33:39.927
‫... توماسه

01:33:42.400 --> 01:33:43.583
‫اوضاع از این قراره

01:33:46.080 --> 01:33:49.220
‫به همین راحتی مارتا

01:34:09.320 --> 01:34:10.287
‫توماس چی میشه؟

01:34:15.440 --> 01:34:17.056
‫توماس منو ترک کرد

01:34:18.280 --> 01:34:20.180
‫ولی من ترکش نمیکنم

01:34:43.760 --> 01:34:46.821
‫گفتگوی چهارم

01:34:47.720 --> 01:34:52.260
‫ده سال بعد
‫یکشنبه ای در ماه اکتبر
‫،

01:35:40.480 --> 01:35:41.663
‫آنای عزیز

01:35:42.640 --> 01:35:45.302
‫خیلی زیبا شدی

01:35:46.600 --> 01:35:48.375
‫اصلا عوض نشدی

01:35:49.000 --> 01:35:50.126
‫آنای عزیز

01:35:52.840 --> 01:35:54.137
‫خیلی وقته ندیدمت

01:35:55.880 --> 01:35:58.303
‫- مدت زیادی گذشته درسته؟
‫- آره

01:35:59.040 --> 01:36:00.462
‫صبر کن ...

01:36:01.080 --> 01:36:02.696
‫بذار ببینمت

01:36:04.600 --> 01:36:07.854
‫آخرین بار در هدویگ النورا همدیگه رو دیدیم
‫دو سال ....

01:36:08.360 --> 01:36:10.624
‫نه، دقیقا سه سال پیش بود

01:36:10.800 --> 01:36:12.302
‫،آره هنریک داشت کتاب دعا رو میخوند

01:36:12.480 --> 01:36:16.622
‫یکشنبه قبل از جشن ظهور ۱۹۳۲ بود

01:36:17.000 --> 01:36:18.980
‫و تو با بچه ها اومده بودی اونجا

01:36:20.480 --> 01:36:23.575
‫یه نفر از نظر جغرافیایی از بقیه دور میشه .

01:36:23.760 --> 01:36:26.695
‫... هر چند مسافت خیلی طولانی نیست

01:36:27.760 --> 01:36:30.343
‫جغرافیایی، آره
‫اما نه ....

01:36:30.880 --> 01:36:32.462
‫چطور بگم ...

01:36:32.960 --> 01:36:36.817
‫نه بطور مشخص، نه خیلی احساسی

01:36:37.640 --> 01:36:39.335
‫خیلی بهت فکر میکنم آنا

01:36:40.720 --> 01:36:41.903
‫و منم تو فکر ...

01:37:02.520 --> 01:37:03.897
‫اینم از من

01:37:05.800 --> 01:37:09.054
‫تمام روز رو صرف نگرانی برای خیلی چیزا میکنم

01:37:09.240 --> 01:37:11.504
‫همیشه از این کار لذت میبردی عمو جیکوب

01:37:13.840 --> 01:37:15.137
‫نباید شکایتی داشته باشم

01:37:15.320 --> 01:37:18.017
‫مشکلی با بلا استفاده بودنم ندارم

01:37:18.280 --> 01:37:19.736
‫کارامو بخوبی انجام میدم

01:37:20.880 --> 01:37:23.941
‫اما زمان زیادی طول میکشه

01:37:24.960 --> 01:37:27.543
‫حالا دیگه تمام کارها رو به آرامی انجام میدم

01:37:29.600 --> 01:37:32.900
‫برای آدم کم حوصله ای مثل من خیلی خوبه

01:37:33.960 --> 01:37:37.134
‫حالا باید هر دقیقه و هر ساعت

01:37:37.760 --> 01:37:39.421
‫... مشغول تقلا کردن باشم

01:37:45.680 --> 01:37:48.502
‫اما دلم میخواد زود بیدارشم و لباس بپوشم

01:37:48.680 --> 01:37:52.173
‫دلم میخواد هر چه زودتر رو صندلیم بشینم

01:37:54.760 --> 01:37:58.094
‫قلب قوی ای دارم که از حرکت نمی ایسته

01:38:00.240 --> 01:38:01.014
‫یروز عصر .

