﻿WEBVTT

00:00:00.134 --> 00:00:09.514
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:10.514 --> 00:00:17.359
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:19.653 --> 00:00:21.280
‫این خارق‌العا‌ده‌اس.

00:00:21.488 --> 00:00:25.185
‫اینا صحنه‌هایی از مسابقات جهانی
‫بین سال‌های 1917 تا 1919 هستن،اینو ببین.

00:00:25.392 --> 00:00:27.758
‫تا چند لحظه‌ی دیگه به سراغ بازیکن‌ها و
‫بقیه‌ی چیزا میریم.

00:00:27.961 --> 00:00:30.794
‫اون مسابقه‌ی بین‌ قرمز‌ها و تیم وایت ساکسه
‫احتمالا مال سال 1919 هست

00:00:30.997 --> 00:00:33.158
‫بیل موریسون اینجا مهمون ماست،
‫اون یه مستندسازه.

00:00:33.366 --> 00:00:35.163
‫اون همه‌ی این فیلم‌هارو سرهم کرده.

00:00:35.368 --> 00:00:36.266
‫عجب کار معرکه‌ای.

00:00:36.469 --> 00:00:37.458
‫بیل، خوش‌اومدی،
‫حالت چطوره؟

00:00:37.671 --> 00:00:38.638
‫خوبم، خوشحالم که اینجام، کریس.

00:00:38.839 --> 00:00:41.467
‫حتی پیدا کردن اینا توی کانادا هم بهت‌آوره.

00:00:41.675 --> 00:00:44.644
‫همین که این ویدئوهارو پیدا کنی
‫خیلی معرکه‌اس، ها؟

00:00:44.845 --> 00:00:46.540
‫این یه ماجرای باورنکردنی بود.

00:01:06.766 --> 00:01:09.701
‫به تئاتر پالاس گرند خوش اومدین

00:01:09.903 --> 00:01:11.996
‫جایی که به مردم کانادا تعلق داره!

00:01:18.545 --> 00:01:22.311
‫خب، من در اینباره هیجان‌زده‌ام، می‌دونی،
‫من 66 سالمه

00:01:22.515 --> 00:01:25.848
‫پس می‌دونم فیلم‌های صامت چه دورانی داشتن.

00:01:26.052 --> 00:01:29.544
‫و چون اینجا آخر صف نمایش فیلم‌ها بود،

00:01:29.756 --> 00:01:32.316
‫هیچ جای دیگه‌ای نبود که بفرستیم‌شون.

00:01:32.525 --> 00:01:34.425
‫پس، همینجا باقی موندن.

00:01:34.628 --> 00:01:41.033
‫امروز اینجا اکران جهانی این فیلم‌های خاصه.

00:01:41.234 --> 00:01:44.260
‫و خب نصیب ما شدن، همینجا توی داوسون،
‫توی پالاس گرند.

00:01:49.840 --> 00:01:51.840
‫پانزده ماه قبل

00:01:55.164 --> 00:01:58.431
‫یه گروه ساخت و ساز در حال ساخته
‫ مرکز تفریحی جدیدی

00:01:58.456 --> 00:02:01.188
‫پشت کازینوی گرتیه دندون الماسی بود

00:02:13.260 --> 00:02:18.760
‫فرنک برت یه کشیش پَنطیکاستی بود که
‫راننده و صاحب بیل مکانیکیش بود.

00:02:19.884 --> 00:02:22.284
‫اون همچنین عضو شورای شهر بود.

00:02:31.080 --> 00:02:36.580
‫طی حفاری, فرنک نوارهای بی شماری
‫فیلم رو پیدا کرد.

00:02:36.604 --> 00:02:42.604
‫او ساخت و ساز رو متوقف کرد تا
‫اونجا به درستی بررسی بشه.

00:02:47.133 --> 00:02:52.571
‫اواخر ژوئن 1978 می‌خواستم یه روزمو شروع کنم

00:02:52.772 --> 00:02:55.502
‫و اون دوران،

00:02:55.709 --> 00:02:58.678
‫تازه نگهدار مجموعه‌های...

00:02:58.878 --> 00:03:01.904
‫...عملیات شرکت پارکس کانادا شده بودم.

00:03:02.115 --> 00:03:05.778
‫توی کلوندایک نشنال هیستوریک سایتس،
‫در شهر داوسون.

00:03:05.986 --> 00:03:09.114
‫و یه روز باستان‌شناسانی از وینیپگ

00:03:09.322 --> 00:03:12.621
‫وارد شد و منو توی سالن دید و
‫ گفت،

00:03:12.826 --> 00:03:18.162
‫"من همین الان توی
‫کازینوی گرتی دندون الماسی بودم"

00:03:18.365 --> 00:03:22.461
‫که اونجا داشتن مجموعه‌های تفریحی قدیمی رو
‫ تخریب می‌کردن.

00:03:22.669 --> 00:03:24.967
‫و اون گفت"اونا دارن یه چیزایی رو
‫از زیر زمین پیدا می‌کنن"

00:03:25.171 --> 00:03:27.696
‫"ممکنه ارزش اینو داشته باشه که
‫یه سری بزنی و ببینی"

00:03:27.907 --> 00:03:30.535
‫پس به اونجا رفتم.

00:03:30.744 --> 00:03:35.010
‫و اونجا سطح زمین خیلی شلوغ بود.

00:03:35.215 --> 00:03:37.979
‫همه جور آوار عجیب و غریب روی زمین بود.

00:03:38.184 --> 00:03:39.811
‫چیزایی مثل توری سیمی

00:03:40.020 --> 00:03:44.855
‫و سنگ‌های بازی کرلینگ و بطری

00:03:45.058 --> 00:03:48.858
‫و محفظه‌هایی فلزی اونجا بود

00:03:49.062 --> 00:03:51.860
‫که پر از نوار‌های فیلم بودن،

00:03:52.065 --> 00:03:55.159
‫نوارهای فیلمی هم بودن که
‫تصادفا همون اطراف افتاده بودن.

00:03:55.368 --> 00:04:00.305
‫و کلی فیلم اینجا و اونجا پخش شده بود.

00:04:00.507 --> 00:04:02.907
‫و اولین چیزی که از خودم پرسیدم

00:04:03.109 --> 00:04:07.239
‫آیا این نوارهای قدیمی از
‫نیترات(ماده‌ی اشتعال‌زا) درست شدن؟

00:04:07.447 --> 00:04:09.711
‫و یه آزمایش خیلی ساده براش وجود داره.

00:04:09.916 --> 00:04:13.647
‫یه تکه‌اش رو میبُری و
‫با کبریت روشن می‌کنی

00:04:13.853 --> 00:04:15.377
‫و می‌تونی متوجه تفاوتش باشی.

00:04:15.588 --> 00:04:18.523
‫اگه از نوارهای جدیدتر و اَمن باشه،

00:04:18.725 --> 00:04:21.853
‫وقتی آتیشش میدی جمع میشه،

00:04:22.062 --> 00:04:23.927
‫ولی نوار فیلم‌های نیتراتی...

00:04:24.130 --> 00:04:26.826
‫...به طور شدیدی شعله‌ور میشه.

00:04:27.033 --> 00:04:29.399
‫و مشخص شد اونا فیلم‌های نیتراتی هستن

00:04:29.602 --> 00:04:31.593
‫پس می‌دونستم با فیلم‌هایی طرفیم که

00:04:31.805 --> 00:04:34.171
‫قطعا خیلی قدیمی هستن.

00:04:38.076 --> 00:04:43.682
‫فیلم از یه ماده‌ی منفجره درست شده.

00:04:45.985 --> 00:04:48.950
‫دفتر جنگ بریتانیایی 1918

00:04:49.354 --> 00:04:54.114
‫سلولز نیترات سال 1846 کشف شد

00:04:54.139 --> 00:04:59.745
‫این کشف به وسیله‌ی ترکیب پنبه و اسیدهای نیتریک و سولفوریک اتفاق افتاد

00:05:02.603 --> 00:05:09.475
‫"باروت پنبه" ماده‌ی منفجره‌ی استاندارد در کلاهک‌های نظامی شد

00:05:12.899 --> 00:05:21.099
‫در سال1889 , ایستمن کوداک این ماده‌ی منفجره رو با اضافه کردن کافور به پلاستیکی منعطف تبدیل کرد.

00:05:37.640 --> 00:05:44.907
‫بعد این پلاستیک با شیرابه‌ای حساس به نور پوشیده میشد.

00:06:04.850 --> 00:06:09.881
‫بهش سلولوید یا فیلم نیتراتی می‌گفتن.

00:06:12.840 --> 00:06:15.804
‫اگه فیلم نیتراتی به درستی نگهداری نشه

00:06:15.829 --> 00:06:18.445
‫ خود به خود آتیش می‌گیره

00:06:18.470 --> 00:06:23.358
‫حتی اگه توی آب فرو رفته باشه
‫باز هم شدیدا و کاملا می سوزه

00:06:26.970 --> 00:06:30.596
‫بعد از دهه‌ها آتشسوزی انبارهای فیلم,

00:06:30.621 --> 00:06:33.895
‫ نهایتا در سال 1949 با ماده‌ی ایمنی اَسِتات جایگزین شد.

00:06:36.619 --> 00:06:39.419
‫امنیت، نیترات

00:06:44.143 --> 00:06:49.243
‫تخمین زده میشه که 75 درصد  فیلم های صامت از بین رفته است.

00:07:14.610 --> 00:07:18.053
‫در 13 فوریه 1895, لوییس و آگوست لومیر
‫ آپارات فیلم رو ثبت اختراع کردند

00:07:18.078 --> 00:07:21.633
‫ترکیبی از دوبین فیلم‌برداری و پروژکتور.

00:07:35.540 --> 00:07:39.428
‫در صبح 11 ژوئن 1895، لوئیس لومیر
‫از گروهی عکاسان فیلم‌برداری کرد

00:07:39.453 --> 00:07:43.129
‫و همان بعد از ظهر
‫با همان دستگاه فیلم را برایشان پخش کرد.

00:07:49.553 --> 00:07:54.930
‫در 4 می 1897، یک پروژکتور آپارات یک نوار فیلم را به آتش کشید،

00:07:54.955 --> 00:08:00.877
‫و بازار د لا چاریته‌ی پاریس را تخریب کرد.

00:08:16.823 --> 00:08:20.964
‫اولین آتش‌سوزی فیلم نیتراتی 126 نفر را کشت

00:08:20.989 --> 00:08:24.880
‫ که اکثرا زن بودند.

00:08:39.399 --> 00:08:44.699
‫با همکاری آرت فرانس و لا لوکارن

00:08:47.900 --> 00:08:52.700
‫با همکاری موزه‌ی هنرهای مدرن

00:08:55.624 --> 00:09:00.124
‫فیلمی از بیل موریسون

00:09:11.881 --> 00:09:16.144
‫موسیقی, الکس سومرز

00:09:17.968 --> 00:09:22.768
‫طراحی صدا: جان سومزر

00:09:25.992 --> 00:09:30.092
‫طراحی, گلن جانسون

00:09:33.416 --> 00:09:38.716
‫دستیار تهیه‌کننده: پل گوردون

00:09:41.140 --> 00:09:46.140
‫تهیه کنندگان، بیل موریسون و مادلین مولیناکس

00:09:49.364 --> 00:09:53.864
‫نویسنده، تدوینگر، کارگردان،
‫بیل موریسون

00:10:07.140 --> 00:10:10.389
‫برای هزاران سال اون منطقه‌ای که رودخونه‌ی کلوندایک...

