﻿WEBVTT

00:00:13.000 --> 00:00:27.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:50.301 --> 00:00:59.801
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:48.374 --> 00:01:52.310
. يکم فوريه ي 2005
. ساعت 8 صبح

00:01:52.378 --> 00:01:55.176
. . جلسه ي بازپرسي پيرامون

00:01:55.248 --> 00:01:58.411
. . ماموريتي به نام . .
. " عمليات تامين پشتيباني " . . .

00:01:58.485 --> 00:02:01.249
فرمانده " اَکس " ؛ قبل از اينکه بريم سراغ بازپرسي
حرفي براي گفتن نداريد ؟

00:02:01.321 --> 00:02:04.222
خب ، قربان ؛ راستش بيشتر يه سئوال ازتون دارم تا اينکه بخوام
. چيزي درمورد عمليات اظهار کنم

00:02:04.290 --> 00:02:07.487
ميتونم يه آبجو بخورم ؟

00:02:07.560 --> 00:02:11.553
. شما نميتونيد آبجو بخوريد
اما امکانش هست که از جاتون بلند شين
. و دستِ راستتونو بالا ببريد

00:02:14.567 --> 00:02:17.866
آيا قسم ميخوريد که حقيقت را بازگو نماييد ؛
. . تمام حقيقت بدون هيچ کم و کاستي

00:02:17.937 --> 00:02:19.097
و بجز واقعيت چيزي نگوييد . .
تا خدا همراه و کمکتان باشد ؟
. بله

00:02:19.172 --> 00:02:21.106
قربان ؛ داريد منو محاکمه ميکنيد ؟

00:02:21.174 --> 00:02:24.200
چونکه بهم گفتن بايد با لباس سفيدِ رسمي
. . در اين جلسه حاضر بشم

00:02:24.277 --> 00:02:26.507
و حالا هم که داريم بخشِ مربوط به قسم خوردن رو انجام ميديم . .
فعلا ؛ اين يه جلسه ي رسمي. رسيدگي به پرونده نيست.

00:02:26.579 --> 00:02:29.070
. . بهش به عنوان يه گفت و شنود غير رسمي

00:02:29.149 --> 00:02:32.084
براي مشخص کردن اينکه دقيقا . .
. چه اتفاقي افتاده نگاه کن

00:02:32.152 --> 00:02:34.086
. . بيش از دوازده نفر تلفات داديم

00:02:34.154 --> 00:02:37.453
چندتا ساختمون خراب شده ؛ . .
. يه چندتايي وسيله ي نقليه هوا رفته

00:02:37.524 --> 00:02:41.392
ابعاد اين فاجعه ي کوچک ؛
. بايد به طور جدي و کامل مشخص بشه

00:02:41.461 --> 00:02:43.622
منم منظورم همين بود ديگه ؛ بخاطر همينه
که آبجو رو پيشنهاد کردم

00:02:43.696 --> 00:02:46.290
ازتون ميخوام که وقت منو تلف نکنيد ؛
 " فرمانده " اَکس

00:02:46.366 --> 00:02:49.164
حالا . . ميشه شروع کنيم ؟
. شما رئيس هستيد . . قربان

00:02:49.235 --> 00:02:52.432
بيا از اونجا شروع کنيم که از همون اول
شما به چه طريقي درگير اين عمليات شديد

00:02:52.505 --> 00:02:55.906
يه جورايي بستگي داره

00:02:55.975 --> 00:03:00.378
. . يه شروع " رسمي " واسش دارم و
. " يه شروع " غيررسمي . .

00:03:00.480 --> 00:03:03.381
ميفهمين چي ميگم ؟

00:03:03.550 --> 00:03:05.541
. صحيح . . خب . . باشه

00:03:05.618 --> 00:03:09.611
. . همه ي ماجرا
. از تختخواب شروع شد . .

00:03:09.689 --> 00:03:13.455
<i>دو هفته پيش تازه رابطه اي رو</i>
<i>. با خانمي به اسم " دانا " شروع کرده بودم.</i>

00:03:13.526 --> 00:03:14.823
.

00:03:14.894 --> 00:03:17.761
تو خيلي خشن نيستي
من شرط ميبندم ميتونم خيلي با تو خشن باشم

00:03:17.830 --> 00:03:19.593
آره؟ اينطوريه؟

00:03:19.666 --> 00:03:23.329
خب، اول من شروع ميکنم

00:03:23.403 --> 00:03:25.564
کارت تموم شد

00:03:25.638 --> 00:03:30.268
...و بعد وقتي که انتظار داشتي

00:03:30.343 --> 00:03:31.674
حمله

00:03:31.744 --> 00:03:33.177
.

00:03:33.246 --> 00:03:35.407
.

00:03:35.481 --> 00:03:37.506
خيلي خوب بود

00:03:37.584 --> 00:03:39.643
بايد يه سري به فرماندهي بزني
و يه چندتا حرکات به تيم هاي عملياتيمون ياد بدي

00:03:39.719 --> 00:03:42.347
تو هم بايد يه چندتا حرکت به شوهرم ياد بدي

00:03:42.422 --> 00:03:45.323
وايسا ببينم ؛ شوهرت ؟
تو متاهلي ؟

00:03:45.391 --> 00:03:47.518
. اونطوري نباش
. ايرادي نداره

00:03:47.594 --> 00:03:50.495
خب ؛ نه ؛
 راستش پر از ايراده

00:03:50.563 --> 00:03:53.361
باهاش مشکل دارم
اين روزا ؛ بسختي بهم نگاه ميکنه

00:03:53.433 --> 00:03:55.867
اينگار ديگه اصلا شوهرم نيست
. . اون فقط

00:03:56.869 --> 00:03:58.769
. خداي من
! اون ؛ اينجاس

00:03:59.405 --> 00:04:00.599
! چي ؟

00:04:00.673 --> 00:04:02.641
! نمي فهمم
! بايد هنوز " واشينگتون " باشه

00:04:03.543 --> 00:04:04.942
اون شوهرته ؟

00:04:05.011 --> 00:04:06.808
تو با درياسالار " ميتلند " ازدواج کردي ؟

00:04:06.879 --> 00:04:09.177
فقط . . فقط برو . . باشه ؟

00:04:09.249 --> 00:04:11.615
! نه ؛ نه ؛ از اونطرف نرو
! اونطوري ميبينتِت

00:04:12.252 --> 00:04:13.742
! نه
! اونجا دستشوييه

00:04:18.057 --> 00:04:20.048
. خب . . واقعا خوش گذشت

00:04:24.264 --> 00:04:26.459
<i>. . حالا . . به عنوان عضوي از نيروي دريايي</i>
<i>توي مانورهاي فرار زيادي شرکت کرده بودم</i>

00:04:26.532 --> 00:04:30.730
<i>اما ايندفعه در شرايط تاکتيکي جنگي نامتعارفي</i>
<i>گيرافتاده بودم</i>

00:04:30.803 --> 00:04:32.896
! هِي " دانا " ؟

00:04:32.972 --> 00:04:34.997
باستر " چِش شده ؟ "
. بدجوري قاطي کرده

00:04:35.074 --> 00:04:37.304
نميدونم

00:04:37.377 --> 00:04:39.311
<i>با اين وجود ؛ اصول پايه ي يکساني
. در هر نوع رويارويي با دشمن وجود داره</i>

00:04:39.379 --> 00:04:42.177
<i>وقتي بايد بدون جلب توجه از دست دشمن فرار کنيد ؛
. . بدون اينکه باهاش درگير بشيد</i>

00:04:42.248 --> 00:04:46.651
<i>. . بايد يه راه فرار رو شناسايي کنيد </i>
<i>. و به آرومي جزئي از محيط اطرافتون بشيد.</i>

00:04:46.719 --> 00:04:50.712
وايسا . . صبر کن ببينم ؛ اين موضوع دقيقاً چه ارتباطي با ماموريتي که ماداريم درموردش . .
ازت بازجويي ميکنيم داره ؟

00:04:50.790 --> 00:04:53.224
. به اونجاشم ميرسيم ؛ قربان
. اين . . مهمه . . بهتون قول ميدم

00:04:53.293 --> 00:04:56.353
فقط ديگه نميخوام داستاني درمورد فرارهاي عاشقونه ات بشنوم
حالا . . از گفتن اين داستان ؛هدفي هم داشتي ؟

00:04:56.763 --> 00:04:58.731
خيلي خب . . پس . . اون شب ؛
. زدم بيرون

00:04:58.831 --> 00:05:03.427
<i>وقتي همچين مشکلي واسه آدم پيش بياد,بعضي مردا ؛ يه گوشه اي </i>
<i>.خودشونو گم و گور ميکنن ؛ بعضيا هم رو به نوشيدني هاي الکُلي ميارن.</i>

00:05:03.469 --> 00:05:06.461
<i>اما ؛ درمورد من ؟ خب ؛ بذاريد اينطور بگيم</i>
<i>که من ؛ اسلحه ي مخفي خودمو دارم.</i>

00:05:07.840 --> 00:05:09.933
قسم ميخورم ؛ هردفعه که ميبينمت ؛
. يه قيافه ي جديد داري

00:05:10.009 --> 00:05:12.102
. " خب ؛ از آثار جانبي کارمِه ديگه " سَم

00:05:13.112 --> 00:05:15.444
. " خوب خودتو برُنزه کردي " مايکي
کجاها بودي ؟

00:05:15.515 --> 00:05:18.040
يه جاي آفتابي
خب ، بهت مياد ؛

00:05:18.117 --> 00:05:21.382
يادمه فقط در سال 92 توي لهستان گير کرديم
چقدر چسبناک و داغون شدي

00:05:21.454 --> 00:05:25.447
هِي . . حالا چند وقتي ميخواي تو شهر بموني ؟
لااقل يه چند روزي واسه بازپرسي ميمونم حالا ببينيم چي ميشه

00:05:25.525 --> 00:05:29.552
نميخوام تحت فشارت بذارم يا چيزيو بهت تحميل کنم ؛ اما حوصله اشو داري که به يه رفيق قديمي
در مورد يه مشکلي سختي که واسش پيش اومده بهش راهنمايي کني ؟

00:05:31.364 --> 00:05:32.797
چقدر سخت ؟

00:05:32.865 --> 00:05:35.732
اين قدر سخت که قبلش ميگم بيا يه ميز بگيريم
. و قبل از اينکه تعريف کنم ؛ چند پيک مشروب بزنيم

00:05:36.769 --> 00:05:38.236
. " سَم "

00:05:39.906 --> 00:05:43.603
يه " درياسالار " ؟
يعني بايد با زنِ يه درياسالار ميرفتي ؟

00:05:43.676 --> 00:05:46.611
آره ؛ آره ؛ آره
حالا ؛ به نظرت ؛ بايد چيکار کنم ؟

00:05:46.679 --> 00:05:49.842
. برو سراغ " ميتلند " و همه چيو براش توضيح بده
. . بهش بگو نميدونستي اون زنِش بوده

00:05:49.916 --> 00:05:51.941
. تا وقتي که ديگه کار از کار گذشته بود

00:05:52.018 --> 00:05:55.954
درواقع ؛ همين الان بهش زنگ بزن
مايک " ؛". . اون فکري نبود که من

00:05:56.022 --> 00:05:59.549
ببين ؛ بيشتر ميخواستم يه توصيه ي جاسوسي بهم بکني
. که چطوري نذارم گند کار دربياد

00:05:59.659 --> 00:06:01.650
اون ماجرايي که تو " کييِف " ؛
با " ميشا " پيش اومدو يادته ؟

00:06:01.694 --> 00:06:03.889
همون وقتي که اون ؛ گروهِ قاتل هايي که
داشتن براي ماموريت به " پاريس " ميرفتنو فروخت ؟

00:06:03.963 --> 00:06:06.898
البته که يادمه چه ربطي به اون داره ؟
. اون ؛ رازيه که راز باقي ميمونه

00:06:06.966 --> 00:06:09.935
بخاطر اينکه اگه برملا بشه ؛
. اونوقت يه عده ايو به " سيبري " تبعيد ميکنن

00:06:10.002 --> 00:06:13.233
گندِ اين کاري که تو کردي ؛ به محض اينکه ميترنگ
. کنار همسرش بخوابه درمياد

00:06:13.306 --> 00:06:15.331
جدي ميگم " مايک " ؛ ميدوني ؛
. . ميدونم که تو مرد باهوشي هستي

00:06:15.408 --> 00:06:18.002
اما تو فقط با يه خانم قرار ميگذاشتي . .
 و دختره هم يه رواني کامل بود

00:06:18.077 --> 00:06:22.776
فقط ميگم شايد وقتي به روابط دختر-پسر ميرسه
تو مهارت زيادي نداشته باشي

00:06:22.849 --> 00:06:24.908
شغل من اينه که قبل از اينکه مردم
. دست به کاري بزنن ؛ من ازش آگاه بشم

00:06:24.984 --> 00:06:27.282
که بخاطر همينم ميدونم که تو ؛
. . به توصيه ي من عمل نميکني

00:06:27.353 --> 00:06:29.719
. " و اين ماجرا ؛ آخرش بدجوري ضايعت ميکنه " سَم

00:06:29.789 --> 00:06:32.656
. نميدونم چي بگم
يعني . . مگه جاسوس ها چقدر ميتونن
باهاش باشن . . درسته ؟

00:06:32.725 --> 00:06:34.693
. تو هيچوقت با اسلحه به جنگ دشمن نميري

00:06:34.761 --> 00:06:37.753
جوايز خاصي براي بدون اسلحه ؛ با کمک نيروي ذهن ؛
. به جنگ دشمن رفتن ؛ گيرآدم مياد

00:06:39.665 --> 00:06:44.329
يه چيزي بگم . . يه روزي
بايد چندتا درس جاسوسي بهم بدي ؛ قبول ؟

00:06:44.404 --> 00:06:45.462
. قبوله

00:06:46.339 --> 00:06:48.273
. ديگه بايد برم

00:06:49.475 --> 00:06:51.670
مشکلي برات پيش نمياد ؟
. آره بابا . . چيزيم نميشه

00:06:51.744 --> 00:06:54.941
. بابت آبجو ممنون
. . و  . . " سَم " ؛

00:06:55.014 --> 00:06:56.276
. مراقب خودت باش . . .

00:07:00.553 --> 00:07:02.953
.

00:07:03.022 --> 00:07:05.490
<i>پس ؛ بعدش ؛ يه چندتا مشروب ديگه خوردم ؛
. . و رفتم خونه</i>

00:07:05.558 --> 00:07:08.322
<i> فهميدم شايد بهتر باشه که واسه مشکلاتم با خانم ها . .</i>
<i>. با يه جاسوس مشورت نکنم و ازش راهنمايي نگيرم</i>

00:07:08.394 --> 00:07:10.328
.

00:07:10.396 --> 00:07:12.626
<i>اما نکته اينجاس که ؛
. معلوم شد حق با جاسوسِه بوده </i>

00:07:12.698 --> 00:07:14.996
فرمانده " اَکس " ؟
. بايد همراهمون بيايد

00:07:15.067 --> 00:07:17.661
! شما کي باشيد ؟

00:07:17.737 --> 00:07:21.730
تو ؛ تو خونه ي من
! اونم توي تخت ؛ باهمسرم بودي

00:07:21.808 --> 00:07:24.140
و اصلا هم سعي نکن که انکارش کني ؛ . .
. بخاطر اينکه کمربندِتو پيدا کردم

00:07:24.210 --> 00:07:25.734
برات آشناس ؟

00:07:25.812 --> 00:07:27.746
با " دانا " حرف زدم ؛
و اون ؛ همه چيو برام تعريف کرد

00:07:27.814 --> 00:07:30.908
درياسالار " ؛ " من از وضعيت همسرتون بي اطلاع بودم ؛ قربان
که ايشون همسر شما بودن

00:07:30.983 --> 00:07:34.077
بي اطلاع بودي ؟
تو يه افسر نيروي دريايي هستي

00:07:34.153 --> 00:07:36.087
تو در ميدان جنگ يادگرفتي که
باهوشياري و آگاهي قدم به جلو برداري

00:07:36.155 --> 00:07:38.180
! اما اسمِ منو روي صندوق پست نديدي ؟

00:07:38.257 --> 00:07:40.350
خب ؛ قربان ؛ اون شب ؛
چندان به هوش نبودم ؛ قربان

00:07:40.426 --> 00:07:43.486
همونطور که ميتونين تصورشو بکنين ؛
. ذهنم درگير يه چيز ديگه بود ؛ قربان

00:07:43.563 --> 00:07:45.758
. ديگه حرف نميزنم . . قربان

00:07:46.966 --> 00:07:49.332
دفتر ثبت ماموريت هامو
. . واسه پيدا کردن ماموريتي که

00:07:49.402 --> 00:07:52.166
يه چند وقتي تو رو از جلوي چشام دور کنه گشتم

00:07:52.238 --> 00:07:54.172
وفکر کنم دقيقا چيزي که
. دنبالش ميگشتمو پيدا کردم

00:07:54.240 --> 00:07:57.505
. سيبري " نباشه "
. خواهش ميکنم " سيبري " نباشه

00:07:57.577 --> 00:08:00.603
. " ميري " کولومبيا
. امشب

00:08:00.713 --> 00:08:03.807
قربان ؛ با احترام کامل
.بايد وسايلمو جمع کنم قربان ؛ . .

00:08:03.850 --> 00:08:05.841
داري از دستورات سرپيچي ميکني ؟ -
. نه قربان ؛ نه قربان - البته که نه

00:08:05.918 --> 00:08:08.386
I. . موضوع اينه که من
خب ؛ يه مدتي ميشه ماموريت هاي اينطوري نرفتم قربان

00:08:08.454 --> 00:08:11.582
و ؛ البته ؛ براي ماموريتي در آمريکاي جنوبي
. بايد يه مقدار روي اسپانياييم کار کنم

00:08:11.657 --> 00:08:14.956
خب ؛ يه پرواز 12 ساعته
. . با هواپيما پيشِ رو داري ؛ پس

00:08:16.362 --> 00:08:18.023
. " برو حسابي روي زبون اسپانياييت کار کن ؛  " آميگو

00:08:18.097 --> 00:08:20.327
آميگو به زبان انگليسي ميشه رفيق، درسته قربان؟

00:08:20.399 --> 00:08:22.390
! گورتو از دفترم گم کن

00:08:26.072 --> 00:08:30.202
<i>.</i>

00:08:32.144 --> 00:08:35.136
<i>پس ، مثل يه سرباز خوب</i>
<i>صبح روز بعد  سرحال و سرزنده از خواب بلند شدم.</i>

00:08:35.214 --> 00:08:37.614
<i>و از پرواز درجه ي يک ؛</i>
<i>به سمت " کولومبيا " لذت بردم.</i>

00:08:37.683 --> 00:08:40.709
<i>[Man] # I said I mean what I said</i>
<i>I said baby #</i>

00:08:40.786 --> 00:08:44.415
<i># You try to protect me</i>
<i>Oh #</i>

00:08:44.490 --> 00:08:48.153
- Hey!
- <i># And I know that you</i>
<i>won't dare to forget me ##</i>

00:08:48.227 --> 00:08:52.254
اين چيه تنت کردي ؛ داداش ؟
اين يونيفرمو بهم تحويل دادن که بپوشم

00:08:52.331 --> 00:08:54.322
ميدوني که بيشتر جاهاي " کولومبيا " ؛
پر از درخت و سبزه اس و درنتيجه سبزرنگه ؛ درسته ؟

00:08:54.400 --> 00:08:57.096
آره ؛ اما فکر نکنم کسي که اين يونيفرم رو
بهم داده که بپوشم خواسته باشه با بقيه جور باشم تا جلب توجه نشه

00:08:57.169 --> 00:08:59.797
ميشه اون آشغالو خاموش کني ؟

00:08:59.906 --> 00:09:03.865
 ميدوني ؛ قراربود يکي از اعضاي نيروهاي ويژه ؛ به اسم " دانوهس " رو
باخودم به اين ماموريت ببرم

00:09:03.910 --> 00:09:06.401
شنيدم که مست کرده بوده و
يه تانک رو به آتش کِشيده بوده

00:09:06.479 --> 00:09:09.778
فکر کنم تو بدتر از اون پسره گند زده باشي هان ؟
. آره . . اينطوري به نظر ميرسه

00:09:09.849 --> 00:09:12.716
چيکار کردي ؟
! بايد يه کار ديوونه واري کرده باشي ؛ مَرد

00:09:12.785 --> 00:09:15.618
ببين ؛ نميخوام درموردش حرف بزنم ؛ باشه ؟
هرطور ميلِتِه

00:09:15.688 --> 00:09:18.816
! موفق باشي
. آره . . ممنون

00:09:23.763 --> 00:09:25.424
<i>ماموريتو دوره کردم</i>

00:09:25.498 --> 00:09:28.763
<i> اساسا منو فرستاده بودن تا گزارش هاي مربوط به</i>
<i>ناآرامي و آشوب ها در منطقه رو چک کنم</i>

00:09:28.834 --> 00:09:31.234
<i>اساسا ؛ يه مامور رسمي " کولومبيا " ؛</i>
<i>که روابطي رو با آدم هاي مهمي در آمريکا داشت ؛</i>

00:09:31.304 --> 00:09:33.238
<i>. درخواست کرده بود که يه چندتايي لطف درحقش بشه</i>

00:09:33.306 --> 00:09:35.467
<i>يکيو ميخواست که واسش درمورد يه مشکلي</i>
<i>که پيش اومده بود ؛ شناسايي و گزارش کنه</i>

00:09:35.541 --> 00:09:37.907
<i>تا بتونه بعداز مکان يابي و تحقيق درست و حسابي</i>
<i>از نيروهاي آمريکايي براي نابودکردنشون استفاده کنه</i>

00:09:37.977 --> 00:09:41.970
<i>و منم اون مرد خوش شانسي بودم</i>
<i>که بايد عمليات شناسايي و گزارش رو براشون انجام ميداد</i>

00:09:42.048 --> 00:09:45.484
پرونده رو خوندم ؛ اما اميدوار بودم که شما بتونيد يه مقدار منو بيشتر
در جريان ماهيت اين موضوع  قرار بديد

00:09:45.551 --> 00:09:48.145
يه کم ناگهاني . . وارد اين پرونده شدم

00:09:48.220 --> 00:09:50.552
اين گروهِ باصطلاح " شمشير سوزان " ؛

00:09:50.623 --> 00:09:54.525
مسئول برنامه ريزي و انجام چندين و چند
حمله ي خطرناک در اقصي نقاط اين کشوره

00:09:54.594 --> 00:09:57.688
و وضعيت داره بدتر و بدتر ميشه
ما به کمک احتياج داريم

00:09:57.763 --> 00:10:01.199
. . اين " شمشير سوزان " ؛
يه جور گروه شورشي وطني هستن ؟

00:10:01.267 --> 00:10:03.326
بله ؛ خب راستش ؛
اطلاعات زيادي درموردشون نداريم

00:10:03.402 --> 00:10:06.337
يکي هست که ميخوام باهاش آشنا بشيد

00:10:06.405 --> 00:10:08.202
ميشه لطفا دنبالم بياين ؟

00:10:08.274 --> 00:10:11.869
! " فرمانده " وِراکروز
.  اجازه بدين فرمانده " اَکس " رو بهتون معرفي کنم

00:10:11.944 --> 00:10:14.071
." باعث افتخاره ؛ فرمانده " اَکس

00:10:14.146 --> 00:10:17.115
فرمانده " وراکروز " ؛ قبلا
. با سربازهاي آمريکايي همکاري داشته

00:10:17.183 --> 00:10:20.084
. ايشون تحتِ اختيار شما هستن
. فکر کنم از قبل باهمديگه آشنايي داريم

00:10:20.152 --> 00:10:22.484
. من سال 92 در مدرسه ي آمريکايي ها تعليم ديدم

00:10:22.555 --> 00:10:24.614
خب ؛
. . اگه سال 92 اونجا تمرين ديده باشي

00:10:24.690 --> 00:10:27.386
اونوقت ؛ من تک تکِ مادربخطاهايي که ؛ . .
مجبورت کردن که توي گِل و لاي . .
. سينه خيزبريو ميشناسم

00:10:27.460 --> 00:10:29.587
. " ويک رِي برن " -
. ..  نه ؛ نه ؛ نه ؛ منظور اون ياروئه که اسمشو " وحشت " گذاشته بودن

00:10:29.662 --> 00:10:30.822
. وحشت " ؛ البته " -

00:10:30.896 --> 00:10:32.591
حالا . . نقشه چيه ؟

00:10:34.600 --> 00:10:37.296
اطلاعاتي دراختيار داريم که
. . گروه " شمشير سوزان " ؛

00:10:37.370 --> 00:10:39.463
داره براي حمله به يه کلينيک بين المللي
. . برنامه ريزي ميکنه

00:10:39.538 --> 00:10:41.563
کلينيکي که توسط گروهي به نام . .
. دکترها ؛ درخدمت همه ي مردم " اداره ميشه "

