﻿WEBVTT

00:00:04.087 --> 00:00:05.588
می‌خوای یکی رو امتحان کنی؟

00:00:06.006 --> 00:00:07.340
نظرت چیه؟ -
برو بریم، آره -

00:00:07.590 --> 00:00:08.633
بریم برای ضبط -
آره، بریم برای ضبط -

00:00:08.675 --> 00:00:10.093
جان، می‌ریم برای ضبط

00:00:12.470 --> 00:00:13.638
برو بریم

00:00:14.097 --> 00:00:15.932
کیانو رو بیارید
آماده برای ضبط

00:00:15.974 --> 00:00:17.017
خیلی‌خب، آماده شید

00:00:19.310 --> 00:00:20.687
برو بریم

00:00:27.152 --> 00:00:28.278
آماده برای شروع

00:00:28.653 --> 00:00:29.696
خیلی‌خب، ضبط می‌کنیم

00:00:29.738 --> 00:00:31.114
لطفا ساکت

00:00:33.783 --> 00:00:35.535
ضبط رو شروع کنید

00:00:35.702 --> 00:00:39.039
درحال فیلم‌برداری
لطفا همه ساکت باشید

00:00:39.205 --> 00:00:41.583
بی -
ویکتوری 88 چارلی، برداشت اول -

00:00:41.791 --> 00:00:44.002
بچه‌ها پوکه‌ها رو می‌اندازن
میاد این‌طرفی

00:00:44.169 --> 00:00:46.337
این زاویه دید خوبه؟

00:00:46.546 --> 00:00:47.839
بذار ببینم. خوبه

00:00:48.006 --> 00:00:49.215
این یا این؟

00:00:49.382 --> 00:00:51.092
نه، یه‌خرده بیا این‌طرف‌تر

00:00:51.259 --> 00:00:52.635
خوبه

00:00:53.011 --> 00:00:54.971
بهتر شد
به‌نظر خوبه؟

00:00:55.055 --> 00:00:57.098
خب، از همین‌جا شروع می‌کنم
«شمارش رو که انجام دادید، می‌گم «گندش بزنن

00:00:57.182 --> 00:00:59.434
آماده -
آماده -

00:00:59.601 --> 00:01:02.687
آره، ببینیم چی می‌شه
... اما اگه بتونیم ضبط کنیم و

00:01:02.854 --> 00:01:05.315
لطفا ساکت
خیلی‌خب، خیلی خوبه

00:01:05.482 --> 00:01:09.944
و ممنون
خیلی‌خب. آماده و حرکت

00:01:35.095 --> 00:01:37.097
خوب بود. کات -
کات -

00:01:37.263 --> 00:01:38.932
خودشه -
خوب بود؟ -

00:01:39.099 --> 00:01:40.975
خیلی خوب بود یه‌خرده خشم
از خودت نشون دادی

00:01:42.852 --> 00:01:45.688
«وقتی می‌گیم «جان ویک یعنی درد

00:01:45.855 --> 00:01:50.068
«یه‌جورایی مثل این می‌مونه بگی «معلومه

00:01:50.276 --> 00:01:53.029
مثل این می‌مونه بگی
«معلومه ویک یعنی درد»

00:01:53.238 --> 00:01:55.573
انگار می‌گی
«انقدر خوبه که درد داره»

00:01:55.782 --> 00:01:57.158
«یا «دردش خیلی لذت‌بخش‌ـه

00:01:58.368 --> 00:01:59.285
... ام

00:02:01.162 --> 00:02:02.163
... و به‌نظرم

00:02:03.832 --> 00:02:07.710
به‌نظرم برای همینه که مردم هم دوستش دارن

00:02:09.212 --> 00:02:11.548
فکر کنم می‌شه روی تصویر دید

00:02:11.714 --> 00:02:15.426
... و مثل یه فیلم اکشن درجه ب می‌مونه

00:02:15.635 --> 00:02:20.807
که تا حدودی میزان هنرش رو افزایش دادن

00:02:20.974 --> 00:02:25.145
... اما لذتش اینه که ماشین به آدم‌ها می‌زنه

00:02:25.311 --> 00:02:28.481
و از جاهایی می‌افتن پایین که
آدم با خودش می‌گه امکان نداره زنده بمونه

00:02:28.648 --> 00:02:33.319
اما جان ویک تلاشش رو می‌کنه
و دوباره بلند می‌شه

00:02:33.486 --> 00:02:36.447
مثل یه دعوت می‌مونه، متوجهید؟

00:02:36.656 --> 00:02:40.743
و ازت مراقبت می‌کنه و حس واقعی بودن بهت می‌ده

00:02:40.910 --> 00:02:45.498
من باور دارم که این موضوع
توی فیلم‌ها وجود داره

00:02:45.707 --> 00:02:50.753
و وقتی تماشاشون می‌کنی
«... با خودت می‌گی «آره، این واقعا

00:02:50.962 --> 00:02:54.632
... به قول جان ویک توی فیلم جان ویک

00:02:54.841 --> 00:02:56.843
«قضیه شخصی‌ـه»

00:02:56.867 --> 00:03:16.867
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:04:01.409 --> 00:04:06.941
<c.yellow>[ویک یعنی درد]</c>

00:04:11.542 --> 00:04:15.755
می‌دونی، همیشه یه حس حسادتی
نسبت به آثار بقیه داشتم

00:04:15.922 --> 00:04:19.634
مثل توی آثار اسکورسیزی یا دنیرو

00:04:19.801 --> 00:04:23.513
مثلا دنیرو، کارگردان خودش رو داشت

00:04:23.680 --> 00:04:26.808
و وقتی به این موضوع فکر می‌کنم
همین میاد توی ذهنم

00:04:27.016 --> 00:04:31.896
مثلا توی نقش جان ویک
کارگردانِ خودم رو داشتم

00:04:32.472 --> 00:04:34.860
<c.yellow>[ساعت 6 صبح]
[اینگلوود، کالیفرنیا]</c>

00:04:48.037 --> 00:04:49.998
اینجا 87 نورث پروداکشنزـه

00:04:50.206 --> 00:04:52.083
هر روز صبح سعی می‌کنم
روزم رو ساعت شش صبح شروع کنم

00:04:52.250 --> 00:04:53.710
قبل از اینکه برم دفتر

00:05:00.300 --> 00:05:03.261
تمام بدل‌کارها برای تمرین میان اینجا

00:05:03.469 --> 00:05:05.555
برای تمام فیلم‌های جان ویک
اینجا آموزش دیدیم

00:05:05.722 --> 00:05:10.101
و خودم هم برای تمرین میام اینجا

00:05:10.268 --> 00:05:11.728
آره، فشار زیادی به بدن میاد

00:05:11.894 --> 00:05:14.188
... به‌خاطر آسیب و فشاری که نه فقط بدل‌کاری

00:05:14.355 --> 00:05:17.400
بلکه تمام ورزش‌های رزمی‌ای که انجام دادم

00:05:17.567 --> 00:05:20.528
تا حالا دستم، مچ پام، زانوم
... لگنم، شونه‌ام

00:05:20.695 --> 00:05:24.365
آرنجم، بازوم شکسته
و چندین بار دچار ضربه مغزی شدم

00:05:24.532 --> 00:05:27.744
اما اگه نسبت به یه چیزی مشتاق باشی
درد هم یه بخشی ازش می‌شه

00:05:27.910 --> 00:05:30.038
به‌نظرم هر دوی اینا ضروری‌ـه

00:05:30.079 --> 00:05:32.081
واقعا مهمه چه تصمیمی می‌گیری

00:05:32.540 --> 00:05:34.208
اینکه حاضری چه کارهایی بکنی
تا به خواسته‌ات برسی

00:05:34.250 --> 00:05:36.127
عالیه

00:05:36.627 --> 00:05:37.920
وقتی بچه بودم، بابام خیلی اهل ورزش بود
مامانم هم همین‌طور

00:05:37.962 --> 00:05:39.839
همه اعضای خانواده‌مون
ساعت شش بیدار می‌شدن

00:05:40.048 --> 00:05:43.051
قبل از اینکه بریم مدرسه
با مادرم توی استخر شنا می‌کردیم

00:05:43.259 --> 00:05:46.429
یا با سگ‌ها می‌رفتیم برای پیاده‌روی

00:05:46.596 --> 00:05:49.223
برنامه‌شون این بود که صبح
بیدار شو و برو یه کار جسمانی انجام بده

00:05:49.432 --> 00:05:52.352
از همون زمان این موضوع
توی ذهنم نهادینه شده

00:05:52.518 --> 00:05:55.396
یادمه چد می‌گفت
«داری چی کار می‌کنی؟ می‌خوای آموزش ببینی؟»

00:05:55.563 --> 00:05:59.484
«!منم می‌گفتم «ناسلامتی عصر کریسمس‌ـه‌ها
... اونم می‌گفت «عصر کریسمس

00:05:59.692 --> 00:06:02.820
«می‌تونی صبح تمرین کنی

00:06:02.987 --> 00:06:05.656
نمی‌دونم چرا، اما هیچ‌وقت
علاقه‌ای به ورزش تیمی نداشتم

00:06:05.823 --> 00:06:07.325
بچه خجالتی‌ای بودم

00:06:07.533 --> 00:06:09.452
... اما وقتی حدودا ده سالم بود

00:06:09.660 --> 00:06:11.579
فیلم بروس لی رو دیدم
و گفتم منم می‌خوام از این کارها بکنم

00:06:11.746 --> 00:06:14.207
برای همین وقتی 10 یا 11 سالم بود
جودو رو شروع کردم

00:06:14.415 --> 00:06:16.000
و همین باعث شد وارد حرفه رزمی بشم

00:06:16.167 --> 00:06:18.961
و برم دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

00:06:21.089 --> 00:06:24.008
دانشجو که بودم، با یه دانشجویی آشنا شدم
... که دستیار یه مربی

00:06:24.175 --> 00:06:25.593
توی آکادمی اینوسانتو
توی مارینا دل ری بود

00:06:27.011 --> 00:06:28.930
دن اینوسانتو با بروس لی تمرین می‌کرد

00:06:29.097 --> 00:06:31.516
و یکی از بزرگ‌ترین مربی‌های رزمی اون زمان بود

00:06:33.226 --> 00:06:35.561
آکادمی اینوسانتو یه محیط دانشگاهی داشت

00:06:35.728 --> 00:06:37.355
صرفا یه کلاس رزمی نبود

00:06:37.647 --> 00:06:38.689
از سرتاسر جهان، مربی می‌آورد

00:06:38.773 --> 00:06:39.941
مربی‌های بی‌نظیری بودن

00:06:41.901 --> 00:06:44.946
واقعا می‌گم، روزهایی که دانشگاه نمی‌رفتم
... می‌رفتم چند کیلومتر می‌دویدم

00:06:45.113 --> 00:06:48.324
یا از مرکز شهر لس آنجلس
با اتوبوس می‌رفتم مارینا دل ری

00:06:48.491 --> 00:06:50.368
و توی کلاس شرکت می‌کردم
و آخرهفته‌ام رو این‌طوری می‌گذروندم

00:06:50.535 --> 00:06:52.829
روی زمین می‌خوابیدم و از این‌جور کارها

00:06:52.995 --> 00:06:56.582
چد یکی از بهترین بوکسورهای اونجا بود

00:06:56.749 --> 00:06:58.709
می‌دیدم که حساب همه رو می‌رسه

00:07:01.254 --> 00:07:03.548
یادمه روزهایی که می‌خواستیم
... تمرین کیک‌بوکس کنیم

00:07:03.756 --> 00:07:06.134
سعی می‌کرد بهترین تکنیک‌های آموزشی
رو پیدا کنه

00:07:06.342 --> 00:07:08.010
بهترین تکنیک‌های کیک‌بوکسینگ

00:07:08.177 --> 00:07:10.346
سعی می‌کرد توی کارمون
همه‌چیز بهترین باشه

00:07:10.513 --> 00:07:11.597
همیشه تلاشش این بوده

00:07:14.392 --> 00:07:17.895
سال آخرم توی دانشگاه با چندتا بدل‌کار
از طریق آکادمی اینوسانتو آشنا شده بودم

00:07:18.062 --> 00:07:20.231
مثل جف ایمادا و برندون لی

00:07:21.899 --> 00:07:23.443
برندون داشت روی حرفه بازیگریش کار می‌کرد

00:07:23.609 --> 00:07:25.570
سعی داشت جا پای پدرش بذاره

00:07:26.195 --> 00:07:28.322
آدم به‌شدت باانگیزه‌ای بود

00:07:28.781 --> 00:07:30.950
خیلی خوشگل می‌خندید
واقعا توی ورزش‌های رزمی با استعداد بود

00:07:32.618 --> 00:07:34.912
... هر آخرهفته دور هم جمع می‌شدیم

00:07:35.037 --> 00:07:37.206
و ورزش‌های رزمی برنامه‌ریزی شده انجام می‌دادیم

00:07:37.373 --> 00:07:39.709
اما صرفا سعی داشتیم یاد بگیریم
چطور مُشت الکی رو شبیه واقعی کنیم

00:07:39.834 --> 00:07:41.836
و یاد بگیریم بدل‌کار باشیم

00:07:42.295 --> 00:07:45.256
یه دوربین وی‌اچ‌اس قدیمی داشتیم و سعی می‌کردیم
بهترین زاویه رو برای فیلم‌برداری پیدا کنیم

00:07:45.298 --> 00:07:47.341
هنوز یه‌سری از فیلم‌ها رو دارم

00:07:47.508 --> 00:07:50.344
وقتی می‌شینم تماشاشون می‌کنم
«با خودم می‌گم «چطور همدیگه رو نکُشتیم؟

00:07:50.511 --> 00:07:53.306
یادمه برندون یه شب قبل از
... تمرین اومد باشگاه

00:07:53.473 --> 00:07:56.893
«و گفت «شد

00:07:57.101 --> 00:07:59.979
«گفتیم «چی شد؟
گفت «می‌خوان فیلم کلاغ رو بسازن

00:08:00.146 --> 00:08:02.064
«و قراره بدل‌کار اریک دریون باشم

00:08:02.273 --> 00:08:05.359
واقعا باحال بود
خیلی براش خوش‌حال بودیم

00:08:05.568 --> 00:08:09.113
واقعا برای برندون مهم بود
که این کار رو بگیره

00:08:09.280 --> 00:08:13.618
و ... منم این‌طوری اولین کار بزرگم رو
توی هالیوود گرفتم

00:08:16.621 --> 00:08:20.041
اون زمان هنوز مشغول مبارزه بودم
و داشتم برای یه مسابقه بزرگ توی ژاپن آماده می‌شدم

00:08:20.208 --> 00:08:23.169
و برندون رفته بود کارولینای شمالی
... به استودیوی کارولکو

00:08:23.377 --> 00:08:25.171
و قرار بودن فیلم کلاغ رو ضبط کنن

00:08:25.379 --> 00:08:30.718
باهامون تماس گرفتن و گفتن
یه حادثه‌ای پیش اومده

00:08:30.927 --> 00:08:32.762
ما با خودمون گفتیم
«!حالش خوب می‌شه. برندون‌ـه‌ها»

00:08:32.970 --> 00:08:34.388
می‌دونید، اصلا فکر نمی‌کردیم
چیز جدی‌ای باشه

00:08:34.555 --> 00:08:36.641
و فکر کنم 14 ساعت بعدش مُرد

00:08:40.394 --> 00:08:45.358
بعدش فیلم‌برداری تعطیل شد
کلا چند هفته تا پایان مونده بود

00:08:45.525 --> 00:08:49.278
الکس پروئس، کارگردان، استودیو
... و لیندا لی، مامان برندون

00:08:49.445 --> 00:08:50.863
تصمیم گرفتن که فیلم‌برداری رو تموم کنن

00:08:52.782 --> 00:08:55.701
جف ایمادا باهام تماس گرفت و
می‌دونست ما چقدر با برندون صمیمی بودیم

00:08:55.868 --> 00:08:57.995
می‌دونست اون زمان بدل‌کاری می‌کنم

00:08:58.162 --> 00:09:01.749
و من و برندون خیلی فرم بدنی شبیهی داشتیم

00:09:01.916 --> 00:09:04.293
نمی‌دونی باید چی کار کنی

00:09:04.460 --> 00:09:06.879
یه بخشی از وجودت که خودخواهه
هیچ مشکلی نداره کار رو تموم کنه

00:09:07.046 --> 00:09:09.215
اما اون یکی بخشت می‌گه
اصلا این چه فکریه؟»

00:09:09.423 --> 00:09:11.384
«!دوستت مُرده‌ها

00:09:11.592 --> 00:09:15.054
یادم نمیاد اون موقع دقیقا چه فکری می‌کردم

00:09:15.221 --> 00:09:17.223
اما تصمیم گرفتم که کار رو انجام بدم

00:09:17.390 --> 00:09:19.892
... الکس من رو برد توی زیرزمین استودیو

00:09:20.059 --> 00:09:23.479
و دو روز، تمام کارهایی که
برندون کرده بود رو دیدیم

00:09:23.646 --> 00:09:26.607
مجبورم کرد راه رفتن، حرف زدن
و نشستنش رو تقلید کنم

00:09:26.774 --> 00:09:28.568
عملا تمام رفتارهای برندون رو

00:09:28.776 --> 00:09:31.237
... و چند سالی بود که می‌شناختمش

00:09:31.404 --> 00:09:34.156
یکی از عجیب‌ترین تجربه‌هایی بود که تا حالا داشتم

00:09:35.324 --> 00:09:38.369
حرفه‌ات به‌خاطر این مرگ شروع می‌شه

00:09:45.751 --> 00:09:47.712
... اولین بار که چد رو دیدم

00:09:47.878 --> 00:09:51.299
یه موی بلند زیبا داشت

00:09:52.383 --> 00:09:53.843
دیوانه‌وار بود
واقعا حرف نداشت

00:09:54.093 --> 00:09:56.804
شبیه دنیل دی لوئیس توی
آخرین موهیکان بود

00:09:58.723 --> 00:10:03.894
ما از طریق یکی از دوست‌های مشترک‌مون
توی اولین مبارزه یواف‌سی با هم آشنا شدیم

00:10:04.061 --> 00:10:07.732
یه نفر داشت مسابقه رو توی خونه تماشا می‌کرد
و همه‌مون اونجا با هم آشنا شدیم

00:10:07.898 --> 00:10:10.318
و من و چد شروع کردیم به حرف زدن
در مورد هنرهای رزمی

00:10:10.359 --> 00:10:12.361
کاملا با هم جور شدیم

00:10:12.903 --> 00:10:15.406
من گفتم«هی، خیلی دوست دارم
«دنباله رینگ خونین رو بسازم

00:10:15.448 --> 00:10:17.533
اونم گفت «من عاشق این فیلمم
«خیلی دوست دارم توش مشارکت کنم

00:10:17.700 --> 00:10:19.619
برای همین همراه شد

00:10:19.785 --> 00:10:22.038
تبدیل شد به یکی از مبارزین
و یه مبارزه با من انجام داد

00:10:22.204 --> 00:10:23.664
در اصل، چد اون مبارزه رو طراحی کرد

00:10:23.831 --> 00:10:26.125
و اون زمان، چد خیلی علاقه به
فن به دام انداختن داشت

00:10:26.292 --> 00:10:27.835
و خیلی از این فن استفاده می‌کردیم

00:10:28.002 --> 00:10:30.630
چد از لگدهای من استفاده می‌کرد
من اهل تکواندو هستم

00:10:30.796 --> 00:10:33.966
و این تبدیل شد به بهترین مبارزه‌ام توی فیلم

00:10:34.175 --> 00:10:36.636
... برای همین، وقتی رینگ خونین سه اومد

00:10:36.802 --> 00:10:38.429
ازش پرسیدم که می‌خواد
طراح مبارزه باشه یا نه

00:10:38.596 --> 00:10:39.680
و اونم قبول کرد

00:10:39.847 --> 00:10:41.724
این سری نوبت منه

00:10:41.891 --> 00:10:45.102
و به‌نظرم مبارزه‌هایی که چد
طراحی کرد واقعا خارق‌العاده بودن

00:10:45.269 --> 00:10:47.188
... حتی اگه الان هم تماشاش کنی

00:10:47.396 --> 00:10:49.523
شاید یه‌خرده حس دهه 90 داشته باشه

00:10:49.690 --> 00:10:51.609
اما تکنیک‌هاش واقعا عالی بودن

00:10:51.817 --> 00:10:53.611
بعدش یه فیلم ساختم به اسم هدف دقیق

00:10:53.778 --> 00:10:56.197
فیلم کوچک‌تری بود
توی مکزیک فیلم‌برداری کردیم

00:10:56.364 --> 00:10:58.783
... خب، چد بهم گفت که یه دوستی دارم

00:10:58.949 --> 00:11:01.285
که قراره بیاد بهمون سر بزنه و
شاید بخواد یه‌خرده بدل‌کاری کنه

00:11:01.452 --> 00:11:02.411
«منم گفتم «چرا که نه

00:11:02.578 --> 00:11:04.163
و با دیوید لیچ آشنا شدم

00:11:06.499 --> 00:11:08.876
... هنرهای رزمی رو توی یه دانشگاهی

00:11:09.043 --> 00:11:10.503
به اسم گروه کالی مینه‌سوتا شروع کردم

00:11:10.711 --> 00:11:13.047
و با دن اینوسانتو در ارتباط بودن

00:11:13.214 --> 00:11:14.965
... وقتی با هنرهای رزمی و

00:11:15.299 --> 00:11:18.636
جامعه‌ش آشنا شدم، واقعا شیفته‌اش شدم

00:11:18.678 --> 00:11:21.639
اونجا بود که با خیلی از دوست‌هام
برای اولین بار آشنا شدم

00:11:21.806 --> 00:11:24.225
دوست‌هایی که هنوز باهاشون دوستم
و یکی از اونا، چد بود

00:11:24.392 --> 00:11:27.311
می‌گفت یه زمانی خیلی دلش می‌خواسته
وارد بازیگری بشه

00:11:27.478 --> 00:11:30.398
و گفتم «اگه می‌خوای کار کنی
چطوره بیای اینجا؟

00:11:30.564 --> 00:11:33.192
می‌بریمت توی فیلم و بهت یاد می‌دیم
«که بدل‌کار باشی

00:11:33.401 --> 00:11:35.611
قرار بود برای تعطیلات برم لس آنجلس

00:11:35.820 --> 00:11:38.656
و اون گفت «چطوره بیای مکزیک
«سر صحنه فیلم‌برداری؟

00:11:38.823 --> 00:11:41.450
من گفتم «قرار نیست کار کنم
«خیلی عجیب می‌شه

00:11:41.617 --> 00:11:44.120
اون گفت «تو فقط بیا
«خیلی باحاله. می‌تونی فیلم‌برداری رو ببینی

00:11:44.328 --> 00:11:47.289
پولی که قرار بود خرج سفرم کنم رو
دادم و با هواپیما رفتم مکزیک

00:11:47.456 --> 00:11:48.791
واقعا یه تجربه بی‌نظیر بود

00:11:51.460 --> 00:11:53.421
به‌عنوان سیاهی‌لشکر بهش کار دادیم

00:11:53.629 --> 00:11:55.673
و بعدش بهش بدل‌کاری یاد دادیم

00:11:55.840 --> 00:11:57.466
بعدش دیدیم که شبیه یکی از بازیگرهاست

00:11:57.633 --> 00:11:59.552
برای همین بهش گفتیم بدلِ اون بازیگر
توی صحنه مبارزه باشه

00:11:59.719 --> 00:12:00.886
«اونم گفت «باید چی کار کنم؟

00:12:01.053 --> 00:12:02.388
«گفتیم «فقط سرت رو این‌طوری تکون بده

00:12:02.555 --> 00:12:05.725
کلا یک روز فرصت داشتم

00:12:05.891 --> 00:12:09.437
برایان تامپسون من رو پرت می‌کنه
سمت یه صندلی محکم

00:12:09.645 --> 00:12:11.480
خیلی هیجان داشتم
بی‌صبرانه منتظرش بودم

00:12:11.647 --> 00:12:14.275
انجامش بده
برداشت دو، برداشت سه. زود باش

00:12:14.442 --> 00:12:16.694
اما خوش‌بختانه فیلمش خیلی بودجه نداشت
برای همین می‌تونستن فقط یک برداشت انجام بدن

00:12:16.861 --> 00:12:18.195
پس با اولین پرتاب، کارم تموم بود

00:12:19.405 --> 00:12:21.365
... دیو اصلا آدم خودنمایی نبود

00:12:21.532 --> 00:12:23.325
برای همین، براش مهم نبود که
مثل بقیه بدل‌کارها خفن به‌نظر بیاد

00:12:23.492 --> 00:12:26.829
حاضر بود هر نقشی رو بازی کنه
حاضر بود جای اونی که گریه می‌کنه، بازی کنه

00:12:26.996 --> 00:12:28.831
جای اونی که بی‌خانمان بود، جای پلیس

00:12:29.039 --> 00:12:30.666
یه‌عالمه از بدل‌کارها فقط می‌خوان
بدل‌کاری رو انجام بدن

00:12:30.708 --> 00:12:32.042
نمی‌خوان بازیگری کنن

00:12:32.418 --> 00:12:33.794
دیو این‌طوری بود که
«اینجاش رو من انجام می‌دم»

00:12:33.919 --> 00:12:36.797
برای همین، خیلی سریع حرفه‌اش رشد کرد

00:12:37.006 --> 00:12:40.176
بعد از چند سال، وارد تلویزیون شدیم

00:12:40.384 --> 00:12:42.803
چد، بدل‌کار بازیگر اصلی سریال متظاهر بود

00:12:42.970 --> 00:12:45.473
و منم بدل‌کار چندین نفر بودم

00:12:45.639 --> 00:12:47.266
یه اتفاق دیگه هم افتاد

00:12:47.433 --> 00:12:51.228
هنرهای رزمی یواش‌یواش داشت
به‌عنوان صحنه‌های اکشن، وارد آمریکا می‌شد

00:12:52.730 --> 00:12:57.276
برنامه‌هایی مثل بافیِ ومپایرکُش یا حکومت نظامی

00:12:57.485 --> 00:13:02.031
و دنیای بدل‌کاری اون زمان
... بیش‌تر متمرکز بر

00:13:02.198 --> 00:13:04.366
گاوچرونی، ماشین و موتورسواری بود

00:13:04.742 --> 00:13:09.371
اما وقتی نیاز شدید به بدل‌کارهای
... هنرهای رزمی به وجود اومد

00:13:09.413 --> 00:13:11.165
ما خیلی ارزش پیدا کردیم

00:13:11.373 --> 00:13:14.585
و اون موقع بود که چد
رفت برای فیلم ماتریکس یک

00:13:17.546 --> 00:13:19.673
خدای من
این اولین باریه که دیدمت

00:13:19.882 --> 00:13:21.842
ماتریکس

00:13:22.051 --> 00:13:23.219
... نمی‌شه در مورد جان ویک‌ها حرف زد

00:13:23.427 --> 00:13:24.637
اما در مورد ماتریکس حرف نزد

00:13:24.804 --> 00:13:26.806
آره -
همه‌مون اونجا با هم آشنا شدیم -

00:13:26.972 --> 00:13:29.391
بهم زنگ زدن و گفتن دنبال
... بدل‌کار هنرهای رزمی

00:13:29.600 --> 00:13:31.602
برای کیانو سر یه فیلم علمی تخیلی می‌گردن

00:13:31.769 --> 00:13:34.188
!فیلم علمی تخیلی -
فیلم علمی تخیلی بود -

00:13:34.355 --> 00:13:37.191
برای همین فوری اومدم و تست دادم

00:13:37.358 --> 00:13:39.401
اونجا بود که با یون وو پینگ
و بقیه بچه‌ها آشنا شدم

00:13:39.568 --> 00:13:41.403
اونا هم من رو به تایگر چن معرفی کردن

00:13:41.570 --> 00:13:43.948
قهرمان دوباره‌ی ووشوی ملی چینی

00:13:44.114 --> 00:13:47.576
آره. راستش خیلی حیرت‌انگیز بود

00:13:47.743 --> 00:13:50.371
این چن هو ئه
بهش می‌گیم تایگر چن

00:13:50.579 --> 00:13:53.249
مسئول آموزش کیانو ریوز
توی تمام فیلم‌های ماتریکس بود

00:13:53.415 --> 00:13:54.959
مربی منم هست

00:13:55.167 --> 00:13:58.045
یکی از بهترین ووشوکارهاست

00:13:58.212 --> 00:14:01.215
برای همین، وقتی بهم زنگ زدن
... که بیام بربنک برای تست

00:14:01.382 --> 00:14:05.386
فقط بهم گفتن که یه فیلم
علمی تخیلی با بازی کیانو ریوزـه

00:14:05.553 --> 00:14:07.471
و یکی رو می‌خوان که کنگ‌فو بلد باشه -
فیلم علمی تخیلی -

00:14:07.638 --> 00:14:09.181
«منم گفتم «کونگ‌فو؟

00:14:09.348 --> 00:14:11.475
«گفت «برو و تست بده

00:14:11.642 --> 00:14:16.397
با وو پینگ و واچوفسکی‌ها آشنا شدم
«اونا هم گفتن «هر کاری می‌کنه، بکن

00:14:16.564 --> 00:14:20.109
و اونم واقعا کارهای عجیب و حیرت‌انگیزی می‌کرد

00:14:20.276 --> 00:14:22.528
واقعا بهترین حرکت هنرهای رزمی‌ای بود
که تا حالا دیده بودم

00:14:22.736 --> 00:14:25.948
«منم گفتم «از اون تقلید کنم؟

00:14:26.115 --> 00:14:29.326
تمام ضربات، حرکات، همه‌چیز

00:14:29.493 --> 00:14:31.912
منم شلوار جین و تی‌شرت پوشیده بودم
حسابی هم عرق کرده بودم

00:14:32.079 --> 00:14:34.248
«گفتم «خب، چه تست سختی

00:14:34.415 --> 00:14:37.710
می‌پریدم، لگد و مشت می‌زدم
و وو پینگ گفت «خیلی خوبه

00:14:37.918 --> 00:14:39.378
«شبیه کیانو هم هست

00:14:39.795 --> 00:14:43.549
از همون روز اول
مدام تمرین می‌کرد

00:14:43.591 --> 00:14:45.801
هر روز، حتی آخرهفته‌ها

00:14:45.968 --> 00:14:47.553
هر آخرهفته بهم زنگ می‌زد

00:14:47.761 --> 00:14:50.264
من می‌خواستم برم بیرون و یه‌خرده بازی کنم

00:14:50.431 --> 00:14:52.975
برم یه‌خرده خوش بگذرونم
... اما بهم زنگ می‌زد و می‌گفت

00:14:53.142 --> 00:14:54.727
نه، خواهش می‌کنم -
«می‌شه بریم تمرین؟» -

00:14:54.894 --> 00:14:56.896
«می‌گفتم «لطفا نرو کارائوکه

00:14:57.104 --> 00:14:58.898
نمی‌خواستم گند بزنم

00:14:59.064 --> 00:15:01.108
چون کیانو رو دیده بودم
و دیده بودم چقدر بهش آموزش دیدن

00:15:01.317 --> 00:15:03.360
شش ماه زودتر شروع کرده بود
و همین‌طوریش خیلی خوب بود

00:15:05.487 --> 00:15:07.781
مجبور بودم حسابی تمرین کنم
که حرکات کونگ‌فو رو یاد بگیرم

00:15:07.948 --> 00:15:10.826
سبک هنگ‌کنگ
یه‌عالمه آکروبات‌بازی داشت

00:15:11.035 --> 00:15:14.622
و آکروبات اون زمان توی بدل‌کاری خیلی رایج نبود

00:15:14.830 --> 00:15:16.999
تقریبا خیلی چیزها رو از کیانو یاد گرفتم

00:15:17.333 --> 00:15:20.044
حداقل چند ماه بود که داشت
تمرین می‌کرد، درسته؟

00:15:20.085 --> 00:15:22.129
و واقعا بعضی از حرکات
کونگ‌فوت حیرت‌انگیز بود

00:15:22.296 --> 00:15:23.964
خب نه. به‌خاطر فیلم کونگ‌فو بود

00:15:24.131 --> 00:15:26.050
... فیلم کونگ‌فو خیلی -
فیلم کونگ‌فو -

00:15:26.258 --> 00:15:27.801
شیوه‌ی حرکات و سبک‌شون رو بلد بودی

00:15:28.010 --> 00:15:29.178
بدنت هم انعطاف‌پذیر بود -
آره -

00:15:29.345 --> 00:15:30.971
اوه آره. اینجا داشتی کمکم می‌کردی

00:15:32.473 --> 00:15:34.350
آره، خودشه
آره، حرف نداره

00:15:35.476 --> 00:15:36.894
چد رفت توی دیوار

00:15:37.603 --> 00:15:39.396
چد رفت توی دیوار

00:15:40.314 --> 00:15:42.274
چد رفت توی سقف

00:15:42.483 --> 00:15:45.402
اوه آره، حالا موقع پایین اومدن
زانوش می‌شکنه

00:15:45.527 --> 00:15:47.363
درسته. آره

00:15:47.529 --> 00:15:49.615
حالا با عصا

00:15:49.782 --> 00:15:51.659
قبل و بعد -
قبل و بعد -

00:15:51.867 --> 00:15:54.411
سر این فیلم، خیلی چیزها یاد گرفتیم
خدای من

00:15:55.746 --> 00:15:57.206
... وقتی چد از فیلم ماتریکس برگشت

00:15:57.456 --> 00:15:59.625
شروع کرد به تعریف کردن که
چه اتفاق‌هایی افتاد

00:15:59.750 --> 00:16:02.127
مثلا خودشون فیلم‌برداری و تدوین می‌کنن

00:16:02.294 --> 00:16:04.380
خودشون طراحی می‌کنن
و همه‌چیز رو برنامه‌ریزی می‌کنن

00:16:04.546 --> 00:16:07.967
انگار دارن داستان خودشون رو روایت می‌کنن

00:16:08.133 --> 00:16:09.510
و ما هم می‌خواستیم انجامش بدیم

00:16:09.718 --> 00:16:11.470
می‌خواستیم این‌طوری کارها رو پیش ببریم

00:16:11.637 --> 00:16:12.721
و حرکت

00:16:19.853 --> 00:16:21.188
خودمون دست‌به‌کار شدیم

00:16:21.689 --> 00:16:23.440
و تمام بدل‌کارهای هنرهای رزمی رو می‌آوردیم

00:16:23.482 --> 00:16:25.359
صحنه‌های مبارزه رو طراحی
فیلم‌برداری و تدوین می‌کردیم

00:16:26.902 --> 00:16:29.279
صرفا یه تمرین بود اما دلیل دیگه‌اش
این بود که عاشق این کار بودیم

00:16:29.488 --> 00:16:31.949
یکی از صحنه‌های فیلم جکی چان رو انتخاب می‌کردیم

00:16:32.116 --> 00:16:33.701
و اون صحنه رو بازسازی می‌کردیم

00:16:33.909 --> 00:16:35.577
... و خیلی واضح بود که چد و دیو

00:16:35.744 --> 00:16:36.829
مثل کارگردان‌ها فکر می‌کنن

00:16:37.079 --> 00:16:38.455
مثلا می‌گفتن چرا دوربین رفته اونجا؟

00:16:38.706 --> 00:16:41.375
چرا از این لنز استفاده کردیم؟
می‌گفتن چندتا شات باید بگیریم

00:16:41.458 --> 00:16:43.460
می‌گفتن باید چندتا حرکت بزنی تا بیای اینجا

00:16:43.669 --> 00:16:46.380
پرویس واقعا شرایط رو عوض کرد
کارگردان‌ها متوجه شدن چه کارهایی ازمون برمیاد

00:16:46.505 --> 00:16:48.132
خیلی زود، معروف شدیم

00:16:48.340 --> 00:16:50.467
کارگردان‌ها و فیلم‌ساز‌ها
می‌اومدن بهشون درخواست می‌دادن

