﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:22.124 --> 00:00:25.561
سارا سیلورمن
لکه ی گرد و غبار

00:00:30.564 --> 00:00:34.434
دخترا و پسرا
دعوت میکنیم که روی صحنه بیان

00:00:35.168 --> 00:00:36.737
سارا سیلورمن

00:00:41.475 --> 00:00:43.182
سلام

00:00:53.320 --> 00:00:54.866
ممنونم

00:01:03.297 --> 00:01:04.565
خیلی ممنونم

00:01:04.631 --> 00:01:07.248
خوشحالم که شما اینجایین

00:01:07.534 --> 00:01:13.074
بابت دستگاه های فلزیاب ازتون معذرت میخوام
تقصیر من بود

00:01:13.140 --> 00:01:17.544
یه چیزی توییت کرده بودم،
که باعث شده بعضی از مردم

00:01:17.611 --> 00:01:21.281
دلشون بخواد که من رو بکشن

00:01:21.348 --> 00:01:23.517
...و

00:01:24.451 --> 00:01:28.059
من معذرت میخوام که پیشنهاد کودتای نظامی دادم

00:01:28.380 --> 00:01:31.474
میدونستم که یه کم دست نیافتنیه

00:01:32.526 --> 00:01:36.863
میدونی، وقتی کمدین باشی
باید فکر همه چی رو بکنی

00:01:36.888 --> 00:01:40.212
قبل از اینکه چیزی رو
توی توییتر بذاری

00:01:40.271 --> 00:01:42.891
ما فکر کردیم کی هستیم؟ رئیس جمهوریم؟

00:01:47.808 --> 00:01:50.177
لزومی نداشت

00:01:50.577 --> 00:01:52.282
ولی ممنونم

00:01:53.547 --> 00:01:56.374
من... من آدم تجملی ای نیستم

00:01:57.651 --> 00:02:01.310
میدونی.. از این وانسی ها (نوعی لباس مجلل) نمیپوشم.

00:02:02.556 --> 00:02:06.526
من دوستانی دارم که عاشق
طلا و جواهرن و من اونا رو دوست دارم

00:02:06.593 --> 00:02:11.164
ولی من واقعا ارزش
طلا و جواهر رو نمیفهمم

00:02:11.231 --> 00:02:15.135
با این حال... من یه اتاق شیک هتل رو دوست دارم

00:02:15.922 --> 00:02:17.738
من یه وان حموم احتیاج دارم

00:02:17.804 --> 00:02:19.531
من علایق خودم رو دارم

00:02:19.773 --> 00:02:21.341
من یه بار توی راه بودم،

00:02:21.408 --> 00:02:25.436
و این فرصت رو پیدا کردم
که توی چند تا هتل شیک اقامت داشته باشم

00:02:25.579 --> 00:02:34.015
و من خیلی کم غر میزنم. چون خیلی
میترسم از اینکه به یک یهودی غرغرو تبدیل شم

00:02:36.390 --> 00:02:38.540
که یک کلیشه کلیه

00:02:39.159 --> 00:02:44.698
بر اساس حقایق و الگو ها

00:02:44.765 --> 00:02:48.593
و با استدلال به این الگو ها

00:02:49.457 --> 00:02:52.167
چرا داری فرهنگ خودت رو میفروشی سارا؟

00:02:52.192 --> 00:02:53.526
ببخشید

00:02:55.275 --> 00:02:58.170
آیا بهش خندیدن؟
آره. باشه

00:02:59.880 --> 00:03:02.559
با این حال من انتقاد کردم

00:03:02.716 --> 00:03:04.918
اینجوری بودم که: "همه چی عالیه

00:03:05.185 --> 00:03:06.705
خیلی ازتون ممنونم

00:03:06.853 --> 00:03:09.079
ام... ولی من

00:03:09.356 --> 00:03:13.187
به نظرم اومد که یه ذره

00:03:14.661 --> 00:03:16.897
...منی روی

00:03:17.586 --> 00:03:19.981
چیزی که فکرکنم بهش میگن لحاف

00:03:20.381 --> 00:03:22.317
و یا پتو هست

00:03:22.602 --> 00:03:23.970
و همینطور

00:03:24.638 --> 00:03:29.290
یه مقداری هم روی میز عسلی

00:03:30.744 --> 00:03:36.014
و همچنین یه مقداری هم روی سینه هام

00:03:38.385 --> 00:03:40.139
من معذرت میخوام

00:03:41.888 --> 00:03:43.809
...میدونین. فقط

00:03:44.015 --> 00:03:45.752
من متنفرم که غر بزنم.

00:03:45.777 --> 00:03:48.513
...اگه میشد که جوری ارتقائش بدی

00:03:49.429 --> 00:03:50.797
این کارو میکردم

00:03:51.380 --> 00:03:54.029
وقتی اینجوری حرف میزنم
میتونین صدام رو بشنوین؟

00:03:54.501 --> 00:03:56.301
این سیستم صدای خوبیه

00:03:56.336 --> 00:03:58.648
میتونی صدام رو بشنوین وقتی اینجوری حرف میزنم؟

00:04:00.774 --> 00:04:04.678
من وقت لیزر برداشتن مو داشتم

00:04:04.745 --> 00:04:06.012
...و

00:04:07.332 --> 00:04:11.216
تو کار منو تحسین کردی؟
چه عجب

00:04:12.167 --> 00:04:13.787
وقت لیزر کردن مو داشتم

00:04:13.854 --> 00:04:16.690
و مدت زمان زیادی براش صبر کردم

00:04:16.757 --> 00:04:21.021
دلم میخواست علم در اوج خودش باشه

00:04:22.362 --> 00:04:27.288
میدونی... ما به مریخ سفر کردیم
طرفای آگوست ۲۰۱۲

00:04:32.506 --> 00:04:35.264
شگفت زده شدین که من تاریخش رو یادمه؟

00:04:36.108 --> 00:04:38.116
...چیزی که میخوام بگم اینه که

00:04:38.910 --> 00:04:42.079
ما در سال ۲۰۱۲ به مریخ رفتیم

00:04:42.104 --> 00:04:44.456
من چهار سال دیگه هم صبر کردم

00:04:45.585 --> 00:04:51.297
و بعد من دنبال بهترین
مرکز لیزر گشتم

00:04:51.322 --> 00:04:54.721
اونم در فاصله سه تا خیابون اونورتر از خونه خودم
و بعد رفتم اونجا

00:04:56.730 --> 00:04:58.857
بود Laseraway اسمش

00:04:59.466 --> 00:05:00.466
...و

00:05:01.492 --> 00:05:03.260
...اون چیزی نبود که من

00:05:03.294 --> 00:05:05.705
فکرکنم خیلی ساده بودم،
من فکر کردم که میری اونجا

00:05:05.772 --> 00:05:09.342
و مو هات رو لیزر میکنی.
ولی فرآیند خیلی طولانی تری بود

00:05:09.409 --> 00:05:13.126
برای هر بخشی از موهای بدنت
که میخوای برشون داری

00:05:13.151 --> 00:05:17.584
شما باید بری تو هشت تا جلسه مختلف شرکت کنی

00:05:17.675 --> 00:05:19.189
...میدونی... سر هر قسمت

00:05:19.319 --> 00:05:23.690
برای من درست از زیر نافم

00:05:23.715 --> 00:05:25.467
تا خود زمین بود

00:05:25.492 --> 00:05:28.716
و بعد هم میومد بالا تا وسط کمرم

00:05:28.741 --> 00:05:32.340
و...با مزه نیس که همیچن چیزی بامزس؟
و همزمان دروغ هم هست

00:05:32.365 --> 00:05:34.150
دست هام رو هم لیزر کردم

00:05:34.510 --> 00:05:36.612
...ولی

00:05:36.870 --> 00:05:39.215
من نمیتونم به شما دروغ بگم

00:05:39.539 --> 00:05:40.539
نمیتونم

00:05:40.564 --> 00:05:43.451
اینطوریه که اونا مجبورت میکنن قبلش هزینش
رو پرداخت کنی

00:05:43.476 --> 00:05:46.519
که من الان که فکرش رو میکنم
میبینم که خیلی هم منطقیه

00:05:46.544 --> 00:05:49.516
چون... به شدت درد داره

00:05:49.583 --> 00:05:54.054
جلسه دوم اینطوری ای که
"من با کمال میل ۳۰۰۰ دلار میدم

00:05:54.120 --> 00:05:56.957
فقط برا اینکه دیگه نیام اینجا
این یه معاملس

00:05:56.982 --> 00:05:58.236
خیلی درد داره

00:05:58.261 --> 00:06:01.190
...و من
من احساس میکنم که آستانه‌ی درد بالایی دارم

00:06:01.215 --> 00:06:04.731
فکر کنم بیشتر خانوم ها
آستانه‌ی درد بالایی دارن

00:06:04.756 --> 00:06:09.604
من تا حالا سه بار مشت خورده تو صورتم
و اون یه داستان دیگه برا یه موقع دیگس

00:06:09.629 --> 00:06:10.629
...ولی من

00:06:10.772 --> 00:06:13.982
یه مدل دیگه ای از درده
انگار که هیچوقت قرار نیست تموم بشه

00:06:14.007 --> 00:06:15.016
مثل آسیب عصبی

00:06:15.041 --> 00:06:18.893
اون ها بهت توپ های ضد استرس میدن
و تو اون ها رو فشار میدی

00:06:18.918 --> 00:06:22.522
و تا موقعی که تو میای
انگشت هات رو باز کنی

00:06:22.916 --> 00:06:26.553
به هرم های پودری تبدیل شدن
(از بین رفتن)

00:06:26.620 --> 00:06:29.422
خیلی درد داره

00:06:29.489 --> 00:06:33.426
یادمه به خودم میگفتم
"تو یه زن بالغی

00:06:33.451 --> 00:06:36.346
اون پول توئه، میتونی حرومش کنی
تو اون پول رو خودت بدست آوردی

00:06:36.371 --> 00:06:38.373
از پنجره پرتش کن بیرون
اصلا مهم نیست

00:06:38.398 --> 00:06:43.870
و همینطور که داشتم برمیگشتم سمت ماشینم
بعد از دومین جلسه

00:06:44.109 --> 00:06:48.314
من دقیقا میتونم همون کلماتی رو
که داشتم به خودم میگفتم به یاد بیارم

00:06:48.394 --> 00:06:51.360
همیطور که داشتم میرفتم سمت ماشین میگفتم که

00:06:51.711 --> 00:06:55.352
چیزی که تو الان تجربه کردی یه ضربه
روحی شدید بود

00:06:56.052 --> 00:06:58.375
این تجربه‌ی تکان دهنده ای بود

00:06:58.400 --> 00:07:02.420
و در همون لحظه بود که یه پیغام
از طرف دوست پسرم دریافت کردم که

00:07:02.445 --> 00:07:05.015
اون موقع با یونیسف رفته بود گواتمالا

00:07:05.659 --> 00:07:07.861
...و گفته بود که

00:07:08.274 --> 00:07:11.135
من صبح رو با زنی گذروندم که

00:07:11.160 --> 00:07:14.369
کشته شدن پسرش رو به چشم دیده بود

00:07:15.435 --> 00:07:18.515
منم جواب دادم فکر میکنی همچین چیزی بده؟

00:07:18.819 --> 00:07:20.654
...چون من

00:07:24.751 --> 00:07:26.888
من از لحاظ دیدگاهی مشکل دارم

00:07:26.913 --> 00:07:30.784
احساس میکنم با تجربه کردن چیزی یاد نمیگیرم

00:07:33.053 --> 00:07:37.757
من داشتم تو لس آنجلس برا خودم
قدم میزدم و مردم رو قضاوت میکردم

00:07:37.782 --> 00:07:41.069
و این بهترین حالت من نیست
من بهش افتخار نمیکنم

00:07:41.094 --> 00:07:42.904
ولی این چیزی بود که اتفاق افتاد

00:07:42.929 --> 00:07:45.825
و من یادمه تو ذهنم داشتم میگفتم که

00:07:45.880 --> 00:07:49.817
شما بدبخت های کوته فکر مادی گرایی هستین

00:07:49.936 --> 00:07:51.071
شما نمیفهمین چی میگم

00:07:51.137 --> 00:07:53.606
با کیف های ۱۵۰۰ دلاریشون

00:07:53.631 --> 00:07:56.053
یه کیفه دیگه. یه سری آت و آشغال رو میخوای بریزی توش

00:07:56.081 --> 00:07:57.946
یه کوله پشتی بگیر. خیلی احمقی

00:07:58.011 --> 00:07:59.980
میفهمین چی میگم؟
اینجوری بودم که: "شما ها نمیفهمین

00:08:00.046 --> 00:08:03.850
ما یه سری آدم خودخواهیم که
وانمود میکنیم که از ذرات خاکی

00:08:03.917 --> 00:08:07.120
که روی هم قرار گرفتن ساخته نشدیم
و داریم با محیطمون برخورد میکنیم

00:08:07.187 --> 00:08:08.636
ما هیچی نیستیم

00:08:08.722 --> 00:08:11.441
و دقیقا لحظه‌ی بعدش اینو میگم

00:08:11.543 --> 00:08:13.629
"دلم میخواد عکسم روی پول باشه"

00:08:13.960 --> 00:08:16.229
واقعا دلم میخواد

00:08:19.032 --> 00:08:22.127
احساس میکنم لیاقتم اینه که
صورتم روی پول باشه. تمام

00:08:22.152 --> 00:08:23.445
...من فقط

00:08:23.803 --> 00:08:26.994
من دلم میخواد صورت پریودم روی پول باشه.

00:08:27.674 --> 00:08:30.522
نه خیلی بی احساس تره. اینجوریه

00:08:39.853 --> 00:08:42.589
همین الان صدای خنده‌ی خواهرم رو شنیدم

00:08:43.738 --> 00:08:45.640
اون مٌرده

00:08:45.675 --> 00:08:48.678
نه. اینجاس. شوخی کردم. اینجاس

00:08:55.301 --> 00:08:58.805
من چندین سال یه سگ داشتم

00:08:58.872 --> 00:09:01.485
و اون بهترین دوست من بود

00:09:01.574 --> 00:09:04.018
و من همیشه باهاش حرف میزدم

00:09:04.043 --> 00:09:07.227
هر وقت خونه بودم باهاش حرف میزدم

00:09:07.580 --> 00:09:11.526
و بعد مرد و من دیگه باهاش حرف نزدم

00:09:11.551 --> 00:09:12.551
منطقیه

00:09:13.481 --> 00:09:16.833
یا نه؟ نمیدونم
میگم که آیا اصن معنی میده یا نه؟

00:09:17.223 --> 00:09:20.985
نقشش توی مکالمه به همین اندازه ایه
که الان توی

00:09:22.806 --> 00:09:25.360
یه جعبه روی میزم هست

00:09:28.227 --> 00:09:30.203
داستان از این قراره

00:09:30.270 --> 00:09:33.940
من دیگه با خودم حرف نزدم،
به خاطر اینکه دیگه سگی توی اتاق نبود.

