﻿WEBVTT

00:00:03.625 --> 00:00:13.625
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:14.083 --> 00:00:18.332
‫یک کپی نیترات از فیلم «تریه ویگن
‫مردی بود در سال ۲۰۰۴ پیدا شد.

00:00:18.375 --> 00:00:23.207
‫بازسازی دیجیتال با استفاده از
‫بخشهایی از یک نگاتیو کپی انجام شد.

00:00:23.250 --> 00:00:27.749
‫میان نویسهای نروژی موجود
‫نیز متعلق به همان دوره هستند.

00:00:27.833 --> 00:00:31.957
‫رنگهای اصلی و تونالیتهی
‫فیلم بازسازی شدهاند.

00:01:19.708 --> 00:01:21.582
‫پرده اول

00:01:21.708 --> 00:01:27.332
‫مردی عجیب و سپیدموی در دورافتاده
‫ترین جزیره ی وحشی زندگی میکرد.

00:01:31.375 --> 00:01:37.082
‫او به هیچ انسانی، نه در خشکی
‫نه در دریا، آزاری نمی رساند. و

00:01:57.208 --> 00:02:02.624
‫اما گاهی اوقات وقتی طوفانها
‫نزدیک میشدند چشمانش برق میزد

00:02:29.208 --> 00:02:34.832
‫اکنون داستان تریه را از آغاز
‫تا پایان برایتان خواهم گفت.

00:02:34.958 --> 00:02:38.082
‫او در خشکی همواره بیقرار بود.

00:02:38.083 --> 00:02:43.957
‫نه؛ زندگی بر روی دریای
‫بزرگ و مواج بسیار بهتر بود!

00:03:42.458 --> 00:03:48.957
‫در پاییز وقتی غازهای خاکستری به سمت جنوب
‫پرواز میکردند مسیرشان با هم تلاقی میکرد.

00:04:03.583 --> 00:04:07.832
‫این حس باری سنگین بر
‫دوش ملوان ما گذاشته بود.

00:04:14.875 --> 00:04:20.832
‫آنها از دنیایی پر از زندگی و شور و هیجان
‫سفر می کردند و زمستانی تاریک پیش رویشان بود.

00:04:29.375 --> 00:04:34.582
‫آنها لنگر انداختند و رفقا، برای
‫خوش گذرانی مرخص شدند.

00:05:00.208 --> 00:05:06.207
‫او در حالی که کنار در خانه اش ایستاده
‫بود، نگاهی حسرت بار به آنها انداخت.

00:05:21.583 --> 00:05:24.749
‫او از پشت پرده های ظریف و
‫سفید دزدکی به داخل نگاهی انداخت.

00:05:32.000 --> 00:05:35.832
‫همسرش آرام نشسته و نخ
‫می ریسید، و کنار پاهایش...

00:05:35.958 --> 00:05:40.457
‫دختری کوچک در گهواره ای
‫خوابیده بود، با گونه هایی گلگون و تپل.

00:06:32.833 --> 00:06:38.832
‫گفته میشود که تریه از
‫آن لحظه به بعد هوشیار شد.

00:07:02.583 --> 00:07:06.957
‫او شادترین آهنگها را با آنای
‫کوچک در آغوشش میخواند...

00:07:06.958 --> 00:07:11.332
‫در حالی که آنا موهای
‫قهوه ای او را میکشید.

00:07:27.333 --> 00:07:32.707
‫زمان به سرعت گذشت و خیلی
‫زود جنگ آغاز شد در سال ۱۸۰۹.

00:09:23.791 --> 00:09:29.707
‫هنوز هم امروزه افسانههایی درباره ی
‫شرایط سخت زندگی مردم آن زمان نقل میشود.

00:10:16.958 --> 00:10:23.540
‫رزم ناوهای انگلیسی هر بندری را در کشور
‫مسدود کرده بودند و قحطی و فقر بیداد میکرد.

00:10:51.166 --> 00:10:55.207
‫فقیران گرسنه بودند و ثروتمندان
‫نیز از بیشتر چیزها محروم

00:11:29.041 --> 00:11:35.040
‫دو بازوی قدرتمند یک مرد توانمند
‫نیز حریف بیماری و مرگ نبودند.

00:11:38.583 --> 00:11:43.707
‫آنگاه تریه یک یا
‫دو روز غمگین بود.

00:11:51.333 --> 00:11:54.207
‫سپس غم را از خود دور کرد.

00:12:23.333 --> 00:12:29.290
‫او به یاد دوستی قدیمی و
‫وفادار افتاد دریای بزرگ و مواج.

00:13:42.958 --> 00:13:48.915
‫او کوچکترین قایق بادبانی (جول) را که
‫پیدا کرد برای سفرش به اسکاگن تجهیز کرد.

00:14:18.166 --> 00:14:24.082
‫. بادبان و دکل را رها کرد، زیرا
‫فکر میکرد کمکی نخواهند کرد.

00:14:53.291 --> 00:14:57.957
‫وقتی باد کمی آرام تر شد، تریه
‫ویگن در قایقی روباز بر فراز دریا...

