﻿WEBVTT

00:00:36.556 --> 00:00:56.556
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:38.580 --> 00:03:43.200
‫بیاین این فرصت رو درست استفاده کنیم تا همه رو با یه اشاره ساکت کنیم

00:03:43.200 --> 00:03:47.660
‫و اونایی که بعد از به قدرت رسیدن، کشور و مردممون رو فراموش کردن، یادآوری کنیم

00:03:47.700 --> 00:03:54.580
‫و مطمئن شیم وکیل آنيل بیبی که خیلی به زادگاهش وابسته‌س، با اکثریت زیاد برنده بشه.

00:03:54.580 --> 00:03:58.000
‫پایگاه، برنده به اکثریت.

00:03:59.620 --> 00:04:01.000
‫هی... چطور مطوری؟

00:04:01.040 --> 00:04:02.160
‫اومدم اسلحمو تحویل بدم.

00:04:02.200 --> 00:04:03.830
‫فقط وقتی انتخابات اعلام می‌شه پیدات می‌شه.

00:04:03.830 --> 00:04:05.870
‫برو پیش افسر سمت راست.

00:04:06.290 --> 00:04:08.580
‫- شماره؟
‫- ۱۶۲۴/ام پی ام.

00:04:09.830 --> 00:04:11.000
‫مجوز؟

00:04:14.370 --> 00:04:15.950
‫- هفت‌تیره؟
‫- آره.

00:04:19.330 --> 00:04:21.450
‫- تازگیا استفاده نکردی، نه؟
‫- نه، نه.

00:04:26.620 --> 00:04:27.620
‫گلوله‌ها...

00:04:39.250 --> 00:04:40.410
‫- باشه، پس.
‫- باشه.

00:04:52.830 --> 00:04:54.250
‫همه اسلحه‌هاشونو تحویل دادن؟

00:04:54.540 --> 00:04:55.290
‫نه.

00:04:55.290 --> 00:04:57.160
‫فقط یه آقای آپو پیلی مونده.
‫- باشه.

00:05:01.410 --> 00:05:02.790
‫لطفا مدارکتونو نشون بدید.

00:05:03.500 --> 00:05:05.040
‫مامان، کارت من.

00:05:05.250 --> 00:05:07.040
‫- دو تا شاهد هست، نه؟
‫- آره، آره.

00:05:08.330 --> 00:05:09.580
‫مدارک شناسایی رو نشون بدید.

00:05:13.080 --> 00:05:14.370
‫آپارن...

00:05:15.540 --> 00:05:16.580
‫مدرک داماد؟

00:05:16.870 --> 00:05:17.870
‫ایناهاش.

00:05:19.790 --> 00:05:20.830
‫اسم کامل؟

00:05:20.870 --> 00:05:22.080
‫آجایچندران کا.وی.

00:05:22.080 --> 00:05:23.330
‫آجایچندران.

00:05:24.370 --> 00:05:25.540
‫اسم پدر؟

00:05:25.580 --> 00:05:26.790
‫کا. آپو پیلی.

00:05:27.830 --> 00:05:29.290
‫از جایی دور اومدی، ها؟

00:05:29.620 --> 00:05:30.790
‫چطوری رسیدی اینجا؟

00:05:30.790 --> 00:05:31.830
‫از کجا اومدی؟

00:05:31.870 --> 00:05:32.870
‫ندونچال.

00:05:32.870 --> 00:05:33.950
‫ندونچال...

00:05:34.000 --> 00:05:36.660
‫او! همونجاس که کلی جاذبه‌های اکوتوریسمی داره؟

00:05:36.700 --> 00:05:37.870
‫- آره.
‫- باشه.

00:05:40.540 --> 00:05:41.540
‫آجیته،

00:05:42.660 --> 00:05:43.870
‫از کلانتریه.

00:05:46.790 --> 00:05:47.790
‫- آقا...
‫- باشه.

00:05:48.120 --> 00:05:49.120
‫یه دقیقه صبر کنید.

00:05:52.830 --> 00:05:54.250
‫- آجایان شما هستی؟
‫- آره.

00:05:54.620 --> 00:05:55.620
‫آپو پیلی؟

00:05:55.830 --> 00:05:56.950
‫پدرمونه.

00:05:57.000 --> 00:05:58.580
‫منظورم این نیست. آپو پیلی الان پیشته؟

00:05:59.080 --> 00:06:00.540
‫آقا، الان خونه نیستم.

00:06:00.830 --> 00:06:01.830
‫پدرت چی؟

00:06:02.080 --> 00:06:03.250
‫پدر خونه‌س.

00:06:03.700 --> 00:06:05.620
‫ولی وقتی به خونه‌تون زنگ زدیم، جواب نداد.

00:06:06.000 --> 00:06:08.040
‫پدر زیاد از تلفن استفاده نمی‌کنه، آقا.

00:06:08.040 --> 00:06:09.500
‫اونه برای تماس‌های خروجیه، درسته؟

00:06:09.500 --> 00:06:10.830
‫ولی می‌تونه تماس‌های ورودی رو جواب بده، نمی‌تونه؟

00:06:10.830 --> 00:06:13.330
‫منظورم این نیست، آقا. فقط راحت نیست باهاش کار کنه.

00:06:13.580 --> 00:06:14.660
‫چه مشکلیه، آقا؟

00:06:14.660 --> 00:06:16.870
‫آپو پیلی جواز اسلحه داره، درسته؟

00:06:17.870 --> 00:06:18.910
‫آره.

00:06:18.910 --> 00:06:22.200
‫اطلاعیه‌ای رو که گفته شده بود اسلحه‌های جوازدار تحویل داده بشن دیدی؟

00:06:23.080 --> 00:06:24.790
‫- نه.
‫- ولی چنین اطلاعیه‌ای هست.

00:06:24.910 --> 00:06:26.950
‫اجباریه. امروز آخرین روزه.

00:06:27.000 --> 00:06:28.370
‫اها! به خاطر انتخابات، نه؟

00:06:28.370 --> 00:06:29.790
‫تو روزنامه خونده بودم.

00:06:29.830 --> 00:06:31.370
‫باید قبل از ظهر توی کلانتری باشه.

00:06:32.290 --> 00:06:34.120
‫من حدودا ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر می‌رسم خونه.

00:06:34.500 --> 00:06:36.040
‫اگه بعد از اون برم خیلی دیر می‌شه، آقا؟

00:06:36.080 --> 00:06:37.450
‫پدرم زیاد بیرون نمی‌ره.

00:06:37.500 --> 00:06:38.500
‫اون دیگه دیر می‌شه.

00:06:38.540 --> 00:06:39.750
‫خونه‌تون کجاست؟

00:06:39.910 --> 00:06:41.040
‫ندونچال.

00:06:41.040 --> 00:06:42.200
‫ندونچال کجا؟

00:06:42.790 --> 00:06:44.120
‫توی راه تیرونلی.

00:06:44.370 --> 00:06:45.580
‫نزدیک اداره جنگله؟

00:06:45.620 --> 00:06:47.250
‫- قبل از اداره جنگله.
‫- باشه.

00:06:47.250 --> 00:06:48.700
‫خونه رو به عنوان «کودیکال ویدو» می‌شناسن، آقا.

00:06:48.700 --> 00:06:50.580
‫باشه. خودمون میایم تحویل می‌گیریم.

00:06:53.250 --> 00:06:54.540
‫- راجع به اسلحست؟
‫- آره.

00:06:54.580 --> 00:06:56.290
‫چرا اینقدر نگرانی بابتش؟

00:06:56.330 --> 00:06:57.790
‫اونا خودشون پیدا میکنن دیگه

00:07:16.250 --> 00:07:17.410
‫- بابا...
‫- آره.

00:07:17.790 --> 00:07:18.790
‫پیداش کردی؟

00:07:18.830 --> 00:07:19.830
‫نه.

00:07:19.830 --> 00:07:21.370
‫از کلانتری تماس گرفتن.

00:07:21.410 --> 00:07:22.910
‫گفتن باید تا قبل از ظهر برسونمش اونجا.

00:07:22.910 --> 00:07:24.620
‫اگه نرسه، منو محاکمه می‌کنن؟

00:07:25.540 --> 00:07:27.450
‫از صبح دارم دنبالش می‌گردم.

00:07:28.200 --> 00:07:31.370
‫اگه پیداش نکنم، بگو یه تفنگ چوبی می‌تراشم و تحویل می‌دم.

00:07:31.750 --> 00:07:35.250
‫لعنت به این اطلاعیه‌ها و اخطارهای تسلیم، همه‌اش برای یه تفنگ کوچیک!

00:07:35.290 --> 00:07:36.540
‫وقتی پیداش کردم بهت زنگ می‌زنم!

00:07:36.580 --> 00:07:37.580
‫قطع کن دیگه!

00:07:42.450 --> 00:07:43.580
‫همین رو بهت گفتم...

00:07:43.620 --> 00:07:46.620
‫باید صبح وقتی گفت گم شده، یه درخواست می‌دادیم.

00:07:46.700 --> 00:07:48.290
‫این برای امنیت خودمون هم هست.

00:07:48.870 --> 00:07:50.540
‫اگه کسی دزدیده باشه

00:07:50.540 --> 00:07:52.040
‫و یه جایی شلیک کنه،

00:07:52.160 --> 00:07:53.660
‫باید یه پشتوانه محکم داشته باشیم، نه؟

00:07:54.660 --> 00:07:56.500
‫دارم بدترین حالت رو می‌گم.

00:07:56.540 --> 00:07:58.830
‫بهتر نیست از اینکه بگیم گم شده

00:07:58.870 --> 00:08:00.500
‫وقتی پلیس بیاد خونه دنبالش؟

00:08:01.000 --> 00:08:02.290
‫می‌فهمم، شیوتا.

00:08:02.370 --> 00:08:04.330
‫حتی به بابا هم گفتم که باید درخواست بدیم.

00:08:04.370 --> 00:08:06.040
‫ولی بابا مخالفت کرد

00:08:06.370 --> 00:08:07.410
‫باشه.

00:08:07.410 --> 00:08:08.830
‫به هر حال، بذار بگرده.

00:08:08.950 --> 00:08:10.500
‫کاری که اومدی اینجا انجام بده. بیا.

00:08:18.160 --> 00:08:19.160
‫باشه.

00:08:20.250 --> 00:08:21.790
‫- زندگی مشترک خوشی داشته باشی!
‫- ممنون، آقا.

00:08:23.410 --> 00:08:24.540
‫- خب، پس.
‫- باشه.

00:08:24.660 --> 00:08:25.660
‫خب، پس.

00:08:26.040 --> 00:08:27.120
‫- باشه.
‫- می‌بینمت.

00:08:28.290 --> 00:08:29.290
‫آپارنا...

00:08:31.410 --> 00:08:32.500
‫چرا نیومدی داخل؟

00:08:32.540 --> 00:08:33.660
‫همین الان رسیدم.

00:08:35.000 --> 00:08:36.450
‫اون برادر پرویناست.

00:08:36.450 --> 00:08:37.790
‫- پراشوب.
‫- سلام.

00:08:38.620 --> 00:08:40.370
‫وقتی جا افتادی بیا خونه.

00:08:40.950 --> 00:08:41.950
‫باشه.

00:08:43.450 --> 00:08:44.790
‫چقدر مرخصی داری؟

00:08:45.040 --> 00:08:46.250
‫هنوز تماسی نگرفتن.

00:08:46.290 --> 00:08:47.750
‫به هر حال دو ماه اینجا هستم.

00:08:48.040 --> 00:08:49.040
‫باشه.

00:08:50.790 --> 00:08:52.160
‫شماها ادامه بدید.

00:08:53.040 --> 00:08:54.250
‫داره دیر می‌شه، نه؟

00:08:54.250 --> 00:08:55.250
‫موفق باشی.

00:08:55.750 --> 00:08:56.750
‫بریم؟

00:10:07.750 --> 00:10:09.250
‫اسمیت و وسون، 9 میلی‌متری.

00:10:09.410 --> 00:10:10.620
‫یه تفنگه، درسته؟

00:10:10.950 --> 00:10:12.080
‫بله.

00:10:12.950 --> 00:10:15.250
‫سه سال از تمدید مجوزش گذشته، درسته؟

00:10:15.290 --> 00:10:16.290
‫بله.

00:10:16.330 --> 00:10:17.830
‫همونه. ک. آپو پیلای.

00:10:18.290 --> 00:10:19.290
‫باشه.

00:10:20.000 --> 00:10:21.000
‫- آقا...
‫- بله.

00:10:21.040 --> 00:10:22.540
‫همه چیز توی سوابق ایستگاه خوبه.

00:10:22.540 --> 00:10:24.160
‫در فوریه 2021،

00:10:24.200 --> 00:10:27.000
‫اون تفنگ رو برای تمدید مجوز تحویل داده بود.

00:10:27.080 --> 00:10:30.450
‫پس بعد از تکمیل تمدید، ما هم برگردوندیمش، درسته؟

00:10:30.500 --> 00:10:31.330
‫بله، آقا.

00:10:31.370 --> 00:10:32.580
‫به عنوان یه افسر سابق ارتش،

00:10:32.620 --> 00:10:34.830
‫باید از دردسرهای پشت این کار خبر داشته باشی، نه؟

00:10:35.080 --> 00:10:37.290
‫چطور آدمایی مثل شما می‌تونن اینقدر بی‌دقت باشن؟

00:10:38.160 --> 00:10:39.160
‫شما کی هستید؟

00:10:39.330 --> 00:10:40.750
‫- من پسرشم.
‫شغلت چیه؟

00:10:41.250 --> 00:10:42.790
‫تو اداره جنگل کار می‌کنم، آقا.

00:10:43.450 --> 00:10:45.040
‫شیوداستان...

00:10:45.330 --> 00:10:46.330
‫بله.

00:10:46.370 --> 00:10:48.790
‫وقتی برای دو روز مرخصی درخواست داد، از عروسی شما گفت.

00:10:48.830 --> 00:10:49.830
‫تبریک می‌گم.

00:10:50.200 --> 00:10:52.870
‫اطلاعیه تحویل تفنگ خیلی زودتر صادر شده بود، درسته؟

00:10:52.910 --> 00:10:55.370
‫و حالا می‌گید تفنگ گم شده، اونم دقیقه نود؟

00:10:55.410 --> 00:10:57.790
‫- اممم....
‫- این چیه، شیوداستا؟

00:10:57.830 --> 00:10:59.330
‫چطور این اتفاق افتاد وقتی شما اینجا بودید؟

00:10:59.330 --> 00:11:01.160
‫خب، آقا...
‫تازه از اجایان شنیدم.

00:11:01.370 --> 00:11:03.370
‫باشه. ولی حداقل می‌تونستن وقتی فهمیدن گم شده،

00:11:03.370 --> 00:11:05.290
‫فوراً به ایستگاه اطلاع بدن، نه؟

00:11:05.330 --> 00:11:06.870
‫اگه این انتخابات پیش نمی‌اومد،

00:11:06.910 --> 00:11:08.540
‫اصلاً می‌فهمیدن که گم شده؟

00:11:08.580 --> 00:11:10.410
‫اگه کسی ازش سوءاستفاده کنه چی؟

00:11:10.660 --> 00:11:12.160
‫بهش فکر کردی؟

00:11:12.410 --> 00:11:13.830
‫تو بهش فکر کردی؟

00:11:13.830 --> 00:11:16.080
‫من کسی نیستم که زیاد فکر کنم!

00:11:16.160 --> 00:11:18.540
‫اگه قابل قبوله، می‌تونیم از اینجا درخواست رو بنویسیم و امضا کنیم.

00:11:18.580 --> 00:11:20.040
‫هی، فقط بنویس و بهشون بده.

00:11:20.410 --> 00:11:22.250
‫یا... اگه عزت نفس اجازه نمی‌ده...

00:11:22.250 --> 00:11:23.950
‫فردا صبح خودم میام کلانتری.

00:11:23.950 --> 00:11:26.370
‫کلا روز اومدن عروس و داماد رو خراب کردن.

00:11:28.330 --> 00:11:29.950
‫فکر نکنم فهمیده باشه چه قدر این مسئله جدیه.

00:11:30.000 --> 00:11:31.910
‫- تو که متوجه شدی، درسته؟
‫- آره.

00:11:32.450 --> 00:11:34.330
‫به هر حال، شکایت‌نامه کتبی بده.

00:11:34.370 --> 00:11:36.160
‫- و خونه رو کامل بگردید.
‫- جناب.

00:11:36.620 --> 00:11:38.580
‫یه کپی از جواز اسلحه هم پیوست کن.

00:11:38.580 --> 00:11:39.870
‫- باشه.
‫- اوکی، پس.

00:11:41.040 --> 00:11:42.700
‫- فردا کشیکم.
‫- باشه، خیلی خوب.

00:11:50.290 --> 00:11:52.370
‫نه، دقیقاً ثیرونلی نیست.

00:11:52.370 --> 00:11:54.910
‫اینجا قبل از اونجاست، تو مسیر ثیرونلی.

00:11:55.370 --> 00:11:58.500
‫گفتی جواز سه سال پیش تمدید شده، درسته؟

00:12:00.200 --> 00:12:02.450
‫بابا از اون موقع دیگه استفاده نکرده؟

00:12:02.830 --> 00:12:04.370
‫هر روز که چیز روزمره نیست

00:12:04.410 --> 00:12:06.040
‫که هر روز درش بیاریم و استفاده کنیم، نه؟

00:12:07.660 --> 00:12:10.290
‫آخه آدمایی مثل اون، که نمی‌تونن حتی اسلحه رو امن نگهدارن،

00:12:10.410 --> 00:12:12.750
‫نگهبان مرزای کشورمون بودن؟

00:12:13.790 --> 00:12:15.790
‫آپارنا باید کلی تحت تاثیر بوده باشه، نه؟

00:12:17.540 --> 00:12:18.580
‫کجاست؟

00:12:19.410 --> 00:12:20.410
‫داره تلفنی حرف می‌زنه.

00:12:20.450 --> 00:12:21.750
‫خوبه دیگه، آره؟

00:12:22.290 --> 00:12:23.250
‫آره.

00:12:23.250 --> 00:12:25.290
‫حس کردم خیلی ریلکس و آرومه.

00:12:28.750 --> 00:12:29.790
‫چته مرد؟

00:12:31.620 --> 00:12:32.620
‫هیچی...

00:12:33.000 --> 00:12:34.200
‫یالا بابا. بهتر باش.

00:12:34.200 --> 00:12:36.040
‫نذار فکر زیادت اون رو هم نگران کنه.

00:12:36.700 --> 00:12:38.910
‫باشه، فقط یه چیز یادت بمونه.

00:12:39.200 --> 00:12:40.500
‫همه خوبن باهاش.

00:12:40.540 --> 00:12:42.580
‫فقط حس توئه که فکر می‌کنی خوب نیست.

00:12:42.830 --> 00:12:45.790
‫و درست نیست که زندگی رو تنهایی بگذرونی.

00:12:46.040 --> 00:12:47.910
‫باید یه اتفاقاتی تو زندگی بیفته، نه؟

00:12:48.330 --> 00:12:49.790
‫فقط موضوع تو نیست.

00:12:50.080 --> 00:12:51.830
‫باید به بابا هم فکر کنی، نه؟

00:12:52.330 --> 00:12:53.620
‫متوجه حرفم شدی، نه؟

00:12:54.950 --> 00:12:55.950
‫آره.

00:12:56.700 --> 00:12:58.000
‫داره میاد.

00:12:59.290 --> 00:13:00.330
‫این برادرمه.

00:13:01.500 --> 00:13:02.540
‫سلام!

00:13:02.660 --> 00:13:03.660
‫سلام.

00:13:03.700 --> 00:13:05.080
‫چطوره اینجاز؟

00:13:05.330 --> 00:13:06.540
‫عالیه!

00:13:06.910 --> 00:13:08.370
‫خیلی وقته خونه رو ترک کردم.

00:13:08.910 --> 00:13:10.450
‫با هیچ‌کس ارتباط ندارم اونجا،

00:13:10.540 --> 00:13:12.830
‫حتی با اون "هیتلر" تو خونه.

00:13:14.250 --> 00:13:15.290
‫درست گفت.

00:13:15.290 --> 00:13:17.700
‫خب، کی برمی‌گردی بنگلور؟

00:13:17.750 --> 00:13:18.870
‫یا مرخصی گرفتی؟

00:13:18.910 --> 00:13:20.660
‫قبل از اینکه بیام اینجا، استعفا دادم.

00:13:21.160 --> 00:13:22.330
‫چطور مگه؟

00:13:22.660 --> 00:13:23.830
‫حوصله‌ام سر رفت.

00:13:24.200 --> 00:13:25.500
‫خب، برنامه بعدی چیه؟

00:13:26.250 --> 00:13:27.950
‫به برنامه‌ای فکر نکردم هنوز.

00:13:28.410 --> 00:13:30.000
‫گفتم بزار برم طبق روال جلو برم.

00:13:30.250 --> 00:13:31.410
‫باحاله!

00:13:31.450 --> 00:13:34.330
‫هیچ شغلی نمی‌تونه لذت زندگی
‫بدون کار رو بهت بده.

00:13:34.370 --> 00:13:35.580
‫آقای پراساد، لطفاً بیاید.

00:13:36.790 --> 00:13:38.410
‫کار صدام زد! بعداً زنگ می‌زنم.

00:13:38.870 --> 00:13:40.160
‫- شب‌بخیر.
‫- شب‌بخیر.

00:13:42.330 --> 00:13:43.700
‫- شب‌بخیر.
‫- شب‌بخیر.

00:13:51.830 --> 00:13:53.290
‫امروز یه جورایی به‌هم ریخته بود، نه؟

00:13:54.250 --> 00:13:55.700
‫نمی‌دونم بابات چه حسی داشت.

00:13:56.410 --> 00:13:57.790
‫هیچ اتفاق خاصی نبود.

00:13:57.870 --> 00:13:59.120
‫بابام مشکلی نداره باهاش.