01:38:01.880 --> 01:38:05.407
‫طپش قلبم سرعت پیدا کرد بعد متوقف شد .

01:38:05.600 --> 01:38:07.455
‫منم بهش فکر نکردم

01:38:08.640 --> 01:38:10.574
‫پیش خودم فکر کردم
‫تمام شد

01:38:12.120 --> 01:38:13.019
‫اما نه

01:38:16.880 --> 01:38:19.053
‫و حالا به مرفین اعتیاد پیدا کردم

01:38:20.040 --> 01:38:21.815
‫بهترین قسمت .

01:38:22.000 --> 01:38:25.174
‫... این داستان دراز و غم انگیز همینه

01:38:26.760 --> 01:38:30.583
‫اگه خیلی سرحال و وراج بنظر میام ...

01:38:32.280 --> 01:38:35.215
‫... بخاطر اینه که همین الان تزریق داشتم

01:38:35.840 --> 01:38:37.615
‫و انگار تو بهشتم

01:38:38.960 --> 01:38:39.734
‫اول .

01:38:40.160 --> 01:38:42.174
‫...درد و خماری

01:38:42.360 --> 01:38:45.694
‫بعد بدون هیچ دردی و فقط سرخوشی

01:38:46.800 --> 01:38:48.097
‫تمامش همینه

01:38:48.280 --> 01:38:52.137
‫وقتمو بین خیر و شر تقسیم میکنم

01:38:57.000 --> 01:39:00.584
‫ماریا هر روز چند ساعت برام کتاب میخونه

01:39:01.160 --> 01:39:01.934
‫من

01:39:02.720 --> 01:39:06.702
‫... بیش از حد خسته یا کیفورم که کتاب بخونم

01:39:06.880 --> 01:39:09.895
‫برام کتاب تاج ملکه رو میخونه

01:39:10.800 --> 01:39:12.859
‫بعضی وقتا ساعتها به کندی میگذرن

01:39:15.680 --> 01:39:18.854
‫بعد ماریا برام پیانو میزنه

01:39:20.920 --> 01:39:23.366
‫احتیاجی به مصاحب ندارم

01:39:24.640 --> 01:39:26.813
‫زیادی خسته کننده ست

01:39:27.680 --> 01:39:30.775
‫دوستان فکر میکنن وقتی داری میمیری ....

01:39:30.960 --> 01:39:32.166
‫... احتیاج به هم صحبت داری ولى من نه

01:39:32.360 --> 01:39:34.783
‫برای همین ماریا به همشون جواب رد میده

01:39:41.400 --> 01:39:42.583
‫تنها چیزی که ...

01:39:44.720 --> 01:39:47.303
‫بین تمام این یکنواختی ها ملال آوره ...

01:39:47.311 --> 01:39:50.622
‫... اینه که نمیتونم غذا بخورم

01:39:52.320 --> 01:39:56.006
‫مایعات تنها چیزیه که میتونم تاب بیارم و این وحشتناکه

01:39:59.320 --> 01:40:00.503
‫وقتی به این فکر میکنم ....

01:40:01.280 --> 01:40:04.102
‫یه زمان چقدر پرخوری میکردم ...

01:40:04.560 --> 01:40:06.733
‫... خوب میخوردم و مینوشیدم

01:40:08.200 --> 01:40:10.623
‫اما فکر کنم این مجازاتم باشه

01:40:12.360 --> 01:40:15.773
‫پرخوری یکی از هفت گناه کبیره است

01:40:23.000 --> 01:40:25.697
‫اوضاع چطور پیش میره
‫آنا؟

01:40:27.080 --> 01:40:30.903
‫خبر خاصی نیست، مثل همیشه

01:40:31.080 --> 01:40:32.457
‫و این خوبه

01:40:32.960 --> 01:40:35.577
‫بی انصافیه بخوام گله کنم بچه ها خوبن

01:40:35.760 --> 01:40:39.503
‫مادر سینه پهلو کرده ولی حالش خوب میشه

01:40:40.320 --> 01:40:43.540
‫هنریک بخاطر نامزدی در انتخابات عصبیه

01:40:44.600 --> 01:40:46.341
‫اما اینو که میدونستین .....

