﻿WEBVTT

00:00:03.530 --> 00:00:23.530
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:39.877 --> 00:01:44.048
‫جالبه، من هیچوقت خودمو
‫اونقدرها محبوب در نظر نگرفته بودم.

00:01:45.345 --> 00:01:47.176
‫واقعا قبلا نمی‌دونستم

00:01:47.201 --> 00:01:50.037
‫که چه دوست‌های زیادی داشتم.

00:01:53.307 --> 00:01:56.675
‫نمیشه با دوز و کلک
‫تو زندگی پیش رفت،

00:01:56.700 --> 00:01:58.243
‫علاوه بر اون باید خودت باشی،

00:01:58.268 --> 00:02:01.771
‫به خودت باور داشته باشی،
‫براساس شمّ درونی‌ت پیش بری.

00:02:05.528 --> 00:02:08.488
‫واقعا درک نمی‌کنم که چرا بازیگرها،

00:02:08.530 --> 00:02:11.783
‫نمی‌تونن مثل بقیه‌ی آدم‌ها
‫ضعف‌های انسانی داشته باشن.

00:02:11.825 --> 00:02:15.161
‫چرا نمی‌تونن یه اشتباه رو چندبار تکرار کنن،

00:02:15.203 --> 00:02:17.539
‫اصلا هرازگاهی در اشتباه باشن.

00:02:24.921 --> 00:02:29.384
‫تئوری بوگی همیشه این بود که:
‫وقتی مُردی، دیگه تمومه.

00:02:31.678 --> 00:02:35.181
‫باید مُصرانه رو به جلو پیش بری،
‫چون زندگی واسه زنده‌هاست.

00:02:37.225 --> 00:02:40.884
‫اسم من هامفری بوگارته،
‫محض خاطر اون کسایی میگم در بین بیننده‌ها

00:02:40.909 --> 00:02:43.523
‫که شاید جوون‌تر یا پیرتر
‫از اونی باشن که منو بشناسن.

00:02:43.565 --> 00:02:46.317
‫بوگی همون ظاهر چغر و مردونه‌ای رو داشت

00:02:46.359 --> 00:02:48.737
‫که انگار آمریکایی‌ها
‫باهاش همذات‌پنداری می‌کنن.

00:02:48.778 --> 00:02:50.739
‫آدم چغری بود.

00:02:50.780 --> 00:02:53.533
‫می‌تونست تو دیالوگ بده بستون
‫داشته باشه و حاضرجوابی کنه،

00:02:53.575 --> 00:02:56.202
‫و هرچی هم ناجورتر، بهتر.

00:02:57.120 --> 00:02:59.122
‫بوگی.

00:02:59.164 --> 00:03:00.665
‫به نظرم بوگی خیلی خفنه،

00:03:00.707 --> 00:03:03.404
‫فرقی نداره چیکار میکنه،
‫هرکاری کنه باحاله.

00:03:05.378 --> 00:03:10.008
‫وقتی به پدرم فکر می‌کنین،
‫اون کارآگاه فیلم نوآرها میاد تو ذهن‌تون،

00:03:10.050 --> 00:03:14.512
‫"کازابلانکا" میاد تو ذهن‌تون،
‫بوگی و باکال میاد تو ذهن‌تون.

00:03:14.554 --> 00:03:16.306
‫ولی چهل سال طول کشید

00:03:16.331 --> 00:03:19.626
‫تا تونست تو کار سینما
‫جای پای خودشو محکم کنه.

00:03:19.651 --> 00:03:21.862
‫پیش از اون مقطع،
‫زیست کاملی رو تجربه کرده بود،

00:03:21.887 --> 00:03:24.348
‫با کلی ناکامی و کلی موفقیت،

00:03:24.439 --> 00:03:26.608
‫و پیش از اینکه با مادرم آشنا بشه،

00:03:26.633 --> 00:03:28.594
‫سه بار هم ازدواج کرده بود.

00:03:30.403 --> 00:03:35.241
‫تو زندگی هر آدمی، چندثانیه هست که

00:03:35.266 --> 00:03:36.809
‫کل سرنوشت‌ش رو تعیین می‌کنه.

00:03:38.661 --> 00:03:42.415
‫من خیلی با زن‌ها راحت نیستم.

00:03:42.440 --> 00:03:44.501
‫بدیهیه که باید یه سری از
‫زن‌ها رو دوست داشته باشم،

00:03:44.542 --> 00:03:48.963
‫قطعا با یه تعدادی‌شون هم ازدواج کردم.

00:03:49.005 --> 00:03:53.051
‫اگه ازدواج نکرده باشین و عاشق نباشین،
‫ول میشین،

00:03:53.093 --> 00:03:54.844
‫و این خوشایند نیست.

00:03:54.886 --> 00:03:57.972
‫عشق تنها احساسیِ که می‌تونه،

00:03:58.014 --> 00:03:59.849
‫تا جایی که ممکنه،

00:03:59.874 --> 00:04:03.753
‫باعث تسلی اون تنهایی ذاتی و
‫وحشتناک که تو وجود همه‌مونم هست بشه.

00:04:14.280 --> 00:04:16.324
‫به بوگی گفتم:

00:04:16.366 --> 00:04:18.409
‫بوگی، سر این دختره کمکتو لازم دارم.

00:04:18.451 --> 00:04:21.121
‫تازه‌کاره، قبلا اصلا فیلم بازی نکرده.

00:04:21.171 --> 00:04:24.550
‫و من میخوام تلاش کنم
‫که از تو هم گستاخ‌تر باشه،

00:04:24.582 --> 00:04:26.167
‫و تو به این مشهوری

00:04:26.192 --> 00:04:29.112
‫که گستاخ‌ترین آدمی هستی که
‫پرده تا حالا به خودش دیده.

00:04:29.187 --> 00:04:32.941
‫یه‌جورایی خندید و گفت: "اصلا چشمم
‫آب نمیخوره همچین کاری بتونی بکنی."

00:04:32.966 --> 00:04:35.552
‫بهش گفتم: "بوگی، من کارگردانم،

00:04:35.593 --> 00:04:38.363
‫و قراره تو هرصحنه‌مون،
‫در حالی که سکه‌ی یه پولت کرده،

00:04:38.388 --> 00:04:40.265
‫ولت کنه و بره."

00:04:40.306 --> 00:04:44.018
‫- دختره کی بود استیو؟
‫- کدوم دختره کی بود؟

00:04:44.060 --> 00:04:47.355
‫اونی که با چنین نظر مثبتی
‫نسبت به زن‌ها ولت کرد و رفت.

00:04:47.380 --> 00:04:49.465
‫عجب دختری بوده.

00:04:54.487 --> 00:04:55.864
‫اجازه هست؟

00:04:57.240 --> 00:05:02.495
‫خیلی عجیبه که بعد از
‫44 سال باید عاشق بشم،

00:05:02.537 --> 00:05:05.832
‫اونم درست موقعی که فکر
‫نمی‌کردم دیگه اصلا اتفاق بیافته.

00:05:05.874 --> 00:05:07.584
‫اولین باری که بوگی رو دیدم،

00:05:07.625 --> 00:05:09.627
‫بهم سلام کرد و گفت:

00:05:09.669 --> 00:05:12.421
‫"تست نقش‌ت رو دیدم و قراره
‫حسابی بهمون خوش بگذره."

00:05:12.462 --> 00:05:16.133
‫ها! فکر کنم اون موقع هنوز خبر نداشت

00:05:16.158 --> 00:05:18.410
‫که اوضاع قراره به چه سمت و سویی بره.

00:05:19.219 --> 00:05:20.721
‫این دیگه واسه چی بود؟

00:05:20.762 --> 00:05:23.390
‫می‌خواستم ببینم خوشم میاد یا نه.

00:05:23.415 --> 00:05:28.086
‫- حکم‌ت چیه؟
‫- هنوز نمی‌دونم.

00:05:28.145 --> 00:05:30.689
‫تو یکی دو تا فیلم دیده بودمش.

00:05:30.731 --> 00:05:35.027
‫تو "کازابلانکا" دیده بودمش
‫ولی اصلا هیجان‌زده‌م نکرده بود.

00:05:35.068 --> 00:05:39.489
‫لزلی هاوارد بازیگری بود
‫که منو به هیجان می‌آورد.

00:05:39.531 --> 00:05:43.076
‫شگفت‌انگیزه، دیدگاه خاص خودشو داره.

00:05:43.125 --> 00:05:44.710
‫گاهی اوقات مات و مبهوتم میکنه.

00:05:44.745 --> 00:05:48.308
‫چشم بهم میزنم و می‌بینم که
‫داره با دیدی شفاف‌تر و جوون‌تر

00:05:48.333 --> 00:05:50.584
‫به چیزها نگاه میکنه.

00:05:50.609 --> 00:05:53.820
‫باهوش‌تر از منه، همین.

00:05:55.672 --> 00:05:58.293
‫تو بچگی چیزی که بیشتر
‫از همه‌چی بهش آگاه بودم،

00:05:58.318 --> 00:06:01.011
‫شهرت پدر و مادرم بود.

00:06:01.036 --> 00:06:02.954
‫چیزی نیست که بتونی نادیده‌ش بگیری.

00:06:07.226 --> 00:06:11.313
‫ستاره بودن، اونم توی عصرطلایی هالیوود،

00:06:11.355 --> 00:06:13.899
‫دیگه بهتر از این نمیشد.

00:06:13.941 --> 00:06:16.818
‫- امروز حالت چطوره؟
‫- بهتر از دیشب.

00:06:16.860 --> 00:06:18.570
‫اینو باهات موافقم.

00:06:20.781 --> 00:06:24.368
‫گفت: "اگه میخوای یه حیات
‫کاری درست‌حسابی داشته باشی،

00:06:24.409 --> 00:06:27.955
‫هرکاری بتونم برات می‌کنم،
‫ولی باهات ازدواج نمی‌کنم."

00:06:27.996 --> 00:06:30.415
‫چون با سه تا بازیگر ازدواج کرده بود،

00:06:30.457 --> 00:06:32.542
‫و همه پیگیر کارشون بودن،

00:06:32.584 --> 00:06:34.378
‫و اولویت با کارشون بوده.

00:06:34.419 --> 00:06:35.921
‫و من بهش قول دادم

00:06:35.963 --> 00:06:38.632
‫که اولویت با ازدواج‌مون باشه.

00:06:38.657 --> 00:06:41.368
‫تو فکر می‌کنی چی منصفانه‌ست؟

00:06:43.428 --> 00:06:44.721
‫اینو میذارم به عهده‌ی تو.

00:06:44.763 --> 00:06:46.181
‫تا جایی که به یاد دارم

00:06:46.223 --> 00:06:47.557
‫هردوتون اهل نیویورک هستین.

00:06:47.599 --> 00:06:49.434
‫زیاد دلتون واسه این
‫شهر بزرگ تنگ میشه؟

00:06:49.476 --> 00:06:50.602
‫- نه.
‫- آره.

00:06:50.644 --> 00:06:52.729
‫یه دقیقه صبر کنین!

00:06:52.771 --> 00:06:55.065
‫خب، اینکه یک عدم توافق
‫خانوادگی نرمال و سالمه،

00:06:55.107 --> 00:06:58.022
‫ولی بوگی، یعنی تو یه
‫جورایی میل‌ت رو به بازی کردن

00:06:58.047 --> 00:07:00.904
‫در صحنه‌ی تئاتر و جلوی
‫مخاطب از دست دادی؟

00:07:00.946 --> 00:07:02.531
‫خب آره، اد

00:07:02.572 --> 00:07:04.481
‫چون وقتی جوون که
‫بودم کلی اینکارو کردم،

00:07:04.506 --> 00:07:07.953
‫من 21 سالگی شروع کردم و فکر
‫می‌کردم دنیا قراره حسابی به کامم باشه،

00:07:07.995 --> 00:07:10.622
‫و اومدم هالیوود و اینجا بدجوری شکست خوردم،

00:07:10.664 --> 00:07:14.167
‫بعد برگشتم نیویورک و اونجا هم تو چهارتا
‫کار بازی کردم که حسابی شکست خوردن،

00:07:14.209 --> 00:07:17.754
‫و قسم خوردم که اگه پام دوباره
‫رسید به هالیوود دیگه همینجا بمونم.

00:07:28.140 --> 00:07:33.103
‫در سال 1921، من تو سالن تئاتر کار می‌کردم.

00:07:33.145 --> 00:07:36.773
‫بلیت می‌فروختم، سریع می‌رفتم
‫پشت‌صحنه، می‌اومدم جلوی صحنه،

00:07:36.815 --> 00:07:39.318
‫می‌شماردم ببینم چندتا پرده مونده
‫بعد بدو بدو برمیگشتم پشت صحنه

00:07:39.359 --> 00:07:41.987
‫تا پرده‌ها رو بکشم پایین.

00:07:43.864 --> 00:07:47.117
‫یه‌بار مدیر صحنه‌ی یه نمایش
‫خیلی مفصل و پیچیده بودم،

00:07:47.159 --> 00:07:49.036
‫که کلی تغییر صحنه داشت.

00:07:50.370 --> 00:07:53.123
‫هلن منکن ستاره‌ی اون نمایش بود.

00:07:53.165 --> 00:07:54.958
‫بجای اینکه تو اتاق گریم‌ش بمونه،

00:07:55.000 --> 00:07:56.543
‫و وقتی داشتیم کار می‌کردیم،

00:07:56.585 --> 00:07:58.462
‫تو دست و پا نباشه،

00:07:58.503 --> 00:08:01.298
‫هی اینور اونور می‌چرخید،
‫کارمونو کند می‌کرد،

00:08:01.340 --> 00:08:03.258
‫بهش گفتم برگرده بره تو اتاقش.

00:08:03.300 --> 00:08:05.780
‫رفت تو فاز من چه ستاره‌ی بزرگی‌ام...

00:08:05.805 --> 00:08:10.930
‫من از کوره در رفتم و یه کاری کردم
‫که فکر کنم نباید می‌کردم و اخراجش کردم.

00:08:10.955 --> 00:08:15.478
‫اونم بهم حمله‌ور شد و
‫بعد دویید رفت تو اتاقش.

00:08:15.519 --> 00:08:16.812
‫این در واقع،

00:08:16.854 --> 00:08:18.731
‫اولین مکالمه‌ی من بود با دختری

00:08:18.773 --> 00:08:23.194
‫که بعدا شد اولین زن من.

00:08:23.235 --> 00:08:25.321
‫وقتی بوگارت با هلن منکن آشنا شد،

00:08:25.363 --> 00:08:26.781
‫تو برادوی هیچکس نمی‌شناختش.

00:08:26.822 --> 00:08:29.033
‫ولی هلن منکن یک ستاره‌ی بزرگ بود.

00:08:30.201 --> 00:08:32.745
‫معادل بود با یک ستاره‌ی راک.

00:08:32.787 --> 00:08:34.330
‫مردم دم در هتل‌ش منتظرش میشدن،

00:08:34.372 --> 00:08:35.956
‫ایستاده تشویقش می‌کردن،

00:08:35.998 --> 00:08:38.216
‫برای اینکه راهش باز بشه
‫باید جمعیت رو متفرق می‌کردی.

00:08:38.241 --> 00:08:40.169
‫مردم هم دنبالش بودن.

00:08:40.204 --> 00:08:44.875
‫همین امروز هم، همون
‫الهه‌ای محسوب میشد که بود.

00:08:47.218 --> 00:08:51.847
‫هلن واقعا می‌خواست به
‫بوگارت توی حرفه‌ش کمک کنه.

00:08:52.932 --> 00:08:56.164
‫با بازی در یک نمایش به اسم "سوئیفتی"

00:08:56.189 --> 00:08:58.139
‫بعنوان اولین کار بازیگری‌م،

00:08:58.164 --> 00:09:00.856
‫برادوی رو در بهت و حیرت فرو بردم.

00:09:00.898 --> 00:09:02.608
‫صبح بعدش که از خواب بیدار شدم،

00:09:02.650 --> 00:09:05.194
‫ماد با چندتا نقد اومد تو،

00:09:05.236 --> 00:09:07.154
‫اون ماد بود، هیچوقت بهش نمی‌گفتیم مادر،

00:09:07.196 --> 00:09:09.677
‫ارزیابی الکساندر وولکات
‫(منتقد معروف تئاتر)

00:09:09.702 --> 00:09:12.368
‫از بازی پسرش هم دستش بود.

00:09:12.410 --> 00:09:16.263
‫"مرد جوانی که نقش
‫فرزند مذکور را ایفا می‌کند،

00:09:16.288 --> 00:09:20.918
‫معمولا و با اغماض اینگونه
‫توصیف می‌شود: ناکافی."

00:09:22.002 --> 00:09:25.339
‫پس میخوای بازیگر بشی، ها؟

00:09:25.381 --> 00:09:28.926
‫خیلی‌ها خبر ندارن که شما
‫اصالتاً نیویورکی هستین...

00:09:28.968 --> 00:09:32.054
‫- درسته.
‫- و باباتون دکتر بوده؟

00:09:32.096 --> 00:09:34.723
‫بابام دکتر بود، آره.
‫من...

00:09:34.765 --> 00:09:36.600
‫من تو نیویورک‌سیتی بدنیا اومدم،

00:09:36.642 --> 00:09:40.813
‫تخت شماره‌ی 21، در
‫بخش زایمان بیماستان اسلون.

00:09:40.855 --> 00:09:44.567
‫و تو کوچه‌ی 103 خیابون
‫وست‌اند زندگی می‌کردم.

00:09:49.905 --> 00:09:52.199
‫من نمی‌فهمم، یه آدم انقدر زمخت باشه،

00:09:52.241 --> 00:09:55.411
‫بعد اسمش باشه: هامفری دِفورست بوگارت.

00:09:55.453 --> 00:10:00.332
‫با یه اسمی مثل هامفری دِفورست
‫بوگارت مجبوری زمخت باشی.

00:10:02.293 --> 00:10:04.551
‫وقتی من بدنیا اومدم،

00:10:04.576 --> 00:10:07.131
‫خانواده‌ام کلی سرمایه داشتن.

00:10:07.173 --> 00:10:09.175
‫پدرم مطب موفقی داشت،

00:10:09.216 --> 00:10:14.180
‫و ماد هم بعنوان یک تصویرگر
‫سالی 50هزار دلار در می‌آورد.

00:10:14.221 --> 00:10:16.974
‫اساسا زنی بود که عاشق کار بود،

00:10:17.016 --> 00:10:20.895
‫در واقع عاشق کار خودش بود، اونم
‫به قیمت نادیده گرفتن هرچیز دیگه‌ای.

00:10:20.936 --> 00:10:25.900
‫در ابراز محبت کاملا ناتوان بود.

00:10:25.941 --> 00:10:28.110
‫بوگارت، دوران کودکی بغرنجی داشت،

00:10:28.152 --> 00:10:30.488
‫چون نه بغلی در کار بود،
‫نه بوسه‌ای،

00:10:30.529 --> 00:10:33.491
‫دوستت دارمی هم در کار نبود.

00:10:35.228 --> 00:10:40.775
‫ماد هامفری، یکی از مشهورترین
‫تصویرگران آمریکا بود

00:10:40.831 --> 00:10:45.586
‫و علاوه بر اون، یکی از کسانی بود
‫که بیشترین دستمزد رو دریافت می‌کرد.

00:10:45.628 --> 00:10:48.464
‫در دهه‌های بین دو قرن،

00:10:48.506 --> 00:10:50.299
‫"بچه‌ی ماد هامفری"

00:10:50.341 --> 00:10:54.303
‫شاید شناخته‌شده‌ترین بچه‌ی جهان بود.

00:10:54.345 --> 00:10:56.972
‫می‌دونم یه دوره‌ای
‫تو تاریخ آمریکا هست

00:10:57.014 --> 00:10:59.642
‫که نمی‌تونستی یه مجله‌ی
‫کوفتی رو ورق بزنی،

00:10:59.683 --> 00:11:02.144
‫بدون اینکه عکس صورت منو توش ببینی.

00:11:02.186 --> 00:11:05.356
‫بچه که بودم، یه‌جور مساله‌ی
‫روانی واسه‌م ایجاد کرده بود.

00:11:05.397 --> 00:11:08.859
‫دوستام همیشه داشتن
‫منو دست می‌انداختن.

00:11:08.901 --> 00:11:12.279
‫ماد با اصل و نسب بود و
‫خیلی هم به این قضیه می‌بالید.

00:11:12.321 --> 00:11:15.782
‫در اقصی نقاط جهان ازش
‫بعنوان بانو ماد نام برده میشد.

00:11:15.807 --> 00:11:18.685
‫زیبا، باوقار، سخت‌پسند.

00:11:18.743 --> 00:11:21.120
‫هم اینطور به نظر می‌رسید
‫و هم این نقش رو بازی می‌کرد.

00:11:22.480 --> 00:11:24.107
‫حتی تابستون‌ها در روستا،

00:11:24.132 --> 00:11:27.052
‫قدِ بلند و هیکل درشت مادر،
‫با پشت صاف و کمر باریک‌ش،

00:11:27.085 --> 00:11:32.090
‫به دامنی سفید و کوتاه و لباسی
‫سفید، صاف و اتوخورده مزین شده بود.

00:11:32.131 --> 00:11:35.718
‫اگر رنگ سفید مردم رو متحیر می‌کرد،
‫پس برای اون هم مناسب بود.

00:11:35.760 --> 00:11:39.055
‫تمام زندگی‌ش داشت آدم‌ها رو متحیر می‌کرد.

00:11:45.103 --> 00:11:47.897
‫مادر هوادار اعطای حق رای به بانوان بود.

00:11:49.524 --> 00:11:55.029
‫تعلیم و تربیت‌ش در راچستر
‫خیلی روش اثر گذاشته بود.

00:11:55.071 --> 00:11:58.160
‫و تحت‌تاثیر سوزان بی.آنتونی،

00:11:58.185 --> 00:11:59.993
‫فردریک داگلاس،

00:12:00.034 --> 00:12:03.496
‫و دیگر مشاهیری که به اینجا سفر
‫می‌کردند یا همینجا زندگی می‌کردند بود.

00:12:03.538 --> 00:12:08.918
‫اون غرق در فمینیسم و حقوق مدنی بود.

00:12:21.764 --> 00:12:23.850
‫یه خونه تو نیویورک داشتیم،

00:12:23.891 --> 00:12:26.227
‫و یه خونه‌ی ییلاقی کنار دریاچه‌ی کاناندیگو،

00:12:26.269 --> 00:12:28.563
‫در شمال ایالت نیویورک.

00:12:28.605 --> 00:12:30.273
‫همیشه نزدیک آب زندگی کردم،

00:12:30.315 --> 00:12:33.443
‫و قایق دوست داشتم و از ساز
‫و کارشون سر در می‌آوردم.

00:12:33.484 --> 00:12:36.487
‫پدرم بهم یه قایق موتوری تک‌سیلندر داد.

00:12:36.529 --> 00:12:39.866
‫و همیشه کل روز رو با صدای
‫پت‌پت قایق دور دریاچه می‌چرخیدم،

00:12:39.907 --> 00:12:43.119
‫و در وجب به وجب آب‌ها کند و کاو می‌کردم.

00:12:44.495 --> 00:12:47.165
‫در مجموع، آدم بانزاکتی بودم،

00:12:47.206 --> 00:12:50.585
‫ولی از خودبینی کسانی که در
‫منصب قدرت بودند بیزار بودم.

00:12:50.627 --> 00:12:53.963
‫وقتی واقعا احساس‌ش نمی‌کنم،
‫نمی‌تونم به کسی ادای احترام کنم.

00:12:54.964 --> 00:12:56.799
‫بابا یه فکرهایی تو کله‌ش داشت

00:12:56.841 --> 00:12:58.926
‫که من میشم دومین جراح خانواده،

00:12:58.968 --> 00:13:01.429
‫ولی زمانی که دوران دبستانم تموم شد،

00:13:01.471 --> 00:13:03.181
‫فکر کنم امیدش ناامید شد.

00:13:03.222 --> 00:13:06.934
‫دکتر بوگارت عزیز، روی من حساب
‫کنید و بدونید هرکاری در توانم هست می‌کنم

00:13:06.976 --> 00:13:10.104
‫تا این پسر جوان هفته‌ی آینده که به
‫اندوور رسید، شروع خوبی داشته باشد.

00:13:10.146 --> 00:13:12.523
‫دکتر بوگارت عزیز، وقتی این پسر حاضر شد

00:13:12.565 --> 00:13:15.777
‫که واقعا مقابل کاستی‌هایش
‫مسئولیت‌پذیر باشد،

00:13:15.818 --> 00:13:17.445
‫و کمبودهایش را مرد و مردانه بپذیرد،

00:13:17.487 --> 00:13:19.656
‫و تقصیر را گردن دیگری نیاندازد،

00:13:19.697 --> 00:13:23.076
‫آن زمان است که شانس دستیابی به نتیجه‌ا‌ی
‫موفقیت‌آمیز به‌شدت افزایش می‌یابد.