00:09:34.007 --> 00:09:35.188
این مسخرس

00:09:37.243 --> 00:09:40.346
الان هم یه سگ جدید دارم. به اسم مری

00:09:40.460 --> 00:09:42.690
من از جایی نجاتش دادم

00:09:42.715 --> 00:09:44.435
یا بهتره بگم اینجوری فکر میکنم که
اون منو نجات داد

00:09:44.460 --> 00:09:47.020
نمیدونم کدوم مدل گفتنش خوشایند تره

00:09:47.295 --> 00:09:50.231
ولی دارمش به هر حال

00:09:52.058 --> 00:09:54.794
و اون تمام دنیای منه

00:09:55.228 --> 00:09:58.364
و من خیلی دوستش دارم

00:09:58.631 --> 00:09:59.632
اون همه چیز منه

00:09:59.699 --> 00:10:01.334
جوونه و سرشار از زندگی

00:10:01.382 --> 00:10:03.578
و عاشق سنجاب هاست

00:10:03.603 --> 00:10:05.989
و من رو هم درگیر این علاقه اش کرده

00:10:06.014 --> 00:10:08.750
اون خیلی بغلیه و ما با هم بازی میکنیم

00:10:08.775 --> 00:10:10.310
و شب بغل دست هم میخوابیم...

00:10:11.765 --> 00:10:15.436
من یه لحظه حرفم رو اینجا متوقف میکنم
و برمیگردم به اون

00:10:16.082 --> 00:10:21.232
حرفی که در مورد سنجاب ها زدم.
من تو کمدی به اون شوخی پرت و پلا میگم.

00:10:21.621 --> 00:10:23.656
من میدونستم که میخندین وقتی که گفتم

00:10:23.723 --> 00:10:27.158
اون با سنجاب ها درگیره و منم باهاشون درگیر کرده

00:10:27.760 --> 00:10:31.172
ولی شما رفتین سراغ همون شوخی اصلی

00:10:31.197 --> 00:10:33.374
اون یه شوخی پرت و پلاس
باعث میشه باحال تر به نظر بیاد

00:10:33.399 --> 00:10:37.937
الان خرابش کردم چون برگشتم سراغش
و دارم در موردش حرف میزنم

00:10:37.962 --> 00:10:39.122
الان خراب شده دیگه

00:10:39.147 --> 00:10:41.216
دیگه شوخی پرت و پلا نیست.
ولی بود

00:10:41.708 --> 00:10:43.843
این احتمالا کلا برا دو نفر توی جمعیته

00:10:43.910 --> 00:10:47.506
...ولی با این حال من میگم که شوخی پرت و پلا باحاله

00:10:48.047 --> 00:10:50.049
باحال بودنش هم اینطوریه که

00:10:50.717 --> 00:10:53.962
مثلا من دارم بسکتبال بازی میکنم
و درجریان بازی

00:10:53.987 --> 00:10:56.237
یه شوت سه امتیازی قشنگ میزنم

00:10:56.756 --> 00:10:59.574
و بعدش شما حتی لبخند هم نمیزنی

00:11:00.894 --> 00:11:03.483
و صاف برمیگردی سر دفاع

00:11:03.696 --> 00:11:06.865
باحالیش به اندازه همون شوخی پرت و پلاس.خب

00:11:07.800 --> 00:11:09.435
واقعا؟

00:11:09.702 --> 00:11:11.670
تا الان بهش نخندیده بود کسی

00:11:13.039 --> 00:11:15.041
مجبور نبودین نخندینا حالا

00:11:15.108 --> 00:11:17.440
به خندیدنتون ادامه بدین

00:11:17.677 --> 00:11:19.078
...بعد

00:11:19.779 --> 00:11:22.657
حقیقتش من جدی درگیر سنجاب ها شدم

00:11:22.682 --> 00:11:24.893
و الان میخوام شما ها رو هم درگیرش کنم

00:11:24.918 --> 00:11:26.189
شوخی نمیکنم

00:11:26.217 --> 00:11:27.524
صبر کنین ببینین

00:11:27.820 --> 00:11:30.511
یه چیز بامزه در مورد سنجاب ها یاد گرفتم که

00:11:31.457 --> 00:11:34.548
که خیلی هیجان زده ام که بهتون بگم.
من... من نمیتونم...

00:11:35.094 --> 00:11:36.896
خب. اینجوریه که

00:11:38.698 --> 00:11:39.799
...سنجاب ها

00:11:41.901 --> 00:11:47.117
نمیتونن ۸۰ درصد فندق هایی رو که
قایم میکنن، پیدا کنن

00:11:49.442 --> 00:11:51.443
شوخی میکنین؟

00:11:53.846 --> 00:11:57.282
آیا این بهترین چیزیه که
تا به حال تو زندگیتون شنیدین؟

00:11:59.886 --> 00:12:02.877
اولا که حیوون ها قرار نیست اشتباه کنن

00:12:03.022 --> 00:12:04.190
اما دوما

00:12:04.972 --> 00:12:07.427
...من یه چیزی فهمیدم که قراره مغزتون رو

00:12:07.493 --> 00:12:11.934
جمجمه تون رو نگه دارین چون قراره مغزتون
منفجر بشه

00:12:14.033 --> 00:12:16.216
اینطوریه که درخت ها کاشته میشن

00:12:16.402 --> 00:12:18.422
مسخره میکنین واقعا؟

00:12:20.940 --> 00:12:23.583
اینطوریه که درخت ها کاشته میشن

00:12:23.740 --> 00:12:26.487
خدا، هستی، طبیعت، یا هر کوفت و زهرمار دیگه‌ای

00:12:26.512 --> 00:12:29.994
این موجود وحشناک

00:12:30.992 --> 00:12:34.805
و متوهم و معتاد به کوکائین رو به وجود آورده

00:12:35.029 --> 00:12:37.799
که فکر میکنه همه دنبال
دونه های بلوطشن

00:12:37.824 --> 00:12:40.464
هیشکی دونه های بلوط تو رو نمیخواد

00:12:41.614 --> 00:12:44.238
هیچ کس دیگه ای تو این دنیا بلوط نمیخوره

00:12:44.263 --> 00:12:45.656
فقط تویی

00:12:46.811 --> 00:12:49.319
که میرن همه جا قایمشون میکنن

00:12:49.675 --> 00:12:53.284
و اینا اونقد نئشه ی کوکائینن که

00:12:55.274 --> 00:13:00.198
فقط میتونن دو تا از ده تا دونه ای رو که
قایم کردن پیدا کنن

00:13:02.882 --> 00:13:05.118
سنجاب ها درخت میکارن

00:13:05.597 --> 00:13:07.061
تو اسرائیل

00:13:07.086 --> 00:13:10.597
درسته. اینه خودم اضافه کردم.
این یکی درست نیس. خودم اضافش کردم

00:13:15.061 --> 00:13:16.901
خب. مری سگ منه

00:13:17.063 --> 00:13:18.848
و من دوستش دارم

00:13:19.065 --> 00:13:21.233
و اون منو درگیر سنجاب ها کرد

00:13:21.401 --> 00:13:24.437
...و اون خیلی جوون و پر انرژیه، ولی

00:13:25.800 --> 00:13:27.714
داره میمیره

00:13:29.308 --> 00:13:31.878
و معلوم نیست چی میشه

00:13:33.179 --> 00:13:39.064
شاید دو هفته دیگه
شاید دوازده سال دیگه

00:13:39.852 --> 00:13:42.463
ولی بالاخره اتفاق میوفته
و این داره خیلی منو درگیر میکنه

00:13:42.488 --> 00:13:43.931
و قلب من نمیتونه تحملش کنه

00:13:43.956 --> 00:13:46.401
من اشتباه کردم
نباید یه سگ دیگه میگرفتم

00:13:46.426 --> 00:13:47.426
خیلیه

00:13:52.398 --> 00:13:53.398
...من

00:13:54.110 --> 00:13:57.884
منو قضاوت نکنین
...الان میرم میکشمش اصن. فقط

00:14:00.432 --> 00:14:02.972
کاریه که باید انجام بدم

00:14:08.281 --> 00:14:11.094
...میدونین چیه؟ در دفاع از خودم

00:14:11.384 --> 00:14:13.547
...در طول تاریخ

00:14:14.053 --> 00:14:18.917
اگه همین فردا وقتی من کشتمش بمیره
...که این کار رو هم میکنم

00:14:21.227 --> 00:14:25.040
یا اینکه دوازده سال دیگه به مرگ طبیعی بمیره

00:14:25.331 --> 00:14:28.009
هیچ تاثیری در تاریخ نمیذاره

00:14:28.034 --> 00:14:30.221
دقیقا همون موقع هستش

00:14:30.503 --> 00:14:32.038
پس حق با منه

00:14:32.105 --> 00:14:33.105
...و من

00:14:34.974 --> 00:14:38.453
و اون الکی هم نمیمیره
چون من به صلیب میکشمش

00:14:38.478 --> 00:14:41.522
خدای من! چقد بامزه میتونه باشه

00:14:41.547 --> 00:14:44.559
اینو نگفتم بهتون. اون کوچولوئه
و پاهای بلندی داره

00:14:44.584 --> 00:14:48.454
و پاهاش به طور طبیعی به این فرم درمیان

00:14:48.521 --> 00:14:52.325
من مجبور میشم دست هاش رو هم بشکنم

00:14:52.392 --> 00:14:54.227
این کارو میکنم

00:14:54.961 --> 00:14:58.240
گوش کنین. اگه قراره تبدیل به
یه اسطوره شین باید زجر بکشین

00:14:59.065 --> 00:15:03.378
فکر میکنین مسیح معروف میشد اگه
مثل یه حیوان خانگی معمولی میمرد؟

00:15:03.403 --> 00:15:04.403
نه

00:15:05.138 --> 00:15:07.912
...مسیح. پسر خدا

00:15:08.374 --> 00:15:10.418
که برای گناهان شما کشته شد

00:15:10.443 --> 00:15:14.940
وقتی که مرد خوابیده بود
دور و ورش هم پر از اسباب بازی های مورد علاقش بود؟

00:15:14.965 --> 00:15:17.534
مسخرس

00:15:20.319 --> 00:15:21.929
من...باشه

00:15:21.954 --> 00:15:23.595
یه خورده بخشنده میشم

00:15:23.956 --> 00:15:27.470
و یه داستانی رو براتون تعرف میکنم که یه
داستان واقعیه

00:15:27.994 --> 00:15:32.092
و در مورد یکی از خواهرامه
من سه تا خواهر دارم

00:15:32.532 --> 00:15:34.075
و این در مورد یکیشونه

00:15:34.100 --> 00:15:37.003
...نمیگم کدوم یکی، ولی

00:15:38.037 --> 00:15:40.114
اسمش جودینه

00:15:42.642 --> 00:15:45.340
جودین میرفت دانشگاه بوستون

00:15:45.545 --> 00:15:49.600
و اگه با دانشگاه بوستون آشنا باشین
میدونید خوابگاهش مختلطه

00:15:49.625 --> 00:15:52.294
که الان البته اکثر خوابگاه ها همینطورین

00:15:52.552 --> 00:15:56.940
ولی اون ها توی خوابگاه های مختلط
دستشویی های مختلط دارن

00:15:57.523 --> 00:16:02.028
و جودین در مست ترین حالتش بود توی سال
اول دانشگاهش

00:16:02.094 --> 00:16:04.682
...مثل بقیه سال اولی ها

00:16:05.031 --> 00:16:11.630
و اون تلوتلو خوران برگشته بود به اتاقش
و تلاشش رو کرده بود و شلوارش رو دراورده بود

00:16:11.655 --> 00:16:16.314
و بعدش هم با یه تیشرت و شورتی که پاش
بود خوابش برده بود

00:16:17.176 --> 00:16:20.436
و چند دقیقه بعد اتاق دور سرش چرخیده بود و

00:16:20.510 --> 00:16:24.725
اون دویده بود سمت دستشویی و شروع کرده
بود به بالا اوردن

00:16:24.750 --> 00:16:26.803
و داشته همینطور بالا میاورده

00:16:27.119 --> 00:16:30.389
و موقع بالا اوردن احساس کرده که

00:16:30.456 --> 00:16:34.628
یه نفر داره شورتش رو از پاش درمیاره

00:16:35.007 --> 00:16:38.573
ولی نمیتونسته برگرده و جلوش رو بگیره

00:16:38.598 --> 00:16:41.214
چون خیلی شدید داشته بالا میاورده

00:16:41.501 --> 00:16:46.080
و داشته همینطور بالا میاورده
و داشتن شورتش رو از پاش در میاوردن

00:16:46.105 --> 00:16:49.401
و همینجوری داشتن درش میاوردن تا جایی
که به زمین رسیده

00:16:50.288 --> 00:16:52.520
و بعد وقتی بالا اوردنش تموم میشه

00:16:52.545 --> 00:16:55.715
سرش رو برمیگردونه که ببینه کی اونجا بوده

00:16:56.048 --> 00:16:58.168
ولی کسی رو نمیبینه

00:16:58.351 --> 00:17:01.957
به خاطر اینکه داشته تو خودش خراب کاری میکرده

00:17:16.435 --> 00:17:19.601
این داستان واقعیه

00:17:24.136 --> 00:17:25.846
...من میخوام بگم

00:17:27.613 --> 00:17:31.130
اسم این خنده رو خنده‌ی "راحتی خیال" میذارم

00:17:31.450 --> 00:17:33.905
یا خنده‌ی رهایی

00:17:34.996 --> 00:17:38.090
من میدونم که من روی صحنه ام

00:17:38.115 --> 00:17:41.102
ولی شما باید بدونین که برای من شما روی
صحنه هستین

00:17:41.127 --> 00:17:44.297
و خیلی صحنه‌ی زیبایی بودین

00:17:44.363 --> 00:17:47.240
شما خیلی احساس همدردی میکردین

00:17:47.366 --> 00:17:48.609
خیلی نگران بودین

00:17:48.634 --> 00:17:52.033
یه سنگینی ای رو میتونستین تو داستان احساس کنین

00:17:52.238 --> 00:17:53.706
خیلی قشنگ بود

00:17:53.773 --> 00:17:55.608
و میدونین، من میفهمم

00:17:55.675 --> 00:17:57.785
که خیال کردین که قراره بهش تجاوز بشه

00:17:57.810 --> 00:18:01.232
و اون هم فکر میکرد که قراره بهش تجاوز بشه

00:18:02.496 --> 00:18:05.536
اون فکر میکرد که قراره بهش تجاوز بشه

00:18:05.618 --> 00:18:08.598
...و من خیلی به این قضیه فکر کردم. و من

00:18:09.088 --> 00:18:14.620
فکر کنم این یکی از تنها سناریو هایی باشه
که میتونی برگردی

00:18:14.860 --> 00:18:17.455
و به یه شورت نگاه کنی

00:18:20.166 --> 00:18:23.124
که پر از گه خودته

00:18:25.249 --> 00:18:28.239
و با خودت بگی "خدا رو شکر"