01:40:50.280 --> 01:40:53.580
‫آره آره
‫ازت نخواستم گزارش بدی

01:40:55.080 --> 01:40:57.503
‫میخوام بدونم اوضاع خودت چطور پیش میره ...

01:40:57.680 --> 01:41:01.503
‫... هنریک چطوره چه اتفاقی افتاد

01:41:02.760 --> 01:41:05.309
‫از آخرین باری که بطور جدی باهم حرف زدیم
‫ده
‫ه سال میگذره

01:41:06.200 --> 01:41:07.816
‫زمانش فرا رسیده

01:41:09.080 --> 01:41:12.300
‫یه جایی خوندم دوستت ازدواج کرده

01:41:13.280 --> 01:41:16.807
‫... و شنیدم خارج از اوپسالا زندگی میکنه

01:41:17.000 --> 01:41:18.377
‫منم اینو شنیدم

01:41:18.800 --> 01:41:20.734
‫چرا چهره ناراحت بخودت گرفتی؟

01:41:22.280 --> 01:41:23.657
‫یعنی لیاقت اینو ندارم ...

01:41:23.840 --> 01:41:25.660
‫... بهم بگی چه اتفاقاتی افتاد؟

01:41:25.840 --> 01:41:27.660
‫البته که دارین
‫ولی نمیدونم ....

01:41:27.840 --> 01:41:29.023
‫... چیزی برای گفتن باشه یا نه

01:41:29.240 --> 01:41:30.901
‫دلیل اینکه .

01:41:31.760 --> 01:41:34.104
‫از ماریا خواستم باهات تماس بگیره ...

01:41:37.440 --> 01:41:38.623
‫دلیلش این بود که ...

01:41:39.520 --> 01:41:42.899
‫... نمیخواستم بدون اینکه بدونم اون ماجرا به کجا ختم شد بمیرم

01:42:01.200 --> 01:42:02.895
‫همیشه دوستت داشتم .

01:42:03.600 --> 01:42:04.977
‫... انگار که متعلق به من بودی آنا

01:42:06.360 --> 01:42:07.737
‫مثل دخترم

01:42:28.360 --> 01:42:31.853
‫روزی نبود که بدون فکر کردن به زندگیت
‫برام بگذره

01:42:36.640 --> 01:42:38.984
‫در حین ساعتهای طولانی بیماری .....

01:42:43.120 --> 01:42:44.167
‫اون گفتگو

01:42:44.800 --> 01:42:47.940
‫که ده سال پیش باهم داشتیم مدام به ذهنم میاد

01:42:48.520 --> 01:42:50.102
‫مدام به ذهنم میاد .

01:42:51.680 --> 01:42:53.853
‫... و نمیذاره راحت باشم

01:42:58.600 --> 01:43:00.295
‫اما الان اینجا هستیم ...

01:43:01.640 --> 01:43:03.335
‫... رو در رو

01:43:07.400 --> 01:43:08.822
‫زمانش فرا رسیده

01:43:19.440 --> 01:43:20.623
‫حالا میخوام بدونم

01:43:47.560 --> 01:43:51.224
‫به نصیحتتون عمل کردم عمو جیکوب

01:43:54.280 --> 01:43:56.567
‫وقتی من و هنریک
‫در خونه ییلاقی تنها بودیم.

01:43:56.760 --> 01:43:58.615
‫... از فرصت استفاده کردم

01:44:01.360 --> 01:44:02.486
‫سخت بود

01:44:03.840 --> 01:44:06.457
‫باید بگم واقعا سخت بود

01:44:08.080 --> 01:44:10.139
‫میدونستم ضربه بدی میخوره

01:44:12.160 --> 01:44:14.583
‫اما همه چیزو براش تعریف کردم ...

01:44:15.080 --> 01:44:16.855
‫... بدون پنهان کاری

01:44:18.440 --> 01:44:20.374
‫حتی جزییات دردآورش رو تعریف کردم

01:44:23.120 --> 01:44:25.407
‫هنریک بیحرکت باقی موند ...