00:16:50.634 --> 00:16:52.428
همین وسط‌ها، یه تیم بدل‌کاری راه انداختیم

00:16:52.594 --> 00:16:53.679
بعدش شرکت بدل‌کاری راه انداختیم

00:16:56.056 --> 00:16:58.851
دوربین دوست ندارن

00:16:59.018 --> 00:17:02.271
ندارن؟ -
نه. قشنگ معلومه -

00:17:04.690 --> 00:17:06.900
ایده شرکت 87 نورث پروداکشنز
این بود که یه شرکت همه‌چیزتمام باشه

00:17:07.109 --> 00:17:09.862
یه شرکت طراحی صحنه اکشن بود

00:17:10.029 --> 00:17:12.531
اینجا تیم مبارزه داری
طراح مبارزه داری

00:17:12.740 --> 00:17:16.076
طراح بدل‌کار داری، دستیار کارگردان
همه‌چیز هست

00:17:17.286 --> 00:17:18.871
!یوهو

00:17:19.038 --> 00:17:20.122
همه‌مون همراه این تیم بودیم

00:17:20.414 --> 00:17:21.623
با هم کار می‌کردیم
با هم تمرین می‌کردیم

00:17:21.707 --> 00:17:23.500
من و چد ازدواج کردیم

00:17:23.667 --> 00:17:25.419
دوران خیلی شادی بود

00:17:25.586 --> 00:17:27.963
به‌سلامتی

00:17:28.172 --> 00:17:30.215
بعدا باهات صحبت می‌کنم. خداحافظ -
بعدا می‌بینمت. خداحافظ -

00:17:30.299 --> 00:17:31.884
... حتی وقت‌هایی که پروژه نداشتیم هم

00:17:32.384 --> 00:17:34.178
چد می‌اومد بهمون تمرین می‌داد
انگار که پروژه داریم

00:17:34.219 --> 00:17:36.638
مثلا بهمون می‌گفت این رو طراحی کنیم

00:17:36.847 --> 00:17:39.725
می‌گفت باید یه هنر رزمی رو یاد بگیریم
باید یه کاری بکنیم

00:17:39.892 --> 00:17:41.935
بیاید با چاقو هم رو بزنیم
بیاید ببینیم وقتی این‌طوری کنیم چی می‌شه

00:17:42.102 --> 00:17:43.520
شرکت‌مون بزرگ‌تر شد

00:17:43.687 --> 00:17:46.190
و من بیش‌تر طراح بودم

00:17:46.356 --> 00:17:48.650
و دیو بیش‌تر برای من کار می‌کرد

00:17:48.817 --> 00:17:51.737
دیو و چد. بیا مبارزه‌شون رو گزارش کنیم

00:17:51.945 --> 00:17:53.363
... خیلی‌خب

00:17:53.572 --> 00:17:56.033
دو شریک. دو دوست صمیمی
برو بریم

00:17:56.200 --> 00:17:59.036
ببین، همدیگه رو بغل کردن

00:17:59.203 --> 00:18:00.913
بهترین دوست‌های هم بودن
همیشه با هم بودن

00:18:01.413 --> 00:18:03.499
همیشه با هم تمرین و کار می‌کردن

00:18:04.875 --> 00:18:06.835
اما انقدر خوش‌شانس بودیم
... و پیشنهادهای کاری زیادی داشتیم

00:18:06.919 --> 00:18:08.837
که دیو کارِ خودش رو شروع کرد

00:18:09.296 --> 00:18:11.423
و مدیر بدل‌کاری و طراح شد

00:18:11.465 --> 00:18:14.510
پات رو عوض کن
پای راست

00:18:14.676 --> 00:18:18.806
اون موقع، مثل یه زوج بودن

00:18:19.014 --> 00:18:22.810
که با هم دعوا می‌کردن اما خیلی صمیمی بودن

00:18:23.018 --> 00:18:25.229
بهشون می‌گفتیم بابا و عموی بابا

00:18:25.437 --> 00:18:27.898
... قبل از جان ویک، من و چد

00:18:28.065 --> 00:18:29.483
کارگردانی واحدهای دوم فیلم‌برداری
زیادی رو انجام داده بودیم

00:18:29.858 --> 00:18:31.902
و انقدر با شرکت‌مون تماس می‌گرفتن

00:18:31.944 --> 00:18:33.529
که دیگه جدا از هم کار کردیم

00:18:33.695 --> 00:18:36.323
هم من و هم اون، واحدهای دوم فیلم‌برداری
مهمی رو انجام می‌دادیم

00:18:36.490 --> 00:18:38.408
حرکت

00:18:38.617 --> 00:18:40.452
هر روز همدیگه رو می‌دیدیم
و با هم صحبت می‌کردیم

00:18:40.619 --> 00:18:42.704
ایده‌هامون برای طراحی رو
با هم در میون می‌ذاشتیم

00:18:42.913 --> 00:18:45.833
مثلا برای فیلم ترون ازم پرسید
که چطور صحنه حلقه‌های لیزری رو انجام بدم؟

00:18:45.999 --> 00:18:48.961
بهش یه‌سری ایده‌ها دادم
و با هم یه کارهایی کردیم

00:18:53.090 --> 00:18:56.135
یواش‌یواش متوجه می‌شی که
داری یک‌سوم داستان رو روایت می‌کنی

00:18:56.301 --> 00:18:58.720
درحالی‌که می‌تونی کل داستان رو روایت کنی

00:18:58.887 --> 00:19:00.556
... دیو قبل از من در واقع

00:19:00.597 --> 00:19:02.391
وارد واحد اول فیلم‌برداری شده بود

00:19:02.891 --> 00:19:05.018
اما من از انجام واحد دوم فیلم‌برداری راضی بودم

00:19:05.060 --> 00:19:07.312
خیلی علاقه داشتم

00:19:07.771 --> 00:19:11.358
و دنبال فیلم‌نامه بودم که توسعه‌اش بدم

00:19:11.400 --> 00:19:13.610
اما خیلی چیزی پیدا نکردم

00:19:14.820 --> 00:19:16.947
همین‌طوری بهشون پیشنهاد فیلم می‌دادن

00:19:17.114 --> 00:19:19.908
... اما خیلی روی هدف‌شون متمرکز بودن

00:19:20.075 --> 00:19:21.243
و همه پیشنهادها رو رد می‌کردن

00:19:21.410 --> 00:19:23.620
منتظر یه پروژه مناسب بودن

00:19:27.124 --> 00:19:29.042
... اون زمان

00:19:29.209 --> 00:19:33.255
بالاخره اولین نمایش‌نامه‌ام رو
به ولتج پیکچرز پیشنهاد دادم

00:19:33.422 --> 00:19:36.550
ازم 1,500 دلار خریدن که
اون زمان پول دو ماه اجاره بود

00:19:36.717 --> 00:19:38.677
و سعی داشتم بفهمم بعدش باید چی کار کنم

00:19:38.844 --> 00:19:41.430
یادمه با خودم می‌گفتم
«فیلمی نساختم که شخصیتش دنبال انتقام باشه»

00:19:41.597 --> 00:19:42.890
و همسایه‌هامون داشتن می‌رفتن مسافرت

00:19:43.056 --> 00:19:45.184
و تازه یه سگ چورگی به سرپرستی گرفته بودن

00:19:45.350 --> 00:19:48.187
که یه سگ چیواوای کورگی‌ـه
و اسمش رو گذاشته بودن موس

00:19:48.353 --> 00:19:53.859
و منم همیشه موقع نوشتن، روی صندلی
دراز می‌کشیدم و یه بالشت می‌ذاشتم روی سینه‌ام

00:19:54.026 --> 00:19:56.278
و سگ هم می‌اومد روی بالشت می‌خوابید

00:19:57.613 --> 00:19:59.573
شروع می‌کردم به نوشتن
... و با خودم می‌گفتم

00:19:59.740 --> 00:20:03.660
«رفیق، اگه یه نفر این سگ رو بُکُشه چی می‌شه؟»

00:20:03.869 --> 00:20:07.289
درک رو دعوت کردیم به جلسه
قبلا یکی از فیلم‌نامه‌هاش رو خونده بودم

00:20:07.497 --> 00:20:11.460
و گفت یه فیلم‌نامه اکشن دارم
که اسمش هست اسکرون

00:20:11.668 --> 00:20:15.339
یادمه همون آخرهفته خوندمش
و به بازیل ایمیل زدم

00:20:15.505 --> 00:20:18.091
هنوز ایمیلش رو دارم. بهش گفتم
... این فیلم‌نامه یه چیزی داره»

00:20:18.258 --> 00:20:19.635
فکر کنم به‌خاطر اینه که سگ‌ها رو دوست دارم

00:20:19.843 --> 00:20:21.011
شخصیت منفیش خیلی فکرشده نیست

00:20:21.345 --> 00:20:23.013
و اصلا چیز عالی‌ای نیست

00:20:23.055 --> 00:20:24.848
«اما فکر کنم باید انجامش بدیم

00:20:25.057 --> 00:20:27.017
«و اونم در جواب نوشت «موافقم

00:20:27.226 --> 00:20:29.561
یه جمله اصلی خیلی واضح و عجیب داشت

00:20:29.728 --> 00:20:32.648
«تو سگم رو کُشتی و حالا ازت اننقام می‌گیرم»

00:20:32.814 --> 00:20:35.108
دیالوگ رو توی ذهنم، برای پاول نیومن نوشتم

00:20:35.275 --> 00:20:38.237
اوایل 70 سالگیش بود
سبک رابرت دنیرو بود

00:20:38.403 --> 00:20:40.781
زنش می‌میره، سگ و ماشینش رو می‌دزدن

00:20:40.948 --> 00:20:42.491
و می‌ره حساب همه رو برسه

00:20:42.658 --> 00:20:46.662
سگش، آخرین عامل ارتباطیش با زنش بود

00:20:46.828 --> 00:20:51.124
اما تعداد افرادی که کُشته بود
کم‌تر از 20 نفر بود

00:20:51.250 --> 00:20:53.210
... خیلی زود فهمیدم که

00:20:53.627 --> 00:20:56.797
ممکنه به‌خاطر سن
خودم رو گیر انداخته باشم

00:20:56.838 --> 00:20:59.174
و با خودم فکر کردم که
بازیگر جوان‌تر رو انتخاب می‌کنم یا نه؟

00:20:59.341 --> 00:21:01.260
اینکه شخصیتش چه سنی داره

00:21:01.343 --> 00:21:03.595
اون موقع بود که به کیانو فکر کردیم

00:21:04.096 --> 00:21:07.057
مدیربرنامه کیانو، بهترین دوست بازیل
از زمان کودکی‌ـه و اولین رئیس منم بوده

00:21:07.099 --> 00:21:10.852
«گفت که «کیانو دنبال یه چیزی می‌گرده

00:21:11.061 --> 00:21:16.358
تازه چهل هفت رونین رو بازی کرده بود
و فیلم‌برداری مردِ تای چی هم تازه تموم شده بود

00:21:16.525 --> 00:21:20.153
آماده‌ست که بره برای فیلم بعدی

00:21:20.320 --> 00:21:22.698
چون کیانو و خیلی از بازیگرهای
... دیگه این‌طوری هستن که

00:21:22.864 --> 00:21:25.534
کیانو بیش‌تر این‌طوریه
... وقتی حس می‌کنه داره یه کار تکراری می‌کنه

00:21:25.701 --> 00:21:27.452
ازش فرار می‌کنه

00:21:27.619 --> 00:21:29.913
... و بعضی وقت‌ها باید بازیگری رو بیاری

00:21:30.080 --> 00:21:33.917
که آماده‌ست تا به مخاطب
اون چیزی رو بده که می‌خوان

00:21:34.084 --> 00:21:36.295
و کیانو اون زمان درست
... توی این لحظه بود که

00:21:36.461 --> 00:21:38.964
«آماده‌ام که دوباره ستاره بشم»

00:21:39.131 --> 00:21:43.051
و همدیگه رو دیدیم و خیلی زود وارد پروژه شد

00:21:45.554 --> 00:21:48.181
حدود شش ماه برای توسعه
فیلم‌نامه زمان گذاشتیم

00:21:48.390 --> 00:21:50.892
و کیانو و درک کولستد هم نظر دادن

00:21:51.059 --> 00:21:52.978
یه‌عالمه سرش وقت گذاشتیم

00:21:53.145 --> 00:21:56.857
و خیلی آروم پیش می‌رفت
صفحه به صفحه، خط به خط

00:21:57.024 --> 00:22:00.485
انقدری که روی دیالوگ‌های خودش وقت می‌ذاشت
روی دیالوگ‌های بقیه هم وقت می‌ذاشت

00:22:00.652 --> 00:22:04.573
دیگه یه جایی برامون سوال شده بود
که چقدر دیگه این قضیه قراره ادامه داشته باشه؟

00:22:04.698 --> 00:22:06.950
ممکنه تا ابد درگیرش باشیم

00:22:07.409 --> 00:22:09.411
و توی این فیلم‌ها همیشه
... یه نقطه عطفی هست که

00:22:09.453 --> 00:22:11.830
با بازیگر مشغول توسعه فیلم‌نامه بودی و می‌گی

00:22:11.997 --> 00:22:13.707
«خیلی‌خب، می‌شه یه کارگردان بیاریم؟»

00:22:13.915 --> 00:22:17.002
و کیانو موافقت کرد

00:22:17.169 --> 00:22:20.464
اما وقتی کارمون تموم شد
متاسفانه یه‌سری اتفاقات افتاد

00:22:20.672 --> 00:22:23.175
‏47 رونین منتشر شد و خیلی بازخوردهای خوبی نداشت

00:22:23.383 --> 00:22:26.303
مردِ تای چی هم منتشر شد
و واقعا ناامیدکننده بود

00:22:26.470 --> 00:22:30.974
خب، داشتن کیانو ریوز به‌عنوان
یه سوپر استار، دودِ هوا شد

00:22:31.141 --> 00:22:34.478
و یه‌دفعه، لیست کارگردان‌هامون خیلی محدود شد

00:22:34.644 --> 00:22:38.857
باید حسابی تلاش کنیم تا
یه کارگردان مناسب پیدا کنیم

00:22:39.066 --> 00:22:41.234
کیانو می‌گفت
... انجام واحد دوم فیلم‌برداری رو»

00:22:41.401 --> 00:22:44.237
می‌دوم به چد و دیو
کارگردان‌های اکشن هستن

00:22:45.030 --> 00:22:46.948
«اگه بتونن کل فیلم رو کارگردانی کنن چی؟

00:22:47.157 --> 00:22:51.953
خب، طبق یادداشت‌هام برای فیلم جان ویک

00:22:52.037 --> 00:22:53.830
رفتی پیش بازیل

00:22:54.331 --> 00:22:57.084
می‌خواستم تو و دیو در تاریخ
... ‏29 آپریل 2013 براشون توضیح بدید

00:22:57.125 --> 00:23:00.545
که چرا می‌تونید کارگردان فیلم باشید

00:23:00.712 --> 00:23:02.672
یک هفته قبلش برام فیلم‌نامه رو فرستادی

00:23:02.881 --> 00:23:04.216
آره -
و در موردش صحبت کردیم -

00:23:04.508 --> 00:23:06.051
در موردش صحبت کردیم -
... خب، برای صحنه‌های اکشنش -

00:23:06.093 --> 00:23:08.553
برام فرستادی -
آره -

00:23:08.720 --> 00:23:10.764
منم قبول کرده بودم -
... خب نه، برای صحنه‌های اکشن بهت زنگ زدم -

00:23:10.931 --> 00:23:13.600
... اما فکر کنم تو اومدی سراغم و گفتی که

00:23:13.767 --> 00:23:16.103
«من و دیو می‌خوایم کارگردانیش رو انجام بدیم»

00:23:16.311 --> 00:23:18.480
فکر کنم لبخند زدی و گفتی
«... آره، برای همینه که»

00:23:18.688 --> 00:23:20.774
... آره و بعدش بازیل

00:23:20.941 --> 00:23:23.777
داشتی دست‌مون می‌انداختی -
... من -

00:23:23.944 --> 00:23:25.278
اما امیدوار بودم

00:23:25.695 --> 00:23:28.949
... و طبق ایمیل بازیل

00:23:28.990 --> 00:23:33.120
برام نوشت که
«بهترین جلسه‌ی ممکن بود»

00:23:33.328 --> 00:23:36.081
این کتاب رو ساختیم

00:23:36.289 --> 00:23:41.628
و شروع کردیم به ساخت جهان‌های جان ویک
همون‌طوری که می‌بینیم‌شون

00:23:41.837 --> 00:23:45.966
به‌نظرم خیلی بیش‌تر از اون چیزی که
بقیه می‌دیدن، طراحی شده بود

00:23:46.133 --> 00:23:48.844
آرامش. دنبال آرامش‌ـه -
چه تصویری از کیانو گرفتیم -

00:23:49.010 --> 00:23:50.929
ارتباط عاطفی

00:23:51.138 --> 00:23:52.889
خیلی کارمون رو درست انجام دادیم

00:23:53.056 --> 00:23:54.724
در مورد این صحبت کردیم
که یه افسانه نوین‌ـه

00:23:54.933 --> 00:23:57.519
در مورد مینیمالیسم تصویری صحبت کردیم

00:23:57.686 --> 00:24:00.313
می‌دونست نیاز به دوست جدید داره

00:24:00.480 --> 00:24:04.067
آره و یک هفته دنبال دیزی می‌گشتیم

00:24:04.234 --> 00:24:06.945
می‌خواستیم یه دنیا پُر از
ماشین‌های باحال داشته باشیم

00:24:07.112 --> 00:24:12.117
می‌خواستیم جهان خودمون از
اکشن و تیراندازی رو داشته باشیم

00:24:12.284 --> 00:24:15.120
دوباره، نامه‌های عاشقانه
... خطاب به رمان‌های تصویری

00:24:15.287 --> 00:24:17.372
و انیمه‌هایی که دوست‌شون داریم

00:24:17.539 --> 00:24:21.168
تبدیل
یه‌عالمه اسلحه

00:24:21.376 --> 00:24:25.338
بوگیمن. نیویورک، کانیتننتال

00:24:25.547 --> 00:24:26.715
فقط در مورد جنبه‌ی اکشن فیلم صحبت نکردن

00:24:26.756 --> 00:24:28.425
... در مورد احساسات

00:24:28.925 --> 00:24:30.677
در مورد دنیا و همه‌چیز صحبت کردن

00:24:30.719 --> 00:24:32.512
واقعا حیرت کرده بودم

00:24:32.971 --> 00:24:36.141
واقعا آلبوم عکس خوبی‌ـه

00:24:36.183 --> 00:24:39.352
حتما یادت هست، جان ویک برامون
یه چیز کوچک و بی‌اهمیت بود

00:24:39.519 --> 00:24:42.189
ما صرفا دوتا بدل‌کار بودیم که قرار بود کارگردانی کنن
با خودمون فکر می‌کردیم هیچ‌کس فیلم رو نمی‌بینه

00:24:42.355 --> 00:24:45.901
پس یه‌سری ایده‌های عجیب می‌دیم
و ازش به‌عنوان تمرین استفاده می‌کنیم

00:24:46.067 --> 00:24:49.571
بعدش اونا جواب مثبت دادن

00:24:49.738 --> 00:24:52.199
ما واقعا شوکه شدیم و گفتیم
«بهتره بدونیم داریم چی کار می‌کنیم»

00:24:52.407 --> 00:24:55.535
یادمه با خودم می‌گفتم
خدای من، دوتا خوره‌ی اکشن خفن رو گیر آوردیم»

00:24:55.702 --> 00:24:57.496
قبل از اینکه کس دیگه‌ای استخدام‌شون کنه

00:24:57.537 --> 00:24:59.414
«چه پیروزی‌ای

00:24:59.956 --> 00:25:01.958
هیچ‌وقت یادم نمی‌ره
... سه هفته بعد از اینکه استخدام‌شون کردیم

00:25:02.000 --> 00:25:04.586
اد پرسمن، اد پرسمنِ معروف که فوت شده

00:25:04.753 --> 00:25:07.088
بهم سر یه موضوعی زنگ زد

00:25:07.255 --> 00:25:10.425
«و گفت «کارگردان‌های من رو دزدیدی
«من گفتم «منظورت چیه؟

00:25:10.592 --> 00:25:13.386
گفت «قرار بود بریم برای پیش‌تولید
یکی از فیلم‌هام

00:25:13.553 --> 00:25:14.846
«و اونا قرار بود کارگردانش باشن

00:25:15.013 --> 00:25:16.139
«ازش پرسیدم «چه فیلمی؟

00:25:16.181 --> 00:25:17.807
... و گفت

00:25:18.391 --> 00:25:20.852
یه فیلمه مثل فرار نیمه‌شب
... با بازی ژان کلاد ون دام

00:25:20.894 --> 00:25:23.271
و سای از گروه گانگنام استایل

00:25:23.438 --> 00:25:25.899
با خودم گفتم «این کارگردان‌ها رو آوردیم؟
«گزینه‌ی دیگه‌شون همچین فیلمی بوده؟

00:25:28.085 --> 00:25:28.985
<c.yellow>[‏8 اکتبر 2013، ساعت 9 صبح]
[یک روز قبل از شروع فیلم‌برداری]</c>

00:25:28.985 --> 00:25:32.405
هرچی ریش کوتاه‌تر باشه
سخت‌تر می‌شه کاری کرد واقعی به‌نظر بیاد

00:25:32.572 --> 00:25:33.907
خب، باید ریش پرپشتی باشه

00:25:34.074 --> 00:25:35.408
خیلی‌خب، درسته، باشه

00:25:35.617 --> 00:25:39.538
خب، باید یه‌سری تصمیم‌های سخت بگیریم

00:25:39.704 --> 00:25:42.165
... خب، خیلی سعی داشتم یه کاریش بکنم

00:25:42.374 --> 00:25:44.668
اما نمی‌دونم چی کار باید بکنم

00:25:44.834 --> 00:25:47.295
وقتی خوش‌حالن، این‌طوری هستن؟

00:25:47.462 --> 00:25:48.838
آره، بیش‌تر این‌طورین

00:25:49.005 --> 00:25:50.257
امیدواریم این‌طوری باشه -
خیلی‌خب، خیلی‌خب -

00:25:50.423 --> 00:25:51.925
و البته، نگران اینم هستم

00:25:52.092 --> 00:25:55.220
چون این‌طرف می‌تونی ببینی
که ریشش چقدر تکه‌تکه‌ست

00:25:55.387 --> 00:25:56.972
خب، من مشکلی ندارم

00:25:57.138 --> 00:25:59.140
اگه شماها مشکلی نداریم
... اگه بتونیم کوتاهش کنیم

00:25:59.307 --> 00:26:00.600
نمی‌تونم برای پُر کردنش، مو اضافه کنم

00:26:00.767 --> 00:26:02.352
من مشکلی ندارم
با این مشکل دارم

00:26:02.769 --> 00:26:03.979
آخرش هر کاری که بکنیم
... یه عکس ازش می‌گیریم

00:26:04.020 --> 00:26:05.730
و برای روسا می‌فرستیم که تصمیم بگیرن

00:26:05.897 --> 00:26:06.731
اگه اونا تایید کردن، یه کاریش می‌کنیم

00:26:06.898 --> 00:26:08.358
اما ریش می‌خوایم

00:26:08.525 --> 00:26:10.235
توزیع‌کننده می‌خواد ریش نداشته باشه

00:26:10.527 --> 00:26:13.488
انگار قراره کیانو ریوزِ ماتریکس باشه

00:26:13.530 --> 00:26:16.157
... و می‌ترسیم ریشش رو بزنیم چون

00:26:16.324 --> 00:26:19.619
بارها با اون قیافه رفته جلوی دوربین

00:26:19.786 --> 00:26:22.539
متاسفانه، دارن فیلم رو توزیع می‌کنن
و خارج از کشور فروختنش

00:26:22.747 --> 00:26:25.125
... می‌دونن مردم چی می‌خوان برای همین

00:26:25.292 --> 00:26:27.669
گمون کنم هیچ‌کس براش مهم نیست ما چی می‌خوایم -
آسیایی‌ها ریش دوست ندارن -

00:26:27.877 --> 00:26:29.754
می‌دونم

00:26:29.963 --> 00:26:31.256
آسیایی‌ها از ریش متنفرن -
این چیزیه که اونا می‌گن -

00:26:31.423 --> 00:26:32.591
اگه ریش بذاریم، هیچ‌کس فیلم رو نمی‌بینه

00:26:32.757 --> 00:26:34.175
فیلم داغون می‌شه

00:26:34.342 --> 00:26:36.261
... یه کارگردان تازه‌کار نمی‌تونه

00:26:36.428 --> 00:26:39.264
یه کارگردان فیلم اولی نمی‌تونه
فیلم با ریش بسازه؟ باشه

00:26:41.308 --> 00:26:43.059
خداحافظ جان ویک

00:26:44.853 --> 00:26:46.730
خداحافظی نصفه‌ونیمه
کلش رو نمی‌زنیم

00:26:46.896 --> 00:26:48.648
نه، بیش‌تر سلام جان ویکِ جدیدـه

00:26:55.322 --> 00:26:57.741
خب، این یک درجه کوتاهی‌ـه

00:26:58.950 --> 00:27:01.119
هنوز هم شبیه ریش‌ـه

00:27:01.328 --> 00:27:03.163
منم نگران همین موضوعم
اینکه چه فکری می‌کنن

00:27:03.288 --> 00:27:06.625
درست شبیه ریش‌ـه

00:27:06.791 --> 00:27:08.752
یه درجه دیگه کوتاه کنم؟ -
آره -

00:27:09.461 --> 00:27:10.962
یه درجه دیگه؟

00:27:11.129 --> 00:27:12.297
خب، بازم ریش‌ـه

00:27:14.424 --> 00:27:16.176
هیچ‌کدوم‌مون نمی‌خوایم کوتاهش کنیم -
می‌دونم -

00:27:16.343 --> 00:27:19.179
... خیلی واضح گفتن که

00:27:19.387 --> 00:27:20.555
ریش نداشته باشه -
آره -

00:27:20.722 --> 00:27:21.723
آره

00:27:32.067 --> 00:27:33.568
یه‌خرده حرکت موهات رو نشون بده

00:27:33.735 --> 00:27:35.236
باید یه‌خرده به‌هم‌ریخته باشه

00:27:36.988 --> 00:27:37.656
... یه‌خرده

00:27:41.701 --> 00:27:42.702
خیلی‌خب

00:27:47.332 --> 00:27:48.667
!بزنش! بزنش! بزنش

00:27:52.462 --> 00:27:54.214
این کت‌وشلوار واقعا کمک می‌کنه

00:27:54.422 --> 00:27:55.674
به‌خاطر کت‌وشلواره

00:27:57.342 --> 00:27:58.677
به‌خاطر کت‌وشلواره

00:28:00.069 --> 00:28:04.765
<c.yellow>[ساعت یک بعدازظهر]
[آماده‌سازی صحنه فیلم‌برداری]</c>

00:28:04.974 --> 00:28:06.434
فردا روز اوله، نه؟

00:28:06.601 --> 00:28:08.186
فردا روز اوله

00:28:08.353 --> 00:28:10.230
فردا قراره اولین روز فیلم‌برداری باشه

00:28:10.397 --> 00:28:13.692
اینجا خونه جان ویک‌ـه

00:28:13.900 --> 00:28:16.861
و تقریبا سه‌چهارمش آماده‌ست

00:28:17.028 --> 00:28:19.572
و قراره چندتا صحنه اینجا بگیریم

00:28:19.739 --> 00:28:22.325
امیدوارم فردا آماده باشیم

00:28:22.492 --> 00:28:23.785
داریم پیش می‌ریم

00:28:28.623 --> 00:28:30.792
چی نوشته؟

00:28:31.751 --> 00:28:33.128
دوشنبه فیلم‌برداری می‌کنیم؟

00:28:35.171 --> 00:28:36.464
اوه. پیتر لاسون

00:28:40.176 --> 00:28:40.927
پیت

00:28:43.346 --> 00:28:44.723
خیلی خوبم
تازه ایمیلت به دستم رسید

00:28:46.641 --> 00:28:50.103
تا اطلاع ثانویه، فیلم‌برداری رو باید تعطیل کنیم

00:28:50.311 --> 00:28:52.856
... به‌نظر میاد سرمایه‌گذارمون

00:28:53.022 --> 00:28:57.026
... که قرار بود 6.5 میلیون دلار بده

00:28:57.235 --> 00:29:00.196
‏5.5 میلیون دلار کم داره

00:29:02.699 --> 00:29:06.453
... یه‌سری سرمایه‌گذار وارد پروژه شدن تا

00:29:06.661 --> 00:29:09.789
کمبود بودجه رو تامین کنن
چون لایونزگیت فیلم رو به کشورهای خارجی پیش‌فروش کرده بود

00:29:09.956 --> 00:29:12.792
اما هنوز یه کمبودی برای ساخت فیلم داشتیم

00:29:12.959 --> 00:29:15.837
هیچ‌کس حاضر نبود برای
توزیع داخلی، سرمایه‌گذاری کنه

00:29:16.045 --> 00:29:18.131
... برای همین، این یه مسئله‌ای بود که

00:29:18.298 --> 00:29:19.966
باید یه راهی برای جور کردن پول پیدا کنیم

00:29:21.551 --> 00:29:23.636
... خب، اگه لایونزگیت رو راضی کنیم

00:29:23.803 --> 00:29:27.348
و توزیع داخلی رو به‌عهده بگیرن
شاید بتونیم به کارمون ادامه بدیم

00:29:27.515 --> 00:29:29.809
اما خیلی شک دارم

00:29:29.976 --> 00:29:31.853
فکر کنم حال همه حسابی گرفته بشه

00:29:32.061 --> 00:29:33.980
و پروژه از هم بپاشه

00:29:35.148 --> 00:29:36.816
این نظر منه

00:29:36.983 --> 00:29:42.655
به‌نظرم این دیگه تیر آخر بود
... خب

00:29:42.822 --> 00:29:45.241
این‌طور فکر می‌کنی؟ -
آره -

00:29:45.408 --> 00:29:47.702
صبر کن، وایسا -
نه، جدی می‌گم -

00:29:47.911 --> 00:29:49.871
... نمی‌خوام الکی به‌خاطر اینکه داریم

00:29:50.079 --> 00:29:52.332
مستند ضبط می‌کنیم، قضیه رو گُنده کنم

00:29:52.499 --> 00:29:56.586
اما نمی‌دونم چطور می‌شه 6.5 میلیون دلار
تا دوشنبه پیدا کرد

00:30:02.717 --> 00:30:05.887
با اینکه خیلی بازیل رو نمی‌شناسم
... اما می‌دونم آدمی نیست که کنار بکشه، برای همین

00:30:06.095 --> 00:30:08.389
آدم مبارزی‌ـه و هنوز کارمون تموم نشده

00:30:10.058 --> 00:30:13.061
نابود شدیم. به فنا رفتیم

00:30:15.021 --> 00:30:17.816
یه مشکل خیلی بزرگ داشتیم
هیچ پولی نداشتیم

00:30:17.982 --> 00:30:22.320
با وکیلم صحبت کردم و گفتم
... اگه این فیلم شکست بخوره»

00:30:22.403 --> 00:30:23.947
«کی می‌خواد ازم شکایت کنه؟

00:30:24.322 --> 00:30:28.451
گفت سازمان حمایت از بازیگران
... اتحادیه بازیگران، نویسندگان و کارگردانان

00:30:28.493 --> 00:30:30.203
واقعا وحشتناک بود

00:30:30.703 --> 00:30:32.413
و گفت «گوش کن، باید هرطور شده
«این فیلم رو بسازی

00:30:32.455 --> 00:30:33.915
... فرض کن الان بهت شش میلیون دلار

00:30:34.123 --> 00:30:35.750
سلام عزیزم، می‌شه بعدا بهت زنگ بزنم؟

00:30:35.959 --> 00:30:38.044
کیانو پشت خط‌ـه
باید باهاش صحبت کنم

00:30:39.170 --> 00:30:40.839
ممنون عزیزم. خداحافظ

00:30:41.047 --> 00:30:43.842
یه‌لحظه وایسا
داره صحبت می‌کنه

00:30:44.425 --> 00:30:45.677
الو؟

00:30:48.930 --> 00:30:50.431
چی شده؟
حالت چطوره؟

00:30:53.601 --> 00:30:55.854
خوبه. بازیل بهت زنگ نزد؟

00:30:59.399 --> 00:31:01.860
نزد، ها؟
با کسی از بچه‌های دفتر صحبت نکردی؟

00:31:04.362 --> 00:31:06.906
عالیه. احتمالا دارن معطلش می‌کنن

00:31:09.951 --> 00:31:12.203
... این ... آره، من -
... لعنتی -

00:31:12.745 --> 00:31:16.082
یه کم عصبی‌ام
پس فکر کنم خودم بهت بگم

00:31:16.124 --> 00:31:17.876
با تامین مالی‌شون به مشکل خوردن

00:31:18.042 --> 00:31:19.961
دارن میان

00:31:20.253 --> 00:31:22.255
گفتیم همه بیان اما باز قبول نکردن

00:31:24.382 --> 00:31:26.467
مطمئنم دارن دست و پا می‌زنن
یه راهی پیدا کنن

00:31:26.634 --> 00:31:29.012
چند تا گزینه داریم

00:31:29.262 --> 00:31:32.473
خوش‌بختانه چند نفری رو می‌شناسیم، پس سعی می‌کنیم
هر چه زودتر این خلاء رو پر کنیم

00:31:32.599 --> 00:31:37.395
تا 45 دقیقه دیگه برمی‌گردیم دفتر

00:31:37.604 --> 00:31:40.273
می‌ریم توی دفتر و سعی می‌کنیم
پروژه رو پس بگیریم

00:31:42.901 --> 00:31:44.068
کیانو چی گفت؟

00:31:46.446 --> 00:31:49.908
میدونی، کیانو یه جور دیگه‌ست

00:31:50.074 --> 00:31:51.910
وقتی داد و بی‌داد می‌کنه، خوبه

00:31:54.203 --> 00:31:56.122
... وقتی خیلی خیلی ساکت می‌شه

00:31:56.289 --> 00:31:57.790
خیلی ساکت شده بود؟

00:31:57.999 --> 00:32:00.919
ساکت‌ترین حالتی بود که تا حالا دیده بودمش

00:32:11.429 --> 00:32:13.598
.فکر کنم 20 درصد گروه رو از دست بدیم

00:32:14.682 --> 00:32:16.809
الان هم یه عده رفتن

00:32:17.018 --> 00:32:18.686
یه بخش بزرگی از دفتر تولید

00:32:18.853 --> 00:32:20.438
دیگه نیومدن سر کار

00:32:20.647 --> 00:32:22.398
ولی یه بخش دیگه‌ش اومدن

00:32:22.565 --> 00:32:23.942
... میومدن تو دفترم و می‌گفتن

00:32:24.108 --> 00:32:26.402
«مطمئنی پول جور می‌شه؟»

00:32:26.569 --> 00:32:28.571
«منم می‌گفتم «آره

00:32:28.738 --> 00:32:34.327
البته داشتم دروغ می‌گفتم
چون هیچ ایده‌ای نداشتم

00:32:36.162 --> 00:32:38.164
حتی مجبور شدم کارت اعتباریم رو
بدم به طراح لباس

00:32:38.331 --> 00:32:42.377
که لباس بخره، واقعا خیلی مشکوک بود

00:32:42.543 --> 00:32:48.049
امکانش هست بودجه رو
شیش و نیم میلیون دلار کم کنیم

00:32:48.091 --> 00:32:49.425
و فیلم رو بسازیم؟

00:32:49.801 --> 00:32:51.678
فیلم‌نامه این‌طوری خیلی فرق می‌کنه

00:32:51.803 --> 00:32:54.764
... و باید بری پیش تمام خریدارهای بین‌المللیت

00:32:54.931 --> 00:33:00.979
و بهشون بگی «هی، شما 250 هزار دلار
برای حق پخش توی آلمان بهمون پول دادید