00:13:59.950 --> 00:14:01.910
‫پس بقیه بودن که مشکل داشتن.

00:14:09.830 --> 00:14:12.080
‫به نظر میاد پراسادتن و بابات هم‌اتصالن!

00:14:12.580 --> 00:14:15.700
‫می‌دونی که پیرمردها چطورین، نه؟

00:14:15.790 --> 00:14:17.790
‫علاوه بر این، او پیرو انضباط نظامیه.

00:14:18.450 --> 00:14:20.870
‫نگران نباش.
‫بابا این‌قدرها هم دردسرساز نیست.

00:14:20.870 --> 00:14:23.450
‫فردا به منیان بگو بیاد با دو نفر.

00:14:23.830 --> 00:14:25.080
‫اون... اه...

00:14:25.120 --> 00:14:28.450
‫یا باید تو سن 70 سالگی از درخت بالا برم؟

00:15:23.040 --> 00:15:24.410
‫آره، یه رادیوئه.

00:15:25.080 --> 00:15:26.830
‫پویینکارا کاوو درست کنار اینجاست.

00:15:27.580 --> 00:15:30.000
‫و چیزی که اونجا می‌بینی جنگل ذخیره‌س.

00:15:31.750 --> 00:15:33.370
‫بجز هانومان و سوگریوا،

00:15:33.500 --> 00:15:36.200
‫می‌تونی کل ارتش میمون‌ها رو اینجا پیدا کنی.

00:15:36.540 --> 00:15:37.580
‫اوه!

00:15:39.580 --> 00:15:41.410
‫یه صبح خوب،
‫رادیومون غیب شد.

00:15:42.040 --> 00:15:43.250
‫بعد از حدود یه ماه بود که

00:15:43.660 --> 00:15:45.910
‫پیداش کردیم که
‫روی یه شاخه آویزونه بود.

00:15:47.040 --> 00:15:49.370
‫ارتفاعش جایی نبود که
‫بتونی راحت بگیرش، درسته؟

00:15:50.040 --> 00:15:52.040
‫خیلی‌ها با شنیدن این اومدن
‫نگاه کنن.

00:15:52.950 --> 00:15:55.450
‫دیدن نظرات مردم و تعجب اونا،

00:15:56.120 --> 00:16:01.290
‫بابا گفت که بزارین رادیو رو روی درخت بمونه
‫تا همه ازش لذت ببرن.

00:16:01.790 --> 00:16:04.370
‫و هیچ راهی هم واسه مخالفت با
‫دستور بابا نیست، درسته؟

00:16:05.040 --> 00:16:06.950
‫اون دستور نتیجه‌اش رو داد، مگه نه؟

00:16:07.160 --> 00:16:09.450
‫خودتو می‌دیدی که چشات گرد شده بود، مگه نه؟

00:16:10.700 --> 00:16:13.080
‫اگه دقیق‌تر نگاه کنی، چیزای بیشتری هم اون بالا می‌بینی.

00:16:13.160 --> 00:16:14.160
‫عروسک‌ها...

00:16:14.660 --> 00:16:15.700
‫اسباب‌بازی‌ها...

00:16:17.950 --> 00:16:19.950
‫میمون‌ها دشمن درجه یک چچو بودن.

00:16:22.160 --> 00:16:24.620
‫حتی با تله‌موش سعی کرده بود
‫میمون‌ها رو بگیره.

00:16:33.330 --> 00:16:34.580
‫از اتاق بابا میاد؟

00:16:35.620 --> 00:16:36.620
‫آره.

00:16:37.040 --> 00:16:38.410
‫اون لیست پخش روزانه شه.

00:16:38.790 --> 00:16:40.910
‫باید تحملش کنی.

00:16:41.950 --> 00:16:43.450
‫این آهنگ محلی شمال‌شرقه، درسته؟

00:16:43.580 --> 00:16:45.000
‫آره. قبلاً شنیدیش؟

00:16:45.580 --> 00:16:48.410
‫وقتی تو دهلی بودم تو یه کمپ داوطلبانه شرکت کردم.

00:16:48.660 --> 00:16:50.660
‫رفتیم ناگالند،
‫میزورام... و غیره.

00:16:51.410 --> 00:16:53.500
‫بابا سال‌ها تو آروناچال پردیش بود.

00:16:58.750 --> 00:17:00.910
‫هی، یه فکری دارم میخوام بهت بگم؟

00:17:01.410 --> 00:17:03.080
‫ممکنه احمقانه باشه.

00:17:03.410 --> 00:17:06.200
‫نمیشه با یه زاویه جدید به پرونده تفنگ گمشده نزدیک بشی؟

00:17:07.040 --> 00:17:10.700
‫خب... تفنگ چیزی نیست که
‫زیادی سنگین باشه واسه میمون که نتونه برداره، مگه نه؟

00:17:12.540 --> 00:17:14.790
‫پس، نشنیدی دیشب بابا چه دستوری داد؟

00:17:16.910 --> 00:17:18.500
‫- مانیان؟
‫- بله.

00:17:19.790 --> 00:17:21.540
‫مانیان چتا... ووو!

00:17:21.750 --> 00:17:23.370
‫این سمت... این سمت!

00:17:23.830 --> 00:17:25.500
‫تو هر گوشه و کنار رو بگرد، باشه؟

00:17:42.910 --> 00:17:45.580
‫شاشی‌ئتتا!
‫اون شاخه درخت انبه رو چک کن!

00:17:45.620 --> 00:17:47.200
‫یه شیء سیاه می‌بینی؟

00:17:47.660 --> 00:17:48.660
‫نه!

00:17:50.160 --> 00:17:52.080
‫این که یه دمپایی یا چیزی شبیه اونه!

00:17:52.790 --> 00:17:54.660
‫هی، گره رو محکم کن!

00:17:54.660 --> 00:17:56.410
‫اون درخت رو هم چک کن!

00:17:57.040 --> 00:17:58.500
‫کجاها رو باید بگردیم؟

00:18:00.000 --> 00:18:01.000
‫آه!

00:18:01.910 --> 00:18:04.250
‫حالا اگه یه شاخه بشکنه
‫و یکی بیفته،

00:18:04.620 --> 00:18:06.290
‫با اونم باید ما سر و کله بزنیم!

00:18:06.370 --> 00:18:07.370
‫- درسته؟
‫- ادامه بده!

00:18:08.790 --> 00:18:10.040
‫اگه تفنگ رو پیدا کنیم چی؟

00:18:10.870 --> 00:18:12.290
‫همیشه طرف اون رو می‌گیری!

00:18:13.500 --> 00:18:15.700
‫چه دزد باشه چه میمون،

00:18:16.000 --> 00:18:18.120
‫اگه تفنگ شلیک بشه،
‫ما تو دردسر می‌افتیم.

00:18:18.330 --> 00:18:19.330
‫پرت کنش!

00:18:19.540 --> 00:18:23.290
‫اگه این اتفاق بیفته، دیگه کسی علاقه نداره
‫بره بالا یا درخت رو تکون بده.

00:18:26.250 --> 00:18:27.290
‫خب، من برم؟

00:18:27.330 --> 00:18:28.830
‫وظیفه‌ام امروز خارج از ایستگاهه.

00:19:38.830 --> 00:19:39.830
‫ها؟

00:20:04.250 --> 00:20:07.160
‫فقط ساختن ستونای روگذر
‫به توسعه نمی‌انجامه.

00:20:07.200 --> 00:20:09.750
‫یکی اینو به رقیب انتخاباتی من توضیح بده.

00:20:11.290 --> 00:20:12.500
‫اینطوری نیست؟

00:20:12.540 --> 00:20:15.700
‫مردم شروع کردن به پرورش
‫سبزیجات زیر این روگذر،

00:20:15.750 --> 00:20:18.080
‫که فقط ستوناش تو این ۱۰ سال اخیر ساخته شده.

00:20:18.120 --> 00:20:20.830
‫لوبیا و چی و چی! پس...

00:20:21.000 --> 00:20:23.950
‫نخواین که مردم رو با اون گول بزنین.

00:20:24.000 --> 00:20:25.370
‫ماشین‌تو بزن کنار برادر!

00:20:25.410 --> 00:20:27.540
‫فقط یه لحظه. بذارین
‫اون آدم مشغول رد بشه.

00:20:27.580 --> 00:20:29.370
‫چرا می‌خوای از این ترافیک عبور کنی؟

00:20:29.370 --> 00:20:31.160
‫صبر کن! من خیلی چیزای دیگه هم باید بگم!

00:20:31.200 --> 00:20:32.700
‫جناب، می‌تونین جلو برین.

00:20:32.790 --> 00:20:34.540
‫اجازه بدین اونا رد بشن.

00:20:35.410 --> 00:20:37.080
‫با مانع کردن مردم قرار نیست به چیزی برسیم.

00:20:37.080 --> 00:20:38.700
‫سه‌چرخه‌رو حرکت بدین!

00:20:38.750 --> 00:20:40.870
‫بذارین کسایی که عجله دارن بره جلو.

00:20:43.080 --> 00:20:44.250
‫برو برو!

00:20:46.620 --> 00:20:47.790
‫برو برو!

00:20:51.120 --> 00:20:53.120
‫تو یه موقعیت بزرگ این همه شلوغ‌کاری!

00:20:54.790 --> 00:20:56.870
‫نمی‌گفتی همیشه خونه است؟

00:20:57.620 --> 00:20:59.450
‫زیاد بیرون نمی‌ره.

00:20:59.790 --> 00:21:02.200
‫چقدر از بازنشستگیش تو ارتش می‌گذره؟

00:21:03.040 --> 00:21:04.540
‫باید حدود ۱۰-۱۶ سال گذشته باشه.

00:21:05.830 --> 00:21:07.870
‫پسر بزرگش و من هم‌کلاسی بودیم.

00:21:08.750 --> 00:21:10.450
‫اون موقع‌ها خیلی خوش‌نام بود.

00:21:11.000 --> 00:21:12.160
‫الان بده؟

00:21:12.200 --> 00:21:13.410
‫اه، منظورم این نبود.

00:21:19.950 --> 00:21:21.290
‫- داسان.
‫- بله.

00:21:22.410 --> 00:21:23.410
‫بفرما.

00:21:26.830 --> 00:21:28.250
‫جوز هندی هم اضافه کردی، درسته؟

00:21:28.290 --> 00:21:31.040
‫بله. شایجو آقا این طعم رو دوست داره.

00:21:31.080 --> 00:21:33.410
‫خودش برای خودش منو تنظیم کرده.

00:21:37.540 --> 00:21:38.870
‫سوماداثان چتا...

00:21:39.660 --> 00:21:40.700
‫نگاه کن!

00:21:47.450 --> 00:21:48.910
‫تو برو
‫بعداً میام.

00:21:49.000 --> 00:21:50.870
‫خب... همه اونجا هستن.

00:21:51.120 --> 00:21:53.040
‫- تا وقتی شروع کنن منم اونجا هستم.
‫- باشه.

00:22:05.870 --> 00:22:07.410
‫دفترشون تو دهلی هست.

00:22:07.450 --> 00:22:09.160
‫پرسیده بودم که آیا
‫دفتر جنوبی دارن یا نه.

00:22:09.160 --> 00:22:11.120
‫پس یه بار قبلاً باهاشون صحبت کردی.

00:22:11.160 --> 00:22:13.450
‫- مثل یه کانال واسطه‌ان.
‫- یه لحظه.

00:22:13.500 --> 00:22:16.290
‫قبلاً عکس‌ها و جزئیات چاچو رو براشون فرستاده بودم.

00:22:16.790 --> 00:22:17.700
‫آهان!

00:22:17.750 --> 00:22:20.040
‫- پس اینا فقط واسطه هستن.
‫- بله.

00:22:20.250 --> 00:22:21.830
‫یه ان جی او دیگه داره این کارو انجام میده.

00:22:22.120 --> 00:22:24.290
‫فقط بعد از بررسی
‫جزئیاتی که فرستادیم

00:22:24.330 --> 00:22:26.580
‫و تأیید والدین به‌صورت حضوری

00:22:26.580 --> 00:22:28.080
‫اون‌ها ما رو به همدیگه وصل می‌کنن.

00:22:28.120 --> 00:22:29.120
‫باشه.

00:22:29.790 --> 00:22:31.450
‫- حالا درست شد.
‫- این سیاستشونه.

00:22:31.450 --> 00:22:33.120
‫پراشوب، ما وصل شدیم.

00:22:33.250 --> 00:22:34.950
‫باشه. پس باهاشون حرف بزن.

00:22:35.120 --> 00:22:36.290
‫لینک رو می‌فرستم.

00:22:36.290 --> 00:22:37.700
‫- باشه.
‫- این صفحست.

00:22:38.160 --> 00:22:39.620
‫- آجایتا...
‫- بله.

00:22:40.120 --> 00:22:42.120
‫خب... آپرنا چچی
‫پیشته، درسته؟

00:22:42.700 --> 00:22:43.790
‫ها؟

00:22:43.830 --> 00:22:47.000
‫منظورم اینه که... با این مسئله موافقه، درسته؟

00:22:48.830 --> 00:22:49.950
‫البته.

00:22:50.500 --> 00:22:52.290
‫قبل از عروسی بهش گفته بودم، درسته؟

00:22:52.330 --> 00:22:54.120
‫فقط پرسیدم... باشه.

00:22:54.290 --> 00:22:56.000
‫به‌هرحال، بعد از جلسه زنگ بزن.

00:22:56.160 --> 00:22:57.450
‫- باشه.
‫- باشه.

00:23:06.660 --> 00:23:07.950
‫سلام، عصر بخیر.

00:23:08.080 --> 00:23:09.080
‫عصر بخیر.

00:23:09.250 --> 00:23:11.120
‫ببخشید، کار داشتم و معطل شدم.

00:23:11.160 --> 00:23:13.160
‫برای همین نتونستم زودتر جلسه رو تنظیم کنم.

00:23:14.040 --> 00:23:15.200
‫- مشکلی نیست.
‫- باشه.

00:23:15.200 --> 00:23:16.790
‫خب، شروع کنیم؟

00:23:17.250 --> 00:23:18.250
‫حتماً.

00:23:19.910 --> 00:23:21.330
‫از کی گوورا رو می‌شناسی؟

00:23:21.580 --> 00:23:24.330
‫راستش، حضوری نمی‌شناسمش.

00:23:24.700 --> 00:23:26.700
‫همکار پراشوبه.

00:23:26.830 --> 00:23:27.910
‫اوه، دامادتونه.

00:23:27.950 --> 00:23:29.250
‫یعنی هیچ وقت ندیدیش؟

00:23:29.290 --> 00:23:30.910
‫نه. در واقع، اینجوریه که...

00:23:30.950 --> 00:23:33.000
‫اون‌ها صحبت کردن و من رو وصل کردن.

00:23:34.080 --> 00:23:36.200
‫چینمای، که بهش...

00:23:37.370 --> 00:23:38.500
‫چاچو می‌گن.

00:23:38.870 --> 00:23:39.830
‫بله.

00:23:39.870 --> 00:23:41.040
‫شما...

00:23:41.080 --> 00:23:42.580
‫آجای چاندرا کا. وی.

00:23:42.620 --> 00:23:43.580
‫بله.

00:23:43.870 --> 00:23:44.910
‫و...

00:23:44.910 --> 00:23:46.250
‫نام مادر...

00:23:46.910 --> 00:23:48.500
‫پراوینا آجای چاندرا.

00:23:49.160 --> 00:23:50.200
‫بله.

00:23:50.200 --> 00:23:52.000
‫امم... پراوینا کجاست؟

00:23:55.330 --> 00:23:56.330
‫اون...

00:23:56.370 --> 00:23:58.000
‫می‌تونه اگه بخواد، به جلسه بپیونده.

00:23:58.410 --> 00:24:00.950
‫نه، منظورم اینه که...
‫اون فوت کرده، در واقع.

00:24:01.290 --> 00:24:02.450
‫الان دو ساله.

00:24:02.870 --> 00:24:04.620
‫اوه، متاسفم.

00:24:06.370 --> 00:24:08.580
‫پس چاچو موقع گم شدن چند سالش بود؟

00:24:08.790 --> 00:24:09.830
‫هفت.

00:24:09.870 --> 00:24:11.580
‫و تاریخ گم شدنش؟

00:24:13.660 --> 00:24:14.790
‫سه سال پیش.

00:24:15.370 --> 00:24:16.750
‫بیستم مارس،

00:24:17.290 --> 00:24:18.540
‫۲۰۲۱.

00:24:20.000 --> 00:24:23.580
‫پس چقدر اولش با تبلیغات
‫در ارتباط بودی؟

00:24:23.830 --> 00:24:25.950
‫یه چیزی حدود...
‫هفت روز اولش ادامه داشت.

00:24:35.000 --> 00:24:37.450
‫می‌تونی بگی چه زبونی رو بلد بود؟

00:24:38.250 --> 00:24:39.540
‫فقط مالایالام.

00:24:39.580 --> 00:24:43.040
‫اما تا یه حدی انگلیسی رو هم می‌فهمید.

00:24:43.450 --> 00:24:44.580
‫باشه.

00:24:45.700 --> 00:24:46.700
‫خیلی خب، آجای.

00:24:46.700 --> 00:24:48.830
‫این رو به بخش بالاتر می‌فرستم.

00:24:48.950 --> 00:24:51.160
‫تا وقتی کارای اداری تموم بشه، بهت می‌رسن.

00:24:52.370 --> 00:24:54.120
‫- مرسی.
‫- خوشحال شدم صحبت کردم.

00:24:56.580 --> 00:24:57.750
‫باعث افتخار بود.

00:25:16.040 --> 00:25:18.120
‫آجی‌اِتا، اینا هم باید امروز فرستاده بشن.

00:25:19.450 --> 00:25:20.950
‫- به تیرونلی، درسته؟
‫- آره.

00:25:26.580 --> 00:25:28.500
‫این دفعه مواد رو عوض کردم.

00:25:28.500 --> 00:25:29.700
‫بذار داخل.

00:25:30.040 --> 00:25:31.370
‫آقای بچه امروز دستش باز بود، نه؟

00:25:36.080 --> 00:25:38.080
‫کسی به سوماداتان چیز می‌ده؟

00:25:39.080 --> 00:25:40.830
‫وقتی پای نوشیدنی وسط باشه، دست و دل باز میشه.

00:25:41.660 --> 00:25:44.500
‫میگم، اولین سوالش اینه که گوگل پی داره یا نه.

00:25:45.540 --> 00:25:47.500
‫نه، نه. پولشو داده.

00:25:48.250 --> 00:25:50.290
‫فکر کردم کل این هفته مرخصی هستی.

00:25:50.580 --> 00:25:52.160
‫یه آدم جدید اومده، نه؟

00:25:52.200 --> 00:25:53.750
‫نمیری ماه عسل، آجیان؟

00:25:53.790 --> 00:25:54.870
‫نه.

00:25:54.910 --> 00:25:56.910
‫نمی‌گفتی عشق طبیعته؟

00:25:56.910 --> 00:25:59.040
‫حداقل ببرش جنگل قدم بزنه.

00:25:59.830 --> 00:26:01.660
‫توی بنگلور چه کار می‌کرد؟ آی تی؟

00:26:01.950 --> 00:26:03.250
‫اولش آی تی بود.

00:26:03.250 --> 00:26:05.500
‫- وقتی علاقه‌اشو از دست داد، ولش کرد.
‫- جدی میگی؟

00:26:05.540 --> 00:26:06.580
‫بعدش رفت دنبال ام‌اس‌دبلیو.

00:26:06.620 --> 00:26:08.410
‫و با تیم تدوین محتوای درسی‌شون کار کرد.

00:26:08.450 --> 00:26:09.790
‫درسته، آجی‌اِتا؟

00:26:09.790 --> 00:26:11.540
‫آره.

00:26:11.540 --> 00:26:13.540
‫یه کم تئاتر و سفر هم کردی تو این بین.

00:26:13.660 --> 00:26:15.500
‫اینجا اومده و همه اونا رو ول کرده.

00:26:15.500 --> 00:26:17.370
‫برای آجی‌تانی عین یه جفت خوبه.

00:26:17.410 --> 00:26:20.790
‫می‌فهمیم که آجیان گیر اینجا افتاده چون باباش تنهاست.

00:26:21.120 --> 00:26:24.450
‫ولی آیا این دخترای جوون نباید بدونن چی میخوان بکنن؟

00:26:24.580 --> 00:26:27.540
‫آیا داشتن اطمینان از اینکه چی نمی‌خوان انجام بدن کافی نیست، موهانه‌تا؟

00:26:27.620 --> 00:26:29.330
‫آره. باشه.

00:26:29.540 --> 00:26:30.580
‫بله.

00:26:30.580 --> 00:26:31.910
‫بلوک یازدهم، درسته؟

00:26:32.040 --> 00:26:34.200
‫تا ده دقیقه دیگه اونجام. باشه، خداحافظ.

00:26:34.910 --> 00:26:36.790
‫- لطفاً اینا رو هم چک کن.
‫- باشه.

00:26:37.160 --> 00:26:39.580
‫شنیدی، یه تیر شلیک شده تو جنگل.

00:26:40.160 --> 00:26:41.370
‫مائوئیست‌ها دوباره فعال شدن؟

00:26:41.410 --> 00:26:42.500
‫بریم محل رو ببینیم.

00:26:42.500 --> 00:26:43.540
‫شایجو زنگ زد.

00:26:43.540 --> 00:26:44.870
‫الان اونجاست.

00:26:45.000 --> 00:26:45.790
‫کجاست؟

00:26:45.830 --> 00:26:48.120
‫یه راه کامیون میره بالا از کاله‌پتی، همونجا.

00:26:48.160 --> 00:26:49.500
‫- بلوک دهم؟
‫- نه.

00:26:49.620 --> 00:26:50.660
‫- هی، تونی.
‫- بله.

00:26:50.660 --> 00:26:52.370
‫- کلید جیپ رو بیار.
‫- باشه.

