﻿WEBVTT

00:01:30.066 --> 00:01:34.066
[ بــووم ]    ‫[ مِی‌خانه ]

00:02:50.320 --> 00:03:00.320
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:02.582 --> 00:03:06.020
‫ای پدر ما که در آسمانی،

00:03:06.120 --> 00:03:08.555
‫امروز در مقابل تو زانو می‌زنم...

00:03:10.091 --> 00:03:12.893
‫...در برابر تویی که قادر مطلقی...

00:03:15.963 --> 00:03:18.833
‫تا ازت درخواست کنم که بهم قدرت بدی

00:03:19.934 --> 00:03:23.503
‫بهم قدرت بدی تا بتونم وظایف
‫امروزم رو به نحو احسن انجام بدم،

00:03:23.636 --> 00:03:25.772
‫چه کم‌اهمیت باشن، چه مهم

00:03:29.210 --> 00:03:33.114
‫می‌دونم که به خواست تو زنده‌ام، ای پروردگار

00:03:33.280 --> 00:03:36.250
‫و می‌دونم که اگه امروز
‫از خودم ضعف نشون ندم

00:03:36.283 --> 00:03:38.919
‫باز هم به خواست تو بوده

00:03:39.020 --> 00:03:41.055
‫تن‌پروری نمی‌کنم...

00:03:42.689 --> 00:03:47.928
‫...و در انجام کارهایی که برام
‫مقدر شدن، کوتاهی نمی‌کنم

00:03:51.065 --> 00:03:54.802
‫بابت حضور همیشگیت سپاسگزارم، پروردگار

00:03:54.902 --> 00:03:58.305
‫و به نام عیسی مسیح دعا می‌کنم

00:03:58.439 --> 00:04:00.141
‫به نام پدر،

00:04:00.174 --> 00:04:02.176
‫پسر، و روح‌القدس

00:04:04.345 --> 00:04:05.946
‫آمین

00:04:17.958 --> 00:04:20.928
‫قراره چند روزی برم سفر

00:04:20.995 --> 00:04:24.932
‫خیلی طولش نمی‌دم،
‫اما مادرت اینجاست،

00:04:25.032 --> 00:04:28.436
‫و اون... آم...

00:04:28.502 --> 00:04:31.005
‫خودت می‌دونی

00:04:31.072 --> 00:04:35.042
‫بگذریم، فقط گفتم بهت خبر بدم

00:04:35.109 --> 00:04:37.344
‫که قراره چند روزی اینجا نباشم و...

00:07:00.258 --> 00:07:02.227
‫[ شقایق نعمانی - در موقعیت اضطراری
‫شیشه رو بشکن ]

00:07:10.565 --> 00:07:15.783
‫[ ‏۵۴.۳۴۵۱۲ شمال - ۰.۳۳۵۹۷ غرب ]

00:08:17.031 --> 00:08:18.999
‫منطقه‌ی وایکینگ،
‫شمال و جنوب «اوتسیرا»،

00:08:19.099 --> 00:08:20.110
‫و «فورتیز»

00:08:20.134 --> 00:08:22.303
‫بادهای جنوب‌غربی
‫به سمت شمال‌غربی تغییر جهت می‌دهند،

00:08:22.369 --> 00:08:26.340
‫با سرعت ۶ تا ۸ درجه در مقیاس بوفورت،
‫و احتمالاً در ادامه به ۹ درجه افزایش می‌یابد

00:08:26.440 --> 00:08:28.342
‫باران، سپس رگبار زمستانی،

00:08:28.442 --> 00:08:31.078
‫میزان دید متوسط یا کم،
‫و در ادامه بهتر می‌شود

00:08:31.111 --> 00:08:33.414
‫کرومارتی، فورث، تاین، داگر

00:08:33.447 --> 00:08:35.649
‫بادهای جنوب‌غربی
‫به سمت غرب تغییر جهت می‌دهند،

00:08:35.749 --> 00:08:38.519
‫با سرعت ۵ تا ۷ درجه در مقیاس بوفورت،
‫و گاهی به ۸ درجه افزایش می‌یابد

00:08:38.552 --> 00:08:40.287
‫باران، سپس رگبار،

00:08:40.354 --> 00:08:42.256
‫میزان دید متوسط یا خوب

00:08:42.323 --> 00:08:45.192
‫فیشر، بادهای جنوب‌غربی
‫به سمت غرب تغییر جهت می‌دهند،

00:08:45.259 --> 00:08:49.129
‫با سرعت ۶ تا ۸ درجه در مقیاس بوفورت،
‫و احتمالاً در ادامه به ۹ درجه افزایش می‌یابد

00:08:49.263 --> 00:08:51.565
‫باران، سپس رگبار زمستانی،

00:08:51.598 --> 00:08:54.535
‫میزان دید متوسط یا کم،
‫و در ادامه بهتر می‌شود

00:08:54.601 --> 00:08:56.704
‫خلیج آلمان، هامبر

00:08:56.737 --> 00:08:58.807
‫بادهای جنوب‌غربی
‫به سمت غرب تغییر جهت می‌دهند،

00:08:58.939 --> 00:09:00.809
‫با سرعت ۷ تا ۹ درجه در مقیاس بوفورت،

00:09:00.908 --> 00:09:03.812
‫و در ادامه در هامبر
‫به ۶ درجه کاهش می‌یابد

00:09:03.844 --> 00:09:05.579
‫باران، سپس رگبار،

00:09:05.612 --> 00:09:08.115
‫میزان دید متوسط یا کم،
‫و در ادامه بهتر می‌شود

00:09:09.083 --> 00:09:12.519
‫تیمز، دوور، وایت، پورتلند، پلیموث

00:09:12.586 --> 00:09:14.789
‫بادهای جنوب‌غربی،
‫با سرعت ۶ تا ۸ درجه در مقیاس بوفورت،

00:09:14.855 --> 00:09:17.558
‫و گاهی به ۹ درجه افزایش می‌یابد،
‫تغییر جهت...

00:11:34.561 --> 00:11:37.531
‫♪ ...بی‌ارزش‌تره ♪
‫♪ Solitude - Black Sabbath ♪

00:11:40.969 --> 00:11:44.071
‫♪ آینده‌م نامشخص و مبهمه ♪

00:11:44.171 --> 00:11:48.408
‫♪ مثل یه بیابون تاریک و ناشناخته ♪

00:11:52.479 --> 00:11:55.950
‫♪ خیلی وقته که نور از زندگیم رفته ♪

00:11:56.049 --> 00:12:00.020
‫♪ سایه‌ی ابرها هنوز پا برجاست ♪

00:12:04.424 --> 00:12:07.127
‫♪ هر چیزی که در اختیار داشتم ♪

00:12:07.227 --> 00:12:10.999
‫♪ الان دیگه مال من نیستن ♪

00:12:11.098 --> 00:12:13.667
‫♪ دیگه مال من نیستن ♪

00:12:14.601 --> 00:12:19.673
‫♪ دیگه مال من نیستن ♪

00:12:40.427 --> 00:12:43.730
‫♪ اوه، کجا می‌تونم برم؟ ♪

00:12:43.831 --> 00:12:48.335
‫♪ و چیکار می‌تونم بکنم؟ ♪

00:12:52.706 --> 00:12:55.242
‫♪ هیچ چیز نمی‌تونه خوشحالم کنه ♪

00:12:55.409 --> 00:12:59.680
‫♪ به جز فکر کردن در مورد تو ♪

00:13:04.585 --> 00:13:06.186
‫♪ از ته دل خندیدی ♪

00:13:06.286 --> 00:13:11.491
‫♪ وقتی التماست می‌کردم که پیشم بمون ♪

00:13:15.262 --> 00:13:17.932
‫♪ از وقتی ترکم کردی ♪

00:13:18.066 --> 00:13:21.002
‫♪ مدام دارم گریه می‌کنم ♪

00:13:21.069 --> 00:13:25.339
‫♪ ترکم کردی ♪

00:13:26.074 --> 00:13:29.877
‫♪ ترکم کردی ♪

00:14:03.978 --> 00:14:07.280
‫♪ این دنیا سرد و بی‌رحمه ♪

00:14:07.347 --> 00:14:10.918
‫♪ و هر کس باید مراقب خودش باشه ♪

00:14:15.923 --> 00:14:19.093
‫♪ فکر کنم باید برم خونه ♪

00:14:19.192 --> 00:14:22.562
‫♪ و بشینم و ناله بکنم ♪

00:14:27.135 --> 00:14:30.004
‫♪ گریه و زندگی توی تصورات ♪

00:14:30.071 --> 00:14:33.841
‫♪ تنها کاریه که می‌کنم ♪

00:14:38.946 --> 00:14:41.615
‫♪ خاطراتی که دارم ♪

00:14:41.682 --> 00:14:46.486
‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪

00:14:46.620 --> 00:14:48.856
‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪

00:14:49.924 --> 00:14:52.659
‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪

00:15:30.064 --> 00:15:34.234
‫♪ این دنیا سرد و بی‌رحمه ♪

00:15:34.301 --> 00:15:38.238
‫♪ و هر کس باید مراقب خودش باشه ♪

00:15:42.777 --> 00:15:45.847
‫♪ فکر کنم باید برم خونه ♪

00:15:45.913 --> 00:15:49.784
‫♪ و بشینم و ناله بکنم ♪

00:15:54.088 --> 00:15:56.858
‫♪ گریه و زندگی توی تصورات ♪

00:15:56.991 --> 00:16:00.895
‫♪ تنها کاریه که می‌کنم ♪

00:16:05.432 --> 00:16:08.368
‫♪ خاطراتی که دارم ♪

00:16:08.435 --> 00:16:13.273
‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪

00:16:13.306 --> 00:16:16.276
‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪

00:16:17.277 --> 00:16:20.948
‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪

00:16:22.282 --> 00:16:24.551
‫ارثیه‌مون

00:17:40.795 --> 00:17:42.495
‫ممنون

00:17:47.969 --> 00:17:51.038
‫پروردگارا، ما و این نعمت‌هایی...

00:17:52.505 --> 00:17:54.876
‫که در شرف دریافت‌شون
‫هستیم رو برکت بده

00:17:57.577 --> 00:17:59.814
‫به نام عیسی مسیح دعا می‌کنیم

00:18:01.481 --> 00:18:07.454
‫♪ همه‌ی عکس‌هام دارن می‌افتن ♪
‫♪ On the Beach - Neil Young ♪

00:18:09.489 --> 00:18:14.761
‫♪ از روی دیواری که دیروز آویزونشون کردن ♪

00:18:17.198 --> 00:18:20.533
‫♪ دنیا داره عوض می‌شه ♪

00:18:24.005 --> 00:18:28.042
‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:18:30.744 --> 00:18:34.782
‫♪ فکر کنم باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:18:42.156 --> 00:18:46.459
‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:18:46.593 --> 00:18:51.498
‫♪ فکر کنم باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:18:54.762 --> 00:18:57.609
‫[ رِی ]

00:18:57.671 --> 00:19:00.440
‫♪ می‌رم به سمت روستاها ♪

00:19:00.473 --> 00:19:03.945
‫♪ با اتوبوسم و دوست‌هام ♪

00:19:06.380 --> 00:19:08.249
‫♪ می‌زنم به دل جاده ♪

00:19:08.382 --> 00:19:11.484
‫♪ با اینکه نمی‌دونم به کجا ختم می‌شه ♪

00:19:11.618 --> 00:19:14.487
‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:19:14.587 --> 00:19:16.958
‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:19:18.793 --> 00:19:23.030
‫♪ فکر کنم باید از شهر بزنم بیرون ♪

00:19:23.097 --> 00:19:25.232
‫‏۲۰ سال، ها؟

00:19:29.070 --> 00:19:31.238
‫خدا حفظت کنه، برادر

00:19:31.405 --> 00:19:32.873
‫خفه شو

00:21:54.548 --> 00:21:56.183
‫برایان

00:22:05.126 --> 00:22:06.693
‫برایان

00:22:35.122 --> 00:22:36.924
‫وای، عزیزدلم

00:22:45.633 --> 00:22:47.635
‫کجا رفته؟

00:22:47.700 --> 00:22:50.070
‫کی؟

00:22:50.171 --> 00:22:51.572
‫بابات؟

00:22:51.639 --> 00:22:53.874
‫رفته به دیدن اون؟

00:22:57.044 --> 00:23:00.047
‫اما چه ربطی به اون داره، مامان؟

00:23:01.615 --> 00:23:03.484
‫- چه ربطی بهش داره؟
‫- خیلی بهش ربط داره

00:23:03.617 --> 00:23:05.152
‫چی؟

00:23:09.957 --> 00:23:11.592
‫چرا اون پسر رو کتک زدی، ها؟

00:23:11.691 --> 00:23:13.294
‫خودش دلش کتک می‌خواست، مامان

00:23:13.360 --> 00:23:15.229
‫برایان

00:23:17.164 --> 00:23:19.333
‫چیزی در مورد بابات گفت؟

00:23:19.433 --> 00:23:21.202
‫«جِم» بابای منه

00:23:22.469 --> 00:23:24.238
‫یا چیزی در مورد «رِی» گفته؟

00:23:24.338 --> 00:23:26.807
‫خب، اگه خودت همه چیز رو می‌دونی،
‫دیگه چرا از من می‌پرسی؟