00:33:01.145 --> 00:33:03.189
«ولی این فیلم‌نامه‌ایه که الان قراره بگیرین

00:33:03.398 --> 00:33:06.234
«و همه می‌گن «من این فیلم‌نامه رو نمی‌خوام

00:33:06.401 --> 00:33:08.194
من اونی رو می‌خوام که خریدم -
درسته -

00:33:08.361 --> 00:33:10.321
پس باید اصالت کار رو حفظ کنی

00:33:10.488 --> 00:33:12.031
می‌تونی تغییرش بدی

00:33:12.198 --> 00:33:13.866
... یه‌خرده، اما نه در حد

00:33:14.075 --> 00:33:16.035
آره-
شش میلیون دلار -

00:33:20.415 --> 00:33:23.084
کیانو از دستمزدش زد
من و چد هم از دستمزدمون زدیم

00:33:23.251 --> 00:33:26.462
همه‌مون از حقوق‌مون زدیم
که این خلاء رو پر کنیم

00:33:27.922 --> 00:33:29.841
فکر کنم کیانو مجبور شد پولش رو
عقب بندازه و چک بنویسه

00:33:30.008 --> 00:33:31.676
آره، از این کارها هم کردیم

00:33:31.843 --> 00:33:33.344
فقط برای اینکه سرگروه‌هامون رو نگه داریم

00:33:34.595 --> 00:33:36.139
یادمه از دفتر تولید

00:33:36.347 --> 00:33:39.851
تا هتل، چند ساعت پیاده می‌رفتم چون می‌گفتم

00:33:40.018 --> 00:33:43.730
باید اونقدر خسته شم که
وقتی برگشتم هتل، بی‌هوش شم

00:33:43.938 --> 00:33:46.232
چون اگه خوابم نبره، همین‌طوری
... یه گوشه می‌شینم و با خودم می‌گم

00:33:46.399 --> 00:33:48.443
«به‌فنا رفتم، به‌فنا رفتم، به‌فنا رفتم»

00:33:48.609 --> 00:33:49.986
باید شروع کنیم

00:33:50.194 --> 00:33:52.447
... اگه تا دوشنبه بچه‌ها نیان

00:33:52.572 --> 00:33:54.699
شاید مجبور شی سکانس آخر رو حذف کنی
همون سکانس درگیری

00:33:56.701 --> 00:33:58.911
ما همین‌طوری هفت روز
... از برنامه عقبیم

00:33:59.078 --> 00:34:03.332
... که یعنی نیم میلیون دلار

00:34:03.499 --> 00:34:05.835
هدر رفت

00:34:06.002 --> 00:34:10.423
درحالی‌که از اول فیلم، 600 هزار دلار کم داشتیم

00:34:11.924 --> 00:34:12.967
خیلی بده

00:34:16.929 --> 00:34:20.600
و بعد، یه‌دفعه پول تامین شد

00:34:27.982 --> 00:34:30.610
تا فردا کل بودجه تامین می‌شه

00:34:32.653 --> 00:34:34.238
جمعه فیلم‌برداری می‌کنیم

00:34:35.448 --> 00:34:37.533
خدا بهمون نظر کرد

00:34:37.700 --> 00:34:40.620
واقعا عجیب بود که توی این زمان
تونستیم پول رو جور کنیم

00:34:40.787 --> 00:34:42.747
این فیلم در مورد انتقامه

00:34:42.955 --> 00:34:44.582
نه انتقام جان ویک

00:34:44.749 --> 00:34:46.292
انتقام ما

00:34:46.459 --> 00:34:48.044
... و بعد موقع فیلم‌برداری فهمیدیم

00:34:48.211 --> 00:34:49.921
... پول از طرف اون یارو نبوده

00:34:50.088 --> 00:34:52.006
بلکه پول اوا لنگوریا بوده

00:34:52.215 --> 00:34:57.261
و من تا بعد از تموم شدن فیلم به کیانو نگفتم

00:34:57.428 --> 00:34:59.472
چون نمی‌خواستم تعجب کنه

00:34:59.680 --> 00:35:02.600
... پس آره، اگه جان ویک یک رو ببینید

00:35:02.767 --> 00:35:06.104
واقعا خدا به اوا لنگوریا خیر بده
که تقریبا فیلم رو نجات داد

00:35:07.939 --> 00:35:09.982
از پسش براومدیم

00:35:10.525 --> 00:35:12.693
ولی فکر کنم یه‌کم روحیه
چد و دیو رو خراب کرد

00:35:12.735 --> 00:35:15.154
چون اولین کارگردانی‌شون بود

00:35:15.321 --> 00:35:18.282
و نمی‌دونستن بعضی وقت‌ها
اوضاع همین‌طوری می‌شه

00:35:18.449 --> 00:35:20.827
این چیزها پیش میاد
مخصوصا توی فیلم‌های مستقل

00:35:20.993 --> 00:35:25.248
خسته‌وکوفته رفتیم که فیلم‌برداری رو شروع کنیم

00:35:27.250 --> 00:35:28.876
... یادمه وقتی رسیدم نیویورک

00:35:29.043 --> 00:35:30.920
می‌دونی، دوست دارم برم دفتر تولید

00:35:31.003 --> 00:35:32.964
ببینم چه خبره -
آره -

00:35:33.464 --> 00:35:37.844
رفتم پیش جان ساندرز که دستیار اول کارگردان بود
... و بهش گفتم

00:35:37.885 --> 00:35:40.221
جان، بیا برنامه رو ببینیم»
«برنامه فیلم‌برداری

00:35:40.388 --> 00:35:42.348
یادمه. می‌خواستی برنامه رو ببینی

00:35:42.515 --> 00:35:44.392
آره -
عاشق اینی که برنامه رو بدونی -

00:35:44.559 --> 00:35:47.019
و من گفتم «چطور ... نمی‌شه این رو فیلم‌برداری کرد

00:35:47.228 --> 00:35:48.563
«چطوری می‌خوایم این کارو بکنیم؟

00:35:48.729 --> 00:35:49.939
یادمه فقط سرت رو تکون می‌دادی

00:35:50.106 --> 00:35:52.275
«من گفتم «نه، بیش‌تر فرصت نیاز داریم

00:35:52.733 --> 00:35:54.819
«و اونم گفت «می‌دونم
«گفتم «زمان بیش‌تری لازم داریم

00:35:56.195 --> 00:35:58.990
نمی‌تونستیم بفهمیم چی کار باید بکنیم

00:35:59.157 --> 00:36:00.867
چطور این رو انجام بدیم؟
چطور انجامش بدیم؟

00:36:01.075 --> 00:36:03.911
نه کیانو می‌تونست
نه نویسنده می‌تونست

00:36:04.078 --> 00:36:06.205
نه تهیه کننده‌ها می‌تونستن

00:36:06.789 --> 00:36:08.916
پس تصمیم گرفتیم با زمان کم‌تر فیلم رو بسازیم

00:36:10.293 --> 00:36:12.295
می‌خندیدیم و شوخی می‌کردیم
که این صرفا یه فیلم‌ـه

00:36:12.503 --> 00:36:15.423
ولی همه می‌دونیم، همه اعضای گروه
می‌دونن که خیلی جدی می‌گیریش

00:36:15.590 --> 00:36:17.675
می‌خوای بهترین کاری که می‌تونی رو انجام بدی

00:36:17.884 --> 00:36:19.552
.نمی‌خوای کسایی که
برات مایه گذاشتن رو ناامید کنی

00:36:19.677 --> 00:36:21.721
پس کلی به خودت فشار میاری
که انجامش بدی

00:36:21.888 --> 00:36:25.558
خب، ما ده سال بود کیانو رو می‌شناختیم

00:36:25.766 --> 00:36:28.186
هشت سال از زمان ماتریکس گذشته بود

00:36:28.352 --> 00:36:30.396
ولی بازم این کیانو ریوزه

00:36:30.563 --> 00:36:31.772
نمی‌خوای ناامیدش کنی
اون یه بازیگر حرفه‌ایه

00:36:31.939 --> 00:36:33.691
این کیانو ریوزـه

00:36:33.858 --> 00:36:35.276
نمی‌خوای ناامیدش کنی

00:36:35.443 --> 00:36:38.487
مهم نیست فکر می‌کنی
فیلم چی از آب در میاد

00:36:38.654 --> 00:36:41.365
پس تصمیم گرفتیم همه تلاش‌مون رو بکنیم
و کلی به خودمون فشار بیاریم

00:36:41.532 --> 00:36:43.576
بچه‌ها، باید ضبط کنیم
بریم برای ضبط

00:36:43.743 --> 00:36:45.203
!ضبط می‌کنیم -
!ضبط می‌کنیم -

00:36:46.704 --> 00:36:47.580
!حرکت

00:36:50.208 --> 00:36:53.419
مشکلات از هر طرف
بهمون حمله می‌کردن

00:36:53.586 --> 00:36:54.754
برو، برو، برو

00:36:54.921 --> 00:36:56.255
ضبط رو شروع کن

00:37:01.594 --> 00:37:03.596
مشکلات از بخش‌های مختلف

00:37:03.763 --> 00:37:05.014
و بعد مشکلات بودجه

00:37:05.181 --> 00:37:07.183
باید بفهمیم کدوم صحنه‌ها رو
می‌تونیم حذف کنیم

00:37:09.352 --> 00:37:11.771
توی جان ویک چیز طبیعی‌ـه
کدوم صحنه‌ها رو می‌تونیم حذف کنیم

00:37:13.147 --> 00:37:14.398
چون هیچ‌وقت وقت نداریم همه رو بگیریم

00:37:16.150 --> 00:37:18.653
توی فیلم‌های با بودجه کم
آدم باید خودش هم توی فیلمش بازی کنه

00:37:18.861 --> 00:37:21.614
دوست دارم بگم این یه انتخاب خلاقانه بود
اما در اصل به‌خاطر بودجه بود

00:37:21.781 --> 00:37:24.158
و بعد مشکلات فیلم‌برداری تو نیویورک

00:37:24.367 --> 00:37:26.786
ببخشید، برو کنار
وسط خیابون وایستادی

00:37:29.622 --> 00:37:32.333
فکر کنم خدایان سینما ازمون متنفر بودن

00:37:32.541 --> 00:37:35.962
امروز روی جلد نیویورک پست هستیم

00:37:36.170 --> 00:37:40.258
کار عالی وینی توی
بخش وسایل صحنه نشون داده شده

00:37:41.425 --> 00:37:43.261
کار عالی گریم
کار عالی طراح مو

00:37:45.638 --> 00:37:47.848
... همه دست‌به‌دست هم دادن -
این واقعا کمک می‌کنه -

00:37:48.057 --> 00:37:50.601
توی جان ویک یک، حرف نداشت

00:37:50.810 --> 00:37:54.605
وقتی رفتیم گروه جمع کنیم
یه فیلم خیلی کوچیک بودیم

00:37:54.814 --> 00:37:58.567
هیچ‌کس مطمئن نبود که موفق می‌شیم
برای همین نمی‌تونستیم گروه بزرگی جمع کنیم

00:37:58.776 --> 00:38:00.528
پس هرکس رو تونستیم، آوردیم

00:38:00.695 --> 00:38:02.738
فقط مصاحبه می‌کردیم
و هرکس که در دسترس بود رو

00:38:02.905 --> 00:38:04.448
می‌آوردیم توی تیم

00:38:04.615 --> 00:38:05.950
مجبور بودن دستمزدشون رو کم کنن

00:38:06.117 --> 00:38:08.244
... و بعد برای بخش وسایل صحنه

00:38:08.411 --> 00:38:12.373
شوخی نمی‌کنم، وینی مازارلا و جویی رو آوردیم

00:38:12.456 --> 00:38:14.333
آره، جویی کوپولا -
جویی کوپولا -

00:38:14.834 --> 00:38:17.670
وینی مازارلا و جویی کوپولا
مدیر وسایل صحنه ما بودن

00:38:17.712 --> 00:38:21.507
و باحال‌ترین آدم‌های ممکن بودن
و شرایط رو درک می‌کردن

00:38:21.674 --> 00:38:25.720
مثلا وینی یه‌دفعه ... یه‌دفعه ماشین زباله نیاز داشتیم

00:38:25.886 --> 00:38:29.724
می‌دوید توی خیابون
می‌رفت ته خیابون

00:38:29.932 --> 00:38:32.435
توی جان ویک دو، ساعت دو صبح توی چایناتان

00:38:32.643 --> 00:38:35.938
تصمیم گرفتیم می‌خوایم یه ماشین زباله
... بیاد توی خیابون و عقب

00:38:36.105 --> 00:38:37.982
آره، جان ویک رو عقب بندازه

00:38:38.149 --> 00:38:40.067
«وینی گفت «توی جیب‌تون چی دارید؟

00:38:40.234 --> 00:38:41.527
چند تا بیست دلاری دادیم بهش -
آره -

00:38:41.694 --> 00:38:43.738
پنج دقیقه بعد با یه ماشین زباله برگشت

00:38:43.904 --> 00:38:45.531
با یه ماشین زباله

00:38:45.698 --> 00:38:47.700
به راننده ماشین زباله شهرداری
صد دلار داده بود

00:38:50.494 --> 00:38:52.413
خب، موقع فیلم‌سازی با
آدم‌های زیادی آشنا می‌شی

00:38:52.913 --> 00:38:54.832
اما آشنایی‌هایی که توی این فیلم
ایجاد شد، واقعا خاص بودن

00:38:54.874 --> 00:38:56.417
خیلی خوب بودن
آره، خوش شانس بودیم

00:38:56.625 --> 00:38:58.544
هم شخصی و هم خلاقانه -
آره -

00:38:58.711 --> 00:39:00.588
می‌دونی؟ -
آدم‌های خوب -

00:39:00.755 --> 00:39:03.716
آدم‌های باعشق که کارشون رو دوست دارن
و توی کارشون حرف ندارن

00:39:03.883 --> 00:39:05.718
و عاشق سختی و درد هستن

00:39:05.885 --> 00:39:07.595
و ... عاشق سختی و دردن

00:39:07.762 --> 00:39:09.347
زجرکشیدن رو دوست دارن

00:39:22.360 --> 00:39:23.944
دقیقا روز قبل از شروع فیلم‌برداری

00:39:25.279 --> 00:39:28.282
چد رو دیدم که یه گوشه
ناراحت و عصبانی نشسته

00:39:28.491 --> 00:39:30.284
رفتم به دیو گفتم
«چد چرا ناراحته؟»

00:39:30.493 --> 00:39:32.536
«از دست اعضای تیم‌ـه؟
گفت «نه، به‌خاطر زنشه

00:39:32.703 --> 00:39:34.830
و این حرف‌ها
«گفتم «منظورت چیه؟

00:39:34.997 --> 00:39:36.665
«گفت «آره، فکر کنم دارن جدا می‌شن

00:39:36.874 --> 00:39:39.043
«گفتم «الان؟ سر این فیلم؟

00:39:39.210 --> 00:39:42.213
تازه تونسته بودیم سختی
تامین بودجه رو پشت‌سر بذاریم

00:39:42.380 --> 00:39:43.464
من حقوق نگرفته بودم

00:39:43.672 --> 00:39:45.174
... نه‌تنها حقوق نگرفته بودم

00:39:45.341 --> 00:39:48.052
بلکه پول خودم رو آورده بودم توی کار
تا چاله‌چوله‌های پروژه رو پُر کنیم

00:39:48.219 --> 00:39:50.137
و گفتم «چطور ممکنه؟

00:39:50.304 --> 00:39:52.348
«این فیلم دیگه چقدر تحمل داره؟

00:39:53.557 --> 00:39:55.142
سلام -
سلام. چطوری؟ -

00:39:55.351 --> 00:39:57.228
و با چد در موردش حرف زدم

00:39:57.395 --> 00:39:58.604
فقط گفتم «برام مهم نیست چی داری می‌کشی

00:39:58.979 --> 00:40:01.357
«باید تحمل کنی و از این مرحله رد شی

00:40:01.399 --> 00:40:03.234
«اونم گفت «حتما، نگران نباش

00:40:03.401 --> 00:40:05.611
«گفت «توی تنهایی خودم اشک می‌ریزم

00:40:07.655 --> 00:40:10.366
یه جدایی وحشتناک داشتیم

00:40:10.533 --> 00:40:12.618
کل فیلم رو، جدا از هایدی ساختم

00:40:14.203 --> 00:40:16.330
وقتی روی چیزی قفل می‌کنه

00:40:16.539 --> 00:40:20.209
وقتی تمرکز می‌کنه، واقعا نمی‌شه
از دیوارش نفوذ کرد، متوجهی؟

00:40:20.376 --> 00:40:24.004
... به‌نظرم توی یه رابطه، این خیلی سخته

00:40:24.171 --> 00:40:26.924
چون وقتی دنبال یه ارتباط احساسی هستی

00:40:27.133 --> 00:40:30.553
،یا دنبال یه جور، می‌دونی، یه چیزی هستی

00:40:30.761 --> 00:40:33.180
و اون فقط روی یه چیز تمرکز کرده
نمی‌تونی بهش نفوذ کنی

00:40:33.347 --> 00:40:35.141
اون احساس می‌کرد به چیزهای بیش‌تری نیاز داره

00:40:35.307 --> 00:40:37.518
و خوش‌بختانه من باهاش موافق بودم

00:40:37.726 --> 00:40:39.395
و بعد تونستیم دوباره با هم باشیم

00:40:39.562 --> 00:40:42.857
البته بعد از جدایی که
یه‌عالمه وقت داشتیم

00:40:43.065 --> 00:40:47.570
فقط برای اینکه تو جان ویک دو طلاق بگیریم

00:40:47.778 --> 00:40:50.906
می‌بینید که دارم به بی‌کفایتی خودم می‌خندم

00:40:51.073 --> 00:40:52.491
که نتونستم این موضوع رو حل کنم
و زندگیم رو نجات بدم

00:40:55.786 --> 00:40:58.164
چیزی که واقعا برام ناراحت کننده بود این بود که

00:40:58.372 --> 00:41:00.291
وقتی تنها شانس‌مون رو داشتیم

00:41:00.458 --> 00:41:03.586
که من به شخصه احتمالا
بیش‌تر از تو براش تلاش کرده بودم

00:41:03.794 --> 00:41:07.465
که وارد دنیای کارگردانی بشم
و تو می‌خواستی خرابش کنی

00:41:09.091 --> 00:41:12.136
.برام سخت بود همدلی کنم
چون عادلانه به‌نظر نمی‌رسید

00:41:12.261 --> 00:41:14.430
دو هفته بعد، بازیل یه یک‌شنبه
... بهم زنگ زد و گفت

00:41:14.847 --> 00:41:18.350
باید بری نیویورک»
«این دو تا اصلا با هم حرف نمی‌زنن

00:41:18.392 --> 00:41:20.686
راستش فکر می‌کردم دو تا کارگردان تازه‌کار

00:41:20.853 --> 00:41:23.355
... بهتر از یه کارگردان تازه‌کار باشه، چون

00:41:23.522 --> 00:41:26.650
می‌دونی، وقتی دوتا باشن
سریع‌تر کار پیش می‌ره تا یک نفر

00:41:26.817 --> 00:41:28.694
اختلافات‌شون انگار در طول فیلم‌برداری

00:41:28.861 --> 00:41:31.113
بدتر و بدتر می‌شد

00:41:31.280 --> 00:41:35.367
انگار وقتی دشمن بیرونی
... یعنی ساخت فیلم، از بین رفت

00:41:35.576 --> 00:41:37.620
جنگ داخلی شروع شد

00:41:37.828 --> 00:41:41.707
یادمه یک ساعت سر رنگ ملافه‌ها دعوا می‌کردن

00:41:41.874 --> 00:41:44.793
لعنتی، قرار بود یه جای باحال و خفن باشه
که آدم دلش می‌خواد اونجا باشه

00:41:45.002 --> 00:41:49.340
درحالی‌که شده یه جای
بنفش یاسی آشغال

00:41:49.507 --> 00:41:51.759
می‌دونید، الان که فکر می‌کنم
به‌نظرم خیلی ساده‌لوح بودم که تعجب می‌کردم

00:41:51.926 --> 00:41:53.594
فکر کنم هر روز دعوا داشتیم

00:41:53.802 --> 00:41:55.429
ولی فکر نمی‌کنم دعوای واقعی بود

00:41:55.471 --> 00:41:57.389
فکر کنم هر دومون استرس داشتیم

00:41:57.932 --> 00:41:59.683
و سر همدیگه خالی می‌کردیم
... چون وقتی یکی رو دوست داشته باشی

00:41:59.725 --> 00:42:01.352
اول خشمت رو سر اون خالی می‌کنی

00:42:01.519 --> 00:42:03.229
می‌دونی چیه، کار خودت رو بکن لعنتی

00:42:03.646 --> 00:42:06.524
ساختن اون فیلم مثل این بود که
دارم طلاق پدر و مادرم رو می‌بینم

00:42:06.565 --> 00:42:10.069
ساعت سه صبح کار تموم می‌شد
و من گریه‌کنان می‌رفتم خونه

00:42:10.236 --> 00:42:12.029
می‌گفتم این دیگه چه وضعیه؟

00:42:12.238 --> 00:42:14.615
خیلی افتضاحه رفیق

00:42:14.782 --> 00:42:18.035
مثل اینه که مامان و بابا همه‌ش دارن دعوا می‌کنن
باید برم پیش روان‌شناس

00:42:18.202 --> 00:42:19.954
دارن فکر می‌کنن

00:42:20.120 --> 00:42:21.956
... فکر کنم دارن اطلاعات روزشون رو

00:42:22.122 --> 00:42:24.375
تو ذهن‌شون مرور می‌کنن

00:42:24.667 --> 00:42:26.585
حداقل امیدوارم این کاری باشه
که توی سکوت‌شون انجام می‌دن

00:42:26.669 --> 00:42:29.838
مسئله، خلاقیت نبود
مسئله، سبک مدیریت بود

00:42:29.922 --> 00:42:31.507
... و فکر می‌کنم چد

00:42:32.007 --> 00:42:34.760
از اینکه یه چیزی رو برای
... یه‌لحظه منفجر کنه

00:42:34.802 --> 00:42:37.805
و بعد همه بدوئن که درستش کنن، انرژی می‌گیره

00:42:37.972 --> 00:42:40.140
ولی من این‌جوری کار نمی‌کنم

00:42:41.758 --> 00:42:43.769
این رو می‌خوای یا این رو؟

00:42:43.936 --> 00:42:47.982
چیزی میریزه تو قهوش؟
قهوشو تلخ میخوره؟

00:42:48.148 --> 00:42:50.067
تلخ مثل دماغش -
مثل روحش -

00:42:50.359 --> 00:42:51.485
مثل روحش

00:42:51.694 --> 00:42:53.612
عجب چیزیه

00:42:53.821 --> 00:42:55.155
از اون آدمای تک نفرست؟

00:42:55.406 --> 00:42:58.784
طنز جان ویک ۱ این بود که چد و دیو خیلی

00:42:58.909 --> 00:43:01.036
خیلی خیلی تو سکانس‌های اکشن راحت بودن

00:43:01.203 --> 00:43:03.497
تو سکانس‌های درام و بازیگری

00:43:03.664 --> 00:43:05.583
اونقدر راحت نبودن چون تا حالا
انجامش نداده بودن

00:43:05.749 --> 00:43:08.502
و این یه تناقض عجیب بود با چیزی که معمولاً

00:43:08.669 --> 00:43:10.504
از کارگردان‌های تازه‌کار می‌بینی

00:43:10.713 --> 00:43:12.631
معمولاً کارگردان‌های تازه‌کار
تو سکانس‌های اکشن گیج میشن

00:43:12.798 --> 00:43:15.926
.و کار با بازیگرا براشون طبیعیه
تو این فیلم برعکس بود

00:43:16.135 --> 00:43:18.637
فکر کنم نه روز یا هفت روز
داخل خونه فیلمبرداری کردیم

00:43:18.804 --> 00:43:21.223
آره، اونجا چدر زده بودیم -
کلی صحنه از افسردگی جان ویک داشتیم -

00:43:21.390 --> 00:43:23.309
"و می‌گفتیم "این شخصیته دیگه

00:43:23.434 --> 00:43:25.019
یادته چقدر کار کردیم؟ -
آره -

00:43:25.352 --> 00:43:27.980
چون داره شما دو تا رو از هم جدا می‌کنه، درسته؟

00:43:28.022 --> 00:43:29.231
...داره جداتون می‌کنه

00:43:29.607 --> 00:43:30.983
من و دیو خیلی استرس داشتیم

00:43:31.025 --> 00:43:33.027
که فقط به چشم بدلکار نگامون کنن

00:43:33.193 --> 00:43:34.945
،نمی‌تونیم رو اکشن تمرکز کنیم
باید رو بازیگری تمرکز کنیم

00:43:35.112 --> 00:43:37.448
و احساسات و دردی که این مرد می‌کشه

00:43:37.615 --> 00:43:41.452
پس نه روز از یه فیلم با بودجه خیلی کم

00:43:41.619 --> 00:43:45.122
و زمان‌بندی خیلی محدود رو صرف کردیم

00:43:45.289 --> 00:43:48.250
که کیانو افسرده باشه، کمد زنشو خالی کنه
و لباساشو جمع کنه

00:43:48.417 --> 00:43:51.337
و بشینه خیره بشه به تاریکی و پوچی

00:43:51.545 --> 00:43:55.674
یادمه روز سوم، کیانو سه روز یه کلمه هم حرف نزد

00:43:55.841 --> 00:43:57.301
از خواب پا می‌شد

00:43:57.509 --> 00:43:58.677
دندوناشو مسواک می‌زد

00:43:58.844 --> 00:44:00.012
تو آینه نگاه می‌کرد

00:44:00.179 --> 00:44:01.096
می‌رفت اون طرف اتاق

00:44:01.305 --> 00:44:02.514
ظرف سگو پر می‌کرد

00:44:02.723 --> 00:44:03.766
"می‌گفت "بیا اینجا

00:44:03.932 --> 00:44:05.517
بیدار می‌شد

00:44:05.684 --> 00:44:08.020
و فیلما به طرز کسل‌کننده‌ای خسته‌کننده بودن

00:44:08.187 --> 00:44:09.772
و تمومی نداشت

00:44:09.938 --> 00:44:12.066
کلی صحنه داری که جان ویک تنهایی غلات می‌خوره

00:44:12.232 --> 00:44:14.526
کتاب‌سازی، یادته؟ یادته مرمت کتاب می‌کرد؟

00:44:14.693 --> 00:44:17.488
...یادم رفته بود. می‌خواستیم نشون بدیم که خیلی دقیقه

00:44:17.655 --> 00:44:19.323
دقیق -
منظم -

00:44:19.490 --> 00:44:22.868
دو روز فیلم گرفتیم که کیانو داره کتاب صحافی می‌کنه

00:44:23.035 --> 00:44:26.205
اینقدر می‌ترسیدیم که برچسب کارگردان اکشن بهمون بخوره

00:44:26.372 --> 00:44:28.666
آه، لگد به سر

00:44:30.209 --> 00:44:32.503
این واکنشه رو دوست دارم -
منم همینطور -

00:44:32.670 --> 00:44:35.964
همچین واکنش تشنجی رو زیاد نمی‌بینی، می‌دونی

00:44:36.173 --> 00:44:38.676
وقتی درد داری مغزت قفل می‌کنه لعنتی

00:44:40.719 --> 00:44:41.845
آه، درسته، کشتن سگه -
آره -

00:44:44.014 --> 00:44:45.933
اوه

00:44:46.100 --> 00:44:48.102
باید می‌شنیدی تو نمایش اول تستی چی شد. اوه

00:44:48.268 --> 00:44:49.770
دیگه هیچوقت تماشاگرا رو برنگردوندیم

00:44:49.978 --> 00:44:51.438
جدی؟ -
آره -

00:44:51.605 --> 00:44:53.565
...اولین نمایش تستیمون

00:44:53.732 --> 00:44:55.359
چطور پیش رفت؟ -
اون سگه... اون سگه رفت -

00:44:55.560 --> 00:44:57.361
تماشاگرا ساکت شدن

00:44:57.569 --> 00:44:59.947
و مردم داشتن می‌رفتن بیرون

00:45:00.114 --> 00:45:02.491
.فیلم هنوز خیلی خام بود
هنوز خیلی طولانی بود

00:45:02.658 --> 00:45:04.201
آره، عجیب شد

00:45:04.410 --> 00:45:09.164
این یکی از معروف‌ترین اصول هالیووده

00:45:09.331 --> 00:45:10.749
که هیچوقت یه سگ رو نکشی

00:45:10.916 --> 00:45:13.210
به محض اینکه یه سگ کشته میشه

00:45:13.419 --> 00:45:18.340
تقریباً همیشه یه بخش بزرگی از مخاطبا رو از دست میدی

00:45:18.507 --> 00:45:21.510
آه، آره، شلیک خونی -
آره، شلیک خونی -

00:45:21.677 --> 00:45:24.722
توله سگه قبل مردنش
خودشو کشون کشون رسوند به صاحبش

00:45:26.098 --> 00:45:27.599
وقتی این راش‌ها برگشت

00:45:27.808 --> 00:45:30.144
یه دعوای حسابی شنیدیم که

00:45:30.310 --> 00:45:33.772
اوه، بچه‌ها. چه غلطی دارین میکنین"
"چه غلطی دارین می‌کنین؟

00:45:33.939 --> 00:45:35.149
نمیشه سگه رو بکشی

00:45:36.358 --> 00:45:39.570
"دارین پورن توله سگ می‌سازین، خشن"

00:45:39.737 --> 00:45:42.823
"گفتم "نه بابا، از لنز بیبی استفاده کردیم. خیلی هنری میشه

00:45:42.990 --> 00:45:45.951
"اونا گفتن "روده‌های توله سگه ریخته کف زمین

00:45:46.118 --> 00:45:47.703
"گفتم "روده نیست، فقط خونه

00:45:47.870 --> 00:45:49.621
کلی سر اون شات بحث کردیم

00:45:49.788 --> 00:45:53.125
یادمه موقع فیلمبرداری مرگ سگه

00:45:53.292 --> 00:45:57.320
کیانو رو زمین با یه سگ بیگل عروسکی گریه می‌کرد

00:45:58.964 --> 00:46:00.257
و اون لحظه با خودت میگی

00:46:00.424 --> 00:46:02.843
یا این نبوغه یا"

00:46:03.051 --> 00:46:04.720
"بدترین چیزیه که تا حالا ساختم

00:46:04.887 --> 00:46:06.180
همیشه می‌دونستیم می‌خوایم اینکارو بکنیم

00:46:06.346 --> 00:46:07.931
آره، یعنی این خود فیلمه

00:46:08.098 --> 00:46:09.433
بقیه سعی می‌کردن منصرفمون کنن

00:46:09.516 --> 00:46:10.768
"ولی ما می‌گفتیم "نه، باید سگه رو بکشیم

00:46:11.268 --> 00:46:12.936
باید... وگرنه فیلم چی میشه؟

00:46:12.978 --> 00:46:15.272
آره، بدون توله سگه فیلمی نداشتیم

00:46:15.522 --> 00:46:17.941
نه، باید توله سگه رو بکشی
تا دلبستگی رو از بین ببری

00:46:18.066 --> 00:46:20.360
ولی فکر کنم بیشتر سر این بحث شد

00:46:20.527 --> 00:46:22.154
این و کشتن آلفی تو آخر فیلم

00:46:22.321 --> 00:46:24.615
نمی‌تونی آلفی آلن رو اینجوری خونسردانه بکشی

00:46:24.782 --> 00:46:26.366
چون خیلی سرد و بی‌رحمانست

00:46:26.533 --> 00:46:29.369
یوسف باید بره -
نمی‌تونی توله سگه رو بکشی -

00:46:29.536 --> 00:46:30.788
و زنش -
توله سگه باید بره -

00:46:30.954 --> 00:46:32.956
و زنش باید... باید بفهمیم

00:46:33.123 --> 00:46:34.833
که آدم بدا زنشو مسموم کردن

00:46:35.000 --> 00:46:36.794
نه، زنه باید بمیره

00:46:36.960 --> 00:46:39.713
این سه تا نظری بود که از بعضیا گرفتیم

00:46:39.922 --> 00:46:43.592
،حتی شب فیلمبرداری توله سگه
...فهمیدیم یه چیز خوب داریم وقتی

00:46:43.759 --> 00:46:45.761
فکر کنم چون اول اون حرکت به سمت خون رو گرفتیم

00:46:45.928 --> 00:46:47.262
آره

00:46:47.513 --> 00:46:48.847
و بعد، فقط داری سگه رو نوازش می‌کنی

00:46:48.972 --> 00:46:50.057
آره

00:46:50.224 --> 00:46:51.183
گفتیم "این عالیه

00:46:51.350 --> 00:46:52.851
"این میره تو فیلم

00:46:53.018 --> 00:46:54.895
و پشت مانیتورها کلی حرف بود که

00:46:55.062 --> 00:46:58.232
"اوه نه، باید یه نسخه... یه نسخه دوم بگیریم"

00:46:58.398 --> 00:47:00.442
چد اون موقع زیاد اهل سگ نبود

00:47:00.609 --> 00:47:02.820
الان سگ داره و سگ دوسته

00:47:02.986 --> 00:47:04.822
و قبولشون کرده و با سگا فیلم ساخته

00:47:04.988 --> 00:47:06.740
و از بچگی تربیتشون کرده

00:47:06.949 --> 00:47:09.535
و گردن و خایه مردم رو گاز می‌گیرن و اینا

00:47:09.743 --> 00:47:12.037
ولی موقع جان ویک اصلاً سگ نداشت

00:47:12.204 --> 00:47:14.039
مثلاً نمی‌گفت

00:47:14.206 --> 00:47:16.667
چد می‌خواد این فیلم احساسی"
درباره یه سگ رو کارگردانی کنه

00:47:16.834 --> 00:47:18.335
"یه مرد و سگش

00:47:18.544 --> 00:47:20.921
اصلاً انتخاب اول چد این نبود

00:47:21.088 --> 00:47:23.841
که شاید به همین خاطر کشتن سگه راحت بود

00:47:24.007 --> 00:47:26.593
فقط می‌گفت "سگه رو می‌کشیم میره

00:47:26.802 --> 00:47:28.303
"دیگه لازم نیست سگ کارگردانی کنم

00:47:28.512 --> 00:47:29.638
و الان خنده‌داره

00:47:29.972 --> 00:47:32.057
همه جا پر سگه

00:47:32.099 --> 00:47:34.142
اگه این مسیریه که چد طی کرده

00:47:34.393 --> 00:47:37.479
،که سگ دوست شده
خوشحالم که جان ویک رو ساختیم

00:47:37.604 --> 00:47:40.774
چون برای من خیلی مهمه

00:47:40.983 --> 00:47:44.152
اینجا یه نفر می‌تونه نشونه‌گیری کنه سمتت

00:47:44.361 --> 00:47:46.071
...برای همینه که داری می‌دویی

00:47:46.238 --> 00:47:48.740
باشه -
"بیشتر مثل "لعنتی -

00:47:48.991 --> 00:47:53.287
بعضی وقتا مردم می‌پرسن
"کدوم شات‌های جان ویک ۱ مال دیوه و کدوما مال تو؟"

00:47:53.412 --> 00:47:56.456
میگم "نمی‌دونم لعنتی" همه چی با مشورت بود

00:47:56.623 --> 00:47:58.750
اون دوربین A رو می‌چید، من دوربین B رو

00:47:58.917 --> 00:48:01.503
.خیلی طبیعی پیش می‌رفت
خیلی با هم کار کرده بودیم

00:48:01.670 --> 00:48:03.839
می‌دونستیم باید چیکار کنیم. باید تمومش کنیم. بریم

00:48:04.006 --> 00:48:05.007
بهترین ایده رو پیدا کنیم

00:48:09.136 --> 00:48:12.306
دیو خیلی واقع‌گراتر بود

00:48:12.472 --> 00:48:16.143
من بیشتر تحت تأثیر تالکین و انیمه و مانگای ژاپنی بودم