00:10:43.342 --> 00:10:45.469
يه بيمارستان . . جدي ؟ -
. بدبختانه ؛ بله

00:10:45.544 --> 00:10:47.705
اون گروه تا امروز ؛
. کاري به اهداف غيرنظامي نداشتن

00:10:47.780 --> 00:10:49.748
اون کلينيک ؛ در يک منطقه ي استراتژيک و مهم
. در کوهستان قرارگرفته

00:10:49.815 --> 00:10:53.581
معتقديم که تروريست ها ميخوان ازش براي بدست گرفتن کنترل اون منطقه . .
. استفاده کنن

00:10:53.653 --> 00:10:56.349
نقشه ي ما اينه که شما
. . و فرمانده " وراکروز " ؛

00:10:56.422 --> 00:10:59.550
قبل از اينکه اون اتفاق بيفته . .
. خودتونو به اون بيمارستان برسونيد

00:10:59.659 --> 00:11:01.786
اعتماد ميکنم که کارو به دست کاردان سپرديم ؟
البته، متشکرم قربان

00:11:01.827 --> 00:11:02.885
. خدانگهدار

00:11:03.095 --> 00:11:04.392
. بريم با بچه ها آشنا بشيم -
. فوق العاده اس . . خواهش ميکنم -

00:11:04.463 --> 00:11:07.023
- <i>. سلام ؛ قربان</i>

00:11:07.099 --> 00:11:09.932
<i>. مطابق مشق نظامي استاندارد ؛ جلو رفتيم</i>
<i>. با تيمِ " وراکروز " آشنا شدم </i>

00:11:10.002 --> 00:11:12.527
<i>و بعدش رفتيم به طرف کوهستان ؛
. . به سمت منطقه اي که.</i>

00:11:12.605 --> 00:11:15.733
<i>اين گروه " شمشير سوزان " ؛ . .
. در صدد اشغال کردنش براومده بود </i>

00:11:20.446 --> 00:11:24.143
<i>يه دو روزيو داخل ماشين ؛ درون کوهستان بالا و پايين و اينطرف و اونطرف ميرفتيم </i>
<i>و بخاطر سواري مُمتد با ماشين ؛ حال بهم خوردگي بهمون دست ميداد.</i>

00:11:24.216 --> 00:11:27.049
<i>چيز زيادي براي گزارش کردن نبود ؛ لااقل تاوقتي
. . که بيشتر به سمت شمال جلو رفتيم </i>

00:11:27.119 --> 00:11:30.520
<i>. . و جاهاييو ديديم . . </i>
<i>. که اين گروهِ خشن ؛ مورد حمله قرار داده بود</i>

00:11:30.589 --> 00:11:34.355
<i>. . بيشتر اوقات ؛ خرابکاري هاي کوچيک بودن </i>
<i>مثلا ؛ وسايل نقليه ي منفجر شده ؛ اُردوگاه هاي به آتش کِشيده شده </i>

00:11:34.427 --> 00:11:37.123
<i>اما ديدن همين ها هم برام کفايت ميکرد که به فکر بيفتم </i>
<i>بايد هرچه سريعترخودمونو به اين کلينيک برسونيم </i>

00:11:37.196 --> 00:11:38.788
<i>. مطمئن بشيم که هيچ اتفاق ناخوشايندي براشون نميفته </i>

00:11:38.864 --> 00:11:42.322
<i>. . اون کلينيک ؛ براحتي ميشه بگي که وسط ناکجاآباد قرارگرفته بود <i>

00:11:42.401 --> 00:11:45.427
<i>بعداز سفر طولاني مدتمون به اونجا، پيش خودم گفتم لابد بخاطر سختي هايي که براي رسيدن </i>
. به اينجا کِشيديم ؛ يه آبجويي چيزي بهمون تعارف ميکنن </i>

00:11:45.504 --> 00:11:47.995
<i>. اما اونا دقيقا از ديدنمون خوشحال نبودن</i>

00:11:48.074 --> 00:11:51.100
باشه . . اين حرفي که ميزني ؛ خيلي مسخره اس
واسه چي يکي بايد بخواد به کلينيک حمله کنه

00:11:51.177 --> 00:11:54.669
متاسفم . . دکتر،اما اطلاعاتي که بدستمون رسيده نشون ميدن که
. قراره اينجا مورد حمله قرار بگيره

00:11:54.747 --> 00:11:57.341
حالا بايد چيکار کنيم . . هان ؟
اينجا رو تخليه کنيم ؟

00:11:57.416 --> 00:11:59.976
. اين ؛ بهترين کار ممکنه
. . ميتونم تا فردا بهتون وقت بديم که . . که

00:12:00.086 --> 00:12:03.146
گوش کن ؛ آدمايي تو اون کلينيک بستري هستن
که اينقدر مريضن که نمتونن ازجاشون جُم بخورن

00:12:03.189 --> 00:12:06.750
حالا ؛ چطوري بايد تا فردا اينجا رو تخليه کنم و
. خيلي خب . . بچه ها . . هِي، بذاريد من اين مشکلو حل کنم

00:12:06.826 --> 00:12:08.384
ميدوني ؛ به عنوان يه آمريکايي
. با يه آمريکايي ديگه حرف بزنم

00:12:08.994 --> 00:12:10.791
. من " کانادايي " هستم

00:12:10.863 --> 00:12:13.263
خب ؛ پس به عنوان يه ساکن آمريکاي شمالي ؛
با يه ساکن آمريکاي شمالي ديگه حرف بزنم ؟

00:12:13.332 --> 00:12:15.493
. . نميخوايم به زحمتتون بندازيم و اذيتتون کنيم

00:12:15.568 --> 00:12:17.695
اما ؛ اگه تير بخوري ؛ . .
. ديگه نميتوني به مريض هات کمک کني

00:12:17.770 --> 00:12:21.365
گوش کن ؛ آقا ؛ ما هيچ مشکلي
با گروه " شمشير سوزان گ نداريم ؛خب ؟

00:12:21.440 --> 00:12:24.204
<i>. يه لحظه . . يه لحظه -
. باشه ؛ خواهش ميکنم - </i>

00:12:24.276 --> 00:12:28.269
پس . . حالا بهم بگو
 آخه چطوري بايدتا فردا ؛ کلينيکمو تخليه کنم ؟

00:12:28.347 --> 00:12:29.439
. " سلام ؛ " بِن
سلام

00:12:29.515 --> 00:12:32.109
چطوره تو بري و
. . به بيمارمون رسيدگي کني

00:12:32.184 --> 00:12:34.175
و من اين مشکلو حل کنم.....

00:12:34.987 --> 00:12:37.182
باشه ؟
از اينطرف . . سرباز

00:12:37.256 --> 00:12:39.315
. راستش . . فرمانده هستم

00:12:39.391 --> 00:12:41.291
. بخاطر رفتارش متاسفم

00:12:41.360 --> 00:12:43.590
آره . . مشکلش چيه ؟
. اون يه دکتره

00:12:43.662 --> 00:12:47.393
. کارش اينه که به مردم اهميت بده
. تو يه سربازي. کارت ؛ کُشتن مردمه

00:12:47.466 --> 00:12:49.991
حالا ديگه خودت حدس بزن که
. مشکلتون اين وسط چيه . .آقاي باهوش

00:12:50.069 --> 00:12:52.503
و شما کي باشين ؟
. " آماندا مِيپلز "

00:12:52.571 --> 00:12:55.369
. من تو برنامه ي کمک غذايي به مردم محلي هستم
. ما خارج از کلينيک کار ميکنيم

00:12:55.441 --> 00:12:59.377
. راستي عجب لباس قشگي. خيلي لطيف و ماهرانه  طراحي شده
. آره . . داستانش طولانيه

00:12:59.478 --> 00:13:01.946
حالا . . ميخواي با اون رفيقت حرف بزني ؟
 بخاطر اينکه ممکنه جونتون درخطر باشه

00:13:01.981 --> 00:13:03.915
. باشه . . تمام سعيمو ميکنم

00:13:03.983 --> 00:13:06.577
منتها فعلا. . واقعا ازتون متشکر ميشيم
. که گورتونو از اينجا گُم کنيد

00:13:06.652 --> 00:13:08.483
. . بخاطر اينکه حتي اگه قبلا هدف حمله نبوديم

00:13:08.554 --> 00:13:10.579
اگه شماها از اينجا نرين ؛ . .
. بدون شک به هدف تبديل ميشيم

00:13:10.656 --> 00:13:12.487
به عنوان يه سرباز ؛
. نميتونم به اين سادگيا برم پي کارم

00:13:12.558 --> 00:13:13.923
البته که ميتوني ؛

00:13:13.993 --> 00:13:16.860
 کافيه، . . بري سوار اون ماشين بشي
کليدو بچرخوني و ماشينو روشن کني

00:13:16.929 --> 00:13:18.920
پاتو بذاري رو پدال گاز ؛ . .
. . و بعدش

00:13:18.998 --> 00:13:20.761
. بري پي کارت . ..

00:13:26.005 --> 00:13:29.497
.

00:13:35.781 --> 00:13:37.681
اين جا خبره ؟
اين بچه کيه؟

00:13:37.750 --> 00:13:39.377
. ممکنه با تروريست ها باشه

00:13:39.451 --> 00:13:41.442
وقتي ميخواست يواشکي وارد يکي از
. ماشين هامون بشه گرفتيمش

00:13:41.520 --> 00:13:42.714
هي، هي

00:13:42.788 --> 00:13:44.813
. همه آروم باشن

00:13:44.890 --> 00:13:46.482
. باشه

00:13:46.559 --> 00:13:54.719
حالا . . بچه، تو از دارودسته ي شمشير سوزاني ؟ -
. اصلا نميفهمم اين که ميگي چه معني اي ميده
. اونجا غذا بود و منم گرسنه بودم

00:13:55.067 --> 00:13:57.558
. خيلي خب . . بچه ها . . بي خيال
. اون دختر فقط دنبال يه چيزي واسه خوردن ميگشته

00:13:57.636 --> 00:14:01.072
 بياين به خودمون مسلط باشيم و قاطي نکنيم ماموريتمون اين نيست که با خشونت
با نوجوون هاي گرسنه رفتار کنيم که ؛ درسته ؟

00:14:01.173 --> 00:14:02.504
. نه ؛ البته
. البته . . البته

00:14:05.711 --> 00:14:07.303
. هِي بچه . . برو پِي کارت

00:14:12.651 --> 00:14:16.018
با دکتر حرف زدم و همينطور اون خانمي که تو برنامه ي
. . کمک غذايي بود

00:14:16.088 --> 00:14:18.022
. اما اونا چيزي درمورد حمله نميدونن

00:14:18.090 --> 00:14:21.321
فقط مودبانه ازم خواستن که
. گورمونو از اينجا گُم کنيم

00:14:21.393 --> 00:14:23.327
. همين اطراف کمپ ميزنيم

00:14:23.395 --> 00:14:25.886
اونطوري ؛ اگر حمله اي اتفاق بيفته ؛
. ما آماده ايم

00:14:35.774 --> 00:14:37.765
<i>اردوگاهِ " وراکروز " ؛
. خيلي پرت و دورافتاده بود.</i>

00:14:37.843 --> 00:14:41.438
<i>اما بذاريد بهتون بگم که افرادش,</i>
<i>. تا دندان مسلح بودن.</i>

00:14:41.513 --> 00:14:43.947
<i>من هنوز نميدونستم که دقيقا
. . با چه دشمني طرف هستيم </i>

00:14:44.016 --> 00:14:47.179
- <i>اما ؛ افرادِمون ؛ اين قدر اسلحه و مهمات داشتن
. که بتونن اونا رو براي هميشه از نقشه حذف کن,</i>

00:14:47.253 --> 00:14:49.448
<i>پس تصميم گرفتم سرمو بندازم پايين</i>
<i>. و کارمو انجام بدم </i>

00:14:49.521 --> 00:14:51.989
و مثل يه پسر خوب ؛
. گزارشاتمو به " ايچ-کيو " بدم

00:14:52.057 --> 00:14:53.888
.

00:14:53.959 --> 00:14:55.756
دفتر دريا سالار ميتلند

00:14:55.828 --> 00:14:58.558
فرمانده " اَکس " ؛ هستم
. با درياسالار " ميتلند " کار داشتم ، لطفا
- <i>يک لحظه فرمانده.</i>

00:14:58.664 --> 00:15:00.256
- <i>اکس.</i>
بله قربان

00:15:00.299 --> 00:15:02.460
هنوز هيچ تماسي با هيچ تروريستي
. نداشتم ؛ قربان

00:15:02.534 --> 00:15:04.593
-ما دومايل با کلينيک فاصله داريم
- <i>خوبه </i>

00:15:04.670 --> 00:15:06.661
<i>خوبه . هرچقدر وقت برد ؛
. به کار ادامه بده.</i>

00:15:06.739 --> 00:15:10.698
قربان ؛ اين " هرچقدر وقت برد " ؛
دقيقا چه معني اي ميده ؟

00:15:11.443 --> 00:15:13.377
. . معنيش اين ميشه که ؛ دفعه ي بعد

00:15:13.445 --> 00:15:15.777
. از زنِ افسرهاي مافوق خودت فاصله بگير

00:15:15.848 --> 00:15:17.213
.

00:15:17.283 --> 00:15:19.342
. چند ماه ديگه ميبينمت -
. دريافت شد -

00:15:19.418 --> 00:15:22.285
با فرماندهي تماس گرفتم که
. اونا رو درجريان اتفاقاتي که افتاده بذارم
فوق العاده اس ؛

00:15:22.354 --> 00:15:24.481
 شايد ميل داشته باشي که
استراحتي بکني يا يه غذايي بخوري ؟

00:15:24.556 --> 00:15:26.490
. من و افرادم ميخوام تو منطقه گشت بزنيم

00:15:26.558 --> 00:15:28.788
خوبه ؛ خب ؛ منم همراهتون ميام ؛
. وسايل گشتم اونجان

00:15:28.861 --> 00:15:31.227
راستش ؛ قربان ؛
. اگه شما همين جا بمونيد بهتره
اينجا بمونم ؟

00:15:31.297 --> 00:15:34.391
آخه من که نميتونم وقتي داخل چادر نشستم ؛
به وظايف شناسايي و گزارشم عمل کنم ؛ميتونم ؟

00:15:34.466 --> 00:15:37.833
بي خيال ؛ ميتونم از عهده ي يه گشتِ شبانه ي
کوچيک بربيام ديگه . . هان ؟
. " مطمئنم که ميتونيد ؛ فرمانه " اَکس

00:15:37.903 --> 00:15:40.895
. اما من ؛ مسئول حفظ امنيت شما هستم

00:15:40.973 --> 00:15:44.306
اگه با تروريست ها درگير بشيم. بي درنگ سمت شما برميگرديم

00:15:48.380 --> 00:15:51.679
<i>از اينجا بود که اوضاع
. کله پا شد </i>

00:15:53.385 --> 00:15:56.877
. بايد اون کلمه رو تو گزارشي که مينويسي پُررنگ کني
. " اوضاع کله پا شد "

00:15:56.956 --> 00:16:01.723
حالا . . چيکار کردي ؟
فکر کنم بشه اينطور بگيم که
. دستوراتمو اصلاح کردم

00:16:01.827 --> 00:16:04.295
.

00:16:04.330 --> 00:16:07.561
<i>## [Latin]</i>

00:16:11.103 --> 00:16:12.934
Oh, <i>seٌor-</i>

00:16:17.142 --> 00:16:19.110
<i>. شب بخير </i>

00:16:21.180 --> 00:16:24.013
<i>## [Continues]</i>

00:16:25.384 --> 00:16:26.373
[Yawning]

00:16:26.452 --> 00:16:27.714
[Yawning Continues]

00:16:30.322 --> 00:16:33.553
<i>. تصميم گرفتم خودم يه گشتي تو منطقه بزنم </i>

00:16:46.071 --> 00:16:50.371
<i>. محيط اطرافو گشتم </i>
<i>دنبال جاي تاير ماشين ها ؛
. يا علائم فعاليت گشتم </i>

00:16:50.442 --> 00:16:54.173
<i>تنها نيروي دشمني که پيدا کردم </i>
<i>لونه ي عنکبوت هايي بود که به بزرگي خونه بود </i>

00:16:54.246 --> 00:16:57.340
- <i>و ؛ وسط مبارزه با اون عنکبوت هاي
. . مادربخطا بودم که </i>

00:16:57.416 --> 00:17:00.613
- <i>. صداهايي شنيدم . . .</i>

00:17:04.456 --> 00:17:08.290
<i>. رفتم که ببينم صداي چيه . با اين فکر که شايد صداي
. افراد گروه شمشير سوزان باشه</i>

00:17:08.360 --> 00:17:11.488
<i>اما ؛ به جاش چي پيدا کردم ؟
وراکروز " ؛ "</i>

00:17:11.563 --> 00:17:14.532
<i>. . که داشت يه بار اسلحه رو</i>
<i>از جايي پنهان شده ؛ در کوهستان خالي ميکرد</i>

00:17:14.600 --> 00:17:17.797
<i>. به صحبت هاشون گوش کردم,</i>
<i>. . و حدس بزنيد چي شنيدم.</i>

00:17:17.870 --> 00:17:19.997
<i>اون نقشه کشيده بودن که خودشون
. به کلينيک حمله کنن.</i>

00:17:20.072 --> 00:17:22.040
<i>و بعدش کاري کنن که طوري به نظر برسه
. که اينگار کار شورشي ها بوده</i>

00:17:22.107 --> 00:17:23.734
<i>. . و بعداز اينکه گزارشمو دادم </i>

00:17:23.809 --> 00:17:26.642
کلينيک رو نابود ميکنيم
! بعدشم يه تير تو کله ي اون آمريکايي خالي ميکنيم

00:17:28.847 --> 00:17:30.508
. اي مادربخطا

00:17:30.582 --> 00:17:33.642
<i>مطمئم اتفاقات و پيشامدهاي ناگوار ؛ </i>
<i>. توي هر عملياتي اتفاق ميفتن و نقشه ها خراب ميشن
</i>

00:17:33.719 --> 00:17:35.710
<i>اما اينکه فهميدم قراره
. . کُشته بشم </i>

00:17:35.788 --> 00:17:38.848
<i>اونم بخاطر نقشه اي که ميخواستن براساسش
. .  از نيروي نظامي آمريکا استفاده کنن </i>
<i>. اون ديگه برام تازگي داشت.</i>

00:17:38.924 --> 00:17:40.323
<i>. . پس . . خونسرديمو حفظ کردم </i>

00:17:40.392 --> 00:17:42.860
<i>و تا جايي که ميتونستم بدون هدر دادن لحظه اي
. به اردوگاه  برگشتم .</i>

00:17:43.195 --> 00:17:47.097
. يه دقيقه وايسا، يه دقيقه وايسا . . يه دقيقه وايسا
. بيا اين تيکه رو برگرديم عقب. گيج شدم

00:17:47.166 --> 00:17:50.966
 تو ميگي در اين لحظه از ماموريت هيچ تماسي با تروريست هاي " شمشير سوزان " ؛ برقرار نکردي ؟

00:17:51.036 --> 00:17:52.663
...بخاطر اينکه گزارش هاي ما نشون ميدن که -

00:17:52.738 --> 00:17:55.206
خب . . اون گزارش ها رو از کجا آوردين ؟
از هم قطارهاي " وراکروز " ؟

00:17:55.274 --> 00:17:57.037
و ؛ چي ؛ فکر کردين که
. . اعلام ميکنن

00:17:57.109 --> 00:17:59.805
 رسما نقشه کِشيده بودن که دوتا گلوله پسِ کله ام خالي کنن؟

00:17:59.912 --> 00:18:04.349
. . چيزي که واقعا ميخوام درموردش بشنوم و بدونم
اينه که تو چطوري ؛ بدست نيروهاي تروريست رُبوده شدي ؟

00:18:05.717 --> 00:18:09.278
آهان . . خب ؛
. اون حرف ؛ کاملا درست و دقيق نيست

00:18:11.090 --> 00:18:14.025
<i>نميتونستم اجازه بدم که " وراکروز " متوجه بشه
. . که من از نقشه هاش سردرآوردم و دنبالشم </i>

00:18:15.928 --> 00:18:18.863
<i>پس ؛ تصميم گرفتم</i>
<i>که يه صحنه ي آدمرُبايي تقلبي درست کنم . .
. . که حواسشونو پرت کنم</i>

00:18:18.931 --> 00:18:20.922
<i>. و بعدش بلافاصله به کلينيک برگشتم.</i>

00:18:24.369 --> 00:18:25.859
<i> </i>

00:18:28.740 --> 00:18:32.073
اينجا چه غلطي ميکني  مرد ؟
. ساعت 5 صبحِه

00:18:32.144 --> 00:18:34.203
. من و تو بايد حرف بزنيم
. همين الان

00:18:34.279 --> 00:18:35.769
.

00:18:37.149 --> 00:18:39.174
. خيلي خب . . گيج شدم

00:18:39.251 --> 00:18:42.550
واسه چي کسي بايد بخواد که به ما حمله کنه ؟
. بخاطر اينکه اين ؛ تاکتيکِشونه

00:18:42.621 --> 00:18:46.751
 اگه بتونن کاري کنن که اين گروه تروريستي
به نظر برسه که مسئول قتل عام اين کلينکِ
. . و همينطور مخلص شماس

00:18:46.825 --> 00:18:49.760
وراکروز ميتونه هرکاري که دلش ميخواد اينجا انجام بده
. و پول هنگفتي هم بابتش بدست بياره

00:18:49.828 --> 00:18:52.160
صحيح ؛ اما حرف اينجاس که ما ؛
سياسي نيستيم ؛ باشه ؟

00:18:52.231 --> 00:18:55.530
من تا حالا حتي اسم اين گروهو هم
نشنيده ام . . چي بود اسمشون ؟

00:18:55.601 --> 00:18:56.727
. " شمشير سوزان " -
. درسته

00:18:56.802 --> 00:18:58.633
. آره خوب -
. هميشه اتفاق ميفته -

00:18:58.737 --> 00:19:00.227
. وقتي آفريقا کار ميکردم همچين چيزيو ديدم

00:19:00.272 --> 00:19:01.933
. . يه گروه نظامي که به کمک احتياج داره

00:19:02.007 --> 00:19:06.000
. . کاراي وحشتناکي انجام ميده
. و اونا رو گردنِ دشمنهاش ميندازه

00:19:08.714 --> 00:19:11.012
منظور اينه که . . بهرحال شماها
بايد هرچه سريع تر راه بيفتين ؛ باشه ؟

00:19:11.083 --> 00:19:14.109
در اين بين ؛
. به تلفن ماهواره ايتون احتياج دارم

00:19:14.186 --> 00:19:16.552
. آره . . باشه
. تو پيداکردنش موفق باشي

00:19:16.622 --> 00:19:19.216
وقتي ما احتياج به گرفتن تماس تلفني پيداکنيم ؛
. بايد تا " سانتا مارتا " بريم

00:19:19.291 --> 00:19:21.054
جدي ؟
هيچي ندارين ؟

00:19:21.126 --> 00:19:23.185
. هِي ؛ ما که کلينيکِ " ميو " نيستيم

00:19:23.262 --> 00:19:26.026
 :و ؛ يه سئوال سريع
چه پيشنهادي براي اينکه ما از اينجا خارج بشيم داري ؟

00:19:26.098 --> 00:19:29.067
مثلا ؛ با هليکوپتر نجاتمون بريم ؟
يا با ناوگان آمبولانس هامون ؟

00:19:29.134 --> 00:19:31.864
. ما يه کلينيک کوچيک ؛ اونم تو کوهستان هستيم

00:19:31.937 --> 00:19:34.599
. من دشمني نيستم که باهاش درگيريد
فقط سعي دارم واستون . نقشه ي فرار بکِشم

00:19:34.673 --> 00:19:36.368
. و ؛ ازت سپاسگزاريم

00:19:36.441 --> 00:19:39.205
اما اين يارو " وراکروز " ؛
. . داره دنبالت ميگرده

00:19:39.278 --> 00:19:42.179
و نميتونيم اجازه بديم که بياد اينجا و
. اينجا پيدات کنه

00:19:42.247 --> 00:19:44.875
. پس . . فقط برو
. ما خودمون بلديم از خودمون مراقبت کنيم

00:19:58.497 --> 00:20:00.488
. بايد دزديده باشنش

00:20:02.367 --> 00:20:04.130
چيز ديگه اي شنيدي ؟ -
. نه ؛ هيچي

00:20:04.203 --> 00:20:05.966
. متاسفم فرمانده -
. چيزي نيست

00:20:06.038 --> 00:20:08.472
تو هنوز نقش مهمي در اين ماموريت داري ؛
. " آقاي " گارسيا

00:20:08.540 --> 00:20:10.269
. . وقتي به آمريکايي ها بگم چه اتفاقي افتاده

00:20:10.342 --> 00:20:14.005
بهشون خواهم گفت که تو با شجاعت تمام سعي کردي که با افراد شورشي  " شمشير سوزان " ؛ دربيفتي