01:44:26.160 --> 01:44:28.663
‫... اما بدون اینکه حرفمو قطع کنه گوش داد

01:44:30.880 --> 01:44:32.780
‫وقتی حرفام تمام شد .

01:44:34.480 --> 01:44:36.335
‫... چند لحظه سکوت حکمفرما شد

01:44:38.040 --> 01:44:39.383
‫بعد هنریک گفت

01:44:41.600 --> 01:44:45.343
‫"1
‫آنای بیچاره
‫چه دوره سختی رو پشت سر گذاشتی

01:44:47.960 --> 01:44:50.406
‫و شروع کردیم به صحبت

01:44:51.840 --> 01:44:55.663
‫و من شهامت اینو پیدا کردم بیشتر راجع به خودم حرف بزنم ...

01:44:56.240 --> 01:44:59.653
‫... بیشتر از ۱۲ سالی که باهم زندگی کرده بودیم

01:45:00.720 --> 01:45:04.623
‫یه شب باورنکردنی داشتیم عمو جیکوب

01:45:05.840 --> 01:45:07.535
‫تقریبا رویایی بود

01:45:11.000 --> 01:45:13.981
‫به تمام چیزایی که بهم گفته بودین فکر کردم

01:45:14.360 --> 01:45:17.375
‫اینکه فرصت بالغ شدن رو به هنریک بدم

01:45:18.120 --> 01:45:19.463
‫بدون سرزنش ...

01:45:21.320 --> 01:45:23.687
‫بدون تهدید بدون تلخی ...

01:45:24.600 --> 01:45:26.022
‫... بدون هیچ چیز بدی

01:45:30.480 --> 01:45:31.527
‫دیدی، آنا؟

01:45:32.760 --> 01:45:33.534
‫حالا فهمیدی؟

01:45:35.400 --> 01:45:36.367
‫آره، فهمیدم

01:45:39.640 --> 01:45:40.493
‫و بعد؟

01:45:42.760 --> 01:45:45.104
‫همون نصیحتهایی که بهم کرده بودین رو انجام دادم

01:45:45.960 --> 01:45:47.576
‫با توماس قطع رابطه کردم

01:45:48.680 --> 01:45:49.977
‫سخت بود ...

01:45:50.520 --> 01:45:52.500
‫اما بعد از اینکه
‫به هنریک در موردش گفته بودم ...

01:45:52.680 --> 01:45:55.342
‫... زندگی مخفیانه مون نمیتونست ادامه پیدا کنه

01:45:56.000 --> 01:45:57.456
‫برای همین رابطمو با توماس قطع کردم

01:45:58.640 --> 01:46:00.984
‫البته همراه با گریه و ناراحتی بود
‫اما ....

01:46:01.600 --> 01:46:05.184
‫... حالا چیزی بیشتر از یه خاطره زیبا برام نیست

01:46:06.720 --> 01:46:08.859
‫توماس ازدواج کرد

01:46:09.040 --> 01:46:11.020
‫که خودتون اینو میدونین

01:46:11.600 --> 01:46:12.806
‫دیگه اونو نمیبینم

01:46:15.800 --> 01:46:17.973
‫هنریک هنوز سخت کار میکنه؟

01:46:21.680 --> 01:46:24.342
‫هنریک بیش از حد کار میکنه

01:46:25.240 --> 01:46:27.459
‫همیشه اینطوری کار میکنه

01:46:28.440 --> 01:46:30.989
‫با تمام اتفاقات سال بدی بود

01:46:31.720 --> 01:46:34.303
‫بچه ها مریض شدن من مریض شدم

01:46:35.440 --> 01:46:38.216
‫هنریک یه لحظه هم بخودش استراحت نمیداد

01:46:38.400 --> 01:46:40.494
‫بعد اون بحران عصبی براش پیش اومد

01:46:44.520 --> 01:46:47.501
‫اما میدونین، عمو جیكوب توی بیمارستان .