00:48:16.310 --> 00:48:19.354
و دیو می‌خواست واقع‌گراتر، خشن‌تر و احساسی‌تر باشه

00:48:19.563 --> 00:48:20.772
باید دردناک باشه

00:48:20.939 --> 00:48:22.608
پس هر کدوم فیلم رو یه جور می‌دیدیم

00:48:22.816 --> 00:48:24.610
و به یه نقطه خوب رسیدیم

00:48:24.818 --> 00:48:27.279
مخصوصاً تو اون دوره که همه چی دوربین لرزون بود

00:48:27.487 --> 00:48:29.156
برای همین جان ویک گرفت

00:48:31.033 --> 00:48:34.953
...دیو و چد اون سبک رو ساختن
بهش می‌گفتیم سبک جان ویک

00:48:35.162 --> 00:48:37.831
که برداشت‌های طولانی و صحنه‌های مبارزه ۳۰ حرکتی بود

00:48:38.040 --> 00:48:41.293
که جودو/جوجیتسو می‌کردی با تفنگ تو دستت

00:48:41.460 --> 00:48:43.128
این از روی اجبار به وجود اومد

00:48:43.295 --> 00:48:45.714
چون وقت و پول کم داشتیم

00:48:45.881 --> 00:48:47.966
،وقتی مشت و لگد می‌زنی
نمای مختلف می‌خوای، درسته؟

00:48:48.175 --> 00:48:50.218
از پشت شونه می‌خوای. باید ضربه رو جا بندازی

00:48:50.427 --> 00:48:52.095
و ما همچین وقتی نداشتیم

00:48:52.262 --> 00:48:54.598
"پس با هم حرف زدیم "خب چجوری انجامش بدیم؟

00:48:54.765 --> 00:48:56.808
...خب، از جودو و آیکیدو استفاده می‌کنیم و

00:48:56.975 --> 00:48:58.644
ویک یه جور آدمیه که می‌گیرتت

00:48:58.852 --> 00:49:00.979
...اگه یقه‌تو بگیرم -
آره، گرفتت -

00:49:01.146 --> 00:49:02.356
تمومه -
آره، گرفتت -

00:49:02.522 --> 00:49:04.107
تمومه

00:49:04.316 --> 00:49:05.943
این حسی بود که می‌خواستیم -
تمومه -

00:49:06.276 --> 00:49:09.446
فقط همین بود که اگه یقه رو بگیرم، داخل، هر جا

00:49:09.488 --> 00:49:12.950
"اگه یقه رو بگیرم میاد... فقط "داریم می‌ریم، بای

00:49:13.116 --> 00:49:15.744
انتخابی نداری. افتادی تو ماشین

00:49:15.911 --> 00:49:19.456
داری می‌افتی. داری می‌چرخی. داری پیچ می‌خوری

00:49:19.665 --> 00:49:22.000
...ولی قبل جان ویک به این فکر کرده بودی

00:49:22.125 --> 00:49:24.044
آره، فقط هیچوقت شخصیت مناسبشو نداشتیم

00:49:24.503 --> 00:49:27.839
"منو وارد کردی که "ببینیم این میتونه جواب بده

00:49:27.881 --> 00:49:29.967
آره، خب ما داشتیم... بازیگر رو بگیر

00:49:30.133 --> 00:49:32.761
و آزمایش کن -
و آزمایش کن -

00:49:32.928 --> 00:49:35.389
"آره، این یارو انجامش میده. میشناسمش. میاد تمرین"

00:49:35.555 --> 00:49:38.976
کوریوگرافی نزدیک با اسلحه رو تقریباً آماده کرده بودیم

00:49:39.142 --> 00:49:41.895
فقط نمیتونستیم مورد آزمایشی پیدا کنیم -
آره -

00:49:42.104 --> 00:49:45.023
،وقتی جان ویک پیش اومد
چد و دیو سریع مثل

00:49:45.232 --> 00:49:47.609
.نمای گاوصندوق رو بیار. طرح‌های گاوصندوق رو بیار"

00:49:47.776 --> 00:49:48.860
".این همون ویکه

00:49:57.694 --> 00:50:00.080
.قدیما، ما... خب، هنوزم انجام میدیم

00:50:00.288 --> 00:50:01.999
.فیلم‌های جیسون استاتهام زیاد می‌سازیم

00:50:02.207 --> 00:50:04.084
.یادمه یه فیلمی بود به اسم Safe

00:50:04.292 --> 00:50:06.545
.داشتیم طرح‌هایی برای اون فیلم می‌ساختیم

00:50:06.712 --> 00:50:12.300
و چد به همه چالش داد که
.جوجیتسو و جودو رو با کار اسلحه ترکیب کنن

00:50:12.509 --> 00:50:14.928
،و اگه به پیش‌نمایش‌های Safe نگاه کنی

00:50:15.137 --> 00:50:19.016
.همه حرکات و سبک جان ویک ۱ اونجاست

00:50:22.394 --> 00:50:24.896
برای گان فو، ترکیبی از ایرسافت استفاده کردی

00:50:25.063 --> 00:50:28.150
.و از جلوه‌های ویژه برای فلش‌های لوله و پاشش خون

00:50:28.358 --> 00:50:31.236
.چون قدیما، از فشنگ مشقی استفاده می‌کردیم، اسلحه واقعی

00:50:31.403 --> 00:50:33.405
.پس نمی‌تونی کار نزدیک انجام بدی. خطرناکه

00:50:33.572 --> 00:50:35.741
.از یه فاصله‌ای هنوز کشنده‌ست

00:50:35.949 --> 00:50:37.492
.معمولاً وقتی شلیک می‌کنی، کات میدی

00:50:37.659 --> 00:50:39.703
،و یارو رو نشون میدی که شلیک می‌کنه

00:50:39.870 --> 00:50:42.372
.و بعد از نمای مخالف تا بدونی تو منطقه امنی

00:50:42.581 --> 00:50:44.791
پس ما نماهایی می‌گیریم
،که درست جلوی هم کات نمیشن

00:50:44.958 --> 00:50:46.877
.از نزدیک به هم شلیک می‌کنن

00:50:47.044 --> 00:50:49.254
وقتی مونتاژش کردن و فلش لوله

00:50:49.463 --> 00:50:51.798
،و پاشش خون رو گذاشتن روش
".همه گفتیم "اوه، لعنتی

00:50:51.965 --> 00:50:54.134
.از هر چیزی که تو فیلم‌های دیگه می‌ساختیم باحال‌تر بود

00:50:54.342 --> 00:50:56.887
.فرستادیمش برای چد و اونم دیوونه شد

00:50:57.012 --> 00:50:58.138
،و من داشتم نگاه می‌کردم که

00:50:58.555 --> 00:51:00.098
.رفیق، باید اینو بذاریم تو یه فیلم"

00:51:00.140 --> 00:51:02.434
".این دیوونه‌کننده‌ست. عالیه

00:51:02.642 --> 00:51:05.145
.جالبه که همه فکر می‌کردیم جیسون می‌ترکونه

00:51:05.312 --> 00:51:07.355
.اون تو اکشن خیلی خوبه، باید راحت باشه

00:51:07.564 --> 00:51:10.192
،و به سبک کلاسیک جیسون

00:51:10.400 --> 00:51:13.278
.عاشقشم، نظر داشت، فکرایی داشت

00:51:13.445 --> 00:51:15.655
.شاید اینو نمی‌خواست. شاید زیادی استایلیزه بود

00:51:15.822 --> 00:51:17.949
،نمی‌دونم چی بود، ولی به یه دلیلی

00:51:18.116 --> 00:51:19.993
.استاتهام با سبکش جور نشد

00:51:20.202 --> 00:51:23.997
.من یه جورایی گفتم "داری شوخی می‌کنی الان

00:51:24.206 --> 00:51:26.875
".این باحال‌ترین چیزیه که مدت‌ها دیدم

00:51:27.042 --> 00:51:29.419
.البته آخرش یه تیکه‌های کوچیکی ازش انجام دادن

00:51:29.628 --> 00:51:32.923
.اگه Safe رو ببینی، یه کم مبارزه تن به تن داره

00:51:33.090 --> 00:51:36.760
.معرفیشه، می‌دونی، تو اون دعوای تو رستوران

00:51:36.927 --> 00:51:41.515
.فقط چند لحظه هست که گان فو رو می‌بینی

00:51:41.681 --> 00:51:44.309
.ولی فکر کنم اون موقع چد گفت "به درک

00:51:44.476 --> 00:51:46.728
.اینو نگه می‌داریم تا نوبت خودمون بشه

00:51:46.895 --> 00:51:49.106
"...نمی‌ذاریم کس دیگه‌ای ببینه، چون

00:51:49.272 --> 00:51:51.274
.حق داشت. قرار بود مردم رو شگفت‌زده کنه

00:51:51.483 --> 00:51:53.610
.و خیلی هیجان‌زده بودیم که بذاریمش تو ویک

00:51:53.777 --> 00:51:56.196
.نمی‌تونستیم صبر کنیم

00:51:56.363 --> 00:51:59.950
جالبه چون با اینکه هر دو
،آیکون‌های اکشن عالی هستن

00:52:00.117 --> 00:52:02.619
،جیسون هم یه هیکل عضلانی باحاله

00:52:02.828 --> 00:52:05.122
.وقتی ریوز انجامش می‌داد یه جور دیگه بود

00:52:17.843 --> 00:52:20.387
،اگه بگی گان فو
.خودکار یاد کیانو ریوز می‌افتی

00:52:20.554 --> 00:52:22.013
.سبک خودشه

00:52:24.307 --> 00:52:29.146
.چیز خوب کیانو اینه که، یعنی، خیلی حرفه‌ایه

00:52:29.312 --> 00:52:33.775
.۹۸٪ مبارزه‌ها رو خودش انجام میده

00:52:33.984 --> 00:52:37.612
،بدلش فقط موقع چیزای خیلی خطرناک میاد

00:52:37.779 --> 00:52:40.365
.مثل وقتی که من از بالکن پرتش می‌کنم

00:52:40.532 --> 00:52:43.660
.خیلی خوبه. شگفت‌انگیزه

00:52:43.869 --> 00:52:46.454
.یک، میری اینجا. بگیر

00:52:46.663 --> 00:52:48.623
،یادمه چد و دیو اومدن پیشم گفتن

00:52:48.832 --> 00:52:50.000
".دنیل، پد بپوش"

00:52:50.292 --> 00:52:51.626
"گفتم "یعنی چی؟

00:52:51.668 --> 00:52:53.295
،داریم مستر می‌گیریم، می‌دونی

00:52:53.753 --> 00:52:56.173
.که دعوا رو از اول تا آخر می‌گیری، بدون کات

00:52:56.214 --> 00:52:57.883
.و من خیلی وقت بود اینکارو نکرده بودم

00:52:58.091 --> 00:52:59.718
".و اونا گفتن "وقت نداریم. پد بپوش

00:52:59.885 --> 00:53:01.428
.برو، برو، برو، برو

00:53:07.893 --> 00:53:11.980
،یه مستر گرفتیم
،و یادمه من و بدل کیانو، جکسون

00:53:12.147 --> 00:53:14.232
.هر دو خیلی خسته شده بودیم

00:53:17.986 --> 00:53:20.030
.ولی دعوای خیلی خوبی شد

00:53:21.573 --> 00:53:23.283
.داریم می‌گیریم، بچه‌ها

00:53:23.450 --> 00:53:25.368
.فکر کنم از چیزی که فکر می‌کردیم بهتر شد

00:53:25.535 --> 00:53:26.661
.چون شخصیت‌پردازی کردی

00:53:26.828 --> 00:53:28.038
.الان مثل... درسته

00:53:28.205 --> 00:53:29.581
،اینجا بود که جان ویک شد

00:53:29.748 --> 00:53:30.916
.باشه، اون مرد اسلحه‌ست

00:53:31.082 --> 00:53:33.084
آره -
.لعنتی، جواب داد -

00:53:33.251 --> 00:53:36.922
آره، ولی فکر کنم این به فلسفه تو

00:53:37.130 --> 00:53:39.132
و فلسفه دیوید لیچ

00:53:39.341 --> 00:53:43.887
که از مکتب واچوفسکی‌ها با ماتریکس میاد

00:53:44.054 --> 00:53:46.681
.مربوط میشه که شخصیت اکشن رو پیش می‌بره

00:53:46.848 --> 00:53:48.642
،داستان اکشن

00:53:49.142 --> 00:53:52.896
.شخصیت اکشن باید خیلی به داستان مرتبط باشه

00:53:58.610 --> 00:54:02.239
.آخرین برداشت فیلمبرداری اصلی جان ویک

00:54:08.036 --> 00:54:11.706
.خب، این پایان فیلمبرداری اصلی و اضافی

00:54:11.873 --> 00:54:12.832
.از همگی ممنون

00:54:14.626 --> 00:54:16.419
...کار خوبی بود

00:54:16.628 --> 00:54:18.713
.هی، دیو، اولین فیلمت رو کارگردانی کردی

00:54:18.880 --> 00:54:20.090
حالا می‌خوای چیکار کنی؟

00:54:20.257 --> 00:54:23.051
.کراک بکشم

00:54:23.218 --> 00:54:25.762
.به همه اونایی که گفتن نمی‌تونیم

00:54:25.929 --> 00:54:28.765
فکر می‌کردیم قسمت سخت آموزش کیانو

00:54:28.974 --> 00:54:30.934
.و ساختن اکشن‌های باحاله

00:54:31.101 --> 00:54:33.561
تموم کردیم، گفتیم
".وای خدا، انجامش دادیم. راحت شدیم"

00:54:33.770 --> 00:54:36.231
،و بعد با چیزی به اسم پست آشنا شدیم

00:54:36.398 --> 00:54:38.692
.که باید فیلم رو پیدا می‌کردی

00:54:38.858 --> 00:54:41.695
،اگه فاصله می‌خوای
.اونجا فاصله داری. نگاه کن

00:54:41.861 --> 00:54:44.781
فکر کنم پست جایی بود
،که بیشترین یادگیری رو داشتم

00:54:44.990 --> 00:54:47.242
چون به عنوان کارگردان
.یونیت دوم زیاد انجامش نمیدی

00:54:51.288 --> 00:54:54.374
...و بعد کات به بیرون سریع مثل

00:54:54.541 --> 00:54:56.918
نسخه اولیه رو مونتاژ کردیم و فکر کردیم
".وای خدا، انجامش دادیم"

00:54:57.085 --> 00:55:00.130
نسخه اولیه رو دیدیم
.و گفتیم "چه خبره؟ این افتضاحه

00:55:00.297 --> 00:55:02.340
".این... دیگه هیچوقت کار نمی‌کنیم

00:55:02.507 --> 00:55:04.592
،نشونش دادیم به چندتا از دوستا و فامیل
"اونام فقط میگفتن "آره

00:55:04.801 --> 00:55:06.845
میزدن رو شونمون میگفتن
"آفرین بچه ها، آره آره"

00:55:07.012 --> 00:55:08.388
"اولین فیلمتونو ساختین"

00:55:08.596 --> 00:55:10.515
فکر کنم نابودشون کرد، انگار که

00:55:10.682 --> 00:55:12.767
،بچه ها خیلی طولانیه"
"خیلی طولانیه، خیلی طولانیه

00:55:12.976 --> 00:55:17.022
نسخه اول جان ویک، یارو همش تو خونه
پرسه میزد و غمباد گرفته بود

00:55:17.188 --> 00:55:19.399
عین این فیلمای سوئدی غمگین شده بود

00:55:19.566 --> 00:55:22.569
همه چی آبی بود، گریه میکرد، قهوه درست میکرد

00:55:22.736 --> 00:55:25.447
"...و تو میگفتی "خب باشه، من نمی

00:55:25.655 --> 00:55:28.325
فکر کنم مردم میخواستن بدونن
کی قراره شروع کنه به کشتن

00:55:28.491 --> 00:55:30.535
ما سعی داشتیم خیلی به فیلمنامه وفادار بمونیم

00:55:30.702 --> 00:55:32.912
که فکر کنم چهار پنج هفته اول با همه درگیر بودیم

00:55:33.288 --> 00:55:35.707
گاهی وقتا سخت‌تره وقتی میگی
"نه ولی من اینجوری میخواستم"

00:55:35.749 --> 00:55:39.044
و باید همینجوری ببینمش تا وقتی که"
"...دیگه اونجوری نبینمش، بعدش میتونم

00:55:39.252 --> 00:55:41.588
میدونی، و من دیگه
اون حالت قبلی رو فراموش کردم

00:55:41.755 --> 00:55:43.214
چون این حالت جدید خیلی باحال شده

00:55:43.381 --> 00:55:45.216
بازیل از دستمون عصبانی شد
که انقدر افسرده بودیم

00:55:45.383 --> 00:55:49.220
گفت "چه غلطی دارین میکنین؟
"پاشین برین سر کار

00:55:49.387 --> 00:55:51.306
"ما گفتیم "خب افتضاحه، گند زدیم

00:55:51.473 --> 00:55:52.807
"اونم گفت "این فقط نسخه اولیه‌ست

00:55:52.974 --> 00:55:54.601
"حالا باید برین فیلمو بسازین بچه‌ها"

00:55:54.768 --> 00:55:58.063
"بیست هفته وقت دارین، زود باشین، برین"

00:55:58.271 --> 00:56:00.857
"ما گفتیم "پس کارگردانی اینه، آره؟

00:56:01.066 --> 00:56:04.027
میدونی، باید تو تدوین فیلمو پیدا میکردن

00:56:04.194 --> 00:56:06.780
و بعد جنگیدن با بخش تجاری کار

00:56:06.946 --> 00:56:08.656
میدونی، بقیه درباره فیلمی
که فکر میکردی ساختی

00:56:08.865 --> 00:56:10.533
چه نظری دارن

00:56:10.658 --> 00:56:12.744
"اکشن زیاده"
"اکشن کمه"

00:56:13.161 --> 00:56:15.872
"نمیشه سگه رو بکشین"
"چی؟ پایان چی میشه؟"

00:56:15.914 --> 00:56:18.458
پایانش خوب نیست" باید عوضش کنیم، میدونی"

00:56:18.625 --> 00:56:24.214
و مطمئنم کلی فکر میکردن
"این چقدر افتضاحه"

00:56:24.381 --> 00:56:27.175
خیلی آروم آروم فیلمو پیدا کردیم

00:56:27.342 --> 00:56:29.219
خیلی کند بود، ولی آره، وحشت کرده بودیم

00:56:29.386 --> 00:56:31.888
میدونی، اون موقع همه چی
درباره تدوین سریع بود

00:56:32.055 --> 00:56:34.849
،و دوربین لرزون و این چیزا
ولی ما اصلا دوربین لرزون نداشتیم

00:56:35.016 --> 00:56:38.228
کارای ما خیلی آروم بود و بدون جلوه‌های ویژه

00:56:38.395 --> 00:56:39.979
آره، فکر میکردیم فیلم افتضاحه

00:56:40.146 --> 00:56:41.856
همه به جز کیانو

00:56:42.023 --> 00:56:43.441
"کیانو و بازیل فقط میگفتن "نه، ادامه بدین

00:56:43.608 --> 00:56:45.193
"به کارتون برسین، چند هفته دیگه میبینیمتون"

00:56:45.360 --> 00:56:46.569
یه جورایی مثل بچته، میدونی؟

00:56:46.736 --> 00:56:48.279
هنریه که خلق کردی

00:56:48.696 --> 00:56:50.573
و واقعاً درگیرشی و هیجان‌زده‌ای

00:56:50.615 --> 00:56:53.743
ولی بعد خجالت میکشی درباره اینکه

00:56:53.910 --> 00:56:57.288
این صحنه مسخره به نظر میاد؟"
"مردم خوششون میاد؟

00:56:57.455 --> 00:57:00.667
،و میدونم خودم دوستش دارم
ولی باید بدمش بیرون به دنیا

00:57:00.834 --> 00:57:05.130
و همه این اعتماد به نفس
و عدم اطمینان با هم برخورد میکنن

00:57:05.338 --> 00:57:07.590
،باید به خودم ایمان داشته باشم
ولی باید اینو تحویل بدم

00:57:07.757 --> 00:57:09.342
به مخاطب و باید جواب بده

00:57:09.551 --> 00:57:11.553
برای اولین بار فیلمو نمایش دادیم

00:57:11.719 --> 00:57:13.721
و تماشاچی‌ها نمیدونستن باید
چه برداشتی از فیلم داشته باشن

00:57:14.180 --> 00:57:17.725
"میگفتن "این چیه؟ کیانو افسرده‌ست و گریه میکنه

00:57:17.767 --> 00:57:20.603
اینجا چه خبره؟ مگه قرار نبود"
"فیلم اکشن باشه؟

00:57:20.812 --> 00:57:22.730
و هیچوقت یادم نمیره، مهمترین لحظه بود

00:57:22.939 --> 00:57:24.691
تو کل تاریخ فرنچایز ویک

00:57:25.066 --> 00:57:27.944
...وقتی مایکل نیکویست زنگ میزنه به جان لگویزامو
"اورلیو پشت خطه" -

00:57:27.986 --> 00:57:29.904
"و میگه... - "شنیدم پسرمو زدی

00:57:30.113 --> 00:57:31.614
"و جان میگه... - "بله قربان، زدم

00:57:31.781 --> 00:57:33.825
"چون ماشین جان ویکو دزدید قربان"

00:57:33.992 --> 00:57:37.120
"و اِم... سگشو کشت"

00:57:37.287 --> 00:57:38.746
...و مایکل نیکویست فقط میگه

00:57:38.830 --> 00:57:40.498
"اوه"

00:57:40.999 --> 00:57:44.085
و کل سالن خندید -
"اوکی، گرفتنش" -

00:57:44.127 --> 00:57:49.048
...بهترین اجرای تاریخ فیلمه وقتی یکی میگه

00:57:49.215 --> 00:57:50.508
"اوه"

00:57:50.675 --> 00:57:53.511
و فهمیدم، اوکی، بالاخره گرفتن

00:57:53.678 --> 00:57:56.306
قراره خوش بگذرونیم، این فیلم دیوونه کنند‌ست

00:57:56.473 --> 00:57:58.308
و از اون لحظه به بعد، عالی پیش رفت

00:57:58.475 --> 00:58:00.101
یادمه اولین نمایش

00:58:00.268 --> 00:58:02.103
این پرسشنامه‌های کوچیک میدادن پر کنی

00:58:02.270 --> 00:58:03.938
و سوال اول این بود که

00:58:04.105 --> 00:58:06.858
،فکر میکنی کشتن سگ"
"این همه کشتار رو توجیه میکنه؟

00:58:07.025 --> 00:58:08.651
و بر اساس جمعیت تقسیمش کردیم

00:58:08.818 --> 00:58:11.321
و یادمه مردا فقط حدود ۶۰ درصد موافق بودن

00:58:11.488 --> 00:58:15.783
"ولی ۹۸ درصد زنا گفتن "همشونو بکش

00:58:15.992 --> 00:58:18.453
چون میدونستن موضوع فقط یه سگ نیست

00:58:26.836 --> 00:58:28.213
یه فیلم خفن داشتیم

00:58:28.421 --> 00:58:30.089
یه فیلمی داشتیم که فکر کنم همه میگفتیم

00:58:30.256 --> 00:58:32.592
وای، یه دنیایی اینجا هست"
"که هیچوقت متوجهش نبودیم

00:58:32.759 --> 00:58:34.802
و ایان مک‌شین و لنس ردیک واقعاً درخشیدن

00:58:35.011 --> 00:58:37.680
و ویلم دفو خیلی باحال بود، از پسش براومدیم

00:58:37.889 --> 00:58:40.725
و باید کلی پیشنهاد از استودیوهای داخلی میگرفتیم

00:58:40.808 --> 00:58:42.852
چون این فیلم واقعاً خوب از آب دراومده بود

00:58:43.353 --> 00:58:48.858
و بعد، شروع کردیم به نمایش دادنش
برای استودیوها، و همه رد کردن

00:58:48.900 --> 00:58:51.945
همه بدون استثنا رد کردن -
یعنی نفروختیمش؟ هیچکس نمیخوادش؟ -

00:58:52.111 --> 00:58:56.908
این از خیلی فیلمایی که ازم
خواستن درستشون کنم بهتره

00:58:57.116 --> 00:58:58.326
خیلی دردناک بود

00:58:58.493 --> 00:59:00.203
بازار رو اشتباه خونده بودم

00:59:00.370 --> 00:59:02.413
و این آدما رو تو موقعیت سختی قرار دادم

00:59:02.580 --> 00:59:04.791
چون من پیشنهاد ساخت این فیلمو دادم

00:59:04.958 --> 00:59:08.670
و فیلمی ساختیم که هیچکس نمیخواد ببینه

00:59:08.836 --> 00:59:11.589
"ولی یه نفر تو لاینزگیت گفت "میدونی چیه؟ بیخیال

00:59:11.756 --> 00:59:14.050
"بهتره پخش داخلی رو بگیریم"

00:59:14.259 --> 00:59:17.262
"چون ما از قبل حق پخش بین‌المللی رو داریم"

00:59:17.470 --> 00:59:19.806
اون موقع تو لاینزگیت بخش داخلی
و خارجی از هم جدا بودن

00:59:19.973 --> 00:59:21.766
یه بخش داخلی بود و یه بخش خارجی

00:59:21.933 --> 00:59:25.645
لاینزگیت فقط حق پخش خارجی رو فروخته بود

00:59:25.812 --> 00:59:29.399
،پس لاینزگیت خریدش
ولی بدون هیچ تضمینی، صفر دلار

00:59:29.607 --> 00:59:31.734
که خب، میدونی، معامله خوبی نبود

00:59:31.859 --> 00:59:33.945
"گفتم "باشه، از هیچی بهتره

00:59:34.404 --> 00:59:36.447
،اونا باورش نداشتن
تضمین نمیکردن سینماها پخشش کنن

00:59:36.489 --> 00:59:39.117
،ولی یهو از ناکجاآباد
مدیر بازاریابیشون یه تریلر فرستاد

00:59:39.284 --> 00:59:40.618
که عالی بود

00:59:43.079 --> 00:59:44.205
!نه

00:59:45.582 --> 00:59:47.041
"و گفت "من میتونم اینو بفروشم

00:59:47.208 --> 00:59:49.377
این دقیقاً شبیه فیلمای لاینزگیته

00:59:49.544 --> 00:59:50.587
دوباره مشغول کاری؟

00:59:50.753 --> 00:59:53.047
نه، فقط دارم یه سری چیزا رو مرتب میکنم

00:59:53.256 --> 00:59:54.799
،بیاین ببینیم چجوری این فیلمو بسازیم
و اکران گسترده میکنیم

00:59:55.133 --> 00:59:57.302
و بعد یه اتفاق دیگه افتاد
که مثل یه معجزه بود

00:59:57.343 --> 01:00:00.722
،یه جای خالی تو اکتبر پیدا شد
یه فیلم کنار کشید

01:00:00.930 --> 01:00:03.391
یه فیلم اکشن با پخش گسترده به اسم کینگزمن بود

01:00:03.558 --> 01:00:08.896
و به هر دلیلی، تاریخ اکرانشو بردن بهار سال بعد

01:00:09.063 --> 01:00:11.899
،یه جای خالی اینجا تو اکتبر هست
بیاین بریم برای همین

01:00:12.108 --> 01:00:13.651
"بعد ما گفتیم "خب باشه

01:00:13.818 --> 01:00:17.113
"باید یه جوری به مردم بگیم درباره این فیلم"

01:00:17.322 --> 01:00:18.781
"که قراره دو ماه دیگه بیاد"

01:00:18.948 --> 01:00:20.950
"و تیم بازاریابی گفت "میدونین چیه؟

01:00:21.159 --> 01:00:25.204
"میتونیم تو جشنواره فیلم فنتستیک فست آستین پخشش کنیم"

01:00:25.371 --> 01:00:29.709
"و این میشه یک یا دو هفته قبل از افتتاحیه"

01:00:29.876 --> 01:00:31.502
ما قبلاً رو خیلی فیلمای اکشن بزرگ کار کرده بودیم

01:00:31.669 --> 01:00:34.088
و زیر نظر کارگردانای بزرگی کار کرده بودیم

01:00:34.255 --> 01:00:37.133
و واقعاً فوق‌العاده بود که فرصت پیدا کردیم

01:00:37.342 --> 01:00:40.637
که به مردم نشون بدیم
تو داستان‌گویی و اکشن چی بلدیم

01:00:43.139 --> 01:00:45.516
،فیلمو نشون دادیم
سقف سالنو ترکوندیم

01:00:45.683 --> 01:00:47.810
مردم دیوونه شدن، توییتر منفجر شد

01:00:47.977 --> 01:00:50.688
،طرفدارا حسابی هیجان‌زده شدن
عاشقش شدن

01:00:50.855 --> 01:00:53.024
بعد یهو نقدها شروع شد به اومدن

01:00:53.191 --> 01:00:55.943
نقدها فوق‌العاده بود، همه میگفتن

01:00:56.152 --> 01:01:00.657
"این فقط یه فیلم اکشن معمولی نیست، این الهام‌بخشه"

01:01:02.408 --> 01:01:06.954
من بیشتر تعجب کردم که هیچکس
تو اون نمایش خریدارا نخواستش

01:01:07.163 --> 01:01:10.124
تا وقتی که برای طرفدارا نشونش دادیم

01:01:10.291 --> 01:01:13.795
که ته دلم میدونستم خوششون میاد
چون خودمم یکی از اونام

01:01:14.003 --> 01:01:17.340
و اینجوری، یه دقیقه
حتی اکران سینمایی هم نداشتیم

01:01:17.507 --> 01:01:19.967
قرار بود مستقیم بره روی ویدیو

01:01:20.134 --> 01:01:22.845
و دقیقه بعد، ۱۲۰۰ تا سالن، خیلی عالیه

01:01:23.012 --> 01:01:26.182
برای همه‌مون یه پیروزی بزرگ بود، خیلی بزرگ

01:01:26.349 --> 01:01:29.560
ولی یه چیز درباره اون فیلم اول بود
که خیلی خوشحالم کرد

01:01:29.727 --> 01:01:32.522
به مخاطب یادآوری کرد
چرا عاشق کیانو هستن

01:01:32.689 --> 01:01:34.691
و یادشون آورد که اون یه ستاره سینماست

01:01:34.899 --> 01:01:36.693
مردم همش میپرسن برگشتم یا نه

01:01:38.861 --> 01:01:41.656
آره، فکر کنم برگشتم

01:01:41.823 --> 01:01:44.492
و حالا فرصت ساخت یه دنباله رو داری

01:01:44.701 --> 01:01:49.747
ولی اگه جان ویک ۲ رو بسازیم
و شیش سال دیگه بیاد بیرون

01:01:49.914 --> 01:01:53.751
همون ارزش قبلی رو برای مخاطب نداره

01:01:53.918 --> 01:01:58.548
،میدونستم تو این مقطع زمانی
نمیتونیم کند پیش بریم

01:01:58.756 --> 01:02:00.925
با ایده ساخت جان ویک ۲

01:02:01.092 --> 01:02:03.010
نمیتونستیم یه ایده پیدا کنیم

01:02:03.219 --> 01:02:06.764
و من و چد به یه پروژه دیگه متعهد بودیم

01:02:06.931 --> 01:02:08.641
که من واقعاً عاشقش شده بودم

01:02:08.850 --> 01:02:11.936
سردترین شهر" که الان اسمش "بلوند اتمی" شده"

01:02:11.978 --> 01:02:14.105
فکر کردم میتونیم اول اونو با هم بسازیم

01:02:14.689 --> 01:02:17.567
و نمیدونم، چد حس میکرد
واقعاً میخواد اول ویک ۲ رو بسازه

01:02:17.608 --> 01:02:20.903
و یه بخشی از من میخواست ویک ۲ رو بسازه

01:02:21.112 --> 01:02:25.283
ولی میدونستم هیچکس دیگه‌ای رو نمیتونن استخدام کنن
که ویک ۲ رو بسازه

01:02:25.450 --> 01:02:29.203
ما فقط... این یه چیز خیلی خاص بود
که با هم ساخته بودیم

01:02:29.370 --> 01:02:31.873
یا باید چد میساخت یا من یا هیچکس

01:02:32.123 --> 01:02:35.376
مثلاً کیو میخوان بیارن ویک رو بسازه؟
و من میگم، برای ویک وقت داریم

01:02:35.501 --> 01:02:37.462
این شارلیز رو داره، آماده‌ست که بره جلو

01:02:37.670 --> 01:02:40.673
و میتونیم بریم یه فیلم دیگه بسازیم و برگردیم

01:02:40.882 --> 01:02:43.593
و ویک ۲ رو وقتی یه ایده عالی داشتیم بسازیم

01:02:43.760 --> 01:02:48.431
،"و اون یه مدت میگفت "آره آره آره
ولی بعد شروع کرد به تردید کردن

01:02:48.639 --> 01:02:50.767
و فکر کنم واقعاً میخواست تو دنیای ویک بمونه

01:02:50.933 --> 01:02:52.852
و اون... و با اینکه فیلمنامه نداشتیم

01:02:53.060 --> 01:02:56.063
اون میگفت، فکر کنم واقعاً میخواست منم بمونم

01:02:56.230 --> 01:02:58.274
،فکر کنم دیو میخواست تنهایی کارگردانی کنه
همه میخوایم تنهایی کارگردانی کنیم

01:02:58.483 --> 01:03:00.401
این کارگردانیه، همه میخوایم تنها باشیم

01:03:00.568 --> 01:03:02.945
،این کارگردانی مشترک
اگه سه تا فیلم اینجوری با هم میساختیم

01:03:03.112 --> 01:03:04.655
آره، سه تا فیلم اینجوری با هم ساخته بودیم

01:03:04.864 --> 01:03:06.866
خلاصه کلام، من فقط رفتم پیش چد

01:03:07.074 --> 01:03:10.661
"و گفتم "من میخوام سردترین شهر رو کارگردانی کنم

01:03:10.828 --> 01:03:14.123
،و اون گفت "کیانو یه پنجره زمانی داره
"من همزمان دارم اینو میسازم

01:03:14.332 --> 01:03:17.460
"پس باید انتخاب کنی" و من گفتم "سردترین شهر"

01:03:17.627 --> 01:03:20.379
"اون فقط گفت "چی؟ میخوای اینکارو بکنی؟

01:03:20.546 --> 01:03:23.090
"میخوای فرنچایزمونو ول کنی؟"
فکر کنم اینجوری حس میکرد

01:03:23.299 --> 01:03:26.677
فکر کنم احتمالاً همین کلمات رو گفت

01:03:26.844 --> 01:03:30.473
یه ضربه بزرگ بود، مثل... وای خدا

01:03:30.556 --> 01:03:32.266
اون موقع من حسابی عصبانی بودم

01:03:32.759 --> 01:03:36.095
میگفتم "عقلتو از دست دادی؟
"این یه فرنچایزه

01:03:36.145 --> 01:03:38.022
،ما خوش‌شانس‌ترین آدمای دنیاییم"
"چیکار داری میکنی؟

01:03:38.189 --> 01:03:39.690
خیلی دراماتیک بود

01:03:39.715 --> 01:03:42.944
و این آخرین ضربه بود، مثل، باشه

01:03:42.985 --> 01:03:46.239
به نظر من انگار مردم یا طرف دیو شدن یا طرف چد

01:03:46.405 --> 01:03:48.950
"چد هیچوقت نگفت "با دیو کار نکن

01:03:49.158 --> 01:03:52.453
دیو هنوز یه بخش مهم از هویت همه ما بود

01:03:52.620 --> 01:03:55.915
،چون برای ما، اون دیو بود
مهم نبود برای چد چی بود

01:03:56.082 --> 01:03:58.835
وقتی رفت، بیشتر مثل این بود که
"آه، دلم برای عمو دیو تنگ میشه"

01:04:00.253 --> 01:04:01.712
"اون باحال بود

01:04:01.921 --> 01:04:03.256
پس آره، یه کم حس میکنی

01:04:03.422 --> 01:04:04.924
من مقصرم؟ اونا مقصرن؟ چیه؟" میدونی"