00:20:14.079 --> 00:20:15.910
. . اما ؛ درکمال اندوه و ناراحتي

00:20:15.981 --> 00:20:18.006
. در مبارزه ؛ کُشته شدي

00:20:21.820 --> 00:20:24.789
. . جسدشو بندازين تو درّه
. و ازش واسه گزارش عکس بگيرين

00:20:24.856 --> 00:20:28.087
و ؛ درمورد کلينيک ؟
حالا که اون آمريکاييو از دست داديم ؛
. ديگه صبر کردن فايده اي نداره

00:20:28.160 --> 00:20:30.390
خودمون کلينيک رو نابود ميکنيم و
بعدش اون گزارشيو که ميخوايمو ميگيريم

00:20:30.462 --> 00:20:33.556
<i>پس ، خبر بد اين بود که " وراکروز " ؛,</i>
<i> داشت زودتر از موعد نقشه اشو عملي ميکرد </i>

00:20:33.632 --> 00:20:37.466
<i>اين حقيقتيه که وقتي توي جاده
. . با يکي که ميشناختمش </i>
<i>. برخورد کردم ؛ متوجهش شدم </i>

00:20:37.536 --> 00:20:40.096
. يا مسيح
. . چي

00:20:40.172 --> 00:20:43.573
تو اون بچه اي که قبلا ديدم ؛ درسته ؟
همون دزدِ غذا ؟
اينجا چه غلطي ميکني ؟

00:20:43.642 --> 00:20:46.941
. ميخوام مردمو از کلينيک خارج کنم
. باشه ؛ وايسا ببينم

00:20:47.012 --> 00:20:48.809
. يه لحظه آروم بگير
از کِي انگليسي حرف ميزني ؟

00:20:48.880 --> 00:20:50.848
. قبلا سريال " فول هاوس " رو نگاه ميکردم

00:20:50.916 --> 00:20:52.941
! ميدوني  . . " وراکروز " داره مياد
! بايد بريم

00:20:53.018 --> 00:20:55.612
وراکروز ؟ از کجا ميدوني داره مياد ؟
. داشتم اردوگاهِشونو ميپاييدم

00:20:55.687 --> 00:20:57.678
تو داشتي از اردوگاهِش جاسوسي ميکردي
. جاسوسي نميکردم

00:20:57.756 --> 00:21:00.384
ميخواستم غذا بدزدم
و بعدش مُچمو گرفتن و بعدش دوباره سعي کردم
. که ازشون غذا بدزدم

00:21:00.492 --> 00:21:04.019
! چه اهميتي واسه تو داره ؟
وراکروز " يکي از افرادشو کُشت ؛ "
! بخاطر اينکه گذاشته بود تو از دستِش دربري

00:21:04.062 --> 00:21:07.964
! الان داره مياد اينجا
! الان داره به اين سمت مياد

00:21:10.535 --> 00:21:12.662
. نه ؛ نه

00:21:12.738 --> 00:21:15.036
. دوباره تو ؛ نه
. . فکر کردم بهت گفتم که

00:21:15.107 --> 00:21:17.200
آره ؛ آره ؛ يادمه ؛
. يه نقشه ي جديد دارم

00:21:17.276 --> 00:21:19.767
. همين الان بايد همه رو از اينجا خارج کنيم

00:21:21.113 --> 00:21:22.705
کلينيکه؟

00:21:22.781 --> 00:21:23.975
بله

00:21:24.049 --> 00:21:25.414
کلينيک بود

00:21:25.484 --> 00:21:28.885
من گزارشهائي در مورد اينکه چه اتفاقي اينجا افتاده داشتم

00:21:28.954 --> 00:21:32.856
من شنيدم کار "اسپادا آردينته" بوده
من شنيدم که يه کار تروريستي بود

00:21:32.924 --> 00:21:34.653
من ميخوام تفسير تو رو بشنوم

00:21:34.726 --> 00:21:38.685
خب، درسته، من فکر ميکنم نکته اينجاست که کلينيک از بين رفته، درسته؟

00:21:38.764 --> 00:21:40.254
موضوع مهم اين نيست که واقعاً چه اتفاقي افتاده

00:21:40.332 --> 00:21:42.357
من تصميم ميگيرم که چي مهم هست و چي نيست، فرمانده

00:21:42.434 --> 00:21:44.459
چرا شما اينقدر به کلينيک گير داديد، قربان؟

00:21:44.536 --> 00:21:47.596
من فکر ميکنم که ما داريم در مورد يک ماموريت نظامي اينجا صحبت ميکنيم

00:21:47.673 --> 00:21:49.607
....دليل اينکه اينقدر علاقه مند هستم اين هست که

00:21:49.675 --> 00:21:52.769
کلينيکي که اونطرف کوهستان هست يهو خودبخود منفجر نميشه

00:21:54.479 --> 00:21:58.916
حالا شايد تو داري از کسي محافظت ميکني
من اينجا آدم بده نيستم

00:21:59.017 --> 00:22:01.451
خب، ثابتش کن
جون افرادي درگير اين ماجرا شدن

00:22:01.486 --> 00:22:04.649
و اون افراد کيا هستن، به صحبتهاي تو در اينجا بستگي داره

00:22:09.161 --> 00:22:12.187
بسيار خب، خوبه، بسيار خوبه
....تو اونجا آروم و راحت ميشيني

00:22:12.264 --> 00:22:15.062
و من  دادگاه نظامي رو اجرا ميکنم

00:22:23.508 --> 00:22:28.377
بسيار خب، من اون کار رو کردم، قبوله؟
من اون لعنتي رو خودم منفجر کردم

00:22:28.447 --> 00:22:30.711
ما توي وضعيت بسيار بدي افتاده بوديم، قربان

00:22:30.782 --> 00:22:35.151
يک راه براي فرار از اون وضعيت بود
ما يه عده افراد مريض داشتيم و بايد سريعتر از اونجا فرار ميکرديم

00:22:35.220 --> 00:22:38.883
. الان وقت آروم گرفتن نيست "وراکروز " و افرادش الان دارن به سمت اينجا ميان

00:22:38.957 --> 00:22:40.618
و با اين وضع جاده ها ؛
ما حدود سي دقيقه  فرصت داريم

00:22:40.692 --> 00:22:43.092
ميشه يه لطفي بکني و اين کپسول هاي
اکسيژن رو برداري ؟

00:22:43.161 --> 00:22:45.493
. . صبر کن . . فکر کنم گفتي که
. تا يه مدتي سر وکله ي " وراکروز " پيدا نميشه

00:22:45.564 --> 00:22:47.623
آره ؛ منتها نظرشو عوض کرده ؛
خنده داره که چطوري اون اتفاق افتاده

00:22:47.699 --> 00:22:50.224
دارين با وسايلم چيکار ميکنين ؟

00:22:50.302 --> 00:22:53.499
بذار يه سئوالي ازت بپرسم ؛ ببينم ؛ تو اينجا يه محموله ي مخفي از اسلحه داري که من از وجودش بي خبرباشم ؟

00:22:53.572 --> 00:22:56.405
نخير ؛ من هيچ محموله ي مخفي اسلحه اي
. اينجاها ندارم
. صحيح،منم فکر نميکردم داشته باشي

00:22:56.475 --> 00:22:58.067
بگيرش ؛ بچه

00:22:58.143 --> 00:23:00.941
پس ، به وسيله ي اين کپسول ها
. . و اون مقدار سوختي که اون پشته

00:23:01.046 --> 00:23:03.037
اين قدر نيرو دراختيار داريم . .
. که اينجا رو بفرستيم هوا

00:23:03.081 --> 00:23:04.571
! چي ؟ نه
! نه ؛ نه  ؛ نه

00:23:04.649 --> 00:23:06.947
! قرار نيست کلينيکو نابود کني

00:23:07.018 --> 00:23:09.179
مکه " وراکروز " تو راهِ اينجا نيست
که دقيقا همين کارو بکنه ؟

00:23:09.254 --> 00:23:12.348
نخير ؛ " وراکروز " ؛ ميخواد که
اين کلينيک رو با آدماي داخلش بفرسته هوا

00:23:12.424 --> 00:23:15.359
اما من ميخوام کلينيک رو نابود کنم
که يه حواس پرتي اي براش درست کنم
. که بتونم جون مردمو نجات بدم

00:23:15.427 --> 00:23:17.361
. يه نمه با همديگه فرق ميکنه
اين ديوونگيه

00:23:17.429 --> 00:23:20.023
نه ؛ نميتوني اينکارو بکني
....ببينيد ؛ بچه ها ؛واقعا که فکر نميکنيد

00:23:20.098 --> 00:23:22.862
افراد " وراکروز " ؛ متوجه اين که شماها دارين
اينجا رو ترک ميکنين نميشن ؟

00:23:22.934 --> 00:23:25.994
بايد همه ي رَدهامونو پاک کنيم
.راست ميگه ؛ بچه ها. اين بهترين راهِه

00:23:26.071 --> 00:23:28.437
ديدي ؟ دختر خانم دزدِ نوجوونمون
. باهام موافقه

00:23:28.507 --> 00:23:30.998
حالا ؛ پسرا و دخترا ؛
. اين حادثه داره اتفاق ميفته

00:23:31.076 --> 00:23:33.704
اگه اينجا بمونين ؛ جونتونو از دست ميدين ؛
. . اگه همراه من بياين

00:23:33.779 --> 00:23:34.803
زنده ميمونيم ؟

00:23:34.880 --> 00:23:36.541
. خب . . احتمال زنده موندنتون يه کم بيشتر ميشه

00:23:36.615 --> 00:23:38.845
. پس . . بياين اين کارو انجام بديم
مريض ها رو از کلينيک خارج کنيد ؛

00:23:38.917 --> 00:23:42.444
بذاريدشون توي ماشين ها و اگه آدم-بدها رو ديدين ؛خبرم کنيد

00:23:42.521 --> 00:23:44.751
. باورم نميشه داريم اينکارو انجام ميديم

00:23:44.823 --> 00:23:46.290
من چي ؟

00:23:46.358 --> 00:23:49.350
. ما دوتا ؛ قراره بمب بسازيم
ميخوايم بمب بسازيم

00:23:50.862 --> 00:23:54.525
خيلي خب ؛ گازوئيل داريم ؛ اکسيژن ؛
....اون بيرون هم گاز پروپن

00:23:54.599 --> 00:23:56.430
. . شماها چي بهش ميگين
اون دستگاه شوک قلبي منه ؟

00:23:56.501 --> 00:23:59.299
درسته، امکانش هست که دست برقضا ؛
اکسيد نيتروژن تو دست و بالت پيدا بشه ؟

00:23:59.404 --> 00:24:02.931
 نه ؛ ما ؛ حالت بيمارستان صحرايي داريم
. نه اينکه مثل مطب يه دندانپزشک شهري امکانات داشته باشيم

00:24:02.974 --> 00:24:04.805
- You keep saying that. Hold on.
من قراره اينجا چيکار کنم ؟

00:24:04.876 --> 00:24:06.810
. صبر کن
. باشه . . عاليه

00:24:06.878 --> 00:24:09.369
. بگيرش اين ؛ دستگاهِ شوکِ قلبيتِه.
آره . . اون، باشه

00:24:09.448 --> 00:24:11.473
. با نوارچسب روي فلکه ي سيلندر محکمش کن

00:24:11.550 --> 00:24:15.509
باشه -
خيلي سريع ؛ روي برچسبش نوشته که
. . دور نگه داشته شود از

00:24:15.587 --> 00:24:17.521
. آره ؛ درسته
ما داريم بمب ميسازيم ؛ باشه ؟

00:24:17.589 --> 00:24:20.752
پس بايد دقيقا برعکس چيزي که
. روي برچسب نوشته انجام بدي

00:24:32.804 --> 00:24:36.171
اين بيرون اوضاع چطوره ؟
خداي من ؛ اين دختر يه دفعه دويد و
. دست از گريه کردن هم برنميداره

00:24:37.843 --> 00:24:40.209
. هِي ؛ هِي ؛ خواهر
. آروم باش

00:24:40.278 --> 00:24:42.940
من تو اين چيزا ماهر نيستم ؛
 اما فکر نکنم  اين روشي باشه که بشه  باهاش گريه ي بچه رو بند بياري

00:24:43.014 --> 00:24:45.380
.

00:24:51.656 --> 00:24:53.590
.

00:25:02.734 --> 00:25:03.928
کلوديا

00:25:05.136 --> 00:25:07.570
<i>خوبه.ميبينم</i>

00:25:07.639 --> 00:25:08.731
راحت ، مثل آب خوردن

00:25:18.517 --> 00:25:20.576
بياين از اينجا بريم

00:25:20.652 --> 00:25:23.382
همه چيو همونطوريکه بهت گفتم
نصب کردي ؟
آره ؛ آره ؛ همون کارو کردم

00:25:23.455 --> 00:25:26.117
کپسول اکسيژن روروي حداکثر گذاشتم
. درست همونطوريکه گفتي

00:25:26.191 --> 00:25:28.352
مطمئني درست انجامش دادي ؟
. فقط يک بار ميتونيم دکمه رو فشار بديم

00:25:28.426 --> 00:25:31.725
. نه ؛ مطمئن نيستم درست انجامش داده باشم
آخه از کجا بايد بدونم
که آيا کارمو درست انجام دادم يا نه ؟

00:25:33.298 --> 00:25:36.756
خيلي خب ؛ مردم ؛
در لحظه اي که اين دکمه رو فشار بدم بمب منفجر ميشه

00:25:36.835 --> 00:25:41.101
. پس بايد راه بيفتيم
دود و آتش ؛ باعث ميشه که
. اونها متوجه فرارکردنمون نشن

00:25:44.342 --> 00:25:47.243
. باشه
. چيزي نشد

00:25:51.616 --> 00:25:53.709
. اينطوري منظورم نبود
. نقشه ي جديد

00:25:53.785 --> 00:25:55.412
نقشه جديد؟
. بايد دستي فعالش کنم -

00:25:55.487 --> 00:25:58.285
منظورت چيه ؟دستي ؟
! نه ؛ نه ، نه ، نه ، نه
. وايسا ؛ وايسا ؛ وايسا ؛ صبر کن

00:25:58.356 --> 00:26:00.483
. از ماشين بيرون نيا
نه، شايد تونستم درستش کنم

00:26:00.592 --> 00:26:02.184
. . شايد بتونم

00:26:02.227 --> 00:26:03.717
[Yells]

00:26:12.137 --> 00:26:13.627
[Grunts]

00:26:18.276 --> 00:26:20.210
فکر کنم درستش کردي

00:26:26.885 --> 00:26:29.115
چه غلطي کردي ؟ -
. فشارشو روي حداکثر گذاشتم

00:26:29.187 --> 00:26:31.712
بخاطر اينکه خودت بهم گفته بودي ؛
! خودت گفته بودي فشارو روي حداکثر بذار
آره ؛ ميدونم

00:26:31.790 --> 00:26:34.691
فقط نميدونستم که به اين خوبي از پسش براومدي
تو استعداد داري

00:26:34.759 --> 00:26:36.954
. يه دقيقه وايسا . . صبر کن
. يه لحظه
پس ؛ حالا ديگه خطري تهديدمون نميکنه ؛ درسته ؟

00:26:37.028 --> 00:26:39.588
. نه
. فاصله ي زيادي با در امن و امان بودن داريم

00:26:47.405 --> 00:26:49.896
. ببخشيد که منتظرتون گذاشتم

00:26:49.975 --> 00:26:52.705
قربان ؛ ميدونستيد که ديشب
منو داخل اتاقم حبس کردن ؟

00:26:52.777 --> 00:26:56.178
بايد بهتون بگم که اين ماجرا داره بيشتر و بيشتراز يه پرش و پاسخ غير رسمي فاصله ميگيره

00:26:56.247 --> 00:26:58.272
. هنوزم يه تحقيق ساده اس ؛ فرمانده

00:26:58.350 --> 00:27:01.547
گرچه ؛ بعداز شهادت ديروزتون
اگه من به جاتون بودم ؛
براي مسافرت برنامه ريزي نميکردم

00:27:01.653 --> 00:27:04.213
بابت هشدارتون ممنون

00:27:04.255 --> 00:27:07.156
حالا ؛ وسطِ اين افسانه هاي قهرمانانه اي
. . که تعريف ميکني

00:27:07.225 --> 00:27:10.058
مثل اينکه از ماموريت اصليتون فاصله گرفتيم...

00:27:10.128 --> 00:27:13.928
ماموريتي که بايد از سازماني تروريستي به اسم " شمشير سوزان " اطلاعات جمع آوري ميکردي

00:27:13.999 --> 00:27:17.298
درسته ؛ درواقع ؛ داشتم
به اون بخش از ماجرا ميرسيدم

00:27:17.369 --> 00:27:22.329
<i>پس ؛ بعد از ماجراي تاسف بارِ
. . قرباني کردن کلينيک.</i>

00:27:22.407 --> 00:27:24.432
<i>چند مايل جلوتر ؛ . .
. دورهم جمع شديم </i>

00:27:24.509 --> 00:27:26.500
. هنوز دنبالمونو نگرفتن

00:27:26.578 --> 00:27:28.603
فکر کنم تا وقتي متوجه نقشمون بشن ؛

00:27:28.680 --> 00:27:30.773
. يک ساعتي ازشون جلوتر باشيم . .

00:27:30.849 --> 00:27:32.282
يک ساعت ؟

00:27:32.350 --> 00:27:34.580
 يعني اين همه که اونجا جون کنديم
و بمب ترکونديم ؛ فقط يک ساعت برامون وقت خريد ؟

00:27:34.653 --> 00:27:37.178
مثلا قراره خبر خوبي باشه
که داري بهمون ميدي ؟
ببين ؛ نميدونم چي بهت بگم

00:27:37.255 --> 00:27:39.189
اين زمان ؛ خيلي بهتر از يک دقيقه
. و البته بدتر از يک روزه

00:27:39.257 --> 00:27:42.283
پس ، در اين بين ؛ بايد اون بيمارها رو
جايي ببريم که بتونيم مخفي بشيم

00:27:42.360 --> 00:27:44.294
. نزديک ترين شهر به اين جا " سانتا روزا " هست

00:27:44.362 --> 00:27:46.296
. آره ؛ آره
. يه کلينيک هم داره

00:27:46.364 --> 00:27:48.992
صحيح ؛ شوربختانه نميتونيم به نزديک ترين شهر
به اينجا که کلينيک هم داره بريم

00:27:49.067 --> 00:27:51.092
بخاطر اينکه اونجا ؛ اولين جاييه که اونها
. دنبال يه مُشت آدم مريض ميگردن

00:27:51.169 --> 00:27:53.763
پس اصلا به نظرت چطوره همين جا ولشون کنيم و بريم ؟
اونا به مراقبت پزشکي احتياج دارن ، خب ؟

00:27:53.838 --> 00:27:56.033
 خب ؛ با نقشه ي تو هم ؛ اونا رو مستقيم -
تحويل " وراکروز " ميديم .

00:27:56.107 --> 00:27:58.735
ديگه کجا ميتونيم بريم ؟
جاي ديگه اي نيست

00:27:58.843 --> 00:28:02.176
همه ي به اصطلاح روستاها
. فقط شامل چندتا خونه و يه کليسا ميشن

00:28:03.148 --> 00:28:04.740
من يه جاييو بلدم

00:28:04.816 --> 00:28:06.716
. يه اردوگاه  ؛ که همين نزديکياس

00:28:06.785 --> 00:28:08.753
اردوگاه  ؟
اردوگاهِ کي ؟

00:28:09.521 --> 00:28:11.284
. " سازمان " شمشير سوزان

00:28:11.356 --> 00:28:13.017
باشه

00:28:13.091 --> 00:28:15.321
اونموقعو يادته که فقط يه
. . نوجوون گرسنه بودي

00:28:15.393 --> 00:28:16.883
که نميتونست انگليسي حرف بزنه ؟

00:28:16.961 --> 00:28:19.429
اونموقع گفتي که هرگز حتي
. اسم سازمان " شمشير سوزان " رو هم نشنيده بودي

00:28:19.497 --> 00:28:20.828
. خب دروغ گفتم

00:28:20.899 --> 00:28:23.493
. اونا ميتونن کمکمون کنن
. ميتونن افراد بيمارمونو مخفي کنن

00:28:23.568 --> 00:28:25.297
ميدوني چيه ؟

00:28:25.370 --> 00:28:28.168
. فکر نکنم انتخاب ديگه اي داشته باشيم

00:28:30.308 --> 00:28:32.674
مثل اينکه قراره با اين خانم کوچولويِ
. تروريستمون بريم

00:28:34.813 --> 00:28:37.577
فقط براي اينکه روشن بشه  فرمانده ؛
يعني شما تصميم گرفتيد
. . به گروهي ملحق بشيد

00:28:37.649 --> 00:28:39.640
که براي تحقيق کردن درمورد فعاليت هاش . .
به " کولومبيا " فرستاده شده بوديد ؟

00:28:39.718 --> 00:28:42.118
خب ؛ " ملحق شدن " ؛ کلمه ي خيلي قوي ايه ؛ قربان

00:28:42.187 --> 00:28:44.212
منظورم اينه که ؛ خب ؛
. . ما به دردسر افتاده بوديم

00:28:44.289 --> 00:28:46.985
و در اون منطقه ؛ . .
. انتخاب هاي زيادي نداشتيم

00:28:47.058 --> 00:28:50.391
. خيلي خب
و اين دختر " بيتريز " که بهش اشاره کرديد ؛
. هيچ سابقه اي ازش دراختيار ندارم

00:28:50.462 --> 00:28:52.453
. خب ؛ جاي تعجب نداره
. اون بچه اس

00:28:52.530 --> 00:28:54.930
اون دختر ؛ بچه ايه که شما رو به سمت اردوگاهِ گروهي
.  مضنون به فعاليت هاي تروريستي راهنمايي کرده

00:28:54.999 --> 00:28:58.491
انتظار داريد چي بهتون بگم ؟
منظورم اينه که ؛ اون دختر ؛
. واسه خودم هم ناشناخته و رازآلود بود

00:28:58.603 --> 00:29:00.537
. . اين بچه

00:29:00.572 --> 00:29:03.564
خب ، قربان ؛ اگه باهاش ملاقات کنيد ؛
. متوجه عرايض بنده ميشيد

00:29:05.443 --> 00:29:07.502
. . خيلي خب ؛ پس ؛ اووم

00:29:07.579 --> 00:29:09.945
واسه چي فقط من چشم بند دارم ؟

00:29:10.014 --> 00:29:12.312
. بخاطر اينکه بهت اطمينان ندارم

00:29:12.383 --> 00:29:13.941
. تو يه سربازي -
. به خاطر اين بهم اطمينان نداري

00:29:15.487 --> 00:29:18.285
پدر و مادرت ميدونن که با افراد " شمشير سوزان " ؛ رابطه داري ؟

00:29:18.356 --> 00:29:20.551
! درمورد پدر و مادرم حرف نزن -
. باشه

00:29:20.625 --> 00:29:21.751
حالا جوش نيار -

00:29:21.826 --> 00:29:23.919
ميدوني ؛ چيزي که ميخوام بهت بگم
. . اينه که

00:29:23.995 --> 00:29:27.556
 بيشتر دخترايي که به سن و سال تو هستن . .
طرفدار ؛ ميدوني ؛ . .
. آرايش و خريد کردن هستن

00:29:27.632 --> 00:29:29.395
ببينم ، تو هيچ فروشگاهي اين طرفا ميبيني
که من بخوام ازش خريد کنم ؟

00:29:29.467 --> 00:29:31.230
. نه
تو چشامو بستي ، يادته ؟

00:29:31.302 --> 00:29:33.532
. هيچ فروشگاهي اينطرفا نيست
. پس ديگه سئوال نپرس

00:29:33.605 --> 00:29:35.630
باشه ؛ ببين ؛
. نميخوام فضولي کنم

00:29:35.707 --> 00:29:38.403
فقط کنجکاوم که تو چطوري با اين آدما قاطي شدي

00:29:38.476 --> 00:29:40.467
. اونا دوستامن

00:29:41.780 --> 00:29:45.272
. باشه. حالا . . چقدر ديگه مونده
که به دوستات برسيم ؟

00:29:45.350 --> 00:29:47.784
 بايد از وسايل ارتباطيشون استفاده کنم
. تا اين وضعيتو به مقامات ارشدم گزارش کنم

00:29:47.852 --> 00:29:49.649
[Brake Sets]

00:29:49.721 --> 00:29:52.315
. چشاتو بازکن
. رسيديم

00:30:01.966 --> 00:30:04.093
. لابد شوخيت گرفته

00:30:07.906 --> 00:30:11.273
اين ؟
اين ؛ شمشير سوزانِه  ؟

00:30:11.342 --> 00:30:14.470
. آهان، مگه مشکلي هست ؟
چي . . خب ؛ اين که همه اش
. فوقِش دوازده نفرن

00:30:14.546 --> 00:30:18.209
اميدوار بودم يه ارتشي ؛
چيزي اينجا باشه که . .
. جلوي قتل عام شدنمونو بگيره

00:30:18.283 --> 00:30:20.945
ببين ؛ " اسپادا آرديِنتِه " ؛ يه جور ؛ -
راستي اصلا معنيش چي ميشه ؟ -
* در ترجمه از معني اصلي استفاده شده*
معني سوزاني چيزي ميده ؟

00:30:21.019 --> 00:30:22.680
! " شمشير "
! تو نميفهمي

00:30:22.754 --> 00:30:25.723
شمشير " ؛ براي ما يعني ؛ "
. نترس ؛ پرشور

00:30:25.790 --> 00:30:29.248
ما حاضريم بسوزيم ؛
. اما دشمنامونو شکست بديم
صحيح ؛ باشه ؛ فهميدم ؛
.  شمشير سوزان

00:30:29.327 --> 00:30:32.421
حالا مگه تعداد کم چه مشکلي داره ؟
! ميتونيم به سرسختي بقيه مبارزه کنيم

00:30:32.497 --> 00:30:34.727
ببين ؛ متنفرم از اينکه
. سخنرانيتو کوتاه کنم ؛ عزيزم

00:30:34.799 --> 00:30:37.962
اما ، ميدوني چيه ؟
. تعداد نيروهات ؛ مهمه

00:30:38.036 --> 00:30:39.970
خب ؟
. خيلي هم مهمه

00:30:40.038 --> 00:30:43.633
منظورم اينه که ؛ بالاخره با يه گله گوسفند
. که نميتوني توي جنگ برنده بشي

00:30:43.708 --> 00:30:46.438
ببين ؛ توي جنگ ؛ مهمترين نکته قدرت آتشِه
اصلا اينا تجهيزات دارن ؟

00:30:46.511 --> 00:30:49.275
بيشتر افرادمون تنفگ شکاري دارن
....البته مقدار مهماتمون کمه ؛اما

00:30:49.347 --> 00:30:51.247
تو اصلا باحرفات باعث نميشي که
. حالم بهتر بشه ؛ بچه

00:30:51.316 --> 00:30:53.876
تجربه چي ؟
بعضياشون تو ارتش بودن

00:30:53.952 --> 00:30:57.718
. و بهترين مبارزمون هم " لوييسِ"ـه
اون يارو گُندهَه رو ميگي ؟

00:30:59.157 --> 00:31:01.057
. نه
. اوني که کنارشه

00:31:03.962 --> 00:31:05.122
. فوق العاده اس

00:31:05.196 --> 00:31:07.187
[Sighs]

00:31:07.265 --> 00:31:11.599
ببينم ، يعني اينا ؛ يه کاميون
پر از افراد شبه نظاميو گرفتن ؟
آخه چطور همچين کاري کرديد ؟

00:31:11.669 --> 00:31:14.069
لوييس " ؛ با گلوله لاستيک هاشونو پنجرکرد "
و منم رفتن از تپه پايين و ماشينشونو آتيش زدم

00:31:14.138 --> 00:31:16.629
! اونا گوسفندهاشو کُشتن

00:31:16.708 --> 00:31:20.804
گوسفندهاش ؟جدي ميگي ؟
يعني بهترين مبارزي که داريد يه چوپانِه ؟

00:31:21.546 --> 00:31:23.070
چوپان ؟
واقعا ؟

00:31:23.147 --> 00:31:24.637
[Laughs]

00:31:35.660 --> 00:31:37.389
! سلام -
! سلام

00:31:49.941 --> 00:31:51.431
. " بِن "

00:31:51.509 --> 00:31:54.342
نه ؛ سرفه اش عودکرده ؟
. بذار ببينم

00:31:54.412 --> 00:31:56.710
خيلي خب ؛
. . من يه بازديد مقدماتي کوچکي انجام دادم

00:31:56.781 --> 00:31:58.772
. و يه مقدار اطلاعات واست جمع کردم . .