00:13:23.117 --> 00:13:25.620
‫دکتر بوگارت عزیزم، با کمال تاسف

00:13:25.662 --> 00:13:27.121
‫مجبورم به اطلاع شما برسانم

00:13:27.163 --> 00:13:29.040
‫که هامفری در رعایت ضوابط دوران کارآموزی‌ش

00:13:29.082 --> 00:13:30.792
‫ناکام بوده،

00:13:30.833 --> 00:13:32.710
‫بنابراین واجب شده که ما خواستار

00:13:32.752 --> 00:13:34.879
‫کناره‌گیری‌ش از این مدرسه

00:13:34.921 --> 00:13:38.007
‫و در این مقطع زمانی باشیم.

00:13:38.049 --> 00:13:40.426
‫حرومزاده‌ها بیرونم کردن!

00:13:41.844 --> 00:13:44.656
‫هرفرصتی که می‌تونستی داشته باشی
‫در اختیارت گذاشته شد،

00:13:44.681 --> 00:13:46.140
‫و تو ناکام موندی.

00:13:46.165 --> 00:13:48.584
‫نه تنها خودت بلکه
‫ما رو هم ناامید کردی.

00:13:48.609 --> 00:13:52.446
‫ما قصد نداریم که تا
‫همیشه از تو حمایت کنیم.

00:13:52.471 --> 00:13:54.681
‫از الان به بعد دیگه خودتی و خودت.

00:13:54.706 --> 00:14:00.045
‫حوصله‌ی مواجهه با پیرمرد رو نداشتم،
‫واسه همین رفتم نیروی دریایی.

00:14:00.154 --> 00:14:03.157
‫ایالات‌متحده تازه وارد
‫جنگ جهانی اول شده بود.

00:14:03.199 --> 00:14:05.284
‫و به نظر فرصت خوبی بود برای من

00:14:05.326 --> 00:14:09.372
‫که از دلبستگی‌م به آب بهره ببرم.

00:14:09.414 --> 00:14:13.167
‫متاسفم که جنگ به لحاظ
‫روحی منو تحت‌تاثیر قرار نداد.

00:14:13.209 --> 00:14:16.684
‫هنوز حتی نزدیک به اینم نشده
‫بودم که نسبت به اونچه که میخوام

00:14:16.709 --> 00:14:19.047
‫یا اونچه که بودم، درکی داشته باشم.

00:14:27.931 --> 00:14:31.852
‫به این‌خاطر که مادرش نان‌آور
‫خونه‌ای بود که درش بزرگ شده بود،

00:14:31.893 --> 00:14:34.651
‫خیلی نگران این بود که
‫ناگهان به خودش بیاد و ببینه

00:14:34.676 --> 00:14:36.523
‫که رفته زیر دین زنی

00:14:36.565 --> 00:14:38.191
‫که باعث شده زندگی‌ش بهتر بشه.

00:14:38.233 --> 00:14:41.403
‫و یه بار تقریباً به شوخی
‫به یکی از دوستاش گفت

00:14:41.445 --> 00:14:43.530
‫که نمی‌تونم با اون دختر ازدواج کنم.

00:14:43.572 --> 00:14:46.366
‫و دوستش بهش گفت: "خب،
‫اگه باهاش ازدواج نکنی،

00:14:46.408 --> 00:14:50.036
‫دیگه هیچ نقشی تو برادوی نصیبت نمیشه."

00:14:50.078 --> 00:14:52.873
‫من به شکل وحشتناکی گرفتار بودم...

00:14:52.914 --> 00:14:55.500
‫اونقدر که وقتی برای ازدواج کردن نداشتم.

00:14:55.542 --> 00:14:59.504
‫آقای بوگارت تلفنی بهم گفت:
‫"الان که خیلی گرفتاری نداری،

00:14:59.546 --> 00:15:03.091
‫به‌نظرت ممکنه وقت کنی پنجشنبه
‫بعدازظهر با من ازدواج کنی؟"

00:15:03.133 --> 00:15:08.597
‫به عقد هم در اومدیم.
‫تو نیویورک با هم ازدواج کردیم.

00:15:08.638 --> 00:15:13.810
‫یکی بود از گروه وسیعی از بازیگران جوان.

00:15:13.852 --> 00:15:16.396
‫تو کمدی‌های احمقانه بازی می‌کرد،

00:15:16.438 --> 00:15:19.274
‫و بوگی در نظر ما مورد خاصی نبود.

00:15:19.316 --> 00:15:22.569
‫میشه گفت کلا چیز خاصی نداشت.

00:15:22.611 --> 00:15:28.074
‫و نفرین شده بود که یک صورت پت و
‫پهن داشته باشه که انگار پا رفته روش.

00:15:28.116 --> 00:15:32.704
‫هیچ‌چیز جذاب یا رمانتیکی
‫در موردش وجود نداشت.

00:15:32.746 --> 00:15:35.874
‫من رو صحنه بارها نقش
‫نوجوون‌ها رو بازی کردم.

00:15:35.916 --> 00:15:39.586
‫کلی روغن سر میزدم به موهام،
‫می‌دادم‌شون عقب،

00:15:39.628 --> 00:15:44.466
‫و سعی میکردم بشم شبیه یه نسخه‌ی
‫خیابون چهل و دومی از رودولف والنتینو.

00:15:45.967 --> 00:15:48.136
‫رفتم شیکاگو برای بازی در
‫نمایش The Cradle Snatchers

00:15:48.178 --> 00:15:51.264
‫و یه منتقد زن به اسم ایمی لزلی،

00:15:51.306 --> 00:15:54.810
‫یه نقد نوشت که تا جایی که
‫حافظه‌م یاری میکنه توش نوشته بود:

00:15:54.851 --> 00:15:57.646
‫آقای بوگارت ملاحت والنتینو،

00:15:57.687 --> 00:15:59.356
‫دلربایی ای.اچ ساترن

00:15:59.397 --> 00:16:04.319
‫و جذابیت و قدرت دراماتیک
‫جان بریمور را دارد.

00:16:06.863 --> 00:16:09.324
‫بار زیرزمینی خوبیه؟

00:16:09.398 --> 00:16:11.451
‫تو شهر بهترینه.

00:16:23.421 --> 00:16:26.716
‫نیویورک در دهه‌ی 1920 جای هیجان‌انگیزی بود.

00:16:26.758 --> 00:16:31.429
‫دوره‌ی ممنوعیت فروش مشروبات الکلی بود،

00:16:31.471 --> 00:16:34.516
‫ولی همین باعث میشد مردم برن به
‫مشروب‌فروشی‌های غیرقانونی،

00:16:34.541 --> 00:16:38.966
‫که باعث شد با صحنه‌ی
‫کلوپ‌های زیرزمینی شبانه

00:16:39.002 --> 00:16:41.951
‫و نوازنده‌ها و اجراکننده‌ها آشنا بشن.

00:16:41.982 --> 00:16:43.525
‫یه چیزی که در حال تغییر بود،

00:16:43.567 --> 00:16:45.986
‫مساله‌ی نحوه‌ی کارکرد
‫جنسیت و تمایلات جنسی

00:16:46.027 --> 00:16:49.236
‫و این به این معنا بود که برسر این
‫موضوع جدل و مناقشه‌ی زیادی در جریان بود.

00:16:49.261 --> 00:16:51.388
‫یه‌جورایی مثل همین الان.

00:16:58.331 --> 00:17:01.001
‫"اسیر"
‫نمایش صریحی بود

00:17:01.042 --> 00:17:04.462
‫در مورد عشق بین دو زن.

00:17:04.504 --> 00:17:07.674
‫"اسیر" اولین بار در مارچ
‫1926 در پاریس اجرا رفت.

00:17:07.716 --> 00:17:11.845
‫در کل اروپا اجرا رفت.
‫تمام رکوردهای حضور تماشاگر رو شکست.

00:17:11.887 --> 00:17:14.389
‫بعدش بود که در برادوی اجرا رفت.

00:17:14.431 --> 00:17:17.809
‫بازی کردن در این نقش برای من
‫نیاز به جسارت خیلی زیادی داشت.

00:17:17.851 --> 00:17:23.147
‫آدم خیلی در چنین نقشی
‫احساس آمریکایی بودن نمی‌کنه.

00:17:23.188 --> 00:17:24.648
‫هامفری متقاعدم کرد که توش بازی کنم،

00:17:24.690 --> 00:17:28.694
‫چون به نظرش خیلی
‫خوب از پس‌ش برمی‌اومدم.

00:17:28.736 --> 00:17:31.030
‫سعی کردم کاری کنم که تماشاگرها
‫بدبین بودن رو فراموش کنن،

00:17:31.071 --> 00:17:37.453
‫ولی طبیعتاً از سیل انتقادی که با
‫خودش بهمراه می‌آورد هم واهمه داشتم.

00:17:37.510 --> 00:17:39.346
‫تا پایان قرن نوزدهم،

00:17:39.371 --> 00:17:42.291
‫گل بنفشه به لزبینیسم گره خورده بود.

00:17:42.333 --> 00:17:48.047
‫"اسیر" اینو به تمام جمعیت
‫کتابخوان آمریکا معرفی کرد.

00:17:48.088 --> 00:17:49.840
‫هلن قطع به یقین کارهای زیادی

00:17:49.882 --> 00:17:52.343
‫برای لزبین‌های آمریکا کرد.

00:17:52.384 --> 00:17:54.261
‫زن‌ها براش دستبند می‌فرستادن،

00:17:54.303 --> 00:17:56.388
‫و کنایه‌آمیزتر از همه اینکه...

00:17:56.430 --> 00:17:58.474
‫و احتمالا هم توسط کسایی
‫که نکته رو کلاً نگرفته بودن،

00:17:58.515 --> 00:18:01.393
‫روسای چند کالج زنانه براش نامه نوشتن

00:18:01.418 --> 00:18:05.859
‫و ازش تشکر کردن، به این خاطر
‫که بابت داشتن یک دلبستگی مذموم

00:18:05.901 --> 00:18:08.359
‫بهشون هشدار داده بود.

00:18:08.400 --> 00:18:11.070
‫همون موقع، می وست
‫داشت پیش‌نمایش تئاتر جدیدش

00:18:11.111 --> 00:18:12.905
‫یعنی "ضد حال" رو میبرد روی صحنه.

00:18:12.947 --> 00:18:18.160
‫که بعنوان نسخه‌ی مردانه‌ی
‫"اسیر" تبلیغ شده بود.

00:18:18.202 --> 00:18:20.579
‫نمایش بدون هیچگونه مزاحمتی

00:18:20.621 --> 00:18:21.914
‫به‌مدت شش ماه اجرا رفت.

00:18:21.956 --> 00:18:25.200
‫خانم می وست و گروهش
‫رو به‌زور به زندان بردن.

00:18:26.710 --> 00:18:28.462
‫اوووه...چه کروات قشنگی.

00:18:28.504 --> 00:18:31.924
‫دادستان منطقه به "اسیر" حمله‌ور شد

00:18:31.966 --> 00:18:33.842
‫و همینطور به نمایش "سکس" می وست.

00:18:33.884 --> 00:18:38.013
‫چهل تهیه‌کننده، مدیرصحنه
‫و بازیگر رو دستگیر کردن،

00:18:38.055 --> 00:18:39.306
‫من‌جمله هلن منکن.

00:18:39.348 --> 00:18:43.661
‫و این شد تیتر اصلی اخبار کشور.

00:18:43.686 --> 00:18:46.522
‫و اینجوری شد که منو بردن دادگاه.

00:18:48.273 --> 00:18:50.275
‫و نمایش هم تعطیل شد.

00:18:54.165 --> 00:18:57.961
‫سانسور دشمن شماره
‫یک هر دموکراسی آزاد است

00:18:57.992 --> 00:19:01.537
‫و اگر آمریکا می‌خواهد به داشتن
‫مطبوعات و رادیوی آزاد ادامه دهد،

00:19:01.578 --> 00:19:03.622
‫این دشمنان موذی آزادی،

00:19:03.664 --> 00:19:06.291
‫باید به شدت دلسرد شوند.

00:19:06.333 --> 00:19:07.793
‫چون این افراد به سراغ

00:19:07.835 --> 00:19:10.671
‫دیگر اشکال بیانگری
‫عمومی روانه خواهند شد.

00:19:14.008 --> 00:19:16.552
‫بوگارت که در اون زمان همسر منکن بود،

00:19:16.593 --> 00:19:18.429
‫شاهد رنج و مرارت‌ش بود.

00:19:18.454 --> 00:19:20.790
‫پس می‌تونم متصور بشم که این مساله چجوری

00:19:20.815 --> 00:19:22.598
‫بر موضع خودش نسبت به سانسور

00:19:22.623 --> 00:19:26.930
‫در فیلم‌های آتی‌ش تاثیر گذاشت.

00:19:26.955 --> 00:19:30.708
‫سر بی‌اهمیت‌ترین چیزها بحث‌مون میشد،

00:19:30.733 --> 00:19:33.486
‫چیزی که در آغاز تفاوت
‫عقیده به‌نظر می‌رسید،

00:19:33.511 --> 00:19:37.265
‫ناگهان تبدیل شد به یک اختلاف شدید.

00:19:37.290 --> 00:19:39.581
‫از فکر رفتن به دادگاه طلاق

00:19:39.606 --> 00:19:40.993
‫حالم بهم می‌خورد.

00:19:41.051 --> 00:19:42.594
‫تلاش کردم که ازدواجم

00:19:42.619 --> 00:19:44.663
‫بشه ارجح‌ترین امر زندگیم،

00:19:44.705 --> 00:19:47.416
‫با این وجود که حرفه‌ی
‫کاری‌م موفقیت‌آمیز بود.

00:19:47.458 --> 00:19:49.668
‫توافق کردیم که قیدشو بزنیم.

00:19:49.710 --> 00:19:51.712
‫چطور می‌تونی ازدواجت رو حفظ کنی

00:19:51.754 --> 00:19:53.672
‫وقتی هیچکدوم از دو طرف
‫حاضر به دیدن دیگری نیستن؟

00:19:53.714 --> 00:19:56.717
‫بین ما دیگه تمومه، متوجهی؟
‫من آدم مناسبی برای تو نیستم،

00:19:56.759 --> 00:19:59.970
‫با کلی دختر بودم و قراره
‫با کلی دختر دیگه هم باشم.

00:20:00.012 --> 00:20:03.348
‫وقتی 27 سالم شد،
‫اونقدر با زن‌ها تجربه داشتم

00:20:03.390 --> 00:20:05.392
‫که بدونم دفعه‌ی بعدی که خواستم ازدواج کنم

00:20:05.434 --> 00:20:07.686
‫دنبال چی باید باشم.

00:20:07.728 --> 00:20:12.858
‫بازی رو تکی ادامه دادم تا اینکه در
‫سال 1928 با مری فیلیپس آشنا شدم.

00:20:12.900 --> 00:20:15.110
‫مری هم بازیگر بود.

00:20:15.152 --> 00:20:18.781
‫در یک صحنه، داشتم یک تک گویی
‫خیلی دراماتیک رو ارائه می‌دادم،

00:20:18.822 --> 00:20:22.868
‫و مری هم قرار بود بدون
‫گفتن هیچ‌چیزی از پیش من بره.

00:20:22.910 --> 00:20:26.579
‫دیدم داره واسه رفتن‌ش
‫خیلی زیادی مایه میذاره،

00:20:26.621 --> 00:20:28.372
‫اونقدر که تماشاگرها،

00:20:28.414 --> 00:20:31.667
‫بجای اینکه به من توجه کنن،
‫توجه‌شون به اون جلب شد.

00:20:31.709 --> 00:20:35.213
‫بهش گفتم: "نمی‌تونی اینکارو بکنی!
‫این صحنه‌ی منه!"

00:20:35.254 --> 00:20:37.715
‫برقی از لذت تو چشم‌هاش پدیدار شد.

00:20:37.757 --> 00:20:40.384
‫"بیا فرض کنیم تو تلاش
‫می‌کنی که جلومو بگیری."

00:20:40.426 --> 00:20:42.095
‫خب، منم نخواستم جلوشو بگیرم،

00:20:42.136 --> 00:20:43.763
‫چون همونجوری که
‫داشتم باهاش حرف میزدم،

00:20:43.805 --> 00:20:46.599
‫یهو متوجه شدم این
‫دختری که اینجا وایستاده،

00:20:46.641 --> 00:20:49.727
‫کسیه که راحت می‌تونم عاشقش بشم.

00:20:49.769 --> 00:20:53.064
‫من و هامفری، توسط عاقد کلیسای محلی،

00:20:53.106 --> 00:20:55.858
‫در آوریل 1928 و در
‫هارتفورد با هم ازدواج کردیم.

00:20:55.900 --> 00:20:58.569
‫به شکل عجیبی خشکه مقدس بود،

00:20:58.611 --> 00:21:01.405
‫با فضائل از مدافتاده.

00:21:01.447 --> 00:21:03.908
‫هم باکلاس بود و هم جذابیت داشت.

00:21:03.950 --> 00:21:07.036
‫مری ترکیبی بود از نیوانگلند و ایرلندی بودن،

00:21:07.078 --> 00:21:12.291
‫و منو به همون چرخ تعادلی
‫تجهیز کرد، که نیاز داشتم.

00:21:22.135 --> 00:21:25.805
‫دوران رکود بزرگ از راه
‫رسیده بود و منم ازش فرار نکردم.

00:21:25.847 --> 00:21:29.517
‫تئاتر کلکش کنده شده بود،
‫حقوق منم همینطور.

00:21:29.559 --> 00:21:31.519
‫واسه نمایش‌هایی تمرین کردم

00:21:31.561 --> 00:21:35.648
‫که تقریباً پیش از بالا رفتن
‫اولین پرده‌شون، لغو میشدن.

00:21:37.207 --> 00:21:40.435
‫بوگی یه کم خجالت می‌کشید

00:21:40.460 --> 00:21:43.507
‫چون کار و باری نداشت.

00:21:43.532 --> 00:21:45.031
‫پولی در نمی‌آورد.

00:21:45.056 --> 00:21:46.514
‫بوگی یه شطرنج‌باز خبره بود.

00:21:46.539 --> 00:21:50.915
‫واسه همین بهش پیشنهاد دادن که به ازای
‫یه دلار دستمزد با ملت شطرنج‌بازی کنه.

00:21:50.940 --> 00:21:53.542
‫اون موقع اینجوری پول در می‌آورد.

00:21:57.044 --> 00:21:58.379
‫- بریل!
‫- خیله‌خب.

00:21:58.421 --> 00:22:00.840
‫همینجوری که داری لباس می‌پوشی بهم بگو.

00:22:00.882 --> 00:22:02.884
‫بریل، پول لازم دارم، 100 دلار.

00:22:02.925 --> 00:22:05.928
‫می‌تونم 60 سنت از این پولی که
‫گفتی رو بهت بدم، ادی چی شده؟

00:22:05.970 --> 00:22:08.931
‫چرا فکر کردی واسه ادیه؟
‫خب اصلا باشه...

00:22:08.973 --> 00:22:11.976
‫- بازم باید این پولو داشته باشم.
‫- کی میخوای سر عقل بیای؟

00:22:12.018 --> 00:22:13.839
‫نمی‌بینی فقط بحث زمان مطرحه

00:22:13.864 --> 00:22:16.063
‫تا اون شیاد تو رو هم بکشه
‫پایین و بکنه از قماش خودش؟

00:22:16.105 --> 00:22:18.482
‫دیگه حالم از مردهایی که
‫کارهای کوچیک می‌کنن بهم میخوره.

00:22:18.524 --> 00:22:22.570
‫یه مردی بهم بدین که هرازگاهی کار
‫بزرگم بکنه، مثلاً اجاره‌ی یه ماهو بده.

00:22:22.612 --> 00:22:24.739
‫مری موند که تو برادوی کار کنه

00:22:24.780 --> 00:22:27.575
‫و منو کشوندن به هالیوود.

00:22:29.535 --> 00:22:31.495
‫تازه سر و کله‌ی فیلم ناطق پیدا شده بود،

00:22:31.537 --> 00:22:34.790
‫و داشتن بی‌معطلی می‌اومدن
‫سراغ تمام بازیگرهای تئاتر.

00:22:38.532 --> 00:22:41.577
‫ام‌جی‌ام با کلارک گیبل
‫افتاده بود تو ظرف عسل.

00:22:41.631 --> 00:22:46.677
‫فاکس قرن بیستم به یک جوابیه‌ بزرگ و
‫زمخت به گیبل نیاز داشت، اون من بودم.

00:22:46.719 --> 00:22:48.888
‫خوشتیپ نبودم ولی
‫همون کاری رو باهام کردن

00:22:48.930 --> 00:22:51.265
‫که تموم این سال‌ها داشتن واسه
‫اون بچه‌ خوش‌تیپ‌ها می‌کردن.

00:22:51.307 --> 00:22:55.311
‫مژه‌ی مصنوعی، رژ قرمز و این چیزها.
‫احساس بلاهت می‌کردم.

00:22:55.353 --> 00:22:57.396
‫هنوز آماده نیستم که تو
‫حومه شهر جاگیر بشم

00:22:57.438 --> 00:22:59.148
‫و شلوار گلف پام کنم.

00:22:59.190 --> 00:23:02.485
‫بعلاوه خیلی دلتنگ مری بودم.

00:23:03.903 --> 00:23:08.366
‫- عجبا!
‫- انگار خیلی عجله داری، ها؟

00:23:08.407 --> 00:23:11.869
‫نه بابا، کلی وقت دارم.

00:23:11.911 --> 00:23:15.373
‫- اسمت چیه؟
‫- اسمت...

00:23:15.414 --> 00:23:17.667
‫ماریان مدیسون، اسم تو چیه؟

00:23:17.708 --> 00:23:21.921
‫- کارلیس، ول کارلیس.
‫- از آشنایی‌تون خوشحالم.

00:23:21.963 --> 00:23:24.715
‫نظرتون راجع به یک پیاده‌روی
‫کوتاه چیه آقای کارلیس؟

00:23:24.757 --> 00:23:27.634
‫من جز پیاده‌روی کار
‫دیگه‌ای دوست ندارم بکنم.

00:23:27.676 --> 00:23:29.886
‫یک سال توی فاکس بودم،

00:23:29.928 --> 00:23:32.222
‫دوره‌ای که توش پنج تا فیلم کار کردم.

00:23:32.264 --> 00:23:35.767
‫از اینکه فاکس قراردادم
‫رو تمدید نکرد متعجب نشدم.

00:23:35.809 --> 00:23:36.726
‫برمی‌گردم.

00:23:36.768 --> 00:23:38.144
‫اونجا بود که بار و بندیل‌مو بستم

00:23:38.186 --> 00:23:39.980
‫و دوباره رفتم به برادوی.

00:23:40.021 --> 00:23:41.606
‫وای پسر.

00:23:42.565 --> 00:23:44.025
‫اون موقع متقاعد شده بودم که

00:23:44.067 --> 00:23:46.569
‫هیچوقت تو سینما کارم نمی‌گیره.

00:23:46.611 --> 00:23:49.572
‫بوگارت تو اون فیلم‌ها خیلی موفق نبود.

00:23:49.614 --> 00:23:52.742
‫در واقع هیچ تاثیر بخصوصی نذاشت

00:23:52.784 --> 00:23:54.494
‫و برگشت برادوی.

00:23:54.553 --> 00:23:57.681
‫بعد از یکی دو سال
‫کار کردن برای فاکس،

00:23:57.706 --> 00:24:01.084
‫داشت کم‌کم تبدیل میشد به...

00:24:01.126 --> 00:24:04.671
‫اینو از دوستانی شنیدم که در
‫اون مقطع خیلی خوب می‌شناختنش،

00:24:04.713 --> 00:24:06.131
‫داشت کم‌کم تبدیل میشد به

00:24:06.172 --> 00:24:10.135
‫یک بازیگر رو به افول و یک
‫مشروب‌خور در حال ترقی.

00:24:12.137 --> 00:24:15.473
‫بازم آبجو بیار! این دور به حساب منه بچه‌ها.

00:24:15.515 --> 00:24:20.312
‫در هرساعت از کل روز،
‫حدود یک اونس مشروب می‌خورم.

00:24:20.353 --> 00:24:23.690
‫جایی خوندم که کبد فقط از پس
‫یک اونس در هرساعت برمیاد.

00:24:23.732 --> 00:24:25.984
‫واسه همین خیلی پا
‫رو از این فراتر نمیذارم.

00:24:28.194 --> 00:24:31.823
‫همیشه دوست داشتم نظم رو بهم بریزم،
‫صاحبان قدرت رو اذیت کنم،

00:24:31.865 --> 00:24:34.993
‫فکر کنم اینو از پدر مادرم به ارث بردم.