00:23:26.840 --> 00:23:29.610
‫حاضرجوابی نکن

00:23:29.742 --> 00:23:31.979
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم

00:23:37.484 --> 00:23:39.186
‫نزدیک بود اون پسر رو بُکُشی

00:23:39.253 --> 00:23:40.588
‫می‌شنوی چی می‌گم؟

00:23:40.688 --> 00:23:43.090
‫یه قاتل دیگه به خانواده اضافه می‌شد.
‫یه چیز عادیه

00:23:44.858 --> 00:23:46.961
‫رِی قاتل نیست

00:23:48.195 --> 00:23:52.132
‫حتی اگه قاتل باشه،
‫به این معنیه که تو هم باید قاتل باشی؟

00:23:54.435 --> 00:23:55.836
‫ها؟

00:23:56.570 --> 00:23:58.339
‫بیا بغلم

00:24:05.346 --> 00:24:07.081
‫رِی قاتل نیست

00:24:16.824 --> 00:24:18.626
‫ای پدر ما که در آسمانی،

00:24:18.758 --> 00:24:20.461
‫نام تو مقدس باد

00:24:20.561 --> 00:24:22.596
‫ملکوت تو بیاید.
‫اراده تو چنان‌که در آسمان است،

00:24:22.630 --> 00:24:24.064
‫بر زمین نیز کرده شود

00:24:24.198 --> 00:24:25.633
‫نان کفاف ما را امروز به ما بده،

00:24:25.666 --> 00:24:26.966
‫و گناهان ما را ببخش

00:24:27.067 --> 00:24:29.136
‫چنان‌که ما نیز، آنانکه
‫بر ما گناه کردند را می‌بخشیم

00:24:49.790 --> 00:24:51.692
‫رِی عزیز،

00:24:51.792 --> 00:24:53.694
‫مطمئن نیستم این نامه به دستت می‌رسه

00:24:53.794 --> 00:24:55.896
‫یا اصلاً می‌خونیش یا نه

00:24:59.033 --> 00:25:01.602
‫پس با امیدواری به اینکه
‫دعاهام مستجاب شده باشن

00:25:01.702 --> 00:25:03.003
‫و این نامه رو بخونی،

00:25:03.070 --> 00:25:06.173
‫می‌خوام اول ازت بپرسم حالت چطوره

00:25:08.175 --> 00:25:10.844
‫با اینکه این همه سال می‌گذره،
‫ولی سکوت هنوزم آزاردهنده‌ست

00:25:11.011 --> 00:25:13.380
‫و از خودم می‌پرسم
‫که اصلاً به من فکر می‌کنی یا نه

00:25:13.447 --> 00:25:14.747
‫به ما

00:25:31.598 --> 00:25:33.233
‫خوندیش؟

00:25:37.838 --> 00:25:39.506
‫خوندیش؟

00:25:48.148 --> 00:25:51.251
‫نه، نخوندمش

00:27:49.269 --> 00:27:53.808
‫«مسکرات را به آنانی که مشرف به هلاکتند بده،

00:27:53.908 --> 00:27:56.977
‫و شراب را به تلخ‌جانان»

00:27:57.110 --> 00:27:59.580
‫آمین

00:28:10.724 --> 00:28:12.626
‫به سلامتی علیاحضرت ملکه

00:28:19.266 --> 00:28:22.736
‫پس «در شرف دریافت‌شون هستیم» چی؟

00:28:29.643 --> 00:28:33.680
‫پس فقط قبل از خوردن غذا دعا می‌خونی؟

00:28:35.682 --> 00:28:39.386
‫خدا ناراحت نمیشه اگه قبل
‫از خوردن مشروب، دعا نخونی؟

00:28:54.334 --> 00:28:56.236
‫امروز صبح یادت رفت کونت رو پاک کنی

00:28:56.336 --> 00:28:59.172
‫گهت رو روی شلوارت دیدم

00:28:59.206 --> 00:29:01.675
‫نه، اون مال دیروز بود

00:29:03.011 --> 00:29:05.312
‫حرومزاده‌ی کثافت

00:29:11.151 --> 00:29:15.322
‫به نظرت نظافت و دین‌داری به هم ربط دارن؟

00:29:20.694 --> 00:29:22.362
‫از کجا می‌دونی خود اون کثیف نیست؟

00:29:22.462 --> 00:29:24.032
‫توی انجیل هیچ مدرکی هست

00:29:24.164 --> 00:29:27.001
‫که بگه خدا روزی سه بار حموم می‌کنه؟

00:29:27.100 --> 00:29:29.003
‫و هر روز لباس زیرش رو عوض می‌کنه؟

00:29:29.102 --> 00:29:30.437
‫خدا نیازی به لباس زیر نداره،

00:29:30.504 --> 00:29:32.105
‫چون مثل تو پر از گه و چرندیات نیست

00:29:32.205 --> 00:29:33.774
‫اوه، واقعاً؟

00:29:33.875 --> 00:29:35.977
‫اون بالا یه منبع بی‌پایان از لباس زیر داره؟

00:29:36.109 --> 00:29:39.079
‫شرط می‌بندم هیچ‌وقت مجبور نیست
‫یه لباس زیر رو ۲ بار بپوشه

00:29:40.714 --> 00:29:44.217
‫از لباس زیر تنگ خوشش میاد؟

00:29:44.251 --> 00:29:46.453
‫یا دوست داره گشاد باشه

00:29:46.520 --> 00:29:51.291
‫تا تخم‌های بزرگ الهیش
‫راحت تاب بخورن؟

00:29:51.391 --> 00:29:54.862
‫می‌دونی، مثل اون ناقوس‌های بزرگ کلیساها

00:29:56.263 --> 00:29:58.432
‫شرط می‌بندم اون پایین

00:29:58.498 --> 00:30:00.367
‫مثل کلیسای جامع کنتربری‌ـه

00:30:04.738 --> 00:30:07.107
‫جات ته جهنمه، برادر

00:30:08.042 --> 00:30:10.243
‫دوباره اعضای خانواده‌مون
‫اونجا دور هم جمع می‌شن؟

00:30:17.751 --> 00:30:19.686
‫هفته‌ی گذشته پدر «ریپون» مُرد

00:30:19.720 --> 00:30:22.222
‫توی روزنامه خبرش رو خوندم

00:30:22.957 --> 00:30:25.125
‫من روزنامه نمی‌خونم

00:30:27.996 --> 00:30:30.631
‫دیگه ندیدیش؟

00:30:30.731 --> 00:30:32.666
‫این یه سوال بود؟

00:30:36.871 --> 00:30:40.674
‫شنیدم چند سال پیش
‫توی دیوونه‌خونه بستری شده

00:30:46.546 --> 00:30:49.646
‫- لطفاً اون نامه رو بخون، رِی
‫- وقتی بعد از سومین مأموریت منطقه

00:30:49.647 --> 00:30:52.486
‫اومده بودم مرخصی...

00:30:52.586 --> 00:30:55.422
‫دو تا از بچه‌ها رو از دست داده بودیم

00:30:58.126 --> 00:31:00.527
‫...شروع کردم به فکر کردن در مورد ریپون

00:31:01.695 --> 00:31:03.530
‫هر چقدر بیشتر در موردش فکر می‌کردم،
‫بیشتر دلم می‌خواست

00:31:03.630 --> 00:31:06.199
‫برم به دیدنش، باهاش حرف بزنم

00:31:06.333 --> 00:31:09.536
‫یه‌کم در مورد روزهای خوش گذشته حرف بزنیم

00:31:10.637 --> 00:31:14.174
‫بگذریم، وقتی رسیدم خونه،
‫دنبالش گشتم

00:31:14.307 --> 00:31:17.011
‫پیدا کردنش آسون نبود

00:31:17.111 --> 00:31:19.013
‫البته یه‌کم جابه‌جاش کرده بودن

00:31:19.113 --> 00:31:21.281
‫مثل همیشه

00:31:21.381 --> 00:31:23.316
‫بالاخره توی هادرزفیلد پیداش کردم

00:31:23.383 --> 00:31:24.718
‫هوم

00:31:24.786 --> 00:31:27.387
‫باید توی لباس دوم نظامیم می‌دیدیم

00:31:27.487 --> 00:31:29.623
‫به عنوان کسی که بیشتر روزهای هفته

00:31:29.756 --> 00:31:32.927
‫شلخته بودم، خیلی خوش‌تیپ شده بودم

00:31:33.027 --> 00:31:36.164
‫شب قبل همه‌ی لباس‌هام رو
‫گذاشتم زیر تشک

00:31:36.296 --> 00:31:39.499
‫لباسم رو اتو کرده بودم
‫و خیلی صاف و مرتب بود

00:31:39.533 --> 00:31:41.268
‫یه ساعت مشغول
‫برق انداختن کفش‌هام بودم

00:31:41.368 --> 00:31:42.970
‫مثل آینه شده بودن

00:31:43.004 --> 00:31:45.807
‫انگار برای رژه آماده‌شون کرده بودم، جِم

00:31:45.907 --> 00:31:48.076
‫می‌تونستم توی یه مراسم رسمی
‫توی کاخ باکینگهام شرکت کنم،

00:31:48.208 --> 00:31:49.811
‫اون‌قدر خوش‌تیپ شده بودم

00:31:49.944 --> 00:31:51.344
‫لباس نظامی دوم با مدال‌های افتخار

00:31:51.445 --> 00:31:54.048
‫اون‌قدر خوش‌تیپ شده بودم،

00:31:54.148 --> 00:31:56.184
‫که می‌تونستم صدای مادرم رو
‫بشنوم که میگه:

00:31:56.249 --> 00:31:57.985
‫«بیا خونه، پسرم

00:31:58.086 --> 00:31:59.386
‫همه‌چیز بخشیده شده»

00:31:59.486 --> 00:32:02.056
‫- لباس نظامی اول
‫- چی؟

00:32:02.156 --> 00:32:03.457
‫توی کاخ باید لباس نظامی اول رو بپوشی

00:32:03.557 --> 00:32:05.325
‫آره، درسته.
‫منظور منم همینه

00:32:05.392 --> 00:32:07.360
‫میگم اون‌قدر مرتب و خوش‌تیپ بودم
‫که اصلاً کسی نمی‌فهمید لباس نظامی دوممه

00:32:07.461 --> 00:32:09.831
‫اگه احمق باشی نمی‌فهمی

00:32:12.532 --> 00:32:14.168
‫هوم

00:32:14.267 --> 00:32:17.237
‫رفتم به سمت خونه‌ش

00:32:17.337 --> 00:32:20.174
‫یه کلبه‌ی نقلی و قشنگ

00:32:20.240 --> 00:32:22.844
‫که بدون شک اعلی‌حضرت پولش رو داده بود

00:32:23.010 --> 00:32:26.246
‫لب پنجره‌هاش گلدون گذاشته بود،
‫یه چمنزار مرتب داشت،

00:32:26.313 --> 00:32:27.849
‫پرچینش منظم بودن

00:32:27.982 --> 00:32:30.985
‫در زدم و اومد دم در

00:32:31.018 --> 00:32:34.354
‫خیلی مرتب و شاداب و درخشان بود

00:32:36.057 --> 00:32:37.925
‫خیلی پیر شده بود

00:32:39.060 --> 00:32:41.661
‫توی ذهن من هنوز
‫یه مرد تنومند و درشت بود

00:32:41.829 --> 00:32:43.129
‫ولی جلوی چشم‌هام بود،

00:32:43.197 --> 00:32:46.067
‫یه پیرمرد نحیف با یه شکم گنده

00:32:46.134 --> 00:32:48.136
‫تعجب کردم که اون‌قدر کوچیک شده بود

00:32:48.268 --> 00:32:50.337
‫گفتم: «پدر ریپون هستید، درسته؟

00:32:50.370 --> 00:32:52.472
‫من برای انجمن کهنه‌سربازها
‫کمک جمع می‌کنم

00:32:52.572 --> 00:32:54.909
‫میشه یه لحظه بیام داخل؟»

00:32:55.042 --> 00:32:56.186
‫معلوم بود تحت تأثیر قرار گرفته

00:32:56.210 --> 00:32:58.246
‫«اوه، بفرما داخل.
‫بفرما داخل، پسر جوان

00:32:58.345 --> 00:33:01.115
‫خیلی خوش اومدی، پسرم.
‫بفرما داخل»

00:33:01.215 --> 00:33:03.316
‫خیلی هیجان‌زده بود
‫و رفت‌وآمد می‌کرد

00:33:03.416 --> 00:33:04.594
‫یه کتری آب گذاشته بود

00:33:04.618 --> 00:33:07.521
‫ظروف چینی، بیسکوییت،
‫و همه‌چیز اونجا بود

00:33:07.621 --> 00:33:10.191
‫«یه فنجون چای بخور، باشه، پسرم؟»

00:33:10.290 --> 00:33:12.059
‫پس نشستیم

00:33:12.126 --> 00:33:14.228
‫نشستیم توی اتاق پذیرایی کوچیکش،

00:33:14.327 --> 00:33:15.729
‫و در مورد مسائل مختلف حرف زدیم

00:33:15.897 --> 00:33:18.765
‫گفتم: «اینجا خدمت می‌کنید، پدر؟»

00:33:18.900 --> 00:33:22.369
‫گفت: «در حال حاضر
‫یه منطقه‌ی خدمتی ثابت ندارم

00:33:22.469 --> 00:33:24.337
‫نیمه‌بازنشسته‌م، می‌دونی»

00:33:24.437 --> 00:33:26.808
‫گفتم: «اوه، حتماً خیلی براتون سخته

00:33:26.941 --> 00:33:29.709
‫اونم بعد از اون همه سال خدمت»

00:33:38.820 --> 00:33:40.520
‫در مورد...