00:18:28.326 --> 00:18:29.894
خدای من

00:18:33.312 --> 00:18:36.172
ذوق کنی و خوشحال شی

00:18:43.422 --> 00:18:44.732
خواهرم اومده بود ملاقاتم

00:18:44.757 --> 00:18:48.868
نه اون خواهری که تو شلوارش خراب کاری کرده بود.
خواهر بزرگم اومده بود

00:18:48.893 --> 00:18:52.026
با این حال مطمئنم اونم تو شلوارش خراب کاری میکنه

00:18:52.498 --> 00:18:56.369
بالاخره اونم یه "سیلورمن" ه

00:18:59.605 --> 00:19:01.831
اون خواهر بزرگم، سوزی بود

00:19:01.856 --> 00:19:03.526
اون خاخامه
( عالم یهودی)

00:19:04.176 --> 00:19:05.982
توی اورشلیم زندگی میکنه

00:19:06.278 --> 00:19:08.823
خدای من! یه کمدین بی خدا

00:19:08.848 --> 00:19:12.852
و یه خاخام با خدا با هم خواهرن؟

00:19:12.918 --> 00:19:17.164
اینکه چه حسی داره همچین وضعیتی
چیزیه که تو ماشین میتونین در موردش حرف بزنین

00:19:17.189 --> 00:19:19.667
سوزی اومده بود اینجا

00:19:19.692 --> 00:19:23.704
و به من گفت: " سارا، من فردا دارم
میرم دوستم امبر رو ببینم"

00:19:23.729 --> 00:19:26.040
و بعدش کلی در مورد امبر برا من تعریف کرد

00:19:26.079 --> 00:19:28.142
به نظر اون امبر خیلی فوق العادس

00:19:28.167 --> 00:19:30.339
و اون توی اتیوپی به دنیا اومده و بزرگ شده

00:19:30.364 --> 00:19:33.138
اون به تنهایی یه پرورشگاه رو کنترل میکنه

00:19:33.172 --> 00:19:34.582
خیلی الهام بخشه

00:19:34.607 --> 00:19:36.517
فردا ساعت ۸ صبح میخوام ببینمش

00:19:36.542 --> 00:19:38.361
میشه از آپارتمان تو برای ملاقات استفاده کنیم؟

00:19:38.386 --> 00:19:40.421
و من هم گفتم: البته

00:19:40.446 --> 00:19:43.030
کلید که داری، من هم خوابم ولی به هر حال

00:19:43.055 --> 00:19:46.078
بعد صبح فرداش، کلیدش رو جا گذاشته بود

00:19:46.103 --> 00:19:49.296
و دیدم داره در میزنه و رفتم که جواب بدم

00:19:49.321 --> 00:19:51.732
انگار چشمام رو با چسب به هم
چسبونده بودن

00:19:51.757 --> 00:19:54.602
و وقتی در رو باز کردم گفت سارا این امبره

00:19:54.627 --> 00:19:56.662
و من هم گفتم : خوشحالم از دیدنت امبر

00:19:56.687 --> 00:19:59.575
و کلی ازت تعریف شنیدم و اومدم دستش رو بگیرم که

00:19:59.600 --> 00:20:02.870
دیدم دستش یه قلاب بود

00:20:04.203 --> 00:20:05.371
...و

00:20:07.059 --> 00:20:09.522
ربطی به داستان نداره ولی در کل بگم که

00:20:09.547 --> 00:20:11.585
جفت دستاش قلاب بودن

00:20:12.578 --> 00:20:15.675
ولی... دیگه کار از کار گذشته بود

00:20:15.700 --> 00:20:18.016
من فقط تکونش دادم

00:20:18.818 --> 00:20:21.038
من با قلابش دست دادم

00:20:23.148 --> 00:20:25.453
و خیلی لحظه‌ی اشتباهی ای هم بود

00:20:25.478 --> 00:20:28.502
من مطمئنم بیشتر خوشش میومد اگه من میگفتم

00:20:28.527 --> 00:20:31.605
"او! تو دست هات قلابن.
خیلی خوب میشد اگه میفهمیدم باید چی کار کنم

00:20:31.630 --> 00:20:35.359
و اونم میگفت که خیلی خوب شد که باهام روراستی

00:20:35.384 --> 00:20:36.844
هیچکس هیچوقت باهام روراست نیست

00:20:36.869 --> 00:20:38.704
آره تو میتونی باهام دست بدی. حالا هرچی

00:20:38.771 --> 00:20:43.066
و بعدش هم تبدیل به دوست های واقعی میشدیم
و کلی هم با هم شوخی داشتیم

00:20:43.275 --> 00:20:46.039
...و این اون مدلیه که توی مغز من هست. ولی

00:20:47.346 --> 00:20:51.560
یه جوری با قلابش دست دادم که انگار
داشتم میگفتم

00:20:51.751 --> 00:20:54.518
قلابت واسه من مثل دست میمونه

00:20:54.543 --> 00:20:55.563
خداحافظ

00:20:55.588 --> 00:20:57.376
و بعدش هم برگردم بخوابم

00:20:57.590 --> 00:21:00.700
و تظاهر کنم که همش یه خواب بوده

00:21:01.482 --> 00:21:03.604
ولی آخه خاخام لامصب! (خواهرش)

00:21:03.629 --> 00:21:07.325
اون فکر کنم ۹ تا چیز مختلف در مورد امبر به
من گفت

00:21:10.280 --> 00:21:14.757
دو تاشون باید این میبود که اون دستاش
از قلابه، نه؟ من عوضی بازی درنمیارم اینجا

00:21:16.308 --> 00:21:17.308
حداقل

00:21:18.500 --> 00:21:19.979
اون دست هاش از قلابه

00:21:20.045 --> 00:21:21.309
اون فوق العادس

00:21:21.347 --> 00:21:22.690
تو اتیوپی زندگی میکنه

00:21:22.715 --> 00:21:24.425
...اون به تنهایی یه پرورشگاه رو

00:21:24.450 --> 00:21:26.227
این خیلی منطقی تره

00:21:26.452 --> 00:21:28.959
خیلی باهوشه. خیلی الهام بخشه

00:21:29.054 --> 00:21:31.757
...ولی یادت باشه که

00:21:32.424 --> 00:21:34.040
دست هاش از قلاب ساخته شده

00:21:36.740 --> 00:21:38.732
ولی سوزی اینطوری نیست

00:21:38.757 --> 00:21:39.874
اون هیچ رنگی رو نمیبینه
(نژادپرست نیست)

00:21:39.899 --> 00:21:41.902
اون حتی دست ها رو هم نمیبینه

00:21:41.952 --> 00:21:43.920
به همین اندازه فوق العادس

00:21:48.374 --> 00:21:49.475
من... من...

00:21:50.541 --> 00:21:52.970
من خیلی آدم شهوت گرایی هستم

00:21:53.712 --> 00:21:57.057
شما همیشه میتونین با یه آدم شهوتگرا
حرف بزنین

00:21:57.082 --> 00:22:00.961
چون اونا تویه صحبت هاشون

00:22:00.986 --> 00:22:04.275
در استند آپ بعدیشون ازش استفاده میکنن

00:22:04.300 --> 00:22:05.843
یه جور راهنماییه

00:22:06.759 --> 00:22:08.098
...من اینطوری ام

00:22:08.164 --> 00:22:10.671
من میدونم خیلی باحاله که
موقع سکس چرت و پرت بگی

00:22:10.696 --> 00:22:12.965
و من هم اینو امتحان کردم

00:22:13.032 --> 00:22:16.293
و به درد من نمیخوره چون من

00:22:16.936 --> 00:22:20.406
احساس میکنم واقعیت بهم این اجازه رو نمیده

00:22:20.596 --> 00:22:21.825
...انگار

00:22:22.575 --> 00:22:27.922
...مثلا:" خدای من چقدر کیرت
اوو...هیچی... سایه بود

00:22:30.310 --> 00:22:34.500
کاری که من میکنم خیلی دیوانه وار تره

00:22:35.245 --> 00:22:38.723
من دوست دارم بعد از سکس حرف های
عجیب غریب بزنم

00:22:39.792 --> 00:22:42.244
وقتی همه چیز خیلی آروم شده

00:22:43.507 --> 00:22:46.608
برم تو صورتش، خیلی آروم بهش بگم

00:22:49.001 --> 00:22:52.018
فکرمیکنی چه اتفاقی میوفته اگه همین الان
برم بیمارستان

00:22:52.043 --> 00:22:53.487
و یه تست تجاوز بدم؟

00:22:55.407 --> 00:22:57.352
آره، چی فکر میکنی با خودت؟

00:23:01.278 --> 00:23:05.125
فکر میکنی که منی تو رو توی بدنم پیدا میکنن؟

00:23:05.150 --> 00:23:06.481
چون من پیدا میکنم

00:23:07.052 --> 00:23:08.520
واقعا پیدا میکنم

00:23:12.625 --> 00:23:15.402
شاید بهتره پشتم رو بخارونی تا
خوابم ببره، نه؟

00:23:15.427 --> 00:23:18.502
به نظرت این ایده ي خوبیه مادر به خطا؟

00:23:21.643 --> 00:23:25.730
دوست پسرم خارجیه. برا همین
میتونم بعدش تو صورتش نگاه کنم و بگم

00:23:25.814 --> 00:23:29.138
آمریکا بهترینه

00:23:31.977 --> 00:23:34.097
اونم میگه:" بهترین تو چی؟

00:23:34.713 --> 00:23:36.893
نگران اونش نباش

00:23:37.516 --> 00:23:39.930
برامون مهمه که بهترین باشیم

00:23:41.153 --> 00:23:43.781
حتی اگه تو "دیابت نوجوانان" باشه

00:23:48.685 --> 00:23:49.995
حکمش چیه؟

00:23:50.062 --> 00:23:53.032
من نمیدونم چجور آدمایی اینجان

00:23:53.999 --> 00:23:59.471
برای نوازش های بعد از آمیزش یا اگه احمق
باشین بهتره بگم نوازش های بعد سکس

00:23:59.905 --> 00:24:02.032
...چی کار باید

00:24:02.508 --> 00:24:06.178
...باید با انگشت هایی که

00:24:06.445 --> 00:24:09.212
کردم تو کونش باید چی کار کنم؟

00:24:11.770 --> 00:24:14.088
یه راست میاریشون بغلت؟

00:24:14.406 --> 00:24:17.142
یا... زیر بالش؟

00:24:17.472 --> 00:24:19.633
یا اینکه قطعشون میکنی؟

00:24:19.658 --> 00:24:21.493
یه تیکه از جا قطعشون کنی

00:24:21.560 --> 00:24:24.931
این اتفاقیه که برا دست های امبر افتاده بود

00:24:27.833 --> 00:24:29.101
دارم شوخی میکنم

00:24:29.168 --> 00:24:30.469
بیخیال

00:24:31.837 --> 00:24:32.905
آروم باشین

00:24:32.971 --> 00:24:36.315
به خاطر مین هایی بود که تو ۷ سالگی
رفته بود روش

00:24:39.041 --> 00:24:43.749
ببینین. بعضی وقتا دوست دارم یه جوک رو
با یه حقیقت تلخ تمومش کنم

00:24:46.504 --> 00:24:48.651
مرسی جودین
(اشاره به داستان خواهرش که ریده بود)

00:24:53.944 --> 00:24:55.671
داری میترکونی سارا

00:24:58.931 --> 00:25:03.802
ما به دختر هامون عروسک های باربی میدیم
فقط برا اینکه اون ها یه تصوری

00:25:03.869 --> 00:25:08.515
از بدن داشته باشن که دست نیافتنی هستش

00:25:08.540 --> 00:25:11.144
که در نتیجه بفهمن که با گه فرق زیادی ندارن

00:25:11.169 --> 00:25:13.254
و باید خودشون رو بکشن

00:25:13.350 --> 00:25:15.085
انقدر مهمه

00:25:15.526 --> 00:25:18.418
که باید آمورشش رو از سن پایین شروع کرد

00:25:18.684 --> 00:25:20.652
...مطمئن نیستم

00:25:20.979 --> 00:25:25.657
کی این عروسک های باربی یا برتز رو طراحی میکنه
(برتز: نوعی عروسک شبیه عروسک های باربی)

00:25:25.724 --> 00:25:28.924
یا هر کدوم دیگه از عروسک های کارگر جنسی رو

00:25:29.628 --> 00:25:32.782
مطمئن نیستم از کی داریم مراقبت میکنیم

00:25:34.381 --> 00:25:37.136
...زشت بودنش کجاس یا

00:25:37.202 --> 00:25:38.871
خب. باربی ها...

00:25:38.937 --> 00:25:42.282
اندازه پاهاشون دو برابر اندازه بقیه بدنشونه

00:25:42.307 --> 00:25:45.577
همیشه روی نوک انگشت هاشون راه میرن

00:25:45.644 --> 00:25:47.769
فقط میتونن کفش پاشنه بلند بپوشن

00:25:47.916 --> 00:25:50.057
حتی اگه بخوان هم نمیتونن کفش های تخت بپوشن

00:25:50.082 --> 00:25:53.655
وقتی ساعت ۳ صبح سر توالت نشسته
هنوزم کفش پاشنه بلند پاشه

00:25:53.786 --> 00:25:55.472
چون اون یه "خانومه"

00:25:57.790 --> 00:25:59.792
سینه هاش

00:26:02.227 --> 00:26:05.939
اون فقط قسمت های گنده و چاق و براق سینه
رو داره

00:26:05.964 --> 00:26:08.617
که مرد ها باهاش خودارضایی میکنن

00:26:09.234 --> 00:26:12.194
ما باید از دختر هامون

00:26:12.483 --> 00:26:15.530
در برابر سرسینه هایی که منبع تغذیه ان
مراقبت کنیم

00:26:15.574 --> 00:26:17.383
خیلی زشته واقعا

00:26:17.643 --> 00:26:19.243
سر سینه ندارن

00:26:21.713 --> 00:26:25.793
ما نمیتونیم اجازه بدیم دخترامون
چیزی که منبع تقذیه هست رو ببینن

00:26:25.818 --> 00:26:29.426
فقط قسمتی که میتون مثل ساندویچ
دور آلت مرد باشه

00:26:33.859 --> 00:26:35.363
بدون هیچ موی زائدی

00:26:36.361 --> 00:26:37.763
اون یه چیز دست یافتنیه

00:26:37.830 --> 00:26:39.097
شما راست میگین

00:26:39.883 --> 00:26:42.176
میدونین چیه
مرسی که مجبورم میکنین صادق باشم

00:26:42.201 --> 00:26:43.944
این مهمه. همچین چیزی قابل دست یافتنه

00:26:43.969 --> 00:26:46.371
هر کسی از پسش برنمیاد

00:26:47.206 --> 00:26:50.108
مردم همیشه دنبال لب های آنجلینا جولی ان

00:26:50.175 --> 00:26:53.987
حالا منم نمیخوام لاف بزنم
ولی منم لب هام مثل لب های آنجلینا جولیه