00:26:52.580 --> 00:26:54.790
‫فکر کنم تو مرز بین بلوک یازده و دوازده باشه.

00:26:54.830 --> 00:26:56.330
‫به یکی از تابلوهای ما تیر انداختن.

00:26:56.370 --> 00:26:57.250
‫عالی!

00:26:57.290 --> 00:26:59.450
‫و تو می‌خواستی ببرمش یه سفر به این جنگل؟

00:26:59.500 --> 00:27:00.870
‫دیگه داشت آروم می‌شد.

00:27:00.870 --> 00:27:02.700
‫حالا مردم دوباره شروع به حرف زدن می‌کنن!

00:27:02.700 --> 00:27:04.500
‫مبالغه نکن.

00:27:04.580 --> 00:27:06.000
‫اونا هم نیازی دارن، نه؟

00:27:06.000 --> 00:27:08.410
‫خب! انگار نیازی دارن تیر بزنن تا زندگی کنن!

00:27:13.450 --> 00:27:14.830
‫- جیپ رو میارم.
‫- باشه.

00:27:18.450 --> 00:27:19.450
‫- سلام...
‫- سلام.

00:27:33.290 --> 00:27:34.830
‫همونطور که می‌دونیم،

00:27:34.830 --> 00:27:37.660
‫شلیک گلوله چیز جدیدی تو منطقه جنگلی کاله‌پتی نیست.

00:27:37.660 --> 00:27:43.250
‫اون آوریل تیم تندر دو نفر رو به خاطر آموزش اسلحه گرفت.

00:27:43.290 --> 00:27:45.370
‫چند بار همون چیزو می‌خوای بگی؟

00:27:45.410 --> 00:27:47.000
‫انگار که پاسپورت درخواست کردم، مگه نه؟

00:27:47.040 --> 00:27:48.580
‫اینه پروتکل مدیریت، آقا.

00:27:48.580 --> 00:27:50.620
‫ما فقط وقتی می‌تونیم انجام بدیم که همه نیازای لیست‌شده رو تکمیل کنیم.

00:27:50.620 --> 00:27:52.160
‫من بعد از تلفن پرسیدن اینجا اومدم.

00:27:52.200 --> 00:27:53.750
‫اون موقع این پروتکل رو نگفتی!

00:27:53.790 --> 00:27:56.120
‫نه، این نیست. هفته پیش آپدیت سرور داشتیم.

00:27:56.160 --> 00:27:57.200
‫- پس...
‫- پس گم شد؟

00:27:57.250 --> 00:27:58.250
‫گم نشده، آقا.

00:27:58.250 --> 00:28:00.250
‫- وقتی آپدیت سرور رو انجام دادیم...
‫- پس می‌تونی پیداش کنی.

00:28:00.250 --> 00:28:01.700
‫آقا، منظورم این نبود.

00:28:01.750 --> 00:28:03.450
‫فقط بهم بگو می‌تونی پیداش کنی یا نه.

00:28:03.450 --> 00:28:05.540
‫همینه که گفتم، آقا. فقط بعد از چک کردن می‌فهمیم.

00:28:05.580 --> 00:28:07.870
‫- میخوای من چکش کنم؟
‫- نه، آقا. یه لحظه صبر کن.

00:28:08.660 --> 00:28:12.160
‫دختر جان، نصف زمانی که صرف بهانه آوردن می‌کنی رو بذاری کافی تا انجامش بدی.

00:28:12.200 --> 00:28:13.330
‫به جای انجام دادنش داری فقط...

00:28:13.370 --> 00:28:14.870
‫- می‌تونی فایلای پشتیبان رو سریع چک کنی؟
‫- چی؟

00:28:14.870 --> 00:28:16.410
‫- مثل اینکه یه جور سردرگمی شده.
‫- چی؟

00:28:16.450 --> 00:28:18.500
‫قربان قبلاً برای همین موضوع اینجا اومدین؟

00:28:18.540 --> 00:28:20.620
‫اینجا کارا با آشنایی قبلی پیش میره یا نه؟

00:28:20.620 --> 00:28:21.660
‫خیلی خب.

00:28:21.750 --> 00:28:23.330
‫اسم شما آپو پیلای هست، آقا؟

00:28:23.700 --> 00:28:24.700
‫بله.

00:28:24.790 --> 00:28:26.750
‫سن ۷۰، ستاره تولد چوتی،

00:28:26.790 --> 00:28:28.000
‫نشانه زودیاک ترازو.

00:28:28.410 --> 00:28:30.330
‫بله.
‫اه، خب.

00:28:30.370 --> 00:28:32.870
‫آقا، از شما خواسته شده که
‫به دفتر منشی غیرروحانی برید.

00:28:34.700 --> 00:28:36.000
‫آقا، چترتون!

00:28:37.160 --> 00:28:39.200
‫اهالی به پلیس اطلاع دادن

00:28:39.200 --> 00:28:44.000
‫که صدای تیراندازی مداوم
‫رو برای یه مدت کوتاه شنیدن.

00:28:44.040 --> 00:28:46.580
‫در هر حال، این بار هم
‫هیچ تلفاتی نبود.

00:28:46.580 --> 00:28:50.580
‫اهالی و پلیس معتقدن کسی
‫در حال تمرین تیراندازی بوده.

00:29:13.410 --> 00:29:15.870
‫نمی‌تونستن جای بهتری برای
‫تمرین تیراندازیشون انتخاب کنن؟

00:29:15.910 --> 00:29:17.540
‫دقیقا به سمت پشت فیل؟ واقعا؟

00:29:18.200 --> 00:29:19.950
‫مگه نگفتی اون‌ها هم نیاز دارن؟

00:29:21.040 --> 00:29:22.910
‫- باید یه جدید بزنیم.
‫- آره.

00:29:23.700 --> 00:29:26.290
‫یه بازی از جلو و
‫یکی هم از پشتِ سر!

00:29:26.330 --> 00:29:29.450
‫همه از گذشته کثیف تو خبر دارن!

00:29:29.500 --> 00:29:31.580
‫پراکاشان، حرفات رو برای کسایی
‫نگه دار که حاضرن بشنون.

00:29:31.620 --> 00:29:32.870
‫با من درنیفت.

00:29:32.910 --> 00:29:35.000
‫ببینیم تا کی می‌خوای
‫این‌طوری ادامه بدی،

00:29:35.000 --> 00:29:36.910
‫با قاچاق مشروب
‫و حمل جَرک‌ها!

00:29:36.950 --> 00:29:39.250
‫اگه مزخرف بگی،
‫یه سیلی می‌زنم تو صورتت!

00:29:39.290 --> 00:29:41.160
‫اگه تو رو دستگیر نکنم،
‫اسمم پراکاشان نیست.

00:29:41.200 --> 00:29:43.330
‫آدم میوه‌های پایین رو
‫راحت‌تر بچینه، نه؟

00:29:43.410 --> 00:29:44.790
‫این‌جا نگهبان موقته.

00:29:44.830 --> 00:29:46.620
‫شاید شنیدی ازش؛
‫سوما داثان.

00:29:46.910 --> 00:29:49.200
‫قبلاً تو فعالیت‌های نکسل
‫دخالت داشت،

00:29:49.250 --> 00:29:50.370
‫مخفیانه.

00:29:50.410 --> 00:29:52.950
‫بمب خانگی می‌ساخت.

00:29:53.370 --> 00:29:55.580
‫یه روز یکیش تو دستش
‫ترکید موقع ساختنش.

00:29:55.620 --> 00:29:58.250
‫اون موقع همه فهمیدن
‫واقعاً کیه.

00:29:58.250 --> 00:29:59.700
‫این اتفاق 40 سال پیش افتاد.

00:29:59.870 --> 00:30:01.160
‫همه چیز رو گذاشت کنار بعدش.

00:30:01.200 --> 00:30:03.000
‫ول کردش.
‫ولی می‌دونی، نه؟

00:30:03.290 --> 00:30:04.620
‫وقتی اسم کسی
‫توی لیست رفت،

00:30:04.660 --> 00:30:06.500
‫حتی اگه بره گنگا و
‫خودش رو پاک کنه هم،

00:30:06.500 --> 00:30:08.080
‫مردم هنوز همون‌طور می‌بیندش!

00:30:08.750 --> 00:30:10.080
‫بیا منو دستگیر کن ببینم!

00:30:10.120 --> 00:30:11.450
‫حقه‌هات رو من کار نمی‌کنه!

00:30:12.660 --> 00:30:14.410
‫نه فشنگی پیدا شده، نه کلاهی.

00:30:14.540 --> 00:30:17.660
‫و از نقطه‌های جایی که گلوله خورده،
‫واضحه که از تفنگ استفاده نکردن.

00:30:17.660 --> 00:30:19.830
‫- می‌خوای بگی کار اونا نیست؟
‫- نمی‌خواستم اینو بگم.

00:30:19.830 --> 00:30:21.950
‫فقط گفتم که با مدل همیشگی‌شون
‫متفاوته.

00:30:22.000 --> 00:30:23.540
‫تا جایی که شواهد
‫به ما می‌گن،

00:30:23.660 --> 00:30:25.580
‫می‌شه فرض کرد که یا
‫یه تفنگ کوچیک یا یه هفت‌تیر بوده.

00:30:25.580 --> 00:30:27.330
‫در هر حال، یه اسلحه‌ی کوچیکه.

00:30:30.950 --> 00:30:33.080
‫- و با بابا در این مورد صحبت کردی؟
‫- آه!

00:30:33.410 --> 00:30:34.750
‫چی می‌تونم ازش بپرسم؟

00:30:34.790 --> 00:30:36.120
‫سؤال طرح نکن.

00:30:36.160 --> 00:30:39.540
‫فقط به‌طور کلی بگو که تیم بالستیک
‫این‌طور چیزی گفته.

00:30:40.250 --> 00:30:41.950
‫فقط گفتن شاید یه هفت‌تیر باشه.

00:30:42.540 --> 00:30:44.870
‫و تو فوری نتیجه گرفتی
‫که اسلحه‌ی بابا هست؟

00:30:44.910 --> 00:30:47.370
‫تو بعد از من تازه پدرمون رو دیدی، کوچولو!

00:30:47.410 --> 00:30:49.160
‫هردوشون با هم دوست صمیمی ان.

00:30:49.750 --> 00:30:51.370
‫هنوز هم میاد پیش بابا؟

00:30:51.620 --> 00:30:53.040
‫- کی؟ برادر سوما؟
‫- بله.

00:30:54.290 --> 00:30:55.580
‫به ندرت خونه میاد.

00:30:55.950 --> 00:30:58.080
‫درسته که تو کودکی هامون
‫ما رو دور خودش می‌برد.

00:30:58.080 --> 00:31:00.000
‫ولی هیچ وقت فکر نکردم می‌شه
‫باهاش رابطه داشت،

00:31:00.040 --> 00:31:01.790
‫چه حالا چه گذشته.

00:31:02.660 --> 00:31:04.580
‫- تو هم...
‫- بابا، می‌تونیم بریم بیرون؟

00:31:04.580 --> 00:31:05.580
‫کجا؟

00:31:06.120 --> 00:31:07.370
‫- طبقه پایین.
‫- الان؟

00:31:07.370 --> 00:31:08.290
‫- آره.
‫- بیا بعد خداحافظی با عمو بریم.

00:31:08.330 --> 00:31:09.330
‫کیه؟

00:31:09.330 --> 00:31:10.620
‫- نه!
‫- ایشو؟

00:31:10.660 --> 00:31:12.500
‫- با عموت صحبت کن.
‫- عزیز عموت ایشوما؟

00:31:12.540 --> 00:31:13.580
‫هی...

00:31:14.250 --> 00:31:16.000
‫بذار ببینم.
‫دندونات رو نشونم بده!

00:31:16.290 --> 00:31:17.370
‫ایییی....

00:31:17.370 --> 00:31:19.790
‫دندونات رو نشون بده... ایییی....

00:31:19.950 --> 00:31:21.160
‫بونجور!

00:31:21.450 --> 00:31:22.500
‫چی گفت؟

00:31:22.500 --> 00:31:23.620
‫گفت "بونجور".

00:31:23.660 --> 00:31:24.870
‫اوه، بونجور!

00:31:25.250 --> 00:31:26.700
‫او نه! دستم رو نکش!

00:31:26.750 --> 00:31:27.870
‫ندوی دو. بذار ببینمت!

00:31:27.910 --> 00:31:30.120
‫- بیا بابا! بیا!
‫- ایشو...

00:31:30.540 --> 00:31:31.620
‫بریم.

00:31:31.660 --> 00:31:32.870
‫باشه دیگه، رفیق. باید برم.

00:31:32.910 --> 00:31:34.040
‫وگرنه نمی‌ذاره برم.

00:31:34.080 --> 00:31:35.290
‫بعداً باهات حرف می‌زنم. خداحافظ.

00:31:35.290 --> 00:31:37.200
‫بیا، بیا! بریم!

00:31:38.950 --> 00:31:39.950
‫باشه.

00:31:44.620 --> 00:31:45.910
‫پراسادتن بود؟

00:31:46.200 --> 00:31:47.250
‫آره.

00:31:47.250 --> 00:31:48.580
‫چی می‌گفت؟

00:31:49.200 --> 00:31:50.540
‫هیچی.

00:31:50.580 --> 00:31:51.870
‫حرف‌های همیشگیش.

00:31:54.950 --> 00:31:56.000
‫الان ساعت ۷:۳۰ شبه.

00:31:56.000 --> 00:31:57.330
‫بابا هنوز برنگشته خونه.

00:31:57.750 --> 00:31:59.160
‫زنگ بزنیم بهش؟

00:31:59.160 --> 00:32:00.160
‫نه.

00:32:00.200 --> 00:32:01.450
‫میاد.

00:32:01.500 --> 00:32:03.160
‫این ساعت برای خونه عادیه.

00:32:03.620 --> 00:32:05.910
‫حتماً باید خودش بره خرید کنه؟

00:32:05.950 --> 00:32:08.080
‫اگه بگه، یکی دیگه می‌ره می‌خره و می‌آره، نه؟

00:32:09.080 --> 00:32:11.040
‫بابا سر بعضی چیزا خیلی وسواسیه.

00:32:11.250 --> 00:32:12.700
‫باید خودش همه کارارو بکنه.

00:32:12.790 --> 00:32:14.620
‫حتی اگه کمکمون رو هم پیشنهاد بدیم، قبول نمی‌کنه.

00:32:36.950 --> 00:32:38.540
‫خب. نه، نه!

00:32:40.000 --> 00:32:41.250
‫الان شروع می‌کنم.

00:32:41.370 --> 00:32:42.950
‫بابا میزان بنزین رو چک کردی؟

00:32:43.910 --> 00:32:45.120
‫باشه. دارم می‌آم.

00:32:46.040 --> 00:32:48.160
‫ماشین بابا روشن نمی‌شه. برم چک کنم.

00:32:49.080 --> 00:32:50.290
‫منم باهات می‌آم.

00:33:23.910 --> 00:33:25.950
‫- بابا...
‫- چرا اینقدر دیر کردی؟

00:33:39.540 --> 00:33:40.910
‫شاید به خاطر هوای سرده.

00:33:40.910 --> 00:33:42.370
‫باتری هم باید عوض می‌شد.

00:33:42.410 --> 00:33:44.120
‫پس چرا عوضش نکردی؟

00:33:44.120 --> 00:33:45.540
‫چرا اینقدر کندذهنی تو؟

00:33:46.410 --> 00:33:48.830
‫اگه یه جا وای‌می‌ستادم و سیگنال تلفن هم نبود چی؟

00:35:03.580 --> 00:35:05.330
‫این دور و بر کسی زمین نداره.

00:35:05.870 --> 00:35:07.450
‫همه زمین تا جوب دست خودمونه.

00:35:08.540 --> 00:35:10.370
‫شاید کارگرای زمین کناری بودن؟

00:35:10.750 --> 00:35:12.620
‫اونا تا ساعت ۷:۳۰ اینجا بودن.

00:35:13.120 --> 00:35:14.910
‫شب دیگه چه کار می‌کردن؟

00:35:16.370 --> 00:35:17.580
‫برم یه سر بزنم.

00:35:18.330 --> 00:35:20.160
‫اون کافی نیس اون ور جنگله

00:35:20.200 --> 00:35:21.370
‫چراغ قوه می‌برم.

00:36:21.580 --> 00:36:24.200
‫اممم... چقدر به اینجا می‌آی؟

00:36:25.160 --> 00:36:26.580
‫کسی اینجا خیلی نمی‌آد.

00:36:26.660 --> 00:36:27.660
‫آه.

00:36:27.790 --> 00:36:30.620
‫تا حالا دیدی چیزی دیگه اینجا اینطوری سوخته باشه؟

00:36:31.330 --> 00:36:32.370
‫نه.

00:36:32.370 --> 00:36:34.370
‫و تا حالا آتیش این مدلی هم ندیدی؟

00:36:34.370 --> 00:36:35.410
‫نه.

00:36:35.870 --> 00:36:38.330
‫با نگاه به زمین اینجا، اینطوری به نظر نمی‌آد.

00:36:39.200 --> 00:36:40.250
‫این رو نگاه کن.

00:36:41.120 --> 00:36:45.870
‫گل و گیاه این دور و بر به طور مساوی رشد کرده،

00:36:48.120 --> 00:36:50.080
‫مثل بقیه جاهای تو این محوطه.

00:36:51.660 --> 00:36:55.040
‫ولی توی یه دایره دوی دو فوت از نقطه سوخته،

00:36:55.040 --> 00:36:57.160
‫چمن‌های کوتاه جدید جوانه زدن.

00:36:58.450 --> 00:36:59.750
‫وقتی خاک‌سطحی رو برداشتم،

00:36:59.750 --> 00:37:01.200
‫زیرش خاکستر سوخته پیدا کردم.

00:37:02.120 --> 00:37:04.830
‫واضحه که اینجا چیزای مختلف چند بار سوخته.

00:37:07.290 --> 00:37:08.950
‫سمت شرقی مرزت کجاست؟

00:37:09.330 --> 00:37:12.290
‫ده متر دورتر از اون جوب دو تا درخت جک‌فروت وحشی هست.

00:37:12.870 --> 00:37:14.290
‫باشه. و بعدش؟

00:37:14.700 --> 00:37:16.580
‫اون زمین خودم بود. فروختمش.

00:37:16.620 --> 00:37:18.620
‫آه، همون زمینی که کسای کاتایام خریدن؟

00:37:18.660 --> 00:37:19.750
‫- آره.
‫- باشه، باشه.

00:37:20.250 --> 00:37:23.120
‫این ناحیه سوخته تون هنوز توی مرزتونه، درسته؟

00:37:23.700 --> 00:37:25.370
‫دیگه نیاز به بازنگری نیست، نه؟

00:37:33.790 --> 00:37:36.620
‫شاید کارگرای زمین بغلی، زباله‌هارو اونجا سوزوندن.

00:37:38.790 --> 00:37:40.580
‫آدم وقتی می‌ره زباله بسوزونه،

00:37:40.620 --> 00:37:42.500
‫می‌شینه تعداد درختای جک‌فروت وحشی رو می‌شمره؟

00:37:42.950 --> 00:37:44.580
‫- منم همینو گفتم.
‫- باشه.

00:37:44.660 --> 00:37:47.040
‫ولی می‌خواست مثل پلیس چکش کنه.

00:37:47.250 --> 00:37:48.580
‫آره، خوبه.

00:37:48.580 --> 00:37:51.000
‫اینجا خیلی کم گیرم که مثل پلیس رفتار کنم.

00:37:54.040 --> 00:37:55.040
‫اوه...

00:37:55.200 --> 00:37:56.870
‫سماداتان چتن اینجا می‌آد؟

00:37:58.660 --> 00:37:59.660
‫نه.

00:38:00.250 --> 00:38:01.290
‫چرا می‌پرسی؟

00:38:01.500 --> 00:38:05.160
‫شایعه‌ست که بابات خیلی می‌ره پیش سماداتان چتن.

00:38:06.000 --> 00:38:07.910
‫بعد از قضیه تیراندازی کالپتی،

00:38:08.040 --> 00:38:10.200
‫توی ایستگاه هم همچین حرفایی هست.

00:38:10.540 --> 00:38:11.660
‫خب...

00:38:11.660 --> 00:38:13.450
‫می‌دونم که درگیر این جور چیزا نمیشه.

00:38:13.910 --> 00:38:16.540
‫ولی بازم، بگو یه مدتی از اون رفیقش دور بمونه.

00:38:17.160 --> 00:38:18.660
‫چرا بی‌خودی خودتو تو دردسر بندازی؟

00:38:19.000 --> 00:38:20.000
‫درسته؟

00:38:34.660 --> 00:38:36.080
‫- شیوداستی؟
‫- بله.

00:38:46.080 --> 00:38:48.080
‫بلیگائوم توی کارناتاکاست، درسته؟

00:38:48.370 --> 00:38:49.500
‫بله.

00:39:01.290 --> 00:39:02.370
‫سوماداتان؟

00:39:02.830 --> 00:39:04.250
‫ما بهش میگیم "سومانی چتان".

00:39:05.120 --> 00:39:06.790
‫قبلاً مرتب می‌اومد خونمون.

00:39:07.160 --> 00:39:09.700
‫وقتی بچه بودیم خیلی عاشق من و برادر بزرگترم بود.

00:39:10.700 --> 00:39:12.950
‫مطمئنی که فعالیت‌های نکسالیش رو کنار گذاشته؟

00:39:14.290 --> 00:39:17.250
‫بابا هم که بود، هیچ‌وقت چیزی رو مخفی نمی‌کرد.

00:39:18.450 --> 00:39:20.040
‫توی همه چیز مستقیم و رو راسته.

00:39:20.540 --> 00:39:23.700
‫اون... پرونده قدیمی نیلامبور.

00:39:23.750 --> 00:39:25.500
‫خودم از بابا شنیدم.