00:31:58.883 --> 00:32:01.647
،اولين چيزاينکه واقعا نبايد بهشون
. يه مشت چوپان کثيف " بگي"

00:32:01.686 --> 00:32:03.483
. من لغت " کثيف " رو براشون بکار نبردم

00:32:03.554 --> 00:32:05.488
و تنها دلايلي که براي يه مرد
. . از اينجا لغت چوپان رو بکار بردم

00:32:05.556 --> 00:32:08.525
اينه که اون مرد " گوسفند " داره . .
. و اونا رو ميبره چَرا و ازشون مراقبت ميکنه

00:32:08.593 --> 00:32:10.823
. درسته
. اونا کشاورزن

00:32:10.895 --> 00:32:16.424
بهرحال ، مثل اينکه زمينشون ارزش زيادي داري براي اينکه ازش به عنوان راهي براي انتقال مواد مخدر به ساحل استفاده بشه

00:32:16.501 --> 00:32:19.129
يکي به " وراکروز " پول داده
. که اونا رو مجبور به ترک زمين هاشون بکنه

00:32:19.203 --> 00:32:21.228
اونا هم باهاشون درافتادن ؛
. . يه چند باري جلوشون شانس آوردن

00:32:21.306 --> 00:32:24.298
و درنتيجه " وراکروز " فکر کرده که اونا . .
. خيلي مخوف تر و بزرگتر از اوني هستن که واقعا هستن. تقريبا

00:32:24.375 --> 00:32:28.869
. خيلي خب ؛ گوش بدين بچه ها
. اين دختر " مالاريا " گرفته

00:32:28.947 --> 00:32:32.383
و بدون داروي درست ؛
. امکان داره بزودي بميره

00:32:32.450 --> 00:32:34.645
ببين ؛ دارم تمام توانمو
. اينجا استفاده ميکنم

00:32:34.719 --> 00:32:37.847
فقط سعي دارم که همه رو زنده نگه دارم
. منم همينطور مرد

00:32:37.922 --> 00:32:39.412
. منم همينطور

00:32:42.360 --> 00:32:45.158
[Speaking Spanish]

00:32:48.700 --> 00:32:50.827
اين مرد ميخواد بدونه واسه چي
. . شلوارت آبي رنگِه

00:32:50.902 --> 00:32:52.494
درحاليکه جنگل ؛ سبزه ؟

00:32:53.838 --> 00:32:56.272
لطفا به اون مرد بگو که
. نميخوام درموردش حرف بزنم

00:32:58.142 --> 00:32:59.700
<i>## [Guitar Strums]</i>

00:32:59.811 --> 00:33:01.369
[Chattering in Spanish]

00:33:01.412 --> 00:33:03.346
داستان " بياتريز " چيه ؟

00:33:03.414 --> 00:33:06.212
. مثل اينکه مشکل کنترل خشم داره

00:33:06.284 --> 00:33:10.653
. بهاييه که بايد بخاطر بخشي از زندگيش بپردازه
وقتي ميبينه که جلوي روش باباشو با تير ميزنن

00:33:10.722 --> 00:33:13.782
. . و بعدش به سمت اردوگاهِ " شمشير سوزان " مياد

00:33:13.858 --> 00:33:15.792
و روز بعدش هم . .
. اونا بين خودشون قبولش ميکنن

00:33:15.860 --> 00:33:18.090
پس . . مثلا اونو بين خودشون
واسه خوش يُمني نگه داشتن ؟

00:33:18.162 --> 00:33:20.562
. آره
. يه همچين چيزايي

00:33:20.631 --> 00:33:23.566
. يه چيز ديگه
. يه اسم جديد توي اردوگاه داري

00:33:23.634 --> 00:33:25.534
<i> " باربيلا " </i>

00:33:25.603 --> 00:33:28.936
باربيلا " ؟ " معنيش چيه ؟
معني " وحشي " ميده ؟

00:33:29.007 --> 00:33:31.908
. " نه ؛ به معني " دست زير چونه

00:33:35.680 --> 00:33:37.079
. " دست زيرچونه

00:33:38.416 --> 00:33:40.145
. اصلا منطقي نيست

00:33:41.719 --> 00:33:44.449
.

00:33:54.499 --> 00:33:56.126
. هر روز صبح تمرين ميکنن

00:33:56.200 --> 00:33:58.168
اين همون کاريه که
. توش ارتش هم انجام ميدن

00:33:58.236 --> 00:33:59.760
.

00:33:59.871 --> 00:34:02.135
شک ندارم که تو ارتش
. با اسلحه هاشون شليک ميکنن

00:34:02.173 --> 00:34:04.607
فکر کردي خنده داره ؟
داري بهشون ميخندي  ؟

00:34:04.675 --> 00:34:07.143
. نه ؛ فکر نمي کنم خنده دار باشه ؛بچه
. . به نظرم اين هرچيزي هست بجز

00:34:07.211 --> 00:34:11.113
. بجز ارتش
. اونا تمرين نميکنن. اون يارو " لوييس " ؛ خيلي پيره

00:34:11.182 --> 00:34:13.673
ديگه نخواه برم سراغ اون
. مرتيکه ي چاقي که اونجاس که واست بگم چطوريه

00:34:13.751 --> 00:34:15.378
.

00:34:15.453 --> 00:34:17.648
! اونا اسلحه ميخوان
! و ميدونم که ميتوني کمکشون کني

00:34:17.722 --> 00:34:21.180
کلينيک که بوديم ؛ ديدم چيکارا کردي
. و اون مواد منفجره رو درست کردي
اونا به چيزي بيشتر از اسلحه احتياج دارن

00:34:21.259 --> 00:34:23.750
. . باور کن . . در جنگِ واقعي
. اين احمقا . . قتل عام ميشن

00:34:23.828 --> 00:34:26.262
.

00:34:26.330 --> 00:34:27.763
هِي ؛

00:34:27.832 --> 00:34:31.700
 فقط داريم باهمديگه حرف ميزنيم
. چيزي براي نگاه کردن وجود نداره

00:34:31.769 --> 00:34:33.031
. همه چي روبراهِه

00:34:33.104 --> 00:34:35.072
ببين ، بخاطر پدرت متاسفم ؛
باشه ؟

00:34:35.139 --> 00:34:37.369
و مطمئنم که دوستاي گروهِ " شمشير سوزانِ"ت هم
. خيلي شجاع و نترسن

00:34:37.442 --> 00:34:40.741
اما باور کن ؛ مردهاي بي باک و نترس هم
. درست مثل بقيه به خونريزي دچار ميشن

00:34:42.280 --> 00:34:44.680
.

00:34:50.021 --> 00:34:51.454
نظرت چيه ؟

00:34:51.522 --> 00:34:54.286
واقعيت ؟
. اونا بيشتر از من و تو به کمک احتياج دارن

00:34:54.358 --> 00:34:56.622
يعني چي ؟
يعني اينجا گيرکرديم ؟

00:34:56.694 --> 00:35:00.528
نخير ؛ يعني بايد يه راهي پيدا کنم
، که دوستِ باوجدان و وظيفه شناسمو خبر کنم
بعدش کاري کنم که اون "ولاکروز " رو نابود کنه

00:35:00.631 --> 00:35:04.533
. خيلي خب. قبلا درموردش حرف زديم
تا دويست مايلي اينجاهيچ تلفني وجود نداره

00:35:04.569 --> 00:35:06.332
وراکروز " ؛ "
. يه تلفن ماهواره اي داره

00:35:06.404 --> 00:35:08.463
. درسته ؛ اما . . صبر کن
.  نميتوني پيش " وراکروز " برگردي

00:35:08.539 --> 00:35:11.440
خب ، چرا که نه ؟ درحال حاضر اون فکر ميکنه
که اين دوستامون که اينجان منو دزديدن

00:35:11.509 --> 00:35:13.636
. برميگردم اونجا و بهش ميگم فرار کردم -
. اوه ؛ درسته

00:35:13.711 --> 00:35:16.111
و اونم همچين برميگرده و
! " بهت ميگه " خداي من ؛ از ديدنت خوشحالم

00:35:16.180 --> 00:35:18.171
و بعدشم بغلت ميکنه . .
! و يه گلوله تو کلّه ات خالي ميکنه

00:35:18.249 --> 00:35:21.446
نه ؛ شک دارم همچين کاري بکنه ؛ اون بهم احتياج داره ؛ تا داستانشودر مورد اينکه ميخواد واسه " شمشير سوزان " ؛ پاپوش درست کنه ؛ به خورد مقامات آمريکايي بده

00:35:21.519 --> 00:35:23.510
بايد اينقدر بتونم اونجا دووم بيارم
. که با مرکز تماس بگيرم وهمه چيو بهشون بگم

00:35:23.588 --> 00:35:25.317
.

00:35:25.389 --> 00:35:26.549
. هِي

00:35:26.624 --> 00:35:29.422
اگه اشتباه کرده باشي چي ؟
. . خب ؛ اونوقت ؛ تيرميخورم

00:35:29.494 --> 00:35:32.156
و بايد با همين چوپان ها . .
. شانستونو براي زنده موندن امتحان کنيد

00:35:37.068 --> 00:35:38.501
.

00:35:38.569 --> 00:35:40.093
! استارت بزن

00:35:40.171 --> 00:35:44.039
.

00:35:47.578 --> 00:35:49.978
. خيلي خب ؛ بهتره راه بيفتم

00:35:50.047 --> 00:35:52.106
ميخوام قبل از اينکه " وراکروز " ؛
. شروع به لشگرکشي بکنه بهش برسم

00:35:52.183 --> 00:35:54.515
قبل از اينکه بري ؛
. ميخوام يه چيزيو ازت بپرسم

00:35:55.987 --> 00:35:59.081
واقعا ميخواي اينکارو انجام بدي ؟
واقعا ميخواي بري برامون کمک بياري ؟

00:35:59.190 --> 00:36:01.454
آره ؛
. همونطوريکه قبلا بهت گفتم

00:36:01.492 --> 00:36:04.222
. . برميگردم ؛ تماس ميگيرم و -
. مردم ؛ حرفاي زيادي ميزنن -

00:36:05.963 --> 00:36:08.193
من همه رو صحيح و سالم
از کلينيک خارج کردم ؛ مگه نه ؟

00:36:08.266 --> 00:36:11.258
يه مرد بايد چيکار کنه که واسه خودش يه مقدار
اعتبار بين بقيه کسب کنه ؟

00:36:11.335 --> 00:36:13.428
من در تمام دنيا ؛
. توي همچين موقعيت هاي خطرناکي بودم

00:36:13.504 --> 00:36:16.564
و ، وقتي اوضاع رو به خشونت و سختي ميره ؛
. همه واسه خودشون يه پا قهرمان ميشن

00:36:16.641 --> 00:36:20.702
و بعدش ؛ اين واقعيته که خودشو تحميل ميکنه ؛
. و قول هايي که مردم به همديگه دادن ، شکسته ميشن

00:36:22.813 --> 00:36:25.213
و اگه اون مردمو نااميد کني ؛
. . ميخوام اينو بدوني که

00:36:25.283 --> 00:36:29.117
من خودم شخصا پيدات ميکنم . .
. و همه ي دندون هاتو ؛ توي دهنت خورد ميکنم

00:36:32.156 --> 00:36:34.954
آماندا " ؛ من هيچکيو "
. نااميد نميکنم

00:36:36.961 --> 00:36:40.260
. . ممکنه تير بخورم ؛ اما
. دندونام سر جاشون صحيح و سالم باقي ميمونن

00:36:40.531 --> 00:36:43.056
 ...قبل از اينکه جلوتر بريم رهبر گروه " شمشير سوزان " ؛

00:36:43.134 --> 00:36:45.534
که اين مرد ؛ به اسم . .
. .  لوييس مندز " باشه "

00:36:45.603 --> 00:36:47.696
. يکي از نيروهاي مسلح " کولومبيا"س

00:36:47.772 --> 00:36:50.935
. اسمش " لوييس " بود
.....و ؛ بله اون عکس

00:36:51.008 --> 00:36:52.703
. مال دوران جوونيشه و خيلي قديميه.....

00:36:52.777 --> 00:36:54.938
. با يونيفرم نظاميش ؛ خيلي خوش تيپ ميشه

00:36:55.012 --> 00:36:59.312
آيا تو از اونا براي ساختار فرماندهيشون نر خواهي کردي؟

00:36:59.417 --> 00:37:02.352
. اونا کشاورز بودن. هيچ سلسله مراتب قدرتي نداشتن
. گوسفند داري ميکردن

00:37:02.386 --> 00:37:04.377
پس فکر کردين واسه چي براي
گرفتن کمک از اونجا بيرون اومدم ؟

00:37:04.455 --> 00:37:06.446
. باشه
. خيلي خب

00:37:06.524 --> 00:37:08.651
. بعدا دوباره درموردش حرف ميزنيم

00:37:08.726 --> 00:37:10.660
بعدازاينکه اونجا رو ترک کردي
چه اتفاقي افتاد ؟

00:37:11.896 --> 00:37:13.887
<i>. " خب ؛ با ماشين برگشتم پيش " وراکروز
.</i>

00:37:13.965 --> 00:37:17.264
<i>ميدونستم که گروهِش اينقدر خوب تمرين ديدن که چندتايي ديده بان واسه گشت زني گذاشته باشن
</i>

00:37:20.938 --> 00:37:23.202
<i>به محض اينکه وارد منطقه ي اونا شدم
. از شر ماشين خلاص شدم.</i>

00:37:23.274 --> 00:37:25.572
<i>يه مقدار خودمو کثيف کردم که
. . نشون بدم از دست آدمرُباها فرار کردم </i>

00:37:30.615 --> 00:37:32.048
.

00:37:32.116 --> 00:37:35.984
<i>و رفتم تا به دوتا از </i>
<i>. ديده بان هاي " وراکروز " برخورد کردم </i>

00:37:53.771 --> 00:37:55.238
<i>Agua. Agua.</i>

00:37:55.306 --> 00:37:57.740
- <i>Vamos a Veracruz.</i>
- <i>Vamos. Vamos.</i>

00:38:00.578 --> 00:38:02.239
پسر . .

00:38:02.313 --> 00:38:06.750
 وحشتناک بود. شکنجه ام ميکردن ؛ درمورد
. هرچيزي که فکرشو بکني ازم ميپرسيدن

00:38:06.817 --> 00:38:08.250
چطور از دستِشون فرار کردي ؟

00:38:08.319 --> 00:38:10.014
. خوش شانس بودم

00:38:10.087 --> 00:38:13.022
فقط دوتا از افرادِشونو همراهم به " البانيو " فرستادن
. و تونستم ازدستِشون فرارکنم

00:38:13.090 --> 00:38:14.523
. ما همه جا رو دنبالت گشتيم

00:38:14.592 --> 00:38:16.924
وقتي تروريست ها کلينيک رو منفجر کردن ؛
. بدجوري ترسيديم

00:38:16.994 --> 00:38:18.825
البته اون ؛ بدترين جاش نبود ؛ اما ؛
. همچنان خفن هولناک بود

00:38:18.896 --> 00:38:21.126
ميدوني اونا با باطري ماشين ؛ . .
بهم شوک ميدادن و شکنجه ام ميکردن ؟

00:38:21.198 --> 00:38:22.825
! اين آدما هيولان

00:38:22.900 --> 00:38:25.892
. آره ، هيولان .حالا ميفهمي که به چه دليلي براي درافتادن
. با اين تهديد ؛ به کمکتون احتياج داريم

00:38:25.970 --> 00:38:27.198
صد در صد ؛

00:38:27.271 --> 00:38:29.739
 من که ميگم پيداشون کنيم
. و بعدش همشونو بفرستيم به درَک

00:38:29.807 --> 00:38:33.243
عاليه ؛ خوبه که شما دوباره پيشمون برگشتي ؛
. " فرمانده " اَکس

00:38:35.913 --> 00:38:37.244
.

00:38:42.019 --> 00:38:44.249
به کمک احتياج داريم ، باشه ؟
! هرچه سريعتر بهتر

00:38:44.322 --> 00:38:46.984
. باشه ؛ فرمانده
. متوجهم

00:38:47.058 --> 00:38:50.892
. . اما اجازه بدين اينو ازتون بپرسم
! چطور همچين اتفاقي افتاده ؟

00:38:50.961 --> 00:38:54.021
شما قرار بود که اونجا  فقط به کار تحقيق و گزارش مشغول باشيد
! نه اينکه با پارتيزان ها ؛ وارد جنگ بشيد

00:38:54.098 --> 00:38:57.625
خب ؛ من اون مادربخطاها رو زيرنظر گرفتم که ميخواستن منو بکُشن
. . و بعدشم بيمارستانو قتل عام کنن

00:38:57.702 --> 00:39:00.671
- <i>. و حالا هم دارم به شما گزارشِش ميدم.</i>
خيلي خب ؛ ببين ؛
. به چند جا تلفن ميزنم

00:39:00.771 --> 00:39:03.968
اما " اَکس " ؛
. .  اگه اين کارت ، يه حقه ي کثيف باشه که خودتو از اون جا بکِشي بيرون

00:39:04.008 --> 00:39:05.498
. موضوع به من مربوط نميشه

00:39:05.576 --> 00:39:08.636
حالا . . اگه به اين آدما کمک کنيد ؛
. . خوشحال ميشم که بعدش

00:39:08.713 --> 00:39:11.409
هرچقدر ميخواين حالمو بگيرين و هرجايي که
. دلتون خواست براي ماموريت بفرستينم

00:39:11.482 --> 00:39:13.609
اما . . خواهش ميکنم . . بخاطر خدا ؛
. بايد برم

00:39:13.684 --> 00:39:15.413
[Beeps]

00:39:15.486 --> 00:39:16.885
. " اَکس "

00:39:18.222 --> 00:39:19.780
. افراد آماده ان

00:39:19.857 --> 00:39:22.291
 بايد شروع کنيم به گشتن دنبال تروريست ها ؛
. قبل از اينکه فرصت حرکت و مخفي شدن بدست بيارن

00:39:22.360 --> 00:39:25.523
بله ؛ بايد اينکارو بکنيم ؛
وقت انتقامِه ؛ درست ميگم ؟

00:39:27.798 --> 00:39:30.062
در اين لحظه از عمليات ؛
. فقط سعي در وقت کُشي داشتم

00:39:30.134 --> 00:39:32.830
<i> بايد به افرادِ
. . گروهِ شمشير سوزان </i>

00:39:32.903 --> 00:39:35.394
به اندازه ي کافي فرصت ميدادم که ماشين هاشونواز جاده خارج کنن و به اردوگاهِشون برگردن

00:39:35.473 --> 00:39:37.168
[Speaking Spanish]

00:39:37.241 --> 00:39:41.678
و بايد افراد " وراکروز " رو
اينقدر مشغول نگه ميداشتم تا کمک از راه برسه

00:39:41.746 --> 00:39:44.840
. آره . . شک ندارم که از اين راه رفتيم

00:39:44.915 --> 00:39:48.009
. اما . . نه
. اون . . اون راه نيست

00:40:16.347 --> 00:40:18.838
<i>! عاليه </i>

00:40:22.219 --> 00:40:23.709
[Chuckles]

00:40:34.331 --> 00:40:36.629
[Veracruz]
<i>Hola,</i> Seٌor Axe.

00:40:38.803 --> 00:40:40.293
تاخير واسه چيه ؟

00:40:40.371 --> 00:40:42.362
. الان داشتم با افرادت حرف ميزدم

00:40:42.440 --> 00:40:44.635
داشتم بهشون ميگفتم که
اردوگاه تقريبا اونجاست

00:40:44.708 --> 00:40:47.575
اون جاهاي لاستيک ماشينو ميبيني ؟

00:40:47.645 --> 00:40:49.579
دقيقا همون رَديه که
. ماشين هاي اونا از خودشون به جا ميذارن

00:40:49.647 --> 00:40:53.139
. آره . . ميبينم
. شما يه رَدياب درجه يکين

00:40:53.217 --> 00:40:54.616
[Pistol Cocks]

00:40:54.685 --> 00:40:56.812
. و همينطور يه دروغگوي عالي

00:40:59.323 --> 00:41:00.847
درمورد چي حرف ميزني ؟

00:41:00.925 --> 00:41:03.086
. همين الان با فرماندار " پرز " صحبت کردم

00:41:03.160 --> 00:41:05.993
افرداش يک ساعت پيش ؛
. تماسِ تلفنيتو شنود کرده بودن

00:41:07.031 --> 00:41:10.398
وقتي فکرشو ميکنم که چقدر دستِکمم گرفتي
. بدجوري به احساساتم برميخوره.

00:41:10.468 --> 00:41:13.403
صادقانه فکر کردي که من
هيچ اقدام احتياطي اي انجام نميدم ؟

00:41:13.471 --> 00:41:15.837
. هِي . . بي خيال

00:41:17.241 --> 00:41:19.266
. فقط يه سوء تفاهمه -
. نه -

00:41:21.679 --> 00:41:24.204
. نه ؛ فکر نکنم سوء تفاهم باشه

00:41:24.281 --> 00:41:27.114
. فکر کنم خيلي خوب فهميدم

00:41:28.819 --> 00:41:30.946
. . حالا

00:41:31.021 --> 00:41:33.182
. جاي اونا رو روي نقشه بهم نشون بده

00:41:37.595 --> 00:41:39.563
ميدوني . . واسه چي بايد نشونت بدم ؟
. تو که بهرحال منو ميکُشي

00:41:39.630 --> 00:41:41.029
. امکانش هست

00:41:44.468 --> 00:41:45.901
. و . . همينطورم شايد نکُشتمت

00:41:45.970 --> 00:41:48.768
سئوال اينجاس که
. . دلت ميخواد همينجا بميري

00:41:48.839 --> 00:41:53.469
يا اينکه يه مدت ديگه زنده بموني و اميدوار باشي که اينقدر بدردبخور باشي که جونتو نگيرم

00:41:54.278 --> 00:41:56.508
. جاي اردوگاهِشونو بهم نشون بده

00:41:56.580 --> 00:41:58.946
. . اگه اشتباه کني

00:41:59.049 --> 00:42:01.108
. يه گلوله توي کله ات ميکارم....