00:26:54.012 --> 00:26:56.029
ولی حالا اونقدر هم شبیهش نیست

00:26:56.215 --> 00:26:58.725
ولی مال من توی شورتمه

00:26:58.750 --> 00:26:59.972
...ولی

00:27:04.656 --> 00:27:07.500
واسه همین من همیشه

00:27:07.726 --> 00:27:10.540
دوست دارم پشم هام

00:27:10.565 --> 00:27:13.262
خیلی ظریف و مثلثی و قشنگ باشن

00:27:13.879 --> 00:27:18.072
خیلی منطقی به نظر نمیاد ولی توی ذهن قشنگه

00:27:21.173 --> 00:27:23.393
من یه شو در مورد اینکه

00:27:26.798 --> 00:27:29.040
هنر بازتابی از زندگیه انجام دادم

00:27:30.182 --> 00:27:34.786
خب؟
و زندگی، هنر رو آگاه میکنه

00:27:34.853 --> 00:27:35.988
...و بعد

00:27:36.054 --> 00:27:40.968
ولی احساس نمیکنم که فیلم ها اونطور که
باید زندگی زن ها رو بازتاب میدن

00:27:40.993 --> 00:27:43.370
بیشتر بازتاب تصور مرد ها از زندگیه

00:27:43.395 --> 00:27:46.298
یه خورده داره اوضاع بهتر میشه
ولی حتی توی فیلم های پورن

00:27:46.365 --> 00:27:49.710
وقتی شما یه زن رو در حال خود ارضایی میبینین

00:27:49.735 --> 00:27:52.946
همیشه خیلی سکسی و قشنگ به پشت خوابیده

00:27:52.971 --> 00:27:57.833
اون هیچوقت روی شیکمش نخوابیده
با چشم ها و چونه‌ی داغون، که اینطوری هم هست

00:27:59.244 --> 00:28:00.683
همینجوریه

00:28:06.012 --> 00:28:09.988
ما از فیلم ها و تلویزیون میفهمیم که عشق چیه

00:28:10.055 --> 00:28:12.079
و عشق رو برای ما خراب کرده

00:28:12.190 --> 00:28:15.702
کمدی های عاشقانه و تمام این مزخرفات
عشق رو برای ما خراب کرده

00:28:15.727 --> 00:28:19.990
به ما یاد داده که ما آدم های ناقصی هستیم

00:28:20.177 --> 00:28:24.211
که نیاز داریم اون یه نفری رو توی
این دنیا پیدا کنیم که ما رو تکمیل میکنه

00:28:24.236 --> 00:28:26.680
من به شما قول میدم
هزاران نفر هستن که

00:28:26.705 --> 00:28:30.195
گزینه های مناسبی برای تک تک شما ها هستن

00:28:30.640 --> 00:28:32.786
و من نمیخوام که کامل بشم
نمیخوام

00:28:32.811 --> 00:28:36.957
من دارم هر روز کلی کار میکنم
که یه آدم کامل باشم، میدونین؟

00:28:36.982 --> 00:28:38.892
من نمیخوام که تو رو تکمیل کنم

00:28:38.917 --> 00:28:40.585
من میخوام خودت کامل باشی
(از یه لفظ استفاده میکنه که به مغنی سوراخ هستش)

00:28:40.610 --> 00:28:44.313
...من میخوام تو بیای
الان فهمیدم که گفتم سوراخ

00:28:48.126 --> 00:28:51.238
یه چیز دیگه ای هم که باربی نداره

00:28:55.367 --> 00:28:58.445
میدونم که خیلی میتونه دید فمنیستی ای باشه

00:28:58.470 --> 00:29:00.915
چرا باربی یه سوراخ نداره؟

00:29:07.012 --> 00:29:10.286
من نمیدونم اون چی هست اصن
یه چیز خصوصیه

00:29:15.887 --> 00:29:18.966
من یه کار خیریه ای چند سال پیش اینجا
انجام دادم

00:29:18.991 --> 00:29:23.170
با کمک دوستم که رئیس یه سازمان حمایت از زنانه
(Lady parts justice)

00:29:23.195 --> 00:29:24.997
یه سر بهش بزنین

00:29:25.063 --> 00:29:28.986
من به نظرم اساسا یه جور

00:29:29.011 --> 00:29:31.003
حمایت از حق انتخاب بود

00:29:31.028 --> 00:29:34.806
ولی در واقع فقط یه چیزی بود برای
زن های اهل تگزاس

00:29:34.831 --> 00:29:37.384
چون در اون موقع هر مرکز سقط جنینی که

00:29:37.409 --> 00:29:40.454
توی تگزاس بود داشت بسته میشد
و فقط ۵ تاشون باقی مونده بودن

00:29:40.479 --> 00:29:43.123
...از اون موقع تا حالا خیلی بدتر شده ولی

00:29:43.148 --> 00:29:45.917
و ما فقط میخواستیم پول جمع کنیم

00:29:45.942 --> 00:29:47.751
که به زن های تگزاس بدیم

00:29:47.776 --> 00:29:50.422
که اون ها بتونن یه پرستار بچه بگیرن

00:29:50.447 --> 00:29:53.100
در حالی که اون ها ۱۲ ساعت رانندگی میکنن
که برن بچشون رو سقط کنن

00:29:53.125 --> 00:29:57.537
یا اینکه برن ماموگرافی یا نمونه برداری
یا هر چی

00:29:57.562 --> 00:30:03.290
ما این شو رو انجام دادیم
و عده ای معترض هم بیرون بودن

00:30:03.315 --> 00:30:08.940
میدونین آدم های حامی حق زندگی
آدم های کلیسا و این حرفا، افراد عضو ان پی آر
(مجموعه ای شبکه های رادیویی)

00:30:09.007 --> 00:30:10.817
ان پی آر نه

00:30:10.842 --> 00:30:13.196
NRA
(انجمن ملی سلاح گرم)

00:30:14.880 --> 00:30:17.404
اون ها خیلی با هم فرق دارن

00:30:20.419 --> 00:30:23.053
آدم های آشغال کاملا متفاوت

00:30:25.684 --> 00:30:27.968
و اونا اون بیرون داشتن اعتراض میکردن

00:30:27.993 --> 00:30:32.788
و من مشکلی باهاشون ندارم
چون خودم هم مثل اونا هستم

00:30:32.813 --> 00:30:33.874
هممون مثل همیم

00:30:33.899 --> 00:30:36.076
میدونین، من محصول اون تربیتی ام که شدم

00:30:36.101 --> 00:30:41.473
من توسط یه مشت آزادی خواه یهودی
دموکرات بزرگ شدم

00:30:41.498 --> 00:30:44.273
و الان هم یکی از اونام
و دلم میخواد فکر کنم

00:30:44.298 --> 00:30:46.987
که خودم به اینجایی که هستم رسیدم
ولی اینطور نیست

00:30:47.012 --> 00:30:49.159
من محصول اون تربیتی ام که روم انجام شده

00:30:49.184 --> 00:30:51.958
و این آدم ها هم توسط افرادی بزرگ شدن که
دوستشون دارن

00:30:51.983 --> 00:30:55.996
که به بچه هاشون گفتن:" یه سری آدم
اون بیرونن که میخوان نوزاد ها رو بکشن"

00:30:56.021 --> 00:30:58.773
و اگه من جای اون بچه ها بودم میگفتم:
"ما باید جلوشون رو بگیریم"

00:30:58.798 --> 00:31:01.435
و اونوقت منم اون بیرون داشتم اعتراض میکردم

00:31:01.460 --> 00:31:05.862
بعد من رفتم بیرون و میخواستم یه
سلامی بهشون بکنم

00:31:05.887 --> 00:31:10.859
و خیلی خوش برخورد باهاشون رفتار کنم

00:31:11.269 --> 00:31:16.375
و رفتم گفتم:" هی! سلام. اومدم بگم که

00:31:16.441 --> 00:31:21.113
این عالی نیست که ما داریم تو کشوری زندگی میکنیم
که من میتونم یه همیچن برنامه ای داشته باشم

00:31:21.138 --> 00:31:23.223
چون چیزیه که بهش اعتقاد دارم

00:31:23.248 --> 00:31:27.001
و تو میتونی بهش اعتراض کنی
چون چیزیه که تو بهش اعتقاد داری

00:31:27.026 --> 00:31:30.592
و ما میتونیم در آرامش یه جا زندگی کنیم؟

00:31:30.622 --> 00:31:33.233
و اون گفت:" وای خدا! تو راست میگی

00:31:33.258 --> 00:31:35.852
شوخی میکنم . اون گفت
تو میری به جهنم

00:31:35.877 --> 00:31:38.133
و منم گفتم " از دیدنتون خوشحال شدم

00:31:39.931 --> 00:31:45.212
اما اونجا یه دختر کوچولوی ۹ ساله
بود که یه ژاکت صورتی پوشیده بود

00:31:45.237 --> 00:31:48.969
و اون یه علامت گنده که تقریبا
دو برابر خودش بود گرفته بود دستش

00:31:49.174 --> 00:31:53.533
که روش نوشته بود:
"سقط جنین یک قتل خونین است"

00:31:53.678 --> 00:31:58.864
و کلمه‌ی "خونین" با رنگ قرمزی که چکه میکرد
نوشته شده بود

00:31:58.942 --> 00:32:04.593
و اون اولین باری بود که با خودم گفتم
اونا باید برن فروشگاه های مخصوص

00:32:04.618 --> 00:32:08.070
تا تجهیزات لازم رو بخرن

00:32:12.838 --> 00:32:14.885
خدا از تو متنفره

00:32:16.067 --> 00:32:19.616
و من گفتم که
"تو واقعا فکر میکنی خدا تنفر میورزه؟"

00:32:19.671 --> 00:32:22.228
و اون گفت:" آره اون از تو متنفره"

00:32:22.253 --> 00:32:25.768
و بعدش من یه جوک در مورد پی پی بهش گفتم

00:32:26.083 --> 00:32:27.922
اونم اینجوری خنده اش گرفت

00:32:30.774 --> 00:32:33.618
کلا وسیله‌ی خوبیه برای ایجاد اتحاده
(منظورش جک درباره ی پی پیه)

00:32:34.553 --> 00:32:40.049
ولی اون راست میگفت
سقط جنین یه روز کامل رو از بین میبره

00:32:41.660 --> 00:32:45.276
و زندگی ای که داخل بدنت جریان داره
رو از بین میبره

00:32:48.497 --> 00:32:53.079
ببینین، من میدونم که این دو تا
شوخی آخر، شوخی های هوشمندانه ای نبودن

00:32:53.104 --> 00:32:56.291
اون ها هیچ چیز عمیقی برای گفتن ندارن
و فقط بازی با کلماتن

00:32:56.316 --> 00:32:58.806
.ولی من اون ها رو دوست دارم

00:32:59.110 --> 00:33:01.941
به اندازه‌ی تمام جنین های سقط شده خودم

00:33:04.562 --> 00:33:06.060
اینو داشته باشین فعلا

00:33:06.085 --> 00:33:07.294
به تگزاس تبریک میگم

00:33:07.319 --> 00:33:10.555
اون ها تقریبا سومین ایالتی بودن که

00:33:11.289 --> 00:33:14.459
ولی بعدش یه قاضی جلوشون رو گرفت

00:33:14.794 --> 00:33:18.781
شما باید اینو بدونین. و من شما رو
مقصر نمیدونم که از این قانون باخبر نیستین

00:33:18.806 --> 00:33:19.841
چون که

00:33:19.931 --> 00:33:24.069
همش خشونت پشت خشونت بوده که میومده سراغمون

00:33:24.094 --> 00:33:26.213
ولی شاید باورتون نشه ولی این درسته که

00:33:26.238 --> 00:33:30.389
یه قانونی توی این ایالت ها هست
که شما اگه سقط جنین داشته باشی

00:33:30.414 --> 00:33:32.149
یا بچت رو بندازی

00:33:32.344 --> 00:33:36.314
باید هزینه‌ی یه مجلس ختم رو پرداخت کنی

00:33:36.381 --> 00:33:38.168
برای اون بافت جنین

00:33:39.084 --> 00:33:39.784
چی؟

00:33:40.051 --> 00:33:41.051
چی؟

00:33:42.354 --> 00:33:43.354
دیوانه کنندس

00:33:44.222 --> 00:33:45.524
و زشت

00:33:45.590 --> 00:33:49.427
و من به شدت دلم میخواد که
توی اون مراسم ختم سخنرانی کنم

00:33:57.269 --> 00:33:59.889
اون همونطور که زندگی مکیرد از دنیا رفت

00:34:03.041 --> 00:34:07.780
اندازه‌ی یه دونه کنجد بود
که هیچ قدرت ادراک و تشخیصی هم نداشت

00:34:09.147 --> 00:34:11.896
و الان به خاک بازمیگرده

00:34:12.517 --> 00:34:13.618
...جایی که

00:34:14.586 --> 00:34:18.049
نمیدونم...
شاید توسط یه جیرجیرک خورده میشه

00:34:21.192 --> 00:34:24.195
به هر حال
این مراسم خیریه

00:34:25.764 --> 00:34:30.168
مسئله اینجاس که، دین میدونه که

00:34:30.235 --> 00:34:33.255
البته دین نه.
بهتره الان بگیم دولت

00:34:33.280 --> 00:34:37.284
میدونه که چه کار سختیه که

00:34:37.309 --> 00:34:42.247
که یک دفعه سقط جنین رو ممنوع اعلام کنه

00:34:42.314 --> 00:34:47.360
کاری که اونا میکنن اینه که آروم آروم از
گوشه ضربه میزنن

00:34:47.385 --> 00:34:52.399
اون ها قوانین کوچیک درست میکنن، قوانین ریاکارانه
که با کمک اون ها به هدفی که میخوان برسن

00:34:52.424 --> 00:34:56.728
خب... کلینیک شما باید راهرویی

00:34:56.795 --> 00:34:58.738
به عرض ۱۸ فوت داشته باشه

00:34:58.763 --> 00:35:01.430
و کلینیک ها در جواب میگن که

00:35:01.700 --> 00:35:05.570
ما تالار نداریم... خیلی خرج داره که ما نمیتونیم تقبل کنیم

00:35:05.637 --> 00:35:08.548
خب پس حالا که اینطوره باید ببندینش، نه؟

00:35:08.573 --> 00:35:12.118
خیلی ظالمانه و ریاکارانس

00:35:12.143 --> 00:35:14.850
مثل این میمونه که چراغ های ماشینت رو
بشکنن و بگن

00:35:14.875 --> 00:35:16.756
"تو نمیتونی رانندگی کنی

00:35:16.781 --> 00:35:19.451
چراغ هات شکسته."
دقیقا همینطوریه

00:35:19.851 --> 00:35:22.554
و اشتباهاتی که انجام میشه

00:35:23.321 --> 00:35:28.134
و قوانین بچه‌گانه ای که در مورد سقط جنین
وضع میشه که در اون زن ها باید به کارشون فکر کنن