00:39:25.910 --> 00:39:27.200
‫پرونده نیلامبور؟

00:39:27.330 --> 00:39:30.120
‫توی دهه هفتاد، جنبش‌های نکسالی تو این منطقه قوی بودن.

00:39:30.870 --> 00:39:33.370
‫سوختن اتاق بایگانی دادگاه مبسف

00:39:33.410 --> 00:39:35.120
‫یه پرونده بزرگ اون موقع بود.

00:39:36.080 --> 00:39:37.950
‫اسم بابا تو لیست مظنون‌ها بود.

00:39:38.660 --> 00:39:39.790
‫و بعد چی شد؟

00:39:40.750 --> 00:39:42.910
‫چون پدربزرگم خیلی نفوذ داشت،

00:39:43.370 --> 00:39:45.330
‫تونست بابا رو از پرونده جدا کنه.

00:39:46.200 --> 00:39:48.370
‫اما نگذاشت دیگه اینجا بمونه.

00:39:48.370 --> 00:39:49.700
‫فوراً تبعیدش کرد.

00:39:50.160 --> 00:39:53.040
‫بعد از اون بود که به ارتش پیوست.

00:39:53.700 --> 00:39:55.200
‫پدربزرگ تو آدم مهمی بود، نه؟

00:39:55.200 --> 00:39:56.200
‫قطعاً!

00:39:56.370 --> 00:39:58.120
‫بالاخره پدر بابام بود!

00:40:08.410 --> 00:40:09.700
‫چند بار باهات تماس گرفتم.

00:40:10.080 --> 00:40:11.790
‫می‌دونی که اینجا چقدر مشکل آنتن‌دهی داریم، نه؟

00:40:11.910 --> 00:40:12.950
‫چی شده؟

00:40:12.950 --> 00:40:14.870
‫یه ایمیل درباره‌ی قضیۀ چچو دریافت کردیم.

00:40:15.120 --> 00:40:16.290
‫از کارناتاکاست.

00:40:26.540 --> 00:40:28.620
‫ما که تلاشمون رو برای پیدا کردنش کردیم.

00:40:29.290 --> 00:40:31.700
‫همون روزی که گم شد و روز بعدش،

00:40:31.750 --> 00:40:35.580
‫گزارش‌هایی بود از اینکه مردم چچو رو تو پللاچی و تیروپور دیده‌ن.

00:40:35.620 --> 00:40:38.370
‫اون موقع، همه کار کردیم تا پیداش کنیم.

00:40:39.750 --> 00:40:41.120
‫پراوینا چچی شانس آورد.

00:40:41.750 --> 00:40:43.750
‫از این استرس طولانی مدت نجات پیدا کرد

00:40:43.790 --> 00:40:45.160
‫و حالا این همه چیز رو نمی‌بینه.

00:40:58.290 --> 00:40:59.580
‫من...

00:40:59.950 --> 00:41:01.500
‫یه بازی بود که چچو خیلی دوست داشت.

00:41:03.120 --> 00:41:04.910
‫داشتم سعی می‌کردم اسمش رو به یاد بیارم.

00:41:05.870 --> 00:41:07.790
‫هر وقت بیدار می‌شد شروع به بازیش می‌کرد.

00:41:08.200 --> 00:41:09.540
‫خیلی دیوونه‌ش بود.

00:41:10.910 --> 00:41:13.830
‫می‌گفت که بعد از شش مرحله دیگه، گنج رو پیدا می‌کنه.

00:41:22.790 --> 00:41:24.000
‫راستش رو بخوای،

00:41:25.500 --> 00:41:27.330
‫اصلاً نتونستم بهش توجه کنم،

00:41:31.040 --> 00:41:34.000
‫مخصوصاً بعد از اینکه درمان پراوی شروع شد.

00:41:37.290 --> 00:41:39.160
‫حالا چطور می‌تونم اسم بازی رو به یاد بیارم؟

00:42:46.830 --> 00:42:47.830
‫کمال!

00:43:03.910 --> 00:43:05.700
‫آجای چاندرا! بیا.

00:44:22.160 --> 00:44:23.200
‫بیا بریم.

00:44:35.830 --> 00:44:37.790
‫خب، رسید کافی نیست.

00:44:38.120 --> 00:44:40.370
‫بهت گفتم وقتی همه اینجا هستن بیا.

00:44:41.620 --> 00:44:43.250
‫خب، بعداً میام و می‌گیرمش.

00:44:43.450 --> 00:44:45.700
‫لطفاً آقا این جزئیات رو الان بهم بگید.

00:44:46.580 --> 00:44:47.620
‫اسم کامل؟

00:44:47.660 --> 00:44:49.120
‫توی کاغذی که دادم بهته.

00:44:51.370 --> 00:44:52.410
‫اسم خونه؟

00:44:52.580 --> 00:44:53.830
‫اونم توشه، نه؟

00:44:54.870 --> 00:44:55.870
‫همسر؟

00:44:57.290 --> 00:44:58.910
‫دارم می‌پرسم اسم همسرتون چیه.

00:44:59.950 --> 00:45:01.000
‫دیگه نیستش.

00:45:01.200 --> 00:45:02.200
‫فوت شده.

00:45:03.660 --> 00:45:04.660
‫بچه‌ها؟

00:45:05.620 --> 00:45:06.620
‫آجیان.

00:45:08.160 --> 00:45:09.410
‫فقط "آجیان"؟

00:45:16.200 --> 00:45:17.660
‫آجایچاندران ک.و.

00:45:18.160 --> 00:45:19.200
‫یه پسر دیگه نداری؟

00:45:19.250 --> 00:45:20.910
‫اگه همه چی رو می‌دونی چرا از من می‌پرسی؟

00:45:21.160 --> 00:45:22.410
‫دارم اسمش رو می‌پرسم.

00:45:23.080 --> 00:45:24.620
‫پرساد چاندرا ک.و.

00:45:26.540 --> 00:45:28.290
‫آقا، چند تا جزئیات دیگه نیاز دارم.

00:45:28.330 --> 00:45:29.870
‫نمی‌خوام بیش‌تر از این اذیتت کنم.

00:45:29.910 --> 00:45:31.790
‫اگه کسی دیگه اینجاست، لطفاً صداش کن.

00:45:37.660 --> 00:45:39.410
‫وقتی منو صدا کرد از اسمم استفاده نکرد.

00:45:39.450 --> 00:45:41.120
‫با من مثل "هی"، "تو" و اینجوری حرف می‌زد.

00:45:41.370 --> 00:45:42.750
‫و حسابی هم عصبانی بود.

00:45:43.450 --> 00:45:44.910
‫ولی بعد که منو دید،

00:45:44.910 --> 00:45:46.330
‫اصلاً چیزی نپرسید.

00:45:46.700 --> 00:45:48.120
‫اصلاً هم عصبانی نبود

00:45:48.250 --> 00:45:50.040
‫و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

00:45:51.660 --> 00:45:52.660
‫بعدش چی شد؟

00:45:53.660 --> 00:45:55.500
‫بعدش، وقتی گوشیشو چک کردم،

00:45:55.540 --> 00:45:56.700
‫واقعا چیزای عجیبی دیدم.

00:45:57.370 --> 00:45:59.540
‫فقط کمتر از ۱۰ تا مخاطب داشت.

00:45:59.830 --> 00:46:03.620
‫اما مشخصاتشون توی پرانتز ذخیره شده بود.

00:46:06.200 --> 00:46:07.580
‫چند تا چیز هست...

00:46:08.450 --> 00:46:09.790
‫یه سری شک و شبهه دارم.

00:46:10.120 --> 00:46:12.580
‫ولی دو دل هستم که قبل از مطمئن شدن بگم.

00:46:17.000 --> 00:46:18.580
‫اون نجاره رو بعدش صدا کردی؟

00:46:18.620 --> 00:46:19.620
‫چی بابا؟

00:46:19.660 --> 00:46:21.540
‫پرسیدم اون نجاره رو بعدش صدا کردی!

00:46:22.370 --> 00:46:23.750
‫آره، صداش کردم.

00:46:23.750 --> 00:46:25.330
‫فقط زنگ زدن و حرف زدن کافی نیست.

00:46:25.330 --> 00:46:26.580
‫کار باید انجام بشه!

00:46:26.660 --> 00:46:28.700
‫نخواستیم که قایق بسازه که،

00:46:28.750 --> 00:46:30.410
‫فقط میخوام یه قفلو درست کنه، نه؟

00:46:31.040 --> 00:46:32.410
‫دوباره بهش زنگ می‌زنم، بابا.

00:46:32.540 --> 00:46:34.120
‫اگه نشد، یه کس دیگه رو میارم.

00:46:34.160 --> 00:46:35.950
‫امروز باید درم درست بشه،

00:46:36.040 --> 00:46:38.580
‫حتی اگه لازم باشه استاد نجار و بیارم.

00:46:45.540 --> 00:46:46.910
‫وارد اتاق بابا شدی؟

00:46:48.830 --> 00:46:51.290
‫اون سریع می‌فهمه یه نفر دیگه اومده تو اتاقش.

00:46:51.410 --> 00:46:52.830
‫این چیزیه که نمی‌فهممش.

00:46:52.950 --> 00:46:55.950
‫چرا باید اینجوری واکنش نشون بده اگه یه نفر از خانواده وارد اتاقش بشه؟

00:46:56.200 --> 00:46:57.450
‫بابا خوشش نمیاد.

00:46:57.540 --> 00:46:58.830
‫واکنش نشون میده.

00:47:07.790 --> 00:47:09.700
‫تا حالا فکراتو کردی که چرا اون طور رفتار می‌کنه؟

00:47:13.450 --> 00:47:15.080
‫این و تو اتاق بابا پیدا کردم.

00:47:17.160 --> 00:47:19.870
‫گفتی بابا فقط قرص انسولین می‌خوره، نه؟

00:47:20.580 --> 00:47:21.910
‫این نواره انسولین نیست.

00:47:22.040 --> 00:47:24.290
‫اینا ضد افسردگی هستن،

00:47:24.540 --> 00:47:28.040
‫و گوگل میگه بیشتر به مریضای عصبی تجویز می‌شه.

00:47:30.500 --> 00:47:32.500
‫واقعاً، فقط این اتفاق نیست.

00:47:32.950 --> 00:47:36.750
‫شیوه حرف زدن و رفتار کردنش با آدما خیلی عجیب به نظر میاد.

00:47:37.500 --> 00:47:40.370
‫و... روزی که دوست بابا از ارتش اومد،

00:47:40.500 --> 00:47:42.250
‫اون مرد خیلی پرحرف بود،

00:47:42.290 --> 00:47:44.500
‫ولی بابا انگار از ترس فلج شده بود،

00:47:44.750 --> 00:47:46.290
‫برای همین انگار گیج شده بود.

00:47:46.700 --> 00:47:48.200
‫یه دفترچه کوچیک دستش بود،

00:47:48.660 --> 00:47:52.950
‫به نظر می‌رسید که برای همه سوال‌ها و جواب‌هاش از رو اون می‌خونده.

00:47:53.370 --> 00:47:56.450
‫بعد از رفتن دوستش، دیدم بابا توش یه چیزی نوشت.

00:47:58.750 --> 00:48:02.080
‫یادت میاد اون روز که به ما زنگ زد گفت ماشین روشن نمی‌شه؟

00:48:02.160 --> 00:48:04.200
‫حالا در مورد اون حادثه هم شک دارم.

00:48:04.700 --> 00:48:07.830
‫چی می‌شه اگه از سر گیجی وایساده باشه و راه خونه رو گم کرده باشه؟

00:48:11.830 --> 00:48:14.450
‫فکر کنم باید با یه دکتر مشورت کنیم، آجییته.

00:48:17.330 --> 00:48:18.950
‫ببخشید، نمی‌خواستم...

00:48:29.500 --> 00:48:31.540
‫بابا یه کم تو یادآوری چیزا مشکل داره.

00:48:33.080 --> 00:48:34.370
‫همونطور که الان گفتی،

00:48:34.830 --> 00:48:36.950
‫اولین کسی که اینو متوجه شد و بهم گفت...

00:48:37.290 --> 00:48:38.370
‫چوچو بود.

00:49:04.120 --> 00:49:05.950
‫ما یه بار این موضوع رو با بابا مطرح کردیم.

00:49:06.410 --> 00:49:07.750
‫مثل تو که الان گفتی،

00:49:07.910 --> 00:49:09.580
‫پیشنهاد کردیم به دکتر هم نگاهی بندازه.

00:49:10.410 --> 00:49:11.410
‫مامان!

00:49:15.290 --> 00:49:16.950
‫تا حالا بابامو اینجوری ندیده بودم.

00:49:19.660 --> 00:49:24.500
‫برنامه‌مون این بود که بشینیم با بابا صحبت کنیم، آروم باشیم و یه طوری قانعش کنیم.

00:49:25.080 --> 00:49:26.370
‫که اون موقع...

00:49:26.540 --> 00:49:29.120
‫عمو جیکوب که تو ارتش با بابا بود، به ما سر زد.

00:49:39.580 --> 00:49:41.950
‫نمی‌دونی که بابا خیلی حرف نمی‌زنه، عمو؟

00:49:42.700 --> 00:49:45.750
‫از وقتی مامان مرده، بیشتر وقتا ساکت بوده.

00:49:46.500 --> 00:49:49.330
‫پس برای ما هیچ چیز غیرعادی به نظر نمی‌رسید.

00:49:51.910 --> 00:49:55.870
‫فکر می‌کردم احتمالاً در حال انجام یه جور درمان عصبیه.

00:49:57.620 --> 00:50:00.330
‫اما وقتی می‌گی که هیچکدومتون هیچ اطلاعی

00:50:00.370 --> 00:50:03.540
‫از این وضعیت پزشکی بابا طی این همه سال نداشتید...

00:50:03.870 --> 00:50:04.870
‫پفی!

00:50:05.040 --> 00:50:06.540
‫واقعاً عجیبه، مرد!

00:50:06.750 --> 00:50:08.830
‫باید یه کار فوق‌العاده انجام داده باشه.

00:50:09.290 --> 00:50:11.750
‫حتی دوست نداره تو هم چیزی راجع بهش بدونی، آجیان.

00:50:12.450 --> 00:50:14.250
‫زیاد با کسی حرف نمی‌زنه...

00:50:14.370 --> 00:50:16.620
‫و از معاشرت اجتماعی بیرون از خونه‌اش اجتناب میکنه

00:50:17.450 --> 00:50:18.950
‫باید استراتژیش باشه.

00:50:20.700 --> 00:50:22.660
‫می‌ترسه که اعمالش اونو لو بدن.

00:50:23.290 --> 00:50:24.790
‫اون یه مرد مغروره.

00:50:27.870 --> 00:50:29.500
‫اون باید تو رو می‌شناخت، نه؟

00:50:31.500 --> 00:50:34.910
‫چون عکس‌های قدیمیش از زمان ارتش رو به دیوار زده،

00:50:34.950 --> 00:50:36.620
‫صد در صد می‌فهمه قضیه چیه.

00:50:37.040 --> 00:50:38.250
‫بقیه چیزها که

00:50:38.540 --> 00:50:41.250
‫چی یادشه و چی یادش نیست...

00:50:42.080 --> 00:50:43.080
‫خدا می‌دونه!

00:50:43.540 --> 00:50:45.500
‫کی اول بار قضیه رو فهمیدی، عمو؟

00:50:48.540 --> 00:50:50.950
‫پس یعنی تو هیچ تصوری از کل قضیه نداری، آجایان؟

00:50:51.580 --> 00:50:54.040
‫می‌دونی چرا از ارتش اخراج شد؟

00:50:56.000 --> 00:50:57.200
‫اخراج؟

00:50:59.250 --> 00:51:02.120
‫ویژگی اصلی پیلای یه جور کمال‌گرایی وسواس‌گونه بود.

00:51:02.370 --> 00:51:04.080
‫هیچ موقع کوتاه نمی‌اومد.

00:51:05.080 --> 00:51:06.700
‫خیلی جدی بود که

00:51:06.750 --> 00:51:11.040
‫نه خودش و نه گروهانش حتی یه اشتباه کوچیک هم نکنند.

00:51:14.250 --> 00:51:17.160
‫اوایل، فراموشی‌ش تو جمع دوستانمون یه شوخی بود.

00:51:18.950 --> 00:51:22.500
‫من خودم شاهد چندتا مشکلی بودم که از فراموشی‌ش پیش اومده بود.

00:51:23.620 --> 00:51:25.410
‫بدون اینکه خیلی‌ها متوجه بشن،

00:51:25.450 --> 00:51:27.450
‫خیلی خوب اون رو مدیریت می‌کرد.

00:51:29.750 --> 00:51:31.790
‫ولی همین فراموشی‌های کوچیک

00:51:32.000 --> 00:51:35.040
‫آخرش به مشکلات بزرگی ختم شد.

00:51:36.250 --> 00:51:38.910
‫یه بار یه اسلحه سرویس رو گم کرد.

00:51:40.790 --> 00:51:43.790
‫این مسئله به یه جایی رسید که پیلای دیگه نتونست پنهانش کنه.

00:51:44.040 --> 00:51:46.910
‫در واقع، مدت‌ها بود که فهمیده بود

00:51:47.080 --> 00:51:49.000
‫یه چیزی تو خودش درست نیست.

00:51:49.160 --> 00:51:51.370
‫نه تنها از چک‌آپ‌های پزشکی طفره می‌رفت،

00:51:51.580 --> 00:51:54.120
‫بلکه سعی می‌کرد وضعیتش رو از همه مخفی کنه.

00:51:54.700 --> 00:51:55.790
‫شاید تمایلی نداشت

00:51:55.830 --> 00:51:58.790
‫با جنجال و خجالتی که اگه بقیه بفهمن پیش می‌اومد، روبرو بشه.

00:52:01.910 --> 00:52:06.160
‫آخرش یکی از همکارامون تصادفی اسلحه رو پیدا کرد

00:52:06.410 --> 00:52:08.250
‫تو ماشین لباسشویی توی اقامتگاه ارتش.

00:52:10.830 --> 00:52:13.160
‫تنها به خاطر اینکه سابقه کاری پیلای خوب بود،

00:52:13.250 --> 00:52:18.540
‫و دلسوزی برای خراب نشدن حیثیت ارتش اگه این خبر پخش بشه،

00:52:19.200 --> 00:52:21.830
‫مقامات ارشد این خبر رو مخفی نگه داشتن.

00:52:22.200 --> 00:52:24.830
‫بلافاصله از کار برکنارش کردن.

00:52:30.540 --> 00:52:33.000
‫برای هیچ دلیل خاصی اینو بهت نگفتم.

00:52:33.830 --> 00:52:36.040
‫16 سال از برگشتن بابا از ارتش می‌گذره،

00:52:36.830 --> 00:52:38.370
‫و تو این 16 سال،

00:52:39.410 --> 00:52:41.410
‫فقط یه کار کرده؛

00:52:43.500 --> 00:52:45.790
‫مطمعن بشه که هیچ کس حتی خوز ممدم از مشکل حافظش با خبر نشه

00:52:47.330 --> 00:52:48.830
‫و همه چیز رو خودش به تنهایی تحمل کرده.

00:52:51.120 --> 00:52:53.200
‫فقط تصور کن چه تلاشی برای این کار کرده.

00:52:54.330 --> 00:52:55.870
‫این شخصیت بابامه.

00:52:57.080 --> 00:52:59.160
‫چه توی این شهر و چه توی خدمت،

00:53:00.450 --> 00:53:02.120
‫همینجوری یکی بوده.

00:53:03.370 --> 00:53:04.700
‫فارغ از اینکه چی رو از دست می‌ده،

00:53:05.620 --> 00:53:09.410
‫نمی‌تونه بذاره آبروش خدشه‌دار شه.

00:53:10.200 --> 00:53:11.660
‫شاید به خاطر غرورش باشه.

00:53:12.620 --> 00:53:14.120
‫اگه این چیزی که بابا می‌خواد،

00:53:14.660 --> 00:53:16.450
‫ما باید کنارش باشیم نه؟

00:54:11.290 --> 00:54:13.040
‫چاکویِ مامان‌جون کجاست؟

00:54:13.120 --> 00:54:15.040
‫ببین بابا داره چی کار می‌کنه.

00:54:15.080 --> 00:54:16.410
‫ببین عزیزم!

00:54:16.500 --> 00:54:18.200
‫دوربین جدید بابا رو دیدی؟

00:54:18.450 --> 00:54:19.620
‫به دوربین جدید نگاه کن.

00:54:20.660 --> 00:54:22.000
‫لبخند بزن!

00:54:23.580 --> 00:54:25.370
‫عیبی نداره. من باهاش می‌رم.

00:54:25.500 --> 00:54:27.290
‫- هی... اونجا رو نگاه کن!
‫- چاکو!

00:54:27.330 --> 00:54:28.540
‫چاکو، نباید گریه کنی!

00:54:28.540 --> 00:54:29.830
‫اون میمونه داره می‌پره!

00:54:29.870 --> 00:54:31.040
‫گریه نکن، چاکو!

00:54:31.080 --> 00:54:32.160
‫ببین... پرید.

00:54:32.330 --> 00:54:34.000
‫- دیدی اونجا پرید؟
‫- خوبه.

00:54:35.830 --> 00:54:37.290
‫اینا همون سماداثان؟

00:54:38.660 --> 00:54:39.750
‫آره.

00:54:40.910 --> 00:54:42.370
‫بابا، بیا!

00:54:46.000 --> 00:54:47.450
‫- مامان!
‫- هی، می‌افتی پایین!

00:54:48.330 --> 00:54:50.000
‫چاکو!

00:54:50.910 --> 00:54:52.500
‫هی، نه! به من آب نپاش!

00:54:55.370 --> 00:54:56.450
‫هی، هی!

00:55:00.910 --> 00:55:03.910
‫- جک‌فروت! من جک‌فروت می‌خوام!
‫- تا نگیره بالا نمیره!

00:55:03.950 --> 00:55:06.250
‫- من می‌خوام!
‫- بیارش پایین، آجایتتا!