00:14:57.958 --> 00:15:02.457
‫برای همسر و فرزندش پارو زد!"

00:16:19.208 --> 00:16:23.415
‫عبور از صخره
‫های یوتلند دشوار بود،

00:16:23.458 --> 00:16:28.207
‫اما بدتر از آن محاصره ی انگلیسیها
‫بود. آنها چشمانی چون عقاب داشتند.

00:16:28.231 --> 00:16:48.231

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:19:32.750 --> 00:19:34.582
‫ادامه دارد.

00:19:36.583 --> 00:19:42.332
‫او سالم به فلادستراند رسید و
‫محموله ی گرانبهایش را برداشت.

00:20:13.708 --> 00:20:19.457
‫اکنون توشه نجات در قایقش بود؛ حالا
‫همسر و فرزندش بودند که اهمیت داشتند.

00:20:33.833 --> 00:20:38.040
‫صبح روز چهارم وقتی خورشید
‫طلوع کرد، او خشکی را دید.

00:20:38.041 --> 00:20:40.957
‫او به خانه رسیده بود

00:21:02.708 --> 00:21:06.457
‫آنگاه گویی کلمات
‫در دهانش یخ زدند!

00:22:57.708 --> 00:23:03.665
‫صخره ای در شرق هومبورسوند،
‫که گیسلینگان نامیده میشود.

00:23:24.833 --> 00:23:28.415
‫از قایق ،مقابل افسر
‫فریاد زد: «ایست!»

00:23:28.458 --> 00:23:33.332
‫. او پارویی را با تیغه ی محکم
‫بلند کرد و آن را به کف قایق کوبید.

00:23:41.583 --> 00:23:45.207
‫در آن دوردست، در ساحل سنگی...

00:23:45.291 --> 00:23:50.082
‫همسرم کنار در کلبه نشسته و
‫منتظر نان برای فرزندمان است!»

00:24:32.583 --> 00:24:35.790
‫او شیرجه میزد و شنا
‫میکرد و دوباره شیرجه میزد.

00:25:51.458 --> 00:25:55.165
‫در عمق دو پایی آب،
‫محموله ی گرانبها غرق شد.

00:26:00.958 --> 00:26:04.165
‫آنها او را از دریا بیرون
‫کشیدند و به کشتی بردند.

00:26:30.458 --> 00:26:34.207
‫و او با اشک خریدار یاری آنها
‫بود آنها با لبخند ظلم به او فروختند.

00:27:07.291 --> 00:27:13.207
‫آنگاه تریه ویگن ساکت شد کار تمام شده بود،
‫اکنون او غم خود را برای خودش نگه داشت.

00:27:29.458 --> 00:27:34.582
‫او سالها در زندان بود.
‫گفته میشود تا پنج سال

00:28:08.583 --> 00:28:14.915
‫از رویاهای خانه اش، گردنش
‫خمیده و موهایش سفید گشت،

00:28:36.791 --> 00:28:40.540
‫سپس سال ۱۸۱۴ با صلح فرا رسید.

00:29:14.333 --> 00:29:20.082
‫زندانیان ،نروژی به همراه تریه، با یک
‫ناوچه ی سوئدی به خانه بازگردانده شدند.

00:29:31.041 --> 00:29:35.915
‫در خانه کنار اسکله، او پیاده شد، با
‫همراهی راهنمای دریایی به فرمان پادشاه.

00:30:02.958 --> 00:30:08.582
‫اما تنها عده ی کمی آن مرد موخاکستری را میشناختند،
‫کسی که به عنوان یک ملوان جوان سفر کرده بود.

00:31:05.083 --> 00:31:10.082
‫خانه اش متعلق به غریبهای
‫بود. چه بر سر آن دو آمد؟

00:31:52.166 --> 00:31:56.457
‫«مرد آنها را رها کرد
‫و هیچ کس اهمیتی نداد.

00:31:56.541 --> 00:32:02.040
‫،سرانجام شهرداری قبری مشترک
‫برایشان در زمین فقرا فراهم کرد

00:34:58.416 --> 00:35:00.207
‫ادامه دارد.

00:35:02.750 --> 00:35:08.540
‫سالها گذشت و او در
‫دورافتاده ترین جزیره تنها ماند.

00:35:26.416 --> 00:35:32.665
‫اما گاهی اوقات وقتی امواج بر صخره
‫ها می کوبیدند چشمانش برق میزد.

00:36:37.541 --> 00:36:40.832
‫مردم میگفتند که او
‫دیوانه شده است...

00:36:40.958 --> 00:36:45.707
‫و هیچ کس جرأت نزدیک
‫شدن به تریه ویگن را نداشت

00:36:52.708 --> 00:36:58.707
‫یک شب مهتابی با باد ساحلی
‫راهنمایان دریایی در ساحل جمع شدند.

00:37:14.708 --> 00:37:20.957
‫یک قایق تفریحی انگلیسی با بادبان اصلی و
‫بادبان جلوی پاره شده به سمت ساحل میآمد

00:38:02.541 --> 00:38:06.290
‫کمی آن طرف تر،
‫قایقی تغییر مسیر داد.