00:10:10.414 --> 00:10:13.500
‫ به رودخونه‌ی یوکان در شمال غرب کانادا میریزه،

00:10:13.525 --> 00:10:19.261
‫ کمپ فصلی مهمی برای شکار و ماهیگیری
‫ برای مردم محلی هان زبان بود.

00:10:20.985 --> 00:10:25.285
‫کمپ به نام تروچک شناخته میشد.

00:10:52.311 --> 00:10:56.633
‫در 1895، تروچک کمپِ رئیس آیزاک،
‫رهبر قبیله‌ی تروندک هویچین،

00:10:56.658 --> 00:11:00.507
‫از مردمان محلی کلوندایک هان بود.

00:11:04.031 --> 00:11:08.631
‫جرج کارمک یه مکتشف معدن آمریکایی بود.

00:11:08.655 --> 00:11:13.155
‫همسرش کیت، از مردم محلی تاگیش فرست نیشن بود

00:11:16.479 --> 00:11:20.057
‫در آگوست 1896، جرج و کیت در امتداد رودخانه کلوندایک از تروچک
‫ کمپ کرده بودن،
‫‌

00:11:20.082 --> 00:11:23.703
‫همراه برادر کیت اسکوکوم جیم و برادرزاده‌اش چارلی.

00:11:26.527 --> 00:11:29.827
‫فصل ماهی قزل‌آلا تازه شروع شده بود.

00:11:33.551 --> 00:11:38.651
‫اونا توی دره‌ی ربیت دنبال کشف طلا بودن،
‫انشعابی کوچک از رودخانه‌‌ی کلوندایک.

00:11:49.450 --> 00:11:53.250
‫بعد از چندبار ماهیتابه پر کردن،
‫حدودا 15 گرم طلا جمع کرده بودن.

00:12:21.130 --> 00:12:28.091
‫کارمک حق کشف دره‌ی "بونانزا" رو در 17 آگوست 1896 ثبت کرد.

00:12:30.822 --> 00:12:36.291
‫یک منبع حتی غنی‌تر از طلا
‫به زودی توی دره‌ی الدورادو در همون نزدیکی کشف شد.

00:12:50.435 --> 00:12:52.961
‫جوزف لادو اونقدر زمان زیادی مکتشف بود

00:12:52.986 --> 00:12:55.756
‫که بدونه پولِ قطعی و مطمئن، کجا خوابیده.

00:13:03.680 --> 00:13:08.380
‫لادو تقریبا هفتاد هکتار زمین در امتداد رودخونه‌ی کلوندایک با عنوان محل احداث شهر خرید.

00:13:11.804 --> 00:13:18.704
‫به سرعت چوب‌بریش رو به اونجا منتقل کرد،
‫شروع کرد به فروختن کلبه و خانه به مکتشفانی که سر می‌رسیدن،

00:14:01.370 --> 00:14:06.638
‫با رسیدن تابستان 1897،
‫شهر معدنی تازه احداث داوسون،

00:14:06.663 --> 00:14:11.323
‫3500 شهروند داشت.

00:14:15.147 --> 00:14:18.897
‫پلیس سواره‌نظام شمال غربی مردم محلی هان رو
‫به موس‌هاید منتقل کرد،

00:14:18.922 --> 00:14:22.471
‫ 5 کیلومتر پایین‌تر از تروچک در امتداد رودخانه.

00:14:25.295 --> 00:14:30.395
‫زمین‌های شکار و ماهیگیری اونا
‫به علت معدن‌کاری تخریب شد.

00:14:35.919 --> 00:14:42.919
‫در1897، بیش از 5 تن طلا
‫از اطراف داوسون استخراج شد.

00:14:59.130 --> 00:15:02.730
‫در جولای 1897، بعد از کشف طلاها

00:15:02.755 --> 00:15:06.354
‫اولین کشتی‌ها از یوکان به سیاتل و
‫ سن‌فرانسیسکو رسیدند.

00:15:11.978 --> 00:15:15.891
‫ارزش مجموع بار اونا در 1897،
‫یک و نیم میلیون دلار بود،

00:15:15.916 --> 00:15:19.302
‫معادل بیش از 40 میلیون دلار امروزی.

00:15:28.160 --> 00:15:32.660
‫آخرین اخبار از کلوندایک.
‫طلا! طلا! طلا! طلا!

00:15:38.384 --> 00:15:43.284
‫وقتی اخبار پخش شد،
‫تب طلای کلوندایک شروع شد.

00:15:54.386 --> 00:15:58.113
‫در 9 آگوست 1897، کشتی اس اس ویلامت از سیاتل...

00:15:58.138 --> 00:16:01.607
‫... به همراه 800 مسافر و 300 اسب
‫به مقصد کلوندایک حرکت کرد

00:16:08.831 --> 00:16:12.223
‫اون سال بیش از 100 هزار مهاجر سعی کردن

00:16:12.248 --> 00:16:15.955
‫تا سفر دشوار تا شهر داوسون رو تحمل کنن.

00:16:19.990 --> 00:16:23.622
‫مستقیم‌ترین راه به داوسون از راه داخلی بود

00:16:23.647 --> 00:16:26.814
‫از طریق اسکاگوای توی آلاسکا.

00:16:32.980 --> 00:16:35.394
‫جک لندنه 21 ساله 12 جولای 1897،

00:16:35.419 --> 00:16:38.204
‫از سن فرانسیسکو به اسکاگوی سفر کرد

00:16:40.028 --> 00:16:42.407
‫او به بیماری اسکروی مبتلا شد و سال بعد...

00:16:42.432 --> 00:16:46.130
‫بدون هیچ پولی به خانه برگشت
‫ولی داستان‌های زیادی برای نوشتن داشت.

00:16:53.440 --> 00:16:58.673
‫در سپتامبر 1897 عکاس اریک هِگ
‫ به اسکاگوی سفر کرد.

00:16:59.897 --> 00:17:05.697
‫در طول عمرش او هزاران نگاتیو زیر شیشه‌ای
‫ از تب طلا ثبت کرد.

00:17:20.810 --> 00:17:23.637
‫عکس‌های هگ از گذرگاه چیلکوت

00:17:23.662 --> 00:17:25.934
‫بعدها به عکس نمادین دوران تب طلا تبدیل شد.

00:17:39.980 --> 00:17:44.880
‫هر مهاجر توسط قانون موظف شده بود
‫تا 90 کیلو بار با خودش حمل کنه.

00:19:42.304 --> 00:19:46.016
‫از صد هزار نفری که سفر رو شروع کردن،

00:19:46.041 --> 00:19:49.828
‫حدود 70 هزار نفر برگشتن، و بقیه تلف شدند.

00:20:32.100 --> 00:20:35.727
‫وقتی اونا از گذرگاه گذشتن، کشتی‌هایی ساختن

00:20:35.752 --> 00:20:38.924
‫تا بین دریاچه‌ها و
‫به پایین رودخونه‌ی یوکان سفر کنن.

00:21:06.980 --> 00:21:10.730
‫همراه عکاس اریک هگ، همکارش اد لارس،

00:21:10.755 --> 00:21:14.504
‫دوستش پیتر اندرسون و دختر جوان اندرسون،
‫اتل اندرسون سفر می‌کردند.

00:21:25.280 --> 00:21:31.380
‫بعضی‌ها در مسیر به داوسون طلا پیدا کردند.

00:21:33.204 --> 00:21:37.204
‫خط تراموای مایلز کنیون، بابت هر قایق 25 دلار و
‫بابت هر تن بار 60 دلار می‌گرفت

00:21:37.228 --> 00:21:40.828
‫ تا بار کشتی رو دور تندآب‌های وایت‌هورس منتقل کنه.

00:21:42.752 --> 00:21:46.952
‫فِرِد ترامپ یه فاحشه‌خونه، هتل آرکتیک و یه
‫رستوران توی وایت‌هورس افتتاح کرد،

00:21:48.876 --> 00:21:53.876
‫این خواستگاه ثروت خانوادگی دونالد ترامپ بود

00:22:02.500 --> 00:22:09.800
‫ولی اکثر کسایی که به وایت‌هورس رسیده بودن،
‫ادامه دادن تا به شهر داوسون برسن.

00:23:25.840 --> 00:23:30.140
‫پول رایج، گَرد طلا بود.

00:23:33.364 --> 00:23:37.855
‫بانک کانادایی تجارت، شعبه‌ی داوسونش رو...

00:23:37.880 --> 00:23:42.288
‫توی ژوئن 1898 با یک میلیون‌ دلار اسکناس
‫ افتتاح کرد.

00:23:45.412 --> 00:23:49.512
‫یک ماه بعد همین مقدار به عنوان طلای داوسون
‫بار کشتی شد

00:23:52.636 --> 00:23:59.036
‫جمعیت درون و اطراف داوسون
‫در تابستان 1898 به 40 هزار نفر افزایش پیدا کرد.

00:24:00.560 --> 00:24:07.060
‫ورودی‌های جدید به زودی فهمیدند که
‫ثروت زیادی برای تصاحب باقی نمانده.

00:24:08.984 --> 00:24:14.784
‫توی داوسون، یکی یاد گرفت که
‫از جیب معدنچی‌ها پول در بیاره.

00:24:17.808 --> 00:24:25.008
‫لادو کلبه‌های کنار رودخانه رو 40 هزار دلار فروخت، معادل یک میلیون دلار امروزی.

00:24:30.620 --> 00:24:34.820
‫اریک هگ یه استدیو عکاسی باز کرد.

00:24:37.744 --> 00:24:42.255
‫ویلسون میزنر به پسری به نام سید گرومان 25
‫ دلار به ازای یه روزنامه‌‌ی سیاتل پرداخت،

00:24:42.280 --> 00:24:46.668
‫به شرط اینکه پسر،
‫اونروز هیچ نسخه‌ای از اون روزنامه رو نفروشه.

00:24:49.192 --> 00:24:52.417
‫سپس صدها نفر به میزنر پول دادن تا...

00:24:52.442 --> 00:24:56.116
‫...اخبار جنگ اسپانیایی آمریکایی رو بشنون.

00:25:02.200 --> 00:25:04.859
‫داوسون مخاطبان بی‌کار و دربندی هم داشت

00:25:04.884 --> 00:25:07.324
‫که آماده بودند یکی سرگرم‌شون کنه.

00:25:10.480 --> 00:25:18.480
‫سالن‌ها ، کازینو‌ها، تالارهای رقص و سینما‌

00:25:32.940 --> 00:25:38.640
‫فاحشه‌خونه‌های خیابون بهشت
‫پشت خیابون فرانت صف کشیده بودن.

00:25:54.440 --> 00:26:03.140
‫چارلی مدووز تئاتر پالاس گرند رو
‫با چوب‌های دو تا کشتی بخار ساخت.

00:26:09.064 --> 00:26:13.864
‫به مشتریان صندلی‌های خصوصی ارائه داد.

00:26:43.880 --> 00:26:47.538
‫چارلی کیمبال معدن طلاشو فروخت و
‫ساختمان پاویلیون رو ساخت

00:26:47.563 --> 00:26:51.004
‫که فقط شب افتتاحیه 12 هزار دلار درآمد داشت.

00:26:58.528 --> 00:27:05.928
‫مونتی کارلو بزرگترین ساختمان بین
‫هتل‌ها، رستوران‌ها و تالارهای رقص بود.

00:27:27.520 --> 00:27:32.720
‫میزنر و تکس رایکارد توی مونتی‌کارلو
‫مسابقه‌های مشت‌زنی راه انداختن.