00:55:06.330 --> 00:55:07.330
‫نه! نه!

00:55:09.040 --> 00:55:10.040
‫آره!

00:55:10.870 --> 00:55:13.120
‫اوه!

00:55:14.580 --> 00:55:15.950
‫بسه، چاکو!

00:55:15.950 --> 00:55:17.700
‫- دل و رودت به هم می‌خوره!
‫- باشه.

00:55:19.040 --> 00:55:20.540
‫- سوپرمن!
‫- سوپرمن!

00:55:20.580 --> 00:55:22.160
‫- سوپرمن!
‫- بیا پرواز کن!

00:55:22.330 --> 00:55:23.790
‫بیارش پایین! می‌افته!

00:55:23.790 --> 00:55:24.950
‫گوش نمیدی؟

00:55:24.950 --> 00:55:27.660
‫- چندبار باید بگم؟
‫- یه چیزی‌ش نمی‌شه.

00:55:27.830 --> 00:55:29.160
‫بیا پایین، میگم!

00:55:29.160 --> 00:55:31.160
‫حالا خوشحالی که از بابابزرگ گرفتی؟

00:55:31.200 --> 00:55:32.700
‫پدر با چچو چطور بود؟

00:55:38.290 --> 00:55:39.290
‫ها؟

00:55:39.330 --> 00:55:41.250
‫رفتار پدر نسبت به چچو چطور بود؟

00:55:43.790 --> 00:55:45.580
‫چچو حدود دو سال و نیمش بود

00:55:46.540 --> 00:55:48.410
‫که پریوینا اولین بار آزمایشش رو گرفت.

00:55:49.250 --> 00:55:50.450
‫بعدش،

00:55:50.660 --> 00:55:54.250
‫هر دو مون درگیر آزمایش‌ها و درمان بودیم.

00:55:55.040 --> 00:55:56.950
‫چچو بیشتر با باباش بود.

00:55:57.500 --> 00:55:59.080
‫همیشه یه اختلافی وجود داشت

00:55:59.450 --> 00:56:01.250
‫به خاطر نظم نظامی سخت بابا.

00:56:02.830 --> 00:56:04.700
‫با برادر بزرگم خیلی شدیدتر بود.

00:56:05.950 --> 00:56:07.330
‫نه، چچو!

00:56:07.500 --> 00:56:09.410
‫باباتون اومده!

00:56:10.540 --> 00:56:11.750
‫هی، مواظب قدم‌هات باش!

00:56:11.790 --> 00:56:12.790
‫بابا!

00:56:12.830 --> 00:56:15.700
‫این که چی یادشه و چی یادش نیست...

00:56:15.830 --> 00:56:16.830
‫خدا می‌دونه!

00:56:17.500 --> 00:56:18.790
‫چرا پرسیدی؟

00:56:20.290 --> 00:56:21.660
‫ممکنه چیز دیگه‌ای باشه

00:56:21.870 --> 00:56:23.580
‫که فراموش کرده؟

00:56:29.750 --> 00:56:32.080
‫چیزی که مربوط به گم شدن چچو باشه؟

00:56:37.450 --> 00:56:38.620
‫سلام.

00:56:39.700 --> 00:56:40.790
‫بله.

00:56:42.080 --> 00:56:43.450
‫این مکان دقیقاً کجاست؟

00:56:45.080 --> 00:56:46.200
‫شما کی هستید؟

00:56:47.040 --> 00:56:48.080
‫باشه.

00:56:48.120 --> 00:56:49.830
‫مواظب باش که کسی نزدیکش نشه.

00:56:50.580 --> 00:56:51.620
‫باشه، باشه.

00:56:59.450 --> 00:57:00.910
‫روزی که گم شد...

00:57:01.660 --> 00:57:05.290
‫همون روزی بود که با پریوینا چچی رفتی بیمارستان برای چک‌آپ؟

00:57:06.370 --> 00:57:07.370
‫بله.

00:57:09.330 --> 00:57:11.290
‫وقتی شب برگشتی خونه،

00:57:11.330 --> 00:57:14.200
‫فهمیدی که چچو گم شده.

00:57:15.450 --> 00:57:16.450
‫یعنی...

00:57:17.500 --> 00:57:20.500
‫اتفاق افتاد وقتی فقط بابا و چچو توی خونه بودن.

00:57:23.790 --> 00:57:25.660
‫چی میشه اگه بابا می‌دونست...

00:57:26.500 --> 00:57:28.160
‫اون روز برای چچو چی پیش اومده؟

00:57:29.660 --> 00:57:31.500
‫چی میشه اگه فراموش کرده باشه چی میدونسته؟

00:58:04.620 --> 00:58:06.500
‫- چند تا کارگر هستن؟
‫- هشت تا از کارگرای من.

00:58:06.540 --> 00:58:07.870
‫جواب داد وقتی زنگ زدی؟

00:58:07.910 --> 00:58:09.500
‫جوی آقا تو موندکایامه، آقا.

00:58:09.540 --> 00:58:12.250
‫حتی اگه تو قطب جنوب هم باشه، بگو فردا صبح زود اینجا باشه.

00:58:13.700 --> 00:58:15.580
‫- چی؟
‫- باشه. زنگ می‌زنم بهش.

00:58:15.580 --> 00:58:17.410
‫پس برو زنگ بزن! منتظر کی هستی؟

00:58:17.410 --> 00:58:18.410
‫باشه.

00:58:18.450 --> 00:58:20.830
‫دو سال بیشتر نیست که جوی این زمین رو خریده.

00:58:21.500 --> 00:58:22.830
‫از کی خریدش؟

00:58:23.000 --> 00:58:25.000
‫زمین مال همسایه کناری بود.

00:58:25.290 --> 00:58:26.950
‫یک آقایی به اسم آپو پیلای.

00:58:40.910 --> 00:58:42.120
‫کی می‌رسن؟

00:58:42.120 --> 00:58:43.500
‫از ندونچال رد شدن.

00:58:44.410 --> 00:58:46.750
‫- اون‌جا رو هم بکنید.
‫- اون منطقه.

00:58:46.750 --> 00:58:48.120
‫یکی از شما بیاد اینجا.

00:58:48.160 --> 00:58:49.950
‫مراقب اوضاع باش.
‫برمی‌گردم.

00:58:51.080 --> 00:58:53.160
‫نگفتم وقتی کارم تموم شد میام خونه؟

00:58:53.200 --> 00:58:54.620
‫چرا اومدی اینجا؟

00:58:57.330 --> 00:58:59.870
‫کارگرا دیدنش موقع کندن برای پی‌ریزی.

00:59:00.790 --> 00:59:02.290
‫بیارش خونه.

00:59:02.500 --> 00:59:03.750
‫قبل از این که برم میام اونجا.

00:59:04.330 --> 00:59:05.790
‫- برو.
‫- شیوتا...

00:59:07.120 --> 00:59:08.830
‫هیچ ایده‌ای داری ماله کی میتونه باشه؟

00:59:09.120 --> 00:59:10.750
‫تیم پزشکی قانونی هنوز نرسیدن.

00:59:10.870 --> 00:59:13.080
‫روال‌های بعدی بعد از رسیدنشون انجام میشه.

00:59:13.540 --> 00:59:14.700
‫بیا.

01:00:10.870 --> 01:00:12.660
‫اندازه‌اش که بزرگ به نظر نمیاد، درسته؟

01:00:22.660 --> 01:00:24.250
‫- از وسط شروع کنید.
‫- باشه.

01:00:33.160 --> 01:00:35.370
‫یه جوری از خانوادهٔ میمون‌هاست،

01:00:35.620 --> 01:00:37.620
‫ولی اسکلت انسان نیست.

01:00:37.660 --> 01:00:38.660
‫ها؟

01:00:43.290 --> 01:00:45.080
‫جنگل حفاظت‌شده نزدیکه، درسته؟

01:00:57.620 --> 01:00:59.750
‫وقتی فهمیدم که جنازه میمونه،

01:00:59.790 --> 01:01:02.330
‫فکر کردم پرونده‌ایه که به کار معمولیمون محدود میشه.

01:01:03.000 --> 01:01:04.370
‫وزارت حیات‌وحش، درسته؟

01:01:04.700 --> 01:01:06.120
‫چون پرونده غیرقابل وثیقه‌ست،

01:01:06.120 --> 01:01:07.580
‫کسی که این کار رو کرده باید دفنش کرده باشه.

01:01:08.830 --> 01:01:10.790
‫صبر کنیم برای گزارش مرکز دامپزشکی.

01:01:12.120 --> 01:01:13.410
‫گزارش اومده.

01:01:13.700 --> 01:01:15.910
‫اومدم که درباره‌اش صحبت کنم

01:01:16.750 --> 01:01:18.830
‫فعلاً حتی پلیس هم باید درگیر بشه،

01:01:19.750 --> 01:01:21.620
‫چون این قضیه تحت قانون اسلحه‌ست.

01:01:22.410 --> 01:01:23.450
‫قانون اسلحه؟

01:01:24.500 --> 01:01:27.000
‫وضعیت پرونده گم شدن تفنگ پدرت چطوره؟

01:01:38.910 --> 01:01:41.870
‫پیلای چتان دو سال پیش ملک رو به جوی فروخت، درسته؟

01:01:42.830 --> 01:01:43.910
‫آره.

01:01:43.910 --> 01:01:45.950
‫چیزی دربارۀ این موضوع گفته؟

01:02:30.080 --> 01:02:31.160
‫چی شده؟

01:02:33.450 --> 01:02:35.450
‫گزارش کالبدشکافی میمون آماده شده.

01:02:35.500 --> 01:02:36.620
‫خوبه.

01:02:36.660 --> 01:02:38.160
‫علت مرگ اصابت گلوله‌ست.

01:02:38.790 --> 01:02:39.830
‫گلوله؟

01:02:39.870 --> 01:02:40.660
‫آره.

01:02:40.660 --> 01:02:42.370
‫مالک ملک چی میگه؟

01:02:44.410 --> 01:02:45.830
‫اون تو این ماجرا دحلی نداره.

01:02:47.040 --> 01:02:49.330
‫اون دو سال پیش ملک رو از ما خریده.

01:02:50.000 --> 01:02:52.500
‫بقایای میمون سه سال پیش پیدا شدن.

01:02:53.040 --> 01:02:54.040
‫آها!

01:03:12.540 --> 01:03:14.080
‫ببخشید!
‫مدت‌ها منتظر بودی؟

01:03:15.450 --> 01:03:19.450
‫اون دامپزشک تازه رفت و داستان رو با جزئیات زیادی تعریف کرد!

01:03:25.950 --> 01:03:28.370
‫میگه که یک زخم خروجی وجود داره،

01:03:28.620 --> 01:03:30.910
‫و با توجه به لکه روی استخوان میمون،

01:03:31.000 --> 01:03:33.250
‫می‌تونه از یک گلوله با کالیبر 0.32 باشه،

01:03:33.750 --> 01:03:35.540
‫یا شاید هم کالیبر بزرگتر.

01:03:37.080 --> 01:03:40.540
‫آخرین وضعیت پرونده گم شدن اسلحه آپو پیلایی چی شد که گفتی؟

01:03:40.870 --> 01:03:42.540
‫اسلحه آپو پیلایی کالیبر 0.35 داره.

01:03:42.870 --> 01:03:44.160
‫پس شاید همون باشه.

01:03:44.200 --> 01:03:45.950
‫اون موقع که من رئیس بخش اینجا بودم،

01:03:45.950 --> 01:03:47.950
‫آپو پیلایی برای مجوز اسلحه‌ش درخواست داد.

01:03:48.450 --> 01:03:51.080
‫اون موقع برای بررسی بهش رفتم دیدمش.

01:03:51.830 --> 01:03:53.080
‫اون خیلی بد اخلاقه.

01:03:53.120 --> 01:03:55.330
‫از خانواده‌اش پسری نبود که گم شد؟

01:03:55.370 --> 01:03:57.080
‫آره، الان نزدیک سه ساله.

01:03:57.120 --> 01:04:00.000
‫حتی قبل از اون هم چند بار از مدرسه ناپدید شد.

01:04:00.000 --> 01:04:01.450
‫پسر بچه همین‌جوری می‌ره!

01:04:01.660 --> 01:04:05.290
‫هر دو دفعه خانواده و مسئولین مدرسه تونستن شب پیدا‌ش کنن.

01:04:05.540 --> 01:04:07.000
‫کجا بود اون موقع؟

01:04:07.120 --> 01:04:09.790
‫پسر بچه داستان‌ها می‌ساخت که انگار داره فیلم تعریف می‌کنه.

01:04:09.870 --> 01:04:12.450
‫ولی داستانی که تعریف می‌کرد هیچ ربطی به جایی که پیداش کردن نداشت.

01:04:12.750 --> 01:04:14.290
‫وقتی برای بار سوم ناپدید شد،

01:04:14.330 --> 01:04:15.950
‫یا بهتر بگم، برای آخرین بار،

01:04:16.250 --> 01:04:17.910
‫تا شنیدن که دوباره ناپدید شده،

01:04:18.080 --> 01:04:20.660
‫همه فکر کردن "این پسر دیوونه باز هم رفته".

01:04:20.750 --> 01:04:22.410
‫یعنی هیچکس حتی سعی نکرد دنبالش بگرده؟

01:04:22.450 --> 01:04:24.410
‫- نه، منظورم اون نیست.
‫- تا جایی که تونستیم تلاش کردیم، آقا.

01:04:24.410 --> 01:04:26.750
‫کسانی هم دیده بودن که پسری هم‌سن‌وسال چاچو رو

01:04:26.750 --> 01:04:28.410
‫اون شب تو ایستگاه راه‌آهن پالاکاد دیدن.

01:04:28.830 --> 01:04:31.950
‫و در همان شب، حوالی ساعت دو صبح، توی پولاچی هم.

01:04:32.870 --> 01:04:35.120
‫چند ساله که مادر اون پسر فوت شده.

01:04:35.160 --> 01:04:37.450
‫اون زیاد بیمار بود و مرتباً تو بیمارستان بود.

01:04:37.580 --> 01:04:40.750
‫فکر کنم پسر بچه از کمبود توجه ناراحت شده بود.

01:04:45.160 --> 01:04:46.750
‫چاچو، وایسا! چاچو...

01:04:47.250 --> 01:04:48.620
‫چاچو! همونجا وایسا پسر!

01:04:49.450 --> 01:04:50.450
‫پسرم!

01:04:50.500 --> 01:04:51.450
‫چاچو!

01:04:53.790 --> 01:04:55.080
‫همون‌جا وایسا!

01:04:55.120 --> 01:04:56.830
‫چاچو، وایسا!
‫پسرم!

01:04:57.750 --> 01:04:58.950
‫فقط همونجا وایسا!

01:04:59.370 --> 01:05:00.370
‫چاچو!

01:05:01.040 --> 01:05:02.160
‫همونجا وایسا، پسرم!

01:05:02.200 --> 01:05:03.200
‫چاچو!

01:05:03.700 --> 01:05:04.700
‫چاچو!

01:05:07.200 --> 01:05:08.500
‫پاشو، آقا.

01:05:08.500 --> 01:05:09.910
‫مدرسه تعطیل شد. نمی‌خوای بری خونه؟

01:05:11.750 --> 01:05:12.910
‫برو.

01:05:12.950 --> 01:05:14.120
‫برو، فیل.

01:05:53.950 --> 01:05:55.290
‫بابا، چرا ماشین رو نبردی؟

01:05:55.950 --> 01:05:57.200
‫ماشین بنزین نداشته.

01:05:57.660 --> 01:05:59.120
‫ولی من دیروز پرش کردم!

01:06:00.450 --> 01:06:01.790
‫سوار شو، بابا.

01:06:01.790 --> 01:06:03.040
‫منم دارم می‌رم خونه.

01:06:24.080 --> 01:06:26.540
‫پرونده بقایای میمون که تو مزرعه پیدا شده

01:06:26.580 --> 01:06:28.410
‫الان توسط بخش پایش جنگل بررسی می‌شه.

01:06:28.950 --> 01:06:30.370
‫خبردار بودی؟

01:06:30.500 --> 01:06:31.750
‫هیچ‌کس بهم خبر نداد.

01:06:32.950 --> 01:06:34.330
‫از ملک من پیدا نشده بود!

01:06:36.950 --> 01:06:38.250
‫مالک چی گفت؟

01:06:38.910 --> 01:06:40.040
‫مالک ملک؟

01:06:40.040 --> 01:06:41.330
‫این‌جا دیگه کی می‌تونه مالک باشه؟

01:06:42.330 --> 01:06:43.330
‫خب...

01:06:43.700 --> 01:06:45.830
‫آقای جوی همین دو سال پیش زمین رو از ما خرید، درسته؟

01:06:46.120 --> 01:06:47.580
‫فقط دو سال پیش، نه؟

01:06:48.500 --> 01:06:51.540
‫آثار باقی‌مونده مال حدود سه سال پیشه.

01:06:54.790 --> 01:06:56.330
‫به شلیک گلوله کشته شده.

01:06:59.950 --> 01:07:03.870
‫ظاهراً یه اسلحه کوچیک، شاید یه تپانچه، برای کشتن استفاده شده.

01:07:04.750 --> 01:07:05.830
‫کی اینو گفته؟

01:07:06.500 --> 01:07:07.540
‫یعنی...

01:07:07.910 --> 01:07:09.290
‫نتایج آزمایش اینو میگه.

01:07:09.790 --> 01:07:11.000
‫فقط به خاطر همین،

01:07:11.000 --> 01:07:12.660
‫نمیشه گفت اسلحه مال منه.

01:07:13.290 --> 01:07:14.410
‫تو...

01:07:14.540 --> 01:07:15.870
‫نیاز نیست نگرانی باشی.

01:07:16.160 --> 01:07:17.830
‫همینجوری سوالات زیادی می‌پرسن.

01:07:18.750 --> 01:07:21.660
‫سوال اوناست یا سوال تو؟

01:07:35.120 --> 01:07:36.330
‫بریم بخوابیم؟

01:07:41.790 --> 01:07:44.500
‫یه سیاستی داری که چیزا رو برای مردم سخت کنی؟

01:07:44.540 --> 01:07:45.830
‫آقا، این خارج از توانمونه--

01:07:45.830 --> 01:07:47.830
‫گوش کن!
‫لطفاً سن، وقت و...

01:07:47.910 --> 01:07:49.830
‫چرا داری کار رو برام سخت می‌کنی؟

01:07:50.370 --> 01:07:51.620
‫الان می‌خوامش.

01:07:51.660 --> 01:07:54.000
‫از وقتی که سرور آپدیت شده، باید چک کنیم.

01:07:54.040 --> 01:07:55.830
‫اگه موجود باشه، مشکلی نداریم که بدیم، آقا.

01:07:55.870 --> 01:07:57.330
‫می‌شه پنج دقیقه صبر کنید؟

01:07:58.040 --> 01:07:59.160
‫منتظر می‌مونم.

01:07:59.870 --> 01:08:00.870
‫باشه.

01:08:01.660 --> 01:08:02.870
‫سلام.

01:09:33.450 --> 01:09:34.870
‫بالاخره!

01:09:34.950 --> 01:09:36.870
‫فکر کردم برای سفر خانوادگی رفتی.

01:09:37.250 --> 01:09:38.370
‫بیا تو.

01:09:39.410 --> 01:09:42.660
‫خیلی صبر کردم و وقتی نیومدی زنگ زدم به پسرت.

01:09:42.830 --> 01:09:44.660
‫گفت با خانمش بیرون رفته.

01:09:55.540 --> 01:09:57.040
‫اوه! این عکس اینجا اومد؟

01:09:57.200 --> 01:09:58.750
‫اونجا نبود؟

01:09:58.910 --> 01:10:00.330
‫ولی اینجا جاش خیلی خوبه.

01:10:00.750 --> 01:10:03.870
‫این عکس همه خاطرات دیوونه‌بازی‌های اون شب وحشی رو برمی‌گردونه!

01:10:04.700 --> 01:10:06.000
‫شب عجیبی بود، رفیق.

01:10:23.620 --> 01:10:24.910
‫الان میام.

01:11:16.620 --> 01:11:19.830
‫کار توی زمین هل چطور داره پیش می‌ره؟

01:11:20.080 --> 01:11:22.370
‫فقط با هل سخته اداره کردن.

01:11:22.620 --> 01:11:25.120
‫اگه یه چیز دیگه هم کنارش بکاریم، اوضاع بهتر میشه.

01:11:25.580 --> 01:11:28.000
‫رفتار کارگرا الان تغییر کرده.

01:11:28.580 --> 01:11:30.580
‫باید همیشه اونجا باشم که کارشون رو درست انجام بدن.

01:11:32.120 --> 01:11:33.620
‫آروویند چطوره؟

01:11:33.660 --> 01:11:35.040
‫آروویند خوبه.

01:11:35.580 --> 01:11:37.040
‫تازه ماه پیش یه کار جدید گرفت.

01:11:37.450 --> 01:11:38.750
‫داره میره استرالیا.

01:11:39.290 --> 01:11:41.120
‫برنامه داره اونجا ساکن بشه.

01:11:41.870 --> 01:11:43.830
‫ولی اگه بره، دیگه برنمی‌گرده.

01:11:45.080 --> 01:11:46.080
‫جواب نمی‌ده.

01:11:46.200 --> 01:11:47.450
‫مشکلی هست؟

01:11:47.580 --> 01:11:48.620
‫نه.

01:11:48.660 --> 01:11:50.620
‫گاهی وقتی با کسیه، جواب تلفن رو نمی‌ده.

01:11:51.540 --> 01:11:53.620
‫اونجا زندگی شاید امن‌تره.

01:11:53.950 --> 01:11:55.750
‫میگه ما اینجا عقبی هستیم.

01:11:57.000 --> 01:12:00.200
‫جوانای امروزی به بریتانیا، استرالیا و کانادا میرن و مستقر می‌شن.

01:12:00.580 --> 01:12:01.870
‫جوونا اونجا هستن،

01:12:02.040 --> 01:12:03.250
‫پیرها اینجا موندن.