00:24:35.493 --> 00:24:37.120
‫با هم دعوا می‌کردن.

00:24:37.162 --> 00:24:39.122
‫ما بچه‌ها پتوها رو می‌کشیدیم رو سرمون

00:24:39.164 --> 00:24:41.416
‫که صدای دعوا رو نشنویم.

00:24:41.458 --> 00:24:46.087
‫خونه و خونواده‌مون محض خاطر
‫حفظ نجابت بود که پابرجا موند.

00:24:46.129 --> 00:24:48.965
‫نکته‌ی جالب در مورد ماد
‫و بلمانت اینه که هردو

00:24:49.007 --> 00:24:52.052
‫برای آسایش‌شون به مخدر وابسته بودن.

00:24:52.093 --> 00:24:55.305
‫بوگارت بزرگ یه تصادف
‫وحشتناک رو از سر گذرونده بود.

00:24:55.347 --> 00:24:57.599
‫درد زیادی داشت.

00:24:57.640 --> 00:25:01.144
‫ماد در بیشتر زندگی‌ش از
‫سردردهای میگرنی رنج می‌کشید.

00:25:01.186 --> 00:25:03.813
‫درد که شروع میشد،
‫سرش چنان تیر می‌کشید،

00:25:03.855 --> 00:25:05.523
‫که چشم چپ‌ش بسته میشد

00:25:05.565 --> 00:25:07.901
‫و یک طرف صورتش از درد می‌سوخت.

00:25:07.942 --> 00:25:11.154
‫بعد پدرم یک چهارم شات
‫مورفین بهش تزریق می‌کرد

00:25:11.184 --> 00:25:13.686
‫تا جلوی دیوونه شدن‌ش رو بگیره.

00:25:14.991 --> 00:25:18.411
‫پونزده ساله که بودم، پدرم تو
‫چندچیز اشتباه سرمایه‌گذاری کرد

00:25:18.453 --> 00:25:20.163
‫و کلی پول از دست داد.

00:25:20.205 --> 00:25:22.290
‫مادرم تصویرگر اصلی

00:25:22.332 --> 00:25:24.626
‫مجله‌ی ”دلینیتر“ بود.

00:25:24.667 --> 00:25:27.921
‫فورا متوجه شد که حمایت
‫از ما بر عهده‌ی خودشه.

00:25:27.962 --> 00:25:31.508
‫از اون لحظه به بعد دیگه
‫هیچوقت ندیدم در آرامش باشه،

00:25:31.549 --> 00:25:33.718
‫چه به لحاظ فیزیکی و چه روانی.

00:25:33.760 --> 00:25:36.763
‫قبل از اینکه برین کالیفرنیا،
‫اینجا چه نمایش‌هایی کار کردین؟

00:25:36.805 --> 00:25:38.681
‫- وای خدا...
‫-من Cradle Snatchers رو یادمه.

00:25:38.723 --> 00:25:42.435
‫خب، Cradle Snatchers یکی‌شون بود،
‫و “بچه‌های شنبه“ یکی دیگه‌شون بود،

00:25:42.477 --> 00:25:46.356
‫“ این کودک عاقل است“ ، “ بی‌اخلاق‌ترین
‫بانو“ ، “ همسر را ملاقات کن“ ،

00:25:46.398 --> 00:25:50.068
‫من خیلی خوش‌شانس بودم اد، پشت سر
‫هم تو هفت تا کار خیلی موفق داشتم،

00:25:50.110 --> 00:25:52.362
‫توشون بودم، با اینکه
‫خیلی نقش زیادی نداشتم.

00:25:52.404 --> 00:25:55.949
‫نمایش “جنگل سنگی‌شده“
‫باب شروود نبود که...

00:25:55.990 --> 00:25:58.076
‫آره، این بود که باعث شد من...

00:25:58.118 --> 00:26:00.703
‫- بعنوان کاراکتر خشن جا انداختت.
‫- دیگه با این پیش برم.

00:26:00.734 --> 00:26:02.945
‫آره، منو فرستاد سمت سینما.

00:26:04.290 --> 00:26:06.376
‫وقتی برادران وارنر تصمیم گرفتن

00:26:06.418 --> 00:26:07.961
‫“جنگل سنگی‌شده“ رو به فیلم برگردونن،

00:26:08.002 --> 00:26:10.880
‫ادوارد جی.رابینسون رو
‫واسه نقش مدنظر داشتن.

00:26:10.922 --> 00:26:12.924
‫لزلی هاوارد پشت من در اومد،

00:26:12.966 --> 00:26:16.237
‫گفت اگه من در نقش
‫دوک منتی قاتل بازی نکنم،

00:26:16.262 --> 00:26:18.054
‫خودشم بازی نمی‌کنه.

00:26:18.662 --> 00:26:22.958
‫- یه عکس چاپ شده از دوک منتی.
‫- شش نفرو کشته؟

00:26:23.935 --> 00:26:26.688
‫- خودش همه رو کشته؟
‫- بله، بله، کار خودشه.

00:26:26.729 --> 00:26:29.065
‫خیلی شرور به نظر نمیرسه، نه؟

00:26:29.107 --> 00:26:31.400
‫اعتقاد دارم که اگه نقش دوک منتی

00:26:31.442 --> 00:26:33.152
‫در ورژن سینمایی به من داده نشده بود،

00:26:33.177 --> 00:26:35.404
‫دیگه کلاً کارم تو سینما تموم بود.

00:26:35.446 --> 00:26:39.158
‫جفت‌تون حواس‌تون به رفتارتون باشه،
‫تا کسی طوری‌ش نشه.

00:26:39.199 --> 00:26:41.785
‫این فیلم سرآغاز رهایی من بود از

00:26:41.827 --> 00:26:44.121
‫نقش آدم‌هایی شیک و پیک و
‫خوش سر و زبون‌،

00:26:44.163 --> 00:26:47.040
‫که انگار تا آخر عمرم محکوم
‫به بازی در اون‌ها بودم.

00:26:47.092 --> 00:26:50.762
‫شایدم تصمیم گرفتم همینجا خاک بشم.

00:26:50.794 --> 00:26:52.754
‫خب، بهتره با من بیای دوک.

00:26:52.796 --> 00:26:56.300
‫من برنامه دارم توی
‫جنگل سنگی‌شده دفن بشم.

00:26:56.341 --> 00:26:59.678
‫داشتم به یه نظریه‌ای فکر می‌کردم
‫که شاید واسه تو هم جالب باشه.

00:26:59.720 --> 00:27:01.680
‫اونجا قبرستون تمدنه

00:27:01.722 --> 00:27:03.390
‫که از زیرِ ما به سمت‌مون پرتاب شده.

00:27:03.432 --> 00:27:05.767
‫جهان ایده‌های منسوخ.

00:27:05.809 --> 00:27:08.103
‫اون بیابون پر از کنده‌ی درخته.

00:27:08.145 --> 00:27:11.773
‫من به اونجا تعلق دارم،
‫تو هم همینطور دوک.

00:27:11.815 --> 00:27:16.028
‫تو آخرین پیامبر بزرگ
‫فردگرایی زمخت هستی.

00:27:18.363 --> 00:27:21.575
‫بهمون بگو دوک، تو
‫چجور زندگی‌ای داشتی؟

00:27:21.617 --> 00:27:27.789
‫نظر خودت چیه؟ بیشتر زندگی‌مو تو بودم
‫چون توی زندان بزرگ شدم.

00:27:27.831 --> 00:27:30.876
‫و انگار بقیه‌ی زندگی‌مو
‫هم مثل مرده‌ها گذروندم.

00:27:32.252 --> 00:27:34.213
‫خیلی مدیون لزلی‌ام،

00:27:34.254 --> 00:27:36.507
‫و همیشه یکی از بهترین دوست‌هام بوده.

00:27:36.548 --> 00:27:40.594
‫بیخود نیست که اسم
‫دخترمو گذاشتم لزلی.

00:27:41.512 --> 00:27:42.888
‫از جلو در برو کنار.

00:27:42.913 --> 00:27:44.556
‫فکر کردی اجازه میدم
‫اینا رو ببری بیرون

00:27:44.598 --> 00:27:45.516
‫و سلاخی‌شون کنی؟

00:27:45.557 --> 00:27:47.392
‫بازی رو بذار کنار رفیق.

00:27:47.434 --> 00:27:49.311
‫نمیذارم اینکارو بکنی دوک.

00:27:49.353 --> 00:27:50.812
‫باشه رفیق.

00:27:54.858 --> 00:27:57.861
‫به‌زودی می‌بینمت.

00:28:16.547 --> 00:28:19.508
‫چون “جنگل سنگی‌شده“ پرفروش شد،

00:28:19.550 --> 00:28:23.762
‫جک وارنر برام یه قرارداد نوشت
‫که توش حق انتخاب نداشتم.

00:28:23.804 --> 00:28:28.892
‫خدایا، تو سال‌های 1936 و 1937
‫چقدر کار کردم!

00:28:30.852 --> 00:28:32.312
‫تا یکی‌شونو تموم می‌کردم،

00:28:32.354 --> 00:28:35.232
‫حرومزاده‌ها می‌بردنم سر یه فیلم دیگه.

00:28:42.437 --> 00:28:44.783
‫در اواسط دهه‌ی 1930،

00:28:44.825 --> 00:28:46.285
‫نظام کلاسیک استودیویی هالیوود،

00:28:46.310 --> 00:28:48.479
‫چیزی شبیه به خط تولید کارخونه بود.

00:28:48.504 --> 00:28:52.383
‫تقریباً همونجوری که جنرال
‫موتورز داشت اتومبیل تولید می‌کرد،

00:28:52.408 --> 00:28:56.120
‫هالیوود داشت فیلم تولید می‌کرد.

00:28:58.255 --> 00:29:00.841
‫من و آقای وارنر دائما بر سر اینکه

00:29:00.882 --> 00:29:03.260
‫یک فیلم خوب از چه چیزهایی
‫تشکیل شده اختلاف نظر پیدا می‌کردیم.

00:29:03.302 --> 00:29:06.388
‫من به تئاتر عادت داشتم،
‫جایی که بهم متن داده میشد

00:29:06.430 --> 00:29:08.432
‫و ازم می‌پرسیدن مایلم توش بازی کنم یا نه.

00:29:08.473 --> 00:29:11.143
‫از اینکه بعنوان یک کارمند در
‫نظر گرفته بشم حالم بهم می‌خورد.

00:29:11.184 --> 00:29:13.478
‫لژیون سیاه ربطی به این ماجرا داشته تیلر؟

00:29:13.520 --> 00:29:16.732
‫بی‌خیال دیگه تیلر، یه
‫داستان خوب بهمون بده.

00:29:16.773 --> 00:29:20.694
‫هامفری کل شب رو بیرون بود.

00:29:20.736 --> 00:29:24.281
‫ازدواج‌مون ملال‌آور شده بود.

00:29:24.323 --> 00:29:26.617
‫این اولین باری بود که واقعا تونسته بودم

00:29:26.658 --> 00:29:28.660
‫حامی مری باشم.

00:29:40.421 --> 00:29:44.800
‫ازش خواستم تو هالیوود
‫بمونیم و بچه‌دار بشیم.

00:29:44.842 --> 00:29:46.510
‫دیگه داشتم به حروف نورانی اسمم

00:29:46.552 --> 00:29:50.556
‫رو سردر سالن‌های سینما عادت می‌کردم.

00:29:53.643 --> 00:29:55.102
‫خوب چیزی نصیبت شده دوست من.

00:29:55.144 --> 00:29:56.771
‫دلم میخواست بگم لایق‌ش هستی

00:29:56.812 --> 00:29:59.106
‫مشکل فقط اینه که باور ندارم
‫هیچ مردی لایق هیچ زنی باشه.

00:30:01.108 --> 00:30:04.654
‫ازدواج چیزی نیست که بخوای
‫سرسری باهاش برخورد کنی.

00:30:04.695 --> 00:30:07.823
‫چیزی نیست که بخواد بعد از
‫اهداف خودخواهانه‌ی آدم قرار بگیره،

00:30:07.865 --> 00:30:09.992
‫مثلا بعد از کار آدم.

00:30:10.034 --> 00:30:12.203
‫من و مری فیلیپس از هم جدا شدیم.

00:30:12.244 --> 00:30:16.707
‫شاید تقصیر من بود،
‫قضاوت کردن در موردش کار سختی بود.

00:30:26.509 --> 00:30:31.472
‫داشتم از سکوی رقص بیرون
‫می‌اومدم که مه‌یو رو دیدم.

00:30:31.514 --> 00:30:34.100
‫یه لباس مجلسی قرمزِ
‫خیره‌کننده پوشیده بود

00:30:34.141 --> 00:30:37.269
‫و خیلی خیلی جذاب به‌نظر می‌رسید.

00:30:37.311 --> 00:30:39.271
‫شیفته‌ش شدم.

00:30:39.313 --> 00:30:43.651
‫گوش کن عزیزم،
‫وقتی دختری مثل من عاشق یه مرد میشه،

00:30:43.693 --> 00:30:46.028
‫دیگه هیچی هیچ فرقی نمی‌کنه.

00:30:46.070 --> 00:30:47.697
‫از یه چیز ترس داشت،

00:30:47.738 --> 00:30:50.241
‫دنبال یه ازدواج هالیوودی دیگه نبود،

00:30:50.282 --> 00:30:53.703
‫واسه همین ازم قول گرفت که به مدت
‫سه ماه نه ببینمش، نه بهش زنگ بزنم،

00:30:53.744 --> 00:30:55.746
‫و نه واسه‌ش نامه بنویسم.

00:30:55.788 --> 00:31:00.209
‫در پایان اون دوره می‌فهمیدیم
‫که موضوع جدی بوده یا نه.

00:31:00.251 --> 00:31:02.795
‫یه کم معالجه‌ی غیرحضوری ضرر نداره.

00:31:04.630 --> 00:31:06.966
‫تو یه آلبوم از بریده روزنامه‌های قدیمی بود

00:31:07.007 --> 00:31:09.176
‫که از جریان “ رزباد پرتلند“  باخبر شدم.

00:31:14.181 --> 00:31:18.310
‫شروع کارش در برادوی با
‫موفقیت‌های بزرگی همراه بود.

00:31:18.352 --> 00:31:22.356
‫جوون و زیبا بود و به شدت
‫مورد توجه قرار می‌گرفت.

00:31:22.398 --> 00:31:25.395
‫وقتی اومد هالیوود، می‌تونست
‫نقش یه سری کاراکتر رو بازی کنه

00:31:25.420 --> 00:31:29.714
‫که به شکل شگفت‌انگیزی قلدر بودن و سرسخت
‫و توأمان  ویژگی‌های زنانه و مردانه داشتن.

00:31:29.739 --> 00:31:31.991
‫زن‌هایی که قلدرمآبانه حرف میزدن.

00:31:33.576 --> 00:31:35.995
‫بزرگترین ستاره‌ها هم گاهی افت می‌کنن.

00:31:36.036 --> 00:31:40.624
‫گوش کن، وقتی من ستاره میشم این
‫نمایش داره گوشه‌ی آب انبار خاک می‌خوره.

00:31:40.666 --> 00:31:42.793
‫باشه، ردیفه.

00:31:42.835 --> 00:31:45.713
‫اوایل 1930، کلی فیلم هیجان‌انگیز داریم

00:31:45.755 --> 00:31:49.008
‫درمورد زنان جوان غیرسنتی،
‫در محیط کار،

00:31:49.049 --> 00:31:50.676
‫که دارن راه خودشونو در جهان پیدا می‌کنن.

00:31:50.718 --> 00:31:54.305
‫و این اغلب به معنای بازی
‫کردن برخلاف قواعد بود.

00:31:56.599 --> 00:32:00.394
‫در تابستون 1934، تقریبا همه‌چیز عوض شد.

00:32:00.436 --> 00:32:04.356
‫دستگاه سانسور هالیوود بطور
‫جدی وارد مرحله‌ی اجرایی شد،

00:32:04.398 --> 00:32:09.320
‫تحت ریاست یک کاتولیک ایرلندی
‫خشکه‌مذهبی به اسم جوزف برین.

00:32:09.361 --> 00:32:14.492
‫تمامی کمپانی‌های تولید
‫فیلم در ایالات متحده

00:32:14.533 --> 00:32:17.328
‫دست به دست هم دادند

00:32:17.369 --> 00:32:21.582
‫تا خودشان را با چیزی تطبیق دهند که
‫بعنوان منشور اخلاقی تولید شناخته خواهد شد.

00:32:21.624 --> 00:32:24.374
‫برای اطمینان پیدا کردن از اینکه

00:32:24.399 --> 00:32:28.230
‫پرده‌ی سینما برای مخاطبان در همه‌جا
‫به‌طرز معقولی قابل‌پذیرش باشد.

00:32:28.255 --> 00:32:31.509
‫برای اطمینان از اینکه این سرگرمی
‫کاملا عاری از هرگونه توهین باشد.

00:32:31.550 --> 00:32:34.637
‫بعد از شروع کار سازمان سانسور،

00:32:34.678 --> 00:32:38.765
‫هالیوود پایبند به رعایت مجموعه‌ای
‫دقیقی از احکام اخلاقی شد.

00:32:38.807 --> 00:32:43.269
‫کفرگویی و بددهنی ممنوع.
‫همجنس‌گرایی ممنوع.

00:32:43.311 --> 00:32:48.316
‫<i>و روی یه ناو جنگی بزرگی تو میخوای</i>

00:32:48.358 --> 00:32:51.194
‫<i>بعنوان کلفت کار کنی</i>

00:32:52.987 --> 00:32:55.114
‫عشق بین نژادی ممنوع.

00:32:55.156 --> 00:32:57.784
‫جنایت بدون مجازات ممنوع.

00:32:57.826 --> 00:32:59.994
‫توهین به مقامات ممنوع.

00:33:00.036 --> 00:33:02.372
‫سکس خارج از ازدواج ممنوع.

00:33:02.413 --> 00:33:08.566
‫و در نهایت زنان دهه‌ی 1930
‫به نقش‌ مکمل همسر یا مادر

00:33:08.591 --> 00:33:11.548
‫تقلیل پیدا کردند.

00:33:11.589 --> 00:33:15.468
‫وقیح، مبتذل و جلف دیگر جایی ندارند.

00:33:15.510 --> 00:33:19.764
‫منشور سطح بالایی از استاندارد ها را

00:33:19.806 --> 00:33:22.058
‫برای تهیه‌کننده‌های فیلم‌های
‫سینمایی تنظیم می‌کند.

00:33:22.100 --> 00:33:24.018
‫ملاحظاتی را بیان می‌کند

00:33:24.060 --> 00:33:27.105
‫که باعث می‌شود حفظ رفتار
‫شایسته و ارزش‌های اجتماعی

00:33:27.146 --> 00:33:32.902
‫در این فرم جهان‌شمول
‫از سرگرمی الزامی شود.

00:33:32.944 --> 00:33:35.071
‫جون مامان!

00:33:36.865 --> 00:33:38.408
‫می‌دونم چه حالی دارین.

00:33:38.449 --> 00:33:40.743
‫می وست ستاره‌ی بزرگ سال 1933‌ست.

00:33:40.785 --> 00:33:45.498
‫و ستاره‌ی بزرگ سال 1934 شرلی تمپله.

00:33:47.876 --> 00:33:49.502
‫پس بیا اینجا.

00:33:50.712 --> 00:33:52.221
‫بعد از اومدن منشور،

00:33:52.263 --> 00:33:54.232
‫دیگه جایی برای اون پرسونای بخصوصی که

00:33:54.257 --> 00:33:57.302
‫مه‌یو متو به‌خوبی ساخته و
‫پرداخته بود وجود نداشت.

00:33:57.343 --> 00:34:00.597
‫عزیزم، من هیچوقت ترک‌ت نمی‌کنم.

00:34:02.809 --> 00:34:06.561
‫دو نفرو داریم که به نظر
‫مثل همون موقعی که بهم رسیده بودن

00:34:06.603 --> 00:34:09.365
‫در یک مقطع از حیات
‫کاری‌شون هستن.

00:34:09.390 --> 00:34:11.609
‫می‌دیدی دارن رو پله‌برقی
‫از کنار هم رد میشن،

00:34:11.634 --> 00:34:14.962
‫پله‌برقی مه‌یو در حال پایین رفتن بود
‫و مال بوگارت در حال بالا رفتن.

00:34:14.987 --> 00:34:16.828
‫ولی حالا اونجان، رو در روی هم،

00:34:16.853 --> 00:34:21.034
‫وسط مسیر، در این نقطه از زندگی‌هاشون.

00:34:21.075 --> 00:34:25.371
‫اون داشت پیرتر میشد، در حالیکه
‫پیرشدن برای بوگارت مساله‌ای نداشت.

00:34:25.413 --> 00:34:28.322
‫من که واقعا پیر نشدم، شدم؟

00:34:28.347 --> 00:34:30.545
‫انتظار دارن یه دختر ساعت
‫6 صبح چه شکلی باشه؟

00:34:30.570 --> 00:34:34.881
‫اونم بعد از اینکه کل شب داشته کلی کفاش
‫سنگین‌وزن رو کف سکوی رقص اینور اونور می‌کشیده؟

00:34:34.923 --> 00:34:36.549
‫میخوان ترگل ورگل باشه؟

00:34:36.591 --> 00:34:38.718
‫- متوفی یعنی بتی استرابر رو می‌شناسی؟
‫- بله آقا.

00:34:38.760 --> 00:34:40.762
‫میشه کمی بلندتر صحبت کنین که
‫هیئت‌منصفه هم صداتونو بشنون؟

00:34:40.803 --> 00:34:42.048
‫بله آقا.

00:34:42.073 --> 00:34:44.407
‫به نظر شما اون چجور دختری بود؟

00:34:44.432 --> 00:34:46.476
‫مهربون‌ترین بچه‌ای
‫بود که تا حالا دیدین.

00:34:46.517 --> 00:34:49.729
‫با هم حسابی مست می‌کردن
‫و حسابی هم دعوا می‌کردن.

00:34:49.771 --> 00:34:52.649
‫ازش پرسیدم چرا انقدر از
‫دعوا کردن با اون خوشش میاد،

00:34:52.690 --> 00:34:54.567
‫و گفت به این خاطر که
‫آشتی‌کردن باهاش خیلی خوشاینده.

00:34:54.609 --> 00:34:59.072
‫نمیخوام امشب باهات دعوا کنم خوشگله...

00:34:59.360 --> 00:35:02.960
‫شب ازدواج‌شون هم یه‌جورایی باورنکردنی بود

00:35:02.985 --> 00:35:06.871
‫چون مه‌یو و بوگی یکی از اون
‫دعواهای همیشگی‌شونو داشتن.

00:35:07.160 --> 00:35:10.826
‫بوگی رفت یه جایی که مست کنه

00:35:10.851 --> 00:35:13.427
‫و مه‌یو هم پیش من خوابید.

00:35:15.421 --> 00:35:19.634
‫هردومون بازیگریم واسه
‫همین شروع دعوا کار راحتیه.

00:35:19.676 --> 00:35:22.762
‫همیشه کیفیت دراماتیک در یک
‫موقعیته که به چشم‌ بازیگر میاد،

00:35:22.804 --> 00:35:24.430
‫اینکار براشون راحت‌تر از بقیه‌ست،

00:35:24.472 --> 00:35:28.559
‫و در برابر دراماتیک‌تر کردن
‫موقعیت هم مقاومت نمی‌کنن.

00:35:28.601 --> 00:35:31.396
‫این شده ملکه‌ی ذهن ما.
‫واسه همین من یه چیزی میگم،

00:35:31.437 --> 00:35:35.775
‫مه‌یو هم اگه سرکیف باشه
‫کنایه‌ی منو میگیره و جواب میده.

00:35:35.817 --> 00:35:40.153
‫من از اونجا می‌گیرمش و برش
‫می‌گردونم سمت خودش و برو که رفتیم.

00:35:40.195 --> 00:35:42.531
‫یه دقیقه عصبانی‌ هستیم،
‫یه دقیقه بعد بحث‌مون تمومه.

00:35:42.572 --> 00:35:47.202
‫هیچوقت از هم کینه به دل نمی‌گیریم و در سکوت
‫واسه هم قیافه نمی‌گیریم، کاری که خیلی بده.

00:35:47.244 --> 00:35:50.706
‫هردقیقه از جر و بحث‌مون برامون لذت‌بخشه.

00:35:50.747 --> 00:35:54.668
‫بحث‌ها که تموم میشن،
‫دیگه فراموش میشن.

00:35:54.710 --> 00:35:56.920
‫مه‌یو و من بوگارت‌های در حال نبردیم،

00:35:56.962 --> 00:36:01.091
‫عاشق‌شیم و از اون بیشتر،
‫عاشق همدیگه‌ایم.