00:27:34.544 --> 00:27:37.894
‫رایکارد بعدا بزرگ‌ترین برگذارکننده مسابقات ورزشی دورانش شد،

00:27:37.919 --> 00:27:41.268
‫و تیم رنجرهای نیویورک رو تاسیس کرد

00:27:41.785 --> 00:27:45.147
‫و ورزشگاه مدیسون اسکوئر گاردن رو بازسازی کرد.

00:27:46.039 --> 00:27:52.116
‫نمایش "فیلم جنگ اسپانیایی آمریکایی"
‫در 18 و 19 نوامبر 1898، صندلی‌های مونتی‌کارلو رو پر کرد.

00:27:59.040 --> 00:28:08.240
‫پسر روزنامه‌فروش سید گرومان
‫اولین فیلمش رو بازی کرد.

00:28:10.964 --> 00:28:15.721
‫سال‌ها بعد گرومان به یکی از مشاهیر هالیوود تبدیل شد

00:28:15.746 --> 00:28:20.088
‫و ساختمان‌های میلیون دلار، اجیپشن و
‫ تئاتر چینی گرومان رو ساخت.

00:28:30.020 --> 00:28:33.570
‫ولی توی داوسون جاذبه‌ی اصلی قمار بود،

00:28:33.595 --> 00:28:36.844
‫و سالن‌های بزرگ روز و شب
‫به عنوان کازینو کار می‌کردن.

00:30:15.700 --> 00:30:16.700
‫"طلا!"

00:30:21.740 --> 00:30:23.440
‫"پس تو طلا پیدا کردی؟"

00:30:30.140 --> 00:30:33.540
‫"توی دنیا طلای کافی وجود نداره که
‫خوشحالی منو برگردونه."

00:31:48.240 --> 00:31:52.126
‫منطقه‌ی تجاری داوسون در 9 سال اول،

00:31:52.151 --> 00:31:55.364
‫هر سال توسط آتیش نابود میشد.

00:32:48.880 --> 00:32:55.780
‫کسب‌و‌کارها دائما بازسازی میشدن.

00:33:17.140 --> 00:33:22.140
‫چارلی مدووز پالاس گرند رو به قیمت 17 هزار دلار فروخت،
‫ و اسم جدیدش ساووی شد.

00:33:25.712 --> 00:33:31.264
‫کیت راکول ملقت به "کلوندایک کیت"
‫یه رقصنده توی ساووی بود.

00:33:34.688 --> 00:33:37.788
‫کیت با یه متصدی بار،
‫به نام الکس پنتیجس شریک شد.

00:33:54.320 --> 00:33:57.120
‫"تو منو ساده‌لوح گیر آوردی!"

00:33:59.944 --> 00:34:03.425
‫بعد از آتش‌سوزی سال 1899،
‫ الکس و کیت اونجارو از بن لوی رهن کردن،

00:34:03.450 --> 00:34:06.868
‫و تئاتر اورفیوم رو بازسازی کردن.

00:34:10.920 --> 00:34:18.020
‫اونا اجراهای فیلم که شهر به شهر میومد
‫رو به کار گرفتن تا سرگرمی بخصوصی توی اورفیوم بسازن

00:34:20.444 --> 00:34:23.475
‫پنتیجس بعدا به یکی از اولین سرمایه‌داران فیلم تبدیل شد،

00:34:23.500 --> 00:34:26.768
‫و امپراطوری‌ای شامل بیش از 70 سینما در سراسر آمریکای شمالی ساخت.

00:34:40.920 --> 00:34:46.920
‫در زمستان 1899، اخبار کشف طلا در شهر نوم توی آلاسکا، به داوسون رسید.

00:34:54.044 --> 00:34:59.444
‫هزاران نفر اون سال داوسون رو ترک کردن،
‫به دنبال ثروت توی نوم یا جایی دیگه.

00:35:03.368 --> 00:35:06.762
‫وقتی بهار رسید،

00:35:06.787 --> 00:35:11.776
‫وسایل به درد نخورشون رو همراه یخ‌های شناور
‫ به طرف پایین رودخونه شناور کردن.

00:35:25.060 --> 00:35:29.460
‫و بعدش از داوسون رفتن.

00:35:41.840 --> 00:35:47.040
‫با رسیدن اواخر تابستان 1899،
‫داوسون یک چهارم جمعیت سال پیشش را داشت.

00:36:10.440 --> 00:36:16.240
‫رویای تب طلای 12 ماهه به پایان رسید.

00:36:22.064 --> 00:36:31.664
‫اریک هگ هم داوسون رو به مقصد نوم ترک کرد،
‫و نگاتیو‌های شیشه‌ایش رو برای شریکش اد لارس باقی گذاشت.

00:37:21.088 --> 00:37:26.288
‫در سال 1900، خط‌ آهن گذرگاه سفید،
‫یوکان رو به بندر اسکاگوی در آلاسکا وصل کرد.

00:37:27.912 --> 00:37:33.212
‫ابزارآلات سنگین‌تر آورده شد،
‫و معادن طلا گسترش پیدا کردن.

00:39:25.260 --> 00:39:30.960
‫آورده‌های طلا در سال 1900،
‫بالاترین مقدار در تاریخ کلوندایک بودن.

00:39:33.884 --> 00:39:37.457
‫نزدیک به 3 تن طلا
‫ اونسال از معادن استخراج شدن،

00:39:37.482 --> 00:39:40.608
‫که امروزه معادل 1.5 میلیارد دلار ارزش داره.

00:40:03.900 --> 00:40:08.900
‫حالا که اعتماد جدید به داوسون ایجاد شده بود،
‫افراد باقی‌مانده‌ خانواده‌هاشونم آوردن.

00:40:38.540 --> 00:40:46.640
‫اونا شهری ساختن که
‫امیدوار بودن باقی عمرشون توش زندگی کنن

00:40:51.064 --> 00:40:58.764
‫در 16 مارس 1901، همه‌ی قمارخانه‌ها تعطیل شدن

00:41:02.688 --> 00:41:10.788
‫فاحشه‌گری فقط در شهر کلوندایک اجازه داده شد
‫جایی که کمپ سابق فرست نیشن تروچک بود.

00:41:23.820 --> 00:41:26.567
‫سال 1901 ساختمانی جدید از...

00:41:26.592 --> 00:41:28.844
‫...بانک کانادایی تجارت در اسکله ساخته شد.

00:41:34.868 --> 00:41:39.768
‫اولین دادگستری منطقه‌ای هم
‫همون سال ساخته شد

00:41:46.920 --> 00:41:51.420
‫در 1904، کتابخانه‌ی کارنگی در خیابان کوئین
‫و خیابان چهارم افتتاح شد.

00:41:56.544 --> 00:42:03.644
‫ولی بدون شک خواستنی‌ترین ساختمون جدید شهر
‫روبروی خیابون کوئین در خیابون چهارم ساخته شد.

00:42:06.368 --> 00:42:10.868
‫انجمن ورزشی آماتور داوسون،
‫سال 1902 با هزینه‌ی 42 هزار دلار ساخته شد،

00:42:10.892 --> 00:42:13.792
‫که اکثر این مبلغ از خرید اشتراک باشگاه در اومد.

00:42:17.216 --> 00:42:22.816
‫چون به عنوان مرکز تفریحی ساخته شده بود،
‫مرکز فعالیت‌های اجتماعی شهر هم بود

00:42:39.900 --> 00:42:42.900
‫در تابستان‌ها ساختمون "D-3-A" استخر شناش رو آب می‌کرد
‫اسمش ناتاتوریوم بود،

00:42:42.924 --> 00:42:46.424
‫مخزن آبی به ابعاد 25 در 10 متر
‫ساخته شده از درختان سرخ‌چوب کالیفرنیایی.

00:43:01.880 --> 00:43:08.980
‫زمستان‌ها، استخر پر میشد و
‫به عنوان پیست اسکیت و کرلینگ استفاده میشد.

00:43:20.340 --> 00:43:25.240
‫همیشه برآمدگی‌ای توی یخ وجود داشت،
‫دقیقا همونجایی که زیرش استخر بود

00:43:56.840 --> 00:44:01.022
‫ساختمون DAAA همچنین شامل تالار سخنرانی،
‫اتاق بیلیارد...

00:44:01.047 --> 00:44:05.464
‫...زمین بولینگ، سالن رقص، باشگاه ورزشی،
‫زمین‌های هندبال و وحمام‌های بخار بود.

00:44:29.480 --> 00:44:35.680
‫ساختمون DAAA مسابقات قهرمانی وزن متوسط بوکس رو ذر 4 جولای 1905 میزبانی کرد.

00:45:05.540 --> 00:45:08.513
‫در ژوئن 1906، بازیگر آینده‌ی هالیوود و برادوی،

00:45:08.538 --> 00:45:11.464
‫مارجری رومبو همراه شرکت ثورن-سوتارد دراماتیک
‫ به داوسون اومد.

00:45:17.688 --> 00:45:21.588
‫وقتی که بازدیدش تموم شد، توی داوسون
‫به مدت 10 ماه سرگردان بود.

00:45:23.912 --> 00:45:26.190
‫سال 1906 کسی که همراه رومبو روی صحنه‌ی سالن سخنرانی بود،

00:45:26.215 --> 00:45:28.536
‫راسکو آرباکل جوان ملقب به "خیکی" بود

00:45:31.360 --> 00:45:35.843
‫در آگوست 1906، دنیل و سالومان گوگنهایم به شهر اومدن،

00:45:35.868 --> 00:45:40.184
‫و کلی از معدن‌های مجاور رو خریدن.

00:45:44.108 --> 00:45:49.608
‫پیشنهاد پدرت خیلی کمه. اگه خلق و خوش رو کنترل می‌کرد
‫و این خواسته‌هارو توی چند مرحله انجام می‌داد...

00:45:58.798 --> 00:46:01.820
‫"نمک‌سود کردن معادن."
‫معدنچی‌های بی‌وجدان گاهی...

00:46:01.844 --> 00:46:05.805
‫سنگ‌های معدن طلا رو "دست‌کاری" می‌کنن
‫تا در چشم خریداران آینده با ارزش به نظر بیاد.

00:46:05.805 --> 00:46:07.368
‫به این فرآیند نمک‌سود کردن میگن.

00:46:11.320 --> 00:46:15.220
‫شاتگان با باروت پر میشه و
‫با ورقه‌ی طلا آبکاری میشه

00:46:20.144 --> 00:46:23.244
‫سنگ دستکاری شده دقیقا شبیه سنگ طلای واقعیه

00:46:26.268 --> 00:46:29.068
‫معدنچی فرصت رو غنیمت می‌شماره تا
‫ سنگ رو بیشتر دستکاری کنه

00:46:29.092 --> 00:46:31.092
‫ و با محلول آب‌طلا رنگش کنه

00:46:44.660 --> 00:46:51.660
‫گوگنهایم‌ها ادعاشون برای تشکیل
‫معدن طلای یوکان رو با هم تلفیق کردن.

00:47:12.740 --> 00:47:19.940
‫در ماه می 1907 اونا دستگاه‌های
‫لایروب شناور عظیمی رو نصب کردن.

00:47:35.340 --> 00:47:43.040
‫حالا اکثر حفاری‌ها توسط تعداد کمی
‫شرکت‌های لایروب کنترل میشد.

00:48:25.040 --> 00:48:30.240
‫در سال 1908، لایروب‌ها تعداد شغل‌های انسانی
‫ در معادن رو به شدت کاهش داده بودن.