00:33:40.620 --> 00:33:42.857
‫در مورد خیلی چیزها حرف زدیم،

00:33:42.957 --> 00:33:45.793
‫در مورد جوون‌های بی‌دین
‫و لجام‌گسیخته حرف زدیم

00:33:45.860 --> 00:33:49.729
‫ازم پرسید: «مٔومنی، پسرم؟»

00:33:50.965 --> 00:33:53.466
‫و منم گفتم: «توی خانواده‌ی ما

00:33:53.533 --> 00:33:56.469
‫ایمان ریشه‌ی عمیقی داره، پدر»

00:33:57.939 --> 00:34:00.074
‫گفت: «البته، منم بیشتر از همه‌چیز

00:34:00.107 --> 00:34:02.176
‫دلم برای کار کردن با جوون‌ها تنگ شده»

00:34:02.276 --> 00:34:04.946
‫نزدیک بود بیسکوییت خامه‌ای
‫توی گلوم گیر کنه

00:34:06.314 --> 00:34:08.715
‫بگذریم، چند لحظه سکوت حکم‌فرما بود،

00:34:08.850 --> 00:34:10.785
‫و گفت: اوه، معذرت می‌خوام، سرجوخه

00:34:10.852 --> 00:34:13.753
‫شاید یه نوشیدنی قوی‌تری میل داشته باشی»

00:34:17.691 --> 00:34:20.493
‫منم بهش خیره شدم

00:34:23.597 --> 00:34:26.600
‫«خودتون نوشیدنی قوی‌تری میل دارید، پدر؟»

00:34:31.072 --> 00:34:33.373
‫مشخص بود خیلی هیجان‌زده شده

00:34:33.440 --> 00:34:34.740
‫باورش نمی‌شد

00:34:34.774 --> 00:34:38.411
‫چهره‌اش تیره شد و چشم‌هاش برق می‌زد

00:34:38.478 --> 00:34:40.147
‫گفت: «خب، اگه تو موافق باشی،
‫منم موافقم»

00:34:40.248 --> 00:34:41.457
‫بلند شد سر پا

00:34:41.481 --> 00:34:45.619
‫گفتم: «من خیلی قوی‌ام، پدر ریپون»

00:34:46.753 --> 00:34:49.556
‫دوباره نشست، انگار پاهاش توان نداشتن

00:34:49.623 --> 00:34:51.158
‫گفتم:

00:34:52.159 --> 00:34:54.996
‫«می‌خوای ببینیش؟»

00:34:55.029 --> 00:34:56.463
‫شروع کردم به باز کردن دکمه‌های شلوارم

00:34:56.563 --> 00:34:58.165
‫نزدیک بود سکته‌ی قلبی بکنه

00:34:58.266 --> 00:34:59.542
‫باورش نمی‌شد

00:34:59.566 --> 00:35:00.676
‫انگار کریسمس شده بود

00:35:00.700 --> 00:35:03.436
‫پس پاشدم سر پا...

00:35:03.470 --> 00:35:07.440
‫مثل یه فاحشه دکمه‌هام رو باز می‌کردم

00:35:07.474 --> 00:35:11.411
‫شلوارم رو انداختم، لباس زیرم رو درآوردم

00:35:12.914 --> 00:35:15.415
‫گفتم: «اینه»

00:35:15.448 --> 00:35:18.119
‫گفتم: «دراز بکش روی زمین»

00:35:18.219 --> 00:35:21.889
‫دراز کشید، مشتاق همکاری بود

00:35:21.956 --> 00:35:23.456
‫گفتم: «مثل یه صلیب دراز بکش

00:35:23.556 --> 00:35:25.826
‫تا هیجان‌زده بشم و سفت بشه»

00:35:27.128 --> 00:35:28.896
‫چند قدم رفتم جلو

00:35:28.963 --> 00:35:30.530
‫دقیقاً موندم بالای سرش

00:35:30.563 --> 00:35:33.700
‫اوه، یه چیزی رو یادم رفت بگم، جِم

00:35:33.868 --> 00:35:36.337
‫چند روز قبل از اینکه برم اونجا،

00:35:36.370 --> 00:35:39.539
‫رژیم آبجوی گینس و کاری گرفتم

00:35:39.572 --> 00:35:43.210
‫و همون بعدازظهر
‫چند تا قرص رفع یبوست خوردم

00:35:45.913 --> 00:35:47.547
‫دقیق زمان‌بندی کردن همه‌ی کارها آسون نبود

00:35:47.647 --> 00:35:49.449
‫به مدت چند ساعت توی ماشین

00:35:49.549 --> 00:35:51.919
‫نزدیک خونه‌ش مونده بودم،
‫و قرص‌ها هنوز اثر نکرده بودن

00:35:52.820 --> 00:35:57.191
‫به محض اینکه اثراتشون رو حس کردم،

00:35:57.325 --> 00:35:59.526
‫در خونه‌ش رو زدم

00:36:00.593 --> 00:36:02.997
‫نشسته بودم توی خونه‌ش،
‫داخل بدنم غوغایی بود،

00:36:03.097 --> 00:36:05.565
‫و قسم می‌خورم که داشتم
‫از هم می‌پاشیدم

00:36:05.665 --> 00:36:08.202
‫میخ و پیچ‌های بدنم داشتن درمی‌اومدن

00:36:10.905 --> 00:36:14.574
‫ارتش بهت یاد میده که لبخند بزنی
‫و تحمل کنی، مگه نه، جِم؟

00:36:15.843 --> 00:36:21.082
‫عاشق درد لذت‌بخشی
‫که خودداری داره، هستیم

00:36:23.117 --> 00:36:24.919
‫پس...

00:36:24.952 --> 00:36:26.753
‫بالای سرش بودم

00:36:29.423 --> 00:36:33.894
‫گفتم: «من رو نمی‌شناسی، نه؟»

00:36:33.995 --> 00:36:36.230
‫«چی؟»

00:36:36.364 --> 00:36:38.498
‫گفتم: «رِی کوچولوئم

00:36:39.467 --> 00:36:42.502
‫رِی کوچولوت از پرورشگاه»

00:36:45.406 --> 00:36:46.941
‫چند دقیقه‌ای فکر می‌کرد،

00:36:47.041 --> 00:36:50.177
‫چشم‌هاش رو اینور و اونور می‌کرد

00:36:50.277 --> 00:36:52.579
‫وقتی دوزاریش افتاد،

00:36:52.712 --> 00:36:55.983
‫مثل برق، ترس توی بدنش پخش شد

00:36:56.050 --> 00:36:58.551
‫و شروع کرد به عرق کردن

00:36:58.651 --> 00:37:01.088
‫«اوه، لطفاً کاریم نداشته باش.
‫لطفاً بهم صدمه نزن»

00:37:01.122 --> 00:37:03.623
‫گفتم: «تکون نخور

00:37:04.825 --> 00:37:06.526
‫اگه یه ذره جابه‌جا بشی،

00:37:06.527 --> 00:37:08.728
‫کیر و تخم‌هات رو می‌بُرم

00:37:08.796 --> 00:37:11.932
‫و می‌کنمشون توی حلقت

00:37:12.033 --> 00:37:15.036
‫و می‌تونی برای خودت ساک بزنی»

00:37:15.102 --> 00:37:16.504
‫خب، حالا که فکرش رو می‌کنم،

00:37:16.569 --> 00:37:18.738
‫حیف شد که چند سال قبلش
‫بلد نبود برای خودش ساک بزنه

00:37:18.806 --> 00:37:21.208
‫می‌تونست خودکفا بشه

00:37:22.742 --> 00:37:27.815
‫آروم جلو رفتم، به زور کامل چرخیدم،

00:37:27.948 --> 00:37:30.151
‫پاشنه‌هام رو روی بازوهای لاغرش گذاشتم

00:37:30.251 --> 00:37:34.321
‫لرزید. معلوم بود درد داره،
‫اما جرأت نداشت تکون بخوره

00:37:34.355 --> 00:37:37.191
‫«حالا، لوله فاضلاب رو ببین، پدر»

00:37:38.292 --> 00:37:40.660
‫خم شدم پایین

00:37:41.628 --> 00:37:43.831
‫و بهش کود انسانی دادم

00:37:49.837 --> 00:37:51.972
‫خب...

00:37:55.810 --> 00:38:00.014
‫اون تخلیه سه مرحله داشت

00:38:00.047 --> 00:38:01.714
‫اول می‌پاشید بیرون...

00:38:01.849 --> 00:38:04.684
‫می‌پاشید روی اون

00:38:04.785 --> 00:38:06.987
‫یهویی پاشیدم روش

00:38:09.957 --> 00:38:13.861
‫مثل وقتی که یه دسته کبوتر
‫یهویی پرواز می‌کنن

00:38:16.497 --> 00:38:20.667
‫مرحله‌ی دوم چند موج از گدازه‌ی داغ بود

00:38:22.136 --> 00:38:26.673
‫و در آخر، یه...

00:38:32.079 --> 00:38:37.518
‫...یه توده‌ی بزرگ، مثل سیمان خیس،

00:38:37.617 --> 00:38:40.054
‫ازم خارج شد

00:38:41.055 --> 00:38:44.225
‫و اوق می‌زد و تف می‌کرد،
‫و جرأت نمی‌کرد نفس بکشه،

00:38:44.358 --> 00:38:46.360
‫اما مجبور بود نفس بکشه

00:38:46.460 --> 00:38:47.760
‫و من جوری می‌خندیدم،

00:38:47.862 --> 00:38:51.631
‫که می‌ترسیدم بیُفتم توی کثافت خودم

00:38:55.236 --> 00:38:56.904
‫و تموم شد

00:38:57.004 --> 00:38:58.705
‫پاشدم سر پا

00:38:59.607 --> 00:39:02.810
‫یه بسته دستمال مرطوب توی جیبم داشتم

00:39:02.910 --> 00:39:06.547
‫خودم رو تمیز کردم...

00:39:06.713 --> 00:39:10.050
‫و سریع از اونجا زدم بیرون

00:39:28.668 --> 00:39:30.770
‫باور کردی؟

00:39:52.793 --> 00:39:54.962
‫کون تو گذاشت؟

00:39:55.029 --> 00:39:56.329
‫ها؟

00:40:02.436 --> 00:40:04.171
‫نه

00:40:05.472 --> 00:40:07.707
‫شرط می‌بندم اون کار رو نکرده

00:40:07.808 --> 00:40:10.844
‫حتی توی اون سن هم ازت می‌ترسیدن

00:40:16.250 --> 00:40:20.054
‫وقتی داشت کون من می‌ذاشت
‫کدوم گوری بودی؟

00:40:20.154 --> 00:40:22.156
‫ها؟

00:40:22.289 --> 00:40:24.258
‫باهام حال کرد

00:40:26.293 --> 00:40:28.362
‫خیلی باهام حال کرد

00:40:48.182 --> 00:40:51.118
‫از پدرها خیلی شانس نیاوردیم، نه؟

00:41:06.634 --> 00:41:08.102
‫نظرت چیه چند تا آهنگ بذاریم؟

00:45:17.017 --> 00:45:18.685
‫لعنتی

00:45:18.786 --> 00:45:21.288
‫خوک عوضی

00:45:27.194 --> 00:45:28.729
‫چه مرگته؟

00:45:32.366 --> 00:45:34.869
‫حالت خوبه؟

00:45:34.936 --> 00:45:37.037
‫لعنتی

00:45:38.539 --> 00:45:40.073
‫چرا اون کار رو می‌کنی؟

00:45:43.443 --> 00:45:46.079
‫چرا اون کار رو می‌کنی، هوم؟

00:45:46.113 --> 00:45:47.982
‫- چرا اون کار رو می‌کنی؟
‫- چی؟

00:45:48.081 --> 00:45:49.750
‫همه رو می‌چپونی توی دهنت

00:46:00.294 --> 00:46:01.829
‫من دیگه نمی‌خورم

00:46:08.702 --> 00:46:10.671
‫حالت خوبه؟

00:46:10.771 --> 00:46:12.840
‫دارم از جاده رد می‌شم، عوضی!