00:35:28.159 --> 00:35:30.503
برو خونه و سه روز به این کار فکر کن

00:35:30.528 --> 00:35:33.829
آره فکر کنم قبلا بهش فکر کردم! ریدم تو اون
قیافت

00:35:33.854 --> 00:35:34.874
یا مثلا

00:35:34.899 --> 00:35:39.571
دستگاه های فراصوتی که فرو میکنن تو بدنت

00:35:39.638 --> 00:35:44.476
و مجبورت میکنن به تصویر جنینت نگاه کنی

00:35:44.542 --> 00:35:47.278
و حالا اینو داشته باشین

00:35:47.345 --> 00:35:51.540
چون یه حقیقت دیگه در این مورد دارم که
عاشقش میشین

00:35:51.614 --> 00:35:55.153
این صحت داره
دانشمند ها دو دهه است که این قضیه رو میدونن

00:35:55.178 --> 00:35:56.945
اگه به علم اعتقاد دارین

00:35:57.012 --> 00:35:58.646
...که

00:35:59.012 --> 00:36:00.418
اینجوریه که

00:36:00.725 --> 00:36:04.276
اسپرم ها قدرت بویایی دارن

00:36:04.636 --> 00:36:08.745
میدونم. میدونم اسپرم ها قدرت بویایی دارن.
همه ما میدونیم که اسپرم ها قدرت بویایی دارن

00:36:08.900 --> 00:36:10.669
ولی

00:36:10.735 --> 00:36:14.639
سلول های اسپرم ( صدف های کنار دریا)

00:36:14.706 --> 00:36:16.875
سارا تمرکز کن

00:36:17.509 --> 00:36:18.983
این شب بزرگیه

00:36:20.945 --> 00:36:22.514
اینو جدی میگم با این حال

00:36:22.580 --> 00:36:26.967
اسپرم ها قدرت بویایی دارن

00:36:27.752 --> 00:36:30.921
اون ها حس بویایی دارن و این حقیقت داره

00:36:31.189 --> 00:36:36.271
و شما میدونین این به چه معناس؟
یعنی اسپرم ها زنده هستن (زندگی میکنن)

00:36:37.228 --> 00:36:39.769
و شما میدونین این چه معنی ای داره؟

00:36:41.266 --> 00:36:44.315
ما باید این مزخرفات رو قانونی کنیم

00:36:46.404 --> 00:36:49.570
ما باید از نوزادان مراقبت کنیم

00:36:49.595 --> 00:36:53.076
من دقیقا میخوام که نوزادانی که به دنیا
نیومده اند رو نجات بدم

00:36:53.101 --> 00:36:55.971
این تمام نگرانی منه و قراره این کار رو
انجام بدیم

00:36:56.076 --> 00:36:59.559
دفعه بعدی که تصمیم گرفتین توی یه
جوراب ورزشی خودارضایی کنین

00:36:59.584 --> 00:37:02.253
یا توی چاه حمومتون یا

00:37:02.278 --> 00:37:06.674
نمیدونم چرا، احساس میکنم تو از اون آدم هایی هستی
که میریزی روی شکم

00:37:06.699 --> 00:37:08.968
مهم نیست به هر حال

00:37:08.993 --> 00:37:11.894
مهم نیست چجوری خودارضایی میکنین

00:37:11.919 --> 00:37:13.481
کسی قرار نیست اینجا قضاوت کنه

00:37:13.565 --> 00:37:15.375
راست گفتم، نه؟

00:37:15.400 --> 00:37:17.363
یه حسی عجیبی دارم در این مورد

00:37:19.308 --> 00:37:23.325
وای! اگه این که قدرت ماورایی
بود که میتونست به دنیا کمک کنه

00:37:23.350 --> 00:37:24.350
...ولی

00:37:25.300 --> 00:37:28.129
این کاریه که قراره انجام بدین
قبل از اینکه خودارضایی کنین

00:37:28.154 --> 00:37:29.889
به هر روشی که این کارو میکنین

00:37:29.914 --> 00:37:33.060
احساس میکنم باید ادامه بدم... مثلا

00:37:33.309 --> 00:37:37.379
تو از اون آدم هایی هستی که بدون دست
کارش رو با تشک انجام میده

00:37:37.404 --> 00:37:39.293
انگار همینطوری صاف خوابیدی

00:37:41.183 --> 00:37:43.528
یه بار چشمک بزن اگه درسته... میدونستم

00:37:43.595 --> 00:37:45.211
شما منو سرگرم میکنین

00:37:45.236 --> 00:37:46.725
شما آدم های خوبی هستین

00:37:46.909 --> 00:37:48.452
خب. بسه سارا

00:37:49.000 --> 00:37:53.125
قبل از اینکه انجامش بدین،
یه سر بیاین کلینیک

00:37:53.371 --> 00:37:55.815
ما یه دونه از این لول های بلند و باریک

00:37:55.840 --> 00:37:59.862
که مثل میل بافتی میمونه و سرش دوربین داره رو

00:37:59.911 --> 00:38:04.624
از طریق مجاری ادرارتون یا همون سوراخ آلتتون

00:38:04.649 --> 00:38:06.543
میکنیم تو. تصورش کنین

00:38:06.568 --> 00:38:10.401
و بعدش میفرستیمی توی بیضه هاتون

00:38:10.479 --> 00:38:12.665
بعدش هم دستگاه فراصوت رو میاریم

00:38:12.690 --> 00:38:15.360
و شما میتونین ببینین

00:38:15.827 --> 00:38:19.101
زندگی ای که توی تخم هاتون جریان داره رو

00:38:21.833 --> 00:38:23.953
من مطمئنم که

00:38:24.636 --> 00:38:28.429
بیشتر مرد ها بعد از این اتفاق دیگه خودارضایی
نمیکنن

00:38:28.454 --> 00:38:30.540
و این خیلی قشنگه

00:38:36.335 --> 00:38:38.024
دنیای شو خیلی عجیب غریبه

00:38:38.049 --> 00:38:40.894
نمیدونم چرا اینجور مواقع یاد من میاد

00:38:40.919 --> 00:38:44.873
من تو یه قسمت از سریال "همسر خوب" نقشی
داشتم.

00:38:44.898 --> 00:38:47.734
خب؟ یه جور درام قانونیه

00:38:47.759 --> 00:38:49.173
و خیلی جالب بود

00:38:49.198 --> 00:38:53.006
شاید به خاطر این بود که من نشسته بودم
و صحنه هایی که ضبط میکردن رو نگاه میکردم

00:38:53.031 --> 00:38:56.908
شما باورتون نمیشه که این تجارت چجوری کار میکنه
دیوانه کنندس

00:38:56.933 --> 00:38:58.168
...مثلا

00:38:58.306 --> 00:39:00.747
بزارین ببینیم میتونم توصیفش کنم یا نه

00:39:00.772 --> 00:39:05.727
یه صحنه توی یه اتاق جلسه بزرگ بود
چون سریال یه "درام قانونیه".

00:39:05.752 --> 00:39:07.954
و یه تعدای شخصیت توش وجود داشت

00:39:07.979 --> 00:39:10.790
و همه اینا مشغول صحبتن و یه اتفاقاتی داره میفته

00:39:10.815 --> 00:39:16.329
تو اولین صحنه ای که ضبط میکنن
یه تصویر عریض از کل صحنه میگیرن

00:39:16.354 --> 00:39:18.765
که همه نقش ها و همه چی توش هست

00:39:18.790 --> 00:39:21.634
این کار رو چند بار تکرار میکنن
بعد تصویر رو میبرن جلو

00:39:21.659 --> 00:39:24.802
و بعدش یه صحنه خیلی نزدیک رو میگیرن که

00:39:24.827 --> 00:39:27.096
فقط 3 تا از شخصیت ها رو میتونین توش ببینین

00:39:27.131 --> 00:39:31.119
و وقتی اون ها صحنه رو ترک میکنن
ما توی ذهنمون کل صحنه رو میبینیم

00:39:31.144 --> 00:39:32.612
چون که قبلا کلش رو دیدیم

00:39:32.637 --> 00:39:36.886
اما در واقعیت وقتی دارن این صحنه رو ضبط میکنن
بقیه افراد اصلا توی اتاق نیستن

00:39:36.997 --> 00:39:38.365
انگار که پر شده از

00:39:38.509 --> 00:39:41.152
یه سری تخته بازتاب دهنده و دوربین و چراغ

00:39:41.177 --> 00:39:44.246
و میدونین، بقیه این مزخرفات

00:39:44.287 --> 00:39:46.157
من همه لغت ها رو بلد نیستم

00:39:47.552 --> 00:39:50.232
فیلمبردار و همه این چیزا

00:39:50.688 --> 00:39:54.000
کریستن برنسکی میگه

00:39:54.025 --> 00:39:57.427
"من اون مدارک رو دوشنبه صبح روی میزم میخوام."

00:39:59.797 --> 00:40:04.229
و اون کت دامن پوشیده و پاشنه بلند پاشه

00:40:04.574 --> 00:40:10.541
کریستن برنسکی یه جا گوله شده
چون که نمیتونه بره بیرون

00:40:10.566 --> 00:40:12.997
چون کلی خرت و پرت سر راهشه

00:40:13.044 --> 00:40:14.921
و باید تا جایی که میتونه بیاد پایین

00:40:14.946 --> 00:40:18.591
تا برای بقیه‌ی صحنه جلوی نور رو نگیره

00:40:18.616 --> 00:40:21.722
برای بقیه‌ی بازیگر هایی که
توی صحنه ان باید به این روز دربیاد

00:40:21.747 --> 00:40:23.356
بعدش جاش چارلز گفت

00:40:23.655 --> 00:40:26.516
"اون کارش عالیه. دوشنبه میبینمتون."

00:40:29.494 --> 00:40:32.148
هر چیزی که میبینین اینجوریه

00:40:35.632 --> 00:40:37.177
من الان آروغ زدم

00:40:37.202 --> 00:40:38.747
منم آدمم

00:40:46.425 --> 00:40:49.886
من... سه هفته پیش
پشت یه چراغ قرمز بودم

00:40:51.082 --> 00:40:53.117
نه. یه دقه اینو داشته باشین
خب؟

00:40:54.185 --> 00:40:57.789
من وقتی ۱۰ سالم بود رفتم به یه
کلاس بازیگری در "نیو همشایر" ء

00:40:59.232 --> 00:41:00.826
اینا با همن

00:41:01.688 --> 00:41:05.104
و اول از همه اینکه معلم بازیگریه خیلی بدجنس بود

00:41:05.129 --> 00:41:06.973
یادمه که یه بار گفت

00:41:06.998 --> 00:41:09.683
یکی از کار هامون این بود که
آهنگ مورد علاقمون رو

00:41:09.708 --> 00:41:11.672
اجراش کنیم

00:41:11.852 --> 00:41:14.956
و بعد من آهنگ مورد علاقم رو که

00:41:19.424 --> 00:41:21.396
آهنگ "باورت رو از دست نده" بود بردم

00:41:21.421 --> 00:41:22.455
ببخشید

00:41:22.480 --> 00:41:27.436
فکر میکردم که منظورش از اجرا، لب خوانی
بود

00:41:27.461 --> 00:41:28.810
واسه همین اینجوری بودم

00:41:29.687 --> 00:41:32.901
و اون به شدت از دستم عصبانی شد

00:41:33.218 --> 00:41:37.525
و میدونین،توی سن 10 سالگی
دوست داشتم این قابلیت رو داشتم که بگم

00:41:37.795 --> 00:41:41.160
"میدونی چیه؟
احساس میکنم یه مسکلی براش پیش اومده.

00:41:41.933 --> 00:41:43.276
مشکل از اونه

00:41:44.001 --> 00:41:46.212
ولی نه.وقتی ده سالم بودن همچین چیزی رو نمیدونستم

00:41:46.237 --> 00:41:48.505
فکر کردم که یه آشغال به تمام معنام

00:41:48.530 --> 00:41:50.659
ولی این داستانی نیست که من میخواستم تعریف کنم

00:41:50.684 --> 00:41:53.565
روز اول کلاس بازیگری گفتش که

00:41:54.178 --> 00:41:55.799
بازیگری

00:41:56.695 --> 00:41:59.892
دوباره بازی کردن است

00:41:59.917 --> 00:42:02.164
و من با خودم گفتم
این جمله اصن یعنی چی؟"

00:42:02.189 --> 00:42:03.890
دوباره؟

00:42:03.915 --> 00:42:06.032
من معنی دوباره رو میدونستم

00:42:06.057 --> 00:42:08.152
پس میگفتم، دوباره بازی کردن؟

00:42:08.177 --> 00:42:09.177
به هر حال

00:42:09.594 --> 00:42:11.895
سه هفته پیش پشت یه چراغ قرمز بودم

00:42:12.094 --> 00:42:13.094
و داشتم میگفتم که

00:42:13.709 --> 00:42:16.255
اوو... منظورش واکنش بوده

00:42:17.168 --> 00:42:18.569
درسته

00:42:18.636 --> 00:42:19.636
آره

00:42:20.738 --> 00:42:23.926
من با این موافقم
بازیگری یعنی واکنش نشون دادن

00:42:24.142 --> 00:42:26.182
باید درست تلفظش میکردی

00:42:28.713 --> 00:42:30.242
درک

00:42:31.215 --> 00:42:32.796
دیر و نهفته

00:42:33.051 --> 00:42:36.458
این زمینه اون کاریه که من انجام میدم

00:42:36.754 --> 00:42:40.591
پنهان... درک پنهان... مثل

00:42:41.192 --> 00:42:43.694
من از وقتی ۶ سالم بود

00:42:44.595 --> 00:42:47.598
باید میرفتم به یه کمپی

00:42:48.132 --> 00:42:52.336
و خیلی برام مزخرف و سخت بود

00:42:52.361 --> 00:42:56.069
چون که تا ۱۵ سالگی رخت خوابم رو خیس میکردم

00:42:56.325 --> 00:42:57.884
بنابراین مثل یه کابوس بود برام

00:42:57.909 --> 00:43:02.037
به خاطر همین کلی چیز یاد گرفتم
مثل همکاری نکردن یه طرفه

00:43:03.714 --> 00:43:08.717
یه رخت خواب مسافرتی رو مینداختم روی یه سری
ملحفه خیس در حالی که خودم بوی ادرار میدادم

00:43:08.742 --> 00:43:11.647
و تظاهر میکردم که هیچ اتفاقی نیفتاده

00:43:13.124 --> 00:43:17.439
کدوم پدر مادری که دائم بچش جاش رو
خیس میکنه میفرسته به یه کمپ آخه؟