00:36:02.384 --> 00:36:08.390
‫یه چپ توی فک و یه راست توی قلب.

00:36:08.432 --> 00:36:10.809
‫هنوزم فکر می‌کنی می‌تونم
‫شگفت‌زده‌شون کنم، آره ول؟

00:36:10.851 --> 00:36:13.020
‫معلومه.

00:36:17.107 --> 00:36:19.401
‫من به این ایده‌ی تازه مد شده

00:36:19.443 --> 00:36:23.989
‫که زن‌های جوون باید بعد از
‫ازدواج بازم کار کنن اعتقادی ندارم.

00:36:24.031 --> 00:36:29.161
‫من اندازه‌ی دورانی که دائم
‫کار می‌کردم وقت آزاد دارم.

00:36:29.202 --> 00:36:31.455
‫یکی از شیوه‌هایی که
‫مسئول تبلیغات استودیوها

00:36:31.496 --> 00:36:34.443
‫باهاش ستاره‌های سرکش‌شون
‫رو تحت کنترل خودشون نگه میداشتن،

00:36:34.468 --> 00:36:38.879
‫این بود که از بازیگرها توقع می‌رفت
‫که با مجله‌های طرفدارها مصاحبه کنن.

00:36:38.920 --> 00:36:41.757
‫من واسه غذا برنامه‌ریزی می‌کنم
‫و به لباس‌های بوگی رسیدگی می‌کنم،

00:36:41.798 --> 00:36:46.344
‫حواسم به دکمه‌هاش هست و مثل یه
‫کدبانوی شایسته وصله‌پینه‌شون می‌کنم.

00:36:46.386 --> 00:36:48.972
‫بازیگرها می‌رفتن به
‫مجله‌های طرفدارها می‌گفتن

00:36:49.014 --> 00:36:52.517
‫که تنها چیزی که براشون مهمه
‫خونه‌ست و خانواده و شوهرشون

00:36:52.559 --> 00:36:55.729
‫جلوی شومینه واسه عکاس‌ها ژست می‌گرفتن،

00:36:55.771 --> 00:36:59.274
‫یا مثل مه‌یو متو که جلوی پای شوهر
‫جدیدش هامفری بوگارت می‌نشست.

00:36:59.316 --> 00:37:02.527
‫کار خودم دیگه برام جالب نیست،

00:37:02.580 --> 00:37:06.709
‫چیزی که برام جالبه، کار هامفریه.

00:37:06.740 --> 00:37:10.619
‫این آخرین چیزی بود که از دنیا می‌خواست.

00:37:10.660 --> 00:37:14.122
‫اونم به اندازه‌ی بوگارت یا هربازیگر
‫دیگه‌ای که توی شهر بود ولع بازیگری داشت.

00:37:21.171 --> 00:37:24.674
‫هشت نه سال تو هالیوود
‫نقش آدم بدها رو بازی کردم.

00:37:24.716 --> 00:37:27.219
‫کیسه بوکس کاگنی بودم،

00:37:27.260 --> 00:37:30.472
‫همینطور رفت و رابینسون و هرکی که بگین.

00:37:30.514 --> 00:37:33.558
‫گنگسترهایی که من نقش‌شونو
‫بازی کردم همه عین همدیگه‌ند.

00:37:33.611 --> 00:37:36.823
‫می‎تونستی دیالوگ‌هاشونو روی فلش‌کارت بنویسی.

00:37:36.853 --> 00:37:41.024
‫"برو بچسب به دیوار."
‫"دستاتو ببر بالا."

00:37:41.066 --> 00:37:44.402
‫دیوانه!

00:37:44.427 --> 00:37:45.948
‫هر پلیسی...هر پلیسی...

00:37:45.973 --> 00:37:48.423
‫اینم یه آدم دوزاری که
‫نمی‌تونی از پس‌ش بربیای.

00:37:50.158 --> 00:37:53.203
‫34 فیلم اولی که بازی کردم،
‫تو 12 تاشون گلوله می‌خورم،

00:37:53.245 --> 00:37:57.916
‫تو 8تاشون حلق‌آویز شدم یا با صندلی الکتریکی
‫اعدام شدم و تو 9تاشونم زندانی شدم.

00:37:57.958 --> 00:38:00.752
‫همیشه تهش می‌مردم و
‫هیچوقت هم دختره نصیبم نمیشد.

00:38:00.794 --> 00:38:04.256
‫یه گنگستر هیچوقت اجازه نداشت
‫هیچگونه زندگی جنسی‌ای داشته باشه،

00:38:04.297 --> 00:38:07.134
‫کار کارِ دفتر برین بود دیگه،
‫خودت که می‌دونی داداش.

00:38:10.929 --> 00:38:14.516
‫این یکی از اون فیلم‌هایی بود که
‫باعث شد برم سمت دفتر جک وارنر

00:38:14.558 --> 00:38:16.518
‫و باز درخواست پول بیشتری بکنم.

00:38:16.560 --> 00:38:19.146
‫نقش یه دکتره رو داشتم
‫که دوباره زنده شده بود،

00:38:19.187 --> 00:38:23.608
‫و تنها چیزی که به این بدبخت
‫قوت میداد خون بیشتر بود.

00:38:23.650 --> 00:38:25.277
‫اگه خونِ جک وارنر بود،

00:38:25.318 --> 00:38:27.070
‫شاید اونقدرها برام مهم نمی‌شد.

00:38:27.112 --> 00:38:29.489
‫مشکل این بود که اونا داشتن
‫خون منو تو شیشه می‌کردن،

00:38:29.531 --> 00:38:32.909
‫و من بودم که داشتم این
‫فیلم کثافتو بازی می‌کردم.

00:38:37.998 --> 00:38:41.542
‫به دکتر رودز بگو...

00:38:41.584 --> 00:38:47.715
‫باید گفتگومون در مورد ترکیب
‫خون رو... به تاخیر بندازیم.

00:38:49.842 --> 00:38:52.261
‫می‌دونستین دارین به بازیگری نگاه می‌کنین

00:38:52.303 --> 00:38:54.263
‫که بیشتر از هرکس دیگه‌ای در تاریخ

00:38:54.305 --> 00:38:56.390
‫فیلم بنجل بازی کرده؟

00:38:56.432 --> 00:39:00.519
‫یه فیلمنامه می‌خوندم و داد
‫میزدم که مناسب من نیست.

00:39:00.561 --> 00:39:03.355
‫جک وارنر زنگ میزد و
‫می‌گفت: بچه‌ی خوبی باش دیگه.

00:39:03.397 --> 00:39:05.191
‫من بحث می‌کردم و می‌گفتم نه.

00:39:05.232 --> 00:39:08.152
‫بعد یه نامه می‌گرفتم از
‫وکلای برادران وارنر،

00:39:08.194 --> 00:39:09.695
‫دستور می‌دادن که حضور پیدا کنم،

00:39:09.737 --> 00:39:11.322
‫منم زیر بار نمی‌رفتم.

00:39:11.363 --> 00:39:13.490
‫بعد یه تلگرام دیگه از طرف
‫برادران وارنر می‌اومد،

00:39:13.532 --> 00:39:17.369
‫می‌گفت اگه حضور پیدا نکنم گلومو میبره.

00:39:17.411 --> 00:39:20.831
‫همیشه اینجوری امضاش می‌کرد:
‫با عشق به مه‌یو.

00:39:23.834 --> 00:39:27.504
‫پدرم که مرد، ماد چندلحظه‌ای پشت خم کرد،

00:39:27.546 --> 00:39:30.549
‫انگار نفس‌ش گرفته باشه،

00:39:30.591 --> 00:39:35.012
‫بعد صاف شد و گفت: خب، کاریه که شده.

00:39:35.054 --> 00:39:38.182
‫بهش اصرار کردم که بیاد غرب.

00:39:38.224 --> 00:39:41.185
‫به نظرش کالیفرنیا جای ناجوری بود.

00:39:41.227 --> 00:39:45.773
‫نه آداب و سننی داشت و
‫نه پیشینه‌ای.

00:39:45.814 --> 00:39:47.650
‫خونه تو سانست بولوار بود.

00:39:47.691 --> 00:39:50.361
‫دو بلاک اونطرف‌تر از داروخونه‌ی شوآب.

00:39:50.402 --> 00:39:54.031
‫بازار بزرگ معروف هالیوود که
‫می‌تونستی همه‌چیز توش بخری.

00:39:54.073 --> 00:39:58.577
‫از یک لیتر عطر فرانسوی
‫گرفته تا یه همبرگر یه سنتی.

00:40:02.456 --> 00:40:04.581
‫شوآب همون فعالیتی رو براش فراهم کرد

00:40:04.606 --> 00:40:07.211
‫که در دوران بازنشستگی
‫خیلی دلتنگش شده بود.

00:40:07.253 --> 00:40:08.462
‫به گردهمایی‌های مذهبی پیوست.

00:40:08.504 --> 00:40:09.880
‫چیزهای کوچولو درست می‌کرد

00:40:09.922 --> 00:40:13.550
‫و دوباره بطرزی باشکوه
‫برگشت به حالت خودش.

00:40:13.608 --> 00:40:17.445
‫بانو ماد بود، قوی‌تر از قبل.

00:40:20.349 --> 00:40:22.935
‫ماد آدمی نبود که کسی
‫بتونه دوستش داشته باشه،

00:40:22.977 --> 00:40:26.146
‫با انگیزه‌ای که اون داشت،
‫با یگانگی هدفش،

00:40:26.188 --> 00:40:29.692
‫هیچکدوم از ما نمی‌تونستیم
‫بهش راه پیدا کنیم.

00:40:32.278 --> 00:40:36.156
‫چه پسر نازی بود، مهربون و قشنگ.

00:40:36.198 --> 00:40:40.286
‫نمی‌دونم چرا باید این نقش‌های
‫وحشتناک رو بازی می‌کرد.

00:40:42.413 --> 00:40:46.250
‫در مورد آخرین بیماری‌ش شکوه نمی‌کرد،

00:40:46.292 --> 00:40:47.918
‫به هیچکس هیچ‌چیزی نگفت،

00:40:47.960 --> 00:40:50.629
‫تا اینکه دیگه واسه نجات دادنش دیر شده بود.

00:40:50.671 --> 00:40:54.425
‫به‌جاش در 75 سالگی،
‫رفت به یک بیمارستان،

00:40:54.466 --> 00:40:57.469
‫رفت تو کما و مُرد.

00:40:58.637 --> 00:41:02.975
‫وقتی این تصویرگر برجسته، با استعداد و موفق،

00:41:03.017 --> 00:41:05.978
‫در سال 1940 از دنیا رفت،

00:41:06.020 --> 00:41:09.356
‫گواهی فوت‌ش به پسرش داده شد

00:41:09.398 --> 00:41:13.068
‫تا امضاش کنه و شغلش رو بنویسه.

00:41:13.110 --> 00:41:16.113
‫و اون نوشت: خانه‌دار.

00:41:16.155 --> 00:41:18.741
‫واقعا واسه طرز رفتارم عذرخواهی می‌کنم.

00:41:18.782 --> 00:41:20.617
‫لازم نیست واسه چیزی عذرخواهی کنی.

00:41:20.659 --> 00:41:25.039
‫چرا، داشتم بخاطر از کوره
‫در رفتنت سرت غر می‌زدم.

00:41:25.080 --> 00:41:27.291
‫کاشکی اینکارو نکرده بودم...

00:41:27.333 --> 00:41:30.627
‫من که خوشم میاد، اصلا زن و
‫شوهرها بایدم اینجوری رفتار کنن.

00:41:30.669 --> 00:41:34.840
‫گوش کن، مامان بابای من مثل سگ و
‫گربه چهل سال تموم به جون هم می‌افتادن،

00:41:34.882 --> 00:41:37.968
‫زنی که خلق و خوش تند نباشه
‫واسه من یه پاپاسی هم نمی‌ارزه.

00:41:41.180 --> 00:41:45.725
‫من تو کمپانی برادران وارنر نویسنده بودم،

00:41:45.767 --> 00:41:49.812
‫بوگارت بازیگر قراردادی اونجا بود،

00:41:49.854 --> 00:41:52.482
‫توی محوطه می‌دیدمش

00:41:52.523 --> 00:41:55.985
‫و با هم دوست شدیم.

00:41:56.027 --> 00:42:01.574
‫و کمی بعد من فیلمنامه‌ی فیلمی رو نوشتم
‫که بوگارت بازی کرد: “سیه‌رای مرتفع“

00:42:05.370 --> 00:42:08.289
‫وقتی هراس از کمونیسم حدود
‫سال 1940 داشت پیش کشیده میشد،

00:42:08.331 --> 00:42:11.292
‫یک نسخه‌ی اولیه از کمیته مجلس
‫دربارهٔ فعالیت‌های ضدآمریکایی

00:42:11.334 --> 00:42:12.668
‫که به HUAC هم معروف بود،

00:42:12.710 --> 00:42:14.337
‫روی کار اومد و دادرسی برگزار می‌کرد،

00:42:14.379 --> 00:42:16.881
‫بوگارت هم یه بعدازظهر رو با کمیته گذروند،

00:42:16.923 --> 00:42:18.883
‫اون چیزی که می‌خواستن
‫رو اصلا بهشون نمی‌داد

00:42:18.925 --> 00:42:20.927
‫و مدام بیشتر و بیشتر خشمگین میشد،

00:42:20.968 --> 00:42:24.305
‫در ضمن اینم بگم که توسط مردی
‫به اسم جوزف لیچ متهم شده بود

00:42:24.347 --> 00:42:27.058
‫که نامه‌هایی فرستاده بود و توشون
‫نوشته بود که بوگارت و بقیه رو

00:42:27.100 --> 00:42:30.353
‫تو جلسات حزب کمونیست
‫دیده که مزخرف محض بود.

00:42:32.021 --> 00:42:34.190
‫من همیشه یک شهروند وفادار بودم.

00:42:34.232 --> 00:42:35.817
‫از این دخالت‌ها

00:42:35.858 --> 00:42:40.029
‫و این نیش و کنایه‌ها مبنی بر اینکه
‫من چیزی جز اینم حالم بهم می‌خورد.

00:42:40.071 --> 00:42:42.355
‫اومد و گفت: دیگه نمی‌تونم یه گوشه بایستم،

00:42:42.380 --> 00:42:44.209
‫نمی‌تونیم بذاریم آمریکا
‫کارش به اینجا برسه.

00:42:44.234 --> 00:42:46.077
‫و این آغاز ورودش به عرصه‌ی سیاست بود،

00:42:46.119 --> 00:42:49.705
‫که در واقع در سال 1947 پدیدار شد.

00:42:53.835 --> 00:42:58.840
‫مه‌یو دختر خیلی خوبیه، می‌دونه
‫چجوری باید از پس من بربیاد.

00:42:58.881 --> 00:43:02.093
‫وقتی میرم مهمونی و روحیه‌ی
‫حاکم برمهمونی برمن غالب میشه،

00:43:02.135 --> 00:43:05.346
‫دوست دارم با هر دختر
‫جالبی که می‌بینم لاس بزنم.

00:43:05.388 --> 00:43:07.056
‫ولی منظور خاصی ندارم.

00:43:07.098 --> 00:43:10.518
‫کار زن من، و مه‌یو هم قول‌شو داده...

00:43:10.560 --> 00:43:15.314
‫اینه که منو قبل از سوختن
‫از آتیش بیرون بکشه.

00:43:15.356 --> 00:43:20.153
‫از زنِ حسود خوشم میاد،
‫خودمم می‌تونم یه شوهر حسود باشم.

00:43:20.194 --> 00:43:22.664
‫بین دو نفر که عاشق همدیگه‌ند،

00:43:22.689 --> 00:43:25.533
‫هیچ‌چیزی وجود نداره
‫که نشه حل و فصل‌ش کرد.

00:43:25.575 --> 00:43:27.702
‫شده چیزی پرت کنم؟
‫خب آره!

00:43:27.743 --> 00:43:32.582
‫ولی نکته‌ی جالبش اینه که هیچوقت
‫چیزی که واقعا دوست دارمو پرت نمی‌کنم.

00:43:32.623 --> 00:43:34.292
‫چیزهای قدیمی که نمی‌شکنن،

00:43:34.333 --> 00:43:38.463
‫زیرسیگاری‌های فلزی و چیزهای
‫این‌چنینی واسه پرت کردن مناسب‌ند.

00:43:38.504 --> 00:43:40.339
‫صفحه‌های گرامافون که دیگه حرف ندارن.

00:43:40.381 --> 00:43:43.259
‫برخورد خیلی دلچسبی دارن.

00:43:48.306 --> 00:43:51.934
‫اگه زیادی سربه‌راه باشی،
‫تقریبا مرده به‌حساب میای.

00:43:51.976 --> 00:43:56.856
‫من و بوگی هیجان دوست داریم،
‫بهش نیاز داریم.

00:43:56.898 --> 00:44:01.194
‫یه دفعه سوار یه قایق پارویی
‫شدم و خودمو رسوندم بهشون،

00:44:01.244 --> 00:44:02.954
‫هردو اومدن استقبالم،

00:44:02.987 --> 00:44:06.282
‫و همه‌جاشون و خونین و مالین بود،

00:44:06.324 --> 00:44:08.075
‫و کشیدنم تو کشتی،

00:44:08.117 --> 00:44:09.911
‫و گفتن: بیا پیک بزن جونی.

00:44:09.952 --> 00:44:12.069
‫و بهمون مشروب دادن و چه
‫رفقای جون‌جونی‌ای هم بودن،

00:44:12.094 --> 00:44:14.165
‫بوگی یه تیکه یخ از تو جامش در آورد،

00:44:14.207 --> 00:44:17.502
‫و گذاشتش پشت گردنش که
‫جلوی خونریزی رو بگیره و گفت:

00:44:17.543 --> 00:44:19.128
‫پسر، عجب زنیه این...

00:44:19.170 --> 00:44:22.924
‫مشت راستش اندازه‌ی یه راننده
‫کامیون زور داره، چشممو ببین!

00:44:22.965 --> 00:44:24.425
‫و اونم می‌گفت: این مرد...

00:44:24.467 --> 00:44:26.302
‫نگاه پای چشمم چجوری کبود شده.
‫و کبودم شده بود.

00:44:26.353 --> 00:44:28.730
‫و گوشت یا هرچی که دمِ دستم بود رو

00:44:28.763 --> 00:44:30.056
‫گذاشتم روی چشمش.

00:44:30.097 --> 00:44:34.143
‫و بعد ما خندیدیم،
‫و اونا خندیدن،

00:44:34.185 --> 00:44:35.603
‫و خیلی بهمون خوش گذشت.

00:44:37.930 --> 00:44:40.245
‫به نظرم وقتی هر روز زندگی‌تون

00:44:40.270 --> 00:44:43.166
‫داره پیش کسی می‌گذره که در
‫حال لذت بردن از حیات کاری‌ایه

00:44:43.191 --> 00:44:45.212
‫که کل زندگی‌تون برای
‫بدست آوردنش جنگیدین

00:44:45.238 --> 00:44:46.912
‫و شما هم می‌تونین حیات
‫کاری خودتون رو ببینین

00:44:46.937 --> 00:44:48.800
‫که همینطور کم‌کم داره محو میشه

00:44:48.825 --> 00:44:51.535
‫حس‌ش باید خیلی ویران‌کننده باشه.

00:44:55.330 --> 00:44:57.582
‫دیده بود که ستاره بودن چه حالی داره.

00:44:57.624 --> 00:44:59.543
‫اونقدری طعم ستاره بودن رو چشیده بود

00:44:59.584 --> 00:45:00.752
‫که بدونه چقدر می‌خوادش.

00:45:00.794 --> 00:45:02.879
‫و هر روز...

00:45:02.921 --> 00:45:04.839
‫امکانش داشت براش کم و کمتر میشد.

00:45:04.864 --> 00:45:07.867
‫و این حتما بر نارضایتی‌ش

00:45:07.892 --> 00:45:09.810
‫از این ازدواج تاثیر داشته.

00:45:11.263 --> 00:45:16.059
‫یه‌بار می‌تونستم ازش بیام بیرون،
‫ولی یه وقفه‌ی ناجور پیش اومد.

00:45:16.101 --> 00:45:17.894
‫عاشق شدم.

00:45:25.063 --> 00:45:30.396
‫بعد از دوره‌ی گنگسترها، هیتلر داشت اون
‫سناریوها خیلی بی‌رحمانه‌تر اجرا می‌کرد،

00:45:30.421 --> 00:45:36.037
‫خیلی بی‌رحمانه‌تر از اونچه که دار و دسته‌ی
‫کاپون یا برادران وارنر می‌تونستن تصور کنند.

00:45:36.079 --> 00:45:40.584
‫و در اون مقطع، وقتی
‫واقعیت اونقدر هولناکه،

00:45:40.625 --> 00:45:43.400
‫دیگه نمی‌تونین یه قهرمان
‫موفرفری داشته باشین

00:45:43.425 --> 00:45:46.381
‫که صداشم لطیف باشه،
‫مثلا یکی مثل لزلی هاوارد.

00:45:46.423 --> 00:45:48.967
‫تاریخ مصرف‌شون ناگهانی تموم شده بود.

00:45:53.054 --> 00:45:56.975
‫“شاهین مالت“ اولین فیلم از فیلم‌هایی
‫با محوریت کارآگاه خصوصی بود.

00:45:57.017 --> 00:46:00.145
‫میخوام با آقای کایرو حرف بزنم،
‫جو کایرو.

00:46:00.186 --> 00:46:03.565
‫و این فیلم خیلی چیزها
‫واسم داشت که دوست داشتم،

00:46:03.607 --> 00:46:05.734
‫اولی‌شون هیوستون بود.

00:46:05.775 --> 00:46:09.613
‫اول قرار بود جرج رفت نقش‌ش رو بازی کنه.

00:46:09.654 --> 00:46:11.072
‫ولی کشید کنار

00:46:11.114 --> 00:46:14.117
‫چون نمی‌خواست اعتبار حرفه‌ایش رو بسپاره

00:46:14.159 --> 00:46:18.288
‫به یک کارگردان جوان که قبلا فیلمی نساخته.

00:46:18.313 --> 00:46:22.292
‫و بوگارت جایگزین شد

00:46:22.317 --> 00:46:26.755
‫و این ته دلم برام مایه‌ی مسرت بود.

00:46:29.591 --> 00:46:33.470
‫به نظرم فیلم آغازکننده‌ی یک
‫دوران کاری تازه برای بوگی بود.

00:46:33.511 --> 00:46:36.848
‫- اینجا چی میخوای؟
‫- من سم اسپیدم، تام پل‌هاوس زنگ زد بهم.

00:46:36.890 --> 00:46:39.100
‫اولش نشناختمت.
‫اون پشته.

00:46:39.142 --> 00:46:41.770
‫من اولین سم اسپید بودم.

00:46:41.811 --> 00:46:46.107
‫خیلی چیزهای زیادی ندارم که بهشون ببالم،
‫ولی این یکی‌شونه.

00:46:46.149 --> 00:46:49.319
‫ترنچ کت تبدیل شده به یکی از نمادها.

00:46:49.724 --> 00:46:52.113
‫از مردی که درجا بهت
‫میگه حواس‌ش به خودش هست

00:46:52.224 --> 00:46:53.948
‫خوشم میاد.

00:46:53.990 --> 00:46:55.463
‫مگه همه‌مون اینجوری نیستیم؟

00:46:55.488 --> 00:46:58.697
‫به مردی که بگه حواس‌ش
‫به خودش نیست اعتماد ندارم.

00:47:11.091 --> 00:47:16.554
‫موثرترین پروپاگاندای جنگی
‫آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم،

00:47:16.596 --> 00:47:20.350
‫ژانرهای مرسوم هالیوود
‫قدیم رو به کار می‌گیره

00:47:20.392 --> 00:47:25.146
‫و اونا رو تطبیق میده با تلاش جنگی.

00:47:30.360 --> 00:47:32.237
‫ریک، امشب اینجا یه کم سر و صدا راه می‌افته.

00:47:32.278 --> 00:47:34.114
‫قراره یه نفرو تو کافه‌ت دستگیر کنیم.

00:47:34.155 --> 00:47:35.907
‫- دوباره؟
‫- نه، این دستگیری معمولی نیست.

00:47:35.949 --> 00:47:37.992
‫طرف قاتله.

00:47:38.034 --> 00:47:40.453
‫اگه داری فکر می‌کنی بهش خبر بدی،
‫خودتو به زحمت ننداز.

00:47:40.495 --> 00:47:42.038
‫غیرممکنه بتونه فرار کنه.

00:47:42.080 --> 00:47:45.291
‫- من جونمو واسه هیچکس به‌خطر نمی‌اندازم.
‫- یک سیاست خارجی عاقلانه.