00:42:01.151 --> 00:42:03.244
و شايد اون گلوله بهت کمک کنه
. که جاشونو به خاطر بياري

00:42:04.822 --> 00:42:07.518
. . خب . . فکرشو که ميکنم

00:42:07.591 --> 00:42:10.890
اون رشته کوهها ؛ . .
. برام آشنا هستن

00:42:10.961 --> 00:42:15.057
[Men Shouting in Spanish]

00:42:42.826 --> 00:42:44.851
[Clicking]

00:42:47.398 --> 00:42:48.831
[Groans]

00:42:53.904 --> 00:42:57.032
حالا بگو ببينم ؛ چه حسي داره که
يه چوپان کثيف جونِتو نجات بده ؟

00:42:57.107 --> 00:42:59.337
. خب ؛ يکي طلبت بچه
. راه بيفت بريم

00:42:59.443 --> 00:43:02.173
نه ؛ نه ؛ نه ؛ نه ؛ تا وقتي قول ندي که
. ديگه بهشون توهين نميکني ؛ راه نميفتيم

00:43:02.212 --> 00:43:03.770
[Shouts in Spanish]

00:43:05.716 --> 00:43:07.183
چي بگم  ؟

00:43:07.251 --> 00:43:09.776
. قول بده -
. بخاطر خدا . . باشه . . قول ميدم

00:43:09.853 --> 00:43:12.014
اونا عالي ترين کشاورزاي نيمه وقت
! ارتشي اي هستن که تاحالا ديدم

00:43:12.089 --> 00:43:13.989
! حالا ميتونيم بريم ؟

00:43:19.597 --> 00:43:21.565
- <i>،Siguelo!</i>
- [Yells]

00:43:21.632 --> 00:43:22.894
[Yelling]

00:43:31.375 --> 00:43:33.275
نه

00:43:37.548 --> 00:43:40.415
پس . . " وراکروز " متوجه نقشه ات شد ؟
. حالا بهتر هم ميشه

00:43:40.484 --> 00:43:42.509
وراکروز " ؛ داره اطرافو ميگرده ؛ "
. و نزديک هم هست.

00:43:42.586 --> 00:43:44.577
. حداکثر تا 24 ساعت ديگه پيدامون ميکنه

00:43:45.322 --> 00:43:46.983
. باشه

00:43:47.057 --> 00:43:49.924
حالا بايد چيکار کنم ؟
بخاطر اينکه يه خونه ي قديمي ؛
. . پر از بيمار دارم که

00:43:49.994 --> 00:43:52.087
يه پايگاه مرزي " سي.آي.اِي " ؛
. حدود 50 مايلي اينجا قرار داره

00:43:52.162 --> 00:43:55.598
پنجاه مايلي ؟
خلباني که اينجا پياده ام کرد
. درموردش بهم گفت

00:43:55.666 --> 00:43:58.430
. فکر کنم اون پايگاه ؛ بهترين شانسمونه
. پنجاه مايل

00:43:58.535 --> 00:44:01.595
ببينم ؛ موادي چيزي مصرف کردي ؟
از سربازها ؛ تستِ اعتياد ميگيرن ؟

00:44:01.639 --> 00:44:04.836
بخاطر اينکه ما نميتونيم همه ي اين آدما رو
. حتي تا 50 يارديِ اينجا بکِشيم

00:44:04.908 --> 00:44:06.432
. متوجهم

00:44:06.510 --> 00:44:08.569
بچه . . ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم ؟

00:44:09.146 --> 00:44:10.374
چي ؟

00:44:12.616 --> 00:44:14.607
. ميخوام يه چيزي ازت بخوام

00:44:14.685 --> 00:44:16.619
چطور وقتي اينطوري
. . به اين خوبي انگليسي حرف ميزني

00:44:16.687 --> 00:44:18.848
با اين آدما هم گروه شدي ؟ . . .

00:44:18.922 --> 00:44:22.119
خب ؛ بخاطر اينکه
. . تو بد وضعيتي گيرکرديم

00:44:22.192 --> 00:44:25.127
و دوست دارم بدونم که . .
. اينجا با چه کسي سروکار دارم

00:44:25.195 --> 00:44:26.958
[Sighs]

00:44:27.031 --> 00:44:29.363
. پدرم ؛ روزنامه نگار بود

00:44:29.433 --> 00:44:31.765
براي روزنامه ي " ال اسپکترادور " ؛
از شهر " بوگوتا " کار ميکرد ؟

00:44:33.203 --> 00:44:35.694
 . توي اين منطقه کار داشت کارشو ميکرد
کارش هم اين بود که از وضعيت کشاورزها
. گزارش هاي خبري تهيه ميکرد

00:44:35.773 --> 00:44:37.764
همين بود که باعث هدف گلوله
قرارگرفتنش شد ؟

00:44:37.841 --> 00:44:39.672
. بله

00:44:39.743 --> 00:44:42.473
لوييس " رو ؛ از روي مصاحبه هايي که "
. پدرم تهيه ميکرد ميشناختم

00:44:45.449 --> 00:44:48.111
...نميدونستم بعداز اينکه پدرم از دنيا رفت ؛

00:44:48.185 --> 00:44:50.380
. به کجا پناه ببرم....

00:44:50.454 --> 00:44:54.584
پس ؛ " لوييس " منو با خودش به اردوگاه آورد
. و بهم اجازه داد که همين جا بمونم

00:44:56.026 --> 00:44:57.653
. خوشحالم که اينکارو کرده

00:44:59.063 --> 00:45:02.055
. به کمکت احتياج دارم
. بايد اين ارتش کوچکو جمع و جور کنم

00:45:02.132 --> 00:45:04.430
اما يه مشکلي هست ؛
. . اونا ازم متنفرن

00:45:04.501 --> 00:45:06.435
و منم مثل يه بچه ي کلاس سومي . .
. اسپانيايي حرف ميزنم

00:45:06.503 --> 00:45:09.495
اما از تو خوششون مياد ؛
. و تو هم درحد يه قهرمان انگليسي حرف ميزني

00:45:09.573 --> 00:45:11.973
. . پس
اين لطفو بهم ميکني ؟

00:45:15.045 --> 00:45:16.979
. باهاشون حرف بزن

00:45:17.047 --> 00:45:19.572
و به شرطي که از حرفي که ميزني خوشم بياد ؛
اونوقت براي بقيه هم ترجمه اش ميکنم

00:45:19.650 --> 00:45:23.051
با احترام کامل ؛ آقايانِ محترم
. . عضو گروه شمشير سوزان

00:45:23.120 --> 00:45:24.587
! شمشير سوزان " نيست

00:45:24.655 --> 00:45:27.749
. اي خدا . . بيخيال
. فقط حرف بزن . . حرفتو بزن

00:45:27.825 --> 00:45:31.261
. ميدونم شروع خوبي نداشتيم

00:45:31.328 --> 00:45:33.262
[Speaking Spanish]

00:45:33.330 --> 00:45:36.458
. من يه چندتايي اشتباه کردم

00:45:36.533 --> 00:45:38.694
. شماها هم چندتا اشتباه داشتيد

00:45:38.769 --> 00:45:41.795
بعدشم که اون ماجراي چوپان و گوسفند و
. اين حرفا پيش اومد

00:45:42.706 --> 00:45:45.834
. نميشه بگي اتفاق نيفتاده

00:45:45.909 --> 00:45:48.776
. اما اون ماجرا . . ديگه گذشته

00:45:48.846 --> 00:45:50.814
. حالا . . من يه سربازم

00:45:50.881 --> 00:45:53.577
و تمام مراحل تمريني
. و کمربندهاي مفيدِ مبارزه رو گرفتم

00:45:53.650 --> 00:45:55.982
[Spanish]

00:45:56.053 --> 00:45:57.577
اما امروز . . . چي ؟

00:45:57.654 --> 00:45:59.019
. باهام باش -
. باشه

00:45:59.123 --> 00:46:01.489
بسيار خب
...اما امروز

00:46:01.525 --> 00:46:03.686
. اما امروز نزديک بود جونمو ازدست بدم

00:46:03.761 --> 00:46:05.695
[Spanish]

00:46:05.763 --> 00:46:08.789
و تنها دليلي که هنوز زنده ام
. بخاطر شماهاس

00:46:13.470 --> 00:46:16.166
[Spanish]

00:46:16.240 --> 00:46:18.174
. و اون باعث شد يه چيزيو بفهمم

00:46:18.242 --> 00:46:20.369
[Spanish]

00:46:20.444 --> 00:46:23.379
. . اگه قرار باشه خودمونو نجات بديم

00:46:23.447 --> 00:46:27.247
و اونطوري که بايد و شايد
حالِ " وراکروز " رو بگيريم . .
. .  و حقشو کفِ دستش بذاريم

00:46:27.317 --> 00:46:28.648
[Spanish]

00:46:28.719 --> 00:46:31.620
[Spanish]

00:46:32.289 --> 00:46:34.484
من همينو گفتم ؟

00:46:35.993 --> 00:46:38.188
مقصودم اينه که
. بايد اينکارو با کمک همديگه انجام بديم

00:46:38.262 --> 00:46:39.752
[Spanish]

00:46:39.830 --> 00:46:42.560
. . پس امروز ؛ دربرابر شما ايستادم

00:46:42.633 --> 00:46:46.091
تا ازتون درخواست کمک کنم . . .

00:46:46.170 --> 00:46:49.003
. . حالا . .من يه نقشه دارم

00:46:49.072 --> 00:46:51.336
اما بدون کمک شما ؛ اجرا نميشه . .

00:46:51.408 --> 00:46:52.739
[Spanish]

00:46:52.810 --> 00:46:56.177
. . پس همين الان بايد بدونم

00:46:56.246 --> 00:46:59.044
آيا شما باهام هستيد ؟ . . .

00:47:10.994 --> 00:47:12.791
. " شمشير سوزان "

00:47:12.863 --> 00:47:15.093
. " شمشير سوزان "

00:47:17.534 --> 00:47:20.731
خيلي خب ؛
 حالا ؛ بريم سر تمرين بخاطر اينکه به سازماندهي احتياج داريم

00:47:21.205 --> 00:47:22.194
. همين جا وايسا
. صبر کن

00:47:22.272 --> 00:47:25.105
يعني داري ميگي که
يه گروه تروريستيو تعليم ميدادي ؟

00:47:25.175 --> 00:47:28.144
تمرينشون دادي ؟
آره يا نه ؟

00:47:28.212 --> 00:47:30.646
آيا با اين مرد " لوييس مندِز " همکاري کردي ؟

00:47:30.714 --> 00:47:34.275
بله ؛ ببينيد ؛ " لوييس " يکي از بچه ها بود ؛
. . اون

00:47:40.958 --> 00:47:44.121
اون مرد ؛ عامل سابقِ
. . ارتش " کولومبيا " در دهه ي 1980 بود

00:47:44.194 --> 00:47:47.061
تا وقتي غيبش زد ؛
! احتمالا براي اينکه گروه تروريستيشو راه اندازي کنه

00:47:47.130 --> 00:47:50.258
و حالا ؛ تو به همچين مردي و دار و دسته اش
رازها و تمرينات مخصوص ارتشي رو آموزش دادي ؟

00:47:50.334 --> 00:47:52.632
تنها چيزي که ميتونم بگم قربان ؛ اينه که
. . تنها رازهايي که باهاشون شريک شدم

00:47:52.703 --> 00:47:55.797
راز هاي دبيرستان " آنالي " ؛
. و تيم فوتبال " جي.وي " بوده

00:47:55.873 --> 00:47:58.433
خيلي خب ؛ بچه ها ؛
. خوب گوش بديد

00:47:58.542 --> 00:48:01.477
. اينا نقشه هاي مبارزه هستن

00:48:01.511 --> 00:48:04.480
اين يکي که اينجاس ؛
. به دفاعِ نيکلي يا همون سکه اي معروفه

00:48:04.548 --> 00:48:06.175
<i>[Beatriz Speaking Spanish]</i>
<i>...nickel defense.</i>

00:48:06.250 --> 00:48:09.583
- <i> اگر وضعيت بدي پيش اومد</i>

00:48:09.653 --> 00:48:11.018
ديده بانها برگدن....

00:48:11.088 --> 00:48:12.783
[Spanish]

00:48:13.924 --> 00:48:15.824
بعدي اسمش دفاع بود

00:48:15.893 --> 00:48:17.360
دفاع لعنتي....

00:48:17.427 --> 00:48:20.624
مراقب باشيد اونجا 3 تا ديده بان هست
ديده بان...

00:48:20.697 --> 00:48:23.029
<i>اگر ضعيت بدي پيش بياد ما فقط 3 تا ديده بان داريم.</i>

00:48:23.100 --> 00:48:26.695
<i>[Beatriz Speaking Spanish]</i>

00:48:26.770 --> 00:48:30.262
اون مسير فقط 3 تا ديده بان داره
مجبوريم برگديم

00:48:30.340 --> 00:48:32.001
دوباره؟
آره

00:48:32.075 --> 00:48:34.600
[Chattering]

00:48:34.678 --> 00:48:37.875
آخرين مورد هم
. دفاع پيشگيرانه اس

00:48:37.948 --> 00:48:39.711
<i>...دفاع پيشگيرانه.</i>

00:48:39.783 --> 00:48:42.081
چرا ؟

00:48:43.086 --> 00:48:45.077
. همگي عقب برگشتن

00:48:45.155 --> 00:48:48.318
.

00:48:48.392 --> 00:48:50.826
مشکلشون چيه ؟

00:48:50.894 --> 00:48:52.828
آخه تمام نقشه هايي که يادشون دادي
! براي عقب نشيني بوده

00:48:52.896 --> 00:48:56.559
مردها ميخوان بدونن که
! براي حمله چه برنامه اي داري
. نه ؛ نيازي به دونستن اون يکي ندارن

00:48:56.633 --> 00:48:58.965
ببين ؛ تنها سعيمون اينه که اونا رو تو بازي
. نگهشون داريم

00:49:00.437 --> 00:49:03.804
. شماها کُشتين منو
. خيلي خب ؛ يه نقشه براي حمله داريم

00:49:03.874 --> 00:49:05.171
[Spanish]

00:49:05.242 --> 00:49:06.937
. اسمش " حمله ي رعداسا " هست

00:49:07.010 --> 00:49:08.637
" حمله ي رعداسا "

00:49:08.712 --> 00:49:10.976
. و به تغيير قيافه مربوط ميشه
. بگين ببينم

00:49:11.048 --> 00:49:13.073
. همه باهم
" حمله ي رعداسا

00:49:13.150 --> 00:49:16.313
! حمله ي رعداسا
! رعداسا ! حمله ي رعداسا

00:49:16.386 --> 00:49:18.616
حالا ؛ بياين به خداي بزرگ اميدوار باشيم
که ديگه هيچوقت مجبور نشين که
. دوباره اون کلمات رو تکرار کنيد

00:49:19.156 --> 00:49:21.386
<i>روز بعد ؛ بيمارها رو ؛ توي يه ماشين
. . گذاشتيم </i>

00:49:21.458 --> 00:49:23.358
<i>و افراد " شمشير سوزان " هم . .
. توي اون يکي ماشين سوار شدن .</i>

00:49:23.427 --> 00:49:25.861
<i>فقط 50 مايل رو بايد ميرفتيم ؛ اما وقتي
. . با جاده ي کوهستاني سروکار داريد </i>

00:49:25.929 --> 00:49:29.592
<i>. . هر مايل يه عُمر طول ميکِشه </i>
<i>. اينگار که هر يک مايل  ؛ هفت مايل باشه </i>

00:49:29.666 --> 00:49:33.158
<i>و ؛ البته ؛ بدترين جاي کار اينجاس که </i>
<i>مقصدِت ؛ پايگاه مرزي " سي.آي.اِي " باشه </i>

00:49:33.236 --> 00:49:34.760
<i>. بخاطر اينکه جاشو روي نقشه نميتوني پيدا کني.</i>

00:49:34.838 --> 00:49:37.398
يه آپديت سريع ؛
. من فرار نکردم

00:49:37.474 --> 00:49:40.102
همونطور که گفتم رفتم کمک بيارم
بله

00:49:40.177 --> 00:49:42.645
و تقريبا خودتو به کُشتن داده بودي
. پس بايد دوبرابر بهم اعتبار بدي

00:49:42.713 --> 00:49:44.840
واسه چي دوبرابر ؟

00:49:44.915 --> 00:49:47.509
 فقط به شرطي دوبرابر بهت اعتبار ميدادم که واقعا با کمک
. پيشمون برگشته بودي

00:49:47.584 --> 00:49:50.280
حالا که نزديک بود يه مرگِ بي منطق داشته باشي
تازه اعتبارت به نصف کاهش پيدا ميکنه

00:49:50.354 --> 00:49:53.289
. باشه ؛ نصفه. متشکرم
. خواهش ميکنم

00:49:54.424 --> 00:49:56.449
خيلي خب ؛ پس ؛
يه چيزيو بهم بگو

00:49:56.526 --> 00:50:00.326
کسي که ميخواد يه تنه همه ي مشکلات دنيا رو
. . حل کنه . . همچين يکي از کارکنهاي برنامه ي غذارساني

00:50:00.397 --> 00:50:02.422
بااين اوصاف ؛ واسه چي اينقدر
عيبجو و بدگماني ؟

00:50:02.499 --> 00:50:06.367
اگه داري اين سئوالو ازم ميپرسي ؛ احتمالا وقت زيادي رو
. با کارکن هاي همچين سازمان هايي نگذروندي

00:50:07.537 --> 00:50:08.561
. باشه

00:50:10.407 --> 00:50:12.398
خب ؛ منظورم اينه که ؛
. . آدم وارد اين کار ميشه

00:50:12.476 --> 00:50:14.706
. . بخاطر اينکه ميخواد دنيا رو به جاي بهتري تبديل کنه

00:50:14.778 --> 00:50:18.145
و بعدش معلوم ميشه که . .
 آدماي زيادي هستن که ميخوان دنيا رو به جاي بدتري تبديل کنن

00:50:18.215 --> 00:50:21.207
و ما هم در برابر اونا ؛ تعدادمون کمه ؛
. اونم خيلي زياد

00:50:21.284 --> 00:50:22.751
منظورت نسبت به سربازهاس ؟

00:50:22.819 --> 00:50:25.253
. نه فقط سربازها

00:50:25.322 --> 00:50:27.586
اما معمولا ؛ وقتي مردمي وجود دارن
. . که از گرسنگي رنج ميبرن

00:50:27.657 --> 00:50:30.717
معمولا يکي با اسلحه هست که . .
. باعث شده همچين اتفاقي براشون بيفته

00:50:32.396 --> 00:50:35.263
حالا که حرف از گرسنگي شد ؛ تو خودتم غذا نخوردي
چه دليلي داره ؟

00:50:35.332 --> 00:50:37.129
. اين مردم بيشتر از من بهش احتياج دارن
. باورکن

00:50:37.200 --> 00:50:38.997
اين طوري پيش خودم فکر کردم ؛

00:50:39.069 --> 00:50:41.560
اگه جون سالم بدرببريم که اونوقت تبديل ميشه به نقطه ي شروع برنامه ام
. . براي اون ده پوند وزني که ميخوام کم کنم

00:50:41.638 --> 00:50:45.574
و اگرم که نتونستيم زنده بمونيم ؛
خب ؛ مُرده ها که گرسنه اشون نميشه

00:50:50.080 --> 00:50:52.810
تو به سربازهاي ديگه اي که تاحالا ديدم
 هيچ شباهتي نداري، " فرمانده " اَکس

00:50:52.883 --> 00:50:55.374
. بابتش بهتون آفرين ميگم
سَم " صدام کن "

00:50:57.421 --> 00:50:59.218
. " باشه ؛ " سَم

00:51:00.757 --> 00:51:03.851
ميدونم الان بدجوري دلت ميخواد که بگيرم و ماچت کنم
. و باور کن . . خوشحال ميشم اينکارو بکنم

00:51:03.927 --> 00:51:05.519
چي ؟
اما ؛ فقط دارم ميگم ؛
. الان وقت خوبي نيست ؛ همين

00:51:05.595 --> 00:51:07.529
. نه ؛ نه -
. اگه هروقت ديگه اي بود ؛ تو کارت ميرفتم

00:51:07.597 --> 00:51:09.030
. اشتباه برداشت کردي
. جدي ميگم

00:51:09.099 --> 00:51:12.159
. فقط ميخواستم باهات گپي زده باشم

00:51:12.235 --> 00:51:14.135
. فقط همين قصدو داشتم

00:51:14.204 --> 00:51:16.900
. آره . . رانندگيتو بکن

00:51:20.110 --> 00:51:22.601
براي ثبت در سوابق بگم ؛
. اون ميخواست ببوسمش

00:51:22.679 --> 00:51:24.704
<i>بهرحال به راهمون ادامه داديم .</i>

00:51:31.721 --> 00:51:33.712
<i>همونطور که داشتيم به جاده هاي اصلي ميرسيديم </i>
<i>.....به سمت خارج از کوهستان ؛ </i>

00:51:33.790 --> 00:51:35.883
<i>. . دلشوره گرفتم-</i>

00:51:35.959 --> 00:51:38.621
. دلشوره اي که همينطور بدتر و بدتر ميشد

00:51:41.698 --> 00:51:43.359
[Brake Sets]

00:51:44.568 --> 00:51:47.867
حتما شوخيت گرفته

00:51:50.874 --> 00:51:53.342
. هِي
. خيلي خب ؛ اين وضع اصلا خوب نيست

00:51:53.410 --> 00:51:56.345
. نه ؛ نه. فقط بارونه
باشه ؟ وقت زيادي طول نميکِشه که
. از سر راه ببريمش کنار

00:51:56.413 --> 00:51:58.904
آدم هميشه سنگ هاي ريزش کرده و
. درختاي سقوط کرده رو تو جاده ميبينه

00:51:59.015 --> 00:52:01.882
آره ؛ خب ؛ آخه من اينطرفا
. درخت و سنگهاي زيادي نميبينم که بخوان افتاده باشن

00:52:03.653 --> 00:52:07.020
اين درختو که اينجاس درست وسط قلب دفاعي
. ميبينم

00:52:07.090 --> 00:52:08.785
. . قلب دفاعي " ؟ " -
. آره -

00:52:08.859 --> 00:52:12.124
ميگي چيکار کنيم ؟
ماشين ها رو برگردونيم عقب
. و با احيتاط به مسير ادامه بديم

00:52:12.195 --> 00:52:14.356
اوسکار " ميتونه راهو بازکنه "
يه لحظه صبر کن ؛ باشه ؟

00:52:14.431 --> 00:52:16.592
. فکر نکنم اون درخت خودبخود اونجا افتاده باشه

00:52:16.666 --> 00:52:18.998
هرچه زودتر اون درختو ببريم ؛
. زودتر هم ميتونيم از اينجا بريم

00:52:20.270 --> 00:52:21.862
. چيزي نيست
. چيزي نيست

00:52:28.879 --> 00:52:31.347
<i>تا اونا داشتن اون درختو
. . از جاده خارج ميکردن.</i>

00:52:31.414 --> 00:52:33.211
<i>. . حسِّ خيلي بدي بهم دست داد . . </i>

00:52:33.283 --> 00:52:38.983
<i>يکي از اون حس هايي که آدم ميگه ؛
. . اينجا خيلي ساکته ؛ از اينجا خوشم نمياد </i>
<i>يه اتفاق عجيب و غريبي داره اينجا ميفته ؛ . .
. خلاصه از اين جور حس ها </i>

00:52:39.956 --> 00:52:42.516
. تو بايد همينجا بموني

00:52:48.098 --> 00:52:52.262
<i> البته که اينو ميدونم </i>
<i>که خط باريکي بين احتياط و پارانويا وجود داره .</i>

00:52:52.335 --> 00:52:54.360
<i>مردم هميشه حرفايي درمورد اينکه
. يه حس خاصي درونشون دارن به آدم ميگن </i>

00:52:54.437 --> 00:52:57.065
<i>اما  اگه از هر حسي که بهتون دست ميده پيروي کنيد </i>
<i>. اونوقت هرگز کاري رو به انتها نخواهيد رسوند </i>

00:52:58.875 --> 00:53:02.834
<i>بااين وجود ؛ بعضي وقتا ؛ بخاطر دليل خاصي
. يه حس عجيب و غريبي به آدم دست ميده و دلشوره ميگيره </i>

00:53:08.018 --> 00:53:09.485
. اونا ميدونن که ما اينجاييم

00:53:09.553 --> 00:53:11.248
چي ؟ -
! ميدونن اينجاييم

00:53:11.321 --> 00:53:13.255
! دفاع پيشگيرانه

00:53:13.323 --> 00:53:15.883
[Screaming]

00:53:25.802 --> 00:53:27.394
! نه

00:53:30.373 --> 00:53:31.465
! " لوييس "

00:53:40.183 --> 00:53:42.014
. واسه يه کاري کمکم کن -
داري کجا ميري ؟

00:53:42.085 --> 00:53:44.019
ببين ؛ اونا فقط ديده بان هاي دشمن هستن ؛
باشه ؟

00:53:44.087 --> 00:53:46.612
سعي دارن اينجا نگهمون دارن تا وقتي که
نيروهاي کمکيشون از راه برسن

00:53:46.690 --> 00:53:49.090
پس بايد جلوي اونو بگيريم ؛
. . کاري کنيم که برگرده قبل از اينکه

00:53:49.159 --> 00:53:51.627
. خب ؛ قبل از اينکه " اون " برسه . .