00:46:12.941 --> 00:46:15.375
‫اول جاده رو نگاه کن، احمق...

00:46:20.647 --> 00:46:22.316
‫نسا؟

00:46:23.317 --> 00:46:24.685
‫نسا

00:46:25.619 --> 00:46:27.554
‫هتی؟

00:46:33.427 --> 00:46:35.228
‫چقدر اون روپوش سفید بهت میاد

00:46:35.262 --> 00:46:37.065
‫اوه، اشتباه برداشت نکن

00:46:37.197 --> 00:46:39.633
‫فقط یه کارآموز ساده‌ام، نسا

00:46:39.733 --> 00:46:41.301
‫ولی خیلی بهت میاد

00:46:41.368 --> 00:46:43.770
‫توی داروخونه حتی نظافتچی‌ها هم
‫روپوش سفید می‌پوشن

00:46:45.105 --> 00:46:46.975
‫- دانشگاهت تموم شد؟
‫- نه

00:46:47.075 --> 00:46:48.351
‫امتحان‌های نهاییم امسال برگزار میشن

00:46:48.375 --> 00:46:50.878
‫- اینجا کارآموزم
‫- درسته

00:46:50.979 --> 00:46:52.312
‫خوشحالم که دیدمت، نسا

00:46:52.379 --> 00:46:54.681
‫خیلی وقته خبری از برایان نیست

00:46:54.748 --> 00:46:56.350
‫حالش خوبه؟

00:47:20.908 --> 00:47:22.476
‫چیه؟

00:47:27.514 --> 00:47:28.883
‫چیه؟

00:48:42.123 --> 00:48:43.858
‫واقعاً بدجور کتکش زدم، هتی

00:48:47.829 --> 00:48:49.997
‫نمی‌دونم من...

00:48:51.833 --> 00:48:53.968
‫واقعاً نمی‌دونم

00:48:55.335 --> 00:48:59.239
‫فقط... من...
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم

00:49:04.846 --> 00:49:06.747
‫من...

00:49:06.848 --> 00:49:08.916
‫بدجور زدمش

00:49:11.551 --> 00:49:13.121
‫چی بهت گفته بود؟

00:49:13.154 --> 00:49:15.923
‫یادم نمیاد، هتی

00:49:16.023 --> 00:49:18.391
‫خب، یادم میاد

00:49:19.292 --> 00:49:20.862
‫اما...

00:49:20.995 --> 00:49:25.732
‫حرف مسخره‌ی معمولی‌ای زد

00:49:25.833 --> 00:49:28.368
‫در مورد اون؟

00:49:28.535 --> 00:49:30.637
‫من فقط...

00:49:30.737 --> 00:49:33.540
‫لعنتی، من...

00:49:33.707 --> 00:49:35.810
‫فقط...

00:50:09.210 --> 00:50:11.578
‫شرق تایرون بودی، درسته؟

00:50:13.313 --> 00:50:16.650
‫اوه، بذار یه لحظه فکر کنم

00:50:16.750 --> 00:50:18.418
‫نه

00:50:20.221 --> 00:50:23.024
‫خودت می‌دونی دقیقاً کجا بودم

00:50:23.157 --> 00:50:25.325
‫کراس‌مگلن

00:50:25.392 --> 00:50:27.527
‫سرزمین راهزن‌ها

00:50:32.133 --> 00:50:34.302
‫یه واحد ویژه‌ی فعال
‫ارتش موقت جمهوریخواه ایرلند

00:50:34.401 --> 00:50:36.670
‫توی اون منطقه بود
‫و همه کارها می‌کرد

00:50:36.770 --> 00:50:40.473
‫خیلی خوب و حرفه‌ای بودن

00:50:41.775 --> 00:50:45.712
‫با حیله‌گری و یواشکی
‫از مرز عبور می‌کردن

00:50:47.114 --> 00:50:48.548
‫مثل بازی موش و گربه بود

00:50:48.615 --> 00:50:52.186
‫بعضی‌وقت‌ها ما گربه بودیم،
‫بعضی‌وقت‌ها هم اونا

00:50:52.253 --> 00:50:55.022
‫و بعضی‌وقت‌ها حتی معلوم نبود
‫که کی گربه‌ست

00:50:56.523 --> 00:50:58.025
‫بعضی‌وقت‌ها توی تیررأس بودن

00:50:58.125 --> 00:50:59.526
‫و تفنگ هم آماده‌ی شلیک بود

00:50:59.693 --> 00:51:01.863
‫ولی هم‌زمان یه گلوله با سرعت بالا

00:51:01.996 --> 00:51:05.333
‫با خوشحالی از پشت سر بهت نزدیک می‌شد

00:51:09.703 --> 00:51:12.772
‫یه هفته قبل از اینکه مستقر بشیم...

00:51:14.474 --> 00:51:19.013
‫...سه تا بمب بزرگ دست‌ساز
‫ازشون پیدا و خنثی کردیم

00:51:19.080 --> 00:51:23.784
‫اونا هم به یکی از مربی سگ‌هامون
‫و خود سگ شلیک کردن و کشتنش

00:51:23.885 --> 00:51:26.821
‫و یه بالگرد رو هم ساقط کردن

00:51:26.888 --> 00:51:29.056
‫همه‌ی اینا توی یه هفته

00:51:29.156 --> 00:51:32.392
‫شورای ارتش «پروو» انتظار نتیجه داشت

00:51:33.493 --> 00:51:36.496
‫و اصلاً ناامید نشدن

00:51:39.901 --> 00:51:42.203
‫مواد آتش‌زا،

00:51:42.303 --> 00:51:45.572
‫بمب دستی، نارنجک، خمپاره‌انداز،

00:51:45.672 --> 00:51:49.010
‫تفنگ تک‌تیرانداز، مسلسل‌های سنگین

00:51:49.176 --> 00:51:51.611
‫تجهیزات‌شون از ما بهتر بود

00:52:02.790 --> 00:52:04.524
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:55:44.211 --> 00:55:47.014
‫گل‌هایی‌ان که بابا می‌کاشت؟

00:55:48.449 --> 00:55:50.117
‫شقایق نعمانی؟

00:56:19.013 --> 00:56:20.781
‫با این امید نامه رو می‌نویسم

00:56:20.881 --> 00:56:23.284
‫که بقیه‌ی نامه‌هام رو خوندی

00:56:23.384 --> 00:56:26.387
‫خیلی دوست دارم باهات صحبت کنم
‫و همه‌چیز رو بهت بگم

00:56:26.487 --> 00:56:28.522
‫اما این بار موضوع در مورد من نیست

00:56:28.589 --> 00:56:30.791
‫در مورد برایانه

00:56:32.626 --> 00:56:34.694
‫برایان بهت نیاز داره

00:56:36.797 --> 00:56:39.833
‫تا حالا هیچ‌وقت چنین درخواستی ازت نداشتم

00:56:42.369 --> 00:56:44.104
‫توی دردسر افتاده

00:58:34.415 --> 00:58:36.317
‫داری میری؟

00:58:43.891 --> 00:58:46.827
‫اقامتگاه برات مناسب نیست؟

00:58:55.569 --> 00:58:58.572
‫وقتی فرار کردی،

00:58:58.605 --> 00:59:00.607
‫نسا برات هر روز نامه می‌نوشت

00:59:00.708 --> 00:59:02.609
‫چقدر طول کشید؟

00:59:04.111 --> 00:59:06.781
‫وقتی لنگان‌لنگان رفتی توی جنگل،

00:59:06.847 --> 00:59:10.484
‫نمی‌خواست توی تصمیمی
‫که گرفتی دخالت کنه

00:59:12.586 --> 00:59:14.121
‫به مدت چند سال

00:59:14.221 --> 00:59:16.256
‫فکر می‌کردیم یه روزی پیدات میشه

00:59:17.224 --> 00:59:19.727
‫نمی‌دونست نامه‌هاش
‫بهت می‌رسن یا نه،

00:59:19.828 --> 00:59:21.929
‫یا اینکه اصلاً می‌خونی‌شون یا نه

00:59:24.833 --> 00:59:27.000
‫می‌دونستی حامله‌ست

00:59:28.102 --> 00:59:30.137
‫هیچ‌وقت جوابش رو ندادی

00:59:37.277 --> 00:59:39.546
‫وسایلم رو گشتی؟

00:59:44.485 --> 00:59:48.422
‫برگرد به دنیای خیالیت، مرتیکه‌ی میمون

00:59:49.323 --> 00:59:52.893
‫زنم، پسرم، زندگیم رو بردی برای خودت

00:59:52.926 --> 00:59:55.329
‫دیگه چی می‌خوای؟

00:59:55.462 --> 00:59:57.631
‫تو رفتی. تو

00:59:57.698 --> 01:00:00.434
‫خودت رو دست بالا نگیر، پسر

01:00:00.534 --> 01:00:03.637
‫در مورد تو نیست

01:00:03.704 --> 01:00:05.038
‫در مورد برایانه

01:00:05.139 --> 01:00:08.409
‫تک‌فرزند بیچاره‌ی یه فراری خطرناک

01:00:09.811 --> 01:00:11.865
‫نخواستی چند تا برادر
‫و خواهر براش به دنیا بیاری

01:00:11.866 --> 01:00:13.147
‫تا باهاشون بازی کنه؟

01:00:15.182 --> 01:00:17.951
‫مرد گنده‌ای هستی

01:00:18.018 --> 01:00:20.320
‫نگو که مشکل ناباروری داری

01:00:24.358 --> 01:00:26.693
‫هر شب برای دعا می‌کرد، رِی

01:00:28.061 --> 01:00:29.696
‫هنوزم برات دعا می‌کنه

01:00:29.831 --> 01:00:32.199
‫بهش بگو انرژیش رو هدر نده

01:00:32.232 --> 01:00:34.701
‫و بابامون هم برات دعا کرد،

01:00:34.803 --> 01:00:37.271
‫تا آخرین روز عمرش برات دعا کرد

01:00:37.404 --> 01:00:39.473
‫ضعیف شدی؟

01:00:39.573 --> 01:00:41.708
‫اون حرومزاده‌ی بدبخت؟

01:00:41.742 --> 01:00:45.112
‫اوه. دعا کرد.
‫دعا کرد، مگه نه؟

01:00:45.179 --> 01:00:47.080
‫هر بار که کمربندش رو درمی‌آورد دعا می‌کرد

01:00:47.114 --> 01:00:48.549
‫بعدش هم دعا نمی‌کرد؟

01:00:48.615 --> 01:00:50.819
‫از بس زحمت کشیده بود
‫زیر بغلش خیس می‌شد

01:00:50.951 --> 01:00:52.719
‫اوه، همیشه دعا می‌کرد

01:00:53.720 --> 01:00:56.825
‫خشونت‌مون رو از قهرمان بی‌بدیل
‫منطقه یاد گرفتیم،

01:00:56.990 --> 01:00:59.460
‫و رقبای سرسختی هم داشت

01:00:59.526 --> 01:01:00.994
‫کی می‌دونه، شاید...