00:48:34.564 --> 00:48:39.664
‫در سال 1910 جمعیت داوسون 3 هزار نفر بود.
‫یعنی یک سوم جمعیت شهر در سال 1900

00:48:43.080 --> 00:48:47.980
‫اپل جیمی آگلو، مغازه‌ی جیمی
‫که بیرون از اورفیوم بود رو اداره می‌کرد

00:48:53.040 --> 00:48:57.277
‫شاعر رابرت سرویس در سال 1908
‫به داوسون نقل مکان کرد تا

00:48:57.302 --> 00:49:01.464
‫به عنوان منشی برای بانک کانادایی تجارت کار کنه.

00:49:04.088 --> 00:49:07.088
‫سال بعد سرویس اولین رمانش یعنی "رد پای سال 98" رو...

00:49:07.112 --> 00:49:11.112
‫...توی کابینی در خیابان هشتم نوشت.

00:49:14.536 --> 00:49:18.036
‫از 1908 تا 1912، ویلیام دزموند تیلور،

00:49:18.061 --> 00:49:21.560
‫ به عنوان وقت نگهدار روی دستگاه لایروبی
‫ برای شرکت طلای یوکان کار کرد.

00:49:26.684 --> 00:49:31.246
‫سال 1912 به هالیوود رفت،
‫و بعدها یکی از موفق‌ترین فیلم‌سازهای دورانش شد،

00:49:31.271 --> 00:49:35.708
‫و تا قبل از مرگش در 1922، 60 فیلم رو کارگردانی کرد.

00:50:25.500 --> 00:50:30.800
‫داوسون آماده‌ی عصر جدید فیلم‌‌های صامت بود

00:50:34.524 --> 00:50:38.139
‫در 15 اکتبر 1910، بن لوی ساختمون اورفیوم رو
‫به عنوان سینما بازگشایی کرد،

00:50:38.164 --> 00:50:41.648
‫با فیلم‌های جدید و یک پروژکتور جدید.

00:50:44.272 --> 00:50:49.272
‫والتر کریمر وامی 10 هزار دلاری گرفت و
‫DAAA رو خرید.

00:50:55.760 --> 00:50:59.960
‫سال 1901 کریمر باشگاه رو حذف کرد و
‫یک سالن سینما احداث کرد.

00:52:39.240 --> 00:52:46.140
‫با وجود سه سینما در اورفیوم، DAAA و آدیتوریوم داوسونی‌ها سالیانه صدها فیلم می‌دیدن.

00:52:53.500 --> 00:53:00.400
‫دنیای بیرون از یوکان از طریق
‫پرده‌های سینماشون چشمک میزد.

00:57:19.140 --> 00:57:22.800
‫نوعی امن‌تر از نوارهای فیلم در سال 1910 ساخته شد،

00:57:22.825 --> 00:57:26.264
‫ ولی استدیوها به استفاده از فیلم‌های نیترات ارزون‌تر و
‫ البته خطرناک‌تر ادامه دادن

00:57:29.188 --> 00:57:32.144
‫در 16 آگوست 1913، جعبه‌ای شامل ده فیلم

00:57:32.169 --> 00:57:34.812
‫ناگهان در اتاق باشگاه DAAA آتیش گرفت

00:57:34.836 --> 00:57:40.236
‫همون زمان چندین نفر توی اتاق بودن،
‫ولی هیچکس نمی‌دونست آتیش چطوری روشن شده

00:58:06.500 --> 00:58:11.331
‫همون سال در تورنتو،
‫رابرت جی.فلاهرتی تصادفا اولین 900 متر نوار،

00:58:11.356 --> 00:58:15.824
‫ از فیلم "نانوک اهل شمال" رو با سیگاری روشن، شعله‌ور کرد.

00:58:18.648 --> 00:58:21.227
‫در 19 مارس 1914، کارخونه‌ی شرکت فیلم‌سازی اکلیر

00:58:21.252 --> 00:58:23.772
‫توی فورت لی در نیوجرسی آتیش گرفت.

00:58:39.860 --> 00:58:43.771
‫در 9 دسامبر 1914،

00:58:43.796 --> 00:58:47.484
‫ کارخونه‌ی فیلم‌سازی توماس ادیسون
‫ خودبه‌خود منفجر شد.

00:59:01.580 --> 00:59:07.480
‫پتی در نوامبر سال 1911، فیلم خبری کوتاه رو
‫در قالب "اخبار دنیا در تصاویر" معرفی کرد.

00:59:28.540 --> 00:59:31.740
‫کارگران علیه مالکان

00:59:37.464 --> 00:59:39.752
‫طی قتل‌عام لودلاو در 20 آوریل 1914،

00:59:39.777 --> 00:59:42.196
‫ گارد ملی کلورادو...

00:59:42.221 --> 00:59:46.588
‫روی معدنچیان اعتصاب‌کرده‌ی شرکت آهن و سوخت کلورادو
‫ متعلق به جان دی راکفلر، آتش گشود.

00:59:50.920 --> 00:59:57.820
‫بیست و خرده‌ای از معدن‌چیان، شامل زنان و بچه‌های معدن‌چیان کشته شدن.

01:00:00.944 --> 01:00:06.744
‫در تلافی، طی 10 روز بعد ده‌ها معدن‌چی به معادن حمله کردن.

01:00:11.280 --> 01:00:13.671
‫در 1 می 1914، کارگران صنعتی دنیا

01:00:13.696 --> 01:00:15.827
‫زیر دفتر راکفلر توی نیویورک جمع شدن تا

01:00:15.852 --> 01:00:20.304
‫سخنرانی الکساندر برکمن
‫در حمایت از معدنچی‌های کلورادو رو بشنون.

01:00:23.279 --> 01:00:28.115
‫کنگره‌ی آمریکا دستور داد تحقیقی
‫ در مورد قتل عام لودلاو انجام بشه،

01:00:28.140 --> 01:00:32.503
‫و در نتیجه، قانون‌های ممنوعیت کودک‌کاری و
‫ روزی 8 ساعت کار، در نهایت تصویب شدن

01:01:44.201 --> 01:01:47.469
‫چطوری نارنجک‌ها ساخته میشن،
‫اثربخشی بسیار زیاد اونها در نبرد سنگر به سنگر ثابت شده.

01:01:47.493 --> 01:01:49.493
‫اول بند به پوسته متصل میشه.

01:01:55.799 --> 01:01:58.332
‫سپس پوسته با مواد بسیار منفجره‌ پُر میشه.

01:02:03.728 --> 01:02:05.528
‫آماده‌ برای جبهه.

01:02:10.786 --> 01:02:12.552
‫بپزید تا کمی قهوه‌ای بشوند.

01:02:17.692 --> 01:02:20.929
‫پوکه‌‌های آماده در حال خروج از کارخانه.

01:02:45.745 --> 01:02:48.234
‫راه‌پیمایی سکوت در 28 جولای 1917،
‫توسط دو بویس در نیویورک سازماندهی شد،

01:02:48.259 --> 01:02:50.569
‫ تا در مخالفت با خشونت سراسری علیه آفریقایی-آمریکایی‌ها اعتراض کنن.

01:03:02.208 --> 01:03:05.608
‫در همون ماه، قاضی کنساو ماونتین لاندیس

01:03:05.633 --> 01:03:08.832
‫120 سوسیالیست رو
‫به جرم مقاومت در برابر اعزام به جنگ محکوم کرد.

01:03:13.057 --> 01:03:20.491
‫او 37 نفر رو از کشور اخراج کرد و
‫بقیه رو به یک سال زندان محکوم کرد.

01:03:27.547 --> 01:03:30.841
‫سال بعد، لاندیس 113 نفر از...

01:03:30.866 --> 01:03:35.138
‫...گروه رهبران اصناف کارگران صنعتی دنیا رو محکوم کرد.

01:03:50.070 --> 01:03:52.792
‫اواخر آوریل 1919، آنارشیست‌ها 36 بمب رو
‫توی بسته‌‌های پستی،

01:03:52.817 --> 01:03:55.394
‫به مقامات مختلف از جمله راکفلر و لاندیس فرستادن.

01:03:59.166 --> 01:04:01.727
‫بیش از 300 فرد ناخواستنی از سراسر کشور به جزیره‌ی اِلیس میرن

01:04:01.752 --> 01:04:04.190
‫ تا اونجا سوار "کشتی شوروی" بشن برای تبعید به اروپا.

01:04:10.162 --> 01:04:14.912
‫در 21 دسامبر 1919، الکساندر برکمن به روسیه تبعید شد،

01:04:14.937 --> 01:04:19.286
‫همراه زوجش اِما گلدمن و 247 افراط‌گرای سیاسی دیگه.

01:04:28.319 --> 01:04:30.919
‫هر زحمت‌کش ارزش استخدام شدنشو داره

01:04:33.244 --> 01:04:35.978
‫هیچ انسانی نباید یک برده باشه

01:04:40.396 --> 01:04:43.730
‫تیم شیکاگو وایت ساکس،
‫جاینت‌های نیویورک رو شکست میده تا

01:04:43.754 --> 01:04:45.754
‫ بازی‌های جهانی 1917 رو با شش بازی برنده بشه

01:04:57.060 --> 01:04:59.593
‫همین تیم سال 1918 در مکان ششم قرار گرفت

01:04:59.618 --> 01:05:02.384
‫، درحالیکه ستاره‌ی سمت چپ،
‫ جو جکسون ملقب به "بی‌کفش"، توی جنگ خدمت می‌کرد.

01:05:08.768 --> 01:05:12.369
‫بعد از پایان جنگ،
‫تیم سال 1917 دوباره دور هم جمع شدن،

01:05:12.394 --> 01:05:15.759
‫و بسیار محتمل بود که
‫ بازی‌های جهانی 1919 رو برنده بشن.

01:05:22.095 --> 01:05:26.212
‫تبصره‌ی مدارا به تیم‌ها اجازه می‌داد تا
‫ حق بازیکن‌شون رو نگه دارن،

01:05:26.237 --> 01:05:29.819
‫ حتی بعد از اینکه قراردادشون به پایان رسیده.

01:05:32.891 --> 01:05:36.680
‫بازیکنان نمی‌تونستن بازار نقل و انتقالات رو محک بزنن،
‫یا تیمشون رو عوض کنن،

01:05:36.705 --> 01:05:40.215
‫تا وقتی تیمشون مشخص میکرد که دیگه بهشون نیاز نداره.

01:05:41.186 --> 01:05:44.986
‫هر دو تیم برای نبرد صف بستن.

01:05:45.588 --> 01:05:48.921
‫بازیکن‌های ستاره‌ی هر تیم، سالیانه 6 هزار دلار درآمد داشتن

01:05:51.740 --> 01:05:56.940
‫قماربازان می‌تونستن به راحتی بازیکنایی پیدا کنن که حاضرن بازی رو دستکاری کنن

01:06:04.446 --> 01:06:09.312
‫روزنامه‌نگار هیو فولرتون شنیده بود که
‫قراره مسابقه دستکاری بشه.

01:06:12.680 --> 01:06:16.684
‫فولرتون که کنار مربی بازنشسته قرمزها،
‫کریستی متیوسون نشسته بود،

01:06:16.709 --> 01:06:20.638
‫بازیکن‌های مشکوک رو روی کاغذ نوشته بود.

01:06:31.107 --> 01:06:34.573
‫یکی از قسمت‌هایی که فولرتون بیشتر از همه بهش مشکوک شد،

01:06:34.598 --> 01:06:37.797
‫ یه دابل پلی الکی بود که
‫توی دور چهارم بازی اول اتفاق افتاد.