00:53:51.695 --> 00:53:53.686
آره ؛ رسيدن ؛
. درست سر وقت ؛ يالا

00:53:54.397 --> 00:53:55.694
[Spanish]

00:53:57.734 --> 00:53:59.861
[Shouting in Spanish]

00:54:01.037 --> 00:54:03.835
! هُل بدين ! هُل بدين

00:54:06.109 --> 00:54:07.542
[Screams]

00:54:09.279 --> 00:54:10.610
! هُل بديد

00:54:17.420 --> 00:54:19.684
! هُل بديد

00:54:22.058 --> 00:54:25.289
! آره ! آره

00:54:35.905 --> 00:54:37.736
! آره ! آره

00:54:37.807 --> 00:54:40.071
! عالي بود
! يالا بچه ها

00:54:40.944 --> 00:54:43.504
. خيلي خب . . برو ؛ برو ؛ برو
. بايد بريم . . بايد از اينجا بريم

00:54:57.260 --> 00:54:59.660
. همگي خوب گوش بدين
. اونجا خيلي شانس آورديم

00:54:59.763 --> 00:55:03.859
اون دشمن ها ؛ خيلي هيجانزده شدن و اشتباهاي زيادي کردن
. اما قرار نيست دوباره اين اتفاق تکرار بشه

00:55:03.900 --> 00:55:06.061
[Spanish]

00:55:08.171 --> 00:55:10.105
پس ؛ بايد راه بيفتيم ؛
. و بايد خيلي هم سريع اينکارو بکنيم

00:55:10.173 --> 00:55:12.266
[Beatriz Speaking Spanish]

00:55:12.342 --> 00:55:16.244
حالا ؛ اگه اين نقشه اشتباه نباشه
 ما الان نزديک پايگاه مرزي " سي.آي.اِي " هستيم

00:55:16.313 --> 00:55:18.543
[Spanish]

00:55:18.615 --> 00:55:21.584
اگه عجله کنيم ميتونيم
. تا شبانگاه خودمونو به اونجا برسونيم

00:55:21.651 --> 00:55:24.347
[Spanish]

00:55:24.421 --> 00:55:27.117
فهميدين ؟ آره ؟ يا ؟

00:55:27.190 --> 00:55:29.590
. خيلي خب . . راه بيفتين

00:55:30.860 --> 00:55:32.122
ميتونيم حرف بزنيم ؟

00:55:32.195 --> 00:55:34.425
گوش کن ؛ ميدوني ؛
. . درمورد اتفاقي که قبلا افتاد ؛ اون

00:55:34.497 --> 00:55:37.159
. . داري درمورد . .
نه ؛ راستش صحبتم. دراون مورد نيست

00:55:37.233 --> 00:55:40.293
اگه دلت ميخواد با روياپردازي هات
 خودتو خجالت بدي دستِ خودته و هرطور ميلته رفتار کن

00:55:40.370 --> 00:55:43.362
اما چيزي که ميخوام بدونم اينه که
وقتي به اونجا برسيم ؛چه اتفاقي ميفته ؟

00:55:43.440 --> 00:55:45.840
خب ؛ شايد حواست به حرفايي که من زدم نبوده
وقتي اونجا برسيم ؛ ازشون کمک ميگيريم

00:55:45.909 --> 00:55:47.934
. به همين سادگي

00:55:48.011 --> 00:55:50.002
کي گفته کار به اين سادگياس ؟

00:55:54.050 --> 00:55:57.508
پس ؛ از زماني که نسبت به دشمن جلوتر بوديم استفاده کرديم
. اما زمان خيلي سخت و آروم ميگذشت

00:55:57.587 --> 00:56:00.078
<i>در اون کوه ها ؛ جاده هايي که بهشون
. . ميگن جاده هاي خوب ؛ بد هستن </i>

00:56:00.190 --> 00:56:03.159
<i>و جاده هاي بد هم ؛ خب ؛ . .
. اصلا جاده به حساب نميان .</i>

00:56:03.193 --> 00:56:04.785
. مسخره اس

00:56:04.861 --> 00:56:07.830
. حتي نميتونم تشيص بدم که شمال از کدوم طرفه
مطمئني اينجاس ؟

00:56:07.897 --> 00:56:09.762
. آره ؛ يه جايي همين طرفاس ؛ آره -
واقعا ؟

00:56:09.833 --> 00:56:12.461
بخاطر اينکه علامتي روي نقشه وجود نداره
. . که بهمون نشون بده

00:56:12.535 --> 00:56:14.969
. ما دنبال يه ساختمون سري اطلاعاتي ميگرديم

00:56:15.038 --> 00:56:17.836
. اونا علامتي از خودشون روي نقشه نميذارن
. اينطوريه که معلوم ميشه سِري هستن

00:56:17.907 --> 00:56:19.898
 درسته ؛ درسته. صحيح ؛ صحيح ؛ صحيح
. . اما امکانش نيست که اين يارو

00:56:19.976 --> 00:56:22.274
که درمورد اون پايگاه مرزي بهت گفته ؛
اشتباه کرده باشه ؟

00:56:22.345 --> 00:56:24.404
-. . چونکه صادقانه بهت بگم -
. خيلي خب ؛ اوناهاشش ؛ اونجاس -

00:56:26.850 --> 00:56:29.512
حالا ؛ ميخواي يه سري به اونجا بزني ؛ يا شايد بايد
.....چيزي که داريم ميبينيم رو به تخيلات من

00:56:29.586 --> 00:56:30.917
ربط بديم و بريم خونه ؟.....

00:56:30.987 --> 00:56:33.820
حالا بايد در بزنيم يا  . . چطوريه ؟

00:56:34.524 --> 00:56:36.549
! حالا ديگه حتما ميخواي ماچم کني

00:56:38.828 --> 00:56:40.819
شوخي که نميکني . . هان ؟

00:56:40.897 --> 00:56:43.525
. من درمورد کُشتار جمعي شوخي نميکنم
کشتار جمعي خيلي برام حساسه

00:56:43.600 --> 00:56:45.659
حالا ؛ بچه ها ؛ اينجا چيکارا ازمون برمياد ؟
اسلحه مسلحه چي دارين ؟

00:56:45.735 --> 00:56:48.465
. دوتا تفنگ 45 ميليمتري داريم
 و يه جعبه مهمات

00:56:48.538 --> 00:56:50.768
بغيراز اون ؛ يه عالمه کامپيوتر داريم
. نقشه داريم

00:56:50.840 --> 00:56:53.206
. دي وي دي " ؛ يه چند تايي هم فيلم هاي خوب "

00:56:53.276 --> 00:56:54.971
. ما پايگاه مرزي ديده باني هستيم

00:56:55.044 --> 00:56:57.512
. فقط حواسمون به اطراف هست
. . از ارتباطات پشتيباني به عمل مياريم ؛ و

00:56:57.580 --> 00:56:59.707
و ؛ موقع حمله ي ناگهاني
!! عينک محافظ ديد شب به چشم نميزنيم
( ميخواد بگه کار عملياتي انجام نميدن )

00:56:59.816 --> 00:57:01.408
. ما که دِژ نيستيم

00:57:01.451 --> 00:57:03.510
خيلي خب ؛ پس اون همه آنتن که رو سقف نصب شده چي ؟
ميتونيد با مرکز تماس بگيرين ؟

00:57:03.586 --> 00:57:06.612
. آره ؛ آره ؛ اون کار ازمون برمياد
. پس ارتباطو برقرار کنيد. همين الان به کمک احتياج داريم

00:57:08.124 --> 00:57:10.285
تو چي تو چنته داري مسئول دارو ؟

00:57:10.360 --> 00:57:11.793
. خب . . نميشه گفت خيلي زيادن

00:57:11.861 --> 00:57:13.886
. باشه ؛ صبر کن ببينم
. از هيچي که بهتره

00:57:13.963 --> 00:57:16.397
بهت که گفتم مرد ؛
. . غير از خودمون کسي اينجا نيست

00:57:16.466 --> 00:57:18.525
فقط من هستم و " گِيب " "؛
. و اون خَرِه

00:57:18.601 --> 00:57:20.501
خر ؟ -
. اون اُلاغِه ديگه -

00:57:20.570 --> 00:57:23.232
وقتي ميريم شهر ؛ براي آوردن ملزومات و آب ازش استفاده ميکنيم
. . اما ميدوني ؛ جاده هاي اين حوالي بدجوري -

00:57:23.306 --> 00:57:24.739
. آره ؛ خوب ميدونم چي ميگي -

00:57:24.808 --> 00:57:26.332
. تاريخ مصرف اين دارو ؛ دوساله منقضي شده

00:57:26.409 --> 00:57:27.740
چه خبرا ؟

00:57:27.811 --> 00:57:29.711
. به پايگاه ارتشي " سانتا مارتا " گزارش کردم

00:57:29.779 --> 00:57:32.577
و ؟ دارن کسي رو براي کمک ميفرستن ؟
گفتن بايد خودتو شخصا ببينن ؛ و رو در رو باهاشون حرف بزني

00:57:32.649 --> 00:57:34.708
گفتن فرمانده ي پايگاه
. بايد ببينتِت.

00:57:34.784 --> 00:57:38.379
فکر کنم يه مقدار درمورد مشکلي که
تو باهاش مواجه هستي ؛ با سردرگمي مواجه شدن

00:57:38.455 --> 00:57:41.549
باشه ؛ اما چطوري بايد خودمو به " سانتا مارتا " برسونم ؟
مثلا با اين اُلاغِه برم ؟

00:57:41.624 --> 00:57:43.182
. با هليکوپتر
. اون پشتِه

00:57:43.259 --> 00:57:45.227
. هليکوپتر
واسه چي از اول نگفتي ؟

00:57:45.295 --> 00:57:46.922
. خيلي خب . . حالا داريم به يه جاهايي ميرسيم

00:57:49.499 --> 00:57:52.491
حالا واقعا مجبوري که بري ؟
نميتوني باهاشون تماس بگيري ؟

00:57:52.569 --> 00:57:55.629
نه ؛ بخاطر اينکه گزارش هايي بهشون رسيده که من دزديده شدم
که کُشته شدم ؛ که قصد دارم گولشون بزنم

00:57:55.705 --> 00:57:59.232
پس ؛ بايد خودم شخصا برم اونجا
. يقه اشونو بگيرم و بيارمشون اينج
کيو باخودت مياري ؟

00:57:59.342 --> 00:58:02.311
خب ؛ ارتش " کولومبيا " ؛ با نيروهاي آمريکايي ؛ درمورد
. فعاليتهاي ضد مواد مخدر همکاري داره

00:58:02.345 --> 00:58:03.903
اونا ميتونن برامون هليکوپترهاي ارتشي ؛
. و نيرو و اين جور چيزا رو بفرستن

00:58:03.980 --> 00:58:05.675
. خيلي زود " وراکروز " اينجا رو پيدا ميکنه

00:58:05.748 --> 00:58:08.182
. درسته ؛ احتمالا خيلي زود
بخاطر همينه که بايد عجله کنيم

00:58:08.251 --> 00:58:10.185
. باشه خب ؛ بذاريد ماها هم همراهتون بيايم -
. اصلا دراينمورد هيچ جاي بحثي وجود نداره

00:58:10.253 --> 00:58:12.585
. همين الانشم يه عالمه اضافه وزن داريم

00:58:12.655 --> 00:58:15.249
. بايد بريم

00:58:18.194 --> 00:58:20.685
گوش کن بچه ؛
برميگردم پيشتون ؛ باشه ؟

00:58:20.763 --> 00:58:23.425
. نااميدتون نميکنم

00:58:24.934 --> 00:58:27.562
بگو ببينم ؛ چقدر خوب ؛ اين دوستاي ارتشي
کولومبياييتو ميشناسي ؟

00:58:27.637 --> 00:58:29.662
. چندتا عمليات مشترک باهاشون انجام دادم

00:58:29.739 --> 00:58:33.266
داشتم فکر ميکردم اگه بتونيم اين ماجرا رو به سطحي بکِشونيم که
سفارت دخالت کنه

00:58:33.343 --> 00:58:35.311
شايد اونوقت بتونيم يه چندتايي ويزا . .
. واسه بعضي از اين رفقا فراهم کنيم

00:58:35.378 --> 00:58:37.846
ميتونيم با " واشينگتون " تماس بگيريم ؛
يه برنامه ي پناهندگي هست که ممکنه بتونيم اون ها رو واردش کنيم

00:58:37.914 --> 00:58:39.211
. نقشه ي خوبي به نظرمياد -

00:58:39.282 --> 00:58:42.149
[Helicopter Blades Whirring]

00:58:49.158 --> 00:58:50.420
. حالا بلند ميشيم

00:59:10.346 --> 00:59:13.076
هي، بچه ها چقدر طول ميکشه؟
 سخت بشه بگي

00:59:13.149 --> 00:59:16.016
به محض اينکه فرود بيايم ؛
. . مامور امور خارجه رو پيدا ميکنيم

00:59:16.085 --> 00:59:18.019
. و کاغذ بازيهاي ماموريتو انجام ميديم . .

00:59:18.087 --> 00:59:19.486
کاغذ بازي ؟ -
. آره ؛ براي برگشت -

00:59:19.556 --> 00:59:21.456
خودت که رويه ي نظامي دراين جور مواردو ميدوني ؛
. . گزارش اجازه هاي صادر شده

00:59:21.524 --> 00:59:23.515
. دستورات انجام وظيفه . .
. گزارش بازپرسي از وقايع اتفاق افتاده

00:59:23.593 --> 00:59:27.996
. يه لحظه صبر کن ببينم. شماها وقتي هنوز بلند نشده بوديم
. چيزي درمورد کاغذ بازي و اين حرفا بهم نگفتين

00:59:28.064 --> 00:59:30.191
درمورد چي حرف ميزني ؟
. خب ؛ اين پروتوکولِ نظاميه ديگه

00:59:30.266 --> 00:59:33.758
سي.آي.اِي " قبول نميکنه که "
. . يه تيم ارتشي تاکتيکي رو بفرسته
. بدون اينکه قبلش همه ي جوانبو بررسي کرده باشه

00:59:33.836 --> 00:59:35.997
چرا همونجا که بوديم
چيزي دراينمورد بهم نگفتيد ؟

00:59:36.072 --> 00:59:37.630
که چي بشه . . باعث بشم
آشوب و بلوا به پا بشه ؟

00:59:37.707 --> 00:59:40.403
ما هم مثل هرکس ديگه اي ؛
. بايد از قوانين پيروي کنيم

00:59:40.476 --> 00:59:42.467
. . اون قوانين ؛ کاملا واضح و روشن هستن

00:59:42.545 --> 00:59:44.479
قانون ميگه ؛ وقتي مقر يک ساختمان سِري لو بره ؛

00:59:44.547 --> 00:59:46.845
پرونده هاي طبقه بندي شده رو برداريد
. . و از اونجا فرار کنيد

00:59:46.916 --> 00:59:48.907
بدون اينکه باعث بشيد که . .
. حادثه اي بين المللي اتفاق بيفته

00:59:48.985 --> 00:59:50.714
لغت کليدي در اينمورد ؛
. عدم دخالت در ايجاد حادثه ي بين المللي"ـه

00:59:50.787 --> 00:59:53.950
فکر ميکردم همه ي اينا رو ميدوني  و مشکلي باهاشون نداري
بخصوص وقتي توي صحبت هات به سفارت اشاره کردي

00:59:54.023 --> 00:59:56.287
. گفتي واسشون " ويزا " بگيريم

00:59:56.359 --> 00:59:58.589
بچه ها ؛ شماها به اون آدمايي که اونجا بودن
. قول داديد

00:59:58.661 --> 01:00:00.891
. من خودم بهشون قول دادم -
. بزرگ شو ؛ مَرد

01:00:00.964 --> 01:00:04.400
محال بود که بتونيم حتي به يه کوچولو از قول هايي که بهشون داديم
. وفا کنيم

01:00:04.467 --> 01:00:06.901
نميتونستيم ؛ مگر اينکه کارکنان آمريکايي
. زير آتش مستقيم دشمن قرار گرفته بودن

01:00:06.970 --> 01:00:08.904
لحظه اي در زندگي يه سرباز ميرسه ؛

01:00:08.972 --> 01:00:11.440
<i>که بايد تصميم بگيره آيا قرار </i>
<i>از يه نامه ي رسمي پيروي کنه </i>

01:00:11.507 --> 01:00:13.498
<i>يا اينکه به روحِ دستوراتي که بهش دادن وفادار بمونه</i>

01:00:13.576 --> 01:00:16.340
پس کاري از شماها ساخته نيست مگر اينکه آمريکايي ها
زير آتش مستقيم باشن ؛ درسته ؟

01:00:16.412 --> 01:00:17.845
. درسته

01:00:17.914 --> 01:00:19.973
شماها چي ؟
شماها هم حساب ميشين ؟

01:00:20.049 --> 01:00:21.676
. هليکوپتر رو فرود بيار ؛ همين الان

01:00:28.291 --> 01:00:30.782
. . شما دوتا از مامورهاي " سي.آي.اِي" رو

01:00:30.860 --> 01:00:32.987
براي پشتيباني کردن از يه گروهِ . .
مضنون به فعاليت هاي تروريستي گروگان گرفتيد ؟

01:00:34.564 --> 01:00:37.124
. اين ميشه خيانت
فکر ميکنيد که خودم ميخواستم همچين کاري بکنم ؟

01:00:37.200 --> 01:00:39.168
فکر ميکنيد انتخاب ديگه اي داشتم ؟

01:00:39.235 --> 01:00:43.535
قربان ؛ هيچ کمکي بهمون نميرسيد ؛ مگراينکه اون دوتا مامور به افسر ارشدشون
. گزارش ميکردن که بهشون حمله شده

01:00:43.606 --> 01:00:46.439
. من کاريو که بايد انجام دادم
. متوجهم. شما اون دوتا مرد رو دزديديد

01:00:46.509 --> 01:00:49.103
آدم ربائي؟ بي خيال بابا
فقط داشتم کمکشون ميکردم که کار درستو انجام بدن

01:00:49.178 --> 01:00:51.271
يعني با يه کُلتِ 45 ميليمتري
داشتي بهشون کمک ميکردي ؟

01:00:51.347 --> 01:00:53.338
خب ؛ ميدونين يه حرف قشنگي هست
. . که ميگن

01:00:53.416 --> 01:00:55.509
. تفنگ ها به آدما کمک نميکنن
. بلکه آدما ؛ به آدما کمک ميکنن

01:00:55.585 --> 01:00:57.951
تو خودتو اسير دنيايي از
. آزار و درد و رنج کردي سرباز

01:01:04.494 --> 01:01:06.826
. . فرمانده " اَکس " ؛

01:01:06.896 --> 01:01:08.989
حالا که داريم بازجويي رو ادامه ميديم ؛

01:01:09.065 --> 01:01:13.695
 متعهد هستم که ازتون بپرسم  که آيا علاقه داريد که براتون . .
يه وکيل نظامي بگيريم ؟

01:01:13.770 --> 01:01:16.136
وکيل ؟ -
. بهتون توصيه ميکنم يکي بگيريد -

01:01:16.205 --> 01:01:19.402
فکر ميکردم اينجا فقط دارم گزارش ماموريتمو ميدم
. ما ديگه خيلي از بازجويي ساده فاصله گرفتيم فرمانده

01:01:19.475 --> 01:01:21.966
ما چند نفرو
. . که در ماجراجويي کوچک شما دخالت داشتن و

01:01:22.045 --> 01:01:24.741
. بازداشت کرديم و ازشون بازجويي کرديم

01:01:24.814 --> 01:01:26.907
و بايد بگم يه پرونده ي واقعا سنگين
.  عليهتون به جريان افتاده

01:01:26.983 --> 01:01:29.042
 صبر کنيد ؛ صبر کنيد مردمو بازداشت کرديد ؟
بله ؛

01:01:29.118 --> 01:01:31.552
 کشاورزا ؛ اون دکتره ؛
. " آماندا ميپلز "

01:01:31.621 --> 01:01:34.317
. اونا دوستامن قربان
. اونا هيچ کار اشتباهي انجام ندادن

01:01:34.390 --> 01:01:36.221
. اين رويه ي متعارفمونه ؛ فرمانده

01:01:36.292 --> 01:01:38.760
رويه ي متعارف "  ؟ "
چرا گم نميشين پِي کارتون ؟

01:01:38.828 --> 01:01:40.295
! داري با افسر ارشدت حرف ميزني

01:01:40.363 --> 01:01:43.594
اينگار خودت داري  با افسر ارشدت حرف ميزني سروان
! آروم بگيريد ؛ فرمانده

01:01:43.666 --> 01:01:47.432
حالا ؛ بايد بهتون بگم که شما اين شکست مفتضحانه رو
. که بهش دچار شديد ؛ خيلي دستِکم گرفتيد

01:01:47.503 --> 01:01:50.734
و بدون شک ؛ شما
. تک و تنها در مرکز اين ناکامي قرارگرفتيد

01:01:50.807 --> 01:01:53.742
پس ؛ اين آخرين فرصتِتونه ؛ آيا ميخواهيد که
از حق خودتون براي داشتن وکيل استفاده کنيد ؟

01:01:55.044 --> 01:01:56.306
. مشکلي ندارم

01:01:56.379 --> 01:01:58.404
شما به عواقب اين اقدام خودتون آگاهي داريد ؟

01:01:58.481 --> 01:02:01.575
آره . . اينکه تا آخر عُمر؛ ميندازينم زندان ؟
. آره . . بهش آگاهي دارم

01:02:01.651 --> 01:02:04.677
. . همينطور ؛ اينو ميدونم که داشتن وکيل
. هيچ تفاوتي توي پرونده و راي نهايي ايجاد نميکنه

01:02:04.754 --> 01:02:07.382
حالا ؛ قربان ؛ اگه ميخواين اين طوق رو
. . به گردن من بندازين

01:02:07.457 --> 01:02:08.947
بفرماييد کارتونو بکنين ؛ . .
. اما کاري به کار دوستام نداشته باشيد

01:02:09.025 --> 01:02:11.653
شما در موقعيتي قرار نداريد که
. " بخوايد مذاکره کنيد ؛ فرمانده " اَکس

01:02:11.728 --> 01:02:15.425
حالا ميخوام درمورد اتفاقاتي که
. . بعداز اينکه

01:02:15.498 --> 01:02:17.796
شما به روي دوتا از مامورهاي " سي.آي.اِي" ؛
. اسلحه کشيدين بدونم

01:02:18.601 --> 01:02:20.159
. خيلي خب ؛ باشه

01:02:20.236 --> 01:02:24.036
بعداز اون به اصطلاح گفتگوم با اون دوتا مامور " سي.آي.اِي " ؛
. برگشتيم به محل پايگاهِ مرزي

01:02:24.107 --> 01:02:26.075
. و اجازه بديد يه چيزيو بهتون بگم قربان

01:02:26.142 --> 01:02:28.940
- <i>. همه واقعا از ديدنم خوشحال شدن.</i>
. برنامه عوض شده -

01:02:29.011 --> 01:02:31.411
. سريع برگشتي -
ميدوني که شهر از اونطرفه ؟

01:02:31.481 --> 01:02:34.279
. فکر کردم رفتي کمک بياري
. آره خب ؛ به يه مانع کوچولو خوردم -

01:02:34.350 --> 01:02:38.150
چه جور مانعي ؟ -
معلوم شد دوستاي " سي.آي.ايِ"ـمون
. اينقدرها هم مهربون و خوب نبودن

01:02:38.221 --> 01:02:40.280
ميخواستن همه رو اينجا بذارن و برن
. تا گرگ ها بيان و پاره اشون کنن

01:02:40.356 --> 01:02:42.449
. من با نقشَشون مخالفت کردم

01:02:42.525 --> 01:02:45.653
چي ...و اونا . . .  ؟
. دست و پاهاشونو بستم. داخل هليکوپترن

01:02:48.064 --> 01:02:50.055
. وضع خوبي نيست

01:02:50.133 --> 01:02:53.125
خيلي خب . . حالا بايد چيکار کنيم ؟

01:02:53.202 --> 01:02:56.228
 مگه خودت نبودي که گفتي
اگه کمک به موقع نرسه همگي قتل عام ميشيم ؟

01:02:56.305 --> 01:02:57.795
. همچين اتفاقي نميفته

01:02:57.874 --> 01:03:00.138
پس ؛ نقشه ي خاصي داري ؟
نه

01:03:00.243 --> 01:03:02.643
.  اما ميدونم بايد از کجا شروع کنم

01:03:02.678 --> 01:03:03.667
[Door Opens]

01:03:03.746 --> 01:03:07.147
- [Gabe] Go get some-
- Help. Oh!