00:47:45.333 --> 00:47:47.836
‫داره تلاش می‌کنه تا اون دسته
‫از آمریکایی‌هایی که مثل ریک

00:47:47.877 --> 00:47:51.221
‫ممکنه اون آمریکایی سنتی
‫تک‌رو باشن رو ترغیب کنه

00:47:51.246 --> 00:47:53.716
‫به اینکه باید خودتون رو واقعا متعهد کنین.

00:47:53.757 --> 00:47:56.013
‫چی باعث شد فکر کنی که من ممکنه

00:47:56.038 --> 00:47:58.011
‫به لازلو کمک کنم که فرار کنه؟

00:47:58.053 --> 00:47:59.763
‫به این خاطر ریکی عزیز من
‫که حدس می‌زنم

00:47:59.805 --> 00:48:01.724
‫که زیر اون پوسته‌ی بدبین،

00:48:01.765 --> 00:48:03.183
‫تو در قلب به شدت احساساتی باشی.

00:48:03.225 --> 00:48:07.020
‫می‌خواستیم یک قهرمان رمانتیک داشته باشیم

00:48:07.062 --> 00:48:10.149
‫که داشته برای متفقین کار می‌کرده.

00:48:10.190 --> 00:48:12.831
‫یعنی اگر یاغیه، یاغی بودنش در جهت خیره،

00:48:12.856 --> 00:48:15.988
‫اون یک یاغی مردمیه.

00:48:16.029 --> 00:48:17.698
‫مارسی رو اجرا کنین.
‫اجراش کنین.

00:48:17.723 --> 00:48:20.517
‫ضد تمام تشریفات و مقامات عالیرتبه‌ست

00:48:20.542 --> 00:48:24.421
‫و ضد تمام عملیات‌های بدردنخور سیستمه.

00:48:37.593 --> 00:48:40.095
‫سم، فکر کردم بهت گفتم دیگه
‫هیچوقت این آهنگو نزنی...

00:48:42.431 --> 00:48:45.976
‫زن یک ستاره‌ی سینما بودن کار سختیه.

00:48:46.018 --> 00:48:47.686
‫هیچوقت نمی‌دونی کی قراره

00:48:47.728 --> 00:48:50.063
‫به یک زن زیباتر ببازی‌ش.

00:48:50.105 --> 00:48:52.900
‫فقط باید کاملا عاری
‫از هرگونه حسادت باشی،

00:48:52.941 --> 00:48:54.485
‫در غیر این صورت
‫کاری‌ش نمی‌تونی بکنی.

00:48:54.526 --> 00:48:57.237
‫یک امر کاملا انسانیه.

00:48:58.947 --> 00:49:01.575
‫وقتی از سر کار “کازابلانکا“ برمی‌گردم خونه

00:49:01.617 --> 00:49:03.702
‫مه‌یو منتظرمه.

00:49:03.744 --> 00:49:07.414
‫گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم برام کمین کرده.

00:49:07.439 --> 00:49:11.344
‫اون دوران هرازگاهی با هم پیک می‌زدیم.

00:49:11.369 --> 00:49:14.577
‫و بعد یک شب، بردمش خونه‌ای
‫که توش پیش مه‌یو زندگی می‌کرد.

00:49:14.602 --> 00:49:18.011
‫مه‌یو به سمت‌مون شلیک کرد،
‫سه بار شلیک کرد.

00:49:18.036 --> 00:49:22.077
‫یه بار رسوندمش خونه چون مست‌تر از اونی
‫بود که بتونه رانندگی کنه، دیر رسید خونه.

00:49:22.102 --> 00:49:25.454
‫مه‌یو اومد رو بالکن و یه
‫کلت کالیبر 45 دستش بود.

00:49:25.479 --> 00:49:29.077
‫من دراز کشیدم رو زمین و اون
‫بلند شد و گفت: تیرت خطا رفت.

00:49:29.102 --> 00:49:30.937
‫گفتم تو مغز تو کله‌ت نیست بوگی

00:49:30.962 --> 00:49:33.119
‫و خدافظی کردم و رفتم.

00:49:33.144 --> 00:49:36.519
‫ولی سه مرتبه و در سه زمان
‫مختلف مه‌یو به سمت‌ش شلیک کرد.

00:49:38.612 --> 00:49:41.782
‫بوگارت بعنوان یک بازیگر
‫خیلی برام تحسین‌برانگیز بود.

00:49:41.824 --> 00:49:43.242
‫خیلی برام مسحورکننده بود،

00:49:43.283 --> 00:49:46.078
‫یک چیز مرموزی در موردش وجود داشت.

00:49:46.119 --> 00:49:51.500
‫و خطرناک بود.
‫در اطرافش خطر حس می‌کردی.

00:49:51.542 --> 00:49:54.127
‫همیشه حس کردم یه‌جور فاصله وجود داره.

00:49:54.169 --> 00:49:57.381
‫انگار همیشه پشت یک دیوار بود.

00:49:59.299 --> 00:50:02.636
‫“کازابلانکا“ موقعیت ستاره
‫بودن بوگارت رو تثبیت می‌کنه.

00:50:02.678 --> 00:50:04.179
‫تاییدیه‌ای رو می‌گیره

00:50:04.221 --> 00:50:07.140
‫که هرستاره‌ی تراز اولی لازمه داشته باشه.

00:50:07.182 --> 00:50:09.560
‫که میشه نقش اصلی رمانتیک.

00:50:09.601 --> 00:50:11.705
‫آدم‌ها شک داشتن که بتونه

00:50:11.730 --> 00:50:15.274
‫در قالب نقش اصلی رمانتیک
‫رویایی پوست‌اندازی کنه،

00:50:15.315 --> 00:50:18.694
‫ازش پرسیدن به نظر
‫خودت دلربا هستی یا نه،

00:50:18.735 --> 00:50:20.320
‫و بوگارت جواب داد:

00:50:20.362 --> 00:50:23.699
‫اگه اینگرید برگمن یه‌جوری
‫نگاهتون کنه که انگار دلربایی،

00:50:23.740 --> 00:50:25.409
‫پس دلربایی.

00:50:26.743 --> 00:50:29.204
‫داره نگاهت می‌کنه بچه.

00:51:17.752 --> 00:51:22.173
‫مه‌یو و هامفری یه سر به
‫میز ما زدن تا سلامی بکنن،

00:51:22.214 --> 00:51:24.717
‫و بهمون بگن دارن میرن آفریقا.

00:51:24.759 --> 00:51:26.260
‫که سربازها رو سرگرم کنند.

00:51:26.302 --> 00:51:29.221
‫نه با هم حرف میزدن و نه بهم نگاه می‌کردن،

00:51:29.263 --> 00:51:31.724
‫تا اینکه مشروب‌ها رو آوردن سر میز.

00:51:31.766 --> 00:51:35.353
‫واضح بود که تیم بوگارت‌های نزاع‌کننده

00:51:35.394 --> 00:51:37.647
‫قراره به‌زودی تموم کنند.

00:51:37.688 --> 00:51:40.650
‫- پسرهامون در چه حال‌ند؟
‫- پسرهامون دارن کار محشری می‌کنند.

00:51:40.691 --> 00:51:44.320
‫در سفرمون به خارج از کشور،
‫من و همسرم هزاران پسر آمریکایی دیدیم،

00:51:44.362 --> 00:51:47.877
‫تو آفریقا و ایتالیا، و می‌تونین
‫به‌شدت بهشون افتخار کنین،

00:51:47.902 --> 00:51:50.181
‫ما هرکاری از دستمون
‫برمی‌اومد کردیم تا سرگرم بشن.

00:51:50.206 --> 00:51:52.286
‫سازمانی هست که در تمام جبهه‌های جنگ

00:51:52.328 --> 00:51:54.080
‫ازشون مراقبت میکنه.

00:51:54.121 --> 00:51:57.083
‫اسمش هست صلیب سرخ آمریکا.

00:52:05.132 --> 00:52:08.719
‫کارِ هامفری بوگارت حسابی سکه شده بود.

00:52:08.761 --> 00:52:12.598
‫وقت این بود که لورن باکال وارد ماجرا بشه.

00:52:12.640 --> 00:52:16.894
‫کسی که به جفت سینمایی
‫کاملا مناسب‌ش هم بدل شد.

00:52:16.936 --> 00:52:21.983
‫به‌اندازه‌ی حوا اغواکننده،
‫و مثل ابلیس مارگونه خونسرد.

00:52:22.024 --> 00:52:23.651
‫کسی کبریت داره؟

00:52:38.958 --> 00:52:40.418
‫ممنون.

00:52:46.191 --> 00:52:48.926
‫الکس اولرد، جیک روزنستین رو فرستاد

00:52:48.951 --> 00:52:51.525
‫که بوگی رو از دستشویی بکشه بیرون

00:52:51.550 --> 00:52:53.291
‫چون مه‌یو با اسلحه بیرون ایستاده بود.

00:52:53.316 --> 00:52:56.316
‫فکر کنم مه‌یو خسته شده بود و رفته بود

00:52:56.341 --> 00:52:59.125
‫ولی اونا باید بوگی رو از دستشویی
‫میاوردن بیرون و می‌بردنش سرصحنه.

00:52:59.150 --> 00:53:01.791
‫مه‌یو زنگ زد بهم و کمک می‌خواست.

00:53:01.816 --> 00:53:04.547
‫گفت بهتره سریع خودتو برسونی اینجا

00:53:04.572 --> 00:53:07.458
‫بوگی با یه چاقو تو پشتش دراز شده رو زمین.

00:53:08.154 --> 00:53:10.823
‫“سم، میخوام سریع بیای اینجا پیش من.“

00:53:10.865 --> 00:53:14.535
‫“من چاقو خوردم“ گفتم چی؟
‫گفت: چاقو خوردم.

00:53:14.577 --> 00:53:17.621
‫و رفتم تو و اون برگشت،

00:53:17.663 --> 00:53:19.040
‫و یک...

00:53:19.081 --> 00:53:24.462
‫و یک کت پشمی انگلیسی
‫کت و کلفت تنش بود.

00:53:24.503 --> 00:53:27.089
‫و وقتی چرخید دیدم که خون ریخته روش.

00:53:27.131 --> 00:53:29.425
‫خون ازش زده بود بیرون.

00:53:29.467 --> 00:53:32.178
‫و بحث‌شون سر این بوده که...

00:53:32.219 --> 00:53:35.556
‫در مورد سیاست اختلاف نظر داشتن.

00:53:37.952 --> 00:53:41.152
‫یه روز ساعت سه صبح تماس گرفت

00:53:41.177 --> 00:53:43.235
‫گفت سریع خودتو برسون اینجا،
‫گفتم چرا؟

00:53:43.260 --> 00:53:45.986
‫همین الان خونه رو آتیش زدم،

00:53:46.011 --> 00:53:48.719
‫گفتم زنگ بزن آتش‌نشانی،
‫چرا به من زنگ زدی؟

00:53:49.935 --> 00:53:51.952
‫بتی هیچ ترسی از مه‌یو نداشت.

00:53:51.977 --> 00:53:53.819
‫کلا از هیچی نمی‌ترسید.

00:53:53.844 --> 00:53:58.019
‫و بتی خیلی جوون بود.

00:53:58.044 --> 00:54:00.972
‫و اصلا نسبت به وضعیت آگاه نبود.

00:54:00.997 --> 00:54:02.739
‫چون همه از مه‌یو می‌ترسیدن،

00:54:02.764 --> 00:54:06.744
‫و از اون کلت 45‌ش که
‫هرازگاهی بیرون می‌آورد.

00:54:06.769 --> 00:54:10.115
‫عجله کردن تو این وضعیت احمقانه بود.

00:54:12.759 --> 00:54:14.719
‫در من چیزی رو بیدار کرد،

00:54:14.761 --> 00:54:16.429
‫که پیش از اون هرگز بیدار نشده بود.

00:54:16.471 --> 00:54:19.140
‫و چیزی بود که واقعا بهش نیاز داشتم.

00:54:19.182 --> 00:54:21.142
‫و واقعا نیاز داشتم که یکی بهم اهمیت بده.

00:54:21.184 --> 00:54:23.770
‫و فکر کنم نیاز داشتم
‫که یک مرد بهم اهمیت بده.

00:54:23.812 --> 00:54:25.772
‫و اون...

00:54:25.814 --> 00:54:28.566
‫و حامی‌ترین مردی بود که تا حالا دیده بودم.

00:54:28.608 --> 00:54:32.174
‫و اینجوری شد که به خودم اومدم

00:54:32.199 --> 00:54:35.189
‫و دیدم که باید همیشه کنارش باشم.

00:54:37.490 --> 00:54:40.590
‫مه‌یو از اون آدم‌های خیلی خوش‌قلب بود.

00:54:41.741 --> 00:54:46.108
‫ولی دکترها تشخیص دادن
‫که اسکیزوفرنی پارانوئیده.

00:54:47.321 --> 00:54:48.767
‫یادمه بوگارت می‌گفت:

00:54:48.792 --> 00:54:52.023
‫نمیخوام جدا بشم،
‫نمیخوام تو 45 سالگی دوباره از صفر شروع کنم.

00:54:52.048 --> 00:54:56.278
‫و به نظرم کار از کار گذشته بود

00:54:56.303 --> 00:54:59.189
‫و دیگه نمی‌تونستم کاری برای مه‌یو بکنم.

00:54:59.214 --> 00:55:02.166
‫درواقع دیگه خیلی شانسی نداشت.

00:55:05.061 --> 00:55:06.604
‫بفرمائین به خلوتگاه من.

00:55:06.646 --> 00:55:08.439
‫در ده اکتبر 1944

00:55:08.481 --> 00:55:10.775
‫شروع به فیلمبرداری “خواب بزرگ“ کردیم.

00:55:10.817 --> 00:55:12.527
‫بهم گفت چند هفته‌ی اخیر

00:55:12.569 --> 00:55:15.280
‫سخت‌ترین روزهای زندگی‌ش بوده.

00:55:15.321 --> 00:55:17.407
‫مه‌یو گفته بود که دیگه مشروب نمی‌خوره

00:55:17.448 --> 00:55:19.951
‫و اون باید بهش یه فرصت بده.

00:55:19.993 --> 00:55:21.995
‫بعد از حدودا دو هفته فیلمبرداری،

00:55:22.036 --> 00:55:23.496
‫تلفن آخر شب زنگ خورد.

00:55:23.538 --> 00:55:25.165
‫با مه‌یو دعواش شده بود.

00:55:25.206 --> 00:55:27.814
‫وقتی از استودیو برگشته بوده
‫مه‌یو شروع کرده به مشروب خوردن

00:55:27.839 --> 00:55:30.962
‫و اوضاع از بد بدتر شد.

00:55:31.004 --> 00:55:33.645
‫حدود سه هفته از فیلمبرداری
‫گذشته بود که بوگی خونه‌شو ترک کرد،

00:55:33.670 --> 00:55:36.301
‫و توی هتل بورلی‌هیلز اتاق گرفت.

00:55:38.011 --> 00:55:41.306
‫دیگه نمی‌تونستم دعواهامونو تحمل کنم.

00:55:41.347 --> 00:55:43.641
‫یه زندگی جدید می‌خواستم.

00:55:47.228 --> 00:55:48.855
‫مشکل‌ت چیه؟

00:55:50.106 --> 00:55:52.525
‫چیزی نیست که تو نتونی درستش کنی.

00:55:52.567 --> 00:55:56.112
‫تموم کردن ازدواجی که شش
‫سال طول کشیده کار سختیه،

00:55:56.154 --> 00:55:59.490
‫ولی دیگه خیلی دعوا کرده بودیم.

00:55:59.532 --> 00:56:01.409
‫باور دارم اینکار کار درستی بود،

00:56:01.451 --> 00:56:04.954
‫اونم معقول‌تر از این
‫بود که بخواد جلومو بگیره.

00:56:06.956 --> 00:56:09.667
‫هاوارد هاکس سعی کرد
‫که مانع از این ارتباط بشه...

00:56:09.709 --> 00:56:13.671
‫وای آره.
‫دائم بهم می‌گفت:

00:56:13.713 --> 00:56:16.549
‫“عمرا باهات ازدواج نمی‌کنه، انقدر...“

00:56:16.591 --> 00:56:19.677
‫و منم گریه می‌کردم.
‫بیشتر مواقع داشتم اشک می‌ریختم.

00:56:19.719 --> 00:56:22.180
‫و به بوگی می‌گفت: گوش کن،
‫لازم نیست ازدواج کنی،

00:56:22.222 --> 00:56:23.973
‫چرا نمیری یه اتاق توی هتل بگیری؟

00:56:24.015 --> 00:56:27.415
‫و بوگی اصلا این مدلی نبود.

00:56:27.440 --> 00:56:31.940
‫و هاوارد هرکاری از دستش
‫بر می‌اومد کرد تا جلوشو بگیره،

00:56:31.981 --> 00:56:33.775
‫ولی نمیشد جلوشو گرفت.

00:56:57.215 --> 00:57:00.926
‫هرگز فکر نمی‌کردم بتونم دوباره عاشق بشم،

00:57:00.968 --> 00:57:03.262
‫بخاطر کلی از اتفاق‌هایی
‫که تو زندگیم افتاده بود

00:57:03.303 --> 00:57:06.390
‫از عشق ورزیدن می‌ترسیدم.

00:57:14.898 --> 00:57:19.278
‫هیچوقت خوشبخت نبودم،
‫تا اینکه اونو دیدم.

00:57:34.751 --> 00:57:37.421
‫اسم اصلی مادرم بتی جون پرسکی بود.

00:57:37.462 --> 00:57:43.844
‫نام خانوادگی‌مون از
‫طرف مادربزرگم باکال بود.

00:57:43.885 --> 00:57:47.139
‫هاوارد هاکس از اسم بتی خوشش نمی‌اومد،

00:57:47.180 --> 00:57:48.682
‫واسه همین اسم لورن رو بهش داد.

00:57:48.724 --> 00:57:54.313
‫همه‌ی آشناها بتی صداش می‌کردن.

00:57:54.354 --> 00:57:57.774
‫در اون مقطع، زمانی بود که با خودتون بگین

00:57:57.816 --> 00:58:01.153
‫من دیگه نمی‌تونم این هالیوود
‫دیوانه‌کننده‌ی حال بهم زن رو تحمل کنم؟

00:58:01.194 --> 00:58:06.325
‫وای، جادویی بود، اولی که رفتم
‫اونجا واسه‌م مثل سرزمین پریا بود.

00:58:06.366 --> 00:58:07.826
‫با اون همه درخت‌های سرسبز،

00:58:07.868 --> 00:58:09.953
‫اون همه نخل و چمن،

00:58:09.995 --> 00:58:12.706
‫و پرتقال‌ها و گریپ‌فروت‌هاش،

00:58:12.748 --> 00:58:14.958
‫لیموهاش.
‫کلی لیمو.

00:58:16.401 --> 00:58:18.993
‫یکی دو تا فیلم این مدلی هم داره.
‫(کنایه از بد بودن و بنجل بودن)

00:58:19.018 --> 00:58:22.799
‫به‌نظرم اگه بعنوان راهنما
‫بوگی کنارم نبود، واقعا...

00:58:22.841 --> 00:58:25.510
‫از اینکه فکر کنم چی می‌تونست
‫پیش بیاد وحشت می‌کنم.

00:58:25.552 --> 00:58:28.430
‫وقتی در مورد بازیگرهایی حرف
‫میزد که به شهرت‌شون باور داشتن،

00:58:28.472 --> 00:58:32.142
‫می‌گفت یادشون میره که استودیو
‫این شهرت رو براشون ساخته.

00:58:32.167 --> 00:58:35.670
‫کم‌کم باورشون میشد که
‫شهرت بخاطر خودشون بوده.

00:58:35.729 --> 00:58:38.023
‫و باور کردن چنین چیزی خیلی ساده‌ست،

00:58:38.048 --> 00:58:43.094
‫بخصوص وقتی نوزده ساله باشی
‫دیگه خیلی ساده‌ترم میشه.

00:58:43.153 --> 00:58:45.822
‫جک وارنر تصمیم گرفت
‫که منو بذاره توی فیلمی

00:58:45.864 --> 00:58:49.785
‫به اسم “مامور سری“،
‫کنار چارلز بویر.

00:58:51.161 --> 00:58:53.872
‫خیلی کشته مرده‌ی فیلمنامه یا نقشم نبودم،

00:58:53.914 --> 00:58:56.166
‫به نظر بوگی هم خیلی چیز خاصی نبود.

00:58:56.208 --> 00:58:59.169
‫ولی اینکه نقش یک دختر
‫انگلیسی اشرافی رو بهم بدن

00:58:59.211 --> 00:59:01.546
‫دیگه از چاخان هم چاخان‌تر بود.

00:59:04.383 --> 00:59:07.010
‫بتی از چیزی که عملا قرار
‫بود به فراموشی سپرده بشه،

00:59:07.052 --> 00:59:09.763
‫رفت در مرکز توجه جهانی قرار گرفت.

00:59:09.805 --> 00:59:12.808
‫بعد، قبل از اینکه فرصت
‫داشته باشه تا نفسی تازه کنه،

00:59:12.849 --> 00:59:17.562
‫جوری مورد انتقاد قرار گرفت که اگه
‫یک ستاره‌ی کارکشته هم بود، از پا می‌افتاد.

00:59:19.231 --> 00:59:22.192
‫مطبوعات تمام تلاش‌شونو
‫کردن که کارشو یکسره کنن،

00:59:22.234 --> 00:59:24.403
‫همونطور که خودشون
‫بهش پر و بال داده بودن.

00:59:26.279 --> 00:59:27.697
‫حقیقت ساده‌ی امر اینه که

00:59:27.739 --> 00:59:29.950
‫بتی برای یک فیلم به قدری تشویق شد،

00:59:30.007 --> 00:59:32.301
‫که از حد توانش خارج بود

00:59:32.327 --> 00:59:37.249
‫و بخاطر یک فیلم دیگه به‌شدت مورد انتقاد
‫قرار گرفت، و این اصلا تقصیر خودش نبود.

00:59:37.290 --> 00:59:40.794
‫بتی باید دو درس بزرگ رو
‫عملا یک شبه یاد می‌گرفت.

00:59:40.836 --> 00:59:45.966
‫این درس که چطور باید در برابر موفقیت
‫آنی و غیرمنتظره از پس خودت بربیای،

00:59:46.007 --> 00:59:52.055
‫و درس دیگه اینکه چطور باید با
‫شکست آنی و غیرمنتظره مواجه بشی.

00:59:52.097 --> 00:59:55.976
‫از بالای اون نردبون
‫افتادم و جانانه سقوط کردم،

00:59:56.017 --> 00:59:59.771
‫و این آخرین باری بود که جک
‫وارنر بجای من تصمیم گرفت.

01:00:01.939 --> 01:00:03.691
‫کار سینمایی مادر من

01:00:03.732 --> 01:00:08.237
‫یه جورایی براساس کار سینمایی پدرم بود.

01:00:08.279 --> 01:00:09.780
‫سعی کرد خودشو جدا کنه،

01:00:09.822 --> 01:00:12.116
‫ولی آخرش همه‌چی
‫برمی‌گشت به بوگی و باکال.

01:00:12.158 --> 01:00:17.055
‫چون یکی از مشهورترین
‫زوج‌های اون قرن بودند.

01:00:26.547 --> 01:00:29.800
‫در طول دهه‌ی 1940،
‫نگرانی جدی‌ای وجود داشت

01:00:29.842 --> 01:00:32.553
‫نسبت به اینکه نه تنها جماهیر شوروی

01:00:32.595 --> 01:00:33.762
‫تهدیدی برای دموکراسی ماست،

01:00:33.804 --> 01:00:35.764
‫بلکه اینکه جماهیر شوروی

01:00:35.806 --> 01:00:37.850
‫یک به اصطلاح ستون پنجمی داره

01:00:37.892 --> 01:00:40.060
‫متشکل از عوامل برانداز
‫ساکن در خاک خود آمریکا،

01:00:40.102 --> 01:00:44.982
‫که اونا هم در تلاش‌ند تا
‫دموکراسی آمریکایی رو تضعیف کنن.

01:00:45.024 --> 01:00:46.775
‫کمونیسم در واقعیت

01:00:46.817 --> 01:00:49.111
‫یک حزب سیاسی نیست.

01:00:49.153 --> 01:00:50.571
‫یک سبک زندگی‌ست.

01:00:50.613 --> 01:00:53.491
‫یک سبک بدخیم و شرورانه‌ی زندگی.

01:00:53.532 --> 01:00:56.785
‫نشان‌دهنده‌ی وضعیتی مشابه بیماری‌ست،

01:00:56.827 --> 01:00:58.287
‫که مثل یک بیماری
‫همه‌گیر گسترش پیدا می‌کند،

01:00:58.329 --> 01:00:59.538
‫و مثل یک بیماری همه‌گیر،

01:00:59.580 --> 01:01:01.123
‫قرنطینه واجب می‌شود،

01:01:01.165 --> 01:01:03.834
‫تا مانع از آلوده شدن این ملت بشود.