01:06:40.935 --> 01:06:44.809
‫نتیجه 1-1 بود، یه بازیکن بیرون رفته بود،
‫و یکی از رانرها توی بیس اول یعنی لری کاف از قرمز‌ها

01:06:44.834 --> 01:06:46.775
‫پشت ادی چیکوتی از وایت ساکس وایستاد که

01:06:46.800 --> 01:06:48.983
‫ ظاهرا یه دابل پلی معمولی در پایان دور بود.

01:06:50.375 --> 01:06:56.242
‫چیکوتی توپ رو به سمت مدافع سوید ریزبرگ انداخت تا
‫ پت دنکن از قرمزها رو مجبور کنه تا بیس دوم پیشروی کنه

01:06:59.394 --> 01:07:01.994
‫ولی پرتاب چیکوتی کوتاه بود.

01:07:04.241 --> 01:07:07.951
‫رایزنبرگ توپ رو به زمین زد و
‫برای پرتاب اول بیس دوم رو از خود کرد،

01:07:07.976 --> 01:07:11.965
‫بدون اینکه توپ رو برای چیک گاندیل بندازه
‫ تا کاف رو توی بیس اول بگیره.

01:07:20.751 --> 01:07:23.284
‫ولی پرتاب ریزبرگ تاخیر داشت.

01:07:30.298 --> 01:07:33.898
‫کاف بیس اول رو گرفت و دور ادامه پیدا کرد

01:07:44.052 --> 01:07:47.052
‫با دو بازیکن بیرون، چیکوتی
‫به زننده‌ی پنج‌تایی بعدی اجازه داد تا...

01:07:47.077 --> 01:07:50.276
‫...امتیاز بگیره و بعد تعویض شد.

01:07:51.862 --> 01:07:56.329
‫قرمز‌ها قاطعانه با نتیجه‌ی 9 بر 1 پیروز شدن

01:08:00.993 --> 01:08:05.193
‫هزار مایل دورتر در نیویورک
‫ در حال تماشای بازی.

01:08:06.938 --> 01:08:09.102
‫هیو فولرتون مجموعه‌ای از مقالات رو...

01:08:09.127 --> 01:08:11.266
‫برای ناظر مجله‌ی شیکاگو هرالد نوشت که

01:08:11.291 --> 01:08:13.574
‫نهایتا منجر به تحقیقات قضایی و
‫محکوم کردن 8 بازیکن وایت ساکس شد،

01:08:13.599 --> 01:08:15.786
‫ از جمله چیکوتی، ریزبرگ و گاندیل.

01:08:18.380 --> 01:08:21.246
‫یک سال بعد، بازیکنان اعتراف کردن که

01:08:21.271 --> 01:08:24.038
‫از قماربازان نیویورکی رشوه گرفتن
‫ تا مسابقات رو ببازن

01:08:25.315 --> 01:08:29.381
‫8 بازیکن وایت ساکس به اتهام دستکاری در
‫ مسابقات جهانی 1919 محکوم شدن

01:08:29.406 --> 01:08:33.339
‫چیکوتی 10 هزار دلار و جکسون 5 هزار دلار رشوه گرفته بوده

01:08:44.751 --> 01:08:49.066
‫در نتیجه‌ی رسوایی وایت ساکس، در 12 نوامبر 1920،
‫ مالکان تیم‌های بیسبال...

01:08:49.091 --> 01:08:52.775
‫قاضی ضد کارگر معروف کنساو ماونتین لاندیس رو
‫به عنوان اولین بازرس بیسبال منصوب کردن.

01:08:56.725 --> 01:09:02.792
‫قاضی لاندیس قسم خورد بیسبال رو پاک کنه،
‫و 8 بازیکن رو تا آخر عمر از بیسبال محروم کرد.

01:09:07.730 --> 01:09:11.471
‫تحت حکومت لاندیس بیسبال جدا شد و
‫ مورد تبعیض قرار گرفت،

01:09:11.496 --> 01:09:14.987
‫و تا بعد از مرگش در 1944
‫هیچ اتحادیه‌ای برای بازیکنان نداشت.

01:09:18.718 --> 01:09:22.118
‫در 5 سپتامبر 1920،
‫روبروی مرکز بانک جی پی مورگان در وال استریت...

01:09:22.143 --> 01:09:25.609
‫...بمبی منفجر شد و 38 نفر رو کشت

01:09:43.095 --> 01:09:48.128
‫روش‌های عتیغه‌ی آتش‌نشانی منتج به نابودی لابراتوار فیلم سولاکس شد.

01:09:54.127 --> 01:09:58.186
‫لابراتوار شرکت فیلم سولاکس در 20 دسامبر 1919،

01:09:58.211 --> 01:10:02.184
‫در فورت لی نیوجرسی منفجر شد.

01:10:18.858 --> 01:10:21.648
‫فیلمساز روایی پیشگام آلیس گای-بلاچی...

01:10:21.673 --> 01:10:24.282
‫... یکی از بنیان‌گذاران و کارگردان هنری شرکت سولاکس بود

01:10:27.013 --> 01:10:30.363
‫سال بعد از آتش‌سوزی،
‫اون در 47 سالگی از فیلم‌سازی بازنشست شد،

01:10:30.388 --> 01:10:33.637
‫از سال 1896 تا 1920
‫بیش از هزار فیلم رو کارگردانی کرده بود.

01:11:25.077 --> 01:11:32.843
‫شهر داوسون در انتهای صف توضیع فیلم بود.

01:11:44.910 --> 01:11:52.643
‫2 تا 3 سال طول می‌کشید تا فیلم‌های تازه اکران شده به داوسون برسن

01:14:54.910 --> 01:14:58.670
‫توضیع‌کننده‌ها مایل نبودن برای
‫ کاروان بازگشت فیلم‌های قدیمی‌ای پول بدن

01:14:58.695 --> 01:15:02.334
‫که توی داوسون به نمایش در اومده بودن

01:15:06.313 --> 01:15:13.246
‫و خیلی از فیلم‌ها به روش سنتی نابود شدن.

01:15:16.583 --> 01:15:20.240
‫بانک کانادایی تجارت توی داوسون

01:15:20.265 --> 01:15:23.507
‫به عنوان نماینده‌ی استدیوها و
‫ توضیع کننده‌ها کار میکرد

01:15:27.631 --> 01:15:30.950
‫مدیریت بانک مسئول محافظت از فیلم‌ها بود و

01:15:30.975 --> 01:15:34.155
‫اینکه مطمئن بشه فیلم‌ها فقط برای مدت اجاره‌شده اکران بشن

01:15:43.270 --> 01:15:51.337
‫در 15 دسامبر 1920، کتابخانه‌ی کارنگی داوسون آتیش گرفت

01:16:08.603 --> 01:16:13.803
‫مجموعه‌ی کتاب‌های کتابخونه به جای دیگه برده شد و ساختمون به حال خود رها شد.

01:16:18.768 --> 01:16:22.835
‫در سال 1921، جمعیت داوسون به هزار نفر رسیده بود

01:16:40.703 --> 01:16:45.511
‫در سال 1921 والتر کریمر به خاطر بیماری...

01:16:45.536 --> 01:16:49.993
‫...ساختمون D.A.A.A رو به آپارات‌چی سینماش فِرد الیوت فروخت

01:16:53.573 --> 01:17:01.140
‫الیوت DAAA رو در 4 آگوست 1921 با فیلم مورد علاقه‌ی رسانه‌ها "آلا نازیمووا" افتتاح کرد

01:17:13.334 --> 01:17:18.600
‫بعد اینکه فیلم‌ها توی DAAA نمایش داده میشدن، الیوت اونارو به بانک برمی‌گردوند.

01:17:41.477 --> 01:17:48.444
‫بعد بانک فیلم‌هارو توی زیرزمین ساختمون رها‌شده‌ی کتابخونه ذخیره میکرد.

01:21:01.872 --> 01:21:05.931
‫در 1 فوریه 1922، وقت‌نگه‌دار سابق شرکت طلای یوکان
‫ و ستاره‌ی مشهور فیلم‌های صامت،

01:21:05.956 --> 01:21:10.063
‫ ویلیام دزموند تیلور، در خونه‌اش توی لس‌آنجلس به قتل رسید.

01:21:28.523 --> 01:21:33.090
‫چندین نفر به عنوان متهم مطرح شدن،
‫شامل بازیگر سینما ماری مایلز مینتر.

01:21:36.321 --> 01:21:40.588
‫استدیوها از هر کسی که مسئول اون قتل بود محافظت کردن

01:21:48.534 --> 01:21:51.067
‫پرونده تا امروز حل‌نشده باقی مونده

01:22:13.114 --> 01:22:15.721
‫5 ماه بعد، یعنی 3 جولای 1922، فِرد الیوت فیلم "روح جوان"

01:22:15.746 --> 01:22:18.304
‫با بازی ویلیام دزموند تیلور رو به DAAA آورد.

01:22:30.791 --> 01:22:34.213
‫فِرد الیوت خبر داشت که والتر کریمر
‫از سود تئاتر خانوادگی DAAA استفاده کرده بود

01:22:34.238 --> 01:22:37.715
‫تا پیست یخ هاکی رو باز نگه داره.

01:22:40.384 --> 01:22:44.358
‫الیوت تهدید کرد که اگر لیگ هاکی آماتور داوسون نتونه که...

01:22:44.383 --> 01:22:48.408
‫... یه قرارداد اجاره‌ی 2 ساله ببنده
‫زمین هاکی رو به عنوان آهن پاره بفروشه.

01:22:51.971 --> 01:22:58.104
‫لیگ 1200 دلار جمع کرد تا زمین هاکی رو از الیوت بخره،
‫و مستقلا اداره‌اش کنه.

01:23:04.378 --> 01:23:08.478
‫در سال 1922 والتر تروبرگ رئیس لیگ بود.

01:23:49.763 --> 01:23:53.373
‫با رسیدن سال 1927، همه‌ی نقاط مهم معدن‌کاری در کلوندایک

01:23:53.398 --> 01:23:56.587
‫ توسط یک شرکت خریداری شده بود،
‫ شرکت ادغام شده‌ی طلای یوکان.

01:24:57.974 --> 01:25:01.048
‫در 7 می 1928، فیلم اقتباس‌شده از رمان رابرت سرویس،

01:25:01.073 --> 01:25:03.998
‫"رد پای سال 98" توی تئاتر چینی سید گرومان توی هالیوود اکران شد.

01:25:05.374 --> 01:25:11.641
‫طلا چه قدرتی داره که باعث میشه
‫مردان همه‌ی این سختیارو تحمل کنن؟

01:25:42.692 --> 01:25:46.117
‫همزمان که تب طلای کلوندایک توی کتاب‌ها و
‫ فیلم‌ها افسانه‌سازی میشد،

01:25:46.142 --> 01:25:49.416
‫داوسون صنعت گردشگری فصلی کوچکی تشکیل داد.

01:26:04.838 --> 01:26:07.832
‫جیمی اوگلو، که 30 هزار سیب به قیمت دانه‌ای یک دلار،
‫ توی سال 98 فروخته بود،

01:26:07.857 --> 01:26:10.695
‫هنوز با همون سبد قدیمیش کار می‌کنه.

01:26:39.786 --> 01:26:44.153
‫رئیس آیزاک شهردار موس‌هایده.

01:27:21.158 --> 01:27:23.588
‫قدیمی‌هایی مثل جیمی سیبی و رئیس آیزاک...

01:27:23.613 --> 01:27:25.991
‫تبدیل به اثر‌های تاریخی در قید حیات از تب طلا شدن.