01:12:03.870 --> 01:12:05.000
‫راستی،

01:12:05.080 --> 01:12:06.910
‫زانوت بعد از عمل چطوره؟

01:12:06.950 --> 01:12:09.700
‫خیلی‌ها تردید دارن که مشکلات حافظه‌شون رو بپذیرن،

01:12:09.700 --> 01:12:12.120
‫و باید با دقت بیشتری بهشون نزدیک بشیم.

01:12:12.160 --> 01:12:15.330
‫بحث کردن با اونا فقط باعث وحشت می‌شه.

01:12:15.450 --> 01:12:18.000
‫ممکنه مشکوک بشن، فشار خونشون بالا بره،

01:12:18.040 --> 01:12:20.700
‫و حتی ارتباط با واقعیت رو از دست بدن.

01:12:20.750 --> 01:12:21.790
‫بستگی داره.

01:12:21.830 --> 01:12:23.120
‫بهبودی چطوره؟

01:12:23.160 --> 01:12:24.660
‫نمیشه تضمین کرد.

01:12:24.830 --> 01:12:27.330
‫آشنایای قدیمی، زبان‌ها،

01:12:27.370 --> 01:12:29.750
‫و محیط اطراف خونه‌شون که روزانه باهاش برخورد دارن،

01:12:29.790 --> 01:12:31.790
‫ممکنه توی حافظه عادتیشون تثبیت بشه.

01:12:31.830 --> 01:12:34.410
‫پس شاید اینا رو فراموش نکنن.

01:12:34.450 --> 01:12:35.910
‫این برای هر کسی متفاوته.

01:12:38.040 --> 01:12:40.080
‫اگه اون راضی بود که به کسی تکیه کنه،

01:12:40.120 --> 01:12:42.330
‫دیگه این همه استرس نمی‌کشید، مگه نه؟

01:12:43.080 --> 01:12:46.790
‫افرادی که این وضعیت رو دارن معمولاً با اعتماد به اطرافیانشون مشکل دارن.

01:12:47.580 --> 01:12:49.950
‫نمی‌دونن کِی و کجا کسی ازشون سوءاستفاده می‌کنه یا نه؟

01:12:50.540 --> 01:12:52.080
‫همیشه اون ناامنی رو دارن.

01:12:54.370 --> 01:12:56.450
‫اگه حافظه‌ام درست باشه،

01:12:58.040 --> 01:13:00.750
‫من، تو، چاران و جیکوب...

01:13:01.580 --> 01:13:02.950
‫همگی با یه جیپ رفتیم، درسته؟

01:13:03.750 --> 01:13:06.080
‫یادته جیکوب رو، درسته؟

01:13:06.250 --> 01:13:07.750
‫یه بطری کامل رو سر کشید!

01:13:07.790 --> 01:13:10.870
‫و بعد با جیپ وحشیانه با سرعت تمام رانندگی کرد.

01:13:10.910 --> 01:13:13.500
‫واقعا فکر کردم تصادف می‌کنه و کارمون تمومه!

01:13:14.000 --> 01:13:17.870
‫بالاخره توی خط هفتم، نزدیک لال چوگک وایستاد،

01:13:18.000 --> 01:13:21.500
‫و درست جلوی اقامت‌گاه فرمانده، وسط جاده ادرار کرد.

01:13:21.870 --> 01:13:24.080
‫نگهبان دوید سمت ما و شروع کرد به داد زدن.

01:13:24.410 --> 01:13:28.540
‫تو بودی که باهاش صحبت کردی و گفتی ببخشید.

01:13:28.790 --> 01:13:30.330
‫اون هم فقط بعد از اون جیکوب رو ول کرد.

01:13:40.160 --> 01:13:41.160
‫جیکوب...

01:13:41.790 --> 01:13:43.250
‫چجوری جیکوب رو می‌شناسی؟

01:13:43.500 --> 01:13:44.830
‫چه سوالی!

01:13:45.080 --> 01:13:47.000
‫ما همگی توی کشمیر نبودیم؟

01:13:48.160 --> 01:13:50.620
‫ولی جیکوب هیچ وقت به کشمیر نرفته.

01:13:54.200 --> 01:13:55.620
‫اوه، آره.

01:13:56.580 --> 01:13:58.160
‫درسته، درسته، درسته، رفیق.

01:13:58.450 --> 01:14:00.160
‫گاهی اوقات کلا از دستم در میره.

01:14:00.910 --> 01:14:02.830
‫حافظه‌ام مثل تو تیز نیست.

01:14:03.160 --> 01:14:04.750
‫جون بعدی میشم 73 ساله.

01:14:05.500 --> 01:14:07.500
‫باید یه چندتا راهکار حافظه بهم یاد بدی، رفیق.

01:14:09.500 --> 01:14:10.580
‫پنکه خاموشه

01:14:10.580 --> 01:14:12.160
‫حق دارم اینجوری عرق کنم. وای!

01:14:16.450 --> 01:14:18.290
‫هنوز نگفتی چجوری جیکوب رو می‌شناسی.

01:14:21.410 --> 01:14:22.620
‫کی بود؟

01:14:22.790 --> 01:14:25.870
‫از زمان کمپ ایتاناگر می‌شناسمش.

01:14:26.750 --> 01:14:28.040
‫آروناچال پرادش.

01:14:28.410 --> 01:14:29.450
‫آره.

01:14:29.870 --> 01:14:31.080
‫آره، رفیق.

01:14:31.120 --> 01:14:32.200
‫آره، همون جا.

01:14:32.200 --> 01:14:33.660
‫منم همونجا دیدمش.

01:14:34.000 --> 01:14:35.120
‫ولی...

01:14:35.120 --> 01:14:36.870
‫اون موقع 1986 بود.

01:14:38.200 --> 01:14:39.700
‫وقتی دفعه قبل اومدی،

01:14:40.330 --> 01:14:41.790
‫گفتی که سال 1986،

01:14:41.830 --> 01:14:43.330
‫توی آی پی کی اف بودی، درسته؟

01:14:46.830 --> 01:14:48.040
‫این طور گفتم؟

01:14:48.750 --> 01:14:50.290
‫آره، آره.
‫قطعاً!

01:14:50.290 --> 01:14:51.790
‫نیروی حفظ صلح.

01:14:51.790 --> 01:14:53.000
‫راجیو گاندی.

01:14:53.040 --> 01:14:54.330
‫توی آی پی کی اف بودم.

01:14:55.120 --> 01:14:56.700
‫اگه توی آی پی کی اف بودی،

01:14:56.750 --> 01:14:58.330
‫باید توی جفنا می‌بودی.

01:14:58.790 --> 01:15:00.120
‫تو سریلانکا.

01:15:02.540 --> 01:15:03.540
‫آره.

01:15:05.330 --> 01:15:07.120
‫اگه توی سریلانکا بودی،

01:15:07.160 --> 01:15:09.160
‫چجوری جیکوب رو توی آروناچال دیدی؟

01:15:14.540 --> 01:15:15.910
‫چرا داری دروغ میگی؟

01:15:16.370 --> 01:15:17.580
‫چی؟

01:15:17.580 --> 01:15:19.250
‫چرا داری بهم دروغ میگی؟

01:15:22.540 --> 01:15:23.700
‫دروغ؟

01:15:24.040 --> 01:15:25.250
‫من؟

01:15:26.370 --> 01:15:27.750
‫چرا باید بهت دروغ بگم؟

01:15:29.580 --> 01:15:30.620
‫اگه این‌طوره،

01:15:30.620 --> 01:15:32.790
‫همه چیزی که تا حالا گفتم دروغ بود.

01:15:33.580 --> 01:15:35.410
‫فقط بلوف زدم.

01:15:36.660 --> 01:15:39.290
‫تو با همه دروغ‌هایی که بهت گفتم کنار اومدی.

01:15:40.700 --> 01:15:42.410
‫این سازش برای چیه؟

01:15:42.830 --> 01:15:44.080
‫تو کی هستی؟

01:15:45.330 --> 01:15:46.540
‫تو کی هستی؟

01:15:51.950 --> 01:15:53.080
‫راستش...

01:15:53.160 --> 01:15:54.450
‫یه لحظه صبر کن. بر‌می‌گردم.

01:16:44.120 --> 01:16:45.120
‫سلام پسرم.

01:16:45.160 --> 01:16:46.660
‫خوبه که الان اومدی.

01:16:46.660 --> 01:16:47.910
‫داشتم می‌رفتم.

01:16:48.370 --> 01:16:50.160
‫- سلام آپارنا.
‫- سلام.

01:16:50.160 --> 01:16:51.500
‫چرا انقدر عجله داری؟

01:16:51.950 --> 01:16:53.250
‫اومدن اینجا تو برنامه‌ام نبود.

01:16:53.450 --> 01:16:55.120
‫باید می‌رفتم سمت باغ،

01:16:55.160 --> 01:16:57.370
‫ولی گفتم یه سر به پیلای بزنم.

01:16:57.750 --> 01:16:58.950
‫این‌جا همه چی خوبه؟

01:16:59.410 --> 01:17:00.410
‫آره، آره.

01:17:00.950 --> 01:17:02.250
‫فقط...

01:17:03.370 --> 01:17:06.080
‫ببین! داشتیم در‌مورد این عکس صحبت می‌کردیم.

01:17:06.330 --> 01:17:07.450
‫درسته، آقا آپو؟

01:17:08.450 --> 01:17:09.580
‫نگاش کن!

01:17:09.620 --> 01:17:12.410
‫این عکس کلی خاطره دیوونه‌بازی‌ اون شب رو زنده می‌کنه!

01:17:12.580 --> 01:17:13.580
‫دیوونه!

01:17:14.250 --> 01:17:15.870
‫یادش به‌خیر، نه؟

01:17:18.000 --> 01:17:19.000
‫خب، پس.

01:17:19.040 --> 01:17:20.250
‫من دارم میرم.

01:17:20.370 --> 01:17:22.410
‫باید توی راه بعضی کارها رو انجام بدم.

01:17:23.290 --> 01:17:24.410
‫برم، قربان؟

01:17:24.580 --> 01:17:26.790
‫برنامه دارم ماه دیگه دوباره بیام املاک.

01:17:26.830 --> 01:17:28.450
‫اگه وقت شد، حتماً همدیگه رو می‌بینیم.

01:17:29.370 --> 01:17:30.540
‫اون موقع می‌بینمت.

01:17:30.620 --> 01:17:31.660
‫مواظب خودت باش.

01:17:31.700 --> 01:17:32.700
‫خدافظ.

01:17:32.950 --> 01:17:34.330
‫- می‌بینمت.
‫- من می‌رم بدرقش کنم.

01:17:55.290 --> 01:17:56.700
‫خب چی شد پراکاشِتا؟

01:17:57.660 --> 01:17:59.290
‫- عکاسِشه؟
‫- سلام، من موکوندم.

01:17:59.330 --> 01:18:00.580
‫سریع عکس رو نشونم بده.

01:18:00.580 --> 01:18:01.790
‫نشونش بده.

01:18:04.410 --> 01:18:06.580
‫نباید فوری به پلیس خبر بدیم؟

01:18:06.700 --> 01:18:08.500
‫اول بذار ببینمش، پراکاشِتا.

01:18:10.450 --> 01:18:11.500
‫آقا...

01:18:18.370 --> 01:18:21.370
‫مرز کلونی قبیله‌ای از بلوک سیزدهم شروع می‌شه.

01:18:24.370 --> 01:18:26.790
‫اخبار اومده از جنگل رزرو کالاپاتی

01:18:26.830 --> 01:18:29.370
‫باعث شگفتی و افزایش حس ترس می‌شه.

01:18:29.410 --> 01:18:31.620
‫عکس یه میمون با تفنگ...

01:18:31.660 --> 01:18:33.500
‫اگه افتاده باشه، می‌تونیم پیدا کنیمش.

01:18:33.500 --> 01:18:35.410
‫تیم واکنش سریع داره همه منطقه رو می‌گرده.

01:18:35.410 --> 01:18:38.910
‫نه تیم رعد و برق نه پلیس هیچ سرنخی پیدا نکرده

01:18:38.910 --> 01:18:42.790
‫در مورد حادثه تمرین سلاحی که ماه‌ها پیش اتفاق افتاده بود.

01:18:42.830 --> 01:18:45.040
‫هیچ ایده‌ای داری به کدوم طرف رفتن؟

01:18:45.450 --> 01:18:46.750
‫جنگله، درسته آقا؟

01:18:46.790 --> 01:18:48.580
‫نتونستیم بگیم به کدوم طرف رفتن.

01:18:48.620 --> 01:18:50.750
‫حرکات نکسال‌ها قبلاً گزارش شده

01:18:50.790 --> 01:18:52.290
‫در کلونی‌های قبیله‌ای فراتر از بلوک سیزدهم.

01:18:52.290 --> 01:18:54.330
‫چی می‌شه اگه میمون‌ها از یکی از کمپ‌هاشون اونو پیدا کرده باشن؟

01:18:54.330 --> 01:18:55.620
‫این درخت اکسل ووده نه؟

01:18:56.250 --> 01:18:58.250
‫نگاه کن! درخت اکسل ووده نه؟

01:18:58.700 --> 01:18:59.910
‫در منطقه کالاپاتی،

01:18:59.910 --> 01:19:02.580
‫درختان اکسل وود فقط فراتر از بلوک‌های بیستم و بیست و یکم پیدا می‌شن.

01:19:02.620 --> 01:19:05.790
‫درخواست عکاسی و مجوزی که دادیم

01:19:05.830 --> 01:19:07.950
‫فقط برای بازدید از بلوک‌های هجدهم و نوزدهم بود.

01:19:07.950 --> 01:19:10.500
‫نمی‌تونی همینطوری بگردی تو جنگل!

01:19:11.000 --> 01:19:12.290
‫آروینگتا، آروم باش.

01:19:12.700 --> 01:19:14.910
‫ما به خاطر اونها که گشت می‌زدن از این موضوع باخبر شدیم، درسته؟

01:19:22.910 --> 01:19:25.330
‫بخش 144 در منطقه کالاپاتی صادر کنید.

01:19:25.870 --> 01:19:28.500
‫تصمیم گرفته شده که مدرسه قبیله‌ای رو برای یک هفته ببندیم.

01:19:28.540 --> 01:19:31.250
‫- باشه، آقا.
‫- و مجوز توریستی قطع نمی‌شه.

01:19:31.290 --> 01:19:33.870
‫باید بری و مستقیماً به کلونی‌ها اطلاع بدی.

01:19:34.080 --> 01:19:35.790
‫- پراکاشِتن رو با خودت ببر.
‫- باشه.

01:19:38.950 --> 01:19:42.120
‫نباید اینو با مورد تفنگ گم شده اپو پیلای بررسی کنیم؟

01:19:51.540 --> 01:19:53.330
‫اگه ثابت بشه که تفنگ پدره،

01:19:53.750 --> 01:19:55.160
‫دو برابر دردسر داریم.

01:19:56.080 --> 01:19:59.330
‫ممکنه به خاطر عدم تأمین مالکیت، شکایت بشه.

01:20:02.120 --> 01:20:03.950
‫و اگه به خاطر تفنگ تلفات بدیم،

01:20:04.370 --> 01:20:05.910
‫باز کردن این گره سخت می‌شه.

01:20:06.200 --> 01:20:08.370
‫ولی می‌تونیم بگیم متعلق به ما نیست، مگه نه؟

01:20:08.950 --> 01:20:10.750
‫پدر باید از بُعد قانونی باخبر باشه، درسته؟

01:20:26.620 --> 01:20:27.620
‫آقا.

01:20:27.700 --> 01:20:29.370
‫اپو پیلای تفنگ رو تأیید کرده.

01:20:30.120 --> 01:20:31.120
‫ولی...

01:20:31.200 --> 01:20:33.250
‫اون فقط می‌تونه توصیف مدل رو تأیید کنه، درسته؟

01:20:33.410 --> 01:20:35.080
‫چطور می‌تونه مطمئن باشه که تفنگ خودشه؟

01:20:35.250 --> 01:20:37.250
‫بین همه دارندگان جواز تو سوابق درآمدی،

01:20:37.290 --> 01:20:39.040
‫فقط اپو پیلای تفنگ با این مشخصات داره.

01:20:39.120 --> 01:20:40.250
‫این چه تفنگیه؟

01:20:40.290 --> 01:20:41.540
‫سری شیلد ای زد.

01:20:41.790 --> 01:20:43.160
‫- پلیس وِسن؟
‫- بله.

01:20:43.160 --> 01:20:44.500
‫اینجا موجوده؟

01:20:44.580 --> 01:20:47.080
‫اون قبلاً برای مسابقات تیراندازی ملی واجد شرایط بود.

01:20:47.200 --> 01:20:49.000
‫بنابراین امتیاز وارد کردنشو داره.

01:20:49.000 --> 01:20:52.080
‫همونطور که قبلاً گفتم، حس می‌کنم ممکنه تفنگ جعلی باشه.

01:20:52.290 --> 01:20:53.950
‫ممکنه حتی تفنگ اسباب‌بازی باشه.

01:20:54.000 --> 01:20:55.120
‫ممکنه باشه.

01:20:55.700 --> 01:20:57.950
‫ولی مشکل اینجا تهدید عمومیه،

01:20:58.870 --> 01:21:00.750
‫ تا وقتی که اون تفنگ رو پیدا کنیم،

01:21:01.200 --> 01:21:03.250
‫یا تا وقتی که بتونیم از نزدیک به اون نگاه کنیم.

01:21:03.790 --> 01:21:06.700
‫پس نمی‌تونیم بر اساس این فرض دست به شانس بزنیم.

01:21:08.200 --> 01:21:11.750
‫می‌تونیم درخواستی برای تعلیق جواز تفنگ اپو پیلای بدیم.

01:21:12.000 --> 01:21:14.160
‫به دفتر کلکتور و سرپرست اطلاع بده.

01:21:14.200 --> 01:21:15.200
‫آقا.

01:21:15.290 --> 01:21:16.540
‫پی‌گیری رو شروع کنید.

01:21:16.580 --> 01:21:17.580
‫باشه، آقا.

01:22:41.620 --> 01:22:42.660
‫بابا...

01:22:53.290 --> 01:22:54.370
‫بابا!

01:22:56.700 --> 01:22:58.040
‫ولم کن، بابا!

01:22:58.080 --> 01:22:59.250
‫دستم رو ول کن، بابا!

01:22:59.290 --> 01:23:00.450
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هی!

01:23:01.000 --> 01:23:02.080
‫بابا!

01:23:02.200 --> 01:23:03.450
‫برو کنار، بابا!

01:23:04.120 --> 01:23:05.660
‫هی! چیکار می‌کنی--
‫بابا!

01:23:05.750 --> 01:23:07.080
‫داری چیکار می‌کنی؟

01:23:07.200 --> 01:23:08.540
‫- ولم کن بابا!
‫- برو کنار!

01:23:11.040 --> 01:23:12.160
‫بابا!

01:23:13.950 --> 01:23:15.500
‫بابا... پاشو.

01:23:18.120 --> 01:23:19.330
‫بلند شو.

01:23:24.450 --> 01:23:25.580
‫این چه کاریه؟

01:23:25.700 --> 01:23:27.120
‫چی شده؟

01:23:32.000 --> 01:23:33.330
‫- اجایتا... اون...
‫- هی!

01:23:33.370 --> 01:23:34.500
‫داری چیکار می‌کنی؟

01:23:34.540 --> 01:23:36.540
‫این باباست که داره اینجا چیزی می‌سوزونه.
‫من دیدم!

01:23:36.580 --> 01:23:37.910
‫چی دیدی؟

01:23:38.200 --> 01:23:39.830
‫چرا باید این کار رو اینجا بکنه؟

01:23:39.950 --> 01:23:41.250
‫- من نیستم، اجایتا!
‫- پس کی؟

01:23:41.290 --> 01:23:42.450
‫اجایان...

01:23:43.080 --> 01:23:45.790
‫اگه بین شما دو تا مشکلی هست،

01:23:45.910 --> 01:23:47.700
‫اونو توی اتاق خودتون حل کنید.

01:23:49.120 --> 01:23:52.410
‫به مردم روستا بهانه واسه حرف زدن ندید.

01:23:55.290 --> 01:23:56.290
‫ها؟

01:23:57.410 --> 01:23:58.410
‫اوه...

01:24:14.580 --> 01:24:15.620
‫کافی بود؟

01:24:18.950 --> 01:24:20.660
‫بابا داره یه نقشه ای می‌کشه، اجایتا.

01:24:22.080 --> 01:24:23.700
‫باشه... بگو ببینم.

01:24:23.830 --> 01:24:25.750
‫الان کلی داستان درباره‌ش تو روستا هست.

01:24:25.750 --> 01:24:27.330
‫حالا می‌تونی یکی هم از خونه شروع کنی.

01:24:27.950 --> 01:24:31.500
‫مثل بقیه، من نمی‌تونم یهویی منطقی فکر کنم.

01:24:31.910 --> 01:24:34.290
‫واسه بقیه، اپو پیلا فقط یه شخصیت کنجکاوه.

01:24:35.290 --> 01:24:36.660
‫ولی برای من، اون بابامه!

01:25:16.700 --> 01:25:18.080
‫باشه. بذار ببینم.

01:25:30.750 --> 01:25:33.330
‫اگه چای یا قهوه می‌خوای، می‌تونیم برات بیاریم. باشه؟

01:25:35.330 --> 01:25:36.660
‫ممکنه یکم طول بکشه.

01:25:39.660 --> 01:25:44.000
‫ما صبح با سوما داتا، دیدبان، صحبت کردیم.

01:25:44.410 --> 01:25:48.330
‫یه چیزایی هست که فقط شما دو نفر می‌دونید، درسته؟

01:25:48.540 --> 01:25:50.000
‫شما دوستان قدیمی نیستید؟

01:25:54.410 --> 01:25:56.540
‫هی، این موضوع داره از تصورات ما جلوتر میره.