01:04:05.132 --> 01:04:07.093
حس میکردم من عوضی‌ام

01:04:07.260 --> 01:04:11.722
،مثل، میدونی، البته
هیچکس بی‌دلیل نمیره

01:04:11.889 --> 01:04:14.934
،غرورت میگه تقصیر اوناست
ولی امیدوارم عقلت بگه تقصیر خودته

01:04:15.101 --> 01:04:16.936
تو جورایی... شاید یه چیزی وسطشه

01:04:17.144 --> 01:04:19.105
تا اون موقع، فقط راهشون از هم جدا شد

01:04:19.272 --> 01:04:22.149
اونا با هم یه کسب و کار داشتن
و دوستای خیلی نزدیکی بودن

01:04:22.316 --> 01:04:27.029
،ولی بودن تو یه کابین خلاقیت
فکر کنم برای دیو خیلی زیاد بود

01:04:27.196 --> 01:04:29.824
و فکر کنم دیو گفت
"میخوام برم کارای خودمو بکنم"

01:04:29.991 --> 01:04:33.703
برای من منطقی بود، میدونی؟

01:04:33.870 --> 01:04:37.164
من هیچوقت نگفتم
"اوه، دیو نمیخواد انجامش بده؟"

01:04:37.331 --> 01:04:40.376
.این مثل "آه، آره، درسته
"شما هر دو کارگردانید

01:04:40.585 --> 01:04:45.548
،و یکی میره اون کارو میکنه"
"یکی این کارو میکنه

01:04:45.715 --> 01:04:49.760
من فقط خوشحال بودم چد گفت
"آره، بیا انجامش بدیم"

01:04:49.927 --> 01:04:52.847
،چون اگه اینو نمیگفت
نمیدونم چی میشد

01:04:53.556 --> 01:04:54.682
نمیدونم

01:04:54.891 --> 01:04:56.309
میدونم برای جان ویک ۲ زنگ زدی

01:04:56.475 --> 01:04:57.643
"میخوای انجامش بدی؟"

01:04:57.810 --> 01:04:59.562
"من گفتم "به چی فکر میکنی؟

01:04:59.729 --> 01:05:00.897
و اون گفت "ببین، تنها چیزی که
"میدونم اینه که باید بدونیم

01:05:01.063 --> 01:05:03.024
"چرا میخوایم دوباره بسازیمش" -
"آره" -

01:05:03.232 --> 01:05:05.026
ولی فیلمنامه نداشتیم، هیچ ایده‌ای نداشتیم

01:05:05.234 --> 01:05:08.487
واقعاً نمیدونستیم چرا فیلم اول موفق شد

01:05:08.654 --> 01:05:11.198
،میدونم احمقانه به نظر میاد
ولی علم نیست، درسته؟

01:05:11.407 --> 01:05:12.742
برگشتن و گفتن

01:05:12.909 --> 01:05:14.744
"پس فکر میکنید خیلی زرنگید"

01:05:15.119 --> 01:05:16.913
"ببینیم برای جان ویک ۲ چی دارید" -
"میدونم، نه؟" -

01:05:16.954 --> 01:05:18.915
معمولاً وقتی مردم درباره
جان ویک ۱ حرف میزدن

01:05:19.081 --> 01:05:21.500
"میگفتن "آره، سگه، وای، عالی بود

01:05:21.667 --> 01:05:23.002
"و ما میگفتیم "دیگه سگ نداریم

01:05:23.169 --> 01:05:24.670
میخواین چیکار کنید؟
دوباره سگو بکشید؟

01:05:24.837 --> 01:05:26.797
گربه رو بکشید؟ -
قناری رو بکشید؟ -

01:05:26.964 --> 01:05:29.383
"چیکار کنیم؟" -
"اگه دوباره اینکارو میکردیم مسخره میشد" -

01:05:29.550 --> 01:05:31.886
"پس ما گفتیم "خب چی... لعنتی، چیکار کنیم؟

01:05:32.053 --> 01:05:34.388
و از نظر خلاقیت یه چالش بزرگ بود

01:05:34.597 --> 01:05:38.100
که چطور مخاطب رو از نظر احساسی
به داستان وصل کنیم

01:05:38.225 --> 01:05:40.770
ما تو قسمت دوم خودمونو کشتیم

01:05:40.978 --> 01:05:44.690
چون نمیخواستیم
فقط جان ویک ۱ و ۲ باشه و تموم

01:05:44.857 --> 01:05:49.236
،وقتی به فرنچایزهایی فکر میکنی که به ۳ و ۴ و بیشتر میرسن
قسمت دومشون درست بود

01:05:49.403 --> 01:05:52.907
یه فیلم تا وقتی قسمت دوم نساخته

01:05:53.074 --> 01:05:56.118
،و قسمت دوم موفق نشده
فرنچایز نیست، درسته؟

01:05:56.285 --> 01:05:59.747
،وقتی دو تا فیلم موفق داری
حالا یه فرنچایز داری

01:05:59.914 --> 01:06:01.540
اون احتمالاً پراسترس‌ترین بود

01:06:01.707 --> 01:06:05.127
"مثل "ما خوش‌شانس بودیم یا خوبیم؟

01:06:05.294 --> 01:06:08.464
فکر کنم صد تا ایده رو بررسی کردیم

01:06:08.673 --> 01:06:12.259
دنیاسازی‌های عظیم، مافیای نیجریه، تریاد

01:06:12.468 --> 01:06:14.345
هر تعداد نسخه مختلف

01:06:14.553 --> 01:06:17.390
،اینطور نیست که دربارش حرف بزنیم
فیلمنامه رو بدیم به یه نویسنده

01:06:17.556 --> 01:06:20.559
،"و بعد "شیش ماه دیگه میبینمت
مثلاً نوشتن کیانو اینه که

01:06:20.726 --> 01:06:24.397
،یهویی یه صحنه برام پیامک میکنه
و من یه سکانس اکشن دارم

01:06:24.563 --> 01:06:26.148
"...پیامک میکنه "داشتم فکر میکردم، جان ویک باید

01:06:26.315 --> 01:06:28.359
و مثل دو صفحه دیالوگه

01:06:28.526 --> 01:06:30.403
،هنوز نمیدونیم کجا بذاریمش
ولی میدونیم یه صحنه‌ست

01:06:30.569 --> 01:06:32.571
میدونی، من برای وینستون مینویسم

01:06:32.738 --> 01:06:35.616
برای پادشاه باوری مینویسم

01:06:35.783 --> 01:06:38.619
،برای جان مینویسم، صحنه مینویسم
میدونی، پیشنهاد صحنه میفرستم

01:06:38.786 --> 01:06:41.831
صحنه‌های کامل، ولی همشون
"مثلاً "میخوایم این بگه، تم اینه

01:06:41.998 --> 01:06:43.457
"آره، درسته" -
"صحنه باید درباره این باشه" -

01:06:43.624 --> 01:06:45.209
و بعد، چطور به اونجا برسیم؟

01:06:45.376 --> 01:06:47.503
به شکل خیلی نامنظمی جمع میشه

01:06:47.712 --> 01:06:49.588
و شیش ماه همینطوریه

01:06:49.755 --> 01:06:51.507
"!فقط "نمیدونیم! نمیدونیم

01:06:51.716 --> 01:06:54.427
برای اولی، فقط چند نفر تو سنگر بودن

01:06:54.593 --> 01:06:58.222
و دومی، هزار نفر تو مرکز فرماندهی بودن

01:06:58.389 --> 01:07:01.350
و سومی، تو فقط مثل، چه خبره؟

01:07:01.559 --> 01:07:04.103
ولی جان ویک ۲ سخت‌ترین کاری بود که تا حالا داشتم

01:07:04.270 --> 01:07:10.276
هیچکس بدون عواقب بیرون نمیره و برنمیگرده

01:07:12.194 --> 01:07:14.530
دو چیز بود که سد توسعه رو شکست

01:07:14.739 --> 01:07:16.907
یکی نشان بود، و بعد ایده اینکه

01:07:17.116 --> 01:07:18.451
میخواستیم بریم رم

01:07:21.579 --> 01:07:23.122
یادمه چند بار حرف زدیم، گفتیم

01:07:23.330 --> 01:07:24.957
"اگه تو هر شهری یه کانتیننتال باشه چی؟"

01:07:25.166 --> 01:07:26.333
گفتم "کجا میخوای بری؟" و تو گفتی

01:07:26.542 --> 01:07:28.044
"کدوم یکی از قدیمیا... چی باحاله؟"

01:07:28.210 --> 01:07:30.254
"رم" -
بعد ما گفتیم -

01:07:30.421 --> 01:07:31.839
خب چطوری برمیگرده؟
باید یه نشان داشته باشه

01:07:32.006 --> 01:07:33.632
"...یه نفر" -
"...فکر کنم" -

01:07:33.799 --> 01:07:35.134
...نشان، فکر کنم درک بود

01:07:35.342 --> 01:07:37.762
درک؟ نه، درک ایده نشان رو مطرح کرد

01:07:37.928 --> 01:07:40.890
،و بعد، من و درک نشستیم و گفتیم
اگه نشان مثل یه چک باشه چی؟

01:07:41.057 --> 01:07:43.893
"آره" -
"میتونی چیزی بخری، باهاش معامله میکنی" -

01:07:44.060 --> 01:07:49.315
اگه اینکارو نکنی، عواقبشو میدونی

01:07:49.482 --> 01:07:51.942
من دیگه اون آدم نیستم

01:07:55.488 --> 01:07:57.448
تو همیشه اون آدمی، جان

01:07:58.866 --> 01:08:01.243
،وقتی به یکی نشان میدی
باید بهش عمل کنی

01:08:01.410 --> 01:08:04.246
وگرنه خطر میکنی بری تو بازار آزاد

01:08:04.413 --> 01:08:06.040
یه دنیای مرموز کامله

01:08:06.207 --> 01:08:07.708
بازار

01:08:07.875 --> 01:08:10.044
چرندیات قشنگیه، میدونی؟ قشنگ

01:08:12.463 --> 01:08:15.132
ما همه تو این دنیای عجیب و پیچیده زیر میزیم

01:08:15.299 --> 01:08:17.802
آره، یعنی، مثل توسعه‌شه، درسته؟

01:08:18.010 --> 01:08:21.097
یعنی، میز بالا هم تو قسمت دوم معرفی شد

01:08:21.263 --> 01:08:23.682
شماره دو جایی بود که واقعاً
پامونو پیدا کردیم، فکر کنم

01:08:23.849 --> 01:08:25.392
"آره" -
"با کل دنیا" -

01:08:25.601 --> 01:08:27.603
دنیای جان ویک که قرار بود بشه

01:08:27.770 --> 01:08:30.815
وقتی سعی میکنی چیز جدید
یا تازه بسازی یا ایده‌ای رو بفروشی

01:08:31.023 --> 01:08:32.525
یه تصویر به اندازه هزار کلمه ارزش داره

01:08:32.691 --> 01:08:35.569
،پس من معمولاً قبل از نوشتن یه صحنه
استوریبوردشو میکشم

01:08:35.694 --> 01:08:37.321
کار کردن با چد اینه که

01:08:37.780 --> 01:08:39.573
مثل کار کردن با رفقای دانشگاهته روی یه فیلم

01:08:39.615 --> 01:08:40.908
و بیشتر وقتتون رو میگذرونید

01:08:41.283 --> 01:08:42.827
با هم فیلم‌های کونگ‌فو و انیمه میبینید

01:08:42.868 --> 01:08:45.121
و یهو باید یه پروژه انجام بدید

01:08:45.287 --> 01:08:48.290
اینجوری بود چون ما درباره
چیزای مشابه ذوق میکردیم

01:08:48.457 --> 01:08:51.127
تاد بخشی از حلقه درونی خلاقیت منه

01:08:51.293 --> 01:08:53.879
یکی از کساییه که دوست دارم باهاش
همفکری کنم، نه فقط درباره تصاویر

01:08:54.088 --> 01:08:56.340
بلکه درباره قوس داستانی، شخصیت‌ها

01:08:56.507 --> 01:09:00.886
علاوه بر این، فوق‌العاده با استعداده
با چشمی عالی

01:09:01.095 --> 01:09:04.014
،اونا چندتا ایده به من میدن
من چندتا برمیگردونم یا با نویسنده مطرح میکنم

01:09:04.223 --> 01:09:06.809
اون ایده‌ها رو میگیریم، میذاریم تو فیلمنامه

01:09:06.976 --> 01:09:09.395
،من تغییر میدم، اون تغییر میده
همینطور میره جلو و عقب

01:09:09.562 --> 01:09:11.772
همینجوری دور و دور میچرخه
و تا روزی که فیلمبرداری نکنیم تموم نمیشه

01:09:11.981 --> 01:09:15.401
به تصور همه کمک میکنه که ببینن
مقیاس کاری که میخوای انجام بدی چقدره

01:09:15.568 --> 01:09:17.778
عمق، رنگ، الگو و قاب بندی

01:09:17.945 --> 01:09:21.448
همیشه درباره این بود
که وارد روانشناسی جان ویک بشیم

01:09:21.615 --> 01:09:25.035
چه جور شخصیتی داره، چه چیزایی از نظر بصری
نشون میده که این آدم کیه

01:09:25.244 --> 01:09:26.203
و چی باعث میشه متفاوت باشه

01:09:26.370 --> 01:09:28.205
این خیلی شبیه فیلم نوآره

01:09:28.372 --> 01:09:31.584
که از فیلتر زیبایی شناسی دیجیتال ام‌تی‌وی رد شده

01:09:31.750 --> 01:09:33.502
ما تصمیم گرفتیم که چی رو دوست داریم

01:09:33.711 --> 01:09:35.337
...و روی کاغذ نوشتیم
ما فیلم‌های ووشیا رو دوست داریم"

01:09:35.546 --> 01:09:37.882
،فیلم‌های چامبارا رو دوست داریم
وسترن‌ها رو دوست داریم

01:09:38.090 --> 01:09:39.800
،جان فورد رو دوست داریم
سرجیو لئونه رو دوست داریم

01:09:39.967 --> 01:09:42.136
،برناردو برتولوچی رو دوست داریم
تارکوفسکی رو دوست داریم

01:09:42.303 --> 01:09:46.348
،وونگ کار وای رو دوست داریم
ژانگ ییمو و آکیرا کوروساوا رو دوست داریم

01:09:46.515 --> 01:09:48.058
"استیون اسپیلبرگ رو دوست داریم

01:09:48.225 --> 01:09:50.603
همه این کارگردان‌های بزرگ اکشن اون زمان

01:09:50.769 --> 01:09:53.439
یا داستان‌سرایی، و ما گفتیم "خب به درک

01:09:53.606 --> 01:09:55.191
میخوایم همه چیزایی که دوست داریم
رو با هم ترکیب کنیم

01:09:55.357 --> 01:09:57.151
"و فرنچایز خودمون رو بسازیم

01:09:57.359 --> 01:09:58.944
فکر کنم یکی از بهترین چیزای جان ویک اینه که

01:09:59.153 --> 01:10:00.487
از قبل یه آی‌پی موجود نبود

01:10:00.696 --> 01:10:03.991
آره -
میدونی، پس هیچ قانونی وجود نداشت -

01:10:04.158 --> 01:10:05.492
آره -
...ما میتونستیم -

01:10:05.701 --> 01:10:06.952
میتونستیم جان ویک رو هر جایی که میخوایم ببریم

01:10:07.119 --> 01:10:08.454
هر کاری که میخواستیم میتونستیم بکنیم

01:10:08.621 --> 01:10:10.497
ما میگفتیم، نمیدونم، اون اینجوریه؟

01:10:10.664 --> 01:10:12.249
آره اون اینجوریه. موستانگ دوست داره. اون اینجوریه

01:10:12.416 --> 01:10:14.501
اون اینجوریه؟ اون دوست داره... آره اون اینجوریه

01:10:14.668 --> 01:10:16.837
مثلاً همه این زبون‌ها رو بلده

01:10:17.004 --> 01:10:18.589
انگار هر فیلم میتونستیم یه کم از نو بسازیمش

01:10:18.756 --> 01:10:20.174
میدونم، عاشقشم

01:10:20.549 --> 01:10:23.844
!آماده، و سه، دو، یک. اکشن

01:10:26.680 --> 01:10:28.849
همه فیلم‌های ویک خیلی خیلی سخت فیلمبرداری میشن

01:10:29.016 --> 01:10:30.976
هیچکدومشون اصلاً آسون نیستن

01:10:31.143 --> 01:10:32.895
لعنتی

01:10:33.145 --> 01:10:35.564
،ولی قسمت ۲ سخت بود
ولی فکر کنم همه میگفتیم

01:10:35.689 --> 01:10:37.524
"باورت میشه؟ دوباره اینجاییم. این باورنکردنیه"

01:10:37.733 --> 01:10:38.609
جان ویک: قسمت ۲

01:10:38.776 --> 01:10:39.985
انگار هیچوقت نرفته بود

01:10:40.152 --> 01:10:42.780
و کیانو خیلی خوشحال بود

01:10:42.988 --> 01:10:45.866
چهار پنج ماه قبل از شروع فیلمبرداری
شروع میکنه به ورزش و تمرین

01:10:46.033 --> 01:10:47.868
منظورم این نیست که هر چند روز یه بار

01:10:48.035 --> 01:10:50.829
.منظورم اینه که پنج شش روز در هفته
براش یه شغل تمام وقته

01:10:50.996 --> 01:10:53.040
ولی برای کیانو، اونجا خوشحال‌ترینه

01:10:53.207 --> 01:10:54.541
اشتباه من بود

01:10:54.750 --> 01:10:56.085
برداشت خوبی بود، خوب بود، خوب بود

01:10:56.710 --> 01:10:58.087
دوباره میگیریم

01:10:58.128 --> 01:10:59.505
فکر میکنم دوست داری

01:10:59.880 --> 01:11:01.298
یعنی، منم دوست دارم وقتی جان ویک زجر میکشه

01:11:01.423 --> 01:11:03.509
ولی فکر کنم تو دوست داری
وقتی ریوز زجر میکشه هم

01:11:03.676 --> 01:11:04.677
...اوم

01:11:04.843 --> 01:11:06.136
نمیتونم بگم نه

01:11:08.764 --> 01:11:12.935
وقتی کیانو رو روی صحنه میبینی
که درد میکشه، احتمالاً واقعیه

01:11:13.143 --> 01:11:14.270
زانوی بد

01:11:15.020 --> 01:11:16.230
زانوی بد

01:11:16.397 --> 01:11:18.315
زانوش کار نمیکنه

01:11:18.482 --> 01:11:20.985
،شونه راستش کار نمیکنه
و گردنش فیوژن داره

01:11:21.193 --> 01:11:24.488
،پس وقتی جان ویک رو میبینی که میلنگه
اون کیانوئه که داره میلنگه

01:11:28.075 --> 01:11:29.868
چد اول کار به کیانو گفت

01:11:30.035 --> 01:11:32.037
"میخوام از منطقه راحتیت ببرمت بیرون"

01:11:32.204 --> 01:11:33.789
"و کیانو گفت "انجامش بده

01:11:33.998 --> 01:11:36.500
تو قسمت ۱ و ۲، یه جورایی سالم بود

01:11:36.709 --> 01:11:39.003
تو قسمت ۳ و ۴، داشت تقریباً وحشیانه میشد

01:11:39.253 --> 01:11:43.924
ولی کیانو هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت
تو عمرش کم نمیاره

01:11:45.592 --> 01:11:49.513
اخلاق کاری کیانو و برنامه تمرینی که

01:11:49.680 --> 01:11:53.392
میخواست برای این فیلم‌ها انجام بده واقعاً تاثیرگذار بود

01:11:53.559 --> 01:11:55.227
وقتی کیانو میاد سر صحنه
اولین چیزی که میبینی

01:11:55.436 --> 01:11:57.855
به زور میتونه حرکت کنه. سرش پایینه

01:11:58.105 --> 01:12:02.568
به نظر میرسه دو ماه گذشته
حسابی کتک خورده چون واقعاً خورده

01:12:02.693 --> 01:12:08.615
اوم، فکر کنم میتونیم
از اینجا شروع کنیم. بعد اونجا

01:12:08.824 --> 01:12:10.367
و بعد اضافه میکنیم، این باحاله

01:12:11.493 --> 01:12:13.412
اون یکی بد نیست

01:12:13.579 --> 01:12:15.331
یه کم فرش سوختگی گرفتی -
این سوختگی‌های فرشه؟ -

01:12:15.497 --> 01:12:17.166
آره -
تو که کار رو گرفتی دیگه -

01:12:17.333 --> 01:12:18.709
همینجا، یه کم اینجا داری

01:12:18.876 --> 01:12:20.377
ستاره اکشن

01:12:21.920 --> 01:12:23.088
جان ویک

01:12:23.297 --> 01:12:24.757
برای ویک ۱

01:12:24.923 --> 01:12:27.176
واقعاً از صفر شروع کردیم

01:12:27.343 --> 01:12:28.427
از هیچی ساختیم

01:12:31.722 --> 01:12:33.849
قرار نبود مشت و لگد معمولی باشه

01:12:34.058 --> 01:12:37.019
قرار بود خشن‌تر، سخت‌تر و شلخته‌تر باشه

01:12:38.604 --> 01:12:40.981
پس باید یه کم میزدیمش

01:12:41.106 --> 01:12:42.691
که به تماس عادت کنه. میدونی

01:12:43.108 --> 01:12:44.902
فقط یکی از بچه‌ها رو میگرفت و میکشید تو

01:12:44.943 --> 01:12:46.278
این فقط یه تمرین بود

01:12:46.487 --> 01:12:48.822
فقط این کار رو ۲۰، ۳۰ دقیقه انجام میداد

01:12:48.947 --> 01:12:52.785
،و بعد، میکشیدش تو، قدم برمیداشت
میکشیدش تو، قدم برمیداشت

01:12:52.951 --> 01:12:56.372
ما میشینیم و ۱۵ دقیقه غلت میزنیم

01:12:56.538 --> 01:12:59.416
و بعد ۱۵ دقیقه دیگه فرود میایم

01:12:59.583 --> 01:13:02.544
همین تنهایی برای هر کسی طاقت فرساست

01:13:02.711 --> 01:13:05.089
کاش میتونستم یه وان یخ بگیرم

01:13:05.297 --> 01:13:06.965
میگیرمش -
هنوز داریم فیلم میگیریم -

01:13:07.132 --> 01:13:09.176
وان یخ -
به یه وان یخ نیاز دارم -

01:13:12.930 --> 01:13:16.767
تو اتاق تمرین، به چهار ماه افتادنش عادت کردم

01:13:16.934 --> 01:13:19.353
رو زمین، و ده دقیقه پشت سر هم سرفه کردن

01:13:22.981 --> 01:13:26.443
بین هر برداشت تمرینی صداش طوریه
که انگار داره میمیره

01:13:26.610 --> 01:13:28.987
دیدم که مستقیم میره دستشویی

01:13:29.154 --> 01:13:32.616
.این کارو کرده
قطعاً موقع تمرین بالا آورده

01:13:32.783 --> 01:13:35.202
میرفت دستشویی، برمیگشت بیرون

01:13:35.369 --> 01:13:37.830
با صورت سفید شده برمیگشت و میگفت

01:13:37.996 --> 01:13:41.458
"خب، بعدی چیه؟ کجا میریم؟"

01:13:41.625 --> 01:13:45.045
که فکر کنم برای همه‌مون
"مثل این بود که "عجب چیزی

01:13:52.719 --> 01:13:54.638
چد دوربین رو برمیداشت و میگفت

01:13:54.805 --> 01:13:57.391
میخوام ریوز قبل از رفتن ۵۰"
"تا پرتاب پشت سر هم انجام بده

01:14:00.269 --> 01:14:03.063
،و اون نیویورکه و من لس آنجلس
ولی یه دوربین میذاره اونجا

01:14:03.230 --> 01:14:04.940
پس من دارم به ریوز آموزش میدم

01:14:05.149 --> 01:14:07.609
و بعد، مثلاً، اون ۳۰ تا انجام میده

01:14:10.362 --> 01:14:13.240
و داره میمیره. یعنی داره از حال میره

01:14:13.407 --> 01:14:14.992
"و من میگم "آه، بذاریم بره

01:14:15.117 --> 01:14:17.327
چون به هر حال، درسته؟

01:14:17.786 --> 01:14:20.122
"بعد یه پیام میگیرم. میگه "نه، این شماره -
مثل اینکه میشمره -

01:14:20.164 --> 01:14:22.332
"این شماره ۳۱ه"

01:14:22.499 --> 01:14:24.704
.میفهمی منظورمو؟ من نگاه میکنم
درسته؟ اون داره تماشا میکنه

01:14:26.044 --> 01:14:28.324
پس، مثل اینکه، اون باید -
باید انجامش میداد -

01:14:28.422 --> 01:14:29.951
دیوونگیه، مرد

01:14:32.468 --> 01:14:35.679
.کیانو رو خیلی خوب میشناسه
میدونه چقدر میتونه انجام بده

01:14:35.846 --> 01:14:39.516
"من میگم "داداش، اون نمیتو... میمیره، درسته؟

01:14:39.683 --> 01:14:43.020
مثل اینکه بیشتر مردم فقط... قطعاً متوقف میشدن

01:14:43.187 --> 01:14:46.648
،پس میدونه چقدر میتونه فشار بیاره
نه فقط جسمی، بلکه ذهنی

01:14:49.693 --> 01:14:52.196
وقتی میدونی بازیگر اصلیت
میتونه این راه‌ها رو بره

01:14:52.404 --> 01:14:54.656
یه سطح کاملاً متفاوت از فرصت‌ها داری

01:14:54.823 --> 01:14:56.325
که خیلی از کارگردان‌ها ندارن

01:14:56.492 --> 01:14:58.869
بازیگرهایی هستن که کارگردان‌ها روز اول میبیننشون

01:14:59.036 --> 01:15:01.371
میدونی، من سال‌ها قبل از اینکه کارگردانیش کنم
کیانو رو میشناختم

01:15:01.538 --> 01:15:04.374
نمیدونم میفهمی این چه مزیت بزرگیه

01:15:04.541 --> 01:15:07.878
هیچ اتحاد بهتری نمیتونست
تو صنعت فیلم اتفاق بیفته

01:15:08.045 --> 01:15:09.213
از چد و کیانو

01:15:09.379 --> 01:15:12.174
کیانو سخت‌کوش‌ترین بازیگریه

01:15:12.341 --> 01:15:14.384
که تا حالا باهاش کار کردم، درسته؟

01:15:14.551 --> 01:15:17.012
خیلی متعهده، ولی چد هم همینطوره

01:15:17.179 --> 01:15:18.138
هر دوشون یه جورن

01:15:18.472 --> 01:15:20.766
یه چیزی تو ذهنشون میبینن

01:15:20.807 --> 01:15:26.021
و هر دوشون حاضرن برای رسیدن بهش خون‌ریزی کنن

01:15:26.230 --> 01:15:29.024
یادت میاد منشأ "ویک درده" از کجا بود؟

01:15:29.191 --> 01:15:31.735
روز اول؟ -
نه -

01:15:31.944 --> 01:15:34.947
ویک درده" تا جان ویک... شکل نگرفت"

01:15:37.407 --> 01:15:38.534
۳

01:15:39.910 --> 01:15:41.995
فکر کنم موقع صحنه مبارزه عتیقه‌فروشی بود

01:15:42.162 --> 01:15:44.540
زانوم ورم کرده بود -
وای خدا، یادمه -

01:15:44.706 --> 01:15:47.125
هفته اول فیلمبرداری بود
و من نشسته بودم اونجا

01:15:47.292 --> 01:15:49.753
و من مثل... و فکر کنم

01:15:49.962 --> 01:15:53.715
تو مه... تو مه ویک

01:15:53.757 --> 01:15:55.551
...فکر کنم نشسته بودم اونجا و بعد تو

01:15:56.093 --> 01:15:58.971
مثلاً، من اونجا بودم
"و شاید گفتم "هی، چطوری؟

01:15:59.012 --> 01:16:02.349
"و تو نگام کردی و گفتی "ویک درده

01:16:02.516 --> 01:16:04.560
...و بعد تو

01:16:04.726 --> 01:16:06.311
شبیه چیزیه که یه کارگردان میگه

01:16:06.478 --> 01:16:08.188
آره، آره، آره

01:16:08.355 --> 01:16:10.607
یادم میاد. زانوت بدجور ورم کرده بود

01:16:10.774 --> 01:16:13.235
،اونقدرا هم بد نبود
ولی یه کم ورم داشت

01:16:13.360 --> 01:16:15.320
داشتیم سعی میکردیم
پاتریک و دکتر رو بیاریم

01:16:15.737 --> 01:16:19.241
آره، آره، آره، و من اون چیزه رو داشتم
و یه کم وضعیت بود

01:16:19.283 --> 01:16:21.577
...ولی این یادمه که کی -
...این ریشه‌شناسی -

01:16:21.785 --> 01:16:25.247
...از وقتی که "ویک درده" رسمی شد

01:16:25.414 --> 01:16:27.082
فکر کنم با چد

01:16:27.291 --> 01:16:29.418
باید یه مقدار سالم درد وجود داشته باشه

01:16:29.585 --> 01:16:33.422
که مستقیماً با موفقیت فیلم در ارتباطه

01:16:33.630 --> 01:16:36.174
وقتی تو جان ویک اول بودیم

01:16:36.341 --> 01:16:39.136
و داشتیم مبارزه آخر فیلم رو
تو نیوی یارد انجام میدادیم

01:16:39.303 --> 01:16:40.804
و یخ زده بود

01:16:40.971 --> 01:16:43.682
و بارون میومد و افتضاح بود

01:16:43.890 --> 01:16:45.475
...اون... اون خیلی

01:16:45.851 --> 01:16:47.102
فکر نکنم تا حالا اینقدر خوشحال دیده بودمش

01:16:47.144 --> 01:16:48.770
عاشقش بود، میدونی؟

01:16:48.937 --> 01:16:50.897
و مطمئنم ریوز هم همراهش بود

01:16:51.106 --> 01:16:53.442
هر دوشون فقط بدبخت و در عذاب

01:16:53.609 --> 01:16:55.652
هر چیز سختی همیشه یه کم دردناکه

01:16:55.819 --> 01:16:58.280
خوبه -
آره، خوبه -

01:16:58.447 --> 01:17:01.283
،یعنی، صادقانه، اگه درد نداشت
...اگه استرس نداشتیم

01:17:01.450 --> 01:17:04.244
.یعنی، فقط بدلکاری نیست
مثلاً رو فیلمنامه کار میکردیم

01:17:04.411 --> 01:17:06.288
آره -
...سعی میکردیم بفهمیم -

01:17:06.455 --> 01:17:09.625
و اون... اون یه نوع درد متفاوته

01:17:09.791 --> 01:17:10.917
وقتی داری سعی میکنی این صحنه‌ها رو بفهمی

01:17:11.126 --> 01:17:13.211
میتونی حس کنی یه چیز باحال هست

01:17:13.378 --> 01:17:15.964
...میتونیم یه چیز خیلی جالب بسازیم، ولی
نمیتونی دقیقاً بگیریش

01:17:16.173 --> 01:17:19.718
...و فکر کنم اون گاهی دردناک‌تر از

01:17:19.926 --> 01:17:23.055
خب، تقریباً به اندازه خوردن با اتوبوس دردناکه

01:17:23.221 --> 01:17:26.016
میتونی چیزی برای آخر شب پیشنهاد کنی؟

01:17:26.183 --> 01:17:28.352
یه چیز بزرگ، قوی؟

01:17:28.518 --> 01:17:31.772
اجازه بدید بنلی ام۴ رو پیشنهاد کنم

01:17:37.110 --> 01:17:39.029
اینجا میخواستیم اکشن رو یه کم بالاتر ببریم

01:17:39.196 --> 01:17:40.864
پس کیانو رو فرستادیم
پیش تاران باتلر تمرین کنه

01:17:41.031 --> 01:17:42.407
قهرمان سه‌تفنگ جهان

01:17:42.436 --> 01:17:43.811
"آخرین ماشین که اینجا
پارک شده بود مفقود شده"

01:17:52.334 --> 01:17:55.837
نمیدونستم تو جان ویک ۱ دارم
دست‌های تیراندازی میگیرم

01:17:56.046 --> 01:18:00.676
،ولی تو قسمت ۲
"من مثل "دستکاری‌ها. اوه، آره

01:18:04.012 --> 01:18:05.555
از جان ویک ۱ رفتیم

01:18:05.722 --> 01:18:08.975
که تو یه جلسه تیراندازی
۱۰۰ گلوله شلیک میکردیم

01:18:09.142 --> 01:18:12.062
تا وقتی رسیدیم به تاران
تو قسمت دو، شد ۳۰۰۰ گلوله

01:18:12.229 --> 01:18:13.647
آره

01:18:21.697 --> 01:18:23.073
نزدمش؟ -
نه -

01:18:24.324 --> 01:18:26.535
چد عاشق اسلحه و تجهیزاته

01:18:26.702 --> 01:18:28.412
و فکر کنم همیشه دنبال پیشرفته‌ترین

01:18:28.620 --> 01:18:30.455
چیزی که بعداً میاد
و چیزی که میتونیم انجام بدیم

01:18:33.083 --> 01:18:36.169
ایرسافت اون موقع
فکر نمیکردیم انقلابی باشه

01:18:36.211 --> 01:18:37.879
"ولی میگفتیم "این فوق‌العادست

01:18:38.046 --> 01:18:40.006
ولی مثل ۷۰٪ چیزی بود که میخواستیم

01:18:40.215 --> 01:18:44.177
همینطور که پیچیدگی سلاح‌ها رو افزایش دادیم

01:18:44.344 --> 01:18:46.847
چد میگفت "میخوام بتونم خیلی تیراندازی کنم

01:18:47.013 --> 01:18:49.099
،هیچوقت نمیخوام نگرانش باشم
"و از ایرسافت متنفرم

01:18:49.224 --> 01:18:51.268
"و من میگم "خب، این ما رو هیچ جا نمیرسونه

01:18:51.685 --> 01:18:54.896
،چون نمیتونیم گلوله خالی داشته باشیم
مشخصاً. نمیتونه تفنگ پلاستیکی باشه

01:18:54.938 --> 01:18:58.900
،باید یادت باشه
چد بدلکار براندون لی تو فیلم کلاغ بود

01:18:59.067 --> 01:19:00.944
پس چد بیشتر از هر کسی

01:19:01.111 --> 01:19:02.779
که از دنیای بدلکاری هالیوود میاد

01:19:02.988 --> 01:19:06.324
خیلی حساس و آگاهه
به ایمنی اسلحه تو صحنه

01:19:06.450 --> 01:19:07.743
اون بده -
آره، آره -

01:19:07.993 --> 01:19:10.328
و خیلی از تیراندازی‌ها نزدیکه

01:19:10.412 --> 01:19:12.789
پس چطور با یه اسلحه که واقعی
به نظر میاد این کارو انجام بدی؟

01:19:12.956 --> 01:19:14.958
پس تو سرعت نوری

01:19:15.125 --> 01:19:16.418
میخوام اسم اسلحه رو این بذارم

01:19:16.626 --> 01:19:18.545
سرعت نور -
باشه -

01:19:18.628 --> 01:19:20.172
ولی بعد چد تاران رو پیدا کرد

01:19:20.672 --> 01:19:24.885
و اونا واقعاً فرمول سری پلاگ کردن
اسلحه‌ها رو پیدا کردن

01:19:24.926 --> 01:19:29.765
چد دوست داره اینقدر اکشن نزدیک داشته باشه
که همه چیز رو کاملاً پلاگ میکنه