01:01:04.668 --> 01:01:06.045
‫ده نفرِ هالیوود

01:01:06.086 --> 01:01:07.922
‫گروهی از فیلمنامه‌نویسان بودن،

01:01:07.963 --> 01:01:09.924
‫بعلاوه‌ی یک تهیه‌کننده و یک کارگردان،

01:01:09.965 --> 01:01:12.009
‫که از خط مشی

01:01:12.051 --> 01:01:14.303
‫کمیته فعالیت‌های ضدآمریکایی
‫مجلس حمایت نکردند،

01:01:14.345 --> 01:01:18.474
‫که قرار بود براندازی کمونیستی
‫در هالیوود رو مورد بررسی قرار بدن.

01:01:18.516 --> 01:01:20.559
‫و اگر با این خط مشی مخالفت می‌کردین،

01:01:20.601 --> 01:01:22.436
‫بهتون میگفتن شاهد معارض

01:01:22.478 --> 01:01:23.854
‫و احضاریه می‌اومد براتون

01:01:23.896 --> 01:01:26.941
‫که برین و در برابر کنگره شهادت بدین.

01:01:26.982 --> 01:01:28.984
‫مساله‌ای که پیش روی این کمیته قرار گرفته

01:01:29.026 --> 01:01:33.113
‫مشخص کردن میزان نفوذ کمونیست‌ها

01:01:33.155 --> 01:01:35.199
‫در صنعت فیلمسازی هالیوود است.

01:01:35.241 --> 01:01:40.151
‫موریانه‌های ایدئولوژیک به تعداد کثیری
‫از صنایع آمریکایی، سازمان‌ها و جوامع

01:01:40.176 --> 01:01:41.889
‫نفوذ کرده‌ا‌ند،

01:01:41.914 --> 01:01:46.669
‫بیاین از هرجایی که هستند بیرون‌
‫بیاریم‌شون و از شرشون خلاص بشیم.

01:01:51.465 --> 01:01:54.260
‫هواپیمای ما که پر بود از
‫نقش‌آفرینان هالیوودی به شرق رسید،

01:01:54.301 --> 01:01:56.387
‫برای مبارزه با چیزی که برای ما

01:01:56.428 --> 01:01:58.847
‫سانسور فیلم‌ها محسوب میشد.

01:01:58.889 --> 01:02:01.350
‫هدف ما اعمال نفوذ

01:02:01.392 --> 01:02:02.935
‫برای دفاع از یک اصل بود،

01:02:02.977 --> 01:02:06.063
‫این اصل که هیچ آدمی
‫نباید مجبور به این بشه

01:02:06.105 --> 01:02:08.899
‫که بگه متعلق به کدوم حزب سیاسیه.

01:02:08.941 --> 01:02:10.724
‫هیچکدوم از ما، حتی
‫برای یک لحظه هم

01:02:10.749 --> 01:02:13.028
‫به این فکر نکردیم که داریم
‫از کمونیسم دفاع می‌کنیم،

01:02:13.070 --> 01:02:15.531
‫یا اصلا به اینکه اینا هیچ ربطی بهم دارن.

01:02:15.573 --> 01:02:17.241
‫تا جایی که به ما مربوط میشد،

01:02:17.283 --> 01:02:19.994
‫داشتیم از حقوق انسان برای
‫دفاع از خودش دفاع می‌کردیم.

01:02:20.035 --> 01:02:26.000
‫کاری که آقای جی.پارنل توماس،
‫به کسی اجازه نمی‌داد انجام بده.

01:02:26.041 --> 01:02:28.502
‫آیا شما هرگز عضو حزب کمونیسم بوده‌اید؟

01:02:28.544 --> 01:02:30.891
‫من این حق رو دارم که با هرگونه شواهدی

01:02:30.916 --> 01:02:33.716
‫که صحت این سوال رو تایید می‌کنه مواجه بشم.

01:02:33.757 --> 01:02:35.676
‫دوست دارم ببینم چی دارین.

01:02:35.718 --> 01:02:39.138
‫این هم باعث تاسفه و هم یک تراژدیه که
‫من باید اصول پایه‌ی آمریکایی بودن رو

01:02:39.179 --> 01:02:40.848
‫به این کمیته یاد بدم.

01:02:40.889 --> 01:02:43.017
‫سوال ما این نبود!

01:02:43.058 --> 01:02:46.228
‫این تعرض به حق مشارکتیه که طبق
‫لایحه‌ی منشور حقوق بشر تعریف شده.

01:02:46.270 --> 01:02:48.564
‫لطفا سوال رو جواب بدید!

01:02:48.606 --> 01:02:50.399
‫حقوق شهروندان آمریکایی

01:02:50.441 --> 01:02:52.151
‫اینجا هم حائز اهمیت‌ند

01:02:52.192 --> 01:02:55.738
‫و من قصد دارم در دفاع
‫از اون حقوق ایستادگی کنم.

01:02:57.990 --> 01:03:00.075
‫من هامفری بوگارت هستم.

01:03:00.117 --> 01:03:04.454
‫ما در جلسه‌ی کمیته شرکت داشتیم و شنیدیم
‫که اتفاق افتاد، دیدیم که اتفاق افتاد.

01:03:04.495 --> 01:03:07.415
‫ما شاهد بودیم که شهروندان
‫آمریکایی توسط نمایندگان منتخب مردم

01:03:07.457 --> 01:03:10.126
‫از حق حرف زدن محروم شدند.

01:03:10.168 --> 01:03:14.047
‫دیدیم که پلیس شهروندان رو از جایگاه برد،
‫جوری که انگار مجرم‌ند،

01:03:14.088 --> 01:03:17.216
‫اون هم بعد از اینکه حق دفاع
‫از خودشون ازشون سلب شد.

01:03:17.258 --> 01:03:19.093
‫شاهد این بودیم که مدیر
‫کمیته با ضربات چکش‌ش،

01:03:19.135 --> 01:03:22.430
‫کلمات آمریکایی‌های آزاد رو قطع می‌کرد.

01:03:22.472 --> 01:03:27.185
‫آقای توماس، صدای اون چکش
‫در تمام آمریکا طنین‌انداز شد.

01:03:27.226 --> 01:03:30.122
‫چون هربار که چکش‌‌تون صدا می‌داد،

01:03:30.147 --> 01:03:33.331
‫به متمم اول قانون
‫اساسی ایالات متحده آمریکا

01:03:33.356 --> 01:03:35.443
‫ضربه وارد می‌کرد.

01:03:35.485 --> 01:03:37.862
‫به‌نظرم این صنعت انقدر سانسور شده

01:03:37.904 --> 01:03:39.947
‫و انقدر مورد حمله‌ی
‫جناح‌ها قرار گرفته،

01:03:39.989 --> 01:03:42.116
‫که شده شبیه به خرگوشی
‫که از ترس خودشو جمع کرده.

01:03:42.158 --> 01:03:44.077
‫می‌ترسه که سرشو بیاره بیرون.

01:03:44.118 --> 01:03:47.622
‫تو این گیر و دار،
‫کمونیست‌ها از ما استفاده کردن

01:03:47.664 --> 01:03:52.418
‫و کار منم رسید به اینجا که عکسم
‫رفت صفحه‌ی اول روزنامه‌ی دیلی ورکر.

01:03:52.460 --> 01:03:55.296
‫چون بوگارت معروف‌ترین این جمع بود،

01:03:55.338 --> 01:03:57.465
‫شد اون کسی که سیل
‫انتقادات به سمت‌ش روانه شد.

01:03:57.507 --> 01:04:01.052
‫فشار فوق‌العاده زیادی بهش وارد شد.

01:04:01.094 --> 01:04:03.137
‫بوگارت یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار می‌کنه،

01:04:03.179 --> 01:04:04.722
‫که بطور کلی توش میگه

01:04:04.764 --> 01:04:06.349
‫من ساده‌لوح بودم و احمق،

01:04:06.391 --> 01:04:08.643
‫و بابت کاری که کردم عذرخواهی می‌کنم.

01:04:08.685 --> 01:04:10.478
‫و واقعا یه‌جورایی

01:04:10.520 --> 01:04:13.856
‫این از اون لحظات
‫تحقیرکننده در زندگی بوگارته.

01:04:15.692 --> 01:04:19.987
‫خیلی تعجب کردم از اینکه
‫بوگی حرف خودشو پس گرفت.

01:04:20.029 --> 01:04:21.572
‫در پرتوی حوادث بعدیه که

01:04:21.614 --> 01:04:25.785
‫من اینکار بوگی رو اشتباه تلقی می‌کنم.

01:04:25.827 --> 01:04:27.787
‫باید پای حرفش می‌موند.

01:04:27.829 --> 01:04:29.856
‫ولی کاملا درک می‌کنم
‫که چرا پای حرفش نموند.

01:04:29.881 --> 01:04:34.210
‫مردی که اومد به سنا،
‫یعنی توماس مک‌کارتی،

01:04:34.252 --> 01:04:39.507
‫دهه‌ی حضور خودش رو
‫به یک کابوس تبدیل کرد،

01:04:39.549 --> 01:04:44.679
‫برای همین نمی‌تونیم خیلی سختگیرانه
‫یقه‌ی بوگی رو بگیریم که جواب پس بده.

01:04:44.721 --> 01:04:48.891
‫هیچکسی، به معنای واقعی کلمه هیچکسی

01:04:48.933 --> 01:04:52.520
‫جرات اینو نداشت که ابراز عقیده بکنه.

01:04:52.562 --> 01:04:55.064
‫اگه از من بپرسین میگم
‫وارنر یکی از بدترین‌ها بود.

01:04:55.106 --> 01:04:58.818
‫اون و خیلی دیگه از محافظه‌کارهایی
‫که این شهر رو در کنترل خودشون دارن،

01:04:58.860 --> 01:05:00.194
‫تصمیم گرفتن یه کاری بکنن

01:05:00.236 --> 01:05:02.488
‫تا حساسیت از روی صنعت
‫فیلمسازی برداشته بشه.

01:05:02.530 --> 01:05:05.071
‫واسه همین لیست سیاه ستاره‌ها، نویسنده‌ها

01:05:05.096 --> 01:05:07.660
‫و تهیه‌کننده‌ها رو ایجاد کردن.

01:05:07.702 --> 01:05:09.871
‫چیزهای دیگه، شاید درست باشن،

01:05:09.912 --> 01:05:11.390
‫شاید این دنیا واقعا فاسده.

01:05:11.415 --> 01:05:13.167
‫ولی تا وقتی که یه نفر
‫حاضره برای یک آرمان

01:05:13.192 --> 01:05:14.709
‫به مبارزه ادامه بده،
‫اون آرمان از دست نرفته.

01:05:14.751 --> 01:05:16.753
‫خب من اون یه نفر نیستم.

01:05:18.254 --> 01:05:22.049
‫ولی هستی، شاید نخوای اون یه
‫نفر باشی ولی درست خودت نیست.

01:05:22.091 --> 01:05:23.926
‫کل زندگی‌ت علیه‌ت شده.

01:05:23.968 --> 01:05:26.262
‫تو از زندگی من چی می‌دونی؟

01:05:27.930 --> 01:05:29.348
‫خیلی چیزها.

01:05:31.267 --> 01:05:32.977
‫اسم اون آهنگ توی فیلم چی بود؟

01:05:33.019 --> 01:05:34.812
‫فکر کنم اسمش بود “ماهیگیر جسور.

01:05:34.854 --> 01:05:37.023
‫یک آواز ملوانی قدیمیه
‫که پدرم برام می‌خوند.

01:05:37.064 --> 01:05:38.775
‫وقتی حدودا هشت ساله بودم.

01:05:38.816 --> 01:05:41.235
‫میشه یه نت مناسب برای آقای بوگارت بزنین

01:05:41.277 --> 01:05:45.656
‫که بتونه این آهنگ جاودانه‌ی
‫دریا رو برامون بخونه؟

01:05:48.201 --> 01:05:54.624
‫♪ ماهیگیر جسوری بود که
‫از بیلینگزگیت بادبان گشود ♪

01:05:54.665 --> 01:06:00.046
‫♪ تا خوک‌ماهی جسور و ماهی
‫خال‌خالی سرخوش رو صید کنه♪

01:06:00.087 --> 01:06:05.426
‫♪ ولی وقتی رسید به پیملیکو
‫باد شروع به وزیدن کرد♪

01:06:05.484 --> 01:06:07.610
‫♪ و کشتی کوچکش هم به
‫اینور اونور پیچ و تاب می‌خورد♪

01:06:07.636 --> 01:06:13.266
‫♪ بعد رفت روی عرشه
‫و شروع کرد به خوندن♪

01:06:13.308 --> 01:06:16.728
‫♪ توئینکی دیدل دام ♪

01:06:16.770 --> 01:06:18.855
‫♪ توئینکی دیدل دی ♪

01:06:18.897 --> 01:06:24.152
‫♪ این قشنگ‌ترین آهنگی بود که خوند ♪

01:06:26.154 --> 01:06:31.785
‫♪ توئینکی دیدل دام
‫توئینکی دیدل دی ♪

01:06:31.827 --> 01:06:37.999
‫♪ ماهیگیر جسور ♪

01:06:43.672 --> 01:06:45.966
‫همینگوی گفته که دریا

01:06:46.007 --> 01:06:48.677
‫آخرین مکان آزاد در دنیاست،

01:06:48.718 --> 01:06:51.054
‫و من بهش احترام میذارم و عاشق‌شم.

01:06:51.096 --> 01:06:52.931
‫دریا، هوا،

01:06:52.973 --> 01:06:54.641
‫تمیزه و سالم،

01:06:54.683 --> 01:06:58.520
‫و دور از خاله‌زنک‌بازی‌های
‫هالیوود و زالوهاش.

01:06:58.562 --> 01:07:02.482
‫از وقتی کوچیک بودم،
‫می‌خواستم قایق خودمو داشته باشم،

01:07:02.524 --> 01:07:05.527
‫توی سانتانا متوجه این آرزوم شدم،

01:07:05.569 --> 01:07:09.823
‫و نمی‌دونین چه میزان رضایت
‫و خشنودی نصیبم می‌کنه.

01:07:09.865 --> 01:07:11.324
‫هیچوقت بچه‌دار نشده بود

01:07:11.366 --> 01:07:14.035
‫و من واقعا می‌خواستم بچه داشته باشه.

01:07:14.077 --> 01:07:15.579
‫نمی‌دونم اونم می‌خواست‌شون یا نه،

01:07:15.620 --> 01:07:18.665
‫ولی قرار بود بچه داشته باشه،
‫من تصمیم‌مو گرفته بودم.

01:07:20.250 --> 01:07:22.085
‫می‌ترسید با رابطه‌مون

01:07:22.127 --> 01:07:23.670
‫منافات پیدا کنه،

01:07:23.712 --> 01:07:25.422
‫و البته که به طریقی همینجوری هم میشه،

01:07:25.463 --> 01:07:28.383
‫چون بچه‌ها همه‌چیزو تصاحب
‫می‌کنن دیگه، مگه نمی‌کنن؟

01:07:34.556 --> 01:07:37.169
‫وقتی فهمیدم استفان رو حامله‌ست

01:07:37.194 --> 01:07:40.812
‫به‌اندازه‌ی هرپدر خانواده‌ای که منتظر
‫بدنیا اومدن بچه‌شه، وحشت‌زده شدم.

01:07:40.854 --> 01:07:45.609
‫بالاخره این اولین تلاشم برای پدر شدن بود،
‫اونم توی تقریبا 49 سالگی.

01:07:45.650 --> 01:07:49.529
‫فکر کنم ترسیده بودم بلد نباشم
‫که چجوری باید پدر خوبی باشم.

01:07:49.571 --> 01:07:51.698
‫نمی‌دونم چی شد ولی بعد از اینکه بهش گفتم،

01:07:51.740 --> 01:07:55.785
‫بدترین دعوایی که تا
‫حالا داشتیم اتفاق افتاد.

01:07:55.827 --> 01:07:58.288
‫صبح بعدش، بوگی یه نامه‌ی
‫طولانی برام نوشته بود،

01:07:58.330 --> 01:07:59.873
‫بابت رفتارش عذرخواهی کرده بود

01:07:59.915 --> 01:08:01.875
‫و می‌گفت نمی‌دونه چی
‫شده که اینجوری رفتار کرده

01:08:01.917 --> 01:08:03.960
‫جز اینکه ترس از دست دادن منو داشته.

01:08:04.002 --> 01:08:07.172
‫بچه براش یه چیز مجهول بود.

01:08:07.213 --> 01:08:10.050
‫فقط باید به این ایده عادت کنه.

01:08:15.680 --> 01:08:21.728
‫نمی‌تونم بگم قبل از ازدواج با بتی
‫هیچوقت از ته دل می‌خواستم بچه داشته باشم.

01:08:21.770 --> 01:08:26.149
‫زندگی‌م هیچوقت اونقدر به
‫ثبات نرسیده بود که دلم بچه بخواد.

01:08:26.191 --> 01:08:28.693
‫ولی بتی خیلی دلش بچه می‌خواست،

01:08:28.735 --> 01:08:31.947
‫و همونطوری که در موردش حرف میزد،
‫دیگه منم دلم می‌خواست.

01:08:34.048 --> 01:08:35.800
‫اونقدر واقع‌بین هستم که بدونم

01:08:35.825 --> 01:08:40.246
‫که احتمالا من این کره رو
‫زودتر از اون ترک می‌کنم،

01:08:40.288 --> 01:08:41.748
‫بنابراین یه بچه می‌خواستم،

01:08:41.790 --> 01:08:45.377
‫که پیش‌ش بمونه، که اونو یاد من بندازه.

01:08:48.254 --> 01:08:51.967
‫جلسه به تعویق افتاد،
‫بیا یه داکری یخی بخور.

01:08:54.928 --> 01:08:59.599
‫فکر نکنم بتونم صرفا بعنوان
‫یک شوهر و پدر زندگی کنم،

01:08:59.641 --> 01:09:00.976
‫باید کار کنم.

01:09:01.017 --> 01:09:03.728
‫وقتی تو شهرم و کار نمی‌کنم،

01:09:03.770 --> 01:09:05.480
‫اون روز خیلی روز ملال‌آوری میشه.

01:09:05.522 --> 01:09:07.607
‫ناهار، یکی دو ساعتی میرم رستوران رومانوفز.

01:09:07.649 --> 01:09:11.610
‫اونجا دوستامو می‌بینم،
‫یه‌جورایی مثل یه کلاب یا باشگاه می‌مونه.

01:09:11.652 --> 01:09:15.698
‫هرروز صبح پیش از ظهر می‌اومد.

01:09:15.739 --> 01:09:17.950
‫از اولین کسایی بود که سر و کله‌ش پیدا میشد؟

01:09:17.992 --> 01:09:19.535
‫همیشه اولی بود.

01:09:19.576 --> 01:09:22.496
‫اول می‌رفت به بار، مشروبش رو می‌گرفت،

01:09:22.538 --> 01:09:25.207
‫بعد برمی‌گشت سر میزش،
‫و منتظر میشد،

01:09:25.249 --> 01:09:27.042
‫منتظر هرکی که سر و کله‌ش پیدا میشد.

01:09:27.084 --> 01:09:30.671
‫در واقع یه پلاک
‫می‌ذاشتن پشت میزشون،

01:09:30.713 --> 01:09:33.966
‫که اسم اون اعضایی از
‫کلاب روش نوشته شده بود

01:09:34.008 --> 01:09:35.592
‫که می‌تونستن پشت این میز بشینن.

01:09:35.634 --> 01:09:37.761
‫شده بود بتی هم اونقدر زود

01:09:37.803 --> 01:09:39.304
‫باهاش بیاد؟

01:09:39.346 --> 01:09:42.474
‫نه، بعدا بهش می‌پیوست.

01:09:42.516 --> 01:09:44.768
‫وقتی بتی باهاش بود،

01:09:44.810 --> 01:09:47.938
‫حال و هوای میز فرق می‌کرد؟

01:09:47.963 --> 01:09:50.716
‫نه، اون از پس خودش برمی‌اومد.

01:09:50.741 --> 01:09:53.703
‫- برو یه مشروب واسه خودت بگیر و آروم باش.
‫- باشه.

01:09:56.280 --> 01:09:59.283
‫من به هیچ حرومزاده‌ای که
‫مشروب نخوره اعتماد ندارم.

01:09:59.324 --> 01:10:02.995
‫آدم‌هایی که مشروب نمی‌خورن
‫از برملا کردن خودشون می‌ترسن.

01:10:03.037 --> 01:10:05.372
‫به سلامتی روزهای خوش.

01:10:05.667 --> 01:10:08.495
‫مست که میشد کلا یکی دیگه بود.

01:10:08.520 --> 01:10:11.150
‫تنها چیزی‌ش که ثابت می‌موند

01:10:11.175 --> 01:10:13.245
‫گیردادن به ریاکارها بود.

01:10:13.672 --> 01:10:15.507
‫همیشه زود از کوره در می‌رفت،

01:10:15.549 --> 01:10:18.038
‫ولی اگه می‌شناختینش، این از
‫کوره در رفتنش رو باور نمی‌کردین.

01:10:18.063 --> 01:10:20.471
‫ولی می‌تونست نسبت به غریبه‌ها
‫زود از کوره در بره.

01:10:20.512 --> 01:10:24.099
‫مرزی که وجود داشت واضح و مشخص بود.

01:10:24.141 --> 01:10:25.684
‫می‌دونستی در چه موقعیتی هستی،

01:10:25.726 --> 01:10:27.978
‫ده دقیقه بعد از آشنایی
‫باهاش دیگه می‌دونستی.

01:10:28.020 --> 01:10:30.522
‫درسته، یا یه صمیمیتی باهاش داشتی،

01:10:30.564 --> 01:10:33.317
‫و یا باهاش ارتباط برقرار
‫می‌کردی و ازت خوشش می‌اومد،

01:10:33.358 --> 01:10:35.235
‫و یا خوشش نمی‌اومد.

01:10:36.737 --> 01:10:38.405
‫کاملا اطمینان پیدا می‌کرد که بدونین

01:10:38.447 --> 01:10:40.074
‫که آدم غیرقابل‌پیش‌بینی‌یه.

01:10:40.115 --> 01:10:42.159
‫با توپ پر اینور اونور نمی‌رفت،

01:10:42.201 --> 01:10:47.289
‫توپه رو می‌گرفت دستش و مطمئن
‫میشد که می‌دونین توپ تو دستشه،

01:10:47.331 --> 01:10:49.333
‫و هرلحظه ممکنه تبدیل بشه به توپ پر.

01:10:49.374 --> 01:10:53.754
‫در جستجوی نقطه‌ضعف طرف مقابلش بود...

01:10:53.796 --> 01:10:57.633
‫عاشق سیخونک زدن بود و...

01:10:57.674 --> 01:11:01.804
‫اسمشو میذاشت سربه‌سر گذاشتن
‫ولی در اصل تست کردن بود.

01:11:01.845 --> 01:11:05.557
‫عاشق این بود که پیدا کنه و ببینه

01:11:05.599 --> 01:11:08.560
‫به کدوم بخش حساس
‫یه نفر می‌تونه ضربه بزنه

01:11:08.602 --> 01:11:11.063
‫و استاد پیدا کردنش بود.

01:11:11.105 --> 01:11:14.024
‫یه وقت‌هایی بود که گیر میداد به آدم‌ها،

01:11:14.066 --> 01:11:18.237
‫اونم بدون هیچ دلیلی، معمولا
‫از سر مستی اینجوری میشد.

01:11:18.278 --> 01:11:21.448
‫اما هرازگاهی هم می‌رفت سراغ یکی که

01:11:21.480 --> 01:11:25.109
‫بی‌دفاع بود و واقعا نباید
‫کسی بهش گیر می‌داد.

01:11:28.956 --> 01:11:31.250
‫در طول ده سال آخر زندگی‌ش،

01:11:31.291 --> 01:11:34.503
‫تحت‌تاثیر جاه‌طلبی وحشیانه‌ش،

01:11:34.545 --> 01:11:36.255
‫هامفری بوگارت به خودش اجازه داد

01:11:36.296 --> 01:11:38.986
‫که توسط روزنامه‌نگاران
‫بعنوان یک قلدر خشن و الکلی

01:11:39.011 --> 01:11:40.551
‫به جهانیان معرفی بشه.

01:11:40.592 --> 01:11:43.637
‫نکن! می‌کشیش!