01:46:48.320 --> 01:46:50.869
‫... بیشتر از قبل بهم نزدیک شدیم

01:46:57.160 --> 01:46:59.663
‫فکر کنم تمامش همین بود

01:47:01.080 --> 01:47:03.981
‫منو دو بار عمل کردن و نزدیک بود بمیرم

01:47:04.160 --> 01:47:06.902
‫برای همین مادر به کارهای خونه میرسید

01:47:07.440 --> 01:47:10.660
‫کار آسونی نبود
‫مادر و هنریک هیچوقت باهم کنار نمیان

01:47:12.960 --> 01:47:14.337
‫چه بلایی سر هنریک و آنا اومد؟

01:47:18.480 --> 01:47:20.335
‫هنریک و آنا ...

01:47:20.520 --> 01:47:23.501
‫... مثل دوستان خوب با هم زندگی کردن

01:47:24.960 --> 01:47:28.544
‫حتی میتونیم دعواهایی بکنیم که قبلا نمیکردیم

01:47:30.280 --> 01:47:32.977
‫و هنریک درک میکنه که من احتیاج به آزادی دارم

01:47:34.120 --> 01:47:34.973
‫فقط یکمی

01:47:36.080 --> 01:47:37.696
‫تابستان دیگه .

01:47:37.880 --> 01:47:40.622
‫... من و دو تا زن دیگه قراره بریم ایتالیا

01:47:41.480 --> 01:47:43.175
‫پیشرفت بزرگیه

01:47:49.480 --> 01:47:52.381
‫راستشو بخوای نگران بودم

01:47:54.640 --> 01:47:56.699
‫جرات نمیکردم در موردش ازت بپرسم

01:47:58.400 --> 01:47:59.663
‫چیزی که بهم گفتی
‫.

01:48:00.680 --> 01:48:03.297
‫... خیالمو راحت کرد

01:48:05.440 --> 01:48:08.694
‫حالا میتونم چیزی رو بگم که شمعون در معبد گفت:

01:48:10.040 --> 01:48:14.216
‫خدایا با کلام خود بگذار بندگانت ...

01:48:15.160 --> 01:48:17.060
‫... با آرامش از دنیا بروند
‫با

01:48:27.680 --> 01:48:29.102
‫منو ببخش، آنا

01:48:31.720 --> 01:48:34.417
‫بخاطر شهامتی که بخرج دادی
‫خیلی احساساتی شدم

01:48:40.320 --> 01:48:43.927
‫یادت میاد وقتی روی پل کاتدرال ایستادیم ...

01:48:44.640 --> 01:48:47.257
‫... و هفت پل اوپسالا رو شمردیم؟

01:48:47.960 --> 01:48:48.620
‫آره ...

01:48:49.840 --> 01:48:51.774
‫- و هفت گناه کبیره
‫- آره

01:48:52.840 --> 01:48:56.014
‫غرور، طمع، شهوت ...

01:48:56.600 --> 01:48:58.773
‫حسادت، پرخوری ...

01:49:00.440 --> 01:49:01.703
‫تنبلی .

01:49:01.960 --> 01:49:03.303
‫... خشم

01:49:03.880 --> 01:49:06.326
‫و تنبلی روحی

01:49:10.640 --> 01:49:12.142
‫خداوند بهت خیر و برکت بده

01:49:50.680 --> 01:49:53.024
‫میشه یه لحظه بیرون منتظر بمونی؟

01:49:53.200 --> 01:49:54.895
‫- زیاد طول نمیکشه - البته

01:50:04.680 --> 01:50:05.613
‫صبح بخیر

01:50:06.520 --> 01:50:07.544
‫صبح بخیر

01:50:25.000 --> 01:50:27.583
‫میدونین، من

01:50:28.280 --> 01:50:30.374
‫.... یکی از قدیمیترین دوستاش هستم

01:50:31.680 --> 01:50:32.977
‫ازم خواست ...

01:50:33.240 --> 01:50:36.062
‫... عشای ربانی رو براش بجا بیارم

01:50:36.520 --> 01:50:37.567
‫...
‫امروز .