00:43:17.464 --> 00:43:19.281
اون باید یه هیولا باشن. نه

00:43:19.749 --> 00:43:21.163
اون ها هیولا نیستن

00:43:21.666 --> 00:43:23.127
داستان اینه

00:43:23.701 --> 00:43:25.388
پدر من

00:43:26.137 --> 00:43:30.177
پدرش هر روز میگرفتش به بار کتک

00:43:30.374 --> 00:43:36.724
و بعد طی دوران مدرسه میفرستادنش مدرسه
غیر یهودی ها

00:43:36.749 --> 00:43:38.924
میفرستادنش پانسیون. ببخشید

00:43:39.617 --> 00:43:41.386
میفرستادنش پانسیون

00:43:41.411 --> 00:43:43.291
و بعد توی پانسیون

00:43:43.654 --> 00:43:46.375
اونجا هم میگرفتنش به بار کتک

00:43:46.400 --> 00:43:48.102
چون یهودی بود

00:43:48.183 --> 00:43:49.818
چون اون زمانی بود که مثلا

00:43:50.661 --> 00:43:52.644
آمریکا عالی بود

00:43:53.030 --> 00:43:54.030
...و

00:43:58.803 --> 00:44:00.843
و بعد توی... خب

00:44:00.905 --> 00:44:03.274
خیلی خوب بود

00:44:04.942 --> 00:44:07.063
و بعد توی تابستون

00:44:07.088 --> 00:44:11.257
میرفت کمپ و شکوفا میشد

00:44:11.282 --> 00:44:15.685
مثل یه ستاره میدرخشید و
به هر چیزی که میخواست میرسید

00:44:15.720 --> 00:44:18.397
و... والدین فقط فکر میکنن که

00:44:18.422 --> 00:44:21.175
میدونین... اون فقط فکر میکرد که
" کمپ فوق العادس

00:44:21.200 --> 00:44:23.552
شخصیتش رو شکل میده و ازش لذت میبره

00:44:23.577 --> 00:44:25.864
چون برای من اینجوری بود
میدونین؟

00:44:26.063 --> 00:44:28.156
پس، من مجبور بودم که به کمپ برم

00:44:28.266 --> 00:44:31.686
و اون به عنوان جایزه به من کتاب های جک میداد

00:44:31.920 --> 00:44:33.212
چون من عاشق جک بودم

00:44:33.237 --> 00:44:36.376
و همچینین، شاید یه چند تا دوستی هم از
اون راه پیدا میکردم

00:44:36.401 --> 00:44:38.611
یادمه تابستونی که ۸ سالم بود

00:44:38.809 --> 00:44:42.018
چون وقتی ۷ سالم بود تازه خوندن یاد گرفته بودم

00:44:42.224 --> 00:44:46.219
وقتی رفته بودم ورمانت یکی توی تماشاچی ها
گفت که من ۴ سالم بود

00:44:46.244 --> 00:44:48.060
خوش به حالت. من ۷ سالم بود

00:44:48.085 --> 00:44:50.206
من وقتی ۷ سالم بود خوندن رو یاد گرفتم

00:44:50.586 --> 00:44:52.298
خب، ۸ سالم بود و خیلی ذوق زده بودم

00:44:52.323 --> 00:44:54.267
کتاب داشتم. قرار بود بخونم

00:44:54.292 --> 00:44:56.853
و پدر من هیچ گونه محدودیتی نداره

00:44:56.878 --> 00:45:00.114
من نمیدونم اصن یه نگاهی به این کتاب ها
انداخته بود یا نه

00:45:00.431 --> 00:45:04.972
ولی اسم کتاب ها "جک های واقعا بی مزه" ی 1 و 2
بود

00:45:05.782 --> 00:45:09.333
و من اولین جک که توی اولین صفحه بود
رو یادمه

00:45:09.358 --> 00:45:12.218
یه پاراگراف بود ولی من میتونم تو ۲ ثانیه
توضیحش بدم

00:45:12.243 --> 00:45:15.279
این بود
شنل قرمزی، یه مشت چرت و پرت

00:45:15.304 --> 00:45:18.132
و بعد گرگ سیاه بد گفت که
من میخوام بخورمت

00:45:18.157 --> 00:45:20.760
و بعد شنل قرمزی گفت
بخور، بخور، بخور

00:45:20.785 --> 00:45:23.028
هیشکی این روزا هیشکی رو نمیکنه؟

00:45:23.053 --> 00:45:25.278
و اینجوری بودم که:" این یعنی چی اصن؟

00:45:31.896 --> 00:45:34.716
و بعدش که ۳۰ سالم شد گفتم یا مسیح

00:45:34.810 --> 00:45:36.608
خیلی جک زشت و نامناسبیه

00:45:37.935 --> 00:45:41.871
...پدرم... پدرم اینطوری نیست که
اون هیچ قید و بندی نداره

00:45:41.896 --> 00:45:43.816
...اون خیلی آدم مناسبی
...اون خیلی

00:45:43.841 --> 00:45:46.346
مثل رفیقای مردش با ما رفتار میکرد

00:45:46.371 --> 00:45:49.907
یادمه یه بار وقتی من خیلی کوچیک بودم

00:45:49.932 --> 00:45:52.099
اون با مامانم رفته بودن سر یه قرار 4نفره
(قراری که 2 زوج با هم میذارن)

00:45:52.124 --> 00:45:55.728
و وقتی برگشتن خونه
اومد توی پذیرایی روبرویی و ولو شد

00:45:55.753 --> 00:45:57.897
یه جور نیمکت توی پذیرایی روبه‌رویی بود

00:45:57.922 --> 00:46:00.766
منم اونجا نشسته بودم و ازش پرسیدم
که چی شد و چه خبر بود

00:46:00.791 --> 00:46:02.902
اونم گفت که
افتضاح بود

00:46:02.927 --> 00:46:05.204
قرار بود با خانواده استرلینگ ملاقات کنیم

00:46:05.229 --> 00:46:07.206
ولی فقط آقای استرلینگ اومد

00:46:07.231 --> 00:46:09.604
و گفت خانوم استرلینگ وقت پریودشه

00:46:09.629 --> 00:46:12.377
و وقتی پریود میشه حالش خیلی خراب میشه

00:46:12.402 --> 00:46:15.179
منم گفتم لازم نبود اینا رو بهم بگی

00:46:19.743 --> 00:46:21.487
گفتم بابا من میفهمم

00:46:21.512 --> 00:46:24.828
قد یه بچه ۵ ساله
و اصلا لازم نیست که همچین چیزی رو بدونم

00:46:27.051 --> 00:46:28.319
ولی پدر من

00:46:29.141 --> 00:46:30.763
کمپ جایی بود که اون پیشرفت کرد

00:46:30.788 --> 00:46:33.357
و آدم های اونجا هنوز هم بهترین دوستاشن

00:46:33.382 --> 00:46:35.616
بهترین دوستاش دوست های کمپشن

00:46:35.843 --> 00:46:40.273
نزدیک ۸۰ سالش بود که یه دورهمی با همدیگه داشتن

00:46:40.298 --> 00:46:45.177
و اون یه عکسی از همشون داره
از وقتی که مشاور کمپ شدن

00:46:45.202 --> 00:46:47.446
و فوق العدس. مال سال ۱۹۵۳ ئه

00:46:47.471 --> 00:46:49.991
و من گفتم.
"پدر تو باید اینو برام بفرستی."

00:46:50.016 --> 00:46:53.252
و همراهش برام یه فهرستی از
اینکه این آدم ها کی هستن

00:46:53.277 --> 00:46:55.488
و الان چی کار میکنن برام فرستاد

00:46:55.513 --> 00:46:58.516
این "فیل هالمن" ئه و الان قاضی شده

00:46:58.541 --> 00:47:00.259
این "آرنی گلدستین" ئه

00:47:00.284 --> 00:47:02.947
رئیس قماش خونه‌ی مارتین

00:47:02.972 --> 00:47:04.757
این "دنی گولد" ئه

00:47:05.222 --> 00:47:09.999
دنی گولد یه بار برای "پانچی کریمر" ساک
زد و ما همه نگاه کردیم

00:47:10.516 --> 00:47:12.096
این "سای شوارتز" ئه

00:47:12.121 --> 00:47:14.165
اون توی رستوران "شاه صدف" کار میکنه

00:47:14.231 --> 00:47:16.300
این اینطوریه... اون این کارس

00:47:16.325 --> 00:47:18.069
این "موریس سایمون" ئه

00:47:18.094 --> 00:47:20.104
این "پانچی کریمر" ئه

00:47:20.838 --> 00:47:22.448
این کاره اس و فلان و بیسار

00:47:22.473 --> 00:47:25.594
و من گفتم
"بابا این چه حرفاییه که میزنی"

00:47:26.043 --> 00:47:27.278
اصن نمیفهمه

00:47:29.280 --> 00:47:33.617
اون تا موقعی که یه مشاور بشه میرفت کمپ

00:47:33.766 --> 00:47:37.788
و تو خیالمون مشاور ها خیلی آدم های
عاقل و بالغی ان

00:47:37.860 --> 00:47:40.266
ولی اونا مثل بچه های ۱۶ ساله میمونن.

00:47:40.291 --> 00:47:44.531
بعد برای هر یک از اعضای کمپ
باید هر هفته یه فرمی رو پر میکردن

00:47:44.562 --> 00:47:46.514
باید هر هفته یه فرمی رو پر میکردن

00:47:46.539 --> 00:47:49.208
و توش میپرسید که آیا اون رفتارش خوب بوده یا نه؟

00:47:49.233 --> 00:47:51.352
آیا درست میخوابه؟
آیا دندون هاش رو مسواک میزنه؟

00:47:51.377 --> 00:47:53.012
دستشویی میره؟

00:47:53.037 --> 00:47:56.340
و بعد زیرش نوشته بود ش/س

00:47:56.602 --> 00:47:58.994
و پدر من نمیدونست که اون چه معنی ای میده

00:47:59.019 --> 00:48:01.487
و خیلی هم خجالت میشکید که از کسی بپرسه

00:48:01.512 --> 00:48:04.938
و از منطق خودش استفاده میکرد و میگفت

00:48:04.963 --> 00:48:09.412
خب این که بعد از دستشویی اومده پس معنیش
باید این باشه که

00:48:09.956 --> 00:48:12.057
شل بود یا سفت؟

00:48:17.328 --> 00:48:19.929
واسه همین یه تابستون کامل

00:48:24.401 --> 00:48:28.677
پدرم به اعضای کمپش میگفت که هر بار که

00:48:29.607 --> 00:48:31.870
مدفوع میکنن بیان خبرش کنن

00:48:33.944 --> 00:48:36.836
که اون بره نگاهشون کنه

00:48:40.273 --> 00:48:42.375
و بعد به سختی حدس بزنه

00:48:44.054 --> 00:48:46.295
که آیا شل بود یا سفت

00:48:47.784 --> 00:48:49.534
خیلی دوست دارم این قضیه رو

00:48:50.350 --> 00:48:54.639
معنیش اینه که یه سری آدم پیر به جلسات مشاوره
میرن

00:48:55.132 --> 00:48:56.481
و میگن

00:48:56.992 --> 00:49:01.939
من یه مشاور داشتم توی کمپ
که همش درگیر مدفوع من بود

00:49:04.300 --> 00:49:06.832
شما مورد آزار جنسی واقع شدین

00:49:09.713 --> 00:49:12.936
ولی معنی اون قسمت نامه به خانه بود

00:49:15.137 --> 00:49:16.929
ولی خدا رو شکر که اون نپرسید

00:49:16.954 --> 00:49:18.856
خیلی شرم آور بود

00:49:22.250 --> 00:49:25.212
والدین من وقتی ۷ سالم بود از هم طلاق گرفتن

00:49:25.238 --> 00:49:28.674
و مادرم برگشت دانشگاه که مدرکش رو بگیره

00:49:28.699 --> 00:49:30.631
و خواهر هام بزرگتر بودن

00:49:30.656 --> 00:49:32.978
و راحبه ها از من مراقبت میکردن

00:49:33.003 --> 00:49:36.345
من میرفتم به یه جایی شبیه صومعه

00:49:36.370 --> 00:49:37.548
ولی شبیه

00:49:38.209 --> 00:49:41.492
خونه ملکه ویکتوریا بود که راحبه ها اونجا بودن

00:49:41.517 --> 00:49:43.022
و اونجا یه مرکز مراقبت روزانه داشتن

00:49:43.047 --> 00:49:45.941
و از اون موقع تا حالا من راحبه های
بی نظیری رو ملاقات کردم

00:49:45.966 --> 00:49:48.669
ولی اونا اینجوری نبودن. اونا یه مشت جنده بودن

00:49:49.286 --> 00:49:50.387
جدی میگم

00:49:50.454 --> 00:49:51.689
اونا ما رو میزدن

00:49:51.755 --> 00:49:55.092
و من تا حالا کتک نخورده بودم

00:49:55.117 --> 00:49:57.192
و خیلی ازشون میترسیدم

00:49:57.217 --> 00:50:01.073
مثلا وقتی که زمان خواب میرسید
اگه ما روی تشک های کوچیکمون نخوابیده بودیم

00:50:01.098 --> 00:50:02.641
اونا ما رو میزدن.

00:50:02.666 --> 00:50:05.002
و بعد برای نهار

00:50:05.027 --> 00:50:07.746
ما میرفتیم به جنگل
چون توی نیو همشایر بودیم

00:50:07.771 --> 00:50:11.565
و اون ها به ما ساندیچ کره بادوم زمینی
و مارمالاد میدادن

00:50:11.590 --> 00:50:14.986
و ما باید همش رو میخوردیم
وگرنه اونا میزدنمون

00:50:16.383 --> 00:50:18.774
و من عاشق کره بادوم زمینی و مارمالاد بودم

00:50:19.959 --> 00:50:21.585
ولی این فرق داشت

00:50:21.652 --> 00:50:23.439
این کره بادوم زمینی و مربا بود

00:50:23.721 --> 00:50:25.007
و مربا

00:50:25.522 --> 00:50:27.806
من تا اون موقع مربا نخورده بودم

00:50:27.831 --> 00:50:30.267
و... خیلی فرق دارن

00:50:30.794 --> 00:50:33.936
یه تیکه هایی توش داره

00:50:35.983 --> 00:50:39.178
و ما باید همش رو میخوردیم وگرنه اونا میزدنمون

00:50:39.203 --> 00:50:40.604
من خیلی میترسیدم

00:50:41.272 --> 00:50:44.453
چون فکر نمیکردم که میتونم مشت بخورم در
اون لحظه

00:50:44.708 --> 00:50:46.510
و... صبر کنین

00:50:46.577 --> 00:50:48.264
اینو داشته باشین

00:50:48.646 --> 00:50:51.522
اینو داشته باشین تا یه چیزی بهتون بگم

00:50:52.116 --> 00:50:56.892
این رفتار انسانه
که ما ازش داستان ترسناک میسازیم

00:50:57.187 --> 00:50:58.815
داستان ترسناک

00:50:59.356 --> 00:51:00.557
داستان ترسناک

00:51:00.624 --> 00:51:01.759
داستان ترسناک

00:51:01.825 --> 00:51:03.193
داستان ترسناک

00:51:04.395 --> 00:51:05.395
ترسناک

00:51:05.729 --> 00:51:07.498
داستان ترسناک میسازیم ازش

00:51:08.365 --> 00:51:10.100
خیلی تکرارش کردم

00:51:12.136 --> 00:51:14.505
ما برا خودمون داستان ترسناک میسازیم

00:51:14.571 --> 00:51:17.174
که فقط وضع عادی انسانه

00:51:17.741 --> 00:51:21.553
مثلا ما میگیم
من باید این چاله رو رد کنم

00:51:21.578 --> 00:51:24.854
قبل از اینکه اون ماشین بزنه به من، وگرنه میمیرم

00:51:25.549 --> 00:51:27.493
فقط تو نیستی که این کارو میکنی

00:51:27.518 --> 00:51:29.228
همه این کارو میکنن

00:51:29.253 --> 00:51:33.340
روانپزشک من میگه ما اینجوری
با فناپذیریمون کنار میایم