01:11:45.347 --> 01:11:48.934
‫با اینحال، نقش کاراکتری رو بازی
‫کرد که به‌طرز شگفت آوری پیچیده بود،

01:11:48.976 --> 01:11:51.478
‫در فیلمی که اسمش به بهترین شکل

01:11:51.520 --> 01:11:55.065
‫انزوای خود بوگارت در
‫بین آدم‌ها رو توصیف می‌کنه:

01:11:55.107 --> 01:11:57.526
‫"در مکانی خلوت"

01:11:57.568 --> 01:12:01.530
‫پرواز شماره 16 نیویورک کنسل شده.

01:12:01.572 --> 01:12:03.907
‫می‌مونم پیشت دیکس،
‫قول میدم بمونم پیشت.

01:12:03.949 --> 01:12:06.451
‫دوستت دارم دیکس، باهات ازدواج می‌کنم،
‫هرجا بگی میام باهات.

01:12:06.493 --> 01:12:08.374
‫اولین فرصتی که نصیبت
‫بشه از دستم فرار می‌کنی!

01:12:08.399 --> 01:12:10.747
‫اینجوری نکن دیکس، من
‫نمی‌تونم با یه روانی زندگی کنم!

01:12:10.789 --> 01:12:12.623
‫هیچوقت نمیذارم بری.

01:12:12.665 --> 01:12:17.128
‫دیکس نکن! نکن دیکس! خواهش می‌کنم.

01:12:17.170 --> 01:12:19.630
‫نکن دیکس، خواهش می‌کنم نکن!

01:12:19.672 --> 01:12:23.426
‫نقشی بهش داده شد که
‫می‌تونست با پیچیدگی ایفاش کنه،

01:12:23.467 --> 01:12:26.304
‫چون شخصیت فیلم به هنرش می‌باله،

01:12:26.345 --> 01:12:28.806
‫به خودخواهی‌ش،
‫به مستی‌ش،

01:12:28.848 --> 01:12:33.060
‫کمبود انرژی‌ش که با صاعقه‌هایی
‫از خشونت جبران میشد

01:12:33.102 --> 01:12:35.062
‫اینا همه با بوگارت واقعی مشترک بود.

01:12:47.909 --> 01:12:50.453
‫خونه‌ی آرومی داریم،
‫یه پسر فوق‌العاده داریم،

01:12:50.494 --> 01:12:53.664
‫یه کشتی داریم و دوستان خوب.

01:12:53.706 --> 01:12:56.334
‫متنفرم از اینکه بتی رو از پسرمون دور کنم،

01:12:56.375 --> 01:12:58.294
‫اونم واسه یه مدت طولانی.

01:12:58.336 --> 01:12:59.837
‫این بچه فقط دو سالشه،

01:12:59.879 --> 01:13:01.672
‫و ما قراره حداقل شیش ماه خونه نباشیم.

01:13:01.714 --> 01:13:04.133
‫ولی من راه دیگه‌ای براش نمی‌بینم.

01:13:04.175 --> 01:13:07.678
‫ازدواج‌های دیگه‌م بخاطر
‫این جدایی‌ها از بین رفتن،

01:13:07.720 --> 01:13:10.389
‫پس هرجایی که من برم،
‫اونم میره.

01:13:11.641 --> 01:13:13.851
‫باهاش توافق کردم،
‫باهاش عهد بستم،

01:13:13.893 --> 01:13:18.189
‫که همیشه ازدواجم برام اولویت باشه،
‫و همینکارم کردم.

01:13:18.231 --> 01:13:22.318
‫من...پای عهدم موندم.

01:13:24.153 --> 01:13:28.032
‫وقتی پدر و مادرم رفتن که
‫برن سر فیلم “ملکه‌ی آفریقایی“

01:13:28.074 --> 01:13:30.743
‫خانم هارتلی، که اون زمان پرستار من بود،

01:13:30.785 --> 01:13:34.956
‫بردمون فرودگاه تا ازشون خداحافظی کنیم،

01:13:34.997 --> 01:13:39.835
‫و هواپیمای اونا بلند شد
‫و رفت تو هوا و اون مرد.

01:13:39.877 --> 01:13:42.755
‫به معنای واقعی کلمه
‫وقتی من تو بغلش بودم مرد.

01:13:42.797 --> 01:13:45.216
‫و دکتر زنگ زد به مادرم و گفت:

01:13:45.258 --> 01:13:49.387
‫پرستار مرده، میخواین چیکار کنین؟

01:13:49.428 --> 01:13:51.055
‫و اونجا که مادرم گفت:

01:13:51.097 --> 01:13:53.724
‫خب، میخوام با جان هیوستون برم آفریقا

01:13:53.766 --> 01:13:55.393
‫و با کاترین هپبورن فیلم کار کنم،

01:13:55.434 --> 01:13:57.186
‫و هیجان‌انگیزترین دوران زندگی‌مو تجربه کنم،

01:13:57.228 --> 01:14:00.982
‫یا میخوام برگردم خونه و از
‫بچه‌ی دوساله‌م مراقبت کنم؟

01:14:03.442 --> 01:14:05.903
‫شنیدم این اولین سفر شما به پاریسه.

01:14:05.945 --> 01:14:07.938
‫- درست شنیدین.
‫- و شرط می‌بندم هیجان‌زده هستین.

01:14:07.963 --> 01:14:09.407
‫و بی‌صبرانه منتظر
‫رسیدن به اونجام.

01:14:09.448 --> 01:14:11.242
‫- پایتخت فرانسه.
‫- بله.

01:14:11.284 --> 01:14:12.702
‫همیشه خیلی جذاب
‫و فریبنده بوده برام،

01:14:12.743 --> 01:14:14.829
‫و همیشه هم عاشق زبان فرانسه بودم.

01:14:14.870 --> 01:14:17.748
‫و نقطه عطف این سفر چیه براتون؟
‫کجاها رو قراره ببینین؟

01:14:17.790 --> 01:14:20.960
‫فولی برژه،
‫سالن‌هاشون یا چی؟

01:14:20.985 --> 01:14:23.445
‫واسه من؟ خب مثل اکثر زن‌ها

01:14:23.470 --> 01:14:25.973
‫به‌نظرم خیلی به مد علاقه‌مندند.

01:14:48.738 --> 01:14:51.073
‫بگو داشت می‌گفت: می‌دونی
‫از چی پاریس خوشم میاد؟

01:14:51.115 --> 01:14:53.784
‫گفت: اینجا دیگه مزاحمت نمیشن.

01:14:53.826 --> 01:14:56.831
‫میگن ستاره‌ی سینمایی؟ خب که چی؟
‫محل‌ت نمیذارن.

01:14:56.856 --> 01:14:59.431
‫سوار ماشین بودیم، پشت چراغ‌قرمز ایستادیم،

01:14:59.456 --> 01:15:02.186
‫و یه مرد فرانسوی ریزه‌میزه که
‫کلاه سرش بود تو ماشینو نگاه کرد،

01:15:02.211 --> 01:15:03.961
‫دیدش و بوگارت رو شناخت

01:15:04.003 --> 01:15:07.673
‫و اومد دم پنجره و گفت: بنگ بنگ.

01:15:15.180 --> 01:15:17.015
‫این فیلم جدیدتون چیه؟

01:15:17.057 --> 01:15:19.851
‫دارین برای ساختش میرین
‫به اعماق قاره‌ی آفریقا.

01:15:19.893 --> 01:15:21.811
‫آره، داریم میریم آفریقا،

01:15:21.853 --> 01:15:24.856
‫احتمالا بریم اطراف
‫نایروبی یا رودزیای شمالی.

01:15:24.898 --> 01:15:26.900
‫برحسب اتفاق فهمیدیم که اونجا بارونیه

01:15:26.941 --> 01:15:30.403
‫برای همین شاید مجبور بشیم بریم
‫اسکاتلند فیلمبرداری‌ش کنیم، نمی‌دونم.

01:15:32.155 --> 01:15:35.575
‫خیلی خوبه که یه زن توی کشتی‌ت داشته
‫باشی، زنی که به پاکیزگی عادت داشته باشه.

01:15:35.617 --> 01:15:37.535
‫واسه یه مرد الگوی خوبی میشه.

01:15:37.577 --> 01:15:41.414
‫یه مرد تنها...عادت می‌کنه
‫که مثل خوک زندگی کنه.

01:15:43.208 --> 01:15:46.336
‫من به شدت هیجان‌زده بودم،
‫ولی بوگی می‌دونست که جان

01:15:46.378 --> 01:15:49.631
‫میره غیرقابل‌دسترس‌ترین نقطه‌ی
‫آفریقا رو بعنوان لوکیشن انتخاب می‌کنه.

01:15:49.672 --> 01:15:51.800
‫و این براش ترسناک بود.

01:15:51.841 --> 01:15:53.843
‫زندگی‌شو همونجوری که بود دوست داشت.

01:15:53.885 --> 01:15:57.263
‫تنها سفری که می‌خواست
‫رفتن به نیویورک بود.

01:15:57.305 --> 01:16:00.475
‫تنها چیزی که من ازش متنفر بودم
‫ول کردن استیو بود.

01:16:01.935 --> 01:16:05.021
‫بوگارت از هیچ‌ بخش‌ش خوشش نمی‌اومد.

01:16:05.063 --> 01:16:09.109
‫از همون ب بسم‌الله مخالف‌ش بود.

01:16:09.150 --> 01:16:11.528
‫نفرینم می‌کرد که
‫می‌برمش به چنین جاهایی

01:16:11.569 --> 01:16:14.072
‫و گفت واسه هیچکس دیگه
‫حاضر به انجام چنین کاری نبوده.

01:16:14.114 --> 01:16:16.574
‫و شاید یه نکته‌ای
‫پشت این حرف‌ش باشه.

01:16:16.937 --> 01:16:18.615
‫عاشق جان بود.

01:16:18.640 --> 01:16:20.371
‫جان هم عاشقش بود.

01:16:20.396 --> 01:16:22.571
‫و رابطه‌ی خیلی ویژه‌ای با هم  داشتن.

01:16:22.596 --> 01:16:24.554
‫بوگی همیشه میگفت:
‫“این کسکش

01:16:24.579 --> 01:16:27.871
‫به هیچکدوم‌مون اهمیت نمیده“
‫با اینحال بازم دوستش داشت.

01:16:29.421 --> 01:16:32.318
‫جان هیوستون می‌خواست
‫همه‌چیز بی‌نقص باشه.

01:16:32.343 --> 01:16:35.218
‫اگه یک کوه قشنگ می‌دید
‫که نزدیک‌مون هم بود،

01:16:35.260 --> 01:16:36.719
‫می‌گفت این کوهه خوب نیست.

01:16:36.761 --> 01:16:40.682
‫اگه لوکیشنی بود که می‌تونستیم
‫بدون عبور از چند رود،

01:16:40.723 --> 01:16:42.851
‫رد شدن از لونه‌ی مارهای زنگی،

01:16:42.892 --> 01:16:44.561
‫و سوختن زیر آفتاب بهش برسیم،

01:16:44.602 --> 01:16:46.896
‫می‌گفت به اندازه‌ی کافی خوب نیست.

01:16:46.938 --> 01:16:50.066
‫بهش می‌گفتیم: هیوستون سخت پسند.

01:16:51.276 --> 01:16:52.777
‫غذا افتضاح بود،

01:16:52.819 --> 01:16:55.155
‫بیشتر اوقات مجبور بودیم اسکاچ بخوریم.

01:16:55.196 --> 01:17:00.076
‫و کیتی هم همه‌ش می‌گفت: عالی نمی‌شد
‫اگه می‌تونستیم واسه همیشه اینجا بمونیم؟

01:17:00.118 --> 01:17:04.747
‫هر پشه‌ای که من و
‫هیوستون رو نیش میزد می‌مرد.

01:17:04.789 --> 01:17:06.344
‫بین خودم و حشرات،

01:17:06.369 --> 01:17:08.518
‫یه دیوار سفت و محکم
‫از ویسکی ساخته بودم.

01:17:08.543 --> 01:17:10.795
‫اون مشروب نمی‌خورد،
‫و اینقدر همه‌چی براش راحت بود

01:17:10.837 --> 01:17:14.424
‫که انگار داشت توی کنتیکت
‫آخر هفته‌ش رو می‌گذروند.

01:17:14.466 --> 01:17:19.053
‫وای خانوم...رحم داشته باشین خانوم.

01:17:22.515 --> 01:17:26.561
‫می‌تونستین ازدواج موفقی با
‫هامفری بوگارت داشته باشین؟

01:17:26.603 --> 01:17:28.438
‫هرگز بهش فکر نکردم.

01:17:28.480 --> 01:17:30.315
‫آدم باحال و بامزه‌ای بود؟

01:17:30.356 --> 01:17:31.983
‫شوخ و شنگ بود؟ جدی بود؟

01:17:32.025 --> 01:17:35.778
‫جدی بود و به شدت منطقی بود.

01:17:35.820 --> 01:17:39.032
‫خیلی جنتلمن بود و خیلی با اصل و نسب.

01:17:39.073 --> 01:17:41.534
‫- خیلی خوش‌رفتار بود.
‫- آدم خشنی نبود؟

01:17:41.576 --> 01:17:44.120
‫به هیچ وجه.
‫دقیقا برعکس این بود.

01:17:44.162 --> 01:17:47.207
‫چرا اینقدر بدجنسی می‌کنی خانوم؟

01:17:47.248 --> 01:17:49.542
‫یه مرد هرازگاهی ممکنه بخواد
‫بیش از حد دمی به خمره بزنه.

01:17:49.584 --> 01:17:52.295
‫طبیعت بشریه.

01:17:52.337 --> 01:17:57.509
‫آقای آلنات، ما در این دنیا قرار
‫داده شدیم تا از طبیعت فراتر بریم.

01:17:58.150 --> 01:17:59.485
‫خانوم...

01:18:00.803 --> 01:18:04.307
‫ببخشید، معذرت میخوام.

01:18:04.349 --> 01:18:08.520
‫یه مرد دیگه بیشتر از اینکه بگه
‫عذرمیخوام چیکار می‌تونه بکنه؟

01:18:11.614 --> 01:18:15.668
‫مه‌یو متو، همسر سابق
‫بوگارت از دنیا رفت.

01:18:15.693 --> 01:18:18.111
‫چه ضایعه‌ای.

01:18:24.044 --> 01:18:27.172
‫تک‌تک زن‌های هامفری طوری
‫به دقت انتخاب شده بودن

01:18:27.204 --> 01:18:30.415
‫تا با پیشرفت حیات
‫کاری‌ش مطابقت داشته باشن.

01:18:30.457 --> 01:18:34.753
‫وقتی شروع کرد به بازیگری و
‫باید کلی چیزها یاد می‌گرفت،

01:18:34.795 --> 01:18:37.089
‫با هلن منکن ازدواج کرد.

01:18:37.130 --> 01:18:39.633
‫مری فیلیپس دقیقا براش درست بود

01:18:39.675 --> 01:18:45.097
‫واسه زمانی که بیشتر از الهام و انگیزه،
‫به آسایش نیاز داشت.

01:18:45.138 --> 01:18:50.442
‫ولی هیچکدوم به اندازه‌ی زن سوم‌ش
‫در موفقیت هامفری نقش نداشتن:

01:18:50.467 --> 01:18:53.522
‫مه‌یو متو.

01:18:53.564 --> 01:18:56.858
‫اون رو در دوران تنهایی و رخوت پیدا کرد.

01:18:56.910 --> 01:19:01.957
‫در دورانی که ممکن بود به بازی کردن در نقش‌
‫فرعی گنگسترها برای برادران وارنر ادامه بده.

01:19:01.989 --> 01:19:06.034
‫با مه‌یو آشنا شد و مه‌یو شعله‌ورش کرد

01:19:06.076 --> 01:19:11.039
‫و سرپوش تمام بازدارندگی‌هاش
‫رو برای همیشه منفجر کرد.

01:19:18.672 --> 01:19:21.174
‫هالیوودنشینان در مراسم اسکار

01:19:21.199 --> 01:19:24.536
‫که توسط آکادمی علوم و هنرهای
‫سینما برگزار می‌شود حاضر می‌شوند.

01:19:24.561 --> 01:19:26.646
‫شب با ستاره‌ها روشن است.

01:19:26.671 --> 01:19:29.799
‫گفتم: متن یه سخنرانی رو
‫برات آماده کردم، میگی‌ش؟

01:19:29.824 --> 01:19:32.369
‫گفت: آره، میگم، چی هست؟

01:19:32.394 --> 01:19:37.024
‫گفتم: وقتی اسمتو گفتن و
‫رفتی بالا و جایزه‌ت رو گرفتی

01:19:37.049 --> 01:19:40.969
‫خیلی دراماتیک و به مدت
‫پنج ثانیه به حضار نگاه کن

01:19:40.994 --> 01:19:45.499
‫و بعد بگو: خب، چه عجب.
‫ولی اینو نگفت.

01:19:45.524 --> 01:19:51.405
‫برنده هامفری بوگارته
‫برای فیلم ”ملکه‌ی آفریقایی”.

01:19:51.430 --> 01:20:00.172
‫از قلب کنگوی بلژیک تا روی
‫استیج سالن پنتیجز راه دور و درازیه

01:20:00.213 --> 01:20:03.300
‫و خیلی خوشحالم که بگم اینجا نسبت به اونجا

01:20:03.342 --> 01:20:05.093
‫ یه کم بهتره.

01:20:05.135 --> 01:20:08.847
‫من...فقط میخوام یک ادای دین ناچیز

01:20:08.889 --> 01:20:11.099
‫و در واقع یک ادای
‫احترام بسیار بزرگ بکنم

01:20:11.141 --> 01:20:15.979
‫به آقای جان هیوستون و خانم کاترین هپبورن

01:20:16.021 --> 01:20:18.607
‫چون اونا کمکم کردن تا
‫جایی باشم که الان هستم.

01:20:18.649 --> 01:20:20.651
‫خیلی سپاسگزارم.

01:20:22.527 --> 01:20:24.696
‫بازیگری حقه‌بازی قشنگیه.

01:20:24.738 --> 01:20:28.617
‫انقدر از عبارت ”ستاره‌ی سینما”
‫به‌غلط استفاده شده که دیگه معنایی نداره.

01:20:28.659 --> 01:20:32.204
‫استودیوها می‌تونن با حمایت‌شون
‫هرکی که خواستن رو ستاره کنن.

01:20:32.245 --> 01:20:34.122
‫واسه همینه که من خودمو گول نمی‌زنم،

01:20:34.164 --> 01:20:38.835
‫واسه همینه که نمی‌تونم
‫خودم یا اینکارو جدی بگیرم.

01:20:41.880 --> 01:20:44.633
‫سال 1952 دوباره حامله شدم.

01:20:44.675 --> 01:20:47.386
‫توی بندیکت کنیون واسه
‫یه بچه‌ی دیگه جا نداشتیم.

01:20:47.427 --> 01:20:50.068
‫و وقتی بوگی دست رو دست گذاشته
‫بود و کاری نمی‌کرد، من رفتم به شکار

01:20:50.093 --> 01:20:53.350
‫و عاشق زیباترین خونه شدم.

01:20:58.922 --> 01:21:01.733
‫اون (باکال) کسیه که
‫خونه‌ی بزرگ می‌خواست.

01:21:03.233 --> 01:21:06.700
‫اون کسیه که کاری کرد که اجتماعی باشن

01:21:06.725 --> 01:21:10.103
‫و آدم‌های بیشتری دورشون باشه.

01:21:11.762 --> 01:21:13.118
‫و در آخر بوگارت هم راضی بود.

01:21:19.875 --> 01:21:23.003
‫تو استودیوی برادران وارنر یکی از
‫بالاترین رقم‌ها در قراردادها رو داشتم،

01:21:23.045 --> 01:21:27.475
‫ولی خیلی محدودکننده بود و به این فکر
‫کردم که خارج از استودیو بهتر کار می‌کنم.

01:21:27.500 --> 01:21:28.892
‫بالاخره رفتم.

01:21:28.917 --> 01:21:33.030
‫هیچوقت مردی رو ندیدین که اینقدر از
‫خلاص شدن از دست من خوشحال باشه.

01:21:33.055 --> 01:21:36.100
‫کل نظام استودیویی و محدودیت‌ها،

01:21:36.142 --> 01:21:41.355
‫دلیل عمده و اساسی این بودن که
‫کمپانی خودش رو راه‌اندازی کنه:

01:21:41.397 --> 01:21:43.357
‫سانتانا پروداکشنز.

01:21:43.399 --> 01:21:46.694
‫تقریبا هیچکس کمپانی
‫تولید فیلم خودشو نداشت.

01:21:46.736 --> 01:21:49.196
‫پدر من جزو اولین‌ها بود.

01:21:49.238 --> 01:21:50.871
‫نوبت توئه.

01:21:50.896 --> 01:21:53.409
‫چندین سال شگفت‌انگیز رو در
‫استودیوی برادران وارنر گذروندم.

01:21:53.451 --> 01:21:55.911
‫متوجه شدم که اونا تا حد زیادی

01:21:55.953 --> 01:21:58.622
‫مسئول چیزی بودن که قرار
‫بود در حرفه‌ی من پیش بیاد.

01:21:58.664 --> 01:22:00.374
‫دلم واسه جنگ و دعواهام با جک تنگ میشه.

01:22:00.416 --> 01:22:04.754
‫هیچکس تا حالا به خوبی
‫اون بد و بیراه نثارم نکرده.

01:22:06.005 --> 01:22:09.133
‫1953 سال خوبی واسه ما بود.

01:22:09.175 --> 01:22:12.428
‫بوگی بطور مستمر کار می‌کرد،
‫اونم تو فیلم‌های خوب.

01:22:12.470 --> 01:22:15.598
‫من بعد از سه سال برگشتم
‫سرکار و فیلم بازی کردم.

01:22:15.639 --> 01:22:18.559
‫اسم فیلم این بود:
‫"چگونه با یک میلیونر ازدواج کنیم"

01:22:18.601 --> 01:22:21.854
‫همزمان بوگی هم ایتالیا بود تا
‫در فیلم ”شیطان را بران” بازی کنه.

01:22:21.896 --> 01:22:25.816
‫در طول هشت سال ازدواج
‫این اولین جدایی‌مون بود.

01:22:28.944 --> 01:22:32.114
‫وقتی بوگی رسید فیلمنامه‌ای نداشتیم.

01:22:32.156 --> 01:22:34.992
‫یک شبه فیلمنامه‌ی ضعیف داشتیم.

01:22:35.034 --> 01:22:37.077
‫محض رضای خدا بیلی،
‫یه چیزی بگو!

01:22:37.119 --> 01:22:38.913
‫گفتم: بوگی، یا مسیح،

01:22:38.954 --> 01:22:41.665
‫ممکنه با ادامه دادنش اشتباه
‫بزرگی مرتکب بشیم.

01:22:41.707 --> 01:22:45.503
‫فرصتی بود که جلوی ضرر رو بگیریم.

01:22:45.544 --> 01:22:47.213
‫و خودمونو از کل ماجرا بکشونیم بیرون.

01:22:47.254 --> 01:22:49.507
‫کمپانی بوگی بود و به همین خاطر

01:22:49.548 --> 01:22:52.092
‫من دوبرابر احساس مسئولیت می‌کردم.

01:22:52.134 --> 01:22:55.137
‫بوگی گفت:
‫"بی‌خیال جان، فقط پوله دیگه."

01:23:01.977 --> 01:23:03.604
‫هیوستون یه ایده‌ای داشت.

01:23:03.646 --> 01:23:06.148
‫بجای تلاش برای تکرار ”کازابلانکا”

01:23:06.190 --> 01:23:07.775
‫یا ”شاهین مالت”

01:23:07.817 --> 01:23:10.444
‫ترومن کاپوتی رو میاریم
‫که فیلمنامه رو بنویسه

01:23:10.486 --> 01:23:14.323
‫و یک فیلم انسانی می‌سازیم،
‫با کلی طنز و احساس.

01:23:14.365 --> 01:23:17.842
‫ترومن وحشیانه نوشتش،
‫تعبیرش از طنز

01:23:17.867 --> 01:23:21.221
‫عجیب‌ترین و غیرعادی‌ترین
‫چیزی بود که تا حالا شنیده بودین.

01:23:21.246 --> 01:23:23.749
‫اگه هزار برابر میزانی که تو
‫میگی دوستم داری دوستت داشتم

01:23:23.791 --> 01:23:26.252
‫بازم هیچ فرقی نمی‌کرد،
‫باید پول داشته باشم.

01:23:26.293 --> 01:23:28.295
‫دکتر گفته که من باید
‫کلی پول داشته باشم.

01:23:28.337 --> 01:23:30.339
‫در غیراینصورت کسل و بیحال میشم

01:23:30.381 --> 01:23:32.216
‫و پوستم هم به مشکل می‌خوره.

01:23:32.258 --> 01:23:34.218
‫ولی تو الان اینجوری نیستی،
‫هیچی هم پول نداری.