01:27:32.057 --> 01:27:35.741
‫در سال 1928، کلیفورد تامسون به داوسون نقل مکان کرد

01:27:35.766 --> 01:27:39.148
‫تا برای بانک کانادایی تجارت کار کنه.

01:27:44.191 --> 01:27:50.891
‫همچنین تامسون به عنوان خزانه‌داره
‫لیگ هاکی آماتوری داوسون انتخاب شد.

01:27:54.902 --> 01:27:59.520
‫یکی از مشکلات همیشگی لیگ هاکی،
‫ سطح ناهموار زمین بود،

01:27:59.545 --> 01:28:04.226
‫دقیقا همونجایی که زیر یخ،
‫ استخر قدیمی وجود داشت.

01:28:09.110 --> 01:28:13.914
‫حالا که لیگ صاحب و اداره‌کننده‌ی زمین بود،

01:28:13.939 --> 01:28:18.134
‫ تصمیم گرفته شد تا استخر به طور دائمی پر بشه،
‫تا وضعیت یخ بهبود پیدا کنه.

01:28:28.111 --> 01:28:31.003
‫در همین حال، انبار فیلم توی زیرزمین کتابخونه

01:28:31.028 --> 01:28:33.869
‫ تا سال 1929 ظرفیتش تموم شده بود.

01:28:41.999 --> 01:28:47.865
‫تامسون به استدیوها و توضیع‌کننده‌ها نامه نوشت و پرسید که آیا فیلم‌هاشون رو پس می‌گیرن یا نه.

01:29:09.454 --> 01:29:14.188
‫بهش گفته شد تا فیلم‌هارو نابود کنه.

01:29:17.449 --> 01:29:23.383
‫ولی به جاش اون دن کوتس رو استخدام کرد تا فیلم‌های قدیمی رو از زیرزمین کتابخونه بیرون بکشه

01:29:30.262 --> 01:29:35.062
‫و از طریق خیابون کوئین به DAAA بیاره.

01:30:11.962 --> 01:30:17.695
‫توی DAAA اونا فیلم‌هارو توی استخر شنای سابق ریختن تا به پُر شدنش کمک کنن

01:30:55.397 --> 01:31:00.364
‫سال‌ها و دهه‌ها در داوسون گذشت.

01:31:48.714 --> 01:31:53.847
‫رئیس آیزاک در 9 آوریل 1932 در سن تخمینی 85 سالگی مُرد.

01:32:20.569 --> 01:32:26.069
‫در 5 آگوست 1931، مالک اورفیوم لن ویکمن "تاکیز"(فیلم غیر صامت) رو به داوسون معرفی کرد.

01:32:44.425 --> 01:32:47.292
‫تاکیز یا فیلم‌های صدادار عموما...

01:32:48.162 --> 01:32:50.824
‫در دنیای سرگرمی...

01:32:51.032 --> 01:32:53.899
‫...رشته‌ پیشرفت‌های خارق‌العاده‌ای داشتن

01:32:55.598 --> 01:32:59.761
‫فِرد الیوت که حالا نمی‌تونست با فیلم‌های تاکیز که
‫توی اورفیوم اکران میشدن رقابت کنه،

01:32:59.786 --> 01:33:03.622
‫چندین تُن فیلم صامت رو توی رودخونه‌ی یوکان ریخت.

01:33:17.645 --> 01:33:20.212
‫"اونا صندوق گنج رو به دریا انداختن."

01:33:36.359 --> 01:33:39.604
‫چند ماه بعد،
‫الیوت صدها نوار فیلم صامت دیگه رو...

01:33:39.629 --> 01:33:43.250
‫...توی آتشی در ساحل سوزوند

01:34:34.758 --> 01:34:38.460
‫سال بعد الیوت تئاتر خانوادگی رو به حامی مالی لیگ هاکی، اریک ای.تروبرگ فروخت.

01:34:38.485 --> 01:34:42.082
‫ او پدر والتر و رالف "ساکس" تروبرگ بود

01:34:58.647 --> 01:35:01.580
‫تروبرگ تجهیزات نمایش فیلم‌های تاکیز رو هم از اورفیوم خرید

01:35:01.605 --> 01:35:04.738
‫و توی DAAA نصب کرد.

01:35:09.187 --> 01:35:12.854
‫ساختمون کتابخونه‌ی کارنگی در سال 1934 فروخته شد.

01:35:15.094 --> 01:35:18.727
‫با نام تالار فراماسون‌ها بازطراحی شد.

01:35:22.020 --> 01:35:25.754
‫هر فیلمی هم که هنوز اونجا ذخیره شده بود از بین رفت.

01:35:53.092 --> 01:35:55.559
‫تئاتر خانودگی توسط آتش نابود شد.

01:36:09.404 --> 01:36:16.037
‫اوایل صبح روز 30 دسامبر 1937 ساختمون DAAA آتیش گرفت و کاملا نابود شد

01:36:20.630 --> 01:36:26.130
‫اریک تروبرگ از بوی دود بیدار شده بود،
‫و پسرش رالف رو بیدار کرد که منبع آتیش رو پیدا کرد.

01:36:36.198 --> 01:36:39.842
‫"حرارت ناشی از انفجار مقدار زیادی فیلم آتشزا آنقدر بود، که حتی نمیشد به آتش نزدیک شد."

01:36:39.867 --> 01:36:43.389
‫اخبار روزانه‌ی داوسون
‫30 دسامبر 1937

01:36:47.452 --> 01:36:52.785
‫سال بعد پیست یخی با پولی که از اعضا جمع شده بود تعمیر شد.

01:36:55.260 --> 01:37:00.460
‫تئاتر خانوادگی DAAA هیچوقت بازسازی نشد.

01:37:08.654 --> 01:37:12.587
‫"کودکان مقدار زیادی نوار فیلم صامت پیدا کرده اند."
‫روزنامه‌ی اخبار روزانه‌ی داوسون
‫1 اکتبر 1939

01:37:47.992 --> 01:37:53.025
‫اورفیوم سینمای بعدی بود که آتش گرفت.

01:37:59.993 --> 01:38:02.997
‫در 22 می 1940، تئاتر اورفیوم،
‫هتل یوکونیا و ساختمون جیمی، توسط آتیش نابود شدن

01:38:03.022 --> 01:38:05.817
‫ که اعتقاد میره توسط یه شخص آتش‌افروز شروع شده باشه.

01:38:41.760 --> 01:38:48.984
‫صاحب اورفیوم هنری گلیوس سه هفته بعد از آتیش
‫شروع به بازسازی کرد.

01:38:55.876 --> 01:39:02.543
‫سه ماه بعد گلیوس، اورفیوم رو به عنوان
‫سالن سینمای جدیدی بازگشایی کرد.

01:39:36.239 --> 01:39:41.139
‫بزرگراه آلاسکا کانادا که در سال 1942 تکمیل شد،
‫از 4480 کیلومتری جنوب داوسون دور میزد.

01:39:43.398 --> 01:39:46.898
‫نتیجتا، وایت‌هورس به قطب منطقه تبدیل شد،

01:39:46.923 --> 01:39:49.888
‫ و سرانجام جایگزین داوسون به عنوان مرکز ایالت یوکان شد.

01:40:08.571 --> 01:40:11.562
‫اتل اندرسون بکر عکس‌های اریک هگ رو جمع کرد و

01:40:11.587 --> 01:40:14.529
‫سال 1949 اول با عنوان "کلوندایک 98" منتشر کرد.

01:40:21.257 --> 01:40:26.057
‫با رسیدن سال 1950 جمعیت داوسون کمتر از 900 نفر بود.

01:40:52.718 --> 01:40:58.151
‫آیرین کالی و ویل کریفورد در سال 1947 ازدواج کردند.

01:41:01.478 --> 01:41:08.445
‫همون سال، کلبه‌شون توی داوسون رو از هم باز کردن، و بیرون از شهر، توی دره‌ی راک دوباره سر همش کردن.

01:41:11.536 --> 01:41:15.354
‫توی دیوارهای کلبه، مجموعه‌ای از
‫نگاتیو‌های شیشه‌ای پیدا کردن که

01:41:15.379 --> 01:41:19.560
‫توسط اریک هگ گرفته شده بود،
‫قبل اینکه سال 1900 شهر رو ترک کنه.

01:41:22.310 --> 01:41:25.296
‫آیرین که امیدوار بود از لوح‌های شیشه‌ای تازه پیدا شده

01:41:25.321 --> 01:41:27.646
‫ بتونه یه گلخونه بسازه،
‫ از رئیسش دیک دیمنت که

01:41:27.671 --> 01:41:29.871
‫صاحب مغازه‌ی صنایع دستی هنری داوسون بود پرسید که

01:41:29.896 --> 01:41:32.878
‫ بهترین روش برای پاک کردنه
‫ لایه حساس عکاسی از روی این لوح‌ها چیه.

01:41:35.339 --> 01:41:39.703
‫دیمنت به اهمیت کشف‌شون پی برد و به کریفوردها پیشنهاد داد
‫در ازای لوح‌های شیشه‌ای نگاتیو عکاسی قدیمی‌شون،

01:41:39.728 --> 01:41:44.263
‫بهشون شیشه جدید بده تا گلخونه‌شون رو بسازن.

01:41:47.136 --> 01:41:50.984
‫سپس دیمنت، این مجموعه شامل 93 نگاتیو لوح شیشه‌ای

01:41:51.009 --> 01:41:54.360
‫ و 96 نگاتیو نیتراتی رو به موزه‌ی ملی بشریت در اوتاوا اهدا کرد.

01:41:57.206 --> 01:42:00.783
‫در اوتاوا، کارگردان کالین لو 200 عکس
‫ از دوران تب طلا دید که...

01:42:00.808 --> 01:42:04.330
‫...توسط اریک هگ گرفته شده بود و
‫ اخیرا در کابینی توی داوسون پیدا شده

01:42:07.134 --> 01:42:09.414
‫لو و ولف کونیگ از این تصاویر الهام گرفتن تا...

01:42:09.439 --> 01:42:11.565
‫...فیلم کوتاه برجسته‌ی خودشون
‫به اسم "شهر طلا" رو بسازن،

01:42:11.590 --> 01:42:13.899
‫که تصویربرداری‌های خودشون رو با...

01:42:13.924 --> 01:42:16.182
‫...عکس‌های هگ و گویندگی پیرس برتون ترکیب کرد.

01:42:21.191 --> 01:42:26.591
‫"شهر طلا" اولین فیلمی بود که از تکنیک زوم و
‫ حرکت افقی دوربین روی عکس‌های ثابت استفاده کرد

01:42:26.616 --> 01:42:32.015
‫ و مستقیما الهام‌بخش فیلمسازانی مثل کن برنز شد.

01:43:18.585 --> 01:43:24.252
‫"شهر طلا" بهترین مستند کوتاه در جشنواره‌‌ی فیلم کن 1957 شد.

01:43:33.241 --> 01:43:37.291
‫همچنین نامزد بهترین بهترین فیلم کوتاه
‫در سی‌اُمین جوایز سالانه آکادمی اسکار شد

01:43:37.316 --> 01:43:41.732
‫که در تئاتر هالیوود متعلق به الکساندر پنتیجس برگذار شد.

01:43:46.396 --> 01:43:50.975
‫تنها تئاتری که توی داوسون پابرجا موند همونی بود که

01:43:51.000 --> 01:43:55.120
‫ اسم‌های مختلفی داشت، خانه‌ی اُپرا،
‫پالاس گرند، ساووی، آدیتوریوم یا ناگت.