01:25:57.290 --> 01:25:59.910
‫از صبح دارن تاریخچه پیلا چتان رو کند و کاو می‌کنن

01:25:59.950 --> 01:26:01.750
‫که به موضوع فعلی ربطش بدن.

01:26:02.160 --> 01:26:05.370
‫اگه می‌فهمیدیم سوما چتان چی بهشون گفته،

01:26:06.040 --> 01:26:08.620
‫واسه‌مون آسون‌تر بود که باهاشون کنار بیایم.

01:26:21.700 --> 01:26:23.830
‫هفته‌ی سوم مارس، 2021.

01:26:24.750 --> 01:26:27.830
‫اون موقع، یه میمون انگار کشته شده توی ملک شما...

01:26:28.080 --> 01:26:29.200
‫کشته شده.

01:26:29.750 --> 01:26:33.290
‫مدارکی که از بقایای میمون توی ملک جوی پیدا شده

01:26:33.620 --> 01:26:36.370
‫با مشخصات تفنگ شما مطابقت داره.

01:26:37.580 --> 01:26:40.330
‫توی شهادتی که سوما داتا، دیدبان، داده

01:26:40.540 --> 01:26:42.580
‫یه توضیح واسه این حادثه هست.

01:26:43.620 --> 01:26:47.910
‫ولی نمی‌دونه بعدا چه بلایی سره تفنگ اومده

01:26:48.750 --> 01:26:50.830
‫این قسمتش هم توی داستانش نیست.

01:27:02.120 --> 01:27:03.790
‫اون روز، من تصمیم گرفتم پیلا رو ببینم

01:27:03.830 --> 01:27:06.790
‫تو راه برگشت از کوارتز آفیسری.

01:27:10.910 --> 01:27:12.580
‫- ماما!
‫- بهت نشون میدم امروز!

01:27:12.580 --> 01:27:14.540
‫- ماما!
‫- می‌زنمت!

01:27:14.540 --> 01:27:15.660
‫پدربزرگ!

01:27:15.700 --> 01:27:17.250
‫پوستت می‌کنم!

01:27:17.290 --> 01:27:18.410
‫پدربزرگ!

01:27:18.410 --> 01:27:19.500
‫بهت نشون میدم کیم!

01:27:19.500 --> 01:27:21.160
‫- خواهش می‌کنم نزنید منو!
‫- بیا اینور!

01:27:22.040 --> 01:27:24.620
‫- من بهت نشون می‌دم--
‫- تمومش کن! خواهش می‌کنم تمومش کن!

01:27:24.660 --> 01:27:26.540
‫اگه همش بگذاریمش بره چون بچه‌س،

01:27:26.540 --> 01:27:28.450
‫این بچه بته‌کن خونه رو می‌خواد آتیش بزنه تو آینده!

01:27:28.450 --> 01:27:30.750
‫- نگاه کن چجوری زل زده!
‫- هی، هی!

01:27:31.450 --> 01:27:32.750
‫مگه فقط یه بچه نیست؟

01:27:32.790 --> 01:27:34.000
‫آره دیگه! فقط یه بچه!

01:27:34.290 --> 01:27:36.950
‫این تفنگ رو از جعبه قفل شده من برداشته

01:27:37.160 --> 01:27:39.250
‫پس این دیگه می‌دونه چطوری دزدی کنه، نه؟

01:27:39.250 --> 01:27:41.410
‫و کارتریجی که مخفی بود رو برداشته،

01:27:41.620 --> 01:27:43.750
‫قفل ماشه رو باز کرده و شلیک کرده!

01:27:44.330 --> 01:27:45.910
‫حالا، واقعاً می‌تونیم بگیم بچه‌س؟

01:27:46.370 --> 01:27:48.830
‫اگه هر اشتباهی با این تفنگ اتفاق بیفتد،
‫من مقصرم!

01:27:48.830 --> 01:27:50.040
‫این چی بود پسر؟

01:27:50.080 --> 01:27:51.450
‫بگذار والدینش بیان!

01:27:51.580 --> 01:27:52.830
‫مگه اینجا نیستن؟

01:27:52.830 --> 01:27:55.040
‫آه! می‌تونن ولش کنن اینجا و برن هر جا، نه؟

01:27:55.910 --> 01:27:57.910
‫اصلاً چرا بچه میارن اگه نمی‌تونن مراقبش باشن؟

01:27:58.080 --> 01:27:59.200
‫بذار بیان برگردن!

01:27:59.700 --> 01:28:01.700
‫یا بذارنش بره مدرسه شبانه‌روزی

01:28:01.750 --> 01:28:03.500
‫تا وقتی که درمان مادرش تموم بشه

01:28:03.540 --> 01:28:04.750
‫بررسیش می‌کنیم.

01:28:04.790 --> 01:28:06.120
‫الان آروم باش.

01:28:09.000 --> 01:28:11.080
‫اگه این قضیه لو بره، تبدیل به یه پرونده سنگین پلیسی می‌شه.

01:28:55.200 --> 01:28:56.450
‫دیابتی که نیستی، نه؟

01:28:56.500 --> 01:28:57.790
‫امروز تولد چاچوئه.

01:29:12.700 --> 01:29:13.950
‫چاچو، دسر می‌خوای؟

01:29:14.000 --> 01:29:15.000
‫نه.

01:29:17.500 --> 01:29:20.950
‫وقتی که طوری رفتار می‌کرد انگار چیزی نشده،

01:29:21.160 --> 01:29:22.950
‫اولش برام عجیب بود.

01:29:23.830 --> 01:29:27.040
‫بعدش احساس کردم که این باید روش خودش برای کنار اومدن با همچین چیزایی باشه.

01:29:27.540 --> 01:29:30.120
‫و بعد کی فهمیدی که اینطور نیست؟

01:29:30.700 --> 01:29:33.870
‫اومد پیشم وقتی فهمید که اسلحه گم شده.

01:29:34.500 --> 01:29:35.910
‫این چیزی بود که بهم گفت.

01:29:36.750 --> 01:29:40.450
‫ازم خواست همه چیزهایی که از اون شب یادم میاد رو براش بگم.

01:29:41.750 --> 01:29:43.660
‫بعد شروع کرد به مرتب پیشم اومدن.

01:29:43.830 --> 01:29:45.790
‫ازم درباره اتفاقات گذشته هم می‌پرسید.

01:29:45.950 --> 01:29:48.290
‫رفقاء قضیه نیلامبور و پرونده پلیس

01:29:48.330 --> 01:29:49.830
‫همه تو بحث‌ها مطرح می‌شدند.

01:29:50.370 --> 01:29:52.870
‫رفت و با بعضی از اونا هم ملاقات کرد.

01:29:54.370 --> 01:29:55.910
‫هر بار که اینجا میاد،

01:29:56.000 --> 01:29:57.290
‫همون سوال‌ها رو می‌پرسه،

01:29:57.290 --> 01:29:58.700
‫و منم همون جواب‌ها رو میدم.

01:29:59.040 --> 01:30:02.620
‫هر بار جوری گوش می‌کنه انگار داره برای اولین بار می‌شنوه.

01:30:03.790 --> 01:30:05.660
‫و هیچ وقت ازش درباره‌اش چیزی نپرسیدی؟

01:30:06.160 --> 01:30:07.410
‫یه بار پرسیدم.

01:30:08.160 --> 01:30:09.950
‫عصبانی شد و رفت بیرون.

01:30:10.910 --> 01:30:12.950
‫اگه چیزی رو بهم نمی‌گه،

01:30:13.200 --> 01:30:15.120
‫یعنی نمی‌خواد من دربارش بدونم.

01:30:16.700 --> 01:30:17.700
‫این...

01:30:18.330 --> 01:30:19.790
‫تیراندازی تو کاله‌پاثی...

01:30:21.160 --> 01:30:23.120
‫اسلحه‌ای که تو دست میمون پیدا شد...

01:30:24.250 --> 01:30:25.870
‫آیا بابا هیچ ارتباطی به اینا داره؟

01:30:28.330 --> 01:30:31.040
‫این نشون می‌ده چقدر پسرا درباره پدراشون اطلاعات کمی دارن!

01:30:37.290 --> 01:30:39.120
‫میدونی من چی فکر می‌کنم؟

01:30:39.370 --> 01:30:42.500
‫تو این فصل انتخابات نبود

01:30:42.540 --> 01:30:44.750
‫که متوجه شدی اسلحه‌ات گم شده.

01:30:45.500 --> 01:30:47.370
‫ولی به کسی اطلاع ندادی.

01:30:51.750 --> 01:30:54.000
‫وقتی به کسی اطلاع ندادی، یعنی...

01:30:54.870 --> 01:30:58.290
‫یه چیزی هست که نمی‌خوای کسی بفهمه.

01:30:59.040 --> 01:31:00.040
‫درسته؟

01:31:34.370 --> 01:31:35.410
‫الو؟

01:31:35.500 --> 01:31:37.540
‫آجیان، وضعیت الان چطوره؟

01:31:37.620 --> 01:31:40.620
‫دارن میگن که فقط می‌خوان باهاش حرف بزنن.

01:31:41.200 --> 01:31:42.580
‫فقط حرف زدن یعنی چی؟

01:31:42.830 --> 01:31:44.540
‫هر چیزی یه حدی داره، درسته؟

01:31:44.580 --> 01:31:47.750
‫مثل بابات، اگه اصرار به مخفی کردن بیماریش داری...

01:31:47.830 --> 01:31:49.250
‫برنامه‌هاشو می‌دونی، نه؟

01:31:50.040 --> 01:31:51.290
‫اگه با یه مانع مواجه شه،

01:31:51.330 --> 01:31:52.500
‫دستپاچه می‌شه.

01:31:52.660 --> 01:31:53.950
‫شکی نیست.

01:32:13.870 --> 01:32:15.580
‫چطور می‌تونید یه آدم مسن رو اینطوری نگه دارید؟

01:32:15.620 --> 01:32:17.040
‫یه مسئله دپارتمانیه، آجیان.

01:32:17.080 --> 01:32:18.910
‫منم تو همون دپارتمان کار می‌کنم، نه؟

01:32:19.080 --> 01:32:21.370
‫فقط به این راضی نشو. ببین امکان یو ای پی ای هم هست.

01:32:21.830 --> 01:32:24.450
‫فکر کنم حالا سی بی آی میاد تا یه میمون مرده رو بررسی کنه!

01:32:24.500 --> 01:32:25.080
‫آجیان!

01:32:25.120 --> 01:32:27.290
‫تو فقط می‌خوای اون میمون رو به اسلحه بابات وصل کنی.

01:32:27.290 --> 01:32:30.950
‫فقط اون موقع می‌تونی اون پرونده تیراندازی رو به فعالیت نکسالی وصل کنی، نه؟

01:32:31.000 --> 01:32:32.200
‫بذار توضیح بدم! بیا!

01:32:32.410 --> 01:32:34.450
‫هی، اشکالی نداره. اون‌ها فقط می‌خوان نظر باباتو

01:32:34.450 --> 01:32:35.580
‫بدونن. درسته!

01:32:35.620 --> 01:32:37.620
‫اگه اینطوری رفتار کنی، به غرورشون برمی‌خوره.

01:32:38.910 --> 01:32:39.950
‫ببین بهم بگو.

01:32:39.950 --> 01:32:42.370
‫کی اینقدر پافشاری داره که یه ارتباط نکسالی رو به بابات بکنه؟

01:32:42.830 --> 01:32:44.200
‫بدون اینکه واقعیت‌ها رو بدونی، واکنش نشون نده.

01:32:44.200 --> 01:32:45.080
‫چرا نباید واکنش نشون بدم؟

01:32:45.120 --> 01:32:46.750
‫می‌تونی واکنش
‫نشون بدی، ولی نه هرطور دلت بخواد.

01:32:46.790 --> 01:32:49.830
‫چتا، اون کسی که اون تو نشسته، مثل من و تو عادی نیست.

01:32:50.870 --> 01:32:53.750
‫تا حدودی از مشکلات سلامتی بابا خبر داری، درسته؟

01:32:54.410 --> 01:32:57.700
‫آیا می‌تونیم بگیم که اونا چطور با همچین فردی رفتار می‌کنن، چتا؟

01:33:22.620 --> 01:33:23.700
‫اسلحه...

01:33:57.830 --> 01:34:00.500
‫اینطوری ساکت نشستن فایده‌ای نداره.

01:34:15.410 --> 01:34:17.500
‫با خانواده‌اش باید صحبت کنم.

01:34:17.620 --> 01:34:18.620
‫باشه.

01:35:08.450 --> 01:35:09.870
‫من از پسش برمیام.

01:35:17.750 --> 01:35:18.750
‫آقا.

01:35:33.250 --> 01:35:34.830
‫نمی‌شه گفت درمانه.

01:35:35.040 --> 01:35:36.660
‫یه جور درمان خاطره پردازیه.

01:35:37.160 --> 01:35:38.870
‫باید بیمار رو تشویق کنیم،

01:35:38.870 --> 01:35:40.370
‫تا حرف بزنه یا فکر کنه.

01:35:40.450 --> 01:35:43.080
‫یه گفتگوی معمولی، مثل اینکه دوستان با هم دارن، کافیه.

01:35:43.120 --> 01:35:44.910
‫این میتونه فعالیت مغزیشون رو تحریک کنه.

01:35:45.660 --> 01:35:46.830
‫مهارت‌های اجتماعی،

01:35:46.870 --> 01:35:49.330
‫اعتماد به نفس، توجه و خودباوری.

01:35:49.370 --> 01:35:51.120
‫همه رو میتونه تقویت کنه.

01:35:51.660 --> 01:35:55.120
‫همچنین، یه راهه که بفهمیم حالش بدتر شده یا نه.

01:35:56.120 --> 01:35:58.370
‫خیلی وقته این روش درمانی رو شروع کردید؟

01:35:58.620 --> 01:35:59.950
‫بله، یه مدتی میشه که شروع کردیم.

01:36:00.290 --> 01:36:01.660
‫هر دو ماه یه بار، درسته؟

01:36:02.000 --> 01:36:03.040
‫آره.

01:36:03.040 --> 01:36:04.410
‫آیا آپو پیلی می‌دونه...

01:36:04.700 --> 01:36:07.000
‫که بازدیدهای شما واقعاً جلسه‌های درمانی هستن، دکتر؟

01:36:07.250 --> 01:36:08.950
‫نه. بهش نگفتم.

01:36:09.410 --> 01:36:12.790
‫اگه بفهمه، نمی‌دونیم تا چه حد همکاری می‌کنه.

01:36:13.700 --> 01:36:16.160
‫حتی منم با لباس یه دوست قدیمی می‌رم اونجا،

01:36:16.620 --> 01:36:18.450
‫معلومه که با همکاری و رضایتش.

01:36:18.830 --> 01:36:20.660
‫ما هم وانمود می‌کنیم چیزی نمی‌دونیم.

01:36:21.870 --> 01:36:24.450
‫چند بار سعی کردم به بابا نکته‌ای برسونم.

01:36:24.950 --> 01:36:27.200
‫ولی هر بار عصبانی شد.

01:36:28.000 --> 01:36:29.450
‫بعد شروع می‌کنه به ترسیدن.

01:36:30.160 --> 01:36:31.450
‫اگه بترسه،

01:36:31.580 --> 01:36:33.410
‫ممکنه واقعیت رو فراموش کنه.

01:36:33.910 --> 01:36:35.370
‫واسه یادآوری چیزها،

01:36:35.450 --> 01:36:37.450
‫بابا یه سری عادت‌ها و روتین‌ها داره.

01:36:39.330 --> 01:36:40.870
‫هرچی بیشتر اینجا نگهش دارن،

01:36:41.330 --> 01:36:43.200
‫بیشتر اون روتین‌هاش شکسته می‌شن، آقا.

01:36:43.330 --> 01:36:48.080
‫این یه کپی از مدرک بابا از معاینه پزشکی پایان‌دوره‌س.

01:36:52.160 --> 01:36:54.080
‫اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه،

01:36:54.250 --> 01:36:56.200
‫باید این مدارک رو به دادگاه ارائه بدیم.

01:36:57.370 --> 01:37:00.450
‫این کافیه که نشون بده پدرم نمی‌تونه با این وضعیت کنار بیاد.

01:37:01.250 --> 01:37:03.500
‫اگه ممکنه، ترجیح می‌دیم چنین صحنه‌ای رو به نمایش نگذاریم.

01:37:03.750 --> 01:37:07.000
‫بابام نمی‌خواد دنیا از وضعیتش و اتفاقات گذشته‌اش در ارتش خبردار شه.

01:37:07.000 --> 01:37:08.870
‫و همچنین خدمت قبلیش.

01:37:09.750 --> 01:37:10.950
‫معذرت می‌خوام.

01:37:22.290 --> 01:37:23.290
‫آه!

01:37:25.330 --> 01:37:26.330
‫پیشرفتی شده؟

01:37:28.830 --> 01:37:30.950
‫این برمی‌گرده و برای ما مشکل‌ساز می‌شه!

01:37:31.580 --> 01:37:33.250
‫- هان؟
‫- نه فقط پلیس،

01:37:33.370 --> 01:37:35.290
‫بلکه درآمد، جنگل - همه به زحمت می‌افتن.

01:37:35.700 --> 01:37:36.830
‫چی شد؟

01:37:38.910 --> 01:37:41.000
‫تو افسر ایستگاه اینجا نبودی

01:37:41.200 --> 01:37:43.500
‫وقتی تأیید مجوز اسلحه آپو پیلی انجام شد؟

01:37:43.870 --> 01:37:44.910
‫بله.

01:37:44.950 --> 01:37:46.330
‫چقدر پیش بود؟

01:37:47.500 --> 01:37:48.580
‫تقریباً هشت سال پیش.

01:37:52.330 --> 01:37:54.910
‫آپو پیلی از ارتش اخراج شد

01:37:54.950 --> 01:37:56.410
‫چون از نظر ذهنی ناپایدار بود،

01:37:56.910 --> 01:37:58.370
‫16 سال پیش!

01:38:00.750 --> 01:38:02.290
‫ما باید جوابگو باشیم!

01:38:03.040 --> 01:38:04.250
‫دادگاه فقط می‌پرسه

01:38:04.290 --> 01:38:07.250
‫چطور اجازه دادیم کسی که از نظر ذهنی ناپایداره تأیید مجوز بگیره

01:38:07.290 --> 01:38:08.750
‫و مجوز اسلحه بگیره!

01:38:09.500 --> 01:38:11.910
‫علاوه بر این، از اونجایی که سعی داریم بگیم

01:38:12.620 --> 01:38:15.080
‫که تپانچه‌ای که تو دست میمون پیدا شد مال اونه،

01:38:15.870 --> 01:38:17.370
‫این یه ریسک بزرگ‌تر برامونه.

01:38:19.200 --> 01:38:20.750
‫این یه مسئله تهدید عمومی‌ست.

01:38:34.080 --> 01:38:35.540
‫پدر رو فوراً آزاد می‌کنن.

01:38:35.660 --> 01:38:36.790
‫آه!

01:38:36.830 --> 01:38:38.830
‫بر اساس مدرک پزشکی که ارائه دادیم،

01:38:39.040 --> 01:38:42.250
‫پدرم در زمان تأیید، صلاحیت مجوز اسلحه نداشت.

01:38:42.620 --> 01:38:45.080
‫پس اگه مشکل حافظش فاش بشه...

01:38:45.330 --> 01:38:46.540
‫همه به دردسر می‌افتن!

01:38:46.750 --> 01:38:50.200
‫پس، اون‌ها بیشتر از ما باید اونو پنهان کنن، درسته؟

01:38:50.250 --> 01:38:51.250
‫آره.

01:38:51.370 --> 01:38:52.580
‫ای خدای خوب!

01:39:58.750 --> 01:39:59.830
‫بیا، بابا.

01:40:20.750 --> 01:40:21.750
‫اوو!

01:40:28.870 --> 01:40:29.870
‫کیه؟

01:40:30.200 --> 01:40:31.540
‫کی وارد اتاق من شد؟

01:40:33.580 --> 01:40:35.080
‫من دارم می‌پرسم، کی وارد اتاقم شد؟

01:40:38.790 --> 01:40:40.410
‫- دستت رو ازم بردار!
‫- بابا...

01:40:40.540 --> 01:40:41.910
‫کی وارد اتاق من شد؟

01:40:43.000 --> 01:40:44.000
‫اوه!

01:40:46.620 --> 01:40:48.160
‫کی وارد اتاق من شد؟

01:40:48.250 --> 01:40:50.200
‫- بیا، بابا.
‫- همه‌تون از اتاق من برین بیرون!

01:40:51.000 --> 01:40:52.200
‫تو...

01:40:52.250 --> 01:40:53.750
‫تو بودی. می‌دونم!

01:40:55.620 --> 01:40:57.080
‫برو بیرون! می‌گم برو بیرون!

01:41:07.080 --> 01:41:08.290
‫باید به نجار زنگ بزنی.

01:41:08.700 --> 01:41:09.750
‫من زنگ می‌زنم.

01:41:10.040 --> 01:41:11.250
‫یادت میره.

01:41:11.580 --> 01:41:12.620
‫همین الان بهش زنگ بزن.

01:41:12.620 --> 01:41:13.700
‫بهش زنگ می‌زنم، بابا.

01:41:13.700 --> 01:41:15.000
‫باید همین الان زنگ بزنی!

01:41:15.500 --> 01:41:18.040
‫اتاق من جایی نیست که هر کسی بیاد توش سرک بکشه.

01:41:21.660 --> 01:41:22.660
‫بابا...

01:41:23.120 --> 01:41:24.370
‫بخواب، بابا.

01:41:28.160 --> 01:41:29.790
‫اون بیشتر به...

01:41:29.830 --> 01:41:32.000
‫یادداشت‌هایی که نوشته و جایی قایم کرده، متکیه، نه؟

01:41:32.700 --> 01:41:35.290
‫باید وقتی می‌دیده اونا همه جا پخش شده، وحشت می‌کرده.