01:03:07.216 --> 01:03:09.343
. تماس بگير -
. چيزيو گزارش نميکنم

01:03:09.418 --> 01:03:12.410
. تماس بگير. خودت بعدا بابتش ازم تشکر ميکني
. شک ندارم که ازت تشکر نميکنيم

01:03:12.488 --> 01:03:14.581
چرا ؛ ميکني ؛ بخاطر اينکه " وراکروز " ؛
. . ردِّ ما رو تا اينجا ميگيره

01:03:14.657 --> 01:03:17.490
و ؛ وقتي اينکارو بکنه ؛ . .
. . مياد و اينجا رو همراهِ شما دوتا بي ادب

01:03:17.560 --> 01:03:20.552
. با خاک يکسان ميکنه . . .

01:03:20.630 --> 01:03:23.758
چي ميخواي ؟
. . ميخوام به رفقات در " سي.آي.اِي " زنگ بزني

01:03:23.833 --> 01:03:25.767
و بهشون بگي که ارتش کولومبيا رو . .
. . به اينجا بفرستن

01:03:25.835 --> 01:03:27.735
يا پليس بين المللي ؛ نيروهاي ويژه ؛ . .
. خلاصه هرچي که راه دستشون باشه

01:03:27.804 --> 01:03:30.272
. بخاطر اينکارت نابود ميشي
. درسته ؛ اما سئوال اين نيست

01:03:30.339 --> 01:03:32.330
سئوال اينه که تو ؛
. . بالاخره ميخواي اون تماسو بگيري

01:03:32.408 --> 01:03:36.242
يا بايد مجبورت کنم . .
که اون تماسو بگيري ؟

01:03:38.114 --> 01:03:39.206
[Sighs]

01:03:39.282 --> 01:03:41.273
- [Receiver Lifts Off Cradle]
- [Dialing]

01:03:43.286 --> 01:03:46.983
بله ؛ " گابرييِل مانارو " هستم
. از پاسگاهِ شماره ي 412

01:03:47.056 --> 01:03:51.117
. ما اينجا به مشکلي برخورد کرديم
يه جور نيروي نظامي شورشي به موقعيتمون حمله کردن

01:03:52.361 --> 01:03:54.886
. دارم کمکت ميکنم که حرفِتو بخرن
. . بله . . بله . . اون

01:03:54.964 --> 01:03:57.956
. داريم جواب آتيششونو ميديم
. . ما به پشتيباني احتياج داريم

01:03:58.034 --> 01:04:00.400
. قانع کننده تر باهاش حرف بزن
! يا مسيح . . نه

01:04:00.503 --> 01:04:02.767
. نه . . با شما حرف نميزنم

01:04:03.306 --> 01:04:05.240
! به کمک احتياج داريم

01:04:05.308 --> 01:04:07.606
! همين الان به نيروي پشتيباني احتياج داريم
! بفرستيدشون ! کمک بفرستين
! پشتيباني نظامي ! همين الان

01:04:07.677 --> 01:04:11.704
! کمکمون کنيد
! من تويِ ايستگاه 2-1-4 هستم

01:04:11.781 --> 01:04:13.806
! بله ! بله
! فقط عجله کنيد

01:04:13.883 --> 01:04:16.147
. تا سه ساعت ديگه يه گروه ميفرستن اينجا

01:04:16.219 --> 01:04:19.746
سه ساعت ؟ وراکروز " داره ميرسه "
. تا سه ساعت ديگه دخل همگيمونو آورده

01:04:19.822 --> 01:04:22.154
آره ؛ خب ؛ بهرحال اونا دارن از روي کوهها به اين طرف ميان
! همينقدر ميکِشه ؛ رفيق

01:04:22.225 --> 01:04:24.284
. اون سريعترين زمانيه که ميتونن خودشونو برسونن
. جادوگري که نيست

01:04:24.360 --> 01:04:26.089
اينجا چه خبره ؟
کي داشت شليک ميکرد ؟

01:04:26.162 --> 01:04:28.323
. من بودم ؛ ميخواستم نقطه نظرمو ثابت کنم

01:04:28.397 --> 01:04:30.592
خيلي خب . . چي شده ؟ -
. خب ؛ خبرهاي بد و خوب براتون دارم

01:04:30.666 --> 01:04:35.126
خبر خوب اينه که کمک توي راهِه
خبر بد اينه که ؛ بايد تا وقتي اونا
. خودشونو اينجا برسونن دووم بياريم

01:04:35.204 --> 01:04:36.637
خيلي خب ؛آقايون ؟

01:04:43.846 --> 01:04:46.007
. هِي ؛ ببين چي درست کردم
. عجب بمب توپيه

01:04:46.082 --> 01:04:49.449
. تو استعداد داري
خب ؛ ميدوني ؛ من مدت زيادي
. به عنوان پزشک پشتِ خط حمله خدمت کردم

01:04:49.518 --> 01:04:51.679
. آدم اينطوري ياد ميگيره که سريع يه چيزاييو سرهم کنه
صحيح . . خب . . منم دکترهاي ميدون جنگِ زياديو ميشناسم

01:04:51.754 --> 01:04:53.722
اما هيچ کدومشون . .
. مثل تو ؛ نميتونن با مواد منفجره کار کنن

01:04:53.789 --> 01:04:55.552
. آفرين -
. متشکرم

01:04:55.625 --> 01:04:57.024
بچه کجاس ؟

01:04:57.093 --> 01:04:59.493
[Rifles Cocking]

01:05:04.166 --> 01:05:06.760
ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم ؟
چيکار داري ؟

01:05:06.836 --> 01:05:10.602
 ميدوني . . اين جنگ با " وراکروز " ؛
. داره رو به خطرناکي ميره

01:05:10.673 --> 01:05:12.664
. بايد يه مدت زيادي جلوشون بايستيم

01:05:12.742 --> 01:05:15.609
پس ، داشتم به اين فکر ميکردم که
 ايده ي خوبيه که تو همين جا بموني

01:05:15.678 --> 01:05:17.111
. و اين دوتا مامور " سي.آي.اِي " رو بِپّايي

01:05:17.179 --> 01:05:19.170
اينجا بمونم ؟
. منم ميخوام کنار تو و بقيه بجنگم

01:05:19.248 --> 01:05:22.183
. باشه ؛ باشه
. فقط بشنو ببين چي بهت ميگم

01:05:22.251 --> 01:05:24.913
تو هنوز جووني ؛ و بيشتر از اوني که
. . سهمِت بوده توي اين نبرد مايه گذاشتي

01:05:24.987 --> 01:05:27.387
خيلي بيشتر از اوني که . .
. از يه بچه به سن و سالت انتظار ميره

01:05:27.456 --> 01:05:30.016
 اونا پدرمو کُشتن

01:05:30.092 --> 01:05:32.356
فکر کنم بشه با اطمينان بگي
. . که اگه پدرت الان زنده بود

01:05:32.428 --> 01:05:34.362
اصلا و ابدا دلش نميخواست که . .
. تو خودتو جلوي گلوله بندازي

01:05:34.430 --> 01:05:36.660
. بهش فکر کن
اگه پدرت الان زنده بود و پيشت بود چي ميگفت ؟

01:05:36.732 --> 01:05:38.393
. نميدونم

01:05:39.435 --> 01:05:41.062
. اون که اينجا نيست

01:05:41.137 --> 01:05:44.971
ميگفت ؛ بچه اي به سرسختي و باهوشي تو ؛

01:05:45.041 --> 01:05:46.975
. آينده ي خيلي درخشاني درانتظارشه . . .

01:05:47.043 --> 01:05:49.841
ازت ميخواست بزرگ شي و اون آينده رو
به چشم خودت ببيني ، به نظرت اينطور نميخواست ؟

01:05:49.912 --> 01:05:51.903
فکرشو که ميکنم اگه زنده بود
. ازم ميخواست همينجا بمونم

01:05:53.349 --> 01:05:54.907
پس ؛ ميموني ؟

01:05:55.718 --> 01:05:57.310
. نه

01:05:57.386 --> 01:06:00.878
. اما از حرفايي که زدي ممنون
. تو منو ياد پدرم ميندازي

01:06:02.124 --> 01:06:04.388
. و من ؛ به حرفاي اونم گوش نميدادم

01:06:06.562 --> 01:06:08.086
امان از دست بچه هاي اين دوره زمونه

01:06:08.164 --> 01:06:09.995
! خيلي خب ؛ جمع بشين

01:06:10.766 --> 01:06:14.668
وقتي از اونجا خارج شديم ؛ يه مقدار اطلاعات جمع آوري
کرديم يه چندتايي خطر و اخبار بد پيدا کرديم

01:06:14.737 --> 01:06:16.864
رفيق " وراکروز " ؛ " پرز " ؛
. سروکله اش پيدا شده بود

01:06:16.939 --> 01:06:21.603
 و افراد بيشتريو هم همراهش آورده بود
يه عالمه نيرو ؛ به همراه مقدار زيادي اسلحه

01:06:40.997 --> 01:06:43.727
بااينحال ؛ کار زيادي از دستمون برنميومد
. بجز اينکه به همون نقشه ي خودمون پايبند بمونيم

01:06:44.900 --> 01:06:46.834
. . بمب کوچيک خودمونو جاگذاشته بوديم

01:06:46.902 --> 01:06:49.871
بمب هايي که با مواد منفجره ي سي-4 که
. . از مامورهاي " سي.آي.اِي " گرفته بوديم ساخته بوديم

01:06:49.939 --> 01:06:52.703
اونا اين مواد منفجره رو براي وقتي که بخوان سريع از
اونجا فرار کنن ؛ اونجا رو منفجر کنن ؛ دراختيار داشتن

01:06:54.543 --> 01:06:58.343
اونطوريکه من فهميدم اگه ميتونستيم اون مواد منفجره رو . .
. . در نقطه ي مناسب جايگذاري کنيم

01:06:58.414 --> 01:07:01.406
ميتونستيم جاده رو به وسيله ي چندهزار پوند ماشين هاي
آتش گرفته و درب و داغون مسدود کنيم

01:07:01.484 --> 01:07:04.317
. و يه مدت " وراکروز " رو مشغول کنيم....

01:07:06.022 --> 01:07:08.149
. احتمالا ديگه بايد بري
نه ؛ نه ؛

01:07:08.224 --> 01:07:09.714
 انجامش بده

01:07:11.227 --> 01:07:14.560
البته به شرطي که قبل از اونا ؛
. اول خودمونو هوا نميفرستاديم

01:07:18.868 --> 01:07:21.837
. خيلي خب
. پاشو بريم

01:07:21.904 --> 01:07:24.737
ميدونم که قرار نيست
. . هيچ نيروي کمکي اي برامون بفرستن

01:07:24.807 --> 01:07:26.741
[Spanish]

01:07:26.809 --> 01:07:31.007
و احتمالات رو که بررسي کنيم . .
. همه چي برعليهمونِه

01:07:31.080 --> 01:07:32.843
[Spanish]

01:07:32.915 --> 01:07:36.442
اما خوب که چي ؟
شماها " شمشير سوزان " هستين ديگه ؛ درسته ؟

01:07:36.519 --> 01:07:39.511
- [Beatriz Shouting in Spanish]
- [Men] <i>،Sيl</i>

01:07:39.588 --> 01:07:44.116
حالا ؛ ببينيد ؛ اونا بايد
. از اين مسير به طرفمون بيان

01:07:44.193 --> 01:07:47.356
وقتي بمب منفجر بشه نوبت ما ميرسه که
. حرکتشونو کُند کنيم

01:07:47.430 --> 01:07:49.455
[Spanish]

01:07:49.532 --> 01:07:52.296
بخاطر اينکه اگه از اينجا رَد بشن . . . کارمون تمومه
. تبديل ميشيم به هدف و شکارمون ميکنن

01:07:52.368 --> 01:07:54.962
[Speaks Spanish, Blows Raspberry]

01:07:55.037 --> 01:07:58.029
اردک هاي نشسته " ؟ "
. يه اصطلاحِه

01:07:58.107 --> 01:08:01.474
مثل اين ميمونه که اردک ها تو درياچه نشسته باشن
يعني تعداد زيادي اردک پشت سرهم

01:08:01.577 --> 01:08:02.566
راحت ميشه که

01:08:05.181 --> 01:08:07.513
[Men]
Ah. <i>Muerto.</i>

01:08:07.583 --> 01:08:09.551
سام

01:08:13.522 --> 01:08:15.353
چقدر اوضاعمون خرابه ؟

01:08:15.615 --> 01:08:18.928
خب . . شايد شانس خوبي داشته باشيم که قبل از اينکه
 نيروهاي کمکي برسن بتونيم معطلشون کنيم و جون سالم بدر ببريم

01:08:19.028 --> 01:08:20.188
. . اما حالا

01:08:20.262 --> 01:08:22.321
و چه مدت بايد معطلشون کنيم ؟

01:08:22.398 --> 01:08:24.889
. کمک تا حدود دو ساعت ديگه ميرسه

01:08:24.967 --> 01:08:26.958
وراکروز " و افرادش ؛ "
. . کم و بيش 90 دقيقه باهامون فاصله دارن

01:08:27.036 --> 01:08:28.970
پس فکر کنم بايد يه چيزي حدود . .
. يه نيم ساعتي جلوشون مقاومت کنيم

01:08:29.038 --> 01:08:32.201
ميتونيم اين کارو انجام بديم ؟
خب ؛ با توجه به اينکه زمين اينجا ؛
. بلحاظ استراتژيکي به نفعمونه ؛ شايد

01:08:33.442 --> 01:08:35.569
. اما نيم ساعت سخت و طولاني اي ميشه

01:08:35.644 --> 01:08:38.374
اما ؛ هِي ؛ ميتونه بدتر از اينا هم باشه ؛ درسته ؟

01:08:38.447 --> 01:08:39.880
. ممکنه بارون بگيره
. بيا انجامش بديم

01:08:40.082 --> 01:08:40.776
[Scoffs]

01:08:40.850 --> 01:08:44.251
حالا ؛ در اين لحظه ؛ شانس و بخت زيادي
. براي برد نداشتيم

01:08:44.320 --> 01:08:47.221
فقط يکي اين مزيت رو داشتيم که در سطح بالاتري از دشمن قرارگرفته بوديم
. و ديگري هم عنصر غافلگيري بود

01:08:49.225 --> 01:08:52.251
اما ؛ مزيت اونا هم اين بود که
. . خب ؛ نيروهاي زيادي داشتن

01:08:52.328 --> 01:08:56.594
همينطور تجهيزات ؛ جليقه ي ضدگلوله ؛
اسحله هاي پيشرفته بيسيم و خلاصه هرچي که فکرشو بکني

01:09:14.183 --> 01:09:17.448
روش رفته يا نه ؟
. روش نرفته . اگه روش رفته بود الان صداي

01:09:20.856 --> 01:09:22.517
[Shouting in Spanish]

01:09:22.591 --> 01:09:23.922
! لوييس " ؛ حالا "

01:09:30.499 --> 01:09:32.592
[Whooping]

01:09:32.668 --> 01:09:34.533
! " شمشير سوزان "
. لعنتي

01:09:34.603 --> 01:09:36.867
! شمشير سوزان ! حمله

01:09:36.939 --> 01:09:39.464
! از موقعيت هاتون خارج بشيد

01:09:40.943 --> 01:09:42.137
! بيايد بيرون

01:09:50.653 --> 01:09:53.247
[Gunfire]

01:10:00.062 --> 01:10:02.997
. " شليک خوبي بود " ماندو

01:10:10.005 --> 01:10:12.633
[Laughing]

01:10:27.590 --> 01:10:29.080
<i>،Arriba! ،Arriba!</i>

01:10:30.859 --> 01:10:32.793
. مهمات داره تموم ميشه

01:10:32.861 --> 01:10:34.556
بهشون بگو طوري رفتار کنن
. که اينگار دارن شليک ميکنن

01:10:34.630 --> 01:10:36.757
يعني همين کارو ادامه بدين ؛ وانمود کنن
. که مهمات دارن

01:10:36.832 --> 01:10:38.459
! چي ؟
-! فقط انجامش بده

01:10:39.335 --> 01:10:41.530
[Spanish]

01:10:44.473 --> 01:10:46.498
. هر حقه اي که بلد بودم بکار بستم

01:10:46.575 --> 01:10:48.736
اما نکته اينجاس که
. . دستِ آخر

01:10:48.811 --> 01:10:51.644
. هيچ جايگزين خوبي براي گلوله پيدا نميشه . .

01:11:00.789 --> 01:11:02.848
[Spanish]

01:11:05.194 --> 01:11:06.252
[Gunshot]

01:11:06.328 --> 01:11:09.388
[Rifles Clicking]

01:11:09.465 --> 01:11:12.559
[Scattered Gunshots]

01:11:24.480 --> 01:11:27.347
 خيلي خب ؛ فکر نکنم کلکمونو باور کرده باشن

01:11:27.416 --> 01:11:30.351
. خيلي خب ؛ ببين ؛ بازي به آخر رسيده
. همه برگردن پيش ماشين ها

01:11:30.419 --> 01:11:32.148
[Spanish]

01:11:32.221 --> 01:11:35.088
[Gunfire Continues]

01:11:37.126 --> 01:11:38.525
! پيرمرد
! راه بيفت بريم

01:11:41.397 --> 01:11:42.386
. نه

01:11:53.509 --> 01:11:55.067
[Gunshot]

01:11:55.144 --> 01:11:57.135
. صبر کنيد
داره چيکار ميکنه ؟

01:11:57.212 --> 01:11:58.839
. داره بهمون پوشش ميده

01:11:58.947 --> 01:12:01.472
. راه بيفت بريم
. بريم

01:12:02.484 --> 01:12:03.712
[Rifle Clicks]

01:12:11.527 --> 01:12:13.290
! " شمشير سوزان "

01:12:16.665 --> 01:12:18.690
. بايد برگردم سراغش -
. " بِن " -

01:12:18.767 --> 01:12:21.964
. يه بمب ديگه واسه وقت مبادا کنار گذاشتم
بايد بهش برسم

01:12:26.208 --> 01:12:28.142
[Yells]

01:12:34.316 --> 01:12:36.477
. تو هميشه آدمو غافلگير ميکني

01:12:37.953 --> 01:12:40.114
نه

01:12:41.657 --> 01:12:43.420
. يا مسيح

01:12:44.893 --> 01:12:47.487
اون مُرده

01:12:50.199 --> 01:12:53.168
تو حالت خوبه ؟ -
! نه ! تيرخوردم

01:12:53.235 --> 01:12:54.759
. درسته
. مرتيکه ي احمق . خيلي خب

01:12:54.837 --> 01:12:56.361
[Groaning]

01:12:56.438 --> 01:12:57.928
. بلند شو

01:13:21.046 --> 01:13:22.809
. ببرينش داخل

01:13:24.249 --> 01:13:26.649
. لعنتي
کدوم گورين ؟

01:13:33.726 --> 01:13:36.024
بياتريز " ؛ دارن ميان ؛ "
. بيا بريم داخل

01:13:36.095 --> 01:13:38.586
! ولم کن -
. اينطور نکن ! خواهش ميکنم بچه ؛ التماست ميکنم

01:13:38.664 --> 01:13:40.689
اونا " لوييس"ـو کُشتن
! و منم ميخوام باهاشون بجنگم

01:13:40.766 --> 01:13:43.496
ببين ؛ ميدونم که خاطر اون مرد
برات خيلي عزيز بود ؛ باشه ؟

01:13:43.569 --> 01:13:46.629
. اما اون يه سرباز بود
. داشت ازت محافظت ميکرد

01:13:46.705 --> 01:13:50.368
کاري نکن با اونجا ايستادن و
خودتو به کُشتن دادن مرگِش ؛ واسه هيچي باشه

01:13:50.442 --> 01:13:53.707
خواهش ميکنم ؛ اگه بخاطر من داخل نميري
. لااقل بخاطر اون چوپان پير اينکارو بکن

01:13:56.482 --> 01:13:59.610
پس کدوم گورين ؟
. دوباره باهاشون تماس بگير

01:13:59.685 --> 01:14:01.619
[Dialing]

01:14:01.687 --> 01:14:03.552
- <i>[Line Rings]</i>
- <i>[Man] Is that you again, 412?</i>

01:14:03.622 --> 01:14:06.682
چقدر ديگه طول ميکِشه ؟
. بخاطر اينکه وقتمون داره تموم ميشه

01:14:06.759 --> 01:14:08.886
- <i>We're going as fast-</i>
 . وضعيت داره حالت اضطراري تري ميگيره

01:14:08.961 --> 01:14:12.624
بله . . دارم با افسر ارشد پايگاه صحبت ميکنم ؟
 .....بايد بدونم که دقيقا چه مدت ديگه زمان ميبره تا نيروها برسن

01:14:12.698 --> 01:14:14.632
. اما اين افسر بي خاصيتِتون نميتونه اينو بهم بگه

01:14:14.700 --> 01:14:16.634
چه کسي صحبت ميکنه ؟
من کيم ؟

01:14:16.702 --> 01:14:19.569
! ميخواي بدوني کي داره صحبت ميکنه ؟

01:14:19.638 --> 01:14:22.698
جانشين رئيس سازمان جاسوسي ؛
. چاک فينلي " هستم

01:14:22.775 --> 01:14:26.609
. اين کسيه که داري باهاش حرف ميزني
...من از قرارگاه فرماندهي اصلي سازمان امنيت ملي ؛ به اينجا اومدم

01:14:26.678 --> 01:14:28.737
 تا به صورت اتفاقي به اين جا سرکِشي کنم که از شانس بد ؛ . .
. توي اين منطقه ي فاجعه آميزتون گيرکردم

01:14:28.814 --> 01:14:31.214
حالا . . . بگو ببينم ؛اين نيروهاي کمکي کجان ؟
ده دقيقه باشما فاصله دارن ؛ قربان

01:14:31.283 --> 01:14:32.375
. ده دقيقه ؟

01:14:32.451 --> 01:14:34.476
. بايد تا 5 دقيقه ي ديگه همه چي تموم بشه
. عجله کنيد

01:14:35.821 --> 01:14:37.311
چاک فينلي " ؟ "
آره ؛

01:14:37.389 --> 01:14:39.414
جوونيام ؛ از شرط بندي روي اون
. يه عالمه پول به جيب زدم

01:14:39.491 --> 01:14:41.550
. فکر کنم اسم شانسم باشه

01:14:42.261 --> 01:14:44.923
فکر کنم حالا ميفهميم که
. چقدر واسم شانس مياره

01:14:44.997 --> 01:14:47.192
بين چپ کردن ماشين هاشون
. . و رد و بدل کردن آتش

01:14:47.266 --> 01:14:49.131
. يه مدت زمان واسه خودمون خريده بوديم . . .

01:14:49.201 --> 01:14:51.897
اما مدت زيادي طول نکِشيد که
. وراکروز " خودشو به موقعيت رسوند

01:14:51.970 --> 01:14:54.131
. و ديگه نزديک بود که دخلمون بياد

01:14:55.741 --> 01:14:57.868
. همه رو داخل نگه دار

01:14:57.943 --> 01:15:01.344
وقتي شليک گلوله ها شروع شد
حواست باشه که کسي نزديک پنجره ها نباشه
و همه کفِ زمين دراز کِشيده باشن ؛ باشه ؟

01:15:25.003 --> 01:15:26.470
. ميرم اونجا

01:15:27.739 --> 01:15:30.071
ميخواي چيکار کني ؟
. بايد يه مدت ديگه واسه خودمون وقت بخرم

01:15:30.142 --> 01:15:33.202
سَم " ؛ اگه بري اونجا ؛ "
. وراکروز " حتما ميکُشتِت "

01:15:33.278 --> 01:15:35.405
. آره ؛ شايد
....اما اگه بتونم يه مقدر ديرتر بميرم ؛

01:15:35.480 --> 01:15:37.812
باعث ميشه که شماها
. يه مقدار به آزاد شدن از اينجا نزديک تر بشيد

01:15:37.883 --> 01:15:40.249
نه ؛ نه ؛ نه ؛
. لااقل اسلحه اتو ببر

01:15:40.319 --> 01:15:43.482
اگه ببينه اسلحه دارم ؛ به محض اينکه
. درمعرض ديدِش قرار بگيرم بهم شليک ميکنه

01:15:43.555 --> 01:15:46.422
. نگرانش نباش. يه فکري دارم
نه، نه، صبر کن

01:15:46.491 --> 01:15:49.289
. . منظورم اينه که . . اونا
. . تو نميتوني

01:15:49.361 --> 01:15:51.295
. . فقط . . اگه فقط . .