01:43:58.269 --> 01:44:05.036
‫این ساختمون در دهه‌ی 1950 خالی بود تا اینکه انجمن پارکس کانادا در سال 1961 خرابش کرد.

01:44:08.345 --> 01:44:13.812
‫خطی از گرد طلا درست زیر قسمتی که پیش‌خوان قرار داشت، جا گرفته بود.

01:44:17.932 --> 01:44:20.605
‫در سال 1962 سینما کاملا بازسازی شد و

01:44:20.630 --> 01:44:23.189
‫دوباره اسمش عوض شد، پالاس گرند.

01:44:24.291 --> 01:44:26.088
‫شهر داوسون یک شبه پا به عرصه‌ی وجود گذاشت.

01:44:26.293 --> 01:44:27.555
‫یه شهر کوچک کلبه‌ایه پرسروصدا

01:44:27.761 --> 01:44:29.888
‫که تنها چیز ارزون اونجا، جون انسان بود.

01:44:30.097 --> 01:44:33.032
‫جایی که یه مرد خوش‌شانس می‌تونست
‫از زمین یه گنج دربیاره.

01:44:33.233 --> 01:44:36.066
‫همه‌ی ماجراهای اون دوران،
‫الان تبدیل به خاطره شده.

01:44:36.270 --> 01:44:38.704
‫ولی تا وقتی ادامه داشتن،
‫واقعا چه روزهایی بودن.

01:44:45.643 --> 01:44:49.830
‫در 15 نوامبر 1966 وقتی آخرین لایروبه
‫ شرکت طلای تلفیقی یوکان بسته شد

01:44:49.855 --> 01:44:53.667
‫شرکت هم عملیات رو متوقف کرد.

01:45:03.939 --> 01:45:07.143
‫چیزی که باقی موند منظره‌ای تخریب‌‌شده...

01:45:07.167 --> 01:45:11.505
‫از دهه‌ها لایروبی و معدن‌کاری هیدرولیک بود.

01:45:26.471 --> 01:45:30.035
‫در 23 جولای 1967، هیئت فیلم ملی کانادا

01:45:30.060 --> 01:45:33.495
‫همه‌ی مجموعه‌ی فیلم نیتراتیش رو در
‫آتش‌سوزی‌ انبارش در بیکنسفیلده کِبِک از دست داد.

01:45:44.611 --> 01:45:48.443
‫در سال 1967 سالن قدیمی آرکتیک برادرهود که

01:45:48.468 --> 01:45:52.235
‫ روبروی DAAA در خیابون کوئین بود،
‫به سالن سنتینیال تغییر اسم داد.

01:45:54.581 --> 01:45:58.149
‫در سال 1971، سالن سنتینیال...

01:45:58.174 --> 01:46:01.571
‫به قمارخونه‌ی گرتی دندون الماسی تغییر کاربری داد

01:46:05.759 --> 01:46:09.546
‫در ژوئن 1978، یه گروه ساخت‌و‌ساز
‫ در حال ساخت یه مرکز تفریحی...

01:46:09.571 --> 01:46:12.983
‫پشت سالن گرتی دندون الماسی بود،
‫همون جایی که قبلا DAAA قرار داشت.

01:46:58.579 --> 01:47:00.570
‫من درست نمی‌دونستم که باهاش چی کار کنم.

01:47:00.781 --> 01:47:05.741
‫چند تا از نوارها رو بررسی کردم و
‫می‌تونستی بالا بیاریشون

01:47:05.953 --> 01:47:08.080
‫و اینطوری اونارو از قرقره باز کنی

01:47:08.288 --> 01:47:09.380
‫و اگه جلوی نور می‌گرفتی‌شون

01:47:09.590 --> 01:47:11.080
‫می‌تونستی تصاویر رو ببینی.

01:47:11.291 --> 01:47:13.156
‫و یکی رو از قرقره‌هارو باز کردم،

01:47:13.360 --> 01:47:15.328
‫و وقتی بهش نگاه کردم،

01:47:15.529 --> 01:47:17.497
‫نوشته بود "مورد عجیب ماری پیج"

01:47:17.698 --> 01:47:19.689
‫که اسم اون فیلم بود.

01:47:19.900 --> 01:47:23.666
‫و بعدا فهمیدم که اون فیلم توی سال 1917،

01:47:23.870 --> 01:47:28.773
‫توی سالن‌های سینما‌ی داوسون
‫به نمایش دراومده.

01:47:28.976 --> 01:47:33.675
‫وقتی به کلاوس هندریکس
‫از مرکز آرشیو ملی زنگ زدم

01:47:33.880 --> 01:47:34.938
‫مسئول نگهداری اون مرکز بود

01:47:35.148 --> 01:47:38.276
‫پیشنهاد کرد که با سم کولا صحبت کنم.

01:47:38.485 --> 01:47:42.182
‫و سم خیلی سخاوتند بود،

01:47:42.389 --> 01:47:44.118
‫حتی توی گفتگو‌های اولیه‌مون،

01:47:44.324 --> 01:47:45.689
‫و به نظر خیلی مشتاق میومد

01:47:45.892 --> 01:47:48.122
‫که این چیزارو براش توصیف می‌کردم.

01:47:48.328 --> 01:47:52.025
‫خب، البته که اون مسئله
‫کنجکاوی منو بی‌نهایت تحریک کرد،

01:47:52.232 --> 01:47:55.599
‫پس پشت تلفن باهاش
‫اون ماجرا رو پیگیری کردم.

01:47:55.802 --> 01:47:58.362
‫و اون گفت "آره، فیلم‌های زیادی اونجاست.

01:47:58.572 --> 01:48:00.699
‫به نظر میاد کلی جعبه فیلم اونجا باشه،

01:48:00.907 --> 01:48:03.467
‫نه فقط یه دونه نوار فیلم عجیب.

01:48:03.677 --> 01:48:05.474
‫و داره از جایی بیرون میاد که
‫ به نظر قبلا...

01:48:05.679 --> 01:48:08.477
‫یه چاله‌ی قدیمی برای شنا کردن
‫توی داوسون بوده."

01:48:08.682 --> 01:48:11.879
‫خب، سردرآوردن ازش برام سخت بود

01:48:12.085 --> 01:48:15.384
‫چون ربط چاله‌های شنا و شهر داوسون

01:48:15.589 --> 01:48:17.489
‫و شمالگان دور قاره‌ی آمریکا
‫برام جور در نمیومد

01:48:17.691 --> 01:48:22.424
‫چون درک محدودی از شمالگان کانادا داشتم.

01:48:22.629 --> 01:48:23.994
‫ولی همه‌اش شفاف شد

01:48:24.197 --> 01:48:26.392
‫چون نتیجه گرفتم که
‫این مورد واقعا جالبه

01:48:26.600 --> 01:48:29.228
‫و میرم اون بالا تا ببینمش.

01:48:29.436 --> 01:48:31.097
‫ما اونو به شهر آوردیم.

01:48:31.305 --> 01:48:32.636
‫یادم نمیاد که اصلا اول توی هتل...

01:48:32.839 --> 01:48:33.771
‫...اسکانش دادیم یا نه،

01:48:33.974 --> 01:48:37.171
‫ولی اونجا رفتیم و بررسیش کردیم،

01:48:37.377 --> 01:48:39.572
‫و یکمی بیشتر اطرافو کند.

01:48:39.780 --> 01:48:42.010
‫و...

01:48:42.215 --> 01:48:46.151
‫یادم میاد که گفت به نظرش...

01:48:46.353 --> 01:48:50.119
‫...ما اینجا شانس اینو داریم که

01:48:50.324 --> 01:48:56.194
‫فیلم‌هایی رو دوباره پیدا کنیم که
‫صنعت فیلم اونارو گم کرده.

01:48:56.396 --> 01:48:58.660
‫صحبت کردیم که چطوری اینکارو انجام بدیم.

01:48:58.865 --> 01:49:01.095
‫و اون متوجه شد از نظر اداری...

01:49:01.301 --> 01:49:03.826
‫خیلی سخته که...

01:49:04.037 --> 01:49:06.505
‫...با یه شاخه‌ی دولتی دیگه،
‫قرارداد نوشت،

01:49:06.707 --> 01:49:08.698
‫چون خیلی پیچیده‌اس.

01:49:08.909 --> 01:49:11.707
‫پس من پیشنهاد کردم که
‫موزه ممکنه به این مورد علاقه داشته باشه

01:49:11.912 --> 01:49:16.349
‫و اونجا بود که با کتی جونز تماس گرفتم

01:49:16.550 --> 01:49:18.313
‫که مدیر موزه بود

01:49:18.518 --> 01:49:20.645
‫و ازش خواستم بیاد اونجا

01:49:20.854 --> 01:49:24.449
‫تا همراه ما یه نگاهی به فیلم‌ها بندازه.

01:49:24.658 --> 01:49:26.819
‫و اونم اومد و دوربینشم همراهش آورد

01:49:27.027 --> 01:49:30.656
‫و همونطور که ما آوارو بررسی می‌کردیم
‫چندتا عکس ازمون گرفت

01:49:30.864 --> 01:49:32.491
‫آواری که همه‌جا پخش شده بود

01:49:32.699 --> 01:49:36.294
‫و در این باره گفتگو کردیم که
‫با این فیلم می‌تونیم چی کار کنیم

01:49:36.503 --> 01:49:39.370
‫و چطور استخراجش کنیم.

01:49:39.573 --> 01:49:42.542
‫بلافاصله بعدش اونو به دفترمون بردم

01:49:42.743 --> 01:49:46.804
‫و توی اتاق من نشستیم.

01:49:47.013 --> 01:49:48.207
‫اون تلفن رو برداشت،

01:49:48.415 --> 01:49:51.851
‫یه یک نفر از زیردستاش توی اوتاوا زنگ زد

01:49:52.052 --> 01:49:53.644
‫و مفاد قرارداد رو براش دیکته کرد،

01:49:53.854 --> 01:49:54.650
‫اونم پشت تلفن.

01:49:54.855 --> 01:49:56.846
‫و به نظر میاد که ما...

01:49:57.057 --> 01:50:01.084
‫در سریعترین زمان ممکن اونارو تحویل دادیم.

01:50:03.029 --> 01:50:07.090
‫یه ساختمون به نام انبار زیرزمینی وجود داشت،

01:50:07.300 --> 01:50:10.167
‫و حتی توی اوج تابستون،

01:50:10.370 --> 01:50:12.270
‫داخلش یخ وجود داشت،
‫پس خیلی سرد بود

01:50:12.472 --> 01:50:14.372
‫و ما می‌دونستیم که هوای سرد

01:50:14.574 --> 01:50:16.337
‫مکانی ایده‌آل...

01:50:16.543 --> 01:50:19.171
‫...برای نگهداری اون فیلم‌های نیتراته.

01:50:19.379 --> 01:50:22.678
‫پس همزمان که کشف شدن
‫ما اونارو به دره‌ی خرس‌ها بردیم

01:50:22.883 --> 01:50:25.283
‫و توی اون انبار زیرزمینی قدیمی گذاشتیم‌شون.

01:50:25.485 --> 01:50:28.852
‫و کتی یه نوشته‌ای توی روزنامه‌ی کلوندایک کورنر گذاشت

01:50:29.055 --> 01:50:30.522
‫و توضیح داد که چی پیدا کرده.

01:50:30.724 --> 01:50:32.089
‫چیزی که اونجا نوشتم این بود،

01:50:32.292 --> 01:50:34.886
‫"آیا کسی می‌دونه که این فیلم‌ها...