01:50:40.960 --> 01:50:44.726
‫... سالگرد انتصاب مشترک ماست

01:50:47.760 --> 01:50:49.979
‫پنجاه سال پیش

01:50:56.240 --> 01:50:57.344
‫میتونین بیاین داخل

01:51:20.440 --> 01:51:21.862
‫شبی که .
‫که ...

01:51:22.280 --> 01:51:25.102
‫به مسیح خیانت شد یک نان برداشت ...

01:51:25.280 --> 01:51:26.702
‫با سپاس از خدا
‫اونو چند قسمت کرد ...

01:51:26.880 --> 01:51:30.544
‫و به حواریون داد و گفت بخورید ....

01:51:32.720 --> 01:51:36.247
‫... این جسم من است
‫که به شما داده خواهد شد

01:51:36.440 --> 01:51:37.942
‫این را همیشه بیاد من بجا آورید

01:51:38.160 --> 01:51:40.094
‫سپس جامش را بلند کرد ...

01:51:40.480 --> 01:51:42.767
‫و گفت.

01:51:43.240 --> 01:51:45.140
‫... آن را بنوشید

01:51:46.240 --> 01:51:49.414
‫این جام از خون من است .

01:51:49.600 --> 01:51:51.887
‫که برای شما ریخته خواهد شد.

01:51:52.080 --> 01:51:55.095
‫... برای آمرزش گناهانتون

01:51:57.760 --> 01:52:01.902
‫این را همیشه بیاد من بجا آورید

01:52:02.920 --> 01:52:05.855
‫پدر ما که در آسمانهایی .

01:52:36.920 --> 01:52:39.901
‫جسم عیسی مسیح
‫که به شما داده خواهد شد

01:52:48.040 --> 01:52:50.896
‫جسم عیسی مسیح
‫که به شما داده خواهد شد

01:53:24.080 --> 01:53:27.175
‫خون عیسی مسیح
‫که برای شما ریخته خواهد شد

01:53:33.360 --> 01:53:35.977
‫خون عیسی مسیح
‫که برای شما ریخته خواهد شد

01:54:05.080 --> 01:54:06.502
‫باشد که عیسی مسیح .

01:54:07.480 --> 01:54:11.144
‫که جسم و خون او را تناول کردید ...

01:54:11.320 --> 01:54:14.142
‫... زندگی جاودانی به شما عطا کند

01:54:14.920 --> 01:54:15.660
‫آمین

01:54:18.560 --> 01:54:20.221
‫سرود مذهبی رو فراموش نکن

01:54:21.120 --> 01:54:22.895
‫سرود مذهبی، بله

01:54:25.800 --> 01:54:28.462
‫بیاین سرود رو باهم بخونیم

01:54:31.600 --> 01:54:37.744
‫خداوندا، در لحظه مرگ التماس میکنم.

01:54:39.160 --> 01:54:44.542
‫دست مرا در دستانت بگیری...

01:54:46.200 --> 01:54:51.821
‫با روشنایی جاودانهت مرا راهنمایی کن. ...

01:54:52.720 --> 01:54:58.215
‫... مرا به قلمرو شادی هایت هدایت کن

01:55:07.200 --> 01:55:08.383
‫احتیاج به هوا داره

01:55:08.560 --> 01:55:10.847
‫بهتره دستاشو بالا بگیریم

01:55:11.040 --> 01:55:13.054
‫آنا، خواهر الن رو خبر کن

01:55:16.760 --> 01:55:19.422
‫بیاین لطفا
‫عمو جیکوب حالش خوب نیست

01:56:03.480 --> 01:56:07.144
‫گفتگوی پنجم

01:56:07.760 --> 01:56:10.457
‫یک بعد از ظهر در می ۱۹۰۷ آنا ۱۸ ساله است

01:56:20.240 --> 01:56:22.584
‫ساعت ۱۰:۳۰ در رختکن .....

01:56:22.760 --> 01:56:23.784
‫... همدیگه رو میبینیم

01:56:25.240 --> 01:56:27.413
‫یک ربع به یازده ...