00:40:09.708 --> 00:40:13.165
‫او مانند یک غول سکان
‫را به دست گرفت.

00:40:16.166 --> 00:40:19.332
‫من تو را ثروتمندتر از
‫آنچه تصور میکنی خواهم کرد

00:40:19.458 --> 00:40:23.207
‫" اگر ما را از غرش
‫امواج نجات دهی

00:40:28.708 --> 00:40:31.957
‫اما راهنمای دریایی
‫سکان و فرمان را رها کرد.

00:40:58.208 --> 00:41:01.707
‫صورتش رنگ پرید و
‫لبخند بر لبانش آمد...

00:41:01.708 --> 00:41:05.332
‫با لبخندی که سرانجام
‫قدرت می یافت.

00:41:17.708 --> 00:41:23.457
‫به سمت داخل حرکت کرد، و قایق تفریحی
‫باشکوه لرد بر روی صخره ای بلند گیر کرد.

00:41:38.708 --> 00:41:44.957
‫کشتی را ترک کنید! به سمت قایقهای
‫نجات لرد و لیدی من با من بیایید!

00:42:42.708 --> 00:42:48.665
‫او در پناهگاه به سمت قله ی گیسلینگان نگاه
‫کرد و خود را به سمت دماغه کشتی انداخت.

00:43:13.833 --> 00:43:18.040
‫آنگاه او سکان و بند
‫بادبان جلویی را رها کرد

00:43:18.083 --> 00:43:22.082
‫او پارویی را با تیغه محکم
‫چرخاند و آن را به کف قایق کوبید.

00:43:34.416 --> 00:43:38.165
‫او با ناامیدی فریاد
‫زد، "آنا، فرزندم!"

00:43:41.333 --> 00:43:45.082
‫مرد سپیدموی فقط خیره نگاه میکرد.

00:44:44.083 --> 00:44:45.915
‫ادامه دارد.

00:44:45.916 --> 00:44:47.832
‫پرده چهارم

00:45:27.083 --> 00:45:33.582
‫واژگون میشود، غرق
‫میشوند! اما دریا آرام است.

00:45:37.333 --> 00:45:40.957
‫"شما در !امانید یک قایق غرق شده

00:45:40.958 --> 00:45:44.957
‫" با سه گونی جو است
‫که اکنون ما را حمل میکند

00:45:57.083 --> 00:46:03.332
‫او ملوان را که روی عرشه
‫ی ناوچه زانو زده بود، شناخت!

00:46:08.458 --> 00:46:14.207
‫تو با آسودگی در کشتی بزرگت سفر میکردی،
‫در حالی که من قایق پارویی ام را میراندم

00:46:17.208 --> 00:46:20.957
‫من برای خودم تلاش میکردم، تو نان
‫آنها را گرفتی و مرا مسخره کردی ""

00:46:23.833 --> 00:46:28.582
‫اکنون زمان انتقام است.

00:46:42.333 --> 00:46:47.707
‫"عقب نشینی کن ارباب من! یک قدم دیگر،
‫این به قیمت جان همسر و فرزندت تمام میشود "

00:47:16.833 --> 00:47:20.582
‫اما پیشانی تریه به وضوح
‫آرامش درونی او را نشان میداد.

00:47:41.291 --> 00:47:44.790
‫اکنون" تریه ویگن
‫دوباره خودش شده است.

00:47:44.833 --> 00:47:51.832
‫" تا به حال خونم منجمد
‫بود. باید انتقامم را بگیرم

00:47:56.541 --> 00:48:00.582
‫آن سالها در زندان،
‫قلبم را مسموم کرد.

00:48:00.708 --> 00:48:04.957
‫" اما اکنون تمام شد؛ ما
‫دو نفر بی حساب شدیم.

00:49:57.583 --> 00:50:01.957
‫وقتی سپیده دم شد
‫همه نجات یافته بودند.

00:50:02.041 --> 00:50:06.665
‫قایق بادبانی در دورترین نقطه بندر پهلو
‫گرفته بود ارباب و بانوی او نیز از راه رسیدند

00:50:38.666 --> 00:50:44.332
‫نه کسی که بیش از همه
‫ناجی ،بود فرزند کوچک تو بود

00:51:50.333 --> 00:51:54.082
‫قایق بادبانی به سمت
‫هس-نس-سوند حرکت کرد.

00:52:19.958 --> 00:52:23.165
‫آنها پرچم نروژ را برافراشتند.

00:52:47.291 --> 00:52:53.040
‫کنار کلیسای فیاره، قبری دیدم.

00:52:53.083 --> 00:52:58.457
‫او آنجا آرمیده بود، جایی که
‫خورشید و باد به آن میرسید،

00:52:58.458 --> 00:53:02.332
‫و به همین دلیل زمین
‫اینقدر خشک شده بود.

00:53:02.333 --> 00:53:07.332
‫اما گلهای وحشی از میان
‫آنها سر برآورده بودند.

00:53:25.916 --> 00:53:31.999
‫بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.