01:01:01.128 --> 01:01:04.998
‫توی مسابقات قهرمانی
‫دومینوی انجمن بریتانیا،

01:01:05.098 --> 01:01:06.433
‫قلب تپنده‌ی رویداد بوده باشه

01:01:06.567 --> 01:01:09.036
‫کت بلیزر، نشان،
‫کراوات نظامی، سینه جلو،

01:01:09.136 --> 01:01:10.939
‫گشت بلندمدت توی صحرا

01:01:10.971 --> 01:01:12.272
‫اون جنگ بود

01:01:12.306 --> 01:01:13.942
‫صبحونه، ناهار و شام شن می‌خوردیم

01:01:14.074 --> 01:01:15.944
‫اگه «رومل» حسابت رو نمی‌رسید،
‫مگس‌ها حسابت رو می‌رسیدن
‫(نظامی نام‌دار آلمانی)

01:01:16.043 --> 01:01:17.444
‫اونطوری حرف نمی‌زد

01:01:17.578 --> 01:01:19.948
‫درسته، اصلاً حرف نمی‌زد، نه؟

01:01:20.047 --> 01:01:21.348
‫خیلی وقت داشتم

01:01:21.448 --> 01:01:24.117
‫تا اون سکوت لعنتی رو بشکونم

01:01:25.085 --> 01:01:27.354
‫از جونم چی می‌خوای، برادر؟

01:01:29.022 --> 01:01:30.624
‫اگه نامه رو خونده باشی
‫خودت می‌دونی

01:01:30.724 --> 01:01:33.494
‫نامه‌ی لامصب رو خوندم.
‫نامه‌ی لامصب رو خوندم

01:01:33.594 --> 01:01:34.929
‫چه وضعشه؟

01:01:35.062 --> 01:01:37.331
‫چی از جونم می‌خواید؟

01:01:48.977 --> 01:01:51.278
‫برای من کاری از دستت برنمیاد، جِم

01:01:52.579 --> 01:01:53.882
‫کاری از دست اون هم برنمیاد

01:01:54.014 --> 01:01:55.349
‫قرار نیست یهویی
‫جرقه‌ای توی سرم زده بشه

01:01:55.482 --> 01:01:59.753
‫پس گم شو برو پیش خانواده‌ی کوچیکت
‫و حلش کن

01:02:01.054 --> 01:02:02.723
‫دوست نداری برم، رِی

01:02:02.824 --> 01:02:04.258
‫اصلاً از همون اول کار

01:02:04.358 --> 01:02:05.994
‫چرا گذاشتی به ارتش ملحق بشه؟

01:02:06.059 --> 01:02:08.061
‫ربطی به من نداره.
‫تقصیر خودته، رفیق

01:02:08.161 --> 01:02:11.098
‫ببین، درسته من بزرگش کردم،

01:02:11.164 --> 01:02:13.534
‫ولی فکر کردی یه حرومزاده‌ی کله‌خر

01:02:13.634 --> 01:02:14.934
‫مثل خودت نیست؟

01:02:15.003 --> 01:02:16.938
‫کاری از دست من برنمی‌اومد

01:02:17.037 --> 01:02:19.273
‫من حرف‌هام رو زدم

01:02:19.373 --> 01:02:22.409
‫گفتم نباید اون کار رو بکنه،
‫نباید راه ما رو ادامه بده

01:02:22.509 --> 01:02:25.646
‫فکر می‌کردم دلیل اینکه می‌خواد
‫اون کار رو بکنه، اینه که...

01:02:27.347 --> 01:02:30.517
‫بگذریم، برخلاف نظر و حرف‌های من،

01:02:30.651 --> 01:02:32.686
‫واقعاً فکر می‌کنی پسرت

01:02:32.719 --> 01:02:35.622
‫فقط به‌خاطر اینکه بهش گفتن
‫یه کاری رو نکن، دیگه انجامش نمی‌ده؟

01:02:57.611 --> 01:03:01.415
‫ببین، الان بدون اجازه غیب کرده

01:03:02.416 --> 01:03:04.852
‫و هر چقدر هم ازش خوش‌شون بیاد،
‫هر دو تامون می‌دونیم

01:03:04.986 --> 01:03:08.589
‫که وزارت دفاع اصلاً مهربون
‫و احساساتی نیست

01:03:10.557 --> 01:03:13.427
‫اونا هم فقط تا یه مدت کوتاهی تحمل می‌کنن

01:03:14.261 --> 01:03:17.598
‫شاید یه هفته، اگه شانس داشته باشیم

01:03:18.833 --> 01:03:21.069
‫و بعدش پلیس نظامی وارد میشه

01:03:21.201 --> 01:03:23.170
‫و به زور می‌برش

01:03:24.338 --> 01:03:26.506
‫اما این کوچیک‌ترین مشکل‌مونه

01:03:27.942 --> 01:03:31.545
‫من به اندازه‌ی کافی
‫آدم سردرگم دیدم، رِی،

01:03:31.678 --> 01:03:35.248
‫و در حال حاضر، پسرت خودش رو
‫گم کرده و توی تاریکیه

01:03:35.349 --> 01:03:38.685
‫مؤمن باشی یا نباشی،
‫نیروهایی پنهان در کارن

01:03:38.752 --> 01:03:40.387
‫این یه حقیقته

01:03:45.059 --> 01:03:46.961
‫چیزی ازت نمی‌خوام، رِی

01:03:47.028 --> 01:03:49.196
‫هیچی نمی‌خوام

01:03:51.198 --> 01:03:55.135
‫نسا... نسا فکر می‌کنه
‫که اگه تو بری به دیدنش

01:03:55.235 --> 01:03:58.271
‫و باهاش حرف بزنی،
‫جواب سوالاتش رو بدی،

01:03:58.305 --> 01:03:59.941
‫ممکنه اوضاع متفاوت بشه

01:04:00.041 --> 01:04:01.675
‫احتمالش هست

01:04:07.347 --> 01:04:09.549
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه

01:04:45.585 --> 01:04:49.289
‫برایان طرف رو کتک زد.
‫خیلی وحشیانه کتکش زد

01:04:50.792 --> 01:04:52.359
‫خودش رو قانع کرده که اگه...

01:04:52.459 --> 01:04:55.262
‫اگه از هم جداشون نمی‌کردن،
‫حتماً پسره رو می‌کُشته

01:04:56.596 --> 01:04:59.133
‫و از دبستان این حرف‌ها رو می‌شنوه

01:04:59.199 --> 01:05:01.936
‫«پدرت اینطوره، پدرت اونطوره»

01:05:02.003 --> 01:05:03.905
‫«توی دیوونه‌خونه‌ست»

01:05:04.005 --> 01:05:06.206
‫«توی زندانه؟»

01:05:07.240 --> 01:05:10.343
‫مرد نامرئی، رِی اِستوکر

01:05:16.616 --> 01:05:18.415
‫لطفاً

01:05:18.416 --> 01:05:20.822
‫فقط بهم بگو

01:05:20.855 --> 01:05:22.456
‫اگه نمی‌خوای کمک کنی،

01:05:22.522 --> 01:05:24.859
‫بگو که سریع از اینجا برم

01:05:51.119 --> 01:05:52.619
‫هوس مشروب کردم

01:06:00.895 --> 01:06:03.630
‫به هوشه؟ خوبه

01:06:05.665 --> 01:06:07.701
‫میشه از بچه‌ها بخواید
‫که از سر راه برن کنار؟

01:06:07.802 --> 01:06:10.604
‫درست نیست توی اون وضعیت ببیننش، نه؟

01:06:10.670 --> 01:06:14.075
‫یه پتو...
‫آره، یه پتو بندازید روش

01:06:14.842 --> 01:06:16.343
‫و تکونش بدم؟

01:06:16.443 --> 01:06:18.612
‫- نه، اصلاً تکونش ندید
‫- اما توی راهه

01:06:18.745 --> 01:06:20.547
‫تکرار می‌کنم، اصلاً تکونش ندید، خانم

01:06:20.580 --> 01:06:23.251
‫و کلاه ایمنیش رو درنیارید

01:06:23.316 --> 01:06:25.352
‫کارتون عالیه

01:06:25.452 --> 01:06:27.789
‫می‌دونم خون زیادی ریخته شده

01:07:16.971 --> 01:07:18.806
‫چسبیده بود بهم،

01:07:18.940 --> 01:07:20.373
‫مثل یه هشت‌پای کوفتی

01:07:20.473 --> 01:07:22.176
‫و من مدام سرم رو عقب و جلو می‌کردم

01:07:22.276 --> 01:07:24.078
‫سعی می‌کردم هوای تازه بگیرم

01:07:24.178 --> 01:07:26.113
‫اما حتماً فکر می‌کرده من خیلی لذت می‌برم،

01:07:26.214 --> 01:07:28.082
‫چون با اون دهن کثیف و بدبوش

01:07:28.182 --> 01:07:29.649
‫مدام به سمتم می‌اومد

01:07:29.749 --> 01:07:32.787
‫وای، خدا... اصلاً بیخیال نمی‌شد، اما...

01:07:32.854 --> 01:07:34.654
‫دروغ نمی‌گم

01:07:34.754 --> 01:07:37.691
‫دهنش بوی گوه می‌داد، نسا

01:07:37.825 --> 01:07:39.894
‫تا حالا چنین تجربه‌ای داشتی؟

01:07:57.677 --> 01:07:59.479
‫ممنون

01:08:04.718 --> 01:08:06.921
‫- بگیر
‫- ممنون، رفیق

01:08:09.023 --> 01:08:12.159
‫و اینم یه‌کم چیپس.
‫می‌دونم دوست داری

01:08:12.260 --> 01:08:14.128
‫پنیر و پیاز

01:08:14.161 --> 01:08:15.762
‫شارژش تموم شده، رفیق

01:08:15.863 --> 01:08:18.032
‫الان برمی‌گردم

01:08:18.132 --> 01:08:19.901
‫زود برمی‌گردم

01:09:49.290 --> 01:09:51.025
‫خیلی خوشگل، مهربون،

01:09:51.158 --> 01:09:52.625
‫بامزه و وفاداره

01:09:52.759 --> 01:09:55.129
‫خیلی شبیه خودته

01:09:55.229 --> 01:09:56.629
‫عجیبه، نه؟

01:09:57.697 --> 01:10:00.667
‫بگذریم، پس ازت خواهش می‌کنم،

01:10:00.734 --> 01:10:03.971
‫به‌خاطر برایان،

01:10:04.005 --> 01:10:07.507
‫لطفاً، لطفاً، خواهش می‌کنم بیا خونه
‫و باهاش حرف بزن

01:10:25.793 --> 01:10:27.862
‫بذار حداقل از نزدیک تو رو ببینه

01:10:27.895 --> 01:10:30.965
‫و شاید بتونه زندگی رو ادامه بده

01:10:31.032 --> 01:10:35.803
‫و هر شیطانی که باعث شده
‫خشمش اینقدر شدید باشه رو رها کنه

01:10:35.903 --> 01:10:40.107
‫دعا می‌کنم سلامت باشی
‫و اگه صلاح دونستی، جواب بدی

01:10:40.241 --> 01:10:42.143
‫خدا حفظت کنه

01:10:42.276 --> 01:10:44.178
‫با عشق، نسا

01:11:39.834 --> 01:11:41.134
‫چیه؟

01:11:45.106 --> 01:11:46.406
‫چیه؟

01:11:49.076 --> 01:11:51.112
‫چیه؟ چه مرگته؟

01:11:52.745 --> 01:11:54.849
‫کپی برابر اصل

01:11:54.982 --> 01:11:56.484
‫چی؟

01:11:56.550 --> 01:11:58.052
‫کپی برابر اصل

01:11:58.085 --> 01:11:59.954
‫کی کپی برابر اصله؟

01:12:02.590 --> 01:12:05.392
‫خفه شو

01:12:05.493 --> 01:12:07.760
‫برو درت رو بذار

01:12:07.795 --> 01:12:09.897
‫پدر ما که در آسمانه؟

01:12:10.030 --> 01:12:11.866
‫ببند بابا

01:12:17.104 --> 01:12:19.706
‫فکر کنم یه‌کم شبیه‌شم

01:12:21.008 --> 01:12:24.278
‫فکر کنم منم یه پیرمرد بدعنقم

01:12:30.951 --> 01:12:33.254
‫اوضاعش خوب بود؟

01:12:34.488 --> 01:12:36.190
‫- کی؟
‫- پسره

01:12:36.290 --> 01:12:41.395
‫«پسره»، برایان،
‫اوضاعش خیلی خوبه

01:12:42.296 --> 01:12:45.032
‫میگن آینده‌ی خیلی درخشانی داره

01:12:45.132 --> 01:12:46.109
‫دست خودش نیست

01:12:46.133 --> 01:12:48.969
‫بقیه ازش پیروی می‌کنن

01:12:49.036 --> 01:12:51.005
‫- واقعاً؟
‫- آره

01:12:51.939 --> 01:12:54.774
‫می‌دونی آدم چه حسی داره
‫وقتی سرد و گرسنه‌شه،

01:12:54.875 --> 01:12:56.410
‫و سه شبه که نخوابیده

01:12:56.544 --> 01:12:58.445
‫هر کسی به فکر خودشه

01:12:58.546 --> 01:13:00.181
‫اما برایان...

01:13:00.281 --> 01:13:02.516
‫اون انرژی زیادی داره

01:13:02.616 --> 01:13:04.118
‫شاید جونی برای خودش نمونده باشه،

01:13:04.251 --> 01:13:07.321
‫اما بازم مراقب بقیه‌ست

01:13:07.454 --> 01:13:09.756
‫و بهشون توجه می‌کنه

01:13:16.430 --> 01:13:17.965
‫هوم

01:13:28.209 --> 01:13:33.713
‫وقتی گزینش رو رد کردی
‫و به هنگ ملحق شدی،

01:13:33.781 --> 01:13:35.950
‫خیلی بهت افتخار می‌کردم

01:13:38.018 --> 01:13:40.854
‫و خیلی حسودیم می‌شد

01:13:40.988 --> 01:13:43.857
‫با خودم می‌گفتم: «منم می‌خوام

01:13:43.991 --> 01:13:46.227
‫منم اونطور چیزی می‌خوام»

01:13:47.161 --> 01:13:50.531
‫فکر کنم با داوطلب شدن برای واحد ۱۴

01:13:50.664 --> 01:13:53.867
‫می‌خواستم بهت نزدیک‌تر بشم، می‌دونی

01:13:57.504 --> 01:14:00.107
‫آموزش توی پایگاه «بردبری لاینز»
‫با رفقات و دورهمی‌ها،

01:14:00.207 --> 01:14:05.346
‫فکر می‌کردم دست‌یافتنیه، اما...