01:56:27.600 --> 01:56:29.944
‫... در خطوط منظم به کلیسای جامع میریم

01:56:30.120 --> 01:56:34.023
‫اونجا برای هر نفر یک صندلی مشخص شده که اونو بهتون نشون میدم

01:56:34.680 --> 01:56:36.944
‫باید کتاب دعاتون رو با خودتون بیارین

01:56:37.120 --> 01:56:40.977
‫نمیتونین قبل از انتصاب
‫گل یا هدیه دریافت کنین

01:56:44.160 --> 01:56:46.094
‫بهتره خدا رو شاکر باشیم

01:56:46.600 --> 01:56:49.501
‫برای جشن صبحگاهی میبینمتون

01:56:50.400 --> 01:56:52.414
‫عصر بخیر، فرزندانم

01:56:53.040 --> 01:56:53.939
‫عصر بخیر

01:56:54.520 --> 01:56:55.567
‫میتونین برین

01:57:07.520 --> 01:57:09.454
‫میتونم باهاتون صحبت کنم؟

01:57:10.600 --> 01:57:11.897
‫فقط یه لحظه

01:57:12.920 --> 01:57:14.376
‫البته

01:57:18.920 --> 01:57:22.333
‫این کلاه جدیده
‫فکر میکردم خیلی شیک باشه

01:57:24.520 --> 01:57:26.534
‫بهش عادت میکنی

01:57:29.600 --> 01:57:33.286
‫پدر شما و عمه ماریا رو
‫برای شام یکشنبه دعوت کرده

01:57:33.680 --> 01:57:34.943
‫خیلی ممنونم

01:57:36.920 --> 01:57:39.059
‫بعدش هم موسیقی داریم

01:57:40.560 --> 01:57:42.016
‫بنظر وسوسه کننده میاد

01:57:42.440 --> 01:57:43.646
‫مادر باهاتون تماس میگیره

01:57:48.320 --> 01:57:50.220
‫،راستش دلیلش این نبود که ...

01:57:50.400 --> 01:57:51.526
‫نه خودم متوجه شدم

01:58:09.880 --> 01:58:13.566
‫- در مورد یه مشکله
‫- فکرشو میکردم

01:58:13.800 --> 01:58:16.087
‫متاسفانه ممکنه بهتون بربخوره عمو جیکوب

01:58:16.960 --> 01:58:19.816
‫بعید میدونم بتونی چیزی بگی که بهم بربخوره

01:58:24.240 --> 01:58:25.139
‫مثل این ...

01:58:27.840 --> 01:58:29.217
‫حرفتو بزن، آنا

01:58:33.680 --> 01:58:36.183
‫نمیتونم به مراسم عشای ربانی بیام

01:58:41.720 --> 01:58:44.860
‫اگه نمیتونی اونو بجا بیاری حتما دلیل خوبی داری

01:58:45.200 --> 01:58:49.182
‫سعی میکنم خودمو تصور کنم که در محراب زانو زدم ...

01:58:50.520 --> 01:58:53.262
‫... با نان مقدس و شراب

01:58:55.040 --> 01:58:56.622
‫مثل یجور نیرنگ میمونه

01:58:57.160 --> 01:58:59.174
‫نیرنگ کلمه سنگینیه

01:58:59.960 --> 01:59:02.054
‫دروغ اگه ترجیح میدین

01:59:05.280 --> 01:59:08.739
‫اگه در اون مراسم شرکت کنم فقط دارم تظاهر میکنم

01:59:10.000 --> 01:59:11.297
‫نمیتونم

01:59:12.280 --> 01:59:14.783
‫بریم بیرون قدم بزنیم تو این هوای بهاری ....