00:51:33.691 --> 00:51:38.856
خلاصه من داشتم این ساندویچ کره
بادوم زمینی و مربا رو میخوردم

00:51:39.396 --> 00:51:43.100
و داشتم برا خودم داستان ترسناک تعریف میکردم

00:51:43.300 --> 00:51:45.518
و داستان ترسناکش این بود که

00:51:45.769 --> 00:51:49.982
این مربا خون پریود راحبه هاست

00:51:55.813 --> 00:51:59.748
ولی من باید همش رو میخوردم
چون که میترسیدم من رو بزنن

00:51:59.878 --> 00:52:01.491
اینجوری میخوردمش

00:52:02.820 --> 00:52:05.285
و بعد قورتش میدادم
من نمیدونم چی

00:52:06.724 --> 00:52:08.862
باعث شد من فکر کنم که

00:52:09.560 --> 00:52:15.643
مربا یه تیکه هایی از کبد رو توش داشته باشه

00:52:18.869 --> 00:52:22.801
باشه. من سعی میکنم یه داستانی رو براتون
تعریف کنم

00:52:23.277 --> 00:52:24.759
یه تابستونی نزدیک بود من بمیرم

00:52:24.784 --> 00:52:26.585
واقعا داشتم میمردم

00:52:26.610 --> 00:52:28.447
من توی راه بودم

00:52:28.844 --> 00:52:30.456
گلودرد وحشتناکی داشتم

00:52:30.481 --> 00:52:31.987
خیلی جدی نگرفتمش

00:52:32.483 --> 00:52:35.039
تبدیل شد به یه جور سرما خوردگی

00:52:35.253 --> 00:52:38.010
و بعد که برگشتم خونه دوباره تبدیل شد به گلودرد

00:52:38.111 --> 00:52:40.866
و گفتم که حالا که اومدم خونه بهتره برم دکتر

00:52:40.913 --> 00:52:42.505
که هیچوقت هم نمیرم

00:52:42.530 --> 00:52:44.078
خلاصه رفتم دکتر

00:52:44.395 --> 00:52:47.206
و اون کلی من رو منتظر گذاشت

00:52:47.231 --> 00:52:50.313
میخواستم بیخیالش بشم ولی بالاخره موندم اونجا

00:52:50.727 --> 00:52:52.711
یه نگاهی به گلوم انداخت و گفت

00:52:52.736 --> 00:52:54.954
"همین الان باید بریم اورژانس"

00:52:55.097 --> 00:52:59.334
یه جور ورم چرکی روی

00:52:59.777 --> 00:53:03.866
حلقم بود. جایی که شما تنفس میکنی

00:53:04.181 --> 00:53:08.717
و این ورم جوری بود که اگه یک میلیمتر دیگه
رشد میکرد

00:53:08.742 --> 00:53:12.189
جلوی تنفسم رو میگرفت و من میمردم

00:53:12.256 --> 00:53:14.166
یا اینکه منفجر میشد

00:53:14.191 --> 00:53:17.077
و توش کلی سم بود که اون منو میکشت

00:53:18.495 --> 00:53:21.789
نترسین. خیلی نادره
برای شما اتفاق نمیفته

00:53:21.814 --> 00:53:23.942
شاید هم بیفته

00:53:23.967 --> 00:53:24.967
ولی

00:53:25.741 --> 00:53:27.805
خلاصه ، مجبور شدم برم بیمارستان

00:53:27.871 --> 00:53:33.510
و بعد اون ها یه جور دارو

00:53:33.535 --> 00:53:35.879
بهم تزریق کردن

00:53:35.946 --> 00:53:39.346
که یه ذره حالم رو قبل از جراحی آروم کنه
(حالت بیهوشی)

00:53:39.550 --> 00:53:41.560
و یه جوری که من نفهمم

00:53:41.585 --> 00:53:45.606
داشتن به دوستم امی و دوست پسرم
مایکل میگفتن که

00:53:45.631 --> 00:53:48.300
این یه عمل جراحی خطرناکه

00:53:48.325 --> 00:53:50.502
و شاید زنده نمونه

00:53:50.527 --> 00:53:52.838
خیلی ریسکش بالاس و از این حرفا

00:53:52.863 --> 00:53:55.607
در حالی که من حالم خوب بود

00:53:55.632 --> 00:53:59.244
و داشتم میگفتم که به اندازه کافی منگ نشدم
(داروی بیهوشی کم بوده)

00:53:59.269 --> 00:54:01.313
داشتم غر میزدم که به اندازه کافی منگ نشدم

00:54:01.338 --> 00:54:06.585
و من میتونم بهتون بگم دقیقا چه اتفاقی افتاد
چون که امی انقدر عوضی بود که

00:54:06.610 --> 00:54:09.546
این قضیه رو ضبط کرد
(فیلم گرفت)

00:54:09.571 --> 00:54:10.655
...بعد

00:54:11.862 --> 00:54:14.602
شما منو میدیدین که داشتم میگفتم
به اندازه کافی منگ نشدم

00:54:14.627 --> 00:54:16.424
و اونا داشتن میگفتن که کافیه

00:54:16.449 --> 00:54:19.665
و بعد بهشون ثابت کردم که
به اندازه کافی منگ نشدم

00:54:19.690 --> 00:54:23.466
با توضیح دادن مسئله جدایی انگلستان از بریتانیا

00:54:24.683 --> 00:54:27.748
خیلی دقیق و ظریف بود
و من کلی نظر داشتم راجع بهش

00:54:27.773 --> 00:54:29.508
خیلی عالی بود

00:54:29.533 --> 00:54:32.509
شما میتونستین صدای متخصص بیهوشی
رو بشنوین که داشت میگفت

00:54:32.534 --> 00:54:34.475
وای چقدر خوب حرف میزنه

00:54:36.340 --> 00:54:39.693
و بعد شما میدیدین که داشتن
من رو با ویلچر میبردن

00:54:39.718 --> 00:54:43.722
و مایکل و امی هم نمیتونستن با من بیان

00:54:43.747 --> 00:54:46.567
نمیتونستن از در های اتاق جراحی یا هر چی که بود بگذرن

00:54:46.592 --> 00:54:51.047
همونطوری که داشتم میرفتم برگشتم به مایکل یه
چیزی گفتم که ما دوست داریم به همدیگه بگیم

00:54:51.072 --> 00:54:53.936
وقتی که در های آسانسور یا چیز دیگه ای دارن بسته میشن

00:54:53.961 --> 00:54:56.449
"من میخوام با آدم های جدیدی رابطه داشته باشم"

00:54:58.434 --> 00:55:03.591
آخرین چیزی که توی فیلم میبینین
اینه که من زل زدم به گوشیش و دارم میگم

00:55:03.616 --> 00:55:06.685
این فیلم رو به طور آهسته تو فیلم یادبود
مرگ من نشون بدین

00:55:06.710 --> 00:55:07.955
...بعد

00:55:08.939 --> 00:55:12.509
بعد من اون عمل جراحی رو داشتم

00:55:12.576 --> 00:55:14.711
و زنده موندم

00:55:15.546 --> 00:55:18.490
ولی واقعا هفته‌ی سختی بود

00:55:18.515 --> 00:55:22.904
چون فکرم کنم فشار خون خیلی پایینی دارم

00:55:22.929 --> 00:55:26.064
و اون ها نمیتونستن من رو بیهوش کنن

00:55:26.089 --> 00:55:28.367
و من مجبور بودم که

00:55:28.392 --> 00:55:32.572
وقتی که جراحی تموم شده بود
یه لوله تنفسی توی گلوی من گذاشته بودن

00:55:32.696 --> 00:55:36.575
و از اونجایی که طبیعت انسانه که وقتی بیداره

00:55:36.600 --> 00:55:40.165
که وقتی یه چیزی تو حلقشه رو بشکه بیرون

00:55:40.190 --> 00:55:43.236
اونا مجبور شدن که دست های من رو ببندن

00:55:43.640 --> 00:55:45.884
و هر بار که من بیدار میشدم

00:55:45.909 --> 00:55:48.779
میخواستم که این لوله رو از تو حلقم بکشم بیرون

00:55:48.845 --> 00:55:51.682
و میدیدم که دست هام بستس

00:55:51.748 --> 00:55:54.745
و بعد فکر میکردم که، همون طور که بقیه هم
فکر میکنن

00:55:54.850 --> 00:55:58.276
توی اون شرایط انگار داعش منو دستگیر کرده

00:55:59.056 --> 00:56:00.566
و خیلی ترسناک بود

00:56:00.591 --> 00:56:03.477
و یه خواهری باید میومد کنارم و میگفت

00:56:03.502 --> 00:56:05.537
عزیزم. همه چی روبه‌راهه
تو فقط یه جراحی داشتی

00:56:05.562 --> 00:56:08.807
اونا مجبور شدن که دست هات رو
و بعد من میفهمیدم قضیه رو

00:56:08.832 --> 00:56:12.260
و بعد خوابم میبرد و یه دقیقه بعد دوباره
بیدار میشدم

00:56:12.285 --> 00:56:14.120
همه چی دوباره از اول اتفاق میفتاد

00:56:14.145 --> 00:56:15.346
و خیلی ترسناک بود

00:56:15.372 --> 00:56:17.507
یه کابوس بود. من یادم نیست

00:56:17.574 --> 00:56:21.878
بیدار بودم. ولی اصلا یادم نمیاد

00:56:21.903 --> 00:56:24.456
و یه چند تا داستان بامزه هم بود

00:56:24.481 --> 00:56:25.481
مثلا

00:56:27.337 --> 00:56:28.760
خیلی خارش داشتم

00:56:28.785 --> 00:56:30.963
و دارویی که به من میدادن خیلی خارش میاورد

00:56:30.988 --> 00:56:32.698
ولی دست هام بسته بود

00:56:32.723 --> 00:56:34.775
و خواهر هام با پرستار ها دعوا میکردن

00:56:34.800 --> 00:56:37.636
که فقط یه دستم رو باز بزارن که من بتونم
خودمو بخارونم

00:56:37.661 --> 00:56:39.239
و بالاخره این کار رو کردن

00:56:39.630 --> 00:56:41.164
...و

00:56:41.932 --> 00:56:44.876
من احساس کردم که اونجام میخاره

00:56:44.901 --> 00:56:48.146
و بعدش کلی احساس راحتی کردم

00:56:48.171 --> 00:56:51.550
و بعد دوستم جان که اون گوشه وایساده بود

00:56:51.575 --> 00:56:54.330
و فکر کنم که اصلا خودم یادم نیست
این قضیه رو و برام تعریف کردن

00:56:54.355 --> 00:56:55.823
من دستم رو کشیدم بیرون

00:56:55.848 --> 00:56:58.260
و بعدش به جان تعارفش کردم

00:56:59.683 --> 00:57:02.474
و یه باز دیگه که دست هام رو بسته بودن

00:57:02.719 --> 00:57:03.874
...و

00:57:05.522 --> 00:57:06.937
و تعارفش کردم؟

00:57:07.758 --> 00:57:10.154
و بعد اون اینجوری بود که

00:57:11.695 --> 00:57:13.878
توی ذهنم اینجوریه. یادم نیست

00:57:15.465 --> 00:57:17.134
و یه بار دیگه

00:57:18.001 --> 00:57:20.938
بهم گفتن که یه پرستار تو اتاقه

00:57:21.004 --> 00:57:24.975
و با وجود اینکه انگار دست و یا دهنی نداشتم

00:57:25.042 --> 00:57:28.028
ولی بهش فهموندم که یه کار ضروریه

00:57:28.053 --> 00:57:31.732
باید یه چیزی رو بهش میگفتم
اونا بهم یه مداد و کاغذ داده بودن

00:57:31.757 --> 00:57:35.527
و من داشتم مینوشتم و خیلی چیز مهمی هم بود

00:57:35.552 --> 00:57:37.796
و بعد که تموم شد نوشتنم و نشونش دادم

00:57:37.821 --> 00:57:41.840
و بعدش نگاه کرد و دید نوشتم
"تو با مادرت زندگی میکنی؟"

00:57:41.875 --> 00:57:43.502
با یه نقاشی کیر

00:57:45.095 --> 00:57:46.095
...و

00:57:47.931 --> 00:57:51.764
ثابت شدس که وقتی بخش آگاه ذهنتون
از کار افتاده

00:57:51.789 --> 00:57:54.258
کلی ایده های خلاقانه به ذهنتون میرسه

00:57:56.807 --> 00:57:59.438
دوستان ما به پایان نمایش رسیدیم

00:58:02.179 --> 00:58:06.206
داشتین سر وصدا میکردین چون
شگفت زده شده بودین که من این لغت رو میدونم

00:58:06.483 --> 00:58:07.483
مرسی

00:58:08.485 --> 00:58:11.855
شما خیلی خوبی

00:58:13.857 --> 00:58:14.857
خواهش میکنم

00:58:20.070 --> 00:58:24.015
مثلا دفعه دیگه که اومدین برا من ذوق زده بشین

00:58:24.040 --> 00:58:25.809
شما میتونین همچین کاری بکنین

00:58:29.106 --> 00:58:30.640
خب. پایان نمایش

00:58:30.707 --> 00:58:32.030
درست تلفظش کردم؟

00:58:34.244 --> 00:58:38.191
حالا الان باید یه صحنه ای از تو ضبط کنیم
که اینطوری میکنی

00:58:41.852 --> 00:58:44.126
آره. ما اینجاییم

00:58:45.088 --> 00:58:47.643
ام... مسیح داره برمیگرده

00:58:48.058 --> 00:58:50.536
نه... داره میریزه رو کمرم

00:58:50.561 --> 00:58:52.496
همینجوریه

00:58:53.830 --> 00:58:56.535
آب بود. اون تبدیلش کرد به منی

00:58:56.560 --> 00:58:59.496
چقد هوشمندانس این

00:59:04.054 --> 00:59:06.131
من نمیدونم که خدایی وجود داره یا نه

00:59:06.156 --> 00:59:08.544
یعنی نمیتونم تصور کنم که خدایی وجود داره

00:59:08.569 --> 00:59:10.288
ولی نمیدونم

00:59:10.313 --> 00:59:11.747
شما هم همینطور. میدونین؟

00:59:11.772 --> 00:59:14.963
ولی اگر خدایی وجود داره
خداییه که

00:59:14.988 --> 00:59:17.357
هیچ مشکلی با قتل نداره

00:59:17.554 --> 00:59:22.659
با گرسنگی کودکان یا کلاس رقص

00:59:22.726 --> 00:59:26.203
میدونین. با تمام خشونت های زندگی

00:59:26.802 --> 00:59:27.831
من میرم

00:59:27.856 --> 00:59:29.207
کلاس رقص اسپین خیلی خوبه

00:59:29.232 --> 00:59:33.627
اگه شما دوست دارین که ۷۰ بار در دیقه مشت
بزنن توی مهبلتون