01:14:23.097 --> 01:14:25.432
‫به‌خاطر من به ارتش ملحق نشد

01:14:30.804 --> 01:14:32.506
‫به‌خاطر تو رفت

01:14:37.311 --> 01:14:41.715
‫حتی با اینکه اون همه اذیت شد،

01:14:41.782 --> 01:14:44.318
‫یه فکری توی سرش بود...

01:14:45.586 --> 01:14:47.221
‫دنبال پر کردن جای خالی تو بود،

01:14:47.321 --> 01:14:50.858
‫نبودنت براش وسواس شده بود

01:14:53.027 --> 01:14:55.429
‫الان از سایه‌ی خودش هم می‌ترسه

01:14:59.500 --> 01:15:01.201
‫تو رو نمی‌شناسه

01:15:02.803 --> 01:15:05.439
‫هیچی در موردت نمی‌دونه

01:15:05.572 --> 01:15:08.776
‫به جز داستان‌های دورانی جوونی‌مون

01:15:08.909 --> 01:15:13.480
‫می‌دونی، بی‌اعصابی،
‫دعواهای خیابونی، تخریب اموال عمومی

01:15:13.547 --> 01:15:16.884
‫من و تو اون موقع مایه‌ی دردسر بودیم

01:15:17.685 --> 01:15:19.153
‫اما الان اون...

01:15:20.154 --> 01:15:22.122
‫نمی‌دونم، جوری به دست‌هاش نگاه می‌کنه

01:15:22.189 --> 01:15:26.393
‫انگار دست‌های یه نفر دیگه‌ان

01:15:26.460 --> 01:15:28.095
‫چی؟

01:15:34.001 --> 01:15:36.203
‫شایعه‌ها، رفیق. شایعه‌ها

01:15:39.039 --> 01:15:42.109
‫تا وقتی حقیقت رو نگی
‫فقط شایعه‌ها رو داریم

01:18:04.017 --> 01:18:06.086
‫می‌دونم هیچ‌وقت درست‌وحسابی

01:18:06.186 --> 01:18:08.121
‫راجع به پدرت باهات حرف نزدم

01:18:09.122 --> 01:18:12.125
‫و اشتباه کردم، برایان

01:18:14.595 --> 01:18:17.866
‫من و جِم فکر می‌کردیم
‫می‌تونیم یه زندگی عالی برات بسازیم،

01:18:17.966 --> 01:18:20.802
‫و فکر کنم یه‌جورایی موفق هم شدیم

01:18:20.935 --> 01:18:24.973
‫اما حتماً برات سخت بوده...

01:18:25.038 --> 01:18:26.740
‫این همه سال

01:18:26.908 --> 01:18:29.710
‫می‌دونی، اون موضوع
‫روی زندگیت سایه انداخته بود

01:18:29.743 --> 01:18:31.880
‫روی همه‌ی وعده‌ها غذایی

01:18:31.913 --> 01:18:33.747
‫همه‌ی جشن تولد‌ها،
‫همه‌ی کریسمس‌ها،

01:18:33.815 --> 01:18:36.016
‫همه‌ی رویدادهای خاص

01:18:38.685 --> 01:18:43.690
‫و فکر کنم دلیل اینکه
‫راجع بهش باهات حرف نمی‌زدم...

01:18:47.060 --> 01:18:51.565
‫این بود که می‌خواستم از محافظت کنم

01:19:08.081 --> 01:19:10.083
‫راجع به سال‌های اول

01:19:10.183 --> 01:19:12.319
‫درگیری‌های ایرلند شمالی چی می‌دونی؟

01:20:53.855 --> 01:20:55.890
‫امشب بیرون می‌خوابیم

01:21:07.200 --> 01:21:09.436
‫آروم‌آروم از دستش دادم

01:21:11.806 --> 01:21:13.908
‫آروم‌آروم از دستش دادم

01:21:15.642 --> 01:21:17.945
‫بعد از اولین مأموریت‌هاش توی ایرلند شمالی

01:21:17.979 --> 01:21:20.747
‫دسترسی بهش خیلی سخت شد

01:21:20.848 --> 01:21:23.417
‫و بعدش وقتی برای
‫یه مأموریت ویژه داوطلب شد،

01:21:23.517 --> 01:21:25.285
‫به محض اینکه دستش رو بلند کرد، اون...

01:21:25.352 --> 01:21:27.855
‫انگار غیبش زد و وارد یه دنیای دیگه شد

01:21:28.823 --> 01:21:31.059
‫اوه، اما مشکل فقط همین نبود.
‫خیلی می‌خواستش

01:21:31.191 --> 01:21:33.593
‫سرزنده و مشتاق بود

01:21:37.264 --> 01:21:39.801
‫خیلی قبل‌تر از اینکه بره
‫باهامون خداحافظی کرد

01:21:39.834 --> 01:21:41.969
‫و وقتی برگشت،
‫دیگه دسترسی بهش غیرممکن شد

01:21:42.036 --> 01:21:43.603
‫وقتی با هم می‌نشستیم دور میز غذاخوری

01:21:43.737 --> 01:21:46.306
‫جوری بهم نگاه می‌کرد
‫که انگار اون سمت

01:21:46.440 --> 01:21:48.810
‫یه زمین فوتبال نشسته بودم
‫یا یکی از آشناهاش بودم،

01:21:48.876 --> 01:21:51.112
‫می‌دونی، و سعی می‌کرد یادش بیاد

01:21:51.211 --> 01:21:52.947
‫که من کی هستم

01:21:55.515 --> 01:21:58.318
‫اون موقع تو هم توی شکمم بودی

01:21:58.418 --> 01:22:00.154
‫و روز به روز گنده‌تر می‌شدم،

01:22:00.253 --> 01:22:02.389
‫و اون روز به روز بیشتر از بین می‌رفت

01:22:02.489 --> 01:22:04.859
‫من... حس می‌کردم یه غول لندهورم

01:22:04.992 --> 01:22:06.393
‫و با یه انسان ریزه میزه زندگی می‌کنم

01:22:06.493 --> 01:22:09.229
‫می‌ترسیدم پا بذارم روش و له بشه، اما...

01:22:13.101 --> 01:22:15.970
‫یه روزی غیبش زد و من...

01:22:16.104 --> 01:22:18.538
‫متوجه شدم که منتظر چنین لحظه‌ای بودم

01:22:27.014 --> 01:22:30.218
‫رِی هیچ‌وقت راجع به اینکه
‫اونجا چه اتفاقی افتاد، باهام صحبت نکرد

01:22:30.317 --> 01:22:32.019
‫سعی کردم ارتباط برقرار کنم با...

01:22:32.086 --> 01:22:34.421
‫می‌دونی، چند تا از رفقاش
‫که باهاش خدمت کردن، می‌دونی،

01:22:34.554 --> 01:22:37.091
‫و اونجا همراهش بودن،
‫اما هیچی نگفتن

01:22:37.191 --> 01:22:38.558
‫وزارت دفاع بهشون هشدار داده بود

01:22:38.692 --> 01:22:40.194
‫حتماً چنین چیزی بوده

01:22:40.327 --> 01:22:43.530
‫خودمم فقط همین چیزهایی
‫که دارم بهت می‌گم رو می‌دونم

01:22:44.799 --> 01:22:46.234
‫اما رِی رو می‌شناختم

01:22:46.333 --> 01:22:48.903
‫رِی رو از خودم بیشتر می‌شناختم

01:22:49.036 --> 01:22:53.040
‫و همونطور که گفتم، اون رفقاش
‫نمی‌تونستن چیزی بگن

01:22:53.141 --> 01:22:54.708
‫اما این رو بهت بگم...

01:22:54.775 --> 01:22:56.777
‫خیلی دوستش داشتن
‫و بهش احترام می‌ذاشتن

01:22:56.878 --> 01:23:00.347
‫و هیچوقت حتی اشاره هم نکردن
‫که رِی کاری انجام داده

01:23:00.447 --> 01:23:02.950
‫که باید به‌خاطرش شرمنده باشه

01:23:11.259 --> 01:23:13.293
‫اما ترک‌مون کرد، نه؟

01:23:15.029 --> 01:23:16.663
‫ترک‌مون کرد

01:23:18.166 --> 01:23:20.802
‫اون چه کاریه، مامان؟
‫باید بهش افتخار کنیم؟

01:23:24.371 --> 01:23:26.406
‫چرا رفت؟

01:23:27.241 --> 01:23:29.676
‫ها؟ چرا ترک‌مون کرد؟

01:25:27.128 --> 01:25:28.963
‫جنایت جنگی

01:25:34.668 --> 01:25:37.537
‫این اسم رو روش گذاشته بود...
‫جنایت جنگی

01:25:41.474 --> 01:25:43.811
‫جنایت جنگی؟ اونم من؟

01:25:44.744 --> 01:25:47.214
‫اون جنگ لعنتی جنایت بود

01:25:49.449 --> 01:25:51.852
‫و ما سربازهای شبح بودیم

01:25:58.893 --> 01:26:03.397
‫مأموریت‌مون نظارت بود، همین

01:26:03.496 --> 01:26:05.199
‫نصف شب مستقر شدیم

01:26:05.299 --> 01:26:06.834
‫دو تا پست دیده‌بانی

01:26:06.867 --> 01:26:10.004
‫پست ما توی توی پرچین آخر
‫یه راه آسفالت‌نشده بود

01:26:10.104 --> 01:26:12.406
‫که به ساختمون‌های مزرعه می‌رسید

01:26:12.440 --> 01:26:14.408
‫ساختمون مد نظر ما
‫یه طویله‌ی شیردوشی بود

01:26:14.541 --> 01:26:18.446
‫و بیشتر از ۹ تا ۱۲ متر باهامون فاصله نداشت

01:26:18.511 --> 01:26:21.748
‫طبق اطلاعات محرمانه‌ای که گرفتیم،
‫چند شب قبل اونجا رو بررسی کرده بودیم

01:26:23.483 --> 01:26:25.987
‫یه‌کم بعد از طلوع آفتاب رسیدن

01:26:26.954 --> 01:26:29.656
‫بمب‌ساز رو از قبل خوب می‌شناختیم

01:26:29.756 --> 01:26:32.759
‫اما یه پسر جوونی همراهش بود
‫که تا حالا ندیده بودیمش

01:26:35.096 --> 01:26:37.497
‫اطلاعات‌مون درست بود، اما...

01:26:37.597 --> 01:26:39.499
‫دو روز هیچ حرکتی دیده نمی‌شد

01:26:39.566 --> 01:26:41.534
‫کم‌کم داشتیم فکر می‌کردیم
‫شاید یه‌جوری در رفتن،

01:26:41.634 --> 01:26:44.038
‫شاید یه تونل یا ورودی مخفی‌ای بوده

01:26:44.138 --> 01:26:46.706
‫که ما موقع بررسی متوجه‌ش نشدیم

01:26:47.908 --> 01:26:51.644
‫وقتی بمب منفجر شد
‫داشتم گزارشم رو می‌نوشتم

01:26:58.618 --> 01:27:02.522
‫انفجار اون‌قدر شدید بود
‫که نمی‌تونستی صداش رو بشنوی

01:27:04.591 --> 01:27:08.229
‫نیروی موج انفجار از
‫تک‌تک سلول‌های بدنت رد می‌شد

01:27:08.329 --> 01:27:12.433
‫و جوری وجودت رو فرا می‌گرفت
‫که انگار چیزی ازت باقی نمونده بود

01:27:12.532 --> 01:27:14.601
‫هرج‌ومرج بود

01:27:15.836 --> 01:27:17.704
‫سقف طویله کامل جدا شد

01:27:17.838 --> 01:27:20.841
‫و دود سیاه ازش بیرون می‌اومد،
‫مثل برنامه‌کودک‌ها

01:27:20.975 --> 01:27:23.710
‫دیوارها از شدت انفجار
‫به سمت بیرون باز شدن

01:27:23.844 --> 01:27:25.946
‫آوار مثل بارون از آسمون می‌بارید

01:27:26.047 --> 01:27:28.548
‫«بهمون حمله کردن؟
‫می‌دونن خودمون اینجاییم؟

01:27:28.681 --> 01:27:30.084
‫دارن از شرش خلاص میشن؟»

01:27:30.184 --> 01:27:32.019
‫بعضی‌وقت‌ها اون کار رو می‌کنن.
‫خودت که می‌دونی چطوره

01:27:32.153 --> 01:27:33.753
‫اگه... اگه می‌فهمیدن لو رفتن

01:27:33.821 --> 01:27:36.524
‫مواد منفجره رو می‌ترکوندن
‫و در می‌رفتن

01:27:36.589 --> 01:27:41.661
‫و ما منتظر بودیم
‫که بهمون حمله کنن، اما...