01:19:29.931 --> 01:19:32.768
معنیش اینه که یه اسلحه گلوله خالی
معمولی تو فیلم

01:19:32.934 --> 01:19:34.978
،وقتی شلیک میکنی
شعله از جلو میاد بیرون

01:19:35.145 --> 01:19:37.647
،وقتی کاملاً پلاگش میکنه
دیگه اون اتفاق نمیفته

01:19:37.814 --> 01:19:40.442
پوکه پرتاب میشه بیرون

01:19:40.609 --> 01:19:42.736
،خشاب عوض میشه
دود میاد، همه اینا رو داری

01:19:42.903 --> 01:19:45.989
مکانیزم کار میکنه، ولی ایمنه

01:19:46.156 --> 01:19:48.074
میتونی دقیقاً کنار یکی بری
و ماشه رو بکشی

01:19:48.283 --> 01:19:49.618
بهشون آسیبی نمیزنه

01:19:49.785 --> 01:19:51.787
به محض اینکه گلوله خالی
با تفنگ گلوله خالی میذاری

01:19:51.953 --> 01:19:54.080
اساساً داری با یه تفنگ
که برای گلوله خالی تنظیم شده شلیک میکنی

01:19:54.247 --> 01:19:56.625
.و میتونی گلوله گیر کنه
هزار بار پوکه خورده بهم

01:19:56.792 --> 01:19:58.376
تیر خوردم و سوختم

01:19:58.543 --> 01:20:00.045
هیچکس نمیتونه با تفنگ پلاگ شده کشته بشه

01:20:00.212 --> 01:20:01.630
هیچی از جلو نمیاد بیرون

01:20:04.716 --> 01:20:06.468
و حالا تفنگ کار میکنه. کاملاً ایمنه

01:20:06.635 --> 01:20:08.845
.میتونی دستت رو جلوش بذاری
هیچ اتفاقی نمیفته

01:20:09.012 --> 01:20:13.642
یه مزیت خیلی بزرگ
هم از نظر صدا برای بدلکارها داشت

01:20:13.809 --> 01:20:15.185
اتفاقات در جریانه

01:20:15.352 --> 01:20:16.686
صد نفر دارن با کیانو میجنگن

01:20:16.853 --> 01:20:18.313
،پس مردم دارن داد میزنن
صدای کونگ فو درمیارن

01:20:18.522 --> 01:20:20.315
پس، این حقیقت که ما
یه تفنگ پلاگ شده داشتیم

01:20:20.524 --> 01:20:22.692
که واقعاً صداش مثل تفنگ واقعی بود

01:20:22.859 --> 01:20:24.486
میدونی، برای بدلکارها راحت‌تر بود

01:20:24.653 --> 01:20:27.447
که از صدای تفنگ‌ها نشونه بگیرن

01:20:30.659 --> 01:20:32.244
عالی بود

01:20:32.410 --> 01:20:33.703
این فشار رو دوست دارم

01:20:33.912 --> 01:20:36.373
آه. خیلی باحاله

01:20:36.540 --> 01:20:39.459
حالا فقط بنلی رو میذاریم -
بهتره اون شاتگان رو بگیریم -

01:20:45.257 --> 01:20:47.676
اوه، آره. نجات‌دهنده مسابقه -
نجات‌دهنده مسابقه -

01:20:47.843 --> 01:20:50.846
،وقتی مهماتش تموم میشه
به این میگن نجات‌دهنده مسابقه

01:20:51.012 --> 01:20:53.807
،به روش قدیمی
باید میرفتی سمت کمربندت

01:20:55.058 --> 01:20:57.811
،یه فشنگ برمیداشتی، میذاشتی تو
و گلنگدن رو میکشیدی

01:20:57.978 --> 01:21:01.022
و این تقریباً دو ثانیه طول میکشه

01:21:01.189 --> 01:21:03.483
اینجوری، من شلیک میکنم، خالی میشه

01:21:03.650 --> 01:21:04.860
فوراً میفهمم

01:21:05.068 --> 01:21:06.695
میندازمش تو و گلنگدن رو میزنم

01:21:09.489 --> 01:21:13.243
تو اون یکی هم کشیدن کت و کشیدن رو انجام داد -
کشیدن کت و کشیدن. آره -

01:21:13.410 --> 01:21:15.078
کشیدن کت و کشیدن -
کشیدن کت و کشیدن -

01:21:15.245 --> 01:21:18.874
خیلی نرم -
خیلی خوب. کشیدن کت و کشیدن -

01:21:22.836 --> 01:21:25.881
،خیلی از دی ان ای، همونطور که میگیم
همیشه تو اولیه، درسته؟

01:21:26.047 --> 01:21:28.466
ولی من همش برمیگردم به شماره دو
به عنوان آزمایش واقعی

01:21:34.931 --> 01:21:36.474
کنسرت راک جان ویک

01:21:36.641 --> 01:21:38.476
ببین، دیو الان کجاست؟
این سبک اونه

01:21:38.685 --> 01:21:40.145
دیو اون بالا رپ میخوند

01:21:42.272 --> 01:21:44.524
وقتی رم بودیم و داشتیم
صحنه‌های کنسرت رو میگرفتیم

01:21:44.691 --> 01:21:47.235
،اونجا بود که تصمیم گرفتیم
باشه، این همه جمعیت داریم

01:21:47.444 --> 01:21:50.322
،موسیقی داره پخش میشه
چقدر میخوایم دیوونه بازی دربیاریم؟

01:21:50.488 --> 01:21:52.574
مثلاً، واقعاً جان ویک میره رو صحنه
و یکی رو میزنه؟

01:21:52.782 --> 01:21:53.867
ما میگیم، آره -
آره -

01:21:58.330 --> 01:22:00.123
اینجا بود که گفتیم، باشه، داریم میریم

01:22:00.290 --> 01:22:02.083
جمعیت برای شلیک به سر مردم تشویق میکنن

01:22:02.250 --> 01:22:04.628
پس یه جورایی مثل "دایره سرخ" از فیلم اوله

01:22:04.836 --> 01:22:06.087
‫یه صحنه‌ی توی کلاب اجرا کردیم

01:22:06.296 --> 01:22:09.174
‫اون کنسرت برای من خیلی عظیم...

01:22:09.299 --> 01:22:11.551
‫و بزرگ‌تر از حد تصور بود
‫و وقتی صدای موسیقی بلند شد...

01:22:11.718 --> 01:22:14.012
‫گفتم که باید انرژیش رو یه‌کم زیاد کنیم

01:22:14.179 --> 01:22:16.640
‫بعد تو گفتی: می‌پرم پایین پله‌ها،
‫شروع می‌کنیم

01:22:16.848 --> 01:22:18.141
‫گفتی: می‌دوئم وسط جمعیت

01:22:18.308 --> 01:22:20.435
‫این یه‌جورایی انرژیش با قسمت اول
‫فرق داشت

01:22:20.644 --> 01:22:21.686
‫خیلی تهاجمی‌تر بود

01:22:21.853 --> 01:22:22.938
‫آره

01:22:25.023 --> 01:22:26.107
‫بنگ، بنگ، بنگ، بنگ

01:22:27.275 --> 01:22:29.194
‫بنگ!
‫باید بریم اونجا

01:22:29.361 --> 01:22:30.946
‫اوه نه،
‫بنگ، بنگ

01:22:31.529 --> 01:22:32.989
‫بنگ

01:22:34.824 --> 01:22:35.951
‫لعنتی!
‫بنگ!

01:22:37.505 --> 01:22:39.704
‫ما این رقص رو همون شب طراحی کردیم

01:22:39.871 --> 01:22:41.539
‫واقعا همون شب ساختیمش

01:22:41.706 --> 01:22:44.417
‫فلیک، نگاش کن
‫واقعیه!

01:22:44.584 --> 01:22:47.420
‫- جان ویک فقط زیادی عصبانی میشه
‫- آره، ببینش

01:22:47.629 --> 01:22:49.756
‫اون عقب کشیدن رو دوس دارم

01:22:49.923 --> 01:22:51.967
‫می‌خوام سرها رو منفجر شده ببینم.
‫البته یه ذره فقط.

01:22:55.553 --> 01:22:57.389
‫آره،
‫تقریباً همه‌شو همون شب ساختیم.

01:22:57.555 --> 01:22:59.808
‫ولی به نظرم اینجا ایده‌ی جعبه‌ابزار هم
‫معرفی شد،

01:22:59.849 --> 01:23:01.810
‫با همون روشی که شماها
‫منو تمرین داده بودین

01:23:02.310 --> 01:23:05.689
‫جادوی چیزی که کیانو پشت سر گذاشت این بود
‫که یه جعبه‌ابزار بزرگ براش ساختیم...

01:23:05.730 --> 01:23:07.565
‫بیرونی

01:23:08.066 --> 01:23:10.777
‫...که هر لحظه می‌تونستیم ابزار لازم رو
‫ازش دربیاریم و استفاده کنیم

01:23:10.819 --> 01:23:12.946
‫- تجهیزات دوم بودن
‫- من این تمرین رو خیلی شبیه به...

01:23:13.113 --> 01:23:14.280
‫طراحی رقص ساخته‌م

01:23:14.489 --> 01:23:15.949
‫یه گلوله‌ی مَشقی می‌ذاشتم توی خشاب...

01:23:16.116 --> 01:23:17.659
‫تا مجبور شه مشکل رو برطرف کنه

01:23:17.909 --> 01:23:19.828
‫پس وسط کار براش مشکل درست می‌کردم

01:23:19.953 --> 01:23:21.371
‫که مجبور شه حلش کنه

01:23:21.538 --> 01:23:23.039
‫همه‌ی اون آمادگی‌ها این امکان رو می‌داد...

01:23:23.206 --> 01:23:25.375
‫که انعطاف پذیر و در لحظه باشیم

01:23:25.542 --> 01:23:27.919
‫و تقریباً حرکات اکشن رو بداهه می‌رفتیم...

01:23:28.086 --> 01:23:30.255
‫چون اون دیگه خیلی حرفه‌ای شده بود.

01:23:30.422 --> 01:23:32.465
‫چی؟
‫کات بدید

01:23:32.632 --> 01:23:34.009
‫این چیزیه که ریوز می‌تونه انجام بده

01:23:34.217 --> 01:23:36.511
‫و این کار منو برای ادامه‌ی فیلم
‫خراب کرد

01:23:36.678 --> 01:23:39.305
‫خب، الان می‌دونم که هرکاری از دستش برمیاد
‫و میگم: من می‌تونم همون روز، همه‌چیو عوض کنم

01:23:39.514 --> 01:23:42.017
‫تو بیشتر فیلم‌های اکشن
‫نمی‌تونی طراحی رقص رو عوض کنی

01:23:42.183 --> 01:23:44.894
‫- آره.
‫- نمی‌خوای که فلانی رو ناراحت کنی.

01:23:45.061 --> 01:23:46.938
‫- آره
‫- بعد از این بود که گفتیم: نه...

01:23:47.188 --> 01:23:49.482
‫می‌تونیم همه‌چیو برای کیانو عوض کنیم،
‫اون عالیه

01:23:49.607 --> 01:23:52.068
‫همه گروه‌های بدلکاری گفتن: «پس هنوزم
‫می‌تونیم چیزا رو عوض کنیم؟

01:23:52.110 --> 01:23:53.278
‫- این عالیه»
‫- هنوزم می‌تونیم چیزا رو عوض کنیم

01:23:53.903 --> 01:23:56.614
‫- ببخشید
‫- برگرد به موقعیت اول، از اول

01:23:56.656 --> 01:23:58.408
‫- لعنتی!
‫- عیبی نداره

01:23:58.575 --> 01:24:00.076
‫چیزی که من در مورد صحنه‌های اکشن
‫جان ویک دوست دارم اینه:

01:24:00.243 --> 01:24:01.953
‫جان ویک همیشه یه جورایی انگار عقب‌تره

01:24:02.162 --> 01:24:03.788
‫انگار همون روز طراحی رقص رو یاد گرفته

01:24:03.955 --> 01:24:05.331
‫- آره، آره
‫- و خیلی باحاله

01:24:05.540 --> 01:24:07.792
‫و بعد از اون موقع،
‫این برامون یه چالش شد.

01:24:08.001 --> 01:24:10.462
‫چطور می‌تونیم با کیانو هم‌سطح بمونیم؟

01:24:10.628 --> 01:24:14.382
‫هرکی که بیاد، هر کسی که باشه...

01:24:15.550 --> 01:24:16.843
‫می‌کشمش.

01:24:18.011 --> 01:24:19.721
‫همه‌شون رو می‌کشم

01:24:19.929 --> 01:24:23.892
‫وقتی جان ویک ۲ داشته ساخته می‌شد

01:24:24.059 --> 01:24:27.228
‫یه‌سری بازیگر بودن که می‌گفتن...

01:24:27.437 --> 01:24:28.813
‫دوس داریم تو جان ویک ۲ باشیم.

01:24:30.356 --> 01:24:32.567
‫خوب نمی‌خوابی جان، نه؟

01:24:32.817 --> 01:24:36.988
‫وقتی رم به داستان اضافه شد، می‌گفت:
‫باید توی جان ویک ۲ باشم

01:24:37.113 --> 01:24:40.408
‫چاد، داداش، باید توی اون فیلم باشم،
‫باید وارد اون دنیا بشم

01:24:40.575 --> 01:24:43.328
‫به کیانو پیام دادم، گفتم:
‫داداش، همه‌ی دوستامون...

01:24:43.536 --> 01:24:45.914
‫همه اونایی که روی فیلمای ماتریکس
‫کار کردن،

01:24:46.081 --> 01:24:48.708
‫همه‌شون تو فیلم هستن،
‫بالا غیرتن یه لطفی بهم بکن

01:24:48.875 --> 01:24:52.545
‫آقای ویک یادش نمیاد،
‫ولی ما سال‌ها پیش همدیگه رو دیدیم

01:24:52.712 --> 01:24:54.798
‫و بعد یه سری بازیگر بودن که
‫فکر کردیم:

01:24:55.006 --> 01:24:56.466
‫اونا فوق‌العاده ان، بهتره بیاریمشون

01:24:56.674 --> 01:25:02.514
‫اون زمان همه انقد مطمئن نبودن
‫که جان‌ویک...

01:25:02.680 --> 01:25:05.141
‫قراره انقد گُنده شه
‫و آخرشم شد

01:25:08.603 --> 01:25:09.854
‫اوه، مادرجنده

01:25:10.105 --> 01:25:12.774
‫وقتی به جان‌یک ۳ رسیدیم...

01:25:12.899 --> 01:25:16.319
‫دیگه در واقع نقطه‌ای رو رد کرده بودیم...

01:25:16.528 --> 01:25:20.949
‫که تقریبا همه با جان‌ویک آشنا شده بودن

01:25:21.116 --> 01:25:23.535
‫الان واقعاً می‌تونیم بهش بگیم «فرنچایز»
‫[کلکسیونی از آثار هنری مانند فیلم یا سریال]

01:25:23.701 --> 01:25:27.997
‫چون شماره یک موفق بود،
‫شماره دو حتی بهتر

01:25:28.206 --> 01:25:29.749
‫و داشتیم برای شماره سه هم
‫برنامه‌ریزی می‌کردیم

01:25:31.751 --> 01:25:35.171
‫الان بازیگرای فوق‌العاده‌ای داریم،
‫بازیگرای برنده‌ی اسکار،

01:25:35.338 --> 01:25:39.259
‫مثل هلی بری و آنجلیکا هیوستون،

01:25:39.467 --> 01:25:42.720
‫که کاملاً می‌فهمن جان ویک چیه،

01:25:42.887 --> 01:25:47.559
‫و می‌خوان کنارِ کیانو باشن
‫و می‌خوان با «۸۷ الون» کار کنن.
‫[یک استودیو فیلم سازی]

01:25:47.725 --> 01:25:52.188
‫من طرفدارِ فیلمم، یعنی واقعاً
‫هیچ لحظه‌ی کسالت‌باری توی فیلم نیست

01:25:52.355 --> 01:25:53.940
‫فیلمنامه رو نمی‌خوام ببینم،
‫فقط بذار تو فیلم باشم

01:25:54.107 --> 01:25:56.025
‫باید بگم که...

01:25:56.192 --> 01:25:59.028
‫خیلی وقت بود که
‫منتظر بودم ببینمت

01:25:59.237 --> 01:26:02.866
‫من یه طرفدار سرسختم، جان ویک

01:26:03.074 --> 01:26:04.576
‫الان دیگه ما هم جزو جریان اصلی هستیم

01:26:04.742 --> 01:26:06.286
‫وقتی نبودیم...

01:26:06.494 --> 01:26:08.288
‫جان ویک ۱ خیلی بیرون از جریان اصلی بود

01:26:08.580 --> 01:26:12.083
‫حتی جان‌ویک ۲ هم یه پاش داخل بود
‫یه پاش بیرون

01:26:12.167 --> 01:26:17.630
‫به کیانو گفتم: ببین، چه بخوایم چه نخوایم،

01:26:17.797 --> 01:26:22.719
‫ما دیگه توی دنیای اقتصادی که مربوط
‫به فیلم و تلویزیون و استودیوهاست هستیم

01:26:22.886 --> 01:26:24.596
‫و باید این دنیا رو گسترش بدیم

01:26:24.804 --> 01:26:29.434
‫دیگه نمی‌تونیم بگیم: خب بچه‌ها کافیه دیگه

01:26:29.559 --> 01:26:33.062
‫سهام‌دارای لاینزگیت میگن:
‫نه، بیشتر می‌خوایم

01:26:33.229 --> 01:26:36.983
‫فکر کنم همه‌مون اینو درک کردیم

01:26:37.192 --> 01:26:41.112
‫و حالا می‌خوایم ببینیم چطور می‌تونیم
‫چیزا رو باحال‌تر و متفاوت‌تر کنیم

01:26:41.321 --> 01:26:44.782
‫خیلی‌خب، صحنه آماده‌ست،
‫آماده باشید، بریم

01:26:46.409 --> 01:26:47.994
‫لوکیشنِ خفنیه، نه؟

01:26:48.203 --> 01:26:49.412
‫- عالیه
‫- مرسی

01:26:51.164 --> 01:26:55.877
‫آره، جان‌ویک ۳، منهتن
‫کتابخونه‌ی نیویورک

01:27:00.548 --> 01:27:04.302
‫فکر می‌کنم هر فیلم جان ویک
‫یک «چی» و یک «چرا» داره

01:27:04.510 --> 01:27:05.970
‫یعنی شخصیت چیه؟
‫دلیل چیه؟

01:27:06.763 --> 01:27:08.056
‫و در کنارش...

01:27:08.223 --> 01:27:10.183
‫هر فیلم دو یا سه صحنه اکشن داره

01:27:10.350 --> 01:27:13.269
‫نه فقط بعنوان سکانس...

01:27:13.436 --> 01:27:16.105
‫بلکه مثل یه خواسته که میگه:
‫من می‌خوام اینجا باشم، تو اتاق آیینه‌ها

01:27:19.859 --> 01:27:22.028
‫می‌خوایم اون نبرد توی کتابخونه با بوبَن
‫رو داشته باشیم

01:27:22.237 --> 01:27:25.448
‫می‌خوایم اون پله‌ها توی قسمت چهارم
‫رو داشته باشیم

01:27:25.615 --> 01:27:29.744
‫همیشه این انگیزه‌ها برای صحنه‌های اکشن
‫یا لوکیشن بوده،

01:27:29.911 --> 01:27:33.706
‫باید داستان از اینجا و اینجا رد بشه،
‫می‌دونی...

01:27:33.873 --> 01:27:36.834
‫و اون اصرارِ بی‌وقفه‌ای که
‫برای پیدا کردن مسیر هستش.

01:27:39.796 --> 01:27:42.298
‫سگ‌ها، اسب‌ها، کبوترها،
‫گرند سنترال

01:27:42.465 --> 01:27:45.510
‫گرند سنترال
‫گرند سنترال

01:27:45.677 --> 01:27:48.304
‫خیلی‌خب، بزن به چاک
‫باید برم سر کارم

01:27:48.471 --> 01:27:52.600
‫اینجا سرزمین باله‌ست، خانوم‌ها.
‫الان چی داریم می‌گیریم؟

01:27:52.809 --> 01:27:55.561
‫- بگو بهشون
‫- جان‌ویک سه

01:27:55.770 --> 01:27:57.647
‫همین یه جمله همه‌چیو میگه، نه؟

01:27:57.814 --> 01:28:00.525
‫- داریم میریم مراکش
‫- خوبه

01:28:00.692 --> 01:28:03.319
‫میریم مراکش.
‫هلی بری توی بیابون با چندتا سگ.

01:28:03.486 --> 01:28:06.447
‫یکی از سخت‌ترین کارایی بود
‫که تو عمرم انجام دادم

01:28:06.614 --> 01:28:10.243
‫هرکاری از دستم برمی‌اومد کردم،
‫چندتا از استخوان‌هام شکست.

01:28:12.161 --> 01:28:13.329
‫ولی زنده موندم

01:28:15.456 --> 01:28:17.709
‫سگ، باید تو فیلم سگ داشته باشیم

01:28:17.875 --> 01:28:19.544
‫چیکار می‌خواین بکنین؟ خب، می‌خوایم سگ‌ها
‫رو طوری تمرین بدیم که به کشاله‌ی ران حمله کنن

01:28:24.716 --> 01:28:27.552
‫این یکی از ایده‌ها بود، دقیقا همین

01:28:27.760 --> 01:28:29.721
‫- جان ویک سه
‫- اگه بدونی چقد خرجِ سگ‌ها کردیم

01:28:29.887 --> 01:28:30.763
‫ایده‌مون همین بود

01:28:34.642 --> 01:28:36.060
‫می‌خوایم  هلی بری رو
‫با سگ‌ها تمرین بدیم

01:28:36.227 --> 01:28:37.979
‫بازیگری رو می‌خواستیم که بگه:

01:28:38.146 --> 01:28:40.857
‫آره، می‌خوام هفت، هشت ماه
‫با سگ‌ها تمرین کنم

01:28:41.024 --> 01:28:44.360
‫نه از یه رُمان نوشتاری برگرفته بودیم،
‫نه از یه رُمان گرافیکی

01:28:44.527 --> 01:28:46.738
‫این فقط از خودمون بود که
‫گفتیم: «هی، سگ دوس داری؟

01:28:46.904 --> 01:28:49.198
‫من سگ دوس دارم. تو سگ دوس داری؟
‫منم دوس دارم. بیاید با سگ یه کار خفن بکنیم

01:28:49.365 --> 01:28:51.659
‫تا حالا تفنگ و ماشین داشتیم.
‫حالا نوبت سگه. آره، من سگ دوس دارم»

01:28:54.912 --> 01:28:56.664
‫- سگ‌فو
‫- سگ‌فو، دقیقا

01:28:59.083 --> 01:29:01.210
‫بعد کیانو گفت: جان ویک باید سوار اسب بشه

01:29:01.377 --> 01:29:03.713
‫منم گفتم: جان ویک روی اسب
‫خیلی خفنه، لعنتی!

01:29:08.092 --> 01:29:10.428
‫و خیلی‌های دیگه که فیلمنامه رو خونده بودن
‫گفتن:

01:29:10.470 --> 01:29:13.639
‫خب، این...
‫این چطوره قراره خفن باشه؟

01:29:13.848 --> 01:29:15.808
‫- چون از سنترال پارک فرار کرده بود
‫- و ما گفتیم:

01:29:15.975 --> 01:29:18.019
‫واقعاً مطمئن نیستیم، ولی می‌خوایم بفهمیم
‫چطور میشه این کارو کرد

01:29:18.186 --> 01:29:20.396
‫اونجا کنار سنترال پارک اسب هست

01:29:20.563 --> 01:29:23.566
‫اگه حاضر باشی اون یه ذره ترس از ناشناخته‌ها
‫رو تحمل کنی،

01:29:23.733 --> 01:29:25.651
‫و اون یه ذره درد واسه پیدا کردن راه‌حل رو...

01:29:25.860 --> 01:29:27.737
‫خب کیه که نخواد جان ویک رو
‫روی اسب ببینه؟

01:29:27.904 --> 01:29:29.697
‫- آره
‫- با کت و شلوار

01:29:29.864 --> 01:29:31.616
‫یعنی خب...

01:29:31.783 --> 01:29:34.035
‫فکر می‌کنم بیشتر مردم
‫هنگ می‌کنن از این ایده،

01:29:34.202 --> 01:29:35.995
‫چون نمی‌دونن چطوری
‫تو داستان جا می‌افته،

01:29:36.162 --> 01:29:38.539
‫یا نمی‌دونن چطور با شخصیت جور درمیاد،

01:29:38.748 --> 01:29:40.833
‫و این همون زیباییِ جان ویکه.

01:29:41.042 --> 01:29:42.752
‫- این آی‌پیِ ویژه‌ی خودمونه
‫- آره

01:29:43.002 --> 01:29:45.671
‫پس عملاً...
‫عملا قانون خاصی نداریم.

01:29:45.755 --> 01:29:48.132
‫خیلیا اومدن پیش ما،
‫حتی به کیانو و من گفتن:

01:29:48.341 --> 01:29:49.384
‫خب، این که خیلی جان ویکی نیست

01:29:49.550 --> 01:29:51.302
‫و ما هم گفتیم: نمی‌دونیم

01:29:51.511 --> 01:29:52.637
‫این جان ویکه، خودش میگه که
‫می‌خواد سوار اسب بشه

01:29:52.804 --> 01:29:54.472
‫- می‌خوای سوار اسب شی؟
‫- آره رفیق

01:29:54.680 --> 01:29:55.390
‫خب، پس خیلی هم جان ویکه، نه؟

01:29:59.352 --> 01:30:02.313
‫آشنایی با جکی چان و دانی ین
‫و جت لی،

01:30:02.480 --> 01:30:03.856
‫و کار کردن با این افراد

01:30:04.023 --> 01:30:07.110
‫یه بار با جکی صحبت می‌کردم...

01:30:07.318 --> 01:30:09.987
‫بعد از کلی وقت، فقط نگاه می‌کردم
‫ببینم چطوری کار می‌کنه.

01:30:10.154 --> 01:30:12.740
‫و خب یه‌کمم سر به سرش می‌ذاشتم

01:30:12.949 --> 01:30:15.660
‫مثلا اگه من و کیانو اینجا بشینیم
‫من به جکی میگم:

01:30:15.827 --> 01:30:18.413
‫می‌دونی، اگه دوتا آدم این‌ور
‫و اون‌ورِ یه میز نشسته باشن...

01:30:18.579 --> 01:30:20.581
‫ما اینطور میگیم که: اون یه چیزی میگه
‫دیگری هم یه چیز دیگه

01:30:20.748 --> 01:30:22.291
‫بعدش از روی میز می‌پرم
‫و دعوا شروع میشه

01:30:22.458 --> 01:30:24.043
‫بعدش مشت و مشت و درگیری

01:30:24.210 --> 01:30:26.129
‫و بعد اون یکی راه می‌افته میره
‫و یه دیالوگ خفن هم میگه

01:30:26.337 --> 01:30:30.216
‫ولی جکی دقیقاً برعکس همه‌ی طراح‌های
‫دعوا رفتار می‌کرد

01:30:30.383 --> 01:30:32.802
‫اون می‌گفت: خیلی‌خب، تو چیزی نگو،
‫من یه جک تعریف می‌کنم

01:30:32.969 --> 01:30:36.222
‫می‌خوام برم بیرون،
‫ولی تو نمی‌ذاری برم بیرون

01:30:36.389 --> 01:30:39.725
‫بعد اتاق آتیش می‌گیره،
‫در قفل میشه،

01:30:39.934 --> 01:30:42.311
‫ما به هم دستبند می‌زنیم و...
‫صبر کن ببینم، تو راست دست هستی؟

01:30:42.520 --> 01:30:44.480
‫خیلی‌خب، پس نمی‌تونی از دست راستت
‫استفاده کنی

01:30:44.647 --> 01:30:46.399
‫و باید از این گلدون مراقبت کنی که نشکنه

01:30:46.566 --> 01:30:48.359
‫چون این واقعا چیزی بود
‫که تو می‌خواستی.

01:30:48.568 --> 01:30:50.695
‫و نمی‌تونی کسی رو بکشی
‫اگرچه همه اسلحه دارن

01:30:50.862 --> 01:30:54.699
‫تو نگاه می‌کنی به جکی و میگی:
‫خب، چطور باید این کار رو بکنم؟

01:30:54.866 --> 01:30:56.993
‫و اون بهترین جواب رو داد

01:30:57.160 --> 01:30:59.579
‫نگاه کرد و گفت: من نمی‌دونم تو قراره
‫چطور این کار رو بکنی

01:30:59.787 --> 01:31:02.540
‫ولی اگه تونستی انجامش بدی،
‫بهترین مبارزه‌ی فیلم میشه.

01:31:02.748 --> 01:31:05.168
‫یکی از سکانس‌های که
‫همیشه فکر می‌کردم جزء...

01:31:05.376 --> 01:31:10.715
‫بهترین لحظات در تمام چهار فیلم جان ویک
‫باقی می‌مونه، همون سکانسِ مبارزه با چاقوـه

01:31:10.882 --> 01:31:14.969
‫این استفاده از همه‌ی چیزاییه
‫که معمولا مشکل به نظر میرسن

01:31:15.178 --> 01:31:20.224
‫جان تو یه اتاقِ تنگ و ساده‌ست
‫و تفنگ هم نداره

01:31:20.391 --> 01:31:24.145
‫و همه‌ی این آدمکشا که اسلحه دارن، می‌خوان
‫بیان و اونو بکشن، و اون نمی‌تونه قایم بشه

01:31:24.312 --> 01:31:28.900
‫پس حالا باید اسلحه‌هایی که می‌تونن
‫اونو بکشن رو خنثی کنه، درسته؟

01:31:29.066 --> 01:31:30.318
‫این اولین قدمه

01:31:30.526 --> 01:31:34.614
‫مورد دوم،
‫اون به سمت شیشه پرتاب میشه

01:31:34.822 --> 01:31:37.867
‫و چیزی که به‌نظر می‌رسید مشکل باشه،
‫تبدیل به یه دارایی میشه

01:31:38.034 --> 01:31:39.160
‫این فوق‌العاده‌ست

01:31:45.666 --> 01:31:48.419
‫- این عالیه!
‫- ما همیشه اسمش رو می‌ذاشتیم جنگ گلوله برفی

01:31:48.628 --> 01:31:51.297
‫تو و برادرات گلوله برفی رو می‌گیرید
‫و فقط به همدیگه می‌زنید

01:31:51.464 --> 01:31:53.299
‫ما می‌گفتیم تو هر فیلم اکشنی...

01:31:53.466 --> 01:31:55.092
‫مهم نیست طرف کی باشه،
‫اون یه چاقو برمی‌داره

01:31:55.426 --> 01:31:57.178
‫پرتش می‌کنه، چاقو تو بدنش فرو میره
‫و طرف می‌میره

01:31:57.220 --> 01:31:58.971
‫و می‌گفتیم: این هیچوقت اتفاق نمی‌افته

01:31:59.138 --> 01:32:01.432
‫پس بیاین یه صحنه بسازیم
‫که همه هربار توش اشتباه می‌کنن

01:32:01.599 --> 01:32:03.017
‫ما هر روز تمرین می‌کردیم
‫و تمرین می‌کردیم

01:32:03.226 --> 01:32:04.352
‫ما تمام قطعات مختلف رو تغییر می‌دادیم

01:32:04.519 --> 01:32:06.145
‫ولی هنوز یه چیزی سرجاش نبود

01:32:06.312 --> 01:32:08.314
‫من گفتم: خیلی‌خب،
‫این یه مبارزه‌ی خیلی خوب میشه

01:32:08.481 --> 01:32:10.358
‫من بیشتر منتظر صحنه‌های اسب‌سواری
‫و این جور چیزا بودم

01:32:10.525 --> 01:32:12.693
‫- آره
‫- اما روز سوم این تمرین‌ها بود

01:32:12.860 --> 01:32:15.821
‫وقتی بهش حمله کردی
‫و در یک آن اتفاق افتاد.

01:32:15.988 --> 01:32:19.242
‫نظر من کاملاً در مورد این مبارزه تغییر کرد،
‫همین‌جا، دقیقا همین‌جا

01:32:26.123 --> 01:32:27.500
‫- چیکار باید بکنم؟
‫- خم شو

01:32:27.667 --> 01:32:29.877
‫- خم شم؟ خم؟
‫- بهتره خم شی

01:32:32.129 --> 01:32:33.381
‫خم بشم؟

01:32:34.715 --> 01:32:36.384
‫این سرعتِ واقعیه

01:32:36.551 --> 01:32:39.512
‫این... آره
‫شین و چن اینجان

01:32:39.679 --> 01:32:41.639
‫ایول!
‫این واقعی بود.

01:32:41.806 --> 01:32:43.808
‫ما واقعاً این کارا رو همون روز
‫داشتیم جمع می‌کردیم

01:32:43.975 --> 01:32:44.725
‫حرکت!

01:32:47.353 --> 01:32:50.773
‫یادته، مثل وقتی که اون برداشتِ لعنتی
‫تو فیلم بود؟

01:32:50.940 --> 01:32:52.024
‫آره

01:32:52.358 --> 01:32:53.609
‫برداشت طولانی

01:32:53.651 --> 01:32:55.236
‫- نه اون...
‫- می‌دونم

01:32:55.403 --> 01:32:58.948
‫شین واقعا شگفت‌انگیزه
‫ولی من خیلی کُندم

01:32:59.115 --> 01:33:01.701
‫اما یه قضیه‌ای که درمورد اون برداشت بود
‫این بود که...

01:33:01.909 --> 01:33:04.829
‫آره، اون برداشت، می‌دونی،
‫عالی بود، عالی.

01:33:15.423 --> 01:33:19.844
‫گفتم: رفقا، فکر نکنم بتونم اون کارو
‫سریع‌تر انجام بدم

01:33:20.011 --> 01:33:21.887
‫و شین گفت: منم.

01:33:22.096 --> 01:33:24.265
‫- ما به یه سطح بالایی رسیدیم
‫- آره

01:33:24.432 --> 01:33:27.059
‫- خیلی عالی بود اما خسته‌کننده هم بود
‫- درسته؟

01:33:28.728 --> 01:33:30.605
‫خیلی سریع بود، خیلی

01:33:31.147 --> 01:33:32.231
‫خدای من!

01:33:32.523 --> 01:33:34.567
‫اون چیزی که من تو جان‌ویک یک
‫یاد گرفتم...

01:33:34.609 --> 01:33:36.652
‫و تو هم تو تموم فیلم‌های دیگه
‫ادامه‌ش دادی...

01:33:36.819 --> 01:33:40.489
‫این بود که تو فیلم‌های اکشن با کسی
‫که باهاش تمرین کردی، مبارزه کن

01:33:40.656 --> 01:33:43.242
‫و همه با زمانبندی‌ت آشنا میشن، می‌دونی؟

01:33:43.409 --> 01:33:47.288
‫اونا می‌دونن که من چقد کند هستم،
‫پس می‌تونن بینش کارایی انجام بدن

01:33:47.496 --> 01:33:48.914
‫- بیخیال ریوز
‫- خودشون جبران می‌کنن

01:33:49.123 --> 01:33:50.583
‫تو فکر می‌کنی همه همین کارو می‌کنن.

01:33:50.916 --> 01:33:52.543
‫- نمی‌دونم چرا فیلم‌ها این کارو نمی‌کنن
‫- نمی‌کنن

01:33:55.755 --> 01:33:57.298
‫- کات
‫- کات

01:33:57.673 --> 01:33:58.466
‫کیانو، می‌دونی،
‫اون یه آدم کمال‌گراست

01:33:58.507 --> 01:33:59.800
‫افتضاح بودم

01:33:59.967 --> 01:34:01.761
‫و خیلی به خودش سخت‌گیری می‌کنه

01:34:01.969 --> 01:34:03.137
‫مطمئناً بزرگترین فیلم‌های اکشنش
‫به جز جان ویک...