01:15:52.497 --> 01:15:53.987
. زنده بمون

01:15:54.099 --> 01:15:56.090
. تمام سعيمو ميکنم

01:15:56.134 --> 01:15:58.364
بااينحال ؛ ميدوني ؛
. . اگرم قرار بود همديگه رو ببوسيم

01:15:58.437 --> 01:16:01.565
احتمالا بايد همين الان انجامش ميداديم ؛ . .
. شايد بعدا وقت نشد

01:16:01.640 --> 01:16:03.471
. . نميخوام که

01:16:07.512 --> 01:16:11.107
. خيلي بيشتر از مشت خوردن تو دندون بهم حال داد

01:17:03.368 --> 01:17:05.461
هِي ؛ بچه ها

01:17:06.405 --> 01:17:07.702
. بايد حرف بزنيم

01:17:07.773 --> 01:17:10.037
چي براي گفتن باقي مونده فرمانده " اَکس " ؟

01:17:10.108 --> 01:17:12.099
. ما حرفاي زيادي براي گفتن داريم

01:17:12.177 --> 01:17:14.202
اومدم اينجا که درمورد
. شرايط تسليم شدنتون حرف بزنيم

01:17:14.279 --> 01:17:16.474
- [Chuckles]
- [Men Laughing]

01:17:16.548 --> 01:17:19.346
ما تسليم بشيم ؟
قراره به اين حرفت بخنديم ؟

01:17:27.392 --> 01:17:29.519
[Sam Grunting]

01:17:29.594 --> 01:17:32.085
چقدر مونده برسن ؟
. نميدونم

01:17:32.164 --> 01:17:35.224
. بزودي
. بهتره زودتر پيداشون بشه

01:17:37.135 --> 01:17:39.365
[Groans]

01:17:39.438 --> 01:17:42.498
تو اينگار عاشق اينکاري ؛ مگه نه ؟

01:17:42.574 --> 01:17:45.099
چند نفر داخلن ؟

01:17:45.177 --> 01:17:48.578
باورکن ؛ اصلا نميدوني که
! با چي طرفي

01:17:48.647 --> 01:17:51.741
. چرا ميدونم ؛ " اسپادا آرديِنتِه  " ؛ ميدونيم
. نه . نه

01:17:51.817 --> 01:17:53.842
. "  بهشون ميگن " شمشير سوزان

01:17:53.919 --> 01:17:55.944
باورکن ؛
! نميخوايد خودتونو باهاشون درگير کنين

01:17:56.054 --> 01:17:58.284
و ؛ چرا نبايد بخوايم باهاشون درگير بشيم ؟
. . بخاطر اينکه من همه جا جنگيدم

01:17:58.323 --> 01:18:00.883
افغانستان ؛ بالکان " ؛
. آسياي جنوب شرقي

01:18:00.959 --> 01:18:02.551
. اما هرگز جنگجوهايي مثل اينا نديدم

01:18:02.627 --> 01:18:06.791
من خودم شمردمشون که دوازده نفر بودن که اسلحه هاي قديمي و کُهنه اي هم داشتن
يه مُشت کشاورز ؛ از روي قيافه اشون ميشد تشخيص بدي

01:18:06.865 --> 01:18:09.265
واقعا ؟
فکر کردي فقط همينا رو دارم ؟

01:18:09.334 --> 01:18:11.131
پس من اينجا چيکار ميکنم ؟

01:18:11.203 --> 01:18:13.137
. من يکي از فرمانده هاي نيروي دريايي هستم

01:18:13.205 --> 01:18:15.765
 فکر کردي وقتمو با يه مُشت کشاورز بوگندو تلف ميکنم

01:18:15.841 --> 01:18:18.742
يه مشت کشاورز بويي ؛ بوگندويِ کثيف ؟

01:18:18.810 --> 01:18:22.644
. نه ؛ نه.
شماها اشتباه محاسباتي خيلي بزرگي کردين

01:18:22.714 --> 01:18:26.343
بخاطر همين ؛ با اين پيشنهاد که
. .  فقط يک بارهم بهتون عرضه اش ميکنم
. . و ديگه هم تکرارش نميکنم ؛ اينجا اومدم که
. همين الان بدون هيچ شرط و شروطي تسليم بشيد

01:18:26.418 --> 01:18:30.878
و دربرابر ؛ اجازه ميدم بدون دستگيري ؛
.  برين پي کارتون

01:18:33.558 --> 01:18:36.049
. داري بلوف ميزني

01:18:36.128 --> 01:18:37.390
داره چيکار ميکنه ؟
نميدونم

01:18:38.497 --> 01:18:40.089
نه

01:18:40.165 --> 01:18:43.328
[Groaning]

01:18:43.402 --> 01:18:45.529
. خيلي خب . . خيلي خب

01:18:45.604 --> 01:18:50.007
. . بخاطر اينکه احساسِ

01:18:50.075 --> 01:18:52.270
. . بخشندگي و مهربوني ميکنم . .

01:18:52.344 --> 01:18:54.437
. يه فرصت ديگه بهتون ميدم . . .

01:18:55.080 --> 01:18:56.911
. همين الان تسليم بشيد

01:18:56.982 --> 01:18:58.973
. باشه ؟ جدي ميگما

01:19:01.486 --> 01:19:02.680
! داره چيکار ميکنه ؟

01:19:05.390 --> 01:19:07.017
[Groans]

01:19:07.092 --> 01:19:08.525
[Exhales]

01:19:08.593 --> 01:19:12.256
دارم بهتون ميگم بچه ها، داريد وضعو از اوني که هست
.  واسه خودتون بدتر ميکنيد

01:19:12.330 --> 01:19:13.922
. بايد بکُشيمش -
! صبر کنيد -

01:19:13.999 --> 01:19:17.264
بيا يه نگاهي به اين " شمشير سوزان " بندازيم ؛ چطوره ؟

01:19:17.335 --> 01:19:20.031
دارم بهتون ميگم بچه ها ؛
. بعدا از کارتون پشيمون ميشيد

01:19:25.911 --> 01:19:29.039
يه ضرب المثلي رو شنيده بودم که
درمورد سربازهايي بود که
. داخل سنگرهاشون دعا ميکردن

01:19:29.114 --> 01:19:31.139
يه عکس العمل طبيعيه
. براي وقتي که دوستاتون دارن ميميرن

01:19:31.216 --> 01:19:34.276
و هرچيزي که براتون عزيز و مهمه . .
. درحال نابوديه

01:19:34.352 --> 01:19:36.445
اما بايد بگم ؛
. . از روي تجربه اي که من دارم

01:19:36.521 --> 01:19:39.354
دعا ؛ همچين شانسي جواب ميده ؛
. مثل نقشه اي که براي جنگ کشيده شده

01:19:39.424 --> 01:19:41.085
[Screams]

01:19:45.564 --> 01:19:47.555
. . اما من ؛ اينو هم ميگم که

01:19:47.632 --> 01:19:49.623
وقتي به معجزه احتياج داري . .
! هيچ جايگزين ديگه اي براش وجود نداره

01:19:49.701 --> 01:19:52.727
- [Gunfire]
- [Helicopter Blades Whirring in Distance]

01:19:52.804 --> 01:19:54.669
Shh, shh, shh.

01:19:56.007 --> 01:20:00.000
[Helicopters Approaching]

01:20:07.385 --> 01:20:10.843
. هِي ؛ بچه ها
. به دوستام سلام کنيد

01:20:12.357 --> 01:20:14.655
بهشون ميگم ؛ جديدترين اعضاي
. . گروه " شمشير سوزان " ؛

01:20:14.726 --> 01:20:16.660
! مرتيکه ي کلاهبردار مادربخطا . . .

01:20:43.822 --> 01:20:45.687
آره

01:20:45.757 --> 01:20:47.918
. " سَم " . . . " سَم اَکس "

01:20:47.993 --> 01:20:49.927
. . آدم خوبان
. . صداي آدم خوباس

01:20:49.995 --> 01:20:52.759
Uh-
<i>Los buenos. Los buenos.</i>

01:20:52.831 --> 01:20:54.890
[Ben]
<i>Los buenos.</i>

01:21:01.239 --> 01:21:03.707
حالا آماده اين که تسليم بشين ؟

01:21:04.276 --> 01:21:06.608
[Yelling]

01:21:12.517 --> 01:21:14.144
. خيلي حال داد

01:21:14.219 --> 01:21:15.982
! " سَم اَکس "

01:21:16.054 --> 01:21:18.386
سم،سم،سم

01:21:18.456 --> 01:21:20.048
سم،سم،

01:21:30.969 --> 01:21:33.301
سم،سم،

01:21:37.909 --> 01:21:39.604
[Chattering in Spanish]

01:21:41.413 --> 01:21:44.405
<i>[Camera Shutter Clicking]</i>

01:21:44.482 --> 01:21:48.350
زنده ميموني ؟
. آره. آره ؛ فکرکنم

01:21:48.420 --> 01:21:50.752
. . خب . . بايد بگم
...اگه خواستي يه تجديد نظري درمورد دکتر شدن بکني

01:21:50.822 --> 01:21:52.756
. بايد بگم که سرباز خيلي خوبي ازت درمياد

01:21:52.824 --> 01:21:54.257
. باشه

01:21:54.359 --> 01:21:56.452
خيلي خب . . همينکارو ميکنم . . همينکاروميکنم
. به خاطر ميسپرم

01:21:56.494 --> 01:21:59.292
. . گوش کن " سَم " ؛
. متشکرم

01:21:59.364 --> 01:22:01.559
. براي همه چي ازت متشکرم
. بهمچنين ، دُکي

01:22:01.633 --> 01:22:03.225
. خيلي خب

01:22:03.301 --> 01:22:05.769
. خيلي خب

01:22:05.837 --> 01:22:08.305
[Grunts]

01:22:10.342 --> 01:22:11.969
حالا چه اتفاقي ميفته ؟

01:22:12.043 --> 01:22:14.068
خب ؛ يه مدتي طول ميکِشه
. تا همه ي ابعاد قضيه روشن بشه

01:22:14.145 --> 01:22:17.478
 .....حدس ميزنم " وراکروز " و " پرِز " ؛يه مدت طولاني بخاطر

01:22:17.549 --> 01:22:18.982
اعمالشون زنداني بشن....

01:22:19.050 --> 01:22:21.382
نه ؛ منظورم اينه که ؛
تو خودت چي ميشي ؟

01:22:21.453 --> 01:22:23.580
....منم احتمالا مدت زياديو

01:22:23.655 --> 01:22:25.816
در نزديک ترين پايگاه ارتشي . .
. زنداني ميشم

01:22:28.927 --> 01:22:30.792
خب . . موفق باشي

01:22:32.497 --> 01:22:35.625
. ممنون
و . . بابت بوسه هم متشکر  . . هان ؟

01:22:35.700 --> 01:22:39.033
ميدونم احتمالا فقط بخاطر اين منو بوسيدي که فکر ميکردي
. . فاصله ي زيادي با مرگ ندارم ؛ اما

01:22:39.104 --> 01:22:40.537
. خداي من

01:22:42.641 --> 01:22:45.235
<i>## [Guitar: Slow Tempo]</i>

01:22:48.680 --> 01:22:51.808
فرمانده " اَکس " ؛
. شما بايد همراهمون بياين

01:22:51.883 --> 01:22:53.407
<i># Hey, Snow White #</i>

01:22:53.485 --> 01:22:57.683
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:22:57.789 --> 01:22:59.814
<i># Hey, Snow White #</i>

01:22:59.858 --> 01:23:02.918
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:23:02.994 --> 01:23:04.222
! " آقاي " اَکس

01:23:04.296 --> 01:23:06.059
<i># Hey, Snow White #</i>

01:23:06.131 --> 01:23:10.090
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:23:10.168 --> 01:23:12.398
<i># Hey, Snow White #</i>

01:23:12.470 --> 01:23:16.270
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:23:16.341 --> 01:23:18.536
<i># How can you win some? #</i>

01:23:18.610 --> 01:23:22.876
- [Shouting in Spanish]
- <i># How can you win some? #</i>

01:23:22.947 --> 01:23:25.541
<i># How can you win some? #</i>

01:23:25.617 --> 01:23:29.451
<i># How can you win some? #</i>

01:23:29.521 --> 01:23:32.957
<i># When the company goes public #</i>

01:23:34.926 --> 01:23:40.023
<i># You've got to learn</i>
<i>to love what you are #</i>

01:23:41.466 --> 01:23:44.765
<i># When the company goes public #</i>

01:23:47.205 --> 01:23:51.904
<i># You've got to learn</i>
<i>to love what you are #</i>

01:23:54.746 --> 01:23:57.977
<i>## [Instrumental Break]</i>

01:24:00.752 --> 01:24:02.185
<i>## [Stops]</i>

01:24:03.555 --> 01:24:05.147
. و حالا هم که خدمت شمام

01:24:06.424 --> 01:24:08.756
. " داستان پرفراز و نشيبي بود فرمانده " اَکس
. ممنون

01:24:08.827 --> 01:24:11.557
حالا چطوري به انتها ميرسه قربان ؟
. . فقط يه راه براي تموم شدنش هست

01:24:11.629 --> 01:24:13.392
. " محاکمه ي نظامي "

01:24:13.465 --> 01:24:17.128
خب ؛ قربان ؛ راستش ؛
يه بخش ديگه از داستان باقي مونده  که احتمالا بايد بشنوين

01:24:17.202 --> 01:24:20.638
اون بخش از داستانو نگه داشته بودم
واسه وقتي که شايد شما تصميم بگيريد
. مردونه با اين پرونده برخورد کنيد

01:24:20.705 --> 01:24:22.969
. اما فکر کنم قرار نيست همچين اتفاقي بيفته
داري درمورد چي حرف ميزني ؟

01:24:23.041 --> 01:24:26.807
اون صحبت کوچيکي که بعداز مرگِ " لوييس " ؛
با " بياتريز " داشتمو يادتون مياد ؟

01:24:26.878 --> 01:24:30.314
خب . . بخشي از اون گفتگو رو
. از قصد جاانداختم

01:24:30.382 --> 01:24:32.441
. داشت ازت محافظت ميکرد

01:24:32.517 --> 01:24:35.782
کاري نکن با اينجا موندن و خودتو به کُشتن دادن
. مرگِ اون ؛ واسه هيچي باشه

01:24:35.854 --> 01:24:38.379
! تقصير منه

01:24:38.456 --> 01:24:40.481
. همه ي اينا تقصير منه

01:24:40.558 --> 01:24:43.186
نيمه ي نخست گفتگوي ما ؛
. همونطوريکه قبلا تعريف کردم جلو رفت

01:24:43.261 --> 01:24:46.025
اما ؛ در نيمه ي دوم گفتگوي ما بود که ؛
. خب ؛ اوضاع خيلي جالب شد

01:24:46.097 --> 01:24:50.261
. بچه . . اينو نگو
. مرگِ اون ؛ هيچ ربطي به تو نداره

01:24:50.335 --> 01:24:53.771
گروهِ " شمشير سوزان " ؛
. اونا ميدونستن که خودشونو درگير چه چيزي کردن
! چيزي به اسم " شمشير سوزان " وجود نداره

01:24:53.838 --> 01:24:55.499
داري درمورد چي حرف ميزني ؟

01:24:55.607 --> 01:24:57.632
پدرم ؛ براي مقاله اش در روزنامه ؛
. . با " لوييس " مصاحبه کرد

01:24:57.675 --> 01:25:00.940
و ؛ منم موقع مصاحبه همراهش بودم ؛ . .
. . پس همه ي داستانشو ميدونستم

01:25:01.012 --> 01:25:04.448
ميدونستم تو ارتش خدمت کرده و بعدش
. ارتشو ترک کرده تا کشاورز بشه

01:25:04.516 --> 01:25:06.711
....بعداز اينکه پدرم کُشته شد

01:25:06.785 --> 01:25:08.980
. " برگشتم سراغ " لوييس

01:25:09.053 --> 01:25:14.184
من اسم " شمشير سوزان " رو
. . تو دهنش گذاشتم و قانعش کردم که باهاشون مبارزه کنه

01:25:15.226 --> 01:25:17.353
. يه دقيقه وايسا

01:25:17.429 --> 01:25:19.727
پس ؛ همه ي اينا ؛
فکر تو بوده ؟

01:25:21.132 --> 01:25:22.759
. همه چي

01:25:25.637 --> 01:25:27.628
. من بايد اينجا بميرم

01:25:29.040 --> 01:25:30.564
[Sighs]

01:25:30.642 --> 01:25:34.806
. . ببين . . بچه
. . اين ماجرا هنوز تموم نشده . .

01:25:34.879 --> 01:25:37.143
. اصلا و ابدا هنوز تموم نشده
. ما از اين جا جونِ سالم بدر ميبريم

01:25:37.215 --> 01:25:40.742
و اينقدر تو ارتش خدمت کردم که بدونم وقتي اين ماجرا به آخر
 ميرسه يه عالمه جواب بايد پس بديم و کلي بدبختي بکِشيم

01:25:40.819 --> 01:25:43.913
يه چيزي ميخواي که واسش زندگي کني ؟
ميخواي به دوستات کمک کني ؟

01:25:43.988 --> 01:25:46.286
. آخه يه کاري واست دارم

01:25:46.357 --> 01:25:49.019
کارت با دوربين خوبه ؟

01:25:49.093 --> 01:25:53.052
پس ؛ باخودم گفتم ؛ اگرم قرار باشه کسي بدون درگيري
و راحت از اين کشمکشي که ايجاد شده بود ؛
. خودشو بيرون بکِشه ؛ اون بچه اس

01:25:53.131 --> 01:25:57.500
و بچه اي که داخل بزرگترين روزنامه ي " کولومبيا " ؛ آدمهايي رو
. . ميشناسه

01:25:57.602 --> 01:25:59.570
. خب ؛ همچين چيزي ميتونه خيلي به کار بياد

01:25:59.604 --> 01:26:03.199
بهش گفتم يکي از دوربين هاي عکساسي
. . پايگاه مرزي " سي.آي.اِي " رو برداره

01:26:03.274 --> 01:26:06.766
و عکس بگيره ؛ . .
. . اونم يه عالمه عکس

01:26:06.845 --> 01:26:08.779
. . از همه کس و همه چيز . .

01:26:08.847 --> 01:26:10.610
<i>[Shutter Clicking]</i>

01:26:18.256 --> 01:26:22.317
و بعدش ؛ خودشو به شهر " بوگوت " برسونه
و برگرده به روزنامه اي که پدرش قبلا براشون کار ميکرده

01:26:22.393 --> 01:26:23.951
<i># Hey, Snow White #</i>

01:26:24.028 --> 01:26:27.759
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:26:27.832 --> 01:26:29.800
<i># Hey, Snow White #</i>

01:26:29.868 --> 01:26:31.802
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right ##</i>

01:26:31.870 --> 01:26:33.804
و وقتي به اونجا رسيد ؛
. . بره و باکسي که بهش اطمينان داره حرف بزنه

01:26:33.872 --> 01:26:36.204
درمورد اينکه باهمديگه بشينن و
. يه چندتايي داستان خبري جور کنن

01:26:43.348 --> 01:26:46.215
حالا ؛ يکي از اون داستان هايي که گفتم
. بايد تو روزنامه ي امروز چاپ شده باشه

01:26:46.284 --> 01:26:50.118
درواقع ؛ قربان ؛ آيا مقاله اي در صفحه ي اول روزنامه ي امروز
. . درباره ي " لوييس " ؛

01:26:50.188 --> 01:26:53.316
چاپ نشده بود که درمورد اينکه چطور اون مرد
در شراطي کاملا اسرارآميز جونشون از دست داده ؟

01:26:55.360 --> 01:26:56.987
. چرا ؛ همچين مقاله اي چاپ شده بود

01:26:57.061 --> 01:26:59.256
. چقدر جالب

01:27:03.668 --> 01:27:06.193
چطوره همگي يه استراحتي بکنيم ؟

01:27:06.271 --> 01:27:07.863
. بله  ؛ قربان

01:27:08.740 --> 01:27:10.435
[Clears Throat]

01:27:15.813 --> 01:27:18.509
واقعا که فکر نميکني
. . کسي حرف اين دختره رو

01:27:18.583 --> 01:27:20.813
جلوي حرف يکي از . .
فرماندهان ارتشا آمريکا باور کنه ؟

01:27:20.885 --> 01:27:25.652
خب ؛ اون دختر ؛ دسترسي وسيعي به يکي از
پايگاه هاي مرزي سِري "سي.آي.اِي " داشته ؛ قربان

01:27:25.723 --> 01:27:29.784
تصورشو بکنين که چه چيزايي ديده
. و ازشون عکس گرفته

01:27:29.861 --> 01:27:33.126
بهم بگين ؛ چه اتفاقي ميفته ؛ وقتي جاسوس هايي
. . که در مناصب عمده و مهم تحت پوشش سِري هستن

01:27:33.197 --> 01:27:35.131
عکسشون تو روزنامه ها چاپ بشه  ؟ . .

01:27:35.199 --> 01:27:37.360
منظورم اينه که ؛ نميتونه اتفاق خوبي باشه ؛ درسته ؟
. جراتشو نداري همچين کاري بکني

01:27:37.435 --> 01:27:41.371
 اين چيزيه که دوست نداريد براي دنيا آشکار بشه ؛
. جناب درياسالار

01:27:41.439 --> 01:27:45.637
. و همچين اتفاقي هم قراره بيفته
يه چيزايي هستن که ميتونن
. . به حرفه ي آدم در ارتش خاتمه بدن

01:27:45.710 --> 01:27:48.076
. و البته درمورد خودم هم صحبت نميکنم

01:27:48.146 --> 01:27:49.636
چي ميخواي ؟

01:27:49.714 --> 01:27:51.238
. ممنون که پرسيدين

01:27:51.316 --> 01:27:54.945
اول از همه ؛ دوستامو آزاد ميکنين
. بعدش اون کلينيک رو بازسازي ميکنيد

01:27:55.053 --> 01:27:57.613
افراد گروه " شمشير سوزان " ؛
. . برميگردن سراغ گوسفندهاشون

01:27:57.655 --> 01:27:59.646
. منم شرافتمندانه از خدمت مرخص ميشم

01:27:59.724 --> 01:28:02.022
. و ما ؛ براي هميشه دهنمونو دراينمورد بسته نگه ميداريم

01:28:02.093 --> 01:28:04.493
. . به قولِ دوستم " مايک وستن " ؛

01:28:04.562 --> 01:28:07.030
اين ؛ از اون جور رازهاييه که "
. " بايد راز باقي بمونه

01:28:07.098 --> 01:28:09.066
. اينکه باج خواهيه

01:28:09.133 --> 01:28:11.727
نه ؛ راستش قربان ؛ به نظرم
. . اين نوع اخاذي

01:28:11.803 --> 01:28:13.771
. چند درجه از باج خواهي ضعيف تره

01:28:13.838 --> 01:28:15.829
. خيلي مودبانه تر و بهتر از باج گيريه

01:28:19.777 --> 01:28:21.938
. فکر کنم کارمون ديگه اينجا تموم شده قربان

01:28:24.148 --> 01:28:26.616
<i># Shake a leg, shake a leg #</i>

01:28:26.684 --> 01:28:28.618
<i>## [Caribbean Pop]</i>

01:28:28.686 --> 01:28:32.019
توافق نامه بين فرمانده " سَم اَکس " ؛
. و دادگاه نظامي ايالات متحده

01:28:32.090 --> 01:28:34.024
. . تحت شرايط ذکر شده در اين توافق نامه

01:28:34.092 --> 01:28:36.560
فرمانده " اَکس " به موجب اين توافق نامه
. . قبول مينمايند که چيزي نگويد ؛ آشکارسازي ننمايد

01:28:36.628 --> 01:28:38.619
. . درمورد فعاليت هاش . .

01:28:38.696 --> 01:28:42.655
درمورد بازه ي زماني 22 تا 31 ژانويه ي
. سال 2005

01:28:42.734 --> 01:28:44.565
. . دربرابر ؛ اين ها را دريافت خواهد کرد

01:28:44.636 --> 01:28:47.571
مرخصي از خدمتِ شرافتمندانه . .
. با حقوق بازنشستگي کامل

01:28:47.639 --> 01:28:52.599
لباس هاي جديد ؛ بليط درجه ي يک هواپيما به هر
 مقصدي که خودش انتخاب کنه ؛
. و يه آبجوي خيلي سرد

01:28:52.677 --> 01:28:56.011
اين توافق نامه در تاريخ 20 فوريه
. سال 2005 اجرا ميشود

01:28:56.115 --> 01:28:58.878
به وسيله ي درياسالار " جيمز لاورنس " ؛
. از نيروي دريايي ايالات متحده

01:29:00.184 --> 01:29:02.846
. " به ميامي خوش آمديد ؛ آقاي " اَکس
. متشکرم

01:29:02.920 --> 01:29:15.684
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:29:18.259 --> 01:29:30.784
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.