01:41:36.160 --> 01:41:38.830
‫کسی که همه چیز رو می‌نویسه که یادش بمونه

01:41:39.040 --> 01:41:40.830
‫واقعاً خودش می‌خواسته همه رو بسوزونه؟

01:41:41.200 --> 01:41:45.040
‫شاید چیزهایی هست که نمی‌خواسته یادشون بمونه.

01:41:45.290 --> 01:41:47.040
‫گاهی وقتا پیام‌های واتساپ

01:41:47.040 --> 01:41:48.700
‫که خوشمون نمیاد رو حذف نمی‌کنیم؟

01:41:49.580 --> 01:41:52.160
‫مثل فرار از واقعیت.

01:41:52.950 --> 01:41:56.790
‫وضعیت آپو پیلای برای بقیه یه دردسره.

01:41:57.040 --> 01:41:58.080
‫ولی برای خودش،

01:41:58.160 --> 01:41:59.370
‫یه نعمته.

01:41:59.910 --> 01:42:03.040
‫چی یادشه... چی فراموش کرده...

01:42:03.120 --> 01:42:04.580
‫فقط خودش می‌دونه!

01:42:24.370 --> 01:42:25.790
‫ببین اینجا چی نوشته.

01:42:26.040 --> 01:42:27.950
‫یادت هست سوماتان امروز چی گفت؟

01:42:28.450 --> 01:42:31.120
‫سوال که بابا بارها ازش پرسید این بود که

01:42:31.160 --> 01:42:33.250
‫"چند بار چاچو به میمون شلیک کرد؟"

01:42:33.790 --> 01:42:35.000
‫اون فقط یه بار بوده.

01:42:37.200 --> 01:42:38.540
‫امروز وارد اتاق بابا شدی؟

01:42:39.660 --> 01:42:40.660
‫آا...

01:42:51.330 --> 01:42:53.660
‫از روزی که اومدی اینجا، شروع کردی به بازی شرلوک هلمز!

01:42:53.700 --> 01:42:55.700
‫تو هم می‌خوای بابام رو مقصر جلوه بدی.

01:42:56.120 --> 01:42:58.160
‫براش مدام کشفیات و نظریه عرضه می‌کنی.

01:42:58.160 --> 01:43:00.250
‫اگه کافی نیست، برش کالبدشکافی کن!

01:43:06.950 --> 01:43:08.700
‫این رو از اتاق بابا پیدا کردم.

01:43:11.000 --> 01:43:13.660
‫شناسایی تفنگ تو دست میمون از عکس و به عنوان مال خودش قرار دادن

01:43:14.250 --> 01:43:16.500
‫می‌تونه به عنوان سود جستن از موقعیت دیده بشه.

01:43:16.580 --> 01:43:18.830
‫اینطوری، پرونده ناپدید شدن تفنگ یه نتیجه پیدا می‌کنه.

01:43:19.160 --> 01:43:22.290
‫ولی چرا باید عمداً اونو قایم کنه و بعد دروغ بگه که گم شده؟

01:43:38.200 --> 01:43:40.040
‫من به تعطیلات نیومدم اینجا، آجیتا.

01:43:41.160 --> 01:43:43.120
‫خودم دقیقاً نمی‌دونم احساست چیه.

01:43:44.830 --> 01:43:46.620
‫ولی احساس می‌کنم که اینجا جای منه.

01:43:48.000 --> 01:43:50.450
‫مردم اینجا و مشکلاتشون به من مربوط می‌شه.

01:43:51.750 --> 01:43:53.040
‫چاچو هم شاملش می‌شه.

01:43:56.120 --> 01:43:57.870
‫تا حالا ندیدمش. این درسته.

01:43:58.290 --> 01:44:00.830
‫اگه از من بپرسی، ارتباط خاصی باهاش ندارم.

01:44:02.160 --> 01:44:05.160
‫ولی کسیه که باید اینجا با شماها می‌بود، نه؟

01:44:09.040 --> 01:44:11.660
‫حتی با اینکه مدت کمی اینجا بودم، احساس کردم...

01:44:13.080 --> 01:44:14.370
‫که باید اینجا باشه.

01:44:15.580 --> 01:44:17.500
‫حداقل باید بدونیم چی به سرش اومده.

01:44:25.870 --> 01:44:26.870
‫ببخشید.

01:44:28.290 --> 01:44:30.450
‫وقتی بابا رو یه‌هو تو اون وضعیت دیدم...

01:44:31.620 --> 01:44:32.910
‫شک‌هات...

01:44:36.250 --> 01:44:37.700
‫می‌خوای چی بهش بگم؟

01:44:39.790 --> 01:44:41.620
‫اون ور خط، بالاخره پدرمه.

01:44:50.200 --> 01:44:52.330
‫نمی‌گم کسی رو به چشم بد نگاه کنی.

01:44:53.620 --> 01:44:55.120
‫ولی حداقل برای یه مدت،

01:44:55.160 --> 01:44:57.620
‫فقط به عنوان پدر چاچو به فکرش باش.

01:45:02.120 --> 01:45:04.910
‫یه جوری، وضعیت الان بابا براش راحت‌تره، نه؟

01:45:05.950 --> 01:45:09.200
‫فقط خودش می‌دونه چی یادشه یا چی رو فراموش کرده.

01:45:10.040 --> 01:45:11.540
‫این حس رو می‌تونه هر طوری که دلش می‌خواد بازی کنه، نه؟

01:45:13.000 --> 01:45:15.250
‫می‌تونه بگه نمی‌دونه چیزایی که واقعاً می‌دونه،

01:45:15.790 --> 01:45:18.200
‫و جوری رفتار کنه که انگار چیزایی که مخفی می‌کنه رو فراموش کرده.

01:45:19.200 --> 01:45:21.830
‫هیچ‌کس نمی‌تونه ازش بفهمه یا بپرسه.

01:45:23.790 --> 01:45:25.040
‫همون‌طور که اینجا نوشته،

01:45:25.080 --> 01:45:26.950
‫دو تا گلوله از تفنگ بابا کمه.

01:45:27.330 --> 01:45:29.660
‫شاید این داستان "گم شدن تفنگ" رو شروع کرده

01:45:29.700 --> 01:45:31.790
‫تا سوالاتی که درباره گلوله‌ها پیش میاد رو دور بزنه.

01:45:32.370 --> 01:45:35.160
‫شاید این کاغذ‌ها رو می‌سوزونه که چیزی رو مخفی کنه، درسته؟

01:45:35.870 --> 01:45:39.330
‫فقط می‌پرسم آیا توشون جواب این که چی به سر چاچو اومده هست؟

01:45:39.500 --> 01:45:40.700
‫کافیه!

01:45:45.830 --> 01:45:47.700
‫حتی بابا هم همین سوالات مثل تو داره.

01:45:49.870 --> 01:45:52.120
‫اون هم داره سعی می‌کنه بفهمه چی به سر چاچو اومده.

01:45:58.910 --> 01:45:59.950
‫اما...

01:46:02.790 --> 01:46:06.160
‫بی‌اینکه بدونه از کجا شروع کنه یا از کی بپرسه،

01:46:07.790 --> 01:46:09.370
‫مدام می‌ره به مدرسه چاچو،

01:46:10.290 --> 01:46:11.910
‫و جاهایی که چاچو بوده...

01:46:13.620 --> 01:46:14.830
‫و...

01:46:14.870 --> 01:46:16.040
‫برای اینکه بفهمه...

01:46:17.450 --> 01:46:19.700
‫آیا به خاطر چیزی از گذشته‌اش

01:46:20.700 --> 01:46:22.000
‫اون هم اینا رو کرده.

01:46:25.830 --> 01:46:28.910
‫چیزی که می‌خواسته از بقیه بپرسه و بفهمه

01:46:30.120 --> 01:46:31.410
‫در واقع راجع به خودشه.

01:46:33.950 --> 01:46:35.870
‫حتی به خودش شک داره.

01:46:39.830 --> 01:46:41.660
‫سعی می‌کنه بفهمه
‫آیا اشتباهی کرده،

01:46:43.410 --> 01:46:45.330
‫یا اون اشتباه‌ها رو فراموش کرده،

01:46:47.000 --> 01:46:50.660
‫یا اینکه خودش دلیل ناپدید شدن
‫چاچو بوده.

01:46:58.160 --> 01:47:02.000
‫همه این یادداشت‌ها رو بخاطر
‫تحقیقاتش انجام داده.

01:47:04.290 --> 01:47:05.580
‫و اونا رو می‌سوزونه،

01:47:06.120 --> 01:47:07.450
‫تا ماجرا رو بپوشونه،

01:47:09.700 --> 01:47:10.830
‫نه از ما،

01:47:12.120 --> 01:47:13.370
‫بلکه تا خودش فراموش کنه.

01:47:14.660 --> 01:47:15.750
‫اما...

01:47:16.620 --> 01:47:18.080
‫وقتی فراموش می‌کنه چه کرده،

01:47:20.250 --> 01:47:21.910
‫دوباره تحقیق رو از اول شروع می‌کنه.

01:47:29.160 --> 01:47:30.410
‫دوباره و دوباره...

01:47:34.750 --> 01:47:35.950
‫هر بار...

01:47:37.500 --> 01:47:39.120
‫مثل اینکه داره برای اولین بار این کارو می‌کنه...

01:47:47.450 --> 01:47:49.040
‫هر بار که میاد اینجا،

01:47:49.120 --> 01:47:50.410
‫همون سؤالا رو می‌پرسه،

01:47:50.450 --> 01:47:51.830
‫و من همون جوابا رو می‌دم.

01:47:52.160 --> 01:47:55.750
‫اون انگار داره هر بار برای اولین بار می‌شنوه
‫و گوش می‌کنه.

01:47:56.290 --> 01:47:59.500
‫شاید چیزایی باشن که
‫دوست نداره یادش بیاد،

01:48:00.250 --> 01:48:02.580
‫مثل فرار از واقعیت اصلی.

01:48:05.370 --> 01:48:06.910
‫الان کتکت می‌زنم!

01:48:06.950 --> 01:48:08.080
‫بابابزرگ...

01:48:16.910 --> 01:48:18.660
‫پس، آیا قبلاً حلش کرده بوده؟

01:48:26.040 --> 01:48:27.700
‫چاچو واقعاً کی
‫گم شده بود؟

01:48:29.080 --> 01:48:32.330
‫به من گفتی که همون روزی بود که
‫پراوینا چچی رو به بیمارستان بردی.

01:48:35.700 --> 01:48:37.080
‫تولد چاچو بود.

01:48:39.250 --> 01:48:40.580
‫اون روز ۱۹ مارس بود.

01:48:44.580 --> 01:48:45.790
‫زودی برمی‌گردم.

01:48:45.830 --> 01:48:48.450
‫اگه الان فرم رو پر کنم، می‌تونم
‫فردا مستقیم برم سایت.

01:48:49.450 --> 01:48:50.660
‫گوشی رو بذار شارژ شه.

01:48:56.790 --> 01:48:59.120
‫ولی طبق اخبار و
‫رکوردهای پلیس،

01:48:59.120 --> 01:49:01.000
‫شکایت درباره
‫ناپدید شدنش...

01:49:01.200 --> 01:49:03.410
‫یک روز بعد، شب ۲۰م
‫ثبت شده بود.

01:49:07.160 --> 01:49:09.370
‫چیزی هست که هنوز
‫به من نگفتی؟

01:49:31.790 --> 01:49:32.790
‫پراوی...

01:49:34.910 --> 01:49:35.910
‫چاچو...

01:49:46.950 --> 01:49:47.950
‫چا...

01:50:05.330 --> 01:50:06.370
‫چاچو...

01:50:07.160 --> 01:50:08.200
‫چاچو...

01:50:08.910 --> 01:50:09.910
‫پسرم...

01:50:10.370 --> 01:50:11.410
‫چاچو...

01:50:12.910 --> 01:50:13.950
‫چاچو...

01:50:14.200 --> 01:50:15.250
‫چاچو...

01:50:15.580 --> 01:50:16.620
‫چاچو...

01:50:25.870 --> 01:50:26.870
‫پسرم!

01:50:44.080 --> 01:50:45.080
‫چی...

01:50:45.080 --> 01:50:46.250
‫چی شده؟

01:50:49.450 --> 01:50:50.450
‫ها؟

01:50:51.080 --> 01:50:52.540
‫اون... اون...

01:50:53.000 --> 01:50:54.290
‫اون...

01:50:54.330 --> 01:50:55.700
‫ازم قایم کرده بود...

01:50:55.870 --> 01:50:57.290
‫از من.

01:50:57.540 --> 01:50:58.870
‫اون رو به من نداد.

01:51:02.160 --> 01:51:03.910
‫داشتم سعی می‌کردم
‫ازش پس بگیرمش،

01:51:03.950 --> 01:51:05.000
‫اجایتا!!

01:51:06.040 --> 01:51:06.790
‫اون...

01:51:06.790 --> 01:51:07.870
‫اینقدر لجبازی نکن. ولش کن!

01:51:07.910 --> 01:51:09.120
‫اون داشت قهر می‌کرد...

01:51:10.080 --> 01:51:11.250
‫اون رو به من نداد.

01:51:12.000 --> 01:51:13.450
‫- بده به من.
‫- نه، من می‌خوامش!

01:51:15.120 --> 01:51:16.120
‫من...

01:51:18.160 --> 01:51:20.000
‫ناخواسته...

01:51:20.500 --> 01:51:21.830
‫من...

01:51:21.950 --> 01:51:23.500
‫پسرم رو می‌خوام!

01:51:27.330 --> 01:51:29.910
‫پسرمو برگردون به من، اجایتا!

01:52:08.080 --> 01:52:09.080
‫بابا...

01:52:11.580 --> 01:52:13.370
‫اگه باز قراره دکتر ببینی، دوباره شروع نکن.

01:52:13.370 --> 01:52:14.700
‫چند بار برات معلوم کردم.

01:52:15.830 --> 01:52:17.040
‫من کاملاً خوبم.

01:52:17.080 --> 01:52:18.410
‫خودم می‌تونم مراقب خودم باشم

01:52:54.830 --> 01:52:56.370
‫پراوی... پراوی...

01:53:01.120 --> 01:53:02.290
‫پراوی...

01:53:48.790 --> 01:53:50.080
‫لطفاً بیرون منتظر بمونید.

01:54:04.500 --> 01:54:05.870
‫چه بلایی سرش اومده؟

01:54:07.370 --> 01:54:09.080
‫بیش از حد مسکن خورده، دکتر.

01:54:09.450 --> 01:54:12.700
‫خوردن یکی دو تا قرص بیشتر از حد لازم رو می‌گن بیش‌خواری،

01:54:12.750 --> 01:54:14.910
‫نه اینکه مثل برنج بخوره.

01:54:15.000 --> 01:54:16.000
‫خانم...

01:54:16.450 --> 01:54:18.450
‫به هر حال قصد دارم این موضوع رو به پلیس گزارش بدم.

01:54:18.540 --> 01:54:20.250
‫واضحه که این یه تلاش برای خودکشی بوده.

01:54:21.200 --> 01:54:22.200
‫دکتر...

01:54:23.000 --> 01:54:24.040
‫دکتر...

01:54:24.160 --> 01:54:25.790
‫اون اشتباهی این کارو کرده.

01:54:25.830 --> 01:54:27.330
‫می‌دونی چه دارویی خورده؟

01:54:27.620 --> 01:54:29.830
‫فقط مُسکن‌های معمولی بوده.

01:54:30.040 --> 01:54:31.410
‫باید نسخه رو ببینم.

01:54:31.700 --> 01:54:33.000
‫نسخه رو همراهم دارم.

01:54:33.580 --> 01:54:35.040
‫اون تحت شیمی‌درمانی هست.

01:54:37.700 --> 01:54:39.660
‫در کدوم بیمارستان شیمی‌درمانی می‌کنه؟

01:54:39.750 --> 01:54:40.750
‫بیمارستان VMC.

01:54:44.160 --> 01:54:46.830
‫نباید با چنین بیمارایی دقت بیشتری داشته باشید؟

01:54:47.160 --> 01:54:48.250
‫دکتر...

01:54:55.040 --> 01:54:57.330
‫باید مدارک پزشکی پراوی رو بیاری،

01:54:57.620 --> 01:54:59.160
‫از جمله گواهی‌های شیمی‌درمانی.

01:55:11.450 --> 01:55:12.750
‫سلام، آجایتتا.

01:55:14.500 --> 01:55:15.750
‫بله، پراشوب.

01:55:15.830 --> 01:55:16.830
‫پراوی کجاست؟

01:55:16.870 --> 01:55:18.040
‫جواب تماسامو نمی‌ده.

01:55:21.330 --> 01:55:22.660
‫- هی...
‫- سلام؟

01:55:22.750 --> 01:55:24.040
‫بیرونی آجایتتا؟

01:55:25.330 --> 01:55:26.410
‫بله، هستم.

01:55:26.870 --> 01:55:28.040
‫دارم رانندگی می‌کنم.

01:55:28.500 --> 01:55:30.000
‫اوه، باشه.
‫پس عیبی نداره.

01:55:30.040 --> 01:55:32.080
‫فقط بهش بگو زنگ زدم. فردا زنگ می‌زنم.

01:55:33.040 --> 01:55:34.410
‫باشه چتا. خدافظ.

01:55:35.250 --> 01:55:36.250
‫باشه.

01:57:01.790 --> 01:57:03.410
‫تمام روز اصلاً ندیدمت.

01:57:05.200 --> 01:57:06.700
‫باید به منیان بگی بیاد.

01:57:07.200 --> 01:57:09.790
‫شاخه درخت انبه داره به سفالای سقف فشار میاره.

01:58:12.950 --> 01:58:16.000
‫فقط می‌خواستم بدونم که به خاطر من چیزی براش اتفاق افتاده یا نه.

01:58:19.160 --> 01:58:21.370
‫نباید درباره چیزایی که نمی‌شه درستشون کرد دروغ بگی.

01:58:25.830 --> 01:58:28.500
‫شما دوتا در ۱۹ مارس رفتید بیمارستان کالج پزشکی.

01:58:29.370 --> 01:58:32.700
‫جزئیات جلسات شیمی‌درمانی در بیمارستان ثبت شده.

01:58:34.120 --> 01:58:36.870
‫تفنگ من الان دو تا گلوله‌اش کمه.

01:58:38.040 --> 01:58:42.250
‫از سوماتاتان فهمیدم یکی از اون‌ها چطور گم شده.

01:58:45.040 --> 01:58:46.410
‫گلوله دوم؟

01:58:52.910 --> 01:58:55.580
‫نمی‌دونم دست کی بین شما دوتا اتفاق افتاده،

01:58:56.080 --> 01:58:57.410
‫و قرار هم نیست بپرسم.

01:58:57.750 --> 01:58:59.450
‫حتی اگه تصادفی بوده،

01:58:59.620 --> 01:59:01.450
‫بازم به عنوان قتل محسوب میشه.

01:59:01.870 --> 01:59:04.620
‫اون دیگه قدرت تحمل یه فاجعه دیگه رو نداره،

01:59:08.120 --> 01:59:13.540
‫و نمی‌تونم زندگیمو ادامه بدم، چون تورو به عنوان مقصر می‌بینم.

01:59:17.290 --> 01:59:19.290
‫حقیقت‌هایی که به درد کسی نمی‌خوره...

01:59:20.000 --> 01:59:21.700
‫بذار به خاکستر تبدیل بشن، مثل این.

01:59:23.040 --> 01:59:24.040
‫می‌دونم...

01:59:24.540 --> 01:59:26.790
‫بیماریم از درمان گذشته.

01:59:27.040 --> 01:59:29.200
‫اما الان واقعاً از این بابت خوشحالم.

01:59:30.040 --> 01:59:31.410
‫یه جور آزادیه، مگه نه؟

01:59:31.660 --> 01:59:34.660
‫آزادی زندگی در تنها واقعیتی که انتخاب می‌کنیم.

01:59:52.660 --> 01:59:55.040
‫یه سوالیه که از اون شب اذیتم کرده...

01:59:55.080 --> 01:59:56.080
‫"چاچو الان کجاست؟"

01:59:56.790 --> 01:59:59.040
‫اما فکر نمی‌کنم بتونم این سوالو از بابا بپرسم.

02:00:00.040 --> 02:00:01.250
‫حتی اگه ازش بپرسم،

02:00:01.660 --> 02:00:03.620
‫یادش میاد جواب رو؟

02:00:04.290 --> 02:00:05.330
‫نمی‌دونم.

02:00:05.910 --> 02:00:07.290
‫اگه یادش نیاد،

02:00:07.620 --> 02:00:09.580
‫آیا فقط به عنوان یادآوری دردناک نخواهد بود؟

02:00:10.040 --> 02:00:11.410
‫همون‌جوری که بابا گفت؛

02:00:11.790 --> 02:00:13.540
‫حقیقت‌هایی که به درد کسی نمی‌خوره...

02:00:55.750 --> 02:00:58.910
‫خودمو با آدم‌هایی پیدا کردم که واقعاً به همدیگه اهمیت می‌دن.

02:00:59.870 --> 02:01:01.160
‫این اخلاق نیست،

02:01:01.160 --> 02:01:03.040
‫بلکه اهمیته که اون‌ها رو کنار هم نگه داشته.

02:01:04.870 --> 02:01:06.410
‫امروز، من هم یکی از اونام.

02:01:12.200 --> 02:01:13.790
‫این سفر به نگپوره.

02:01:14.750 --> 02:01:16.410
‫من و آجایتن هر دو می‌دونیم...

02:01:16.410 --> 02:01:18.500
‫چاچو نیست که می‌ریم ببینیمش.

02:01:19.750 --> 02:01:21.120
‫بعضی چیزا هم اینطوریه.

02:01:21.290 --> 02:01:23.120
‫باید تا آخر بازی کنیم.

02:01:23.144 --> 02:01:35.144
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:01:35.168 --> 02:01:47.168
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.