01:27:41.694 --> 01:27:43.964
‫خبری نشد

01:27:47.168 --> 01:27:50.204
‫بعدش یه نفر شروع کرد به فریاد زدن

01:27:54.707 --> 01:27:56.877
‫همونطور که گفتم،
‫فقط قرار بود نظارت کنیم

01:27:57.011 --> 01:27:58.879
‫تجهیزات زیادی هم همراهمون نبود

01:27:59.013 --> 01:28:02.917
‫فقط کلت کمری داشتیم،
‫یکی دو تا اسلحه‌ی بلند هم داشتیم

01:28:03.050 --> 01:28:05.519
‫وقتی اون «سِمتِکس» منفجر شد،
‫باید گزارش می‌دادیم،

01:28:05.585 --> 01:28:07.754
‫و عملیات رو به شما می‌سپردیم، اما...

01:28:07.855 --> 01:28:10.391
‫نمی‌دونم چرا، اما...

01:28:10.491 --> 01:28:12.692
‫به دلایلی، خودمون رفتیم داخل

01:28:12.725 --> 01:28:14.995
‫برای درگیری جلو رفتیم

01:28:16.330 --> 01:28:18.833
‫فکر کنم یکی از اون موقعیت‌ها بود

01:28:18.834 --> 01:28:20.835
‫که به سمت صدای گلوله میری

01:28:20.901 --> 01:28:22.903
‫پس سینه‌خیز رفتیم
‫سمت اون طویله‌ی شیردوشی

01:28:23.003 --> 01:28:25.705
‫ممکن بود اسلحه به سمت‌مون
‫هدف گرفته باشن، تک‌تیرانداز باشه

01:28:25.840 --> 01:28:27.541
‫ممکن بود یه بمب دیگه
‫توی ساختمون آماده‌ی انفجار باشه

01:28:27.674 --> 01:28:29.376
‫نمی‌دونستیم

01:28:33.114 --> 01:28:37.218
‫با سر پایین داشتیم سینه‌خیز می‌رفتیم،
‫نزدیک و نزدیک‌تر می‌شدیم

01:28:37.284 --> 01:28:39.019
‫و فقط...

01:28:41.522 --> 01:28:44.024
‫فقط صدای اون فریاد رو می‌شنیدیم

01:28:45.593 --> 01:28:47.495
‫مشخصاً می‌خواستیم زنده بگیریم‌شون،

01:28:47.528 --> 01:28:49.964
‫اگه می‌تونستیم، تا ازشون حرف بکشیم

01:28:52.665 --> 01:28:54.235
‫اون‌قدر دود توی ساختمون بود

01:28:54.401 --> 01:28:56.703
‫که جلوت رو به سختی می‌دیدی

01:28:56.804 --> 01:28:59.039
‫خب، انگار فقط خودشون دو تا بودن

01:28:59.140 --> 01:29:01.575
‫استاد و شاگرد

01:29:01.674 --> 01:29:03.244
‫و حتماً بمب‌ساز ایستاده بود

01:29:03.277 --> 01:29:04.777
‫بین بمب و اون پسر جوون

01:29:04.879 --> 01:29:06.981
‫هیچی ازش باقی نمونده بود

01:29:07.815 --> 01:29:09.150
‫به جز دندون‌هاش،

01:29:09.250 --> 01:29:12.119
‫و فرو رفته بودن تو کناره‌ی سر پسرک

01:29:13.854 --> 01:29:16.656
‫چند روز بعد شنیدم که برادرزاده‌ش بوده

01:29:18.225 --> 01:29:21.795
‫و حتماً وقتی سر خوردم
‫که پام رفته روی...

01:29:21.862 --> 01:29:25.732
‫قسمتی ازش، چون کامل...

01:29:25.833 --> 01:29:30.070
‫وقتی بلند شدم سر پا،
‫مایع باقی‌مونده ازش سرتاپام رو گرفته بود

01:29:33.941 --> 01:29:35.775
‫پسره روی زمین بود

01:29:35.809 --> 01:29:39.180
‫قسمت‌هایی از بدنش...

01:29:39.213 --> 01:29:44.218
‫میشه گفت زنده بود،
‫اما قسمت‌هایی از بدنش گم شده بودن

01:29:44.318 --> 01:29:45.752
‫دل و روده‌ش ریخته بودن بیرون،

01:29:45.886 --> 01:29:48.189
‫و گریه می‌کرد و مادرش رو صدا می‌زد

01:29:49.924 --> 01:29:53.294
‫دندون‌های بمب‌ساز فرو رفته بودن
‫تو کناره‌ی سرش

01:29:55.396 --> 01:29:56.696
‫دقیقاً بالای سرش ایستادم

01:29:56.797 --> 01:30:00.267
‫سه تا از بچه‌ها داشتن
‫اتاق رو بررسی می‌کردن

01:30:00.301 --> 01:30:02.136
‫من بالای سرش بودم

01:30:02.303 --> 01:30:05.573
‫اون بچه داشت می‌مُرد، جِم.
‫داشت می‌مُرد

01:30:05.705 --> 01:30:08.075
‫ترس رو توی چشم‌هاش می‌دیدم

01:30:08.842 --> 01:30:11.312
‫تنفر

01:30:11.445 --> 01:30:14.048
‫با تنفر بهم نگاه می‌کرد

01:30:14.114 --> 01:30:16.884
‫بیشتر از ۱۶ یا ۱۷ سال سن نداشت

01:30:16.951 --> 01:30:19.553
‫از الان برایان کوچیک‌تر بود

01:30:19.620 --> 01:30:21.721
‫سرم فریاد می‌زد

01:30:24.225 --> 01:30:27.027
‫التماسم می‌کرد بهش شلیک کنم

01:30:27.094 --> 01:30:28.796
‫پس منم بهش شلیک کرد

01:30:41.741 --> 01:30:43.210
‫داشت می‌مُرد؟

01:30:43.310 --> 01:30:45.212
‫آره، جِم، داشت می‌مُرد.
‫اون عوضی...

01:30:45.346 --> 01:30:47.481
‫من نکشتمش. اون خودش رو کشت

01:30:47.548 --> 01:30:49.450
‫خودش رو کشت

01:30:49.550 --> 01:30:51.485
‫من فقط یه‌کوچولو هلش دادم
‫تا از مرز رد بشه

01:30:51.552 --> 01:30:52.953
‫کوچولوی حرومزاده

01:30:53.087 --> 01:30:55.055
‫می‌خواستن اون بمب رو
‫کجا منفجر کنن؟ توی یه مِی‌خونه؟

01:30:55.122 --> 01:30:57.024
‫توی یه مرکز خرید؟ یه کلاب شبانه؟

01:30:57.091 --> 01:30:58.826
‫در هر صورت مردم بی‌گناه کشته می‌شدن

01:30:58.926 --> 01:31:00.226
‫چقدر رحیمانه!

01:31:00.261 --> 01:31:01.761
‫ولی در نهایت خودشون رو کشتن

01:31:01.795 --> 01:31:03.597
‫و اون‌وقت من قاتل محسوب می‌شم؟

01:31:03.697 --> 01:31:06.766
‫کاش... کاش می‌ذاشتم خودش بمیره

01:31:09.236 --> 01:31:12.072
‫کاش می‌ذاشتم کامل زجر بکشه

01:31:12.106 --> 01:31:13.773
‫در حالی که دل و روده‌ش ریخته بودن بیرون

01:31:13.907 --> 01:31:15.118
‫و با گریه مادرش رو صدا می‌زد

01:31:15.142 --> 01:31:17.278
‫باید به حال خودش رهاش می‌کردم

01:31:17.411 --> 01:31:19.079
‫باید آمبولانس خبر می‌کردم

01:31:19.146 --> 01:31:21.548
‫بهشون می‌گفتم از مسیری بیان
‫که حداقل خوش‌منظره باشه

01:31:23.817 --> 01:31:26.620
‫ادعا نمی‌کنم که بهش لطف کردم،

01:31:26.754 --> 01:31:28.055
‫ولی خب بهش لطف کردم

01:31:28.155 --> 01:31:30.157
‫التماسم می‌کرد که بکشمش

01:31:30.257 --> 01:31:32.660
‫پسر ۱۷ ساله روی زمین می‌لرزید،

01:31:32.726 --> 01:31:34.995
‫و من کارش رو یک‌سره کردم

01:31:36.630 --> 01:31:38.799
‫فقط برای اینکه دیگه فریاد نزنه

01:31:49.743 --> 01:31:51.712
‫و همین. تموم شد

01:31:51.845 --> 01:31:54.515
‫آره، گوش کن،
‫رفقا هم می‌دونستن

01:31:54.615 --> 01:31:57.251
‫بچه‌ها می‌دونستن چیکار کردم

01:31:57.318 --> 01:31:58.819
‫کارم رو زیر سوال نبردن

01:31:58.852 --> 01:32:00.152
‫می‌دونستن اون پسر از دست رفته

01:32:00.220 --> 01:32:02.222
‫و به هیچ دردی نمی‌خوره

01:32:02.289 --> 01:32:04.992
‫هر جایی هم که می‌خواستیم ببریمش،
‫امکان نداشت زنده بمونه

01:32:05.125 --> 01:32:07.928
‫هیچ‌کس چیزی نگفت.
‫هیچ‌کس کارم رو زیر سوال نبرد

01:32:14.568 --> 01:32:16.170
‫هیچ‌کس چیزی نگفت

01:32:18.172 --> 01:32:20.974
‫اما به اتاق عملیات
‫لشکر جنوبی گزارش دادم

01:32:21.008 --> 01:32:22.776
‫و دیگه کار ما تموم بود

01:32:22.910 --> 01:32:25.746
‫مأموریت رو تحویل دادیم، برگشتیم به پادگان،
‫اتفاقات رو گزارش دادیم

01:32:25.846 --> 01:32:27.681
‫زخم‌های اون پسر...
‫اصلاً فکر هم نمی‌کردم

01:32:27.782 --> 01:32:30.184
‫که سوالی پرسیده بشه، اما...

01:32:32.152 --> 01:32:34.455
‫همه وحشت‌زده بودن

01:32:34.555 --> 01:32:37.091
‫همه‌ی افسرها و رئیس‌ها

01:32:38.827 --> 01:32:41.862
‫و بعدش...

01:32:41.962 --> 01:32:44.031
‫فرمانده‌ی واحد من رو به دفترش احضار کرد

01:32:44.098 --> 01:32:46.133
‫آه...

01:32:47.301 --> 01:32:49.670
‫مشخص بود مضطربه

01:32:49.804 --> 01:32:53.540
‫کله‌ی گنده‌ش شبیه جوشی بود
‫که باید می‌ترکوندیش

01:32:54.942 --> 01:32:56.977
‫«بر اساس تمام قوانین بین‌المللی جنگ

01:32:57.077 --> 01:32:59.480
‫اون یه جنایت جنگیه، گروهبان اِستوکر»

01:32:59.613 --> 01:33:01.014
‫و شروع شد

01:33:01.148 --> 01:33:02.683
‫زل زده بود بهم

01:33:02.784 --> 01:33:05.686
‫«باید این موضوع رو حل کنیم

01:33:05.787 --> 01:33:07.822
‫«اون پسر یه تهدید بوده

01:33:07.921 --> 01:33:10.257
‫تفنگش رو آورده بالا»

01:33:14.061 --> 01:33:17.231
‫«نه، اون کار رو نکرد، قربان»

01:33:21.101 --> 01:33:25.272
‫سرش فریاد زدم و گفتم:
‫«نه، اون کار رو نکرد»

01:33:31.880 --> 01:33:34.281
‫«دست‌هاش تیکه‌تیکه شده بودن»

01:33:39.720 --> 01:33:41.488
‫گفتم: «می‌خوام بکشم کنار»

01:33:41.555 --> 01:33:42.990
‫گفت: «نمی‌تونی»

01:33:43.123 --> 01:33:46.126
‫گفت: «خودت رو جمع‌وجور کن
‫و حماقت نکن»

01:33:46.226 --> 01:33:48.462
‫«چند روز برو مرخصی،
‫برو پیش یه روان‌پزشک،

01:33:48.562 --> 01:33:50.964
‫دوباره مثل اولت میشی

01:33:51.098 --> 01:33:53.300
‫این موضوع رو هم حل می‌کنیم». پس...