01:50:35.095 --> 01:50:37.723
‫...از همون اول چرا خاک شده بودن؟"

01:50:37.931 --> 01:50:41.230
‫بعدش یه نامه‌ای از
‫یه مدیر سابق بانک دریافت کردیم.

01:50:41.435 --> 01:50:45.269
‫خب، کلیف تامسون گفت،
‫"با اشتیاق، سوالتان در کلوندایک کورنر...

01:50:45.472 --> 01:50:48.930
‫...در مورد این فیلم‌های
‫بازیابی‌شده رو خوندم.

01:50:49.142 --> 01:50:52.634
‫مایلم بدونین که این تقصیره منه."

01:50:52.846 --> 01:50:55.747
‫خیلی بیشتر از این گفت
‫ولی خلاصش اینکه،

01:50:55.949 --> 01:50:59.214
‫"من اون قدیما یه مدیر بانک بودم

01:50:59.419 --> 01:51:02.718
‫قدیما مدیرهای بانکی...

01:51:02.923 --> 01:51:05.050
‫...مامور توضیع‌کنندگان عظیم فیلم بودن.

01:51:05.258 --> 01:51:07.488
‫پس فیلم‌ها به شهر داوسون میومد

01:51:07.694 --> 01:51:10.390
‫و اکثرا همینجا باقی می‌موند،"

01:51:10.597 --> 01:51:14.431
‫ گفت، "بعضی از فیلم‌هارو
‫توی رودخونه‌ی یوکان انداختیم

01:51:14.634 --> 01:51:15.726
‫چون دیگه براشون جایی نداشتیم

01:51:15.936 --> 01:51:17.961
‫و نهایتا توی زیرزمینه...

01:51:18.171 --> 01:51:20.332
‫...کتابخانه‌ی کارنگی گذاشتیم‌شون،"

01:51:20.540 --> 01:51:22.440
‫که چنتا خیابون پایین‌تر از...

01:51:22.642 --> 01:51:25.509
‫...مکان ساختمون DAAA بود.‌

01:51:28.515 --> 01:51:32.849
‫یه شهروند داوسون به نام جان گولد وجود داشت

01:51:33.053 --> 01:51:34.577
‫توی داوسون متولد و بزرگ شده بوده

01:51:34.788 --> 01:51:37.416
‫و وقتی بچه یا نوجوون بوده،

01:51:37.624 --> 01:51:39.592
‫به اون میدون یخ اسکیت میرفته

01:51:39.793 --> 01:51:41.283
‫تا زمستونا هاکی بازی کنه

01:51:41.495 --> 01:51:45.363
‫و اون گفت، بهار که میشد،
‫و یخ زمین آب میشد

01:51:45.565 --> 01:51:48.659
‫فیلم‌ها از یخ‌ سر در می‌آوردن،

01:51:48.869 --> 01:51:50.632
‫و بچه‌ها با یه کبریت آتیشش می‌دادن

01:51:50.837 --> 01:51:51.963
‫و اون شعله‌ور میشد.

01:51:52.172 --> 01:51:54.367
‫پس می‌دونست که فیلما زیر زمینن،

01:51:54.574 --> 01:51:57.702
‫و وقتی این کشفو کردیم،

01:51:57.911 --> 01:51:59.344
‫همه‌مون گفتیم "یه چیز دیگه داریم

01:51:59.546 --> 01:52:01.309
‫که از یخبندان همیشگی داوسون بیرون اومده."

01:52:01.515 --> 01:52:04.040
‫و جان گفت" این همه سرو‌صدا برا چیه؟

01:52:04.251 --> 01:52:06.219
‫من می‌دونستم فیلما زیر زمینن."

01:52:06.419 --> 01:52:08.717
‫و همه به همدیگه نگاه کردیم و گفتیم،

01:52:08.922 --> 01:52:11.948
‫"داوسون دیگه چه چیزایی رو
‫‌میخواد آشکار کنه؟"

01:52:12.158 --> 01:52:13.887
‫ما به تاریخ علاقه‌ی مشترکی داشتیم.

01:52:14.094 --> 01:52:15.891
‫آره، هر وقت که دور هم جمع می‌شدیم،

01:52:16.096 --> 01:52:19.122
‫ساعت‌ها صرف حرف زدن...

01:52:19.332 --> 01:52:21.061
‫...در مورد این یا اون قسمت
‫ از تاریخ می‌کردیم.

01:52:21.268 --> 01:52:23.862
‫و اگه مایکل چیزی کشف کرده بود

01:52:24.070 --> 01:52:26.004
‫که به نظرم جالب میومد، می‌گفتم،

01:52:26.206 --> 01:52:28.037
‫"وای، ما یکی از اونا توی موزه داریم،"

01:52:28.241 --> 01:52:29.538
‫یا هر چی که بود.

01:52:29.743 --> 01:52:31.233
‫و منو مایکل نامزد کردیم

01:52:31.444 --> 01:52:34.538
‫و به نظر اطرافیانمون این خیلی خنده‌دار بود

01:52:34.748 --> 01:52:37.046
‫چون من به همه‌جای شهر سر زدم،

01:52:37.250 --> 01:52:38.478
‫می‌گفتم "آره، باید برم فلان کارو انجام بدم"

01:52:38.685 --> 01:52:40.550
‫و حلقه‌ی نامزدی توی انگشتم بود

01:52:40.754 --> 01:52:44.383
‫و خیلی مشخص بود که چه اتفاقی افتاده.

01:52:44.591 --> 01:52:50.689
‫به هر صورت، ما کار تابستونی رو تموم کردیم.

01:52:50.897 --> 01:52:55.766
‫فیلم‌ها بررسی و طبقه‌بندی شده بودن

01:52:55.969 --> 01:52:59.769
‫و تونستیم همه‌ی فیلم‌هارو
‫ توی دو تا صندوق بذاریم

01:52:59.973 --> 01:53:02.407
‫و بسته‌بندی‌شون کنیم.

01:53:02.609 --> 01:53:04.372
‫و یه شرکت حمل و نقل توی شهر بود

01:53:04.578 --> 01:53:08.446
‫و داشتن یه بار محلی از داوسون
‫به وایت‌هورس می‌بردن

01:53:08.648 --> 01:53:11.344
‫و موافقت کردن که این دو تا صندوق رو...

01:53:11.551 --> 01:53:12.779
‫...عقب وَن بذارن.

01:53:12.986 --> 01:53:16.683
‫بعد اینکه کلی اسباب و اساسیه رو بار زدن.

01:53:16.890 --> 01:53:18.187
‫و فیلم‌ها به وایت‌هورس رسید

01:53:18.391 --> 01:53:20.018
‫و وقتی پیش باربرها رفتم، اونا گفتن،

01:53:20.226 --> 01:53:23.093
‫"می‌دونیم بارت چیه،
‫درموردش توی رادیو شنیدیم"

01:53:23.296 --> 01:53:25.196
‫و بهش حتی دست نمی‌زنیم."

01:53:25.398 --> 01:53:27.229
‫به گری‌هوند رفتم و گفتم،

01:53:27.434 --> 01:53:28.526
‫"ما چند تا صندوق داریم"

01:53:28.735 --> 01:53:29.599
‫گفتن "می‌دونیم بارت چیه.

01:53:29.803 --> 01:53:31.293
‫و اون بار مواد آتش‌زا داره.

01:53:31.504 --> 01:53:33.301
‫عمرا حتی بهش دست بزنیم!"

01:53:33.506 --> 01:53:36.942
‫و بعد پیش شرکت
‫خطوط هوایی پسیفیک کانادا رفتم

01:53:37.143 --> 01:53:39.805
‫و اونام همینو گفتن.

01:53:40.013 --> 01:53:41.878
‫خب حالا فیلما توی وایت‌هورس بود

01:53:42.082 --> 01:53:44.073
‫ولی نمی‌تونستیم بیشتر از این منتقل‌شون کنیم

01:53:44.284 --> 01:53:46.582
‫پس چطور این مسئله رو حل کنیم؟

01:53:46.786 --> 01:53:50.415
‫و یکی از همکارامون توی پارک،
‫آقایی به نام جیم رایلی گفت،

01:53:50.624 --> 01:53:52.057
‫"خب، ارتش همیشه...

01:53:52.258 --> 01:53:54.556
‫...با چیزای خطرناک مثل اینا
‫سر و کار داره."

01:53:54.761 --> 01:53:56.991
‫پس این رو به سم کولا پیشنهاد کردیم

01:53:57.197 --> 01:53:59.757
‫و مطمئن نیستم که
‫کی با کی حرف زد،

01:53:59.966 --> 01:54:02.161
‫ولی طی این فرآیند
‫برای نیروهای مسلح ترتیبی دادن

01:54:02.369 --> 01:54:06.100
‫تا یه هواپیمای حمل و نقل هرکولیس رو
‫به وایت‌هورس بیاره

01:54:06.306 --> 01:54:10.072
‫و این دو تا صندوق فیلم نیتراتی رو
‫بار هواپیما زدن

01:54:10.276 --> 01:54:14.178
‫همراه یه گردان یا گروهان از سربازان

01:54:14.381 --> 01:54:17.248
‫و از اونجا به اوتاوا رفتن.

01:54:17.517 --> 01:54:19.561
‫در سالگرد پایان جنگ‌جهانی اول در 11 نوامبر 1978

01:54:19.561 --> 01:54:22.896
‫یه هواپیمای باری هرکولس C130
‫متعلق به نیروی هوایی کانادا،

01:54:22.921 --> 01:54:27.235
‫506 نوار فیلم نیتراتی رو منتقل کرد، که از استخر
‫شنای DAAA بازیابی شده بود، و به آرشیو ملی کانادا برد.

01:54:28.128 --> 01:54:33.116
‫نهایتا آرشیو ملی کانادا و کتابخونه‌ی کنگره در ایالات متحده،
‫ 533 نوار فیلم رو از شهر داوسون بازیابی کردن

01:54:33.116 --> 01:54:36.452
‫آخرین بازمانده‌های شناخته‌شده از 372 عنوان فیلم صامت.

01:54:37.454 --> 01:54:40.066
‫این فیلم‌ها که به مدت 49 سال
‫در یخبندان دائمی باقی مونده بودن،

01:54:40.091 --> 01:54:42.389
‫از بلای آتیش، بی‌توجهی و خرابی نیترات
‫ محافظت شده بودن

01:54:42.414 --> 01:54:46.714
‫همون چیزایی که
‫همه‌ی نسخه‌های دیگه رو از بین برده بود.

01:54:56.044 --> 01:55:00.465
‫فیلم‌های یافت‌شده‌ی شهر داوسون که توسط
‫ آرشیودارها به زحمت احیا و دسته‌بندی‌ شدن

01:55:00.490 --> 01:55:04.968
‫ گنج‌های بی‌مانندی هستن که امروزه همچنان
‫از زیر خاک استخراج و مجددا کشف میشن

01:55:08.311 --> 01:55:12.183
‫تقریبا همه‌ی فیلم‌ها توسط آب
‫ کمی آسیب دیده بودن

01:55:12.208 --> 01:55:15.735
‫و فیلم‌های مجموعه‌ی داوسون به راحتی از روی
‫ علامت‌های مشخص‌شون قابل شناسایی هستن

01:56:48.975 --> 01:56:52.950
‫سمندر متعلق ب زمان باستان
‫ یه موجود افسانه‌ای بود که...

01:56:52.975 --> 01:56:56.332
‫...بدون اینکه بسوزه بین آتش‌ها زندگی می‌کرد

01:58:20.115 --> 01:58:30.382
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.