01:59:14.960 --> 01:59:15.859
‫... خیلی دلپذیره

01:59:16.080 --> 01:59:18.139
‫میرم کلاه و پالتوم رو بیارم

01:59:29.280 --> 01:59:30.657
‫بشینیم اینجا

01:59:44.360 --> 01:59:47.057
‫-
‫به چی فکر میکنین عمو جیکوب؟
‫به چی فکر میکنم؟

01:59:49.560 --> 01:59:51.176
‫آدم مجبور نیست بگه .
‫:

01:59:51.720 --> 01:59:55.247
‫دوستت دارم
‫اما میتونه عاشقانه رفتار کنه

02:00:02.640 --> 02:00:05.462
‫زندگیم رو اینطور تصور میکردم

02:00:21.880 --> 02:00:24.941
‫- کلاهت رو انداختی - نه، از دستم افتاد

02:00:26.000 --> 02:00:27.695
‫گذاشتی بیفته؟

02:00:28.200 --> 02:00:29.816
‫ازش خوشتون نمیومد

02:00:36.720 --> 02:00:39.576
‫نگران نباشین الان تمام میشه

02:00:40.360 --> 02:00:43.944
‫منو بغل کنین چیز مهمی نیست هیچ حرفی نزنین

02:00:45.480 --> 02:00:47.619
‫نمیتونی منو از حرف زدن منع کنی

02:00:50.280 --> 02:00:51.736
‫نمیخوام صحبت کنم

02:00:52.440 --> 02:00:53.783
‫ولی من میخوام

02:00:55.840 --> 02:00:57.660
‫چی میخواین بگین؟

02:00:59.680 --> 02:01:02.695
‫فقط میخواستم بگم
‫رودخانه فیریس هفت تا پل داره

02:01:03.360 --> 02:01:04.737
‫پل ایسلند .

02:01:05.680 --> 02:01:08.775
‫پل ویستاگ پل نیو ...

02:01:08.960 --> 02:01:11.463
‫پل کاتدرال پل ها گالند

02:01:12.440 --> 02:01:14.340
‫... و پل لوتاگن

02:01:15.480 --> 02:01:16.504
‫هفت تا پل

02:01:18.080 --> 02:01:19.980
‫هفت مثل هفت گناه کبیره

02:01:21.680 --> 02:01:23.694
‫میتونی اونا رو نام ببری؟

02:01:28.080 --> 02:01:29.377
‫تنبلی

02:01:30.200 --> 02:01:31.247
‫

02:01:31.840 --> 02:01:33.137
‫پرخوری

02:01:34.160 --> 02:01:35.855
‫حسادت، شهوت ...

02:01:36.720 --> 02:01:38.540
‫ساعت ۹ شده

02:01:39.080 --> 02:01:41.583
‫حتما پدرت نگرانه تا الان کجایی

02:01:41.760 --> 02:01:43.216
‫مادر حسابی عصبانی شده

02:01:47.720 --> 02:01:49.142
‫اینجا از هم خداحافظی میکنیم

02:01:50.160 --> 02:01:52.015
‫ممنون، شب بخیر

02:01:52.800 --> 02:01:55.781
‫آنا، اگه فردا نمیخوای
‫در مراسم شرکت کنی ....

02:01:55.960 --> 02:01:58.941
‫... ساعت ۸ بهم زنگ بزن من توی دفترم هستم

02:01:59.680 --> 02:02:00.977
‫اونموقع بهم بگو ...

02:02:01.320 --> 02:02:03.175
‫... شرکت میکنی یا نه

02:02:05.120 --> 02:02:06.224
‫بهتون زنگ میزنم

02:02:08.840 --> 02:02:12.174
‫بدترین قسمتش مادر و مهمانها هستن

02:02:13.120 --> 02:02:16.215
‫- و لباس مخصوص دعا - جدی باش

02:02:16.400 --> 02:02:17.583
‫دارم جدی میگم

02:02:19.400 --> 02:02:21.334
‫الانه که گریه کنم

02:02:21.600 --> 02:02:24.342
‫برو به اتاقت درو ببند

02:02:25.080 --> 02:02:25.979
‫.... گریه کن

02:02:27.600 --> 02:02:29.580
‫وقتی گریه ت تمام شد .

02:02:29.760 --> 02:02:31.819
‫... تصمیمت رو بگیر
به همین سادگی؟

02:02:32.040 --> 02:02:33.246
‫به همین سادگی

02:02:33.270 --> 02:02:53.270
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:02:53.294 --> 02:03:13.294
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.