01:23:34.260 --> 01:23:37.096
‫انتظاراتمه که سرپا نگهم داشته.

01:23:41.596 --> 01:23:44.562
‫”شیطان را بران” که اکران شد

01:23:44.603 --> 01:23:46.480
‫و استودیوها دیدنش

01:23:46.522 --> 01:23:48.524
‫نگفتن خب این اصلا در مورد چیه؟

01:23:48.566 --> 01:23:50.276
‫مسلما گفتن، تماشاگرها

01:23:50.317 --> 01:23:52.528
‫و منتقدها و بقیه هم همینو گفتن.

01:23:52.570 --> 01:23:54.822
‫و کی فهمیدن که خنده‌دار بوده؟

01:23:54.864 --> 01:23:58.367
‫سه چهارسالی طول کشید
‫تا کم‌کم دست‌شون بیاد.

01:23:58.409 --> 01:24:03.455
‫و همونطور که گفتین، کم‌کم
‫تبدیل شد به یک فیلم کالت.

01:24:03.497 --> 01:24:06.125
‫بله. بوگارت و کاپوتی با هم چطور بودن؟

01:24:06.166 --> 01:24:11.255
‫با هم خیلی خوب بودن، تا
‫اینکه یک شب با هم کشتی گرفتن.

01:24:11.297 --> 01:24:15.175
‫و در کمال تعجب، ترومن،

01:24:15.217 --> 01:24:17.803
‫که در ضمن واسه خودش بولداگیه،

01:24:17.845 --> 01:24:21.432
‫شونه‌های بوگی رو به زمین چسبوند.

01:24:49.626 --> 01:24:53.338
‫من و بوگی گروهی رو تشکیل
‫دادیم که به رت پک معروف بود،

01:24:53.379 --> 01:24:56.549
‫شخص واجد شرایط کسی
‫بود که به عدم انطباق معتاد بود:

01:24:56.591 --> 01:24:58.951
‫تا دیروقت بیدار می‌موند،
‫مشروب می‌خورد، بگو بخند می‌کرد،

01:24:58.976 --> 01:25:02.354
‫و براش مهم نبود کی در موردمون
‫چی میگه و چه فکری می‌کنه.

01:25:06.392 --> 01:25:10.355
‫تمام عمرم کار کردم و ازم تمجید شده.

01:25:10.396 --> 01:25:13.024
‫واقعا نمی‌دونم چرا انقدر سخت کار کردم.

01:25:13.066 --> 01:25:17.779
‫فکر کنم کار حکم تراپی رو داره،
‫از مشروب‌خوری دور نگه‌م میداره.

01:25:17.820 --> 01:25:21.324
‫قبلا گفتم دوست دارم اونقدری پول
‫در بیارم که بازنشست بشم و تمام.

01:25:21.366 --> 01:25:25.870
‫ولی فکر کنم با هیچکاری
‫نکردن آدم شادی نباشم.

01:25:26.788 --> 01:25:29.332
‫در ”شورش کین”،
‫نقش کوئیگ رو بازی می‌کنم.

01:25:29.374 --> 01:25:31.167
‫مردی که فرمانی داده

01:25:31.209 --> 01:25:33.252
‫و از پذیرش مسئولیت‌
‫فرمانی که داده ناتوانه.

01:25:33.294 --> 01:25:35.838
‫عصربخیر آقایون.

01:25:35.880 --> 01:25:40.593
‫از کاپیتان کوئیگ خوشم می‌اومد.
‫حس کردم درکش می‌کنم.

01:25:40.635 --> 01:25:46.599
‫طبیعتا...این چیزها رو فقط به
‫واسطه‌ی حافظه می‌تونم به‌یاد بیارم.

01:25:46.641 --> 01:25:51.771
‫اگه چیزی رو جا انداختم،
‫دقیق و جزئی ازم بپرسین،

01:25:51.813 --> 01:25:58.444
‫و ... خوشحال میشم
‫بتونم تک‌تک‌شونو جواب بدم.

01:25:58.486 --> 01:26:01.614
‫کوئیگ دیوانه نبود،
‫بیمار بود.

01:26:01.656 --> 01:26:03.533
‫نمی‌دونم اسکیزوفرنی داشت،

01:26:03.574 --> 01:26:06.119
‫دوقطبی بود یا پارانویا داشت.

01:26:06.160 --> 01:26:07.996
‫از یک روانکاو بپرسین.

01:26:08.037 --> 01:26:13.626
‫ولی می‌دونم آدمی که هرکدوم از این مسائل رو
‫داشته باشه در نرمال بودن اضافه‌کاری می‌کنه.

01:26:13.668 --> 01:26:17.588
‫در واقع بیش از حد نرماله،
‫تا اینکه تحت فشار قرار بگیره،

01:26:17.630 --> 01:26:20.425
‫بعد منفجر میشه.

01:26:20.466 --> 01:26:25.013
‫خودم شخصا تو هر استودیوی هالیوود،
‫یه کوئیگ می‌شناسم.

01:26:27.598 --> 01:26:32.311
‫و می‌دونم که شما هم به‌اندازه‌ی من
‫دلشوره دارین که ببینین کدوم بازیگر

01:26:32.353 --> 01:26:36.441
‫اسکار بهترین بازیگری امسال رو برنده شده.

01:26:36.482 --> 01:26:41.988
‫برنده مارلون براندوئه برای
‫”در بارانداز”

01:26:42.030 --> 01:26:46.159
‫وقتی اومدم اینجا یه دست کت‌شلوار داشتم،
‫و همه فکر می‌کردن گدائم.

01:26:46.200 --> 01:26:51.414
‫براندو با یه عرقگیر اومد
‫و کل شهر شیفته‌ش شدن.

01:26:51.456 --> 01:26:55.168
‫این بازیگرهایی که از اکتورز
‫استودیو اومدن، زیرلب دیالوگ میگن.

01:26:55.209 --> 01:26:56.836
‫کلمه‌هاشونو نمی‌شنوم.

01:26:56.878 --> 01:27:01.132
‫آخه واسه چی یاد نمی‌گیرن
‫که درست صحبت کنن؟

01:27:01.174 --> 01:27:06.095
‫این مدرسه بازیگری که میگه ”کونتو
‫بخارون و من‌من کن”، به من یکی خوش نمیاد.

01:27:06.137 --> 01:27:10.224
‫خیلی سنگین‌تر از چیزیه
‫که...تصور می‌کردم.

01:27:20.985 --> 01:27:25.572
‫من دیگه در دوران پرتب و تاب جوانی نیستم،
‫مسئولیت دارم.

01:27:25.614 --> 01:27:27.866
‫یه مرد متاهلم با دو تا بچه.

01:27:27.908 --> 01:27:30.702
‫و همسرم به شدت باعث
‫ثبات در زندگی من میشه.

01:27:30.744 --> 01:27:34.081
‫فکر نمی‌کنم دیگه بوگارت باشم.

01:27:34.122 --> 01:27:35.999
‫- بیا اینجا.
‫- اینم لزلیه.

01:27:36.041 --> 01:27:39.044
‫احتمالا پدر خیلی خوبی نیستم.

01:27:39.086 --> 01:27:41.088
‫پدر بودن یه کم دیر تو زندگیم اتفاق افتاد.

01:27:41.129 --> 01:27:42.631
‫درک‌شون نمی‌کنم،

01:27:42.672 --> 01:27:44.966
‫و فکر کنم اونا هم منو درک نمی‌کنن.

01:27:45.008 --> 01:27:49.721
‫و تمام چیزی که می‌تونم بگم
‫اینه: خداروشکر که بتی هست.

01:27:49.763 --> 01:27:53.850
‫به نظرم از اینکه پدر یک بچه‌
‫کوچولو باشه خوشش نمی‌اومد.

01:27:53.892 --> 01:27:55.727
‫ولی فکر کنم همینجوری
‫که سن‌مون بالاتر می‌رفت،

01:27:55.752 --> 01:27:59.346
‫می‌تونستیم واقعا با هم ایاغ بشیم.

01:28:02.025 --> 01:28:05.028
‫به نظرم خیلی پدر خوبی میشد،

01:28:05.070 --> 01:28:07.739
‫و این به این معنا نیست
‫که تو بچگی‌م پدر خوبی نبود،

01:28:07.764 --> 01:28:11.101
‫فقط یه جورایی سرد و نجوش بود.

01:28:40.981 --> 01:28:43.400
‫1956 سالی بود که من و بوگی

01:28:43.441 --> 01:28:45.610
‫می‌خواستیم اولین فیلم‌مون
‫رو بعد از "کی لارگو" بسازیم

01:28:45.635 --> 01:28:48.221
‫که مربوط میشد به هشت سال پیش.

01:28:51.908 --> 01:28:53.743
‫هردومون خیلی مشتاق‌ش بودیم.

01:28:53.768 --> 01:28:55.979
‫ده سال و نیم بود که زن و شوهر بودیم.

01:28:56.037 --> 01:28:58.665
‫زندگی واقعا خوب به نظر می‌رسید.

01:29:07.340 --> 01:29:08.675
‫بوگی یه روز اومد خونه و گفت

01:29:08.717 --> 01:29:10.844
‫موقع ناهار گریر گارسون رو دیده.

01:29:10.886 --> 01:29:12.971
‫گریر گفته بود که نوع
‫سرفه کردنش یه جوریه

01:29:13.013 --> 01:29:15.974
‫و باید بره دکتر مینارد
‫برندسما، یعنی دکتر خودشو ببینه،

01:29:16.016 --> 01:29:18.602
‫که متخصص داخلیه و
‫کلینیک‌ش توی بورلی هیلزه.

01:29:18.643 --> 01:29:22.105
‫در واقع به‌زور واسه معاینه کشوندش اونجا.

01:29:22.130 --> 01:29:25.929
‫یه خبرهایی بود، حالا یا
‫توی نای‌ش یا توی مری‌ش.

01:29:25.954 --> 01:29:28.896
‫تونستیم ازش بیوپسی بگیریم

01:29:28.921 --> 01:29:32.394
‫و نمونه مثبت بود، سرطان داشت، کارسینوم.

01:29:32.419 --> 01:29:38.877
‫به بوگی گفتم یک زخم بدخیم توی مری‌ش داره

01:29:38.902 --> 01:29:42.258
‫و خب این خودش نیاز
‫به یک جراحی دیگه داشت.

01:29:43.210 --> 01:29:45.738
‫بوگی پرسیده بود
‫ممکنه تا پایان فیلمبرداری

01:29:45.763 --> 01:29:46.838
‫عقبش بندازن؟

01:29:46.880 --> 01:29:49.007
‫تقریبا یه هفته بعدش می‌خواستیم شروع کنیم.

01:29:49.049 --> 01:29:50.368
‫دکتر برندسما گفته بود نمیشه،

01:29:50.393 --> 01:29:53.762
‫مگه اینکه دنبال کلی گل در
‫قطعه هنرمندان فارست لان باشه.

01:29:54.510 --> 01:29:58.144
‫متاسفانه وقتی قفسه‌ی سینه رو باز کردیم

01:29:58.169 --> 01:30:01.427
‫دیدیم که غدد لنفاوی از قبل درگیر شدن.

01:30:01.452 --> 01:30:04.941
‫خودم شخصا به بوگی گفتم
‫که همه‌شو بیرون آوردیم،

01:30:04.966 --> 01:30:09.094
‫که تا حدی حقیقت داشت،
‫چون زخم رو بیرون آورده بودیم.

01:30:09.119 --> 01:30:12.239
‫در مورد غده‌ها‌ی سرطانی،
‫هیچوقت نمیشه فهمید کامل خارج شدن یا نه.

01:30:12.264 --> 01:30:16.104
‫و بخاطر سرفه‌هاش نمی‌تونستیم
‫خیلی بهش آرامبخش بزنیم.

01:30:17.223 --> 01:30:20.273
‫بنابراین دوران به شدت سختی رو از سرگذروند

01:30:20.298 --> 01:30:23.539
‫ولی حتی یکبار هم غر نزد،
‫حتی یکبار.

01:30:24.918 --> 01:30:26.753
‫بیرون نرفتم.

01:30:26.795 --> 01:30:30.172
‫باید اینجا بشینم و ساکت باشم.

01:30:30.214 --> 01:30:32.466
‫همه‌ش احساس خستگی می‌کنم.

01:30:32.508 --> 01:30:35.135
‫انگار دیگه اصلا دل و دماغ ندارم.

01:30:35.177 --> 01:30:38.514
‫فکر کنم کهولت سن
‫دیگه داره بهم میرسه.

01:30:39.531 --> 01:30:42.381
‫دوباره گفت که توی پشت‌ش درد احساس می‌کنه،

01:30:43.250 --> 01:30:47.351
‫اشعه ایکس نشون داد که سرطان
‫به ستون فقرات‌ش سرایت کرده.

01:30:47.835 --> 01:30:50.901
‫واکنش بتی به این اتفاقات چی بود؟

01:30:50.926 --> 01:30:53.919
‫حقیقت رو می‌دونست یا
‫در حد بوگی در جریان بود؟

01:30:53.944 --> 01:30:56.202
‫حقیقت رو می‌دونست، در جریان بود.

01:30:58.575 --> 01:31:01.328
‫اون کلمات بالاخره بیان شدن:

01:31:01.370 --> 01:31:04.707
‫خیلی خوب به نظر نمیاد.

01:31:04.748 --> 01:31:07.918
‫نمی‌تونستم به زندگی نکردن بوگی فکر کنم.

01:31:07.960 --> 01:31:10.671
‫برام کاملا غیرقابل قبول بود.

01:31:12.214 --> 01:31:14.842
‫بیماری یک مرد، مربوط
‫میشه به قلمروی خصوصی‌ش.

01:31:14.883 --> 01:31:18.679
‫و مهم نیست چقدر
‫عاشق‌تونه و چقدر بهم نزدیکین،

01:31:18.721 --> 01:31:20.848
‫در هرصورت باهاش بیگانه می‌مونین.

01:31:25.686 --> 01:31:28.647
‫اخیرا از این همه شایعات بی‌‌پایه و اساس

01:31:28.672 --> 01:31:30.524
‫در رابطه با وضعیت سلامتی من

01:31:30.549 --> 01:31:32.309
‫که بین شما دهان به دهان می‌شود

01:31:32.334 --> 01:31:33.837
‫بسیار برآشفته شدم.

01:31:33.862 --> 01:31:36.865
‫خوانده‌م که هردو ریه‌م را برداشته‌ند،

01:31:36.890 --> 01:31:39.393
‫که تا نیم ساعت دیگر
‫هم نمی‌توانم زنده بمانم،

01:31:39.418 --> 01:31:41.462
‫که برای زنده ماندنم دست و پا می‌زنم،

01:31:41.487 --> 01:31:43.053
‫خوانده‌م که قلبم را برداشته‌ند

01:31:43.085 --> 01:31:45.921
‫و جایش یک پمپ بنزین قدیمی کار گذاشته‌ند.

01:31:45.956 --> 01:31:48.378
‫در حال حاضر بهتر از همیشه‌م،

01:31:48.403 --> 01:31:51.418
‫و تنها چیزی که نیاز دارم
‫سی پوند اضافه وزن است،

01:31:51.443 --> 01:31:54.195
‫که مطمئنم برخی از شما می‌توانید
‫این میزان وزن را به من ارزانی کنید.

01:31:54.220 --> 01:31:55.924
‫و باور کنید نسبت به اینکه این سی پوند

01:31:55.966 --> 01:31:59.720
‫از کدام بخش آناتومی شما
‫می‌آید، حساسیتی ندارم.

01:32:05.559 --> 01:32:09.146
‫یکی دو هفته‌ای زندگی‌مون تقریبا نرمال بود،

01:32:09.171 --> 01:32:13.842
‫لزلی در محوطه‌ی بیرون، چهارمین
‫سالگرد تولدش رو جشن می‌گرفت.

01:32:13.867 --> 01:32:16.067
‫آخر هفته که روز کارگر
‫بود رو در سانتانا می‌گذروندیم

01:32:16.092 --> 01:32:18.864
‫و در کاتالینا اوقات خوش و آرومی داشتیم.

01:32:20.068 --> 01:32:22.800
‫فوق‌العاده شجاع بود

01:32:22.825 --> 01:32:24.621
‫ولی همیشه این فکر پشت‌ش بود

01:32:24.646 --> 01:32:28.680
‫که شاید بتونه به بیماری چیره بشه.

01:32:30.146 --> 01:32:35.711
‫انگار داشت توی اون کشتی آخرین
‫ذرات شیره‌ی زندگی رو بیرون می‌کشید.

01:32:37.375 --> 01:32:39.378
‫ولی به نظر من دریانوردی

01:32:39.403 --> 01:32:41.842
‫چیزی بود که باعث شد بیشتر دووم بیاره.

01:32:41.867 --> 01:32:43.509
‫آره، صد در صد.

01:32:43.534 --> 01:32:46.997
‫تو آخرین سال زندگی‌ش، فکر کنم
‫چهار روز در هفته روی کشتی بود.

01:32:47.707 --> 01:32:51.555
‫اون اواخر، شد که فقط
‫خودتون دوتا برین روی دریا؟

01:32:51.580 --> 01:32:53.879
‫آره، سه ماه پیش از مرگش
‫با هم دریانوردی کردیم.

01:32:53.904 --> 01:32:55.650
‫- و این آخرین بار بود؟
‫- بله.

01:32:55.675 --> 01:32:57.418
‫فقط خودتون دو تا بودین؟

01:32:57.443 --> 01:32:59.011
‫استیون هم باهاش بود.

01:33:01.949 --> 01:33:05.202
‫فکر کنم واضح‌ترین
‫خاطره‌ای که از پدرم دارم

01:33:05.244 --> 01:33:07.246
‫روی کشتیه.

01:33:07.271 --> 01:33:10.274
‫می‌تونم در حال خندیدن ببینمش.

01:33:10.299 --> 01:33:14.011
‫پدرم همون اندازه که عاشق چیزهای دیگه بود،
‫به دریا عشق می‌ورزید.

01:33:14.036 --> 01:33:18.332
‫مایه‌ی آرامش‌ش بود،
‫باعث میشد خودش رو احیا کنه،

01:33:18.357 --> 01:33:22.444
‫بیشتر از هرجایی دوست داشت اونجا باشه.

01:33:28.100 --> 01:33:31.894
‫رفتم بالا و پیش‌خدمتش
‫داشت لباس تن بوگارت می‌کرد،

01:33:31.936 --> 01:33:34.564
‫که دراز کشیده بود،
‫توی یه تخت دونفره‌ی بزرگ،

01:33:34.605 --> 01:33:36.566
‫و شلوار بوگارت رو پاش کرد،

01:33:36.607 --> 01:33:39.569
‫و روب دوشامبرش رو تن‌ش کرد،

01:33:39.610 --> 01:33:45.491
‫و ضعیف‌تر از اون بود که
‫حتی با کمک از پله‌ها بیاد پایین.

01:33:45.516 --> 01:33:47.393
‫یه بالابر اونجا بود،

01:33:47.418 --> 01:33:50.504
‫خودشو می‌رسوند به اون بالابر،

01:33:50.529 --> 01:33:53.615
‫و تا طبقه‌ی اول می‌اومد پایین،

01:33:53.640 --> 01:33:55.100
‫اونجا می‌ذاشتنش روی صندلی چرخدار

01:33:55.125 --> 01:33:58.003
‫و می‌بردنش به اطاق پذیرایی.

01:33:59.855 --> 01:34:03.847
‫محفلی بود برای معاشرت
‫و یکی دو ساعتی می‌نشست اونجا،

01:34:03.872 --> 01:34:05.361
‫بدون اینکه لب به چیزی بزنه،

01:34:05.403 --> 01:34:08.907
‫چون جون نداشت لیوان بلند کنه
‫و یا سیگار روشن کنه.

01:34:08.931 --> 01:34:12.310
‫به نظرم هیچکدوم‌مون تا اون
‫دم‌دم‌های آخر خبر نداشتیم،

01:34:12.351 --> 01:34:16.772
‫که بوگارت چه جسارتی به خرج میداده که
‫خودشو برسونه اونجا و روی اون صندلی بشینه

01:34:16.814 --> 01:34:20.985
‫و یک ساعتی تلاش کنه که میزبان باشه.

01:34:24.030 --> 01:34:28.451
‫این آخرین تصویریه که از بوگی دارم.

01:34:28.493 --> 01:34:36.058
‫و کاملا هم‌راستای تصویری که ازش دارم...

01:34:36.083 --> 01:34:39.045
‫از کلِ زندگی‌ش.

01:34:46.052 --> 01:34:49.305
‫یادم میاد که با بالابر می‌اومد
‫پایین و می‌آوردنش بیرون،

01:34:49.347 --> 01:34:52.433
‫و دوستاش می‌اومدن خونه.

01:34:52.475 --> 01:34:55.144
‫نمی‌خواستن ما این شکلی ببینیمش

01:34:55.186 --> 01:34:56.812
‫واسه همین ما در طول اون سال

01:34:56.854 --> 01:35:00.233
‫خیلی اجازه نداشتیم ببینیمش.

01:35:02.777 --> 01:35:05.780
‫من و اسپنسر رفتیم خونه‌شون،
‫یه مدت گپ زدیم،

01:35:05.821 --> 01:35:08.824
‫و بوگی مثل همیشه خوش‌مشرب بود

01:35:08.882 --> 01:35:13.178
‫و نشسته بود روی صندلی‌ چرخدار،
‫توی اتاق‌خوابش،

01:35:13.204 --> 01:35:18.000
‫و بعد پا شدیم بریم که
‫خیلی خسته‌ش نکنیم.

01:35:18.042 --> 01:35:24.173
‫من بوسیدمش و خداحافظی کردم،
‫رفتم سمت در

01:35:24.215 --> 01:35:28.844
‫و اسپنسر رفت پیش‌ش و زد روی شونه‌ش

01:35:28.886 --> 01:35:33.140
‫و گفت: ما داریم میریم.

01:35:33.182 --> 01:35:38.187
‫و بوگی دستشو آورد بالا و
‫گذاشت روی دست اسپنسر

01:35:38.229 --> 01:35:44.235
‫نگاهش کرد و گفت:
‫"خداحافظ اسپنس."

01:35:52.159 --> 01:35:55.162
‫حوالی نیمه‌شب بود که بوگی
‫رو بوسیدم و شب‌بخیر گفتم.

01:35:55.204 --> 01:35:59.834
‫اینبار، برای اولین بار طی
‫یازده سال و نیم زندگی زناشویی

01:35:59.875 --> 01:36:02.378
‫هیچ واکنشی نشون نداد.

01:36:02.420 --> 01:36:06.716
‫روی تخت دراز کشیدم و
‫برای اولین بار در طی یکسال

01:36:06.757 --> 01:36:09.594
‫هق‌هق گریه کردم و گریه کردم و گریه کردم.

01:36:37.454 --> 01:36:40.332
‫در این ماه‌هایی که درگیر بیماری بود

01:36:40.389 --> 01:36:43.851
‫هیچوقت باور نداشت که قراره بمیره.

01:36:43.877 --> 01:36:47.130
‫نه اینکه بخواد از فکر به
‫چنین چیزی سر باز بزنه،

01:36:47.172 --> 01:36:50.216
‫چنین چیزی صرفا به
‫ذهنش خطور نکرده بود.

01:36:51.468 --> 01:36:55.430
‫هیچوقت خودش
‫رو خیلی جدی نگرفت.

01:36:55.489 --> 01:36:59.451
‫کارش رو خیلی جدی می‌گرفت.

01:36:59.492 --> 01:37:02.842
‫در نگاهش به شمایل
‫پرزرق و برق بوگارتِ ستاره

01:37:02.867 --> 01:37:05.982
‫یک بدبینی بازیگوشانه‌ وجود داشت.

01:37:06.024 --> 01:37:11.237
‫برای بوگارتِ بازیگر احترامی عمیق قائل بود.

01:37:12.030 --> 01:37:17.077
‫زندگی‌ش غنی بود و پر از شکوفایی.

01:37:17.118 --> 01:37:21.873
‫هیچ دلیلی نداریم که بخاطرش
‫بخوایم برای اون غصه بخوریم.

01:37:21.915 --> 01:37:25.669
‫فقط می‌تونیم برای خودمون
‫غصه بخوریم که از دستش دادیم.

01:37:39.724 --> 01:37:45.814
‫من از آدم‌ها خوشم میاد، از
‫کشتی تفریحی، شطرنج، سیاست.

01:37:45.855 --> 01:37:47.816
‫از یه مشروب خوب.

01:37:47.857 --> 01:37:51.152
‫یه همسر خوب، بچه‌های خوب.

01:37:53.196 --> 01:37:54.489
‫اینا رو داشتم.

01:37:54.513 --> 01:38:14.513
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:38:14.537 --> 01:38:34.537
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.