01:34:03.387 --> 01:34:05.431
‫ماتریکس و واچوفسکی بودن

01:34:05.556 --> 01:34:08.100
‫می‌دونی، هیچوقت هیچی کافی نیست

01:34:08.267 --> 01:34:10.436
‫حتی اگه عالی هم باشه
‫ده بار دیگه فیلم‌برداریش می‌کنیم

01:34:10.603 --> 01:34:12.438
‫تا مطمئن بشیم که بی‌نقصِ بی‌نقصه،
‫باید فوق العاده بی‌نقص باشه

01:34:12.605 --> 01:34:14.565
‫فوق‌العاده بی‌نقص

01:34:14.774 --> 01:34:16.651
‫- این یه کلمه‌ی ریونزیه «فوق‌العاده بی‌نقص»
‫- آره، این...

01:34:16.817 --> 01:34:19.028
‫- این‌جاست که مکرراً از «فاک» استفاده می‌کنیم
‫- آره

01:34:19.195 --> 01:34:22.073
‫همه‌ی اینا رو به خودت میگی
‫که خیلی هم تحسین‌برانگیزه.

01:34:24.450 --> 01:34:26.577
‫فاک، لعنتی

01:34:26.744 --> 01:34:28.954
‫- کات، دوباره می‌گیریم
‫- فاک

01:34:29.163 --> 01:34:30.956
‫نمی‌تونم این قفل لعنتی رو باز کنم

01:34:31.165 --> 01:34:34.502
‫قفل لعنتی! لعنتی، فاکینگ،
‫قفل تخمی، فاک

01:34:34.669 --> 01:34:37.630
‫لعنتی، گندش بزنن

01:34:37.797 --> 01:34:39.757
‫ریدم توش، لعنتی، فاک، فاک

01:34:39.965 --> 01:34:43.052
‫گندش بزنن، تقصیر من بود، فاک

01:34:43.219 --> 01:34:45.471
‫خیلی‌خب، حالا بذار همینو بریم

01:34:45.638 --> 01:34:46.555
‫فاک

01:34:48.933 --> 01:34:49.809
‫لعنتی

01:34:51.936 --> 01:34:53.020
‫

01:34:53.187 --> 01:34:54.146
‫

01:34:54.355 --> 01:34:56.816
‫

01:35:02.196 --> 01:35:04.740
‫ریدم توش، خرابش کردم، لعنتی

01:35:04.865 --> 01:35:05.866
‫کات

01:35:06.117 --> 01:35:07.159
‫- گرفتی؟
‫- فاک

01:35:07.284 --> 01:35:09.286
‫- آره
‫- فاک

01:35:09.453 --> 01:35:10.287
‫دوباره بریم

01:35:10.454 --> 01:35:14.291
‫پس «فاک‌ها» از اینجا میان

01:35:14.458 --> 01:35:17.420
‫اولاً، می‌خوای کار رو درست انجام بدی.
‫می‌خوای درستش کنی.

01:35:17.628 --> 01:35:20.923
‫و همچنین وقتی بهش فکر می‌کنم،
‫اینجوریه که...

01:35:24.260 --> 01:35:28.305
‫وقتی باید از سیم استفاده کنی،
‫یا وارد یک سکانس اکشن میشی...

01:35:28.472 --> 01:35:31.559
‫در اصل یه فنر داری.

01:35:31.726 --> 01:35:34.729
‫می‌دونی، یه کِششه که منتظره
‫تا آزاد شه

01:35:34.895 --> 01:35:38.357
‫و فکر می‌کنم فاک گفتن‌ها
‫یه راهی هستن برای اینکه...

01:35:38.524 --> 01:35:41.944
‫- مثل یه فریادن
‫- آره، مثل فریاده، فاک گفتن

01:35:42.069 --> 01:35:44.196
‫مثل فاک گفتن

01:35:44.613 --> 01:35:47.867
‫بعد می‌تونی دوباره فشار رو بالا ببری
‫و بگی: باشه، بذار دوباره امتحان کنیم

01:35:47.908 --> 01:35:50.536
‫سه، دو، یک، حرکت

01:35:52.413 --> 01:35:53.789
‫آره

01:35:56.500 --> 01:36:00.087
‫کیانو ریوز همواره یکی از
‫مهربون‌ترین، سخت‌کوش‌ترین،

01:36:00.296 --> 01:36:05.176
‫ملایم‌ترین و سخاوتمندترین افرادی بوده که من
‫داخل یا بیرون از این صنعت باهاش ملاقات کردم.

01:36:05.342 --> 01:36:08.220
‫اما وقتی وارد کار میشه
‫و همه‌چیو جدی می‌گیره

01:36:08.387 --> 01:36:10.765
‫واقعا همه‌چیو جدی می‌گیره
‫و باید برای این آماده باشی

01:36:10.931 --> 01:36:12.391
‫اون می‌دونه داره چیکار می‌کنه

01:36:12.683 --> 01:36:14.935
‫و وقتی می‌گیرتت تا پرتاب
‫یا چرخشی انجام بدی...

01:36:14.977 --> 01:36:17.062
‫مثل یه گیره میشه.

01:36:17.271 --> 01:36:21.317
‫و اگه اینستاگرامم رو ببینی،
‫یه عکس کوچیک می‌بینی

01:36:21.484 --> 01:36:23.986
‫دستام کاملا مثل...
‫چی؟

01:36:24.153 --> 01:36:27.114
‫اما من بهشون افتخار می‌کنم،
‫خودم بدست‌شون آوردم، می‌دونی؟

01:36:27.323 --> 01:36:30.326
‫جان‌ویک، چاد و کیانو
‫هم اینجا و هم همه‌جا هستن

01:36:36.749 --> 01:36:40.211
‫نمی‌تونم بهتون بگم چند بار توی صحنه‌های
‫جان ویک گوشیم رو برداشتم...

01:36:40.377 --> 01:36:44.215
‫و از بدلکاری‌ها و صحنه‌های مبارزه‌ای
‫که داشت اتفاق می‌افتاد، فیلم گرفتم.

01:36:44.381 --> 01:36:48.219
‫دلیل خاصی نداشته، فقط واسه اینکه
‫بگم: نگاه کنید، اینا واقعاً انجام شده.

01:36:51.305 --> 01:36:53.432
‫می‌دونید، من کیانو و بدلکارهاش رو دیدم

01:36:53.599 --> 01:36:56.811
‫که توی این فیلم‌ها آسیب‌های
‫فیزیکیِ شدیدی می‌بینن

01:37:14.662 --> 01:37:17.957
‫فرصتِ دوبرابر کردن کیانو
‫یه تجربه‌ی غیرواقعی بود

01:37:18.165 --> 01:37:21.836
‫رابطه‌ش با چاد که توی فیلم ماتریکس
‫بدلکارش بود...

01:37:22.002 --> 01:37:24.046
‫زندگی منو تغییر داد

01:37:24.255 --> 01:37:28.425
‫و وقتی چاد مشعل رو به من داد
‫یه افتخار خیلی بزرگ بود

01:37:28.551 --> 01:37:32.805
‫فقط این که بتونم کیانو رو ملاقات کنم
‫و این دوستی رو بسازم.

01:37:34.640 --> 01:37:38.018
‫خب، اونا هم دارن شخصیت رو
‫بازی می‌کنن، می‌دونید؟

01:37:41.105 --> 01:37:46.610
‫و دارن کارایی انجام میدن
‫که ممکنه آسیب ببینن

01:37:47.570 --> 01:37:49.196
‫آسیبِ جدی.

01:37:51.365 --> 01:37:53.284
‫نمی‌دونم چند بار به جکسون
‫ماشین برخورد کرده

01:37:57.204 --> 01:37:59.999
‫یعنی اگه کسی حساب کرده باشه
‫حداقل ۲۰ بار خورده

01:38:01.375 --> 01:38:03.252
‫و این، توی نسخه‌ی ویرایش شده‌ست

01:38:09.967 --> 01:38:11.510
‫و بعد همه‌ی سقوط های که انجام داد...

01:38:11.677 --> 01:38:12.887
‫...یک، برو

01:38:15.723 --> 01:38:16.891
‫تصادف، ضربه خوردن

01:38:18.934 --> 01:38:22.146
‫تصادف‌های که می‌گفت:
‫اوه نه، چی شده؟

01:38:25.107 --> 01:38:28.402
‫و بعد رقص‌هایی که اون می‌تونست
‫انجام بده ولی من نه

01:38:28.569 --> 01:38:29.904
‫می‌دونی، فقط از لحاظ فیزیکی بود

01:38:33.115 --> 01:38:35.451
‫همچنین مهارت، حرکت...

01:38:35.659 --> 01:38:39.121
‫طوری که حرکت می‌کرد،
‫طوری که به شخصیت توجه می‌کرد

01:38:39.288 --> 01:38:40.664
‫توجه‌ش به من توی نقش.

01:38:40.789 --> 01:38:42.750
‫و این کار استعداد می‌خواد

01:38:43.208 --> 01:38:45.586
‫این‌طوری نیست که محافظ بذاری
‫و ماشین بهت برخورد کنه

01:38:45.628 --> 01:38:47.296
‫می‌دونی، اون داره جان‌ویک رو بازی می‌کنه

01:38:47.713 --> 01:38:49.256
‫و باید حرکت هم بکنه،
‫بالاخره شما میخواین یه‌کم بیشتر حسش کنید.

01:38:50.716 --> 01:38:53.552
‫بنابراین، من فکر می‌کنم که شما تو هنر
‫به هم پیوسته و به هم متصلید

01:38:53.719 --> 01:38:56.055
‫و از نظر فیزیکی هم بهم متصلید

01:39:04.647 --> 01:39:07.566
‫ما همه‌مون یه‌جورایی آزار طلب‌ایم

01:39:07.733 --> 01:39:10.694
‫اینجوریه که طرف میگه: درد داره، اما
‫ممنونم آقا، یه بار دیگه انجام بدم؟

01:39:12.696 --> 01:39:17.910
‫بزرگترین درد جسمیِ من از سقوط
‫از ارتفای بلند توی جان ویک ۳ بود

01:39:24.208 --> 01:39:28.545
‫و فکر کنم از ارتفای سه متر و نیمی
‫رو یه سایبون کوچولو سقوط کردم

01:39:28.712 --> 01:39:30.673
‫که لکسان بود،
‫یه‌جور پلاستیکه در واقعه

01:39:30.881 --> 01:39:33.801
‫سُر خوردم و قرار بود
‫پام رو روی لبه بگیرم

01:39:33.968 --> 01:39:37.346
‫و مثل یه جنازه روی زمین
‫غلت بزنم

01:39:37.513 --> 01:39:41.141
‫هی چرخ بخورم تا اینکه روی پشتم فرود بیام،
‫نصفم رو باشه، نصفم بیرون از نردبونِ فرار

01:39:41.308 --> 01:39:43.102
‫قرار بود از هم بپاشه
‫و من بیوفتم پایین

01:39:47.856 --> 01:39:48.941
‫- می‌خوای...
‫- آره، آره قربان

01:39:49.108 --> 01:39:49.984
‫خیلی‌خب

01:39:53.404 --> 01:39:55.239
‫خب، همه‌چیو تست کردیم

01:39:55.406 --> 01:39:59.827
‫ولی هیچ وقت تست نکردیم که لباس من روی
‫لکسانی که ازش سر می‌خورم، خوب عمل کنه یا نه

01:39:59.994 --> 01:40:03.872
‫فقط لباس تمرینی
‫یا همچین چیزی پوشیده بودم

01:40:04.039 --> 01:40:08.252
‫و برق ساکن از لباس باعث کاهش اصطکاک میشه

01:40:11.171 --> 01:40:13.966
‫پس گمونم وقتی سقوط کردم
‫سریع سر خوردم

01:40:14.133 --> 01:40:17.177
‫تا وقتی که فهمیدم واقعا کجام

01:40:17.386 --> 01:40:19.888
‫پام از جایی که قرار بود گیر کنه
‫رد کرده بود

01:40:20.055 --> 01:40:23.600
‫و لگنم به لبه خورد

01:40:23.809 --> 01:40:27.229
‫این‌ور اون‌ور سر می‌خوردم و داشت میشد
‫مثل فیلم «محبوب میلیون دلاری»

01:40:27.396 --> 01:40:32.067
‫خوشبختانه خودمو گرفتم
‫و تقریبا روی پشتِ سرم فرود اومدم

01:40:33.986 --> 01:40:35.612
‫نردبونِ فرار خراب نشد

01:40:35.779 --> 01:40:38.198
‫که اگه خراب شده بود، من میوفتادم
‫و فیلمبرداری ادامه پیدا می‌کرد

01:40:38.365 --> 01:40:40.367
‫و داخل یه جعبه گیر می‌کردم.

01:40:43.579 --> 01:40:45.914
‫اولین چیزی که به ذهنم رسید
‫این بود که «پات رو تکون بده»

01:40:47.374 --> 01:40:49.668
‫پام تکون خورد و یهو گفتم:
‫وای خدایا شکرت...

01:40:49.877 --> 01:40:52.129
‫دیگری رو امتحان کنیم، بعدیش دوباره
‫گفتم: خیلی‌خب، عالیه!

01:40:54.465 --> 01:40:56.717
‫اینطوری بود که متوجه شدم
‫ظاهر خوبی تو ویدئو نهایی نداره

01:40:56.884 --> 01:40:59.386
‫یه نفر گفت چاد اون‌موقع گفته: گندش بزنن!

01:40:59.553 --> 01:41:00.929
‫بیام کمکت یا خودت می‌تونی بیایی پایین؟

01:41:01.138 --> 01:41:02.598
‫- خودم میام پایین
‫- باشه

01:41:03.640 --> 01:41:05.184
‫سه، دو، یک
‫بپر!

01:41:07.227 --> 01:41:09.521
‫من پایین رو نگاه می‌کردم
‫و چاد هم دستاش تو جیبش بود

01:41:11.231 --> 01:41:14.068
‫گفت: چطور بود؟
‫منم گفتم: گَند زدم

01:41:14.943 --> 01:41:16.779
‫خیلی افتضاح بود

01:41:16.945 --> 01:41:19.156
‫- خوبی؟
‫- آره

01:41:19.615 --> 01:41:21.867
‫پرسیدم: دوباره بریم؟
‫اونم گفت: می‌خوام برید

01:41:21.909 --> 01:41:24.286
‫دوباره پرسید: می‌تونی یا نه؟
‫منم گفتم: آره، اما اگه میخوایم دوباره بریم...

01:41:24.453 --> 01:41:26.038
‫باید همین الان بریم

01:41:26.205 --> 01:41:28.791
‫چون حس می‌کنم توی ۱۰ دقیقه...

01:41:28.999 --> 01:41:32.503
‫قراره مثل بتمن بشم،
‫آخه نه رو سرم فرود اومده بودم.

01:41:32.669 --> 01:41:35.589
‫اون گفت: خیلی‌خب، بیاید ببینم
‫واسه درست کردنش چی لازمه

01:41:35.798 --> 01:41:39.009
‫و بعد راه بیوفتم،
‫و خوشحالم که حالت خوبه.

01:41:39.176 --> 01:41:42.304
‫چرا انقد سُر بود؟
‫لامصب عین صابون بود

01:41:42.471 --> 01:41:45.182
‫پس رفتم و دوباره امتحانش کردم

01:41:45.349 --> 01:41:50.104
‫اینم یه اثباتِ دیگه
‫از بی‌باکیِ ما.

01:41:50.270 --> 01:41:52.689
‫دیدیم چاد داره مانیتور رو نگاه می‌کنه،
‫بهش گفتم:

01:41:52.856 --> 01:41:54.149
‫خب چطور بود؟
‫اونم گفت:

01:41:55.484 --> 01:41:57.152
‫خب، اولی رو که بیخیالش اصلا

01:41:57.361 --> 01:41:59.321
‫چون یه جوریه انگار همین جوری
‫الکی داری می‌میری

01:41:59.488 --> 01:42:01.115
‫و گفتم: خب، آره

01:42:03.784 --> 01:42:08.956
‫خب، می‌دونی، تو داری یه نفرو می‌بینی
‫که داره سلامتیش رو به خطر میندازه

01:42:09.123 --> 01:42:11.208
‫و همچنین می‌دونی که
‫اون این کارو دوس داره

01:42:11.416 --> 01:42:12.334
‫پرشِ خوبی بود

01:42:12.501 --> 01:42:13.961
‫و می‌دونی که...

01:42:14.336 --> 01:42:16.421
‫وقتی که همه‌چی خوب پیش رفته
‫و همه سالم هستن

01:42:16.463 --> 01:42:18.465
‫میگی: دهنشو، آره!

01:42:18.674 --> 01:42:21.093
‫برای من، درست مثل اینه‌که
‫دارید کاراشون رو تحسین می‌کنید

01:42:21.260 --> 01:42:23.011
‫همه‌ی ما لباس رو پوشیدیم

01:42:23.178 --> 01:42:25.180
‫وقتی به عنوان بدلکار
‫وارد این صنعت میشی...

01:42:25.347 --> 01:42:27.432
‫اگر به دنبال اعتبار و شُهرت باشی...

01:42:27.641 --> 01:42:29.059
‫جای اشتباهی اومدی.

01:42:29.268 --> 01:42:30.769
‫تو فقط نقش کوچیکی رو ایفا می‌کنی،
‫فقط...

01:42:30.936 --> 01:42:34.606
‫یه گمنامی هستی که
‫بقیه ازت لذت می‌برن

01:42:34.773 --> 01:42:37.568
‫و می‌دونی، خب می‌تونی با بهترین‌های
‫هالیوود کار کنی

01:42:37.734 --> 01:42:39.862
‫و می‌تونی تبدیل به یه نینجا بشی

01:42:40.070 --> 01:42:42.239
‫هیچکس نمی‌دونه کی هستی
‫اما همچنان می‌تونی تو سینما باشی

01:42:42.447 --> 01:42:44.158
‫و بگی: آره، من اینم.

01:42:44.324 --> 01:42:46.535
‫می‌تونی بعضی از بهترین صحنه‌های
‫هالیوود رو به نمایش بذاری

01:42:46.827 --> 01:42:50.747
‫مطمئنم بیشتر از هر کسِ دیگه‌ای
‫تو سری فیلم‌های جان‌ویک، مُردم

01:42:53.542 --> 01:42:57.004
‫تو جان‌ویک ۲، توی تونل‌ها
‫شات‌گان بهم شلیک می‌کنه

01:43:00.716 --> 01:43:02.926
‫اما تو جان‌ویک ۳، هالی می‌کُشتم

01:43:05.721 --> 01:43:08.140
‫نقش نگهبان‌های داخل قاره
‫رو بازی کردم

01:43:10.809 --> 01:43:12.519
‫دوبار تو صحنه‌ی کلاب می‌میرم

01:43:14.771 --> 01:43:16.607
‫یه بار تو خودِ خونه

01:43:16.773 --> 01:43:18.692
‫دو بار هم تو اتاق آیینه‌ها

01:43:18.901 --> 01:43:21.236
‫چندبار توی تونل

01:43:21.403 --> 01:43:22.654
‫احتمالا ۴ بار توی تونل

01:43:26.241 --> 01:43:28.619
‫همچنین بدلِ مایکل نیکویست هم بودم،
‫پس فکر می‌کنم اونجا هم مُردم

01:43:31.163 --> 01:43:34.208
‫تو یه صحنه‌ی مبارزه تو جان‌ویک یک،
‫کیانو منو خفه می‌کنه

01:43:35.959 --> 01:43:40.214
‫بعدش تو سری دو، یه سکانسِ بزرگ
‫تو لینکلن اسکوئر فیلم‌برداری کردیم، فکر کنم،

01:43:40.380 --> 01:43:42.674
‫ولی هیچوقت واردِ فیلم نشد

01:43:42.883 --> 01:43:46.470
‫تو جان‌ویک 3، من همون کسی‌ام
‫که با کیانو زیر آب درگیر میشم...

01:43:46.637 --> 01:43:48.055
‫تو حالت آهسته.

01:43:48.222 --> 01:43:50.682
‫بعد کیانو از آب میاد بیرون
‫و مغزمو متلاشی می‌کنه

01:43:50.849 --> 01:43:53.518
‫تو پاساژهای تریدر جوز، یه پسر بچه‌ی
‫جوون بود که منو دید و گفت:

01:43:53.727 --> 01:43:56.021
‫تو توی یه فیلم بودی،
‫دیدمش، دیدمش

01:43:56.230 --> 01:43:58.523
‫گفتم: آره، من توی چند تا فیلم
‫مثل جان ویک بودم

01:43:58.732 --> 01:44:00.525
‫گفت: توی جان‌ویک بودی؟
‫گفتم: آره. بعد اونم گفت: باحاله!

01:44:00.692 --> 01:44:03.320
‫بعدش روز بعدی که رفتم
‫از دور داد زد گفت:

01:44:03.528 --> 01:44:06.198
‫هی، هی
‫این همون پسرست که تو اسپیدو گای ـه

01:44:17.668 --> 01:44:18.669
‫چک، دوباره چک

01:44:20.963 --> 01:44:22.130
‫کات

01:44:24.758 --> 01:44:26.885
‫سری ۳ واقعا سخت بود
‫چون ما همه‌چیزو فیلمبرداری کردیم

01:44:27.052 --> 01:44:30.180
‫به‌جز بخش‌های مراکش
‫اونم بخاطر وضع آب و هوا

01:44:30.389 --> 01:44:34.726
‫هالی دنده‌ش شکسته بود
‫و برای بهبودیش به زمان نیاز داشت

01:44:34.893 --> 01:44:37.229
‫پس یه بازه زمانی داشتیم که
‫فیلم رو تدوین کنیم

01:44:37.396 --> 01:44:38.772
‫ولی هنوز به وسط فیلم
‫نرسیده بودیم

01:44:38.981 --> 01:44:40.232
‫هنوز نمی‌تونستیم درستش کنیم

01:44:40.607 --> 01:44:42.859
‫پول کافی برای انجام اون بخش
‫رو نداشتیم

01:44:44.820 --> 01:44:49.074
‫بعدش رسیدیم به مراکش،
‫مراکش واقعا افتضاح بود

01:44:49.241 --> 01:44:52.119
‫یعنی، کلا از همه نظر

01:44:52.286 --> 01:44:54.538
‫قرار بود یه جا فیلمبرداری کنیم
‫و آخرش رسیدیم شهر صویره

01:44:54.705 --> 01:44:57.291
‫هیچ مجوزی نتونستیم بگیریم

01:44:57.457 --> 01:45:01.753
‫و بعدش، سگ‌ها رو داشتیم، که مجبور بودیم
‫ از آمریکا با خودمون ببریمشون

01:45:01.920 --> 01:45:03.922
‫پنج‌تا سگ بودن. رسیدیم اونجا
‫و یکی از سگ‌ها همکاری نمی‌کرد...

01:45:04.006 --> 01:45:05.299
‫چون اصلا مراکش رو دوس نداشت.

01:45:05.799 --> 01:45:08.302
‫اونجا یه روستایی بود برای ماهیگیری

01:45:08.343 --> 01:45:10.220
‫و ماهی‌های مُرده
‫همه‌جا پخش شده بودن

01:45:10.429 --> 01:45:12.055
‫و مسلما گربه‌های ولگرد هم
‫همه‌جا پلاس بودن

01:45:12.222 --> 01:45:14.599
‫گربه‌های لعنتی همه‌جا
‫پخش شده بودن

01:45:14.808 --> 01:45:16.768
‫سانتانا، اینجا رو

01:45:16.935 --> 01:45:18.687
‫سانتانا، اینجا
‫هی

01:45:18.854 --> 01:45:21.982
‫برای اینکه سگ‌ها رو متمرکز کنیم
‫و نزاریم گربه‌ها رو بکشن...

01:45:22.149 --> 01:45:25.110
‫یه هتلِ گربه‌ای کنارِ صحنه ساختیم

01:45:25.319 --> 01:45:27.279
‫یعنی واقعا وضعیت دیوونه‌کننده‌ای بود

01:45:27.362 --> 01:45:29.573
‫لعنتی!

01:45:30.073 --> 01:45:34.036
‫وقتی کارمون تموم میشه، همه یه حس مشترک
‫دارن که میگن: «این دیگه آخریشه»

01:45:34.077 --> 01:45:36.913
‫میگن: ریدم توش! این دیگه آخریش بود،
‫به‌ویژه کیانو

01:45:37.122 --> 01:45:39.916
‫آخر هر سری از جان‌ویک که میشه، همه میگیم:
‫دیگه هیچوقت سری جدید ازش نمی‌سازیم

01:45:40.083 --> 01:45:42.085
‫چون دیگه از نفس می‌افتیم
‫و از هم متنفر میشیم

01:45:42.294 --> 01:45:44.212
‫و کیانو دیگه نصف جونش می‌مونه

01:45:44.379 --> 01:45:46.381
‫به نیمه‌ی فیلم که میرسیم، کیانو میگه:
‫وقتی این فیلم تموم شه...

01:45:46.548 --> 01:45:49.217
‫اغراق نمی‌کنم ها ولی میگه:
‫می‌خوام سر از تنم جدا کنم.

01:45:49.426 --> 01:45:51.762
‫می‌خوام ببینم اون مرد سرمو
‫تو دستش نگه داشته

01:45:51.928 --> 01:45:55.223
‫منم میگم: اولا، خدا نکنه
‫دوما، خوشحالم که تلاشتو کردی...

01:45:55.390 --> 01:45:56.600
‫چون دیگه هیچوقت نمی‌تونی برگردی.

01:45:56.808 --> 01:45:59.561
‫بعد از سری سوم،
‫گفتیم: خیلی‌خب...

01:45:59.728 --> 01:46:01.229
‫- همین کافیه دیگه
‫- خوبه

01:46:01.438 --> 01:46:02.814
‫انجامش دادیم، حله دیگه

01:46:02.981 --> 01:46:04.858
‫و یهو فکری تو سرم میاد که
‫دوباره میگم:

01:46:05.067 --> 01:46:07.069
‫انگار نسخه‌ی ژاپنی‌مون رو
‫انجام ندادیم

01:46:07.277 --> 01:46:09.863
‫نسخه‌ی سامورایی رو انجام ندادیم،
‫هنوز خیلی چیزا مونده.

01:46:10.030 --> 01:46:14.159
‫یادم میاد که کنارت نشسته بودم و گفتم:
‫خب، این دفعه یه دلیل خوب دارم

01:46:14.326 --> 01:46:15.660
‫و تو واقعا حس کردی که
‫هنوز خیلی از کارامون مونده

01:46:15.827 --> 01:46:17.120
‫آره

01:46:21.958 --> 01:46:24.419
‫به‌نظرت آماده‌ای یه چرخش ۱۸۰ درجه‌ای
‫با یه دست بزنی؟

01:46:24.586 --> 01:46:26.713
‫- آره
‫- با دست راستت؟

01:46:28.590 --> 01:46:29.966
‫- بزنیم
‫- بزنیم

01:46:30.133 --> 01:46:31.635
‫الان می‌خوای اسلحه رو داشته باشی
‫یا توی حرکت بعدی؟

01:46:31.802 --> 01:46:33.261
‫- تو حرکت بعدی
‫- حله، گرفتم

01:46:42.145 --> 01:46:44.398
‫به ما گفتن تو جان‌ویک سه
‫صحنه‌های اکشن خیلی زیاده

01:46:44.564 --> 01:46:46.316
‫- پس مجبور بودیم کمش کنیم
‫- نه!

01:46:46.525 --> 01:46:49.361
‫پسر، پس یعنی تو سری ۴ بهشون
‫نشون دادیم؟

01:46:57.953 --> 01:47:00.205
‫چیزی که تو قسمت 4 سخت بود
‫این بود که تو نیویورک نبودیم

01:47:00.372 --> 01:47:02.791
‫پس دی‌ان‌ایِ فیلم کلا تغییر کرد.

01:47:03.041 --> 01:47:06.128
‫در واقع، یهویی داشتیم نسخه‌ی بین المللیِ
‫جان‌ویک رو می‌ساختیم

01:47:06.253 --> 01:47:08.839
‫و خب یه‌خورده سخت بود
‫تا بتونیم خودمون رو پیدا کنیم

01:47:09.047 --> 01:47:10.424
‫ما دونی‌ین رو داشتیم...

01:47:13.343 --> 01:47:16.304
‫که عالی بود واقعا،
‫اما یه ستاره‌ی دیگه هم تو صحنه داشتیم.

01:47:18.390 --> 01:47:21.226
‫ما به نوعی از پشت سر شروع کردیم،
‫خیلی پول خرج کردیم

01:47:21.393 --> 01:47:25.397
‫فیلم بعد از اون بیماریِ جهانگیر اومد،
‫بعد ماسک و اون چرندیات

01:47:25.564 --> 01:47:26.898
‫یه فیلم کت و کلفت بود

01:47:30.152 --> 01:47:31.820
‫و تقریباً صد روز طول کشید

01:47:31.987 --> 01:47:33.447
‫می‌دونی، وقتی به قسمت اول فکر می‌کنی،
‫خب اون حدود ۴۰‌ روز بود

01:47:33.613 --> 01:47:35.157
‫آخ، لگنم

01:47:35.365 --> 01:47:37.409
‫وقتی یه فیلم رو تو ۴۰ یا ۵۰ روز
‫جمع کنی...

01:47:37.576 --> 01:47:39.077
‫پدرِ اون بازیگرا رو درمیاری واقعا.

01:47:39.244 --> 01:47:41.538
‫وقتی تو روز ۹۲ـم هستی
‫باید مراقب باشی

01:47:41.705 --> 01:47:43.081
‫- کات
‫- لعنتی

01:47:43.540 --> 01:47:46.585
‫چرا نمی‌تونیم این پرتاب مزخرف
‫رو درست انجام بدم؟

01:47:46.626 --> 01:47:48.545
‫هیچوقت آسون نشدن
‫حتی تو جان‌ویک چهار

01:47:48.712 --> 01:47:50.547
‫می‌دونی، الان دیگه بودجه‌مون
‫بالای صد میلیون دلاره

01:47:50.714 --> 01:47:54.468
‫چون داریم تلاش می‌کنیم ۱۲۰ میلیون‌مون
‫رو شبیه ۲۰۰ میلیون نشون بدیم

01:47:58.221 --> 01:48:00.098
‫ما همون تیم اصلیِ خودمون رو نداشتیم

01:48:00.265 --> 01:48:02.559
‫همون تیمی که تو سه‌تا فیلم قبلی
‫باهامون بود.

01:48:02.767 --> 01:48:04.186
‫و حسش فرق داشت

01:48:04.603 --> 01:48:05.562
‫یهویی، مقرمون شده بود برلین

01:48:05.604 --> 01:48:07.481
‫تیم‌های مختلفی هم داشتیم

01:48:07.647 --> 01:48:11.860
‫واسه همینم هماهنگ شدن
‫واقعاً سخت بود

01:48:12.027 --> 01:48:13.528
‫اون یه ماشین دیگه‌ست؟

01:48:13.695 --> 01:48:15.989
‫نه، این‌طوریه که...
‫خب، اون ماشین رو...

01:48:16.156 --> 01:48:18.992
‫ماشین رو میزنه اما خودش نمی‌دونه
‫ماشین رو زده و می‌خوره زمین؟

01:48:19.201 --> 01:48:22.579
‫آره و پشت اون ماشین
‫بروس از چاله میاد بیرون.

01:48:22.787 --> 01:48:25.290
‫چاد گفت: می‌خوام بیایی تو جان‌ویک چهار

01:48:25.457 --> 01:48:29.002
‫گفتم: عالیه! یعنی کل تیم
‫دوباره جمع میشن

01:48:29.169 --> 01:48:33.131
‫نه، جکسون نه،
‫اون رفته که بدل‌کار و طراح مبارزه بشه

01:48:33.298 --> 01:48:35.133
‫جوجو هم سرِ کارهای خودشه

01:48:37.636 --> 01:48:42.349
‫برای همین زیر ذره‌بین چاد بودم،
‫بدون اینکه داداش‌های بزرگتر مراقبم باشن

01:48:42.516 --> 01:48:44.392
‫عالی بود

01:48:44.643 --> 01:48:48.146
‫چاد گفت: نوبت توئه، خراب نکنی ها

01:48:48.271 --> 01:48:51.358
‫به‌جای مسدود کردن، شلیک کن
‫و منم شلیک می‌کنم و اون میگه: من شلیک می‌کنم

01:48:51.525 --> 01:48:53.902
‫خیلی...
‫خیلی بچه گونه به‌نظر می‌اومد

01:48:54.069 --> 01:48:56.571
‫دانی یه ماجرای جدا بود برای خودش

01:48:58.573 --> 01:49:00.617
‫چون آدم کمال‌گراییه

01:49:01.117 --> 01:49:04.538
‫طراحی مبارزه‌ی معمولی رو تحویل می‌گرفت
‫و روش‌های مخصوص خودشو روش اجرا می‌کرد

01:49:04.579 --> 01:49:07.415
‫کلی حرکات عجیب غریب بهش اضافه می‌کرد
‫که باید براشون آماده می‌بودیم

01:49:07.624 --> 01:49:10.168
‫این...
‫این هیچ تکنیکی نداره.

01:49:10.335 --> 01:49:12.963
‫باید یه‌ذره تکنیک فیلیپینی، مثل کالی
‫بهش اضافه کنیم

01:49:13.129 --> 01:49:16.007
‫پاپ، پاپ، پاپ. می‌دونی چیه؟
‫همون تکنیک رو استفاده کنیم

01:49:16.174 --> 01:49:20.136
‫فشار رومون زیاد بود
‫اما اون بهترین‌ها رو می‌خواست

01:49:25.684 --> 01:49:27.561
‫- کات
‫- فوق‌العاده بود لعنتی

01:49:27.727 --> 01:49:29.729
‫چاد هم دقیقا همین‌طوریه

01:49:29.896 --> 01:49:31.982
‫چاد فقط بهترین‌ها رو می‌خواد

01:49:32.148 --> 01:49:34.568
‫چاد همیشه میگه: تموم تلاش خودتو‌ نکن،
‫تلاش منم بکن

01:49:37.946 --> 01:49:41.199
‫یه چیزی رو بگم: چون چاد وسط کار
‫خیلی چیزا رو عوض می‌کنه...

01:49:41.366 --> 01:49:45.829
‫سکانس نانچاک تقریباً پلان‌به‌پلان همون
‫پیش‌تصویریه که اول طراحی کردیم

01:49:45.996 --> 01:49:47.205
‫و خب این چیزیه که واقعاً
‫بهش افتخار می‌کنم

01:49:53.211 --> 01:49:54.963
‫خوبه،
‫کات، کات

01:49:55.422 --> 01:49:57.465
‫کیانو سر صحنه‌ی نانچاک
‫خیلی استرس داشت

01:49:57.549 --> 01:50:01.136
‫چون اولین چیزی که با شنیدن نانچاک
‫به ذهن میرسه، بروس لیه

01:50:01.177 --> 01:50:04.222
‫نانچاک همیشه از اون ایده‌هاست
‫که عالی به‌نظر میرسه...

01:50:04.389 --> 01:50:07.642
‫تا وقتی که مثل ما بفهمی
‫که چقد زحمت داره.

01:50:07.809 --> 01:50:10.270
‫اون زمان نانچاک نرم و فومی نبود

01:50:10.437 --> 01:50:11.896
‫- نوع نرمش رو نداشتن
‫- چوبی بود

01:50:12.105 --> 01:50:14.232
‫- آره، آره، کاملاً چوب بود
‫- آره، چوب خالص

01:50:14.399 --> 01:50:17.819
‫وقتی من و تایگر تمرینش می‌کردیم
‫واقعا تاوان داشت

01:50:18.028 --> 01:50:19.112
‫عواقب داشت

01:50:19.154 --> 01:50:20.572
‫تو بیشتر مواقع.