00:59:34.237 --> 00:59:37.107
در حالی که

00:59:37.174 --> 00:59:38.642
مرسی Steve Agee

00:59:40.143 --> 00:59:46.372
در حالی که اقیانوسی از آدم های سفید
دارن اون کلمه بده رو میگن
(کاکاسیاه - یه لفظ نژادپرستانه)

00:59:49.286 --> 00:59:52.469
به خاطر اینه که اونجا موسیقی هیپ هاپ پخش میشه

00:59:52.494 --> 00:59:54.267
لازم بود بگم همچین چیزی رو؟

00:59:54.292 --> 00:59:55.861
خدای من

00:59:57.160 --> 01:00:00.425
فکر میکردین این اون کاریه که اونجا انجام میدن

01:00:03.266 --> 01:00:05.634
منم میتونم با این کار کالری بسوزونم؟

01:00:05.659 --> 01:00:06.659
آره

01:00:09.239 --> 01:00:10.574
احساس میکنم که

01:00:10.886 --> 01:00:13.567
احساس شیاد یودن میکنم
چون انگار خیلی زیاد در مورد

01:00:13.743 --> 01:00:15.854
خدا و مسیح و اینجور چیزا حرف میزنم

01:00:15.879 --> 01:00:19.090
و من احساس خجالت میکنم از همچین اعترافی
ولی باید اعتراف کنم که

01:00:19.189 --> 01:00:21.484
من کتاب مقدس مسیحی ها رو نخوندم

01:00:21.881 --> 01:00:23.753
تلاشم رو کردم. تلاشم رو کردم

01:00:23.820 --> 01:00:26.807
در دفاع از خودم باید بگم که قابل خوندن نیست

01:00:27.857 --> 01:00:29.759
حوصله سر بره

01:00:30.427 --> 01:00:31.728
خیلی مبهم هستش

01:00:31.753 --> 01:00:34.272
اما اونقدری که فکرش رو میکنی هم عمیق نیست

01:00:34.413 --> 01:00:39.763
یه چیزی تو مایه های یه قسمت خیلی مزخرف از
سریال "بازی تاج و تخت" میمونه

01:00:43.506 --> 01:00:46.042
گیم آف ترونز دوباره کی پخش میشه؟

01:00:46.109 --> 01:00:47.377
...تا -
ژوئن -

01:00:47.444 --> 01:00:49.079
- آپریل؟
- ژوئن.

01:00:49.145 --> 01:00:50.146
- ژوئن.
- ژوئن؟

01:00:50.213 --> 01:00:52.042
ژوئن که تازه تموم شده

01:00:52.415 --> 01:00:53.783
خدای من

01:00:53.850 --> 01:00:55.010
من خیلی دوستش دارم

01:00:55.091 --> 01:00:56.361
همه چی تموم نیست

01:00:56.854 --> 01:00:58.288
با این حال همه چی تموم نیست

01:00:58.355 --> 01:01:02.759
انگار که... انگار که هر کی 400 کیلو
زره تنش کرده

01:01:04.127 --> 01:01:06.372
ولی هیچی از اینجا تا اینجا تنش نیست

01:01:06.896 --> 01:01:08.980
اونا فقط همین تیکه رو برای نفس کشیدن دارن

01:01:10.100 --> 01:01:13.543
شما میدونین دلیل اول مرگ
توی گیم آف ترونز چیه؟

01:01:13.570 --> 01:01:15.356
ضربات شمشیر توی گردن

01:01:15.872 --> 01:01:17.736
گردن هایی که زده میشن

01:01:18.808 --> 01:01:20.811
سر هایی که قطع میشن

01:01:22.178 --> 01:01:26.540
به نظر من یه آهنگری در زمان گذشته هست
که باید از سر کارش اخراج بشه

01:01:29.219 --> 01:01:32.922
برنامه ای که ازش برای رفتن به
توییتر استفاده میکنم

01:01:33.767 --> 01:01:35.959
با گفتن این جمله خیلی پیر به نظر اومدم

01:01:36.026 --> 01:01:38.753
برنامه ای که ازش برای رفتن به توییتر
استفاده میکنم

01:01:39.296 --> 01:01:42.374
یه طوریه که میتونم باهاش توییت ها رو
زمان بندی کنم

01:01:42.399 --> 01:01:45.893
که دوستش دارم چون بعضی وقت ها
دو-سه تا توییت به ذهنم میرسه

01:01:45.918 --> 01:01:47.532
و نمیخوام خرابش کنم

01:01:47.557 --> 01:01:48.896
بینشون فاصله میندازم

01:01:49.736 --> 01:01:53.170
چندین سال پیش، تقریبا همون سالی که
توییتر سخته شد

01:01:53.910 --> 01:01:55.935
من یه توییت رو زمان بندی کردم

01:01:57.013 --> 01:02:01.284
من برای ساعت ۸:۰۵ به وقت پاسفیک
زمان بندیش کردم

01:02:01.351 --> 01:02:03.123
چرا باید همچین چیزی یادم باشه؟

01:02:03.887 --> 01:02:06.960
چون که در ساعت ۸ به وقت پاسفیک

01:02:07.524 --> 01:02:10.832
ما بن لادن رو دستگیر کردیم و کشتیمش

01:02:12.128 --> 01:02:14.712
توی توییتر طوفانی به پا شد

01:02:16.066 --> 01:02:18.013
ساعت ۸:۰۵

01:02:20.052 --> 01:02:21.841
من این رو توئیت کردم

01:02:23.217 --> 01:02:26.538
"چرا مدفوع سگ های من وقتی میان بیرون سردن؟"

01:02:34.351 --> 01:02:37.922
بزارین بهتون یادآوری کنم
من اون توییت رو برای زمان بندی گذاشتم

01:02:38.119 --> 01:02:40.078
انقدر که فکر کردم خوبه

01:02:41.286 --> 01:02:44.494
احساس میکنم یه کم شبیه "پیتر سلرز" توی
فیلم "حضور داشتن" شدم

01:02:44.519 --> 01:02:49.248
انگار مردم بیشتر از اون چیزی که من خودم
فکرش رو میکنم فکر میکنن که من آدم عمیقی هستم

01:02:49.273 --> 01:02:52.422
باهاتون شرط میبندم که یه سری آدم بودن که
اون توییت رو دیدن و گفتن

01:02:52.447 --> 01:02:57.679
میدونی چیه؟! اون کار خشنی بود
ولی این وظیفه ما بود
(مرتبط کردن عن سگ با قتل بن لادن با بازی کلمات)

01:03:04.547 --> 01:03:06.911
خب. من اینطوری قراره تمومش کنم

01:03:09.265 --> 01:03:12.030
حدس میزنم مخاطب هام توی این جمعیت خیلی
بی خدا هستن

01:03:12.055 --> 01:03:16.426
من جاهای مختلفی بودم و دوست دارم
با این سوال شو رو تموم کنم که

01:03:16.451 --> 01:03:18.870
الان احساس گردن کلفتی میکنم
چون خیلی بی خدایی هست

01:03:18.895 --> 01:03:21.239
معمولا وقتی بقیه‌ی جاهای کشور هستم

01:03:21.264 --> 01:03:23.088
من اون بی خدائه محسوب میشم

01:03:23.113 --> 01:03:25.032
و بعد احساس عوضی بودن نمیکنم

01:03:25.568 --> 01:03:29.013
ولی آیا کسی اینجا هست که به خدا اعتقاد
داشته باشه؟

01:03:29.038 --> 01:03:32.641
نه اینکه اعتقاد دارم یه چیزی هست
منظورم یه دین درست و برنامه ریزی شدس

01:03:32.805 --> 01:03:36.654
مثلا مسیحی، مسلمان، یهودی یا هر چیز دیگه ای

01:03:36.679 --> 01:03:40.561
پنج ثانیه وقت دارین که دستتون رو بلند کنین
اگه همچین شرایطی دارین

01:03:40.687 --> 01:03:42.085
آره، منم فکرش رو نمیکردم

01:03:42.152 --> 01:03:43.417
واقعا؟

01:03:43.486 --> 01:03:46.990
میتونی یه کم بیای نزدیک تر

01:03:47.390 --> 01:03:49.292
فقط بیا نزدیک صحنه

01:03:49.692 --> 01:03:51.060
دین تو چیه؟

01:03:51.127 --> 01:03:53.496
ام... فکر میکنم مسیحی هستم

01:03:55.498 --> 01:03:58.034
فکر میکنی که مسیحی هستی؟

01:03:58.059 --> 01:04:00.528
کلمات مختلفی هست که ما میتونیم استفاده کنیم

01:04:00.553 --> 01:04:01.679
من پیرو مذهب پروتستان هستم

01:04:01.704 --> 01:04:04.469
میتونم خودم رو جزو پیروان کلیسای لوتران حساب کنم

01:04:05.099 --> 01:04:06.151
خب

01:04:06.176 --> 01:04:07.176
باشه

01:04:08.278 --> 01:04:09.712
اسمتون چیه، آقا؟

01:04:09.979 --> 01:04:11.481
- تروی
- سلام تروی

01:04:11.548 --> 01:04:13.627
- سلام
- مرسی که این کار رو انجام دادی

01:04:13.697 --> 01:04:14.865
این خیلی شجاعانس

01:04:14.925 --> 01:04:17.028
ما در لس آنجلس هستیم و بی خدا های
زیادی اینجا هستن

01:04:17.053 --> 01:04:19.055
من بی خدا ها و میکشونم بیرون

01:04:19.122 --> 01:04:22.091
برا همین دلم نمیخواد احساس کنی که
قلدر بازی دراوردم

01:04:22.158 --> 01:04:24.994
مشکلی نیست
من داوطلبانه دستم رو بلند کردم

01:04:25.061 --> 01:04:26.629
گفتی اسمت چیه؟ تروی

01:04:26.696 --> 01:04:29.032
- تروی
- اوکی. جالب شد

01:04:29.098 --> 01:04:30.098
باشه، تروی

01:04:30.533 --> 01:04:32.302
من دارم میمیرم که این سوال رو ازت بپرسم

01:04:32.368 --> 01:04:34.925
خیلی هیجان زده ام که یه آدم با خدا اینجا هست

01:04:35.305 --> 01:04:37.040
خب. تو مسیحی هستی

01:04:37.106 --> 01:04:38.427
- درسته
- مذهب پروتستان

01:04:40.410 --> 01:04:41.644
این یه سواله

01:04:43.646 --> 01:04:47.083
که فکر میکنم یکی از سوالات خیلی بزرگ هم هست

01:04:47.150 --> 01:04:48.251
باشه

01:04:48.318 --> 01:04:49.318
بله یا خیر

01:04:50.487 --> 01:04:54.490
آیا تو به خدا اجازه میدی که بریزه تو دهنت؟

01:05:00.330 --> 01:05:01.998
- نه. نه
- نه؟

01:05:02.065 --> 01:05:03.542
- نه
-باشه. برو بشین سر جات

01:05:03.566 --> 01:05:05.101
خدای من . نه

01:05:05.168 --> 01:05:06.202
خیلی ممنونم

01:05:06.269 --> 01:05:07.269
مرسی تروی

01:05:07.570 --> 01:05:09.606
نه. این دیوانه کنندس

01:05:09.672 --> 01:05:11.984
و حالا این تک هم نیست

01:05:12.214 --> 01:05:14.652
اینم بگم بهتون. این فقط جواب یه نفر هم نیست

01:05:14.677 --> 01:05:18.147
به نظر من اصولا بابد جواب بله باشه

01:05:18.615 --> 01:05:22.318
ولی اینم باید بهتون بگم که من
دارم سرتاسر کشور رو میگردم

01:05:22.385 --> 01:05:26.155
و حداقل ۸۰ ٪ مردم جوابشون مثل تروی منفیه

01:05:26.222 --> 01:05:29.392
بنابراین بابت یکتا نبودنت بهت تبریک میگم

01:05:29.459 --> 01:05:32.795
و با این وجود اشتباه هم میکنی به نظر من

01:05:33.062 --> 01:05:36.065
من فکر میکنم که این خلی غیر قابل ملاحظه است

01:05:36.132 --> 01:05:40.036
مثل این میمونه که تروی تو تا الان
میگفتی که خدا

01:05:40.803 --> 01:05:44.073
من میدونم که ایدز و تجاوز وجود داره

01:05:44.140 --> 01:05:46.643
و همچنین قحطی و کشتار دسته جمعی و قتل

01:05:46.709 --> 01:05:50.313
ولی من میدونم که تو نقشه ای داری
و من هم خدمتگذار تو هستم

01:05:50.338 --> 01:05:52.158
تا جایی که تو میخوای آبت رو بریزی تو دهنمون

01:05:52.227 --> 01:05:53.634
اینجاش رو دیگه نیستم

01:05:57.053 --> 01:05:58.878
خیلی غیر قابل ملاحظه است

01:06:01.257 --> 01:06:05.595
خدا به ابراهیم گفت که پسرش رو بکشه

01:06:06.396 --> 01:06:08.231
و میدونین ابراهیم چی گفت؟

01:06:08.298 --> 01:06:10.421
هیچ مشکلی نیست. ممد

01:06:10.800 --> 01:06:12.426
پاشو بیا اینجا ببینم

01:06:15.338 --> 01:06:19.537
من میدونم که کتاب مقدس رو نخوندم
ولی همه میدونن که پسر ابراهیم اسمش ممد بوده

01:06:21.477 --> 01:06:24.814
و ابراهیم قرار بوده که پسرش رو بکشه

01:06:25.081 --> 01:06:28.434
و درست بلافاصله قبل از اینکه بکشتش
خدا برمیگرده میگه:"شوخی کردم بابا

01:06:28.718 --> 01:06:30.682
میشه آبم رو بریزم دهنت

01:06:36.826 --> 01:06:41.096
ابراهیم هم برمیگرده میگه
آیا این یه امتحان الهیه؟

01:06:41.831 --> 01:06:44.434
خدا هم همیگه: آره... صد البته

01:06:48.371 --> 01:06:51.974
و بعد خدا آبش رو میریزه دهن ابراهیم

01:06:51.999 --> 01:06:56.237
خیلی داره تخیلی میشه دیگه
ولی خدا آبش رو ریخت تو دهن ابراهیم

01:06:58.214 --> 01:06:59.835
و ابراهیم هم گفت

01:07:00.283 --> 01:07:05.254
وای. من یه لحظه فکر کردم در مورد
این کار هم لحظه‌ی آخر بیخیال میشی و انجامش نمیدی

01:07:05.321 --> 01:07:09.089
مثل همون قضیه کشتن پسرم
یا فکر کنم اینجوری میگفت

01:07:09.158 --> 01:07:12.262
مثل همون قضیه کشتن پسرم

01:07:16.699 --> 01:07:19.927
خدا هم میگه: من کار های فوق العاده ای میکنم

01:07:20.603 --> 01:07:21.871
خیلی ازتون ممنونم

01:07:21.895 --> 01:07:41.895
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:07:41.919 --> 01:08:01.919
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.