01:33:53.400 --> 01:33:55.804
‫جلوش ایستاده بودم،

01:33:55.837 --> 01:33:57.704
‫اشک‌هام سرازیر می‌شدن

01:33:57.806 --> 01:33:59.640
‫اگه اون موقع یکی ازم می‌پرسید
‫که اسمم چیه،

01:33:59.706 --> 01:34:01.475
‫نمی‌تونستم بهش جواب بدم

01:34:06.747 --> 01:34:08.817
‫پس من...

01:34:08.883 --> 01:34:11.552
‫چند روز رفتم مرخصی، اما...

01:34:11.585 --> 01:34:13.954
‫خیلی طول نکشید تا روان‌پزشک متوجه بشه

01:34:14.021 --> 01:34:18.692
‫که ایراد بزرگی توی وجودم هست
‫و دیگه درست نمی‌شه

01:34:18.827 --> 01:34:20.661
‫من... طبق چیزی که اون گفت...

01:34:20.761 --> 01:34:23.764
‫- هی
‫- ...یه عنصر ناپایدار بودم

01:34:24.765 --> 01:34:27.902
‫برای خودم و دیگران خطرناک بودم،
‫که توی کار خودمون

01:34:28.001 --> 01:34:29.636
‫به این معنیه که طرف دیگه به درد نمی‌خوره

01:34:29.736 --> 01:34:31.071
‫وقت خونه رفتن بود

01:34:31.205 --> 01:34:34.641
‫پس گفت که صلاحیت
‫برگشت به واحد رو ندارم

01:34:34.741 --> 01:34:38.245
‫برگه‌م رو امضا کرد، سوار هواپیمام کردن
‫تا برگردم به هنگ خودم

01:34:39.881 --> 01:34:41.448
‫یه‌کم بعد، متوجه شدم

01:34:41.548 --> 01:34:44.819
‫که توی خیابون‌های شفیلد
‫به در خونه‌ی قبلیم خیره شدم

01:34:44.886 --> 01:34:46.821
‫یه غیرنظامی‌ام...

01:34:46.888 --> 01:34:48.655
‫و...

01:34:51.391 --> 01:34:56.396
‫...یه جنایتکار جنگی کثافت هم هستم

01:34:57.631 --> 01:35:01.602
‫آره، خب، ۱۵ سال خدمت کرده بودم،

01:35:01.668 --> 01:35:03.504
‫به هر حال وقت بازنشستگیم بود

01:35:12.779 --> 01:35:15.048
‫می‌تونستی به دادش برسی؟

01:35:15.082 --> 01:35:18.619
‫به دادش رسیدم، جِم.
‫به دادش رسیدم

01:35:18.752 --> 01:35:21.221
‫به دادش رسیدم
‫و نذاشتم بیشتر زجر بکشه

01:35:21.321 --> 01:35:24.024
‫از اینکه بیشتر زجر بکشه لذت می‌بردم،

01:35:24.124 --> 01:35:27.027
‫پس به دادش رسیدم...
‫نذاشتم بیشتر زجر بکشه

01:35:31.933 --> 01:35:33.801
‫چرا بهش شلیک کردی؟

01:35:35.068 --> 01:35:37.437
‫می‌تونستیم زنده نگهش داریم؟

01:35:41.074 --> 01:35:43.945
‫اون موقع، می‌دونستم که نمی‌تونیم

01:35:44.044 --> 01:35:46.113
‫اون موقع

01:35:48.148 --> 01:35:50.250
‫اون موقع

01:36:05.599 --> 01:36:07.668
‫هی

01:36:11.104 --> 01:36:13.307
‫همه‌مون کارهای توجیه‌ناپذیری کردیم

01:36:14.943 --> 01:36:16.243
‫همه‌مون کارهای توجیه‌ناپذیری کردیم، رِی

01:36:16.376 --> 01:36:19.446
‫به بخشش کوفتی تو نیاز ندارم

01:36:20.815 --> 01:36:23.017
‫شاید می‌تونستم نجاتش بدم

01:36:23.116 --> 01:36:24.551
‫شاید نمی‌تونستم نجاتش بدم

01:36:24.651 --> 01:36:27.055
‫شاید از کشتنش لذت بردم.
‫شاید هم لذت نبردم

01:36:27.187 --> 01:36:29.824
‫شاید دلم به حالش می‌سوخت.
‫شاید ازش متنفر بودم

01:36:29.857 --> 01:36:32.726
‫نمی‌دونم، جِم. نمی‌دونم

01:36:34.161 --> 01:36:37.197
‫اما به بخشش کوفتی تو نیاز ندارم

01:36:38.265 --> 01:36:41.735
‫مرتکب اون جنایت شدم.
‫و دارم تاوانش رو پس می‌دم

01:36:41.836 --> 01:36:44.638
‫به کسی چیزی بدهکار نیستم

01:36:45.472 --> 01:36:48.542
‫به کسی چیزی بدهکار نیستم

01:36:48.575 --> 01:36:50.711
‫به‌خصوص به تو

01:36:55.083 --> 01:36:58.019
‫باید چند بار «درود بر مریم مقدس» رو بخونم
‫تا بخشیده بشم؟

01:38:22.502 --> 01:38:25.405
‫و دیگه حرف نمی‌زد، بدعنق شده بود

01:38:25.505 --> 01:38:27.975
‫چشم‌هاش همیشه دنبال راه خروج می‌گشتن

01:38:29.844 --> 01:38:32.013
‫خب، شایعه‌هایی وجود داشت،
‫که خودت هم کامل ازشون خبر داری،

01:38:32.146 --> 01:38:34.481
‫که اونجا عقلش رو از دست داده، که...

01:38:34.614 --> 01:38:36.516
‫می‌دونی، اون...
‫روانی شده،

01:38:36.683 --> 01:38:39.153
‫و اینکه کارهای بدی انجام داده

01:38:39.252 --> 01:38:41.889
‫و اینکه یه غیرنظامی غیرمسلح رو کشته

01:38:42.790 --> 01:38:44.257
‫اوه، و اون شرم

01:38:44.291 --> 01:38:46.693
‫زیر بار شرم کمر خم کرده بود

01:38:46.727 --> 01:38:49.997
‫هر اتفاقی که افتاده بود به کنار،
‫اون شرم خیلی بد بود

01:38:51.531 --> 01:38:53.034
‫تصور کردنش خیلی سخته، می‌دونی،

01:38:53.134 --> 01:38:54.468
‫اینکه شرم چه بلایی سر یه انسان میاره

01:38:54.534 --> 01:38:56.536
‫پدرت خیلی مرد مغروری بود، برایان

01:38:56.670 --> 01:38:58.672
‫خیلی مغرور بود

01:38:58.739 --> 01:39:00.039
‫مغرور؟

01:39:00.108 --> 01:39:02.275
‫درک نمی‌کنی

01:39:02.375 --> 01:39:04.578
‫- با تمام وجود خدمت می‌کرد
‫- مغرور؟

01:39:04.678 --> 01:39:06.379
‫مثل پدرت جِم، می‌دونی؟

01:39:06.513 --> 01:39:08.149
‫به حرف‌های خودت توجه کن، مامان

01:39:08.248 --> 01:39:09.884
‫اینکه کارش رو ازش بگیرن،

01:39:09.917 --> 01:39:13.020
‫اینکه اونطوری بفرستنش خونه،
‫مثل اینه که اسمش رو ازش بگیرن

01:39:13.187 --> 01:39:15.123
‫چطور می‌تونی اینقدر منطقی باشی؟

01:39:15.223 --> 01:39:18.258
‫اوه، اون موقع منطقی نبودم

01:39:19.292 --> 01:39:20.727
‫می‌دونی، و اگه نمی‌دونستم

01:39:20.862 --> 01:39:22.864
‫که یه بچه توی شکممه، و اگه...

01:39:22.930 --> 01:39:25.933
‫اگه به‌خاطر تو نبود...

01:39:26.033 --> 01:39:28.401
‫نمی‌دونم ممکن بود چیکار کنم

01:39:36.043 --> 01:39:38.512
‫پس آره

01:39:38.612 --> 01:39:40.882
‫ترک‌مون کرد

01:39:40.982 --> 01:39:42.817
‫متاسفم

01:39:47.487 --> 01:39:49.957
‫و این چیزیه که فکر می‌کنی،
‫یا چیزیه که می‌دونی؟

01:39:54.427 --> 01:39:56.496
‫چون نظر من اینه، مامان

01:39:56.596 --> 01:39:59.599
‫به نظرم یه قاتل عوضی بوده

01:39:59.666 --> 01:40:01.535
‫و بزدل بوده

01:40:01.601 --> 01:40:04.038
‫چون فقط یه آدم بزدل و ضعیف

01:40:04.172 --> 01:40:06.439
‫می‌تونه اونطوری خانواده‌ش رو ترک کنه

01:40:08.876 --> 01:40:11.245
‫در موردش حرف نزن.
‫تو اصلاً نمی‌شناسیش

01:40:11.311 --> 01:40:14.081
‫نه، راست میگی.
‫اصلاً نمی‌شناسمش

01:40:14.148 --> 01:40:16.150
‫مشکل همینه، نه؟

01:40:16.250 --> 01:40:18.418
‫اینکه من اصلاً نمی‌شناسمش

01:40:20.154 --> 01:40:21.755
‫هر چیزی که لازمه

01:40:21.789 --> 01:40:24.457
‫در مورد اون حرومزاده بدونم رو می‌دونم

01:40:26.626 --> 01:40:29.063
‫و اینکه اون یه حفره‌ی گنده‌ی کوفتی

01:40:29.163 --> 01:40:31.431
‫وسط زندگی‌مونه

01:40:36.503 --> 01:40:39.207
‫اونطوری در موردش حرف نزن

01:40:39.307 --> 01:40:42.243
‫جلوی من در مورد
‫هیچ‌کس اونطوری حرف نزن

01:40:42.310 --> 01:40:44.145
‫به‌خصوص در مورد مردی که بهت زندگی بخشیده،

01:40:44.245 --> 01:40:45.679
‫که اتفاق مبارکیه

01:40:45.745 --> 01:40:47.514
‫مبارک؟ مبارک؟

01:40:47.614 --> 01:40:49.784
‫چرا توی این خونه

01:40:49.817 --> 01:40:51.751
‫همه‌چیز باید مبارک باشه، مامان؟

01:40:52.887 --> 01:40:54.688
‫تو بهم زندگی بخشیدی

01:40:55.522 --> 01:40:57.892
‫اون بهم...

01:41:00.895 --> 01:41:03.197
‫...یه نفرین لعنتی داده

01:41:26.020 --> 01:41:27.922
‫این همه سال

01:41:31.993 --> 01:41:33.928
‫این همه سال

01:42:07.194 --> 01:42:09.964
‫«این همه سال» چی؟

01:42:12.934 --> 01:42:14.701
‫چطور...

01:42:15.735 --> 01:42:19.106
‫زمستون‌ها، تنهایی

01:42:21.108 --> 01:42:22.977
‫چطور چی؟

01:42:29.216 --> 01:42:31.651
‫چطور بدون تو زنده موندم؟

01:42:42.595 --> 01:42:44.531
‫هنوز تموم نشده، جِم

01:42:44.631 --> 01:42:47.101
‫جوری حرف می‌زنی انگار...

01:42:47.268 --> 01:42:49.236
‫انگار...

01:42:50.637 --> 01:42:54.375
‫وانمود نمی‌کنم
‫که اصلاً بهش فکر نمی‌کنم،

01:42:54.474 --> 01:42:56.978
‫اما همینه که هست، جِم

01:42:57.078 --> 01:42:58.879
‫این زندگی منه

01:43:06.220 --> 01:43:08.089
‫واقعاً نیازه که زندگیت اینطور باشه؟

01:43:18.332 --> 01:43:21.102
‫«و اما انسان،

01:43:21.168 --> 01:43:24.972
‫ایام او مثل گیاه است،

01:43:25.139 --> 01:43:28.909
‫مثل گل صحرا همچنان می‌شکفد

01:43:30.411 --> 01:43:33.280
‫زیرا که باد بر آن می‌وزد،

01:43:33.381 --> 01:43:36.784
‫و نابود می‌گردد،

01:43:36.884 --> 01:43:40.187
‫و مکانش دیگر آن را نمی‌شناسد»

01:43:45.026 --> 01:43:47.294
‫و از همین مزخرفات

01:43:47.395 --> 01:43:49.529
‫مثلاً آمین

01:43:54.168 --> 01:43:55.803
‫شب بخیر، رِی

01:45:54.522 --> 01:45:56.157
‫برایان؟

01:45:59.894 --> 01:46:01.395
‫برایان؟

01:54:43.183 --> 01:54:44.919
‫سلام

01:54:46.092 --> 01:54:47.789
‫من دیگه باید برم

01:54:51.092 --> 01:54:53.427
‫چه مرگته؟ لعنتی

01:54:53.451 --> 01:55:04.451
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:55:04.475 --> 01:55:16.475
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.