01:50:21.156 --> 01:50:22.991
‫تو جان‌ویک ۴، کلی تاوان دادیم

01:50:23.033 --> 01:50:25.201
‫نانچاک واقعی رو که برمی‌داشتم
‫می‌گفتم: اوه، نه

01:50:25.368 --> 01:50:27.412
‫نه، نه

01:50:27.579 --> 01:50:29.998
‫واقعاً هرکس نانچاک واقعی رو برمی‌داشت
‫ده ثانیه بعد

01:50:30.165 --> 01:50:31.791
‫مینداختش زمین و می‌گفت:
‫گندش بزنن

01:50:33.043 --> 01:50:34.169
‫حرکت

01:50:45.680 --> 01:50:48.141
‫احتمالا مجبور بودیم اون مبارزه رو
‫تو نصف روز بگیریم

01:50:48.350 --> 01:50:50.060
‫دستت اشتباهی بود، ریوز

01:50:50.226 --> 01:50:52.729
‫ولی کیانو یه عفونت گوش وحشتناک داشت
‫هیچی نمی‌شنید

01:50:52.937 --> 01:50:54.689
‫می‌دونم حالش اصلا خوب نبود

01:50:54.856 --> 01:50:56.274
‫گندش بزنن

01:50:56.441 --> 01:50:57.609
‫فکر کنم، ضبط کردنش...

01:50:57.776 --> 01:50:59.194
‫یه روز کامل
‫یا حداقل یه روز و نیم طول کشید

01:50:59.402 --> 01:51:02.280
‫ولی خب اون هیچ وقت کم نیاورد

01:51:02.447 --> 01:51:04.658
‫چرا من دارم این کارو می‌کنم، داداش؟

01:51:05.075 --> 01:51:08.787
‫کیانو تو کل فیلم جان‌ویک چهار
‫انگار آنفولانزا داشت

01:51:08.828 --> 01:51:12.540
‫و اینکه با اون حال کار می‌کرد
‫واقعاً تحسین‌برانگیز بود

01:51:12.707 --> 01:51:14.626
‫چون ما فیلم‌برداری رو شروع کرده بودیم

01:51:14.709 --> 01:51:16.211
‫وسطِ چندتا مبارزه‌ی دیگه بود

01:51:16.586 --> 01:51:18.963
‫ولی تو مواقع بیکاری
‫که جلو دوربین نبود...

01:51:19.005 --> 01:51:20.507
‫داشت تمرین نانچاک می‌کرد.

01:51:20.840 --> 01:51:22.592
‫بهش می‌گفتیم: مریضی! استراحت کن

01:51:22.717 --> 01:51:25.512
‫اونم می‌گفت: نه استراحت نداریم،
‫قراره چند روز دیگه نانچاک ضبط کنیم

01:51:25.679 --> 01:51:28.139
‫اون محافظ داشت واقعا؟
‫ما که پیداش نکردیم

01:51:28.306 --> 01:51:29.891
‫آماده
‫حرکت

01:51:34.020 --> 01:51:36.189
‫خیلی از صحنه‌های جان ویک
‫مثل نامه‌های عاشقانه‌ان

01:51:36.398 --> 01:51:38.233
‫مثل فیلم‌های اکشنِ کم‌خرجی
‫که باهاشون بزرگ شدیم

01:51:38.441 --> 01:51:40.985
‫مثلاً مارک داکاسکوس تو جان‌ویک ۳ بود

01:51:41.152 --> 01:51:43.613
‫دنیلز تو قسمت دوم بود،
‫دنیل برنهارت...

01:51:43.822 --> 01:51:46.491
‫یایان و سسپ هم از فیلم یورش
‫اومده بودن

01:51:46.658 --> 01:51:48.493
‫منظورم اینه، می‌بینی تو قسمت چهار
‫چه بازیگرای داریم!

01:51:48.660 --> 01:51:50.203
‫یکی از مشکلات این بود
‫که ما هنوز فیلمنامه رو نداشتیم

01:51:50.412 --> 01:51:52.455
‫ولی می‌دونستیم اسکات ادکینز
‫قراره لباس آدم چاقا رو بپوشه

01:51:52.664 --> 01:51:54.582
‫چاد، من می‌خوام تو جان‌ویک چهار باشم

01:51:54.791 --> 01:51:56.334
‫- آره
‫- اون تماس تلفنی...

01:51:56.501 --> 01:51:58.253
‫مرسی از این فرصت!
‫واقعا ممنونم!

01:51:58.420 --> 01:51:59.671
‫اون تماس تلفنی رو یادمه...

01:51:59.879 --> 01:52:01.673
‫ولی دیگه نمی‌خوام هیچ فیلمی
‫باهات بسازم

01:52:01.798 --> 01:52:04.926
‫رک بگم، دیگه بسمه

01:52:05.093 --> 01:52:07.178
‫هیچی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کرد
‫که زنگ بزنم به مارکو زارور...

01:52:07.345 --> 01:52:10.014
‫که قبل از همکاری‌مون اصلا نمی‌شناختمش
‫و بهش بگم:

01:52:10.181 --> 01:52:12.559
‫هی داداش، من عاشق فیلم‌هاتم
‫و اونم گفت: شوخی می‌کنی؟

01:52:12.726 --> 01:52:14.894
‫منم گفتم: نه به‌خدا همیشه نگاه می‌کنیم،
‫عالی ان

01:52:15.061 --> 01:52:16.813
‫من مارک داکاسکوس رو کشتم

01:52:17.063 --> 01:52:18.773
‫اسکات ادکینز رو هم کشتم.
‫و حالا نوبت مارکو زاروره.

01:52:20.775 --> 01:52:23.111
‫کی مونده دیگه؟
‫سینتیا راثراک؟

01:52:23.153 --> 01:52:26.322
‫شامیر وقتی وارد میشی
‫یه ثانیه مکث کن

01:52:26.489 --> 01:52:28.158
‫- تا اون بتونه نگاهش رو تنظیم کنه
‫- خوبه

01:52:28.324 --> 01:52:29.743
‫مکث، هزار و یک،
‫برو

01:52:29.909 --> 01:52:31.161
‫- این اولیشه
‫- خوبه

01:52:31.327 --> 01:52:33.788
‫باید صبر کنم تا ببینمش
‫بعد جاخالی بدم؟

01:52:33.955 --> 01:52:36.916
‫فکر کنم می‌تونی همزمان انجامش بدی.
‫شامیر تا هزار می‌شمره.

01:52:37.083 --> 01:52:39.085
‫- اگه همزمان با زدن بتونی نگاه بکنی...
‫- حله

01:52:39.252 --> 01:52:40.628
‫می‌خوری بهش و اون میگه:
‫اه، لعنتی!

01:52:40.795 --> 01:52:42.881
‫خیلی‌خب،
‫یه نفر بگه «حرکت»

01:52:43.089 --> 01:52:45.133
‫آماده
‫حرکت

01:52:45.341 --> 01:52:47.302
‫بوم، برگرد
‫بوم

01:52:47.469 --> 01:52:48.386
‫بنگ

01:52:48.553 --> 01:52:49.637
‫بنگ

01:52:49.846 --> 01:52:53.433
‫بنگ، اسلحه رو بنداز،
‫بکش، بنگ، بنگ

01:52:56.561 --> 01:52:59.230
‫عالی بود!
‫یه قهرمانِ اکشنِ واقعی

01:53:09.199 --> 01:53:12.076
‫ما ایده‌ی فیلمبرداری از بالا رو دادیم،
‫چیزی که اینجا می‌بینید...

01:53:12.243 --> 01:53:14.245
‫- چرا همه‌ش میگی «ما» ؟
‫- خب، ما یعنی تیم‌مون، یعنی همه‌مون

01:53:14.412 --> 01:53:16.414
‫یعنی، خب ایده‌ش از خودم بود
‫فکر خودم بود

01:53:16.581 --> 01:53:18.458
‫منظورت چیه؟
‫این یکی از اولین موارد بود

01:53:18.625 --> 01:53:21.669
‫یکی از اون ایده‌ها بود
‫که از اول باهامون بود

01:53:21.878 --> 01:53:23.546
‫- دوئل، فیلمبرداری از بالا
‫- دقیقا

01:53:23.755 --> 01:53:26.591
‫اسب بیشتر،
‫اونم تو لیست بود

01:53:26.758 --> 01:53:29.219
‫- پس همه‌ی اینا رو ما پیشنهاد دادیم.
‫- چرا؟ این «ما» از کجا اومد دیگه؟

01:53:29.385 --> 01:53:30.678
‫خب...
‫می‌تونی دروغ بگی؟

01:53:30.887 --> 01:53:32.931
‫- تو! تو!
‫- نه، نه

01:53:33.139 --> 01:53:35.183
‫- خودت بودی
‫- کسی نمی‌فهمه، چون فیلمبرداری از بالا...

01:53:35.391 --> 01:53:38.311
‫نه هیچ‌کس نگفت: من فیلمبرداری از بالا
‫تو جان ویک ۴ می‌خوام

01:53:38.353 --> 01:53:40.230
‫ما فقط می‌خواستیم یه صحنه رو...

01:53:40.814 --> 01:53:42.565
‫چاد می‌گفت که: این منم، و این فکریه
‫که تو سرمه

01:53:42.607 --> 01:53:44.901
‫خیلی‌خب، پس این کارگردان دیوونه
‫این ایده رو داد

01:53:45.068 --> 01:53:47.612
‫- مرسی
‫- بچه که بودم تبلت جادویی داشتم

01:53:47.779 --> 01:53:50.323
‫واسه همینم همه‌چیو تو دنیای
‫اون تبلت جادویی می‌دیدم

01:53:50.490 --> 01:53:54.494
‫همیشه از این بدم می‌اومد که تو
‫فیلم‌های اکشن، همه‌چی رو با تدوین...

01:53:54.661 --> 01:53:56.204
‫یا با زاویه‌ی دوربین،
‫قایم می‌کنن.

01:53:56.621 --> 01:53:58.289
‫چون تو همیشه که کیانو ریوز رو نداری

01:53:58.331 --> 01:53:59.791
‫نمی‌تونی ۶ ماه تمرین کنی

01:54:00.166 --> 01:54:01.835
‫بهترین گروه بدلکارِ دنیا رو که نداری

01:54:02.043 --> 01:54:04.003
‫واسه همین باید سیم قایم کنی،
‫پرده سبز قایم کنی

01:54:04.045 --> 01:54:05.880
‫بدلکار قایم کنی،
‫و قایم کاری پشت قایم کاری

01:54:05.964 --> 01:54:09.634
‫ولی اگه مجبور نبودی هیچی رو
‫قایم کنی چی میشد؟

01:54:09.801 --> 01:54:11.886
‫می‌خواستیم بگیم:
‫هی اینو ببینید بچه‌ها

01:54:12.095 --> 01:54:14.472
‫کیانو ریوز رو ببینید که همه‌ی این کارها رو
‫خودش انجام میده، بعد میریم رو نمای بالا

01:54:14.597 --> 01:54:16.307
‫و بعد می‌تونید همه‌ی دشمن‌ها رو
‫پشت دیوار ببینید

01:54:16.474 --> 01:54:19.435
‫یعنی در واقع یه‌جورایی مخاطب
‫زودتر از شخصیت اصلی...

01:54:19.602 --> 01:54:21.271
‫متوجه میشه که دشمنا دارن میان.

01:54:21.354 --> 01:54:22.605
‫یه جورایی مثل همون تبلت جادوییه

01:54:22.981 --> 01:54:24.899
‫ولی به‌نظرم هیچوقت نشده بود که...

01:54:24.983 --> 01:54:27.485
‫ما ایده‌ای بدیم و کسی مخالفت نکنه،
‫چون خیلی‌ها نمی‌دیدنش

01:54:27.652 --> 01:54:31.573
‫پس، بی اینکه چیزی به کسی بگیم
‫شروع کردیم به ساخت دکور

01:54:31.781 --> 01:54:33.533
‫یعنی داشتیم پول خرج می‌کردیم در واقع

01:54:33.700 --> 01:54:35.952
‫وقتی بالاخره جواب منفی اومد

01:54:36.160 --> 01:54:38.162
‫ما تقریباً سه چهارمِ دکور رو
‫ساخته بودیم

01:54:38.371 --> 01:54:43.251
‫پس منطقی بود که بگیم:
‫حالا که ساختیمش، باید ضبط کنیم

01:54:43.418 --> 01:54:45.003
‫اما فقط دو روز وقت دارین

01:54:45.253 --> 01:54:47.547
‫تو به هیچ‌وجه از استدیو دستور
‫نمی‌گیری

01:54:47.672 --> 01:54:49.549
‫اما سعی می‌کنی یه راه میانه
‫پیدا کنی

01:54:49.716 --> 01:54:52.176
‫کسی که باید بین خلاقیت و مسائل مالی...

01:54:52.343 --> 01:54:56.306
‫و همچنین بین استودیو و چاد زندگی کنه
‫خب واقعا سخته براش

01:54:56.472 --> 01:55:01.436
‫اون هیچوقت «نه» رو به‌عنوان جواب قبول
‫نمی‌کنه و زیبایی و جادو از دل همین درمیاد

01:55:01.603 --> 01:55:04.564
‫ولی خب، این‌جوری کلا موهات سفید میشه

01:55:07.358 --> 01:55:09.569
‫فکر می‌کنم همه‌چی گواهِ اینه، نه؟

01:55:09.777 --> 01:55:11.195
‫قسمت اول خیلی خوب بود

01:55:11.404 --> 01:55:13.197
‫امیدوارم قسمت دوم بهتر باشه،
‫قسمت سوم بهتر تر

01:55:13.406 --> 01:55:15.825
‫و قسمت چهارم... من از همه بیشتر
‫به اون افتخار می‌کنم...

01:55:16.034 --> 01:55:20.079
‫چون از نظر قاب‌بندی، ترکیب‌بندی و عمق میدان دید،
‫بیشتر از همه حال‌وهوای یه انیمه رو داره

01:55:20.246 --> 01:55:22.332
‫چاد همیشه خیلی آگاه بود که...

01:55:22.540 --> 01:55:26.586
‫جان‌ویک یه فرنچایزه که
‫لبریز از حس‌وحاله

01:55:26.753 --> 01:55:32.717
‫و اون حس سرجیو لئونه‌ای که انگار میگه:
‫عجله نکن، توی صحنه قدم بزن،

01:55:32.884 --> 01:55:34.594
‫با شخصیت همراه شو

01:55:34.761 --> 01:55:38.765
‫چاد واقعا اصرار داشت
‫که زیاد وارد جزییات نشیم

01:55:38.932 --> 01:55:40.934
‫می‌خواست تا جایی که میشه
‫تصویر باز باشه،

01:55:41.100 --> 01:55:43.436
‫و از نمای متحرک، نمای جرثقیلی
‫و دوربین پایدارنما استفاده کنیم

01:55:43.645 --> 01:55:46.105
‫ما سعی می‌کردیم دوربین رو
‫تا حد ممکن حرکت بدیم

01:55:46.272 --> 01:55:50.193
‫که همه‌چی حماسی‌تر
‫و کلاسیک‌تر بشه.

01:55:50.360 --> 01:55:52.528
‫و خب حتی تو اولین گفتگوها هم...

01:55:52.695 --> 01:55:53.947
‫همیشه مطمئن می‌شدیم که...

01:55:54.238 --> 01:55:56.824
‫این صحنه حس مهم بودن داره؟
‫آیا خاصه؟

01:55:56.908 --> 01:56:01.204
‫آیا تصویری که داریم ارائه میدیم
‫ارزش مکث کردن روش رو داره؟

01:56:05.416 --> 01:56:06.584
‫عالیه

01:56:06.751 --> 01:56:07.961
‫قلب مقدس

01:56:08.920 --> 01:56:10.838
‫صحنه‌ی پایانی جان‌ویک

01:56:13.257 --> 01:56:14.634
‫اینجاست که همه‌چی
‫اتفاق می‌افته؟

01:56:14.842 --> 01:56:15.760
‫دوئل

01:56:15.927 --> 01:56:17.762
‫باید باحال دربیاد

01:56:17.929 --> 01:56:19.389
‫اگه فقط بتونیم بفهمیم چجوری
‫نورپردازیش کنیم، چطوری فیلم‌برداریش کنیم

01:56:19.555 --> 01:56:21.474
‫چطوری اجراش کنیم
‫و چطوری تدوینش کنیم

01:56:21.683 --> 01:56:24.435
‫و چطور براش موسیقی بذاریم
‫که واقعا باحال باشه و کارمون ردیف باشه

01:56:27.146 --> 01:56:30.984
‫مخصوصا برای اینکه... قراره تا ۳۴ دقیقه دیگه
‫فیلمبرداری رو شروع کنیم

01:56:31.901 --> 01:56:33.569
‫این‌طور شروع می‌کنیم

01:56:42.161 --> 01:56:44.998
‫بعد از قسمت سوم،
‫سوال این بود که «چرا؟»

01:56:45.164 --> 01:56:48.835
‫و من می‌گفتم دلیلش اینه‌که
‫اون باید بمیره

01:56:49.002 --> 01:56:50.420
‫و گمونم به محض اینکه این حرفو زدم...

01:56:50.712 --> 01:56:53.047
‫- تو، تو گفتی...
‫- نه، من گفتم: من پایه‌ام

01:56:53.131 --> 01:56:54.882
‫وقتی اینو بگی،
‫ دیگه نقطه‌ی پایانه، آره؟

01:56:55.049 --> 01:56:56.592
‫- و بعدش فقط باید بفهمی «چطور»
‫- آره، چطور؟

01:56:56.759 --> 01:56:58.761
‫اگه قراره بمیره، باید کاری کنیم
‫که حسابی تأثیرگذار باشه.

01:57:00.555 --> 01:57:02.890
‫فکر کنم اون سخت‌ترین بخش ماجرا بود،
‫درسته؟

01:57:03.057 --> 01:57:06.477
‫چون از همون اول تصمیم داشتیم
‫که دوئل داشته باشیم

01:57:06.644 --> 01:57:08.896
‫موقعیت‌تون رو بگیرید آقایون

01:57:09.188 --> 01:57:11.524
‫بعدش گفتی: باشه،
‫ولی باید معنی داشته باشه

01:57:11.607 --> 01:57:14.110
‫- آره
‫- دوئل من این بود که: آره اون برنده میشه

01:57:14.277 --> 01:57:16.529
‫و تو گفتی: اوه صبر کن صبر کن
‫اون باید ببازه

01:57:16.738 --> 01:57:18.823
‫ولی در عین حال برنده میشه
‫و به چیزی که می‌خواد میرسه

01:57:18.990 --> 01:57:20.533
‫خب، چطور می‌تونیم از این زندگی
‫نجاتش بدیم؟

01:57:20.742 --> 01:57:23.077
‫چطور می‌تونیم از شر همه‌چی
‫خلاص شیم؟

01:57:23.244 --> 01:57:27.874
‫و اونجا بود که داستان گذشته‌ی شخصیتِ دانی
‫رو طراحی کردیم،

01:57:28.041 --> 01:57:29.125
‫- که یه دختریو نجات میده
‫- آره

01:57:29.333 --> 01:57:30.793
‫و شخصیت هیرویوکی،

01:57:30.960 --> 01:57:32.879
‫که دخترش اونو نجات میده

01:57:33.046 --> 01:57:35.715
‫پس تو یه دوست رو از دست میدی،
‫و اون دوست باید توی دوئل باهات بجنگه

01:57:35.882 --> 01:57:37.759
‫چون اولش قرار بود
‫مارکی باهات دوئل کنه

01:57:37.967 --> 01:57:39.844
‫- آره، درسته
‫ـ یه کم طول کشید

01:57:40.011 --> 01:57:43.014
‫مثل یه ساعت بود، باید مکانیزمش رو
‫درست تنظیم می‌کردیم

01:57:43.222 --> 01:57:45.683
‫- چطور زمان‌بندی جان‌ویک رو تعریف کنیم؟
‫- آره، درسته

01:57:49.437 --> 01:57:52.106
‫چاد همیشه درباره‌ی این حرف میزنه
‫که عاشق مفهوم دوست و دشمنه

01:57:52.315 --> 01:57:54.108
‫تو همه‌ی قسمت‌ها هست،
‫مخصوصا تو جان‌ویک ۴، درسته؟

01:57:54.275 --> 01:57:56.069
‫مثل رابطه‌ی کین و ویک

01:57:56.235 --> 01:57:58.654
‫و این ایده که می‌تونی برادرت رو
‫دوس داشته باشی،

01:57:58.821 --> 01:57:59.906
‫و در عین حال بخوای بکشیش.

01:58:00.073 --> 01:58:01.407
‫دلم برات تنگ شده، جان

01:58:04.077 --> 01:58:06.079
‫چه حس خوبی داره
‫که کنار یه دوست بشینی

01:58:07.663 --> 01:58:10.583
‫من عاشق مفهوم ژاپنیِ رازها
‫و زمزمه‌های پنهانم،

01:58:10.792 --> 01:58:13.377
‫یعنی فقط یه جنگجو می‌تونه یه جنگجوی دیگه
‫رو بشناسه، فقط یه سرباز...

01:58:13.544 --> 01:58:16.380
‫یعنی باید با طرف توی میدون جنگ
‫بوده باشی تا واقعاً بشناسیش

01:58:16.589 --> 01:58:18.800
‫و خب اون نما این بود که
‫دو نفر نشستن اونجا

01:58:19.008 --> 01:58:21.094
‫و می‌دونن که فردا باید در مقابل همدیگه
‫قرار بگیرن و فکر کنم فیلمبرداریش...

01:58:21.260 --> 01:58:23.304
‫- داخل یه کلیسا بود
‫- داخل کلیسا بود

01:58:24.597 --> 01:58:26.099
‫ما نفرین شدیم

01:58:28.017 --> 01:58:29.268
‫من و تو

01:58:30.812 --> 01:58:32.730
‫تو این یکی
‫باهات موافقم

01:58:32.939 --> 01:58:34.357
‫کاری که ما تو جان‌ویک سعی کردیم
‫انجام بدیم...

01:58:34.524 --> 01:58:37.110
‫اینه‌که جان‌ویک رو با همه‌ی شخصیت‌های فیلم
‫مرتبط کنیم

01:58:37.276 --> 01:58:39.737
‫که همیشه یه رابطه‌ای وجود داشته باشه
‫و هیچکس بی اهمیت نباشه

01:58:39.904 --> 01:58:43.533
‫و فکر می‌کنم واسه همینه که جان
‫با اینکه یه آدمکشه، ولی بازم انقد محبوبه

01:58:43.699 --> 01:58:45.952
‫خب حتی اون ردیاب هم که تازه
‫باهاش آشنا شده ازش خوشش میاد

01:58:46.119 --> 01:58:48.955
‫چون ما اون کلیشه‌های «آدم خوب/آدم بد»
‫رو نداریم

01:58:49.122 --> 01:58:52.041
‫و می‌تونیم با همچین روابطی بازی کنیم

01:58:52.250 --> 01:58:55.294
‫مثلا دانی و اون احتمالاً
‫یه زمانی بهترین دوستای هم بودن

01:58:55.461 --> 01:58:58.339
‫تو زندگی بعدی می‌بینمت، برادر

01:58:58.506 --> 01:59:00.883
‫هیرویوکی بهترین دوستشه،
‫ولی جان اونو تو خطر میندازه

01:59:01.050 --> 01:59:02.635
‫هیرویوکی باز هم پشتش درمیاد

01:59:02.927 --> 01:59:05.847
‫رفاقت وقتی بی دردسر باشه
‫ارزشی نداره

01:59:05.930 --> 01:59:09.016
‫سرکار داشتن با دوستی، وابستگی و وفاداری
‫یه امتیاز واقعیه

01:59:09.225 --> 01:59:10.476
‫شلیک

01:59:15.940 --> 01:59:19.193
‫تو جان‌ویک ۱ رو طوری شروع کردی
‫که جان‌ویک میوفته به پهلو

01:59:19.360 --> 01:59:20.653
‫آره

01:59:20.862 --> 01:59:22.029
‫و حالا هم همونه

01:59:24.657 --> 01:59:25.992
‫اون به آرامش میرسه

01:59:32.123 --> 01:59:33.624
‫می‌خوایم تکنیک فوکوس رو
‫اجرا کنیم

01:59:33.791 --> 01:59:35.543
‫ازتون می‌خوام به سنگ قبر نگاه کنید

01:59:35.751 --> 01:59:38.004
‫وقتی گفتم لورنس، فوکوس میره سمت تو
‫و بعد برمی‌گردی

01:59:38.171 --> 01:59:39.130
‫- و بعدش من برمی‌گردم
‫- دقیقا

01:59:39.297 --> 01:59:41.757
‫خیلی خوبه

01:59:41.924 --> 01:59:43.885
‫این آخرین...
‫آخرین پلان نیست.

01:59:44.093 --> 01:59:46.804
‫داری آخرین پلان فیلم رو می‌سازی

01:59:46.971 --> 01:59:49.140
‫فکر کنم.
‫البته شایدم نظرم عوض شه.

01:59:49.265 --> 01:59:50.433
‫احتمالا فردا

01:59:50.892 --> 01:59:53.186
‫یا الان.
‫همین الان نظرم عوض شد.

01:59:53.227 --> 01:59:55.021
‫پس این آخرین پلان نیست؟

01:59:56.272 --> 01:59:57.523
‫چرا؟
‫کی می‌خواد بدونه؟

01:59:59.192 --> 02:00:01.360
‫مگه یه پلانِ اضافه
‫چقد هزینه داره؟

02:00:03.905 --> 02:00:06.449
‫ما هنوزم داریم درمورد جان‌ویک
‫و دنیای جان‌ویک صحبت می‌کنیم

02:00:06.657 --> 02:00:09.118
‫اینکه واقعاً جان ویک ۵ ساخته بشه یا نه،
‫نمی‌دونم.

02:00:09.327 --> 02:00:11.662
‫فکر می‌کنی اون الان کجاست؟
‫بهشته یا جهنم؟

02:00:14.415 --> 02:00:16.000
‫کی می‌دونه؟

02:00:16.375 --> 02:00:18.711
‫من فکر می‌کنم این فیلم‌ها
‫خیلی فراتر از واقعیت بودن

02:00:18.753 --> 02:00:20.671
‫و خب ما نشون دادیم که...

02:00:20.838 --> 02:00:23.633
‫آدما می‌تونن از هر چیز دیوونه‌واری
‫جون سالم به در ببرن

02:00:23.799 --> 02:00:25.509
‫پس می‌تونه هرچیزی باشه
‫که خودمون می‌خوایم

02:00:25.718 --> 02:00:27.762
‫- ما هنوز کلی ایده داریم.
‫- می‌دونم، کلی ایده داریم که...

02:00:27.803 --> 02:00:29.680
‫هنوز عملی‌شون نکردیم، رفیق

02:00:30.264 --> 02:00:34.602
‫یه حس عجیب داره که بعد از یه دهه
‫جان ویک ساختنِ بدون وقفه...

02:00:34.644 --> 02:00:37.188
‫حالا قراره یه وقفه بیوفته
‫و چاد بره یه فیلم دیگه بسازه

02:00:37.355 --> 02:00:39.273
‫خودخواهانه امیدوارم برگرده
‫و بگه:

02:00:39.440 --> 02:00:41.692
‫کارگردانیِ یه فیلم عادی این‌طوریه

02:00:42.068 --> 02:00:44.111
‫دلم می‌خواد برگردم به جان ویک،
‫که هر کاری دلم بخواد بکنم

02:00:44.153 --> 02:00:45.613
‫و کیانو هم هرچی بگم انجام بده.

02:00:45.780 --> 02:00:47.365
‫اگه خلاقانه بخوایم بگیم،
‫حتی اگه...

02:00:47.531 --> 02:00:49.450
‫خب مثلا من و تو
‫هفت دیگه وقت بذاریم

02:00:49.617 --> 02:00:52.370
‫و فکر کنیم که چه کاری رو
‫هنوز انجام ندادیم،

02:00:52.578 --> 02:00:54.705
‫می‌تونیم ایده‌های برای قسمت پنجم
‫دربیاریم.

02:00:54.872 --> 02:00:57.625
‫و این‌جوری میشه که خب...
‫چیزِ بدی از آب درنمیاد در کل.

02:00:57.833 --> 02:00:59.752
‫ویک یعنی درد. فقط نوع دیگه‌ای از درد
‫تو یه روز دیگه

02:00:59.961 --> 02:01:02.046
‫آره، ولی شاید بتونیم یه داستان دیگه
‫تعریف کنیم

02:01:02.213 --> 02:01:03.547
‫و یه غذای دیگه بپزیم

02:01:09.720 --> 02:01:13.349
‫بی صبرانه منتظرم بیینم
‫حرکتِ بعدیِ سینمای اکشن چیه

02:01:13.516 --> 02:01:16.769
‫مثل مُده. تغییر می‌کنه، نسل به نسل فرق می‌کنه.
‫تکامل پیدا می‌کنه.

02:01:16.978 --> 02:01:19.313
‫اینکه جزئی از این موج باشی
‫خیلی هیجان‌انگیزه

02:01:19.480 --> 02:01:21.649
‫مردم همیشه کلیپ‌هایی از فیلم‌های مختلف
‫برام می‌فرستن.

02:01:21.941 --> 02:01:24.068
‫«هی، ببین، دارن جان ویک رو تقلید می‌کنن
‫یا دارن ادای گان فو رو درمیارن»

02:01:24.151 --> 02:01:25.653
‫از این چیزا خوشم میاد

02:01:25.820 --> 02:01:26.779
‫وقتی توی فیلمنامه می‌خونی
‫که نوشته:

02:01:26.988 --> 02:01:28.030
‫اکشنِ جان ویکی
‫اتفاق میوفته

02:01:28.197 --> 02:01:29.532
‫یه‌جورایی خنده رو لبت میشینه

02:01:29.699 --> 02:01:31.701
‫با خودت میگی:
‫خب، این خیلی...

02:01:31.909 --> 02:01:33.661
‫حالا شاید به روم نیارم
‫ولی تو دلم میگم: خیلی باحاله.

02:01:33.786 --> 02:01:37.206
‫این الهام‌بخشه چون رقابت‌طلبی چیزیه
‫که ما رو به جلو می‌بره

02:01:37.415 --> 02:01:41.377
‫و اون رقابت، رقابت با چیزاییه که
‫تا حالا ساخته شدن، حتی با خودمون.

02:01:41.544 --> 02:01:45.381
‫تو ذهنم هیچوقت رقابت با چاد نداشتم

02:01:48.050 --> 02:01:49.343
‫فکر نکنم اصلا با کسی
‫رقابت کنم

02:01:49.510 --> 02:01:51.887
‫منظورم اینه، خب اون فقط
‫کار خودشو می‌کنه

02:01:52.054 --> 02:01:53.806
‫اون داره...
‫خب، تو دنیای خودش زندگی می‌کنه

02:01:54.015 --> 02:01:55.516
‫اون جان‌ویک رو می‌سازه
‫عاشقشه

02:01:55.766 --> 02:01:58.936
‫ویک یعنی چادِ کوفتی.
‫چاد و کیانو، خودشون جان ویک‌ان.

02:01:59.103 --> 02:02:01.981
‫با جان ویک زندگی می‌کنن، باهاش می‌میرن.
‫خودشون جان ویکن، می‌فهمی که چی میگم؟

02:02:02.148 --> 02:02:04.775
‫و برای همینه که این فیلم
‫اینقد خوبه، می‌دونی؟

02:02:04.984 --> 02:02:06.319
‫چون ویک یعنی درد

02:02:07.278 --> 02:02:09.572
‫شایدم واقعا ویک یعنی درد

02:02:09.613 --> 02:02:11.657
‫شاید همین اسم خوبی برای مستند باشه

02:02:12.116 --> 02:02:15.786
‫فکر می‌کنم اگه یه چیز از روند ساختِ جان ویک
‫یاد گرفته باشم،

02:02:15.828 --> 02:02:17.538
‫از دیدنِ کیانو و بقیه...

02:02:18.039 --> 02:02:20.750
‫اینه که درد الزاماً چیز بدی نیست،
‫می‌دونی چی میگم؟

02:02:20.791 --> 02:02:25.129
‫درد اغلب نتیجه‌ی انتخاب‌های شجاعانه‌ست

02:02:25.296 --> 02:02:27.214
‫یا اینکه خودتو در معرض خطر قرار بدی
‫و برای پیروزی تلاش کنی

02:02:27.381 --> 02:02:30.051
‫آره، همه‌مون باید رنج بکشیم.
‫باید سخت تمرین کنیم.

02:02:30.259 --> 02:02:33.637
‫ولی برای من، نه واقعاً،
‫من عاشقشم.

02:02:33.846 --> 02:02:35.473
‫چون این کاریه که هر روز
‫دارم انجامش میدم

02:02:35.681 --> 02:02:37.641
‫باید یه‌کم رنج بکشی
‫تا بهتر شی، می‌دونی؟

02:02:37.850 --> 02:02:41.020
‫یعنی بدن‌مون درد بکشه.
‫ذهن‌مون درد بکشه.

02:02:41.812 --> 02:02:42.772
‫و من عاشق اینم

02:02:42.938 --> 02:02:44.732
‫می‌خوایم بهترینشو بسازیم

02:02:45.107 --> 02:02:48.277
‫برای اینکه بهترین باشه،
‫باید هرکاری لازم باشه انجام بدین

02:02:48.319 --> 02:02:51.030
‫بعضی وقتا اذیت می‌کنه،
‫اذیت.

02:02:51.197 --> 02:02:54.075
‫و وقتی تورو اذیت کنه
‫و آدمای دور و برت رو هم اذیت کنه...

02:02:54.283 --> 02:02:56.077
‫شاید آدمایی که بهت نزدیک هستن
‫رو هم اذیت کنه.

02:02:56.410 --> 02:02:58.412
‫ولی جان‌ویک فقط درد نیست
‫بلکه نعمت هم هست

02:02:58.454 --> 02:03:00.831
‫در واقع مثل جادوی سینماست

02:03:00.998 --> 02:03:06.212
‫خب... ما از نظر خلاقیت و مالی
‫یه‌جورایی برنده ایم

02:03:06.379 --> 02:03:10.424
‫و هیچ روزی نیست که با خودم نگم:

02:03:10.633 --> 02:03:12.885
‫«خدایا شکرت که ویک توی زندگی منه»

02:03:13.094 --> 02:03:16.180
‫آیا این درد ارزشش رو داشت؟
‫آره.

02:03:16.347 --> 02:03:17.848
‫فقط اینکه دردِ زیادی داشت

02:03:21.268 --> 02:03:22.686
‫تبریک میگم

02:03:22.895 --> 02:03:23.813
‫عالی بود

02:03:26.857 --> 02:03:28.776
‫عالی بود، مرسی بچه‌ها

02:03:29.318 --> 02:03:31.737
‫این یکی از بهترین هدیه‌های زندگیم بود

02:03:33.739 --> 02:03:35.032
‫دمتون گرم

02:03:35.449 --> 02:03:38.285
‫من یه دهه جان‌ویک داشتم،
‫دهه‌ی ۵۰ زندگیم.

02:03:38.828 --> 02:03:40.538
‫آررره!

02:03:40.955 --> 02:03:44.250
‫نمی‌دونم بتونم یه دهه‌ی دیگه مثل اون
‫داشته باشم یا نه

02:03:46.335 --> 02:03:49.004
‫آره، باید خیلی خیلی
‫خوش‌شانس باشم

02:03:50.589 --> 02:03:52.425
‫اما آره

02:03:54.176 --> 02:03:57.388
‫ویک یعنی درد
‫ویک یعنی شادی

02:03:57.596 --> 02:04:00.850
‫ویک یعنی بقا
‫ویک یعنی تلاش برای آزادی

02:04:01.809 --> 02:04:03.394
‫ویک یعنی سوگ

02:04:04.562 --> 02:04:06.856
‫در برابرِ همه‌چی زنده موندن.

02:04:08.315 --> 02:04:12.486
‫ویک یعنی دوستی
‫یعنی عشق

02:04:13.779 --> 02:04:15.114
‫می‌دونی؟

02:04:15.281 --> 02:04:18.242
‫و خب همه‌ی این مفاهیمِ مهم رو...

02:04:18.409 --> 02:04:22.621
‫توی یه فیلم اکشن، جا دادن.

02:04:23.806 --> 02:04:30.504
[ویک یعنی درد]

02:04:31.630 --> 02:04:35.634
‫و ویک خنده داره،
‫ویک بامزه‌ست

02:04:35.658 --> 02:04:47.658
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:04:47.682 --> 02:04:59.682
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.